آخرین اخبار:

مقالات عمومی09 خرداد 1404
با ۵ پرامپت جادویی چت جیپیتی، از هوش مصنوعی یک نابغه بسازید!

مقالات عمومی26 خرداد 1405
تحلیل سهام SPCX: آیا «فشار گاما» قیمت اسپیسایکس را به ۴۰۰ دلار میرساند؟

اخبار عمومی28 خرداد 1405
پیشبینی مدیر سرمایهگذاری بیتوایز: صعود بعدی بازار کریپتو کُندتر و با نوسانات کمتری همراه است

اخبار بیت کوین26 خرداد 1405
بررسی پیشبینیهای جدید از قیمت بیت کوین؛ چرا جستجوی «کف قیمت» اشتباه است؟

اخبار آلتکوین27 خرداد 1405
واچ لیست آلت کوینی: در هفته جاری حواستان به این ۳ رمزارز باشد

اخبار فوری27 خرداد 1405
فوری؛ نرخ بهره آمریکا در ماه ژوئن ثابت ماند | پوشش سخنرانی کوین وارش
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
93 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.10%
نرخ تتر
166,092.25 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

بازارهای پیشبینی؛ از کشف حقیقت تا آینده زیرساخت مالی
05 تیر 1405 - 20:00
این روزها پیدا کردن اطلاعات قابل اعتماد سختتر از قبل شده است. رسانهها، نظرسنجیها و تحلیلگران هرکدام روایت خودشان را دارند و همین باعث میشود تشخیص واقعیت برای مردم دشوارتر شود. در چنین شرایطی، بازارهای پیشبینی راهی متفاوت برای فهمیدن احتمال وقوع رویدادها ارائه میکنند.
در این بازارها، افراد فقط نظر نمیدهند؛ بلکه با پول واقعی روی نتیجه اتفاقات آینده معامله میکنند. در ادامه این مطلب از میهن بلاکچین، میبینیم که بازارهای پیشبینی چه هستند، چه تفاوتی با پیش بینی ورزشی دارند و چرا میتوانند در آینده به بخشی مهم از بازارهای مالی تبدیل شوند.
بازار پیشبینی چیست؟
به زبان ساده، بازار پیشبینی (Prediction Market) بازاری است که در آن افراد روی نتیجه رویدادهای آینده معامله میکنند. این رویداد میتواند نتیجه یک انتخابات، تصمیم یک بانک مرکزی، میزان تورم، عرضه یک محصول جدید یا حتی نتیجه یک مسابقه ورزشی باشد.
نکته مهم این است که قیمت هر قرارداد در این بازارها میتواند نشان دهد معاملهگران احتمال وقوع آن اتفاق را چقدر میدانند. برای مثال، اگر قراردادی که در صورت وقوع یک رویداد یک دلار پرداخت میکند، با قیمت ۶۵ سنت معامله شود یعنی بازار احتمال وقوع آن رویداد را حدود ۶۵ درصد در نظر گرفته است. تفاوت اصلی این بازارها با نظرسنجی یا تحلیلهای معمول این است که افراد فقط حرف نمیزنند؛ بلکه با سرمایه واقعی نظر خود را وارد بازار میکنند.
از قهوهخانههای لندن تا بلاک چین؛ تاریخچهای کوتاه از بازارهای پیشبینی
بازارهای پیشبینی ایدهای کاملا جدید نیستند. قرنها قبل، مردم از سازوکارهای شبیه به بازار برای پیشبینی اتفاقات مهم استفاده میکردند. در ایتالیا، حتی درباره اینکه چه کسی پاپ بعدی خواهد شد، نوعی بازار پیشبینی شکل گرفته بود.
بعدها در انگلستان هم قهوهخانههایی مثل Jonathan’s Coffee House به محلی برای معامله و حدسزدن درباره خبرهای سیاسی و تغییرات قدرت تبدیل شدند. همین فضاها بهمرور به بخشی از تاریخ شکلگیری بازارهای مالی مدرن پیوند خوردند. تفاوت امروز این است که همان ایده قدیمی، حالا با فناوریهایی مثل بلاک چین، قراردادهای هوشمند و پلتفرمهای آنلاین دوباره زنده شده است.
پالی مارکت و کالشی؛ دو مسیر متفاوت برای بازاری نوظهور
بازارهای پیشبینی امروز بیشتر از همه با دو مدل شناخته میشوند. یک مدل جهانی و مبتنیبر بلاک چین است که نمونه مهم آن پالی مارکت (Polymarket) محسوب میشود. مدل دیگر، مسیر قانونگذاریشده در آمریکا است که کالشی (Kalshi) نماینده اصلی آن است. هر دو پلتفرم روی ایدهای مشترک ساخته شدهاند، اما مسیر رشد، نوع کاربران، چارچوب قانونی و شیوه تامین نقدشوندگی در آنها تفاوت زیادی دارد.
پالی مارکت، در سال ۲۰۲۰ و در فضایی شکل گرفت که هنوز قوانین مشخص و شفافی برای این نوع بازارها وجود نداشت. این پلتفرم با تکیهبر بلاک چین و قراردادهای هوشمند، امکان مشارکت آزادتر کاربران از نقاط مختلف جهان را فراهم کرد. به همین دلیل، نقدینگی در این پلتفرم بیشتر از سمت کاربران، جامعه فعال پلتفرم و جریانهای همتابههمتا شکل میگیرد.
حجم معاملات هفتگی Polymarket در دستههای سیاست، ورزش، مالی و اقتصاد در بازارهای پیشبینی
در مقابل، کالشی مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. این پلتفرم در آمریکا و در چارچوب نظارتی رسمی فعالیت میکند. کالشی توانست از کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا مجوز فعالیت بگیرد و بعد از چالش حقوقی مهمی در سال ۲۰۲۴، مسیر گستردهتری برای ارائه قراردادهای رویدادی پیدا کرد. همین چارچوب قانونی باعث شد این پلتفرم بتواند به یکی از بازیگران جدی بازارهای پیشبینی در آمریکا تبدیل شود.
حجم معاملات هفتگی Kalshi در دستههای ورزش، سیاست، مالی و اقتصاد در بازارهای پیشبینی
بازارهای پیشبینی و پیش بینی ورزشی
در نگاه اول ممکن است بازارهای پیشبینی شبیه پیش بینی ورزشی به نظر برسند. در هر دو مورد، افراد روی نتیجه اتفاقی در آینده پول میگذارند و اگر پیشبینی آنها درست باشد، سود میکنند. همین شباهت ظاهری باعث شده است که بخش زیادی از توجه اولیه به بازارهای پیشبینی، مخصوصا در آمریکا، از مسیر رویدادهای ورزشی شکل بگیرد.
اما تفاوت اصلی اینجا است که بازارهای پیشبینی فقط به ورزش محدود نیستند. این بازارها میتوانند موضوعات متنوعتری را پوشش دهند که در ادامه به آنها میپردازیم:
انتخابات و رویدادهای سیاسی
نرخ بهره، تورم و شاخصهای اقتصادی
عملکرد شرکتها و تصمیمهای مدیریتی
عرضه محصولات و فناوریهای جدید
رویدادهای ورزشی و سرگرمی
در آمریکا، رشد قراردادهای ورزشی در پلتفرمهایی مثل کالشی تا حد زیادی به شرایط قانونی هم ارتباط دارد. در بسیاری از ایالتها، پیش بینی آنلاین ورزشی هنوز قانونی یا در دسترس نیست. از طرف دیگر، بازارهای پیشبینی در سطح فدرال و تحت نظارت نهادهای مالی بررسی میشوند. همین تفاوت باعث شده است برخی کاربران از بازارهای پیشبینی برای معامله روی رویدادهای ورزشی استفاده کنند.
ترکیب واریزیهای کالشی از ایالتهای دارای پیش ببینی ورزشی قانونی و غیرقانونی در بازارهای پیشبینی
فراتر از ورزش؛ فرصت واقعی بازارهای پیشبینی کجاست؟
فرصت اصلی بازارهای پیشبینی در رویدادهایی است که نتیجه آنها میتواند روی اقتصاد، بازارهای مالی و تصمیم سرمایهگذاران اثر بگذارد. نتیجه انتخابات، تصمیم بانک مرکزی درباره نرخ بهره، تغییر نرخ تورم، عرضه یک محصول مهم یا موفقیت یک فناوری جدید، همگی نمونههایی از رویدادهایی هستند که برای فعالان بازار اهمیت واقعی دارند.
بازارهای پیشبینی این امکان را ایجاد میکنند که چنین رویدادهایی به قراردادهای قابل معامله تبدیل شوند. در این حالت، سرمایهگذار مجبور نیست فقط از مسیر خرید سهام، اختیار معامله یا قراردادهای آتی با یک سناریوی آینده مواجه شود. او میتواند مستقیماً روی خود رویداد موضع بگیرد.
همین موضوع، تفاوت اصلی بازارهای پیشبینی با نگاه صرفا ورزشی به آنها است. ارزش این بازارها زمانی بیشتر میشود که بتوانند عدمقطعیتهای مهم اقتصادی، سیاسی و فناوری را به شکلی ساده، قابل معامله و قابل قیمتگذاری وارد بازار کنند.
بازارهای پیشبینی بهعنوان زیرساخت مالی آینده
بازارهای مالی سنتی معمولا سرمایهگذاران را با مجموعهای از ریسکها روبهرو میکنند. وقتی کسی سهام یک شرکت را میخرد یا از ابزارهایی مثل اختیار معامله استفاده میکند، فقط روی اتفاقی مشخص سرمایهگذاری نکرده است. قیمت آن دارایی میتواند همزمان تحتتاثیر نرخ بهره، شرایط اقتصادی، تصمیمهای مدیریتی، اخبار صنعت، رفتار رقبا و دهها عامل دیگر تغییر کند.
بازارهای پیشبینی میتوانند این مدل را تغییر دهند. در این بازارها، بهجای معامله روی یک دارایی کلی، میتوان روی نتیجه یک رویداد مشخص معامله کرد. برای مثال، بهجای اینکه سرمایهگذار فقط سهام یک شرکت فناوری را بخرد، میتواند روی این موضوع معامله کند که آیا آن شرکت تا تاریخ مشخصی محصول جدید خود را عرضه میکند یا نه.
این ویژگی باعث میشود که Prediction Market فقط ابزار پیشبینی نباشد. این بازارها میتوانند به روشی برای مدیریت ریسک، سنجش انتظارات بازار و تبدیل رویدادهای واقعی به قراردادهای مالی تبدیل شوند.
قراردادهای رویدادی؛ راهی برای جدا کردن ریسک از دارایی
فرض کنید سرمایهگذاری به آینده رباتهای انساننمای تسلا خوشبین است. در بازارهای سنتی، سادهترین راه برای معامله روی این دیدگاه، خرید سهام تسلا یا استفاده از اختیار معامله آن است. اما مشکل اینجا است که قیمت سهام تسلا فقط به موفقیت ربات Optimus وابسته نیست. نرخ بهره، فروش خودروهای برقی، رقابت در بازار، تصمیمهای مدیریتی و حتی رفتار رسانهای ایلان ماسک هم میتوانند روی قیمت سهام اثر بگذارند.
مقایسه مشتقات سنتی با قراردادهای رویدادی در بازارهای پیشبینی برای جداسازی ریسک سهام تسلا و Optimus
قراردادهای رویدادی این امکان را میدهند که چنین دیدگاهی مستقیمتر معامله شود. بهجای خرید سهام تسلا، بازار میتواند قراردادی داشته باشد با این مضمون که آیا ربات Optimus تا تاریخ مشخصی عرضه میشود یا نه. در این حالت، تمرکز معامله روی همان رویداد خاص است، نه روی تمام عواملی که قیمت سهام تسلا را جابهجا میکنند.
نقدشوندگی؛ مرز میان سیگنال واقعی و نویز بازار
قیمت در بازارهای پیشبینی زمانی ارزش تحلیلی دارد که افراد زیادی در آن بازار معامله کنند. اگر حجم معاملات پایین باشد، چند معامله کوچک میتواند قیمت را جابهجا کند و تصویری نادرست از احتمال وقوع یک رویداد بسازد؛ اما وقتی نقدشوندگی بالا باشد، قیمتها بیشتر به نظر جمعی معاملهگران نزدیک میشوند.
نقدشوندگی بالا باعث میشود اطلاعات بیشتری وارد قیمت شود. معاملهگران مختلف، با دیدگاهها و دادههای متفاوت، روی رویدادی موضع میگیرند و همین باعث میشود قیمت بازار فقط بازتاب نظر یک گروه کوچک نباشد. به همین دلیل، در بازارهای شلوغتر، احتمال اینکه قیمتها سیگنال بهتری از انتظار بازار بدهند بیشتر است.
مقایسه زیرساخت سنتی، ترکیبی و آنچین در بازارهای پیشبینی و نقش نقدشوندگی در پلتفرمهای کالشی و پالی مارکت
برای مثال، اگر همزمان گزارش درآمد یک شرکت و تصمیم بانک مرکزی درباره نرخ بهره در پیش باشد، حجم معاملات در قراردادهای مربوط به هرکدام میتواند نشان دهد بازار بیشتر روی کدام رویداد حساس شده است. در اینجا نقدشوندگی فقط معامله را آسانتر نمیکند، بلکه نشان میدهد کدام موضوع برای فعالان بازار مهمتر است.
کشف حقیقت در عصر بیاعتمادی
بازارهای پیشبینی زمانی اهمیت پیدا میکنند که منابع سنتی اطلاعات نتوانند اعتماد کافی ایجاد کنند. در نظرسنجیها، رسانهها یا تحلیلهای فردی، همیشه این سوال وجود دارد که دادهها چقدر دقیق هستند و چه انگیزهای پشت روایتها قرار دارد. اما در بازارهای پیشبینی، افراد برای دیدگاهی که دارند هزینه میدهند و همین موضوع کیفیت سیگنال را متفاوت میکند.
کاهش اعتماد به رسانههای خبری در آمریکا
در این بازارها، قیمتها فقط حاصل یک نظر یا تحلیل نیستند. هر معاملهگر با اطلاعات، برداشت و انگیزه خودش وارد بازار میشود و قیمت نهایی از برخورد همین دیدگاهها شکل میگیرد. وقتی اطلاعات جدید منتشر میشود، معاملهگران واکنش نشان میدهند و قیمتها تغییر میکنند.
به همین دلیل، بازارهای پیشبینی میتوانند به ابزاری برای فهم انتظارات جمعی تبدیل شوند. آنها لزوما آینده را بدون خطا نشان نمیدهند، اما میتوانند مشخص کنند بازار در هر لحظه احتمال وقوع یک رویداد را چگونه میبیند.
فرصت چندتریلیوندلاری بازارهای پیشبینی
برای تخمین اندازه احتمالی بازارهای پیشبینی، میتوان آنها را در کنار بازار جهانی مشتقات فرابورسی قرار داد. این مقایسه از آن جهت مهم است که هر دو بازار با مدیریت ریسک، قیمتگذاری عدمقطعیت و معامله روی سناریوهای آینده سروکار دارند.
رشد حجم معاملات بازارهای پیشبینی در قراردادهای ورزشی و غیرورزشی تا سال ۲۰۲۶
اگر بازارهای پیشبینی فقط بخش کوچکی از حجم بازار مشتقات را جذب کنند، اندازه آنها میتواند به تریلیونها دلار برسد. در سناریوی محافظهکارانه، این فرصت حدود یک تریلیون دلار برآورد میشود و در سناریوهای بزرگتر میتواند در میانمدت به حدود پنج تریلیون دلار برسد.
رسیدن به چنین اندازهای به چند عامل بستگی دارد. شفافتر شدن قوانین، رشد پلتفرمهای معاملاتی، افزایش نقدشوندگی و ورود بازیگران نهادی از مهمترین عواملی هستند که میتوانند مسیر رشد بازارهای پیشبینی را تعیین کنند.
چالشهای پیشروی بازارهای پیشبینی
اولین چالش بازارهای پیشبینی، قانونگذاری است. هنوز در بسیاری از کشورها مشخص نیست این بازارها باید مثل ابزارهای مالی بررسی شوند یا در دسته پیش بینی و قمار قرار بگیرند. همین ابهام میتواند روی فعالیت پلتفرمها، دسترسی کاربران و نوع قراردادهایی که اجازه معامله دارند اثر بگذارد.
چالش بعدی، نقدشوندگی در بازارهای کوچکتر است. همه قراردادها به اندازه انتخابات، نرخ بهره یا رویدادهای بزرگ ورزشی معاملهگر جذب نمیکنند. وقتی تعداد معاملهگران کم باشد، قیمتها راحتتر جابهجا میشوند و ممکن است تصویر دقیقی از احتمال واقعی یک رویداد نشان ندهند.
موضوع دیگر، احتمال دستکاری بازار است. اگر یک قرارداد حجم کمی داشته باشد، یک بازیگر بزرگ میتواند با چند معامله سنگین قیمت را تغییر دهد و برداشت دیگران را تحتتاثیر قرار دهد. این مسئله مخصوصا در قراردادهایی مهمتر میشود که نتیجه آنها روی افکار عمومی یا تصمیمهای مالی اثر میگذارد.
پذیرش عمومی و نهادی هم هنوز کامل شکل نگرفته است. برای اینکه بازارهای پیشبینی به بخشی جدی از بازارهای مالی تبدیل شوند، باید کاربران عادی، سرمایهگذاران حرفهای، نهادهای ناظر و پلتفرمهای مالی به سازوکار آنها اعتماد کنند.
آینده بازارهای پیشبینی؛ از ابزار حاشیهای تا بازار مالی جریان اصلی
آینده بازارهای پیشبینی به این بستگی دارد که این بازارها چقدر بتوانند از موضوعات ساده و پرطرفدار فاصله بگیرند و وارد رویدادهای جدیتر اقتصادی و مالی شوند. بازارهایی که امروز بیشتر با انتخابات، ورزش یا خبرهای روز شناخته میشوند، در مرحله بعد میتوانند به محلی برای معامله روی نرخ بهره، تورم، تصمیمهای شرکتها و روندهای فناوری تبدیل شوند.
برای رسیدن به این نقطه، چند مورد اهمیت زیادی دارد. قراردادها باید شفاف و قابل فهم باشند، قوانین باید مسیر فعالیت پلتفرمها را مشخص کنند و نقدشوندگی باید به اندازهای برسد که قیمتها قابل اتکا باشند. ورود کارگزاریها، صرافیها و بازیگران نهادی هم میتواند این بازارها را از فضایی محدودتر به بخشی از بازار مالی جریان اصلی نزدیک کند.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، بازارهای پیشبینی فقط ابزاری برای حدس زدن آینده نخواهند بود. آنها میتوانند به بازاری تبدیل شوند که در آن عدمقطعیت قیمتگذاری میشود و سرمایهگذاران، شرکتها و تحلیلگران از آن برای فهم بهتر انتظارات بازار استفاده میکنند.
بازارهای پیشبینی چیست؟بازارهای پیشبینی بازارهایی هستند که در آنها افراد روی نتیجه رویدادهای آینده معامله میکنند. قیمت هر قرارداد معمولا نشان میدهد معاملهگران احتمال وقوع آن رویداد را چقدر میدانند.بازارهای پیشبینی چه تفاوتی با پیش بینی ورزشی دارند؟پیش بینی ورزشی بیشتر روی نتیجه مسابقات تمرکز دارد، اما بازارهای پیشبینی میتوانند رویدادهای اقتصادی، سیاسی، مالی و فناوری را هم پوشش دهند. به همین دلیل، کاربرد آنها بسیار گستردهتر از ورزش است.چرا بازارهای پیشبینی برای سرمایهگذاران مهم هستند؟چون به سرمایهگذاران اجازه میدهند بهجای معامله روی یک دارایی کلی، مستقیم روی یک رویداد مشخص معامله کنند. این موضوع میتواند به قیمتگذاری بهتر ریسک و فهم انتظارات بازار کمک کند.آینده بازارهای پیشبینی چگونه خواهد بود؟آینده بازارهای پیشبینی به قانونگذاری، نقدشوندگی، طراحی قراردادهای شفاف و ورود بازیگران مالی بزرگ بستگی دارد. اگر این عوامل رشد کنند، این بازارها میتوانند به بخشی از زیرساخت مالی آینده تبدیل شوند.

هوش مصنوعی، آخرالزمان و عصر فراوانی؛ اگر جهان واقعاً به پایان نرسد چه؟
05 تیر 1405 - 16:00
در حالی که ابزارهای هوش مصنوعی مانند آنتروپیک (Anthropic) تواناییهای شگفتانگیزی در زمینه برنامهنویسی و خودکارسازی گردش کار از خود نشان میدهند، بازار در چنگال ترس از «روز قیامت هوش مصنوعی» گرفتار شده است که باعث شده تریلیونها دلار از ارزش بازار ناپدید شود.
با این حال، این مقاله دیدگاه متفاوتی را ارائه میدهد. تأثیر کوتاهمدت هوش مصنوعی نشانه فروپاشی اقتصادی نیست، بلکه به معنای کاهش چشمگیر «هزینه درک و یادگیری» است. با مقایسه این وضعیت با انقلاب رایانههای شخصی در دهه ۱۹۸۰ میلادی و دادههای تاریخی بهرهوری، به این نکته اشاره میشود که وقتی فناوری باعث شود کسب دانش ارزان و فراوان شود، عصر تازه «تولید ناخالص داخلی فراوان» آغاز خواهد شد.
به گزارش میهن بلاکچین، این تغییر صرفاً یک بازآرایی در نیروی کار نیست، بلکه راهی برای کاهش تنشهای ژئوپلیتیک و ایجاد شکوفایی در بهرهوری جهانی است.
شوک ۸۰۰ میلیارد دلاری در بازار؛ آیا «روز قیامت هوش مصنوعی» واقعیت دارد؟
بازار سهام بهتازگی ۸۰۰ میلیارد دلار از ارزش بازار خود را از دست داده است؛ آن هم در حالی که دیدگاه «تسلط هوش مصنوعی بر جهان» به یک باور همگانی تبدیل شده است. اما این دیدگاه بیش از حد بدیهی به نظر میرسد و معمولاً معاملههایی که بر پایه فرضیات کاملاً آشکار انجام میشوند، هرگز برنده واقعی نخواهند بود.
دلیل وایرال شدن این سناریوی ترسناک و ناامیدکننده، لمس غرایز انسانی است. در این نگاه، هوش مصنوعی نه به عنوان یک ابزار بهرهوری، بلکه به عنوان یک عامل ناپایدارکننده اقتصاد کلان دیده میشود که میتواند یک چرخه بازگشتی منفی ایجاد کند: اخراجها منجر به کاهش مصرف میشود، کاهش مصرف باعث افزایش خودکارسازی میگردد و این خودکارسازی باز هم سرعت اخراجها را بیشتر میکند.
واقعیت آشکار این است که هوش مصنوعی صرفاً یک ویژگی نرمافزاری جدید یا ابزاری برای افزایش کارایی نیست؛ بلکه یک شوک مهارتی جهانی است که به طور همزمان تمامی جریانهای کاری بخش اداری و متخصصان را تحت تأثیر قرار میدهد. برخلاف هر انقلاب دیگری در تاریخ، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به ابزاری است که در «همه چیز» مهارت دارد.
اما اگر این سناریوی «روز قیامت» غلط باشد چه؟ این فرضیه تصور میکند که تقاضا ثابت است، افزایش بهرهوری باعث گسترش بازار نمیشود و سرعت انطباق سیستم نمیتواند از سرعت تخریب آن فراتر برود.
ما معتقدیم راه دومی وجود دارد که به شدت دستکم گرفته شده است. قدرتنماییهای شرکتهایی مثل آنتروپیک که در ظاهر شبیه به نشانههای اولیه فروپاشی سیستم به نظر میرسند، ممکن است در نهایت آغاز بزرگترین گسترش بهرهوری در تاریخ باشند.
پیش از شروع، این مقاله را ذخیره کنید و طی ۱۲ ماه آینده بارها به آن مراجعه کنید. اگرچه تحلیل زیر یک نتیجه قطعی نیست، اما به یاد داشته باشید که انسانها همیشه راهی برای تغییر بازی پیدا میکنند و بازارهای آزاد همواره قابلیت خودترمیمی دارند.
قدرتنمایی آنتروپیک کاملاً جدی است
ابتدا باید بپذیریم که نمیتوان نسبت به واکنشهای بازار بیتفاوت بود. شرکت آنتروپیک از طریق مدل هوش مصنوعی خود یعنی کلود (Claude)، در حال دگرگون کردن جهان است و همین موضوع باعث شده شرکتهای برتر فهرست فورچون ۵۰۰ (Fortune 500) صدها میلیارد دلار از ارزش بازار خود را از دست بدهند.
این داستانی است که در سال ۲۰۲۶ میلادی چندین بار شاهد آن بودهایم: آنتروپیک یک ابزار هوش مصنوعی جدید منتشر میکند، کلود پیشرفتهای چشمگیری در زمینهی برنامهنویسی و خودکارسازی گردش کار ارائه میدهد و تنها ظرف چند ساعت، ارزش بازار صنعتی که هدف این فناوری بوده، سقوط میکند.
اگر تا به حال پیگیر این اخبار نبودهاید، در ادامه چند نمونه از این اتفاقات آورده شده است:
نمونههایی از سقوط ارزش شرکتها
واکنش سهام شرکتها به اطلاعیههای کلود
آیبیام ($IBM): پس از اعلام آنتروپیک مبنی بر اینکه مدل کلود میتواند کدهای کوبول (COBOL) را بهینهسازی و بازنویسی کند، سهام این شرکت بدترین روز خود را از اکتبر سال ۲۰۰۰ میلادی تجربه کرد.
ادوبی ($ADBE): همزمان با فشرده شدن جریانهای کاری خلاقانه توسط قابلیتهای مولد، سهام ادوبی از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون ۳۰٪ افت کرده است.
بخش امنیت سایبری (Cybersecurity): پس از انتشار ابزار «امنیت کد کلود»، ارزش بازار بخش امنیت سایبری با سقوط سنگینی روبهرو شد.
سقوط سنگین ارزش بازار غولهای تکنولوژی تحت تأثیر قابلیتهای جدید هوش مصنوعی آنتروپیک - منبع: Kobeissi Letter
در مثال بالا، سهام کراداسترایک (CrowdStrike) با نماد $CRWD، بلافاصله پس از معرفی ابزار «امنیت کد کلود» (Claude Code Security) توسط آنتروپیک، با ریزش شدیدی روبهرو شد.
در تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۴ هجری شمسی (۲۰ فوریه ۲۰۲۶ میلادی)، ابزار جدید کلود معرفی شد؛ یک ابزار خودکار هوش مصنوعی که میتواند مخازن کد را برای یافتن آسیبپذیریها اسکن کند. تنها دو روز کاری بعد، ارزش بازار شرکت کراداسترایک تحت تأثیر این خبر، ۲۰ میلیارد دلار تبخیر شد.
این واکنشهای بازار غیرمنطقی نیستند؛ در واقع بازار در حال پیشخور کردن کاهش واقعی سودآوری شرکتهاست. وقتی هوش مصنوعی وظایف کارکنان را شبیهسازی و تکرار میکند، قدرت تعیین قیمت به خریدار منتقل میشود. این اولین اثر مستقیم این فناوری است که کاملاً واقعی و ملموس به نظر میرسد.
اما باید توجه داشت که «عمومی و ارزان شدن» به معنای فروپاشی نیست؛ بلکه راهی برای کاهش هزینهها و گسترش دسترسی از طریق فناوری است. همانطور که رایانههای شخصی باعث ارزان شدن محاسبات شدند، اینترنت دسترسی به توزیع اطلاعات را عمومی کرد و فضای ابری زیرساختها را در دسترس همگان قرار داد، اکنون هوش مصنوعی در حال ارزان کردن «درک و یادگیری» است.
بدون شک، برخی از جریانهای کاری سنتی با کاهش حاشیه سود روبرو خواهند شد. اکنون پرسش اصلی این است: آیا کاهش هزینه درک و یادگیری منجر به فروپاشی اقتصادی میشود، یا اجازه میدهد که اقتصاد به شکلی چشمگیر گسترش یابد؟
فرضیه «چرخه نابودی»؛ آیا تقاضا همیشه ثابت میماند؟
طرفداران سناریوی «روز قیامت»، یک مدل خطی و سادهسازیشده را دنبال میکنند: هوش مصنوعی پیشرفت میکند، شرکتها اخراجها را افزایش داده و دستمزدها را کاهش میدهند؛ در نتیجه قدرت خرید مردم کم میشود و شرکتها برای حفظ سود خود دوباره در هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند تا هزینهها را کمتر کنند. این چرخه همینطور ادامه مییابد. اما این نگاه، اقتصاد را کاملاً راکد و ایستا فرض میکند.
تاریخ نشان داده است که واقعیت به این شکل نیست. وقتی هزینه تولید چیزی به شدت سقوط میکند، تقاضا برای آن ثابت نمیماند، بلکه به شکلی گسترده افزایش مییابد. برای مثال، وقتی هزینه محاسبات کاهش یافت، ما همان مقدار قبلی را با قیمت ارزانتر مصرف نکردیم؛ بلکه میزان استفاده ما از توان محاسباتی هزاران برابر شد و بر همین اساس، صنایع کاملاً جدیدی شکل گرفتند.
همانطور که در نمودار زیر مشاهده میشود، قیمت یک رایانه شخصی امروزه ۹۹.۹٪ ارزانتر از سال ۱۹۸۰ میلادی است.
روند قیمت رایانه شخصی از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۵ میلادی - منبع: Bloomberg
هوش مصنوعی هزینهها را در تمامی صنایع کاهش میدهد؛ و زمانی که هزینه خدمات کمتر شود، قدرت خرید افراد افزایش مییابد، فارغ از اینکه دستمزدها رشد کنند یا خیر.
سناریوی «چرخه نابودی» تنها زمانی حاکم میشود که هوش مصنوعی جایگزین نیروی کار شود، بدون آنکه تقاضای بازار به شکلی چشمگیر گسترش یابد. اما اگر محاسبات ارزان و افزایش بهرهوری باعث ایجاد دستهبندیهای کاملاً جدیدی در مصرف و فعالیتهای اقتصادی شود، آنگاه یک سناریوی خوشبینانه ظهور خواهد کرد.
تأثیر واقعی در سقوط قیمتهاست، نه بیکاری
برای سرمایهگذاران، فروش روایت بدیهی اخراج نیروی کار آسانتر است؛ اما خبر بزرگتر، کاهش شدید قیمتها است که بخش خدمات در حال تجربه آن است. کارهای دانشمحور عمدتاً به دلیل کمیاب بودن دانش، گران هستند؛ شاید این حرف ساده به نظر برسد، اما واقعیت ماجرا همین است. حالا فراوانی عرضه دانش منجر به کاهش قیمت کارهای دانشمحور شده است.
بخشهایی مثل مدیریت پزشکی، مستندسازی حقوقی، ثبت اظهارنامههای مالیاتی، بررسیهای انطباق، تولید محتوای بازاریابی، برنامهنویسی مقدماتی، خدمات مشتریان و تدریس خصوصی را در نظر بگیرید. این خدمات بخش بزرگی از منابع اقتصادی را میبلعند، چرا که به «دقت و توجه نیروی انسانی آموزشدیده» نیاز دارند. هوش مصنوعی هزینه نهایی این توجه و دقت را به شدت کاهش داده است.
در واقع، همانطور که در نمودار زیر مشاهده میشود، بخش خدمات ایالات متحده نزدیک به ۸۰٪ از تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور را تشکیل میدهد.
منبع: tgmstatbox.com
اگر هزینه راهاندازی و اداره یک کسبوکار کاهش یابد، ورود به دنیای مشاغل کوچک برای همه آسانتر میشود؛ همچنین اگر هزینه دسترسی به خدمات پایین بیاید، خانوادههای بیشتری میتوانند از آنها بهرهمند شوند. به عبارتی، پیشرفت هوش مصنوعی میتواند مانند یک طرح «کاهش مالیات نامرئی» عمل کند.
شرکتهایی که سود آنها به نیروی کار متخصص و گرانقیمت وابسته است ممکن است دچار ضرر شوند، اما در ابعاد گستردهتر، کل اقتصاد از کاهش تورم در بخش خدمات و افزایش قدرت خرید واقعی سود خواهد برد.
گذار از «تولید ناخالص داخلی شبح وار» به «تولید ناخالص داخلی فراوان»
دیدگاه معاملهگران بدبین که معتقد به روند نزولی هستند، بر پایه مفهوم تولید ناخالص داخلی شبحوار (Ghost GDP) استوار است؛ یعنی خروجی و تولیدی که در آمارها دیده میشود، اما سودی برای خانوادهها ندارد. در مقابل، پاسخ خوشبینانه همان چیزی است که ما آن را تولید ناخالص داخلی فراوان (Abundance GDP) مینامیم یعنی جایی که رشد تولید با کاهش هزینههای زندگی همراه میشود.
تحقق «تولید ناخالص داخلی فراوان» نیازی به جهش در درآمدهای اسمی ندارد؛ بلکه مستلزم آن است که قیمتها با سرعتی بیشتر از درآمدها کاهش یابند. اگر هوش مصنوعی هزینه بسیاری از خدمات ضروری را کاهش دهد، آنگاه حتی در صورت کند شدن رشد دستمزد خانوادهها، درآمد واقعی آنها افزایش مییابد. بنابراین، دستاوردهای حاصل از بهرهوری از بین نمیروند، بلکه از طریق قیمتهای پایینتر به مصرفکننده منتقل میشوند.
این موضوع میتواند توضیح دهد که چرا در طول بیش از ۷۰ سال گذشته، بهرهوری همواره از رشد دستمزدها پیشی گرفته است:
شکاف میان رشد بهرهوری و دستمزد کارگران بین سالهای ۱۹۴۸ تا ۲۰۱۴ میلادی
اینترنت، الکتریسیته، تولید انبوه و آنتیبیوتیکها، همگی روشهای جدیدی برای افزایش تولید و کاهش هزینهها فراهم کردهاند؛ با وجود اینکه این فرآیندها در ابتدا مخرب و پرنوسان بودند. با این حال، با نگاهی به گذشته میبینیم که این تغییرات باعث ارتقای دائمی استانداردهای زندگی شدهاند.
جامعهای که زمان تلفشده برای پیمایش در سیستمهای پیچیده و خدمات تکراری در پرداختها را کاهش دهد، از نظر عملکردی ثروتمندتر میشود.
بازار کار در حال بازآرایی است، نه نابودی
یکی از دغدغههای کلیدی این است که هوش مصنوعی تأثیری نامتناسب و سنگین بر اشتغال یقه سفیدها یا همان کارمندان اداری و متخصصان داشته باشد؛ یعنی همان لایهای از جامعه که موتور محرک تقاضا برای مسکن و مصرف کالاهای غیرضروری هستند. این موضوع، بهویژه در بستر فعلی که شاهد نابرابری ثروت در سطحی گسترده هستیم، یک واقعیت ملموس و نگرانی کاملاً بهجاست.
توزیع مالکیت سهام و صندوقهای سرمایهگذاری مشترک بر اساس صدکهای ثروت در پایان سال ۲۰۲۴ میلادی - منبع: Goldman Sachs
با این حال، هوش مصنوعی در مواجهه با دنیای فیزیکی، مهارتهای حرکتی ظریف و هویت انسانی با چالشهای بیشتری روبروست. مشاغل فنی و تخصصی، مراقبتهای بهداشتی حضوری، تولید پیشرفته و صنایع تجربهمحور همچنان تقاضای ساختاری خود را حفظ کردهاند. در بسیاری از موارد، هوش مصنوعی به عنوان یک مکمل برای این نقشها عمل میکند، نه جایگزین آنها.
از آن مهمتر، هوش مصنوعی سد ورود به دنیای کارآفرینی را کوتاهتر کرده است. وقتی فردی بتواند وظایف مربوط به حسابداری، بازاریابی، پشتیبانی و برنامهنویسی را خودکارسازی کند، راهاندازی کسبوکارهای در مقیاس کوچک بسیار آسانتر میشود. ما نسبت به آینده کسبوکارهای کوچک خوشبین یا اصطلاحاً بولیش هستیم.
در واقع، با از بین بردن موانع ورود از طریق هوش مصنوعی، ممکن است در حال حل مشکل شکاف ثروت باشیم که امروزه با آن دستوپنجه نرم میکنیم.
اینترنت برخی دستههای شغلی را از بین برد، اما دستههای کاملاً جدیدی را ایجاد کرد. هوش مصنوعی نیز احتمالاً از الگوی مشابهی پیروی میکند؛ یعنی در حالی که برخی عملکردهای اداری و یقه سفید را محدود میکند، مشارکت اقتصادی خودمحور را در بخشهای دیگر گسترش میدهد.
روایت «زوال» مدل کسبوکار ساس (SaaS)
هوش مصنوعی بهوضوح مدل کسبوکار سنتی نرمافزار به عنوان خدمت (SaaS) را تحت فشار قرار داده است. مذاکرات تیمهای تأمین و خرید کالا بسیار دشوارتر شده و برخی محصولات نرمافزاری که در بازارهای خاص و کوچک فعالیت میکنند، با مقاومت ساختاری در بازار روبرو هستند. با این حال، باید دانست که ساس (SaaS) تنها یک سازوکار برای ارائه خدمات است، نه هدف نهایی برای خلق ارزش.
نسل بعدی نرمافزارها، تطبیقپذیر، مبتنی بر ایجنت هوش مصنوعی، نتیجهمحور و دارای یکپارچگی عمیق خواهند بود. برندگان این عرصه تنها ارائهدهندگان ابزارهای ایستا نیستند، بلکه کسانی خواهند بود که بیشترین انعطافپذیری را در برابر تغییرات دارند.
هر جهش تکنولوژیک باعث بازآرایی لایههای مختلف فناوری میشود و شرکتهایی که قیمتگذاری خود را بر پایه جریانهای کاری ایستا بنا کردهاند، با چالش جدی روبرو خواهند شد. در مقابل، کسانی که داده، اعتماد، توان محاسباتی، انرژی و فرآیندهای اعتبارسنجی را در اختیار دارند، شکوفا میشوند.
کاهش شدید قیمتها و سود در یک لایه، به معنای فروپاشی کل اقتصاد دیجیتال نیست؛ بلکه نشاندهنده یک دگرگونی بزرگ است.
بازآرایی بازارها توسط کسبوکارهای هوش مصنوعی
تردیدکنندگان بر این باورند که تجارت مبتنی بر ایجنت واسطهها را از بین برده و کارمزدها را حذف خواهد کرد. تا حدی، این ادعا درست است؛ چرا که وقتی اصطکاک و موانع در انجام کارها کاهش مییابد، دریافت کارمزد برای شرکتها چالشبرانگیزتر میشود.
همانطور که در نمودار زیر مشاهده میشود، حتی پیش از آنکه هوش مصنوعی به جایگاه امروزی خود برسد، حجم تراکنشهای استیبل کوین به شدت در حال افزایش بود. اما دلیل این اتفاق چیست؟ پاسخ ساده است: بازارها همیشه به سمت کارایی و بهرهوری تمایل دارند.
حجم انتقال استیبل کوینه در شبکه اتریوم در سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۵ میلادی از مرز ۸ تریلیون دلار گذشت و رکورد تاریخی جدیدی را ثبت کرد - منبع: Token Terminal
کاهش اصطکاک در کل سیستم، باعث افزایش حجم تراکنشها خواهد شد. زمانی که فرآیندهای کشف قیمت بهبود یابند و هزینههای انجام تراکنش کاهش یابد، فعالیتهای اقتصادی بیشتری رخ میدهد؛ این یک روند صعودی و امیدوارکننده یا اصطلاحاً بولیش است.
ایجنتهای هوش مصنوعی که به نمایندگی از مصرفکنندگان عمل میکنند، ممکن است سود پلتفرمهایی را که بر پایه «عادت مشتری» بنا شدهاند، تحت فشار قرار دهند. با این حال، این ایجنتها میتوانند همزمان با کاهش هزینههای جستوجو و بهبود کارایی، کل تقاضای بازار را افزایش دهند.
بهرهوری؛ متغیر اصلی و حیاتی
تعیینکننده نهایی برای رسیدن به نتایج خوشبینانه، بهرهوری است. اگر هوش مصنوعی بتواند رشد پایدار بهرهوری را در بخشهای مراقبتهای بهداشتی، مدیریت دولتی، لجستیک، تولید و بهینهسازی انرژی محقق کند، نتیجه آن ایجاد «فراوانی» برای تمام بشریت و کاهش موانع ورود به بازار خواهد بود.
حتی رشد پایدار ۱ تا ۲ درصدی بهرهوری، در طول یک دهه منجر به یک اثر مرکب بسیار بزرگ و چشمگیر میشود.
دگرگونی اقتصاد کلان که توسط هوش مصنوعی هدایت میشود، همین حالا برخی از بهترین فرصتهای سرمایهگذاری در تاریخ را ایجاد کرده است. این حوزهای است که ما ساعتهای بیشماری را صرف تحقیق در آن کردهایم تا همیشه یک قدم جلوتر باقی بمانیم.
همانطور که در نمودار زیر مشاهده میشود، بهواسطه هوش مصنوعی، جهش بهرهوری از هماکنون آغاز شده است. در سه ماهه سوم سال ۲۰۲۵ میلادی (پاییز ۱۴۰۴ هجری شمسی)، بهرهوری نیروی کار در ایالات متحده شتاب گرفت و قویترین رشد خود را در دو سال اخیر ثبت کرد:
رشد متوالی و قدرتمند بهرهوری در ایالات متحده؛ در حالی که بهرهوری در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی (۸ مهر ۱۴۰۴ هجری شمسی) به ۴.۹٪ رسیده، هزینه واحد کار با کاهش ۱.۹٪ روبرو شده است - منبع: Bureau of Labor Statistics
دیدگاه بدبینانه بر این باور است که دستاوردهای حاصل از بهرهوری صرفاً به سود سازندگان مدلهای هوش مصنوعی خواهد بود و مزایای آن به سطوح دیگر جامعه منتقل نمیشود. در مقابل، دیدگاه خوشبینانه معتقد است که کاهش شدید قیمتها و شکلگیری بازارهای جدید، باعث توزیع گستردهتر این دستاوردها در میان همگان خواهد شد.
فراوانی؛ فراتر از کاهش هزینهها، عاملی برای کاهش تنشها
یکی از جنبههای اثرگذاری «فراوانیِ» ناشی از هوش مصنوعی که کمتر به آن پرداخته شده، حوزه ژئوپلیتیک است. در طول تاریخ مدرن، اکثر جنگها بر سر منابع کمیاب درگرفتهاند؛ منابعی مثل انرژی، غذا، مسیرهای تجاری، ظرفیتهای صنعتی، نیروی کار و فناوری. وقتی منابع محدود باشند و رشد اقتصادی مانند یک «بازی با حاصلجمع صفر»به نظر برسد، رقابت و تنش میان ملتها شکل میگیرد؛ اما فراوانی همهچیز را تغییر میدهد.
اگر هوش مصنوعی هزینههای تولید در بخشهای انرژی، طراحی صنعتی، لجستیک و خدمات را بهطور چشمگیری کاهش دهد، کیک اقتصاد جهانی بزرگتر میشود. با بالا رفتن بهرهوری و کاهش هزینههای نهایی، دیگر رشد اقتصادی لزوماً به معنای سود بردن یک طرف به قیمت ضرر دیگری نیست. این روند میتواند به جنگها پایان داده و منجر به صلحآمیزترین دوران در تاریخ بشر شود.
جنگهای اقتصادی نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ مانند جنگ تجاری طولانیمدتی که هماکنون در آن به سر میبریم.
تعرفهها در واقع ابزارهایی متعلق به دنیای منابع کمیاب هستند تا از صنایع داخلی در برابر رقابت قیمتی محافظت کنند. اما اگر هوش مصنوعی باعث سقوط هزینههای تولید در همهجا شود، دیگر چه نیازی به تعرفهها خواهد بود؟ در یک فضای مملو از فراوانی، سیاستهای حمایتگرایانه از نظر اقتصادی ناکارآمد میشوند.
تاریخ نشان داده است که دورههای شتاب تکنولوژیک در بلندمدت اغلب باعث کاهش درگیریهای جهانی میشوند؛ همانطور که گسترش صنعتی پس از جنگ جهانی دوم، انگیزه رویارویی مستقیم بین قدرتهای بزرگ را کاهش داد.
روند نزولی مرگومیر ناشی از جنگها در سطح جهان به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت؛ کاهش چشمگیر تلفات ناشی از درگیریهای بینالمللی، داخلی و استعماری از دهه ۱۹۴۰ میلادی تا اوایل قرن ۲۱ - منبع: Human Security Report Project
«فراوانی» ناشی از هوش مصنوعی میتواند به این روند شتاب بیشتری ببخشد. اگر انرژی با کارایی بالاتری مدیریت شود، زنجیرههای تأمین تابآوری بیشتری پیدا کنند و تولید بهواسطه خودکارسازی بومیتر شود، کشورها کمتر در معرض آسیب خواهند بود. زمانی که امنیت اقتصادی ارتقا یابد، تجاوزهای ژئوپلیتیک دیگر منطقی به نظر نمیرسند.
خوشبینانهترین دستاورد هوش مصنوعی تنها به بهرهوری بالاتر یا رشد شاخصهای بازار بورس خلاصه نمیشود؛ بلکه رسیدن به جهانی است که در آن رشد اقتصادی دیگر یک «بازی با حاصلجمع صفر» نیست.
نتیجهگیری: اگر جهان به پایان نرسد چه؟
هوش مصنوعی نتایج را تقویت میکند. اگر نهادها نتوانند خود را با شرایط وفق دهند، این فناوری میتواند شکنندگی سیستم را تشدید کند؛ اما اگر سرعت رشد بهرهوری از سرعت تخریب پیشی بگیرد، هوش مصنوعی میتواند شکوفایی و رفاه را نیز چندبرابر کند.
فرآیند «جداسازی وظایف» که توسط شرکت آنتروپیک دنبال میشود، سیگنالی است مبنی بر اینکه جریانهای کاری در حال قیمتگذاری مجدد هستند و کارهای ذهنی و شناختی در حال ارزان شدن هستند؛ این یک مرحله گذار آشکار است.
اما این دوران گذار به معنای فروپاشی نیست؛ همانطور که هر انقلاب تکنولوژیک بزرگی در روزهای ابتدایی خود، بیثباتکننده به نظر میرسید.
امروزه، احتمالی که بیش از همه نادیده گرفته شده، «مدینه فاضله» نیست، بلکه «فراوانی» است. هوش مصنوعی ممکن است رانتها را کاهش دهد، اصطکاک را از بین ببرد و بازار کار را بازسازی کند، اما در عین حال میتواند بزرگترین گسترش واقعی بهرهوری در تاریخ مدرن را رقم بزند.
تفاوت بین یک «بحران جهانی هوش» و یک «شکوفایی جهانی هوش»، در قابلیتها و تواناییها نیست، بلکه در نوع سازگاری ما نهفته است.
با این حال، این جهان همیشه راههایی برای سازگاری پیدا میکند.
در نهایت، کسانی که میتوانند در این دوران پرنوسان، واقعبین باقی بمانند و فرآیندها را دنبال کنند، شاهد بهترین محیط معاملاتی در تاریخ هستند.

عبور بازار پیش بینی از سد مسدودسازی دولت؛ اعتراف مقامات سنگاپور به نفوذپذیری فیلترینگ
05 تیر 1405 - 12:00
با وجود آنکه دسترسی به پلتفرم بازار پیش بینی (Prediction Market) پلیمارکت از اواخر سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۴) در سنگاپور مسدود شده است، اما این سایت که اجازه معامله بر روی نتایج رویدادهای آینده را به کاربران میدهد، همچنان از طریق روشهای جایگزین مورد استفاده قرار میگیرد.
به گزارش میهن بلاکچین، بررسیهای روزنامه استریتس تایمز (The Straits Times) نشان میدهد که پلتفرم پالی مارکت (Polymarket) در ماههای اخیر شاهد موج جدیدی از معاملات مرتبط با کشور سنگاپور بوده است. برای مثال، معاملهگران از تاریخ ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ (۱۳ مارس ۲۰۲۶) مبالغ قابلتوجهی را روی پیش بینی دمای روزانه سنگاپور سرمایهگذاری کردهاند.
در فروردین ۱۴۰۵ (آوریل ۲۰۲۶)، بهطور میانگین روزانه بیش از ۱۰۰,۰۰۰ دلار (معادل ۱۲۷,۱۶۰ دلار سنگاپور) در این پلتفرم معامله شده است. کاربران با خرید سهام «بله» یا «خیر» روی یک دمای خاص، در واقع روی وقوع آن رویداد توافق یا مخالفت میکنند. در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ (۱۷ آوریل)، تا ساعت ۲۰:۰۰ که مهلت نهایی معاملات بود، نزدیک به ۱۲۵,۰۰۰ دلار ثبت شد که اکثر شرکتکنندگان روی دمای ۳۳ درجه سانتیگراد معامله کرده بودند.
پرداخت سود با ارزهای دیجیتال و چالش شناسایی هویت
در این بازار پیش بینی، کسانی که پیش بینی درستی انجام دهند، سود خود را در قالب ارزهای دیجیتال دریافت میکنند و این مبالغ بهصورت روزانه به حساب آنها واریز میشود. طبق قوانین سایت، موضوعات مورد معامله توسط تیم بازار این پلتفرم و با توجه به پیشنهادهای کاربران انتخاب میشوند.
اگرچه پالی مارکت اعلام کرده که به دلیل محدودیتهای جغرافیایی و قوانین محلی، به کاربران ساکن سنگاپور خدمات نمیدهد و حسابهای ۳۳ منطقه را مسدود کرده است، اما ماهیت غیرمتمرکز این فضا مانع فعالیت کاربران نشده است. از آنجایی که تمام تراکنشها از طریق کیف پولهای ارز دیجیتال انجام میشود، شناسایی هویت واقعی معاملهگران برای نهادهای نظارتی بسیار دشوار است.
موضوعات داغ سنگاپور در بازارهای پیش بینی
علاوه بر پیش بینی دمای هوا، موضوعات دیگری نیز پیش از این در پالی مارکت مورد توجه معاملهگران قرار گرفته است. مسابقات سالانه گرندپری سنگاپور، انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۲ (۲۰۲۳) و انتخابات سراسری سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) از جمله این موارد هستند. جالب است بدانید که در جریان انتخابات سراسری، نزدیک به ۷۲۰,۰۰۰ دلار معامله ثبت شده بود.
هشدار جدی دولت: مسدودسازی نفوذناپذیر نیست
مقامات پلیس و نهادهای نظارتی سنگاپور اعلام کردهاند که هیچ روشی برای مسدودسازی وبسایتها قطعی و نفوذناپذیر نیست. با وجود اینکه دسترسی به این سایت از آذر ۱۴۰۳ (دسامبر ۲۰۲۴) به دلیل فعالیت غیرقانونی مسدود شده، اما همچنان در دسترس کاربران قرار دارد. مقامات بار دیگر تأکید کردند که تنها مرکز «سنگاپور پولز» مجوز رسمی دارد و فعالیت در سایر پلتفرمهای بازار پیش بینی غیرقانونی است.
افرادی که بهصورت عمدی فیلترینگ دولت را دور میزنند، با مسئولیت شخصی خود دست به این کار میزنند و ممکن است طبق «قانون کنترل قمار» مجرم شناخته شوند. جریمههای این اقدام شامل پرداخت تا ۱۰,۰۰۰ دلار جریمه نقدی، تا ۶ ماه حبس یا هر دو مجازات است.
آمار مسدودسازی سایتهای غیرقانونی
ک. شانموگام، وزیر امور داخلی سنگاپور، در گزارش کتبی خود به پارلمان در دی ۱۴۰۳ (ژانویه ۲۰۲۵) اعلام کرد که این وزارتخانه دسترسی به بیش از ۳,۸۰۰ وبسایت غیرقانونی را مسدود کرده است. همچنین تا پایان سال ۲۰۲۴، بیش از ۱۴۵,۰۰۰ تراکنش غیرقانونی به ارزش تقریبی ۳۷ میلیون دلار شناسایی و مسدود شده است.
حامیان سیاسی و حواشی بینالمللی پالی مارکت
ویژگی ناشناس بودن در پالی مارکت که به لطف کیف پولهای ارز دیجیتال فراهم شده، اخیراً این پلتفرم را تحت فشارهای شدید نظارتی قرار داده است. این حواشی پس از آن شدت گرفت که میلیونها دلار روی رویدادهای مرتبط با ایران، درست پیش از تنشهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل معامله شد.
این پلتفرم که در نیویورک مستقر است، حامیان بزرگی در بدنه دولت ترامپ دارد. پیتر تیل (Peter Thiel)، میلیاردر مشهور و بنیانگذار شرکت ایجنت هوش مصنوعی (AI Agent) پالانتیر (Palantir Technologies) و همچنین شرکت «۱۷۸۹ کپیتال» متعلق به دونالد ترامپ جونیور، از حامیان اصلی این پروژه هستند. پسر رئیسجمهور آمریکا نیز بهعنوان مشاور استراتژیک در پالی مارکت و رقیب آن یعنی کالشی (Kalshi) فعالیت میکند.
تفاوت اصلی در اینجاست که کالشی تحت نظارت فدرال آمریکا است و با دلار فعالیت میکند، اما با این حال این سایت نیز در سنگاپور مسدود شده و کاربران هنگام ورود با هشدار فعالیت غیرقانونی مواجه میشوند.

جنگ ایران چه تاثیری بر بیت کوین و طلا گذاشت؟ تحلیل کامل واکنش بازارها
04 تیر 1405 - 20:00
با شروع درگیریهای نظامی در ایران و افزایش تنشها در منطقه، بازارهای مالی جهانی ناگهان دچار آشفتگی و نوسان شدند. در این وضعیت بحرانی، سرمایهگذاران برای محافظت از داراییهای خود بهدنبال پناهگاههای امنی مثل طلا و گزینههای دیگری مانند بیت کوین رفتند؛ اما واکنش این دو دارایی به این بحران متفاوت بود.
به گزارش میهن بلاکچین، طلا در ابتدای درگیریها طبق انتظار رشد کرد، اما با قویتر شدن ارزش دلار آمریکا، قیمت آن دوباره کاهش یافت و عقبنشینی کرد. در مقابل، بیت کوین که در روزهای آغازین جنگ با افت قیمت مواجه شده بود، توانست بهسرعت بخشی از زیان خود را جبران کرده و دوباره وارد مسیر بازیابی قیمت شود.
جنگ ایران چگونه بازارهای مالی را وارد شوک کرد
درگیری ایران در سال ۲۰۲۶ یکی از مهمترین شوکهای ژئوپلیتیکی سالهای اخیر بود؛ رویدادی که نهتنها بازارهای منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را نیز تحتتاثیر قرار داد. افزایش عملیات نظامی و تهدید به بسته شدن تنگه هرمز، نگرانی درباره اختلال در عرضه جهانی نفت را بهشدت افزایش داد.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و بخش قابلتوجهی از نفت جهان از این مسیر عبور میکند. همین موضوع باعث شد با بالا گرفتن تنشها، قیمت نفت افزایش یابد و نگرانی درباره تورم و اختلال در زنجیره تامین در بسیاری از کشورها شدت بگیرد.
تنگه هرمز که یک پنجم از نفت جهان از آن عبور میکند.
شاخصهای سهام در بسیاری از بازارها کاهش یافت و فضای معاملاتی محتاطانه شد. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران معمولا به سمت داراییهایی حرکت میکنند که تصور میشود در زمان بحران ارزش خود را حفظ میکنند؛ اما در این بحران، واکنش داراییها یکسان نبود.
چرا طلا ابتدا رشد کرد اما سپس عقب نشست
در روزهای ابتدایی بحران، طلا دقیقا همان رفتاری را نشان داد که از یک دارایی امن انتظار میرود. با افزایش نگرانیها، تقاضا برای طلا بالا رفت و قیمت آن نیز رشد کرد. بسیاری از سرمایهگذاران برای کاهش ریسک، بخشی از داراییهای خود را به این فلز گرانبها منتقل کردند.
اما این روند صعودی پایدار نبود. با ادامه بحران، شرایط اقتصاد کلان مسیر قیمت طلا را تغییر داد. تقویت دلار آمریکا و افزایش نگرانیهای تورمی باعث شد بازارها انتظار افزایش نرخ بهره و رشد بازده اوراق قرضه را داشته باشند. در چنین شرایطی، داراییهایی که سود مشخصی پرداخت میکنند، نسبت به طلا جذابتر میشوند؛ زیرا طلا سود دورهای ندارد.
نتیجه این عوامل آن بود که قیمت طلا، با وجود ادامه تنشها، در مقطعی بیش از یک درصد کاهش یافت. این اتفاق نشان داد حتی داراییهای امن نیز میتوانند در کوتاهمدت تحت فشار عوامل اقتصادی قرار بگیرند.
چرا برخی سرمایهگذاران در اوج بحران طلا فروختند
یکی از نکات قابلتوجه در این بحران، فروش طلا توسط برخی سرمایهگذاران در همان زمانی بود که انتظار میرفت تقاضا برای آن افزایش یابد. این رفتار در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، اما در واقع بخشی از الگوی رایج بازار در شرایط بحرانی است.
در شرایط پرتنش، سرمایهگذاران معمولا برای جبران زیان یا مدیریت ریسک، داراییهای خود را به پول نقد تبدیل میکنند. در چنین وضعیتی، حتی داراییهایی مانند طلا نیز ممکن است فروخته شوند تا نقدینگی مورد نیاز تامین شود.
افزایش ارزش دلار نیز به این روند فشار وارد کرد؛ زیرا با قویتر شدن دلار، خرید طلا برای بسیاری از سرمایهگذاران گرانتر میشود و این موضوع میتواند تقاضا را کاهش دهد.
بیت کوین چگونه از شوک اولیه عبور کرد
واکنش بیت کوین به این بحران مسیر متفاوتی از طلا داشت. در روزهای ابتدایی افزایش تنشها، بازار ارزهای دیجیتال نیز با فشار فروش مواجه شد و بسیاری از معاملهگران برای کاهش ریسک، بخشی از داراییهای خود را فروختند.
با آغاز جنگ در اواخر فوریه ۲۰۲۶، قیمت بیت کوین تا حدود ۶۳ هزار دلار کاهش یافت. بااینحال، برخلاف بسیاری از داراییها که در چنین شرایطی مدت طولانی در سطوح پایین باقی میمانند، بیت کوین توانست در مدت کوتاهی بخشی از افت خود را جبران کند. تنها چند روز پس از شروع جنگ، قیمت آن به محدوده ۷۳ هزار دلار بازگشت و سپس در نزدیکی ۷۱ هزار دلار تثبیت شد، هر چند اکنون دوباره به محدوده ۶۰ هزار دلار بازگشته است.
نسبت بیت کوین به طلا
نقش قدرت دلار در مسیر طلا و بیت کوین
یکی از مهمترین عواملی که مسیر هر دو دارایی را تحتتاثیر قرار داد، قدرت دلار آمریکا بود. در زمان افزایش نااطمینانی، بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند داراییهای خود را به پول نقد تبدیل کنند و دلار همچنان مهمترین ارز نقدی در جهان محسوب میشود.
تقویت دلار معمولا فشار مستقیمی بر قیمت طلا وارد میکند؛ زیرا افزایش ارزش دلار باعث میشود خرید طلا برای دارندگان سایر ارزها گرانتر شود و تقاضا کاهش یابد. بیتکوین نیز از این روند بیتاثیر نبود. زمانی که سرمایهها به سمت داراییهای نقد و کمریسک حرکت میکنند، تقاضا برای داراییهای پرریسکتر مانند رمزارزها میتواند کاهش یابد. بااینحال، بازگشت نسبی تقاضا باعث شد بیت کوین پس از افت اولیه، دوباره وارد مسیر بازیابی شود.
افزایش قیمت نفت چگونه تورم و بازارها را تحت فشار قرار داد
بازار انرژی نقش مهمی در شکلگیری رفتار بازارها داشت. افزایش تنشها در خاورمیانه نگرانی درباره اختلال در انتقال نفت را افزایش داد و همین موضوع باعث رشد قیمت نفت شد. این افزایش قیمت، فشارهای تورمی را در بسیاری از اقتصادها بالا برد.
تورم در بلندمدت میتواند به نفع طلا باشد، اما در کوتاهمدت نتیجه متفاوتی ایجاد میکند. افزایش تورم معمولا به رشد نرخ بهره و بازده اوراق قرضه منجر و همین موضوع باعث میشود سرمایهگذاران به سمت داراییهای دارای سود حرکت کنند و جذابیت طلا کاهش یابد.
در مورد بیت کوین، رابطه آن با تورم هنوز به اندازه طلا روشن نیست. بسیاری از تحلیلگران معتقد هستند که واکنش این دارایی به تورم بیشتر به شرایط کلی بازار و میزان ریسکپذیری سرمایهگذاران بستگی دارد.
آیا بیت کوین واقعا میتواند نقش طلای دیجیتال را ایفا کند
سالها است که طرفداران بیت کوین از این دارایی با عنوان «طلای دیجیتال» یاد میکنند. جنگ ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ فرصتی واقعی برای بررسی این ادعا فراهم کرد و نشان داد که بیت کوین هنوز بهطور کامل رفتار یک دارایی امن سنتی را ندارد.
افت اولیه قیمت این رمزارز نشان داد که BTC همچنان به احساسات بازار و شرایط نقدینگی حساس است. بااینحال، سرعت بازیابی آن نیز نشان داد که این دارایی در حال تثبیت جایگاه خود بهعنوان گزینهای جایگزین در میان سرمایهگذاران است.
در مقابل، طلا همچنان از پشتوانه تاریخی و اعتماد گسترده برخوردار است و جایگاه تثبیتشدهای در سیستم مالی جهانی دارد. تجربه این بحران نشان داد که بیت کوین در مسیر تبدیلشدن به یک ذخیره ارزش قرار دارد، اما هنوز به مرحلهای نرسیده که بتواند بهطور کامل نقش طلا را در زمان بحران ایفا کند.
در نهایت، واکنش متفاوت طلا و بیت کوین در جریان جنگ ایران نشان داد که رقابت میان داراییهای سنتی و دیجیتال همچنان ادامه دارد و هر بحران جدید میتواند تصویر روشنتری از آینده این رقابت ارائه دهد.

شاخص هزینه مصرف شخصی (PCE) ماه می اعلام شد؛ واکنش قیمت بیت کوین چه بود؟
04 تیر 1405 - 16:03
شاخص Core PCE ساعت ۱۶:۰۰ به وقت تهران منتشر شد. این شاخصها در بازارهای مالی از اهمیت بالایی برخوردار بوده و معمولا روی سرمایهگذاریهای پرریسک و خطرپذیر مثل ارزهای دیجیتال و به خصوص بیت کوین تاثیر میگذارند. واکنش اولیه قیمت بیت کوین نیز مثبت بود.
به گزارش میهن بلاکچین، کشور آمریکا امروز ۲۵ ژوئن (۴ تیر) شاخص هزینه مصرف شخصی (PCE) را منتشر کرد. شاخص PCE تغییرات قیمت کالاهای مصرفی و خدمات تبادلشده در اقتصاد آمریکا را اندازهگیری میکند.
شاخص PCE چه چیزی را نشان میدهد؟
شاخص مرکزی هزینههای مصرف شخصی (Core PCE) تغییرات قیمت کالاها و خدمات خریداری شده توسط مصرفکنندگان را به منظور مصرف، به استثنای غذا و انرژی اندازهگیری میکند. قیمتها با توجه به کل مخارج هر آیتم سنجیده شده و تغییر قیمت را از دیدگاه مصرفکننده اندازهگیری میکنند. این یک راه کلیدی برای اندازهگیری تغییرات در روند خرید و تورم است.
شاخص PCE در بعد ماهانه (MoM) در ماه گذشته ۰.۴٪ بود و تحلیلگران پیشبینی میکردند که در این ماه به ۰.۵٪ افزایش یابد. پس از انتشار، دادههای مربوط به شاخص قیمت هزینه مصرف شخصی، ۴.۱٪ و برابر با پیشبینیها اعلام شد. همچنین شاخص Core PCE در بعد ماهانه در ماه گذشته ۰.۲٪ بود و تحلیلگران پیشبینی میکردند به ۰.۳٪ برسد. پس از انتشار، دادههای مربوط به این شاخص ۰.۳٪ اعلام شد.
همچنین، شاخص PCE در بعد سالانه (YoY) در ماه گذشته ۳.۸٪ بود و تحلیلگران پیشبینی میکردند که به ۴.۱٪ افزایش پیدا کند. پس از انتشار دادههای مربوط به شاخص قیمت هزینه مصرف شخصی، ۴.۱٪ و برابر با پیشبینی اعلام شد. شاخص Core PCE نیز در بعد سالیانه در ماه گذشته ۳.۳٪ بود و تحلیلگران پیشبینی میکردند به سطح ۳.۴٪ برسد. پس از انتشار دادههای مربوط به شاخص قیمت هزینه مصرف شخصی، ۳.۴٪ و باز هم برابر با پیشبینیها اعلام شد.
به صورت کلی، تغییرات PCE و Core PCE رابطه مستقیمی با هزینههای مصرفی و خریدهای افراد دارد و نشاندهنده افزایش و کاهش این هزینهها به صورت ماهیانه و سالیانه است.
نگاهی به FedWatch Tools
نشست بعدی کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) در ۲۵ ژوئن (۴ مرداد) خواهد بود و با توجه به دادههای فد واچ گروه CME، پس از انتشار دادههای PCE، حدود ۶۵.۸٪ احتمال میرود نرخ بهره در محدوده ۳.۵-۳.۷۵٪ و حدود ۳۴.۲٪ از فعالان بازار احتمال دادند در محدوده ۳.۷۵-۴.۰٪ باشد.
واکنش اولیه قیمت بیت کوین به دادههای PCE و Core PCE
واکنش اولیه قیمت بیت کوین نسبت به انتشار این دادهها مثبت بود و اولین کندل آن در تایم فریم ۱۵ دقیقه به رنگ سبز درآمد. در زمان انتشار این مقاله، قیمت بیت کوین در حدود ۶۱،۲۰۰ دلار معامله میشود.

راهنمای جامع وامدهی آنچین و نقش استیبل کوینها
04 تیر 1405 - 12:00
بازارهای وامدهی سالها است که در انحصار بانکها، قراردادهای کاغذی و فرآیندهای پیچیده قانونی هستند؛ سیستمی که برای یک وام ساده، واسطههای زیاد، هزینههای سنگین و زمان طولانی میطلبد. اما درست زمانی که همهچیز کند و ناکارآمد شده، موج جدیدی در دنیای بلاک چین شکل گرفته که هدفش بازتعریف کامل مفهوم «اعتبار یا وام» است.
متخصصان بازار کریپتو در حال بازطراحی روشهای قدیمی وامدهی و وثیقهگذاری هستند. ایده اصلی این است که جریانهای نقدی حاصل از استیبل کوینها به یک «وثیقه هوشمند» تبدیل شود؛ وثیقهای که با استفاده از دادههای آنچین و قراردادهای هوشمند، بهصورت خودکار مدیریت و اجرا میشود. نتیجه این تحول، مدلی از وامدهی است که بهجای کاغذبازی و اعتماد به واسطهها، بر پایه شفافیت لحظهای، برنامهپذیری و کنترل دقیق بنا شده است.
امروز دیگر بحث بر سر امکانپذیر بودن وامدهی آنچین نیست؛ بلکه سوال اصلی این است که این ساختار جدید با چه سرعتی جایگزین سیستمهای سنتی و پرهزینه گذشته میشود. در این مقاله، با بررسی چند پروتکل و دیدگاههای کارشناسان، توضیح میدهیم که این معماری جدید چطور کار میکند و چرا بسیاری آن را سیستم اعتباری قرن ۲۱ مینامند. اگر میخواهید بدانید چرا در آیندهای نزدیک، گرفتن وام دیگر به بانکها وابسته نخواهد بود، ادامه این مطلب از میهن بلاکچین را از دست ندهید.
تحول بزرگ در دنیای وامدهی کریپتویی آغاز شده است
ترکیب استیبل کوینها، دادههای آنچین و قدرت قراردادهای هوشمند، باعث ایجاد یک سیستم وامدهی کاملا جدید شده است؛ سیستمی که جهانی، هوشمند و کارآمدتر از بانکهای سنتی است. تلاشهای اولیه برای راه انداختن این سیستم بهدلیل وابستگی به دنیای خارج از بلاک چین و ضعف در بررسی اعتبار وامگیرندگان، چندان موفق نبود. اما حالا با نوآوریهایی مثل وامدهی بر اساس درآمد، استفاده از صندوقهای هوشمند (Lockboxes) برای تسویه خودکار و مدارک دیجیتالی قابل استعلام، مشکلات قدیمی حل شده است.
در این عصر جدید، هدف این است که فعالیتهای مالی وامگیرنده مستقیما به بلاک چین متصل شود تا بازپرداخت وامها بهصورت خودکار و بر اساس قوانین کدنویسیشده انجام شود. با این کار، نیاز به اعتماد به طرف مقابل کمتر میشود. این تحول بزرگ، دو مسیر مهم را باز میکند:
آوردن داراییهای واقعی به بلاک چین: یعنی داراییهای دنیای فیزیکی را به توکن تبدیل کرده تا سرمایهگذاران از سراسر جهان بتوانند بهراحتی و با سرعت بالا آنها را خرید و فروش کنند.
وامهای بدون وثیقه یا کموثیقه: فراهمکردن شرایط برای گرفتن وام بدون نیاز به گذاشتن وثیقههای سنگین که همیشه یکی از بزرگترین آرزوهای بازار دیفای بوده است.
با اینکه هنوز هم اکثر پلتفرمها وثیقهای بیشتر از مبلغ وام میخواهند، اما اگر پروتکلها بتوانند وامهای بدون وثیقه را از طریق کدهای هوشمند مدیریت کنند، فرصت رشد عظیمی ایجاد خواهد شد. پتانسیل این حرکت فراتر از ورود به یک بازار ۱.۶ تریلیون دلاری است. صحبت از ساخت یک سیستم مالی جدید است که ذاتا شفاف است، در لحظه میتوان آن را حسابرسی کرد و بهجای قراردادهای کاغذی و دادگاه، بر اساس کدهای برنامهنویسی اجرا میشود. هر پروتکل یا نهادی که بتواند این زنجیره را از ارزیابی وامگیرنده تا اجرای تعهدات بهدرستی مدیریت کند، در واقع، در حال طراحی آینده سیستمهای اعتباری در قرن ۲۱ است.
وضعیت فعلی؛ الان در چه مرحلهای هستیم؟
وامگرفتن در صنعت بلاک چین یا همان وام آنچین، موضوع جدیدی نیست. این مسیر در سال ۲۰۱۷ با شروع به کار پروتکل میکردائو (MakerDAO) و معرفی مدل وامدهی با وثیقه سنگین آغاز شد و تا سال ۲۰۲۱، پلتفرمهایی مثل بلاکفای (BlockFi)، گلدفینچ (Goldfinch) و جنسیس (Genesis) سعی کردند وامهایی با وثیقه کم یا حتی بدون وثیقه را امتحان کنند. مشکل اساسی اینجا بود که این وامها فقط در ظاهر روی بلاک چین بودند، اما در واقعیت، اجرای تعهدات و پسگرفتن پول به قوانین سنتی و دادگاههای خارج از بلاک چین بستگی داشت که قدرت پیگیری آنها را محدود میکرد.
با سقوط مهرههای بزرگی مثل صرافی افتیایکس (FTX) و شرکت سرمایهگذاری تری اروز کپیتال (3AC)، وامدهندگان با خسارتهای میلیارد دلاری و بسیار سنگینی روبهرو شدند. برای درک بهتر این فاجعه میتوان به شرکت جنسیس اشاره کرد که در زمان ورشکستگی مشخص شد بیش از ۳.۵ میلیارد دلار وام بدون دریافت هیچ وثیقهای پرداخت کرده بود.
همچنین، پلتفرم بلاکفای بیش از یک میلیارد دلار از سرمایهاش را در جریان بحران افتیایکس و شرکت آلامدا ریسرچ در معرض ریسک نابودی قرار داد و ارزش کل وامهای پروتکل گلدفینچ نیز پس از موج پرداخت نشدن بدهیها، از سقف ۱۰۰ میلیون دلاری خود بیش از ۷۰ درصد ریزش کرد.
تمامی این شکستها نتیجه ترکیب ضمانتهای ضعیف در فضای آنچین و فرآیندهای پنهانی و غیرشفاف در دنیای آفچین بود. حالا با گذشت سه سال از آن روزها، نسل جدیدی از سازندگان و نوآوران وارد میدان شدهاند تا این شکافها را پر کنند و شرکتهایی بسازند که تعریف دقیق و جدیدی از سیستم وامدهی ارائه میدهند.
بپرداز یا حذف شو؛ مشکلات بزرگ در بازارهای وامدهی سنتی
یکی از دلایل اصلی برای تغییر سیستمهای وامدهی قدیمی، بهرهوری پایین سرمایه است. در این سیستمها، وامگیرندگان همیشه بهدنبال پول ارزانتر هستند و وامدهندگان هم تلاش میکنند با کمترین ریسک، بیشترین سود را ببرند؛ اما مشکل اینجا است که وجود واسطههای زیاد برای تایید و نظارت، باعث میشود هزینه وامگرفتن بالا برود و کارایی کل سیستم کم شود.
بازارهای سنتی کُند و گران هستند و پیچیدگیهای قانونی زیادی دارند. برای مثال، فقط مراحل احراز هویت و بررسیهای حقوقی برای پذیرش یک وامگیرنده جدید ممکن است ۲ تا ۴ هفته طول بکشد. جالب است بدانید که هزینههای قانونی برای بستن قرارداد یک وام، بهویژه اگر شرکت در چندین کشور فعالیت کند، معمولا بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار دلار هزینه روی دست طرفین میگذارد.
مشکلات وامدهی سنتی
یکی از بخشهای سخت در این مسیر، توافق بر سر کنترل حسابهای بانکی است که از طریق قراردادهای پیچیدهای به نام DACA انجام میشود. این قراردادها در دو حالت اجرا میشوند؛ در حالت اول که به آن «فعالشونده» میگویند، وامدهنده فقط زمانی کنترل حساب را در دست میگیرد که وامگیرنده پول را پس ندهد.
در حالت دوم که «کنترلی» نام دارد، وامدهنده از همان ابتدا بر تمام تراکنشها نظارت میکند تا مطمئن شود از پول سوءاستفاده نمیشود. پیادهسازی این روشها هم پرهزینه و زمانبر است و بسیاری از بانکهای محلی با این مفاهیم آشنایی ندارند.
وثیقهگذاری هم در سیستم سنتی چالشهای بزرگی دارد. وامدهنده برای اینکه مطمئن شود وثیقه معتبر است، باید مراحل قانونی سنگینی مثل ثبت فرمهای مخصوص برای داراییهای مالی یا ثبت رسمی سند رهن برای املاک را طی کند که نیازمند اثبات مالکیت و رعایت قوانین محلی است. همچنین مسائلی مثل هماهنگی بین چندین وامدهنده (سندیکا)، سختی پس گرفتن دارایی در صورت بدحسابی و تفاوت قوانین در کشورهای مختلف، باعث ایجاد اصطکاک و دشواری زیادی در این مسیر میشود.
تمامی این ناکارآمدیها، هزینههای بالا و فرآیندهای طولانی باعث میشود بسیاری از شرکتها، بهخصوص کسبوکارهای کوچک، بهسختی بتوانند وام بگیرند. براساس گزارشهای گلکسی ونچرز (Galaxy Ventures)، فرآیند دریافت وام در سیستم سنتی پیچیده و پر از مراحل مختلف است که حتی با وجود برخی استانداردها، باز هم بسته به طرفین معامله تغییر میکند و زمان زیادی طول میکشد تا در نهایت پول به حساب وامگیرنده واریز شود.
نوآوری در وامدهی آنچین
مراحل کلی وامگرفتن روی بلاک چین شبیه سیستمهای سنتی است؛ اما نحوه تامین سرمایه و شیوه تضمین بازپرداخت در هر پروتکل متفاوت است. پلتفرمهایی مثل فیگور (Figure) و میپل (Maple) بخشی از فرایند را خارج از بلاک چین انجام میدهند، در حالی که پروژههایی مانند فنس (Fence) و کریدیت کوپ (Credit Coop) تقریبا تمام مراحل را بهصورت آنچین پیش میبرند.
فیگور یک پلتفرم بزرگ در بازار مسکن آمریکا است و حدود ۱۴.۷ میلیارد دلار وام فعال دارد که آن را به بزرگترین پروتکل وامدهی دیجیتال در دیفای تبدیل کرده است. این پلتفرم از بلاک چین پراوننس (Provenance) برای ثبت منش وامها استفاده میکند و همین سطح محدود از استفاده از فناوری، توانسته هزینهها و پیچیدگیهای اداری را برای کاربران کاهش دهد؛ هرچند پذیرش، ارزیابی و پرداختها همچنان خارج از بلاک چین انجام میشود.
میپل فایننس یک مدل ترکیبی است؛ بررسی اعتبار وامگیرنده آفچین انجام میشود اما تامین سرمایه و بازپرداختها آنچین است. مزیت اصلی میپل، دسترسی آسان وامگیرندگان به منابع مالی بزرگ با نرخهای مناسب است، اما همچنان نیاز به وثیقهگذاری بیش از مبلغ وام وجود دارد.
هر دو پلتفرم فیگور و میپل از نقدینگی سریع بازار کریپتو سود میبرند و قراردادهای هوشمند بسیاری از فرایندها را سادهتر کرده است. بااینحال، برای وامگیرندگان میپل، این ساختار هنوز کاملا ایدهآل نیست؛ زیرا مجبورند وثیقههای سنگینی قفل کنند و این موضوع کارایی سرمایه را کاهش میدهد.
این وضعیت نمیتواند پایان راه باشد؛ چون شرکتها برای رشد نیاز دارند از سرمایه خود بیشترین بهره را ببرند. در نتیجه چند پرسش مهم مطرح میشود: وامگیرندگان چگونه میتوانند بدون وثیقه سنگین اعتماد وامدهندگان را جلب کنند؟ چطور میتوانند بهطور قابلاستعلام ثابت کنند که توانایی بازپرداخت دارند؟ و چطور میتوان ضمانتها را به شکل برنامهپذیر و خودکار توسط کد اجرا کرد؟
پاسخ همه این پرسشها در جریانهای نقدی استیبل کوینها روی بلاک چین نهفته است.
مرگ واسطهها
موضوع فقط بر سر جابهجایی پول نیست؛ بلکه پای فرآیندهای پیچیده دیگری مثل بررسی اعتبار، طراحی قرارداد و مدیریت آن هم در میان است. در یک قرارداد وام سنتی، واسطههای زیادی وجود دارند که کارهایی مثل محاسبه سود، مدیریت واریز و برداشت، تایید مدارک، نظارت بر وثیقهها و گزارشدهی به سرمایهگذاران را انجام میدهند.
در دنیای مالی فعلی، تمام این مراحل هنوز با ابزارهای قدیمی مثل فایلهای PDF، اکسل و ایمیلهای طولانی انجام میشود که یا توسط تیمهای بزرگ حقوقی داخل شرکتها پیش میرود یا شرکتهای خدماتی این کار را با دریافت کارمزدهای سنگین انجام میدهند.
به دلیل وجود همین واسطهها، تطبیق حسابها و جابهجایی پول ممکن است هفتهها طول بکشد و وامدهندگان هم فقط از طریق گزارشهای دورهای و دیربهدیر میتوانند وضعیت وام را ببینند. این عدم شفافیت گاهی فاجعهبار میشود؛ مثلا در ورشکستگی شرکت تریکالر (Tricolor)، هیچکس واقعا نمیدانست وضعیت واقعی شرکت چقدر خطرناک است چون ریسکها در لایههای پنهان انباشته شده بودند.
پروتکل فنس نمونهای از این زیرساخت جدید است که با توکنیزهکردن تمام سازوکار یک قرارداد اعتباری، کار را دگرگون کرده است. در این پلتفرم، تمام شروط صلاحیت، تعهدات و قوانین تقسیم سود به قراردادهای هوشمند تبدیل میشوند که بهصورت لحظهای نظارت شده و بهطور خودکار اجرا میشوند.
همچنین، تمام جابهجاییهای پول با استیبل کوینها هماهنگ میشود. این مدل مزایای بزرگی دارد؛ از جمله اینکه سرعت گردش سرمایه و تسویه حسابها بالاتر میرود، هزینههای عملیاتی کم میشود و وامدهندگان به دلیل شفافیت و قابلیت حسابرسی لحظهای، کنترل بیشتری روی سرمایه خود دارند که در بسیاری از موارد باعث افزایش سوددهی سالانه (IRR) آنها میشود.
پذیرش استیبل کوینها توسط سازمانها چگونه بازار وامدهی را دگرگون میکند؟
آوردن جریانهای نقدی به فضای بلاک چین، مسیر دریافت اعتبار و وام را سادهتر کرده است؛ شرکت رین (Rain) نمونهای خوب در این زمینه است. این شرکت کارتهایی ارائه میدهد که با کریپتو تسویه میشوند و به کاربران اجازه میدهد در هر جای دنیا با استفاده از کارتهای ویزا، استیبل کوینهای خود را خرج کنند. فرآیند پرداخت برای کاربر مشابه کارتهای بانکی سنتی است.
اما یک چالش فنی وجود دارد: شرکت رین مجبور است همیشه مبلغ کلانی پول نقد را کنار بگذارد تا تراکنشهای ۱ تا ۳ روز گذشته را تسویه کند. با بزرگتر شدن شرکت، این رقم به دهها میلیون دلار پول خوابیده و بلااستفاده تبدیل میشود که عملا جلوی رشد سریع و بهرهوری سرمایه شرکت را میگیرد. این مشکل، از آن مشکلاتی است که اکثر شرکتهای صادرکننده کارتهای کریپتویی با آن دست و پنجه نرم میکنند.
در اینجا قدرت استیبل کوینها راهگشا است. هر بار که تراکنشی انجام میشود، رین میتواند مدرک معتبری روی بلاک چین ارائه دهد که پرداخت انجام شده است. برای اینکه دهها میلیون دلار سرمایه شرکت قفل نشود، رین با پروتکلهای پیشرویی مثل کریدیت کوپ (Credit Coop) و سانتریفیوژ (Centrifuge) همکاری میکند که از صندوقهای هوشمند یا همان Lockbox در قراردادهای هوشمند استفاده میکنند.
از آنجا که تمام درآمدها به شکل استیبل کوین تسویه میشود، بازپرداخت وامها بهصورت خودکار و در لحظه تسویه حساب انجام میشود. این فرآیند برنامهپذیر است، ریسک وامدهنده را کاهش میدهد و به شرکتهایی مثل رین اجازه میدهد با حفظ کارایی، با سرعت بیشتری مقیاس کار خود را بزرگ کنند.
نقش رین در اینجا کلیدی است، زیرا جریانهای نقدی هوشمند استیبل کوینها را به پرداختهای روزمره مردم در سطح جهانی پیوند داده است. در همین حال، کریدیت کوپ نشان میدهد که چگونه میتوان این ابزارهای پایه را مستقیما در پروتکلهای وامدهی به کار گرفت. این یک تحول اساسی است؛ کارهایی که روزی برای صندوقهای سرمایهگذاری سنتی بیشازحد پرریسک یا گران بود، حالا بهراحتی اجرا میشود.
برای استارتاپهای نوپا با درآمد استیبل کوینی، این صندوقهای هوشمند نیاز به وثیقههای سنگین را حذف میکنند. در بازار کریپتو، این یک نقطه عطف است؛ چرا که میتوانیم از مدلهای وام در ازای وثیقه سنگین فاصله بگیریم و به سمت سیستمی برویم که در آن از سرمایه بیشترین استفاده ممکن میشود.
در نهایت، شرکت رین نسبت به صادرکنندگان سنتی کارت، یک مزیت ساختاری بزرگ دارد: به دلیل استفاده از استیبل کوینها، میتواند سریعتر و با هزینه کمتر رشد کند. تمام این مثالها ثابت میکنند که جریانهای نقدی برنامهپذیر چگونه هم شرکتهای فینتک و هم سیستمهای اعتباری بومی آنچین را توانمندتر میکنند.
نگاهی به آینده
با گذشت زمان، احتمال دارد سودهای حوزه دیفای به سطح سود اوراق خزانهداری آمریکا نزدیک شود. این اتفاق به این دلیل نیست که دیفای کاملا بدون ریسک شده است، بلکه به این خاطر است که افزایش شفافیت، روشهای بهتر وثیقهگذاری و اجرای خودکار تعهدات از طریق کدها، باعث شده «ریسک طرف مقابل» نسبت به امروز کمتر شود.
به زبان ساده، دیفای فقط بهدنبال دادن سودهای عددی بالا نیست؛ بلکه میخواهد سود واقعی را با در نظر گرفتن ریسک بهبود ببخشد؛ یعنی نوسان کمتر همراه با شفافیت لحظهای. اگر این ایده درست از آب دربیاید، سیستم اعتباری بومی در دیفای میتواند از بسیاری از روشهای وامدهی سنتی و حتی اوراق قرضه شرکتی عملکرد بهتری داشته باشد، حتی اگر سود ظاهری آن با آنها برابر یا حتی کمتر باشد.
نتیجه این تحول، ایجاد یک ساختار وامدهی دقیقتر، شفافتر و ترکیبپذیر است که برای یک سیستم مالی جهانی و هوشمند مناسب است. این معماری جدید، هزینه تامین سرمایه را کاهش و به شرکتهای بیشتری اجازه میدهد تا سرمایه لازم برای رشد خود را بهراحتی فراهم کنند.
به سمت آیندهای که در آن نیازی به بانکها نداریم
همه چیز با نوآوری استیبل کوینها شروع شد، اما حالا این تغییر عمیقتر شده و به بازطراحی روشهای صدور و اجرای قراردادهای وام رسیده است. پروتکلها با تبدیل درآمدهای نقدی به وثیقههای هوشمند و برنامهپذیر، ثابت کردهاند که گرفتن وام با وثیقه کم و بدون نیاز به اعتماد به طرف مقابل، نهتنها ممکن است، بلکه همین حالا هم در حال انجام است.
برخلاف دورههای قبل که سیستمهای اعتباری در دیفای به دلیل ابهامات خارج از بلاک چین و تضمینهای ضعیف شکست میخوردند، موج جدید پروژههای آنچین در حال حل چالشهای اصلی یعنی شفافیت، کنترل و اجرای دقیق تعهدات است. ابزارهایی مثل صندوقهای هوشمند، منطق بازپرداخت خودکار و هویتهای دیجیتال، دیگر فقط امکانات ساده نیستند؛ بلکه پایههای اصلی سیستم جدیدی هستند که تعیین میکنند چه کسی، با چه شرایطی و چطور میتواند وام بگیرد.
یکی از عناصر مهم این تحول، هویتهای دیجیتال ترکیبپذیر (Composable Identity) است. این نوع هویت به پروتکلها اجازه میدهد سابقه مالی، رفتار معاملاتی و اعتبار کاربران را بدون نیاز به فرایندهای سنتی KYC و بهصورت آنچین ارزیابی کنند.
این زیرساخت جدید چابکتر و سریعتر است. اکنون میتوان بدون دادگاه وام صادر کرد، بدون بانکدار سندیکا تشکیل داد و بازپرداختها را تنها با اجرای کد انجام داد. ما در حال تماشای لحظهای هستیم که بازار وامدهی در حال بازتعریف است و کدهای هوشمند جایگزین تمام واسطهها، ارزیابان اعتباری و ناظران سنتی میشوند.
فرصت پیش رو فقط برای بیشتر کردن کارایی نیست، بلکه هدف تغییر کامل روش صدور و اجرای وام است. شرکتهایی که زودتر این سیستمهای برنامهپذیر را بپذیرند، میتوانند به جریان جهانی سرمایه وصل شوند، اعتماد عمیقتری در کاربران ایجاد کنند و با سرعت دنیای اینترنت فعالیت کنند. اما کسانی که عقب بمانند، ممکن است توسط پروتکلهای بدون نیاز به مجوز که فقط به اجرای کد متکی هستند، از میدان رقابت حذف شوند.
کلام آخر
تحولی که با استیبل کوینها و قراردادهای هوشمند شروع شد، حالا به بازطراحی کامل بازارهای وامدهی رسیده است. وامهایی که زمانی به شبکهای از واسطهها، قراردادهای پیچیده و اعتماد به طرف مقابل وابسته بودند، حالا میتوانند تنها با اجرای کدهای برنامهنویسی صادر، جابهجا و بازپرداخت شوند.
چشماندازی که پیش رو داریم، یک سیستم اعتباری شفافتر، سریعتر و کارآمدتر است؛ سیستمی که هزینه تامین سرمایه را کاهش میدهد و مسیر رشد را برای همه کسبوکارهای کوچک و بزرگ هموار میکند. سازمانهایی که زودتر این معماری هوشمند و برنامهپذیر را بپذیرند، به جریانهای جهانی سرمایه دسترسی پیدا کرده و در جایگاهی قرار میگیرند که سالها در انحصار بانکها و واسطههای سنتی بوده است. آینده وامدهی در حال شکلگیری است؛ آیندهای که در آن قانون اصلی، نه کاغذ و امضا، بلکه اجرای دقیق و بیطرفانه «کد» است.
وامدهی آنچین چیست و چه تفاوتی با وامدهی سنتی دارد؟وامدهی آنچین روی بلاک چین انجام میشود و صدور، مدیریت و بازپرداخت وام با قراردادهای هوشمند بهصورت خودکار انجام میگیرد. این مدل بهجای واسطههای متعدد، بر شفافیت لحظهای و اجرای کد متکی است و هزینه و زمان دریافت وام را کاهش میدهد.استیبل کوینها چگونه در سیستم وامدهی جدید نقش وثیقه را بازی میکنند؟در وامدهی آنچین، جریانهای نقدی استیبل کوینها به وثیقه برنامهپذیر تبدیل میشوند. یعنی بازپرداخت و مدیریت وثیقه بهطور مستقیم و خودکار توسط قراردادهای هوشمند کنترل میشود و نیاز به ضمانتهای سنتی را کاهش میدهد.آیا در مدل وامدهی آنچین امکان گرفتن وام کموثیقه یا بدون وثیقه وجود دارد؟بله. با استفاده از دادههای آنچین، هویتهای دیجیتال قابلاستعلام و جریان نقدی استیبل کوینی، پروتکلها میتوانند ریسک را دقیقتر مدیریت کنند. این موضوع مسیر وامهای کموثیقه یا حتی بدون وثیقه را هموار کرده است.آیا وامدهی آنچین میتواند جایگزین سیستم بانکی سنتی شود؟در کوتاهمدت خیر، اما در بلندمدت بخش بزرگی از وامهای شرکتی و حتی مصرفی ممکن است به سمت مدلهای برنامهپذیر و بدونواسطه حرکت کند. سرعت، شفافیت و هزینه کمتر این سیستم باعث شده است که بسیاری آن را معماری اعتباری قرن ۲۱ بدانند.نقش پروتکلهایی مثل فنس، فیگور، میپل و کریدیت کوپ در این تحول چیست؟این پروتکلها هرکدام بخشی از معماری جدید را پیادهسازی میکنند: برخی فرآیندهای وامدهی را دیجیتالی و اتوماتیک کردهاند و برخی دیگر مکانیزمهای نظارت، وثیقهگذاری و بازپرداخت را روی بلاکچین منتقل میکنند. نتیجه، کاهش واسطهها و افزایش کارایی است.

چگونه رقابت پالی مارکت و کالشی به یک جنگ برندینگ تمام عیار تبدیل شد؟
03 تیر 1405 - 20:00
رقابت میان دو بازار پیشبینی، پالیمارکت (Polymarket) و کالشی (Kalshi) از یک جنگ تجاری بر سر سهم بازار و نوآوری محصول به نبردی برنامهریزیشده برای جلب توجه تبدیل شده است. این جدال چندساله صحنهای از بازیهای پیچیده با نهادهای نظارتی، محدودیت کاربران، جنگهای میم در شبکههای اجتماعی بوده است که حالا با کمپینهای تبلیغاتی عجیب به دنیای واقعی هم کشیده شده است. با اینکه بسیاری از این رفتارها اغراقآمیز یا حتی مضحک بهنظر میرسند؛ اما در پس آنها حقایق دیگری همچون افزایش مداوم حجم معاملات، بالا رفتن ارزشگذاری شرکتها و رشد انتظارات سرمایهگذاران جریان دارد. در این مطلب از میهنبلاکچین به بررسی پشت پرده رقابت پالی مارکت و کالشی میپردازیم.
رقابت جنجالی پالی مارکت و کالشی
در هفته گذشته، بازار پیشبینی پالیمارکت (Polymarket) از جدیدترین حرکت تبلیغاتی خود رونمایی کرد؛ افتتاح یک «فروشگاه مواد غذایی کاملاً رایگان» در شهر نیویورک که از ۱۲ تا ۱۶ فوریه برپا بود.
رقیب آن، کالشی (Kalshi) نیز برای اینکه از قافله عقب نماند، پیشدستی کرد و از راهاندازی یک کمپین بازاریابی با موضوع «مواد غذایی» خبر داد؛ برپایی رویداد یکروزهای در فروشگاه “Westside” که طی آن به هر نفر یارانه ۵۰ دلاری خرید مواد غذایی پرداخت شد.
منبع: odaily.news
به دنبال این رقابت «چشم در برابر چشم»، یکی از کاربران شبکه اجتماعی X در توییتی نوشت:
پالی مارکت و کالشی به معنای واقعی کلمه ۲۴ ساعت هم نمیتوانند بدون کپی کردن از یکدیگر دوام بیاورند.
در نگاه اول، شاید رقابت دو پلتفرم بازار پیشبینی بر سر «موز رایگان» مضحک بهنظر برسد؛ اما این فقط جدیدترین پرده از یک دشمنی چندساله و جدی میان این دو شرکت است. فراموش نکنیم که هر دو پلتفرم هر هفته میلیاردها دلار حجم معامله را مدیریت میکنند. مدل کاریشان هم ساده است؛ کاربران میتوانند روی نتیجه رویدادهای مختلف «پیشبینی مالی» انجام دهند و با خرید موقعیتهای «بله» یا «خیر» در صورت درست بودن پیشبینی، سود قابلتوجهی بهدست بیاورند. رویدادها طیف گستردهای از موضوعات را پوشش میدهند، حتی موضوع عجیبی مانند اینکه آیا ارتش ایالات متحده، نیکولاس مادرو (Nicolás Maduro) رهبر ونزوئلا را در حالیکه لباس خواب ورزشی پوشیده است دستگیر خواهد کرد یا خیر.
در طول پنج سال فعالیت این دو پلتفرم، همیشه رقابت وجود داشته است؛ اما در دو سال اخیر تنش میان آنها به اوج رسیده است.
تفاوت مدل کسبوکار پالی مارکت و کالشی
پالی مارکت که در سال ۲۰۲۰ توسط شاین کاپلان (Shayne Coplan) دانشجوی انصرافی دانشگاه نیویرک سیتی تأسیس شد، بر بستر ارزهای دیجیتال فعالیت میکند. کاربران باید استیبلکوین USDC را روی بلاکچین پالیگان (Polygon) واریز کنند تا بتوانند سهام پیشبینی «بله» یا «خیر» را بخرند.
در مقابل، کالشی در ابتدا تقریباً بهطور کامل با دلار آمریکا و از طریق حسابهای بانکی سنتی کار خود را شورع کرد. این پلتفرم که در سال ۲۰۲۱ راهاندازی شده، تمرکز اصلیاش بر پیشبینی رویدادهای ورزشی است و حدود ۹۰٪ از حجم معاملات آن از همین بخش میآید. اما پالیمارکت بیشتر روی موضوعات ژئوپلیتیک و فرهنگی مانند جنگها، درگیریها و انتخابات تمرکز دارد و حتی به اینفلوئنسرهای آمریکایی برای تبلیغ محتوای سیاسی خود پول پرداخت میکند.
فشارهای نظارتی بر پالی مارکت و کالشی
پالیمارکت بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، تحت فشار شدید نظارتی کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) قرار گرفت و علاوه بر پرداخت ۱.۴ میلیون دلار جریمه مجبور به حذف کاربران آمریکایی از پلتفرم خود شد. این موضوع باعث شد پالی مارکت عملا برای چندین سال بازار آمریکا را به کالشی واگذار کند. اما چند ماه پیش با کاهش سختگیریهای نظارتی در دوره دولت ترامپ، دوباره به این بازار بازگشت و همین موضوع آتش رقابت را شعلهورتر کرد؛ رقابتی که حالا در شبکه X و کل فضای اینترنت بهوضوح دیده میشود.
برای کاربرانی که دائماً آنلاین هستند، جذابترین بخش این جنگ، همان چیزی است که به آن «میمسازی رقابتی» میگویند. دو پلتفرم با تقلید از کارتهای رسمی اعلام خبرهای ورزشی، مشابه آنچه که معمولا در شبکه تلویزیونی ESPN یا FOX Sports برای اعلام نقلوانتقالات یا مصدومیتها میبینیم، تیترهای طنزآمیز و اغراقشده منتشر میکنند. مثلاً پالی مارکت با تیتر «DICK IS GROWING» به افزایش وزن گریدی دیک (Gradey Dick)، بازیکن تورنتو رپترز، اشاره کرد. کالشی نیز با تیتر «LOVES RECEIVING BALLS» درباره رانینگبک کریستین مککافری (Christian McCaffrey) ستاره معروف تیم سن فرانسیسکو فورتیناینرز (San Francisco 49ers) شوخی کرد.
منبع: odaily.news
اما هرچه رقابت برای جلب توجه بیشتر شده است، روشها هم تهاجمیتر شدهاند. در نوامبر ۲۰۲۴ گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد کالشی قصد داشته است به برخی اینفلوئنسرها از جمله آنوتونیو براون (Antonio Brown)، بازیکن سابق لیگ ملی فوتبال (NFL) و چهره فعال در X، پول بدهد تا درباره پالی مارکت و مدیرعامل آن محتوای منفی منتشر کنند. حتی گفته شد به یک روزنامهنگار ۳۵۰۰ دلار پیشنهاد داده است تا مطلبی انتقادی علیه پالی مارکت بنویسد. این اینفلوئنسرها در مجموع میلیونها دنبالکننده دارند و طی سالهای اخیر سعی کردهاند اعتبار پالی مارکت را زیر سؤال ببرند.
با روی کار آمدن ترامپ، دولت مقررات مربوط به بازارهای پیشبینی را تعدیل کرد و همین موضوع باعث بازگشت قدرتمند پالی مارکت به بازار آمریکا شد. بعد از چند ماه آمادهسازی، سرانجام در ماه دسامبر ممنوعیت کاربران آمریکایی رسما برداشته شد. اگرچه هنوز سلطه بازار در دست کالشی است، بهویژه بعد از ادغام آن با سولانا، اما حالا پالی مارکت تلاش میکند سهم بازار پیشبینی آنچین را پس بگیرد.
یکی از ابزارهای این دو پلتفرم برای «بلندتر کردن صدایشان»، خبرسازی در شبکه اجتماعی X است. در ماههای اخیر، حسابهای رسمی دو شرکت مستقیماً در تایملاین با هم درگیر شدهاند. هر دو از تیترهای کوبنده و نقلقولهای چهرههای مشهور برای رقابت در وایرال شدن استفاده میکنند، اما اصل حرفهای بودن را نادیده میگیرند.
اخیرا پالی مارکت نقلقول نادرستی را به جف بزوس نسبت داد و آمار اخراج مهاجران را بهشدت اغراقآمیز منتشر کرد. در مقابل، کالشی نیز ادعاهای نادرستی را درباره مذاکرات برای خرید گرینلند پخش کرد.
منبع: odaily.news
جمعبندی
رقابت پالی مارکت و کالشی از فضای آنلاین به دنیای واقعی هم کشیده شده است و شاید برای برخی آمریکاییها که با فشار مالی دستوپنجه نرم میکنند، منافع جانبی اندکی داشته باشد. اما نکته اصلی این است که چه پای ترفندهای بازاریابی مانند افتتاح فروشگاه «مواد غذایی رایگان» در میان باشد، چه تمسخر و حمله متقابل در X، هر دو شرکت مهارت فوقالعادهای در نگه داشتن نام خود در مرکز توجه دارند.
درحالحاضر، ارزشگذاری کالشی حدود ۱۱ میلیارد دلار و پالی مارکت حدود ۹ میلیارد دلار برآورد میشود و این اعداد با سرعت چشمگیری در حال افزایش هستند. اگر این نمایش پرهیاهو چند صد کاربر جدید را جذب کند یا چند سرمایهگذار دیگر را پای کار بیاورد، برای این دو «دوئلکننده» قدیمی، یک بازی برد-برد خواهد بود.

گزارش سهماهه اول ۲۰۲۶ اتریوم؛ رکورد استفاده و سقوط کارمزدها
03 تیر 1405 - 16:00
گزارش سهماهه اول ۲۰۲۶ اتریوم تصویری دوگانه از این شبکه نشان میدهد: از یک طرف، تعداد کاربران فعال، تعداد تراکنشها و توان پردازشی شبکه به رکوردهای تازهای رسیدهاند؛ از طرف دیگر، ارزش دلاری برخی شاخصها مثل مارکت کپ رقیقشده، TVL، حجم معاملات و کارمزدها نسبت به فصل قبل کاهش داشتهاند. این تناقض ظاهری، اصل ماجراست. اتریوم در این فصل بیشتر استفاده شده، اما استفاده از آن ارزانتر شده است. یعنی شبکه دقیقا در همان جهتی حرکت کرده که سالها دربارهاش حرف زده میشد: مقیاسپذیری بیشتر، هزینه کمتر و آمادهتر شدن برای فعالیت مالی آنچین در مقیاس بزرگ.
این گزارش بر دادههای لایه یک اتریوم، یعنی شبکه اصلی، تمرکز دارد و شبکههای لایه ۲ را جداگانه حساب میکند. بنابراین وقتی در این متن از تراکنشها، کارمزدها یا کاربران اتریوم حرف میزنیم، منظور دادههای میننت اتریوم است، نه کل اکوسیستم لایه ۲. برای درک بهتر زمینه فنی این گزارش، اگر با خود شبکه آشنا نیستید، ابتدا مقاله اتریوم چیست؟ را بخوانید. اگر هم میخواهید بدانید چرا لایه ۲ها در بحث کارمزد و مقیاسپذیری مهم شدهاند، مقاله راهکارهای لایه دوم بلاکچین چیست؟ نقطه شروع خوبی است.
خلاصه کوتاه گزارش
اتریوم در سهماهه اول ۲۰۲۶ از نظر استفاده شبکه فصل بسیار قدرتمندی داشت. میانگین کاربران فعال ماهانه به ۱۳.۲ میلیون رسید، تعداد تراکنشها به ۲۰۰.۴ میلیون افزایش یافت و توان پردازشی شبکه به ۲۵.۷۸ تراکنش در ثانیه رسید. هر سه عدد، رکوردهای تازهای برای اتریوم محسوب میشوند.
اما همزمان، کارمزدهای لایه یک به ۳۹.۹ میلیون دلار کاهش یافتند؛ یعنی ۴۷.۹٪ کمتر از فصل قبل و ۸۱.۹٪ کمتر از سال قبل. این یعنی اتریوم توانسته تراکنشهای بیشتری را با هزینه کمتر پردازش کند. برای کاربر معمولی این خبر خوبی است؛ برای کسانی که فقط از روی کارمزدها ارزش شبکه را میسنجند، کمی آزاردهنده است.
از طرف دیگر، اتریوم همچنان در بخش داراییهای توکنیزهشده، استیبلکوینها، وامدهی دیفای و کارمزدهای اپلیکیشنی جایگاه غالب خود را حفظ کرده است. ارزش بازار داراییهای توکنیزهشده روی اتریوم به طور میانگین ۲۰۳.۴ میلیارد دلار بوده و نسبت به سال قبل ۴۲.۹٪ رشد کرده است.
شاخصهای کلیدی اتریوم در Q1 2026
شاخصمقدار در یکچهارم اول ۲۰۲۶تغییر فصلیتغییر سالانهTVL اکوسیستم۳۱۶.۲ میلیارد دلار۱۱٪ کاهش۲۲.۸٪ رشدوامهای فعال اکوسیستم۲۱.۸ میلیارد دلار۱۶.۶٪ کاهش۳۹٪ رشدحجم معاملات اکوسیستم۱۳۴.۵ میلیارد دلار۲۴٪ کاهش۳۱.۲٪ کاهشکارمزدهای اکوسیستم۲ میلیارد دلار۱۶.۹٪ کاهش۷.۸٪ کاهشارزش بازار داراییهای توکنیزهشده۲۰۳.۴ میلیارد دلار۰.۷٪ کاهش۴۲.۹٪ رشداستیبلکوینها۱۷۸.۹ میلیارد دلار۲.۳٪ کاهش۳۷.۶٪ رشدصندوقهای توکنیزهشده۱۹.۴ میلیارد دلار۴.۹٪ رشد۷۳.۱٪ رشدکامودیتیهای توکنیزهشده۴.۷ میلیارد دلار۶۰٪ رشد۳۲۵.۹٪ رشدسهام توکنیزهشده۳۶۵.۱ میلیون دلار۱۶.۵٪ رشدبدون مبنای قابلاتکاکاربران فعال ماهانه۱۳.۲ میلیون۵۳.۵٪ رشد۸۵.۹٪ رشدتعداد تراکنشها۲۰۰.۴ میلیون۳۸٪ رشد۸۱.۵٪ رشدتراکنش بر ثانیه۲۵.۷۸۴۱.۲٪ رشد۸۱.۷٪ رشدکارمزدهای لایه یک۳۹.۹ میلیون دلار۴۷.۹٪ کاهش۸۱.۹٪ کاهشمارکت کپ کاملا رقیقشده ETH۲۹۰ میلیارد دلار۳۰.۳٪ کاهش۹.۹٪ کاهشنسبت استیکینگ۰.۳۱ برابر۰.۰۳ رشد۰.۰۳ رشدتعداد هولدرهای ETH۲۹۲.۸ میلیون۸.۱٪ رشد۲۴.۹٪ رشد
چرا این فصل برای اتریوم مهم بود؟
سهماهه اول ۲۰۲۶ برای اتریوم فقط فصلی پر از عدد نبود. چند اتفاق فنی و نهادی مهم هم پشت این اعداد قرار داشتند.
اول، چرخه ارتقای فوساکا ادامه پیدا کرد و دومین فورک Blob Parameters Only یا BPO #2 در ژانویه اجرا شد. هدف این تغییر، افزایش ظرفیت داده و کمک به کاهش هزینه استفاده از رولآپها و لایه ۲ها بود. اگر میخواهید جزئیات بیشتری درباره این مسیر بدانید، مقاله بروزرسانی فوساکا چیست؟ توضیح خوبی از اهمیت این ارتقا میدهد.
دوم، استاندارد ERC-8004 در فوریه ۲۰۲۶ روی میننت فعال شد؛ استانداردی که برای هویت و اعتبارسنجی ایجنتهای هوش مصنوعی طراحی شده است. این بخش هنوز در مرحله ابتدایی است، اما برای آینده تعامل میان هوش مصنوعی، کیف پولها و پرداختهای آنچین اهمیت دارد. میهن بلاکچین قبلا در مقاله ERC-8004 چیست؟ این استاندارد را جداگانه بررسی کرده است.
سوم، بنیاد اتریوم اولویتهای پروتکل در سال ۲۰۲۶ را اعلام کرد: مقیاسپذیری، بهبود تجربه کاربری و سختتر کردن لایه یک از نظر امنیت و مقاومت. در بهروزرسانی رسمی بنیاد اتریوم، این سه مسیر به عنوان محورهای اصلی کار پروتکل در سال ۲۰۲۶ معرفی شدهاند.
چهارم، در ماه مارس رویدادهایی مثل Institutional Ethereum Forum نشان دادند که بحث حضور نهادهای مالی در اتریوم دیگر روایتی تبلیغاتی نیست. با رشد استیبلکوینها، صندوقهای توکنیزهشده، کامودیتیهای توکنیزهشده و حتی سهام توکنیزهشده، اتریوم آرامآرام بیشتر شبیه یک لایه تسویه برای داراییهای مالی میشود.
اتریوم در اکوسیستم دیفای؛ TVL کاهش یافت، اما برتری ساختاری باقی ماند
ارزش کل قفلشده یا TVL نشان میدهد چه مقدار سرمایه در اپلیکیشنهای یک شبکه سپردهگذاری شده است. این شاخص برای بررسی قدرت اکوسیستم دیفای مهم است، اما نباید آن را به تنهایی معیار سلامت کامل شبکه دانست. قیمت داراییها میتواند TVL را بالا یا پایین ببرد، حتی اگر رفتار کاربران تغییر زیادی نکرده باشد. برای تعریف دقیقتر این شاخص، مقاله TVL چیست؟ را ببینید.
در سهماهه اول ۲۰۲۶، TVL اکوسیستم اتریوم به طور میانگین ۳۱۶.۲ میلیارد دلار بود؛ ۱۱٪ کمتر از فصل قبل، اما ۲۲.۸٪ بیشتر از سال قبل. کاهش فصلی بیشتر با افت قیمت داراییها همخوانی دارد، اما رشد سالانه نشان میدهد اکوسیستم اتریوم هنوز بسیار بزرگتر از یک سال قبل است.
در میان پنج شبکه بزرگ، اتریوم با فاصله در جایگاه اول قرار دارد. TVL اتریوم از مجموع ترون با ۸۴.۵ میلیارد دلار، سولانا با ۲۸.۸ میلیارد دلار، بیانبی چین با ۱۰.۳ میلیارد دلار و پلاسما با ۵.۷ میلیارد دلار بیشتر است. اتریوم ۷۱٪ TVL پنج شبکه اول را در اختیار دارد.
بخش بزرگی از این سرمایه در لیکویید استیکینگ، به رهبری Lido، و وامدهی، به رهبری Aave، قرار دارد. پروتکلهایی مثل EigenLayer، ether.fi، Ethena و Sky هم جزو بازیگران مهم این اکوسیستم هستند.
این همان نقطهای است که باید بین افت قیمت و افت کاربرد تفاوت بگذاریم. اگر قیمت داراییها پایین بیاید، TVL دلاری هم پایین میآید. اما وقتی تعداد کاربران و تراکنشها همزمان رشد میکند، نمیتوان فقط با دیدن کاهش TVL نتیجه گرفت که شبکه ضعیفتر شده است. بازار البته عاشق نتیجهگیریهای عجولانه است؛ چون بررسی چند شاخص با هم ظاهرا از ظرفیت اعصاب جمعی بالاتر است.
وامدهی در اتریوم؛ Aave همچنان بازیگر اصلی است
وامهای فعال در دیفای نشان میدهد چه مقدار از سرمایه سپردهشده واقعا به وامگیرندگان داده شده و در حال ایجاد درآمد است. این شاخص برای سنجش فعالیت اقتصادی در پروتکلهای وامدهی مهمتر از عددی خام TVL است. در Q1 2026، وامهای فعال اکوسیستم اتریوم به طور میانگین ۲۱.۸ میلیارد دلار بود؛ ۱۶.۶٪ کمتر از فصل قبل، اما ۳۹٪ بیشتر از سال قبل. این یعنی تقاضای وامگیری نسبت به فصل قبل کاهش یافته، اما نسبت به سال قبل همچنان قویتر است.
آوه (Aave) در پایان فصل حدود ۱۳.۵ میلیارد دلار وام فعال داشت و همچنان بزرگترین بازار وامدهی اتریوم بود. پس از آن Morpho با حدود ۱.۹ میلیارد دلار، Spark متعلق به Sky با حدود ۱ میلیارد دلار و Maple با حدود ۸۴۰ میلیون دلار قرار داشتند.
در میان پنج شبکه بزرگ، اتریوم با ۲۱.۸ میلیارد دلار وام فعال، بسیار جلوتر از سولانا با ۲.۵ میلیارد دلار، پلاسما با ۲.۱ میلیارد دلار، بیانبی چین با ۷۶۰.۸ میلیون دلار و آوالانچ با ۳۹۲.۴ میلیون دلار بود. سهم اتریوم از وامهای فعال پنج شبکه اول به ۷۹.۲٪ رسید.
برای کسانی که با دیفای آشنا نیستند، این بخش همان جایی است که شبکههای بلاکچینی از «فقط انتقال توکن» فاصله میگیرند و وارد خدمات مالی میشوند. توضیح پایهایتر این حوزه را میتوانید در مقاله دیفای چیست؟ بخوانید.
حجم معاملات؛ جایی که اتریوم اول نبود
حجم معاملات در این گزارش به معاملات صرافیهای غیرمتمرکز یا DEXها اشاره دارد. در سهماهه اول ۲۰۲۶، حجم معاملات اکوسیستم اتریوم به ۱۳۴.۵ میلیارد دلار رسید؛ ۲۴٪ کمتر از فصل قبل و ۳۱.۲٪ کمتر از سال قبل. در خود اتریوم، Uniswap با حدود ۸۵.۵ میلیارد دلار، تقریبا دو سوم حجم معاملات را در اختیار داشت. Curve با حدود ۲۲.۱ میلیارد دلار و CoW Swap با حدود ۱۲.۴ میلیارد دلار در رتبههای بعدی قرار گرفتند.
اما در میان پنج شبکه بزرگ، اتریوم در حجم معاملات رتبه اول را نداشت. بیانبی چین با ۱۶۲.۵ میلیارد دلار جلوتر از اتریوم قرار گرفت و سولانا هم با ۱۰۴.۹ میلیارد دلار نزدیک بود. سهم اتریوم از حجم معاملات پنج شبکه اول ۳۱.۵٪ بود، در حالی که بیانبی چین ۳۸٪ سهم داشت. این بخش مهم است، چون نشان میدهد سلطه اتریوم مطلق نیست. در سرمایه قفلشده، وامدهی و کارمزدهای اکوسیستم، اتریوم جلوتر است؛ اما در حجم معاملات DEX، رقابت جدیتر شده است. پس اگر کسی بگوید «اتریوم همهچیز را برده»، دارد زیادی سادهسازی میکند. اگر هم بگوید «اتریوم تمام شده»، احتمالا فقط نمودار اشتباهی را با اعتمادبهنفس زیاد نگاه کرده است.
کارمزدهای اکوسیستم؛ اتریوم هنوز بزرگترین منبع درآمد اپلیکیشنی است
کارمزدهای اکوسیستم شامل کارمزدهایی است که کاربران به اپلیکیشنهای روی شبکه میپردازند؛ مثلا کارمزد معاملات، بهره وامها و هزینه استفاده از پروتکلهای مالی. در Q1 2026، کارمزدهای اکوسیستم اتریوم به ۲ میلیارد دلار رسید؛ ۱۶.۹٪ کمتر از فصل قبل و ۷.۸٪ کمتر از سال قبل. این کاهش با افت حجم معاملات و کاهش فعالیت وامگیری همخوانی دارد.
با این حال، اتریوم همچنان از نظر کارمزدهای اپلیکیشنی جلوتر از رقبا بود. ترون ۵۹۹.۳ میلیون دلار، سولانا ۵۳۲.۵ میلیون دلار، بیانبی چین ۲۳۱.۹ میلیون دلار و پالیگان ۳۸.۸ میلیون دلار کارمزد اکوسیستمی داشتند. سهم اتریوم از کارمزدهای پنج شبکه اول ۵۸.۴٪ بود. بنابراین اگر فقط به کارمزد لایه یک نگاه کنیم، اتریوم فصل ضعیفتری داشته، اما اگر کارمزدهای اپلیکیشنها را هم ببینیم، تصویر کاملتر میشود: فعالیت اقتصادی اصلی همچنان تا حد زیادی روی اتریوم جریان دارد.
داراییهای توکنیزهشده؛ قویترین روایت اتریوم در ۲۰۲۶
یکی از مهمترین بخشهای گزارش، داراییهای توکنیزهشده است. منظور از دارایی توکنیزهشده، داراییهایی مثل استیبلکوینها، صندوقهای مالی، طلا یا حتی سهام است که به شکل توکن روی بلاکچین منتشر میشوند. اگر میخواهید این مفهوم را از زاویه بازار سرمایه بهتر بفهمید، مقاله توکنایز کردن داراییها مفید است.
ارزش بازار داراییهای توکنیزهشده روی اتریوم در سهماهه اول ۲۰۲۶ به طور میانگین ۲۰۳.۴ میلیارد دلار بود؛ تقریبا بدون تغییر نسبت به فصل قبل، اما ۴۲.۹٪ بیشتر از سال قبل. بیشترین سهم این بازار مربوط به استیبلکوینهاست. استیبلکوینها ۸۷.۹٪ از کل داراییهای توکنیزهشده روی اتریوم را تشکیل میدهند. این یعنی اگر بخواهیم نقش اتریوم در توکنیزاسیون را بفهمیم، باید اول استیبلکوینها را بفهمیم. برای توضیح پایهایتر، مقاله استیبل کوین چیست؟ را بخوانید.
استیبلکوینها؛ کاهش فصلی، رشد سالانه
ارزش بازار استیبلکوینها روی اتریوم در Q1 2026 به طور میانگین ۱۷۸.۹ میلیارد دلار بود؛ ۲.۳٪ کمتر از فصل قبل، اما ۳۷.۶٪ بیشتر از سال قبل.
USDT تتر با حدود ۹۴.۱ میلیارد دلار و USDC سیرکل با حدود ۵۴.۵ میلیارد دلار، دو بازیگر اصلی این بخش بودند. پس از آنها USDS متعلق به Sky با حدود ۱۲.۴ میلیارد دلار، USDe متعلق به Ethena با حدود ۵.۹ میلیارد دلار و PYUSD پیپال با حدود ۲.۹ میلیارد دلار قرار داشتند. RLUSD ریپل هم با حدود ۱.۱ میلیارد دلار به عنوان یکی از ورودیهای جدیدتر این بازار دیده میشود.
در میان پنج شبکه بزرگ، اتریوم با ۱۷۸.۹ میلیارد دلار استیبلکوین در رتبه اول قرار داشت. ترون با ۸۴.۵ میلیارد دلار، سولانا با ۱۴.۵ میلیارد دلار، آربیتروم وان با ۶.۸ میلیارد دلار و بیس با ۴.۷ میلیارد دلار بعد از آن بودند. سهم اتریوم از استیبلکوینهای پنج شبکه اول ۶۱.۸٪ بود.
نکته مهم این است که استیبلکوینها دیگر فقط ابزار معاملهگران نیستند. آنها آرامآرام وارد پرداخت، تسویه، نگهداری ارزش، حواله و حتی زیرساخت مالی شرکتها میشوند. اتریوم در این بخش هنوز جایگاه محوری دارد.
صندوقهای توکنیزهشده؛ نهادهای مالی آرام اما جدی حرکت میکنند
ارزش بازار صندوقهای توکنیزهشده روی اتریوم در سهماهه اول ۲۰۲۶ به ۱۹.۴ میلیارد دلار رسید؛ ۴.۹٪ بیشتر از فصل قبل و ۷۳.۱٪ بیشتر از سال قبل.
این بخش دو چهره دارد. در یک طرف، دلارهای آنچین سودده مثل sUSDS متعلق به Sky با حدود ۶.۴ میلیارد دلار و sUSDe متعلق به Ethena با حدود ۳.۵ میلیارد دلار قرار دارند. در طرف دیگر، صندوقهای تنظیمشده و نهادی دیده میشوند؛ مثل BUIDL بلکراک که از طریق Securitize منتشر شده و حدود ۱ میلیارد دلار ارزش دارد، صندوق بازار پول دولتی WisdomTree با حدود ۸۱۵ میلیون دلار، USTB متعلق به Superstate با حدود ۶۲۰ میلیون دلار و OUSG متعلق به Ondo با حدود ۳۲۰ میلیون دلار.
در میان پنج شبکه اول، اتریوم با ۱۹.۴ میلیارد دلار صندوق توکنیزهشده جلوتر از zkSync Era با ۲.۵ میلیارد دلار، بیانبی چین با ۲.۳ میلیارد دلار، سولانا با ۱.۳ میلیارد دلار و استلار با ۱.۱ میلیارد دلار بود. سهم اتریوم از این بخش در میان پنج شبکه اول ۷۳٪ بود.
این بخش شاید برای کاربران خرد هیجانانگیزترین قسمت گزارش نباشد، اما برای آینده مالی آنچین بسیار مهم است. وقتی صندوقهای بازار پول، اوراق و داراییهای نهادی روی بلاکچین منتشر میشوند، بحث از «کریپتو برای تریدرها» فراتر میرود و وارد زیرساخت بازار سرمایه میشود.
کامودیتیهای توکنیزهشده؛ رشد سریع، تمرکز بالا
کامودیتیهای توکنیزهشده، بهخصوص طلا، یکی از سریعترین رشدها را در این گزارش داشتند. ارزش بازار این بخش روی اتریوم در Q1 2026 به ۴.۷ میلیارد دلار رسید؛ ۶۰٪ بیشتر از فصل قبل و ۳۲۵.۹٪ بیشتر از سال قبل.
این بازار تقریبا کاملا در اختیار طلاست. Tether Gold یا XAUT با حدود ۲.۶ میلیارد دلار و PAX Gold یا PAXG با حدود ۲.۴ میلیارد دلار تقریبا کل این بخش را تشکیل میدهند.
در میان پنج شبکه اول، اتریوم با ۴.۷ میلیارد دلار فاصله زیادی با رقبا داشت. XRP Ledger با ۷۳۶.۶ میلیون دلار، آربیتروم وان با ۹۵.۹ میلیون دلار، بیانبی چین با ۳۸.۴ میلیون دلار و سولانا با ۲۹.۸ میلیون دلار در رتبههای بعدی قرار گرفتند. سهم اتریوم از کامودیتیهای توکنیزهشده پنج شبکه اول ۸۴٪ بود. این یعنی اگر توکنیزهشدن طلا و داراییهای مشابه جدیتر شود، اتریوم فعلا بهترین موقعیت را برای میزبانی این بازار دارد.
سهام توکنیزهشده؛ کوچک، اما در حال رشد
سهام توکنیزهشده هنوز کوچکترین بخش داراییهای توکنیزهشده روی اتریوم است. ارزش بازار این بخش در سهماهه اول ۲۰۲۶ به طور میانگین ۳۶۵.۱ میلیون دلار بود؛ ۱۶.۵٪ بیشتر از فصل قبل. بخش عمده این بازار در اختیار Ondo Finance است؛ پلتفرمی که سهام و ETFهای آنچین، از جمله داراییهایی مرتبط با شاخص S&P 500 و Nasdaq 100 و تعدادی از سهام شرکتها را ارائه میکند.
در میان پنج شبکه اول، اتریوم با ۳۶۵.۱ میلیون دلار همچنان جلوتر بود، اما فاصله آن با رقبا کمتر از سایر بخشهاست. سولانا ۲۴۹ میلیون دلار، بیانبی چین ۱۵۰.۵ میلیون دلار، آربیتروم وان ۲۹ میلیون دلار و استلار ۴.۲ میلیون دلار سهام توکنیزهشده داشتند. سهم اتریوم از پنج شبکه اول در این بخش ۴۵.۸٪ بود.
پس برخلاف استیبلکوینها، صندوقها و کامودیتیها، اتریوم در سهام توکنیزهشده هنوز اکثریت مطلق ندارد. این بازار هنوز زودهنگام است و احتمالا رقابت در آن شدیدتر خواهد شد.
رشد استفاده از شبکه؛ مهمترین داده مثبت گزارش
بخش استفاده از شبکه، قویترین قسمت گزارش Q1 2026 اتریوم است. میانگین کاربران فعال ماهانه اتریوم به ۱۳.۲ میلیون رسید؛ ۵۳.۵٪ بیشتر از فصل قبل و ۸۵.۹٪ بیشتر از سال قبل. این رقم رکورد تاریخی جدیدی برای اتریوم محسوب میشود.
تعداد تراکنشها هم به ۲۰۰.۴ میلیون رسید؛ ۳۸٪ بیشتر از فصل قبل و ۸۱.۵٪ بیشتر از سال قبل. توان پردازشی شبکه هم به ۲۵.۷۸ تراکنش در ثانیه افزایش یافت؛ ۴۱.۲٪ بیشتر از فصل قبل و ۸۱.۷٪ بیشتر از سال قبل. این رشد نشان میدهد افزایش کاربران فقط یک عدد سطحی نبوده، بلکه واقعا به افزایش فعالیت آنچین منجر شده است.
چرا کارمزدها با وجود رشد استفاده کاهش یافتند؟
کارمزدهای لایه یک اتریوم در Q1 2026 فقط ۳۹.۹ میلیون دلار بود؛ ۴۷.۹٪ کمتر از فصل قبل و ۸۱.۹٪ کمتر از سال قبل. در نگاه اول شاید این عدد منفی به نظر برسد، چون کارمزد کمتر یعنی درآمد کمتر برای شبکه.
اما وقتی این عدد را کنار رشد تراکنشها میگذاریم، تصویر فرق میکند. تعداد تراکنشها ۳۸٪ رشد کرده، اما کارمزد کل تقریبا نصف شده است. یعنی میانگین هزینه هر تراکنش به شکل قابلتوجهی پایین آمده است.
این نتیجه همان مسیر مقیاسپذیری اتریوم است: افزایش ظرفیت داده، ارزانتر شدن فضای بلاک و انتقال بخش بزرگی از فشار اجرایی به لایه ۲ها. اجرای BPO #2 در ژانویه، که سقف بلابها را افزایش داد، بخشی از همین مسیر بود. میهن بلاکچین در مقاله اتریوم با بلابلیمیت ۲۱ مقیاسپذیرتر شد این تغییر را جداگانه پوشش داده است.
بنابراین کاهش کارمزدها را نباید صرفا ضعف دانست. اتریوم عمدا بخشی از درآمد کوتاهمدت را قربانی میکند تا استفاده از شبکه ارزانتر شود و تقاضای بلندمدت رشد کند. این همان شرطی است که شبکه روی آینده خودش بسته است.
وضعیت ETH؛ قیمت ضعیف، هولدرها بیشتر، استیکینگ پایدارتر
مارکت کپ کاملا رقیقشده ETH در سهماهه اول ۲۰۲۶ به طور میانگین ۲۹۰ میلیارد دلار بود؛ ۳۰.۳٪ کمتر از فصل قبل و ۹.۹٪ کمتر از سال قبل. این کاهش یکی از دلایل اصلی افت شاخصهای دلاری مثل TVL و ارزش برخی بخشهای اکوسیستم بود. اما دو داده دیگر تصویر را متعادلتر میکنند.
اول، نسبت استیکینگ اتریوم به ۰.۳۱ برابر رسید؛ یعنی حدود ۳۱٪ ارزش ETH در استیکینگ مشارکت دارد. این عدد نسبت به فصل قبل و سال قبل ۰.۰۳ واحد رشد کرده است. برای توضیح پایهایتر این مفهوم، مقاله استیکینگ چیست؟ را ببینید.
دوم، تعداد هولدرهای ETH به ۲۹۲.۸ میلیون رسید؛ ۸.۱٪ بیشتر از فصل قبل و ۲۴.۹٪ بیشتر از سال قبل. یعنی با وجود افت ارزش بازار، تعداد آدرسهایی که ETH نگهداری میکنند همچنان افزایش یافته است.
این دو داده نشان میدهند قیمت ETH در فصل اول ضعیف بوده، اما مشارکت شبکه و گسترش مالکیت ETH متوقف نشده است. برای تحلیل اتریوم، این تفاوت مهم است. قیمت کوتاهمدت همهچیز نیست، هرچند بازار معمولا طوری رفتار میکند که انگار هر شمع قرمز، حکم آخرالزمان را دارد.
برداشت میهن بلاکچین از گزارش
میهن بلاکچین در تفسیر این گزارش روی نکتهای اصلی تاکید دارد: اتریوم در این فصل به رکورد استفاده رسیده، در حالی که کارمزدها کاهش یافتهاند. از نگاه ما، این کاهش کارمزد بخشی از برنامه آگاهانه اتریوم برای مقیاسپذیری است.
منطق ساده است: اگر استفاده از شبکه ارزانتر شود، تقاضا برای استفاده از آن میتواند بسیار بیشتر شود. این همان چیزی است که معمولا با عنوان پارادوکس جونز شناخته میشود؛ وقتی استفاده از منبعی کارآمدتر و ارزانتر میشود، مصرف کلی آن میتواند افزایش پیدا کند. به زبان سادهتر، اتریوم میگوید:
فعلا از کارمزدهای بالا کمتر پول میگیریم تا استفاده از شبکه آنقدر زیاد شود که در بلندمدت ارزش بیشتری ساخته شود.
این نگاه شبیه شرکتهایی است که در مراحل اولیه بازار، رشد شبکه و اثر شبکهای را به سود کوتاهمدت ترجیح میدهند. میهن بلاکچین همچنین اتریوم را با اینترنت باز مقایسه میکند. ایده اصلی این است که شبکههای باز و بدون نیاز به مجوز، در بلندمدت میتوانند از شبکههای بسته و مالکیتی جلو بزنند؛ چون توسعهدهندگان، نهادها و کاربران ترجیح میدهند روی زیرساختی بسازند که توسط یک رقیب کنترل نمیشود.
این مقایسه کامل و بینقص نیست، اما در بحث مالی آنچین نکتهای مهم وجود دارد: اگر بانکها، شرکتهای مدیریت دارایی و صادرکنندگان استیبلکوین قرار باشد روی شبکهای مشترک تسویه کنند، احتمالا به زیرساختی نیاز دارند که نقدینگی، سابقه، توسعهدهنده و بیطرفی قابلقبول داشته باشد. اتریوم فعلا در همین نقطه قوی است.
آیا اتریوم واقعا لایه تسویه مالی جهانی میشود؟
گزارش Q1 2026 ادعا نمیکند که اتریوم همین حالا جایگزین زیرساخت مالی سنتی شده است. چنین ادعایی بیشتر مناسب پوستر کنفرانسهاست تا تحلیل داده. اما گزارش نشان میدهد اتریوم در چند بخش مهم پیشتاز است:
اتریوم ۷۹.۲٪ وامهای فعال دیفای میان پنج شبکه اول را دارد.
اتریوم ۶۱.۸٪ استیبلکوینهای پنج شبکه اول را در اختیار دارد.
اتریوم ۷۳٪ صندوقهای توکنیزهشده پنج شبکه اول را میزبانی میکند.
اتریوم ۸۴٪ کامودیتیهای توکنیزهشده پنج شبکه اول را در اختیار دارد.
این اعداد نشان میدهند اتریوم فقط یک شبکه قدیمی با برند قوی نیست. نقدینگی، اپلیکیشنها، استانداردها، توسعهدهندگان و سابقه نهادی، همگی در کنار هم باعث شدهاند این شبکه همچنان در بخشهای مالی جدیتر کریپتو نقش محوری داشته باشد. در عین حال، گزارش هشداری غیرمستقیم هم دارد: اتریوم در حجم معاملات DEX رتبه اول نیست و در سهام توکنیزهشده هم اکثریت قاطع ندارد. بنابراین رقابت همچنان واقعی است.
جمعبندی
گزارش سهماهه اول ۲۰۲۶ اتریوم را نمیتوان فقط با یک جمله توضیح داد. اگر فقط به قیمت ETH نگاه کنیم، فصل ضعیفی بوده است. اگر فقط به کارمزدهای لایه یک نگاه کنیم، درآمد شبکه کاهش زیادی داشته است. اگر فقط به کاربران و تراکنشها نگاه کنیم، فصل فوقالعادهای بوده است. اگر به داراییهای توکنیزهشده نگاه کنیم، اتریوم همچنان نقش اصلی بازار را دارد.
پس تصویر درست این است: اتریوم در Q1 2026 از نظر استفاده، مقیاسپذیری و جایگاه در توکنیزاسیون قویتر شده، اما از نظر شاخصهای دلاری و قیمت ETH زیر فشار بوده است.
نکته کلیدی این گزارش همین تضاد است. اتریوم در حال ارزانتر کردن استفاده از شبکه است؛ حتی اگر این کار در کوتاهمدت کارمزدهای لایه یک را کاهش دهد. شرط اتریوم این است که بلاکاسپیس ارزانتر، کاربران بیشتر، تراکنشهای بیشتر، اپلیکیشنهای بیشتر و در نهایت ارزش اقتصادی بزرگتری ایجاد کند. این شرط هنوز کامل برنده نشده، اما دادههای Q1 2026 نشان میدهد حداقل سمت استفاده شبکه، فعلا به نفع اتریوم حرکت کرده است.
سوالات متداول (FAQ)
آیا کاهش کارمزدهای اتریوم خبر بدی است؟نه لزوما. کاهش کارمزدها از یک طرف درآمد کوتاهمدت شبکه را پایین میآورد، اما از طرف دیگر استفاده از اتریوم را ارزانتر میکند. در Q1 2026 تعداد تراکنشها رشد کرد و کارمزد کل کاهش یافت؛ یعنی شبکه تراکنشهای بیشتری را با هزینه کمتر پردازش کرده است.چرا با رشد کاربران، TVL اتریوم کاهش پیدا کرد؟TVL به قیمت داراییها هم وابسته است. اگر قیمت ETH یا سایر داراییهای سپردهشده کاهش پیدا کند، TVL دلاری هم پایین میآید؛ حتی اگر کاربران بیشتری از شبکه استفاده کنند. به همین دلیل باید TVL را کنار شاخصهایی مثل تعداد تراکنشها، کاربران فعال و وامهای فعال بررسی کرد.آیا اتریوم هنوز رهبر دیفای است؟بر اساس دادههای این گزارش، بله. اتریوم در TVL، وامهای فعال و کارمزدهای اکوسیستمی میان پنج شبکه بزرگ پیشتاز است. البته در حجم معاملات DEX، بیانبی چین در Q1 2026 جلوتر از اتریوم قرار گرفت.مهمترین بخش رشد اتریوم در این گزارش چیست؟مهمترین بخش، رشد استفاده از شبکه است. کاربران فعال ماهانه، تعداد تراکنشها و تراکنش بر ثانیه همگی به رکوردهای تازه رسیدند. این یعنی رشد فقط روایتی یا تبلیغاتی نبوده و در دادههای آنچین دیده میشود.چرا داراییهای توکنیزهشده برای اتریوم مهماند؟چون داراییهای توکنیزهشده میتوانند اتریوم را از یک شبکه کریپتویی مخصوص کاربران خرد به زیرساختی برای تسویه مالی، صندوقها، استیبلکوینها، طلا و حتی سهام تبدیل کنند. در Q1 2026، ارزش بازار داراییهای توکنیزهشده روی اتریوم به ۲۰۳.۴ میلیارد دلار رسید.آیا لایه ۲ها در این گزارش حساب شدهاند؟خیر. این گزارش روی لایه یک اتریوم یا میننت تمرکز دارد. شبکههای لایه ۲ به عنوان زنجیرههای جداگانه حساب شدهاند. بنابراین دادههای کاربران، تراکنشها و کارمزدهای این گزارش فقط مربوط به خود اتریوم لایه یک است.آیا رشد ERC-8004 برای اتریوم مهم است؟ERC-8004 هنوز در مرحله ابتدایی است، اما از نظر روایی و فنی مهم است؛ چون به ایجنتهای هوش مصنوعی امکان هویت، اعتبار و تعامل آنچین میدهد. اگر اقتصاد ایجنتهای هوش مصنوعی رشد کند، استانداردهایی مثل ERC-8004 میتوانند بخشی از زیرساخت اعتماد و تسویه آن باشند.

بهترین اسکنرهای شناسایی آربیتراژ ارز دیجیتال در ۲۰۲۶؛ کسب سود از اختلاف قیمتهای پنهان
03 تیر 1405 - 12:00
آربیتراژ، روشی برای کسب سود از اختلاف قیمت ارزهای دیجیتال در پلتفرمهای معاملاتی مختلف است. اما در بازاری که قیمتها در کسری از ثانیه تغییر میکنند، شکار این اختلاف توسط انسان دشوار و گاه غیرممکن است. اسکنرهای شناسایی آربیتراژ ارز دیجیتال (Cryptocurrency arbitrage scanners) ابزارهای خودکاری هستند که بهصورت لحظهای قیمت یک ارز دیجیتال را در چندین صرافی بررسی میکنند، اختلافها را شناسایی میکنند، دفتر سفارشها را تحلیل میکنند و با در نظر گرفتن کارمزد، اسلیپیج و تأخیر انتقال، سود احتمالی را برآورد و سیگنال صادر میکنند. امروز بسیاری از اسکنرهای آربیتراژ با استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل آنچین فرصتهای سودآوری را مییابند که ممکن است فقط چند ثانیه دوام داشته باشند.
در این مطلب از میهن بلاکچین، قصد داریم بهترین اسکنرهای شناسایی آربیتراژ کریپتو در سال ۲۰۲۶ را بررسی کنیم. اگر علاقهمند به کسب سود از آربیتراژ قیمت ارزهای دیجیتال هستید، تا انتهای این مطلب با ما همراه باشید.
معرفی بهترین اسکنرهای شناسایی آربیتراژ ارزهای دیجیتال
آربیتراژ (Arbitrage) به معنای خرید یک دارایی از یک مکان و فروش آن با قیمت بالاتر در مکان دیگر است. آربیتراژ میان صرافی، آربیتراژ مثلثی (Triangular Arbitrage) و آربیتراژ غیرمتمرکز نمونههای رایج این استراتژی معاملاتی هستند. گفتنی است در آربیتراژ مثلثی، معاملهگر از گپ قیمتی بین سه دارایی سود کسب میکند. از آنجایی که بازار کریپتو ماهیت نوسانی دارد و قیمتها بهصورت لحظهای تغییر میکنند، این دست از معاملهگران معمولا برای شناسایی بهموقع فرصتها از اسکنرهای شناسایی آربیتراژ کمک میگیرند. این ابزارها از بازارهای همتابههمتا (P2P) گرفته تا صرافی غیرمتمرکز (DEX) و متمرکز (CEX) را پوشش میدهند و امکان اجرای انواع آربیتراژ را فراهم میکنند. در ادامه با ۱۰ مورد از برترین اسکنرهای شناسایی آربیتراژ کریپتو آشنا میشویم.
۱. آربیتراژ اسکنر (ArbitrageScanner)
منبع: arbitragescanner.io
هزینه اشتراک: از ۶۹ تا ۳۹۹ دلار ماهانه
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۵۰ صرافی متمرکز و ۲۵ صرافی غیرمتمرکز
وبسایت: arbitragescanner.io
آربیتراژاسکنر (ArbitrageScanner) یکی از بهترین رباتهای معاملاتی ارزهای دیجیتال برای تحلیل آنچین محسوب میشود. این ابزار با بیش از ۴۰ صرافی متمرکز و غیرمتمرکز یکپارچه است و به کاربران در شناسایی اسپرد (spreads) بین بازار اسپات و فیوچرز (Futures) کمک میکند. نکته مهم این است که برای کار کردن نیازی به اتصال API نیست و این موضوع امنیت سرمایه را در استفاده بلندمدت افزایش میدهد.
طبق ادعای پلتفرم آربیتراژ اسکنر، کاربران میتوانند با ریسک پایین بین ۱۵ تا ۵۰٪ در ماه سود کسب کنند. اشتراک این پلتفرم شامل دسترسی به سرویسهای مختلف میشود که عبارتنداز: ابزاری برای یافتن فرصتهای آربیتراژ بین بازارهای اسپات و فیوچرز، اسکرینر صرافی غیرمتمرکز برای شناسایی بیشترین اسپردها، دستیار هوش مصنوعی، تحلیل کیف پولها، ردیاب احساسات بازار، دسترسی به چت خصوصی و آموزشهای گامبهگام.
ویژگیهای کلیدی ArbitrageScanner
ارسال سیگنال هر ۲ ثانیه: ربات هر ۲ ثانیه سیگنالهای آربیتراژ را ارسال میکند. این سرویس بدون نیاز به API کار میکند، به همین دلیل ریسک دسترسی غیرمجاز به داراییها کاهش مییابد.
آربیتراژ دکس و آربیتراژ پرپچوال: این دو بخش از سودآورترین قابلیتهای سیستم هستند. شما میتوانید اختلاف قیمت بین بازار اسپات و فیوچرز را دنبال کنید و بدون نیاز به انتقال سرمایه بین صرافیها معامله انجام دهید.
تحلیل هوشمند کیف پولها: این قابلیت به شما کمک میکند کیف پولهای سودآور را شناسایی کرده و استراتژی معاملاتی آنها را کپی کنید.
مطالعات موردی و آموزش گامبهگام: وبسایت آربیتراژاسکنر مثالهای واقعی و آموزش کامل را برای کمک به یادگیری کاربران ارائه میدهد. بهطور مثال، میتوانید ببینید که یک کاربر چطور روی یک توکن سود کسب کرده است و شما هم همان روش را اجرا کنید.
انجمن خصوصی: کاربران به یک چت خصوصی دسترسی دارند که در آن معاملهگران باتجربه استراتژیها، ایدهها و نتایج خود را به اشتراک میگذارند.
دسترسی به API اختصاصی: با پرداخت ۵۰۰ دلار در ماه میتوانید از API آربیتراژ اسکنر استفاده کنید و ربات معاملاتی شخصی خودتان را بسازید.
وایت لیبل: این راهکار آماده به شما اجازه میدهد ArbitrageScanner را به کسبوکار خود اضافه کنید. هزینه API از ۱۹,۹۹۹ دلار شروع میشود و میتوانید ظرف کمتر از چهار روز وبسایت اختصاصی خود را روی دامنه شخصی راهاندازی کنید.
بر اساس تحقیقات و بازخورد کاربران، آربیتراژ اسکنر بهدلیل ابزارهای معاملاتی متنوع، تمرکز بر تحلیل آنچین و امکان کسب سود مستمر، یکی از گزینههای برجسته در بازار اسکنرهای آربیتراژ است. امکان استفاده از نسخه آزمایشی رایگان نیز فراهم شده است تا کاربران بتوانند پیش از خرید اشتراک، عملکرد آن را ارزیابی کنند.
۲. پیتوپی آرمی (P2P.Army)
هزینه اشتراک: از ۹۵ تا ۳۱۹ تتر (USDT) در ماه
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۵
وبسایت: p2p.army
پیتوپی آرمی (p2p.army) یک سرویس کاربردی برای افرادی است که به آربیتراژ در بازارهای همتابههمتا علاقهمند هستند. این پلتفرم تراکنشها را در بازارهای P2P صرافیهایی مانند بایننس (Binance P2P)، بایبیت (Bybit P2P) و هوبی (Huobi P2P) ردیابی میکند.
پیتوپی آرمی از رمزارزهایی مانند بیت کوین، اتریوم، تتر (USDT)، دلار بایننس (BUSD) و بیانبی (BNB) پشتیبانی میکند. همچنین، ارزهای فیات متعددی از جمله روبل روسیه (RUB)، گریونای اوکراین (UAH)، درام ارمنستان (AMD)، تنگه قزاقستان (KZT)، سوم ازبکستان (UZS)، سوم قرقیزستان (KGS) و لیر ترکیه (TRY) را پوشش میدهد.
کاربران عضو میتوانند دفاتر سفارش (Order Book) بازارهای همتا به همتا صرافی را تحلیل و فرصتهای مناسب را شناسایی کنند.
۳. مانتوری (Monetory)
هزینه اشتراک: رایگان
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۱۰
وبسایت: monetory.io
مانتوری (Monetory) یک اسکنر کامل آربیتراژ محسوب نمیشود، زیرا سیگنالهای آماده برای آربیتراژ ارائه نمیدهد؛ اما همچنان یک ابزار مفید و کاملاً رایگان است. این پلتفرم تمام پیشنهادهای تبدیل ارز را در ۱۰ صرافی P2P نمایش میدهد و به کاربران کمک میکند نرخها را با یکدیگر مقایسه کنند و بهترین گزینه را بیابند.
۴. پیتوپی ماشین (P2P Machine)
p2pmachine.com
هزینه اشتراک: ۸۸ دلار در ماه یا ۵۵ دلار برای دو هفته
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۷
وبسایت: p2pmachine.com
پیتوپی ماشین (P2P Machine) ابزاری برای آربیتراژ همتا به همتا درونصرافی و بینصرافی است. این سرویس از استراتژیهای معاملاتی مختلف پشتیبانی میکند و میتواند زمانی که معاملهای با اسپرد (اختلاف قیمت) موردنظر شما ظاهر میشود، هشدار ارسال کند. این قابلیت به کاربران کمک میکند فرصتها را در لحظه از دست ندهند.
۵. . دکس اسکرینر (DEX Screener)
هزینه استفاده: رایگان
وبسایت: dexscreener.com
دکس اسکرینر (DEX Screener) یک ابزار کاربردی برای افرادی است که در صرافیهای غیرمتمرکز فعالیت میکنند. این پلتفرم در بلاکچینهای مختلف و میان جفتارزهای گوناگون جستوجو انجام میدهد. کاربران میتوانند لیستهای شخصیسازیشده ایجاد کنند تا فقط فرصتهای موردنظر خود را مشاهده کنند و بازار را دقیقتر زیر نظر بگیرند.
۶. آربی (Arby)
هزینه اشتراک: از ۹۹۰ روبل برای دو هفته تا ۹۹۹۰ روبل برای یک سال
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۹
وبسایت: arby.trade
اسکنر آربیتراژ آربی (Arby) هر ۳۰ ثانیه دادههای صرافیهای بزرگ ارز دیجیتال را بهروزرسانی میکند و اطلاعات مربوط به حداکثر ۱۰ جفتارز معاملاتی را ارائه میدهد. این سرویس از چند الگوریتم سودآور آربیتراژ پشتیبانی میکند که سریعترین الگوریتم بهصورت پیشفرض فعال است. این الگوریتمها به کاربران کمک میکنند چه در بازار صعودی و چه در بازار نزولی، فرصتهای کسب سود را شناسایی کنند. این سرویس همچنین بسیاری از عوامل امنیتی مختلف و شاخصهای بازار را بررسی میکند تا کاربران بتوانند قابلاعتمادترین فرصتها را انتخاب کنند.
۷. تریدینگ ویو (TradingView)
هزینه استفاده: رایگان
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۵۵
وبسایت: tradingview.com
تریدینگ ویو (TradingView) یکی از محبوبترین پلتفرمهای سوشال تریدینگ (social trading) است. کاربران برای مشاهده اطلاعات بهروز مربوط به مقایسه نرخها، جفتارزها و صرافیها میتوانند به بخش «Products»، «Screeners» و سپس «Crypto» مراجعه کنند. این دادهها بر اساس پارامترهای مختلف قابل مرتبسازی هستند و میتوانید با استفاده از فیلترها نتایج دلخواه خود را پیدا کنید.
علاوه بر این، تریدینگ ویو ابزارهای تحلیلی و اندیکاتورهای متعددی برای تحلیل بازار ارائه میدهد و امکان اتصال به رباتهای معاملاتی را نیز فراهم میکند. همین موضوع تریدینگ ویو را به ابزاری فراتر از یک اسکرینر ساده تبدیل کرده است.
۸. کریپتولوم (Cryptolume)
منبع: cryptolume.co
هزینه اشتراک: ۱۹ تا ۲۹ دلار در ماه
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۹
وبسایت: cryptolume.co
کریپتولوم (cryptolume) یک اسکنر سریع و کارآمد است که یک ترمینال کامل را برای رصد دادههای صرافیها در اختیار کاربران قرار میدهد. از طریق این ترمینال میتوانید تمام اطلاعات مربوط به جفتارزهای معاملاتی موجود را دنبال کنید.
این پلتفرم هشدارهای الگوریتمی درباره تغییرات حجم معاملات، نوسان قیمت و سایر دادههای مهم بازار را ارسال میکند. کاربران میتوانند مشخص کنند که کدام کوینها را بهصورت لحظهای زیر نظر داشته باشند.
همچنین بخشی به نام «جدول تحرکات (Movement Table)» دارد که امکان مشاهده و مرتبسازی بیش از ۴۰۰ کوین برتر بازار را فراهم میکند. این قابلیت برای شناسایی سریع تغییرات غیرعادی بسیار کاربردی است.
۹. زایفر (Xypher)
هزینه اشتراک: تا ۱۵ دلار در ماه
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۹
وبسایت: xypher.io
زایفر (Xypher) مجموعهای از ابزارهای مفید را برای معاملهگران کریپتو ارائه میدهد. این پلتفرم دارای یک اسکرینر مجهز به اندیکاتورهای تکنیکال و آماری است و همزمان نمای کلی از فرصتهای آربیتراژ در ۹ صرافی محبوب و بازارهای مختلف را ارائه میدهد.
کاربران میتوانند در یک رابط کاربری واحد، کوینهای موردنظرشان را به لیست علاقهمندیها اضافه کنند و نمودارهای متعدد را بهصورت همزمان مشاهده کنند. این یکپارچگی به تحلیل و تصمیمگیری سریعتر و شناسایی بهترین الگوهای معاملاتی کمک میکند.
۱۰. کویننایت (KoinKnight)
هزینه اشتراک: ۶۹.۹۹ تا ۱۵۹.۹۹ دلار در ماه
تعداد صرافیهای یکپارچه: ۲۸
وبسایت: koinknight.com
کویننایت (koinknight) یک اسکرینر پیشرفته است که از انواع مختلف آربیتراژ از جمله آربیتراژ درونصرافی، بینصرافی، مثلثی و چرخهای پشتیبانی میکند.
این ابزار به کاربران کمک میکند با استفاده از دادههای تاریخی، استراتژیهای معاملاتی خود را توسعه دهند و بهینهسازی کنند. همچنین، امکان خودکارسازی معاملات از طریق ربات معاملاتی را فراهم میکند.
کویننایت دادهها را بهصورت لحظهای بهروزرسانی میکند تا معاملهگران هیچ فرصتی را از دست ندهند. علاوه بر قیمت، حجم معاملات را نیز در تحلیلها لحاظ میکند. این فاکتور بعد از قیمت، یکی از مهمترین شاخصها برای ارزیابی اعتبار و پایداری یک فرصت آربیتراژ محسوب میشود.
چگونه یک اسکنر آربیتراژ ارز دیجیتال انتخاب کنیم؟
برای انتخاب یک اسکنر مناسب آربیتراژ کریپتو، باید چند معیار کلیدی را در نظر بگیرید:
امنیت
اگر از ربات استفاده میکنید، معمولاً لازم است آن را از طریق API به حساب صرافی خود متصل کنید. هنگام ساخت کلید API حتماً دسترسی «برداشت» را غیرفعال کنید تا حتی در صورت بروز مشکل، امکان خروج دارایی از حساب شما وجود نداشته باشد.همچنین از اپلیکیشنهای توسعهدهندگان ناشناس یا تیمهایی با سابقه نامعتبر استفاده نکنید. پروژههایی که کد منبع باز (Open Source) دارند معمولاً شفافتر و قابل اعتمادتر هستند.
اتصال به صرافیهای معتبر و پرکاربرد
پشتیبانی از صرافیهای محبوب و دارای سطوح مختلف نقدینگی اهمیت زیادی دارد. هرچه اسکنر بتواند سفارشها و قیمتها را در بازارهای متنوعتری رصد کند، احتمال پیدا کردن فرصتهای آربیتراژ سودآور بیشتر خواهد بود.
هزینهها
باید هزینه اشتراک و کمیسیونها را بررسی کنید. برخی اسکنرها رایگان هستند؛ اما ابزارهای حرفهایتر و کاربردیتر معمولاً حق اشتراک دارند. این هزینهها روی سود کلی شما اثر میگذارد، بنابراین باید نسبت هزینه به بازده را بسنجید.
سهولت راهاندازی و مدیریت
برخی برنامهها برای کاربران حرفهای طراحی شدهاند و کار با آنها پیچیده است، در حالی که برخی دیگر برای مبتدیان مناسبتر هستند. معمولاً هرچه امکانات یک برنامه بیشتر باشد، کار با آن سختتر میشود. وجود راهنمای جامع و آموزشهای چندزبانه یک مزیت مهم محسوب میشود.
کیفیت نرمافزار
سرعت، پایداری و نبود باگ یا اختلال فنی اهمیت زیادی دارد. در بازار کریپتو که فرصتها بسیار سریع از بین میروند، تأخیر یا خطا ممکن است به از دست رفتن سود منجر شود.
سرعت بهروزرسانی دادهها
بازار ارزهای دیجیتال بهسرعت تغییر میکند؛ بنابراین اسکنر باید اطلاعات را مرتباً بهروزرسانی کند. در حالت ایدهآل، دادهها باید هر ۱۰ تا ۳۰ ثانیه بهروزرسانی شوند تا فرصتها از دست نروند.
جمعبندی
برای آن دسته از معاملهگرانی که دنبال سود از اختلاف قیمتها هستند، اسکنرهای شناسایی آربیتراژ ارز دیجیتال یک ابزار ضروری بهشمار میآید. در بازاری که هزاران هزار تریدر و ربات بهصورت همزمان در حال رصد فرصتها هستند، سرعت شناسایی و اجرای معامله مهمترین مزیت رقابتی محسوب میشود. فرصتهای آربیتراژ معمولا فقط چند ثانیه دوام دارند و کوچکترین تأخیر سود بالقوه را از بین میبرد. به همین دلیل، استفاده از اسکنرهای سریع، دقیق و قابلاعتماد نقش تعیینکنندهای در موفقیت این استراتژی دارد. برنده این رقابت کسی است که به دادههای بهروزتر و اجرای سریعتر دسترسی داشته باشد.

این نمودارهای ریپل از احتمال جهش ۲۵ درصدی در ماه جولای حکایت دارند!
02 تیر 1405 - 22:00
قیمت ریپل در شرایطی قرار گرفته که چندین شاخص تکنیکال و دادههای بازار مشتقه، احتمال یک بازگشت کوتاهمدت را تقویت کردهاند. تحلیلها نشان میدهد در صورت تحقق این سناریو، XRP میتواند طی هفتههای آینده تا محدوده ۱.۴۰ دلار رشد کند؛ سطحی که حدود ۲۵ درصد بالاتر از قیمت فعلی است.
به گزارش میهن بلاکچین، در همین حال، برخی تحلیلگران معتقدند ضعف اخیر قیمت ممکن است بخشی از یک الگوی کفسازی بزرگتر باشد؛ الگویی که در صورت تکرار چرخههای تاریخی، میتواند زمینه را برای یک صعود چندبرابری در ماههای آینده فراهم کند.
سیگنالهای تکنیکال؛ هدف کوتاهمدت ۱.۴۰ دلار
نمودار هفتگی ریپل نشان میدهد میانگین متحرک نمایی ۲۰ هفتهای در آستانه عبور به زیر میانگین متحرک نمایی ۲۰۰ هفتهای قرار دارد؛ اتفاقی که در تحلیل تکنیکال با عنوان «تقاطع مرگ» (Death Cross) شناخته میشود.
نمودار ریپل تایمفریم ۱ هفته - منبع: TradingView
با وجود اینکه این الگو معمولاً بهعنوان یک سیگنال نزولی شناخته میشود، بررسی رفتار تاریخی XRP تصویر متفاوتی ارائه میدهد. در دو مورد قبلی که چنین تقاطعی شکل گرفته بود، قیمت پس از آن یک حرکت اصلاحی صعودی را تجربه کرد به طوری که در سال ۲۰۱۹ حدود ۲۰ درصد و در سال ۲۰۲۲ بیش از ۸۲ درصد از کف خود بازیابی شد.
اگر این الگو بار دیگر تکرار شود، محدوده ۱.۳۹ تا ۱.۴۰ دلار میتواند بهعنوان نخستین هدف صعودی XRP مطرح شود؛ سطحی که نسبت به قیمت فعلی در نزدیکی ۱.۱۳ دلار، حدود ۲۳ تا ۲۵ درصد بالاتر است.
عامل دیگری که از این سناریو حمایت میکند، شاخص قدرت نسبی (RSI) هفتگی است. این شاخص اکنون در نزدیکی محدوده اشباع فروش قرار دارد؛ شرایطی که معمولاً نشان میدهد فشار فروش در حال تضعیف شدن است و احتمال یک بهبود کوتاهمدت افزایش یافته است.
تمرکز نقدینگی فروشندگان استقراضی در محدوده ۱.۴۰ دلار
دادههای بازار مشتقات نیز از احتمال حرکت قیمت به سمت محدوده ۱.۴۰ دلار حمایت میکنند. هیتمپ لیکوییدیشن ریپل در صرافی بایننس نشان میدهد حجم قابلتوجهی از پوزیشنهای فروش استقراضی (شورت) در بالای قیمت فعلی انباشته شده است.
هیتمپ لیکوییدیشن ریپل - منبع: CoinGlass
بزرگترین خوشه نقدینگی در محدوده ۱.۳۷ تا ۱.۴۰ دلار قرار دارد و ارزش آن به حدود ۲۳۶.۵ میلیون دلار میرسد. در چنین شرایطی، اگر قیمت شروع به رشد کند، معاملهگران فروشنده ممکن است مجبور به بستن پوزیشنهای خود شوند؛ اتفاقی که با افزایش فشار خرید میتواند روند صعودی را تقویت کند و قیمت را به سمت همین محدوده هدایت کند.
آیا ریپل میتواند به ۸ دلار برسد؟
در کنار چشمانداز کوتاهمدت، برخی تحلیلگران به یک سناریوی صعودی بلندمدت نیز اشاره کردهاند. «کریپتولیکا» (Cryptollica)، تحلیلگر بازار، معتقد است وضعیت فعلی XRP شباهت زیادی به دورههای انباشت بزرگ در گذشته دارد.
به گفته او، طی ۱۳ سال گذشته تنها سه بار شاخص RSI در چنین سطوح پایینی قرار گرفته است. دو مورد قبلی در نهایت به آغاز روندهای صعودی قابلتوجه منجر شدند؛ هرچند در زمان شکلگیری این سیگنالها، بسیاری از فعالان بازار آن را نادیده گرفته بودند.
نمودار ریپل تایمفریم ۱۰ روزه - منبع: TradingView
نمودار بلندمدت این تحلیلگر همچنین نشان میدهد ریپل همچنان بالای کف یک کانال صعودی چندساله معامله میشود؛ کانالی که از سال ۲۰۱۷ تاکنون چندین کف مهم بازار را به یکدیگر متصل کرده است.
البته این سناریو احتمال یک افت دیگر را نیز رد نمیکند. بر اساس این تحلیل، حمایت کلیدی کانال در محدوده ۰.۷۵ دلار قرار دارد و قیمت ممکن است پیش از آغاز یک روند صعودی بزرگتر، بار دیگر این سطح را آزمایش کند.
در صورتی که ساختار تاریخی بازار تکرار شود و XRP وارد فاز صعودی جدیدی شود، سقف این کانال میتواند هدفی در نزدیکی ۸ دلار را در افق بلندمدت پیش روی این رمزارز قرار دهد.
























