• تتر:
    191,548.32 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    59.21%
  • دامیننس اتریوم:
    11.24%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:65 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
65 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.21%
نرخ تتر
191,548.32 تومان

آخرین مطالب

ویتالیک بوترین: کارمزد ۹۰ درصد از تراکنش‌های اتریوم کاهش می‌یابد

رضا حضرتی
15 شهریور 1405 - 13:00
آیا اتریوم در آستانه یک تحول بزرگ در نحوه پردازش تراکنش‌هاست؟ ویتالیک بوترین، بنیان‌گذار اتریوم، در اظهارات اخیر خود جزئیات هیجان‌انگیزی از بهینه‌سازی‌های فنی شبکه ارائه کرده است که می‌تواند سرعت را افزایش و هزینه‌ها را به‌شدت کاهش دهد. به گزارش میهن بلاکچین، ویتالیک بوترین به‌تازگی اعلام کرده است که تحقیقات جدید روی فرمت تراکنش‌های اتریوم، دیدگاه بسیار روشن‌تری به توسعه‌دهندگان داده است. این تحقیقات نشان می‌دهند که ساختار هر تراکنش را می‌توان به دو بخش مجزا یعنی اقدامات (Actions) و وابستگی‌ها (Dependencies) تقسیم کرد. اما این تفکیک چه معنایی دارد و چرا برای کاربران عادی اتریوم مهم است؟ اقدامات در برابر وابستگی‌ها و رمزگشایی از یک مفهوم فنی برای درک بهتر این موضوع، ویتالیک این دو بخش را این‌گونه توضیح می‌دهد: وابستگی‌ها (Dependencies): این بخش شامل تمام پیش‌نیازهایی است که ثابت می‌کند یک تراکنش معتبر است. مواردی مانند امضاهای دیجیتال، اثبات‌های رمزنگاری مرکل (برای UTXOها) و فناوری‌های پیشرفته حریم خصوصی و مقیاس‌پذیری مثل ZK-SNARKها یا STARKها در این دسته قرار می‌گیرند. اقدامات (Actions): این بخش، هسته اصلی و خروجی نهایی تراکنش است؛ یعنی همان دستوری که مثلاً باعث انتقال ارز ETH از یک کیف پول به کیف پول دیگر می‌شود. چرا این جداسازی انقلابی است؟ تا پیش از این، شبکه اتریوم این دو بخش را در هم تنیده پردازش می‌کرد. اما بوترین معتقد است با جداسازی آن‌ها، می‌توان «وابستگی‌ها» را به‌صورت موازی (Parallel) پردازش کرد که سرعت شبکه را به‌شدت بالا می‌برد. علاوه بر این، وابستگی‌های مرتبط با وضعیت شبکه می‌توانند مستقیماً در لایه ممپول (Mempool)، فضایی که تراکنش‌ها قبل از تایید در آنجا منتظر می‌مانند مدیریت شوند. حتی می‌توان این وابستگی‌ها را به جای پردازش سنگین در شبکه اصلی، با «اثبات‌های STARK» جایگزین کرد. نتیجه این کار؟ کاهش شدید بار پردازشی و حجم داده‌ها در بلاک‌چین اتریوم. کاهش هزینه‌های گس (Gas) برای ۹۰ درصد کاربران! یکی از مهم‌ترین بخش‌های صحبت‌های ویتالیک، اشاره به تفاوت تراکنش‌های پویا (Dynamic) و ایستا (Static) بود. او تاکید کرد که استراتژی مقیاس‌پذیری اتریوم باید این دو را از هم متمایز کند. بخش‌هایی از تراکنش که قابل تحلیلِ ایستا و ساده هستند، باید شامل گس (Gas) کمتری شوند. نکته جالب اینجاست که به گفته ویتالیک، بیش از ۹۰ درصد از حجم فعالیت‌های فعلی در شبکه اتریوم، نیازی به انعطاف‌پذیری و پیچیدگی‌های پویا (مثل قراردادهای هوشمند بسیار پیچیده) ندارند. این یعنی اگر این به‌روزرسانی‌ها اعمال شوند، اکثریت قریب‌به‌اتفاق کاربران عادی هزینه‌های بسیار کمتری برای تراکنش‌های خود پرداخت خواهند کرد. پروپوزال EIP-8141 ویتالیک در پایان صحبت‌های خود به پروپوزال EIP-8141 اشاره کرد؛ طرحی که اتریوم را به سمت یک سیستم یکپارچه‌تر با «لیست فراخوانی حداقلی» (Minimal call-list) سوق می‌دهد. این مسیر جدید کاملاً با فناوری‌های نوظهوری مانند ممپول‌های بازگشتی STARK و نانس‌های کلیددار (Keyed nonces) هم‌خوانی دارد و نشان می‌دهد که اتریوم در حال ساختن زیرساختی بهینه‌تر، ارزان‌تر و بسیار سریع‌تر برای آینده است.

رابین‌هود در دوراهی آربیتروم و سولانا؛ چرا مدل «صاحب‌خانه» به «مستأجر» ترجیح داده شد؟

رضا حضرتی
15 شهریور 1405 - 11:00
تصمیم اخیر پلتفرم معاملاتی رابین‌هود (Robinhood) برای راه‌اندازی شبکه اختصاصی خود، به بحثی داغ میان بنیان‌گذاران بزرگ‌ترین شبکه‌های بلاکچینی تبدیل شده است. به گزارش میهن بلاکچین، این مناظره که در یک سوی آن آربیتروم و در سوی دیگر سولانا قرار دارد، تفاوت دیدگاه‌های بنیادین درباره آینده کارمزدها و مدل‌های درآمدی در صنعت کریپتو را به تصویر می‌کشد. استیون گلدفدر (Steven Goldfeder)، هم‌بنیان‌گذار آف‌چین لبز (شرکت توسعه‌دهنده آربیتروم)، به تازگی در پاسخ به انتقادات مطرح‌شده، از معماری شبکه خود دفاع کرد. به گفته گلدفدر، انتخاب آربیتروم به رابین‌هود این امکان را می‌دهد که تا ۹۰ درصد از کارمزدهای شبکه (Gas Fees) را برای خود حفظ کند و به یک جریان درآمدی پایدار دست یابد. او با استفاده از یک استعاره جالب توضیح داد که رابین‌هود با این انتخاب ترجیح داده است در شبکه خود نقش یک «صاحب‌خانه» را ایفا کند تا یک «مستأجر». گلدفدر معتقد است اگر رابین‌هود شبکه سولانا را انتخاب می‌کرد، نه‌تنها هیچ درآمدی از کارمزدها نداشت، بلکه برای ارائه تراکنش‌های یارانه‌ای و رایگان به کاربرانش، مجبور بود تمام هزینه‌ها را شخصاً از منابع مالی خود بپردازد. در طرف مقابل، آناتولی یاکوونکو (Anatoly Yakovenko)، هم‌بنیان‌گذار سولانا که با نام Toly نیز شناخته می‌شود، نگاه کاملاً متفاوتی به این رویکرد اقتصادی دارد. او پیش‌تر در پلتفرم ایکس (توییتر سابق) استدلال کرده بود که همان ۱۰ درصد سهم درآمدی که رابین‌هود اکنون ملزم است به آربیتروم پرداخت کند، آن‌قدر رقم قابل‌توجهی است که می‌تواند هزینه تراکنش‌های شبکه سولانا را تا ۴ برابر در همان بازه زمانی پوشش دهد. از دیدگاه یاکوونکو، رابین‌هود می‌توانست با استفاده از این منابع، تمام تراکنش‌ها را برای کاربرانش یارانه بدهد و یک تجربه کاملاً بدون کارمزد (Gas-free) را به آن‌ها ارائه کند. این تقابل و بحث بر سر «بهترین انتخاب برای رابین‌هود»، واکنش‌های تحلیلگران و دیگر فعالان صنعت را نیز در پی داشت. نینا رانگ (Nina Rong) در توییتی با نگاهی کلان‌تر به این موضوع پرداخت و زاویه جدیدی را مطرح کرد. او در توییت خود صراحتاً اعلام کرد که کاهش مداوم کارمزد تراکنش‌ها، دیگر بالاترین اولویت صنعت بلاکچین نیست. بر اساس توییت او، اولویت واقعی امروزِ شبکه‌ها، یافتن یک مدل کسب‌وکار پایدار است که خروجی آن مستقیماً به توسعه فناوری و رشد اکوسیستم بازگردد. رانگ با اشاره به اینکه بنیادهای بلاکچینی در ۵ سال گذشته بیشتر با اقداماتی نظیر ارائه کمک‌هزینه‌ها (Grants) و تلاش برای کاهش کارمزدها شناخته می‌شدند، توضیح داد که برای بقا و پیشرفت در ۵ سال آینده، شرکت‌های این حوزه نیازمند ساختارهای تجاری مستحکم‌تری هستند؛ مدل‌هایی که بر پایه کارمزد شبکه، تسهیم درآمد (Revenue Share) و توافقات تجاری قدرتمند بنا شده باشند. او در پایان نوشته خود، ضمن تمجید از تلاش‌های یاکوونکو برای ساخت یک اکوسیستم نوآورانه، از گلدفدر که سابقه چهار سال همکاری با او را داشته، به عنوان یکی از بهترین رهبران این صنعت یاد کرد.

صرافی MEXC محصول Earn Plus را راه‌اندازی کرد؛ وعده سود ۸۰۰ درصدی برای استیبل‌کوین‌ها چقدر واقعیت دارد؟

رضا حضرتی
15 شهریور 1405 - 09:00
صرافی ارز دیجیتال MEXC به تازگی از محصول جدید پس‌انداز انعطاف‌پذیر خود برای استیبل‌کوین‌ها با نام Earn Plus رونمایی کرده است. این محصول که با یک کمپین تبلیغاتی پرسروصدا همراه شده، نوید بازده سالانه (APR) تا سقف ۸۰۰ درصد را به کاربران می‌دهد. اما جزئیات این طرح چیست و سرمایه‌گذاران پیش از ورود به آن باید به چه نکاتی توجه کنند؟ Earn Plus چیست و چگونه کار می‌کند؟ محصول Earn Plus یک گزینه پس‌انداز با نقدینگی بالا است که به کاربران اجازه می‌دهد استیبل‌کوین‌های واجد شرایط خود را سپرده‌گذاری کرده و بدون نیاز به قفل کردن دارایی‌هایشان (Lock-up period)، سود دریافت کنند. ویژگی‌های کلیدی این محصول در حالت استاندارد عبارتند از: محاسبه و پرداخت سریع: سود کاربران به صورت ساعتی محاسبه شده و روزانه به حساب آن‌ها واریز می‌شود. انعطاف‌پذیری کامل: هیچ سقف سپرده‌گذاری و دوره نگهداری ثابتی وجود ندارد. کاربران می‌توانند در شرایط عادی بازار، دارایی خود را در عرض چند ثانیه برداشت کنند. نرخ سود پایه: در حالت عادی، نرخ سود این محصول بسته به شرایط و میزان سپرده‌گذاری، تا ۱۱ درصد متغیر است. این ویژگی‌ها، Earn Plus را در نقطه‌ای بین محصولات پس‌انداز انعطاف‌پذیر سنتی (با سود کمتر اما نقدشوندگی بالا) و محصولات قفل‌شده (با سود بیشتر اما غیرقابل برداشت برای مدتی مشخص) قرار می‌دهد. حقیقت پشت وعده سود ۸۰۰ درصدی چیست؟ رقم جذاب ۸۰۰ درصدی که در تیتر اخبار دیده می‌شود، مربوط به سود پایه این محصول نیست، بلکه یک کمپین تبلیغاتی موقت است که از ۲۷ آگوست تا ۲۴ اکتبر (۶ شهریور تا ۳ آبان) اجرا می‌شود. کاربران از سه طریق می‌توانند مشمول این افزایش‌دهنده‌های تبلیغاتی شوند: کاربران جدید: با تکمیل وظایف مشخص‌شده برای سپرده‌گذاری، تا سقف ۸۰۰ درصد APR دریافت می‌کنند. ارجاع (ریفرال): کاربران فعلی و جدید می‌توانند با دعوت از دوستان خود برای تکمیل سپرده‌گذاری، پاداش ۸۰۰ درصدی بگیرند. حجم سپرده: کاربرانی که سپرده خالص آن‌ها به آستانه مشخصی برسد، تا سقف ۵۰۰ درصد سود تشویقی دریافت می‌کنند. نکته بسیار مهم: باید توجه داشت که نرخ درصد سالانه (APR) سودی است که گویی برای یک سال کامل محاسبه می‌شود. از آنجا که این کمپین تنها برای مدت محدودی فعال است، اعمال نرخ ۸۰۰ درصدی برای چند روز، به معنای ۸۰۰ درصد بازدهی روی کل مبلغ سپرده‌گذاری شده نیست. این رقم در واقع یک استراتژی بازاریابی برای جذب مشتریان جدید به اکوسیستم MEXC است. امنیت و ریسک‌های سرمایه‌گذاری در Earn Plus صرافی MEXC محصول Earn Plus را گزینه‌ای کم‌ریسک معرفی کرده و مدعی است که ۱۰۰ درصد از اصل سرمایه سپرده‌گذاران محافظت می‌شود. با این حال، سرمایه‌گذاران باید به چند نکته حیاتی دقت کنند: تضمین صرافی، نه تضمین بانکی: این محافظت تنها یک ادعا از سوی خود صرافی است و به هیچ وجه معادل بیمه سپرده‌های بانکی که توسط دولت‌ها پشتیبانی می‌شوند، نیست. ابهام در تولید سود: در اطلاعیه منتشر شده، مشخص نشده است که MEXC این سودها را دقیقاً از چه طریقی (مانند وام‌دهی، پروتکل‌های دیفای، یا صرفاً بودجه بازاریابی) تأمین می‌کند و در شرایط بحرانی بازار، این تضمین سرمایه چگونه عمل خواهد کرد. ریسک‌های ذاتی: کاربران همچنان در معرض خطرات مربوط به خود پلتفرم، قراردادهای هوشمند، صادرکنندگان استیبل‌کوین‌ها و نوسانات نقدینگی بازار قرار دارند. استراتژی کلان صرافی‌ها فراتر از کارمزد معاملات معرفی Earn Plus بخشی از روند بزرگتر صرافی‌های کریپتویی برای کاهش وابستگی به کارمزدهای معاملاتی است. محصولاتی مانند پس‌انداز، استیکینگ و وام‌دهی، کاربران را تشویق می‌کنند تا دارایی‌های خود را به جای کیف پول‌های شخصی، در اکوسیستم صرافی نگه دارند. این کار نقدینگی صرافی را به شدت افزایش می‌دهد. به گفته MEXC (که البته به طور مستقل تأیید نشده است)، این صرافی در حال حاضر به بیش از ۴۰ میلیون کاربر در ۱۷۰ بازار جهان خدمات می‌دهد و از بیش از ۳۰۰۰ دارایی دیجیتال پشتیبانی می‌کند. محصول Earn Plus گزینه جذابی برای کاربرانی است که به دنبال کسب سود از استیبل‌کوین‌های خود بدون از دست دادن حق برداشت فوری هستند. با این حال، عیار واقعی این محصول و میزان جذابیت تجاری آن نه در کمپین تبلیغاتی ۸۰۰ درصدی دو ماهه، بلکه در نرخ بازدهی عادی (تا ۱۱ درصد) پس از پایان این کمپین مشخص خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از هرگونه سپرده‌گذاری، شرایط و قوانین، ارزهای واجد شرایط و ریسک‌های پنهان پلتفرم را به دقت مطالعه کنید.

آیا بیت کوین واقعا غیرمتمرکز است؟ از پژوهش ۲۰۲۱ تا خزانه‌داری بیت کوین در سال ۲۰۲۶

علی ابراهیمی
14 شهریور 1405 - 20:00
بیت کوین قرار بود پادشاه نداشته باشد؛ پولی بدون بانک، بدون دولت و بدون اتاقی پر از مدیران قدرتمند که بتوانند درباره سرنوشت دارایی مردم تصمیم بگیرند. اما اگر یک سوال ساده را کنار شعارها بگذاریم و واقعاً شروع به شمردن کنیم، تصویر کمی متفاوت می‌شود: چه کسانی واقعاً بخش بزرگی از بیت کوین را در اختیار دارند؟ این سوال در سال ۲۰۲۱ پاسخ نسبتاً تکان‌دهنده‌ای پیدا کرد. دو اقتصاددان، ایگور ماکاروف (Igor Makarov) از مدرسه اقتصاد لندن (LSE) و آنتوانت شوآر (Antoinette Schoar) از موسسه فناوری ماساچوست (MIT)، در پژوهشی برای دفتر ملی پژوهش اقتصادی آمریکا (NBER) تلاش کردند با تحلیل گسترده داده‌های بلاکچین بیت کوین، آدرس‌ها را به بازیگران واقعی شبکه نسبت دهند و تمرکز مالکیت، فعالیت ماینرها و نقش واسطه‌ها را بررسی کنند. نتیجه پژوهش این بود که مالکیت بیت کوین، دست‌کم بر اساس داده‌های مورد بررسی تا پایان سال ۲۰۲۰، بسیار متمرکزتر از چیزی بود که روایت «پول متعلق به همه» ممکن است القا کند. پژوهش جنجالی ۲۰۲۱ دقیقاً چه گفت؟ پژوهش «تحلیل بلاکچین بازار بیت کوین» (Blockchain Analysis of the Bitcoin Market) یکی از تلاش‌های مهم برای پاسخ دادن به پرسشی بود که روی کاغذ ساده به نظر می‌رسد اما در عمل بسیار دشوار است: چه کسی واقعاً بیت کوین دارد؟ مشکل اینجاست که بلاکچین بیت کوین نام و نام خانوادگی افراد را نمایش نمی‌دهد. شما با مجموعه‌ای از آدرس‌ها، تراکنش‌ها و موجودی‌ها مواجه هستید و یک فرد یا شرکت می‌تواند ده‌ها یا حتی هزاران آدرس مختلف داشته باشد. از طرف دیگر، آدرس‌های صرافی‌ها و کیف پول‌های آنلاین ممکن است بیت کوین متعلق به میلیون‌ها کاربر را به‌صورت تجمیعی نگهداری کنند. بنابراین شمردن آدرس‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند تصویر دقیقی از توزیع واقعی مالکیت ارائه دهد. ماکاروف و شوآر برای حل این مشکل از مجموعه‌ای از داده‌های عمومی و اختصاصی و الگوریتم‌هایی برای ارتباط دادن آدرس‌های مختلف به نهادها و بازیگران واقعی استفاده کردند. پژوهش NBER نشان می‌دهد که تا پایان سال ۲۰۲۰ حدود ۵.۵ میلیون بیت کوین در اختیار واسطه‌هایی مانند صرافی‌ها و کیف پول‌های آنلاین قرار داشت؛ در مقابل، سرمایه‌گذاران فردی در مجموع حدود ۸.۵ میلیون BTC در اختیار داشتند. اما حتی در میان سرمایه‌گذاران فردی نیز مالکیت به‌شدت متمرکز بود: ۱۰۰۰ سرمایه‌گذار برتر حدود ۳ میلیون BTC و ۱۰ هزار سرمایه‌گذار برتر حدود ۵ میلیون BTC در اختیار داشتند. همین ارقام بود که در آن زمان توجه زیادی را جلب کرد. با حدود ۱۹ میلیون بیت کوین در گردش در پایان ۲۰۲۰، ۵ میلیون BTC به حدود ۲۶ تا ۲۷ درصد عرضه در گردش می‌رسید؛ یعنی طبق برآورد پژوهش، گروهی بسیار کوچک از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران، سهمی بسیار بزرگ از بیت کوین در گردش را کنترل می‌کردند. برخی منابع این گروه را حدود ۰.۰۱ درصد از هولدرهای بیت کوین توصیف کردند. البته اینجا یک نکته مهم وجود دارد که نباید از آن عبور کرد: این عدد به معنی آن نیست که ۱۰ هزار انسان به‌صورت مستقیم و شخصی صاحب ۵ میلیون بیت کوین بوده‌اند. پژوهش تلاش کرده بود میان افراد، واسطه‌ها و سایر بازیگران تمایز ایجاد کند، اما ارتباط دادن هویت واقعی به آدرس‌های ناشناس ذاتاً با محدودیت همراه است. خود پژوهشگران نیز هشدار داده‌ بودند که برخی آدرس‌های بزرگ ممکن است تحت کنترل یک نهاد واحد باشند؛ بنابراین اندازه واقعی تمرکز حتی می‌تواند بیشتر از برآورد مشاهده‌شده باشد. بیت کوین فقط در دست نهنگ‌ها نبود؛ ماینرها هم متمرکز بودند اگر فکر می‌کنید مسئله فقط به مالکیت BTC مربوط می‌شد، داستان هنوز تمام نشده است. ماکاروف و شوآر در همان پژوهش به ساختار استخراج بیت کوین نیز نگاه کردند و به تمرکز قابل‌توجه قدرت ماینینگ رسیدند. بر اساس نتایج منتشرشده از این پژوهش، ۱۰ درصد از ماینرها حدود ۹۰ درصد ظرفیت استخراج را در اختیار داشتند و حدود ۰.۱ درصد ماینرها، یعنی چیزی در حدود ۵۰ ماینر، نزدیک به نیمی از ظرفیت استخراج را کنترل می‌کردند. این نکته اهمیت زیادی دارد، چون وقتی از غیرمتمرکز بودن بیت کوین حرف می‌زنیم، فقط موجودی کیف پول‌ها مطرح نیست. شبکه‌ای واقعاً غیرمتمرکز باید تا حد امکان در برابر تمرکز قدرت در لایه‌های مختلف مقاوم باشد؛ از مالکیت گرفته تا استخراج، نقدینگی و دسترسی به بازار. اینجا یکی از جالب‌ترین بخش‌های ماجرا ظاهر می‌شود. بیت کوین با وعده حذف واسطه‌ها متولد شد، اما خیلی زود بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی آن به واسطه‌هایی مثل صرافی‌ها و کیف پول‌های تحت مدیریت شرکت‌ها منتقل شد. ماکاروف و شوآر در بررسی تراکنش‌های شبکه نشان دادند که بخش قابل‌توجهی از فعالیت بیت کوین با صرافی‌ها و نهادهای مشابه ارتباط دارد. داده‌های مورد استناد بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی (BIS) از پژوهش آن‌ها نیز نشان می‌دهد حدود ۷۵ درصد از تراکنش‌های واقعی بیت کوین به صرافی‌ها، کیف پول‌های آنلاین و نهادهای مشابه مرتبط بوده‌اند. این موضوع لزوماً به معنی «شکست بیت کوین» نیست. می‌توان استدلال کرد که هدف بیت کوین ایجاد یک دفترکل بدون نیاز به اعتماد به یک مرجع مرکزی بوده، نه اینکه هیچ شرکت یا واسطه‌ای هرگز در اطراف آن شکل نگیرد. با این حال، یک تناقض جالب وجود دارد: برای استفاده آسان از دارایی‌ای که قرار بود واسطه‌ها را حذف کند، میلیون‌ها نفر همچنان به واسطه‌ها اعتماد می‌کنند. آیا این یعنی بیت کوین شکست خورده است؟ نه؛ و اتفاقاً اینجاست که باید مراقب تیترهای هیجان‌انگیز باشیم. متمرکز بودن مالکیت با متمرکز بودن شبکه یکی نیست. ممکن است بخش بزرگی از BTC در اختیار تعداد محدودی از بازیگران باشد، اما هیچ‌کدام از آن‌ها به‌تنهایی نتوانند قوانین شبکه را تغییر دهند یا تراکنش دیگران را حذف کنند. غیرمتمرکز بودن بیت کوین بیش از آنکه به توزیع ثروت میان افراد مربوط باشد، به توزیع قدرت برای اعتبارسنجی تراکنش‌ها، اجرای قوانین پروتکل و مقاومت در برابر کنترل یک بازیگر واحد مربوط است. بنابراین اگر کسی بگوید «چون نهنگ‌ها زیاد هستند، پس بیت کوین متمرکز است»، استدلالش بیش از حد ساده‌سازی شده است. اما از طرف دیگر، اینکه مالکیت بسیار متمرکز است نیز واقعیتی است که نمی‌توان با شعار «بیت کوین غیرمتمرکز است» از کنار آن عبور کرد. و دقیقاً همین‌جا، سال ۲۰۲۶ داستان را وارد مرحله جدیدی می‌کند. بیت کوین در سال ۲۰۲۶؛ نهنگ‌ها دیگر فقط کیف پول‌های ناشناس نیستند اگر پژوهش ۲۰۲۱ را در سال ۲۰۲۶ دوباره بخوانیم، یک تفاوت بزرگ به چشم می‌آید: ساختار بازار بیت کوین به‌شدت تغییر کرده است. در سال‌های گذشته، بخش مهمی از بحث درباره تمرکز مالکیت حول نهنگ‌ها، ماینرها و صرافی‌ها می‌چرخید. امروز اما باید بازیگران جدیدی را هم به معادله اضافه کرد: ETFهای اسپات بیت کوین و شرکت‌هایی که بیت کوین را به‌عنوان دارایی خزانه‌ای روی ترازنامه خود نگه می‌دارند. این اتفاق از یک جهت پذیرش بیت کوین را بسیار گسترده‌تر کرده اما از زاویه دیگری یک سوال تازه به وجود می‌آورد: اگر میلیون‌ها نفر مالک اقتصادی بیت کوین باشند، اما بخش بزرگی از این BTC توسط ETFها و متولیان نهادی نگهداری شود، آیا باید آن را تمرکز مالکیت بدانیم یا تمرکز حضانت این ارز دیجیتال؟ پاسخ به این سوال چندان ساده نیست. سرمایه‌گذاری در ETF لزوماً به این معنی نیست که مثلا شرکت بلک‌راک مالک اقتصادی نهایی بیت کوین‌های صندوق است؛ سرمایه‌گذاران واحدهای صندوق را در اختیار دارند و صندوق ساختار حقوقی و امانی مشخصی دارد. اما در هر صورت، نگهداری حجم عظیمی از BTC در ساختارهای نهادی باعث می‌شود نقش متولیان، بازارسازان و مدیران دارایی در اکوسیستم بیت کوین امروز بسیار بزرگ‌تر از چیزی باشد که یک کاربر بیت کوین در سال‌های ابتدایی تصور می‌کرد. غول‌های خزانه بیت کوین وارد بازی شده‌اند ماجرا حتی از ETFها هم فراتر رفته است. در سال ۲۰۲۶، مدل «شرکت خزانه بیت کوین» به یکی از پدیده‌های مهم بازار تبدیل شده است؛ شرکت‌هایی که بخشی از استراتژی مالی خود را حول انباشت و نگهداری BTC بنا کرده‌اند. در رأس این فهرست، استراتژی قرار دارد؛ شرکتی که زمانی مایکرواستراتژی نام داشت و حالا به بزرگ‌ترین هولدر شرکتی بیت کوین تبدیل شده و امروزه ۸۴۵٬۰۵۰ واحد از این ارز دیجیتال را در اختیار دارد. این فقط یک عدد بزرگ نیست؛ این عدد نشان می‌دهد مفهوم «هولدر بزرگ» در بازار بیت کوین تغییر کرده است. زمانی وقتی درباره نهنگ‌ها صحبت می‌کردیم، ذهنمان به سمت یک آدرس ناشناس یا سرمایه‌گذاری می‌رفت که هویت واقعی‌اش مشخص نبود. امروز اما یک شرکت سهامی عام می‌تواند هزاران بیت کوین را روی ترازنامه خود نگهداری کند و سهامداران، تحلیلگران و بازار تقریباً هر روز درباره استراتژی خرید آن صحبت کنند. استراتژی تنها نمونه نیست و شرکت‌های دیگری مانند متاپلنت، مارا هولدینگز نیز به این قافله پیوسته‌اند و حجم قابل‌توجهی بیت کوین در اختیار دارند. هرچند که ریزش قیمت در طول سال ۲۰۲۶ کمی بر مدل کسب‌وکار آنها فشار وارد کرده است. در مجموع، داده‌های منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد بیت کوین‌های در اختیار شرکت‌های عمومی و خصوصی بزرگ به سطحی رسیده که دیگر نمی‌توان اثر آن‌ها بر بازار را نادیده گرفت و امروزه این کسب‌وکارها به یکی از مهم‌ترین بازیگران بازار تبدیل شده‌اند. پس آیا بیت کوین در سال ۲۰۲۶ متمرکزتر شده است؟ اگر قرار باشد پژوهش سال ۲۰۲۱ را با بازار امروز مقایسه کنیم، یک تفاوت مهم خیلی زود خودش را نشان می‌دهد. آن زمان بخش قابل‌توجهی از بیت کوین در اختیار نهنگ‌ها، سرمایه‌گذاران بزرگ، صرافی‌ها و کیف پول‌هایی بود که هویت واقعی صاحبانشان برای عموم مشخص نبود. اما در سال ۲۰۲۶، به این بازیگران یک دسته جدید و بسیار قدرتمند هم اضافه شده است: شرکت‌های عمومی که بیت کوین را به‌عنوان دارایی خزانه نگهداری می‌کنند. شرکت‌هایی مانند Strategy حالا ده‌ها یا حتی صدها هزار بیت کوین در اختیار دارند و در کنار آن‌ها، ETFهای اسپات بیت کوین نیز حجم عظیمی از این دارایی را از طریق ساختارهای سازمانی نگهداری می‌کنند. با این حال، گفتن اینکه «بیت کوین امروز متمرکزتر از سال ۲۰۲۱ است» بدون بررسی دقیق داده‌های مالکیت، چندان درست نیست. پژوهش ماکاروف و شوآر تصویری از پایان سال ۲۰۲۰ ارائه می‌داد و نمی‌توان اعداد آن را مستقیماً به سال ۲۰۲۶ تعمیم داد. چیزی که با اطمینان می‌توان گفت این است که شکل تمرکز تغییر کرده است. اگر در گذشته نگرانی اصلی، قدرت نهنگ‌های ناشناس بود، امروز باید علاوه بر آن‌ها، قدرت شرکت‌های خزانه‌ای، ETFها، متولیان نهادی و صرافی‌های بزرگ را هم در نظر گرفت. این یعنی برای فهم تمرکز بیت کوین دیگر نمی‌توان فقط به این سوال نگاه کرد که «چه کسی چند بیت کوین دارد؟»؛ باید پرسید چه کسانی بخش بزرگی از عرضه را کنترل یا نگهداری می‌کنند و چه کسانی می‌توانند با تصمیم‌های خود بر جریان سرمایه و رفتار بازار اثر بگذارند. از این زاویه، شاید مهم‌ترین نکته این باشد که بیت کوین لزوماً متمرکزتر نشده؛ بلکه تمرکز آن در حال سازمان‌یافته‌تر و قابل‌مشاهده‌تر شدن است. بخشی از قدرتی که زمانی پشت آدرس‌های ناشناس پنهان بود، حالا در ترازنامه شرکت‌هایی قرار گرفته که نام، صورت‌های مالی و استراتژی سرمایه‌گذاری‌شان برای همه مشخص است. بنابراین پژوهش سال ۲۰۲۱ هنوز یک هشدار مهم برای بیت کوین دارد، اما سوال سال ۲۰۲۶ دیگر فقط این نیست که «چه تعداد نهنگ بیت کوین را در اختیار دارند؟»؛ سوال مهم‌تر این است که با ورود سرمایه سازمانی، آیا بیت کوین دارد از تمرکز پنهان به سمت تمرکز نهادی حرکت می‌کند؟ قبل از اینکه درباره «غیرمتمرکز بودن» بیت کوین قضاوت کنیم، این سه سوال را بپرسید شاید به‌جای اینکه درگیر شعارهای «بیت کوین کاملاً غیرمتمرکز است» یا «بیت کوین کاملاً متمرکز شده» شویم، بهتر باشد هر بار سه سوال ساده بپرسیم: چه کسی مالک است؟ چه کسی حضانت را در اختیار دارد؟ و چه کسی می‌تواند در صورت خرید یا فروش حجم عظیم دارایی، روی بازار اثر بگذارد؟ اگر پاسخ هر سه سوال به چند بازیگر محدود ختم شود، باید درباره تمرکز قدرت نگران شد؛ فرقی نمی‌کند آن بازیگران نهنگ‌های ناشناس سال ۲۰۱۲ باشند یا شرکت‌های بورسی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری سال ۲۰۲۶. در نهایت، شاید بزرگ‌ترین سوءبرداشت درباره بیت کوین این باشد که «غیرمتمرکز» را با «پراکنده» یکی بدانیم. یک شبکه می‌تواند از نظر فنی غیرمتمرکز باشد و در عین حال بخش بزرگی از ثروت آن در اختیار گروه کوچکی قرار گرفته باشد. بیت کوین شاید پادشاه نداشته باشد؛ اما در سال ۲۰۲۶ دیگر سخت است ادعا کنیم هیچ قدرت بزرگی در اطراف تخت آن وجود ندارد. و شاید مهم‌ترین سوال آینده نیز همین باشد: آیا ورود وال‌استریت و شرکت‌های خزانه‌ای، بیت کوین را به دارایی‌ای بالغ‌تر و پذیرفته‌شده‌تر تبدیل می‌کند یا به‌تدریج همان تمرکز قدرتی را بازسازی می‌کند که قرار بود از آن فرار کند؟ پاسخ این سوال را نه شعارها، بلکه اعداد روی بلاکچین و ترازنامه شرکت‌ها مشخص خواهند کرد.

چطور تغییر احساسات بازار کریپتو را قبل از حرکت قیمت تشخیص دهیم؟

علی ابراهیمی
14 شهریور 1405 - 16:00
گاهی نمودار بیت کوین یا یک آلت‌کوین برای چند روز هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد. قیمت در یک محدوده کوچک بالا و پایین می‌شود، حجم معاملات چندان چشمگیر نیست و به نظر می‌رسد بازار در انتظار یک محرک جدید نشسته است. اما در همین سکوت، ممکن است اتفاق مهمی در حال شکل گرفتن باشد. تعداد معامله‌گران فعال بیشتر می‌شود، حجم معاملات آرام‌آرام بالا می‌رود، کیف پول‌های بزرگ شروع به جابه‌جایی سرمایه می‌کنند و نام یک پروژه یا روایت خاص بیشتر از قبل در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود. هنوز روی نمودار اتفاق بزرگی نیفتاده، اما رفتار بازار تغییر کرده است. چند روز یا چند هفته بعد، همان تغییری که ابتدا فقط در رفتار معامله‌گران دیده می‌شد، ممکن است خودش را روی نمودار نشان دهد. این همان جایی است که احساسات بازار ارز دیجیتال اهمیت پیدا می‌کند. اما چطور می‌توان تغییر احساسات بازار را پیش از اینکه به یک حرکت بزرگ قیمتی تبدیل شود، تشخیص داد؟ احساسات بازار فقط صعودی یا نزولی نیست وقتی صحبت از احساسات بازار می‌شود، معمولاً دو کلمه به ذهن می‌رسد: صعودی (Bullish) و نزولی (Bearish). اما واقعیت بازار به این سادگی نیست. ممکن است معامله‌گران نسبت به آینده خوش‌بین باشند، اما هنوز برای ورود کامل به بازار تردید داشته باشند. یا ممکن است قیمت در حال رشد باشد، ولی بخش زیادی از معامله‌گران با ترس از اینکه «از بازار جا بمانند» وارد موقعیت شده باشند. گاهی بازار خوش‌بین است، اما محتاطانه رفتار می‌کند. گاهی همه بیش از حد مطمئن هستند که قیمت بالا می‌رود. در مقاطعی نیز معامله‌گران با وجود نگرانی از ریسک، همچنان به خرید ادامه می‌دهند. بنابراین احساسات بازار را بهتر است نه از روی یک تیتر خبری یا یک پست در شبکه‌های اجتماعی، بلکه از روی رفتار واقعی فعالان بازار بررسی کنیم. سوال اصلی این نیست که مردم چه می‌گویند؛ سوال این است که چه کاری انجام می‌دهند؟ بازار قبل از حرکت قیمت، تغییر می‌کند فرض کنید یک ارز دیجیتال چند روز است در محدوده مشخصی معامله می‌شود. قیمت هنوز از این محدوده خارج نشده، اما حجم معاملات در حال افزایش است. همزمان تعداد پوزیشن‌های باز در بازار مشتقات بیشتر شده و در شبکه‌های اجتماعی نیز صحبت درباره آن پروژه افزایش پیدا کرده است. هیچ‌کدام از این اتفاقات به‌تنهایی به معنی شروع یک روند صعودی نیست. اما کنار هم قرار گرفتن آنها یک پیام مهم دارد: توجه و مشارکت بازار در حال تغییر است. این تفاوت مهمی است که بسیاری از معامله‌گران نادیده می‌گیرند. آنها منتظر می‌مانند تا قیمت حرکت کند و بعد به دنبال دلیل آن بگردند؛ در حالی که گاهی تغییر رفتار معامله‌گران، زودتر از قیمت اتفاق افتاده است. به همین دلیل، تحلیل احساسات بازار بیشتر از اینکه درباره پیش‌بینی دقیق قیمت باشد، درباره پیدا کردن نشانه‌های اولیه تغییر رفتار بازار است. حجم معاملات؛ وقتی بازار دوباره بیدار می‌شود یکی از ساده‌ترین جاهایی که می‌توان تغییر علاقه معامله‌گران را دنبال کرد، حجم معاملات است. بازاری را تصور کنید که برای مدت طولانی کم‌رمق بوده و ناگهان حجم معاملات آن افزایش پیدا می‌کند. این اتفاق می‌تواند نشان دهد که سرمایه و توجه بیشتری وارد بازار شده است. اما اینجا یک دام وجود دارد: حجم بالا لزوماً نشانه صعود نیست. اگر قیمت همراه با افزایش حجم رشد کند، می‌توان آن را نشانه‌ای از افزایش تقاضا و مشارکت خریداران دانست. اما اگر همین افزایش حجم همزمان با سقوط شدید قیمت رخ دهد، ممکن است داستان کاملاً متفاوت باشد؛ معامله‌گران در حال خروج هستند یا موجی از لیکوییدیشن‌ها در بازار شکل گرفته است. بنابراین حجم معاملات به‌تنهایی جواب سوال ما را نمی‌دهد. ارزش واقعی آن زمانی مشخص می‌شود که در کنار قیمت، فشار خرید و فروش و سایر داده‌های بازار قرار بگیرد. شبکه‌های اجتماعی؛ جایی که یک روایت متولد می‌شود بخش بزرگی از اتفاقات بازار کریپتو ابتدا در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. ممکن است ناگهان تعداد پست‌ها و بحث‌ها درباره یک پروژه افزایش پیدا کند. چند تحلیلگر درباره یک توکن صحبت کنند، کاربران بیشتری آن را دنبال کنند و یک روایت جدید به‌تدریج بین معامله‌گران دست‌به‌دست شود. بعد از مدتی، حجم معاملات افزایش پیدا می‌کند و معامله‌گران بیشتری به دنبال فرصت‌های مرتبط با آن می‌روند. اما اینجا هم نباید هر موجی را جدی گرفت. ترند شدن با تقاضای واقعی فرق دارد. یک توکن می‌تواند برای چند ساعت در شبکه‌های اجتماعی سر و صدا به پا کند و بعد تقریباً به همان سرعت فراموش شود. در مقابل، ممکن است توجه به یک بخش از بازار به‌صورت آرام و تدریجی افزایش پیدا کند و در نهایت به یک روایت بزرگ تبدیل شود. پس به جای اینکه فقط بپرسیم «همه درباره این ارز صحبت می‌کنند؟»، بهتر است بپرسیم: آیا این افزایش توجه با رفتار واقعی بازار هم همراه شده است؟ اگر همزمان حجم معاملات، جریان سرمایه، فعالیت معامله‌گران و سایر داده‌ها نیز تغییر کرده باشند، احتمالاً با چیزی فراتر از یک موج کوتاه‌مدت در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو هستیم. بازار مشتقات چه چیزی را فاش می‌کند؟ گاهی برای فهمیدن احساسات معامله‌گران باید جایی را نگاه کنیم که آنها پول واقعی خود را در معرض ریسک قرار داده‌اند؛ یعنی بازار مشتقات. داده‌هایی مانند سود باز، فاندینگ ریت و آمار لیکوییدیشن می‌توانند نشان دهند معامله‌گران تا چه اندازه روی یک سناریوی خاص متمرکز شده‌اند. برای مثال، افزایش سود باز همزمان با رشد قیمت می‌تواند نشان دهد که فعالیت در بازار مشتقات بیشتر شده است. اگر فاندینگ ریت نیز به محدوده مثبت برود، مشخص می‌شود که تقاضا برای پوزیشن‌های لانگ افزایش یافته است. در نگاه اول، این اتفاق ممکن است کاملاً صعودی به نظر برسد. اما افزایش بیش از حد پوزیشن‌های لانگ می‌تواند روی دیگر ماجرا را هم نشان دهد: بازار بیش از اندازه روی رشد قیمت گمانه‌زنی کرده است. در چنین شرایطی، اگر قیمت برخلاف انتظار معامله‌گران حرکت کند، لیکویید شدن پوزیشن‌های اهرمی می‌تواند فشار فروش را تشدید کند. بنابراین داده‌های مشتقات فقط نمی‌گویند معامله‌گران صعودی هستند یا نزولی؛ بلکه کمک می‌کنند بفهمیم اعتماد آنها چقدر زیاد شده و بازار تا چه اندازه در یک جهت شلوغ است. نهنگ‌ها همیشه یک قدم جلوتر نیستند، اما مهم‌اند حرکت سرمایه توسط کیف پول‌های بزرگ نیز می‌تواند سرنخ دیگری از تغییر شرایط بازار باشد. وقتی تعداد یا حجم تراکنش‌های بزرگ افزایش پیدا می‌کند، توجه معامله‌گران به رفتار نهنگ‌ها جلب می‌شود. انباشت یک دارایی توسط کیف پول‌های بزرگ می‌تواند نشانه افزایش اعتماد باشد و انتقال حجم زیادی از دارایی به صرافی‌ها ممکن است احتمال افزایش فشار فروش را مطرح کند. اما اینجا هم نباید عجله کرد. هر تراکنش بزرگ یک سیگنال معاملاتی نیست. یک نهنگ ممکن است دارایی خود را بین چند کیف پول جابه‌جا کند یا صرفاً در حال مدیریت سرمایه باشد. بنابراین به جای تمرکز روی یک تراکنش، باید به دنبال الگوهای تکرارشونده بود. اگر طی چند هفته شاهد افزایش انباشت، تغییر جریان سرمایه، رشد حجم معاملات و بهبود نقدینگی باشیم، آن وقت رفتار نهنگ‌ها معنای بیشتری پیدا می‌کند. روایت‌های بزرگ بازار از یک اتفاق کوچک شروع می‌شوند اگر به چرخه‌های قبلی بازار کریپتو نگاه کنیم، می‌بینیم که بسیاری از روایت‌های بزرگ از ابتدا بزرگ و همه‌گیر نبوده‌اند. یک فناوری یا دسته‌ای از پروژه‌ها ابتدا توجه گروه کوچکی از معامله‌گران را جلب می‌کند. سپس گفت‌وگو درباره آنها افزایش پیدا می‌کند. سرمایه بیشتری وارد این بخش می‌شود و پروژه‌های بیشتری در همان روایت شکل می‌گیرند. بعد ناگهان همه درباره آن صحبت می‌کنند. این روند را می‌توان در روایت‌هایی مانند هوش مصنوعی، میم‌کوین‌ها، دیفای، راهکارهای لایه دوم و دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) مشاهده کرد. اما نکته جالب اینجاست که وقتی یک روایت به قدری بزرگ شده که همه آن را می‌بینند، ممکن است دیگر چندان زودهنگام نباشد. کسانی که تغییر را زودتر متوجه می‌شوند، لزوماً آینده را پیش‌بینی نکرده‌اند. آنها فقط دیده‌اند که توجه، سرمایه و مشارکت بازار در حال حرکت به سمت جدیدی است. گاهی بهترین سیگنال، همان چیزی است که روی نمودار نمی‌بینید یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های تحلیل احساسات این است که برای تغییر آن، لازم نیست قیمت حتماً حرکت بزرگی داشته باشد. فرض کنید قیمت بیت کوین هفته‌ها در یک محدوده مشخص نوسان می‌کند. در نگاه اول، بازار خسته‌کننده به نظر می‌رسد. اما همزمان حجم معاملات آرام‌آرام بیشتر می‌شود، فشار فروش کاهش پیدا می‌کند، نقدینگی بهبود می‌یابد، کیف پول‌های بزرگ در حال انباشت هستند و فعالیت معامله‌گران افزایش پیدا می‌کند. نمودار هنوز همان نمودار قبلی است. اما بازار دیگر همان بازار قبلی نیست. این تفاوت ظریف یکی از مهم‌ترین دلایلی است که باعث می‌شود معامله‌گران حرفه‌ای فقط به قیمت نگاه نکنند. قیمت نتیجه نهایی رفتار بازار است؛ اما داده‌های مختلف می‌توانند بخشی از آن رفتار را پیش از ظاهر شدن روی نمودار نشان دهند. مراقب باشید هایپ را با احساسات بازار اشتباه نگیرید در بازار کریپتو، سر و صدا زیاد است. هر روز یک توکن جدید، یک پروژه جدید یا یک روایت تازه می‌تواند در شبکه‌های اجتماعی ترند شود. اگر قرار باشد هر افزایش توجهی را به‌عنوان تغییر احساسات بازار در نظر بگیریم، خیلی زود در میان انبوهی از سیگنال‌های اشتباه گرفتار می‌شویم. هایپ بلند است؛ اما احساسات بازار الزاماً بلند نیست. یک موج تبلیغاتی ممکن است در چند ساعت میلیون‌ها بازدید ایجاد کند، اما هیچ سرمایه جدیدی وارد بازار نشود. در مقابل، ممکن است یک تغییر واقعی در رفتار سرمایه‌گذاران هفته‌ها آرام و بی‌سروصدا ادامه پیدا کند. بنابراین بهترین رویکرد این است که به جای دنبال کردن پرسر و صداترین روایت بازار، ببینیم آیا توجه، سرمایه و فعالیت معاملاتی واقعاً در یک جهت حرکت می‌کنند یا نه. چطور تغییر احساسات بازار را بررسی کنیم؟ برای بررسی احساسات بازار لازم نیست صدها نمودار و شاخص را همزمان زیر نظر داشته باشید. می‌توان کار را با چند سوال ساده شروع کرد. آیا فعالیت معامله‌گران بیشتر شده است؟ آیا حجم معاملات تغییر محسوسی کرده است؟ آیا سرمایه به شکل متفاوتی بین صرافی‌ها و کیف پول‌ها جابه‌جا می‌شود؟ آیا استفاده از اهرم افزایش یافته است؟ آیا توجه بازار به یک دارایی یا روایت خاص در حال بیشتر شدن است؟ و مهم‌تر از همه، آیا چند مورد از این تغییرات همزمان اتفاق افتاده‌اند؟ اگر پاسخ چند سوال به‌طور همزمان تغییر کند، احتمالاً ارزش دارد آن بازار را با دقت بیشتری بررسی کنید. هوش مصنوعی چطور می‌تواند به تحلیل احساسات کمک کند؟ مشکل اصلی اینجاست که اطلاعات موردنیاز برای تحلیل احساسات بازار در یک جا قرار ندارد. قیمت را باید از یک منبع بررسی کرد، حجم معاملات جای دیگری است، داده‌های مشتقات منبع دیگری دارند و برای فهمیدن تغییرات اجتماعی باید سراغ شبکه‌های اجتماعی و اخبار رفت. وقتی این داده‌ها جدا از یکدیگر بررسی شوند، ممکن است ارتباط میان آنها دیده نشود. اینجاست که ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند مفید باشند. هوش مصنوعی می‌تواند حجم بزرگی از داده‌ها را در مدت کوتاهی پردازش کند و تغییراتی را که ممکن است در بررسی دستی از چشم معامله‌گر پنهان بمانند، کنار یکدیگر قرار دهد. برای مثال، تصور کنید حجم معاملات یک توکن در حال افزایش است، فاندینگ ریت مثبت شده، کیف پول‌های بزرگ در حال انباشت هستند و همزمان بحث درباره آن پروژه در شبکه‌های اجتماعی بیشتر شده است. هیچ‌کدام از این موارد به‌تنهایی تضمین نمی‌کند قیمت صعود خواهد کرد. اما وقتی همه این نشانه‌ها همزمان تغییر می‌کنند، می‌توانند تصویری متفاوت از وضعیت بازار ارائه دهند. هدف چنین ابزارهایی نیز لزوماً پیش‌بینی قطعی قیمت نیست؛ بلکه کمک به معامله‌گر برای پاسخ دادن به یک سوال مهم است که الان در بازار چه چیزی در حال تغییر است. احساسات بازار را چطور در تصمیم‌گیری معاملاتی استفاده کنیم؟ تحلیل احساسات بهتر است به‌عنوان یک لایه اطلاعاتی در کنار سایر روش‌های تحلیل استفاده شود، نه یک سیگنال مستقل برای خرید یا فروش. فرض کنید احساسات نسبت به یک ارز دیجیتال به‌سرعت صعودی شده است. اگر همزمان حجم معاملات افزایش یافته، قیمت از مقاومت مهمی عبور کرده و داده‌های مشتقات نیز افزایش مشارکت معامله‌گران را نشان دهند، تصویر قابل‌اعتماد‌تری در اختیار داریم. اما اگر تنها چیزی که افزایش پیدا کرده، تعداد پست‌های شبکه‌های اجتماعی باشد، باید محتاط‌تر بود. به همین ترتیب، احساسات به‌شدت نزولی نیز لزوماً به معنی ادامه سقوط نیست. گاهی ترس شدید در بازار در نزدیکی کف‌های مهم شکل می‌گیرد و برعکس، خوش‌بینی افراطی می‌تواند در نزدیکی سقف‌های بازار دیده شود. بنابراین ارزش اصلی تحلیل احساسات در ترکیب آن با سایر داده‌ها و قرار دادن هر سیگنال در زمینه درست است. جمع‌بندی؛ قبل از نمودار، رفتار بازار را ببینید احساسات بازار معمولاً با یک اتفاق بزرگ تغییر نمی‌کند. این تغییر بیشتر شبیه موجی است که ابتدا آرام شکل می‌گیرد و بعد بزرگ می‌شود. ابتدا چند معامله‌گر بیشتر فعال می‌شوند. حجم معاملات افزایش پیدا می‌کند. یک روایت جدید توجه‌ها را به خود جلب می‌کند. نهنگ‌ها رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. موقعیت‌های معاملاتی تغییر می‌کنند و سرمایه به سمت بخش‌های خاصی از بازار حرکت می‌کند. در نهایت، همه این تغییرات می‌توانند خودشان را در قیمت نشان دهند. به همین دلیل، برای تحلیل احساسات بازار نباید فقط منتظر بمانیم تا نمودار حرکت کند. گاهی مهم‌ترین اتفاق بازار قبل از آنکه روی نمودار دیده شود، در رفتار معامله‌گران اتفاق افتاده است. البته هیچ‌یک از این نشانه‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند آینده قیمت را با قطعیت مشخص کند. هدف، پیشگویی بازار نیست؛ هدف این است که وقتی فضای بازار در حال تغییر است، آن را زودتر ببینیم و تصمیم‌های خود را بر اساس تصویر کامل‌تری از شرایط بگیریم. در بازاری که روایت‌ها می‌توانند در چند ساعت تغییر کنند، شاید یکی از مهم‌ترین مزیت‌های یک معامله‌گر این باشد که قبل از اینکه همه متوجه تغییر شوند، متوجه شود بازار دیگر مثل چند روز قبل رفتار نمی‌کند.

۵ بدافزار جدید که می‌توانند ارزهای دیجیتال شما را سرقت کنند

علی ابراهیمی
14 شهریور 1405 - 11:59
وقتی صحبت از سرقت ارزهای دیجیتال می‌شود، معمولاً ذهنمان به سمت هک صرافی‌ها یا حمله به شبکه‌های بلاکچینی می‌رود؛ اما در بسیاری از موارد، هکر اصلاً نیازی به شکستن امنیت بلاکچین ندارد. کافی است کاربر یک برنامه آلوده نصب کند، یک فایل ناشناس را اجرا کند یا حتی آدرس کیف پول را بدون بررسی از روی کامپیوترش کپی کند. بدافزارهای سرقت رمزارز دقیقاً با سوءاستفاده از همین اشتباهات ساده فعالیت می‌کنند. بعضی از آنها عبارت بازیابی کیف پول را از روی تصاویر پیدا می‌کنند، بعضی دیگر خودشان را پشت یک پیشنهاد شغلی جعلی پنهان می‌کنند و برخی نیز هنگام انتقال ارز دیجیتال، آدرس کیف پول را تغییر می‌دهند. در سال ۲۰۲۴ نیز بدافزارهای تخلیه‌کننده کیف پول نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار از بیش از ۳۳۲ هزار قربانی سرقت کردند. در این مقاله از میهن بلاکچین، ۵ نمونه از تهدیدهای مهمی را بررسی می‌کنیم که کاربران ارزهای دیجیتال باید آنها را بشناسند. SparkCat و SpyAgent؛ اسکرین‌شات‌های شما هم می‌توانند خطرناک باشند اگر عبارت بازیابی کیف پولتان را در قالب اسکرین‌شات روی گوشی نگه داشته‌اید، بهتر است همین حالا آن را حذف کنید. دلیلش بدافزارهایی مانند SparkCat و SpyAgent است که می‌توانند تصاویر موجود در دستگاه را بررسی کنند و به دنبال اطلاعات حساس بگردند. این بدافزارها از فناوری OCR برای تشخیص متن داخل تصاویر استفاده می‌کنند. در نتیجه، اگر عبارت بازیابی، رمز عبور یا اطلاعات ورود به یک حساب را در قالب تصویر ذخیره کرده باشید، ممکن است بدافزار بتواند آن را پیدا کرده و برای مهاجم ارسال کند. SparkCat در برخی اپلیکیشن‌های موجود در گوگل‌پلی و اپ استور شناسایی شده و گزارش‌ها نشان می‌دهد صدها هزار کاربر این برنامه‌ها را دانلود کرده بودند. SpyAgent نیز عمدتاً از طریق فایل‌های APK خارج از فروشگاه‌های رسمی اندروید منتشر شده است. کاری که باید انجام دهید این است؛ عبارت بازیابی و کلید خصوصی را هرگز به‌صورت اسکرین‌شات، فایل متنی یا پیام در گوشی و کامپیوتر نگه ندارید. اپلیکیشن‌ها را نیز از منابع معتبر دریافت کنید و هنگام نصب، مجوزهای درخواست‌شده را بررسی کنید. پیشنهاد شغلی جعلی؛ مصاحبه‌ای که به سرقت کیف پول ختم می‌شود اگر در حوزه ارزهای دیجیتال، بلاکچین یا فناوری به دنبال شغل هستید، احتمالاً پیشنهادهای استخدامی در لینکدین یا پلتفرم‌های کاریابی برایتان موضوع عجیبی نیست. اما همین موضوع به یک ابزار تازه برای حمله سایبری تبدیل شده است.  در برخی حملات، هکرها ابتدا خودشان را به‌عنوان استخدام‌کننده یک شرکت معرفی می‌کنند و حتی چند مرحله مصاحبه واقعی را شبیه‌سازی می‌کنند. سپس از متقاضی می‌خواهند برای انجام مصاحبه یا تست فنی، نرم‌افزار خاصی را دانلود کند. برنامه‌هایی مانند Meeten، GrassCall و Willo در برخی کمپین‌های مخرب با همین روش مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. پس از نصب، بدافزار می‌تواند اطلاعات حساس دستگاه، رمزهای عبور، کوکی‌های مرورگر و حتی اطلاعات کیف پول‌های ارز دیجیتال را به سرقت ببرد. برخی از این بدافزارها نیز امکان کنترل از راه دور دستگاه را در اختیار مهاجم قرار می‌دهند. بنابراین، اگر کارفرما از شما خواست نرم‌افزار ناشناخته‌ای نصب کنید، عجله نکنید. نام شرکت و فرد استخدام‌کننده را از طریق وب‌سایت رسمی شرکت بررسی کنید و نرم‌افزار موردنظر را فقط از منبع رسمی دریافت کنید. MassJacker؛ هکری که آدرس کیف پول را عوض می‌کند یکی از خطرناک‌ترین حملات ممکن است آن‌قدر ساده باشد که اصلاً متوجهش نشوید. بدافزارهای Clipper کلیپ‌بورد دستگاه را زیر نظر می‌گیرند. زمانی که شما آدرس یک کیف پول را کپی می‌کنید، بدافزار می‌تواند آن را با آدرس کیف پول متعلق به مهاجم جایگزین کند. اگر آدرس جدید را بررسی نکنید و تراکنش را تأیید کنید، ارز دیجیتال مستقیماً برای هکر ارسال می‌شود. MassJacker یکی از کمپین‌های بزرگ شناسایی‌شده در این زمینه است که از صدها هزار آدرس کیف پول جعلی استفاده کرده است. این بدافزار عمدتاً از طریق نرم‌افزارهای کرک‌شده و دانلودهای غیرمعتبر منتشر می‌شود. نکته مهم این است که تراکنش‌های بلاکچینی معمولاً برگشت‌پذیر نیستند؛ بنابراین اگر آدرس اشتباهی را تأیید کنید، احتمال بازگرداندن دارایی بسیار پایین است. کاری که باید انجام دهید این است؛ بعد از Paste کردن آدرس کیف پول، حتماً چند کاراکتر ابتدایی و انتهایی آن را با آدرس اصلی مقایسه کنید. برای مبالغ بزرگ، بررسی کامل آدرس مقصد بهترین کار است. GitVenom؛ مراقب پروژه‌های جعلی GitHub باشید GitHub فقط محل فعالیت برنامه‌نویسان نیست؛ هکرها هم از محبوبیت این پلتفرم برای توزیع بدافزار استفاده می‌کنند. در کمپین GitVenom، مهاجمان پروژه‌هایی جعلی می‌سازند که در ظاهر کاملاً واقعی به نظر می‌رسند. این پروژه‌ها ممکن است ربات مدیریت کیف پول، ابزار اتوماسیون یا برنامه‌ای کاربردی باشند و حتی README حرفه‌ای و تاریخچه فعالیت ساختگی داشته باشند تا اعتماد توسعه‌دهندگان را جلب کنند. اما پس از دانلود و اجرای کد، بدافزار می‌تواند اطلاعات مرورگر، رمزهای عبور و داده‌های مربوط به کیف پول را سرقت کند. در برخی موارد نیز کلیپر روی سیستم نصب می‌شود تا آدرس‌های کیف پول هنگام انتقال ارز تغییر کنند. به همین خاطر، فقط به تعداد ستاره‌ها یا ظاهر حرفه‌ای یک پروژه GitHub اعتماد نکنید. قبل از اجرای کد، سابقه مخزن، فعالیت توسعه‌دهندگان و محتوای واقعی آن را بررسی کنید؛ مخصوصاً اگر پروژه تازه ساخته شده یا کد آن را به‌خوبی نمی‌شناسید. DroidBot؛ وقتی اپلیکیشن جعلی کنترل گوشی را به هکر می‌دهد DroidBot یک بدافزار اندرویدی است که اپلیکیشن‌های بانکی و ارز دیجیتال را هدف قرار می‌دهد. مهاجمان ممکن است آن را در قالب برنامه‌هایی مانند کروم، گوگل‌پلی یا ابزارهای امنیتی معرفی کنند تا کاربر را به نصب آن ترغیب کنند. پس از نصب، DroidBot می‌تواند با سوءاستفاده از قابلیت‌های دسترسی اندروید، اطلاعات ورود را سرقت کند، پیامک‌ها را بخواند، صفحات جعلی ورود نمایش دهد و حتی امکان کنترل از راه دور دستگاه را در اختیار مهاجم قرار دهد. این بدافزار علاوه بر اپلیکیشن‌های بانکی، پلتفرم‌های مرتبط با ارز دیجیتال و کیف پول‌هایی مانند بایننس، کراکن و متامسک را نیز هدف قرار داده است. بنابراین، هیچ‌وقت برای دریافت «آپدیت امنیتی» یا رفع یک مشکل فوری، اپلیکیشن را از لینک ناشناس نصب نکنید. اگر اندروید یا یک اپلیکیشن از شما خواست برنامه‌ای را نصب کنید، ابتدا آن را از فروشگاه رسمی همان سرویس بررسی کنید. چطور از کیف پول خود در برابر بدافزارها محافظت کنیم؟ بخش قابل‌توجهی از این حملات را می‌توان با رعایت چند نکته ساده خنثی کرد. مهم‌ترین آنها این است که عبارت بازیابی و کلید خصوصی را در فضای دیجیتال ذخیره نکنید و به‌خصوص از آنها اسکرین‌شات نگیرید. این اطلاعات در صورت دسترسی هکر به دستگاه می‌توانند برای خالی کردن کیف پول کافی باشند. همچنین از دانلود نرم‌افزارهای کرک‌شده و اپلیکیشن‌های ناشناس خودداری کنید، سیستم‌عامل و برنامه‌های خود را به‌روز نگه دارید و مجوزهای غیرضروری اپلیکیشن‌ها را فعال نکنید. اگر در حوزه کریپتو فعالیت می‌کنید، نصب یک نرم‌افزار امنیتی معتبر روی کامپیوتر و گوشی نیز می‌تواند یک لایه حفاظتی اضافه ایجاد کند. در زمان انتقال ارز دیجیتال، همیشه آدرس مقصد را بعد از کپی و Paste کردن بررسی کنید. اگر مبلغ زیادی منتقل می‌کنید، بهتر است ابتدا یک تراکنش آزمایشی با مبلغ کم انجام دهید. در نهایت، به پیام‌ها و پیشنهادهایی که بیش از حد خوب به نظر می‌رسند اعتماد نکنید. یک استخدام‌کننده واقعی، یک پروژه GitHub یا حتی یک اپلیکیشن مشهور لزوماً امن نیست. در دنیای ارزهای دیجیتال، گاهی یک کلیک اشتباه یا یک نصب ساده می‌تواند تمام دارایی یک کیف پول را در اختیار مهاجم قرار دهد.

ساختار بازار کریپتو چیست؟ راهنمایی درباره نحوه کار بازارهای کریپتو

رضا حضرتی
13 شهریور 1405 - 20:00
ساختار بازار کریپتو به چارچوب مشارکت‌کنندگان، پلتفرم‌ها، قوانین و زیرساخت‌هایی اشاره دارد که بازارهای دارایی دیجیتال را تشکیل می‌دهند. این ساختار شامل صرافی‌های کریپتو، کارگزاران، متولیان (نگهدارندگان دارایی)، بازارسازان، ناشران توکن، سرمایه‌گذاران و نهادهای نظارتی است که بر آن‌ها نظارت می‌کنند. وقتی قانون‌گذاران و تحلیلگران درباره «ساختار بازار کریپتو» صحبت می‌کنند، معمولاً منظورشان این است که چه کسی مجاز به انجام چه کاری در اقتصاد دارایی دیجیتال است و در هر مرحله چه قوانینی اعمال می‌شود. در سیستم مالی سنتی، این سوالات دهه‌ها پیش از طریق قوانینی مانند قانون اوراق بهادار مصوب ۱۹۳۳، قانون بورس اوراق بهادار مصوب ۱۹۳۴ و قانون بورس کالای مصوب ۱۹۳۶ حل‌وفصل شدند. در حوزه کریپتو، این موارد هنوز در حال بررسی و تدوین هستند، به همین دلیل است که «ساختار بازار» به یکی از رایج‌ترین عبارات در سیاست‌گذاری کریپتوی ایالات متحده تبدیل شده است و در این مقاله از میهن بلاکچین، به همین موضوع پرداخته‌ایم. 💡 نکته کلیدی: ساختار بازار کریپتو سیستمی از مشارکت‌کنندگان، پلتفرم‌ها، زیرساخت‌ها و قوانینی است که باعث عملکرد بازارهای دارایی دیجیتال می‌شوند. بیشتر بحث‌های سیاستی کنونی بر این موضوع تمرکز دارند که کدام‌یک از قوانین موجود در این حوزه قابل اجرا هستند و به چه قوانین جدیدی نیاز است. چرا ساختار بازار مهم است؟ ساختار بازار تعیین می‌کند چه کسی محافظت می‌شود، قیمت‌ها چگونه تعیین می‌شوند و آیا نهادهای بزرگ می‌توانند در آن مشارکت کنند یا خیر. این موضوع به چند دلیل عمده مهم است: محافظت از سرمایه‌گذار: قوانین روشن درباره افشای اطلاعات، حضانت (نگهداری دارایی) و تضاد منافع، خطر از دست رفتن پول سرمایه‌گذاران خرد به دلیل کلاهبرداری یا تضاد منافع پنهان را کاهش می‌دهد. فروپاشی صرافی FTX در سال ۲۰۲۲ مثالی است که قانون‌گذاران در هنگام توضیح اهمیت این قوانین بیشتر به آن اشاره می‌کنند. شفافیت قیمت: وقتی معاملات در میان صدها پلتفرم قانون‌گذاری‌نشده پراکنده باشند، برای سرمایه‌گذاران سخت‌تر است که بدانند آیا قیمت اعلام شده نشان‌دهنده عرضه و تقاضای واقعی است یا خیر. گزارش‌دهی استاندارد و قوانین یکپارچه برای سفارشات مشتریان، این پراکندگی را کاهش می‌دهد. رقابت عادلانه: بدون وجود قوانین روشن، شرکت‌های تثبیت‌شده به دلیل نامشخص بودن الزامات قانونی عقب‌نشینی می‌کنند، یا شرکت‌های کوچکتر برای رقابت با رقبای بدون نظارت خود دچار مشکل می‌شوند. نقدینگی: ساختار بازار تعیین می‌کند که آیا نقدینگی برای سرمایه‌های نهادی به اندازه کافی عمیق است یا خیر. بانک‌ها، مدیران دارایی و صندوق‌های بازنشستگی، سرمایه قابل توجهی را به بازاری که نمی‌تواند سفارشات بزرگ را جذب کند، وارد نخواهند کرد. مشارکت‌کنندگان اصلی در بازارهای کریپتو چه کسانی هستند؟ بازارهای کریپتو شامل ترکیب گسترده‌تری از مشارکت‌کنندگان نسبت به چیزی است که بیشتر مبتدیان تصور می‌کنند. سرمایه‌گذاران خرد (Retail Investors) سرمایه‌گذاران خرد خریداران و فروشندگان فردی هستند که از طریق اپلیکیشن‌های مصرف‌کننده، کارگزاری‌ها، یا کیف پول‌های خودحضانتی معامله می‌کنند. آن‌ها از نظر تعداد بزرگترین گروه هستند و همان گروهی هستند که اکثر قانون‌گذاران می‌گویند قوانین ساختار بازار برای محافظت از آن‌ها طراحی شده است. سرمایه‌گذاران نهادی (Institutional Investors) سرمایه‌گذاران نهادی شامل صندوق‌های پوشش ریسک (هج فاندها)، مدیران دارایی، دفاتر خانوادگی، صندوق‌های بازنشستگی، موقوفات، خزانه‌داری شرکت‌ها و مشاوران سرمایه‌گذاریِ ثبت‌شده می‌شوند. آن‌ها معمولاً از طریق کارگزاران اصلی (prime brokers)، صرافی‌های تحت نظارت یا ETFها معامله می‌کنند زیرا سیاست‌های داخلی‌شان به سیستم حضانت قانون‌گذاری‌شده و گزارش‌دهی استاندارد نیاز دارد. مشارکت نهادی پس از راه‌اندازی ETFهای اسپات بیت‌کوین و اسپات اتریوم در سال ۲۰۲۴ و ETFهای اسپات XRP در اواخر ۲۰۲۵ به شدت رشد کرد. صرافی‌های کریپتو (Crypto Exchanges) صرافی‌های کریپتو مکان‌هایی هستند که بیشتر معاملات در آن‌ها رخ می‌دهد. صرافی‌های متمرکز مانند کوین‌بیس و بایننس، خریداران و فروشندگان را در دفاتر سفارشات داخلی تطبیق می‌دهند و دارایی‌های مشتریان را نگه می‌دارند. صرافی‌های غیرمتمرکز مانند یونی‌سواپ سفارشات را از طریق قراردادهای هوشمند روی یک بلاک‌چین تطبیق می‌دهند و حضانت وجوه کاربران را در اختیار ندارند. بازارسازان (Market Makers) بازارسازان شرکت‌هایی هستند که به طور پیوسته قیمت‌های خرید و فروش را در صرافی‌ها ارائه می‌دهند. بدون بازارسازان، معامله‌گران باید منتظر یک طرف مقابل (خریدار یا فروشنده) همسان بمانند تا یک معامله انجام شود. با وجود آن‌ها، یک معامله‌گر خرد می‌تواند فوراً دارایی خود را بفروشد زیرا بازارساز همیشه مایل به خرید است و سپس موجودی را مدیریت کرده و ریسک خود را در پلتفرم‌های دیگر پوشش (هج) می‌دهد. آن‌ها متعهد می‌شوند با قیمت کمی پایین‌تر (قیمت پیشنهادی خریدار یا Bid) بخرند و با قیمت کمی بالاتر (قیمت درخواستی فروشنده یا Ask) بفروشند و فاصله بین این دو قیمت، اسپرد (Bid-Ask Spread) نامیده می‌شود. بازارسازان عمده کریپتو شامل Wintermute، GSR، Jump Trading، Cumberland و B2C2 هستند. بسیاری از آن‌ها در هر دو پلتفرم متمرکز و غیرمتمرکز فعالیت می‌کنند. متولیان / نگهدارندگان دارایی (Custodians) متولیان مسئول ذخیره ایمن دارایی‌های دیجیتال به نمایندگی از مشتریان هستند. یک متولی واجد شرایط معمولاً یک بانک، شرکت تراست یا سایر موسسات مالی تحت نظارت است که استانداردهای خاصی را برای تفکیک دارایی، حسابرسی و مدیریت کلیدها برآورده می‌کند. متولیان معمولاً اکثر دارایی‌های مشتریان را در ذخیره‌سازی سرد (Cold Storage) نگهداری می‌کنند و کلیدهای خصوصی به صورت آفلاین نگه داشته می‌شوند. بخش کوچکتری در کیف پول‌های گرم (Hot Wallets) برای پشتیبانی از برداشت‌ها نگهداری می‌شود. نقش آن‌ها برای مشارکت سرمایه‌گذاران نهادی بنیادین است زیرا اکثر سرمایه‌گذاران بزرگ طبق سیاست‌های داخلی یا مقررات ملزم هستند دارایی‌های خود را به جای نگهداری شخصی (خودحضانتی)، نزد یک متولی واجد شرایط نگهداری کنند. ETFهای اسپات کریپتو و اکثر سرمایه‌گذاران نهادی به متولیان واجد شرایطی مانند Coinbase Custody، BitGo، Anchorage Digital و Fidelity Digital Assets متکی هستند. ناشران توکن (Token Issuers) ناشران توکن پروژه‌ها، بنیادها یا شرکت‌هایی هستند که دارایی‌های دیجیتال را ایجاد و توزیع می‌کنند. انتشار توکن می‌تواند متمرکز باشد (جایی که یک شرکت توکن‌ها را ایجاد کرده و می‌فروشد) یا کاملاً غیرمتمرکز باشد (جایی که یک پروتکل به صورت الگوریتمی توکن صادر می‌کند). برخورد قانونی اغلب به این تمایز بستگی دارد. قانون‌گذاران (Regulators) قانون‌گذاران، قوانین را تعیین و اجرا می‌کنند. در ایالات متحده، آژانس‌های اصلی شامل کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC)، کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC)، دفتر کنترل ارز (OCC)، شرکت بیمه سپرده فدرال (FDIC)، فدرال رزرو و شبکه اجرای جرائم مالی (FinCEN) هستند. قانون‌گذاران در سطح ایالتی، به ویژه دپارتمان خدمات مالی نیویورک، نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. چگونه صرافی‌های کریپتو در ساختار بازار جای می‌گیرند صرافی‌ها در مرکز ساختار بازار کریپتو قرار دارند زیرا بیشتر حجم معاملات از طریق آن‌ها انجام می‌شود. یک صرافی متمرکز یک دفتر سفارشات خصوصی را اداره می‌کند. کاربران وجوه را به حساب‌های نگهداری شده توسط صرافی واریز می‌کنند و برای تطبیق معاملات و تسویه موجودی‌ها به آن متکی هستند. صرافی‌های متمرکز در حال حاضر بخش بزرگی از حجم معاملات جهانی کریپتو را مدیریت می‌کنند. یک صرافی غیرمتمرکز کاملاً روی یک بلاک‌چین و از طریق قراردادهای هوشمند عمل می‌کند. کاربران یک کیف پول خودحضانتی را متصل می‌کنند، توکن‌ها را مستقیماً با یک استخر روی زنجیره مبادله می‌کنند و هرگز حضانت وجوه را واگذار نمی‌کنند. رایج‌ترین طراحی، مدل بازارساز خودکار (AMM) است و تامین‌کنندگان نقدینگی جفت‌توکن‌ها را واریز کرده و در زمان معامله دیگران با استخر، کارمزد کسب می‌کنند. صرافی متمرکز (CEX)صرافی غیرمتمرکز (DEX)حضانتصرافی وجوه کاربر را نگه می‌داردکاربر حضانت را حفظ می‌کندتطابق سفارشدفتر سفارشات داخلیقرارداد هوشمند یا استخر AMMبررسی هویتاحراز هویت (KYC) الزامی استمعمولاً هیچ‌کدامجفت‌های معاملاتیتوسط صرافی انتخاب و گلچین می‌شودبدون نیاز به مجوز، اغلب هر توکنیمقرراتمشمول قوانین اوراق بهادار، انتقال پول و قوانین ضد پولشویی (AML)در حال حاضر مقررات مستقیم محدودی داردکاربران معمولخرد و نهادیکاربران بومی دیفای و آربیتراژورهاتسویهدر دفتر کل داخلی، سپس هنگام برداشت روی زنجیره (آنچِین)همزمان با انجام معامله، روی زنجیره هر دو نوع برای بحث‌های ساختار بازار مهم هستند. صرافی‌های متمرکز تمرکز اصلی قوانین نظارتی هستند زیرا دارایی‌های مشتریان را نگه می‌دارند. صرافی‌های غیرمتمرکز سوالات سخت‌تری را مطرح می‌کنند درباره اینکه وقتی یک پروتکل به صورت مستقل به عنوان یک کُد روی یک بلاک‌چین اجرا می‌شود، چه کسی، در صورت وجود، نهاد تحت نظارت قانونی است. تفاوت ساختار بازار کریپتو با سیستم مالی سنتی بازارهای کریپتو برخی از ویژگی‌های مشترک را با بازارهای مالی سنتی دارند اما در موارد مهمی متفاوت هستند. مالی سنتی (TradFi)بازارهای کریپتوساعات معاملاتمحدود (معمولاً ۹:۳۰ صبح تا ۴:۰۰ عصر ET)۲۴ ساعته در ۷ روز هفتهتسویهT+1 برای سهام آمریکا (یک روز کاری)تقریباً آنی در اکثر بلاک‌چین‌هامدل حضانتسپرده‌گذاری‌های متمرکزترکیبی از خودحضانتی، حضانت صرافی و متولیان واجد شرایطشناسه داراییشناسه‌های استاندارد CUSIP و ISINآدرس‌های قرارداد هوشمند و شناسه‌های شبکه (Chain)تطابق سفارشبورس‌های تحت نظارت (مانند NYSE, Nasdaq)صرافی‌های متمرکز، DEXها، میزهای فرابورس (OTC)محافظت از سرمایه‌گذارSIPC، FDIC، قانون بهترین منافع، افشای اطلاعات حسابرسی شدهبسته به پلتفرم و حوزه قضایی متفاوت استدسترسی فرامرزیمحدود به کشور صادرکنندهبه طور پیش‌فرض در سطح جهانی قابل دسترسی استصدور/انتشارپذیره‌نویسان و فهرست شدن در بورساستقرار قرارداد هوشمندواسطه‌های تسویهاتاق‌های پایاپای، عوامل انتقالاجماع بلاک‌چین تسویه سریع‌تر، دسترسی جهانی و معاملات شبانه‌روزی موانع را برای کاربران کاهش می‌دهد. با این حال، فقدان استانداردهای یکپارچه باعث تنوع و تفاوت‌های بیشتر در زمینه محافظت از سرمایه‌گذار می‌شود. چالش‌های نظارتی ساختار بازار کریپتو قانون‌گذاران در هنگام اعمال قوانین موجود بر حوزه کریپتو با چندین چالش تکرارشونده روبرو هستند. نکات عمده مورد اختلاف عبارتند از: طبقه‌بندی دارایی: یک توکن یکسان می‌تواند در یک معامله شبیه به یک «اوراق بهادار» و در معامله دیگر شبیه به یک «کالا» به نظر برسد. قوانین ایالات متحده با این دسته‌بندی‌ها برخورد بسیار متفاوتی دارند. فعالیت فرامرزی: اکثر صرافی‌های بزرگ کریپتو به کاربران در حوزه‌های قضایی متعددی خدمات می‌دهند و معاملات را از طریق نهادهایی در کشورهای مختلف هدایت می‌کنند. تعیین اینکه کدام نهاد نظارتی صلاحیت دارد همیشه ساده نیست. نظارت بر صرافی: قوانین حضانت برای سهام، اوراق قرضه و کالاهای فیزیکی نوشته شده‌اند. اعمال آن‌ها بر دارایی‌هایی که با کلیدهای رمزنگاری‌شده کنترل می‌شوند، نیازمند تفاسیر جدیدی از این قوانین است. واسطه‌های غیرمتمرکز: حفاظت از سرمایه‌گذار فرض را بر وجود واسطه‌های قابل شناسایی می‌گذارد. وقتی معاملات روی یک پروتکل غیرمتمرکز بدون اپراتور اجرا می‌شوند، هیچ طرف روشنی برای پاسخگویی وجود ندارد. کمیسیون بورس (SEC) در برابر کمیسیون کالا (CFTC): چرا ساختار بازار یک بحث نظارتی است دو آژانس ایالات متحده بیشترین مسئولیت را برای نظارت فدرال بر کریپتو به اشتراک می‌گذارند و مرز بین آن‌ها در مرکز بحث‌های ساختار بازار قرار دارد. SECCFTCماموریت اصلیمحافظت از سرمایه‌گذار و بازارهای اوراق بهاداربازارهای مشتقه و یکپارچگی فرآیند کشف قیمتقوانین حاکمقانون اوراق بهادار (۱۹۳۳)، قانون بورس (۱۹۳۴)، قانون شرکت‌های سرمایه‌گذاری (۱۹۴۰)قانون بورس کالا (۱۹۳۶)نهادهای تحت نظارتکارگزاران-معامله‌گران، بورس‌ها، مشاوران سرمایه‌گذاری، صندوق‌هابازرگانان کمیسیون معاملات آتی، بورس‌های مشتقه، معامله‌گران سواپاختیارات در کریپتوتوکن‌هایی که تعریف اوراق بهادار را برآورده می‌کنند؛ ETFهای نگهدارنده کریپتوجلوگیری از کلاهبرداری و دستکاری در بازار اسپات؛ معاملات آتی و مشتقات روی کالاهای دیجیتالسبک اجراییمبتنی بر افشای اطلاعات، مبتنی بر ثبت‌ناممبتنی بر یکپارچگی بازار، مبتنی بر مقابله با دستکاری بازار در مارس ۲۰۲۶، نهادهای SEC و CFTC یک تفسیر مشترک صادر کردند که دارایی‌های کریپتو را در پنج دسته گروه‌بندی می‌کرد: یعنی کالاهای دیجیتال، اقلام کلکسیونی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال، استیبل‌کوین‌ها و اوراق بهادار دیجیتال. این آژانس‌ها شانزده توکن اصلی را به عنوان «کالای دیجیتال» تعیین کردند، از جمله بیت‌کوین، اتریوم، XRP و سولانا در میان سایرین. کالاهای دیجیتال در درجه اول برای حفظ یکپارچگی بازار اسپات تحت صلاحیت CFTC قرار می‌گیرند، در حالی که اوراق بهادار دیجیتال تحت صلاحیت SEC باقی می‌مانند. پس از این دستورالعمل، همچنان شکاف‌هایی باقی مانده است. معاملات اسپات کالاهای دیجیتال در حال حاضر تنها توسط CFTC از طریق اختیارات ضدکلاهبرداری و ضد دستکاری بررسی می‌شود و هیچ چارچوب جامع فدرالی برای ثبت و نظارت بر صرافی‌های اسپات کریپتو وجود ندارد. پر کردن این شکاف، هدف اصلیِ قوانین ساختار بازار است. چرا نهادها به ساختار بازار اهمیت می‌دهند برای سرمایه‌گذاران نهادی، ساختار بازار مشخص می‌کند که آیا آن‌ها اصلاً می‌توانند مشارکت کنند یا خیر. تیم‌های انطباق (Compliance) به قوانین روشنی نیاز دارند تا فعالیت‌های کریپتو را با الزامات گزارش‌دهی و افشای اطلاعاتِ موجود تطبیق دهند. تیم‌های ریسک پیش از تایید یک کلاس دارایی جدید، به چارچوب‌های استاندارد برای حضانت، تسویه و ریسک طرف مقابل نیاز دارند. مدیران دارایی به پوشش‌های قانون‌گذاری‌شده‌ای مانند ETFها نیاز دارند تا بتوانند دسترسی به دارایی دیجیتال را به مشتریان ارائه دهند. حضانت (نگهداری دارایی) اغلب محدودیت الزام‌آوری است. بسیاری از الزامات نهادی صراحتاً به وجود متولیان واجد شرایط نیاز دارند، بنابراین یک نهاد نمی‌تواند توکنی را بخرد مگر اینکه یک متولی مایل به پشتیبانی از آن باشد. قوانینی که تعهدات حضانت را روشن می‌کنند مستقیماً بر آنچه نهادها می‌توانند نگهداری کنند تأثیر می‌گذارند. قطعیت قانونی همچنین برای تأیید هیئت مدیره مهم است. یک چارچوب فدرالِ روشن، خطر حقوقیِ درک‌شده را کاهش می‌دهد؛ این یکی از دلایلی است که پس از هر شفاف‌سازی نظارتی عمده، مشارکت نهادی شتاب گرفته است. قانون CLARITY چگونه می‌تواند ساختار بازار کریپتو را تغییر دهد قانون شفافیت بازار دارایی دیجیتال (Digital Asset Market Clarity Act) که معمولاً قانون CLARITY نامیده می‌شود، پیشروترین لایحه ساختار بازار در کنگره کنونی ایالات متحده است. مجلس نمایندگان نسخه خود را در سال ۲۰۲۵ تصویب کرد. کمیته بانکداری سنا نسخه خود را در ۱۴ مه ۲۰۲۶ با رأی ۱۵-۹ پیش برد. این لایحه برای ارسال به رئیس‌جمهور، همچنان به تأیید کامل سنا (که نیازمند ۶۰ رأی است) و تطبیق با نسخه مجلس نمایندگان نیاز دارد. اگر این قانون نزدیک به شکل فعلی خود تصویب شود، قانون CLARITY موارد زیر را انجام خواهد داد: به طور رسمی یک تعریف حقوقی از «کالای دیجیتال» در قوانین ایالات متحده ارائه می‌دهد. معاملات اسپات کالاهای دیجیتال را در درجه اول تحت نظارت CFTC قرار می‌دهد. یک چارچوب ثبت‌نام فدرال برای صرافی‌ها، کارگزاران و معامله‌گران کالاهای دیجیتال ایجاد می‌کند. استانداردهای حضانت، افشای اطلاعات و سرمایه را برای آن ثبت‌نام‌کنندگان تعیین می‌کند. فرآیندی عینی برای انتقال توکن‌های موجود بین نظارت SEC و نظارت CFTC ایجاد می‌کند. تا اواسط سال ۲۰۲۶، این لایحه تصویب نشده است. اصلاحات آینده ممکن است مقررات خاصی را تغییر دهند. 💡 نکته کلیدی: قانون CLARITY اولین چارچوب جامع فدرال را برای بازارهای اسپات کریپتو در ایالات متحده فراهم می‌کند، اگرچه جزئیات آن هنوز در حال تصمیم‌گیری است. ساختار بازار برای بیت‌کوین، اتریوم و XRP چه معنایی دارد سه دارایی دیجیتال بزرگ (به جز استیبل‌کوین‌ها) هر کدام پروفایل ساختار بازارِ خاص خود را دارند. تاریخچه ناشرطبقه‌بندی اولیه در آمریکاوضعیت ETFبیت‌کوینمنشأ با نام مستعار، بدون ناشر مرکزیکالای دیجیتال: تعیین سال ۲۰۱۵ETFهای اسپات از ژانویه ۲۰۲۴اتریومراه‌اندازی با محوریت بنیاد در سال ۲۰۱۵کالای دیجیتال: دستورالعمل مارس ۲۰۲۶ETFهای اسپات از اواسط ۲۰۲۴XRPصادر شده توسط Ripple Labsکالای دیجیتال: دستورالعمل مارس ۲۰۲۶ETFهای اسپات از اواخر ۲۰۲۵ آینده ساختار بازار کریپتو صرف‌نظر از اینکه نتیجه تصویب هر قانون منفرد چه باشد، چند روند به احتمال زیاد مرحله بعدیِ ساختار بازار کریپتو را تعریف خواهند کرد. مقررات ایالات متحده در حال تغییر از سیستم اجرای موردی (enforcement-by-case) به سمت قانون‌گذاری مکتوب است. تفسیر مشترک SEC-CFTC در مارس ۲۰۲۶، چارچوب استیبل‌کوینِ قانون GENIUS و قانون‌گذاری‌های در حال جریان برای ساختار بازار، همگی منعکس‌کننده این تغییر هستند. صندوق‌های بازار پول، اوراق خزانه‌داری و سهام به طور فزاینده‌ای به عنوان توکن‌های دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) روی بلاک‌چین‌ها منتشر یا منعکس می‌شوند و قوانین سنتی را وارد زیرساخت‌های بومی کریپتو می‌کنند. استیبل‌کوین‌ها اکنون یک دسته قانون‌گذاری‌شده مختص به خود هستند. تحت قانون GENIUS، استیبل‌کوین‌های پرداختی صادر شده در ایالات متحده مشمول الزامات ذخیره، بازخرید و نظارتی هستند که به طور مشترک توسط قانون‌گذاران بانکی فدرال و خزانه‌داری اداره می‌شوند. پذیرش نهادی از طریق ETFها، خدمات کارگزاری اصلی و ادغامِ بین بانک‌ها و متولیان کریپتو همچنان به رشد خود ادامه می‌دهد. هر یک از این کانال‌ها فرض را بر وجود یک کتابچه قوانین (Rulebook) باثبات برای مشارکت‌کنندگان بازار کریپتو می‌گذارد. فراتر از ایالات متحده، استانداردهای جهانی به آرامی در حال همگرایی هستند. مقررات بازارهای دارایی‌های رمزنگاری شده (MiCA) اتحادیه اروپا، که از سال ۲۰۲۴ به اجرا درآمده است، یک الگو را تعیین می‌کند. بریتانیا، سنگاپور، هنگ کنگ و امارات متحده عربی هر کدام چارچوب‌های خود را پیاده‌سازی کرده‌اند. نهادهای بین‌المللی مانند BIS، هیئت ثبات مالی (FSB) و OECD همچنان برای هماهنگی بیشتر فشار می‌آورند.

انواع مختلف جذب سرمایه موجود برای پروژه‌های ارز دیجیتال

رضا حضرتی
13 شهریور 1405 - 16:00
جذب سرمایه فرآیندی است که از طریق آن استارتاپ‌ها و شرکت‌های نوپا می‌توانند برای تامین مالی رشد و توسعه خود سرمایه جمع‌آوری کنند. معمولاً شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital) در شرکت‌های نوپا در ازای دریافت سهام یا حق مالکیت در شرکت سرمایه‌گذاری می‌کنند، با این انتظار که در صورت موفقیت شرکت، بازدهی بالایی از سرمایه‌گذاری خود به دست آورند. صنعت ارزهای دیجیتال علاوه بر سایر اشکال جذب سرمایه، از تامین مالی سرمایه‌گذاری خطرپذیر نیز برخوردار است. انواع جذب سرمایه در صنعت ارزهای دیجیتال در صنعت ارزهای دیجیتال، از چندین روش برای جمع‌آوری بودجه پروژه‌های جدید استفاده می‌شود، از جمله: عرضه اولیه کوین (ICO): در این روش، یک پروژه کریپتویی در ازای دریافت ارزهای دیجیتال شناخته‌شده مانند بیت‌کوین یا اتریوم، و گاهی اوقات ارزهای فیات (پول رایج)، توکن‌های جدیدی را برای سرمایه‌گذاران صادر می‌کند. این روش دسترسی زودهنگامی را به پروژه‌های ارز دیجیتال با پاداش احتمالا بالا ارائه می‌دهد، اما با خطرات قابل‌توجهی مانند عدم قطعیت نظارتی، شکست پروژه، کلاهبرداری، نوسانات بازار و آسیب‌پذیری‌های فنی همراه است. تامین مالی سرمایه‌گذاری خطرپذیر: نوعی سرمایه‌گذاری سهام خصوصی است که در آن سرمایه‌گذاران در ازای دریافت سهام یا حق مالکیت، سرمایه استارتاپ‌های نوپا و با رشد بالا را تامین می‌کنند. این روش ممکن است شامل چندین دور سرمایه‌گذاری مانند سرمایه‌گذاری مرحله کشت ایده (Seed funding)، سری A، سری B و فراتر از آن باشد. هدف هر دور، توسعه و مقیاس‌پذیری کسب‌وکار، دستیابی به نقاط عطف خاص یا گسترش عملیات است. سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز (DAO): می‌توانند سرمایه اعضا را برای پروژه‌های خاص تجمیع کنند، در حالی که تصمیم‌گیری‌ها و تخصیص منابع توسط جامعه دارندگان توکن مدیریت می‌شود. تامین مالی جمعی از طریق DAO مزایایی مانند تصمیم‌گیری غیرمتمرکز و مشارکت جامعه را به همراه دارد، اما خطراتی نظیر سوءمدیریت یا کلاهبرداری را نیز ایجاد می‌کند. توافق‌نامه ساده برای توکن‌های آینده (SAFT): سرمایه‌گذاران در ازای وعده دریافت توکن در آینده، سرمایه یک پروژه را تامین می‌کنند. این توکن‌ها معمولاً زمانی ارائه می‌شوند که شبکه یا پلتفرم پروژه راه‌اندازی شود یا به نقاط عطف مشخصی برسد. خطرات سرمایه‌گذاران در جذب سرمایه پروژه‌های ارز دیجیتال محیط قانونی و نظارتی برای ارزهای دیجیتال دائماً در حال تغییر و تحول است. تغییرات در قوانین می‌تواند بر دوام پروژه، قانونی بودن توکن یا حقوق سرمایه‌گذار تاثیر بگذارد و احتمالا منجر به زیان‌های مالی شود. بسیاری از پروژه‌های ارز دیجیتال جنبه سفته‌بازی (پرریسک) دارند و ممکن است در عمل به وعده‌های خود یا دستیابی به موفقیت تجاری شکست بخورند. اگر پروژه موفق نشود یا نتواند به نقاط عطف توسعه خود برسد، سرمایه‌گذاران ممکن است کل سرمایه خود را از دست بدهند. کلاهبرداری‌هایی مانند خروج ناگهانی (Exit scams) یا ترفندهای پانزی (Ponzi schemes)، فضای ارزهای دیجیتال را گرفتار کرده‌اند. سرمایه‌گذاران با خطر فریب خوردن توسط پروژه‌هایی مواجه هستند که قانونی نیستند یا توانایی‌ها و مقاصد خود را به درستی بیان نمی‌کنند.

حباب طلا چیست؟ نحوه محاسبه حباب طلا و تفسیر آن

علی ابراهیمی
13 شهریور 1405 - 12:00
حباب طلا به اختلاف میان قیمت معامله‌شده طلا در بازار و ارزش ذاتی آن گفته می‌شود؛ یعنی مبلغی که خریداران علاوه بر ارزش واقعی طلای موجود در یک قطعه، حاضرند برای خرید آن پرداخت کنند. قیمت جهانی اونس طلا، نرخ دلار، وزن و عیار طلا، میزان عرضه و تقاضا و انتظارات معامله‌گران از مهم‌ترین عواملی هستند که روی این اختلاف اثر می‌گذارند. زمانی که قیمت بازار بالاتر از ارزش ذاتی باشد، حباب مثبت و زمانی که پایین‌تر باشد، حباب منفی شکل می‌گیرد. شناخت حباب به‌خصوص هنگام خرید سکه، طلای آب‌شده و سایر انواع طلا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ممکن است دو دارایی مقدار طلای مشابهی داشته باشند اما به دلیل تفاوت در عرضه و تقاضا، با قیمت‌های متفاوتی معامله شوند. در این مقاله از میهن بلاکچین تصمیم داریم تا ببینیم حباب طلا چیست و فرمول محاسبه آن را توضیح دهیم.  حباب طلا چیست؟ حباب طلا به فاصله بین قیمت بازار یک قطعه یا واحد طلا و ارزش ذاتی آن گفته می‌شود. ارزش ذاتی در ساده‌ترین حالت، ارزش خود طلای موجود در آن دارایی بر اساس وزن، عیار، قیمت جهانی طلا و نرخ ارز است؛ اما قیمت بازار می‌تواند به دلیل شرایط عرضه و تقاضا بالاتر یا پایین‌تر از این مقدار قرار بگیرد. برای مثال، فرض کنید ارزش طلای موجود در یک قطعه طلا با توجه به قیمت روز اونس و دلار، ۱۰ میلیون تومان باشد، اما همان قطعه در بازار با قیمت ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان معامله شود. اختلاف ۵۰۰ هزار تومانی میان این دو عدد، حباب قیمتی محسوب می‌شود. البته نکته مهم این است که مواردی مثل اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات، بخشی از مبلغی هستند که خریدار پرداخت می‌کند اما حباب محسوب نمی‌شوند. حباب در واقع یک «قیمت اضافه» مستقل از طلا نیست، بلکه نشان‌دهنده فاصله‌ای است که بین قیمت بازار و یک ارزش مبنا ایجاد شده است. قیمت ذاتی طلا چگونه تعیین می‌شود؟ برای برآورد ارزش ذاتی طلا در ایران، چند عامل اصلی اهمیت دارند: قیمت جهانی اونس طلا نرخ دلار وزن طلا عیار طلا قیمت جهانی طلا معمولاً بر اساس یک اونس تروا اعلام می‌شود. هر اونس تروا حدود ۳۱.۱۰۳ گرم طلای خالص است. بنابراین با تبدیل قیمت یک اونس به قیمت یک گرم طلای خالص و سپس در نظر گرفتن نرخ دلار و عیار، می‌توان ارزش تقریبی هر گرم طلا را محاسبه کرد. برای طلای ۱۸ عیار، از آنجا که این نوع طلا حدود ۷۵ درصد طلای خالص دارد، قیمت یک گرم طلای ۲۴ عیار باید متناسب با عیار کاهش پیدا کند. برای محاسبه قیمت طلای ۲۴ عیار باید از این فرمول استفاده کرد: قیمت دلاری هر گرم طلای ۲۴ عیار = قیمت اونس جهانی ÷ ۳۱.۱۰۳ حالا برای تبدیل قیمت دلاری طلای ۲۴ عیار به تومان، کافی است قیمت به دست آمده را در قیمت دلار ضرب کنیم: قیمت هر گرم طلای ۲۴ عیار به تومان = قیمت هر گرم طلای خالص به دلار × نرخ دلار حالا برای به دست آوردن قیمت ذاتی طلای ۱۸ عیار باید ضریب خلوص ۰.۷۵ را در نظر بگیریم که به فرمول زیر می‌رسیم: قیمت نظری هر گرم طلای ۱۸ عیار = قیمت هر گرم طلای ۲۴ عیار × ۰.۷۵ حباب مثبت و منفی طلا چیست؟ اما حباب همیشه به معنی افزایش قیمت نیست. این اختلاف می‌تواند مثبت یا منفی باشد. حباب مثبت چیست؟ حباب مثبت زمانی شکل می‌گیرد که قیمت بازار طلا بیشتر از ارزش ذاتی آن باشد. برای مثال اگر ارزش ذاتی یک دارایی ۲۰ میلیون تومان باشد اما در بازار ۲۲ میلیون تومان معامله شود، حباب آن ۲ میلیون تومان یا ۱۰ درصد است. حباب مثبت معمولاً زمانی افزایش پیدا می‌کند که تقاضا برای خرید طلا بیشتر از عرضه موجود باشد. ترس از تورم، نگرانی‌های سیاسی، افزایش انتظارات درباره قیمت دلار، هجوم سرمایه‌گذاران به دارایی‌های امن و کمبود مقطعی عرضه می‌توانند چنین شرایطی ایجاد کنند. با این حال، حباب مثبت لزوماً به این معنی نیست که قیمت باید فوراً کاهش پیدا کند. ممکن است قیمت جهانی طلا یا نرخ دلار در بازار آزاد افزایش پیدا کند و ارزش ذاتی دارایی به قیمت بازار نزدیک شود. در این حالت حباب بدون کاهش شدید قیمت تخلیه می‌شود. حباب منفی چیست؟ حباب منفی دقیقاً نقطه مقابل حباب مثبت است. در این حالت، قیمت پایین‌تر از ارزش ذاتی قرار دارد.  فرض کنید ارزش ذاتی یک گرم طلا ۶ میلیون تومان باشد اما در شرایطی با قیمت ۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان معامله شود. در این صورت حباب ۲۰۰ هزار تومان منفی است. حباب منفی می‌تواند در اثر افزایش فشار فروش، کاهش تقاضا، نیاز معامله‌گران به نقدینگی یا اختلاف موقت میان بازارهای مختلف ایجاد شود. البته حباب منفی هم به‌تنهایی به معنی «فرصت خرید قطعی» نیست. اگر اونس جهانی یا نرخ دلار کاهش پیدا کند، ارزش ذاتی طلا نیز می‌تواند پایین بیاید. حباب صفر یا نزدیک به صفر در کنار حباب مثبت و منفی، حالت دیگری هم وجود دارد که در آن قیمت بازار تقریبا با ارزش ذاتی برابر است؛ به این حالت اصطلاحا حباب صفر گفته می‌شود. وضعیترابطه قیمت بازار و ارزش ذاتیمفهومحباب مثبتقیمت بازار بیشتر استتقاضا یا انتظارات بازار باعث افزایش قیمت شده استحباب نزدیک صفردو قیمت تقریباً برابرندفاصله قابل‌توجهی وجود نداردحباب منفیقیمت بازار کمتر استفشار فروش یا شرایط خاص بازار وجود دارد حباب طلا چگونه به وجود می‌آید؟ قیمت طلا در بازار فقط از مقدار طلای موجود در یک قطعه تأثیر نمی‌گیرد. بازار بر اساس چیزی که خریداران و فروشندگان حاضرند معامله کنند قیمت تعیین می‌کند. وقتی تقاضا به‌شدت افزایش پیدا کند اما عرضه نتواند با همان سرعت رشد کند، قیمت بازار ممکن است از ارزش نظری فاصله بگیرد. چند عامل در این اتفاق نقش مهمی دارند. افزایش تقاضا وقتی تعداد زیادی از افراد به‌صورت همزمان به دنبال خرید طلا باشند، فروشندگان قدرت بیشتری در تعیین قیمت پیدا می‌کنند. این اتفاق معمولاً در شرایطی مانند افزایش نگرانی‌های اقتصادی، رشد انتظارات تورمی یا بی‌اعتمادی نسبت به ارزش پول ملی شدت می‌گیرد. در چنین شرایطی، خریدار فقط برای خود طلا پول نمی‌دهد؛ بلکه برای دسترسی سریع به دارایی موردنظر نیز حاضر است قیمت بیشتری پرداخت کند. کاهش یا محدودیت عرضه اگر عرضه یک دارایی محدود باشد، افزایش تقاضا می‌تواند اثر بیشتری روی قیمت آن بگذارد. این مسئله در بازار سکه اهمیت زیادی دارد؛ چراکه تولید و عرضه سکه تابع سیاست‌های مشخصی است و نمی‌توان عرضه آن را مانند بسیاری از کالاها به‌سرعت افزایش داد. به همین دلیل در برخی دوره‌ها حباب سکه می‌تواند بسیار بیشتر از حباب طلای خام باشد. انتظارات تورمی گاهی هنوز اتفاقی برای قیمت طلا یا دلار رخ نداده، اما مردم انتظار دارند در آینده قیمت‌ها افزایش پیدا کند. اگر این انتظار باعث هجوم سرمایه‌ها به سمت طلا شود، قیمت بازار می‌تواند زودتر از ارزش محاسباتی افزایش پیدا کند. افزایش نرخ دلار قیمت طلای داخلی در ایران ارتباط نزدیکی با نرخ دلار دارد. اگر قیمت جهانی طلا ثابت بماند اما دلار در برابر ریال گران شود، ارزش ریالی طلای موجود نیز افزایش پیدا می‌کند. از طرف دیگر، بازار گاهی قبل از تغییر واقعی نرخ ارز، انتظار افزایش آن را در قیمت طلا لحاظ می‌کند. در این حالت ممکن است قیمت بازار سریع‌تر از ارزش نظری محاسبه‌شده بر اساس نرخ فعلی دلار حرکت کند. تغییرات قیمت اونس جهانی قیمت جهانی طلا یکی دیگر از پایه‌های ارزش‌گذاری طلا در ایران است. افزایش اونس می‌تواند ارزش نظری طلای داخلی را بالا ببرد و کاهش آن می‌تواند اثر معکوس داشته باشد. البته سرعت واکنش بازار داخلی و بازار جهانی همیشه یکسان نیست و همین اختلاف زمانی می‌تواند برای مدتی باعث ایجاد حباب شود. رفتار هیجانی و گله‌ای یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد حباب، رفتار جمعی سرمایه‌گذاران است. وقتی افراد می‌بینند قیمت طلا در حال افزایش است، ممکن است از ترس جا ماندن وارد بازار شوند. ورود خریداران جدید قیمت را بیشتر می‌کند و رشد قیمت، افراد بیشتری را به خرید ترغیب می‌کند. اگر این رشد از ارزش بنیادی دارایی فاصله بگیرد، حباب طلا هم بزرگ‌تر می‌شود.  فرمول محاسبه حباب طلا چیست؟ همانطور که بالاتر گفتیم، برای محاسبه حباب، ابتدا باید ارزش ذاتی دارایی را به دست آوریم و سپس آن را از قیمت بازار کم کنیم. فرمول ساده حباب طلا به شکل زیر است: حباب طلا = قیمت بازار − ارزش ذاتی برای محاسبه درصد حباب نیز می‌توان از این فرمول استفاده کرد: درصد حباب = (قیمت بازار − ارزش ذاتی) ÷ ارزش ذاتی × ۱۰۰ اگر نتیجه مثبت باشد، حباب مثبت است و اگر نتیجه منفی باشد، حباب منفی خواهد بود. بگذارید مثالی بزنیم. در زمان نگارش این مطلب قیمت اونس جهانی طلا ۴٬۴۵۳ دلار است و هر گرم طلای ۱۸ عیار در ایران در حوالی ۲۱٬۷۹۴٬۰۰۰ تومان معامله می‌شود. حالا طبق فرمول ارزش ذاتی طلا، قیمت طلای ۲۴ عیار از تقسیم این عدد بر ۳۱.۱۰۳ به دست می‌آید که برابر با ۱۴۳.۱۶۹ دلار می‌شود. حالا اگر نرخ دلار را ۲۰۶ هزار تومان در نظر بگیریم، قیمت تومانی طلای ۲۴ عیار ۲۹٬۴۹۲٬۰۰۰ تومان خواهد بود.  حالا باید این رقم را به طلای ۱۸ عیار تبدیل کنیم. برای این کار کافی است آن را در ۰.۷۵ ضرب کنیم که به ۲۲٬۱۱۹٬۰۰۰ تومان (قیمت ذاتی طلای ۱۸ عیار) می‌رسیم که با تفریق آن از قیمت فعلی طلای ۱۸ عیار به عدد منفی ۳۲۵٬۰۰۰ می‌رسیم. حالا اگر این عدد را بر ارزش ذاتی تقسیم کنیم و در ۱۰۰ ضرب کنیم، به منفی ۱.۴٪ می‌رسیم که حباب طلا را نشان می‌دهد. یعنی در زمان نگارش این مطلب، قیمت بازار ۱.۴٪ کمتر از ارزش ذاتی آن است. تفاوت حباب طلا و حباب سکه چیست؟ یکی از رایج‌ترین اشتباهات این است که حباب طلا و حباب سکه را یک مفهوم کاملاً یکسان بدانیم. در هر دو مورد، اساس کار مقایسه قیمت بازار با ارزش طلای موجود است؛ اما عوامل مؤثر بر قیمت سکه گسترده‌تر هستند. یک سکه علاوه بر ارزش طلای موجود در آن، ویژگی‌هایی مانند میزان عرضه، تقاضای سرمایه‌ای، تعداد سکه‌های موجود در بازار، شرایط ضرب و جذابیت آن برای سرمایه‌گذاران دارد. به همین دلیل ممکن است ارزش طلای موجود در یک سکه مثلاً ۴۰ میلیون تومان باشد اما بازار آن را با قیمت ۴۵ میلیون تومان معامله کند. در این حالت اختلاف ۵ میلیون تومانی، حباب سکه محسوب می‌شود. در بازار ایران، سکه‌های کوچک‌تر مانند ربع سکه و نیم سکه نیز در برخی دوره‌ها حباب بیشتری نسبت به سکه تمام دارند. یکی از دلایل آن این است که قیمت اسمی پایین‌تر، خرید آنها را برای سرمایه‌های کوچک‌تر آسان‌تر می‌کند و در نتیجه تقاضای بیشتری می‌تواند شکل بگیرد. حباب صندوق طلا چیست؟ حباب فقط در بازار فیزیکی طلا دیده نمی‌شود و در بازار سرمایه نیز مفهومی مشابه وجود دارد. صندوق‌های طلا بخشی از دارایی خود را در ابزارهای مرتبط با طلا و سکه سرمایه‌گذاری می‌کنند و واحدهای آنها در بورس معامله می‌شود. قیمت هر واحد صندوق ممکن است با ارزش خالص دارایی‌ها (NAV) فاصله داشته باشد. اگر قیمت معامله‌شده واحد صندوق بالاتر از NAV باشد، می‌توان از حباب مثبت صندوق طلا صحبت کرد و اگر پایین‌تر باشد، حباب منفی شکل می‌گیرد. برای مثال اگر ارزش واقعی دارایی‌های یک صندوق به ازای هر واحد ۲۰ هزار تومان باشد اما واحد صندوق در بازار ۲۰ هزار و ۸۰۰ تومان معامله شود، قیمت بازار ۴ درصد بالاتر از NAV قرار دارد. این مفهوم با حباب طلای فیزیکی دقیقاً یکسان نیست، اما منطق اصلی هر دو مشابه است. از کجا بفهمیم حباب طلا زیاد است یا کم؟ برای حباب طلا نمی‌توان یک عدد ثابت تعیین کرد و گفت مثلاً بالاتر از ۵ درصد همیشه زیاد یا پایین‌تر از ۵ درصد همیشه کم است. شرایط بازار در دوره‌های مختلف تغییر می‌کند و چیزی که در یک مقطع حباب بالا محسوب می‌شود، ممکن است در شرایط دیگری عادی باشد. برای ارزیابی حباب بهتر است چند عامل را همزمان بررسی کنید: ۱- حباب فعلی را با ارزش ذاتی مقایسه کنید اولین قدم این است که بدانید قیمت واقعی یا نظری دارایی تقریباً چقدر است. ۲- روند حباب را بررسی کنید یک حباب ۵ درصدی به‌تنهایی اطلاعات محدودی دارد. اما اگر بدانیم حباب از ۲ درصد به ۵ درصد رسیده، متوجه می‌شویم فاصله قیمت بازار در حال افزایش بوده است. ۳- شرایط دلار و اونس را در نظر بگیرید اگر دلار یا اونس جهانی در حال افزایش باشد، ممکن است قیمت طلا رشد کند بدون اینکه حباب آن افزایش پیدا کند. ۴- عرضه و تقاضا را بررسی کنید حباب بالا می‌تواند نتیجه کمبود عرضه یا افزایش شدید تقاضا باشد. تا زمانی که این عامل وجود داشته باشد، حباب می‌تواند باقی بماند. اشتباهات رایج در محاسبه حباب طلا محاسبه حباب در ظاهر ساده است، اما چند اشتباه رایج می‌تواند نتیجه را کاملاً تغییر دهد. اشتباه در تبدیل اونس به گرم هر اونس طلا، یک اونس معمولی نیست. در بازار طلا از اونس تروا استفاده می‌شود که حدود ۳۱.۱۰۳ گرم است. اشتباه در عیار قیمت طلای خالص را نمی‌توان مستقیماً با قیمت طلای ۱۸ عیار مقایسه کرد. ضریب عیار باید در محاسبه لحاظ شود. اشتباه ریال و تومان یکی از ساده‌ترین و در عین حال رایج‌ترین خطاها، اشتباه گرفتن ریال و تومان است که در محاسبه حباب طلا تاثیر می‌گذارد. استفاده از نرخ‌های مربوط به زمان‌های متفاوت اگر قیمت اونس مربوط به یک ساعت و قیمت دلار مربوط به زمان دیگری باشد، ممکن است حباب محاسبه‌شده صرفاً حاصل اختلاف زمانی داده‌ها باشد. در نظر گرفتن اجرت به‌عنوان حباب اجرت ساخت بخشی از هزینه خرید مصنوعات است و نباید با حباب بازار اشتباه گرفته شود. تصور اینکه حباب همیشه می‌ترکد هیچ قانونی وجود ندارد که حباب را مجبور کند در یک زمان مشخص به صفر برسد. ممکن است حباب برای مدت طولانی باقی بماند یا حتی بیشتر شود. سوالات متداول حباب طلا چیست؟حباب طلا اختلاف میان قیمت بازار و ارزش نظری طلاست. اگر قیمت بازار بالاتر از ارزش نظری باشد، حباب مثبت و اگر پایین‌تر باشد، حباب منفی ایجاد می‌شود.حباب طلای ۱۸ عیار چگونه محاسبه می‌شود؟ابتدا ارزش نظری یک گرم طلای ۱۸ عیار با استفاده از قیمت اونس جهانی، نرخ دلار و ضریب عیار محاسبه می‌شود. سپس قیمت بازار از ارزش نظری کم می‌شود تا حباب به دست آید.آیا طلای آب‌شده حباب دارد؟بله، طلای آب‌شده نیز می‌تواند با قیمتی متفاوت از ارزش ذاتی طلای موجود معامله شود. با این حال، به دلیل نداشتن اجرت ساخت، مقایسه قیمت آن با ارزش طلای خام معمولاً ساده‌تر است.آیا حباب بالا یعنی طلا را بفروشیم؟خیر. حباب بالا به‌تنهایی سیگنال قطعی فروش نیست. ممکن است با افزایش اونس جهانی یا نرخ دلار، ارزش نظری طلا بالا برود و حباب بدون کاهش شدید قیمت تخلیه شود.آیا حباب منفی یعنی زمان مناسب خرید است؟نه لزوماً. حباب منفی می‌تواند جذاب باشد، اما باید علت آن بررسی شود. اگر ارزش نظری طلا در ادامه کاهش پیدا کند، حباب منفی ممکن است همچنان باقی بماند.حباب سکه بیشتر است یا طلا؟در بسیاری از دوره‌ها سکه، به‌خصوص قطعات کوچک‌تر، می‌تواند حباب بیشتری نسبت به طلای خام داشته باشد؛ چون قیمت آن علاوه بر ارزش طلای موجود، تحت تأثیر عرضه و تقاضای سکه نیز قرار دارد. جمع‌بندی حباب طلا در ساده‌ترین تعریف، فاصله میان قیمت بازار و ارزش نظری طلا است. برای محاسبه ارزش نظری نیز باید عواملی مانند قیمت اونس جهانی، نرخ دلار، وزن و عیار را در نظر گرفت. اگر قیمت بازار بالاتر از این ارزش باشد، حباب مثبت و اگر پایین‌تر باشد، حباب منفی ایجاد می‌شود. اما مهم‌تر از خود عدد حباب، علت ایجاد آن است. افزایش تقاضا، کمبود عرضه، انتظارات تورمی، رشد نرخ دلار، تغییر قیمت اونس جهانی و رفتار هیجانی معامله‌گران همگی می‌توانند این فاصله را تغییر دهند. به همین دلیل نمی‌توان صرفاً با دیدن یک حباب مثبت نتیجه گرفت که قیمت حتماً سقوط می‌کند یا با مشاهده حباب منفی انتظار داشت قیمت فوراً افزایش پیدا کند. هنگام خرید طلا نیز باید حباب را از هزینه‌هایی مانند اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات جدا کرد. به‌خصوص در مصنوعات طلا، تمام اختلاف قیمت میان طلای خام و مبلغ پرداختی حباب نیست. در نهایت، حباب یک ابزار مهم برای درک وضعیت بازار است؛ ابزاری که به شما نشان می‌دهد قیمت فعلی یک دارایی چقدر از ارزش نظری آن فاصله گرفته است، اما برای تصمیم‌گیری بهتر باید در کنار روند اونس، نرخ دلار، عرضه و تقاضا و هزینه‌های معامله بررسی شود.

رئیس SEC: قوانین جدید رمزارزها برای بازگرداندن شرکت‌های کریپتویی به آمریکا طراحی شده‌اند

علی ابراهیمی
12 شهریور 1405 - 23:00
پل اتکینز (Paul Atkins)، رئیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، پیشنهاد جدید این نهاد برای قانون‌گذاری دارایی‌های رمزارزی را گامی برای بازگرداندن شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران کریپتویی به آمریکا می‌داند. به گفته او، سیاست چهار سال گذشته و رویکرد «قانون‌گذاری از طریق اجرای مقررات» باعث شد بسیاری از شرکت‌های این حوزه برای توسعه محصولات و جذب سرمایه به خارج از آمریکا مهاجرت کنند. به گزارش میهن بلاکچین، اتکینز معتقد است شفافیت مقرراتی و امکان جذب سرمایه در چارچوب قوانین مشخص، به‌جای درگیری‌های قضایی، همان چیزی است که بنیان‌گذاران پروژه‌های رمزارزی به آن نیاز دارند. او همچنین تأکید کرده است که قوانین اوراق بهادار آمریکا که دهه ۱۹۳۰ میلادی تدوین شده‌اند، برای دارایی‌های مبتنی بر فناوری بلاکچین طراحی نشده‌اند. انتقاد از سال‌ها «مقررات‌گذاری از طریق اجرای قانون» اتکینز رویکرد سال‌های گذشته SEC را عامل محدودشدن فعالیت‌های قانونی و جذب سرمایه در صنعت کریپتو می‌داند. او در بیانیه‌ای درباره پیشنهاد جدید این نهاد گفت: در واقع، این رویکرد در گذشته با قانون‌گذاری از طریق اجرای مقررات و وعده‌های غیرصادقانه برای فراهم‌کردن امکان فعالیت قانونی، به‌طور فعال مانع جذب سرمایه در این حوزه شد. رئیس SEC معتقد است فعالان بازار رمزارز به جای مواجهه با پرونده‌های قضایی، به چارچوبی روشن نیاز دارند تا بدانند چگونه می‌توانند به‌صورت قانونی فعالیت و سرمایه جذب کنند. «نمی‌توانیم خودمان را فریب دهیم»  اتکینز در گفت‌وگو با فاکس بیزنس گفت مقررات پیشنهادی جدید می‌تواند اعتماد بنیان‌گذاران و شرکت‌هایی را که در سال‌های گذشته آمریکا را ترک کرده‌اند، دوباره جلب کند. به گفته او، سرمایه‌گذاران آمریکایی در عصر اینترنت می‌توانند تنها با چند کلیک پول خود را به هر نقطه‌ای از جهان منتقل کنند و جلوگیری از فعالیت قانونی آنها در داخل کشور، صرفاً باعث انتقال بیشتر این فعالیت‌ها به خارج از آمریکا می‌شود. او تأکید کرد: نمی‌توانیم خودمان را فریب دهیم. سرمایه‌گذاران آمریکایی در عصر اینترنت می‌توانند پول خود را به هر جایی بفرستند. بنابراین باید مطمئن شویم که می‌توانند این کار را در داخل آمریکا و تحت قوانین آمریکا انجام دهند. رئیس SEC در عین حال معتقد است مقررات‌گذاری این نهاد به‌تنهایی برای ایجاد چارچوبی پایدار در بازار کریپتو کافی نیست. او از کنگره آمریکا خواسته است قانون CLARITY را تصویب کند؛ طرحی که در صورت تصویب، مسئولیت نظارت بر بخش‌های مختلف بازار رمزارز را میان SEC و کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) تقسیم خواهد کرد. اتکینز می‌گوید تصویب قانون از سوی کنگره می‌تواند چارچوبی پایدار ایجاد کند که با تغییر دولت یا مدیران SEC به‌سادگی قابل تغییر نباشد. با این حال، شانس تصویب CLARITY Act در سال ۲۰۲۶ در هفته‌های اخیر کاهش یافته است. در نهایت، اتکینز میان تصویب قانون جدید توسط کنگره و مقررات‌گذاری مستقل SEC یکی را انتخاب نکرده و هر دو مسیر را بخشی از تلاش برای بازگرداندن سرمایه و فعالیت‌های کریپتویی به آمریکا می‌داند.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر