آخرین اخبار:

مقالات عمومی24 مرداد 1405
کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟

صرافی متمرکز23 مرداد 1405
صرافیها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶ لایه سنجش بازپرداخت صرافیهای کریپتو

ترید22 مرداد 1405
چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشهای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن میکند

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
پشت ظاهر حرفهای صرافیهای ایرانی چه خبر است؟ ۳۰ معیار برای سنجش واقعیت

مقالات عمومی21 مرداد 1405
چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
59 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.47%
نرخ تتر
191,575.78 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

توکنیزه کردن چیست؟ از تبدیل داراییهای واقعی به توکن تا آینده مالکیت دیجیتال
18 مهر 1405 - 15:07
فرض کنید میخواهید در یک ساختمان تجاری سرمایهگذاری کنید که ارزش آن چندصد میلیارد تومان است. خرید کل ساختمان از توان مالی شما خارج است، اما اگر بتوان مالکیت آن را به هزاران سهم کوچک تقسیم کرد، شاید بتوانید با سرمایهای بسیار کمتر، بخشی از آن را بخرید و از درآمد اجارهاش سهم داشته باشید. حالا تصور کنید مالکیت این سهمها بهجای اسناد کاغذی و فرایندهای اداری پیچیده، در قالب توکنهای دیجیتال روی بلاکچین ثبت شود و بتوان آنها را از طریق بسترهای سازگار با این داراییها انتقال داد.
این ایده یکی از کاربردهای مهم توکنیزه کردن (Tokenization) است؛ فرایندی که در آن حقوق مالکیت یا منافع مربوط به یک دارایی به شکل توکن دیجیتال روی بلاکچین نمایش داده میشود. این دارایی میتواند یک ملک، شمش طلا، اوراق قرضه دولتی، سهام یک شرکت یا حتی یک اثر هنری باشد. توکنیزه کردن قرار است فاصله میان داراییهای دنیای واقعی و بازارهای دیجیتال را کمتر کند؛ اما دقیقاً چطور چنین کاری انجام میشود و چه تغییری در شیوه سرمایهگذاری به وجود میآورد؟
در این مقاله از میهن بلاکچین، با زبانی ساده توضیح میدهیم توکنیزه کردن چیست، چه مراحلی دارد، چه داراییهایی را میتوان توکنیزه کرد و این فناوری چه فرصتها و محدودیتهایی برای سرمایهگذاران به همراه دارد.
توکنیزه کردن چیست؟
توکنیزه کردن فرایندی است که طی آن، حقوق مالکیت یا منافع مربوط به یک دارایی به توکنهای دیجیتال تبدیل میشود و اطلاعات مربوط به آنها روی بلاکچین ثبت میشود. این توکنها میتوانند نماینده تمام یا بخشی از ارزش یک دارایی باشند و بسته به ساختار حقوقی و فنی پروژه، حقوق مشخصی برای دارنده خود ایجاد کنند.
برای درک بهتر موضوع، یک ساختمان به ارزش ۱۰۰ میلیارد تومان را در نظر بگیرید. مالک میتواند با استفاده از یک ساختار حقوقی مناسب، حقوق مربوط به این دارایی را به یک میلیون واحد تقسیم کند. در این صورت، هر واحد نماینده بخشی از حقوق تعریفشده خواهد بود. اگر هر واحد به شکل یک توکن دیجیتال عرضه شود، افراد میتوانند بهجای خرید کل ساختمان، تعداد مشخصی از این توکنها را تهیه کنند.
البته این مثال به معنای آن نیست که مالک ساختمان میتواند صرفاً با ساختن یک میلیون توکن، مالکیت قانونی ملک را خودکار به یک میلیون نفر منتقل کند. ابتدا باید مشخص شود توکنها دقیقاً نماینده چه حقی هستند؛ برای مثال، سهمی از مالکیت ملک، حق دریافت بخشی از درآمد اجاره یا نوع دیگری از منفعت مالی. پس این سازوکار قانونی پروژه است که تعیین میکند که دارنده توکن واقعاً چه حقوقی دارد.
نقش بلاکچین در این میان، ثبت و مدیریت انتقال توکنهاست. هنگامی که توکنی از یک کیف پول به کیف پول دیگر منتقل میشود، این جابهجایی میتواند در دفترکل بلاکچین ثبت شود و سابقه انتقال آن در دسترس بماند. قراردادهای هوشمند نیز میتوانند بخشی از قواعد مربوط به صدور، انتقال یا توزیع درآمد را اجرا کنند.
نکته مهم این است که توکنیزه کردن به معنای تبدیل فیزیکی یک دارایی به فایل دیجیتال نیست. ساختمان همچنان در دنیای واقعی وجود دارد، طلا در خزانه نگهداری میشود و اوراق قرضه تابع مقررات مالی خود باقی میماند. آنچه به فضای دیجیتال منتقل میشود، نمایشی از حقوق مربوط به دارایی است.
سوال: تفاوت توکنیزه کردن با دیجیتالی کردن چیست؟
این دو اصطلاح گاهی بهجای یکدیگر استفاده میشوند، اما معنای یکسانی ندارند.
فرض کنید سند مالکیت یک خانه را اسکن میکنید و نسخهای از آن را در رایانه خود نگه میدارید. شما سند را دیجیتالی کردهاید، اما صرفاً با این کار نه مالکیت خانه تغییر میکند و نه امکان انتقال قانونی آن به وجود میآید.
در توکنیزه کردن، هدف فقط دیجیتالی کردن اطلاعات نیست. قرار است یک توکن ایجاد شود که بر اساس سازوکار فنی و حقوقی مشخص، نماینده حقوقی معین باشد و بتوان آن را نگهداری یا منتقل کرد. برای مثال، یک توکن ممکن است نماینده سهمی از یک صندوق سرمایهگذاری باشد و دارنده آن، در چارچوب مقررات صندوق، از منافع مشخصی برخوردار شود.
بنابراین، تفاوت اصلی در این است که دیجیتالی کردن اطلاعات را به قالب دیجیتال میبرد، اما توکنیزه کردن میتواند امکان ثبت و انتقال دیجیتال حقوق مربوط به یک دارایی را نیز فراهم کند.
توکنیزه کردن چگونه انجام میشود؟
تبدیل یک دارایی واقعی به توکن دیجیتال صرفاً به نوشتن چند خط کد محدود نمیشود. برای اینکه توکنها واقعاً نماینده حقوق مشخصی باشند، باید دارایی پایه، ساختار حقوقی، زیرساخت فنی و نحوه عرضه آنها از ابتدا تعریف شود.
مراحل توکنیزه کردن بسته به نوع دارایی و مقررات مربوط به آن متفاوت است، اما معمولاً میتوان آن را در چند مرحله کلی توضیح داد.
۱- انتخاب دارایی و مشخص کردن ارزش آن
در قدم اول باید مشخص شود چه داراییای قرار است توکنیزه شود. این دارایی میتواند یک ساختمان، مجموعهای از اوراق قرضه، طلا یا سهمی از یک شرکت در بازار بورس باشد.
مالکیت دارایی باید قابل اثبات باشد و ارزش آن نیز به شیوهای معتبر تعیین شود. برای مثال، در پروژه توکنیزه کردن یک ملک، بررسی اسناد مالکیت، وضعیت حقوقی، ارزشگذاری و درآمد احتمالی آن اهمیت دارد.
بدون مشخص بودن دارایی پایه و حقوق مربوط به آن، توکنها ممکن است صرفاً داراییهای دیجیتالی باشند که ارتباط قابل اتکایی با یک دارایی واقعی ندارند و عملا بیپشتوانه هستند.
۲- تعیین ساختار حقوقی مالکیت
این مرحله یکی از مهمترین بخشهای فرایند است. باید مشخص شود چه شخص یا نهادی مالک دارایی اصلی است و دارندگان توکنها دقیقاً چه حقی نسبت به آن دارند.
برای مثال، ممکن است یک شرکت با هدف نگهداری یک ملک تأسیس شود و توکنها نماینده سهم یا منافع مالی مرتبط با آن شرکت باشند. در چنین ساختاری، توکنها لزوماً سند مستقیم مالکیت بخش مشخصی از ساختمان نیستند؛ بلکه ممکن است حقوقی را نمایندگی کنند که از طریق شرکت ایجاد شده است.
قراردادها و اسناد قانونی باید نحوه تقسیم درآمد، شرایط انتقال توکنها، مسئولیتهای مالک دارایی و حقوق سرمایهگذاران را روشن کنند.
۳- انتخاب بلاکچین و استاندارد توکن
پس از تعیین ساختار حقوقی، باید زیرساخت فنی مناسبی انتخاب شود. شبکههایی مانند اتریوم، سولانا، BNBچین، استلار و پالیگان از جمله شبکههایی هستند که برای ساخت و انتقال توکن به کار میروند.
انتخاب شبکههای بلاکچینی نیز به عواملی مانند هزینه تراکنشها، سرعت پردازش، ابزارهای فنی، سازگاری با کیف پولها و نیازهای نظارتی پروژه بستگی دارد.
همچنین باید مشخص شود توکن با چه استانداردی ساخته میشود. برای مثال، استاندارد ERC-20 در اتریوم برای توکنهای قابلتعویض کاربرد دارد؛ یعنی واحدهای یک توکن از یک نوع، معمولاً از نظر ارزش و کارکرد معادل یکدیگر هستند. در مقابل، استاندارد ERC-721 برای توکنهای غیرقابلتعویض طراحی شده است که هرکدام شناسه و ویژگیهای متمایز خود را دارند.
۴- طراحی و راهاندازی قرارداد هوشمند
قرارداد هوشمند برنامهای است که روی بلاکچین اجرا میشود و میتواند قواعد مشخصی را بهصورت خودکار پیادهسازی کند.
در یک پروژه توکنیزه کردن، این قرارداد ممکن است تعداد توکنهای قابل صدور، شرایط انتقال، محدودیتهای مربوط به خریداران و نحوه توزیع درآمد را مدیریت کند. برای مثال، اگر درآمد یک دارایی قرار باشد متناسب با تعداد توکنهای هر سرمایهگذار تقسیم شود، قرارداد هوشمند میتواند در اجرای این فرایند نقش داشته باشد.
بااینحال، همه کارها لزوماً خودکار نمیشوند. دریافت اجاره، نگهداری ملک، پرداخت مالیات یا بررسی وضعیت حقوقی دارایی همچنان ممکن است به افراد و نهادهای خارج از بلاکچین نیاز داشته باشد. قرارداد هوشمند فقط میتواند قواعدی را اجرا کند که برای آن تعریف شدهاند و اطلاعات لازم را بهدرستی دریافت میکند.
۵- ساخت توکنها و عرضه آنها
در مرحله بعد، توکنها روی شبکه انتخابشده خلق میشوند. این فرایند را صدور توکن یا مینت کردن (Minting) مینامند.
فرض کنید قرار است حقوق مالی مرتبط با یک صندوق در قالب ۵۰۰ هزار توکن عرضه شود. پس از ایجاد توکنها، آنها مطابق شرایط تعیینشده در اختیار سرمایهگذاران قرار میگیرند. خریداران هم ممکن است برای دریافت توکنها ملزم به احراز هویت یا رعایت شرایط خاصی باشند؛ بهویژه اگر توکن از نظر قانونی یک ابزار مالی محسوب شود.
۶- انتقال و خریدوفروش توکنها
در نهایت، اگر ساختار پروژه اجازه دهد، توکنها میتوانند در بازار ثانویه خریدوفروش شوند. این بازار ممکن است یک پلتفرم معاملاتی مجاز یا بستری دیگر باشد که انتقال چنین داراییهایی را پشتیبانی میکند. وقتی توکنی از یک دارنده به دارنده دیگر منتقل میشود، بلاکچین سابقه این انتقال را ثبت میکند.
چه داراییهایی را میتوان توکنیزه کرد؟
یکی از ویژگیهای مهم توکنیزه کردن این است که کاربرد آن به ارزهای دیجیتال یا داراییهای فیزیکی محدود نمیشود. هر دارایی یا حقی که ارزش مشخص و مالکیت یا منافع قابل تعریف داشته باشد، ممکن است با رعایت شرایط فنی و حقوقی در قالب توکن نمایش داده شود و قابل توکنایز کردن باشد.
املاک و مستغلات
املاک یکی از شناختهشدهترین حوزههای توکنیزه کردن داراییهای واقعی است. خرید یک ساختمان تجاری، مجتمع مسکونی یا ملک اجارهای معمولاً به سرمایه زیادی نیاز دارد و فروش آن نیز ممکن است زمانبر باشد.
توکنیزه کردن میتواند امکان تقسیم حقوق مالی مربوط به یک ملک به واحدهای کوچکتر را فراهم کند. در این حالت، سرمایهگذار بهجای خرید کل ملک، بخشی از حقوق تعریفشده آن را به دست میآورد. بسته به ساختار پروژه، این حقوق ممکن است شامل سهمی از درآمد اجاره یا منافع حاصل از فروش ملک باشد.
برای مثال، پلتفرم ریلتی (RealT) امکان سرمایهگذاری در برخی املاک را از طریق توکنهایی فراهم میکند که به ساختار حقوقی مربوط به آن املاک متصل هستند. البته جزئیات حقوق سرمایهگذاران، هزینهها و شرایط معامله در هر پروژه متفاوت است.
طلا، ارزها و سایر کالاها
طلا، نقره، ارزهای رایج و کالاهایی مانند نفت نیز میتوانند در قالب توکن عرضه شوند. در این مدل، هر توکن ممکن است نماینده مالکیت بخشی از یک دارایی واقعی یا حقی برای دریافت آن باشد؛ البته نوع این حق به ساختار حقوقی پروژه بستگی دارد.
برای مثال، پکسوس گلد (PAXG) توکنی با پشتوانه طلای فیزیکی است که هر واحد آن معادل یک اونس تروا طلاست. این طلا در خزانههای امن نگهداری میشود و دارندگان توکن از طریق آن به ارزش طلا دسترسی پیدا میکنند، بدون اینکه لازم باشد خودشان طلای فیزیکی بخرند و نگهداری کنند.
استیبلکوینها نیز نمونهای آشنا از توکنهایی هستند که به داراییهای دنیای واقعی یا ارزش آنها وابستهاند. برای مثال، برخی استیبلکوینها با ذخایری مانند دلار آمریکا، اوراق خزانه و سپردههای بانکی پشتیبانی میشوند و تلاش میکنند ارزش خود را نزدیک به یک دلار حفظ کنند. البته همه استیبلکوینها پشتوانه یکسانی ندارند و بعضی از آنها از سازوکارهای الگوریتمی برای حفظ ارزش استفاده میکنند.
اوراق قرضه و صندوقهای سرمایهگذاری
بازارهای مالی سنتی نیز به توکنیزه کردن علاقهمند شدهاند. اوراق قرضه دولتی مثل اوراق خزانه آمریکا، اوراق بدهی شرکتها و واحدهای صندوقهای سرمایهگذاری از جمله داراییهایی هستند که میتوانند در قالب توکن روی بلاکچین عرضه شوند.
اوراق خزانهداری آمریکا چیست؟ با امنترین سرمایهگذاری جهان آشنا شوید
برای مثال، شرکت بلکراک (BlackRock) در سال ۲۰۲۴ صندوق سرمایهگذاری بازار پولی BUIDL را روی شبکه اتریوم راهاندازی کرد. این محصول به سرمایهگذاران واجد شرایط امکان میدهد از طریق زیرساخت بلاکچین در یک صندوق توکنیزهشده سرمایهگذاری کنند.
فرانکلین تمپلتون (Franklin Templeton) نیز محصول توکنیزهشدهای به نام بنجی (Benji) توسعه داده است. این نمونهها نشان میدهند که توکنیزه کردن صرفاً به پروژههای کوچک رمزارزی محدود نیست و میتواند در ساختارهای مالی تحت نظارت و قانونی نیز به کار گرفته شود.
سهام شرکتها و سرمایهگذاری خصوصی
سهام شرکتها و حقوق مالی مرتبط با کسبوکارها نیز از گزینههای توکنیزه کردن هستند. در چنین مدلی، توکن ممکن است نماینده سهمی از یک شرکت یا حق مالی مشخصی باشد.
این موضوع میتواند فرایند صدور و انتقال برخی داراییهای مالی را سادهتر کند، اما قوانین اوراق بهادار همچنان اهمیت دارند. اگر توکن از نظر حقوقی نماینده سهام یا ابزار سرمایهگذاری باشد، عرضه و معامله آن ممکن است به مجوزها و محدودیتهای مشخصی نیاز داشته باشد.
آثار هنری و کلکسیونها
توکنهای غیرمثلی یا همان NFTها امکان ثبت شناسهای منحصربهفرد برای یک دارایی دیجیتال را فراهم میکنند و از این فناوری میتوان برای نمایش حقوق مرتبط با آثار هنری، کلکسیونها، بلیتها و برخی گواهیهای دیجیتال استفاده کرد.
البته دامنه کاربرد این فناوری به موارد بالا محدود نمیشود. اعتبارهای کربنی، حقوق دریافت حق امتیاز، برخی مجوزهای مالکیت فکری و منافع مالی حاصل از پروژههای زیرساختی نیز میتوانند موضوع توکنیزه کردن قرار بگیرند.
توکنیزه کردن داراییهای واقعی یا RWA چیست؟
حالا که بحث توکنیزه کردن شده بهتر است اصطلاح داراییهای دنیای واقعی (Real-World Assets) یا بهاختصار RWA که در یکی دو سال اخیر به شدت در دنیای کریپتو مطرح شده را هم زیر ذرهبین ببریم.
RWA به داراییهایی اشاره دارد که خارج از فضای بلاکچین وجود دارند یا حقوق مالی مربوط به آنها در نظام مالی سنتی تعریف شده است. توکنیزه کردن این داراییها به معنای خلق توکنهایی است که نماینده حقوق مشخصی نسبت به آنها هستند.
دارایی های دنیای واقعی یا RWA چیست؟ روشی برای تبدیل کالا به داراییهای کریپتویی
برای مثال، یک اوراق قرضه دولتی در نظام مالی سنتی صادر میشود و شرایط بازپرداخت و سود آن در اسناد مربوط به اوراق مشخص است. اگر این اوراق در قالب توکن عرضه شود، بخشی از فرایند ثبت و انتقال حقوق مربوط به آن میتواند به شکل آنچین انجام شود. بااینحال، تعهدات ناشر اوراق و چارچوب حقوقی آن همچنان پابرجا میمانند.
در همین حال، توجه شرکتهای بزرگی مثل بلکراک به این حوزه، دنیای توکنیزه کردن را به یکی از تبوتابهای مهم این روزها تبدیل کرده است. در حال حاضر موسسات مالی به دنبال راههایی هستند تا تسویه معاملات سریعتر شود، برخی فرایندهای اداری خودکار شوند و داراییها در قالبهای دیجیتال قابل انتقال باشند.
یکی از کاربردهای قابلتوجه RWA، استفاده از داراییهای توکنیزهشده در امور مالی غیرمتمرکز (دیفای) است. برای مثال، یک دارایی مالی توکنیزهشده ممکن است در صورت پذیرش از سوی یک پروتکل، بهعنوان وثیقه برای دریافت وام استفاده شود. چنین کاربردی میتواند ارتباط میان بازارهای مالی سنتی و خدمات مالی مبتنی بر بلاکچین را بیشتر کند؛ هرچند ریسکهای هر دو حوزه را نیز به همراه دارد.
مزایای توکنیزه کردن چیست؟
دیدیم که توکنیزه کردن میتواند سرمایهگذاری و انتقال داراییها را سادهتر کند. از جمله مهمترین مزایای این فناوری میتوان به این موارد اشاره کرد:
امکان مالکیت بخشی از دارایی
توکنیزه کردن میتواند حقوق مربوط به یک دارایی گرانقیمت را به واحدهای کوچکتر تقسیم کند. به این ترتیب، افراد بهجای خرید یک ملک کامل یا سرمایهگذاری سنگین در یک دارایی، میتوانند بخشی از حقوق مالی آن را در قالب توکن بخرند و از نوسانات قیمت آن سود ببرند. مثلا خرید یک شمش طلا برای همه ممکن نیست اما میتوان با بخشی از یک توکن نماینده طلا را خرید و در این فلز ارزشمند سرمایهگذاری کرد.
افزایش احتمالی نقدشوندگی
فروش داراییهایی مانند ملک یا آثار هنری ممکن است زمانبر باشد. توکنیزه کردن میتواند انتقال حقوق مربوط به این داراییها را آسانتر کند و زمینه خریدوفروش آنها در بازارهای ثانویه را فراهم سازد. البته که قابلانتقال بودن توکن به معنای وجود خریدار یا نقدشوندگی بالا نیست؛ این موضوع به تقاضای واقعی بازار بستگی دارد.
شفافیت بیشتر در ثبت معاملات
در بلاکچینهای عمومی، سابقه انتقال توکنها معمولاً قابل بررسی است. این ویژگی به پیگیری جابهجایی داراییها کمک میکند و میتواند وابستگی به برخی سامانههای متمرکز ثبت اطلاعات را کاهش دهد.
تسویه سریعتر و کاهش برخی هزینهها
بلاکچین و قراردادهای هوشمند میتوانند بخشی از فرایندهای اداری و مالی را خودکار کنند و زمان انتقال دارایی یا تسویه معاملات را کاهش دهند. این کار ممکن است هزینه برخی واسطهها را نیز کمتر کند.
اجرای خودکار قواعد مالی
قراردادهای هوشمند میتوانند وظایفی مانند محاسبه و توزیع درآمد میان هولدرهای توکن یا اعمال محدودیتهای انتقال را بهصورت خودکار انجام دهند. این قابلیت مدیریت برخی داراییها را سادهتر میکند، اما به طراحی درست قرارداد و صحت اطلاعاتی که دریافت میکند وابسته است.
توکنیزه کردن چه خطرات و محدودیتهایی دارد؟
توکنیزه کردن با وجود مزایای احتمالی، همه مشکلات سرمایهگذاری را حل نمیکند. پیش از خرید یک دارایی توکنیزهشده، باید به چند ریسک مهم توجه کرد.
ابهام در حقوق مالکیت
مهمترین سوالی که هنگام روبهرو شدن با یک دارایی توکنیزه شده بوجود میآید این است که توکن دقیقاً چه حقی به دارنده میدهد. آیا نماینده سهمی از یک شرکت است، حق دریافت درآمد ایجاد میکند یا صرفاً تعهدی از سوی ناشر محسوب میشود؟ پاسخ باید در اسناد حقوقی پروژه مشخص باشد؛ زیرا ثبت توکن روی بلاکچین بهتنهایی مالکیت قانونی دارایی واقعی را تضمین نمیکند. برخی از داراییهای توکنیزه شده مثل سهام شرکتهای مختلف که این روزها در صرافیهای ایرانی هم معامله میشوند عملا هیچ حقوقی به دارنده آنها نمیدهند و صرفا تغییرات قیمت سهام اصلی را منعکس میکنند؛ موضوعی که هنگام انتخاب یک دارایی توکنیزه شده باید به آن توجه کرد.
آسیبپذیری قراردادهای هوشمند
از قدیم گفتهاند هرچیزی که به اینترنت اتصال داشته باشد میتواند مورد حمله هکرها قرار بگیرد! داراییهای توکنیزه شده هم از این قائده مستثنی نیستند و ممکن است به دلیل وجود باگ در قرارداد هوشمندشان یا نقصهای دیگر درگیر حملات سایبری شوند.
نبود بازار فعال
ممکن است توکنی قابل انتقال باشد، اما خریدار کافی نداشته باشد. در چنین شرایطی، فروش آن دشوار میشود یا سرمایهگذار مجبور است دارایی خود را با قیمتی کمتر از ارزش مورد انتظار بفروشد. بنابراین، پیش از خرید باید وضعیت بازار و محدودیتهای فروش توکن را بررسی کرد.
وابستگی به اطلاعات دنیای واقعی
قراردادهای هوشمند برای دریافت اطلاعاتی مانند قیمت طلا یا درآمد یک ملک ممکن است به سرویسهایی به نام اوراکل (Oracle) متکی باشند. اگر این اطلاعات اشتباه یا دستکاریشده باشند، قرارداد نیز ممکن است بر اساس دادههای نادرست عمل کند.
ریسک نگهداری و محدودیتهای قانونی
از دست دادن کلید خصوصی کیف پول میتواند دسترسی به توکنها را برای همیشه از بین ببرد. از سوی دیگر، نگهداری دارایی در یک پلتفرم متمرکز نیز ریسکهای خاص خود را دارد. قوانین مربوط به عرضه و معامله توکنها هم در کشورهای مختلف متفاوت است و برخی از آنها ممکن است مشمول مقررات اوراق بهادار باشند.
آینده توکنیزه کردن چگونه خواهد بود؟
شاید در آینده، خریدوفروش یک سهم، انتقال اوراق قرضه یا استفاده از دارایی بهعنوان وثیقه، بدون نیاز به چندین واسطه و انتظار طولانی انجام شود. توکنیزه کردن میتواند چنین تغییری را ممکن کند و به همین دلیل، بانکها و شرکتهای مالی بهتدریج در حال آزمایش این فناوری هستند.
اما تبدیل داراییها به توکن بهتنهایی برای ساختن یک بازار موفق کافی نیست. طبق ارزیابی صندوق بینالمللی پول در اکتبر ۲۰۲۶، بازار داراییهای واقعی توکنیزهشده هنوز با مشکلاتی مانند نقدشوندگی محدود، نبود ارتباط موثر میان پلتفرمها و ابهامات قانونی روبهرو است. از طرف دیگر، انجام سریعتر معاملات میتواند در زمان بحران، انتقال شوکهای مالی را نیز سرعت ببخشد.
بنابراین، آینده توکنیزه کردن به این بستگی دارد که آیا بازارهای مالی میتوانند اعتماد و زیرساخت لازم را برای استفاده گسترده از آن فراهم کنند یا نه. اگر حقوق دارندگان توکن روشن باشد و داراییهای توکنیزهشده به بازارهایی فعال و قابل اعتماد دسترسی پیدا کنند، این فناوری میتواند فراتر از دنیای ارزهای دیجیتال برود و بخشی از سازوکار معمول بازارهای مالی شود.
سوالات متداول
توکنیزه کردن به زبان ساده چیست؟توکنیزه کردن یعنی نمایش حقوق مربوط به یک دارایی در قالب توکن دیجیتال روی بلاکچین. آیا میتوان داراییهای واقعی را توکنیزه کرد؟بله. املاک، طلا، اوراق قرضه، واحدهای برخی صندوقهای سرمایهگذاری، سهام شرکتها و حقوق مالی دیگر میتوانند در قالب توکن نمایش داده شوند.آیا خرید توکن یک ملک به معنای مالکیت مستقیم آن است؟نه لزوماً. توکن ممکن است نماینده سهمی از شرکت مالک ملک، حق دریافت درآمد یا نوع دیگری از منفعت مالی باشد. برای مشخص شدن حقوق واقعی سرمایهگذار باید اسناد و شرایط حقوقی پروژه بررسی شود.مهمترین مزیت توکنیزه کردن چیست؟تقسیم حقوق مربوط به دارایی به واحدهای کوچکتر، امکان انتقال دیجیتال و خودکارسازی برخی فرایندها از مزایای احتمالی این فناوری هستند.
سخن پایانی
شاید اهمیت توکنیزه کردن را باید فراتر از تبدیل داراییها به چند خط کد جستوجو کرد. این فناوری میکوشد مرزهای دسترسی به داراییها را جابهجا کند؛ تا آنچه روزگاری به سرمایهای کلان، فرایندهای پیچیده و واسطههای متعدد نیاز داشت، در قالبی تازه قابل نگهداری و انتقال باشد. از سهمی کوچک از یک ملک گرفته تا اوراق مالی و طلای فیزیکی، توکنیزه کردن میتواند راههای تازهای برای مالکیت و مبادله پیش روی ما بگذارد.
بااینهمه، هر توکنی که روی بلاکچین نقش میبندد، لزوماً به معنای مالکیت واقعی یا سرمایهگذاری مطمئن نیست. پشت هر توکن باید حقی روشن، داراییای قابل اتکا و سازوکاری پاسخگو وجود داشته باشد؛ وگرنه فناوری، هرقدر هم پیشرفته باشد، نمیتواند جای خالی اعتماد را پر کند.
در نهایت، ارزش توکنیزه کردن نه به شمار توکنهای ساختهشده، بلکه به اعتمادی بستگی دارد که بتواند میان دارایی واقعی و مالک آن برقرار کند. بلاکچین شاید شیوه ثبت و انتقال داراییها را دگرگون کند، اما آنچه به این دگرگونی معنا میبخشد، اطمینان از این است که پشت هر توکن، حقی واقعی و قابل پیگیری ایستاده باشد.

کدام کیف پولهای بیت کوین بیشتر در معرض تهدید کوانتومی هستند؟
18 مهر 1405 - 11:59
وقتی حرف از کامپیوترهای کوانتومی به میان میآید، ناخودآگاه یاد فیلمهای علمی-تخیلی میافتیم؛ اما این تکنولوژی در دنیای واقعی با سرعتی باورنکردنی در حال پیشرفت است و کمکم به کابوسی برای امنیت سایبری و بهویژه دنیای رمزارزها تبدیل میشود.
در همین حال، کارشناسان امنیت سایبری میگویند همه بیت کوینها به یک اندازه در خطر نیستند و نوع آدرس، سابقه تراکنشها و قابل مشاهده بودن کلید عمومی میتواند در تعیین اینکه یک کیف پول در برابر حملات کوانتومی احتمالی چقدر آسیبپذیر باشد نقش داشته باشد.
در این مقاله که به نقل از مصاحبه مایکل گاتکین، معاون تحقیقات شرکت فایربلاکس (Fireblocks) با وبسایت کریپتونیوز نوشته شده، بررسی میکنیم که تهدید کوانتومی کدام دسته از کیف پولها را بیشتر تهدید میکند.
چرا بعضی کیف پولهای بیت کوین بیشتر در معرض خطر هستند؟
برای درک خطر کامپیوترهای کوانتومی، ابتدا باید با دو مفهوم کلید عمومی و کلید خصوصی آشنا شویم. آدرس بیت کوین را میتوان به شماره حسابی تشبیه کرد که دیگران برای ارسال دارایی از آن استفاده میکنند. کلید عمومی بخشی از سازوکار رمزنگاری این آدرس است و کلید خصوصی به مالک اجازه میدهد تراکنشها را امضا کند و بیت کوینهایش را خرج کند.
میهن پادکست – مفهوم کیف پول و کلیدهای خصوصی و عمومی!
در شرایط فعلی، استخراج کلید خصوصی از روی کلید عمومی با روشهای محاسباتی معمولی عملاً امکانپذیر نیست. امنیت بیت کوین هم تا حد زیادی به همین ویژگی وابسته است. اما یک کامپیوتر کوانتومی بهاندازه کافی قدرتمند، در صورت دستیابی به قابلیتهای لازم، ممکن است بتواند الگوریتمهای رمزنگاری مورد استفاده در امضای تراکنشها را بشکند و از کلید عمومی به کلید خصوصی برسد.
به گفته مایکل گاتکین میزان آسیبپذیری یک دارایی بیشتر از آنکه به هویت مالک آن وابسته باشد، به نوع بلاکچین، ساختار آدرس و سابقه استفاده از آن بستگی دارد.
او در این باره میگوید:
در نهایت، میزان در معرض خطر بودن به این بستگی دارد که آیا کلید عمومی از قبل روی بلاکچین قابل مشاهده است یا خیر.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ چون ممکن است یک صرافی بزرگ با وجود برخورداری از زیرساختهای امنیتی پیشرفته، بخشی از بیت کوینهای خود را در آدرسهایی نگهداری کند که کلید عمومی آنها از قبل آشکار شده است. در مقابل، یک کاربر عادی که از آدرسهای جدید و شیوههای مناسب هولد دارایی استفاده میکند، ممکن است در شرایط متفاوتی قرار داشته باشد.
البته مشاهده کلید عمومی بهمعنای سرقتپذیر بودن فوری بیت کوین شما نیست. برای تهدید واقعی، مهاجم به یک کامپیوتر کوانتومی با تواناییهای بسیار فراتر از فناوریهای شناختهشده امروز نیاز دارد. بنابراین، باید میان آسیبپذیری نظری یک آدرس و امکان عملی سرقت دارایی تفاوت قائل شد.
کدام آدرسهای بیت کوین بیشتر در معرض تهدید کوانتومی هستند؟
همه آدرسهای بیت کوین اطلاعات رمزنگاری خود را به یک شکل نمایش نمیدهند. بعضی از آنها کلید عمومی را از همان ابتدا آشکار میکنند، در حالی که در برخی دیگر این کلید تا زمان خرج کردن بیت کوین پنهان میماند. همین تفاوت میتواند در ارزیابی ریسک کوانتومی تعیینکننده باشد.
۱- آدرسهای قدیمی بیت کوین؛ ریسک بالاتر به دلیل آشکار بودن کلید عمومی
در سالهای ابتدایی بیت کوین، برخی تراکنشها با ساختاری به نام «پرداخت به کلید عمومی» یا P2PK انجام میشدند. در این ساختار، کلید عمومی مستقیماً در خروجی تراکنش قرار میگیرد و از همان ابتدا قابل مشاهده است.
بسیاری از خروجیهای قدیمی بیت کوین، از جمله برخی خروجیهای مربوط به دوران اولیه شبکه، از این قالب استفاده میکنند. در نتیجه، کلید عمومی این داراییها حتی در شرایطی که بیت کوینها هرگز جابهجا نشده باشند، قابل مشاهده است.
این موضوع درباره بیت کوینهای قدیمی اهمیت ویژهای دارد؛ چون بعضی از آنها برای سالها بدون حرکت باقی ماندهاند و مالک آنها نیز ممکن است دیگر به کیف پول دسترسی نداشته باشد. اگر روزی کامپیوترهای کوانتومی توانایی استخراج کلید خصوصی از کلید عمومی را پیدا کنند، چنین داراییهایی میتوانند به یکی از اهداف بالقوه مهاجمان تبدیل شوند.
۲- آدرسهایی که قبلاً از آنها بیت کوین خرج شده است
دو قالب دیگر از آدرسهای بیت کوین عبارتاند از P2PKH و P2WPKH که بهترتیب در آدرسهای قدیمیتر مبتنی بر هش کلید عمومی و آدرسهای بومی سگویت استفاده میشوند.
در این ساختارها، کلید عمومی معمولاً هنگام ایجاد آدرس مستقیماً در خروجی تراکنش نمایش داده نمیشود. بهجای آن، هش کلید عمومی در اختیار شبکه قرار میگیرد. این روش باعث میشود کلید عمومی تا زمانی که مالک برای نخستین بار از آن آدرس بیت کوین خرج نکرده است، پنهان بماند.
اما بهمحض انجام تراکنش خروجی، کلید عمومی در دادههای تراکنش آشکار میشود و برای همیشه در تاریخچه عمومی بلاکچین باقی میماند.
تصور کنید مقداری بیت کوین در یک آدرس کیف پول دریافت کردهاید. تا زمانی که از این آدرس تراکنش خروجی انجام ندادهاید، کلید عمومی شما در ساختارهای P2PKH و P2WPKH معمولاً پنهان میماند. اما وقتی برای نخستین بار بخشی از موجودی را به آدرس دیگری میفرستید، کلید عمومی در اطلاعات تراکنش آشکار میشود و برای همیشه در بلاکچین باقی میماند. اگر بعداً دوباره بیت کوین به همان آدرس واریز کنید، کلید عمومی آن از قبل آشکار شده است و این داراییهای جدید نیز در برابر تهدید کوانتومی احتمالی، همان وضعیت قبلی را خواهند داشت.
۳- آدرسهای تپروت؛ تفاوت مهمی که باید بدانید
تپروت (Taproot) یکی از بهروزرسانیهای مهم بیت کوین بود که با هدف بهبود قابلیتهای تراکنش، حفظ حریم خصوصی در برخی سناریوها و افزایش کارایی معرفی شد. با این حال، ساختار رمزنگاری آن تفاوت مهمی با برخی قالبهای قبلی دارد.
در خروجیهای تپروت، کلید عمومی خروجی از همان زمان ایجاد تراکنش قابل مشاهده است. نویسندگان پروپوزال BIP 360 نیز به همین ویژگی اشاره کردهاند و معتقدند این ساختار میتواند در برابر حملات کوانتومی بلندمدت با ریسک بیشتری روبهرو باشد.
منظور از حمله بلندمدت این است که مهاجم بتواند کلید عمومی آشکارشده را برای مدت طولانی در اختیار داشته باشد و در آینده، با استفاده از یک کامپیوتر کوانتومی قدرتمند، برای استخراج کلید خصوصی تلاش کند.
در مقابل، در برخی ساختارهای قدیمیتر، کلید عمومی تا زمان خرج کردن دارایی آشکار نمیشود. بنابراین، تفاوت اصلی فقط به جدید یا قدیمی بودن آدرس مربوط نیست؛ نحوه نمایش اطلاعات رمزنگاری آن نیز اهمیت دارد.
آیا کامپیوترهای کوانتومی همین حالا میتوانند بیت کوین را به سرقت ببرند؟
خیر. هنوز کامپیوتر کوانتومی شناختهشدهای وجود ندارد که بتواند امضاهای دیجیتال بیت کوین را در مقیاس عملی بشکند.
شارل گیومه، مدیر ارشد فناوری شرکت لجر نیز در گزارشی درباره چالشهای مهاجرت بیت کوین به رمزنگاری مقاوم در برابر کوانتوم که در ۱۷ سپتامبر منتشر شد، تأکید کرده که کامپیوتر کوانتومی با قابلیت شکستن رمزنگاری فعلی بیت کوین هنوز در دسترس نیست.
با این حال، مسئله فقط زمان ساخته شدن چنین دستگاهی نیست. توسعه روشهای رمزنگاری جدید، تغییر نرمافزارهای شبکه، ارتقای سختافزارهای امنیتی و مهاجرت کاربران به روشهای تازه هولد دارایی نیز ممکن است سالها طول بکشد و به همین دلیل برخی شرکتهای فعال در حوزه حضانت کریپتو از همین حالا به دنبال کاهش آشکار شدن کلیدهای عمومی خود هستند.
چگونه میتوان ریسک کوانتومی کیف پول بیت کوین را کاهش داد؟
برخی از کارشناسان پیشنهاد میکنند که نهادها و هولدرهای بزرگ باید به حالت «پناهگاه» رفته و یکشبه داراییهای خود را منتقل کنند. اما گاتکین با این روش مخالف است و معتقد است این کار فاجعه به بار میآورد؛ چراکه ازدحام تراکنشها میتواند کارمزدها را سر به فلک بکشد و خطاهای انسانی را افزایش دهد.
راهکار پیشنهادی او مدیریت مداوم و تدریجی است:
۱- برای دریافت بیت کوین از آدرسهای جدید استفاده کنید
اگر کیف پول شما از قابلیت تولید آدرس جدید برای هر دریافت پشتیبانی میکند، بهتر است بهجای استفاده مکرر از یک آدرس، از این قابلیت بهره ببرید.
این کار بهویژه برای آدرسهایی اهمیت دارد که هنوز هیچ تراکنش خروجی نداشتهاند. تا زمانی که کلید عمومی در قالبهای مناسب آشکار نشده باشد، میتوان از نمایش زودهنگام آن جلوگیری کرد.
۲- سابقه خرج کردن هر آدرس را بررسی کنید
برای ارزیابی ریسک، فقط موجودی کل کیف پول کافی نیست. باید بدانید بیت کوینهای شما در چه خروجیهایی قرار دارند و آیا کلید عمومی مرتبط با آنها قبلاً آشکار شده است یا خیر.
بیت کوین از مدلی به نام خروجی تراکنش خرجنشده یا UTXO استفاده میکند. به زبان ساده، هر UTXO بخشی از بیت کوین است که از یک تراکنش قبلی بهجا مانده و هنوز خرج نشده است.
یک کیف پول ممکن است داراییهای خود را در چندین UTXO نگهداری کند که وضعیت رمزنگاری یکسانی ندارند. برای مثال، بخشی از دارایی میتواند در خروجیهایی باشد که کلید عمومی آنها آشکار شده و بخش دیگر در خروجیهایی قرار داشته باشد که هنوز کلید عمومی آنها پنهان است.
به همین دلیل، ارزیابی دقیق باید در سطح آدرسها و خروجیهای جداگانه انجام شود.
۳- بیت کوینهای باقیمانده در آدرسهای قدیمی را فراموش نکنید
یکی از مشکلاتی که هنگام خرج کردن بیت کوین ممکن است رخ دهد، باقی ماندن بخشی از دارایی در همان آدرس قبلی است.
برای مثال، فرض کنید ۰.۵ بیت کوین در اختیار دارید و ۰.۲ بیت کوین از آن را خرج میکنید. در مدل UTXO، کیف پول معمولاً خروجی جدیدی برای گیرنده و خروجی دیگری برای باقیمانده دارایی ایجاد میکند. این بخش دوم که به آن «باقیمانده تراکنش» یا Change گفته میشود، باید به آدرس مناسبی برگردد.
اگر باقیمانده دوباره به آدرسی برگردد که کلید عمومی آن از قبل آشکار شده است، بخشی از مزیت استفاده از آدرس جدید از بین میرود. به همین دلیل، انتخاب آدرس مقصد برای باقیمانده تراکنش نیز اهمیت دارد.
شرکتهایی مانند BitGo و Fireblocks همین حالا هم در حال توسعه ابزارهایی هستند تا به کاربران و سازمانها کمک کنند ورودیهای تراکنش خود را بهینهسازی کرده و از باقی ماندن دارایی در آدرسهای قدیمی جلوگیری کنند.
آیا تغییر آدرس برای مقابله با تهدید کوانتومی کافی است؟
خیر. تغییر آدرس و مدیریت دقیق UTXOها میتواند میزان آشکار بودن کلیدهای عمومی را کاهش دهد، اما راهحل نهایی برای تهدید کوانتومی نیست.
مشکل اصلی این است که بیت کوین برای تأیید مالکیت دارایی و اجازه دادن به خرج کردن آن، به امضاهای دیجیتال متکی است. اگر یک کامپیوتر کوانتومی بتواند کلید خصوصی را از روی کلید عمومی استخراج کند، صرفاً انتقال دارایی به آدرسی دیگر که از همان روش امضای آسیبپذیر استفاده میکند، امنیت بلندمدت آن را تضمین نخواهد کرد.
در نتیجه، شبکه بیت کوین در نهایت به روشهایی برای تأیید تراکنش نیاز دارد که در برابر حملات کوانتومی مقاوم باشند. این روشها معمولاً با عنوان رمزنگاری پساکوانتومی شناخته میشوند.
بیت کوین اما مانند اتریوم، یک لایه عمومی برای اجرای قراردادهای هوشمند دلخواه ندارد که بتوان بهسادگی روش تأیید امضا را در آن تغییر داد. به همین خاطر افزودن یک روش جدید امضای دیجیتال به بیت کوین ممکن است به تغییرات در پروتکل نیاز داشته باشد.
از طرف دیگر، روشهای مقاوم در برابر کوانتوم معمولاً محدودیتهای خاص خود را دارند. برخی از آنها امضاها یا کلیدهای عمومی بزرگتری تولید میکنند و این موضوع میتواند حجم تراکنشها، هزینه ذخیرهسازی و کارمزدها را افزایش دهد.
پژوهشگران همچنین در حال بررسی روشهایی مانند امضاهای مبتنی بر هش هستند. این روشها میتوانند در برابر برخی حملات کوانتومی مقاوم باشند، اما بسته به طراحی، ممکن است به مدیریت دقیق وضعیت امضاها، ثبت اطلاعات و تغییراتی در ساختار کیف پول نیاز داشته باشند.
بنابراین، راهکار نهایی باید علاوه بر امنیت رمزنگاری، از نظر هزینه، سرعت، سهولت استفاده و سازگاری با کیف پولها نیز قابلقبول باشد.
آیا کیف پولهای اتریوم و سولانا هم در معرض خطر هستند؟
بله. تهدید کامپیوترهای کوانتومی به بیت کوین محدود نیست و اتریوم و سولانا هم با چالشهای مشابهی روبهرو هستند. با این حال، تفاوت ساختار این شبکهها باعث میشود راهکارهای مقابله با این تهدید یکسان نباشد.
اتریوم؛ چرا تغییر حساب کافی نیست؟
در حسابهای معمولی اتریوم، با انجام تراکنش، کلید عمومی حساب از روی اطلاعات ثبتشده در بلاکچین قابل استخراج میشود. از طرفی، انتقال داراییها به حسابی جدید همیشه ساده نیست؛ چون موجودیها، مجوزهای توکنها و فعالیت در برنامههای غیرمتمرکز به حساب قبلی وابستهاند.
یکی از راهکارهای مورد بررسی، استفاده از حسابهای هوشمند و روشهای امضای مقاوم در برابر کوانتوم است. فایربلاکس اعلام کرده در یک پژوهش، هزینه تأیید امضای دیجیتال ML-DSA-44 را در اتریوم از ۸.۰۹ میلیون گس به ۱.۲۳ میلیون گس کاهش داده است. گس واحد اندازهگیری هزینه محاسبات در اتریوم است و ML-DSA-44 نیز یک روش امضای دیجیتال طراحیشده برای مقاومت در برابر حملات کوانتومی است.
با وجود این پیشرفت، اجرای این روش هنوز هزینهبر است و به بررسیهای امنیتی بیشتری نیاز دارد. همچنین، مقاوم کردن امضای تراکنشها بهتنهایی به معنای ایمن شدن تمام بخشهای اتریوم نیست.
سولانا؛ چرا آدرس جدید کافی نیست؟
در کیف پولهای استاندارد سولانا، آدرس حساب همان کلید عمومی است؛ بنابراین، این کلید از ابتدا در شبکه قابل مشاهده است. به همین دلیل، برخلاف برخی آدرسهای بیت کوین، ساختن یک آدرس جدید بهتنهایی مشکل را برطرف نمیکند.
برای کاهش این ریسک در سولانا نیز باید روشهای امضای دیجیتال مقاوم در برابر کوانتوم بررسی و در صورت نیاز، سازوکار تأیید تراکنشها بهروزرسانی شود.
جمعبندی؛ آیا باید نگران بیت کوینهای خود باشیم؟
تهدید کوانتومی را نه باید نادیده گرفت و نه دلیلی برای وحشت فوری دانست. در حال حاضر، کامپیوتر کوانتومی شناختهشدهای که بتواند در مقیاس عملی رمزنگاری بیت کوین را بشکند، وجود ندارد؛ اما آمادهسازی شبکه و زیرساختهای نگهداری دارایی برای چنین احتمالی ممکن است سالها زمان ببرد.
نکته مهم این است که همه آدرسها وضعیت یکسانی ندارند. در برخی آدرسها، کلید عمومی از ابتدا آشکار است و در برخی دیگر تنها پس از خرج کردن بیت کوین نمایان میشود. با این حال، آشکار شدن کلید عمومی بهتنهایی به معنی امکان سرقت دارایی نیست و میزان ریسک نهایی به توانایی فناوری کوانتومی و روشهای رمزنگاری مورد استفاده بستگی دارد.
به گفته کارشناسان امنیت سایبری، استفاده درست از آدرسهای جدید میتواند بخشی از ریسک را کاهش دهد. اما راهحل بلندمدت به توسعه روشهای امضای مقاوم در برابر کوانتوم و ارتقای احتمالی شبکهها وابسته است؛ مسیری که بیت کوین و سایر بلاکچینها باید برای حفظ امنیت داراییها در سالهای آینده دنبال کنند.

انتقاد شدید سنا از سیاست بازخرید خزانهداری آمریکا؛ مداخلهای که نتیجه عکس داد
17 مهر 1405 - 20:00
گسترش برنامه بازخرید اوراق خزانهداری توسط بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، واکنش شدید کنگره را در پی داشته است. سناتور وارن (Warren) به شدت از آن به عنوان «مداخلهای پر هرجومرج» انتقاد کرد و با تعیین ضربالاجلی خواستار شفافسازی درباره این موضوع شد که آیا خزانهداری از منابع عمومی برای دستکاری نرخ بهره بلندمدت استفاده میکند یا خیر.
با صعود بازده اوراق بلندمدت خزانهداری آمریکا به بالاترین سطح خود در بیش از دو دهه گذشته، اقدام بسنت، وزیر خزانهداری، برای گسترش برنامه بازخرید اوراق با دور جدیدی از پرسشگریهای کنگره مواجه شده است.
سناتور الیزابت وارن، دموکرات ارشد در کمیته بانکداری سنا، روز چهارشنبه نامهای به بسنت ارسال کرد و خواستار آن شد که خزانهداری درباره مجموعهای از اقدامات اخیر که بازار اوراق خزانهداری آمریکا را هدف قرار دادهاند، توضیح دهد. او این عملیات را «مداخلهای بیسابقه و پر هرجومرج» توصیف کرد و پرسید که آیا خزانهداری قصد دارد گسترش بیشتر بازخرید اوراق بلندمدت را با برداشت از موجودی نقدی «حساب عمومی خزانهداری» (TGA) تأمین مالی کند یا خیر.
وارن همچنین از بسنت خواست تا شفافسازی کند که آیا خزانهداری علاوه بر برنامه بازخرید، اقدامات دیگری را نیز برای کاهش بازده اوراق بلندمدت در نظر دارد یا خیر، و اینکه افزایش نرخهای بلندمدت تا چه حد بر هزینههای استقراض خانوارها مانند وام مسکن و وام خودرو تأثیر گذاشته است. وی درخواست کرد که خزانهداری تا ۲۱ اکتبر پاسخ خود را ارائه دهد.
خزانهداری به طور ناگهانی بازخریدها را گسترش میدهد، با این حال بازده اوراق همچنان در حال افزایش است
این جنجال ناشی از اعلامیه غافلگیرکننده خزانهداری در ۱۹ آگوست مبنی بر گسترش مقیاس بازخرید اوراق بلندمدت خزانهداری است.
این تصمیم تنها دو هفته پس از آن اتخاذ شد که خزانهداری برنامه تأمین مالی سهماهه خود را منتشر کرد. خزانهداری آمریکا مدتهاست که تأکید دارد مدیریت بدهی باید از اصل «منظم و قابل پیشبینی بودن» پیروی کند، بنابراین تعدیل ناگهانی سیاست بازخرید خارج از پنجره تأمین مالی سهماهه، برخی از مؤسسات والاستریت را غافلگیر کرد.
در نتیجه، خزانهداری سقف بازخرید در هر عملیات برای اوراق ۱۰ تا ۳۰ ساله خاص را از ۲ میلیارد دلار به ۶ میلیارد دلار افزایش داد. بسنت گفته است که گسترش بازخریدها عمدتاً با هدف بهبود نقدشوندگی اوراق بهادار قدیمیتر (off-the-run) انجام شده است تا بانکها و سایر مؤسسات بتوانند بدهیهای قدیمیتر و با قابلیت معامله کمتر را بفروشند و ظرفیت خود را برای مشارکت در حراجهای بدهی جدید بهبود بخشند.
اما اظهارات علنی بسنت همچنین باعث شد بازار بر این باور باشد که خزانهداری در عین حال امیدوار است روند سریع افزایش بازده اوراق بلندمدت را کُند نماید.
او پیشتر تحرکات بازار را به عنوان ایجاد یک «تب» توصیف کرده بود و گسترش بازخرید اوراق بلندمدت خزانهداری را نوعی «نسخه خزانهداری از عملیات توئیست (Operation Twist)» نامید. هنگامی که بازخریدهای گسترده اوراق بلندمدت برای اولین بار در ماه سپتامبر اجرا شد، خزانهداری حداکثر حجم خرید را به ۶ میلیارد دلار، یعنی سه برابر مقدار برنامهریزیشده قبلی، افزایش داد.
در نتیجه این اقدام، بازده اوراق بلندمدت به روند نزولی ادامه نداد. بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا این هفته بار دیگر به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۲ افزایش یافت و بازده اوراق ۳۰ ساله نیز رقم نزدیک به ۵.۷ درصد را لمس کرد که بالاترین حد در بیش از دو دهه گذشته است.
وارن در نامه خود بیان کرد که افزایش بازده اوراق خزانهداری آمریکا عمدتاً نتیجه سیاستهای خود دولت است و تلاش خزانهداری برای کاهش هزینههای تأمین مالی بلندمدت از طریق عملیات مدیریت بدهی را زیر سؤال برد.
خریدهای واقعی خزانهداری کمتر از سقفهای تعیینشده است
یک تناقض نیز در خود برنامه بازخرید ظاهر شده است: اگرچه خزانهداری میزان قابل خرید را به شدت افزایش داد، اما در اجرای عملی از تمام این سهمیه استفاده نکرده است.
رویترز پیشتر گزارش داده بود که در بازخریدهای اخیر اوراق بلندمدت خزانهداری، این نهاد تنها حدود نیمی از اوراق ارائهشده توسط سرمایهگذاران را پذیرفت و هر خرید واقعی کمتر از حداکثر سقف اعلامشده بود و خریدها تنها در تعداد کمی از اوراق بهادار متمرکز بود.
این امر باعث شده تا برخی سرمایهگذاران در مورد هدف واقعی برنامه گسترش خزانهداری تردید کنند.
اگر هدف اصلی بهبود نقدشوندگی بازار است، پس خزانهداری نیازی ندارد برای رسیدن به سقف تعیینشده، پیشنهادهای با قیمت بیش از حد بالا را بپذیرد. پادریک گاروی (Padhraic Garvey)، رئیس بخش تحقیقات قاره آمریکا در مؤسسه ING، معتقد است که خزانهداری به خوبی میتواند سفارشهای فروش غیرجذاب را رد کند و از این منظر، برنامه همچنان طبق هدف اولیه خود عمل میکند.
برخی شاخصهای بازار نیز نشان میدهند که نقدشوندگی اوراق قدیمیتر بهبود یافته است. تفاوت قیمت یا اسپرد بین اوراق خزانهداری بلندمدت و سواپهای مرتبط با SOFR کاهش یافته است، که برخی تحلیلگران آن را نشانهای از تأثیرگذار بودن برنامه بازخرید میدانند.
اما اگر بازار این سیاست را اینگونه تفسیر کند که خزانهداری در تلاش برای کاهش بازده اوراق بلندمدت است، نتایج تاکنون ایدهآل نبودهاند. از زمان گسترش برنامه بازخرید در ۱۹ آگوست، بازده اوراق ۱۰ ساله و ۳۰ ساله خزانهداری به روند صعودی خود ادامه داده است.
توماس سایمونز (Thomas Simons)، اقتصاددان ارشد ایالات متحده در مؤسسه جفریز (Jefferies)، معتقد است که بخشی از مشکل ناشی از زمانبندی اعلام این سیاست است. خزانهداری منتظر جلسه عادی تأمین مالی سهماهه نماند، بلکه برنامهها را به طور ناگهانی در طول دوره فروش عمده در بازار تغییر داد که باعث شد سرمایهگذاران به راحتی بازخریدها را به کنترل بازده مرتبط کنند.
منبع تأمین مالی بازخریدها به یک مناقشه جدید تبدیل میشود
سؤال کلیدی دیگر این است که خزانهداری چگونه برنامه گسترده بازخرید را تأمین مالی خواهد کرد.
در ابتدا بازار به طور گسترده تصور میکرد که خزانهداری انتشار اسناد کوتاهمدت را افزایش داده و از عواید آن برای بازخرید اوراق بلندمدت استفاده خواهد کرد. در عمل، این کار معادل کاهش بخشی از بدهیهای بلندمدت و افزایش تأمین مالی کوتاهمدت است.
اما احتمال دیگر برداشت مستقیم از موجودی نقدی حساب عمومی خزانهداری (TGA) است.
وارن به طور مشخص از بسنت خواست تا روشن کند که آیا خزانهداری آماده است برای گسترش بازخریدهای اوراق بلندمدت، تراز حساب TGA را به طور مداوم کاهش دهد. اگر این رویکرد اتخاذ شود، خزانهداری میتواند بدون افزایش فوری انتشار بدهیهای کوتاهمدت، اوراق بلندمدت بیشتری خریداری کند، اما سپر نقدی دولت نیز به همان نسبت کوچکتر خواهد شد.
خزانهداری هنوز مشخص نکرده است که آیا برای ادامه برداشت از حساب نقدی آمادگی دارد یا خیر.
خود بازخریدها نیز شامل مصالحههای هزینهای هستند. بسیاری از اوراق قدیمیتری که خزانهداری در حال حاضر خریداری میکند، در دوران همهگیری و در محیطی با نرخ بهره پایین و سود پایین منتشر شدهاند. از آنجا که بازده فعلی بازار بسیار بالاتر از نرخ سود این اوراق است، آنها بسیار پایینتر از ارزش اسمی خود معامله میشوند.
از منظر مدیریت بدهی، خزانهداری میتواند این اوراق قدیمیتر را با تخفیف بازخرید کند؛ اما اگر بودجه از طریق انتشار اسناد کوتاهمدت جدید تأمین شود، بدهی جدید دارای نرخ بهرهای به مراتب بالاتر از نرخ سود اوراق قدیمی است، بنابراین هزینههای بهره آینده دولت لزوماً در نتیجه این کار کاهش نخواهد یافت.
در همین حال، بسنت همواره افزایش بازده اوراق بلندمدت را به عوامل کلان گستردهتری نسبت داده است؛ از جمله جنگهای خاورمیانه که باعث افزایش قیمت انرژی و تورم شدهاند و همچنین نگرانیهای سرمایهگذاران درباره کسری بودجه آمریکا. او معتقد است که با پایان درگیری با ایران، کاهش قیمت انرژی، همراه با رشد اقتصادی و تثبیت مالی، هزینههای تأمین مالی دولت در نهایت کاهش خواهد یافت.

آیا بازار کریپتو در مسیر یک حمام خون دیگر در ماه اکتبر است؟
17 مهر 1405 - 16:00
معاملهگران کریپتو در پی سقوط قیمت بیت کوین به ۸۰٬۳۹۳ دلار در روز پنجشنبه، طی ۲۴ ساعت بیش از یک میلیارد دلار را در لیکویید شدنهای اجباری از دست دادند. دادههای پلتفرم کوینگلس (CoinGlass) نشان میدهد که حدود ۹۳۰ میلیون دلار از این مبلغ مربوط به پوزیشنهای خریدی (Long) بوده است که انتظار افزایش قیمتها را داشتند.
این فروش گسترده تنها دو روز پیش از سالگرد سقوط ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ رخ میده که یک ریزش عظیم حدود ۱۹ میلیارد دلار از معاملات را از بین برد. بیت کوین در آن هفته به سقف ۱۲۶٬۲۰۰ دلار رسیده بود و از آن زمان تاکنون دیگر به این سطح بازنگشته است.
چقدر احتمال دارد بازار دوباره سقوط کند؟
لیکویید شدن زمانی اتفاق میافتد که یک صرافی پس از اینکه ضررها سپرده معاملهگر را از بین میبرند، یک معامله اهرمی را به صورت خودکار و اجباری میبندد. هر فروش اجباری در بازار میتواند باعث تحریک و ایجاد زنجیرهای از فروشهای بعدی شود. موج ریزشی روز پنجشنبه، بزرگترین تسویه پوزیشنهای لانگ طی ۹۰ روز گذشته در کوینگلس بود و در یک رکورد ماهانه، بیش از ۶۰۰ میلیون دلار تنها در یک ساعت لیکویید شد.
با این حال، این رقم مجموعاً تنها حدود یک نوزدهم آمار وحشتناک سال گذشته است و تاکنون، دادهها با ترسِ معاملهگران از تکرار سقوط ۱۰ اکتبر مطابقت ندارند. فشار نزولی فعلی بیشتر از خارج از فضای کریپتو ناشی میشود. صورتجلسه فدرال رزرو که در ۷ اکتبر منتشر شد، نشان داد که بیشتر مقامات بانک مرکزی آمریکا افزایش مجدد نرخ بهره را تا پایان سال محتمل و اقدامی مناسب میدانند.
در همین زمان، بازدهی اوراق قرضه خزانهداری ۱۰ ساله آمریکا نزدیک به ۵.۳ درصد قرار گرفت و نفت خام برنت در حوالی ۱۰۵ دلار معامله شد. بر اساس دادههای پلتفرم سوسوولیو (SoSoValue)، صندوقهای قابل معامله بورسی (ETF) اسپات بیت کوین در ایالات متحده نیز یک خروجی ۴۸۷ میلیون دلاری را ثبت کردند که بیشترین خروج سرمایه از اواخر ژوئن محسوب میشود. در این میان، اتریوم با افت شدیدتر ۴.۱ درصدی به ۲٬۴۶۰ دلار رسید.
اختلاف نظر تحلیلگران درباره حفظ سطح ۸۰ هزار دلاری بیت کوین
صبح پنجشنبه، رسانه بیاینکریپتو با استناد به دادههای گلسنود (Glassnode) درباره بزرگترین سفارشهای خرید در صرافی بایننس، سطح ۸۱ هزار دلار را بهعنوان حمایت کلیدی بعدی معرفی کرد. بیت کوین در عرض چند ساعت این سطح را از دست داد، اما در ادامه توانست دوباره خود را به بالای آن برساند. اکنون دادههای گلسنود نشان میدهد که تجمع بعدی پوزیشنهای اهرمی نزدیک به سطح ۷۵ هزار دلار قرار دارد.
در همین حال، رک کپیتال (Rekt Capital)، تحلیلگر مطرح ارزهای دیجیتال، به کندل بسته شدن هفتگی در روز یکشنبه بهعنوان یک عامل تعیینکننده اشاره کرد. وی اظهار داشت که بیت کوین در حال حاضر در تست مجدد محدوده ۸۲٬۵۰۰ دلار با مشکل مواجه شده است و اگر کندل هفتگی زیر ۸۲٬۵۰۰ دلار بسته شود و آن را به یک مقاومت تبدیل کند، بیت کوین دوباره به محدوده انباشت کلان خود باز خواهد گشت.
از سوی دیگر، معاملهگری به نام تد پیلوز (Ted Pillows) هشدار داد که از دست دادن محدوده ۸۱٬۵۰۰ تا ۸۲٬۰۰۰ دلار میتواند قیمت بیت کوین را تا ۷۵ هزار دلار کاهش دهد. اما مایکل فان دی پوپ (Michaël van de Poppe)، تحلیلگر شناختهشده، دیدگاه کاملاً مخالفی داشت و بیان کرد که این نواحی دقیقاً همان محدودههایی هستند که سرمایهگذاران باید برای خرید بیت کوین به آنها علاقهمند شوند، زیرا بازار در حال انجام یک اصلاح کاملاً طبیعی و تست مجدد ناحیه تثبیت قبلی است.
با این وجود، تحلیلهای تیم گلسنود حاکی از آن است که روند صعودی اخیر توسط هولدرهای فعلی پیش برده شده است و خبری از ورود پولهای جدید نیست. جریان ورودی سرمایه جدید از طریق ETFها، استیبل کوینها و خزانهداری شرکتها مدتی است که روندی کاهشی به خود گرفته است.
سالگرد ۱۰ اکتبر در روز شنبه با وضعیت ملتهب بازار انرژی نیز همزمان شده است. به گزارش AAA، قیمت گازوئیل در آمریکا در حدود ۶.۴۱ دلار در هر گالن قرار دارد که حدود ۷۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است؛ موضوعی که در روزهای گذشته نیز به عنوان یک ریسک جدید برای بازار معرفی شده بود. آزمون اقتصاد کلان بعدی بازار در ۱۴ اکتبر فرا میرسد، زمانی که قرار است دادههای تورم ماه سپتامبر ایالات متحده منتشر شود. تا آن زمان، قیمت بیت کوین در میان هدف نزولی ۷۵ هزار دلاری و خط ۸۲٬۵۰۰ دلاری که گاوها برای در دست گرفتن کنترل بازار به آن نیاز دارند، در نوسان خواهد بود.

وامدهی کریپتو دوباره اوج گرفته است اما آیا ریسکهای آن برطرف شدهاند؟
17 مهر 1405 - 12:00
وامدهی در حوزه کریپتو از ماه ژوئیه تاکنون ۵۵ درصد افزایش یافته است، اما اکنون باید با خطرات هکهای مبتنی بر هوش مصنوعی و ریسکهای زنجیرهای در پروتکلهای به هم پیوسته دستوپنجه نرم کند. در اینجا نحوه حفظ امنیت آورده شده است.
با تغییر رنگ نمودارها از قرمز به سبز، وامدهی کریپتو پس از یک سهماهه دوم بسیار ناامیدکننده، شاهد احیای مجدد علاقهمندیها بوده است.
آمارهای مؤسسه گلکسی (Galaxy) نشان میدهد که در سهماهه دوم، ۱۱.۳۳ میلیارد دلار از این بخش خارج شده است که بخشی از آن به دلیل بحران بیاعتمادی به پلتفرمهای وامدهی ناشی از هک Kelp DAO در ماه آوریل بود و باعث شد کاربران معتبرترین پروتکل یعنی آوه (Aave) نتوانند به اتریومهای (ETH) خود دسترسی پیدا کنند.
با این حال، از ابتدای ژوئیه، کل ارزش قفلشده (TVL) در بخش وامدهی بیش از ۵۵ درصد رشد کرده و امروز به حدود ۵۶ میلیارد دلار رسیده است.
اما این بدان معناست که طعمه و هانیپات نیز برای هکرها بزرگتر شده است. آیا در عصر هکهای مبتنی بر هوش مصنوعی که نفوذ به هر یک از پروتکلها میتواند اثرات مخرب و زنجیرهای برای سایر پروتکلهای متصل به آن داشته باشد، کاربران میتوانند به پروتکلهای به هم پیوسته وامدهی دیفای (DeFi) اعتماد کنند؟
استانی کولچوف (Stani Kulechov)، بنیانگذار و مدیرعامل Aave Labs، در گفتگو با رسانه «Magazine» میگوید که این مشکل اکنون در صدر اولویتها قرار دارد.
وقتی یک پروتکل توکنی را به عنوان وثیقه میپذیرد، در واقع پل (bridge)، پیکربندی تأییدکننده، اوراکل (oracle) و امنیت عملیاتیِ صادرکننده آن توکن را نیز پذیرفته است.
و این دقیقاً همان چیزی بود که Aave را به دردسر انداخت.
گسترش سطح حمله
هنگامی که هکرها در ماه آوریل از یک مسیر میانزنجیرهای در Kelp DAO اکسپلویت کردند، ۱۱۶,۵۰۰ توکن بدون پشتوانه rsETH (به ارزش تقریبی ۲۹۰ میلیون دلار در آن زمان) ایجاد کردند و بسیاری از این توکنها به عنوان وثیقه برای وام گرفتن سایر داراییها در بازارهای Aave قرار داده شدند.
اگرچه قراردادهای هوشمند خود Aave نقض نشده بودند، اما این پروتکل در روزهای پس از هک شاهد کاهش حدود ۱۵ میلیارد دلاری سپردهها بود و مجبور شد بازارهای rsETH و wrsETH خود را مسدود کند.
بازار وامدهی در سهماهه دوم ۱۶.۷۸ درصد منقبض شد. منبع: گلکسی (Galaxy)
کولچوف میگوید که Aave اکنون رویکردی جامعتر و کلنگرتر نسبت به امنیت اتخاذ کرده است.
او میگوید:
ما رویکرد خود را بر اساس این دیدگاه گستردهتر بازسازی کردیم. نقطه شروع ما این است که امنیت نمیتواند صرفاً به قرارداد هوشمند ختم شود. بررسیهای امنیتی سنتی خطرات موجود در پلها، شبکههای تأییدکننده و سایر زیرساختهایی را که یک دارایی به آنها وابسته است، نادیده میگرفتند.
کاربران پروتکلهای وامدهی نیز به همین ترتیب باید ارزیابی کنند که یک پروتکل تا چه حد در معرض خطرات داخلی و خارجی قرار دارد.
توماس وو (Thomas Wu)، مدیر ارشد مالی پلتفرم وامدهی لدن (Ledn) که بر پایه بیتکوین فعالیت میکند، میگوید:
هر رپر (wrapper)، پل و اوراکل که بین وامدهنده و دارایی پایه وجود دارد، نقطه دیگری است که در آن یک وام میتواند دچار مشکل شود.
سید پاول (Sid Powell)، همبنیانگذار و مدیرعامل پلتفرم اعتباری کریپتو مپل (Maple)، به Magazine میگوید که
وامدهندگان باید فرض کنند که یک وامگیرنده ممکن است در هر زمانی شکست بخورد و از آن نقطه به عقب برگردند و برنامهریزی کنند.
من چه چیزی در دست دارم، کجا نگهداری میشود، آیا میتوانم آن را به صورت لحظهای (Real-time) ببینم، و اگر چیزی خراب شد چقدر سریع میتوانم به آن دسترسی پیدا کنم؟
وقتی امنیت شکست میخورد، مهار کردن آن اهمیت پیدا میکند
سام مکفرسون (Sam MacPherson)، مدیرعامل پلتفرم وامدهی دیفای اسپارک (Spark)، میگوید که این تیم علاوه بر قراردادهای هوشمند، طراحی حاکمیتی، امنیت عملیاتی، کیفیت وثیقهها، مدیریت نقدینگی و وابستگیهای سراسر اکوسیستم گستردهتر را نیز بررسی میکند.
اسپارک از ژانویه، پیش از هک Kelp در ماه آوریل، شروع به حذف تدریجی rsETH در SparkLend کرد، زیرا ارزیابی کرده بود که «استفاده کم و درآمد پایین آن»، توجیهکننده «ریسک اضافی» ایجاد شده برای پشتیبانی از آن نیست.
کولچوف میگوید Aave نیز مکانیسمهای مشابهی را معرفی کرده است و هر دارایی به صورت سهماهه و «مجدداً پس از هر تغییر بااهمیت» بازبینی میشود. او میگوید این پروتکل پیش از این «روند توقف منظم» را در ۶ شبکه که استانداردهای سطح زنجیره را برآورده نمیکردند، آغاز کرده است.
وامدهی (TVL) نسبت به پایان سهماهه دوم بیش از ۵۵ درصد افزایش یافته است. منبع: دیفایلاما (DeFiLlama)
کولچوف میگوید:
هیچ پروتکلی نمیتواند کل اکوسیستم را کنترل کند، اما میتواند کنترل کند که چقدر از این ریسک را میپذیرد و چقدر سریع به آن واکنش نشان میدهد.
مکفرسون میگوید با وجود اینکه هدف پیشگیری از خرابیهاست، پروتکلها باید رویههایی نیز برای واکنش در صورت وقوع حادثه در اختیار داشته باشند.
جلوگیری از ضرر تنها بخشی از چالش است. پروتکلها همچنین باید نشان دهند که اگر چیزی اشتباه پیش برود، چگونه یک ضرر مهار خواهد شد.
حاشیه خطای انسانی
شاون اوون (Shawn Owen)، بنیانگذار و مدیرعامل سالت لندینگ (SALT Lending)، میگوید که خطای انسانی همچنان یکی از بزرگترین آسیبپذیریهاست و نادیده گرفتن آن از همه آسانتر است.
اوون میگوید:
بسیاری از بزرگترین ضررها به مدیریت کلیدها، کنترل دسترسیها یا مهندسی اجتماعی (فریب خوردن افراد) برمیگردد و بازبینی کد قراردادهای هوشمند هیچکدام از این موارد را شناسایی نخواهد کرد.
زمانی که داراییها برای تولید سود در جاهای دیگر به کار گرفته میشوند، ریسکهای اضافی نمایان میشوند. وامدهندگان کریپتو این درس را به سختی در طول ریزش وحشتناک بازار در سال ۲۰۲۲ آموختند که وامدهندگانی مانند سلسیوس (Celsius)، وویجر (Voyager) و بلاکفای (BlockFi) پس از پذیرش ریسکهایی که مشتریان یا آنها را درک نمیکردند یا انتظارش را نداشتند، همگی فروپاشیدند.
برای به حداقل رساندن سطح حمله، پلتفرم Ledn به جای اینکه بیتکوینِ مشتریان را برای تولید بازده اضافی وام دهد، آنها را نزد متولیان واجد شرایط نگهداری میکند.
وو میگوید هر تراکنش یک نقطه اضافی است که ممکن است در آن مشکلی پیش بیاید، «بنابراین هرچه تعداد این نقاط کمتر باشد، خطر نقض امنیت کاهش مییابد.»
تنها راه برای حذف این ریسکها، نگه داشتن بیتکوینِ مشتری در یک حضانتِ تفکیکشده (segregated custody)، با کنترلهای دقیق و با کمترین جابهجایی ممکن است.
پاول هشدار میدهد که وقتی سرعت ورود سپردهها از توانایی مدیر در یافتن مکانهای مناسب برای وامدهی بیشتر شود، فشار برای حفظ بازدهی میتواند به انتخابهای بدی منجر شود.
بنابراین آنها برای رسیدن به آن بازدهی، ریسک کمی بیشتری را میپذیرند. شاید استانداردهای وثیقه شلتر شود، یا به وامگیرندهای وام دهند که یک سال پیش درخواستش را رد میکردند. [...] مدیرانی که در زمان رکود دوام میآورند معمولاً همانهایی هستند که وقتی جای خوبی برای سرمایهگذاری نداشتند، حاضر بودند به سرمایه جدید نه بگویند.
آیا هوش مصنوعی میتواند وامدهی را ایمنتر کند؟
با وجود تمام تیترهای اخیر درباره هکها و سوءاستفادههای مرتبط با هوش مصنوعی و خارج شدن ایجنتهای هوشمند (agents) از کنترل انسان، هوش مصنوعی ممکن است در واقع بتواند به ایمنتر کردن وامدهی کریپتو کمک کند.
پروتکل Aave در حال حاضر از آزمایشهای به کمک هوش مصنوعی در کنار فرآیندهای امنیتی متعارف خود استفاده میکند. این پروتکل از تست جهش (mutation testing) استفاده کرد تا عمداً باگهایی را وارد قراردادهای نسخه چهار (V4) کند و مجموعههای آزمایشی آن توانستند ۲۷۱ مورد از ۳۰۴ آسیبپذیری تزریقشده را شناسایی کنند.
در بررسی اخیر پایگاههای کد نسخههای V3 و V4 این پلتفرم، سه ابزار امنیتی هوش مصنوعی ۷۱ یافته را تولید کردند که پس از بررسی دستی، ۲۰ مورد از آنها معتبر ارزیابی شد. ۵۱ مورد دیگر نشان دادند که چرا احتمالاً متخصصان امنیتِ انسانی همچنان برای مدتی در کار خود باقی خواهند ماند.
بررسی امنیتی به کمک هوش مصنوعی در Aave V3 و V4. منبع: Aave
کولچوف میگوید:
هوش مصنوعی در گستردگی و سرعت عملکرد بسیار خوبی دارد، اما حدود ۷۰ درصد از یافتههای خام آن مثبت کاذب (False Positives) بودند، بنابراین قضاوت تخصصی انسان همچنان ضروری است.
هوش مصنوعی تا حدودی شبیه یک شمشیر دولبه است، زیرا مجوزها، دانش پروتکل و فرآیندهای تصمیمگیری آن به یک سطح حمله احتمالی دیگر تبدیل میشوند.
کولچوف میگوید:
همانطور که عاملهای هوش مصنوعی مدیریت سرمایه آنچین را آغاز میکنند، مجوزها، ورودیها و منطق تصمیمگیری آنها به چیزهایی تبدیل میشوند که باید دقیقاً مانند یک قرارداد هوشمند ایمنسازی شوند.
بنابراین، همزمان با رشد مجدد وامدهی کریپتو، چالش پیشرو تنها ایمن نگه داشتن کدها نیست، بلکه اطمینان از این است که هر قطعه جدید از این پازل به خوبی درک شده، نظارت میشود و در صورت بروز هرگونه مشکل، قابل مهار کردن است.

رشد ۱۲۴ درصدی شبکه سولانا؛ آیا افزایش کاربران میتواند افت تقاضای ETFها را جبران کند؟
16 مهر 1405 - 23:00
رشد شبکه سولانا از اوایل سپتامبر ۱۲۴ درصد افزایش یافته و روزانه حدود ۱.۷۱ میلیون کیف پول جدید با این شبکه تعامل میکنند. شرکت تحلیلی سنتیمنت (Santiment) این روند را نشانهای مثبت برای ارزش بلندمدت سولانا میداند، اما همزمان جریان سرمایه از ETFهای اسپات سولانا در آمریکا کاهش یافته است.
به گزارش میهن بلاکچین، ETFهای اسپات سولانا طی سه روز معاملاتی متوالی در مجموع ۱۷.۷ میلیون دلار خروج سرمایه داشتهاند و قیمت سولانا نیز طی یک هفته ۱.۶ درصد کاهش یافته است. این اختلاف میان رشد فعالیت شبکه و کاهش تقاضای سرمایهگذاران نهادی، چشمانداز کوتاهمدت سولانا را پیچیده کرده است.
چرا سنتیمنت رشد شبکه سولانا را نشانهای صعودی میداند؟
سنتیمنت رشد شبکه را بر اساس تعداد کیف پولهایی میسنجد که برای نخستین بار با بلاکچین تعامل میکنند. دادههای این شرکت همچنین نشان میدهد تعداد آدرسهای فعال روزانه سولانا در همین بازه ۵۸ درصد افزایش یافته و به حدود ۴.۲۷ میلیون آدرس رسیده است.
سنتیمنت معتقد است افزایش تعداد کاربران و کاربرد واقعی شبکه میتواند در بلندمدت از رشد ارزش بازار سولانا حمایت کند. این شرکت در گزارشی نوشته:
اگر سولانا به گسترش پایگاه کاربران فعال خود ادامه دهد، افزایش ارزش شبکه نیز در نهایت میتواند به دنبال آن رخ دهد.
نمودار رشد شبکه سولانا - منبع: Santiment
آیا رشد کاربران سولانا میتواند کاهش تقاضای ETFها را جبران کند؟
روند ورود سرمایه به ETFهای سولانا در هفتههای اخیر تغییر کرده است. این صندوقها در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر ۱۸۸.۲ میلیون دلار سرمایه جذب کردند که دومین ورود هفتگی بزرگ آنها از زمان آغاز به کار بود. اما در هفته بعد، ورود سرمایه به تنها ۲.۴ میلیون دلار کاهش یافت و ETFها در روزهای ۵، ۶ و ۷ اکتبر با خروج سرمایه مواجه شدند.
صورتجلسه نشست سپتامبر فدرال رزرو نیز فشار دیگری بر داراییهای پرریسک وارد کرده است. بیشتر اعضای بانک مرکزی آمریکا افزایش دوباره نرخ بهره تا پایان سال را اقدامی مناسب میدانستند، هرچند معاملهگران احتمال افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر را کاهش دادهاند. اکنون انتشار دادههای تورم آمریکا در ۱۴ اکتبر میتواند سرنخ مهمی برای تصمیم فدرال رزرو در ۲۸ اکتبر باشد.
اکتبر چه سرنوشتی برای SOL دارد؟
سولانا از سال ۲۰۲۰ بهطور میانگین در ماه اکتبر ۱۰.۵ درصد رشد کرده، اما بخش بزرگی از این میانگین به رشد غیرمعمول ۸۰.۱ درصدی در اکتبر ۲۰۲۳ مربوط میشود.
میانگین میانه بازدهی سولانا در اکتبر منفی ۱.۵۹ درصد بوده و این رمزارز طی شش اکتبر گذشته در سه ماه صعودی و در سه ماه نزولی بسته شده است. با این حال، پیتر برنت (Peter Brandt)، معاملهگر باسابقه، میگوید در نمودار هفتگی سولانا الگوی «فنجان و دسته» زیر یک مقاومت افقی تشکیل شده؛ الگویی که در صورت شکست مقاومت میتواند نشانهای از ادامه روند صعودی باشد.

اوپنایآی ۷۲۲ دستنوشته ریاضی منتشر کرد؛ آیا هوش مصنوعی به مرز تازهای رسیده است؟
16 مهر 1405 - 21:00
شرکت اوپنایآی (OpenAI) روز سهشنبه ۷۲۲ دستنوشته ریاضی تولیدشده توسط یکی از مدلهای داخلی خود را منتشر کرد؛ مدلی که هنوز در دسترس عموم قرار نگرفته است. این شرکت میگوید تقریباً تمام این نتایج با یک دستور و توسط یک ایجنت هوش مصنوعی تولید شدهاند، اما برخی ریاضیدانان معتقدند تا زمان انتشار مدل و امکان بازتولید نتایج، نمیتوان این ادعا را بهطور مستقل تأیید کرد.
به گزارش میهن بلاکچین، این مجموعه شامل ۳۷۲ خانواده از نتایج مرتبط است و اوپنایآی میگوید حدود ۴ هزار مسئله را در اختیار مدل قرار داده و نتایجی را که از نظر این شرکت ارزش انتشار داشتهاند، انتخاب کرده است. با این حال، تنها ۱۶۲ مورد از ۷۲۲ دستنوشته تاکنون بهصورت رسمی در لین (Lean)، نرمافزاری برای بررسی گامبهگام اثباتهای ریاضی، تأیید شدهاند.
ریاضیدانان خواستار شواهد بیشتر شدند
اندرو ساترلند (Andrew Sutherland)، ریاضیدان موسسه فناوری ماساچوست (MIT) در واکنش به این اتفاق میگوید تا زمانی که مدل منتشر نشود و دیگران نتوانند نتایج را بازتولید کنند، باید این ادعاها را «تأییدنشده» در نظر گرفت. او تأکید کرد که «باید مدرک و شواهد آن را ببینیم.»
تأیید یک اثبات در لین نیز بهتنهایی به این معنا نیست که مسئله اصلی درست تعریف شده، نتیجه جدید است یا اهمیت بالایی دارد. به همین دلیل، بخش مهمی از ارزیابی این مجموعه همچنان بر عهده ریاضیدانان است. موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون نیز هشدار داده که هوش مصنوعی اکنون میتواند استدلالهای ریاضی تولید کند که حتی فرد درخواستکننده قادر به درک یا بررسی کامل آنها نیست.
در سمت مقابل، برخی پژوهشگران این اتفاق را نقطه عطفی برای ریاضیات میدانند. آبیشک ساها (Abhishek Saha)، استاد ریاضیات، این اتفاق را «روزی بسیار بزرگ برای ریاضیات» توصیف کرده، اما گفته بیشتر نتایج در چارچوب پیشرفتهای مهم در مسائل موجود قرار میگیرند و لزوماً به معنای حل مسائل بنیادین و تاریخی نیستند. به گفته او، یکی از ۷۲۲ نتیجه که توجه ویژهای به خود جلب کرده، مربوط به «فرضیه شبه ریمان» است.
اوپنایآی گفته است در آینده نتایج بیشتری از این پروژه را در لین رسمیسازی و منتشر میکند. با این حال، مدل ایجنت مورد استفاده و دستورهایی که برای حل مسائل به آن داده شده، همچنان در دسترس نیست و همین مسئله امکان بررسی و بازتولید مستقل نتایج را محدود کرده است.

ظرفیت پردازش اتریوم در آزمایش ارتقای گلمستردام بیش از ۳ برابر شد
16 مهر 1405 - 19:00
ظرفیت پردازش شبکه اتریوم در آزمایش ارتقای گلمستردام (Glamsterdam) بیش از سه برابر افزایش یافته است. این ارتقا که روز سهشنبه روی شبکه آزمایشی سپولیا (Sepolia) فعال شد، با هدف فراهم کردن فضای بیشتر برای پردازش تراکنشها و فعالیتهایی مانند پرداخت و معامله در اتریوم آزمایش میشود.
به گزارش میهن بلاکچین، به دنبال فعالسازی این ارتقا حالا سقف گس هر بلاک در سپولیا از حدود ۶۰ میلیون به نزدیک ۲۰۰ میلیون گس رسیده است. گس معیاری برای اندازهگیری حجم محاسبات موردنیاز تراکنشهاست و افزایش سقف آن به اتریوم اجازه میدهد پیش از شلوغ شدن شبکه و افزایش رقابت بر سر فضای بلاک، فعالیت بیشتری را پردازش کند.
افزایش ظرفیت پردازش تراکنشهای اتریوم
بررسی بیش از ۲۵ بلاک متوالی در این شبکه آزمایشی نشان داد مصرف گس هر بلاک بین ۵۲ تا ۹۲ میلیون بوده و هیچکدام به سقف جدید نزدیک نشدهاند. در یک آزمایش ششدقیقهای نیز هر ۳۲ بلاک برنامهریزیشده بهدرستی پیشنهاد شدند و ۹۹.۹۷ درصد از مشارکتکنندگان واجد شرایط در اجماع شبکه، نهایی شدن آنها را تأیید کردند.
ارتقای گلمستردام فقط سقف گس را افزایش نمیدهد و نحوه انجام برخی محاسبات در شبکه را نیز تغییر میدهد. این ارتقا با ایجاد تغییراتی در روند هماهنگی میان سازندگان بلاک و اعتبارسنجها، زمان بیشتری برای بررسی محاسبات تراکنشها در اختیار اعتبارسنجها قرار میدهد. با این حال، ظرفیت بالاتر فشار بیشتری بر نودهای اجراکننده شبکه وارد میکند و به همین دلیل هزینه برخی عملیات مربوط به دادههای ذخیرهشده نیز تغییر کرده است.
مرحله بعدی آزمایش Glamsterdam قرار است در صورت موفقیت تست سپولیا، بهطور موقت در تاریخ ۲۷ اکتبر روی شبکه آزمایشی هودی (Hoodi) انجام شود. هنوز تاریخ مشخصی برای اجرای این ارتقا روی شبکه اصلی اتریوم اعلام نشده است.

ویتالیک بوترین هشدار داد: هوش مصنوعی میتواند ظرف ۲ سال به ارزهای دیجیتال آسیب برساند!
16 مهر 1405 - 17:00
ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin)، همبنیانگذار اتریوم، درباره احتمال افزایش سریع تهدیدهای هوش مصنوعی برای الگوریتمهای رمزنگاری هشدار داده، اما از کاربران خواست برای انتقال داراییهای خود به کیف پولهای جدید عجله نکنند. او معتقد است پیشرفت هوش مصنوعی در ریاضیات میتواند برخی فرضیات فعلی درباره امنیت رمزنگاری را زودتر از انتظار تغییر دهد.
به گزارش میهن بلاکچین، این اظهارات پس از هشدار جاستین دریک (Justin Drake)، پژوهشگر بنیاد اتریوم، درباره لزوم آماده شدن صنعت برای شرایطی موسوم به «حالت پناهگاه» مطرح شد. دریک هشدار داده بود که الگوریتم ECDSA، که در بسیاری از سیستمهای رمزارزی استفاده میشود، شاید حتی پیش از رسیدن رایانههای کوانتومی به سطح لازم برای شکستن رمزنگاریهای امروزی آسیبپذیر شود و این اتفاق در بدترین حالت میتواند ظرف چند ماه رخ دهد.
افزایش تهدید هوش مصنوعی برای کریپتو
به گفته بوترین، یکی از دلایل اصلی نگرانی درباره آینده ECDSA، سرعت گرفتن پیشرفت ریاضیات با کمک هوش مصنوعی است. او گفت بسیاری از برنامهریزیهای امنیتی فعلی بر این فرض استوارند که «منحنیهای بیضوی شکسته میشوند، اما هشها و شبکهها امن میمانند».
با این حال، بوترین معتقد است امنیت عملی روشهای مبتنی بر شبکههای ریاضی ممکن است طی دو سال آینده تحت تأثیر پیشرفت هوش مصنوعی قرار بگیرد. او به الگوریتم ML-DSA، رمزنگاری کاملاً همریخت و سایر روشهای مبتنی بر شبکه بهعنوان حوزههایی اشاره کرد که باید با احتیاط بیشتری بررسی شوند.
این نگرانیها همزمان با پیشرفت سریع هوش مصنوعی در حل مسائل ریاضی مطرح شده است. شرکت OpenAI نیز اخیراً صدها دستنوشته ریاضی تولیدشده توسط یکی از مدلهای داخلی خود را منتشر کرده؛ اتفاقی که دریک آن را نشانهای از نزدیک شدن «ابرهوش ریاضی» دانسته است.
بوترین در همین زمینه توصیه کرده توسعهدهندگان در انتخاب پارامترهای امنیتی روشهای مبتنی بر شبکه محافظهکارانهتر عمل کنند و هرجا امکانپذیر است، به سراغ روشهای مبتنی بر هش بروند. او همچنین درباره پروتکلهای حریم خصوصی گفته بهتر است اطلاعات رمزنگاریشده مستقیماً روی بلاکچین قرار نگیرند و در صورت امکان از سازوکارهای خارج از زنجیره استفاده شود.
با وجود این هشدارها، بوترین انتقال فوری داراییها به کیف پولهای جدید را توصیه نمیکند. او گفت نگهداری دارایی در آدرسهایی که تاکنون هیچ تراکنشی با آنها امضا نشده، در صورتی که انجام آن بدون دردسر باشد، میتواند یک اقدام احتیاطی مناسب باشد؛ اما انتقال عجولانه خود میتواند خطرناک باشد. بوترین در آخر گفت:
خیلی راحت میتوان در یک عمل عجولانه و با پیکربندی اشتباه، داراییها را از دست داد؛ بنابراین برای هیچ کاری عجله نکنید.
این اظهارات درحالی مطرح میشود که آژانس همکاری اجرای قانون اتحادیه اروپا (یوروپل) به تازگی با انتشار دو گزارش درباره تهدید کامپیوترهای کوانتومی، از صنعت ارزهای دیجیتال، سیاستگذاران و سازمانها خواست پیش از رسیدن فناوری به مرحلهای که بتواند رمزنگاریهای فعلی را بشکند، برای مقابله با این خطر آماده شوند.

قزاقستان و تتر برای راهاندازی استیبلکوین ملی و توکنیزهکردن داراییها همکاری میکنند
16 مهر 1405 - 15:00
بانک مرکزی قزاقستان با همکاری تتر (Tether) و مقامات شهر آلتائو، بررسی امکان راهاندازی یک استیبلکوین با پشتوانه پول ملی این کشور و توکنیزه کردن داراییهای واقعی روی بلاکچین را آغاز کرده است. این همکاری میتواند مسیر استفاده از فناوری بلاکچین در نظام مالی قزاقستان را وارد مرحله آزمایشی کند.
به گزارش میهن بلاکچین، بانک ملی قزاقستان، شرکت تتر و اداره شهر آلتائو با امضای یک تفاهمنامه قرار است کاربردهای استیبلکوینها، توکنیزه کردن داراییهای واقعی و امور مالی غیرمتمرکز را بررسی کنند. با این حال، این توافق به معنای تصمیم قطعی برای صدور استیبلکوین نیست و طرفین ابتدا باید امکانسنجی و طرح اولیه یک پروژه آزمایشی را آماده کنند.
بررسی استیبلکوین با پشتوانه تنگه
یکی از محورهای اصلی این همکاری، بررسی ایجاد توکنی است که ارزش آن به تنگه، واحد پول قزاقستان، متصل باشد. طرفین قصد دارند تجربه کشورهای دیگر در زمینه استیبلکوینها را بررسی کنند، کاربردهای احتمالی این نوع دارایی دیجیتال را شناسایی کرده و در نهایت پیشنهاد اجرای یک پروژه آزمایشی را ارائه دهند.
در بخش دیگری از این طرح، توکنیزه کردن داراییهای واقعی بررسی خواهد شد. در این مدل، داراییهایی مانند اوراق قرضه یا املاک میتوانند به شکل توکن روی بلاکچین ثبت شوند و از طریق شبکههای دیجیتال قابل انتقال، معامله یا استفاده بهعنوان وثیقه باشند. قرار است امکان اجرای چنین پروژهای در شهر آلتائو، که از یک چارچوب قانونی ویژه برای توسعه فناوریهای مالی برخوردار است، آزمایش شود.
زیرساخت «هادورن» (Hadron) متعلق به تتر نیز یکی از فناوریهایی است که برای صدور و مدیریت داراییهای توکنیزهشده در این پروژه مورد بررسی قرار میگیرد.
شرکت تتر در سالهای اخیر فعالیت خود را به حوزههایی مانند پرداخت، انرژی، کالاها و توکنیزه کردن داراییها گسترش داده است. این شرکت همچنین توکن طلای XAUT را عرضه میکند که با طلای فیزیکی نگهداریشده در خزانههای سوئیس پشتیبانی میشود.
معاون بانک ملی قزاقستان نیز تاکید کرده که این کشور در جریان اجرای پروژههای آزمایشی توکنیزه کردن، قصد دارد «بهطور دقیق بهترین تجربیات بینالمللی در زمینه انتشار استیبلکوین و توکنیزه کردن داراییهای واقعی» را بررسی کند.
بر اساس این تفاهمنامه، تتر و مقامات قزاقستان همچنین کارگاههایی درباره نحوه نگهداری ذخایر استیبلکوینها، انتشار این داراییها و توکنیزه کردن برای کارکنان بانک مرکزی و دیگر نهادهای دولتی برگزار خواهند کرد.


























