آخرین اخبار:

آموزش16 تیر 1405
والاستریت فقط برای آمریکاییها نیست؛ قبل از خرید اپل، انویدیا یا S&P 500 این راهنما را بخوانید

مقالات عمومی15 تیر 1405
بهترین سرمایهگذاری با یک میلیارد تومان در ایران؛ با یک میلیارد امروز کجا سرمایهگذاری کنیم؟

سرمایه گذاری20 تیر 1405
آیا استیبلکوین قانونمند برای کاربر ایرانی امنتر است؟ مقایسه ریسک USDT و USDC

مقالات عمومی19 تیر 1405
چگونه قبل از ۳۰ سالگی از نظر مالی جلو بیفتیم؟ ۱۱ توصیه طلایی که آینده شما را متحول میکند

اخبار فوری17 تیر 1405
صورتجلسه نشست ماه ژوئن فدرال رزرو منتشر شد؛ افزایش دوباره نرخ بهره در راه است؟

تحلیل بازار18 تیر 1405
کف بیت کوین کجاست؟ این تحلیل را «باید» بخوانید!
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
37 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.67%
نرخ تتر
196,028.62 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

معرفی زاکورا (Zakura)؛ فورکی برای مقیاسپذیری شبکه زیکش
27 تیر 1405 - 20:00
نرمافزار زاکورا (Zakura) به عنوان یک پیادهسازی کاملاً جدید از فول نود برای شبکه حریممحور زیکش (Zcash) معرفی شد. این نرمافزار که با تمرکز ویژه بر مقیاسپذیری شبکههای بلاکچینی ساخته شده، بهصورت کاملاً رایگان و متنباز (Open-source) در اختیار جامعه کاربری قرار گرفته است. در این مقاله از میهن بلاکچین، به معرفی کامل زاکورا (Zakura) و جایگاه آن در شبکه میپردازیم.
زاکورا دقیقاً چیست و چه جایگاهی در شبکه دارد؟
زاکورا در واقع فورکی (انشعاب یافته) از پروژه نرمافزاری زبرا (Zebra) است و به عنوان یک فول نود زیکش، کاملاً با قوانین اجماع شبکه (Consensus-compatible) سازگاری دارد. یکی از نقاط قوت این نسخه اولیه، پشتیبانی زودهنگام و کامل آن از ارتقای شبکه آیرونوود (Ironwood) یا همان NU6.3 است که به زودی فعال خواهد شد. جالب است بدانید که تیمهای توسعهدهنده آنها، بخش عمدهای از مسئولیت پیادهسازی و هماهنگی ارتقای آیرونوود را نیز بر عهده داشتهاند.
پروژه زاکورا ثمره یک همکاری استراتژیک و نزدیک بین دو تیم برجسته گروه والار (Valar Group) و پروژه تاکیون (Project Tachyon) است. تیمهای آنها در حال پیریزی و ساخت نسل بعدی پروتکل زیکش هستند و زاکورا به عنوان «نقطه صفر» و هسته مرکزی، وظیفه ادغام این پروتکلهای نوین را با شبکه واقعی زیکش بر عهده خواهد داشت.
دستاوردها و پیشرفتهای نسخه اول نسبت به نرمافزارهای موجود
نسخه ۱.۰.۰ زاکورا، بهبودهای بنیادین و چشمگیری را نسبت به کلاینتهای فعلی شبکه زیکش ارائه میدهد که شامل موارد زیر است:
عملکرد و سرعت بینظیر (Performance): زمان مورد نیاز برای همگامسازی (Sync) کامل بلاکچین، در زاکورا تقریباً ۵ برابر سریعتر از نرمافزار زبرا است.
سیستم هرس کردن و اسنپشاتهای بومی (Pruning and Snapshots): زاکورا به قابلیت هرس کردن (حذف دادههای قدیمی و غیرضروری بلاکچین) مجهز است و به کاربران اجازه میدهد میزان نگهداری دادهها را تنظیم کنند؛ این ویژگی استفاده از فضای هارد دیسک را به شدت کاهش میدهد. علاوه بر این، آنها فایلهای اسنپشات (حدود ۱۱ گیگابایت داده هرسشده) را منتشر میکنند. با استفاده از این فایلها، فرآیند راهاندازی اولیه نود (Bootstrap) ۶۸۰ برابر سریعتر از زمانی است که بخواهید کل دادهها را از طریق شبکه استاندارد همتا به همتا (P2P) دانلود کنید.
سازگاری کامل با کلاینت قدیمی zcashd: برای جلوگیری از ایجاد اختلال در سیستمهای فعلی، یک حالت سازگاری (Compatibility Mode) در زاکورا تعبیه شده است که رابط کاربری قدیمی zcashd RPC را دقیقاً شبیهسازی میکند. بدین ترتیب، کیف پولها، صرافیها و سرویسهای فعلی بدون نیاز به تغییر کد، میتوانند به کار خود ادامه دهند.
لایه آزمایشی و پیشرفته P2P: زاکورا در حال توسعه یک لایه انتقال کاملاً جدید برای ارتباطات همتا به همتا (P2P) در نودهای زاکورا است (این قابلیت در حال حاضر بهطور پیشفرض غیرفعال است). اهداف این لایه بلندپروازانه عبارتند از:
انتشار بلاکها در شبکه در بدترین شرایط زمانی در کمتر از ۵۰۰ میلیثانیه.
تجمیع ممپول (Mempool Aggregation)، فناوریای که هماکنون در پروژه تاکیون استفاده میشود.
یک پروتکل شایعهپراکنی (Gossip Protocol) مقاوم در برابر آینده که با مکانیزمهای سختگیرانه برای دفع حملات محرومسازی از سرویس (DoS) طراحی شده است.
یک مقایسه عملی: در آزمایشهای انجام شده، همگامسازی کامل بلاک در زاکورا تنها در ۴ ساعت و ۲۰ دقیقه به پایان رسید، در حالی که این زمان برای زبرا ۲۰ ساعت و ۴۶ دقیقه بود. استفاده از اسنپشاتها این زمان را به شکل شگفتانگیزی کاهش میدهد:
تنها ۳۷ دقیقه و ۹ ثانیه برای راهاندازی نود آرشیو (کامل) و تنها ۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه برای نود هرسشده (Pruned).
در ردیابیهای شبکه اصلی (Mainnet)، زاکورا بسیار سریعتر از زبرا دادهها را دریافت کرده و به نوک زنجیره (Chain tip) میرسد، آن هم در حالی که نود زبرا هنوز در حال دستوپنجه نرم کردن با دادههای سنگین مربوط به دوره حملات اسپم موسوم به سندبلاستینگ (Sandblasting) است.
چرا تصمیم به فورک گرفته شد؟
رویای نهایی زاکورا این است که زیکش به بستر اصلی پرداختهای جهان تبدیل شود. شبکههای سنتی مانند مسترکارت و ویزا، روزانه بیش از ۵۰ هزار تراکنش در ثانیه (TPS) را پردازش میکنند؛ این عدد برای زاکورا نه یک سقف، بلکه حداقلِ انتظار و نقطه شروع است.
با استفاده از تکنولوژیهای رمزنگاری فعلی زیکش، پردازش چنین حجمی از تراکنشها، نیازمند توان عملیاتی بیش از ۵۰۰ مگابایت بر ثانیه از سوی هر نود است. واقعیت این است که زیرساخت و استک (Stack) نرمافزاری فعلی، هرگز ما را به این هدف نخواهد رساند.
در اینجا است که راهکارهای رمزنگاری نوینِ تیمهای زاکورا وارد عمل میشوند تا این شکاف را پر کنند:
اثباتهای بازگشتی تاکیون (Recursive Proofs): این تکنولوژی نیاز به توان عملیاتی را از ۵۰۰ مگابایت بر ثانیه، به ۱۰۰ مگابایت بر ثانیه کاهش میدهد.
فناوری بازیابی اطلاعات خصوصی (PIR): گروه والار در حال توسعه راهحلهای پیشرفته مبتنی بر PIR است. این فناوری به نرمافزارهای کیف پول اجازه میدهد بدون نیاز به دانلود کل بلاکچین، بهصورت کاملاً خصوصی از قابلیت TPS نامحدود پشتیبانی کنند؛ جهشی عظیم نسبت به سقف محدود ۱ تراکنش در ثانیه در سیستمهای فعلی.
با این حال، پیشرفت در رمزنگاری تنها نیمی از مسیر است. نیمه دیگر، نیازمند نرمافزار نودی است که بتواند با این حجم از سرعت و مقیاسپذیری در شبکه ارتباط برقرار کند. دلیل اصلی خلق زاکورا همین است.
تیم توسعهدهنده و نگهدارندهها (Maintainers)
توسعه و نگهداری زاکورا توسط دو تن از مهندسان کهنهکار و سرشناس پروتکلهای بلاکچینی رهبری میشود:
شان بو (Sean Bowe): او یکی از همبنیانگذاران اولیه زیکش و مهندس ارشد رمزنگاری است که در حال حاضر رهبری «پروژه تاکیون» را بر عهده دارد. شان در سال ۲۰۱۵ به شرکت Electric Coin Co (شرکتی که یک سال بعد زیکش را به دنیا معرفی کرد) پیوست. در طول یک دهه گذشته، او مسئول اصلی پیادهسازی تکنولوژیهای پیچیده رمزنگاری zk-SNARK در زمان راهاندازی شبکه و تمامی ارتقاهای پس از آن بوده است و مقالات آکادمیک متعددی را در تأیید و اثبات این دستاوردها تألیف کرده است.
دو اوجها (Dev Ojha): یک مهندس رمزنگاری افسانهای و نامآشنا که پیشتر صرافی غیرمتمرکز شبکههای کازموس یعنی Osmosis را همبنیانگذاری کرده بود. او اکنون رهبری «گروه والار» را بر عهده دارد و در حال آوردن فناوریهای پیشگامانه رمزنگاری مبتنی بر PIR به شبکه زیکش است. تیم تحت هدایت او، مسئولیت اصلی کارهای پیچیده مهندسی و ارتقای عملکرد در نسخه اولیه زاکورا را بر دوش داشته است.
در نهایت، شایان ذکر است که پروژه تاکیون و گروه والار، هر دو به صورت کاملاً مستقل و از طریق کمکهای مالی خصوصی به شکل توکن ZEC تأمین مالی میشوند تا تضمینی بر حفظ استقلال و توسعه غیرمتمرکز این شبکه باشند.
سوالات متداول (FAQ)
زاکورا (Zakura) چیست و چه مزیتی نسبت به نودهای قبلی زیکش دارد؟زاکورا یک پیادهسازی جدید و کاملاً بهینهشده از فول نود (گره کامل) شبکه زیکش است که با هدف مقیاسپذیری بالا توسعه یافته است. بزرگترین مزیت آن سرعت بسیار بالا (۵ برابر سریعتر از نود زبرا در همگامسازی)، کاهش چشمگیر حجم فضای ذخیرهسازی مورد نیاز (به کمک سیستم Pruning و اسنپشاتها) و بهینهسازی شبکه برای پردازش تراکنشهای انبوه است.آیا با روی کار آمدن زاکورا، صرافیها و کیف پولهای زیکش باید کدهای خود را تغییر دهند؟خیر. یکی از ویژگیهای مهم زاکورا داشتن «حالت سازگاری» (Compatibility Mode) است. این حالت رابط کاربری قدیمی zcashd RPC را دقیقاً شبیهسازی میکند؛ بنابراین تمام صرافیها، کیف پولها و پلتفرمهای فعلی میتوانند بدون نیاز به هیچگونه تغییری در زیرساخت نرمافزاری خود، به استفاده از شبکه ادامه دهند.زاکورا چگونه میخواهد امکان پردازش تراکنشهای نامحدود (TPS نامحدود) را فراهم کند؟رسیدن به ظرفیت شبکههای پرداخت جهانی مانند ویزا (بیش از ۵۰ هزار تراکنش در ثانیه)، در زیرساخت فعلی غیرممکن است. زاکورا با ادغام فناوریهای نوین رمزنگاری شامل «اثباتهای بازگشتی» (که نیاز به پهنای باند را به شدت کاهش میدهد) و فناوری بازیابی اطلاعات خصوصی (PIR)، این محدودیت را دور میزند و به کیف پولها اجازه میدهد بدون نیاز به دانلود کل شبکه، حجم نامحدودی از تراکنشها را بهصورت خصوصی پردازش کنند.

چرا هولدرهای بلندمدت ارزهای دیجیتال به جای فروش، با وثیقه گذاشتن داراییهایشان وام میگیرند؟
27 تیر 1405 - 16:00
یک نگهدارنده هولدر بلندمدت رمزارز همچنان ممکن است با بدهیهای کوتاهمدت روبرو شود. یک قبض مالیاتی بزرگ، خرید ملک، نیاز به سرمایه در گردش، متعادلسازی مجدد سبد سرمایهگذاری یا یک فرصت سرمایهگذاری جدید میتواند نیازی به نقدینگی ایجاد کند؛ آن هم مدتها پیش از آنکه باور و اعتماد فرد به بیتکوین (BTC)، اتریوم (ETH)، ریپل (XRP) یا سولانا (SOL) تغییری کرده باشد.
این چارچوب واقعی این مقاله از میهن بلاکچین است. این صرفاً داستانی درباره بدهیهای خرد نیست، بلکه داستانی درباره تخصیص سرمایه است. زمانی که یک موقعیت سرمایهگذاری بزرگ و معنادار میشود، سؤال از «آیا باید وام بگیرم؟» به «کمضررترین راه برای تأمین نیاز به نقدینگی، بدون به خطر انداختن داراییهای اصلی چیست؟» تغییر میکند.
در حوزههای قضایی که گزارشهای مالیاتی به فروش، مبادله یا سایر واگذاریها گره خورده است، جداسازی تصمیمِ تأمین نقدینگی از تصمیمِ خروج، اهمیت بیشتری پیدا میکند. البته این به معنای دور زدن قانون یا جایگزینی برای مشاوره مالیاتی نیست، بلکه توضیح میدهد که چرا بسیاری از هولدرهای بلندمدت، به فروش و تأمین نقدینگی به عنوان دو تصمیم کاملاً مجزا نگاه میکنند.
شکاف نقدینگی
سؤال واقعی این نیست که آیا باید رمزارزهایم را بفروشم؟ بلکه این است که چگونه میتوانم بدون آسیب زدن به داراییهای اصلی خود، نقدینگی داشته باشم؟
بیشتر مردم با سؤال اشتباهی شروع میکنند. آنها میپرسند که آیا به طور کلی وام گرفتن ایده خوبی است یا خیر. هولدرهای بلندمدت معمولاً سؤال محدودتر و مفیدتری میپرسند: آیا واقعاً میخواهم این دارایی را همین الان بفروشم؟
این تمایز مهم است زیرا فروش فقط یک رویداد نقدی نیست، بلکه یک رویدادِ مواجهه با بازار است. به محض اینکه دارایی فروخته میشود، پتانسیل سودآوری از دست میرود. بازسازی دوباره این موقعیت در آینده ممکن است در تئوری ساده به نظر برسد، اما در عمل اغلب به معنای خرید مجدد در قیمتهای بالاتر، ورود بسیار دیرهنگام یا عدم ورود مجدد برای همیشه است.
وقتی باور به یک دارایی همچنان پابرجاست، مشکل واقعی اغلب باور نیست، بلکه نقدینگی است. دارایی ممکن است هنوز کار خود را به عنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت به خوبی انجام دهد، اما مشکل نقدی امروز را حل نمیکند. وام گرفتن دقیقاً برای پر کردن این شکاف به وجود آمده است.
برای خوانندگانی که سرمایه قابلتوجهی را مدیریت میکنند، این شکاف به یک مسئله استراتژیک تبدیل میشود. موضوع این نیست که آیا پول نقد مفید است یا خیر؛ بلکه موضوع این است که آیا فروش یک داراییِ ذخیره اصلی، راه درستی برای به دست آوردن آن است؟
این یک نقدینگی تضمینشده است، نه سرمایه رایگان
وام با پشتوانه رمزارز میتواند جایگاه شما را در بازار حفظ کند، اما هزینههای تامین مالی، نوسانات ارزش وثیقه، ریسک لیکوئید شدن و ریسک طرف مقابل را نیز به همراه دارد. نقطه شروع درست این نیست که بپرسید «چقدر سریع میتوانم وام بگیرم؟»، بلکه این است که «آیا نیاز به نقدینگی آنقدر مهم هست که درگیر کردن یک دارایی پرنوسان را توجیه کند؟»
ترازنامه
با رشد حجم سرمایهگذاری، چارچوب تصمیمگیری تغییر میکند. یک دارایی اصلی دیگر شبیه به یک ترید و معامله به نظر نمیرسد، بلکه به سرمایهای استراتژیک تبدیل میشود.
به همین دلیل است که ذهنیت ثروتمندان، بنیانگذاران، دفاتر مدیریت ثروت خانوادگی و تیمهای خزانهداری اغلب به یکدیگر نزدیک میشود. آنها فقط نمیپرسند که چگونه میتوان از یک دارایی پول درآورد. آنها میپرسند که چگونه میتوان ضمن حفظ مواجهه با بازار، حفظ گزینههای اختیاری و پرداخت بدهیها، از اختلال در تخصیص سرمایه بلندمدت جلوگیری کرد.
سیستم مالی سنتی همواره نسخههایی از این کار را با وثیقههای قوی انجام داده است. خطوط اعتباری با پشتوانه اوراق بهادار و وامهای با پشتوانه املاک، همگی از یک اصل بنیادین پیروی میکنند:
دارایی را نفروشید مگر اینکه واقعاً بخواهید از آن دارایی خارج شوید.
در مواقعی که خود دارایی هنوز به لحاظ استراتژیک ارزشمند است، از اعتبار و وام به صورت انتخابی استفاده کنید.
ارزهای دیجیتال نیز به طور فزایندهای از همین دریچه ارزیابی میشوند. این بدان معنا نیست که هر هولدری باید وام بگیرد، بلکه به این معناست که وقتی داراییهای دیجیتال به عنوان سرمایهای معنادار تلقی میشوند، بحث به طور طبیعی از ترید کردن به مدیریت سرمایه تغییر مییابد.
هزینه مواجهه با بازار
فروش، مشکل فوری نقدینگی را حل میکند، اما سبد سرمایهگذاری آینده را نیز تغییر میدهد.
فروش باعث کاهش حضور در بازار میشود، بسته به قوانین کشور میتواند رویدادی برای گزارش مالیاتی ایجاد کند و فرد را مجبور میکند تا بعداً درباره اینکه آیا، چه زمانی و چگونه دوباره وارد بازار شود، تصمیمگیری کند. برای هولدرهای بلندمدت، این تصمیمِ ورود مجدد در آینده، اغلب دشوارتر از فروش اولیه است.
وام گرفتن، مسیر را تغییر میدهد نه اینکه آن را به پایان برساند. در این روش به جای تبدیل دارایی به نقدینگی از طریق فروش، دارنده، دارایی خود را به وثیقه تبدیل کرده و در ازای آن نقدینگی دریافت میکند.
اقدامنتیجه برای پورتفولیومعاوضه اصلی (Tradeoff)فروش دارایی اصلینقدینگی فوری، کاهش حضور در بازارریسک خروج، ریسک ورود مجدد، پیامدهای مالیاتی احتمالیوام گرفتن روی دارایینقدینگی با حفظ موقعیت اقتصادی در بازارهزینه بهره، ریسک لیکوئید شدن، ریسک طرف مقابل، نیاز به نظارت فعالنگهداری دارایی (هولد)حضور کامل در بازار، بدون پیچیدگیعدم دسترسی به نقدینگی جدید
با این دیدگاه، فروش به ندرت فقط یک تصمیم تامین مالی است. این یک تصمیم تخصیص سرمایه با پیامدهایی است که میتواند بسیار طولانیتر از نیاز اولیه به پول نقد دوام داشته باشد.
اولویت با داشتن گزینههای اختیاری
زمانی که ایده و تحلیل پیرامون یک دارایی تغییری نکرده، اما زمانبندی نیاز به پول نقد غیرقابل انعطاف است، وام با وثیقه میتواند منطقی باشد.
برای یک شخص، این میتواند به معنای پرداخت یک قبض بزرگ بدون نقد کردن یک موقعیت سرمایهگذاری متمرکز بلندمدت باشد. برای شخصی دیگر، ممکن است به معنای تامین سرمایه در گردش، یا ایجاد یک حائل نقدینگی در حالی باشد که پایگاه دارایی اصلی دستنخورده باقی میماند. جذابیت اصلی این کار در نمایش نیست، بلکه در اختیار عمل است.
از منظر مدیریت سرمایه، جذابیت در کارایی وثیقه است. شخص، ارزشِ ترازنامهای خود را به نقدینگیِ قابل استفاده تبدیل میکند، بدون آنکه فوراً دارایی ذخیره را واگذار کند.
البته نباید این استراتژی را رویایی جلوه داد. وام گرفتن، ریسک ضرر را از بین نمیبرد، بلکه آن را جابجا میکند. به جای تحقق بخشیدن به خروج از بازار در همین امروز، وامگیرنده میپذیرد که در ازای حفظ موقعیت خود در بازار، هزینههای تامین مالی و تعهداتِ مدیریت ریسک را بپذیرد.
افق بلندمدت
این عبارت به این دلیل محبوب شد که یک غریزه واقعی مدیریت سرمایه را در یک عبارت کوتاه خلاصه میکند. ایده ساده است: یک دارایی کمیاب را جمعآوری کنید، از واگذاریهای غیرضروری بپرهیزید، نیازهای نقدینگی را از طریق وامهای تضمینشده برآورده کنید و اجازه دهید موقعیت اصلی شما در طول زمان با سود مرکب رشد کند.
این چارچوب بیشتر مورد توجه هولدرهایی قرار میگیرد که به جای تفکر فصلی، دههای فکر میکنند. برای ثروتهای خصوصی، بنیانگذاران، دفاتر خانوادگی و سرمایهگذاران بلندمدت، هدف معمولاً تداوم حضور در بازار است، نه نقد کردن مداوم.
نظم و انضباط در مدیریت ریسک
پیش از اینکه کسی با پشتوانه رمزارز وام بگیرد، باید چیزی فراتر از نرخ بهرههای جذاب یا وعده تامین مالی سریع را بررسی کند. آنها باید شرایط وثیقه، سیاست نسبت وام به ارزش (LTV)، مکانیک لیکوئید شدن، سیستم حضانت، مدل ذخیره و زمان پاسخگویی عملیاتی را درک کنند.
در این سیستمها، LTV به نسبت بین مبلغ وام و ارزش وثیقه اشاره دارد. مارجین کال (Margin call) آستانهای است که در آن خطر لیکوئید شدن فعال میشود. لیکوئید شدن همان فروش خودکار وثیقه برای پوشش وام و بهره در زمانی است که ارزش وثیقه به شدت افت میکند.
قبل از راحتی، حالت شکست را ارزیابی کنید
سوال مهم این نیست که پلتفرم چقدر سریع وام میدهد. سوال این است که وقتی نوسانات شدید رخ میدهد چه اتفاقی میافتد. بالاتر بردن LTV میتواند نقدینگی فوری بیشتری به شما بدهد، اما زمان واکنش شما برای شارژ مجدد وثیقه در صورت ریزش بازار را به شدت کم میکند. وامگیرندگان جدی، مدیریت را ابتدا برای بقا و سپس برای کارایی انجام میدهند.
سوالات متداول (FAQ)
چه زمانی وام گرفتن با پشتوانه رمزارز منطقیتر از فروش است؟زمانی که هولدر همچنان میخواهد دارایی خود را حفظ کند، اما نیاز به پول نقد قابل تعویق نیست. وام گرفتن میتواند مشکل کوتاهمدت مالی را حل کرده و موقعیت بلندمدت بازار را حفظ کند؛ به شرطی که فرد با ریسکها و نیاز به نظارت بر وثیقه مشکلی نداشته باشد.معمولاً چه کسانی از این استراتژی استفاده میکنند؟نه فقط نهنگها، بلکه هرچه اندازه سرمایه و حساسیتهای مالیاتی بیشتر شود، منطق این کار روشنتر میگردد. هولدرهای بلندمدت، بنیانگذاران، افراد ثروتمند و کسانی که ذهنیت خزانهداری دارند از این روش استفاده میکنند، زیرا آنها در حال "مدیریت سرمایه" هستند، نه فقط به دنبال سودهای کوتاهمدت.

آیا لایه ۲ رابینهود دلیل جدیدی برای صعود اتریوم است؟
27 تیر 1405 - 12:00
راهاندازی طوفانی شبکه رابینهود چین (Robinhood Chain) در این ماه، یکی از قدیمیترین بحثهای اکوسیستم اتریوم را دوباره بر سر زبانها انداخته است: آیا موفقیت شبکههای لایه ۲ (Layer-2) تقاضا برای دارایی ETH را افزایش میدهد یا این بازیگران جدید تمام ارزش خلقشده را برای خودشان تصاحب میکنند؟
به گزارش میهن بلاکچین، شبکه لایه ۲ مبتنی بر آربیترومِ این کارگزاری خرد، از زمان راهاندازی در ۱ جولای، به یکی از شلوغترین رولآپهای (Rollups) اتریوم تبدیل شده است.
در دو هفته اول، بیش از ۱۴۱ میلیون دلار اتر به این زنجیره منتقل (Bridge) شد. دادههای پلتفرم دیفایلاما (DeFiLlama) نشان میدهد که اکنون بیش از نیم میلیون کیف پول در این شبکه اتر نگهداری میکنند. همچنین، تب و تاب میمکوینها باعث شد حجم معاملات ۲۴ ساعته صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) در رابینهود چین، از شبکه اصلی اتریوم و همچنین شبکه Base متعلق به کوینبیس پیشی بگیرد.
به دنبال انتشار این اخبار و موجی از اظهارنظرهای صعودی، قیمت اتر پامپ شد. طبق دادههای کوینگکو (CoinGecko)، قیمت این ارز دیجیتال با رشدی ۱۵ درصدی، از ۱٬۵۸۲ دلار در ۱ جولای به ۱٬۸۲۵ دلار در ۱۳ جولای رسید.
اریک ترامپ (Eric Trump) از پروژه World Liberty Financial در ۱۱ جولای نوشت:
اتریوم به شدت در حال پامپ است! دیدن این صحنه عالی است!
در همین حال، تام لی (Tom Lee)، رئیس BitMine Immersion Technologies، با اشاره به نقش اتر به عنوان توکن اصلی برای پرداخت کارمزد (Gas) این زنجیره و همچنین تایید نهایی تراکنشهای لایه ۲ در شبکه اصلی اتریوم، استدلال کرد که این راهاندازی فرضیه اتر پول است (ETH is money) را تقویت میکند.
البته سرمایهگذاران اتریوم پیش از این نیز استدلالهای مشابهی را شنیده بودند. شبکههای آربیتروم، آپتیمیزم و بیس هر کدام موجی از کاربران و فعالیت را به اکوسیستم لایه ۲ اتریوم آوردند، اما نتوانستند تأثیر معناداری روی قیمت اتر بگذارند، زیرا بیشتر فعالیتهای اقتصادی روی خود این رولآپها باقی ماند.
اما راهاندازی رابینهود چین مسلماً متفاوت است. برخلاف رولآپهای قبلی که توسط شرکتهای بومی فضای کریپتو ساخته شده بودند، این شبکه توسط یک کارگزاری خرد سهامی عام با دهها میلیون مشتری توسعه یافته است تا از سهام توکنیزهشده و سایر داراییهای دنیای واقعی (RWA) پشتیبانی کند.
طبق دادههای پلتفرم توکن ترمینال (Token Terminal)، این شبکه تنها چند روز پس از راهاندازی، ۶.۹ درصد از کل سهامداران توکنیزهشده را به خود اختصاص داد.
اگر مدل رابینهود موفق عمل کند، میتواند بانکها، کارگزاران و مدیران دارایی را ترغیب کند تا شبکههای لایه ۲ اختصاصی خود را بسازند و جایگاه اتریوم را به عنوان بلاکچین پیشفرض برای سیستم مالی سنتی (TradFi) تثبیت کند. در حال حاضر، دویچه بانک (Deutsche Bank) نیز در حال ساخت یک لایه ۲ مبتنی بر اثبات دانش صفر (ZK) روی اتریوم به نام DAMA 2 است که بر امور مالی نهادی تمرکز دارد.
چرا رابینهود میتواند یک نقطه عطف باشد؟
شبکههای لایه ۲ اتریوم از فناوری رولآپ برای پردازش تراکنشها در خارج از زنجیره اصلی استفاده میکنند و سپس آنها را به صورت دورهای روی شبکه اصلی تسویه (Settle) میکنند. رابینهود چین از فناوری آربیتروم استفاده میکند و با اکوسیستم گستردهتر اتریوم کاملاً سازگار است.
اما آنچه توجه صنعت را به خود جلب کرده، خود فناوری نیست، بلکه هویت سازنده و استفادهکننده از آن است.
الکس گلوچوفسکی (Alex Gluchowski)، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Matter Labs (توسعهدهنده لایه ۲ zkSync)، گفت:
این یک دستاورد واقعی است. این اتفاق نشان میدهد لایه ۲های اتریوم از یک محیط آزمایشی برای تیمهای بومی کریپتو، به زیرساختی تبدیل شدهاند که یک شرکت قانونگذاریشده و سهامی عام، کسبوکار خود را روی آن اجرا میکند.
وی افزود:
رابینهود به جای ساختن یک بلاکچین از پایه (کاری که شرکت Stripe تصمیم گرفت با Tempo انجام دهد)، ترجیح داد یک رولآپ اتریوم را برای رعایت حریم خصوصی، الزامات قانونی و عملکرد بهتر، بومیسازی کند و در عین حال امنیت اتریوم را به ارث ببرد و به نقدینگی آن متصل شود.
مکس شنون (Max Shannon)، تحلیلگر ارشد شرکت Bitwise، گفت که موفقیت رابینهود چین بسیار مهمتر از استقرار لایه ۲های قبلی است. او گفت:
این اتفاق نشاندهنده رشد اکوسیستم اتریوم، به ویژه در میان نهادهای بزرگ است. همچنین در زمانی رخ میدهد که اتریوم از طریق مجموعههایی مانند Eth Labs و Ethereum Institutional، تمرکز خود را بهطور گستردهتری به سمت پذیرش سازمانی معطوف کرده است.
آیا رابینهود چین منطق سرمایهگذاری روی اتر را تغییر میدهد؟
از نظر شانون، راهاندازی رابینهود تز سرمایهگذاری روی اتریوم را تقویت میکند، زیرا جایگاه این شبکه را به عنوان بلاکچین پیشرو برای پذیرش نهادی مستحکمتر میکند.
او معتقد است اتر دارای:
ویژگیهای شبکهای لازم برای تبدیل شدن به داراییِ ذخیره در شبکه در حال رشد لایه ۲های نهادی است.
اما مانند بسیاری دیگر، او نیز بر این باور است که توکنومیکس (اقتصاد توکنی) اتریوم باید بهبود یابد تا افزایش فعالیت در شبکه، خود را شفافتر در تقاضا برای اتر نشان دهد.
اتریوم پیش از این بارها به خاطر تصمیمش مبنی بر کاهش چشمگیر کارمزد لایه ۲ها (برای تسریع پذیرش و ایجاد اثر شبکهای) مورد انتقاد قرار گرفته است. لورنزو والنته (Lorenzo Valente) از شرکت Ark Invest در ۱۴ جولای نوشت که رابینهود چین از زمان راهاندازی، ۸۱۶,۰۰۰ دلار درآمد داشته است که آربیتروم ۱۰ درصد از آن را برداشته، اما تنها ۰.۱۵ درصد از کل این مبلغ به شبکه اصلی اتریوم پرداخت شده است.
او افزود:
اگر فرضیه شما این است که "اتر پول است"، ساخته شدن شبکه رابینهود روی آن به شدت صعودی (Bullish) است؛ فعالیت بیشتر، وثیقه شدن بیشتر اتر و افزایش ماندگاری (Lindyness). اما اگر فرضیه شما این است که "اتر یک دارایی درآمدزا است"، این اتفاق به شدت نزولی محسوب میشود.
پلتفرم GrowThePie اعلام کرد که ارقام والنته در مورد سهم درآمد اتریوم چهار برابر کمتر از واقعیت بوده و «۰.۶ درصد رقم درستی است». اما حتی این رقمِ بالاتر نیز محرک معناداری برای درآمدزایی لایه ۱ نیست. رابینهود چین در هفته گذشته بیش از هر لایه ۲ دیگری کارمزد گس تولید کرد، اما سهم شبکه اصلی اتریوم از آن تنها ۴,۴۰۰ دلار بود.
گلوچوفسکی معتقد است افزایش ارزش اتر بر مبنای درآمد حاصل از کارمزدها نخواهد بود، بلکه احتمالاً از طریق تبدیل شدن آن به یک پولِ پذیرفتهشده در سراسر اکوسیستمهای لایه ۲ رقم خواهد خورد. او گفت:
ممکن است مردم کارمزدها را با استیبلکوین بپردازند یا اصلاً به گس فکر نکنند. اما هرچه ارزش بیشتری روی اتریوم تسویه شود، اتر کمتر شبیه به یک توکنِ کارمزد و بیشتر شبیه به دارایی پولیِ پایه این سیستم به نظر میرسد.
حتی منتقدانِ نزولی اتر مانند مایک دوداس (Mike Dudas) از شرکت 6th Man Ventures، رابینهود چین را به عنوان «صعودیترین اتفاقی که در این چند سال در اکوسیستم اتریوم دیدهام» توصیف کردهاند. اما دوداس پس از دیدن پست والنته، این شرط را اضافه کرد:
کار اتر تمام است، مگر اینکه تئوری "اتر پول است" اوج بگیرد یا هزینه تسویه (Settlement) در لایه ۱ افزایش یابد.
معمای جذب ارزش همچنان باقی است
اگرچه موفقیت رابینهود احتمالاً موضع استراتژی مقیاسپذیری اتریوم را تقویت کرده است، اما هنوز یکی از بزرگترین سوالات بیپاسخ این شبکه حل نشده است: رشد فعالیت در لایه ۲ها چگونه در نهایت به خلق ارزش برای خودِ توکن ETH تبدیل میشود؟
شنون گفت که ارتقاهای اخیر قابلیتهای مقیاسپذیری اتریوم را بهبود بخشیدهاند، اما با وجود رسیدن تراکنشها به رکوردهای تاریخی، این تقاضا هنوز به کارمزدهای بالاترِ معنادار یا افزایش توکنسوزی اتر (Burn) ترجمه نشده است.
شانون معتقد است:
رابینهود این مشکل را حل نخواهد کرد و رشد دستهجمعی لایه ۲ها نیز احتمالاً چنین کاری نمیکند... این مسئله نیازمند یک تغییر اساسی در ذهنیت توسعهدهندگان و در اقتصاد توکنیِ اتر است.
عدم قطعیت دیگر این است که کاربران نهادی واقعاً تا چه حد اتر را بهطور مستقیم نگهداری خواهند کرد. از آنجایی که سهام توکنیزهشده و سایر داراییهای دنیای واقعی (RWA) بهطور فزایندهای با استیبلکوینها معامله میشوند، ممکن است بسیاری از کاربران بهندرت با خود اتر تعامل داشته باشند، حتی با وجود اینکه اتر پشتوانه شبکهای است که آنها در پسزمینه از آن استفاده میکنند.
رابینهود شاید نشان داده باشد که یک موسسه مالی بزرگ مایل است روی زیرساخت اتریوم بستر خود را بسازد، اما اینکه آیا این موضوع در نهایت به تقاضای قدرتمندتری برای اتریوم تبدیل میشود یا خیر، باید منتظر ماند و دید.

چرا جستجوی گوگل میتواند خطری برای کیف پول ارز دیجیتال باشد
26 تیر 1405 - 20:00
تصور کنید نام صرافی غیرمتمرکز مورد علاقهتان را در گوگل جستجو میکنید، روی اولین نتیجه که برچسب «حمایتشده» (Sponsored) دارد کلیک میکنید و تراکنش خود را انجام میدهید؛ اما دقایقی بعد با وحشت متوجه میشوید تمام موجودی کیف پولتان خالی شده است! این یک کابوس خیالی نیست، بلکه روشی جدید است که هکرها بدون نیاز به هیچ کدنویسی پیچیدهای، از اعتماد بیچونوچرای ما به نتایج موتورهای جستجو سوءاستفاده میکنند.
در این مقاله به این میپردازیم که چگونه یک جستجوی ساده میتواند به هک شدن کیف پول شما منجر شود و کلاهبرداران چگونه از اعتماد ما به گوگل سوءاستفاده میکنند.
نتایج جستجو در حال تبدیل شدن به بخشی از مسیر حملات سایبری در حوزه رمزارزها هستند
نتایج موتورهای جستجو به شکلی خاموش به یکی از دستکمگرفتهشدهترین نقاط ضعف در امنیت ارزهای دیجیتال تبدیل شدهاند.
درک معمول از امنیت رمزارزها معمولاً بر محافظت از کلمات بازیابی (seed phrases)، استفاده از کیف پولهای سختافزاری، فعالسازی احراز هویت چندمرحلهای و احتیاط در برابر لینکهای مشکوک ارسالشده از طریق ایمیل یا پیامهای مستقیم تمرکز دارد. آنچه اغلب نادیده گرفته میشود، نقش موتورهای جستجو به عنوان نقطه ورود حملات است.
سالهاست که پلتفرمهایی مانند گوگل به عنوان دروازههای خنثی به اینترنت دیده میشوند. کاربران عادت کردهاند بانک، صرافی، رستوران مورد علاقه یا پروتکل امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) خود را جستجو کنند و فرض را بر این بگذارند که نتایج قابل اعتماد هستند. اکنون کلاهبرداران در فضای رمزارزها در حال سوءاستفاده از این رفتارند.
حوادث اخیر مربوط به تبلیغات جعلی که خود را به جای پلتفرمهای بزرگ رمزارزی جا میزنند، نشان میدهد که موتورهای جستجو دیگر تنها ابزارهای اطلاعاتی خنثی نیستند. کلاهبرداران آنها را به بخشی از سطح حمله (Attack Surface) علیه کاربران رمزارز تبدیل کردهاند.
هک شدن یک کیف پول همیشه زمانی آغاز نمیشود که کاربر به یک سایت مخرب متصل میگردد. این اتفاق ممکن است چند دقیقه قبلتر، با یک جستجوی معمولی و یک کلیک اشتباه شروع شود.
چگونه موتورهای جستجو به یک خطر امنیتی برای رمزارزها تبدیل شدند
حملات سایبری سنتی معمولاً بر نقاط ضعف فنی مانند نقصهای نرمافزاری، اکسپلویتهای سرور و بدافزارها تمرکز داشتند. اما تقلبهای مدرن در حوزه رمزارزها متفاوت عمل میکنند.
مهاجمان به جای هدف قرار دادن سیستمها، رفتار کاربران را هدف میگیرند.
دههها استفاده از اینترنت، کاربران را آموزش داده است تا به نتایج جستجو، بهویژه آنهایی که در بالای صفحه ظاهر میشوند، اعتماد کنند. برچسب حمایتشده (Sponsored) یا همان تبلیغات، همیشه باعث احتیاط بیشتر کاربران نمیشود. حتی برخی ممکن است آن را نشانهای از اعتبار و مشروعیت سایت بدانند و به اشتباه فرض کنند که شرکت پشتیبانِ آن تبلیغ از قبل تأیید شده است.
هیچیک از این فرضیات همیشه امن نیستند.
دامنههای کیف پول با املای غلط
موتورهای جستجو برای سازماندهی اطلاعات و فروش تبلیغات طراحی شدهاند. مجرمان ماهر هر دو سیستم را به خوبی درک میکنند. آنها میتوانند جایگاههای تبلیغاتی بخرند، میزان دیده شدن را دستکاری کنند، هویت برندهای معتبر را کپی کرده و دقیقاً زمانی که کاربران بیشترین احتمال اقدام را دارند، به آنها دسترسی پیدا کنند.
در دنیای رمزارزها، این موضوع میتواند بسیار خطرناک باشد. یک تراکنش واحد میتواند مبالغ هنگفتی را در لحظه جابهجا کند و معمولاً غیرقابل بازگشت است. این یعنی یک کلیک اشتباه میتواند پیامدهای مالی جدی به همراه داشته باشد.
آیا میدانستید؟ گوگل در ابتدا گوگل نام نداشت. بنیانگذاران آن را به عنوان یک پروژه تحقیقاتی به نام "BackRub" توسعه دادند که نام آن برگرفته از توانایی در تحلیل بکلینکها بود. امروزه، همین سیستم جستجو بر تریلیونها دلار فعالیت آنلاین، از جمله تراکنشهای رمزارزی، تأثیر میگذارد.
کمپین جعل هویت یونیسواپ (Uniswap)
یک حادثه اخیر نشان میدهد که این روش تا چه حد میتواند مؤثر باشد. بر اساس گزارشها، مهاجمان حداقل ۴۰۰,۰۰۰ دلار از یک معاملهگر را از طریق تبلیغات جعلی گوگل که خود را به جای صرافی غیرمتمرکز یونیسواپ جا زده بودند، به سرقت بردند.
روش کار ساده بود. کاربری که عبارت "Uniswap" را جستجو میکرد، یک تبلیغ حمایتشده (Sponsored) که کاملاً رسمی به نظر میرسید را در بالای نتایج مشاهده میکرد. نام و نشان تجاری آشنا بود و پیام معتبر به نظر میرسید. این موضوع دلیل چندانی برای شک کردن به کاربر نمیداد.
کلیک روی تبلیغ، کاربران را به یک رابط کاربری شبیهسازیشده میبرد که پلتفرم واقعی یونیسواپ را به دقت کپی کرده بود. از آنجا، تجربه کاربری کاملاً واقعی به نظر میرسید. کاربران کیف پول خود را متصل میکردند، آنچه به نظر تراکنشهای عادی میرسید را آغاز کرده و مجوزهای لازم را صادر میکردند.
عواقب این کار تازه بعداً مشخص شد. کاربران ناآگاهانه مجوزهایی را تأیید کرده بودند که به مهاجمان اجازه میداد وجوه را مستقیماً از کیف پول آنها برداشت کنند.
آنچه این حمله را متمایز میکند، عدم وجود نفوذ فنی است. مهاجمان نیازی به کلمات بازیابی، بدافزار یا شکستن رمزنگاری نداشتند. خود قربانیان تراکنشهایی را امضا کردند که امکان سرقت را فراهم میکرد.
چرا حتی کاربران باتجربه نیز قربانی میشوند
به راحتی میتوان فرض کرد که فقط افراد تازهوارد در دنیای ارزهای دیجیتال فریب چنین نقشههایی را میخورند. اما در واقعیت، حتی کاربران باتجربه نیز در شرایط خاص ممکن است فریب بخورند.
یکی از دلایل این موضوع، سوگیری اقتدار (Authority bias) است. افراد به طور طبیعی به مؤسسات و سیستمهای تثبیتشده اعتماد میکنند. گوگل به طور خاص به عنوان یک راه قابل اعتماد برای یافتن اطلاعات دیده میشود. کاربران اغلب فرض میکنند که نتایج برتر جستجو قبل از نمایش به دقت بررسی میشوند.
عادتها این مشکل را بدتر میکنند.
دهههاست که نوار جستجو روش پیشفرض برای حرکت در اینترنت بوده است. بسیاری از کاربران دیگر آدرس سایتها (URL) را حفظ نمیکنند. آنها صرفاً پلتفرمی را که میخواهند بازدید کنند، جستجو میکنند.
راحتی نیز باعث افزایش سرعت و کاهش دقت میشود.
کاربران دائمی دیفای (DeFi) اغلب به سرعت بین صرافیها، خدمات استیکینگ، پورتالهای حاکمیتی و رابطهای پل (Bridge) جابهجا میشوند. هرچه یک اقدام فوریتر به نظر برسد، احتمال اینکه کاربران تمام جزئیات پیش روی خود را بررسی کنند کاهش مییابد.
مهاجمان این را میدانند. آنها زمان و پول خود را صرف ایجاد کپیهای متقاعدکننده از پلتفرمهای مورد اعتماد میکنند. یک رابط کاربری جعلی که دقیقاً مشابه یک پلتفرم آشنا باشد، میتواند گارد دفاعی حتی یک کاربر باتجربه را پایین بیاورد، بهخصوص زمانی که کاربر حواسپرت یا عجول است.
همچنین سوگیری خوشبینی (Optimism bias) وجود دارد. افراد ممکن است بدانند که یک تهدید وجود دارد اما همچنان باور داشته باشند که بعید است خودشان قربانی شوند. سابقه تاریخی فضای رمزارزها دلیل چندانی برای چنین اعتماد به نفسی باقی نمیگذارد.
محدودیتهای کیف پولهای سختافزاری
کیف پولهای سختافزاری اغلب به عنوان استاندارد طلایی در امنیت ارزهای دیجیتال توصیف میشوند. از بسیاری جهات، این توصیف منصفانه است. با آفلاین نگه داشتن کلیدهای خصوصی، آنها محافظت قدرتمندی در برابر بسیاری از انواع بدافزارها و تلاشهای دسترسی غیرمجاز ارائه میدهند.
با این حال، آنها یک محدودیت بزرگ دارند.
یک کیف پول سختافزاری نمیتواند با قطعیت تشخیص دهد که آیا یک تراکنش به نفع کاربر است یا خیر. اگر کاربری یک درخواست مخرب را از طریق یک رابط فیشینگ تأیید کند، دستگاه معمولاً دستور را دقیقاً همانطور که ثبت شده اجرا میکند.
کیف پول سختافزاری از کلیدها محافظت میکند، اما نمیتواند همیشه از قضاوت شخصی که از آنها استفاده میکند محافظت کند.
این تفاوت اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است. تهدید اصلی همیشه مهاجمی نیست که اطلاعات هویتی را با زور سرقت کند. گاهی اوقات، مهاجم صرفاً هدف را متقاعد میکند تا از آن اطلاعات در یک پلتفرم در معرض خطر استفاده کند.
آیا میدانستید؟ اولین حملات فیشینگ دههها قبل از بیتکوین رخ دادهاند. در اواسط دهه ۱۹۹۰، مهاجمان، کاربران پلتفرم AOL را با جا زدن خود به عنوان کارمند و درخواست رمز عبور هدف قرار میدادند. تکنیکها تغییر کردهاند، اما ایده اصلی همچنان مشابه است: سوءاستفاده از اعتماد به جای فناوری.
چرا تبلیغات جستجو برای مجرمان جذاب است
تبلیغات جستجو ترکیبی از مزایا را به مجرمان میدهند که کمتر کانال دیگری میتواند با آن رقابت کند. برای کلاهبرداران رمزارز، این موضوع آنها را به طور ویژهای جذاب میکند.
اول، آنها دسترسی به مخاطبان عظیمی را فراهم میکنند. میلیونها کاربر هر روز کلماتی مرتبط با کیف پولهای رمزارزی، صرافیها و پروتکلهای دیفای را جستجو میکنند.
این کاربران همچنین قصد مشخصی دارند. فردی که عبارت "Uniswap"، "دانلود MetaMask" یا "دانلود Ledger Live" را جستجو میکند، از قبل قصد انجام کاری را دارد. مهاجم نیازی به ایجاد انگیزه ندارد؛ قربانی احتمالی از قبل آماده تعامل است.
مانع ورود نیز نسبتاً پایین است. ایمیلهای فیشینگ ممکن است توسط فیلترهای هرزنامه (Spam) مسدود شوند یا توسط گیرندگان نادیده گرفته شوند. اما تبلیغات جستجو دقیقاً در لحظهای که کاربران به دنبال یک مقصد هستند، به آنها میرسند.
کمپینهای کلاهبرداری را نیز میتوان به سرعت بازسازی کرد. زمانی که تبلیغات جعلی حذف میشوند، مهاجمان اغلب با حسابهای جدید، دامنههای تازه ثبتشده یا نسخههای کمی تغییریافته از همان طرح قبلی بازمیگردند.
برای مجرمان، نادیده گرفتن توجیه اقتصادی این روش دشوار است.
آیا میدانستید؟ نتایج جستجو ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. موقعیت مکانی، تاریخچه مرورگر و نوع دستگاه همگی میتوانند بر آنچه کاربران میبینند تأثیر بگذارند. یک تبلیغ کلاهبرداری که توسط یک کاربر رمزارز دیده میشود ممکن است برای کاربر دیگری که همان جستجو را انجام میدهد ظاهر نشود.
مشکلی فراتر از گوگل
کلاهبرداری مبتنی بر جستجو بخشی از مشکل بسیار گستردهتری است که پلتفرمهای آنلاین با آن روبرو هستند و تنها به موتورهای جستجو محدود نمیشود.
کاربران ردیت (Reddit) بارها گزارش دادهاند که تبلیغات جعلی رمزارزی را در کنار بحثهای معتبر جامعه مشاهده کردهاند (اشاره به تبلیغات کلاهبرداری در ردیت). یوتیوب با کلاهبرداریهای جعل هویت شامل پخشهای زنده (لایواستریم) جعلی که وعده اهدای جوایز (Giveaway) میدهند، دست و پنجه نرم کرده است.
پلتفرمهای شبکههای اجتماعی به برخورد با حسابهای کلاهبرداری که پروفایل پروژههای رسمی را در بخش نظرات (Threads) کپی میکنند، ادامه میدهند. کانالهای تلگرام نیز اغلب توسط افرادی که خود را نماینده پشتیبانی جا میزنند، هدف قرار میگیرند.
در تمام این موارد، الگو یکسان است. همان سیستمهایی که برای انتشار محتوای قانونی و معتبر ساخته شدهاند، میتوانند برای گسترش کلاهبرداری نیز مورد استفاده قرار گیرند. سیستمهای تبلیغاتی برای بهینهسازی تعامل و مرتبط بودن طراحی شدهاند. کلاهبرداران سعی میکنند با تضعیف اعتماد کاربران، از این سیستمها سوءاستفاده کنند.
مسمومیت سئو (SEO Poisoning) و چگونگی تغییر این تهدید
اجتناب از تبلیغات حمایتشده ممکن است یک راهحل واضح به نظر برسد. متأسفانه، کلاهبرداران خود را با این شرایط وفق دادهاند.
مسمومیت سئو (SEO Poisoning) دستکاری عمدی رتبهبندیهای جستجوی ارگانیک (طبیعی) است تا صفحات مخرب بدون نیاز به پرداخت هزینه تبلیغاتی، در بالای نتایج ظاهر شوند. مهاجمان ممکن است محتوای آموزشی جعلی منتشر کنند که برای رتبهگرفتن با عبارات جستجوی محبوب طراحی شده است. آنها همچنین ممکن است دامنههای منقضیشدهای را بخرند که از قبل دارای اعتبار جستجو (Search Authority) هستند.
گروهی دیگر از روش ثبت دامنههای مشابه (Typosquatting) استفاده میکنند که به معنای ثبت دامنههایی با تغییرات املایی جزئی است که در یک نگاه سریع به راحتی نادیده گرفته میشوند. کلاهبرداریهای پیشرفتهتر از کاراکترهای مشابه (Lookalike) از الفبای سایر زبانها استفاده میکنند تا آدرسهای جعلی را کاملاً قانونی جلوه دهند.
برای یک کاربر معمولی، تشخیص این تفاوتها تقریباً غیرممکن است. در نتیجه، حتی افرادی که از کلیک روی تبلیغات پولی اجتناب میکنند، ممکن است از طریق نتایج جستجوی عادی به صفحات فیشینگ هدایت شوند.
امنیت رمزارز به عنوان یک چالش تجربه کاربری
توصیههای امنیتی در دنیای ارزهای دیجیتال به طور سنتی بر محافظت از اطلاعات حساس تمرکز داشته است: حفاظت از کلمات بازیابی، استفاده از رمزهای عبور قوی، فعالسازی احراز هویت دومرحلهای و ذخیره دقیق نسخههای پشتیبان. این توصیهها همچنان اهمیت دارند.
با این حال، این موارد دیگر به تنهایی کافی نیستند.
امروزه بسیاری از خسارات از طریق سرقت اطلاعات رخ نمیدهند؛ بلکه از طریق تجربیات فریبندهای اتفاق میافتند که طوری طراحی شدهاند تا تقریباً مشابه نمونههای قانونی به نظر برسند. در این موارد، نقاط ضعف اغلب اقدامات ساده کاربر هستند: جستجو کردن، کلیک کردن، تأیید کردن و اعتماد به رابطهای کاربری آشنا.
در نتیجه، امنیت رمزارزها همانقدر که یک مشکل فنی است، در حال تبدیل شدن به یک مشکل تجربه کاربری است. حفاظت واقعی نیازمند کاهش سردرگمی و فریب در هر مرحله از سفر کاربر است، نه فقط تقویت صفحه نهایی تراکنش.
اقدامات عملی برای کاهش خطرات
اقدامات احتیاطی ساده میتوانند تا حد زیادی قرار گرفتن کاربر در معرض حملات مبتنی بر جستجو را کاهش دهند. این اقدامات همچنین احتمال گرفتن تصمیمات عجولانه را کم میکنند.
ذخیره مستقیم (Bookmarking) وبسایتهای رسمی: انجام این کار به جای جستجوی هر باره آنها، یک نقطه ضعف اصلی را برطرف میکند. بهتر است به طور کامل از کلیک روی لینکهای تبلیغاتی (Sponsored) برای کیف پولها، صرافیها و برنامههای دیفای اجتناب کنید.
بررسی دقیق آدرس سایت (URL): پیش از اتصال کیف پول، آدرسها را با دقت و با توجه ویژه به خطاهای املایی و کاراکترهای غیرمعمول بررسی کنید. لینکها باید در صورت امکان از طریق حسابهای تایید شده پروژهها و اسناد رسمی به دست آیند.
بازبینی دقیق درخواستهای تراکنش: تراکنشها را به جای تأیید سریع، با دقت بررسی کنید. در صورت وجود، کاربران باید از ابزارهای کیف پولی استفاده کنند که میتوانند تراکنشها را شبیهسازی کرده و مجوزهای غیرمعمول را علامتگذاری کنند. مجوزهای مربوط به توکنها (Token approvals) که دیگر نیازی به آنها نیست باید هر از چند گاهی لغو (Revoke) شوند.
فراتر از همه اینها، کمی آرامتر عمل کردن ارزشش را دارد. کلاهبرداران به طور عمدی از حس فوریت سوءاستفاده میکنند. چند ثانیه وقت اضافی برای بررسی جزئیات میتواند تفاوت بین یک تعامل عادی و یک ضرر غیرقابل بازگشت را رقم بزند.

دلیل تاخیر در برداشتهای صرافی او ام پی فینکس مشخص شد!
26 تیر 1405 - 18:23
صرافی ارز دیجیتال او ام پی فینکس (OMPfinex) در اطلاعیهای رسمی، دلایل کندی و اختلال در پردازش برداشتهای ریالی و رمزارزی روزهای اخیر را تشریح کرد. طبق این اطلاعیه، اختلالات مکرر در شبکه بانکی کشور و همچنین اعمال تحریمهای بینالمللی جدید علیه برخی صرافیهای ایرانی، دلیل اصلی تغییر رویه این پلتفرم و تاخیر در تسویهها بوده است.
صرافی او ام پی فینکس به منظور شفافسازی شرایط پیشآمده برای کاربران خود، با انتشار پیامی رسمی به بررسی دلایل اختلالات اخیر در سیستم برداشت ریالی و ارزی خود پرداخت. سامان بیرقی، مدیرعامل این پلتفرم، با تاکید بر اولویت بودن حفظ امنیت داراییهای کاربران، به تشریح دو چالش اساسی که این روزها سیستم پردازش این صرافی را تحت تاثیر قرار دادهاند، پرداخت.
دلایل اصلی تاخیر در برداشتها چیست؟
بر اساس اطلاعیه منتشر شده، دو عامل اصلی باعث بروز کندی در روند تسویههای این صرافی شده است:
اختلالات زیرساختی شبکه بانکی: بروز مشکلات و قطعیهای مکرر در زیرساختهای بانکی کشور که همچنان به طور کامل برطرف نشده است، تسویههای ریالی را با کندیهای پیشبینینشدهای مواجه کرده است.
تشدید تحریمهای بینالمللی: با توجه به اخبار اخیر مبنی بر اعمال تحریمهای جدید روی برخی صرافیهای ارز دیجیتال ایرانی، او ام پی فینکس به منظور بازنگری در پروتکلهای اجرایی و حفظ امنیت دارایی کاربران، ناگزیر به تغییر برخی از رویههای امنیتی خود شده است.
تغییر فرایند برداشت از خودکار به دستی
یکی از مهمترین نکات این اطلاعیه، اطمینانخاطر دادن به کاربران در خصوص امنیت داراییهایشان است. او ام پی فینکس اعلام کرده است که در راستای صیانت از سرمایه کاربران، فرایند برداشتها به صورت موقت از حالت خودکار خارج شده و به صورت دستی و با نظارت دقیق امنیتی انجام میشود.
در این اطلاعیه صراحتاً ذکر شده است:
تأکید میکنیم که فرایند برداشتهای ریالی و ارز دیجیتال بهصورت مستمر در حال پردازش بوده و تنها به دلیل انجام بررسیهای امنیتی بهصورت دستی، زمان انجام آنها نسبت به گذشته افزایش یافته است.
وضعیت پشتیبانی و زمانبندی رفع مشکل
مدیریت این صرافی با درک نگرانی کاربران و عذرخواهی بابت تاخیرهای ناخواسته، اعلام کرد که تیم پشتیبانی به صورت ۲۴ ساعته در هفت روز هفته از طریق چت آنلاین و تماس تلفنی پاسخگوی سوالات کاربران است. هرچند به دلیل حجم بالای درخواستها در روزهای اخیر، زمان انتظار برای دریافت پاسخ کمی طولانیتر شده است، اما این مجموعه در حال افزایش ظرفیت تیم پشتیبانی خود میباشد.
طبق برنامهریزیهای انجامشده و فعالیت شبانهروزی تیمهای فنی و عملیاتی، انتظار میرود این اختلالات نهایتاً طی چند روز آینده به طور کامل برطرف شده و فرایندها به روال عادی و خودکار خود بازگردند. او ام پی فینکس همچنین وعده داد که گزارش روزانه اقدامات انجامشده را به اطلاع کاربران خواهد رساند و پس از رفع کامل مشکلات، طرحهای ویژهای برای قدردانی از صبر و همراهی کاربران ارائه خواهد داد.

چرا توکنیزه شدن سهام هنوز بازار سرمایه را متحول نکرده است؟
26 تیر 1405 - 16:00
در سالهای اخیر، توکنیزهکردن داراییها به یکی از محبوبترین واژهها در دنیای ارزهای دیجیتال تبدیل شده و گویا ترند بعدی بازار خواهد بود. از بانکها و مدیران دارایی گرفته تا صرافیها و پلتفرمهای معاملاتی، همه تلاش میکنند نشان دهند که وارد دنیای بلاکچین شدهاند و با موج نوآوری همراه هستند. اما پشت این هیاهو، یک سوال اساسی وجود دارد که کمتر کسی حاضر است صادقانه به آن پاسخ دهد: آیا آنچه امروز بهعنوان توکنیزاسیون سهام میبینیم، واقعاً آینده بازار سرمایه است یا فقط نسخهای دیجیتالی از همان ساختار قدیمی است؟
واقعیت این است که بخش بزرگی از پروژههای توکنیزهشده، بیش از آنکه یک تحول واقعی باشند، تنها «لباس جدیدی» برای سیستمهای سنتی هستند. داراییها همچنان زیر سلطه واسطهها قرار دارند، تسویهها کند است و مالکیت واقعی فاصله زیادی با آنچه روی کاغذ نوشته میشود دارد. اما حالا، با ظهور سهام بلاکچینمحور و آنچین به نظر میرسد که همهچیز در آستانه تغییر قرار گرفته؛ اما آیا بلاکچین میتواند برای اولین بار، ساختار مالکیت، معامله و تأمین مالی سهام را از ریشه تغییر دهد؟ در این مطلب از میهن بلاکچین به این سوال پاسخ میدهیم.
چرا توکنیزهکردن فعلی سهام، تحول واقعی ایجاد نکرده است؟
در نگاه اول، توکنیزه شدن سهام جذاب به نظر میرسد. معامله ۲۴ ساعته، امکان خرید کسری از سهام و انتقال سریعتر، همگی ویژگیهایی هستند که برای کاربر نهایی ملموس و کاربردیاند. اما اگر لایه زیرین این مدلها را کنار بزنیم، متوجه میشویم که اغلب آنها تفاوت بنیادینی با بازار سنتی ندارند.
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/how-and-why-major-stars-are-embracing-tokenization/" content="توکنیزه کردن چیست و چرا افراد معروف از آن استفاده میکنند؟" ][/sc]
در بیشتر نمونههای فعلی، سهام واقعی همچنان خارج از بلاکچین نگهداری میشود. یک نهاد متمرکز، دارایی را در اختیار دارد و آنچه روی بلاکچین معامله میشود، صرفاً نماینده دیجیتالی آن سهم است. یعنی همچنان پای متولیان سنتی، نهادهای تسویه، کارگزاران و لایههای متعدد واسطه در میان است. بلاکچین در این مدل، بیشتر نقش یک رابط کاربری مدرن را بازی میکند تا یک زیرساخت تحولآفرین.
مشکل اصلی اینجاست که یکی از مهمترین وعدههای بلاکچین، یعنی حذف واسطهها و بازگرداندن کنترل به مالک واقعی دارایی، عملاً نادیده گرفته شده است. وقتی سهام توکنیزهشده هنوز به سیستمهای قدیمی گره خورده، نمیتوان انتظار داشت که شفافیت، سرعت و عدالت اقتصادی بهطور کامل محقق شود.
سهام بومی بلاکچین؛ وقتی دارایی از ابتدا روی زنجیره متولد میشود
اینجا دقیقاً نقطهای است که مفهوم «سهام بومی بلاکچین» اهمیت پیدا میکند. در این مدل، سهام نه بهعنوان یک دارایی سنتی که بعداً دیجیتالی شده، بلکه از ابتدا بهعنوان یک ابزار مالی بلاکچینی طراحی میشود. یعنی مالکیت، انتقال، تسویه و حتی استفادههای مالی آن، همگی مستقیماً روی بلاکچین انجام میشوند.
در چنین ساختاری، دیگر خبری از نهادهای سنتی مثل اتاقهای پایاپای یا سیستمهای ثبت متمرکز نیست. سهام مستقیماً در کیف پول شخصی سرمایهگذار نگهداری میشود و معاملات بدون نیاز به متولی یا کارگزار سنتی انجام میگیرند. این یعنی مالکیت واقعی و نه صرفاً یک ادعای حقوقی وجود دارد.
وقتی سهام بهصورت بومی روی بلاکچین تعریف میشود، دیگر یک «نماینده دیجیتال» نیست؛ خود دارایی است. همین تفاوت بهظاهر ساده، پیامدهای عمیقی برای کل بازار سرمایه دارد.
سهام بومی بلاکچینی چه مزایایی دارد؟
تا اینجا دیدیم که چرا نسخههای امروزی توکنیزهکردن هنوز فاصله زیادی با تحول واقعی دارند. اما وقتی سهام از ابتدا روی بلاکچین متولد شود و مالکیت، معامله و تسویه آن همگی بهصورت آنچین انجام بگیرد، قواعد بازی بهکلی تغییر میکند. در چنین مدلی، سهام دیگر فقط یک ابزار سرمایهگذاری نیست، بلکه به بخشی فعال از یک اکوسیستم مالی باز و شفاف تبدیل میشود. در این بخش از مقاله مزیتهای سهام بلاکچینمحور را زیر ذرهبین میبریم.
اتصال مستقیم سهام به دیفای؛ تغییری که بازی را عوض میکند
یکی از انقلابیترین پیامدهای سهام بلاکچینمحور، امکان تعامل مستقیم آن با اکوسیستم امور مالی غیرمتمرکز یا دیفای است. در بازار سنتی، اگر مالک سهام باشید، استفاده شما از آن محدود است. معمولاً یا باید سهم را نگه دارید یا بفروشید. اما در ساختار بلاکچینی، سهام میتواند به یک دارایی زنده و فعال تبدیل شود.
دارنده سهام میتواند آن را وثیقه بگذارد، وام بگیرد، یا حتی آن را به دیگران قرض دهد و از این طریق بازدهی شفاف و مبتنی بر بازار کسب کند. نکته مهم اینجاست که تمام این فرایندها به صورت کاملا آنچین انجام میشوند؛ بدون کارگزاران پنهان، بدون قراردادهای مبهم و بدون سهمخواهی واسطهها.
برای اولین بار، مالک سهام میتواند تمام منافع اقتصادی دارایی خود را بهطور مستقیم دریافت کند؛ چیزی که در سیستم سنتی، بخش زیادی از آن نصیب نهادهای مالی بزرگ میشود.
شفافیت و کنترل؛ بازگشت قدرت به سهامدار واقعی
در بازار سنتی، بسیاری از سازوکارها برای سرمایهگذار عادی نامرئی هستند. بازار قرضدادن سهام، نرخها، میزان تقاضا و حتی نحوه توزیع سود، اغلب پشت درهای بسته انجام میشود. اما در مدل بلاکچینی، همهچیز قابل مشاهده است.
وقتی معاملات، سفارشها و وامدهی سهام روی دفترکل عمومی ثبت میشود، شفافیت به یک ویژگی ذاتی تبدیل میشود، نه یک وعده تبلیغاتی. سرمایهگذار دقیقاً میداند داراییاش با چه نرخی و تحت چه شرایطی کجا استفاده میشود. این شفافیت، اعتماد را از یک مفهوم ذهنی به یک واقعیت فنی تبدیل میکند.
کارایی سرمایه و همافزایی داراییها در یک محیط مشترک
یکی دیگر از مزایای مهم سهام بومی بلاکچین، امکان استفاده همزمان از آن در کنار سایر داراییهای دیجیتال است. وقتی سهام، استیبلکوینها و سایر داراییهای توکنیزهشده در یک محیط مشترک قرار میگیرند، سرمایه میتواند بسیار کارآمدتر استفاده شود.
در چنین سیستمی، سرمایهگذار میتواند از ترکیب داراییهای مختلف بهعنوان وثیقه استفاده کند و بدون نیاز به فروش آنها، نقدینگی به دست آورد. این سطح از انعطافپذیری در بازار سنتی تقریباً غیرممکن است، چون در این بازار هر دارایی در یک چارچوب بسته و جداگانه تعریف میشود و امکان تعامل مستقیم با سایر داراییها را ندارد.
پایان انحصار نهادهای بزرگ
یکی از جذابترین ابعاد این تحول، تأثیر آن بر سرمایهگذاران خرد است. در ساختار فعلی بازار سرمایه، عرضههای اولیه و فرصتهای جذاب معمولاً در اختیار سرمایهگذاران نهادی قرار میگیرد و سهم کاربران عادی بسیار محدود است.
زیرساخت بلاکچین این معادله را تغییر میدهد. وقتی سهام مستقیماً به کیف پولهای تأییدشده تخصیص داده میشود، امکان مشارکت عادلانهتر فراهم میشود؛ بدون اینکه الزامات نظارتی قربانی شوند. این یعنی بازار سرمایه میتواند برای اولین بار، به معنای واقعی کلمه، در دسترس همگان قرار بگیرد و دموکراتیزه شود.
سخن پایانی: توکنیزه شدن واقعی هنوز در راه است!
آنچه امروز بهعنوان توکنایزیشن سهام میبینیم، بیشتر یک مرحله گذار است تا نقطه پایان. تحول واقعی زمانی اتفاق میافتد که داراییها نه بهصورت نمایشی، بلکه از پایه روی بلاکچین ساخته شوند. سهام بومی بلاکچین در حقیقت وعدهای برای بازتعریف مالکیت، شفافیت و کارایی در بازار سرمایه است که میتواند این بازار را متحول کند.
آینده بازار سهام، صرفاً دیجیتال نیست؛ غیرمتمرکز، شفاف و قابل برنامهریزی است. کسانی که زودتر این تغییر را درک کنند و بهجای اصلاحهای سطحی، به سراغ ساختارهای جدید بروند، نهتنها از رقبا جلو میافتند، بلکه بخشی از تاریخ شکلگیری نسل بعدی بازارهای مالی خواهند بود.
در این مقاله از میهن بلاکچین سعی بر این بود تا دورنمایی کلی از آینده توکنیزهکردن سهام در بستر بلاکچین را بررسی کنیم. به نظر شما، آیا این آینده محقق خواهد شد؟

گزارش جدید ردپای اقلیمی اتریوم را با دقتی تازه ترسیم میکند
26 تیر 1405 - 12:00
یک ارزیابی بهروزشده از سوی مرکز تأمین مالی جایگزین کمبریج (CCAF) در مدرسه کسبوکار کمبریج جاج، ردپای زیستمحیطی اتریوم را سالها پس از گذار آن به الگوریتم اثبات سهام (Proof-of-Stake) بازبینی کرده است.
به گزارش میهن بلاکچین، این ارزیابی نشان میدهد مصرف برق سالانه این شبکه ۷.۸۷ گیگاواتساعت و میزان انتشار گازهای گلخانهای آن ۲.۳۷ کیلوتن معادل دیاکسید کربن (ktCO₂e) است؛ ضمن آنکه منابع انرژی پایدار ۵۶.۴ درصد از ترکیب برق مصرفی آن را تشکیل میدهند.
مقدمه
گزارش جدیدی از مرکز تأمین مالی جایگزین کمبریج (CCAF) ارزیابی بهروزشدهای از ردپای زیستمحیطی اتریوم را، چندین سال پس از تغییر مکانیزم اجماع این شبکه از اثبات کار (PoW) به اثبات سهام (PoS) در رویدادی تاریخی به نام مرج (The Merge)، ارائه میدهد. این گزارش با عنوان «اتریوم پس از مرج - تغییری در قدرت»، تحلیلهای پیشین CCAF را از طریق اندازهگیریهای سختافزاری بهروزتر و دید بهتر نسبت به ترکیب زیرساختی شبکه، ارتقا میدهد.
اینکه رویداد «مرج» مصرف انرژی اتریوم را به شدت کاهش داد، امری کاملاً ثابتشده است. زمانی که شبکه در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲ به اثبات سهام انتقال یافت، تحلیل اولیه CCAF کاهش چشمگیری در مصرف مداوم برق به میزان بیش از ۹۹.۹ درصد را ثبت کرد. یعنی از حدود ۲.۴ گیگاوات (که معادل تقاضای برق یک کشور کوچک است) به کسر کوچکی از آن که حتی از نیاز برق برج ایفل نیز کمتر است، رسید.
اما اتریوم از آن زمان تاکنون ثابت نمانده است. مجموعهای از ارتقاهای مهم در پروتکل، نحوه مدیریت دادهها توسط نودها یا گرهها (Nodes) و شیوه سازماندهی اعتبارسنجها (Validators) را تغییر داده است. این تغییرات، در کنار دسترسی به بینشهای دقیقتر از شبکه، باعث انجام این ارزیابی اصلاحشده گردید تا از اعتبار مداوم برآوردهای منتشر شده توسط این مرکز اطمینان حاصل شود.
مصرف برق و ردپای کربن اتریوم در امروز
ارقام بهروزشده، مصرف سالانه برق اتریوم را تقریباً ۷.۸۷ گیگاواتساعت، معادل حدود ۰.۹۰ مگاوات توان مداوم، نشان میدهند. پس از ردیابی این برق در شبکههایی که توان گرههای اتریوم را تأمین میکنند، ردپای اقلیمی سالانه این شبکه حدود ۲.۳۷ کیلوتن معادل دیاکسید کربن برآورد میشود. هر دو معیار بهطور کلی با برآوردهای پس از ادغامِ CCAF همخوانی دارند و نشان میدهند که ردپای شبکه همچنان نسبتاً پایین مانده است، حتی با وجود اینکه مجموع سرمایه سپردهگذاریشده (Staked capital) برای تأمین امنیت پروتکل گسترش چشمگیری یافته است. هر دو شاخص همچنان بیش از ۹۹.۹ درصد پایینتر از سطوح نهایی پیش از مرج قرار دارند.
الکساندر نیومولر، سرپرست پژوهش در بخش انرژی داراییهای دیجیتال و تأثیرات اقلیمی در CCAF، میگوید:
کاهش پس از مرج بهخوبی مستند شده است. آنچه اکنون اهمیت دارد، حفظ تصویری دقیق در حین تکامل شبکه است. نکته عمیقتر، مفهومی است: در سیستم "اثبات سهام"، برق دیگر بهای امنیت نیست. آنچه اکنون از ردپای اقلیمی اتریوم باقی مانده است، عمدتاً به شبکههای برقی بستگی دارد که توان آن را تأمین میکنند، نه خود پروتکل.
اندازهگیری دقیقتر استفاده از برق اتریوم
پیشرفت اصلی در این ارزیابی، ماهیتی روششناختی دارد. به جای تکیه بر مفروضات تئوریک، این چارچوب یک ممیزی زیرساختیِ از پایین به بالا اجرا میکند. از آنجا که یک نود کامل اتریوم به دو برنامه نرمافزاری مجزا (یک کلاینت اجرا (Execution client) و یک کلاینت اجماع (Consensus client)) نیاز دارد که همزمان روی یک دستگاه اجرا شوند، تقاضای فیزیکی برق بسته به ترکیب نرمافزاریِ استفاده شده، متفاوت است. برای ثبت تجربی این تفاوت، برنامه اندازهگیری ۲۰ ترکیب مختلف کلاینتها را در دو پیکربندی سختافزاری مرجع بررسی کرد.
این پیکربندیها نشاندهنده طیف عملیاتی شبکه هستند. یک راهاندازی خانگی و سبک که معمولاً توسط اپراتورهای خانگی استفاده میشود و میانگین مصرف آن ۱۸ وات است و یک دستگاه در سطح ایستگاهکاری (Workstation) که در استقرارهای حرفهای استفاده شده و میانگین آن ۱۵۲ وات است. برای تعیین یک خط پایه واقعی در سطح کل شبکه، این معیارهایِ مستقیمِ مصرف برق با استفاده از دادههای میزبانی در دنیای واقعی، به حدود ۸,۵۲۲ گره قابلکشف که شبکه را سرپا نگه میدارند، تعمیم داده شدند. با توجه به اینکه حدود ۳۶ درصد از گرهها روی سختافزارهای خانگی و ۶۴ درصد در فضای ابری یا مراکز داده سازمانی فعالیت میکنند، میانگین نهاییِ مصرف در سطح شبکه تقریباً ۱۰۵ وات بهازای هر گره تعیین میشود که نزدیک به میزان مصرف برق یک لپتاپ استاندارد است.
برایان ژانگ، همبنیانگذار و مدیر اجرایی CCAF میگوید:
در راستای مأموریت CCAF، امیدواریم این ارزیابیِ بهروزشده و مبتنی بر اندازهگیری، پایه و اساسی دقیقتر و شفافتر را در اختیار سیاستگذاران، صنعت و عموم قرار دهد تا بتوانند مشخصات زیستمحیطی بلاکچینهای عمومی و نحوه تغییرات مداوم آنها را بهتر درک کنند.
ترکیب برق در پسزمینه ردپای کربن اتریوم
برای یک گره اتریوم، هر کیلوواتساعت با دیگری تفاوتی ندارد و قابل جایگزینی است. اما برای اقلیم جهانی، منبع آن کیلوواتساعت است که اهمیت دارد. این مدل، موضوع را با ترسیم زیرساخت فیزیکی شبکه و متصل کردن هر گره به میزان شدت کربنِ شبکه برقِ کشور میزبان آن محاسبه میکند. تصویر بهدستآمده نشاندهنده تمرکز است اما انحصاری نیست: ایالات متحده (۳۱٪)، آلمان (۱۶٪)، فنلاند (۸٪) و فرانسه (۶٪) روی هم حدود ۶۲ درصد از کل گرههای کامل را میزبانی میکنند.
با محاسبه وزن این شبکههای خاص، تقریباً ۵۶.۴ درصد از برق تأمینکننده شبکه اتریوم از منابع پایدار (تجدیدپذیر و هستهای) تأمین میشود؛ سهمی که بهطور قابلتوجهی بالاتر از میانگین ۴۳ درصدی است که این منابع در سطح جهانی تأمین میکنند. انتظار میرود با کربنزداییِ این شبکههای میزبان در سالهای آینده، انتشار گازهای آلاینده شبکه اتریوم نیز به تناسب کاهش یابد، حتی اگر مصرف مطلق برق ثابت بماند. از سویی دیگر، تحقیقات فعال در زمینه تأیید بدون نیاز به استیت (Stateless verification) ممکن است در نهایت موانع سختافزاری را به قدری کاهش دهد که بتوان گرهها را روی دستگاههایی به کوچکی گوشیهای هوشمند اجرا کرد. هرچند این امر تقاضای فردی برق را بهشدت کاهش میدهد، اما افزایش متعاقبِ مشارکت اپراتورها، باعث میشود تا تأثیر خالص و نهایی بر روی ردپای کلی شبکه همچنان یک مسئله باز و نامشخص باقی بماند.

پیتر شیف: بیت کوین ممکن است تا ۲۰ هزار دلار سقوط کند!
25 تیر 1405 - 23:00
پیتر شیف (Peter Schiff)، اقتصاددان و منتقد سرسخت بیت کوین، بار دیگر حملات خود به این ارز دیجیتال و مایکل سیلور را از سر گرفته و مدعی شده بزرگترین ارز دیجیتال بازار در نهایت با ریزشی ۷۰ درصدی تا محدوده ۲۰ هزار دلار سقوط خواهد کرد!
به گزارش میهن بلاکچین، شیف در همین حال بار دیگر تصمیم شرکت استراتژی (Strategy) برای جذب سرمایه از طریق فروش سهام به جای فروش بخشی از ذخایر بیت کوینش را زیر سوال برد و این اقدام را نشانهای از محدودیت گزینههای پیش روی سیلور دانست.
انتقاد شیف از فروش ۴۵۰ میلیون دلار سهام
شرکت استراتژی که با هدایت مایکل سیلور تاکنون بیش از ۸۴۷ هزار بیت کوین جمعآوری کرده، همچنان بزرگترین هولدر شرکتی بیت کوین در جهان محسوب میشود.
با این حال، این شرکت طی سه هفته گذشته خرید جدیدی انجام نداده و به جای فروش بیت کوین، از طریق عرضه سهام عادی حدود ۴۵۰ میلیون دلار سرمایه جدید جذب کرده است؛ اقدامی که ذخایر نقدی شرکت را به حدود ۳ میلیارد دلار رسانده است.
پیتر شیف در جدیدترین قسمت پادکست خود این تصمیم را «رقیقسازی غیرضروری سهم سهامداران» توصیف کرده و مدعی شده که استراتژی ترجیح داده به جای استفاده از ذخایر بیت کوین خود، از سرمایه سهامداران جدید استفاده کند.
«سیلور نمیتواند بیت کوینهایش را بفروشد»
محور اصلی انتقاد شیف به محدودیتهای استراتژی در فروش ذخایر عظیم بیت کوین بازمیگردد. به اعتقاد او، فروش بخش قابل توجهی از این داراییها میتواند فشار فروش شدیدی در بازار ایجاد کند و قیمت بیت کوین را به شدت کاهش دهد.
او در این باره میگوید:
مایکل سیلور میداند اگر فروش گسترده بیت کوین را آغاز کند، قیمت سقوط خواهد کرد. مشکل اینجاست که بازار هم این موضوع را میداند و حتی اگر او فروشنده نباشد، بازار در نهایت این فشار را در قیمتها منعکس خواهد کرد. به همین دلیل او حاضر است سهام شرکت خود را با تخفیف قابل توجه بفروشد، اما بیت کوینهایش را دست نزند.
شیف معتقد است همین وضعیت، سیلور را در موقعیتی دشوار قرار داده است؛ موقعیتی که از نگاه او در نهایت به ضرر سهامداران و سرمایهگذاران تمام خواهد شد.
چرا پیتر شیف سقوط تا ۲۰ هزار دلار را محتمل میداند؟
این اقتصاددان در تحلیل خود محدوده ۶۵ هزار دلار را به عنوان مقاومت مهم و سطح ۵۸ هزار دلار را به عنوان حمایت کلیدی بیت کوین معرفی کرد. به گفته او، از دست رفتن این حمایت میتواند راه را برای سقوط قیمت به زیر ۵۰ هزار دلار باز کند.
شیف حتی سناریوی نزولی شدیدتری را هم مطرح کرده و میگوید کف احتمالی چرخه بعدی بازار میتواند در محدوده ۳۰ تا ۲۰ هزار دلار شکل بگیرد؛ سطوحی که بیت کوین سالهاست آنها را تجربه نکرده است.
با این حال، او در اظهارنظری جالب اعتراف کرده که اگر ۱۵ سال پیش با بیت کوین آشنا بود، خرید آن تصمیم منطقی و سودآوری محسوب میشد. با این وجود، شیف تأکید کرده که از اینکه از رشد چند سال اخیر بازار جا مانده هیچ پشیمانیای ندارد.
نگاه بازار به مدل انباشت بیت کوین شرکتها در حال تغییر است
صرفنظر از پیشبینیهای همیشگی شیف درباره سقوط بیت کوین، بحث اصلی این روزها به پایداری مدل انباشت بیت کوین توسط شرکتهای بورسی بازمیگردد؛ مدلی که استراتژی در مرکز آن قرار دارد.
سرمایهگذاران اکنون بیش از گذشته به عواملی مانند میزان ذخایر نقدی، انتشار سهام جدید و شرایط تأمین مالی این شرکتها توجه میکنند تا ارزیابی کنند آیا خریدهای بزرگ بیت کوین در آینده همچنان قابل تداوم خواهد بود یا خیر.

کیف پولهای جدید ۵۰ هزار اتریوم از صرافیها خارج کردند؛ این بار آلت کوینها صعود میکنند؟
25 تیر 1405 - 21:00
در حالی که نسبت اتریوم به بیت کوین (ETH/BTC) طی یک هفته گذشته بیش از ۶٪ رشد کرده، دادههای آنچین از موج جدید انباشت اتریوم توسط نهنگها و سرمایهگذاران بزرگ خبر میدهد. تنها در کمتر از ۴۸ ساعت، مجموعهای از کیف پولهای تازهساختهشده حدود ۵۰ هزار واحد اتریوم را از صرافیها خارج کردهاند؛ اتفاقی که بار دیگر توجه بازار را به احتمال آغاز چرخش سرمایه از بیت کوین به آلت کوینها جلب کرده است.
به گزارش میهن بلاکچین، همزمان با این خریدها، شرکتها و افراد شناختهشدهای مانند بیتماین (BitMine) و آرتور هیز (Arthur Hayes)، بنیانگذار صرافی بیتمکس (BitMEX)، نیز به جمع خریداران اتریوم پیوستهاند. این تحرکات در شرایطی رخ میدهد که اتریوم در برابر بیت کوین عملکرد بهتری از خود نشان داده و برخی تحلیلگران آن را یکی از نخستین نشانههای تغییر جریان سرمایه در بازار میدانند.
موج خرید نهنگها ادامه دارد
دادههای منتشرشده توسط پلتفرم لوکآنچین (Lookonchain) نشان میدهد چندین کیف پول تازهتاسیس در روزهای اخیر حجم قابل توجهی اتریوم خریداری کردهاند. یکی از این آدرسها بیش از ۸٬۲۰۰ واحد اتریوم به ارزش حدود ۱۴.۵ میلیون دلار از صرافیها خارج کرده است. کیف پول دیگری نیز طی تنها سه ساعت نزدیک به ۱۲ هزار اتریوم به ارزش بیش از ۲۰ میلیون دلار جمعآوری کرده است.
چند روز بعد نیز سه کیف پول جدید در مجموع ۳۰ هزار اتریوم به ارزش حدود ۵۸ میلیون دلار را از کوینبیس پرایم (Coinbase Prime) خارج کردند؛ اقدامی که معمولاً بهعنوان نشانهای از انتقال داراییها به نگهداری بلندمدت تفسیر میشود.
در کنار نهنگهای ناشناس، سرمایهگذاران نهادی نیز به انباشت اتریوم ادامه دادهاند. شرکت بیتماین که توسط تام لی (Tom Lee) هدایت میشود، در تاریخ ۱۵ جولای ۶ هزار اتریوم دیگر به ارزش حدود ۱۱.۲ میلیون دلار خریداری کرد. این شرکت پیشتر اعلام کرده بود که قصد دارد در بلندمدت مالک حدود ۵٪ از عرضه کل اتریوم شود.
همچنین آرتور هیز پس از چند هفته فروش و خروج از برخی پوزیشنهای خود، بار دیگر به بازار اتریوم بازگشته است. دادههای آنچین نشان میدهد او در تاریخ ۱۵ جولای ابتدا ۶۴۶ اتریوم از شرکت گلکسی دیجیتال (Galaxy Digital) دریافت کرده و سپس ۱٬۲۹۳ اتریوم دیگر خریداری کرده و مجموع خریدهای او در یک روز به بیش از ۱٬۹۰۰ واحد اتریوم و حدود ۳.۷ میلیون دلار رسیده است.
بازگشت هیز به بازار اتریوم از این جهت جلب توجه کرده که او اواخر ژوئن ۶ هزار اتریوم خود را با زیان فروخته بود و همزمان از چندین پوزیشن دیگر در بازار آلت کوینها نیز خارج شده بود.
نسبت ETH/BTC سیگنال مهمی به بازار میدهد
با وجود افزایش خریدها، شاخص آلت سیزن همچنان در محدودهای قرار دارد که هنوز آغاز رسمی فصل آلت کوینها را تایید نمیکند. دادههای کوینگلس (CoinGlass) نشان میدهد این شاخص از ۵۸ به ۴۸ کاهش یافته و همچنان فاصله قابل توجهی با سطح ۷۵ دارد؛ سطحی که معمولاً بهعنوان معیار شروع آلت سیزن شناخته میشود.
شاخص آلت سیزن - منبع: CoinGlass
با این حال، رفتار اتریوم تصویر متفاوتی ارائه میدهد. نسبت ETH/BTC اکنون به حدود ۰.۰۲۹۷ رسیده که نسبت به هفته گذشته بیش از ۶٪ و نسبت به یک ماه قبل نزدیک به ۱۰٪ رشد داشته است. این نسبت در ماه مه تا محدوده ۰.۰۲۷۵ سقوط کرده بود، اما اکنون بخشی از آن افت را جبران کرده است.
نسبت ETH/BTC - منبع: TradingView
افزایش این نسبت به این معناست که اتریوم در حال عملکرد بهتر نسبت به بیت کوین است؛ موضوعی که معمولاً زمانی رخ میدهد که بخشی از سرمایه از داراییهای کمریسکتر بازار به سمت داراییهای پرریسکتر حرکت میکند.
ترکیب دو عامل مهم یعنی خریدهای سنگین نهنگها و بهبود نسبت ETH/BTC نیز باعث شده برخی معاملهگران احتمال آغاز یک چرخش گستردهتر سرمایه به سمت آلت کوینها را مطرح کنند. با این حال، هنوز نشانههای کافی برای تایید قطعی آغاز آلت سیزن وجود ندارد.
در هفتههای آینده، مسیر دامیننس بیت کوین و توانایی اتریوم برای حفظ برتری خود نسبت به بیت کوین نقش تعیینکنندهای در سرنوشت بازار خواهند داشت. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، اتریوم میتواند به محرک اصلی موج بعدی رشد آلت کوینها تبدیل شود.

پژوهش دانشگاه استنفورد: پالیمارکت زمینه دستکاری قیمت بیت کوین را فراهم میکند!
25 تیر 1405 - 19:00
بازارهای پیشبینی در سالهای اخیر به یکی از جذابترین بخشهای صنعت کریپتو تبدیل شدهاند؛ اما پژوهش جدیدی از دانشگاه استنفورد و دانشگاه مدیریت سنگاپور نشان میدهد طراحی برخی از این بازارها میتواند پیامدهای ناخواستهای داشته باشد.
به گزارش میهن بلاکچین، محققان میگویند قراردادهای پیشبینی پنجدقیقهای بیت کوین در پلتفرم پالیمارکت (Polymarket) به معاملهگران حرفهای انگیزه میدهد تا درست در لحظه تسویه قراردادها، با انجام معاملات بزرگ در بازار اسپات، قیمت بیت کوین را برای چند دقیقه جابهجا کنند؛ رفتاری که در نهایت به زیان کاربران عادی تمام میشود.
شواهدی از دستکاری قیمت در زمان تسویه قراردادها
در این پژوهش قراردادهایی بررسی شده نتیجه آنها بر اساس بالاتر یا پایینتر بودن قیمت بیت کوین نسبت به یک سطح مشخص در بازهای پنجدقیقهای تعیین میشود. این قراردادها با استفاده از فید قیمتی چین لینک تسویه میشوند؛ موضوعی که به گفته پژوهشگران میتواند زمینه سوءاستفاده معاملهگران بزرگ را فراهم کند.
محققان با بررسی دادههای معاملاتی پیش و پس از این قراردادها در جولای ۲۰۲۴ دریافتند حجم سفارشات در بازار اسپات بیت کوین درست در دقایق منتهی به زمان تسویه به شکل محسوسی افزایش پیدا میکند؛ اما این تغییرات معمولاً پایدار نیست و قیمت هم بلافاصله پس از پایان دوره تسویه به محدوده قبلی بازمیگردد.
به باور پژوهشگران، این الگو با رفتارهایی که در دستکاری قیمت تسویه مشاهده میشود همخوانی دارد. در چنین شرایطی، معاملهگران حرفهای میتوانند با جابهجایی موقت قیمت در لحظه تعیین نتیجه قرارداد، از پوزیشنهای خود در بازار پیشبینی سود کسب کنند؛ در حالی که معاملهگران عادی عملاً طرف مقابل این معاملات قرار میگیرند.
برآوردهای این تحقیق نشان میدهد طی دوره مورد بررسی حدود ۱.۲۸ میلیون دلار از معاملهگران عادی به سمت افرادی منتقل شده که توانستهاند از این سازوکار سوءاستفاده کنند.
جالب اینکه محققان دریافتند تنها با افزایش مدت قراردادها از پنج دقیقه به ۱۵ دقیقه، این اثر تقریباً به طور کامل از بین میرود. آنها همچنین پیشنهاد میکنند به جای استفاده از قیمت یک لحظه مشخص، از میانگین قیمت در یک بازه زمانی استفاده شود تا انگیزه برای تاثیرگذاری بر قیمت کاهش یابد.
البته پژوهشگران تأکید کردهاند نتایج این تحقیق به معنای آسیبپذیر بودن ذاتی بازارهای پیشبینی نیست؛ بلکه نشان میدهد طراحی نامناسب سازوکار تسویه میتواند زمینه سوءاستفاده را فراهم کند.
اهمیت این یافتهها تنها به پالیمارکت یا بازار ارزهای دیجیتال محدود نمیشود. بورسهای سنتی از جمله نزدک (Nasdaq) و سیبیاوئی (Cboe) نیز طی سالهای اخیر به دنبال توسعه قراردادهای مبتنی بر رویدادها و تغییرات قیمت داراییها بودهاند.
به همین دلیل، نحوه طراحی قراردادها و روش تسویه آنها به موضوعی مهم برای نهادهای مالی و رگولاتورها تبدیل شده است. پژوهشگران معتقدند اگر این موضوع مورد توجه قرار نگیرد، حتی بازارهای قانونگذاریشده نیز ممکن است با انگیزههای مشابه برای تاثیرگذاری بر قیمت داراییها روبهرو شوند.
این پژوهش در شرایطی منتشر شده که بازارهای پیشبینی با رشد چشمگیری روبهرو هستند. تنها بازارهای مرتبط با جام جهانی ۲۰۲۶ میلیاردها دلار حجم معاملات ایجاد کردهاند و همین رشد سریع، توجه قانونگذاران آمریکایی را بیش از گذشته به این صنعت جلب کرده است.
























