• تتر:
    162,454.00 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    59.11%
  • دامیننس اتریوم:
    12.03%
  • ارزش کل بازار:3 تریلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
3 تریلیون دلار
معاملات 24h
86 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.11%
نرخ تتر
162,454.00 تومان

آخرین مطالب

اطلاعیه و اتفاقات مهم صرافی‌های ایرانی ارز دیجیتال؛ ۱۹ بهمن ۱۴۰۴

علی ابراهیمی
19 بهمن 1404 - 23:00
صرافی‌های رمزارز در ایران روزانه برنامه‌ها و کمپین‌های متنوعی را با ارائه محصولاتشان به کاربران خود عرضه می‌کنند. در ادامه این مطلب جزییات اطلاعیه‌های هر صرافی که در کانال تلگرامی آنها منتشر شده را جداگانه بررسی می‌کنیم. صرافی تبدیل اضافه‌شدن ارز دیجیتال نقره به لیست معاملات تبدیل جزییات: صرافی تبدیل اعلام کرد بنا به درخواست کاربران، ارز دیجیتال نقره (SLVon) را به لیست معاملات خود اضافه کرده است. صرافی اوام‌پی فینکس اضافه‌شدن ۳ ارز دیجیتال جدید به لیست معاملات اوام‌پی فینکس جزییات: صرافی اوام‌پی فینکس اعلام کرد سه رمزارز جدید QI، REQ و AWE را به لیست معاملات خود اضافه کرده است. صرافی رمزینکس اضافه‌شدن ۳ ارز دیجیتال جدید به لیست معاملات رمزینکس جزییات: صرافی رمزینکس اعلام کرد ۳ رمزارز جدید زیر را به لیست معاملات خود اضافه کرده است: پایورس (‌‌PIEVERSE) آئودیرا (‌‌BEAT) یولدو (‌‌ESPORTS) حذف ۲ ارز دیجیتال از لیست معاملات رمزینکس جزییات: صرافی رمزینکس اعلام کرد ۲ رمزارز تون استیشن (SOON) و کومبو (COMBO) را از لیست معاملات خود حذف می‌کند. واریز این ارزهای دیجیتال بسته شده و بازارهای معاملاتی آنها چهارشنبه ۲۹ بهمن‌ماه ساعت ۱۲ ظهر بسته خواهند شد. ضمنا برداشت این ارزها فعلا باز خواهد ماند. صرافی آبان‌تتر اضافه‌شدن بورس باکس به آبان‌تتر جزییات: صرافی آبان‌تتر از اضافه شدن بورس باکس به مجموعه سرویس‌‌های سرمایه‌گذاری آبان‌تتر خبر داد. بورس باکس یک محصول سرمایه‌گذاری مبتنی بر شاخص کل بورس ایران است که به دنبال ارائه بازدهی بالاتر از شاخص بورس است. صرافی والکس اضافه‌شدن ارز دیجیتال نقره به لیست معاملات والکس جزییات: صرافی والکس اعلام کرد ارز دیجیتال نقره یا همان گواهی نقره دیجیتال (SLVon) را به لیست معاملات خود اضافه کرده است. صرافی ارزپلاس اضافه‌شدن ۴ رمزارز جدید به لیست معاملات ارزپلاس جزییات: صرافی ارزپلاس اعلام کرد ۴ رمزارز جدید زیر را به لیست معاملات خود اضافه کرده است: مولت بوک (MOLT) تریا (TRIA) کپی بوبو (PYBOBO) رینبو (RNBW) صرافی بیت ۲۴ اضافه‌شدن ۲۳ رمزارز جدید به لیست معاملات بیت ۲۴ جزییات: صرافی بیت ۲۴ از اضافه‌شدن ۲۲ رمزارز جدید زیر به لیست معاملات خود خبر داد: WBTCKGENPONKEBLUAILYNBREVSKRELSAGWEISLVONALTUSUALSPKVANASAGACOOKIEGPSHUMAMAVACALABMT برای مشاهده بهترین قیمت خرید و فروش رمزارزها در صرافی‌های ایرانی به این صفحه مراجعه کنید: مقایسه قیمت خرید و فروش ارزهای دیجیتال در صرافی‌ها نکته: این پست توصیه سرمایه‌گذاری نیست و صرفا بازتاب اخبار صرافی‌های رمزارز است.

هوش مصنوعی و شبکه‌های غیرمتمرکز؛ آغاز یک زیرساخت جدید

کسرا خلیفه‌پور
19 بهمن 1404 - 22:00
در حالی که مراکز داده بسیار بزرگ در حال حاضر بازار آموزش هوش مصنوعی را در اختیار دارند، اما در بخش‌های دیگر مانند استنتاج یعنی مرحله‌ای که مدل هوش مصنوعی به درخواست‌های کاربر پاسخ می‌دهد و فعالیت‌های روزمره، فرصت‌های تازه‌ای برای شبکه‌های غیرمتمرکز پردازنده گرافیکی (Decentralized GPU networks) ایجاد شده است. به گزارش میهن بلاکچین، این شبکه‌ها با بهره‌گیری از قدرت محاسباتی پراکنده در سراسر جهان، خود را به عنوان یک زیرساخت ارزان‌تر برای اجرای برنامه‌های هوش مصنوعی معرفی می‌کنند. با این حال، آموزش مدل‌های بسیار پیشرفته و سنگین همچنان در انحصار مراکز داده متمرکز باقی مانده است. آموزش مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی به دلیل نیاز به هماهنگی لحظه‌ای میان هزاران واحد پردازش گرافیکی (GPU)، همچنان در انحصار مراکز داده متمرکز باقی مانده است؛ زیرا وجود موانعی نظیر تاخیر اینترنت (Internet latency) که سرعت انتقال داده‌ها را کاهش می‌دهد و همچنین نبود پایداری شبکه (Network stability) در اتصالات پراکنده، اجازه نمی‌دهد شبکه‌های غیرمتمرکز فعلاً با زیرساخت‌های یکپارچه و فوق‌سریع مراکز بزرگ رقابت کنند. از آموزش مدل‌های پیشرو تا استنتاج روزمره بسیاری از فعالیت‌های هوش مصنوعی در مرحله اجرا، برخلاف مرحله آموزش اولیه، نیازی به زیرساخت‌های عظیم و فوق‌سنگین ندارند. همین موضوع فرصت ویژه‌ای را برای شبکه‌های غیرمتمرکز فراهم کرده است تا مدیریت بخش استنتاج یعنی همان فرآیند پاسخ‌دهی هوش مصنوعی به سوالات کاربران و وظایف روزمره را بر عهده بگیرند. میچ لیو (Mitch Liu)، از بنیان‌گذاران و مدیرعامل شبکه تتا (Theta Network)، بر این باور است که بسیاری از مدل‌های متن‌باز به قدری فشرده و بهینه شده‌اند که می‌توان آن‌ها را به راحتی روی پردازنده‌های گرافیکی معمولی که در کامپیوترهای خانگی یافت می‌شود، اجرا کرد. این تحول باعث شده است که تمایل بازار به سمت مدل‌های در دسترس، بهینه و روش‌های پردازشی کم‌هزینه افزایش یابد. آموزش مدل‌های پیشرو هوش مصنوعی به شدت به قدرت پردازنده‌های گرافیکی وابسته است و همچنان در انحصار مراکز داده فوق‌مقیاس باقی می‌ماند. - منبع: Derya Unutmaz آموزش مدل‌های پیشرو و تراز اول هوش مصنوعی، به شدت به قدرت واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) وابسته است. به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور و پیچیدگی‌های فنی، این حوزه همچنان در انحصار چند مرکز عظیم داده (Hyperscale Data Centers) باقی می‌ماند جدیدترین سخت‌افزارهای هوش مصنوعی، مانند تراشه «ورا روبین» (Vera Rubin) شرکت انویدیا (Nvidia)، به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که تنها در محیط‌های یکپارچه و متمرکز مراکز داده، بالاترین کارایی را داشته باشند. نوکوی دان الیداسون (Nökkvi Dan Ellidason)، مدیرعامل شرکت زیرساختی اوویا سیستمز (Ovia Systems)، این تفاوت را با یک مثال ساده بیان می‌کند: آموزش مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی مانند ساخت یک آسمان‌خراش است؛ جایی که تمام کارگران باید در یک محل متمرکز، روی یک داربست واحد حضور داشته باشند و آجرها را با هماهنگی کامل دست‌به‌دست کنند. این سطح از یکپارچگی در مراکز داده، فضای بسیار کمی برای ناهماهنگی یا تأخیر متغیر باقی می‌گذارد؛ مشکلاتی که از ویژگی‌های اصلی شبکه‌های توزیع‌شده محسوب می‌شوند. الیداسون در ادامه استدلال خود می‌گوید که تلاش برای ساخت آن آسمان‌خراش (مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی) در یک شبکه غیرمتمرکز، مانند این است که کارگران مجبور باشند هر آجر را از طریق اینترنت برای یکدیگر ارسال کنند که روشی بسیار ناکارآمد است. غول‌های هوش مصنوعی همچنان سهم بسیار زیادی از عرضه جهانی پردازنده‌های گرافیکی را به خود اختصاص می‌دهند. - منبع: Sam Altman در همین حال، غول‌های هوش مصنوعی همچنان سهم بزرگی از عرضه جهانی واحدهای پردازش گرافیکی یا GPU را به خود اختصاص می‌دهند. برای مثال، شرکت متا مدل «لاما ۴» (Llama 4) خود را با استفاده از مجموعه‌ای شامل بیش از ۱۰۰ هزار تراشه H100 انویدیا آموزش داده است. شرکت اوپن‌ای‌آی (OpenAI) نیز اعلام کرده که مدل «جی‌پی‌تی-۵» (GPT-5) با تکیه بر توان بیش از ۲۰۰ هزار پردازنده گرافیکی عرضه شده است. اصطلاح استنتاج به معنای مرحله اجرای مدل‌های آموزش‌دیده برای پاسخ‌گویی به کاربران و برنامه‌ها است. الیداسون معتقد است که بازار هوش مصنوعی به یک «نقطه عطف در استنتاج» رسیده است. در حالی که تا سال ۲۰۲۴ تمرکز اصلی بر آموزش مدل‌ها بود، پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۶، حدود ۷۰ درصد از تقاضای بازار مربوط به بخش استنتاج، ایجنت های هوشمند (Agents) و فعالیت‌های پیش‌بینی‌محور باشد. این تغییر نشان می‌دهد که قدرت پردازش دیگر فقط یک هزینه برای «تحقیق و آزمایش» نیست، بلکه به یک هزینه خدماتی دائمی مثل قبض برق یا آب تبدیل شده که برای فعالیت همیشگی هوش مصنوعی ضروری است. همین موضوع باعث شده تا استفاده از محاسبات غیرمتمرکز به عنوان یک راهکار حیاتی در کنار روش‌های قدیمی، در بحث‌های مربوط به محاسبات ترکیبی یعنی استفاده هم‌زمان از قدرت چندین شبکه مختلف اهمیت زیادی پیدا کند. جایگاه واقعی شبکه‌های غیرمتمرکز پردازنده گرافیکی کجاست؟ شبکه‌های غیرمتمرکز پردازنده گرافیکی برای کارهایی ساخته شده‌اند که می‌توان آن‌ها را به قطعات کوچک‌تر تقسیم کرد تا هر بخش به‌صورت جداگانه و مستقل انجام شود؛ یعنی کارهایی که نیاز ندارند دستگاه‌ها ثانیه به ثانیه با هم در ارتباط باشند. اوگنی پونومارف (Evgeny Ponomarev)، بنیان‌گذار پلتفرم محاسباتی فلوعنس (Fluence)، می‌گوید که بخش استنتاج یا همان پاسخ‌دهی، بازاری است که بر پایه تعداد زیادِ درخواست‌ها می‌چرخد. با ورود مدل‌های جدید و ایجنت های هوشمند به زندگی مردم، نیاز به این بخش به‌سرعت رشد می‌کند. در این بازار، دیگر نیازی به ابرکامپیوترهای متمرکز نیست، بلکه سه مورد زیر حرف اول را می‌زنند: پراکندگی جغرافیایی: یعنی پردازنده‌ها در تمام دنیا پخش باشند تا به کاربران نزدیک‌تر باشند. قیمت ارزان‌تر: برای کاهش هزینه‌های نهایی. انعطاف‌پذیری در ظرفیت: یعنی هر زمان که شلوغ شد، بتوان به‌راحتی قدرت شبکه را کم و زیاد کرد. ارزان بودن هزینه استفاده از کارت‌های گرافیک معمولی نشان می‌دهد که چرا شبکه‌های غیرمتمرکز به جای آموزش مدل‌های غول‌آسا، بر بخش استنتاج تمرکز کرده‌اند. - منبع: Salad.com در دنیای واقعی، واحدهای پردازش گرافیکی که در سطح کارت‌های گرافیک مخصوص بازی و در سیستم‌های خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرند، برای آن دسته از فعالیت‌های عملیاتی که اولویت اصلی آن‌ها ظرفیت عبور داده (Throughput) و انعطاف‌پذیری است، بسیار مناسب‌تر از محیط‌های با هماهنگی بسیار فشرده و متمرکز هستند. باب مایلز (Bob Miles)، مدیرعامل شرکت سالاد تکنولوژی (Salad Technologies)، تبیین می‌کند که این پردازنده‌های گرافیکی معمولی به دلیل بهره‌مندی از حافظه ویدیویی (VRAM) کمتر و اتکا به اینترنت خانگی، برای آموزش مدل‌های اولیه یا فعالیت‌هایی که به شدت به تأخیر یا Latency حساس هستند، گزینه ایده‌آلی محسوب نمی‌شوند. با این حال، این منابع در حال حاضر برای پروژه‌هایی نظیر کشف دارو با استفاده از هوش مصنوعی، تبدیل متن به تصویر یا ویدیو و همچنین مسیرهای انتقال داده در مقیاس وسیع که به هزینه‌های نهایی حساسیت زیادی دارند، بازدهی قیمتی بسیار درخشانی از خود نشان می‌دهند. علاوه بر این، شبکه‌های غیرمتمرکز برای انجام وظایفی مانند جمع‌آوری، پاک‌سازی و آماده‌سازی داده‌ها جهت آموزش مدل‌های هوش مصنوعی بسیار کارآمد هستند. این نوع فعالیت‌ها نیازمند دسترسی گسترده به وب بوده و می‌توانند به صورت موازی و بدون نیاز به هماهنگی‌های پیچیده و فشرده انجام شوند؛ کارهایی که اجرای آن‌ها در مراکز عظیم داده بدون داشتن زیرساخت‌های گسترده سرور واسط (Proxy) بسیار دشوار است. همچنین، هنگام ارائه خدمات به کاربران در سطح جهان، مدل غیرمتمرکز از مزیت پراکندگی جغرافیایی بهره می‌برد و با کاهش فاصله فیزیکی تا کاربر نهایی، تأخیر را در مقایسه با مراکز داده متمرکز به شکل چشمگیری کاهش می‌دهد. در این میان، شبکه تتا (Theta Network) در اواخر سال ۲۰۲۵ با یک پرونده حقوقی از سوی کارمندان سابق خود روبرو شده است که اتهاماتی همچون کلاهبرداری و دستکاری در قیمت توکن را مطرح کرده‌اند، هرچند مدیران تتا پیش از این تمامی این اتهامات را بی‌اساس دانسته و رد کرده‌اند. لایه‌ای مکمل در زیرساخت‌های پردازشی هوش مصنوعی آموزش مدل‌های پیشرو و تراز اول هوش مصنوعی در آینده‌ای نزدیک همچنان در انحصار مراکز داده متمرکز باقی خواهد ماند؛ اما کل فضای محاسباتی جهان در حال تغییر مسیر به سمت استنتاج، ایجنت های هوشمند و فعالیت‌های عملیاتی است که به هماهنگی فنی کمتری نیاز دارند. این نوع فعالیت‌ها از مزایایی چون صرفه‌جویی در هزینه‌ها، پراکندگی جغرافیایی و انعطاف‌پذیری در ظرفیت بهره‌مند می‌شوند. جی‌یی لانگ (Jieyi Long)، مدیر فنی شبکه تتا (Theta Network)، اشاره می‌کند که در این دوره شاهد ظهور مدل‌های متن‌باز بسیاری هستیم؛ این مدل‌ها اگرچه به بزرگی سیستم‌هایی مانند چت‌جی‌پی‌تی نیستند، اما به قدری بهینه شده‌اند که می‌توان آن‌ها را روی کامپیوترهای شخصی مجهز به واحدهای پردازش گرافیکی قدرتمندی مانند RTX 4090 یا 5090 اجرا کرد. با داشتن چنین سخت‌افزارهای قدرتمندی، کاربران عادی می‌توانند کارهای پیچیده‌ای مثل ساخت تصاویر هوش مصنوعی یا طراحی‌های سه‌بعدی را به جای تکیه بر سرورهای ابری، مستقیماً روی کامپیوتر شخصی خودشان انجام دهند. این پیشرفت، فرصت بزرگی را برای دارندگان سیستم‌های خانگی ایجاد می‌کند تا قدرت واحد پردازش گرافیکی خود را در زمان‌هایی که بیکار است، به دیگران اجاره دهند و از آن درآمد کسب کنند. در نهایت هرچه کارت‌های گرافیک خانگی قدرتمندتر و مدل‌های متن باز بهینه‌تر می‌شوند، بخش بزرگی از کارهای هوش مصنوعی می‌تواند از انحصار مراکز عظیم داده خارج شده و به شبکه‌های مردمی منتقل شود؛ اتفاقی که جایگاه مدل‌های غیرمتمرکز را به عنوان ستون اصلی در زیرساخت‌های هوش مصنوعی تثبیت خواهد کرد.

خشم پایونیرها از تیم توسعه پای نتورک؛ چرا این شبکه هنوز درجا می‌زند؟

علی ابراهیمی
19 بهمن 1404 - 21:00
با وجود اینکه پروژه جنجالی پای نتورک بیش از پنج سال پیش معرفی شد، شبکه اصلی و توکن آن کمتر از یک سال است که راه‌اندازی شده است. در این مدت، تیم اصلی پروژه که با عنوان «تیم هسته» (Core Team) شناخته می‌شود، به‌روزرسانی‌های مختلفی را منتشر کرده، به سراغ حوزه هوش مصنوعی رفته و تلاش کرده برخی از مشکلات و کندی‌های ساختاری شبکه را برطرف کند. با این حال، نتیجه این اقدامات، دست‌کم تا امروز، چندان یک‌دست و قانع‌کننده نبوده است. به گزارش میهن بلاکچین، در آخرین تحولات، تیم هسته پای با انتشار پستی رسمی در شبکه اجتماعی ایکس سعی کرد فضای مثبتی ایجاد کند اما این پیام حالا با انتقاد گسترده کاربران و به ویژه پایونیرها (Pioneers) مواجه شده است. روز قدردانی از مدیران انجمن پای؛ قدردانی از نیروهای داوطلب بر اساس اعلام رسمی پای نتورک، هر سال در نخستین جمعه ماه فوریه، رویدادی با عنوان «روز قدردانی از مدیران انجمن» یا FFF Day برگزار می‌شود. در پیام تیم هسته پای نتورک آمده است: امروز روزی است برای قدردانی از مدیرانی که جامعه پای نتورک را به آنچه امروز هست تبدیل کرده‌اند. از همه مدیران پای بابت تلاش‌های داوطلبانه فوق‌العاده‌شان در حمایت از جامعه تشکر می‌کنیم؛ از کمک به پایونیرها گرفته تا ترجمه محتوا، مدیریت چت‌های پای نتورک، پاسخ به پرسش‌ها و بسیاری وظایف دیگر. همراه با این پیام، یک ویدئوی رسمی نیز منتشر شد که کاربران را دعوت می‌کرد آن را تماشا کنند و از مدیران انجمن بابت تعهد و زحماتشان برای جامعه جهانی پای قدردانی کنند. واکنش منفی کاربران؛ تقدیر کافی نیست با وجود نیت مثبت تیم توسعه پای نتورک از انتشار این پست، این اظهارات توجه بسیاری از پایونیرها را به خود جلب کرد و جرقه موجی از انتقادات گسترده را زد. بسیاری از کاربران مدعی شدند که مدیران انجمن‌های پای شایسته احترام و قدردانی هستند اما گروهی دیگر سوالات جدی‌تری را مطرح کردند؛ سوالاتی که به پیشرفت کند پروژه و مشکلات حل‌نشده آن بازمی‌گردد. به عنوان مثال، کاربری با نام «Joann&Joe» از تیم هسته پای نتورک خواست «روند توسعه را سریع‌تر کند، چون این پروژه بارها و بارها بیش از حد کش پیدا کرده است»، و در ادامه تأکید کرد که تیم باید «دست از این کارهای سطحی و ظاهری بردارد». کاربر دیگری با نام «Chialo20» نیز اعلام کرد که بیش از «هفت سال است» منتظر مهاجرت توکن‌های Pi خود مانده و همچنان در مرحله مهاجرت گیر کرده است. او این وضعیت را «ناعادلانه» توصیف کرد. در میان این واکنش‌ها، کاربری به نام «A. A. Gada» نیز تلاش کرد توجه تیم توسعه پای نتورک را به یکی از چالش‌های قدیمی این پروژه جلب کند. به گفته او، بسیاری از پایونیرها همچنان در وضعیت تایید موقت برای احراز هویت مانده‌اند و از تیم توسعه خواست تا هرچه سریع‌تر این مشکل را برطرف کند. این موضوع، یکی از اصلی‌ترین گلایه‌های کاربران پای نتورک در ماه‌ها و حتی سال‌های اخیر بوده و مانعی جدی در مسیر مهاجرت به مین‌نت و دسترسی کامل به توکن‌ها به شمار می‌رود. البته تیم هسته پای اخیراً به‌روزرسانی‌ای منتشر کرده و مدعی شده است که محدودیت مهاجرت به مین‌نت برای میلیون‌ها کاربر برداشته شده است. همچنین وعده داده که تغییرات و اصلاحات جدیدی در راه است؛ وعده‌هایی که بسیاری از کاربران با دیده تردید به آن نگاه می‌کنند و منتظر تحقق عملی آن هستند. سخن پایانی ماجرای اخیر نشان می‌دهد شکاف میان انتظارات کاربران پای نتورک و عملکرد تیم هسته همچنان پابرجاست. هرچند قدردانی از مدیران داوطلب اقدامی مثبت و قابل‌تحسین است، اما برای بسیاری از پایونیرها، این نوع پیام‌ها زمانی معنا پیدا می‌کند که با پیشرفت‌های ملموس، حل مشکلات قدیمی و شفافیت بیشتر همراه باشد. تا زمانی که چالش‌هایی مانند مهاجرت به مین‌نت، وضعیت نامشخص احراز هویت و تاخیرهای طولانی‌مدت حل‌وفصل نشوند، بعید است پیام‌های انگیزشی و ویدئوهای تقدیر بتوانند رضایت جامعه گسترده کاربران پای نتورک را جلب کنند. 

تعدیل در یکی از شرکت‌های جک دورسی‌؛ سقوط بیت کوین کار خودش را کرد

علی ابراهیمی
19 بهمن 1404 - 20:00
شرکت بلاک (Block Inc.)، مجموعه فعال در حوزه پرداخت‌های دیجیتال که توسط جک دورسی (Jack Dorsey) بنیان‌گذاری شده، در حال اجرای یکی از مهم‌ترین بازسازی‌های سازمانی خود در سال‌های اخیر است؛ بازسازی‌ای که می‌تواند به بیکار شدن صدها نفر از کارکنان این شرکت منجر شود.  به گزارش میهن بلاکچین، این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که بلاک به‌دنبال افزایش بهره‌وری، ساده‌سازی ساختار عملیاتی و تمرکز بیشتر بر حوزه‌های استراتژیک خود از جمله بیت کوین و هوش مصنوعی است. احتمال حذف تا ۱۰٪ از نیروی انسانی بلاک بر اساس گزارشی از بلومبرگ که به نقل از منابع آگاه نوشته شده، شرکت بلاک به صدها نفر از کارکنان خودش اطلاع داده که ممکن است موقعیت شغلی آنها در جریان ارزیابی‌های سالانه حذف شود. طبق این گزارش، حداکثر ۱۰٪ از کل نیروی انسانی این شرکت ممکن است تحت تاثیر این تصمیم قرار بگیرند.  بلاک تا اواخر ماه نوامبر سال گذشته، کمی کمتر از ۱۱ هزار نفر کارمند داشت؛ آماری که یکی از مدیران اجرایی شرکت در همان مقطع اعلام کرده بود. اگر برآوردها درست باشد، این بازنگری می‌تواند یکی از بزرگترین تغییرات نیروی انسانی بلاک در سال‌های اخیر باشد. اما زمینه این تصمیم به بازسازی ساختاری بازمی‌گردد که بلاک از سال ۲۰۲۴ آغاز کرده است. هدف اصلی این برنامه، افزایش کارایی، کاهش هم‌پوشانی‌های عملیاتی و هم‌راستاسازی خطوط مختلف محصول عنوان شده است. در همین راستا، شرکت بلاک به دنبال آن است تا ارتباط نزدیک‌تری میان اپلیکیشن پرداختی کش اپ (Cash App) و بازوی خدمات فروشگاهی‌اش، اسکوئر (Square)، ایجاد کند. این یکپارچگی قرار است تجربه کاربری روان‌تری برای مصرف‌کنندگان و پذیرندگان ایجاد کند و در عین حال، هزینه‌های عملیاتی شرکت را کاهش دهد. در کنار کوچک‌سازی نیروی کار و بازآرایی ساختار، شرکت بلاک به دنبال گسترش سرمایه‌گذاری‌هایش در پروژه‌های نوظهور خود است که از جمله این پروژه‌ها می‌توان به بخش استخراج بیت کوین این شرکت با نام پروتو (Proto) و همچنین پروژه هوش مصنوعی آن با نام گوس (Goose) اشاره کرد. این رویکرد نشان می‌دهد که بلاک، همزمان با کنترل هزینه‌ها، قصد ندارد از حوزه‌های آینده‌محور عقب‌نشینی کند؛ بلکه برعکس، تمرکز خود را به سمت فناوری‌هایی سوق داده که می‌توانند موتور رشد بلندمدت شرکت باشند. قرار است گزارش مالی سه‌ماه چهارم ۲۰۲۵ بلاک در تاریخ ۲۶ فوریه منتشر شود و تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که سود تعدیل‌شده این شرکت حدود ۴۰۳ میلیون دلار، معادل ۶۸ سنت به ازای هر سهم اعلام شود. درآمد پیش‌بینی‌شده برای این دوره نیز در حدود ۶.۲۵ میلیارد دلار برآورد شده است.

پایان دوران غرب وحشی کریپتو؛ ادغام، تنها راه بقای شرکت‌ها

کسرا خلیفه‌پور
19 بهمن 1404 - 19:00
بر اساس تحلیل‌های تام فارلی (Tom Farley)، مدیرعامل صرافی بولیش (Bullish) و رئیس سابق بورس اوراق بهادار نیویورک، بازار ارزهای دیجیتال در آستانه ورود به دوره‌ای سرنوشت‌ساز از «ادغام و تملک» قرار دارد. فارلی که پیش از این شاهد موج‌های بزرگ یکپارچه‌سازی و تثبیت قدرت در بازارهای مالی سنتی بوده است، اعتقاد دارد که صنعت ارزهای دیجیتال نیز اکنون در همان مسیر قرار گرفته؛ به همین دلیل، شرکت‌های فعال در این حوزه باید برای زنده ماندن در بازار با یک واقعیت تلخ روبه‌رو شوند. به گزارش میهن بلاکچین، طبق تحلیل فارلی، بسیاری از پروژه‌ها و شرکت‌های فعال متوجه شده‌اند آنچه در سال‌های اخیر ساخته‌اند، در واقع تنها یک محصول بوده و نه یک کسب‌وکار واقعی و پایدار. این تفاوت بنیادی در دوران رکود فعلی بازار بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است و شرکت‌هایی که نتوانند خود را با استانداردهای جدید هماهنگ کنند، راهی جز ادغام با مجموعه‌های بزرگ‌تر یا خروج کامل از صحنه رقابت نخواهند داشت. رکود بازار؛ پایانی بر خوش‌بینی‌های کاذب رکود بازار، مدل‌های کسب‌وکار ضعیف را فاش می‌کند رکود اخیر در حال افشای مدل‌های کسب‌وکار ضعیف در این صنعت است. قیمت بیت کوین از اوج خود در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ماه)، تقریباً ۴۵ درصد کاهش یافته است. فارلی معتقد است این ریزش قیمت در حال پاک‌سازی «خوش‌بینی کاذبی» است که پیش از این به شرکت‌های ضعیف اجازه می‌داد با ارزش‌های متورم و غیرواقعی به کار خود ادامه دهند. در حالی که بسیاری در طول این اصلاحات بازار دچار ترس می‌شوند، فارلی باور دارد دقیقاً در چنین زمان‌هایی، بهترین تصمیمات بلندمدت گرفته می‌شود. رویاپردازی با قیمت‌های سال ۲۰۲۰ به پایان رسید به باور فارلی، فرآیند تصفیه بازار باید یک یا دو سال پیش آغاز می‌شد؛ اما شرکت‌ها به امید تکرار دوران اوج سال ۲۰۲۰ و دستیابی به همان ارزش‌گذاری‌های نجومی و حبابی، دست نگه داشتند. این در حالی بود که آمارهای مالی و درآمدهای واقعی این شرکت‌ها، به هیچ‌وجه چنین قیمت‌های بالایی را تأیید نمی‌کرد. فارلی به مجموعه‌هایی اشاره کرد که درآمد بسیار کمی داشتند، اما با این حال به دنبال جذب سرمایه‌های سنگین و غیرمنطقی بودند. او تأکید کرد که این دورانِ رویاپردازی به پایان رسیده است و فعالان بازار ارزهای دیجیتال متوجه خواهند شد که برای بقا، راهی جز یکی شدن یا همان ادغام و افزایش مقیاس‌پذیری ندارند. کوچ از معاملات پرریسک به سمت دنیای «آنچین» جایگزینی نگاه سرمایه‌گذاران بزرگ با دوران سفته بازی طبق گفته‌های فارلی، صنعت ارزهای دیجیتال از دوران دنبال کردن کوین‌های بی‌ارزش و انجام معامله با اهرم سنگین عبور کرده و به سمت امور مالی آنچین حرکت می‌کند. فرضیه اصلی این است که دارایی‌های مالی بزرگ در نهایت به بلاکچین‌های عمومی منتقل خواهند شد. از آنجایی که سرمایه‌گذاران نهادی، به برنامه‌های بلندمدت نگاه می‌کنند و درگیر نوسانات روزانه نمی‌شوند، به‌رغم تغییرات شدید قیمتی، همچنان در این بازار حضور فعال دارند. تبدیل شدن از یک «ابزار ساده» به سازمان‌های قانون‌مدار البته فرآیند یکپارچه‌سازی ساده نخواهد بود. پروژه‌های بزرگ‌تر، مجموعه‌های کوچک‌تر را جذب می‌کنند که معمولاً منجر به سازماندهی مجدد و تعدیل نیرو می‌شود. با این حال، کسب‌وکارهایی که از این مرحله عبور کنند، برای مدیریت حجم بالای معاملات موسسات و رعایت الزامات سخت‌گیرانه قانونی آماده‌تر خواهند بود. فارلی تأکید کرد که شرکت‌های کوچک باید از حالت یک «ابزار یا قابلیت ساده» (Feature) خارج شده و به سازمان‌هایی قانون‌مدار و معتبر تبدیل شوند. در این میان، نشانه‌هایی وجود دارد که فناوری زیربنایی این حوزه ماندگار است. حتی بورس اوراق بهادار نیویورک نیز تمایل خود را برای قرار دادن سهام در سیستم‌های مبتنی بر بلاکچین نشان داده که سندی بر کارآمدی این فناوری است. این تأیید نهادی نشان می‌دهد که اگرچه قیمت دارایی‌ها ممکن است نوسان داشته باشد، اما زیرساخت در حال تبدیل شدن به بخش جدایی‌ناپذیر امور مالی مدرن است. پایان دوران «غرب وحشی» در بازار ارزهای دیجیتال بازار فعلی مانند یک فیلتر عمل می‌کند و تنها شرکت‌هایی که برای بلندمدت ساخته شده باشند، زنده خواهند ماند. نتیجه احتمالی، صنعتی خواهد بود که به امور مالی سنتی شباهت بیشتری دارد و در آن چند شرکت بزرگ و تحت نظارت، بخش عمده زیرساخت‌ها را فراهم می‌کنند. برای شرکت‌هایی که بتوانند خود را با این تحولات هماهنگ کنند، موج ادغام، فرصتی است تا به بازیگران معتبر در یک بازار جهانی و حرفه‌ای تبدیل شوند. به نظر می‌رسد دوران بی‌قانونی در حال به پایان رسیدن است و جای خود را به مرحله‌ای پخته‌تر می‌دهد که در آن بزرگی شرکت، پذیرش قوانین و حمایت سرمایه‌گذاران نهادی، بسیار بیشتر از هیاهوی تبلیغاتی اهمیت دارد.

دوران جدید فدرال رزرو؛ فرصت‌های سرمایه‌گذاری در دوران کوین وارش چیست؟

الهام اسماعیلی
19 بهمن 1404 - 18:00
پیامدهای انتصاب کوین وارش (Kevin Warsh) به‌عنوان سکان‌دار جدید فدرال رزرو فراتر از عزل‌ونصب‌های معمولی است؛ این انتخاب می‌تواند منطق قیمت‌گذاری بازارها را از ریشه تغییر دهد. وارش از یک سو، تورم را محصول سوءمدیریت مالی دولت و ناکارآمدی ساختار حکمرانی می‌داند و از سوی دیگر، هوش مصنوعی را به عنوان یک ابزار کلیدی برای کاهش هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری و بازطراحی نظام حکمرانی معرفی می‌کند. این تغییر نگاه، به‌معنای بازنویسی رابطه میان سیاست پولی، دولت و بازارها است؛ جایی که بهره‌وری جایگزین پول‌پاشی می‌شود و تورم به‌جای یک پدیده‌ اجتناب‌ناپذیر، یک مسئله‌ قابل‌مهار تلقی می‌گردد. طبیعی است که در چنین چارچوبی، بازارها و دارایی‌های مختلف، واکنش‌های متفاوتی نسبت به دوره‌های قبلی نشان خواهند داد. در این مطلب از میهن بلاکچین، رویکرد رئیس جدید فدرال رزرو را دقیق‌تر بررسی می‌کنیم تا ‌ببینیم فرصت‌های سرمایه‌گذاری در دوران کوین وارش کدامند و چرا برخی بازارها، برندگان اصلی این نظم جدید خواهند بود. چرا وارش با روسای سنتی فدرال رزرو تفاوت دارد؟ اگر قرار است بفهمیم در دوره جدید فدرال رزرو کدام دارایی‌ها پتانسیل رشد دارد، نقطه شروع درک نوع نگاه، شبکه ارتباطی و چارچوب فکری کوین وارش (Kevin Warsh) است. او بیش از آنکه به مدل‌های کلاسیک تورم، اشتغال و افزایش و کاهش نرخ بهره وفادار باشد به جریان‌ سرمایه جهانی، ساختار بازارهای مالی و انگیزه‌های نهادی توجه دارد. نکته مهم‌تر این است که وارش یک فرد منزوی نیست؛ او بخشی از یک شبکه فکری و سرمایه‌ای است که سال‌هاست یک ایده مشترک دارند و بی‌نظمی، ناکارآمدی و اتلاف منابع دولتی را ریشه اصلی بی‌ثباتی اقتصادی و تورم می‌دانند. شبکه ارتباطی وارش و پیوند آن با پالانتیر رابطه نزدیک وارش با افرادی مانند استنلی دراکن ‌میلر (Stanley Druckenmiller)، اسکات بسنت (Scott Bessent) و الکس کارپ (Alex Karp) فقط یک دوستی شخصی نیست؛ این ارتباط‌ها او را به پالانتیر (Palantir) متصل می‌کند که به «مرکز عملیاتی» مبارزه با کلاهبرداری و اتلاف منابع در دولت فدرال آمریکا تبدیل شده است. میلر از حامیان اولیه پالانتیر است و کارپ مدیرعاملی این شرکت را برعهده دارد. پالانتیر یک شرکت داده‌کاوی در مقیاس بزرگ است؛ اما امروز حدود ۴۲٪ از درآمد پالانتیر از قراردادهای دولتی ایالات متحده تأمین می‌شود و ماموریت آن کشف جریان‌های غیرعادی پول، شفاف‌سازی هزینه‌ها و جلوگیری از هدررفت منابع در مقیاس ملی است. این دقیقا همان نقطه‌ای است که نظریه وارش در مورد تورم معنا پیدا می‌کند. نظام پیش‌دستانه نظارت و حسابرسی همکاری اداره کسب‌وکارهای کوچک آمریکا (SBA) و انجمن وام ملی فدرال (Fannie Mae) با پالانتیر حاکی از این است که دولت آمریکا در حال پیاده‌سازی یک نظام پیش‌دستانه نظارت و حسابرسی است. این نهاد هنگام بازبینی وام‌های مربوط به اداره کسب‌وکارهای کوچک آمریکا در دوران پاندمی کرونا، به تخلفی گسترده در ایالت مینه‌سوتا پی برد و پس از آن SBA به‌صراحت اعلام کرد که بررسی‌ها دیگر محدود به یک ایالت نخواهند بود و به‌صورت یک عملیات ضدتقلب سراسری با «تحمل صفر» ادامه می‌یابند. فانی‌می نیز به‌طور رسمی با پالانتیر همکاری کرده است تا قابلیت‌های هوش مصنوعی این شرکت را در سیستم کشف جرایم مالی خود ادغام کند. این قابلیت به شرکت اجازه می‌دهد الگوهای تقلبی که پیش از این در میان میلیون‌ها رکورد داده قابل تشخیص نبودند را کشف کند و در نتیجه از بروز زیان‌های آتی در بازار وام مسکن آمریکا جلوگیری کند. پیام چنین روندی این است که دولت فقط دیگر قانون‌گذار نیست؛ بلکه با ابزارهای AI به ناظر فعال و دقیق تبدیل می‌شود. حلقه اتصال وارش و پالانتیر کجاست؟ پاسخ در این واقعیت نهفته است که دولت فدرال به‌طور فزاینده‌ای در حال به‌کارگیری ابزارهای ضدتقلب پالانتیر در بخش‌های مختلف است. این دقیقاً همان جایی است که نظریه «تورم مالی» کوین وارش معنا پیدا می‌کند؛ نظریه‌ای که تورم را نه فقط نتیجه سیاست پولی، بلکه محصول ناکارآمدی، اتلاف منابع و بی‌انضباطی مالی دولت‌ها می‌داند. حالا قرار است این ایده، از سطح تئوری فراتر برود و از طریق سیستم‌های هوش مصنوعی نظیر ابزارهای شرکت پالانتیر به قابلیتی اجرایی و قابل‌حسابرسی تبدیل شود. مواجهه تورم با هوش مصنوعی؛ چرا با یک تغییر سیستمی طرف هستیم؟ کوین وارش بیش از یک دهه است که از لزوم «تغییر رژیم» در فدرال رزرو صحبت می‌کند. اما این عبارت دقیقاً به چه معناست؟ پاسخ، در نگاه متفاوت او به مفهوم «تورم» نهفته است. مدل‌های کنترل تورم که امروز در فدرال رزرو استفاده می‌شوند، عمدتاً در دهه ۱۹۷۰ ریشه دارند. طبق این مدل‌ها، تورم زمانی شکل می‌گیرد که اقتصاد بیش‌از ظرفیت واقعی تولید رشد کرده باشد و دستمزد نیروی کار با سرعت بالا افزایش پیدا کند. به بیان ساده، مشکل از «رشد زیاد» و «فشار دستمزدها»نشات می‌گیرد. وارش این روایت را به‌طور کامل رد می‌کند. از نگاه او، منشأ اصلی تورم نه کارگران هستند و نه دستمزدها، بلکه خود دولت است. به‌زعم او، تورم زمانی ایجاد می‌شود که دولت بیش از حد پول چاپ می‌کند، بیش از حد خرج می‌کند و در مجموع، بیش از اندازه «راحت» زندگی می‌کند. اینجاست که به «تغییر سیستمی» می‌رسیم. مسئله دیگر این نیست که فدرال رزرو طرفدار سیاست‌های انقباضی یا انبساطی است یا نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش یا کاهش می‌دهد. موضوع اصلی، بازنویسی کامل چارچوب تحلیل تورم فدرال رزرو است؛ گذار از نظریه‌ای که تورم را به نیروی کار و رشد اقتصادی نسبت می‌دهد، به مدلی که شیوه هزینه‌کرد دولت را مسئول می‌داند. از همین نقطه است که داستان جذاب می‌شود. هوش مصنوعی؛ نیروی کاهنده هزینه‌ها وارش هم‌زمان نگاه بسیار مثبتی به هوش مصنوعی دارد. او معتقد است که اگر فناوری AI بتواند هزینه‌ها را کاهش دهد، فرایندها را شفاف کند و بهره‌وری را بالا ببرد، رشد اقتصادی دیگر الزاماً منجر به تورم نمی‌شود. در مقابل، آنچه باید مهار شود، هزینه‌کرد بی‌ضابطه و ناکارآمدی دولت است. این دو گزاره یعنی AI به‌عنوان عامل کاهش هزینه و دولت به‌عنوان منشأ تورم در نهایت به یک سیاست واحد به‌نام «انضباط مالی مبتنی بر فناوری» ختم می‌شوند و اینجاست که پای «پالانتیر» به وسط می‌آید. تغییری فراتر از فدرال رزرو این تغییر نهادی فقط به بازتعریف نقش فدرال رزرو محدود نمی‌شود، بلکه کل چارچوب نرخ بهره، دلار و جریان‌های سرمایه جهانی را بازآرایی می‌کند. اگر تحلیل وارش درست باشد و تورم عمدتاً از انبساط مالی دولت ناشی شود، نه از شوک‌های سمت عرضه، آنگاه بسیاری از دستورالعمل‌های سنتی اقتصاد کلان عملاً کارایی خود را از دست خواهند داد. فدرال رزروی که حاضر نیست کسری بودجه را پولی‌سازی کند و هم‌زمان از کاهش تقلب و مهار هزینه‌ها حمایت می‌کند، نظام پولی کاملاً متفاوتی می‌سازد. هنگامی که منطق سیاست‌گذاری تغییر می‌کند، دیر یا زو قیمت دارایی‌ها هم تغییر می‌کند. آن‌دسته از شرکت‌هایی که حرکت‌شان همسو با شفافیت و نظم نهادی است، رشد می‌کنند و در مقابل، دارایی‌هایی که بقایشان تا امروز به ابهام و ناکارآمدی وابسته بوده است، تحت فشار قرار می‌گیرند. بنابراین، رشد یا افت دارایی‌های دیگر صرفا تابعی از نرخ بهره نیست، بلکه از همان نظم جدیدی تبعیت می‌کند که وارش نماینده آن است. کدام بازارها در عصر وارش رشد می‌کنند؟ بازار به‌طور غریزی وارش را یک هاوکیش (Hawkish) و طرفدار افزایش نرخ بهره می‌داند؛ اما این برداشت دقیقی نیست. همانطور که دیدیم جهت‌گیری سیاستی وارش ماهیت پیچیده‌تری دارد و فراتر از تصمیم‌های مقطعی نرخ بهره، کل منطق سیاست پولی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بر اساس این چارچوب، می‌توان احتمالات زیر را برای بازارهای مختلف انتظار داشت: هوش مصنوعی و نیمه‌هادی‌ها (مانند انویدیا و میکرون): بسیار صعودی فلزات گران‌بها (مانند طلا و نقره): بسیار نزولی دارایی‌های کریپتویی (مانند بیت کوین و توکن سهام سرکل) در ظاهر نزولی، اما در مجموع متمایل به صعود بانک‌ها و بخش مالی (جی‌پی مورگان، بنک آو آمریکا): صعودی مسکن و املاک: واگرایی و عدم قطعیت انرژی‌های تجدیدپذیر: نزولی سهام با ارزش بازار کم: (مانند شرکت‌های شاخص راسل ۲۰۰۰): صعودی بازارهای خارج از آمریکا: ژاپن و کره جنوبی: نسبتاًانعطاف‌پذیر بازارهای نوظهور: تحت فشار شدید چین و هنگ‌کنگ: نزولی اروپا: رویکرد محتاطانه هوش مصنوعی و نیمه‌هادی‌ها؛ بسیار صعودی کوین وارش حامی جدی هوش مصنوعی است و آن را یک نیروی ساختاری «ضدتورمی» می‌داند. از نگاه او، جهش بهره‌وری ناشی از AI امکان رشد سریع اقتصاد را بدون فشار تورمی فراهم می‌کند. این رویکرد تصویر قدیمی وارش به‌عنوان یک هاوکیش را کنار می‌زند و نشان می‌دهد که هوش مصنوعی یکی از ستون‌های اصلی سیاست اقتصادی او خواهند بود. فلزات گران‌بها؛ بسیار نزولی طلا سال‌هاست که به‌عنوان پوشش ریسک در برابر تضعیف دلار و رشد افسارگسیخته نقدینگی شناخته شده است؛ اما در چارچوب سیاستی وارش، این منطق به‌تدریج تضعیف می‌شود. او به‌طور جدی طرفدار کوچک‌سازی ترازنامه فدرال رزرو و پایان دادن به سیاست‌های «چاپ پول» است. این رویکرد اساساً یکی از دلایل اصلی است که سرمایه‌گذاری روی طلا را زیر سؤال می‌برد. هم‌زمان، تقویت دلار نیز باعث می‌شود هزینه خرید فلزات گران‌بها برای سرمایه‌گذاران غیرآمریکایی افزایش یابد. البته باید توجه داشت که سقوط ۳۳٪ قیمت نقره در یک روز، عمدتاً ناشی از عوامل تکنیکال، از جمله زنجیره لیکوئیدیشن‌ها پس از تغییرات مارجین بوده است و رئیس جدید فدرال رزرو در این اتفاق احتمالاً نقش ثانویه داشته است. دارایی‌های کریپتویی: درظاهر متناقض، اما متمایل به صعود وارش یک‌بار به‌صراحت گفته است: «اگر زیر ۴۰ سال دارید، بیت‌کوین طلای جدید شماست.» از نگاه او، بیت‌کوین یک ذخیره ارزش مشروع است و نماد مهاجرت بین‌نسلی از فلزات فیزیکی گران‌بها به دارایی‌های دیجیتال محسوب می‌شود. او همچنین درباره بلاکچین دیدگاه بسیار مثبت دارد و آن را «جدیدترین و مخرب‌ترین نرم‌افزار زیربنایی» می‌داند. وارش معتقد است آمریکا برای حفظ رقابت‌پذیری بلندمدت خود، باید در این حوزه پیشتاز بماند. با‌این‌حال، فشار قیمتی فعلی این سوال را مطرح می‌کند که وقتی موضع او مثبت است، چرا بازار واکنش منفی نشان می‌دهد؟ پاسخ در رویکرد ترکیبی وارش است؛ چراکه همزمان با حمایت از کاهش نرخ بهره به انضباط پولی و ادامه سیاست انقباض ترازنامه هم شدیدا پایبند است. این یعنی ممکن است وارد دوره‌ای شویم که «نرخ بهره کاهش می‌یابد، اما خبری از تسهیل کمی نیست». هزینه استقراض پایین می‌آید، اما سیل نقدینگی‌ که در گذشته بارها بیت‌کوین را به اوج‌های تاریخی رسانده است، شاید دیگر تکرار نشود. در نتیجه، یک تنش شکل می‌گیرد؛ وارش از نظر فناوری و روندهای بلندمدت، حامی دارایی‌های کریپتویی است، اما محدودیت‌های پولی او ممکن است در کوتاه‌مدت، سود نقدینگی این بازار را سرکوب کند. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/bitcoin-regulator-kevin-and-the-end-of-the-era-of-easy-liquidity/" content="آیا ناظم سخت‌گیر بیت کوین در راه است؟ کوین وارش و پایان عصر نقدینگی آسان" ][/sc] بانک‌ها و بخش مالی: صعودی با توجه به سابقه وارش در مورگان استنلی (Morgan Stanley) و انتقادات قدیمی او نسبت به «بزرگ‌شدن بیش‌ازحد دامنه مقررات»، او همواره کاندیدای مطلوبی برای سیستم بانکی به شمار رفته است. اکنون بازار انتظار دارد که وارش بخشی از الزامات پیچیده سرمایه‌ بانک‌ها، مانند مقررات بازل ۳ (Basel III) را تعدیل یا بازنگری کند. تحلیلگران معتقدند این رویکرد به‌طور قابل‌توجهی به نفع بانک‌های منطقه‌ای و بانک‌های کوچک تا متوسط خواهد بود، چراکه سرمایه بیشتری برای اعطای اعتبارات به اقتصاد واقعی آزاد می‌شود. مسکن و املاک: واگرایی و عدم قطعیت وارش از کاهش قابل‌توجه نرخ بهره بین‌بانکی حمایت می‌کند و این اقدام مستقیماً هزینه وام‌های مسکن با نرخ شناور (ARM) و تأمین مالی پروژه‌های ساخت‌وساز را کاهش می‌دهد. اما ریسک اصلی در مخالفت صریح او با نگهداری حدود ۲ تریلیون دلار اوراق با پشتوانه وام مسکن (MBS) در ترازنامه فدرال رزرو است. بسیاری از اقتصاددانان هشدار می‌دهند که حتی اگر سایر نرخ‌ها کاهش یابد، نرخ وام‌های مسکن ثابت ۳۰ ساله ممکن است همچنان به محدوده ۷ تا ۸٪ افزایش یابد. انرژی‌های تجدیدپذیر: نزولی وارش قصد دارد فدرال رزرو را از نهادهای مرتبط با سیاست‌های اقلیمی جهانی، مانند شبکه تأمین مالی سبز(Green Finance Network)، خارج کند و تست‌های استرس اقلیمی که به بانک‌ها تحمیل می‌شود را متوقف کند. در دوره تصدی جروم پاول (Jerome Powell)، فدرال رزرو بانک‌ها را تشویق می‌کرد ملاحظات اقلیمی را در سیاست‌های اعتباری خود لحاظ کنند. وارش به‌دنبال پایان دادن به این سازوکار است؛ اقدامی که عملاً پشتوانه و «باد موافق سیاستی» پروژه‌های سبز را از بین می‌برد. سهام با ارزش بازار کم: صعودی وارش بارها تأکید کرده که فدرال رزرو باید به جای «نهادهای بزرگ و بیش‌ازحد حمایت‌شده وال‌استریت» روی محرک‌های واقعی اقتصاد، یعنی کسب‌وکارهای کوچک و کارآفرینان تمرکز کند. او انتظار دارد با عقب‌نشینی سیستماتیک از مقررات سخت‌گیرانه بانکی، فشار از روی بانک‌های کوچک و متوسط برداشته شود و در نتیجه، وضعیت تامین مالی شرکت‌های کوچک به‌طور قابل‌توجهی بهبود پیدا می‌کند و باعث رشد سهم‌های کوچک می‌شود. بازارهای خارجی: واگرایی ترکیب سیاستی وارش ممکن ات باعث ایجاد یک شکاف آشکار در سطح جهان شود؛ برخی اقتصادها از رشد آمریکا و سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی منتفع می‌شوند و برخی دیگر زیر فشار تقویت دلار و انقباض نقدینگی جهانی آسیب‌پذیر می‌شوند. ژاپن و کره جنوبی: شرکت‌هایی مانند سامسونگ و کمپانی نیمه‌رسانای اس‌کی هاینیکس(SK Hynix) نسبتاً مقاوم هستند، زیرا گلوگاه‌های فیزیکی کلیدی در زنجیره AI و رباتیک را در اختیار دارند؛ همان موتورهای بهره‌وری‌ که وارش بر آن‌ها تأکید دارد. برخلاف انتظار، تقویت دلار به یک مزیت رقابتی برای این دو کشور تبدیل می‌شود؛ زیرا قراردادها اغلب دلاری هستند و پس از تبدیل ارز، سودآوری‌ افزایش می‌یابد. ثانیا، دلار قوی باعث می‌شود ربات‌های ژاپنی و تراشه‌های کره‌ای برای شرکت‌های آمریکایی ارزان‌تر به نظر برسند و این به‌نوبه خود باعث تسریع بهره‌وری و افزایش سودآوری آن‌ها می‌شود. چین: دلار قوی فشار مداومی بر یوان وارد می‌کند و فضای مانور آن در سیاست پولی را محدود می‌سازد. بازارهای نوظهور: افزایش ارزش دلار، بار بدهی‌های دلاری را سنگین‌تر می‌کند ومنجر به تشدید ریسک‌های مالی می‌شود. اروپا: تضعیف یورو به نفع صادرات آمریکا عمل می‌کند، اما همزمان افزایش هزینه واردات انرژی باعث ایجاد یک محدودیت ساختاری جدی می‌شود. جمع‌بندی بسیاری از فعالان بازار هنوز کوین وارش را یک سیاست‌گذار «هاوکیش» می‌دانند؛ کسی که به مهارم تورم، سیاست‌های انقباضی و افزایش نرخ بهره اعتقاد دارد. اما باور اصلی او این است که تورم نتیجه ناکارآمدی مالی دولت است و هم‌زمان هوش مصنوعی یک نیروی ضدتورمی قدرتمند و مولد بهره‌وری می‌داند. اگر در دوران تصدی وارش این نگاه مبنا قرار بگیرد، بازارهای مالی مختلف واکنش‌های یکسانی نخواهند داشت. دارایی‌های مرتبط با هوش مصنوعی و زنجیره نیمه‌هادی‌ها به‌عنوان موتور اصلی افزایش بهره‌وری، بیشترین منفعت را می‌برند و با یک چشم‌انداز به‌شدت صعودی مواجه می‌شوند. در مقابل، طلا و نقره که سال‌ها از روایت «پول‌پاشی و تضعیف دلار» تغذیه کرده‌ بودند، با تضعیف این منطق و تقویت انضباط پولی، در مسیر نزولی قرار می‌گیرند. بازار کریپتو نیز در موقعیتی دوگانه می‌ایستد؛ از یک‌سو از حمایت ضمنی وارش نسبت به بیت‌کوین و بلاکچین بهره می‌برد، اما از سوی دیگر، در غیاب پول‌پاشی گسترده احتمالا رشد آرام‌تری را در بلندمدت طی می‌کند. درنهایت، اگر مسیر فکری وارش محقق شود، دیگر نمی‌توان بازارها را فقط با برچسب هاوکیش یا داوکیش بودن فدرال رزرو توضیح داد. برندگان این دوره، دارایی‌هایی خواهند بود که بر پایه بهره‌وری، شفافیت و سازگاری با نظم جدید پولی و فناوری حرکت کنند.

تغییر قوانین CFTC؛ چراغ سبز آمریکا به استیبل کوین ها

کسرا خلیفه‌پور
19 بهمن 1404 - 17:30
کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) در اقدام جدیدی، دستورالعمل‌های خود را بازنگری کرد تا قوانین مربوط به استیبل کوین ها را با قانونی به نام «جنیوس» (GENIUS) هماهنگ کند. این تغییرات نشان‌دهنده همراهی نهادهای نظارتی با قوانین تازه‌ای است که مسیر انتشار ارزهای دیجیتال با پشتوانه پول نقد در ایالات متحده را هموارتر می‌کند. به گزارش میهن بلاکچین، این سازمان نظارتی با اصلاح و به‌روزرسانی دستورالعمل‌های قبلی خود، دایره فعالیت استیبل کوین های مخصوص پرداخت را بزرگ‌تر کرده است. طبق این تصمیم جدید، بانک‌های امانی ملی (National Trust Banks) نیز اجازه پیدا کردند تا دارایی‌های دیجیتال وابسته به ارزهای فیات را منتشر کنند. این حرکت، گام بزرگی برای اتصال سیستم بانکی قدیمی به زیرساخت‌های مدرن در بازار ارزهای دیجیتال (Digital Assets) به شمار می‌رود. ورود بانک‌های امانی به بازار صدور استیبل کوین کمیسیون معاملات آتی کالا نامه قبلی خود را که در تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۲۵ (۱۷ آذر ۱۴۰۴) صادر شده بود، اصلاح کرد تا بانک‌های امانی ملی را هم در این چارچوب قرار دهد. این بانک‌ها مجوز فعالیت در تمام ۵۰ ایالت آمریکا را دارند؛ اما برخلاف بانک‌های تجاری معمولی، خدماتی مثل وام دادن یا حساب جاری ارائه نمی‌دهند. تمرکز اصلی آن‌ها بر خدمات نگهداری، مدیریت دارایی و اجرای وصایا برای مشتریان است. کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) در نامه خود تصریح کرد: بخش مشارکت‌کنندگان بازار قصد نداشت بانک‌های امانی ملی را از فهرست صادرکنندگان استیبل کوین های پرداختی در نامه‌ی قبلی حذف کند؛ بنابراین، این بخش با ارائه تعریفی گسترده‌تر از استیبل کوین های پرداختی، محتوای آن نامه را مجدداً منتشر کرده است. بانک‌های امانی ملی با اصلاحیه جدید کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC)، رسماً به جمع صادرکنندگان مجاز استیبل کوین پیوستند. - منبع: CFTC قانون جنیوس؛ چارچوب نظارت بر استیبل کوین ها قانون «هدایت و ایجاد نوآوری ملی برای استیبل کوین های ایالات متحده» که به اختصار قانون جنیوس (GENIUS Act) نامیده می‌شود، یک ساختار نظارتی کامل برای استیبل کوین های دلاری است. این ارزها در واقع توکن‌های بلاکچین هستند که با پشتوانه دلار فعالیت می‌کنند. این قانون اکنون به ستون اصلی قوانین بازار ارزهای دیجیتال در آمریکا تبدیل شده است. طرح سازمان بیمه سپرده فدرال (FDIC) برای بانک‌ها در دسامبر ۲۰۲۵ (آذر ۱۴۰۴)، سازمان بیمه سپرده فدرال (FDIC) که ناظر بر فعالیت بانک‌های آمریکاست، طرح پیشنهادی‌ای را ارائه داد که به بانک‌های تجاری اجازه می‌دهد استیبل کوین صادر کنند. طبق این طرح، بانک‌ها می‌توانند از طریق یک شرکت زیرمجموعه و تحت نظارت مستقیم این سازمان، فعالیت خود را آغاز کنند. در این ساختار، سازمان بیمه سپرده‌ها بررسی می‌کند که آیا بانک و شرکت زیرمجموعه آن، قوانین سخت‌گیرانه «جنیوس» را رعایت می‌کنند یا خیر. این بررسی‌ها شامل موارد زیر است: سلامت مالی: ارزیابی وضعیت سوددهی و پایداری بانک. سیاست‌های بازخرید: اطمینان از اینکه کاربر هر زمان بخواهد، بتواند توکن خود را به پول نقد تبدیل کند. وثیقه‌های پشتیبان: بررسی اینکه به اندازه تمام توکن‌ها، پول نقد یا اوراق بهادار دولتی کوتاه‌مدت وجود داشته باشد. استانداردهای وثیقه‌گذاری و ممنوعیت‌های قانونی طبق قانون جنیوس، تنها استیبل کوین هایی قانونی هستند که دارای وثیقه کامل بوده و با نسبت یک‌به‌یک (1:1) توسط پول نقد یا اسناد خزانه ایالات متحده پشتیبانی شوند. در مقابل، استیبل کوین های الگوریتمی و دلارهای سنتتیک که برای حفظ قیمت خود به کدهای نرم‌افزاری یا استراتژی‌های پیچیده معامله متکی هستند، از نظر قانون معتبر نیستند. این مرزبندی دقیق نشان‌دهنده تلاش دولت برای جلوگیری از ریسک‌های احتمالی و محافظت از سرمایه کاربران در بازار ارزهای دیجیتال است.

مدیرعامل بولیش: انتظار می‌رود شاهد «یکپارچگی عظیم» در صنعت ارزهای دیجیتال باشیم

پوریا هاشم‌تبار
19 بهمن 1404 - 17:00
مدیرعامل صرافی بولیش (Bullish) معتقد است صنعت رمزارز در آستانه موج بزرگی از ادغام و تملک قرار دارد؛ این موج می‌تواند ساختار پراکنده این صنعت را در ماه‌های آینده به‌طور جدی تغییر دهد. به گزارش میهن بلاکچین، تام فارلی (Tom Farley) می‌گوید بسیاری از پروژه‌ها به‌زودی متوجه خواهند شد که در واقع «کسب‌وکار» ندارند، بلکه فقط یک محصول ساخته‌اند و برای بقا باید با شرکت‌های بزرگ‌تر ادغام شوند. نظر مدیرعامل بولیش درباره آینده بازار فارلی که سابقه ریاست بورس نیویورک را در کارنامه دارد، افت اخیر بازار کریپتو را مهم‌ترین محرک این تحول می‌داند. به گفته او، سقوط قیمت‌ها باعث می‌شود واقعیت‌های اقتصادی آشکار شود و شرکت‌هایی که رشد واقعی ندارند، دیگر نتوانند به امید ارزش‌گذاری‌های دوران رونق ادامه دهند. به باور او، این روند ادغام حتی باید یک یا دو سال زودتر آغاز می‌شد، اما ارزش‌گذاری‌های بیش از حد خوش‌بینانه مانع آن شده بود. تام فارلی روز پنجشنبه با CNBC صحبت کرد. منبع: Tom Farley او توضیح می‌دهد در سال‌های گذشته شرکت‌هایی وجود داشتند که با وجود درآمد محدود و بدون رشد، انتظار ارزش‌گذاری‌های صدها میلیون دلاری داشتند. اکنون به گفته فارلی «این رویا به پایان می‌رسد» و بسیاری از پروژه‌ها مجبور می‌شوند برای مقیاس‌پذیری و بقا، به ادغام یا فروش تن دهند. البته این روند می‌تواند پیامدهای دوگانه‌ای داشته باشد. از یک سو پروژه‌های ضعیف توسط شرکت‌های بزرگ‌تر جذب می‌شوند و صنعت بالغ‌تر می‌شود، اما از سوی دیگر ادغام‌ها می‌تواند به تعدیل نیرو، حذف پروژه‌ها و تغییرات داخلی گسترده در شرکت‌ها منجر شود. سرمایه‌گذاران خطرپذیر نیز نشانه‌هایی از همین بلوغ را تأیید می‌کنند. به گفته مدیران سرمایه‌گذاری، ورود سرمایه به پروژه‌های کریپتویی سخت‌تر شده و انتخاب‌ها بسیار گزینشی‌تر از گذشته انجام می‌شود؛ این روند نشان می‌دهد صنعت رمزارز وارد مرحله‌ای بالغ‌تر و واقع‌بینانه‌تر شده است.

جبران خسارت بیت هامب؛ ۹۹٪ بیت کوین های اشتباهی بازگشت

کسرا خلیفه‌پور
19 بهمن 1404 - 16:00
صرافی ارز دیجیتال کره‌ای بیت هامب (Bithumb)، به‌طور رسمی اعلام کرد که مشکل ناشی از خطای سیستمی در بخش پاداش‌های تبلیغاتی خود را به‌طور کامل برطرف کرده است. این نقص فنی باعث شده بود مقادیر مازادی از بیت کوین به‌طور اشتباه به حساب برخی از کاربران واریز شود. به گزارش میهن بلاکچین، طبق بیانیه این صرافی، ۹۹.۷ درصد از این بیت کوین‌های اضافی در همان روز حادثه یعنی جمعه، ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، بازپس‌گیری شدند. برای جبران مابقی کسری که شامل ۱,۷۸۸ واحد بیت کوین فروخته شده توسط کاربران بود، بیت هامب از ذخایر شرکتی خود استفاده کرد تا توازن موجودی‌ها حفظ شود. تضمین امنیت دارایی کاربران در صرافی بیت هامب مدیریت صرافی بیت هامب (Bithumb) تأکید کرده است که مجموع ذخایر دیجیتال این پلتفرم، همواره برابر با کل سپرده‌های کاربران یا حتی بیشتر از آن است. بر اساس گزارش‌ها، بخش بزرگی از بیت کوین ها مستقیماً از حساب‌ها بازیابی شد؛ اما آن بخش که پیش از مسدودسازی در بازار اسپات فروخته شده بود، از طریق ذخایر و منابع داخلی شرکت تامین شد تا ثبات بازار آسیب نبیند. این حادثه که به دلیل اشتباه در واریز جوایزِ یک رویداد تبلیغاتی رخ داد، شوک بزرگی به بازار وارد کرد. ماجرا از این قرار بود که صرافی قصد داشت مبالغ اندکی را به‌عنوان هدیه به کاربران بدهد، اما به اشتباه مقادیر بسیار زیادی بیت کوین به حساب آن‌ها واریز شد. همین موضوع باعث شد برخی از کاربران بلافاصله برای فروش این بیت کوین‌های بادآورده اقدام کنند که نتیجه آن نوسانات شدید قیمت و افت ناگهانی ارزش بیت کوین در این صرافی بود. با این حال، بیت هامب سریعاً دسترسی‌ها را محدود کرد و در عرض چند دقیقه ثبات را به معاملات بازگرداند تا از لیکویید شدن و ضرر بیشتر کاربران جلوگیری کند. فرآیند پاسخ‌دهی و مدیریت بحران صرافی بیت هامب در حادثه واریز اشتباه دارایی - منبع: Bithumb طرح‌های تشویقی و غرامت برای کاربران آسیب‌دیده بیت هامب برای دلجویی از کاربران، اقدامات جبرانی ویژه‌ای را در نظر گرفته است: واریز ۲۰,۰۰۰ وون کره جنوبی (حدود ۱۵ دلار) به حساب تمامی کاربرانی که در زمان حادثه در پلتفرم فعال بوده‌اند. پرداخت کامل ارزش فروش به همراه ۱۰ درصد سود اضافی به معامله‌گرانی که در زمان اختلال، بیت کوین خود را با قیمت نامناسب فروخته‌اند. لغو کارمزد معاملات در تمامی بازارها به مدت هفت روز، از روز دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ این صرافی صراحتاً اعلام کرد که هیچ‌گونه هک یا نفوذ امنیتی رخ نداده و دارایی‌های مشتریان کاملاً امن است. در حال حاضر فرآیند واریز و برداشت طبق روال عادی انجام می‌شود. چالش‌های عملیاتی در صرافی‌های متمرکز این اتفاق بار دیگر چالش‌های فنی صرافی‌های متمرکز ارزهای دیجیتال را برجسته کرد. پیش از این نیز صرافی‌های بزرگی مانند کوین بیس (Coinbase) با مشکلات مشابهی در زیرساخت‌های خود روبرو بودند که منجر به مسدودسازی اشتباه حساب‌ها می‌شد. همچنین در جریان ریزش بازار در ۱۰ اکتبر (۱۹ مهر)، کاربران بایننس (Binance) به دلیل مشکلات فنی نتوانستند موقعیت‌های معاملاتی خود را در اوج نوسانات ببندند. بایننس در آن زمان برای حفظ اعتماد کاربران، حدود ۷۲۸ میلیون دلار غرامت پرداخت کرد. تجربه بیت هامب نشان می‌دهد که صرافی‌های بزرگ برای بقا در بازار، ترجیح می‌دهند هزینه‌های سنگین اشتباهات سیستمی را از جیب خود بپردازند تا اعتبارشان نزد کاربران خدشه‌دار نشود.

۳ فرضیه پشت سقوط ۴۰ درصدی بیت کوین؛ چرا بازار ریزش کرد؟

کسرا خلیفه‌پور
19 بهمن 1404 - 15:00
بیت کوین در یک ماه گذشته یکی از بزرگ‌ترین موج‌های فروش خود را پشت سر گذاشته است. قیمت این دارایی پیشرو در روز جمعه ۷ فوریه ۲۰۲۶ (۱۸ بهمن) با ریزشی بیش از ۴۰ درصد، به پایین‌ترین سطح یک سال اخیر خود یعنی حدود ۵۹,۹۳۰ دلار رسید. در حال حاضر، قیمت بیت کوین نسبت به اوج تاریخی خود در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) که نزدیک به ۱۲۶,۲۰۰ دلار بود، بیش از ۵۰ درصد فاصله گرفته است. به گزارش میهن بلاکچین، در حالی که فعالان بازار به دنبال دلایل این سقوط ناگهانی هستند، تحلیل‌گران به سه عامل کلیدی اشاره می‌کنند: فعالیت‌های اهرمی صندوق‌های پوشش ریسک (Hedge Funds) در هنگ‌کنگ، محصولات بانکی مرتبط با صندوق‌های ETF در ایالات متحده و مهاجرت استخراج‌کنندگان (Miners) به سمت صنعت هوش مصنوعی. نمودار تغییرات روزانه قیمت بیت کوین در مقابل دلار - منبع: TradingView ۱. نقش صندوق‌های پوشش ریسک هنگ‌کنگ در ریزش بازار یکی از نظریه‌های کلیدی نشان می‌دهد که ریشه سقوط اخیر ممکن است در بازارهای آسیایی نهفته باشد؛ جایی که برخی از صندوق‌های پوشش ریسک (Hedge Funds) در هنگ‌کنگ، اقدام به معامله با اهرم سنگینی روی ادامه افزایش قیمت بیت کوین کرده بودند. این صندوق‌ها با استفاده از استراتژی استقراض ین ژاپن که نرخ بهره پایینی داشت، سرمایه لازم برای معاملات خود در قراردادهای اختیار معامله (Options) مرتبط با صندوق‌های ETF (مانند صندوق IBIT متعلق به شرکت بلک‌راک) را فراهم می‌کردند. توضیحات پارکر وایت در مورد نقش صندوق‌های پوشش ریسک در سقوط بیت کوین - منبع: شبکه اجتماعی X این معامله‌گران، ارز ژاپن را به دارایی‌های پرریسک تبدیل کردند تا سود بیشتری کسب کنند. اما با متوقف شدن روند صعودی و بالا رفتن هزینه استقراض ین، این معاملات وارد ضرر شدند. در نتیجه، وام‌دهندگان خواستار تضمین یا نقدینگی بیشتر شدند و این صندوق‌ها مجبور شدند برای تسویه بدهی‌های خود، بیت کوین‌هایشان را سریعاً بفروشند که باعث شدت گرفتن ریزش قیمت شد. ۲. فشار فروش از سوی مورگان استنلی؛ دیدگاه آرتور هیز آرتور هیز (Arthur Hayes)، مدیرعامل سابق صرافی بیت مکس، معتقد است بانک‌های بزرگی مثل مورگان استنلی (Morgan Stanley) ممکن است عامل این فشار فروش باشند. این بانک‌ها محصولات مالی پیچیده‌ای به نام اوراق ساختاریافته (Structured Notes) به مشتریان خود می‌فروشند که به نوعی معامله با اهرم روی قیمت بیت کوین محسوب می‌شود. تحلیل آرتور هیز در مورد وضعیت بازار و فشار فروش بانک‌ها - منبع: شبکه اجتماعی X وقتی قیمت بیت کوین به شدت افت کرد و سطوح مهمی (مثل ۷۸,۷۰۰ دلار) را شکست، این بانک‌ها برای مدیریت ریسک خود مجبور شدند بیت کوین‌های موجود در بازار اسپات (Spot) یا قراردادهای آتی (Futures) را بفروشند. این فرآیند که پوشش ریسک (Hedging) نامیده می‌شود، باعث شد با هر بار کاهش قیمت، بانک‌ها مجبور به فروش بیشتر شوند و بازار را در یک مارپیچ نزولی قرار دهند. ۳. خروج استخراج‌کنندگان به سمت هوش مصنوعی نظریه سوم به تغییر رفتار استخراج‌کنندگان (Miners) اشاره دارد. با داغ شدن بازار هوش مصنوعی (AI)، برخی شرکت‌های بزرگ استخراج ترجیح داده‌اند به جای تولید بیت‌ کوین، توان پردازشی خود را در اختیار مراکز داده هوش مصنوعی قرار دهند. این موضوع باعث کاهش توان پردازشی شبکه یا همان هش‌ریت (Hash Rate) شده است. رابطه میان شاخص هش ریبون (Hash Ribbons) و قیمت بیت کوین؛ نمایش دوره‌های تسلیم استخراج‌کنندگان - منبع: Glassnode به‌عنوان مثال، در دسامبر ۲۰۲۵ (آذر ۱۴۰۴)، شرکت «رایوت پلتفرمز» هم‌زمان با تغییر استراتژی خود، ۱۶۱ میلیون دلار بیت‌کوین فروخت. بررسی‌های آنچین (On-chain) نیز نشان می‌دهد که هزینه‌ تولید هر واحد بیت‌کوین به حدود ۷۲,۷۰۰ دلار رسیده است؛ بنابراین وقتی قیمت به زیر ۶۰ هزار دلار می‌رسد، استخراج برای بسیاری از آن‌ها دیگر سودآور نیست و ممکن است برای جبران هزینه‌ها، ذخایر خود را بفروشند. مقایسه قیمت روزانه بیت کوین با هزینه برق و کل مخارج تولید - منبع: Capriole Investments همچنین داده‌ها نشان می‌دهند سرمایه‌گذاران بزرگ که بین ۱۰ تا ۱۰,۰۰۰ بیت کوین دارند، در حال کاهش دارایی‌های خود هستند و فعلاً تمایلی به خرید دوباره ندارند.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر