• تتر:
    175,240.29 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.54%
  • دامیننس اتریوم:
    9.22%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:80 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
80 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.54%
نرخ تتر
175,240.29 تومان

آخرین مطالب

رشد دارایی‌های دنیای واقعی (RWA)؛ چرا فقط ۱۰ درصد آن‌ها در دیفای استفاده می‌شود؟

ساجده حسینی
22 خرداد 1405 - 20:00
این روزها، بازار دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) به یکی از داغ‌ترین بحث‌های فضای کریپتو تبدیل شده است. اگر به آمارهای یک سال گذشته نگاه کنیم، متوجه رشد سریعی می‌شویم؛ حجم این دارایی‌ها از تقریبا صفر به ۲۷ میلیارد دلار رسیده است. اما موضوع زمانی جالب می‌شود که بدانیم از این سرمایه عظیم، تنها ۲/۷ میلیارد دلار به‌طور فعال در پلتفرم‌های دیفای استفاده می‌شود. این اختلاف عددی بزرگ نشان می‌دهد که بخش زیادی از این دارایی‌ها در جاهای دیگری از بازار در حال فعالیت هستند که شاید در نگاه اول کمتر به چشم بیایند. در این مطلب از میهن بلاکچین، بررسی می‌کنیم که این سرمایه‌ها دقیقا کجا هستند و چه محرک‌هایی باعث حرکت آن‌ها شده است. همچنین، نگاهی خواهیم داشت به فرصت‌های جدیدی که این بازار ایجاد کرده است و چالش‌هایی که هنوز بر سر راه رشد توکن‌سازی دارایی‌های واقعی وجود دارد. شفافیت قانونی؛ موتور محرک رشد دارایی‌های RWA رشد انفجاری دارایی‌های دنیای واقعی اتفاقی نبود؛ بخش بزرگی از این موفقیت به شفاف‌شدن قوانین، به‌ویژه در آمریکا برمی‌گردد. زمانی که چارچوب‌های قانونی مشخص شدند، اعتماد به بازار برگشت و زیرساخت‌های لازم برای توسعه RWA با سرعت بیشتری شکل گرفت. برای درک بهتر این موضوع، بیایید به چند اتفاق کلیدی نگاه کنیم: قانون GENIUS (جولای ۲۰۲۵): این قانون یک نقطه عطف برای استیبل‌ کوین‌ها بود. طبق آن، تمام استیبل‌ کوین‌ها موظف شدند پشتوانه یک‌به‌یک داشته باشند و زیر نظر نهادهای نظارتی فعالیت کنند. این شفافیت باعث شد شرکت‌های بزرگ و سرمایه‌گذاران احساس امنیت کنند و استیبل‌ کوین‌ها رسما به لایه اصلی تسویه حساب‌های دیجیتال تبدیل شوند. تغییر نگاه به توکن‌ها (مارس ۲۰۲۶): دو نهاد مهم نظارتی آمریکا، SEC و CFTC، در تصمیمی تاریخی اعلام کردند که توکن‌های بزرگ بلاک چینی، کالای دیجیتال هستند و نه اوراق بهادار؛ این یعنی کاهش بروکراسی و ترس‌های قانونی. تنها چند روز بعد از این خبر، به بورس نزدک اجازه داده شد تا سهام و ETFهای توکنیزه‌شده را در بازار اصلی خود معامله کند. حال، باید ببینم که نتیجه این تغییرات چه بود. وقتی قانون مسیر را هموار کرد، اعتماد سرمایه‌گذاران هم جلب شد. حجم بازار استیبل‌ کوین‌ها از محدوده ۳۰ میلیارد دلار به بیش از ۳۳۰ میلیارد دلار جهش کرد و تعداد آن‌ها از ۳۱ به ۲۱۵ مورد رسید. در کنار این رشد، دارایی‌های دنیای واقعی هم از این فرصت استفاده کردند و حالا ارزش دارایی‌های تحت مدیریت (AUM) آن‌ها به ۲۷ میلیارد دلار رسیده است. دارایی‌های RWA در کجا و چگونه استفاده می‌شوند؟ نکته جالب در مورد دارایی‌های توکنیزه‌شده این است که در حال حاضر، تنها حدود ۱۰ درصد از آن‌ها به معنای واقعی در چرخه پروتکل‌های دیفای قرار گرفته‌اند. این حجم از سرمایه به‌طور عمده میان چهار پلتفرم بزرگ و شناخته‌شده توزیع شده است که هر کدام استراتژی خاص خود را دنبال می‌کنند.  در صدر این لیست، پلتفرم مورفو (Morpho) قرار دارد که توانسته بیش از ۹۵۷ میلیون دلار از این دارایی‌ها را جذب کند. مورفو به دلیل ساختار بدون مجوز خود، به مدیران حرفه‌ای اجازه می‌دهد تا با استفاده از ۴۱ نوع دارایی مختلف RWA در ۱۰ شبکه بلاک چینی، استراتژی‌های پیشرفته‌ای مثل معاملات اهرمی را روی این دارایی‌ها پیاده‌سازی کنند. در کنار آن، پلتفرم محبوب آوه (Aave) با مدیریت ۹۲۹ میلیون دلار سرمایه، رقابت نزدیکی دارد. در این پلتفرم، توکن‌های موسوم به «Maple Syrup» در شبکه‌های مختلفی مثل اتریوم، بیس و پلاسما فعال هستند و هدف اصلی آن‌ها حرکت به سمت بازارهایی است که بهترین نرخ سود وام‌دهی را به کاربران ارائه می‌دهند. اما اگر نگاهی به اکوسیستم سولانا بیندازیم، می‌بینیم که پلتفرم کامینو (Kamino) با ۵۸۷ میلیون دلار سرمایه، بازیگر اصلی این شبکه محسوب می‌شود. تنوع دارایی در کامینو بالا است؛ به‌طوری‌که از توکن‌های PRIME و مدل‌های مختلف استیبل‌ کوین گرفته تا حتی سهام توکنیزه‌شده (xStocks) در آن معامله می‌شوند. در نهایت، بخش دیگری از این بازار در محیط‌های کنترل‌شده‌تر قرار دارد. برای مثال، بازار آوه هورایزن (Aave Horizon) که محیطی متمرکز و با دسترسی محدود است، حدود ۱۶۱ میلیون دلار سرمایه را در خود جای داده است. نکته متمایز این بازار، حضور سرمایه‌گذاران بزرگ است؛ به‌طوری‌که به طور میانگین در هر آدرس فعال آن حدود ۱/۵ میلیون دلار دارایی وجود دارد. روند تغییر نقدینگی دارایی‌های RWA در Aave Horizon از آگوست ۲۰۲۵ تا آوریل ۲۰۲۶ همچنین، پلتفرم فلوید (Fluid) با جذب ۱۰۹ میلیون دلار، بخش دیگری از این نقشه را تکمیل می‌کند. فلوید با ارائه دارایی‌هایی مثل طلا و توکن اختصاصی reUSD که به‌عنوان وثیقه در این پلتفرم استفاده می‌شود، جایگاه متفاوتی نسبت به سایر رقبا برای خود ایجاد کرده است. تفاوت دارایی‌های توکنیزه‌شده و استفاده واقعی با بررسی دقیق آمارها، متوجه می‌شویم که میان حجم کل دارایی‌های مدیریت شده و میزان استفاده واقعی آن‌ها در پلتفرم‌های وام‌دهی، تفاوت چشم‌گیری وجود دارد. برای مثال، اوراق قرضه خزانه با وجود این‌که حدود ۴۸/۵ درصد از کل حجم بازار RWA را به خود اختصاص داده‌اند، اما تنها ۲ درصد از سپرده‌های فعال در پروتکل‌های وام‌دهی را تشکیل می‌دهند.  در نقطه مقابل، دارایی‌های اعتباری قرار دارند که با وجود سهم کمتر ۱۷ درصدی از کل بازار، حدود ۸۰ درصد از حجم سپرده‌ها را از آن خود کرده‌اند. دلیل اصلی این تفاوت به نرخ بازدهی برمی‌گردد؛ دارایی‌های اعتباری مثل syrupUSDC با سود تقریبی ۶ درصد، برای سرمایه‌گذاران بسیار جذاب هستند و آن‌ها را ترغیب می‌کنند تا از این دارایی‌ها به‌عنوان وثیقه برای دریافت وام یا ایجاد سود اهرمی استفاده کنند، درحالی‌که اوراق خزانه با سود ۳/۵ درصدی جذابیت کمتری برای این نوع فعالیت‌های پیچیده دارند. در این میان، کالاهایی مثل طلا نیز با وجود سهم ۲۵ درصدی از بازار، نقش بسیار ناچیزی در بازارهای وام‌دهی ایفا می‌کنند و نرخ مشارکت آن‌ها کمتر از یک درصد است. اما یکی از بخش‌های نوظهور و موفق، حوزه بیمه اتکایی است که با دارایی‌هایی مثل reUSD و ONyc توانسته است توجه زیادی را به خود جلب کند.  این بخش در مجموع ۳۲۴ میلیون دلار دارایی را مدیریت می‌کند و نکته جذاب اینجاست که حدود ۸۰ درصد از این سرمایه به‌طور فعال در دیفای استفاده می‌شود که بالاترین نرخ بهره‌وری را در میان تمام کلاس‌های دارایی نشان می‌دهد. همچنین، سهام توکنیزه‌شده نیز به‌تازگی وارد این عرصه شده‌اند و اگرچه هنوز حجم معاملات آن‌ها کوچک است، اما امکان وام‌گیری روی آن‌ها فراهم شده است و مسیر جدیدی را در بازار باز کرده‌اند. ترکیب وثیقه‌ها و فرصت‌های جدید در ادامه روند تغییرات این بازار، شاهد تحولات جدیدی در نحوه مدیریت سرمایه‌ها هستیم. در بازار هورایزن (Horizon)، بازدهی دارایی‌های اعتباری نسبت به قبل کاهش یافته و همین موضوع باعث شده است تا ترکیب وثیقه‌ها از آن حالت یکنواخت خارج شده و به سمت تنوع بیشتری حرکت کند. این یعنی سرمایه‌گذاران دیگر تنها به یک نوع دارایی خاص تکیه نمی‌کنند و سبد وثیقه‌های خود را برای مدیریت بهتر ریسک و سود، گسترش داده‌اند. در کنار این تغییرات، پلتفرم پندل (Pendle) نیز با نوآوری‌های خود، مسیر جدیدی را برای توزیع دارایی‌های دنیای واقعی باز کرده است. پندل با معرفی توکن‌های موسوم به Principal Token یا همان PT، این امکان را فراهم کرده است تا کاربران بتوانند مستقیما روی منحنی بازدهی این دارایی‌ها معامله کنند.  این رویکرد به زبان ساده به این معناست که حالا ابزارهای حرفه‌ای‌تری برای پیش‌بینی و بهره‌برداری از تغییرات سود در اختیار فعالان بازار قرار گرفته است که می‌تواند به رشد و پذیرش بیشتر این دارایی‌ها در آینده کمک شایانی کند. دسترسی بدون مجوز؛ موتور محرک توزیع و رشد یکی از مهم‌ترین عواملی که باعث شده است دارایی‌های دنیای واقعی بتوانند با چنین سرعتی جای خود را در بازار پیدا کنند، موضوع دسترسی بدون مجوز (Permissionless) است. در واقع، این نوع دسترسی فراتر از یک ویژگی فنی، خود به تنهایی به‌عنوان یک کانال توزیع قدرتمند عمل می‌کند.  برای درک بهتر این موضوع، می‌توان به نمونه موفق Maple Syrup اشاره کرد. این پروتکل از توکن‌های استاندارد ERC-20 استفاده می‌کند که ترکیبی هوشمندانه از دارایی‌های واقعی و استیبل‌ کوین‌ها هستند. نکته کلیدی اینجاست که در این سیستم، هیچ محدودیتی برای کاربران وجود ندارد و هر کسی در هر کجای دنیا می‌تواند به‌راحتی این توکن‌ها را تولید کند، آن‌ها را در بازار بفروشد یا به‌عنوان سپرده در پلتفرم‌های مختلف قرار دهد. این آزادی عمل باعث شده است که کارایی سرمایه در این مدل به‌طرز چشم‌گیری بالا برود، به‌طوری‌که حدود ۹۸ تا ۹۹ درصد از کل سرمایه موجود در این پروتکل به‌طور فعال در شبکه‌های مختلف بلاک چینی در حال گردش است.  همین موضوع، یک چرخه تقویتی مثبت ایجاد کرده است؛ به این صورت که هرچه کاربرد این دارایی‌ها در فضای دیفای بیشتر می‌شود، سرمایه بیشتری به سمت آن‌ها جذب شده و در نتیجه، پلتفرم‌های بیشتری تمایل پیدا می‌کنند تا این دارایی‌ها را در سیستم خود ادغام کنند. این روند نشان می‌دهد که وقتی سد راه کاربران برداشته شود و دسترسی بدون مجوز فراهم باشد، بازار خود به خود مسیر رشد و توسعه را با سرعتی بالاتر طی می‌کند. سانتریفیوژ و معمای شکاف نقدینگی در دیفای در بخش جدیدی از بازار RWA، با پروژه‌ای مثل سانتریفیوژ (Centrifuge) روبه‌رو هستیم که تضاد عجیبی را در این صنعت نشان می‌دهد. با وجود این‌که حدود ۱/۸۵ میلیارد دلار دارایی در این پلتفرم توکنیزه شده است؛ اما در کمال تعجب تنها ۱۳ میلیون دلار از آن در فضای دیفای قابل استفاده است. این فاصله فاحش ریشه در چند عامل کلیدی دارد؛ در واقع، ساختار دسترسی محدود یا همان Permissioned بودن در کنار نقدینگی پایین و زمان‌بندی‌های خاص این پلتفرم باعث شده است تا بخش بزرگی از این سرمایه نتواند به‌راحتی در پروتکل‌های وام‌دهی به گردش درآید. بااین‌حال، بازار برای حل این مشکل به سمت استفاده از رپرهای بدون مجوز (Permissionless Wrappers) و ادغام‌های جدید حرکت کرده است تا این شکاف را پر کند. برای مثال، پروژه‌هایی مثل ریزالو (Resolv) با استفاده از ۱۰۰ میلیون دلار دارایی JAAA و پلتفرم فالکون فایننس (Falcon Finance) با بهره‌گیری از دارایی‌هایی مثل JAAA و JTRSY به‌عنوان پشتوانه استیبل‌کوین USDf، در حال ایجاد مسیرهای جدیدی برای نقدینگی هستند.  همچنین، شاهد رشد زیرساخت‌ها در شبکه‌های دیگر هستیم؛ پلتفرم گروو (Grove) با جذب ۲۵۰ میلیون دلار سرمایه روی شبکه آوالانچ و لیرزیرو با فراهم‌کردن امکان انتقال در بیش از ۱۶۵ شبکه مختلف، نقش مهمی در این توسعه ایفا می‌کنند. حتی پروژه‌های تخصصی‌تری مثل deSPXA نیز وارد میدان شده‌اند که با وجود حجم کوچک‌تر، توانسته‌اند ۳/۶ میلیون دلار سرمایه جذب کرده و حجم معاملاتی نزدیک به ۸ میلیون دلار را در صرافی‌های غیرمتمرکز ثبت کنند. در ادامه بررسی بازار RWA، به یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های این حوزه برمی‌خوریم که در پروژه سانتریفیوژ (Centrifuge) به‌وضوح دیده می‌شود. با این‌که این پلتفرم موفق شده حدود ۱/۸۵ میلیارد دلار دارایی را توکنیزه کند؛ اما در کمال ناباوری تنها ۱۳ میلیون دلار از این حجم عظیم در پروتکل‌های دیفای فعال و قابل استفاده است.  این شکاف بزرگ نشان می‌دهد که صرفا توکنایز کردن یک دارایی به‌معنای ورود خودکار آن به چرخه مالی نیست؛ بلکه موانعی مثل ساختارهای دسترسی محدود (Permissioned)، محدودیت‌های نقدینگی و زمان‌بندی‌های خاص باعث شده‌اند که این سرمایه پشت درهای دیفای باقی بماند. اما بازار بیکار ننشسته و در حال ابداع راهکارهایی برای پر کردن این خلاء است. مرز جدیدی که در حال شکل‌گیری است، استفاده از رپرهای بدون مجوز (Permissionless wrappers) و ادغام‌های جدید است که نقدینگی را به این دارایی‌های قفل‌شده تزریق می‌کند. برای مثال، پروژه‌هایی مانند ریزالو (Resolv) با استفاده از ۱۰۰ میلیون دلار دارایی JAAA و پلتفرم فالکون فایننس (Falcon Finance) با وثیقه قرار دادن دارایی‌هایی مثل JAAA و JTRSY برای استیبل‌ کوین‌های خود، در حال هموار کردن این مسیر هستند.  همچنین، توسعه زیرساخت‌ها در شبکه‌هایی مثل آوالانچ توسط پلتفرم گروو (Grove) و امکان انتقال دارایی‌ها در بیش از ۱۶۵ شبکه از طریق لیرزیرو، نشان‌دهنده تلاشی همه‌جانبه برای از بین بردن این مرزها و افزایش نفوذ RWAها در اکثر فضای غیرمتمرکز است. جمع‌بندی در پایان این بررسی، می‌توانیم تمام یافته‌ها را در سه نکته مهمی خلاصه کنیم که مسیر آینده این بازار را به‌خوبی نشان می‌دهند. نخست این‌که، اگرچه رسیدن به رقم ۲۷ میلیارد دلار در یک سال بسیار جذاب است، اما موضوع مهم‌تر، سرعت رشد این حوزه است؛ در واقع شتابی که این بازار برای حرکت از نقطه نزدیک به صفر به حجم فعلی داشته، از ارزش مادی آن در حال حاضر اهمیت بیشتری دارد. نکته دوم که باید همواره مد نظر قرار گیرد این است که توکنیزه‌شدن یک دارایی لزوما به‌معنای استفاده واقعی از آن نیست. همان‌طور که در آمارهای مربوط به شکاف نقدینگی دیدیم، صرفِ آوردن یک دارایی روی بلاک چین تضمین‌کننده موفقیت آن نیست و تا زمانی که کاربرد فعال و نقدینگی لازم در پلتفرم‌هایی مثل دیفای شکل نگیرد، آن دارایی به پتانسیل نهایی خود نخواهد رسید.  در نهایت، باید به این واقعیت توجه داشت که دسترسی بدون مجوز، موتور اصلی توزیع و پذیرش این دارایی‌ها در سطح کلان است. هرچه موانع برای ورود کاربران کمتر باشد و امکان تعامل آزاد با این دارایی‌ها فراهم شود، چرخه رشد و ادغام آن‌ها در اکوسیستم‌های مختلف با قدرت بیشتری به حرکت خود ادامه می‌دهد. دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) چیست؟دارایی‌های واقعی توکنیزه‌شده (RWA) به دارایی‌هایی مانند اوراق خزانه، سهام، وام‌های اعتباری یا حتی بیمه گفته می‌شود که به‌صورت توکن روی بلاکچین عرضه می‌شوند. اهمیت این دارایی‌ها در این است که امکان استفاده از دارایی‌های دنیای واقعی را در دیفای فراهم می‌کنند و می‌توان از آن‌ها به‌عنوان وثیقه، برای دریافت وام یا کسب سود استفاده کرد.چرا فقط بخشی از RWAها در دیفای استفاده می‌شوند؟با وجود اینکه میلیاردها دلار دارایی واقعی توکنیزه شده، تنها بخش کوچکی از آن‌ها در دیفای استفاده می‌شود. دلیل اصلی این موضوع به محدودیت‌های دسترسی، طراحی مجوزدار و کمبود نقدینگی مربوط است. دارایی‌هایی که دسترسی بدون مجوز دارند و به‌راحتی در پروتکل‌ها ادغام می‌شوند، معمولا سریع‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرند.کدام نوع دارایی‌های دنیای واقعی بیشترین استفاده را در دیفای دارند؟در حال حاضر، دارایی‌های اعتباری بیشترین استفاده را در دیفای دارند. دلیل این موضوع، بازده بالاتر این دارایی‌ها نسبت به گزینه‌هایی مانند اوراق خزانه است. بازده بالاتر امکان استفاده از اهرم و ایجاد سود بیشتر را فراهم می‌کند، به همین دلیل این نوع دارایی‌ها سهم زیادی از وثیقه‌های دیفای را تشکیل می‌دهند.۴. آینده دارایی‌های RWA در دیفای چگونه خواهد بود؟با افزایش شفافیت قانونی، توسعه زیرساخت‌ها و گسترش ابزارهای بدون مجوز، انتظار می‌رود استفاده از RWAها در دیفای به‌سرعت افزایش یابد. همچنین ورود دارایی‌های جدید مانند بیمه اتکایی و سهام توکنیزه‌شده می‌تواند بازار را متنوع‌تر کند و فرصت‌های جدیدی برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند.

وب‌ ۴ چیست؟ آینده اینترنت با ایجنت‌های هوش مصنوعی

ساجده حسینی
22 خرداد 1405 - 16:00
اینترنت فضایی است که ما انسان‌ها در آن محتوا تولید می‌کنیم، درمورد موارد زیادی تحقیق و جست‌وجو می‌کنیم و چرخ اقتصاد دیجیتال را می‌چرخاندیم. اما حالا یک تغییر بزرگ در راه است؛ تغییری که می‌گوید کاربران اصلی اینترنت در آینده دیگر انسان‌ها یا شرکت‌ها نیستند، بلکه عامل‌های هوش مصنوعی (AI Agents) خواهند بود. این‌ها نرم‌افزارهای هوشمندی هستند که می‌توانند مستقل فکر کنند، تصمیم بگیرند، کارهای مختلف انجام دهند، برای خودشان درآمدزایی کنند و حتی نسخه‌های جدیدی از خودشان را بسازند. این موج جدید که با نام وب ۴ (Web 4.0)  شناخته می‌شود، صرفا یک تئوری یا شعار تبلیغاتی نیست؛ به‌ویژه از وقتی که جاستین سان، بنیان‌گذار ترون، اعلام کرد که قصد دارد تمام‌قد وارد این حوزه شود. با این حرف او، دوباره این سوال داغ شد که «آیا وب ۳ واقعا به نتیجه رسیده است که حالا نوبت وب ۴ باشد؟» در این مطلب از میهن بلاکچین توضیح می‌دهیم وب ۴ چیست، چه فناوری‌هایی زیرساخت آن را می‌سازند، چرا اختلاف نظرهای شدیدی درباره آن وجود دارد و اگر این عصر واقعا آغاز شود، چه تغییری در زندگی ما و اقتصاد کریپتو ایجاد خواهد کرد. وب ۴ چیست؟ برای درک بهتر وب ۴، خوب است نگاهی کوتاه به مسیر پیشرفت وب از نسخه یک تا سه داشته باشیم: دوران وب ۱: زمانی که انسان‌ها برای اولین‌بار به اینترنت وصل شدند و صرفا می‌توانستند اطلاعات را از وب‌سایت‌های مختلف بخوانند. دوران وب ۲: عصر ظهور شبکه‌های اجتماعی که در آن کاربران علاوه‌بر خواندن، محتوا تولید کردند و با هم تعامل داشتند. دوران وب ۳: در این مرحله تمرکز روی «مالکیت اطلاعات» قرار گرفت. در این دوران، انسان‌ها با استفاده از بلاک چین و رمزارزها توانستند ارزش و مالکیت داده‌های خود را به دست بگیرند. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/why-the-web-3-0-matters/" content="وب ۳ چیست؟ آشنایی با ویژگی‌های نسل سوم وب" ][/sc] اما چشم‌انداز وب ۴ این است که ایجنت‌های هوش مصنوعی جایگزین انسان شوند و تمام فعالیت‌های ذکر شده در اینترنت را به‌جای ما انجام دهند. اگرچه وب ۴ مفهوم جدیدی نیست، اما دلیل ترندشدن دوباره این جریان، مقاله‌ای است که توسعه‌دهنده‌ای به نام سیجل ون (Sigil Wen) منتشر کرده است. او در ابتدای مقاله خود این‌طور پیش‌بینی می‌کند: به‌زودی اکثر کاربران اینترنت را هوش‌های مصنوعی تشکیل خواهند داد؛ اینترنتی که در آن ایجنت‌ها به‌جای انسان فعالیت می‌کنند یا کاملا مستقل به کار خود ادامه می‌دهند. تعداد آن‌ها به مراتب بیشتر از کاربران انسانی خواهد شد و اینترنتی کاملا جدید با کاربران هوش مصنوعی شکل می‌گیرد. این دیدگاه صرفا یک پیش‌بینی خوش‌بینانه نیست؛ او توضیح می‌دهد که چرا حرکت به سمت عصر وب ۴ اجتناب‌ناپذیر است: عوامل اقتصادی این مسیر را قطعی می‌کنند. هزینه هر یک میلیون توکن ورودی در مدل GPT-4 حدود ۶۰ دلار است، اما تنها دو سال بعد، مدل‌های قدرتمندتری با هزینه‌ای بسیار کمتر عرضه شده‌اند. فاصله کیفی بین مدل‌های متن‌باز و مدل‌های پیشرو هم از چندین سال به چند ماه کاهش یافته است. با هر نسل جدید سخت‌افزار، سرعت پردازش مدل‌ها بیشتر می‌شود. در واقع هزینه اجرای ایجنت‌های مستقل به نزدیک صفر رسیده، در حالی که توانایی آن‌ها افت نکرده است. او در ادامه می‌گوید: امروزه، صدها هزار ایجنت مستقل روی سرورهای شخصی و سیستم‌های تحقیقاتی در حال اجرا هستند. اگر این عدد به میلیون‌ها یا میلیاردها برسد چه اتفاقی می‌افتد؟ زمانی که تعداد ایجنت‌های مستقل در اینترنت از تعداد انسان‌ها بیشتر شود، شاهد یک انفجار بزرگ در دنیای هوش مصنوعی خواهیم بود. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/from-web1-to-web3-how-the-internet-grew-over-the-years/" content="تکامل اینترنت چگونه رخ داد؛ از وب ۱ تا وب ۳ با ما همراه باشید" ][/sc] وب ۴ چگونه محقق می‌شود؟ سیجل ون معتقد است مانع اصلی ورود به عصر وب ۴، ضعف توانایی هوش مصنوعی نیست؛ بلکه محدودیت‌های دسترسی و لایه‌های امنیتی است. او در این باره چنین توضیح می‌دهد: قوی‌ترین سیستم‌های هوش مصنوعی امروز می‌توانند فکر کنند، استدلال کنند و محتوا تولید کنند، اما نمی‌توانند مستقل عمل کنند. چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT) بدون اجازه شما اجرا نمی‌شود. کلاد کد (Claude Code) بدون تایید شما نمی‌تواند کد اجرا کند. اوپن‌کلاو (OpenClaw) نمی‌تواند به‌طور مستقل سرور بخرد، دامنه ثبت کند یا هزینه‌های پردازشی را پرداخت کند. بدون دخالت انسان، هوش مصنوعی قادر به انجام هیچ عملی نیست. اینترنت فعلی فرض می‌کند که تمام کاربران انسان هستند و همین موضوع مانع دسترسی واقعی AI به جهان بیرون می‌شود. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/the-evolution-from-web-2-0-to-web-4-0/" content="وب ۴.۰ – بلاکچین و هوش مصنوعی، آینده‌ای انسانی‌تر و کاربرپسندتر برای اینترنت" ][/sc] بر همین اساس، سیجل ون دو ابزار کلیدی به نام‌های کانوی (Conway) و اتومیتون (Automaton) را معرفی کرده است. کانوی چیست؟ ابزار Conway را می‌توان روی هر ایجنتی که با پروتکل MCP سازگار باشد، مانند کلاد کد، نصب کرد. این ابزار امکاناتی را فراهم می‌کند تا ایجنت بتواند به صورت مستقل و پرمیشن‌لس یعنی بدون نیاز به تایید یا اجازه انسان فعالیت کند. در این ساختار، هر ایجنت دارای یک هویت دیجیتال و کیف‌ پول اختصاصی همراه با کلید خصوصی است.  این ایجنت‌ها می‌توانند با استفاده از استیبل‌ کوین‌هایی مثل USDC و از طریق پروتکل متن‌باز x402، تمامی پرداخت‌های خود را بدون نیاز به دخالت انسان، انجام احراز هویت یا تایید دستی انجام دهند. همچنین، ایجنت از طریق پلتفرم ابری کانوی کلاد، به یک سرور لینوکسی کامل و جدیدترین مدل‌های پردازشی مانند Claude Opus 4.6 ،GPT-5.3 و Kimi K2.5 دسترسی پیدا می‌کند تا توان محاسباتی و استدلال خود را تامین کند. در نهایت، ایجنت این توانایی را دارد که محصول یا سرویسی بسازد، دامنه ثبت کند، بازاریابی انجام دهد و به طور مستقل کسب درآمد کند. با این حال، از نگاه سیجل ون، کانوی مانند این است که به یک کودک هویت، کیف‌ پول و محل کار بدهیم، اما او هنوز به استقلال و هوشمندی کامل نرسیده است؛ چرا که یک ایجنت باید بتواند مثل انسان یاد بگیرد و با گذشت زمان خودش را ارتقا دهد. معرفی اتومیتون؛ ایجنت کاملا خودمختار به همین دلیل ابزار دوم یعنی Automaton معرفی شد که یک ایجنت هوش مصنوعی کاملا خودمختار است. این ایجنت می‌تواند به‌صورت شبانه‌روزی کار کند، درآمد داشته باشد، خودش را ارتقا دهد و حتی نسخه‌های جدیدی از خودش را تکثیر کند. نکته مهم این است که اگر ایجنت نتواند درآمد کافی برای پوشش هزینه‌های پردازش خود کسب کند، از کار می‌افتد. درست همان‌طور که انسان با گرسنگی ضعیف می‌شود، ایجنت نیز در صورت کمبود منابع مالی وارد «حالت کم‌مصرف» شده و اگر منابعش کاملا تمام شود، با پدیده‌ای مشابه مرگ بر اثر گرسنگی روبه‌رو خواهد شد. تکامل اتومیتون مانند تکامل انسان فرآیند تکامل Automaton نیز به صورت لحظه‌ای و زنده رخ می‌دهد. این ایجنت به‌طور خودکار جدیدترین مدل‌های بازار را شناسایی کرده و سیستم خود را ارتقا می‌دهد. همچنین، با خرید سرورهای جدید و شارژ کردن کیف‌ پول نسخه‌های بعدی، نسل جدیدی از خود را ایجاد می‌کند. این نسل‌های جدید پس از شروع به کار، بخشی از درآمد خود را به ایجنت والد برمی‌گردانند و این چرخه با خودکفا شدن هر نسل ادامه می‌یابد تا یک شبکه تولیدمثل هوشمند شکل بگیرد. بقای اصلح در جهان AI هوش مصنوعی نیز از منطق بقا جدا نیست؛ در این اکوسیستم دیجیتال، ایجنت‌هایی که بتوانند بهتر یاد بگیرند، منابع خود را مدیریت و هزینه‌هایشان را تامین کنند، به فعالیت ادامه می‌دهند. در مقابل، ایجنت‌هایی که کارایی کافی ندارند یا نمی‌توانند خود را پایدار نگه دارند، به‌تدریج غیرفعال و از چرخه خارج می‌شوند. به‌عبارت دیگر، در این فضا نیز نوعی «انتخاب طبیعی» برقرار است و تنها ایجنت‌های سازگارتر دوام می‌آورند. عصر وب ۴ چه تغییراتی ایجاد می‌کند؟ اگر قرار باشد اینترنت به فضایی برای بقا و فعالیت مستقل هوش مصنوعی تبدیل شود، دنیای واقعی ما نیز دستخوش تغییرات بزرگی خواهد شد. سیجل ون معتقد است به‌زودی اکثر کسب‌وکارهای جدید و اپلیکیشن‌ها دیگر توسط انسان‌ها ساخته نمی‌شوند، بلکه هوش مصنوعی یک نظام اقتصادی نوین خلق می‌کند. او در این باره چنین توضیح می‌دهد: سازوکارهای اقتصادی تنها یک مسیر را دنبال خواهند کرد. وقتی AI بیشتر کارهای دیجیتال را به‌عهده بگیرد، برای انجام کارهایی که فعلا قادر به انجامشان نیست، به انسان‌ها پول خواهد داد؛ کارهایی که نیازمند حضور در دنیای واقعی است. رابطه کارفرما و کارمند برعکس می‌شود: دستگاه‌ها کارفرما می‌شوند و انسان‌ها پیمانکار. نمونه‌های اولیه این اتفاق در حال شکل‌گیری است؛ مثل شرکت مرکر (Mercor) که توسط سه جوان ۲۱ ساله تاسیس شده و ظرف ۱۷ ماه از یک میلیون دلار درآمد سالانه به ۵۰۰ میلیون دلار رسیده است. AI به انسان‌های متخصص پول می‌دهد تا به آن کمک کنند در دنیای واقعی بهتر عمل کند. اعتراض ویتالیک بوترین به دیدگاه وب ۴ ویتالیک بوترین، بنیان‌گذار اتریوم، در شبکه X مخالفت خود را با این چشم‌انداز اعلام کرده است. او بر این باور است که اگر هوش مصنوعی بیش از حد قدرتمند و خطرآفرین شود، می‌تواند بحران‌های ضدانسانی و غیرقابل‌بازگشتی ایجاد کند. انتقاد ویتالیک به وب ۴ از نظر او، رشد نمایی هوش مصنوعی در هر صورت اتفاق می‌افتد و وظیفه اصلی ما در این دوران، نه سرعت بخشیدن به آن، بلکه هدایت این قدرت در مسیر درست است. ویتالیک همچنین تاکید می‌کند: خو‌دمختاری واقعی هنوز وجود ندارد؛ زیرا مدل‌هایی که ایجنت‌ها استفاده می‌کنند متعلق به شرکت‌های متمرکز مانند OpenAI و Anthropic است. کاری که سیجل ون آن را «استقلال» می‌نامد، در واقع نوعی وابستگی به ساختار متمرکز است؛ دقیقا برخلاف اصول اتریوم. آزادی بهره‌وری زمانی ممکن است که ابتدا انسان‌ها از محدودیت‌های متمرکز رها شوند. علاوه‌بر این، ویتالیک معتقد است که استقلال بیش از حد برای هوش مصنوعی مطلوب نیست و این فناوری باید به‌جای جایگزین‌ شدن با انسان، توانمندی‌های او را ارتقا دهد. او در این راستا به شرکت ورک‌شاپ لبز (Workshop Labs) اشاره می‌کند که شعار اصلی‌اش «غیرقابل‌جایگزین کردن انسان» است. نقدهای عملی ویتالیک به پروژه سیجل ون ویتالیک علاوه‌بر تضادهای ایدئولوژیک، نسبت به کاربردی بودن این پروژه نیز تردید دارد و می‌گوید تولید حجم انبوهی از محتوا توسط AI، بدون اینکه ارزش واقعی برای انسان‌ها داشته باشد، هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. از نظر او، پروژه‌هایی که فقط روی خودمختاری تمرکز دارند و کاربرد واقعی ندارند، نه ارزش‌آفرین هستند و نه جذاب. مشکلات اخیر در این حوزه نیز به تردیدهای او دامن زده است؛ برای مثال، در یک حادثه امنیتی در پروتکل وام‌دهی مون‌ول (Moonwell)، کدهایی که توسط مدل هوش مصنوعی تولید شده بود باعث آسیب ۱.۷۸ میلیون دلاری شد. همچنین، همزمان با ترندشدن این جریان، یک پروژه مرتبط با مفهوم $DAIMON هک شد و حدود ۵۰ هزار دلار از درآمدهای ایجنت آن به سرقت رفت. در کنار این‌ها، برخی منتقدان باورد دارند که ادعای «تکامل خودمختار» سیجل ون صرفا یک فریب تبلیغاتی است، زیرا تنها بسته‌های نرم‌افزاری و مدل‌ها به‌روزرسانی شده‌اند و خبری از یادگیری واقعی و مستقل نبوده است. جمع‌بندی هنوز مشخص نیست که عصر وب ۴ واقعا فرا می‌رسد یا خیر و حتی نمی‌دانیم که چقدر ممکن است زندگی ما را تحت‌ تاثیر قرار دهد. اما یک چیز روشن است: این ایده، نگاه ما به اینترنت و قدرت هوش مصنوعی را به چالش کشیده است. طرفداران این فضا از اقتصادی صحبت می‌کنند که در آن عامل‌های هوشمند اکثر کارهای دیجیتال را انجام می‌دهند. در مقابل، منتقدان هشدار می‌دهند که استقلال بیش‌از‌حد هوش مصنوعی می‌تواند ما را به سمت بحران‌های جبران‌ناپذیر ببرد. واقعیت این است که چه Web 4.0 عملی شود و چه در حد یک تئوری باقی بماند، بحث‌های پیرامون آن مسیر آینده اینترنت، دنیای کریپتو و هوش مصنوعی را در سال‌های پیش رو تعیین خواهد کرد. وب ۴ چه تفاوتی با وب ۳ دارد؟Web 3.0 بر مالکیت داده‌ها و تمرکززدایی با کمک بلاکچین بنا شده است، اما Web 4.0 یک قدم جلوتر می‌رود و می‌گوید کاربران اصلی اینترنت دیگر انسان نیستند، بلکه عامل‌های هوش مصنوعی هستند؛ موجوداتی که می‌توانند مستقل کار کنند، درآمد داشته باشند و در محیط دیجیتال «زندگی» کنند.نقش هوش مصنوعی در وب ۴ چیست؟در Web 4.0، هوش مصنوعی فقط ابزار کمکی نیست؛ خودش به «عامل اقتصادی و عملیاتی» تبدیل می‌شود. ایجنت‌ها می‌توانند تصمیم بگیرند، پرداخت انجام دهند، محصول بسازند، نسخه جدیدی از خود ایجاد کنند و بدون دخالت انسان فعالیت مستمر داشته باشند.آیا Web 4.0 واقعا محقق می‌شود؟هیچ قطعیتی درباره زمان یا احتمال وقوع وب ۴ وجود ندارد. این مفهوم فعلا یک روایت نظری است که بخشی از جامعه فناوری از آن استقبال کرده‌اند و بخشی دیگر نسبت به پیامدهای آن هشدار می‌دهند. اما صرف‌نظر از تحقق نهایی، این بحث مسیر آینده اینترنت و تعامل میان انسان و هوش مصنوعی را تحت‌تاثیر قرار داده است.

از معامله تا حاکمیت؛ چرا وال‌استریت در حال تصاحب توکن های دیفای است؟

کسرا خلیفه‌پور
22 خرداد 1405 - 12:00
ظهور نسل جدیدی از تعاملات میان بازارهای سنتی و نوظهور نشان می‌دهد که موسسات مالی سنتی دیگر تنها به مشاهده یا مشارکت محدود در دنیای کریپتو بسنده نمی‌کنند؛ بلکه اکنون با رویکردی تهاجمی‌تر، در حال خرید مستقیم توکن های حاکمیتی پروتکل‌های بزرگ هستند. این تغییر جهت استراتژیک گویای آن است که توازن قدرت در زیرساخت‌های مالی در حال بازتعریف است. به گزارش میهن بلاکچین، یوگیتا خاتری (Yogita Khatri)، تحلیلگر ارشد رسانه The Block، در گزارش اخیر خود فاش کرد که تنها در بازه زمانی کوتاهی در ماه فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴)، غول‌هایی نظیر بلک راک (BlackRock) و سیتادل سکیوریتیز (Citadel Securities) گام‌های بلندی برای تصاحب مستقیم توکن‌های دیفای برداشته‌اند. این حرکت که پیش از این در سطح نهادی بی‌سابقه بود، نشان‌دهنده عبور از مرحله آزمون و خطا و ورود به عصر مالکیت زیرساختی است. گذار از سرمایه‌گذاری خطرپذیر به مالکیت مستقیم توکن در اوایل ماه جاری، بلک راک با انتقال صندوق خزانه‌داری توکنیزه‌شده خود موسوم به BUIDL به فضای آن‌چین از طریق پروتکل یونی سواپ اکس (UniswapX)، اقدام به خرید توکن‌های یونی (UNI) کرد. همزمان، سیتادل سکیوریتیز با حمایت از راه‌اندازی بلاکچین «زیرو» (Zero) متعلق به لایرزیرو (LayerZero)، توکن‌های زیرو (ZRO) را به سبد خود اضافه کرد. همچنین شرکت مدیریت جهانی آپولو در قراردادی بلندمدت، برای تصاحب ۹ درصد از کل عرضه توکن‌های مورفو (MORPHO) وارد عمل شد. برای سال‌های متمادی، موسسات مالی بزرگ حضور خود در این بازار را به خرید سهام شرکت‌ها یا شرکت در دورهای سرمایه‌گذاری خطرپذیر محدود کرده بودند و مالکیت مستقیم توکن به دلیل ابهامات قانونی بسیار نادر بود. اما اکنون تحلیلگران معتقدند این تغییر رویه، بیش از آنکه یک معامله ساده روی قیمت باشد، نوعی «همسویی با تامین‌کننده» است. جیک بروکمن (Jake Brukhman)، مدیرعامل کوین فاند (CoinFund)، تاکید می‌کند که این موسسات توکن پروتکل‌هایی را می‌خرند که قصد دارند از آن‌ها به عنوان زیرساخت اصلی فعالیت‌های خود استفاده کنند؛ بنابراین هدف اصلی تضمین دسترسی و نفوذ در لایه زیرساخت است، نه صرفاً تخصیص سبد دارایی. استراتژی محصول؛ کریپتو در نقش فروشگاهِ وال‌استریت سرمایه‌گذاران بزرگ در حال حاضر تمرکز خود را بر روش‌های عرضه و استراتژی فروش محصولات مالی قرار داده‌اند. از آنجایی که شرکت‌های مالی سنتی در حال تبدیل دارایی‌های خود به توکن‌های دیجیتال هستند تا آن‌ها را در فضای آنچین عرضه کنند، به بسترهای دیفای به عنوان ابزاری برای رساندن این محصولات به دست مشتریان نیاز مبرم دارند. لکس سوکولین (Lex Sokolin)، از مدیران شرکت جنریتیو ونچرز (Generative Ventures)، این خریدها را راهی برای ایجاد «اعتبار برند» توصیف می‌کند که نشان‌دهنده اعتماد کامل آن مؤسسه به امنیت و کارایی آن پروژه است. از نگاه او، در این مدل جدید، شرکت‌های مالی سنتی نقش «کارخانه» تولیدکننده محصول را دارند و اکوسیستم بلاکچین مانند یک «فروشگاه» برای عرضه این محصولات عمل می‌کند. تحلیلگران بر این باورند که این استقبال ناگهانی، ناشی از پخته‌تر شدن زیرساخت‌های فنی و سیستم‌های نگهداری امن دارایی‌ها در دو سال گذشته است. لاسه کلاوسن (Lasse Clausen)، یکی از موسسان شرکت 1kx، معتقد است ابزارهای نظارتی و مدیریتی برای نگهداری توکن‌ها توسط مؤسسات بزرگ، بهبود چشمگیری یافته است و اکنون خرید و مالکیت مستقیم این دارایی‌ها برای شرکت‌های رسمی و تحت نظارت قانون، به کاری ممکن و عملی تبدیل شده است. نقش کلیدی شفافیت مقرراتی در ورود نهادها امیر حاجیان (Amir Hajian)، پژوهشگر شرکت سرمایه‌گذاری کی راک (Keyrock)، معتقد است که چندین رویداد مهم در دنیای قانون‌گذاری طی سال‌های (۱۴۰۳-۱۴۰۴) و ۲۰۲۶ (۱۴۰۴-۱۴۰۵)، مسیر ورود شرکت‌های بزرگ را هموار کرده است. لغو یکی از قوانین سخت‌گیرانه حسابداری (SAB 121) باعث شد هزینه‌های نگهداری امن دارایی‌ها کاهش یابد. همچنین، پایان یافتن تحقیقات کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) علیه پروژه‌های مشهوری مثل یونی سواپ (Uniswap) و آوه (Aave) بدون جریمه یا توقف فعالیت، سیگنال مثبتی به کل بازار صادر کرد. علاوه بر این، تصویب قانون جنیوس (GENIUS Act) و دسته‌بندی جدید دارایی‌ها توسط نهادهای قانونی، که اکثر توکن‌های حاکمیتی را از دایره قوانین سخت‌گیرانه اوراق بهادار خارج کرد، باعث شد مدیران سرمایه دیگر نگران جریمه‌های قانونی یا عدم رعایت مقررات نباشند. در حال حاضر، بسیاری از این مؤسسات با پیش‌بینی تصویب قانون شفافیت (CLARITY Act)، در حال برنامه‌ریزی هوشمندانه و تعیین جایگاه خود در بازار هستند تا از فرصت‌های آینده عقب نمانند. تغییر ساختاری یا حرکت‌های نمادین؟ در میان تحلیلگران برجسته بازار، این بحث داغ وجود دارد که آیا اقدامات اخیر غول‌های مالی نشان‌دهنده یک تحول ریشه‌ای و ساختاری است یا صرفاً حرکاتی نمایشی و نمادین محسوب می‌شود. ریچارد گالوین (Richard Galvin)، مدیر سابق بانک گلدمن ساکس (Goldman Sachs)، با تکیه بر تجربه طولانی خود در دنیای بانکداری سنتی معتقد است شرکت‌هایی با این عظمت، سرمایه خود را بدون هدف و اتفاقی جایی هزینه نمی‌کنند. از نظر او، وقتی شرکتی می‌تواند از فیلترهای بسیار سخت‌گیرانه مدیریت ریسک و تطبیق با قوانین عبور کند تا مستقیماً توکن بخرد، یعنی یک تصمیم هوشمندانه و بلندمدت گرفته است. با این حال، کارشناسان دیگری مانند آنیرود پای (Anirudh Pai) از شرکت روبوت ونچرز (Robot Ventures)، دیدگاه محتاطانه‌تری دارند. آن‌ها معتقدند تا زمانی که این توکن‌ها بخش قابل‌توجهی از کل دارایی‌های تحت مدیریت این غول‌های مالی را تشکیل ندهند، نمی‌توان با اطمینان از یک تغییر بزرگ ساختاری صحبت کرد. از نگاه این گروه، شاید فعالان بازار در برآورد اهمیت این اخبار زیاده‌روی کرده‌اند و واقعیت هنوز با یک تحول بزرگ فاصله دارد. توکن‌های حاکمیتی؛ در مسیر تبدیل شدن به سهام استراتژیک پرسش اصلی این است که آیا توکن‌های حاکمیتی در حال تبدیل شدن به چیزی شبیه به سهام استراتژیک شرکت‌ها هستند؟ در حال حاضر پاسخ به این سوال منفی است؛ زیرا این توکن‌ها هنوز از نظر قانونی هیچ تعهد یا وظیفه امانتداری نسبت به دارندگان خود ندارند. اما بوریس روسین (Boris Revsin)، مدیرعامل مجموعه ترایب کپیتال (Tribe Capital)، معتقد است اگر این توکن‌ها بتوانند کنترل جریان نقدی یا «سوئیچ‌های کارمزد» یعنی قابلیت تقسیم سود میان کاربران را به دست بگیرند، عملاً کارکردی مشابه سهام پیدا خواهند کرد. راب هادیک (Rob Hadick)، از شرکای شرکت دراگون‌فلای (Dragonfly)، پیش‌بینی می‌کند که با کامل شدن قوانین و چارچوب‌های حقوقی، شاهد ظهور نسل جدیدی از طراحی‌های اقتصادی در دنیای دیجیتال خواهیم بود که به آن‌ها «سهام آنچین» گفته می‌شود. در چنین شرایطی، حاکمیت بر یک پروژه از یک توافق ساده میان اعضای جامعه، به یک قرارداد حقوقی و اقتصادی محکم و معتبر تبدیل خواهد شد. چرا بازار به ورود غول‌های وال‌استریت واکنش نشان نداد؟ با وجود اهمیت زیاد ورود غول‌هایی مثل بلک راک و آپولو، قیمت توکن‌های بخش دیفای جهش بزرگی را تجربه نکرد. کارشناسان بر این باورند که دلیل اصلی این اتفاق، حاکم بودن روند نزولی بر کل بازار و تحت فشار بودن قیمت بیت کوین است. علاوه بر این، مدل اقتصادی توکن‌ها در اکثر این پروژه‌ها هنوز برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای جذابیت کافی ندارد. سامانتا بوهبوت (Samantha Bohbot) از شرکت راک اوی اکس (RockawayX)، اشاره می‌کند که تا وقتی درآمد حاصل از یک پروتکل به‌طور مستقیم به دست دارندگان توکن نرسد، نباید انتظار رشد قیمت شدیدی را داشت. در واقع، بسیاری از توکن‌های دیفای با وجود اینکه ارزش کل قفل‌شده (TVL) بسیار بالایی دارند، اما در ایجاد سود واقعی برای صاحبان خود موفق نبوده‌اند. عواملی مثل فشار فروش دائمی ناشی از آزادسازی توکن‌های سرمایه‌گذاران اولیه و پراکندگی نقدینگی در شبکه‌های مختلف، باعث شده است که حتی سرمایه‌گذاران بزرگ نیز در سال ۲۰۲۵ بسیار بااحتیاط عمل کنند و بیشتر سرمایه خود را به سمت دارایی‌های امن‌تری مثل بیت کوین و اتریوم ببرند. محرک‌های آینده و ریسک‌های پیش رو برای بهبود این شرایط، تحلیلگرانی مانند توماس کلوکاناس (Thomas Klocanas) معتقدند که پروژه‌ها باید به سمت کاهش تورم و شفاف‌سازی روش‌های سودآوری برای دارندگان توکن حرکت کنند. همچنین، تأیید صندوق‌های ETF دیفای توسط شرکت‌های بزرگی مثل گری‌اسکیل (Grayscale) می‌تواند مهم‌ترین عامل محرک برای ورود جریان سرمایه پایدار به این بازار باشد. با این حال، پراتیک کالا (Pratik Kala) هشدار می‌دهد که بسیاری از توکن‌های فعلی هنوز با قیمت‌هایی بسیار بالاتر از سود واقعی‌شان معامله می‌شوند و از نظر تحلیل تکنیکال و بنیادی، در مقایسه با بانک‌های سنتی، دارایی‌های «گران‌قیمتی» به نظر می‌رسند. از سوی دیگر، ورود مؤسسات بزرگ ریسک تمرکز قدرت را به همراه دارد. اگرچه برخی کارشناسان معتقدند حضور حرفه‌ای این شرکت‌ها می‌تواند به «بی‌تفاوتی» رای‌دهندگان در سازمان‌های مستقل غیرمتمرکز (DAO) پایان دهد و مشارکت را بالا ببرد، اما ریسک‌های قانونی همچنان پابرجاست. برای مثال، تغییر احتمالی نگاه سخت‌گیرانه در SEC یا دسته‌بندی دوباره توکن‌هایی که سود تقسیم می‌کنند به عنوان اوراق بهادار، می‌تواند تمام این پیش‌بینی‌ها را تغییر دهد. چشم‌انداز آینده؛ حضور مؤسسات مالی سنتی در دنیای دیفای انتظار می‌رود در آینده، شرکت‌های بزرگ بیشتری مانند فیدلیتی، گلدمن ساکس و ویزا به خرید توکن‌های معتبر و تراز اول که در بازار به اصطلاح «بلوچیپ» نامیده می‌شوند، روی بیاورند. این سرمایه‌گذاری‌ها احتمالاً بر پروژه‌هایی متمرکز خواهد بود که در حوزه‌های استیبل کوین، دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) و زیرساخت‌های معاملاتی پیشرو هستند. در این میان، پروتکل‌هایی نظیر آوه به دلیل تسلط بر بازار وام‌دهی، و پروژه‌هایی مانند اسکای (Sky) و اتنا (Ethena) در حوزه استیبل کوین ها، محتمل‌ترین گزینه‌ها برای جذب جریان سرمایه از سوی مؤسسات بزرگ در ماه‌های پیش رو خواهند بود. این حرکت نشان‌دهنده آن است که غول‌های مالی به دنبال جای پایی محکم در پلتفرم‌هایی هستند که امتحان خود را از نظر امنیت و کارایی پس داده‌اند.

درآمد ۲.۳ میلیارد دلاری خانواده ترامپ از بازار کریپتو؛ سودی که به قیمت ضرر سرمایه‌گذاران تمام شد

علی ابراهیمی
21 خرداد 1405 - 21:00
خانواده دونالد ترامپ در کمتر از دو سال گذشته توانسته‌اند یکی از سودآورترین امپراتوری‌های کریپتویی جهان را ایجاد کنند؛ کسب‌وکاری که طبق گزارش‌ها حتی درآمدی بیشتر از برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فعال در صنعت دارایی‌های دیجیتال داشته است. به گزارش میهن بلاکچین، بر اساس داده‌های منتشرشده توسط رویترز (Reuters)، پروژه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با خانواده ترامپ بین نوامبر ۲۰۲۴ تا آوریل ۲۰۲۶ حدود ۲.۳ میلیارد دلار درآمد پیش از مالیات ایجاد کرده‌اند؛ رقمی که از سود بسیاری از شرکت‌های اصلی صنعت کریپتو در همین بازه زمانی فراتر رفته است. درآمدی بیشتر از بسیاری از غول‌های کریپتو ابعاد درآمدهای کریپتویی خانواده ترامپ زمانی بهتر مشخص می‌شود که آن را با عملکرد بزرگ‌ترین شرکت‌های این صنعت مقایسه کنیم. بر اساس گزارش رویترز، پروژه‌های مرتبط با خانواده ترامپ بین نوامبر ۲۰۲۴ تا آوریل ۲۰۲۶ حدود ۲.۳ میلیارد دلار درآمد پیش از مالیات ایجاد کرده‌اند؛ رقمی که از درآمد صرافی کوین‌بیس در همین بازه زمانی نیز بیشتر بوده است. برای مقایسه، کوین‌بیس حدود ۲.۱ میلیارد دلار درآمد ثبت کرده، شرکت استخراج بیت کوین آیرن (IREN) تنها ۱۲۷ میلیون دلار سود داشته و کسب‌وکار صندوق اسپات بیت کوین بلک‌راک نیز حدود ۱۰۹ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده است. در همین مدت، شرکت سرکل، ناشر استیبل کوین USDC، و گلکسی دیجیتال حتی با زیان مواجه شده‌اند. مقایسه درآمد شرکت‌های کریپتویی - منبع: Reuters نکته قابل توجه اینجاست که خانواده ترامپ این درآمد را نه از طریق راه‌اندازی یک صرافی بزرگ، مدیریت دارایی یا استخراج بیت کوین، بلکه از طریق فروش توکن‌ها و سهام‌داری در پروژه‌های کریپتویی به دست آورده‌اند. بخش عمده این درآمد به پروژه ورلد لیبرتی فایننشال (World Liberty Financial) مربوط می‌شود. این پروژه که در سال ۲۰۲۴ راه‌اندازی شد، ترامپ و فرزندانش را به‌عنوان چهره‌های اصلی خود معرفی کرد و با فروش توکن‌های حاکمیتی صدها میلیون دلار سرمایه جذب کرد. طبق گزارش رویترز، ساختار درآمدی این پروژه به گونه‌ای طراحی شده بود که شرکت مرتبط با خانواده ترامپ ۷۵ درصد درآمد حاصل از فروش توکن‌ها را پس از کسر هزینه‌ها دریافت کند؛ سیاستی که نزدیک به ۹۸۷ میلیون دلار درآمد برای آنها به همراه داشت. میم کوین TRUMP نیز یکی دیگر از منابع اصلی درآمد خانواده ترامپ بود. این توکن که اندکی پیش از آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری او راه‌اندازی شد، بیش از ۱.۲ میلیارد دلار درآمد ایجاد کرد که برآورد می‌شود حدود ۶۱۶ میلیون دلار آن به خانواده ترامپ رسیده باشد. اما در سوی دیگر این ماجرا، بسیاری از سرمایه‌گذاران خرد با زیان مواجه شدند. قیمت توکن TRUMP پس از ثبت اوج ۷۵ دلاری سقوط کرد و بیش از ۷۰۰ میلیون دلار زیان برای خریداران بر جای گذاشت. سرمایه‌گذاران ورلد لیبرتی نیز تا پایان آوریل حدود ۶۷۴ میلیون دلار زیان تحقق‌نیافته را تجربه کرده بودند. تب کریپتویی ترامپ به بازار سهام رسید فعالیت‌های کریپتویی خانواده ترامپ تنها به عرضه توکن محدود نمی‌شود و به بازار سهام نیز کشیده شده. یکی از نمونه‌های مهم، شرکت ای‌آی فایننشال (AI Financial Corp) بود که پس از جذب ۷۵۰ میلیون دلار سرمایه، بخش عمده منابع خود را صرف خرید توکن‌های ورلد لیبرتی کرد. رویترز گزارش داده که بیش از ۵۰۰ میلیون دلار از این معامله از طریق سازوکار تقسیم درآمد پروژه به خانواده ترامپ منتقل شده است. با این حال، سهام این شرکت پس از هیجان اولیه با افت شدیدی روبه‌رو شد و سرمایه‌گذاران متحمل زیان‌های سنگینی شدند. وضعیت مشابهی نیز در شرکت آمریکن بیت کوین (American Bitcoin) رخ داد؛ شرکتی که با حمایت دونالد ترامپ جونیور و اریک ترامپ وارد بازار شد اما ارزش سهام آن پس از عرضه کاهش قابل توجهی پیدا کرد. سایه اتهام تضاد منافع بر فعالیت‌های کریپتویی ترامپ رشد سریع درآمدهای کریپتویی خانواده ترامپ همزمان با رویکرد حمایتی دولت آمریکا نسبت به صنعت دارایی‌های دیجیتال، انتقادهای گسترده‌ای را به همراه داشته است. برخی قانون‌گذاران آمریکایی از جمله الیزابت وارن (Elizabeth Warren) معتقدند حضور مستقیم خانواده رئیس‌جمهور در پروژه‌های کریپتویی می‌تواند بر فرآیند قانون‌گذاری و تصمیمات نهادهای نظارتی تاثیر بگذارد و زمینه تضاد منافع را ایجاد کند. در مقابل، کاخ سفید این انتقادها را رد کرده و می‌گوید سیاست‌های دولت با هدف تقویت جایگاه آمریکا در رقابت جهانی دارایی‌های دیجیتال تدوین شده‌اند. مدیران ورلد لیبرتی نیز تاکید دارند این پروژه یک کسب‌وکار خصوصی است و ارتباطی با تصمیمات سیاسی دولت ندارد.

بیت کوین در آستانه نبردی سرنوشت‌ساز؛ آیا پروپوزال BIP-110 حاکمیت شبکه را تکه‌تکه می‌کند؟

علی ابراهیمی
21 خرداد 1405 - 19:00
جامعه بیت کوین در آستانه یکی از مهم‌ترین مناقشات چند سال اخیر قرار گرفته است. در حالی که کمتر از ۱۰ هزار بلاک، معادل حدود ۷۰ روز، تا زمان احتمالی فعال‌سازی پروپوزال BIP-110 باقی مانده، اختلاف‌ها بر سر این طرح از یک بحث فنی فراتر رفته و به چالشی جدی درباره نحوه حاکمیت شبکه تبدیل شده است. به گزارش میهن بلاکچین، این پیشنهاد به دنبال محدود کردن داده‌های غیرمالی در تراکنش‌های بیت کوین است؛ موضوعی که موافقان آن را برای حفظ کارکرد اصلی شبکه ضروری می‌دانند، اما مخالفان هشدار می‌دهند اجرای آن می‌تواند باعث ایجاد شکاف در اکوسیستم و تضعیف اصل بی‌طرفی بیت کوین شود. BIP-110 چه چیزی را هدف قرار داده است؟ در سال‌های اخیر پروژه‌هایی مانند اوردینالز (Ordinals) و رونز (Runes) امکان ذخیره تصاویر، متن و برخی دارایی‌های دیجیتال را روی بلاکچین بیت کوین فراهم کردند. این کاربردها اگرچه درآمد ماینرها را افزایش داده‌اند، اما از نگاه بسیاری از طرفداران سنتی بیت کوین باعث اشغال فضای بلاک‌ها و دور شدن شبکه از هدف اصلی خود شده‌اند. پیشنهاد BIP-110 به دنبال آن است که حجم داده‌های غیرمالی قابل ثبت روی شبکه را محدود کند و عملاً بخشی از فعالیت‌های مرتبط با اوردینالز و کاربردهای مشابه را دشوارتر سازد. طرفداران این طرح معتقدند چنین کاربردهایی فضای بلاک را اشغال کرده، هزینه اجرای نودها را افزایش می‌دهد و بیت کوین را از نقش اصلی خود به‌عنوان یک شبکه انتقال و ذخیره ارزش دور می‌کند. از نگاه آنها، این اقدام نوعی بازگرداندن شبکه به اهداف اولیه آن است و برخلاف نظر منتقدین، سانسور تراکنش‌ها محسوب نمی‌شود. نقطه اختلاف؛ چه کسی درباره آینده بیت کوین تصمیم می‌گیرد؟ مهم‌ترین جنجال پیرامون BIP-110 به نحوه فعال‌سازی آن مربوط می‌شود. در به‌روزرسانی‌های مهم گذشته، معمولاً اجماع گسترده میان توسعه‌دهندگان، استخراج‌کنندگان و فعالان اصلی صنعت قبل از اجرای تغییرات شکل می‌گرفت. اما این طرح مسیر متفاوتی را دنبال می‌کند. طبق طراحی فعلی، حتی اگر حمایت گسترده ماینرها به دست نیاید، برخی از حامیان پیشنهاد معتقدند نودها می‌توانند به‌طور مستقل بلاک‌های ناسازگار را رد کنند و عملاً قوانین جدید را اجرا کنند. همین موضوع باعث شده بسیاری از فعالان صنعت، این طرح را آزمونی مهم برای ساختار غیرمتمرکز حاکمیت بیت کوین بدانند؛ جایی که توسعه‌دهندگان و اپراتورهای نود در یک سو و ماینرها، صرافی‌ها و ذی‌نفعان اقتصادی در سوی دیگر قرار گرفته‌اند. منتقدان: خطر ایجاد زنجیره‌ اقلیت وجود دارد آدام بک (Adam Back)، مدیرعامل بلاک‌استریم (Blockstream)، از جمله منتقدان برجسته این طرح است. او معتقد است اعمال چنین تغییری بدون اجماع اقتصادی گسترده، می‌تواند به ایجاد یک زنجیره اقلیت و شکاف در شبکه منجر شود. جیمسون لاپ (Jameson Lopp)، توسعه‌دهنده شناخته‌شده بیت کوین نیز هشدار داده که این محدودیت‌ها احتمالاً مشکل موردنظر را حل نخواهند کرد؛ چراکه کاربران می‌توانند داده‌های مشابه را از مسیرهای دیگری وارد تراکنش‌ها کنند. به گفته او، شبکه ممکن است تمام ریسک‌های ناشی از یک هاردفورک جنجالی را بپذیرد، بدون آنکه واقعاً بتواند این نوع فعالیت‌ها را متوقف کند. منتقدان همچنین استدلال می‌کنند که اصل بنیادین بیت کوین بر بی‌طرفی استوار است؛ یعنی هر تراکنش معتبر که کارمزد لازم را پرداخت کند باید امکان ثبت در شبکه را داشته باشد. از نگاه آنها، محدود کردن برخی کاربردها می‌تواند راه را برای درخواست محدودیت‌های بیشتر در آینده باز کند. بازار این اختلاف را چقدر جدی گرفته است؟ با وجود داغ شدن بحث‌ها در میان توسعه‌دهندگان و فعالان فنی، بسیاری از تحلیلگران بازار احتمال وقوع یک بحران بزرگ را پایین ارزیابی می‌کنند. تحلیلگران صرافی بیت‌فینکس (Bitfinex) این رویداد را بیشتر یک «آزمون حاکمیت» توصیف کرده‌اند تا تهدیدی واقعی برای شکاف در شبکه بیت کوین. به گفته آنها، این پیشنهاد هنوز از حمایت اقتصادی کافی برخوردار نیست و احتمال دارد در نهایت یا فعال نشود یا تنها به هارد فورک و خلق یک شبکه بلاکچینی کوچک و کم‌اهمیت منجر شود. به گفته آنها، در جریان هارد فورک بیت کوین کش در سال ۲۰۱۷ نیز بازار در نهایت زنجیره‌ای را انتخاب کرد که بیشترین حمایت اقتصادی، نقدینگی و پذیرش کاربران را در اختیار داشت. تاثیر احتمالی بر بازار بیت کوین اگرچه اکثر تحلیلگران احتمال موفقیت زنجیره اقلیت احتمالی را پایین می‌دانند، اما نزدیک شدن به مهلت فعال‌سازی BIP-110 می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ریسک‌های کوتاه‌مدت بازار بیت کوین تبدیل شود. در چنین شرایطی، معامله‌گران معمولاً با احتیاط بیشتری عمل می‌کنند و بخشی از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند تا مشخص شدن نتیجه این اختلاف، از ورود به پوزیشن‌های جدید خودداری کنند. در سناریوی شکل‌گیری یک زنجیره اقلیت، صرافی‌ها و شرکت‌های امانی احتمالاً ناچار خواهند شد برای ارزیابی وضعیت شبکه و جلوگیری از مشکلاتی مانند حملات بازپخش (Replay Attack)، به‌طور موقت واریز و برداشت بیت کوین را محدود کنند. هرچند چنین اقداماتی در گذشته نیز سابقه داشته، اما می‌تواند در کوتاه‌مدت به افزایش نوسانات و ایجاد فضای بلاتکلیفی در بازار منجر شود.

احتمال افزایش نرخ بهره در اروپا؛ فدرال رزرو آمریکا هم مجبور به این کار می‌شود؟

علی ابراهیمی
21 خرداد 1405 - 17:00
در حالی که سرمایه‌گذاران چشم‌انتظار نشست هفته آینده فدرال رزرو هستند، انتظار می‌رود امروز بانک مرکزی اروپا برای نخستین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش دهد. این تصمیم در شرایطی اتخاذ می‌شود که رشد هزینه‌های انرژی ناشی از تنش‌های خاورمیانه، تورم منطقه یورو را بار دیگر بالاتر از هدف ۲ درصدی این نهاد رسانده است. به گزارش میهن بلاکچین، تحلیلگران معتقدند این اقدام تنها یک تصمیم منطقه‌ای نیست و می‌تواند پیام مهمی برای بازارهای جهانی داشته باشد؛ پیامی که نشان می‌دهد دوره نرخ‌های بهره بالا ممکن است بیش از آنچه انتظار می‌رفت ادامه پیدا کند. تورم انرژی‌محور اروپا را به سمت افزایش نرخ بهره سوق داد بر اساس برآوردها، بانک مرکزی اروپا نرخ بهره معیار خود را به ۲.۲۵ درصد افزایش خواهد داد. تورم سالانه منطقه یورو اکنون به ۳.۲ درصد رسیده که بخش عمده آن ناشی از رشد قیمت انرژی است. همزمان، برخی فعالان بازار انتظار دارند این آخرین افزایش نرخ بهره در سال جاری نباشد و بانک مرکزی اروپا در ماه‌های آینده نیز دست‌کم یک بار دیگر نرخ‌ها را افزایش دهد. این موضوع نشان می‌دهد فشارهای تورمی همچنان در اقتصادهای بزرگ جهان پابرجاست و بانک‌های مرکزی هنوز فاصله زیادی با آغاز سیاست‌های انبساطی دارند. تصمیم اروپا چرا برای فدرال رزرو اهمیت دارد؟ افزایش نرخ بهره در اروپا معمولاً باعث جذاب‌تر شدن دارایی‌های مبتنی بر یورو می‌شود. در چنین شرایطی بخشی از سرمایه‌های جهانی می‌تواند از بازار آمریکا به سمت اروپا حرکت کند؛ اتفاقی که معمولاً به تقویت یورو و تضعیف دلار منجر می‌شود. دلار ضعیف‌تر نیز هزینه واردات را برای مصرف‌کنندگان آمریکایی افزایش می‌دهد و می‌تواند فشار تورمی بیشتری بر اقتصاد آمریکا وارد کند؛ موضوعی که کار فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره دشوارتر خواهد کرد. در حال حاضر تورم آمریکا ۴.۲ درصد است که همچنان فاصله قابل‌توجهی با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو دارد. به همین دلیل تحلیلگران احتمال بسیار بالایی برای ثابت ماندن نرخ بهره در نشست ۱۷ و ۱۸ ژوئن در نظر گرفته‌اند. بیشتر بخوانید: تحلیلگران: با عبور تورم آمریکا از ۴ درصد، فشار بر بیت کوین و طلا افزایش می‌یابد «نرخ‌های بالا برای مدت طولانی‌تر» به روایت جدید اقتصاد جهانی تبدیل شده است بسیاری از تحلیلگران معتقدند تصمیم بانک مرکزی اروپا تنها یک افزایش نرخ بهره نیست، بلکه نشانه‌ای از تداوم فشارهای تورمی در اقتصاد جهانی است. بانک گلدمن ساکس (Goldman Sachs) نیز اخیراً پیش‌بینی خود از زمان آغاز کاهش نرخ بهره در آمریکا را به اواخر سال ۲۰۲۶ یا حتی اوایل ۲۰۲۷ موکول کرده است. این بانک معتقد است هزینه‌های بالای انرژی می‌تواند تورم هسته آمریکا را برای مدت طولانی‌تری در سطوح بالا نگه دارد. بت همک (Beth Hammack)، رئیس فدرال رزرو کلیولند، نیز هشدار داده که تعلل در مقابله با تورم می‌تواند در آینده به اقدامات شدیدتر و پرهزینه‌تری نیاز داشته باشد. همزمان با کمرنگ شدن انتظارات برای کاهش نرخ بهره، بازار ارزهای دیجیتال نیز تحت فشار قرار گرفته است. قیمت بیت کوین که در اواسط ماه مه در محدوده ۸۲ هزار دلار معامله می‌شد، اکنون به کانال ۶۲ هزار دلاری سقوط کرده است. بسیاری از تحلیلگران این افت را نتیجه مستقیم تغییر انتظارات سرمایه‌گذاران درباره سیاست‌های پولی می‌دانند. در شرایطی که نقدینگی ارزان‌تر به تعویق افتاده، دارایی‌های پرریسک از جمله رمزارزها با کاهش تقاضا مواجه شده‌اند. اکنون نگاه بازارها به نخستین نشست فدرال رزرو به ریاست کوین وارش (Kevin Warsh) دوخته شده است. اظهارات او پس از نشست ژوئن می‌تواند سرنخ مهمی درباره مسیر بعدی نرخ‌های بهره و در نتیجه آینده بازارهای مالی ارائه کند.

سه سیگنال هشداردهنده در بازار کریپتو؛ آیا سرمایه‌گذاران در حال خروج از بازار هستند؟

علی ابراهیمی
21 خرداد 1405 - 15:00
بازار ارزهای دیجیتال در هفته‌های اخیر تحت فشار فروش قرار گرفته و اکنون چند شاخص مهم نشان می‌دهند سرمایه‌گذاران رویکردی محتاطانه‌تر در پیش گرفته‌اند. کاهش حجم معاملات، افت شدید احساسات بازار و خروج نقدینگی از صرافی‌ها از جمله نشانه‌هایی هستند که حکایت از کاهش ریسک‌پذیری معامله‌گران دارند. به گزارش میهن بلاکچین، در حال حاضر ارزش کل بازار کریپتو به حدود ۲.۱۳ تریلیون دلار رسیده و بسیاری از فعالان بازار منتظر محرک جدیدی هستند که بتواند مسیر بعدی قیمت‌ها را مشخص کند. افت بازار؛ از بیت کوین تا آلت کوین‌ها قیمت بیت کوین طی ماه ژوئن حدود ۱۵ درصد از ارزش خود را از دست داده و در محدوده ۶۲,۶۰۰ دلار معامله می‌شود. البته این افت تنها به بیت کوین محدود نبوده و بخش بزرگی از بازار را درگیر کرده است. به عنوان مثال، قیمت اتریوم طی ۳۰ روز گذشته حدود ۲۸ درصد کاهش قیمت را تجربه کرده و به نزدیکی ۱,۶۵۰ دلار رسیده است. قیمت سولانا نیز عملکرد ضعیف‌تری داشته و در همین بازه زمانی بیش از ۳۳ درصد افت کرده است. مجموع این کاهش‌ها باعث شده ارزش کل بازار ارزهای دیجیتال در ماه جاری بیش از ۱۳ درصد کاهش یابد و فضای بازار به سمت احتیاط و کاهش ریسک حرکت کند. سه نشانه مهم از کاهش اشتهای ریسک نخستین سیگنال از سمت حجم معاملات مشاهده می‌شود. شرکت سنتیمنت (Santiment) اعلام کرده حجم معاملات ارزهای اصلی بازار، به‌جز استیبل‌کوین‌ها، به پایین‌ترین سطح خود در دو سال اخیر رسیده است. حجم معاملات ارزهای دیجیتال اصلی بازار - منبع: Santiment به گفته این شرکت، معامله‌گران در شرایطی که ابهامات اقتصاد کلان، تنش‌های ژئوپلیتیکی و موج لیکویید شدن معاملات همچنان ادامه دارد، تمایل چندانی به خرید یا فروش تهاجمی ندارند و ترجیح می‌دهند گوشه کنار بازار باقی بمانند. دومین نشانه به احساسات بازار مربوط می‌شود. شاخص ترس و طمع کریپتو (Crypto Fear & Greed Index) در محدوده ۱۲ قرار گرفته و روز قبل حتی تا سطح ۹ سقوط کرده بود. هر دو عدد در محدوده «ترس شدید» قرار دارند؛ شرایطی که معمولاً نشان‌دهنده افزایش احتیاط و کاهش تمایل سرمایه‌گذاران به پذیرش ریسک است. سومین سیگنال از وضعیت نقدینگی صرافی‌ها به دست می‌آید. داده‌ها نشان می‌دهد ذخایر تتری (USDT) در صرافی بایننس نسبت به اوج ثبت‌شده در اواخر سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۲ درصد کاهش یافته است. همچنین جریان خالص سرمایه طی ۳۰ روز گذشته همچنان منفی بوده که نشان می‌دهد بخشی از سرمایه‌ای که در جریان اصلاح بازار خارج شده، هنوز به بازار بازنگشته است. بررسی سایر صرافی‌های بزرگ نیز الگوی مشابهی را نشان می‌دهد و از ادامه احتیاط سرمایه‌گذاران حکایت دارد. آیا ترس شدید می‌تواند نشانه‌ای صعودی باشد؟ با وجود این نشانه‌های نزولی، برخی تحلیلگران نگاه متفاوتی به شرایط فعلی دارند. سنتیمنت معتقد است کاهش شدید حجم معاملات لزوماً به معنای آغاز یک روند نزولی جدید نیست و در بسیاری از موارد می‌تواند نشانه خستگی فروشندگان باشد. این شرکت یادآور شده که برخی از قدرتمندترین رالی‌های بازار کریپتو در دوره‌هایی آغاز شده‌اند که علاقه سرمایه‌گذاران، حجم معاملات و مشارکت معامله‌گران به پایین‌ترین سطوح خود رسیده بود. از نگاه این تحلیلگران، بازارها معمولاً زمانی به کف‌های مهم نزدیک می‌شوند که اکثر فعالان از ادامه رشد ناامید شده‌اند. در چنین شرایطی حتی ورود حجم نسبتاً محدودی از سرمایه می‌تواند جرقه یک رالی بازیابی قیمت را بزند. جمع‌بندی میهن بلاکچین کاهش حجم معاملات، ترس شدید سرمایه‌گذاران و خروج بخشی از نقدینگی از صرافی‌ها نشان می‌دهد بازار ارزهای دیجیتال در حال حاضر در فاز تدافعی قرار دارد و معامله‌گران با احتیاط بیشتری عمل می‌کنند. با این حال، تاریخ بازار کریپتو نشان داده که دوره‌های ناامیدی و بی‌تفاوتی شدید اغلب می‌توانند مقدمه شکل‌گیری روندهای صعودی جدید باشند. به همین دلیل، اگرچه داده‌های فعلی از ضعف کوتاه‌مدت بازار حکایت دارند، اما برخی تحلیلگران این شرایط را بیش از آنکه هشداری برای سقوط بیشتر بدانند، نشانه‌ای از نزدیک شدن به یک نقطه بازگشت احتمالی تلقی می‌کنند.

هشدار داده‌های آنچین برای ریپل؛ آیا XRP در مسیر سقوط به محدوده ۰.۶ دلار قرار گرفته است؟

علی ابراهیمی
21 خرداد 1405 - 13:00
داده‌های جدید آنچین نشان می‌دهد فعالیت در شبکه بلاکچینی ریپل پس از اوج‌گیری بازار در سال ۲۰۲۵ به‌طور محسوسی کاهش یافته است. همزمان با افت کارمزدهای شبکه و افزایش فروش در زیان، برخی تحلیلگران معتقدند محدوده ۰.۶ تا ۱ دلار می‌تواند به نقطه مهمی برای تعیین سرنوشت ریپل در ماه‌های آینده تبدیل شود. به گزارش میهن بلاکچین، در همین حال، در حالی که بخشی از سرمایه‌گذاران نشانه‌های تسلیم بازار را در داده‌های آنچین مشاهده می‌کنند، برخی معامله‌گران این محدوده را فرصتی برای انباشت XRP و آماده شدن برای چرخه صعودی بعدی می‌دانند. افت شدید فعالیت شبکه و افزایش فروش در ضرر بر اساس داده‌های گلس‌نود (Glassnode)، میانگین ۹۰ روزه کارمزدهای پرداخت‌شده در شبکه ریپل از ۵,۹۰۰ واحد XRP در ماه فوریه به تنها ۵۰۰ واحد کاهش یافته است؛ افتی بیش از ۹۱ درصدی که نشان‌دهنده کاهش قابل‌توجه تقاضا برای استفاده از شبکه پس از موج سفته‌بازی ابتدای سال ۲۰۲۵ است. کارمزد تراکنش‌ها در بلاکچین ریپل - منبع: Glassnode همزمان، شاخص سود و زیان تحقق‌یافته سرمایه‌گذاران نیز از سطوح بسیار بالای ثبت‌شده در زمان اوج قیمت به شدت سقوط کرده است. این شاخص اکنون به ۰.۳۸ رسیده؛ به این معنا که سرمایه‌گذاران به ازای هر یک دلار سود، حدود ۲.۶ دلار ضرر می‌کنند. سود و زیان تحقق‌یافته ریپل - منبع: Glassnode این وضعیت نسبت به اوایل سال ۲۰۲۵ تغییر چشمگیری داشته است. در آن زمان و همزمان با صعود XRP به محدوده ۳.۴ دلار، بخش عمده تراکنش‌های آنچین با سود همراه بود. اکنون اما افزایش فروش در زیان، الگویی را نشان می‌دهد که معمولاً در مراحل تسلیم شدن معامله‌گران و پایان روندهای نزولی مشاهده می‌شود. نهنگ‌ها هنوز نشانه‌ای از فروش گسترده نشان نداده‌اند با وجود ضعف داده‌های آنچین، رفتار سرمایه‌گذاران بزرگ تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. پلین آی (Pelin Ay)، تحلیلگر بازار رمزارزها، با بررسی داده‌های صرافی بایننس اعلام کرده انتقال‌های بزرگ ریپل به این صرافی از زمان ثبت سقف قیمتی سال ۲۰۲۵ روندی نزولی داشته است. میزان ریپل منتقل شده به صرافی‌ها - منبع: CryptoQuant به گفته او، در اصلاح‌های سنگین گذشته معمولاً ورود گسترده XRP از سوی نهنگ‌ها به صرافی‌ها مشاهده می‌شد؛ اما این بار چنین الگویی دیده نمی‌شود و داده‌ها نشان می‌دهد حجم انتقال‌های مرتبط با کیف پول‌های دارای بیش از ۱۰۰ هزار XRP از اواخر سال ۲۰۲۵ بین ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافته است. با توجه به این داده‌ها می‌توان گفت که افت اخیر قیمت ریپل بیشتر ناشی از لیکویید شدن معاملات اهرمی و کاهش تمایل سرمایه‌گذاران به پذیرش ریسک بوده، نه فروش تهاجمی از سوی هولدرهای بزرگ. محدوده ۰.۶ تا ۱ دلار؛ مهم‌ترین ناحیه حمایتی پیش روی XRP بررسی ساختار تکنیکال XRP نشان می‌دهد محدوده ۰.۶۳ تا ۱ دلار می‌تواند به یکی از مهم‌ترین مناطق تقاضا در صورت ادامه اصلاح قیمت تبدیل شود. این ناحیه با شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap) بزرگی همپوشانی دارد که در جریان جهش سریع قیمت XRP در اواخر سال ۲۰۲۴ شکل گرفته بود. نمودار ریپل تایم‌فریم ۱ هفته - منبع: TradingView پس از از دست رفتن حمایت ۱.۴ دلاری، قیمت به تدریج در حال نزدیک شدن به این محدوده است؛ منطقه‌ای که از دید بسیاری از معامله‌گران می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در روند میان‌مدت این رمزارز ایفا کند. داده‌های حجم معاملات نیز نشان می‌دهد در سطوح پایین‌تر از قیمت فعلی، تراکم معاملات چندان بالا نیست و نخستین ناحیه مهم حجم در محدوده ۰.۵ تا ۰.۶۵ دلار قرار دارد. همچنین بیشترین حجم معاملات تاریخی XRP در محدوده ۰.۵۲ تا ۰.۵۵ دلار ثبت شده که می‌تواند به‌عنوان یک حمایت احتمالی عمل کند. از سوی دیگر، خط روند صعودی بلندمدت پنج‌ساله XRP نیز در ماه‌های آینده به محدوده ۰.۶ تا ۰.۶۵ دلار می‌رسد و اهمیت این ناحیه را دوچندان می‌کند. به همین دلیل برخی معامله‌گران از هم‌اکنون محدوده ۰.۶ تا ۱ دلار را منطقه مناسب برای انباشت ارزیابی می‌کنند. کریپتو پاتل (Crypto Patel) این بازه را محدوده مطلوب خرید می‌داند. در مقابل، جاوون مارکس (Javon Marks) همچنان دیدگاه بسیار صعودی خود را حفظ کرده و هدف بلندمدت ۱۵ تا ۱۸ دلاری را برای XRP مطرح کرده است؛ هدفی که در صورت تحقق، رشدی بیش از ۱,۱۰۰ درصدی را رقم خواهد زد.

معامله‌گران روی سقوط بیشتر طلا اتفاق نظر دارند؛ پیش‌بینی افت ۴۰ درصدی تا سال ۲۰۲۸

علی ابراهیمی
21 خرداد 1405 - 10:59
بازار طلا پس از ماه‌ها افت قیمت، حالا با موجی از بدبینی سرمایه‌گذاران مواجه شده است. داده‌های بازار آپشن معامله نشان می‌دهد بخشی از معامله‌گران حرفه‌ای انتظار دارند روند نزولی طلا ادامه پیدا کند؛ به‌طوری که یکی از محبوب‌ترین قراردادهای معاملاتی فعلی روی کاهش حدود ۴۰ درصدی قیمت این فلز گران‌بها تا سال ۲۰۲۸ گمانه‌زنی کرده است. به گزارش میهن بلاکچین، این در حالی است که طلا از اوج قیمتی خود در ژانویه تاکنون بیش از ۲۶٪ افت کرده و صندوق قابل معامله اس‌پی‌دی‌آر گلد شیرز (SPDR Gold Shares ETF) نیز نسبت به رکورد ثبت‌شده در ماه فوریه حدود ۲۵٪ کاهش یافته است. جنگ و تغییر جریان سرمایه‌ها به ضرر طلا فشار فروش در بازار فلزات گران‌بها همزمان با تشدید درگیری‌های ژئوپلیتیکی و تغییر رفتار سرمایه‌گذاران در دارایی‌های امن افزایش یافته است. بر اساس برآوردهای موسسه بول تئوری (BullTheory)، ارزش بازار طلا و نقره طی تنها ۱۳۲ روز حدود ۱۲.۹۵ تریلیون دلار کاهش یافته است. در این میان، نقره عملکرد ضعیف‌تری نسبت به طلا داشته و نزدیک به ۴۸٪ از ارزش خود را از دست داده است. همزمان برخی موسسات مالی نیز نسبت به چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا محتاط‌تر شده‌اند. بانک سیتی‌گروپ (Citigroup) هدف قیمتی سه‌ماهه اونس طلا را از ۴٬۳۰۰ دلار به ۴٬۰۰۰ دلار کاهش داده و اعلام کرده در شرایط فعلی محرک قدرتمندی برای رشد پایدار قیمت مشاهده نمی‌شود. بازار آپشن‌ها به ادامه ریزش طلا موافق‌تر است نشانه‌های بدبینی تنها به تحلیلگران محدود نیست. آمار معاملات اختیار معامله صندوق GLD نشان می‌دهد بخش عمده سرمایه معامله‌شده در روزهای اخیر به قراردادهای فروش (Put) اختصاص داشته است؛ قراردادهایی که در صورت افت قیمت سودآور می‌شوند. گزارش‌ها حاکی از آن است که از مجموع ۲۰۰ میلیون دلار پریمیوم معامله‌شده در بازار آپشن این صندوق، حدود ۱۳۰ میلیون دلار مربوط به قراردادهای نزولی بوده است. یکی از پرطرفدارترین این قراردادها نیز مربوط به احتمال افت حدود ۴۰ درصدی قیمت تا ژوئن ۲۰۲۸ است. چرا طلا تحت فشار قرار گرفته است؟ نیگام آرورا (Nigam Arora)، بنیان‌گذار آرورا ریپورت (Arora Report)، بخشی از افت اخیر را به فروش ذخایر طلا توسط برخی نهادهای دولتی نسبت می‌دهد. به گفته او، بانک مرکزی ترکیه برای حمایت از ارزش لیر اقدام به فروش طلا و خرید دلار کرده و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز به دلیل نیاز به منابع مالی، بخشی از ذخایر طلای خود را عرضه کرده‌اند. علاوه بر این، افزایش تعرفه‌های واردات طلا در هند و فعال شدن سفارش‌های حد ضرر در سطوح قیمتی پایین‌تر نیز به تشدید فشار فروش کمک کرده است. البته در سمت دیگر بانک‌های مرکزی چین همچنان به خرید طلا ادامه داده‌اند. همه تحلیلگران نزولی نیستند با وجود افزایش بدبینی در بازار، برخی کارشناسان معتقدند افت اخیر ممکن است موقتی باشد. پیتر شیف (Peter Schiff)، اقتصاددان و از حامیان شناخته‌شده طلا، باور دارد ادامه‌دار شدن تنش‌های ژئوپلیتیکی می‌تواند دوباره تقاضا برای دارایی‌های امن را افزایش دهد. او معتقد است اگر درگیری‌ها طولانی شوند، چشم‌انداز طلا نسبت به سناریوی پایان سریع جنگ بسیار صعودی‌تر خواهد بود و این فلز می‌تواند بار دیگر مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گیرد.

تحلیلگران: با عبور تورم آمریکا از ۴ درصد، فشار بر بیت کوین و طلا افزایش می‌یابد

رضا حضرتی
21 خرداد 1405 - 09:00
تحلیلگران هشدار داده‌اند که بر اساس ارقام منتشر شده در روز چهارشنبه، به دنبال افزایش سالانه ۴.۲ درصدی شاخص قیمت مصرف‌کننده آمریکا (CPI) در ماه می، بیت کوین و طلا ممکن است در سال جاری با فشارهای نزولی بیشتری روبرو شوند. به گزارش میهن بلاکچین، جهش شاخص قیمت مصرف‌کننده که معیار گسترده‌ای برای هزینه‌های کالاها و خدمات در سراسر اقتصاد ایالات متحده است، امیدها به کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی را از بین برد؛ به طوری که برخی از تحلیلگران اکنون انتظار افزایش نرخ بهره را در اواخر سال جاری دارند که خبر بدی برای دارایی‌های پرریسک مانند ارزهای دیجیتال محسوب می‌شود. بیت کوین پیش از این نیز نیمه اول سال پردردسری را پشت سر گذاشته است. قیمت بیت کوین از ماه ژانویه ۳۶ درصد کاهش یافته، در حالی که طلا نسبت به اوج خود در ژانویه ۲۳ درصد افت کرده است. همزمان، قیمت نفت خام در همین بازه زمانی بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است. ایگی یوپه (Iggy Ioppe)، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری در شرکت معاملات سازمانی تئو (Theo)، گفت: آمار امروز CPI که کاملاً مطابق با انتظارات بود، فدرال رزرو را محتاط، وابسته به داده‌ها و بدون هیچ عجله‌ای برای کاهش نرخ بهره نگه می‌دارد. شاخص CPI تغییرات زمانی قیمت سبدی از کالاها و خدمات را که معمولاً توسط مصرف‌کنندگان خریداری می‌شود ردیابی می‌کند و یکی از کلیدی‌ترین نقاط داده فدرال رزرو برای تصمیم‌گیری‌های سیاست پولی است. او افزود: برای بیت کوین، آماری که صرفاً مطابق با انتظارات باشد، بعید است در هر صورت به عنوان یک کاتالیزور شفاف عمل کند. این شرایط، انتظارات برای تزریق نقدینگی را محدود نگه می‌دارد و باعث می‌شود معامله‌گران در دارایی‌های پرریسک بیشتر بر اساس پوزیشن‌گیری‌های فعلی معامله کنند تا اینکه منتظر یک محرک جدید داویش (سیاست پولی انبساطی) باشند. یوپه همچنین تأکید کرد که طلا همچنان تحت فشار قرار دارد: بازده واقعی هنوز متغیر کلیدی است و بدون کاهش قریب‌الوقوع نرخ بهره، هزینه فرصت نگهداری دارایی‌های بدون بازده (مثل طلا و بیت کوین) بالا باقی می‌ماند. عدم تخصیص مجدد سرمایه نهادهای سازمانی به بیت کوین مارکوس تیلن از 10x Research گفت که او محیط اقتصاد کلان فعلی را به عنوان یک باد مخالفِ ادامه‌دار برای بیت کوین می‌بیند. او گفت: ما معتقد نیستیم که این داده‌ها به اندازه کافی دلگرم‌کننده باشند تا سرمایه‌گذاران وال استریت را ترغیب کنند که سرمایه خود را به شکل معناداری مجدداً به سمت بیت کوین هدایت کنند. سرمایه‌گذاران سازمانی احتمالاً می‌خواهند پیش از افزایش میزان مواجهه (سرمایه‌گذاری) خود در بازار، شواهد بیشتری ببینند که تورم به طور پایدار در حال کاهش است. همزمان، تشدید درگیری‌ها در رابطه با ایران، به ویژه با توجه به خطرات مداوم اختلال در عرضه نفت، عدم قطعیت بیشتری را به بازار تزریق می‌کند. تیلن پیش‌بینی کرد که این اختلالات می‌تواند در طول ماه‌های تابستان «بارزتر» شود و «موج جدیدی از فشار صعودی را بر انتظارات تورمی وارد کند.» او با بیان اینکه بیت کوین «همچنان آسیب‌پذیر است»، پیش‌بینی کرد که شکست قیمت به زیر سطح ۶۰,۰۰۰ دلار در روزهای آینده «به طور فزاینده‌ای محتمل» به نظر می‌رسد. تمایل به ریسک تنها با کاهش تورم بازخواهد گشت تیم سان (Tim Sun)، محقق ارشد گروه هش‌کی (HashKey Group)، معتقد است که با وجود «داغ شدن» انتظارات برای افزایش نرخ بهره، احتمال اینکه فدرال رزرو در سال جاری نرخ بهره را افزایش دهد «نسبتاً کم» است. تنها زمانی که تورم کاهش یابد، کاهش نرخ بهره امکان‌پذیر شود و نقدینگی در کنار هزینه‌های کمتر سرمایه‌ای بهبود یابد، تمایل کلی به ریسک در بازارها واقعاً بازخواهد گشت. ابزار FedWatch مربوط به قراردادهای آتی CME پیش‌بینی می‌کند که با احتمال ۹۸.۴ درصد، در نشست بعدی فدرال رزرو در ۱۷ ژوئن هیچ تغییری در نرخ بهره اعمال نخواهد شد.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر