آخرین اخبار:

اخبار عمومی28 خرداد 1405
پیشبینی مدیر سرمایهگذاری بیتوایز: صعود بعدی بازار کریپتو کُندتر و با نوسانات کمتری همراه است

مقالات عمومی09 خرداد 1404
با ۵ پرامپت جادویی چت جیپیتی، از هوش مصنوعی یک نابغه بسازید!

اخبار بیت کوین31 خرداد 1405
آیا بیت کوین مرده است؟ پیشبینی تحلیلگران از زمان شروع رالی جدید

اخبار بیت کوین02 تیر 1405
افت بیت کوین همزمان با ریزش سهام فناوری در آسیا؛ احتمال سقوط تا ۵۴ هزار دلار وجود دارد

مقالات عمومی03 تیر 1405
بهترین اسکنرهای شناسایی آربیتراژ ارز دیجیتال در ۲۰۲۶؛ کسب سود از اختلاف قیمتهای پنهان

تحلیل اقتصادی04 تیر 1405
شاخص هزینه مصرف شخصی (PCE) ماه می اعلام شد؛ واکنش قیمت بیت کوین چه بود؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
43 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.01%
نرخ تتر
172,235.24 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

بازارهای پیشبینی قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ را انتخاب کردند؛ فرانسه اندکی جلوتر از آرژانتین
07 تیر 1405 - 19:00
در حالی که رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ به مراحل پایانی خود نزدیک میشود، دادههای دو بازار بزرگ پیشبینی، یعنی پالیمارکت (Polymarket) و کلشی (Kalshi)، نشان میدهد فرانسه در حال حاضر بیشترین شانس را برای فتح جام دارد. با این حال، فاصله این تیم با آرژانتین بسیار اندک است و کاربران این دو پلتفرم رقابت قهرمانی را عملاً میان دو مدعی اصلی میبینند.
به گزارش میهن بلاکچین، این پیشبینیها تنها بازتاب دیدگاه کاربران نیست؛ بلکه نشان میدهد سرمایههای قابل توجهی روی سناریوهای مختلف نتیجه مسابقات متمرکز شدهاند و احساسات بازار درباره تیمهای مدعی را به تصویر میکشند.
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/fifa-worldcup-2026-crypto-watchlist/" content="جام جهانی ۲۰۲۶ و بازار کریپتو؛ کدام ارزهای دیجیتال میتوانند از بزرگترین رویداد فوتبالی جهان سود ببرند؟" ][/sc]
فرانسه و آرژانتین؛ دو مدعی اصلی از نگاه بازار
در بازار پیشبینی پالیمارکت، فرانسه با احتمال ۲۳ درصد در صدر قرار گرفته و آرژانتین با ۲۲ درصد اختلافی بسیار ناچیز با این تیم دارد. پس از آن اسپانیا با ۱۱ درصد، انگلیس با ۱۰ درصد، برزیل با ۶ درصد و پرتغال با ۵٪ در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
پیشبینی قهرمان جامجهانی در پالیمارکت
کلشی نیز تصویر مشابهی ارائه میدهد. در این پلتفرم، فرانسه با احتمال ۲۰ درصد همچنان گزینه نخست برای قهرمانی است و آرژانتین با ۱۶ درصد در جایگاه دوم قرار دارد.
پیشبینی قهرمان جامجهانی در کلشی
نکته قابل توجه این است که در پالیمارکت، بیش از ۴۵ درصد از کل پیشبینیهای ثبتشده برای قهرمانی تنها به فرانسه و آرژانتین اختصاص دارد؛ موضوعی که نشان میدهد از نگاه کاربران، رقابت اصلی میان این دو تیم شکل گرفته است.
استقبال بیسابقه از جام جهانی ۲۰۲۶
همزمان با داغتر شدن رقابتها، جام جهانی ۲۰۲۶ از نظر تجاری نیز رکوردهای تازهای ثبت کرده است. فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) اعلام کرده مجموع تماشاگران حاضر در ورزشگاهها از ۳.۶ میلیون نفر عبور کرده که بالاترین میزان در تاریخ این رقابتها محسوب میشود.
برگزاری مشترک مسابقات در آمریکا، کانادا و مکزیک و افزایش تعداد تیمهای حاضر از ۳۲ به ۴۸ تیم، نقش مهمی در ثبت این رکورد داشته است.
در همین حال، توکنهای هواداری تیمهای ملی نیز همزمان با پایان مرحله گروهی رشد قابل توجهی را تجربه کردند؛ اتفاقی که نشاندهنده افزایش توجه هواداران و معاملهگران به داراییهای مرتبط با این رویداد ورزشی است.
بسیاری معتقدند موفقیت تجاری جام جهانی ۲۰۲۶ ممکن است بر آینده این رقابتها نیز تأثیر بگذارد. بر اساس گزارش رسانه Sports Business Journal، فیفا در حال بررسی امکان افزایش تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی ۲۰۳۸ به ۶۴ تیم است.
این در حالی است که فرمت ۴۸ تیمی که برای نخستین بار در دوره جاری اجرا شد، خود چالشهای لجستیکی قابل توجهی برای کشورهای میزبان ایجاد کرده است.

اسپیسایکس تنها ۱۵ روز پس از عرضه اولیه وارد نزدک ۱۰۰ شد
07 تیر 1405 - 17:00
شرکت اسپیسایکس (SpaceX) تنها ۱۵ روز معاملاتی پس از عرضه اولیه سهام خود، به شاخص نزدک ۱۰۰ (Nasdaq 100) راه پیدا میکند؛ اتفاقی که سریعترین ورود یک شرکت به این شاخص از زمان تأسیس آن محسوب میشود.
به گزارش میهن بلاکچین، اضافه شدن اسپیسایکس به یکی از مهمترین شاخصهای بازار سهام آمریکا تنها چند هفته پس از عرضه اولیه، نشان میدهد این شرکت نهتنها از نظر ارزش بازار، بلکه از منظر اهمیت برای سرمایهگذاران نهادی نیز به سرعت به یکی از بازیگران اصلی بازار تبدیل شده است.
شاخص نزدک ۱۰۰ یکی از مهمترین شاخصهای بازار سهام آمریکا است که ۱۰۰ شرکت بزرگ و غیرمالی پذیرفتهشده در بورس نزدک را در بر میگیرد. غولهای فناوری مانند اپل، مایکروسافت، انویدیا، آمازون و متا از جمله اعضای این شاخص هستند و بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری و ETFها عملکرد خود را بر اساس آن تنظیم میکنند. به همین دلیل، ورود یک شرکت به نزدک ۱۰۰ معمولاً به افزایش تقاضای سرمایهگذاران نهادی برای سهام آن و رشد اعتبارش در بازار سرمایه منجر میشود.
ورود تاریخی اسپیسایکس به نزدک ۱۰۰
سهام شرکت اسپیسایکس در تاریخ ۱۲ ژوئن با نماد SPCX وارد بازار نزدک شد. این شرکت سهام خود را با قیمت ۱۳۵ دلار عرضه کرد و در بزرگترین عرضه اولیه تاریخ بازار سرمایه، حدود ۷۵ میلیارد دلار سرمایه به دست آورد.
این عرضه اولیه ارزش اسپیسایکس را به حدود ۱.۷۷ تریلیون دلار رساند و آن را در همان ابتدای ورود به بازار، در جمع ارزشمندترین شرکتهای بورسی آمریکا قرار داد.
اکنون نزدک تأیید کرده که سهام این شرکت از ۷ جولای، تنها ۱۵ روز معاملاتی پس از عرضه اولیه وارد شاخص نزدک ۱۰۰ خواهد شد. این رکورد به لطف قوانین جدید نزدک ثبت شده که مسیر ورود شرکتهای بسیار بزرگ را به شاخص سریعتر از گذشته کرده است.
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/spacex-tokenized-ipo-crypto-models-compared/" content="عرضه اولیه اسپیسایکس در صرافیهای کریپتو؛ توکنها، ردیابها و قراردادهای آتی آنها چه تفاوتی دارند؟" ][/sc]
ورود سرمایههای نهادی میتواند تقاضا را افزایش دهد
با اضافه شدن اسپیسایکس به نزدک ۱۰۰، صندوقهای شاخصی که عملکرد این شاخص را دنبال میکنند، از جمله صندوق Invesco QQQ Trust، ناچار خواهند بود پیش از آغاز معاملات ۷ جولای سهام این شرکت را خریداری کنند.
تحلیلگران معتقدند این خریدهای اجباری میتواند در کوتاهمدت تقاضا برای سهام اسپیسایکس را افزایش دهد. همچنین صندوقها و پرتفویهای مبتنی بر نزدک ۱۰۰ در سراسر جهان نیز برای هماهنگی با ترکیب جدید شاخص، سبد دارایی خود را بازتنظیم خواهند کرد؛ موضوعی که احتمالاً وزن برخی از شرکتهای فعلی شاخص را کاهش میدهد.
رشد پرقدرت سهام؛ اما نگرانیها همچنان پابرجاست
سهام اسپیسایکس در نخستین روز معاملات نزدیک به ۱۹ درصد رشد کرد و در قیمت ۱۶۱ دلار بسته شد. با این حال، پس از آن بخشی از این رشد اصلاح شد و اکنون محدوده ۱۴۸ دلار به یکی از سطوح مهمی تبدیل شده که معاملهگران با دقت آن را زیر نظر دارند.
در مقابل، همه تحلیلگران نسبت به ارزشگذاری فعلی این شرکت خوشبین نیستند. شرکت مدیریت دارایی آلیانتس (Allianz) هشدار داده که ارزش بازار اسپیسایکس ممکن است از عملکرد مالی کوتاهمدت آن فاصله گرفته باشد و نشانههایی از شکلگیری حباب قیمتی دیده میشود.
به باور این شرکت، پرسش اصلی این است که آیا درآمدهای اسپیسایکس میتواند از ارزشگذاری بسیار بالایی که اکنون بازار برای آن در نظر گرفته، پشتیبانی کند یا خیر.

فیدلیتی ادعاهای مربوط به کاهش امنیت بیت کوین پس از هاوینگها را رد کرد
07 تیر 1405 - 15:00
بخش داراییهای دیجیتال فیدلیتی (Fidelity Digital Assets) در واکنش به نگرانیها مبنی بر اینکه امنیت بلندمدت بیتکوین با کاهش پاداش استخراج افت خواهد کرد، در یک گزارش تحقیقاتی جدید استدلال کرده است که انگیزههای اقتصادی شبکه برای تامین امنیت بلاکچین در طول زمان همچنان کافی هستند.
به گزارش میهن بلاکچین، این سند که توسط دنیل گری (Daniel Gray)، تحلیلگر تحقیقاتی فیدلیتی نوشته شده، بر این دیدگاه تاکید دارد که امنیت بیتکوین به چیزی بیش از پاداشهای بلاک وابسته است. در این گزارش آمده است که کارمزد تراکنشها، انگیزههای بازار و سایر نیروهای اقتصادی همچنان ماینرها را تشویق میکنند تا امنیت شبکه را تامین کرده و هزینه حملات مداوم را به شدت گران و غیرممکن سازند.
این یافتهها انتقادات دیرینهای را به چالش میکشد که میگویند هر هاوینگ چهارساله (نصف شدن پاداش استخراج) با کاهش صدور کوینهای جدید، امنیت بیتکوین را ضعیف میکند. منتقدان استدلال میکنند که کاهش پاداش بلاکها ممکن است در نهایت انگیزه ماینرها را از بین ببرد، مگر اینکه کارمزد تراکنشها به اندازهای رشد کند که این کمبود را جبران نماید.
این موضوع به یکی از مهمترین سوالات بلندمدت پیرامون بیتکوین (BTC) تبدیل شده است که برنامه عرضه ثابت آن، صدور کوینهای جدید را به تدریج کاهش میدهد تا در نهایت یارانههای استخراج بلاک به طور کامل ناپدید شوند. اینکه آیا کارمزدهای تراکنش و سایر انگیزهها میتوانند امنیت شبکه را حفظ کنند یا خیر، همچنان یک بحث محوری در میان توسعهدهندگان و فعالان بازار است.
از تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۴، ماینرهای بیتکوین برای استخراج هر بلاک یارانهای معادل ۳.۱۲۵ بیتکوین دریافت میکنند که نسبت به ۶.۲۵ بیتکوین در چرخه هاوینگ قبلی کاهش یافته است. با این حال، گری استدلال کرد که این کاهش عرضه به معنای ضعیفتر شدن انگیزه ماینرها نیست، زیرا افزایش قیمت بیتکوین کاهش پاداش بلاکها را بیش از پیش جبران کرده است.
او به رشد میانگین درآمد روزانه ماینرها اشاره کرد که از حدود ۲۶,۳۰۰ دلار در اولین چرخه هاوینگ بیتکوین، به بیش از ۴۰.۲ میلیون دلار در امروز افزایش یافته است. گری در این باره نوشت:
علیرغم کاهش صدور کوینهای جدید، انگیزههای ماینرها و در نتیجه آن امنیت شبکه، از لحاظ تاریخی همگام با افزایش قیمت بیتکوین تقویت شده است.
میانگین درآمد روزانه ماینرهای بیتکوین در طول چرخههای مختلف هاوینگ به طور قابلتوجهی افزایش یافته است. منبع: فیدلیتی دیجیتال استس
فشارهای مالی فزاینده بر شرکتهای استخراج عمومی بیتکوین
در حالی که فیدلیتی استدلال میکند ساختار انگیزشی بلندمدت بیتکوین دستنخورده باقی مانده است، بسیاری از شرکتهای استخراج سهامی عام همچنان با فشارهای مالی کوتاهمدت مواجه هستند. برخی از تحلیلگران صنعت، با اشاره به کاهش پاداشهای استخراج، افزایش هزینهها و رقابت فزاینده، شرایط کنونی را یکی از چالشبرانگیزترین دورههای ثبتشده در تاریخ این صنعت توصیف کردهاند.
در پاسخ به این شرایط، چندین ماینر فعالیتهای خود را به سمت هوش مصنوعی (AI) و محاسبات با کارایی بالا (HPC) گسترش دادهاند و به جای اتکای صرف به استخراج بیتکوین، از زیرساختهای برق و داراییهای مراکز داده موجود خود برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد پردازشهای هوش مصنوعی بهره میبرند.
گزارش اخیر شرکت وناک (VanEck) برآورد کرده است که ماینرهای سهامی عام ممکن است برای گذار کامل به زیرساختهای هوش مصنوعی به حدود ۵۰ میلیارد دلار سرمایه اضافی نیاز داشته باشند که مقیاس و هزینه بالای این تغییر مسیر را برجسته میکند.
ماینرهای عمومی برای تحقق برنامههای خود در حوزه هوش مصنوعی با شکاف مالی بزرگی مواجه هستند. منبع: ماینر ویکلی
شرکت مشاوره بلاکسبریج (Blocksbridge Consulting) در یکی از شمارههای اخیر نشریه ماینر ویکلی نوشت:
یک مزرعه استخراج بیتکوین میتواند با ساختمانهای نسبتاً ساده، زیرساختهای ماژولار و دستگاههای اسیک (ASIC) که قطع و وصل سریع برق را تحمل میکنند، کار کند. اما تاسیسات هوش مصنوعی و محاسبات پیشرفته به استانداردهای بسیار بالاتری برای زمان کارکرد بدون وقفه، سیستمهای خنککننده، افزونگی و پایداری شبکه برق، شبکهسازی و پشتیبانی مشتری نیاز دارند.

پایان مهلت مجوز MiCA در اروپا؛ ضربالاجل نهادهای نظارتی و واکنش بایننس
07 تیر 1405 - 13:00
با پایان یافتن مهلت دریافت مجوزهای قانون جدید ارزهای دیجیتال اتحادیه اروپا (MiCA) در پایان ماه ژوئن، نهادهای نظارتی اعلام کردند که هیچ استثنایی قائل نخواهند شد. شرکتهای بدون مجوز باید فعالیت خود را متوقف کنند. در این میان، بایننس همچنان بر تعهد خود نسبت به بازار اروپا تاکید دارد.
به گزارش میهن بلاکچین، قانون جامع بازارهای داراییهای رمزنگاریشده در اتحادیه اروپا، موسوم به MiCA، در حال ایجاد تغییرات بنیادین در صنعت کریپتوی این قاره است. با فرا رسیدن پایان ماه ژوئن و اتمام مهلت مقرر، فشارهای نظارتی بر صرافیها و ارائهدهندگان خدمات ارزهای دیجیتال به بالاترین حد خود رسیده است.
بدون استثنا و تمدید؛ قانون با جدیت اجرا میشود
به گزارش رویترز، کمیسیون ملی بازار اوراق بهادار اسپانیا (CNMV) به عنوان یکی از نهادهای نظارتی پیشرو، رسماً اعلام کرده است که هیچگونه استثنا یا تمدیدی برای مهلت دریافت مجوز MiCA در پایان ژوئن وجود نخواهد داشت.
بر اساس این ابلاغیه:
شرکتهای فعال در حوزه کریپتو که فاقد مجوز هستند، باید فوراً مجوزهای لازم را دریافت کرده یا به فعالیتهای خود در اتحادیه اروپا پایان دهند.
نهادهای نظارتی در حال همکاری نزدیک با شرکتهای تحتتاثیر، از جمله بایننس (Binance)، هستند تا خروج تدریجی و منظم آنها از بازار (در صورت عدم دریافت مجوز) تضمین شده و از داراییهای مشتریان محافظت شود.
موضع بایننس: اروپا همچنان یک بازار استراتژیک است
با وجود چالشها و موانع نظارتی فعلی، شرکت بایننس از بازار اروپا ناامید نشده است. یی هه (Yi He)، مدیرعامل مشترک بایننس، در واکنش به این اتفاقات اظهار داشت که اروپا همچنان یکی از بازارهای بسیار مهم برای این صرافی محسوب میشود و بر تعهد این شرکت به منطقه تاکید کرد.
یی هه تصریح کرد:
جلب اعتماد نهادهای قانونگذار نیازمند زمان است. ما در بایننس به همکاری نزدیک خود با مقامات اتحادیه اروپا و نهادهای ملی ادامه خواهیم داد تا تلاشهای مرتبط با انطباقپذیری (Compliance) را پیش ببریم.
وی همچنین با اشاره به نقش فناوری و پذیرش بازار افزود که انتظار میرود ارائهدهندگان خدمات کریپتو (از جمله بایننس)، در آینده به ارکان و نگهبانان اصلی سیستم مالی تبدیل شوند و حتی نقشی پررنگتر از موسسات مالی سنتی ایفا کنند.
وضعیت صدور مجوزها و تغییر چهره بازار اروپا
اجرای قانون MiCA اگرچه باعث افزایش امنیت و تابآوری بازار شده، اما چالشهای جدیدی را نیز به همراه داشته است. تاکنون اتحادیه اروپا حدود ۲۳۰ مجوز MiCA برای پلتفرمهای مختلف صادر کرده است.
پیشتازان دریافت مجوز در اروپا:
آلمان: ۵۶ مجوز
هلند: ۲۶ مجوز
فرانسه: ۲۱ مجوز
چالش شرکتهای کوچکتر:
وضعیت در کشوری مانند فرانسه نشاندهنده فشاری است که روی شرکتهای کوچکتر قرار دارد. در حال حاضر، حدود ۴۰ درصد از ارائهدهندگان خدمات ارز دیجیتال که پیشتر در فرانسه ثبت شده بودند، هیچ درخواستی برای دریافت مجوز MiCA ثبت نکردهاند.
برخی از این شرکتها درخواستهای خود را پس گرفته، برخی به دنبال یافتن شرکای تجاری جدید هستند و عدهای دیگر به سمت تعطیلی کامل پیش میروند.
فعالان صنعت کریپتو معتقدند که چارچوب قانونی MiCA، تابآوری و پایداری بازار را به میزان قابلتوجهی تقویت کرده است؛ اما از سوی دیگر باعث کاهش تنوع در بازار شده است، زیرا شرکتهای کوچک توانایی مقابله با هزینهها و فشارهای قانونی این مقررات جدید را ندارند.

انتقاد مدیرعامل ریپل و مدیر تحقیقات گریاسکیل از رویکرد پرخطر استراتژی مایکل سیلور در بازار بیتکوین
07 تیر 1405 - 11:00
رویکرد شرکت استراتژی با مدیریت تیم مایکل سیلور در خصوص انباشت بیتکوین با استفاده از اهرمهای مالی، موجی از انتقادات را از سوی چهرههای سرشناس صنعت ارزهای دیجیتال به همراه داشته است.
به گزارش میهن بلاکچین، برد گارلینگهاوس، مدیرعامل ریپل و زک پاندل مدیر تحقیقات گریاسکیل به تازگی نگرانیهای جدی خود را نسبت به پیامدهای منفی این رویکرد بر کل بازار ابراز کردهاند.
هشدار مدیرعامل ریپل نسبت به اثرات مخرب اهرمهای مالی
در تاریخ ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶، برد گارلینگهاوس در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه خبری CNBC به صراحت از استراتژیهای شرکت مایکل سیلور انتقاد کرد. به گفته او، اگرچه این رویکرد در زمان صعود بازار باعث افزایش هیجانات و رشد مقطعی میشود، اما در زمان رکود و اصلاح بازار، اثرات منفی را به شدت تشدید میکند.
گارلینگهاوس در این مصاحبه تاکید کرد:
این رویکرد در اصل یک ساختار کاملاً اهرمی است که در حال ایجاد یک اثر مرکب منفی در بازار است. ارزش بلندمدت داراییهای دیجیتال باید از کاربرد واقعی و سودمندی آنها سرچشمه بگیرد، نه از طریق اعمال اهرم مالی یا وام گرفتن برای خرید بیشتر بیتکوین.
اگرچه مدیرعامل ریپل همچنان نسبت به آینده بیتکوین (BTC) خوشبین است، اما معتقد است که تیم سیلور تمرکز خود را روی مسائل نادرستی قرار داده و این موضوع در نهایت به ضرر کلیت بازار تمام شده است.
تحلیل گریاسکیل: افزایش سود سهام، اعتماد بازار را باز نمیگرداند
در همین راستا، زک پاندل، مدیر بخش تحقیقات شرکت گریاسکیل (Grayscale)، وضعیت مالی و تصمیمات پیشروی این شرکت را زیر ذرهبین قرار داد. گزارشها حاکی از آن است که این شرکت قصد دارد هفته آینده سود سهام STRC را به میزان ۰.۵٪ افزایش دهد.
با این حال، پاندل معتقد است که این اقدام راهگشا نخواهد بود و تبعات مالی سنگینی به همراه دارد:
افزایش تعهدات مالی: این تصمیم در طی دو سال آینده حدود ۱۰۰ میلیون دلار به تعهدات سود سهام شرکت اضافه خواهد کرد.
عدم بازیابی اعتماد: پاندل تاکید دارد که این اقدام بعید است بتواند اعتماد از دسترفته سرمایهگذاران و بازار را بازگرداند.
راهحل پیشنهادی گریاسکیل چیست؟
به جای اتخاذ سیاستهای مبتنی بر افزایش سود سهام، زک پاندل یک اقدام ساختاریتر را پیشنهاد میدهد:
فروش بیش از ۳ میلیارد دلار بیتکوین برای پوشش تقریباً تمام تعهدات نقدی شرکت در دو سال آینده. به اعتقاد او، این رویکرد میتواند بسیار موثرتر عمل کرده و ثبات و اطمینان را به بازار بازگرداند.

خروجیهای خرجنشده تراکنش بیتکوین (UTXO) از آغاز روند تسلیم شدن بازار خبر میدهند
07 تیر 1405 - 09:00
تحلیل خروجیهای خرجنشده تراکنش بیتکوین (UTXO) نشان میدهد که سرمایهگذاران در حال تسلیم شدن (Capitulation) هستند؛ این الگو از نظر تاریخی همواره با رسیدن به کف بازارهای خرسی همزمان بوده است.
به گزارش میهن بلاکچین، دارکفاست (Darkfost)، تحلیلگر پلتفرم کریپتوکوانت، روز شنبه اعلام کرد که نسبت تعداد UTXOهای خرجشده در سود به UTXOهای خرجشده در ضرر، به پایینترین سطح خود در این چرخه بازار خرسی سقوط کرده است.
وی در این باره گفت:
این اولین بار از زمان آغاز روند اصلاحی بازار است که چنین سیگنالی فعال میشود و نشان میدهد تعداد UTXOهای خرجشده در ضرر به سطوح قابلتوجهی رسیده که بازتابدهنده آغاز یک روند تسلیم شدن گستردهتر در بازار است.
این معیار نشان میدهد که بازارها در حال ورود به فاز تشکیل کف هستند که این امر میتواند زمان استراتژیکی برای انباشت و خرید (Accumulation) باشد. آخرین باری که این شاخص تا این حد افت کرد، در اعماق بازار خرسی قبلی در اواسط سال ۲۰۲۳ بود که قیمت بیتکوین به حدود ۲۶,۰۰۰ دلار کاهش یافت.
دارکفاست در ادامه افزود:
این دورهها همیشه برای سرمایهگذاران بلندمدت سودآور بودهاند. این شرایط دقیقاً مصادف با لحظهای است که اکثریت افراد تسلیم شده و علاقه خود را از دست میدهند.
با این حال، او هشدار داد که این یک فرآیند زمانبر است و ما در یک بازه زمانی طولانیمدت قرار داریم.
نسبت سود و زیان UTXO بیتکوین در کف بازار خرسی. منبع: CryptoQuant
تحلیلگر دیگری به نام DurdenBTC نیز روز شنبه با اظهار نظر درباره نسبت UTXO گفت:
سیگنال کفی که منتظرش بودم بالاخره صادر شد. این سیگنال توانسته از سال ۲۰۱۶ تاکنون تمام کفهای چرخهای را شناسایی کند، اما همچنان بازار برای چند هفته احساس وحشتناکی خواهد داشت.
او افزود:
اگر خرید در این نقطه راحت و بدون استرس بود، اصلاً چنین سیگنالی وجود نداشت.
دارکفاست در پست دیگری این یافتهها را تایید کرد و با اشاره به اینکه شاخص نسبت سود خروجی خرجشده (SOPR) برای هولدرهای بلندمدت به طور فزایندهای در حال ورود به محدوده منفی است، بیان کرد که این گروه در حال ورود به «فاز تسلیم» هستند.
با این حال، او همچنین اشاره کرد که این اصلاح قیمت، عمدتاً ناشی از افزایش سریع جریان ورود بیتکوین به صرافیها از سوی هولدرهای کوتاهمدت بوده است.
در همین حال، شرکت تحلیل آنچین سوئیسبلاک (Swissblock) روز شنبه اعلام کرد که بیتکوین احتمالاً از ریزش اولیه عبور کرده، اما «ما هنوز در فاز تشکیل پایه و کف (Base formation) هستیم.»
قیمت در حال تثبیت است، اما مومنتوم همچنان عمیقاً منفی بوده و تکانه حرکت بیتکوین به تازگی به حالت خنثی بازگشته است.
احتمال افزایش فشار فروش
به دنبال از سرگیری حملات ارتش ایالات متحده به اهداف ایرانی در آخر هفته، ممکن است عدم قطعیت و فشار فروش افزایش یابد.
قیمت بیتکوین در معاملات اولیه صبح یکشنبه تا ۵۹,۸۰۰ دلار کاهش یافت، اما در زمان نگارش این گزارش دوباره سطح ۶۰,۰۰۰ دلار را پس گرفته بود.

گمانهزنی نامتقارن چیست و در دنیای کریپتو چه معنی دارد؟
06 تیر 1405 - 20:00
بیشتر آدمهایی که وارد بازار ارزهای دیجیتال میشوند، با یک رویای مشترک قدم میگذارند؛ پیدا کردن آن کوینی که «ناگهان» ۵۰ یا ۱۰۰ برابر شود و زندگیشان را زیر و رو کند. شبکههای اجتماعی هم هر روز این رویا را تقویت میکنند؛ اسکرینشات سودهای نجومی، داستان موفقیتهای اغراقشده و این تصور که اگر جا بمانی، انگار بزرگترین فرصت عمرت را از دست دادهای. اما واقعیت این است که همین طرز فکر، دلیل اصلی شکست اکثریت سرمایهگذاران در دنیای کریپتو است.
سرمایهگذاری حرفهای در بازار ارزهای دیجیتال، نه شکار شانس است و نه تعقیب هیجان. این بازی درباره «درک ریسک»، «شناخت چرخهها» و مهمتر از همه «زمان ورود» است. کسانی که واقعاً در این بازار ثروت ساختهاند، الزاماً باهوشتر یا خوششانستر از بقیه نبودهاند؛ آنها فقط یاد گرفتهاند چه زمانی باید صبر کنند و چه زمانی، درست برخلاف احساس جمعی، دست به خرید بزنند. در این مطلب از میهن بلاکچین تصمیم داریم تا در رابطه با مفهوم «گمانهزنی نامتقارن» (Asymmetric Bet) و اهمیت آن در سرمایهگذاری رمزارزها صحبت کنیم.
چرا بیشتر سرمایهگذاران بازی کریپتو را از پایه اشتباه شروع میکنند؟
مشکل اصلی بسیاری از سرمایهگذاران این است که از همان ابتدای ورود به دنیای کریپتو، سوال اشتباهی میپرسند و هدف اشتباهی دارند. سوال آنها این نیست که «کجا ریسک من محدود میشود؟»، بلکه این است که «کدام ارز میتواند سریعتر چند برابر شود؟». وقتی نقطه شروع این باشد، تصمیمها هم بر اساس هیجان گرفته میشوند و منطق در آن جایی ندارد. در این حالت فرد داراییای را میخرد که همه دربارهاش صحبت میکنند، قیمتش قبلاً رشد زیادی کرده و فضای رسانهای آن کاملاً مثبت است.
در چنین شرایطی، ریسک معمولاً دیده نمیشود. کاربر تصور میکند چون قیمت بالا میرود، پس هنوز جا برای رشد هست. اما واقعیت این است که هرچه قیمت بالاتر میرود، جا برای خطا کمتر میشود. یک خبر منفی، یک اصلاح کلی بازار یا حتی خستگی خریداران میتواند باعث شود قیمت بهسرعت اصلاح شود. در این سناریو، کسی که دیر وارد شده، عملاً نقدینگی خروج دیگران شده است.
گمانهزنی نامتقارن یعنی چه و چرا اینقدر مهم است؟
گمانهزنی نامتقارن به زبان ساده یعنی وارد موقعیتی شوید که نسبت ریسک به بازده به شکل محسوسی به نفع شماست؛ یعنی قرار گرفتن در موقعیتی که اگر اشتباه هم از آب دربیاید، ضرر شما قابلتحمل و محدود باشد، اما اگر تحلیل درست باشد، سود میتواند چندین برابر آن ضرر احتمالی رشد کند. این مفهوم شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما اجرای آن نیازمند صبر و کنترل احساسات است. تفاوت اصلی این رویکرد با قمار یا سفتهبازی کورکورانه هم در همینجاست؛ در قمار، هم ریسک و هم بازده نامشخص است، اما در گمانهزنی نامتقارن، ضرر از قبل تا حد زیادی قابل تصور و محدود است.
مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از سرمایهگذاران فقط بخش «سود بزرگ» این داستان را میبینند و بخش «زمان ورود» را کاملاً نادیده میگیرند. همان دارایی که میتواند در یک مقطع زمانی یک فرصت طلایی باشد، در زمانی دیگر به یک تله خطرناک تبدیل میشود. اگر در اوج پامپ و هیجان وارد بازاری شوید که همه از سودهای نجومی صحبت میکنند، عملاً در حال ایفای نقش نقدینگی خروج دیگران هستید. اما همان دارایی، اگر در شرایط ترس حداکثری و بیتوجهی عمومی خریداری شود، میتواند یک گمانهزنی نامتقارن واقعی باشد.
بازارهای مالی، بهویژه بازار ارزهای دیجیتال، ذاتاً چرخهای هستند. هیجان، خوشبینی افراطی، اصلاح، ترس، ناامیدی و دوباره تولد؛ این الگو بارها و بارها در این سالها تکرار شده است. در شرایطی که بازار اصطلاحا داغ است و هیجان بالاست، قیمتها رشد کردهاند و روایت «پارادایم جدید» همهجا شنیده میشود، نسبت ریسک به بازده معمولاً جذاب نیست. همانطور که گفتیم، هرچقدر قیمت بالاتر میرود، جا برای خطا کمتر و احتمال متضرر شدن بیشتر میشود.
حتی اگر به چرخههای گستردهشده و بلندمدت هم باور داشته باشیم، باز هم نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که در اوج خوشبینی، سناریوهای گمانهزنی نامتقارن کمیاب میشوند. در چنین فضایی، سود احتمالی محدودتر و ریسک اصلاحهای ناگهانی بیشتر است. به همین دلیل، نگاه محتاطانه در این مقطع نه نشانه ترس، بلکه نشانه بلوغ تحلیلی است. سرمایهگذار حرفهای ترجیح میدهد صبر کند تا بازار دوباره فرصتهایی با ریسک محدود و پتانسیل رشد بالا در اختیارش بگذارد.
زمانبندی؛ حلقه گمشده در گمانهزنیهای نامتقارن
یکی از بزرگترین سوءتفاهمها در سرمایهگذاری این است که «اگر پروژه خوب باشد، مهم نیست چه زمانی بخری». این جمله در بازارهای چرخهای مثل کریپتو، بهشدت گمراهکننده است. همان پروژهای که در یک مقطع زمانی یک فرصت طلایی محسوب میشود، در مقطع دیگر میتواند یک سرمایهگذاری پرریسک و فرسایشی باشد. ورود در زمان پامپ قیمتها، حتی به بهترین پروژهها، معمولاً نتیجهای جز فرسایش سرمایه و فشار روانی ندارد و صرفا خرید امید دیگران است. در این شرایط شما وارد بازاری میشوید که اکثر شرکتکنندگان قبلاً سود کردهاند و حالا به دنبال فروش هستند.
در سمت مقابل، فرصتهای گمانهزنی نامتقارن واقعی زمانی ظاهر میشوند که ترس به حداکثر میرسد و داراییها «بیارزش» به چشم میآیند. وقتی قیمتها آنقدر پایین آمدهاند که حتی خوشبینترین افراد هم دچار تردید شدهاند. زمانی که اخبار منفی همهجا را پر کرده، شبکههای اجتماعی ساکت شدهاند و بسیاری از سرمایهگذاران در حال تسلیمشدن هستند. در این مقاطع، قیمتها معمولاً بخش بزرگی از بدترین سناریوها را پیشخور کردهاند و ریسک نزولی بهشدت کاهش یافته است. این همان جایی است که نسبت ریسک به بازده به نفع خریدار تغییر میکند.
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/how-to-survive-crypto-market-crash/" content="چگونه از سقوط بازار ارزهای دیجیتال جان سالم به در ببریم؟ راهنمایی کامل برای بقا در نوسانات شدید" ][/sc]
درسهایی از تاریخ؛ بیت کوین و فرصتهایی که در اوج ترس ساخته شدند
اگر به سالهای ابتدایی بیت کوین نگاه کنیم، الگوی گمانهزنی نامتقارن بهوضوح دیده میشود. در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳، بیت کوین نهتنها محبوب نبود، بلکه بهطور گسترده بهعنوان یک پروژه مشکوک یا حتی کلاهبرداری شناخته میشد و قیمتش به شدت پایین بود. اخبار منفی، تعطیلی صرافیها، مشکلات قانونی و داستانهایی مثل ماجرای سیلک رود، فضای وحشتناکی ساخته بود که باعث میشد کمتر کسی به این ارز دیجیتال اعتماد کند و به آینده آن باور داشته باشد.
اما دقیقاً در همان فضا، ریسک واقعی برای سرمایهگذار خرد بسیار محدود بود. اختصاص دادن مبلغی کوچک به بیت کوین و فراموشکردن آن، میتوانست در بدترین حالت به از دست رفتن همان مبلغ ختم شود. در سمت مقابل، سناریوی مثبت چیزی بود که بعدها به ثروت نسلی تبدیل شد. نکته کلیدی اینجاست که این فرصت نه در زمان هیجان عمومی، بلکه در اوج بدبینی شکل گرفت و بسیاری از افراد که در آن سالها تنها چند دلار بیت کوین خریده بودند امروزه سوار بر ماشینهای چند میلیون دلاری از تصمیم به موقع و آمیخته با شانس خود نفع میبرند.
اما در چرخههای جدیدتر هم همین الگو تکرار شده است. در سال ۲۰۲۴، زمانی که تمرکز اصلی بازار روی میم کوینهای سولانا بود و توجهها به سمت پروژههای پر سر و صدا جلب شده بود، برخی پروژههای زیرساختی با فاندامنتال قوی تقریباً بدون هیجان رها شده بودند. در چنین شرایطی، فقط تعداد کمی از سرمایهگذاران بهجای دنبالکردن موج، روی پروژههایی تمرکز کردند که توسعه مداوم، ساختار فنی قوی و تیم فعال داشتند، اما هنوز در مرکز توجه بازار نبودند.
این دقیقاً همان جایی است که گمانهزنی نامتقارن شکل میگیرد. وقتی پروژهای از نظر فنی و بنیادی سالم است، اما بازار هنوز آن را کشف نکرده، ریسک نزولی معمولاً محدود و پتانسیل رشد در صورت تغییر روایت بسیار بالاست.
چگونه میتوان فرصتهای نامتقارن را در عمل شناسایی کرد؟
برای پیدا کردن این نوع فرصتها، نیازی نیست نابغه زمانبندی بازار باشید، اما داشتن یک چارچوب ذهنی ضروری است. اولین قدم، استفاده از ترس بهعنوان قطبنماست. زمانی که شاخصهای احساسات بازار به محدودههای ترس شدید میرسند و تیترها از «مرگ کریپتو» صحبت میکنند، معمولاً بازار به کفهای مهم نزدیک شده است. در این شرایط، سرمایهگذاران خرد در حال خروج هستند، اما پول هوشمند بهتدریج وارد میشود.
جریان اطلاعات هم نقش حیاتی دارد. کسی که فقط اینفلوئنسرها را دنبال میکند، معمولاً دیر به فرصتها میرسد. در مقابل، ارتباط با تحلیلگران، سازندگان پروژهها و جوامع تحقیقمحور، دید متفاوتی به بازار میدهد. مزیت واقعی از نابرابری اطلاعاتی میآید، نه از هیجان جمعی.
از طرف دیگر، تمرکز روی تیمها و سازندگانی که چرخهها را پشت سر گذاشتهاند، اهمیت زیادی دارد. پروژههایی که در بازار نزولی هم توسعه را متوقف نکردهاند، معمولاً شانس بیشتری برای بقا و رشد در چرخه بعدی دارند.
در نهایت، مدیریت سرمایه نیز در موفقیت شما تعیینکننده است. سرمایهگذاران حرفهای معمولاً در کندلهای قرمز و زمانی که ترس بر بازار حاکم شده خرید میکنند و در فازهای سبز و هیجانی بهتدریج فروشنده میشوند؛ درست برخلاف رفتاری که اغلب معاملهگران خرد از خود نشان میدهند.
جمعبندی: بازی کریپتو، بازی صبر و جسارت است
اگر چند بازار نزولی را تجربه کرده باشید، بهخوبی میدانید که موفقیت در دنیای کریپتو به معنای شکار سقفها نیست. بازی اصلی، تشخیص کفها و داشتن جسارت برای اقدام در زمانی است که دیگران جرئت هیچکاری ندارند. فرصتهای نامتقارن زمانی متولد میشوند که ترس به اوج میرسد، سرمایهگذاران تسلیم میشوند و سکوت جای هیجان را میگیرد.
آلفای واقعی در این بازار، پیدا کردن کوین صد برابری بعدی نیست؛ بلکه داشتن انضباط برای صبرکردن و شجاعت برای عملکردن در لحظهای است که دیگران فلج شدهاند. کسی که الگوها را مطالعه میکند، منطق بازار را میفهمد و سرمایه خود را متناسب با شرایط وارد میکند، نهتنها از هیجانات مخرب در امان میماند، بلکه بیشترین شانس را برای بهرهبردن از فرصتهای نامتقارن واقعی خواهد داشت.

PropAMM چیست؟ تحول بازارهای غیرمتمرکز در سولانا و آینده معاملات آنچین
06 تیر 1405 - 16:00
در سالهای گذشته، یکی از بدیهیترین فرضها در بازارهای مالی این بود که غیرمتمرکزبودن بهمعنای کیفیت پایینتر اجرای معامله است. بلاک چینهای بدون نیاز به مجوز (Permissionless) اگرچه امکان ورود آزاد، تامین نقدینگی و ساخت پروتکلها را فراهم کردند، اما در عمل با ضعفهایی جدی مثل اسپرد بالا، عمث کم بازار و کیفیت اجرای پایین نسبت به صرافیهای متمرکز مواجه بودند. به همین دلیل، برای مدت طولانی این تصور وجود داشت که معاملات حرفهای و بهینه تنها در سیستمهای بسته و متمرکز امکانپذیر است.
اما اکنون این فرض در حال تغییر است. زیرساختهای جدید بازارسازی روی بلاک چین نشان میدهند که میتوان همزمان هم از مزیتهای غیرمتمرکزبودن بهره برد و هم به کیفیت اجرای همسطح یا حتی بهتر از صرافیهای متمرکز رسید. در این میان، بازارسازهای خودکار اختصاصی (PropAMM) روی شبکه سولانا یکی از اولین نمونههای عملی این تغییر هستند؛ سیستمی که نشان میدهد رقابت آنچین میتواند از بازارهای سنتی نیز فراتر برود.
در این مطلب از میهن بلاکچین، مسیر تحول از بازارسازهای خودکار ساده تا بازارسازهای خودکار اختصاصی را بررسی میکنیم، سپس نحوه عملکرد این مدل را توضیح میدهیم و در نهایت به این میپردازیم که چرا این معماری میتواند ساختار بازارهای مالی، از جمله داراییهای توکنیزهشده را تغییر دهد.
تکامل بازارهای آنچین
اولین نسل از بازارسازهای خودکار (Passive AMM) مشکل اساسی امکان تامین نقدینگی بدون نیاز به مجوز را حل کردند. این مدل باعث شد هر کسی بتواند دارایی خود را در یک استخر قرار دهد، با آن معامله کند و یا روی همین زیرساخت، ابزارهای مالی جدید بسازد.
در این ساختار، قیمتگذاری از طریق یک فرمول ساده مانند x×y=k درون استخر نقدینگی انجام میشود. کاربران مستقیما با استخر معامله میکنند و قیمتها بهمرور زمان و از طریق آربیتراژ بین بازارها به تعادل میرسند. این مدل هنوز هم برای داراییهای جدید یا کمنقدشونده که نیاز به بازار اولیه دارند، یکی از موثرترین روشهای ایجاد نقدینگی محسوب میشود.
اما این طراحی در بازارهایی که کیفیت اجرا اهمیت اصلی را دارد، با محدودیت روبهرو میشود. بهویژه در داراییهای پرمعامله مانند بیت کوین، اتریوم و سولانا، مسئله اصلی دیگر صرفا وجود نقدینگی نیست؛ بلکه نحوه قیمتگذاری، عمق بازار و کیفیت اجرای سفارشها است.
در همین نقطه، بازارسازهای خودکار اختصاصی وارد میشوند. این مدل برای بهینهسازی اجرای معامله در بازارهای فعال طراحی شده و میتواند بهصورت مستقیم در بازارهایی مانند قراردادهای دائمی، بازارهای پیشبینی و داراییهای توکنیزهشده نیز استفاده شود.
تفاوت اصلی PropAMM با AMMهای سنتی در این است که بهجای اتکا به یک فرمول ثابت قیمتگذاری، امکان پیادهسازی منطق بازارسازی فعال (Active Market Making) را درون پروتکل فراهم میکند. این منطق شامل مدیریت پویا نقدینگی، کنترل موجودی و سازوکارهای دفاعی در برابر نوسانات شدید بازار است.
PropAMM چیست؟
بازارساز خودکار اختصاصی یک پروتکل بازارسازی آنچین است که برای هر جفت معاملاتی، نقدینگی قابل معامله ارائه میدهد. برخلاف بازارسازهای خودکار سنتی که قیمتگذاری آنها بر اساس یک منحنی ریاضی ثابت (مثل x×y=k) و صرفا در لحظه انجام معامله تغییر میکند، بازارسازهای خودکار اختصاصی بهصورت پویا و پیوسته نقدینگی خود را بر اساس یک مدل قیمتگذاری خارج از زنجیره بهروزرسانی میکنند. در این مدل، هر سواپ کاربر مستقیما با نقدینگی روی زنجیره تسویه میشود و نتیجه هر معامله بهصورت مستقل و قابل راستیآزمایی ثبت میگردد.
PropAMM را میتوان به دو بخش اصلی تقسیم کرد: یک موتور قیمتگذاری خارج از زنجیره و یک برنامه اجرای معاملات روی زنجیره. موتور خارج از زنجیره بهطور مداوم بازارهای مرجع را رصد میکند، قیمت منصفانه را تخمین میزند و تعیین میکند چه زمانی این اطلاعات باید به بلاکچین ارسال شود. سپس، بخش روی زنجیره این داده را به نقدینگی قابل معامله تبدیل میکند.
از نظر عملکردی، نزدیکترین تشبیه به این ساختار، کولوکیشن (Colocation) در بازارهای سنتی است؛ جایی که سرورها در نزدیکی موتور تطبیق سفارشها قرار میگیرند تا تاخیر کاهش یابد. با این تفاوت که در PropAMM، بهجای کاهش فاصله فیزیکی، منطق بازارسازی مستقیما در خود زنجیره اجرا میشود.
در نتیجه، اجزایی مانند ساختار سفارشدهی، مدیریت موجودی، تنظیم کارمزدها و مکانیزمهای دفاعی در برابر نوسان بازار، همگی میتوانند بهصورت لحظهای و در سطح پروتکل واکنش نشان دهند. به همین دلیل، هر PropAMM بازتاب مستقلی از طراحی و منطق بازارسازی سازنده خود است، حتی اگر همه آنها روی یک زیرساخت عمومی و قابل راستیآزمایی اجرا شوند.
آپدیت اوراکل
آپدیت اوراکل (The Oracle Update)، پل ارتباطی بین موتور قیمتگذاری خارج از زنجیره و اجرای معاملات روی زنجیره است. سیستم خارج از زنجیره بهصورت مداوم بازارهای مرجع مانند دفتر سفارش صرافیهای متمرکز را رصد میکند و براساس آن، قیمت منصفانه را محاسبه میکند. سپس، این قیمتها در قالب تراکنشهای امضاشده به برنامه روی زنجیره ارسال میشوند. این بهروزرسانیها معمولا با یک ریتم ثابت انجام میشوند (مثلا هر 100 میلیثانیه) و اگر اختلاف قیمت از حد مشخصی بیشتر شود، سریعتر هم بهروزرسانی صورت میگیرد.
مقایسه زمان تاخیر در انتشار آپدیتهای اوراکل بین کلاینتهای مختلف سولانا
هر آپدیت یک شماره ترتیبی (nonce) دارد که برای جلوگیری از تکرار و حفظ ترتیب استفاده میشود. اگر نسخهای قدیمیتر از وضعیت فعلی روی زنجیره ارسال شود، توسط برنامه رد میشود و فقط جدیدترین آپدیت پذیرفته و اعمال میشود. به زبان ساده، سیستم همیشه آخرین دید از بازار را نگه میدارد و از پردازش اطلاعات قدیمی جلوگیری میکند.
در بازارهای سریع مثل SOL/USDC، سرعت رسیدن این آپدیتها اهمیت زیادی دارد، چون حتی چند میلیثانیه تاخیر میتواند روی قیمت اثر بگذارد. در شبکه سولانا، تراکنشها در بازههای کوتاه بلاک تولید میشوند و در همان لحظه بین نودها پخش میشوند، بنابراین آپدیت اوراکل معمولا در چند میلیثانیه میتواند در بلاک ثبت و تایید شود.
در نهایت، این آپدیتها بهصورت پیامهای بسیار سبک ارسال میشوند و فقط شامل اطلاعات ضروری مثل قیمت منصفانه و شماره ترتیبی هستند، نه کل دفتر سفارش. این طراحی باعث میشود سیستم سریع، کمحجم و مناسب بازارهای پرسرعت باقی بماند.
دفتر سفارش و استراتژی آنچین
بعد از دریافت آپدیت اوراکل، برنامه آن را به یک دفتر سفارش قابل معامله روی زنجیره تبدیل میکند. در یک نمونه از این نوع طراحیها مثل BisonFi، این دفتر بهصورت پلهای ساخته میشود و حول قیمت میانی بازار شکل میگیرد.
این ساختار شامل چند سطح خرید و فروش است که هرکدام بخشی از نقدینگی استخر را در فاصلهای مشخص از قیمت نشان میدهند. مقدار نقدینگی هر سطح بر اساس ذخایر استخر و هدف از پیش تعیینشده برای توزیع داراییها تنظیم میشود. به این ترتیب، اوراکل فقط قیمت را مشخص میکند و این خود پروتکل است که تعیین میکند نقدینگی چگونه در اطراف آن پخش شود.
نمونهای از دفتر سفارش پلهای در PropAMM که توزیع نقدینگی را در سطوح مختلف قیمت و بر اساس وضعیت موجودی استخر نشان میدهد.
این دفتر سفارش ثابت نیست و بهصورت پویا تغییر میکند. وقتی معاملات انجام میشوند، بعضی سطوح ممکن است خالی شوند. معاملات کوچک معمولا همان لحظه دوباره پر میشوند، اما معاملات بزرگ میتوانند بخشی از عمق بازار را خالی کنند. در آپدیتهای بعدی اوراکل، این سطوح دوباره بازسازی میشوند و ساختار نقدینگی به حالت اولیه برمیگردد؛ بدون اینکه نیاز به ثبت سفارشهای جداگانه مثل صرافیهای متمرکز باشد.
همچنین، سیستم براساس وضعیت موجودی استخر رفتار خود را تنظیم میکند. اگر موجودی از حالت هدف فاصله بگیرد، نقدینگی به سمت دارایی کمبوددار بیشتر نمایش داده میشود و در سمت دیگر کاهش پیدا میکند. حتی قیمتگذاری هم طوری تنظیم میشود که معاملات باعث تشدید این عدم تعادل نشوند.
در نهایت، کیفیت و تازگی جریان معاملات هم در تصمیمگیری نقش دارد. اگر بازار بهروز باشد و جریان معاملات سالم تشخیص داده شود، کاربر به کل دفتر سفارش دسترسی دارد. اما اگر بازار قدیمی شده باشد یا جریان سفارشها مشکوک به رفتار مخرب باشد، سیستم بهصورت دفاعی عمل میکند و با کاهش نقدینگی یا افزایش فاصله قیمت، از خود محافظت میکند. نتیجه این طراحی یک دفتر سفارش پویا است که همزمان با قیمت، موجودی و کیفیت جریان معاملات خود را تنظیم میکند.
نتایج مقایسهای معاملات
در میان برترین بازارسازهای خودکار اختصاصی فعال روی سولانا، میانگین اختلاف اجرای معاملات SOL/USDC نسبت به بهترین قیمت میانی در صرافیهای متمرکز حدود 0/72 واحد پایه (bps) بوده است. برای ساخت این معیار، دادههای لحظهای دفتر سفارش از صرافیهای اوکیایکس، بایننس، کوینبیس و بایبیت را در همان لحظه انجام هر معامله جمعآوری کردیم و از ترکیب بهترین قیمت خرید و فروش در این چهار بازار، دقیقترین قیمت میانی ممکن را بهعنوان مرجع در نظر گرفتیم.
در صرافیهای متمرکز، کاربر علاوهبر اختلاف قیمت خرید و فروش یا اسپرد، باید کارمزد معامله را هم پرداخت کند. در بهترین سطح کارمزد که معمولا نیاز به حجم معاملاتی چند میلیارد دلاری در ماه دارد، هزینه نهایی حدود 2/57 واحد پایه است. در این مقایسه، 91/9 درصد از معاملات بازارساز خودکار و 90/2 درصد از کل حجم معاملات، برای کاربران ارزانتر از این سطح اجرا شدهاند. در سطح کاربری عادی، این هزینه معمولا بالای 10 واحد پایه است و در این حالت 99/3 درصد از معاملات PropAMM عملکرد بهتری داشتهاند.
هزینه معامله در PropAMMها در بیشتر موارد کمتر از صرافیهای متمرکز است
نکته مهم این است که برخی از کیف پولها و تجمیعکنندهها ممکن است کارمزد جداگانه دریافت کنند، اما این موضوع مربوط به خود بازارساز خودکار اختصاصی نیست و به انتخاب رابط کاربری بستگی دارد. در این تحلیل، هزینه اجرا در سطح پروتکل سنجیده شده است؛ یعنی قیمتی که کاربر میتواند از طریق هر رابط بدون کارمزد یا تجمیعکننده آزاد به آن دسترسی داشته باشد.
این نتایج فقط محدود به میانگین نیستند و در کل توزیع نیز پایدار هستند. در مجموع 20 میلیون معامله بررسیشده در مارس 2026، 50 درصد میانی معاملات PropAMM در فاصله 0/33 تا 1/36 واحد پایه از بهترین قیمت میانی صرافیهای متمرکز انجام شدهاند. این یعنی عملکرد بازارسازهای خودکار اختصاصی فقط در میانگین بهتر نیست، بلکه تقریبا در تمام معاملات برتری خود را حفظ کردهاند.
نرخ برتری بازارسازهای خودکار اختصاصی نسبت به تیکرهای صرافیهای متمرکز
این حجم از فعالیت هم محدود یا کوچک نیست. در همان ماه، مجموع حجم معاملات PropAMM روی سولانا به 18/19 میلیارد دلار در جفت ارز SOL/USDC و 1/68 میلیارد دلار در SOL/USDT رسید که در مجموع 19/87 میلیارد دلار میشود.
در همین بازه زمانی، چهار صرافی بزرگ متمرکز شامل اوکیایکس، بایننس، کوینبیس و بایبیت مجموعا 19.22 میلیارد دلار حجم معاملات در همین بازارها ثبت کردند. این یعنی حجم معاملات PropAMM تقریبا همسطح مجموع این چهار صرافی بزرگ بوده است.
مقایسه حجم معاملات PropAMMها روی سولانا با چهار صرافی متمرکز بزرگ در مارس ۲۰۲۶
چرا این اتفاق میافتد؟
بازارسازهای خودکار اختصاصی در یک بازار کاملا رقابتی و باز با یکدیگر و سایر منابع نقدینگی آنچین فعالیت میکنند. در این فضا، تجمیعکنندهها جریان سفارشها را به سمت بهترین قیمت هدایت میکنند و اگر یک ارائهدهنده نقدینگی قیمت ضعیفتری بدهد، جریان بهسرعت به رقیب بهتر منتقل میشود. همین سازوکار باعث میشود همه بازیگران دائما برای بهبود قیمت و کاهش اسپرد با هم رقابت کنند.
در مقابل، این سطح از رقابت شفاف در صرافیهای متمرکز وجود ندارد، چون دسترسی به بازارسازی محدود است و واسطههای مختلف در فرآیند حضور دارند که بخشی از ارزش را جذب میکنند. به همین دلیل، رقابت مستقیم و لحظهای بین بازارسازها کمتر شکل میگیرد. در نهایت، در سولانا مهمترین شرط ورود به این بازار فقط توانایی ارائه قیمت بهتر و نوشتن کد کارآمدتر است.
MEV و رقابت برای فضای بلاک
برتری بازارسازهای خودکار اختصاصی ممکن است برای کسانی که با بحث MEV (سود حاصل از تغییر ترتیب یا انتخاب تراکنشها در بلاک) در بلاک چینهای بدون مجوز آشنا هستند غیرمنتظره باشد؛ مسائلی مثل حملات ساندویچی یا نقش ولیدیتورها در ترتیبدهی تراکنشها.
در این فضا دو ریسک اصلی وجود دارد: یکی اینکه کاربران ممکن است قیمتی کمی بدتر از بهترین قیمت بازار بگیرند و دیگری اینکه بازارسازها به دلیل تأخیر در رسیدن آپدیتهای اوراکل، بر اساس اطلاعات قدیمی تصمیم بگیرند.
برای مدیریت این ریسکها، PropAMMها از مکانیزمهای دفاعی مثل افزایش اسپرد در شرایط تاخیر، کاهش نقدینگی در سطوح خاص و محدود کردن جریانهای مشکوک استفاده میکنند. بااینحال، این هزینهها باید در کنار هزینههای مشابه در بازارهای سنتی دیده شوند؛ مثل هزینه colocation، پرداخت برای اولویت اجرا و دسترسی بهتر به دادهها. تفاوت اصلی این است که در سیستمهای سنتی این هزینهها پنهان و متمرکز هستند، اما در بلاک چین به شکل شفاف و رقابتی برای اولویت اجرای تراکنشها ظاهر میشوند.
برای بهبود این شرایط، سولانا در حال حرکت به سمت کاهش زمان بلاک، کوتاهترکردن چرخه لیدرها و دقیقتر کردن زمانبندی درون بلاک است تا فضای سوءاستفاده کمتر شود. در عمل، بازارسازهای خودکار اختصاصی در جفت ارزهای اصلی حتی با وجود این چالشها عملکرد بهتری نسبت به صرافیهای متمرکز ارائه میدهند. اختلافهای جزئی قیمتی هم معمولا با استفاده از روترهای آنچین کاهش پیدا میکند، چون بهترین قیمت موجود در لحظه اجرای تراکنش انتخاب میشود.
همچنین، طراحی بازارسازهای خودکار اختصاصی باعث میشود حملات رایج مثل ساندویچاتک هم کماثر شوند، چون اسپردهای فشرده و آپدیتهای سریع، حاشیه سود این حملات را بسیار کوچک میکنند. در نتیجه جریان معاملات بین منابع مختلف تقسیم میشود و امکان سوءاستفاده پایدار از بین میرود.
در نهایت، هرچند هیچ سیستم بازاری کاملا بینقص نیست، اما دادهها نشان میدهند PropAMMها در عمل از نظر کیفیت اجرا نسبت به صرافیهای متمرکز عملکرد بهتری دارند و این فاصله با بهبود زیرساختها بیشتر هم خواهد شد.
افشای رابط کاربری
در بیانیه اخیر کمیسیون SEC درباره رابطهای کاربری در حوزه داراییهای دیجیتال، بر اهمیت استفاده از سیستمهایی با قواعد شفاف، از پیشتعریفشده و قابل راستیآزمایی تاکید شده است. در چنین چارچوبی، مزایای PropAMM زمانی بهطور کامل محقق میشوند که منطق تجمیع سفارشها بهصورت کامل روی زنجیره اجرا شود. همچنین، لازم است رابطهای کاربری امکان تنظیم شفاف اسلیپیج را در اختیار کاربر قرار دهند تا بهعنوان یک لایه کنترلی در کنار ساختار بازار عمل کند.
اوراق بهادار توکنیزهشده
PropAMMها نشان دادهاند که میتوانند در بازارهای اسپات کریپتو روی سولانا اجرای بهتری نسبت به صرافیهای متمرکز ارائه دهند. این مدل به بازار کریپتو محدود نیست و به دلیل مستقل بودن از نوع دارایی، میتواند با تغییرات حداقلی برای اوراق بهادار توکنایزشده نیز بهکار گرفته شود. بااینحال، تفاوت اصلی در محیط قانونی و مقرراتی است که هم چالش ایجاد میکند و هم فرصت. در ادامه، ساختار بازار سهام آمریکا بررسی میشود تا این تفاوتها دقیقتر روشن شود.
مقررات سیستم بازار ملی (Reg NMS)
قانون سیستم بازار مالی که در سال 2005 توسط SEC تصویب شد، یکی از مهمترین اصلاحات ساختاری در بازار سهام آمریکا بود. هدف اصلی آن این بود که دسترسی سرمایهگذاران به بهترین قیمت تضمین شود، رقابت بین بازارها افزایش یابد و زیرساخت انتشار قیمتها و معاملات استاندارد خاصی پیدا کند.
مهمترین بخش این قانون، Rule 611 یا همان حفاظت از قیمتهای اعلامشده است که مفهوم protected quotes را تعریف میکند. طبق این قانون، هیچ بازار معاملاتی نمیتواند سفارشی را با قیمتی بدتر از بهترین قیمت موجود در سایر بازارهای تحت سیستم ملی اجرا کند.
این بهترین قیمت تجمیعشده، NBBO نام دارد و از طریق SIPs بهعنوان یک فید مرکزی از تمام بازارها منتشر میشود. در نتیجه، اگر در یک بازار قیمت بهتری برای خرید یا فروش وجود داشته باشد، سفارش باید ابتدا امکان اجرای آن قیمت را بررسی کند.
هدف این ساختار جلوگیری از آسیب دیدن سرمایهگذار در اثر پراکندگی بازارها و تضمین دسترسی همزمان به بهترین قیمت بود. اما در عمل، این سیستم باعث شد تعداد بازارها افزایش پیدا کند و پیچیدگی مسیرهای ارسال سفارش، ساختار کارمزدها و وابستگیهای زیرساختی بیشتر شود؛ بدون اینکه لزوما نوآوری معناداری در کیفیت کلی بازار ایجاد کند.
در این چارچوب، بازارسازهای خودکار اختصاصی بهعنوان یک مدل تامین نقدینگی برای اوراق بهادار توکنایزشده قابل بررسی هستند، نه صرفا نسخهای از بازارهای سنتی روی بلاک چین. ویژگیهای این مدل روی شبکههای بدون مجوز، برخی از همان چالشهایی را هدف قرار میدهد که Reg NMS برای حل آنها طراحی شده بود.
از نظر کیفیت اجرا، دادههای این مقاله نشان میدهد که بازارسازهای خودکار اختصاصی در سولانا میتوانند در بسیاری از موارد اجرای رقابتیتر و حتی بهتر از صرافیهای متمرکز ارائه دهند. برای داراییهای بسیار نقدشونده مانند سهام، موتور قیمتگذاری خارج از زنجیره به دادههای مرجع گستردهتری مانند NBBO دسترسی دارد، بنابراین PropAMMها میتوانند بر اساس همان معیارهای قیمتی بازارسازی کنند، اما در محیطی شفافتر و قابل راستیآزماییتر.
تفاوت اصلی اینجا است که در این بازارسازها، فرآیند بازارسازی و اجرای معامله روی یک دفتر کل عمومی انجام میشود و هر تراکنش بهصورت مستقل قابل بررسی است. این در حالی است که در بازارهای سنتی، معیارهای کیفیت اجرا معمولا بهصورت تجمیعی و با تاخیر منتشر میشوند (مانند Rule 605 و Rule 606)، و مقایسه دقیق عملکرد بین بازارها را دشوار میکنند. در مقابل، روی بلاک چین، هر معامله و هر آپدیت قیمتی بهصورت شفاف ثبت میشود و امکان ارزیابی لحظهای کیفیت اجرا برای نهادهای نظارتی، کاربران و تحلیلگران فراهم است.
جمعبندی
بلاک چینهای بدون نیاز به مجوز نقش اصلی را در این تحول ایفا میکنند، زیرا برخلاف مدلهای بسته، شفافیت، ترکیبپذیری و رقابت آزاد را بهصورت بومی ارائه میدهند. در مقابل، سیستمهای متمرکز در بلندمدت معمولا به سمت افزایش کنترل و هزینهها حرکت میکنند؛ درحالیکه زیرساختهای غیرمتمرکز با حذف تصمیمگیری واحد، محیطی شفافتر و رقابتیتر ایجاد میکنند. در این چارچوب، امکان اعمال الزامات قانونی مانند KYC و محدودیتهای انتقال همچنان در سطح دارایی وجود دارد؛ بدون اینکه ماهیت باز و قابل راستیآزمایی شبکه از بین برود.
در حال حاضر PropAMMها در بازارهای اسپات سولانا در حال رقابت مستقیم با صرافیهای متمرکز و سایر منابع نقدینگی هستند و نتایج نشان میدهد در کیفیت اجرا عملکرد رقابتی یا حتی برتری دارند. گسترش این مدل به داراییهایی مانند اوراق بهادار توکنیزهشده و بازارهای مشتقه نیز مشروط به تکامل همزمان زیرساخت بازار و چارچوبهای نظارتی، یک مسیر طبیعی توسعه محسوب میشود.
PropAMM چه تفاوتی با AMMهای سنتی دارد؟PropAMM یک مدل بازارسازی آنچین است که برخلاف AMMهای سنتی، قیمتگذاری آن فقط به یک فرمول ثابت وابسته نیست و بهصورت پویا بر اساس دادههای خارج از زنجیره بهروزرسانی میشود. این ساختار باعث بهبود کیفیت اجرا، کاهش اسپرد و افزایش کارایی نقدینگی در بازارهای پرمعامله میشود.بازارساز خودکار اختصاصی چگونه کار میکند؟PropAMM از دو بخش اصلی تشکیل شده است: یک موتور قیمتگذاری خارج از زنجیره و یک برنامه اجرای معاملات روی زنجیره. موتور قیمت منصفانه را از بازارهای مرجع استخراج میکند و برنامه روی زنجیره این داده را به نقدینگی قابل معامله تبدیل میکند.تفاوت PropAMM با صرافیهای متمرکز چیست؟در صرافیهای متمرکز، اجرای سفارشها و قیمتگذاری تحت کنترل یک سیستم بسته انجام میشود، اما در PropAMMها تمام معاملات روی بلاک چین و بهصورت شفاف و قابل راستیآزمایی انجام میشود. در بسیاری از موارد، PropAMMها هزینه اجرای پایینتر و رقابت قیمتی بهتری ارائه میدهند.آیا PropAMMها فقط برای کریپتو هستند یا در بازارهای دیگر هم استفاده میشوند؟بازارسازهای خودکار اختصاصی، در حال حاضر در بازارهای اسپات کریپتو فعال هستند، اما طراحی آنها مستقل از نوع دارایی است. به همین دلیل میتوان از آنها در بازارهایی مانند اوراق بهادار توکنایزشده، قراردادهای آتی دائمی و بازارهای پیشبینی نیز استفاده کرد.

تفاوت استیبل کوینهای قانونگذاریشده و بدون نظارت؛ آنچه باید بدانید
06 تیر 1405 - 12:00
استیبل کوینهای قانونگذاریشده و استیبل کوینهای بدون نظارت ممکن است هر دو هدف ثبات قیمتی داشته باشند، اما شباهت آنها تقریباً همینجا به پایان میرسد. برخی توسط نهادهای مالی تحت نظارت منتشر میشوند و از ذخایر حسابرسیشده و حمایتهای حقوقی مشخص برخوردارند؛ در مقابل، برخی دیگر بدون نظارت جدی، بدون شفافیت در ذخایر و بدون حق قانونی برای بازخرید فعالیت میکنند.
این تفاوتها صرفاً جزئی نیستند، بلکه ساختاریاند. در این مطلب از میهن بلاکچین، بررسی میکنیم چه عواملی این دو دسته را از هم جدا میکند و این تفاوتها در عمل چه پیامدهایی دارند.
چه چیزی یک استیبل کوین را قانونگذاریشده میکند؟
یک استیبل کوین زمانی «قانونگذاریشده» محسوب میشود که ناشر آن تحت نظارت یک نهاد مالی دارای مجوز فعالیت کند و الزامات مشخصی در حوزه ذخایر، شفافیت و حفاظت از مصرفکننده را رعایت کند.
بهطور کلی، چنین استیبل کوینهایی باید چند ویژگی کلیدی داشته باشند: ناشر دارای مجوز رسمی از یک نهاد مالی معتبر باشد، ذخایر از داراییهای نقدشونده و باکیفیت تشکیل شده و بهصورت مستقل حسابرسی شوند، دارندگان توکن حق قانونی برای بازخرید با ارزش اسمی داشته باشند و ناشر نیز در برابر مدیریت ذخایر و رعایت قوانین پاسخگو باشد.
البته همه چارچوبهای نظارتی یکسان نیستند. برای مثال، استیبل کوینی که توسط یک بانک تراست دارای مجوز ملی منتشر میشود (مانند پی یو اس دی (PYUSD)) معمولاً تحت استانداردهای سختگیرانهتری نسبت به نمونههایی است که صرفاً با مجوزهای محدودتر فعالیت میکنند.
استیبل کوین بدون نظارت یعنی چه؟
یک استیبل کوین بدون نظارت، مانند تتر (USDT)، به ارزی گفته میشود که ناشر آن تحت نظارت مؤثر بر ترکیب ذخایر، نحوه انتشار یا تعهدات بازخرید قرار ندارد.
این وضعیت میتواند به شکلهای مختلفی بروز پیدا کند: ناشر فاقد مجوز رسمی باشد، ذخایر بهصورت مستقل تأیید نشوند، هیچ تضمین قانونی برای بازخرید وجود نداشته باشد یا فعالیتها در حوزههای قضایی با نظارت محدود انجام شوند.
در برخی موارد، پروژهها در یک حوزه دارای مجوز ثبت شدهاند، اما این مجوز الزام مشخصی برای ذخایر یا بازخرید استیبل کوینها ایجاد نمیکند. برای مثال، برخی مجوزهای انتقال پول در آمریکا تنها امکان جابهجایی وجوه را فراهم میکنند و الزامات خاصی برای استیبل کوینها ندارند.
ریسکهای استیبل کوینهای بدون نظارت
استفاده از استیبل کوین های بدون نظارت با ریسکهای قابلتوجهی همراه است. یکی از مهمترین آنها، نبود شفافیت در ذخایر است؛ یعنی کاربران نمیتوانند مطمئن شوند که توکنها واقعاً بهطور کامل پشتوانه دارند.
ریسک از دست دادن برابری قیمتی نیز وجود دارد. در گذشته نمونههایی مانند ترا یو اس دی (TerraUSD) در سال ۲۰۲۲ نتوانستند نسبت خود با دلار را حفظ کنند و میلیاردها دلار ارزش از بین رفت.
همچنین، در نبود تعهدات قانونی، ناشر میتواند بازخرید را متوقف یا محدود کند. از سوی دیگر، نبود نظارت به این معناست که الزامات مشخصی برای سلامت مالی یا استانداردهای عملیاتی وجود ندارد و در صورت بروز مشکل، مسیر حقوقی مشخصی برای جبران خسارت در اختیار کاربران نخواهد بود.
چگونه تشخیص دهیم یک استیبل کوین قانونگذاریشده است؟
برای ارزیابی وضعیت یک استیبل کوین، باید به چند عامل کلیدی توجه کرد. نخست، مجوز ناشر: آیا از یک نهاد مالی معتبر مجوز دارد و این مجوز در چه حوزهای صادر شده است؟ دوم، شفافیت ذخایر: آیا اطلاعات ذخایر منتشر میشود و توسط نهاد مستقل تأیید شده است؟ سوم، شرایط بازخرید: آیا این حق در اسناد قانونی تعریف شده و قابل اجراست؟ و در نهایت، گزارشدهی به نهادهای نظارتی: آیا ناشر گزارشهای دورهای منتشر میکند؟
چرا این تفاوت اهمیت دارد؟
بر اساس ارزیابی اس اند پی گلوبال (S&P Global Ratings) در سال ۲۰۲۵، ترکیب ذخایر و وضعیت نظارتی مهمترین عوامل تعیینکننده ثبات استیبل کوینها هستند. در این ارزیابی، برخی پروژهها رتبه بالاتری دریافت کردند، در حالی که نگرانیهایی درباره ترکیب ذخایر برخی دیگر مطرح شد.
در نهایت، تفاوت میان استیبل کوینهای قانونگذاریشده و بدون نظارت تعیین میکند که چه سطحی از حمایت حقوقی وجود دارد، کیفیت ذخایر چگونه است و در صورت بروز مشکل، چه اتفاقی برای دارایی کاربران میافتد.
جایگاه پکسوس در این میان
شرکت پکسوس (Paxos) دارای مجوزهای متعددی از جمله مجوز تراست ملی در ایالات متحده، مجوز مؤسسه پرداخت در سنگاپور و فعالیت تحت چارچوبهای نظارتی اروپا است.
استیبل کوینهای منتشرشده توسط این شرکت بهصورت یکبهیک با پول نقد، اوراق خزانهداری آمریکا و معادلهای نقدی پشتیبانی میشوند. این داراییها در حسابهای تفکیکشده نگهداری شده و بهصورت ماهانه توسط نهادهای مستقل تأیید میشوند.

بازارهای پیشبینی؛ از کشف حقیقت تا آینده زیرساخت مالی
05 تیر 1405 - 20:00
این روزها پیدا کردن اطلاعات قابل اعتماد سختتر از قبل شده است. رسانهها، نظرسنجیها و تحلیلگران هرکدام روایت خودشان را دارند و همین باعث میشود تشخیص واقعیت برای مردم دشوارتر شود. در چنین شرایطی، بازارهای پیشبینی راهی متفاوت برای فهمیدن احتمال وقوع رویدادها ارائه میکنند.
در این بازارها، افراد فقط نظر نمیدهند؛ بلکه با پول واقعی روی نتیجه اتفاقات آینده معامله میکنند. در ادامه این مطلب از میهن بلاکچین، میبینیم که بازارهای پیشبینی چه هستند، چه تفاوتی با پیش بینی ورزشی دارند و چرا میتوانند در آینده به بخشی مهم از بازارهای مالی تبدیل شوند.
بازار پیشبینی چیست؟
به زبان ساده، بازار پیشبینی (Prediction Market) بازاری است که در آن افراد روی نتیجه رویدادهای آینده معامله میکنند. این رویداد میتواند نتیجه یک انتخابات، تصمیم یک بانک مرکزی، میزان تورم، عرضه یک محصول جدید یا حتی نتیجه یک مسابقه ورزشی باشد.
نکته مهم این است که قیمت هر قرارداد در این بازارها میتواند نشان دهد معاملهگران احتمال وقوع آن اتفاق را چقدر میدانند. برای مثال، اگر قراردادی که در صورت وقوع یک رویداد یک دلار پرداخت میکند، با قیمت ۶۵ سنت معامله شود یعنی بازار احتمال وقوع آن رویداد را حدود ۶۵ درصد در نظر گرفته است. تفاوت اصلی این بازارها با نظرسنجی یا تحلیلهای معمول این است که افراد فقط حرف نمیزنند؛ بلکه با سرمایه واقعی نظر خود را وارد بازار میکنند.
از قهوهخانههای لندن تا بلاک چین؛ تاریخچهای کوتاه از بازارهای پیشبینی
بازارهای پیشبینی ایدهای کاملا جدید نیستند. قرنها قبل، مردم از سازوکارهای شبیه به بازار برای پیشبینی اتفاقات مهم استفاده میکردند. در ایتالیا، حتی درباره اینکه چه کسی پاپ بعدی خواهد شد، نوعی بازار پیشبینی شکل گرفته بود.
بعدها در انگلستان هم قهوهخانههایی مثل Jonathan’s Coffee House به محلی برای معامله و حدسزدن درباره خبرهای سیاسی و تغییرات قدرت تبدیل شدند. همین فضاها بهمرور به بخشی از تاریخ شکلگیری بازارهای مالی مدرن پیوند خوردند. تفاوت امروز این است که همان ایده قدیمی، حالا با فناوریهایی مثل بلاک چین، قراردادهای هوشمند و پلتفرمهای آنلاین دوباره زنده شده است.
پالی مارکت و کالشی؛ دو مسیر متفاوت برای بازاری نوظهور
بازارهای پیشبینی امروز بیشتر از همه با دو مدل شناخته میشوند. یک مدل جهانی و مبتنیبر بلاک چین است که نمونه مهم آن پالی مارکت (Polymarket) محسوب میشود. مدل دیگر، مسیر قانونگذاریشده در آمریکا است که کالشی (Kalshi) نماینده اصلی آن است. هر دو پلتفرم روی ایدهای مشترک ساخته شدهاند، اما مسیر رشد، نوع کاربران، چارچوب قانونی و شیوه تامین نقدشوندگی در آنها تفاوت زیادی دارد.
پالی مارکت، در سال ۲۰۲۰ و در فضایی شکل گرفت که هنوز قوانین مشخص و شفافی برای این نوع بازارها وجود نداشت. این پلتفرم با تکیهبر بلاک چین و قراردادهای هوشمند، امکان مشارکت آزادتر کاربران از نقاط مختلف جهان را فراهم کرد. به همین دلیل، نقدینگی در این پلتفرم بیشتر از سمت کاربران، جامعه فعال پلتفرم و جریانهای همتابههمتا شکل میگیرد.
حجم معاملات هفتگی Polymarket در دستههای سیاست، ورزش، مالی و اقتصاد در بازارهای پیشبینی
در مقابل، کالشی مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. این پلتفرم در آمریکا و در چارچوب نظارتی رسمی فعالیت میکند. کالشی توانست از کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا مجوز فعالیت بگیرد و بعد از چالش حقوقی مهمی در سال ۲۰۲۴، مسیر گستردهتری برای ارائه قراردادهای رویدادی پیدا کرد. همین چارچوب قانونی باعث شد این پلتفرم بتواند به یکی از بازیگران جدی بازارهای پیشبینی در آمریکا تبدیل شود.
حجم معاملات هفتگی Kalshi در دستههای ورزش، سیاست، مالی و اقتصاد در بازارهای پیشبینی
بازارهای پیشبینی و پیش بینی ورزشی
در نگاه اول ممکن است بازارهای پیشبینی شبیه پیش بینی ورزشی به نظر برسند. در هر دو مورد، افراد روی نتیجه اتفاقی در آینده پول میگذارند و اگر پیشبینی آنها درست باشد، سود میکنند. همین شباهت ظاهری باعث شده است که بخش زیادی از توجه اولیه به بازارهای پیشبینی، مخصوصا در آمریکا، از مسیر رویدادهای ورزشی شکل بگیرد.
اما تفاوت اصلی اینجا است که بازارهای پیشبینی فقط به ورزش محدود نیستند. این بازارها میتوانند موضوعات متنوعتری را پوشش دهند که در ادامه به آنها میپردازیم:
انتخابات و رویدادهای سیاسی
نرخ بهره، تورم و شاخصهای اقتصادی
عملکرد شرکتها و تصمیمهای مدیریتی
عرضه محصولات و فناوریهای جدید
رویدادهای ورزشی و سرگرمی
در آمریکا، رشد قراردادهای ورزشی در پلتفرمهایی مثل کالشی تا حد زیادی به شرایط قانونی هم ارتباط دارد. در بسیاری از ایالتها، پیش بینی آنلاین ورزشی هنوز قانونی یا در دسترس نیست. از طرف دیگر، بازارهای پیشبینی در سطح فدرال و تحت نظارت نهادهای مالی بررسی میشوند. همین تفاوت باعث شده است برخی کاربران از بازارهای پیشبینی برای معامله روی رویدادهای ورزشی استفاده کنند.
ترکیب واریزیهای کالشی از ایالتهای دارای پیش ببینی ورزشی قانونی و غیرقانونی در بازارهای پیشبینی
فراتر از ورزش؛ فرصت واقعی بازارهای پیشبینی کجاست؟
فرصت اصلی بازارهای پیشبینی در رویدادهایی است که نتیجه آنها میتواند روی اقتصاد، بازارهای مالی و تصمیم سرمایهگذاران اثر بگذارد. نتیجه انتخابات، تصمیم بانک مرکزی درباره نرخ بهره، تغییر نرخ تورم، عرضه یک محصول مهم یا موفقیت یک فناوری جدید، همگی نمونههایی از رویدادهایی هستند که برای فعالان بازار اهمیت واقعی دارند.
بازارهای پیشبینی این امکان را ایجاد میکنند که چنین رویدادهایی به قراردادهای قابل معامله تبدیل شوند. در این حالت، سرمایهگذار مجبور نیست فقط از مسیر خرید سهام، اختیار معامله یا قراردادهای آتی با یک سناریوی آینده مواجه شود. او میتواند مستقیماً روی خود رویداد موضع بگیرد.
همین موضوع، تفاوت اصلی بازارهای پیشبینی با نگاه صرفا ورزشی به آنها است. ارزش این بازارها زمانی بیشتر میشود که بتوانند عدمقطعیتهای مهم اقتصادی، سیاسی و فناوری را به شکلی ساده، قابل معامله و قابل قیمتگذاری وارد بازار کنند.
بازارهای پیشبینی بهعنوان زیرساخت مالی آینده
بازارهای مالی سنتی معمولا سرمایهگذاران را با مجموعهای از ریسکها روبهرو میکنند. وقتی کسی سهام یک شرکت را میخرد یا از ابزارهایی مثل اختیار معامله استفاده میکند، فقط روی اتفاقی مشخص سرمایهگذاری نکرده است. قیمت آن دارایی میتواند همزمان تحتتاثیر نرخ بهره، شرایط اقتصادی، تصمیمهای مدیریتی، اخبار صنعت، رفتار رقبا و دهها عامل دیگر تغییر کند.
بازارهای پیشبینی میتوانند این مدل را تغییر دهند. در این بازارها، بهجای معامله روی یک دارایی کلی، میتوان روی نتیجه یک رویداد مشخص معامله کرد. برای مثال، بهجای اینکه سرمایهگذار فقط سهام یک شرکت فناوری را بخرد، میتواند روی این موضوع معامله کند که آیا آن شرکت تا تاریخ مشخصی محصول جدید خود را عرضه میکند یا نه.
این ویژگی باعث میشود که Prediction Market فقط ابزار پیشبینی نباشد. این بازارها میتوانند به روشی برای مدیریت ریسک، سنجش انتظارات بازار و تبدیل رویدادهای واقعی به قراردادهای مالی تبدیل شوند.
قراردادهای رویدادی؛ راهی برای جدا کردن ریسک از دارایی
فرض کنید سرمایهگذاری به آینده رباتهای انساننمای تسلا خوشبین است. در بازارهای سنتی، سادهترین راه برای معامله روی این دیدگاه، خرید سهام تسلا یا استفاده از اختیار معامله آن است. اما مشکل اینجا است که قیمت سهام تسلا فقط به موفقیت ربات Optimus وابسته نیست. نرخ بهره، فروش خودروهای برقی، رقابت در بازار، تصمیمهای مدیریتی و حتی رفتار رسانهای ایلان ماسک هم میتوانند روی قیمت سهام اثر بگذارند.
مقایسه مشتقات سنتی با قراردادهای رویدادی در بازارهای پیشبینی برای جداسازی ریسک سهام تسلا و Optimus
قراردادهای رویدادی این امکان را میدهند که چنین دیدگاهی مستقیمتر معامله شود. بهجای خرید سهام تسلا، بازار میتواند قراردادی داشته باشد با این مضمون که آیا ربات Optimus تا تاریخ مشخصی عرضه میشود یا نه. در این حالت، تمرکز معامله روی همان رویداد خاص است، نه روی تمام عواملی که قیمت سهام تسلا را جابهجا میکنند.
نقدشوندگی؛ مرز میان سیگنال واقعی و نویز بازار
قیمت در بازارهای پیشبینی زمانی ارزش تحلیلی دارد که افراد زیادی در آن بازار معامله کنند. اگر حجم معاملات پایین باشد، چند معامله کوچک میتواند قیمت را جابهجا کند و تصویری نادرست از احتمال وقوع یک رویداد بسازد؛ اما وقتی نقدشوندگی بالا باشد، قیمتها بیشتر به نظر جمعی معاملهگران نزدیک میشوند.
نقدشوندگی بالا باعث میشود اطلاعات بیشتری وارد قیمت شود. معاملهگران مختلف، با دیدگاهها و دادههای متفاوت، روی رویدادی موضع میگیرند و همین باعث میشود قیمت بازار فقط بازتاب نظر یک گروه کوچک نباشد. به همین دلیل، در بازارهای شلوغتر، احتمال اینکه قیمتها سیگنال بهتری از انتظار بازار بدهند بیشتر است.
مقایسه زیرساخت سنتی، ترکیبی و آنچین در بازارهای پیشبینی و نقش نقدشوندگی در پلتفرمهای کالشی و پالی مارکت
برای مثال، اگر همزمان گزارش درآمد یک شرکت و تصمیم بانک مرکزی درباره نرخ بهره در پیش باشد، حجم معاملات در قراردادهای مربوط به هرکدام میتواند نشان دهد بازار بیشتر روی کدام رویداد حساس شده است. در اینجا نقدشوندگی فقط معامله را آسانتر نمیکند، بلکه نشان میدهد کدام موضوع برای فعالان بازار مهمتر است.
کشف حقیقت در عصر بیاعتمادی
بازارهای پیشبینی زمانی اهمیت پیدا میکنند که منابع سنتی اطلاعات نتوانند اعتماد کافی ایجاد کنند. در نظرسنجیها، رسانهها یا تحلیلهای فردی، همیشه این سوال وجود دارد که دادهها چقدر دقیق هستند و چه انگیزهای پشت روایتها قرار دارد. اما در بازارهای پیشبینی، افراد برای دیدگاهی که دارند هزینه میدهند و همین موضوع کیفیت سیگنال را متفاوت میکند.
کاهش اعتماد به رسانههای خبری در آمریکا
در این بازارها، قیمتها فقط حاصل یک نظر یا تحلیل نیستند. هر معاملهگر با اطلاعات، برداشت و انگیزه خودش وارد بازار میشود و قیمت نهایی از برخورد همین دیدگاهها شکل میگیرد. وقتی اطلاعات جدید منتشر میشود، معاملهگران واکنش نشان میدهند و قیمتها تغییر میکنند.
به همین دلیل، بازارهای پیشبینی میتوانند به ابزاری برای فهم انتظارات جمعی تبدیل شوند. آنها لزوما آینده را بدون خطا نشان نمیدهند، اما میتوانند مشخص کنند بازار در هر لحظه احتمال وقوع یک رویداد را چگونه میبیند.
فرصت چندتریلیوندلاری بازارهای پیشبینی
برای تخمین اندازه احتمالی بازارهای پیشبینی، میتوان آنها را در کنار بازار جهانی مشتقات فرابورسی قرار داد. این مقایسه از آن جهت مهم است که هر دو بازار با مدیریت ریسک، قیمتگذاری عدمقطعیت و معامله روی سناریوهای آینده سروکار دارند.
رشد حجم معاملات بازارهای پیشبینی در قراردادهای ورزشی و غیرورزشی تا سال ۲۰۲۶
اگر بازارهای پیشبینی فقط بخش کوچکی از حجم بازار مشتقات را جذب کنند، اندازه آنها میتواند به تریلیونها دلار برسد. در سناریوی محافظهکارانه، این فرصت حدود یک تریلیون دلار برآورد میشود و در سناریوهای بزرگتر میتواند در میانمدت به حدود پنج تریلیون دلار برسد.
رسیدن به چنین اندازهای به چند عامل بستگی دارد. شفافتر شدن قوانین، رشد پلتفرمهای معاملاتی، افزایش نقدشوندگی و ورود بازیگران نهادی از مهمترین عواملی هستند که میتوانند مسیر رشد بازارهای پیشبینی را تعیین کنند.
چالشهای پیشروی بازارهای پیشبینی
اولین چالش بازارهای پیشبینی، قانونگذاری است. هنوز در بسیاری از کشورها مشخص نیست این بازارها باید مثل ابزارهای مالی بررسی شوند یا در دسته پیش بینی و قمار قرار بگیرند. همین ابهام میتواند روی فعالیت پلتفرمها، دسترسی کاربران و نوع قراردادهایی که اجازه معامله دارند اثر بگذارد.
چالش بعدی، نقدشوندگی در بازارهای کوچکتر است. همه قراردادها به اندازه انتخابات، نرخ بهره یا رویدادهای بزرگ ورزشی معاملهگر جذب نمیکنند. وقتی تعداد معاملهگران کم باشد، قیمتها راحتتر جابهجا میشوند و ممکن است تصویر دقیقی از احتمال واقعی یک رویداد نشان ندهند.
موضوع دیگر، احتمال دستکاری بازار است. اگر یک قرارداد حجم کمی داشته باشد، یک بازیگر بزرگ میتواند با چند معامله سنگین قیمت را تغییر دهد و برداشت دیگران را تحتتاثیر قرار دهد. این مسئله مخصوصا در قراردادهایی مهمتر میشود که نتیجه آنها روی افکار عمومی یا تصمیمهای مالی اثر میگذارد.
پذیرش عمومی و نهادی هم هنوز کامل شکل نگرفته است. برای اینکه بازارهای پیشبینی به بخشی جدی از بازارهای مالی تبدیل شوند، باید کاربران عادی، سرمایهگذاران حرفهای، نهادهای ناظر و پلتفرمهای مالی به سازوکار آنها اعتماد کنند.
آینده بازارهای پیشبینی؛ از ابزار حاشیهای تا بازار مالی جریان اصلی
آینده بازارهای پیشبینی به این بستگی دارد که این بازارها چقدر بتوانند از موضوعات ساده و پرطرفدار فاصله بگیرند و وارد رویدادهای جدیتر اقتصادی و مالی شوند. بازارهایی که امروز بیشتر با انتخابات، ورزش یا خبرهای روز شناخته میشوند، در مرحله بعد میتوانند به محلی برای معامله روی نرخ بهره، تورم، تصمیمهای شرکتها و روندهای فناوری تبدیل شوند.
برای رسیدن به این نقطه، چند مورد اهمیت زیادی دارد. قراردادها باید شفاف و قابل فهم باشند، قوانین باید مسیر فعالیت پلتفرمها را مشخص کنند و نقدشوندگی باید به اندازهای برسد که قیمتها قابل اتکا باشند. ورود کارگزاریها، صرافیها و بازیگران نهادی هم میتواند این بازارها را از فضایی محدودتر به بخشی از بازار مالی جریان اصلی نزدیک کند.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، بازارهای پیشبینی فقط ابزاری برای حدس زدن آینده نخواهند بود. آنها میتوانند به بازاری تبدیل شوند که در آن عدمقطعیت قیمتگذاری میشود و سرمایهگذاران، شرکتها و تحلیلگران از آن برای فهم بهتر انتظارات بازار استفاده میکنند.
بازارهای پیشبینی چیست؟بازارهای پیشبینی بازارهایی هستند که در آنها افراد روی نتیجه رویدادهای آینده معامله میکنند. قیمت هر قرارداد معمولا نشان میدهد معاملهگران احتمال وقوع آن رویداد را چقدر میدانند.بازارهای پیشبینی چه تفاوتی با پیش بینی ورزشی دارند؟پیش بینی ورزشی بیشتر روی نتیجه مسابقات تمرکز دارد، اما بازارهای پیشبینی میتوانند رویدادهای اقتصادی، سیاسی، مالی و فناوری را هم پوشش دهند. به همین دلیل، کاربرد آنها بسیار گستردهتر از ورزش است.چرا بازارهای پیشبینی برای سرمایهگذاران مهم هستند؟چون به سرمایهگذاران اجازه میدهند بهجای معامله روی یک دارایی کلی، مستقیم روی یک رویداد مشخص معامله کنند. این موضوع میتواند به قیمتگذاری بهتر ریسک و فهم انتظارات بازار کمک کند.آینده بازارهای پیشبینی چگونه خواهد بود؟آینده بازارهای پیشبینی به قانونگذاری، نقدشوندگی، طراحی قراردادهای شفاف و ورود بازیگران مالی بزرگ بستگی دارد. اگر این عوامل رشد کنند، این بازارها میتوانند به بخشی از زیرساخت مالی آینده تبدیل شوند.
























