• تتر:
    190,826.55 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.90%
  • دامیننس اتریوم:
    11.35%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:44 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
44 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.90%
نرخ تتر
190,826.55 تومان

آخرین مطالب

ثروت افسانه‌ای ساتوشی ناکاموتو زیر ذره‌بین؛ آیا خالق بیت کوین واقعاً ۱.۱ میلیون بیت کوین دارد؟

علی ابراهیمی
11 مهر 1405 - 20:00
۱۶ سال سکوت، ۶۰۰ بیت کوین که ناگهان به حرکت درمی‌آیند و ثروتی که شاید صاحبش هنوز هم ناشناس‌ترین میلیاردر جهان باشد! جابه‌جایی حدود ۴۶ میلیون دلار بیت کوین در اوایل سپتامبر سال ۲۰۲۶، بار دیگر نگاه‌ها را به ساتوشی ناکاموتو، خالق مرموز این رمزارز، برگرداند. اما آیا واقعاً پای ساتوشی در میان بود یا صرفاً با کوین‌هایی قدیمی روبه‌رو هستیم که سال‌ها کسی سراغشان نرفته بود؟ ماجرای ثروت ساتوشی از آن چیزی که به نظر می‌رسد پیچیده‌تر است. سال‌هاست حدود ۱.۱ میلیون بیت کوین به او نسبت داده می‌شود؛ دارایی‌ای که اگر این انتساب درست باشد، ساتوشی را به یکی از بزرگ‌ترین دارندگان بیت کوین تبدیل می‌کند. اما پژوهش‌های تازه نشان می‌دهند که نه هویت صاحب این کوین‌ها قطعی است و نه حتی رقم مشهور ۱.۱ میلیون واحد را می‌توان بدون اماواگر پذیرفت. برای فهمیدن ماجرا باید به روزهایی برگردیم که بیت کوین تازه متولد شده بود و ردپای یک استخراج‌کننده، سرنخی از بزرگ‌ترین راز این شبکه به جا گذاشت. در این مقاله که برگرفته از مطلبی در وب‌سایت کوین تلگراف است، قرار است ثروت ساتوشی ناکاموتو را زیر ذره‌بین ببریم و ببینیم که آیا او واقعا ۱.۱ میلیون واحد بیت کوین دارد یا نه. ۶۰۰ بیت کوین پس از ۱۶ سال بیدار شدند؛ اما صاحبشان ساتوشی نبود؟ در تاریخ ۵ سپتامبر ۲۰۲۶، اتفاقی افتاد که به‌سرعت توجه ردیاب‌های بلاکچین را جلب کرد: ۶۰۰ بیت کوین که از مارس ۲۰۱۰ تاکنون دست‌نخورده باقی مانده بودند، جابه‌جا شدند. این دارایی‌ها از پاداش استخراج ۱۲ بلاک به دست آمده بودند؛ بلاک‌هایی که طی چهار روز استخراج شده بودند و بیش از ۱۶ سال هیچ حرکتی نداشتند. حالا کسی که کلیدهای خصوصی آن‌ها را در اختیار داشت، کوین‌ها را در کمتر از نیم ساعت خرج کرده بود. ارزش این انتقال حدود ۴۶ میلیون دلار بود و قدیمی بودن آنها باعث شد تا یک سوال قدیمی دوباره مطرح شود: آیا خالق بیت کوین بعد از سال‌ها سکوت بالاخره به سراغ دارایی‌هایش رفته است؟ مشکل اینجاست که قدیمی بودن بیت کوین‌ها به معنای تعلق آن‌ها به ساتوشی نیست. شرکت ردیابی ویل الرت (Whale Alert) نیز اعلام کرد که هیچ ارتباطی میان این ۶۰۰ بیت کوین و دارایی‌های منتسب به خالق بیت کوین پیدا نکرده است. بررسی شرکت تحلیل بلاکچین بیت‌کوئری (Bitquery) نیز نشان داد ۱۰ مورد از ۱۲ بلاک مرتبط با این کوین‌ها، با الگوی استخراج مشهور ساتوشی مطابقت ندارند. دو بلاک باقی‌مانده هم فقط شباهتی ضعیف به این الگو داشتند؛ شباهتی که ممکن است تصادفی بوده باشد. الگوی موسوم به «پاتوشی» (Patoshi) به مجموعه‌ای از ویژگی‌های استخراج در روزهای نخست بیت کوین اشاره دارد که برخی پژوهشگران آن را به فعالیت یک استخراج‌کننده واحد و در نهایت ساتوشی ناکاموتو نسبت می‌دهند. نکته جالب این است که هر ۱۲ پاداش استخراج‌شده ظاهراً به فعالیت یک دستگاه استخراج مربوط بودند. بااین‌حال، این موضوع مشخص نمی‌کند که چه کسی آن دستگاه را در سال ۲۰۱۰ اداره می‌کرده یا چه کسی اکنون کلیدهای خصوصی آن را در اختیار دارد. گاوراو آگراوال، پژوهشگر بیت‌کوئری، درباره این محدودیت می‌گوید:  چیزی که بلاکچین نمی‌تواند مشخص کند، این است که آیا فردی که در سال ۲۰۲۶ کوین‌ها را جابه‌جا کرده، همان کسی است که در سال ۲۰۱۰ دستگاه را اداره می‌کرده یا نه. کلیدهای خصوصی ممکن است طی این سال‌ها به ارث رسیده باشند، فروخته شده باشند، به سرقت رفته باشند یا پس از سال‌ها از یک هارددیسک قدیمی بازیابی شده باشند. بنابراین، حتی کنترل کلیدهای خصوصی یک کیف پول قدیمی هم لزوماً به معنای مالکیت اولیه آن نیست. نکته جالب دیگر این است که تراکنش‌های جدید با نرم‌افزار کیف پولی انجام شده‌اند که نسخه اولیه بیت کوین در سال ۲۰۱۰ قادر به تولید آن‌ها نبود. این یعنی کلیدهای قدیمی احتمالاً به ابزار جدیدی منتقل شده‌اند؛ اما همچنان هیچ راه قطعی برای شناسایی فرد پشت این انتقال وجود ندارد. راز ۱.۱ میلیون بیت کوین از کجا شروع شد؟ اما برگردیم سر موضوع اصلی این مقاله. اگر هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که بتوان مالکیت قطعی بیت کوین‌های قدیمی را مشخص کرد، پس چرا سال‌هاست از ثروت ۱.۱ میلیون بیت کوینی او صحبت می‌شود؟ سرنخ اصلی به سال ۲۰۱۳ برمی‌گردد؛ زمانی که سرجیو دمیان لرنر، پژوهشگر بیت کوین، متوجه الگویی غیرمعمول در بلاک‌های ابتدایی این شبکه شد. بررسی داده‌ها نشان می‌داد یکی از استخراج‌کنندگان رفتاری متفاوت از سایر ماینرها داشته و رد این رفتار را می‌توان در هزاران بلاک دنبال کرد. لرنر این الگو را پاتوشی نامید و بر اساس آن تخمین زد که استخراج‌کننده موردنظر حدود ۱.۱ میلیون بیت کوین به دست آورده است. این برآورد به‌تدریج به یکی از شناخته‌شده‌ترین روایت‌ها درباره ثروت ساتوشی تبدیل شد؛ ثروتی که بخش عمده آن در تمام این سال‌ها بدون حرکت باقی مانده است. الگوی پاتوشی که لرنر آن را کشف کرد - منبع: Bitslong او با گذشت بیش از یک دهه هنوز هم برآورد خودش را معتبر می‌داند هرچند که تاکید می‌کند این نتایج بر اساس شواهد غیرمستقیم گرفته شده‌اند و هیچ اثبات ریاضی یا شاهد مستقیمی وجود ندارد که هویت استخراج‌کننده را تأیید کند. او برای تقویت فرضیه خود به شواهد دیگری نیز اشاره می‌کند. به گفته لرنر، تعدادی از کاربران اولیه بیت کوین، از جمله هال فینی، داستین ترامِل، نیکلاس بوم و مایک هرن، بیت کوین‌هایی دریافت کرده‌اند که مبدأ آن‌ها پاداش بلاک‌های منتسب به الگوی پاتوشی بوده است. از نگاه لرنر، این تراکنش‌ها دلایل قابل‌توجهی برای یکی دانستن پاتوشی و ساتوشی فراهم می‌کنند؛ هرچند باز هم نمی‌توان آن‌ها را مدرک قطعی دانست. سرنخ دیگر به نحوه استخراج برمی‌گردد. لرنر معتقد است استخراج‌کننده پاتوشی از نرم‌افزار تخصصی استفاده می‌کرده که احتمالاً پیش از انتشار عمومی بیت کوین آماده شده بود. اگر این فرض درست باشد، بعید است فرد دیگری در فاصله کوتاه میان معرفی نسخه اولیه بیت کوین و استخراج نخستین بلاک‌ها، مستقل از ساتوشی چنین نرم‌افزاری را آماده کرده باشد. به بیان دیگر، شواهد نشان می‌دهند استخراج‌کننده پاتوشی از همان ابتدای فعالیت شبکه حضور داشته و احتمالاً نقش ویژه‌ای در شکل‌گیری بیت کوین ایفا کرده است؛ موضوعی که با نقش ساتوشی به‌عنوان خالق بیت کوین سازگاری دارد، اما به‌تنهایی هویت او را اثبات نمی‌کند.  بیت‌کوئری سراغ محاسبه دوباره ثروت ساتوشی رفت حدود ۱۳ سال پس از شناسایی اولیه الگوی پاتوشی، شرکت بیت‌کوئری تلاش کرد این الگو را با روشی مستقل و از ابتدا بازسازی کند. پژوهشگران این شرکت داده‌های خام بلاکچین را بررسی کردند، ۵۴ هزار و ۳۱۶ بلاک از سال‌های ابتدایی بیت کوین را ارزیابی و مسیر کوین‌های مرتبط با آن‌ها را تا اول سپتامبر ۲۰۲۶ دنبال کردند.  نتایج این بررسی در بخش عمده‌ای از موارد با فهرست عمومی بلاک‌های منتسب به پاتوشی مطابقت داشت. در دقیق‌ترین نسخه بازسازی بیت‌کوئری، ۹۹.۲ درصد بلاک‌ها با این فهرست همخوانی داشتند. پژوهشگران همچنین در آزمایشی که ترتیب زمانی ۵ هزار و ۸۳۶ جفت بلاک مجاور را بررسی می‌کرد، هیچ مورد ناسازگاری پیدا نکردند.  محاسبه دوباره ثروت ساتوشی توسط شرکت بیت‌کوئری - منبع: Bitquery.io اما بخش مهم ماجرا، نتیجه‌ای بود که این بررسی درباره رقم مشهور ۱.۱ میلیون بیت کوین آشکار کرد. بررسی‌های بیت‌کوئری نشان داد که تعداد کوین‌های منتسب به پاتوشی، بسته به میزان سخت‌گیری در شناسایی این الگو، می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی داشته باشد. گاوراو آگراوال، پژوهشگر این شرکت، توضیح می‌دهد که اگر معیارهای شناسایی پاتوشی با سخت‌گیری بیشتری اعمال شوند، مجموع بیت کوین‌های شناسایی‌شده به کمی کمتر از ۹۰۰ هزار واحد می‌رسد. در مقابل، با تفسیر گسترده‌تر این الگو، رقم به حدود ۱.۱۷ میلیون بیت کوین افزایش پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، رقم ۱.۱ میلیون بیت کوین آن‌قدرها هم قطعی نیست که تصور می‌شود. این عدد به نحوه شناسایی بلاک‌های مرتبط با الگوی پاتوشی بستگی دارد و با تغییر معیارهای تحلیل، برآورد نهایی نیز تغییر می‌کند. بااین‌حال، بیت‌کوئری معتقد نیست که این اختلاف لزوماً برآورد لرنر را رد می‌کند. تخمین‌های پیشین که ثروت منتسب به ساتوشی را بین یک میلیون تا ۱.۱۳ میلیون بیت کوین قرار می‌دادند، همچنان در محدوده نتایج این بررسی قرار دارند. به همین دلیل، بیت‌کوئری نیز دلیلی برای کنار گذاشتن این محدوده ندیده است. اما نکته مهم اینجاست که شناسایی الگوی استخراج و تخمین تعداد کوین‌های مرتبط با آن، با اثبات هویت استخراج‌کننده تفاوت دارد. حتی اگر بتوانیم با دقت بالایی مشخص کنیم که چه تعداد بیت کوین از یک الگوی خاص پیروی می‌کنند، باز هم نمی‌توانیم صرفاً با تکیه بر این داده‌ها ثابت کنیم که استخراج‌کننده همان ساتوشی ناکاموتو بوده است. سه ادعای متفاوت که معمولاً در یک جمله خلاصه می‌شوند به گفته آگراوال، ادعای «ساتوشی ناکاموتو مالک ۱.۱ میلیون بیت کوین است» در واقع از سه ادعای جداگانه تشکیل شده که نباید آن‌ها را با یکدیگر اشتباه گرفت.  ادعای اول: این کوین‌ها به یک استخراج‌کننده مشخص تعلق دارند. الگوی پاتوشی و بررسی‌های آماری، شواهد قابل‌توجهی برای این فرضیه فراهم می‌کنند. بازسازی مستقل بیت‌کوئری نیز نشان می‌دهد که این الگو در داده‌های بلاکچینی قابل‌شناسایی است. ادعای دوم: آن استخراج‌کننده همان ساتوشی ناکاموتو است. شواهدی مانند آغاز فعالیت استخراج از نخستین روزهای شبکه، ویژگی‌های خاص الگوی پاتوشی و برخی تراکنش‌های اولیه از این فرضیه حمایت می‌کنند. بااین‌حال، هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که هویت ساتوشی را به‌طور قطعی به استخراج‌کننده پشت این الگو پیوند دهد.  ادعای سوم: ساتوشی هنوز به این کوین‌ها دسترسی دارد. اثبات این ادعا حتی از دو مورد قبلی هم دشوارتر است. حتی اگر فرض کنیم این بیت کوین‌ها در ابتدا متعلق به ساتوشی بوده‌اند، سکون طولانی‌مدت آن‌ها نشان نمی‌دهد که او همچنان کلیدهای خصوصی را در اختیار دارد. این کلیدها ممکن است گم شده باشند، به فرد دیگری منتقل شده باشند یا به دلایل مختلف دیگر در دسترس صاحب اولیه نباشند.  بیت‌کوئری در جریان بررسی بلاکچین به تراکنشی از سال ۲۰۱۰ رسید که به گفته این شرکت، در پژوهش‌های قبلی گزارش نشده بود. در ۱۷ مه آن سال، ۶۰۰ بیت کوین در دو مرحله جابه‌جا شدند: ابتدا ۵۰۰ بیت کوین و حدود یک ساعت بعد، ۱۰۰ بیت کوین دیگر. این دارایی‌ها از پاداش استخراج ۱۲ بلاک به دست آمده بودند؛ بلاک‌هایی که در زمان‌های مختلف سال ۲۰۰۹ استخراج شده بودند. اهمیت این اتفاق در این است که پاداش‌های استخراج‌شده در زمان‌های متفاوت، در فاصله‌ای حدوداً یک‌ساعته خرج شدند. به این ترتیب، بلاکچین مستقیماً نشان می‌دهد که فرد یا افرادی که این تراکنش‌ها را انجام داده‌اند، به کوین‌های حاصل از آن ۱۲ بلاک دسترسی داشته‌اند. این شواهد از صرف شباهت الگوی استخراج قوی‌تر است؛ زیرا این بار با یک اتفاق ثبت‌شده در بلاکچین روبه‌رو هستیم، نه فقط الگویی که پژوهشگران از روی داده‌ها شناسایی کرده‌اند. از نظر گاوراو آگراوال، پژوهشگر بیت‌کوئری، این تراکنش‌ها سرنخ مهمی هستند؛ زیرا نشان می‌دهند پاداش‌هایی که در مقاطع مختلف سال ۲۰۰۹ استخراج شده بودند، احتمالاً در اختیار یک مجموعه کلید خصوصی یا یک کیف پول قرار گرفته بودند. بااین‌حال، این اتفاق به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که صاحب این کلیدها چه کسی بوده یا آیا او همان ساتوشی ناکاموتو بوده است. آیا روزی راز ثروت ساتوشی فاش می‌شود؟ پرونده ثروت ساتوشی ناکاموتو نشان می‌دهد که حتی شفاف‌ترین دفترکل مالی جهان نیز نمی‌تواند به همه سوالات پاسخ دهد. بلاکچین بیت کوین به ما اجازه می‌دهد مسیر کوین‌ها، زمان استخراج آن‌ها و ارتباط میان تراکنش‌ها را بررسی کنیم؛ اما نام صاحب کلیدهای خصوصی را ثبت نمی‌کند. پژوهش‌های لرنر و بیت‌کوئری شواهد مهمی درباره فعالیت یک استخراج‌کننده در روزهای نخست بیت کوین فراهم کرده‌اند. این شواهد با فرضیه تعلق ثروت بزرگ پاتوشی به ساتوشی سازگارند، اما برای اثبات قطعی هویت او یا تأیید اینکه هنوز کنترل این دارایی‌ها را در اختیار دارد، کافی نیستند. در نتیجه، جابه‌جایی کوین‌های قدیمی را نمی‌توان نشانه‌ای از بازگشت ساتوشی ناکاموتو تلقی کرد. بنابراین، ممکن است بتوانیم ثروت احتمالی ساتوشی را با بررسی ردپای استخراج او تخمین بزنیم، اما تخمین یک ثروت با اثبات مالکیت آن تفاوت دارد. تا زمانی که شواهد مستقیمی به دست نیاید، رقم ۱.۱ میلیون بیت کوین همچنان یکی از مشهورترین فرضیه‌های تاریخ بیت کوین خواهد بود؛ فرضیه‌ای که با وجود تمام پژوهش‌ها، هنوز پاسخ قطعی ندارد.

کالبدشکافی رفتار معامله‌گران در پالی‌مارکت؛ چرا اکثریت در بازارهای پیش‌بینی بازنده‌اند؟

رضا حضرتی
11 مهر 1405 - 16:00
پلتفرم پالی‌مارکت (Polymarket) از زمان راه‌اندازی در سال ۲۰۲۰، به یکی از بزرگترین بازارهای پیش‌بینی جهان تبدیل شده است و تا به امروز بیش از ۱.۲۷ میلیارد سفارش در ۳.۰۷ میلیون کیف پول، با ارزش اسمی ۸۲.۸ میلیارد دلار در آن ثبت شده است. از آنجایی که تمامی این تراکنش‌ها به صورت آن‌چین تسویه می‌شوند، امکان بررسی دقیق تاریخچه هر موقعیت معاملاتی، قیمت ورود، مدت زمان نگهداری و میزان پرداخت‌ها وجود دارد. بررسی داده‌های استخراج‌شده توسط شبکه اوراکل Stork از ۲.۹ میلیون حساب کاربری خرد، حقایق مهمی را درباره روانشناسی بازار و نحوه رفتار معامله‌گران آشکار می‌کند. برندگان پنهان و بازندگان پرشمار داده‌های آن‌چین نشان می‌دهد که معامله در بازارهای پیش‌بینی برای اکثریت کاربران یک فعالیت زیان‌ده است. دقیقاً ۶۹.۲ درصد از حساب‌های خرد در این پلتفرم پایین‌تر از نقطه سربه‌سر قرار دارند و در مجموع ۳۳۸.۹ میلیون دلار ضرر کرده‌اند. میانه ضرر حساب‌های خرد حدود ۳ دلار است که نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از کاربران مبالغ ناچیزی را از دست می‌دهند، اما در انتهای نمودار، اقلیتی وجود دارند که هزاران دلار زیان ثبت کرده‌اند. به ازای هر دلار سرمایه‌گذاری، میانه حساب‌ها حدود نیم درصد از سرمایه خود را از دست می‌دهند، در حالی که در صدک دهم، این زیان به ۹۰ درصد می‌رسد. در نقطه مقابل، ۱۲۵,۴۲۹ حساب کاربری که رفتار آن‌ها مشابه ربات‌ها و الگوریتم‌های معاملاتی است (حساب‌هایی با بیش از ۵۰ سفارش در روز)، توانسته‌اند در مجموع ۲۴۶.۸ میلیون دلار سود کسب کنند. این آمار نشان‌‌دهنده شکاف عمیق میان معامله‌گران خرد و بازارسازهایی است که از طریق آربیتراژ و استراتژی‌های خودکار، نقدینگی را می‌بلعند. واکنش معامله‌گران به برد و باخت رفتار کاربران پس از ثبت یک نتیجه معاملاتی، الگوهای مشخصی از روانشناسی بازار را به تصویر می‌کشد. باخت در معاملات به وضوح باعث ریزش کاربران می‌شود؛ به طوری که ۱۵.۲ درصد از حساب‌ها پس از یک شکست، تا ۳۰ روز هیچ معامله جدیدی باز نمی‌کنند. این در حالی است که تنها ۶.۱ درصد از معامله‌گران پس از تجربه یک پیروزی از بازار خارج می‌شوند. در واقع، یک حساب زیان‌ده حدود ۲.۵ برابر بیشتر از یک حساب سودده احتمال دارد که پلتفرم را برای همیشه ترک کند. از منظر مدیریت ریسک، معامله‌گران عموماً پس از تسویه یک موقعیت، با احتیاط بیشتری به بازار برمی‌گردند. با این حال، پیروزی باعث می‌شود تا معامله‌گران نسبت به زمان شکست، جسارت بیشتری در پذیرش ریسک‌های جدید داشته باشند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که اگر قیمت ورود به معامله را ثابت در نظر بگیریم، برندگان بسیار بیشتر از بازندگان تمایل دارند حجم معاملات بعدی خود را افزایش دهند. آیا تخصص در یک حوزه به معنای سودآوری است؟ بررسی دسته‌بندی موضوعی معاملات در پالی‌مارکت نشان می‌دهد که ۴۴.۱ درصد از کاربران به عنوان «متخصص» عمل می‌کنند؛ یعنی بیش از ۶۰ درصد از فعالیت معاملاتی آن‌ها تنها در یک حوزه خاص متمرکز است. اما نکته شگفت‌انگیز اینجاست که معامله‌گران عمومی (Generalists) با ثبت ۳۰.۴ درصد سودآوری، عملکرد بهتری نسبت به متخصصان (با ۲۸.۱ درصد سودآوری) داشته‌اند. دلیل این اتفاق به نوع تخصص کاربران برمی‌گردد. بخش بزرگی از متخصصان (حدود ۴۷ درصد) تنها روی رویدادهای ورزشی معامله می‌کنند و این گروه با ثبت سودآوری ۲۵.۱ درصدی، بدترین عملکرد را در کل پلتفرم دارند. کاربرانی که صرفاً روی مسابقات فوتبال شرط‌بندی می‌کنند، بیشتر شبیه به پیش‌بینی کنندگان آماتور رفتار می‌کنند تا تحلیل‌گران داده. در مقابل، تخصص در حوزه‌هایی که نیازمند دانش عمیق است، به شدت سودآور است. متخصصان حوزه تکنولوژی و علوم با ۴۱.۲ درصد سودآوری، بهترین عملکرد را ثبت کرده‌اند که نشان می‌دهد داشتن درک تحلیلی از یک موضوع پیچیده، می‌تواند یک مزیت رقابتی واقعی ایجاد کند. تفاوت‌های کلیدی معامله‌گران سودآور و زیان‌ده وقتی معامله‌گران موفق را با بازندگان مقایسه می‌کنیم، تفاوت‌های ساختاری در استراتژی آن‌ها نمایان می‌شود. معامله‌گران سودآور به طور کلی مبالغ بیشتری را وارد بازار می‌کنند؛ میانه اندازه هر موقعیت برای آن‌ها ۱۳.۹۶ دلار است، در حالی که این رقم برای معامله‌گران زیان‌ده ۱۰ دلار ثبت شده است. همچنین، معامله‌گران موفق تعداد پوزیشن‌های بیشتری باز می‌کنند و در هر سطح از فعالیت، حجم سرمایه درگیرشان بالاتر است. برخلاف بازار ارزهای دیجیتال و به خصوص میم‌کوین‌ها که سرعت عمل و نوسان‌گیری کوتاه‌مدت عامل موفقیت است، در پالی‌مارکت رابطه مستقیمی بین مدت زمان نگهداری یک قرارداد و سودآوری قطعی وجود ندارد. در برخی گروه‌ها، نگهداری طولانی‌مدت به سود منجر شده و در برخی دیگر نتیجه عکس داده است. استراتژی تجاری پالی‌مارکت بازارهای پیش‌بینی در ابتدا با هدف تجمیع اطلاعات و استفاده از «خرد جمعی» طراحی شدند، اما اکنون با انتقاداتی مبنی بر تبدیل شدن به پلتفرم‌های قمار مواجه هستند. پالی‌مارکت اخیراً با ورود به بازار آمریکا، استراتژی بازاریابی خود را روی جذب مخاطبان ورزشی متمرکز کرده است. امضای قراردادهای تبلیغاتی سنگین با ستارگانی نظیر لبرون جیمز (با مبلغ گزارش‌شده ۱۵ میلیون دلار در سال) دقیقاً با هدف جذب همان گروهی انجام شده است که طبق داده‌ها، بدترین عملکرد معاملاتی را دارند. از منظر تجاری، حضور اکثریت بازنده پیش‌شرط عملکرد بازارهای پیش‌بینی به عنوان یک «ماشین حقیقت‌سنج» است. سرمایه هوشمند برای سودآوری نیازمند جریان سرمایه ناآگاهانه است. اگر تمام شرکت‌کنندگان در پالی‌مارکت تحلیل‌گرانی تیزهوش بودند، عملاً هیچ معامله‌ای شکل نمی‌گرفت. در نهایت، رفتار معاملاتی و زیان معامله‌گران ناآگاه همان هزینه‌ای است که برای استخراج پیش‌بینی‌های دقیق از دل این پلتفرم پرداخت می‌شود.

چرا یک بلاک‌چین عمومی متوقف می‌شود؟ درک واقعی «اجماع» از دل توقف ۲۵ ساعته کازموس

رضا حضرتی
11 مهر 1405 - 12:00
توقف ۲۵ ساعته شبکه کازموس هاب (Cosmos Hub) به وضوح نشان داد که غیرمتمرکز بودن یک بلاک‌چین به معنای در دسترس بودن و آنلاین بودن دائمی آن نیست. در ۲۲ سپتامبر، کاربران متوجه شدند که تراکنش‌های انتقال توکن ATOM به طور ناگهانی در وضعیت «در انتظار تأیید» گیر کرده‌اند؛ نه به دلیل از دست رفتن کلیدهای خصوصی، بلکه به دلیل توقف کامل تولید بلاک در ارتفاع ۳۳,۰۸۶,۷۴۰. این رویداد پرده از مکانیزم‌های پنهان اجماع در شبکه‌های عمومی برداشت و نشان داد که چگونه ولیدیتورها می‌توانند برای جلوگیری از یک فاجعه، کل شبکه را متوقف کنند. حمله به نوترون و واکنش کازموس برای درک این رویداد، ابتدا باید یک سوتفاهم بزرگ را برطرف کنیم. شبکه کازموس هاب هرگز به طور مستقیم هک نشد. بحران در شبکه‌ای دیگر به نام نوترون (Neutron) متولد شد. در روز ۲۲ سپتامبر، یک پروپوزال حاکمیتی مخرب به نام «AIATO» در شبکه نوترون به تصویب رسید. مهاجم باهوش این سناریو، از یک روزنه در اختیارات حاکمیتی سطح شبکه استفاده کرد. او با بهره‌گیری از دستورات ممتازی که در چارچوب نرم‌افزاری wasmd وجود داشت، توانست مدیریت (Admin) قراردادهای هوشمند برنامه‌هایی مانند Astroport و Drop را به آدرس‌های تحت کنترل خود تغییر دهد. این یک باگ کدی یا نقص در پروتکل نبود. به زبان ساده، قراردادهای هوشمند قفل‌های امنیتی خود را داشتند، اما سیستم حاکمیتی نوترون حکم یک «شاه‌کلید» را داشت. مهاجم با در دست گرفتن کنترل نتایج حاکمیتی، این شاه‌کلید را تصاحب کرد و توانست دارایی‌ها را تخلیه کند. در ادامه، او حدود ۱.۷ میلیون توکن ATOM سرقتی را به شبکه کازموس هاب منتقل کرد تا از طریق نقدینگی بین‌زنجیره‌ای آن‌ها را به فروش برساند. اینجا بود که پای کازموس به این بحران باز شد. قدرت بازدارنده یک‌سومِ شبکه برای جلوگیری از خروج بیشتر این توکن‌های مسروقه، ولیدیتورهای (اعتبارسنج‌های) کازموس هاب تصمیم به مداخله گرفتند. در حوالی ساعت ۱۹:۱۸، ولیدیتورهایی که در مجموع بیش از یک‌‌سوم (۱/۳) از کل قدرت رأی شبکه را در اختیار داشتند، فعالیت گره‌های (Nodes) خود را متوقف کردند. نتیجه این اقدام فوری و حیاتی بود: کازموس هاب دیگر نتوانست بلاک جدیدی بسازد. این اتفاق نشان داد که برای توقف یک بلاک‌چین، نیازی به فشردن یک دکمه توسط یک شرکت یا حتی برگزاری یک رأی‌گیری طولانی‌مدت روی زنجیره نیست. وقتی بخش کافی و موثری از ولیدیتورها تصمیم بگیرند از مشارکت در ایجاد اجماع دست بکشند، شبکه به طور خودکار از حرکت می‌ایستد. چگونه ۶۷ درصد شبکه، قوانین را تغییر دادند؟ بخش شگفت‌انگیزتر این ماجرا، روند بازیابی شبکه بود. حدود ۴ ساعت پس از توقف، ولیدیتورها به یک طرح جامع برای نجات رسیدند. مقرر شد یک «تغییر وضعیت یک‌باره» دقیقاً در همان ارتفاع بلاکی که شبکه متوقف شده بود، اعمال شود. آزمایشگاه کازموس نسخه نرم‌افزاری جدیدی به نام Gaia v28.3.0 را بر اساس این توافق توسعه داد. وظیفه این آپدیت این بود که ۱,۲۲۷,۱۲۱ توکن ATOM را از آدرس مهاجم کسر کرده و به یک کیف پول چندامضایی (متشکل از ۶ عضو معتمد جامعه نظیر Nansen و Keplr) منتقل کند. بامداد روز بعد، زمانی که ولیدیتورهای نصب‌کننده این آپدیت از مرز ۶۷ درصد (دو سوم کل قدرت رأی) عبور کردند، شبکه هماهنگی لازم برای شروع مجدد را به دست آورد. در ساعت ۱۲:۰۰ روز ۲۳ سپتامبر، شبکه ری‌استارت شد و ۶ دقیقه بعد، این تغییر وضعیت مستقیماً در بلاک ۳۳,۰۸۶,۷۴۱ اعمال گردید. شبکه با قوانین جدید به زندگی بازگشت و این قوانین جدید، به عنوان تاریخچه رسمی و غیرقابل‌انکار کازموس هاب پذیرفته شد. امنیت (Safety) در برابر پویایی (Liveness) توقف کازموس ریشه در معماری اجماع تحمل خطای بیزانس (BFT) دارد. در این سیستم، برای تأیید نهایی یک بلاک به رأی موافقِ بیش از دوسوم ولیدیتورها نیاز است. وقتی این حد نصاب به دلیل خروج یک‌سوم از ولیدیتورها به دست نیاید، شبکه با یک انتخاب سیستماتیک روبرو می‌شود: امنیت (Safety): شبکه ترجیح می‌دهد متوقف شود تا از ثبت دو تاریخچه متفاوت و متناقض توسط گره‌های باقی‌مانده جلوگیری کند. پویایی (Liveness): توانایی شبکه برای ادامه پردازش تراکنش‌های جدید. کازموس هاب در این رویداد، پویایی خود را فدای امنیت کرد. از دیدگاه سیستم‌های توزیع‌شده، این یک باگ یا خرابی نیست؛ بلکه واکنشی دفاعی است. شبکه ترجیح می‌دهد تولید بلاک را متوقف کند تا اینکه بدون اجماع کافی، تراکنش‌های جدید را با خطر ایجاد تناقض در دفتر کل به ثبت برساند. درس‌های تاریخ از بیت‌کوین تا سولانا چالش‌های مربوط به اجماع و توقف شبکه‌ها رویدادهای بی‌سابقه‌ای نیستند و هر شبکه رویکرد متفاوتی در برابر بحران‌ها داشته است: بیت‌کوین (۲۰۱۳): به دلیل ناسازگاری پایگاه‌های داده در نسخه‌های مختلف کلاینت (LevelDB در برابر Berkeley DB)، شبکه دچار انشعاب شد و دو زنجیره موازی شکل گرفت. در نهایت، استخرهای استخراج بزرگ هماهنگ شدند تا به نسخه قدیمی‌تر بازگردند و شبکه را یکپارچه کنند. اتریوم (۲۰۱۶): در جریان هک معروف The DAO، جامعه اتریوم تصمیم به مداخله مستقیم گرفت و با اجرای یک هاردفورک (Hard Fork) و تغییر وضعیت شبکه‌، دارایی‌ها را بازگرداند. مخالفت بخشی از شبکه با این تغییر قوانین، منجر به تولد اتریوم کلاسیک (ETC) شد. سولانا (۲۰۲۱): هجوم گسترده تراکنش‌های رباتیک باعث پر شدن حافظه ولیدیتورها شد. در این حالت، شبکه به دلیل ناتوانی گره‌ها در رسیدن به اجماع، پویایی (Liveness) خود را به مدت ۱۷ ساعت از دست داد تا اینکه ولیدیتورها برای راه‌اندازی مجدد هماهنگ شدند. قانون طلایی «کلیدهای شما نیست، پس دارایی شما نیست» برای حفظ امنیت شخصی صادق است و تضمین می‌کند که بدون امضای شما، کسی نمی‌تواند دارایی‌تان را جابه‌جا کند. با این حال، حادثه کازموس مرز مهمی را روشن کرد: حاکمیت بر کلید خصوصی با قدرت اجماع شبکه تفاوت دارد. حتی اگر کلیدهای خود را در اختیار داشته باشید، توانایی شبکه برای پردازش تراکنش‌ها و تعیین وضعیت نهایی دارایی‌ها، در گرو توافق جمعی ولیدیتورها و قوانینی است که اکثریت آن‌ها می‌پذیرند. شبکه‌های عمومی ماشین‌های غیرقابل توقفی نیستند، بلکه سیستم‌های زنده و مبتنی بر قوانینی هستند که در زمان بحران نشان می‌دهند قدرت واقعی در دست کسانی است که ماشین اجماع را روشن نگه می‌دارند.

جریان سرمایه ETFهای بیت‌کوین (Bitcoin ETF Flows) چیست؟ ورود و خروج سرمایه در ETFها برای سرمایه‌گذاران چه معنایی دارد

رضا حضرتی
10 مهر 1405 - 20:00
آیا می‌دانید پول‌های کلانِ وال‌استریت چگونه مسیر خود را در بازار بیت‌کوین پیدا می‌کنند؟ بررسی «جریان ورودی و خروجی ETFهای بیت‌کوین» راز رفتار نهادهای مالی را فاش می‌کند. در این مقاله از میهن بلاکچین، به زبان ساده بررسی می‌کنیم که این جریان‌های سرمایه چه معنایی دارند و چرا هر سرمایه‌گذاری باید آن‌ها را زیر نظر داشته باشد. جریان سرمایه ETFهای بیت کوین چیست؟ جریان سرمایه ETFهای اسپات (Spot) بیت‌کوین نشان می‌دهد که چه مقدار سرمایه در حال ورود به صندوق‌ها یا خروج از آن‌هاست و معیاری تقریباً در لحظه از تقاضای نهادی، نقدینگی و احساسات بازار ارائه می‌دهد. جریان سرمایه ETF بیت‌کوین به حرکت پول به داخل و خارج از صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) بیت‌کوین اشاره دارد. وقتی سرمایه‌گذاران سهام ETF را می‌خرند، پول جدیدی وارد صندوق شده و یک جریان ورودی (Inflow) ایجاد می‌کند. وقتی سرمایه‌گذاران سهام خود را می‌فروشند و سرمایه از صندوق خارج می‌شود، یک جریان خروجی (Outflow) رخ می‌دهد. از آنجا که بیشتر ETFهای اسپات بیت‌کوین در ایالات متحده، بیت‌کوین واقعی نگهداری می‌کنند، این جریان‌ها به‌طور گسترده به عنوان شاخصی برای تقاضای نهادی برای این دارایی در نظر گرفته می‌شوند. جریان‌های سرمایه به سه شکل گزارش می‌شوند. جریان ورودی (Inflows) پولی که وارد می‌شود را اندازه می‌گیرد، جریان خروجی (Outflows) پولی که خارج می‌شود را می‌سنجد، و جریان خالص (Net flow) تفاوت بین این دو در یک دوره زمانی مشخص (معمولاً یک روز معاملاتی) است. صندوقی که در یک روز ۴۰۰ میلیون دلار ورودی و ۱۰۰ میلیون دلار خروجی داشته باشد، دارای جریان ورودی خالص ۳۰۰ میلیون دلار است. 💡 نکته کلیدی: جریان ETF بیت‌کوین، ورود و خروج پول به این صندوق‌ها را ردیابی می‌کند. جریان ورودی نمایانگر سرمایه جدید، جریان خروجی نمایانگر خروج سرمایه و جریان خالص تفاوت این دو است. بسیاری از سرمایه‌گذاران از جریان خالص به عنوان معیاری برای سنجش تقاضای بیت‌‌کوین استفاده می‌کنند. چرا جریان ETF بیت‌کوین اهمیت دارد؟ داده‌های مربوط به جریان سرمایه مهم هستند زیرا پنجره‌ای شفاف و قابل تکرار به سوی رفتار یک دسته بزرگ از خریداران باز می‌کنند. تقاضای نهادی (سازمانی): ETFهای اسپات بیت‌کوین راه اصلی بسیاری از نهادها برای سرمایه‌گذاری در بیت‌کوین هستند. داده‌های جریان سرمایه یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های عمومی و در لحظه از موقعیت این گروه است. احساسات بازار: یک دوره از جریان‌های ورودی روزانه و پیوسته اغلب به عنوان اعتماد در میان خریداران ETF تفسیر می‌شود، در حالی که یک دوره از جریان‌های خروجی به عنوان احتیاط تلقی می‌گردد. با این حال، این تفسیر کامل نیست زیرا جریان‌ها تنها بخشی از بازار را منعکس می‌کنند و ممکن است نسبت به احساسات کلی بازار تأخیر داشته یا با آن در تضاد باشند. نقدینگی: فعالیت ETFها باعث ایجاد معاملات در بازار اسپات پایه می‌شود. فعالیت بالای جریان سرمایه معمولاً به عمق نقدینگی بیشتر و کاهش فاصله قیمت خرید و فروش (Bid-Ask Spreads) در پلتفرم‌های قانون‌گذاری‌شده کمک می‌کند که با کاهش هزینه معاملات، به نفع همه مشارکت‌کنندگان است. تخصیص سرمایه: جریان‌ها نشان می‌دهند که سرمایه چگونه در حال چرخش است. تاریخچه اولیه این محصولات شامل چرخش بزرگ سرمایه از ابزارهای سرمایه‌گذاری با کارمزد بالا به سمت گزینه‌های با کارمزد پایین‌تر بود؛ حرکتی که داده‌های جریان سرمایه به وضوح آن را ثبت کردند. از آنجا که مشارکت‌کنندگان نهادی معاملات خود را از طریق چارچوب‌های شفاف گزارش می‌دهند، فعالیت آن‌ها در داده‌های جریان سرمایه به شکلی قابل مشاهده است که تقاضاهای قبلی در دنیای رمزارزها هرگز به این شکل نبودند. این شفافیت یکی از دلایلی است که جریان‌های سرمایه به یک مرجع استاندارد برای ورود سرمایه نهادی به این کلاس دارایی تبدیل شده‌اند. 💡 نکته کلیدی: جریان ETF بیت‌کوین یکی از واضح‌ترین سیگنال‌های عمومی از تقاضا و احساسات سازمانی است. آن‌ها کل بازار را پوشش نمی‌دهند، اما نشان می‌دهند که سرمایه به کدام سمت در حال چرخش است و به تعمیق نقدینگی در پلتفرم‌های قانون‌گذاری‌شده کمک می‌کنند. ETFهای بیت‌کوین چگونه کار می‌کنند ETF بیت‌کوین یک صندوق سرمایه‌گذاری است که در بورس معامله می‌شود و از طریق یک حساب کارگزاری استاندارد، امکان سرمایه‌گذاری روی بیت‌کوین را فراهم می‌کند. یک ETF اسپات بیت‌کوین، بیت‌کوین‌های واقعی را نگهداری می‌کند؛ سرمایه‌گذاران مالک سهام صندوق هستند و صندوق مالک بیت‌کوین است. چندین نقش باعث عملکرد این ساختار می‌شوند: مدیران صندوق (Fund managers) یا صادرکنندگان: شرکت‌های مدیریت دارایی هستند که صندوق‌ها را ایجاد و اداره می‌کنند، مجوزها را از مراجع قانونی (مانند SEC) می‌گیرند و کارمزدها را تعیین می‌کنند. متولیان (Custodians): شرکت‌های تحت نظارتی هستند که بیت‌کوین‌های صندوق را معمولاً در کیف پول‌های سرد (Cold storage) نگهداری می‌کنند. مشارکت‌کنندگان مجاز (Authorized participants): کارگزار-معامله‌گران بزرگی هستند که اجازه دارند سهام را مستقیماً با صندوق ایجاد یا بازخرید کنند و مسئول اصلی جابجایی BTC به داخل و خارج از صندوق هستند. کارگزاران (Brokers): شرکت‌هایی هستند که سرمایه‌گذاران از طریق آن‌ها سهام ETF را در بورس خرید و فروش می‌کنند. ویژگیETF اسپات بیت‌کوینمالکیت مستقیمنگهداری (Custody)صندوق بیت‌کوین را برای شما نگه می‌داردخودتان آن را نگه می‌دارید (کیف پول یا صرافی)دسترسی (Access)حساب کارگزاری استانداردصرافی رمزارز یا نگهداری شخصی (Self-custody)ساعات معاملاتفقط ساعات کاری بازار آمریکا۲۴ ساعته و ۷ روز هفتهکارمزدهاکارمزد سالانه (۰.۱۵٪ تا ۱.۵٪)کارمزد معاملات بازار، به علاوه هزینه‌های کیف پول/صرافیکلیدها و امنیتنیازی به مدیریت کلیدهای خصوصی نداریدمدیریت کلیدها و امنیت بر عهده خودتان استواجد شرایط بودنمناسب برای حساب‌های بازنشستگی و نهادهااغلب برای نهادها محدودیت داردتسویه (Settlement)T+1، مشابه سایر اوراق بهادارتقریباً فوری روی شبکه بلاک‌چینکنترلنمی‌توانید BTC را منتقل یا خرج کنیدکنترل کامل برای انتقال، خرج کردن یا نگهداری جریان‌های ورودی ETF چگونه کار می‌کنند جریان ورودی زمانی رخ می‌دهد که پول جدیدی وارد صندوق شود و بیت‌کوین جدیدی برای پشتیبانی از سهام اضافی خریداری شود. این فرآیند از طریق مراحل زیر انجام می‌شود: یک سرمایه‌‌گذار سهام ETF می‌خرد: خریداران سفارشات را ثبت می‌کنند و تقاضا برای صندوق افزایش می‌یابد. صندوق سرمایه دریافت می‌کند: خریدهای قوی قیمت هر سهم را کمی بالاتر از ارزش خالص دارایی (NAV) می‌برد. مشارکت‌کنندگان مجاز وارد عمل می‌شوند تا این شکاف را پر کرده و سرمایه جدید را به صندوق هدایت کنند. سهام جدید ایجاد می‌شود: مشارکت‌کنندگان مجاز در ازای بلوک‌های بزرگی از سهام تازه منتشر شده به نام "واحدهای ایجاد"، پول نقد یا بیت‌کوین به صندوق تحویل می‌دهند. بیت‌کوین خریداری می‌شود: اگر تسویه نقدی باشد، صندوق بیت‌کوین را در بازار آزاد خریده و در اختیار متولی قرار می‌دهد. در تسویه غیرنقدی، مستقیماً بیت‌کوین تحویل داده می‌شود. دارایی‌های تحت مدیریت (AUM) افزایش می‌یابد: صندوق اکنون بیت‌کوین بیشتر و سهام در گردش بیشتری دارد. جریان‌های خروجی ETF چگونه کار می‌کنند جریان خروجی فرآیندی معکوس است. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذاران از صندوق خارج شده و سهام بازخرید (Redeem) می‌شود: سرمایه‌گذاران سهام می‌فروشند: فشار فروش قیمت سهام را به زیر ارزش خالص دارایی می‌‌آورد. بازخرید صندوق رخ می‌دهد: مشارکت‌کنندگان مجاز سهام تخفیف‌خورده را می‌خرند و به صندوق بازمی‌‌گردانند و پول نقد یا بیت‌کوین دریافت می‌کنند. سهام بازخریدشده باطل می‌شود. دارایی‌های تحت مدیریت افت می‌کند: با کاهش سهام در گردش، AUM صندوق کاهش می‌یابد. فروش احتمالی بیت‌کوین: وقتی بازخریدها نقدی باشد، صندوق معمولاً برای تأمین وجه پرداختی، بیت‌کوین می‌فروشد. نکته: بازخرید به این معناست که سرمایه‌گذاران خاصی در حال ترک یک صندوق هستند. این لزوماً به این معنی نیست که بیت‌کوین با ضرر در بازار فروخته شده یا اینکه نشان‌دهنده رفتار تمام سرمایه‌گذاران است. جریان خالص (Net Flow) چیست؟ جریان خالص تفاوت بین کل ورودی‌ها و خروجی‌ها در یک دوره مشخص را اندازه‌گیری می‌کند. جریان خالص مثبت: ورودی‌ها بیشتر از خروجی‌ها بوده است. روزی با ۴۰۰ میلیون دلار ورودی و ۱۵۰ میلیون دلار خروجی، ۲۵۰ میلیون دلار جریان خالص مثبت دارد. جریان خالص منفی: خروجی‌ها بیشتر از ورودی‌ها بوده است. روزی با ۱۰۰ میلیون دلار ورودی و ۳۰۰ میلیون دلار خروجی، جریان خالص منفی ۲۰۰ میلیون دلاری دارد. جریان خنثی: ورودی‌ها و خروجی‌ها تقریباً یکدیگر را خنثی می‌کنند. جریان خالص اغلب اشتباه تفسیر می‌شود. رقم یک روزِ واحد پر از نویز است و مجموع کل می‌تواند تفاوت‌های بزرگ بین صندوق‌ها را پنهان کند. بررسی روند کلی‌تر اطلاعات بهتری به دست می‌دهد. جریان‌های ETF بیت‌‌کوین چگونه بر بازار تأثیر می‌گذارند؟ تقاضا برای بیت‌کوین: از آنجا که ورودی‌های صندوق اسپات با خریدهای واقعی پشتیبانی می‌شوند، جریان‌های ورودی پایدار نشان‌دهنده ورود تقاضای واقعی از طریق کانال‌های قانون‌گذاری‌شده است. نقدینگی: فعالیت‌های ایجاد و بازخرید باعث افزایش حجم در بازار اسپات پایه می‌شود که شکاف قیمت‌ها را کاهش داده و بازار را عمیق‌تر می‌کند. مشارکت نهادی: داده‌های شفاف جریان سرمایه، ثابت می‌کند که این محصولات قادر به جذب سرمایه هستند و به تقویت زیرساخت‌های این کلاس دارایی کمک می‌کند. روانشناسی بازار: اعداد جریان سرمایه به شکل‌گیری روایت‌ها کمک می‌کنند. یک رشته طولانی از ورودی‌های بزرگ می‌تواند توجه و خریداران بیشتری را جذب کند. جریان ETF بیت‌کوین در برابر قیمت بیت‌کوین جریان سرمایه و قیمت اغلب با هم حرکت می‌کنند. اما همبستگی به معنای علت و معلول نیست. در بسیاری از روزها، قبل از گزارش داده‌های جریان سرمایه، قیمت حرکت می‌کند. قیمت می‌تواند در روزهایی با جریان خالص خروجی بالا برود، و برعکس، زیرا ETFها تنها بخشی از کل معاملات بیت‌کوین هستند. سیگنال پایدارتر، روند بلندمدت است. ماه‌ها جریان ورودی خالصِ مداوم به تقاضای ساختاری اشاره دارد، اما پیش‌بینی‌کننده قطعی قیمت فردای بازار نیست. 💡 نکته کلیدی: جریان‌های ETF بیت‌کوین قیمت را دیکته نمی‌کنند. آن‌ها روندهای تقاضا در طول زمان را تایید می‌کنند، اما نمی‌توانند به طور قابل اعتمادی قیمت را پیش‌بینی کنند. سرمایه‌گذاران چگونه جریان‌ها را ردیابی می‌کنند؟ ارقام جریان خالص روزانه: رایج‌ترین داده‌ها هستند اما نویز دارند. تجمیع جریان‌ها در طول یک هفته روند معنادارتری را نشان می‌دهد. دارایی‌های تحت مدیریت (AUM): ارزش کل بیت‌کوین و وجه نقدی که صندوق نگهداری می‌کند. این عدد با قیمت بیت‌کوین نیز تغییر می‌کند. داده‌های دارایی‌ها (Holdings): مقدار واقعی بیت‌کوین نگهداری‌شده بر اساس تعداد کوین‌ها. از آنجا که این معیار اثر تغییرات قیمت را حذف می‌کند، بهترین راه برای بررسی انباشت یا تخلیه صندوق است. بزرگترین ETFهای بیت‌کوین کدامند؟ در جدول زیر بزرگترین ETFهای بیت کوین لیست شده‌اند: صادرکنندهنقش / ویژگیBlackRock (IBIT)بزرگترین صندوق، عمیق‌ترین نقدینگی، کارمزد ۰.۲۵٪Fidelity (FBTC)دومین صندوق بزرگ، نگهداری داخلی (In-house) بیت‌کوین، کارمزد ۰.۲۵٪Grayscale (GBTC)تراست قدیمی تبدیل‌شده به ETF، کارمزد بسیار بالاترARK / 21Shares (ARKB)صندوق رده‌میانی، مدل متولی چندگانهBitwise (BITB)صندوق رقابتی با کارمزد پایین

پریمیوم کیمچی (Kimchi Premium) چیست؟

رضا حضرتی
10 مهر 1405 - 16:00
در بازار ارزهای دیجیتال، قیمت بیت‌کوین در صرافی‌های کره جنوبی معمولاً بالاتر از بازارهای جهانی است که به آن پریمیوم کیمچی (Kimchi Premium) می‌گویند. این اختلاف قیمت جذاب، ناشی از کنترل‌های سخت‌گیرانه جریان سرمایه در این کشور است. در این مقاله از میهن بلاکچین، بررسی می‌کنیم که پریمیوم کیمچی دقیقاً چیست، شاخص KPI چه چیزی را نشان می‌دهد و آیا این اختلاف قیمت، فرصتی واقعی برای آربیتراژ و کسب سود است یا تنها یک سراب نظارتی به شمار می‌رود. پریمیوم کیمچی چیست؟ در دنیای ارزهای دیجیتال، پریمیوم (Premium) به وضعیتی اشاره دارد که در آن قیمت یک ارز دیجیتال در یک صرافی بالاتر از سایر صرافی‌ها باشد. این موضوع معمولاً در صرافی‌های کره جنوبی دیده می‌شود و با نام معروف پریمیوم کیمچی (Kimchi Premium) شناخته می‌شود. اصطلاح «پریمیوم کیمچی» از یک غذای محبوب کره‌ای که از کلم تخمیر شده تهیه می‌شود، یعنی «کیمچی»، گرفته شده است. این پریمیوم عمدتاً در قیمت بیت‌کوین مشاهده می‌شود و می‌توان آن را در صرافی‌های کره جنوبی با قیمتی بالاتر نسبت به صرافی‌های مستقر در ایالات متحده یا اروپا فروخت. پریمیوم کیمچی نتیجه محدودیت‌ها و کنترل‌های سرمایه در کره جنوبی است. جالب اینجاست که این تفاوت قیمت در صرافی‌های مختلف، فرصتی را برای استراتژی‌ای به نام آربیتراژ (Arbitrage) فراهم می‌کند. در آربیتراژ، معامله‌گران یک ارز دیجیتال را با قیمت پایین‌تر از یک صرافی می‌خرند و آن را با قیمت بالاتر در صرافی دیگر می‌فروشند و از این اختلاف قیمت سود می‌برند. با این حال، کنترل‌های سرمایه و مقررات مالی در کره جنوبی، این فرآیند را چالش‌برانگیز و اغلب غیرسودآور می‌سازد. علاوه بر این، دولت کره جنوبی برای از بین بردن این بی‌نظمی، بر قانون‌گذاری معاملات در صرافی‌های ارز دیجیتال پافشاری کرده است. با وجود این اقدامات، پریمیوم کیمچی همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد که نشان‌دهنده ماهیت پیچیده و پویای بازارهای ارز دیجیتال است. چرا پریمیوم کیمچی وجود دارد؟ یکی از عوامل مهمی که در ایجاد پریمیوم کیمچی نقش دارد، مقررات مالی سخت‌گیرانه در کره جنوبی است. دولت کره جنوبی قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای کنترل سرمایه وضع کرده است که جریان ورود و خروج پول به این کشور را محدود می‌کند. این مقررات به همراه سایر قوانین ضد پول‌شویی، بهره‌برداری از پریمیوم کیمچی از طریق آربیتراژ را برای معامله‌گران دشوار می‌سازد. اگرچه خرید ارزان در یک صرافی بین‌المللی و فروش گران در یک صرافی کره جنوبی به نظر یک سود آسان می‌رسد، اما موانع نظارتی اغلب آن را به کاری غیرسودآور تبدیل می‌کنند. شاخص پریمیوم کره چه تغییراتی را در بازار نشان می‌دهد؟ شاخص پریمیوم کره (Korea Premium Index یا KPI) یک اندیکاتور حیاتی برای نشان دادن تغییرات بازار در حوزه ارزهای دیجیتال است. شاخص KPI که «پریمیوم کیمچی» را اندازه‌گیری می‌کند، می‌تواند بینش‌های ارزشمندی را درباره احساسات بازار در کره جنوبی، که یکی از فعال‌ترین بازارهای ارز دیجیتال در سطح جهان است، ارائه دهد. هنگامی که شاخص KPI بالا باشد، نشان‌دهنده احساسات صعودی بازار در کره جنوبی است؛ به طوری که افزایش فشار خرید، قیمت ارزهای دیجیتال را در صرافی‌های کره جنوبی بالاتر از صرافی‌های بین‌المللی می‌برد. برعکس، پایین بودن شاخص KPI نشان‌دهنده احساسات نزولی بازار است که با کاهش فشار خرید و احتمالاً افزایش فعالیت فروش همراه است. علاوه بر این، شاخص KPI می‌تواند نشان‌دهنده فرصت‌های بالقوه آربیتراژ نیز باشد. آربیتراژورهایی که به دنبال کسب سود از اختلاف قیمت‌ها در بازارهای مختلف هستند، ممکن است زمانی که KPI بالاست برای اقدام ترغیب شوند و ارزهای دیجیتال را در صرافی‌های خارجی خریده و در صرافی‌های کره جنوبی بفروشند. با این حال، توجه به این نکته بسیار مهم است که کنترل‌های سرمایه و مقررات مالی در کره جنوبی می‌تواند این فرصت‌های آربیتراژ را به میزان قابل‌توجهی محدود کند. در نهایت، نوسانات در شاخص KPI می‌تواند نشان‌دهنده تغییرات در محیط‌های نظارتی یا شرایط اقتصاد کلان نیز باشد. به عنوان مثال، افت ناگهانی در KPI می‌تواند حاکی از معرفی مقررات سخت‌گیرانه‌تر، افزایش نظارت بر بازار، یا حتی بی‌‌ثباتی اقتصاد کلان باشد. بنابراین، زیر نظر داشتن شاخص KPI می‌تواند دیدگاه‌های ارزشمندی را هم برای معامله‌گران و هم برای سرمایه‌‌گذاران علاقه‌مند به بازار ارز دیجیتال کره جنوبی فراهم کند. سخن پایانی پدیده «پریمیوم کیمچی» به خوبی نشان‌دهنده تاثیر عمیق قانون‌گذاری‌های دولتی بر بازارهای مالی غیرمتمرکز است. اگرچه اختلاف قیمت بیت‌کوین در صرافی‌های کره جنوبی نسبت به بازارهای جهانی در نگاه اول یک فرصت طلایی برای آربیتراژ و کسب سود بی‌دردسر به نظر می‌رسد، اما سد محکم کنترل‌های سرمایه و قوانین ضد پول‌شویی در این کشور، این رویا را برای اکثر معامله‌گران بین‌المللی غیرممکن کرده است. با این وجود، شاخص پریمیوم کره (KPI) همچنان یکی از ابزارهای تحلیلی قدرتمند برای درک احساسات یکی از پرجنب‌وجوش‌ترین بازارهای کریپتو در جهان است. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران هوشمند، به جای تلاش برای دور زدن موانع نظارتی کره، از نوسانات این شاخص به عنوان قطب‌نمایی برای تشخیص قدرت خریداران، روندهای صعودی یا نزولی بازار و همچنین رصد تغییرات اقتصاد کلان استفاده می‌کنند. سوالات متداول (FAQ) پریمیوم کیمچی (Kimchi Premium) چیست؟این اصطلاح به وضعیت و اختلاف قیمتی اشاره دارد که در آن، یک ارز دیجیتال (به ویژه بیت‌کوین) در صرافی‌های کره جنوبی با قیمتی بالاتر از صرافی‌های بین‌المللی (مانند آمریکا و اروپا) معامله می‌شود.دلیل اصلی به وجود آمدن پریمیوم کیمچی چیست؟عامل اصلی این اختلاف قیمت، قوانین سخت‌گیرانه مالی و کنترل شدید سرمایه توسط دولت کره جنوبی است که ورود و خروج پول به این کشور را محدود می‌کند.آیا کسب سود از طریق آربیتراژ پریمیوم کیمچی امکان‌پذیر است؟روی کاغذ بله، اما در عمل به دلیل وجود موانع نظارتی، قوانین ضد پول‌شویی و محدودیت‌های انتقال سرمایه در کره جنوبی، این فرآیند بسیار دشوار و در بیشتر مواقع غیرسودآور است.شاخص پریمیوم کره (KPI) چه کاربردی دارد؟شاخص KPI احساسات بازار ارزهای دیجیتال را در کره جنوبی می‌سنجد. بالا بودن این شاخص نشان‌دهنده بازار صعودی و فشار خرید بالا است، در حالی که افت آن از احساسات نزولی، فشار فروش یا حتی وضع قوانین سخت‌گیرانه‌تر خبر می‌دهد.

معمای بقای MEV: چرا ارزش ترتیب‌بندی تراکنش‌ها نابود نمی‌‌شود؟

رضا حضرتی
10 مهر 1405 - 12:00
در علم فیزیک اصلی وجود دارد که می‌گوید انرژی هرگز از بین نمی‌رود، بلکه تنها از شکلی به شکل دیگر تبدیل می‌شود. توالی و ترتیب‌بندی تراکنش‌ها در دفتر کل توزیع‌شده نیز دقیقاً از همین قانون پیروی می‌کند. هر جا که یک شبکه بلاکچینی تراکنش‌ها را روی یک «استیت مشترک و ارزشمند» پردازش می‌کند، جایگاه و توالیِ اجرای آن تراکنش‌ها دارای ارزش اقتصادی است. این ارزش در تمام معماری‌های مالی پایسته می‌ماند؛ می‌توان آن را به حراج گذاشت، پنهان کرد، سوزاند یا نامش را تغییر داد، اما نمی‌توان آن را با تغییر در طراحی شبکه محو کرد. بزرگترین توهم صنعت کریپتو این است که می‌توان با تغییر ساختار، پدیده‌ای به نام MEV (ارزش قابل استخراج) را از بین برد. اما برای تحلیلگران و فعالان بازار، سؤال کلیدی این نیست که «آیا MEV وجود دارد یا خیر؟»، بلکه این است که قدرت قیمت‌گذاری این ارزش در دست چه کسی است و آیا این فرآیند به صورت علنی انجام می‌شود یا در تاریکی؟ اتریوم و کشف قیمت در بازارهای عمومی یک بلاکچین عمومی و بدون نیاز به مجوز مانند اتریوم، بر پایه استیت مشترک جهانی (Global Shared State) کار می‌کند. این یعنی تمام قراردادهای هوشمند در یک محیط یکپارچه حضور دارند و می‌توانند به صورت آنی با یکدیگر تعامل کنند. این ویژگی، ترکیب‌پذیری بی‌نظیری را ایجاد می‌کند، اما همزمان به این معناست که ترتیب اجرای تراکنش‌ها مستقیماً بر نتایج اقتصادی تأثیر می‌گذارد. تراکنشی که زودتر از بقیه در یک استخر نقدینگی ثبت شود، قیمت بهتری دریافت می‌کند. یک فرصت آربیتراژ یا لیکوئید کردن، تنها نصیب اولین نفری می‌شود که به آن می‌رسد. اتریوم به جای انکار این واقعیت، با پیاده‌سازی مفهوم جداسازی پیشنهاددهنده-سازنده (PBS)، آن را به یک بازار عمومی تبدیل کرد. در این اکوسیستم، زنجیره‌ای از جستجوگران (Searchers) و سازندگان (Builders) شکل گرفته است که برای تصاحب ارزشِ بلاک‌ها با هم رقابت می‌کنند. اتریوم نشان داد که وقتی یک منبع کمیاب و ارزشمند به رسمیت شناخته شود، مکانیزم بازار چگونه آن را شفاف و قابل اندازه‌گیری می‌کند. شبکه‌های دارای مجوز (Permissioned) و انتقال رانت به نهادهای متمرکز در نقطه مقابلِ رویکرد شفاف اتریوم، شبکه‌های خصوصی و دارای مجوزی مانند Canton قرار دارند که معماری خود را دقیقاً در تضاد با شبکه‌های عمومی طراحی کرده‌اند. در Canton وضعیت جهانی مشترک یا مم‌پول (Mempool) عمومی وجود ندارد. تراکنش‌ها فقط به ذی‌نفعان ارسال شده و اپراتورهای همگام‌ساز (Synchronizers) تأییدیه‌های رمزنگاری‌شده را به صورت کور (Blind) مرتب می‌کنند. این شبکه با میزبانی از پلتفرم Broadridge (با تسویه ماهانه ۸ تا ۹ تریلیون دلار حجم معاملات)، یکی از بزرگترین زیرساخت‌های مالی نهادی است. طرفداران این مدل ادعا می‌کنند که طراحی آن‌ها به معنای «پایان MEV» است. اما تحلیل دقیق‌تر نشان می‌دهد که اختیار ترتیب‌بندی از بین نرفته، بلکه صرفاً غیرقابل مشاهده شده است. این اختیار اکنون در دست اپراتورهای متمرکزی است که توسط توافق‌نامه‌های عدم افشا (NDA) محافظت می‌شوند. زمانی که این شبکه‌ها میزبان بازارهای واقعاً رقابتی (مثل یک دفتر سفارشات مرکزی) شوند، رانت ترتیب‌بندی بار دیگر خود را در قالب اتصالات ترجیحی و روابط پشت‌پرده‌ای نشان خواهد داد که هیچ‌گاه به صورت عمومی ثبت نمی‌شوند. بازارهای مالی سنتی (TradFi)؛ یک قرن پنهان‌کاری و جریمه‌های میلیاردی اگر می‌خواهید بدانید پنهان کردن ارزش ترتیب‌بندی به جای قیمت‌گذاریِ شفافِ آن چه نتیجه‌ای به دنبال دارد، کافی است به سابقه وال‌استریت و امور مالی سنتی نگاه کنید. نهادهای مالی سنتی دهه‌هاست که ادعا می‌کنند مشکل اولویت سفارشات را با قوانین نظارتی حل کرده‌اند، اما در واقعیت، آن‌ها این رانت را در قالب اصطلاحاتی نظیر «پرداخت به ازای جریان سفارش (PFOF)»، «استخرهای تاریک (Dark Pools)» و مکانیسم «نگاه آخر (Last Look)» بسته‌بندی کرده‌اند. در این سیستم‌ها، واسطه‌های مورد اعتماد با دسترسی به جریان سفارشات، ارزش پنهان آن‌ها را استخراج کردند. تنها در سال ۲۰۲۱، کارگزاران آمریکایی حدود ۳.۸ میلیارد دلار بابت جریان سفارشات دریافت کردند که از چشم مشتریان نهایی پنهان بود. جریمه‌های سنگین نهادهایی نظیر رابینهود (۶۵ میلیون دلار)، بارکلیز (۱۵۰ میلیون دلار) و کردیت سوئیس (۸۴.۵ میلیون دلار) نشان می‌دهد که عدم شفافیت نه تنها استخراجِ ارزشِ ترتیب‌بندی را متوقف نکرد، بلکه آن را به ابزاری برای سودآوری انحصاری با جریمه‌های تجمعیِ بیش از ۱۰ میلیارد دلار در کل صنعت تبدیل کرد. راهکار جسورانه هایپرلیکویید (Hyperliquid) در مدیریت MEV پلتفرم هایپرلیکویید (Hyperliquid) رویکردی کاملاً متفاوت، ساختاریافته و نوآورانه را برای مدیریت این رانت به کار گرفته است. در شبکه‌هایی که مم‌پول عمومی ندارند، اولویت بر اساس «تأخیر پایین» (Low-Latency) تعیین می‌شود. پیش از این، بازیگران نهادیِ ثروتمندتر با صرف هزینه‌های کلان برای ارتقای زیرساخت و سرورهای خود، این جایگاه‌های برتر را تصاحب می‌کردند؛ مزیت بزرگی که وجود داشت اما در هیچ کجای شبکه دیده نمی‌شد. هایپرلیکویید این مزیت پنهان را فرموله کرد و به یک حراج عمومی پیوسته (Dutch Auction) تبدیل نمود. اکنون معامله‌گران می‌توانند برای کسب اولویت در اجرای سفارشات، کارمزد اولویت را در قالب توکن $HYPE پرداخت کنند (پرداخت هر نقطه پایه، تأخیر را حدود ۴۵ میلی‌ثانیه بهبود می‌بخشد). اما شاه‌بیت این طراحی، سرنوشت این کارمزدهاست: تمامی کارمزدهای اولویت سوزانده می‌شوند. به جای آنکه سود ناشی از اولویتِ زمانی به جیب اپراتورها، صرافی‌ها یا نهادهای خاص (مانند آنچه در TradFi رخ می‌دهد) برود، این توکن‌ها از چرخه عرضه خارج می‌شوند. این کار از نظر اقتصادی معادل توزیع ارزش میان تمامی هولدرهای توکن شبکه است. سخن پایانی مقایسه میان شبکه‌ها نباید بر اساس شعارِ «وجود یا عدم وجود MEV» انجام شود، چرا که هر شبکه‌ای که میزبان تراکنش‌های ارزشمند باشد، ارزش ترتیب‌بندی تولید می‌کند. تفاوت واقعی و بنیادین در طراحی بازارها این است: چه کسی قدرت چینش تراکنش‌ها را در دست دارد؟ آیا این جایگاه به صورت انحصاری و در تاریکی واگذار می‌شود، یا در یک بازار عمومی قیمت‌گذاری شده و منافع آن به کل اکوسیستم بازمی‌گردد؟ اتریوم و هایپرلیکویید مسیر دوم را انتخاب کرده‌اند؛ مسیری که در آن شفافیت، جایگزین اعتمادِ کورکورانه به واسطه‌ها شده است.

مایکل سیلور: موفقیت رقیب بیت کوینی استراتژی به نفع ماست!

علی ابراهیمی
09 مهر 1405 - 23:00
مایکل سیلور، رئیس اجرایی استراتژی (Strategy)، می‌گوید موفقیت شرکت رقیب استرایو (Strive) می‌تواند به نفع هر دو شرکت و در نهایت کل بازار شرکت‌های خزانه‌داری بیت کوین باشد. او در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرده که می‌خواهد استرایو و سایر شرکت‌ها در این حوزه موفق شوند. به گزارش میهن بلاکچین، هر دو شرکت از مدل مشابهی استفاده می‌کنند: جذب سرمایه از بازار و استفاده از آن برای خرید بیت کوین. استراتژی با در اختیار داشتن ۸۴۷٬۶۶۶ بیت کوین، بزرگ‌ترین هولدر این ارز دیجیتال میان شرکت‌های بورسی است، در حالی که استرایو با ۲۷٬۴۶۲ بیت کوین در رتبه پنجم قرار دارد. ۱۰ شرکت برتر خزانه‌داری بیت کوین - منبع: Bitcoin Treasuries سیلور معتقد است هر بیت کوینی که استرایو خریداری می‌کند، تقاضا برای دارایی‌ای با عرضه محدود را افزایش می‌دهد و رشد قیمت بیت کوین می‌تواند ارزش دارایی‌های هر دو شرکت را بالا ببرد. او در این باره نوشته: می‌خواهم استرایو موفق شود. می‌خواهم هر شرکت دارای مدیریت مناسب در حوزه اعتبار دیجیتال مبتنی بر بیت کوین موفق شود. هر دو شرکت علاوه بر خرید بیت کوین، محصولاتی ارائه می‌کنند که برای سرمایه‌گذاران درآمد دوره‌ای ایجاد می‌کند. استراتژی این محصول را با نماد STRC و استرایو با نماد SATA عرضه می‌کند. سیلور معتقد است ورود شرکت‌های بیشتر به این حوزه می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را افزایش دهد و هزینه تامین مالی را برای همه شرکت‌ها کاهش دهد. مت کول، مدیرعامل استرایو، نیز در پاسخ به سیلور تاکید کرد که همکاری این دو شرکت می‌تواند آنها را قدرتمندتر کند. ارتباط میان دو شرکت به این موارد محدود نمی‌شود. استرایو در ماه مارس ۵۰ میلیون دلار از سهام STRC استراتژی را خریداری کرد. سیلور همچنین خریدهای بیت کوینی استرایو، از جمله خرید ۱٬۳۵۵ بیت کوین در ۲۱ سپتامبر، تبریک گفته است. چالش مدل خزانه‌داری بیت کوین اما مدل این شرکت‌ها با یک چالش اساسی روبه‌رو است: بیت کوین سود یا بهره‌ای ایجاد نمی‌کند. سیلور نیز در یادداشت خود به این موضوع اشاره کرده؛ بنابراین درآمدی که به سرمایه‌گذاران وعده داده می‌شود باید از منابع نقدی شرکت یا جذب سرمایه جدید تأمین شود. مت کول اعلام کرده استرایو ۸۵ درصد از منابع موردنیاز برای خرید اخیر خود را از طریق فروش SATA تأمین کرده است. این شرکت بیت کوین‌های خریداری‌شده را به‌طور میانگین با قیمت ۸۵٬۳۹۶ دلار تهیه کرده، در حالی که قیمت بیت کوین در روز چهارشنبه حدود ۸۳٬۶۹۹ دلار بود. اعتماد سرمایه‌گذاران به این مدل نیز هنوز کامل نیست. داده‌های DWF Ventures نشان می‌دهد تنها چهار شرکت از میان ۲۰ شرکت بزرگ خزانه‌دار ارز دیجیتال، با ارزش بازاری بالاتر از ارزش دارایی‌های رمزارزی خود معامله می‌شوند. سیلور نیز هشدار داده که عملکرد ضعیف حتی یک شرکت می‌تواند اعتماد به کل این صنعت را تحت تأثیر قرار دهد.

سپتامبر به بدترین ماه ۲۰۲۶ برای حملات هکری و سرقت در بازار کریپتو تبدیل شد

علی ابراهیمی
09 مهر 1405 - 21:00
بازار کریپتو در ماه سپتامبر شاهد بیشترین میزان خسارت ناشی از هک و سوءاستفاده‌های امنیتی در سال جاری بود. برآورد دو شرکت امنیت بلاکچین نشان می‌دهد در این ماه بیش از ۷۶۶ میلیون دلار دارایی دیجیتال به سرقت رفته است. به گزارش میهن بلاکچین، پکشیلد (PeckShield) در مجموع ۵۵ حمله بزرگ را شناسایی کرده که خسارت آنها به ۷۶۶.۵ میلیون دلار رسیده است. شرکت سرتیک (CertiK) نیز با ثبت ۹۷ حادثه امنیتی، مجموع زیان‌ها را ۷۶۸.۴ میلیون دلار برآورد کرده است. هر دو گزارش نشان می‌دهند خسارت سپتامبر نسبت به ماه آگوست افزایش قابل‌توجهی داشته است. چرا سپتامبر از نظر زیان حملات هکری رکوردشکن بود؟ بخش عمده این خسارت به دو حمله بزرگ مربوط می‌شود. در جریان هک بیت‌گت (Bitget)، حدود ۳۸۸ میلیون دلار به سرقت رفت و حمله به شبکه لیکویید (Liquid Network) نیز حدود ۳۲۰ میلیون دلار خسارت به همراه داشت. با این حال، طبق گزارش‌های منتشرشده، بیش از ۲۷۰ میلیون دلار از دارایی‌های مسروقه در حمله به لیکویید بعداً بازگردانده شد. سرتیک در بیانیه‌ای اعلام کرد:  سپتامبر یادآوری روشنی بود که چشم‌انداز تهدیدها با چه سرعتی می‌تواند تغییر کند. در میان دیگر حملات مهم ماه گذشته، کیف پول سیف (Safe) با ۷.۸ میلیون دلار، دی‌سنت (DCENT) با ۶ میلیون دلار و پلتفرم دوئل‌بیتس (Duelbits) با ۵.۹ میلیون دلار خسارت مواجه شدند. حوادث امنیتی بزرگ در ماه سپتامبر - منبع: CertiK داده‌های داشبورد امنیتی سرتیک نیز نشان می‌دهد از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون ۶۵۶ حادثه امنیتی در حوزه کریپتو ثبت شده و مجموع خسارت‌ها به ۲.۶۸ میلیارد دلار رسیده است.

آیا دوران میم‌کوین‌ها رو به پایان است؟ سهام توکنیزه‌شده سهم DEXها را گرفتند

علی ابراهیمی
09 مهر 1405 - 19:00
سهام توکنیزه‌شده در ماه سپتامبر به‌طور میانگین ۱۱ درصد از معاملات صرافی‌های غیرمتمرکز (DEX) را به خود اختصاص دادند؛ در حالی که سهم میم‌کوین‌ها ۱۷ درصد بود. این فاصله ۶ واحد درصدی نشان می‌دهد بخشی از حجم معاملاتی که پیش‌تر در اختیار دارایی‌های نوسانی مثل میم کوین‌ها بود، حالا به سمت دارایی‌های سنتی توکنیزه‌شده حرکت کرده است. به گزارش میهن بلاکچین، داده‌های بایننس ریسرچ (Binance Research) نشان می‌دهد سهم سهام توکنیزه‌شده از معاملات DEX در بیشتر سال ۲۰۲۵ نزدیک به صفر بوده و در نیمه نخست ۲۰۲۶ نیز تغییر محسوسی نداشته است. با این حال، این روند از اواخر تابستان تغییر کرده و سهام توکنیزه‌شده در اواخر جولای حتی برای مدتی از میم‌کوین‌ها پیشی گرفت. رشد سهام توکنیزه‌شده در معاملات آنچین در مقابل، سهم میم‌کوین‌ها از معاملات DEX در ماه‌های اخیر کاهش یافته است. این سهم در سال ۲۰۲۵ بین ۶ تا ۵۳ درصد نوسان داشت، اما در ماه سپتامبر به میانگین ۱۷ درصد رسید. سهم میم کوین‌ها و سهام توکنیزه شده از معاملات صرافی‌های غیرمتمرکز - منبع: Binance Research بایننس ریسرچ در گزارش خود نوشته است:  اقتصاد آنچین از ریشه‌های خود در دارایی‌های بومی کریپتو به سمت یک شبکه مالی گسترده‌تر در حال حرکت است؛ جایی که دارایی‌های کریپتویی و سنتی در بستری مشترک و همیشه‌فعال معامله می‌شوند. این تغییر همزمان با رشد ارزش بازار سهام توکنیزه‌شده رخ داده است. بر اساس داده‌های RWA.xyz که در گزارش بایننس ریسرچ به آن استناد شده، ارزش بازار این دارایی‌ها در هفته چهارم سپتامبر از ۳ میلیارد دلار عبور کرد و به سریع‌ترین بخش در حال رشد بازار دارایی‌های دنیای واقعی توکنیزه‌شده (RWA) در سال ۲۰۲۶ تبدیل شد. در اواسط سپتامبر نیز شبکه BNB Chain میزبان حدود یک میلیارد دلار از این بازار بود که معادل ۳۴ درصد کل ارزش آن محسوب می‌شد. حجم انتقالات آنچین سهام توکنیزه‌شده نیز رشد قابل‌توجهی داشته و با احتساب معاملات، از ۶ میلیارد دلار در سه‌ماهه نخست سال به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در سه‌ماهه سوم رسیده است. همزمان، پروتکل‌های امور مالی غیرمتمرکز نیز استفاده از این دارایی‌ها را افزایش داده‌اند و سپرده‌های سهام توکنیزه‌شده در پروتکل‌های دیفای طی سال گذشته رشد کرده است.

طلا پرنوسان‌ترین سال از ۱۹۸۲ را تجربه می‌کند؛ بانک مورگان استنلی اما همچنان به روند امیدوار است!

علی ابراهیمی
09 مهر 1405 - 17:00
با وجود ریزش اخیر طلا به محدوده ۴٬۱۷۶ دلار و رسیدن قیمت به پایین‌ترین سطح هفت هفته اخیر، موسسه مالی مورگان استنلی همچنان در افق ۱۲ماهه دیدگاه مثبتی نسبت به این فلز گران‌بها دارد. ایمی گوئر، مدیر استراتژی فلزات و معادن این بانک، سه عامل را مطرح کرده که می‌توانند از قیمت طلا حمایت کنند. به گزارش میهن بلاکچین، طلا پس از ریزش شدید روز دوشنبه همچنان تحت فشار قرار دارد و قیمت اسپات آن در سال ۲۰۲۶ حدود ۳.۸ درصد کاهش یافته است. با این حال، از نگاه مورگان استنلی، تقاضای فیزیکی قدرتمند، احتمال کاهش بازدهی اوراق بلندمدت و افت قیمت نفت می‌توانند در ماه‌های آینده شرایط متفاوتی برای طلا ایجاد کنند. این چشم‌انداز در حالی مطرح می‌شود که طلا یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های خود در دهه‌های اخیر را تجربه می‌کند. تحلیلگران نشریه کوبیسی لتر (The Kobeissi Letter) می‌گویند معاملات آتی طلا از ابتدای سال تاکنون ۷ بار در یک روز حداقل ۳.۵٪ کاهش یافته‌اند؛ رقمی که از سال ۲۰۰۸ تاکنون بی‌سابقه است. این نشریه انتظار دارد ۲۰۲۶ پرنوسان‌ترین سال طلا از سال ۱۹۸۲ باشد. تعداد افت‌های حداقل ۳.۵ درصدی معاملات آتی طلا - منبع: The Kobeissi Letter بانک‌های مرکزی و چین همچنان از تقاضای فیزیکی طلا حمایت می‌کنند گوئر نخستین عامل حمایتی را تقاضای فیزیکی می‌داند. داده‌های شورای جهانی طلا نشان می‌دهد بانک‌های مرکزی در ماه جولای در مجموع ۲۳ تن به ذخایر خود اضافه کردند. چین با خرید ۲۰ تن و لهستان با ۸ تن، بخش مهمی از این تقاضا را به خود اختصاص دادند. چین در ماه آگوست نیز حدود ۲۰.۲ تن طلا خرید که بیشترین میزان خرید ماهانه این کشور از اکتبر ۲۰۲۳ محسوب می‌شود. تقاضای چین تنها به بانک مرکزی محدود نیست و واردات این کشور، شامل خریدهای بخش خصوصی و نهادهای مختلف، در هشت ماه نخست سال از ۱٬۰۰۰ تن عبور کرده است. گوئر در گفت‌وگویی با CNBC در این باره گفت:  به نظر می‌رسد چین اشتهای بسیار بالایی برای طلا دارد. اوراق قرضه و نفت می‌توانند مسیر بعدی طلا را تعیین کنند بازدهی بالای اوراق قرضه همچنان یکی از مهم‌ترین موانع رشد طلاست؛ چراکه طلا برخلاف اوراق بهره‌ای پرداخت نمی‌کند. با این حال، گوئر معتقد است اگر سیاست‌گذاران برای کنترل بازار اوراق بلندمدت مداخله بیشتری انجام دهند و بازدهی اوراق کاهش پیدا کند، فشار بر طلا نیز می‌تواند کمتر شود. او افزود: اگر مداخله بیشتری در بازار اوراق بلندمدت انجام شود و بازدهی‌ها دوباره کاهش پیدا کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ عامل سوم به قیمت نفت و تورم مربوط می‌شود. کاهش تنش‌های خاورمیانه و افت قیمت نفت می‌تواند انتظارات تورمی را کاهش دهد و در نتیجه فشار کمتری برای افزایش نرخ بهره و بازدهی اوراق ایجاد کند. داده‌های تورمی اخیر نیز نشانه‌هایی از کاهش فشار قیمت‌ها نشان داده‌اند. شاخص مخارج مصرف شخصی آمریکا (PCE) در ماه آگوست به ۳.۴ درصد رسید و قیمت طلا پس از انتشار این داده در عرض چند دقیقه حدود ۲۰ دلار افزایش یافت. گوئر در عین حال معتقد است نوسانات طلا در آستانه نشست‌های فدرال رزرو و انتشار داده‌های اقتصادی ادامه خواهد داشت، اما محدوده ۴٬۰۰۰ دلار را یک حمایت مهم می‌داند. در سمت مقابل، برخی موسسات مالی احتمال افت بیشتر طلا را مطرح کرده‌اند. دویچه بانک پیش‌تر هشدار داده بود که اگر فدرال رزرو در ماه‌های آینده سه تا چهار بار دیگر نرخ بهره را افزایش دهد، قیمت طلا ممکن است تا محدوده ۳٬۸۰۰ دلار کاهش پیدا کند. اکنون گزارش اشتغال ماه سپتامبر و سپس داده تورم شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در ۱۴ اکتبر، دو رویداد مهمی هستند که می‌توانند مسیر کوتاه‌مدت طلا را پیش از نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر فدرال رزرو مشخص کنند.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر