آخرین اخبار:

مقالات عمومی14 بهمن 1404
سال تسویه حساب روایتها؛ حقایق و دروغهای کریپتو در سال ۲۰۲۶

اخبار آلتکوین14 بهمن 1404
توییت جدید ایلان ماسک و جهش دوج کوین: «سال دیگر دوج را به ماه میبریم!»

اخبار بیت کوین14 بهمن 1404
چرا خبرهای خوب هم قیمتها را بالا نمیبرند؟ روایت بیتوایز از زمستان کریپتویی فعلی

تحلیل بازار14 بهمن 1404
نقشه بقای سرمایه در ایران: سه سناریو، سه رفتار بازار، هدفی مشترک

مقالات عمومی14 بهمن 1404
شبح اپستین بر فراز بیت کوین: ۵ افشاگری تکاندهنده از پروندههای تازه منتشر شده

اخبار بیت کوین14 بهمن 1404
۴ دلیل برای اینکه ۷۵ هزار دلار کف قیمتی بیت کوین است
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
3 تریلیون دلار
معاملات 24h
86 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.11%
نرخ تتر
165,040.15 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

مدیر بازار سیاه Incognito به ۳۰ سال زندان محکوم شد؛ ردیابی بلاکچین او را لو داد
16 بهمن 1404 - 23:00
خالق بازار سیاه آنلاین Incognito Market که از ارزهای دیجیتال بهعنوان هسته اقتصادی خود استفاده میکرد، پس از آنکه تحقیقات بلاکچینی مقامات آمریکا را مستقیماً به مدیر این پلتفرم رساند، به ۳۰ سال زندان محکوم شد.
به گزارش میهن بلاکچین، وزارت دادگستری آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که یک دادگاه در منهتن، روی-شیانگ لین (Rui-Siang Lin) را به سه دهه حبس محکوم کرده است. این بازار از زمان راهاندازی در اکتبر ۲۰۲۰ تا تعطیلی آن در مارس ۲۰۲۴، حدود ۱۰۵ میلیون دلار مواد مخدر غیرقانونی فروخته است.
لین که در دسامبر ۲۰۲۴ به نقش خود اعتراف کرده بود، به اتهام توطئه برای توزیع مواد مخدر، پولشویی و توطئه برای فروش داروهای دارای برچسب جعلی یا نادرست محکوم شد.
Incognito به کاربران اجازه میداد با استفاده از بیت کوین و مونرو مواد مخدر خرید و فروش کنند و ۵٪ کارمزد دریافت میکرد. در نهایت، سقوط لین زمانی رقم خورد که FBI توانست تراکنشهای کریپتویی این پلتفرم را به حسابی در یک صرافی ارز دیجیتال که به نام خود لین ثبت شده بود، ردیابی کند.
دادستان فدرال منهتن، جی کلیتون (Jay Clayton)، گفت:
حکم امروز به قاچاقچیان هشدار میدهد: شما نمیتوانید در سایههای اینترنت پنهان شوید. پیام کلی ما ساده است: اینترنت، غیرمتمرکزسازی، بلاکچین یا هر فناوری دیگر، مجوزی برای راهاندازی کسبوکار توزیع مواد مخدر نیست.
علاوه بر زندان، لین به پنج سال آزادی تحت نظارت محکوم شد و دستور داده شد بیش از ۱۰۵ میلیون دلار مصادره مالی پرداخت کند.
ردیابی کریپتو، FBI را مستقیم به لین رساند
در مارس ۲۰۲۴، وزارت دادگستری اعلام کرد که لین Incognito را تعطیل کرده و دستکم ۱ میلیون دلار از وجوه سپردهشده کاربران در این پلتفرم را سرقت کرده است.
لین که بهصورت آنلاین با نام «Pharoah» شناخته میشد، سپس تلاش کرد کاربران Incognito را باجگیری کند و تهدید کرد اگر خریداران و فروشندگان به او پول نپردازند، سوابق فعالیت و آدرسهای کریپتویی آنها را علنی خواهد کرد.
او در پستی در وبسایت Incognito نوشت:
بله، این یک اخاذی است!!!
منبع: وزارت دادگستری
چند ماه بعد، در می ۲۰۲۴، مقامات لین، تبعه تایوان، را پس از آنکه FBI توانست او را تا حدی از طریق ردیابی انتقالهای کریپتویی این پلتفرم به یک حساب صرافی به نام خودش شناسایی کند، در فرودگاه جان اف کندی نیویورک بازداشت کردند.
FBI اعلام کرد کیف پولی که لین کنترل میکرد، وجوهی را از یک کیف پول شناختهشده مرتبط با Incognito دریافت کرده و سپس این وجوه به حساب صرافی لین منتقل شده است.
این نهاد افزود که حداقل چهار انتقال را ردیابی کرده است که در آنها کیف پول لین، بیت کوینهایی را که در اصل از Incognito آمده بودند، به یک سرویس سواپ ارسال کرده تا به XMR (مونرو) تبدیل شوند و سپس به حساب صرافی واریز شدهاند.
صرافی نیز تصویری از گواهینامه رانندگی تایوانی لین که برای افتتاح حساب استفاده شده بود، همراه با یک آدرس ایمیل و شماره تلفن، در اختیار FBI قرار داد. این سازمان سپس ایمیل و شماره تلفن را به یک حساب در ثبتکننده دامنه Namecheap مرتبط کرد.
طبق گزارش FBI، حساب Namecheap نیز از وجوه کیف پول و حساب صرافی لین استفاده کرده بود تا دامنه یک وبسایت تبلیغکننده Incognito را خریداری کند.
این نهاد افزود که حجم سپردههای لین در صرافی همزمان با رشد Incognito از حدود ۶۳ هزار دلار در سال ۲۰۲۱ تا نزدیک ۴.۲ میلیون دلار در سال ۲۰۲۳، افزایش یافته است. همچنین یک حساب در صرافی دیگری بین ژوئیه تا نوامبر ۲۰۲۳ حدود ۴.۵ میلیون دلار سپرده دریافت کرده است.

پایان دوران بومیهای کریپتو؛ نظم جدید صنعت در حال شکلگیری است و وارد فاز عملی میشود
16 بهمن 1404 - 22:00
کریپتو از ابتدا هم یک نظام فکری بود و هم یک جنبش سازنده؛ این تکنولوژی در تلاش جامعه برای ایجاد تعادل در برابر پول متمرکز و پروتکلهای دربسته ریشه دارد. گروه کوچکی از سایفرپانکها و توسعهدهندگان میخواستند ثابت کنند که پول میتواند به نرمافزار تبدیل شود و بهجای نهادها، این کد باشد که قواعد را اجرا میکند.
حالا بیش از یک دهه از آن زمان گذشته است. این ایده نهتنها همچنان زنده مانده، بلکه بهخوبی ادامه پیدا کرده است. تفاوت در اینجاست که بهجای سرنگونی نظم موجود، راهی برای ارتقای آن فراهم کرده و به افراد، انتخاب، آزادی و دسترسی بیشتری داده است؛ مقصد این مسیر، دنیایی بدون وابستگی کامل به بانکها است.
کریپتو از یک آزمایش آرمانگرایانه به پدیدهای تبدیل شده است که جهان ناچار است آن را جدی بگیرد و همچنین یک مسیر ارتقای شناختهشده برای نظام مالی جهانی محسوب میشود. دلیل این نیست که همه ناگهان طرفدار افراطی تمرکززدایی شدهاند، بلکه چون کارکرد آن روشن است. دلارها میتوانند بهصورت ۲۴ ساعته جابهجا شوند، تسویه میتواند جهانی و آنی باشد، بازارها میتوانند ترکیبپذیر شوند، داراییها میتوانند برنامهپذیر باشند و زیرساخت مالی میتواند مستقیماً درون نرمافزارها تعبیه شود.
این تحول، ترکیب بازیگران را تغییر میدهد و با تغییر بازیگران، چشمانداز جهانِ کسبوکار نیز دگرگون میشود. دوران «آسان» پیروزی از مسیر ابتکار، هیجان یا مشوقهای کوتاهمدت رو به پایان است. دوره بعدی درباره جریانهای پایدار، توزیع، اعتماد و اجرای دقیق است.
عصر بومیهای دنیای کریپتو
در دهه نخست، بازیگران غالب عمدتاً بومیِ کریپتو بودند و رفتار آنها بازار را شکل میداد:
سازندگان و آرمانگرایان زیرساختها و اجزای پایه را ساختند.
معاملهگران توکنها را به بازارهای نقدشونده و توزیع را به عامل اصلی تبدیل کردند.
کاربران حرفهای دیفای نشان دادند که امور مالی آنچین میتواند کار کند، حتی اگر مشوقها واقعیت را تحریف میکردند.
خردهسرمایهگذارانِ مبتنی بر میم، کریپتو را به یک پدیده فرهنگی تبدیل کردند و با نیروی شبکههای اجتماعی، به ورود کاربران جدید شتاب بخشیدند.
نخ تسبیح همه اینها، بازاری بود که عمدتاً با سفتهبازی و روایتها پیش میرفت. در دل این آشوب، نوآوری واقعی وجود داشت، اما برای اغلب پروژهها، تناسب محصول با بازار و دوام بلندمدت شکل نگرفت. با گذشت زمان، این آزمایشها روشن کرد چه چیزهایی واقعاً در بستر آنچین معنا دارند، کاربران چه چیزهایی را بهطور پایدار استفاده میکنند و چه مدلهایی میتوانند از کسبوکارهای پایدار پشتیبانی کنند.
واقعیت تلخ این است که برای بسیاری از مشارکتکنندگان اولیه، «غیرمتمرکز بودن» و «همیشه در دسترس بودن» ویژگیهای قانعکنندهای برای پذیرش هزینه بالاتر یا جبران تجربه کاربری ضعیفتر نبود. بازار با پول خود رأی داد و بیشتر آزمایشهای آنچین در حوزه بازی، شبکه اجتماعی و هنر، هرگز از مرحله ایده به عادت روزمره عبور نکردند. شاید در آینده این اتفاق بیفتد، اما حالا میدانیم که احتمالاً بسیار بیشتر از آنچه در روزهای اول امیدوار بودیم، زمان میبرد.
جایی که کریپتو واقعاً به تناسب پایدار با بازار رسید، حوزه مالی و پرداخت بود: انتقال ارزش، تسویه معاملات، صدور دارایی، وامدهی و وامگیری، کسب بازده و پوشش ریسک. وقتی مسئله اصلی «پول» است، مدل آنچین دیگر یک ترجیح فلسفی نیست؛ بلکه به یک مزیت عملی تبدیل میشود.
عصر زیرساختها
از سال ۲۰۲۶ به بعد، کریپتو کمتر شبیه یک نظام اعتقادی خواهد بود و بیشتر بهعنوان لایه زیرساخت مالی جهانی در نظر گرفته میشود.
مرکز ثقل از آزمایشهای خردهفروشی به سمت اپراتورها و نهادها در حال جابهجایی است. استیبل کوینها به مسیر پیشفرض تسویه برای فینتکها، پرداختهای فرامرزی و عملیات خزانهداری تبدیل میشوند. همزمان، داراییهای دنیای واقعی (RWA) و پول و اعتبار توکنیزهشده، داراییهای سنتی را به توزیع آنچین متصل میکنند.
الزامات تطبیق، حضانت، گزارشدهی و کنترل ریسک از موارد حاشیهای به نیازهای اصلی محصول تبدیل میشوند. کیف پولها نیز بهتدریج به «حساب» تبدیل میشوند و برای بیشتر کاربران، کلیدها، هویت و مجوزها بهشکلی فزاینده انتزاعی و پنهان خواهند شد.
این همان تز ارتقا در عمل است: کریپتو دیگر بر سر ایدئولوژی رقابت نمیکند، بلکه بر سر نتیجه رقابت میکند. هزینه کمتر، تسویه سریعتر، دسترسی جهانی، بازارهای همیشه فعال و گردشکارهای برنامهپذیر به دلایل پیروزی آن تبدیل میشوند. با بلوغ این پشتوانه، تمرکززدایی به یک پیشفرض بدیهی تبدیل میشود، عملکرد بهبود مییابد، هزینهها به سمت صفر میل میکنند و بازار در مورد حاشیه سود و تمایز، بیرحمتر میشود.
نتیجه نهایی چیست؟ بازی آسان تمام میشود. ویژگی جدید بودن و مشوقهای ساختگی یا موقت اهمیت کمتری پیدا میکنند و در عوض، توزیع، اعتماد و اجرا اهمیت بیشتری مییابند. لانچهای کریپتویی کمتر و «جنگ پرداخت و زیرساخت مالی» بیشتر میشود. ادغامها و استراتژیهای ورود سازمانی به بازار به مسیر پیشفرض مقیاسپذیری تبدیل میشوند. نشانههای آن را همین حالا نیز میبینیم که در افزایش قابلتوجه ادغام و تملک و صرافیهایی که محصولات کلیدی را در خود جذب میکنند، نمود پیدا میکند.
نسل بعدی کاربران کریپتو؛ ساختن برای عصر جدید
اگر دوره قبل، مربوط به «کشف کریپتو توسط نهادها» بود، دوره بعد، دوره «استفاده نهادها و فینتکها از ریلهای کریپتو، بدون نام بردن از آن» است.
بازیگر غالب، اپراتور میشود: تیمهای خزانهداری، عملیات پرداخت، مدیران محصول فینتک، تیمهای ریسک و پلتفرمهای مدیریت ثروت. افرادی که قصد «یورش هیجانی» ندارند. آنها میخواهند پول را امن، ارزان و قابل پیشبینی جابهجا کنند.
بعد، قفل بعدی باز میشود: نرمافزارها شروع به تراکنش میکنند. خزانهداری خودکار، خرید خودکار، متعادلسازی خودکار، عاملهایی که در چارچوب محدودیتها عمل میکنند. این بهمعنای حذف انسانها نیست؛ بلکه به این معناست که بخش معناداری از فعالیت اقتصادی، برنامهمحور میشود و ریلهایی که از آن پشتیبانی میکنند، بهشدت ارزشمند خواهند شد.
پیامد این روند آن است که پشتوانه کریپتو کمتر شبیه یک «اکوسیستم اپلیکیشن» و بیشتر شبیه به یک سیستمعامل مالی میشود که نرمافزارها به آن متصل میشوند و رابطهای کاربری جدید، نیازهای خاص مشتریان مختلف را پوشش میدهند.
اگر امروز در حال ساخت محصول هستید، بزرگترین ریسک شما فنی نیست؛ اشتباه در شناسایی مشتری است.
اگر محصول خود را برای یک بازیگر در سال ۲۰۲۱ توسعه دهید، بهینهسازی شما روی این موارد خواهد بود: وایرال شدن، مشوقها، نقدشوندگی کوتاهمدت و چرخههای هیجانی. اما اگر آن را برای یک بازیگر در سال ۲۰۲۶ بسازید، تمرکز شما روی عواملی مانند توزیع، یکپارچهسازی، پایداری، گزارشدهی، مشوقهای همراستا و پایدار، سازوکار شفاف خلق ارزش برای توکن و بستهبندی ریسک خواهد بود.
این دو جهان ممکن است همزمان وجود داشته باشند، اما مرکز رشد در حال جابهجایی است. بازار از «کریپتو بهعنوان زمین بازی داراییهای سفتهبازانه» به سمت «کریپتو بهعنوان زیرساخت مالی» حرکت میکند. این بهمعنای حذف میمها نیست. به این معناست که بزرگترین جریانها بهتدریج از تسویه واقعی، داراییهای واقعی، ترازنامههای واقعی و توزیع واقعی میآیند.
این صنعت جدیتر میشود، چون مفیدتر شده است و مفید بودن، رقابت را جذب میکند.
بازی واقعی آغاز میشود
کریپتو به ریشههای خود خیانت نکرد. آنها را اثبات کرد.
سایفرپانکها درست میگفتند که پول میتواند به نرمافزار تبدیل شود. سازندگان درست میگفتند که بازارها میتوانند ترکیبپذیر شوند. معاملهگران، دیجنها و موجهای فرهنگی پرآشوب و در عین حال، بهشدت سرگرمکننده بودند؛ اما همانها توزیع و نقدشوندگی را ساختند که ریلها را مستحکم کرد.
حالا کریپتو یک مسیر ارتقای شناختهشده جهانی برای نظام مالی محسوب میشودکه بهصورت پیوسته اجرا میشود. داراییهایی که مثل نرمافزار صادر و توزیع میشوند، تطبیقی که برنامهپذیر میشود و امور مالی که به اپلیکیشنها متصل میشود.
در دوره بعد، را کسی که پرزرقوبرقترین توکن را عرضه کن برنده نخواهد بود، بلکه برنده کسی است که جریانها را در اختیار دارد؛ عواملی مانند توزیع، اعتماد، ریلها و رابطهایی که کسبوکارهای عادی و مردم عادی از طریق آنها با پول برنامهپذیر تعامل میکنند.
رقابت شدید خواهد بود، چون پاداشِ موجود فوقالعاده بزرگ است و سال ۲۰۲۶ همان نقطهای است که همهچیز واقعاً هیجانانگیز میشود.

راهاندازی شبکه پی در لایه دوم اتریوم با تمرکز بر حفظ حریم خصوصی
16 بهمن 1404 - 21:00
ارائهدهنده کیف پولهای ارزهای دیجیتال با نام «پِی» (Payy)، لایه دوم (Layer 2) جدید خود را در شبکه اتریوم با تمرکز ویژه بر مخفی ماندن اطلاعات تراکنشها یا همان حفظ حریم خصوصی راهاندازی کرده است.
به گزارش میهن بلاکچین، این شبکه لایه دوم که با ماشین مجازی اتریوم (EVM) سازگار است، تمامی جابهجاییهای توکنهای استاندارد (ERC-20) را بهصورت خودکار و پیشفرض خصوصی میکند؛ بنابراین کاربران برای استفاده از این قابلیت، نیازی به ساخت کیف پولهای جدید یا خرید داراییهای خاص نخواهند داشت.
طبق اطلاعیه رسمی این پروژه در شبکه اجتماعی X که در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ (February 5, 2026) منتشر شده است، کاربران میتوانند این شبکه را به کیف پول متامسک خود متصل کرده و فعالیتهای مالی خود را بدون نیاز به تغییر در قراردادهای هوشمند انجام دهند. هدف اصلی این ابزار، سادهسازی استفاده از قابلیتهای حفظ حریم خصوصی و حذف دشواریهای فنی برای تمامی معاملهگران عادی و سرمایهگذاران بزرگ است.
نهادها و بومیان کریپتو: کاربران هدف شبکه پی
پروژه پی (Payy) دو گروه اصلی از کاربران را برای شبکه خود در نظر گرفته است: نخست نهادهای مالی و شرکتهای فناوری مالی (Fintech) که تمایل دارند جریانهای سرمایه خود را بدون ترس از ردیابی فعالیتها و سوءاستفادههای احتمالی، به فضای آنچین منتقل کنند.
گروه دوم، فعالان باسابقه بازار ارزهای دیجیتال هستند؛ این افراد بهدنبال استفاده از ابزارهای حفظ حریم خصوصی بدون دشواریهای معمول، مانند مدیریت و جابهجایی دارایی میان چندین کیف پول مختلف، هستند.
تمرکز بر استیبلکوینها و پذیرش نهادی
مدیران این پروژه تایید کردهاند که برخی از بزرگترین فعالان حوزه استیبل کوین ها از اولین روز راهاندازی بهعنوان همکار در شبکه «پی» حضور دارند؛ نام این مجموعهها قرار است طی هفتههای آینده بهصورت رسمی اعلام شود.
شبکه لایه دوم «پی» با هدف حفظ حریم خصوصی تراکنشهای استیبل کوین در بستر اتریوم راهاندازی شد. - منبع: Payy
اگرچه این شبکه لایه دوم از تمامی توکنهای استاندارد شبکه اتریوم (ERC-20) پشتیبانی میکند، اما ساختار آن بهگونهای بهینهسازی شده است که تمرکز اصلی بر مخفی نگه داشتن اطلاعات تراکنشهای استیبل کوین ها باشد. سید گاندی (Sid Gandhi)، مدیرعامل پی، در توضیحات تکمیلی خود اشاره کرد که این شبکه برای افزایش اعتماد موسسات مالی سنتی جهت ورود به دنیای بلاکچین طراحی شده است. او تاکید کرد که تقریباً تمامی بانکها و شرکتهای بزرگ معتقدند تا زمانی که جزئیات تراکنشها و دادههای مالی آنها برای عموم قابل مشاهده باشد، امکان انتقال جدی سرمایه به شبکههای بلاکچینی وجود ندارد.
سازوکار فنی استخرهای حفظ حریم خصوصی
این شبکه لایه دوم از نظر ساختاری شامل استخرهای خصوصی برای توکنهای استاندارد شبکه اتریوم (ERC-20) است؛ زمانی که کاربران از کیف پولهایی مانند متامسک استفاده میکنند، تراکنشهای آنها بهصورت خودکار از میان این استخرها عبور داده میشود. این فرآیند به کاربران اجازه میدهد تا داراییهای خود را از کیف پولهای معمولی منتقل کنند، بدون اینکه ناظران خارجی یا تحلیلگران آنچین بتوانند مقصد نهایی جابهجایی پول را مشاهده کنند.
همچنین، هنگام کار با برنامههای غیرمتمرکز (dApps) و قراردادهای هوشمند، مبالغ از این استخرهای خصوصی به یک آدرس جدید منتقل میشوند؛ این کار باعث میشود پیوستگی و ردپای تراکنشها بهطور کامل قطع شده و امنیت اطلاعات مالی حفظ شود.
چشمانداز رقابتی و ارتقای حفظ حریم خصوصی در اتریوم
پروژه «پی» پیش از این عمدتاً بر ارائه کیف پول اختصاصی و کارت بانکی ارزهای دیجیتال متمرکز بود که در اواسط سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵ میلادی) عرضه شد و توانست حدود ۱۰۰ هزار کاربر جذب کند. در حال حاضر، پروتکلهای دیگری مانند شبکه آزتک (Aztec Network) و ریل گان (Railgun) نیز خدمات مشابهی را برای مخفیسازی فعالیتهای تراکنشی در شبکه اتریوم ارائه میدهند.
علاوه بر این، استیبل کوین های متمرکز بر حفظ حریم خصوصی و ارزهای دیجیتالی مانند زیکش (Zcash) و مونرو (Monero) نیز در سال گذشته میلادی با استقبال گستردهای روبرو شدند. تمایز اصلی پروژه «پی» در سادهسازی مسیر ورود کاربران و حذف نیاز به مدیریت چندین پروتکل مختلف است. همزمان، توسعهدهندگان اتریوم نیز در حال پیشبرد نقشه راه کوهاکو (Kohaku) هستند؛ هدف این برنامه، ارتقای حفظ حریم خصوصی کیف پولها و کاهش وابستگی به نهادهای متمرکز ردیاب تراکنش است.

تغییر بزرگ در آوه: تمرکز بر دیفای و حذف برند آوارا
16 بهمن 1404 - 20:00
پروتکل آوه (Aave) در جدیدترین تصمیم راهبردی خود، برند مادر آوارا (Avara) را بازنشسته کرد. این مجموعه همچنین قصد دارد اپلیکیشن کیف پول فمیلی (Family) را با هدف تمرکز دوباره بر حوزه دیفای (DeFi) و سادهسازی نام تجاری خود، به تدریج از رده خارج کند. این تصمیم نشاندهنده تغییر مسیر پروژه به سمت تولید محصولات تخصصیتر و یکپارچهسازی تمام فعالیتها زیر نظر آوه لبز (Aave Labs) است که تمام محصولات فعلی و آینده به شکلی هماهنگ مدیریت شوند.
به گزارش میهن بلاکچین، استانی کولچوف (Stani Kulechov)، بنیانگذار و مدیرعامل آوه، اعلام کرد که برای مأموریت جدید آنها یعنی همگانی کردن دیفای، دیگر نیازی به برند آوارا نیست. این شرکت قصد دارد به جای ارائه کیف پولهای عمومی، بر ایجاد تجربههای کاربری هدفمند مانند پلتفرمهای پسانداز تمرکز کند؛ چرا که معتقد است جذب میلیونها کاربر جدید در گرو ارائه ابزارهای تخصصی است.
تغییر استراتژی Aave با حذف برند آوارا و تمرکز کامل بر توسعه اکوسیستم دیفای - منبع: Stani Kulechov
پایان کار آوارا و خروج از بازارهای جانبی
کولچوف اشاره کرد که برند آوارا که پیش از این پروژههایی مثل کیف پول ارزهای دیجیتال فمیلی و شبکه اجتماعی لنز (Lens) را زیرمجموعه خود داشت، در ساختار جدید جایی ندارد. او تأکید کرد که تیم آنها اکنون به عنوان یک گروه متحد از طراحان و متخصصان قراردادهای هوشمند، بر یک هدف واحد یعنی در دسترس قرار دادن دیفای برای همه تمرکز کردهاند. این تحول پس از آن صورت گرفت که ماه گذشته مدیریت پروژه لنز به «ماسک نتورک» واگذار شد تا آوه فقط در سطح مشاور باقی بماند و توان تیم روی توسعه دیفای متمرکز شود.
مدیریت تمام پروژههای آینده توسط آوه لبز
طبق بیانیه رسمی، تمام محصولات این مجموعه از جمله اپلیکیشن آوه، آوه پرو و آوه کیت، برای یکپارچگی بیشتر تحت مدیریت «آوه لبز» فعالیت خواهند کرد. اگرچه کیف پول فمیلی در سال آینده غیرفعال میشود، اما زیرساختهای اصلی آن در محصولات جدید استفاده خواهد شد. جذب کاربر جدید برای این اپلیکیشن از تاریخ ۱۲ فروردین (1 April) متوقف میشود و کاربران فعلی تا ۱۲ فروردین ۱۴۰۶ (April 1, 2027) فرصت دارند از آن استفاده کنند. البته دسترسی کاربران به داراییهایشان از طریق سایت Aave کاملاً محفوظ است.
جایگاه آوه در بازار رقابتی دیفای
آوه در حال حاضر با داشتن بیش از ۳۰ میلیارد دلار ارزش کل قفل شده، بزرگترین پروتکل در دنیای دیفای است. این مبلغ حدود ۹ میلیارد دلار بیشتر از رقیب نزدیک آن یعنی پروتکل استیکینگ لیدو است که طبق دادههای آنچین سایت دیفای لاما (DefiLlama)، حدود ۲۱.۷ میلیارد دلار سرمایه دارد.
با وجود این تغییرات گسترده، ارز دیجیتال Aave قیمت پایداری داشته و با افتی ناچیز، در محدوده ۱۲۱ دلار خرید و فروش میشود. این بازنگری در ساختار، تلاشی است تا این پروژه جایگاه پیشروی خود را در بازار حفظ کند و مسیر را برای استفاده شرکتهای بزرگ و مردم عادی از دیفای (DeFi) هموارتر سازد.

🚨 فوری: بیت کوین به ۶۷ هزار دلار سقوط کرد!
16 بهمن 1404 - 19:00
امروز پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ (۵ فوریه ۲۰۲۶)، بازار ارزهای دیجیتال شاهد یکی از سنگینترین موجهای ریزشی در سال جاری است.
به گزارش میهن بلاکچین، پادشاه رمزارزها که تا ساعاتی پیش در محدوده ۷۰ هزار دلار مقاومت میکرد، با از دست دادن این سطح کلیدی، به کانال ۶۷,۰۰۰ دلار سقوط کرد.
چه اتفاقی در بازار افتاد؟
تحقیقات و دادههای آنچین نشان میدهد که این ریزش ناگهانی تحت تأثیر چندین عامل کلیدی بوده است:
فشار فروش نهادی: گزارشها از خروج بیش از ۳ میلیارد دلار سرمایه از ETFهای بیت کوین در آمریکا طی یک ماه گذشته حکایت دارد.
عامل کوین وارش (Kevin Warsh): معرفی او به عنوان گزینه ریاست فدرال رزرو، ترس از سیاستهای انقباضی شدید و کاهش نقدینگی را در دل معاملهگران زنده کرده است.
لیکوئید شدن گسترده: تنها در ۲۴ ساعت گذشته، بیش از ۲.۵ میلیارد دلار از پوزیشنهای اهرمی (Leverage) در بازار لیکوئید شده که به این سقوط شتاب بخشیده است.
تنشهای ژئوپلیتیک: سایه ناآرامیها در خاورمیانه باعث شده سرمایهگذاران به سمت داراییهای امنی مثل دلار فرار کنند و داراییهای ریسکی مثل کریپتو را بفروشند.
تحلیل وضعیت فعلی
بیت کوین اکنون حدود ۴۵٪ از سقف تاریخی ۱۰ ماه پیش خود (۱۲۶ هزار دلار) فاصله گرفته است. تحلیلگران معتقدند اگر سطح حمایتی ۶۷ هزار دلار تثبیت نشود، احتمال تست محدوده ۶۰ تا ۶۵ هزار دلار دور از انتظار نیست. در ۶۰ دقیقه گذشته، ۳۵۵ میلیون دلار از بازار کریپتو لیکوئید شده است.با این حال، شاخص ترس و طمع به عدد ۱۱ (ترس شدید) رسیده که از نظر تاریخی، اغلب منطقهای برای انباشت توسط نهنگها بوده است.
نکته مهم: مایکل سیلر و برخی دیگر از نهنگهای بازار در همین ریزش اخیر، خریدهای پلهای خود را انجام دادهاند که نشاندهنده امیدواری آنها به بازگشت بازار در بلندمدت است.

اتریوم و آینده لایههای ۲؛ پاسخ آربیتروم و بیس به بوترین
16 بهمن 1404 - 19:00
جامعه اتریوم در حال حاضر با تغییرات مهمی در نقشه راه خود روبروست. هدف این تغییرات، قدرتمندتر ساختن لایه اول است. این در حالی است که شبکههای لایه دوم (Layer 2) در حال بازتعریف جایگاه خود به عنوان محیطهایی تخصصی برای نیازهای فنی خاص هستند. این تحولات پس از آن آغاز شد که ویتالیک بوترین، همبنیانگذار اتریوم، در یادداشتی که چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ (February 5, 2026) منتشر شد، نقش لایههای ۲ به عنوان موتور اصلی مقیاسپذیری (Scalability) را زیر سوال برد و اعلام کرد که این مدل دیگر چندان منطقی به نظر نمیرسد.
به گزارش میهن بلاکچین، در پاسخ به این فراخوان برای تخصصگرایی (Specialization)، سازندگان شبکههای بزرگی مانند شبکه بیس (Base) معتقدند که لایههای دوم دیگر نمیتوانند صرفاً «نسخه ارزانتر اتریوم» باشند. این واکنشها نشاندهنده یک نقطه عطف در اکوسیستم است؛ جایی که فعالان لایه ۲ با لزوم تکامل این شبکهها موافق هستند، اما در مورد اینکه آیا مقیاسپذیری همچنان باید نقش محوری آنها باشد یا خیر، با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
بوترین استدلال کرد که بسیاری از لایههای ۲ به دلیل استفاده مداوم از پلهای چندامضایی (Multisig Bridges)، نتوانستهاند امنیت کامل اتریوم را به دست آورند. همزمان، لایه اول از طریق افزایش محدودیت گس (Gas-limit) و برنامههایی برای رول آپ های بومی، توانایی مدیریت تراکنشهای بیشتری را پیدا کرده است.
اختلاف نظر سازندگان لایه ۲ درباره نقش مقیاسپذیری
کارل فلورش (Karl Floersch)، از بنیانگذاران بنیاد اپتیمیسم (Optimism)، اعلام کرد که از چالش ساخت یک ساختار ماژولار برای لایه ۲ که از تمرکززدایی کامل پشتیبانی کند، استقبال میکند. با این حال، او به موانع بزرگی مثل زمان طولانی برای برداشت وجه و نبود ابزارهای کافی برای اپلیکیشنهای میانزنجیرهای (Cross-chain Apps) اشاره کرد. فلورش از ایده تایید هویت بدون نیاز به اعتماد که بوترین بر آن تاکید داشته، حمایت کرد.
واکنش بنیانگذار اپتیمیسم به تغییرات نقشه راه اتریوم و چالشهای لایه ۲ - منبع: Karl Floersch
از سوی دیگر، استیون گلدفدر (Steven Goldfeder)، همبنیانگذار شرکت آف چین لبز (Offchain Labs) و توسعهدهنده آربیتروم (Arbitrum)، موضع قاطعانهتری داشت. او معتقد است اگرچه مدل رول آپ تغییر کرده، اما مقیاسپذیری همچنان ارزش اصلی لایههای ۲ است. او تاکید کرد که اتریوم یک لایه تسویه با امنیت بالا فراهم میکند که اجرای رول آپها در مقیاس بزرگ را ممکن میسازد. گلدفدر همچنین گفت که حتی یک شبکه اصلی تقویتشده هم نمیتواند جایگزین ظرفیت لایههای ۲ شود. او به دورههای شلوغی بازار اشاره کرد که در آن آربیتروم و شبکه بیس بیش از ۱۰۰۰ تراکنش در ثانیه (TPS) را پردازش میکردند.
تاکید بنیانگذار آربیتروم بر حفظ نقش کلیدی لایههای ۲ در مقیاسپذیری اتریوم - منبع: Steven Goldfeder
تمرکز بر تمایز شبکهها و جذب کاربر
جسی پولاک (Jesse Pollak)، مدیر پروتکل بیس، افزایش قدرت لایه اول اتریوم را یک برد برای کل اکوسیستم دانست و موافقت کرد که لایههای ۲ نباید فقط نسخهای ارزانتر از اتریوم باشند. او اظهار داشت که شبکه بیس بر جذب کاربران تمرکز کرده و با قابلیتهایی مثل انتزاع حساب و ویژگیهای حریم خصوصی، کاملاً با جهتگیری جدید بوترین همسو است.
توضیحات مدیر شبکه بیس درباره تمایز لایههای ۲ و همسویی با چشمانداز جدید اتریوم - منبع: Jesse Pollak
در همین راستا، مدیرعامل استارک ویر (StarkWare)، توسعهدهنده شبکه استارک نت (Starknet)، تلویحاً اشاره کرد که برخی لایههای ۲ که بر پایه فناوری دانش صفر هستند، از پیش با این نقشهای تخصصی هماهنگ بودهاند. این بحثها نشاندهنده تلاشی گسترده برای یافتن جایگاهی جدید در اکوسیستمی است که لایه اصلی آن در حال قدرتمندتر شدن است.

چرا پروتکلها استثنا هستند و بازارها همیشه به تمرکز برمیگردند؟
16 بهمن 1404 - 18:00
تقریباً هر بحران بزرگ هماهنگی در تاریخ، یک پایانبندی تکراری داشته است: یک نفر یا یک نهاد مرکزی میآید، نظم میدهد و در ازای حل مسئله، سهم خودش را برمیدارد. بازارها، پلتفرمها، کارگزارها، صرافیها؛ انگار این الگو آنقدر تکرار شده که شبیه قانون طبیعت به نظر میرسد. در این میان، پروتکلهایی (Protocols) مثل TCP/IP, HTTP, SMTP و بیت کوین استثناهای کمیابی هستند. وقتی یک پروتکل واقعاً کار کند، از یک محصول یا ابزار فراتر میرود و تبدیل به زیرساختی میشود که یک اقتصاد کامل میتواند روی آن اجرا شود. اما رسیدن به آن نقطه، معمولاً بیرحمانه و پرهزینه است؛ چون خودِ هماهنگی یک جاذبه طبیعی به سمت تمرکز دارد.
به گزارش میهن بلاکچین، این متن یک چارچوب میسازد تا بفهمیم چرا چنین است. از مسئله هماهنگی شروع میکند، سپس دو بُعد معرفی میکند که بخش بزرگی از ساختارهای بازار را توضیح میدهند و در نهایت نشان میدهد چرا پروتکلها فقط در یک گوشه باریک، شکننده و سختدسترس از این فضای بزرگ میتوانند دوام بیاورند.
مسئله هماهنگی: چرا هرچه بازیگران بیشتر شوند، تمرکز محتملتر میشود؟
هر زمان که N بازیگر مستقل باید با هم کار کنند، سه نیروی مشخص با بزرگتر شدن N علیه آنها عمل میکند؛ این نیروها به مرور «هماهنگی بدون مرکز» را به کاری طاقتفرسا تبدیل میکند.
اول پیچیدگی است. هرچه تعداد طرفها بالا میرود، کانالهای مذاکره و ارتباط دوبهدو بهصورت تصاعدی رشد میکند. وقتی ۳۰ بازیگر دارید، عملاً باید بیش از ۴۰۰ مسیر بالقوه برای اختلاف، سوءتفاهم یا درگیری ارتباطی را مدیریت کنید. حتی اگر همه نیت خوبی داشته باشند، خودِ مقیاس ارتباطات، سیستم را شکننده میکند.
دوم انگیزه است. سهم مسئولیت هر فرد رقیق میشود. وقتی N برابر ۲ است، هر نفر ۵۰٪ مسئولیت دارد و اثرش ملموس است. اما وقتی N به ۲۰ میرسد، سهم هر فرد از مسئولیت به ۵٪ سقوط میکند و از این نقطه به بعد، سربار کردن روی بقیه برای خیلیها انتخابی کاملاً منطقی میشود، چون هزینه مشارکت واقعی از منفعت احتمالی بیشتر به نظر میآید.
سوم پایداری است. فرض کنید هر فرد ۹۵٪ قابلاعتماد باشد. در یک گروه کوچک، احتمال اینکه همه هماهنگ بمانند بالا است، اما با بزرگ شدن گروه، احتمال اینکه هیچکس جا نزند، وتو نکند یا منحرف نشود سریع افت میکند. با N برابر ۳۰، احتمال اینکه گروه بدون یک تکانشعاب یا یک تکوتو سالم بماند، از نظر ریاضی به حوالی ۲۰٪ نزدیک میشود. یعنی حتی با آدمهای تقریباً قابلاعتماد، خودِ اندازه گروه، پایداری را میکُشد.
بازارها در اصل فناوریهای هماهنگی هستند که برای حل همین مسئله شکل میگیرند، اما این فناوریها فقط یک فرم ندارند و در ساختارهای گوناگونی (مثل بازار سنتی، کارگزار، پلتفرم و پروتکل) دیده میشوند. برای اینکه بفهمیم هر بازار چرا به یک فرم خاص میل میکند، متن یک قاب تحلیلی پیشنهاد میدهد.
ناهمگونی دارایی و هزینه راستیآزمایی
ساختارهای رایج بازار (از بازارچهها تا کارگزاریها و پلتفرمها و پروتکلها) اغلب «راهحلهای محلیِ بهینه» هستند؛ یعنی برای ویژگیهای همان بازار و همان نوع مشارکتکنندگان، بهترین شکل قابلدسترس را پیدا کردهاند. در این چارچوب، دو بُعد بیشترین کار توضیحی را انجام میدهند.
اول ناهمگونی دارایی یا H (Asset Heterogeneity) است؛ یعنی آن چیزی که معامله میشود چقدر یکتا و غیرقابلجایگزینی است. یک سهم اپل (Apple) تقریباً ناهمگونی ندارد، اما یک خانه قدیمی با ویژگیهای خاص، ناهمگونی بسیار بالایی دارد.
دوم هزینه راستیآزمایی یا V (Verification Cost) است؛ یعنی ثابت کردن اینکه دارایی «خوب و درست» است چقدر دشوار و پرهزینه است. تشخیص اصالت یک الماس هزینه راستیآزمایی بالایی دارد، اما بررسی یک فایل دیجیتال معمولاً هزینه پایینی دارد.
وقتی این دو محور را کنار هم میگذاریم، میتوانیم بفهمیم چرا بعضی بازارها به سمت کارگزار میروند، بعضی به سمت بازارچه، بعضی به سمت پلتفرم، و چرا پروتکلها فقط در شرایطی خاص دوام میآورند.
وقتی H بالا و V بالا است
بازارهایی مثل خریدوفروش شرکتها (M&A) یا املاک لوکس، نمونه کلاسیک حالتی هستند که هم هر معامله یکتا است (H بالا) و هم راستیآزمایی حیاتی و پرهزینه (V بالا) است.
در چنین فضایی، یک اشتباه کوچک (خریدن یک «کالای لیمویی») میتواند میلیاردها دلار خسارت بسازد. بنابراین پرداخت کمیسیون به کارگزار، از نظر اقتصادی منطقی میشود، چون هزینه پیدا کردن گزینه مناسب و هزینه اطمینان از کیفیت، معمولاً از کمیسیون کمتر است. اینجا تمرکز اتفاقاً کارکردی است: کارگزار همان مرکز اعتماد و راستیآزمایی میشود.
وقتی H بالا و V متوسط تا بالا است
در بازارچههایی مثل فروش گاراژی یا نسخههای اولیه کریگزلیست (Craigslist)، تقریباً هر چیز یکتا است (H بالا). قرارداد را نمیشود استاندارد کرد، چون فروش یک توستر دستدوم با فروش یک دوچرخه یکی نیست.
از آن طرف، اطلاعات نامتقارن هم سنگین است؛ یعنی فروشنده بیشتر میداند و خریدار کمتر اطلاعات دارد. در چنین حالتی، یک پلتفرم مرکزی هم معمولاً نمیتواند «بهینه» قیمتگذاری کند، چون ارزش واقعی آن کالا، اغلب فقط برای همان دو نفری که روبهروی کالا ایستادهاند قابلتوافق است.
نتیجه این میشود که بازار، بازارچهای و مذاکرهای باقی میماند.
وقتی H پایین و V پایین است
پلتفرمها مثل اوبر (Uber)، آمازون (Amazon) و ایربیانبی (Airbnb) معمولاً با یک استراتژی پیروز میشوند: ناهمگونی را له میکنند و به صفر نزدیک میکنند.
شما در اوبر «شخصی که فورد دارد» را انتخاب نمیکنید؛ شما «یک سفر در سطح X» انتخاب میکنید. وقتی ناهمگونی پایین آمد، معامله به متغیر اصلی «قیمت» فشرده میشود. و وقتی همه دنبال تقریباً یک چیز استاندارد باشند، بازار «ضخیم» میشود؛ یعنی نقدشوندگی بالا میرود، تطبیق عرضه و تقاضا سریعتر میشود و سیستم پایدارتر میگردد.
وقتی H بسیار پایین و V بسیار پایین است
پلتفرمها معمولاً برای پایین آوردن هزینه راستیآزمایی به اعتماد اجتماعی، اعتبارسنجی مبتنی بر شهرت، شبکههای اجتماعی و مکانیزمهای رفتاری تکیه میکنند. پروتکلها به سمت استاندارد و/یا اثبات رمزنگاری میروند. یعنی به جای اینکه «باور» کنیم، «اثبات» میکنیم.
منطق پروتکلها این است که هزینه راستیآزمایی را تا حد هزینه محاسبه پایین بیاورند؛ چیزی که نزدیک به هزینه برق و پردازش باشد.
اگر بزرگترین هزینه بازار «اعتماد» باشد، پروتکل میتواند با تبدیل اعتماد به محاسبه، هزینهها را فشرده کند. مثال کلاسیک این است که ما برای راستیآزمایی انتقال پول از A به B به بانکها کارمزدهای سنگین و هزینههای نهادی میدهیم، اما یک پروتکل در بلندمدت میتواند این را به هزینه محاسبه کاهش دهد.
ولی پروتکلها یک حد ذاتی دارند: با H بالا مشکل دارند. بلاکچین میتواند ثابت کند شما مالک یک توکن هستید، اما نمیتواند ثابت کند یک موز واقعی که آن توکن نمایندهاش است گندیده نیست. این همان «مسئله اوراکل» (Oracle Problem) است؛ در جایی که اتصال واقعیت فیزیکی به اثبات دیجیتال، بدون انسان، هنوز حل کامل نشده است.
چرا گوشههای خارج از قطر ناپایدارند؟
این چارچوب میگوید بازارها وقتی روی «قطر» فضای H-V قرار میگیرند، پایدارترند؛ یعنی جایی که سطح ناهمگونی با سطح راستیآزمایی به شکلی قابلمدیریت همتراز میشود. گوشههای خارج از قطر معمولاً دوام نمیآورند و بازار مجبور میشود خودش را اصلاح کند.
در گوشه بالا-چپ، H پایین است اما V بالا؛ یعنی کالا ظاهراً استاندارد است اما راستیآزمایی آن تقریباً ناممکن یا بسیار پرهزینه است.
نمونههای کلاسیک، داروهای تقلبی یا الماسهای خونین پیش از استانداردهای گواهینامه است. این همان سناریوی «بازار لیموها» در تحلیل جورج اکرلف (George Akerlof) است: خریدار اعتماد نمیکند، فروشنده درستکار هم نمیتواند خودش را ثابت کند، و بازار فرو میپاشد.
برای بقا، باید به سمت قطر حرکت کند؛ یا با وارد کردن کارگزار («من فقط از تونی میخرم») یا با ساختن آزمون راستیآزمایی (مثل فرایند کیمبرلی یا همان Kimberley Process) که بازار را به سمت پلتفرم و استانداردسازی میکشد.
در گوشه پایین-راست، H بالا است اما V پایین؛ یعنی هر چیز یکتا است اما راستیآزمایی فوری و دقیق است. این گوشه هم ناپایدار است، چون وقتی بتوانید یکتایی را دقیق و فوری اندازهگیری کنید، میتوانید دستهبندی کنید و دستهبندی یعنی کشتن ناهمگونی. بازار استاندارد میشود و به سمت مدل پلتفرم سر میخورد. دو گوشه ظاهراً متفاوت، به نتیجه واحد «برگشت به قطر» میرسند.
اینترنت چگونه بازارها را به سمت پلتفرمها هل داد؟
بخش بزرگی از پلتفرمهای عظیم اینترنت، از بازارهایی در گوشه بالا-راست شروع کردند (مثل کارگزار یا بازارچه) و با فناوری، هزینه راستیآزمایی را پایین آوردند (سیستمهای اعتبار و شهرت) و ناهمگونی را کاهش دادند (دستهبندی، رتبهبندی، یادگیری ماشین).
نتیجه این شد که بازارها به سمت قطر و سپس به سمت «پلتفرمی شدن» حرکت کردند که استانداردسازی و مقیاسپذیری آسانتر است.
بُعد سوم که قیمت «اعتماد» را تعیین میکند
H و V توضیح میدهند بازار چه چیزی معامله میکند و چگونه ارزش را راستیآزمایی میکند. اما یک بُعد سوم هم هست که مشخص میکند اعتماد ارزان است یا گران و آن، «بسآمد تعامل» (Frequency of Interaction) است.
بسآمد تعامل مثل «حافظه بازار» عمل میکند. اگر هر تعامل را مثل اولین ملاقات فرض کنید (تعامل کم)، باید هر بار هزینه کامل راستیآزمایی و راهاندازی را بپردازید و اصطکاک بالا میرود. اما اگر تعامل زیاد باشد، یک «وضعیت پایدار» یا حافظه/اعتبار شکل میگیرد و میتوان از بخشی از هزینهها عبور کرد.
این بسآمد حتی میتواند جای راستیآزمایی یا قانون را هم تا حدی بگیرد، چون «سایه آینده» روی رفتار طرفین میافتد؛ یعنی اگر فردا و پسفردا و سالها قرار است معامله ادامه داشته باشد، تقلب امروز میتواند به تبعید دائمی منجر شود.
مثال کلاسیک، بازار الماس نیویورک است که معاملهگران گاهی تلفنی یا در چت با یک دست دادن لفظی، معاملات بزرگ انجام میدهند و تسویه را عقب میاندازند؛ چون اگر یکبار تقلب کنند، برای همیشه از شبکه بیرون انداخته میشوند.
متن همچنین یادآوری میکند که همین منطق در مورد افتیایکس (FTX) هم برای مدتی کار کرد: کاربران هر روز وارد میشدند، معامله میکردند، واریز و برداشت انجام میدادند و «همهچیز ظاهراً درست بود»، بهطوری که حتی نگرانیهای اولیه هم برای کسانی که به بسآمد تعامل بالا عادت کرده بودند، کماهمیت جلوه میکرد.
درسهای وب: چگونه افزایش بسآمد، اصطکاک را نزدیک صفر کرد؟
تاریخ وب یک مسیر روشن دارد: هر مرحلهای که بسآمد تعامل را بالا برده، اصطکاک را پایین آورده و اینترنت را از «فعالیت جداگانه» به «زندگی روزمره» تبدیل کرده است.
در مرحله نخست، اینترنت دایالآپ (Dial Up) بود. شما باید عملاً «وصل میشدید» و شروع یک جلسه نویز، اشغال شدن خط تلفن و دردسر اتصال داشت. نتیجه این بود که مردم شاید روزی یک بار نیم ساعت آنلاین میشدند، ایمیلها را دستهای چک میکردند و اینترنت هنوز از زندگی واقعی جدا بود.
مرحله دوم با پهنباند و کوکیها (Broadband & Cookies) شکل گرفت. جهش واقعی، «کوکی جلسه» یا Session Cookie بود؛ یعنی سرور شما را به خاطر میسپرد و لازم نبود برای هر کلیک دوباره رمز بدهید. کوکی، بسآمد تعامل را شبیه اتصال بینهایت میکرد و به سرور میگفت «من همان آدم یک ثانیه پیش هستم». نتیجه تجارت الکترونیک بود. شما توانستید سبد خرید بسازید، چون اگر حافظه نبود، سبد خرید با هر صفحه خالی میشد.
مرحله سوم با موبایل و پوش (Mobile & Push) رسید؛ در جایی که اتصال دائمی شد و شما تقریباً هیچوقت آفلاین نیستید. نتیجه این مرحله، اقتصاد توجه بود: چون بسآمد تعامل بینهایت شد، اصطکاک تقریباً صفر شد و مرز بین دیجیتال و فیزیکی فرو ریخت.
کریپتو و بسآمد: سه تلاش برای نزدیک کردن تجربه به وب
متن میگوید کریپتو هنوز در این بُعد جا برای رشد دارد و نمونههایی از تلاش برای افزایش بسآمد تعامل حول پروتکلهایی مثل بیتکوین دیده میشود.
یکی شبکه لایتنینگ (Lightning) و «کانالهای وضعیت» است؛ دو طرف یک کانال خصوصی باز میکنند و میتوانند میلیونها بار تقریباً فوری با هم تراکنش کنند و فقط برای تسویه نهایی به بلاکچین مراجعه کنند. این مدل تا حدی در استفادههای B2B، مخصوصاً میان صرافیها، جا افتاده است.
راه دوم «پوستههای امانی» (Custodial Wrappers) است؛ اپهایی مثل کشاپ (Cash App) از لایتنینگ امانی استفاده میکنند و تجربه کاربری را بهتر میکنند، اما بخشی از راستیآزمایی را قربانی میکنند. همینطور ETFها به افراد آشنا با ابزار ETF اجازه میدهند بدون درگیر شدن با کلید خصوصی، در بیتکوین پسانداز کنند، حتی از طریق برنامههای بازنشستگی مثل 401(k).
راه سوم «انتزاع حساب» (Account Abstraction) است که معادل کریپتوییِ Session Cookie معرفی میشود. به جای اینکه هر تراکنش را جداگانه امضا کنید (که شبیه وارد کردن رمز در هر کلیک و اصطکاک بالا است) یک کلید جلسهای به شما اجازه میدهد یکبار یک برنامه غیرمتمرکز را مجاز کنید و برای مدت مشخص، آزادانه تعامل داشته باشید. در ظاهر، اعتماد با بسآمد بالا، بدون تکرار مداوم راستیآزمایی شبیهسازی میشود.
اما هر سه راه، یک معامله پنهان دارند که شبیه همان معامله اینترنت است: لایتنینگ کار میکند، اما بیشتر بین صرافیها تا کاربران نهایی؛ پوستههای امانی با بازگرداندن واسطه مورداعتماد، همان چیزی را برمیگردانند که پروتکل میخواست حذف کند و انتزاع حساب یعنی سپردن اختیار امضا به کدی که شما ننوشتهاید.
سؤال اصلی این است که آیا کریپتو میتواند راهی برای بسآمد بالا پیدا کند که بیسر و صدا دوباره یک پلتفرم جدید نسازد؟
پروتکلها کمیاباند: پارادوکس اصطکاک، مشکل بوتاسترپ و گورستان پروتکلها
پروتکلها هزینه راستیآزمایی را با جایگزین کردن اعتماد با اثبات رمزنگاری پایین میآورند، اما هر اثبات، خودش یک اصطکاک ملموس برای کاربر میسازد. این یعنی بینیازی از اعتماد رایگان نیست؛ هزینهاش به شکل اصطکاک روی دوش کاربر میافتد.
در طرف مقابل، پلتفرمها میتوانند سرمایه جذب کنند چون ارزش را میگیرند و همین سرمایه را صرف صیقل دادن تجربه و حذف اصطکاک میکنند. پروتکلها ذاتاً یک مرکز برای نوشتن چنین چکی ندارند.
اینجا یک تنش مرکزی شکل میگیرد: V پایین و اصطکاک پایین، همیشه با هم سازگار نیستند. انتخاب بیاعتمادی (Trustlessness) به معنای پذیرفتن اصطکاک است. اوبر میتواند میلیاردها دلار خرج کند تا سفر یککلیک شود؛ اما یک پروتکل کسی را ندارد که آن میلیارد را خرج کند.
بعد نوبت «مشکل بوتاسترپ» است. چون هیچ نهاد واحدی ارزش را از پروتکل برنمیدارد، هیچ نهاد واحدی هم انگیزه ندارد هزینه توسعه و پولیش تجربه کاربری را به تنهایی تقبل کند.
پروتکلهای موفق اینترنت این را با یک میانبُر حل کردند: تیسیپی/آیپی (TCP/IP) با حمایت دارپا (DARPA) رشد کرد، اچتیتیپی (HTTP) با سرن (CERN) جلو رفت، اسامتیپی (SMTP) با آرپانت (ARPANET) جان گرفت؛ یعنی قبل از اینکه پلتفرمهای تجاری به میدان برسند، دولت یا دانشگاه هزینه زیرساخت را داده بودند.
بیت کوین استثناست، چون خودِ توکن، مکانیزم انگیزشی شد. با این حال، حتی ایده پروتکلهای چاق (اینکه توکنها مشکل تأمین مالی را حل میکنند) در عمل بیشتر سفتهبازی را بیشتر میکند.
از همینجا وارد گورستان پروتکلها میشویم. پروتکلها غالباً به خاطر ضعف فنی نمیمیرند؛ به خاطر اصطکاک، کمبود تأمین مالی و جذب شدن توسط پلتفرمها از پا درمیآیند.
گافر (Gopher) اوایل دهه ۹۰ پروتکل غالب اطلاعات بود تا وقتی دانشگاه مینهسوتا (University of Minnesota) بحث مجوز و هزینه را مطرح کرد؛ اچتیتیپی (HTTP) از نظر فنی همسطح بود اما رایگان، و وب برنده شد.
ایکسامپیپی (XMPP) زیرساخت سرویسهایی مثل گوگل تاک (Google Talk) و مسنجر فیسبوک (Facebook Messenger) بود؛ گوگل استاندارد را پذیرفت، رشد کرد، و بعد فدراسیون را برای هنگاوتس (Hangouts) در سال ۲۰۱۳ کنار گذاشت.
آراساس (RSS) هم فوقالعاده ساده و بیواسطه بود: هر سایت میتوانست فید بدهد و هر کاربر بدون الگوریتم و دروازهبان مشترک شود، اما چون سخت پولساز میشد، با تعطیلی گوگل ریدر (Google Reader) در ۲۰۱۳ اکوسیستم ضربه خورد و شبکههای اجتماعی آن کارکرد را بلعیدند.
اوپنآیدی (OpenID) هم وعده هویت خودمختار میداد (با یک هویتِ تحت کنترل خودتان همهجا وارد شوید) اما به ورود با گوگل (Sign in with Google) باخت، چون مدیریت هویت شخصی برای اکثر کاربران، اصطکاک بیشتری از اعتماد به یک پلتفرم دارد.
الگو روشن است: پروتکلهایی که نمیتوانند هزینه کاهش اصطکاک را تأمین کنند، توسط پلتفرمهایی شکست میخورند که میتوانند.
کشش گرانشی: وقتی پروتکل موفق میشود، پلتفرمها دورش شکل میگیرند
وقتی یک پروتکل V را پایین میآورد، یک شکاف اصطکاک ایجاد میشود؛ پلتفرمها با سرعت وارد این شکاف میشوند تا تجربه را نرم کنند، اما همزمان اعتماد و تمرکز را برگردانند. مثالهای متن دقیقاً همین را نشان میدهد: کوینبیس (Coinbase) نگهداری بخش بزرگی از بیت کوین ETFهای اسپات را برعهده دارد؛ پسکیها (Passkeys) با گوگل (Google) و اپل (Apple) جای سیدفریز را میگیرند و در نتیجه انتزاع حساب گسفی را پشت تجربهای آشنا پنهان میکند.
هر لایهای که اصطکاک را کم میکند، معمولاً بخشی از تمرکز را دوباره به سیستم تزریق میکند و ساختار پلتفرمی را بازسازی میکند؛ همان چیزی که پروتکل قرار بود حذفش کند.
این کشش از پروتکل به سمت پلتفرم، تقریباً گرانشی است. پروتکلهای نادری که در برابرش دوام آوردهاند (مثل TCP/IP، HTTP، SMTP و بیت کوین) چند ویژگی مشترک دارند: مسئلهای با H پایین و V پایین را حل کردهاند، آنقدر ساده بودهاند که سریع ارسال شوند و در پنجرهای تاریخی آمدهاند که پلتفرمها هنوز نتوانسته بودند کامل رقابت کنند یا همزمان شکل گرفتند.

بیت کوین در کف جدید ۲۰۲۶؛ خروج ۲.۹ میلیارد دلار از ETF ها
16 بهمن 1404 - 17:00
خروج پیوسته سرمایه از صندوقهای ETF اسپات بیت کوین طی ۱۲ روز گذشته، در کنار آمارهای بازار مشتقات و وابستگی قیمتها به سهام شرکتهای تکنولوژی، نشاندهنده تمایل معاملهگران به دوری از داراییهای پرریسک است. بر اساس تحلیل تکنیکال موجود، فشار فروش در این صندوقها و لیکویید شدن سنگین موقعیتها نشان میدهد که بازار در حال حذف خریدارانی است که با اهرم بالا وارد معامله شدهاند.
به گزارش میهن بلاکچین، در روز چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، قیمت بیت کوین پس از آنکه روز سهشنبه برای مدت کوتاهی به سطح ۷۹,۵۰۰ دلار رسیده بود، به زیر مرز ۷۳,۰۰۰ دلار سقوط کرد. این روند نزولی در واقع واکنشی به افت شاخص نزدک بود؛ ریزشی که از پیشبینیهای منفی درباره میزان فروش شرکت تراشهسازی ای ام دی (AMD) و آمارهای ناامیدکننده اشتغال در ایالات متحده نشأت میگرفت. افزون بر این، وضعیت قراردادهای باز (Open Interest) در بازار اختیار معامله (Options) گویای آن است که معاملهگران حرفهای همزمان با سقوط سهام بخش فناوری، با هدف مقابله با ریزشهای احتمالی بیشتر، به دنبال پوشش ریسک داراییهای خود هستند.
نمودار خالص جریان سرمایه روزانه در صندوقهای ETF اسپات بیت کوین - منبع: CoinGlass
در حال حاضر معاملهگران نسبت به احتمال کاهش بیشتر قیمت بیت کوین ابراز نگرانی میکنندزیرا صندوقهای ETF اسپات در طول ۱۲ روز معاملاتی گذشته، با خروج بیش از ۲.۹ میلیارد دلار سرمایه روبرو شدهاند. میانگین خروج روزانه ۲۴۳ میلیون دلار از این صندوقها در ایالات متحده که از ۲۶ دی ۱۴۰۳ (January 16) آغاز شده، تقریباً با بازگشت قیمت بیت کوین از سقف ۹۸,۰۰۰ دلاری در ۲۴ دی ۱۴۰۳ (January 14) همزمان بوده است.
اصلاح قیمت ۲۶ درصدی که در طول سه هفته پس از آن رخ داد، منجر به لیکویید شدن ۳.۲۵ میلیارد دلار از معاملات آتی (Futures) خرید بیت کوین شد. در این موج ریزشی، هر معامله با اهرم بیش از ۴ برابر، در صورتی که معاملهگر موجودی حساب خود را افزایش نداده بود، بهطور کامل از بین رفت.
برخی از فعالان بازار، سقوط اخیر را پیامد تداوم اثرات لیکویید شدن ۱۹ میلیارد دلاری در تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۴ (October 10, 2025) میدانند. گزارشها نشان میدهد آن اتفاق به دلیل نقص فنی در پایگاه داده صرافی بایننس و تأخیر در انتقال دادهها رخ داده بود. بایننس ضمن پذیرش این مشکل فنی، بیش از ۲۸۳ میلیون دلار غرامت به کاربران متضرر پرداخت کرد.
حسیب قریشی، مدیر ارشد در شرکت دراگونفلای (Dragonfly)، معتقد است که سیستمهای لیکویید صرافی بایننس بدون توجه به وضعیت سفارشها به فعالیت خود ادامه دادند و باعث آسیب جدی به بازارسازان شدند. به گفته او، اگرچه این اتفاق بازار را از کار نینداخت، اما بازگشت بازارسازان به شرایط عادی زمانبر خواهد بود.
توییت مربوط به حسیب قریشی - منبع: X/hosseeb
تحلیلها حاکی از آن است که سازوکار لیکویید در صرافیهای ارزهای دیجیتال، برخلاف بازارهای مالی سنتی، ابزارهایی برای توقف خودکار معامله در شرایط بحرانی (مانند قطعکنندههای خودکار) ندارند و صرفاً بر جلوگیری از ورشکستگی صرافی تمرکز میکنند. قریشی معتقد است اگرچه بازار فعلاً با زنجیرهای از اتفاقات ناگوار روبرو شده، اما تجربه نشان داده است که این بازار در نهایت خود را بازیابی میکند.
افزایش نگرانیها در بازار مشتقات؛ آیا بیت کوین به کف قیمتی رسیده است؟
برای درک اینکه آیا معاملهگران حرفهای پس از سقوط اخیر بازار به رویکرد نزولی روی آوردهاند یا خیر، باید وضعیت بازار اختیار معامله (Options) را بررسی کرد. در زمانهای پرفشار بازار، تقاضا برای قراردادهای فروش (Put) افزایش مییابد و شاخص «انحراف دلتا» (Delta Skew) را به بالای سطح خنثی ۶ درصد میبرد. این تقاضای زیاد برای محافظت از داراییها، معمولاً نشاندهنده کاهش اعتماد خریداران به صعود قیمت است.
نمودار انحراف دلتای ۲۵ درصدی قراردادهای اختیار معامله ۳۰ روزه بیت کوین در صرافی Deribit - منبع: laevitas.ch
شاخص انحراف دلتای ۳۰ روزه بیت کوین در روز چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ به ۱۳ درصد رسید که نشان میدهد معاملهگران حرفهای هنوز نسبت به تثبیت قیمت در سطح ۷۲,۱۰۰ دلار اطمینان ندارند. بخشی از این بدبینی به دلیل رقابت شدید در حوزه فناوری است که شرکتهای گوگل (Google) و ای ام دی (AMD) در حال عرضه تراشههای اختصاصی هوش مصنوعی هستند. همچنین، قراردادهای باز (Open Interest) بیت کوین طی ۳۰ روز گذشته حدود ۵۵ میلیارد دلار کاهش یافته است.
از سوی دیگر، انتشار برخی شایعات تأیید نشده باعث نگرانی هولدر های بیت کوین شده است. شایعه اول به احتمال فروش ۹ میلیارد دلاری بیت کوین توسط یکی از مشتریان شرکت گلکسی دیجیتال (Galaxy Digital) در سال جاری میلادی به دلیل ترس از خطرات محاسبات کوانتومی اشاره داشت که توسط مدیر تحقیقات این شرکت تکذیب شد. شایعه دوم نیز درباره توانایی مالی صرافی بایننس پس از توقف موقت برداشتها بود؛ با این حال، دادههای آنچین نشان میدهند که ذخایر بیت کوین این صرافی همچنان در وضعیت پایداری قرار دارد.
با توجه به ابهامات موجود در وضعیت اقتصاد کلان، بسیاری از معاملهگران ترجیح دادهاند فعلاً از بازار ارزهای دیجیتال خارج شوند. این تغییر رفتار باعث شده تا پیشبینی اینکه آیا خروج سرمایه از صندوقهای ETF اسپات همچنان بر قیمت فشار وارد میکند یا خیر، دشوار شود.

هشدار بزرگ بازار؛ آیا سرمایهگذاران نهادی در حال فروش بیت کوین هستند؟
16 بهمن 1404 - 16:00
یکی از مهمترین شاخصهای سنجش تقاضای نهادی برای بیت کوین به پایینترین سطح یک سال گذشته سقوط کرده و این موضوع احتمال افزایش فشار فروش از سوی سرمایهگذاران بزرگ را تقویت کرده است.
شاخص کوینبیس پرمیوم گپ (Coinbase Premium Gap) که اختلاف قیمت بیت کوین در صرافی کوینبیس (Coinbase) نسبت به بایننس (Binance) را اندازهگیری میکند، اکنون به محدوده منفی عمیقی رسیده و سیگنالی نگرانکننده برای بازار ارسال میکند.
فروش نهنگهای بیت کوین؟!
این شاخص زمانی منفی میشود که قیمت BTC در کوینبیس ادونسد ترید (Coinbase Advanced Trade) که عمدتاً توسط مؤسسات مالی، حرفهایها و سرمایهگذاران بزرگ استفاده میشود، پایینتر از قیمت در بایننس باشد، در این صرافی حضور کاربران خرد در آن بسیار پررنگتر است.
به بیان ساده، منفی شدن این شاخص به این معناست که فشار فروش از سمت سرمایهگذاران نهادی در حال افزایش است و آنها با قیمتهای پایینتر در حال خروج از بازار هستند.
بر اساس دادههای کریپتوکوانت (CryptoQuant)، مقدار این شاخص به حدود منفی ۱۶۷.۸ رسیده که کمترین سطح از دسامبر ۲۰۲۴ محسوب میشود.
حجم معاملات ساعتی کوینبیس پریمیوم بیت کوین به پایینترین حد سالانه خود رسید - منبع: CryptoQuant
روند نزولی این شاخص از افت بازار در اواسط اکتبر آغاز شد و طی هفته گذشته شدت گرفته است. تحلیلگران معتقدند این روند نشان میدهد نهنگها بهصورت مداوم در حال فروش با پریمیوم کمتر هستند و سطح فعالیت سرمایهگذاران در کوینبیس کاهش یافته است.
فضای کلی بازار نیز به دلیل عدم قطعیتهای اقتصادی و کاهش تمایل به ریسک، شرایط مناسبی برای ورود سرمایههای بزرگ به دارایی پرنوسانی مانند بیت کوین فراهم نکرده است.
همزمان دادههای مربوط به ETFهای اسپات بیت کوین نیز تصویر مشابهی ارائه میدهد. این صندوقها که در سال گذشته خریدار خالص بیش از ۴۶,۰۰۰ بیت کوین بودند، در سال ۲۰۲۶ به فروشنده خالص تبدیل شده و حدود ۱۰٬۶۰۰ BTC از داراییهای خود را کاهش دادهاند.
این تغییر جهت باعث ایجاد شکاف تقاضایی حدود ۵۶,۰۰۰ بیت کوین نسبت به سال گذشته شده و به فشار فروش پایدار در بازار دامن زده است.
کوینبیس پریمیوم گپ در پایینترین سطح خود از سال ۲۰۲۴ قرار دارد - منبع: CryptoQuant
در هفته گذشته نیز ETFهای اسپات شاهد خروج سرمایهای حدود ۱.۲ میلیارد دلار بودهاند؛ این اتفاق همزمان با سقوط قیمت بیت کوین به پایینترین سطح ۱۵ ماه اخیر رخ داده است. مجموعه این دادهها نشان میدهد که کاهش تقاضای نهادی به یکی از عوامل کلیدی فشار نزولی فعلی بازار تبدیل شده است.

هشدار سقوط اتریوم؛ آیا قیمت آلت کوین ETH به زیر ۲,۰۰۰ دلار خواهد رسید؟
16 بهمن 1404 - 15:00
اتریوم در آستانه یکی از مهمترین آزمونهای قیمتی خود قرار گرفته و مجموعهای از سیگنالهای تکنیکال و آنچین نشان میدهد احتمال سقوط قیمت به زیر ۲,۰۰۰ دلار در ماه فوریه افزایش یافته است.
به گزارش میهن بلاکچین، تحلیلگران معتقدند یک الگوی کلاسیک نزولی در نمودار در حال تکمیل است؛ این الگوی در صورت تأیید میتواند افتی قابلتوجه را رقم بزند. در ادامه مطلب، احتمال کاهش قیمت اتریوم در روزهای آینده را بررسی میکنیم.
کاهش بیشتر قیمت اتریوم؟
بر اساس دادههای اخیر، قیمت ETH وارد مرحله شکست الگوی «فنجان و دسته معکوس» شده است؛ این ساختار معمولاً ادامه روند نزولی را نشان میدهد. این الگو زمانی شکل میگیرد که قیمت ابتدا یک سقف گرد ایجاد میکند و سپس وارد یک اصلاح کوچک صعودی میشود، اما در نهایت با شکست حمایت کلیدی، روند نزولی شدت میگیرد.
نمودار روزانه ETH/USD - منبع: TradingView
اتریوم در ژانویه حمایت مهم خود در محدوده ۲,۹۶۰ دلار را از دست داد و پس از یک بازگشت کوتاه برای تست این سطح بهعنوان مقاومت، دوباره به مسیر نزولی بازگشت.
حرکت بازگشتی قیمت همچنین نتوانست از میانگینهای متحرک ۲۰ و ۵۰ روزه عبور کند؛ این سطوح اکنون به مقاومت تبدیل شدهاند.
ترکیب این عوامل احتمال افت قیمت به محدوده هدف الگو در حوالی ۱,۶۶۵ دلار را تقویت کرده است؛ این سطح که حدود ۲۵٪ پایینتر از قیمتهای فعلی قرار دارد و ممکن است تا پایان فوریه یا اوایل مارس لمس شود. مطالعات تاریخی نشان میدهد این الگو در حدود ۸۲٪ مواقع به هدف نزولی خود میرسد.
الگوی فنجان و دسته معکوس اتریوم - منبع: TradingView
از منظر کلان، کاهش تمایل معاملهگران به پذیرش ریسک نیز به فشار نزولی دامن زده است. نگرانیها درباره ورود بازار به یک دوره اصلاح گسترده مشابه چرخههای چهارساله گذشته و همچنین ترس از ترکیدن احتمالی «حباب هوش مصنوعی» باعث شده سرمایهگذاران از داراییهای پرریسک مانند رمزارزها فاصله بگیرند.
دادههای آنچین نیز سناریوی نزولی را تقویت میکند. باندهای MVRV اتریوم که محدودههای ارزشگذاری افراطی را نشان میدهند، هدف قیمتی حدود ۱,۷۲۵ دلار را مطرح کردهاند.
این شاخص نشان میدهد قیمت در گذشته پیش از شکلگیری کفهای چرخه، بارها به نزدیکی یا حتی پایینتر از این باند رسیده است. نمونه آن در آپریل ۲۰۲۵ رخ داد؛ در زمانی که اتریوم پس از لمس محدوده ۱,۳۹۰ دلار طی یک ماه حدود ۹۰٪ رشد کرد. رخدادی مشابه نیز در سال ۲۰۱۸ ثبت شده است.
باندهای قیمتی با انحراف شدید MVRV اتریوم - منبع: Glassnode
همپوشانی اهداف تکنیکال و دادههای آنچین اکنون محدوده ۱,۶۶۵ تا ۱,۷۲۵ دلار را بهعنوان منطقهای کلیدی برای ماههای پیش رو مطرح کرده است؛ این محدوده میتواند نقش نقطه عطف بعدی اتریوم را ایفا کند.





















