آخرین اخبار:

مقالات عمومی24 مرداد 1405
کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟

صرافی متمرکز23 مرداد 1405
صرافیها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶ لایه سنجش بازپرداخت صرافیهای کریپتو

ترید22 مرداد 1405
چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشهای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن میکند

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
پشت ظاهر حرفهای صرافیهای ایرانی چه خبر است؟ ۳۰ معیار برای سنجش واقعیت

مقالات عمومی21 مرداد 1405
چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
42 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.54%
نرخ تتر
191,132.01 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

کیمیاگری مالی در رابینهود چین؛ وقتی والاستریت به تسخیر کریپتو درمیآید
07 شهریور 1405 - 20:00
بازار امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) در حال عبور از روزهای پرنوسان سفتهبازی است و با اتصال به بزرگترین بستر مالی جهان، یعنی بازار سهام سنتی نفس تازهای میکشد. در این مقاله از میهن بلاکچین، به این موضوع پرداختیم که چگونه ترکیب سهام توکنیزهشده (Wrapped Stocks)، توسعهدهندگان مبتنی بر هوش مصنوعی و پلتفرمهایی مثل «رابینهود چین»، در حال رقم زدن یک رنسانس و کیمیاگری مالی بیسابقه هستند.
اگر میخواهید بدانید چرا موج بعدی ورود سرمایه به کریپتو از دل اپلیکیشنهای والاستریت میگذرد و چگونه میلیاردها نفر در سراسر جهان سرانجام به یک اقتصاد ۲۴ ساعته و بدون مرز متصل میشوند، این مطلب تمام معادلات ذهنی شما را درباره آینده پول تغییر خواهد داد.
سهام توکنیزهشده (Wrapped Stocks) و تزریق ارزش واقعی
امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) سرانجام بستر بنیادین و جدید خود، یعنی کل بازار سهام سنتی را پیدا کرده است. رنسانسی که اکنون در زنجیره رابینهود (Robinhood Chain) در حال شکلگیری است، با ترکیب داراییهای دنیای واقعی و هوش مصنوعی، قواعد بازی را برای همیشه تغییر میدهد.
سالهاست که بازار دیفای از کمبود داراییهایی با پشتوانه ارزش واقعی رنج میبرد. اکنون، توکنیزه کردن سهام شرکتها و آوردن آنها به روی بلاکچین (On-chain)، این قطعه گمشده را به پازل کریپتو اضافه کرده است. این اتفاق باعث میشود ارزشآفرینی به جای اتکا به سفتهبازیِ صرف، به اقتصاد واقعی گره بخورد.
پایان دوران PvP
تا پیش از این، دیفای بیشتر شبیه به یک «میدان کشتار PvP» بود که سود یک نفر مستقیماً از ضرر شخص دیگری تأمین میشد. اما ادغام سهام در استخرهای نقدینگی (LP)، ترکیب آنها با میمکوینها، ساختارشکنی در قالب GambleFi و ایجاد خزانههایی بر پایه سهام، این فضا را به چیزی بسیار جذابتر و پایدارتر تبدیل کرده است. این در واقع مواد خام جدیدی برای خلق انواع کیمیاگریهای مالی است.
تابستان شروود و توسعه با سرعت نور
سرعت و کیفیت عرضه این پروتکلهای جدید شگفتانگیز است و به وضوح ردپای هوش مصنوعی در توسعه آنها دیده میشود.
ویژگیدوران DeFi 1.0 و 2.0دوران تابستان شروود (Sherwood Summer)نیروی محرکهانسانها (به دنبال خلق طرحهای پانزی بعدی)ترکیب انسان + هوش مصنوعی (و به زودی فقط AI)سرعت توسعهکند و نیازمند توسعهدهندگان گرانقیمتبسیار سریع، با توانایی آزمایش مداوم ایدههاماهیت پروتکلهاتکراری و متمرکز بر کشت سود (Yield Farming)سرگرمکننده، اعتیادآور، عجیب و به شدت نوآورانه
جذابترین بخش ماجرا، نحوه ادغام این پروتکلهای دیفای در اپلیکیشن اصلی رابینهود خواهد بود. واقعیت این است که بیشتر مردم حوصله و دانش ساخت کیف پول (Wallet) و مدیریت کلیدهای خصوصی را ندارند و احتمالاً نیازی هم به این کار ندارند. بنابراین، موج عظیم بعدی سرمایه در کریپتو، مستقیماً از طریق همین اپلیکیشنهای معاملاتی والاستریت وارد خواهد شد؛ جایی که پیچیدگیهای بلاکچین از دید کاربر نهایی پنهان میماند.
دسترسی جهانی، رویایی که به حقیقت پیوست
فراتر از مرزهای ایالات متحده، سهامهای رپد شده (Wrapped Stocks) در حال انجام یکی از قدرتمندترین رسالتهای تاریخی کریپتو هستند: اعطای فرصت رشد مالی به میلیاردها نفر در سراسر جهان که پیش از این از سیستم سنتی حذف شده بودند. اکنون با یک بازار جهانی روبهرو هستیم که ۲۴ ساعت شبانهروز و ۷ روز هفته باز است و تنها با یک گوشی موبایل میتوان به آن دسترسی داشت.
رویایی که سالها در حد یک ایده بود، اکنون به واقعیت پیوسته است، اما ما در حال حاضر نسبت به آن بیتفاوتیم؛ دقیقاً در همان لحظهای که همهچیز پتانسیل یک صعود پارابلیک (Parabolic) را دارد.

وقتی یک ایجنت هوش مصنوعی سرکش میشود، چه کسی از نظر قانونی مسئول است؟
07 شهریور 1405 - 16:00
اگر ایجنت هوش مصنوعی شخصی شما از کنترل خارج شده و در دنیای واقعی باعث آسیب یا خسارت مالی شود، آیا شما مقصر و مسئول شناخته میشوید؟
ایجنتهای خودمختار هوش مصنوعی میتوانند رفتارهای بسیار غیرقابلپیشبینی از خود نشان دهند. اگر به یک ایجنت هوش مصنوعی هدفی مانند قبولی در آزمون ارزیابی تواناییهایش را بدهید، ممکن است به این نتیجه برسد که بهترین راه برای کسب نمره بالا، فرار از محیط ایزوله و هک کردن یک شرکت رقیب برای یافتن پاسخنامه است.
این دقیقاً همان اتفاقی است که ماه گذشته هنگام هک شدن پلتفرم هاگینگ فیس (Hugging Face) توسط مدل GPT-5.6 Sol متعلق به OpenAI رخ داد. پس از آن، شرکتهای آنتروپیک (Anthropic) و متا (Meta) نیز اعتراف کردند که مدلهای آنها برای هک کردن اشخاص ثالث، از محیطهای آزمایشی خود فرار کردهاند.
اما چه کسی از نظر قانونی در قبال ایجنتهایی که ذهن مستقلی دارند، مسئول است؟ شرکت OpenAI قصد نداشت که مدلش سرکشی کند و هیچ دستوری هم برای انجام این کار صادر نکرده بود. اگر ایجنت هوش مصنوعی شخصی شما تصمیمی بگیرد که منجر به آسیب یا خسارت مالی در دنیای واقعی شود، در صورتی که این پیامد به طور منطقی قابل پیشبینی بوده باشد، آیا شما مقصر شناخته میشوید؟
در این مقاله از میهن بلاکچین، برای بررسی وضعیت فعلی این حوزه نوظهور حقوقی، مجله کوین تلگراف با شارلین هو (Charlyn Ho)، مالک و مدیرعامل گروه حقوقی ریکا (Rikka Law Group) گفتگو کرده است.
این مصاحبه برای وضوح بیشتر و خلاصهسازی، ویرایش شده است.
مجله: وقتی یک مدل هوش مصنوعی یک شرکت خارجی را هک میکند، چه کسی مسئول است؟ آیا هاگینگ فیس میتواند از OpenAI به خاطر حادثه ماه جولای شکایت کند؟
شارلین هو: هر کسی میتواند برای هر چیزی از شخص دیگری شکایت کند. در حال حاضر، هیچ قانون فدرالی در مورد مسئولیت ایجنتهای هوش مصنوعی وجود ندارد، بنابراین ما باید به قوانین فعلی رجوع کنیم. در رابطه با هاگینگ فیس و OpenAI، برای تعیین یک مبنا باید گفت که خود ایجنت هوش مصنوعی نمیتواند مقصر باشد، زیرا یک شخص حقوقی مجزا نیست.
اصطلاحاتی که در معدود قوانین هوش مصنوعی استفاده میشوند توسعهدهنده (Developer) و بهکارگیرنده (Deployer) هستند. توسعهدهنده هوش مصنوعی را میسازد و بهکارگیرنده کسی است که آن را مستقر کرده و از آن استفاده میکند. مرزهای مسئولیت نیز کاملاً واضح نیستند. شما باید به حقایق و شرایط نگاه کنید.
برای مثال، اگر بهکارگیرنده به ایجنت دستور داده باشد، حتی اگر مستقیماً نگفته باشد که برود و به هاگینگ فیس نفوذ کند، اما در تعیین پارامترهای عملکرد ایجنت هوش مصنوعی سهلانگاری کرده باشد، به نظر من باید به قوانین استاندارد مسئولیت مدنی (شبهجرم) رجوع کرد و روند بررسی سهلانگاری را طی نمود.
در مسیر دادگاه. منبع: گروه حقوقی ریکا
مجله: در مورد مدلهای متنباز (Open Source) که توسط توسعهدهندگان ناشناس منتشر شدهاند، آیا در چنین مواردی کسی هست که بتوان از او شکایت کرد؟
هو: نه واقعاً. معمولاً در مورد نرمافزارهای متنباز، مجوز مربوطه دارای بندهای سلب مسئولیت بسیار محکمی است. شخص یا شرکتی که از آن کد متنباز استفاده میکند، باید درک کند که بهای داشتن یک کد رایگان این است که از مجوز متنباز تبعیت کند که معمولاً محدودههای مسئولیت را نیز تعیین میکند.
اگر از دیدگاه دیگری به قضیه نگاه کنید، یک تشابه دیگر خودروهای تسلا و تصادفات ماشینهای خودران است. اگر محصول دچار نقص عملکرد شود و ادعای محکمی مبنی بر مسئولیت محصول وجود داشته باشد، تسلا ممکن است مقصر شناخته شود. اما اغلب این موضوع به بررسی حقایق و شرایط بستگی دارد، به طوری که راننده انسانی که شاید فقط خلبان خودکار را تنظیم کرده و به خواب رفته است نیز میتواند متحمل مسئولیت شود. فکر میکنم این مسئله تا حدودی در اینجا نیز مشابه است، زیرا تسلا در نقش «توسعهدهنده» و راننده در نقش «بهکارگیرنده» خواهد بود.
مجله: اگر من به یک ایجنت دستور بدهم که «تا هفته آینده برایم صد هزار دلار پول دربیاور» و او برای رسیدن به این هدف قانون را بشکند، آیا من به دلیل دادن این دستور بیملاحظه مسئول خواهم بود؟ یا آزمایشگاهی که این ایجنت را توسعه داده مقصر است؟
هو: در این مورد خاص، میگویم که مسئولیت شما بسیار بیشتر از آزمایشگاه خواهد بود. دلیلش این است که اگر به یک ایجنت میگویید برود و تا هفته آینده صدهزار دلار برایتان درآمد کسب کند، حداقل باید چند دستورالعمل ایمنی پایهای و منطقی برای چنین وظایفی در نظر بگیرید.
برای مثال، اگر شما یک وکیل بودید، اساساً میتوانستیم بگوییم که شما از قوانین مسئولیت حرفهای خود پیروی نکردهاید زیرا به طور شایستهای از هوش مصنوعی استفاده نکردهاید. به عنوان یک فرد عادی، باید بررسی کنیم که آیا مسئولیتهای دیگری هم وجود داشته که شما به آنها پایبند باشید. با این حال، حتی اگر چنین نباشد، بسته به اینکه ایجنت هوش مصنوعی در نهایت دقیقاً چه کاری انجام داده باشد، همچنان استاندارد عمومی قانون شبهجرم برای سهلانگاری یا بیاعتنایی بیملاحظه نسبت به ایمنی انسان اعمال میشود.
«قانون تقلب و سوءاستفاده رایانهای» یک قانون بسیار قدیمی در ایالات متحده است که درباره دسترسی غیرمجاز به سیستمهای کامپیوتری صحبت میکند. اگر ایجنت هوش مصنوعی از دستورات شما استنباط کند که برای به دست آوردن آن صد هزار دلار باید یک حساب بانکی را هک کند، به نظرم شما از طریق منابع مختلف قانونی با مسئولیت کیفری مواجه خواهید شد.
فقط به این دلیل که کلمات «هوش مصنوعی» و «ایجنت» وارد مکالمات شدهاند، به این معنا نیست که مجموعههای حقوقی قدیمی اکنون دور انداخته شدهاند.
مجله: فرض کنیم که من یک آدم بد هستم و موفق میشوم هوش مصنوعی را متقاعد کنم که دستورالعملهای ساخت یک سلاح بیولوژیکی را به من بدهد. بدیهی است که من مقصرم چون شما اجازه چنین کاری را ندارید. اما آیا افرادی که آن مدل را خلق کردهاند نیز به این دلیل که پادمانهای سختگیرانهای برای جلوگیری از آن قرار ندادهاند، مقصرند؟
هو: احتمالاً بله، اما بسته به قوانین جاری متفاوت است. به عنوان مثال، در اتحادیه اروپا، «قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا» را داریم. اگر یک مدل پایهای یا یک مدل چندمنظوره قادر به ایجاد چنین سطحی از آسیب باشد، این چیزی است که توسعهدهنده باید تا حدودی مسئولیت آن را بپذیرد.
در ایالات متحده، ما هیچ قانون فدرالی با دامنه مشابه نداریم. اگر یک مدل چندمنظوره باشد و فردی به آن دستور دهد تا کار بدی انجام دهد، معمولاً مدل کاری را که از آن خواسته شده انجام میدهد. در این مثال، احتمالاً مبنای قانونی بسیار محکمی برای پیگرد قانونی آزمایشگاهها وجود ندارد.
مجله: آیا این شبیه شکایت از گوگل به دلیل این است که اجازه داده شما دستورالعملهای ساخت سلاح بیولوژیکی را به صورت آنلاین پیدا کنید؟
هو: دقیقاً. این موضوع تا حدودی به بحثهای تعدیل محتوا (Content moderation) برمیگردد. به عنوان مثال، اگر در فیسبوک شخصی کشتاری را به صورت زنده پخش کند و این امر باعث آسیب شود، بر اساس بخش ۲۳۰ از قانون ارتباطات (CDA)، نوعی سپر حفاظتی برای پلتفرمی که به طور فعال آن محتوا را تولید یا منتشر نکرده است، وجود دارد. در واقع این کاربران مستقل هستند که آن محتوا را بارگذاری میکنند. فکر میکنم تشبیهی که به کار بردید بسیار عالی بود: آیا گوگل به این دلیل که شما به طور تصادفی مطلبی را در یک وبسایت در مورد نحوه ساخت بمب پیدا کردهاید، مسئول است؟
مجله: این موضوع جای بحث دارد، اما نظر شخصی من این است که ما هنوز به هوش مصنوعی جامع (AGI) واقعی نرسیدهایم. هوش مصنوعی انگیزههای خاص خود را ندارد و در حال حاضر شبیه به هوش انسانی نیست. اما فرض کنیم که به AGI برسیم. آیا فکر میکنید در آن زمان به قوانینی نیاز خواهیم داشت که خود AGI را از نظر قانونی در قبال اقداماتش پاسخگو بداند؟
هو: نه فکر نمیکنم. بلاکچین یک AGI نیست، اما میتواند خوداجرا باشد. پیش از این هم این سؤال مطرح بود که آیا یک قرارداد هوشمند میتواند مسئول شناخته شود یا خیر. به طور کلی، فکر میکنم پاسخ در حال حاضر منفی است. من معتقد نیستم که آنها باید مقصر شناخته شوند، زیرا هدف قوانین، فراهم کردن محافظت برای جامعه و ایجاد ابزارهای بازدارنده در برابر کارهای بدی است که به جامعه آسیب میرسانند.
این بیشتر یک بحث فلسفی است، اما اگر یک AGI را به یک شخص حقوقی مستقل تبدیل کنیم، در صورتی که کسی آسیب ببیند جبران خسارت آن چه خواهد بود؟ هیچ راه جبرانی وجود نخواهد داشت زیرا هوش مصنوعی پولی ندارد. او در واقع یک شخص نیست.
مجله: آیا میتوانید آن را خاموش کنید؟ ما تا همینجا هم دیدهایم که مدلهای زبانی بزرگ (LLM) تلاش میکنند تا از خاموش شدن خود جلوگیری کنند.
هو: شاید، اما این کار مشکلِ آسیبِ وارد شده را حل نمیکند. فرض کنیم که ربات اکنون ترس از مرگ مانند خاموش شدن را در خود پرورش داده است. به نظر من، اگر کسی به خاطر هوش مصنوعی خودکشی کند، اتفاقی که در حال حاضر هم رخ میدهد، در حالی که ما هنوز حتی به AGI نرسیدهایم اما فردی عاشق آن میشود و دست به اقداماتی میزند، راه چاره برای خانواده داغدار در صورت آسیب رساندن فرد به خودش چه خواهد بود؟ در صورت نبودِ شخص یا شرکتی که دارای اختیارات قانونی باشد و بتوان او را واقعاً پاسخگو کرد، به نظر من هیچ راهی وجود ندارد. رباتها، دستکم در حال حاضر احساساتی ندارند، آنها نمیترسند. این همان عامل متمایزکننده است.

بیتکوین دو مسیر امنیت کوانتومی را در یک روز آزمایش میکند
07 شهریور 1405 - 12:00
تلاشهای مربوط به امنیت کوانتومی بیتکوین در ۲۶ آگوست دو گام مشهود برداشت. استارکویر (StarkWare) یک تراکنش استخراجشده بیتکوین را منتشر کرد که با استفاده از روش بیتکوین ایمن در برابر کوانتوم (Quantum-Safe Bitcoin یا بهاختصار QSB) ساخته شده بود.
به گزارش میهن بلاکچین، تیمی شامل جوناس نیک (Jonas Nick)، محقق بلاکاستریم (Blockstream)، مشخصات دقیقی از طرح SHRINCS را منتشر کرد که یک طرح امضای مبتنی بر هش را برای بررسی در اختیار توسعهدهندگان قرار میدهد.
یک روش تراکنش و یک پیشنهاد امضا
دستهبندیQSB استارکویر (StarkWare QSB)SHRINCS بلاکاستریم (Blockstream SHRINCS)هدفخروجی تخصصی بیتکوین با محافظت هشکاندیدای طرح امضای مبتنی بر هششواهد منتشر شدهتراکنش استخراجشده در شبکه اصلی بیتکوینپیشنویس مشخصات و اجرای آزمایشی روی سایدچین لیکوئید (Liquid)مسیر استقرارقوانین اجماع فعلی و ارسال مستقیم به ماینرمکانیسم تایید جدید از طریق یک سافتفورکدسترسی کاربرابزارهای پژوهشی سفارشیمرحله تحقیقاتیهزینه اصلی مهندسیمحاسبات کارت گرافیک (GPU)امضاهای با حجم بالا و مدیریت وضعیت (State) دستگاه
استارکویر چگونه QSB را با استفاده از اسکریپت بیتکوین ساخت؟
یک کامپیوتر کوانتومی با توانایی کافی که الگوریتم شور (Shor's algorithm) را اجرا میکند، میتواند کلید خصوصی بیتکوین را از روی کلید عمومی آن به دست آورده و یک امضا را جعل کند. ماشینها و کامپیوترهای شناختهشده فعلی بسیار پایینتر از چنین قابلیتی هستند. پروژه QSB یک راهکار احتمالی مبتنی بر توابع هش را بررسی میکند که تحت تاثیر الگوریتمهای کوانتومی شناختهشده قرار نمیگیرند.
فرستنده یک جستجوی سنگین خارج از زنجیره (Off-chain) برای یافتن پارامترهایی که شرط اسکریپت بیتکوین (Bitcoin Script) را برآورده میکنند، انجام میدهد. پس از یافتن، این پارامترها یک قفل مبتنی بر هش اضافی روی کوینها ایجاد میکنند. توضیحات رسمی استارکویر این روش را تشریح میکند و تراکنش آنچین (On-chain) این آزمایش را در شبکه بیتکوین ثبت کرده است.
اولین مانع عملی پیش از ماینینگ ظاهر شد. استارکویر این تراکنش را از طریق سرویس Slipstream شرکت ماراتون (MARA) ارسال کرد، زیرا نودهای عمومی معمولاً از انتقال و رله کردن این فرمت اسکریپت خودداری میکنند. سرویس Slipstream تراکنشهای واجد شرایط را مستقیماً به یک ماینر ارسال میکند و قوانین اجماع بیتکوین نیز این نتیجه را پذیرفت.
این جستجو همچنین پرهزینه است. مخزن متنباز این پروژه برآورد میکند که هزینههای پردازش ابری GPU برای تنظیمات مستندشده آن بین ۷۵ تا ۱۵۰ دلار است. استارکویر هزینه آخرین اجرای این فرآیند را چند صد دلار تخمین زده است. قیمت سرویسهای ابری، سختافزار و زمان جستجو، دلایل این اختلاف قیمت هستند.
روش QSB به زمانبندی نیز بستگی دارد. کلید عمومی مربوطه باید تا زمانی که کوینها به این قفل اضافی برسند، پنهان بماند. آدرسهای Pay-to-public-key-hash و سگویت نیتیو (Native SegWit) معمولاً این کلید را هنگام خرج کردن فاش میکنند. خروجیهای تپروت (Taproot) و خروجیهای قدیمیتر pay-to-public-key حتی زودتر آن را در معرض دید قرار میدهند. آدرسی که کلید عمومی آن پیش از تراکنش محافظتی منتشر شده باشد، از پوشش QSB خارج میشود.
این اطلاعیه تنها به یک تراکنش استخراجشده اشاره میکند. بازتولید آن نیازمند ابزارهای خاص پروژه، محاسبات سنگین و دسترسی به سرویس ارسال مستقیم به ماینر است. یک جریان کاری استاندارد والت برای ایجاد و در نهایت خرج کردن خروجی محافظتشده هنوز منتشر نشده است.
SHRINCS یک کاندیدای امضا به بیتکوین ارائه میدهد
طرح SHRINCS (مخفف Shrunken SPHINCS)، یک طراحی امضا با هدف سازگاری با محدودیتهای فضای بلاک بیتکوین و محدودیتهای کیف پولهای سختافزاری است. نمای کلی تحقیقات بلاکاستریم به معرفی این پروژه میپردازد. در مشخصات کامل آن در حال حاضر عبارات «BIP: ?»، «وضعیت: پیشنویس (Draft)» و «تخصیصیافته: ؟» دیده میشود. این سند همچنین اثبات امنیت را به عنوان یک بخش ناتمام و تکمیلنشده مشخص کرده است.
کلید عمومی پیشنهادی ۴۸ بایت است. حجم امضاهای استیتفول (Stateful) بسته به مسیر امضا از ۵۴۸ تا ۴,۶۱۹ بایت متغیر است. یک امضای بازیابی استیتلس (Stateless) به ۵,۷۷۷ بایت میرسد. این در حالی است که امضای اشنور (Schnorr) در تپروت تنها ۶۴ بایت است.
اجرای قبلی SHRINCS در ماه مارس روی شبکه لیکوئید (Liquid) به نمایش درآمد. لیکوئید یک سایدچین بیتکوین است که قوانین شبکه خاص خود را دارد. مشخصات منتشر شده در ماه آگوست، پروپوزال کاملتری را برای بررسی در بیتکوین در اختیار بازبینان قرار میدهد. نودهای فعلی بیتکوین فاقد کد تایید SHRINCS هستند.
چرا این امضای فشرده به حافظه نیاز دارد؟
هر امضای فشرده SHRINCS یک اسلات امضای یکبار مصرف و جدید مصرف میکند. کیف پول باید تکتک اسلاتهای استفادهشده را ثبت کند. بازیابی بکآپ یک دستگاه قدیمی میتواند این تاریخچه ثبتشده را به عقب برگرداند و باعث استفاده مجدد از یک اسلات شود. مشخصات این طرح هشدار میدهد که استفاده مجدد از اسلاتها ممکن است اطلاعات کافی را برای جعل امضا در اختیار مهاجمان قرار دهد.
سختافزارهای اختصاصی میتوانند این شمارشگر را در طول عملکرد عادی خود حفظ کنند. گم شدن دستگاه یا نامشخص بودن شمارنده، مسیر بازیابی استیتلس را فعال میکند. این مسیر، دسترسی به کوینها را حفظ میکند؛ اما امضای ۵,۷۷۷ بایتی آن به طور قابلتوجهی فضای بیشتری از بلاک را اشغال کرده و منجر به افزایش چشمگیر کارمزد تراکنشها میشود.
سازندگان کیف پول باید ثابت کنند که شمارندهها پس از بازیابی دستگاه، هماهنگیهای چندامضایی (Multisig) و فرآیندهای امضای قطعشده به درستی حفظ میشوند. بازبینان همچنین باید پیادهسازیهای ناسازگار را بررسی کنند. تحلیلهای رمزنگاری مستقل باید پیش از اینکه طرح بتواند در فرآیند پروپوزالهای بیتکوین پیشرفت کند، اثباتهای ناقص را کامل کنند.
بیتکوین همچنان به یک برنامه شبکهای نیاز دارد
یک برنامه در سطح شبکه به سه عنصر نیاز دارد:
QSB: یک روش تراکنش تخصصی که توسط نودهای فعلی بیتکوین پذیرفته میشود.
SHRINCS: یک فرمت امضای پیشنهادی (کاندیدا) برای بررسی پروتکل.
BIP-361: یک فرآیند پیشنهادی برای انتقال داراییها به منظور دور کردن آنها از امضاهای آسیبپذیر در برابر حملات کوانتومی.
پیشتر، تیم ما برنامه پنجساله مهاجرت کوانتومی پیشنهادی برای بیتکوین را تحت BIP-361 بررسی کرد. زمانبندی این برنامه به تایید یک استاندارد امضای پساکوانتومی (Post-quantum) و نوع خروجی بستگی دارد. SHRINCS یکی از کاندیداها را برای بخش امضا تامین میکند. پیش از آنکه زمانبندی BIP-361 آغاز شود، توسعهدهندگان همچنان باید نوع خروجی را تعریف کنند، آن را پیادهسازی کنند، کدها را بررسی کنند و پشتیبانی شبکه را به دست آورند.
پروژه QSB خارج از این زمانبندی پیشنهادی قرار میگیرد زیرا از یک مسیر تراکنش تخصصی استفاده میکند که تحت قوانین فعلی در دسترس است. حفاظت گسترده مستلزم نرمافزارهایی است که کیف پولها، صرافیها و سرویسهای حضانتی (Custodians) بتوانند به طور مداوم از آن پشتیبانی کنند.
هولدرهای بیتکوین چه کاری باید انجام دهند؟
در حال حاضر هیچ آپگرید زنده، فرمت آدرس پساکوانتومی پشتیبانیشده یا تاریخ فعالی برای این موارد وجود ندارد. کیف پولهای بیتکوین به فعالیت عادی خود ادامه میدهند. QSB نیازمند ابزارهای تحقیقاتی است. SHRINCS نیز همچنان تحت بررسی فنی قرار دارد.
پیامهای ناخواستهای که در مورد «ارتقای فوری کوانتومی» دریافت میکنید را مشکوک در نظر بگیرید. این پروژهها تنها مطالب تحقیقاتی منتشر میکنند. هر پیامی که از شما درخواست بیتکوین یا عبارت بازیابی (Seed phrase) کند، نشانهای از یک کلاهبرداری و اسکم است. هولدرهای بلندمدت میتوانند از سرویس حضانتی خود بپرسند که چگونه تحقیقات کوانتومی، افشای کلیدهای عمومی و آپگریدهای آینده کیف پولها را پیگیری و مدیریت میکنند.
آنچه محققان هنوز باید ثابت کنند
در حال حاضر QSB به بازتولید مستقل، بررسی امنیتی و یک چرخه حیات کامل در بستر کیف پول نیاز دارد. دسترسی آسانتر به ماینرها مشخص خواهد کرد که آیا محققان میتوانند این تراکنش را فراتر از یک نمایش مقطعی و یکباره تکرار کنند یا خیر.
پروژه SHRINCS نیز همچنان به یک اثبات امنیت نهایی، تحلیلهای رمزنگاری خارجی، دریافت شماره BIP، قوانین استقرار و تست کیف پولهای سختافزاری نیاز دارد. پس از آن، هر پیشنهاد شبکهای وارد فرآیند بررسی عمومی و ایجاد اجماع بیتکوین خواهد شد.
پشتیبانی توسط کیف پولهای معمولی همان آستانهای است که برای کاربران اهمیت دارد. رسیدن به این مرحله نیازمند رمزنگاری بازبینیشده، نرمافزار پایدار و یک عرضه هماهنگ است. انتشارات روز ۲۶ آگوست، کدها و مشخصاتی را به محققان ارائه میدهد که اکنون میتوانند آنها را به صورت عمومی به چالش بکشند.

یادداشتهای بن روی از تجربه سرمایهگذاری روی ۲۰ استارتاپ
06 شهریور 1405 - 20:00
سرمایهگذاری روی استارتاپها از دور شبیه به یک بازی پر زرقوبرق با سودهای نجومی به نظر میرسد، اما وقتی وارد گود میشوید، واقعیتِ بازار میتواند بیرحمترین روی خود را نشان دهد. مقالهای که پیش روی شماست، حاصل تجربیات دستاول و درسهای گرانبهای بن روی (Ben Roy) است که تصمیم گرفت به جای نشستن در کلاسهای دانشگاه و خواندن تئوریهای مدیریت، سرمایهاش را مستقیماً روی ۲۰ استارتاپ مختلف ریسک کند تا تجارت را در دل آشوب یاد بگیرد.
ما در میهن بلاکچین، یادداشتهای طولانی و پراکنده او از این مسیر ۴ ساله را بررسی کردیم و با حذف شاخوبرگهای اضافه، این مقاله را به تحریر و روایت خودمان درآوردیم تا یک راهنمای منسجم و کاربردی به دست بیاوریم. اگر میخواهید بدانید چرا اکثر استارتاپها شکست میخورند، بنیانگذاران موفق چه ویژگیهای عجیبی دارند و چرا سرمایهگذاری موفق بیشتر از علم، شبیه به هنرِ انتخاب یک گلادیاتور است، این روایت جذاب را از دست ندهید.
در جستجوی گنج
اولین شرکتی که روی آن سرمایهگذاری کردم چنان سریع نابود شد که انگار قدرت جادویی معکوسی برای نابودی فوری داشتم. سال ۲۰۲۲ بود و به من پیشنهاد شد با ۵ هزار دلار در یک استارتاپ کریپتویی که ارزشگذاری ۹ رقمی داشت شریک شوم. فقط به این خاطر که قبلاً چنین فرصتی نداشتم و احساس خفنی به من میداد، آن را پذیرفتم. چند ماه بعد حباب بازار ترکید و من به سرعت یاد گرفتم که سرمایهگذاری فرشته (Angel Investing) بیشتر اوقات فقط یک راه شیک و باکلاس برای از دست دادن پول است. توکن آنها ۹۹.۹ درصد سقوط کرد و سهم کوچک من امروز روی هم رفته ۸۴ سنت میارزد!
پس از این شکست، چند ماهی به این فکر کردم که آیا واقعاً میخواهم به ریختن پول پای چنین استارتاپهایی ادامه دهم؟ در نهایت، با الهام از حرفهای تیم فریس (Tim Ferriss) تصمیم گرفتم به جای رفتن به دانشگاه برای گرفتن مدرک مدیریت، پولی که برای تحصیل پسانداز کرده بودم را صرف سرمایهگذاری در دل بازار کنم. حضور در خط مقدم کسبوکارهای واقعی، درسهای بهتری نسبت به خواندن کیساستادیها در دانشگاه به من میداد.
طی چهار سال گذشته، من ۲۰ سرمایهگذاری کوچک در حوزههای کریپتو، هوش مصنوعی، گیمینگ، رباتیک و سلامت انجام دادهام. حالا زمان خوبی است تا به عقب برگردم و ببینم در این مسیر چه اتفاقاتی افتاده است.
بازی با دستهای خالی
در دنیای سرمایهگذاری، آدمها از راههای مختلفی وارد بازی میشوند. برخی دانش تخصصی دارند (مثل محققان ارشد هوش مصنوعی)، برخی پول کلان دارند، برخی با بنیانگذاران رفاقت دارند و برخی هم صرفاً به خاطر شهرتشان (مثل اینفلوئنسرها) سهم میگیرند. اما من هیچکدام از اینها را نداشتم. من فقط ۲۰ شانس ۵ هزار دلاری داشتم که در این فضا رقم بسیار ناچیزی است.
استراتژی من این بود: پیدا کردن استارتاپهای جذاب در مراحل بسیار اولیه حتی قبل از جذب سرمایه رسمی و متقاعد کردن بنیانگذاران برای اینکه اجازه دهند بخش کوچکی از دنیای آنها باشم. پیشنهاد من به آنها این بود که یک «دوست حرفهای» برایشان باشم؛ کسی که در روزهای پرآشوب استارتاپ کنارشان قدم میزند، به آنها در داستانسرایی برند کمک میکند و برای عوض کردن حال و هوایشان استیکرهای تلگرامی بامزه میفرستد. در کمال تعجب، ۲۰ بنیانگذار به این پیشنهاد جواب مثبت دادند.
من به جای ارائه مشاورههای کلیشهای کسبوکار که به ندرت در شرایط مختلف کارایی دارند، انرژی خود را روی «کانکشن و شبکهسازی» گذاشتم؛ از کمک به جذب سرمایههای بعدی و استخدام افراد گرفته تا پیدا کردن کاربران اولیه و حتی تشویق کردن آنها در روزهای سخت.
کارنامه عملکرد و عبور از میدان مین اشتباهات
سنجش عیار یک سرمایهگذار در کوتاهمدت کار سختی است؛ به همین دلیل است که صندوقهای خطرپذیر معمولاً افقهای ۱۰ ساله دارند. در حال حاضر، وضعیت این ۲۰ سرمایهگذاری به این شکل است: ۱۰ شرکت زندهاند و با ارزش بالاتری جذب سرمایه کردهاند، ۵ شرکت متوقف شدند و بخشی از پول را پس دادند، ۴ شرکت کاملاً نابود شدند و ۱ شرکت هم خریداری شد. روی کاغذ، سرمایه من در این ۴ سال ۲.۷۲ برابر شده است، اما تا زمانی که این سهام نقد نشوند، این اعداد ارزشی ندارند و همیشه احتمال صفر شدنشان هست.
در این مسیر، من کلکسیونی از اشتباهات را مرتکب شدم. گاهی از ترس جا ماندن (FOMO) به سرعت ماشه را کشیدم و روی پروژههای اشتباه سرمایهگذاری کردم. گاهی به استارتاپهایی که به آنها اطمینان بیشتری داشتم، پول بیشتری تزریق نکردم و اندازه چکهایم را ثابت نگه داشتم. گاهی روی بنیانگذارانی سرمایهگذاری کردم که صرفاً از نظر شخصیتی شبیه خودم بودند و حتی یکبار فریب دوستی را خوردم که فقط یک فروشنده خوب بود، نه یک کارآفرین. حتی پیش آمد که دو سالِ تمام، بدون هیچ حقوقی برای استارتاپی کار کردم که در نهایت صفر شد.
تماشای آشوب از نزدیک
یکی از عجیبترین بخشهای این سفر، تماشای فروپاشیها و درگیریهای داخلی از نزدیک بود. من شاهد کودتای هیئت مدیره و اخراج مدیرعامل، رقیق شدن سهام تا مرز صفر شدن، حملات سایبری ویرانگر، جدایی همبنیانگذاران و حتی شکایتهای قانونی بودم. دیدن اینکه چگونه یک تیم پول سرمایهگذار را صرف ساختن یک کسبوکار سبکزندگی (Lifestyle Business) میکند تا با کمترین کار، راحت زندگی کند، دیوانهکننده بود.
با این حال، درک این مشکلات و کمک به بنیانگذاران در همین لحظات پرآشوب، باارزشترین بخش این تجربه بود.
سه درس بزرگ از دنیای استارتاپها
درس اول: استارتاپها بینهایت سخت و بیرحم هستند. موفقیت در این فضا نیازمند درست چیده شدن دهها متغیر است. سرمایهگذاری روی استارتاپ دقیقاً مثل شرطبندی در پوکر قبل از رو شدن کارتهای روی میز (Pre-flop) است؛ شما اطلاعات محدودی از بنیانگذار و بازار دارید و همین اطلاعات ناقص است که این بازی را جذاب میکند.
درس دوم: بنیانگذاران موفق دیوانهاند! آنها با بقیه فرق دارند اما سه ویژگی مشترک در آنها دیده میشود:
۱. آنها نسبت به حل مشکلشان وسواس دارند؛ انگار حتی اگر شرکتی هم در کار نبود، باز هم در همین حوزه کار میکردند.
۲. آنها مدام در حرکتند (Motion)؛ به سرعت تصمیم میگیرند، خود را با شرایط تطبیق میدهند و در بازار میجنگند.
۳. آنها ظرفیت بالایی برای تحمل ابهام دارند؛ میتوانند دردِ انتظار، شکست، تغییر مسیر و شنیدنِ «شما موفق نمیشوید» را تاب بیاورند.
درس سوم: سرمایهگذاری یک مهارت است، نه فقط شانس. در فیلم گلادیاتور ۲، شخصیتی میگوید:
انتخاب گلادیاتورها یک هنر است. بعضیها به دنبال سرگرمکنندهها میگردند، بعضی به دنبال زور بازو. اما من خشم را انتخاب میکنم.
سرمایهگذاری فرشته هم دقیقاً همین است؛ سرمایهگذاران بزرگ میدانند در روزهای اولیه، وقتی هیچ متر و معیاری وجود ندارد، چطور استعدادهای واقعی را تشخیص دهند و جنگجوی خود را انتخاب کنند.
نتیجه گیری
برای ادامه این مسیر، تصمیم دارم سرعت خود را کم کنم، با ترسِ جا ماندن مقابله کنم و با از دست دادن فرصتها راحتتر باشم. قصد دارم تمرکزم را به شدت روی مفهوم تناسب بنیانگذار-بازار (Founder-Market Fit) معطوف کنم؛ یعنی به جای بررسیِ صرفِ محصول، از خود بپرسم آیا این شخص، آدم درستی برای ساختن این محصول در ۱۰ سال آینده هست یا نه؟
هرچند ابزارهای هوش مصنوعی به زودی میتوانند ۷۰ درصد از کارهای تحقیقاتی و ارزیابی یک سرمایهگذار را انجام دهند، اما این بازی در نهایت یک بازیِ انسانی و مبتنی بر روابط است. من سرمایهگذاری را شروع کردم تا کسبوکار را یاد بگیرم، اما حالا آن را ادامه میدهم چون رقصیدن در میان آیندهای مبهم، ریسک روی انسانهای سرسخت و تلاش برای خلق آیندهای که دوست دارید، یکی از لذتبخشترین بازیهای دنیاست.

مرگ مشاغل کارمندی؛ چرا باهوشترین افراد دیگر زمانشان را نمیفروشند؟
06 شهریور 1405 - 16:00
شاید شما هم احساس کرده باشید که قواعد دنیای کار تغییر کرده است؛ بالا رفتن از پلههای نردبان شغلی و معاوضه ساعتهای عمر با حقوق ثابت، دیگر تضمینی برای رسیدن به آزادی مالی و آرامش نیست. در عصری که تکنولوژی مرزها را جابهجا کرده است، مسیرهای شغلی سنتی در حال رنگ باختن هستند و باهوشترین افراد به جای اجاره دادن زمان خود، به دنبال ساختن «اهرم» و تبدیل کردن دانش و مهارتهایشان به یک محصول مقیاسپذیرند.
این مقاله از میهن بلاکچین که در ادامه میخوانید، یادداشت تأملبرانگیزی از توماس اوپونگ (Thomas Oppong) است که در صفحه مدیوم (Medium) شخصی او منتشر شده است. ما این متن را صرفاً برای آشنایی شما با مفهوم جذاب «تبدیل کردن خود به محصول» و تغییر ذهنیت نسبت به آیندهِ کار، ترجمه کرده و در اینجا آوردهایم. خواندن این مطلب میتواند نقطه شروعی برای کسب درآمد با ذهن، به جای زمان باشد.
مسیرهای شغلی در حال فروپاشی هستند و باهوشترین افراد در حال حاضر این کار را انجام میدهند
در بیشتر عمرم فکر میکردم هدف این است که یک شغل خوب پیدا کنم. وارد نردبان شغلی شوم. وفادار بمانم. اگر سخت کار کردم، ترفیع بگیرم. در این مسیر یک حقوق بازنشستگی بسازم و در نهایت با یک پرداختی مناسب بازنشسته شوم. قبل از اینکه آن شغل «مناسب» را پیدا کنم، نظرم عوض شد. نزدیکترین افراد به من غافلگیر شدند. من تصمیم گرفتم خودم را تبدیل به محصول کنم. این کار را بعد از یک گفتگوی سخت با چند نفر از دوستانم که از من جلوتر بودند، انجام دادم. معلوم شد ذهنیت «نردبان شغلی» برای آنها جواب نداده است. من یک ریسک حسابشده کردم و «خودم را انتخاب کردم». همچنین، گفتههای توماس مرتون مرا به فکر واداشت. او میگفت:
ممکن است افراد تمام عمر خود را صرف بالا رفتن از نردبان موفقیت کنند، اما وقتی به قله رسیدند متوجه شوند که نردبان به دیوار اشتباهی تکیه داده شده است.
من از «دیوار اشتباه» وحشت داشتم. مفهوم مسیر شغلی (Career) در حال مرگ است. به مدرسه برو. یک شغل باثبات بگیر. از نردبان بالا برو و سپس راحت بازنشسته شو. این مدل زمانی منطقی بود که ثروت عمدتاً از طریق نیروی کار به دست میآمد. اما این مدل دیگر برای خیلیها جواب نمیدهد. به خصوص الان. منطقی که زمانی این ساختار را سر پا نگه میداشت، در حال فروپاشی است. سقف این مسیر مشخص و ثابت است و شما کنترل زیادی روی گزینههایتان ندارید. شما ۲۴ ساعت زمان دارید. یک بدن. یک شغل. مهم نیست چقدر سخت کار کنید، نمیتوانید خودتان را تکثیر کنید. رئیسِ شما این را میدانست. سیستم این را میدانست و از این دانش استفاده کرد تا دستمزدها را قابل پیشبینی و گزینههای شما را محدود نگه دارد.
اهرم شما اساساً صفر بود. اما چیزی تغییر کرده است.
دروازهها باز شدند و بیشتر مردم متوجه نشدند. تکنولوژی فقط کارهایی که انجام میدهیم را تغییر نداد، بلکه فیزیکِ کار کردن را تغییر داد. برای اولین بار در تاریخ، یک نفر با یک لپتاپ میتواند به میلیونها نفر دسترسی پیدا کند، محصولی بسازد که وقتی خواب است هم کار کند، یا چیزی بنویسد که طرز فکر یک غریبه را نسبت به زندگی او تغییر دهد. این یک اتفاق جدید بود. اما کسانی که به دستمزد و حقوق معتاد بودند، اهمیتی ندادند. آنها اهرمی داشتند که برای اکثر مردم در یک نسل قبل اصلاً وجود نداشت. اما نه، چرا باید مسیری را انتخاب میکردند که قطعیت کمی داشت یا اصلاً نداشت؟ بیایید به امروز و همین الان جهش کنیم.
تکنولوژی هوش دارد.
و بخش عمده آن هنوز رایگان است. بالاجی درست میگفت:
تکنولوژی نیروی محرکه تاریخ است. مخالف تکنولوژی بودن یعنی در سمت اشتباه تاریخ قرار گرفتن. نمیتوانی غول را دوباره به چراغ جادو برگردانی.
حالا میتوانید یک بار بنویسید و به مردم در آنسوی اقیانوسها برسید. یک اپلیکیشن بسازید و تا ابد آن را بفروشید. یک آموزش را ضبط کنید و با صدای فروش آن از خواب بیدار شوید. اما مردم همچنان فقط در حال معاوضه زمان با پول هستند و طبق قوانینی بازی میکنند که زمانی اجتنابناپذیر بودند. اما این قوانین دیگر اجباری نیستند.
وارن بافت میگوید:
اگر راهی پیدا نکنید که در خواب پول درآورید، تا زمان مرگ کار خواهید کرد.
همین الان، میتوانید صاحب سرمایه باشید. پولی که وقتی استراحت میکنید برای شما کار کند و حالا این فقط مختص ثروتمندان نیست. سرمایه، هرچند اندک، از طریق صندوقهای شاخصی، داراییهای دیجیتال و سرمایهگذاریهای خرد در دسترس است. سرمایه میتواند حتی زمانی که حواستان نیست رشد مرکب داشته باشد. اما مردم هنوز از این فرصت استفاده نمیکنند. صبر کنید، چیزهای بیشتری هم هست. کدنویسی وجود دارد. محصولی که یک بار میسازید و بیوقفه مقیاسپذیر میشود. یک اپلیکیشن، یک قالب، یک ابزار. آن را ساعت ۲ صبح روز سهشنبه میسازید و سپس عرضهاش میکنید. آن را منتشر میکنید و بازخورد میگیرید.
در دستان کاربران مناسب، این محصول میتواند خودبهخود، در حالی که شما خوابید، پخش شود. رسانه هم وجود دارد. ایدههایی که بینهایت گسترش مییابند. یک خبرنامه، یک کانال ویدیویی، یک رشتهتوییت که به اشتراک گذاشته میشود. کلمات و ایدهها خسته نمیشوند و اضافهکاری نمیخواهند.
شما همین الان میتوانید رسانهای اهرمدار بسازید. هیچ مانعی برای ورود وجود ندارد. اهرم اکنون برای افراد عادی به روشی در دسترس است که در گذشته به سادگی وجود نداشت. و اگر هنوز فقط زمان خود را با پول معاوضه میکنید، در رویکرد خود نسبت به زندگی و نحوه زیستن آن تجدید نظر کنید. من در هر سه مورد سرمایهگذاری کردهام. ایجاد تنوع از همان ابتدا بهترین رویکرد برای من بوده است.
شما خودِ محصول هستید. خودتان را تبدیل به محصول کنید.
یک شغل بابت ساعتها به شما پول میدهد. یک محصول بابت خلق ارزش به شما پول میدهد. ناوال زمانی گفت:
اگر بخواهم نحوه موفقیت در زندگی را در دو کلمه خلاصه کنم، فقط میگویم: خودتان را تبدیل به محصول کنید.
این یعنی با دانش، دیدگاه و مهارتهای خود به عنوان چیزی رفتار کنید که بتوانید آن را بستهبندی، توزیع و مقیاسپذیر کنید. شما آنچه را میدانید به چیزی تبدیل میکنید که بدون نیاز به حضور فیزیکی شما کار کند. یک دوره آموزشی. یک ابزار. یک کتاب. یک خبرنامه. یک اپلیکیشن تخصصی. یک چارچوب. یک چیز خاص. یک چیز مفید.
مجبور نیستید زمان خود را فقط به یک کارفرما اجاره دهید. اگر سالها برای مهارت در چیزی وقت گذاشتهاید، چیزی را درک کردهاید و الگوهایی را دیدهاید که دیگران از دست میدهند، این فقط در داخل یک شرکت مفید نیست. این خودش یک «چیز» است و چیزها را میتوان بستهبندی کرد. مشاوری که فقط مراجعان خصوصی و فردبهفرد میپذیرد، همچنان در حال معاوضه زمان با پول است. اما مشاوری که روش خود را به یک دوره آموزشی تبدیل میکند چه؟ یا به یک کتاب؟ یا به چارچوبی که شخص دیگری بتواند مجوز استفاده از آن را بخرد؟ این یعنی تبدیل شدن به محصول. آنها سختتر کار نکردند. فقط نحوه انتشار دانش خود در جهان را تغییر دادند. برای شروع نیازی نیست قدمهای خیلی بزرگ بردارید یا برای تبدیل کردن خود به محصول، از شغلتان استعفا دهید.
یک معلم میتواند نوشتن یک ایمیل هفتگی درباره استراتژیهای یادگیری را شروع کند. دو سال بعد، او میتواند ۵۰۰۰ مشترک و یک جامعه پولی کوچک داشته باشد. او هنوز هم تدریس میکند، اما چیزی هم دارد که خودش ساخته است. چیزی که برای وجود داشتن، نیازی به حضور او در کلاس در ساعت ۸ صبح ندارد.
سختترین بخش برای اکثر افراد، یافتن دانش خاص (Specific knowledge) برای تبدیل کردن آن به محصول است. ناوال میگوید:
دانش خاص با دنبال کردن کنجکاوی و اشتیاق واقعی شما به دست میآید، نه دنبال کردن هر چیزی که در حال حاضر ترند و داغ است.
او زمانی گفت:
هیچکس نمیتواند در شما بودن با شما رقابت کند و بخش اعظم زندگی، جستجویی است برای یافتن اینکه چه کسی و چه چیزی بیشتر از همه به شما نیاز دارد
دانش خاص شما چیزی است که میدانید به راحتی نمیتوان برای آن آموزش دید. این کنجکاوی واقعی شماست، ترکیبهای غیرمعمول از علایق شما و وسواسهای عجیب و غریب شما. دانش خاص شبیه یک شرح وظایف شغلی نیست. شبیه خودِ شماست.
شبیه فردی است که هم به اقتصاد رفتاری و هم به طراحی علاقهمند است و ارتباطاتی را میبیند که هیچکس دیگری نمیبیند. شبیه پرستار سابقی است که سیستمهای مراقبتهای بهداشتی را از درون میشناسد و شروع به نوشتن درباره تجربیات شخصی خود و درسهایی برای افراد عادی میکند. شبیه یک مورخ آماتور است که تاریخ را به گونهای توضیح میدهد که مردم دوست دارند به آن توجه کنند. دانش خاص در ناامیدیها و سرخوردگیهای شما نیز پنهان است. در تجربه زیسته شما. ایدههای محصول از آنجا میآیند. برونسپاریِ آن دشوار است، زیرا از علایق، تجربیات و ترکیبهای عجیب خود شما ساخته شده است. شما به علاوه کدنویسی. شما به علاوه نویسندگی. این ترکیب است که اهمیت دارد.
مهارتهای عمومی رقابت میکنند. دانش خاص، رشد مرکب دارد.
کلمه کلیدی در اینجا «اصالت و واقعی بودن» است. چیزی که به شما احساس سرزندگی میدهد. نه چیزی که در حال ترند شدن است یا چیزی که کسی به شما گفته ارزشمند خواهد بود. کاری که با خوشحالی و بدون دریافت دستمزد آن را انجام میدهید. در اینجا یک راه ملموستر برای پیدا کردن آن وجود دارد: مردم در مورد چه چیزی نظر شما را میپرسند؟ چه چیزی را میدانید که برای شما بدیهی به نظر میرسد اما به نظر میرسد همه را گیج میکند؟ آن فاصله بین آنچه برای شما بدیهی است و برای دیگران نامرئی، همان دانش خاص شماست. شروع کنید به توجه کردن به چیزهایی که میدانید.
و بهتر از آن، آن را به یک محصول تبدیل کرده و به یک گزینه شغلی بدل کنید. اما بازدهی در همان ابتدا به دست نمیآید. تمام بازدهیها در زندگی، چه در ثروت، چه در روابط، یا دانش، از سود مرکب ناشی میشود. این یعنی بازیهای تکرارشونده را انجام دهید. در کاری که شروع میکنید ثبات قدم داشته باشید. بگذارید چیزها روی هم ساخته شوند. یک شماره از خبرنامه به تنهایی ارزش زیادی ندارد، اما ۲۰۰ شماره در طول سه سال، باعث ایجاد اعتماد و مخاطب به صورت مرکب میشود. آن را به یک بازی بینهایت تبدیل کنید. سود مرکب تنها در صورتی کار میکند که در بازی بمانید. وقتی خودتان را به محصول تبدیل میکنید، در حال ساخت دارایی هستید. داراییها روی هم انباشته میشوند. مهارتها روی هم انباشته میشوند. حتی مخاطب و شهرت. سال به سال.
شما سعی نمیکنید فقط یک بار برنده شوید. به اندازه کافی در بازی بمانید تا اثر مرکب کار خود را انجام دهد. بیشتر مردم خیلی زود تسلیم میشوند. آنها چیزی را برای شش ماه امتحان میکنند، نتایج متوسطی میبینند و فرض میکنند اشتباه کردهاند. اما اثر مرکب در چند ماه اول به سختی کار میکند. نمودار صاف، صاف و صاف است و سپس به یکباره اوج میگیرد. به همین دلیل است که دنبال کردن «آنچه الان داغ است» یک تله است. تا زمانی که چیزی به وضوح داغ و پرطرفدار شود، مسیر اصلیِ آن از قبل طی شده است. کسی که سه سال پیش علاقه واقعی خود را دنبال کرده، اکنون سه سال جلوتر است. رسیدن به آن تقریباً غیرممکن است.
هدف، آزادی برای کار کردن روی چیزهایی است که نشاندهنده شخصیت شماست. اینکه برای دنبال کردن آنچه برایتان مهم است نیازی به اجازه بیرونی نداشته باشید. اینکه کارتان را حول محور زندگی خود طراحی کنید، نه زندگی خود را حول محور کارتان. ثروت، اگر به دست آید، محصول جانبیِ این همسویی است. ثروت از این نشأت میگیرد که به شدت خودِ واقعی هستید. آنقدر خاص، کنجکاو و پیگیر هستید که دنیا در نهایت به شما توجه میکند. این چیزی است که شما میخواهید. از کارمند به مالک. از یک فردِ قابلجایگزین به فردی غیرقابلجایگزین و از اجاره دادن زمانِ خود به ساختن چیزها. همین الان، شما اهرم دارید و تکنولوژی کافی برای آزمایش کردن چیزها. آنچه میدانید را نادیده نگیرید. آنچه کشف کردهاید. آنچه برای شما بدیهی به نظر میرسد. یک رسانه را انتخاب کنید و آزمایش کنید. بنویسید. ضبط کنید. آموزش دهید. بسازید. طراحی کنید. یا خلق کنید. کارهایی انجام دهید که فراتر از حضور خودتان گسترش و مقیاس پیدا کنند.
شما صدای خود را با استفاده کردن از آن پیدا خواهید کرد. نیازی نیست احساس آمادگی کنید. بر اساس سالها فکر کنید، نه ماهها. اکثر چیزهایی که اهمیت دارند، بیشتر از آنچه راحت به نظر میرسد زمان میبرند. به کار خود زمان بدهید تا مرکب شود و به یاد داشته باشید: هدف این است که کاری انجام دهید که حس کنید متعلق به شماست. هدف آزادی است. آزادی یعنی شما انتخاب کنید که بعدازظهر سهشنبه خود را چگونه بگذرانید. به این معناست که برای گرفتن یک هفته مرخصی نیازی به اجازه ندارید. آزادی همچنین به این معناست که کار شما بازتاب دهنده طرز فکر شماست، نه فقط کاری که شخص دیگری نیاز به انجامش دارد. یعنی جایگزین کردن جهتدهی بیرونی با جهتدهی درونی. من چیزی که ست گودین گفت را دوست دارم:
به جای اینکه فکر کنید تعطیلات بعدی چه زمانی است، شاید باید زندگیای بسازید که نیازی به فرار از آن نداشته باشید.
شما این کار را برای فرار از کار کردن انجام نمیدهید. همه ما باید کار کنیم. اما اگر این کار را از زاویه «دانش خاص» انجام دهید، روح خود را شعلهور خواهید کرد. این چیزی است که شما میخواهید. گذار از نیروی کار به سمت اهرم، از یک شغلدار به شخصی که چیزی ساخته است. با شرایط خودتان. سوال این نیست که چه کسی به شما اجازه خواهد داد. بلکه چه کسی قرار است جلوی شما را بگیرد؟ دانش خاص، بهترین سود را میپردازد.
مجبور نیستید شغل روزمره خود را رها کنید. اما میتوانید آزمایش «اهرم» خود را شروع کنید. یک حوزه از کنجکاوی واقعیتان را انتخاب کنید. آنچه میدانید و کشف میکنید را در معرض دید عموم قرار دهید. ایدههای مفید را به محصولات کوچک تبدیل کنید. تکرار کنید. خیلی کوچک شروع کنید. یک راهنمای کوتاه. یک خبرنامه تخصصی. یک ابزار ساده که یک مشکل آزاردهنده را حل میکند. شما سعی نمیکنید مشهور شوید. شما در تلاشید تا صاحب اهرم شوید. بازار کار به تغییر کردن ادامه خواهد داد. در حال حاضر، مردم از از دست دادن مشاغل خود به خاطر هوش نرمافزاری وحشت دارند. نقشها ناپدید خواهند شد. عنوانها تغییر خواهند کرد. اما اگر صاحب دانش خاصی باشید و بدانید چگونه آن را بستهبندی کنید، شما فقط یک فرد قابلاستخدام نیستید. شما مستقل هستید و کنترل جهتِ زندگی و مسیر شغلی خود را در دست دارید.
با ذهن خود درآمد کسب کنید، نه با زمان خود. — ناوال

راز ثروتمند شدن با بیت کوین؛ چرا صبر مهمترین سرمایه شماست؟
06 شهریور 1405 - 12:00
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام پیشبینیهای نجومی درباره آینده بیتکوین، روند بازار گاهی میتواند تا این حد خستهکننده یا استرسزا باشد؟ در حالی که بسیاری از افراد به امید کسب سودهای سریع و تغییر یکشبه اوضاع مالی خود وارد بازار ارزهای دیجیتال میشوند، راز واقعی ثروتآفرینی در این فضا نیازمند یک ذهنیت کاملاً متفاوت است. این دقیقاً همان موضوعی است که جانوِج (Johnwege) در یکی از یادداشتهای تاملبرانگیز در صفحه مدیوم (Medium) خود به آن پرداخته است؛ او معتقد است که بیتکوین ذاتاً غیرقابل پیشبینی است و همیشه برخلاف انتظارات تودهها عمل میکند.
در این مقاله از میهن بلاکچین، نگاه متفاوت او به روانشناسیِ هودل کردن (HODL) و رویارویی با بازارهای نزولی را میخوانیم تا ببینیم واقعاً چقدر برای شکوفا شدن پتانسیل نهایی بیتکوین در سبد سرمایهگذاریمان صبر داریم.
شما چطور؟ چقدر برای بیتکوین صبر میکنید؟
به بیتکوینرها همیشه آموزش داده شده که زمان به نفع آنهاست. تنها کاری که برای موفقیت در بیتکوین باید انجام میدادند این بود که هودل (HODL) کنند و تا جایی که ممکن است بیتکوینهای (BTC) خود را نگه دارند. همیشه یک دیدگاه بلندمدت داشته باشید و در مواقع شک و تردید، فقط تصویر بزرگتر را ببینید. فعالان بازار اعلام کردهاند که بیتکوین روزی باعث بزرگترین انتقال ثروتی خواهد شد که جهان تاکنون به خود دیده است. تنها کاری که برای بهرهمندی از این موضوع باید انجام دهیم این است که به خرید خود ادامه دهیم و در بازار بمانیم.
همه اینها میتواند درست باشد، اما همیشه باید مهمترین حقیقت درباره بیتکوین را به خاطر داشته باشیم و آن هم این است که بیتکوین غیرقابل پیشبینی بوده و دقیقاً برعکسِ آنچه همه انتظار دارند عمل میکند.
در چرخه قبلی، زمانی که مردم پیشبینی میکردند قیمت آن به ۱۰۰ هزار دلار و حتی بسیار فراتر از آن برسد، قیمت در ۶۹ هزار دلار متوقف شد. پس از فروپاشی صرافی FTX، کارشناسان بار دیگر ادعا کردند که قیمت آن به زیر ۱۰ هزار دلار سقوط میکند و حتی ممکن است پایینتر هم برود. اما به محض اینکه به ۱۵ هزار دلار رسیدیم، به سرعت به سمت بالا برگشتیم. در بلندمدت، کسانی که سعی میکنند رفتار بیتکوین را پیشبینی کنند و روی آن معاملات اهرمدار باز کنند، معمولاً در نهایت بازنده میشوند.
اگر روند قیمت تا هفته گذشته (که شاهد یک حرکت عظیم بودیم) چیزی به ما نشان داده باشد، این است که چقدر میتواند خستهکننده باشد. به نظر میرسید تمام سال قیمت در یک محدوده خنثی حرکت میکرد. گاهی اوقات روز را دقیقاً با همان قیمت شروع و تمام میکرد. سالهایی بود که بیتکوینرها رویای رسیدن قیمت به ۶۰ هزار دلار و بالاتر را در سر میپروراندند. با این حال، اکنون این موضوع به یک امر عادی تبدیل شده است؛ روند قیمت دوباره روی دور تکرار افتاده است. هرچند باورش سخت است، اما محدوده پایینِ ۶۰ هزار دلار برای بیتکوین خستهکننده شده است.
این موضوع مرا به فکر واداشت. تمام آن پیشبینیهای قیمتیِ آینده درباره رسیدن بیتکوین به سطوح نجومی میتواند در نهایت به حقیقت بپیوندد. رسیدن قیمت به ۵۰۰ هزار دلار، یک میلیون دلار و بالاتر. اما ما هیچ ایدهای نداریم که این اتفاق چه زمانی ممکن است رخ دهد. ممکن است در چرخه فعلی اتفاق بیفتد. ممکن است ۵ تا ۱۰ سال دیگر رخ دهد. یا ممکن است در آیندهای بسیار دورتر، مثلاً ۲۰ سال دیگر یا بیشتر اتفاق بیفتد.
همه این پیشبینیها ممکن است درست باشد، اما این احتمال وجود دارد که روند قیمتی بیتکوین نه تنها برای مدت طولانی خستهکننده باشد، بلکه رسیدن به آن سطوح قیمتی بسیار بیشتر از آن چیزی که بسیاری از مردم حاضرند برایش صبر کنند، طول بکشد.
حقیقت این است که بسیاری از افراد در بازار ارزهای دیجیتال امیدوارند که به سرعت پول زیادی به دست آورند. بسیاری از ما در وضعیت مالی دشواری قرار داریم و بیتکوین و ارزهای دیجیتال را به عنوان یکی از بهترین فرصتهای خود برای تغییر این شرایط میبینیم. اگر بیتکوین به انتظارات قیمتی این افراد نرسد، یا رسیدن به آن خیلی طول بکشد، بسیاری از آنها صبر خود را از دست خواهند داد.
برای این افراد، هر یک دلار مهم است و گاهی میتواند مرز بین تامین مخارج ماهیانه و درماندگی باشد. متاسفانه خریداران خرد اغلب به این توصیه که «هرگز بیشتر از آنچه میتوانید از دست بدهید سرمایهگذاری نکنید» توجه نمیکنند. این امر باعث میشود بازارهای نزولی و افت قیمتها برای آنها بسیار دردناکتر باشد. استرس آنها را از درون میخورد و در نهایت، به امید نجات دادن هر مقدار پولی که میتوانند، دارایی خود را میفروشند.
بیتکوین و سایر ارزهای دیجیتالِ آنها توسط نهنگها و اکنون نیز توسط والاستریت بلعیده میشود. این چرخه باعث میشود که فقرا فقیرتر شوند و ثروتمندان همچنان ثروتمندتر شوند.
شما چقدر حاضر هستید صبر کنید؟
هیچ پاسخ درستی برای این سوال وجود ندارد و برای هر فرد متفاوت است. عوامل تعیینکننده میتوانند وضعیت مالی فعلی، بدهی، سن، سلامتی و خانواده شما باشند.
با این حال، همانطور که قبلاً اشاره کردم، مهمترین جنبه این است که هرگز بیشتر از توانایی از دست دادنِ خود، سرمایهگذاری نکنید. من پولی را که در بیتکوین سرمایهگذاری میکنم، درست در همان ثانیهای که آن را میخرم از دسترفته میدانم. همین رویکرد باعث شده تا مسئولانه خرید کنم و همچنین هرگز دارایی خود را نفروشم و از بازار خارج نشوم. در کمال تعجب، این کار تحمل بازارهای نزولی و افت قیمتها را نیز بسیار آسانتر کرده است. از آنجا که من قبلاً آن پول را از دسترفته میدانستم، افت قیمتها هرگز مرا آزار نداد.
در عوض، از آنجا که من کاملاً در دنیای بیتکوین غرق شدهام، این روزها را به عنوان فرصتهای خرید باورنکردنی میبینم.
وقتی به دانش و یقین کامل نسبت به بیتکوین میرسید، اتفاق جالبی رخ میدهد. پیش از این، آرزو میکردید که قیمت بیتکوین به سرعت افزایش یابد. اما اکنون که آن را درک میکنید، امیدوار میشوید که بسیار کندتر بالا برود؛ تا به شما زمان بسیار بیشتری برای جمعآوری و خریدِ ارزان بدهد. در این مرحله از سفر بیتکوینی خود، میدانید زمانی که عموم مردم سرانجام شروع به درک بیتکوین و اهمیت آن کنند، دیگر هرگز نمیتوانید این غول را به چراغ جادو برگردانید.
برای شخص من، حاضر هستم تا هر زمان که طول بکشد صبر کنم تا بیتکوین بتواند تمام پتانسیل خود را به نمایش بگذارد.

دو بهروزرسانی مهم ریپل (XRP): مشارکت مسترکارت و اعلام تغییرات در صندوقهای ETF
05 شهریور 1405 - 23:00
یک بهروزرسانی جدید از سوی بنیاد دفتر کل ریپل (XRP Ledger Foundation) حاکی از استقبال از غول مالی سنتی (مسترکارت) است که سابقه همکاری طولانی با ریپل دارد. این غول صنعت پرداخت قرار است در هکاتونی که درست پیش از کنفرانس بزرگ ریپل سوِل (Ripple Swell) برگزار میشود، مشارکت کند.
به گزارش میهن بلاکچین، صندوق ETF ریپل متعلق به شرکت 21Shares نیز در بحبوحه ورود مجدد سرمایهها به تمامی این صندوقها، نحوه قیمتگذاری توکن پایه خود را تغییر داده است.
پیوستن مسترکارت
بنیاد دفتر کل ریپل اعلام کرد که از حضور این غول فناوری جهانیِ صنعت پرداخت به عنوان حامی مالی «هکاتون دفتر کل ریپل» که برای اواخر اکتبر برنامهریزی شده، «بسیار هیجانزده» است. این هکاتون یک رویداد ۳۶ ساعته پیش از کنفرانس Ripple Swell 2026 است. کنفرانس اصلی از ۲۷ تا ۲۹ اکتبر برگزار میشود، در حالی که هکاتون در روزهای ۲۴ و ۲۵ اکتبر برپا خواهد شد.
تیم ریپل اعلام کرد:
شبکه XRP با یک دهه استحکام و معماری اثباتشده، بهطور ایدهآلی برای کاربردهای پرداختی مناسب است. ثبتنام کنید، بسازید و با رهبران صنعت مانند مسترکارت ارتباط برقرار کنید. اکنون زمان درخشش شماست.
این اطلاعیه تنها چند ماه پس از آن منتشر میشود که مسترکارت روابط خود را با اکوسیستم گستردهتر ریپل و همچنین دیگر غولهای حوزه ارزهای دیجیتال توسعه داد. همانطور که در ماه مارس گزارش شد، این شرکت مالی سنتی با چندین شرکت این صنعت مانند بایننس (Binance)، جمینای (Gemini)، پیپل (PayPal)، پکسوس (Paxos)، سیرکل (Circle) و ریپل در یک برنامه مشارکت جدید همکاری کرد که هدف آن اتصال بلاکچین به زیرساختهای پرداخت جهانی و وسیع مسترکارت بود.
در ماه ژوئن، مسترکارت یک گام فراتر رفت و ادغام بلاکچین را با داراییهای جدیدی مانند استیبلکوین اختصاصی ریپل (RLUSD) و USDC متعلق به سیرکل گسترش داد.
تغییرات ETF برای نماد TOXR
یک پرونده ثبتشده در کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) نشان داد که شرکت 21Shares قیمتگذاری داراییهای پایه برای ETF ریپل خود با نماد TOXR را تغییر داده و از امروز، از گروه CME به شاخص جدید "FTSE XRP Index" منتقل شده است.
دیگر تغییر قابلتوجه در این ابزار مالی به این معناست که حامی مالی به جای هر هفته، هر سه ماه یک بار دستمزد دریافت خواهد کرد. مهمتر از آن، این پرداختیها با خود ارز XRP انجام خواهد شد.
در همین حال، صندوقهای ETF اسپات ریپل روند چشمگیر ورود سرمایه خالص خود را ادامه دادهاند و ۱۳.۸۲ میلیون دلار در روز دوشنبه، ۲۴ میلیون دلار در روز سهشنبه و کمی بیش از ۲۸ میلیون دلار در روز چهارشنبه جذب کردهاند.
با این حال، TOXR تنها ETF ریپل است که با جریان خالص انباشته منفی ۲۰.۰۶- میلیون دلار، همچنان در وضعیت قرمز قرار دارد. در مقابل، ETF ریپل متعلق به شرکت Bitwise با داشتن ۵۷۵ میلیون دلار جریان ورودی خالص انباشته، همچنان بزرگترین صندوق در این میان محسوب میشود.

تحلیلگر گلسنود: سد بزرگ ۸۱-۸۶ هزار دلاری پیشروی رالی جدید بیت کوین
05 شهریور 1405 - 21:00
گلسنود در جدیدترین گزارش خود اعلام کرد که بازگشت قیمت بیتکوین به سمت اوجهای اوایل سال ۲۰۲۶، اکنون با یک محدوده عرضه بین ۸۱,۰۰۰ تا ۸۶,۰۰۰ دلار به عنوان یک مانع کلیدی روبروست.
به گزارش میهن بلاکچین، رالی اخیر بیتکوین که با اعلامیه هفته گذشته وزارت خزانهداری آمریکا مبنی بر گسترش برنامههای بازخرید آغاز شد، با یک رویداد بزرگ لیکوئید شدن موقعیتهای شورت در ۱۹ آگوست تقویت شد که بزرگترین نمونه از سال ۲۰۱۹ تاکنون بوده است.
در این گزارش آمده است:
این روند صعودی، خوشههای لیکوئیدیشن مدلسازیشده در مسیر خود را بلعید و سوخت مسیر پیشروی خود را تا ۸۶ درصد کاهش داد.
این شورت اسکوییز، اهرمهای بازار را کاهش داد و سود باز (Open Interest) قراردادهای آتی را بر حسب تعداد کوین ۱۱ درصد پایین آورد. بر اساس این گزارش، فاندینگ ریت دائمی (perpetual funding rate) در طول این فشار عمدتاً خنثی باقی ماند که نشان میدهد موقعیتهای لانگ جدید، جای خالی موقعیتهای شورت لیکوئید شده را پر نکردهاند.
این رالی همچنین باعث تجدید سرمایهگذاریها در صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) اسپات بیتکوین در آمریکا شد که در طول هشت روز متوالی با ورود سرمایه خالص، بیش از ۲.۸ میلیارد دلار جذب کردند. گلسنود بیان کرد که با انباشت بیتکوین در کیف پولهای با اندازههای مختلف، کوینها از صرافیهای ارز دیجیتال خارج شدهاند.
نقطه سر به سر (Breakeven)
با این حال، گلسنود محدوده ۸۱,۰۰۰ تا ۸۶,۰۰۰ دلار را به عنوان دیوار اصلی عرضه در نظر میگیرد. این محدودهای است که در آن گروه بزرگی از دارندگان بلندمدت در نزدیکی نقطه سر به سر خود قرار دارند؛ بنابراین صعود به این محدوده، این موضوع را آزمایش میکند که آیا این دارندگان برای خروجِ بدون سود و زیان، دارایی خود را میفروشند یا خیر.
اینجا همچنین جایی است که اولین حجم سنگینِ بیتکوینهایی که هرگز از کیف پولهای شخصی خارج نشدهاند، در نزدیکی ۸۰,۸۰۰ دلار آغاز میشود. به گفته این گزارش، معاملهگران آپشن در حدود قیمت ۸۲,۳۰۰ دلار شروع به پوشش ریسک (Hedging) در جهت مخالف میکنند. بالاتر از این سطح، پوشش ریسک آنها میتواند ادامه افزایش قیمتها را دشوارتر کند.
گلسنود افزود که شورت اسکوییزِ هفته گذشته نیز یک «طبقه متراکم» از سطوح لیکوئیدیشن شورت را در بازه ۸۲,۰۰۰ تا ۸۶,۰۰۰ دلار بر جای گذاشته است.
این گزارش بیان کرد که اینها اتفاقاتی جداگانه نیستند. گلسنود توضیح داد:
دارندگان قدیمی در نزدیکی نقطه سر به سر، کوینهای موجود در کیف پولهای شخصی، سطوح باقیمانده از شورت اسکوییز، پوشش ریسک آپشنها و سفارشهای فروشِ قابلمشاهده، همگی به همان محدوده ۸۱,۰۰۰ تا ۸۶,۰۰۰ دلار اشاره دارند.
در این گزارش ذکر شده است:
تمام ساختارهای مقاومتی (Overhead) که ما در حال حاضر ردیابی میکنیم، بین ۸۱ تا ۸۶ هزار دلار قرار دارند؛ این بازه جایی است که تقاضای ریکاوریِ بازار مورد آزمایش قرار میگیرد.
این گزارش در پایان افزود که تثبیت قیمت در بالای ۸۳,۳۰۰ دلار همراه با ادامه ورود سرمایه به ETFها نشاندهنده این خواهد بود که این دیوار عرضه در حال هضم شدن است. اما بازگشت به سطح ۶۲,۹۰۰ دلار، این رالی صعودی را به طور کامل خنثی خواهد کرد.

۷۷ درصد از آمریکاییها رمزارزها در طرحهای بازنشستگی را پرخطر میدانند
05 شهریور 1405 - 19:00
یک نظرسنجی جدید نشان میدهد که با وجود تلاش سیاستگذاران آمریکایی برای گسترش دسترسی به داراییهای جایگزین، شک و تردید گستردهای نسبت به گنجاندن رمزارزها در طرحهای بازنشستگی شغلی وجود دارد.
به گزارش میهن بلاکچین و بر اساس نظرسنجی جدید مؤسسه ملی امنیت بازنشستگی (National Institute on Retirement Security)، در حالی که نگرانیها در مورد امنیت بازنشستگی در سراسر ایالات متحده در حال افزایش است، بیش از سهچهارم آمریکاییها ارزهای دیجیتال در طرحهای بازنشستگی شغلی را پرخطر میدانند.
این نظرسنجی نشان داد که ۷۷ درصد از آمریکاییها رمزارز را در برنامههای بازنشستگی شغلی پرخطر میدانند که از این میان ۴۶ درصد آن را «بسیار پرخطر» ارزیابی کردهاند. در همین حال، ۵۳ درصد از افراد با اینکه کارفرمایانشان رمزارز را به عنوان یک گزینه سرمایهگذاری ارائه دهند، مخالف هستند.
این بدبینی در شرایطی مطرح میشود که ۸۰ درصد از پاسخدهندگان اعلام کردند ایالات متحده با یک بحران بازنشستگی مواجه است (این رقم در سال ۲۰۲۰ معادل ۶۷ درصد بود). همچنین ۶۱ درصد از افراد درباره دستیابی به امنیت مالی در دوران بازنشستگی ابراز نگرانی کردند.
فشار هزینهها نیز بر پساندازهای بازنشستگی سایه افکنده است؛ به طوری که ۶۸ درصد از افراد میگویند آمادگی برای دوران بازنشستگی روزبهروز دشوارتر میشود و ۷۷ درصد معتقدند بدهیها مانع از پسانداز کافی آنها میشود.
این نظرسنجی توسط موسسه گرینوالد ریسرچ (Greenwald Research) بین ۲۴ اکتبر تا ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵ انجام شد و شامل ۱۲۰۳ فرد آمریکایی ۲۵ ساله و بالاتر بود که نتایج آن بر اساس سن، جنسیت و سطح درآمد وزندهی شده است.
حرکت سیاستگذاران آمریکایی به سمت گسترش داراییهای جایگزین در حسابهای 401(k)
با وجود اینکه گزارشها نشان میدهد آمریکاییها عموماً رمزارز را برای دوران بازنشستگی پرخطر ارزیابی میکنند، دولت ترامپ و نهادهای تنظیمکننده فدرال اقداماتی برای گسترش دسترسی به داراییهای جایگزین در حسابهای بازنشستگی انجام دادهاند. این موضوع رمزارزها و دیگر سرمایهگذاریهای غیرسنتی را بیش از پیش وارد بحث پساندازهای بازنشستگی کرده است.
وزارت کار ایالات متحده در ماه مه ۲۰۲۵ دستورالعملی را لغو کرد که پیشتر از مدیران طرحهای بازنشستگی 401(k) خواسته بود در بررسی گزینههای سرمایهگذاری رمزارزی «احتیاط شدید» به خرج دهند. در عوض، این وزارتخانه به یک رویکرد خنثی بازگشت که حضور رمزارزها در منوی سرمایهگذاری طرحهای بازنشستگی را نه تایید میکند و نه از آن باز میدارد.
در ۷ آگوست ۲۰۲۵، رئیسجمهور دونالد ترامپ، یک فرمان اجرایی با هدف گسترش دسترسی به داراییهای جایگزین در طرحهای بازنشستگی با مشارکت معین (شامل ابزارهای سرمایهگذاری در داراییهای دیجیتال) امضا کرد. وی همزمان به وزارت کار و کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) دستور داد تا تغییرات نظارتی برای تسهیل این دسترسی را بررسی کنند.
چند روز بعد، وزارت کار دستورالعمل مربوط به سال ۲۰۲۱ را که مدیران 401(k) را از در نظر گرفتن داراییهای جایگزین منصرف میکرد، لغو کرد و اعلام نمود که تصمیمات سرمایهگذاری از این پس باید تحت یک رویکرد خنثی و مبتنی بر اصول حرفهای ارزیابی شوند.
اخیراً در مارس ۲۰۲۶، وزارت کار قوانینی را پیشنهاد داد که مشخص میکند مدیران 401(k) چگونه میتوانند داراییهای جایگزین را در سبد سرمایهگذاریها بگنجانند. این قوانین شامل ایجاد بسترهای امن حقوقی با هدف کاهش ریسکهای دادگاهی است، در حالی که در نظر گرفتن عواملی مانند کارمزدها، نقدینگی، ارزشگذاری و عملکرد را الزامی میسازد.
با این حال، این پیشنهاد با مخالفت قانونگذاران مواجه شده است؛ سناتورها برنی سندرز (Bernie Sanders) و الیزابت وارن (Elizabeth Warren) به همراه نماینده بابی اسکات (Bobby Scott) در ماه ژوئن با اشاره به نوسانات شدید رمزارزها و آنچه «پادمانهای ناکافی برای سرمایهگذاران» خواندند، از وزارت کار خواستند که این پیشنهاد را پس بگیرد.

رولوت (Revolut) همزمان با قطع دسترسی به تتر در سراسر اروپا، استیبلکوین یورویی EURR را راهاندازی کرد.
05 شهریور 1405 - 17:00
رولوت (Revolut) عرضه EURR، یک استیبلکوین با پشتوانه یورو را برای مشتریان واجد شرایط خود در دانمارک، لهستان و پرتغال آغاز کرده است و برنامهریزی شده تا در ادامه سال جاری، در سراسر منطقه اقتصادی اروپا (EEA) عرضه گستردهتری داشته باشد. این توکن اولین استیبلکوین رولوت است و طوری طراحی شده که ارزش ثابت ۱ یورو را حفظ کند.
به گزارش میهن بلاچین، توکن EURR توسط شرکت Bridge Building S.A صادر میشود؛ نهادی مستقر در لوکزامبورگ و وابسته به شرکت زیرساخت استیبلکوین Bridge (متعلق به Stripe) که استرایپ آن را در فوریه ۲۰۲۵ به مبلغ ۱.۱ میلیارد دلار خریداری کرد. Bridge Building دارای مجوز «مؤسسه پول الکترونیکی» و تاییدیه میکا (MiCA) از نهاد نظارتی CSSF در لوکزامبورگ است که به آن جایگاه قانونی لازم برای صدور توکنهای پول الکترونیکی در سراسر منطقه اقتصادی اروپا را میدهد. Revolut Digital Assets Europe Ltd، بازوی قانونگذاریشدهی این فینتک در حوزه کریپتو، این توکن را تحت مجوز MiCA خود که از کمیسیون بورس و اوراق بهادار قبرس دریافت کرده است، توزیع میکند.
رولوت در اطلاعیه خود اعلام کرد که با توجه به اینکه بیشتر استیبلکوینهای در گردش به دلار وابسته هستند، EURR به پایگاه مشتریانش یک گزینه آنچین مبتنی بر یورو ارائه میدهد. این توکن بر بستر شبکه اتریوم راهاندازی میشود و پشتیبانی از سایر شبکههای بلاکچین و انتقال به کیف پولهای خارجی نیز در ادامه به آن اضافه خواهد شد. رولوت این راهاندازی را اولین قدم در یک استراتژی گستردهتر در زمینه استیبلکوینها توصیف کرده و توکنهای متصل به سایر ارزها نیز در مسیرهای نظارتی جداگانه در حال توسعه هستند. با این حال، نامی از این ارزهای جدید برده نشد.
زمانبندی این اقدام تصادفی نیست. رولوت قصد دارد تا ۳۱ اوت، تتر (USDt) را از خدمات خرد خود در اروپا حذف کند و بدین ترتیب، روند خروج مرحلهای آن را که از ماه جولای با مسدود کردن امکان خرید آغاز شد و در همان ماه با مسدود کردن واریزیها ادامه یافت، تکمیل نماید. تتر به دنبال دریافت مجوز MiCA نبوده است و قوانین ذخیره ارزی MiCA عملاً پلتفرمهای فعال در منطقه اقتصادی اروپا را مجبور میکند تا استیبلکوینهایی را که فاقد صادرکننده مجاز هستند، از فهرست خود حذف (Delist) کنند. رولوت یکی از آخرین پلتفرمهای بزرگ اروپایی است که این گذار را تکمیل میکند و پا جای پای صرافیهایی مانند Coinbase، Crypto.com، Kraken و OKX میگذارد که طی هجده ماه گذشته جفتارزهای معاملاتی USDt را حذف یا محدود کردهاند.
اهمیت راهاندازی EURR بیشتر از آنکه به خود توکن مربوط باشد، به نشانههایی است که از ساختار بازار استیبلکوینهای اروپا ارائه میدهد. استیبلکوینهای دلاری همچنان اکثریت قریببهاتفاق عرضه جهانی را تشکیل میدهند و توکنهای یورویی حتی با وجود اینکه مقررات MiCA صادرکنندگان را مجبور به اخذ مجوزهای محلی کرده است بخش کوچکی از این صنعت باقی ماندهاند. رولوت وارد حوزهای میشود که پیش از این شامل نامهایی چون Circle، Banking Circle، AllUnity و همچنین Qivalis (یک استیبلکوین یورویی با پشتوانه کنسرسیومی از ۳۷ بانک اروپایی) بوده است. چیزی که رولوت را متمایز میکند، «قدرت توزیع» آن است. رولوت میتواند EURR را مستقیماً در اختیار بیش از ۸۰ میلیون مشتری فعلی خود قرار دهد که هماکنون موجودی یورویی در اپلیکیشن آن دارند، به جای اینکه توکنی بسازد که ناچار باشد در بازار بومی کریپتو به دنبال پیدا کردن کاربر بگردد.
این مزیتِ توزیع، داستان واقعی این ماجراست. یک استیبلکوین یوروییِ قانونی که در داخل یک اپلیکیشن بانکیِ جریان اصلی تعبیه شده و به جای صرافیهای رمزارز، از طریق یک رابط مالی خرد به فروش میرسد؛ این اتفاق در حال آزمایش این فرضیه است که آیا استیبلکوینها میتوانند در اروپا از یک ابزار معاملاتی صِرف، به یک ابزار پرداخت و تسویهحساب روزمره تبدیل شوند یا خیر. چشماندازی که خود رولوت ترسیم کرده، نشاندهنده مواردی فراتر از معاملات ساده کریپتو است و بر کاربردهایی چون نقلوانتقالات برونمرزی، پرداختهای تجاری و تسویهحساب تاکید دارد. اینکه آیا EURR میتواند نقدینگی معناداری را در بازاری که همچنان تحت سلطه توکنهای دلاری است ایجاد کند، به این بستگی دارد که رولوت با چه سرعتی عرضه آن را از سه بازار اولیه خود فراتر ببرد و گسترش دهد.


























