آخرین اخبار:

مقالات عمومی24 مرداد 1405
کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟

صرافی متمرکز23 مرداد 1405
صرافیها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶ لایه سنجش بازپرداخت صرافیهای کریپتو

ترید22 مرداد 1405
چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشهای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن میکند

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
پشت ظاهر حرفهای صرافیهای ایرانی چه خبر است؟ ۳۰ معیار برای سنجش واقعیت

مقالات عمومی21 مرداد 1405
چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
45 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.86%
نرخ تتر
192,284.63 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

راهنمای جدید استراتژی درباره بیت کوین؛ هشدار درباره احتمال سقوط ۹۳ درصدی
22 شهریور 1405 - 19:00
شرکت استراتژی (Strategy) در راهنمای متنی جدید خود برای سرمایهگذاران بیت کوین هشدار داده که این دارایی در گذشته افتی ۹۳.۱ درصدی را تجربه کرده و سرمایهگذاران باید برای زیانهای سنگین در دورههای کوتاهمدت آماده باشند. این راهنما بیش از آنکه روی بازدهی بیت کوین تمرکز کند، بر مدیریت ریسک، نگهداری دارایی و اندازه مناسب پوزیشن معاملاتی تأکید دارد.
به گزارش میهن بلاکچین، این راهنما که توسط مایکل سیلور (Michael Saylor)، رئیس اجرایی استراتژی، منتشر شده، به بدترین بازده یکساله بیت کوین یعنی منفی ۸۳.۶ درصد نیز اشاره میکند. استراتژی تأکید دارد که حتی پیشبینی درست رشد بلندمدت بیت کوین، لزوماً مانع از زیان سرمایهگذار در بازههای کوتاهتر نمیشود.
راهنمای بیت کوین استراتژی درباره چه چیزی هشدار میدهد؟
افت ۹۳.۱ درصدی بیت کوین در کف سال ۲۰۱۱، شدیدترین سقوط ثبتشده در تاریخ معاملات این دارایی محسوب میشود. استراتژی در این راهنما هشدار داده که سرمایهگذاران ممکن است حتی در صورت درست بودن دیدگاهشان درباره افزایش قیمت بیت کوین، بهدلیل استفاده از اهرم، کاهش ارزش قراردادهای اختیار معامله، ساختار نامناسب سرمایه، ریسکهای شرکتی، مشکلات طرف مقابل، کارمزدهای بالا یا لیکویید شدن اجباری متحمل زیان شوند.
بازدهی و ضرر بلندمدت بیت کوین - منبع: Strategy
جالب اینجاست که سیلور پیشتر نیز سقوطی مشابه را تجربه کرده است. در ۲۰ مارس ۲۰۰۰، پس از آنکه مایکرواستراتژی گزارش درآمد سه سال گذشته خود را اصلاح کرد، قیمت سهام شرکت در یک روز ۶۲ درصد سقوط کرد و از سقف ۳۳۳ دلاری خود فاصله گرفت.
پس از آن، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) سیلور و دو مدیر دیگر شرکت را به تخلف حسابداری متهم کرد. سیلور در نهایت ۸.۲۸ میلیون دلار بابت بازپرداخت منافع و ۳۵۰ هزار دلار جریمه پرداخت کرد، بدون اینکه ارتکاب تخلف را بپذیرد.
چرا این هشدار در شرایط فعلی بحثبرانگیز است؟
استراتژی خود یکی از بزرگترین هولدرهای سازمانی بیت کوین است و بر اساس گزارشهای این شرکت، تا ۷ سپتامبر ۸۴۵,۰۵۰ بیت کوین با میانگین قیمت خرید ۷۵,۴۱۲ دلار در اختیار دارد.
استراتژی همچنین در تاریخ ۳۱ آگوست خرید بیت کوین را پس از ۱۰ هفته توقف از سر گرفت و ۴,۶۰۳ واحد از این ارز دیجیتال را با میانگین قیمت ۸۰,۳۱۸ دلار خریداری کرد، اما این روند تنها یک هفته ادامه داشت.
از سوی دیگر، راهنمای جدید استراتژی در کنار هشدار درباره ریسک بیت کوین، سهام عادی و سهام ممتاز شرکت را نیز بهعنوان گزینههای سرمایهگذاری معرفی میکند؛ در حالی که خود شرکت نیز تصریح کرده که از افزایش قیمت بیت کوین سود میبرد. در نتیجه، استراتژی از یک سو درباره آمادگی برای سقوط شدید بیت کوین هشدار میدهد و از سوی دیگر، بخش بزرگی از سرمایه خود را به رشد این دارایی وابسته کرده است.

گریاسکیل: استخراج زیکش برای ماینرهای کوچک ۴ برابر بهصرفهتر از بیت کوین است!
22 شهریور 1405 - 17:00
بررسی جدید شرکت گریاسکیل ریسرچ (Grayscale Research) نشان میدهد استخراج زیکش در حال حاضر برای ماینرهای انفرادی بازدهی بسیار بیشتری نسبت به استخراج بیت کوین دارد. اگرچه شبکه بیت کوین از نظر درآمد کل فاصله زیادی با زیکش دارد، استخراج ZEC به ازای هر دستگاه و هر واحد برق مصرفی سودآوری بالاتری ایجاد میکند.
به گزارش میهن بلاکچین، درآمد روزانه ماینرهای بیت کوین در مجموع حدود ۳۵ میلیون دلار است، در حالی که این رقم برای ماینرهای زیکش حدود ۲ میلیون دلار برآورد میشود. با این حال، یک دستگاه معمولی استخراج زیکش تقریباً دو برابر یک دستگاه مشابه بیت کوین درآمد روزانه ایجاد میکند و درآمد به ازای هر مگاواتساعت برق نیز در زیکش حدود چهار برابر بیشتر است.
بیت کوین در مقیاس برنده است، زیکش در بهرهوری
به گفته زک پندل (Zach Pandl)، مدیر تحقیقات گریاسکیل، برتری زیکش در سودآوری تا حد زیادی به رشد قیمت ZEC مربوط میشود. قیمت این ارز در تاریخ ۴ سپتامبر برای نخستین بار طی نزدیک به یک دهه از مرز هزار دلار عبور کرد و اکنون حدود ۱,۱۷۷ دلار است؛ رقمی که نزدیک به ۱۵ درصد در یک هفته افزایش یافته.
در همین حال، رشد اخیر قیمت باعث ورود ظرفیت بیشتری به شبکه استخراج زیکش شده به طوری که طبق هشریت، فعالیت استخراج این شبکه از ابتدای سال تاکنون بیش از ۲.۵ برابر افزایش یافته است.
هش ریت زیکش
چرا مقایسه مستقیم دشوار است؟
مقایسه سودآوری استخراج بیت کوین و زیکش ساده نیست، چراکه این دو شبکه از سختافزارهای متفاوتی استفاده میکنند. بیت کوین به دستگاههای ASIC مبتنی بر الگوریتم SHA-256 متکی است، در حالی که زیکش با تجهیزات بهینهشده برای الگوریتم Equihash استخراج میشود؛ بنابراین ماینرها نمیتوانند تجهیزات یک شبکه را بهسادگی به شبکه دیگر منتقل کنند.
از سوی دیگر، ارقام گریاسکیل درآمد استخراج را نشان میدهند، نه سود خالص. هزینه برق، قیمت تجهیزات، خنکسازی و نگهداری میتواند سود نهایی هر ماینر را به شکل قابل توجهی تغییر دهد.
گریاسکیل معتقد است جذابتر شدن اقتصاد استخراج زیکش میتواند به ایجاد یک چرخه تقویتی منجر شود؛ به این معنا که سودآوری بیشتر، توان پردازشی بیشتری را به شبکه جذب میکند و در نتیجه امنیت شبکه و توجه سرمایهگذاران نیز تقویت میشود.
با این حال، شرایط فعلی میتواند تغییر کند. افزایش سختی شبکه، نوسان هزینه برق و تغییرات شدید قیمت ZEC و بیت کوین ممکن است فاصله سودآوری استخراج دو شبکه را در مدت کوتاهی کاهش دهد.

کره شمالی از استعدادهای خارجی برای کمک به نفوذ در شرکتهای آمریکایی استفاده میکند
22 شهریور 1405 - 15:00
کره شمالی (DPRK) برای قبولی در مصاحبههای شغلی به نیروهای فناوری اطلاعات (IT) از کشورهای ثالث روی آورده است و پس از آن، این موقعیتهای شغلی معمولاً توسط عوامل کره شمالی تصاحب میشوند.
به گزارش روز جمعه شبکه NBC، کره شمالی اکنون از کارمندان دورکار کشورهای ثالث، از جمله ایران و لبنان، برای کمک به تلاشهای خود در جهت نفوذ به شرکتهای آمریکایی و کسب درآمد برای تأمین مالی برنامههای تسلیحاتی خود استفاده میکند.
در هشداری که در ماه ژوئیه توسط دولت ایالات متحده و چندین آژانس خارجی صادر شد، آمده است که کارمندان فناوری اطلاعات کره شمالی:
به دنبال انعقاد قراردادهایی با قصد حواله حقوق خود به سازمانهای مادر در کره شمالی هستند. آنها همچنین یک تهدید داخلی برای شرکتها محسوب میشوند و در سرقت و استخراج دادهها، سرقت ارزهای دیجیتال و سرقت اطلاعات حساس نقش دارند.
این گزارش میافزاید که با توجه به اقدامات ایالات متحده و سایر دولتها برای مقابله با این روند، کره شمالی برای گذراندن موفقیتآمیز مصاحبههای شغلی به طور فزایندهای به نیروهای فناوری اطلاعات از کشورهای ثالث روی آورده است. پس از انعقاد قراردادهای کاری، این موقعیتها معمولاً توسط عوامل کره شمالی در اختیار گرفته میشوند.
شبکه NBC گزارش داد که کارگران خارجیِ فناوری اطلاعات در لینکدین (LinkedIn) شناسایی شدهاند و به برخی از آنها دستمزد ماهیانهای معادل ۵۰۰ دلار (به صورت ارز دیجیتال) پیشنهاد شده است تا به صورت پاره وقت به عنوان «همکار مصاحبه» فعالیت کنند.
تاکتیکهای فزاینده و پیچیده کره شمالی ممکن است با موفقیتهایی نیز همراه بوده باشد.
میهن بلاکچینن در ماه مه، با استناد به دادههای شرکت امنیت سایبری کراداسترایک (CrowdStrike) گزارش داد که هکرها و عوامل تهدید وابسته به دولت کره شمالی، مسئول بیش از ۲ میلیارد دلار سرقت در حوزه ارزهای دیجیتال در سال ۲۰۲۵ بودهاند که این رقم نشاندهنده افزایش ۵۱ درصدی نسبت به سال گذشته است.
بانک مرکزی کره جنوبی (Bank of Korea) تخمین میزند که تولید ناخالص داخلی (GDP) کره شمالی در سال ۲۰۲۵ علیرغم تحریمهای جهانی، ۳.۵ درصد افزایش یافته است.

پیشبینی استاندارد چارترد: رشد ۵ برابری قیمت توکن SKY تا سال ۲۰۲۸
22 شهریور 1405 - 13:00
بانک استاندارد چارترد (Standard Chartered) پوشش تحلیلی خود روی توکن SKY (متعلق به پلتفرم Sky) را با هدف قیمتی ۰.۳۲۵ دلار برای پایان سال ۲۰۲۸ آغاز کرده است. بر اساس گزارشی که روز جمعه به اشتراک گذاشته شد، این رقم نشاندهنده یک رشد پنج برابری نسبت به قیمت ۰.۰۶۵ دلاری ذکر شده در این گزارش است.
جف کندریک (Geoff Kendrick)، مدیر بخش تحقیقات داراییهای دیجیتال جهانی در این بانک، پلتفرم دیفای Sky (که پیشتر با نام میکر دائو - MakerDAO شناخته میشد) را به یک بانک فدرال تشبیه کرد؛ چرا که این پلتفرم استیبلکوینها را صادر میکند، یک چارچوب حاکمیتی میسازد و از وامگیرندگان نرخ بهره عمدهفروشی دریافت میکند.
کندریک در گزارش خود نوشت که پلتفرم Sky ارزش را عمدتاً از طریق پاداشهای استیکینگ به دارندگان توکن خود برمیگرداند و بازخرید توکنها (Token buybacks) سهم کمتری در این روند بازگشت ارزش دارند.
پلتفرم Sky در حال حاضر پس از شرکتهای تتر (Tether) و سرکل (Circle)، سومین ناشر بزرگ استیبلکوین در جهان و همچنین بزرگترین ناشر استیبلکوینهای سودآور (yield-bearing stablecoins) به شمار میرود.
کندریک افزود که این پیشبینی به این معناست که توکن SKY تا سال ۲۰۲۸ تقریباً همگام با اتریوم پیش خواهد رفت و عملکردی بهتر از بیتکوین خواهد داشت. بانک استاندارد چارترد پیشبینی میکند که تا پایان سال ۲۰۲۸ قیمت اتریوم به ۱۸,۰۰۰ دلار و بیتکوین به ۳۰۰,۰۰۰ دلار برسد.
بر اساس دادههای پلتفرم دیفایلاما (DeFiLlama)، توکن سودآور پلتفرم اسکای یعنی sUSDS دارای ارزش کل قفل شدهای (TVL) معادل ۴.۵ میلیارد دلار بوده و بازده درصدی سالانه (APY) معادل ۳.۶ درصد را به کاربران ارائه میدهد.

افشای اطلاعات KYC و تراکنشهای بیتکوین مشتریان روولت (Revolut) در یک کلاهبرداری ایمیلی
22 شهریور 1405 - 11:00
روولت روز شنبه به تککرانچ (TechCrunch) گفت که روولت اطلاعات حساس مشتریان را در اختیار یک شخص ثالث غیرمجاز قرار داده است. این شخص ثالث از طریق دامنه ایمیل یک سازمان دولتی معتبر، درخواستهای جعلی برای دریافت سوابق ثبت کرده بود.
به گزارش میهن بلاکچین، یکی از سخنگویان روولت در گفتگو با رسانه The Block این حادثه را یک «کلاهبرداری پیچیده جعل هویت خارجی» توصیف کرد و گفت که این شرکت پس از شناسایی آدرس ایمیل، آن را مسدود کرده است. این سخنگو افزود که سیستمهای روولت و دارایی مشتریان تحت تأثیر قرار نگرفتهاند.
روولت اعلام کرد که تعداد محدودی از مشتریان تحت تأثیر قرار گرفتهاند و شرکت مستقیماً با آنها تماس گرفته است؛ به طوری که برخی از مشتریان دریافت ایمیلهایی در روز جمعه را گزارش کردهاند. این شرکت از اعلام تعداد دقیق افراد آسیبدیده، اینکه آیا این رویداد محدود به یک بازار خاص بوده است و اینکه از دامنه کدام سازمان دولتی استفاده شده است، خودداری کرد.
بر اساس اطلاعیهای که برای مشتریان آسیبدیده ارسال شده است، اطلاعات فاش شده ممکن است شامل نام مشتریان، تاریخ تولد، آدرس پستی و ایمیل، شماره تلفن و کپی مدارک هویتی از جمله پاسپورت و گواهینامه رانندگی باشد. همچنین عکسهای سلفی احراز هویت، صورتحسابهای بانکی و تاریخچه تراکنشها نیز ممکن است لو رفته باشد.
نسخهای از اطلاعیه روولت که توسط مدیرعامل سابق صرافی Mt. Gox، مارک کارپلس (Mark Karpelès) که اعلام کرد خود او نیز در میان افراد آسیبدیده قرار دارد، به صورت عمومی به اشتراک گذاشته شد، نشان میدهد که صورتحسابها، شمارههای شبا (IBAN)، سوابق برداشت و تاریخچه کامل تراکنشها از جمله تراکنشهای بیتکوین، از جمله جزئیاتی بودهاند که احتمالاً در اختیار این شخص ثالث غیرمجاز قرار گرفتهاند.
این سخنگو به The Block گفت که شرکت همچنین این موضوع را به سازمان دولتی مربوطه، مراجع قانونی، مقامات حفاظت از دادهها و نهادهای نظارتی مالی اطلاع داده است.
ZachXBT، کارآگاه آنچِین، این نقض امنیتی را به دنبالکنندگان خود اطلاع داد و گمانهزنی کرد که این حادثه ممکن است کاربران ثروتمند روولت را هدف قرار داده باشد. او نوشت:
با وجود اینکه این حادثه احتمالاً در ابعاد محدودی رخ داده است، اما به نظر میرسد که کاربران ثروتمند را هدف قرار داده باشد.
توسعه عملیات بانکی و ارزهای دیجیتال روولت
این حادثه در حالی رخ میدهد که این شرکت فینتک بریتانیایی به دنبال گسترش عملیات بانکی و ارزهای دیجیتال خود در ایالات متحده و فراتر از آن است.
اوایل این ماه، روولت تأییدیه مشروطی را از دفتر کنترل ارز ایالات متحده برای تأسیس یک بانک ملی در آمریکا دریافت کرد. انتظار میرود بانک پیشنهادی، محصولات بانکی سنتی را در کنار خدمات استیبلکوین (Stablecoin) ارائه دهد؛ روولت پیش از این پس از درخواست مجوز تأسیس بانک جدید در اوایل سال جاری، این برنامهها را شرح داده بود.
روولت همچنین در ماه اوت عرضه EURR، اولین استیبلکوین با پشتوانه یوروی خود را برای مشتریان منتخب در دانمارک، لهستان و پرتغال آغاز کرد. این شرکت در آن زمان اعلام کرد که به ۸۰ میلیون مشتری در سطح جهان خدمات ارائه میدهد و قصد دارد این استیبلکوین را در سراسر منطقه اقتصادی اروپا گسترش دهد.
این شرکت همچنین در حال توسعه Revolut X، پلتفرم معاملاتی مستقل ارزهای دیجیتال خود بوده است. در ماه جولای، روولت این صرافی را به دستیارهای هوش مصنوعی شخص ثالث از جمله Claude و Gemini متصل کرد تا به مشتریان این امکان را بدهد که بازارها را تحلیل کرده و از طریق دستورات به زبان طبیعی معاملات خود را ثبت کنند.
آخرین مورد از مجموعه نشتهای اطلاعات مشتریان
حادثه روولت جدیدترین مورد از زنجیره ادامهدار حوادث امنیت دادههای مشتریان در شرکتهای ارز دیجیتال و فینتکهای مرتبط است.
ماه گذشته، ارائهدهنده کیف پول ارزهای دیجیتال سیفپال (SafePal) اعلام کرد که نقصی در سیستم پیگیری سفارشات باعث افشای نامها، اطلاعات تماس، آدرسهای پستی و جزئیات خرید حدود ۳۹,۷۹۸ مشتری شده است. سیفپال تأکید کرد که کلیدهای خصوصی، عبارات بازیابی (Seed phrases) و دارایی مشتریان تحت تأثیر قرار نگرفتهاند.
هفته گذشته، سازنده کیف پول سختافزاری ترزور (Trezor) اعلام کرد که یک نقض امنیتی در ارائهدهنده خدمات ارسال مرسولات یعنی شیپمانک (ShipMonk) حدود ۶۷,۰۰۰ مشتری دیگر در ایالات متحده را تحت تأثیر قرار داده است که به طور قابلتوجهی دامنه حادثهای را که این شرکت ابتدا در ماه اوت فاش کرده بود، گسترش داد. اطلاعات فاش شده در این مورد نیز شامل نام، ایمیل، شماره تلفن، آدرس پستی و شماره سفارشها بود.
ترزور در این هفته به صورت جداگانه فاش کرد که نفوذ به یک ارائهدهنده خدمات ایمیل شخص ثالث باعث شده تا ایمیلهای فیشینگ از دامنه معتبر این شرکت ارسال شوند؛ این حادثه شباهتهایی به پرونده روولت دارد، چرا که مهاجمان توانستند از یک دامنه قابل اعتماد و معتبر سوءاستفاده کنند.

کریپتوکوانت: بیتکوین برای تایید بازار صعودی جدید باید مقاومت ۸۱,۷۰۰ دلاری را بشکند
22 شهریور 1405 - 09:00
بر اساس گزارش شرکت تحلیل آنچین کریپتوکوانت، چشمانداز بیتکوین همچنان صعودی ارزیابی میشود، اما تایید ورود به یک بازار صعودی جدید مستلزم عبور از سطح مقاومت ۸۱,۷۰۰ دلاری است.
این شرکت تحلیلی در گزارش روز جمعه خود اعلام کرد رالی صعودی ۲۴ درصدی بیتکوین طی دو هفته اخیر متوقف شده است. قیمت در بازه ۷۶,۰۰۰ تا ۸۲,۰۰۰ دلار در نوسان بوده و در حال حاضر در محدوده ۷۷,۰۰۰ دلار معامله میشود.
خولیو مورنو (Julio Moreno)، مدیر بخش تحقیقات کریپتوکوانت، در این گزارش اظهار داشت:
روند همچنان سازنده و مثبت است، اما دیواری از مقاومتها در مسیر آن قرار دارد.
محدوده سطوح مقاومت: از ۷۷,۱۰۰ تا ۸۸,۷۰۰ دلار
مورنو مقاومتی را بین ۷۷,۱۰۰ تا ۸۰,۲۰۰ دلار شناسایی کرده است که هولدرهای بلندمدت طی یک بازه ۳۰ روزه در سال جاری بالغ بر ۵۳۹,۰۰۰ بیتکوین را در آن به فروش رساندند. مورنو این منطقه را «نزدیکترین و سنگینترین مقاومت عرضه آنچین بالاتر از قیمت فعلی» نامیده است.
به گفته مورنو، پس از این محدوده، نخستین سطح مقاومت تکنیکال مهم، میانگین متحرک ۳۶۵ روزه بیتکوین است که در حال حاضر در حدود ۸۱,۷۰۰ دلار قرار دارد.
مورنو خاطرنشان کرد از لحاظ تاریخی، بازارهای صعودی بیتکوین زمانی «بهطور رسمی» آغاز شدهاند که قیمت توانسته است بالاتر از این میانگین بسته شود. به باور او، یک جهش قاطع و بستهشدن بالای این عدد میتواند تاییدکننده آغاز یک روند صعودی جدید باشد؛ در غیر این صورت، بیتکوین ممکن است همچنان به حرکت نوسانی در یک کانال خنثی (Range) ادامه دهد.
سطح مقاومت بعدی بر اساس باند ۳ برابری مِتکالف (3x Metcalfe band) شرکت کریپتوکوانت، رقم ۸۳,۶۰۰ دلار است. این مدل ارزش بیتکوین را بر مبنای فعالیت شبکه، از جمله تعداد آدرسهای فعال، برآورد میکند.
مورنو اشاره کرد که این باندها در چرخههای قبلی نیز سطوح بسیار مهمی را مشخص کردهاند. برای مثال، هنگامی که بیتکوین در اکتبر ۲۰۲۵ به اوج تاریخی ۱۲۶,۰۰۰ دلار رسید، باند ۳ برابری روی سطح ۱۳۸,۰۰۰ دلار قرار داشت؛ همچنین زمانی که قیمت در دسامبر ۲۰۲۴ برای نخستینبار به ۱۰۰,۰۰۰ دلار دست یافت، باند ۲ برابری بسیار نزدیک به قیمت معامله میشد.
مورنو علاوه بر این، فشار فروش احتمالی دیگری را نیز در محدوده ۸۸,۷۰۰ دلار پیشبینی میکند. این رقم، سقف مدل قیمت تحققیافته معاملهگران (Trader Realized Price) در کریپتوکوانت است که میانگین قیمت خرید معاملهگران فعال را اندازهگیری میکند.
مورنو در این باره گفت:
باند بالایی نقطهای است که در طول تاریخ معمولاً شناسایی سود (سیو سود) توسط معاملهگران از آنجا آغاز شده است.
سطوح حمایت بیتکوین
در صورتی که قیمت بیتکوین روند نزولی به خود بگیرد، مورنو سطح ۷۰,۰۰۰ دلار (میانگین متحرک ۲۰۰ روزه) را به عنوان حمایت اصلی در نظر دارد. او همچنین محدوده بین ۶۲,۰۰۰ تا ۶۵,۰۰۰ دلار را سطح حمایتی معتبری میداند و هولدرهای بلندمدت امسال حدود ۴۷۶,۰۰۰ واحد بیتکوین خریداری کردهاند.
مورنو در پایان نتیجهگیری کرد:
تصویر کلی همچنان صعودی است؛ بیتکوین صرفاً باید این حجم از عرضه بالای سر خود را هضم کند و سقفهای ارزشگذاری خود را بشکند تا بتواند گام صعودی بعدی را شکل دهد.

پول در ۱۰ سال آینده چه شکلی خواهد داشت؟
21 شهریور 1405 - 20:00
تصور کنید ۱۰ سال از امروز گذشته است. صبح از خواب بیدار میشوید، گوشیتان را برمیدارید و طبق عادت میخواهید موجودی حساب بانکیتان را ببینید. اما دیگر خبری از آن عدد آشنایی نیست که همیشه نشان میداد چقدر پول دارید.
نه، ورشکست نشدهاید! ماجرا این است که پول دیگر مثل گذشته در یک حساب بانکی نمیماند تا هر وقت خواستید آن را خرج کنید. بخشی از دارایی شما در حال کسب درآمد است، بخشی دیگر بهصورت خودکار برای پرداخت هزینهها استفاده میشود و شاید حتی وقتی خواب هستید، نرمافزارهایی به نمایندگی از شما در حال خرید، فروش یا انجام تراکنشهای مالی باشند.
شاید این تصویر کمی شبیه فیلمهای علمیتخیلی به نظر برسد، اما بخشهایی از آن همین حالا هم در حال شکلگیری است. از استیبلکوینهایی که در چند ثانیه پول را جابهجا میکنند تا داراییهایی که میتوان آنها را به واحدهای کوچکتر تقسیم کرد و ایجنتهای هوش مصنوعی که توانایی پرداخت دارند، همهچیز دارد تغییر میکند. اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است در ۱۰ سال آینده نهتنها شکل پول، بلکه تعریف ما از ثروت هم عوض شود.
در این مقاله جالب که برگرفته از مطلبی در وبسایت مدیوم است، قصد داریم تا اتفاقات امروز را کمی جلوتر ببریم تا ببینیم پول و ثروت در یک دهه آینده ممکن است چه سرنوشتی پیدا کنند.
تغییر اول: زیرساختهای انتقال پول: وقتی پول دیگر پشت درهای بانک منتظر نمیماند
تا حالا شده بخواهید برای کسی در کشور دیگری پول بفرستید و مجبور شوید چند روز منتظر بمانید؟ یا انتقال وجهی که قرار بوده همان روز انجام شود، بهدلیل تعطیلی بانکها عقب بیفتد؟
این اتفاقها برای ما عادی شدهاند؛ چون سالهاست پول از مسیرهایی جابهجا میشود که بر اساس ساعت کاری بانکها، قوانین کشورها و حضور واسطههای مختلف طراحی شدهاند.
اما حالا زیرساخت دیگری به نام استیبلکوینها در حال رقابت با این سیستم است. استیبلکوینها داراییهای دیجیتالی هستند که ارزش آنها معمولاً به یک ارز سنتی مثل دلار آمریکا وابسته است و قیمتشان در حوالی ۱ دلار، چند سنت بالا یا پایینتر نوسان میکند. این داراییها روی شبکههای بلاکچینی جابهجا میشوند و میتوانند بدون نیاز به انتظار برای باز شدن بانکها، در هر ساعت از شبانهروز انتقال پیدا کنند.
طبق آخرین آمار، حجم تسویه تراکنشهای استیبلکوینی در فوریه ۲۰۲۶ به ۷.۲ تریلیون دلار رسیده است؛ عددی که از حجم تراکنشهای سامانه ACH آمریکا، یکی از زیرساختهای اصلی انتقال پول در این کشور، بیشتر بوده است.
البته یک نکته مهم وجود دارد: این رقم به معنای آن نیست که مردم در یک ماه بیش از ۷ تریلیون دلار با استیبلکوینها خرید کردهاند. بخش قابلتوجهی از این حجم به معاملات بازار و فعالیت رباتهای معاملاتی مربوط میشود. بااینحال، همین آمار نشان میدهد که زیرساختهای مبتنی بر بلاکچین دیگر صرفاً یک فناوری آزمایشی نیستند و میتوانند در مقیاس بسیار بزرگی فعالیت کنند.
اما داستان استیبلکوینها فقط به انتقال سریعتر پول محدود نمیشود.
شرکت تتر، یکی از بزرگترین صادرکنندگان استیبلکوین در جهان، حدود ۱۴۱ میلیارد دلار اوراق بدهی دولت آمریکا در اختیار دارد.
این اعداد را کنار هم بگذارید: شرکتی که توکنهایی با پشتوانه دلار منتشر میکند، حالا خودش به یکی از ارکان مهم بازار بدهی دولت آمریکا تبدیل شده است. این اتفاق بهخوبی نشان میدهد که مرز میان دنیای ارزهای دیجیتال و نظام مالی سنتی تا چه اندازه در حال کمرنگ شدن است.
از طرف دیگر، دولت آمریکا در سال ۲۰۲۵ قانونی برای تنظیم فعالیت استیبلکوینها تصویب کرد و بانکهایی که زمانی با تردید به این فناوری نگاه میکردند، حالا به فکر عرضه محصولات مشابه افتادهاند.
به نظر میرسد رقابت اصلی دیگر فقط بر سر ساخت یک ارز دیجیتال جدید نیست. مسئله این است که پول در آینده از چه مسیری منتقل میشود و چه کسی این مسیر را در اختیار دارد.
تغییر دوم: توکنیزهسازی داراییها: وقتی برای خرید یک ساختمان، لازم نیست صاحب تمام آن شوید
تا اینجا درباره دیجیتالی شدن پول صحبت کردیم. اما تغییر بزرگتر زمانی اتفاق میافتد که خود داراییهایی که با آنها ثروت میسازیم هم به توکن تبدیل شوند.
به این فرایند توکنیزهسازی میگویند. شاید اسمش کمی پیچیده باشد، اما ایده پشت آن ساده است: یک دارایی واقعی، مثل ساختمان، اوراق قرضه دولتی، سهام یک شرکت یا حتی شمش طلا را به توکنهای دیجیتالی تبدیل کنیم تا افراد بتوانند مالک تمام یا بخشی از آن باشند.
برای مثال، تصور کنید میخواهید در بازار املاک توکیو سرمایهگذاری کنید. در روش سنتی، خرید یک آپارتمان به سرمایه زیادی نیاز دارد. اما اگر مالکیت آن ساختمان به توکنهای کوچکتری تقسیم شود، ممکن است بتوانید با مبلغی بسیار کمتر، سهمی از آن را در اختیار بگیرید.
همین اتفاق میتواند برای اوراق قرضه، سهام شرکتها و داراییهای دیگر هم رخ دهد. بهجای اینکه مجبور باشید یک دارایی کامل بخرید، میتوانید بخش کوچکی از آن را داشته باشید.
البته یک نکته مهم را نباید فراموش کرد: هر توکنی الزاماً به معنای مالکیت مستقیم و بدون محدودیت یک دارایی واقعی نیست. اینکه دقیقاً چه حقی در اختیار شما قرار میگیرد، به ساختار حقوقی، پلتفرم عرضهکننده و قوانین مربوط به آن بستگی دارد.
بااینحال، اصل ایده میتواند دسترسی به بازارهایی را که پیشتر به سرمایههای بزرگ نیاز داشتند، برای افراد بیشتری فراهم کند.
این تحول دیگر فقط در حد یک ایده نیست. شرکتهای بزرگ مالی هم وارد میدان شدهاند. بلکراک (BlackRock)، بزرگترین شرکت مدیریت دارایی جهان، صندوقی توکنیزهشده راهاندازی کرده که ارزش آن از ۲.۵ میلیارد دلار عبور کرده است. بورس نیویورک نیز در حال توسعه بستری برای معامله شبانهروزی اوراق بهادار توکنیزهشده است.
لری فینک (Larry Fink)، مدیرعامل بلکراک، درباره آینده بازارهای مالی میگوید:
نسل بعدی بازارها، توکنیزهسازی اوراق بهادار خواهد بود.
این جمله از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد توکنیزهسازی دیگر فقط دغدغه فعالان بازار ارزهای دیجیتال نیست بلکه شرکتهای بزرگ در سایر بازارهای مالی هم به این نتیجه رسیدهاند که ممکن است بخش مهمی از معاملات آینده روی زیرساختهای دیجیتال انجام شود.
همچنین برآورد میشود تا طی یک دهه آینده، ارزش داراییهای واقعی توکنیزه شده به ۱۶ تا ۳۰ تریلیون دلار برسد.
اما این تغییر برای شما چه معنایی دارد؟
تا همین چند سال پیش، سرمایهگذاری در بعضی بازارها به سرمایه اولیه زیادی نیاز داشت. اگر میخواستید صاحب ملک شوید، باید پول خرید یک ملک کامل را فراهم میکردید. اگر هم قصد داشتید در یک دارایی خاص سرمایهگذاری کنید، ممکن بود حداقل مبلغ ورود به آن بازار برایتان بالا باشد.
توکنیزهسازی میتواند این محدودیت را تا حدی کاهش دهد. ممکن است در آینده بتوانید بخش کوچکی از یک صندوق سرمایهگذاری، یک ساختمان یا یک پروژه انرژی خورشیدی را در اختیار داشته باشید و سهم خود را آسانتر معامله کنید.
در چنین شرایطی، ثروت دیگر فقط عددی در حساب بانکی نیست؛ بلکه مجموعهای از سهمهای کوچک در داراییهایی است که میتوانند برای شما ارزشآفرینی کنند.
تغییر سوم: هوش مصنوعی و ایجنتهای مالی: وقتی هوش مصنوعی بهجای شما خرید میکند
تصور کنید یک دستیار هوش مصنوعی دارید که فقط به سوالهایتان جواب نمیدهد، بلکه میتواند با اجازه شما بخشی از کارهای مالیتان را هم انجام دهد.
مثلاً به او میگویید: «اگر قیمت بلیت هواپیما به کمتر از ۲۰۰ دلار رسید، آن را بخر.» یا از او میخواهید هزینههای ماهانهتان را بررسی کند و راهی برای کاهش آنها پیدا کند.
در این حالت، هوش مصنوعی دیگر فقط یک ابزار برای جستوجو و تحلیل نیست؛ بلکه میتواند به نمایندگی از شما اقدام کند.
به چنین نرمافزارهایی ایجنتهای هوش مصنوعی (AI Agent) یا هوش مصنوعی عامل گفته میشود. حالا تصور کنید این ایجنتها به کیف پول دیجیتال هم دسترسی داشته باشند و بتوانند پرداخت انجام دهند. این ایده یکی از تغییرات مهمی است که ممکن است در سالهای آینده شکل اقتصاد را عوض کند.
برای مثال، پروتکل x402 این امکان را فراهم میکند که نرمافزارها برای دریافت خدمات دیجیتال، مانند دسترسی به داده یا استفاده از توان پردازشی، بهصورت خودکار پرداخت کنند. این پروتکل از کد وضعیت HTTP 402 با عنوان «نیاز به پرداخت» الهام گرفته است؛ کدی که از روزهای اولیه وب وجود داشت، اما استفاده گستردهای پیدا نکرده بود.
پرداختهای x402 میتوانند با استیبلکوین انجام شوند و مبلغ آنها حتی از یک سنت هم کمتر باشد. به این ترتیب، نرمافزارها میتوانند برای دریافت یک خدمت کوچک، بدون نیاز به دخالت مستقیم انسان، هزینه آن را بپردازند.
گزارشها از بیش از ۵۰ میلیون پرداخت خرد از طریق این پروتکل توسط عاملهای هوش مصنوعی حکایت دارند. شرکتهایی مانند گوگل، ویزا، مسترکارت، استرایپ و پیپل نیز در سال ۲۰۲۶ استانداردهای پرداخت مخصوص این عاملها را معرفی کردهاند.
اما این قابلیت در عمل چه تغییری ایجاد میکند؟
فرض کنید عامل هوش مصنوعی شما قرار است بخشی از هزینههای زندگیتان را مدیریت کند. میتواند قیمت بلیتها را بررسی کند و بهمحض رسیدن به قیمت مناسب، خرید را انجام دهد. میتواند هزینه خدمات مختلف را مقایسه کند و برای کاهش مخارج شما اقدام کند.
در مقیاسی بزرگتر، یک نرمافزار هوشمند میتواند برای اجرای وظایف خود، توان پردازشی موردنیازش را از یک سرویس دیگر بخرد و هزینه آن را بپردازد. یا با اجازه مالک، ظرفیت بلااستفاده یک دارایی دیجیتال را در اختیار دیگران قرار دهد و از این طریق درآمد کسب کند.
در چنین اقتصادی، پول فقط برای خریدهای بزرگ و تصمیمهای انسانی استفاده نمیشود. پرداختهای کوچک و پرتعداد هم میتوانند بهصورت خودکار انجام شوند؛ پرداختهایی که مدیریت تکتک آنها برای یک انسان دشوار است.
البته این به معنای آن نیست که ایجنتهای هوش مصنوعی امروز میتوانند بدون نظارت، تمام امور مالی شما را مدیریت کنند. امنیت کیف پول، تعیین مجوزها، جلوگیری از پرداختهای ناخواسته و امکان لغو دسترسی همچنان از مسائل مهم این حوزه هستند.
بااینحال، اگر این زیرساختها توسعه پیدا کنند، ممکن است در آینده بخشی از فعالیتهای اقتصادی را نرمافزارهایی انجام دهند که نهتنها تصمیم میگیرند، بلکه توان پرداخت و دریافت پول را هم دارند.
تغییر چهارم: پولی که از قوانین پیروی میکند: وقتی پول میتواند بگوید کجا و چگونه خرج شود
در کنار استیبلکوینها و عاملهای هوش مصنوعی، دولتها هم در حال توسعه شکل دیگری از پول دیجیتال هستند و میخواهند ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) را عرضه کنند.
این ارزها نسخه دیجیتالی پول رسمی یک کشور هستند که مستقیماً توسط بانک مرکزی منتشر میشوند. برخلاف بیتکوین یا بسیاری از رمزارزهای دیگر، ارزش آنها به پول ملی وابسته است و مدیریت آنها در اختیار نهادهای پولی کشور قرار دارد.
این ایده دیگر محدود به چند کشور نیست. ۱۳۴ کشور که حدود ۹۸ درصد اقتصاد جهان را تشکیل میدهند، در حال بررسی یا توسعه ارز دیجیتال بانک مرکزی هستند درحالیکه این رقم در سال ۲۰۲۰ تنها ۳۵ کشور بود. در چین نیز یوان دیجیتال تا زمان انتشار این مطلب حدود ۲.۳ تریلیون دلار تراکنش را پردازش کرده است.
اما ویژگی مهم این نوع پول فقط دیجیتالی بودن آن نیست؛ بلکه قابلیتی است که میتواند نحوه استفاده از پول را تغییر دهد و آن برنامهپذیری است.
پول برنامهپذیر (Programmable Money) را میتوان به شکلی طراحی کرد که پرداختهای آن تابع شرایط و محدودیتهای مشخصی باشند. برای مثال، دولت میتواند کمکهزینهای را بهگونهای پرداخت کند که فقط برای خرید کالاهای ضروری قابل استفاده باشد. یا مبلغی را در اختیار افراد قرار دهد که تنها تا زمان مشخصی اعتبار داشته باشد.
از نگاه دولتها، چنین قابلیتی میتواند مزایای مهمی داشته باشد. کمکهای مالی را میتوان هدفمندتر توزیع کرد، هزینههای عمومی را بهتر مدیریت کرد و احتمال استفاده نادرست از بعضی پرداختها را کاهش داد.
اما همین ویژگی، روی دیگری هم دارد که نمیتوان نادیده گرفت.
اگر برای پول محدودیت زمانی یا مکانی تعیین شود، ممکن است افراد نتوانند آزادانه درباره نحوه خرج کردن دارایی خود تصمیم بگیرند. در یک سناریوی افراطی، نهاد صادرکننده میتواند دسترسی به بخشی از دارایی افراد را مسدود کند یا استفاده از آن را به شرایط خاصی وابسته سازد.
به همین دلیل، پول برنامهپذیر هم میتواند ابزاری برای افزایش کارایی باشد و هم به ابزاری برای کنترل بیشتر تبدیل شود. تفاوت این دو سناریو به این بستگی دارد که چه کسی قوانین را تعیین میکند، چه محدودیتهایی وجود دارد و کاربران تا چه اندازه بر دارایی خود اختیار دارند.
جالب اینکه آمریکا در سال ۲۰۲۵ مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. این کشور توسعه یک دلار دیجیتال عمومی از سوی فدرال رزرو را ممنوع و بهجای آن بر استیبلکوینهای خصوصی تمرکز کرد.
این تفاوت نشان میدهد آینده پول دیجیتال در همه کشورها یکسان نخواهد بود. برخی دولتها ممکن است به دنبال کنترل مستقیمتر زیرساخت پول باشند و برخی دیگر ترجیح دهند بخش بزرگتری از این نقش را به شرکتهای خصوصی واگذار کنند.
تصویر بزرگتر: پس چه چیزی جای ثروت را میگیرد؟
اگر این چهار تحول را کنار هم قرار دهیم، میتوانیم تصویر روشنتری از آینده احتمالی پول و ثروت داشته باشیم.
پول نقد به داراییهای دیجیتالی تبدیل میشود که میتوانند در هر لحظه جابهجا شوند. داراییهایی مثل اوراق قرضه، املاک و سهام به توکنهایی تبدیل میشوند که امکان مالکیت سهمی از آنها را فراهم میکنند. عاملهای هوش مصنوعی بخشی از پرداختها، خریدها و فعالیتهای اقتصادی را به نمایندگی از ما انجام میدهند. و پول نیز میتواند به شکلی برنامهپذیر دربیاید و از قوانین و محدودیتهای مشخصی پیروی کند.
در چنین شرایطی، شاید تعریف سنتی ثروت دیگر بهتنهایی کافی نباشد.
تا امروز، وقتی از ثروت حرف میزدیم، معمولاً منظورمان این بود که چه مقدار پول یا دارایی داریم. اما در آینده، شاید سوالات مهمتری مطرح شوند:
چه داراییهایی در اختیار داریم؟ این داراییها از چه زیرساختی استفاده میکنند؟ چه کسی بر آن زیرساخت مسلط است؟ و آیا میتوانیم آزادانه درباره نحوه استفاده از داراییهای خود تصمیم بگیریم؟
به بیان دیگر، ثروت ممکن است از یک دارایی ثابت به مجموعهای از داراییهای در حال حرکت تبدیل شود؛ داراییهایی که میتوانند در بازارهای مختلف معامله شوند، درآمد ایجاد کنند یا بهصورت خودکار برای اهداف مشخصی به کار گرفته شوند.
این تغییر به معنای بیاهمیت شدن پسانداز یا پول نقد نیست. بلکه نشان میدهد در کنار میزان دارایی، شکل نگهداری و امکان استفاده از آن نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
لایه پنهان ماجرا: چه کسی زیرساخت پول را در اختیار دارد؟
در میان تمام این تحولات، یک سوال مهم وجود دارد که کمتر به آن توجه میشود: اگر پول و داراییها به زیرساختهای دیجیتال منتقل شوند، چه کسی مالک و مدیر این زیرساختها خواهد بود؟
تاریخ اقتصاد نشان میدهد قدرت فقط در اختیار کسانی نیست که بیشترین دارایی را دارند؛ گاهی کسانی که مسیر انتقال داراییها را کنترل میکنند، نقش مهمتری ایفا میکنند.
در دنیای جدید نیز ممکن است بخش مهمی از قدرت اقتصادی در اختیار سه گروه قرار بگیرد:
۱- صادرکنندگان استیبلکوین و شبکههای بلاکچینی: شرکتهایی که توکنهای وابسته به ارزهای سنتی را منتشر میکنند و شبکههایی که انتقال این داراییها روی آنها انجام میشود.
۲- پلتفرمهای توکنیزهسازی: شرکتهای مالی و بازارهایی که امکان تبدیل داراییهای سنتی به توکن و معامله آنها را فراهم میکنند.
۳- توسعهدهندگان زیرساخت پرداخت ایجنتهای هوش مصنوعی: شرکتهایی که استانداردها و ابزارهای لازم برای پرداخت خودکار نرمافزارها را توسعه میدهند.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از فعالان این حوزه، همان شرکتهایی هستند که در نظام مالی سنتی قدرت زیادی دارند.
به بیان دیگر، بانکهای بزرگ و موسسات مالی لزوماً قرار نیست با ظهور این فناوریها از بین بروند. ممکن است بهجای مقاومت در برابر تغییر، خودشان به بخشی از زیرساختهای جدید تبدیل شوند.
دو مسیر متفاوت برای آینده پول
این تحولات را نباید از ابتدا بهعنوان اتفاقاتی کاملاً مثبت یا کاملاً منفی در نظر گرفت. فناوریهای مالی جدید میتوانند هم فرصتهای بزرگی ایجاد کنند و هم خطرهای جدی به همراه داشته باشند.
در یک سناریو، این فناوریها میتوانند دسترسی به خدمات مالی را برای افراد بیشتری فراهم کنند. تصور کنید یک کشاورز در کنیا و یک طراح در برلین بتوانند از زیرساختی مشترک برای انتقال پول، سرمایهگذاری و کسب درآمد استفاده کنند؛ آن هم بدون اینکه برای هر تراکنش به چندین واسطه و بانک نیاز داشته باشند.
در چنین شرایطی، افراد بیشتری میتوانند به بازارهایی دسترسی پیدا کنند که پیشتر ورود به آنها به سرمایه زیاد یا ارتباطات مالی خاصی نیاز داشت.
اما سناریوی دیگری نیز وجود دارد.
اگر تمام داراییها و تراکنشها از مسیرهایی عبور کنند که تحت نظارت و کنترل نهادهای محدود هستند، امکان ردیابی و محدود کردن فعالیتهای مالی نیز افزایش پیدا میکند. پولی که بتوان آن را بهراحتی منتقل کرد، ممکن است به همان اندازه بهراحتی مسدود شود یا تحت محدودیت قرار بگیرد.
بنابراین، تفاوت میان یک نظام مالی فراگیر و یک نظام مالی بیشازحد کنترلگر، لزوماً در فناوری مورد استفاده نیست؛ بلکه به نحوه طراحی آن، قوانین حاکم بر آن و میزان اختیاری بستگی دارد که برای کاربران در نظر گرفته میشود. هر دو مسیر نیز ممکن است بهصورت همزمان در کشورهای مختلف در حال شکلگیری باشند.
ابزار کاربردی: بهجای شمردن ثروت، آن را نقشهبرداری کنید
اگر قرار باشد از تمام این تحولات یک نکته کاربردی به خاطر بسپارید، این است: در دنیایی که ثروت شکل پیچیدهتری پیدا میکند، دانستن میزان داراییتان بهتنهایی کافی نیست.
برای درک بهتر وضعیت مالی خود، میتوانید سه سوال زیر را در نظر بگیرید:
۱- ثروت من به چه شکلی نگهداری میشود؟ چه مقدار از دارایی من به شکل پول نقد یا سپرده بانکی است و چه مقدار در داراییهایی قرار دارد که میتوانند ارزشآفرینی کنند؟
۲- داراییهای من از چه زیرساختی استفاده میکنند؟ آیا برای انتقال یا مدیریت داراییهایم به یک بانک، پلتفرم یا شبکه مشخص وابسته هستم؟ چه کسی این زیرساخت را اداره میکند؟
۳- چه کسی میتواند دسترسی من به داراییهایم را محدود کند؟ چه قوانین، مجوزها یا محدودیتهایی بر داراییهای من اعمال میشود؟ آیا در صورت تغییر شرایط، همچنان میتوانم به آنها دسترسی داشته باشم؟
این سوالات قرار نیست شما را به خرید یک رمزارز یا سرمایهگذاری در یک فناوری خاص سوق دهند. هدف آنها این است که نگاه دقیقتری به ساختار ثروت خود داشته باشید و بدانید داراییهایتان چگونه و تحت چه شرایطی قابل استفاده هستند.
در واقع، شاید کسانی که در یک دهه آینده ثروت بیشتری میسازند، لزوماً افرادی نباشند که زودتر از دیگران یک ارز دیجیتال خاص را شناسایی کردهاند. ممکن است برندههای اصلی کسانی باشند که زودتر از دیگران سازوکار اقتصاد دیجیتال را درک کردهاند و میدانند ارزش و قدرت در این اقتصاد چگونه توزیع میشود.
جمعبندی: پول از بین نمیرود، شکل آن تغییر میکند
۱۰ سال زمان چندان طولانیای نیست. بااینحال، زیرساختهایی که ممکن است آینده پول را شکل دهند، همین حالا در حال توسعه هستند؛ درحالیکه بخش زیادی از توجه بازار همچنان به قیمت بیتکوین و نوسانات روزانه ارزهای دیجیتال معطوف است.
برای درک این آینده، لازم نیست همین امروز دارایی جدیدی بخرید یا درباره اینکه کدام رمزارز برنده نهایی خواهد بود، تصمیم بگیرید. مهمتر از همه این است که تغییرات را بشناسید و بدانید چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
پول قرار نیست ناپدید شود. اما ممکن است بهتدریج از چیزی که در حساب بانکی نگه میداریم، به ابزاری تبدیل شود که در شبکهای از داراییها، نرمافزارها و زیرساختهای دیجیتال جریان دارد.
در چنین دنیایی، شاید تعریف ثروتمند بودن نیز تغییر کند و دیگر فقط این سوال مطرح باشد که چقدر پول دارید؛ بلکه باید بدانید این پول کجاست، چگونه کار میکند و چه میزان اختیار بر آن دارید.
بنابراین، شاید مهمترین نکته برای درک آینده اقتصاد، توجه به زیرساختهایی باشد که پول از مسیر آنها حرکت میکند، نه صرفاً قیمت داراییهایی که روی آنها معامله میشوند.

متخصصان بازیابی، قفل کیف پول ۱ میلیارد دلاری ارز دیجیتال را میشکنند اما فقط ۱۰ دلار در آن پیدا میکنند
21 شهریور 1405 - 16:00
متخصصان بازیابی ارز دیجیتال فاش میکنند که چگونه کیف پولها، رمزهای عبور و عبارات بازیابی (Seed phrases) گمشده گاهی اوقات قابل بازیابی هستند اما اگر از همان ابتدا پولی در آنجا نبوده باشد، این کار هیچ کمکی نمیکند.
به گزارش میهن بلاکچین، وقتی در سال ۲۰۲۱ مشتری به نام «راستی» با متخصص بازیابی ارز دیجیتال، کریس بروکس، تماس گرفت، گفت که او و دو نفر دیگر در یک پرونده دادگاهی ۵,۰۰۰ بیتکوین برنده شدهاند که در آن زمان حدود ۵۳ میلیون دلار ارزش داشت.
آنها بلافاصله یک تماس ویدیویی در زوم ترتیب دادند تا درباره این پرونده صحبت کنند.
بروکس، بنیانگذار و مدیرعامل CryptoAssetRecovery.com میگوید:
سه نفر در تماس بودند و یکی از آنها گوشی خود را بالا نگه داشت. چیزی حدود ۵۳ میلیون دلار در یک آدرس بیتکوین وجود داشت.
این مردان ادعا میکردند که میتوانند هفتهای تا ۳۰۰ هزار دلار برداشت کنند، اما میخواستند کل این ثروت را بیرون بکشند. اگر بروکس و پسرش، چارلی، برای کمک به شکستن قفل کیف پول به جورجیا پرواز میکردند، آنها را میلیونر میکردند.
بروکس و پسرش بلیت هواپیما خریدند و روز بعد به آنجا رفتند.
هنگام صرف ناهار، راستی، که یک کهنهسرباز ۱۹۰ سانتیمتری ارتش بود، فاش کرد که این کیف پول فقط شامل ۵۰۰۰ بیتکوین نیست.
راستی گوشی خود را بیرون میآورد و یک میلیارد دلار اتریوم به ما نشان میدهد و آنجا بود که با خودم گفتم، خب، یک اتفاق خیلی عجیب در حال رخ دادن است.
سپس این مردان حدود یک ساعت رانندگی کردند تا به یک مرکز خرید کوچک متعلق به یکی از خودشان رسیدند، در آنجا به دفتر پشتی رفتند و دفترچههایی حاوی دهها عبارت بازیابی به آنها داده شد. این پدر و پسر تمام روز را صرف باز کردن کیف پولها کردند.
آنها فقط حدود ۱۰ دلار بیتکوین پیدا کردند.
بروکس هرگز متوجه نشد که آیا کیف پولهایی که به آنها داده شده بود قبلاً دارای آن مقدار بیتکوین یا اتریومی که راستی ادعا میکرد بودهاند یا خیر. هزینه بلیتهای پرواز آنها نیز هرگز بازپرداخت نشد.
بروکس اکنون مشکوک است که راستی قربانی کلاهبردارانی شده بود که او را متقاعد کرده بودند ثروت هنگفتی از ارز دیجیتال دارد، در حالی که اینطور نبود.
این یک درس اولیه برای کسبوکار بازیابی ارز دیجیتال آنها بود.
گاهی اوقات ارز دیجیتال گم میشود. گاهی اوقات کیف پول گم میشود. گاهی اوقات رمز عبور گم میشود.
و گاهی اوقات، معلوم میشود که از همان ابتدا اصلاً پولی در آنجا نبوده است.
گم کردن ارز دیجیتال همیشه به معنای از دست رفتن آن نیست
برای متخصصان بازیابی کیف پول، «ارز دیجیتال گمشده» میتواند به معنای چندین چیز کاملاً متفاوت باشد.
آنها بیتکوین را از بلاکچین بازیابی نمیکنند؛ بلکه اطلاعات مورد نیاز برای دسترسی به کیف پولی که از قبل وجود دارد را بازیابی میکنند.
در حالی که ممکن است شخصی یک کیف پول سختافزاری را دور انداخته باشد، رمز عبور یا بخشی از عبارت بازیابی خود را فراموش کرده باشد، هیچیک از این موارد لزوماً به این معنی نیست که ارز دیجیتال موجود در آن ناپدید شده است.
برونو کراوس، همبنیانگذار و مدیر ارشد فنی شرکت بازیابی ReWallet، به این مجله میگوید:
اگر چند کلمه را گم کردهاید، اغلب میتوانید آنها را بازیابی کنید.
استاندارد عبارت بازیابی BIP39 بیتکوین از لیستی شامل ۲۰۴۸ کلمه استفاده میکند که یعنی اگر کسی بیشتر کلمات را بداند، متخصصان گاهی اوقات میتوانند به طور سیستماتیک احتمالات باقیمانده را جستجو کنند. هرچه قطعات کمتری گم شده باشند، حل این پازل قابلمدیریتتر است.
بازیابی رمز عبور نیز میتواند تقریباً به همین شکل کار کند.
استاندارد BIP39 بیتکوین از یک لیست ۲۰۴۸ کلمهای استفاده میکند. منبع: گیتهاب (GitHub)
کراوس میگوید ReWallet یک بار پس از مهندسی معکوس یک تولیدکننده رمز عبور معیوب، رمز عبوری ۲۰ کاراکتری را که از حدود ۳ میلیون دلار محافظت میکرد، بازیابی کرد.
در موارد دیگر، کار کمتر به تکنیکهای فنی و بیشتر به درک نحوه ساخت رمز عبور توسط یک شخص خاص بستگی دارد.
این به معنای پرسیدن سوالاتی از مشتریان درباره علایق شخصی مانند غذاها و مکانهای مورد علاقه، نام و تاریخ تولد فرزندان، نقاط عطف زندگی یا خاطرات است.
او میگوید در یک مورد، مشتری متقاعد شده بود که از نام فرزندانش استفاده کرده است، اما بعداً به یاد آورد که رمز عبور در واقع یک شماره تلفن مرتبط با یک سرویس تحویل محلی بوده است:
او نمیدانست چرا، اما وقتی به آن فکر کرد متوجه شد و گفت، آهان، به این خاطر بود که در آن روز بستهای را در فروشگاه تحویل گرفتم و با خودم فکر کردم که خب، این میتواند یک رمز عبور خوب باشد.
عبارات عبور (Passphrases) لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه میکنند
بنت، مدرس بیتکوین که امنیت کیف پول را بررسی کرده است، میگوید دستهبندی گیجکننده دیگری، یعنی پس فریز (Passphrase) نیز وجود دارد.
عبارت عبور، اطلاعات اضافهای است که روی یک سید (Seed) قرار میگیرد. اگر یک عبارت عبور متفاوت وارد کنید، لزوماً پیام خطا دریافت نمیکنید. بلکه به سادگی یک کیف پول معتبر دیگر دریافت میکنید. او به مجله میگوید:
یک عبارت عبور اشتباه خطا نمیدهد؛ بلکه با موفقیت وارد میشود و موجودی صفر را به شما نشان میدهد.
بنابراین ممکن است شما عبارت بازیابی درستی داشته باشید و آن را درست وارد کنید، اما همچنان فکر کنید که بیتکوینهایتان ناپدید شدهاند.
عبارات عبور همچنین هیچ ویژگی برای محافظت کاربران از خودشان ندارند؛ هیچ لیست ۲۰۴۸ کلمهای معتبری وجود ندارد، هیچ چکسامی (checksum) در کار نیست. بنابراین اگر عبارت عبور را فراموش کردهاید، اساساً دوباره با همان سوال روبهرو میشوید: عبارت عبور شما چقدر تصادفی بوده است؟ اگر به اندازه کافی تصادفی باشد، اغلب راهی برای بازیابی آن وجود ندارد.
در مورد کیف پولهای سختافزاری گمشده یا خراب، حتی داشتن دستگاه خراب نیز همیشه کمک زیادی نمیکند. اگر عبارت بازیابیِ پشتیبانِ کیف پول باقی مانده باشد، کلیدها عموماً میتوانند در دستگاه دیگری بازیابی شوند.
به همین دلیل است که متخصصان بازیابی لزوماً به سختافزار اصلی نیاز ندارند، بلکه به اطلاعات کافی برای بازسازی دسترسی به کلیدها نیاز دارند.
بازیابی همچنین میتواند به معنای اصلاح اشتباهات باشد تا بازیابی یک کیف پول گمشده. ارزهای دیجیتال ارسالشده به بلاکچین اشتباه، مانند ارسال BNB به شبکه اتریوم، گاهی اوقات قابل بازیابی هستند، به شرطی که کیف پول گیرنده تحت کنترل کاربر باشد.
بروکس میگوید شرکت Crypto Asset Recovery برای شکستن قفل بیش از ۳۰۰۰ کیف پول متعلق به حدود ۱۵۰۰ نفر قرارداد بسته و توانسته رمز عبور حدود ۶۳ درصد از آنها را بشکند.
گاهی اوقات واقعاً آن را از دست دادهاید
با این حال، یک مرز سخت و غیرقابلعبور وجود دارد. بنت میگوید:
اگر سید (عبارت بازیابی) شما کاملاً تصادفی باشد و آن را به طور کامل گم کنید، بیتکوین شما از دست رفته است.
این یکی از معاوضههای (Trade-offs) اساسی در حضانت شخصی (Self-custody) است. کیف پول بیتکوین دارای سیستم بازیابی به سبک بانکها یا یک مدیر مرکزی نیست که بتواند هویت شما را تأیید و حسابتان را بازیابی کند.
لوسین بوردون، تحلیلگر بیتکوین در شرکت سازنده کیف پول سختافزاری ترزور (Trezor)، این موضوع را حتی رکتر بیان میکند. اگر پشتیبان کیف پول گم شود و کیف پولِ حاوی کلیدها غیرقابل دسترس باشد، «هیچ شرکت بازیابی نمیتواند کمک کند.» او هشدار میدهد:
اگر آنها میتوانستند این کار را بکنند، میشد کیف پول را هک کرد و مفهوم نگهداری شخصی اساساً به خطر میافتاد.
به لطف تصادفی بودن، کیف پولهای ارز دیجیتال حدس زدن یک کلید خصوصی را عملاً غیرممکن میکنند. در مورد اخیر کیف پول سختافزاری بیتکوین کلدکارد (Coldcard)، یک باگ نرمافزاری تصادفی بودن سید را در برخی از کیف پولها ضعیف کرد که باعث شد این سیدها بدون دسترسی فیزیکی، از طریق حملات بروت فورس (Brute-force) قابل حدس زدن باشند.
تولید ضعیف اعداد تصادفی مشکل جدیدی نیست. منبع: جیمسون لوپ (Jameson Lopp)
اما اگر یک سید یا کلید خصوصی که واقعاً تصادفی است کاملاً از بین رفته باشد، تعداد احتمالات بهقدری زیاد است که کاری نمیتوان کرد.
کراوس میگوید متخصصان بازیابی گاهی اوقات میتوانند مسیرهای فنی برای نفوذ به کیف پولهایی پیدا کنند که مالکان آنها تصور میکردند برای همیشه غیرقابلدسترس هستند و نرمافزارهای قدیمی کیف پول، فایلهای خراب، رمزهای عبور ضعیف تولید شده و آسیبپذیریهای سختافزاری همگی میتوانند فرصتهای غیرمعمولی ایجاد کنند:
در موارد خاص و استثنایی تسلیم نشوید.
متخصصان بازیابی گاهی میتوانند خودشان کلاهبردار باشند
یک طنز تلخ و ناخوشایند در تجارت بازیابی وجود دارد. شخصی که ممکن است بتواند به شما در بازیابی دسترسی به ارز دیجیتالتان کمک کند، دقیقاً به همان اطلاعاتی نیاز دارد که به هر کسی امکان دسترسی به آن را میدهد.
عبارت بازیابی مانند یک رمز عبور نیست که بتوان آن را پس از دیده شدن توسط شخص دیگری تغییر داد. هر کسی که پشتیبان لازم کیف پول را در اختیار داشته باشد، اغلب میتواند وجوه را کنترل کند.
این موضوع، انتخاب یک متخصص بازیابی را به خودی خود به یک تصمیم امنیتی تبدیل میکند. بوردون میگوید:
اگر تصمیم به انجام این کار گرفتید، به خوبی تحقیق کنید. به دنبال شرکتهایی باشید که سابقه واقعی و نظراتی دارند که میتوانید آنها را به مشتریان واقعی ردیابی کنید. بررسی کنید که آنها در صورت موفقیت دستمزد میگیرند، نه اینکه از پیش پول بخواهند و به محض اینکه دوباره به کیف پول دسترسی پیدا کردید، وجوه خود را به یک کیف پول جدید با پشتیبانگیری جدید منتقل کنید.
او میگوید کاربران همچنین باید مراقب هرگونه پیام ناخواستهای باشند که ادعا میکند شخصی میتواند وجوه آنها را بازیابی کند.
کراوس میگوید سایر علائم هشداردهنده شامل افرادی است که کاربران را به واتساپ میکشانند یا از آدرسهای ایمیل شخصی مانند جیمیل با آنها تماس میگیرند، درخواست پیشپرداخت میکنند یا از آنها میخواهند در یک صرافی حساب باز کنند.
شرکتهای بازیابی که درصدی از وجوه با موفقیت بازیابیشده را دریافت میکنند، غیرمعمول نیستند؛ اما پرداخت پول پیشاپیش به کسی که قول بازیابی کیف پول را میدهد، باید زنگ خطر را به صدا درآورد.
بروکس درس دیگری از پرونده راستی گرفت. در حالی که بازیابی ارزهای دیجیتال ممکن است یک کار فنی به نظر برسد، اما شخصی که معتقد است روی میلیونها یا میلیاردها دلار نشسته است نیز میتواند یک خطر امنیتی باشد.
شرکت Crypto Asset Recovery دیگر مانند مورد راستی برای ملاقات حضوری با مشتریان پرواز نمیکند. این شرکت اکنون پروندهها را از راه دور رسیدگی میکند و اطلاعات حساس کیف پول از طریق سیستمهای خودکار و ایزوله (Air-Gapped) پردازش میشود.
بروکس میگوید حدود ۷۱ درصد از کیف پولهایی که آنها قفلشان را میشکنند حاوی کمتر از ۱۰۰ دلار هستند و این شرکت برای بازیابی داراییهای زیر این مبلغ، هزینهای دریافت نمیکند.
اگر یک چیز وجود داشته باشد که او آرزو میکند کاربران ارزهای دیجیتال درباره بازیابی داراییها میدانستند، این است:
یاد بگیرید که اصلاً عبارت بازیابی چیست و چرا اهمیت دارد. این سادهترین راه برای اطمینان از این است که هرگز مجبور نخواهید شد با ما صحبت کنید.

چطور پروژه جنجالی LAPTOP هانتر بایدن یک ساعته ۹۹ درصد سقوط کرد؟
21 شهریور 1405 - 12:00
ارز دیجیتال LAPTOP که توسط هانتر بایدن (پسر رئیسجمهور سابق آمریکا) راهاندازی شده بود، در عرض تنها چند دقیقه پس از عرضه در چهارشنبه ۹ سپتامبر ۲۰۲۶، تقریباً تمام ارزش خود را از دست داد و یکی از سریعترین سقوطها را در تاریخ میمکوینها رقم زد.
به گزارش میهن بلاکچین، این توکن که قرار بود نمادی از «مقاومت و رستگاری» باشد، در عمل به یک حمام خون مالی برای سرمایهگذاران خرد تبدیل شد و گمانهزنیهای گستردهای را درباره وقوع یک کلاهبرداری از نوع راگ پول (Rug Pull) به همراه داشت.
ظهور یک میمکوین با طعم انتقام سیاسی
هانتر بایدن توکن LAPTOP را بر بستر بلاکچین Base (متعلق به کوینبیس) راهاندازی کرد.او در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به جنجالهای لپتاپ شخصیاش در سال ۲۰۲۰ نوشت: «آنها لپتاپ را به یک سلاح تبدیل کردند، من آن را به یک توکن تبدیل کردم».
هدف اعلامی این پروژه، بازپسگیری یک نماد رسانهای، ایجاد یک جامعه حمایتی و کمک به خیریهها بود. یکی از وعدههای این توکن، اختصاص ۲۰ درصد از کل عرضه به کسانی بود که در توکن جنجالی دونالد ترامپ (TRUMP) متضرر شده بودند. این توکن میان مشترکین خبرنامه ساباستک هانتر بایدن نیز رایگان توزیع شد.
گاهشمار یک فروپاشی سریع
عرضه این توکن با نوسانات و حجم معاملاتی غیرعادی همراه بود که در کمتر از ۶۰ دقیقه به یک فاجعه ختم شد:
زمان (۹ سپتامبر ۲۰۲۶)قیمت توکن $LAPTOPرویداد کلیدیدقیقه ۰-آغاز معاملات روی شبکه Base.دقیقه ۲۱۹۰.۸۱ دلاررسیدن به اوج قیمت. ارزشگذاری کاملاً رقیقشده (FDV) به ۱۴۴ میلیارد دلار رسید، در حالی که نقدینگی تنها ۴۸,۰۰۰ دلار بود!دقیقه ۶۰۴.۷۷ دلارسقوط ۹۸ درصدی قیمت. استخر نقدینگی در حدود ۲.۵ میلیون دلار تثبیت شد.
بیش از ۱۵ هزار کیف پول دیجیتال در این رویداد متضرر شدند. نیکولاس وایمن، مدیرعامل پلتفرم تحلیلی Bubblemaps، تخمین زد که ۸۰ درصد از خریداران پول خود را از دست دادهاند.
آیا این یک کلاهبرداری «راگ پول» بود؟
هانتر بایدن ادعا کرده است که این سقوط به دلیل کمبود نقدینگی اولیه و رقابت رباتهای اسنایپر (Sniper Bots) برای خرید زودهنگام بوده و اتهام «راگ پول» را رد کرده است. با این حال، بررسیهای شرکت اطلاعاتی Arkham حقایق دیگری را آشکار کرد:
توزیع مشکوک پیش از عرضه:یک هفته قبل از راهاندازی، ۱۰۰ میلیون توکن (۱۰ درصد از کل عرضه) به یک کیف پول چندامضایی مرتبط با پروژه ارسال شد.این کیف پول بلافاصله پس از عرضه، ۴۲.۵ میلیون توکن را در بازار به فروش رساند.
نقش بازارسازها:چهار روز پیش از آغاز معاملات، ۱۵.۵ میلیون توکن به بازارساز GSR منتقل شد که آنها نیز فروش توکنها را از همان لحظات اولیه آغاز کردند.
رانت دریافتکنندگان اولیه: مشترکین خبرنامه بایدن، هر کدام ۴۲۷۶ توکن رایگان دریافت کردند. در اوج قیمت، ارزش این توکنها برای هر نفر به حدود یک میلیون دلار میرسید و این افراد توانستند داراییهای رایگان خود را به سرعت فروخته و باعث ریزش بیشتر بازار شوند.
مکانیزمهای توکنومیکس
از یک میلیارد توکن صادر شده، ۳۰ درصد در اختیار بنیانگذاران (از جمله هانتر بایدن) قرار گرفت که برای ۶ ماه قفل شده است. ۳۰ درصد دیگر به یک سیستم پیشبینی بر روی ۳۰ رویداد مشخص جهانی گره خورده است. در صورت وقوع هر رویداد، توکنها سوزانده میشوند و در غیر این صورت به خیریه اهدا میگردند.
پروژه LAPTOP که به عنوان یک حرکت اجتماعی معرفی شده بود، عملاً به میدانی تبدیل شد که افراد مطلع و خودی میلیونها دلار سود بردند و سرمایهگذاران عادی تنها با ضررهای سنگین مواجه شدند.
نتیجه گیری
سرنوشت توکن LAPTOP نمونهای بارز از خطرات نهفته در بازار میمکوینهای مبتنی بر چهرههای سیاسی و سلبریتیها است. پروژههایی که با وعدههای بزرگ اجتماعی و خیریه آغاز به کار میکنند، اغلب به دلیل نقدینگی پایین، دخالت رباتهای معاملهگر و توزیع ناعادلانه توکن پیش از عرضه عمومی، به سرعت به ابزاری برای انتقال ثروت از کاربران عادی به افراد مطلع تبدیل میشوند. این فروپاشی یکساعته، زنگ خطری جدی برای سرمایهگذاران احساسی در فضای فاقد مقررات و بهشدت پرنوسان ارزهای دیجیتال به شمار میرود.

طلای آبشده، دستدوم یا سکه؟ کدام سود بیشتری دارد؟
20 شهریور 1405 - 20:00
بازار طلای ایران به عنوان یکی از سنتیترین، پیچیدهترین و در عین حال عمیقترین بازارهای مالی کشور، همواره نقش یک لنگرگاه امن را برای سرمایهگذاران در برابر نوسانات تورمی و کاهش ارزش پول ملی ایفا کرده است. در دورههایی که نااطمینانیهای اقتصاد کلان، انتظارات تورمی و نوسانات نرخ ارز به اوج خود میرسد، هدایت نقدینگی خرد و کلان به سمت داراییهای فیزیکی مبتنی بر طلا با شیب تندی افزایش مییابد. با این حال، پرسش بنیادین و چالش همیشگی سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی این است که در میان ابزارهای موجود در بازار فیزیکی (مسکوکات طلا، طلای آبشده و طلای دستدوم)، کدام یک حاشیه سود بالاتری را تضمین میکند و از منظر نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward Ratio) در نقطه بهینهتری قرار دارد.
پاسخ به این پرسش نیازمند کالبدشکافی دقیق مکانیزمهای قیمتگذاری، هزینههای معاملاتی (شامل اجرت، مالیات و حاشیه سود فروشنده)، ریسکهای کیفی و امنیتی، میزان نقدشوندگی و از همه مهمتر، رفتار تاریخی بازدهی این داراییها در چرخههای مختلف اقتصادی است. علاوه بر متغیرهای سنتی، در سالهای اخیر تغییرات رگولاتوری گستردهای نظیر اعمال قانون مالیات بر عایدی سرمایه، اصلاحیات قانون مالیات بر ارزش افزوده، ممنوعیتهای صنفی در حوزه طلای دستدوم، و ظهور پلتفرمهای آنلاین و ابزارهای نوین بورس کالا، معماری این بازار را به طور کامل دگرگون کرده است. این مقاله از میهن بلاکچین با رویکردی نهادی و کمی، به بررسی تطبیقی و جامع این سه کلاس دارایی میپردازد تا مدلهای بهینهسازی سبد سرمایهگذاری را برای فعالان این حوزه تبیین نماید.
مسکوکات طلا، نوسانات ساختاری، پدیده حباب و رفتار تودهای بازار
مسکوکات طلا (به ویژه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید یا امامی، نیمسکه، ربعسکه و سکههای گرمی) از دیرباز به دلیل استاندارد بودن عیار و وزن، برخورداری از بستهبندیهای امنیتی (وکیوم و هولوگرام) و ضرب انحصاری توسط بانک مرکزی، بالاترین سطح نقدشوندگی را در میان عامه مردم داشتهاند. با این وجود، سرمایهگذاری در مسکوکات تحت تأثیر شدیدترین نوسانات رفتاری بازار قرار دارد که در قالب پدیدهای به نام «حباب سکه» نمود پیدا میکند.
مکانیزم قیمتگذاری و مدلسازی ارزش ذاتی سکه
ارزشگذاری سکه در بازار ایران از یک فرمول مشخص ریاضی تبعیت میکند که در آن دو متغیر برونزا یعنی «قیمت جهانی هر اونس طلا» و «نرخ برابری دلار در بازار آزاد» نقش کلیدی ایفا میکنند. تمامی سکههای رسمی در ایران (اعم از طرح قدیم و جدید) با عیار ۲۱.۶ (یا همان ۲۲ عیار سنتی) ضرب میشوند که خلوص آن معادل ۹۰۰ از ۱۰۰۰ است. در مقابل، اونس جهانی طلا بر مبنای عیار ۲۴ (خلوص ۹۹۹) قیمتگذاری میشود.
برای محاسبه ارزش ذاتی سکه، ابتدا باید ارزش طلای خالص موجود در آن محاسبه شده و سپس هزینههای ضرب و مالیات قانونی به آن افزوده شود. فرمول استاندارد به شرح زیر است:
در این فرمول، عدد ۳۱.۱۰۳۴ وزن استاندارد یک اونس طلا به گرم است. ضریب ۰.۹ نشاندهنده نسبت تبدیل عیار سکه (۲۲) به اونس جهانی (۲۴) است. ضریب ۱.۰۹ نمایانگر ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده و سایر عوارض قانونی است که در ارزش پایه لحاظ میشود، و حق ضرب نیز کارمزدی متغیر (عموماً مبالغی نظیر ۵ الی ۷ هزار تومان یا بیشتر بسته به اعلامیههای ادواری) است که بانک مرکزی بابت تولید فیزیکی سکه اخذ مینماید.
نوع مسکوکوزن کل (گرم)وزن خالص طلا (گرم)عیار رسمیسکه تمام (امامی و بهار آزادی)۸.۱۳۳۷.۳۲۹۰۰ (۲۲ عیار)نیم سکه۴.۰۶۶۳.۶۶۹۰۰ (۲۲ عیار)ربع سکه۲.۰۳۳۱.۸۳۹۰۰ (۲۲ عیار)سکه یک گرمی۱.۰۱۰.۹۰۹۰۰ (۲۲ عیار)
جدول فوق نمایانگر اوزان استاندارد مسکوکات است که به عنوان پارامترهای ثابت در فرمول محاسبه ارزش ذاتی مورد استفاده قرار میگیرند.
حباب قیمتی و استراتژیهای مدیریت ریسک
اختلاف میان قیمت معاملاتی (تابلو) سکه در بازار آزاد و ارزش ذاتی محاسبهشده بر اساس فرمول پیشین، «حباب سکه» نامیده میشود. حباب میتواند مثبت (قیمت بازار بالاتر از ارزش ذاتی) یا منفی (قیمت بازار پایینتر از ارزش ذاتی) باشد. در اقتصاد ایران، به دلیل تمایل شدید به حفظ ارزش ریال و محدودیتهای قانونی در بازار ارز، تقاضای سفتهبازانه به سمت مسکوکات هجوم میآورد که به شکلگیری حبابهای مثبت سهمگین منجر میشود.
تحلیلهای بازار نشان میدهد که توزیع حباب در قطعات مختلف سکه متقارن نیست. به دلیل قدرت خرید پایینتر عامه مردم، تقاضا برای قطعات کوچکتر به مراتب بیشتر است. در مقاطعی از بازار (نظیر آبان ماه)، حباب ربع سکه تا ۳۸ درصد، حباب نیم سکه تا ۲۰ درصد و حباب سکه امامی در محدوده ۱۶ درصد ثبت شده است. این بدان معناست که خریدار ربع سکه، ۳۸ درصد مبلغ بیشتری نسبت به ارزش واقعی طلای موجود در آن پرداخت میکند.
سرمایهگذاری در داراییهای حبابدار مانند یک اهرم مالی (Leverage) عمل میکند. در دوران تورم انتظاری، حباب همگام با قیمت اونس و دلار متورم میشود و سود مرکبی را نصیب سرمایهگذار میکند که باعث برتری بازدهی سکه بر طلای خام میشود. اما خطر اصلی در فازهای تثبیت اقتصادی نهفته است. در چنین شرایطی، حتی با ثبات یا رشد ملایم اونس جهانی، تخلیه ناگهانی حباب (به دلیل افت تقاضا یا مداخلات بانک مرکزی) میتواند به زیان سرمایهگذار منجر شود. سیاستگذار پولی در سالهای اخیر از طریق مرکز مبادله ارز و طلای ایران و با برگزاری دهها جلسه حراج سکه (که در آن صدها هزار قطعه سکه تزریق شده است)، توانسته است شوکهای تقاضا را مهار کرده و حبابها را منقبض کند. از این رو، سکه ابزاری برای نوسانگیران کوتاهمدت با قدرت تحمل ریسک بالاست و برای سرمایهگذاران بلندمدت و ریسکگریز، طلای فیزیکی بدون حباب ارجحیت دارد.
طلای آبشده: حداکثرسازی سود در ساختار هزینه صفر
طلای آبشده (Melted Gold) حاصل فرآیند ریختهگری و ذوب طلاهای کهنه، متفرقه و دستدومی است که توسط شبکه خردهفروشی از مردم خریداری شده و برای بازگشت به چرخه تولید، به شکل مفتول یا قالبهای خام درآمده است. این دارایی به دلیل حذف ساختارهای هزینهای رایج در مصنوعات، خالصترین و اقتصادیترین شکل سرمایهگذاری فیزیکی محسوب میشود.
مدلهای قیمتگذاری: رمزگشایی از مفهوم «مظنه» و محاسبات آربیتراژی
برخلاف تصور عامه که قیمت طلا را بر مبنای گرمِ ۱۸ عیار میسنجند، در لایههای کلان بازار، بنکداریها و اتاقهای پایاپای (نظیر بازار سبزه میدان تهران)، واحد پایه برای ارزشگذاری و دادوستد «مظنه» است. مظنه در اصطلاح سنتی بازار ایران، به ارزش ریالی یک مثقال صیرفی از طلای ۱۷ عیار (با درجه خلوص ۷۰۵ از ۱۰۰۰) اطلاق میگردد. توجه به این نکته ضروری است که مثقال صیرفی معادل ۴.۶۰۸۳ گرم است که با مثقال شرعی (۳.۴۵۶ گرم) تفاوت بنیادین دارد و در معاملات تجاری صرفاً از مثقال صیرفی استفاده میشود.
ارتباط مظنه با قیمت اونس جهانی از طریق فرمول زیر تبیین میشود:
ضریب ۹.۵۷۴۲ در مخرج کسر، یک ثابت ریاضی است که از تبدیل وزن اونس (۳۱.۱۰۳۴ گرم) به مثقال صیرفی (۴.۶۰۸ گرم) و تعدیل عیار جهانی (۲۴) به عیار مبنای مظنه (۱۷ یا خلوص ۷۰۵) به دست میآید.
برای خردهفروشان و سرمایهگذاران خرد، تبدیل مظنه بازار عمدهفروشی به قیمت یک گرم طلای ۱۸ عیار (خلوص ۷۵۰) اهمیتی حیاتی دارد. فرمول تبدیل دقیق به شرح زیر است:
حاصل ضرب و تقسیم اعداد ثابت در این فرمول، به عدد مشهور و طلایی «۴.۳۳۱۸» ختم میشود که ابزار محاسباتی سریع در طلافروشیهاست:
این ساختار شفاف محاسباتی نشان میدهد که در معاملات طلای آبشده، قیمت دقیقاً منطبق بر ارزش ذاتی و وزن تبدیلی طلا محاسبه شده و هیچ حباب مضاعفی بر خریدار تحمیل نمیگردد.
مزیتهای رقابتی و تحلیل ریسکهای عملیاتی
مزیتهای استراتژیک:
۱. سودآوری مطلق و خالص: مهمترین مزیت طلای آبشده، حاشیه سود بالای آن به دلیل هزینه اولیه صفر است. در خرید طلای نو، خریدار علاوه بر بهای طلا، مبالغی بین ۱۵ تا ۳۰ درصد را به عنوان اجرت ساخت، ۷ درصد سود فروشنده و مالیات بر ارزش افزوده پرداخت میکند که به محض خروج از مغازه تبخیر میشود. طلای آبشده هیچکدام از این کسورات را ندارد و با یک حاشیه بسیار اندک (Spread) میان نرخ خرید و فروش بنکدار (عموماً کمتر از ۱ الی ۲ درصد) معامله میشود.
۲. نقدشوندگی بیقید و شرط: از آنجا که طلای آبشده ماده اولیه و شریان حیاتی کارگاههای طلاسازی است، تقاضا برای آن ماهیتی ساختاری دارد و در هر شرایطی از چرخههای تجاری، به سرعت و به قیمت تابلو قابل تبدیل به وجه نقد است.
۳. تطبیقپذیری با بودجه: برخلاف سکه که مقیاسهای وزنی گسسته و مشخصی دارد، طلای آبشده به صورت پیوسته و در هر وزن دلخواهی (از چند گرم تا شمشهای چند کیلویی) قابل تهیه است.
ریسکهای عملیاتی و کیفی:
۱. عدم قطعیت در خلوص: بزرگترین آسیبپذیری این بازار، احتمال تقلب در آلیاژ، وجود ناخالصی در مغز قالبهای آبشده، یا جعل مشخصات است. از آنجا که این طلا از ذوب اقلام متفرقه به دست میآید، عیار اولیه آن مشخص نیست و میتواند پایینتر یا بالاتر از ۱۸ باشد.
۲. الزامات تاییدیه و فرآیند ریگیری: برای مهار ریسک خلوص، قطعات آبشده باید فرآیند «ریگیری» (عیارسنجی در آزمایشگاههای معتبر زیر نظر اتحادیه طلا و جواهر) را طی کنند. پس از ذوب قطعهای کوچک از طلا و تعیین دقیق عیار، کدی چند رقمی به نام «انگ» روی آن حک میشود. سرمایهگذاران موظفند پیش از تسویه حساب، این کد را در سامانه ملی ریگیری استعلام کنند تا از تطابق وزن، نام آزمایشگاه و عیار اطمینان حاصل نمایند. خرید طلای فاقد انگ معتبر، قماری با سرمایه محسوب میشود.
۳. عدم کاربرد مصرفی: این دارایی کاملاً جنبه سرمایهگذاری دارد و برخلاف مصنوعات، هیچگونه کاربرد زینتی برای دارنده آن فراهم نمیکند.
طلای دستدوم
طلای مستعمل یا دستدوم، مصنوعاتی هستند که پس از استفاده توسط مصرفکنندگان قبلی، به چرخه خردهفروشی بازگشتهاند. در دهههای اخیر، این کلاس دارایی به دلیل حذف اجرت ساخت، جذابیت بالایی برای خانوادههای ایرانی داشته است تا ضمن حفظ ارزش پول، از جنبههای زینتی آن نیز بهرهمند شوند.
تحلیل هزینه فایده در برابر طلای آبشده
گرچه در طلای دستدوم هزینه «اجرت ساخت» حذف میشود، اما برخلاف طلای آبشده، ساختار هزینه آن کاملاً صفر نیست. واحدهای صنفی مجازند برای فروش طلای مستعمل، سود قانونی خود (معمولاً حدود ۷ درصد) را به همراه مالیات بر ارزش افزوده (که تنها بر همان سود ۷ درصدی اعمال میشود) از خریدار دریافت کنند. بنابراین، نقطه سربهسر (Break-even point) در سرمایهگذاری طلای دستدوم طولانیتر از طلای آبشده است.
با این حال، برای سرمایهگذاران خرد و مبتدی که فاقد تخصص لازم برای راستیآزمایی کدهای ریگیری در طلای آبشده هستند، خرید طلای دستدوم از واحدهای صنفی معتبر به همراه صدور فاکتور رسمی، حاشیه امنیت بسیار بالاتری را از حیث اصالت کالا فراهم میآورد.
دگردیسی قانونی: ممنوعیتهای نظام صنفی و پیامدهای بازار
یکی از تأثیرگذارترین تغییرات ساختاری بازار طلا در مقطع کنونی، ابلاغیههای سختگیرانه نهادهای نظارتی پیرامون معاملات طلای مستعمل است. اتاق اصناف ایران، وزارت صمت و کمیسیون تخصصی طلا و جواهر، در یک رویکرد هماهنگ، کد آیسیک (ISIC) مرتبط با فروش طلای مستعمل را از سامانه نوین اصناف به طور کامل حذف کردهاند.
هدف از این جراحی رگولاتوری، حمایت از صنعتگران و تولیدکنندگان داخلی، خروج کارگاههای طلاسازی از رکود بیسابقه، و مهمتر از آن، جلوگیری از جرایمی نظیر فروش طلاهای قاچاق، سرقتی یا با عیار غیرمجاز تحت پوشش طلای دستدوم بوده است. بر اساس این ضوابط، طلافروشان همچنان میتوانند طلای مستعمل را از آحاد جامعه بخرند تا نقدشوندگی دارایی مردم حفظ شود، اما اکیداً از بازفروش (باز توزیع) آن در ویترین مغازهها منع شدهاند و مکلفند این طلاها را منحصراً به کورههای ذوب برای تبدیل به طلای آبشده ارسال نمایند. این ممنوعیت قانونی، عرضه طلای دستدوم در کانالهای رسمی را عملاً متوقف کرده است. اگرچه معاملات زیرزمینی یا توافقی بین اشخاص حقیقی همچنان وجود دارد، اما محدودیت در شبکه توزیع رسمی باعث شده تا جذابیت این دارایی به عنوان یک ابزار سرمایهگذاری سیستماتیک به شدت افت کرده و جریان سرمایهها مستقیماً به سمت طلای آبشده، مسکوکات یا ابزارهای بورس کالا منحرف شود.
تحلیل تطبیقی بازدهی: شواهد تجربی و دادههای تاریخی
مغز استخوان این پژوهش، پاسخ به پرسش «کدام دارایی سود بیشتری دارد؟» است. دادههای متقن تاریخی نشان میدهد که رتبهبندی بازدهی این داراییها ایستا نیست و تابع مستقیمی از افق زمانی سرمایهگذاری و نوسانات حباب است.
افق ارزیابی و سناریودارایی با بازدهی برتردلیل برتری و تحلیل اقتصادیبازدهی در افق یکساله (کاهش التهابات ارزی)طلای آبشده / دستدومدر یک بازه یکساله مشخص، بازدهی طلای آبشده ۵۶٪ بیشتر از سکه گرمی و ۵۱٪ بیشتر از ربع سکه بوده است. علت این امر، تخلیه سنگین حباب قطعات کوچک سکه در پی عرضههای مرکز مبادله بوده است.بازدهی در افق یکساله (روند صعودی عمومی)طلای دستدوم و آبشدهمقایسه آمارها نشان میدهد بازدهی ۱۲۸ درصدی طلای دستدوم در برابر بازدهی ۷۸ درصدی سکه گرمی، کفه را به نفع داراییهای مبتنی بر وزن خالص سنگین کرده است.بازدهی در دورههای شوک و نوسان ارزی شدیدمسکوکات طلابه دلیل رفتار تودهای و افزایش تقاضا، حباب سکه به صورت اهرمی عمل کرده و در بازههای زمانی کوتاه (۱ تا ۶ ماهه در زمان شوکها)، بازدهی سکه امامی و نیمسکه از رشد طلای جهانی پیشی میگیرد.بازدهی در افق بلندمدت (۵ سال و بیشتر)طلای آبشدهحذف کامل ریسک تخلیه حباب و تمرکز بر ارزش ذاتی (دلار × اونس). در دورههای طولانی، انحراف معیار قیمتی طلای خام از سکه کمتر بوده و سود مرکب پایدارتری ارائه میدهد.
تحلیل و سنتز دادهها: رفتار بازار حاکی از یک قانون نانوشته است: «سکه برای سفتهبازی نوسانی، طلا برای حفظ ثروت». خریداران مسکوکات در واقع بر روی دو متغیر شرطبندی میکنند: نخست افزایش ارزش ذاتی طلا و دوم انبساط بیشتر حباب. این رویکرد در کوتاه مدت و در آستانه بحرانها بسیار سودآور است. اما در بازههای بلندمدت، نیروهای بازارساز (دولت و بانک مرکزی) همواره سعی در سرکوب حباب از طریق حراج و پیشفروش اوراق سلف دارند. از این رو، طلای آبشده که ذاتاً در برابر سیاستهای انقباضی حباب مصون است، بازدهی خالص، مستمر و با ثباتتری را برای سرمایهگذار به ارمغان میآورد.
محیط مالیاتی و قانونگذاری
سودآوری ناخالص، بدون در نظر گرفتن اصطکاکهای مالیاتی، تصویری گمراهکننده است. در اقتصاد کنونی، رژیمهای مالیاتی تعیینکننده نهایی سود خالص هستند.
تکامل قانون مالیات بر ارزش افزوده (VAT)
در گذشته، اخذ ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده از کل مبلغ فاکتور (شامل اصل طلا)، سرمایهگذاری در طلای نو و دستدوم را به شدت غیرمنطقی میکرد. با اصلاحیه استراتژیک ماده ۲۶ قانون در سال ۱۴۰۰، اصل طلا به عنوان یک کالای سرمایهای از شمول مالیات معاف شد. هماکنون (با لحاظ افزایش نرخ به ۱۰ درصد در قانون بودجه ۱۴۰۴)، مالیات تنها بر روی مؤلفههای خدمات شامل «اجرت ساخت، سود مغازهدار و حقالعمل» اعمال میگردد. این تغییر، مزیت رقابتی طلای آبشده (که فاقد سود فروشنده و اجرت است) را به حداکثر رسانده است، زیرا بار مالیاتی آن در عمل صفر است.
مالیات بر عایدی سرمایه (CGT) و الزامات سامانه مودیان
سیاستگذار اقتصادی با هدف سد کردن راه سفتهبازی و هدایت نقدینگی به بخشهای مولد، اجرای قانون مالیات بر عایدی سرمایه (Capital Gains Tax) را کلید زده است که سود حاصل از خرید و فروش داراییها (پس از تعدیل تورم) را مشمول مالیات میکند. با این حال، با هدف حمایت از داراییهای خرد خانوارها، معافیتهای هدفمندی در نظر گرفته شده است: ۱. معافیت اشخاص حقیقی: هر فرد بالای ۱۸ سال میتواند در یک بازه زمانی ۵ ساله، تا سقف ۲۰۰ گرم طلای ۱۸ عیار را معامله کرده و از پرداخت این مالیات به طور کامل معاف باشد. ۲. الزام سامانه مودیان: طلافروشان مکلف شدهاند تمامی معاملات خود را در سامانه مودیان و پایانههای فروشگاهی ثبت کنند و صورتحساب الکترونیک صادر نمایند. تخطی از این امر جرایم سنگینی به دنبال دارد. این شفافیت اجباری، باعث شده تا فعالان بزرگ بازار که فراتر از سقف معافیت ۲۰۰ گرمی معامله میکنند، به دنبال پناهگاههای قانونی و بدون مالیات باشند.
تحول ابزارهای سرمایهگذاری: بورس کالا و پلتفرمهای آنلاین
چالشهای سنتی نظیر ریسکهای فیزیکی (سرقت کالا از صندوقهای خانگی و هزینههای گران صندوق امانات بانکی)، ریسکهای کیفی (جعل عیار) و اصطکاکهای مالیاتی باعث شده تا سرمایهگذاران هوشمند مسیر خود را به سمت ابزارهای مبتنی بر اوراق بهادار (Paper Gold) تغییر دهند.
۱. گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا
بورس کالای ایران با معرفی اوراق گواهی سپرده شمش طلا (با نماد CD1G0B0001)، دموکراتیکترین روش سرمایهگذاری را ایجاد کرده است.
مشخصات قرارداد: هر برگه گواهی دقیقاً معادل ۰.۱ گرم (۱۰۰ سوت) از یک شمش طلای یک کیلوگرمی استاندارد با درجه خلوص ۹۹۵ از ۱۰۰۰ (حدود ۲۴ عیار) است.
حداقل و حداکثر سرمایهگذاری: سرمایهگذاران میتوانند با کمترین بودجه ممکن (ارزش یکدهم گرم طلا) وارد بازار شوند. سقف مجاز نگهداری برای هر کد معاملاتی نیز ۵۰۰,۰۰۰ واحد (معادل ۵۰ کیلوگرم) در نظر گرفته شده است.
هزینهها و کارمزدها: کارمزد معاملات به شدت پایین و حدود ۰.۰۰۴۸ ارزش معامله است. همچنین هزینه انبارداری و بیمه شمش در خزانههای بانکی بسیار ناچیز است (حدود ۳۲.۷ الی ۴۴ ریال به ازای هر گواهی در روز به همراه مالیات بر ارزش افزوده آن).
فرآیند تحویل فیزیکی: اگرچه اوراق قابلیت معامله پیوسته دارند، اما سرمایهگذارانی که خواهان در اختیار داشتن طلای فیزیکی هستند، با تجمیع ۱۱,۰۰۰ واحد گواهی (معادل ۱۱۰۰ گرم یا ۱.۱ کیلوگرم)، میتوانند با مراجعه به خزانه بانک، شمش فیزیکی خود را دریافت نمایند. این ابزار کاملاً معاف از مالیات بر عایدی سرمایه بوده و ریسکهای نگهداری را به صفر میرساند.
۲. صندوقهای سرمایهگذاری پشتوانه طلا (Gold ETFs)
صندوقهای سرمایهگذاری طلا (نظیر لوتوس، عیار، کهربا، زرین، گوهر، نفیس، زرفام و غیره) به عنوان نهادهای مالی حرفهای، داراییهای جمعآوری شده از مردم را با ترکیب بهینهای (معمولاً ۷۰ الی ۹۰ درصد) در اوراق سپرده شمش و سکه طلا، و مابقی را در اوراق با درآمد ثابت یا ابزارهای مشتقه سرمایهگذاری میکنند تا ریسک نوسانات را پوشش دهند.
عملکرد و بازدهی بیرقیب: در سالهای اخیر، بازدهی این صندوقها خیرهکننده بوده است. بر اساس آمارهای منتهی به سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، صندوقهایی مانند «زرفام»، «زروان»، «مثقال» و «ناب» توانستهاند بازدهیهای شگفتانگیزی در محدودهی ۱۱۳ درصد تا بیش از ۱۴۰ درصد را برای سرمایهگذاران خود ثبت کنند. صندوقهای قدیمیتری نظیر عیار و لوتوس نیز با ارزش داراییهای خالص (AUM) بیش از ۱۴ و ۱۳ هزار میلیارد تومان، پایداری و نقدشوندگی بالایی را ارائه میدهند.
مدیریت حباب اسمی و واقعی: این صندوقها دارای یک ارزش خالص دارایی (NAV) و یک قیمت تابلو هستند. اختلاف این دو، نشاندهنده «حباب اسمی» صندوق است. از سوی دیگر، داراییهای پایه صندوق (سکه) نیز خود دارای حباب هستند که «حباب ذاتی» را تشکیل میدهند. مدیران حرفهای صندوق با مدیریت فعال پورتفوی (Active Management) میان شمش و سکه، ارزشآفرینی میکنند.
۳. پلتفرمهای معاملات آنلاین طلای آبشده
استارتاپهای فینتک نظیر میلی، طلاین، گلدیکا، طلاسی و زرمینکس، امکان معامله طلای آبشده به صورت ۲۴ ساعته در هفت روز هفته را بدون محدودیت وزنی فراهم آوردهاند.
تسهیلات: کاربر میتواند بدون پرداخت هیچگونه اجرت، طلای خام را به صورت دیجیتال بخرد و پس از رسیدن به حد نصاب (مثلاً ۳۰ گرم)، شمش فیزیکی دریافت کند.
ریسک خالیفروشی (Naked Short Selling): مهمترین تهدید این اکوسیستم نوپا، عدم تقارن میان طلای فروختهشده در پلتفرم و طلای فیزیکی موجود در خزانههای آنهاست. اگر پلتفرمی در پوشش داراییهای خود دچار چالش شود و موجی از درخواستهای دریافت فیزیکی از سوی کاربران سرازیر شود (Bank Run)، خطر ورشکستگی و تکرار بحرانهایی نظیر موسسات اعتباری غیرمجاز دور از ذهن نیست.
واکنش رگولاتوری بانک مرکزی: در مواجهه با این ریسک کلان، بانک مرکزی دستورالعملهای کنترل پلتفرمها را تدوین نموده و با راهاندازی سامانه برخط «ناظر»، داراییهای ثبتشده دیجیتال کاربران را با ذخایر طلای فیزیکی موجود در انبارها و حسابهای بانکی پلتفرم تطبیق میدهد. طبق این مقررات، فروش آنلاین طلا بدون پشتوانه فیزیکی و تأییدشده ممنوع است و حتی زمزمههایی مبنی بر محدودیت ساعات فعالیت این پلتفرمها (جهت تطبیق با بازارهای رسمی) شنیده میشود که با مخالفت فعالان نوآوری روبهرو شده است.
جمعبندی
تجزیه و تحلیل جریان دادهها، الزامات قانونی، ریسکهای سیستمی و بازدهی تاریخی به ما نشان میدهد که پاسخ به سوال «کدام سود بیشتری دارد؟» تابعی مستقیم از اهداف و ماهیت سرمایهگذار است:
۱. استراتژی حداکثرسازی سود خالص و بلندمدت (رویکرد محافظهکارانه):طلای آبشده به دلیل برخورداری از ساختار هزینه صفر (معاف از مالیات بر ارزش افزوده در کلیت مبلغ، عدم وجود اجرت و سود فروشنده) و فقدان ریسکهای ناشی از انبساط و انقباض حباب، مطمئنترین و سودآورترین ابزار فیزیکی برای حفظ ارزش داراییها در بازههای میانمدت و بلندمدت است. با این حال، سرمایهگذار باید الزامات راستیآزمایی کدهای ریگیری را به دقت رعایت نماید. با توجه به ممنوعیتهای شبکه توزیع رسمی برای طلای دستدوم، این گزینه از سبد سرمایهگذاری حرفهای حذف شده و صرفاً برای مقاصد توأمان مصرفی-پساندازی توجیه دارد.
۲. استراتژی نوسانگیری و استفاده از اهرمهای تورمی (رویکرد تهاجمی):مسکوکات طلا (خصوصاً ربعسکه و نیمسکه)، به واسطه ماهیت حبابپذیری بالا، به عنوان یک دارایی تهاجمی عمل میکنند. در زمان شروع چرخههای تورمی، رشد تصاعدی حباب سکه، بازدهی به مراتب بالاتری نسبت به طلای خام ایجاد میکند. اما این استراتژی ریسک بسیار بالایی دارد؛ چرا که با مداخلات بازارساز (عرضه در مرکز مبادله و بورس)، تخلیه حباب میتواند بخش اعظم سود را از بین ببرد.
۳. نقطه بهینه مطلق (Golden Optimum) در اکوسیستم نوین مالی: تلاقی ریسکهای فیزیکی، اصطکاکهای نگهداری و الزامات مالیات بر عایدی سرمایه (CGT)، معماری سنتی بازار را منسوخ کرده است. بهینهترین ابزار سرمایهگذاری در دوران کنونی، صندوقهای سرمایهگذاری پشتوانه طلا (Gold ETFs) و گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا هستند. این ابزارها با ترکیب امنیت مطلق خزانههای بانکی، هزینه معاملاتی نزدیک به صفر، نقدشوندگی بسیار بالا، مدیریت حرفهای حبابها توسط نهادهای مالی، بازدهیهای نجومی (بالای ۱۳۰ درصد در سال اخیر) و برخورداری از چتر حمایتی معافیتهای مالیاتی، بیرقیبترین ابزار برای سرمایهگذاران خرد و نهادی به شمار میروند و انتقال جریان نقدینگی به این بخش، استراتژی غالب دههی پیش رو خواهد بود.


























