• تتر:
    192,261.46 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.55%
  • دامیننس اتریوم:
    11.39%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:102 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
102 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.55%
نرخ تتر
192,261.46 تومان

آخرین مطالب

بیت کوین از یک پول شورشی تا دارایی وال‌استریت؛ آیا این گرگ رام شده است؟

علی ابراهیمی
03 مهر 1405 - 20:00
اگر کسی در سال‌های ابتدایی ظهور بیت کوین می‌گفت روزی بزرگ‌ترین شرکت‌های مدیریت دارایی جهان آن را به مشتریان خود پیشنهاد می‌کنند، احتمالاً کمتر کسی حرفش را جدی می‌گرفت. بیت کوین قرار بود پولی خارج از کنترل دولت‌ها و بانک‌ها باشد؛ دارایی‌ای که بدون نیاز به بانک و واسطه می‌توان آن را منتقل کرد. اما امروز داستان کاملاً متفاوت است. برنستین، یکی از موسسات شناخته‌شده وال‌استریت، پیش‌بینی کرده است قیمت بیت کوین تا میانه سال ۲۰۲۷ به ۱۵۰ هزار دلار برسد. از طرف دیگر، بلک‌راک در گزارش‌های خود تخصیص ۱ تا ۲ درصدی از پرتفوی به بیت کوین را برای سرمایه‌گذاران دارای ریسک‌پذیری مناسب مطرح کرده است. این اتفاق از یک نظر پیروزی بزرگی برای بیت کوین است. دارایی‌ای که زمانی «پول اینترنتی» و پروژه‌ای حاشیه‌ای تلقی می‌شد، حالا در سبد سرمایه‌گذاری مؤسسات بزرگ جا گرفته است. اما یک سوال مهم‌تر وجود دارد: آیا بیت کوین با ورود وال‌استریت همان چیزی باقی مانده که برایش ساخته شده بود؟ بیت کوین قرار بود چه چیزی باشد؟ برای فهمیدن اینکه چه چیزی تغییر کرده، باید به سال‌هایی برگردیم که هنوز خبری از بیت کوین نبود. در سال ۱۹۹۳، اریک هیوز (Eric Hughes) «مانیفست سایفرپانک‌ها» را منتشر کرد؛ متنی که یکی از ایده‌های اصلی جنبش سایفرپانک را توضیح می‌داد: حفظ حریم خصوصی در عصر دیجیتال و ساخت ابزارهایی که افراد بتوانند بدون نیاز به اجازه دیگران با یکدیگر تعامل کنند. ایده اصلی ساده بود: اگر پول در دنیای واقعی می‌تواند بدون ثبت هویت و اجازه بانک از فردی به فرد دیگر منتقل شود، چرا پول اینترنتی نباید چنین قابلیتی داشته باشد؟ پانزده سال بعد، در سال ۲۰۰۸، ساتوشی ناکاموتو بیت کوین را معرفی کرد. در اولین بلاک شبکه نیز جمله‌ای از تیتر روزنامه تایمز ثبت شد: «Chancellor on brink of second bailout for banks» این تیتر به بحران مالی ۲۰۰۸ و کمک‌های دولتی به بانک‌ها اشاره داشت و از همان ابتدا نشان می‌داد بیت کوین قرار است چه مشکلی را هدف بگیرد: وابستگی پول به نظام بانکی و دولت‌ها. بیت کوین قرار بود نوعی پول دیجیتال بدون مرکز کنترل باشد؛ دارایی‌ای که کسی نتواند به‌سادگی جلوی انتقال آن را بگیرد یا عرضه‌اش را بنا بر تصمیم یک نهاد افزایش دهد. اما امروز چطور بیت کوین می‌خریم؟ حالا بیایید مسیر خرید بیت کوین را برای یک کاربر معمولی تصور کنیم. اپلیکیشن یک صرافی متمرکز را باز می‌کنید. نام و مشخصات هویتی خود را وارد می‌کنید، مدارک شناسایی می‌فرستید و در بسیاری از موارد مراحل احراز هویت را پشت سر می‌گذارید. سپس حساب بانکی یا روش پرداخت خود را متصل می‌کنید و بیت کوین می‌خرید. این تجربه بسیار ساده‌تر و امن‌تر از سال‌های ابتدایی بازار است؛ اما یک تفاوت مهم دارد: تقریباً همه‌چیز با هویت واقعی شما گره خورده است. حالا نسخه وال‌استریت را تصور کنید. به‌جای خرید مستقیم بیت کوین، سهم یک صندوق قابل معامله در بورس را می‌خرید. در این حالت حتی خودتان مالک مستقیم کوین نیستید؛ یک متولی نهادی بیت کوین را نگهداری می‌کند و شما مالک سهمی از صندوق هستید. برای سرمایه‌گذار سنتی، این اتفاق مزیت بزرگی است. دیگر نیازی به کیف پول، کلید خصوصی یا مدیریت مستقیم دارایی دیجیتال ندارد. اما از نگاه ایده اولیه بیت کوین، اتفاق دیگری رخ داده است. پولی که قرار بود واسطه‌ها را حذف کند، حالا از طریق بزرگ‌ترین واسطه‌های مالی جهان به میلیون‌ها نفر فروخته می‌شود. چرا وال‌استریت بالاخره بیت کوین را پذیرفت؟ اینجا دقیقاً همان جایی است که دیدگاه برنستین و بلک‌راک اهمیت پیدا می‌کند. برنستین در تحلیل خود می‌گوید یکی از محرک‌های اصلی بیت کوین می‌تواند چیزی باشد که آن را «معامله کاهش ارزش پول» یا Debasement Trade می‌نامد. منطق این دیدگاه این است که بدهی دولت‌ها افزایش یافته و فشار هزینه‌های بهره و کسری بودجه بیشتر شده است؛ در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران ممکن است به دارایی‌های کمیاب مانند طلا و بیت کوین روی بیاورند. برنستین بر همین اساس، هدف ۱۵۰ هزار دلاری برای بیت کوین تا میانه ۲۰۲۷ و حدود ۳۰۰ هزار دلار در اوج چرخه بعدی در ۲۰۲۹ را مطرح کرده است. این نگاه با روایت اولیه بیت کوین تفاوت ظریفی دارد. بیت کوین دیگر فقط به‌عنوان ابزاری برای فرار از سیستم پولی موجود معرفی نمی‌شود؛ بلکه به‌عنوان یک دارایی کمیاب برای محافظت از سرمایه در برابر کاهش ارزش پول‌های فیات دیده می‌شود. این تفاوت شاید در ظاهر کوچک باشد، اما از نظر جایگاه بیت کوین در بازار بسیار مهم است. بلک‌راک بیت کوین را چطور می‌بیند؟ بلک‌راک نیز در گزارش رسمی خود بیت کوین را بیشتر از زاویه مدیریت پرتفوی بررسی می‌کند. این شرکت در تحلیل خود می‌گوید تخصیص حدود ۱ تا ۲ درصد از یک پرتفولیوی چنددارایی به بیت کوین می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که ریسک آن را می‌پذیرند، قابل بررسی باشد. بلک‌راک همچنین تأکید می‌کند که نوسان شدید بیت کوین باعث می‌شود تخصیص‌های بزرگ‌تر بتوانند ریسک کل پرتفوی را به شکل قابل‌توجهی افزایش دهند. به عبارت ساده، بیت کوین در این نگاه دیگر یک «انقلاب مالی» نیست؛ یک جزء کوچک اما پرریسک از سبد سرمایه‌گذاری است. همین موضوع شاید یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های تغییر جایگاه بیت کوین باشد. دارایی‌ای که زمانی قرار بود ساختار مالی موجود را دور بزند، حالا در کنار سهام شرکت‌های فناوری، اوراق قرضه و طلا در مدل‌های تخصیص دارایی قرار می‌گیرد. تناقض بزرگ بیت کوین: دارایی شفاف به‌جای پول خصوصی اما شاید مهم‌ترین نکته این داستان، چیزی باشد که کمتر درباره آن صحبت می‌شود. بیت کوین برخلاف تصور عمومی، یک شبکه کاملاً خصوصی نیست. تراکنش‌های آن روی یک دفتر کل عمومی ثبت می‌شوند و هر فردی می‌تواند سوابق تراکنش‌های یک آدرس را مشاهده کند. البته آدرس به‌طور مستقیم نام واقعی فرد را نشان نمی‌دهد، اما شرکت‌های تحلیل بلاکچین می‌توانند در برخی موارد آدرس‌ها را به هویت‌های واقعی مرتبط کنند. در مقابل، پروژه‌هایی مانند مونرو از ابتدا با تمرکز بسیار بیشتری بر حریم خصوصی طراحی شده‌اند. و اینجا یک تضاد جالب شکل می‌گیرد: بیت کوین، که تراکنش‌هایش شفاف‌تر است، به محصولی محبوب برای موسسات مالی تبدیل شده؛ در حالی که ارزهای دیجیتال حریم خصوصی‌محور با محدودیت‌های بیشتری در صرافی‌های بزرگ مواجه شده‌اند. برای مثال، کراکن در سال ۲۰۲۴ معاملات مونرو را برای کاربران منطقه اقتصادی اروپا متوقف کرد و دلیل آن را الزامات و تغییرات مقرراتی عنوان کرد. البته این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که بازار عمداً بیت کوین را به دلیل قابلیت نظارت‌پذیری آن انتخاب کرده است. اما یک واقعیت قابل‌توجه را نشان می‌دهد: ساختاری که موسسات مالی بتوانند با آن کار کنند، برای پذیرش گسترده اهمیت زیادی دارد. بیت کوین حالا بیشتر شبیه یک دارایی کلان است تغییر دیگری هم رخ داده است. رفتار بیت کوین بیش از گذشته به شرایط اقتصاد کلان و جریان سرمایه وابسته شده است. وقتی سرمایه‌گذاران از دارایی‌های پرریسک خارج می‌شوند، بیت کوین نیز می‌تواند تحت فشار قرار بگیرد. وقتی نقدینگی افزایش پیدا می‌کند یا سرمایه به دارایی‌های ریسکی برمی‌گردد، بیت کوین نیز می‌تواند از این جریان سود ببرد. بلک‌راک نیز در گزارش خود به همین دوگانگی اشاره می‌کند: بیت کوین در برخی دوره‌ها همراه با دارایی‌های پرریسک حرکت می‌کند و در برخی شرایط می‌تواند ویژگی‌های یک دارایی پوشش‌دهنده ریسک را نشان دهد. در نتیجه، بیت کوینی که قرار بود تا حد زیادی از سیستم مالی سنتی مستقل باشد، امروز خودش به یکی از دارایی‌هایی تبدیل شده که فعالان بازار با نگاه به نرخ بهره، نقدینگی، تورم، سیاست پولی و جریان سرمایه آن را تحلیل می‌کنند. این لزوماً به معنای شکست بیت کوین نیست. اما نشان می‌دهد این دارایی تا چه اندازه از یک پروژه حاشیه‌ای به بخشی از بازار مالی جهانی تبدیل شده است. حتی داخل خود بیت کوین هم اختلاف بر سر «ماهیت شبکه» ادامه دارد این تغییر فقط بیرون از شبکه اتفاق نیفتاده است. داخل جامعه بیت کوین نیز بر سر اینکه این شبکه دقیقاً باید چه چیزی باشد، اختلاف نظر وجود دارد. یکی از نمونه‌های مهم، اختلاف بر سر استفاده از فضای بلاک برای داده‌های غیرمالی و تغییر سیاست بیت کوین کور (Bitcoin Core) درباره OP_RETURN بود. در سال ۲۰۲۵، نسخه ۳۰ بیت کوین کور محدودیت پیشین OP_RETURN را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داد و همین مسئله به اختلاف میان طرفداران Bitcoin Core و Bitcoin Knots دامن زد. طرفداران رویکرد محافظه‌کارانه‌تر معتقدند فضای بلاک باید عمدتاً برای تراکنش‌های مالی مورد استفاده قرار گیرد؛ در مقابل، گروه دیگری معتقدند اگر کاربران حاضر باشند کارمزد پرداخت کنند، استفاده‌های دیگر نیز نباید به‌سادگی محدود شود. این اختلاف یک سوال بنیادی را دوباره مطرح کرده است: بیت کوین دقیقاً برای چه ساخته شده؟ پول؟ ذخیره ارزش؟ لایه تسویه؟ زیرساخت داده؟ یا بستری که کاربران باید بتوانند هر کاری را که حاضرند برایش کارمزد بدهند، روی آن انجام دهند؟ ورود سرمایه‌گذاران بزرگ این سوال را از بین نبرده؛ فقط باعث شده افراد بیشتری بدون آنکه درگیر این بحث‌ها باشند، روی قیمت بیت کوین سرمایه‌گذاری کنند. آیا رام شدن بیت کوین الزاماً چیز بدی است؟ اینجا باید نیمه دیگر ماجرا را هم دید. ورود وال‌استریت لزوماً به معنای نابودی ایده بیت کوین نیست. اتفاقاً همین پذیرش باعث شده میلیون‌ها سرمایه‌گذار بتوانند بسیار ساده‌تر به این دارایی دسترسی پیدا کنند. سرمایه‌گذاری که نمی‌خواهد کلید خصوصی مدیریت کند یا نگران نگهداری کیف پول باشد، اکنون می‌تواند از طریق یک محصول مالی قانون‌مند از نوسانات قیمت بیت کوین بهره ببرد. صندوق‌های قابل معامله نیز مسیر ورود سرمایه‌های بزرگ نهادی را هموار کرده‌اند. از طرف دیگر، پذیرش نهادی لزوماً مانع خودحضانتی نیست. کسی که بخواهد می‌تواند بیت کوین خود را از صرافی خارج کند، کلیدهای خصوصی را خودش نگه دارد و بدون نیاز به یک متولی دارایی را مدیریت کند. بنابراین شاید اتفاقی که افتاده، بیشتر از آنکه «مرگ ایده اولیه بیت کوین» باشد، تغییر مسیر آن از یک ابزار حاشیه‌ای به یک دارایی عمومی و قابل‌دسترسی برای طیف وسیع‌تری از سرمایه‌گذاران باشد. سوال اصلی این نیست که بیت کوین رام شده یا نه بلکه سوال این است که کدام نسخه از بیت کوین را در اختیار دارید. گرگ یا سگ؟ شاید هر دو تصویر «گرگ و سگ» در نهایت استعاره جالبی برای مسیر بیت کوین است. گرگ همان بیت کوین اولیه بود: مستقل، سخت‌گیر، بی‌مجوز و خارج از ساختار مالی سنتی. سگ، نسخه‌ای است که امروز وال‌استریت می‌شناسد: قابل‌قانون‌گذاری، قابل‌نگهداری توسط متولیان بزرگ، قابل‌عرضه در قالب ETF و قابل‌اندازه‌گیری در مدل‌های مدیریت ریسک. اما شاید بیت کوین همزمان هر دو باشد. یک سرمایه‌گذار می‌تواند سهمی از یک صندوق بیت کوین را بخرد و هرگز با کلید خصوصی سروکار نداشته باشد. سرمایه‌گذار دیگری می‌تواند بیت کوین را مستقیماً خریداری کند، آن را از صرافی خارج کند و خودش مسئول نگهداری آن باشد. تکنولوژی همان است؛ اما تجربه و معنای آن برای این دو نفر کاملاً متفاوت خواهد بود. پنج سوال برای فهمیدن اینکه یک «انقلاب» چقدر هنوز انقلابی است شاید مهم‌ترین درس این داستان اصلاً درباره بیت کوین نباشد. هر وقت یک پروژه، محصول یا فناوری خودش را به‌عنوان راهی برای فرار از سیستم موجود معرفی کرد، می‌توان چند سوال ساده پرسید: اول: برای استفاده از آن به اجازه چه کسی نیاز دارید؟ دوم: برای اینکه محصول برای عموم قابل‌قبول شود، چه ویژگی‌ای از نسخه اولیه آن حذف شده است؟ سوم: چه کسی امروز بیشترین سود را از رشد آن می‌برد؟ چهارم: آیا محصول هنوز همان وعده اولیه را انجام می‌دهد یا فقط ارزش اقتصادی آن وعده را به شما می‌فروشد؟ پنجم: اگر این پروژه کاملاً موفق شود، چه کسی در نهایت قدرت بیشتری پیدا می‌کند؟ پاسخ این پنج سوال درباره بیت کوین می‌تواند برای هر فناوری دیگری هم جالب باشد؛ از بانک‌های دیجیتال و استیبل‌کوین‌ها گرفته تا هوش مصنوعی که امروزه تب و تاب زیادی دارد. داستان بیت کوین هنوز تمام نشده است برنستین بیت کوین را تا میانه ۲۰۲۷ در سناریوی پایه ۱۵۰ هزار دلار می‌بیند و بلک‌راک نیز همچنان درباره تخصیص محدود آن در یک پرتفوی متنوع صحبت می‌کند. اینها نشان می‌دهد بیت کوین دیگر یک دارایی حاشیه‌ای در بازارهای مالی نیست. اما قیمت ۱۵۰ هزار دلار یا حتی اعداد بالاتر، تمام داستان نیست. بیت کوین زمانی با وعده ساختن پولی متولد شد که به بانک، دولت یا واسطه مرکزی وابسته نباشد. امروز همان دارایی در قلب بزرگ‌ترین موسسات مالی جهان قرار گرفته است. این را می‌توان پیروزی بیت کوین دانست؛ بالاخره سیستمی که قرار بود آن را نادیده بگیرد، حالا برایش محصول سرمایه‌گذاری ساخته است. اما می‌توان از زاویه دیگری هم نگاه کرد: بیت کوین برای اینکه وارد سیستم مالی شود، بخشی از ویژگی‌هایی را که آن را از همان سیستم متمایز می‌کرد، کنار گذاشته است. شاید پاسخ واقعی جایی بین این دو روایت باشد. بیت کوین نه همان گرگ سال ۲۰۰۹ است و نه کاملاً به یک سگ خانگی تبدیل شده است. امروز هر دو نسخه آن وجود دارند: یکی روی صفحه معاملاتی وال‌استریت، دیگری در کیف پول کسی که کلیدهایش را خودش نگه می‌دارد. و شاید مهم‌ترین سوال برای هر سرمایه‌گذار این نباشد که «بیت کوین تا کجا می‌رود؟». بلکه این باشد که «من دقیقاً چه چیزی از بیت کوین را خریده‌ام؟» در این مطلب که از مقاله‌ای در وب‌سایت مدیوم تهیه شده بود، سعی کردیم تا با نگاهی انتقادی وضعیت فعلی بیت کوین را زیر ذره‌بین ببریم. نظر شما چیست؟ آیا ورود وال‌استریت به بازار بیت کوین آرمان‌های بنیادین این پروژه را از بین برده است؟

فرمول محاسبه قیمت طلا؛ طلا را گران نخرید و ارزان نفروشید!

علی ابراهیمی
03 مهر 1405 - 16:00
وقتی وارد طلافروشی می‌شوید، ممکن است یک قطعه طلا را روی ترازو بگذارند، چند عدد را در ماشین‌حساب وارد کنند و چند ثانیه بعد یک قیمت نهایی به شما بگویند. اما از کجا بدانیم این عدد درست است؟ اگر ندانیم فرمول محاسبه قیمت طلا چیست، تشخیص اینکه بابت یک انگشتر یا دستبند چقدر پول طلا می‌دهیم و چقدر اجرت، سود و مالیات پرداخت می‌کنیم، چندان ساده نیست. خبر خوب این است که محاسبه قیمت طلا آن‌قدرها هم پیچیده نیست. کافی است قیمت روز هر گرم طلای ۱۸ عیار، وزن قطعه، اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات را بشناسید. در این مطلب با مثالی واقعی قدم‌به‌قدم حساب می‌کنیم که قیمت یک قطعه طلا چطور به دست می‌آید و در زمان فروش طلا هم چطور می‌توانیم ارزش تقریبی آن را محاسبه کنیم. فرمول محاسبه قیمت طلا چیست؟ قیمت نهایی طلای ساخته‌شده از چند بخش تشکیل می‌شود: ارزش طلای خام + اجرت ساخت + سود فروشنده + مالیات بر ارزش افزوده بنابراین ابتدا باید ارزش خود طلا را محاسبه کنیم. در ایران هنگام خرید طلا از طلا فروشی ارزش پایه طلا بر اساس گرم طلای ۱۸ عیار به دست می‌آید. به این ترتیب ارزش پایه طلا را می‌توان از ضرب وزن در قیمت روز هر گرم طلای ۱۸ عیار محاسبه کرد. بعد اجرت ساخت و سود فروشنده به آن اضافه می‌شود. در نهایت، مالیات بر ارزش افزوده روی اجرت، سود و حق‌العمل محاسبه می‌شود؛ نه روی اصل طلا. طبق قانون بودجه سال ۱۴۰۵، نرخ این مالیات ۱۰ درصد است و اصل طلا، جواهر و پلاتین به‌کاررفته در مصنوعات از مالیات و عوارض ارزش افزوده معاف است. پس برای یک قطعه طلای نو، می‌توان فرمول را به‌صورت ساده این‌طور نوشت: قیمت نهایی = قیمت پایه + اجر‎‎ت + سود فروشنده + ۱۰٪ مالیاتِ اجرت و سود البته نحوه محاسبه اجرت می‌تواند از یک قطعه تا قطعه دیگر متفاوت باشد؛ مثلاً اجرت ممکن است به‌صورت درصدی، مبلغ ثابت به ازای هر گرم یا ترکیبی از این دو تعیین شود. یک مثال ساده برای محاسبه قیمت طلای نو با توجه به قیمت روز ۲ مهر، هر گرم طلای ۱۸ عیار ۷۵۰ حدود ۲۴ میلیون و ۱۲۵ هزار تومان قیمت داشته است. حالا فرض کنید می‌خواهیم یک انگشتر طلای نو با وزن ۵ گرم بخریم و اجرت ساخت آن ۱۰ درصد باشد. برای ساده‌تر شدن محاسبه، سود فروشنده را نیز ۷ درصد در نظر می‌گیریم. ابتدا ارزش خود طلا را حساب می‌کنیم: ۵ × ۲۴,۱۲۵,۰۰۰ = ۱۲۰,۶۲۵,۰۰۰ تومان یعنی ارزش خام طلای به‌کاررفته در انگشتر حدود ۱۲۰ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است. حالا اجرت ساخت را اضافه می‌کنیم. اگر اجرت ۱۰ درصد باشد: ۱۲۰,۶۲۵,۰۰۰ × ۱۰٪ = ۱۲,۰۶۲,۵۰۰ تومان در این مرحله ارزش طلا به همراه اجرت به حدود ۱۳۲ میلیون و ۶۸۷ هزار تومان می‌رسد. برای محاسبه سود فروشنده، در این مثال سود ۷ درصد را روی مجموع ارزش طلا و اجرت در نظر می‌گیریم: ۱۳۲,۶۸۷,۵۰۰ × ۷٪ = ۹,۲۸۸,۱۲۵ تومان بنابراین قبل از مالیات، مبلغ فاکتور به حدود ۱۴۱ میلیون و ۹۷۵ هزار تومان می‌رسد. حالا نوبت مالیات است. مالیات ۱۰ درصدی در اینجا روی اصل طلا اعمال نمی‌شود و مبنای آن اجرت ساخت و سود فروشنده است: (۱۲,۰۶۲,۵۰۰ + ۹,۲۸۸,۱۲۵) × ۱۰٪ = ۲,۱۳۵,۰۶۳ تومان در نتیجه، قیمت نهایی این انگشتر حدود ۱۴۴ میلیون و ۱۱۰ هزار تومان خواهد بود. این مثال نشان می‌دهد چرا اختلاف قیمت یک قطعه طلای ۵ گرمی با ارزش خام حدود ۱۲۰ میلیون تومان می‌تواند به بیش از ۱۴۴ میلیون تومان برسد و همانطور که دیدیم بخش قابل‌توجهی از این اختلاف مربوط به اجرت ساخت و سود فروشنده است، نه خود طلا. اجرت ساخت طلا چگونه محاسبه می‌شود؟ یکی از مهم‌ترین عواملی که قیمت دو قطعه طلای هم‌وزن را متفاوت می‌کند، اجرت ساخت است. برای مثال، ممکن است دو انگشتر هر دو ۵ گرم وزن داشته باشند، اما یکی به دلیل طراحی ساده اجرت پایینی داشته باشد و دیگری به دلیل طراحی پیچیده، تراش‌ها و جزئیات بیشتر با اجرت بالاتری فروخته شود. اجرت ساخت معمولاً به یکی از این شکل‌ها تعیین می‌شود: درصدی: مثلاً ۱۰ درصد از ارزش طلا مبلغ مشخص به ازای هر گرم: مثلاً مبلغی ثابت برای هر گرم ترکیبی: بخشی از اجرت به‌صورت درصدی و بخشی به‌صورت مبلغ ثابت محاسبه می‌شود به همین دلیل، صرفاً دانستن وزن طلا برای محاسبه قیمت نهایی کافی نیست. هنگام خرید طلای نو، بهتر است از فروشنده بپرسید اجرت ساخت دقیقاً چقدر است و با چه روشی محاسبه شده است. سود فروشنده طلا چطور محاسبه می‌شود؟ بعد از محاسبه ارزش طلا و اجرت، سود فروشنده نیز به فاکتور اضافه می‌شود. در محاسبات رایج بازار، ۷ درصد عددی متداول برای سود فروشنده است، اما مهم این است که مبلغ و مبنای محاسبه آن در فاکتور مشخص باشد. مثلاً در همان مثال قبلی، اگر ارزش طلا و اجرت در مجموع حدود ۱۳۲.۷ میلیون تومان باشد، سود ۷ درصدی حدود ۹.۳ میلیون تومان خواهد شد. بنابراین اگر فروشنده فقط بگوید «قیمت نهایی این انگشتر ۱۴۴ میلیون تومان است»، شما از روی قیمت نهایی نمی‌توانید بفهمید چه مقدار بابت خود طلا، چه مقدار بابت اجرت و چه مقدار بابت سود و مالیات پرداخت کرده‌اید. فاکتور دقیق باید این اجزا را از هم تفکیک کند. توصیه می‌کنیم مقاله «رازهای فاکتور طلا؛ چطور فاکتور را بخوانیم تا سرمایه‌مان به باد نرود؟» را حتما بخوانید. مالیات طلا دقیقاً به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم ۱۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده روی کل مبلغ طلا اعمال می‌شود. در حالی که طبق مقررات فعلی، اصل طلا از مالیات و عوارض ارزش افزوده معاف است و مالیات ۱۰ درصدی به اجرت ساخت، سود و حق‌العمل تعلق می‌گیرد. برای همین، در مثال ۵ گرمی بالا، نمی‌توانستیم ۱۰ درصد کل ۱۴۲ میلیون تومان را به‌عنوان مالیات حساب کنیم. مبنای مالیات، بخش مربوط به اجرت و سود بود. این تفاوت در قیمت‌های فعلی طلا اهمیت زیادی دارد؛ چون در شرایطی که قیمت هر گرم طلا به حدود ۲۴ میلیون تومان رسیده و هر ثانیه رو به افزایش است، اعمال اشتباه ۱۰ درصد مالیات روی کل ارزش طلا می‌تواند مبلغ قابل‌توجهی به قیمت نهایی اضافه کند. قیمت طلای دست دوم چگونه محاسبه می‌شود؟ طلای دست دوم داستان متفاوتی دارد. مهم‌ترین تفاوت این است که برای خرید یک قطعه دست دوم، دیگر قرار نیست هزینه ساخت همان قطعه را یک بار دیگر به سازنده پرداخت کنید؛ بنابراین اجرت ساخت جدید معمولاً ندارد. فرض کنید یک دستبند دست دوم ۵ گرم وزن داشته باشد و قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز ۲۴ میلیون و ۱۲۵ هزار تومان باشد. ارزش پایه طلا تقریباً برابر است با: ۵ × ۲۴,۱۲۵,۰۰۰ = ۱۲۰,۶۲۵,۰۰۰ تومان در اینجا برخلاف طلای نو، اجرت ساخت جدیدی به این مبلغ اضافه نمی‌شود. البته قیمت نهایی معامله می‌تواند بر اساس سود فروشنده، حق‌العمل و شرایط معامله متفاوت باشد و باید جزئیات آن را در فاکتور بررسی کرد. هنگام فروش طلا چطور قیمت آن را حساب کنیم؟ محاسبه قیمت طلا هنگام فروش با خرید آن متفاوت است. وقتی طلای نو می‌خریم، اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات هم به قیمت طلا اضافه می‌شوند؛ اما هنگام فروش، این هزینه‌ها معمولاً به ما برنمی‌گردند و طلافروش ارزش طلای موجود در قطعه را محاسبه می‌کند. نکته مهم این است که طلافروش ممکن است طلای مستعمل را با عیار پایین‌تری از طلای ۱۸ عیار (۷۵۰)، مثلاً ۷۳۵ یا ۷۴۰، محاسبه کند. بنابراین قیمت خرید هر گرم طلا هنگام فروش می‌تواند با قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار روی تابلو متفاوت باشد. نکته مهم: هنگام خرید طلای نو، طلا فروش ارزش قطعه را بر اساس طلای ۱۸ عیار (۷۵۰) حساب می‌کند اما هنگامی که قصد فروش دارید، ارزش آن بر اساس طلایی با عیار پایین‌تر (۷۳۵ یا ۷۴۰) محاسبه می‌شود. برای مثال، اگر قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار ۷۵۰ حدود ۲۴ میلیون و ۱۲۵ هزار تومان باشد و طلافروش طلای شما را با عیار ۷۳۵ محاسبه کند، فرمول به این شکل خواهد بود: ۲۴,۱۲۵,۰۰۰ × ۷۳۵ ÷ ۷۵۰ = حدود ۲۳,۶۴۳,۰۰۰ تومان یعنی در این حالت، قیمت مبنای هر گرم طلای شما حدود ۲۳ میلیون و ۶۴۳ هزار تومان خواهد بود. اگر قطعه ۵ گرم طلای خالص داشته باشد، ارزش آن حدود ۵ × ۲۳,۶۴۳,۰۰۰ = ۱۱۸,۲۱۵,۰۰۰ تومان خواهد بود. البته در بازار ممکن است طلافروش از عیار ۷۴۰ نیز برای خرید طلای دست دوم از شما استفاده کند. در این حالت قیمت هر گرم برابر است با: ۲۴,۱۲۵,۰۰۰ × ۷۴۰ ÷ ۷۵۰ = حدود ۲۳,۸۰۳,۰۰۰ تومان ضمنا اگر قطعه طلا دارای سنگ، مروارید، نگین یا بخش‌های غیرطلایی باشد، وزن آن‌ها از وزن کل قطعه جدا می‌شود و فقط وزن خالص طلای قابل محاسبه مبنای قیمت قرار می‌گیرد. مثلاً اگر یک انگشتر روی ترازو ۵ گرم باشد، اما ۰.۴ گرم آن مربوط به سنگ و سایر بخش‌های غیرطلایی باشد، وزن طلای قابل محاسبه ۴.۶ گرم خواهد بود. بنابراین نمی‌توانیم وزن کامل ۵ گرم را در قیمت هر گرم طلا ضرب کنیم. چطور بفهمیم طلا را گران نخریده‌ایم؟ لازم نیست در طلافروشی ماشین‌حساب حرفه‌ای داشته باشید. کافی است چند عدد اصلی را از فروشنده بپرسید: وزن طلا، قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار، اجرت ساخت، درصد سود و مبلغ مالیات. بعد ارزش پایه طلا را با ضرب وزن در قیمت روز به دست بیاورید و بررسی کنید اجرت و سود چگونه روی آن اعمال شده‌اند. برای مثال، اگر یک قطعه ۵ گرم وزن داشته باشد و قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار ۲۴ میلیون و ۱۲۵ هزار تومان باشد، ارزش خام آن حدود ۱۲۰.۶ میلیون تومان است. اگر فروشنده برای همان قطعه قیمت بسیار بالاتری اعلام کند، باید بتوانید دلیل این اختلاف را در اجرت، سود و مالیات پیدا کنید. فاکتور را هم جدی بگیرید. فاکتور معتبر باید مشخص کند چه مقدار طلا خریده‌اید و اجرت، سود و مالیات آن چگونه محاسبه شده است. اگر این موارد شفاف نباشند، مقایسه قیمت یک طلافروشی با طلافروشی دیگر هم دشوار می‌شود. سخن نهایی قیمت طلا فقط همان عددی نیست که روی تابلوی طلافروشی می‌بینید. وقتی یک زیورآلات می‌خرید، بخشی از پول شما بابت خود طلا، بخشی بابت اجرت ساخت، بخشی بابت سود فروشنده و مالیات پرداخت می‌شود. هنگام فروش هم معمولاً اجرتی که قبلاً پرداخت کرده‌اید، به ارزش طلای شما برنمی‌گردد. بنابراین اگر می‌خواهید طلا را گران نخرید و ارزان نفروشید، لازم نیست حسابدار باشید. کافی است وزن، نرخ روز، اجرت، سود و مالیات را از هم تفکیک کنید و فرمول ساده قیمت‌گذاری را بدانید. با همین چند محاسبه ساده، دفعه بعد که طلافروش عدد نهایی را اعلام کرد، می‌توانید خودتان هم ماشین‌حساب را بردارید و ببینید این عدد چطور به دست آمده است.

چرا قیمت بیت کوین به تورم آمریکا واکنش نشان می‌دهد؟

علی ابراهیمی
03 مهر 1405 - 11:59
شاید برایتان پیش آمده باشد که قیمت بیت کوین در یک روز آرام، ناگهان چند درصد بالا یا پایین برود؛ بدون اینکه خبر مهمی درباره خود بیت کوین منتشر شده باشد. چند دقیقه بعد متوجه می‌شوید که در آمریکا داده‌های تورم منتشر شده است. اما چرا باید گزارشی درباره قیمت کالاها و خدمات در آمریکا بتواند بازار بیت کوین را تکان دهد؟ پاسخ را باید در یک زنجیره اقتصادی پیدا کرد: تورم آمریکا روی انتظارات از سیاست پولی فدرال رزرو اثر می‌گذارد؛ سیاست پولی روی نرخ بهره و شرایط نقدینگی اثر دارد و این تغییرات می‌تواند رفتار سرمایه‌گذاران در دارایی‌های پرریسک مانند بیت کوین را تغییر دهد. به همین دلیل، معامله‌گران کریپتو در زمان انتشار داده‌هایی مانند CPI و PPI با دقت زیادی بازار را زیر نظر می‌گیرند. در این مقاله از میهن بلاکچین قرار نیست تکرار مکررات کنیم و بگوییم CPI یا PPI چیست؛ تمرکز اصلی ما این است که ببینیم چطور یک عدد مربوط به تورم آمریکا، قدم‌به‌قدم به بازار بیت کوین می‌رسد و چرا گاهی واکنش قیمت می‌تواند تنها چند ثانیه بعد از انتشار داده آغاز شود. تورم آمریکا چه ربطی به بیت کوین دارد؟ برای شروع، کافی است بدانیم CPI و PPI دو شاخص مهم برای سنجش فشارهای قیمتی در اقتصاد آمریکا هستند. CPI بیشتر تغییر قیمت کالاها و خدمات از دید مصرف‌کننده را نشان می‌دهد و PPI تغییر قیمت‌ها در سطح تولیدکنندگان و کسب‌وکارها را اندازه‌گیری می‌کند. معامله‌گران علاوه بر اعداد اصلی، معمولاً نسخه‌های هسته (Core) این شاخص‌ها و فاصله داده واقعی با پیش‌بینی بازار را نیز بررسی می‌کنند. اما اهمیت این شاخص‌ها برای بیت کوین از خود تورم شروع نمی‌شود؛ بلکه از اثری که تورم می‌تواند روی تصمیم‌های فدرال رزرو بگذارد آغاز می‌شود. برای مثال، فرض کنید تورم آمریکا بیشتر از چیزی باشد که اقتصاددانان و معامله‌گران انتظار داشته‌اند. این اتفاق می‌تواند نگرانی درباره تداوم فشارهای تورمی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، بازار ممکن است احتمال دهد فدرال رزرو برای مدت طولانی‌تری نرخ بهره را بالا نگه دارد یا حتی سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تری در پیش بگیرد. همین تغییر در انتظارات می‌تواند بازارهای مالی، از جمله بیت کوین، را تحت تاثیر قرار دهد. فدرال رزرو چگونه وارد ماجرا می‌شود؟ فدرال رزرو یا بانک مرکزی آمریکا وظیفه دارد سیاست پولی این کشور را مدیریت کند و یکی از اهداف اصلی آن حفظ ثبات قیمت‌هاست. هدف بلندمدت تورمی فدرال رزرو ۲ درصد است. وقتی تورم بالا می‌ماند، یکی از ابزارهایی که فدرال رزرو در اختیار دارد، افزایش نرخ بهره است. افزایش نرخ بهره باعث می‌شود هزینه وام گرفتن بالا برود. در نتیجه، مصرف‌کنندگان و شرکت‌ها ممکن است کمتر وام بگیرند و هزینه کنند. از طرف دیگر، بازدهی دارایی‌هایی مانند اوراق قرضه نیز می‌تواند افزایش پیدا کند. برعکس، زمانی که تورم کاهش پیدا می‌کند و اقتصاد به سمت شرایط آرام‌تری می‌رود، فدرال رزرو می‌تواند فضای بیشتری برای کاهش نرخ بهره داشته باشد. اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: بیت کوین منتظر تصمیم فدرال رزرو نمی‌ماند. بازار معمولاً قبل از جلسه فدرال رزرو تلاش می‌کند تصمیم آینده بانک مرکزی را پیش‌بینی کند. به همین دلیل، انتشار هر داده اقتصادی مهم می‌تواند انتظارات بازار را تغییر دهد و قیمت‌ها پیش از اعلام رسمی تصمیم فدرال رزرو حرکت کنند. یک گزارش تورم چگونه می‌تواند قیمت بیت کوین را جابه‌جا کند؟ فرض کنید بازار انتظار دارد تورم ماهانه آمریکا ۰.۲ درصد باشد. اگر CPI دقیقاً ۰.۲ درصد اعلام شود، اتفاق چندان غیرمنتظره‌ای رخ نداده است. معامله‌گران تقریباً همین عدد را در محاسبات خود لحاظ کرده‌اند. حالا تصور کنید CPI به‌جای ۰.۲ درصد، ۰.۵ درصد اعلام شود. این عدد می‌تواند باعث شود بازار به این نتیجه برسد که تورم سرسخت‌تر از چیزی است که انتظار می‌رفت. در نتیجه، احتمال کاهش سریع نرخ بهره ممکن است کمتر شود و معامله‌گران احتمال دهند فدرال رزرو برای مدت طولانی‌تری سیاست پولی سخت‌گیرانه داشته باشد. در طرف مقابل، اگر CPI فقط ۰.۱ درصد افزایش پیدا کند، ممکن است بازار آن را نشانه‌ای از کاهش فشارهای تورمی بداند. در این حالت، احتمال سیاست پولی آسان‌تر می‌تواند افزایش پیدا کند. اما چرا تغییر نرخ بهره باید روی بیت کوین اثر بگذارد؟  نرخ بهره چه ارتباطی با قیمت بیت کوین دارد؟ اینجا باید به یک مفهوم مهم‌تر یعنی هزینه سرمایه و ریسک‌پذیری توجه کنیم. وقتی نرخ بهره بالا می‌رود، سرمایه‌گذاری در برخی دارایی‌های کم‌ریسک می‌تواند جذاب‌تر شود. برای مثال، اگر بازده اوراق دولتی افزایش پیدا کند، سرمایه‌گذار برای کسب بازده مجبور نیست به اندازه قبل سراغ دارایی‌های پرریسک برود. اوراق خزانه‌داری آمریکا چیست؟ از طرف دیگر، نرخ بهره بالا هزینه تامین سرمایه را نیز افزایش می‌دهد. شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران برای وام گرفتن یا استفاده از سرمایه اهرمی باید هزینه بیشتری پرداخت کنند. این شرایط معمولاً برای دارایی‌های پرریسک مطلوب نیست. بیت کوین، به‌خصوص در دوره‌هایی که مانند سایر دارایی‌های ریسکی معامله می‌شود، می‌تواند تحت تأثیر همین تغییر در اشتهای ریسک قرار بگیرد. در سمت مقابل، وقتی نرخ بهره کاهش پیدا می‌کند، بازده دارایی‌های کم‌ریسک ممکن است کمتر شود و شرایط مالی نیز آسان‌تر شود. این وضعیت می‌تواند سرمایه‌گذاران را به سمت پذیرش ریسک بیشتر سوق دهد. به همین دلیل است که نرخ بهره فدرال رزرو یکی از متغیرهای مهم در تحلیل شرایط کلان بازار بیت کوین محسوب می‌شود. نقدینگی چه نقشی دارد؟ رابطه بین فدرال رزرو و بیت کوین فقط به عدد نرخ بهره محدود نمی‌شود. سیاست پولی بانک مرکزی روی شرایط مالی و میزان نقدینگی موجود در سیستم نیز اثر می‌گذارد. فدرال رزرو علاوه بر نرخ بهره، از ابزارهایی مانند مدیریت ترازنامه نیز استفاده می‌کند که می‌تواند بر شرایط نقدینگی اثرگذار باشد. برای بازارهای مالی، نقدینگی اهمیت زیادی دارد. وقتی شرایط مالی آسان‌تر باشد، دسترسی به سرمایه بیشتر است و سرمایه‌گذاران ممکن است آمادگی بیشتری برای پذیرش ریسک داشته باشند. در شرایط انقباضی، جریان سرمایه می‌تواند محدودتر شود و دارایی‌های پرریسک با فشار بیشتری مواجه شوند. به همین دلیل، گاهی واکنش بیت کوین به داده تورم را نمی‌توان فقط با این جمله توضیح داد که «تورم بالا رفت و بیت کوین ریخت». در واقع، بازار در حال قیمت‌گذاری مسیر احتمالی سیاست پولی و شرایط نقدینگی آینده است. چرا «انتظار بازار» از خود عدد تورم مهم‌تر است؟ این یکی از مهم‌ترین نکات برای درک واکنش بیت کوین به CPI و PPI است. فرض کنید بازار انتظار دارد CPI سالانه ۳.۴ درصد باشد و همین عدد منتشر شود. در این حالت، داده تقریباً مطابق چیزی است که قبلاً در قیمت‌ها لحاظ شده است. اما اگر CPI به ۳.۷ درصد برسد، شرایط متفاوت خواهد بود. عدد ۳.۷ درصد به‌خودی‌خود شاید برای یک معامله‌گر معنای خاصی نداشته باشد؛ چیزی که اهمیت دارد این است که ۳.۷ درصد بیشتر از چیزی بوده که بازار انتظار داشت. به همین دلیل ممکن است دو گزارش با نرخ تورم یکسان، در دو مقطع زمانی واکنش‌های کاملاً متفاوتی در بیت کوین ایجاد کنند. مثلاً تورم ۳.۴ درصدی زمانی که بازار انتظار ۳.۷ درصد را دارد، می‌تواند خبر مثبتی تلقی شود؛ اما همان ۳.۴ درصد زمانی که بازار انتظار ۳.۲ درصد را دارد، می‌تواند باعث نگرانی شود. بنابراین هنگام انتشار CPI یا PPI، سوال اصلی فقط این نیست که «عدد چند شد؟» بلکه باید پرسید عدد اعلام‌شده در مقایسه با انتظارات بازار چه معنایی دارد؟ چرا گاهی بیت کوین قبل از انتشار داده حرکت می‌کند؟ اگر چند ساعت قبل از انتشار CPI نمودار بیت کوین را نگاه کنید، ممکن است ببینید بازار از قبل در حال نوسان است. دلیلش این است که معامله‌گران تلاش می‌کنند قبل از انتشار داده، سناریوهای مختلف را قیمت‌گذاری کنند. برای مثال، اگر نشانه‌های مختلفی از افزایش تورم وجود داشته باشد، معامله‌گران ممکن است از قبل احتمال داده تورمی بالاتر را در نظر بگیرند. به همین دلیل، بخشی از واکنش بازار ممکن است پیش از انتشار رسمی گزارش اتفاق بیفتد. پس اگر بعد از انتشار CPI بیت کوین فقط برای چند ثانیه یا چند دقیقه حرکت شدیدی کرد و سپس بخشی از آن حرکت را پس گرفت، لزوماً به این معنا نیست که داده «اشتباه» تفسیر شده است. ممکن است بازار در چند دقیقه اول داده جدید را با انتظارات قبلی و موقعیت‌های معاملاتی موجود تطبیق داده باشد. چرا واکنش بیت کوین همیشه با تورم هم‌جهت نیست؟ اگر رابطه میان تورم و بیت کوین را خیلی ساده کنیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که تورم بالا قیمت بیت کوین را کاهش می‌دهد و بالعکس تورم پایین باعث افزایش آن می‌شود. اما بازار به این سادگی رفتار نمی‌کند. بیت کوین همزمان تحت تأثیر عوامل بسیار زیادی قرار دارد؛ از جریان سرمایه ETFها و وضعیت بازار سهام گرفته تا اخبار قانون‌گذاری، تحولات شبکه، رفتار سرمایه‌گذاران و شرایط نقدینگی جهانی. حتی در حوزه اقتصاد کلان نیز CPI تنها عامل مهم نیست. داده‌های اشتغال، رشد اقتصادی، دستمزدها، PPI و اظهارنظرهای مقام‌های فدرال رزرو می‌توانند تصویر متفاوتی ارائه دهند. به همین دلیل بهتر است رابطه تورم و بیت کوین را یک روند و ارتباط احتمالی بدانیم، نه یک قانون قطعی و آن را در کنار سایر موارد بررسی کنیم. همبستگی بیت کوین و تورم آمریکا - منبع: Newhedge برای درک بهتر واکنش بیت کوین به تورم آمریکا بهتر است سراغ داده‌های سپتامبر ۲۰۲۶ که همین اخیرا منتشر شد برویم. در ۱۰ سپتامبر، گزارش PPI آمریکا برای ماه آگوست منتشر شد. شاخص قیمت تولیدکننده ۰.۴ درصد نسبت به ماه قبل و ۵.۴ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشت. یک روز بعد، در ۱۱ سپتامبر، گزارش CPI منتشر شد. تورم مصرف‌کننده در آگوست ۰.۴ درصد نسبت به ماه قبل و ۳.۴ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. CPI هسته نیز ۰.۳ درصد در مقیاس ماهانه و ۲.۴ درصد در مقیاس سالانه رشد کرد. در این گزارش، رقم اصلی CPI مطابق انتظار بازار بود، اما افزایش ۰.۳ درصدی CPI هسته بالاتر از رشد ۰.۲ درصدی مورد انتظار قرار گرفت. همین جزئیات نشان می‌داد که فشارهای تورمی در بخش‌های زیربنایی اقتصاد هنوز کاملاً از بین نرفته است. از سوی دیگر، داده PPI نیز تصویری از ادامه فشارهای قیمتی در سطح تولیدکنندگان ارائه می‌کرد. این داده‌ها درست پیش از نشست سپتامبر فدرال رزرو منتشر شدند؛ نشستی که در روزهای ۱۵ و ۱۶ سپتامبر برگزار شد. در نهایت، فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند. این اتفاق نمونه خوبی از همان زنجیره‌ای است که در این مقاله بررسی کردیم: تورم باعث تغییر انتظارات بازار از سیاست‌های پولی می‌شود، در ادامه فدرال رزرو با تغییر نرخ بهره به سراغ مقابله با تورم می‌رود و روی نقدینگی بازار دست می‌گذارد؛ اتفاقی که در نهایت اثر خودش را در بازار دارایی‌های پرریسک نشان می‌دهد. البته نمی‌توان تمام حرکت قیمت بیت کوین در آن دوره را صرفاً به CPI و PPI نسبت داد؛ چراکه بازار کریپتو همزمان تحت تأثیر عوامل متعدد دیگری نیز قرار داشت. سخن پایانی قیمت بیت کوین به تورم آمریکا واکنش نشان می‌دهد، اما نه به این دلیل که بیت کوین مستقیماً با قیمت کالاهای آمریکایی ارتباط دارد. مسئله اصلی، اثری است که تورم بر سیاست پولی، نرخ بهره، نقدینگی و رفتار سرمایه‌گذاران می‌گذارد. وقتی یک گزارش تورمی منتشر می‌شود، بازار در واقع تلاش می‌کند پاسخ یک سوال مهم‌تر را پیدا کند: فدرال رزرو بعد از دیدن این داده‌ها چه خواهد کرد؟ اگر داده‌ها احتمال سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر را افزایش دهند، شرایط می‌تواند برای دارایی‌های پرریسک دشوارتر شود. اگر داده‌ها از کاهش فشارهای تورمی و احتمال سیاست آسان‌تر خبر دهند، شرایط می‌تواند متفاوت باشد. البته این رابطه هیچ‌وقت مکانیکی نیست. بیت کوین عوامل مخصوص به خودش را دارد و ممکن است حتی برخلاف انتظارات ناشی از داده‌های تورمی حرکت کند. بنابراین CPI و PPI را نباید ابزار پیش‌بینی مستقیم قیمت بیت کوین دانست. ارزش واقعی آنها برای معامله‌گران در این است که تصویر بهتری از محیط اقتصاد کلان و مسیری که ممکن است سیاست پولی آمریکا در پیش بگیرد، ارائه می‌کنند.

هوش مصنوعی هزینه تراکنش‌های مقاوم در برابر کوانتوم بیت کوین را ۷۹ درصد کاهش داد

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 23:00
یک چالش یک‌هفته‌ای برنامه‌نویسی توانست هزینه محاسباتی تراکنش‌های مقاوم در برابر کوانتوم بیت کوین را از حدود ۳۲۰ دلار به ۶۶ تا ۶۷ دلار کاهش دهد. توسعه‌دهندگان با کمک ابزارهای کدنویسی هوش مصنوعی سرعت پردازش را روی سخت‌افزار یکسان حدود ۶ برابر افزایش دادند. به گزارش میهن بلاکچین، این دستاورد حاصل چالش بهینه‌سازی «بیت کوین مقاوم در برابر کوانتوم» است که توسط استارک‌ور (StarkWare) برگزار شد. این روش یک راهکار آزمایشی برای مقابله با تهدید احتمالی رایانه‌های کوانتومی در آینده است و برای اجرا به تغییر قوانین اجماع یا سافت‌فورک بیت کوین نیاز ندارد. بیت کوین مقاوم در برابر کوانتوم دقیقاً از چه چیزی محافظت می‌کند؟ بیت کوین مقاوم در برابر کوانتوم (QSB) از رمزنگاری مبتنی بر هش استفاده می‌کند تا بیت کوین‌های واجد شرایط را تحت قوانین فعلی شبکه جابه‌جا کند. هدف آن مقابله با سناریویی است که در آن یک رایانه کوانتومی قدرتمند بتواند از کلید عمومی افشاشده، کلید خصوصی را استخراج کرده و دارایی‌ها را خرج کند. چنین رایانه‌ای هنوز وجود ندارد، اما توسعه‌دهندگان این تهدید را یک ریسک بلندمدت می‌دانند. استارک‌ور در تاریخ ۲۶ آگوست نخستین تراکنش QSB را روی شبکه اصلی بیت کوین از طریق سرویس اسلیپ‌استریم (Slipstream) شرکت مارا (MARA) استخراج کرد. اجرای این تراکنش حدود ۳۱۰۰ ساعت پردازش GPU و تقریباً ۳۲۰ دلار هزینه محاسباتی داشت. این هزینه، کاربرد عملی روش را محدود می‌کرد. استارک‌ور در ۱۶ سپتامبر چالش بهینه‌سازی QSB را با همکاری یوکان ریسرچ (Yukon Research) و ایگن لبز (Eigen Labs) آغاز کرد و بیش از ۲۰ هزار دلار جایزه برای آن در نظر گرفت. شرکت‌کنندگان روی دو بخش محاسباتی اصلی کار کردند: جست‌وجو برای یافتن تعهد تراکنش معتبر و انتخاب ترکیب مناسب اجزای تراکنش. در مجموع ۶۲ راهکار پذیرفته شد که بسیاری از آن‌ها با کمک ابزارهای هوش مصنوعی توسعه یافته بودند. این راهکارها سرعت پردازش را روی سخت‌افزار یکسان حدود ۶ برابر افزایش دادند. آزمایش روی کارت گرافیک RTX 4090 نشان داد سرعت جست‌وجو از حدود ۱۴۶ میلیون گزینه تایید شده در ثانیه به بیش از ۸۸۰ میلیون گزینه رسید. در نتیجه، برآورد هزینه محاسباتی از ۳۲۰ دلار به حدود ۶۶ تا ۶۷ دلار کاهش یافت. با این حال، این هزینه پایین‌تر هنوز در یک تراکنش استخراج‌شده دوم به‌صورت عملی آزمایش نشده است. همچنین رقم مذکور فقط هزینه پردازش GPU را شامل می‌شود و کارمزد شبکه در آن لحاظ نشده است. آیا دفاع گسترده‌تر بیت کوین در برابر تهدید کوانتومی هم‌پای این پیشرفت است؟ چالش استارک‌ور بخشی از تلاش گسترده‌تر صنعت برای آماده‌سازی در برابر تهدید رایانش کوانتومی است. موسسه ملی استانداردها و فناوری آمریکا (NIST) در آگوست سال ۲۰۲۴ استانداردهای رسمی رمزنگاری پساکوانتومی را نهایی کرد و ضرب‌الاجل ۲۰۳۵ را برای مهاجرت سازمان‌های فدرال تعیین کرد. در مارس ۲۰۲۶ نیز پژوهشی از گوگل کوانتوم ای‌آی (Google Quantum AI) برآورد تعداد کیوبیت‌های لازم برای شکستن رمزنگاری بیت کوین را حدود ۲۰ برابر کاهش داد؛ تغییری که برخی برآوردها درباره زمان‌بندی این تهدید را از چند دهه به اوایل دهه ۲۰۳۰ نزدیک کرد. بیشتر بخوانید: تهدید کامپیوترهای کوانتومی برای ارزهای دیجیتال واقعیت است یا اغراق؟ جامعه توسعه‌دهندگان بیت کوین نیز به‌طور جداگانه با پیشنهاد BIP-360 برای ایجاد آدرس‌های مقاوم در برابر کوانتوم واکنش نشان داده است. با این حال، درباره سرعت لازم برای تغییر رمزنگاری بیت کوین اتفاق‌نظر وجود ندارد. دن بونه (Dan Boneh)، رمزنگار دانشگاه استنفورد و یکی از نویسندگان پژوهش گوگل، هشدار داده که یک انتقال عجولانه ممکن است پیش از حمله کوانتومی، خطر ایجاد یک باگ فاجعه‌بار را افزایش دهد. در این میان، دستاورد استارک‌ور یک ابزار اضطراری و محدود برای کاهش ریسک احتمالی آینده محسوب می‌شود، در حالی که بحث درباره تغییرات گسترده‌تر در زیرساخت رمزنگاری بیت کوین ادامه دارد.

سه سیگنال صعودی برای XRP؛ آیا رشد ریپل ادامه پیدا می‌کند؟

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 21:00
ریپل با وجود افت ۶.۳ درصدی در ۲۴ ساعت گذشته، همچنان سه نشانه صعودی در داده‌های مربوط به هولدرها، بازار مشتقه و ETFها دارد. قیمت ریپل در زمان نگارش خبر به حدود ۱.۵۰ دلار رسیده، اما این رمزارز در مقیاس هفتگی همچنان بیش از ۱۵.۶ درصد رشد کرده است. به گزارش میهن بلاکچین، نخستین نشانه به وضعیت هولدرهای یک‌ساله مربوط می‌شود که همچنان در زیان هستند. همزمان، سود باز قراردادهای آتی XRP در صرافی بایننس به نزدیکی ۶۰۰ میلیون دلار رسیده و ETFهای اسپات این رمزارز نیز برای یازدهمین هفته متوالی شاهد ورود سرمایه بوده‌اند. هولدرهای یک‌ساله XRP همچنان در ضرر هستند داده‌های شرکت سنتیمنت نشان می‌دهد نسبت ارزش بازار به ارزش تحقق‌یافته ۳۶۵ روزه (MVRV) برای ریپل حدود منفی ۱۱.۷۵ درصد است. این رقم یعنی میانگین دارایی هولدرهایی که طی یک سال گذشته فعال بوده‌اند، همچنان در ضرر قرار دارد. سنتیمنت معتقد است MVRV پایین معمولاً می‌تواند فشار فروش را محدود کند، چراکه تعداد کمتری از هولدرها در سود قرار دارند و انگیزه کمتری برای سیو سود وجود دارد. این شرکت در همین رابطه نوشته:  خرید در دوره‌هایی که بازار در چنین فشاری قرار دارد، از نظر تاریخی فرصت‌های بلندمدت بهتری ایجاد کرده است. MVRV یکساله ارزهای دیجیتال مختلف - منبع: X/Santiment در مقایسه، MVRV بیت کوین، اتریوم و چین‌لینک اندکی بالاتر از صفر است، در حالی که این شاخص برای دوج کوین به منفی ۱۹.۲۶ درصد رسیده است. معامله‌گران بازار آتی به سطوح ماه ژانویه بازگشته‌اند همزمان با ادامه زیان هولدرهای بلندمدت، فعالیت معامله‌گران بازار آتی XRP افزایش یافته است. سود باز قراردادهای آتی این رمزارز در بایننس به نزدیکی ۶۰۰ میلیون دلار رسیده که بالاترین سطح از ماه ژانویه محسوب می‌شود. دارک‌فاست (Darkfost)، تحلیلگر کریپتوکوانت نیز می‌گوید سود باز XRP به‌طور معناداری از میانگین متحرک ۱۸۰ روزه خود در حدود ۴۴۵ میلیون دلار عبور کرده است. از نظر او، این افزایش نشان می‌دهد فعالیت‌های سفته‌بازانه پس از چند ماه کم‌تحرکی دوباره در حال بازگشت است. مثبت بودن فاندینگ ریت نیز نشان می‌دهد خریداران در افزایش پوزیشن‌های معاملاتی نقش دارند. او در عین حال هشدار داد که افزایش بیش از حد سود باز می‌تواند خطرناک باشد، هرچند به گفته او در شرایط فعلی هنوز چنین وضعیتی مشاهده نمی‌شود. خریداران ETFهای XRP هر هفته به بازار بازمی‌گردند سومین نشانه صعودی به تقاضای پایدار برای ETFهای اسپات XRP مربوط می‌شود. داده‌های SoSoValue نشان می‌دهد این صندوق‌ها از اواسط جولای در تمام هفته‌ها ورود خالص سرمایه داشته‌اند و این روند اکنون ۱۱ هفته ادامه یافته است. در مجموع، ورود خالص سرمایه به ETFهای XRP به ۱.۷۵ میلیارد دلار رسیده است. البته حجم ورودی هفتگی در بیشتر موارد بین یک تا ۲۰ میلیون دلار بوده و تنها در هفته منتهی به ۲۸ آگوست، ۱۱۰.۵ میلیون دلار سرمایه وارد این صندوق‌ها شده است. این روند در ETFهای بیت کوین و اتریوم با چنین ثباتی دیده نشده است. برای مثال، ETFهای بیت کوین در سه هفته از این دوره با خروج سرمایه مواجه شدند. مقایسه جریان نقدینگی ETFهای ریپل با بیت کوین و اتریوم - منبع: SoSoValue/BeInCrypto ۲ سیگنال همچنان مانع رشد بیشتر هستند با وجود ورود مستمر سرمایه به ETFها، برخی شاخص‌های تقاضای آمریکا هنوز قدرت بالایی نشان نمی‌دهند. پرمیوم XRP در کوین‌بیس نسبت به بایننس به حدود ۰.۰۰۵۵ درصد کاهش یافته است. این شاخص معمولاً برای سنجش میزان تقاضای اسپات در بازار آمریکا مورد استفاده قرار می‌گیرد و کاهش آن نشان می‌دهد فعلاً تقاضای قابل‌توجهی در کوین‌بیس شکل نگرفته است. عامل احتیاطی دیگر به سابقه عملکرد XRP در ماه اکتبر مربوط می‌شود. طبق داده‌های کریپتورَنک، XRP در ۸ مورد از ۱۳ سال گذشته ماه اکتبر را با افت قیمت به پایان رسانده و میانگین بازده ماهانه آن در این ماه منفی ۵.۱۴ درصد بوده است. این رمزارز در اکتبر سال گذشته نیز ۱۱.۹ درصد کاهش یافت. عملکرد XRP در ماه اکتبر - منبع: CryptoRank در نتیجه، XRP در آستانه اکتبر با سه نشانه صعودی در داده‌های هولدرها، بازار مشتقه و ETFها مواجه است، اما ضعف تقاضای اسپات در کوین‌بیس و سابقه عملکرد این رمزارز در اکتبر همچنان می‌تواند بر تداوم این روند اثر بگذارد.

چه اتفاقی می‌افتد وقتی حباب هوش مصنوعی بترکد؟ دانشگاه MIT پاسخ می دهد

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 19:00
رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی به یکی از بزرگ‌ترین موج‌های هزینه‌کرد در تاریخ فناوری تبدیل شده، اما یک بررسی جدید هشدار می‌دهد اگر این سرمایه‌گذاری‌ها به رشد بهره‌وری مورد انتظار منجر نشوند، ترکیدن حباب هوش مصنوعی می‌تواند خسارت گسترده‌ای برای بازارهای مالی به همراه داشته باشد. بر اساس این بررسی، شرکت‌های بزرگ فناوری برای آنکه تا سال ۲۰۳۰ از سرمایه‌گذاری‌های خود سربه‌سر شوند، باید بهره‌وری خود را ۲.۷ برابر کنند. به گزارش میهن بلاکچین، جسیکا واچتر، استاد امور مالی دانشگاه وارتون و اقتصاددان ارشد پیشین کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، برآورد کرده که آلفابت (Alphabet)، مایکروسافت (Microsoft)، آمازون (Amazon)، متا (Meta) و اوراکل (Oracle) تا سال ۲۰۲۷ نزدیک به ۱.۱ تریلیون دلار برای مراکز داده هزینه خواهند کرد. این محاسبات هزینه سرمایه، بازده ۱۵ درصدی و استهلاک زیرساخت‌ها را نیز در نظر گرفته است. اگر حباب هوش مصنوعی بترکد، چه اتفاقی می‌افتد؟ واچتر و همکارش معتقدند شرکت‌های بزرگ فناوری برای توجیه اقتصادی این هزینه‌ها به رشد ۲.۷ برابری بهره‌وری تا سال ۲۰۳۰ نیاز دارند. در صورت تحقق نیافتن این رشد، حجم عظیم سرمایه صرف‌شده برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌تواند به تخصیص نادرست سرمایه در مقیاسی بی‌سابقه منجر شود. واچتر این وضعیت را «بزرگ‌ترین تخصیص نادرست سرمایه در تاریخ» توصیف کرده است. نشانه‌هایی از فشار این سرمایه‌گذاری‌ها بر وضعیت مالی شرکت‌ها نیز دیده می‌شود. آلفابت در سه‌ماهه گذشته با کسری ۵.۹ میلیارد دلاری در جریان نقدی آزاد مواجه شد؛ اتفاقی که برای نخستین بار از زمان ورود این شرکت به بازار سهام در سال ۲۰۰۴ رخ داده است. بدهی، ریسک حباب هوش مصنوعی را به بازار منتقل می‌کند مشکل احتمالی فقط به شرکت‌های فناوری محدود نمی‌شود. مورگان استنلی برآورد کرده است بیش از نیمی از ۲.۹ تریلیون دلار هزینه برنامه‌ریزی‌شده برای مراکز داده تا سال ۲۰۲۸ از طریق منابع مالی خارجی تأمین خواهد شد. به این ترتیب، در صورت افت بازده سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی، بخشی از ریسک می‌تواند به بازار اعتبار و سرمایه‌گذاران منتقل شود. در یکی از نمونه‌ها، متا ۸۰ درصد از سهام مرکز داده Hyperion در لوئیزیانا را به شرکت اعتبار خصوصی بلو اول کپیتال (Blue Owl Capital) منتقل کرده است. استین فن نویونبورخ، استاد مدرسه کسب‌وکار کلمبیا، هشدار داده که چنین بدهی‌هایی از طریق صندوق‌های بازنشستگی و ابزارهای اعتبار خصوصی به بخش‌های بیشتری از بازار مالی راه پیدا می‌کنند. گری گنسلر، رئیس پیشین SEC و استاد مدرسه مدیریت اسلون دانشگاه MIT نیز معتقد است این موج سرمایه‌گذاری در نهایت با یک دوره عقب‌نشینی مواجه خواهد شد، هرچند زمان آن مشخص نیست اما او این وضعیت را «یک شرط‌بندی مشترک بازار سرمایه و اقتصاد» توصیف کرده است. در بازار رمزارزها نیز آرتور هیز، استراتژیست بازار، سناریویی متفاوت را مطرح کرده است. او معتقد است در صورت وقوع بحران اعتباری ناشی از حباب هوش مصنوعی، فدرال رزرو ممکن است برای مقابله با پیامدهای آن نقدینگی بیشتری وارد اقتصاد کند؛ سناریویی که از نگاه هیز می‌تواند قیمت بیت کوین را به یک میلیون دلار برساند. با این حال، اینکه این حباب چگونه و چه زمانی ممکن است تخلیه شود، مشخص نیست. مسئله اصلی در این میان آن است که آیا رشد بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند با حجم عظیم سرمایه‌گذاری انجام‌شده در زیرساخت‌های آن همگام شود یا خیر.

طرح جدید دولت ترامپ؛ آمریکا می‌خواهد با استیبل کوین‌ها جایگاه دلار را تقویت کند!

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 17:00
دولت آمریکا در حال بررسی طرحی برای گسترش استفاده از استیبل کوین‌های با پشتوانه دلار در خارج از این کشور است؛ اقدامی که هدف آن تقویت جایگاه دلار به‌عنوان ارز ذخیره جهانی و افزایش تقاضا برای اوراق خزانه‌داری آمریکا عنوان شده است. به گزارش میهن بلاکچین و طبق گزارش بلومبرگ، دولت ترامپ در حال بررسی همکاری‌های مشترک با شرکت‌های خصوصی برای ترویج استیبل کوین‌های دلاری در بازارهای خارجی است. وزارت خزانه‌داری و وزارت خارجه آمریکا در کنار شرکت مالی توسعه بین‌المللی آمریکا (DFC) می‌توانند در اجرای این طرح نقش داشته باشند. استیبل کوین‌ها و تقاضا برای اوراق خزانه‌داری آمریکا اعتماد به استیبل کوین‌ها تا حد زیادی به توانایی ناشر برای بازخرید آن‌ها با ارز فیات وابسته است. به همین دلیل، ناشران برای حفظ ارزش این دارایی‌ها ذخایری شامل دلار و دارایی‌های کم‌ریسکی مانند اوراق بدهی دولت آمریکا را نگهداری می‌کنند. بر اساس قانون جینیس (GENIUS Act) آمریکا، ناشران استیبل کوین ملزم به نگهداری ذخایری از جمله دلار و اوراق خزانه‌داری کوتاه‌مدت هستند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز اخیراً استیبل کوین‌های دلاری را ابزاری برای تقویت سلطه دلار توصیف کرده و به سهم نزدیک به ۹۰ درصدی دلار از معاملات ارزی جهان اشاره کرده است. ناشران استیبل کوین در حال حاضر نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار اوراق بدهی دولت آمریکا در اختیار دارند و از این نظر در میان ۲۰ دارنده بزرگ بدهی دولتی آمریکا قرار گرفته‌اند. ریسک برای اقتصادهای نوظهور گسترش استیبل کوین‌های دلاری در کنار تقویت تقاضا برای دلار می‌تواند برای اقتصادهای نوظهور، به‌ویژه کشورهایی با کسری حساب جاری، ریسک‌هایی ایجاد کند. انتقال پول از طریق بلاکچین می‌تواند بخشی از جریان‌های مالی را از کانال‌های سنتی بانکی خارج کند و نظارت و مدیریت آن را برای دولت‌ها و بانک‌های مرکزی دشوارتر سازد. در صورت استفاده گسترده از استیبل کوین‌های دلاری در پرداخت‌های روزمره، ارزهای ملی این کشورها نیز ممکن است با فشار بیشتری مواجه شوند. صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک تسویه بین‌المللی (BIS) پیش‌تر درباره این ریسک هشدار داده‌اند و گفته‌اند استیبل کوین‌های وابسته به دلار می‌توانند در دوره‌های بحرانی، خروج سرمایه از اقتصادهای نوظهور را تشدید کنند.

سرقت ۲۰ میلیون دلاری ریپل (XRP) از کیف پول‌های نرم‌افزاری D'CENT

رضا حضرتی
02 مهر 1405 - 15:00
مهاجمان در ماه جاری حدود ۱۱.۷ میلیون توکن XRP را از کاربران کیف پول نرم‌افزاری دی‌سنت (D'CENT App Wallet) به سرقت بردند. این سرقت که ارزش آن نزدیک به ۲۰ میلیون دلار است، بین ۱۵ تا ۲۰ سپتامبر رخ داد. پلتفرم XRPL.to تایم‌لاین و تحلیل‌های آنچین این اتفاق را منتشر کرده است. این عملیات در شش موج مجزا انجام شد و در مجموع ۶,۶۷۸ کیف پول را با استفاده از کلیدهای خصوصی که از قبل در کنترل سارق بود، هدف قرار داد. حمله دقیقا چگونه رخ داد؟ در تاریخ ۱۵ سپتامبر، شخصی به صورت دستی هشت کیف پول را که هر کدام بیش از ۹۹,۹۹۹ ریپل موجودی داشتند در کمتر از یک ساعت خالی کرد. سپس در همان روز، یک اسکریپت خودکار در مجموع ۱,۶۸۲ کیف پول دیگر را نیز تخلیه کرد. پنج موج دیگر تا ۲۰ سپتامبر ادامه یافت. در هر موج از همان اسکریپت، ابزار دستی و کلیدهای به سرقت رفته استفاده شد. طبق گزارش XRPL.to، مهاجمان فراتر از انتقال‌های ساده عمل کردند. آن‌ها ۵,۰۰۱ حساب را به طور کامل حذف (Delete) کردند تا بتوانند موجودی‌های رزرو باقی‌مانده در آن‌ها را نیز برداشت کنند. نکته قابل توجه این است که ۲,۴۷۰ مورد از این کیف پول‌ها قبلاً تخلیه نشده بودند. این جزئیات نشان می‌دهد که سارق فهرست گسترده‌تری از کلیدهای در معرض خطر نسبت به آنچه در تخلیه اولیه مشخص شد، در اختیار داشته است. وجوه سرقت شده به سرعت منتقل شدند. تقریباً ۵.۶ میلیون ریپل از طریق شبکه تورچین (THORChain) به شبکه اتریوم منتقل شد. سایر وجوه از طریق صرافی‌هایی مانند بایننس (Binance) و همچنین سرویس‌هایی مانند unionchain.ai و NEAR Intents جابجا شده‌اند. هر مرحله از تخلیه، اغلب در عرض چند ساعت به یک درگاه خروج (Off-ramp) می‌رسید که همین امر پنجره زمانی برای مسدود کردن وجوه سرقتی را محدود می‌کرد. تا تاریخ ۲۱ سپتامبر، حدود ۱.۳ میلیون ریپل همچنان در کیف پول‌های خود مهاجم باقی مانده بود. چرا کاربران دی‌سنت (D'CENT) به طور خاص در معرض خطر هستند؟ شرکت دی‌سنت در ۱۶ سپتامبر انتقال‌های غیرعادی در کیف پول نرم‌افزاری (App Wallet) خود را تایید کرد. این شرکت توضیح داد که کیف پول‌های سخت‌افزاری تحت تاثیر این موضوع قرار نگرفته‌اند. دی‌سنت از کاربران خواست تا وجوه خود را فورا منتقل کنند، هرچند هنوز تایید نکرده است که آیا غرامتی به مالباختگان پرداخت خواهد شد یا خیر. نکته مهم این است که هیچ‌گونه اکسپلویت یا آسیب‌پذیری در دفتر کل ریپل (XRP Ledger) باعث این اتفاق نشده است. در تمام تراکنش‌های تخلیه، از امضاهای معتبر متعلق به کلیدهای خصوصی خود کیف پول‌ها استفاده شده است. این موضوع نشان می‌دهد که نفوذ از نحوه افشای این کلیدها نشأت گرفته است، نه از هیچ‌گونه نقصی در خود شبکه. تحقیقات XRPL.to نشان داد که این عملیات از اسکریپت‌ها و الگوهای کارمزد یکسانی در چندین موج استفاده کرده است. این الگو نشان می‌دهد که یک بازیگر هماهنگ واحد تمام مراحل را انجام داده است. اکنون محققان امنیتی یک اقدام مشخص را توصیه می‌کنند: هر کاربری که در هر زمانی از کیف پول نرم‌افزاری دی‌سنت استفاده کرده است، باید فوراً وجوه خود را به یک کیف پول جدید منتقل کند. روش دقیقِ اولیه که منجر به لو رفتن این کلیدها شده، هنوز تایید نشده است. در زمان نگارش این خبر، قیمت ریپل (XRP) در محدوده ۱.۴۹ دلار معامله می‌شود. این رقم نشان‌دهنده افت ۶ درصدی در ۲۴ ساعت گذشته است. ارزش بازار این توکن نزدیک به ۹۳.۸۲ میلیارد دلار است که آن را در رتبه پنجم ارزهای دیجیتال قرار می‌دهد.

حراج اوراق ۵ ساله خزانه‌داری آمریکا به بالاترین بازدهی در ۲۰ سال گذشته رسید

رضا حضرتی
02 مهر 1405 - 13:00
خزانه‌داری ایالات متحده بالاترین بازدهی اوراق ۵ ساله خود را از ژوئن ۲۰۰۶ تاکنون پرداخت کرد که یعنی تقاضا برای بدهی‌های دولتی در حال تضعیف است، حتی در شرایطی که بازدهی در همه بخش‌ها بالا باقی مانده است. افزایش بازدهی اوراق باعث بالا رفتن هزینه‌های استقراض در سراسر اقتصاد می‌شود. همچنین، این موضوع معمولاً به سهام، اوراق قرضه و سایر دارایی‌های پرخطر فشار وارد می‌کند، زیرا سرمایه‌گذاران برای نگهداری بدهی، خواهان جبران سود بیشتری هستند. افزایش بازدهی، کاهش تقاضا بر اساس گزارش داو جونز، حراج ۷۰ میلیارد دلاری روز چهارشنبه با نرخ ۵.۰۳۳ درصد قیمت‌گذاری شد که بالاتر از سطح ۵.۰۰۲ درصدی زمان صدور آن بود. این رقم نسبت به بازدهی ۴.۳۹۳ درصدی در فروش قبلی در ماه آگوست افزایش قابل‌توجهی یافته است. نسبت پوشش پیشنهادات (Bid-to-cover ratio) که نشان می‌دهد برای هر اوراق فروخته شده چند پیشنهاد خرید ارائه شده است، به ۲.۲۱۲ کاهش یافت که پایین‌ترین میزان از دسامبر ۲۰۱۸ است. پیشنهاددهندگان غیرمستقیم، گروهی که شامل بانک‌های مرکزی خارجی می‌شود، تنها ۵۴.۳ درصد از فروش را به خود اختصاص دادند. این رقم از ۶۱.۵ درصد در حراج گذشته کمتر شده و پایین‌ترین سهم از مارس ۲۰۲۰ به حساب می‌آید. افزایش بازدهی در سراسر منحنی این فشار تنها محدود به بدهی‌های ۵ ساله نبود. بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ ساله نیز روز چهارشنبه به ۵.۱۲ درصد صعود کرد که بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ است، در حالی که بازده اوراق ۳۰ ساله به ۵.۳۷ درصد رسید. ریک سانتلی از شبکه CNBC نتایج حراج اوراق ۵ ساله را ضعیف خواند و گفت که معامله‌گران زمان کمی برای تنظیم موقعیت خود قبل از فروش داشتند. بر اساس داده‌های اولیه نظرسنجی‌ها، فعالیت‌های تجاری با سریع‌ترین سرعت خود از جولای ۲۰۲۱ شتاب گرفته است که این امر فشار بر بازدهی اوراق را در آن روز تشدید کرد. مایکل بار، از مدیران فدرال رزرو، روز چهارشنبه اعلام کرد که برای کاهش تورم همچنان به افزایش بیشتر نرخ بهره نیاز است. پس از این اظهار نظر، معامله‌گران احتمال افزایش نرخ بهره در ماه اکتبر را به ۷۰ درصد رساندند. سانتلی خاطرنشان کرد که میانگین بازدهی اوراق خزانه‌داری ۱۰ ساله از سال ۱۹۸۰ تا به امروز حدود ۵.۵ درصد بوده است. این تاریخچه نشان می‌دهد سطوح فعلی آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد غیرعادی نیستند. با این حال، او سطح مقاومت بعدی برای بازدهی اوراق ۵ ساله را نزدیک ۵.۱۹ درصد پیش‌بینی کرد. این موضوع برای بیت‌کوین چه معنایی دارد؟ بالا رفتن بازدهی اوراق در بلندمدت، هزینه فرصت نگهداری دارایی‌های بدون بازده ثابت (مانند بیت‌کوین) را افزایش می‌دهد. پیش از این نیز بیت‌کوین پس از انتشار داده‌های اقتصادی داغ دیگری که بازدهی اوراق ۱۰ ساله را به بالای ۵ درصد رساند، به زیر ۸۴,۰۰۰ دلار سقوط کرده بود. یک حراج ضعیف اوراق ۵ ساله به این فشار می‌افزاید. بیت‌کوین به طور فزاینده‌ای همگام با سهام‌های فناوری معامله می‌شود که این امر آن را نسبت به تغییرات در چشم‌انداز نرخ بهره به‌شدت حساس می‌کند. این فشار فروش به دنبال الگوی گسترده‌تری از افزایش بازده اوراق قرضه جهانی به بالاترین حد در چند دهه اخیر در سراسر اقتصادهای بزرگ طی سال جاری رخ می‌دهد. اکنون معامله‌گران منتظرند ببینند آیا بازدهی‌ها همچنان به رشد خود ادامه می‌دهند یا خیر. با این وجود، سانتلی پیش‌بینی می‌کند که فشار فروش فعلی موقتی بوده و به معنای شروع یک ریزش قیمت عمیق‌تر در بازارها نخواهد بود.

ارز دیجیتال هایپرلیکویید (HYPE) در صرافی بایننس لیست شد

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 11:42
صرافی بایننس اعلام کرد معاملات اسپات هایپرلیکویید (HYPE) را از ساعت ۱۱ صبح به وقت UTC در تاریخ ۲۴ سپتامبر آغاز می‌کند. این توکن در برابر تتر (USDT)، یو‌اس‌دی کوین (USDC) و لیر ترکیه (TRY) قابل معامله خواهد بود. به گزارش میهن بلاکچین، بایننس امکان واریز HYPE را پیش از شروع معاملات فراهم کرده و برداشت این توکن از ساعت ۱۱ صبح ۲۵ سپتامبر فعال می‌شود. این صرافی همچنین اعلام کرد برای لیست کردن HYPE هیچ کارمزدی دریافت نکرده است. همزمان با آغاز معاملات اسپات، سفارش‌های الگوریتمی هایپرلیکویید نیز فعال می‌شوند و قابلیت‌های ربات‌های معاملاتی و کپی‌تریدینگ اسپات طی ۲۴ ساعت بعد در دسترس قرار خواهند گرفت. معاملات جفت HYPE/TRY نیز فقط برای کاربرانی که حساب تأییدشده در بایننس ترکیه (Binance TR) دارند امکان‌پذیر است. همچنین کاربران آمریکا، کانادا، هلند و برخی مناطق دیگر به جفت‌های معاملاتی جدید دسترسی نخواهند داشت. اعمال Seed Tag همزمان با رشد جزئی قیمت HYPE بایننس همزمان با لیست کردن HYPE، برچسب «Seed Tag» را نیز به آن اختصاص داده است. این برچسب برای پروژه‌هایی به کار می‌رود که بایننس آن‌ها را نسبت به سایر توکن‌های لیست شده، پرنوسان‌تر و پرریسک‌تر می‌داند. کاربرانی که قصد معامله HYPE در بازار اسپات یا مارجین بایننس را دارند، باید هر ۹۰ روز یک آزمون سنجش ریسک را پشت سر بگذارند. بایننس همچنین هشدار داده که HYPE توکنی نسبتاً جدید است و ممکن است نوسانات شدیدی را تجربه کند. قیمت HYPE پس از انتشار اطلاعیه بایننس اندکی افزایش یافت و در زمان نگارش این مطلب به ۹۳.۷۷ دلار رسیده است.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر