آخرین اخبار:

مقالات عمومی24 مرداد 1405
کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟

صرافی متمرکز23 مرداد 1405
صرافیها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶ لایه سنجش بازپرداخت صرافیهای کریپتو

ترید22 مرداد 1405
چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشهای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن میکند

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
پشت ظاهر حرفهای صرافیهای ایرانی چه خبر است؟ ۳۰ معیار برای سنجش واقعیت

مقالات عمومی21 مرداد 1405
چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
88 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.47%
نرخ تتر
191,171.47 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

۵ بدافزار جدید که میتوانند ارزهای دیجیتال شما را سرقت کنند
14 شهریور 1405 - 11:59
وقتی صحبت از سرقت ارزهای دیجیتال میشود، معمولاً ذهنمان به سمت هک صرافیها یا حمله به شبکههای بلاکچینی میرود؛ اما در بسیاری از موارد، هکر اصلاً نیازی به شکستن امنیت بلاکچین ندارد. کافی است کاربر یک برنامه آلوده نصب کند، یک فایل ناشناس را اجرا کند یا حتی آدرس کیف پول را بدون بررسی از روی کامپیوترش کپی کند.
بدافزارهای سرقت رمزارز دقیقاً با سوءاستفاده از همین اشتباهات ساده فعالیت میکنند. بعضی از آنها عبارت بازیابی کیف پول را از روی تصاویر پیدا میکنند، بعضی دیگر خودشان را پشت یک پیشنهاد شغلی جعلی پنهان میکنند و برخی نیز هنگام انتقال ارز دیجیتال، آدرس کیف پول را تغییر میدهند. در سال ۲۰۲۴ نیز بدافزارهای تخلیهکننده کیف پول نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار از بیش از ۳۳۲ هزار قربانی سرقت کردند.
در این مقاله از میهن بلاکچین، ۵ نمونه از تهدیدهای مهمی را بررسی میکنیم که کاربران ارزهای دیجیتال باید آنها را بشناسند.
SparkCat و SpyAgent؛ اسکرینشاتهای شما هم میتوانند خطرناک باشند
اگر عبارت بازیابی کیف پولتان را در قالب اسکرینشات روی گوشی نگه داشتهاید، بهتر است همین حالا آن را حذف کنید. دلیلش بدافزارهایی مانند SparkCat و SpyAgent است که میتوانند تصاویر موجود در دستگاه را بررسی کنند و به دنبال اطلاعات حساس بگردند.
این بدافزارها از فناوری OCR برای تشخیص متن داخل تصاویر استفاده میکنند. در نتیجه، اگر عبارت بازیابی، رمز عبور یا اطلاعات ورود به یک حساب را در قالب تصویر ذخیره کرده باشید، ممکن است بدافزار بتواند آن را پیدا کرده و برای مهاجم ارسال کند.
SparkCat در برخی اپلیکیشنهای موجود در گوگلپلی و اپ استور شناسایی شده و گزارشها نشان میدهد صدها هزار کاربر این برنامهها را دانلود کرده بودند. SpyAgent نیز عمدتاً از طریق فایلهای APK خارج از فروشگاههای رسمی اندروید منتشر شده است.
کاری که باید انجام دهید این است؛ عبارت بازیابی و کلید خصوصی را هرگز بهصورت اسکرینشات، فایل متنی یا پیام در گوشی و کامپیوتر نگه ندارید. اپلیکیشنها را نیز از منابع معتبر دریافت کنید و هنگام نصب، مجوزهای درخواستشده را بررسی کنید.
پیشنهاد شغلی جعلی؛ مصاحبهای که به سرقت کیف پول ختم میشود
اگر در حوزه ارزهای دیجیتال، بلاکچین یا فناوری به دنبال شغل هستید، احتمالاً پیشنهادهای استخدامی در لینکدین یا پلتفرمهای کاریابی برایتان موضوع عجیبی نیست. اما همین موضوع به یک ابزار تازه برای حمله سایبری تبدیل شده است.
در برخی حملات، هکرها ابتدا خودشان را بهعنوان استخدامکننده یک شرکت معرفی میکنند و حتی چند مرحله مصاحبه واقعی را شبیهسازی میکنند. سپس از متقاضی میخواهند برای انجام مصاحبه یا تست فنی، نرمافزار خاصی را دانلود کند. برنامههایی مانند Meeten، GrassCall و Willo در برخی کمپینهای مخرب با همین روش مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند.
پس از نصب، بدافزار میتواند اطلاعات حساس دستگاه، رمزهای عبور، کوکیهای مرورگر و حتی اطلاعات کیف پولهای ارز دیجیتال را به سرقت ببرد. برخی از این بدافزارها نیز امکان کنترل از راه دور دستگاه را در اختیار مهاجم قرار میدهند.
بنابراین، اگر کارفرما از شما خواست نرمافزار ناشناختهای نصب کنید، عجله نکنید. نام شرکت و فرد استخدامکننده را از طریق وبسایت رسمی شرکت بررسی کنید و نرمافزار موردنظر را فقط از منبع رسمی دریافت کنید.
MassJacker؛ هکری که آدرس کیف پول را عوض میکند
یکی از خطرناکترین حملات ممکن است آنقدر ساده باشد که اصلاً متوجهش نشوید.
بدافزارهای Clipper کلیپبورد دستگاه را زیر نظر میگیرند. زمانی که شما آدرس یک کیف پول را کپی میکنید، بدافزار میتواند آن را با آدرس کیف پول متعلق به مهاجم جایگزین کند. اگر آدرس جدید را بررسی نکنید و تراکنش را تأیید کنید، ارز دیجیتال مستقیماً برای هکر ارسال میشود.
MassJacker یکی از کمپینهای بزرگ شناساییشده در این زمینه است که از صدها هزار آدرس کیف پول جعلی استفاده کرده است. این بدافزار عمدتاً از طریق نرمافزارهای کرکشده و دانلودهای غیرمعتبر منتشر میشود.
نکته مهم این است که تراکنشهای بلاکچینی معمولاً برگشتپذیر نیستند؛ بنابراین اگر آدرس اشتباهی را تأیید کنید، احتمال بازگرداندن دارایی بسیار پایین است.
کاری که باید انجام دهید این است؛ بعد از Paste کردن آدرس کیف پول، حتماً چند کاراکتر ابتدایی و انتهایی آن را با آدرس اصلی مقایسه کنید. برای مبالغ بزرگ، بررسی کامل آدرس مقصد بهترین کار است.
GitVenom؛ مراقب پروژههای جعلی GitHub باشید
GitHub فقط محل فعالیت برنامهنویسان نیست؛ هکرها هم از محبوبیت این پلتفرم برای توزیع بدافزار استفاده میکنند.
در کمپین GitVenom، مهاجمان پروژههایی جعلی میسازند که در ظاهر کاملاً واقعی به نظر میرسند. این پروژهها ممکن است ربات مدیریت کیف پول، ابزار اتوماسیون یا برنامهای کاربردی باشند و حتی README حرفهای و تاریخچه فعالیت ساختگی داشته باشند تا اعتماد توسعهدهندگان را جلب کنند.
اما پس از دانلود و اجرای کد، بدافزار میتواند اطلاعات مرورگر، رمزهای عبور و دادههای مربوط به کیف پول را سرقت کند. در برخی موارد نیز کلیپر روی سیستم نصب میشود تا آدرسهای کیف پول هنگام انتقال ارز تغییر کنند.
به همین خاطر، فقط به تعداد ستارهها یا ظاهر حرفهای یک پروژه GitHub اعتماد نکنید. قبل از اجرای کد، سابقه مخزن، فعالیت توسعهدهندگان و محتوای واقعی آن را بررسی کنید؛ مخصوصاً اگر پروژه تازه ساخته شده یا کد آن را بهخوبی نمیشناسید.
DroidBot؛ وقتی اپلیکیشن جعلی کنترل گوشی را به هکر میدهد
DroidBot یک بدافزار اندرویدی است که اپلیکیشنهای بانکی و ارز دیجیتال را هدف قرار میدهد. مهاجمان ممکن است آن را در قالب برنامههایی مانند کروم، گوگلپلی یا ابزارهای امنیتی معرفی کنند تا کاربر را به نصب آن ترغیب کنند.
پس از نصب، DroidBot میتواند با سوءاستفاده از قابلیتهای دسترسی اندروید، اطلاعات ورود را سرقت کند، پیامکها را بخواند، صفحات جعلی ورود نمایش دهد و حتی امکان کنترل از راه دور دستگاه را در اختیار مهاجم قرار دهد.
این بدافزار علاوه بر اپلیکیشنهای بانکی، پلتفرمهای مرتبط با ارز دیجیتال و کیف پولهایی مانند بایننس، کراکن و متامسک را نیز هدف قرار داده است.
بنابراین، هیچوقت برای دریافت «آپدیت امنیتی» یا رفع یک مشکل فوری، اپلیکیشن را از لینک ناشناس نصب نکنید. اگر اندروید یا یک اپلیکیشن از شما خواست برنامهای را نصب کنید، ابتدا آن را از فروشگاه رسمی همان سرویس بررسی کنید.
چطور از کیف پول خود در برابر بدافزارها محافظت کنیم؟
بخش قابلتوجهی از این حملات را میتوان با رعایت چند نکته ساده خنثی کرد. مهمترین آنها این است که عبارت بازیابی و کلید خصوصی را در فضای دیجیتال ذخیره نکنید و بهخصوص از آنها اسکرینشات نگیرید. این اطلاعات در صورت دسترسی هکر به دستگاه میتوانند برای خالی کردن کیف پول کافی باشند.
همچنین از دانلود نرمافزارهای کرکشده و اپلیکیشنهای ناشناس خودداری کنید، سیستمعامل و برنامههای خود را بهروز نگه دارید و مجوزهای غیرضروری اپلیکیشنها را فعال نکنید. اگر در حوزه کریپتو فعالیت میکنید، نصب یک نرمافزار امنیتی معتبر روی کامپیوتر و گوشی نیز میتواند یک لایه حفاظتی اضافه ایجاد کند.
در زمان انتقال ارز دیجیتال، همیشه آدرس مقصد را بعد از کپی و Paste کردن بررسی کنید. اگر مبلغ زیادی منتقل میکنید، بهتر است ابتدا یک تراکنش آزمایشی با مبلغ کم انجام دهید.
در نهایت، به پیامها و پیشنهادهایی که بیش از حد خوب به نظر میرسند اعتماد نکنید. یک استخدامکننده واقعی، یک پروژه GitHub یا حتی یک اپلیکیشن مشهور لزوماً امن نیست. در دنیای ارزهای دیجیتال، گاهی یک کلیک اشتباه یا یک نصب ساده میتواند تمام دارایی یک کیف پول را در اختیار مهاجم قرار دهد.

ساختار بازار کریپتو چیست؟ راهنمایی درباره نحوه کار بازارهای کریپتو
13 شهریور 1405 - 20:00
ساختار بازار کریپتو به چارچوب مشارکتکنندگان، پلتفرمها، قوانین و زیرساختهایی اشاره دارد که بازارهای دارایی دیجیتال را تشکیل میدهند. این ساختار شامل صرافیهای کریپتو، کارگزاران، متولیان (نگهدارندگان دارایی)، بازارسازان، ناشران توکن، سرمایهگذاران و نهادهای نظارتی است که بر آنها نظارت میکنند. وقتی قانونگذاران و تحلیلگران درباره «ساختار بازار کریپتو» صحبت میکنند، معمولاً منظورشان این است که چه کسی مجاز به انجام چه کاری در اقتصاد دارایی دیجیتال است و در هر مرحله چه قوانینی اعمال میشود.
در سیستم مالی سنتی، این سوالات دههها پیش از طریق قوانینی مانند قانون اوراق بهادار مصوب ۱۹۳۳، قانون بورس اوراق بهادار مصوب ۱۹۳۴ و قانون بورس کالای مصوب ۱۹۳۶ حلوفصل شدند. در حوزه کریپتو، این موارد هنوز در حال بررسی و تدوین هستند، به همین دلیل است که «ساختار بازار» به یکی از رایجترین عبارات در سیاستگذاری کریپتوی ایالات متحده تبدیل شده است و در این مقاله از میهن بلاکچین، به همین موضوع پرداختهایم.
💡 نکته کلیدی: ساختار بازار کریپتو سیستمی از مشارکتکنندگان، پلتفرمها، زیرساختها و قوانینی است که باعث عملکرد بازارهای دارایی دیجیتال میشوند. بیشتر بحثهای سیاستی کنونی بر این موضوع تمرکز دارند که کدامیک از قوانین موجود در این حوزه قابل اجرا هستند و به چه قوانین جدیدی نیاز است.
چرا ساختار بازار مهم است؟
ساختار بازار تعیین میکند چه کسی محافظت میشود، قیمتها چگونه تعیین میشوند و آیا نهادهای بزرگ میتوانند در آن مشارکت کنند یا خیر. این موضوع به چند دلیل عمده مهم است:
محافظت از سرمایهگذار: قوانین روشن درباره افشای اطلاعات، حضانت (نگهداری دارایی) و تضاد منافع، خطر از دست رفتن پول سرمایهگذاران خرد به دلیل کلاهبرداری یا تضاد منافع پنهان را کاهش میدهد. فروپاشی صرافی FTX در سال ۲۰۲۲ مثالی است که قانونگذاران در هنگام توضیح اهمیت این قوانین بیشتر به آن اشاره میکنند.
شفافیت قیمت: وقتی معاملات در میان صدها پلتفرم قانونگذارینشده پراکنده باشند، برای سرمایهگذاران سختتر است که بدانند آیا قیمت اعلام شده نشاندهنده عرضه و تقاضای واقعی است یا خیر. گزارشدهی استاندارد و قوانین یکپارچه برای سفارشات مشتریان، این پراکندگی را کاهش میدهد.
رقابت عادلانه: بدون وجود قوانین روشن، شرکتهای تثبیتشده به دلیل نامشخص بودن الزامات قانونی عقبنشینی میکنند، یا شرکتهای کوچکتر برای رقابت با رقبای بدون نظارت خود دچار مشکل میشوند.
نقدینگی: ساختار بازار تعیین میکند که آیا نقدینگی برای سرمایههای نهادی به اندازه کافی عمیق است یا خیر. بانکها، مدیران دارایی و صندوقهای بازنشستگی، سرمایه قابل توجهی را به بازاری که نمیتواند سفارشات بزرگ را جذب کند، وارد نخواهند کرد.
مشارکتکنندگان اصلی در بازارهای کریپتو چه کسانی هستند؟
بازارهای کریپتو شامل ترکیب گستردهتری از مشارکتکنندگان نسبت به چیزی است که بیشتر مبتدیان تصور میکنند.
سرمایهگذاران خرد (Retail Investors)
سرمایهگذاران خرد خریداران و فروشندگان فردی هستند که از طریق اپلیکیشنهای مصرفکننده، کارگزاریها، یا کیف پولهای خودحضانتی معامله میکنند. آنها از نظر تعداد بزرگترین گروه هستند و همان گروهی هستند که اکثر قانونگذاران میگویند قوانین ساختار بازار برای محافظت از آنها طراحی شده است.
سرمایهگذاران نهادی (Institutional Investors)
سرمایهگذاران نهادی شامل صندوقهای پوشش ریسک (هج فاندها)، مدیران دارایی، دفاتر خانوادگی، صندوقهای بازنشستگی، موقوفات، خزانهداری شرکتها و مشاوران سرمایهگذاریِ ثبتشده میشوند. آنها معمولاً از طریق کارگزاران اصلی (prime brokers)، صرافیهای تحت نظارت یا ETFها معامله میکنند زیرا سیاستهای داخلیشان به سیستم حضانت قانونگذاریشده و گزارشدهی استاندارد نیاز دارد.
مشارکت نهادی پس از راهاندازی ETFهای اسپات بیتکوین و اسپات اتریوم در سال ۲۰۲۴ و ETFهای اسپات XRP در اواخر ۲۰۲۵ به شدت رشد کرد.
صرافیهای کریپتو (Crypto Exchanges)
صرافیهای کریپتو مکانهایی هستند که بیشتر معاملات در آنها رخ میدهد. صرافیهای متمرکز مانند کوینبیس و بایننس، خریداران و فروشندگان را در دفاتر سفارشات داخلی تطبیق میدهند و داراییهای مشتریان را نگه میدارند. صرافیهای غیرمتمرکز مانند یونیسواپ سفارشات را از طریق قراردادهای هوشمند روی یک بلاکچین تطبیق میدهند و حضانت وجوه کاربران را در اختیار ندارند.
بازارسازان (Market Makers)
بازارسازان شرکتهایی هستند که به طور پیوسته قیمتهای خرید و فروش را در صرافیها ارائه میدهند. بدون بازارسازان، معاملهگران باید منتظر یک طرف مقابل (خریدار یا فروشنده) همسان بمانند تا یک معامله انجام شود. با وجود آنها، یک معاملهگر خرد میتواند فوراً دارایی خود را بفروشد زیرا بازارساز همیشه مایل به خرید است و سپس موجودی را مدیریت کرده و ریسک خود را در پلتفرمهای دیگر پوشش (هج) میدهد.
آنها متعهد میشوند با قیمت کمی پایینتر (قیمت پیشنهادی خریدار یا Bid) بخرند و با قیمت کمی بالاتر (قیمت درخواستی فروشنده یا Ask) بفروشند و فاصله بین این دو قیمت، اسپرد (Bid-Ask Spread) نامیده میشود. بازارسازان عمده کریپتو شامل Wintermute، GSR، Jump Trading، Cumberland و B2C2 هستند. بسیاری از آنها در هر دو پلتفرم متمرکز و غیرمتمرکز فعالیت میکنند.
متولیان / نگهدارندگان دارایی (Custodians)
متولیان مسئول ذخیره ایمن داراییهای دیجیتال به نمایندگی از مشتریان هستند. یک متولی واجد شرایط معمولاً یک بانک، شرکت تراست یا سایر موسسات مالی تحت نظارت است که استانداردهای خاصی را برای تفکیک دارایی، حسابرسی و مدیریت کلیدها برآورده میکند. متولیان معمولاً اکثر داراییهای مشتریان را در ذخیرهسازی سرد (Cold Storage) نگهداری میکنند و کلیدهای خصوصی به صورت آفلاین نگه داشته میشوند. بخش کوچکتری در کیف پولهای گرم (Hot Wallets) برای پشتیبانی از برداشتها نگهداری میشود.
نقش آنها برای مشارکت سرمایهگذاران نهادی بنیادین است زیرا اکثر سرمایهگذاران بزرگ طبق سیاستهای داخلی یا مقررات ملزم هستند داراییهای خود را به جای نگهداری شخصی (خودحضانتی)، نزد یک متولی واجد شرایط نگهداری کنند. ETFهای اسپات کریپتو و اکثر سرمایهگذاران نهادی به متولیان واجد شرایطی مانند Coinbase Custody، BitGo، Anchorage Digital و Fidelity Digital Assets متکی هستند.
ناشران توکن (Token Issuers)
ناشران توکن پروژهها، بنیادها یا شرکتهایی هستند که داراییهای دیجیتال را ایجاد و توزیع میکنند. انتشار توکن میتواند متمرکز باشد (جایی که یک شرکت توکنها را ایجاد کرده و میفروشد) یا کاملاً غیرمتمرکز باشد (جایی که یک پروتکل به صورت الگوریتمی توکن صادر میکند). برخورد قانونی اغلب به این تمایز بستگی دارد.
قانونگذاران (Regulators)
قانونگذاران، قوانین را تعیین و اجرا میکنند. در ایالات متحده، آژانسهای اصلی شامل کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC)، کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC)، دفتر کنترل ارز (OCC)، شرکت بیمه سپرده فدرال (FDIC)، فدرال رزرو و شبکه اجرای جرائم مالی (FinCEN) هستند. قانونگذاران در سطح ایالتی، به ویژه دپارتمان خدمات مالی نیویورک، نیز نقش مهمی ایفا میکنند.
چگونه صرافیهای کریپتو در ساختار بازار جای میگیرند
صرافیها در مرکز ساختار بازار کریپتو قرار دارند زیرا بیشتر حجم معاملات از طریق آنها انجام میشود.
یک صرافی متمرکز یک دفتر سفارشات خصوصی را اداره میکند. کاربران وجوه را به حسابهای نگهداری شده توسط صرافی واریز میکنند و برای تطبیق معاملات و تسویه موجودیها به آن متکی هستند. صرافیهای متمرکز در حال حاضر بخش بزرگی از حجم معاملات جهانی کریپتو را مدیریت میکنند.
یک صرافی غیرمتمرکز کاملاً روی یک بلاکچین و از طریق قراردادهای هوشمند عمل میکند. کاربران یک کیف پول خودحضانتی را متصل میکنند، توکنها را مستقیماً با یک استخر روی زنجیره مبادله میکنند و هرگز حضانت وجوه را واگذار نمیکنند. رایجترین طراحی، مدل بازارساز خودکار (AMM) است و تامینکنندگان نقدینگی جفتتوکنها را واریز کرده و در زمان معامله دیگران با استخر، کارمزد کسب میکنند.
صرافی متمرکز (CEX)صرافی غیرمتمرکز (DEX)حضانتصرافی وجوه کاربر را نگه میداردکاربر حضانت را حفظ میکندتطابق سفارشدفتر سفارشات داخلیقرارداد هوشمند یا استخر AMMبررسی هویتاحراز هویت (KYC) الزامی استمعمولاً هیچکدامجفتهای معاملاتیتوسط صرافی انتخاب و گلچین میشودبدون نیاز به مجوز، اغلب هر توکنیمقرراتمشمول قوانین اوراق بهادار، انتقال پول و قوانین ضد پولشویی (AML)در حال حاضر مقررات مستقیم محدودی داردکاربران معمولخرد و نهادیکاربران بومی دیفای و آربیتراژورهاتسویهدر دفتر کل داخلی، سپس هنگام برداشت روی زنجیره (آنچِین)همزمان با انجام معامله، روی زنجیره
هر دو نوع برای بحثهای ساختار بازار مهم هستند. صرافیهای متمرکز تمرکز اصلی قوانین نظارتی هستند زیرا داراییهای مشتریان را نگه میدارند. صرافیهای غیرمتمرکز سوالات سختتری را مطرح میکنند درباره اینکه وقتی یک پروتکل به صورت مستقل به عنوان یک کُد روی یک بلاکچین اجرا میشود، چه کسی، در صورت وجود، نهاد تحت نظارت قانونی است.
تفاوت ساختار بازار کریپتو با سیستم مالی سنتی
بازارهای کریپتو برخی از ویژگیهای مشترک را با بازارهای مالی سنتی دارند اما در موارد مهمی متفاوت هستند.
مالی سنتی (TradFi)بازارهای کریپتوساعات معاملاتمحدود (معمولاً ۹:۳۰ صبح تا ۴:۰۰ عصر ET)۲۴ ساعته در ۷ روز هفتهتسویهT+1 برای سهام آمریکا (یک روز کاری)تقریباً آنی در اکثر بلاکچینهامدل حضانتسپردهگذاریهای متمرکزترکیبی از خودحضانتی، حضانت صرافی و متولیان واجد شرایطشناسه داراییشناسههای استاندارد CUSIP و ISINآدرسهای قرارداد هوشمند و شناسههای شبکه (Chain)تطابق سفارشبورسهای تحت نظارت (مانند NYSE, Nasdaq)صرافیهای متمرکز، DEXها، میزهای فرابورس (OTC)محافظت از سرمایهگذارSIPC، FDIC، قانون بهترین منافع، افشای اطلاعات حسابرسی شدهبسته به پلتفرم و حوزه قضایی متفاوت استدسترسی فرامرزیمحدود به کشور صادرکنندهبه طور پیشفرض در سطح جهانی قابل دسترسی استصدور/انتشارپذیرهنویسان و فهرست شدن در بورساستقرار قرارداد هوشمندواسطههای تسویهاتاقهای پایاپای، عوامل انتقالاجماع بلاکچین
تسویه سریعتر، دسترسی جهانی و معاملات شبانهروزی موانع را برای کاربران کاهش میدهد. با این حال، فقدان استانداردهای یکپارچه باعث تنوع و تفاوتهای بیشتر در زمینه محافظت از سرمایهگذار میشود.
چالشهای نظارتی ساختار بازار کریپتو
قانونگذاران در هنگام اعمال قوانین موجود بر حوزه کریپتو با چندین چالش تکرارشونده روبرو هستند. نکات عمده مورد اختلاف عبارتند از:
طبقهبندی دارایی: یک توکن یکسان میتواند در یک معامله شبیه به یک «اوراق بهادار» و در معامله دیگر شبیه به یک «کالا» به نظر برسد. قوانین ایالات متحده با این دستهبندیها برخورد بسیار متفاوتی دارند.
فعالیت فرامرزی: اکثر صرافیهای بزرگ کریپتو به کاربران در حوزههای قضایی متعددی خدمات میدهند و معاملات را از طریق نهادهایی در کشورهای مختلف هدایت میکنند. تعیین اینکه کدام نهاد نظارتی صلاحیت دارد همیشه ساده نیست.
نظارت بر صرافی: قوانین حضانت برای سهام، اوراق قرضه و کالاهای فیزیکی نوشته شدهاند. اعمال آنها بر داراییهایی که با کلیدهای رمزنگاریشده کنترل میشوند، نیازمند تفاسیر جدیدی از این قوانین است.
واسطههای غیرمتمرکز: حفاظت از سرمایهگذار فرض را بر وجود واسطههای قابل شناسایی میگذارد. وقتی معاملات روی یک پروتکل غیرمتمرکز بدون اپراتور اجرا میشوند، هیچ طرف روشنی برای پاسخگویی وجود ندارد.
کمیسیون بورس (SEC) در برابر کمیسیون کالا (CFTC): چرا ساختار بازار یک بحث نظارتی است
دو آژانس ایالات متحده بیشترین مسئولیت را برای نظارت فدرال بر کریپتو به اشتراک میگذارند و مرز بین آنها در مرکز بحثهای ساختار بازار قرار دارد.
SECCFTCماموریت اصلیمحافظت از سرمایهگذار و بازارهای اوراق بهاداربازارهای مشتقه و یکپارچگی فرآیند کشف قیمتقوانین حاکمقانون اوراق بهادار (۱۹۳۳)، قانون بورس (۱۹۳۴)، قانون شرکتهای سرمایهگذاری (۱۹۴۰)قانون بورس کالا (۱۹۳۶)نهادهای تحت نظارتکارگزاران-معاملهگران، بورسها، مشاوران سرمایهگذاری، صندوقهابازرگانان کمیسیون معاملات آتی، بورسهای مشتقه، معاملهگران سواپاختیارات در کریپتوتوکنهایی که تعریف اوراق بهادار را برآورده میکنند؛ ETFهای نگهدارنده کریپتوجلوگیری از کلاهبرداری و دستکاری در بازار اسپات؛ معاملات آتی و مشتقات روی کالاهای دیجیتالسبک اجراییمبتنی بر افشای اطلاعات، مبتنی بر ثبتناممبتنی بر یکپارچگی بازار، مبتنی بر مقابله با دستکاری بازار
در مارس ۲۰۲۶، نهادهای SEC و CFTC یک تفسیر مشترک صادر کردند که داراییهای کریپتو را در پنج دسته گروهبندی میکرد: یعنی کالاهای دیجیتال، اقلام کلکسیونی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال، استیبلکوینها و اوراق بهادار دیجیتال. این آژانسها شانزده توکن اصلی را به عنوان «کالای دیجیتال» تعیین کردند، از جمله بیتکوین، اتریوم، XRP و سولانا در میان سایرین. کالاهای دیجیتال در درجه اول برای حفظ یکپارچگی بازار اسپات تحت صلاحیت CFTC قرار میگیرند، در حالی که اوراق بهادار دیجیتال تحت صلاحیت SEC باقی میمانند.
پس از این دستورالعمل، همچنان شکافهایی باقی مانده است. معاملات اسپات کالاهای دیجیتال در حال حاضر تنها توسط CFTC از طریق اختیارات ضدکلاهبرداری و ضد دستکاری بررسی میشود و هیچ چارچوب جامع فدرالی برای ثبت و نظارت بر صرافیهای اسپات کریپتو وجود ندارد. پر کردن این شکاف، هدف اصلیِ قوانین ساختار بازار است.
چرا نهادها به ساختار بازار اهمیت میدهند
برای سرمایهگذاران نهادی، ساختار بازار مشخص میکند که آیا آنها اصلاً میتوانند مشارکت کنند یا خیر.
تیمهای انطباق (Compliance) به قوانین روشنی نیاز دارند تا فعالیتهای کریپتو را با الزامات گزارشدهی و افشای اطلاعاتِ موجود تطبیق دهند. تیمهای ریسک پیش از تایید یک کلاس دارایی جدید، به چارچوبهای استاندارد برای حضانت، تسویه و ریسک طرف مقابل نیاز دارند. مدیران دارایی به پوششهای قانونگذاریشدهای مانند ETFها نیاز دارند تا بتوانند دسترسی به دارایی دیجیتال را به مشتریان ارائه دهند.
حضانت (نگهداری دارایی) اغلب محدودیت الزامآوری است. بسیاری از الزامات نهادی صراحتاً به وجود متولیان واجد شرایط نیاز دارند، بنابراین یک نهاد نمیتواند توکنی را بخرد مگر اینکه یک متولی مایل به پشتیبانی از آن باشد. قوانینی که تعهدات حضانت را روشن میکنند مستقیماً بر آنچه نهادها میتوانند نگهداری کنند تأثیر میگذارند.
قطعیت قانونی همچنین برای تأیید هیئت مدیره مهم است. یک چارچوب فدرالِ روشن، خطر حقوقیِ درکشده را کاهش میدهد؛ این یکی از دلایلی است که پس از هر شفافسازی نظارتی عمده، مشارکت نهادی شتاب گرفته است.
قانون CLARITY چگونه میتواند ساختار بازار کریپتو را تغییر دهد
قانون شفافیت بازار دارایی دیجیتال (Digital Asset Market Clarity Act) که معمولاً قانون CLARITY نامیده میشود، پیشروترین لایحه ساختار بازار در کنگره کنونی ایالات متحده است. مجلس نمایندگان نسخه خود را در سال ۲۰۲۵ تصویب کرد. کمیته بانکداری سنا نسخه خود را در ۱۴ مه ۲۰۲۶ با رأی ۱۵-۹ پیش برد. این لایحه برای ارسال به رئیسجمهور، همچنان به تأیید کامل سنا (که نیازمند ۶۰ رأی است) و تطبیق با نسخه مجلس نمایندگان نیاز دارد.
اگر این قانون نزدیک به شکل فعلی خود تصویب شود، قانون CLARITY موارد زیر را انجام خواهد داد:
به طور رسمی یک تعریف حقوقی از «کالای دیجیتال» در قوانین ایالات متحده ارائه میدهد.
معاملات اسپات کالاهای دیجیتال را در درجه اول تحت نظارت CFTC قرار میدهد.
یک چارچوب ثبتنام فدرال برای صرافیها، کارگزاران و معاملهگران کالاهای دیجیتال ایجاد میکند.
استانداردهای حضانت، افشای اطلاعات و سرمایه را برای آن ثبتنامکنندگان تعیین میکند.
فرآیندی عینی برای انتقال توکنهای موجود بین نظارت SEC و نظارت CFTC ایجاد میکند.
تا اواسط سال ۲۰۲۶، این لایحه تصویب نشده است. اصلاحات آینده ممکن است مقررات خاصی را تغییر دهند.
💡 نکته کلیدی: قانون CLARITY اولین چارچوب جامع فدرال را برای بازارهای اسپات کریپتو در ایالات متحده فراهم میکند، اگرچه جزئیات آن هنوز در حال تصمیمگیری است.
ساختار بازار برای بیتکوین، اتریوم و XRP چه معنایی دارد
سه دارایی دیجیتال بزرگ (به جز استیبلکوینها) هر کدام پروفایل ساختار بازارِ خاص خود را دارند.
تاریخچه ناشرطبقهبندی اولیه در آمریکاوضعیت ETFبیتکوینمنشأ با نام مستعار، بدون ناشر مرکزیکالای دیجیتال: تعیین سال ۲۰۱۵ETFهای اسپات از ژانویه ۲۰۲۴اتریومراهاندازی با محوریت بنیاد در سال ۲۰۱۵کالای دیجیتال: دستورالعمل مارس ۲۰۲۶ETFهای اسپات از اواسط ۲۰۲۴XRPصادر شده توسط Ripple Labsکالای دیجیتال: دستورالعمل مارس ۲۰۲۶ETFهای اسپات از اواخر ۲۰۲۵
آینده ساختار بازار کریپتو
صرفنظر از اینکه نتیجه تصویب هر قانون منفرد چه باشد، چند روند به احتمال زیاد مرحله بعدیِ ساختار بازار کریپتو را تعریف خواهند کرد.
مقررات ایالات متحده در حال تغییر از سیستم اجرای موردی (enforcement-by-case) به سمت قانونگذاری مکتوب است. تفسیر مشترک SEC-CFTC در مارس ۲۰۲۶، چارچوب استیبلکوینِ قانون GENIUS و قانونگذاریهای در حال جریان برای ساختار بازار، همگی منعکسکننده این تغییر هستند.
صندوقهای بازار پول، اوراق خزانهداری و سهام به طور فزایندهای به عنوان توکنهای داراییهای دنیای واقعی (RWA) روی بلاکچینها منتشر یا منعکس میشوند و قوانین سنتی را وارد زیرساختهای بومی کریپتو میکنند.
استیبلکوینها اکنون یک دسته قانونگذاریشده مختص به خود هستند. تحت قانون GENIUS، استیبلکوینهای پرداختی صادر شده در ایالات متحده مشمول الزامات ذخیره، بازخرید و نظارتی هستند که به طور مشترک توسط قانونگذاران بانکی فدرال و خزانهداری اداره میشوند.
پذیرش نهادی از طریق ETFها، خدمات کارگزاری اصلی و ادغامِ بین بانکها و متولیان کریپتو همچنان به رشد خود ادامه میدهد. هر یک از این کانالها فرض را بر وجود یک کتابچه قوانین (Rulebook) باثبات برای مشارکتکنندگان بازار کریپتو میگذارد.
فراتر از ایالات متحده، استانداردهای جهانی به آرامی در حال همگرایی هستند. مقررات بازارهای داراییهای رمزنگاری شده (MiCA) اتحادیه اروپا، که از سال ۲۰۲۴ به اجرا درآمده است، یک الگو را تعیین میکند. بریتانیا، سنگاپور، هنگ کنگ و امارات متحده عربی هر کدام چارچوبهای خود را پیادهسازی کردهاند. نهادهای بینالمللی مانند BIS، هیئت ثبات مالی (FSB) و OECD همچنان برای هماهنگی بیشتر فشار میآورند.

انواع مختلف جذب سرمایه موجود برای پروژههای ارز دیجیتال
13 شهریور 1405 - 16:00
جذب سرمایه فرآیندی است که از طریق آن استارتاپها و شرکتهای نوپا میتوانند برای تامین مالی رشد و توسعه خود سرمایه جمعآوری کنند. معمولاً شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture Capital) در شرکتهای نوپا در ازای دریافت سهام یا حق مالکیت در شرکت سرمایهگذاری میکنند، با این انتظار که در صورت موفقیت شرکت، بازدهی بالایی از سرمایهگذاری خود به دست آورند.
صنعت ارزهای دیجیتال علاوه بر سایر اشکال جذب سرمایه، از تامین مالی سرمایهگذاری خطرپذیر نیز برخوردار است.
انواع جذب سرمایه در صنعت ارزهای دیجیتال
در صنعت ارزهای دیجیتال، از چندین روش برای جمعآوری بودجه پروژههای جدید استفاده میشود، از جمله:
عرضه اولیه کوین (ICO): در این روش، یک پروژه کریپتویی در ازای دریافت ارزهای دیجیتال شناختهشده مانند بیتکوین یا اتریوم، و گاهی اوقات ارزهای فیات (پول رایج)، توکنهای جدیدی را برای سرمایهگذاران صادر میکند. این روش دسترسی زودهنگامی را به پروژههای ارز دیجیتال با پاداش احتمالا بالا ارائه میدهد، اما با خطرات قابلتوجهی مانند عدم قطعیت نظارتی، شکست پروژه، کلاهبرداری، نوسانات بازار و آسیبپذیریهای فنی همراه است.
تامین مالی سرمایهگذاری خطرپذیر: نوعی سرمایهگذاری سهام خصوصی است که در آن سرمایهگذاران در ازای دریافت سهام یا حق مالکیت، سرمایه استارتاپهای نوپا و با رشد بالا را تامین میکنند. این روش ممکن است شامل چندین دور سرمایهگذاری مانند سرمایهگذاری مرحله کشت ایده (Seed funding)، سری A، سری B و فراتر از آن باشد. هدف هر دور، توسعه و مقیاسپذیری کسبوکار، دستیابی به نقاط عطف خاص یا گسترش عملیات است.
سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز (DAO): میتوانند سرمایه اعضا را برای پروژههای خاص تجمیع کنند، در حالی که تصمیمگیریها و تخصیص منابع توسط جامعه دارندگان توکن مدیریت میشود. تامین مالی جمعی از طریق DAO مزایایی مانند تصمیمگیری غیرمتمرکز و مشارکت جامعه را به همراه دارد، اما خطراتی نظیر سوءمدیریت یا کلاهبرداری را نیز ایجاد میکند.
توافقنامه ساده برای توکنهای آینده (SAFT): سرمایهگذاران در ازای وعده دریافت توکن در آینده، سرمایه یک پروژه را تامین میکنند. این توکنها معمولاً زمانی ارائه میشوند که شبکه یا پلتفرم پروژه راهاندازی شود یا به نقاط عطف مشخصی برسد.
خطرات سرمایهگذاران در جذب سرمایه پروژههای ارز دیجیتال
محیط قانونی و نظارتی برای ارزهای دیجیتال دائماً در حال تغییر و تحول است. تغییرات در قوانین میتواند بر دوام پروژه، قانونی بودن توکن یا حقوق سرمایهگذار تاثیر بگذارد و احتمالا منجر به زیانهای مالی شود.
بسیاری از پروژههای ارز دیجیتال جنبه سفتهبازی (پرریسک) دارند و ممکن است در عمل به وعدههای خود یا دستیابی به موفقیت تجاری شکست بخورند. اگر پروژه موفق نشود یا نتواند به نقاط عطف توسعه خود برسد، سرمایهگذاران ممکن است کل سرمایه خود را از دست بدهند.
کلاهبرداریهایی مانند خروج ناگهانی (Exit scams) یا ترفندهای پانزی (Ponzi schemes)، فضای ارزهای دیجیتال را گرفتار کردهاند. سرمایهگذاران با خطر فریب خوردن توسط پروژههایی مواجه هستند که قانونی نیستند یا تواناییها و مقاصد خود را به درستی بیان نمیکنند.

حباب طلا چیست؟ نحوه محاسبه حباب طلا و تفسیر آن
13 شهریور 1405 - 12:00
حباب طلا به اختلاف میان قیمت معاملهشده طلا در بازار و ارزش ذاتی آن گفته میشود؛ یعنی مبلغی که خریداران علاوه بر ارزش واقعی طلای موجود در یک قطعه، حاضرند برای خرید آن پرداخت کنند. قیمت جهانی اونس طلا، نرخ دلار، وزن و عیار طلا، میزان عرضه و تقاضا و انتظارات معاملهگران از مهمترین عواملی هستند که روی این اختلاف اثر میگذارند. زمانی که قیمت بازار بالاتر از ارزش ذاتی باشد، حباب مثبت و زمانی که پایینتر باشد، حباب منفی شکل میگیرد.
شناخت حباب بهخصوص هنگام خرید سکه، طلای آبشده و سایر انواع طلا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ممکن است دو دارایی مقدار طلای مشابهی داشته باشند اما به دلیل تفاوت در عرضه و تقاضا، با قیمتهای متفاوتی معامله شوند. در این مقاله از میهن بلاکچین تصمیم داریم تا ببینیم حباب طلا چیست و فرمول محاسبه آن را توضیح دهیم.
حباب طلا چیست؟
حباب طلا به فاصله بین قیمت بازار یک قطعه یا واحد طلا و ارزش ذاتی آن گفته میشود. ارزش ذاتی در سادهترین حالت، ارزش خود طلای موجود در آن دارایی بر اساس وزن، عیار، قیمت جهانی طلا و نرخ ارز است؛ اما قیمت بازار میتواند به دلیل شرایط عرضه و تقاضا بالاتر یا پایینتر از این مقدار قرار بگیرد.
برای مثال، فرض کنید ارزش طلای موجود در یک قطعه طلا با توجه به قیمت روز اونس و دلار، ۱۰ میلیون تومان باشد، اما همان قطعه در بازار با قیمت ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان معامله شود. اختلاف ۵۰۰ هزار تومانی میان این دو عدد، حباب قیمتی محسوب میشود.
البته نکته مهم این است که مواردی مثل اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات، بخشی از مبلغی هستند که خریدار پرداخت میکند اما حباب محسوب نمیشوند. حباب در واقع یک «قیمت اضافه» مستقل از طلا نیست، بلکه نشاندهنده فاصلهای است که بین قیمت بازار و یک ارزش مبنا ایجاد شده است.
قیمت ذاتی طلا چگونه تعیین میشود؟
برای برآورد ارزش ذاتی طلا در ایران، چند عامل اصلی اهمیت دارند:
قیمت جهانی اونس طلا
نرخ دلار
وزن طلا
عیار طلا
قیمت جهانی طلا معمولاً بر اساس یک اونس تروا اعلام میشود. هر اونس تروا حدود ۳۱.۱۰۳ گرم طلای خالص است. بنابراین با تبدیل قیمت یک اونس به قیمت یک گرم طلای خالص و سپس در نظر گرفتن نرخ دلار و عیار، میتوان ارزش تقریبی هر گرم طلا را محاسبه کرد.
برای طلای ۱۸ عیار، از آنجا که این نوع طلا حدود ۷۵ درصد طلای خالص دارد، قیمت یک گرم طلای ۲۴ عیار باید متناسب با عیار کاهش پیدا کند.
برای محاسبه قیمت طلای ۲۴ عیار باید از این فرمول استفاده کرد:
قیمت دلاری هر گرم طلای ۲۴ عیار = قیمت اونس جهانی ÷ ۳۱.۱۰۳
حالا برای تبدیل قیمت دلاری طلای ۲۴ عیار به تومان، کافی است قیمت به دست آمده را در قیمت دلار ضرب کنیم:
قیمت هر گرم طلای ۲۴ عیار به تومان = قیمت هر گرم طلای خالص به دلار × نرخ دلار
حالا برای به دست آوردن قیمت ذاتی طلای ۱۸ عیار باید ضریب خلوص ۰.۷۵ را در نظر بگیریم که به فرمول زیر میرسیم:
قیمت نظری هر گرم طلای ۱۸ عیار = قیمت هر گرم طلای ۲۴ عیار × ۰.۷۵
حباب مثبت و منفی طلا چیست؟
اما حباب همیشه به معنی افزایش قیمت نیست. این اختلاف میتواند مثبت یا منفی باشد.
حباب مثبت چیست؟
حباب مثبت زمانی شکل میگیرد که قیمت بازار طلا بیشتر از ارزش ذاتی آن باشد.
برای مثال اگر ارزش ذاتی یک دارایی ۲۰ میلیون تومان باشد اما در بازار ۲۲ میلیون تومان معامله شود، حباب آن ۲ میلیون تومان یا ۱۰ درصد است.
حباب مثبت معمولاً زمانی افزایش پیدا میکند که تقاضا برای خرید طلا بیشتر از عرضه موجود باشد. ترس از تورم، نگرانیهای سیاسی، افزایش انتظارات درباره قیمت دلار، هجوم سرمایهگذاران به داراییهای امن و کمبود مقطعی عرضه میتوانند چنین شرایطی ایجاد کنند.
با این حال، حباب مثبت لزوماً به این معنی نیست که قیمت باید فوراً کاهش پیدا کند. ممکن است قیمت جهانی طلا یا نرخ دلار در بازار آزاد افزایش پیدا کند و ارزش ذاتی دارایی به قیمت بازار نزدیک شود. در این حالت حباب بدون کاهش شدید قیمت تخلیه میشود.
حباب منفی چیست؟
حباب منفی دقیقاً نقطه مقابل حباب مثبت است. در این حالت، قیمت پایینتر از ارزش ذاتی قرار دارد.
فرض کنید ارزش ذاتی یک گرم طلا ۶ میلیون تومان باشد اما در شرایطی با قیمت ۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان معامله شود. در این صورت حباب ۲۰۰ هزار تومان منفی است.
حباب منفی میتواند در اثر افزایش فشار فروش، کاهش تقاضا، نیاز معاملهگران به نقدینگی یا اختلاف موقت میان بازارهای مختلف ایجاد شود.
البته حباب منفی هم بهتنهایی به معنی «فرصت خرید قطعی» نیست. اگر اونس جهانی یا نرخ دلار کاهش پیدا کند، ارزش ذاتی طلا نیز میتواند پایین بیاید.
حباب صفر یا نزدیک به صفر
در کنار حباب مثبت و منفی، حالت دیگری هم وجود دارد که در آن قیمت بازار تقریبا با ارزش ذاتی برابر است؛ به این حالت اصطلاحا حباب صفر گفته میشود.
وضعیترابطه قیمت بازار و ارزش ذاتیمفهومحباب مثبتقیمت بازار بیشتر استتقاضا یا انتظارات بازار باعث افزایش قیمت شده استحباب نزدیک صفردو قیمت تقریباً برابرندفاصله قابلتوجهی وجود نداردحباب منفیقیمت بازار کمتر استفشار فروش یا شرایط خاص بازار وجود دارد
حباب طلا چگونه به وجود میآید؟
قیمت طلا در بازار فقط از مقدار طلای موجود در یک قطعه تأثیر نمیگیرد. بازار بر اساس چیزی که خریداران و فروشندگان حاضرند معامله کنند قیمت تعیین میکند.
وقتی تقاضا بهشدت افزایش پیدا کند اما عرضه نتواند با همان سرعت رشد کند، قیمت بازار ممکن است از ارزش نظری فاصله بگیرد.
چند عامل در این اتفاق نقش مهمی دارند.
افزایش تقاضا
وقتی تعداد زیادی از افراد بهصورت همزمان به دنبال خرید طلا باشند، فروشندگان قدرت بیشتری در تعیین قیمت پیدا میکنند. این اتفاق معمولاً در شرایطی مانند افزایش نگرانیهای اقتصادی، رشد انتظارات تورمی یا بیاعتمادی نسبت به ارزش پول ملی شدت میگیرد.
در چنین شرایطی، خریدار فقط برای خود طلا پول نمیدهد؛ بلکه برای دسترسی سریع به دارایی موردنظر نیز حاضر است قیمت بیشتری پرداخت کند.
کاهش یا محدودیت عرضه
اگر عرضه یک دارایی محدود باشد، افزایش تقاضا میتواند اثر بیشتری روی قیمت آن بگذارد.
این مسئله در بازار سکه اهمیت زیادی دارد؛ چراکه تولید و عرضه سکه تابع سیاستهای مشخصی است و نمیتوان عرضه آن را مانند بسیاری از کالاها بهسرعت افزایش داد. به همین دلیل در برخی دورهها حباب سکه میتواند بسیار بیشتر از حباب طلای خام باشد.
انتظارات تورمی
گاهی هنوز اتفاقی برای قیمت طلا یا دلار رخ نداده، اما مردم انتظار دارند در آینده قیمتها افزایش پیدا کند. اگر این انتظار باعث هجوم سرمایهها به سمت طلا شود، قیمت بازار میتواند زودتر از ارزش محاسباتی افزایش پیدا کند.
افزایش نرخ دلار
قیمت طلای داخلی در ایران ارتباط نزدیکی با نرخ دلار دارد. اگر قیمت جهانی طلا ثابت بماند اما دلار در برابر ریال گران شود، ارزش ریالی طلای موجود نیز افزایش پیدا میکند.
از طرف دیگر، بازار گاهی قبل از تغییر واقعی نرخ ارز، انتظار افزایش آن را در قیمت طلا لحاظ میکند. در این حالت ممکن است قیمت بازار سریعتر از ارزش نظری محاسبهشده بر اساس نرخ فعلی دلار حرکت کند.
تغییرات قیمت اونس جهانی
قیمت جهانی طلا یکی دیگر از پایههای ارزشگذاری طلا در ایران است. افزایش اونس میتواند ارزش نظری طلای داخلی را بالا ببرد و کاهش آن میتواند اثر معکوس داشته باشد.
البته سرعت واکنش بازار داخلی و بازار جهانی همیشه یکسان نیست و همین اختلاف زمانی میتواند برای مدتی باعث ایجاد حباب شود.
رفتار هیجانی و گلهای
یکی از مهمترین عوامل ایجاد حباب، رفتار جمعی سرمایهگذاران است.
وقتی افراد میبینند قیمت طلا در حال افزایش است، ممکن است از ترس جا ماندن وارد بازار شوند. ورود خریداران جدید قیمت را بیشتر میکند و رشد قیمت، افراد بیشتری را به خرید ترغیب میکند. اگر این رشد از ارزش بنیادی دارایی فاصله بگیرد، حباب طلا هم بزرگتر میشود.
فرمول محاسبه حباب طلا چیست؟
همانطور که بالاتر گفتیم، برای محاسبه حباب، ابتدا باید ارزش ذاتی دارایی را به دست آوریم و سپس آن را از قیمت بازار کم کنیم.
فرمول ساده حباب طلا به شکل زیر است:
حباب طلا = قیمت بازار − ارزش ذاتی
برای محاسبه درصد حباب نیز میتوان از این فرمول استفاده کرد:
درصد حباب = (قیمت بازار − ارزش ذاتی) ÷ ارزش ذاتی × ۱۰۰
اگر نتیجه مثبت باشد، حباب مثبت است و اگر نتیجه منفی باشد، حباب منفی خواهد بود.
بگذارید مثالی بزنیم. در زمان نگارش این مطلب قیمت اونس جهانی طلا ۴٬۴۵۳ دلار است و هر گرم طلای ۱۸ عیار در ایران در حوالی ۲۱٬۷۹۴٬۰۰۰ تومان معامله میشود. حالا طبق فرمول ارزش ذاتی طلا، قیمت طلای ۲۴ عیار از تقسیم این عدد بر ۳۱.۱۰۳ به دست میآید که برابر با ۱۴۳.۱۶۹ دلار میشود. حالا اگر نرخ دلار را ۲۰۶ هزار تومان در نظر بگیریم، قیمت تومانی طلای ۲۴ عیار ۲۹٬۴۹۲٬۰۰۰ تومان خواهد بود.
حالا باید این رقم را به طلای ۱۸ عیار تبدیل کنیم. برای این کار کافی است آن را در ۰.۷۵ ضرب کنیم که به ۲۲٬۱۱۹٬۰۰۰ تومان (قیمت ذاتی طلای ۱۸ عیار) میرسیم که با تفریق آن از قیمت فعلی طلای ۱۸ عیار به عدد منفی ۳۲۵٬۰۰۰ میرسیم. حالا اگر این عدد را بر ارزش ذاتی تقسیم کنیم و در ۱۰۰ ضرب کنیم، به منفی ۱.۴٪ میرسیم که حباب طلا را نشان میدهد. یعنی در زمان نگارش این مطلب، قیمت بازار ۱.۴٪ کمتر از ارزش ذاتی آن است.
تفاوت حباب طلا و حباب سکه چیست؟
یکی از رایجترین اشتباهات این است که حباب طلا و حباب سکه را یک مفهوم کاملاً یکسان بدانیم.
در هر دو مورد، اساس کار مقایسه قیمت بازار با ارزش طلای موجود است؛ اما عوامل مؤثر بر قیمت سکه گستردهتر هستند.
یک سکه علاوه بر ارزش طلای موجود در آن، ویژگیهایی مانند میزان عرضه، تقاضای سرمایهای، تعداد سکههای موجود در بازار، شرایط ضرب و جذابیت آن برای سرمایهگذاران دارد.
به همین دلیل ممکن است ارزش طلای موجود در یک سکه مثلاً ۴۰ میلیون تومان باشد اما بازار آن را با قیمت ۴۵ میلیون تومان معامله کند. در این حالت اختلاف ۵ میلیون تومانی، حباب سکه محسوب میشود.
در بازار ایران، سکههای کوچکتر مانند ربع سکه و نیم سکه نیز در برخی دورهها حباب بیشتری نسبت به سکه تمام دارند. یکی از دلایل آن این است که قیمت اسمی پایینتر، خرید آنها را برای سرمایههای کوچکتر آسانتر میکند و در نتیجه تقاضای بیشتری میتواند شکل بگیرد.
حباب صندوق طلا چیست؟
حباب فقط در بازار فیزیکی طلا دیده نمیشود و در بازار سرمایه نیز مفهومی مشابه وجود دارد.
صندوقهای طلا بخشی از دارایی خود را در ابزارهای مرتبط با طلا و سکه سرمایهگذاری میکنند و واحدهای آنها در بورس معامله میشود. قیمت هر واحد صندوق ممکن است با ارزش خالص داراییها (NAV) فاصله داشته باشد.
اگر قیمت معاملهشده واحد صندوق بالاتر از NAV باشد، میتوان از حباب مثبت صندوق طلا صحبت کرد و اگر پایینتر باشد، حباب منفی شکل میگیرد.
برای مثال اگر ارزش واقعی داراییهای یک صندوق به ازای هر واحد ۲۰ هزار تومان باشد اما واحد صندوق در بازار ۲۰ هزار و ۸۰۰ تومان معامله شود، قیمت بازار ۴ درصد بالاتر از NAV قرار دارد.
این مفهوم با حباب طلای فیزیکی دقیقاً یکسان نیست، اما منطق اصلی هر دو مشابه است.
از کجا بفهمیم حباب طلا زیاد است یا کم؟
برای حباب طلا نمیتوان یک عدد ثابت تعیین کرد و گفت مثلاً بالاتر از ۵ درصد همیشه زیاد یا پایینتر از ۵ درصد همیشه کم است. شرایط بازار در دورههای مختلف تغییر میکند و چیزی که در یک مقطع حباب بالا محسوب میشود، ممکن است در شرایط دیگری عادی باشد.
برای ارزیابی حباب بهتر است چند عامل را همزمان بررسی کنید:
۱- حباب فعلی را با ارزش ذاتی مقایسه کنید
اولین قدم این است که بدانید قیمت واقعی یا نظری دارایی تقریباً چقدر است.
۲- روند حباب را بررسی کنید
یک حباب ۵ درصدی بهتنهایی اطلاعات محدودی دارد. اما اگر بدانیم حباب از ۲ درصد به ۵ درصد رسیده، متوجه میشویم فاصله قیمت بازار در حال افزایش بوده است.
۳- شرایط دلار و اونس را در نظر بگیرید
اگر دلار یا اونس جهانی در حال افزایش باشد، ممکن است قیمت طلا رشد کند بدون اینکه حباب آن افزایش پیدا کند.
۴- عرضه و تقاضا را بررسی کنید
حباب بالا میتواند نتیجه کمبود عرضه یا افزایش شدید تقاضا باشد. تا زمانی که این عامل وجود داشته باشد، حباب میتواند باقی بماند.
اشتباهات رایج در محاسبه حباب طلا
محاسبه حباب در ظاهر ساده است، اما چند اشتباه رایج میتواند نتیجه را کاملاً تغییر دهد.
اشتباه در تبدیل اونس به گرم
هر اونس طلا، یک اونس معمولی نیست. در بازار طلا از اونس تروا استفاده میشود که حدود ۳۱.۱۰۳ گرم است.
اشتباه در عیار
قیمت طلای خالص را نمیتوان مستقیماً با قیمت طلای ۱۸ عیار مقایسه کرد. ضریب عیار باید در محاسبه لحاظ شود.
اشتباه ریال و تومان
یکی از سادهترین و در عین حال رایجترین خطاها، اشتباه گرفتن ریال و تومان است که در محاسبه حباب طلا تاثیر میگذارد.
استفاده از نرخهای مربوط به زمانهای متفاوت
اگر قیمت اونس مربوط به یک ساعت و قیمت دلار مربوط به زمان دیگری باشد، ممکن است حباب محاسبهشده صرفاً حاصل اختلاف زمانی دادهها باشد.
در نظر گرفتن اجرت بهعنوان حباب
اجرت ساخت بخشی از هزینه خرید مصنوعات است و نباید با حباب بازار اشتباه گرفته شود.
تصور اینکه حباب همیشه میترکد
هیچ قانونی وجود ندارد که حباب را مجبور کند در یک زمان مشخص به صفر برسد. ممکن است حباب برای مدت طولانی باقی بماند یا حتی بیشتر شود.
سوالات متداول
حباب طلا چیست؟حباب طلا اختلاف میان قیمت بازار و ارزش نظری طلاست. اگر قیمت بازار بالاتر از ارزش نظری باشد، حباب مثبت و اگر پایینتر باشد، حباب منفی ایجاد میشود.حباب طلای ۱۸ عیار چگونه محاسبه میشود؟ابتدا ارزش نظری یک گرم طلای ۱۸ عیار با استفاده از قیمت اونس جهانی، نرخ دلار و ضریب عیار محاسبه میشود. سپس قیمت بازار از ارزش نظری کم میشود تا حباب به دست آید.آیا طلای آبشده حباب دارد؟بله، طلای آبشده نیز میتواند با قیمتی متفاوت از ارزش ذاتی طلای موجود معامله شود. با این حال، به دلیل نداشتن اجرت ساخت، مقایسه قیمت آن با ارزش طلای خام معمولاً سادهتر است.آیا حباب بالا یعنی طلا را بفروشیم؟خیر. حباب بالا بهتنهایی سیگنال قطعی فروش نیست. ممکن است با افزایش اونس جهانی یا نرخ دلار، ارزش نظری طلا بالا برود و حباب بدون کاهش شدید قیمت تخلیه شود.آیا حباب منفی یعنی زمان مناسب خرید است؟نه لزوماً. حباب منفی میتواند جذاب باشد، اما باید علت آن بررسی شود. اگر ارزش نظری طلا در ادامه کاهش پیدا کند، حباب منفی ممکن است همچنان باقی بماند.حباب سکه بیشتر است یا طلا؟در بسیاری از دورهها سکه، بهخصوص قطعات کوچکتر، میتواند حباب بیشتری نسبت به طلای خام داشته باشد؛ چون قیمت آن علاوه بر ارزش طلای موجود، تحت تأثیر عرضه و تقاضای سکه نیز قرار دارد.
جمعبندی
حباب طلا در سادهترین تعریف، فاصله میان قیمت بازار و ارزش نظری طلا است. برای محاسبه ارزش نظری نیز باید عواملی مانند قیمت اونس جهانی، نرخ دلار، وزن و عیار را در نظر گرفت. اگر قیمت بازار بالاتر از این ارزش باشد، حباب مثبت و اگر پایینتر باشد، حباب منفی ایجاد میشود.
اما مهمتر از خود عدد حباب، علت ایجاد آن است. افزایش تقاضا، کمبود عرضه، انتظارات تورمی، رشد نرخ دلار، تغییر قیمت اونس جهانی و رفتار هیجانی معاملهگران همگی میتوانند این فاصله را تغییر دهند. به همین دلیل نمیتوان صرفاً با دیدن یک حباب مثبت نتیجه گرفت که قیمت حتماً سقوط میکند یا با مشاهده حباب منفی انتظار داشت قیمت فوراً افزایش پیدا کند.
هنگام خرید طلا نیز باید حباب را از هزینههایی مانند اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات جدا کرد. بهخصوص در مصنوعات طلا، تمام اختلاف قیمت میان طلای خام و مبلغ پرداختی حباب نیست. در نهایت، حباب یک ابزار مهم برای درک وضعیت بازار است؛ ابزاری که به شما نشان میدهد قیمت فعلی یک دارایی چقدر از ارزش نظری آن فاصله گرفته است، اما برای تصمیمگیری بهتر باید در کنار روند اونس، نرخ دلار، عرضه و تقاضا و هزینههای معامله بررسی شود.

رئیس SEC: قوانین جدید رمزارزها برای بازگرداندن شرکتهای کریپتویی به آمریکا طراحی شدهاند
12 شهریور 1405 - 23:00
پل اتکینز (Paul Atkins)، رئیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، پیشنهاد جدید این نهاد برای قانونگذاری داراییهای رمزارزی را گامی برای بازگرداندن شرکتها و سرمایهگذاران کریپتویی به آمریکا میداند. به گفته او، سیاست چهار سال گذشته و رویکرد «قانونگذاری از طریق اجرای مقررات» باعث شد بسیاری از شرکتهای این حوزه برای توسعه محصولات و جذب سرمایه به خارج از آمریکا مهاجرت کنند.
به گزارش میهن بلاکچین، اتکینز معتقد است شفافیت مقرراتی و امکان جذب سرمایه در چارچوب قوانین مشخص، بهجای درگیریهای قضایی، همان چیزی است که بنیانگذاران پروژههای رمزارزی به آن نیاز دارند. او همچنین تأکید کرده است که قوانین اوراق بهادار آمریکا که دهه ۱۹۳۰ میلادی تدوین شدهاند، برای داراییهای مبتنی بر فناوری بلاکچین طراحی نشدهاند.
انتقاد از سالها «مقرراتگذاری از طریق اجرای قانون»
اتکینز رویکرد سالهای گذشته SEC را عامل محدودشدن فعالیتهای قانونی و جذب سرمایه در صنعت کریپتو میداند. او در بیانیهای درباره پیشنهاد جدید این نهاد گفت:
در واقع، این رویکرد در گذشته با قانونگذاری از طریق اجرای مقررات و وعدههای غیرصادقانه برای فراهمکردن امکان فعالیت قانونی، بهطور فعال مانع جذب سرمایه در این حوزه شد.
رئیس SEC معتقد است فعالان بازار رمزارز به جای مواجهه با پروندههای قضایی، به چارچوبی روشن نیاز دارند تا بدانند چگونه میتوانند بهصورت قانونی فعالیت و سرمایه جذب کنند.
«نمیتوانیم خودمان را فریب دهیم»
اتکینز در گفتوگو با فاکس بیزنس گفت مقررات پیشنهادی جدید میتواند اعتماد بنیانگذاران و شرکتهایی را که در سالهای گذشته آمریکا را ترک کردهاند، دوباره جلب کند.
به گفته او، سرمایهگذاران آمریکایی در عصر اینترنت میتوانند تنها با چند کلیک پول خود را به هر نقطهای از جهان منتقل کنند و جلوگیری از فعالیت قانونی آنها در داخل کشور، صرفاً باعث انتقال بیشتر این فعالیتها به خارج از آمریکا میشود.
او تأکید کرد:
نمیتوانیم خودمان را فریب دهیم. سرمایهگذاران آمریکایی در عصر اینترنت میتوانند پول خود را به هر جایی بفرستند. بنابراین باید مطمئن شویم که میتوانند این کار را در داخل آمریکا و تحت قوانین آمریکا انجام دهند.
رئیس SEC در عین حال معتقد است مقرراتگذاری این نهاد بهتنهایی برای ایجاد چارچوبی پایدار در بازار کریپتو کافی نیست. او از کنگره آمریکا خواسته است قانون CLARITY را تصویب کند؛ طرحی که در صورت تصویب، مسئولیت نظارت بر بخشهای مختلف بازار رمزارز را میان SEC و کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) تقسیم خواهد کرد.
اتکینز میگوید تصویب قانون از سوی کنگره میتواند چارچوبی پایدار ایجاد کند که با تغییر دولت یا مدیران SEC بهسادگی قابل تغییر نباشد. با این حال، شانس تصویب CLARITY Act در سال ۲۰۲۶ در هفتههای اخیر کاهش یافته است.
در نهایت، اتکینز میان تصویب قانون جدید توسط کنگره و مقرراتگذاری مستقل SEC یکی را انتخاب نکرده و هر دو مسیر را بخشی از تلاش برای بازگرداندن سرمایه و فعالیتهای کریپتویی به آمریکا میداند.

پایان فعالیت شبکه سالیتی؛ بدافزاری که آدرس کیف پول رمزارزها را تغییر میداد
12 شهریور 1405 - 21:00
مقامهای فدرال آمریکا با همکاری شرکت امنیت سایبری کراوداسترایک (CrowdStrike) و چند نهاد بینالمللی، شبکه بدافزاری «سالیتی» (Sality) را مختل کردند. این شبکه که از سال ۲۰۰۳ فعال بوده، برای آلودهکردن دستگاهها و انجام حملات سایبری استفاده میشد و در سالهای اخیر دستکم ۱۵۰ هزار دلار رمزارز به سرقت برده است.
به گزارش میهن بلاکچین، وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد این عملیات با همکاری مقامهای بلغارستان، مجارستان و رومانی و همچنین بنیاد شدوسرور (Shadowserver Foundation) انجام شده است. کراوداسترایک میگوید عاملان سالیتی طی هشت سال گذشته با استفاده از ابزاری به نام EggJagger، دستکم ۱۲.۱ میلیون روبل، معادل حدود ۱۵۰ هزار دلار رمزارز، به سرقت بردهاند.
بدافزاری که آدرس کیف پول را هنگام انتقال رمزارز تغییر میداد
EggJagger با نظارت بر حافظه موقت (Clipboard) دستگاه قربانی، آدرس کیف پول رمزارز را شناسایی و هنگام کپیشدن، آن را با آدرس تحت کنترل مهاجم جایگزین میکرد. به این ترتیب، کاربر تصور میکرد رمزارز را به آدرس موردنظر خود ارسال میکند، اما وجه در نهایت به کیف پول مهاجم منتقل میشد.
ارزش رمزارزهای مسروقهای که مهاجمان هنوز خرج نکرده بودند نیز در ژانویه ۲۰۲۵ به حدود ۱.۵ میلیون دلار رسیده بود.
مقامهای آمریکایی و کراوداسترایک اعلام کردند عملیات اخیر باعث شد عاملان سالیتی توانایی برقراری ارتباط با رایانههای آلوده را از دست بدهند. حدود ۱۵ هزار دستگاه آلوده بخشی از این شبکه همتابههمتا بودند و هر ۴۰ دقیقه وضعیت اتصال خود را بررسی میکردند.
با مختلشدن این زیرساخت، فعالیت شبکه سالیتی و توانایی آن برای اجرای حملات سایبری و سرقت رمزارز محدود شده است.

مدیرعامل استراتژی: از فروش بیت کوین در ۶۲ هزار دلار پشیمان نیستیم
12 شهریور 1405 - 19:00
فونگ لی (Phong Le)، مدیرعامل شرکت استراتژی (Strategy)، میگوید از فروش بیت کوین در محدوده ۶۲ هزار دلار و خرید مجدد آن در قیمت بالاتر پشیمان نیست. او تأکید کرده این تصمیم بر اساس پیشبینی قیمت بیت کوین گرفته نشده و هدف اصلی آن، مدیریت ترازنامه و تأمین مالی تعهدات شرکت بوده است.
به گزارش میهن بلاکچین، استراتژی در فاصله اواخر ژوئن تا اواسط آگوست، ۶٬۹۱۶ بیت کوین را در چهار مرحله و با میانگین قیمت حدود ۶۲٬۲۰۰ دلار فروخت. این شرکت همچنین هفته گذشته ۴٬۶۰۳ بیت کوین دیگر به ارزش ۳۶۹.۷ میلیون دلار و با میانگین قیمت ۸۰٬۳۱۸ دلار خرید. با این خرید، موجودی بیت کوین استراتژی به ۸۴۵٬۰۵۰ واحد، به ارزش تقریبی ۶۵.۴ میلیارد دلار، رسیده است.
تصمیمهای استراتژی بر اساس ترازنامه، نه قیمت بیت کوین
لی در گفتوگو با بلومبرگ تاکید کرد که تصمیمهای استراتژی مستقیماً بر اساس قیمت بیت کوین اتخاذ نمیشوند.
او در این باره گفت:
ما واقعاً درباره بیت کوین بر اساس قیمت آن تصمیمگیری نمیکنیم. در دو ماه گذشته که بیت کوین نخریدیم، چه کار کردیم؟ ترازنامه خود را تقویت کردیم.
به گفته لی، استراتژی طی این دوره داراییهای خود را به حدود ۷۲ میلیارد دلار رسانده که شامل ۶۵ میلیارد دلار بیت کوین و حدود ۷ میلیارد دلار ذخایر دلاری میشود. همزمان، بدهی خالص شرکت از حدود ۷ میلیارد دلار به صفر کاهش یافته است.
لی افزود تقویت ترازنامه به استراتژی اجازه داده سهام خود را با شرایط مناسبتری منتشر و منابع حاصل را برای خرید بیت کوین استفاده کند. در مقابل، زمانی که شرایط سهام شرکت مساعد نبود، فروش بیت کوین گزینه بهتری برای تأمین تعهدات مالی محسوب میشد.
فروش بیت کوین بخشی از استراتژی دوطرفه است
استراتژی خرید ۴٬۶۰۳ بیت کوین اخیر خود را با فروش سهام MSTR تأمین مالی کرد. این شرکت پیشتر در ماه مه نیز موضع «هرگز نفروش» خود را کنار گذاشته و اعلام کرده بود همچنان خریدار خالص بیت کوین باقی میماند.
این تغییر رویکرد پس از آن اهمیت پیدا کرد که سهام ممتاز متغیر STRC در ماه ژوئن به زیر ارزش اسمی ۱۰۰ دلاری خود رسید. کاهش قیمت STRC، جذابیت انتشار سهام جدید را برای استراتژی کمتر و یکی از منابع اصلی تأمین مالی خرید بیت کوین را محدود کرد.
لی درباره فروش اخیر گفت:
این یک استراتژی دوطرفه است. گاهی اوقات فروش بیت کوین منطقی خواهد بود. آن ۷ هزار بیت کوین کمتر از ۱ درصد کل بیت کوینی است که در اختیار داریم.
او تأکید کرد فروش اخیر در مقایسه با حجم کل ذخایر شرکت ناچیز بوده و موجودی بیت کوین استراتژی در سال جاری حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش یافته است.
لی در پایان گفت:
یک انباشتکننده یکطرفه واقعاً یک شرکت عملیاتی کامل نیست. شرکتی که بتواند بیت کوین، سهام و سهام ممتاز را بخرد و بفروشد، در واقع یک شرکت عملیاتی واقعی و یک شرکت مدیریت سرمایه دوطرفه است. این همان چیزی است که ما هستیم.

آنتونی آرمسترانگ، مدیر سابق شرکتهای ایلان ماسک، به هیئتمدیره کوینبیس پیوست
12 شهریور 1405 - 17:00
صرافی کوینبیس آنتونی آرمسترانگ (Anthony Armstrong)، بانکدار سابق مورگان استنلی و از نزدیکان ایلان ماسک، را به هیئتمدیره خود اضافه کرد. آرمسترانگ پیشتر مدیر مالی شرکتهای متعلق به ماسک، از جمله ایکسایآی (xAI) و ایکس (X)، بوده است.
به گزارش میهن بلاکچین، آرمسترانگ پیش از همکاری با ماسک حدود یک دهه در مورگان استنلی فعالیت میکرد و در سال ۲۰۲۲ در فرایند تأمین مالی و مشاوره خرید توییتر توسط ماسک نقش داشت. او سپس به وزارت بهرهوری دولت آمریکا (DOGE) پیوست و در ادامه بهعنوان مدیر مالی شرکتهای ماسک منصوب شد. آرمسترانگ کمتر از یک سال در xAI ماند و پس از ادغام این شرکت با اسپیسایکس (SpaceX) از آن جدا شد.
آرمسترانگ؛ مدیر مالی سابق شرکتهای ماسک
آرمسترانگ ۵۸ ساله در دوران حضورش در xAI روی تقویت وضعیت مالی این شرکت کار میکرد. پس از خروج از xAI نیز در چند کسبوکار مرتبط با اعضای سابق DOGE فعالیت داشته و در شرکت Special، که توسط دو عضو سابق این نهاد برای خرید شرکتها و کاهش هزینهها با استفاده از هوش مصنوعی راهاندازی شده، سرمایهگذاری کرده است.
کوینبیس در معرفی عضو جدید هیئتمدیره خود اعلام کرد:
آنتونی همواره بر ساخت کسبوکارهایی تمرکز داشته که بدون اتلاف منابع و در مقیاس بزرگ بهخوبی کار کنند.
انتصاب آرمسترانگ در شرایطی انجام میشود که صنعت رمزارز و خود کوینبیس با پیامدهای رکود عمیق بازار مواجه هستند. کوینبیس اخیراً برای سومین فصل متوالی کاهش درآمد خودش را گزارش کرده و اوایل سال جاری نیز با هدف کاهش هزینهها، بخشی از نیروی کار خود را تعدیل کرده است.
با پیوستن آرمسترانگ، تعداد اعضای هیئتمدیره کوینبیس از ۹ نفر به ۱۰ نفر افزایش مییابد و او همچنین به کمیته حسابرسی شرکت خواهد پیوست. شایان ذکر است که کوینبیس تأکید کرده آنتونی آرمسترانگ هیچ نسبتی با برایان آرمسترانگ، مدیرعامل این شرکت، ندارد.

آرتور هیز: بیتکوین میتواند تا سال ۲۰۳۰ به یک میلیون دلار برسد اما اتریوم انتخاب اول من است
12 شهریور 1405 - 15:00
آرتور هیز (Arthur Hayes)، همبنیانگذار بیتمکس (BitMEX)، معتقد است بیت کوین تا سال ۲۰۳۰ میتواند به قیمت ۱ میلیون دلار برسد. او افزایش شدید نقدینگی، احتمال سیاستهای پولی انبساطی در آمریکا و ترکیدن حباب هوش مصنوعی را از عواملی میداند که میتوانند مسیر بیت کوین به سمت این هدف را هموار کنند.
به گزارش میهن بلاکچین، با این حال، هیز برای سرمایهگذاری در شرایط فعلی اتریوم را گزینه جذابتری میداند. او معتقد است اتریوم میتواند در مدت کوتاهی ۳ تا ۵ برابر شود؛ در حالی که دیگر نسبت به پتانسیل رشد گذشته هایپرلیکویید (Hyperliquid) اطمینان ندارد.
هیز: بیت کوین برای رسیدن به ۱ میلیون دلار همه چیز را دارد
هیز در تازهترین قسمت پادکست «Trade Secrets» بار دیگر دیدگاه بسیار صعودی خود درباره آینده بیت کوین را مطرح کرد و گفت این ارز دیجیتال میتواند تا سال ۲۰۳۰ به محدوده ۱ میلیون دلار برسد.
از نگاه او، بازار در آستانه دورهای قرار دارد که افزایش نقدینگی میتواند نقش مهمی در رشد داراییهای پرریسک ایفا کند. هیز بهطور مشخص به احتمال ترکیدن حباب هوش مصنوعی، چاپ گسترده پول و احتمال اجرای سیاست کنترل منحنی بازده اوراق قرضه آمریکا (Yield Curve Control) اشاره کرد.
او درباره شرایط فعلی بازار گفت:
مواد اولیه لازم را داریم. زمانش همین حالاست.
هیز همچنین معتقد است کف اخیر بیت کوین در محدوده ۵۸ هزار دلار شکل گرفته و بازار از اینجا میتواند بهتدریج مسیر صعودی خود را ادامه دهد.
این پیشبینی در حالی مطرح شده که برخی تحلیلگران با آن مخالفاند. مارکوس تیلن (Markus Thielen)، مدیر تحقیقات 10x Research، اخیراً رسیدن قیمت بیت کوین به ۱ میلیون دلار تا سال ۲۰۳۰ را از نظر ریاضی «غیرممکن» دانسته بود. استدلال او این است که برای چنین جهشی، بیت کوین باید طی چهار سال آینده تریلیونها دلار سرمایه جدید جذب کند؛ رقمی که با روند ورود سرمایه در ۱۵ سال گذشته فاصله زیادی دارد.
چرا هیز دیگر روی هایپرلیکویید حساب ویژهای باز نمیکند؟
با وجود خوشبینی هیز به بیت کوین، نگاه او به هایپرلیکوبید نسبت به گذشته تغییر کرده است. او معتقد است این پروژه دیگر یک دارایی ناشناخته با ظرفیت غافلگیر کردن بازار نیست و انتظارات سرمایهگذاران از آن بهشدت افزایش یافته است.
هیز گفت:
فکر نمیکنم هایپرلیکویید در قیمت فعلی چنین عدم تقارنی داشته باشد. همه میدانند هایپرلیکویید اینجاست و حالا انتظارات بسیار بزرگی از آن وجود دارد.
به اعتقاد او، این موضوع لزوماً به معنای توقف رشد HYPE نیست، اما از نظر نسبت ریسک به بازده، گزینههای جذابتری در بازار وجود دارند.
این دیدگاه در شرایطی مطرح شده که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً از تلاش این کشور برای آوردن پلتفرم هایپرلیکویید به آمریکا خبر داده است. با این حال، هیز معتقد است نباید تأثیر اظهارات ترامپ بر قیمت ارزهای دیجیتال را بیش از حد جدی گرفت.
او گفت سرمایهگذاران بهتر است به جای تمرکز بر اظهارات رئیسجمهور آمریکا، عملکرد وزارت خزانهداری، فدرال رزرو و سایر نهادهای پولی را دنبال کنند؛ چراکه سیاستهای پولی در نهایت تأثیر بسیار بیشتری بر قیمت بیت کوین دارند.
آرتور هیز: اتریوم میتواند ۳ تا ۵ برابر شود
با کنار گذاشتن هایپرلیکویید، هیز در حال حاضر اتریوم را انتخاب شماره یک خود در بازار ارزهای دیجیتال میداند. او معتقد است اگر سرمایهای برای ورود به بازار وجود داشته باشد، اتریوم در مقایسه با HYPE نسبت ریسک به بازده جذابتری ارائه میدهد.
هیز درباره چشمانداز اتریوم گفت:
فکر میکنم اتریوم میتواند خیلی سریع ۳ تا ۵ برابر شود.
او یکی از دلایل این دیدگاه را عملکرد ضعیفتر اتریوم در مقایسه با سایر ارزهای بزرگ میداند. به گفته هیز، اتریوم تنها ارز دیجیتال بزرگ بازار است که هنوز نتوانسته سقف تاریخی سال ۲۰۲۱ خود را پشت سر بگذارد.
هیز در این باره گفت:
همه از آن متنفرند. اتریوم تنها ارز دیجیتال بزرگ بازار است که از سقف تاریخی ۲۰۲۱ خود عبور نکرده است.
از نظر او، این بیتوجهی در شرایطی که اتریوم همچنان یکی از مهمترین زیرساختهای دیفای محسوب میشود، میتواند در نهایت به فرصتی برای رشد تبدیل شود. هیز معتقد است اتریوم پس از مدتها عملکرد ضعیف، اکنون میتواند دوباره توجه سرمایهگذاران را به خود جلب کند.
او همچنین به رشد حدود ۲۰ درصدی اتریوم همزمان با جهش بیت کوین اشاره کرده و آن را نشانهای از آمادگی این ارز دیجیتال برای عملکرد بهتر میداند.
پایان فعالیت بیتمکس؛ خروج در شرایطی که رقابت شدیدتر شده است
هیز در بخش دیگری از صحبتهای خود به تصمیم بیتمکس برای پایان فعالیت این صرافی در تاریخ ۲۳ سپتامبر پرداخت. این صرافی از کاربران خواسته پیش از این تاریخ پوزیشنهای معاملاتی خود را ببندند و داراییهایشان را برداشت کنند.
همبنیانگذار بیتمکس میگوید از اینکه این پلتفرم میتواند فعالیت خود را با تصمیم خودش به پایان برساند، «احساس بسیار خوبی» دارد. او تأکید کرد بیتمکس در نتیجه هک یا یک بحران امنیتی تعطیل نمیشود، بلکه تیم تصمیم گرفته است فعالیت آن را در شرایطی که هنوز کنترل اوضاع را در اختیار دارد، متوقف کند.
هیز همچنین معتقد است رقابت در بازار صرافیهای ارز دیجیتال به حدی شدید شده که راهاندازی و اداره یک صرافی بدون مقیاس بسیار بزرگ دیگر توجیه اقتصادی چندانی ندارد. به گفته او، هزینههای امنیت، زیرساخت فناوری و فعالیت مراکز داده باعث شده این کسبوکار عملاً به حوزهای تبدیل شود که تنها شرکتهای بزرگی مانند بایننس و OKX میتوانند در آن رقابت کنند.

ورود بیش از ۱ میلیارد دلار استیبلکوین به بایننس؛ آیا نقدینگی به بازار کریپتو برمیگردد؟
12 شهریور 1405 - 13:26
تحلیلگری به نام دارکفاست (Darkfost) میگوید که در ماه آگوست بیش از ۱ میلیارد دلار استیبلکوین بهصورت خالص وارد صرافی بایننس شده است؛ اتفاقی که میتواند نشانهای از بهبود نسبی نقدینگی در بازار کریپتو باشد. با این حال، دادههای مربوط به جریان استیبلکوینها از ابتدای سال همچنان تصویری نزولی از وضعیت نقدینگی ارائه میکنند.
به گزارش میهن بلاکچین و به نقل از دارکفاست، ورود استیبلکوینها به صرافیها در ماه آگوست افزایش پیدا کرده و بایننس بهتنهایی بیش از ۱ میلیارد دلار ورود خالص ثبت کرده است. با این حال، این رقم در مقایسه با حجم جابهجاییهای معمول در بزرگترین صرافی ارز دیجیتال جهان همچنان چندان بزرگ محسوب نمیشود.
خروج ۵.۱ میلیارد دلار استیبلکوین از بایننس در سال ۲۰۲۶
با وجود بهبود جریان سرمایه در ماه آگوست، روند کلی از ابتدای سال همچنان منفی بوده است. طبق دادههای مورد اشاره این تحلیلگر، بایننس از ابتدای سال تاکنون شاهد حدود ۵.۱ میلیارد دلار خروج خالص استیبلکوین بوده است.
بایننس در حال حاضر حدود ۷۱ درصد از جریان استیبلکوین میان صرافیهای ارز دیجیتال را به خود اختصاص میدهد؛ بنابراین تغییرات ذخایر این صرافی میتواند تصویر قابلتوجهی از وضعیت نقدینگی بازار ارائه کند.
در همین بازه زمانی، بیش از ۱۶ میلیارد دلار استیبلکوین از ذخایر صرافیهای بزرگ خارج شده است. دارکفاست معتقد است این روند نشان میدهد بخش قابلتوجهی از نقدینگی همچنان در حال خروج از بازار ارزهای دیجیتال است و صرفاً در انتظار ورود دوباره به معاملات باقی نمانده است.
جریان ماهانه استیبل کوینها در صرافی بایننس - منبع: Darkfost
او در این رابطه مینویسد:
وقتی استیبلکوینها از صرافیها خارج میشوند، نشان میدهد نقدینگی همچنان دارئ از بازار کریپتو خارج میشود نه اینکه فقط کنار گذاشته شده باشد تا بعداً دوباره وارد بازار شود.
به باور این تحلیلگر، کاهش ذخایر استیبلکوین صرافیها در کنار کاهش تقاضا نشان میدهد سرمایهگذاران در حال خارج کردن بخشی از سرمایه خود هستند و هنوز نشانه قدرتمندی از بازگشت تقاضا مشاهده نمیشود.
رشد ۲۵ درصدی بیتکوین در آگوست
این وضعیت در حالی رخ داده که بیتکوین در ماه آگوست عملکرد قدرتمندی داشت. قیمت BTC در این ماه حدود ۲۵ درصد افزایش یافت و بار دیگر به بالای محدوده ۷۵ هزار دلار بازگشت؛ سطحی که اکنون تلاش میکند آن را بهعنوان یک محدوده حمایتی تثبیت کند.
به این ترتیب، رشد قیمت بیتکوین در شرایطی اتفاق افتاده که جریان کلی استیبلکوینها هنوز از بازگشت کامل نقدینگی به بازار حکایت نمیکند.
دارکفاست معتقد است همین موضوع باعث میشود وضعیت تقاضا در هفتهها و ماههای آینده اهمیت زیادی پیدا کند. او هشدار میدهد اگر تقاضا بهصورت پایدار احیا نشود، بیتکوین ممکن است پس از رشد اخیر بار دیگر وارد یک فاز اصلاحی شود.


























