• تتر:
    160,555.66 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    59.11%
  • دامیننس اتریوم:
    12.03%
  • ارزش کل بازار:3 تریلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
3 تریلیون دلار
معاملات 24h
86 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.11%
نرخ تتر
160,555.66 تومان

آخرین مطالب

اتریوم به آینده‌ای هزارساله فکر می‌کند؛ تغییر مهم در رهبری بنیاد این ارز دیجیتال

علی ابراهیمی
25 بهمن 1404 - 23:00
در یکی از مهم‌ترین تغییرات مدیریتی سال در دنیای بلاکچین، بنیاد اتریوم اعلام کرد که باستیان آئه (Bastian Aue) را به عنوان مدیر اجرایی مشترک موقت خود انتخاب کرده است؛ تغییری که به گفته این بنیاد با تمرکز بر بقا و دوام این پروژه صورت گرفته است. به گزارش میهن بلاکچین، آئه جایگزین توماش استانچاک (Tomasz Stańczak) شده که پس از حدود یک سال فعالیت در این سمت از مسئولیت خود کناره‌گیری کرده است.  تغییر مدیریت؛ آغاز فصل جدید برای اتریوم بنیاد اتریوم روز گذشته اعلام کرد که باستیان آئه هدایت اجرایی سازمان را در کنار شیاو وی (Hsiao-Wei) بر عهده خواهد گرفت.  آئه پیش از این در حوزه عملیات و برنامه‌های کمک‌های مالی با تیم اجرایی همکاری داشته و از درون با سازوکار بنیاد آشناست. همین شناخت نهادی عمیق، یکی از دلایل اصلی انتخاب او عنوان شده است. اما مهم‌ترین پیام مدیر جدید بنیاد اتریوم، نه مدیریتی بلکه فلسفی است. وی در نخستین بیانیه خود صراحتا بر بازگشت به هسته ایدئولوژیک اتریوم، یعنی همان روح سایفرپانکی که بر آزادی، مقاومت در برابر سانسور و زیرساخت‌های بدون مجوز بنا شده تاکید کرده و می‌گوید: مأموریت بنیاد اتریوم این است که مطمئن شود زیرساختی واقعاً بدون مجوز، با ماهیتی سایفرپانکی، ساخته می‌شود. اتریوم باید از ما هم فراتر برود و از همان ابتدا وظیفه ما این بوده که آن را به اندازه کافی مقاوم بسازیم تا چنین آینده‌ای ممکن شود. این رویکرد نشان می‌دهد که بنیاد اتریوم در حال تغییر اولویت‌هاست و هدف دیگر صرفاً واکنش به روندهای کوتاه‌مدت صنعت نیست، بلکه ساخت پروتکلی است که بتواند قرن‌ها در برابر تغییرات ژئوپلیتیکی و فناوری دوام بیاورد. نقش توماش استانچاک در بازسازی ساختار بنیاد اما دوره مدیریت توماش استانچاک نقطه آغاز یکی از مهم‌ترین مراحل بازسازی رهبری شبکه اتریوم بود. او حدود یک سال پیش و در زمانی منصوب شد که بنیاد با انتقادهای گسترده‌ای از سوی صنعت روبه‌رو بود؛ انتقادهایی که از کندی تصمیم‌گیری‌های این بنیاد و بروکراسی بیش از حد سخن می‌گفتند. به همین خاطر در دوران مدیریت او، بنیاد مسیر جدیدی را در پیش گرفت. استانچاک حس فوریت بیشتری به سازمان تزریق کرد، تیم‌های داخلی را کارآمدتر ساخت و تعامل بنیاد با جامعه توسعه‌دهندگان را گسترش داد. به طوری که بنیاد اتریوم اعلام کرده که هدایت او نقش مهمی در «بلوغ عملیاتی» سازمان در یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های بازار داشته است. ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin)، هم‌بنیان‌گذار اتریوم در رابطه با فعالیت توماش استانچاک می‌گوید: توماش در طول یک سال حضورش در بنیاد اتریوم، کارایی بسیاری از بخش‌ها را به‌شکل چشمگیری افزایش داد و این سازمان را بسیار پاسخ‌گوتر نسبت به دنیای بیرون کرد. او انرژی تازه‌ای به سازمان آورد و به لطف تشویق و حمایت او، بنیاد اتریوم اکنون کارهایی انجام می‌دهد که پیش‌تر خارج از محدوده راحتی‌اش بود. حالا باید دید بنیاد اتریوم در دوران مدیریت آئه چه تغییرات و تحولاتی را تجربه خواهد کرد.

آینده شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز؛ آیا سوشال‌فای مرده یا در آستانه تولد دوباره است؟

الهام اسماعیلی
25 بهمن 1404 - 22:00
در هفته‌‌‌ای که گذشت، در حوزه شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز که با نام سوشال‌فای هم شناخته می‌شود، تحولات مهمی رخ داد. در کمتر از ۴۸ ساعت، دو پروتکل بزرگ فارکستر و لنز از تغییر مدیریت خود خبر دادند. در تاریخ ۲۱ ژانویه، فارکستر (Farcaster) توسط شریک زیرساختی خود یعنی نینار (Neynar) خریداری شد و یک روز قبل از آن نیز پروتکل لنز (Lens Protocol) مدیریت و راهبری خود را به مسک نتورک (Mask Network) واگذار کرد. این دو اتفاق پیاپی، بحث‌ درباره آینده شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز را بر سر زبان‌ها انداخت و گمانی‌زنی‌ها در مورد مرگ یا تولد دوباره DeSoc را داغ کرد. در این مطلب از میهن بلاکچین سراغ تحولات اخیر در این حوزه می‌رویم تا ببینیم آینده شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز چیست و سرنوشت‌شان به کدام سو می‌رود. بررسی تحولات شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز فارکستر و لنز معامله بین فارکستر (Farcaster) و نینار (Neynar) در نگاه اول کاملاً عجیب و حتی گیج‌کننده به نظر می‌رسد. شرکت مرکل منیوفکتوری (Merkle Manufactory)، توسعه‌دهنده فارکستر، حدود ۱۸۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرده بود و آخرین ارزش‌گذاری آن نزدیک به ۱ میلیارد دلار برآورد می‌شد. با این حال، این شرکت تصمیم گرفت پروتکل فارکستر، کلاینت اصلی آن یعنی وارپ‌کست (Warpcast) و همچنین لانچ‌پد مبتنی بر هوش مصنوعی کلنکر (Clanker) را به نینار واگذار کند؛ استارتاپی که تنها حدود ۱۴ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. همین موضوع باعث شد بلافاصله موجی از تردید و انتقاد به راه بیفتد. اما یک روز بعد، دن رومرو (Dan Romero)، هم‌بنیان‌گذار مرکل، توضیح مهمی ارائه داد. او اعلام کرد شرکت قصد دارد تمام ۱۸۰ میلیون دلار سرمایه جذب‌شده را به سرمایه‌گذاران بازگرداند. توضیح مرکل حاکی از آن بود که خودِ شرکت مرکل فروخته نشده است و تنها دارایی‌های اصلی آن منتقل شده‌اند.این شفاف‌سازی، خیلی سریع فضای بحث در شبکه اجتماعی ایکس را تغییر داد و نگاه‌ها از تردید به احترام و تحسین تبدیل شد؛ چرا که بسیاری این اقدام را نمونه‌ نادری از پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری در صنعت کریپتو تلقی کردند. پروتکل لنز (Lens Protocol) نیز با برگزاری سه مرحله جذب سرمایه، موفق به جذب حداقل ۴۶ میلیون دلار سرمایه شده بود. استانی کولچوف (Stani Kulechov)، بنیان‌گذار لنز و همچنین بنیانگذار و مدیرعامل آوه (Aave) در توضیح تغییرات اخیر گفته است: بخشی از این سرمایه به سرمایه‌گذاران بازگردانده شده و بخش دیگر صرف توسعه پروتکل، اکوسیستم و لنز چین (Lens Chain) شده است. حالا که این زیرساخت‌ها تکمیل شده‌اند، مدیریت محصولات مصرف‌کننده به مسک نتورک منتقل می‌شود، در حالی که آوارا (Avara)، شرکت پشتیبان آوه و چند محصول دیگر، همچنان نقش مشاور بلندمدت را برای حفظ استانداردها و سلامت اکوسیستم ایفا می‌کند. همزمانی واگذاری فارکستر به نینار و انتقال مدیریت لنز به مسک نتورک بسیار قابل‌توجه است و نمی‌توان آن را صرفاً یک اتفاق تصادفی دانست. سؤال اصلی اینجاست که چرا حالا و چرا هر دو تقریباً هم‌زمان؟ هر دو پروتکل موفق شده بودند زیرساخت اصلی شبکه اجتماعی آنچین را بسازند و سرمایه‌گذاران تراز اول را جذب کنند؛ اما با‌این‌حال هیچ‌کدام نتوانستند به‌طور جدی فراتر از مخاطبان بومی کریپتو رشد کنند. اکنون که هر دو پروژه تحت مدیریت جدید قرار گرفته‌اند، سوال مهم‌تر این است که شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز (DeSoc) و سوشال‌فای (SocialFi) عملاً «مرده‌اند» یا این اتفاقات زمینه‌سازی برای «تولد دوباره» آن‌ها خواهند بود؟ هیچ پاسخ متفق‌القولی برای این سوال وجود ندارد. برخی سرمایه‌گذاران معتقدند این حوزه عملاً به پایان راه رسیده است و برخی دیگر فکر می‌کنند هنوز برای قضاوت زود است. با این حال، یک نکته پرواضح است و آن اینکه شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز دیگر اولویت اصلی صندوق‌های سرمایه‌گذاری نیستند. برندون پاتس (Brandon Potts)، شریک صندوق فریم‌ورک ونچرز (Framework Ventures)، می‌گوید توجه سرمایه‌گذاران دوباره به هسته مالی کریپتو بازگشته است. او در این رابطه گفته است: با تمرکز مجدد فعالان این صنعت به کاربردهای بنیادی و مالی‌محور، انرژی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران نیز به سمت حوزه‌هایی که بیشترین پتانسیل واقعی صنعت در آن‌ها نهفته است، مانند دیفای (DeFi) و تقاطع کریپتو با امور مالی نهادی معطوف شده است. نکته قابل‌توجه اینجاست که حتی سرمایه‌گذاران پروژه‌های فارکستر، نینار و لنز، از جمله پارادایم (Paradigm)، اندریسن هوروویتز (a16z)، کوین‌بیس ونچرز (Coinbase Ventures)، مولتی‌کوین کپیتال (Multicoin Capital)، وریانت (Variant)، استاندارد کریپتو (Standard Crypto) و آرکتایپ (Archetype) همگی از ارائه تحلیل یا دیدگاه تفصیلی خودداری کرده و تنها به حمایت‌های عمومی از مدیریت جدید بسنده کرده‌اند. به نظر می‌رسد، در حال حاضر، حوزه شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز در فاز «صبر و نظاره» به سر می‌برد. چرا شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز یا سوشال‌فای موفق نبودند؟ در گفت‌وگوهای مختلف با فعالان این حوزه، یک نکته مشترک بارها شنیده می‌شود: «شبکه‌های اجتماعی یکی از سخت‌ترین حوزه‌های محصولات مصرفی برای موفقیت هستند.» کولچوف می‌گوید: بزرگ‌ترین چالش‌ها شامل پیچیدگی‌های جذب و ورود کاربران، تجربه کاربری پراکنده و ناهماهنگ، توزیع محدود و نبود اپلیکیشن‌هایی در سطح مصرف‌کننده نهایی است که بتوانند با وب ۲ رقابت کنند. تا همین اواخر، حتی زیرساخت‌های فنی نیز از نظر مقیاس‌پذیری و عملکرد با مشکل مواجه بودند. با این حال، عدم موفقیت سوشال‌فای صرفا از زیرساخت‌های نامناسب نشات نمی‌گیرد. این حوزه به‌شدت به اثر شبکه‌ای وابسته است؛ یعنی موفقیت یا شکست آن‌ها به تعداد کاربران فعال و تعاملات آن‌ها گره خورده است. محصولات کریپتویی بومی‌شده برای بلاکچین، بارها نشان داده‌اند که برای غلبه بر این مانع با مشکل جدی مواجه هستند. یاکوب روسیسکی (Jakub Rusiecki)، پژوهشگر مؤسسه وان‌کی‌اکس (1KX) و هم‌بنیان‌گذار سوشال گراف ونچرز (Social Graph Ventures) می‌گوید: شبکه‌های اجتماعی به‌طور خاص بی‌رحم هستند؛ زیرا توزیع و اثر شبکه‌ای در آن‌ها حرف اول را می‌زند. در عین حال، کریپتو نیز پیچیدگی‌های بیشتری مانند کیف پول‌، امنیت، مدیریت محتوا، هویت و اعتماد را به تجربه کاربر اضافه می‌کند. او تأکید می‌کند که بسیاری از پروژه‌های اولیه سوشال‌فای، بدون آنکه دلیلی برای ماندگاری و ادامه حضور کاربر ایجاد کنند، مانند ارائه محتوای باکیفیت یا ایجاد حلقه‌های اجتماعی پایدار، به شدت روی مشوق‌های مالی تکیه داشتند. مالی‌گرایی بیش‌ازحد (Over-financialisation) یکی از دام‌های رایج در این حوزه است. لکس سوکولین (Lex Sokolin)، هم‌بنیان‌گذار و شریک مدیریتی جنریتیو ونچرز (Generative Ventures)، می‌گوید: سرمایه‌گذاران و کارآفرینان کریپتو اغلب تصور می‌کنند اضافه‌کردن ویژگی‌های مالی می‌تواند شبکه‌های اجتماعی را بهتر کند، اما تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. قدرت جذب و حفظ کاربر در پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک، اینستاگرام و ایکس آن‌قدر بالاست که نمی‌توان با سفته‌بازی و انگیزه‌های مالی کوتاه‌مدت آن‌ها را شکست داد. آلن لاو (Alan Lau)، مدیر ارشد بازرگانی انیموکا برندز (Animoca Brands)، نیز این نگرانی را تأیید می‌کند و هشدار می‌دهد که مالی‌سازی افراطی باعث کاهش کیفیت محتوا می‌شود و در نهایت کاربران واقعی و اصیل را از پلتفرم دور می‌کند. برندون کائه (Brandon Kae)، تحلیلگر تحقیقاتی وب‌سایت د بلاک (The Block)، در این مورد صریح‌تر صحبت می‌کند و می‌گوید: رشد پلتفرم‌های DeSoc اغلب مصنوعی بوده و بیشتر به‌واسطه ایردراپ‌ها یا پاداش‌های توکنی شکل گرفته، نه به دلیل تقاضای ارگانیک و واقعی. کاربران، به خاطر ایدئولوژی پلتفرم عوض نمی‌کنند؛ آن‌ها به این فکر می‌کنند که یک اپلیکیشن چقدر سرگرم‌کننده است و دوستانشان کجا حضور دارند. در همین راستا، او اشاره می‌کند که حتی پلتفرم‌های غیرمتمرکز غیرکریپتویی مانند بلواسکای (Bluesky) و ماستودون (Mastodon) که بدون مدل مالی توکنی فعالیت می‌کنند نیز نتوانسته‌اند از جوامع کوچک و تخصصی خود فراتر بروند. برخی دیگر، ریشه عدم موفقیت شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز را در شکاف فرهنگی می‌بینند. دیوید ای (David E) با نام مستعار مه صبحگاهی (Morning Mist)، هم‌بنیان‌گذار و عضو سوشال گراف ونچرز می‌گوید: بسیاری از تیم‌های شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز از نظر فنی بسیار قوی بودند، اما «DNA اجتماعی» نداشتند. او معتقد است پلتفرم‌هایی مانند فارکستر و لنز هرگز موفق به رشد ویروسی واقعی یا حفظ کاربران در بلندمدت نشدند؛ چراکه بدون مشارکت برندها و فقدان یک مدل پایدار برای درآمدزایی تولیدکنندگان محتوا چرخه رشد هیچ‌وقت حرکت نمی‌کند. او در نهایت می‌گوید: ساخت یک اقتصاد تبلیغاتی و تولیدکننده آنچین امکان‌پذیر است، اما این کار چندین برابر سخت‌تر از مدل‌های وب ۲ است. آینده شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز و سوشال‌فای چه خواهد شد؟ دیدگاه‌ها درباره آینده DeSoc به‌شدت دو‌دسته و متضاد است. از نگاه افراد خوشبین، مرحله بعدی رشد شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز بیش از هر چیز محصول‌محور خواهد بود. استانی کولچوف معتقد است مسیر درست، اجرای زیرساخت‌های غیرمتمرکز با تمرکز روی مصرف‌کننده است. او می‌گوید: پذیرش واقعی کاربران زمان‌بر است و اگر محصولات شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز ساده، روان و شهودی شوند، می‌توانند طی چند سال آینده جریان اصلی کاربران را جذب کنند. یاکوب روسیتسکی نیز دیدگاه مشابهی دارد. به‌گفته او، کریپتو قرار نیست مستقیماً جایگزین پلتفرم‌های اجتماعی فعلی شود، بلکه می‌خواهد فضای طراحی و امکانات جدیدی برای شبکه‌های اجتماعی ایجاد کند. او می‌گوید: تغییرات اخیر در فارکستر و لنز با الگوی طبیعی تکامل دسته‌های اولیه محصولات مصرفی هم‌خوانی دارد. شاید هنوز شکل دقیق محصول برنده نهایی مشخص نباشد، اما به مسیر کلی آن‌قدر اطمینان دارم که می‌توانم با خیال راحت روی شبکه‌های اجتماعی کریپتویی سرمایه‌گذاری کنم. برخی دیگر معتقدند که مسیر رشد شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز از بازنگری اساسی در مدل‌های درآمدزایی می‌گذرد. دیوید ای‌ معتقد است شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز تنها زمانی به مقیاس‌پذیری واقعی می‌رسند که اقتصاد تبلیغاتی وب ۲ را از نو تعریف کنند. او به ایده مزایده‌های تبلیغاتی در سطح پروتکل اشاره می‌کند؛ مدلی که در آن برندها برای جلب توجه کاربران رقابت می‌کنند و درآمد حاصل به‌صورت عادلانه‌تر بین تولیدکنندگان و پلتفرم‌ها تقسیم می‌شود. در صورت موفقیت چنین مدلی، حساب‌های کاربری شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به دارایی‌های مولد جریان نقدی تبدیل شوند. آلن لاو (Alan Lau) نیز معتقد است فاز جدیدی در حال شکل‌گیری است. او می‌گوید: روایت شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز و سوشال‌فای نمرده است، اما موج اول آن به پایان رسیده است. نسخه بعدی این شبکه‌ها نیازمند تجربه کاربری بسیار بهتر، مدل درآمدزایی درونی و ویژگی‌های بلاکچینی است که تا حد زیادی برای کاربر نامرئی باشند. به‌علاوه، با رشد محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مفاهیمی مانند مالکیت محتوا و اعتماد ممکن است به مزیت‌های رقابتی مهم‌تری تبدیل شوند. سازندگان اصلی اکوسیستم نیز تا حدی از این دیدگاه خوش‌بینانه حمایت کرده‌اند. اوایل همین هفته، ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin)، هم‌بنیان‌گذار اتریوم (Ethereum)، اعلام کرد که قصد دارد امسال «به‌صورت کامل» به حوزه شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز بازگردد. او گفت: اگر جامعه بهتری می‌خواهیم، باید ابزارهای ارتباط جمعی بهتری داشته باشیم. با این حال، افراد بدبین همچنان متقاعد نشده‌اند. سوکولین معتقد است شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز امروز عملاً به یک بن‌بست رسیده‌اند. او می‌گوید: ویژگی‌های مالی نه‌تنها تجربه کاربری را بهتر نکرده‌اند، بلکه اثر شبکه‌ای قدرتمند وب ۲ نیز یک مانع غیر‌قابل‌عبور باقی‌مانده است. اگرچه مفاهیمی مانند هویت قابل‌انتقال و مالکیت محتوا جذاب به نظر می‌رسند، اما مشوق‌ها به‌درستی همسو نشده‌اند و نمی‌توان انتظار داشت که شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز در آینده نزدیک بازگشت قدرتمندی داشته باشد. برندون کائه نظر منفی‌تری دارد و می‌گوید: شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز و سوشال‌فای عملاً مرده‌اند. اگر از افرادی که نه در این حوزه کار می‌کنند و نه منافعت مالی دارند بپرسید، به‌احتمال زیاد یا اصلاً اهمیتی به این حوزه نمی‌دهند یا نگاه بدبینانه‌ای دارند. جمع‌بندی تغییر مدیریت دو پروتکل مهم لنز و فارکستر بیش از هر چیز، گمانه‌زنی‌ها درباره آینده شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز را تشدید کرد. این جابه‌جایی‌ها بحث «مرگ یا تولد دوباره DeSoc» را به صدر گفت‌وگوهای کریپتویی بازگرداند. همان‌طور که در این گزارش دیدیم، دیدگاه‌ها به‌شدت دوگانه هستند. از یک‌سو، منتقدان معتقدند شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز نتوانسته‌اند از جامعه کریپتویی فراتر بروند و در عمل، زیر فشار اثر شبکه‌ای پلتفرم‌های وب ۲ به حاشیه رانده شده‌اند. از سوی دیگر، حامیان این حوزه باور دارند که حوزه سوشال‌فای هنوز در ابتدای مسیر قرار دارد و با تمرکز بیشتر بر تجربه کاربری، مدل‌های درآمدزایی جدید و نامرئی‌کردن فناوری بلاکچین برای کاربران عادی، می‌تواند در آینده دوباره قد علم کند. با این حال، یک واقعیت انکارناپذیر است؛ شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز در حال حاضر جزو اولویت‌های اصلی صندوق‌های سرمایه‌گذاری نیستند و سرمایه‌ها دوباره به سمت هسته مالی کریپتو، به‌ویژه دیفای و کاربردهای نهادی، هدایت شده‌اند. آینده شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز نه با شعار، بلکه با ارائه محصولات با کیفیت و جذب مخاطب عام تعیین می‌شود. بنابراین، باید منتظر ماند و دید آیا سوشال‌فای می‌تواند بار دیگر به «سر زبان‌ها» بیفتد یا این حوزه در حاشیه باقی می‌ماند.

ZeroDayRAT؛ بدافزاری که دوربین، میکروفون و حساب بانکی شما را کنترل می‌کند

علی ابراهیمی
25 بهمن 1404 - 21:00
یک بدافزار جاسوسی موبایلی بسیار پیشرفته با نام ZeroDayRAT به‌تازگی در کانال‌های تلگرامی مشاهده شده؛ ابزاری که به گفته محققان امنیتی، عملاً کنترل کامل گوشی قربانی را در اختیار مهاجم قرار می‌دهد. این بدافزار که به‌صورت تجاری عرضه می‌شود، نه‌تنها قادر به نظارت همه‌جانبه بر دستگاه است، بلکه امکان سرقت مستقیم اطلاعات مالی و دارایی‌های دیجیتال را نیز فراهم می‌کند. به گزارش میهن بلاکچین، شرکت امنیت سایبری iVerify در گزارش جدید خودش اعلام کرده که بدافزار ZeroDayRAT چیزی فراتر از یک ابزار هکری معمولی است و کارشناسان آن را «یک کیت کامل نفوذ به موبایل» توصیف کرده‌اند.  کیت جاسوسی کامل برای کنترل از راه دور گوشی بر اساس گزارش محققان، ZeroDayRAT یک ابزار آماده برای نفوذ است که خریداران آن می‌توانند به‌سادگی برای خود زیرساخت جاسوسی راه‌اندازی کنند. دنیل کلی (Daniel Kelley)، پژوهشگر امنیتی در شرکت iVerify درباره نحوه استفاده از این کیت می‌گوید: این کیت‌ها معمولاً به خریدار یک پنل مدیریتی و یک سازنده بدافزار می‌دهند. اپراتور سرور خودش را راه‌اندازی می‌کند، پنل را تنظیم می‌کند و بعد با ابزار سازنده، فایل‌های آلوده‌ای تولید می‌کند که به زیرساخت او متصل می‌شوند. او می‌گوید توزیع بدافزار کاملاً به مهاجم بستگی دارد؛ از لینک‌های فیشینگ و پیامک‌های جعلی گرفته تا اپلیکیشن‌های آلوده در منابع غیررسمی یا مهندسی اجتماعی. در رابط این ابزار حتی بخشی با عنوان «اکسپلویت» دیده شده، اما هنوز مشخص نیست دقیقاً چه نوع آسیب‌پذیری‌هایی را هدف می‌گیرد. اما این بدافزار پس از نصب روی گوشی قربانی، چه اندرویدی باشد یا iOS، تقریبا هر داده‌ای، از مشخصات فنی دستگاه و نسخه سیستم‌عامل گرفته تا وضعیت باتری، کشور، اطلاعات سیم‌کارت، اپراتور مخابراتی، استفاده از برنامه‌ها و حتی تاریخچه فعالیت‌های روزانه را جمع‌آوری می‌کند. این بدافزار همچنین می‌تواند: موقعیت مکانی کاربر را با GPS ثبت کند و مسیرهای رفت‌وآمد او را نمایش دهد پیامک‌های اخیر را پیش‌نمایش کند استفاده از اپلیکیشن‌ها را همراه با زمان و محتوا ثبت کند و اطلاعات حساب‌های کاربری سرویس‌های مختلف را استخراج کند که به گفته محققان، این اطلاعات برای اجرای حملات مهندسی اجتماعی هدفمند بسیار ارزشمند هستند. علاوه بر جمع‌آوری داده‌های ذخیره‌شده، مهاجم به وسیله بدافزار ZeroDayRAT می‌تواند به طور همزمان تصویر دوربین جلو یا عقب گوشی را به‌صورت زنده مشاهده کند، صدای محیط را از طریق میکروفون بشنود و صفحه‌نمایش دستگاه را ضبط کند. ZeroDayRAT همچنین یک کی‌لاگر پیشرفته دارد که تمام ورودی‌های کاربر از لمس صفحه و حرکات دست گرفته تا تایپ رمز عبور یا باز کردن قفل بیومتریک را ثبت می‌کند. در عمل، مهاجم می‌تواند دقیقاً ببیند کاربر چه کاری انجام می‌دهد و همزمان چه چیزی تایپ می‌کند. سرقت مالی و رمزارز؛ خطرناک‌ترین بخش ماجرا اما یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های این بدافزار، سرقت پول و ارزهای دیجیتال کاربران است. به گفته محققان، ماژول سرقت رمزارز این بدافزار به‌صورت دائمی کلیپ‌بورد گوشی را پایش می‌کند که می‌تواند در نهایت به خالی‌شدن کیف پول‌های ارز دیجیتال کاربران منجر شود. دنیل کلی در این باره می‌گوید: ابزار سرقت رمزارز دائماً آدرس‌های کپی‌شده را بررسی و جایگزین می‌کند. بنابراین هر زمان کاربر بخواهد پول ارسال کند، دارایی به آدرس مهاجم منتقل می‌شود. البته ماژول سرقت این بدافزار بیشتر بر جمع‌آوری اطلاعات ورود به حساب کاربران مثل نام کاربری و رمزعبور تمرکز دارد. این یعنی مهاجم بعدا می‌تواند بدون اطلاع صاحب حساب وارد شود و هر کاری انجام دهد و معمولا قربانی زمانی متوجه این ماجرا می‌شود که خیلی دیر شده است. ZeroDayRAT همچنین قادر به سرقت رمزهای یکبار مصرف (OTP) و دور زدن احراز هویت دومرحله‌ای است. ردیابی پیچیده، مهار دشوار؛ معماری طراحی‌شده برای بقا یکی از نگران‌کننده‌ترین ابعاد فعالیت این بدافزار، نحوه توزیع و زیرساخت عملیاتی آن است؛ ساختاری که عملاً امکان شناسایی و توقف کامل آن را به‌شدت محدود می‌کند. بررسی‌های شرکت امنیتی iVerify نشان می‌دهد این ابزار برخلاف بسیاری از بدافزارها، یک سرور مرکزی واحد ندارد. در عمل، هر مهاجم نسخه مستقل خود را اجرا می‌کند و زیرساخت اختصاصی دارد. این یعنی حتی اگر یک شبکه یا سرور شناسایی و مسدود شود، تأثیری بر سایر اپراتورها ندارد. به بیان دیگر، با مجموعه‌ای از هسته‌های پراکنده و مستقل روبه‌رو هستیم، نه یک سیستم متمرکز که بتوان آن را از کار انداخت. از سوی دیگر، شناسایی سازندگان اصلی نیز تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد. ردپاهای دیجیتال عمداً مبهم و متناقض طراحی شده‌اند. این ابزار به چندین زبان تبلیغ می‌شود و نشانه‌های جغرافیایی مختلفی را به‌طور همزمان نمایش می‌دهد. دنیل کلی می‌گوید: مواردی دیده‌ایم که پیام‌ها به زبان چینی منتشر شده‌اند، دامنه‌ها روسی بوده‌اند و در عین حال کاربران هندی هدف حمله قرار گرفته‌اند. این ناهماهنگی‌ها تصادفی نیست و به‌نظر می‌رسد عمداً برای گمراه‌سازی طراحی شده باشد. در چنین شرایطی حتی اگر کانال‌های فروش در تلگرام، مسدود شوند، توسعه‌دهندگان می‌توانند ظرف مدت کوتاهی بستر جدیدی ایجاد کرده و فعالیت را از سر بگیرند؛ مسئله‌ای که تلاش برای مقابله پایدار را بسیار دشوار می‌کند. تشخیص آلودگی ZeroDayRAT؛ وقتی نشانه‌ها دیر ظاهر می‌شوند طبق ارزیابی محققان، نشانه‌های فنی قطعی و قابل اتکایی برای شناسایی آلودگی وجود ندارد. برخی تغییرات غیرعادی مانند کاهش محسوس عمر باتری ممکن است هشداردهنده باشد، اما به‌تنهایی نمی‌تواند نشانه قطعی تلقی شود. در بسیاری از موارد، اولین علائم واقعی زمانی آشکار می‌شوند که آسیب وارد شده است. معمولاً کاربران با نشانه‌هایی مثل تراکنش‌هایی که خودشان انجام نداده‌اند یا ورودهای غیرمجاز به حساب‌های شخصی و مالی متوجه این مشکل می‌شوند و همین تأخیر در آشکار شدن علائم، خطر این بدافزار را دوچندان می‌کند.

پایان دوران انقباض؛ چرا فدرال رزرو باید در ماه مارس نرخ بهره را کاهش دهد؟

علی ابراهیمی
25 بهمن 1404 - 20:00
روز گذشته شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) ماه ژانویه در سطح ۲.۴٪ منتشر شد؛ اتفاقی که نشان می‌دهد علیرغم انقباض سیاست‌های پولی آمریکا، تورم این کشور مقداری آرام گرفته و کاهش آن به طور پیوسته ادامه دارد. به گزارش میهن بلاکچین، با این کاهش حالا نگاه‌ها به تصمیم بعدی فدرال رزرو دوخته شده است: آیا این ارگان نرخ بهره را در نشست بعدی خود کاهش می‌دهد یا احتیاط همچنان بر تصمیم‌گیری‌هایش سایه می‌اندازد؟ تورم در مسیر نزولی پایدار شاخص قیمت مصرف‌کننده ماه ژانویه روز گذشته ۲.۴٪ اعلام شد که نسبت به ۲.۷٪ ماه دسامبر افتی معنادار محسوب می‌شود. نگاهی به عقب‌تر نیز نشان می‌دهد که این شاخص از سپتامبر سال گذشته که بالاتر از ۳٪ بود به شکلی پایدار کاهش یافته است. در سمت دیگر، شاخص تورم مرکزی نیز به نظر می‌رسد کاملا مهار شده به طوری که هم تورم اصلی و هم تورم مرکزی در یک ماه گذشته تنها ۰.۳٪ افزایش یافته‌اند؛ این یعنی روند «تورم‌زدایی» در بطن اقتصاد همچنان زنده و پابرجاست. تورم سالانه ۲.۴ درصدی حالا عملا اقتصاد آمریکا را دوباره وارد محدوده‌ای کرده که در طول تاریخ پایدار تلقی شده است. رشد قیمت‌ها اکنون دیگر در سطحی نیست که توجیه‌کننده سیاست‌های فوق‌العاده سخت‌گیرانه دوران بحران تورمی باشد و سیاست‌هایی که زمانی برای مقابله با جهش قیمت‌ها ضروری بودند، حالا بیش از پیش با شرایط واقعی اقتصاد فاصله گرفته‌اند. عبور از ترس‌های سیاسی و تمرکز بر واقعیت نکته جالب اینجاست که روند کاهش تورم اقتصاد آمریکا برای چهار ماه متوالی است که ادامه دارد. پیش از این نگرانی‌های زیادی وجود داشت که سیاست‌های تعرفه‌ای دونالد ترامپ ممکن است موج جدیدی از گرانی‌ها را به بار بیاورد اما داده‌های کلان نشان می‌دهند که این نگرانی‌ها عملا محقق نشده‌اند و آن جهش قیمتی که بسیاری از آن واهمه داشتند، در آمارها دیده نمی‌شود و به جای آن، شاهد تعدیل و آرامش در بازار هستیم. در همین حال، دامنه هدف نرخ بهره وجوه فدرال در محدوده ۳.۵٪ تا ۳.۷۵٪ قرار دارد. وقتی این سطح با تورم ۲.۴٪ مقایسه می‌شود، نرخ بهره واقعی همچنان به‌وضوح مثبت است. به بیان ساده، سیاست پولی هنوز در عمل انقباضی محسوب می‌شود. این یعنی هزینه استقراض به‌طور ملموسی بالاتر از سرعت رشد قیمت‌هاست و همین موضوع شرایط مالی را در سراسر اقتصاد آمریکا سخت‌تر کرده است. به عقیده تحلیلگران، این سطح از سیاست انقباضی زمانی منطقی بود که تورم به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از هدف قرار داشت و خطر از کنترل خارج شدن انتظارات تورمی وجود داشت. اما آن شرایط اکنون تغییر کرده است. آمار حاکی از بهبود اقتصاد هستند؛ حالا سیاست پولی باید واکنش نشان دهد چنین رویکرد سخت‌گیرانه‌ای تنها زمانی مناسب بود که تورم فرسنگ‌ها با هدف نهایی فدرال رزرو فاصله داشت و بیم آن می‌رفت که انتظارات تورمی از کنترل خارج شوند. اما اکنون وضعیت اقتصادی تغییر کرده است. آخرین گزارش‌ شاخص قیمت مصرف‌کننده حتی پایین‌تر از پیش‌بینی‌های کارشناسان بازار بوده و همانطور که گفتیم تورم مرکزی و اصلی هردو مهار شده‌اند. به همین خاطر، منطق حکم می‌کند که سیاست‌های پولی نیز باید بازتاب‌دهنده این پیشرفت‌های چشم‌گیر باشند. جلسه بعدی فدرال رزرو در تاریخ ۱۷ تا ۱۸ مارس برگزار می‌شود. بسیاری می‌گویند این نهاد حالا فضای کافی برای اقدام دارد و منطقی است که از آن استفاده کند. کاهش تدریجی نرخ بهره می‌تواند بهبود واضح در پویایی تورم را به رسمیت بشناسد و از وارد شدن فشار غیرضروری بر رشد اقتصادی جلوگیری کند. ریسک‌های پافشاری بر سیاست‌های انقباضی اما بالا نگه داشتن نرخ بهره برای مدت طولانی بدون شک ریسک‌های بزرگی به همراه خواهد داشت. بخش‌های حساس به نرخ بهره، مانند بازار مسکن و سرمایه‌گذاری‌های شرکتی، هم‌اکنون نیز با هزینه‌های تأمین مالی سنگینی مواجه‌اند. شرایط اعتباری همچنان سخت است و بسیاری از تصمیم‌های مربوط به سرمایه‌گذاری به تعویق افتاده‌اند. باید به یاد داشته باشیم که سیاست‌های پولی با تاخیر اثر خود را نشان می‌دهند؛ بنابراین احتیاط بیش از حد در زمان کنونی می‌تواند منجر به ضعف اقتصادی اجتناب‌ناپذیری در اواخر سال جاری شود. البته احتمالاً در ادامه برخی از سیاست‌گذاران بر این نکته پافشاری خواهند کرد که تورم هنوز به هدف رسمی ۲ درصدی نرسیده است. احتیاط نهادی آنها قابل درک است و حفظ اعتبار بانک مرکزی اهمیت زیادی دارد، اما اعتبار واقعی زمانی تقویت می‌شود که به داده‌های ورودی واکنش مناسب نشان داده شود. وقتی تورم به طور ملموس و مداوم کاهش می‌یابد، سیاست‌های پولی نیز باید همگام با آن تعدیل شوند.

تحلیلی که باید بخوانید: چرا ۵۰٬۰۰۰ دلار کف زمستان بیت کوین خواهد بود؟

علی ابراهیمی
25 بهمن 1404 - 19:00
این روزها در حالی که شاخص‌های بازار سهام مدام قله‌های جدیدی را فتح می‌کنند، بیت کوین مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و با سقوطی بیش از ۲۰ هزار دلاری از ابتدای سال، معامله‌گران را در بیم و امید رها کرده است. روایت غالب در شبکه‌های اجتماعی این است که بیت کوین تنها در صورتی به کف قیمت می‌رسد که یک رکود جهانی تمام عیار رخ دهد یا بازارهای مالی به کلی فرو بپاشند. اما نگاهی دقیق‌تر به داده‌های آنچین و نمودارها نشان می‌دهد که پادشاه ارزهای دیجیتال برای این کار لزوماً منتظر فاجعه‌ای در اقتصاد کلان نمی‌ماند. به گزارش میهن بلاکچین، در واقع، بیت کوین در حال حاضر با چالش‌های درونی دست و پنجه نرم می‌کند؛ از خروج سنگین سرمایه از صندوق‌های قابل معامله (ETF) گرفته تا فشارهای شدید مالی بر استخراج‌کنندگان. این تضاد میان رشد بازارهای سنتی و زمستانِ درونیِ بیت کوین، حکایت از آن دارد که کف‌سازی این ارز دیجیتال بیش از آنکه تحت تأثیر اخبار دراماتیک جهانی باشد، تابعی از مکانیسم‌های عرضه و تقاضای خود شبکه است. در این گزارش تحلیلی که بر اساس مطلبی از وب‌سایت کریپتواسلیت نوشته شده، بررسی می‌کنیم که چرا محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار، مقصد احتمالی روند اصلاحی کنونی خواهد بود. خروج سرمایه از ETFها؛ شفاف‌ترین نشانه فشار بازار اولین ستون تحلیل ما، جریان نقدینگی است و جریان خروجی از صندوق‌های قابل معامله بیت کوین یا همان ETFها، شفاف‌ترین دریچه‌ای است که تاکنون برای رصد اشتهای ریسک‌پذیری نهادها داشته‌ایم. در اواخر ژانویه نیز آمارها همه حاکی از کاهش تقاضای سرمایه‌گذاران نهادی بودند؛ حتی در زمانی که قیمت بیت کوین سعی داشت در سطوح بالاتر تثبیت شود. بر اساس داده‌های وب‌سایت فارساید اینوسترز، در این ماه ما شاهد روزهای سیاهی برای ETFها بودیم؛ از جمله خروج ۷۰۸.۷ میلیون دلار در تاریخ ۲۱ ژانویه و ۸۱۷.۸ میلیون دلار در روز ۲۹ام این ماه. مجموع خروجی سرمایه از ابتدای سال میلادی تاکنون نیز به حدود ۱.۸ میلیارد دلار رسیده که سهم صندوق  FBTC متعلق به فیدلیتی (Fidelity) حدود ۱ میلیارد دلار بوده است!  این اعداد، روانشناسی «خرید در کف» را تغییر می‌دهند. پیش از این در بازار صعودی، افت قیمت بیت کوین با خرید مداوم نهادی جبران می‌شد اما حالا در شرایط فعلی به نظر می‌رسد که این صندوق‌ها هم همگام با سرمایه‌گذاران خرد، در حال خروج نقدینگی از بازار هستند. در این شرایط بازار باید تا حدی اصلاح شود تا دوباره تعادل جدیدی شکل بگیرد و این همان لحظه‌ای است که فروشندگان خسته جای خود را به خریداران بلندمدت می‌دهند. فشار ماینرها؛ جایی که واقعیت اقتصادی بیت کوین آشکار می‌شود چرا اقتصاد ماینرها برای تشخیص کف قیمت حیاتی است؟ چون استخراج، جایی است که هزینه‌های دنیای واقعی با ساختار بازار بیت کوین تلاقی می‌کند. آمارها نشان می‌دهند که درآمد روزانه ماینرها در اواخر ژانویه حدود ۳۷.۲۲ میلیون دلار بوده، در حالی که کل کارمزدهای پرداختی در شبکه تنها ۲۶۰ هزار دلار ثبت شده است. این یعنی کارمزدها فقط ۰.۷٪ از درآمد ماینرها را تشکیل می‌دهند. وقتی کارمزدها ناچیز باشند، شبکه برای امنیت خود کاملاً به نرخ استخراج کوین‌های جدید وابسته می‌شود که طبق برنامه هاوینگ، مقدار آن مدام در حال کاهش است. در چنین شرایطی، فشار اصلی بر دوش قیمت می‌افتد. وقتی قیمت کاهش می‌یابد و درآمد حاصل از استخراج کم می‌شود، ماینرها مجبور به «تسلیم‌شدن یا اصطلاحا کاپیتولاسیون» و فروش دارایی‌های خود برای پوشش هزینه‌ها می‌شوند. این دقیقاً همان دلیلی است که نویسندگان این تحلیل محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار را به عنوان یک کف احتمالی می‌بینند؛ جایی که فروشندگان اجباری بیت کوین‌های خود را به خریداران بلندمدت واگذار می‌کنند. اما یکی از تغییرات بزرگ این چرخه که کمتر به آن توجه شده، تغییر هویت استخراج‌کنندگان است. امروزه بسیاری از ماینرها دیگر فقط «ماشین‌های چاپ بیت کوین» نیستند؛ آن‌ها تبدیل به شرکت‌های زیرساختی و انرژی شده‌اند. برای مثال، شرکت تِراولف (TeraWulf) قراردادهای بلندمدتی برای میزبانی هوش مصنوعی (AI) امضا کرده و گوگل (Google) نیز در این ساختار مشارکت دارد. شرکت رایت (Riot) نیز بخشی از ظرفیت خود را به سمت پردازش‌های سنگین (HPC) سوق داده است. این تغییر استراتژی، رفتار بازار را عوض می‌کند. ماینری که برای پروژه‌های هوش مصنوعی نیاز به نقدینگی دارد، ممکن است بیت کوین‌های خود را به صورت مکانیکی و بدون توجه به قیمت بفروشد تا قراردادهای برق یا هزینه‌های دیتاسنتر خود را پوشش دهد. این موضوع باعث می‌شود حتی وقتی خبر خاصی در بازار نیست، فشار فروش مستمری از سمت ماینرها وجود داشته باشد که قیمت را به سمت پایین می‌کشد. رکود ۲۰۲۶؛ یک سناریوی دور از ذهن؟ در حالی که بسیاری منتظر فروپاشی اقتصاد جهانی هستند، نهادهای بزرگ مثل صندوق بین‌المللی پول (IMF) رشد ۳.۳ درصدی و بانک جهانی (World Bank) رشد ۲.۶ درصدی را برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی می‌کنند. حقیقت این است که این نهادها به جای کلمه «فروپاشی»، از «کُند شدن» اقتصاد استفاده می‌کنند و احتمال رکود را پایین می‌دانند. حتی در بازار پیش‌بینی پالی‌مارکت نیز احتمال وقوع رکود در اقتصاد آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۶ تنها حدود ۲۰٪ برآورد شده است. این یعنی برای ریزش بزرگ بیت کوین، نیازی به آتش‌سوزی در کل جهان نیست؛ یک «آتش‌سوزی محلی» در خودِ بازار کریپتو کافی است تا بازار بریزد و به کف خودش برسد. بنابراین حتی اگر اقتصاد جهانی به مسیر لنگ‌لنگان خود ادامه دهد، بیت کوین می‌تواند به دلیل مکانیسم‌های داخلی خود، مثل لیکویید شدن پوزیشن‌های اهرم‌دار و فروش اجباری ماینرها، اصلاح خشنی را تجربه کند و در نهایت مثل چرخه‌های گذشته‌اش به کف برسد. در همین حال، داده‌های جدید اداره آمار کار آمریکا (BLS) شوک بزرگی به خوش‌بین‌های بازار وارد کرده. بازنگری در آمارهای سال ۲۰۲۵ نشان داد که رشد مشاغل غیرکشاورزی که پیش از این ۵۸۴ هزار مورد اعلام شده بود، به رقم ناامیدکننده ۱۸۱ هزار کاهش یافته است. این یعنی روند استخدام‌ها به شدت کُند شده و جابه‌جایی‌های شغلی که نشانه پویایی بازار کار است، به حداقل رسیده است. بازنگری آمار اشتغال آمریکا در سال ۲۰۲۵ - منبع: BLS در ژانویه ۲۰۲۶ نیز نرخ بیکاری روی ۴.۳ درصد ایستاد که نشان‌دهنده یک بازار کار «سرد» اما همچنان در حال حرکت است. در همین حال، تعداد ورشکستگی‌های شرکتی در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۱۰ رسید. این تضاد اما دقیقاً همان چیزی است که باعث شده مردم سر سفره شام از رکود حرف بزنند، اما شاخص‌های بورس همچنان بالا بمانند. همین جداییِ دنیای واقعی از دنیای اعداد، دلیل اصلی واگرایی بیت کوین است. وقتی هزینه‌های زندگی بالا می‌رود و نقدینگی خانواده‌ها صرف بدهی‌های ۱.۲۸ تریلیون دلاری کارت‌های اعتباری می‌شود، دارایی‌های پرریسکی مثل بیت کوین اولین سرمایه‌گذاری‌هایی هستند که به فروش می‌روند. بنابراین بیت کوین نیازی به یک فاجعه جهانی ندارد تا سقوط کند؛ همین که جریان نقدینگی در لایه‌های پایین جامعه خشک شود، برای یک حرکت نزولی کافی خواهد بود. چرا محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار، کفِ منطقی بازار است؟ وقتی تمام قطعات پازل را کنار هم می‌گذاریم، مسیر آینده روشن‌تر می‌شود. از یک طرف، اقتصاد کلان در حال دست‌وپا زدن در یک رکود خفیف یا «سایش» است (با نرخ بیکاری ۴.۳ درصدی و بدهی‌های سنگین مصرف‌کنندگان) و از طرف دیگر، آمارهای درونی بیت کوین نشان‌دهنده یک فشار فروش مکانیکی است. کارمزدهای شبکه به قدری پایین است (حدود ۰.۷ درصد درآمد ماینرها) که شبکه را به شدت به قیمت وابسته کرده است. محدوده ۴۹,۰۰۰ تا ۵۲,۰۰۰ دلار، جایی است که بحث‌های تئوریک کنار می‌روند و نقدینگی واقعی وارد میدان می‌شود. این ناحیه، سطحی است که خریداران بزرگ و نهادهایی که منتظر بیت کوینِ زیر ۵۰ هزار دلار بودند، سفارش‌های خود را فعال می‌کنند. ذکر این نکته ضروری است که رسیدن به این قیمت لزوماً به معنای نابودی بیت کوین نیست، بلکه یک «ریست مکانیکی» برای پاکسازی بازار از اهرم‌های معاملاتی است تا راه برای رشد پایدار در آینده باز شود. سخن نهایی  بازار بیت کوین در سال ۲۰۲۶ ثابت کرد که می‌تواند راه خود را از بازارهای سنتی جدا کند. در حالی که بورس‌ها همچنان به رالی خود ادامه می‌دهند، بیت کوین تحت فشار خروجی ETFها و تغییر ساختار اقتصادی ماینرها، به دنبال یافتن یک کف واقعی است. داده‌های بازار کار و افزایش بدهی‌های اعتباری در اقتصاد آمریکا نشان می‌دهند که توان مالی خریداران خرد کاهش یافته و بازار تشنه ورود نقدینگی جدید در قیمت‌های پایین‌تر است. اگر بیت کوین بتواند در محدوده ۵۰ هزار دلار حمایت شده و جریان خروج سرمایه از صندوق‌های نهادی متوقف شود، می‌توان امیدوار بود که چرخه صعودی بعدی با زیرساختی سالم‌تر آغاز شود. در این مسیر اما برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها نباید منتظر یک فاجعه اقتصادی جهانی بود چراکه به نظر می‌رسد بیت کوین پیش از وقوع هر بحران اقتصادی بزرگی، کف چرخه خودش را ثبت کند.

تجمع نقدینگی در سطح ۰/۱۰ دلار؛ دوج‌ کوین برای یک جهش قیمتی غافلگیرکننده آماده می‌شود!

ساجده حسینی
25 بهمن 1404 - 18:30
دوج‌ کوین بار دیگر به سطح حمایتی ۰/۱۰ دلار بازگشته است؛ منطقه‌ای که تحلیلگران آن را «کف تاریخی» قیمت می‌دانند و در گذشته بارها مانع سقوط بیشتر DOGE شده است. بااین‌حال، درحالی‌که ساختار نزولی بازار و ترس معامله‌گران باعث شده است بسیاری نسبت به آینده این میم‌کوین با تردید نگاه کنند، داده‌های پشت‌پرده از سناریوی متفاوتی خبر می‌دهند. به گزارش میهن بلاکچین، اگرچه وضعیت کلی میم‌ کوین‌ها چندان تعریفی ندارد؛ اما بررسی نقشه نقدینگی و ابزارهای تکنیکال نشان می‌دهد که علی‌رغم جو منفی بازار، فرصت شکار نقدینگی در حال شکل‌گیری است. تجمع سنگین پوزیشن‌های فروش در محدوده ۰/۱۱ دلار، پتانسیل ایجاد یک شورت اسکوییز (Short Squeeze) سریع و غافلگیرکننده را افزایش داده است که می‌تواند قیمت را به شکلی ناگهانی به سمت بالا پرتاب کند. اما آیا این صعود یک بازگشت واقعی است یا صرفا یک حرکت تاکتیکی برای لیکوئید کردن معامله‌گران؟ نبرد دوج‌ کوین در سنگر ۰/۱۰ دلار؛ خریداران در برابر فشار فروش ایستادگی می‌کنند! با وجود فشار فروش زیاد، سطح ۰/۱۰ دلار همچنان با قدرت حفظ شده است؛ محدوده‌ای که در سال‌های گذشته همیشه یک حمایت کلیدی برای دوج‌ کوین بوده است. با این حال، با توجه به روند نزولی شدید بازار میم‌ کوین‌ها در ماه‌های اخیر، هر صعودی در حال حاضر بیشتر شبیه یک تنفس کوتاه‌مدت یا اصلاح موقت است تا شروع یک روند صعودی واقعی. در تایم‌فریم ۶ ساعته، ساختار قیمت دوج‌ کوین هنوز نزولی باقی مانده است. اخیرا قیمت دوباره به سطح ۰/۰۸۸۵ دلار برخورد کرد که از نظر تکنیکال سطح بسیار مهمی محسوب می‌شود؛ اگر خریداران بتوانند از این سطح دفاع کنند، احتمال یک جهش یا بازگشت قیمتی موقت وجود دارد. تحلیل دوج کوین در تایم‌فریم شش ساعته اهداف قیمتی دوج‌ کوین در سناریوی صعودی؛ مقاومت‌های کلیدی کجا هستند؟ معمولا بازارها قبل از اینکه روند اصلی خود را ادامه دهند، به سمت مناطقی حرکت می‌کنند که نقدینگی یا تجمع سفارش‌ها در آن‌جا زیاد است. در ساختار فعلی DOGE، مقاومت‌های فیبوناچی روی سطوح ۰/۰۹۸۹ دلار و ۰/۱۰۴۰ دلار قرار گرفته‌اند؛ جالب این‌جا است که تحلیلگران سطح دوم را مثل یک آهنربای قیمتی می‌بینند که پتانسیل جذب قیمت را دارد. لیکوئیدیشن مپ دوج کوین در صرافی بایننس اگر دوج‌ کوین بتواند از مرز ۰/۱۰ دلار عبور کند، احتمالا شاهد لیکویید شدن سنگین پوزیشن‌های شورت در حوالی ۰/۱۱ دلار (سقف قیمتی اوایل فوریه) خواهیم بود. این اتفاق می‌تواند یک شورت اسکوییز سریع را رقم بزند. با‌این‌حال، چون شاخص OBV هنوز نشانه محکمی از ورود تقاضای سنگین به بازار نمی‌دهد، این صعود فعلا در حد یک حرکت تاکتیکی و موقت است و نباید آن را به معنی بازگشت کامل روند صعودی دانست. سیگنال نقشه نقدینگی برای شورت اسکوییز دوج‌ کوین داده‌های نقشه لیکوییدیشن نشان می‌دهند که طی دو ماه اخیر، حجم زیادی از پوزیشن‌های شورت در بالای سطح ۰/۱۰ دلار انباشته شده است. تمرکز اصلی این نقدینگی در حوالی مرز ۰/۱۱ دلار است و همین موضوع می‌تواند باعث جهش سریع قیمت شود. معامله‌گران حرفه‌ای به این «تجمع نقدینگی» اهمیت زیادی می‌دهند؛ چرا که در شرایط کم‌حجم بازار، قیمت معمولا برای شکار نقدینگی و لیکویید کردن فروشندگان، به سمت این نواحی حرکت می‌کند. با‌این‌حال، به دلیل ضعف در ساختار کلی و نبود تقاضای پایدار، این سناریو بیشتر به‌عنوان شکار نقدینگی و جهش موقت دیده می‌شود تا شروع یک موج صعودی بلندمدت. نقش بیت‌ کوین؛ فرمانده‌ای که مسیر بعدی دوج‌ کوین را تعیین می‌کند در حال حاضر، حرکت قیمت DOGE وابستگی شدیدی به عملکرد بیت‌ کوین دارد. تحلیلگران هشدار می‌دهند که اگر بیت‌ کوین حمایت ۶۲,۰۰۰ دلاری خود را از دست بدهد و ریزش کند، احتمال این‌که دوج‌ کوین بتواند سطح ۰/۱۰ دلاری را حفظ کند کم خواهد بود؛ در چنین شرایطی، ثبت کف‌های قیمتی جدید برای دوج‌ کوین محتمل است. با وقوع این اتفاق، سناریوی شورت اسکوییز اعتبار خود را از دست داده و بازار وارد یک فاز اصلاحی عمیق‌تر خواهد شد. احتمال پامپ موقت وجود دارد، اما روند اصلی هنوز تغییر نکرده است در مجموع، داده‌ها نشان می‌دهند که دوج‌ کوین پتانسیل یک جهش کوتاه‌مدت را دارد و حتی ممکن است برای مدتی بالای مرز ۰/۱۰ دلار باقی بماند. اما تا زمانی که ساختار صعودی بازار تقویت نشود و نشانه‌های جدی از بازگشت تقاضا به چشم نخورد، این نوسانات مثبت صرفا در حد حرکتی تاکتیکی برای شکار نقدینگی هستند و نباید آن‌ها را به عنوان شروع یک روند صعودی جدید در نظر گرفت.

عجیب‌ترین و بامزه‌ترین هدیه‌های کریپتویی ولنتاین | از NFT نامزدی تا پیام عاشقانه روی بلاکچین

شبنم توایی
25 بهمن 1404 - 18:00
وقتی عشق با بلاکچین برخورد می‌کند ❤️🔐 ولنتاین برای بعضی‌ها یعنی گل رز و شکلات. برای بعضی‌ها یعنی رز قرمز، شکلات تلخ… و یک تراکنش آن‌چین با کارمزد شبکه بالا. دنیای کریپتو از همان اول هم عادی نبود. پس طبیعی‌ست که ولنتاینش هم کمی متفاوت باشد. در این بلاگ پست می‌رویم سراغ عجیب‌ترین، بامزه‌ترین و گاهی کمی دیوانه‌وارترین هدیه‌های ولنتاینی که تاریخ کریپتو به خودش دیده. بعضی‌شان خلاقانه‌اند، بعضی‌شان عجیب و بعضی‌شان بیشتر شبیه شوخی‌ هستند که جدی گرفته شده‌اند. ۱. پیشنهاد ازدواج با NFT در اوج تب NFTها، بعضی‌ها تصمیم گرفتند حلقه فیزیکی را کنار بگذارند و به جای آن یک NFT اختصاصی طراحی کنند و با همان پیشنهاد ازدواج بدهند. تصویری دیجیتال، ثبت‌شده روی بلاکچین، با توضیحی شاعرانه در متادیتا. ایده این بود که «عشق ما هم مثل بلاکچین، غیرقابل تغییر و ابدی است». از نظر تکنولوژیک جذاب است؟ بله. از نظر رومنس؟ بستگی دارد طرف مقابل چقدر طرفدار وب۳ (Web3) باشد. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/telegram-earned-5m-digital-valentines-gifts/" content="فروش ۵ میلیون دلاری هدیه‌های دیجیتالی تلگرام در روز ولنتاین؛ استقبال گسترده کاربران" ][/sc] ۲. نصف سید فریز الان، نصف دیگر بعد از گفتن بله در انجمن‌های کریپتویی، این شوخی زیاد دیده می‌شود: کسی برای ولنتاین مقداری کریپتو هدیه می‌دهد، اما فقط نیمی از عبارت بازیابی را می‌دهد و می‌گوید: نصف دوم بعد از اینکه گفتی YES. این بیشتر یک میم است تا حرکت جدی، اما نشان می‌دهد که حتی مفاهیم امنیت کیف پول هم می‌توانند وارد فضای عاشقانه شوند. عشق مدرن یعنی اعتماد… و بکاپ گرفتن جداگانه از ۱۲ کلمه. ۳. پیام عاشقانه روی بلاکچین بیت‌کوین بعضی‌ها پا را فراتر گذاشته‌اند و پیام عاشقانه‌شان را مستقیم داخل بلاکچین ثبت کرده‌اند. تراکنشی با داده‌ای کوچک که برای همیشه در تاریخ شبکه می‌ماند. دیگر لازم نیست نگران پاک شدن چت‌ها باشید. یک «دوستت دارم» همراه با کارمزد شبکه و تایید ۶ بلاک. عشق وقتی آنچین شود، دیگر به سادگی قابل حذف نیست. ۴. کیف پول کاغذی با طرح قلب قبل از اینکه NFTها همه جا را بگیرند، یکی از هدیه‌های محبوب‌تر، چاپ Paper Wallet با طرح ولنتاینی بود. QR کد زیبا، کمی بیت کوین داخلش و پاکتی قرمز که از بیرون شبیه کارت تبریک است و داخلش دارایی که ده سال بعد ارزشش چند برابر شده… یا شاید هم نه. این همان هدیه‌ای است که همزمان هم رمانتیک است هم پرریسک. درست مثل خود بازار. ۵. تتوی آدرس بیت کوین روی بدن بعضی‌ها حتی آدرس عمومی بیت کوین خودشان را تتو کرده‌اند تا دیگران بتوانند برایشان BTC بفرستند. تصور کیند در ولنتاین بگویید: اگر دوستم داری، اسکن کن. این شاید عجیب‌ترین ترکیب بین هنر بدن و اقتصاد غیرمتمرکز باشد. حداقل یک چیزش قطعی است: این یکی را دیگر نمی‌شود Undo کرد. ۶. کالکشن‌های NFT مخصوص ولنتاین در سال‌های اخیر، پلتفرم‌های مختلف NFT هر سال کالکشن‌های مخصوص ولنتاین منتشر می‌کنند. قلب‌های پیکسلی، کاراکترهای عاشق، آثار دیجیتال با تم «Diamond Hands in Love». ولنتاین در Web3 شبیه گالری آنلاین است که همه چیزش قابل معامله است. حتی احساسات! نکته جدی در میان این همه شوخی با همه بامزگی‌ها، واقعیتی تلخ هم وجود دارد: رومنس اسکم‌ها در دنیای کریپتو بسیار رایج‌اند. اگر کسی که نمی‌شناسید از شما بخواهد برای اثبات عشق، برایش کریپتو بفرستید، مطمئن شوید بیشتر قرار است در دام فیشینگ با تم ولنتاین گرفتار شوید تا داستان عاشقانه. عشق واقعی نیازی به انتقال فوری USDT ندارد. جمع‌بندی: وقتی عشق سخت‌افزاری می‌شود ولنتاین در دنیای کریپتو فقط درباره هدیه نیست. درباره فرهنگ است. درباره این‌که چطور تکنولوژی جدید حتی وارد زبان عشق شده. از NFT حلقه نامزدی گرفته تا پیام‌های ثبت‌شده روی بلاکچین، همه‌شان یک چیز را نشان می‌دهند: انسان‌ها حتی وقتی وارد دنیای غیرمتمرکز می‌شوند، باز هم دنبال ارتباط، شوخی، خلاقیت و معنا هستند. شاید در نهایت، عجیب‌ترین بخش ماجرا این نباشد که عشق آنچین شده. عجیب‌ترین بخش این است که حتی در میان کد و هش و کلید خصوصی، باز هم قلب پیدا می‌شود. ❤️ شما اگر قرار بود هدیه کریپتویی برای ولنتاین بدهید، کدام را انتخاب می‌کردید؟ NFT؟ کیف پول با چند ساتوشی؟یا فقط پیامی ساده که بگوید: «من و تو، بدون نیاز به تاییدیه شبکه.»

از سقوط بیت کوین تا نبرد کنگره؛ بسنت Clarity Act را نسخه آرامش بازار می‌داند

ساجده حسینی
25 بهمن 1404 - 17:00
اسکات بسنت (Scott Bessent)، وزیر خزانه‌داری آمریکا، معتقد است که اگر لایحه Clarity Act (قانون شفافیت) تصویب شود، نوسانات شدید و استرس فعلی معامله‌گران کاهش می‌یابد. او می‌گوید دلیل اصلی ریزش‌های سنگین و فضای ملتهب مارکت، نبود یک چارچوب قانونی شفاف است و تصویب این لایحه می‌تواند اعتماد از دست رفته را به بازار برگرداند. به گزارش میهن بلاکچین، بسنت هشدار داده است که زمان برای کریپتو بسیار حساس است؛ اگر تصویب این لایحه تا بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ عقب بیفتد، شانس تبدیل شدنش به قانون به‌شدت کم می‌شود. او تاکید دارد که این قانون باید هرچه سریع‌تر نهایی شود و حداکثر تا بهار پیش‌رو روی میز رئیس‌جمهور قرار بگیرد؛ چرا که اگر دموکرات‌ها در انتخابات پیروز شوند و قدرت در کنگره جابه‌جا شود، شانس تصویب این لایحه عملا از بین می‌رود. مخالفت بازیگران بزرگ کریپتو با لایحه جدید؛ از جبهه‌گیری کوین‌بیس تا برچسب «پوچ‌گرا» توسط بسنت اسکات بسنت، در صحبت‌های اخیرش از برخی از شرکت‌های بزرگ صنعت کریپتو انتقاد کرده و آن‌ها را مانع اصلی پیشرفت قانون‌گذاری می‌داند. او معتقد است بخشی از ریزش سنگین و فشار فروش اخیر بازار، «خودساخته» است و دلیل آن هم لجبازی همین شرکت‌ها است.  او در این باره گفت: گروهی از شرکت‌های کریپتویی در برابر این لایحه ایستاده‌اند و این برای کل صنعت نتیجه خوبی نداشته است. یکی از اصلی‌ترین مخالفان، صرافی کوین‌بیس (Coinbase) است. این صرافی به دلیل محدودیت‌هایی که لایحه برای پرداخت سود روی استیبل‌ کوین‌ها در نظر گرفته، حمایتش را پس گرفته است. برایان آرمسترانگ (Brian Armstrong)، مدیرعامل کوین‌بیس، موضع خود را این‌طور بیان کرده است: ترجیح می‌دهیم اصلا قانونی نباشد تا اینکه یک قانون بد داشته باشیم. اما بسنت با این منطق موافق نیست و واکنش‌های بسیار تندی نشان داده است. او هفته گذشته منتقدان لایحه را پوچ‌گرا (Nihilist) خطاب کرد و گفت: هر کسی که نمی‌خواهد Clarity Act اجرا شود، بهتر است به السالوادور نقل مکان کند. او حتی در یک برنامه تلویزیونی، این دسته از فعالان بازار را «بازیگران سرکش» نامید تا نشان دهد دولت در تصویب این قانون چقدر مصمم است. ریزش قیمت بیت‌ کوین و حساسیت مارکت به نبود قوانین مشخص به‌دنبال نوسانات شدید اخیر، بیت‌ کوین در یک ماه گذشته بیش از ۲۹ درصد ریزش کرده است. این افت قیمت، بازار کریپتو را وارد فاز ترس و بی‌اعتمادی کرده است. بسنت معتقد است که تصویب لایحه Clarity Act می‌تواند به مارکت کمک کند تا از این وضعیت بحرانی خارج شود و مسیر روشن‌تری را در پیش بگیرد. او در گفت‌وگو با CNBC تاکید کرد: اندکی شفاف‌سازی درباره لایحه Clarity می‌تواند آرامش و اطمینان خاطر زیادی به بازار تزریق کند. انتخابات ۲۰۲۶؛ خطری که آینده سیاست‌های کریپتویی آمریکا را تهدید می‌کند بسنت هشدار داده است که اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو، دموکرات‌ها کنترل مجلس را به دست بگیرند، شانس رسیدن به توافق برای تصویب نهایی لایحه Clarity تقریبا به صفر می‌رسد. او با یادآوری محدودیت‌های شدید دوره قبلی و برای نشان دادن حساسیت موضوع گفت: ببینید دموکرات‌ها در دوره بایدن چه بلایی سر کریپتو آوردند؛ آن دوران برای این صنعت تقریبا حکم یک واقعه انقراض را داشت. این صحبت‌ها نشان می‌دهد که نگرانی سیاست‌گذاران حامی کریپتو فقط محدود به نوسانات قیمت و مسائل اقتصادی نیست؛ بلکه آن‌ها به‌شدت نگران تغییر جهت سیاسی و از دست رفتن فرصت طلایی برای قانونی کردن فعالیت‌های این حوزه هستند. در واقع، اگر این سیاست‌ها تا قبل از جابه‌جایی قدرت به قانون تبدیل نشوند، ممکن است با تغییر ترکیب کنگره به‌سادگی کنار گذاشته شوند. احتمال انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ۲۰۲۶ در پلتفرم Polymarket شانس تصویب لایحه چقدر است؟ نگاهی به پیش‌بینی‌های بازار با وجود این‌که تنش‌های سیاسی و اختلاف‌نظرهای داخلی در صنعت، مسیر قانون‌گذاری را پیچیده کرده است، اما بازارهای پیش‌بینی تصویر متفاوتی را نشان می‌دهند. طبق داده‌های پلتفرم پلی‌مارکت (Polymarket)، لایحه Clarity Act همچنان حدود ۵۷ درصد شانس دارد که تا پایان سال ۲۰۲۶ به یک قانون رسمی تبدیل شود. شانس ۵۷ درصدی تصویب لایحه Clarity Act در سال ۲۰۲۶ - منبع: پلی‌مارکت

ترامپ مدیا برای دو ETF جدید کریپتو مرتبط با بیت کوین-اتریوم و کرونوس ثبت‌نام کرد

کسرا خلیفه‌پور
25 بهمن 1404 - 16:00
گروه رسانه و فناوری ترامپ (Trump Media & Technology Group)، متعلق به دونالد ترامپ، درخواست رسمی خود را برای راه‌اندازی دو صندوق قابل معامله ETF جدید در بورس به کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) ارائه کرد. این اقدام که در روز جمعه، ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ (February 13, 2026) انجام شد، نشان‌دهنده تصمیم جدی این شرکت برای پیوند دادن فعالیت‌های رسانه‌ای خود با بازار دارایی‌های دیجیتال و گسترش محصولات مالی این مجموعه است. به گزارش میهن بلاکچین، طبق اطلاعیه بخش مالی این شرکت که با نام «تروث سوشال فاندز» فعالیت می‌کند، آن‌ها قصد دارند دو محصول مالی جدید شامل «صندوق ترکیبی بیت کوین و اتر» و «صندوق بهینه‌ساز بازده کرونوس» را روانه بازار کنند. این درخواست‌ها در حال حاضر توسط نهادهای نظارتی در حال بررسی است و برای اجرایی شدن، در انتظار تایید نهایی این سازمان هستند تا سرمایه‌گذاران بتوانند به صورت رسمی به آن‌ها دسترسی داشته باشند. استیو نیمتز (Steve Neamtz)، مدیر شرکت مشاور این پروژه، اعلام کرد که هدف آن‌ها ایجاد بستری ساده برای سرمایه‌گذاران است تا بتوانند هم‌زمان با رشد قیمت‌ها، از طریق روش‌هایی مثل استیکینگ (Staking) درآمد کسب کنند. این پروژه‌ها با همکاری صرافی ارزهای دیجیتال کریپتو دات کام (Crypto.com) اجرا می‌شوند و این صرافی وظیفه نگهداری امن دارایی‌ها یا همان حضانت و تامین نقدینگی را بر عهده خواهد داشت. سرمایه‌گذاران برای استفاده از این صندوق‌های ETF باید سالانه ۰.۹۵ درصد کارمزد مدیریت پرداخت کنند. جزئیات صندوق‌های پیشنهادی و پاداش استیکینگ صندوق مشترک بیت کوین و اتر به‌گونه‌ای طراحی شده که تغییرات قیمتی این دو ارز برتر بازار از نظر ارزش بازار را دنبال کند. نکته مهم اینجاست که این صندوق، پاداش‌های حاصل از فعالیت در شبکه اتریوم را نیز به سرمایه‌گذاران منتقل می‌کند. صندوق دوم نیز بر روی ارز دیجیتال کرونوس (CRO) تمرکز دارد که توکن اختصاصی صرافی کریپتو دات کام است و شامل درآمدهای حاصل از فعالیت‌های فنی این شبکه نیز می‌شود. شرکت رسانه‌ای ترامپ که بیشتر برای مدیریت شبکه اجتماعی تروث سوشال (Truth Social) شناخته می‌شود، حالا به شکل فعالی در حال نفوذ در دنیای ارزهای دیجیتال است. این شرکت پیش‌تر در فروردین ۱۴۰۴ (April 2025) و شهریور ۱۴۰۴ (September 2025) نیز قراردادهایی برای انباشت ارز دیجیتال کرونوس و ترکیب دارایی‌های دیجیتال با اوراق بهادار سنتی امضا کرده بود. وضعیت خروج سرمایه از صندوق‌های اسپات (Spot) بیت کوین در حالی که ترامپ به دنبال راه‌اندازی محصولات جدید است، داده‌های آنچین نشان می‌دهد که صندوق‌های ETF اسپات بیت کوین در هفته‌های اخیر با چالش مواجه بوده‌اند. این صندوق‌ها در چهار هفته متوالی با خروج پول توسط سرمایه‌گذاران مواجه شده‌اند که تنها در آخرین هفته، حدود ۳۶۰ میلیون دلار سرمایه از آن‌ها خارج شده است. برخی از آمارهای مهم خروج سرمایه در بهمن ماه ۱۴۰۴ به شرح زیر است: ۹ بهمن (January 29): خروج ۸۱۷ میلیون دلار سرمایه ۱۰ بهمن (January 30): خروج ۵۰۹ میلیون دلار سرمایه ۱۵ بهمن (February 4): خروج ۵۴۴ میلیون دلار سرمایه خروج سرمایه از صندوق‌های ETF اسپات بیت کوین برای چهارمین هفته متوالی ادامه یافت که نشان‌دهنده احتیاط معامله‌گران در قیمت‌های فعلی است - منبع: SoSoValue اگرچه در برخی روزها مثل ۱۴ بهمن حدود ۵۶۱ میلیون دلار پول وارد این صندوق‌ها شده است، اما در مجموع حجم خروج پول بیشتر از ورود آن بوده و بازار با یک روند نزولی در جذب سرمایه مواجه شده است.

بیت‌ کوین در ارزان‌ترین سطح ۳ سال اخیر؛ آیا شمارش معکوس برای انفجار قیمت آغاز شده است؟

ساجده حسینی
25 بهمن 1404 - 15:30
براساس داده‌های آن‌چین، بیت‌ کوین برای نخستین‌بار از سال ۲۰۲۳ به محدوده کم‌ارزش‌گذاری‌شده (Undervalued) نزدیک شده است. تحلیلگران، این وضعیت را نشانه‌ای قوی برای احتمال پایان روند نزولی فعلی می‌دانند. از طرفی، نسبت MVRV که ارزش بازار را با ارزش واقعی مقایسه می‌کند هم اکنون به پایین‌ترین سطح خود در سه سال گذشته رسیده است. به گزارش میهن بلاکچین، این اتفاق پس از آن رخ داد که قیمت بیت‌ کوین هفته گذشته برای مدتی به زیر کانال ۶۰,۰۰۰ دلار سقوط کرد و بازار با موجی از فشار فروش کوتاه‌مدت روبه‌رو شد. با این حال، کارشناسان معتقد هستند درحالی‌که نوسانات سطحی قیمت باعث نگرانی شده است، رفتار شاخص‌های فاندامنتال تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد و احتمالا بازار در حال آمادگی برای یک چرخش صعودی است. بیت‌ کوین در یک قدمی محدوده «ارزان»؛ نسبت MVRV به کم‌ترین سطح از سال ۲۰۲۳ رسید! براساس گزارش کریپتوکوانت (CryptoQuant)، نسبت MVRV هفته گذشته به عدد ۱/۱۳ رسیده است. جالب است بدانید، این سطح، آخرین بار در مارس ۲۰۲۳ مشاهده شده بود؛ یعنی زمانی که بیت‌ کوین در محدوده ۲۰,۰۰۰ دلار معامله می‌شد. نسبت MVRV دقیقا چه می‌گوید؟ این نسبت، ارزش بازار بیت‌ کوین را با «ارزش واقعی» آن مقایسه می‌کند؛ یعنی قیمتی که هر واحد بیت‌ کوین آخرین‌بار در آن جابه‌جا شده است. براساس تحلیل آن‌چین، وقتی عدد MVRV به زیر یک برسد، بیت‌ کوین وارد محدوده کم‌ارزش‌گذاری می‌شود. اکنون با قرار گرفتن این عدد در محدوده ۱/۱، می‌توان گفت قیمت در حال نزدیک شدن به یک ناحیه جذاب خرید برای هولدرها است. نمودار نسبت MVRV بیت‌ کوین در کمترین سطح ۳ سال اخیر تحلیل کریپتو دن (Crypto Dan)، از تحلیلگران برجسته پلتفرم کریپتوکوانت، بر این نکته تاکید دارد که ما در حال حاضر با یک چرخه متفاوت نسبت به گذشته روبه‌رو هستیم. در این چرخه، رفتار قیمت بر اساس الگوهای سنتی پیش نمی‌رود. او اشاره می‌کند که از زمان ثبت آخرین سقف تاریخی در اکتبر ۲۰۲۵، بیت‌کوین حدود چهار ماه است که در یک روند نزولی فرسایشی قرار گرفته و حالا به تدریج در حال نزدیک شدن به منطقه‌ای است که از نظر ارزش‌گذاری، «ارزان» محسوب می‌شود. نکته کلیدی در تحلیل او این است که با وجود ریزش‌های اخیر، بازار هنوز به آن سطوح بیش‌فروشی (Oversold) که در کف‌ چرخه‌های قبلی (مانند سال ۲۰۱۸ یا ۲۰۲۲) شاهد بودیم، نرسیده است. علت این اتفاق به رفتار بیت‌ کوین در مسیر صعودی برمی‌گردد. نمودار نسبت MVRV بیت‌ کوین و سطح ارزش‌گذاری‌شده برخلاف دوره‌های گذشته، BTC در موج صعودی اخیر خود هرگز وارد فاز بیش‌ارزش‌گذاری شدید یا حباب قیمتی نشد. به بیان ساده‌تر، چون قیمت در زمان اوج خود بیش از حد از ارزش ذاتی‌اش فاصله نگرفته بود، اکنون در زمان ریزش نیز انتظار نمی‌رود که شاهد سقوط‌های سنگین و رسیدن به سطوح ناامیدی مطلق باشیم. بر اساس این منطق، «کریپتو دن» معتقد است که کف‌سازی در این دوره احتمالا متفاوت و کم‌عمق‌تر از چرخه‌های قبلی خواهد بود. این یعنی شاید بازار برای پیدا کردن کف قیمت، نیازی به ریزش‌های ۸۰ یا ۹۰ درصدی که در گذشته مرسوم بود، نداشته باشد. سیگنال تاریخی برای کف‌سازی؛ شاخص Z-Score بیت‌ کوین به سطوح استثنایی رسید! علاوه‌بر موارد قبلی، نشانه‌های جدی دیگری هم دیده می‌شود که نشان می‌دهد روند نزولی احتمالا به روزهای پایانی خود رسیده است. طبق گزارش‌ها، شاخص Z-Score که فاصله قیمت را با ارزش واقعی شبکه می‌سنجد به سطحی سقوط کرده است که حتی از کف‌های تاریخی در سال‌های ۲۰۱۵، ۲۰۱۸، سقوط کرونایی ۲۰۲۰ و ریزش بزرگ ۲۰۲۲ هم پایین‌تر است. مایکل ون د پوپه (Michaël van de Poppe)، تحلیل‌گر و معامله‌گر سرشناس، در این‌باره می‌گوید:  وضعیت فعلی شاخص Z-Score مشابه یا حتی پایین‌تر از نقاطی است که در گذشته کف‌های بلندمدت بازار در آن‌ها شکل گرفته‌اند. همچنین، تحلیلگری به نام GugaOnChain با بررسی داده‌های آن‌چین اعلام کرد: بیت‌کوین رسما وارد منطقه تسلیم (Capitulation) شده است؛ یعنی جایی که فروشندگان ناامید از بازار خارج می‌شوند. نمودار Z-Score MVRV بیت‌کوین و نشانه‌های کف قیمتی شاخص‌ها نشان می‌دهند که ما در آستانه ورود به فاز انباشت تاریخی هستیم. انحراف آماری این شاخص، یک فرصت خرید بزرگ را فریاد می‌زند و نشان می‌دهد که کف این چرخه احتمالا همین حالا در حال شکل‌گیری است. آیا به پایان روند نزولی بیت‌ کوین نزدیک شده‌ایم؟ هرچند در حال حاضر همچنان با فشار فروش کوتاه‌مدت دست‌و‌پنجه نرم می‌کنیم؛ اما رفتار شاخص‌های فاندامنتال نشان می‌دهد بازار احتمالا به مرحله‌ای رسیده است که در چرخه‌های قبلی، نقطه شروعی برای چرخش روند بوده است. شاخص‌هایی مثل MVRV و Z-Score همگی به نقاط حساس تاریخی نزدیک شده‌اند؛ یعنی دقیقا همان سطوحی که معمولا پس از آن‌ها، بازار با قدرت وارد فاز رشد شده است.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر