آخرین اخبار:

مقالات عمومی24 مرداد 1405
کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟

صرافی متمرکز23 مرداد 1405
صرافیها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶ لایه سنجش بازپرداخت صرافیهای کریپتو

ترید22 مرداد 1405
چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشهای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن میکند

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
پشت ظاهر حرفهای صرافیهای ایرانی چه خبر است؟ ۳۰ معیار برای سنجش واقعیت

مقالات عمومی21 مرداد 1405
چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
41 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.72%
نرخ تتر
191,347.13 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

پول در ۱۰ سال آینده چه شکلی خواهد داشت؟
21 شهریور 1405 - 20:00
تصور کنید ۱۰ سال از امروز گذشته است. صبح از خواب بیدار میشوید، گوشیتان را برمیدارید و طبق عادت میخواهید موجودی حساب بانکیتان را ببینید. اما دیگر خبری از آن عدد آشنایی نیست که همیشه نشان میداد چقدر پول دارید.
نه، ورشکست نشدهاید! ماجرا این است که پول دیگر مثل گذشته در یک حساب بانکی نمیماند تا هر وقت خواستید آن را خرج کنید. بخشی از دارایی شما در حال کسب درآمد است، بخشی دیگر بهصورت خودکار برای پرداخت هزینهها استفاده میشود و شاید حتی وقتی خواب هستید، نرمافزارهایی به نمایندگی از شما در حال خرید، فروش یا انجام تراکنشهای مالی باشند.
شاید این تصویر کمی شبیه فیلمهای علمیتخیلی به نظر برسد، اما بخشهایی از آن همین حالا هم در حال شکلگیری است. از استیبلکوینهایی که در چند ثانیه پول را جابهجا میکنند تا داراییهایی که میتوان آنها را به واحدهای کوچکتر تقسیم کرد و ایجنتهای هوش مصنوعی که توانایی پرداخت دارند، همهچیز دارد تغییر میکند. اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است در ۱۰ سال آینده نهتنها شکل پول، بلکه تعریف ما از ثروت هم عوض شود.
در این مقاله جالب که برگرفته از مطلبی در وبسایت مدیوم است، قصد داریم تا اتفاقات امروز را کمی جلوتر ببریم تا ببینیم پول و ثروت در یک دهه آینده ممکن است چه سرنوشتی پیدا کنند.
تغییر اول: زیرساختهای انتقال پول: وقتی پول دیگر پشت درهای بانک منتظر نمیماند
تا حالا شده بخواهید برای کسی در کشور دیگری پول بفرستید و مجبور شوید چند روز منتظر بمانید؟ یا انتقال وجهی که قرار بوده همان روز انجام شود، بهدلیل تعطیلی بانکها عقب بیفتد؟
این اتفاقها برای ما عادی شدهاند؛ چون سالهاست پول از مسیرهایی جابهجا میشود که بر اساس ساعت کاری بانکها، قوانین کشورها و حضور واسطههای مختلف طراحی شدهاند.
اما حالا زیرساخت دیگری به نام استیبلکوینها در حال رقابت با این سیستم است. استیبلکوینها داراییهای دیجیتالی هستند که ارزش آنها معمولاً به یک ارز سنتی مثل دلار آمریکا وابسته است و قیمتشان در حوالی ۱ دلار، چند سنت بالا یا پایینتر نوسان میکند. این داراییها روی شبکههای بلاکچینی جابهجا میشوند و میتوانند بدون نیاز به انتظار برای باز شدن بانکها، در هر ساعت از شبانهروز انتقال پیدا کنند.
طبق آخرین آمار، حجم تسویه تراکنشهای استیبلکوینی در فوریه ۲۰۲۶ به ۷.۲ تریلیون دلار رسیده است؛ عددی که از حجم تراکنشهای سامانه ACH آمریکا، یکی از زیرساختهای اصلی انتقال پول در این کشور، بیشتر بوده است.
البته یک نکته مهم وجود دارد: این رقم به معنای آن نیست که مردم در یک ماه بیش از ۷ تریلیون دلار با استیبلکوینها خرید کردهاند. بخش قابلتوجهی از این حجم به معاملات بازار و فعالیت رباتهای معاملاتی مربوط میشود. بااینحال، همین آمار نشان میدهد که زیرساختهای مبتنی بر بلاکچین دیگر صرفاً یک فناوری آزمایشی نیستند و میتوانند در مقیاس بسیار بزرگی فعالیت کنند.
اما داستان استیبلکوینها فقط به انتقال سریعتر پول محدود نمیشود.
شرکت تتر، یکی از بزرگترین صادرکنندگان استیبلکوین در جهان، حدود ۱۴۱ میلیارد دلار اوراق بدهی دولت آمریکا در اختیار دارد.
این اعداد را کنار هم بگذارید: شرکتی که توکنهایی با پشتوانه دلار منتشر میکند، حالا خودش به یکی از ارکان مهم بازار بدهی دولت آمریکا تبدیل شده است. این اتفاق بهخوبی نشان میدهد که مرز میان دنیای ارزهای دیجیتال و نظام مالی سنتی تا چه اندازه در حال کمرنگ شدن است.
از طرف دیگر، دولت آمریکا در سال ۲۰۲۵ قانونی برای تنظیم فعالیت استیبلکوینها تصویب کرد و بانکهایی که زمانی با تردید به این فناوری نگاه میکردند، حالا به فکر عرضه محصولات مشابه افتادهاند.
به نظر میرسد رقابت اصلی دیگر فقط بر سر ساخت یک ارز دیجیتال جدید نیست. مسئله این است که پول در آینده از چه مسیری منتقل میشود و چه کسی این مسیر را در اختیار دارد.
تغییر دوم: توکنیزهسازی داراییها: وقتی برای خرید یک ساختمان، لازم نیست صاحب تمام آن شوید
تا اینجا درباره دیجیتالی شدن پول صحبت کردیم. اما تغییر بزرگتر زمانی اتفاق میافتد که خود داراییهایی که با آنها ثروت میسازیم هم به توکن تبدیل شوند.
به این فرایند توکنیزهسازی میگویند. شاید اسمش کمی پیچیده باشد، اما ایده پشت آن ساده است: یک دارایی واقعی، مثل ساختمان، اوراق قرضه دولتی، سهام یک شرکت یا حتی شمش طلا را به توکنهای دیجیتالی تبدیل کنیم تا افراد بتوانند مالک تمام یا بخشی از آن باشند.
برای مثال، تصور کنید میخواهید در بازار املاک توکیو سرمایهگذاری کنید. در روش سنتی، خرید یک آپارتمان به سرمایه زیادی نیاز دارد. اما اگر مالکیت آن ساختمان به توکنهای کوچکتری تقسیم شود، ممکن است بتوانید با مبلغی بسیار کمتر، سهمی از آن را در اختیار بگیرید.
همین اتفاق میتواند برای اوراق قرضه، سهام شرکتها و داراییهای دیگر هم رخ دهد. بهجای اینکه مجبور باشید یک دارایی کامل بخرید، میتوانید بخش کوچکی از آن را داشته باشید.
البته یک نکته مهم را نباید فراموش کرد: هر توکنی الزاماً به معنای مالکیت مستقیم و بدون محدودیت یک دارایی واقعی نیست. اینکه دقیقاً چه حقی در اختیار شما قرار میگیرد، به ساختار حقوقی، پلتفرم عرضهکننده و قوانین مربوط به آن بستگی دارد.
بااینحال، اصل ایده میتواند دسترسی به بازارهایی را که پیشتر به سرمایههای بزرگ نیاز داشتند، برای افراد بیشتری فراهم کند.
این تحول دیگر فقط در حد یک ایده نیست. شرکتهای بزرگ مالی هم وارد میدان شدهاند. بلکراک (BlackRock)، بزرگترین شرکت مدیریت دارایی جهان، صندوقی توکنیزهشده راهاندازی کرده که ارزش آن از ۲.۵ میلیارد دلار عبور کرده است. بورس نیویورک نیز در حال توسعه بستری برای معامله شبانهروزی اوراق بهادار توکنیزهشده است.
لری فینک (Larry Fink)، مدیرعامل بلکراک، درباره آینده بازارهای مالی میگوید:
نسل بعدی بازارها، توکنیزهسازی اوراق بهادار خواهد بود.
این جمله از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد توکنیزهسازی دیگر فقط دغدغه فعالان بازار ارزهای دیجیتال نیست بلکه شرکتهای بزرگ در سایر بازارهای مالی هم به این نتیجه رسیدهاند که ممکن است بخش مهمی از معاملات آینده روی زیرساختهای دیجیتال انجام شود.
همچنین برآورد میشود تا طی یک دهه آینده، ارزش داراییهای واقعی توکنیزه شده به ۱۶ تا ۳۰ تریلیون دلار برسد.
اما این تغییر برای شما چه معنایی دارد؟
تا همین چند سال پیش، سرمایهگذاری در بعضی بازارها به سرمایه اولیه زیادی نیاز داشت. اگر میخواستید صاحب ملک شوید، باید پول خرید یک ملک کامل را فراهم میکردید. اگر هم قصد داشتید در یک دارایی خاص سرمایهگذاری کنید، ممکن بود حداقل مبلغ ورود به آن بازار برایتان بالا باشد.
توکنیزهسازی میتواند این محدودیت را تا حدی کاهش دهد. ممکن است در آینده بتوانید بخش کوچکی از یک صندوق سرمایهگذاری، یک ساختمان یا یک پروژه انرژی خورشیدی را در اختیار داشته باشید و سهم خود را آسانتر معامله کنید.
در چنین شرایطی، ثروت دیگر فقط عددی در حساب بانکی نیست؛ بلکه مجموعهای از سهمهای کوچک در داراییهایی است که میتوانند برای شما ارزشآفرینی کنند.
تغییر سوم: هوش مصنوعی و ایجنتهای مالی: وقتی هوش مصنوعی بهجای شما خرید میکند
تصور کنید یک دستیار هوش مصنوعی دارید که فقط به سوالهایتان جواب نمیدهد، بلکه میتواند با اجازه شما بخشی از کارهای مالیتان را هم انجام دهد.
مثلاً به او میگویید: «اگر قیمت بلیت هواپیما به کمتر از ۲۰۰ دلار رسید، آن را بخر.» یا از او میخواهید هزینههای ماهانهتان را بررسی کند و راهی برای کاهش آنها پیدا کند.
در این حالت، هوش مصنوعی دیگر فقط یک ابزار برای جستوجو و تحلیل نیست؛ بلکه میتواند به نمایندگی از شما اقدام کند.
به چنین نرمافزارهایی ایجنتهای هوش مصنوعی (AI Agent) یا هوش مصنوعی عامل گفته میشود. حالا تصور کنید این ایجنتها به کیف پول دیجیتال هم دسترسی داشته باشند و بتوانند پرداخت انجام دهند. این ایده یکی از تغییرات مهمی است که ممکن است در سالهای آینده شکل اقتصاد را عوض کند.
برای مثال، پروتکل x402 این امکان را فراهم میکند که نرمافزارها برای دریافت خدمات دیجیتال، مانند دسترسی به داده یا استفاده از توان پردازشی، بهصورت خودکار پرداخت کنند. این پروتکل از کد وضعیت HTTP 402 با عنوان «نیاز به پرداخت» الهام گرفته است؛ کدی که از روزهای اولیه وب وجود داشت، اما استفاده گستردهای پیدا نکرده بود.
پرداختهای x402 میتوانند با استیبلکوین انجام شوند و مبلغ آنها حتی از یک سنت هم کمتر باشد. به این ترتیب، نرمافزارها میتوانند برای دریافت یک خدمت کوچک، بدون نیاز به دخالت مستقیم انسان، هزینه آن را بپردازند.
گزارشها از بیش از ۵۰ میلیون پرداخت خرد از طریق این پروتکل توسط عاملهای هوش مصنوعی حکایت دارند. شرکتهایی مانند گوگل، ویزا، مسترکارت، استرایپ و پیپل نیز در سال ۲۰۲۶ استانداردهای پرداخت مخصوص این عاملها را معرفی کردهاند.
اما این قابلیت در عمل چه تغییری ایجاد میکند؟
فرض کنید عامل هوش مصنوعی شما قرار است بخشی از هزینههای زندگیتان را مدیریت کند. میتواند قیمت بلیتها را بررسی کند و بهمحض رسیدن به قیمت مناسب، خرید را انجام دهد. میتواند هزینه خدمات مختلف را مقایسه کند و برای کاهش مخارج شما اقدام کند.
در مقیاسی بزرگتر، یک نرمافزار هوشمند میتواند برای اجرای وظایف خود، توان پردازشی موردنیازش را از یک سرویس دیگر بخرد و هزینه آن را بپردازد. یا با اجازه مالک، ظرفیت بلااستفاده یک دارایی دیجیتال را در اختیار دیگران قرار دهد و از این طریق درآمد کسب کند.
در چنین اقتصادی، پول فقط برای خریدهای بزرگ و تصمیمهای انسانی استفاده نمیشود. پرداختهای کوچک و پرتعداد هم میتوانند بهصورت خودکار انجام شوند؛ پرداختهایی که مدیریت تکتک آنها برای یک انسان دشوار است.
البته این به معنای آن نیست که ایجنتهای هوش مصنوعی امروز میتوانند بدون نظارت، تمام امور مالی شما را مدیریت کنند. امنیت کیف پول، تعیین مجوزها، جلوگیری از پرداختهای ناخواسته و امکان لغو دسترسی همچنان از مسائل مهم این حوزه هستند.
بااینحال، اگر این زیرساختها توسعه پیدا کنند، ممکن است در آینده بخشی از فعالیتهای اقتصادی را نرمافزارهایی انجام دهند که نهتنها تصمیم میگیرند، بلکه توان پرداخت و دریافت پول را هم دارند.
تغییر چهارم: پولی که از قوانین پیروی میکند: وقتی پول میتواند بگوید کجا و چگونه خرج شود
در کنار استیبلکوینها و عاملهای هوش مصنوعی، دولتها هم در حال توسعه شکل دیگری از پول دیجیتال هستند و میخواهند ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) را عرضه کنند.
این ارزها نسخه دیجیتالی پول رسمی یک کشور هستند که مستقیماً توسط بانک مرکزی منتشر میشوند. برخلاف بیتکوین یا بسیاری از رمزارزهای دیگر، ارزش آنها به پول ملی وابسته است و مدیریت آنها در اختیار نهادهای پولی کشور قرار دارد.
این ایده دیگر محدود به چند کشور نیست. ۱۳۴ کشور که حدود ۹۸ درصد اقتصاد جهان را تشکیل میدهند، در حال بررسی یا توسعه ارز دیجیتال بانک مرکزی هستند درحالیکه این رقم در سال ۲۰۲۰ تنها ۳۵ کشور بود. در چین نیز یوان دیجیتال تا زمان انتشار این مطلب حدود ۲.۳ تریلیون دلار تراکنش را پردازش کرده است.
اما ویژگی مهم این نوع پول فقط دیجیتالی بودن آن نیست؛ بلکه قابلیتی است که میتواند نحوه استفاده از پول را تغییر دهد و آن برنامهپذیری است.
پول برنامهپذیر (Programmable Money) را میتوان به شکلی طراحی کرد که پرداختهای آن تابع شرایط و محدودیتهای مشخصی باشند. برای مثال، دولت میتواند کمکهزینهای را بهگونهای پرداخت کند که فقط برای خرید کالاهای ضروری قابل استفاده باشد. یا مبلغی را در اختیار افراد قرار دهد که تنها تا زمان مشخصی اعتبار داشته باشد.
از نگاه دولتها، چنین قابلیتی میتواند مزایای مهمی داشته باشد. کمکهای مالی را میتوان هدفمندتر توزیع کرد، هزینههای عمومی را بهتر مدیریت کرد و احتمال استفاده نادرست از بعضی پرداختها را کاهش داد.
اما همین ویژگی، روی دیگری هم دارد که نمیتوان نادیده گرفت.
اگر برای پول محدودیت زمانی یا مکانی تعیین شود، ممکن است افراد نتوانند آزادانه درباره نحوه خرج کردن دارایی خود تصمیم بگیرند. در یک سناریوی افراطی، نهاد صادرکننده میتواند دسترسی به بخشی از دارایی افراد را مسدود کند یا استفاده از آن را به شرایط خاصی وابسته سازد.
به همین دلیل، پول برنامهپذیر هم میتواند ابزاری برای افزایش کارایی باشد و هم به ابزاری برای کنترل بیشتر تبدیل شود. تفاوت این دو سناریو به این بستگی دارد که چه کسی قوانین را تعیین میکند، چه محدودیتهایی وجود دارد و کاربران تا چه اندازه بر دارایی خود اختیار دارند.
جالب اینکه آمریکا در سال ۲۰۲۵ مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. این کشور توسعه یک دلار دیجیتال عمومی از سوی فدرال رزرو را ممنوع و بهجای آن بر استیبلکوینهای خصوصی تمرکز کرد.
این تفاوت نشان میدهد آینده پول دیجیتال در همه کشورها یکسان نخواهد بود. برخی دولتها ممکن است به دنبال کنترل مستقیمتر زیرساخت پول باشند و برخی دیگر ترجیح دهند بخش بزرگتری از این نقش را به شرکتهای خصوصی واگذار کنند.
تصویر بزرگتر: پس چه چیزی جای ثروت را میگیرد؟
اگر این چهار تحول را کنار هم قرار دهیم، میتوانیم تصویر روشنتری از آینده احتمالی پول و ثروت داشته باشیم.
پول نقد به داراییهای دیجیتالی تبدیل میشود که میتوانند در هر لحظه جابهجا شوند. داراییهایی مثل اوراق قرضه، املاک و سهام به توکنهایی تبدیل میشوند که امکان مالکیت سهمی از آنها را فراهم میکنند. عاملهای هوش مصنوعی بخشی از پرداختها، خریدها و فعالیتهای اقتصادی را به نمایندگی از ما انجام میدهند. و پول نیز میتواند به شکلی برنامهپذیر دربیاید و از قوانین و محدودیتهای مشخصی پیروی کند.
در چنین شرایطی، شاید تعریف سنتی ثروت دیگر بهتنهایی کافی نباشد.
تا امروز، وقتی از ثروت حرف میزدیم، معمولاً منظورمان این بود که چه مقدار پول یا دارایی داریم. اما در آینده، شاید سوالات مهمتری مطرح شوند:
چه داراییهایی در اختیار داریم؟ این داراییها از چه زیرساختی استفاده میکنند؟ چه کسی بر آن زیرساخت مسلط است؟ و آیا میتوانیم آزادانه درباره نحوه استفاده از داراییهای خود تصمیم بگیریم؟
به بیان دیگر، ثروت ممکن است از یک دارایی ثابت به مجموعهای از داراییهای در حال حرکت تبدیل شود؛ داراییهایی که میتوانند در بازارهای مختلف معامله شوند، درآمد ایجاد کنند یا بهصورت خودکار برای اهداف مشخصی به کار گرفته شوند.
این تغییر به معنای بیاهمیت شدن پسانداز یا پول نقد نیست. بلکه نشان میدهد در کنار میزان دارایی، شکل نگهداری و امکان استفاده از آن نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
لایه پنهان ماجرا: چه کسی زیرساخت پول را در اختیار دارد؟
در میان تمام این تحولات، یک سوال مهم وجود دارد که کمتر به آن توجه میشود: اگر پول و داراییها به زیرساختهای دیجیتال منتقل شوند، چه کسی مالک و مدیر این زیرساختها خواهد بود؟
تاریخ اقتصاد نشان میدهد قدرت فقط در اختیار کسانی نیست که بیشترین دارایی را دارند؛ گاهی کسانی که مسیر انتقال داراییها را کنترل میکنند، نقش مهمتری ایفا میکنند.
در دنیای جدید نیز ممکن است بخش مهمی از قدرت اقتصادی در اختیار سه گروه قرار بگیرد:
۱- صادرکنندگان استیبلکوین و شبکههای بلاکچینی: شرکتهایی که توکنهای وابسته به ارزهای سنتی را منتشر میکنند و شبکههایی که انتقال این داراییها روی آنها انجام میشود.
۲- پلتفرمهای توکنیزهسازی: شرکتهای مالی و بازارهایی که امکان تبدیل داراییهای سنتی به توکن و معامله آنها را فراهم میکنند.
۳- توسعهدهندگان زیرساخت پرداخت ایجنتهای هوش مصنوعی: شرکتهایی که استانداردها و ابزارهای لازم برای پرداخت خودکار نرمافزارها را توسعه میدهند.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از فعالان این حوزه، همان شرکتهایی هستند که در نظام مالی سنتی قدرت زیادی دارند.
به بیان دیگر، بانکهای بزرگ و موسسات مالی لزوماً قرار نیست با ظهور این فناوریها از بین بروند. ممکن است بهجای مقاومت در برابر تغییر، خودشان به بخشی از زیرساختهای جدید تبدیل شوند.
دو مسیر متفاوت برای آینده پول
این تحولات را نباید از ابتدا بهعنوان اتفاقاتی کاملاً مثبت یا کاملاً منفی در نظر گرفت. فناوریهای مالی جدید میتوانند هم فرصتهای بزرگی ایجاد کنند و هم خطرهای جدی به همراه داشته باشند.
در یک سناریو، این فناوریها میتوانند دسترسی به خدمات مالی را برای افراد بیشتری فراهم کنند. تصور کنید یک کشاورز در کنیا و یک طراح در برلین بتوانند از زیرساختی مشترک برای انتقال پول، سرمایهگذاری و کسب درآمد استفاده کنند؛ آن هم بدون اینکه برای هر تراکنش به چندین واسطه و بانک نیاز داشته باشند.
در چنین شرایطی، افراد بیشتری میتوانند به بازارهایی دسترسی پیدا کنند که پیشتر ورود به آنها به سرمایه زیاد یا ارتباطات مالی خاصی نیاز داشت.
اما سناریوی دیگری نیز وجود دارد.
اگر تمام داراییها و تراکنشها از مسیرهایی عبور کنند که تحت نظارت و کنترل نهادهای محدود هستند، امکان ردیابی و محدود کردن فعالیتهای مالی نیز افزایش پیدا میکند. پولی که بتوان آن را بهراحتی منتقل کرد، ممکن است به همان اندازه بهراحتی مسدود شود یا تحت محدودیت قرار بگیرد.
بنابراین، تفاوت میان یک نظام مالی فراگیر و یک نظام مالی بیشازحد کنترلگر، لزوماً در فناوری مورد استفاده نیست؛ بلکه به نحوه طراحی آن، قوانین حاکم بر آن و میزان اختیاری بستگی دارد که برای کاربران در نظر گرفته میشود. هر دو مسیر نیز ممکن است بهصورت همزمان در کشورهای مختلف در حال شکلگیری باشند.
ابزار کاربردی: بهجای شمردن ثروت، آن را نقشهبرداری کنید
اگر قرار باشد از تمام این تحولات یک نکته کاربردی به خاطر بسپارید، این است: در دنیایی که ثروت شکل پیچیدهتری پیدا میکند، دانستن میزان داراییتان بهتنهایی کافی نیست.
برای درک بهتر وضعیت مالی خود، میتوانید سه سوال زیر را در نظر بگیرید:
۱- ثروت من به چه شکلی نگهداری میشود؟ چه مقدار از دارایی من به شکل پول نقد یا سپرده بانکی است و چه مقدار در داراییهایی قرار دارد که میتوانند ارزشآفرینی کنند؟
۲- داراییهای من از چه زیرساختی استفاده میکنند؟ آیا برای انتقال یا مدیریت داراییهایم به یک بانک، پلتفرم یا شبکه مشخص وابسته هستم؟ چه کسی این زیرساخت را اداره میکند؟
۳- چه کسی میتواند دسترسی من به داراییهایم را محدود کند؟ چه قوانین، مجوزها یا محدودیتهایی بر داراییهای من اعمال میشود؟ آیا در صورت تغییر شرایط، همچنان میتوانم به آنها دسترسی داشته باشم؟
این سوالات قرار نیست شما را به خرید یک رمزارز یا سرمایهگذاری در یک فناوری خاص سوق دهند. هدف آنها این است که نگاه دقیقتری به ساختار ثروت خود داشته باشید و بدانید داراییهایتان چگونه و تحت چه شرایطی قابل استفاده هستند.
در واقع، شاید کسانی که در یک دهه آینده ثروت بیشتری میسازند، لزوماً افرادی نباشند که زودتر از دیگران یک ارز دیجیتال خاص را شناسایی کردهاند. ممکن است برندههای اصلی کسانی باشند که زودتر از دیگران سازوکار اقتصاد دیجیتال را درک کردهاند و میدانند ارزش و قدرت در این اقتصاد چگونه توزیع میشود.
جمعبندی: پول از بین نمیرود، شکل آن تغییر میکند
۱۰ سال زمان چندان طولانیای نیست. بااینحال، زیرساختهایی که ممکن است آینده پول را شکل دهند، همین حالا در حال توسعه هستند؛ درحالیکه بخش زیادی از توجه بازار همچنان به قیمت بیتکوین و نوسانات روزانه ارزهای دیجیتال معطوف است.
برای درک این آینده، لازم نیست همین امروز دارایی جدیدی بخرید یا درباره اینکه کدام رمزارز برنده نهایی خواهد بود، تصمیم بگیرید. مهمتر از همه این است که تغییرات را بشناسید و بدانید چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
پول قرار نیست ناپدید شود. اما ممکن است بهتدریج از چیزی که در حساب بانکی نگه میداریم، به ابزاری تبدیل شود که در شبکهای از داراییها، نرمافزارها و زیرساختهای دیجیتال جریان دارد.
در چنین دنیایی، شاید تعریف ثروتمند بودن نیز تغییر کند و دیگر فقط این سوال مطرح باشد که چقدر پول دارید؛ بلکه باید بدانید این پول کجاست، چگونه کار میکند و چه میزان اختیار بر آن دارید.
بنابراین، شاید مهمترین نکته برای درک آینده اقتصاد، توجه به زیرساختهایی باشد که پول از مسیر آنها حرکت میکند، نه صرفاً قیمت داراییهایی که روی آنها معامله میشوند.

متخصصان بازیابی، قفل کیف پول ۱ میلیارد دلاری ارز دیجیتال را میشکنند اما فقط ۱۰ دلار در آن پیدا میکنند
21 شهریور 1405 - 16:00
متخصصان بازیابی ارز دیجیتال فاش میکنند که چگونه کیف پولها، رمزهای عبور و عبارات بازیابی (Seed phrases) گمشده گاهی اوقات قابل بازیابی هستند اما اگر از همان ابتدا پولی در آنجا نبوده باشد، این کار هیچ کمکی نمیکند.
به گزارش میهن بلاکچین، وقتی در سال ۲۰۲۱ مشتری به نام «راستی» با متخصص بازیابی ارز دیجیتال، کریس بروکس، تماس گرفت، گفت که او و دو نفر دیگر در یک پرونده دادگاهی ۵,۰۰۰ بیتکوین برنده شدهاند که در آن زمان حدود ۵۳ میلیون دلار ارزش داشت.
آنها بلافاصله یک تماس ویدیویی در زوم ترتیب دادند تا درباره این پرونده صحبت کنند.
بروکس، بنیانگذار و مدیرعامل CryptoAssetRecovery.com میگوید:
سه نفر در تماس بودند و یکی از آنها گوشی خود را بالا نگه داشت. چیزی حدود ۵۳ میلیون دلار در یک آدرس بیتکوین وجود داشت.
این مردان ادعا میکردند که میتوانند هفتهای تا ۳۰۰ هزار دلار برداشت کنند، اما میخواستند کل این ثروت را بیرون بکشند. اگر بروکس و پسرش، چارلی، برای کمک به شکستن قفل کیف پول به جورجیا پرواز میکردند، آنها را میلیونر میکردند.
بروکس و پسرش بلیت هواپیما خریدند و روز بعد به آنجا رفتند.
هنگام صرف ناهار، راستی، که یک کهنهسرباز ۱۹۰ سانتیمتری ارتش بود، فاش کرد که این کیف پول فقط شامل ۵۰۰۰ بیتکوین نیست.
راستی گوشی خود را بیرون میآورد و یک میلیارد دلار اتریوم به ما نشان میدهد و آنجا بود که با خودم گفتم، خب، یک اتفاق خیلی عجیب در حال رخ دادن است.
سپس این مردان حدود یک ساعت رانندگی کردند تا به یک مرکز خرید کوچک متعلق به یکی از خودشان رسیدند، در آنجا به دفتر پشتی رفتند و دفترچههایی حاوی دهها عبارت بازیابی به آنها داده شد. این پدر و پسر تمام روز را صرف باز کردن کیف پولها کردند.
آنها فقط حدود ۱۰ دلار بیتکوین پیدا کردند.
بروکس هرگز متوجه نشد که آیا کیف پولهایی که به آنها داده شده بود قبلاً دارای آن مقدار بیتکوین یا اتریومی که راستی ادعا میکرد بودهاند یا خیر. هزینه بلیتهای پرواز آنها نیز هرگز بازپرداخت نشد.
بروکس اکنون مشکوک است که راستی قربانی کلاهبردارانی شده بود که او را متقاعد کرده بودند ثروت هنگفتی از ارز دیجیتال دارد، در حالی که اینطور نبود.
این یک درس اولیه برای کسبوکار بازیابی ارز دیجیتال آنها بود.
گاهی اوقات ارز دیجیتال گم میشود. گاهی اوقات کیف پول گم میشود. گاهی اوقات رمز عبور گم میشود.
و گاهی اوقات، معلوم میشود که از همان ابتدا اصلاً پولی در آنجا نبوده است.
گم کردن ارز دیجیتال همیشه به معنای از دست رفتن آن نیست
برای متخصصان بازیابی کیف پول، «ارز دیجیتال گمشده» میتواند به معنای چندین چیز کاملاً متفاوت باشد.
آنها بیتکوین را از بلاکچین بازیابی نمیکنند؛ بلکه اطلاعات مورد نیاز برای دسترسی به کیف پولی که از قبل وجود دارد را بازیابی میکنند.
در حالی که ممکن است شخصی یک کیف پول سختافزاری را دور انداخته باشد، رمز عبور یا بخشی از عبارت بازیابی خود را فراموش کرده باشد، هیچیک از این موارد لزوماً به این معنی نیست که ارز دیجیتال موجود در آن ناپدید شده است.
برونو کراوس، همبنیانگذار و مدیر ارشد فنی شرکت بازیابی ReWallet، به این مجله میگوید:
اگر چند کلمه را گم کردهاید، اغلب میتوانید آنها را بازیابی کنید.
استاندارد عبارت بازیابی BIP39 بیتکوین از لیستی شامل ۲۰۴۸ کلمه استفاده میکند که یعنی اگر کسی بیشتر کلمات را بداند، متخصصان گاهی اوقات میتوانند به طور سیستماتیک احتمالات باقیمانده را جستجو کنند. هرچه قطعات کمتری گم شده باشند، حل این پازل قابلمدیریتتر است.
بازیابی رمز عبور نیز میتواند تقریباً به همین شکل کار کند.
استاندارد BIP39 بیتکوین از یک لیست ۲۰۴۸ کلمهای استفاده میکند. منبع: گیتهاب (GitHub)
کراوس میگوید ReWallet یک بار پس از مهندسی معکوس یک تولیدکننده رمز عبور معیوب، رمز عبوری ۲۰ کاراکتری را که از حدود ۳ میلیون دلار محافظت میکرد، بازیابی کرد.
در موارد دیگر، کار کمتر به تکنیکهای فنی و بیشتر به درک نحوه ساخت رمز عبور توسط یک شخص خاص بستگی دارد.
این به معنای پرسیدن سوالاتی از مشتریان درباره علایق شخصی مانند غذاها و مکانهای مورد علاقه، نام و تاریخ تولد فرزندان، نقاط عطف زندگی یا خاطرات است.
او میگوید در یک مورد، مشتری متقاعد شده بود که از نام فرزندانش استفاده کرده است، اما بعداً به یاد آورد که رمز عبور در واقع یک شماره تلفن مرتبط با یک سرویس تحویل محلی بوده است:
او نمیدانست چرا، اما وقتی به آن فکر کرد متوجه شد و گفت، آهان، به این خاطر بود که در آن روز بستهای را در فروشگاه تحویل گرفتم و با خودم فکر کردم که خب، این میتواند یک رمز عبور خوب باشد.
عبارات عبور (Passphrases) لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه میکنند
بنت، مدرس بیتکوین که امنیت کیف پول را بررسی کرده است، میگوید دستهبندی گیجکننده دیگری، یعنی پس فریز (Passphrase) نیز وجود دارد.
عبارت عبور، اطلاعات اضافهای است که روی یک سید (Seed) قرار میگیرد. اگر یک عبارت عبور متفاوت وارد کنید، لزوماً پیام خطا دریافت نمیکنید. بلکه به سادگی یک کیف پول معتبر دیگر دریافت میکنید. او به مجله میگوید:
یک عبارت عبور اشتباه خطا نمیدهد؛ بلکه با موفقیت وارد میشود و موجودی صفر را به شما نشان میدهد.
بنابراین ممکن است شما عبارت بازیابی درستی داشته باشید و آن را درست وارد کنید، اما همچنان فکر کنید که بیتکوینهایتان ناپدید شدهاند.
عبارات عبور همچنین هیچ ویژگی برای محافظت کاربران از خودشان ندارند؛ هیچ لیست ۲۰۴۸ کلمهای معتبری وجود ندارد، هیچ چکسامی (checksum) در کار نیست. بنابراین اگر عبارت عبور را فراموش کردهاید، اساساً دوباره با همان سوال روبهرو میشوید: عبارت عبور شما چقدر تصادفی بوده است؟ اگر به اندازه کافی تصادفی باشد، اغلب راهی برای بازیابی آن وجود ندارد.
در مورد کیف پولهای سختافزاری گمشده یا خراب، حتی داشتن دستگاه خراب نیز همیشه کمک زیادی نمیکند. اگر عبارت بازیابیِ پشتیبانِ کیف پول باقی مانده باشد، کلیدها عموماً میتوانند در دستگاه دیگری بازیابی شوند.
به همین دلیل است که متخصصان بازیابی لزوماً به سختافزار اصلی نیاز ندارند، بلکه به اطلاعات کافی برای بازسازی دسترسی به کلیدها نیاز دارند.
بازیابی همچنین میتواند به معنای اصلاح اشتباهات باشد تا بازیابی یک کیف پول گمشده. ارزهای دیجیتال ارسالشده به بلاکچین اشتباه، مانند ارسال BNB به شبکه اتریوم، گاهی اوقات قابل بازیابی هستند، به شرطی که کیف پول گیرنده تحت کنترل کاربر باشد.
بروکس میگوید شرکت Crypto Asset Recovery برای شکستن قفل بیش از ۳۰۰۰ کیف پول متعلق به حدود ۱۵۰۰ نفر قرارداد بسته و توانسته رمز عبور حدود ۶۳ درصد از آنها را بشکند.
گاهی اوقات واقعاً آن را از دست دادهاید
با این حال، یک مرز سخت و غیرقابلعبور وجود دارد. بنت میگوید:
اگر سید (عبارت بازیابی) شما کاملاً تصادفی باشد و آن را به طور کامل گم کنید، بیتکوین شما از دست رفته است.
این یکی از معاوضههای (Trade-offs) اساسی در حضانت شخصی (Self-custody) است. کیف پول بیتکوین دارای سیستم بازیابی به سبک بانکها یا یک مدیر مرکزی نیست که بتواند هویت شما را تأیید و حسابتان را بازیابی کند.
لوسین بوردون، تحلیلگر بیتکوین در شرکت سازنده کیف پول سختافزاری ترزور (Trezor)، این موضوع را حتی رکتر بیان میکند. اگر پشتیبان کیف پول گم شود و کیف پولِ حاوی کلیدها غیرقابل دسترس باشد، «هیچ شرکت بازیابی نمیتواند کمک کند.» او هشدار میدهد:
اگر آنها میتوانستند این کار را بکنند، میشد کیف پول را هک کرد و مفهوم نگهداری شخصی اساساً به خطر میافتاد.
به لطف تصادفی بودن، کیف پولهای ارز دیجیتال حدس زدن یک کلید خصوصی را عملاً غیرممکن میکنند. در مورد اخیر کیف پول سختافزاری بیتکوین کلدکارد (Coldcard)، یک باگ نرمافزاری تصادفی بودن سید را در برخی از کیف پولها ضعیف کرد که باعث شد این سیدها بدون دسترسی فیزیکی، از طریق حملات بروت فورس (Brute-force) قابل حدس زدن باشند.
تولید ضعیف اعداد تصادفی مشکل جدیدی نیست. منبع: جیمسون لوپ (Jameson Lopp)
اما اگر یک سید یا کلید خصوصی که واقعاً تصادفی است کاملاً از بین رفته باشد، تعداد احتمالات بهقدری زیاد است که کاری نمیتوان کرد.
کراوس میگوید متخصصان بازیابی گاهی اوقات میتوانند مسیرهای فنی برای نفوذ به کیف پولهایی پیدا کنند که مالکان آنها تصور میکردند برای همیشه غیرقابلدسترس هستند و نرمافزارهای قدیمی کیف پول، فایلهای خراب، رمزهای عبور ضعیف تولید شده و آسیبپذیریهای سختافزاری همگی میتوانند فرصتهای غیرمعمولی ایجاد کنند:
در موارد خاص و استثنایی تسلیم نشوید.
متخصصان بازیابی گاهی میتوانند خودشان کلاهبردار باشند
یک طنز تلخ و ناخوشایند در تجارت بازیابی وجود دارد. شخصی که ممکن است بتواند به شما در بازیابی دسترسی به ارز دیجیتالتان کمک کند، دقیقاً به همان اطلاعاتی نیاز دارد که به هر کسی امکان دسترسی به آن را میدهد.
عبارت بازیابی مانند یک رمز عبور نیست که بتوان آن را پس از دیده شدن توسط شخص دیگری تغییر داد. هر کسی که پشتیبان لازم کیف پول را در اختیار داشته باشد، اغلب میتواند وجوه را کنترل کند.
این موضوع، انتخاب یک متخصص بازیابی را به خودی خود به یک تصمیم امنیتی تبدیل میکند. بوردون میگوید:
اگر تصمیم به انجام این کار گرفتید، به خوبی تحقیق کنید. به دنبال شرکتهایی باشید که سابقه واقعی و نظراتی دارند که میتوانید آنها را به مشتریان واقعی ردیابی کنید. بررسی کنید که آنها در صورت موفقیت دستمزد میگیرند، نه اینکه از پیش پول بخواهند و به محض اینکه دوباره به کیف پول دسترسی پیدا کردید، وجوه خود را به یک کیف پول جدید با پشتیبانگیری جدید منتقل کنید.
او میگوید کاربران همچنین باید مراقب هرگونه پیام ناخواستهای باشند که ادعا میکند شخصی میتواند وجوه آنها را بازیابی کند.
کراوس میگوید سایر علائم هشداردهنده شامل افرادی است که کاربران را به واتساپ میکشانند یا از آدرسهای ایمیل شخصی مانند جیمیل با آنها تماس میگیرند، درخواست پیشپرداخت میکنند یا از آنها میخواهند در یک صرافی حساب باز کنند.
شرکتهای بازیابی که درصدی از وجوه با موفقیت بازیابیشده را دریافت میکنند، غیرمعمول نیستند؛ اما پرداخت پول پیشاپیش به کسی که قول بازیابی کیف پول را میدهد، باید زنگ خطر را به صدا درآورد.
بروکس درس دیگری از پرونده راستی گرفت. در حالی که بازیابی ارزهای دیجیتال ممکن است یک کار فنی به نظر برسد، اما شخصی که معتقد است روی میلیونها یا میلیاردها دلار نشسته است نیز میتواند یک خطر امنیتی باشد.
شرکت Crypto Asset Recovery دیگر مانند مورد راستی برای ملاقات حضوری با مشتریان پرواز نمیکند. این شرکت اکنون پروندهها را از راه دور رسیدگی میکند و اطلاعات حساس کیف پول از طریق سیستمهای خودکار و ایزوله (Air-Gapped) پردازش میشود.
بروکس میگوید حدود ۷۱ درصد از کیف پولهایی که آنها قفلشان را میشکنند حاوی کمتر از ۱۰۰ دلار هستند و این شرکت برای بازیابی داراییهای زیر این مبلغ، هزینهای دریافت نمیکند.
اگر یک چیز وجود داشته باشد که او آرزو میکند کاربران ارزهای دیجیتال درباره بازیابی داراییها میدانستند، این است:
یاد بگیرید که اصلاً عبارت بازیابی چیست و چرا اهمیت دارد. این سادهترین راه برای اطمینان از این است که هرگز مجبور نخواهید شد با ما صحبت کنید.

چطور پروژه جنجالی LAPTOP هانتر بایدن یک ساعته ۹۹ درصد سقوط کرد؟
21 شهریور 1405 - 12:00
ارز دیجیتال LAPTOP که توسط هانتر بایدن (پسر رئیسجمهور سابق آمریکا) راهاندازی شده بود، در عرض تنها چند دقیقه پس از عرضه در چهارشنبه ۹ سپتامبر ۲۰۲۶، تقریباً تمام ارزش خود را از دست داد و یکی از سریعترین سقوطها را در تاریخ میمکوینها رقم زد.
به گزارش میهن بلاکچین، این توکن که قرار بود نمادی از «مقاومت و رستگاری» باشد، در عمل به یک حمام خون مالی برای سرمایهگذاران خرد تبدیل شد و گمانهزنیهای گستردهای را درباره وقوع یک کلاهبرداری از نوع راگ پول (Rug Pull) به همراه داشت.
ظهور یک میمکوین با طعم انتقام سیاسی
هانتر بایدن توکن LAPTOP را بر بستر بلاکچین Base (متعلق به کوینبیس) راهاندازی کرد.او در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به جنجالهای لپتاپ شخصیاش در سال ۲۰۲۰ نوشت: «آنها لپتاپ را به یک سلاح تبدیل کردند، من آن را به یک توکن تبدیل کردم».
هدف اعلامی این پروژه، بازپسگیری یک نماد رسانهای، ایجاد یک جامعه حمایتی و کمک به خیریهها بود. یکی از وعدههای این توکن، اختصاص ۲۰ درصد از کل عرضه به کسانی بود که در توکن جنجالی دونالد ترامپ (TRUMP) متضرر شده بودند. این توکن میان مشترکین خبرنامه ساباستک هانتر بایدن نیز رایگان توزیع شد.
گاهشمار یک فروپاشی سریع
عرضه این توکن با نوسانات و حجم معاملاتی غیرعادی همراه بود که در کمتر از ۶۰ دقیقه به یک فاجعه ختم شد:
زمان (۹ سپتامبر ۲۰۲۶)قیمت توکن $LAPTOPرویداد کلیدیدقیقه ۰-آغاز معاملات روی شبکه Base.دقیقه ۲۱۹۰.۸۱ دلاررسیدن به اوج قیمت. ارزشگذاری کاملاً رقیقشده (FDV) به ۱۴۴ میلیارد دلار رسید، در حالی که نقدینگی تنها ۴۸,۰۰۰ دلار بود!دقیقه ۶۰۴.۷۷ دلارسقوط ۹۸ درصدی قیمت. استخر نقدینگی در حدود ۲.۵ میلیون دلار تثبیت شد.
بیش از ۱۵ هزار کیف پول دیجیتال در این رویداد متضرر شدند. نیکولاس وایمن، مدیرعامل پلتفرم تحلیلی Bubblemaps، تخمین زد که ۸۰ درصد از خریداران پول خود را از دست دادهاند.
آیا این یک کلاهبرداری «راگ پول» بود؟
هانتر بایدن ادعا کرده است که این سقوط به دلیل کمبود نقدینگی اولیه و رقابت رباتهای اسنایپر (Sniper Bots) برای خرید زودهنگام بوده و اتهام «راگ پول» را رد کرده است. با این حال، بررسیهای شرکت اطلاعاتی Arkham حقایق دیگری را آشکار کرد:
توزیع مشکوک پیش از عرضه:یک هفته قبل از راهاندازی، ۱۰۰ میلیون توکن (۱۰ درصد از کل عرضه) به یک کیف پول چندامضایی مرتبط با پروژه ارسال شد.این کیف پول بلافاصله پس از عرضه، ۴۲.۵ میلیون توکن را در بازار به فروش رساند.
نقش بازارسازها:چهار روز پیش از آغاز معاملات، ۱۵.۵ میلیون توکن به بازارساز GSR منتقل شد که آنها نیز فروش توکنها را از همان لحظات اولیه آغاز کردند.
رانت دریافتکنندگان اولیه: مشترکین خبرنامه بایدن، هر کدام ۴۲۷۶ توکن رایگان دریافت کردند. در اوج قیمت، ارزش این توکنها برای هر نفر به حدود یک میلیون دلار میرسید و این افراد توانستند داراییهای رایگان خود را به سرعت فروخته و باعث ریزش بیشتر بازار شوند.
مکانیزمهای توکنومیکس
از یک میلیارد توکن صادر شده، ۳۰ درصد در اختیار بنیانگذاران (از جمله هانتر بایدن) قرار گرفت که برای ۶ ماه قفل شده است. ۳۰ درصد دیگر به یک سیستم پیشبینی بر روی ۳۰ رویداد مشخص جهانی گره خورده است. در صورت وقوع هر رویداد، توکنها سوزانده میشوند و در غیر این صورت به خیریه اهدا میگردند.
پروژه LAPTOP که به عنوان یک حرکت اجتماعی معرفی شده بود، عملاً به میدانی تبدیل شد که افراد مطلع و خودی میلیونها دلار سود بردند و سرمایهگذاران عادی تنها با ضررهای سنگین مواجه شدند.
نتیجه گیری
سرنوشت توکن LAPTOP نمونهای بارز از خطرات نهفته در بازار میمکوینهای مبتنی بر چهرههای سیاسی و سلبریتیها است. پروژههایی که با وعدههای بزرگ اجتماعی و خیریه آغاز به کار میکنند، اغلب به دلیل نقدینگی پایین، دخالت رباتهای معاملهگر و توزیع ناعادلانه توکن پیش از عرضه عمومی، به سرعت به ابزاری برای انتقال ثروت از کاربران عادی به افراد مطلع تبدیل میشوند. این فروپاشی یکساعته، زنگ خطری جدی برای سرمایهگذاران احساسی در فضای فاقد مقررات و بهشدت پرنوسان ارزهای دیجیتال به شمار میرود.

طلای آبشده، دستدوم یا سکه؟ کدام سود بیشتری دارد؟
20 شهریور 1405 - 20:00
بازار طلای ایران به عنوان یکی از سنتیترین، پیچیدهترین و در عین حال عمیقترین بازارهای مالی کشور، همواره نقش یک لنگرگاه امن را برای سرمایهگذاران در برابر نوسانات تورمی و کاهش ارزش پول ملی ایفا کرده است. در دورههایی که نااطمینانیهای اقتصاد کلان، انتظارات تورمی و نوسانات نرخ ارز به اوج خود میرسد، هدایت نقدینگی خرد و کلان به سمت داراییهای فیزیکی مبتنی بر طلا با شیب تندی افزایش مییابد. با این حال، پرسش بنیادین و چالش همیشگی سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی این است که در میان ابزارهای موجود در بازار فیزیکی (مسکوکات طلا، طلای آبشده و طلای دستدوم)، کدام یک حاشیه سود بالاتری را تضمین میکند و از منظر نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward Ratio) در نقطه بهینهتری قرار دارد.
پاسخ به این پرسش نیازمند کالبدشکافی دقیق مکانیزمهای قیمتگذاری، هزینههای معاملاتی (شامل اجرت، مالیات و حاشیه سود فروشنده)، ریسکهای کیفی و امنیتی، میزان نقدشوندگی و از همه مهمتر، رفتار تاریخی بازدهی این داراییها در چرخههای مختلف اقتصادی است. علاوه بر متغیرهای سنتی، در سالهای اخیر تغییرات رگولاتوری گستردهای نظیر اعمال قانون مالیات بر عایدی سرمایه، اصلاحیات قانون مالیات بر ارزش افزوده، ممنوعیتهای صنفی در حوزه طلای دستدوم، و ظهور پلتفرمهای آنلاین و ابزارهای نوین بورس کالا، معماری این بازار را به طور کامل دگرگون کرده است. این مقاله از میهن بلاکچین با رویکردی نهادی و کمی، به بررسی تطبیقی و جامع این سه کلاس دارایی میپردازد تا مدلهای بهینهسازی سبد سرمایهگذاری را برای فعالان این حوزه تبیین نماید.
مسکوکات طلا، نوسانات ساختاری، پدیده حباب و رفتار تودهای بازار
مسکوکات طلا (به ویژه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید یا امامی، نیمسکه، ربعسکه و سکههای گرمی) از دیرباز به دلیل استاندارد بودن عیار و وزن، برخورداری از بستهبندیهای امنیتی (وکیوم و هولوگرام) و ضرب انحصاری توسط بانک مرکزی، بالاترین سطح نقدشوندگی را در میان عامه مردم داشتهاند. با این وجود، سرمایهگذاری در مسکوکات تحت تأثیر شدیدترین نوسانات رفتاری بازار قرار دارد که در قالب پدیدهای به نام «حباب سکه» نمود پیدا میکند.
مکانیزم قیمتگذاری و مدلسازی ارزش ذاتی سکه
ارزشگذاری سکه در بازار ایران از یک فرمول مشخص ریاضی تبعیت میکند که در آن دو متغیر برونزا یعنی «قیمت جهانی هر اونس طلا» و «نرخ برابری دلار در بازار آزاد» نقش کلیدی ایفا میکنند. تمامی سکههای رسمی در ایران (اعم از طرح قدیم و جدید) با عیار ۲۱.۶ (یا همان ۲۲ عیار سنتی) ضرب میشوند که خلوص آن معادل ۹۰۰ از ۱۰۰۰ است. در مقابل، اونس جهانی طلا بر مبنای عیار ۲۴ (خلوص ۹۹۹) قیمتگذاری میشود.
برای محاسبه ارزش ذاتی سکه، ابتدا باید ارزش طلای خالص موجود در آن محاسبه شده و سپس هزینههای ضرب و مالیات قانونی به آن افزوده شود. فرمول استاندارد به شرح زیر است:
در این فرمول، عدد ۳۱.۱۰۳۴ وزن استاندارد یک اونس طلا به گرم است. ضریب ۰.۹ نشاندهنده نسبت تبدیل عیار سکه (۲۲) به اونس جهانی (۲۴) است. ضریب ۱.۰۹ نمایانگر ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده و سایر عوارض قانونی است که در ارزش پایه لحاظ میشود، و حق ضرب نیز کارمزدی متغیر (عموماً مبالغی نظیر ۵ الی ۷ هزار تومان یا بیشتر بسته به اعلامیههای ادواری) است که بانک مرکزی بابت تولید فیزیکی سکه اخذ مینماید.
نوع مسکوکوزن کل (گرم)وزن خالص طلا (گرم)عیار رسمیسکه تمام (امامی و بهار آزادی)۸.۱۳۳۷.۳۲۹۰۰ (۲۲ عیار)نیم سکه۴.۰۶۶۳.۶۶۹۰۰ (۲۲ عیار)ربع سکه۲.۰۳۳۱.۸۳۹۰۰ (۲۲ عیار)سکه یک گرمی۱.۰۱۰.۹۰۹۰۰ (۲۲ عیار)
جدول فوق نمایانگر اوزان استاندارد مسکوکات است که به عنوان پارامترهای ثابت در فرمول محاسبه ارزش ذاتی مورد استفاده قرار میگیرند.
حباب قیمتی و استراتژیهای مدیریت ریسک
اختلاف میان قیمت معاملاتی (تابلو) سکه در بازار آزاد و ارزش ذاتی محاسبهشده بر اساس فرمول پیشین، «حباب سکه» نامیده میشود. حباب میتواند مثبت (قیمت بازار بالاتر از ارزش ذاتی) یا منفی (قیمت بازار پایینتر از ارزش ذاتی) باشد. در اقتصاد ایران، به دلیل تمایل شدید به حفظ ارزش ریال و محدودیتهای قانونی در بازار ارز، تقاضای سفتهبازانه به سمت مسکوکات هجوم میآورد که به شکلگیری حبابهای مثبت سهمگین منجر میشود.
تحلیلهای بازار نشان میدهد که توزیع حباب در قطعات مختلف سکه متقارن نیست. به دلیل قدرت خرید پایینتر عامه مردم، تقاضا برای قطعات کوچکتر به مراتب بیشتر است. در مقاطعی از بازار (نظیر آبان ماه)، حباب ربع سکه تا ۳۸ درصد، حباب نیم سکه تا ۲۰ درصد و حباب سکه امامی در محدوده ۱۶ درصد ثبت شده است. این بدان معناست که خریدار ربع سکه، ۳۸ درصد مبلغ بیشتری نسبت به ارزش واقعی طلای موجود در آن پرداخت میکند.
سرمایهگذاری در داراییهای حبابدار مانند یک اهرم مالی (Leverage) عمل میکند. در دوران تورم انتظاری، حباب همگام با قیمت اونس و دلار متورم میشود و سود مرکبی را نصیب سرمایهگذار میکند که باعث برتری بازدهی سکه بر طلای خام میشود. اما خطر اصلی در فازهای تثبیت اقتصادی نهفته است. در چنین شرایطی، حتی با ثبات یا رشد ملایم اونس جهانی، تخلیه ناگهانی حباب (به دلیل افت تقاضا یا مداخلات بانک مرکزی) میتواند به زیان سرمایهگذار منجر شود. سیاستگذار پولی در سالهای اخیر از طریق مرکز مبادله ارز و طلای ایران و با برگزاری دهها جلسه حراج سکه (که در آن صدها هزار قطعه سکه تزریق شده است)، توانسته است شوکهای تقاضا را مهار کرده و حبابها را منقبض کند. از این رو، سکه ابزاری برای نوسانگیران کوتاهمدت با قدرت تحمل ریسک بالاست و برای سرمایهگذاران بلندمدت و ریسکگریز، طلای فیزیکی بدون حباب ارجحیت دارد.
طلای آبشده: حداکثرسازی سود در ساختار هزینه صفر
طلای آبشده (Melted Gold) حاصل فرآیند ریختهگری و ذوب طلاهای کهنه، متفرقه و دستدومی است که توسط شبکه خردهفروشی از مردم خریداری شده و برای بازگشت به چرخه تولید، به شکل مفتول یا قالبهای خام درآمده است. این دارایی به دلیل حذف ساختارهای هزینهای رایج در مصنوعات، خالصترین و اقتصادیترین شکل سرمایهگذاری فیزیکی محسوب میشود.
مدلهای قیمتگذاری: رمزگشایی از مفهوم «مظنه» و محاسبات آربیتراژی
برخلاف تصور عامه که قیمت طلا را بر مبنای گرمِ ۱۸ عیار میسنجند، در لایههای کلان بازار، بنکداریها و اتاقهای پایاپای (نظیر بازار سبزه میدان تهران)، واحد پایه برای ارزشگذاری و دادوستد «مظنه» است. مظنه در اصطلاح سنتی بازار ایران، به ارزش ریالی یک مثقال صیرفی از طلای ۱۷ عیار (با درجه خلوص ۷۰۵ از ۱۰۰۰) اطلاق میگردد. توجه به این نکته ضروری است که مثقال صیرفی معادل ۴.۶۰۸۳ گرم است که با مثقال شرعی (۳.۴۵۶ گرم) تفاوت بنیادین دارد و در معاملات تجاری صرفاً از مثقال صیرفی استفاده میشود.
ارتباط مظنه با قیمت اونس جهانی از طریق فرمول زیر تبیین میشود:
ضریب ۹.۵۷۴۲ در مخرج کسر، یک ثابت ریاضی است که از تبدیل وزن اونس (۳۱.۱۰۳۴ گرم) به مثقال صیرفی (۴.۶۰۸ گرم) و تعدیل عیار جهانی (۲۴) به عیار مبنای مظنه (۱۷ یا خلوص ۷۰۵) به دست میآید.
برای خردهفروشان و سرمایهگذاران خرد، تبدیل مظنه بازار عمدهفروشی به قیمت یک گرم طلای ۱۸ عیار (خلوص ۷۵۰) اهمیتی حیاتی دارد. فرمول تبدیل دقیق به شرح زیر است:
حاصل ضرب و تقسیم اعداد ثابت در این فرمول، به عدد مشهور و طلایی «۴.۳۳۱۸» ختم میشود که ابزار محاسباتی سریع در طلافروشیهاست:
این ساختار شفاف محاسباتی نشان میدهد که در معاملات طلای آبشده، قیمت دقیقاً منطبق بر ارزش ذاتی و وزن تبدیلی طلا محاسبه شده و هیچ حباب مضاعفی بر خریدار تحمیل نمیگردد.
مزیتهای رقابتی و تحلیل ریسکهای عملیاتی
مزیتهای استراتژیک:
۱. سودآوری مطلق و خالص: مهمترین مزیت طلای آبشده، حاشیه سود بالای آن به دلیل هزینه اولیه صفر است. در خرید طلای نو، خریدار علاوه بر بهای طلا، مبالغی بین ۱۵ تا ۳۰ درصد را به عنوان اجرت ساخت، ۷ درصد سود فروشنده و مالیات بر ارزش افزوده پرداخت میکند که به محض خروج از مغازه تبخیر میشود. طلای آبشده هیچکدام از این کسورات را ندارد و با یک حاشیه بسیار اندک (Spread) میان نرخ خرید و فروش بنکدار (عموماً کمتر از ۱ الی ۲ درصد) معامله میشود.
۲. نقدشوندگی بیقید و شرط: از آنجا که طلای آبشده ماده اولیه و شریان حیاتی کارگاههای طلاسازی است، تقاضا برای آن ماهیتی ساختاری دارد و در هر شرایطی از چرخههای تجاری، به سرعت و به قیمت تابلو قابل تبدیل به وجه نقد است.
۳. تطبیقپذیری با بودجه: برخلاف سکه که مقیاسهای وزنی گسسته و مشخصی دارد، طلای آبشده به صورت پیوسته و در هر وزن دلخواهی (از چند گرم تا شمشهای چند کیلویی) قابل تهیه است.
ریسکهای عملیاتی و کیفی:
۱. عدم قطعیت در خلوص: بزرگترین آسیبپذیری این بازار، احتمال تقلب در آلیاژ، وجود ناخالصی در مغز قالبهای آبشده، یا جعل مشخصات است. از آنجا که این طلا از ذوب اقلام متفرقه به دست میآید، عیار اولیه آن مشخص نیست و میتواند پایینتر یا بالاتر از ۱۸ باشد.
۲. الزامات تاییدیه و فرآیند ریگیری: برای مهار ریسک خلوص، قطعات آبشده باید فرآیند «ریگیری» (عیارسنجی در آزمایشگاههای معتبر زیر نظر اتحادیه طلا و جواهر) را طی کنند. پس از ذوب قطعهای کوچک از طلا و تعیین دقیق عیار، کدی چند رقمی به نام «انگ» روی آن حک میشود. سرمایهگذاران موظفند پیش از تسویه حساب، این کد را در سامانه ملی ریگیری استعلام کنند تا از تطابق وزن، نام آزمایشگاه و عیار اطمینان حاصل نمایند. خرید طلای فاقد انگ معتبر، قماری با سرمایه محسوب میشود.
۳. عدم کاربرد مصرفی: این دارایی کاملاً جنبه سرمایهگذاری دارد و برخلاف مصنوعات، هیچگونه کاربرد زینتی برای دارنده آن فراهم نمیکند.
طلای دستدوم
طلای مستعمل یا دستدوم، مصنوعاتی هستند که پس از استفاده توسط مصرفکنندگان قبلی، به چرخه خردهفروشی بازگشتهاند. در دهههای اخیر، این کلاس دارایی به دلیل حذف اجرت ساخت، جذابیت بالایی برای خانوادههای ایرانی داشته است تا ضمن حفظ ارزش پول، از جنبههای زینتی آن نیز بهرهمند شوند.
تحلیل هزینه فایده در برابر طلای آبشده
گرچه در طلای دستدوم هزینه «اجرت ساخت» حذف میشود، اما برخلاف طلای آبشده، ساختار هزینه آن کاملاً صفر نیست. واحدهای صنفی مجازند برای فروش طلای مستعمل، سود قانونی خود (معمولاً حدود ۷ درصد) را به همراه مالیات بر ارزش افزوده (که تنها بر همان سود ۷ درصدی اعمال میشود) از خریدار دریافت کنند. بنابراین، نقطه سربهسر (Break-even point) در سرمایهگذاری طلای دستدوم طولانیتر از طلای آبشده است.
با این حال، برای سرمایهگذاران خرد و مبتدی که فاقد تخصص لازم برای راستیآزمایی کدهای ریگیری در طلای آبشده هستند، خرید طلای دستدوم از واحدهای صنفی معتبر به همراه صدور فاکتور رسمی، حاشیه امنیت بسیار بالاتری را از حیث اصالت کالا فراهم میآورد.
دگردیسی قانونی: ممنوعیتهای نظام صنفی و پیامدهای بازار
یکی از تأثیرگذارترین تغییرات ساختاری بازار طلا در مقطع کنونی، ابلاغیههای سختگیرانه نهادهای نظارتی پیرامون معاملات طلای مستعمل است. اتاق اصناف ایران، وزارت صمت و کمیسیون تخصصی طلا و جواهر، در یک رویکرد هماهنگ، کد آیسیک (ISIC) مرتبط با فروش طلای مستعمل را از سامانه نوین اصناف به طور کامل حذف کردهاند.
هدف از این جراحی رگولاتوری، حمایت از صنعتگران و تولیدکنندگان داخلی، خروج کارگاههای طلاسازی از رکود بیسابقه، و مهمتر از آن، جلوگیری از جرایمی نظیر فروش طلاهای قاچاق، سرقتی یا با عیار غیرمجاز تحت پوشش طلای دستدوم بوده است. بر اساس این ضوابط، طلافروشان همچنان میتوانند طلای مستعمل را از آحاد جامعه بخرند تا نقدشوندگی دارایی مردم حفظ شود، اما اکیداً از بازفروش (باز توزیع) آن در ویترین مغازهها منع شدهاند و مکلفند این طلاها را منحصراً به کورههای ذوب برای تبدیل به طلای آبشده ارسال نمایند. این ممنوعیت قانونی، عرضه طلای دستدوم در کانالهای رسمی را عملاً متوقف کرده است. اگرچه معاملات زیرزمینی یا توافقی بین اشخاص حقیقی همچنان وجود دارد، اما محدودیت در شبکه توزیع رسمی باعث شده تا جذابیت این دارایی به عنوان یک ابزار سرمایهگذاری سیستماتیک به شدت افت کرده و جریان سرمایهها مستقیماً به سمت طلای آبشده، مسکوکات یا ابزارهای بورس کالا منحرف شود.
تحلیل تطبیقی بازدهی: شواهد تجربی و دادههای تاریخی
مغز استخوان این پژوهش، پاسخ به پرسش «کدام دارایی سود بیشتری دارد؟» است. دادههای متقن تاریخی نشان میدهد که رتبهبندی بازدهی این داراییها ایستا نیست و تابع مستقیمی از افق زمانی سرمایهگذاری و نوسانات حباب است.
افق ارزیابی و سناریودارایی با بازدهی برتردلیل برتری و تحلیل اقتصادیبازدهی در افق یکساله (کاهش التهابات ارزی)طلای آبشده / دستدومدر یک بازه یکساله مشخص، بازدهی طلای آبشده ۵۶٪ بیشتر از سکه گرمی و ۵۱٪ بیشتر از ربع سکه بوده است. علت این امر، تخلیه سنگین حباب قطعات کوچک سکه در پی عرضههای مرکز مبادله بوده است.بازدهی در افق یکساله (روند صعودی عمومی)طلای دستدوم و آبشدهمقایسه آمارها نشان میدهد بازدهی ۱۲۸ درصدی طلای دستدوم در برابر بازدهی ۷۸ درصدی سکه گرمی، کفه را به نفع داراییهای مبتنی بر وزن خالص سنگین کرده است.بازدهی در دورههای شوک و نوسان ارزی شدیدمسکوکات طلابه دلیل رفتار تودهای و افزایش تقاضا، حباب سکه به صورت اهرمی عمل کرده و در بازههای زمانی کوتاه (۱ تا ۶ ماهه در زمان شوکها)، بازدهی سکه امامی و نیمسکه از رشد طلای جهانی پیشی میگیرد.بازدهی در افق بلندمدت (۵ سال و بیشتر)طلای آبشدهحذف کامل ریسک تخلیه حباب و تمرکز بر ارزش ذاتی (دلار × اونس). در دورههای طولانی، انحراف معیار قیمتی طلای خام از سکه کمتر بوده و سود مرکب پایدارتری ارائه میدهد.
تحلیل و سنتز دادهها: رفتار بازار حاکی از یک قانون نانوشته است: «سکه برای سفتهبازی نوسانی، طلا برای حفظ ثروت». خریداران مسکوکات در واقع بر روی دو متغیر شرطبندی میکنند: نخست افزایش ارزش ذاتی طلا و دوم انبساط بیشتر حباب. این رویکرد در کوتاه مدت و در آستانه بحرانها بسیار سودآور است. اما در بازههای بلندمدت، نیروهای بازارساز (دولت و بانک مرکزی) همواره سعی در سرکوب حباب از طریق حراج و پیشفروش اوراق سلف دارند. از این رو، طلای آبشده که ذاتاً در برابر سیاستهای انقباضی حباب مصون است، بازدهی خالص، مستمر و با ثباتتری را برای سرمایهگذار به ارمغان میآورد.
محیط مالیاتی و قانونگذاری
سودآوری ناخالص، بدون در نظر گرفتن اصطکاکهای مالیاتی، تصویری گمراهکننده است. در اقتصاد کنونی، رژیمهای مالیاتی تعیینکننده نهایی سود خالص هستند.
تکامل قانون مالیات بر ارزش افزوده (VAT)
در گذشته، اخذ ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده از کل مبلغ فاکتور (شامل اصل طلا)، سرمایهگذاری در طلای نو و دستدوم را به شدت غیرمنطقی میکرد. با اصلاحیه استراتژیک ماده ۲۶ قانون در سال ۱۴۰۰، اصل طلا به عنوان یک کالای سرمایهای از شمول مالیات معاف شد. هماکنون (با لحاظ افزایش نرخ به ۱۰ درصد در قانون بودجه ۱۴۰۴)، مالیات تنها بر روی مؤلفههای خدمات شامل «اجرت ساخت، سود مغازهدار و حقالعمل» اعمال میگردد. این تغییر، مزیت رقابتی طلای آبشده (که فاقد سود فروشنده و اجرت است) را به حداکثر رسانده است، زیرا بار مالیاتی آن در عمل صفر است.
مالیات بر عایدی سرمایه (CGT) و الزامات سامانه مودیان
سیاستگذار اقتصادی با هدف سد کردن راه سفتهبازی و هدایت نقدینگی به بخشهای مولد، اجرای قانون مالیات بر عایدی سرمایه (Capital Gains Tax) را کلید زده است که سود حاصل از خرید و فروش داراییها (پس از تعدیل تورم) را مشمول مالیات میکند. با این حال، با هدف حمایت از داراییهای خرد خانوارها، معافیتهای هدفمندی در نظر گرفته شده است: ۱. معافیت اشخاص حقیقی: هر فرد بالای ۱۸ سال میتواند در یک بازه زمانی ۵ ساله، تا سقف ۲۰۰ گرم طلای ۱۸ عیار را معامله کرده و از پرداخت این مالیات به طور کامل معاف باشد. ۲. الزام سامانه مودیان: طلافروشان مکلف شدهاند تمامی معاملات خود را در سامانه مودیان و پایانههای فروشگاهی ثبت کنند و صورتحساب الکترونیک صادر نمایند. تخطی از این امر جرایم سنگینی به دنبال دارد. این شفافیت اجباری، باعث شده تا فعالان بزرگ بازار که فراتر از سقف معافیت ۲۰۰ گرمی معامله میکنند، به دنبال پناهگاههای قانونی و بدون مالیات باشند.
تحول ابزارهای سرمایهگذاری: بورس کالا و پلتفرمهای آنلاین
چالشهای سنتی نظیر ریسکهای فیزیکی (سرقت کالا از صندوقهای خانگی و هزینههای گران صندوق امانات بانکی)، ریسکهای کیفی (جعل عیار) و اصطکاکهای مالیاتی باعث شده تا سرمایهگذاران هوشمند مسیر خود را به سمت ابزارهای مبتنی بر اوراق بهادار (Paper Gold) تغییر دهند.
۱. گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا
بورس کالای ایران با معرفی اوراق گواهی سپرده شمش طلا (با نماد CD1G0B0001)، دموکراتیکترین روش سرمایهگذاری را ایجاد کرده است.
مشخصات قرارداد: هر برگه گواهی دقیقاً معادل ۰.۱ گرم (۱۰۰ سوت) از یک شمش طلای یک کیلوگرمی استاندارد با درجه خلوص ۹۹۵ از ۱۰۰۰ (حدود ۲۴ عیار) است.
حداقل و حداکثر سرمایهگذاری: سرمایهگذاران میتوانند با کمترین بودجه ممکن (ارزش یکدهم گرم طلا) وارد بازار شوند. سقف مجاز نگهداری برای هر کد معاملاتی نیز ۵۰۰,۰۰۰ واحد (معادل ۵۰ کیلوگرم) در نظر گرفته شده است.
هزینهها و کارمزدها: کارمزد معاملات به شدت پایین و حدود ۰.۰۰۴۸ ارزش معامله است. همچنین هزینه انبارداری و بیمه شمش در خزانههای بانکی بسیار ناچیز است (حدود ۳۲.۷ الی ۴۴ ریال به ازای هر گواهی در روز به همراه مالیات بر ارزش افزوده آن).
فرآیند تحویل فیزیکی: اگرچه اوراق قابلیت معامله پیوسته دارند، اما سرمایهگذارانی که خواهان در اختیار داشتن طلای فیزیکی هستند، با تجمیع ۱۱,۰۰۰ واحد گواهی (معادل ۱۱۰۰ گرم یا ۱.۱ کیلوگرم)، میتوانند با مراجعه به خزانه بانک، شمش فیزیکی خود را دریافت نمایند. این ابزار کاملاً معاف از مالیات بر عایدی سرمایه بوده و ریسکهای نگهداری را به صفر میرساند.
۲. صندوقهای سرمایهگذاری پشتوانه طلا (Gold ETFs)
صندوقهای سرمایهگذاری طلا (نظیر لوتوس، عیار، کهربا، زرین، گوهر، نفیس، زرفام و غیره) به عنوان نهادهای مالی حرفهای، داراییهای جمعآوری شده از مردم را با ترکیب بهینهای (معمولاً ۷۰ الی ۹۰ درصد) در اوراق سپرده شمش و سکه طلا، و مابقی را در اوراق با درآمد ثابت یا ابزارهای مشتقه سرمایهگذاری میکنند تا ریسک نوسانات را پوشش دهند.
عملکرد و بازدهی بیرقیب: در سالهای اخیر، بازدهی این صندوقها خیرهکننده بوده است. بر اساس آمارهای منتهی به سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، صندوقهایی مانند «زرفام»، «زروان»، «مثقال» و «ناب» توانستهاند بازدهیهای شگفتانگیزی در محدودهی ۱۱۳ درصد تا بیش از ۱۴۰ درصد را برای سرمایهگذاران خود ثبت کنند. صندوقهای قدیمیتری نظیر عیار و لوتوس نیز با ارزش داراییهای خالص (AUM) بیش از ۱۴ و ۱۳ هزار میلیارد تومان، پایداری و نقدشوندگی بالایی را ارائه میدهند.
مدیریت حباب اسمی و واقعی: این صندوقها دارای یک ارزش خالص دارایی (NAV) و یک قیمت تابلو هستند. اختلاف این دو، نشاندهنده «حباب اسمی» صندوق است. از سوی دیگر، داراییهای پایه صندوق (سکه) نیز خود دارای حباب هستند که «حباب ذاتی» را تشکیل میدهند. مدیران حرفهای صندوق با مدیریت فعال پورتفوی (Active Management) میان شمش و سکه، ارزشآفرینی میکنند.
۳. پلتفرمهای معاملات آنلاین طلای آبشده
استارتاپهای فینتک نظیر میلی، طلاین، گلدیکا، طلاسی و زرمینکس، امکان معامله طلای آبشده به صورت ۲۴ ساعته در هفت روز هفته را بدون محدودیت وزنی فراهم آوردهاند.
تسهیلات: کاربر میتواند بدون پرداخت هیچگونه اجرت، طلای خام را به صورت دیجیتال بخرد و پس از رسیدن به حد نصاب (مثلاً ۳۰ گرم)، شمش فیزیکی دریافت کند.
ریسک خالیفروشی (Naked Short Selling): مهمترین تهدید این اکوسیستم نوپا، عدم تقارن میان طلای فروختهشده در پلتفرم و طلای فیزیکی موجود در خزانههای آنهاست. اگر پلتفرمی در پوشش داراییهای خود دچار چالش شود و موجی از درخواستهای دریافت فیزیکی از سوی کاربران سرازیر شود (Bank Run)، خطر ورشکستگی و تکرار بحرانهایی نظیر موسسات اعتباری غیرمجاز دور از ذهن نیست.
واکنش رگولاتوری بانک مرکزی: در مواجهه با این ریسک کلان، بانک مرکزی دستورالعملهای کنترل پلتفرمها را تدوین نموده و با راهاندازی سامانه برخط «ناظر»، داراییهای ثبتشده دیجیتال کاربران را با ذخایر طلای فیزیکی موجود در انبارها و حسابهای بانکی پلتفرم تطبیق میدهد. طبق این مقررات، فروش آنلاین طلا بدون پشتوانه فیزیکی و تأییدشده ممنوع است و حتی زمزمههایی مبنی بر محدودیت ساعات فعالیت این پلتفرمها (جهت تطبیق با بازارهای رسمی) شنیده میشود که با مخالفت فعالان نوآوری روبهرو شده است.
جمعبندی
تجزیه و تحلیل جریان دادهها، الزامات قانونی، ریسکهای سیستمی و بازدهی تاریخی به ما نشان میدهد که پاسخ به سوال «کدام سود بیشتری دارد؟» تابعی مستقیم از اهداف و ماهیت سرمایهگذار است:
۱. استراتژی حداکثرسازی سود خالص و بلندمدت (رویکرد محافظهکارانه):طلای آبشده به دلیل برخورداری از ساختار هزینه صفر (معاف از مالیات بر ارزش افزوده در کلیت مبلغ، عدم وجود اجرت و سود فروشنده) و فقدان ریسکهای ناشی از انبساط و انقباض حباب، مطمئنترین و سودآورترین ابزار فیزیکی برای حفظ ارزش داراییها در بازههای میانمدت و بلندمدت است. با این حال، سرمایهگذار باید الزامات راستیآزمایی کدهای ریگیری را به دقت رعایت نماید. با توجه به ممنوعیتهای شبکه توزیع رسمی برای طلای دستدوم، این گزینه از سبد سرمایهگذاری حرفهای حذف شده و صرفاً برای مقاصد توأمان مصرفی-پساندازی توجیه دارد.
۲. استراتژی نوسانگیری و استفاده از اهرمهای تورمی (رویکرد تهاجمی):مسکوکات طلا (خصوصاً ربعسکه و نیمسکه)، به واسطه ماهیت حبابپذیری بالا، به عنوان یک دارایی تهاجمی عمل میکنند. در زمان شروع چرخههای تورمی، رشد تصاعدی حباب سکه، بازدهی به مراتب بالاتری نسبت به طلای خام ایجاد میکند. اما این استراتژی ریسک بسیار بالایی دارد؛ چرا که با مداخلات بازارساز (عرضه در مرکز مبادله و بورس)، تخلیه حباب میتواند بخش اعظم سود را از بین ببرد.
۳. نقطه بهینه مطلق (Golden Optimum) در اکوسیستم نوین مالی: تلاقی ریسکهای فیزیکی، اصطکاکهای نگهداری و الزامات مالیات بر عایدی سرمایه (CGT)، معماری سنتی بازار را منسوخ کرده است. بهینهترین ابزار سرمایهگذاری در دوران کنونی، صندوقهای سرمایهگذاری پشتوانه طلا (Gold ETFs) و گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا هستند. این ابزارها با ترکیب امنیت مطلق خزانههای بانکی، هزینه معاملاتی نزدیک به صفر، نقدشوندگی بسیار بالا، مدیریت حرفهای حبابها توسط نهادهای مالی، بازدهیهای نجومی (بالای ۱۳۰ درصد در سال اخیر) و برخورداری از چتر حمایتی معافیتهای مالیاتی، بیرقیبترین ابزار برای سرمایهگذاران خرد و نهادی به شمار میروند و انتقال جریان نقدینگی به این بخش، استراتژی غالب دههی پیش رو خواهد بود.

۱۰ معمای بزرگ دنیای کریپتو که هنوز کسی جوابشان را نمیداند
20 شهریور 1405 - 16:00
کریپتو قرار بود دنیایی شفاف باشد؛ جایی که همه تراکنشها روی بلاکچین ثبت میشوند و هر کسی میتواند آنها را بررسی کند. اما این شفافیت، لزوماً به معنی حل شدن همه معماها نیست. برعکس، دنیای رمزارزها پر از اتفاقات عجیب، هویتهای ناشناس، ثروتهای گمشده و پروندههایی است که سالهاست کسی نتوانسته برایشان پاسخ قطعی پیدا کند. از هویت واقعی خالق بیت کوین گرفته تا ماجرای مرگ مشکوک یکی از توسعهدهندگان اولیه دیفای و بیت کوینهایی که عمداً برای همیشه نابود شدند.
در این مقاله جالب از میهن بلاکچین، به سراغ ۱۰ مورد از بزرگترین معماهای حلنشده دنیای کریپتو میرویم.
۱- ساتوشی ناکاموتو واقعاً چه کسی است؟
بیش از ۱۷ سال از تولد بیت کوین میگذرد، اما شاید بزرگترین معمای تاریخ رمزارزها همچنان همین سوال ساده باشد: ساتوشی ناکاموتو (Satoshi Nakamoto) چه کسی است؟
هنوز نمیدانیم ساتوشی یک نفر بوده، چند نفر بودهاند یا حتی زن بوده یا مرد. او در سال ۲۰۰۸ وایتپیپر بیت کوین را منتشر کرد، در ژانویه ۲۰۰۹ بلاک جنسیس را استخراج کرد و مدتی در توسعه اولیه شبکه فعال بود؛ اما در سال ۲۰۱۰ ناگهان از فضای عمومی ناپدید شد.
از آن زمان، افراد زیادی بهعنوان ساتوشی احتمالی معرفی شدهاند؛ از رمزنگاران و سایفرپانکها گرفته تا توسعهدهندگان اولیه بیت کوین و حتی چهرههای جنجالی مثل ایلان ماسک.
یکی از جدیترین تلاشهای اخیر برای حل این معما در آوریل ۲۰۲۶ انجام شد. نیویورک تایمز (The New York Times) در تحقیقی مفصل، آدام بک (Adam Back)، رمزنگار بریتانیایی، را محتملترین گزینه معرفی کرد. شباهت نوشتههای او به نوشتههای ساتوشی، علاقه مشترک آنها به رمزنگاری و فعالیت بک در پروژه Hashcash، که در وایتپیپر بیت کوین به آن اشاره شده، از جمله شواهد مطرحشده بود. اما بک تمام این ادعاها را رد کرده است.
پروژه Hashcash آدام بک که در وایتپیپر بیت کوین به آن اشاره شده است
در سالهای گذشته نامهایی مانند پیتر تاد (Peter Todd)، هال فینی (Hal Finney) و جک دورسی (Jack Dorsey) نیز مطرح شدهاند. جالب اینجاست که حتی نام جفری اپستین (Jeffrey Epstein) نیز در ادعاهای عجیب اینترنتی به عنوان خالق بیت کوین مطرح شده است؛ ادعاهایی که هیچ مدرک معتبر و قابل اتکایی برای تأییدشان وجود ندارد.
در نهایت، سوال اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: ساتوشی ناکاموتو چه کسی است و حالا کجاست؟
۲- ماینر پاتوشی چه کسی بود؟
اگر معمای ساتوشی برایتان عجیب است، باید سراغ یکی دیگر از رازهای روزهای ابتدایی بیت کوین یعنی «پاتوشی» (Patoshi) برویم.
سرجیو لرنر (Sergio Lerner)، پژوهشگر بلاکچین، در سال ۲۰۱۳ متوجه الگویی خاص در نحوه استخراج بلاکهای ابتدایی بیت کوین شد. او این الگو را به یک ماینر واحد نسبت داد و بعدها نام «پاتوشی» را برای او انتخاب کرد.
لرنر تخمین زد که این ماینر حدود ۱.۱ میلیون بیت کوین را در بیش از ۲۲ هزار بلاک استخراج کرده است. اگر این تخمین درست باشد، پاتوشی یکی از بزرگترین هولدرهای بیت کوین در جهان است و داراییهایش از موجودی صرافی کوینبیس، شرکت بلکراک و شرکت استراتژی هم بیشتر است.
هرچند هیچوقت بهطور قطعی ثابت نشده که پاتوشی همان ساتوشی بوده، الگوی مربوط به این ماینر یکی از مهمترین شواهدی است که حجم عظیمی از بیت کوینهای استخراجشده در روزهای ابتدایی را به خالق ناشناس این شبکه مرتبط میکند.
ساتوشی ناکاموتو بزرگترین هولدر بیت کوین است - منبع: Arkham
اما سوال همچنان باقی است: آیا پاتوشی خودِ ساتوشی بود؟ یک طرفدار اولیه بیت کوین بود؟ یا فرد دیگری که با هویتی ناشناس فعالیت میکرد؟
۳- بیت کوینهای گمشده صرافی Mt. Gox چه شدند؟
وقتی صرافی Mt. Gox در فوریه ۲۰۱۴ ورشکست شد، اعلام کرد حدود ۸۵۰ هزار بیت کوین ناپدید شده است. مدتی بعد، حدود ۲۰۰ هزار بیت کوین در تعدادی از کیف پولهای قدیمی متعلق به خود صرافی پیدا شد که پیشتر تصور میشد خالی هستند. با این حال، سرنوشت بخش عمده بیت کوینهای باقیمانده همچنان مشخص نیست.
با گذشت بیش از ۱۲ سال، طلبکاران Mt. Gox بالاخره بخشی از داراییهای خود را دریافت کردهاند، اما داستان کامل بیت کوینهای گمشده همچنان حل نشده است.
محققان توانستهاند بخشی از این داراییها را ردیابی کنند. برخی از آنها به مجرمان سایبری روس و صرافی BTC-e مرتبط شدهاند. دادستانهای آمریکایی نیز مدعی شدهاند اتباع روسیه حدود ۶۴۷ هزار بیت کوین را از Mt. Gox سرقت و پولشویی کردهاند.
روسها به هک صرافی Mt. Gox متهم شدند - منبع: DOJ
با این حال، هنوز پاسخ روشنی برای چند سوال مهم وجود ندارد: چه کسی واقعاً این بیت کوینها را سرقت کرد؟ سرقت از چه زمانی آغاز شده بود؟ چه مقدار از داراییها به دلیل هک از بین رفت و چه مقدار حاصل ضعفهای داخلی صرافی بود؟ و مهمتر از همه، بیت کوینهای باقیمانده حالا کجا هستند؟
۴- واقعاً چه بر سر داراییهای گمشده QuadrigaCX آمد؟
ماجرای صرافی کانادایی QuadrigaCX در دسامبر ۲۰۱۸، درست زمانی که جرالد کاتن (Gerald Cotten)، بنیانگذار آن به طور ناگهانی در جیپور هند درگذشت به یکی از بزرگترین معماهای تاریخ کریپتو تبدیل شد.
پس از مرگ او، صرافی نتوانست به میلیونها دلار رمزارزی که مشتریان در آن نگهداری میکردند دسترسی پیدا کند. در آن زمان، بسیاری تصور میکردند کاتن کلیدهای خصوصی کیف پولها را با خود به گور برده است.
اما تحقیقات کمیسیون اوراق بهادار انتاریو تصویر متفاوتی ارائه کرد. بر اساس این تحقیقات، کاتن میلیونها دلار از دارایی مشتریان را به حسابهای شخصی خود و همسرش منتقل کرده و از داراییهای مشتریان برای پوشش ضررهای معاملات شخصی و هزینههای خودش استفاده کرده بود.
با این حال، هنوز سوالاتی باقی مانده است. آیا QuadrigaCX یک کلاهبرداری عظیم بود که پس از مرگ گرداننده اصلی آن فروپاشید؟ آیا کاتن کیف پولهایی را باقی گذاشته که هنوز پیدا نشدهاند؟ یا حتی سناریوی عجیبتری در کار بوده و او مرگ خود را جعل کرده است؟
۵- کریپتو کویین کجاست؟
کمتر پروندهای در دنیای کریپتو به اندازه داستان «کریپتو کویین» (CryptoQueen) مرموز و جنجالی است.
روجا ایگناتوا (Ruja Ignatova)، بنیانگذار بلغاری وانکوین (OneCoin)، متهم است که یکی از بزرگترین کلاهبرداریهای تاریخ رمزارزها را راهاندازی کرده. طبق اعلام افبیآی (FBI)، این طرح قربانیان زیادی در سراسر جهان داشت و بیش از ۴ میلیارد دلار از آنها کلاهبرداری شد.
ایگناتوا در اکتبر ۲۰۱۷ از صوفیه به آتن پرواز کرد و پس از آن ناپدید شد. از آن زمان تاکنون هیچکس نتوانسته محل دقیق او را پیدا کند.
روجا ایگناتوا ملقب به کریپتو کویین - منبع: FBI
افبیآی در سال ۲۰۲۲ نام او را در فهرست ۱۰ فراری تحت تعقیب خود قرار داد و همچنان برای اطلاعاتی که به دستگیری و محکومیت او منجر شود، تا ۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرده است. این نهاد در بهروزرسانی سال ۲۰۲۶ خود نیز اعلام کرد ایگناتوا همچنان متواری است و از او بهعنوان فردی «دارای ثروت فراوان» و «دارای ارتباطات گسترده» یاد کرد.
اما او واقعاً کجاست؟ آیا با هویتی جعلی زندگی میکند؟ کشته شده؟ یا با میلیونها دلار فرار کرده و جایی دور از چشم همه زندگی میکند؟
۶- آیا جیمز هاولز بالاخره بیت کوینهای گمشدهاش را پیدا میکند؟
در سال ۲۰۱۳، جیمز هاولز (James Howells)، متخصص فناوری اطلاعات اهل ولز، به اشتباه یک هارددیسک را دور انداخت؛ هاردی که کلیدهای دسترسی به ثروتی عظیم از بیت کوین روی آن قرار داشت.
هاولز سالها مدعی شد که این هارددیسک در یک محل دفن زباله عظیم در شهر نیوپورت قرار دارد و برای پیدا کردن آن تلاش کرد. حتی پیشنهاد داد بخشی از این محل را با تجهیزات تخصصی و سیستمهای مجهز به هوش مصنوعی حفاری و جستوجو کند.
اما پس از سالها درگیری حقوقی و تلاش برای گرفتن مجوز از شورای شهر نیوپورت، هیچکدام از این تلاشها به نتیجه نرسید. در ژانویه ۲۰۲۵ نیز یک قاضی دادگاه عالی بریتانیا اعلام کرد که هاولز چشمانداز واقعبینانهای برای موفقیت در این پرونده ندارد.
بیت کوینهای موجود در آدرس جیمز هاولز - منبع: Mempool.space
با این حال، خود بیت کوینها همچنان از بین نرفتهاند. آنها روی بلاکچین باقی ماندهاند و هر کسی میتواند موجودی این آدرسها را مشاهده کند؛ ثروتی که شاید برای همیشه در دل تاریخ بیت کوین باقی بمانده است.
۷- هکر The DAO چه کسی بود؟
در سال ۲۰۱۶، یک هک بزرگ در پروژه دائو (The DAO) یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ اتریوم را رقم زد.
هکر از یک آسیبپذیری در قرارداد هوشمند The DAO استفاده کرد و بیش از ۳.۶ میلیون اتریوم را به یک DAO فرعی منتقل کرد. این مقدار بیش از ۳۰ درصد سرمایه موجود در The DAO بود.
هویت مهاجم هیچوقت بهطور قطعی مشخص نشد، اما پیامدهای این حمله بسیار فراتر از سرقت رمزارز بود و ماجرا در نهایت به ایجاد دو زنجیره متفاوت، اتریوم امروزی و اتریوم کلاسیک، منجر شد.
در سال ۲۰۲۲، لورا شین (Laura Shin) مدعی شد هکر یک برنامهنویس اتریشی به نام توبی هونیش (Toby Hoenisch) بوده است. هونیش اما این ادعا را رد کرد و هیچگاه در ارتباط با این حمله تحت پیگرد قرار نگرفت.
هک The DAO یک سوال بنیادین را هم مطرح کرده که هنوز در دنیای بلاکچین محل بحث است: آیا کد واقعاً قانون است و تراکنشهای بلاکچین باید برای همیشه غیرقابل تغییر باقی بمانند، یا وقتی یک اشتباه بزرگ رخ میدهد، میتوان آنها را برگرداند؟
توصیه میکنیم مقاله «پروژه The DAO از آغاز تا پایان؛ ماجرای هک DAO چه بود؟» را حتما مطالعه کنید تا از جزئیات این اتفاق مطلع شوید.
۸- چه کسی واقعاً ۴۰۰ میلیون دلار از FTX سرقت کرد؟
سقوط افتیایکس (FTX) بهتنهایی یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ کریپتو بود، اما ماجرا زمانی مرموزتر شد که تنها چند ساعت پس از اعلام ورشکستگی صرافی، صدها میلیون دلار دارایی دیجیتال از کیف پولهای آن خارج شد.
در مجموع، حدود ۴۱۵ میلیون دلار رمزارز بهعنوان دارایی مسروقه گزارش شد.
زمان وقوع این اتفاق نیز از همان ابتدا شکبرانگیز بود. صرافی در آشوب کامل قرار داشت، کارکنان تلاش میکردند داراییها را ایمن کنند، روند ورشکستگی آغاز شده بود و گروههای مختلف سعی داشتند مشخص کنند چه کسی واقعاً کنترل کیف پولهای FTX را در اختیار دارد.
وزارت دادگستری آمریکا در نهایت صدها میلیون دلار دارایی مرتبط با FTX را توقیف کرد و محققان نیز بخشی از مسیر انتقال این داراییها را نیز ردیابی کردند. با این حال، هویت فرد یا گروهی که پشت این سرقت قرار داشت همچنان مشخص نیست.
آیا یک هکر خارجی از فرصت طلایی ایجادشده در آشوب FTX استفاده کرد؟ آیا فردی از داخل صرافی دسترسی لازم را داشت؟ یا کسی که به ساختار داخلی FTX نزدیک بود از این هرجومرج برای سرقت داراییها استفاده کرد؟
هنوز پاسخ قطعی برای این سوالات وجود ندارد.
۹- واقعاً چه اتفاقی برای نیکولای موشگیان افتاد؟
نیکولای موشگیان (Nikolai Mushegian) از توسعهدهندگان اولیه میکردائو (MakerDAO) و یکی از بنیانگذاران بلنسر (Balancer) بود و در شکلگیری زیرساختهای اولیه دیفای نقش داشت.
در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲، جسد موشگیان در آبهای نزدیک ساحل کوندادو در سنخوان پورتوریکو پیدا شد. پلیس محلی اعلام کرد او برای شنا به دریا رفته و گرفتار جریانهای شدید آب شده است.
اما چند ساعت پیش از مرگ، موشگیان در شبکه اجتماعی ایکس پیامهایی منتشر کرده بود که باعث شد درباره علت مرگش ابهامات زیادی شکل بگیرد.
او در این پیامها مدعی شده بود سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، موساد و گروهی که از آنها با عنوان «نخبگان کودکآزار» یاد کرده بود، در یک شبکه قاچاق جنسی دست دارند و میخواهند او را قربانی یک پروندهسازی کرده و به قتل برسانند.
توییت نیکولای موشگیان چند ساعت قبل از مرگش
وزارت دادگستری پورتوریکو اما نزدیک به یک سال درباره مرگ او تحقیق کرد و در نهایت شواهدی از دخالت جنایی پیدا نکرد.
با این حال، پیامهای منتشرشده از سوی موشگیان در ساعات پایانی زندگیاش همچنان این پرونده را به یکی از معماهای عجیب دنیای کریپتو تبدیل کرده است. آیا او واقعاً قربانی جریانهای شدید آب شد یا در ساعات پایانی زندگیاش اتفاق دیگری رخ داد؟
۱۰- چرا کسی عمداً ۱۰۷ بیت کوین را نابود کرد؟
شاید عجیبترین معمای این فهرست مربوط به کسی باشد که بعد از بیش از ۱۲ سال نگهداری بیت کوین، تصمیم گرفت میلیونها دلار از دارایی خود را برای همیشه نابود کند.
در ماه مه ۲۰۲۶، فردی ۱۰۷ بیت کوین به ارزش حدود ۸.۵ میلیون دلار را به آدرسی فرستاد که امکان خرج کردن داراییهای آن وجود ندارد. به این ترتیب، این بیت کوینها عملاً برای همیشه از چرخه خارج شدند.
ماجرا زمانی عجیبتر میشود که بدانیم این بیت کوینها حدود سال ۲۰۱۴ خریداری شده بودند؛ زمانی که قیمت بیت کوین کمتر از ۶۰۰ دلار بود.
چرا کسی باید بعد از نگهداری بیت کوین در طول یک رشد حدود ۱۲ هزار درصدی، ناگهان میلیونها دلار از دارایی خود را عمداً نابود کند؟
یک جزئیات دیگر نیز بر این معما اضافه شده است. یکی از پنج کیف پول مرتبط با این داراییها در مارس، حدود ۲۰ بیت کوین به ارزش تقریبی یک میلیون دلار را به آدرسی فرستاد که ظاهراً متعلق به یک متولی بزرگ رمزارزی بود. حدود سه هفته بعد، تقریباً همان مقدار بیت کوین به کیف پول بازگشت و در نهایت این داراییها نیز سوزانده شدند. دلیل این کارها هنوز مشخص نیست.
کریپتو، دنیای شفاف با رازهای بیپایان
صنعت کریپتو هنوز فاصله زیادی با بلوغ کامل دارد، اما در همین سالهای نسبتاً کوتاه، به اندازه کافی داستانهای عجیب، ثروتهای گمشده و پروندههای حلنشده به خود دیده است.
شاید همین تضاد، یکی از جذابترین ویژگیهای دنیای بلاکچین باشد: همهچیز روی یک دفترکل عمومی ثبت میشود، اما گاهی مهمترین سوالها همچنان بیپاسخ میمانند.
و شاید بهتر باشد دفعه بعد که تصمیم گرفتید ثروت رمزارزی خود را شخصاً نگهداری کنید، یک بار دیگر درباره محل نگهداری کلیدهای خصوصی فکر کنید؛ چون ممکن است داستان بعدی این فهرست، داستان خود شما باشد.

کد «ریگیری» طلای آبشده چیست و چطور آنلاین استعلام بگیریم؟
20 شهریور 1405 - 12:00
کد ریگیری یا «انگ» طلای آبشده، شمارهای است که پس از انجام آزمایش عیار، برای شناسایی و پیگیری نتیجه ریگیری روی قطعه طلا حک میشود. اگر قصد خرید طلای آبشده دارید، میتوانید این کد را در سامانههای استعلام وارد کنید و اطلاعات ثبتشده درباره قطعه، از جمله عیار و مشخصات آزمایشگاه، را بررسی کنید. در این مقاله توضیح میدهیم کد ریگیری دقیقاً چیست، کجا قرار دارد، چطور آن را آنلاین استعلام کنیم و هنگام مشاهده نتیجه به چه نکاتی باید توجه داشته باشیم.
طلای آبشده بهدلیل نداشتن اجرت ساخت، گزینهای محبوب برای سرمایهگذاری در بازار طلاست؛ اما برخلاف زیورآلات، ظاهر قطعه معیار مناسبی برای تشخیص عیار آن نیست. به همین دلیل، کد ریگیری طلای آبشده اهمیت زیادی دارد. با استعلام این کد و تطبیق نتیجه با اطلاعات فاکتور و خود قطعه، میتوانید با اطمینان بیشتری معامله کنید و ریسک خرید طلای کمعیار یا دارای اطلاعات نامعتبر را کاهش دهید.
کد ریگیری طلای آبشده چیست؟
کد ریگیری یا انگ طلا یک شماره شناسایی است که پس از بررسی و تعیین عیار طلای آبشده در آزمایشگاه، به نمونه اختصاص داده میشود. این شماره روی قطعه طلای آبشده حک میشود تا امکان پیگیری نتیجه آزمایش و اطلاعات مربوط به آن وجود داشته باشد.
در بازار ممکن است اصطلاحات کد انگ، کد ریگیری، شماره پاکت یا انگ طلا را بشنوید. این اصطلاحات در بسیاری از معاملات به شمارهای اشاره دارند که برای شناسایی نتیجه ریگیری نمونه استفاده میشود.
نکته مهم این است که کد ریگیری با عیار طلا یکی نیست. برای مثال، عدد ۷۵۰ که روی برخی طلاها دیده میشود، بیانگر عیار است و به این معنی است که از هر هزار واحد، ۷۵۰ واحد آن طلای خالص است. اما کدی مثل «۱۲۳۴۵۶» یک شماره شناسایی برای پیگیری نتیجه آزمایش است و خودش عیار طلا را نشان نمیدهد.
ریگیری طلا چیست و چه ارتباطی با کد ریگیری دارد؟
ریگیری در واقع فرآیند آزمایش و تعیین عیار طلای آبشده است. نمونهای از طلا برای بررسی به آزمایشگاه مربوطه فرستاده میشود و میزان خلوص آن مشخص میشود. نتیجه این آزمایش ثبت شده و کد مربوط به نمونه نیز برای شناسایی آن مورد استفاده قرار میگیرد.
بنابراین اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، ریگیری فرآیند تعیین عیار طلاست و کد ریگیری شمارهای برای شناسایی و پیگیری نتیجه آن آزمایش است. به همین دلیل، وقتی فروشنده یک قطعه طلای آبشده را به شما معرفی میکند، صرفاً دانستن عیار اعلامشده کافی نیست؛ بهتر است کد ریگیری را نیز بررسی کنید و ببینید اطلاعات ثبتشده با مشخصات همان قطعه مطابقت دارد یا نه.
کد ریگیری طلای آبشده کجاست؟
کد ریگیری معمولاً روی خود قطعه طلای آبشده حک میشود و ممکن است اطلاعات مربوط به آن روی پاکت یا مدارک آزمایش نیز درج شده باشد.
هنگام خرید، بهتر است کدی را که روی طلا میبینید یادداشت یا از آن عکس واضحی تهیه کنید و سپس آن را برای استعلام وارد سامانه کنید.
در واقع، شما باید سه اطلاعات اصلی را کنار هم قرار دهید:
کد حکشده روی قطعه
نتیجه استعلام کد
اطلاعات درجشده در فاکتور
این موارد باید با یکدیگر همخوانی داشته باشند. برای مثال، اگر فروشنده طلایی با عیار ۷۵۰ به شما معرفی میکند اما نتیجه استعلام کد، عیار متفاوتی را نشان میدهد، نباید معامله را بدون روشنشدن دلیل این اختلاف نهایی کنید.
شایان ذکر است که اعدادی که روی طلا حک میشوند، همیشه کد ریگیری نیستند. برخی از این اعداد نشاندهنده عیار و میزان خلوص طلا هستند. برای مثال، عدد ۷۵۰ به این معناست که از هر هزار واحد آلیاژ، ۷۵۰ واحد طلای خالص وجود دارد؛ بنابراین طلای ۷۵۰ همان طلای ۱۸ عیار است.
برای تبدیل عیار به عدد خلوص، عیار طلا بر مبنای ۲۴ در نظر گرفته میشود و عدد نهایی بر اساس میزان طلای خالص در هزار واحد بیان میشود. رایجترین عیارها و اعداد متناظر با آنها عبارتاند از:
عیار طلادرصد طلای خالصعدد عیار۹ عیار (K9)۳۷.۵٪۳۷۵۱۰ عیار (K10)حدود ۴۱.۷٪۴۱۷۱۲ عیار (K12)۵۰٪۵۰۰۱۴ عیار (K14)حدود ۵۸.۳٪۵۸۳۱۸ عیار (K18)۷۵٪۷۵۰۲۲ عیار (K22)حدود ۹۱.۷٪۹۱۷۲۴ عیار (K24)حدود ۹۹.۹٪۹۹۹
در بازار ایران، عدد ۷۵۰ اهمیت بیشتری دارد؛ چون طلای ۱۸ عیار رایجترین نوع طلا در معاملات و مصنوعات طلاست. بنابراین اگر روی یک قطعه طلای آبشده عددی مثل ۷۵۰ مشاهده کردید، این عدد نشاندهنده عیار آن است و با کد ریگیری تفاوت دارد.
چرا استعلام کد ریگیری طلای آبشده مهم است؟
ارزش طلای آبشده مستقیماً به وزن و عیار آن وابسته است. بنابراین اگر عیار واقعی قطعه با عیاری که هنگام خرید اعلام شده تفاوت داشته باشد، ارزش طلایی که خریدهاید نیز با چیزی که تصور میکردید متفاوت خواهد بود.
از طرف دیگر، استعلام کد به شما کمک میکند اطلاعاتی را که فروشنده درباره قطعه اعلام کرده، با سابقه ثبتشده آن مقایسه کنید.
البته یک نکته مهم را باید در نظر داشته باشید: استعلام کد بهتنهایی کافی نیست. کد باید متعلق به همان قطعهای باشد که قصد خرید آن را دارید. به همین دلیل، نتیجه استعلام را در کنار وزن طلا، عیار، کد حکشده و فاکتور بررسی کنید.
بهترین زمان برای انجام این بررسیها نیز قبل از پرداخت و نهاییکردن معامله است.
چطور کد ریگیری طلای آبشده را آنلاین استعلام کنیم؟
یکی از سادهترین راهها برای بررسی کد ریگیری، استفاده از سامانههای آنلاین استعلام است. سامانه reygiri.com یا reytala.ir زیر نظر اتحادیه طلا و جواهر تهران فعالیت میکند و برای جستوجو و بررسی اطلاعات مربوط به کدهای ریگیری استفاده میشود.
برای استعلام آنلاین طلای آبشده، کافی است مراحل زیر را دنبال کنید:
۱- ابتدا وارد سامانه ریگیری به نشانی reygiri.com یا reytala.ir شوید.
۲- در صفحه استعلام، شماره پاکت یا کد طلا را را در کادری که مشخص شده وارد کنید. مثلا شماره پاکت ۹۱۸۹۸۶ سری ۹ را به عنوان مثال وارد کردیم.
۳- پس از وارد کردن کد، روی گزینه مربوط به استعلام، جستوجو یا نمایش نتیجه بزنید. سامانه کد واردشده را با اطلاعات ثبتشده در پایگاه داده خود تطبیق میدهد و در صورت وجود سابقه، نتیجه ریگیری را نمایش میدهد.
اگر کد معتبر و ثبتشده باشد، اطلاعات مربوط به نمونه برای شما نمایش داده میشود. بسته به اطلاعات موجود در سامانه، ممکن است مواردی مانند عیار طلا، مشخصات آزمایشگاه، تاریخ ریگیری و اطلاعات مربوط به نمونه نمایش داده شود.
بیشتر بخوانید: حباب طلا چیست؟ نحوه محاسبه حباب طلا و تفسیر آن
اگر کد ریگیری در سامانه پیدا نشد چه کنیم؟
اگر کد را وارد کردید اما هیچ نتیجهای نمایش داده نشد، فوراً نمیتوان گفت طلا تقلبی است. ابتدا مطمئن شوید کد را دقیق و بدون اشتباه وارد کردهاید.
اگر پس از چند بار بررسی همچنان نتیجهای وجود نداشت، از فروشنده درباره کد، آزمایشگاه و سابقه ریگیری سؤال کنید. همچنین میتوانید از روش تلفنی استعلام کمک بگیرید.
اما یک نکته مهم را فراموش نکنید: اگر برای یک قطعه طلای آبشده، امکان تأیید کد و عیار وجود ندارد، بهتر است قبل از روشنشدن موضوع پولی پرداخت نکرده و معامله را نهایی نکنید.
استعلام کد ریگیری طلای آبشده با تلفن
اگر به هر دلیل امکان استفاده از سامانه آنلاین را ندارید، میتوانید از طریق تلفن نیز طلای آبشده خودتان را استعلام بگیرید.
یکی از راههای استعلام تلفنی طلای آبشده، ارسال کد پاکت یا طلای آبشده به سامانه پیامکی ۱۰۰۰۱۵۱۷ است که پس از مدت کوتاهی در جواب تمام اطلاعات مربوط به طلای آبشده را میفرستد.
برای تهران نیز میتوانید از طریق شماره تلفن گویای اتحادیه طلا و جواهر ۰۲۱۸۸۹۳۱۸۳۳ طلای آب شده خود را استعلام کنید.
هنگام خرید طلای آبشده به چه نکاتی توجه کنیم؟
استعلام کد ریگیری بخش مهمی از خرید طلای آبشده است، اما برای کاهش ریسک معامله بهتر است چند نکته ساده دیگر را نیز رعایت کنید:
از فروشنده معتبر خرید کنید
تا حد امکان طلای آبشده را از فروشندهای خریداری کنید که هویت و مجوزهای لازم برای فعالیت در بازار طلا را دارد و فاکتور معتبر ارائه میدهد.
قبل از پرداخت کد را استعلام کنید
استعلام را به بعد از خرید موکول نکنید. اگر قرار است کد ریگیری مبنای بررسی شما باشد، بهتر است پیش از پرداخت و نهاییشدن معامله آن را بررسی کنید.
کد را با خود قطعه تطبیق دهید
صرف دیدن یک نتیجه معتبر در سامانه کافی نیست. کدی که استعلام میکنید باید همان کدی باشد که روی قطعه مورد معامله حک شده است.
عیار و وزن را بررسی کنید
اطلاعات مربوط به عیار و وزن را با نتیجه استعلام و فاکتور مقایسه کنید. اختلاف در هرکدام از این موارد میتواند روی ارزش معامله اثر بگذارد.
فاکتور معتبر دریافت کنید
فاکتور را بهعنوان مدرک معامله نزد خود نگه دارید و مطمئن شوید مشخصات اصلی خرید، از جمله وزن، عیار، مبلغ و اطلاعات فروشنده، در آن درج شده است.
سخن نهایی
کد ریگیری یا انگ، یکی از مهمترین اطلاعاتی است که هنگام خرید طلای آبشده باید به آن توجه کنید. این کد به نتیجه آزمایش و اطلاعات ثبتشده مربوط به نمونه متصل است و به شما اجازه میدهد قبل از پرداخت، بخشی از اطلاعاتی را که درباره طلا ارائه شده بررسی کنید.
برای استعلام، کافی است کد حکشده روی قطعه را در سامانههای مربوط به ریگیری وارد کنید و نتیجه را با کد روی طلا، عیار، وزن و فاکتور تطبیق دهید. اگر نتیجهای پیدا نشد یا اطلاعات با مشخصات قطعه همخوانی نداشت، معامله را تا زمان روشنشدن موضوع نهایی نکنید.
در نهایت، استعلام کد ریگیری کار پیچیدهای نیست؛ اما چند دقیقه بررسی قبل از خرید میتواند از یک ضرر سنگین جلوگیری کند.
سوالات متداول
کد ریگیری طلای آبشده چیست؟کد ریگیری یا انگ، شمارهای است که برای شناسایی و پیگیری نتیجه آزمایش عیار طلای آبشده اختصاص داده میشود و معمولاً روی قطعه حک میشود.کد ریگیری طلای آبشده کجاست؟این کد معمولاً روی خود قطعه طلای آبشده حک میشود و ممکن است اطلاعات مرتبط با آن روی پاکت یا مدارک ریگیری نیز درج شده باشد.چطور کد ریگیری طلای آبشده را آنلاین استعلام کنیم؟برای استعلام آنلاین، وارد سامانه ریگیری به نشانی reygiri.com یا reytala.ir شوید و کد حکشده روی طلا را وارد کنید.آیا کد ریگیری همان عیار طلاست؟خیر. کد ریگیری یک شماره شناسایی برای پیگیری نتیجه آزمایش است، درحالیکه عیار میزان خلوص طلا را نشان میدهد. برای مثال، عدد ۷۵۰ نشاندهنده عیار طلای ۱۸ است.آیا استعلام کد ریگیری بهتنهایی برای خرید طلای آبشده کافی است؟خیر. بهتر است نتیجه استعلام را همراه با کد حکشده روی قطعه، وزن، عیار و فاکتور معتبر بررسی کنید. اگر نسبت به خود قطعه تردید وجود دارد، آزمایش مستقل عیار نیز میتواند لازم باشد.

دیوید شوارتز: ریپل میتواند روزی از بیت کوین پیشی بگیرد
19 شهریور 1405 - 23:00
دیوید شوارتز (David Schwartz)، مدیر ارشد فناوری بازنشسته ریپل، معتقد است XRP میتواند در آینده از بیت کوین از نظر ارزش بازار پیشی بگیرد. او میگوید این اتفاق نه بهدلیل کاهش ارزش بیت کوین، بلکه در صورت رشد سریعتر XRP و گسترش استفاده از بلاکچین ریپل رخ خواهد داد.
به گزارش میهن بلاکچین، شوارتز در یک گفتوگوی صوتی در شبکه اجتماعی X تأکید کرد که بازار ارزهای دیجیتال در سالهای آینده میتواند بهمراتب بزرگتر شود و در چنین شرایطی، رشد قیمت ریپل لزوماً به قیمت کاهش سهم بیت کوین از بازار تمام نمیشود. او همچنین سرعت و قابلیتهای بیشتر بلاکچین ریپل را از عواملی دانسته که میتواند به رشد سریعتر این اکوسیستم کمک کند.
شوارتز پیشی گرفتن ریپل از بیت کوین را ممکن میداند
شوارتز در پاسخ به این پرسش که آیا XRP میتواند روزی از بیت کوین پیشی بگیرد، پاسخ مثبت داد و گفت این اتفاق بیشتر از طریق رشد سریعتر XRP نسبت به بیت کوین رخ خواهد داد، نه از طریق افت ارزش بیت کوین.
او در توضیح دیدگاه خود گفت:
بله، فکر میکنم این اتفاق ممکن است. اما فکر نمیکنم از طریق کوچکشدن بیت کوین رخ دهد؛ بلکه XRP با سرعت بیشتری نسبت به بیت کوین رشد خواهد کرد.
به اعتقاد شوارتز، بازار ارزهای دیجیتال در آینده ظرفیت رشد قابلتوجهی دارد و در این سناریو، ارزهای دیجیتال بزرگ میتوانند همزمان رشد کنند، بدون اینکه لزوماً برای تصاحب سهم یکدیگر از بازار رقابت کنند.
به عقیده شوارتز، به دلیل سرعت بالا و قابلیتهای بیشتر نسبت به بیت کوین، بلاکچین ریپل میتواند در آینده سهم بیشتری از بازار را از آن خود کند. وی همچنین معتقد است که برخی امکانات این بلاکچین که بیت کوین از آنها پشتیبانی نمیکند میتواند برای کاربران جذاب باشد.
او در نهایت احتمال رشد قابلتوجه XRP را بالا دانست و گفت:
صادقانه باید بگویم، فکر میکنم جهش XRP احتمالاً بیشتر از اینکه رخ ندهد، اتفاق خواهد افتاد.

آمریکا بیش از ۵۲ میلیون دلار رمزارز مرتبط با شبکه کلاهبرداری Xinbi را توقیف کرد
19 شهریور 1405 - 21:00
مقامهای آمریکایی در عملیاتی هماهنگشده علیه بازار سیاه شینبی گارانتی «Xinbi Guarantee» و شبکه فروشندگان آن، بیش از ۵۲ میلیون دلار رمزارز مرتبط با این مجموعه را مسدود کردند. این اقدام بخشی از تلاش گسترده آمریکا برای هدف قرار دادن زیرساختهای مالی و ارتباطی شبکههای کلاهبرداری سازمانیافته در جنوب شرق آسیا است.
به گزارش میهن بلاکچین، وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد دو کیف پول مورد استفاده شینبی برای دریافت پرداختهای فروشندگان را توقیف کرده که حدود ۱۲ میلیون دلار دارایی دیجیتال در آنها نگهداری میشد. مقامهای قضایی همچنین برای مسدودسازی ۴۷ کیف پول دیگر که احتمال میرود در پولشویی مرتبط با این شبکه نقش داشته باشند، اقدام کردهاند.
دادگاه منطقهای آمریکا در ناحیه کلمبیا در تاریخ ۷ سپتامبر مجوز توقیف کانالهای تلگرامی مورد استفاده این بازار را صادر کرد. طبق حکم منتشرشده، فروشندگان در این کانالها خدماتی مانند پولشویی، ساخت وبسایتهای اختصاصی برای کلاهبرداریهای سرمایهگذاری و جذب نیرو برای مراکز کلاهبرداری در جنوب شرق آسیا را تبلیغ میکردند.
این عملیات تنها اپراتورهای کلاهبرداری را هدف نگرفته و زیرساختهایی را نیز دنبال میکند که فعالیت این شبکهها را ممکن میسازند. شرکت تتر، صادرکننده استیبلکوین، نیز در تحقیقات مربوط به این پرونده با مقامهای آمریکایی همکاری کرده است.
خزانهداری آمریکا Xinbi و شرکتهای فناوری مرتبط را تحریم کرد
همزمان با اقدام وزارت دادگستری، وزارت خزانهداری آمریکا نیز اعلام کرد دفتر کنترل داراییهای خارجی این کشور، Xinbi را بهعنوان یک سازمان جنایی فراملی مهم تحریم کرده است. همچنین شرکت SafeW Technology مستقر در سنگاپور و شرکت Anwen Technology در کامبوج بهدلیل ارائه پشتیبانی مالی و فناوری به شینبی تحت تحریم قرار گرفتند.
بر اساس اعلام خزانهداری آمریکا، Xinbi از حدود ژوئن ۲۰۲۵ و همزمان با افزایش فشار نهادهای قضایی، انتقال شبکه تجاری و پولشویی خود به پیامرسان رمزنگاریشده SafeW را آغاز کرد. Anwen نیز طبق این ادعا، کیف پول و اپلیکیشن پرداخت XinbiPay یا NewPay را توسعه داده است.
آری ردبورد (Ari Redbord)، مدیر سیاستگذاری جهانی شرکت تیآرام لبز، گفت Xinbi پس از سرکوب شبکه Huione به یکی از مسیرهای اصلی نگهداری و نقدکردن دارایی برای مراکز کلاهبرداری جنوب شرق آسیا تبدیل شده و در مقیاسی صنعتی فعالیت کرده است. او حجم جابهجایی دارایی از طریق این شبکه را بیش از ۳۶ میلیارد دلار عنوان کرده است.
خزانهداری آمریکا نیز میگوید شینبی از حدود سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۲۴ میلیارد دلار رمزارز و ارز فیات پردازش کرده که بخش عمده آن در جنوب شرق آسیا بوده است. طبق این نهاد، هکرهای کره شمالی و مجموعههای مرتبط با گروه تحریمشده Prince Group نیز از زیرساخت این پلتفرم استفاده کردهاند.
تحریمهای جدید، داراییها و منافع شینبی در آمریکا را مسدود میکند و انجام معاملات توسط اشخاص آمریکایی با این مجموعهها را بهطور کلی ممنوع خواهد کرد.
اقدام اخیر آمریکا پس از تحریم Xinbi توسط بریتانیا انجام شده است. دولت بریتانیا نیز در ۲۶ مارس با هدف قطع دسترسی این پلتفرم به زیرساختهای مالی و رمزارزی، Xinbi را تحریم کرده بود.

تحلیل بنجامین کاون از وضع کنونی بیت کوین: احتمال ثبت کف جدید بیشتر است!
19 شهریور 1405 - 19:00
بنجامین کاون (Benjamin Cowen)، تحلیلگر شناختهشده بازار کریپتو همچنان احتمال میدهد کف چرخه بیت کوین تشکیل نشده باشد. او در جدیدترین تحلیلهای خود شانس ثبت کف چرخه در آینده را حدود ۶۵ درصد میداند، اما همزمان تأکید دارد که مجموعهای از شاخصها نیز از سناریوی صعودی حمایت میکنند و عبور بیت کوین از یک سطح کلیدی میتواند دیدگاه او را تغییر دهد.
به گزارش میهن بلاکچین، کاون در ویدیوی تحلیلی جدید خود با عنوان «Bitcoin: Bull Case Vs. Bear Case» مجموعهای از شاخصهای آنچین، تکنیکال، چرخهای و وضعیت بازار را بررسی کرده و تلاش کرده است بدون تکیه بر یک روایت مشخص، وزن شواهد به نفع گاوها و خرسها را مقایسه کند. جمعبندی این بررسی نشان میدهد در حال حاضر کفه ترازو اندکی به نفع سناریوی نزولی سنگینتر است، اما فاصله میان دو سناریو چندان زیاد نیست.
کاون هنوز احتمال ثبت کف جدید را بیشتر میداند
کاون در گفتوگویی اعلام کرده که از نظر او احتمال اینکه کف چرخه بیت کوین هنوز در راه باشد، حدود ۶۵ درصد است. او قیمت تحققیافته بیت کوین را در محدوده ۵۳ هزار دلار یکی از مهمترین سطوح برای سنجش این سناریو میداند. به گفته او، کف بازارهای نزولی قبلی در نهایت پایینتر از این سطح شکل گرفتهاند، هرچند زمان رسیدن به کف در هر چرخه متفاوت بوده است.
وی در این رابطه گفت:
احتمالاً ۶۵ درصد شانس وجود دارد که کف در آینده شکل بگیرد و ۳۵ درصد احتمال دارد که کف را پشت سر گذاشته باشیم.
او همچنین یک معیار زمانی برای تغییر این دیدگاه ارائه کرده است. به گفته کاون، اگر بیت کوین ماه اکتبر را بدون ثبت یک کف پایینتر پشت سر بگذارد، احتمالاً کفه ترازو به سمت سناریوی صعودی تغییر خواهد کرد.
این دیدگاه با گزارشهای قبلی کاون نیز همخوانی دارد. او در در ماه جولای نیز همچنان احتمال تشکیل کف در سهماهه چهارم سال را مطرح کرده و بازپسگیری پایدار میانگین متحرک ۵۰ هفتهای را یکی از نشانههای مهم تضعیف سناریوی نزولی دانسته بود.
چرا بخشی از شاخصها همچنان نزولی هستند؟
در ویدیوی جدید، کاون مجموعهای از شاخصهای آنچین را بررسی میکند که هنوز سیگنالهای معمول تشکیل کف نهایی را نشان ندادهاند. برای نمونه، شاخص پوئل مالتیپل هنوز به محدودهای که در کفهای چرخههای گذشته مشاهده شده، نرسیده است. همچنین MVRV Z-Score هنوز مانند بسیاری از کفهای قبلی به زیر صفر سقوط نکرده و بیت کوین نیز تاکنون ریزش کافی برای عبور از قیمت تحققیافته و قیمت تعادلی (Balance Price) نداشته است.
از نگاه کاون، این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ چراکه در چرخههای نزولی گذشته، بازار پیش از رسیدن به کف نهایی معمولاً شاهد نوعی پاکسازی گستردهتر در شاخصهای آنچین بوده است. پایین بودن فعالیت نهنگها و نبود جهش قابلتوجه در حجم معاملات در نزدیکی کف نیز از دیگر مواردی است که در این ویدیو به نفع سناریوی نزولی امتیاز گرفتهاند.
با این حال، همه شاخصها علیه خریداران نیستند. RSI هفتگی و ماهانه در سطوحی قرار گرفتهاند که با کفهای قبلی شباهت دارند و تشکیل کف بالاتر در RSI هفتگی میتواند نشانهای از بهبود مومنتوم باشد. از سوی دیگر، انباشت و تثبیت رفتار هولدرهای بلندمدت نیز به نفع سناریوی صعودی ارزیابی شده است.
در مجموع، کاون در جمعبندی این شاخصها برتری خرسها را اندکی بیشتر میداند، اما اختلاف میان دو سناریو را محدود ارزیابی میکند. به همین دلیل، او به جای تکیه بر یک اندیکاتور منفرد، بر ترکیب چندین نشانه و تغییر رفتار بازار در هفتهها و ماههای آینده تأکید دارد.
میانگین متحرک ۵۰ هفتهای؛ مهمترین سطح برای کاون
یکی از مهمترین بخشهای تحلیل کاون، رفتار بیت کوین در برابر میانگین متحرک ۵۰ هفتهای است. او در توییتی که دو روز پیش منتشر کرد نیز تأکید داشت که ریزش قیمت بیت کوین پس از شکلگیری «تقاطع طلایی» لزوماً نشانه آغاز یک بازار نزولی جدید نیست.
کاون در این باره نوشت:
ریزش بیت کوین پس از تقاطعهای طلایی اتفاقی عادی است. چیزی که اهمیت بیشتری دارد، بازگشت قیمت پس از پایان این ریزش است.
او برای توضیح این موضوع به چرخههای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۳ اشاره کرد. به گفته کاون، در هر دو دوره بیت کوین در نزدیکی تقاطع طلایی با افت قیمت مواجه شد، اما پس از آن توانست سقف بالاتری ثبت کند و به این ترتیب پایان بازار نزولی را تایید کند. در مقابل، در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، بیت کوین پس از ریزش به دنبال تقاطع طلایی نتوانست سقف قبلی را پس بگیرد و با ثبت یک سقف پایینتر، بازار نزولی ادامه پیدا کرد.
نمودار بیت کوین تایمفریم ۱ ساعته - منبع: BenjaminCowen
از نگاه او، اگر بیت کوین پس از ریزش فعلی بتواند یک سقف بالاتر ایجاد کند، این حرکت احتمالاً با بستهشدن کندل هفتگی بالای میانگین متحرک ۵۰ هفتهای همراه خواهد شد؛ سطحی که کاون آن را یکی از شاخصهای مناسب برای تشخیص پایان بازار نزولی میداند.
او در این رابطه نوشت:
اگر سقف پایینتری شکل بگیرد و قیمت دوباره در میانگین متحرک ۵۰ هفتهای رد شود، این نشانهای خواهد بود که کف سهماهه چهارم طبق برنامه در راه است.
به بیان ساده، کاون معتقد است واکنش بیت کوین پس از ریزش فعلی از خودِ ریزش مهمتر است. اگر قیمت دوباره قدرت بگیرد، سقف بالاتری بسازد و بالای میانگین ۵۰ هفتهای تثبیت شود، سناریوی صعودی اعتبار بیشتری پیدا میکند؛ اما شکست دوباره در عبور از این میانگین میتواند احتمال ثبت کف جدید در سهماهه چهارم را افزایش دهد.
شاخصهای اجتماعی و شرایط اقتصاد کلان چه میگویند؟
کاون در ویدیوی جدید خود وضعیت علاقه عمومی به بیت کوین را نیز بررسی کرده است. برخی شاخصهای فعالیت اجتماعی نشانههایی از بهبود را نشان میدهند و از این نظر شباهتهایی با سال ۲۰۱۹ دیده میشود. با این حال، دادههایی مانند جستوجوهای گوگل و بازدیدهای ویکیپدیا همچنان ضعیف هستند و نشان میدهند علاقه عمومی به بازار هنوز به سطوح دورههای صعودی قبلی نرسیده است.
از طرف دیگر، شرایط بازارهای سنتی نیز بخشی از سناریوی نزولی کاون را تشکیل میدهد. او به الگوی تاریخی بازار سهام آمریکا در سالهای میاندورهای انتخابات اشاره میکند؛ دورههایی که در گذشته گاهی با اصلاح بازار سهام در ماههای پایانی تابستان و سهماهه چهارم همراه بودهاند. از نگاه او، یک اصلاح قابلتوجه در سهام میتواند در صورت وقوع، فشار بیشتری بر داراییهای پرریسکی مانند بیت کوین وارد کند.
کاون همچنین احتمال تغییر مسیر سیاست پولی فدرال رزرو و تقویت دلار را از ریسکهای مهم احتمالی برای بیت کوین در ماههای آینده میداند.
سناریوی صعودی بیت کوین هنوز روی میز است
با وجود موضع محتاطانه کاون، تحلیل او را نمیتوان یک پیشبینی قطعی برای سقوط بیت کوین دانست. بخش قابلتوجهی از شاخصهایی که او بررسی کرده، از جمله وضعیت RSI، رفتار هولدرهای بلندمدت و برخی معیارهای فعالیت شبکه، با سناریوی تشکیل کف بازار نیز سازگار هستند.
در واقع، نکته اصلی تحلیل کاون این است که بازار هنوز سیگنال نهایی را صادر نکرده است. او در توییت اخیر خود نیز تأکید کرده بود که حرکت بعدی بیت کوین پس از ریزش فعلی میتواند تکلیف سناریوی صعودی و نزولی را روشنتر کند.
وی در این باره میگوید:
وقتی این داده در دسترس قرار بگیرد، احتمالاً آخرین میخ بر تابوت سناریوی گاوی یا نزولی خواهد بود.
بنابراین، از دید کاون دو نشانه بیش از سایر موارد اهمیت دارند: ثبت یک سقف بالاتر و عبور پایدار از میانگین متحرک ۵۰ هفتهای برای تقویت سناریوی صعودی، و در مقابل پس زده شدن دوباره از این میانگین و ثبت یک سقف پایینتر برای تقویت احتمال ادامه بازار نزولی. او همچنین معتقد است اگر بیت کوین بدون ثبت کف جدید از ماه اکتبر عبور کند، احتمالاً وزن بیشتری به سناریوی صعودی خواهد داد.

قانون CLARITY در آستانه یک ضربالاجل حساس؛ فرصت کنگره آمریکا محدود شد
19 شهریور 1405 - 17:00
قانون شفافیت بازار داراییهای دیجیتال (CLARITY) در آستانه بررسی در سنای آمریکا قرار گرفته، اما فرصت قانونگذاران برای تصویب آن پیش از آغاز دوره جدید کنگره محدود است. اگر این طرح نتواند در هفتههای پیش رو از سد سنا عبور کند، انتخابات میاندورهای نوامبر میتواند معادلات سیاسی را تغییر دهد و روند تصویب مقررات مورد حمایت صنعت کریپتو را به تعویق بیندازد.
به گزارش میهن بلاکچین، سنای آمریکا پس از بیش از یک ماه تعطیلی کاری، از دوشنبه فعالیت خود را از سر میگیرد و قرار است سهشنبه رأیگیری برای پایان بحث درباره قانون CLARITY انجام شود. جمهوریخواهان برای عبور از فیلیباستر (Filibuster) به دستکم ۶۰ رأی نیاز دارند و بنابراین باید حمایت تعدادی از سناتورهای دموکرات را نیز جلب کنند. در صورت شکست این رأیگیری، کمتر از ۳۶ روز کاری تا آغاز دوره جدید کنگره در سال ۲۰۲۷ باقی میماند.
سناتور سینتیا لومیس (Cynthia Lummis)، از حامیان اصلی این قانون نیز در تاریخ ۶ سپتامبر هشدار داد اگر قانونگذاران نتوانند بر سر این طرح به توافق برسند، «فرصت واقعی بعدی» برای تصویب آن ممکن است تا سال ۲۰۳۰ ایجاد نشود.
در همین حال، اسکات بسنت (Scott Bessent)، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز از سنای این کشور خواسته قانون CLARITY را تصویب کند. او تأکید کرده پیشبرد این لایحه برای حفظ جایگاه رهبری آمریکا در صنعت داراییهای دیجیتال ضروری است و هشدار داده که شکست در تصویب آن میتواند این پیام را به بازار مخابره کند که آمریکا اراده لازم برای رهبری این صنعت را ندارد.
تاثیر انتخابات میاندورهای بر آینده قانون CLARITY
در انتخابات میاندورهای نوامبر، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۳ کرسی سنا به رأی گذاشته میشوند. در صورت تغییر اکثریت، جمهوریخواهان ممکن است برای پیشبرد قوانین مرتبط با ارزهای دیجیتال با کنگرهای متفاوت روبهرو شوند. این موضوع اهمیت زمانبندی رأیگیری CLARITY را بیشتر میکند؛ چراکه جمهوریخواهان پس از انتخابات ۲۰۲۴ کنترل کاخ سفید، سنا و مجلس نمایندگان را در اختیار گرفتند و موفق شدند قوانینی مانند قانون GENIUS درباره استیبلکوینها را پیش ببرند.
در همین حال، پول صنعت کریپتو نیز به یکی از عوامل اثرگذار بر رقابتهای انتخاباتی تبدیل شده است. کمیته اقدام سیاسی فیرشیک (Fairshake) که از سوی شرکتهایی مانند کوینبیس و ریپل لبز حمایت میشود، میلیونها دلار برای حمایت از نامزدهای طرفدار صنعت کریپتو هزینه کرده است.
در انتخابات مقدماتی ماساچوست، یک کمیته وابسته به فیرشیک حدود ۱۸۹ هزار دلار برای تبلیغات در حمایت از جیک آچینکلاس (Jake Auchincloss)، نمایندهای که به قانون CLARITY رأی داده بود، هزینه کرد. جیسون پولوس (Jason Poulos)، رقیب دموکرات او، با انتقاد از این روند گفت:
ورود پولهای هنگفت صنعت کریپتو باعث شده این سرمایهگذاران نفوذی بیش از اندازه بر نمایندگی سیاسی و سیاستهای فدرال داشته باشند.
بیشتر بخوانید: کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟
ریاستجمهوری و نهادهای ناظر تا ۲۰۲۹ تغییر نمیکنند
حتی اگر دموکراتها در انتخابات نوامبر یکی یا هر دو مجلس کنگره را در اختیار بگیرند، کنترل کاخ سفید تا ژانویه ۲۰۲۹ همچنان در دست جمهوریخواهان باقی خواهد ماند. در نتیجه، رئیسجمهور همچنان میتواند قوانین مورد حمایت کنگره را وتو کند؛ وتویی که برای لغو آن به رأی دوسوم هر دو مجلس نیاز است.
از سوی دیگر، انتظار نمیرود روسای دو نهاد اصلی نظارت مالی آمریکا، کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) و کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC)، تا پایان دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ تغییر کنند. پل اتکینز (Paul Atkins) در رأس SEC و مایکل سلیگ (Michael Selig) در رأس CFTC قرار دارند و هر دو اعلام کردهاند در صورت شکست کنگره در تصویب قانون CLARITY در سال جاری، روند تدوین مقررات داراییهای دیجیتال را دنبال خواهند کرد.
در نتیجه، رأیگیری پیشرو میتواند یکی از مهمترین فرصتهای کنگره فعلی برای تعیین چارچوب نظارتی بازار کریپتو در آمریکا باشد؛ بهخصوص اگر نتیجه انتخابات میاندورهای ترکیب سیاسی کنگره را تغییر دهد.


























