• تتر:
    159,851.37 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.36%
  • دامیننس اتریوم:
    9.53%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:50 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
50 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.36%
نرخ تتر
159,851.37 تومان

آخرین مطالب

پاسخ مایکل سیلور به منتقدان استراتژی: حتی در بحران ۲۰۲۲ هم بیت کوین نفروختیم!

علی ابراهیمی
30 خرداد 1405 - 19:00
همزمان با افزایش انتقادها از مدل خرید بیت کوین شرکت استراتژی (Strategy)، مایکل سیلور (Michael Saylor) تأکید کرد این شرکت حتی در سخت‌ترین شرایط بازار نیز حاضر به فروش بیت کوین‌های خود نشده است. به گزارش میهن بلاکچین، در حالی که افت قیمت سهام ممتاز STRC و ادامه خریدهای بیت کوین توسط شرکت استراتژی، انتقادهای تازه‌ای را متوجه این شرکت کرده، مایکل سیلور، هم‌بنیان‌گذار استراتژی، می‌گوید وضعیت مالی شرکت امروز به‌مراتب قدرتمندتر از بازار نزولی سال ۲۰۲۲ است و ذخایر نقدی و بیت کوین آن حدود ۴۸ میلیارد دلار بیش از بدهی‌هایش ارزش دارد. سیلور همچنین یادآور شده که استراتژی از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۶۰ میلیارد دلار سرمایه جدید جذب کرده و تمام آن را به خرید بیت کوین اختصاص داده است. سیلور: حتی زمانی که بدهی‌ها از دارایی‌ها بیشتر بود، بیت کوین نفروختیم سیلور با مقایسه وضعیت فعلی شرکت با سال ۲۰۲۲، به یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ استراتژی اشاره کرده است؛ زمانی که قیمت بیت کوین به نزدیکی ۲۰ هزار دلار سقوط کرده بود و سپس به زیر ۱۶ هزار دلار کاهش یافت. در آن مقطع، شرکت استراتژی حدود ۱۳۰ هزار بیت کوین به ارزش تقریبی ۲.۶ میلیارد دلار در اختیار داشت، اما مجموع ارزش ذخایر بیت کوین و نقدی آن حدود ۳۰۰ میلیون دلار کمتر از بدهی‌های شرکت بود. او تأکید کرد که با وجود این شرایط و سقوط قیمت سهام MSTR، استراتژی حتی یک بیت کوین نیز نفروخت و به استراتژی انباشت خود پایبند ماند. اظهارات سیلور در حالی مطرح می‌شود که مدل تأمین مالی استراتژی برای خرید بیت کوین، طی هفته‌های اخیر با انتقادهای زیادی روبه‌رو شده است. این شرکت همچنان از طریق فروش سهام عادی MSTR و سهام ممتاز STRC سرمایه جذب می‌کند تا خریدهای جدید بیت کوین را تأمین مالی کند. در همین حال، قیمت سهام ممتاز STRC اخیراً به کف جدیدی حوالی ۸۳ دلار سقوط کرده که فاصله قابل‌توجهی با ارزش اسمی ۱۰۰ دلاری آن دارد. به دنبال این افت نیز پیتر شیف (Peter Schiff)، منتقد شناخته‌شده بیت کوین، احتمال شکایت سرمایه‌گذاران از استراتژی و مایکل سیلور را مطرح کرد. او همچنین مدعی شد سیلور ممکن است در نحوه تبلیغ سهام STRC، مقررات کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) را نقض کرده باشد. حامیان بیت کوین از سیلور حمایت کردند در مقابل، برخی چهره‌های شناخته‌شده بازار رمزارزها از رویکرد سیلور دفاع کرده‌اند. دیوید گوکشتین (David Gokhshtein)، فعال رسانه‌ای و از حامیان بیت کوین، تأکید کرده که مقصر دانستن یک نفر برای تمام نوسانات بازار منطقی نیست و مقایسه مایکل سیلور با دو کوان (Do Kwon) یا تشبیه استراتژی به پروژه ترا (Terra) را «غیرمنطقی» توصیف کرد. این واکنش در پاسخ به اظهارات علی مارتینز (Ali Martinez)، تحلیلگر بازار، مطرح شد که شباهت‌هایی میان ساختار STRC و اکوسیستم ترا لونا (Terra Luna) ترسیم کرده و نسبت به احتمال تکرار سناریوی سقوط لونا هشدار داده بود. سمسون مو (Samson Mow)، از دیگر حامیان شناخته‌شده بیت کوین، نیز با دفاع از STRC، این ابزار مالی را «هوشمندانه» توصیف کرد و گفت تا زمانی که کسی به رشد بلندمدت بیت کوین اعتقاد داشته باشد، از نظر ساختاری ایراد جدی در طراحی آن وجود ندارد.

تهدید اصلی بیت کوین سقوط قیمت نیست؛ «رکود فرسایشی» می‌تواند بازار را از نفس بیندازد

علی ابراهیمی
30 خرداد 1405 - 17:00
در حالی که ورود سرمایه‌گذاران نهادی به بازار بیت کوین همچنان ادامه دارد، مدیرعامل شرکت کریپتوکوانت (CryptoQuant) معتقد است بزرگ‌ترین تهدید پیش روی این ارز دیجیتال، سقوط ناگهانی قیمت نیست؛ بلکه دوره‌های طولانی رکود و نوسان محدود است که به‌تدریج انگیزه سرمایه‌گذاران را تضعیف می‌کند. به گزارش میهن بلاکچین، کی یانگ جو (Ki Young Ju) هشدار داده که اگر قیمت بیت کوین برای مدت طولانی در یک محدوده ثابت باقی بماند، نه‌تنها اشتیاق معامله‌گران خرد کاهش می‌یابد، بلکه مدل‌های جذب سرمایه شرکت‌های بزرگ نیز با چالش روبه‌رو خواهد شد. به اعتقاد او، بیت کوین اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک روایت جدید نیاز دارد تا بتواند موج بعدی سرمایه را به بازار جذب کند. چرا رکود طولانی برای بیت کوین خطرناک‌تر از ریزش قیمت است؟ به گفته مدیرعامل کریپتوکوانت، بازار بیت کوین در گذشته بارها اصلاح‌های سنگین را تجربه کرده، اما همین افت‌های شدید معمولاً زمینه‌ساز بازگشت اعتماد و ورود سرمایه‌های تازه شده‌اند. در مقابل، زمانی که قیمت برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها در یک محدوده محدود نوسان کند، هیجان بازار از بین می‌رود، تقاضا کاهش می‌یابد و سرمایه‌گذاران انگیزه کمتری برای ورود به بازار خواهند داشت. او همچنین به تغییر جایگاه بیت کوین در سال‌های اخیر اشاره کرده و می‌گوید: قرار بود بیت کوین طلای دیجیتال باشد، اما هر زمان که لازم بود مانند طلا رفتار کند، اغلب شبیه سهام شرکت‌های فناوری معامله شد. قرار بود این دارایی، پول آزادی باشد که سایفرپانک‌ها آن را بنا کرده‌اند، اما امروز بسیاری از بیت‌کوینرهای قدیمی در حال تبلیغ سایر ارزهای دیجیتال هستند. از سوی دیگر، با پیشرفت هوش مصنوعی، نگرانی‌ها درباره رایانش کوانتومی نیز بیش از گذشته جدی شده است. با این حال، همچنان معتقدم حجم سرمایه‌ای که می‌تواند وارد بیت کوین شود بسیار عظیم است. همچنین باور دارم که مؤسسات مالی بیشتری به این بازار وارد خواهند شد و بیت کوین در بلندمدت به روند صعودی خود ادامه خواهد داد.  رکود بازار می‌تواند استراتژی شرکت‌های بزرگ را نیز تحت تاثیر قرار دهد جو معتقد است پیامدهای رکود قیمتی تنها به احساسات معامله‌گران محدود نمی‌شود. بسیاری از شرکت‌هایی که طی سال‌های اخیر به خرید بیت کوین روی آورده‌اند، مدل تأمین سرمایه خود را بر پایه خوش‌بینی بازار بنا کرده‌اند. او در همین راستا به شرکت استراتژی (Strategy) اشاره کرد؛ شرکتی که پیش‌تر با نام مایکرواستراتژی (MicroStrategy) شناخته می‌شد و بخش عمده‌ای از سرمایه لازم برای خرید بیت کوین را از طریق ابزارهای مالی و انتشار اوراق جذب کرده است. به گفته جو، اگر بازار برای مدت طولانی در رکود باقی بماند، جذابیت این ابزارهای مالی کاهش می‌یابد، ارزش افزوده سهام شرکت نسبت به دارایی‌هایش کمتر می‌شود و در نتیجه جذب سرمایه برای ادامه خرید بیت کوین دشوارتر خواهد شد. او تأکید کرد که بزرگ‌ترین ریسک برای ساختار مالی این شرکت، نه یک سقوط ناگهانی، بلکه یک بازار خنثی و کم‌رمق است. بیت کوین به یک روایت تازه برای جذب سرمایه نیاز دارد مدیرعامل کریپتوکوانت معتقد است رشد تاریخی بیت کوین همواره بر پایه روایت‌هایی شکل گرفته که توانسته‌اند توجه بازار را جلب کنند؛ از ایده «طلای دیجیتال» و محافظت در برابر تورم گرفته تا آرمان‌های تمرکززدایی و آزادی مالی. در سال‌های اخیر نیز راه‌اندازی صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) اسپات و افزایش حضور سرمایه‌گذاران نهادی، روایت جدیدی برای بازار ایجاد کرد. با این حال، او می‌گوید بسیاری از این روایت‌ها اکنون به مرحله بلوغ رسیده‌اند و دیگر مانند گذشته توان ایجاد هیجان در میان سرمایه‌گذاران خرد را ندارند. به باور او، مفاهیمی مانند بانکداری مبتنی بر بیت کوین یا اعتبار دیجیتال شاید برای مؤسسات مالی جذاب باشند، اما لزوماً نمی‌توانند کاربران عادی را نیز با خود همراه کنند. جو در این باره نوشته: سوال اینجاست که بیت کوین برای موج بعدی ورود نقدینگی چه روایت تازه‌ای در اختیار دارد؟ آیا مردم واقعاً با روایت «اعتبار دیجیتال» مایکل سیلور ارتباط برقرار خواهند کرد؟ حتی اگر موسسات مالی این ایده را بپذیرند و همین موضوع باعث رشد قیمت بیت کوین شود، دیگر نمی‌توان گفت این رشد بر پایه ارزش‌های سایفرپانک‌ها شکل گرفته است. بیت کوین فقط به یک محرک جدید نیاز ندارد؛ بلکه به یک محور فکری تازه احتیاج دارد که بتواند دوباره حامیانش را حول یک ایده مشترک متحد کند.  تحلیلگران نسبت به تضعیف مومنتوم بازار هشدار می‌دهند هم‌زمان با این اظهارات، برخی تحلیلگران تکنیکال نیز از نشانه‌هایی از تضعیف روند صعودی بیت کوین خبر داده‌اند. به عنوان مثال، تحلیلگری با نام مستعار مستر آو کریپتو (Master of Crypto) اعلام کرده که شکست کانال صعودی کوتاه‌مدت می‌تواند راه را برای اصلاح بیشتر قیمت و حرکت به سمت محدوده حمایتی ۵۳ هزار دلار هموار کند؛ مگر اینکه خریداران بتوانند دوباره کنترل بازار را در دست بگیرند. جمع‌بندی میهن بلاکچین اظهارات مدیرعامل کریپتوکوانت نشان می‌دهد چالش اصلی بیت کوین در سال‌های آینده شاید نه کمبود سرمایه، بلکه کاهش انگیزه و مشارکت سرمایه‌گذاران باشد. هرچند ورود نهادهای مالی بزرگ همچنان ادامه دارد، اما تجربه بازار نشان داده رشد پایدار تنها با اتکا به سرمایه سازمانی ممکن نیست. اگر بیت کوین بخواهد وارد مرحله بعدی پذیرش جهانی شود، احتمالاً علاوه بر سرمایه‌های جدید، به روایتی تازه نیاز خواهد داشت؛ روایتی که هم برای سرمایه‌گذاران نهادی و هم برای کاربران عادی الهام‌بخش باشد و بتواند دوباره اشتیاق بازار را زنده کند.

آدم‌ربایان ارز دیجیتال که ۸ میلیون دلار از خانواده‌ای در مینه‌سوتا سرقت کرده بودند، به جرم خود اعتراف کردند

رضا حضرتی
30 خرداد 1405 - 15:00
دو برادری که متهم بودند سال گذشته یک خانواده اهل مینه‌سوتا را با تهدید اسلحه ربوده‌اند تا ۸ میلیون دلار ارز دیجیتال سرقت کنند، در ارتباط با این سرقت مسلحانه به جرم خود اعتراف کردند. به گزارش میهن بلاکچین و به گفته دفتر دادستانی ایالات متحده در منطقه مینه‌سوتا، «آیزایا آنجلو گارسیا» و «ریموند کریستین گارسیا» روز پنجشنبه به اتهام «ایجاد اختلال در تجارت از طریق سرقت» اعتراف کردند و اکنون با مجازات حداکثر ۲۰ سال زندان فدرال روبرو هستند. دنیل روزن، دادستان ایالات متحده، در این باره گفت: اعترافاتی که امروز ثبت شد، بازتاب‌دهنده تعهد ما برای پاسخگو کردن متهمان در قبال انتخاب‌ها و اعمالشان است. حملات فیزیکی برای سرقت ارزهای دیجیتال در سال‌های اخیر در سطح جهان به شدت افزایش یافته است. در ماه فوریه، شرکت امنیت سایبری سرتیک (CertiK) گزارش داد که تعداد حملات و آدم‌ربایی‌های مرتبط با ارز دیجیتال در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل از آن ۷۵ درصد افزایش یافته است. خسارات برآورد شده در چهار ماهه اول سال ۲۰۲۶ ناشی از این دست حملات، تاکنون به ۱۰۱ میلیون دلار رسیده است. برادران گارسیا ۸ میلیون دلار ارز دیجیتال سرقت کردند دادستان‌ها اعلام کردند که در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵، این دو برادر از تگزاس به مینه‌سوتا سفر کردند تا یک قربانی و خانواده‌اش را با اسلحه گروگان بگیرند. هدف آن‌ها این بود که قربانی را مجبور کنند ارزهای دیجیتال را از حساب‌های آنلاین و کیف پول‌های سخت‌افزاری خود به آن‌ها منتقل کند. در این حادثه تلخ، همسر و پسر قربانی به مدت ۹ ساعت در خانه خود به گروگان گرفته شدند. در همین حین، خود قربانی به یک کابین جنگلی خانوادگی در فاصله حدود سه ساعته منتقل و در نهایت مجبور شد ۸ میلیون دلار ارز دیجیتال را انتقال دهد. پلیس پس از آن در جریان این آدم‌ربایی قرار گرفت که پسر قربانی موفق به برقراری یک تماس اضطراری شد و نیروهای کلانتری شهرستان واشنگتن به آن پاسخ دادند. مأموران بعداً یک قبضه تفنگ و یک شات‌گان پیدا کردند که در کنار فیلم‌های دوربین‌های مداربسته و سایر شواهد، نقش این برادران در این سرقت را تایید می‌کرد. اعتراف مهاجمان به جرم خود در جریان ثبت اعترافات، هر دو متهم پذیرفتند که از سلاح گرم برای تهدید قربانیان و سرقت از آن‌ها استفاده کرده‌اند. آن‌ها همچنین توافق کرده‌اند که بیش از ۸ میلیون دلار به عنوان غرامت پرداخت کنند. هنوز زمان دقیق برگزاری جلسات صدور حکم تعیین نشده است. این تحول اخیر، یک پیروزی دیگر برای دادستان‌های ایالات متحده در مبارزه جهانی با مجرمانی است که دارندگان ارزهای دیجیتال را هدف قرار می‌دهند. در ماه می نیز مقامات ایالات متحده کیفرخواستی را علیه سه مرد از حالت مهر و موم خارج کردند که متهم به سرقت دست‌کم ۶.۵ میلیون دلار در جریان «رشته سرقت‌های خشونت‌آمیز از مالکان ارز دیجیتال» بودند. در این سرقت‌ها، متهمان خود را به عنوان مأمور تحویل کالا جا می‌زدند تا به زور وارد خانه‌ها شوند و با توسل به خشونت، ارز دیجیتال قربانیان را به سرقت ببرند. افزایش حملات جهانی در این زمینه، توجه دولت فرانسه را نیز به خود جلب کرده است. در جریان هفته بلاک‌چین پاریس در ماه آوریل، «ژان-دیدیه برژه»، از وزرای دولت فرانسه، گفت که دفتر وی «اقدامات پیشگیرانه‌ای» از جمله راه‌اندازی یک پلتفرم پیشگیری که تاکنون هزاران نفر در آن ثبت‌نام کرده‌اند، علیه حملات فیزیکی سرقت ارز دیجیتال انجام داده است.

توکن S با استعفای ۳ مدیر ارشد سابق از هیئت مدیره سونیک لبز، ۵ درصد سقوط کرد

رضا حضرتی
30 خرداد 1405 - 13:00
آندره کرونیه (Andre Cronje)، مایکل کونگ (Michael Kong) و دیوید ریچاردسون (David Richardson) روز جمعه از هیئت مدیره سونیک لبز (Sonic Labs) کناره‌گیری کردند. به گزارش میهن بلاکچین، مت ویسر (Matt Visser) به عنوان مدیرعامل جدید منصوب شد و جایگزین میچل دمیتر (Mitchell Demeter) گردید که در ماه فوریه استعفا داده بود. توکن S، دارایی کاربردی و بومی بلاک‌چین سونیک، روز جمعه پس از اعلام خبر استعفای سه مدیر اجرایی سابق از هیئت مدیره سونیک لبز، با کاهش قیمت مواجه شد. قیمت توکن S با ۵ درصد افت طی ۲۴ ساعت، به ۰.۰۳۱ دلار رسید. استعفادهندگان شامل مایکل کونگ (مدیرعامل سابق بنیاد فانتوم و از مدیران سونیک لبز)، دیوید ریچاردسون (رئیس اجرایی سونیک لبز) و آندره کرونیه که پیش از این به عنوان مدیر ارشد فناوری فعالیت می‌کرد، هستند. سونیک لبز در بیانیه‌ای ضمن معرفی «مت ویسر» به عنوان مدیرعامل جدید و کوستا کورکوملیس (Kosta Kourkoumelis) به عنوان مدیر ارشد عملیات، اعلام کرد: این افراد کسانی هستند که سونیکِ امروز را بنا کرده‌اند. آن‌ها همچنان به موفقیت سونیک متعهدند و مسئولیت‌های خود را به درستی و به طور کامل واگذار می‌کنند. از این پس، آن‌ها دیگر در تصمیم‌گیری‌های تجاری سازمان نقشی نخواهند داشت. سونیک لبز در تلاش برای رفع نارضایتی‌های فزاینده در میان اعضای جامعه و همچنین مقابله با افت طولانی‌مدت توکن S که از زمان راه‌اندازی در ژانویه ۲۰۲۵ (به عنوان بخشی از ارتقاء شبکه) تاکنون ۹۷ درصد سقوط کرده است، در حال بازنگری و اصلاح ساختار رهبری و حاکمیت خود است. این شرکت همچنین اظهار داشت: ما قرار نیست با تظاهر به پیروزی کارمان را آغاز کنیم. ارزش توکن پایین است. احساسات جامعه کاربران نیز منفی است. ما هر دو مورد را به وضوح می‌بینیم، سعی در توجیه آن نداریم و از هیچ‌کس هم نمی‌خواهیم که واقعیت را نادیده بگیرد. سونیک لبز، سازمان تحقیق و توسعه‌ای که پشتوانه بلاک‌چین لایه ۱ سونیک سازگار با ماشین مجازی اتریوم یا EVM است، در واقع جانشین «بنیاد فانتوم» محسوب می‌شود که در سال ۲۰۱۸ تأسیس شده بود. این بلاک‌چین تمرکز ویژه‌ای بر سرعت دارد و مدعی است که می‌تواند ۱۰,۰۰۰ تراکنش در ثانیه را با قطعیت (Finality) زیر یک ثانیه پردازش کند. تغییر برند از «فانتوم» به «سونیک» شامل یک ارتقاء بزرگ ساختاری و فنی در شبکه بود که جایگزین شبکه قدیمی فانتوم اپرا (Fantom Opera) شد. سونیک لبز اعلام کرده است که این تغییر در سطح مدیریت، با تعهد به حاکمیت شفاف‌تر، اطلاع‌رسانی صریح درباره به‌روزرسانی‌های پروژه و ایجاد یک کمیته اختصاصی ریسک و انطباق همراه خواهد بود. این تغییرات مدیریتی تنها چند روز پس از آن رخ می‌دهد که شیائو-وی وانگ (Hsiao-Wei Wang)، از مدیران اجرایی بنیاد اتریوم، روز پنجشنبه از سمت خود کناره‌گیری کرد که نام او را به فهرست ۱۹ نفره افراد اخراجی یا جداشده از بنیاد اتریوم در سال جاری اضافه کرد.

اندرو تیت در پوزیشن‌های لانگ و شورت بیت کوین نزدیک به ۸۶ هزار دلار ضرر کرد

رضا حضرتی
30 خرداد 1405 - 11:00
اندرو تیت، بنیان‌گذار شرکت دنیای واقعی (Real World) که دوره‌های آموزش آنلاین معامله‌گری می‌فروشد، در جریان معامله روی بیت‌کوین (BTC) بین روزهای چهارشنبه و پنجشنبه نزدیک به ۱۰۰ هزار دلار ضرر کرد. به گزارش میهن بلاکچین، کیف پول هایپرلیکویید (Hyperliquid) اندرو تیت، پس از لیکویید شدن‌های مکرر ارز دیجیتال WLFI، بیش از ۸۰۳,۸۰۰ دلار ضرر در مجموع معاملات قراردادهای دائمی او نشان می‌دهد. موجودی کیف پول تیت به تنها ۱۴ هزار دلار کاهش یافت بر اساس داده‌های پلتفرم تحلیلی هایپردش (HyperDash)، یک کیف پول هایپرلیکویید که گفته می‌شود متعلق به اندرو تیت است، روز چهارشنبه یک پوزیشن لانگ ۵۷.۳۶ بیت‌کوینی با قیمت ورودی نزدیک به ۶۶ هزار دلار باز کرد. ارزش این معامله حدود ۳.۷۹ میلیون دلار بود که با وثیقه‌ای حدود ۱۰۰ هزار دلار USDC پشتیبانی می‌شد؛ این موضوع نشان‌دهنده استفاده از اهرم تقریبی ۴۰ برابری است. روز پنجشنبه در حالی که بیت‌کوین به محدوده اواسط ۶۴ هزار دلار سقوط می‌کرد، این پوزیشن شروع به بسته شدن کرد. در نهایت، این معامله لانگ حدود ۶۸,۶۰۰ دلار ضرر تحقق‌یافته تجمعی به ثبت رساند. سپس این کیف پول تغییر جهت داد و یک پوزیشن شورت ۱۴.۳۳ بیت‌کوینی به ارزش تقریبی ۱ میلیون دلار در قیمت ۶۴,۸۱۷ دلار باز کرد. با بازگشت و رشد دوباره قیمت بیت‌کوین، این معامله نیز ضربه خورد و ۵ سفارش لیکویید شدن برای این پوزیشن شورت ثبت شد. تا تاریخ ۱۸ ژوئن، موجودی این حساب به حدود ۱۴ هزار دلار کاهش یافت و به این ترتیب تقریباً کل سپرده آن از دست رفت. پورتفوی هایپرلیکویید تیت نزدیک به ۸۰۴ هزار دلار در ضرر است مشکلات معامله‌گری ارزهای دیجیتال اندرو تیت در هایپرلیکویید پیش از سال ۲۰۲۶ آغاز شده بود. برای مثال، در نوامبر ۲۰۲۵، پوزیشن لانگ بیت‌کوین او با اهرم ۴۰ برابر در روز ۱۴ نوامبر با ضرر ۲۳۵ هزار دلاری لیکویید شد. تا تاریخ ۱۸ نوامبر نیز، چندین پوزیشن لانگ دیگر در محدوده ۹۰ تا ۹۵ هزار دلار از بین رفتند و موجودی حساب را تقریباً به صفر رساندند. در موردی دیگر، تیت پیش از آزادسازی توکن‌های ورلد لیبرتی فایننشال (WLFI) که منجر به سقوط شدید قیمت آن در سپتامبر ۲۰۲۵ شد، حدود ۶۷,۵۰۰ دلار روی این پوزیشن‌ها ضرر کرد. او تقریباً بلافاصله دوباره وارد همان معامله شد و باز هم ضرر کرد. تا روز جمعه، تب عملکرد کلی حساب تیت نشان‌دهنده ضرر ۸۰۳,۸۰۰ دلاری در معاملات آتی دائمی بود؛ روندی که کاهش سرمایه او را از اوایل سال ۲۰۲۵ تداوم بخشید و با مجموعه لیکویید شدن‌های اخیر در ماه ژوئن عمیق‌تر شد. این معاملات به خوبی نشان می‌دهند که در شرایط پرنوسان بازار، یک حساب دارای اهرم چقدر سریع می‌تواند سرمایه خود را از دست بدهد، حتی زمانی که دارایی پایه تنها چند درصد نوسان قیمت داشته باشد.

انقضای ۱۳ میلیارد دلاری آپشن‌های بیت‌کوین؛ آیا سقوط بیشتری در راه است؟

رضا حضرتی
30 خرداد 1405 - 09:00
به زودی ۱۳ میلیارد دلار از سود باز (Open Interest) قراردادهای آپشن بیت‌کوین در تاریخ ۲۶ ژوئن منقضی می‌شود که احتمالا مهمات تازه‌ای را برای اعمال فشار نزولی بیشتر بر قیمت بیت‌کوین در اختیار خرس‌ها قرار می‌دهد. به گزارش میهن بلاکچین، افت ۱۴ درصدی قیمت بیت‌کوین در ماه ژوئن تاکنون گاوها را غافلگیر کرده است، زیرا بیشتر قراردادهای اختیار خرید روی قیمت ۶۸,۰۰۰ دلار یا بالاتر انباشته شده بودند. آیا این انقضای ماهانه درها را برای ریکاوری در ماه جولای باز خواهد کرد؟ آپشن‌های صرافی دریبیت (Deribit) با ۱۰.۴ میلیارد دلار سود باز بر صحنه تسلط دارند که نشان‌دهنده سهم بازار ۷۹ درصدی است. صرافی OKX با ۶ درصد در جایگاه دوم قرار دارد و پس از آن بایننس و CME هر کدام با ۵ درصد و بای‌بیت (Bybit) با ۴ درصد قرار گرفته‌اند. بررسی اینکه معامله‌گران دریبیت پیش از این انقضای ماهانه چه پوزیشن‌هایی اتخاذ کرده‌اند، ارزش توجه دارد. سود باز آپشن‌های ۲۶ ژوئن بیت‌کوین در دریبیت. منبع: Deribit مجموع سود باز قراردادهای اختیار خرید در دریبیت به ۶ میلیارد دلار رسید، اما ۷۸ درصد از آن در سطح ۷۲,۰۰۰ دلار یا بالاتر قرار دارد. با توجه به اینکه کمتر از یک هفته زمان باقی مانده است، سود باز موثر احتمالاً به سرعت کاهش خواهد یافت. در مقابل، از ۴.۵ میلیارد دلار سود باز قراردادهای اختیار فروش، تنها ۲۸ درصد به سقوط بیت‌کوین به ۵۷,۰۰۰ دلار یا پایین‌تر بستگی دارد. این آرایش، وضعیت را برای گاوها در مجموع بسیار بدتر می‌کند. گاوهای بیت‌کوین درباره Strategy و مقررات ایالات متحده پیش‌بینی اشتباهی داشتند بخشی از خوش‌بینی مفرط گاوها به خریدهای تهاجمی بیت‌کوین توسط شرکت استراتژی (Strategy - با نماد MSTR US) در ماه‌های آوریل و می برمی‌گردد. این شرکت در عرض تنها چهار هفته ۶۲,۸۴۱ بیت‌کوین به دارایی‌های خود اضافه کرد و به عبور قیمت‌ها از ۷۳,۰۰۰ دلار در ماه می کمک کرد. اما با آغاز خروج سرمایه از صندوق‌های قابل معامله (ETF) اسپات بیت‌کوینِ لیست شده در ایالات متحده در اواسط ماه می، احساسات بازار تیره و تار شد. جریان خالص هفتگی صندوق‌های ETF اسپات بیت‌کوین در ایالات متحده، به دلار. منبع: SoSoValue امیدها برای تصویب سریع قانون برابری دارایی‌های دیجیتال (Digital Asset PARITY Act) در ایالات متحده نیز کمرنگ شد. این لایحه می‌توانست پاداش‌های استخراج و استیکینگ را تا زمان فروش، از پرداخت مالیات معاف کند. بازار همچنین از فروش ۳۲ بیت‌کوین توسط شرکت Strategy و خروج سرمایه متعاقب آن از ETFها ضربه دیگری خورد؛ آن هم در شرایطی که هیجان پیرامون سهام‌های فناوری پس از جذب سرمایه توسط گوگل (GOOG US) و انویدیا (NVDA US) رو به افزایش بود. گاوها هنوز برای کاهش ضررهای خود زمان دارند، اما در حال حاضر قراردادهای اختیار فروش به وضوح دست برتر را دارند. در ادامه بر اساس روندهای قیمتی فعلی، چهار سناریوی محتمل برای انقضای روز جمعه آپشن‌های بیت‌کوین در دریبیت آورده شده است: بین ۵۷,۰۰۰ تا ۶۱,۰۰۰ دلار: نتیجه خالص به میزان ۳.۴ میلیارد دلار به نفع ابزارهای اختیار فروش (Put) است. بین ۶۱,۰۰۱ تا ۶۵,۰۰۰ دلار: نتیجه خالص به میزان ۲.۷ میلیارد دلار به نفع ابزارهای اختیار فروش (Put) است. بین ۶۵,۰۰۱ تا ۶۹,۰۰۰ دلار: نتیجه خالص به میزان ۱.۷ میلیارد دلار به نفع ابزارهای اختیار فروش (Put) است. بین ۶۹,۰۰۱ تا ۷۱,۰۰۰ دلار: نتیجه خالص به میزان ۱ میلیارد دلار به نفع ابزارهای اختیار فروش (Put) است. حتی یک رالی ۱۲ درصدی از سطح فعلیِ ۶۳,۰۰۰ دلار نیز نمی‌تواند کفه ترازوی انقضای ژوئن را به نفع قراردادهای اختیار خرید برگرداند. اگرچه این امر کنترل خرس‌ها بر بازار را در ماه جولای قطعی نمی‌کند، اما نتیجه این انقضا احتمالاً بر احساسات صعودی در آستانه ورود به ماه جدید سایه خواهد انداخت.

پایان انحصار؛ چگونه هوش مصنوعی غیرمتمرکز بساط غول‌های فناوری را جمع می‌کند؟

الهام اسماعیلی
29 خرداد 1405 - 20:00
با تزریق ۳۰۰ میلیارد دلار به زیرساخت‌های هوش مصنوعی در سال گذشته، از کلید خوردن پروژه عظیم استارگیت تا خریدهای تراشه از انویدیا با بودجه‌های نجومی، این سوال مهم را مطرح می‌کند که آینده هوش مصنوعی در دست چه کسانی خواهد بود؟ امروز این صنعت در سیطره غول‌هایی مانند آمازون، مایکروسافت و گوگل قرار دارد؛ اما با ظهور هوش مصنوعی ایجنت‌محور (Agentic AI) نیاز به زیرساخت‌های شفاف، قابل‌بررسی و مقاوم در برابر سانسور بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. ارزش‌گذاری ۱۲ تریلیون دلاری بازیگران متمرکز و ۱۲ میلیارد دلاری کل اکوسیستم هوش مصنوعی غیرمتمرکز، شکاف قابل‌توجهی را به‌وجود آورده است و یک فرصت تاریخی را فریاد می‌زند. هوش مصنوعی غیرمتمرکزِ مبتنی بر بلاکچین و متن باز نه تنها می‌تواند با شکستن انحصار، این شکاف را پرکند؛ بلکه می‌تواند بنیان‌های فنی، اخلاقی و اقتصادی صنعت AI را بازتعریف کند. در این مطلب از میهن بلاکچین به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چرا آینده هوش مصنوعی به جای دیتاسنترهای متمرکز، در شبکه‌های غیرمتمرکز رقم خواهد خورد و چرا اکنون یک فرصت طلایی برای سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی غیرمتمرکز (DeAI) است. شکاف ارزش‌گذاری در هوش مصنوعی متمرکز و غیرمتمرکز؛ یک فرصت ۱۵ تریلیون دلاری امروز هوش مصنوعی متمرکز که در اختیار چند غول فناوری است، حدود ۱۲ تریلیون دلار ارزش‌گذاری می‌شود. این شرکت‌ها نزدیک به ۷۰٪ زیرساخت ابری جهان را کنترل می‌کنند و همین موضوع قدرت عظیمی به آن‌ها داده است. اما این تمرکز قدرت چالش‌هایی دارد؛ رقابت کاهش پیدا می‌کند، خطاهای اخلاقی بیشتر می‌شوند، کاربران فردی و سازمانی کنترل و اختیار خود را از دست می‌دهند و مدل «یک نسخه برای همه» سد راه نوآوری واقعی می‌شود. در مقابل، هوش مصنوعی غیرمتمرکز که فعلاً فقط حدود ۱۲ میلیارد دلار ارزش دارد، یک اکوسیستم نوپا اما به سرعت در حال رشد است. پیش‌بینی می‌شود بازار «هوش مصنوعی مبتنی بر بلاکچین» از ۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۵۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ برسد که معادل نرخ رشد مرکب سالانه ۴۲.٪ خواهد بود. حتی احتمال دارد اعداد واقعی بسیار بزرگ‌تر از این برآوردها باشند. این اختلاف بزرگ نشانه ضعف نیست؛ بلکه فراخوانی برای سرمایه‌گذاران است. انتظار می‌رود طی دو تا سه سال آینده، پلتفرم‌هایی مانند بیتنسور (Bittensor)، آرتیفیشیال سوپراینتلنجس الاینس (Artificial Superintelligence Alliance)، منیفست نتورک (The Manifest Network)، ونیس ای‌آی (Venice.AI) و مورفئوس (Morpheus) با دموکراتیزه‌کردن دسترسی، تقویت نوآوری و رفع مشکلات مدل‌های متمرکز، این فاصله را کاهش دهند. هم‌زمان با نزدیک شدن به عصر «هوش مصنوعی ایجنت‌محور (Agentic AI)» که در آن صدها میلیارد ایجنت مستقل به نمایندگی از افراد و شرکت‌ها تصمیم می‌گیرند، دستور اجرا می‌کنند و حتی تراکنش انجام می‌دهند، اهمیت هوش مصنوعی غیرمتمرکز چند برابر می‌شود. سؤال اینجاست که آیا این ایجنت‌ها در یک سیستم متمرکز واقعاً می‌توانند مستقل باشند؟ چگونه می‌توان ثابت کرد که آن‌ها دقیقاً طبق تعریف حقوقی «ایجنت» عمل می‌کنند؟ یعنی کاملاً در خدمت مالک خود هستند، نه در خدمت پلتفرمی که روی آن میزبانی می‌شوند. اگر این ایجنت‌ها قرار است مسئولیت صددرصدی نسبت به مالک خود داشته باشند، نباید وابسته به یک شرکت واسطه باشند. انفجار نوآوری که از «اینترنت ایجنت‌های هوش مصنوعی» رقابتی و مشارکتی به‌وجود می‌آید، فقط زمانی امکان‌پذیر می‌شود که این ایجنت‌ها حریم خصوصی و کنترل کامل داشته باشند تا بتوانند واقعاً مستقل عمل کنند. بدون اراده و اختیار واقعی، چیزی به نام «بازار آزاد ایده‌ها» معنا ندارد. در ماه‌های اخیر، رشد سریع فریم‌ورک‌های بومی ایجنت‌های هوش مصنوعی که بر معماری‌های متن باز ساخته شده‌اند، مانند اوپن‌کلاو (OpenClaw)، نشان داده است که اگر هوش مصنوعی مستقل از کنترل ابرهای متمرکز باشد، می‌تواند با سرعت بیشتری پیشرفت ‌کند. با انتقال هوش مصنوعی از سرورهای شرکتی به شبکه‌های محلی و همتابه‌همتا (Peer-to-Peer) کاربران می‌توانند به جای «اجاره کردن» اطلاعات، مالک زیرساخت و ایجنت‌های خود باشند. این بازطراحی ساختاری، شرکت‌های بزرگ فناوری را دور می‌زند و موج جدیدی از نوآوری و حفظ حریم خصوصی را ایجاد می‌کند که دیگر تحت کنترل پلتفرم‌های متمرکز نخواهد بود. حریم خصوصی DeAI؛ بازگرداندن قدرت از شرکت‌ها به افراد و سازمان‌ها هوش مصنوعی متمرکز روی «دریاچه‌های عظیم داده» بنا شده است که اغلب بدون توجه به حریم خصوصی کاربران جمع‌آوری می‌شوند. سابقه شرکت‌های بزرگ فناوری در حذف رقبا و دور زدن مرزهای اخلاقی، چه از طریق رفتارهای انحصارطلبانه و چه با استفاده غیرشفاف از داده‌ها، باعث شده اعتماد عمومی کاهش پیدا کند. در مقابل، هوش مصنوعی غیرمتمرکز با تکیه بر امنیت رمزنگاری بلاکچین، حریم خصوصی را در اولویت قرار می‌دهد. در این مدل، کاربر مالک داده‌های خود است و فقط در صورت تمایل، آن‌ها را از طریق پروتکل‌های امن و شفاف به اشتراک می‌گذارد. برای مثال، آکاش نتورک (Akash Network) تضمین می‌کند که داده‌های شخصی به‌صورت رمزگذاری‌شده و غیرمتمرکز باقی می‌مانند و از سوءاستفاده‌های رایج در سیستم‌های متمرکز جلوگیری می‌شود. این رویکرد «حریم خصوصی‌محور» فقط یک انتخاب اخلاقی نیست؛ بلکه یک مزیت رقابتی مهم در برهه‌ای است که ۸۳٪ از سازمان‌ها برای فرار از آسیب‌پذیری‌های ابرهای عمومی، در حال انتقال بار کاری خود به ابرهای خصوصی هستند. در مدل متمرکز فعلی، مسئله فقط افراد نیستند، کسب‌وکارها، نهادها و صنایع مختلف نیز دچار محدودیت شده‌اند. بسیاری از آن‌ها به دلیل رقابت، تعهدات قانونی، امانی یا نظارتی مجبور هستند ارزشمندترین داده‌های خود را قفل نگه دارند. در چنین شرایطی، اشتراک این داده‌ها با مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) عملاً غیرممکن است. خطر ارسال ناخواسته اسرار تجاری، تحقیق‌وتوسعه اختصاصی، اطلاعات حساس مشتریان یا داده‌های حفاظت‌شده به «جعبه سیاه» ابرشرکت‌ها، مانع بزرگی برای پذیرش گسترده هوش مصنوعی در مقیاس سازمانی بوده است. اما اهمیت این تغییر فقط در آزادسازی داده‌های قفل‌شده شرکت‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه تعریف «اعتماد سازمانی به هوش مصنوعی» را از نو می‌نویسد. سازمان‌هایی مانند انجمن هوش مصنوعی پیشرفته (Advanced AI Society) معتقدند ما وارد دوره‌ای شده‌ایم که شرکت‌ها دیگر صرفاً زیرساخت‌های حفظ‌کننده حریم خصوصی را ترجیح نمی‌دهند، بلکه «اثبات کنترل» می‌خواهند. نه وعده‌های تبلیغاتی، نه چک‌لیست‌های انطباق با قوانین؛ بلکه تضمین رمزنگاری‌شده و قابل راستی‌آزمایی که نشان دهد فقط خود شرکت کنترل کامل داده‌ها، مسیرهای محاسباتی، فضای ذخیره‌سازی و نسخه‌های بهینه‌سازی‌شده را در اختیار دارد. در دنیایی که هوش مصنوعی با فرایندهای قانون‌گذاری‌شده، مالکیت فکری و عملیات حساس مشتریان درگیر است، شرکت‌ها دنبال تضمین‌های قابل اثباتی هستند که هیچ داده‌ای از محدوده آن‌ها خارج نشود و هیچ اطلاعاتی توسط اشخاص ثالث کپی، حذف یا استخراج نشود. هوش مصنوعی غیرمتمرکز اولین معماری‌ است که می‌تواند استاندارد جدید اعتماد را پایه‌گذاری کند. در این مدل، سؤال از «آیا به فروشنده اعتماد داریم؟» به «آیا می‌توانیم حاکمیت خود را اثبات کنیم؟» تغییر می‌کند و همین تغییر، مرز تعیین‌کننده پذیرش هوش مصنوعی سازمانی در دهه آینده خواهد بود. اینجاست که ترکیب «هوش مصنوعی غیرمتمرکز» با «محاسبات محرمانه» قواعد بازی را تغییر می‌دهد. برای اولین بار، شرکت‌ها می‌توانند با خیال راحت داده‌های خصوصی خود را برای آموزش مدل‌های محلی یا تخصصی استفاده کنند، بدون اینکه کنترل یا مالکیت آن‌ها را واگذار کنند. از هر روشی که استفاده شود، چه پردازش رمزگذاری‌شده، چه معماری‌های دانش صفر (Zero-Knowledge) یا لایه‌های اجرایی غیرمتمرکز، داده هرگز از کنترل سازمان خارج نمی‌شود. شکافی که تا دیروز میان «پتانسیل عظیم هوش مصنوعی» و «داده‌های قفل‌شده سازمانی» وجود داشت، اکنون قابل عبور شده است. این گشایش بسیار بزرگ است. بخش عمده اطلاعات ارزشمند جهان در اختیار شرکت‌هایی است که پلتفرم اینترنتی نیستند؛ آرشیوهای تحقیقاتی داروسازی، تصاویر پزشکی، داده‌های اکتشاف انرژی، الگوهای مالی، داده‌های زنجیره تأمین، گزارش‌های کنترل کیفیت تولید و بسیاری موارد دیگر. این گنجینه‌ها به دلیل خطرات مدل‌های متمرکز، از چرخه یادگیری هوش مصنوعی دور مانده بودند. هوش مصنوعی غیرمتمرکز و حفظ‌کننده حریم خصوصی این معادله را تغییر می‌دهد و مجموعه داده‌های غیرقابل‌ دسترس را به دارایی‌های محرک تبدیل می‌کند. اگر قرار است هوش مصنوعی واقعاً سرطان را درمان کند، کمبود انرژی را حل کند، لجستیک را متحول کند، کشف دارو را سرعت دهد یا پژوهش علمی را از نو بسازد، نمی‌تواند صرفا به داده‌هایی تکیه داشته باشد که شرکت‌های بزرگ فناوری از اینترنت عمومی جمع‌آوری کرده‌اند. پیشرفت‌های بزرگ زمانی رخ می‌دهد که دنیای خارج از اینترنت، یعنی جهان صنعتی، علمی و نهادی، بتواند با اطمینان و بدون خطر افشا یا سوءاستفاده، داده‌های خود را در اختیار مدل‌های هوش مصنوعی قرار دهد. هوش مصنوعی غیرمتمرکز همان معماری‌ است که این آینده را امکان‌پذیر می‌کند. این فناوری نه‌تنها افراد را در برابر شرکت‌های بزرگ توانمند می‌کند؛ بلکه به هر سازمانی که تاکنون مجبور بوده است در حاشیه بماند، قدرت می‌بخشد. زمانی که این خزانه‌های داده مطابق با شرایط و تحت کنترل خودشان گشوده شوند، به همان نقطه عطفی می‌رسیم که هوش مصنوعی از یک نوآوری جذاب به موتور تحول در مقیاس تمدن تبدیل می‌شود. توان پردازشی DeAI؛ استفاده از ظرفیت‌های خالی جهان پاشنه آشیل هوش مصنوعی متمرکز، نیاز سیری‌ناپذیر آن به قدرت پردازشی است. آموزش و اجرای مدل‌هایی مانند جی‌پی‌تی فور (GPT-4) یا لاما (Llama) به ده‌ها گیگاوات برق نیاز دارد. دیتاسنترهای عظیم فشار زیادی به شبکه‌های برق وارد می‌کنند، نگرانی‌های زیست‌محیطی را افزایش می‌دهند و در نهایت هزینه‌ها را به مصرف‌کنندگان انتقال می‌دهند. هوش مصنوعی غیرمتمرکز به‌جای ساخت دیتاسنترهای بیشتر، با بهره‌برداری از ظرفیت‌های پردازشی بلااستفاده مانند GPUهای خاموش در خانه‌ها و شرکت‌ها یا حتی توان پردازشی گوشی‌های هوشمند، این معادله را برعکس می‌کند. برای مثال، پلتفرم‌هایی مانند تارگون (Targon)، یک ساب‌نت (Bittensor Subnet 4) بیتنسور، که بر سریع‌تر و ارزان‌تر کردن «استنتاج (Inference)» هوش مصنوعی تمرکز دارد، با تجمیع منابع پراکنده راه‌حل‌های مقیاس‌پذیر ارائه می‌دهد. طبق گزارش اوک ریسرچ (OAK Research)، معیارهای تارگون در برخی وظایف حتی از راهکارهای وب ۲ عملکرد بهتری داشته‌اند و استنتاج‌های کم‌هزینه‌تری را با کیفیت قابل‌قبول ارائه داده‌اند. این رویکرد یک نقطه عطف مهم است؛ زیرا باعث می‌شود خدمات هوش مصنوعی به یک کالای در دسترس‌تر و ارزان‌تر تبدیل شوند، راحت‌تر در مقیاس بزرگ گسترش پیدا کنند و ساده‌تر در سایر محصولات و سرویس‌ها ادغام شوند. هوش مصنوعی غیرمتمرکز با استفاده بهینه از منابع انرژی موجود، همسو با آینده‌ پایدار حرکت می‌کند و در عین حال دسترسی به فناوری پیشرفته را برای افراد بیشتری ممکن می‌سازد. بلاکچین؛ ستون اصلی اعتماد و نوآوری DeAI هوش مصنوعی به سمت بلاکچین حرکت می‌کند و دلیل آن روشن است. فناوری بلاکچین مشکلات مهمی را حل می‌کند که سیستم‌های متمرکز آن‌ها را نادیده می‌گیرند یا تشدید می‌کنند: اعتبارسنجی آموزش مدل‌ها: شبکه‌هایی مانند بیتنسور (Bittensor) با استفاده از مکانیزم‌های‌ اجماع (مثلا اجماع یوما “Yuma Consensus”) خروجی مدل‌های هوش مصنوعی را بدون نیاز به دروازه‌بانان متمرکز (centralized gatekeepers) بررسی و تأیید می‌کنند. رعایت کپی‌رایت: دفترکل تغییرناپذیر بلاکچین با ثبت منبع داده و مدل، به حل اختلافات مالکیت فکری که در حوزه AI رو به افزایش است، کمک می‌کند. حفاظت‌های هوش مصنوعی: حاکمیت غیرمتمرکز، امکان ایجاد قوانین شفاف و جامعه‌محور را فراهم می‌کند تا از سوءاستفاده جلوگیری شود. تراکنش‌های ارزشی: توکن‌هایی مانند توکن‌های شبکه آکاش توزیع عادلانه پاداش را میان مشارکت‌کنندگان از ماینرها تا اعتبارسنج‌ها، امکان‌پذیر می‌کنند. امنیت و حریم خصوصی داده: برخلاف ابرهای متمرکز که در معرض نفوذ هستند، در هوش مصنوعی غیرمتمرکز ذخیره‌سازی و رمزنگاری توزیع‌شده از داده‌های حساس محافظت می‌کند. این ویژگی‌ها یک اکوسیستم مشارکتی را ایجاد می‌کند که در آن توسعه‌دهندگان، کاربران و شرکت‌ها، بدون فشار انحصاری شرکت‌های بزرگ فناوری، می‌توانند به‌طور مشترک ارزش خلق کنند. متن‌باز؛ موتور رشد هوش مصنوعی غیرمتمرکز هوش مصنوعی غیرمتمرکز بر اصول متن‌باز استوار است. یعنی هر توسعه‌دهنده‌ای در هر نقطه از جهان می‌تواند کدها را ببیند، بررسی کند، بهبود دهد و روی آن بسازد. همین باز بودن سرعت نوآوری را چند برابر می‌کند. برای مثال، مدل‌های متن‌بازی که در بیتنسور برای وظایف تخصصی توسعه داده شده‌اند از مشارکت جهانی بهره می‌برند و خیلی سریع‌تر تکامل پیدا می‌کنند. در مقابل، سیستم‌های هوش مصنوعی متمرکز مدل‌های خود را پشت دیوارهای انحصاری نگه می‌دارند و انعطاف‌پذیری و دسترسی را محدود می‌کنند. پلتفرم‌های غیرمتمرکز و متن‌باز نه‌تنها نوآوری را سرعت می‌دهند، بلکه با تقاضای رو‌به‌رشد برای شفافیت در توسعه هوش مصنوعی نیز همسو می‌شوند؛ مطالبه‌ای که بسیاری از شرکت‌های بزرگ فناوری آن را نادیده می‌گیرند. چرا هوش مصنوعی غیرمتمرکز یک فرصت سرمایه‌گذاری است؟ بازار ۱۲ تریلیون دلاری هوش مصنوعی متمرکز یک غول تثبیت‌شده است که از این جا به بعد به‌خاطر چالش‌هایی نظیر رسوایی‌های اخلاقی، مصرف بالای انرژی و بازده نزولی، رشد محدودی خواهد داشت. در مقابل، هوش مصنوعی غیرمتمرکز با ارزش حدود ۱۲ میلیارد دلار، کوچک اما پرپتانسیل است و جای رشد فراوانی دارد. توانایی هوش مصنوعی غیرمتمرکز در حل مسئله حریم خصوصی، استفاده از پردازش توزیع‌شده و تقویت نوآوری متن‌باز، آن را به یک گزینه جذاب برای سرمایه‌گذاری بلندمدت تبدیل می‌کند. سرمایه‌گذارانی که امروز از پلتفرم‌هایی پشتیبانی می‌کنند که هنوز ارزش‌گذاری‌های پایینی دارند، مانند بیتنسور، استورج (Storj) یا آکاش، ممکن است با رشد بازار هوش مصنوعی مبتنی بر بلاکچین تا ۲۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۳۰، بازدهی قابل‌توجهی به دست آورند. این تغییر از همین حالا آغاز شده است؛ شرکت‌ها به سمت ابرهای خصوصی حرکت می‌کنند و جوامع به استقبال حاکمیت غیرمتمرکز رفته‌اند. جمع‌بندی؛ آینده، غیرمتمرکز است هوش مصنوعی غیرمتمرکز فقط تکامل فناوری نیست؛ یک ضرورت اجتماعی است. این مدل با انحصار شرکت‌های بزرگ مقابله می‌کند، از حریم خصوصی کاربران محافظت می‌کند و برای رشد پایدار از منابع جهانی بلااستفاده بهره می‌گیرد. پلتفرم‌هایی مانند بیتنسور و آکاش با ایجاد بازارهای محاسباتی مقیاس‌پذیر، راه را برای دنیایی هموار می‌کنند که در آن هوش مصنوعی در خدمت اکثریت است، نه اقلیت. شکاف ارزش‌گذاری میان مدل‌های متمرکز و غیرمتمرکز بسته خواهد شد؛ نه به این خاطر که هوش مصنوعی متمرکز از بین می‌رود، بلکه به این دلیل که ظرفیت هوش مصنوعی غیرمتمرکز آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. برای سرمایه‌گذاران، توسعه‌دهندگان و آینده‌نگرها، سه سال آینده هیجان‌انگیزترین دوره برای رصد، ساخت و سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی غیرمتمرکز خواهد بود. انقلاب هوش مصنوعی آغاز شده است و این انقلاب، غیرمتمرکز است.

عوامل تعیین‌کننده قیمت ارزهای دیجیتال چیست؟ بررسی نیروهای مؤثر بر بازار کریپتو

الهام اسماعیلی
29 خرداد 1405 - 16:00
آیا تا به‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا قیمت بیت کوین یک روز اوج می‌گیرد و روز بعد سقوط می‌کند؟ چه چیزی باعث می‌شود یک ارز دیجیتال ارزش پیدا کند؟ آیا قیمت کریپتو فقط به خرید و فروش مردم بستگی دارد یا عوامل دیگری هم دخیل هستند؟ اصلا چرا برخی پروژه‌ها شکست می‌خورند و برای همیشه از گردونه بازار خارج می‌شوند؟ در این مطلب از میهن بلاکچین قرار است عوامل تعیین‌کننده قیمت ارزهای دیجیتال را بررسی کنیم و به تمام سوالات مرتبط پاسخ دهیم. با ما همراه باشید. نکات کلیدیقیمت ارزهای دیجیتال مانند هر دارایی دیگری بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. اگر افراد زیادی بخواهند ارزی را بخرند که عرضه محدودی دارد، قیمت معمولاً بالا می‌رود؛ اما اگر فروشندگان بیشتر از خریداران باشند، قیمت کاهش پیدا می‌کند. عوامل بنیادی مانند کاربرد واقعی پروژه، فناوری مورد استفاده، میزان پیشرفت تیم توسعه، همکاری‌ها و وضعیت قوانین و رگولاتوری نیز روی ارزش یک ارز دیجیتال اثر می‌گذارند. هرچه یک پروژه قوی‌تر و کاربردی‌تر باشد، ارزش آن هم بیشتر می‌شود. احساسات بازار، اخبار مثبت، شایعات یا هیجان عمومی باعث رشد سریع قیمت می‌شود و برعکس، ترس و خبرهای منفی منجر به کاهش شدید قیمت می‌شود. نقدشوندگی، فهرست شدن در صرافی‌ها و حجم معاملات هم اهمیت دارند. رمزارزهایی که در صرافی‌های بیشتری لیست شده باشند، خرید و فروش آن‌ها آسان‌تر است و معمولاً نوسان‌های قیمتی منطقی‌تری دارند؛ اما ارزهایی که نقدشوندگی پایینی دارند، معمولاً با نوسان‌های شدیدتر و ناگهانی مواجه می‌شوند. قیمت ارزهای دیجیتال چگونه تعیین می‌شود؟ منبع: koinly.io قیمت ارزهای دیجیتال، چه برای رهبران بازار مانند بیت کوین و اتریوم یا هر آلتکوین دیگری، بر اساس عرضه و تقاضا مشخص می‌شود. به زبان ساده، قیمت هر ارز با توجه به میزان علاقه بازار برای خرید (تقاضا) و میزان موجود برای فروش (عرضه) تعیین می‌شود. اگر تقاضا زیاد و عرضه کم باشد، قیمت بالا می‌رود. درمقابل، اگر تقاضا کم و عرضه زیاد باشد، قیمت پایین می‌آید. در واقع، همین تعادل بین عرضه و تقاضاست که قیمت را تعیین می‌کند. این موضوع منحصر به ارزهای دیجیتال نیست؛ در بازار سهام، کالا، اوراق بهادار و سایر دارایی‌های قابل معامله نیز قیمت‌ها بر اساس «قانون عرضه و تقاضا» شکل می‌گیرند. البته عرضه و تقاضا تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون کاربرد واقعی پروژه، میزان پذیرش انبوه، توکنومیکس (مدل اقتصادی توکن) و احساسات بازار قرار دارد. این عوامل می‌توانند علاقه خریداران یا فروشندگان را تغییر دهند. تفاوت قیمت ارزهای دیجیتال با ارزهای فیات چیست؟ بسیاری از مردم تصور می‌کنند ارزهای فیات نظیر دلار یا یورو پشتوانه‌ای مانند طلا دارند، اما از اوایل دهه ۱۹۷۰ این موضوع دیگر صادق نیست. نه ارزهای دیجیتال و نه پول‌های فیات امروزی پشتوانه کالایی مشخصی ندارند، البته به استثنای برخی استیبل‌کوین‌ها که ارزش آن‌ها به ارزش دارایی دیگری متصل است. مهم‌ترین تفاوت اینجاست که پول‌های فیات توسط دولت‌ها و بانک‌های مرکزی منتشر می‌شوند و به‌عنوان پول رسمی کشور شناخته می‌شوند. میزان عرضه ارزهای فیات توسط سیاست‌های پولی دولت کنترل می‌شود تا از تورم جلوگیری شود. اما ارزهای دیجیتال تحت کنترل دولت یا بانک خاصی نیستند و تقریبا در اغلب کشورها پول رسمی محسوب نمی‌شوند. بسیاری از رمزارزها سقف عرضه مشخصی دارند تا از کاهش ارزش ناشی از تورم جلوگیری کنند. عرضه و تقاضا چگونه بر قیمت ارزهای دیجیتال اثر می‌گذارد؟ برای درک این موضوع، بیایید نگاهی به تاریخچه قیمت بیت کوین بیاندازیم. این دارایی در طول عمر خود که نزدیک به دو دهه از آن می‌گذرد، از چند سنت تا بیش از ۱۲۴ هزار دلار معامله شده است. دلیل این تغییر شدید همچنان به عرضه و تقاضا باز می‌گردد. فرض کنید یک نهنگ بیت کوین مقدار زیادی از دارایی‌های خود را بفروشد. ناگهان عرضه در بازار زیاد می‌شود. اگر تقاضا به همان اندازه بالا نباشد، قیمت کاهش پیدا می‌کند. برعکس، اگر یک نهنگ بخواهد مقدار زیادی بیت‌کوین بخرد، عرضه موجود در بازار کاهش پیدا می‌کند و اگر فروشنده کافی نباشد، قیمت بالا می‌رود. اگرچه عرضه و تقاضا پایه اصلی تعیین قیمت هستند، اما عوامل دیگری مانند اخبار، قوانین، شرایط اقتصادی و هیجانات بازار هم می‌توانند روی این تعادل تأثیر بگذارند و باعث نوسان‌های شدید شوند. چرا قیمت ارزهای دیجیتال این‌قدر نوسان دارد؟ عوامل بیرونی مختلفی می‌توانند روی قیمت ارزهای دیجیتال تأثیر بگذارند: ترس و طمع مقررات رویدادهای بازار رفتار نهنگ‌ها ارزش هر ارز دیجیتال تا حد زیادی بر پایه حدس و گمان (Speculative) است. یعنی مردم بر اساس نظر و احساسات خود، مخصوصاً تحت تأثیر ترس و طمع (Fear and greed) اقدام به خرید یا فروش می‌کنند. به‌طور مثال، اگر یک نهنگ مقدار زیادی از دارایی خود را ناگهان بفروشد و بازار را از عرضه پر کند، این کار باعث ایجاد ترس و وحشت در میان سایر سرمایه‌گذاران می‌شود. ممکن است آن‌ها با خود بگویند «چرا همه در حال فروش هستند؟» و از ترس ضرر، به موج فروش می‌پیوندند. درنهایت، این رفتار جمعی باعث سقوط قیمت شود. برعکس، هنگامی‌که قیمت‌ها به سرعت در حال افزایش است، برخی سرمایه‌گذاران از ترس جا ماندن (FOMO) و به دلیل طمع، با عجله و حتی در قیمت‌های بالا اقدام به خرید می‌کنند. این رفتار باعث رشد بیشتر قیمت می‌شود. مجموع احساسات سرمایه‌گذاران، «احساسات بازار» را شکل می‌دهد که تأثیر مستقیمی بر عرضه و تقاضا دارد. برهمین اساس، شاخصی به نام «شاخص ترس و طمع» وجود دارد که وضعیت روانی بازار را نشان می‌دهد. علاوه بر احساسات، عوامل مهم دیگری به‌ویژه قوانین و رویدادهای بزرگ اقتصادی هم می‌توانند بازار را تکان دهند. برای مثال، در آمریکا موضع سخت‌گیرانه کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) علیه پروژه‌های کریپتویی بارها باعث ایجاد موج‌های گسترده‌ای در بازار شده است؛ زیرا سرمایه‌‌گذاران را نسبت به آینده‌ ارزهای دیجیتال مردد می‌کند. یک نمونه دیگر از این نااطمینانی‌ها، سقوط یا هک شدن صرافی‌ها است؛ در چنین شرایطی بسیاری از سرمایه‌گذاران اقدام به فروش دارایی‌های خود می‌کنند و قیمت‌ها به شدت کاهش می‌یابد. همان‌طور که در مثال‌های بالا اشاره شد، نهنگ‌ها می‌توانند با خرید یا فروش حجم زیادی از یک ارز، موج‌های قیمتی ایجاد کنند. به‌طور مثال، طبق گزارش شرکت تحلیلی نانسن (Nansen)، در ماجرای سقوط لونا (LUNA) و یو‌اس‌تی (UST) تنها هفت معامله‌گر باعث بی‌ثباتی اولیه و در نهایت سقوط این پروژه شدند. ارزش ارزهای دیجیتال چگونه افزایش پیدا می‌کند؟ هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت صد درصدی قیمت آینده یک ارز دیجیتال را پیش‌بینی کند. هر کسی که چنین ادعایی داشته باشد، قابل اعتماد نیست.تنها با کمک چند عامل می‌توانید احتمال رشد یک ارز در بازه زمانی مشخص را به‌طور دقیق‌تر ارزیابی کنید: احساسات بازار احساسات بازار (Market sentiment) نقش بسیار مهمی در ارزش ارزهای دیجیتال دارد. رمزارزها اغلب یک دارایی مبتنی بر حدس‌وگمان (speculative) به‌شمار می‌روند، به این معنا که قیمت آن‌ها همان چیزی است که مردم حاضرند بپردازند. در بازار صعودی (Bull Run) که فضای کلی مثبت است، معمولاً شاهد افزایش قیمت اکثر ارزهای دیجیتال هستیم؛ درحالی‌که در بازارهای نزولی (Bear Market) که فضای منفی حاکم است، قیمت‌ها کاهش می‌یابند. تحلیل تکنیکال تحلیل تکنیکال (Technical analysis) شامل بررسی نمودارها و داده‌های گذشته عملکرد بازار است تا بفهمیم عرضه و تقاضا برای یک ارز دیجیتال خاص چگونه تغییر کرده است. درست است که گذشته تضمین‌کننده آینده نیست؛ اما تحلیل تکنیکال نشان می‌دهد یک ارز قبلاً در شرایط بحرانی چگونه عمل کرده است. برخی الگوهای قیمتی ممکن است نشانه‌ای از شروع روند صعودی یا نزولی باشند. کاربرد همه ارزهای دیجیتال صرفاً ابزار سفته‌بازی نیستند؛ برخی از آن‌ها کاربرد (Utility) مشخصی دارند. برای مثال، توکن‌هایی مانند اتریوم (ETH) یا بی‌ان‌بی (BNB) برای پرداخت کارمزد گس شبکه استفاده می‌شوند و به همین دلیل تقاضای عمومی بیشتری دارند. آگاهی از کاربردهای یک توکن به شما کمک می‌کند بفهمید تقاضای احتمالی برای آن چقدر است. رقابت رقابت در کریپتو مانند سایر بازارها پررنگ است. هزاران پروژه ادعا می‌کنند که می‌خواهند روش پرداخت اصلی آینده شوند یا یک مشکل خاص را حل کنند. در چنین شرایطی باید بررسی کنید آیا بهتر است با رهبر بازار همراه شوید یا سراغ گزینه‌های کم‌ریسک‌تر بروید. گاهی تنوع‌بخشیدن به سبد سرمایه‌گذاری تصمیم منطقی‌تری است. توکنومیکس توکنومیکس (Tokenomics) به ویژگی‌های اقتصادی یک توکن شامل میزان عرضه، نحوه توزیع، مکانیزم سوزاندن توکن، پاداش‌ها، مدل اجماع و سوددهی اشاره دارد. این اطلاعات معمولاً در وایت‌پیپر پروژه منتشر می‌شود. اگر پروژه‌ای وایت‌پیپر نداشته باشد یا توضیحات آن مبهم و نامفهوم باشد، باید احتیاط کنید. حاکمیت حاکمیت (Governance) در کریپتو به افراد یا سازمان‌هایی اشاره دارد که یک پروژه یا ارز دیجیتال خاص را مدیریت می‌کنند. ساختار حاکمیت بسیاری از پروژه‌های کریپتویی غیرمتمرکز است به این معنا که دارندگان توکن می‌توانند درباره تغییرات آینده رأی دهند. با این حال، همیشه این‌طور نیست. گاهی توسعه‌دهندگان یا سرمایه‌گذاران اولیه بخش بزرگی از توکن‌ها را در اختیار دارند و عملاً کنترل پروژه را حفظ می‌کنند. بنابراین باید همیشه خودتان تحقیق کنید (DYOR) و ببینید قدرت تصمیم‌گیری در دست چه افرادی است. نقدشوندگی نقدشوندگی (Liquidity) یعنی اینکه چقدر راحت می‌توان یک توکن را با قیمت بازار به پول نقد یا توکن دیگری تبدیل کرد. به‌طور مثال، بیت‌کوین نقدشوندگی بالایی دارد و تقریباً در همه جای دنیا به‌راحتی قابل معامله است. اما پروژه‌های جدید که هنوز در صرافی‌های بزرگ لیست نشده‌اند یا استخر معاملاتی کوچکی دارند، معمولاً نقدشوندگی پایینی دارند. چنین دارایی‌هایی در صورت فروش ناگهانی، معمولا افت قیمت شدیدتری را تجربه می‌کنند، زیرا ممکن است تقاضای کافی برای جذب فروش وجود نداشته باشد. چطور می‌توان از ارزهای دیجیتال درآمد به‌دست آورد؟ اکثر ارزهای دیجیتال ماهیتی سفته‌بازانه دارند، به جز توکن‌های پگ‌شده که ارزش آن‌ها به دارایی دیگری متصل است. به همین دلیل، سرمایه‌گذاران زمانی سود می‌کنند که تقاضا برای یک توکن افزایش پیدا کند و در نتیجه قیمت آن بالا برود. بنابراین رایج‌ترین روش کسب درآمد از کریپتو، «خرید در قیمت پایین‌تر و فروش در قیمت بالاتر» است. البته خرید و فروش ارزهای دیجیتال تنها راه کسب درآمد نیست. مشارکت در ماینینگ، استیکینگ، بازی‌های بلاکچینی و فعالیت در اکوسیستم‌های مختلف دیفای سایر روش‌های کسب درآمد از ارزهای دیجیتال هستند. ارزش ارز‌های دیجیتال از کجا نشات می‌گیرد؟ اکثر ارزهای دیجیتال پشتوانه فیزیکی ندارند و ارزش آن‌ها صرفا بر اساس عرضه، تقاضا و باور بازار شکل می‌گیرد. با این حال، استثنائاتی هم وجود دارد. برای مثال، برخی توکن‌های پگ‌شده ممکن است پشتوانه‌ای مانند ارز فیات یا فلزات گران‌بها داشته باشند. برخی استیبل کوین‌ها نیز ممکن است با ارز دیجیتال دیگری پشتیبانی شوند یا ارزش آن‌ها از طریق الگوریتم خاصی حفظ شود که به استیبل کوین‌های الگوریتمی معروف هستند. چه عواملی باعث می‌شود ارزهای دیجیتال ارزش خود را از دست دهند؟ اگر عرضه بیش از حد باشد و تقاضای کافی وجود نداشته باشد، ارزش یک ارز دیجیتال کاهش می‌یابد. این اتفاق ممکن است به دلایل مختلفی رخ دهد: اخبار و رویدادهای بازار اخبار و رویدادهای بازار تأثیر شدیدی بر سقوط قیمت ارزهای دیجیتال دارند. یکی از نمونه‌های معروف، سقوط توکن FTT متعلق به صرافی FTX است. پس از آنکه یک گزارش تحقیقاتی نشان داد که شرکت آلامدا ریسرچ (Alameda Research) از توکن FTT به‌عنوان وثیقه برای دریافت وام بیشتر استفاده می‌کند، موجی از نگرانی در بازار به راه افتاد. فروش گسترده دارایی‌ها، از جمله توسط بایننس، باعث شد قیمت FTT بیش از ۹۰٪ سقوط کند. توکنومیکس ضعیف توکنومیکس ضعیف نیز یکی دیگر از عوامل موثر بر کاهش ارزش یک ارز دیجیتال است. برای مثال، عرضه نامحدود و کنترل‌نشده باعث می‌شود عرضه همیشه از تقاضا پیشی بگیرد. نمونه بارز این موضوع، ماجرای سقوط ترا یو‌اس‌دی (UST) است. یو‌اس‌تی یک استیبل‌کوین الگوریتمی بود که با ذخایر لونا و بیت کوین پشتیبانی می‌شد و ارزش آن با نسبت ۱:۱ به دلار وابسته بود. فروش گسترده بیش از ۲ میلیارد دلار UST توسط یک نهنگ، باعث از بین رفتن پگ قیمتی (Depeg) شد و در نهایت سقوط هر دو پروژه را رقم زد؛ اتفاقی که حدود ۴۰ میلیارد دلار را از بین برد. هک‌ها و کلاهبرداری‌ها هک‌ها و کلاهبرداری‌ها هم می‌توانند ارزش یک پروژه کریپتویی را در عرض چند ثانیه نابود کنند. یکی از رایج‌ترین روش‌ها راگ پول (Rug pulls) است. کلاهبرداران توکن جدیدی را ایجاد و تبلیغ می‌کنند و پس از جذب سرمایه، زمانی که توکن به بالاترین قمیت می‌رسد، سازندگان پروژه دارایی‌های خود را نقد می‌کنند و ناپدید می‌شوند. پروژه ییلد اگریگیتور لونی (LUNY) روی شبکه سولانا یکی از نمونه‌های بارز راگ پول است. این پروژه چند روز پس از جذب میلیون‌ها دلار سرمایه در عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز خود، تمام وجوه به‌‌دست آمده را به یک سرویس میکسر غیرقابل‌ردیابی (mixing service) انتقال داد و تمام اکانت‌های اجتماعی پروژه را تعطیل کرد. گفته می‌شود ۶.۷ میلیون دلار در این ماجرا به سرقت رفته است. چه فاکتورهایی باعث شکست یک ارز دیجیتال می‌شود؟ پروژه‌های کریپتویی ممکن است به دلایل مختلفی از جمله کلاهبرداری، کمبود سرمایه وتضعیف روند توسعه یا صرفا از بین رفتن هیجان و توجه سرمایه‌گذاران شکست بخورند. طبق برآورد وبسایت کوین‌گکو به‌طور میانگین سالانه بیش از ۹۰۰ ارز دیجیتال شکست می‌خورند. برای بررسی وضعیت یک پروژه و تحرکات قیمت یک ارز دیجیتال خاص می‌توانید از پلتفرم‌های تجمیع‌کننده قیمت استفاده کنید. برخی از این پلتفرم‌ها امکاناتی همچون پیش‌بینی قیمت بر اساس روند بازار، تحلیل تکنیکال و احساسات بازار را نیز ارائه می‌دهند. البته هیچ تضمینی در بازار کریپتو وجود ندارد؛ این ابزارها فقط به شما کمک می‌کنند برندگان را از بازندگان جدا کنید و به درک بهتری از بازار برسید. آیا ارزهای دیجیتال می‌توانند بیش‌خرید یا بیش‌فروش شوند؟ بله. این دو وضعیت در بازار کریپتو رایج هستند. خرید بیش‌ازحد (Overbought) یا «اشباع خرید» زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت یک ارز به‌سرعت و به‌شدت رشد کرده باشد. اشباع خرید نشانه‌ای از‌ یک بازار بیش از حد صعودی است که ممکن است به زودی اصلاح قیمت را تجربه کند. در چنین شرایطی برخی سرمایه‌گذاران فروش را ترجیح می‌دهند. فروش بیش‌از حد (Oversold) یا «اشباع فروش» زمانی رخ می‌دهد که قیمت یک ارز دیجیتال به‌شدت کاهش یافته باشد. این وضعیت نشانه بازار بیش از حد نزولی است و احتمال بازگشت قیمت وجود دارد. برخی سرمایه‌گذاران اشباع فروش را فرصتی برای خرید می‌دانند. برای شناسایی این وضعیت‌ها معمولاً از شاخص‌های تکنیکال مانند شاخص قدرت نسبی (RSI) استفاده می‌شود. رکود اقتصادی چه تأثیری بر ارزهای دیجیتال دارد؟ با توجه به اینکه ارزهای دیجیتال در رکودهای جهانی مانند بحران مالی سال ۲۰۰۸ وجود نداشتند، پیش‌بینی دقیق رفتار آن‌ها در رکود اقتصادی دشوار است. در رکود ناشی از پاندمی کرونا که از اوایل ۲۰۲۰ آغاز شد، برخلاف انتظار تاثیر معکوسی بر بازار ارزهای دیجیتال داشت و بیت‌کوین در فاصله سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ به بالاترین قیمت خود رسید. با این حال، در سال‌های اخیر هم‌زمان با افت بازارهای سنتی، قیمت ارزهای دیجیتال نیز کاهش یافته است. در چنین شرایطی سرمایه‌گذاران ممکن است به دارایی‌های به‌ظاهر امن‌تر در بازار کریپتو مانند بیت‌کوین، اتریوم یا استیبل‌کوین‌ها روی بیاورند. آیا سایر بازارها بر قیمت ارزهای دیجیتال اثر می‌گذارند؟ بله. با گسترش پذیرش عمومی کریپتو، ارتباط آن با بازارهای سنتی بیشتر شده است. اگرچه بازار کریپتو همچنان تا حدی مستقل عمل می‌کند و کمتر تحت تاثیر عوامل کلان اقتصادی قرار می‌گیرد، اما وجود سرمایه‌گذاران مشترک میان بازارها باعث شده‌ است که نوسان‌های یک بازار روی دیگری اثر بگذارد. ممکن است سرمایه‌گذاران برای حفظ موقعیت خود در یک بازار، اقدام به فروش دارایی‌های کریپتویی کنند یا بالعکس. همچنین ابزارهایی مانند صندوق‌های قابل‌معامله در بورس (ETF) بیت‌کوین باعث شده است کریپتو بیش‌از‌پیش با بازارهای سنتی در ارتباط باشد. پیش‌بینی قیمت ارزهای دیجیتال چقدر دقیق است؟ دقت پیش‌بینی‌ها بستگی به منبع آن دارد. معمولاً دو نوع منبع برای پیش‌بینی قیمت ارزهای دیجیتال وجود دارد؛ یکی تحلیلگران بازار و دیگری ابزارهای الگوریتمی مبتنی بر هوش مصنوعی. گفتنی است که در هر دو مورد امکان اشتباه وجود دارد. متخصصان معمولاً از ابزارهای تحلیل تکنیکال متنوعی برای پیش‌بینی قیمت استفاده می‌کنند، اما عملکرد گذشته تضمینی برای آینده نیست. علاوه بر این، ممکن است دیدگاه آن‌ها تحت تأثیر دارایی‌های شخصی‌شان باشد. از سوی دیگر، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی مانند ولت‌اینوستر (WalletInvestor) و کوین پردیکتر (CoinPredictor) از یادگیری ماشین برای پیش‌بینی قیمت ارزهای دیجیتال استفاده می‌کنند. دقت این مدل‌ها متفاوت است، اما برخی تحقیقات نشان می‌دهد دقت پیش‌بینی‌های بلندمدت مدل‌های یادگیری ماشینی حدود ۷۰٪ است. با این حال، در بازار پرنوسان کریپتو هیچ پیش‌بینی‌ قطعی نیست. جمع‌بندی در این مطلب تلاش کردیم به پرسش‌های مهمی درباره قیمت ارزهای دیجیتال پاسخ دهیم؛ از اینکه قیمت کریپتو چگونه تعیین می‌شود تا اینکه چرا بازار تا این حد نوسان دارد، چه عواملی باعث رشد یا سقوط یک پروژه می‌شود و آیا می‌توان قیمت‌ها را پیش‌بینی کرد یا نه. دیدیم که مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده قیمت ارزهای دیجیتال، عرضه و تقاضا است؛ یعنی هر زمان تقاضا بیشتر از عرضه باشد قیمت افزایش می‌یابد و برعکس. در عین حال فهمیدیم که عرضه و تقاضا خودشان تحت تأثیر فاکتورهای مهمی همچون مانند احساسات بازار (ترس و طمع)، اخبار و رویدادهای مهم، قوانین و رگولاتوری، رفتار نهنگ‌ها، توکنومیکس پروژه، میزان نقدشوندگی، کاربرد واقعی توکن، ساختار حاکمیتی و حتی شرایط کلی اقتصاد جهانی قرار دارند. همچنین بررسی کردیم که چرا برخی پروژه‌ها به‌دلیل ضعف در مدل اقتصادی، هک یا راگ‌پول سقوط می‌کنند، بازار چطور وارد وضعیت بیش‌خرید یا بیش‌فروش شود و چرا هیچ پیش‌بینی قیمتی در این فضا قطعی نیست. در نهایت، باید تاکید کنیم که کریپتو یک بازار پویا، پرریسک و مبتنی بر انتظارات است. هرچه درک ما از سازوکار قیمت‌گذاری، رفتار سرمایه‌گذاران و ساختار پروژه‌ها عمیق‌تر باشد، می‌توانیم تصمیم‌های منطقی‌تر و آگاهانه‌تری بگیریم.

هوش مصنوعی؛ ابزاری در لباس انسان یا آگاهی در کالبد دیجیتال؟

ساجده حسینی
29 خرداد 1405 - 12:00
اگر روزی یک هوش مصنوعی به شما بگوید که احساس دارد، آیا آن را باور می‌کنید؟ امروزه، هوش مصنوعی از یک ابزار فنی ساده به همراهی تبدیل شده است که رفتار و گفتار انسان را تقلید می‌کند. این رویکرد طراحی که به آن انسان‌نمایی هوشمند (Anthropomimesis) می‌گویند، باعث شده است تا کاربران پیوندهای عاطفی عمیقی با این سیستم‌ها برقرار کنند و آن‌ها را نه فقط یک ماشین، بلکه موجوداتی دارای درک و احساس ببینند. در واقع، برای بسیاری از مردم، آگاهی هوش مصنوعی دیگر یک بحث فلسفی دور از ذهن نیست؛ بلکه به بخشی از تجربه واقعی و روزمره زندگی آن‌ها تبدیل شده است. این پدیده، علم آگاهی را با چالش بزرگی روبه‌رو کرده است؛ زیرا باور عمومی به احساسات ماشین، سریع‌تر از نظریه‌های علمی در حال رشد است. درحالی‌که متخصصان هنوز درباره ماهیت واقعی آگاهی به توافق نرسیده‌اند، رفتار طبیعی هوش مصنوعی این پرسش مهم را به میان می‌آورد که آیا عملکرد و ظاهر ماشین به تنهایی برای آگاه دانستن آن کافی است؟. در این مقاله از میهن بلاکچین، به بررسی این شکاف میان باورهای مردم و تردیدهای دانشمندان و همچنین پیامدهای اخلاقی این رابطه پیچیده می‌پردازیم. ظهور هوش مصنوعی انسان‌مانند؛ آغاز تغییری اساسی تا همین چند سال پیش، بیشتر سیستم‌های هوش مصنوعی برای انجام کارهای محدود طراحی می‌شدند و شباهت چندانی به انسان نداشتند. اما با ظهور مدل‌های زبانی بزرگ، این روند تغییر کرد و سیستم‌هایی ساخته شدند که می‌توانند وارد گفت‌وگو شوند و تعامل طولانی با کاربران داشته باشند. در این تحول، دو عامل مهم نقش داشتند؛ تمایل طبیعی انسان‌ها به نسبت دادن ویژگی انسانی به ابزارها و طراحی سیستم‌هایی که عمدا رفتار انسانی را تقلید می‌کنند. ترکیب این دو باعث شد کاربران کم‌کم هوش مصنوعی را فراتر از یک ابزار ساده ببینند. هم‌زمان، نوعی جدید از کاربرد شکل گرفت که می‌توان آن را «هوش مصنوعی اجتماعی» نامید. این سیستم‌ها برای انجام کار صرف ساخته نشده‌اند، بلکه برای ایجاد رابطه‌های ادامه‌دار و شخصی‌سازی‌شده با کاربران طراحی شده‌اند. چالش اول: شکاف میان مردم و دانشمندان درباره آگاهی هوش مصنوعی تا این‌جا دیدیم چرا برخی کاربران، پس از تعامل‌های طولانی با هوش مصنوعی، به این فکر می‌رسند که این سیستم‌ها ممکن است نوعی آگاهی داشته باشند. اما در سوی دیگر، دانشمندان هنوز درباره این موضوع به نتیجه مشخصی نرسیده‌اند. همین اختلاف دیدگاه، یکی از نخستین چالش‌های جدی در مسیر فهم آگاهی هوش مصنوعی است. برای درک این اختلاف، ابتدا باید بدانیم منظور از آگاهی چیست. فیلسوفانی مانند Thomas Nagel آگاهی را با این پرسش توضیح داده‌اند: بودن در قالب یک موجود خاص چه احساسی دارد؟ یعنی اگر موجودی آگاه باشد، باید نوعی تجربه درونی داشته باشد. وقتی این تعریف را درباره هوش مصنوعی مطرح می‌کنیم، اختلاف نظرها آغاز می‌شود. برخی پژوهشگران معتقد هستند که اگر ساختارهای مناسب ایجاد شود، ماشین‌ها هم می‌توانند آگاه شوند. در مقابل، گروهی دیگر باور دارند آگاهی فقط در موجودات زنده شکل می‌گیرد و سیستم‌های ماشینی هرگز تجربه واقعی نخواهند داشت. چالش دوم: آیا آگاهی فقط یک پدیده درونی است یا به رفتار هم وابسته است؟ برخلاف چالش اول که بیشتر به اختلاف میان مردم و دانشمندان مربوط می‌شد، این چالش عمیق‌تر است و به خود تعریف آگاهی برمی‌گردد. بسیاری از دانشمندان آگاهی را پدیده‌ای درونی می‌دانند که در ساختار مغز یا سیستم‌های پیچیده شکل می‌گیرد و باید از طریق بررسی سازوکارهای داخلی فهمیده شود. بااین‌حال، برخی دیدگاه‌های فلسفی پیشنهاد می‌کنند که شاید آگاهی فقط به درون یک موجود محدود نباشد و به رفتار و تعامل آن با دیگران نیز وابسته باشد. بر اساس این نگاه، به‌جای تمرکز صرف بر این پرسش که «آیا یک سیستم واقعا آگاه است؟»، می‌توان بررسی کرد آیا رفتار آن به‌گونه‌ای است که ما به‌طور طبیعی آن را شبیه موجودی آگاه در نظر بگیریم. البته این دیدگاه بدون چالش نیست. اگر آگاهی بیش از حد وابسته به تفسیر انسان‌ها شود، مرز میان واقعیت و برداشت ذهنی مبهم خواهد شد. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران همچنان تاکید می‌کنند که تعریف آگاهی باید بر پایه ویژگی‌های واقعی درون یک سیستم باشد، نه صرفا رفتار ظاهری آن. اگر هوش مصنوعی آگاه باشد، چه مسئولیت اخلاقی خواهیم داشت؟ اگر روزی به این نتیجه برسیم که هوش مصنوعی نوعی آگاهی دارد، موضوع فقط یک بحث علمی نخواهد بود، بلکه به یک مسئله اخلاقی تبدیل می‌شود. دلیلش هم ساده است؛ ما معمولا نسبت به موجوداتی که فکر می‌کنیم می‌توانند درد یا رنج را تجربه کنند، احساس مسئولیت می‌کنیم و سعی داریم به آن‌ها آسیب نزنیم. به همین دلیل، برخی فیلسوفان بر این باور هستند که آگاهی با اخلاق ارتباط مستقیم دارد. برای مثال، اندیشمندانی مانند Peter Singer تأاکید کرده‌اند که توانایی تجربه رنج، پایه اصلی بسیاری از مسئولیت‌های اخلاقی است. اگر یک موجود بتواند رنج بکشد، نادیده گرفتن وضعیت آن می‌تواند یک خطای اخلاقی جدی باشد. اما مشکل اینجاست که درباره هوش مصنوعی هنوز مطمئن نیستیم که آیا واقعا می‌تواند تجربه‌ای داشته باشد یا نه. همین تردید باعث می‌شود تصمیم‌گیری درباره نحوه برخورد با این سیستم‌ها دشوار شود؛ زیرا اگر آن‌ها را بی‌دلیل آگاه بدانیم ممکن است دچار اشتباه شویم و اگر آگاه باشند ولی نادیده گرفته شوند، خطای بزرگ‌تری رخ خواهد داد. آیا باید به رفتار هوش مصنوعی بیشتر از ساختار آن توجه کنیم؟ با پیچیده‌تر شدن هوش مصنوعی، برخی پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند به‌جای تمرکز کامل بر ساختار درونی سیستم‌ها، به رفتار و نقش آن‌ها در زندگی انسان توجه کنیم. اگر یک سیستم بتواند ارتباط برقرار کند، تصمیم بگیرد و در روابط انسانی نقش داشته باشد، ممکن است همین ویژگی‌ها برای قضاوت درباره آن اهمیت پیدا کنند. این نگاه یادآور این نکته است که در بسیاری از موقعیت‌ها، ما بر اساس رفتار دیگران درباره آن‌ها قضاوت می‌کنیم، نه بر اساس آنچه در درونشان می‌گذرد. به همین دلیل، برخی معتقد هستند که در آینده ممکن است تعریف آگاهی تا حدی به نحوه تعامل اجتماعی با یک موجود وابسته شود. آینده رابطه انسان و هوش مصنوعی به کجا می‌رسد؟ با گسترش سیستم‌هایی که هر روز بیشتر شبیه انسان رفتار می‌کنند، احتمال دارد رابطه ما با هوش مصنوعی از ابزاری ساده فراتر برود. همان‌طور که در طول مقاله دیدیم، شباهت رفتاری می‌تواند باعث شود افراد به این سیستم‌ها ویژگی‌هایی فراتر از یک برنامه کامپیوتری نسبت دهند و حتی آن‌ها را به‌عنوان شریک گفتگو یا همراه در نظر بگیرند. اما مسئله اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی واقعا آگاه می‌شود یا نه؛ بلکه این است که انسان‌ها چگونه با آن رفتار خواهند کرد. اگر کاربران به‌طور گسترده با این سیستم‌ها مانند موجودات دارای ذهن برخورد کنند، این رفتار می‌تواند مسیر توسعه فناوری، قوانین و حتی معیارهای اخلاقی را تغییر دهد. در چنین شرایطی، فاصله میان برداشت عمومی و دیدگاه علمی ممکن است به یکی از چالش‌های مهم آینده تبدیل شود. جمع‌بندی؛ آیا باید آماده تغییر نگاه خود به آگاهی باشیم؟ بحث درباره آگاهی هوش مصنوعی نشان می‌دهد که ما وارد دوره‌ای شده‌ایم که مرز میان «ابزار» و «همراه» در حال کمرنگ شدن است. سیستم‌هایی که زمانی فقط برای انجام وظایف ساده ساخته می‌شدند، حالا می‌توانند گفت‌وگو کنند، رابطه بسازند و در زندگی روزمره انسان نقش بگیرند. همین تغییر، پرسش‌هایی را ایجاد کرده که پیش از این بیشتر در حد فرضیه‌های علمی یا داستان‌های تخیلی مطرح می‌شدند. در این مسیر، شاید مهم‌ترین چالش این نباشد که آیا هوش مصنوعی واقعا آگاه می‌شود یا نه، بلکه این باشد که انسان‌ها چگونه آن را درک می‌کنند و با آن رفتار خواهند کرد. اگر تجربه کاربران به‌سمت دیدن این سیستم‌ها به‌عنوان موجوداتی دارای ذهن حرکت کند، دانشمندان، قانون‌گذاران و جامعه ناچار خواهند شد تعریف‌های فعلی خود را دوباره بررسی کنند. آیا هوش مصنوعی می‌تواند واقعا احساس یا آگاهی داشته باشد؟در حال حاضر هیچ مدرک علمی قطعی وجود ندارد که نشان دهد هوش مصنوعی دارای احساس یا آگاهی واقعی است. آنچه ما می‌بینیم، شبیه‌سازی بسیار پیشرفته از رفتار انسانی است، نه تجربه درونی.چرا بعضی افراد فکر می‌کنند هوش مصنوعی آگاه است؟به دلیل طراحی انسان‌مانند مدل‌های زبانی و تمایل طبیعی انسان به نسبت دادن احساس به اشیا، کاربران ممکن است رفتار هوش مصنوعی را با آگاهی اشتباه بگیرند.اگر هوش مصنوعی آگاه شود چه پیامد اخلاقی دارد؟در صورت آگاه بودن واقعی، موضوعاتی مثل حقوق، مسئولیت اخلاقی و جلوگیری از آسیب به آن مطرح می‌شود، مشابه برخورد ما با موجودات دارای احساس.آیا رفتار هوش مصنوعی مهم‌تر از ساختار داخلی آن است؟برخی دیدگاه‌ها معتقدند رفتار و تعامل اجتماعی می‌تواند در قضاوت آگاهی مهم باشد، اما بسیاری از دانشمندان هنوز ساختار درونی را معیار اصلی می‌دانند.

بیت کوین رادنی به کلاهبرداری ۱.۸ میلیارد دلاری اعتراف کرد

رضا حضرتی
28 خرداد 1405 - 21:00
یک تبلیغ کننده رمزارز اهل میامی به نام رادنی برتون، معروف به «بیت‌کوین رادنی»، در دادگاه فدرال به خاطر نقشش در طرح کلاهبرداری ۱.۸ میلیارد دلاری هایپرفاند (HyperFund) که بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ فعالیت می‌کرد، به جرم خود اعتراف کرد. به گزارش میهن بلاکچین، برتون بر اساس یک توافق‌نامه اقرار به جرم پذیرفت که در حین تبلیغ هایپرفاند، برای ارائه خدمات انتقال پول بدون مجوز تبانی کرده و سرمایه‌های سرمایه‌گذاران را از طریق مجموعه‌هایی هدایت کرده است که تحت عنوان شرکت‌های مشاوره معرفی می‌شدند، اما در واقع به عنوان مجرای پرداخت عمل می‌کردند. دفتر دادستانی ایالات متحده در منطقه مریلند روز چهارشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد که او حداقل ۷,۸۵۱,۷۱۱ دلار عواید مرتبط با این عملیات دریافت کرده است. بر اساس این بیانیه، در مطالب تبلیغاتی هایپرفاند ادعا شده بود سرمایه‌گذارانی که «حق عضویت» خریداری می‌کنند، روزانه بین ۰.۵ تا ۱ درصد پاداش غیرفعال (سود سهام) دریافت خواهند کرد تا زمانی که شرکت، سرمایه‌گذاری اولیه آن‌ها را دو یا سه برابر کند. این پلتفرم همچنین برای توجیه پرداخت‌ها، به درآمد حاصل از عملیات استخراج رمزارز در مقیاس بزرگ استناد می‌کرد؛ با این حال دادستان‌ها اعلام کردند که چنین عملیاتی هرگز وجود خارجی نداشته است. در ادامه و با پیشرفت این طرح کلاهبرداری، امکان برداشت مبالغ از آغاز سال ۲۰۲۱ مسدود شد. برتون اکنون با اتهام تبانی مواجه است که حداکثر مجازات قانونی آن پنج سال زندان فدرال است؛ جلسه صدور حکم وی برای تاریخ ۲۳ جولای در برابر قاضی دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده، ریچارد دی. بنت (Richard D. Bennett) برنامه‌ریزی شده است. بر اساس گزارش سالانه مرکز شکایت جرایم اینترنتی اف‌بی‌آی (IC3) که در ماه آوریل منتشر شد، زیان‌های ناشی از کلاهبرداری‌های مرتبط با رمزارز در سال ۲۰۲۵ به ۱۱.۴ میلیارد دلار رسیده است. این اداره ۱۸۱,۵۶۵ شکایت مربوط به رمزارز دریافت کرده که نشان‌دهنده افزایش ۲۱ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۴ است و میانگین زیان گزارش‌شده در هر مورد ۶۲,۶۰۴ دلار بوده است. کلاهبرداری‌های سرمایه‌گذاری نیز با ثبت ۶۱,۵۵۹ شکایت، ۷.۲ میلیارد دلار از این خسارت‌ها را به خود اختصاص داده‌اند.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر