• تتر:
    190,288.50 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.38%
  • دامیننس اتریوم:
    10.47%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:26 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
26 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.38%
نرخ تتر
190,288.50 تومان

آخرین مطالب

دارندگان سهام توکنیزه شده با افزایش شدید حجم ماهانه، بیش از دو برابر شدند

رضا حضرتی
25 مرداد 1405 - 11:00
طی ماه گذشته، تعداد دارندگان سهام توکنیزه شده (Tokenized Equities) به ۱.۳۱ میلیون نفر رسید. در همین حال، حجم انتقالات ماهانه با جهشی ۱۷۹ درصدی به ۲۳.۱۳ میلیارد دلار و ارزش توزیع شده (Distributed Value) با رشد ۵.۹ درصدی به ۲.۳۸ میلیارد دلار رسید. به گزارش میهن بلاکچین و بر اساس داده‌های پلتفرم RWA.xyz، تعداد دارندگان سهام توکنیزه شده در ماه گذشته بیش از دو برابر شده و به ۱.۳۱ میلیون نفر رسیده است. حجم نقل و انتقالات ماهانه در همین دوره زمانی نزدیک به ۱۸۰ درصد افزایش یافت و به ۲۳.۱۳ میلیارد دلار رسید، در حالی که آدرس‌های فعال ماهانه با رشد ۳۴.۶۲ درصدی به نزدیک ۵۷۲,۰۰۰ عدد رسید. همچنین ارزش کل توزیع شده سهام توکنیزه شده با ۵.۹ درصد افزایش، عدد ۲.۳۸ میلیارد دلار را ثبت کرد. در زمان نگارش این مقاله، پروژه آندو (Ondo) با حدود ۸۷۲ میلیون دلار ارزش توزیع شده رهبری بازار را در دست دارد و پس از آن، پلتفرم‌های xStocks صرافی کراکن (Kraken) با ۵۵۷.۸ میلیون دلار و bStocks صرافی بایننس (Binance) با ۵۲۱.۸ میلیون دلار در رتبه‌های بعدی قرار دارند. پلتفرم bStocks در ماه ژوئن راه‌اندازی شد و در حال حاضر از نظر میزان ارزش توزیع شده، تنها حدود ۳۶ میلیون دلار با xStocks فاصله دارد. بر اساس داده‌های RWA.xyz، بزرگ‌ترین دارایی‌های توکنیزه شده منفرد بر اساس ارزش توزیع شده شامل سکیوریتایز (Securitize) با ۱۴۵.۲ میلیون دلار، Strategy PP Variable xStock با ۱۳۵.۶ میلیون دلار و سهام توکنیزه شده سیرکل (Circle) متعلق به Ondo با ۹۹.۷ میلیون دلار است. ورود سهام توکنیزه شده به بازارهای خصوصی رشد اخیر سهام توکنیزه شده به دنبال موجی از ورود پلتفرم‌های ارز دیجیتال به محصولات بازار خصوصی و پیش از عرضه اولیه عمومی (pre-IPO) در اوایل سال جاری به‌ویژه پیرامون شرکت اسپیس‌ایکس (SpaceX) پیش از ورود آن به بازار عمومی در ۱۲ ژوئن رخ داد. در ماه‌های منتهی به این عرضه، صرافی‌های بایننس، کوین‌بیس، کراکن، بای‌بیت (Bybit)، بیت‌گت (Bitget) و بلاکچین دات کام (Blockchain.com) محصولاتی مرتبط با اسپیس‌ایکس را معرفی کردند که از دارایی‌های توکنیزه شده پیش از IPO گرفته تا قراردادهای آتی دائمی (Perpetual Futures) و توکن‌های نیابتی (Proxy Tokens) را شامل می‌شد. با وجود تقاضای قابل توجه، از جمله جذب ۵۵۷ میلیون دلار در کمپین بایننس پیش از عرضه، این تلاش‌ها کاملاً طبق برنامه پیش نرفت. بایننس، بای‌بیت و کیف پول بیت‌گت کمپین‌های عرضه اولیه توکنیزه شده اسپیس‌ایکس خود را پس از آنکه پلتفرم xStocks نتوانست سهام پایه کافی برای پاسخگویی به تقاضا را تامین کند، لغو کردند که این موضوع منجر به بازپرداخت وجوه به مشارکت‌کنندگان شد. با وجود شکست در تخصیص‌های پیش از IPO، قرار گرفتن در معرض سهام توکنیزه شده اسپیس‌ایکس از طریق پلتفرم bStocks بایننس از زمان عرضه این شرکت در ۱۲ ژوئن، به ارزش توزیع شده ۶۷.۹ میلیون دلاری رسیده است و در میان دارایی‌های توکنیزه شده منفرد که توسط داده‌های RWA.xyz ردیابی می‌شوند، در جایگاه هفتم قرار دارد. رشد سهام توکنیزه شده در بحبوحه گسترش وسیع‌تر توکنیزه‌سازی دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) اتفاق می‌افتد، بازاری که بانک استاندارد چارترد (Standard Chartered) پیش‌بینی می‌کند تا پایان سال ۲۰۲۸ به ارزشی بالغ بر ۴ تریلیون دلار دست یابد.

مارکوس تیلن: رسیدن بیت کوین به یک میلیون دلار تا ۲۰۳۰ از نظر ریاضی ممکن نیست!

رضا حضرتی
25 مرداد 1405 - 09:00
مارکوس تیلن (Markus Thielen)، مدیر تحقیقات شرکت 10x Research، معتقد است پیش‌بینی رسیدن قیمت بیت کوین به یک میلیون دلار تا سال ۲۰۳۰ با واقعیت‌های سرمایه موردنیاز این بازار همخوانی ندارد. به گفته او، برای رسیدن بیت کوین به این سطح باید طی چهار سال آینده حدود ۱۵ تریلیون دلار سرمایه جدید وارد بازار شود؛ رقمی که از نظر او بسیار دور از دسترس است. به گزارش میهن بلاکچین، تیلن با اشاره به روند ورود سرمایه به بیت کوین در ۱۵ سال گذشته می‌گوید رشد ارزش بازار این رمزارز تاکنون با حدود یک تریلیون دلار ورود سرمایه همراه بوده، اما رساندن قیمت هر واحد بیت کوین به یک میلیون دلار به سرمایه‌ای چندین برابر این مقدار نیاز دارد. او حتی این سناریو را از نظر ریاضی «غیرممکن» توصیف کرده است. برای بیت کوین یک میلیون دلاری چقدر سرمایه لازم است؟ در زمان نگارش این مطلب قیمت بیت کوین در کانال ۶۳٬۰۰۰ دلاری معامله می‌شود و مارکت کپی حدود ۱.۲۸ تریلیون دلار دارد. با این حال، مارکوس تیلن معتقد است برای رساندن قیمت بیت کوین به یک میلیون دلار، حدود ۱۵ تریلیون دلار سرمایه جدید باید وارد این بازار شود. این رقم تقریباً معادل یک‌چهارم کل ارزش بازار سهام آمریکا است؛ یعنی برای تحقق این پیش‌بینی تا سال ۲۰۳۰، سرمایه‌ای در مقیاسی بسیار بزرگ باید از بازارهای مالی سنتی به سمت بیت کوین حرکت کند. تیلن تأکید می‌کند که رشد قیمت بیت کوین در سطوح فعلی دیگر با ورود سرمایه‌های محدود امکان‌پذیر نیست و هرچه ارزش بازار بزرگ‌تر می‌شود، برای ایجاد جهش‌های قیمتی قابل‌توجه به سرمایه بیشتری نیاز خواهد بود. از نگاه تیلن، مسئله فقط کمبود سرمایه نیست. او معتقد است با افزایش قیمت بیت کوین، جذابیت خرید یک واحد کامل از این دارایی برای سرمایه‌گذاران خرد نیز کاهش پیدا می‌کند. او می‌گوید بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند یک واحد کامل از یک دارایی داشته باشند و خرید کسری از بیت کوین برای آنها جذابیت روانی کمتری دارد. تیلن این وضعیت را با خرید یک اثر هنری مقایسه می‌کند و می‌گوید کمتر کسی دوست دارد تنها بخش کوچکی از یک نقاشی را داشته باشد. وی در این باره می‌گوید: ساتوشی‌ها به اندازه یک واحد بیت کوین کامل جذاب به نظر نمی‌رسند. به همین دلیل، او معتقد است افزایش قیمت بیت کوین می‌تواند به مرور از شدت تقاضای سرمایه‌گذاران خرد بکاهد؛ موضوعی که در کنار بزرگ‌تر شدن ارزش بازار، مسیر رشدهای بسیار بزرگ را دشوارتر می‌کند. تیلن همچنین به سرمایه‌گذاران هشدار داده که نباید انتظار داشته باشند بیت کوین مانند چرخه‌های قبلی به‌سرعت رکوردشکنی کرده و به سقف قبلی خودش برگردد. اوج قبلی بیت کوین در محدوده ۱۲۶ هزار دلار ثبت شده اما از نظر او رسیدن دوباره به این سطح نیز به سرمایه قابل‌توجهی نیاز خواهد داشت. او می‌گوید: معمولاً این روند زمان می‌برد، چون ارزش بازار ما حالا بسیار بزرگ‌تر شده و برای بالا بردن قیمت بیت کوین به سرمایه زیادی نیاز است. بنابراین فکر نمی‌کنم سال آینده شاهد ثبت سقف‌های تاریخی جدید باشیم. اگر بیت کوین دوباره به ۱۰۰ هزار دلار برسد، همین هم به نظر من دستاورد بسیار بزرگی خواهد بود. وعده بیت کوین یک میلیون دلاری از کجا آمده است؟ پیش‌بینی قیمت یک میلیون دلاری بیت کوین تنها به یک تحلیلگر محدود نمی‌شود. چهره‌های شناخته‌شده‌ای مانند برایان آرمسترانگ (Brian Armstrong)، مدیرعامل کوین بیس، جک دورسی (Jack Dorsey)، مدیرعامل سابق توییتر، و کتی وود (Cathie Wood)، مدیرعامل آرک اینوست نیز در سال‌های گذشته چنین اهدافی را مطرح کرده‌اند. با این حال، تیلن معتقد است اهداف قیمتی بسیار بزرگ گاهی بیشتر از آنکه بر محاسبات دقیق متکی باشند، برای جلب توجه رسانه‌ها مطرح می‌شوند. او می‌گوید اعداد رُند و بزرگ بیشتر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرند و همین موضوع می‌تواند به محبوبیت پیش‌بینی‌های جسورانه کمک کند. از نظر او، چنین پیش‌بینی‌هایی حتی ممکن است به سرمایه‌گذاران خرد آسیب بزنند؛ چراکه ممکن است فرد تصور کند اگر این اهداف حتی «نصفه‌نیمه» محقق شوند، سود بسیار بزرگی نصیبش خواهد شد. یک میلیون دلار؛ غیرممکن یا فقط بسیار دور؟ تیلن در این گفتگو در پاسخ به این سوال که چه زمانی می‌توان رسیدن بیت کوین به یک میلیون دلار را منطقی دانست، از ارائه یک زمان مشخص خودداری کرد. او گفت که نمی‌خواهد بگوید این اتفاق «هرگز» رخ نخواهد داد، اما معتقد است یک میلیون دلار برای بیت کوین عددی بسیار بزرگ است. وی در این باره گفت: چنین جهشی احتمالاً به یک شوک عظیم در ساختار مالی جهان نیاز دارد. بنابراین، استدلال تیلن لزوماً به معنای رد همیشگی سناریوی بیت کوین یک میلیون دلاری نیست. حرف اصلی او این است که با شرایط فعلی بازار و روندهای سرمایه‌گذاری موجود، تحقق چنین قیمتی تا سال ۲۰۳۰ نیازمند ورود سرمایه‌ای بسیار فراتر از چیزی است که تاکنون در بازار بیت کوین مشاهده شده است.

آیا کریپتو واقعاً برای ما کار کرده است؟ پاسخ شاید آن چیزی نباشد که فکر می‌کنید

علی ابراهیمی
24 مرداد 1405 - 20:00
ممکن است چند سال در بازار ارزهای دیجیتال بوده باشید، چند بار سود کرده و چند بار هم ضرر داده باشید و حالا با خودتان بگویید: «آخرش این کریپتو واقعاً چه چیزی برای من داشت؟» شاید جواب شما سود بوده، شاید ضرر؛ شاید هم هنوز منتظرید یک پامپ بزرگ بالاخره سرمایه‌تان را چند برابر کند. اما یک سوال مهم‌تر وجود دارد: اگر معیارمان فقط بالا رفتن قیمت باشد، آیا کریپتو واقعاً برای بیشتر مردم کار کرده است؟ پاسخ شاید برخلاف چیزی باشد که انتظار دارید. بخش بزرگی از افرادی که با هدف پولدار شدن وارد بازار شدند، نه‌تنها ثروتمند نشدند، بلکه در نهایت بخشی از سرمایه‌شان را از دست دادند. در مقابل، میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف جهان از ارزهای دیجیتال برای کاری بسیار ساده‌تر استفاده می‌کنند: فرستادن پول، دسترسی به دلار و حفظ ارزش پس‌انداز. همین تناقض یک سوال اساسی را مطرح می‌کند: شاید ما سال‌ها کریپتو را با معیار اشتباهی سنجیده‌ایم. برای فهمیدن اینکه کریپتو واقعاً کجا موفق شده و کجا شکست خورده، باید یک تفاوت مهم را ببینیم: کریپتو می‌تواند هم یک «بلیط بخت‌آزمایی» باشد و هم یک «ابزار مالی». مشکل اینجاست که بیشتر ما آن را با دید بلیط بخت‌آزمایی و مسیری برای پیمودن راه صد ساله به صورت یک‌شبه دیده‌ایم و باقی ماجرا را فراموش کرده‌ایم. این مقاله از میهن بلاکچین دقیقاً می‌خواهد همین دو تصویر متفاوت از کریپتو را کنار هم بگذارد؛ جایی که مردم صرفاً روی افزایش قیمت‌ها گمانه‌زنی می‌کنند و جایی که بلاکچین بدون سروصدا یک مشکل واقعی را حل می‌کند. اگر کریپتو را برای پولدار شدن خریده‌اید، داستان چندان شیرین نیست بیایید از تجربه‌ای شروع کنیم که برای بیشتر کاربران آشناست. یک نفر در شبکه‌های اجتماعی می‌بیند بیت کوین در حال رشد است. دوستانش از سودهایشان می‌گویند. چند کانال تلگرامی از «شروع آلت‌سیزن» خبر می‌دهند و یک اینفلوئنسر هم می‌گوید فلان میم کوین می‌تواند ۱۰ برابر شود. او بالاخره تصمیم می‌گیرد وارد بازار شود. اما معمولاً درست زمانی وارد می‌شود که بخش بزرگی از رشد اتفاق افتاده است. قیمت کمی بیشتر بالا می‌رود و احساس می‌کند تصمیم درستی گرفته. بعد بازار برمی‌گردد. ۲۰ درصد پایین می‌آید و می‌گوید «صبر می‌کنم برگردد». ۳۰ درصد دیگر سقوط می‌کند و حالا ترس جای طمع را می‌گیرد. در نهایت یا با ضرر می‌فروشد یا ماه‌ها و سال‌ها منتظر می‌ماند تا دوباره به قیمت خریدش برسد. این سناریو فقط یک داستان خیالی نیست. پژوهش بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی (BIS) روی رفتار کاربران خرد ارزهای دیجیتال در ۹۵ کشور نشان داده است که حدود سه‌چهارم سرمایه‌گذاران خرد بیت کوین در نهایت با زیان مواجه شده‌اند. در یک سناریوی فرضی که کاربران هر ماه ۱۰۰ دلار بیت کوین خریداری می‌کردند، حدود ۸۱ درصد آنها در مقطعی وارد محدوده زیان می‌شدند. اما بخش جالب ماجرا اینجاست. مشکل فقط این نیست که خیلی‌ها در بازار ضرر کرده‌اند. مسئله این است که چه کسی در طرف دیگر معامله آنها بوده است؟ داده‌های همین پژوهش نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران بزرگ‌تر و نهنگ‌ها در بسیاری از مواقع نزدیک به دوره‌های افت شدید، در حال فروش بوده‌اند؛ در حالی که سرمایه‌گذاران کوچک‌تر همچنان در حال خرید بودند. به زبان ساده، ممکن است شما فکر کنید و بگویید «کریپتو برای من کار نکرده»، اما واقعیت این باشد که در یک معامله، شما همان کسی بوده‌اید که دارایی را از فردی خریده‌اید که زودتر وارد شده و حالا تصمیم گرفته سودش را برداشت کند. این بخش از بازار را می‌توان «بلیط بخت‌آزمایی» کریپتو نامید. در اینجا محصول اصلی، فناوری یا کاربرد نیست بلکه قیمت است. شما می‌خرید چون امیدوارید شخص دیگری بعداً گران‌تر از شما بخرد. اما یک سوال مهم‌تر وجود دارد اگر داستان همین بود، نتیجه‌گیری بسیار ساده می‌شد: کریپتو یک بازار پرریسک است، بسیاری از مردم ضرر کرده‌اند و تمام. اما این نتیجه یک بخش مهم ماجرا را حذف می‌کند. چون همان فناوری‌ای که یک نفر با آن روی رشد یک میم کوین زندگی‌اش را می‌گذارد، در نقطه‌ای دیگر از جهان می‌تواند برای شخص دیگری یک مشکل واقعی را حل کند. تصور کنید در کشوری زندگی می‌کنید که پول ملی هر سال بخش بزرگی از ارزش خودش را از دست می‌دهد. شما حقوقتان را اول ماه دریافت می‌کنید. اگر آن را به پول ملی نگه دارید، ممکن است چند هفته بعد همان مبلغ قدرت خرید کمتری داشته باشد. می‌خواهید بخشی از درآمدتان را به دلار تبدیل کنید، اما خرید دلار همیشه ساده نیست. انتقال پول به کشور دیگر هم ممکن است روزها طول بکشد و هزینه زیادی داشته باشد. حالا یک استیبل کوین با پشتوانه دلار مثل تتر را تصور کنید. برای شما تتر لزوماً یک «ارز دیجیتال برای سرمایه‌گذاری» نیست. ممکن است فقط یک دلار دیجیتال باشد که بتوانید آن را هر ساعت از شبانه‌روز، بدون تعطیلی بانک‌ها، به فرد دیگری در آن سوی دنیا بفرستید. اینجا دیگر داستان «قیمت چند درصد بالا رفت؟» نیست. مسئله این است که آیا ابزار موردنظر کارش را انجام می‌دهد یا نه و این همان بخش دیگری از کریپتو است که کمتر درباره آن صحبت می‌شود. کریپتو برای بعضی‌ها سرمایه‌گذاری نیست؛ راه فرار از یک مشکل است برای یک کاربر ایرانی، آرژانتینی، نیجریه‌ای یا فردی در هر اقتصاد دیگری با تورم بالا، دسترسی محدود به ارز خارجی یا سیستم بانکی ناکارآمد، ممکن است مهم‌ترین ویژگی یک دارایی دیجیتال این نباشد که فردا ۲۰ درصد گران‌تر شود. شاید فقط بخواهد ارزش پس‌اندازش را حفظ کند. شاید بخواهد ۵۰۰ دلار برای یکی از اعضای خانواده‌اش در کشور دیگری بفرستد. شاید یک فریلنسر باشد که از یک شرکت خارجی دستمزد می‌گیرد و نمی‌خواهد چند روز منتظر انتقال بانکی بماند. شاید صاحب یک کسب‌وکار کوچک باشد که می‌خواهد از مشتری خارجی پول دریافت کند. برای این افراد، کریپتو یک نمودار سبز و قرمز نیست بلکه یک ابزار است. در چنین اقتصادهایی، استیبل کوین‌ها کاربرد متفاوتی پیدا می‌کنند. کاربر می‌تواند به‌جای خرید یک دارایی با نوسان شدید مانند بیت کوین، به سراغ یک دلار دیجیتال برود؛ دارایی‌ای که معمولاً پگ دلاری دارد و مطمئن است. هدف در اینجا کسب سود از جهش قیمت نیست، بلکه دسترسی به ارزی است که کاربر ممکن است از طریق سیستم مالی سنتی به‌سادگی نتواند به آن دست پیدا کند. همین الگو در کشورهای مختلف از جمله همین ایران خودمان در حال تکرار است. کارگری که پولی برای خانواده‌اش در کشور دیگری می‌فرستد، خانواده‌ای که نمی‌خواهد چند روز منتظر انتقال بین‌المللی بماند یا صاحب کسب‌وکاری که با تامین‌کننده خارجی کار می‌کند، ممکن است اصلاً اهمیتی ندهد که کندل روزانه بیت کوین امروز به رنگ سبز درآمده یا قرمز! او فقط می‌خواهد پول سریع‌تر، ارزان‌تر و مطمئن‌تر جابه‌جا شود. برای این دسته از کاربران، ارز دیجیتال زمانی موفق است که کار کند؛ نه زمانی که قیمتش رشد کند. این شاید مهم‌ترین تفاوت میان «سرمایه‌گذاری روی کریپتو» و «استفاده از کریپتو» باشد. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/future-of-blockchain-invisible-crypto/" content="آینده بلاکچین جایی است که دیگر کسی آن را نمی‌بیند! مقاله‌ای که کریپتوبازها باید بخوانند" ][/sc] مردمی که از کریپتو استفاده می‌کنند، لزوماً شبیه شما نیستند وقتی درباره کریپتو صحبت می‌کنیم، معمولاً تصویر یک معامله‌گر جوان جلوی چند مانیتور را می‌بینیم که نمودار بیت کوین را بررسی می‌کند. اما کاربر واقعی کریپتو می‌تواند شخص دیگری باشد. مثلاً یک کارگر مهاجر که می‌خواهد برای خانواده‌اش پول بفرستد. یا یک فروشنده که مشتری‌اش در کشور دیگری زندگی می‌کند. یا فردی که در اقتصادی با تورم بالا، نمی‌خواهد تمام پس‌اندازش را به پول ملی نگه دارد. این افراد ممکن است حتی یک بار هم درباره «هاوینگ بیت کوین» یا «دامیننس تتر» جست‌وجو نکرده باشند. آنها دنبال آلت‌سیزن نیستند. دنبال ۱۰۰ برابر شدن سرمایه‌شان هم نیستند. آنها فقط می‌خواهند پولشان را از نقطه A به نقطه B برسانند، ارزشش را حفظ کنند یا به ارزی دسترسی داشته باشند که سیستم مالی کشورشان به‌سادگی در اختیارشان نمی‌گذارد. و دقیقاً همین‌جا است که کریپتو می‌تواند واقعاً مفید باشد. این تفاوت مهم است. چراکه نقشه جهانی استفاده از ارزهای دیجیتال نیز نشان می‌دهد کاربرد این فناوری صرفاً به مراکز مالی بزرگی مانند وال‌استریت محدود نیست. کشورهایی مانند هند، نیجریه، ویتنام، برزیل، اندونزی، فیلیپین و پاکستان در میان بازارهای مهم پذیرش کریپتو قرار دارند؛ کشورهایی که در بسیاری از آن‌ها مسائل مربوط به انتقال پول، دسترسی به ارز خارجی یا حفظ ارزش دارایی، بسیار ملموس‌تر از بحث‌های نظری درباره آینده فناوری هستند. بزرگ‌ترین موفقیت کریپتو شاید چیزی باشد که قرار بود نابودش کند! حالا به یک تناقض جالب می‌رسیم. کریپتو از ابتدا با شعارهایی مانند کاهش وابستگی به بانک‌ها و نظام مالی سنتی و حتی به چالش کشیدن سلطه دلار مطرح شد. اصلا ساتوشی ناکاموتو در اولین بلاک استخراج‌شده بیت کوین مستقیما بانک‌ها و سیاستمداران را هدف قرار داد و با نوشتن پیامی کنایه‌آمیز از آنها انتقاد کرد. اما اگر بخواهیم یکی از موفق‌ترین کاربردهای واقعی آن را نام ببریم، احتمالاً باید به استیبل کوین‌ها اشاره کنیم. یعنی چه؟ یعنی صنعتی که قرار بود مردم را از دلار بی‌نیاز کند، در عمل یکی از بهترین ابزارهای دسترسی مردم جهان به دلار را ساخته است! تتر و سایر استیبل کوین‌های دلاری، در بسیاری از نقاط جهان به یک پل میان اقتصادهای محلی و سیستم مالی جهانی تبدیل شده‌اند. بنابراین شاید بتوان گفت: کریپتو قرار بود از دلار فرار کند؛ اما در عمل، به یکی از بهترین راه‌های دسترسی به دلار تبدیل شد. این اتفاق لزوماً شکست کریپتو نیست. برعکس، نشان می‌دهد فناوری همیشه دقیقاً همان مسیری را که سازندگان اولیه‌اش تصور کرده‌اند طی نمی‌کند. گاهی یک فناوری با یک هدف متولد می‌شود، اما جایی کاملاً متفاوت به موفقیت می‌رسد. پس بیت کوین چه؟ آیا قرار نبود پول آینده باشد؟ اینجا احتمالاً یک سوال منطقی مطرح می‌شود: اگر استفاده واقعی مهم است، پس چرا بیت کوین نتوانست به‌طور گسترده به پول روزمره مردم تبدیل شود؟ تجربه السالوادور پاسخ جالبی برای این سوال دارد. السالوادور در سال ۲۰۲۱ بیت کوین را به پول قانونی تبدیل کرد. دولت تلاش کرد مردم را به استفاده از بیت کوین در خریدهای روزمره تشویق کند، اپلیکیشن مخصوص راه‌اندازی کرد و حتی برای شروع کار به کاربران مشوق مالی داد. اما نتیجه آن چیزی نبود که طرفداران این ایده انتظار داشتند. بسیاری از مردم همچنان ترجیح دادند از دلار استفاده کنند و بیت کوین نتوانست به بخش اصلی پرداخت‌های روزمره تبدیل شود. در سال‌های بعد نیز دولت السالوادور بخشی از سیاست اولیه خود را عقب‌نشینی کرد. دلیلش را می‌توان خیلی ساده توضیح داد: وقتی قرار است با پول حقوقتان نان و شیر بخرید، دوست ندارید ارزش آن پول در چند ساعت ۱۰ درصد بالا یا پایین برود. برای پرداخت روزمره، ثبات اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل، استیبل کوین‌ها برای بسیاری از کاربردهای پرداختی گزینه طبیعی‌تری نسبت به بیت کوین هستند. این البته به معنای شکست بیت کوین نیست. بیت کوین می‌تواند نقش متفاوتی داشته باشد؛ از دارایی ذخیره ارزش گرفته تا یک شبکه پرداخت مستقل و بدون نیاز به مجوز مرکزی. مسئله این است که نباید موفقیت هر بخش از کریپتو را با یک معیار بسنجیم. کریپتو کجا برنده شد و کجا شکست خورد؟ اگر تمام این داستان را کنار هم بگذاریم، یک الگوی ساده به چشم می‌خورد. هرجا کریپتو توانسته یک مشکل واقعی و مشخص را حل کند، شانس موفقیتش بیشتر بوده است. انتقال پول بین کشورها؟ بله. دسترسی به دلار در اقتصادی با محدودیت‌های ارزی؟ بله. انتقال پول در تمام ساعات شبانه‌روز و بدون تعطیلی سیستم بانکی؟ بله. حفظ ارزش دارایی در برابر تورم شدید؟ در برخی شرایط، بله. اما وقتی داستان به اینجا می‌رسد که: «این توکن را بخر چون فردا گران‌تر می‌شود.» یا: «این میم کوین قرار است ۱۰۰ برابر شود.» یا: «این پروژه فقط به خاطر یک روایت جذاب باید رشد کند.» دیگر با یک ابزار مالی طرف نیستیم؛ با سفته‌بازی روی قیمت طرفیم و این دو نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. دنیایی که ارزش آن عمدتاً از ورود خریدار بعدی می‌آید و دنیایی که حتی بدون رشد قیمت نیز یک کار مشخص انجام می‌دهد.  یک تست ساده برای اینکه بفهمیم یک ارز دیجیتال واقعاً کاربرد دارد یا نه دفعه بعد که کسی یک ارز دیجیتال جدید به شما معرفی کرد، به جای اینکه فقط بپرسید: «چقدر می‌تواند رشد کند؟» یک سوال دیگر بپرسید: اگر قیمتش دیگر هیچ‌وقت بالا نرود، باز هم کسی به آن نیاز دارد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، احتمالاً یک کاربرد واقعی پشت پروژه وجود دارد. مثلاً اگر یک شبکه بتواند پرداخت‌های سریع‌تر و ارزان‌تری انجام دهد، حتی بدون رشد قیمت توکن هم ممکن است ارزشمند باشد. اگر یک استیبل کوین بتواند انتقال دلار دیجیتال را ساده‌تر کند، کاربرد آن به سبز بودن نمودار وابسته نیست. اما اگر پاسخ این باشد که: «خب... اگر قیمتش بالا نرود، دیگر هیچ‌کس آن را نمی‌خواهد»، احتمالاً ارزش اصلی چیزی که خریده‌اید به انتظار افزایش قیمت وابسته است. این لزوماً به معنای بد بودن سرمایه‌گذاری نیست؛ اما باید بدانید دقیقاً چه چیزی خریده‌اید. جمع‌بندی؛ شاید سوال را از اول اشتباه پرسیده‌ایم پس آیا کریپتو واقعاً کار کرده است؟ اگر منظورتان این است که آیا هر کسی که وارد بازار شده توانسته پولدار شود، پاسخ روشن است: خیر. بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران خرد ضرر کرده‌اند و بسیاری از افرادی که در دوره‌های هیجانی وارد بازار شده‌اند، احتمالاً قیمت بالایی برای رویای ثروتمند شدن سریع پرداخته‌اند. اما اگر سوال این باشد که آیا فناوری پشت ارزهای دیجیتال توانسته مشکلی واقعی را حل کند، پاسخ کاملاً متفاوت است. استیبل کوین‌ها، پرداخت‌های برون‌مرزی و دسترسی دیجیتال به دلار در بخش‌هایی از جهان به ابزارهای واقعی تبدیل شده‌اند. شاید کاربری که در آرژانتین پس‌اندازش را به یک استیبل کوین تبدیل می‌کند یا فردی که در کشور دیگری در چند دقیقه پول دریافت می‌کند، هیچ‌وقت روی نمودار یک آلت کوین معامله نکند؛ اما او دقیقاً دارد از چیزی استفاده می‌کند که فناوری بلاکچین برایش فراهم کرده است. بنابراین شاید نباید کل صنعت کریپتو را با قیمت بیت کوین یا سود و زیان پرتفوی خودمان قضاوت کنیم. کریپتو یک چیز واحد نیست. یک بخش آن بازار سفته‌بازی است؛ جایی که افراد روی قیمت شرط می‌بندند. بخش دیگری از آن یک زیرساخت مالی است؛ جایی که مهم نیست توکن امروز چند درصد بالا رفته، بلکه مهم این است که آیا توانسته کاری را سریع‌تر، ارزان‌تر یا در دسترس‌تر انجام دهد یا نه. و شاید بهترین سوال برای سنجیدن هر ارز دیجیتال این نباشد که: «آیا قیمتش بالا می‌رود؟» بلکه این باشد: اگر قیمتش دیگر هیچ‌وقت بالا نرود، آیا باز هم دلیلی برای استفاده از آن وجود دارد؟ اگر جواب این سوال را پیدا کنید، احتمالاً تازه دارید می‌فهمید کدام بخش از کریپتو واقعاً ارزشمند است.

کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را می‌برند؟

علی ابراهیمی
24 مرداد 1405 - 16:00
تصویب قانون شفافیت ارزهای دیجیتال یا همان کلریتی (CLARITY Act) می‌تواند یکی از مهم‌ترین محرک‌های رگولاتوری بازار ارزهای دیجیتال آمریکا در سال ۲۰۲۶ باشد؛ اما سوال مهم این نیست که «اگر این قانون تصویب شود، آیا کریپتو رشد می‌کند؟» بلکه سوال جذاب‌تر این است که کدام بخش از بازار بیشترین سود را از پایان ابهام‌های قانونی خواهد برد؟ سنای آمریکا بررسی این قانون را به سپتامبر موکول کرده است و هنوز اختلاف‌نظرهایی درباره استیبل‌کوین‌ها، الزامات مقابله با تأمین مالی غیرقانونی و برخی مسائل اخلاقی باقی مانده است. با این حال، اگر قانون در نهایت از سد سنا عبور کند، احتمالاً واکنش بازار در تمام بخش‌های کریپتو یکسان نخواهد بود. بعضی روایت‌ها، به‌ویژه دارایی‌های دنیای واقعی و زیرساخت‌های مالی مبتنی بر بلاکچین، می‌توانند بیش از سایر بخش‌ها مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار بگیرند. در این مقاله از میهن بلاکچین بخش‌هایی از بازار کریپتو که از قانون شفافیت بیشترین سود را خواهند برد را زیر ذره‌بین می‌بریم. چرا تصویب CLARITY Act اهمیت دارد؟ یکی از بزرگ‌ترین مشکلات بازار ارزهای دیجیتال آمریکا در سال‌های اخیر، نبود چارچوب مشخص برای تعیین وضعیت حقوقی دارایی‌های دیجیتال بوده است. همین ابهام باعث شده بسیاری از پروژه‌ها و سرمایه‌گذاران نهادی با احتیاط بیشتری وارد بازار شوند. قانون CLARITY Act قرار است بخشی از این وضعیت را تغییر دهد و چارچوب روشن‌تری برای ساختار بازار دارایی‌های دیجیتال و نحوه برخورد نهادهای نظارتی با این صنعت ایجاد کند. البته این قانون هنوز به تصویب نهایی نرسیده است. سناتورها پیش از تعطیلات ماه آگوست نتوانستند اختلافات باقی‌مانده را حل کنند و بررسی آن به سپتامبر موکول شده است. بنابراین، جان تون (John Thune)، رهبر اکثریت سنا، احتمالاً پس از بازگشت قانون‌گذاران روند رأی‌گیری روی این لایحه را آغاز خواهد کرد. یکی از موانع مهم، رسیدن به ۶۰ رأی برای عبور از مرحله رویه‌ای سناست. بنابراین، ماه سپتامبر می‌تواند ماه مهمی برای مسیر قانونی CLARITY Act باشد. اما برای سرمایه‌گذاران، جذاب‌ترین بخش ماجرا جای دیگری است: اگر این قانون تصویب شود، سرمایه جدید ابتدا به کدام بخش‌های بازار خواهد رفت؟  RWA؛ جدی‌ترین گزینه برای ورود سرمایه نهادی در میان بخش‌های مختلف بازار، دارایی‌های دنیای واقعی (Real-World Assets) یا به اختصار RWA احتمالاً یکی از بزرگ‌ترین برندگان شفافیت قانونی خواهند بود. ایده اصلی RWA ساده است: دارایی‌هایی مانند اوراق قرضه، سهام، املاک یا سایر ابزارهای مالی سنتی به شکل توکن روی بلاکچین عرضه شوند. در این مدل، بلاکچین دیگر فقط بستری برای خرید و فروش ارزهای دیجیتال نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از زیرساخت بازارهای مالی باشد. پروژه‌هایی مانند اوندو (ONDO)، کوانت (QNT) و چین لینک (LINK) هرکدام در بخش متفاوتی از این اکوسیستم فعالیت می‌کنند. اوندو بیشتر با توکنیزه‌کردن دارایی‌های مالی شناخته می‌شود، کوانت روی اتصال زیرساخت‌های مالی سنتی به شبکه‌های بلاکچینی تمرکز دارد و چین لینک نیز زیرساخت اوراکلی موردنیاز برای انتقال داده‌های دنیای واقعی به بلاکچین را فراهم می‌کند. اگر CLARITY Act بتواند ابهام‌های قانونی را کاهش دهد، موسسات مالی بزرگ با اطمینان بیشتری می‌توانند به سمت توکنیزه‌کردن دارایی‌ها حرکت کنند. این موضوع از یک جهت اهمیت ویژه‌ای دارد: سرمایه نهادی معمولاً به دنبال روایت‌های کوتاه‌مدت و هیجانی نیست؛ به دنبال زیرساخت‌هایی است که بتوانند در مقیاس بزرگ مورد استفاده قرار بگیرند. به همین دلیل، RWA می‌تواند یکی از جذاب‌ترین بخش‌های بازار در صورت تصویب قانون باشد. لایه یک‌ها می‌توانند از بازتعریف وضعیت توکن‌ها سود ببرند دومین گروهی که می‌تواند از کاهش ابهام‌های قانونی منتفع شود، شبکه‌های لایه یک هستند. پروژه‌هایی مانند نیر (NEAR)، اینترنت کامپیوتر (ICP)، الگورند (ALGO)، سویی (SUI) و تون (TON) توکن‌های بومی شبکه‌هایی هستند که تلاش می‌کنند به‌عنوان زیرساخت اجرای برنامه‌های غیرمتمرکز و اقتصادهای بلاکچینی مورد استفاده قرار بگیرند. مشکل اصلی این بخش طی سال‌های گذشته فقط توسعه فناوری نبوده است. سرمایه‌گذاران همواره این سوال را داشته‌اند که وضعیت حقوقی توکن‌های این شبکه‌ها در آمریکا چگونه تعریف خواهد شد. اگر قانون جدید بتواند مرزهای روشن‌تری ایجاد کند، بخشی از این ریسک از بین می‌رود و بازار ممکن است ارزش‌گذاری برخی توکن‌ها را دوباره مورد بررسی قرار دهد. البته نباید تصور کرد که تصویب قانون به‌تنهایی می‌تواند یک شبکه لایه یک را وارد روند صعودی پایدار کند. تعداد کاربران، فعالیت توسعه‌دهندگان، ارزش قفل‌شده، نقدینگی، کاربرد واقعی شبکه و رشد اکوسیستم همچنان اهمیت دارند. در واقع، CLARITY Act می‌تواند یک مانع را از مسیر این پروژه‌ها بردارد، اما نمی‌تواند تقاضا برای شبکه‌ای را که کاربرد واقعی ندارد ایجاد کند. توکن‌های هوش مصنوعی؛ فرصت بزرگ‌تر با ریسک بیشتر بخش دیگری که ممکن است به تغییر فضای قانونی واکنش نشان دهد، پروژه‌های مرتبط با هوش مصنوعی و زیرساخت غیرمتمرکز آن هستند. بتائو (TAO) و رندر (RENDER) دو نمونه شناخته‌شده در این حوزه محسوب می‌شوند. این پروژه‌ها تلاش می‌کنند بخشی از منابع محاسباتی، هوش مصنوعی یا زیرساخت موردنیاز این صنعت را با استفاده از شبکه‌های غیرمتمرکز تأمین کنند. با این حال، این بخش از بازار یک تفاوت مهم با RWA دارد. ارتباط میان مقررات دارایی‌های دیجیتال و توکن‌های مرتبط با هوش مصنوعی هنوز به اندازه حوزه‌هایی مانند توکنیزه‌کردن دارایی‌های مالی روشن نیست. بنابراین، واکنش این دسته از توکن‌ها به تصویب CLARITY Act می‌تواند شدیدتر اما غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر باشد. اگر بازار نتیجه بگیرد که چارچوب جدید فضای مساعدتری برای پروژه‌های زیرساختی ایجاد کرده است، توکن‌های AI ممکن است با ورود سرمایه جدید مواجه شوند. اما اگر ابهام‌های قانونی درباره این پروژه‌ها باقی بماند، اثر CLARITY Act بر آنها می‌تواند محدودتر باشد. بنابراین در این بخش، پتانسیل رشد بالاتر با ریسک بیشتری همراه است. پروژه‌های پرداختی؛ برنده‌ای آرام‌تر اما مهم یکی دیگر از بخش‌هایی که می‌تواند از شفافیت قانونی سود ببرد، پروژه‌های متمرکز بر پرداخت و انتقال پول هستند. استلار (XLM) یکی از شناخته‌شده‌ترین پروژه‌ها در این حوزه است و روی پرداخت‌های مبتنی بر بلاکچین و انتقال پول بین‌المللی تمرکز دارد. هرچه چارچوب قانونی آمریکا برای دارایی‌های دیجیتال و زیرساخت‌های پرداخت شفاف‌تر شود، موسسات مالی و شرکت‌های پرداخت نیز راحت‌تر می‌توانند استفاده از بلاکچین را در فرآیند تسویه و انتقال ارزش بررسی کنند. البته احتمالاً این بخش به اندازه RWA با یک موج ناگهانی سرمایه مواجه نمی‌شود. دلیلش هم این است که داستان پرداخت‌های بلاکچینی بیشتر به پذیرش واقعی، همکاری با موسسات مالی و استفاده عملی از شبکه وابسته است. اما در بلندمدت، کاهش ریسک قانونی می‌تواند روایت پرداخت‌های مبتنی بر بلاکچین را تقویت کند. حریم خصوصی؛ برنده یا بازنده؟ در میان تمام بخش‌های بازار، توکن‌های حریم خصوصی احتمالاً پیچیده‌ترین رابطه را با قانون شفافیت خواهند داشت. زی‌کش (ZEC) و مونرو (MONERO) از جمله پروژه‌هایی هستند که روی حفظ حریم خصوصی تراکنش‌ها تمرکز دارند. در نگاه اول ممکن است تصور شود شفافیت قانونی برای این پروژه‌ها اتفاق مثبتی است؛ اما در اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد: شفافیت قانونی الزاماً به معنای مقررات دوستانه‌تر نیست. اگر قانون‌گذاران همزمان با ایجاد چارچوب مشخص، الزامات سخت‌گیرانه‌تری برای مبارزه با پولشویی و احراز هویت تعیین کنند، ممکن است فعالیت برخی پروژه‌های حریم خصوصی با محدودیت بیشتری مواجه شود. بنابراین، تصویب CLARITY Act می‌تواند ریسک قانونی این بخش را قابل‌فهم‌تر کند، اما لزوماً به معنای افزایش قیمت توکن‌های حریم خصوصی نیست. به همین دلیل، این گروه را باید بیشتر به‌عنوان کارت ناشناخته بازار در نظر گرفت تا یک برنده قطعی. نقشه احتمالی برندگان CLARITY Act اگر بخواهیم تأثیر احتمالی تصویب قانون را بر بخش‌های مختلف بازار مقایسه کنیم، RWA در موقعیت جذابی قرار می‌گیرد؛ چراکه شفافیت قانونی می‌تواند مستقیماً به افزایش اعتماد موسسات مالی و رشد توکنیزه‌کردن دارایی‌ها کمک کند. پروژه‌های لایه یک در رتبه بعدی قرار می‌گیرند؛ چراکه کاهش ابهام درباره وضعیت توکن‌های شبکه‌ها می‌تواند زمینه را برای بازنگری ارزش‌گذاری آنها فراهم کند. توکن‌های هوش مصنوعی پتانسیل واکنش شدیدتری دارند، اما ابهام بیشتر در وضعیت قانونی آنها باعث می‌شود ریسک این سناریو هم بالاتر باشد. پروژه‌های پرداختی بیشتر از مسیر پذیرش نهادی و استفاده واقعی سود خواهند برد و در نهایت، پروژه‌های حریم خصوصی همچنان با یک علامت سوال بزرگ مواجه‌اند. نقشه احتمالی برندگان CLARITY Act البته این دسته‌بندی به هیچ عنوان به معنای پیش‌بینی درصد رشد قیمت این توکن‌ها نیست. تصویب یک قانون به‌تنهایی نمی‌تواند قیمت یک دارایی را تعیین کند. هدف این نقشه، نشان دادن این است که کدام روایت‌ها بیشترین ارتباط را با کاهش ابهام‌های قانونی دارند. سپتامبر می‌تواند ماه تعیین‌کننده‌ای برای بازار کریپتو باشد تأخیر CLARITY Act به معنای از بین رفتن این محرک نیست؛ بلکه فقط زمان‌بندی آن را تغییر داده است. اگر سناتورها بتوانند اختلافات باقی‌مانده را حل کنند و ۶۰ رأی موردنیاز برای پیشبرد لایحه را به دست آورند، بازار ممکن است پیش از تصویب نهایی یا بلافاصله پس از آن، شروع به قیمت‌گذاری سناریوی جدید کند. این نکته اهمیت زیادی دارد، چراکه بازار معمولاً منتظر نمی‌ماند تا یک قانون به‌طور کامل اجرایی شود و بعد واکنش نشان دهد. سرمایه‌گذاران ممکن است از همان زمانی که احتمال تصویب افزایش پیدا می‌کند، شروع به انتقال سرمایه به بخش‌هایی کنند که بیشترین سود را از تغییر شرایط می‌برند. در این مقاله سعی بر این بود تا بخش‌هایی از بازار کریپتو که ممکن است از تصویب قانون کلریتی سود ببرند را بررسی کنیم. در صورتی که سوالی در ذهن شما باقی مانده آن را در قسمت کامنت با ما در میان بگذارید.

سیستم جدید کارمزد سولانا تراکنش‌های سنگین را گران‌تر می‌کند

رضا حضرتی
24 مرداد 1405 - 12:00
پیشنهاد بازنگری در کارمزدهای سولانا (Solana)، تراکنش‌های پرمصرف را گران‌تر کرده و در عین حال هزینه‌های فعالیت‌های ساده‌تر را کاهش می‌دهد. این طرح همچنین میزان توکن‌سوزی سولانا را افزایش خواهد داد. به گزارش میهن بلاکچین، سولانا در حال آماده‌سازی برای تغییر نحوه دریافت هزینه بابت منابع محاسباتی در شبکه خود است. سند بهبود سولانا (SIMD-0553) باعث می‌شود کاربرانی که بیشترین مصرف منابع را دارند هزینه بیشتری بپردازند، در حالی که هزینه تراکنش‌های ساده‌تر کاهش می‌یابد. به عنوان یک مزیت جانبی، این طرح نرخ توکن‌سوزی SOL را در چند مرحله افزایش می‌دهد و حتی ممکن است روزی به تورم‌زدایی (Deflationary) شدن آن کمک کند. کاوی (Cavey)، پژوهشگر شرکت زیرساختی تمپورال (Temporal) در اکوسیستم سولانا و نویسنده این پیشنهاد می‌گوید که کارمزدهای فعلی منعکس‌کننده هزینه‌های واقعی نیستند: اگر من تراکنشی ثبت کنم که هیچ کاری انجام نمی‌دهد در مقایسه با تراکنشی که ۲۰۰ میلیون چرخه پردازنده (CPU) را مصرف می‌کند، از من دقیقاً یک مقدار ثابت کارمزد دریافت می‌شود. این پیشنهاد با پیوند دادن دقیق‌تر کارمزدها به منابعی که هر تراکنش درخواست می‌کند، این رویه را تغییر خواهد داد. همچنین به‌جای اینکه کارمزد منابع به اعتبارسنج‌ها (Validators) برسد، سوزانده شده و SOL را از گردش خارج می‌کند. البته، کاهش درآمد اعتبارسنج‌ها مورد استقبال همه قرار نگرفته است. یکی از مشارکت‌کنندگان با نام کاربری bji در پلتفرم گیت‌هاب (Github) استدلال می‌کند: من از این جنبه پیشنهاد که به ثبت‌کنندگان تراکنش انگیزه بیشتری می‌دهد تا در مورد محدودیت‌های واحدهای محاسباتی (CU) دقیق باشند، استقبال می‌کنم. اما نسبت به بقیه موارد احساسی خنثی یا منفی دارم. "توکن‌سوزی بیشتر" نباید یک هدف باشد. درآمد اعتبارسنج‌ها نباید به‌طور خودسرانه کاهش یابد. سند SIMD-0553 در اوایل آگوست وارد فرآیند جدید حاکمیت آنچین (onchain) سولانا شد و در ۴ آگوست فاز اولیه حمایت خود را با موفقیت پشت سر گذاشت. این طرح در حال حاضر در فاز حمایت و بحث قرار دارد که معمولاً هفت دوره (Epoch) یا حدود دو هفته طول می‌کشد. اگر این طرح تصویب شود، انگیزه‌های مربوط به فضای بلاک (Blockspace) ارزان سولانا را تغییر خواهد داد. اما نکته کار کجاست؟ اتلاف منابع پرهزینه می‌شود کاوی می‌گوید که ساختار فعلی کارمزدهای سولانا مشکلی برای توسعه‌دهندگان ایجاد کرده است. توسعه‌دهندگان هسته سولانا سال‌ها زمان صرف کرده‌اند تا شبکه را سریع‌تر کنند، اما برنامه‌ها تقریباً هیچ انگیزه مالی برای توقف اتلاف منابع ندارند و هزینه یک تراکنش ناکارآمد با یک تراکنش کارآمد برابر است. کاوی می‌گوید: با اجرای این قیمت‌گذاری منابع در حال حاضر، توسعه‌دهندگان برنامه‌ها ناگهان مجبور به بهینه‌سازی می‌شوند. اگر این پیشنهاد پذیرفته شود، توسعه‌دهندگانی که مصرف منابع را کاهش می‌دهند می‌توانند هزینه‌ها را برای کاربران نهایی پایین آورده و برنامه‌های خود را جذاب‌تر کنند. توسعه‌دهندگانی هم که بخش بیشتری از ظرفیت محاسباتی سولانا را مصرف می‌کنند، مجبور خواهند بود سهم منصفانه خود را بپردازند. سند بهبود سولانا (SIMD-0553). منبع: گیت‌هاب بنیاد سولانا کاوی می‌گوید این پیشنهاد آربیتراژهایی را هدف قرار می‌دهد که از نظر محاسباتی هدررفت بالایی دارند و جستجوگران (Searchers) می‌توانند تعداد عظیمی تراکنش ثبت کنند که اکثراً با شکست مواجه می‌شوند، در حالی که هزینه بسیار کمی می‌پردازند. او می‌گوید در ۳۰ روز گذشته، ۵ نفر از معامله‌گرانی که بالاترین نرخ شکست تراکنش‌ها را داشتند، ۱۱.۵ میلیون تراکنش ثبت کردند و ۹۲۹ میلیون واحد محاسباتی را در ۲,۴۷۷ معامله مصرف کردند. آن‌ها در حالی که ۱۶,۰۹۱ دلار سود به دست آوردند، تنها ۷۸ SOL کارمزد پرداختند. یک کارمزد مبتنی بر منابع، جستجوگران آربیتراژ را به سمت استراتژی‌های آگاهانه‌تر و واکنش‌پذیرتر هدایت می‌کند. کاوی می‌گوید انتقال استیبل‌کوین‌ها و توکن‌ها می‌تواند حدود ۲۰ درصد ارزان‌تر شود. مدل‌سازی شرکت تمپورال همچنین نشان می‌دهد که در مدل پیشنهادی، هزینه تراکنش‌های رأی‌دهی (Vote) حدود ۱۲.۳ درصد و به‌روزرسانی‌های اوراکل‌ها ۱۶.۹ درصد کمتر خواهد بود. تاوان این تغییرات چیست؟ برخی از فعالیت‌های معاملاتی به طور قابل توجهی گران‌تر خواهند شد. تمپورال تخمین می‌زند که با نرخ کارمزد نهایی پیشنهادی، یک سواپ (Swap) با اولویت بالا که از طریق پلتفرم DFlow مسیریابی می‌شود ۹.۷۲ درصد بیشتر هزینه خواهد داشت، در حالی که یک سواپ با اولویت متوسط در OKX حدود ۳۰۱ درصد و یک سواپ در پلتفرم pump.fun با اولویت صفر، ۳۱۵۰ درصد گران‌تر خواهد شد. این بدان معناست که برخی از پرمصرف‌ترین کاربران شبکه ممکن است با افزایش چشمگیر هزینه‌های تراکنش خود مواجه شوند، به ویژه معامله‌گرانی که از ربات‌ها برای ثبت تعداد زیادی تراکنش استفاده می‌کنند. البته جای نگرانی نیست، زیرا این افزایش کارمزد از یک نرخ پایه بسیار پایین محاسبه می‌شود. کاوی استدلال می‌کند که حتی تراکنش‌هایی که بیشترین مصرف محاسباتی را دارند در مدل پیشنهادی حدود ۰.۰۵ دلار هزینه خواهند داشت که در مقایسه با کارمزدهای ۲ تا ۵ دلاری که یک کاربر ممکن است برای یک سواپ ۱۰۰ دلاری در یک صرافی متمرکز پرداخت کند، رقم ناچیزی است. چه کسی بیشتر می‌پردازد، چه کسی کمتر. منبع: Temporal.xyz پیشنهاد فعلی، افزایش یکنواختِ کارمزد ۵۰۰۰ لمپورتی (Lamport) موجود در سولانا را رد می‌کند، با این استدلال که چنین کاری به طور نامتناسبی به ارسال‌کنندگان با حجم بالا مانند بازارسازها (Market Makers) آسیب می‌رساند، در حالی که باز هم در قیمت‌گذاری صحیحِ مصرف منابع ناکام می‌ماند. هزینه‌های دیگری که باید در نظر گرفت کاوی با اشاره به مسائلی نظیر درآمد اعتبارسنج‌ها، هزینه‌های بالاتر برای کاربران پُرتراکنش و فرکانس بالا و افزایش پیچیدگی شبکه، می‌گوید: چند نفری نگرانی‌هایی در مورد پارامترها مطرح کرده‌اند، اما در مجموع همه بسیار حمایت‌کننده بوده‌اند. یکی از مشارکت‌کنندگان به نام mschneider می‌پرسد چرا کارمزدها باید بر اساس منابعی باشد که یک تراکنش درخواست می‌کند، نه آنچه واقعاً مصرف می‌کند. او می‌گوید: مبنا قرار دادن واحدهای مصرف‌شده طبیعی‌تر به نظر می‌رسد. کاوی پاسخ می‌دهد که دلیلی وجود دارد که کارمزد بر اساس منابع درخواستی محاسبه می‌شود: این کار به کاربران اجازه می‌دهد هزینه را از پیش بدانند و به اعتبارسنج‌ها امکان می‌دهد قبل از پردازش تراکنش، توانایی پرداخت کاربر را بررسی کنند. اما این موضوع همچنین به معنای آن است که کاربران ممکن است بابت منابعی که در نهایت استفاده نمی‌کنند هزینه بپردازند که این خود انگیزه‌ای برای توسعه‌دهندگان است تا نیازهای خود را به‌دقت تخمین بزنند. اعتبارسنج‌ها ممکن است در ابتدا با کاهش جزئی حدود ۴ درصدی در درآمد کارمزد پایه مواجه شوند. با اینکه کاوی می‌گوید در صورت نیاز می‌توان پارامترها را برای جبران این تأثیر تنظیم کرد، اما برخی از مشارکت‌کنندگان مانند bji هنوز قانع نشده‌اند و معتقدند درآمد اعتبارسنج‌ها باید نسبت به توکن‌سوزیِ اضافی در اولویت باشد. این پیشنهاد همچنین سؤالاتی در مورد پیچیدگی ایجاد می‌کند و برخی از مشارکت‌کنندگان می‌پرسند که آیا مدل جدید کارمزدها ممکن است استفاده از سولانا را دشوارتر کند. کاوی این نگرانی را رد می‌کند و می‌گوید اکثر کاربران نیازی به محاسبه کارمزدها نخواهند داشت زیرا برنامه‌ها و صرافی‌ها معمولاً این کار را به‌طور خودکار انجام می‌دهند. او می‌گوید معامله‌گران خودکار در حال حاضر به اندازه کافی "پیشرفته" هستند که بتوانند با تغییرات ساختار کارمزد سولانا سازگار شوند. تکلیف توکن‌سوزی SOL چه می‌شود؟ پیشنهاد SIMD-0553 میزان توکن‌های SOL سوزانده‌شده از طریق کارمزد تراکنش‌ها را افزایش می‌دهد و به جای پرداخت آن‌ها به اعتبارسنج‌ها، توکن‌های بیشتری را از گردش خارج می‌کند. بر اساس این پیشنهاد، توکن‌سوزی روزانه فعلی که حدود ۶۴۸ توکن SOL است، با نرخ نهایی کارمزد پیشنهادی می‌تواند به حدود ۷۵۰۰ تا ۹۰۰۰ SOL برسد؛ این یعنی در صورت ثابت ماندن تقاضای فعلی برای منابع، توکن‌سوزی تقریباً ۱۲ تا ۱۴ برابر افزایش می‌یابد. سند SIMD-0553 مقدار توکن‌های SOL که با کارمزد تراکنش‌ها سوزانده می‌شوند را افزایش می‌دهد. منبع: Temporal.xyz کاوی می‌گوید این توکن‌سوزی بالاتر می‌تواند در نهایت توکن SOL را وارد فاز تورم‌زدایی کند: اگر سولانا موفق شود، این احتمال وجود دارد که SOL در واقع به یک ارز کاهش‌دهنده تورم (Deflationary) تبدیل شود. سوزاندن کارمزد منابع همچنین انگیزه اعتبارسنج‌ها را برای پردازش تراکنش‌هایی که به‌طور غیرضروری منابع زیادی مصرف می‌کنند، کاهش می‌دهد. سولانا در حال حاضر روزانه حدود ۶۰,۰۰۰ توکن SOL صادر می‌کند، بنابراین حتی سوزاندن روزانه ۹,۰۰۰ توکن SOL به تنهایی باعث تورم‌زدایی این توکن نخواهد شد (اگرچه پیشنهاد جداگانه‌ای به نام SIMD-0550 قرار است تورم را سریع‌تر از برنامه‌ریزی فعلی مهار کند). برای اینکه میزان توکن‌سوزی از صدور توکن‌های جدید پیشی بگیرد، فعالیت شبکه باید به میزان قابل‌توجهی رشد کند. کاوی می‌گوید این اتفاق به جای اینکه هدف اصلی باشد، «یک اثر جانبی خوب» خواهد بود. هدف اصلی، همسو کردن توسعه‌دهندگان هسته، توسعه‌دهندگان عادی و برنامه‌نویسان برای سریع‌تر کردن سولانا است. این هدف شماره یک است و به نظر من همین دلیل برای این پیشنهاد کافی است.

صرافی‌ها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶‌ لایه سنجش بازپرداخت صرافی‌های کریپتو

شبنم توایی
23 مرداد 1405 - 20:00
یک صرافی می‌تواند کیف پول‌هایی با میلیاردها دلار دارایی نشان دهد و همچنان قادر به بازپرداخت همه کاربران نباشد. موجودی کیف پول فقط می‌گوید در یک لحظه چه دارایی‌هایی در چند آدرس دیده شده است. این تصویر لزوماً نشان نمی‌دهد صرافی چقدر بدهی دارد، دارایی‌ها متعلق به چه کسی هستند، کدام بخش وثیقه یا قرض گرفته شده و چه مقدار از آنها در زمان هجوم برداشت‌ها واقعاً قابل استفاده است. برای سنجش توان بازپرداخت یا Solvency باید شش لایه را کنار هم گذاشت: ذخایر، بدهی‌ها، دارایی‌های مقید، نقدینگی، کنترل‌های داخلی و حقوق مالکیت و تفکیک دارایی مشتری. ضعف جدی در هر کدام می‌تواند نتیجه لایه‌های دیگر را بی‌اثر کند. یک گزارش اثبات ذخایر مفید است، اما فقط بخشی از لایه اول و گاهی بخشی از لایه دوم را روشن می‌کند. میهن بلاکچین پیش‌تر در مقاله چرا اثبات ذخایر به‌تنهایی اعتماد واقعی نمی‌سازد؟ مشکل اصلی بدهی‌هاست محدودیت بنیادی این ابزار را بررسی کرده است. در این مطلب از آن بحث عبور می‌کنیم و یک مدل عملی برای ارزیابی توان بازپرداخت صرافی می‌سازیم. نکات کلیدی مقاله ذخایر باید واقعی، تحت کنترل، باکیفیت و قابل ارزش‌گذاری باشند. بدهی‌ها باید کامل و در سطح کل گروه شرکتی گزارش شوند، نه فقط مانده حساب کاربران. دارایی مقید روی کاغذ دارایی است، اما ممکن است برای بازپرداخت کاربر قابل استفاده نباشد. توانگری مالی با نقدینگی یکسان نیست؛ یک صرافی می‌تواند از نظر ترازنامه‌ای توانگر اما در زمان هجوم برداشت‌ها کم‌نقد باشد. حسابرسی مالی، کنترل داخلی، نظارت هیئت‌مدیره و آزمون تنش باید ادعاهای ترازنامه را پشتیبانی کنند. قرارداد کاربر و نحوه تفکیک دارایی تعیین می‌کند مشتری در ورشکستگی مالک دارایی است یا در صف طلبکاران قرار می‌گیرد. توان بازپرداخت صرافی چیست و چه فرقی با نقدینگی دارد؟ توان بازپرداخت (Solvency) را می‌توان «توانگری مالی» یا «توان بازپرداخت» ترجمه کرد. در ساده‌ترین بیان، یک صرافی زمانی از نظر مالی توانگر است که ارزش قابل اتکای دارایی‌هایش برای پوشش مجموع بدهی‌ها و تعهداتش کافی باشد. این تعریف یک محاسبه خام از اعداد اسمی نیست. ارزش دارایی باید با توجه به نقدشوندگی، نوسان، تمرکز، کیفیت طرف مقابل و امکان استفاده واقعی از آن تعدیل شود. اگر: ارزش تعدیل‌شده دارایی‌های در دسترس > مجموع بدهی‌ها و تعهدات باشد، صرافی از منظر ترازنامه‌ای حاشیه مثبت دارد. اما همین نابرابری به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که برداشت فردا صبح پرداخت شود. نقدینگی (Liquidity) توان ایفای تعهد در موعد مقرر است. ممکن است صرافی دارایی کافی داشته باشد، اما بخش بزرگی از آن در وام‌های ۹۰روزه، استیکینگ قفل‌شده، سرمایه‌گذاری خطرپذیر یا وثیقه معاملات مشتقه درگیر باشد. چنین صرافی‌ای ممکن است توانگر اما کم‌نقد باشد. در جهت مقابل، یک صرافی زیان‌ده ممکن است با استقراض کوتاه‌مدت مدتی نقد بماند، بدون آنکه از نظر بنیادی توانگر باشد. این تفاوت برای کاربر حیاتی است. برداشت ناموفق معمولاً ابتدا به شکل بحران نقدینگی ظاهر می‌شود، اما می‌تواند نشانه زیان پنهان، بدهی بیش از دارایی یا هر دو باشد. جایگاه واقعی Proof of Reserves کجاست؟ اثبات ذخایر برای تأیید وجود بخشی از دارایی‌ها و گاهی تطبیق آنها با مانده حساب کاربران طراحی شده است. سازوکار رمزنگاری و درخت مرکل می‌تواند به کاربر امکان دهد بررسی کند مانده او در مجموعه بدهی‌های گزارش‌شده لحاظ شده است. جزئیات فنی این روش در راهنمای اثبات ذخایر در صرافی‌های متمرکز چیست توضیح داده شده است. محدودیت اصلی در دامنه گزارش است. دفتر حمایت از سرمایه‌گذار در هیئت نظارت بر حسابداری شرکت‌های عام آمریکا در هشدار PCAOB درباره گزارش‌های اثبات ذخایر تصریح می‌کند که PoR حسابرسی صورت‌های مالی نیست. چنین گزارشی ممکن است بدهی‌ها، حقوق و تعهدات دارندگان دارایی، قرض‌گرفته‌شدن ذخایر، استفاده از دارایی‌ها پس از زمان بررسی و اثربخشی کنترل‌های داخلی و حاکمیت شرکتی را پوشش ندهد. بولتن سرمایه‌گذاران SEC درباره جایگزین‌های حسابرسی مالی نیز همین مرز را روشن می‌کند: گزارش PoR مجموعه کامل صورت‌های مالی را در بر نمی‌گیرد، الزاماً طبق استانداردهای حسابرسی PCAOB انجام نمی‌شود و حتی اگر یک مؤسسه حسابرسی ثبت‌شده آن را تهیه کند، ممکن است خارج از دامنه نظارت و بازرسی PCAOB باشد. پس PoR یک مدرک با دامنه محدود است. برای رسیدن از «ذخیره» به «توان بازپرداخت»، پنج لایه دیگر لازم است. نمای کلی چارچوب ۶‌لایه لایهپرسش اصلیمدرک قویعلامت خطر۱. ذخایرچه دارایی‌هایی واقعاً وجود دارد و در کنترل صرافی است؟تأیید مستقل مالکیت، فهرست کامل آدرس‌ها، ترکیب و ارزش‌گذاری شفافاسنپ‌شات محدود، توکن خود صرافی، دارایی قرض‌گرفته‌شده۲. بدهی‌هاصرافی در مجموع چقدر و به چه کسانی بدهکار است؟صورت‌های مالی تلفیقی حسابرسی‌شده و فهرست تعهدات احتمالینمایش‌دادن فقط مانده کاربران یا حذف شرکت‌های وابسته۳. دارایی مقیدچه مقدار از دارایی آزاد و قابل استفاده است؟افشای وثیقه‌ها، حق حبس، وام‌دهی و بازوثیقه‌گذاریچند ادعا روی یک دارایی یا انتقال موقت پیش از اسنپ‌شات۴. نقدینگیآیا صرافی می‌تواند برداشت‌ها را در موعد مقرر بپردازد؟شکاف سررسید، ذخیره نقد، آزمون تنش و سناریوی هجوم برداشتاتکا به دارایی‌های قفل‌شده یا فروش اجباری در بازار کم‌عمق۵. کنترل داخلیچه چیزی مانع دست‌کاری، انتقال بی‌مجوز یا گزارش ناقص می‌شود؟حسابرسی مالی، تفکیک وظایف، تطبیق روزانه و نظارت هیئت‌مدیرهکنترل کلیدها در دست چند مدیر، معاملات وابسته و نبود گزارش مستقل۶. حقوق و تفکیکدارایی از نظر حقوقی متعلق به کاربر است یا شرکت؟حساب‌های تفکیک‌شده، منع استفاده اختصاصی و حمایت در ورشکستگیتبدیل کاربر به طلبکار بدون وثیقه در شرایط استفاده لایه اول: ذخایر واقعی، تحت کنترل و باکیفیت در لایه اول باید مشخص شود چه دارایی‌هایی، در کجا، تحت کنترل چه شخص حقوقی و با چه کیفیتی نگهداری می‌شوند. عدد کل ذخایر بدون این اطلاعات ارزش تحلیلی کمی دارد. چه مواردی باید بررسی شود؟ وجود دارایی: آدرس‌های آنچین، حساب‌های بانکی، دارایی نزد متولیان ثالث و سایر اقلام باید قابل تطبیق باشند. کنترل: امضای یک پیام یا تراکنش آزمایشی می‌تواند کنترل کلید یک آدرس را نشان دهد، اما مالکیت اقتصادی و نبود تعهد روی دارایی را ثابت نمی‌کند. دامنه: آیا همه کیف پول‌ها، شبکه‌ها، دارایی‌های فیات و شرکت‌های گروه در بررسی آمده‌اند یا صرافی دامنه را انتخاب کرده است؟ ترکیب: یک دلار بیت‌کوین، استیبل‌کوین معتبر، توکن کم‌عمق و توکن بومی صرافی از نظر ریسک یکسان نیستند. ارزش‌گذاری: دارایی‌های نوسانی و کم‌عمق باید با کسر ارزش یا Haircut سنجیده شوند. قیمت آخرین معامله لزوماً قیمت قابل تحقق برای فروش حجیم نیست. زمان: اسنپ‌شات چند ماه قبل درباره وضعیت امروز اطلاعات محدودی می‌دهد. فاصله گزارش‌ها و رویدادهای پس از تاریخ گزارش مهم‌اند. معیار عملی صورت کسر «نسبت پوشش» نباید ارزش اسمی همه دارایی‌ها باشد. نسخه محافظه‌کارانه‌تر چنین است: نسبت پوشش تعدیل‌شده = دارایی‌های تأییدشده × ضریب نقدشوندگی و کیفیت ÷ بدهی‌های مشمول برای مثال، وجه نقد آزاد یا اوراق دولتی کوتاه‌مدت ممکن است ضریب نزدیک به یک بگیرد؛ توکن کم‌عمق، سرمایه‌گذاری خصوصی یا توکن وابسته به خود صرافی باید Haircut سنگین‌تری داشته باشد. این ضرایب استاندارد عمومی واحدی ندارند و باید سناریومحور اعلام شوند. علامت‌های خطر سهم بزرگ توکن بومی صرافی یا دارایی‌های وابسته در ذخایر رشد غیرعادی موجودی درست پیش از اسنپ‌شات و خروج آن بلافاصله بعد از گزارش تأیید کنترل آدرس بدون تأیید مالکیت و آزادبودن دارایی حذف وجه نقد، شرکت‌های فرعی یا شبکه‌های خاص از دامنه بررسی ارزش‌گذاری دارایی کم‌عمق با آخرین قیمت بازار، بدون Haircut لایه دوم: بدهی‌های کامل، تلفیقی و اولویت‌بندی‌شده هیچ عددی از ذخایر بدون مخرج مناسب معنا ندارد. مخرج فقط مجموع مانده کاربران در بازار اسپات نیست. صرافی ممکن است به کاربران، بانک‌ها، وام‌دهندگان، بازارسازان، تأمین‌کنندگان، کارکنان، نهادهای مالیاتی و طرف‌های قرارداد مشتقه بدهکار باشد. دعاوی حقوقی، تضمین شرکت‌های وابسته و تعهدات خارج از ترازنامه نیز می‌توانند در بحران به بدهی واقعی تبدیل شوند. فهرست بدهی باید چه چیزهایی را پوشش دهد؟ مانده تمام کاربران در بازار اسپات، مارجین، فیوچرز، Earn و استیکینگ وام‌های بانکی، سازمانی و درون‌گروهی بدهی به بازارسازان، متولیان، ناشران استیبل‌کوین و ارائه‌دهندگان خدمات تعهدات ناشی از مشتقات، تضمین‌ها و وثیقه‌های دریافتی مالیات قطعی یا مورد اختلاف، جرایم و دعاوی حقوقی بدهی شرکت‌های فرعی که شرکت مادر عملاً یا قانوناً از آنها حمایت می‌کند اولویت هر طلب در سناریوی ورشکستگی سقوط FTX نشان داد تمرکز بر دارایی‌های قابل مشاهده، بدون شناخت روابط درون‌گروهی و استفاده از وجوه مشتریان، تصویر خطرناکی می‌سازد. گزارش میهن بلاکچین درباره سقوط صرافی FTX ابعاد بدهی و ارتباط این صرافی با آلامدا ریسرچ را مرور کرده است. چرا صورت مالی تلفیقی مهم است؟ یک گروه رمزارزی ممکن است فعالیت معامله، نگهداری، وام‌دهی، بازارسازی، سرمایه‌گذاری خطرپذیر و صدور توکن را میان چند شرکت در چند کشور تقسیم کند. گزارش یک شرکت عملیاتی ممکن است سالم به نظر برسد، در حالی که زیان یا تعهد در شرکت وابسته پنهان شده است. صورت مالی تلفیقی باید معاملات درون‌گروهی، وام به اشخاص وابسته و تضمین‌های متقابل را آشکار کند. علامت‌های خطر انتشار عدد «بدهی کاربران» بدون تعریف دامنه آن حذف محصولات Earn، مارجین یا مشتقه از محاسبه نبود صورت مالی تلفیقی کل گروه وام‌های بزرگ به مدیران، سهام‌داران یا شرکت‌های وابسته نبود اطلاعات درباره طلبکاران دارای وثیقه و اولویت بازپرداخت اتکا به ادعای «نسبت یک‌به‌یک» بدون گزارش مستقل بدهی‌ها لایه سوم: Encumbrance یا دارایی‌هایی که آزاد نیستند ممکن است یک دارایی در ترازنامه صرافی ثبت شده باشد، اما صرافی حق استفاده آزادانه از آن برای پرداخت برداشت کاربران را نداشته باشد. Encumbrance به هر محدودیت حقوقی یا اقتصادی گفته می‌شود که دارایی را درگیر می‌کند: وثیقه‌گذاری، حق حبس متولی، قفل زمانی، تعهد قراردادی، وام‌دهی، استیکینگ یا بازوثیقه‌گذاری. این لایه فاصله میان «دارایی ناخالص» و «دارایی واقعاً در دسترس» را نشان می‌دهد. چهار وضعیت پرریسک دارایی قرض‌گرفته‌شده: صرافی پیش از اسنپ‌شات دارایی دریافت می‌کند و پس از گزارش آن را پس می‌دهد. موجودی قابل مشاهده واقعی است، اما متعلق به صرافی نیست. وثیقه‌گذاری: صرافی دارایی را برای دریافت وام یا تضمین موقعیت مشتقه وثیقه گذاشته است. طلبکار وثیقه‌دار معمولاً پیش از کاربران عادی حق وصول دارد. Rehypothecation یا بازوثیقه‌گذاری: وثیقه مشتری دوباره برای تأمین مالی معامله یا وام دیگری استفاده می‌شود. در این حالت چند ادعا می‌تواند به یک دارایی متصل شود. دارایی درون محصول سودده: کاربر تصور می‌کند دارایی‌اش در حساب موجود است، اما شرایط استفاده به صرافی اجازه وام‌دهی، استیکینگ یا سرمایه‌گذاری آن را داده است. گزارش BIS/FSI درباره ارائه‌دهندگان خدمات رمزارزی به‌عنوان واسطه‌های مالی توضیح می‌دهد که پلتفرم‌های چندمنظوره با ترکیب Earn، وام‌دهی، معاملات مارجین، مشتقات، بازارسازی و فعالیت اختصاصی در معرض ریسک اعتباری، سررسید و وثیقه قرار می‌گیرند. بازاستفاده چندباره از یک دارایی می‌تواند شبکه‌ای از ادعاهای هم‌زمان بسازد. برای فهم این ریسک باید شرایط استفاده را خواند. مقاله صرافی‌ها با دارایی کاربران چه می‌کنند نمونه‌هایی از بندهایی را بررسی می‌کند که اختیار استفاده از دارایی را به پلتفرم می‌دهند. معیار عملی به‌جای «کل ذخایر»، این عدد باید گزارش شود: ذخایر آزاد = ذخایر تأییدشده − دارایی قرض‌گرفته‌شده − وثیقه‌ها − دارایی قفل‌شده − سایر حقوق اشخاص ثالث اگر صرافی این اجزا را افشا نکند، نسبت پوشش آن قابل اتکا نیست؛ حتی اگر موجودی آنچین درست باشد. علامت‌های خطر نبود جدول دارایی‌های آزاد و مقید اجازه نامحدود برای وام‌دادن یا انتقال دارایی مشتری در شرایط استفاده استفاده از یک کیف پول برای دارایی شرکت، مشتری و وثیقه افشا نشدن طرف‌های مقابل و متولیان ثالث تغییر مکرر شرایط محصول بدون اطلاع روشن لایه چهارم: نقدینگی و توان عبور از هجوم برداشت‌ها صرافی باید بدهی‌های سررسیدشده را در زمان مقرر بپردازد. «قابل فروش بودن» یک دارایی در شرایط عادی کافی نیست؛ باید دید در بازار پرتنش، با چه سرعت و چه میزان افت قیمت می‌توان آن را به دارایی مورد مطالبه کاربران تبدیل کرد. گزارش FSI نشان می‌دهد پلتفرم‌های چندمنظوره ممکن است تعهدات قابل برداشت فوری ایجاد کنند، اما منابع را در وام، بازارسازی یا دارایی‌های بلندمدت‌تر به کار بگیرند. این عدم تطابق سررسید، صرافی را در برابر رفتار شبیه Bank Run آسیب‌پذیر می‌کند. برخلاف بانک‌ها، بسیاری از این پلتفرم‌ها به بیمه سپرده یا تسهیلات نقدینگی بانک مرکزی دسترسی ندارند. نقدینگی باید در چند افق سنجیده شود ۲۴ ساعت: چه مقدار از برداشت‌ها بدون فروش اجباری یا استقراض جدید پرداخت می‌شود؟ ۷ روز: با فرض کاهش عمق بازار و Haircut دارایی‌ها چه اتفاقی می‌افتد؟ ۳۰ روز: سررسید وام‌ها، آزادشدن استیکینگ و خروج وثیقه‌ها چگونه است؟ سناریوی تنش: اگر هم‌زمان قیمت‌ها سقوط کند، وثیقه بیشتری مطالبه شود و برداشت‌ها افزایش یابد، کسری چقدر است؟ یک نسبت ساده برای افق کوتاه می‌تواند چنین باشد: نسبت پوشش نقدینگی = دارایی‌های آزاد و بسیار نقدشونده ÷ خروج نقد مورد انتظار در سناریوی تنش عدد مناسب به مدل کسب‌وکار، ترکیب کاربران و رفتار تاریخی برداشت‌ها وابسته است. مهم‌تر از یک آستانه ثابت، انتشار فرضیات آزمون، Haircutها، تمرکز سپرده‌ها و نتایج چند سناریو است. سلسیوس پیش از اعلام ورشکستگی، برداشت و انتقال را متوقف کرد. این رویداد نمونه روشنی از تبدیل عدم تطابق نقدینگی و سررسید به قفل‌شدن دارایی کاربران است؛ جزئیات آن در گزارش توقف برداشت و ورشکستگی سلسیوس آمده است. علامت‌های خطر ادعای «همه دارایی‌ها نقدشونده‌اند» بدون افق زمانی و Haircut سهم بالای وام‌های بلندمدت در برابر تعهدات قابل برداشت فوری تمرکز موجودی در چند کاربر بزرگ یا بازارساز اتکا به استقراض اضطراری، توکن بومی یا فروش دارایی کم‌عمق محدودکردن برداشت‌ها با عنوان تعمیرات، بدون زمان‌بندی و گزارش شفاف نبود آزمون تنش سرمایه و نقدینگی لایه پنجم: کنترل داخلی، حاکمیت و حسابرسی حتی یک ترازنامه سالم می‌تواند با کنترل‌های ضعیف در مدت کوتاهی تخریب شود. مدیر دارای دسترسی یک‌جانبه به کیف پول، وام بدون تصویب به شرکت وابسته، ثبت ناقص معاملات یا نبود تطبیق روزانه می‌تواند دارایی و بدهی را از گزارش رسمی جدا کند. کنترل‌های ضروری تفکیک وظایف: ایجاد تراکنش، تأیید، ثبت حسابداری و تطبیق نباید در اختیار یک فرد یا تیم واحد باشد. مدیریت کلید: دسترسی چندامضایی، سیاست روشن انتقال، ثبت رویداد و طرح بازیابی باید وجود داشته باشد. تطبیق روزانه: دفتر داخلی کاربران باید با کیف پول‌ها، حساب‌های بانکی و مانده متولیان ثالث تطبیق داده شود. کنترل اشخاص وابسته: وام، انتقال یا معامله با مدیران و شرکت‌های هم‌گروه باید سقف، وثیقه، تصویب مستقل و افشای روشن داشته باشد. نظارت هیئت‌مدیره: کمیته ریسک و حسابرسی باید مستقل و مسئول پیگیری مغایرت‌ها باشد. تداوم کسب‌وکار: صرافی باید برای هک، اختلال شبکه، قطع سرویس متولی، هجوم برداشت و ازکارافتادن زیرساخت برنامه آزموده‌شده داشته باشد. گزارشگری مالی: صورت‌های مالی کامل، تلفیقی و حسابرسی‌شده باید همراه با یادداشت‌ها، بندهای شرط و نظر حسابرس منتشر شود. PoR معمولاً اثربخشی این کنترل‌ها را آزمایش نمی‌کند. حسابرسی صورت‌های مالی نیز تضمین مطلق نبود تقلب یا ورشکستگی آینده نیست، اما دامنه، استاندارد، استقلال، شواهد و پاسخ‌گویی آن با یک رسیدگی محدود به موجودی کیف پول تفاوت دارد. چارچوب توصیه‌های سطح‌بالای FSB برای بازارها و فعالیت‌های کریپتویی بر حاکمیت، مدیریت ریسک، گردآوری و گزارش داده، افشای وضعیت مالی، کنترل ریسک اتصال‌ها و نظارت جامع بر ارائه‌دهندگان چندمنظوره تأکید می‌کند. کنترل داخلی در این چارچوب بخشی از ارزیابی توان بازپرداخت است. علامت‌های خطر ارائه گزارش PoR با عنوان «حسابرسی کامل» نبود نام مؤسسه مستقل، استاندارد رسیدگی و دامنه کار نظر مشروط حسابرس، ابهام درباره تداوم فعالیت یا تأخیر طولانی در انتشار صورت‌های مالی تغییر مکرر حسابرس یا کناره‌گیری ناگهانی او تمرکز اختیار کیف پول و معاملات اختصاصی در مدیریت ارشد نبود افشای معاملات با اشخاص وابسته و شرکت‌های خارج از کشور لایه ششم: حقوق مالکیت و تفکیک دارایی مشتری آخرین لایه تعیین می‌کند در روز بحران چه کسی از نظر حقوقی صاحب دارایی است. عددی که در پنل کاربر دیده می‌شود ممکن است حق مالکیت مستقیم بر رمزارز مشخص، طلب قراردادی از صرافی یا طلب بدون وثیقه از یک شرکت در حوزه قضایی دیگر باشد. این سه وضعیت نتیجه یکسانی در ورشکستگی ندارند. پنج پرسش حقوقی اصلی مالکیت: شرایط استفاده صریحاً می‌گوید مالکیت دارایی نزد کاربر می‌ماند یا به صرافی منتقل می‌شود؟ تفکیک: دارایی مشتری در دفتر حسابداری و کیف پول از دارایی شرکت جداست؟ منع استفاده اختصاصی: صرافی بدون رضایت روشن می‌تواند دارایی را وام دهد، وثیقه بگذارد یا معامله کند؟ حمایت در ورشکستگی: دارایی تفکیک‌شده خارج از دارایی‌های قابل تقسیم میان طلبکاران شرکت می‌ماند یا وارد توده ورشکستگی می‌شود؟ شخص حقوقی و قانون حاکم: قرارداد با کدام شرکت بسته شده، مجوز آن متعلق به کجاست و دعوا در کدام کشور رسیدگی می‌شود؟ تفکیک عملیاتی بدون تفکیک حقوقی کافی نیست. صرافی ممکن است برای مدیریت داخلی کیف پول‌های جدا داشته باشد، اما قرارداد همچنان به آن اجازه استفاده از دارایی را بدهد. تفکیک حقوقی بدون کنترل عملیاتی نیز ضعیف است؛ اگر دارایی مشتری در همان کیف پول عملیاتی شرکت جابه‌جا شود، اثبات و بازگرداندن آن در بحران دشوارتر می‌شود. گزارش FSI تأکید می‌کند نگهداری تفکیک‌شده می‌تواند از استفاده اختصاصی صرافی جلوگیری کند و انتقال مالکیت در محصولات سودده را محدود سازد. با این حال، اگر کاربر آگاهانه دارایی را به صرافی قرض دهد، افشا و تفکیک به‌تنهایی ریسک اعتباری را حذف نمی‌کند. کاربر در این حالت عملاً بازده را در برابر پذیرش ریسک طرف مقابل دریافت می‌کند. علامت‌های خطر بندهایی که به صرافی اختیار «استفاده، انتقال، وثیقه‌گذاری یا وام‌دهی» بدون محدودیت می‌دهند نامشخص‌بودن شرکت طرف قرارداد یا تغییر آن با یک اعلان عمومی نبود توضیح درباره وضعیت دارایی در ورشکستگی تجمیع دارایی مشتری و شرکت در حساب یا کیف پول مشترک نبود متولی مستقل یا گزارش تطبیق دارایی‌های امانی قرارگرفتن کاربر عادی در ردیف طلبکاران بدون وثیقه یک مثال فرضی: چرا پوشش ۱۱۰درصدی ممکن است کافی نباشد؟ فرض کنید صرافی «الف» اعلام می‌کند در برابر ۱۰۰ میلیون دلار مانده کاربران، ۱۱۰ میلیون دلار ذخیره دارد. در نگاه اول، نسبت پوشش ۱۱۰درصد است. بررسی شش‌لایه تصویر دیگری می‌سازد: ۲۰ میلیون دلار از ذخایر، توکن کم‌عمق خود صرافی است. ۱۵ میلیون دلار برای دریافت وام وثیقه شده است. ۱۰ میلیون دلار درست پیش از اسنپ‌شات از یک طرف وابسته قرض گرفته شده است. ۸ میلیون دلار تعهد مشتقه و مالیاتی در عدد بدهی کاربران نیامده است. ۳۰ میلیون دلار از دارایی باقی‌مانده در وام‌های ۹۰روزه درگیر است. قرارداد Earn مالکیت بخشی از دارایی کاربران را به صرافی منتقل می‌کند. حتی پیش از Haircut توکن کم‌عمق، ذخایر آزاد از ۱۱۰ میلیون دلار به ۸۵ میلیون دلار کاهش می‌یابد. با اضافه‌شدن تعهدات حذف‌شده، مخرج به ۱۰۸ میلیون دلار می‌رسد. نسبت ذخایر آزاد به کل بدهی‌ها حدود ۷۹درصد می‌شود. از این ۸۵ میلیون دلار نیز فقط بخشی در ۲۴ ساعت نقد است. این محاسبه فرضی نشان می‌دهد یک نسبت جذاب چگونه پس از بررسی مالکیت، وثیقه، بدهی و سررسید تغییر می‌کند؛ ضرایب و سناریوهای واقعی باید برای هر صرافی جداگانه تعیین شوند. مقررات ایران چه چیزی را وارد بحث کرده است؟ «دستورالعمل تأسیس، فعالیت، انحلال و نظارت بر کارگزاران رمزپول» زبان نظارت را از ثبت شرکت و کنترل درگاه پرداخت فراتر برده و شاخص‌های مالی و کنترلی را وارد چارچوب کرده است. در متن دستورالعمل کارگزاران رمزپول برای مؤسسان و شرکای حقوقی، نسبت بدهی حداکثر ۰.۵، نسبت آنی حداقل یک، نبود زیان انباشته در برآیند عملکرد سه سال اخیر بر مبنای صورت‌های مالی سالانه حسابرسی‌شده و نبود بدهی مالیاتی قطعی تعیین‌تکلیف‌نشده پیش‌بینی شده است. نسبت‌های مالی بر مبنای صورت‌های مالی حسابرسی‌شده سال مالی قبل از درخواست محاسبه می‌شوند. ارائه سازوکارهای کنترل داخلی، مدیریت ریسک، حاکمیت شرکتی و صورت‌های مالی سالانه حسابرسی‌شده نیز در فرایند مجوز و نظارت جای دارد. گزارش میهن بلاکچین درباره تصویب دستورالعمل کارگزاران رمزپول توسط بانک مرکزی توضیح می‌دهد که نسبت بدهی و نسبت آنی در شروط مالی تمدید مجوز نیز نقش دارند. این نسبت‌ها چه می‌گویند؟ نسبت بدهی معمولاً سهم بدهی از دارایی را نشان می‌دهد: نسبت بدهی = کل بدهی‌ها ÷ کل دارایی‌ها سقف ۰.۵ یعنی بدهی نباید بیش از نیمی از دارایی باشد؛ البته نحوه طبقه‌بندی دارایی و بدهی، کیفیت ارزش‌گذاری و دامنه تلفیق همچنان تعیین‌کننده است. نسبت آنی توان پوشش بدهی جاری با نقدشونده‌ترین دارایی‌های جاری را می‌سنجد: نسبت آنی = دارایی‌های جاری سریع‌الوصول ÷ بدهی‌های جاری حداقل یک یعنی در محاسبه حسابداری، دارایی سریع‌الوصول باید دست‌کم به اندازه بدهی جاری باشد. اما در بازار کریپتو، نوسان شدید، محدودیت برداشت شبکه، تمرکز استیبل‌کوین، وثیقه‌گذاری و فروش حجیم می‌توانند ارزش عملی این نسبت را تغییر دهند. محدودیت استنباط این شروط را نباید معادل تضمین دولت یا بیمه دارایی کاربران دانست. نسبت مالی حسابداری بدون افشای کامل بدهی کاربران، دارایی‌های مقید، تفکیک حقوقی و آزمون تنش هنوز تصویر ناقصی می‌دهد. ارزش مقررات در این است که مفهوم سلامت مالی، حسابرسی، کنترل داخلی و وضعیت تعهدات را وارد فرایند نظارت کرده است؛ سنجش کامل همچنان به اجرای مؤثر، گزارشگری استاندارد و دسترسی به داده نیاز دارد. امتیازدهی ۱۲امتیازی به شفافیت صرافی برای هر لایه می‌توان از صفر تا دو امتیاز داد: ۰ امتیاز: اطلاعات وجود ندارد، مبهم است یا فقط ادعای تبلیغاتی منتشر شده است. ۱ امتیاز: اطلاعات جزئی، قدیمی، خوداظهاری یا با دامنه محدود وجود دارد. ۲ امتیاز: اطلاعات جاری، کامل، قابل بازتولید و تا حد مناسب مستقل و استانداردشده است. امتیاز کلتفسیر۱۰ تا ۱۲شفافیت نسبتاً قوی؛ فقط در صورت نبود پرچم قرمز جدی۷ تا ۹شواهد ناقص؛ تصمیم به فرض‌های مهم وابسته است۰ تا ۶ابهام بالا؛ سنجش توان بازپرداخت با داده عمومی ممکن نیست سه پرچم قرمز غیرقابل جبران امتیاز بالا نباید این سه مورد را بپوشاند: صرافی کل بدهی‌ها و تعهدات گروه را افشا نمی‌کند. وضعیت دارایی‌های قرض‌گرفته‌شده، وثیقه‌شده یا بازوثیقه‌گذاری‌شده نامشخص است. قرارداد، مالکیت و تفکیک دارایی مشتری در ورشکستگی را روشن نمی‌کند. این سیستم «امتیاز شفافیت» می‌دهد، نه احتمال ورشکستگی. داده عمومی می‌تواند ناقص، منقضی یا دست‌کاری‌شده باشد و حتی حسابرسی استاندارد نیز درباره آینده تضمین نمی‌دهد. چک‌لیست ۱۵دقیقه‌ای ارزیابی یک صرافی پیش از نگهداری موجودی معنادار در یک صرافی، این پرسش‌ها را بررسی کنید: ذخایر تاریخ آخرین گزارش چه زمانی است و دامنه آن کدام شرکت‌ها، دارایی‌ها و شبکه‌ها را پوشش می‌دهد؟ مالکیت و کنترل آدرس‌ها چگونه اثبات شده است؟ چند درصد ذخایر در توکن بومی، دارایی کم‌عمق یا سرمایه‌گذاری خصوصی است؟ بدهی‌ها مجموع بدهی کاربران با روش قابل بررسی منتشر شده است؟ صورت‌های مالی کامل و تلفیقی حسابرسی‌شده وجود دارد؟ وام، مشتقه، مالیات، دعوا و تعهد شرکت‌های وابسته افشا شده‌اند؟ دارایی‌های مقید چه مقدار از ذخایر وثیقه، قرض‌گرفته‌شده، استیک‌شده یا قفل است؟ شرایط استفاده اجازه وام‌دهی یا بازوثیقه‌گذاری دارایی مشتری را می‌دهد؟ نقدینگی صرافی شکاف سررسید و ذخیره نقد در افق ۲۴ساعته و هفت‌روزه را گزارش می‌کند؟ آزمون تنش هجوم برداشت، سقوط قیمت و افزایش Haircut انجام شده است؟ کنترل داخلی و حقوق کاربر مؤسسه مستقل، استاندارد گزارش، دامنه رسیدگی و بندهای شرط مشخص‌اند؟ دارایی مشتری هم در عملیات و هم از نظر حقوقی از دارایی شرکت جداست؟ در ورشکستگی، کاربر مالک دارایی است یا طلبکار بدون وثیقه؟ طرف قرارداد، حوزه قضایی و نهاد ناظر دقیقاً مشخص‌اند؟ نبود پاسخ روشن به یک پرسش مهم، داده است؛ ابهام را نباید به نفع صرافی تفسیر کرد. کاربر عادی با نتیجه این ارزیابی چه کند؟ چارچوب شش‌لایه می‌تواند کیفیت افشا و ریسک طرف مقابل را مقایسه کند، اما ریسک صرافی متمرکز را حذف نمی‌کند. موجودی لازم برای معامله کوتاه‌مدت با پس‌انداز بلندمدت یک کارکرد ندارد. هرچه افق نگهداری و مبلغ بیشتر باشد، هزینه بالقوه ریسک حضانت، توقف برداشت، تحریم و ورشکستگی نیز بزرگ‌تر می‌شود. برای دارایی بلندمدت، کنترل کلید خصوصی ریسک اعتباری صرافی را حذف می‌کند؛ هرچند مسئولیت نگهداری، بازیابی و امنیت را به خود کاربر منتقل می‌سازد. راهنمای چرا صرافی جای نگهداری بلندمدت دارایی نیست این تفاوت را با جزئیات توضیح می‌دهد. سوالات متداول آیا نسبت ذخایر ۱۰۰درصد یعنی صرافی توان بازپرداخت دارد؟خیر. ابتدا باید دامنه بدهی‌ها، مالکیت و کیفیت ذخایر، دارایی‌های مقید و امکان نقدکردن آنها در زمان برداشت بررسی شود. نسبت ۱۰۰درصدی محدود به چند دارایی یا چند کیف پول می‌تواند تصویر ناقصی بسازد.تفاوت توان بازپرداخت و نقدینگی صرافی چیست؟توان بازپرداخت به کافی‌بودن ارزش دارایی‌ها برای پوشش مجموع بدهی‌ها مربوط است. نقدینگی توان پرداخت تعهد در موعد مقرر را می‌سنجد. صرافی ممکن است دارایی کافی داشته باشد، اما به دلیل قفل‌بودن یا سررسید بلند آن نتواند برداشت فوری را بپردازد.آیا اثبات ذخایر (Proof of Reserves) همان حسابرسی است؟خیر. PoR معمولاً رسیدگی محدودی به دارایی‌های مشخص در یک زمان مشخص است. حسابرسی صورت‌های مالی، مجموعه کامل‌تری از دارایی‌ها، بدهی‌ها، عملکرد مالی، یادداشت‌ها و شواهد را طبق استاندارد تعریف‌شده بررسی می‌کند.دارایی مقید یا Encumbered Asset چیست؟دارایی‌ای است که به دلیل وثیقه‌گذاری، وام‌دهی، قفل زمانی، حق حبس، استیکینگ یا تعهد قراردادی آزادانه برای بازپرداخت کاربران قابل استفاده نیست.نسبت آنی یک چه معنایی دارد؟یعنی دارایی‌های جاری سریع‌الوصول، بر مبنای تعریف حسابداری، دست‌کم برابر بدهی‌های جاری‌اند. این نسبت بدون تعدیل نوسان، نقدشوندگی و وضعیت وثیقه‌ها سلامت کامل یک صرافی کریپتو را ثابت نمی‌کند.بالاترین امتیاز در مدل ۱۲امتیازی یعنی صرافی امن است؟خیر. امتیاز بالا فقط نشان می‌دهد شواهد عمومی در شش لایه کامل‌تر و قابل اتکاتر است. هک، تقلب، تغییر مقررات، خطای حسابرس، شوک بازار و رویدادهای پس از گزارش همچنان ممکن‌اند. جمع‌بندی توان بازپرداخت صرافی با یک اسنپ‌شات دارایی سنجیده نمی‌شود. ذخایر باید در برابر همه بدهی‌ها قرار گیرند، دارایی قرض‌گرفته‌شده و وثیقه‌شده کنار گذاشته شود، نقدینگی در چند افق زمانی آزمون شود و کنترل‌های داخلی امکان دست‌کاری و انتقال بی‌ضابطه را محدود کنند. در نهایت، قرارداد و ساختار تفکیک دارایی مشخص می‌کند کاربر در ورشکستگی مالک دارایی باقی می‌ماند یا به طلبکار شرکت تبدیل می‌شود. زنجیره بررسی چنین است: ذخایر → بدهی‌ها → دارایی‌های مقید → نقدینگی → کنترل داخلی → حقوق و تفکیک دارایی مشتری صرافی باید برای هر شش بخش، مدرک جاری، قابل بررسی و دارای دامنه روشن ارائه کند.

چگونه یک شرکت کریپتویی ساختگی کارمندان سایبری کره شمالی را فریب داد؟

رضا حضرتی
23 مرداد 1405 - 16:00
چندان پیش نمی‌آید که از یک خبرنگار خواسته شود در نقش یک سرمایه‌گذار خطرپذیر (VC) ظاهر شود تا کارمندان فناوری اطلاعات (IT) مظنون به ارتباط با کره شمالی را فریب دهد. اما در ماه ژوئن، خبرنگار رسانه کوین‌تلگراف (Cointelegraph) با نام مستعار «آیلین آشرائیور» وارد یک جلسه تصویری در زوم شد تا با تیم توسعه استارت‌آپ کریپتویی بالنا آزول (Ballena Azul) گفتگو کند. به گزارش میهن بلاکچین، کارمندان حاضر در جلسه تصور می‌کردند در حال ارائه طرح خود برای جذب سرمایه خطرپذیر هستند؛ اما در واقعیت، آن‌ها هفته‌ها مشغول کار در یک شرکت کریپتویی جعلی بودند. این دام تحلیلی توسط مائورو الدریچ (بنیان‌گذار شرکت امنیت سایبری BCA LTD) و هاینر گارسیا (تحلیلگر تهدیدات سایبری در Telefónica Tech و بنیان‌گذار NorthScan) پهن شده بود تا ابزارها، روش‌ها و زیرساخت‌های این نیروهای سایبری را به‌دقت زیر ذره‌بین ببرند. ساخت یک هویت جعلی و کشف زیرساخت‌های پنهان پژوهشگران با بهره‌گیری از زیرساخت‌های پلتفرم امنیت سایبری ANY.RUN و استفاده از نام یک شرکت بریتانیایی منحل‌شده در سال ۲۰۲۲، به پروژه بالنا آزول مشروعیت ظاهری بخشیدند. الدریچ هویت هم‌بنیان‌گذاری به نام «لئوناردو نلسون» را بر عهده گرفت و گارسیا نیز با نام مستعار «اندی جونز» نقش سرپرست تیم را ایفا کرد. این حیله زمانی آغاز شد که گارسیا از طریق گیت‌هاب با یک استخدام‌کننده (Recruiter) مرتبط با گروه تهدید سایبری «Famous Chollima» ارتباط گرفت. در پی این ارتباط، سه توسعه‌دهنده به نام‌های «جک اندرسون»، «آنجلو اسپری» و «لوکاس تئو» معرفی شدند که دست‌کم دو نفر از آن‌ها مدارک هویتی آمریکایی ارائه دادند. یکی از باارزش‌ترین دستاوردهای این عملیات پنج‌هفته‌ای، افشای سرورهای واسطه‌ای بود که این کارمندان پیش از اتصال به دسکتاپ‌های مجازی از آن‌ها استفاده می‌کردند. بررسی‌ها نشان داد برخی از این سرورها با بدافزارهای شناخته‌شده کره شمالی (مانند InvisibleFerret و BeaverTail/OtterCookie) که برای سرقت اطلاعات ورود و داده‌های کیف‌پول به کار می‌روند مرتبط بودند، در حالی که برخی دیگر کاملاً جدید بوده و در هیچ‌یک از فهرست‌های مسدودی امنیت سایبری ثبت نشده بودند. تهدیدی فراتر از بدافزار و تأمین مالی رژیم پیونگ‌یانگ به گفته محققان، این کارمندان مظنون برای ایجاد خطر حتماً نیازی به پیاده‌سازی بدافزار ندارند؛ آن‌ها به محض استخدام رسمی، دسترسی مستقیمی به سورس‌کدها، سیستم‌های داخلی و اطلاعات حساس شرکت‌ها پیدا می‌کنند. هرچه حضور آن‌ها بیشتر طول بکشد، حقوق‌های پرداختی به آن‌ها مستقیم‌تر صرف اهداف حکومتی می‌شود. طبق گزارش وزارت خزانه‌داری آمریکا، طرح‌های کارمندان IT کره شمالی تنها در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۸۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده تا به تأمین مالی برنامه‌های تسلیحاتی پیونگ‌یانگ کمک کند. این موضوع ابعاد گسترده‌تری نیز دارد؛ شرکت Consensys در ماه جولای اعلام کرد که پیش از شناسایی تهدید، یک توسعه‌دهنده مرتبط با کره شمالی را استخدام کرده بود. همچنین دادستان‌های ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ چهار تبعه کره شمالی را به اتهام استفاده از هویتی جعلی و سرقت بیش از ۹۰۰,۰۰۰ دلار ارز دیجیتال متهم کردند. در موردی دیگر، دو «لپ‌تاپ فارمر» آمریکایی که سیستم‌های محلی را در اختیار نیروهای کره شمالی قرار می‌دادند، به ۱۸ ماه زندان محکوم شدند. اتکای شدید به هوش مصنوعی و بداهه‌پردازی یکی از نکات برجسته این تحقیقات، وابستگی شدید کارمندان سایبری کره شمالی به ابزارهای هوش مصنوعی بود. آن‌ها برای جبران ضعف‌های فنی، کدنویسی و پاسخ به سؤالات برنامه‌نویسی از ChatGPT استفاده می‌کردند و برای سندسازی و تغییر مدارک هویتی به سراغ Google Gemini می‌رفتند. پژوهشگران برای سنجش رفتار آن‌ها، عمداً مشکلات فنی نظیر قطعی انتخابی شبکه یا ناپدید شدن نشانگر موس ایجاد می‌کردند. گارسیا اشاره می‌کند که برخلاف تصور عموم از وجود دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه، بخش عمده‌ای از فعالیت‌های این افراد بر پایه بداهه‌پردازی پیش می‌رفت و هیچ پروتکل شرکتی صیقل‌خورده‌ای پشت آن‌ها وجود نداشت. برچیدن بالنا آزول و پایان نمایش پس از جمع‌آوری حجم زیادی از داده‌ها شامل تاریخچه چت‌ها، اطلاعات کیف‌پول، گره‌های خروجی VPN و ساعت‌ها ویدئوی ضبط‌شده، زمان پایان دادن به عملیات فرا رسید. محققان شخصیتی ساختگی به نام بنیتو کاملا (هم‌بنیان‌گذار شرکت) را وارد ماجرا کردند تا کارمندان را درباره تناقضات موجود در مدارک هویتی‌شان بازجویی کند. با بالا گرفتن بحث و مطرح شدن سوالات سختگیرانه، این نیروها به‌سرعت جلسه را ترک کردند. برای طبیعی جلوه دادن اوضاع، مدیران ساختگی در کانال تلگرامی شرکت دعوای زرگری راه انداختند و به دلیل «استخدام نیروهای غیرقانونی» شرکت را منحل اعلام کردند. جالب اینجاست که یکی از این کارمندان بعداً در پیامی خصوصی جویای حال مدیر خود شد! تا به امروز، این نیروهای سایبری هنوز نمی‌دانند هفته‌ها تلاششان صرفاً داده‌های تحقیقاتی گران‌بهایی برای تحلیلگران امنیت سایبری تولید کرده است.

کاهش پاداش استیکینگ یا ضربه به دیفای؟ جنگ موافقان و مخالفان پروپوزال EIP-8363 اتریوم

رضا حضرتی
23 مرداد 1405 - 12:00
پژوهشگران اتریوم در ابتدا فقط قصد داشتند پاداش‌ها و مشوق‌های استیکینگ را کاهش دهند؛ اما در عوض، یکی از بزرگ‌ترین مباحثات مربوط به اقتصاد این شبکه را پس از ارتقای Merge کلید زدند. پروپوزال جدید اتریوم تحت عنوان EIP-8363 یا سوزاندن تدریجی انتشار (Tapered Issuance Burn)، با قفل شدن هرچه بیشتر اتریوم برای تامین امنیت شبکه، پاداش‌های استیکینگ را به تدریج کاهش می‌دهد؛ تا جایی که با رسیدن میزان اتریوم‌های استیک‌شده به ۵۰٪ از کل عرضه، انتشار پاداش‌های جدید پروتکل به کلی صفر خواهد شد. طراحان این پروپوزال، از جمله جاستین دریک (Justin Drake) از بنیاد اتریوم و جروم دو تیشه (Jérôme de Tychey) هم‌بنیان‌گذار همایش EthCC، استدلال می‌کنند اتریوم به نقطه‌ای رسیده است که استیکینگ بیشتر، بازدهی بازدارندگی و امنیتی کمتری ایجاد می‌کند و در مقابل موجب رقیق‌شدن داراییِ دارندگانی می‌شود که اتریوم خود را استیک نکرده‌اند. به عبارت دیگر: اتریوم باید از پرداخت هزینه برای امنیتی که دیگر به آن نیاز ندارد دست بردارد. اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: افراد زیادی از این طرح متنفرند! از فعالان دیفای (DeFi) و ارائه‌دهندگان خدمات استیکینگ گرفته تا سرمایه‌گذاران نهادی، منتقدان هشدار می‌دهند که این طرح می‌تواند موجب تضعیف تمرکززدایی، اختلال در بازارهای وام‌دهی اتریوم و سلب اعتماد از سیاست‌های پولی شبکه شود. همان‌طور که مایک سیلاگادزه (Mike Silagadze) بنیان‌گذار Ether.fi می‌گوید: این تصمیم از هر نظری ناامیدکننده است. [...] این برای تمرکززدایی بد است، برای پذیرش عمومی اتریوم بد است و به اعتبار و اعتمادپذیری شبکه ضربه می‌زند. دکتر استیو بریمن (Dr. Steve Berryman)، مدیر مشارکت‌های مشتریان اتریوم در مؤسسه Bitwise می‌گوید: پذیرش و ورود نهادهای مالی نیازمند قطعیت است؛ دستکاری نرخ صدور در مرزها باعث ایجاد عدم قطعیت می‌شود و نهادها از عدم قطعیت متنفرند. حال سوال اینجاست: آیا اتریوم واقعاً دارد هزینه اضافه‌ای برای امنیت می‌پردازد، یا اینکه پروپوزال EIP-8363 راه‌حلی است که به دنبال یک مشکل می‌گردد؟ آیا اتریوم بیش از حد استیک شده است؟ طبق داده‌های صف ولیدیتورهای اتریوم، در حال حاضر حدود ۴۱.۵ میلیون اتریوم استیک شده است که نرخ بازدهی آن ۲.۶۷٪ است و ۳۴.۰۷٪ از کل عرضه اتریوم را تشکیل می‌دهد. اگرچه قفل شدن اتریومِ بیشتر معمولاً حمله به شبکه را سخت‌تر می‌کند، اما طراحان EIP-8363 معتقدند که سود حاصل از این امنیت اضافی روزبه‌روز حاشیه‌ای‌تر و کم‌اثرتر می‌شود؛ آن هم در حالی که اتریوم همچنان به پرداخت پاداش به ولیدیتورها ادامه می‌دهد. پروپوزال EIP-8363 قصد دارد این مشوق را به‌مرور حذف کند. طراحان آن معتقدند به محض اینکه شبکه به امنیت کافی رسید، اتریوم باید یارانه دادن به استیکینگ اضافی را متوقف کند. با این حال، همه موافق نیستند که اصلاً چنین مشکلی از اساس وجود داشته باشد. البته شکّی نیست که میزان استیکینگ رشد چشمگیری داشته و نسبت به ابتدای سال ۱۵٪ افزایش یافته است. اما بریمن استدلال می‌کند که نیروهای طبیعی بازار بدون نیاز به دستکاری سیاست‌های انتشار اتریوم، همین حالا هم در حال کاهش سرعت مشارکت هستند: ما احتمالاً تا پایان امسال به یک سقف طبیعی خواهیم رسید. افت بازدهی به حدود ۲٪ بعید است بتواند اتریوم‌های بسیار بیشتری را جذب قفل شدن در استیکینگ کند؛ چرا که مردم به نقدینگی نیاز دارند. بریمن می‌گوید رشد اخیر عمدتاً توسط ورود بازیگران نهادی بزرگ (مانند Bitmine و BlackRock) هدایت شده است، اما معتقد است به محض اینکه این بازیگران تخصیص دارایی خود را تکمیل کنند، نرخ مشارکت دوباره تثبیت خواهد شد. لئو لنتزا (Leo Lanza)، تحلیلگر حوزه اتریوم که او نیز با این پیشنهاد مخالف است، فرضیه اصلی این طرح مبنی بر اینکه انتشار اتریوم یک «مالیات پنهان» بر غیر‌استیک‌کنندگان است را زیر سوال می‌برد. او می‌گوید تورم سالانه اتریوم زیر ۱٪ باقی مانده است، در حالی که حتی طلا (که برترین دارایی پولی جهان شناخته می‌شود) عرضه خود را سالانه ۱٪ تا ۲٪ افزایش می‌دهد: بازار آزاد خودش این مسئله را حل می‌کند [...] بگذارید بازار خودش را تنظیم کند. آیا درمان، از خودِ بیماری بدتر است؟ موافقان EIP-8363 می‌گویند این تغییر جلوی انتشار بی‌مورد را می‌گیرد و مانع تمرکز بیش از حد استیکینگ در دست متولیان بزرگ (Custodians) و ارائه‌دهندگان لیکوئید استیکینگ (LSTs) می‌شود. اما منتقدان می‌گویند این طرح خطر ایجاد مشکلات به‌مراتب بزرگ‌تری را دارد. گرگ کوموتسوس (Greg Koumoutsos)، مدیر تحقیقات فنی بنیاد Lido Labs می‌گوید نرخ استیکینگ فعلی (حدود یک‌سوم کل عرضه اتریوم) ناسالم به نظر نمی‌رسد، اگرچه فکر کردن پیش‌دستانه درباره استیکینگ بیش از حد منطقی است. او تاکید می‌کند که این پروپوزال، آنچه را که صدور اتریوم بابت آن هزینه پرداخت می‌کند، بیش از حد ساده‌انگاری کرده است: اتریوم فقط بابت ETH قفل‌شده و قابل اسلشینگ (Slashable) هزینه نمی‌پردازد؛ اتریوم دارد بابت تمرکززدایی، تنوع اپراتورها، مقاومت در برابر سانسور و تاب‌آوری شبکه هزینه می‌دهد. در مقابل، دو تیشه پاسخ می‌دهد که پاداش‌های فعلی عملاً به تمرکززدایی بیشتری منجر نشده‌اند؛ زیرا هر استیک‌کننده بدون توجه به اینکه آیا به تنوع ولیدیتورها کمک می‌کند یا نه، پاداش یکسانی دریافت می‌کند: ما سال‌ها این آزمایش را اجرا کردیم: میزان صدور همراه با حجم استیکینگ بالا رفت و مجموعه ولیدیتورها در بهترین حالت حدود ۹۰٪ نمایندگی (Delegated) شد و در دست مشتی صرافی، ارائه‌دهنده خدمات استیکینگ و توکن‌های لیکوئید استیکینگ متمرکز گردید. [...] خرج کردن بیشتر، تمرکززدایی معقولی ایجاد نکرد، بلکه فقط واسطه‌ها را تامین مالی کرد. کوموتسوس پاسخ می‌دهد که کاهش انتشار لزوماً سیاست امنیتی بهتری نیست، مگر اینکه این تعادلات و پیامدهای گسترده‌تر نیز در نظر گرفته شوند. فاکتور مهم دیگر این است که لیکوئید استیکینگ (Liquid Staking) اکنون به‌شدت با اکوسیستم دیفای اتریوم ادغام شده است و مشتقات استیکینگ به‌طور گسترده به‌عنوان وثیقه در بازارهای وام‌دهی و استراتژی‌های بازدهی استفاده می‌شوند. سیلاگادزه معتقد است: این کار بوضوح بخش عظیمی از دیفای را که حول اکوسیستم استیکینگ شکل گرفته از بین خواهد برد. استانی کولچوف (Stani Kulechov)، بنیان‌گذار Aave (بزرگ‌ترین پروتکل وام‌دهی غیرتمرکز اتریوم) می‌گوید کاهش پاداش‌های استیکینگ خطر تضعیف این اکوسیستم گسترده‌تر را به همراه دارد: نگرانی من این است... کسانی که با سود و بتای اتریوم مشکلی نداشتند، ممکن است اتریوم‌های خود را بفروشند و به سراغ دارایی‌های سودده دیگر بروند. [...] اتریوم نباید بابت رشد خود مجازات شود. دو تیشه این فکره را که بازدهی کمتر استیکینگ باعث غیراقتصادی شدن وام‌گیری اتریوم می‌شود رد کرده و استدلال می‌کند که نرخ‌های وام‌گیری باید همگام با بازدهی استیکینگ کاهش یابند: معامله کوچک‌تر می‌شود؛ نمی‌میرد. او همچنین این موضوع را زیر سوال می‌برد که آیا اتریوم باید تا این حد به مشتقات استیکینگ به عنوان پایه و اساس دیفای تکیه کند یا خیر: دیفایی که بر پایه اتریوم خالص (Raw ETH) ساخته شود، بسیار محکم‌تر و مقاوم‌تر از دیفایی است که بر پایه توکن‌های رپ شده (Wrappers) بنا شده باشد. ولیدیتورهای کوچک‌تر بار اصلی هزینه‌ها را به دوش خواهند کشید یکی دیگر از نگرانی‌ها در مورد این پیشنهاد این است که کاهش پاداش‌های استیکینگ می‌تواند در واقع تمرکز قدرت را در میان بزرگ‌ترین شرکت‌کنندگان افزایش دهد. زیرا ولیدیتورهای مستقل (Solo Stakers) از صرفه‌جویی ناشی از مقیاس (Economies of Scale) که کسب‌وکارهای بزرگ استیکینگ، صرافی‌ها یا اپراتورهای نهادی دارند، برخوردار نیستند. کاهش پاداش‌های پروتکل می‌تواند استیکینگ خانگی و مستقل را غیراقتصادی کند، در حالی که سازمان‌های بزرگتر به کار خود ادامه می‌دهند. کوموتسوس می‌گوید: یک ولیدیتور مستقل هزینه‌های واقعی دارد: شاید برخی ولیدیتورهای ایدئولوژیک باقی بمانند، اما بسیاری از ولیدیتورهای مرزی و کوچک باقی نخواهند ماند و افراد جدید بسیار کمتری (اگر اصلاً کسی بیاید) وارد خواهند شد. او می‌افزاید که پلتفرم‌های متمرکز دلایلی فراتر از سود خالص برای استیکینگ دارند؛ مواردی مانند حفظ مشتری، موقعیت‌سنجی رگولاتوری و ادغام محصولات که باعث می‌شود آن‌ها کمتر تمایل به کاهش مشارکت داشته باشند. کوموتسوس همچنین هشدار می‌دهد که حتی در استیکینگ نمایندگی شده، پاداش‌های پایین‌تر می‌تواند محصولات حضانتی متمرکز را بر پروتکل‌های استیکینگ آنچین (که هزینه‌های نگهداری، حاکمیت و ارتقای بالاتری دارند) ترجیح دهد. اما دو تیشه با این استدلال که بازدهی پایین‌تر به نفع اپراتورهای بزرگ است مخالفت می‌کند: یک ولیدیتور مستقل فقط باید از یک موانع بگذرد: یعنی هزینه‌های خودش. اما کسی که دارایی او را نمایندگی می‌کند باید از دو موانع بگذرد: کارمزد ارائه‌دهنده، بعلاوه ریسک اعتماد به فردی دیگر برای اتریوم‌هایش. وقتی بازدهی فشرده و کم شود، آن کارمزد دیگر توجیه اقتصادی نخواهد داشت. مناقشه‌ای فراتر از استیکینگ موافقان می‌گویند صدور کمتر، پروفایل پولی و ارزش بلندمدت اتریوم را تقویت می‌کند. اما منتقدان ادعا می‌کنند که دستکاری و تنظیم مداوم سیاست‌های پولی اتریوم، ادعای قابل پیش‌بینی بودن و قابل اعتماد بودن آن را زیر سوال می‌برد. بریمن استدلال می‌کند نهادهای مالی بیش از بازدهی‌های کمی بالاتر، برای قابل پیش‌بینی بودن ارزش قائل هستند و تغییر این منحنی، ریسک حاکمیت بر بازدهی ایجاد می‌کند: سرمایه‌گذاران نهادی بر همین اساس قیمت‌گذاری خواهند کرد. نهادها استیکینگ را نه به خاطر بازدهی خیلی بالا، بلکه به این دلیل دوست دارند که در زمان نگهداری اتریوم یک بازدهی قابل پیش‌بینی ارائه می‌دهد. چیزی که خراب نیست را چرا می‌خواهید دستکاری و تعمیر کنید؟ سیلاگادزه نیز با این نظر موافق است: هر کشور یا نهاد بزرگی که به این وضعیت نگاه کند، موجه است که افت شدید اعتماد به حاکمیت و ثبات اتریوم را تجربه کند. نحوه ارائه و زمان‌بندی این پروپوزال نیز با انتقاداتی مواجه شد، چرا که تنها دو روز قبل از ددلاین ۶ آگوست (برای بررسی پروپوزال‌ها جهت ارتقای بعدی شبکه اتریوم) منتشر شد. سیلاگادزه می‌گوید تغییری با «پیامدهای بسیار گسترده برای تمام دیفای» نباید در چنین بازه زمانی کوتاهی منتشر می‌شد. در مقابل، دو تیشه اشاره می‌کند که ایده اصلی این طرح از سال ۲۰۲۳ به‌صورت عمومی مورد بحث بوده و پیش‌نویس آن قبل از ثبت رسمی بارها بازبینی شده است: پیشنهاد برای گنجانده شدن (PFI)، نقطه‌ای است که بررسی‌های دقیق تازه شروع می‌شود، نه اینکه در آنجا به پایان برسد. هیچ چیز بدون ماه‌ها بررسی توسط تیم‌های کلاینت و پژوهشگران پیاده‌سازی نخواهد شد. او همچنین معتقد است منتقدان یک اشتباه بنیادی مرتکب می‌شوند و وضعیت موجود را گزینه «امن» فرض می‌کنند: ما بین یک تغییر پرریسک و یک وضعیت موجودِ امن دست به انتخاب نمی‌زنیم؛ ما در حال انتخاب این هستیم که کدام ریسک، دارای یک سقف و کف مشخص است. این واکنش‌های شدید نشان داده است که تغییر اقتصاد اتریوم چقدر دشوار شده است؛ به‌ویژه زمانی که هر دستکاری و تنظیمی، برندگان و بازندگان جدیدی را در سراسر بازارهای استیکینگ، دیفای و سرمایه‌گذاران نهادی ایجاد می‌کند.

چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

علی ابراهیمی
22 مرداد 1405 - 20:00
گاهی برای تشخیص روند بازار ارزهای دیجیتال لازم نیست ده‌ها اندیکاتور را همزمان روی نمودار قرار دهید. یک میانگین متحرک ساده می‌تواند بخش زیادی از نوسانات کوتاه‌مدت را کنار بزند و به شما نشان دهد قیمت در نهایت به کدام سمت حرکت می‌کند. اما ارزش واقعی میانگین‌های متحرک زمانی مشخص می‌شود که بدانیم چطور و در چه شرایطی باید از آن‌ها استفاده کنیم. از تشخیص شروع یک روند صعودی و نزولی گرفته تا پیدا کردن نقاط احتمالی تغییر مومنتوم و شناسایی شرایط اشباع خرید و فروش، میانگین‌های متحرک پایه چندین استراتژی شناخته‌شده در تحلیل تکنیکال هستند. در بازار پرنوسانی مثل ارزهای دیجیتال، شناخت این ابزارها می‌تواند به معامله‌گر کمک کند بین یک حرکت واقعی و نوسان‌های تصادفی تفاوت بگذارد. در این مقاله از میهن بلاکچین، ۴ استراتژی مهم مبتنی بر میانگین متحرک را بررسی می‌کنیم و توضیح می‌دهیم هرکدام در چه شرایطی کاربرد بیشتری دارند. میانگین متحرک چیست و چرا در معامله‌گری اهمیت دارد؟ میانگین متحرک (Moving Average) یکی از ساده‌ترین و در عین حال پرکاربردترین ابزارهای تحلیل تکنیکال است. این اندیکاتور با محاسبه میانگین قیمت در یک بازه مشخص، نوسانات کوتاه‌مدت را تا حدی حذف می‌کند و تصویر واضح‌تری از روند کلی بازار به معامله‌گر می‌دهد. برای مثال، اگر از میانگین متحرک ۲۰ روزه استفاده کنیم، قیمت‌های ۲۰ روز اخیر در محاسبه میانگین نقش دارند. با گذشت هر روز، قدیمی‌ترین داده از محاسبه خارج و قیمت جدید وارد می‌شود. به همین دلیل، میانگین متحرک همراه با قیمت حرکت می‌کند و روند را به شکل روان‌تری نمایش می‌دهد. البته یک نکته مهم وجود دارد: میانگین متحرک اندیکاتوری تاخیری (Lagging Indicator) است. یعنی بر اساس داده‌های گذشته محاسبه می‌شود و معمولاً پس از آغاز حرکت قیمت، تغییر روند را تأیید می‌کند. بنابراین نباید انتظار داشت میانگین متحرک دقیقاً سقف یا کف بازار را پیش‌بینی کند. با این حال، همین ویژگی باعث می‌شود برای تشخیص روند و فیلتر کردن بخشی از نویز بازار بسیار مفید باشد. این موضوع در بازار ارزهای دیجیتال اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه نوسانات شدید قیمت بیت کوین و آلت کوین‌ها می‌تواند در تایم‌فریم‌های کوتاه سیگنال‌های اشتباه زیادی ایجاد کند. دو نوع میانگین متحرک بیشتر از بقیه مورد استفاده قرار می‌گیرند: میانگین متحرک ساده (SMA) و میانگین متحرک نمایی (EMA). در SMA تمام قیمت‌های دوره وزن یکسانی دارند، اما EMA به قیمت‌های جدیدتر وزن بیشتری می‌دهد. به همین دلیل، EMA سریع‌تر به تغییرات بازار واکنش نشان می‌دهد؛ هرچند همین سرعت بیشتر می‌تواند تعداد سیگنال‌های اشتباه را نیز افزایش دهد. در ادامه ۴ استراتژی کاربردی معاملاتی بر پایه میانگین‌های متحرک را بررسی می‌کنیم. ۱- استراتژی تقاطع دو میانگین متحرک؛ کراس طلایی و مرگ یکی از ساده‌ترین روش‌های استفاده از میانگین‌های متحرک، قرار دادن دو میانگین با دوره‌های متفاوت روی نمودار است. هدف این است که با بررسی محل تقاطع آن‌ها، تغییر احتمالی روند یا مومنتوم بازار را شناسایی کنیم. استراتژی تقاطع دو میانگین متحرک یکی از ترکیب‌های معروف در این استراتژی، میانگین‌های متحرک ۵۰ و ۲۰۰ دوره‌ای است. زمانی که میانگین کوتاه‌مدت از پایین به بالای میانگین بلندمدت حرکت کند، اصطلاحاً با کراس طلایی (Golden Cross) مواجه هستیم. این اتفاق معمولاً به‌عنوان نشانه‌ای از تقویت مومنتوم صعودی و احتمال شکل‌گیری یک روند صعودی بزرگ‌تر در نظر گرفته می‌شود. در مقابل، اگر میانگین کوتاه‌مدت از بالا به پایین میانگین بلندمدت را قطع کند، کراس مرگ (Death Cross) شکل گرفته است. این وضعیت می‌تواند هشداری برای تضعیف روند و افزایش قدرت فروشندگان باشد. اما نباید یک نکته مهم را فراموش کرد: کراس طلایی یا کراس مرگ به‌تنهایی سیگنال قطعی خرید و فروش نیستند. چون میانگین‌های متحرک بر اساس داده‌های گذشته ساخته می‌شوند، تقاطع آن‌ها معمولاً با تأخیر اتفاق می‌افتد. در یک بازار پرنوسان ممکن است قیمت پیش از شکل‌گیری کراس، بخش قابل‌توجهی از حرکت خود را انجام داده باشد. به همین دلیل، معامله‌گران معمولاً این سیگنال‌ها را در کنار حجم معاملات، ساختار بازار، حمایت و مقاومت یا سایر اندیکاتورها بررسی می‌کنند. این استراتژی را می‌توان هم با SMA و هم با EMA اجرا کرد. EMA سریع‌تر واکنش نشان می‌دهد و بنابراین زودتر سیگنال ایجاد می‌کند، اما در عوض احتمال دریافت سیگنال‌های کاذب نیز بیشتر است. ۲- استراتژی ریبون میانگین متحرک؛ دیدن قدرت روند در یک نگاه اگر استفاده از دو میانگین متحرک به شما یک تصویر ساده از روند می‌دهد، ریبون میانگین متحرک (Moving Average Ribbon) می‌تواند جزئیات بیشتری در اختیار بگذارد. در این روش، چند میانگین متحرک با دوره‌های مختلف به‌صورت همزمان روی نمودار قرار می‌گیرند. معمولاً از چهار تا هشت میانگین استفاده می‌شود. برای نمونه، معامله‌گر می‌تواند میانگین‌های ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ دوره‌ای را روی نمودار قرار دهد. استراتژی ریبون میانگین متحرک منطق این روش ساده است: هرچه میانگین‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت از یکدیگر فاصله بیشتری بگیرند و به‌صورت منظم در یک جهت قرار داشته باشند، روند معمولاً قدرت بیشتری دارد. فرض کنید قیمت در حال صعود است و میانگین ۲۰ دوره‌ای بالاتر از میانگین ۵۰ دوره‌ای قرار گرفته و میانگین ۵۰ دوره‌ای نیز بالاتر از ۱۰۰ و ۲۰۰ دوره‌ای است. اگر فاصله میان این میانگین‌ها نیز در حال افزایش باشد، می‌توان آن را نشانه‌ای از تقویت روند صعودی دانست. در طرف مقابل، زمانی که میانگین‌ها به یکدیگر نزدیک می‌شوند یا مرتب یکدیگر را قطع می‌کنند، معمولاً نشان می‌دهد قدرت روند کاهش یافته و بازار ممکن است وارد مرحله‌ای از تثبیت یا نوسان خنثی شده باشد. مزیت اصلی ریبون این است که به معامله‌گر اجازه می‌دهد قدرت روند را فقط با نگاه کردن به نمودار ارزیابی کند. با این حال، در بازارهای رنج بهتر است با احتیاط بیشتری از آن استفاده شود؛ چون میانگین‌ها ممکن است بارها یکدیگر را قطع کنند و سیگنال‌های اشتباه ایجاد شود. به همین دلیل، ریبون میانگین متحرک بیشتر به‌عنوان ابزاری برای تأیید روند کاربرد دارد و بهتر است به‌تنهایی مبنای تصمیم معاملاتی قرار نگیرد. ۳- پوشش‌های میانگین متحرک؛ شناسایی محدوده‌های احتمالی اشباع خرید و فروش در استراتژی پوشش (نوارهای) میانگین متحرک (Moving Average Envelopes)، یک میانگین متحرک در مرکز نمودار قرار می‌گیرد و دو خط در فاصله‌ای مشخص بالاتر و پایین‌تر از آن رسم می‌شوند. برای مثال، معامله‌گر می‌تواند از SMA بیست‌دوره‌ای استفاده کند و دو نوار را در فاصله ۲.۵ یا ۵ درصدی از آن قرار دهد. این فاصله ثابت است و می‌توان آن را بر اساس میزان نوسان معمول دارایی تغییر داد. استراتژی پوشش (نوارهای) میانگین متحرک وقتی قیمت به بالای نوار بالایی حرکت می‌کند، می‌توان گفت بازار نسبت به میانگین خود در محدوده بالاتری قرار گرفته و احتمال اشباع خرید افزایش یافته است. حرکت قیمت به زیر نوار پایینی نیز می‌تواند نشان‌دهنده شرایط اشباع فروش باشد. اما اینجا یکی از رایج‌ترین اشتباهات معامله‌گران تازه‌کار رخ می‌دهد: اشباع خرید لزوماً به معنای سقوط قیمت و اشباع فروش لزوماً به معنای رشد قیمت نیست. در یک روند صعودی قدرتمند، قیمت ممکن است مدت زیادی بالای نوار بالایی باقی بماند. در یک بازار نزولی نیز قیمت می‌تواند برای مدت طولانی زیر نوار پایینی حرکت کند. بنابراین، این سطوح بیشتر به‌عنوان مناطق هشدار برای بررسی احتمال برگشت قیمت استفاده می‌شوند، نه سیگنال قطعی ورود به معامله. پوشش میانگین متحرک با باند بولینگر چه فرقی دارد؟ پوشش‌های میانگین متحرک از نظر ظاهری شباهت زیادی به باندهای بولینگر (Bollinger Bands) دارند؛ هر دو یک میانگین متحرک در مرکز و دو نوار در اطراف آن دارند. تفاوت اصلی در نحوه محاسبه این نوارهاست. در Moving Average Envelopes فاصله نوارها از میانگین با یک درصد ثابت تعیین می‌شود. اما باندهای بولینگر بر اساس انحراف معیار محاسبه می‌شوند. در نتیجه، باندهای بولینگر با افزایش نوسان بازار بازتر و در دوره‌های کم‌نوسان باریک‌تر می‌شوند. پوشش‌های میانگین متحرک چنین قابلیتی ندارند و فاصله آن‌ها از میانگین نسبت ثابتی باقی می‌ماند. ۴- اندیکاتور MACD؛ ترکیب میانگین‌های متحرک برای سنجش مومنتوم MACD یکی از شناخته‌شده‌ترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است که ساختار آن بر پایه میانگین‌های متحرک نمایی شکل گرفته است. با این حال، کاربرد آن با استراتژی‌های قبلی کمی متفاوت است و بیشتر برای بررسی مومنتوم و تغییر قدرت روند استفاده می‌شود. ساختار استاندارد MACD از دو خط اصلی تشکیل شده است: خط MACD که اختلاف میان EMA دوازده‌ دوره‌ای و EMA بیست‌وشش‌دوره‌ای را نشان می‌دهد و خط سیگنال که یک EMA نه‌دوره‌ای از خط MACD است. در کنار این دو خط، هیستوگرام نیز اختلاف میان آن‌ها را نمایش می‌دهد. اندیکاتور MACD یکی از کاربردهای رایج MACD، بررسی تقاطع دو خط است. وقتی خط MACD از پایین خط سیگنال را قطع می‌کند، می‌تواند نشانه افزایش مومنتوم صعودی باشد. برعکس، عبور خط MACD به زیر خط سیگنال می‌تواند از افزایش فشار نزولی خبر دهد. اما یکی از کاربردهای مهم‌تر MACD، واگرایی است. برای مثال، فرض کنید قیمت بیت کوین یک سقف جدید ایجاد کند، اما MACD نتواند سقف جدیدی بالاتر از سقف قبلی بسازد. این وضعیت یک واگرایی منفی ایجاد می‌کند و می‌تواند هشداری باشد که قدرت روند صعودی در حال کاهش است. در حالت معکوس، اگر قیمت کف پایین‌تری ثبت کند اما MACD کف بالاتری بسازد، با واگرایی مثبت مواجه هستیم. این وضعیت می‌تواند نشان دهد فشار فروش در حال کاهش است و احتمال تضعیف روند نزولی وجود دارد. البته واگرایی نیز به‌تنهایی به معنای برگشت قطعی بازار نیست. گاهی قیمت پس از شکل‌گیری واگرایی، همچنان در جهت قبلی حرکت می‌کند. بنابراین بهتر است معامله‌گر برای تأیید تغییر روند، رفتار قیمت و سایر نشانه‌های تکنیکال را نیز بررسی کند. سوالات متداول بهترین میانگین متحرک برای معامله ارزهای دیجیتال کدام است؟میانگین متحرک بهینه‌ای برای همه وجود ندارد؛ میانگین‌های ۹ و ۲۰ دوره‌ای سریع‌ترند و میانگین‌های ۵۰ و ۲۰۰ دوره‌ای بیشتر برای شناسایی روندهای بزرگ‌تر استفاده می‌شوند.آیا استراتژی‌های میانگین متحرک در بازار رنج کار می‌کنند؟معمولاً عملکرد ضعیف‌تری دارند، چراکه عبور مکرر قیمت از میانگین متحرک می‌تواند سیگنال‌های کاذب زیادی ایجاد کند.تفاوت SMA و EMA چیست؟SMA به همه قیمت‌های دوره وزن یکسان می‌دهد، اما EMA به قیمت‌های جدیدتر وزن بیشتری اختصاص می‌دهد و سریع‌تر به تغییرات قیمت واکنش نشان می‌دهد.آیا می‌توان فقط با میانگین متحرک معامله کرد؟بهتر است این کار را نکنید. میانگین متحرک یک اندیکاتور تأخیری است و بهتر است در کنار ابزارهایی مانند حمایت و مقاومت، حجم معاملات و ساختار بازار استفاده شود.آیا کراس طلایی همیشه باعث رشد قیمت می‌شود؟خیر. کراس طلایی فقط نشانه تقویت روند صعودی است و به‌تنهایی تضمینی برای افزایش قیمت نیست. جمع‌بندی؛ میانگین متحرک را ابزار تصمیم‌گیری بدانید، نه پیشگو میانگین‌های متحرک به‌دلیل سادگی و انعطاف‌پذیری، یکی از پایه‌ای‌ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال هستند. از کراس طلایی و کراس مرگ گرفته تا ریبون میانگین متحرک، پوشش‌های میانگین متحرک و MACD، روش‌های مختلفی وجود دارد که به معامله‌گر کمک می‌کنند روند، مومنتوم و نقاط احتمالی تغییر رفتار قیمت را بهتر درک کند. با این حال، نباید میانگین متحرک را یک ابزار پیش‌بینی‌کننده دانست. این اندیکاتور بیشتر برای تأیید روند و کاهش نویز بازار کاربرد دارد و در بازارهای رنج می‌تواند سیگنال‌های اشتباه زیادی ایجاد کند. به همین دلیل، استفاده از آن در کنار تحلیل ساختار قیمت، مدیریت ریسک و سایر ابزارهای تکنیکال معمولاً رویکرد منطقی‌تری است. اگر قصد دارید یکی از این استراتژی‌ها را در معاملات واقعی استفاده کنید، قبل از ورود سرمایه بهتر است آن را روی داده‌های تاریخی دارایی موردنظر بک‌تست کنید. توصیه می‌کنیم حتما مقاله «چگونه استراتژی معاملاتی ارز دیجیتال خود را بک تست کنیم؟راهنمای کامل از صفر تا صد»‌ در بلاگ میهن بلاکچین را مطالعه کنید. 

رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشه‌ای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن می‌کند

شبنم توایی
22 مرداد 1405 - 16:00
در ایران یک «قانون جامع رمزارز» و یک تنظیم‌گر واحد برای تمام دارایی‌های دیجیتال وجود ندارد. بانک مرکزی بر رمزپول‌ها، صرافی‌ها و خدمات مرتبط با مبادله و نگهداری توکن‌های معاملاتی نظارت می‌کند؛ سازمان بورس مسئول اوراق بهادار توکنی است؛ وزارت صمت استخراج و برخی توکن‌های نماینده مالکیت عین را تنظیم می‌کند؛ شورای ملی تأمین مالی تولید بر ابزارهای تأمین مالی و توثیق تمرکز دارد؛ سازمان امور مالیاتی اجرای لایه مالیاتی را بر عهده دارد؛ و مرکز اطلاعات مالی الزامات مبارزه با پول‌شویی را دنبال می‌کند. نتیجه عملی این تقسیم کار آن است که نمی‌توان برای بیت‌کوین، تتر، ریال دیجیتال، توکن یک سهم، توکن دسترسی به خدمت و دستگاه استخراج یک حکم حقوقی واحد نوشت. موضوع، کارکرد دارایی و نوع خدمتی که ارائه می‌شود، تنظیم‌گر و سند حاکم را تعیین می‌کند. یادداشت حقوقی: این مقاله گزارش و تحلیل عمومی مقررات است و جای مشاوره حقوقی یا مالیاتی متناسب با پرونده، قرارداد یا مدل کسب‌وکار مشخص را نمی‌گیرد. از آخرین بازبینی قوانین رمزارز در ایران چه می‌دانیم؟ دستورالعمل نهایی کارگزاران رمزپول در ۵ مهر ۱۴۰۴ تصویب شد و طبق متن منتشرشده، سه ماه بعد لازم‌الاجرا شد. قانون مالیات بر سوداگری و سفته‌بازی رمزارز، رمزپول و رمزدارایی را وارد قلمرو مالیات بر عایدی سرمایه کرده است؛ وصول این مالیات به اعلام استقرار بستر اجرایی وابسته است. نظام‌نامه رمزدارایی‌ها، تنظیم‌گر واحد تعیین نکرده و صلاحیت را میان بانک مرکزی، سازمان بورس، وزارت صمت و شورای ملی تأمین مالی تولید تقسیم کرده است. مقررات تبلیغات رمزدارایی، وعده سود ثابت، تبلیغ معاملات اهرمی و معرفی رمزارز به‌عنوان ابزار پرداخت را ممنوع کرده است. مهم‌ترین خلأهای باز شامل مجوز عمومی نهاد امین، ضوابط اجرایی کامل توکن‌های کاربردی، چارچوب نهایی و عمومی توکن‌های اوراق بهادار، وضعیت بسیاری از خدمات دیفای و سازوکار کامل صورتحساب مالیاتی تراکنش‌های خارج از سکوهای مجاز است. ماتریس تنظیم‌گری رمزارز در ایران ۱۴۰۵ موضوعنهاد ناظر اصلیسند مبناوضعیت فعلیچه چیزی قطعی است؟چه چیزی هنوز مبهم است؟رمزپول و توکن معاملاتیبانک مرکزی و هیأت عالیقانون بانک مرکزی ۱۴۰۲؛ چارچوب بانک مرکزی ۱۴۰۳؛ دستورالعمل ۱۴۰۴دارای مبنای قانونی و مقرره اجراییمجوزدهی و نظارت بر نهادهای فعال در رمزپول با بانک مرکزی استمرز برخی توکن‌های چندکارکردی با توکن کاربردی یا اوراق بهادارصرافی و کارگزار رمزپولبانک مرکزیدستورالعمل تأسیس، فعالیت، انحلال و نظارت بر کارگزاران رمزپوللازم‌الاجرافعالیت حرفه‌ای نیازمند مجوز؛ دو نوع کارگزار با سرمایه و خدمات متفاوت تعریف شده‌اندوضعیت دقیق صدور و انتشار عمومی مجوزها و دوره گذار همه سکوهای قدیمینگهداری دارایی کاربرانبانک مرکزیچارچوب ۱۴۰۳ و دستورالعمل کارگزاراناصل تفکیک کارگزاری و امانت‌داری تثبیت شدهنگهداری حرفه‌ای باید طبق مجوز و ضوابط نهاد امین انجام شودفهرست عمومی نهادهای امین و جزئیات کامل مجوز مستقل حضانتاستیبل‌کوین‌ها مانند تتربانک مرکزیمصوبه هیأت عالی درباره رمزپول پایه‌ثابت؛ دستورالعمل کارگزارانمحدودیت‌های اعلامی برای سکوهای تحت نظارتسقف اعلام‌شده خرید سالانه ۵٬۰۰۰ دلار و نگهداری ۱۰٬۰۰۰ دلار برای هر شناسه یکتانحوه سنجش موجودی خارج از سکوها، اجرای یکپارچه و ضمانت اجرای عملی برای کیف پول شخصیریال دیجیتال/CBDCبانک مرکزیقانون بانک مرکزی و سند ریال دیجیتالدر صلاحیت انحصاری بانک مرکزیانتشار پول رسمی دیجیتال فقط با بانک مرکزی استزمان و دامنه عرضه عمومی و قابلیت‌های نهایی کاربردیتوکن اوراق بهادارسازمان بورس و اوراق بهادارنظام‌نامه رمزدارایی‌ها؛ قوانین بازار اوراق بهادارصلاحیت روشن، چارچوب اجرایی عمومی هنوز کامل نیستتوکنی‌بودن، ماهیت اوراق بهادار را حذف نمی‌کندفرآیند عمومی ثبت، عرضه، معامله، نگهداری و تسویه برای همه انواع توکن‌هاتوکن کاربردی حلقه‌بستهتنظیم‌گر بخشی مرتبط؛ با نقش هماهنگی کمیته تخصصیچارچوب بانک مرکزی و نظام‌نامه رمزدارایی‌هاتعریف شده، اما پراکندهتوکن کاربردی نباید عملاً ابزار پرداخت عمومی یا توکن معاملاتی شودمرجع نهایی مجوز در هر صنعت و معیار تشخیص خروج از حلقه بستهرمزدارایی با پشتوانه و توکن مالکیت عینسازمان بورس یا وزارت صمت، بسته به ماهیتنظام‌نامه و آیین‌نامه توکن‌سازیتقسیم صلاحیت مبتنی بر ماهیت پشتوانهپشتوانه و حق دارنده باید واقعی، قابل اثبات و تحت تنظیم‌گر مربوط باشدتوکن‌های ترکیبی و بازار ثانویه خارج از سکوهای رسمیابزار تأمین مالی و توثیقشورای ملی تأمین مالی تولیدنظام‌نامه رمزدارایی‌ها؛ قانون تأمین مالی تولید و زیرساخت‌هاصلاحیت سیاستی مشخصتوکن تأمین مالی را نمی‌توان صرفاً محصول فناوری دانستاستانداردهای اجرایی، ارزش‌گذاری، ورشکستگی و اجرای وثیقهاستخراج رمزارزوزارت صمت؛ با همکاری وزارت نیرو و سایر دستگاه‌هامصوبه هیأت وزیران و ضوابط استخراج؛ نظام‌نامهمجاز با مجوز و انرژی مجازاستخراج بدون مجوز یا با برق غیرمجاز تخلف استمحدودیت‌های فصلی، تعرفه‌های متغیر و امکان بهره‌برداری مستمرپرداخت داخلی با رمزارزبانک مرکزیچارچوب ۱۴۰۳ و نظام‌نامهممنوع، جز پول دیجیتال بانک مرکزیبیت‌کوین، تتر و سایر رمزدارایی‌ها ابزار پرداخت رسمی داخلی نیستندمرز تسویه قراردادی، تهاتر و پرداخت فنی در مدل‌های خاصتبلیغات رمزداراییکمیسیون عالی تنظیم مقررات فضای مجازی؛ وزارت ارشاد و تنظیم‌گران بخشیمقررات تبلیغات رمزدارایی‌هادارای مقرره اختصاصیسود تضمینی، تبلیغ اهرم و معرفی رمزارز به‌عنوان ابزار پرداخت ممنوع استفهرست نهایی مجوزها، رتبه‌بندی سکوها و سازوکار یکسان اجرا در همه رسانه‌هامبارزه با پول‌شوییمرکز اطلاعات مالی، بانک مرکزی و اشخاص مشمولقانون و آیین‌نامه مبارزه با پول‌شویی؛ دستورالعمل کارگزارانالزام جاری برای کسب‌وکارهای تحت نظارتKYC، نگهداری سوابق، پایش و گزارش معاملات مشکوک لازم استاستاندارد فنی یکپارچه برای تراکنش‌های خودحضانتی و خدمات غیرمتمرکزمالیات نقل‌وانتقال و عایدیسازمان امور مالیاتیقانون مالیات بر سوداگری و سفته‌بازی ۱۴۰۴قانون تصویب شده؛ وصول مشروط به بستر اجراییرمزارز، رمزپول و رمزدارایی در دامنه قانون‌اند؛ رمزریال استثنا شده استتاریخ اعلام رسمی بستر، ارزش‌گذاری آنچین، بهای تمام‌شده و اجرای صورتحساب خارج از سکواینماد و درگاه پرداختمرکز توسعه تجارت الکترونیکی، شاپرک و بانک مرکزیضوابط تجارت الکترونیکی و مقررات پرداختلایه تکمیلی فعالیت سکودسترسی به خدمات بانکی و درگاه به رعایت الزامات نهادی وابسته استهماهنگی کامل میان اینماد، مجوز بانک مرکزی و فهرست‌های صنفی چرا ایران یک تنظیم‌گر واحد برای همه رمزارزها ندارد؟ دلیل اصلی، تفاوت کارکرد دارایی‌هاست. یک توکن می‌تواند وسیله مبادله باشد، مالکیت یک دارایی را نمایندگی کند، حق دریافت سود یا مشارکت بدهد، فقط کلید دسترسی به یک خدمت باشد یا پول رسمی دیجیتال بانک مرکزی محسوب شود. مقررات ایران اختیار را بر اساس همین کارکرد تقسیم کرده است. نظام‌نامه رمزارز مصوب ۱۹ دی ۱۴۰۳ این تقسیم کار را به‌صراحت وارد ساختار حقوقی کرده است. مطابق جدول ماده ۴ آن، ابزار پرداخت خارجی و داخلی و CBDC زیر نظر بانک مرکزی قرار می‌گیرند؛ سازمان بورس بر اوراق بهادار رمزدارایی باپشتوانه نظارت می‌کند؛ وزارت صمت تنظیم‌گر استخراج و ابزار معامله مالکیت عین است؛ و شورای ملی تأمین مالی تولید مسئول ابزارهای تأمین مالی، توثیق و برخی کاربردهای تأمین مالی خارجی است. این نظام‌نامه مسئله تعارض صلاحیت را کاملاً حل نکرده است، اما نقطه شروع دقیق‌تری از عبارت کلی «همه‌چیز زیر نظر بانک مرکزی است» می‌دهد. میهن بلاکچین پیش‌تر در گزارشی درباره تقسیم کار تنظیم‌گران رمزدارایی و ابهام‌های باقی‌مانده این چندپارگی را بررسی کرده است. سلسله‌مراتب اسناد چگونه است؟ برای فهم حکم فعلی، باید میان پنج سطح تمایز گذاشت: قانون مصوب مجلس: مانند قانون بانک مرکزی و قانون مالیات بر سوداگری. دستگاه اجرایی نمی‌تواند با دستورالعمل، حکم قانون را کنار بگذارد. مصوبه بالادستی تنظیم‌گری: مانند نظام‌نامه رمزدارایی‌های کمیسیون عالی تنظیم مقررات فضای مجازی که تقسیم کار نهادی را تعیین می‌کند. مقرره اجرایی تخصصی: مانند دستورالعمل کارگزاران رمزپول که شرایط تأسیس، سرمایه، مجوز و نظارت را مشخص می‌کند. ابلاغیه و تصمیم موردی: مانند سقف خرید و نگهداری رمزپول پایه‌ثابت یا الزامات درگاه پرداخت. خبر، مصاحبه و فهرست صنفی: این موارد می‌توانند وضعیت اجرا را نشان دهند، اما خودشان همیشه قانون یا مجوز نیستند. هرگاه یک خبر با متن سند تفاوت داشته باشد، متن مصوب و تاریخ لازم‌الاجراشدن آن اولویت دارد. هرگاه دو نهاد درباره صلاحیت اختلاف داشته باشند، باید ابتدا ماهیت دارایی و سپس قانون بالادستی هر نهاد بررسی شود. قانون بانک مرکزی دقیقاً چه اختیاری درباره رمزپول داده است؟ قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۳۰ خرداد ۱۴۰۲ نخستین پایه قانونی روشن برای صلاحیت بانک مرکزی در حوزه رمزپول است. بند «ض» ماده ۱، رمزپول را پول دیجیتال رمزنگاری‌شده‌ای تعریف می‌کند که می‌تواند بر بستر پایگاه داده اشتراکی به‌شکل متمرکز یا غیرمتمرکز ایجاد و به‌صورت غیرمتمرکز مبادله شود. سه حکم این قانون برای بازار کریپتو اهمیت بیشتری دارند: هیأت عالی درباره جواز نگهداری و مبادله انواع رمزپول تصمیم می‌گیرد. ایجاد و توسعه بازارهای متشکل رمزپول‌های مجاز در حوزه وظایف بانک مرکزی قرار گرفته است. ماده ۵۹، ابلاغ دستورالعمل‌های نظام پرداخت، فناوری‌های مالی مرتبط با ابزار پرداخت و رمزپول و نیز مجوزدهی و نظارت بر نهادهای فعال را در صلاحیت انحصاری بانک مرکزی می‌گذارد. نامه رئیس‌جمهور در ۱۶ بهمن ۱۴۰۳ نیز بانک مرکزی را متولی انحصاری ساماندهی بازار رمزپول و مرجع مجوزدهی فعالان این حوزه معرفی کرد. این نامه دامنه صلاحیت را برای رمزپول‌های جهان‌روا و پایه‌ثابت توضیح می‌دهد، اما نمی‌تواند توکن اوراق بهادار یا هر رمزدارایی غیرپولی را صرفاً با تغییر نام زیر صلاحیت بانک مرکزی ببرد. رمزپول، توکن اوراق بهادار و توکن کاربردی چه تفاوتی دارند؟ چارچوب سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری بانک مرکزی در حوزه رمزپول‌ها سه دسته را از هم جدا کرده است: دستهکارکرد غالبنمونه مفهومیتنظیم‌گر محتملرمزپول/توکن معاملاتیمبادله، ذخیره ارزش یا معامله در بازاربیت‌کوین، اتر و استیبل‌کوین‌ها با توجه به کارکرد معاملاتیبانک مرکزی برای خدمات و بازار داخلیتوکن اوراق بهادارنمایندگی حق مالی، سهم، سود یا پشتوانه سرمایه‌گذاریتوکن سهام، اوراق بدهی یا واحد سرمایه‌گذاریسازمان بورس و اوراق بهادارتوکن کاربردیدسترسی محدود به کالا، خدمت یا امتیاز در یک زیست‌بوم بستهاعتبار مصرف یک سرویس که بازار عمومی نداردتنظیم‌گر بخشی مربوط؛ بسته به صنعت و طراحی نامی که ناشر برای توکن انتخاب می‌کند تعیین‌کننده نیست. اگر «توکن کاربردی» آزادانه معامله شود، بازار ثانویه عمومی داشته باشد، وعده سود بدهد یا نقش پول پیدا کند، ممکن است از تعریف حلقه‌بسته خارج شود. اگر توکن ادعای مالکیت، سود یا بازپرداخت سرمایه ایجاد کند، احتمال ورود قوانین اوراق بهادار یا تأمین مالی بالا می‌رود. توکن‌های چندکارکردی دشوارترین پرونده‌اند. برای مثال، توکنی که هم دسترسی به خدمت می‌دهد و هم در بازار ثانویه با انتظار سود فروخته می‌شود، با یک برچسب ساده قابل طبقه‌بندی نیست. قرارداد، وایت‌پیپر، نحوه بازاریابی، جریان وجوه و حقوق واقعی دارنده باید با هم بررسی شوند. دستورالعمل کارگزاران رمزپول چه چیزی را تغییر داد؟ دستورالعمل تأسیس، فعالیت، انحلال و نظارت بر کارگزاران رمزپول در ۵ مهر ۱۴۰۴ در هیأت عالی بانک مرکزی تصویب شد. متن منتشرشده ۵۸ ماده و ۲۸ تبصره دارد و سه ماه پس از تصویب لازم‌الاجرا شده است. این سند مهم‌ترین مقرره اجرایی فعلی برای صرافی‌های داخلی است. دستورالعمل دو نوع کارگزار تعریف می‌کند: کارگزار نوع اول: خرید، فروش و مبادله رمزپول و خدماتی که در محدوده مجاز آن تعیین می‌شود؛ حداقل سرمایه ۴۰۰ میلیارد ریال. کارگزار نوع دوم: خدمات نوع اول به‌علاوه راه‌اندازی و اداره سکوی مبادله و سبدگردانی در صورت صدور ضوابط تکمیلی؛ حداقل سرمایه ۴٬۰۰۰ میلیارد ریال. سرمایه باید از آورده نقدی شرکا تأمین شود. قالب اصلی تأسیس، شرکت تضامنی است. برای فعالان پیشین امکان قالب مختلط سهامی نیز در متن پیش‌بینی شده است. ارائه مشاوره و سبدگردانی تا زمان ابلاغ الزامات اختصاصی بانک مرکزی مجاز نیست. این سند همچنین میان کارگزاری و عملیات بانکی مرز می‌گذارد. کارگزار نمی‌تواند سپرده بگیرد، سود تضمین کند، تسهیلات بدهد یا خدماتی را ارائه کند که قانون برای بانک و مؤسسه اعتباری نگه داشته است. جزئیات تصویب نهایی در خبر تصویب دستورالعمل کارگزاران رمزپول آمده است. مجوز کارگزار چگونه صادر و تمدید می‌شود؟ پس از ثبت شرکت، کارگزار سه ماه برای ارائه مدارک مجوز فعالیت فرصت دارد؛ این مهلت یک‌بار و برای سه ماه دیگر قابل تمدید است. مجوز نخست یک‌ساله است و در صورت احراز شرایط می‌تواند تا دو سال تمدید شود. تمدید فقط مسئله ثبت شرکت نیست. کارگزار باید بدهی قطعی مالیاتی و تعهد غیرجاری نداشته باشد، الزامات امنیت و فناوری اطلاعات را اجرا کند، سازوکار مبارزه با پول‌شویی و احراز هویت داشته باشد و نسبت‌های مالی مقرر را حفظ کند. نسبت بدهی باید حداکثر ۰٫۵ و نسبت آنی حداقل یک باشد. آیا هر صرافی فعال در ایران مجوز بانک مرکزی دارد؟ فعال‌بودن سایت، داشتن اینماد، عضویت در انجمن، اتصال به درگاه پرداخت یا قرارگرفتن در فهرست مجاز تبلیغاتی به‌تنهایی اثبات‌کننده مجوز نهایی بانک مرکزی نیست. معیار قابل اتکا، مجوزی است که مرجع قانونی صادر کرده و امکان راستی‌آزمایی عمومی آن وجود دارد. این تمایز برای کاربران مهم است. عبارت‌های «در حال طی فرایند»، «مورد تأیید انجمن»، «دارای اینماد» و «دارای مجوز بانک مرکزی» چهار وضعیت متفاوت‌اند. تا زمانی که فهرست جامع و به‌روز مجوزهای نهایی با جزئیات نوع مجوز منتشر نشود، درباره هر سکوی مشخص باید محتاط بود. نگهداری دارایی کاربران و نهاد امین چه وضعی دارد؟ چارچوب بانک مرکزی اصل تفکیک کارگزاری از نگهداری حرفه‌ای را پذیرفته است. کارگزاری که رمزپول کاربران را نگهداری می‌کند باید مجوز نهاد امین داشته باشد یا از خدمات نهاد امین مجاز استفاده کند. هدف این تفکیک، کاهش اختلاط دارایی مشتری با دارایی عملیاتی صرافی و ایجاد کنترل مستقل بر ذخایر است. با این حال، پاسخ عملی به سه پرسش هنوز به انتشار جزئیات بیشتری نیاز دارد: کدام نهادها مجوز مستقل امانت‌داری گرفته‌اند؟ دارایی مشتری در ورشکستگی کارگزار دقیقاً چه اولویتی دارد؟ اثبات ذخایر، تفکیک کیف پول، بیمه و جبران کسری با چه استاندارد واحدی سنجیده می‌شود؟ تا روشن‌شدن این موارد، کاربر نباید «نظارت بانک مرکزی» را با تضمین اصل دارایی اشتباه بگیرد. خود بانک مرکزی در اسنادش مسئولیت جبران زیان ناشی از نوسان، تحریم، مسدودشدن کیف پول یا تخلف کسب‌وکار را نپذیرفته است. خرید و نگهداری رمزارز برای مردم در ایران جرم است؟ در اسناد بررسی‌شده، حکم عامی که صرف خرید یا نگهداری شخصی بیت‌کوین، اتر یا تتر را برای همه شهروندان جرم بداند وجود ندارد. مقررات عمدتاً بر ارائه‌دهندگان خدمت، بازارهای مبادله، پرداخت داخلی، منشأ وجوه، مالیات و فعالیت‌های بدون مجوز تمرکز دارند. این پاسخ به معنی آزادی بدون قید نیست. چهار محدودیت اصلی وجود دارد: ارائه حرفه‌ای خدمات خریدوفروش و نگهداری به دیگران نیازمند مجوز است. استفاده از رمزدارایی به‌عنوان ابزار پرداخت داخلی ممنوع است. تراکنش‌های مرتبط با پول‌شویی، کلاهبرداری، قاچاق، فرار مالیاتی یا تأمین مالی تروریسم تابع قوانین کیفری و مالی‌اند. سکوهای تحت نظارت باید سقف‌ها، احراز هویت، گزارش‌دهی و دستورات محدودکننده بانک مرکزی را اجرا کنند. بنابراین «جرم نبودن نگهداری شخصی» با «رسمیت پولی»، «تضمین دولت» یا «امکان استفاده در پرداخت» برابر نیست. آیا می‌توان با تتر یا بیت‌کوین در ایران کالا خرید؟ خیر؛ استفاده از رمزدارایی به‌عنوان ابزار پرداخت داخلی، جز پول دیجیتال بانک مرکزی، ممنوع اعلام شده است. این ممنوعیت در چارچوب بانک مرکزی و نظام‌نامه رمزدارایی‌ها تکرار شده و در مقررات تبلیغات نیز معرفی رمزارز به‌عنوان ابزار پرداخت ممنوع است. این حکم، خریدوفروش خود دارایی را با پرداخت کالا و خدمت یکی نمی‌داند. معامله تتر در سکوی مجاز یک فعالیت مبادله‌ای است؛ قیمت‌گذاری و تسویه یک لپ‌تاپ یا اجاره خانه با تتر، استفاده از رمزدارایی به‌عنوان ابزار پرداخت داخلی است. در پرونده‌های تهاتر یا قراردادهای خصوصی پیچیده، نام‌گذاری قرارداد تعیین‌کننده نهایی نیست. اگر نتیجه اقتصادی معامله، ایفای دین یا پرداخت بهای کالا با رمزدارایی باشد، ریسک انطباق با ممنوعیت پرداخت باقی می‌ماند. محدودیت تتر و استیبل‌کوین‌ها دقیقاً چیست؟ هیأت عالی بانک مرکزی در ۵ مهر ۱۴۰۴ برای رمزپول‌های پایه‌ثابت، از جمله تتر، دو سقف اعلام کرد: مجموع خرید سالانه هر کاربر حقیقی یا حقوقی در همه سکوهای کارگزاران رمزپول: معادل ۵٬۰۰۰ دلار. سقف نگهداری مجموع رمزپول پایه‌ثابت برای هر شناسه ملی یکتا: معادل ۱۰٬۰۰۰ دلار. این محدودیت در گزارش میهن بلاکچین درباره سقف خرید و نگهداری استیبل‌کوین‌ها تشریح شده است. دامنه روشن مصوبه، سکوهای معاملاتی کارگزاران رمزپول و کاربران شناسایی‌شده آنهاست. چگونگی مشاهده و اجرای سقف نگهداری در کیف پول کاملاً شخصی، سازوکار تجمیع موجودی میان زنجیره‌ها و ضمانت اجرای مستقیم خارج از سکوهای داخلی به شفاف‌سازی فنی و حقوقی بیشتری نیاز دارد. به همین دلیل نباید جمله «داشتن بیش از ۱۰ هزار تتر در هر کیف پولی جرم است» را بدون سند تکمیلی منتشر کرد. ریال دیجیتال چه تفاوتی با بیت‌کوین و تتر دارد؟ ریال دیجیتال پول رسمی دیجیتال بانک مرکزی است. بیت‌کوین صادرکننده مرکزی ندارد و تتر تعهد یک شرکت خصوصی خارجی نسبت به دارایی پشتوانه است. ریال دیجیتال، بدهی یا پول منتشرشده از سوی بانک مرکزی و بخشی از نظام پولی رسمی ایران محسوب می‌شود. قانون بانک مرکزی انتشار پول رایج دیجیتال را در انحصار بانک مرکزی قرار داده است. به همین دلیل ریال دیجیتال از محدودیت عمومی استفاده از رمزدارایی به‌عنوان ابزار پرداخت استثنا می‌شود و قانون مالیات بر سوداگری نیز رمزریال را از فهرست رمزدارایی‌های مشمول مالیات بر عایدی کنار گذاشته است. برای شناخت معماری و سابقه پروژه می‌توان راهنمای ریال دیجیتال بانک مرکزی را دید. مالیات رمزارز در ایران در سال ۱۴۰۵ چگونه است؟ قانون مالیات بر سوداگری و سفته‌بازی مصوب ۸ تیر ۱۴۰۴ انواع رمزدارایی، رمزپول به‌استثنای رمزریال و رمزارز را در بند ۵ ماده ۴۶ اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم قرار داده است. اشخاص غیرتجاری در صورت انتقال این دارایی‌ها می‌توانند مشمول مالیات بر عایدی سرمایه شوند. قانون‌شدن مالیات با شروع وصول آن یکسان نیست. تبصره ۳ ماده ۴۶، اخذ مالیات این فصل را به استقرار بستر اجرایی سامانه مؤدیان وابسته کرده است. سازمان امور مالیاتی اعلام کرده بود برای ایجاد این بستر ۲۰ ماه فرصت دارد. تا آخرین بازبینی این مقاله، اعلام رسمی قابل اتکایی مبنی بر استقرار کامل بستر و شروع عمومی وصول مالیات رمزارز پیدا نشد. خبر ابلاغ قانون مالیات بر سوداگری و ورود رمزارز به دامنه آن سابقه تقنینی این تغییر را توضیح می‌دهد. نرخ مالیات چگونه محاسبه می‌شود؟ برای دوره تملک یک سال و بیشتر، مجموع عایدی سرمایه سالانه با نرخ‌های ماده ۱۳۱ قانون مالیات‌های مستقیم محاسبه می‌شود. برای دوره تملک کمتر از یک سال، نرخ ۱۰ واحد درصد بالاتر از بالاترین نرخ ماده ۱۳۱ است. قانون همچنین کسر عایدی ناشی از تورم را تحت شرایط مقرر پذیرفته است. این محاسبه به قیمت خرید، قیمت فروش، دوره تملک، صورتحساب الکترونیکی و هویت تجاری یا غیرتجاری مؤدی وابسته است. در معاملات رمزارزی، اختلاف نرخ صرافی‌ها، کارمزد شبکه، جابه‌جایی میان کیف پول‌های متعلق به یک شخص و خریدهای چندمرحله‌ای می‌تواند تعیین بهای تمام‌شده را دشوار کند. چه معافیت‌هایی برای رمزارز پیش‌بینی شده است؟ مهم‌ترین موارد عبارت‌اند از: فروش رمزدارایی توسط شخص غیرتجاری به شخص تجاری مجاز موضوع قانون، از مالیات بر عایدی سرمایه این فصل معاف شده است. مجموع درآمد اشخاص غیرتجاری از انتقال طلا، ارز و رمزدارایی در هر پنج سال تا سقف پنج برابر معافیت ماده ۸۴ از مالیات این فصل معاف است. دارایی‌های این گروه که پیش از استقرار بستر اجرایی تملک شده‌اند، تا سه سال پس از استقرار بستر از مالیات این فصل معاف‌اند. معاوضه یک رمزدارایی با دارایی دیگری از همان بند، در صورت صدور صورتحساب الکترونیکی و رعایت شرایط، می‌تواند از مالیات بر عایدی معاف باشد. توضیح سخنگوی سازمان امور مالیاتی درباره معافیت فروش رمزارز به اشخاص تجاری مجاز برای فهم این استثنا مهم است. عبارت «صرافی مجاز» در این بخش باید دقیقاً بر اساس تعریف قانون و مجوزهای معتبر تفسیر شود، نه شهرت بازار یا عضویت صنفی. انتقال از کیف پول شخصی به صرافی چه اثر مالیاتی دارد؟ ورود رمزارز از کیف پول شخصی یا منبعی خارج از شبکه سکوهای مجاز، مسئله اثبات مالکیت، قیمت خرید و منشأ دارایی را ایجاد می‌کند. قانون، اشخاص تجاری مجاز به خریدوفروش رمزپول و رمزدارایی را به صدور صورتحساب الکترونیکی حتی در صورت نبود اطلاعات هویتی یکی از طرفین ملزم کرده است. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس که در مطلب ردیابی مالیاتی انتقال از کیف پول شخصی به صرافی بازتاب یافته، چهار مسیر تراکنش را از هم جدا می‌کند: درون یک صرافی، میان دو صرافی، خروج از صرافی به کیف پول شخصی و ورود از کیف پول شخصی به صرافی. هرچه تراکنش از زنجیره صورتحساب رسمی دورتر شود، اثبات بهای خرید و ماهیت انتقال دشوارتر می‌شود. انتقال میان دو کیف پول متعلق به یک شخص از نظر اقتصادی فروش نیست، اما اگر سامانه نتواند مالکیت مشترک را تشخیص دهد، احتمال ایجاد ابهام داده‌ای وجود دارد. نگهداری سوابق خرید، TXID، آدرس‌های متعلق به شخص، کارمزدها و هدف انتقال برای حل اختلاف احتمالی ضروری است. مرکز اطلاعات مالی و مقررات ضدپول‌شویی چه نقشی دارند؟ مرکز اطلاعات مالی تنظیم‌گر قیمت یا فناوری بلاکچین نیست. نقش آن دریافت و تحلیل گزارش‌های مالی، شناسایی الگوهای مشکوک و هماهنگی اجرای قانون مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم است. بانک مرکزی نیز الزامات AML/CFT را در مجوز و نظارت کارگزاران رمزپول وارد کرده است. برای یک سکوی داخلی، حداقل تعهدات عملی شامل این موارد است: احراز هویت مشتری و ذی‌نفع واقعی؛ تطبیق حساب بانکی و هویت کاربر؛ نگهداری سوابق سفارش، تراکنش، واریز و برداشت؛ پایش رفتار غیرعادی و گزارش معاملات مشکوک؛ کنترل منشأ وجوه و منشأ رمزپول در موارد پرریسک؛ پاسخ‌گویی به درخواست اطلاعات نهاد ناظر. مرکز اطلاعات مالی اعلام کرده بود عملکرد مالی ۶۰ صرافی رمزارزی با گردش گسترده را تحلیل کرده است؛ جزئیات این اقدام در گزارش تحلیل عملکرد مالی صرافی‌ها و شناسایی تراکنش‌های مشکوک آمده است. کیف پول شخصی به‌خودی‌خود معادل پول‌شویی نیست. ریسک زمانی افزایش می‌یابد که منشأ دارایی نامعلوم باشد، تراکنش با الگوهای مجرمانه پیوند بخورد، از حساب اجاره‌ای استفاده شود، هویت واقعی پنهان بماند یا کاربر نتواند ارتباط آدرس‌ها و خریدهای خود را توضیح دهد. اینماد و درگاه پرداخت چه نسبتی با مجوز بانک مرکزی دارند؟ اینماد، درگاه پرداخت و مجوز فعالیت سه لایه متفاوت‌اند. اینماد هویت و الزامات تجارت الکترونیکی کسب‌وکار را پوشش می‌دهد؛ شاپرک و شبکه بانکی دسترسی به پرداخت ریالی را کنترل می‌کنند؛ و بانک مرکزی مجوز فعالیت کارگزار رمزپول را صادر می‌کند. مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در مقطعی کسب‌وکارهای حاضر در طرح خودتنظیم‌گری را به ثبت‌نام برای اینماد تخصصی فراخواند. این اقدام مشکل درگاه یا شناسایی کسب‌وکار را هدف می‌گیرد، اما به‌تنهایی جای مجوز کارگزار رمزپول را نمی‌گیرد. بانک مرکزی همچنین دریافت خدمات پرداخت مستقیم از PSP یا بانک را برای سکوها مطرح کرده و استفاده از برخی واسطه‌ها را محدود کرده است. سابقه محدودیت درگاه‌ها و حساب‌های صرافی‌های رمزارزی نشان می‌دهد اجرای نظارت در ایران گاهی پیش از تکمیل سازوکار مجوز، از مسیر شبکه بانکی اعمال شده است. قانون استخراج رمزارز در ایران چیست؟ استخراج رمزارز در ایران در صورت اخذ مجوز و استفاده از انرژی مجاز، فعالیت صنعتی قانونی است. نظام‌نامه رمزدارایی‌ها وزارت صمت را تنظیم‌گر استخراج معرفی کرده و وزارت نیرو، وزارت نفت، بانک مرکزی، سازمان امور مالیاتی، گمرک، فراجا و سازمان ملی استاندارد را از دستگاه‌های همکار دانسته است. فعالیت مجاز معمولاً به جواز تأسیس، پروانه بهره‌برداری، تجهیزات ثبت‌شده و شیوه مجاز تأمین برق نیاز دارد. گزارش میهن بلاکچین درباره وضعیت حقوقی و مجوز استخراج رمزارز سابقه این الزامات را جمع‌بندی کرده است. مجازبودن صنعت به معنی دسترسی همیشگی و ارزان به برق نیست. تعرفه و امکان مصرف می‌تواند با فصل، محدودیت شبکه و نوع تأمین انرژی تغییر کند. در خرداد ۱۴۰۴، تعرفه اعلامی برق استخراج مجاز به ۴٬۶۰۰ تومان برای هر کیلووات‌ساعت رسید؛ جزئیات در خبر تعرفه برق استخراج مجاز آمده است. استخراج بدون مجوز، استفاده از برق یارانه‌ای یا انشعاب غیرمجاز، دستکاری کنتور و نگهداری تجهیزات قاچاق می‌تواند به قطع برق، ضبط تجهیزات، جریمه و پیگرد منجر شود. خرید رمزارز استخراج‌شده نیز باید با منشأ و ضوابط ارزی و تجاری سازگار باشد. توکن اوراق بهادار و دارایی توکنیزه‌شده زیر نظر چه نهادی است؟ اگر توکن نماینده سهم، حق سود، بدهی، واحد سرمایه‌گذاری یا اوراق بهادار باشد، سازمان بورس تنظیم‌گر اصلی است. تبدیل گواهی یا حق مالی به توکن، ماهیت اوراق بهادار را حذف نمی‌کند. عرضه عمومی یا ایجاد بازار ثانویه بدون رعایت قوانین ثبت و معامله اوراق می‌تواند تخلف باشد. در توکن‌های باپشتوانه باید ابتدا نوع پشتوانه روشن شود: پشتوانه اوراق بهادار یا مجموعه دارایی سرمایه‌گذاری: سازمان بورس. نمایندگی مالکیت عین کالا: وزارت صمت یا تنظیم‌گر کالای مربوط. ابزار تأمین مالی و توثیق: شورای ملی تأمین مالی تولید. پشتوانه ریال، ارز، طلا یا فلز گران‌بها با کارکرد پولی: بانک مرکزی. سازمان بورس از تدوین شیوه‌نامه توکن‌سازی و امکان طراحی صندوق‌های رمزارزی سخن گفته است؛ گزارش برنامه سازمان بورس برای صندوق رمزارزی و توکن‌سازی دارایی این جهت‌گیری را نشان می‌دهد. با این حال، اعلام برنامه با وجود یک مسیر عمومی، نهایی و قابل استفاده برای همه ناشران برابر نیست. توکن کاربردی چگونه از قلمرو بانک مرکزی خارج می‌شود؟ توکن کاربردی باید برای دریافت کالا، خدمت یا امتیاز در یک زیست‌بوم محدود طراحی شود. چارچوب بانک مرکزی سه محدودیت را برجسته کرده است: انتقال همتابه‌همتا میان کاربران نداشته باشد، بازارگاه مبادله عمومی برای آن ایجاد نشود و خارج از زیست‌بوم تعریف‌شده کاربرد پیدا نکند. هرچه قابلیت انتقال، نقدشوندگی و انتظار سود بیشتر شود، ادعای «کاربردی‌بودن» ضعیف‌تر می‌شود. فروش توکن پیش از آماده‌شدن محصول، تبلیغ رشد قیمت یا بازخرید با نرخ بالاتر می‌تواند تحلیل حقوقی را از دسترسی به خدمت به سمت تأمین مالی، اوراق بهادار یا رمزپول ببرد. ابهام اصلی، نبود یک آزمون عمومی و شفاف برای توکن‌های ترکیبی است. کسب‌وکار باید پیش از انتشار، حقوق دارنده، شیوه قیمت‌گذاری، بازار ثانویه، امکان انتقال، نحوه بازخرید و استفاده واقعی را در قالب یک یادداشت طبقه‌بندی حقوقی مستند کند. مقررات تبلیغات رمزارز چه می‌گویند؟ مقررات تبلیغات رمزدارایی‌ها در ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ تصویب و در سال ۱۴۰۴ منتشر شد. این سند تبلیغ را به وضعیت مجوز ارائه‌دهنده خدمت و نوع پیام گره می‌زند. مهم‌ترین ممنوعیت‌ها عبارت‌اند از: وعده سود ثابت یا رشد قطعی قیمت؛ مقایسه اغواگرانه بازار رمزارز با بازارهای مالی دیگر؛ تبلیغ معاملات اهرمی و توکن‌های اهرمی؛ معرفی رمزدارایی به‌عنوان ابزار پرداخت؛ تبلیغ استخراج ابری، سرمایه‌گذاری در استخراج و خریدوفروش تجهیزات استخراج در رسانه‌ها؛ تبلیغ خریدوفروش یا اجاره حساب کاربری صرافی. آگهی باید مخاطرات نوسان و احتمال از دست‌رفتن سرمایه را برجسته کند و در صورت لزوم به وایت‌پیپر یا اطلاعات کامل دارایی پیوند بدهد. جزئیات ممنوعیت‌ها در گزارش ضوابط تبلیغات رمزدارایی در ایران آمده است. آیا فهرست مجاز تبلیغات همان فهرست صرافی‌های دارای مجوز است؟ خیر. مقررات برای دوره گذار، سکوهای مورد تأیید نهادهای خودتنظیم‌گر را نیز در محدوده تبلیغ پذیرفته است. از همین مسیر، فهرست‌هایی برای رسانه‌ها منتشر شد. گزارش فهرست سکوهای مجاز برای انتشار تبلیغ به این وضعیت مربوط است. قرارگرفتن در چنین فهرستی می‌تواند مجوز یا تأیید محدود برای تبلیغ در دوره گذار باشد؛ این وضعیت به‌خودی‌خود اثبات نمی‌کند که سکوی موردنظر مجوز نهایی کارگزار نوع اول یا دوم را از بانک مرکزی گرفته است. قرارداد هوشمند، NFT، دیفای و DAO چه وضعی دارند؟ برای این چهار عنوان نمی‌توان یک حکم کلی صادر کرد: قرارداد هوشمند: ابزار فنی اجرای توافق است. اعتبار حقوقی نتیجه به ارکان قرارداد، هویت طرفین، موضوع معامله، قوانین آمره و قابلیت اثبات بستگی دارد. NFT: ممکن است اثر هنری، مجوز استفاده، گواهی مالکیت، بلیت، ابزار سرمایه‌گذاری یا حتی اوراق بهادار باشد. ماهیت حق پشت توکن مهم‌تر از استاندارد فنی آن است. دیفای: اگر خدمت عملاً مبادله، اعتباردهی، سپرده‌پذیری، سبدگردانی یا مشتقه باشد، احتمال برخورد با انحصارها و مجوزهای مالی وجود دارد؛ غیرمتمرکزنامیدن رابط یا قرارداد، کارکرد اقتصادی را تغییر نمی‌دهد. DAO: هنوز قالب شرکتی مستقل و عمومی در حقوق ایران ندارد. مسئولیت اعضا، نمایندگان، توسعه‌دهندگان و امضاکنندگان قرارداد باید با ساختارهای موجود تحلیل شود. در هر چهار مورد، طبقه‌بندی باید از «حق و تعهد واقعی» شروع شود، نه از نام فناوری. پنج سناریوی عملی سناریو ۱: کاربر از صرافی داخلی تتر می‌خرد و به کیف پول شخصی می‌فرستد خرید باید از مسیر کارگزار مجاز، با احراز هویت و حساب بانکی متعلق به کاربر انجام شود. سقف‌های رمزپول پایه‌ثابت در سکوی تحت نظارت اعمال می‌شوند. انتقال به کیف پول شخصی فی‌نفسه پرداخت داخلی نیست، اما کاربر باید سابقه خرید و مالکیت آدرس مقصد را نگه دارد. ورود دوباره دارایی به صرافی می‌تواند منشأ و بهای خرید را موضوع بررسی قرار دهد. سناریو ۲: فروشگاه قیمت کالا را به تتر اعلام می‌کند و USDT می‌گیرد این مدل استفاده از رمزدارایی به‌عنوان ابزار پرداخت داخلی است و با ممنوعیت اعلام‌شده تعارض دارد. صدور فاکتور ریالی پس از دریافت تتر، لزوماً ماهیت پرداخت رمزارزی را از بین نمی‌برد. سناریو ۳: استارتاپ توکنی منتشر می‌کند که با آن خدمات ابری خریده می‌شود اگر توکن فقط در همان سامانه مصرف شود، میان کاربران قابل انتقال نباشد، بازار ثانویه نداشته باشد و وعده رشد یا بازخرید ندهد، به توکن کاربردی نزدیک است. اضافه‌شدن معامله آزاد یا سود، طبقه‌بندی را تغییر می‌دهد. سناریو ۴: شرکت مالکیت بخشی از یک ساختمان را توکنی می‌کند توکن می‌تواند ابزار مالکیت عین، اوراق بهادار یا ابزار تأمین مالی باشد. ثبت مالکیت، حق رأی، جریان اجاره، امکان معامله و ساختار ناشر تعیین می‌کند سازمان بورس، وزارت صمت، شورای ملی تأمین مالی یا مراجع ثبتی چه نقشی دارند. عرضه عمومی پیش از تعیین این مسیر پرریسک است. سناریو ۵: شخصی با برق خانگی بیت‌کوین استخراج می‌کند استخراج صنعتی به مجوز و انرژی مجاز نیاز دارد. استفاده از برق خانگی یارانه‌ای برای مزرعه استخراج، حتی اگر دستگاه قانونی خریداری شده باشد، فعالیت را مجاز نمی‌کند. چه چیزهایی در ۱۴۰۵ هنوز مبهم است؟ ۱. فهرست واحد و عمومی مجوزها کاربر باید بتواند نوع مجوز، تاریخ اعتبار، خدمات مجاز و وضعیت تعلیق هر کارگزار و نهاد امین را در یک مرجع رسمی ببیند. پراکندگی فهرست‌های صنفی، تبلیغاتی و بانکی ریسک برداشت نادرست را بالا می‌برد. ۲. نهاد امین و حمایت از دارایی مشتری اصل امانت‌داری مشخص شده، اما سازوکار ورشکستگی، اولویت مشتری، بیمه، ذخیره سرد، ممیزی و جبران کسری باید عمومی‌تر و قابل مقایسه شود. ۳. توکن‌های چندکارکردی یک توکن می‌تواند هم‌زمان کاربرد، امکان معامله و وعده درآمد داشته باشد. بدون آزمون طبقه‌بندی شفاف، کسب‌وکار و کاربر با چند تنظیم‌گر و تفسیر متفاوت روبه‌رو می‌شوند. ۴. اجرای مالیات در تراکنش‌های آنچین مالکیت چند کیف پول، پل میان‌زنجیره‌ای، سواپ غیرمتمرکز، کارمزد شبکه، ایردراپ، استیکینگ و انتقال بدون فروش باید در دستورالعمل‌های اجرایی به‌روشنی تعیین تکلیف شوند. ۵. ضمانت اجرای سقف استیبل‌کوین خارج از سکو اجرای سقف خرید در صرافی داخلی ممکن است؛ اجرای سقف نگهداری در کیف پول خودحضانتی بدون تعریف دقیق دسترسی، گزارش‌دهی و مالکیت فنی، مسئله متفاوتی است. ۶. مسئولیت پروژه‌های غیرمتمرکز در نبود شخصیت حقوقی روشن برای DAO یا پروتکل، تعیین مسئول رابط کاربری، توسعه‌دهنده، خزانه، رأی‌دهنده و ارائه‌دهنده نقدینگی همچنان پرونده‌محور است. پرسش‌های متداول درباره قوانین رمزارز در ایران آیا خرید بیت‌کوین در ایران قانونی است؟برای خرید و نگهداری شخصی بیت‌کوین ممنوعیت کیفری عامی در اسناد بررسی‌شده وجود ندارد، اما ارائه خدمات خریدوفروش نیازمند مجوز بانک مرکزی است. استفاده از بیت‌کوین برای پرداخت داخلی مجاز نیست و ریسک‌های مالیاتی، تحریمی و پول‌شویی نیز باقی می‌ماند.آیا صرافی ارز دیجیتال در ایران باید مجوز بگیرد؟بله. قانون بانک مرکزی و دستورالعمل کارگزاران رمزپول، تأسیس و فعالیت حرفه‌ای کارگزار را به مجوز بانک مرکزی وابسته کرده‌اند. اینماد یا عضویت صنفی جای مجوز کارگزار را نمی‌گیرد.آیا نگهداری تتر بیش از ۱۰ هزار دلار ممنوع است؟بانک مرکزی سقف نگهداری رمزپول‌های پایه‌ثابت را برای هر شناسه یکتا ۱۰٬۰۰۰ دلار و سقف خرید سالانه را ۵٬۰۰۰ دلار اعلام کرده است. دامنه اجرای روشن آن سکوهای معاملاتی تحت نظارت است؛ اجرای مستقیم آن در کیف پول کاملاً شخصی هنوز به توضیح فنی و حقوقی بیشتری نیاز دارد.آیا انتقال رمزارز به کیف پول شخصی مالیات دارد؟انتقال میان کیف پول‌های متعلق به یک شخص از نظر اقتصادی فروش نیست، اما اثبات مالکیت و بهای خرید اهمیت دارد. اخذ مالیات بر عایدی رمزارز نیز به استقرار رسمی بستر اجرایی قانون مالیات بر سوداگری وابسته است.آیا فروش رمزارز به صرافی مجاز مالیات دارد؟قانون برای فروش دارایی‌های بند ۵ ماده ۴۶ توسط شخص غیرتجاری به شخص تجاری مجاز، معافیت مالیات بر عایدی این فصل در نظر گرفته است. تشخیص «شخص تجاری مجاز» باید بر اساس مجوز معتبر و شرایط قانون انجام شود.آیا می‌توان حقوق یا بهای کالا را با تتر پرداخت کرد؟مقررات فعلی استفاده از رمزدارایی را به‌عنوان ابزار پرداخت داخلی ممنوع کرده‌اند. پرداخت حقوق، اجاره یا بهای کالا با تتر در معرض همین ممنوعیت قرار می‌گیرد.آیا ماینینگ در ایران قانونی است؟استخراج با مجوز وزارت صمت، تجهیزات و انرژی مجاز قانونی است. استخراج بدون مجوز یا با برق یارانه‌ای و انشعاب غیرمجاز می‌تواند به قطع برق، ضبط تجهیزات و جریمه منجر شود.توکن کاربردی به مجوز بانک مرکزی نیاز دارد؟توکن کاربردی واقعی که در یک زیست‌بوم بسته مصرف می‌شود لزوماً رمزپول نیست. اگر توکن قابل معامله عمومی، قابل انتقال یا همراه با وعده سود باشد، ممکن است زیر صلاحیت بانک مرکزی، سازمان بورس یا تنظیم‌گر تأمین مالی قرار گیرد.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر