آخرین اخبار:

مقالات عمومی24 مرداد 1405
کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟

صرافی متمرکز23 مرداد 1405
صرافیها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶ لایه سنجش بازپرداخت صرافیهای کریپتو

ترید22 مرداد 1405
چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشهای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن میکند

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
پشت ظاهر حرفهای صرافیهای ایرانی چه خبر است؟ ۳۰ معیار برای سنجش واقعیت

مقالات عمومی21 مرداد 1405
چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
27 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
60.05%
نرخ تتر
192,371.31 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

توسعهدهندگان اتریوم خواستار توقف ارتقای گلمستردام شدند؛ خطر قفل شدن دارایی کاربران وجود دارد!
17 آبان 1405 - 18:55
چندین توسعهدهنده سرشناس اتریوم خواستار توقف روند اجرای ارتقای گلمستردام (Glamsterdam) در شکل فعلی آن شدهاند. آنها هشدار میدهند تغییرات پیشنهادی در کارمزد گس میتواند عملکرد برخی قراردادهای هوشمند را مختل کند و حتی دسترسی کاربران به داراییهایشان را برای همیشه از بین ببرد.
به گزارش میهن بلاکچین، محور اصلی اختلاف، پیشنهاد EIP-8037 است که کارمزد گس مربوط به ساخت دادههای جدید در شبکه، از جمله ذخیرهسازی اطلاعات و ساخت قراردادهای هوشمند، را افزایش میدهد. مشکل اینجاست که برخی قراردادهای قدیمی برای انجام این عملیات مقدار مشخصی گس در نظر گرفتهاند و با افزایش هزینهها ممکن است تراکنشهایشان پیش از تکمیل با خطا مواجه شود. از آنجا که قراردادهای مستقرشده در اتریوم قابل تغییر نیستند، اصلاح این مشکل در بسیاری از موارد امکانپذیر نخواهد بود.
مخالفت توسعهدهندگان با تغییرات هزینه گس اتریوم
انتقادها به این طرح از سوی چهرههای شناختهشده اکوسیستم دیفای مطرح شده است. به عنوان مثال بنیانگذار کرو فایننس (Curve Finance) با هشدار درباره پیامدهای احتمالی این تغییرات نوشته: «لطفاً شبکه را خراب نکنید.» او معتقد است اجرای گلمستردام در وضعیت فعلی ممکن است اتریوم را مجبور به یک هاردفورک اضطراری و بازگشت تغییرات کند.
یکی دیگر از توسعهدهندگان دیفای نیز این طرح را بهشدت غیرمنطقی توصیف کرده. برخی تیمها میگویند پیش از فعال شدن این ارتقا در شبکه آزمایشی سپولیا (Sepolia) هم مشکلات مشابهی را شناسایی کرده بودند.
اعتراضها به جامعه توسعهدهندگان محدود نمانده و یکی از اعضای هیئتمدیره بنیاد اتریوم نیز با اجرای این هاردفورک در شرایط فعلی مخالفت کرده است. این نگرانیها در ادامه مشکلات امنیتی قبلی مطرح میشوند؛ در ماه اکتبر نیز آزمایش گلمستردام در شبکه آزمایشی هودی (Hoodi) پس از شناسایی ریسکهای امنیتی به تعویق افتاد.
تغییر موضع حامی ارتقای سریع اتریوم
مخالفتها حتی باعث شده یکی از چهرههای تأثیرگذار جامعه اتریوم که ابتدا خواستار اجرای سریع گلمستردام بود، موضع خود را تغییر دهد. او ابتدا معتقد بود اتریوم باید دسترسی به شبکه و نه ثابت ماندن هزینه گس را را تضمین کند.
اما چند ساعت بعد اعتراف کرد که درخواستش برای اجرای سریع ارتقا اشتباه بوده است. او مشکل را جدیتر از تصورات عمومی دانست و تأکید کرد که جامعه اتریوم در طراحی، بررسی فنی و اطلاعرسانی درباره این تغییرات کوتاهی کرده است.
در نتیجه، توسعهدهندگان اصلی اتریوم برای انتشار اطلاعات و بررسیهای بیشتر پیش از انتقال گلمستردام به شبکه اصلی تحت فشار قرار گرفتهاند. این اختلاف در شرایطی شکل گرفته که ویتالیک بوترین، همبنیانگذار اتریوم، پیشتر ارتقای بعدی شبکه با نام هگوتا (Hegota) را آخرین هاردفورک «معمولی» اتریوم توصیف کرده بود.

شانس با دو ماینر کوچک بیت کوین یار بود؛ استخراج دو بلاک و دریافت ۴۶۰ هزار دلار
17 آبان 1405 - 17:31
دو ماینر مستقل بیت کوین در اتفاقی کمسابقه، روز ۷ نوامبر (۱۶ آبان) موفق شدند در فاصله کمتر از ۷ ساعت، هر کدام یک بلاک استخراج کنند و بیش از ۲۳۰ هزار دلار پاداش بگیرند. این اتفاق در حالی رخ داد که آنها با استخرها و شرکتهای بزرگ استخراج رقابت میکردند.
به گزارش میهن بلاکچین، هر دو ماینر از سرویس استخراج انفرادی سیکیپول (CKPool) استفاده میکردند. این روش به آنها اجازه داد برخلاف استخراج گروهی، تقریباً تمام پاداش بلاک را برای خود نگه دارند. بلاکهای شماره ۹۷۴٬۸۹۳ و ۹۷۴٬۹۳۰ در شبکه بیت کوین نیز به نام این دو ماینر ثبت شدند.
آیا استخراج بیت کوین شبیه بختآزمایی است؟
در استخراج بیت کوین، هزاران دستگاه بهطور همزمان برای حل یک معمای ریاضی رقابت میکنند. تقریباً هر ۱۰ دقیقه یک ماینر موفق میشود بلاک جدیدی به شبکه اضافه کند و پاداش آن را دریافت کند. به همین دلیل، استخراج انفرادی شباهت زیادی به بختآزمایی دارد؛ با این تفاوت که شانس موفقیت به قدرت پردازشی دستگاه بستگی دارد.
بر اساس برآوردهای منتشرشده، یک مجموعه شامل دو یا سه دستگاه قدرتمند، با شرایط فعلی شبکه تقریباً یک شانس از ۴۰ برای استخراج یک بلاک در طول یک سال دارد. این رقم در مقایسه با احتمال برنده شدن جایزه اصلی لاتاری پاوربال آمریکا (Powerball)، که حدود یک به ۲۹۲ میلیون است، بسیار بیشتر به نظر میرسد.
هزینه سنگین تلاش برای کسب پاداش بیت کوین
با این حال، استخراج انفرادی بدون هزینه نیست. خرید دستگاههای استخراج ممکن است هزاران دلار سرمایه اولیه نیاز داشته باشد و دستگاهها نیز باید بهصورت شبانهروزی کار کنند. برای یک مجموعه چنددستگاهی، هزینه برق ماهانه میتواند به ۴۰۰ تا ۱۱۰۰ دلار برسد.
از طرف دیگر، ماینر تا زمان پیدا کردن یک بلاک هیچ درآمدی ندارد؛ اتفاقی که ممکن است حتی چند دهه طول بکشد. افزایش هزینههای استخراج و رقابت سنگین در شبکه بیت کوین نیز شانس موفقیت ماینرهای کوچک را کمتر کرده است.
با وجود این شرایط، استخراج انفرادی همچنان غیرممکن نیست. در آوریل امسال نیز یک ماینر با تنها یک دستگاه موفق به استخراج بلاک شد. اتفاقات اخیر بار دیگر نشان میدهد که پاداشهای بزرگ استخراج بیت کوین هنوز در دسترس ماینرهای مستقل قرار دارند، هرچند دستیابی به آنها بهشدت دشوار است.

نفوذ امنیتی به Gnosis Pay، جزئیات کارت، اطلاعات شخصی و اطلاعات کیف پول ارز دیجیتال کاربران را فاش کرد
17 آبان 1405 - 15:00
این ارائهدهنده دبیت کارت ارز دیجیتال اعلام کرد که با وجود افشای اطلاعات حساس مالی و شخصی، داراییهای مشتریان در امان مانده است.
شرکت جنوسیس پی (Gnosis Pay)، ارائهدهنده دبیت کارتهای ویزا متصل به ارز دیجیتال، روز جمعه از یک نفوذ امنیتی خبر داد که منجر به افشای جزئیات کارتهای پرداخت، آدرس محل سکونت و آدرس کیف پولهای ارز دیجیتال مشتریان شده است.
جنوسیس پی اعلام کرد که در تاریخ ۳ نوامبر، یک دسترسی غیرمجاز به سیستم قدیمی کارتهای مشتریان خود را شناسایی کرده و ظرف دو ساعت مهار این نفوذ را آغاز کرده است. این شرکت اظهار داشت که داراییهای مشتریان و همچنین پلتفرم سازمانی مجزای آن (که برنامههای صدور کارت بدون نام تجاری یا White-label را پشتیبانی میکند)، تحت تأثیر این حادثه قرار نگرفتهاند.
بر اساس اطلاعیههای مربوط به این رخنه امنیتی، اطلاعات افشاشده شامل شماره کامل کارتهای پرداخت، تاریخ انقضا، کدهای CVV، نام مشتریان، آدرس محل سکونت و آدرس کیف پولهای متصل به حسابهای آسیبدیده بوده است. دادههای لو رفته همچنین شامل آدرس ایمیل، شماره تلفن، ملیت و در برخی موارد، جزئیات بانکی از جمله شماره شبا (IBAN) و کد شناسایی بانک (BIC) بوده است.
یکی از مشتریان Gnosis Pay اطلاعیه مربوط به رخنه امنیتی را که جزئیات دادههای شخصی و مالی افشاشده را شرح میدهد، به اشتراک گذاشته است. منبع: لفترس کاراپتساس / Lefteris Karapetsas
یکی از این اطلاعیهها همچنین تأیید کرد که کارت مشتری مذکور در تاریخ ۳ نوامبر باطل شده و هیچ تراکنش مشکوک یا جابهجایی دارایی در آن شناسایی نشده است.
جنوسیس پی اعلام کرد که اطلاعات اعتبارسنجی امنیتی لو رفته را جایگزین کرده، آسیبپذیری مربوطه را برطرف نموده و تأیید هویت دو مرحلهای (3D Secure) را برای پرداختهای آنلاین تا زمان بازنشستگی برنامهریزیشده این سیستم قدیمی در تاریخ ۲۰ دسامبر، اجباری کرده است. این شرکت همچنین به مشتریان درباره تلاشهای فیشینگ با استفاده از جزئیات شخصی یا تراکنشهایشان هشدار داد و گفت که در حال تدارک سیستمهای نظارتی برای رصد سوءاستفادههای احتمالی از دادههای سرقتشده است.
بر اساس دادههای پلتفرم شخص ثالث اوپنریت (OpenRate) که فعالیت کارتهای ارز دیجیتال را ردیابی میکند، جنوسیس پی حدود ۲,۴۰۰ دارنده کارت فعال روزانه داشته و در ۲۴ ساعت گذشته ۲۶۳,۲۰۰ دلار تراکنش را پردازش کرده است.

فعالیتهای مشکوک در بازارهای پیشبینی پیش از انتشار نظرسنجی انتخاباتی مشاهده شده است
17 آبان 1405 - 13:00
بر اساس یک گزارش، شرطبندیهای اندکی پیش از انتشار عمومی دو نظرسنجی سیاسی اخیر نیویورک تایمز/سیهنا (New York Times/Siena) ثبت شده است.
به گزارش این منبع، شرطبندیهای مشکوکی در بازارهای پیشبینی، مدت کوتاهی قبل از انتشار عمومی دو نظرسنجی سیاسی اخیر نیویورک تایمز و کالج سیهنا صورت گرفته است.
محققان دانشگاه وندربیلت اعلام کردند که یکی از کاربران پلتفرم پلیمارکت (Polymarket) در تاریخ ۳۱ اکتبر نزدیک به ۲۰۰ هزار دلار روی انتخاب مجدد «پیت ریکتس»، سناتور ایالت نبراسکا، شرطبندی کرده است. تنها یک ساعت بعد، نظرسنجی تایمز/سیهنا منتشر شد که نشان میداد ریکتس پیشتاز است.
گزارش روز جمعه نیویورک تایمز حاکی از آن است که هرچند مشخص نیست این کاربر به رانت اطلاعاتی دسترسی داشته است یا خیر، اما او در این معامله بیش از ۷۷ هزار دلار سود به دست آورده است. بر اساس این گزارش، این کاربر شرطبندیهای کلان مشابهی را در سایر بازارها از جمله پلتفرم کالشی (Kalshi) نیز ثبت کرده بود.
برت گلدشتاین از «مؤسسه امنیت ملی وندربیلت» در این باره گفت:
مجموعهای از شرایط وجود دارد که نادیده گرفتن آن به عنوان یک اتفاق تصادفی دشوار بوده و این موضوع نیازمند بررسیهای بیشتر است.
پلتفرم پلیمارکت اعلام کرد که این معاملات را شناسایی کرده و در حال بررسی آنهاست، اما کالشی از اظهارنظر در این باره خودداری کرد.
پیشتر یک سرباز ارتش ایالات متحده پس از کسب بیش از ۴۰۰ هزار دلار سود از طریق شرطبندی در یک بازار پیشبینی، با اتهام استفاده از اطلاعات غیرعلنی مرتبط با عملیات آمریکا علیه نیکولاس مادورو، رئیسجمهور وقت ونزوئلا، مواجه شده است.
وزارت دادگستری آمریکا در بیانیهای مدعی شد که گروهبان یکم «گنن کن ون دایک» در برنامهریزی و اجرای عملیات اراده مطلق (Operation Absolute Resolve) نقش داشته است؛ عملیاتی که در ماه ژانویه منجر به دستگیری مادورو در اقامتگاهی در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا شد.
به گفته وزارت دادگستری، ون دایک از این اطلاعات محرمانه برای خرید سهام «بله» در قراردادهای مرتبط در پلیمارکت، از جمله قراردادهای «برکناری مادورو تا ۳۱ ژانویه» و «استناد ترامپ به اختیارات جنگی علیه ونزوئلا تا ۳۱ ژانویه» استفاده کرده بود.

مامور سابق ضدجاسوسی افبیآی نزدیک به ۲.۵ میلیون دلار ارز دیجیتال سرقت کرد
17 آبان 1405 - 11:00
یک مامور سابق ضدجاسوسی افبیآی (FBI) به جرم کلاهبرداری اینترنتی (Wire Fraud) و پولشویی از طریق سرقت نزدیک به ۲.۵ میلیون دلار ارز دیجیتال از کشورهای متخاصمِ نامشخص و کیف پولهایی که تحت بازجویی و تحقیقات بودند، اعتراف کرد.
پاتریک استیون یاروچ (Patrick Steven Yaroch)، ۳۷ ساله، از موقعیتهای تحقیقاتی و دسترسی خود به سیستمهای افبیآی برای سرقت ارزهای دیجیتال استفاده کرد و سپس آنها را از طریق تراکنشهای مالی مبادله و پولشویی نمود تا منشأ و مالکیت آنها را پنهان کند.
بر اساس بیانیه خبری دفتر دادستانی ایالات متحده در ناحیه شرقی ویرجینیا که روز پنجشنبه منتشر شد، یاروچ حدود ۱۰۰ انتقال متقلبانه مرتبط با ۳۵ پرونده تحقیقاتی افبیآی انجام داده و از این طریق ۲,۴۷۴,۳۸۰.۶۶ دلار به دست آورده است.
او پیشتر نیز به انجام انتقالهای غیرمجاز شامل حدود ۱ میلیون دلار دارایی دیجیتال اعتراف کرده بود.
طبق این بیانیه، یاروچ بدهیهای خود را پرداخت کرده و قصد داشته است از عواید حاصل برای تامین مالی زندگی جدیدی در پرتغال و خرید یک تاکستان در آن کشور استفاده کند.
این مامور سابق اقرار کرد که اقداماتش، تحقیقات افبیآی در ارتباط با گروههای تبهکار و کشورهای متخاصم را به خطر انداخته است.
یاروچ با مجازات تا ۲۰ سال زندان روبهرو است و جلسه صدور حکم او برای ۴ مارس ۲۰۲۷ تعیین شده است.

اطلاعیه تترلند درباره اختلال دامنه داتکام؛ فعالیت پلتفرم روی دامنه آیآر ادامه دارد
17 آبان 1405 - 09:00
پلتفرم تبادل رمزارز تترلند با انتشار اطلاعیهای رسمی اعلام کرد که اختلال ایجادشده در دسترسی به این سامانه، صرفاً مربوط به دامنه داتکام (.com) است و تمامی بخشهای اصلی و خدماتی این پلتفرم طبق روال عادی در حال فعالیت هستند.
بر اساس اعلام رسمی تترلند، مشکل فنی به وجود آمده محدود به درگاه ارتباطی دامنه بینالمللی بوده و هیچگونه تأثیری بر هسته معاملاتی، فرآیند تسویههای بانکی، اطلاعات حسابها و امنیت دارایی کاربران نداشته است.
این مجموعه به کاربران خود اطمینان داده است که تمامی داراییها و اطلاعات کاربری در امنیت کامل قرار دارند و کلیه خدمات مالی و معاملاتی بدون هیچگونه تغییری در حال ارائه هستند.
تا زمان بازگشت دامنه داتکام به وضعیت عادی، کاربران میتوانند برای ورود به حساب کاربری، ثبت سفارش، مدیریت داراییها و پیگیری امور مالی خود از درگاههای زیر استفاده کنند:
وبسایت رسمی (دامنه آیآر): tetherland.ir
وباپلیکیشن اختصاصی: app.tetherland.ir
طبق اعلام این پلتفرم، تمامی امکانات معاملاتی و خدماتی بدون محدودیت از طریق وباپلیکیشن و دامنه داخلی در دسترس کاربران قرار دارد.
پیگیری برای رفع اختلال دامنه داتکام
تیم فنی تترلند هماکنون در حال بررسی و برطرف کردن مشکل ایجادشده است تا دسترسی کاربران به نشانی tetherland.com در کوتاهترین زمان ممکن به حالت عادی بازگردد.
در صورت بروز هرگونه ابهام یا نیاز به راهنمایی، کارشناسان پشتیبانی این مجموعه از طریق بخش چت آنلاین وباپلیکیشن و شماره تلفن ۰۲۱۹۱۳۰۰۳۰۰ آماده پاسخگویی به کاربران هستند. تترلند در پایان این اطلاعیه ضمن قدردانی از همراهی و صبوری کاربران، بر تداوم خدمات، پشتیبانی مستمر و اطلاعرسانی شفاف تأکید کرده است.

وریشنال چیست؟ چگونه Variational بدون دفتر سفارش به جایگاه دوم بازار رسید؟
16 آبان 1405 - 20:00
در اکوسیستم صرافیهای غیرمتمرکز قراردادهای دائمی (Perp DEX)، ساختار سنتی دفتر سفارش (Order Book) سالهاست که بهعنوان استاندارد طلایی شناخته میشود. معاملهگران عادت دارند عمق بازار را ببینند، سفارشهای محدود (Limit Orders) ثبت کنند و بدانند که در سوی دیگر معامله، یک بازارساز یا معاملهگر دیگر حضور دارد. با این حال، ظهور پلتفرم Variational این پیشفرض قدیمی را به چالش کشیده است.
این پلتفرم بدون استفاده از دفتر سفارش و با تکیه بر مدل قیمتگذاری مستقیم، توانسته است از نظر حجم معاملات هفتگی به جایگاه دوم بزرگترین صرافیهای Perp DEX، درست پس از غول این حوزه یعنی Hyperliquid دست یابد. در حال حاضر، Variational بیش از ۵۷۰ بازار معاملاتی مختلف را که شامل داراییهای دنیای واقعی (RWA) مانند سهام، نفت خام و طلا میشود، با کارمزد صفر (Zero-fee) ارائه میدهد. همزمان با نزدیک شدن به عرضه توکن بومی این پلتفرم با نماد VAR در سهماهه چهارم سال، ارزشگذاریهای بازار فرابورس (OTC) برای این پروژه به رقم خیرهکننده ۱.۵ میلیارد دلار رسیده است.
اما آیا یک صرافی بدون دفتر سفارش واقعاً ارزش ۱.۵ میلیارد دلار را دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید تیم سازنده، معماری محصول، مدل درآمدی، مزیتهای رقابتی و ریسکهای پنهان و سیستمی این پروتکل را زیر ذرهبین قرار دهیم.
۱. تجربه کاربری: از تردید اولیه تا تغییر دیدگاه
در برخورد اول با Variational، نبود دفتر سفارش برای معاملهگران حرفهای عجیب و حتی غیرمنطقی به نظر میرسد. اما کاربرد واقعی این پلتفرم زمانی مشخص میشود که معاملهگر قصد اجرای استراتژیهای خاصی مانند معاملات دلتا-خنثی (Delta-Neutral) در برابر پلتفرمهای دیگری همچون Lighter را داشته باشد.
برخلاف صرافیهای مبتنی بر دفتر سفارش که در آنها باید نگران اسلیپیج قیمت (Slippage) و پر شدن تدریجی سفارشها در سطوح مختلف قیمتی بود، در Variational فرآیند به سادگیِ یک کلیک است: معاملهگر حجم مورد نظر خود را وارد میکند، سیستم یک قیمت واحد برای کل حجم معامله ارائه میدهد و با تایید کاربر، سفارش بلافاصله و به صورت کامل پر میشود. نکته کلیدی اینجاست که هزینه نهایی اجرای این معاملات در عمل بسیار پایینتر از انتظارات اولیه است و همین سادگی و کارایی، تجربه کاربری را متحول کرده است.
۲. چه کسانی پشت Variational هستند؟ از خوابگاه کلمبیا تا Genesis
پروتکل Variational حاصل تفکر دو معاملهگر کمّی (Quant Traders) است که از سال ۲۰۱۷ دقیقاً مشغول انجام همان کاری بودهاند که اکنون قصد دارند با بازارسازی (Market Making) و معاملات فرابورس (OTC) آن را به روی بلاکچین بیاورند.
دو همدانشگاهی در اتاقهای مجاور
لوکاس شورمن (Lucas Schuermann)، مدیرعامل، و ادوارد یو (Edward Yu) در سال اول دانشگاه کلمبیا با یکدیگر آشنا شدند؛ آنها در یک ساختمان خوابگاهی که برای کارآفرینان طراحی شده بود، در دو اتاقِ دیواربهدیوار زندگی میکردند. شورمن یک نابغه ریاضی محسوب میشد که تحصیل در رشته ریاضیات را از سن ۱۲ سالگی در دانشگاه اوکلاهما آغاز کرده بود، سپس برای تحصیل در رشته علوم کامپیوتر به دانشگاه کلمبیا رفت و سابقه کارآموزی در گلدمن ساکس و Google X را در کارنامه داشت. در سوی دیگر، ادوارد یو فارغالتحصیل ریاضیات کاربردی از کلمبیا بود، سابقه کار در فیسبوک را داشت و مقالاتی تخصصی در زمینه آمار بیزی (Bayesian Statistics) منتشر کرده بود.
این دو در سال ۲۰۱۷ صندوق Qu Capital را تأسیس کردند؛ صندوقی متمرکز بر آربیتراژ آماری در بازار ارزهای دیجیتال که موفق به جذب سرمایه از سرمایهگذاران نهادی شد. در سال ۲۰۱۹، این صندوق توسط شرکت Digital Currency Group (DCG) به رهبری بری سیلبرت خریداری شد.
دوران حضور در Genesis و خروج بهموقع
پس از این تملک، شورمن و یو به شرکت Genesis پیوستند که در آن زمان یکی از بزرگترین میزهای معاملاتی OTC در کل صنعت کریپتو بود. شورمن بهعنوان معاون مهندسی، مسئولیت ساخت زیرساختهای پلتفرم معاملاتی OTC را بر عهده گرفت و یو بهعنوان رئیس تحقیقات کمّی، وظیفه بازارسازی در بازارهای قراردادهای خطی و اختیار معامله (Options) را هدایت میکرد.
نکته بسیار مهم در بررسی سابقه آنها، زمانبندی خروجشان است: این دو در سال ۲۰۲۱ از Genesis جدا شدند؛ یعنی دو سال پیش از آنکه Genesis در سال ۲۰۲۳ ورشکست شود. ذکر این جزئیات ضروری است، زیرا وجود نام Genesis در رزومه هر فردی در فضای امروز کریپتو به خودی خود سؤالاتی را برمیانگیزد، اما جدایی آنها سالها پیش از بحران رخ داده بود.
فلسفه «اول معامله، بعد پروتکل»
پروژه Variational در ابتدا یک DEX نبود. پیش از راهاندازی رسمی محصول، این تیم به مدت حدود دو سال در حالت چراغخاموش (Stealth Mode) فعالیت میکرد و بهعنوان یک بازارساز اختصاصی (Proprietary Market Maker) در صرافیهای متمرکز (CEX) و غیرمتمرکز بزرگ مشغول معامله بود. این تجربه دو ساله، سه درس کلیدی به آنها آموخت که مستقیماً طراحی محصول فعلی را شکل داد:
کند بودن ساخت دفتر سفارش از صفر: راهاندازی هر جفتارز جدید نیازمند مذاکرات جداگانه، طولانی و پرهزینه با بازارسازهاست.
خروج ارزش از اکوسیستم: صرافیهای سنتی بخش بزرگی از ارزش ایجادشده را به بازارسازان بیرونی واگذار میکنند و این سود در نهایت از اکوسیستم پروتکل خارج میشود.
فرسایشی بودن معاملات OTC سنتی: بازار مشتقات فرابورس هنوز درگیر کاغذبازیهای حقوقی، ارتباطات بیپایان، حوالههای بانکی سنتی و لشکری از نیروهای عملیاتی است.
محصول فعلی آنها یعنی Omni برای حل دو مشکل اول طراحی شده است، در حالی که محصول آینده آنها به نام Pro (که برای عرضه در سال ۲۰۲۷ برنامهریزی شده و بازار مشتقات نهادی OTC را هدف گرفته است) مشکل سوم را نشانه رفته است.
تیم، ساختار شرکت و رویکرد مالی
تا ماه مه ۲۰۲۶، تعداد اعضای تیم Variational به ۲۴ نفر رسیده است. توسعهدهندگان و پژوهشگران کمّی این شرکت از غولهایی همچون Google، Meta، Virtu، IMC و Jane Street جذب شدهاند. شرکت در جزایر کیمن ثبت شده و تیم در نیویورک مستقر است.
نکته جالب توجه، نگرش تیم به سودآوری است. شورمن تأکید میکند که درآمد (Revenue) مهمترین معیار آنهاست. دلیل آن ساده است: برخلاف رقبایی که خزانههای عظیمی از سرمایههای خطرپذیر (VC) دارند، آنها نمیتوانند سالها زیاندهی را برای جذب کاربر تحمل کنند. همین رویکرد باعث شده است که حتی پیش از رویداد تولید توکن (TGE)، خزانه پروتکل نزدیک به ۱۲ میلیون دلار انباشت سرمایه داشته باشد.
۳. سرمایهگذاران و پشتوانه مالی
پروتکل Variational طی سه دور جذب سرمایه، حدود ۶۲ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. در دور بذری (Seed Round)، از مدل تأمین مالی استاندارد سهام به همراه وارانت توکن با نسبت ۱ به ۱ استفاده شده است که یعنی تعداد توکنهای دریافتی سرمایهگذاران دقیقاً متناظر با سهم آنها از سهام شرکت است.
در میان سرمایهگذاران، چند نکته کلیدی خودنمایی میکند:
نقش کلیدی Dragonfly: این صندوق دور Series A را رهبری کرده و سرمایه را از صندوق جدید ۶۵۰ میلیون دلاری خود تزریق کرده است. به گفته شورمن، Dragonfly نقش مهمی در باز کردن کانالهای همکاری و یکپارچهسازی با بازارهای مالی سنتی (TradFi) ایفا میکند.
سایه تجربه dYdX: همین گروه از سرمایهگذاران (از جمله Dragonfly و Bain Capital Crypto) در سال ۲۰۱۸ در دور Series A صرافی dYdX نیز مشارکت داشتند. اگرچه dYdX زمانی پادشاه قراردادهای دائمی بود، اما قیمت توکن آن اکنون ۹۷ درصد از سقف تاریخی خود سقوط کرده است؛ هشداری واضح مبنی بر اینکه حضور سرمایهگذاران بزرگ لزوماً عملکرد قیمتی عالی برای توکن را تضمین نمیکند.
سیگنالهای مالی سنتی (Brevan Howard و JPMorgan): حضور صندوق پوشش ریسک کلان Brevan Howard با روایت اتصال Variational به بازارسازان سنتی همخوانی دارد (هرچند همه منابع این رابطه سرمایهگذاری را تأیید نکردهاند). همچنین شایعات غیررسمی از وجود یک خط اعتباری مستقیم بین Variational و بانک JPMorgan حکایت دارند، اما هیچ سند عمومی و رسمی برای تأیید قطعی این موضوع یافت نشده است.
۴. معماری Omni: صرافی چگونه بدون دفتر سفارش کار میکند؟
عملکرد Omni بیشتر شبیه به یک صرافی ارز در دنیای واقعی (Exchange Counter) است تا یک بورس معاملاتی سنتی. در بورس سنتی، شما سفارش خود را در یک دفتر مشترک میگذارید و منتظر میمانید تا کسی آن را بردارد. اما در باجه صرافی، شما قیمت میپرسید، متصدی به شما یک نرخ میدهد و شما تصمیم میگیرید که آن را بپذیرید یا رد کنید.
در Omni، نقش این متصدی باجه را تأمینکننده نقدینگی اومنی (Omni Liquidity Provider یا به اختصار OLP) بازی میکند؛ یک بازارساز داخلی که متعلق به خودِ پروتکل است. چرخه هر معامله به این صورت انجام میشود:
کاربر دارایی مورد نظر برای خرید یا فروش و حجم معامله را وارد میکند.
سیستم OLP یک قیمت پیشنهادی (Quote) برای کل حجم درخواستی ارائه میدهد.
با پذیرش قیمت توسط کاربر، معامله انجام شده و OLP مستقیماً طرف مقابل (Counterparty) معامله کاربر میشود.
بلافاصله پس از آن، OLP موقعیت (Position) خود را در هر بازاری که نقدینگی عمیق داشته باشد؛ اعم از بایننس، Hyperliquid یا کارگزاران و بانکهای بازار سنتی، پوشش ریسک (Hedge) میکند.
مدل درآمدی بدون کارمزد و استراتژی نقدینگی
پلتفرم Omni هیچ کارمزدی از معاملات دریافت نمیکند. درآمد پروتکل از اسپرد (Spread) یا همان مابهالتفاوت قیمت ارائه شده به کاربر و قیمت واقعی پوشش ریسک در بازارهای دیگر حاصل میشود. در حال حاضر، حدود ۲۰ درصد از این درآمد اسپرد مستقیماً به خزانه پروتکل واریز میشود.
این معماری یک مزیت استراتژیک بزرگ ایجاد میکند: Omni نیازی ندارد برای هر بازار جدید، نقدینگی را از صفر بسازد. این پلتفرم میتواند قرارداد دائمی سهام اپل یا نفت خام برنت را لیست کند، زیرا نقدینگی این داراییها از قبل در بازارهای دیگر وجود دارد و OLP تنها به آنها متصل میشود. به همین دلیل است که Variational توانسته بیش از ۵۷۰ بازار را عرضه کند و بیش از نیمی از حجم معاملات آن را داراییهای دنیای واقعی (RWA) تشکیل دهد. از دیدگاه شورمن، Hyperliquid یک رقیب نیست، بلکه یکی از منابع تأمین نقدینگی برای Variational است و جایگاه این پلتفرم در واقع به Robinhood نزدیکتر است تا یک صرافی سنتی.
۵. نقاط قوت: چه ویژگیهایی در Variational تحسینبرانگیز است؟
بررسی عملکرد فعلی پروتکل، شش نقطه قوت اساسی را آشکار میکند:
محافظت در برابر شکار سفارشها (Order Hunting): در دفترهای سفارش سنتی، سفارشهای بزرگ و حد ضررها (Stop-Loss) برای همگان قابل مشاهده است و بازارسازها میتوانند علیه آنها معامله کنند. در Omni، هیچکس به جز OLP سفارش شما را نمیبیند. برای معاملهگران کلان، این یک مزیت بزرگ است (البته باید توجه داشت که خودِ OLP همه چیز، از جمله حجم موقعیت و قیمت لیکویید شدن شما را میبیند؛ بنابراین رابطه بیشتر شبیه به یک کارگزار یا بروکر است تا یک استخر تاریک کاملاً ناشناس).
سرعت، راحتی و ارزانی فوقالعاده: کل سفارش با پذیرش یک قیمت واحد پر میشود و نیازی به خرد کردن سفارش نیست. در حال حاضر، اسپرد روی اتریوم (ETH) حدود ۱.۳ واحد پایه (bps) است و در بازارهای شاخصها و نفت خام حتی به زیر ۱ واحد پایه میرسد.
پول واقعی و نقد در خزانه (پیش از TGE): تا تاریخ ۲۸ اکتبر، خزانه پروتکل حدود ۱۱.۸ میلیون دلار USDC موجودی دارد که حدود ۲.۵ میلیون دلار آن تنها در ماه سپتامبر وارد شده است (معادل درآمد سالانه حدود ۳۰ میلیون دلار). طبق برنامه تیم، تمام درآمد خزانه صرف بازخرید و سوزاندن (Buyback and Burn) توکن خواهد شد. برای مقایسه، پروژه Lighter در روز عرضه توکن خود چنین پشتوانهای نداشت و بازخریدها را یک هفته پس از TGE با خزانهای حدود ۱.۳۵ میلیون دلار آغاز کرد.
پشتوانه واقعی از بازارهای سنتی (TradFi): هنگام راهاندازی قراردادهای دائمی سهام و شاخصها، کارگزاران بازار سنتی متعهد به تأمین بیش از ۱ میلیارد دلار ظرفیت سود باز (Open Interest) شدند. تنها در هفته اول راهاندازی، حجم معاملات این قراردادها به ۲.۸ میلیارد دلار رسید.
استخرهای سرمایه ایزوله و مستقل برای هر کاربر: موقعیت معاملاتی هر کاربر در یک قرارداد هوشمند مجزا در برابر OLP نگهداری میشود. اگر معاملهگر کناری شما لیکویید شود، زیان او به هیچ وجه به حساب شما سرایت نمیکند؛ مزیتی که در مقایسه با حوادث برخی پلتفرمها در جریان سقوط بازار در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ اهمیت خود را نشان میدهد.
ممیزیهای امنیتی معتبر: قراردادهای هوشمند پروتکل توسط شرکتهای Zellic و Spearbit آدیت (Audit) شدهاند و تاکنون هیچ حادثه هکی رخ نداده است (هرچند به دلیل استقرار روی شبکه Arbitrum، ریسکهای ذاتی این شبکه لایه دوم را به همراه دارد).
۶. چشمانداز رقابتی: نبرد در بازار RWA
بازار داراییهای دنیای واقعی (RWA) یک اقیانوس آبی بدون رقیب نیست و Variational نیز بزرگترین بازیگر آن محسوب نمیشود. پس از آنکه Hyperliquid قابلیت استقرار بازارهای خارجی (HIP-3) را فعال کرد، معاملات RWA برای دو هفته متوالی در ماه جولای بیش از نیمی از کل حجم معاملات آن را به خود اختصاص داد که بزرگترین استقراردهنده آن پلتفرم trade.xyz بود.
بر اساس دادههای DefiLlama Research در ماه سپتامبر، حجم معاملات trade.xyz حدود سه برابر Variational بود. با این حال، سرعت رشد Variational خیرهکننده است: در اواخر جولای، سهم Variational از مجموع حجم معاملات این دو پلتفرم تنها ۱۴ درصد بود، اما تا ماه سپتامبر این سهم به ۳۶ درصد افزایش یافت. علاوه بر این، رقبای دیگری همچون Ostium (روی آربیتروم)، Lighter (مستقر روی Robinhood Chain) و محصولات کارگزاران رگولهشده نیز در میدان حضور دارند.
مزیت رقابتی واقعی Variational خودِ داراییهای RWA نیست، بلکه نحوه تأمین نقدینگی آن است. در حالی که Hyperliquid و trade.xyz باید برای هر بازار جدید بازارساز جذب کنند، Variational مستقیماً به کارگزارانی متصل میشود که از قبل نقدینگی آن دارایی را در اختیار دارند. البته این مزیت تا زمانی پایدار است که کارگزاران سنتی تصمیم نگیرند مستقیماً روی خودِ Hyperliquid قیمتگذاری کنند.
۷. روی دیگر سکه ۱.۵ میلیارد دلاری
با وجود تمام دستاوردها، چهار ریسک ساختاری و مالی جدی وجود دارد که ارزشگذاری ۱.۵ میلیارد دلاری این پروژه را با تردید مواجه میکند:
الف) فشار فروش سنگین پس از ایردراپ و ابهام در توکنومیکس
در زمان عرضه اولیه توکن (TGE)، انتظار میرود که ۱۰۰ درصد عرضه در گردش اولیه از محل ایردراپ باشد؛ یعنی ۳۲ درصد از کل عرضه توکنها از همان دقیقه اول کاملاً آزاد (Unlocked) خواهد بود. با احتساب ارزشگذاری ۱.۵ میلیارد دلاری، این یعنی حدود ۴۸۰ میلیون دلار توکن مستقیماً به دست فارمرهای امتیاز (Points Farmers) میرسد. برای بسیاری از این کاربران، این رقم یک ثروت متحولکننده زندگی است و احتمال فروش فوری آن بسیار بالاست.
در مقابل این ۴۸۰ میلیون دلار عرضه احتمالی، موجودی ۱۱.۸ میلیون دلاری خزانه پروتکل تنها معادل ۲.۵ درصد از عرضه در گردش است. بنابراین، فشار خرید در روز راهاندازی باید از سوی صرافیها، صندوقها و روایتهای بازار تأمین شود، نه از سوی خود پروتکل. هرچند تجربه TGE پروژه Lighter نشان داد که حدود دو-سوم توکنهای ایردراپشده در کیف پولها باقی ماندند، اما نباید فراموش کرد که یک سال پس از عرضه، ۵۰ درصد از توکنهای تیم و سرمایهگذاران نیز شروع به آزاد شدن خواهند کرد.
علاوه بر این، سه ابهام دیگر در عرضه توکن وجود دارد:
ذخیره اکوسیستم (۱۸٪): به جز سهم ایردراپ، تیم و سرمایهگذاران، ۱۸ درصد باقیمانده متعلق به ذخیره اکوسیستم در اختیار بنیاد Variational است که هیچ برنامه زمانبندی مشخصی برای آزادسازی آن منتشر نشده است. اگر بخشی از آن در روز TGE به بازارسازها یا صرافیها داده شود، عرضه در گردش واقعی از ۳۲ درصد هم فراتر خواهد رفت.
سوزاندن توکنهای غیرمجاز: قوانین پلتفرم کاربران آمریکا، کانادا، تایوان و کشورهای تحریمشده را منع میکند و توکنهای مطالبهنشده سوزانده میشوند. اما به دلیل استفاده گسترده کاربران از VPN، بعید است که این موضوع کاهش چشمگیری در عرضه ایجاد کند.
توزیع نامشخص امتیازها و کاربرد محدود توکن: هیچ داده شفافی درباره تمرکز امتیازها (اینکه نیمی از ایردراپ در دست دهها نهنگ است یا دهها هزار کاربر خرد) وجود ندارد. همچنین توکن VAR در حال حاضر هیچ کاربردی در زمینه حاکمیت (Governance)، استیکینگ یا تخفیف کارمزد ندارد و تنها کاربرد اعلامشده آن، بازخرید از محل ۲۰ درصد درآمد اسپرد OLP است.
ب) افت حجم معاملات پس از پایان برنامه امتیازدهی (Points Farming)
بخش عمدهای از حجم معاملات فعلی ناشی از انگیزه کسب امتیاز برای ایردراپ است. بر اساس دادههای تاریخی سایر صرافیهای Perp DEX، حجم معاملات بهطور میانگین در ماه اول پس از TGE حدود ۵۴ درصد سقوط میکند و انتظار میرود حجم معاملات و سود باز Variational نیز بین ۳۰ تا ۶۰ درصد کاهش یابد.
اگرچه مدل Omni به دلیل پوشش ریسک در بازارهای خارجی دچار چرخه معیوب صرافیهای سنتی نمیشود و بخشی از کاربران همچنان از آن بهعنوان ابزاری برای پوشش ریسک (Hedge) جهت فارمینگ در صرافیهای دیگر استفاده خواهند کرد، اما مشکل اصلی تغییر ترکیب مشتریان است.
فارمرهای امتیاز در واقع بهترین و سودآورترین مشتریان برای بازارسازها هستند، زیرا رفتار معاملاتی آنها فاقد الگوهای حرفهای است. پس از اتمام ایردراپ، اکثر کاربران باقیمانده معاملهگران حرفهای و باهوش خواهند بود. در نتیجه، OLP سود بسیار کمتری از آنها کسب خواهد کرد و حتی ممکن است متحمل زیان شود؛ امری که در نهایت میتواند به افزایش اسپردها برای تمام کاربران منجر گردد.
ج) باز شدن API عمومی و خطر جریان سفارش سمی (Toxic Order Flow)
بزرگترین نگرانی فنی و ساختاری، تصمیم پروتکل برای باز کردن API عمومی پیش از TGE است. در دنیای معاملات الگوریتمی، همیشه بازیگرانی سریعتر از OLP وجود دارند. زمانی که قیمت در صرافی بایننس تغییر میکند، این الگوریتمهای فوقسریع میتوانند پیش از آنکه OLP فرصت بهروزرسانی قیمت خود را پیدا کند، سفارش را روی Variational ثبت کرده و سود بدون ریسک کسب کنند که به آن جریان سفارش سمی میگویند.
ایجاد تأخیر مصنوعی در اجرای سفارشها (مثلاً ۲۰۰ میلیثانیه یا همان Speed Bump) طبق پژوهشها تأثیر چندانی در مهار این مسابقه سرعت ندارد. در عوض، Variational ابزار قدرتمندتری به نام«نگاه آخر (Last Look) در اختیار دارد: اگر قیمت پیش از اجرای نهایی به ضرر OLP تغییر کند، سیستم میتواند سفارش را رد کند یا به حسابهایی که مدام از سیستم سود میگیرند، قیمتهای بدتری ارائه دهد.
مکانیسم Last Look سالهاست که توسط کارگزاران بازار فارکس استفاده میشود و کارآمد است، اما هزینه سنگینی برای تجربه کاربری دارد. اگر OLP با هر نوسان بازار شروع به رد کردن سفارشهای کاربران کند، آن «باجه صرافی راحت و بیدردسر» تبدیل به باجهای میشود که فقط وقتی خودش دلش بخواهد معامله میکند! (در بازار فارکس، سوءاستفاده از این مکانیسم حتی منجر به جریمههای سنگین برای بانکها شده است). در نهایت، ادعای «الگوریتمهای ما بهتر عمل خواهند کرد» در برابر غولهای معاملات فرکانس بالا (HFT) کافی نیست و پرسش اصلی این است که آیا زیانهای ناشی از این سفارشهای سمی در محدوده قابل تحملی باقی خواهد ماند یا خیر.
د) تمرکز مطلق ریسک و عدم شفافیت سود و زیان OLP
در نهایت، OLP طرف مقابلِ تکتک معاملات در پلتفرم Omni است که یعنی تمام ریسک پلتفرم در یک نقطه متمرکز شده است. سود و زیان (P&L) داخلی OLP شفاف نیست و در مستندات رسمی پروتکل بهصراحت ذکر شده است که اگر OLP ورشکست شود، سودهای انباشتهشده معاملهگران از آن لحظه به بعد پرداخت نخواهد شد.
جمعبندی نهایی
پروتکل Variational با حذف دفتر سفارش، بهرهگیری از تجربه عمیق تیم خود در بازارسازی، و اتصال هوشمندانه نقدینگی بازارهای سنتی به فضای دیفای، توانسته است محصولی با تناسب عالی با بازار (PMF) بسازد و درآمد واقعی سالانهای در حدود ۳۰ میلیون دلار خلق کند.
با این حال، ارزشگذاری ۱.۵ میلیارد دلاری در بازار فرابورس (معادل ضریب ۵۰ برابری نسبت به درآمد سالانه فعلی)، خوشبینی بسیار بالایی را در قیمت لحاظ کرده است. موفقیت بلندمدت این پلتفرم و توجیه این ارزشگذاری، دیگر به تعداد بازارهای لیستشده بستگی ندارد؛ بلکه در گرو پاسخ به سه متغیر حیاتی پس از عرضه توکن است: میزان حفظ حجم معاملات پس از پایان مشوقهای ایردراپ، توانایی بازار در جذب فشار فروش ۴۸۰ میلیون دلاری روز اول و از همه مهمتر، عملکرد دفاعی OLP در برابر جریان سفارشهای سمی پس از باز شدن API عمومی.

پیروزی قاطع دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا چه معنایی برای قانون CLARITY دارد؟
16 آبان 1405 - 16:00
با به دست گرفتن کنترل کنگره توسط دموکراتها، قانون CLARITY با آزمون جدیدی روبرو است و پرسشهایی را درباره حمایت از مصرفکننده، اصول اخلاقی و امتیازاتی که صنعت ارزهای دیجیتال ممکن است مجبور به واگذاری آنها شود، مطرح میکند.
بر اساس تحلیل سازمان پابلیک سیتیزن (Public Citizen) از اسناد ثبتشده فدرال، شرکتهای حوزه ارز دیجیتال در جریان چرخه انتخابات میاندورهای سال ۲۰۲۶ آمریکا، ۲۳۳ میلیون دلار به کمیتههای سیاسی کمک مالی کردهاند.
دموکراتها در هر دو مجلس کنگره (سنا و مجلس نمایندگان) پیروز شدند و در ماه ژانویه کنترل آنها را به دست خواهند گرفت که به آنها فرصت میدهد تا قانون متوقفمانده CLARITY را که لایحهای برای تعیین قوانین فدرال جهت بازارهای کریپتو است از نو شکل دهند.
در ایالت اوهایو، شرود براون (Sherrod Brown)، دموکرات و منتقد دیرینه ارزهای دیجیتال، توانست سناتور جمهوریخواه، جان هاستد (Jon Husted) را شکست دهد؛ آن هم در حالی که کمیتههای اقدام سیاسی (PACs) مورد حمایت کریپتو ۶۴ میلیون دلار برای شکست دادن او هزینه کرده بودند.
انتظار میرود سناتور الیزابت وارن (Elizabeth Warren)، یکی از صریحترین منتقدان کریپتو در واشنگتن و ارشدترین عضو دموکرات در کمیته بانکداری سنا، ریاست این کمیته را در کنگره بعدی بر عهده بگیرد.
حمایتهای قویتر از مصرفکنندگان، نظارت سختگیرانهتر بر تضاد منافع سیاسی و تغییر در توازن قدرت نظارتی، همگی احتمالاً در دور بعدی مذاکرات در دستور کار قرار خواهند گرفت.
اما اکثریت یافتن دموکراتها لزوماً به معنای پایان کامل امیدها برای تصویب قوانین ساختار بازار کریپتو نیست.
شری تاندار (Shri Thanedar)، نماینده دموکرات کنگره، همچنان امیدوار است که قانون CLARITY بتواند به تصویب برسد، اما میگوید هرگونه قانونی باید شامل الزامات اخلاقی قویتری باشد. او اظهار داشت:
فساد آشکار رئیسجمهور ترامپ، پیشرفت در قانونگذاری کریپتو را به عقب رانده است؛ بنابراین دموکراتها نیازمند بندهای ضدفساد محکمی خواهند بود که علاوه بر کنگره، شامل حال شخص رئیسجمهور نیز بشود.
آیا نفوذ سیاسی این صنعت هنوز هم میتواند به قانون تبدیل شود، و برای رسیدن به آن چه امتیازاتی باید بدهد؟
توافقی متفاوت برای ارزهای دیجیتال
سنا در ماه سپتامبر موفق به پیشبرد قانون CLARITY نشد و اختلافنظرها بر سر بندهای اخلاقی به ایجاد این بنبست دامن زد.
صنعت کریپتو ۲۳۳ میلیون دلار در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا هزینه کرد. منبع: Public Citizen
گزارشها حاکی از آن است که دموکراتها از هماکنون در حال بررسی چگونگی بازطراحی بحث ساختار بازار هستند و گفته میشود دموکراتهای مجلس نمایندگان قصد دارند پیشنهادهای نماینده مکسین واترز (Maxine Waters) را به یک لایحه گستردهتر برای ساختار بازار تبدیل کنند.
این لایحه میتواند شامل حمایتهای قویتر از مصرفکنندگان، نقش پررنگتر برای کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) و محدودیتهای اخلاقی جدید بر فعالیتهای مقامات دولتی در حوزه ارزهای دیجیتال باشد.
این امر در نهایت میتواند به معنای جداسازی تلاشهای این صنعت برای داشتن قوانین شفافتر از حواشی و جنجالهای پیرامون پروژههای شخصی ترامپ در حوزه کریپتو باشد.
دموکراتها پیشتر نشان دادهاند که قصد دارند درباره معاملات تجاری خانواده ترامپ و سایر منافع شرکتی تحقیق کنند؛ بهطوریکه رابرت گارسیا (Robert Garcia)، رئیس آینده کمیته نظارت مجلس نمایندگان، برنامهریزی کرده است تا تحقیقاتی را در زمینه فساد شرکتی دنبال کند.
هدلی استرن (Hadley Stern)، رئیس بخش مؤسسات در Silence Laboratories و بنیانگذار Fidelity Digital Assets، میگوید دموکراتها حق دارند که مورد دوم (فساد و تضاد منافع) را «پیگیری کنند» و خود صنعت کریپتو نیز باید خواهان همین امر باشد؛ او میگوید این همان چیزی است که «توافق دوحزبی را مسموم کرده است.»
او گفت:
اینکه خانواده یک رئیسجمهور در حال خدمت، اقدام به راهاندازی میمکوین و استیبلکوین کنند، یک مشکل واقعی در زمینه حاکمیت است. اگر من در شرکت فیدلیتی چنین کاری کرده بودم، همان بعدازظهر اخراج و به بیرون هدایت میشدم.
او میگوید صنعت داراییهای دیجیتال در سال ۲۰۲۶ با آخرین باری که دموکراتها «چکش ریاست را در دست داشتند» بسیار متفاوت است و به رشد آن از دوران «FTX و مشتی توکن» در سال ۲۰۲۲ به سمت یک قانون فدرال برای استیبلکوینها، اوراق خزانهداری و صندوقهای اعتباری روی بلاکچین و سهام توکنیزهشدهای که در راه هستند اشاره میکند:
شما نمیتوانید با تظاهر به اینکه چنین چیزی وجود ندارد، آن را قانونگذاری و تنظیم کنید.
صنعت کریپتو مجبور به واگذاری چه امتیازاتی خواهد بود؟
اگر این صنعت خواهان قانونی است که بتواند در برابر تغییرات قدرت سیاسی دوام بیاورد، ممکن است مجبور به پذیرش استانداردهای سختگیرانهتری نیز بشود.
پل برودی (Paul Brody)، بنیانگذار و مدیرعامل Nightfall Networks و مدیر سابق بخش جهانی بلاکچین در شرکت EY، انتظار دارد بانکها «برنده میدان باشند»، چرا که آنها فشار خواهند آورد تا «شرکتهای کریپتو» نیز ملزم به رعایت همان استانداردهای دقیق امنیتی و حمایت از مصرفکننده شوند.
او میگوید صنعت کریپتو با این موضوع مخالفت کرده است، اما اظهار داشت که «یک استراتژی هوشمندانه» این خواهد بود که «شرایط مشابهی را بپذیرند»، با توجه به اینکه اکوسیستمهای بومی بلاکچین همچنان «بهمراتب انعطافپذیرتر، قابلبرنامهریزیتر و کارآمدتر» هستند.
لیندسی فریزر (Lindsay Fraser)، مدیر ارشد سیاستگذاری در انجمن بلاکچین (Blockchain Association)، نیز استدلال میکند که حمایت از مصرفکننده و نوآوری نباید به عنوان دو هدف رقیب و متضاد دیده شوند.
او میگوید:
ما میتوانیم از مصرفکنندگان محافظت کنیم و در عین حال اطمینان حاصل کنیم که قانون، نحوه کارکرد واقعی این فناوری را منعکس میکند. هدف، سیاستگذاری پایداری است که اعتماد عمومی را جلب کند، به سازندگان آیندهای در این کشور ببخشد و رهبری مالی آمریکا را تقویت کند.
البته این بدان معنا نیست که مسیر رسیدن به یک مصالحه احتمالی کاملاً هموار و بدون چالش است.
برودی میگوید هنوز احتمال وتوی ریاستجمهوری وجود دارد و اشاره میکند که ارز دیجیتال در مقایسه با «تحقیقات مربوط به فساد، کشمکشها بر سر بودجه و جنگ» احتمالاً یک «اولویت پایین» خواهد بود.
هک شدن بایننس چگونه میتواند بر قانونگذاران تأثیر بگذارد؟
نتایج انتخابات میاندورهای در حالی مشخص شد که قانونگذاران پیش از آن نیز درگیر پیامدهای ناشی از هک صرافی بایننس (Binance) بودند؛ بزرگترین هک در تاریخ ارزهای دیجیتال که طی آن بیش از ۶.۳ میلیارد دلار در ۲۹ اکتبر به سرقت رفت و نگرانیهای تازهای را درباره امنیت صرافیها و حفاظت از مشتریان برانگیخت.
تاندار میگوید در حالی که این قانون «هر مشکل احتمالی را حل نخواهد کرد»، اما «قطعیت بسیار مورد نیاز» و «چهارچوبهای حفاظتی امنیتی» را فراهم میکند و این هک «نمونهای واضح از خطرات عدم تصویب قوانین مناسب» است.
میلیا ما (Maylea Ma)، معاون مشاور حقوقی در 1inch، میگوید این حادثه به جای اینکه استدلال قویتری برای تصویب آخرین پیشنویس قانون CLARITY ایجاد کند، «مشکلاتی را برجسته میکند که این قانون به آنها نمیپردازد.»
ما میگوید این هک شامل «کیف پول گرم (Hot Wallet) یک صرافی متمرکز و نقص در فرآیند امضا» بوده است، اما پیشنویس فعلی هیچ بیمهگری، هیچ دریافتکننده خسارتی (Loss Payee) و هیچ سقفی برای موجودی کیف پول گرم ندارد که بتواند زیان بایننس را کاهش دهد یا استانداردهای امنیتیای را تحمیل کند که مانع از وقوع این هک شود.
آماندا فیشر (Amanda Fischer)، مدیر سیاستگذاری در سازمان Better Markets، گفت:
این رویداد نشان داد که اکوسیستم کریپتو چقدر برای امور مالی رسمی نامناسب و ناکارآمد است و صرافیهای ارز دیجیتال نباید به عنوان متولی و نگهدارنده دارایی (Custodian) عمل کنند، زیرا این کار یک ریسک هانی پات ایجاد میکند.
منبع: آماندا فیشر
ما (Ma) میگوید این حادثه «احتمالاً بر رأیگیری بعدی قانون CLARITY تأثیر میگذارد» و میتواند تمایل قانونگذاران را برای تصویب قانونی که مطلوب صنعت است کاهش دهد، مگر اینکه با حمایتهای قویتر از مصرفکنندگان همراه باشد.
صنعت کریپتو سالها وقت صرف کرد تا واشنگتن را متقاعد کند که شایسته داشتن یک صندلی در پشت میز مذاکره است؛ اکنون این صنعت باید با تعهدات و مسئولیتهایی که به همراه این جایگاه میآید نیز موافقت کند.

وزارت خزانهداری آمریکا صرافی MEXC را به اتهام ۱۶ میلیارد دلار تراکنش غیرقانونی مسدود کرد
16 آبان 1405 - 12:00
وزارت خزانهداری ایالات متحده دستور داده است که دسترسی صرافی ارز دیجیتال مکسی گلوبال (MEXC Global) به سیستم مالی آمریکا قطع شود؛ این تصمیم در پی اتهاماتی مبنی بر پردازش ۱۶.۷ میلیارد دلار تراکنش مرتبط با فعالیتهای غیرقانونی توسط این صرافی اتخاذ شده است.
بر اساس بیانیه ۶ نوامبر، شبکه اجرای جرایم مالی آمریکا (FinCEN) مؤسسات مالی ایالات متحده را از ارسال یا دریافت هرگونه وجه مرتبط با صرافی MEXC منع خواهد کرد. این محدودیت شامل نقلوانتقالات ارزهای دیجیتال نیز میشود و ۳۰ روز پس از انتشار در ثبت فدرال (Federal Register) لازمالاجرا خواهد بود.
چرا وزارت خزانهداری آمریکا MEXC را هدف قرار داد؟
بر اساس فرمان ۲۴ صفحهای FinCEN، صرافی MEXC بین ماه مه ۲۰۲۱ تا مه ۲۰۲۶ حدود ۱۶.۷ میلیارد دلار تراکنش مشکوک به فعالیتهای غیرقانونی را پردازش کرده است.
وزارت خزانهداری نزدیک به ۱.۵ میلیارد دلار از این مبالغ را به دور زدن تحریمهای روسیه، از جمله تراکنشهای مرتبط با صرافی تحریمشده گارانتکس (Garantex)، نسبت داده است. همچنین بیش از ۱ میلیارد دلار انتقال مستقیم وجه با بیش از ۴۰ صرافی ارز دیجیتال ایرانی در این گزارش شناسایی شده است.
علاوه بر این، FinCEN مدعی شده است که MEXC در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۵۰,۰۰۰ دلار تراکنش را برای سیم هیون سوپ (Sim Hyon Sop)، پولشوی تحریمشده اهل کره شمالی، تسهیل کرده است.
اسکات بسنت (Scott Bessent)، وزیر خزانهداری آمریکا، در این باره گفت:
شما یا از ایران حمایت میکنید یا به سیستم مالی ایالات متحده دسترسی خواهید داشت.
همچنین وزارت خزانهداری آمریکا و دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC) در چارچوب عملیات طرد اقتصادی (Operation Economic Outcast)، هشت شرکت خدمات مالی مستقر در استانهای انتاریو و بریتیش کلمبیای کانادا، از جمله صرافیهای امین، فرح، نیا، میلیون، درویش، کپیتال و کریپتویال را به فهرست تحریمهای خود اضافه کردند. بر اساس بیانیه رسمی این وزارتخانه، این نهادهای مالی تحت عنوان شبکه «بانکداری سایه» و به دلیل فعالیت در بخش داراییهای دیجیتال ایران تحریم شدهاند. خزانهداری آمریکا مدعی است کیف پولهای رمزارزی این شرکتها، بهویژه در بستر شبکه ترون، میلیاردها دلار تراکنش مالی را با آدرسهای ایران و صرافیهای رمزارزی ایرانی از جمله نوبیتکس، والکس، رمزینکس، بیتپین، آبانتتر و شلبیت پردازش کرده و زمینهساز دور زدن تحریمها و پولشویی بینالمللی بودهاند.
صرافی MEXC از قبل کاربران آمریکایی را تحریم کرده بود؛ چرا این موضوع اهمیت دارد؟
توافقنامه کاربری خودِ صرافی MEXC از پیش مشتریان آمریکایی را منع کرده است و کاربران ایران و کره شمالی نیز در لیست محدودیتهای این صرافی قرار دارند.
محدودیتهای فعلی خود صرافی تعیین میکنند که چه کسانی اجازه معامله در MEXC را دارند؛ اما فرمان وزارت خزانهداری، نحوه جابهجایی پول از طریق مؤسسات مالی آمریکا را هدف قرار میدهد و شامل تراکنشهای مشتریانی میشود که در سایر نقاط جهان زندگی میکنند.
بهعنوان مثال، پس از اجرایی شدن این ممنوعیت، اگر یک معاملهگر در اروپا بخواهد ارز دیجیتال را بین MEXC و یک صرافی تحت نظارت آمریکا جابهجا کند، تراکنش او ممکن است مسدود و رد شود.
نگرانی بزرگتر، ریسک طرف مقابل (Counterparty Risk) است. صرافیهای خارجی و شرکای بانکی ممکن است برای جلوگیری از مواجهه با جریمهها و تبعات قانونی، در روابط خود با MEXC تجدیدنظر کنند. این امر میتواند واریزها و برداشتها را مختل کرده و احتمالا نقدینگی این صرافی را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار دهد.
این فرمان بهطور خودکار داراییهای مشتریان را مسدود نمیکند یا باعث تعطیلی جهانی MEXC نمیشود؛ با این حال، هیچ تاریخ انقضایی برای آن تعیین نشده است. نحوه واکنش شرکای مالی MEXC مشخص خواهد کرد که این محدودیتها تا چه اندازه بر عملیات بینالمللی این صرافی تأثیر منفی خواهند گذاشت.

کالبدشکافی سرقت ۶.۳۶ میلیارد دلاری بایننس؛ چگونه ضعف مسیر امضا بدون لو رفتن کلید خصوصی فاجعه آفرید؟
15 آبان 1405 - 20:00
سرقت ۶.۳۶ میلیارد دلاری از بایننس در تاریخ ۲۹ اکتبر نیازی به سرقت کلید خصوصی نداشت. تنها یک مسیر نفوذ به سیستم امضای بایننس کافی بود؛ چرا که این سیستم بررسی نمیکرد آیا درخواستی که دریافت کرده اصلاً مجاز به امضا شدن هست یا خیر. هر شرکتی که تراکنشها را از یک کیف پول آنلاین بدون تطبیق با یک سیاست مشخص امضا کند، دقیقاً با همین ریسک مواجه است. بستن این حفره بیش از آنکه به فناوری جدیدی وابسته باشد، به کنترلهایی از جمله سیاستگذاری تراکنشها، سقفهای محدودیت (Limits)، پایش کیف پولهای خود شرکت و یک روش تمرینشده برای متوقف کردن تمام مسیرهای امضا متکی است که بانکها همین حالا هم ملزم به رعایت آنها هستند.
چه اتفاقی افتاد؟
در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، حدود ۶.۳۶ میلیارد دلار از کیف پولهای گرم بایننس در ده بلاکچین خارج شد که بیشتر آن در بازه ۲۰ دقیقهای پس از ساعت ۲۰:۰۵ به وقت جهانی (UTC) رخ داد (به گزارش TRM Labs). بایننس اعلام کرده که هیچ مدرکی مبنی بر لو رفتن کلید خصوصی پیدا نکرده است. مهاجم نیازی هم به کلید نداشت؛ سیستم امضای خود بایننس هر آنچه را که برایش ارسال شده بود، امضا کرد.
در اکثر شبکهها، این فرآیند شامل انتقالهای عادی به آدرس مهاجم بود، اما ماجرای اتریوم تفاوت داشت. مهاجم ۵۰ مجوز EIP-7702 را برای کیف پول گرم شماره ۱۴ بایننس (Binance 14) ارسال کرد؛ به ازای هر نانس (Nonce) یک مجوز. یکی از آنها تطبیق پیدا کرد و در ساعت ۲۰:۲۰:۵۹ اعمال شد و قرارداد هوشمند مهاجم را به عنوان کد روی این کیف پول نصب کرد.
۳ دقیقه و ۲۴ ثانیه بعد، تنها یک فراخوانی از تابع تخلیه (Sweep) آن قرارداد، کل کیف پول را خالی کرد. این عملیات ۱۶۷,۴۶۴ واحد ETH، حدود ۱.۶۱۵ میلیارد واحد USDT و نزدیک به ۶۰ توکن دیگر به ارزش تقریبی ۲.۵ میلیارد دلار را جابهجا کرد (به گزارش Blockaid). این قرارداد به تخلیه واریزیهای جدید ادامه داد تا اینکه در ساعت ۰۰:۱۰ روز ۳۰ اکتبر، مجوز تفویض اختیار (Delegation) لغو شد.
کیف پول Binance 14 همچنین اپراتور کیف پول دومی به نام Hot Wallet 34 بود. مهاجم از طریق این دسترسیها ۸۲۳ میلیون واحد یواسدی کوین (USDC) را از آن برداشت کرد که شرکت سرکل (Circle) در ساعت ۲۱:۰۴ آنها را مسدود و فریز کرد.
این گزارش به دادههایی میپردازد که پلتفرم متریکا در آن شب ثبت کرده و استدلال میکند که بهترین زاویه دید برای تحلیل این رخداد، «شکست ریسک عملیاتی در مسیر امضا» است و یک بانک بلافاصله آن را تشخیص میدهد.
منابع: دادههای شبکه اصلی اتریوم؛ TRM Labs؛ Bitquery؛ انجمن حاکمیتی آوه (Aave)؛ بیانیههای منتشرشده از بایننس؛ تاریخچه هشدارهای متریکا.
صادرکنندگان استیبل کوین پیش از خود بایننس بخشی از خسارت را مهار کردند. تتر در ساعت ۲۱:۰۱:۳۵ آدرس مهاجم را با ۹۷۱ میلیون USDT روی شبکه اتریوم در لیست سیاه قرار داد و سرکل در ساعت ۲۱:۰۴:۵۹ با مسدود کردن ۸۲۳ میلیون USDC روی اتریوم همین کار را تکرار کرد. تتر تا ساعت ۲۱:۲۱ مبلغ ۳۷۸.۷ میلیون USDT را روی شبکه ترون منجمد کرد و ریپل و پروژه World Liberty Financial نیز استیبل کوینهای خود را ظرف یک ساعت بعدی مسدود کردند.
از آن زمان، افبیآی (FBI) این سرقت را به گروه TraderTraitor وابسته به کره شمالی نسبت داده است؛ همانطور که TRM Labs و Chainalysis در شب حادثه اعلام کرده بودند. بایننس اعلام کرده که بیش از ۶.۳۴ میلیارد دلار از سرمایه شرکت را (از طریق صندوق SAFU، خزانه شرکت و بخشی از صندوق بیمه معاملات آتی خود) کنار گذاشته و تا اول نوامبر ۹۵ درصد از داراییهای سرقتشده را جایگزین کرده است. ۵ درصد باقیمانده مربوط به توکنهایی خارج از فهرست ده ارز برتر این صرافی است که بازخرید آنها زمان بیشتری میبرد. برداشتها از اول نوامبر به صورت مرحلهای بازگشایی شد که ابتدا با بیت کوین و سپس ۱۵ شبکه آغاز گشت، اما هنوز تاریخی برای سایر شبکهها اعلام نشده است. در ۲ نوامبر، بایننس یک اثبات ذخیره با دانش صفر (ZK Proof of Reserves) را برای اسنپشات ۳۱ اکتبر خود تکمیل کرد که به کاربران اجازه میدهد بررسی کنند داراییهایشان در ده توکن برتر با نسبت حداقل ۱ به ۱ پشتیبانی میشود. اسنپشات بعدی که توکنهای بیشتری را پوشش میدهد برای ۴ نوامبر برنامهریزی شده است.
بایننس هنوز علت ریشهای را منتشر نکرده و اکنون به بیش از یک نقطه نفوذ اشاره دارد. مهاجم همچنان حدود ۴۲۰,۰۰۰ واحد ETH و ۱۸,۲۷۰ واحد BTC در اختیار دارد.
پایشگرهای متریکا چه چیزی را نشان میدهند؟
شاخصهای کلیدی ریسک (KRI) شبکه و دارایی در متریکا، این سرقت را در همان ساعت اول به صورت حجم انتقال غیرعادی، ازدحام شبکه و مسدودسازی توسط صادرکنندگان روی اتریوم ثبت کردند. در مقایسه با سه روز و نیم پیش از حادثه، آمار آن شب در تکتک این شاخصها کاملاً متمایز است. در میان ۱۳ شاخص KRI که اتریوم، استیبل کوینها و بایننس کوین (BNB) را پوشش میدهند، ۱۲ شاخص تا ساعت ۲۲:۰۰ از محدوده عادی خود (که بین صدک اول تا نود و نهم هفته قبل تعریف میشود) خارج شده بودند.
نگاه دقیقتر به چهار مورد از این شاخصها نشان میدهد که «شکل سیگنال» به اندازه «بزرگی آن» اهمیت دارد.
منابع: کاتالوگ KRI متریکا، سریهای زمانی ساعتی، ۲۷ تا ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ (UTC).
در طول تاریخچه سه و نیم روزه، ساعات پس از تخلیه کیف پول، بالاترین عدد را در هر چهار شاخص ثبت کردهاند. پنل مربوط به هولدرهای برتر، کمترین مقدار را در سه ساعت متوالی ملاک قرار میدهد؛ این روش جهشهای تکساعته (مانند عدد ۸۹ میلیون دلاری در عصر ۲۸ اکتبر) را حذف کرده و تنها حرکتهای مستمر را باقی میگذارد.
متریکا از پایش تمام این شاخصهای KRI پشتیبانی میکند. جدول مربوطه، هر پایشگر را کمی بالاتر از بیشترین مقدار ثبتشده در روزهای پیش از سرقت تنظیم کرده و نشان میدهد که در شب حادثه، هر کدام در چه زمانی فعال شدهاند. مقادیر ساعتی، ساعت منتهی به زمان نمایشدادهشده را پوشش میدهند و در پایان آن ساعت ارزیابی میشوند.
در این ساختار، اولین هشدار در ساعت ۲۰:۴۰، یعنی ۱۶ دقیقه پس از تخلیه و ۳۵ دقیقه پیش از اولین تایید عمومی سرقت (در ساعت ۲۱:۱۵) صادر شد. این هشدار ناشی از ازدحام شبکه بود. بلاکهای اتریوم پر شدند و به دنبال آن کارمزدها جهش کردند و در ساعت منتهی به ۲۲:۰۰ به بالای ۱۰۰ جیوی (gwei) رسیدند؛ در حالی که بالاترین کارمزد در سه روز و نیم قبل از آن تنها ۰.۳۸ gwei بود. اینکه یک شرکت با چه فاصله زمانی دادهها را بررسی کند، به اندازه موضوعی که بررسی میکند اهمیت دارد. با بررسیهای ۵ دقیقهای، اشغال فضای بلاک ۲۰ دقیقه زودتر از معیار ساعتی از مرز هشدار عبور کرد. اولین هشدار مختص استیبل کوینها در ساعت ۲۱:۰۰ و به دنبال جابهجایی ۳.۶۶ میلیارد دلار تتر در یک ساعت فعال شد؛ یعنی همچنان ۱۵ دقیقه پیش از انتشار اخبار.
شاخصهای ریسک شبکه و دارایی، ردپای یک سرقت را نشان میدهند، نه منشأ آن را. شاخصهای سطح کیف پول و پایش اخبار منفی این شکاف را پر میکنند. متریکا تنها یک خبر درباره این سرقت را به بایننس و هفت شبکه و دارایی درگیر از جمله اتریوم، USDC، بیت کوین و سولانا متصل کرد. همین نگاشت و ارتباطدهی است که پایش اخبار منفی را کاربردی میکند؛ شرکت نه تنها متوجه میشود که یک صرافی هدف قرار گرفته، بلکه میفهمد کدامیک از داراییهای خودش در معرض ریسک است.
مسدودسازیها نیز باید علاوه بر تعداد، بر اساس ارزش هم سنجیده شوند؛ چرا که هشت آدرس تتر که در یک ساعت وارد لیست سیاه شدند، در مجموع بیش از یک میلیارد دلار دارایی در خود جای داده بودند.
اولین سیگنال آنچین از خودِ فرآیند تصاحب کیف پول، ۳ دقیقه و ۲۴ ثانیه پیش از تخلیه ظاهر شد و یک کد روی کیف پولی قرار گرفت که هرگز نباید کدی روی آن باشد. بخش شاخصها در ادامه به این موضوع میپردازد.
ریسک عملیاتی اصلی: امضاکنندهای که هر چه دریافت کند امضا میکند
شکست اصلی در «مسیر امضا» رخ داد، نه در «نگهداری کلید». تنها یک مسیر نفوذ به زیرساخت امضای بایننس برای صدور مجوز پرداخت روی ده شبکه کافی بود؛ چرا که هیچ مکانیزمی بین درخواست و امضا وجود نداشت تا بپرسد آیا این تراکنشی است که یک کیف پول گرم اصلاً باید امضا کند یا خیر و آیا حجم و مقصد آن با یک برداشت واقعی همخوانی دارد یا نه. در ریشه، این حادثه ناشی از عدم اعمال کنترلهای پایه در این مسیر بود.
اینکه مهاجم چگونه وارد شده، اهمیت کمتری نسبت به جایی دارد که به آن دسترسی پیدا کرده است. یافتههای اولیه بایننس نشان میدهد که لپتاپ یک مهندس DevOps دسترسی به یک کانتینر سرویس را فراهم کرده که قادر به ثبت درخواست برداشت بوده است؛ هرچند بایننس بعداً اعلام کرد نقاط نفوذ دیگری نیز وجود داشته است. در نهایت همیشه یک نقطه پایانی (Endpoint) دچار شکست میشود؛ سوال طراحی این است که یک مسیر نفوذ تا چه حد میتواند پیش برود؟ و در این مورد، پاسخ «تمام دارایی موجود در کیف پولهای گرم» بود.
نقطهضعف اول، امضاکنندهای بدون سیاست در سطح تراکنش و فاقد سقفهای موثر بر حجم، سرعت یا تعداد است. این دو، کنترلهای متفاوتی هستند و هر دو به شرکت تعلق دارند؛ چه خودش آنها را بسازد و چه در یک پلتفرم حضانتی (Custody) پیکربندی کند. سیاست تراکنش تصمیم میگیرد که امضاکننده اصلاً چه نوع درخواستی را امضا کند. یک کیف پول گرم که برداشتهای کاربران را میپردازد، هیچ دلیل تجاری و منطقی برای امضای مجوز EIP-7702 ندارد؛ چه برسد به ۵۰ مجوز برای نانسهای متوالی در یک دسته! یک موتور سیاستگذاری که هر درخواست را رمزگشایی کرده و انواع غیرمنتظره را رد کند، تصاحب کیف پول اتریوم را در نطفه خفه میکرد. در سوی دیگر، سقفها (Limits) مشخص میکنند که امضاکننده چه میزان دارایی را جابهجا کند. در سایر شبکهها که سرقت شامل مجموعهای از انتقالهای عادی بود، تعیین سقف ارزش برای هر دستور، حجم تکتک آنها را محدود میکرد. قفل زمانی (Time lock) روی انتقالهای بالاتر از یک حجم مشخص، پرداختهای کلان را به اندازه کافی نگه میداشت تا کسی آنها را متوقف کند و تعیین سقف برای مجموع دارایی قابل جابهجایی توسط یک امضاکننده در یک بازه زمانی مشخص، کل خسارت را محدود نگه میداشت فرقی هم نمیکرد مهاجم چند دستور ارسال کند. بخش عمده ۶.۳۶ میلیارد دلار ظرف ۲۰ دقیقه خارج شد و هر یک از این دو کنترل میتوانست آن را به یک خسارت محدود با زمان کافی برای واکنش تبدیل کند. با این حال، سقفهای عددی به تنهایی کافی نبودند. تراکنشی که اختیار Binance 14 را به مهاجم داد، ارزش مالی صفر داشت؛ به همین دلیل است که بررسی «نوع تراکنش» به اندازه تعیین سقف ارزش اهمیت دارد.
نقطهضعف دوم، اختیاری است که پس از اتمام دستور همچنان باقی میماند. تفویض اختیار EIP-7702 تا زمانی که کیف پول مجوز جدیدی را امضا نکند پابرجا میماند؛ بنابراین تنها یک مجوز، به جای یک پرداخت یکباره، یک موقعیت دائمی به مهاجم بخشید. از آنجا که Binance 14 اپراتور کیف پول Hot Wallet 34 نیز بود، این تفویض اختیار، کنترل ۸۲۳ میلیون USDC موجود در آن کیف پول را هم به ارث برد. تغییر کلیدها (Key rotation) نمیتوانست این وضعیت را به عقب برگرداند؛ تنها راه چاره، ارسال یک مجوز جدید از خود کیف پول آلودهشده بود. کنترل لازم در اینجا، تهیه فهرستی از «اختیارات» در کنار «موجودیها» است: هر نقش اپراتور، مجوز برداشت توکن (Allowance)، حق مدیریتی و تفویض اختیاری که از طریق آن یک کیف پول شرکت میتواند داراییهای کیف پول دیگر را جابهجا کند، باید در محاسبه میزان ریسک (Exposure) آن کیف پول لحاظ شود.
نقطهضعف سوم، حجم دارایی انباشتهشده پشت آن مسیر واحد و تداوم شارژ شدن آن بود. انتقال ۲۰۰ میلیون USDT به کیف پول Binance 14 در ساعت ۲۱:۴۲:۵۹ (یعنی بیش از یک ساعت پس از اولین تخلیه)، تنها ۷۲ ثانیه بعد توسط مهاجم جارو شد. فرآیندهای خزانهداری همچنان در حال پر کردن کیف پولی بودند که قبلاً از دست رفته بود.
نقطهضعف چهارم، زمان واکنش است. تتر آدرس دریافتکننده اصلی مهاجم را در ساعت ۲۱:۰۱، یعنی ۳۷ دقیقه پس از تخلیه، مسدود کرد. بایننس تفویض اختیار را در ساعت ۰۰:۱۰، یعنی ۳ ساعت و ۴۹ دقیقه پس از نصب، حذف نمود. صادرکنندگان استیبل کوین که هیچ سهمی در این زیان نداشتند، سریعتر از شرکتی که مالک کیف پولها بود خسارت را مهار کردند. متوقف کردن برداشتهای مشتریان نیز جلوی فرآیند امضا را نگرفت: موج دوم انتقالها حوالی ساعت ۲۳:۰۵، یعنی پس از توقف برداشتها، از کیف پولهای بایننس در شبکههای آوالانچ و پالیگان خارج شد.
نقطهضعف پنجم، تغییر پروتکلی بود که هیچکس آن را بازبینی نکرد. استاندارد EIP-7702 همراه با ارتقای پکترا (Pectra) در می ۲۰۲۵ (۱۷ ماه پیش از سرقت) روی شبکه اتریوم فعال شد و نوعی از تراکنش را ایجاد کرد که به یک کیف پول عادی اجازه میدهد اختیارات خود را به یک کد واگذار کند. یک بانک، چنین تغییری در یک کانال پرداخت حیاتی را به عنوان یک رویداد مدیریت تغییر (Change-management) تلقی میکند که نیازمند ارزیابی ریسک و بهروزرسانی کنترلهای پیرامون آن است. در اینجا، سیاستهای امضاکننده آشکارا هرگز با این تغییر بهروز نشده بود.
هیچیک از این موارد به چارچوب کنترلی جدیدی نیاز ندارند. در «خودارزیابی ریسک و کنترل» یک بانک، هر کدام از اینها با هدفی که از قبل وجود دارد مطابقت پیدا میکند. این حادثه برای هر یک از آنها یک مطالعه موردی در حوزه داراییهای دیجیتال فراهم میکند:
دسترسی ممتاز (Privileged access): دستگاه یک مهندس به مسیر امضای محیط عملیاتی (Production) راه یافت.
مجوزدهی تراکنش (Transaction authorization): امضاکننده با همان سهولتی که یک درخواست برداشت را امضا میکرد، یک مجوز تفویض اختیار را هم صادر کرد.
مدیریت تغییر (Change management): ارتقای پروتکل هرگز به سیاستهای امضاکننده راه پیدا نکرد.
لغو دسترسی (Revocation): تفویض اختیار تقریباً چهار ساعت بیشتر از خود سرقت دوام آورد.
ارتباطات بحران (Incident communication): اولین تایید عمومی ۵۱ دقیقه پس از تخلیه اصلی، از حساب شخصی بنیانگذار صرافی منتشر شد.
یک متولی (Custodian) چه مواردی را باید روی کیف پولهای خود پایش کند؟
یک متولی نگهداری دارایی نمیتواند منتظر بماند تا بازار متوجه ماجرا شود. پایشگرهای کلیدی باید روی کیف پولها و رکوردهای داخلی خود شرکت اجرا شوند و بیشتر آنها مبتنی بر رخداد (Event) هستند تا آستانه عددی (Threshold)؛ یعنی تنها یک بار وقوع برای اقدام کافی است. پایشگرهای رخداد متریکا (Event Monitors) برای ردیابی حرکت توکنها به/از آدرسهای مشخص، مانند کیف پولهای گرم خود شرکت، طراحی شدهاند.
منابع: دادههای شبکه اصلی اتریوم؛ TRM Labs؛ Bitquery؛ بیانیههای گزارششده بایننس؛ تاریخچه هشدارهای متریکا؛ پایشگرهای کیف پول اختصاصی مطابق جدول.
با اضافه کردن پایشگرهای کیف پول اختصاصی به جدول زمانی آن شب، اولین هشدار از ساعت ۲۰:۴۰ به ۲۰:۰۵ منتقل میشود؛ یعنی پیش از تفویض اختیار و ۱۹ دقیقه قبل از تخلیه کیف پول.
چهار مورد از این هفت پایشگر، همزمان یا پیش از تخلیه اصلی فعال میشوند، پنجمی ظرف نیم دقیقه پس از آن و اولین مورد یک ربع ساعت پیش از تفویض اختیار به صدا درمیآید. هیچکدام به دادههای بازار وابسته نیستند و تنها پایشگرِ حجم تراکنش برای تعیین آستانه به دادههای تاریخی نیاز دارد. هر یک از اینها باید روی زیرساختی مستقل از سیستمهای ثبت و امضای تراکنش اجرا شوند تا نفوذ به یکی، دیگری را خاموش نکند.
دو مورد آخر، به جای «تشخیص»، محرک «واکنش» هستند. مسدودسازی توسط صادرکننده توکن روی آدرسی که شرکت همین تازگی به آن پرداخت داشته، یک تاییدیه بیرونی مبنی بر سرقت وجوه است که ۳۷ دقیقه پس از تخلیه و بسیار پیش از توقف برداشتها توسط بایننس رخ داد. هشدار مربوط به ورودیها (Inflows) نیز جلوی شرکت را میگیرد تا کیف پولی را که قبلاً از دست داده، دوباره شارژ نکند.
پایش اخبار منفی خارج از این فهرست قرار میگیرد. در ۲۹ اکتبر، رسانهها سه ساعت و نیم پس از تخلیه نام بایننس را مطرح کردند؛ بنابراین برای خود متولی، این ابزار نقش تاییدکننده دارد نه تشخیصدهنده. ارزش اصلی آن برای شرکتهایی است که در معرض ریسک یک متولی قرار دارند: این سیستم یک خبر را به تمام شبکهها و داراییهای تحت تاثیر متصل میکند و به آنها میگوید کدام داراییهای خود را بررسی کنند.
اگر بایننس یک بانک بود
در یک بانک، این حادثه به عنوان یک «رویداد زیان واحد» تحت دستهبندی کمیته بال (Basel) با عنوان «تقلب خارجی» و زیرشاخه «امنیت سیستمها» ثبت میشد. تعلیق برداشتها، اطلاعرسانی به مشتریان و هرگونه اقدامات مربوط به تحریمها در ادامه، پیامدهای همان رویداد واحد محسوب میشوند نه رخدادهایی جداگانه؛ هرچند هر کدام مجموعه متفاوتی از کنترلها را به چالش میکشند.
یک شکست آشنا روی ریلهای سریعتر
بانکها پیش از این هم چنین الگویی را دیدهاند. در فوریه ۲۰۱۶، مهاجمان در داخل بانک مرکزی بنگلادش از دسترسی سوئیفت (SWIFT) خود این بانک برای ارسال دستورات پرداخت به ارزش ۹۵۱ میلیون دلار به بانک فدرال رزرو نیویورک استفاده کردند که در نهایت ۸۱ میلیون دلار آن از دست رفت. ایالات متحده بعدتر یک برنامهنویس کره شمالی را متهم کرد؛ و افبیآی اکنون سرقت بایننس را نیز به همین کشور نسبت داده است. در آن ماجرا هم هیچ رمز عبوری شکسته نشد: یک کانال قانونی دستوراتی را ارسال کرد که هیچکس آنها را بررسی نکرده بود.
بیشتر دستورات بانک بنگلادش با خوششانسی متوقف شدند. فدرال رزرو نیویورک پس از پرداخت پنج دستور، بقیه را به صورت دستی بررسی کرد؛ بررسیای که بخشی از آن به خاطر وجود کلمه «Jupiter» در یک آدرس بود که با نامی در لیست تحریمهای آمریکا مطابقت داشت. اما ریلهای پرداخت آنی، حتی همین حاشیه امنیت را هم از بین بردهاند.
در جولای ۲۰۲۵، مهاجمان با استفاده از اطلاعات کاربری در شرکت C&M Software که موسسات کوچکتر را به سیستم پرداخت Pix برزیل متصل میکند، وجوهی را از حسابهای ذخیره بانک مرکزی متعلق به شش موسسه خارج کردند. در آگوست ۲۰۲۵ نیز، اطلاعات کاربری لو رفته متعلق به یک پیمانکار فناوری اطلاعات شرکت Sinqia مورد استفاده قرار گرفت تا در یک روز حدود ۷۱۰ میلیون رئال برزیل تراکنش غیرمجاز از بانک HSBC و شرکت Artta از طریق محیط Pix انجام شود.
وقتی تسویه تراکنش چند ثانیه طول میکشد، کنترلها باید «پیش از امضای تراکنش» عمل کنند، نه پس از تسویه آن. از دیدگاه ما، این یعنی سه چیز:
۱) سیاست امضایی که هیچ سیستم مهندسی یا لاگین پیمانکاری نتواند آن را تغییر دهد
۲) سقفهای ارزش به ازای هر کیف پول و هر ساعت که توسط سیستمی مستقل از سیستم ارسالکننده اعمال شوند
۳) پایشی که به موازات هر دوی اینها اجرا شود. پس از حادثه بنگلادش، «برنامه امنیت مشتریان سوئیفت» این قبیل کنترلها را برای تمامی اعضا اجباری کرد. زیرساخت امضا در دنیای داراییهای دیجیتال هنوز فاقد چنین استاندارد پایهای است.
زیانی که بیش از خود حادثه دوام میآورد
پیامدهای سرمایهای چنین رخدادی ماندگار خواهد بود. تحت رویکرد استاندارد کمیته بال برای ریسک عملیاتی، مولفه زیان معادل ۱۵ برابر میانگین زیان خالص سالانه یک بانک در طول ده سال است. این تکحادثه به صورت ناخالص حدود ۹.۵ میلیارد دلار به این شاخص اضافه میکرد؛ یا اگر فرض کنیم حدود ۲.۲۴ میلیارد دلار استیبل کوین منجمدشده در نهایت بازگردانده و به عنوان بازیابی (Recovery) محاسبه شود، این رقم حدود ۶.۲ میلیارد دلار خواهد بود. البته «منجمد شدن» به معنای «بازیابی شدن» نیست: تا زمانی که صادرکنندگان با حکم دادگاه توکنها را نسوزانند و مجدداً صادر نکنند، همان رقم ناخالص پابرجاست. چندین حوزه قضایی از جمله اتحادیه اروپا و بریتانیا، ضریب زیان داخلی را روی عدد یک تنظیم میکنند که اثر سرمایهای را حذف میکند، اما دادههای زیان، نظارت نهادهای رگولاتوری یا سابقه ده ساله را از بین نمیبرد.
اینکه چه مقدار از زیان قابل بازیابی است، به نوع دارایی سرقتشده بستگی دارد. داراییهای بومی مانند ETH و BTC صادرکننده ندارند، بنابراین سرقت تاییدشده آنها قطعی و نهایی است؛ استیبل کوینها را میتوان مسدود و پس از طی مراحل قانونی دوباره صادر کرد و اوراق بهادار توکنیزهشده نیز معمولاً توسط نهاد ثبتکننده قابل صدور مجدد هستند. بنابراین، سقف کیف پولهای گرم و برآوردهای زیان باید به تفکیک هر «طبقه دارایی» تعیین شوند، نه به عنوان یک نسبت کلی و واحد بین کیف پول گرم و سرد.
در صورت تفکیک بر اساس مسیر بازیابی، وضعیت زیان تا تاریخ ۲ نوامبر شکل مشخصی به خود میگیرد. هنوز هیچ مبلغی بازگردانده نشده و ارزشها بر اساس قیمتهای فعلی محاسبه شدهاند، بنابراین مجموع ردیفها با مبلغ سرقتشده در لحظه حادثه برابر نیست.
قدرت صادرکننده یک شمشیر دولبه است. تتر برای متوقف کردن تخلیهها، خود کیف پول Binance 14 را هم در لیست سیاه قرار داد؛ بنابراین قابلیتی که در یک حادثه از شرکت محافظت میکند، در حادثهای دیگر به ریسک عدم دسترسی (Availability risk) برای موجودی استیبل کوینهای خود شرکت تبدیل میشود.
سرعت عمل این کنترل نیز توسط سیاستی تعیین میشود که در مالکیت شرکت نیست و ممکن است تغییر کند. زمانی که پلتفرم دریفت (Drift) در ماه آوریل هک شد، سرکل تنها با حکم دادگاه یا دستور رسمی نهادهای قضایی اقدام به مسدودسازی USDC میکرد و در نتیجه حدود ۲۳۰ میلیون دلار USDC سرقتشده بدون مسدود شدن بین شبکهها جابهجا شد. در ۲۸ می، سرکل استثنایی را برای درخواستهای فوری نهادهای مجری قانون اضافه کرد و در ۲۹ اکتبر توانست ۸۲۳ میلیون USDC را با هماهنگی ضابطان قضایی مسدود کند. شش ماه زودتر، احتمالاً در سرقت مشابهی، آن حجم از USDC آزادانه جابهجا میشد.
جایگزین کردن داراییهای مشتریان توسط بایننس نیز «بازیابی» محسوب نمیشود؛ بلکه «پرداخت کردن زیان» است. بایننس میگوید از خزانه شرکت، بخشی از صندوق SAFU و بخشی از صندوق بیمه معاملات آتی خود استفاده کرده، بدون اینکه مشخص کند چه سهمی از هر کدام برداشت شده است. یک بانک بابت جذب زیان عملیاتی از محلی که برای ریسک نکول مشتقات کنار گذاشته شده، با سوالات نظارتی مستقیم مواجه میشد. علاوه بر این، زیان یک مرز مشخص دارد: حدود ۶۲۸ میلیون دلار لیکویید شدن موقعیتها در کل بازار در آن شب، زیان بازار سایر شرکتها بود، نه بخشی از این زیان عملیاتی.
سناریویی که هیئتمدیره باید پیشبینی میکرد
تحلیل سناریو جایی است که از یک بانک انتظار میرود چنین رخدادی را از قبل ببیند. سناریویی که در آن مسیر امضا آلوده میشود و بزرگی آن بر اساس ارزشی که یک مسیر پیش از برخورد به سقف محدودیت میتواند جابهجا کند سنجیده میشود، رقمی چند میلیارد دلاری را پیش روی هیئتمدیره قرار میداد. چنین رقمی، سقف کیف پولهای گرم را مدتها پیش از آنکه مهاجمی از راه برسد، به چالش میکشید.
یک ناظر همچنین به تابآوری عملیاتی (Operational resilience) نگاه میکند. برداشتهای مشتریان یک سرویس تجاری حیاتی است و از یک بانک انتظار میرود که آستانه تحمل اثر (Impact tolerance) را برای آن تعیین کرده و سناریوی آلوده شدن سیستم امضا را آزمایش کرده باشد. سوالات مستقیماً از همینجا شکل میگیرند: با چه سرعتی میتوان تمام مسیرهای امضا را متوقف کرد؟ چه کسی تصمیم میگیرد؟ و آیا این فرآیند تمرین شده است؟
الزامات گزارشدهی و حضانت
ساعتهای نظارتی همزمان شروع به تیکتاک میکنند. یک بانک آمریکایی موظف است حداکثر تا ۳۶ ساعت پس از احراز وقوع یک حادثه مهم، رگولاتور فدرال اصلی خود را مطلع کند (Federal Register). یک نهاد مالی در اتحادیه اروپا تحت قانون DORA باید گزارش اولیه را ظرف ۴ ساعت پس از طبقهبندی حادثه به عنوان بزرگ و حداکثر ۲۴ ساعت پس از مطلع شدن از آن ثبت کند، گزارش میانی را ظرف ۷۲ ساعت پس از اعلان اولیه ارائه دهد و گزارش نهایی را حداکثر یک ماه پس از آخرین گزارش میانی ارسال نماید.
در بخش حضانت، قانون MiCA مسئولیت حقوقی اضافه میکند. یک متولی در قبال داراییهای کریپتویی از دست رفته ناشی از حادثهای که به او قابل انتساب باشد، تا سقف ارزش بازار آنها در زمان فقدان، در برابر مشتریانش مسئول است. بنابراین، هر دلاری که در یک کیف پول گرم قرار دارد، دلاری است که شرکت ممکن است پس از نفوذ به سیستم امضا، به مشتریانش بدهکار شود و این زیان مستقیماً از منابع مالی خود شرکت کسر میگردد؛ کما اینکه بایننس بیش از ۶.۳۴ میلیارد دلار از پول شرکت را برای پوشش این حادثه کنار گذاشت. اندازه لایه کیف پولهای گرم باید در اشتهای ریسک (Risk appetite) شرکت تعریف شود و در برابر سرمایه و بیمه موجود برای جذب آن زیان سنجیده شود، نه اینکه صرفاً به تیمهای عملیات و امنیت واگذار گردد.
شاخصهایی که باید پایش شوند
شاخصهای بااهمیت از دو منبع میآیند: دادههای آنچین که هر شرکتی میتواند رصد کند، و دادههای داخلی که تنها خود شرکت در اختیار دارد. در این چارچوب، هر مرحله از حمله به شاخصهایی متصل میشود که مکمل پایشگرهای کیف پول که بالاتر ذکر شد هستند و مشخص میکند چه کسی قادر به دیدن آنهاست.
«تعداد نقض سیاستهای امضاکننده» در اینجا شاخص پیشرو (Leading indicator) محسوب میشود؛ سیگنالهای سطح کیف پول نیز در بخش قبلی پوشش داده شدند. شاخصهای KRI شبکه و دارایی، مقیاس و گستردگی حادثه را در همان ساعت اول تایید میکنند و دقیقاً همان چیزهایی هستند که یک طرف مقابل (Counterparty)، مشتری سرویس حضانتی یا ناظرِ فاقد دسترسی به سیستمهای داخلی بایننس میتواند ببیند. آستانههای هشدار نیز باید توسط هر شرکت و با آزمایش روی حوادث گذشته تنظیم شوند.
تیمهای ریسک اکنون چه باید بکنند؟
با «مسیر امضا» به عنوان دارایی اصلی که باید محافظت شود رفتار کنید. هر شرکتی که ارزش مالی را از طریق یک امضاکننده آنلاین جابهجا میکند، چه صرافی باشد، چه متولی، صادرکننده استیبل کوین یا بانکی که میز دارایی دیجیتال دارد، باید بتواند در فصل جاری به این پنج سوال پاسخ دهد:
امضاکننده سیستم چه نوع تراکنشهایی را رد خواهد کرد؟
یک مسیر امضا پیش از آنکه سقف محدودیت متوقفش کند، چه میزان ارزش را میتواند جابهجا کند؟
با چه سرعتی میتوان تمام مسیرها را متوقف کرد؟
اگر کدی روی یکی از آدرسهای خود شرکت ظاهر شود، چه کسی متوجه خواهد شد؟
آیا تکتک داراییهای تحت نگهداری (و نه فقط بزرگترین آنها) پایشگر خروج وجه (Outflow monitor) مختص به خود را دارند؟
برای شرکتهایی که به جای مدیریت یک صرافی یا سرویس حضانتی، در معرض ریسک آنها قرار دارند، همین سوالات باید در فرآیند ارزیابی دقیق (Due diligence) گنجانده شوند و شاخصهای آنچینِ ذکرشده، بخشی است که خودشان میتوانند مستقیماً رصد کنند. سرقت ۲۹ اکتبر دقایقی پیش از وقوع، روی بلاکچین قابل مشاهده بود؛ شکاف اصلی در چیزی بود که دیگران به آن نگاه میکردند.
در گزارش بعدی، به سراغ شرکتهایی میرویم که در سمت دیگر این سرقت قرار داشتند: طرفهای تجاری دارای موجودی در یک پلتفرم، دارندگان استیبل کوین، و بانکهایی که محصولات وامدهی را روی پروتکلهایی نظیر آوه (Aave) بنا میکنند. تمام آنها در آن شب به کنترلهایی تکیه کرده بودند که مالکشان نبودند.
منابع
سرقت بایننس: گزارش TRM Labs با عنوان «کره شمالی ۶.۳۶ میلیارد دلار از بایننس سرقت کرد»، ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶. تحلیل هک ۵.۵ میلیارد دلاری بایننس توسط Blockaid. گزارش Tech Insider با عنوان «بایننس ۹۰ درصد از خسارت هک ۶.۳ میلیارد دلاری را پوشش میدهد»، ۱ نوامبر ۲۰۲۶. رکوردهای تراکنش اتریوم: تخلیه اصلی از Binance 14 و دو انتقال USDC از Hot Wallet 34 شامل ۷۸۰ میلیون در ساعت ۲۰:۴۱ و ۴۳ میلیون در ساعت ۲۰:۵۹.
وضعیت بازیابی: گزارش Elliptic با عنوان «بزرگترین سرقت تاریخ: کره شمالی پشت پرده هک ۶.۴ میلیارد دلاری بایننس»، آخرین بهروزرسانی ۱ نوامبر ۲۰۲۶. بیانیه بایننس، «بهروزرسانی حادثه امنیتی شماره ۲»، ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶. بیانیه بایننس، «حادثه امنیتی | بهروزرسانی بازیابی شماره ۳: ۹۰ درصد داراییهای مسروقه جایگزین شد؛ ارائه اسنپشات اثبات ذخیره»، ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶. بیانیه بایننس، «حادثه امنیتی | بهروزرسانی بازیابی شماره ۵: اسنپشات اثبات ذخیره ۳۱ اکتبر اکنون با تولید اثبات ZK کاملاً توسط کاربران قابل راستیآزمایی است»، ۲ نوامبر ۲۰۲۶. گزارش Bitcoin.com News با عنوان «بایننس ۱۵.۷ میلیارد دلار از دست داد؛ اثبات ذخیره سهشنبه ارائه میشود»، ۲ نوامبر ۲۰۲۶. موقعیت آوه خواندهشده از قرارداد استخر Aave V3 در ۲ نوامبر ۲۰۲۶.
سیاست مسدودسازی استیبل کوین: گزارش CoinDesk با عنوان «مدیرعامل سرکل میگوید بدون حکم دادگاه USDC را مسدود نخواهد کرد»، ۱۳ آوریل ۲۰۲۶. گزارش American Banker با عنوان «سرقت ۶ میلیارد دلاری بایننس معمای مسدودسازی استیبل کوینها را برانگیخت»، اکتبر ۲۰۲۶.
حوادث پیشین: وزارت دادگستری ایالات متحده، «اعلام جرم علیه برنامهنویس تحت حمایت رژیم کره شمالی»، ۶ سپتامبر ۲۰۱۸. گزارش رویترز، «چگونه فدرال رزرو نیویورک در ماجرای سرقت بانک بنگلادش لغزش کرد»، ۲۱ جولای ۲۰۱۶. گزارش رویترز، «حمله سایبری به ارائهدهنده فناوری در برزیل حسابهای ذخیره برخی موسسات مالی را هدف قرار داد»، ۳ جولای ۲۰۲۵. فرم 8-K شرکت Evertec درباره حادثه Sinqia، سپتامبر ۲۰۲۵.
مقررات: نهادهای OCC، فدرال رزرو و FDIC، «الزامات اطلاعرسانی حوادث امنیت کامپیوتری برای سازمانهای بانکی»، Federal Register، ۲۳ نوامبر ۲۰۲۱. کمیسیون اروپا، مقررات تفویضی (EU) 2025/301 در مورد محتوا و محدودیتهای زمانی برای گزارش حوادث بزرگ مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، ماده ۵. نهاد ESMA، ماده ۷۵ قانون MiCA: حضانت و مدیریت داراییهای کریپتویی از طرف مشتریان، پاراگراف ۸.
دادهها: دادههای KRI و پایش اخبار منفی متریکا، ۲۷ تا ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶. زمانهای تراکنش، مبالغ انتقال و سطوح کارمزد تطبیق دادهشده با دادههای شبکه اصلی اتریوم.



























