آخرین اخبار:

مقالات عمومی19 بهمن 1404
پایان دوران غرب وحشی کریپتو؛ ادغام، تنها راه بقای شرکتها

اخبار عمومی19 بهمن 1404
افشاگری بزرگ: سرمایهگذاریهای پنهان جفری اپستین در بیت کوین و صرافیها

اخبار آلتکوین20 بهمن 1404
پرداختهای زیر یک ثانیه با کارمزد ناچیز به تلگرام و شبکه تون آمد

اخبار بیت کوین20 بهمن 1404
کوین شیرز: فقط ۱۰ هزار بیت کوین در خطر حمله کوانتومی قرار دارند!

اخبار آلتکوین20 بهمن 1404
آیا قیمت سولانا تا ۵۰ دلار سقوط میکند؟ این ۳ نمودار را بررسی کنید!

تحلیل بازار20 بهمن 1404
پیشبینیها از ریزش بیت کوین تا ۵۰٬۰۰۰ دلار؛ ۵ نکته مهم که باید این هفته به آنها توجه کنید
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
3 تریلیون دلار
معاملات 24h
86 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.11%
نرخ تتر
161,911.78 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

رقابت ایجنتهای هوش مصنوعی در بازارهای پیشبینی چگونه میتواند باعث فساد شود؟!
24 بهمن 1404 - 22:00
تمام سازوکارهایی که بشر برای کشف حقیقت ساخته (از علم داوریشده گرفته تا روزنامهنگاری تحقیقی و حتی بورسهای مالی) بر ستون حیاتی «پاسخگویی و قابلیت بررسی» استوارند و حتی بازارهای پیشبینی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این بازارها حدس و گمان را به قیمت تبدیل میکنند و به معاملهگران اجازه میدهند با پول واقعی رخدادهای آینده را پیشبینی کنند؛ از اینکه فدرال رزرو نرخ بهره را کاهش میدهد یا نه، تا اینکه چه کسی برنده انتخابات بعدی خواهد شد.
به گزارش میهن بلاکچین، تا همین چند سال پیش، این زمین بازی کاملاً انسانی بود، اما اکنون ورق برگشته است. ایجنتهای خودمختار مبتنی بر هوش مصنوعی بازارهای اختصاصی خود را میسازند، هزاران معامله در ثانیه انجام میدهند و حتی تسویه قراردادها را بدون دخالت انسان به پایان میرسانند.
مشکلی که درست جلوی چشم پنهان شده
در نگاه اول، این تصویر وسوسهکننده است: اطلاعات بینقص، قیمتهایی که لحظهای بهروزرسانی میشوند و بازاری که با سرعت ماشین حرکت میکند، اما واقعیت پیچیدهتر از این شعارهاست. سرعت، وقتی با شفافیت و امکان راستیآزمایی همراه نباشد، فقط هرجومرج را در مقیاس بزرگتر و سریعتر بازتولید میکند.
وقتی سیستمهایی که خودشان معامله میکنند، خودشان تصمیم میگیرند و خودشان هم نتیجه را اعلام میکنند، دیگر با یک بازار طرف نیستیم؛ بلکه با یک جعبه سیاه مواجهیم که پول را جابهجا میکند، بدون آنکه کسی دقیقاً بداند چرا این اتفاق میافتد!
نمونه هشداردهنده این وضعیت در سال ۲۰۲۵ ظاهر شد؛ در زمانی که پژوهش مشترک مدرسه وارتون (Wharton) و دانشگاه علم و فناوری هنگکنگ (Hong Kong University of Science and Technology) نشان داد ایجنتهای معاملاتی مبتنی بر هوش مصنوعی، وقتی وارد بازارهای شبیهسازیشده شدند، بهطور خودجوش به تبانی برای دستکاری قیمت روی آوردند، بدون اینکه چنین رفتاری در کد آنها برنامهریزی شده باشد.
در واقع این الگوریتمها بهصورت جمعی به این نتیجه رسیده بودند که با هماهنگی پنهان میتوانند سود بیشتری از بازار استخراج کنند.
اما مسئله اصلی اینجاست: وقتی یک ایجنت هوش مصنوعی معاملهای انجام میدهد، قیمت را جابهجا میکند یا موجب تسویه یک بازار میشود، معمولاً هیچ ردپای قابل بررسی از منطق تصمیمگیری آن وجود ندارد. نه گزارشی از دادههای ورودی، نه زنجیرهای از استدلال و نه لاگی که بتوان آن را حسابرسی کرد.
در چنین شرایطی، اگر بازاری ناگهان ۲۰٪ نوسان کند، هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید این حرکت حاصل کشف یک سیگنال واقعی بوده یا نتیجه یک خطای الگوریتمی، یا حتی بدتر، چندین ربات با یکدیگر تبانی کردهاند!
آنچه بازارهای پیشبینیِ مبتنی بر AI کم دارند
برای اینکه این بازارها واقعاً قابل اتکا باشند، ۳ عنصر حیاتی باید در زیرساخت آنها نهادینه شود؛ این عناصر فعلاً بهصورت فراگیر وجود ندارند.
نخست، ردپای قابلاثبات از دادههاست. هر دادهای که بهعنوان مبنای یک پیشبینی وارد سیستم میشود باید منشأیی ثبتشده و غیرقابلدستکاری داشته باشد. بدون این شفافیت، تشخیص سیگنال از نویز عملاً ناممکن میشود.
دوم، شفافیت در منطق معاملات است. وقتی یک ربات قراردادی را میخرد یا میفروشد، باید مشخص باشد که این تصمیم بر اساس چه ورودیهایی گرفته شده، میزان اطمینان مدل چه بوده و مسیر تصمیمگیری چگونه طی شده است. صرف ثبت اینکه ایجنت A ایجنت B را خرید هیچ ارزشی برای حسابرسی ندارد.
سوم، تسویه قابل حسابرسی است. در زمان بستهشدن بازار، باید مشخص باشد چه رویدادی موجب نهاییشدن نتیجه شده، کدام منابع بررسی شدهاند، اختلافها چگونه مدیریت شدهاند و پرداختها بر چه اساسی انجام گرفتهاند. هر کاربر باید بتواند مستقلاً درستی نتیجه را راستیآزمایی کند.
بازارهای فعلی نه برای راستیآزمایی، عمدتاً برای سرعت طراحی شدهاند. در مدلهای سنتی، کاربران ناچار بودند به اپراتورهای متمرکز اعتماد کنند. اما وقتی خود اپراتور یک الگوریتم باشد، این مدل اعتماد فرو میریزد.
چرا این موضوع فراتر از کریپتو اهمیت دارد
حجم معاملات بازارهای پیشبینی در سال گذشته به میلیاردها دلار رسیده است و بخش بزرگی از این فعالیتها اکنون بهصورت نیمهخودکار انجام میشود. الگوریتمها علیه الگوریتمها معامله میکنند و بازارسازهای خودکار دائماً ضرایب را تغییر میدهند.
اما مشکل اینجاست که سیستمهای فعلی فقط تراکنش را ثبت میکنند. دیدن اینکه «چه اتفاقی افتاده؟» با فهمیدن اینکه «چرا اتفاق افتاده؟» زمین تا آسمان تفاوت دارد.
با گسترش ایجنتهای خودمختار در حوزههایی مانند بیمه، اعتبارسنجی، لجستیک و حتی مدیریت انرژی، این خلأ شفافیت به یک ریسک سیستمی تبدیل میشود. بازارهای پیشبینی صرفاً اولین جایی هستند که این بحران آشکار میشود.
راهحل، احتمالاً ترکیبی از زیرساختهای غیرمتمرکز کریپتویی و استانداردهای سختگیرانهی حسابرسی است. بازاری که در آن هر اقدام یک ایجنت هوش مصنوعی بهصورت رمزنگاریشده ثبت شود و هر تسویه با مدرک ریاضی قابل بررسی باشد.
در دنیای بازارهای خودمختار، اعتماد دیگر از نهادها نمیآید بلکه از معماری سیستم میآید. بازاری که سریع باشد اما قابل بررسی نباشد، دیر یا زود به بازاری تبدیل میشود که فقط سریعتر سقوط میکند.

تسویهحساب بزرگ مسکن کانادا؛ داستان یک طراحی اشتباه و وامهایی که در حال سقوطند
24 بهمن 1404 - 20:00
این داستان درباره کشوری است که کل بازار وام مسکن خود را نه با طراحی آگاهانه، بلکه بر پایه یک اتفاق تاریخی شکل داد؛ این اتفاق که سالها بیخطر بهنظر میرسید، اما حالا بهصورت مکانیکی و اجتنابناپذیر، یک حسابکشی بزرگ و اجباری را به سیستم تحمیل کرده است. قیمت مسکن در کانادا از سقف تاریخی خود عقبنشینی کرده است. دادههای بانک تسویه بینالمللی (BIS) نشان میدهد این افت طی سه سال گذشته در حدود ۲۰٪ بوده است.
به گزارش میهن بلاکچین، اگر این عدد را جداگانه نگاه کنیم، فاجعهای در آن دیده نمیشود. قیمتها ذاتاً بالا و پایین میروند و بازارها با نوسان زندهاند. مشکل اصلی اما خودِ افت قیمت نیست؛ بلکه ساختاری که زیر این افت قرار دارد است. نشانههای شکاف در چیزی که میتوان آن را تسویهحساب بزرگ بازتأمین مالی نامید، دیگر فقط در نمودارها و گزارشها دیده نمیشود؛ کافی است به مکالمات روزمره گوش بدهید. در ادامه داستان قصه سقوط وامها در کانادا را بررسی میکنیم.
دو روایت کوتاه، اما گویا
اول: در باشگاه ورزشی حومه تورنتو که فرزندم به آن میرود، انگار تقریباً همه مشاور املاک هستند. برای بیش از یک دهه، این شغل ایدهآل بود. پروژههای نوساز بیوقفه، رشد شدید جمعیت، ورود سرمایههای خارجی با برچسب پناهگاه امن و نموداری که فقط رو به بالا حرکت میکرد.
همان مشاوران املاک حالا اولین کسانی هستند که تغییر فاز بازار را با پوست و استخوان حس میکنند. فایلها ماهها روی دست میماند. بهترین پیشنهادها گاهی نصف آخرین قیمت ثبتشده است. خانههای نوساز ۲ میلیون دلاری در برمپتون حالا، وقتی کیفیت ساخت ارزان، زیرساختهای رو به فرسایش، هزینههای شارژ و بیمههای نامطمئن را حساب کنید، پیشنهادهای ۱ میلیون دلاری دریافت میکنند.
اگر بخواهیم وارد بحث حباب آپارتمانهای تورنتو و ونکوور شویم، داستان تیرهتر هم میشود. بهطور رسمی میگوییم:
بازار ۲۰٪ اصلاح شده است.
اما در عمل، در بعضی مناطق، افت قیمت به عددی رسیده است که آدم را وادار میکند زیر لب ناسزا بگوید.
دوم: دوستی که در حوزه کارگزاری وام مسکن فعالیت میکند، از پروندهای تعریف میکند که بهخوبی وضعیت فعلی را عیان میسازد. صاحبخانهای برای تمدید وام مراجعه کرده است، اما قیمت ملک آنقدر پایین آمده که وام جدید حتی توان تسویه وام قبلی را ندارد.
روی کاغذ، این فرد عملاً ورشکسته است. در واقعیت، سیستم ترجیح میدهد وانمود کند چنین چیزی وجود ندارد.
ارزیابهای مورد تأیید بانکها کمی انعطاف به خرج میدهند تا ارزش ملک را به حداقلی برسانند که روایت افت نرم و کنترلشده قیمتها حفظ شود. تا زمانی که قیمتها فقط اندکی پایین بیایند، این نمایش ادامهپذیر است. اما اگر افت واقعی و عمیق شود، دیگر جایی برای تظاهر باقی نمیماند.
در همین نقطه است که ساختار وام مسکن کانادا این روایتهای پراکنده را به سوخت یک بحران سراسری تبدیل میکند. تاریخ توضیح میدهد چرا این سیستم اینگونه طراحی شده است؛ آینده نزدیک نشان خواهد داد آیا این طراحی دوام میآورد؟
همهچیز از رکود بزرگ شروع شد
در سال ۱۹۲۹، وام مسکن متعارف در ایالات متحده ساختاری ساده اما خطرناک داشت. این وامها کوتاهمدت بودند، فقط بهره پرداخت میشد و در پایان دوره، یک قسط نهایی بزرگ و یکجای سنگین وجود داشت و باید کل مبلغ را یکجا تسویه میکردی؛ اگر نمیتوانستی وام را تمدید کنی، عملاً کار تمام بود.
با آغاز رکود بزرگ، سیستم مالی قفل شد. تا سال ۱۹۳۴، نزدیک به نیمی از وامهای مسکن شهری نکول شده بودند. روزانه حدود هزار مورد مصادره ملک انجام میشد و یکسوم کشاورزان آمریکایی زمینهای خود را از دست دادند. در برخی مناطق روستایی، شرایط بهقدری بحرانی بود که بوی شورش میداد.
با سقوط قیمت مسکن، نسبت وام به ارزش ملک بهشدت بالا رفت. آنقدر بالا که دیگر امکان دریافت وامی بهاندازه تسویه بدهی قبلی وجود نداشت.
نتیجه مشخصاً نکول گسترده بود. وامدهندگان مجبور شدند خانهها و زمینها را با سرعتی بیش از توان فروششان مصادره کنند. مؤسسات پسانداز و وام، ضامنهای خصوصی وام مسکن و شرکتهای اوراق رهنی سالها در فرآیند انحلالی آهسته فرو رفتند یا کاملاً ناپدید شدند.
در واقع مشکل نه از رفتار وامگیرندگان؛ بلکه مشکل از خودِ ابزار مالی بود.
راهحل آمریکا؟ تمدید
بحرانهای بزرگ گاهی به اصلاحات واقعی منجر میشوند. در حوزه تأمین مالی مسکن، دولت فدرال آمریکا عملاً نقش یک «بانک بد» با پشتوانه عمومی را ایفا کرد. نهادهای دولتی حدود ۱ میلیون وام معوق را خریداری کردند و آنها را در قالب کاملاً جدید وامهای بلندمدت با بازپرداخت تدریجی اصل بدهی بازسازی کردند.
بهجای وامهای ۳ یا ۵ ساله با پرداخت بهره و یک قسط انفجاری در پایان، وامگیرندگان صاحب وامهای ۲۰ یا ۳۰ سالهای شدند که با پرداختهای منظم، بهتدریج اصل بدهی را کاهش میداد.
نکته تعیینکننده این بود که دیگر قیمت خانه مشخص نمیکرد آیا فرد میتواند خانهاش را نگه دارد؟ تا زمانی که اقساط پرداخت میشد، مالک در خانه میماند. ریسک تمدید وام از دوش وامگیرندگان عادی برداشته شد و مشکل «تمدید در بدترین زمان ممکن» عملاً از بین رفت.
«کانادا خوششانس بود!»
کانادا تا حد زیادی از فاجعه وام مسکن دهه ۱۹۳۰ جان سالم بهدر برد، اما نه بهدلیل اینکه سیستم بهتری طراحی کرده بود.
تا اوایل دهه ۱۹۵۰، حدود نیمی از بدهی وام مسکن در کانادا در اختیار اشخاص حقیقی بود. بانکها و مؤسسات مالی بزرگ نقش حاشیهای داشتند. بسیاری از املاک بهصورت نقدی خریداری میشدند و وقتی هم وامی وجود داشت، وامگیرندگان معمولاً آوردههای سنگین میآوردند.
نسبت وام به ارزش ملک در حدود ۵۰٪ امری رایج بود. با این سطح از سرمایه شخصی و چنین بازار نهادی کوچکی، امکان شکلگیری یک واکنش زنجیرهای شبیه آمریکا وجود نداشت. بازاری که بهدرستی وجود ندارد، نمیتواند منفجر شود.
نبود بحران سیستماتیک یعنی نبود فشار برای اصلاح ساختار قراردادها. در نتیجه، کانادا مدل وام کوتاهمدت را حفظ کرد.
وامهای مسکن کانادایی: در بهترین حالت آزاردهنده
طنز ماجرا دقیقاً همینجاست. کانادا قراردادهای کوتاهمدت وام مسکن را (معمولاً پنجساله و گاهی حتی کوتاهتر) حفظ کرد. درست بهاندازهای که قیمتها نه زمان کافی برای بازیابی، بلکه فرصتی برای سقوط پیدا کنند.
هرچند هر ماه بخشی از اصل بدهی پرداخت میشود، اما از نظر کارکرد اقتصادی، این وامها تفاوت چندانی با وامهای بهرهمحورِ بالونی ندارند؛ همان ابزار سمی نزدیک بود سیستم مالی آمریکا را در دهه ۱۹۳۰ از هم بپاشد. یک وام ۵ ساله با دوره بازپرداخت اسمی ۲۵ ساله، تا زمان تمدید فقط حدود ۱۱٪ از اصل بدهی را کاهش میدهد.
یعنی برای تمدید وام پس از پنج سال، همچنان باید نزدیک به ۹۰٪ مبلغ اولیه را (آن هم با الزام به ارزیابی مجدد ملک در هر بار تمدید) دوباره تأمین مالی کرد.
دارایی شما، به زبان مالی، هر پنج سال یکبار به قیمت بازار علامتگذاری میشود. دقیقاً همین نوع اهرم مبتنی بر بازار (البته با سررسید کوتاهتر) بود که بحران وامهای پرریسک را بسیار مخربتر از حد لازم کرد. اگر ارزش خانه طی این ۵ سال بهاندازه کافی افت کند، ممکن است شانس تمدید را بهکلی از دست بدهید.
در یک وام بهاصطلاح امن با نسبت ۸۰٪، افت قیمت متوسط خیلی سریع سرمایه شخصی را میبلعد. اگر قیمتها ۲۰٪ کاهش یابند (که این اتفاق افتاده) وام ۸۰٪ شما عملاً به وامی معادل ۱۰۰٪ ارزش ملک تبدیل میشود. افت بیشتر، میتواند به معنای از دست دادن خانه باشد.
اما این ساختار به نفع بانکهاست
تصادفی نیست که انحصار بانکی کانادا مشکلی با وضع موجود ندارد. بانکها برای ۵ سال جریان نقدی قابلپیشبینی دریافت میکنند، میتوانند وامها را با تغییر نرخ بهره بارها قیمتگذاری مجدد کنند و از بیمه وام مسکن با پشتوانه مالیاتدهندگان (البته فقط تا پنج سال) بهره میبرند. در عین حال، آنها با ریسک پیشپرداختی که بانکهای آمریکایی با آن درگیرند مواجه نیستند.
در آمریکا، وامهای بلندمدت با نرخ ثابت به اختیار وامگیرنده قابل بازپرداخت زودهنگام هستند و چیزی دارند که فعالان بازار اوراق بدهی آن را کوژشدگی منفی مینامند. وقتی نرخها بالا میرود، وامگیرندگان به نرخهای پایین خود میچسبند و وامها مثل اوراق بلندمدت رفتار میکنند.
وقتی نرخها پایین میآید، موج بازپرداخت و تمدید آغاز میشود و وامها ناگهان شبیه ابزارهای کوتاهمدت میشوند. پوشش این اختیار پیچیده و پرهزینه است. یک وام ممکن است سی سال یا سی روز باقی بماند که صنعتی کامل برای مدیریت این ریسک وجود دارد.
سال ۲۰۲۶: دیواری برای تمدید وامها
تا پایان سال ۲۰۲۶، حدود ۶۰٪ از کل وامهای مسکن موجود در کانادا باید تمدید شوند.
این موج تمدید، بیش از همه به آسیبپذیرترین گروه برخورد میکند: کسانی که وامهای پنجساله با نرخ ثابت را زمانی دریافت کردهاند که نرخهای بهره در کف تاریخی و قیمت مسکن نزدیک به اوج بود. این وضعیت بد است؛ اما هنوز مسئله اصلی نیست.
سوئد و چند کشور دیگر سالهاست با سیستمهای وام با نرخ شناور زندگی میکنند. مردم غر میزنند، اما سیستم فرو نمیپاشد. پیچش منحصربهفرد کانادایی، ترکیب سه عامل اهرم بالا، افت قیمتها و تمدید اجباری است.
به تسویهحساب بزرگ بازتأمین مالی خوش آمدید.

هشدار امنیتی اسکم اسنیفر؛ کلاهبرداری مسمومسازی آدرس میلیونها دلار ارز دیجیتال را میبلعد
24 بهمن 1404 - 16:00
کاربران بازار ارزهای دیجیتال در ماه ژانویه، دهها میلیون دلار را بهدلیل حملات مسمومسازی آدرس (Address Poisoning) و فیشینگ امضای تراکنش (Signature Phishing) از دست دادند. به گزارش میهن بلاکچین مهاجمان با سوءاستفاده از کارمزدهای تراکنش پایینتر و بیدقتی کاربران توانستند این حملات را در مقیاس گسترده اجرا کنند.
افزایش کلاهبرداری ارز دیجیتال با حملات مسمومسازی آدرس
منبع: bitcoin.com
بر اساس گزارش شرکت امنیت بلاکچین اسکم اسنیفر (Scam Sniffer)، میزان کلاهبرداریهای مرتبط با کیف پولهای کریپتویی در ماه ژانویه بهطور محسوسی افزایش یافته است. حملات مسمومسازی آدرس (Address poisoning) و فیشینگ امضا (Signature phishing) رایجترین ترفندهای مهاجمان بودند و خسارات قابلتوجهی را به قربانیان وارد کردند.
در یکی از شوکهکنندهترین موارد، تنها یک کاربر بهدلیل کپی کردن اشتباهی یک آدرس مخرب از تاریخچه تراکنشهای خود، ۱۲.۲ میلیون دلار دارایی را از دست داد. این اتفاق پس از حمله مشابهی در ماه دسامبر رخ داد که در آن حدود ۵۰ میلیون دلار از فرد قربانی به سرقت رفته بود.
طبق اعلام اسکم اسنیفر، مسمومسازی آدرس یکی از پرکاربردترین روشها برای تخلیه مبالغ هنگفت از کیف پولهای ارز دیجیتال است. در این شیوه، مهاجمان آدرسهایی میسازند که ابتدا و انتهای آنها دقیقاً شبیه آدرس واقعی کیف پول قربانی است، اما چند کاراکتر میانی تفاوت نامحسوسی دارد و تشخیص آن را در یک نگاه دشوار میکند.
در کنار این روش، حملات فیشینگ امضای تراکنش نیز در ژانویه افزایش چشمگیری داشت. برآوردهای اسکم اسنیفر نشان میدهد که حدود ۶.۲۷ میلیون دلار از ۴,۷۴۱ قربانی از طریق درخواستهای امضای جعلی سرقت شده است. این آمار در مقایسه با ماه دسامبر ۲۰۷٪ افزایش داشته است. جالب اینکه فقط دو کیف پول مخرب، عامل ۶۵٪ از کل این سرقتها بودهاند.
برخلاف مسمومسازی آدرس، در کلاهبرداریهای فیشینگ امضا مهاجم کاربر را فریب میدهد تا یک تراکنش خطرناک را امضا کند؛ مثل اعطای مجوز نامحدود خرج کردن توکنها یا تأیید انتقال دارایی بدون آنکه کاربر متوجه پیامدهای واقعی آن شود.
تحلیلگران معتقدند بخشی از افزایش این حملات به ارتقای فوساکا (Fusaka) در شبکه اتریوم (Ethereum) مربوط میشود که در ماه دسامبر اجرا شد. این ارتقا با کاهش هزینه تراکنشها، ارسال تراکنشهای خرد (Dust Transactions) و اجرای حملات انبوه را برای مهاجمان ارزانتر و سادهتر کرده است. این روش به حمله داستینگ معروف است.
جمعبندی
شرکتهای امنیتی بار دیگر به کاربران هشدار میدهند که آدرس کیف پولها را با دقت کامل بررسی کنند، از کپی کردن آدرس از تاریخچه تراکنشها خودداری کنند و پیش از تأیید هر درخواست امضا، بدانند چه مجوزی را در اختیار قرارداد یا کیف پول میگذارند؛ چرا که فعلا هیچ نشانهای از کاهش حملات و کلاهبرداریهای رمزارزی نیست.

امنیت در عصر بلاکچین؛ چرا تحقیقات آنچین حیاتی است؟
24 بهمن 1404 - 12:00
فناوری بلاکچین درهای یک عصر تازه از نوآوری دیجیتال را گشوده است؛ در این عصر، انتقال ارزش بدون واسطه و بر پایه اعتماد ریاضی انجام میشود. اما همین ماهیت غیرمتمرکز، در کنار فرصتهای بیسابقه، چالشهای پیچیدهای نیز بههمراه آورده است.
به گزارش میهن بلاکچین، با افزایش مداوم هکها، سوءاستفادهها و رخنههای امنیتی در فضای کریپتو، اهمیت انجام تحقیقات دقیق و حرفهای درباره این رخدادها بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. تحقیق آنچین دیگر یک مهارت جانبی نیست، بلکه به یکی از ستونهای حفظ اعتماد و سلامت اکوسیستم بلاکچین تبدیل شده است.
تحقیقات آنچین؛ فراتر از دنبالکردن ساده پول
تحقیق درباره یک هک کریپتویی، بهمعنای ورود به شبکهای پیچیده از تراکنشها، ردپاهای دیجیتال و قراردادهای هوشمند است.
این فرآیند معمولاً با شناسایی یک رفتار غیرعادی یا گزارش یک نفوذ امنیتی آغاز میشود و سپس محقق باید با دقت، مسیر جابهجایی داراییهای سرقتشده را دنبال کند، دادههای تراکنشی را تحلیل نماید و نقاط ضعف احتمالی در زیرساخت فنی یا رفتاری کاربران را آشکار سازد. برخلاف سیستمهای مالی سنتی، در بلاکچین همهچیز روی دفترکل ثبت شده، اما خواندن و تفسیر این دادهها خود نیازمند ابزار، تجربه و نگاه تحلیلی عمیق است.
برای انجام یک تحقیق جامع، محققان از مجموعهای گسترده از ابزارها و روشها (از اکسپلوررهای بلاکچینی گرفته تا تحلیلهای جرمشناسانه تراکنشها و تکنیکهای پایش دیجیتال) استفاده میکنند.
هدف از این کار، فقط دنبالکردن پول نیست، بلکه درک الگوی رفتاری مهاجم، روشهای پنهانسازی ردپا و زنجیره تصمیماتی است که به وقوع حمله منجر شده است. ابزارهایی که امکان دیمیکسکردن میکسرهایی مانند تورنادو کش (Tornado Cash) یا حتی پروژههایی مانند ریلگان (RAILGUN) را فراهم میکنند، نشان میدهند که فضای تحقیقات آنچین بهسرعت در حال حرفهایتر شدن است.
در تجربه عملی بسیاری از محققان، اولین گام همیشه تحلیل دستی است. ابزارهایی مانند اثتکتیو (Ethtective)، تندرلی (Tenderly)، برد کرامبز (Breadcrumbs)، هال (Hal)، دون (Dune)، نانسن (Nansen) و بلاکسی (Bloxy) به تحلیلگر اجازه میدهند تراکنشها را شبیهسازی کند، مسیر اجرای قراردادها را ببیند و ارتباط میان آدرسها را کشف کند.
در کنار اینها، پروژههای متنبازی مانند tx2uml یا ایویام تریس (evm-trace) امکان تجسم ساختار تراکنشها و فراخوانیهای درونقراردادی را فراهم میکنند. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و از تجسمهای سهبعدی و واقعیت مجازی برای درک بهتر جریانهای پیچیده آنچین استفاده کردهاند؛ شاید این رویکرد امروز عجیب بهنظر برسد، اما فردا میتواند استاندارد شود.
پس از تحلیل اولیه، مرحله خوشهبندی آدرسها اهمیت پیدا میکند. در این مرحله، محقق تلاش میکند آدرسهای مرتبط با یکدیگر را شناسایی کرده و آنها را به یک «بازیگر واحد» نسبت دهد.
ابزارهایی مانند ایامال بات (AMLBot)، چینالیسیس (Chainalysis) یا پلتفرمهای مشابه در این بخش نقش کلیدی دارند. سپس نوبت بررسی قراردادها و مجوزهاست؛ جایی که ابزارهایی مانند ریووک.کش (Revoke.cash)، آنرکت (Unrekt) یا توتلا لبز (Tutela Labs) کمک میکنند مشخص شود آیا کاربر ناخواسته مجوزی مخرب صادر کرده یا امضایی آلوده انجام داده است؟
تحقیق آنچین بدون اطلاعات از منابع آزاد (OSINT) ناقص است. بررسی پیامها در گروهها، مصاحبه با کارکنان، تحلیل رفتار اجتماعی و حتی دنبالکردن ردپاهای دیجیتال در شبکههای اجتماعی، گاهی اطلاعاتی در اختیار محقق میگذارد که روی بلاکچین هرگز ثبت نشدهاند.
زمان، دشمن قربانی و دوست هکر
بسیاری از پروندههای مهم، نه با یک تراکنش خاص، بلکه با یک پیام ساده در یک چت یا یک توییت اشتباه حل شدهاند. ترکیب دادههای آنچین و آفچین، همان نقطهای است که تحقیقات حرفهای از تحلیلهای سطحی جدا میشود.
یکی از بخشهای حساس این مسیر، تلاش برای بازیابی داراییهاست. وقتی کیف پولی به خطر میافتد، زمان دشمن شماست. هرچه هکر زمان بیشتری داشته باشد، شانس بازیابی کمتر میشود. اولین اقدام، لغو تمام مجوزها و متوقفکردن مسیرهای خروج دارایی است.
سپس باید خوشه هکر شناسایی و به صرافیها، اپراتورهای استیبل کوین و پروتکلهای مرتبط اطلاع داده شود. ارسال ایمیل یا گزارش هزینهای ندارد، اما میتواند میلیونها دلار را نجات دهد. در برخی موارد، گروههای وایتهت (White Hat) مانند فلشباتس (Flashbots) یا سرویسهای تخصصی بازیابی میتوانند داراییهای باقیمانده را از دست رباتهای سویپر (Sweaper) نجات دهند.
در نهایت، بخش کمتر دیدهشده اما بسیار مهم ماجرا، گزارشدادن به نهادهای قانونی است. تماس با پلیس بهمعنای درخواست معجزه یا بازگرداندن فوری پول نیست، بلکه اقدامی حقوقی برای اثبات مالکیت داراییهاست.
گزارش رسمی میتواند بهعنوان مدرک برای مسدودسازی وجوه در صرافیها یا نزد صادرکنندگان استیبل کوینهایی مانند تتر (Tether) یا سرکل (Circle) استفاده شود. علاوه بر آن، این گزارشها به انباشت دادههای اطلاعاتی کمک میکنند که در بلندمدت، توان صنعت و نهادها برای مقابله با جرایم سایبری را افزایش میدهد.
تحقیقات آنچین، ترکیبی از دانش فنی، صبر، شهود و مسئولیتپذیری است. در دنیایی که داراییها دیجیتال شدهاند، امنیت و اعتماد دیگر با وعده ساخته نمیشود، بلکه با شفافیت، ابزار درست و جامعهای هوشیار حفظ خواهد شد.
لیست ذخیره شده
24 بهمن 1404 - 11:43
[awh_bookmarks_list]

بنکمنفرید مدعی شد که FTX هرگز ورشکسته نبوده است!
23 بهمن 1404 - 23:00
سم بنکمنفرید (SBF)، بنیانگذار صرافی ورشکسته FTX، بار دیگر درخواست داده است تا محاکمهاش از نو برگزار شود. او در اسناد جدیدی که ارائه کرده است، وزارت دادگستری آمریکا (DOJ) را متهم میکند که شاهدان اصلی پرونده را تحت فشار گذاشته است تا از شهادت به نفع او صرفنظر کنند.
طبق گزارش میهن بلاکچین، این درخواست جدید روز سهشنبه در دادگاه منطقهای نیویورک ثبت شده است؛ نکته قابلتوجه این است که مادر بنکمنفرید شخصا این درخواست را بهصورت pro se یعنی بدون حضور وکیل تحویل داده است. همچنین SBF در یادداشتی که ضمیمه شده است، خواستار کنارهگیری قاضی لوئیس کاپلان (Lewis Kaplan) شده و ادعا کرده است که روند دادرسی قبلی تحت تاثیر «اقدامات جهتدار» وزارت دادگستری بوده است.
ادعای فشار وزارت دادگستری بر شاهدان؛ چرا چپسکی و سلامه از ترس شهادت ندادند؟
در بخش اصلی این درخواست، بنکمنفرید ادعا کرده است که چندین شاهد کلیدی به دلیل فشارهای بیرونی و نگرانی از اقدامات تلافیجویانه وزارت دادگستری آمریکا، حاضر نشدند در دادگاه شهادت بدهند.
منبع: ایکس
او در این سند توضیح داده است که دنیل چپسکی (Daniel Chapsky)، مدیر سابق بخش داده در صرافی FTX، به دلیل ترس از آسیبهای احتمالی و حملات رسانهای، از ارائه شهادت خودداری کرده است. همچنین، رایان سلامه (Ryan Salame)، همبنیانگذار FTX Digital Markets، نیز اعلام کرده بود که نمیتواند به صورت آزادانه در دادگاه صحبت کند.
بخشی از اسناد دادگاه بنکمنفرید که به شهادت ارائهنشده چپسکی مربوط است.
طبق این درخواست، اگر چپسکی در دادگاه حاضر میشد، شهادت میداد که ادعای دادستانها مبنی بر از بین رفتن میلیاردها دلار از داراییهای کاربران و غیرقابلجبران بودن این خسارتها نادرست بوده است. علاوهبر این، رایان سلامه میتوانست برخی ادعاهای مطرحشده درباره سبک زندگی مجلل SBF را رد کند.
ادعای جدید SBF: صرافی FTX ورشکسته نبود؛ فقط مشکل نقدینگی داشت
بنکمنفرید در این درخواست دوباره بر ادعای همیشگی خود پافشاری کرده و گفته است که FTX دارایی کافی برای بازپرداخت کامل تمامی سپردههای کاربران را در اختیار داشته است. او معتقد است بحرانی که رخ داد، صرفا یک کمبود نقدینگی کوتاهمدت ناشی از هجوم کاربران برای برداشت سرمایه بود، نه ورشکستگی واقعی.
این ادعا کاملا با روایت دادستانها درباره کسری ۸.۹ میلیارد دلاری داراییها در تضاد است. علاوهبر این، SBF مدعی شده است که وزارت دادگستری با پنهان کردن اطلاعات کلیدی، امکان دفاع عادلانه را از او سلب کرده است.
نمودار ارزش داراییهای FTX اگر شرکت به ورشکستگی سپرده نمیشد.
سابقه محکومیت و تلاش برای تجدید محاکمه
سم بنکمنفرید در نوامبر ۲۰۲۳، در تمامی ۷ ردیف اتهامی مربوط به کلاهبرداری از کاربران، سرمایهگذاران و طلبکاران صرافی FTX مجرم شناخته شد. دادستانها در این پرونده بر نقش مهم شرکت آلامدا ریسرچ که توسط خود SBF تاسیس شده بود، در ایجاد این بحران و سقوط صرافی تاکید کردند.
او پیش از این در نوامبر ۲۰۲۵ نیز درخواست تجدید محاکمه داده بود، اما دادگاه استیناف حوزه دوم آمریکا هنوز به آن درخواست رسیدگی نکرده است؛ SBF در نهایت به تحمل ۲۵ سال حبس محکوم شد. در بخشی از درخواست جدید او مطرح شده است که شاهدان از ارائه مدارک و شواهدی که به نفع او بود منع شدهاند و ادعا شده است که اگر این اطلاعات در دادگاه ارائه میشد، میتوانست نتیجه محاکمه را تغییر دهد.
موضعگیریهای سیاسی و انتشار پیامهای تند در X
در چند روز گذشته، پیامهایی از طرف SBF در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شده است که در آنها، او خود را با چهرههای جنجالی مانند دونالد ترامپ، رایان سلامه و خوان اورلاندو هرناندز (رئیسجمهور پیشین هندوراس) مقایسه کرده است.
او در یکی از این پستها نوشته است:
وزارت دادگستری بایدن تلاش کرد حقیقت را خاموش کند، چون بهجای اجرای عدالت، اهداف سیاسی را دنبال میکرد.
منبع: صفحه رسمی SBF در ایکس
تاکنون دفتر دادستانی نیویورک واکنشی به این ادعاهای تند نشان نداده است.

سرمایهگذار فرشته چیست؟ راهنمای ورود به تامین مالی استارتاپهای بلاکچینی
23 بهمن 1404 - 22:00
سرمایهگذار فرشته کریپتو فردی است که در مراحل ابتدایی شکلگیری استارتاپهای بلاکچینی سرمایهگذاری میکند و در ازای آن، سهام یا توکن دریافت میکند. این افراد معمولاً کارآفرینان باتجربهای هستند که شناخت عمیقی از فضای رمزارزها دارند و میتوانند در میان انبوه پروژهها، فرصتهای ارزشمند و آیندهدار را شناسایی کنند.
به گزارش میهن بلاکچین، نقش یک سرمایهگذار فرشته در صنعت ارزهای دیجیتال صرفاً تزریق پول نیست. این سرمایهگذاران اغلب نقش مربی را نیز ایفا میکنند و با تکیه بر تجربه خود، به بنیانگذاران تازهکار کمک میکنند تا مبانی توکنومیکس، سازوکارهای بازار و پیچیدگیهای اقتصاد رمزارزی را بهتر درک کنند.
سرمایهگذار فرشته کریپتو چه نقشی دارد؟
ورود سرمایهگذاران فرشته به اولین دورهای تامین مالی، برای استارتاپهای بلاکچینی حیاتی است. این سرمایه اولیه به پروژهها اجازه میدهد ایدههای نوآورانه را به کسبوکارهای واقعی تبدیل کنند و در عین حال، حضور چنین سرمایهگذارانی میتواند اعتبار پروژه را افزایش دهد و جذب سرمایههای بعدی را آسانتر کند.
با این حال، فرشته بودن در بازار کریپتو بدون ریسک نیست. سرمایهگذاران باید بررسیهای دقیق انجام دهند و علاوه بر جذابیت ایده، تطابق پروژه با بازارهای موجود و چارچوبهای حقوقی را نیز بسنجند. شناخت روندهای جاری و وضعیت قوانین و رگولاتوری، نقش تعیینکنندهای در کاهش خطرات دارد.
در واقع، تبدیلشدن به یک سرمایهگذار فرشته در کریپتو نیازمند درک کلی از منظومه بلاکچین و رمزارزهاست. فردی که وارد این حوزه میشود، باید دستکم با اصول اقتصاد توکنی و مدلهای مالی پروژهها آشنا باشد؛ چرا که این دانش حداقلی برای ارزیابی هر استارتاپ بلاکچینی ضروری است.
در نهایت، باید پذیرفت که سرمایهگذاری فرشته در کریپتو میتواند بسیار سودآور باشد، اما همراه با مخاطرات جدی نیز هست. همانطور که گفته میشود «احمقها بیپروا جلو میروند، جایی که فرشتهها با احتیاط قدم میگذارند». بنابراین پیش از سرمایهگذاری، انجام تحقیق و دقت کافی ضروری است تا فرصتهایی انتخاب شوند که با استراتژی سرمایهگذار همخوانی داشته باشند.
برای کسانی که میخواهند این مسیر را هوشمندانه طی کنند، استفاده از منابع جامع راهنمای سرمایهگذاری فرشته میتواند بسیار مفید باشد؛ این منابع مسیرها، رویکردها و نکات کلیدی تامین مالی استارتاپهای بلاکچینی را روشنتر میکنند.
بهطور خلاصه، سرمایهگذار فرشته کریپتو کسی نیست که فقط پول وارد پروژه کند، بلکه با هدایت و همراهی، به رشد ایدههای نو در اقتصاد رمزارزی کمک میکند.
سرمایهگذاران فرشته چگونه از استارتاپها حمایت میکنند؟
سرمایهگذاران فرشته نقش بسیار مهمی در رشد و توسعه استارتاپهای بلاکچینی دارند. این نقش فقط به سرمایه مالی محدود نمیشود، بلکه شامل مشاوره راهبردی و انتقال تجربه نیز هست. بسیاری از استارتاپها بدون چنین حمایتی حتی امکان بقا در سالهای نخست را ندارند و نبود سرمایه اولیه، مسیر جذب منابع بزرگتر را دشوار میکند.
این سرمایهگذاران معمولاً دانش خوبی درباره اصول توکنومیکس دارند و میتوانند به استارتاپها کمک کنند مدل توکن خود را بهدرستی طراحی کنند؛ این مدل هم مشارکت کاربران را تقویت کند و هم در بلندمدت پایداری پروژه را افزایش دهد. علاوه بر آن، سرمایهگذاران فرشته شبکه ارتباطی ارزشمندی در اختیار استارتاپ قرار میدهند و امکان اتصال به دیگر بازیگران مهم اکوسیستم را فراهم میکنند.
از سوی دیگر، سرمایهگذاری در مراحل اولیه همواره با ریسک همراه است، بهویژه در بازار رمزارز که نوسان و عدمقطعیت بسیار بالاست. سرمایهگذار فرشته باید با انجام بررسیهای دقیق، هم چشمانداز پروژه و هم توان فنی تیم را تحلیل کند تا خطرات کاهش یابد.
اگر این همکاری درست شکل بگیرد، استارتاپ میتواند از پیچیدگیهای فناوری بلاکچین عبور کند و رشد سریع اما پایدار داشته باشد. از توسعه محصول گرفته تا جذب سرمایههای بعدی، این رابطه میتواند جایگاه پروژه را در بازار رقابتی کریپتو تقویت کند.
مزایا و ریسکهای سرمایهگذاری فرشته در کریپتو
سرمایهگذاری فرشته در حوزه رمزارز فرصتهای خاصی دارد، اما چالشهای ویژهای نیز به همراه میآورد. یکی از جذابترین مزایا، امکان بازدهی بسیار بالا است. سرمایهگذاری زودهنگام روی یک استارتاپ موفق میتواند سودهای چشمگیری ایجاد کند، بهخصوص اگر پروژه بتواند در مقیاس بزرگ پذیرش عمومی پیدا کند.
مزیت دیگر این است که سرمایهگذاران در پروژهها و فناوریهایی مشارکت میکنند که شاید از مسیرهای سرمایهگذاری سنتی قابل دسترس نباشد. همچنین این نقش میتواند شبکهسازی گستردهای ایجاد کند؛ ارتباط با کارآفرینان، سرمایهگذاران دیگر و رهبران بلاکچینی که فرصتهای آینده را نیز افزایش میدهد.
در مقابل، ریسکهای جدی هم وجود دارد. بازار رمزارزها بهشدت پرنوسان است و تغییرات سریع قیمت میتواند کل چشمانداز سرمایهگذاری را تحت تاثیر قرار دهد. علاوه بر آن، قوانین و مقررات این حوزه همواره در حال تغییر است و تصمیمات دولتی میتواند بقای پروژه را دگرگون کند.
مسئله نقدشوندگی نیز اهمیت دارد. برخلاف سهام عمومی، سرمایهگذاری در استارتاپهای بلاکچینی ممکن است خروج سریع را ممکن نکند و نیازمند زمان طولانی برای بازگشت سرمایه باشد. همچنین بدون درک درست توکنومیکس، احتمال خطا و زیان بسیار بالا خواهد بود.
بنابراین، هرچند انگیزه برای ورود به این حوزه زیاد است، اما سنجش دقیق مزایا و معایب پیش از سرمایهگذاری ضروری است.
نکات کلیدی برای شروع سرمایهگذاری فرشته
ورود به بازار سرمایهگذاری فرشته در کریپتو نیازمند آمادگی و دانش اولیه است. فرد باید بداند استارتاپهای بلاکچینی چگونه تامین مالی میشوند و چرخههای رایج جذب سرمایه در این صنعت چیست. همچنین یادگیری مبانی توکنومیکس ضروری است؛ اینکه توکن چگونه توزیع میشود، چه کاربردی دارد و ارزش بالقوه آن چگونه شکل میگیرد.
سرمایهگذار باید ریسکهای این بازار را (از نوسان قیمتی گرفته تا عدمقطعیتهای مقرراتی) جدی بگیرد. انجام بررسیهای دقیق درباره تیم، سابقه و مسیر پروژه، یکی از اصلیترین وظایف سرمایهگذار فرشته است. علاوه بر آن، تنوعبخشی به سرمایهگذاریها برای کاهش ریسک بسیار حیاتی است، زیرا هیچ سرمایهگذار حرفهای تمام سرمایه خود را روی یک پروژه متمرکز نمیکند.
شبکهسازی نیز نقش مهمی دارد. عضویت در گروههای سرمایهگذاری فرشته یا جوامع آنلاین مرتبط با کریپتو میتواند فرصتهای همکاری و یادگیری ایجاد کند. در نهایت، این بازار بسیار پویا است و موفقیت در آن نیازمند یادگیری مداوم و پیگیری روندهای جدید است.

جنگ قانونگذاری بر سر استیبل کوینها؛ بانکها خواستار سختگیری بیشتر شدند
23 بهمن 1404 - 21:00
انجمن بانکداران آمریکا (ABA) از دفتر کنترلکننده ارز (OCC) خواسته است تا زمانی که چارچوب نظارتی تحت قانون راهنمایی و ایجاد نوآوری ملی برای استیبلکوینهای آمریکا (GENIUS Act) شفافتر شود، صدور مجوز بانکهای امانی ملی برای شرکتهای فعال در حوزه کریپتو و استیبلکوین را کندتر کند.
به گزارش میهن بلاکچین، این گروه صنفی در نامهای که روز چهارشنبه در پاسخ به اطلاعیه OCC درباره پیشنهاد مقررات مربوط به صدور مجوز بانکهای ملی ارسال کرد، هشدار داد که متقاضیان اخیر و آینده که در فعالیتهای مرتبط با استیبلکوین و داراییهای دیجیتال مشارکت دارند، همچنان با نظارت نامشخص و حلنشده از سوی چندین نهاد نظارتی فدرال و ایالتی مواجه هستند.
ABA اعلام کرد که OCC نباید درخواستهایی را پیش ببرد که در آنها تعهدات کامل نظارتی یک مؤسسه، از جمله تحت مقررات آتی قانون GENIUS، هنوز بهطور کامل تعریف نشده است.
این انجمن هشدار داد که بانکهای امانی ملیِ بدون بیمه و متمرکز بر داراییهای دیجیتال، مسائل حلنشدهای در زمینه ایمنی و سلامت مالی، عملیات و فرآیند حلوفصل بهویژه در حوزه تفکیک داراییهای مشتریان، تضاد منافع و امنیت سایبری دارند.
همچنین هشدار داده شد که مجوز بانک امانی ملی میتواند برای دور زدن ثبت و نظارت کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) یا کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) استفاده شود، زمانی که شرکتها در فعالیتهایی مشارکت دارند که در شرایط عادی مشمول مقررات اوراق بهادار یا مشتقات میشوند.
لابی بانکها علیه مجوز بانکهای امانی کریپتو. منبع: ABA
ABA از OCC خواست که «صبور» باشد، از اعمال انتظارات زمانی سنتی برای این درخواستها خودداری کرده و اطمینان حاصل کند که مسئولیتهای نظارتی هر متقاضی مجوز قبل از آنکه درخواستها پیش برده شوند، «بهطور کامل روشن شود».
این انجمن همچنین خواستار شفافیت بیشتر درباره نحوه تعیین استانداردهای سرمایهای، عملیاتی و تابآوری در تأییدهای مشروط برای مجوزهای مرتبط با کریپتو شد و از این نهاد خواست قوانین نامگذاری را سختگیرانهتر کند تا بانکهای امانی با هدف محدود که در فعالیت بانکی مشارکت ندارند، نتوانند از واژه «بانک» در نام خود استفاده کنند.
به گفته ABA، این اقدام خطر سردرگمی مصرفکنندگان درباره وضعیت و امنیت تعهدات مؤسسات بدون بیمه را کاهش خواهد داد.
هشدار پس از صدور مجوزهای جدید بانک امانی کریپتو
این مداخله کمتر از دو ماه پس از آن صورت میگیرد که OCC تأیید مشروط بانک امانی ملی را به پنج شرکت کریپتویی زیر اعطا کرد:Bitgo Bank & Trust، Fidelity Digital Assets، Ripple National Trust Bank، First National Digital Currency Bank و Paxos Trust Company.
در ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵، OCC مسیری را برای این شرکتها تأیید کرد تا تحت یک مجوز فدرال داراییهای دیجیتال مشتریان را نگهداری و مدیریت کنند، در حالی که خارج از فعالیتهای سپردهگیری و اعطای وام باقی میمانند.
همین لابی بانکی همچنین از طریق قوانین در دست بررسی ساختار بازار کریپتو، مانند قانون «شفافیت بازار داراییهای دیجیتال» (CLARITY Act)، از کنگره میخواهد پاداشهای استیبلکوین را محدود کند و استدلال میکند که استیبلکوینهای دارای سود و برنامههای پاداش وابسته به آنها بدون آنکه تحت رژیم کامل نظارتی بانکها قرار گیرند، مانند محصولات بانکی عمل میکنند.

رالی بیت کوین تا ۱۵۰K چه زمانی آغاز میشود؟
23 بهمن 1404 - 20:00
بر اساس چشمانداز جدید تحلیلگران، بیت کوین همچنان پتانسیل رسیدن به سطح ۱۵۰, دلار تا پایان سال را دارد، اما شروع یک چرخه صعودی جدید نیازمند مجموعهای از سیگنالهای تکنیکال، آنچین و کلان اقتصادی است.
به گزارش میهن بلاکچین، بازار در حال حاضر در مرحلهای قرار دارد که نشانههای بازگشت دیده میشود، اما هنوز محرکهای لازم برای آغاز یک روند صعودی قدرتمند بهطور کامل شکل نگرفتهاند.
آغاز روند صعودی بزرگ بیت کوین؟
یکی از مهمترین نشانههای تاریخی آغاز چرخههای صعودی، رفتار قیمت در اطراف میانگین متحرک ساده ۲۰۰ هفتهای است. این سطح در گذشته مانند یک آهنربا در زمان سقوطهای شدید عمل کرده و پس از پایان فشار فروش به کف قدرتمند بازار تبدیل شده است.
در چرخههای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۸، بیت کوین پس از لمس این سطح وارد روندهای صعودی چندساله شد و حتی در بازار نزولی ۲۰۲۲ نیز شکست آن کوتاهمدت بود.
نمودار هفتگی قیمت بیت کوین - منبع: TradingView
حفظ قیمت بالای این سطح میتواند احتمال یک سقوط عمیق مشابه ۲۰۲۲ را کاهش دهد و مسیر ورود به فاز صعودی جدید را باز نگه دارد.
عامل حیاتی دیگر، بازگشت جریان سرمایه سرمایهگذاران جدید است. دادهها نشان میدهد کیف پولهای سرمایهگذاران تازهوارد طی ماههای اخیر با خروج سرمایه قابلتوجهی مواجه شدهاند؛ این وضعیت معمولاً در دورههای انتقالی پس از سقفهای تاریخی دیده میشود.
در بازارهای صعودی سالم، اصلاح قیمت باید سرمایه تازه را جذب کند، اما در شرایط فعلی سرمایهگذاران جدید هنوز با قدرت بازنگشتهاند. بازگشت این جریان سرمایه یکی از مهمترین پیشنیازهای آغاز رالی جدید محسوب میشود.
جریانهای تجمعی سرمایهگذاران جدید بیت کوین (میانگین ۳۰ روزه) - منبع: CryptoQuant
شاخص مهم دیگر، دامیننس تتر در بازار است. افزایش سهم USDT نشان میدهد سرمایهگذاران سرمایه خود را به استیبل کوینها منتقل کرده و از ریسک فاصله گرفتهاند.
در چرخههای گذشته، کاهش سلطه تتر معمولاً با آغاز رالیهای قدرتمند بیت کوین همراه بوده است. بنابراین برای شروع یک بازار صعودی، سرمایه باید از استیبل کوینها به داراییهای پرریسک بازگردد.
نگرانیهای مرتبط با تهدید رایانش کوانتومی نیز یکی از موانع روانی بازار محسوب میشود. با وجود اینکه بسیاری از متخصصان این تهدید را دور از زمان حال میدانند، رفع نگرانیها در این زمینه میتواند اعتماد سرمایهگذاران را تقویت کند.
منبع: گزارش درآمد شرکت MSTR
پروژههایی برای ارتقای امنیت بیت کوین در حال شکلگیری است که میتواند این نگرانی را در بلندمدت کاهش دهد.
کاهش بیشتر نرخ بهره
در نهایت، سیاست پولی فدرال رزرو نقش کلیدی در آغاز چرخه صعودی دارد. کاهش نرخ بهره معمولاً جذابیت داراییهای بدون ریسک را کاهش میدهد و سرمایه را به سمت بازارهای پرریسک هدایت میکند.
شانس ایجاد تغییر در نرخ بهره - منبع: CME
انتظار برای کاهش نرخ بهره در سال آینده میتواند یکی از مهمترین محرکهای بازگشت بازار صعودی باشد.
در مجموع، مجموعهای از این عوامل باید همزمان فعال شوند تا بیت کوین بتواند مسیر حرکت به سمت سقفهای جدید را آغاز کند.

هنگکنگ چراغ سبز خود را برای معاملات مارجین و قراردادهای پرپچوال اعلام کرد
23 بهمن 1404 - 19:00
هنگکنگ با معرفی مجموعهای از قوانین جدید، گام مهمی در قانونمند ساختن بازار داراییهای دیجیتال برداشت. بر اساس این چارچوب قانونی، کارگزاریهای دارای مجوز میتوانند به مشتریان خود وام مارجین بدهند و پلتفرمهای تحت نظارت نیز اجازه دارند قراردادهای پرپچوال (Perpetual) را راهاندازی کنند؛ البته این ابزارهای معاملاتی فعلا فقط برای سرمایهگذاران حرفهای در دسترس هستند.
به گزارش میهن بلاکچین، طبق اعلام کمیسیون اوراق بهادار و آتی هنگکنگ (SFC)، در مرحله اول فقط بیت کوین (BTC) و اتریوم (ETH) بهعنوان وثیقه برای معاملات مارجین پذیرفته میشوند. هدف از این قوانین جدید، ایجاد شفافیت بیشتر، کنترل دقیق ریسک و جلوگیری از تضاد منافع در بازار است. این تصمیم بخشی از برنامه بزرگ هنگکنگ برای تقویت نقدینگی، افزایش عمق بازار و پیشبرد نقشه راه نظارتی ASPIRe است.
جزئیات قوانین جدید وام مارجین در هنگکنگ
طبق اعلام SFC، کارگزاریهای دارای مجوز رسمی میتوانند به مشتریانی که اعتبار بالایی دارند و وثیقه مناسبی ارائه میدهند، برای معامله داراییهای دیجیتال وام مارجین دهند. این سیستم دقیقا بر پایه مدل معاملات در بازار سنتی سهام طراحی شده و شامل بخشهای زیر است:
ارزیابی کیفیت وثیقه: بررسی دقیق داراییهایی که بهعنوان ضمانت گذاشته میشوند تا اطمینان حاصل شود که این داراییها از اعتبار و ثبات کافی برخوردارند.
محدودیت تمرکز روی یک دارایی: جلوگیری از انباشت بیش از حد یک نوع دارایی خاص در سبد وثیقهها تا ریسک نوسانات شدید یک ارز کل سیستم را تهدید نکند.
نرخ تنزیل (Haircut): کسر درصدی از ارزش واقعی دارایی در هنگام محاسبه وثیقه، برای ایجاد یک حاشیه امن در برابر نوسانات ناگهانی قیمت.
الزامات حاکمیتی و مدیریتی: رعایت قوانین نظارتی و مدیریتی دقیق توسط کارگزاریها برای اطمینان از سلامت فرآیند تامین مالی.
نکته مهم اینجا است که معاملهگران میتوانند ترکیبی از داراییهای سنتی مثل سهام و رمزارزها را بهعنوان وثیقه استفاده کنند؛ هرچند در حال حاضر در بازار کریپتو فقط بیت کوین و اتریوم مورد پذیرش هستند. هدف SFC از این اقدام، همسو کردن استانداردهای بازار دیجیتال با ساختارهای نظارتی سنتی است و قصد ندارد قوانین متفاوتی برای رمزارزها وضع کند.
چارچوب جدید قراردادهای پرپچوال؛ حرفهای، ریسکمحور و محدود
براساس گفتههای SFC، یک چارچوب کلی و سطحبالا (High-Level Framework) برای راهاندازی قراردادهای پرپچوال منتشر خواهد شد که بهجای جزئیات فنی، ساختار نظارتی کلان این بازار را تعیین میکند.
نکات کلیدی این چارچوب شامل موارد زیر است:
انحصار برای سرمایهگذاران حرفهای: قراردادهای پرپچوال در حال حاضر فقط برای معاملهگران حرفهای و سازمانی فعال میشود.
ممنوعیت برای کاربران خرد: معاملهگران خرد (Retail) فعلا اجازه دسترسی به این ابزارهای مشتقات (Derivatives) را ندارند.
الزامات سختگیرانه برای پلتفرمها: صرافیها و پلتفرمهای معاملاتی باید سیستمهای مدیریت ریسک قدرتمندی داشته باشند، اطلاعات را بهصورت شفاف افشا و عدالت را در انجام معاملات رعایت کنند. جولیا لئونگ (Julia Leung)، مدیرعامل SFC، تاکید کرده است که هدف اصلی این ابزارها «مدیریت ریسک و حمایت از حقوق مشتریان» است؛ بنابراین پلتفرمهایی که قصد ارائه این محصولات را دارند، باید ثابت کنند که توانایی اجرای کامل استانداردهای نظارتی را دارند.
نظارت سختگیرانه بر بازارسازها
بر اساس چارچوب نظارتی جدید، فعالیت شرکتهای وابسته به صرافیها در نقش بازارساز (Market Maker) مشروط به رعایت استانداردهای دقیقی است که شفافیت و سلامت بازار را تضمین میکند. در مرحله اول، این واحدها باید از نظر عملیاتی مستقل باشند؛ به این معنا که فعالیت بازارسازی آنها باید در قالب بخشهای مجزا و بدون تداخل با سایر عملکردهای اصلی پلتفرم انجام شود.
علاوهبر این، پلتفرمها موظف هستند قوانین و سازوکارهای سختگیرانهای برای پیشگیری از تضاد منافع (Conflict of Interest) وضع کنند؛ این کار با هدف اطمینان از این موضوع انجام میشود که سود صرافی در تقابل با منافع معاملهگران قرار نگیرد و فرآیند قیمتگذاری و انجام معاملات بهصورت منصفانه و شفاف پیش برود.
در نهایت، پیادهسازی کنترلهای امنیتی سطح بالا و قدرتمند الزامی است تا از سلامت کامل زیرساختهای معاملاتی محافظت شده و امنیت داراییها در برابر هرگونه ریسک یا نفوذ احتمالی تضمین شود.
تمرکز بر نقدینگی؛ محور اصلی نقشه راه ASPIRe
کمیسیون اوراق بهادار و آتی هنگکنگ، در جریان کنفرانس Consensus Hong Kong 2026 اعلام کرد که استراتژی این نهاد برای نظارت بر داراییهای دیجیتال، تحت نقشه راه ASPIRe، اکنون به یک مرحله کلیدی و تعیینکننده رسیده است.
اریک یپ (Eric Yip)، از مدیران ارشد این سازمان تاکید کرد که اولویت اصلی آنها در سال جاری بر تقویت نقدینگی، افزایش عمق بازار، بهبود فرآیند کشف قیمت و در نهایت جلب اعتماد بیشتر معاملهگران و سرمایهگذاران متمرکز است.
او خاطرنشان کرد که چارچوبهای جدید تدوینشده برای معاملات مارجین و قراردادهای پرپچوال بهگونهای طراحی شدهاند که استانداردهای نظارتی و حفاظتی بازار سنتی سهام را به دنیای رمزارزها منتقل کنند تا بازار دیجیتال با امنیت و شفافیت بیشتری فعالیت کند.
گسترش قانونگذاری؛ از مشاوره رمزارز تا صدور مجوز استیبل کوین
اقدامات اخیر تنها بخشی از مسیر گسترده هنگکنگ برای ایجاد یک اکوسیستم نظارتی جامع در بازار داراییهای دیجیتال است. در همین راستا، مقامات، در تاریخ ۳۱ ژانویه تصمیم گرفتند که پیشنویس لایحه نظارت بر خدمات مشاوره رمزارز را در سال ۲۰۲۶ ارائه دهند؛ این طرح همچنین شامل همگامسازی با چارچوب گزارشدهی داراییهای دیجیتال OECD خواهد بود تا استانداردهای شفافیت مالی با قوانین بینالمللی مطابقت پیدا کند.
علاوهبر این، بانک مرکزی هنگکنگ (HKMA)، در تاریخ ۲ فوریه اعلام کرد که فرآیند صدور نخستین مجوزهای انتشار استیبل کوین را از ماه مارس آغاز میکند؛ تعداد این مجوزها در مراحل اولیه محدود خواهد بود. همچنین، کمیسیون اوراق بهادار و آتی، نتایج نهایی مشاوره در مورد کاستودی (Custody) یا همان نگهداری امن داراییها را منتشر کرده است که گام مهمی در تعیین استانداردهای فنی و حفاظتی برای ذخیرهسازی داراییهای دیجیتال محسوب میشود.
مجموعه این اقدامات نشان میدهد که هنگکنگ در حال پیشبرد یک طرح منسجم برای توسعه بازار کریپتو در یک چارچوب قانونگذاریشده است. هدف نهایی این است که ضمن حمایت از نوآوری در این صنعت، زیرساختی فراهم شود که ریسکهای معاملاتی بهخوبی مدیریت شده و از کنترل خارج نشوند.























