آخرین اخبار:

مقالات عمومی14 بهمن 1404
سال تسویه حساب روایتها؛ حقایق و دروغهای کریپتو در سال ۲۰۲۶

اخبار آلتکوین14 بهمن 1404
توییت جدید ایلان ماسک و جهش دوج کوین: «سال دیگر دوج را به ماه میبریم!»

اخبار بیت کوین14 بهمن 1404
چرا خبرهای خوب هم قیمتها را بالا نمیبرند؟ روایت بیتوایز از زمستان کریپتویی فعلی

تحلیل بازار14 بهمن 1404
نقشه بقای سرمایه در ایران: سه سناریو، سه رفتار بازار، هدفی مشترک

مقالات عمومی14 بهمن 1404
شبح اپستین بر فراز بیت کوین: ۵ افشاگری تکاندهنده از پروندههای تازه منتشر شده

اخبار بیت کوین14 بهمن 1404
۴ دلیل برای اینکه ۷۵ هزار دلار کف قیمتی بیت کوین است
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
3 تریلیون دلار
معاملات 24h
86 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.11%
نرخ تتر
164,066.11 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

۳ چالش اساسی استیبل کوین ها از نگاه ویتالیک بوترین
17 بهمن 1404 - 22:00
امروزه استیبل کوینها به ستون فقرات دیفای (DeFi) تبدیل شدهاند و در نبود دسترسی مستقیم بلاکچینها به پولهای فیات، نقش اصلی انتقال ارزش و تأمین وثیقه را بر عهده دارند.با وجود اینکه عرضه این داراییها تا اوایل سال ۲۰۲۶ به محدوده ۳۰۰ میلیارد دلار رسیده است، بخش بزرگی از این نقدینگی همچنان در کنترل نهادهای متمرکز باقی مانده که این امر با ماهیت بنیادین تمرکززدایی در تضاد است.
بر اساس گزارش میهن بلاکچین، در همین راستا ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) در ژانویه ۲۰۲۶ (دیماه) هشدار داد که اکوسیستم کریپتو همچنان به استیبل کوینهای غیرمتمرکزی نیاز دارد که وابستگی آنها به صادرکنندگان متمرکز و نقاط کنترل واحد به حداقل برسد. او با به چالش کشیدن وابستگی مطلق به دلار آمریکا، بر سه مانع طراحی کلیدی یعنی تأمین امنیت اوراکلها (Oracles) در برابر صاحبان سرمایه، رقابت با بازدهی استیکینگ (Staking Yield) و بازتعریف مفهوم پایداری فراتر از قیمت دلار تأکید کرده است تا مسیر برای مهندسی یک پول پایدار و مقاوم در برابر بحرانها هموار شود.
استیبل کوین غیرمتمرکز چیست؟
یک استیبل کوین غیرمتمرکز (Decentralized Stablecoin) دارایی دیجیتالی است که با هدف حفظ یک ارزش پایدار فعالیت میکند. ویژگی اصلی آن این است که بهصورت آنچین (On-chain) صادر و مدیریت شده و برای ضرب یا بازخرید دلارها به یک شرکت واحد متکی نیست.
استیبل کوینها در حال حاضر نقشی محوری در دیفای ایفا میکنند. از آنجایی که پول فیات بومی بلاکچینها نیست، این داراییها نقش روزمره انتقال ارزش بین پروتکلها و ایفای نقش به عنوان وثیقه را بر عهده دارند. نهادهای ناظر نیز نکته مشابهی را مطرح کردهاند؛ آنها استیبل کوینها را برای عملیات دیفای ضروری میدانند که به عنوان ابزاری برای انتقال، سپردهگذاری و وثیقهگذاری عمل میکنند.
همین وابستگی است که باعث میشود هشدار اخیر ویتالیک بوترین از جذابیت خاصی برخوردار باشد. او در پستی به تاریخ ۱۱ ژانویه (۲۱ دی ماه) ۲۰۲۶ استدلال کرد که دنیای کریپتو هنوز به استیبلکوینهای غیرمتمرکز بهتری نیاز دارد و به سه مسئله حلنشده اشاره کرد: ۱. نیاز به یک معیار فراتر از قیمت دلار آمریکا (USD) ۲. اوراکلهایی (Oracles) که در برابر تصاحب و نفوذ مقاوم هستند. ۳. حل چالش رقابتِ سود استیکینگ
تز بوترین
ویتالیک بوترین در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق)، خاطرنشان کرد که اکوسیستم دیفای همچنان از نبود یک «پول پایدار» رنج میبرد؛ داراییای که به معنای واقعی از نهادهای صادرکننده متمرکز و نقاط مرجع واحد مستقل باشد. بنیانگذار اتریوم در تحلیل خود به سه چالش کلیدی و حلنشده در طراحی این پروتکلها اشاره کرد که در بخشهای آتی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
توییت مربوط به ویتالیک بوترین درباره چالشها اساسی استیبل کوین ها – منبع: X
محدودیت اول: توقف تلقی «۱ دلار» به عنوان تنها تعریف پایداری
در راستای تبیین چالشهای استیبل کوینهای غیرمتمرکز، اولین نکته ویتالیک بوترین به خودِ معیار سنجش ارزش معطوف است. او استدلال میکند که هرچند ردیابی قیمت دلار آمریکا در کوتاهمدت قابل قبول است، اما برای دستیابی به یک هدف جدی در زمینه تابآوری، باید استقلال از یک مرجع قیمتی واحد در یک افق چنددههای در نظر گرفته شود. این مسئله در واقع نقدی به ساختار فعلی دیفای است؛ چرا که حتی شناختهشدهترین طراحیهای غیرمتمرکز نیز معمولاً یک وابستگی قیمتی به دلار آمریکا را هدف قرار میدهند. برای نمونه، قیمت هدف ارز دیجیتال دای (DAI) در مستندات پروتکل میکردائو (MakerDAO) صراحتاً بر روی ۱ دلار تنظیم شده است.
اگرچه هنوز مشخص نیست چه شاخصی جایگزین دلار خواهد شد و بوترین نیز طرح نهایی و کاملی ارائه نکرده است، اما وی ایده استفاده از شاخصهای قیمتی گستردهتر یا معیارهای قدرت خرید را به جای اتصال خالص به دلار مطرح کرده است. از نظر مفهومی، این رویکرد میتواند مشابه مدلهای زیر باشد:
شاخص قیمت مصرفکننده (Consumer Price Index | CPI): که در آن هزینه مجموعهای از کالاها و خدمات روزمره در طول زمان تغییر میکند.
سبدهای ارزی ترکیبی: مانند حق برداشت مخصوص (SDR) صندوق بینالمللی پول (IMF) که ارزش خود را از یک ترکیب وزنی از ارزهای فیات اصلی مشتق میکند.
شایان ذکر است که پیادهسازی چنین سازوکاری در محیط آنچین، بلافاصله پرسشهایی را در مورد نحوه محاسبه شاخصها و حاکمیت (Governance) پروژه ایجاد میکند که دقیقاً پیشزمینه ظهور مشکل اوراکل در مراحل بعدی است.
محدودیت دوم: اوراکلهایی که در برابر تصاحب و نفوذ مقاوم هستند
دومین محدودیتی که ویتالیک بوترین به آن اشاره میکند، نشان میدهد که اگر یک استیبل کوین به دادههای خارجی وابسته باشد، استحکام کل سیستم تنها به اندازه امنیت طراحی اوراکل آن خواهد بود. او استدلال میکند که هدف نهایی باید دستیابی به یک اوراکل غیرمتمرکز باشد که به راحتی توسط استخرهای بزرگ سرمایه قابل تصاحب یا تسخیر نباشد. به بیانی دیگر، هزینه دستکاری و تحریف دادههای ورودی (مانند قیمتها یا ارزش وثیقهها) نباید آنقدر پایین باشد که یک مهاجم با سرمایه کلان بتواند سیستم را به سمت عملیاتهای اشتباه سوق دهد. این اشتباهات میتواند شامل صدور یا ضرب (Mint) بیرویه ارز، یا به راه انداختن موجی از تصفیههای اجباری (Liquidations) مخرب و ساختگی باشد که در نهایت با هدف کسب سود غیرمشروع و به قیمت ورشکستگی پروتکل انجام میشود.
این مسئله، یک موضوع شناختهشده از ریسک در حوزه امور مالی دیفای محسوب میشود. زمانی که استیبل کوینها بهطور گسترده به عنوان وثیقه و دارایی تسویه استفاده میشوند، بروز یک شکست در عملکرد اوراکل میتواند از طریق تصفیهها و فروشهای آبشاری به تمام پروتکلها سرایت کند. بررسی مستندات اوراکل میکردائو نشان میدهد که حتی در سیستمهای تکاملیافته نیز پیچیدگیهای زیادی وجود دارد. این سیستم برای تعیین قیمت، به جای تکیه بر یک منبع، از میانگین یا میانه (Median) دادههای دریافتی از چندین منبع معتبر استفاده میکند که در لیستسفید قرار دارند. همچنین، تمامی دسترسیها تحت کنترل حاکمیت پروژه است؛ به این معنا که برای هر بهروزرسانی قیمت، باید حداقل حد نصاب یا تعداد مشخصی از تاییدکنندگان مشارکت داشته باشند تا امنیت سیستم حفظ شود.
در نهایت، پایداری و سطح واقعی غیرمتمرکز بودن یک استیبل کوین، بیش از هر چیز به نحوه مدیریت اوراکل، نگهداری مستمر شبکه و وجود مکانیسمهای شفاف برای مدیریت شکست یا بحران بستگی دارد.
محدودیت سوم: رقابتِ سود استیکینگ با جذابیتِ وثیقههای پایدار
نکته سومی که ویتالیک بوترین بر آن تأکید دارد، یک تضاد منافع و «منبع تنش» میان دو بخش مختلف بازار است که کمتر به آن توجه شده: تقابل نرخ بازدهی استیکینگ در شبکه اتریوم با جذابیت استیبل کوینها.
او این وضعیت را به شکل یک رقابت ساختاری ترسیم میکند که میتواند ثباتِ طراحی استیبل کوینها را به چالش بکشد. منطق این چالش ساده است: اگر سود حاصل از استیکینگ ارز دیجیتال اتر (ETH) به یک استاندارد و «معیار پایه» برای سودآوری در بازار تبدیل شود، پروژههای استیبل کوین بر سر دوراهی سختی قرار میگیرند؛ آنها یا باید با ارائه مشوقهای مالی، سودی مشابه استیکینگ به کاربران خود بدهند (که البته این مشوقها معمولاً در زمان فشار یا استرس بازار ناپایدار هستند)، و یا باید این واقعیت را بپذیرند که سرمایهگذاران به دنبال سود بیشتر، دارایی خود را از استیبل کوینها خارج کرده و به سمت استیکینگ حرکت میکنند.
بوترین برای حل این تضاد، چندین «آزمایش فکری» یا سناریوی پیشنهادی را مطرح میکند تا تعادل به این حوزه بازگردد:
اولین پیشنهاد، کاهش شدید یا «فشردهسازی» سود استیکینگ تا حد ۰.۲ درصد است که او آن را چنان ناچیز میداند که بیشتر شبیه به یک «سرگرمی» تا انگیزه مالی برای خروج سرمایه از استیبل کوینها است.
راهکار دوم، ابداع روشهای جدیدی برای استیکینگ است که سودی نزدیک به حالت عادی داشته باشد، اما ریسکهای فنی مانند جریمه یا اسلشینگ (مصادره بخشی از دارایی در صورت خطای اعتبارسنج) را از بین ببرد.
در نهایت، او به امکان طراحی سیستمهایی اشاره میکند که فرآیند استیکینگ (که ریسک جریمه دارد) را با سیستم وثیقهگذاری (Collateralization) در استیبل کوینها با هم ادغام و هماهنگ کنند.
در مجموع، هدف نهایی این است که تابآوری استیبل کوینها در برابر تغییر انگیزههای مالی و سقوطهای ناگهانی بازار به شکلی تقویت شود که پایداری آنها در بلندمدت متزلزل نگردد.
این موضوع چه معنایی برای طراحی پروتکلها دارد؟
برای آن دسته از خوانندگانی که قصد دارند طرحهای مختلف استیبل کوین غیرمتمرکز یا پروتکلهای دیفای وابسته به آنها را ارزیابی کنند، پرسشهای زیر مستقیماً به «نقاط شکست» و چالشهایی اشاره دارند که ویتالیک بوترین آنها را برجسته کرده است:
اولین پرسش این است که دارایی مورد نظر دقیقاً نسبت به چه معیاری پایدار میماند؟ اگرچه حفظ اتصال یا پگ (Peg) به ارزش ۱ دلار ساده به نظر میرسد، اما این کار در افقهای بلندمدت، سیستم را با ریسکهای ناشی از وابستگی به دلار آمریکا مواجه میکند. اگر پروژهای ادعا میکند که از معیارهای جایگزینی مانند یک سبد دارایی، شاخصهای اقتصادی یا قدرت خرید استفاده میکند، باید به دقت بررسی کرد که چه کسی آن معیار را تعریف کرده و فرآیند بهروزرسانی آن چگونه انجام میشود.
مسئله دوم، بحرانِ هجوم برای خروج سرمایه (Run Dynamics) است؛ یعنی در زمان وقوع یک موج فروش سریع و گسترده، سیستم چه واکنشی نشان میدهد؟ تحلیلگران باید بدانند که آیا طراحی پروتکل صرفاً به اعتماد مستمر کاربران متکی است، یا یک مسیر مکانیکی و شفاف برای بازیابی پشتوانه دارایی وجود دارد که از فروپاشی کل سیستم و ایجاد مارپیچهای مرگ جلوگیری کند. این پدیده (مارپیچ مرگ) بارها به عنوان یک الگوی تکرار شونده در شکست استیبل کوینهای غیرمتمرکزِ تحت فشار بازار مشاهده شده است.
در مورد یکپارچگی اوراکل (Oracle Integrity)، پرسش اساسی این است که پروتکل به چه دادههایی اعتماد میکند و سیاست صریح آن در صورت بروز شکست، عدم توافق میان منابع خبری یا دستکاری فیدهای قیمتی چیست؟ در گذشته، دستکاری اوراکل منجر به تصفیههای اجباری ساختگی و زیانهای سنگین شده است؛ تا جایی که تحقیقات بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS)، اوراکلها را به عنوان یک «سطح ریسک هستهای» در دیفای معرفی میکند.
همچنین باید به واقعگرایی در وثیقهگذاری و نقدینگی توجه داشت. آیا در دورههای نوسان شدید، نقدینگی آنچین کافی برای انجام عملیات تصفیه وجود دارد، یا مدل طراحیشده صرفاً شرایط عادی و آرام بازار را پیشفرض قرار داده است؟
در نهایت، موضوع مشوقها در مقابل تابآوری (Incentives versus Resilience) مطرح میشود؛ اگر پایداری یک استیبل کوین به پرداخت سود یا یارانههای موقتی وابسته باشد، باید پرسید وقتی بازدهیهای پایه در بازارهای رقیب (مانند استیکینگ) افزایش یابد یا دوره پرداخت مشوقها تمام شود، چه سرنوشتی در انتظار پروتکل خواهد بود؟
جمعبندی: چالش مهندسی «پول پایدار» در اکوسیستم دیفای
پیام اصلی ویتالیک بوترین این است که برای داشتن یک استیبل کوین واقعاً غیرمتمرکز، هنوز سه چالش بزرگ و حلنشده وجود دارد: اول اینکه پایداریِ قیمت این ارزها دقیقاً باید نسبت به چه چیزی سنجیده شود؟ دوم اینکه دادههای مورد نیاز برای حفظ این پایداری چگونه تأمین و امنیت آنها تضمین میشود؟ و سوم اینکه با تغییر سودهای بازار، تمایل کاربران برای نگه داشتن این استیبل کوینها چه تغییری خواهد کرد؟ واقعیت این است که اگرچه ساختن بازارهای مالی بر پایه استیبل کوینهای متصل به دلار مفید است، اما تکیه کردنِ همزمان به «دلار» و زیرساختهای اوراکل مشابه، ریسک بزرگی را در کل سیستم متمرکز میکند؛ چرا که در شرایط بحرانی، حتی یک دستکاری کوچک در قیمتهای اوراکل میتواند شوکهای شدیدی را به تمام پروتکلهای وابسته منتقل کند.
در نتیجه، مسیر آینده این حوزه احتمالاً به سمت سختسازی تدریجی (Gradual Hardening) یا همان مقاومسازی زیرساختها حرکت خواهد کرد. این یعنی در طراحی استیبل کوینهای جدید، باید از معیارهای شفافتری برای قیمتگذاری استفاده شود، وضعیتهای اضطراری و حالتهای شکست برای اوراکلها دقیقاً پیشبینی شود و اولویت اصلی به جای ارائه سودهای جذاب، روی «بقا و پایداری پروتکل» در سختترین شرایط بازار متمرکز گردد.

چرا حملات آچار به یکی از خشنترین شکلهای جرایم مرتبط با رمزارز تبدیل شدهاند؟
17 بهمن 1404 - 20:00
در ژانویهٔ ۲۰۲۵، مقامات فرانسه دیوید بالاند (David Balland)، همبنیانگذار شرکت لجر (Ledger)، را پس از آن آزاد کردند که آدمربایان در ازای آزادی او درخواست پرداخت باج سنگینی بهصورت رمزارز کرده بودند. این پرونده، تصویری عریان از آن چیزی ارائه داد که جرمهای مرتبط با کریپتو میتوانند هنگام خروج از دنیای دیجیتال و ورود به جهان واقعی به آن تبدیل شوند؛ در جایی که ماجرا دیگر صرفاً هک یا کلاهبرداری آنلاین نیست، بلکه با گروگانگیری، تهدید جانی و خشونت فیزیکی گره میخورد.
به گزارش میهن بلاکچین، در سالهای اخیر، اختلافات مالی و سرقتهای مرتبط با رمزارز بیش از پیش به خشونتهای واقعی، از تلاش برای ربایش گرفته تا طرحهای اخاذی، پیوند خوردهاند. در این سناریوها، مهاجمان سعی میکنند قربانی را وادار کنند که خودش دسترسی به دارایی دیجیتال را در اختیار آنها بگذارد. این دقیقاً همان منطقی است که پشت «حملهٔ آچار (Wrench Attack)» قرار دارد: بهجای شکستن قفل رمزنگاری یک کیف پول، فشار روانی و زور فیزیکی به کار گرفته میشود تا صاحب دارایی، خودش درِ آن را باز کند.
حملهٔ آچار چیست؟
هرچند از نظر تعداد، همچنان کلاهبرداریها و هکها سهم اصلی را در جرایم کریپتویی دارند، اما خشنترین پروندهها روزبهروز بیشتر به سمت اعمال اجبار فیزیکی میروند. همین روند این پرسش را مطرح میکند که چرا چنین حملاتی اکنون در حال اوجگیریاند و چه عواملی باعث شتاب گرفتن آنها شده است.
حملهٔ آچار نوعی جرم در دنیای واقعی است که در آن، مهاجمان با تهدید یا اعمال خشونت، دارندهٔ رمزارز را مجبور میکنند اطلاعات محرمانهٔ خود را فاش کند، دستگاهش را باز نماید یا انتقال وجه را شخصاً تأیید کند. بهبیان ساده، این حمله نه شکستن الگوریتمهای رمزنگاری، بلکه تلاشی برای سرقت رمزارز از طریق ضربه زدن به انسان است.
نام این روش از یک کمیک مشهور ایکسکیسیدی (xkcd) گرفته شده است که نشان میدهد وقتی رمزنگاری بهاندازهٔ کافی قوی باشد، سادهترین راه نفوذ، اعمال زور فیزیکی است. این اصطلاح ماندگار شد، چون بهخوبی ماهیت این نوع جرم را نشان میدهد: مهاجم دیگر نیازی به دانش فنی پیچیده ندارد، کافی است به فرد نزدیک شود و بر زندگی روزمره او اهرم فشار پیدا کند.
تصویری از تصور درباره سرقت کریپتویی در مقایسه با حقیقت حملات آچار
آیا حملات آچار واقعاً بیشتر شدهاند یا فقط بیشتر دیده میشوند؟
پاسخ کوتاه این است که هر دو حالت میتوانند همزمان درست باشند و برای درک واقعیت، باید دادهها را با دقت تفسیر کرد. حسیب قریشی (Haseeb Qureshi) از شرکت سرمایهگذاری دراگنفلای (Dragonfly)، با تحلیل پایگاه دادهٔ جیمسون لاپ (Jameson Lopp) دربارهٔ رخدادهای امنیتی، نشان داده است که تعداد حملات گزارششدهٔ آچار در طول زمان افزایش یافته و شدت متوسط این حملات نیز در سالهای اخیر بیشتر شده است.
این بررسی همچنین یک رابطهٔ مستقیم میان قیمت بازار و خشونت را آشکار میکند. هرچه ارزش کل بازار رمزارزها بالا میرود، میزان خشونتهای گزارششده نیز افزایش پیدا میکند. یک مدل آماری ساده نشان میدهد که حدود ۴۵٪ از تغییرات در فراوانی این حملات با تغییرات ارزش کل بازار کریپتو همبستگی دارد.
بااینحال، دو نکتهٔ مهم را نباید نادیده گرفت. نخست آنکه پایگاه دادهٔ لاپ جامع نیست و صرفاً بر اساس گزارشهای عمومی شکل گرفته است؛ بنابراین بسیاری از پروندههایی که هرگز رسانهای نمیشوند در آن ثبت نشدهاند.
دوم اینکه پژوهشهای دانشگاهی نشان میدهد این نوع جرایم بهشدت کمتر از واقع گزارش میشوند، زیرا قربانیان از ترس تکرار حمله یا پیامدهای بعدی، ترجیح میدهند سکوت کنند.
به همین دلیل است که نکتهٔ نرمالسازی قریشی اهمیت دارد. اگر ریسک را به ازای هر کاربر بسنجیم، ممکن است سطح خطر نسبت به چرخههای قبلی کمتر به نظر برسد، حتی اگر تیتر خبرها امروز هولناکتر شده باشد.
چرا حملات آچار از خشنترین جرایم دنیای کریپتو هستند؟
این نوع حملات از چند عامل اصلی تغذیه میشوند: پرداخت سریع و برگشتناپذیر، تمرکز روزافزون ثروت در دست افراد قابلشناسایی، سهولت هدفگیری در دنیای واقعی و نشت دادههایی که هویت آنلاین را به تهدیدی آفلاین تبدیل میکنند.
اولین عامل، سرعت و قطعیت پرداخت است. در سرقت رمزارزی، مهاجم نیازی به پول شویی کارتهای بانکی یا فروش کالای فیزیکی ندارد. اگر بتواند قربانی را مجبور به تأیید تراکنش کند، ارزش مالی در لحظه و بدون مرز جابهجا میشود. همین ویژگی باعث میشود اجبار فیزیکی از نگاه مجرمان، گزینهای جذاب و کمدردسر به نظر برسد.
دوم، افزایش تعداد افرادی است که دارایی قابلدسترسی دارند. با رشد قیمتها، همان میزان رمزارز قبلی به هدفی بزرگتر تبدیل میشود. همبستگی میان تعداد حوادث و ارزش کل بازار نیز نشان میدهد که افزایش قیمت، محرک مستقیمی برای رشد جرایم خشن است.
سوم، آسانتر شدن شناسایی اهداف است. نقشهای عمومی در فضای کریپتو، حضور در گردهماییها، معاملات همتابههمتا و حتی اشتراکگذاریهای روزمره در شبکههای اجتماعی میتوانند سرنخهای واقعی در اختیار مهاجمان بگذارند. پژوهشگران دانشگاه کمبریج این حملات را نمونهای از دور زدن امنیت دیجیتال میدانند، زیرا فشار از لایهٔ فناوری به لایهٔ انسانی منتقل میشود.
چهارم، نشت دادههاست که هویت آنلاین را به ریسک آفلاین بدل میکند. نمونههایی مانند پروندهٔ رشوهگیری از کارکنان پشتیبانی کوینبیس (Coinbase) یا افشای دادههای مشتریان لجر نشان میدهد که چگونه نام، آدرس و شماره تماس افراد میتواند فاش شود و پیوند میان هویت واقعی و فعالیت رمزارزی را آشکار کند.
این حملات معمولاً چگونه اجرا میشوند؟
الگوی بسیاری از این پروندهها شبیه یک سناریوی از پیش طراحیشده و به صورت «شناسایی و نزدیک شدن به هدف، سپس اعمال فشار و تهدید، و در نهایت انتقال سریع دارایی بهمحض دستیابی به دسترسی» پیش میرود.
تماس اولیه میتواند شبیه جرایم خیابانی معمولی، مانند سرقت یا ورود به خانه باشد، یا شکل سازمانیافتهتر و برنامهریزیشدهتری داشته باشد. قربانیان همیشه افراد تصادفی نیستند و در برخی موارد، حمله با خشونتهای خانوادگی یا سوءاستفادههای شخصی همپوشانی پیدا میکند.
چه کسانی بیشترین ریسک را دارند؟
حملات آچار بهندرت کاربران عادی و ناشناس را هدف میگیرند. این حملات معمولاً متوجه افرادی است که شناسایی و یافتن آنها آسان است و تصور میشود دارایی قابلتوجه و در دسترس دارند؛ از جمله بنیانگذاران و مدیران شرکتها، اینفلوئنسرهای فعال در حوزهٔ کریپتو، معاملهگران بازار خارج از بورس یا همتابههمتا، و هر کسی که ردپای آنلاین او، هویت واقعیاش را به ثروت دیجیتال پیوند میدهد.
جغرافیا نیز نقش مهمی دارد. اروپای غربی و بخشهایی از منطقهٔ آسیا-اقیانوسیه بیشترین افزایش را در گزارش این حوادث تجربه کردهاند، درحالیکه آمریکای شمالی نسبتاً امنتر به نظر میرسد، هرچند در آنجا نیز تعداد مطلق پروندهها رو به افزایش است. افزون بر این، همیشه خودِ دارندهٔ کیف پول هدف مستقیم نیست. در چند پروندهٔ اخیر در فرانسه، مجرمان به سراغ اعضای خانواده یا شریک زندگی قربانی رفتهاند تا از نزدیکی عاطفی بهعنوان اهرم فشار استفاده کنند.
چگونه میتوان ریسک را کاهش داد؟
درس تلخ حملات آچار این است که حتی قویترین مدیریت کلیدهای خصوصی هم بهتنهایی تضمینکنندهٔ امنیت کامل نیست. ممکن است دارایی شما در برابر هک آنلاین ایمن باشد، اما آخرین حلقهٔ زنجیره، یعنی خودتان، عادتهایتان و دادههای شخصیتان همچنان آسیبپذیر باقی بماند.
برای اغلب افراد، هدف عملی این است که به هدفی کمجذاب برای مهاجمان تبدیل شوند و میزان دارایی قابلدسترسی فوری را کاهش دهند. این رویکرد معمولاً حول ۳ محور میچرخد.
۱. کاهش دیدهشدن و پرهیز از نمایش دارایی، محدود کردن پیوند میان هویت واقعی و فعالیت رمزارزی و درک این نکته که هرگونه افشای بیشازحد اطلاعات، ریسک را بالا میبرد.
۲. پایین نگه داشتن موجودی در دسترس فوری و جداسازی سرمایهٔ روزمره از ذخیرهٔ بلندمدت، بههمراه استفاده از سازوکارهایی مانند تأیید چندمرحلهای یا تأخیر زمانی برای مبالغ بزرگ.
۳. جدی گرفتن تهدید جعل هویت پشتیبانی است، زیرا مجرمان میتوانند با تکیه بر دادههای فاششده، قربانی را برای انتقال دارایی تحت فشار بگذارند. راهنمایی کوینبیس بهصراحت تأکید میکند که پشتیبانی واقعی هرگز رمز عبور، کد احراز هویت دومرحلهای یا درخواست انتقال به «آدرس امن» را مطرح نمیکند.
در نهایت، اگر تهدیدی به واقعیت تبدیل شد، اولویت مطلق با حفظ جان و سلامت جسمی است. همین ویژگی است که حملات آچار را به یکی از تیزترین لبههای جرم در دنیای کریپتو تبدیل میکند که ثروت دیجیتال را مستقیماً به یک ریسک امنیت شخصی بدل میکند و گفتوگوی امنیتی این صنعت را از پشت صفحهٔ مرورگر به دل زندگی واقعی میکشاند.

پژوهشگر A16Z؛ تهدید کوانتومی بیت کوین و اتریوم اغراقآمیز است!
17 بهمن 1404 - 16:00
با پیشرفت رایانههای کوانتومی، بحث به خطر افتادن رمزنگاری بیت کوین و سایر بلاکچینها بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده است؛ تا جایی که توسعهدهندگان بیت کوین بهطور جدی در حال بررسی راهکارهای مقاوم در برابر کوانتوم هستند و بنیاد اتریوم نیز با تشکیل یک تیم تخصصی، این تهدید بالقوه را در دستور کار خود قرار داده است. با این حال، تحقیقات جدید جاستین تیلر (Justin Thaler)، یکی از پژوهشگران A16z، نشان میدهد فاصله معناداری میان این تصویر رایج و واقعیتهای فنی وجود دارد. به باور او، نهتنها شدت تهدید کوانتومی بزرگنمایی شده، بلکه زمانبندی آن نیز بهدرستی درک نشده است. اگر علاقهمند هستید بدانید چرا تیلر تهدید کوانتومی بیت کوین و اتریوم را اغراقآمیز میداند، با این مطلب از میهن بلاکچین همراه باشید.
ترس کوانتومی در مقابل واقعیت رمزنگاری
جاستین تیلر (Justin Thaler)، پژوهشگر A16z و استاد علوم کامپیوتر دانشگاه جورجتاون، اخیرا در توییتی به تحلیل یکی از بزرگترین نگرانیهای حوزه کریپتو یعنی «تهدید احتمالی رایانههای کوانتومی برای بلاکچینها» پرداخته است. تیلر معتقد است که زمانبندی دستیابی به یک رایانه کوانتومی توانمند برای شسکتن رمزنگاریهای پیچیده دنیای رمزارزها اغراقآمیز است. همین بزرگنمایی باعث شده برخی خواستار مهاجرتهای شتابزده به سیستمهای پساکوانتومی شوند. چنین اقدامی ممکن است به جای محافظت بیشتر، ریسکهای جدیدی به شبکه تحمیل کند. تیلر بر اساس اطلاعات موجود استدلال میکند سیستمی که بتواند رمزنگاری واقعی را بشکند، حتی در دهه آینده هم در دسترس نخواهد بود.
او میان رمزنگاری (Encryption) و امضاهای دیجیتال (Digital signatures) که اغلب یکسان در نظر گرفته میشوند، تمایز مهمی قائلمیشود. رمزنگاری در برابر حملات «اکنون جمعآوری کن، بعدا رمزگشایی کن» آسیبپذیر است؛ چراکه دادههای رمزگذاریشدهای که امروز رهگیری میشوند، ممکن است سالها بعد و با بلوغ رایانههای کوانتومی رمزگشایی شوند. به همین دلیل، تیلر تاکید میکند در حوزههایی که حفظ محرمانگی بلندمدت اهمیت دارد، استفاده از رمزنگاری پساکوانتومی باید از همین حالا آغاز شود.
اما امضاهای دیجیتال داستان متفاوتی دارند. بلاکچینها از امضاها برای تأیید و مجوزدهی به تراکنشها استفاده میکنند، نه برای پنهان کردن دادهها. از آنجا که چیزی برای رمزگشایی گذشته وجود ندارد، امضاها تنها زمانی آسیبپذیر میشوند که یک رایانه کوانتومی توانمند با قدرت شکستن رمزنگاری ساخته شود. همین تفاوت، فوریت مهاجرت فوری شبکههای بلاکچینی به راهکارهای پساکوانتومی را بهطور چشمگیری کاهش میدهد.
آیا تهدید کوانتومی بیت کوین و اتریوم جدی است؟
منبع: news.bitcoin.com
تیلر تهدید کوانتومی بیت کوین و اتریوم را از آن جهت اغراقآمیز میداند که اساسا اطلاعات تراکنشها از ابتدا برای همه قابل مشاهده هستند و اصلا چیزی پنهان نشده که بعدها رمزگشایی شود. بر خلاف برخی تحلیلها، او تأکید میکند این شبکهها در معرض حملات «جمعآوری اطلاعات اکنون، رمزگشایی بعداً» نیستند. خطر واقعی برای این شبکهها، جعل امضاها در آینده است، نه رمزگشایی تراکنشهای گذشته.
شبکههای متمرکز بر حریم خصوصی وضعیت متفاوتی دارند. اگر روزی رایانههای کوانتومی موفق به شکستن رمزنگاری منحنی بیضوی شوند، ممکن است فعالیتهای گذشته بلاکچینهایی که جزئیات تراکنشها را رمزنگاری میکنند، افشا شود. مهاجرت زودهنگام یا استفاده از راهکارهای ترکیبی برای چنین سیستمهایی توجیهپذیرتر است، البته به شرطی که هزینههای عملکرد قابل قبول بمانند.
بیت کوین با مشکل ویژهای روبهرو است که چندان ربطی به زمانبندی کوانتومی ندارد و بیشتر مربوط به حاکمیت است. هر گونه گذار به امضاهای پساکوانتومی نیازمند مشارکت فعال کاربران است و ممکن است در این مسیر میلیونها کوین رهاشده در معرض خطر قرار بگیرد. تصمیمگیری درمورد سرنوشت این داراییها ممکن است سالها زمان ببرد، فارغ از اینکه رایانههای کوانتومی چه زمانی به واقعیت برسند.
تیلر همچنین هشدار میدهد که رمزنگاری پساکوانتومی یک راهحل بیدردسر و بدون هزینه نیست. بسیاری از الگوریتمهای پیشنهادی با افزایش اندازه امضاها، کاهش سرعت و پیچیدگی بالا در اجرا همراه هستند. تاریخ نشان داده که الگوریتمهای با ادعای «ایمن در برابر کوانتوم» گاهی با همان رایانههای معمولی شکسته شدهاند. او معتقد است باگها، حملات جانبی و اجرای نادرست، تهدید جدیتری نسبت به رایانههای کوانتومی هستند. عجله برای استفاده از الگوریتمهای رمزنگاری نابالغ، شبکهها را در سیستمهای آسیبپذیری قفل میکند که بعدها دوباره به تغییر اساسی نیاز خواهند داشت.
جمعبندی
پس از انتشار این رشته توییت توسط A16Z، کاربران شبکههای اجتماعی بدون توجه به محدودیتها و افقهای زمانی طولانی که تیلر به آنها اشاره کرده بود، سریعاً به حمایت از «کوینهای مقاوم در برابر کوانتوم» پرداختند. این واکنش، خود گواهی بر همان نکته اصلی تیلر است که «بحث درباره ریسک کوانتوم» خیلی سریعتر از «علم» حرکت میکند.
سوالات متداول (FAQ)
رایانه کوانتومی «دارای اهمیت رمزنگاری» چیست؟به یک سیستم کوانتومی گفته میشود که پایدار و بدون خطا باشد و بتواند در مقیاس گسترده، رمزنگاری کلید عمومی مورد استفاده در دنیای کریپتو را بشکند.آیا بیتکوین در معرض حملات «جمعآوری حالا، رمزگشایی بعداً» قرار دارد؟خیر. بیتکوین برای تأیید تراکنشها از امضاهای دیجیتال استفاده میکند، نه مخفیسازی دادهها از طریق رمزنگاری. بنابراین چنین حملهای درباره آن بیمعنا است.چرا خطر کوانتومی نسبت به رمزنگاری جدیتر از امضاهای دیجیتال است؟دادههای رمزنگاریشدهای که امروز ذخیره میشوند، ممکن است در آینده، با پیشرفت رایانههای کوانتومی، رمزگشایی شوند؛ اما امضاهای دیجیتال را نمیتوان بهصورت گذشتهنگر جعل کرد.آیا بلاکچینها باید همین حالا به رمزنگاری پساکوانتومی مهاجرت کنند؟قطعا برنامهریزی و تحقیق باید از همین حالا آغاز شود، اما اجرای شتابزده و بدون بلوغ فنی ریسکهای جدی و حتی خطرناکتری را برای شبکهها ایجاد میکند.

آینده در آینه بازارهای پیشبینی؛ ۲۰۲۶ چگونه رقم میخورد؟
17 بهمن 1404 - 12:00
بازارهای پیشبینی در سال ۲۰۲۵ بالاخره وارد جریان اصلی شدند. کارکرد این بازارها در جریان انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۴ مشخصاً دیده شد، اما آنچه این ابزارها را تثبیت کرد، شفافیتهای نظارتی جدید در سال ۲۰۲۵ بود که راه را برای نسل جدیدی از بازارهای پیشبینی باز کرد.
در شرایطی که تحلیلها و پیشبینیهای رسانهای از آینده تقریباً همهجا را پر کردهاند، بازارهای پیشبینی یک تفاوت مهم دارند: اینجا پای پول واقعی وسط است. به همین دلیل، بسیاری این بازارها را بهنوعی نماینده خرد جمعی میدانند. با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۶، دادههای پلتفرم پالیمارکت (Polymarket) تصویری جالب از انتظارات کاربران درباره رویدادهای مهم سال آینده ترسیم میکند.
در ادامه، مهمترین آمارهای مربوط به بازار پیشبینی Polymarket را مرور میکنیم که نگاهها را به خود جلب کردهاند.
قهرمان جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶
جام جهانی پیشِ رو، بزرگترین نسخه تاریخ این رقابتها خواهد بود که با حضور ۴۸ تیم و میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار میشود. مسیر قهرمانی در این دوره طولانیتر شده است و عبور از مراحل گروهی و حذفی، بیش از همیشه فرسایشی خواهد بود.
پیشبینی برنده جام جهانی ۲۰۲۶ - منبع: Polymarket
بر اساس دادههای Polymarket، اسپانیا در حال حاضر با احتمال ۱۶٪، بخت نخست قهرمانی محسوب میشود و پس از آن، انگلیس، فرانسه و آرژانتین در فاصلهای نزدیک قرار دارند.
برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۶
جایزه صلح نوبل، یکی از معتبرترین جوایز بینالمللی است که هر سال در اسلو به فرد یا نهادی اهدا میشود که نقش برجستهای در پیشبرد صلح ایفا کرده باشد.
پیشبینی برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۶ - منبع: Polymarket
در بازارهای پیشبینی، دیوان بینالمللی دادگستری با احتمال ۱۹٪ بهعنوان گزینه پیشتاز مطرح شده است. پس از آن، نامهایی مانند دونالد ترامپ، آژانس امداد و کار سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (UNRWA) و یولیا ناوالنایا (Yulia Navalnaya) نیز دیده میشود.
سرنوشت شرکت وارنِر بروز (Warner Bros)
شرکت وارنِر بروز (Warner Bros)، یکی از قدیمیترین و اثرگذارترین استودیوهای سرگرمی جهان، این روزها در مرکز یک معامله عظیم قرار دارد. شبکه نتفلیکس اعلام کرده است که قصد دارد بخش Warner Bros از شرکت Warner Bros. Discovery را در معاملهای حدود ۸۲ میلیارد دلاری خریداری کند.
پیشبینی خرید Warner Bros توسط نتفلیکس - منبع: Polymarket
هرچند این توافق هنوز نهایی نشده و با رقابت شدیدی از سوی Paramount Skydance مواجه است، اما بازارهای پیشبینی در هفتههای اخیر احتمال پیروزی نتفلیکس را حدود ۲۴٪ برآورد کردهاند.
پرفروشترین فیلم سال ۲۰۲۶ در جهان
عنوان پرفروشترین فیلم سال ۲۰۲۶، به اثری خواهد رسید که بیشترین درآمد جهانی گیشه را ثبت کند. در حال حاضر، فیلم Spider-Man: Brand New Day با احتمال ۳۲٪ در صدر پیشبینیها قرار دارد و آثاری مانند The Super Mario Galaxy Movie و Avengers: Doomsday آن را تعقیب میکنند.
پیشبینی پرفروشترین فیلم سال ۲۰۲۶ - منبع: Polymarket
کاهش نرخ بهره فدرال رزرو آمریکا
فدرال رزرو، همچنان یکی از مهمترین بازیگران اقتصاد جهانی است. با وجود آنکه نرخ بهره فعلی در بازه ۳.۵٪ تا ۳.۷۵٪ قرار دارد، معاملهگران Polymarket انتظار دارند روند انبساطی در سال ۲۰۲۶ ادامه پیدا کند.
پیشبینی میزان کاهش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ - منبع: Polymarket
سناریوی غالب، کاهش مجموعاً ۰.۵ درصدی نرخ بهره است، هرچند حدود ۱۰٪ از کاربران همچنان احتمال کاهش شدیدتر تا ۱.۲۵٪ را مطرح میکنند.
توازن قدرت در کنگره آمریکا: انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶
پس از انتخابات سال ۲۰۲۴، جمهوریخواهان کنترل هر دو مجلس کنگره را در اختیار گرفتند. اما انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ میتواند این توازن را تغییر دهد.
پیشبینی توازن قدرت در آمریکا پس از انتخابات ۲۰۲۶ - منبع: Polymarket
بازارهای پیشبینی نشان میدهند احتمال بازپسگیری کنترل مجلس نمایندگان توسط دموکراتها، معادل حدود ۴۸٪ است و شانس پیروزی کامل دموکراتها در هر دو مجلس، به ۳۳٪ میرسد.
دمای جهانی زمین در سال ۲۰۲۶
افزایش مداوم دمای زمین، سال ۲۰۲۶ را به یکی دیگر از سالهای حساس از نظر اقلیمی تبدیل کرده است. بر اساس شاخص دمای خشکی و اقیانوسی ناسا، معاملهگران Polymarket، بهمیزان ۳۸٪ احتمال میدهند که ۲۰۲۶ چهارمین سال گرم ثبتشده در تاریخ باشد و احتمال ثبت رکورد جدید نیز ۹٪ برآورد شده است.
پیشبینی تغییر دمای زمین در سال ۲۰۲۶ - منبع: Polymarket
رکود اقتصادی آمریکا در سال ۲۰۲۶
با وجود عبور اقتصاد آمریکا از چند سال پرتنش، نگرانی درباره رکود همچنان پابرجاست. با این حال، بازارهای پیشبینی فعلاً نگاه خوشبینانهای دارند و احتمال وقوع رکود اقتصادی در سال ۲۰۲۶ را تنها معادل ۲۷٪ میدانند.
پیشبینی رکود اقتصادی آمریکا تا پایان ۲۰۲۶ - منبع: Polymarket
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/crypto-trade-in-recession/" content="ترید کریپتو در دوران رکود اقتصادی؛ هنر بقا در روزهای سخت" ][/sc]
استیضاح رئیسجمهور آمریکا تا پایان ۲۰۲۶
استیضاح به پدیدهای تکرارشونده در سیاست آمریکا تبدیل شده است و دونالد ترامپ نیز در آن بیتجربه نیست.
احتمال استیضاح ترامپ در سال ۲۰۲۶ - منبع: Polymarket
با این حال، بازارهای پیشبینی احتمال استیضاح او تا پایان سال ۲۰۲۶ را تنها ۱۶٪ برآورد میکنند؛ با توجه به زمانبندی اثرگذاری انتخابات میاندورهای، این عدد چندان دور از انتظار نیست.

مدیر بازار سیاه Incognito به ۳۰ سال زندان محکوم شد؛ ردیابی بلاکچین او را لو داد
16 بهمن 1404 - 23:00
خالق بازار سیاه آنلاین Incognito Market که از ارزهای دیجیتال بهعنوان هسته اقتصادی خود استفاده میکرد، پس از آنکه تحقیقات بلاکچینی مقامات آمریکا را مستقیماً به مدیر این پلتفرم رساند، به ۳۰ سال زندان محکوم شد.
به گزارش میهن بلاکچین، وزارت دادگستری آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که یک دادگاه در منهتن، روی-شیانگ لین (Rui-Siang Lin) را به سه دهه حبس محکوم کرده است. این بازار از زمان راهاندازی در اکتبر ۲۰۲۰ تا تعطیلی آن در مارس ۲۰۲۴، حدود ۱۰۵ میلیون دلار مواد مخدر غیرقانونی فروخته است.
لین که در دسامبر ۲۰۲۴ به نقش خود اعتراف کرده بود، به اتهام توطئه برای توزیع مواد مخدر، پولشویی و توطئه برای فروش داروهای دارای برچسب جعلی یا نادرست محکوم شد.
Incognito به کاربران اجازه میداد با استفاده از بیت کوین و مونرو مواد مخدر خرید و فروش کنند و ۵٪ کارمزد دریافت میکرد. در نهایت، سقوط لین زمانی رقم خورد که FBI توانست تراکنشهای کریپتویی این پلتفرم را به حسابی در یک صرافی ارز دیجیتال که به نام خود لین ثبت شده بود، ردیابی کند.
دادستان فدرال منهتن، جی کلیتون (Jay Clayton)، گفت:
حکم امروز به قاچاقچیان هشدار میدهد: شما نمیتوانید در سایههای اینترنت پنهان شوید. پیام کلی ما ساده است: اینترنت، غیرمتمرکزسازی، بلاکچین یا هر فناوری دیگر، مجوزی برای راهاندازی کسبوکار توزیع مواد مخدر نیست.
علاوه بر زندان، لین به پنج سال آزادی تحت نظارت محکوم شد و دستور داده شد بیش از ۱۰۵ میلیون دلار مصادره مالی پرداخت کند.
ردیابی کریپتو، FBI را مستقیم به لین رساند
در مارس ۲۰۲۴، وزارت دادگستری اعلام کرد که لین Incognito را تعطیل کرده و دستکم ۱ میلیون دلار از وجوه سپردهشده کاربران در این پلتفرم را سرقت کرده است.
لین که بهصورت آنلاین با نام «Pharoah» شناخته میشد، سپس تلاش کرد کاربران Incognito را باجگیری کند و تهدید کرد اگر خریداران و فروشندگان به او پول نپردازند، سوابق فعالیت و آدرسهای کریپتویی آنها را علنی خواهد کرد.
او در پستی در وبسایت Incognito نوشت:
بله، این یک اخاذی است!!!
منبع: وزارت دادگستری
چند ماه بعد، در می ۲۰۲۴، مقامات لین، تبعه تایوان، را پس از آنکه FBI توانست او را تا حدی از طریق ردیابی انتقالهای کریپتویی این پلتفرم به یک حساب صرافی به نام خودش شناسایی کند، در فرودگاه جان اف کندی نیویورک بازداشت کردند.
FBI اعلام کرد کیف پولی که لین کنترل میکرد، وجوهی را از یک کیف پول شناختهشده مرتبط با Incognito دریافت کرده و سپس این وجوه به حساب صرافی لین منتقل شده است.
این نهاد افزود که حداقل چهار انتقال را ردیابی کرده است که در آنها کیف پول لین، بیت کوینهایی را که در اصل از Incognito آمده بودند، به یک سرویس سواپ ارسال کرده تا به XMR (مونرو) تبدیل شوند و سپس به حساب صرافی واریز شدهاند.
صرافی نیز تصویری از گواهینامه رانندگی تایوانی لین که برای افتتاح حساب استفاده شده بود، همراه با یک آدرس ایمیل و شماره تلفن، در اختیار FBI قرار داد. این سازمان سپس ایمیل و شماره تلفن را به یک حساب در ثبتکننده دامنه Namecheap مرتبط کرد.
طبق گزارش FBI، حساب Namecheap نیز از وجوه کیف پول و حساب صرافی لین استفاده کرده بود تا دامنه یک وبسایت تبلیغکننده Incognito را خریداری کند.
این نهاد افزود که حجم سپردههای لین در صرافی همزمان با رشد Incognito از حدود ۶۳ هزار دلار در سال ۲۰۲۱ تا نزدیک ۴.۲ میلیون دلار در سال ۲۰۲۳، افزایش یافته است. همچنین یک حساب در صرافی دیگری بین ژوئیه تا نوامبر ۲۰۲۳ حدود ۴.۵ میلیون دلار سپرده دریافت کرده است.

پایان دوران بومیهای کریپتو؛ نظم جدید صنعت در حال شکلگیری است و وارد فاز عملی میشود
16 بهمن 1404 - 22:00
کریپتو از ابتدا هم یک نظام فکری بود و هم یک جنبش سازنده؛ این تکنولوژی در تلاش جامعه برای ایجاد تعادل در برابر پول متمرکز و پروتکلهای دربسته ریشه دارد. گروه کوچکی از سایفرپانکها و توسعهدهندگان میخواستند ثابت کنند که پول میتواند به نرمافزار تبدیل شود و بهجای نهادها، این کد باشد که قواعد را اجرا میکند.
حالا بیش از یک دهه از آن زمان گذشته است. این ایده نهتنها همچنان زنده مانده، بلکه بهخوبی ادامه پیدا کرده است. تفاوت در اینجاست که بهجای سرنگونی نظم موجود، راهی برای ارتقای آن فراهم کرده و به افراد، انتخاب، آزادی و دسترسی بیشتری داده است؛ مقصد این مسیر، دنیایی بدون وابستگی کامل به بانکها است.
کریپتو از یک آزمایش آرمانگرایانه به پدیدهای تبدیل شده است که جهان ناچار است آن را جدی بگیرد و همچنین یک مسیر ارتقای شناختهشده برای نظام مالی جهانی محسوب میشود. دلیل این نیست که همه ناگهان طرفدار افراطی تمرکززدایی شدهاند، بلکه چون کارکرد آن روشن است. دلارها میتوانند بهصورت ۲۴ ساعته جابهجا شوند، تسویه میتواند جهانی و آنی باشد، بازارها میتوانند ترکیبپذیر شوند، داراییها میتوانند برنامهپذیر باشند و زیرساخت مالی میتواند مستقیماً درون نرمافزارها تعبیه شود.
این تحول، ترکیب بازیگران را تغییر میدهد و با تغییر بازیگران، چشمانداز جهانِ کسبوکار نیز دگرگون میشود. دوران «آسان» پیروزی از مسیر ابتکار، هیجان یا مشوقهای کوتاهمدت رو به پایان است. دوره بعدی درباره جریانهای پایدار، توزیع، اعتماد و اجرای دقیق است.
عصر بومیهای دنیای کریپتو
در دهه نخست، بازیگران غالب عمدتاً بومیِ کریپتو بودند و رفتار آنها بازار را شکل میداد:
سازندگان و آرمانگرایان زیرساختها و اجزای پایه را ساختند.
معاملهگران توکنها را به بازارهای نقدشونده و توزیع را به عامل اصلی تبدیل کردند.
کاربران حرفهای دیفای نشان دادند که امور مالی آنچین میتواند کار کند، حتی اگر مشوقها واقعیت را تحریف میکردند.
خردهسرمایهگذارانِ مبتنی بر میم، کریپتو را به یک پدیده فرهنگی تبدیل کردند و با نیروی شبکههای اجتماعی، به ورود کاربران جدید شتاب بخشیدند.
نخ تسبیح همه اینها، بازاری بود که عمدتاً با سفتهبازی و روایتها پیش میرفت. در دل این آشوب، نوآوری واقعی وجود داشت، اما برای اغلب پروژهها، تناسب محصول با بازار و دوام بلندمدت شکل نگرفت. با گذشت زمان، این آزمایشها روشن کرد چه چیزهایی واقعاً در بستر آنچین معنا دارند، کاربران چه چیزهایی را بهطور پایدار استفاده میکنند و چه مدلهایی میتوانند از کسبوکارهای پایدار پشتیبانی کنند.
واقعیت تلخ این است که برای بسیاری از مشارکتکنندگان اولیه، «غیرمتمرکز بودن» و «همیشه در دسترس بودن» ویژگیهای قانعکنندهای برای پذیرش هزینه بالاتر یا جبران تجربه کاربری ضعیفتر نبود. بازار با پول خود رأی داد و بیشتر آزمایشهای آنچین در حوزه بازی، شبکه اجتماعی و هنر، هرگز از مرحله ایده به عادت روزمره عبور نکردند. شاید در آینده این اتفاق بیفتد، اما حالا میدانیم که احتمالاً بسیار بیشتر از آنچه در روزهای اول امیدوار بودیم، زمان میبرد.
جایی که کریپتو واقعاً به تناسب پایدار با بازار رسید، حوزه مالی و پرداخت بود: انتقال ارزش، تسویه معاملات، صدور دارایی، وامدهی و وامگیری، کسب بازده و پوشش ریسک. وقتی مسئله اصلی «پول» است، مدل آنچین دیگر یک ترجیح فلسفی نیست؛ بلکه به یک مزیت عملی تبدیل میشود.
عصر زیرساختها
از سال ۲۰۲۶ به بعد، کریپتو کمتر شبیه یک نظام اعتقادی خواهد بود و بیشتر بهعنوان لایه زیرساخت مالی جهانی در نظر گرفته میشود.
مرکز ثقل از آزمایشهای خردهفروشی به سمت اپراتورها و نهادها در حال جابهجایی است. استیبل کوینها به مسیر پیشفرض تسویه برای فینتکها، پرداختهای فرامرزی و عملیات خزانهداری تبدیل میشوند. همزمان، داراییهای دنیای واقعی (RWA) و پول و اعتبار توکنیزهشده، داراییهای سنتی را به توزیع آنچین متصل میکنند.
الزامات تطبیق، حضانت، گزارشدهی و کنترل ریسک از موارد حاشیهای به نیازهای اصلی محصول تبدیل میشوند. کیف پولها نیز بهتدریج به «حساب» تبدیل میشوند و برای بیشتر کاربران، کلیدها، هویت و مجوزها بهشکلی فزاینده انتزاعی و پنهان خواهند شد.
این همان تز ارتقا در عمل است: کریپتو دیگر بر سر ایدئولوژی رقابت نمیکند، بلکه بر سر نتیجه رقابت میکند. هزینه کمتر، تسویه سریعتر، دسترسی جهانی، بازارهای همیشه فعال و گردشکارهای برنامهپذیر به دلایل پیروزی آن تبدیل میشوند. با بلوغ این پشتوانه، تمرکززدایی به یک پیشفرض بدیهی تبدیل میشود، عملکرد بهبود مییابد، هزینهها به سمت صفر میل میکنند و بازار در مورد حاشیه سود و تمایز، بیرحمتر میشود.
نتیجه نهایی چیست؟ بازی آسان تمام میشود. ویژگی جدید بودن و مشوقهای ساختگی یا موقت اهمیت کمتری پیدا میکنند و در عوض، توزیع، اعتماد و اجرا اهمیت بیشتری مییابند. لانچهای کریپتویی کمتر و «جنگ پرداخت و زیرساخت مالی» بیشتر میشود. ادغامها و استراتژیهای ورود سازمانی به بازار به مسیر پیشفرض مقیاسپذیری تبدیل میشوند. نشانههای آن را همین حالا نیز میبینیم که در افزایش قابلتوجه ادغام و تملک و صرافیهایی که محصولات کلیدی را در خود جذب میکنند، نمود پیدا میکند.
نسل بعدی کاربران کریپتو؛ ساختن برای عصر جدید
اگر دوره قبل، مربوط به «کشف کریپتو توسط نهادها» بود، دوره بعد، دوره «استفاده نهادها و فینتکها از ریلهای کریپتو، بدون نام بردن از آن» است.
بازیگر غالب، اپراتور میشود: تیمهای خزانهداری، عملیات پرداخت، مدیران محصول فینتک، تیمهای ریسک و پلتفرمهای مدیریت ثروت. افرادی که قصد «یورش هیجانی» ندارند. آنها میخواهند پول را امن، ارزان و قابل پیشبینی جابهجا کنند.
بعد، قفل بعدی باز میشود: نرمافزارها شروع به تراکنش میکنند. خزانهداری خودکار، خرید خودکار، متعادلسازی خودکار، عاملهایی که در چارچوب محدودیتها عمل میکنند. این بهمعنای حذف انسانها نیست؛ بلکه به این معناست که بخش معناداری از فعالیت اقتصادی، برنامهمحور میشود و ریلهایی که از آن پشتیبانی میکنند، بهشدت ارزشمند خواهند شد.
پیامد این روند آن است که پشتوانه کریپتو کمتر شبیه یک «اکوسیستم اپلیکیشن» و بیشتر شبیه به یک سیستمعامل مالی میشود که نرمافزارها به آن متصل میشوند و رابطهای کاربری جدید، نیازهای خاص مشتریان مختلف را پوشش میدهند.
اگر امروز در حال ساخت محصول هستید، بزرگترین ریسک شما فنی نیست؛ اشتباه در شناسایی مشتری است.
اگر محصول خود را برای یک بازیگر در سال ۲۰۲۱ توسعه دهید، بهینهسازی شما روی این موارد خواهد بود: وایرال شدن، مشوقها، نقدشوندگی کوتاهمدت و چرخههای هیجانی. اما اگر آن را برای یک بازیگر در سال ۲۰۲۶ بسازید، تمرکز شما روی عواملی مانند توزیع، یکپارچهسازی، پایداری، گزارشدهی، مشوقهای همراستا و پایدار، سازوکار شفاف خلق ارزش برای توکن و بستهبندی ریسک خواهد بود.
این دو جهان ممکن است همزمان وجود داشته باشند، اما مرکز رشد در حال جابهجایی است. بازار از «کریپتو بهعنوان زمین بازی داراییهای سفتهبازانه» به سمت «کریپتو بهعنوان زیرساخت مالی» حرکت میکند. این بهمعنای حذف میمها نیست. به این معناست که بزرگترین جریانها بهتدریج از تسویه واقعی، داراییهای واقعی، ترازنامههای واقعی و توزیع واقعی میآیند.
این صنعت جدیتر میشود، چون مفیدتر شده است و مفید بودن، رقابت را جذب میکند.
بازی واقعی آغاز میشود
کریپتو به ریشههای خود خیانت نکرد. آنها را اثبات کرد.
سایفرپانکها درست میگفتند که پول میتواند به نرمافزار تبدیل شود. سازندگان درست میگفتند که بازارها میتوانند ترکیبپذیر شوند. معاملهگران، دیجنها و موجهای فرهنگی پرآشوب و در عین حال، بهشدت سرگرمکننده بودند؛ اما همانها توزیع و نقدشوندگی را ساختند که ریلها را مستحکم کرد.
حالا کریپتو یک مسیر ارتقای شناختهشده جهانی برای نظام مالی محسوب میشودکه بهصورت پیوسته اجرا میشود. داراییهایی که مثل نرمافزار صادر و توزیع میشوند، تطبیقی که برنامهپذیر میشود و امور مالی که به اپلیکیشنها متصل میشود.
در دوره بعد، را کسی که پرزرقوبرقترین توکن را عرضه کن برنده نخواهد بود، بلکه برنده کسی است که جریانها را در اختیار دارد؛ عواملی مانند توزیع، اعتماد، ریلها و رابطهایی که کسبوکارهای عادی و مردم عادی از طریق آنها با پول برنامهپذیر تعامل میکنند.
رقابت شدید خواهد بود، چون پاداشِ موجود فوقالعاده بزرگ است و سال ۲۰۲۶ همان نقطهای است که همهچیز واقعاً هیجانانگیز میشود.

راهاندازی شبکه پی در لایه دوم اتریوم با تمرکز بر حفظ حریم خصوصی
16 بهمن 1404 - 21:00
ارائهدهنده کیف پولهای ارزهای دیجیتال با نام «پِی» (Payy)، لایه دوم (Layer 2) جدید خود را در شبکه اتریوم با تمرکز ویژه بر مخفی ماندن اطلاعات تراکنشها یا همان حفظ حریم خصوصی راهاندازی کرده است.
به گزارش میهن بلاکچین، این شبکه لایه دوم که با ماشین مجازی اتریوم (EVM) سازگار است، تمامی جابهجاییهای توکنهای استاندارد (ERC-20) را بهصورت خودکار و پیشفرض خصوصی میکند؛ بنابراین کاربران برای استفاده از این قابلیت، نیازی به ساخت کیف پولهای جدید یا خرید داراییهای خاص نخواهند داشت.
طبق اطلاعیه رسمی این پروژه در شبکه اجتماعی X که در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ (February 5, 2026) منتشر شده است، کاربران میتوانند این شبکه را به کیف پول متامسک خود متصل کرده و فعالیتهای مالی خود را بدون نیاز به تغییر در قراردادهای هوشمند انجام دهند. هدف اصلی این ابزار، سادهسازی استفاده از قابلیتهای حفظ حریم خصوصی و حذف دشواریهای فنی برای تمامی معاملهگران عادی و سرمایهگذاران بزرگ است.
نهادها و بومیان کریپتو: کاربران هدف شبکه پی
پروژه پی (Payy) دو گروه اصلی از کاربران را برای شبکه خود در نظر گرفته است: نخست نهادهای مالی و شرکتهای فناوری مالی (Fintech) که تمایل دارند جریانهای سرمایه خود را بدون ترس از ردیابی فعالیتها و سوءاستفادههای احتمالی، به فضای آنچین منتقل کنند.
گروه دوم، فعالان باسابقه بازار ارزهای دیجیتال هستند؛ این افراد بهدنبال استفاده از ابزارهای حفظ حریم خصوصی بدون دشواریهای معمول، مانند مدیریت و جابهجایی دارایی میان چندین کیف پول مختلف، هستند.
تمرکز بر استیبلکوینها و پذیرش نهادی
مدیران این پروژه تایید کردهاند که برخی از بزرگترین فعالان حوزه استیبل کوین ها از اولین روز راهاندازی بهعنوان همکار در شبکه «پی» حضور دارند؛ نام این مجموعهها قرار است طی هفتههای آینده بهصورت رسمی اعلام شود.
شبکه لایه دوم «پی» با هدف حفظ حریم خصوصی تراکنشهای استیبل کوین در بستر اتریوم راهاندازی شد. - منبع: Payy
اگرچه این شبکه لایه دوم از تمامی توکنهای استاندارد شبکه اتریوم (ERC-20) پشتیبانی میکند، اما ساختار آن بهگونهای بهینهسازی شده است که تمرکز اصلی بر مخفی نگه داشتن اطلاعات تراکنشهای استیبل کوین ها باشد. سید گاندی (Sid Gandhi)، مدیرعامل پی، در توضیحات تکمیلی خود اشاره کرد که این شبکه برای افزایش اعتماد موسسات مالی سنتی جهت ورود به دنیای بلاکچین طراحی شده است. او تاکید کرد که تقریباً تمامی بانکها و شرکتهای بزرگ معتقدند تا زمانی که جزئیات تراکنشها و دادههای مالی آنها برای عموم قابل مشاهده باشد، امکان انتقال جدی سرمایه به شبکههای بلاکچینی وجود ندارد.
سازوکار فنی استخرهای حفظ حریم خصوصی
این شبکه لایه دوم از نظر ساختاری شامل استخرهای خصوصی برای توکنهای استاندارد شبکه اتریوم (ERC-20) است؛ زمانی که کاربران از کیف پولهایی مانند متامسک استفاده میکنند، تراکنشهای آنها بهصورت خودکار از میان این استخرها عبور داده میشود. این فرآیند به کاربران اجازه میدهد تا داراییهای خود را از کیف پولهای معمولی منتقل کنند، بدون اینکه ناظران خارجی یا تحلیلگران آنچین بتوانند مقصد نهایی جابهجایی پول را مشاهده کنند.
همچنین، هنگام کار با برنامههای غیرمتمرکز (dApps) و قراردادهای هوشمند، مبالغ از این استخرهای خصوصی به یک آدرس جدید منتقل میشوند؛ این کار باعث میشود پیوستگی و ردپای تراکنشها بهطور کامل قطع شده و امنیت اطلاعات مالی حفظ شود.
چشمانداز رقابتی و ارتقای حفظ حریم خصوصی در اتریوم
پروژه «پی» پیش از این عمدتاً بر ارائه کیف پول اختصاصی و کارت بانکی ارزهای دیجیتال متمرکز بود که در اواسط سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵ میلادی) عرضه شد و توانست حدود ۱۰۰ هزار کاربر جذب کند. در حال حاضر، پروتکلهای دیگری مانند شبکه آزتک (Aztec Network) و ریل گان (Railgun) نیز خدمات مشابهی را برای مخفیسازی فعالیتهای تراکنشی در شبکه اتریوم ارائه میدهند.
علاوه بر این، استیبل کوین های متمرکز بر حفظ حریم خصوصی و ارزهای دیجیتالی مانند زیکش (Zcash) و مونرو (Monero) نیز در سال گذشته میلادی با استقبال گستردهای روبرو شدند. تمایز اصلی پروژه «پی» در سادهسازی مسیر ورود کاربران و حذف نیاز به مدیریت چندین پروتکل مختلف است. همزمان، توسعهدهندگان اتریوم نیز در حال پیشبرد نقشه راه کوهاکو (Kohaku) هستند؛ هدف این برنامه، ارتقای حفظ حریم خصوصی کیف پولها و کاهش وابستگی به نهادهای متمرکز ردیاب تراکنش است.

تغییر بزرگ در آوه: تمرکز بر دیفای و حذف برند آوارا
16 بهمن 1404 - 20:00
پروتکل آوه (Aave) در جدیدترین تصمیم راهبردی خود، برند مادر آوارا (Avara) را بازنشسته کرد. این مجموعه همچنین قصد دارد اپلیکیشن کیف پول فمیلی (Family) را با هدف تمرکز دوباره بر حوزه دیفای (DeFi) و سادهسازی نام تجاری خود، به تدریج از رده خارج کند. این تصمیم نشاندهنده تغییر مسیر پروژه به سمت تولید محصولات تخصصیتر و یکپارچهسازی تمام فعالیتها زیر نظر آوه لبز (Aave Labs) است که تمام محصولات فعلی و آینده به شکلی هماهنگ مدیریت شوند.
به گزارش میهن بلاکچین، استانی کولچوف (Stani Kulechov)، بنیانگذار و مدیرعامل آوه، اعلام کرد که برای مأموریت جدید آنها یعنی همگانی کردن دیفای، دیگر نیازی به برند آوارا نیست. این شرکت قصد دارد به جای ارائه کیف پولهای عمومی، بر ایجاد تجربههای کاربری هدفمند مانند پلتفرمهای پسانداز تمرکز کند؛ چرا که معتقد است جذب میلیونها کاربر جدید در گرو ارائه ابزارهای تخصصی است.
تغییر استراتژی Aave با حذف برند آوارا و تمرکز کامل بر توسعه اکوسیستم دیفای - منبع: Stani Kulechov
پایان کار آوارا و خروج از بازارهای جانبی
کولچوف اشاره کرد که برند آوارا که پیش از این پروژههایی مثل کیف پول ارزهای دیجیتال فمیلی و شبکه اجتماعی لنز (Lens) را زیرمجموعه خود داشت، در ساختار جدید جایی ندارد. او تأکید کرد که تیم آنها اکنون به عنوان یک گروه متحد از طراحان و متخصصان قراردادهای هوشمند، بر یک هدف واحد یعنی در دسترس قرار دادن دیفای برای همه تمرکز کردهاند. این تحول پس از آن صورت گرفت که ماه گذشته مدیریت پروژه لنز به «ماسک نتورک» واگذار شد تا آوه فقط در سطح مشاور باقی بماند و توان تیم روی توسعه دیفای متمرکز شود.
مدیریت تمام پروژههای آینده توسط آوه لبز
طبق بیانیه رسمی، تمام محصولات این مجموعه از جمله اپلیکیشن آوه، آوه پرو و آوه کیت، برای یکپارچگی بیشتر تحت مدیریت «آوه لبز» فعالیت خواهند کرد. اگرچه کیف پول فمیلی در سال آینده غیرفعال میشود، اما زیرساختهای اصلی آن در محصولات جدید استفاده خواهد شد. جذب کاربر جدید برای این اپلیکیشن از تاریخ ۱۲ فروردین (1 April) متوقف میشود و کاربران فعلی تا ۱۲ فروردین ۱۴۰۶ (April 1, 2027) فرصت دارند از آن استفاده کنند. البته دسترسی کاربران به داراییهایشان از طریق سایت Aave کاملاً محفوظ است.
جایگاه آوه در بازار رقابتی دیفای
آوه در حال حاضر با داشتن بیش از ۳۰ میلیارد دلار ارزش کل قفل شده، بزرگترین پروتکل در دنیای دیفای است. این مبلغ حدود ۹ میلیارد دلار بیشتر از رقیب نزدیک آن یعنی پروتکل استیکینگ لیدو است که طبق دادههای آنچین سایت دیفای لاما (DefiLlama)، حدود ۲۱.۷ میلیارد دلار سرمایه دارد.
با وجود این تغییرات گسترده، ارز دیجیتال Aave قیمت پایداری داشته و با افتی ناچیز، در محدوده ۱۲۱ دلار خرید و فروش میشود. این بازنگری در ساختار، تلاشی است تا این پروژه جایگاه پیشروی خود را در بازار حفظ کند و مسیر را برای استفاده شرکتهای بزرگ و مردم عادی از دیفای (DeFi) هموارتر سازد.

🚨 فوری: بیت کوین به ۶۷ هزار دلار سقوط کرد!
16 بهمن 1404 - 19:00
امروز پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ (۵ فوریه ۲۰۲۶)، بازار ارزهای دیجیتال شاهد یکی از سنگینترین موجهای ریزشی در سال جاری است.
به گزارش میهن بلاکچین، پادشاه رمزارزها که تا ساعاتی پیش در محدوده ۷۰ هزار دلار مقاومت میکرد، با از دست دادن این سطح کلیدی، به کانال ۶۷,۰۰۰ دلار سقوط کرد.
چه اتفاقی در بازار افتاد؟
تحقیقات و دادههای آنچین نشان میدهد که این ریزش ناگهانی تحت تأثیر چندین عامل کلیدی بوده است:
فشار فروش نهادی: گزارشها از خروج بیش از ۳ میلیارد دلار سرمایه از ETFهای بیت کوین در آمریکا طی یک ماه گذشته حکایت دارد.
عامل کوین وارش (Kevin Warsh): معرفی او به عنوان گزینه ریاست فدرال رزرو، ترس از سیاستهای انقباضی شدید و کاهش نقدینگی را در دل معاملهگران زنده کرده است.
لیکوئید شدن گسترده: تنها در ۲۴ ساعت گذشته، بیش از ۲.۵ میلیارد دلار از پوزیشنهای اهرمی (Leverage) در بازار لیکوئید شده که به این سقوط شتاب بخشیده است.
تنشهای ژئوپلیتیک: سایه ناآرامیها در خاورمیانه باعث شده سرمایهگذاران به سمت داراییهای امنی مثل دلار فرار کنند و داراییهای ریسکی مثل کریپتو را بفروشند.
تحلیل وضعیت فعلی
بیت کوین اکنون حدود ۴۵٪ از سقف تاریخی ۱۰ ماه پیش خود (۱۲۶ هزار دلار) فاصله گرفته است. تحلیلگران معتقدند اگر سطح حمایتی ۶۷ هزار دلار تثبیت نشود، احتمال تست محدوده ۶۰ تا ۶۵ هزار دلار دور از انتظار نیست. در ۶۰ دقیقه گذشته، ۳۵۵ میلیون دلار از بازار کریپتو لیکوئید شده است.با این حال، شاخص ترس و طمع به عدد ۱۱ (ترس شدید) رسیده که از نظر تاریخی، اغلب منطقهای برای انباشت توسط نهنگها بوده است.
نکته مهم: مایکل سیلر و برخی دیگر از نهنگهای بازار در همین ریزش اخیر، خریدهای پلهای خود را انجام دادهاند که نشاندهنده امیدواری آنها به بازگشت بازار در بلندمدت است.

اتریوم و آینده لایههای ۲؛ پاسخ آربیتروم و بیس به بوترین
16 بهمن 1404 - 19:00
جامعه اتریوم در حال حاضر با تغییرات مهمی در نقشه راه خود روبروست. هدف این تغییرات، قدرتمندتر ساختن لایه اول است. این در حالی است که شبکههای لایه دوم (Layer 2) در حال بازتعریف جایگاه خود به عنوان محیطهایی تخصصی برای نیازهای فنی خاص هستند. این تحولات پس از آن آغاز شد که ویتالیک بوترین، همبنیانگذار اتریوم، در یادداشتی که چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ (February 5, 2026) منتشر شد، نقش لایههای ۲ به عنوان موتور اصلی مقیاسپذیری (Scalability) را زیر سوال برد و اعلام کرد که این مدل دیگر چندان منطقی به نظر نمیرسد.
به گزارش میهن بلاکچین، در پاسخ به این فراخوان برای تخصصگرایی (Specialization)، سازندگان شبکههای بزرگی مانند شبکه بیس (Base) معتقدند که لایههای دوم دیگر نمیتوانند صرفاً «نسخه ارزانتر اتریوم» باشند. این واکنشها نشاندهنده یک نقطه عطف در اکوسیستم است؛ جایی که فعالان لایه ۲ با لزوم تکامل این شبکهها موافق هستند، اما در مورد اینکه آیا مقیاسپذیری همچنان باید نقش محوری آنها باشد یا خیر، با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
بوترین استدلال کرد که بسیاری از لایههای ۲ به دلیل استفاده مداوم از پلهای چندامضایی (Multisig Bridges)، نتوانستهاند امنیت کامل اتریوم را به دست آورند. همزمان، لایه اول از طریق افزایش محدودیت گس (Gas-limit) و برنامههایی برای رول آپ های بومی، توانایی مدیریت تراکنشهای بیشتری را پیدا کرده است.
اختلاف نظر سازندگان لایه ۲ درباره نقش مقیاسپذیری
کارل فلورش (Karl Floersch)، از بنیانگذاران بنیاد اپتیمیسم (Optimism)، اعلام کرد که از چالش ساخت یک ساختار ماژولار برای لایه ۲ که از تمرکززدایی کامل پشتیبانی کند، استقبال میکند. با این حال، او به موانع بزرگی مثل زمان طولانی برای برداشت وجه و نبود ابزارهای کافی برای اپلیکیشنهای میانزنجیرهای (Cross-chain Apps) اشاره کرد. فلورش از ایده تایید هویت بدون نیاز به اعتماد که بوترین بر آن تاکید داشته، حمایت کرد.
واکنش بنیانگذار اپتیمیسم به تغییرات نقشه راه اتریوم و چالشهای لایه ۲ - منبع: Karl Floersch
از سوی دیگر، استیون گلدفدر (Steven Goldfeder)، همبنیانگذار شرکت آف چین لبز (Offchain Labs) و توسعهدهنده آربیتروم (Arbitrum)، موضع قاطعانهتری داشت. او معتقد است اگرچه مدل رول آپ تغییر کرده، اما مقیاسپذیری همچنان ارزش اصلی لایههای ۲ است. او تاکید کرد که اتریوم یک لایه تسویه با امنیت بالا فراهم میکند که اجرای رول آپها در مقیاس بزرگ را ممکن میسازد. گلدفدر همچنین گفت که حتی یک شبکه اصلی تقویتشده هم نمیتواند جایگزین ظرفیت لایههای ۲ شود. او به دورههای شلوغی بازار اشاره کرد که در آن آربیتروم و شبکه بیس بیش از ۱۰۰۰ تراکنش در ثانیه (TPS) را پردازش میکردند.
تاکید بنیانگذار آربیتروم بر حفظ نقش کلیدی لایههای ۲ در مقیاسپذیری اتریوم - منبع: Steven Goldfeder
تمرکز بر تمایز شبکهها و جذب کاربر
جسی پولاک (Jesse Pollak)، مدیر پروتکل بیس، افزایش قدرت لایه اول اتریوم را یک برد برای کل اکوسیستم دانست و موافقت کرد که لایههای ۲ نباید فقط نسخهای ارزانتر از اتریوم باشند. او اظهار داشت که شبکه بیس بر جذب کاربران تمرکز کرده و با قابلیتهایی مثل انتزاع حساب و ویژگیهای حریم خصوصی، کاملاً با جهتگیری جدید بوترین همسو است.
توضیحات مدیر شبکه بیس درباره تمایز لایههای ۲ و همسویی با چشمانداز جدید اتریوم - منبع: Jesse Pollak
در همین راستا، مدیرعامل استارک ویر (StarkWare)، توسعهدهنده شبکه استارک نت (Starknet)، تلویحاً اشاره کرد که برخی لایههای ۲ که بر پایه فناوری دانش صفر هستند، از پیش با این نقشهای تخصصی هماهنگ بودهاند. این بحثها نشاندهنده تلاشی گسترده برای یافتن جایگاهی جدید در اکوسیستمی است که لایه اصلی آن در حال قدرتمندتر شدن است.






















