آخرین اخبار:

مقالات عمومی24 مرداد 1405
کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟

صرافی متمرکز23 مرداد 1405
صرافیها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶ لایه سنجش بازپرداخت صرافیهای کریپتو

ترید22 مرداد 1405
چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشهای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن میکند

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
پشت ظاهر حرفهای صرافیهای ایرانی چه خبر است؟ ۳۰ معیار برای سنجش واقعیت

مقالات عمومی21 مرداد 1405
چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
150 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.21%
نرخ تتر
190,599.18 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

ورود توکنیزه کردن RWA به فاز جدید: چه چیزی در بلندمدت مزیت رقابتی میسازد؟
31 مرداد 1405 - 20:00
چارچوب صدور و توکنیزه کردن داراییهای دنیای واقعی (RWA) با سرعت خیرهکنندهای در حال بلوغ است. از خدمات امانتداری (Custody) و انطباق با قوانین (Compliance) گرفته تا زیرساختهای بلاکچینی، امروزه برای هر مرحله ارائهدهندگان خدمات متعددی وجود دارند. برای تیمهایی که سرمایه و تخصص کافی دارند، سرعت عرضه یک دارایی توکنیزهشده به بازار هرگز تا این حد بالا نبوده است.
این یک نقطه عطف بزرگ برای صنعت RWA است، اما در عین حال، قواعد بازی و رقابت را به کلی تغییر داده است. زمانی که «صدور توکن» دیگر به خودی خود یک مانع ورود یا مزیت رقابتی محسوب نمیشود، سوالی حیاتیتر مطرح میگردد: پس از صدور دارایی چه اتفاقی میافتد؟ ده سال دیگر، کدام پروژههای RWA همچنان اعتماد بازار را حفظ کرده و به فعالیت پایدار خود ادامه میدهند؟
پاسخ این سوال در دو عامل کلیدی نهفته است: کیفیت داراییهای ذخیره و سابقه عملیاتی پایدار ناشر.
اقتصاد آنچین به چه داراییهایی نیاز دارد؟
فاز اول اقتصاد آنچین (On-chain Finance) تا حد زیادی مشکل انتقال فوری و جهانی ارزش را حل کرد و اپلیکیشنهای مالی متعددی حول استیبلکوینهای مبتنی بر دلار شکل گرفتند. اما برای رشد بیشتر، این اکوسیستم به پشتوانههای متنوعتر و معتبرتری از دنیای واقعی نیاز دارد.
با این حال، هر دارایی صرفاً با توکنیزه شدن به یک دارایی ذخیره (Reserve Asset) تبدیل نمیشود. یک دارایی ذخیره باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:
قطعیت ارزش و قیمتگذاری مستقل: قیمت دارایی باید به صورت شفاف و مستقل در بازار قابل مشاهده باشد.
استانداردسازی بالا: باید دارای ویژگیها و قوانینی باشد که در سطح جهانی شناختهشده و پذیرفتهشده باشند.
عمق بازار: بازار پایه دارایی باید آنقدر عمیق باشد که بتواند از نقدینگی در مقیاس بالا و قیمتگذاری دقیق پشتیبانی کند.
برندگان و بازندگان این معیار:
داراییهایی مانند اوراق قرضه کوتاهمدت خزانهداری آمریکا و طلا و نقره فیزیکی نمونههای کاملی از داراییهای مناسب هستند. آنها بازارهای بالغ، استانداردهای شناختهشده و فرایندهای نهادی قدرتمندی برای تسویه و نگهداری دارند.
در مقابل، داراییهایی مانند اعتبار خصوصی (Private Credit) مسیر بسیار دشوارتری دارند. اگرچه این اعتبارات میتوانند دارای ارزش خالص دارایی (NAV) و نرخ بازده توافقی باشند، اما ریسک آنها ناهمگون است و هر دارایی نیاز به پذیرهنویسی و ارزیابی مستقل دارد. ارزش آنها بیشتر بر اساس «ارزیابی» تعیین میشود تا «مشاهده مستقیم بازار» که این موضوع آنها را برای تبدیل شدن به یک دارایی ذخیره در مقیاس کلان، نامناسب میسازد.
مزیت غیرقابل کپیبرداری
طلا قرنهاست که به عنوان ذخیره ارزش استفاده میشود، اما توکن آنچین طلا، به سیستمی نیاز دارد که باید روزمره و بینقص کار کند. مدیریت ذخایر، امنیت نگهداری، مکانیزمهای ممیزی، اجرای روان بازخریدها و حفظ نقدینگی، کارهایی هستند که یک رقیب ثروتمند میتواند زیرساخت آنها را به سرعت بخرد؛ اما آنچه با پول خریده نمیشود، سابقه عملیاتی (Track Record) است.
عملیات مستمر یک چرخه تقویتکننده (Self-Reinforcing Loop) ایجاد میکند:
عملیات مستمر: انجام بینقص وظایف روزمره (مانند ممیزی و مدیریت نقدینگی).
انباشت شواهد: هر ممیزی موفق یک گره تاییدی به سیستم اضافه میکند.
تقویت سابقه عملیاتی: تاریخچهای مستند و قابل اتکا برای نهادهای مالی شکل میگیرد.
توزیع گستردهتر و نقدینگی عمیقتر: نهادها با اطمینان بیشتری دارایی را میپذیرند.
کاربرد بیشتر به عنوان وثیقه: با افزایش نقدینگی، توکن در پلتفرمهای دیفای (DeFi) بیشتری ادغام میشود و دوباره به مرحله اول و تولید شواهد بیشتر بازمیگردد.
خطرناکترین تله بازار کجاست؟
اگر پایداری بلندمدت RWA را بر اساس دو عامل «تناسب دارایی» و «توانایی عملیاتی ناشر» بررسی کنیم، به چهار سناریوی زیر میرسیم:
تناسب دارایی به عنوان ذخیرهتوانایی عملیاتی ناشرنتیجه و پیامد برای پروژهپایینپایینشکست زودهنگام؛ نه دارایی مناسب است و نه زیرساخت توانمندی برای مدیریت آن وجود دارد.پایینبالارشد محدود؛ عملیات عالی و بینقص نمیتواند ذات پرریسک یا نامناسب دارایی پایه را تغییر دهد.بالابالاتوسعه پایدار؛ ایدهآلترین حالت که در آن دارایی مستحکم با اجرای عملیاتی بینقص ترکیب شده و اعتماد نهادی را جلب میکند.بالاپایینتله خطرناک؛ دارایی باکیفیت است (مانند طلا یا اوراق قرضه) و به سرعت اعتماد اولیه را جلب میکند، اما زیرساخت ناشر آزمایشنشده است.
چرا حالت چهارم خطرناکترین است؟
زیرا بازار به دلیل اعتبار خود دارایی (مثلاً طلا) به پروژه اعتماد میکند، در حالی که زیرساخت نماینده آن دارایی ضعیف است. تفاوت یک زیرساخت قوی و ضعیف در روزهای عادی بازار مشخص نمیشود؛ این تفاوتها تنها در زمان بحرانهای نوسان شدید، هجوم برای بازخرید (Mass Redemptions) و تغییرات ناگهانی قوانین نظارتی خود را نشان میدهند و میتوانند به فروپاشی کامل منجر شوند.
نتیجهگیری
ده سال آینده متعلق به پروژههایی نخواهد بود که صرفاً داراییهای جذابی صادر میکنند. برندگان قطعی بازار کسانی هستند که درک کنند توکنیزه کردن تنها نقطه شروع است و مزیت واقعی، تبدیل داراییهای باکیفیت دنیای واقعی به زیرساختهای قابل اتکا از طریق اجرای مستمر، منظم و آزمودهشده در شرایط مختلف بازار است.

معرفی ۸ آلت کوین پیشتاز و مستعد رشد در آستانه چرخش سرمایه
31 مرداد 1405 - 16:00
ظرف سه روز، قیمت بیتکوین به سمت مرز ۷۷,۰۰۰ دلار جهش کرده و شاخصهای صعودی مانند میانگین متحرک نمایی ۲۰۰ روزه (EMA200) را پس گرفته است؛ اتریوم نیز تنها در یک روز با جهش ۲۰ درصدی، به سطح ۲,۴۰۰ دلار نزدیک شده است. با تثبیت بیتکوین و آغاز حرکت جبرانی اتریوم، انتظارات برای چرخش سرمایه (Capital Rotation) از کوینهای اصلی به سمت آلتکوینهای با بتای بالا (High-Beta) دوباره در حال افزایش است.
با این حال، پس از رالی تکنفره بیتکوین در بازار صعودی و لیکوئیدیشن بازار خرسی، بعید است در این فصل آلتکوینها شاهد «پامپ همهجانبه و همزمان تمام توکنها» باشیم. پروژههایی که واقعاً جریان ورودی سرمایه از کوینهای اصلی را به خود جذب خواهند کرد، همچنان پروژههایی با کاربران واقعی، درآمد پایدار پروتکل، مکانیزمهای شفاف جذب ارزش توکن (Value Capture) و ساختار توزیع توکن نسبتاً سالم هستند.
۱. بخش بلاکچینهای لایه یک با کارایی بالا (High-Performance Public Chains)
لیدر بخش: SOL (سولانا)
ارزش بازار در گردش / ارزش بازار رقیقشده (FDV): تقریباً ۵۱.۸۸ میلیارد دلار / ۵۶.۲۸ میلیارد دلار
عملکرد ۳ روز گذشته: ۱۸.۴۸%+
شاخصهای درونزنجیرهای (On-chain): ارزش کل قفلشده (TVL) حدود ۵.۳۱ میلیارد دلار، حجم استیبلکوینها حدود ۱۵.۸۶ میلیارد دلار، حجم معاملات ۲۴ ساعته در صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) حدود ۲.۸ میلیارد دلار
آزادسازی توکنها (Unlocks): حدود ۵۸۳ میلیون توکن در گردش (معادل ~۹۲.۲٪ از کل عرضه فعلی)؛ هیچ آزادسازی ناگهانی و بزرگ (Cliff Unlock) در افق پیشرو نیست و ریسک اصلی ناشی از تورم بلندمدت مکانیزم اثبات سهام (PoS) است.
توزیع توکن: ۱۰ آدرس برتر تنها ۶.۵۸٪ از کل عرضه را در اختیار دارند.
به بیان دقیق، سولانا خود اکنون یک کوین اصلی (Major) محسوب میشود و بالاترین قطعیت را در بخش بلاکچینهای لایه یک ارائه میدهد؛ با این حال، نوسانات بالایی دارد و در حال حاضر نسبت به بیتکوین و اتریوم عملکرد ضعیفتری ثبت کرده است. شاید ارزش داشته باشد منتظر فرصت رشد جبرانی آن باشیم.
گزینه با پتانسیل بالا: SUI (سویی)
ارزش بازار در گردش / ارزش بازار رقیقشده (FDV): تقریباً ۳.۰۳ میلیارد دلار / ۷.۴۴ میلیارد دلار
عملکرد ۳ روز گذشته: ۱۴.۸۲%+
شاخصهای درونزنجیرهای: TVL حدود ۴۲۷ میلیون دلار، استیبلکوینها حدود ۴۶۶ میلیون دلار، حجم معاملات ۲۴ ساعته DEX حدود ۳۹ میلیون دلار
آزادسازی توکنها: تاکنون تنها ۴۰.۷۵٪ از عرضه آزاد شده است؛ آزادسازی حدود ۱۳.۵ میلیون توکن (به ارزش تقریبی ۹.۹۳ میلیون دلار) در حدود ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ مورد انتظار است و آزادسازیهای مداوم تا پس از سال ۲۰۳۰ ادامه خواهد داشت.
توزیع توکن: ۱۰ آدرس برتر حدود ۱۳.۵۵٪ از کل عرضه را دارند که نشاندهنده تمرکز متوسط است.
عملکرد قوی در چرخه صعودی قبلی با نوسانات بالا. با این وجود، عرضه در گردش پایین یک دغدغه است و باید به رویدادهای آزادسازی توکن در آینده توجه شود.
جمعبندی بخش: برای بخش بلاکچینهای لایه یک، SOL گزینه باثبات و انتخاب اول برای توسعه بلاکچینی است؛ SUI بتای بالاتری (پتانسیل نوسان و بازدهی بیشتر) ارائه میدهد. اما با توجه به اینکه ETH از قبل بر روایت لایه یک تسلط دارد، توصیه میشود پوزیشن متوسطی در SOL و پوزیشن کوچکتری در SUI اتخاذ شود.
۲. بخش وامدهی دیفای (DeFi Lending)
لیدر اول: UNI (یونیسواپ)
ارزش بازار در گردش / ارزش بازار رقیقشده (FDV): تقریباً ۲.۳۸۴ میلیارد دلار / ۳.۴۰۶ میلیارد دلار
عملکرد ۳ روز گذشته: ۱۶.۹۸%+
شاخصهای درونزنجیرهای: TVL تجمیعی حدود ۳.۱ میلیارد دلار در نسخههای V2، V3 و V4 یونیسواپ؛ کارمزدهای ۳۰ روزه حدود ۷۹.۲ میلیون دلار، درآمد پروتکل حدود ۶.۱۲ میلیون دلار
آزادسازی توکنها: برنامه واگذاری (Vesting) اولیه ۱۰۰٪ تکمیل شده و هیچ آزادسازی عمدهای معلق نیست؛ حدود ۶۲.۴٪ از عرضه در حال حاضر در گردش است و مابقی در خزانهداری جامعه، آدرس توکنسوزی و قراردادهای پروتکل نگهداری میشود.
توزیع توکن: ۱۰ آدرس برتر حدود ۵۲.۰۳٪ را در اختیار دارند که عمدتاً شامل قرارداد قفل زمانی حاکمیتی (۲۶.۷۲٪)، آدرس توکنسوزی (۱۰.۹۱٪)، آدرسهای صرافیهای بزرگ (در مجموع حدود ۶.۶۹٪) و توزیعکننده توکن (۱.۲۵٪) است.
یکی از کوینهای مورد تاکید بانک استاندارد چارترد. پس از پیادهسازی سوئیچ کارمزد (Fee Switch) و مکانیزم بازخرید و سوزاندن (Buyback/Burn)، ارز UNI روند تبدیل از یک توکن حاکمیتی صرف به دارایی با قابلیت جذب ارزش پروتکل را آغاز کرده است. حجم کارمزد ۳۰ روزه آن به مراتب بالاتر از AAVE است.
لیدر دوم: AAVE (آوه)
ارزش بازار در گردش / ارزش بازار رقیقشده (FDV): تقریباً ۱.۵۳۵ میلیارد دلار / ۱.۵۹۲ میلیارد دلار
عملکرد ۳ روز گذشته: ۱۳.۰۸%+
شاخصهای درونزنجیرهای: TVL در نسخه Aave V3 حدود ۱۶.۴۷ میلیارد دلار؛ کارمزدهای ۳۰ روزه حدود ۳۰.۰۱ میلیون دلار، درآمد پروتکل حدود ۴.۰۸ میلیون دلار
آزادسازی توکنها: تقریباً ۹۷٪ از عرضه آزاد شده است.
توزیع توکن: ۱۰ آدرس برتر حدود ۴۳.۰۷٪ از عرضه را در اختیار دارند که استخر استیکینگ ۱۵.۳۲٪، قراردادهای نسخه V3 حدود ۵.۲۴٪ و ذخیره اکوسیستم ۳.۶۱٪ از آن را تشکیل میدهند.
از دیگر کوینهای مورد تاکید استاندارد چارترد. از نظر توزیع توکن و تولید درآمد، متعادلترین گزینه است؛ هرچند تاکنون رشد قابلتوجهی را از کف قیمتی خود ثبت کرده است.
گزینه با پتانسیل بالا: MORPHO (مورفو)
ارزش بازار در گردش / ارزش بازار رقیقشده (FDV): تقریباً ۱.۵۰ میلیارد دلار / ۲.۲۸۴ میلیارد دلار
عملکرد ۳ روز گذشته: ۸.۶۵%+
شاخصهای درونزنجیرهای: TVL در Morpho Blue حدود ۸.۹۳ میلیارد دلار؛ کارمزدهای ۳۰ روزه حدود ۱۶.۳۴ میلیون دلار، اما درآمد سطح پروتکل در حال حاضر نزدیک به صفر است.
آزادسازی توکنها: اختلاف فاحشی میان منابع آماری مختلف وجود دارد — کوینگکو میزان عرضه در گردش را ۶۵.۷٪ گزارش میکند، در حالی که آمار توکنومیست برای عرضه قابل معامله/آزادشده حدود ۳۴٪ است؛ آزادسازی ناگهانی (Cliff) مشخصی در پیش نیست.
توزیع توکن: ۱۰ آدرس برتر حدود ۶۴.۴٪ را نگهداری میکنند که شامل قرارداد Wrapper (حدود ۳۹.۱۳٪) و آدرسهای راند کشت ایده (Seed Round) با ۹.۰۱٪ است.
پروتکل با سرعت بالایی در حال رشد است، اما جذب ارزش توکن ضعیفتر از AAVE است و آمارهای مربوط به عرضه شفافیت کافی ندارند.
جمعبندی بخش: بخش دیفای یکی از معدود حوزههای کریپتو با درآمدزایی واقعی است که مسیری آزمودهشده و باسابقه به شمار میرود. توصیه میشود بخشی از پورتفولیو به داراییهای دیفای اختصاص یابد.
۳. بخش صرافیهای غیرمتمرکز معاملات مشتقه و فیوچرز دائمی (Perp DEX)
لیدر بخش: HYPE (هایپرلیکوئید)
ارزش بازار در گردش / ارزش بازار رقیقشده (FDV): تقریباً ۱۶.۴۱ میلیارد دلار / ۷۳.۷۵ میلیارد دلار
عملکرد ۳ روز گذشته: ۲۴.۸۹%+
شاخصهای درونزنجیرهای: TVL در لایه یک هایپرلیکوئید حدود ۱.۴۵ میلیارد دلار، استیبلکوینها حدود ۶.۵۷ میلیارد دلار، TVL پل ارتباطی (Bridge) حدود ۶.۲۷ میلیارد دلار؛ کارمزدهای ۳۰ روزه حدود ۴۸.۳۹ میلیون دلار، درآمد حدود ۳۴.۵۲ میلیون دلار
آزادسازی توکنها: عرضه در گردش گزارششده حدود ۲۲۲ میلیون توکن است که تنها ۲۳٪ از کل عرضه را شامل میشود؛ مدل وایتپیپر آزادسازی حدود ۹.۹۲ میلیون توکن را در حدود ۵ الی ۶ سپتامبر پیشبینی میکند، هرچند ادعاهای واقعی تیم در گذشته معمولاً کمتر از مدل ارائهشده بوده است.
توزیع توکن: پاداشها و مشوقهای آتی ۲۶.۳٪، مشارکتکنندگان اصلی ۲۵.۴٪، بنیاد ۶.۴٪ — این سه دسته در مجموع ۵۸.۱٪ از توکنها را در اختیار دارند.
ارز HYPE لیدر بلامنازع صرافیهای Perp DEX است و در حال حاضر هیچ رقیب جدی ندارد. با این حال، پس از رالی ناشی از تحولات پیرامون ترامپ، هم رشد قیمتی اخیر و هم ساختار آزادسازی توکنها ایجاب میکند که از خرید هیجانی در اوج قیمتی خودداری شود.
جمعبندی بخش: حوزه Perp DEX داغترین بخش این چرخه است، اما HYPE با اختلافی زیاد از نظر درآمد و بازخرید توکن پیشتاز است و قیمت و ارزش بازار آن از قبل رشد چشمگیری داشته است. در تخصیص سرمایه به این بخش احتیاط توصیه میشود.
۴. بخش داراییهای دنیای واقعی (RWA) و زیرساخت مالی درونزنجیرهای
لیدر بخش: LINK (چینلینک)
ارزش بازار در گردش / ارزش بازار رقیقشده (FDV): تقریباً ۸.۰۹ میلیارد دلار / ۱۰.۸۱ میلیارد دلار
عملکرد ۳ روز گذشته: ۱۵.۷۸%+
شاخصهای درونزنجیرهای: استخر استیکینگ جامعه حدود ۴۰.۸۸ میلیون واحد LINK نگهداری میکند؛ سهام و صندوقهای ETF توکنایزشده پروژه Ondo قبلاً از فیدهای داده چینلینک استفاده کردهاند.
آزادسازی توکنها: کوینگکو میزان عرضه در گردش را حدود ۷۴.۸٪ و توکنومیست شناوری قابل معامله را حدود ۵۸.۸٪ گزارش میکند؛ تاریخ آزادسازی بزرگ و ثابتی در افق پیشرو وجود ندارد.
توزیع توکن: ۱۰ آدرس برتر حدود ۳۰.۵٪ را در اختیار دارند که حدود ۲۰.۲٪ آن کیفپولهای رسمی غیرقابل گردش و ۴.۰۹٪ آن استخر استیکینگ جامعه است.
این پروژه در موقعیتی قرار دارد که همزمان از روندهای RWA، استیبلکوینها، تعاملپذیری میانزنجیرهای (Interoperability) و ورود نهادهای مالی سنتی به دیفای نفع میبرد؛ بنابراین قطعیت بالاتری نسبت به پروژههای تکمنظوره RWA ارائه میدهد.
گزینه با پتانسیل بالا: ONDO (اوندو)
ارزش بازار در گردش / ارزش بازار رقیقشده (FDV): تقریباً ۱.۷۶۷ میلیارد دلار / ۳.۶۲۹ میلیارد دلار
عملکرد ۳ روز گذشته: ۱۰.۱۹%+
شاخصهای درونزنجیرهای: ارزش داراییهای بازدهی دار Ondo Yield Assets حدود ۲.۵۱ میلیارد دلار، بازارهای جهانی (Global Markets) حدود ۹۷۱ میلیون دلار
آزادسازی توکنها: تقریباً بین ۴۹٪ تا ۵۳٪ از عرضه آزاد شده است؛ با این حال، ۱.۹۴ میلیارد توکن قرار است در تاریخ ۱۸ ژانویه ۲۰۲۷ آزاد شود!
توزیع توکن: ۱۰ آدرس برتر حدود ۷۰.۴۱٪ را نگهداری میکنند که تنها یک آدرس چندامضایی (Multi-sig) رسمی ۵۴.۷۹٪ از کل را در اختیار دارد.
پتانسیل رشد تجاری قوی دارد، اما جذب ارزش ضعیف توکن، تمرکز بسیار بالای هولدرها و آزادسازی عظیم سال ۲۰۲۷ همگی ریسکهای قابلتوجهی به شمار میروند.
جمعبندی بخش: چینلینک (LINK) برای هولد اصلی جهت کسب بازدهی از بخش RWA مناسب است؛ ONDO صرفاً برای پوزیشنهای کوچک رویدادمحور (Event-Driven) مناسب بوده و ترجیحاً بهتر است ورود به آن تا زمانی که آزادسازی سال ۲۰۲۷ به طور کامل توسط بازار پیشخور شود، به تعویق بیفتد.

برخورد سختگیرانه میکا (MiCA) با تتر در اروپا برای هیچکس دیگر اهمیتی ندارد
31 مرداد 1405 - 12:00
زمانی که شرکت رِوولوت (Revolut) به کاربران اروپایی خود اعلام کرد که پس از ۳۱ آگوست، توکن USDT را از لیست خود حذف خواهد کرد، به یکی دیگر از صف طولانی پلتفرمهای اروپایی تبدیل شد که دسترسی به بزرگترین استیبلکوین جهان را محدود میکنند، چرا که شرکتها در حال تطبیق خود با الزامات قانونگذاری بازارهای داراییهای رمزنگاری شده اتحادیه اروپا (MiCA) هستند.
به گزارش میهن بلاکچین، قوانین استیبلکوینهای MiCA از سال ۲۰۲۴ به تدریج اجرایی شدهاند و دوره گذار در سراسر اتحادیه اروپا در ۱ جولای به پایان رسید که این امر فشار بیشتری را بر پلتفرمها برای حذف توکنهایی که مطابق این قوانین نیستند، وارد میکند.
با این حال، طبق گزارش آرتمیس آنالیتیکس (Artemis Analytics)، بیرون رانده شدن تتر از یک بازار بزرگ، نشانههای کمی از ایجاد یک تغییر عمده در فعالیت USDT به همراه داشته است. الکس وسلی (Alex Weseley)، از بخش تحقیق و دادهها، به مجله میگوید:
دادهها هیچ تغییر قابلتوجهی در عرضه یا تقاضای USDT که مستقیماً به اجرایی شدن MiCA در اروپا مربوط باشد را نشان نمیدهند... MiCA باعث مهاجرت عمدهای در محل معاملات یا شبکههای بلاکچینی نشد.
پس چرا تقاضا برای تتر تا این حد قدرتمند باقی مانده است؟
استیبلکوینها به زیرساخت مالی تبدیل شدهاند
یکی از دلایلی که مقاومت تقاضای USDT را ثابت میکند این است که استیبلکوینهای دلاری برای مواردی فراتر از معاملات یا پسانداز، در سایر مناطق جهان استفاده میشوند.
برای مثال در آرژانتین، کشوری که مدتهاست وسواس زیادی به پنهان کردن دلار در زیر تشک و ذخیره ثروت در خارج از سیستم مالی سنتی دارد، با وجود کاهش محدودیتها برای دسترسی به دلار واقعی آمریکا، فعالیت استیبلکوینها همچنان به رشد خود ادامه داده است.
سهم عرضه USDT بر اساس شبکه بلاکچینی در نقاط عطف MiCA. منبع: Artemis.
لمون (Lemon)، یک پلتفرم خدمات مالی و رمزنگاری آرژانتینی، در سال ۲۰۲۵ مجموعاً ۹.۳ میلیارد دلار حجم معاملات را پردازش کرد که نسبت به سال قبل ۶۰ درصد افزایش داشته است. کاربران تراکنشی با ۷۰ درصد رشد به نزدیک ۱.۸ میلیون نفر رسیدند و حجم استیبلکوینها نسبت به سال قبل ۴۵ درصد رشد کرد.
این موضوع نشان میدهد که استیبلکوینها کاری فراتر از پر کردن شکافِ ایجاد شده توسط محدودیتهای دسترسی به دلار انجام میدهند؛ آنها در حال تبدیل شدن به بخشی از روش جابجایی و خرج کردن پول توسط مردم هستند.
ایگناسیو گیمنز (Ignacio Gimenez)، مدیر تجارت و برنامهریزی لمون میگوید:
نقش USDT و سایر استیبلکوینهای دلاری در حال تکامل است. آنچه ما شاهد آن هستیم، تغییر از استیبلکوینها به عنوان ذخیره ارزش، به سمت استیبلکوینها به عنوان زیرساخت مالی است.
او میگوید فعالیت استیبلکوینها «بهطور فزایندهای توسط پرداختها، انتقالهای بینمرزی و خدمات مالی جهانی و نه فقط توسط پسانداز هدایت میشود». او اضافه میکند که کاربران آرژانتینی میتوانند در برزیل از طریق سیستم PIX با استفاده از پزو پرداخت کنند، دلار یا یورو از خارج دریافت کنند و آنها را به عنوان USDC در حساب خود داشته باشند، یا دارایی خود را بین دلارهای بانکی و موجودیهای دلار دیجیتال جابجا کنند.
این موضوع باعث میشود اندازهگیری تقاضای استیبلکوینها صرفاً با نگاه کردن به اینکه کدام توکنها در صرافیهای قانونگذاری شده در دسترس هستند، دشوارتر شود.
میکا (MiCA) در حال تغییر دروازه اروپایی است
تجربه پلتفرم لیمون، تغییر در رفتار کاربران را در یکی از بزرگترین اقتصادهای آمریکای لاتین برجسته میکند و نشانههایی وجود دارد که بازارهای نوظهور نیز در حال پیروی از این روند هستند.
دادههای آرتمیس نشان میدهد که تعداد کاربران روزانه در بایننس اسمارت چین (Binance Smart Chain) از حدود ۳۱۸,۰۰۰ کاربر در ژوئن ۲۰۲۴ به ۱.۵۶ میلیون کاربر در جولای ۲۰۲۶ افزایش یافته است، در حالی که کاربران روزانه در شبکه ترون (Tron) با ۴۴ درصد افزایش به حدود ۹۰۸,۰۰۰ کاربر رسیده است. این شبکهها توسط کاربران روزمره استیبلکوینها به دلیل کارمزدهای پایینشان ترجیح داده میشوند. وسلی میگوید:
این مسئله به نظر میرسد به جای یک مهاجرت مختص به اروپا، گسترش استفاده جهانی و بازارهای نوظهور باشد و هیچ توقف واضحی مطابق با زمانبندی MiCA در دادههای شبکههای بلاکچینی وجود ندارد.
این بدان معنا نیست که MiCA بیاهمیت است: این قانون قطعاً در حال تغییر این موضوع است که پلتفرمهای قانونگذاری شده اروپایی میتوانند چه استیبلکوینهایی را ارائه دهند و در حال تغییر شکل بازار استیبلکوین در داخل این اتحادیه است.
آدرسهای فعال روزانه USDT بر اساس شبکه در نقاط عطف MiCA. منبع: Artemis.
ماکسیم ساخاروف (Maksym Sakharov)، مدیرعامل و همبنیانگذار WeFi (یک شرکت زیرساخت مالی رمزنگاری)، میگوید که مقررات در درجه اول نحوه دسترسی کاربران به استیبلکوینهای دلاری را تغییر میدهد، نه اینکه تقاضای اساسی را از بین ببرد؛ خواه این تقاضا برای معاملات باشد، خواه پرداختها یا انتقالهای بینمرزی. او اظهار داشت:
کاربران یک استیبلکوین را فقط به این دلیل انتخاب نمیکنند که در یک پلتفرم قانونگذاری شده در دسترس است. آنها آن را انتخاب میکنند زیرا طرفین معاملات از آن استفاده میکنند، نقدینگی آن عمیق است و در بازارهای بسیاری کار میکند.
برای برخی پلتفرمها، این تغییر بسیار قبل از ضربالاجل MiCA آغاز شد. ارالد غوس (Erald Ghoos)، مدیرعامل OKX اروپا، میگوید که صرافی OKX حدود دو سال است که USDT را به کاربران اروپایی ارائه نکرده است، بنابراین آخرین ضربالاجل MiCA تفاوت مادی چندانی ایجاد نکرده است.
جایگزینهای اروپا مشکل دلاری دارند
شاید سوال بزرگتر در اروپا این باشد که کاربران اروپایی به جای آن (USDT) از چه چیزی استقبال خواهند کرد. استیبلکوینهای با پشتوانه دلار از یک مزیت قدرتمند برخوردارند، زیرا بازار ارزهای دیجیتال همیشه دلار آمریکا را به عنوان معیار اصلی خود در نظر گرفته است.
سهم حجم انتقال USDT بر اساس شبکه پیش از MiCA در مقایسه با پس از آن. منبع: Artemis.
در حالی که غوس انتظار ندارد این موضوع در سطح جهانی به این زودیها تغییر کند، او میگوید که علاقه نهادی به استیبلکوینهای با پشتوانه یورو در حال افزایش است. او میگوید:
آنچه ما از بازیگران سازمانی میبینیم، علاقه به ایجاد استیبلکوینهای بیشتر با پشتوانه یورو (EUR) است که ارزش دارد روند توسعه آن را زیر نظر بگیریم.
برای کاربران خُرد نیز، استیبلکوینهای با پشتوانه یورو میتوانند با حذف اصطکاکهای اضافی در تراکنشها، مانند تبدیل ارز، منطق کاربردی داشته باشند. اما در حالی که MiCA ممکن است تعیین کند چه محصولاتی از طریق دروازههای قانونگذاری شده اروپایی در دسترس باشند، نمیتواند نقش دلار را در بازارهای جهانی ارزهای دیجیتال تغییر دهد.

بازار کریپتوی ایران واقعاً چقدر بزرگ است؟ رد میلیاردها دلار پول ایرانی روی بلاکچین
30 مرداد 1405 - 20:00
یک عدد واحد و قابل دفاع برای «اندازه بازار کریپتوی ایران» وجود ندارد.
چینآنالیسیس برای سال ۲۰۲۵ بیش از ۷.۷۸ میلیارد دلار فعالیت مرتبط با اکوسیستم کریپتوی ایران گزارش کرده است. TRM Labs برای همان سال رقم ۹.۹ میلیارد دلار «حجم منتسب به ایران» را اعلام میکند. این اختلاف تقریباً ۲.۱ میلیارد دلاری به این معنی نیست که یکی از دو شرکت الزاماً اشتباه کرده است. آنها یک چیز واحد را با یک روش واحد اندازه نمیگیرند.
از طرف دیگر، هیچکدام از این ارقام را نباید «حجم معاملات صرافیهای ایرانی» نامید.
حجم معامله در دفتر سفارش یک صرافی، انتقال دارایی روی بلاکچین و برآورد اندازه اکوسیستم کریپتوی ایران سه دیتاست متفاوت با سه مخرج متفاوتاند. قاطی کردن آنها میتواند تصویری چند میلیارد دلار بزرگتر یا کوچکتر از واقعیت بسازد.
گزارش ماهانه میهن بلاکچین از همین تفکیک شروع میشود.
تصویر بازار در تیر ۱۴۰۵
شاخصآخرین داده قابل استنادمعنی درست دادهبرآورد Chainalysis از اکوسیستم ایران در ۲۰۲۵بیش از ۷.۷۸ میلیارد دلارفعالیت آنچین مرتبط با سرویسهای شناساییشده ایرانیبرآورد TRM Labs برای ایران در ۲۰۲۵۹.۹ میلیارد دلارحجم کریپتو منتسب به موجودیتهای ایرانی در مدل TRMسهم ۴ صرافی تحریمشده در مدل TRMحدود ۷.۷ میلیارد دلار؛ ۷۸٪سهم از attributed crypto volume؛ نه لزوماً حجم معاملات اسپاتسهم نوبیتکس از inflowهای ایران در مدل Chainalysis برای ۲۰۲۵۵۴.۲٪سهم از ورودیهای آنچین به سرویسهای ایرانی شناساییشدهسهم والکس در همان دیتاست۱۲.۷٪inflow آنچینسهم بیتپین۱۰.۴٪inflow آنچینسهم رمزینکس۶.۶٪inflow آنچینجریان تاریخی CoinEx با موجودیتهای تحریمشده ایرانیبیش از ۳.۸۴ میلیارد دلارجریان آنچین بیش از ۷ سال؛ نه حجم یک ماهجریان CoinEx با نوبیتکس از ۲۰۱۸حدود ۲.۷ میلیارد دلارجریان آنچین تاریخیحجم قابل مشاهده CoinEx↔صرافیهای ایرانی پس از تحریم ۲ ژوئنکمتر از ۱۵۰ هزار دلار در داده گزارششده TRMافت مسیر آنچین قابل مشاهده، نه اثبات توقف کل انتقال خارجیاستیبلکوین دریافتی ۴ آدرس جدید منتسب به بانک مرکزی۱۶۵ میلیون دلارمجموع تاریخی دریافتی آدرسهامبلغ فریزشده در همان آدرسها۱۳۱ میلیون دلارموجودی مسدودشده توسط Tether
منابع ارقام جدول: Chainalysis، TRM Labs و اسناد رسمی وزارت خزانهداری آمریکا.
یک نکته درباره این جدول مهمتر از خود اعداد است: هیچ ردیف جدول، «حجم کل معاملات کاربران ایرانی در تیر ۱۴۰۵» نیست. در حال حاضر انتشار چنین عددی بدون دیتاست خام تجمیعشده صرافیها قابل دفاع نیست.
حجم معاملات صرافیهای ایرانی؛ چه چیزی را واقعاً میتوان اندازه گرفت؟
داده عمومی برخی صرافیهای ایرانی امکان ساخت یک شاخص مستقل را میدهد.
نوبیتکس در API عمومی خود داده OHLC تاریخی بازارها، آمار بازار و Order Book را ارائه میکند. داده تاریخی OHLC شامل زمان، قیمت بازشدن، بالاترین و پایینترین قیمت، قیمت بستهشدن و حجم هر کندل است. Order Book نسخه ۳ نیز قیمت و مقدار سفارشهای خرید و فروش را بدون نیاز به توکن در اختیار میگذارد.
والکس هم API عمومی برای Order Book، کل بازارها و OHLC تاریخی دارد. در Order Book این صرافی، قیمت، مقدار سفارش و ارزش سفارش (sum) ارائه میشود و endpoint جداگانهای نیز برای دریافت اردربوک تمام بازارها وجود دارد.
این زیرساخت برای ساخت گزارش مستقل مفید است، اما دو محدودیت جدی دارد.
۱. حجم تاریخی با عمق تاریخی یکی نیست
کندلهای تاریخی را میتوان بعداً از API دریافت کرد. Order Book چنین خاصیتی ندارد.
اردربوک تصویری از سفارشهای باز در همان لحظه است. اگر در ساعت ۱۴:۰۰ روز ۱۰ تیر اسنپشات نگرفته باشیم، نمیتوانیم در مرداد به API مراجعه کنیم و اردربوک ساعت ۱۴:۰۰ روز ۱۰ تیر را بازیابی کنیم. در نتیجه گزارش فعلی نمیتواند با اتکا به داده امروز ادعا کند:
متوسط اسپرد نوبیتکس در تیر چند واحد پایه بوده است؛
عمق یکدرصدی بازار USDT/TMN والکس در طول تیر چقدر بوده است؛
سفارش یک میلیارد تومانی بهطور متوسط چه Slippageای ایجاد میکرده است.
چنین اعدادی فقط زمانی قابل انتشارند که snapshotهای خام در همان ماه ذخیره شده باشند.
از نسخه بعدی این گزارش، این داده باید بهصورت پیوسته آرشیو شود.
۲. جمعزدن ستون Volume بهتنهایی «حجم ریالی بازار» نمیسازد
در APIهای OHLC معمولاً Volume با واحد دارایی پایه گزارش میشود. برای مثال حجم BTC در بازار BTC/IRT با حجم USDT در USDT/IRT همواحد نیست. ضرب کل حجم روزانه در قیمت بستهشدن نیز فقط یک تقریب از Turnover است، نه ارزش دقیق تکتک معاملات.
روش دقیقتر برای گزارش آینده استفاده از داده معاملات اجراشده یا quote volume رسمی است، به شرطی که endpoint مورد استفاده پوشش کامل و قابل اثباتی از معاملات دوره داشته باشد.
به همین دلیل در این شماره، میهن بلاکچین عددی تحت عنوان «کل حجم معاملات صرافیهای ایرانی در تیر» منتشر نمیکند. عددی که تعریف و امکان بازتولید آن مشخص نباشد، صرفاً دقت ظاهری ایجاد میکند.
برای مشاهده وضعیت و ویژگیهای فعلی پلتفرمهای داخلی میتوان از صفحه مقایسه صرافیهای ایرانی میهن بلاکچین استفاده کرد. قیمتهای لحظهای بازارهای مختلف نیز در سرویس مقایسه قیمت صرافیها قابل مشاهده است؛ این دادههای لحظهای جایگزین دیتاست تاریخی گزارش ماهانه نیستند.
نقدشوندگی؛ حجم زیاد الزاماً یعنی بازار عمیق نیست
برای کاربر، نقدشوندگی بیشتر از «حجم اعلامشده» اهمیت دارد. ممکن است بازاری حجم ۲۴ ساعته بالایی داشته باشد، اما فاصله بهترین سفارش خرید و فروش زیاد باشد یا چند سفارش بزرگ بتواند قیمت را بهشدت جابهجا کند.
شاخص نقدشوندگی میهن بلاکچین در گزارشهای بعدی باید حداقل چهار متغیر را ثبت کند:
معیارروش محاسبهBid-Ask Spreadفاصله بهترین Ask و Bid نسبت به Mid PriceDepth ±0.5%ارزش سفارشها در نیم درصد بالا و پایین قیمت میانیDepth ±1%ارزش سفارشها در یک درصد بالا و پایین قیمت میانیSlippageتغییر میانگین قیمت اجرا برای سفارشهای استاندارد
فرمول استاندارد اسپرد:
Spread (bps) = (Best Ask - Best Bid) / Mid Price × 10,000
این شاخصها برای بازارهایی مثل BTC/IRT، USDT/IRT، ETH/IRT و معادلهای تومانی آنها باید در فواصل زمانی ثابت جمعآوری شوند.
دلیل استفاده از چند معیار روشن است. یک سفارش فروش ۵۰۰ میلیون تومانی ممکن است در دو صرافی با قیمت لحظهای تقریباً یکسان، خروجی کاملاً متفاوتی داشته باشد. اختلاف را عمق بازار مشخص میکند، نه آخرین قیمت معامله.
API عمومی نوبیتکس و والکس از نظر فنی امکان مشاهده این اطلاعات در زمان جمعآوری را فراهم میکنند.
تتر همچنان مهمترین نقطه اتصال بازار ایران به دلار دیجیتال است؛ با یک ریسک ساختاری
در بازار ایران، USDT فقط یک دارایی برای معامله نیست. تتر همزمان واحد قیمتگذاری، مسیر انتقال ارزش و در بسیاری از مواقع جایگزین عملی دلار برای کاربران کریپتو است. همین ویژگی باعث میشود بررسی بازار ایران بدون بررسی USDT ناقص باشد.
در تیر ۱۴۰۵ نمونهای بزرگ از ریسک متمرکز استیبلکوینها دوباره مشاهده شد.
چینآنالیسیس در ۱۵ جولای ۲۰۲۶، معادل ۲۴ تیر، گزارش داد چهار آدرس کریپتویی که بهعنوان شناسههای بانک مرکزی ایران به فهرست OFAC اضافه شده بودند، در مجموع ۱۶۵ میلیون دلار استیبلکوین دریافت کردهاند. طبق تحلیل Chainalysis، ۱۳۱ میلیون دلار موجودی این آدرسها توسط Tether بلافاصله فریز شد.
این عدد را نباید به دارایی کاربران عادی ایرانی تعمیم داد. آدرسهای مورد بحث به بانک مرکزی ایران منتسب شدهاند.
اما مکانیسم فنی ماجرا برای تمام دارندگان USDT یکسان است: Tether میتواند توکن موجود در یک آدرس مشخص را در سطح قرارداد غیرقابل انتقال کند.
میهن بلاکچین پیشتر در گزارش ریسک فریز و مسدود شدن تتر کاربران ایرانی این موضوع را بررسی کرده است. پس از تحریم صرافیهای داخلی نیز موضوع در گزارش ریسک حضانتی دارایی کاربران در صرافیهای ایرانی از زاویه دیگری بررسی شد.
اتفاق تیر یک شاهد تازه برای همان ریسک فنی است، نه مدرکی برای این ادعا که «تتر تمام دارایی ایرانیها را فریز خواهد کرد».
رفتار آنچین ایران؛ عدد ۷.۷۸ میلیارد دلار دقیقاً چیست؟
Chainalysis در ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد اکوسیستم کریپتوی ایران در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۷.۷۸ میلیارد دلار رسیده است. این شرکت همچنین گزارش کرده بود آدرسهای منتسب به شبکههای مرتبط با سپاه پاسداران در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ بیش از نیمی از ارزش دریافتی اکوسیستم مورد بررسی را تشکیل دادهاند.
اما خود Chainalysis یک محدودیت مهم را صریحاً اعلام کرده است.
در گزارش Geography of Cryptocurrency، این شرکت برای بسیاری از کشورها از روش معمول جغرافیایی مبتنی بر دادههای وب استفاده میکند. ایران در این دیتاست استاندارد در دسترس نیست. برای بخش ایران، Chainalysis فعالیت مرتبط با «سرویسهای مشخص ایرانی» را بررسی کرده و تأکید میکند که این داده با methodology متفاوتی تخمین زده شده است. به همین دلیل ایران حتی در نمودارهای کلان منطقهای آن گزارش نیز وارد نشده است. بنابراین عبارت دقیقتر این است:
Chainalysis بیش از ۷.۷۸ میلیارد دلار فعالیت کریپتویی مرتبط با اکوسیستم ایرانیِ قابل شناسایی در مدل خود برای سال ۲۰۲۵ گزارش کرده است.
عبارت «بازار کریپتوی ایران ۷.۷۸ میلیارد دلار ارزش دارد» از داده Chainalysis نتیجه نمیشود.
این تمایز در مورد گزارشهای قدیمیتر Chainalysis نیز باید رعایت شود. میهن بلاکچین پیشتر گزارش Chainalysis درباره صرافیهای ایرانی و تحریمها را پوشش داده بود؛ اعداد آن گزارشها نیز باید با methodology و دوره زمانی خودشان خوانده شوند، نه بهعنوان سری زمانی کاملاً همگن.
پس رقم ۹.۹ میلیارد دلاری TRM Labs چیست؟
TRM Labs بعد از تحریم چهار صرافی ایرانی در ژوئن ۲۰۲۶ گزارش کرد که حجم کریپتوی منتسب به ایران در مدل این شرکت طی سال ۲۰۲۵ حدود ۹.۹ میلیارد دلار بوده است. طبق همان گزارش، نوبیتکس، والکس، بیتپین و رمزینکس در مجموع حدود ۷.۷ میلیارد دلار یا ۷۸٪ از این حجم منتسب را تشکیل میدادند.
TRM این داده را از Entity Attribution خود استخراج میکند. این یعنی آدرسها، سرویسها و جریانهایی که TRM آنها را به موجودیتهای ایرانی نسبت داده است، پایه محاسبه را تشکیل میدهند.
یک نکته جالبتر در روش TRM وجود دارد: خود این شرکت در شاخص جهانی پذیرش کریپتوی Q1 2026، ایران را از country attribution مبتنی بر SimilarWeb کنار گذاشته است، زیرا پوشش ترافیک وب ایران را به دلیل استفاده گسترده از VPN بسیار کم و نامناسب میداند. این مسئله ظاهراً متناقض نیست. دو مدل متفاوتاند:
در گزارشهای اختصاصی ایران، TRM میتواند از موجودیتها و آدرسهای منتسب به ایران استفاده کند.
در مدل جغرافیایی مبتنی بر ترافیک وب، ایران را به دلیل کیفیت پایین سیگنال جغرافیایی حذف میکند.
همین تفاوت نشان میدهد چرا عبارت «طبق داده بلاکچین، ایرانیها دقیقاً X میلیارد دلار کریپتو معامله کردهاند» بدون توضیح متدولوژی قابل دفاع نیست.
چین آنالیسیس میگوید ۷.۷۸ میلیارد؛ TRM میگوید ۹.۹ میلیارد؛ کدام درست است؟
پاسخ این گزارش: هیچکدام را نباید بهعنوان «عدد واقعی و نهایی بازار» انتخاب کرد.
Providerرقم ۲۰۲۵جامعه مورد سنجشمحدودیت اصلیChainalysis>۷.۷۸ میلیارد دلارفعالیت مرتبط با سرویسهای ایرانی شناساییشدهایران خارج از geography methodology استاندارد استTRM Labs۹.۹ میلیارد دلارحجم منتسب به موجودیتهای ایرانیوابسته به entity attribution و پوشش آدرسهاTRM، چهار صرافی تحریمشده۷.۷ میلیارد دلارسهم موجودیتهای چهار صرافی از مدل TRMTrading Volume صرافی نیستTreasury/OFAC>۵۰٪ برای نوبیتکس، ۱۲٪ والکس، ۱۰٪ بیتپینIranian digital asset inflowsبر پایه داده تحلیلی/انتسابی؛ نه دفتر معاملات صرافیها
وزارت خزانهداری آمریکا نیز در بیانیه ۲ ژوئن خود سهم بیش از ۵۰٪ از inflowها را برای نوبیتکس، ۱۲٪ برای والکس و ۱۰٪ برای بیتپین ذکر کرده است. این داده نیز «سهم بازار معاملات اسپات» نیست.
یکی از رایجترین خطاهای محتوایی در پوشش بازار ایران همینجاست: عبارتهای inflow، on-chain volume، attributed volume، exchange trading volume و market size به جای یکدیگر استفاده میشوند.
در گزارش ماهانه میهن بلاکچین این اعداد جدا باقی میمانند.
تغییری مهم در مسیر نقدینگی خارجی ایران
در ۲ ژوئن ۲۰۲۶، یعنی حدود سه هفته قبل از شروع تیر، OFAC نوبیتکس، والکس، بیتپین و رمزینکس را تحریم کرد.
میهن بلاکچین در همان زمان واکنش چهار صرافی ایرانی به تحریم آمریکا را منتشر کرد. چند روز بعد نیز CoinEx به کاربران درباره انتقال مستقیم به این چهار صرافی هشدار داد.
داده TRM که در سوم تیر منتشر شد، ابعاد آنچین این ارتباط را بهتر نشان میدهد. TRM میگوید بیش از ۳.۸۴ میلیارد دلار جریان تاریخی میان CoinEx و موجودیتهای تحریمشده ایرانی را طی بیش از هفت سال شناسایی کرده است. حدود ۲.۷ میلیارد دلار از این رقم به ارتباط CoinEx و نوبیتکس مربوط میشود.
طبق همان گزارش، پس از تحریم ۲ ژوئن حجم قابل مشاهده میان CoinEx و صرافیهای ایرانی به کمتر از ۱۵۰ هزار دلار کاهش یافت.
این یکی از مهمترین سیگنالهای آنچین ورودی به تیر ۱۴۰۵ است.
با این حال، تعبیر «مسیر CoinEx برای ایران کاملاً بسته شد» از این داده قابل استخراج نیست. خود TRM میگوید در زمان انتشار گزارش نمیتوانست مشخص کند آیا زیرساخت جدیدی برای دور زدن شناسایی ساخته شده، ارتباط از مسیر حسابهای خصوصی یا واسطهها ادامه پیدا کرده یا فعالیت واقعاً متوقف شده است.
داده آنچین فقط چیزی را نشان میدهد که روی زنجیره قابل مشاهده و قابل انتساب است.
بازار ایران در تیر با ریسکی تازه وارد دوره جدید شد
از نظر ساختار بازار، تحریم چهار پلتفرم بزرگ اثرات بالقوهای در چهار سطح داشت:
ارتباط با صرافیهای خارجی: پلتفرمهای خارجی میتوانند آدرسهای مرتبط را بهعنوان ریسک AML یا sanctions exposure علامتگذاری کنند. هشدار CoinEx نمونه مستقیم آن بود. میهن بلاکچین این ریسک را در گزارش هشدار CoinEx پوشش داده است.
نقدشوندگی خارجی: اگر مسیرهای مستقیم با پلتفرمهای خارجی محدود شوند، بازارسازها و تأمینکنندگان نقدینگی ممکن است ناچار شوند مسیرهای بیشتری بین ایران و بازار جهانی ایجاد کنند.
ریسک حضانتی: ریسک کاربر فقط قیمت رمزارز نیست. دسترسی به برداشت، آدرسهای مقصد، وضعیت کیف پول گرم و تعامل با سرویسهای خارجی نیز بخشی از ریسک صرافی است. تحلیل مستقل این موضوع در مقاله تحریم صرافیهای ایرانی و ریسک حضانتی منتشر شده است.
قیمت داخلی: هرگونه اختلال در آربیتراژ میان بازار ایران و بازار جهانی میتواند به گسترش موقت اسپرد یا ایجاد Premium/Discount در بازار داخلی منجر شود. اندازه این اثر باید با داده واقعی Order Book سنجیده شود؛ صرف مشاهده اختلاف قیمت در چند لحظه برای نتیجهگیری کافی نیست.
آیا داده تیر نشانه خروج کاربران به کیف پول شخصی را نشان میدهد؟
برای خود تیر ۱۴۰۵ هنوز دیتاست عمومی مستقلی که بتوان با آن مقدار خالص خروج کاربران ایرانی از صرافیها به کیف پول شخصی را محاسبه کرد، منتشر نشده است. اما رفتار مشابه در دورههای قبلی قابل مشاهده بوده است.
Chainalysis در بررسی اعتراضات اواخر ۲۰۲۵ و ابتدای ۲۰۲۶ افزایش انتقال بیتکوین از صرافیهای ایرانی به کیف پولهای شخصی را گزارش کرده بود. این شرکت بعد از حملات ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ نیز حدود ۱۰.۳ میلیون دلار خروج کریپتو از صرافیهای بزرگ ایران طی ۲۸ فوریه تا ۲ مارس شناسایی کرد. مقاصد شامل کیف پول شخصی، صرافی خارجی، DEX، بریج و آدرسهای دیگری بود که هویت نهایی همه آنها قابل تعیین نبود.
این دادهها الگویی تاریخی میسازند، اما برای تیر قابل تعمیم مستقیم نیستند.
اتفاقات مهم تیر ۱۴۰۵ در یک خط زمانی
۱ تیر / ۲۲ ژوئن: شروع دوره این گزارش. بازار داخلی وارد ماه جدید در شرایطی شد که چهار صرافی بزرگ از ۲ ژوئن در SDN List آمریکا قرار گرفته بودند.
۳ تیر / ۲۴ ژوئن: TRM Labs گزارش ارتباط CoinEx با بیش از ۶۰ پلتفرم ایرانی را منتشر کرد؛ بیش از ۳.۸۴ میلیارد دلار جریان تاریخی شناسایی شد و TRM از افت شدید جریان قابل مشاهده پس از تحریمهای جدید خبر داد.
۲۴ تیر / ۱۵ جولای: Chainalysis اعلام کرد چهار آدرس جدید منتسب به بانک مرکزی ایران در مجموع ۱۶۵ میلیون دلار استیبلکوین دریافت کردهاند و ۱۳۱ میلیون دلار موجودی آنها توسط Tether فریز شده است.
۳۱ تیر / ۲۲ جولای: پایان بازه گزارش.
پس اندازه بازار کریپتوی ایران چقدر است؟
دقیقترین پاسخ در حال حاضر یک عدد نیست. برای سنجش بازار ایران حداقل باید چهار لایه مستقل اندازهگیری شوند:
Trading Volume: ارزش معاملات انجامشده در صرافیهای داخلی.
Liquidity: اسپرد، عمق دفتر سفارش و Slippage.
On-chain Flow: انتقال دارایی به/از سرویسها و آدرسهای منتسب به ایران.
User/Market Footprint: تعداد کاربران، دارایی نگهداریشده، OTC، معاملات خارج از صرافی و فعالیتهایی که الزاماً روی بلاکچین قابل انتساب نیستند.
Chainalysis و TRM عمدتاً لایه سوم را اندازه میگیرند. API صرافیها میتواند بخشی از لایه اول و دوم را پوشش دهد. هیچکدام بهتنهایی برابر با «کل بازار کریپتوی ایران» نیستند. این تعریف، مبنای گزارشهای بعدی میهن بلاکچین خواهد بود.
جمعبندی گزارش تیر ۱۴۰۵
بازار کریپتوی ایران را در تیر نمیتوان با یک عدد چند میلیارد دلاری خلاصه کرد.
رقم بیش از ۷.۷۸ میلیارد دلاری Chainalysis و رقم ۹.۹ میلیارد دلاری TRM هر دو درباره سال ۲۰۲۵ هستند و از مدلهای attribution متفاوت میآیند. هیچکدام حجم معاملات صرافیهای داخلی در تیر ۱۴۰۵ نیستند.
دادهای که مستقیماً به شرایط ورودی تیر مربوط میشود، افت شدید جریان قابل مشاهده میان CoinEx و صرافیهای تحریمشده ایرانی است. TRM این جریان را پس از تحریمهای ۲ ژوئن کمتر از ۱۵۰ هزار دلار گزارش کرده، اما همزمان تأکید کرده که نمیتوان از این مشاهده توقف کامل ارتباط را نتیجه گرفت.
در بخش استیبلکوین نیز تیر شاهد یکی از بزرگترین نمونههای اخیر از قدرت فریز صادرکننده بود: ۱۳۱ میلیون دلار در چهار آدرس منتسب به بانک مرکزی ایران توسط Tether مسدود شد. این اتفاق درباره آدرسهای مشخص دولتی است، نه دارایی تمام کاربران ایرانی، اما ریسک متمرکز USDT را بهصورت عملی نشان میدهد.
برای پاسخ به بخش باقیمانده معادله، یعنی حجم واقعی معاملات و کیفیت نقدشوندگی بازار داخلی، باید دیتاست مستقل میهن بلاکچین ساخته شود. API عمومی نوبیتکس و والکس امکان شروع این اندازهگیری را فراهم میکند؛ داده تاریخی معاملات و قیمت را میتوان بازیابی کرد، اما تاریخچه Order Book باید از همان لحظه جمعآوری و آرشیو شود.
سوالات متداول (FAQ)
آیا تراکنش بین دو کاربر داخل یک صرافی در داده آنچین دیده میشود؟معمولاً خیر. اگر انتقال فقط در دفترکل داخلی صرافی انجام شود و تراکنش بلاکچینی ایجاد نکند، تحلیل آنچین آن را بهعنوان انتقال مستقل روی شبکه مشاهده نمیکند.آیا حجم معاملات OTC صرافیهای ایرانی در API عمومی دیده میشود؟الزاماً نه. API بازار P2P یا Order Book فقط همان بازار را پوشش میدهد. برای افزودن OTC باید منبع مستقل و مشخصی برای حجم آن وجود داشته باشد.آیا میتوان تعداد کاربران ایرانی کریپتو را از تعداد آدرسهای بلاکچین محاسبه کرد؟خیر. یک کاربر میتواند دهها آدرس داشته باشد و یک آدرس صرافی نیز میتواند دارایی تعداد زیادی کاربر را نگهداری کند.آیا استفاده از VPN باعث خطا در تخمین جغرافیایی بازار ایران میشود؟بله. TRM ایران را در مدل country attribution مبتنی بر SimilarWeb خود به دلیل پوشش بسیار پایین و استفاده گسترده از VPN حذف کرده است. Chainalysis نیز ایران را خارج از geography methodology استاندارد خود محاسبه میکند.آیا فریزشدن USDT به معنی از بین رفتن توکن است؟خیر. توکن روی آدرس باقی میماند، اما قرارداد تتر میتواند امکان انتقال آن را مسدود کند. در عمل دارنده دیگر قادر به خرج یا انتقال موجودی فریزشده نیست.آیا Market Share اعلامشده توسط یک شرکت تحلیل بلاکچین همان سهم بازار معاملاتی صرافی است؟خیر. اگر سهم بر اساس inflow یا attributed on-chain volume محاسبه شده باشد، فقط سهم آن سرویس در همان دیتاست را نشان میدهد.آیا میتوان حجم دلاری یک بازار را با ضرب حجم BTC روزانه در قیمت پایانی محاسبه کرد؟میتوان یک تخمین ساخت، اما این روش Turnover دقیق نیست؛ چون هر معامله در قیمت متفاوتی انجام شده است. داده معاملهبهمعامله یا Quote Volume معتبر برای محاسبه دقیقتر مناسبتر است.چرا اعداد Chainalysis و TRM ممکن است در گزارشهای بعدی تغییر کنند؟شرکتهای تحلیل بلاکچین با شناسایی آدرسها، سرویسها و ارتباطات جدید میتوانند Attribution تاریخی خود را بهروزرسانی کنند. به همین دلیل هر عدد باید همراه با تاریخ دریافت و نسخه methodology ذخیره شود.

عبور بیتکوین از مرز ۷۹ هزار دلار؛ آیا هدف ۱۲۰ هزار دلاری دوباره ممکن است؟
30 مرداد 1405 - 16:00
قیمت بیتکوین با یک بازگشت قدرتمند از حوالی ۶۳,۰۰۰ دلار به ۷۹,۷۰۰ دلار رسید و یک حرکت صعودی با انحراف معیار ۵.۸ را در عرض ۴۸ ساعت تکمیل کرده است، هر چند اکنون مقداری اصلاح یافته است. این موضوع باعث شد تا پیر روچارد (Pierre Rochard)، تحلیلگر بازار، نقشه راه صعودی خود را تکرار کند.
رسیدن به ۸۰,۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۶، عبور از ۱۲۰,۰۰۰ دلار در سال آینده، و هدفگذاری ۳۰۰,۰۰۰ دلار تا سال ۲۰۳۰. در کوتاهمدت، لیکوئید شدن موقعیتهای شورت و شکستن خط روند نزولی، شتاب بازار را افزایش داده است، اما اینکه آیا این جهشِ مبتنی بر اهرم میتواند به تقاضای پایدار در بازار اسپات تبدیل شود یا خیر، تعیین میکند که آیا اهداف بزرگتر واقعبینانه هستند یا نه.
نقشه راه ۸۰ هزار تا ۳۰۰ هزار دلاری پیر روچارد
پیر روچارد تحلیلگر با نام کاربری BitcoinPierre، انتظار دارد که بیتکوین سال ۲۰۲۶ را در حوالی ۸۰,۰۰۰ دلار به پایان برساند. او معتقد است که بیتکوین هنوز برای یک «رشد پارابولیک» آماده نیست، اما میتواند سال آینده از ۱۲۰,۰۰۰ دلار عبور کند. او پیشبینی میکند که بیتکوین تا سال ۲۰۳۰ به ۳۰۰,۰۰۰ دلار برسد.
متغیر کلیدی در این پیشبینی به فدرال رزرو و شرایط کلان اقتصادی بستگی دارد. روچارد بر این باور است که اگر اقتصاد به اندازهای ضعیف شود که به فدرال رزرو اجازه دهد نرخ بهره را بدون شعلهور کردن مجدد تورم کاهش دهد، بیتکوین از بهبود نقدینگی نفع خواهد برد. او همچنین اظهار داشت که هوش مصنوعی (AI) میتواند با افزایش بهرهوری و مهار تورم، چشمانداز کلان را بهبود بخشد. در این سناریو، کاهش نرخ بهره محیط مساعدتری را برای داراییهای پرریسک مانند بیتکوین ایجاد میکند.
بازگشت تمرکز به هدف ۸۰ هزار دلاری
آخرین تحرکات قیمتی بیتکوین نشانههایی از بازیابی شتاب بازار را نشان داده است. بیتکوین در کمتر از ۴۸ ساعت از حدود ۶۳,۰۰۰ دلار به ۷۷,۷۰۰ دلار صعود کرده است. این اتفاق پس از آن رخ داد که خریداران با موفقیت از سطح ۶۳,۰۰۰ دلار دفاع کردند. نکته قابل توجه این است که بیتکوین سقفهای بالاتر و کفهای بالاتری ثبت کرده است.
این رالی صعودی تا حدی به دلیل لیکوئید شدن موقعیتهای شورت در مقیاس بزرگ تسریع شده است. گزارشها حاکی از آن است که با جهش بیتکوین و اتریوم، حدود ۱.۴ تا ۱.۷ میلیارد دلار از موقعیتهای شورت در بازار کریپتو لیکوئید شده و اهرمهای نزولی از بین رفتهاند.
پلتفرم گلسنود (Glassnode) بزرگی غیرمعمول این حرکت را برجسته کرد. آنها خاطرنشان کردند که جهش بیتکوین به محدوده ۷۷,۷۰۰ دلار، نشاندهنده یک حرکت با انحراف معیار ۵.۸ (۵.۸ سیگما) نسبت به نوسانات ۳۰ روزه آن است که بزرگترین رویداد نوسان صعودی از اکتبر ۲۰۲۳ محسوب میشود.
آخرین باری که کندل روزانه بیتکوین تا این حد بزرگ بسته شد در ماه فوریه بود، اما آن تنها یک بازگشت از سقوط ۱۴- درصدی روز قبل بود. این بار هیچ سقوطی وجود نداشت که قیمت بخواهد از آن بازگردد. این یک حرکت ۵.۸ سیگما نسبت به نوسانات ۳۰ روزه خود دارایی است و بزرگترین نوسان صعودی از اکتبر ۲۰۲۳ به شمار میرود.
با این حال، لیکوئید شدنها به تنهایی تقاضای پایدار در بازار اسپات را تایید نمیکنند.
تحلیلگر Onchain Insights، بیان میکند که بیتکوین مقاومت خط روند نزولی سالانه خود را شکسته و به کانال ۷۰,۰۰۰ دلار (و اکنون بالاتر از آن) بازگشته است. اگر قیمت بتواند بسته شدن کندلها را بالای این مقاومت ساختاری حفظ کند، میتواند نشانهای از تضعیف فشار فروش و شتاب صعودی بیشتر باشد.
یک تحلیلگر دیگر نیز اشاره میکند که مقاومتهای شورت محدودی تا قبل از ۸۰,۰۰۰ دلار وجود دارد که آن را به یک هدف مهم در کوتاهمدت تبدیل میکند.
دیوارهای فروش نهنگهای بیتکوین در سطوح ۷۴,۰۰۰ دلار (که اکنون با رسیدن به ۷۷,۷۰۰ دلار شکسته شده است) و ۸۰,۰۰۰ دلار قرار دارند. فاصله بین این سطوح مقاومتی بسیار زیاد است.
— CW (@CW8900)
در پلتفرم پالیمارکت (Polymarket)، احتمال رسیدن بیتکوین به ۸۰,۰۰۰ دلار در ماه آگوست به ۱۳ درصد افزایش یافته که در عرض ۶ ساعت، ۹ درصد رشد داشته است. با توجه به قیمت فعلی (۷۷,۷۰۰ دلار)، بیتکوین برای رسیدن به ۸۰,۰۰۰ دلار اکنون تنها به حدود ۳ درصد رشد نیاز دارد.
آیا میتواند به ۱۲۰ هزار دلار برسد؟
روچارد انتظار دارد که اگر شرایط کلان اقتصادی مساعد شود، بیتکوین به راحتی میتواند سال آینده از ۱۲۰,۰۰۰ دلار عبور کند. هدف بلندمدت ۳۰۰,۰۰۰ دلاری او برای سال ۲۰۳۰، بازتابدهنده یک نظریه صعودی گستردهتر است که بر نقدینگی، عرضه و پذیرش تمرکز دارد.
دیدگاه او همچنین توسط آنتونی اسکاراموچی (Anthony Scaramucci)، مدیرعامل SkyBridge Capital که پیشبینی میکند بیتکوین از ۱۰۰,۰۰۰ دلار عبور کند، پشتیبانی میشود. او چرخه هاوینگ و کاهش عرضه جدید را به عنوان دلیل این امر ذکر میکند.
در حال حاضر (و با توجه به نزدیک شدن قیمت به مرز فعلی)، سطح ۸۰,۰۰۰ دلار یک نقطه عطف حیاتی در کوتاهمدت است. اینکه آیا بیتکوین میتواند این جهشِ مبتنی بر اهرم را به تقاضای پایدار در بازار اسپات تبدیل کند یا خیر، مشخص خواهد کرد که اهداف جاهطلبانهتر پیر روچارد یعنی ۱۲۰,۰۰۰ دلار و حتی ۳۰۰,۰۰۰ دلار چقدر واقعبینانه هستند.

اگر صرافی ایرانی ورشکست شود، کاربر مالک دارایی است یا طلبکار؟
30 مرداد 1405 - 12:00
فرض کنید در حساب صرافی ایرانی ۰.۵ BTC و ۱۰ هزار تتر دارید. صرافی فعالیت عادی دارد، موجودی شما در پنل نمایش داده میشود و تا دیروز امکان برداشت هم وجود داشته است. ناگهان برداشتها متوقف میشوند و مدتی بعد شرکت وارد فرایند ورشکستگی میشود.
سوال تعیینکننده و حقوقی مهمی که باید بتوانید به آن پاسخ دهید این است:
آن ۰.۵ بیتکوین و ۱۰ هزار تتر هنوز از نظر حقوقی دارایی شماست که باید از اموال صرافی جدا و به شما مسترد شود، یا صرافی مالک دارایی شده و شما فقط از شرکت طلب دارید؟
این دو وضعیت نتیجه کاملاً متفاوتی دارند.
اگر دارایی همچنان متعلق به کاربر باشد و بتوان آن را در فرایند ورشکستگی بهعنوان مال متعلق به دیگری شناسایی کرد، ممکن است بحث «استرداد مال» مطرح شود. اما اگر رابطه حقوقی بهگونهای باشد که کاربر صرفاً حق مطالبه مقدار مشخصی رمزارز یا معادل آن را از صرافی داشته باشد، کاربر وارد قلمرو طلبکاران میشود.
بررسی مقررات فعلی ایران نشان میدهد هنوز یک پاسخ صریح و یکسان برای تمام صرافیها و تمام انواع موجودی کاربران وجود ندارد.
این ابهام، خودش مهمترین یافته این گزارش است.
خلاصه پاسخ: در مقررات فعلی ایران حکم صریحی وجود ندارد که بگوید تمام رمزارزهای نگهداریشده نزد صرافی در صورت ورشکستگی الزاماً خارج از داراییهای شرکت قرار میگیرند. نتیجه میتواند به ماهیت قرارداد کاربر و صرافی، نحوه نگهداری داراییها، امکان شناسایی و تفکیک دارایی مشتری، اختیار صرافی برای استفاده از دارایی و در نهایت تفسیر دادگاه و مدیر تصفیه بستگی داشته باشد.
این مطلب تحلیل مقررات عمومی است و جایگزین مشاوره حقوقی درباره یک پرونده مشخص نیست.
مقررات جدید بانک مرکزی درباره ورشکستگی صرافیهای رمزارزی چه میگوید؟
هیأت عالی بانک مرکزی در ۵ مهر ۱۴۰۴ «دستورالعمل تأسیس، فعالیت، انحلال و نظارت بر کارگزاران رمزپول» را تصویب کرد. این دستورالعمل ۵۸ ماده دارد و فصل هشتم آن مستقیماً به «انحلال و ورشکستگی» اختصاص یافته است. ماده ۵۰ پنج وضعیت را برای ورود کارگزار رمزپول به فرایند انحلال ذکر میکند:
لغو مجوز فعالیت توسط بانک مرکزی؛
موافقت نکردن بانک مرکزی با تمدید مجوز؛
صدور حکم قطعی ورشکستگی؛
صدور حکم انحلال توسط دادگاه؛
انحلال اختیاری.
ماده ۵۲ نیز انحلال اختیاری را به اعلام رسمی، تأیید بانک مرکزی و طی مراحل قانونی مشروط میکند.
اما مهمترین ماده برای بحث دارایی کاربران، ماده ۵۱ است:
«در صورت ورشکستگی یا انحلال کارگزار رمزپول، تصفیه آن در چارچوب قوانین و مقررات مربوطه انجام میشود.»
متن کامل دستورالعمل را میتوان در پایگاه نظامات و نسخه دیگری از آن را در ایران کدیفای مشاهده کرد.
مشکل دقیقاً همینجاست. ماده ۵۱ نمیگوید در زمان تصفیه، رمزارزهای ثبتشده در حساب مشتریان چه وضعیت حقوقی دارند. در مواد ۵۰ تا ۵۲ نیز حکم صریحی درباره این موارد دیده نمیشود:
آیا دارایی مشتری باید از دارایی خود صرافی تفکیک شود؟
آیا رمزارز مشتری وارد داراییهای قابل تقسیم میان طلبکاران میشود؟
آیا مشتری مالک رمزارز است یا صاحب یک حق مطالبه؟
اگر دارایی کاربران در چند کیف پول تجمیعی نگهداری شود، سهم هر کاربر چگونه شناسایی میشود؟
آیا صرافی اجازه استفاده، وثیقهگذاری، وامدهی یا سرمایهگذاری دارایی مشتری را دارد؟
آیا داراییهای مشتری در برابر طلبکاران دیگر شرکت مصون هستند؟
اگر ذخایر صرافی کمتر از مجموع موجودی کاربران باشد، کمبود چگونه میان کاربران تقسیم میشود؟
در نتیجه، صرف وجود یک فصل با عنوان «انحلال و ورشکستگی» به معنای حل شدن مسئله مالکیت دارایی کاربران نیست.
قانون تجارت مسیری متفاوت از «طلبکار بودن» میشناسد: استرداد مال
برای پیدا کردن بخشی از پاسخ باید از مقررات تخصصی رمزپول خارج شویم و سراغ قانون تجارت برویم. فصل دهم بخش ورشکستگی قانون تجارت به «دعوی استرداد» اختصاص دارد.
ماده ۵۲۹ درباره اموالی صحبت میکند که نزد تاجر ورشکسته امانت بودهاند و تا زمانی که عین آنها موجود باشد، امکان استردادشان را پیشبینی میکند. ماده ۵۳۱ حتی صریحتر است:
«... به طور کلی، عین هر مال متعلق به دیگری که در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد قابل استرداد است.»
متن این مواد در قانون تجارت منتشرشده در پایگاه نظامات قابل مشاهده است.
این حکم برای مسئله صرافیهای رمزارزی اهمیت زیادی دارد. چون از نظر مفهومی دو وضعیت کاملاً متفاوت ایجاد میکند.
وضعیت اول: این بیتکوین مال کاربر است
اگر بتوان ثابت کرد رمزارز موجود نزد صرافی همچنان متعلق به کاربر بوده، مالکیت به صرافی منتقل نشده و دارایی قابل شناسایی است، استدلال حقوقی میتواند به سمت استرداد مال حرکت کند.
در این وضعیت، کاربر میگوید:
این ۰.۵ بیتکوین متعلق به من است و اصولاً نباید جزو داراییهای خود شرکت برای پرداخت بدهیهای آن محسوب شود.
وضعیت دوم: صرافی به کاربر ۰.۵ بیتکوین بدهکار است
اگر قرارداد یا ساختار عملیاتی نشان دهد مالکیت دارایی به صرافی منتقل شده یا صرافی اجازه داشته آن را مصرف، وامدهی، وثیقهگذاری یا در فعالیتهای خود استفاده کند، وضعیت متفاوت میشود.
در چنین ساختاری، آنچه در داشبورد کاربر با عنوان «۰.۵ BTC» نمایش داده میشود ممکن است از نظر اقتصادی و حقوقی بیشتر شبیه یک تعهد صرافی برای تحویل ۰.۵ بیتکوین باشد تا مالکیت مستقیم کاربر بر بیتکوین مشخصی که در یک آدرس قرار دارد.
در آن صورت، مسئله به مطالبه از شرکت نزدیکتر میشود.
و دقیقاً همین تفاوت است که در ورشکستگی اهمیت پیدا میکند.
آیا میتوان رمزارز نگهداریشده در صرافی را «عین مال» دانست؟
اینجا یکی از دشوارترین مسائل حقوقی پرونده ظاهر میشود. در کیف پول شخصی، وضعیت نسبتاً روشنتر است. کلید خصوصی در اختیار کاربر است و تراکنشهای موجودی را میتوان روی بلاکچین مشاهده کرد.
اما صرافیهای متمرکز معمولاً برای هر کاربر مجموعهای از کوینهای فیزیکی یا حتی یک UTXO مستقل کنار نمیگذارند. ساختار رایج میتواند اینگونه باشد:
کاربر ۱: ۰.۵ BTCکاربر ۲: ۱ BTCکاربر ۳: ۰.۲ BTC
ولی صرافی ممکن است مجموع این داراییها را در یک یا چند کیف پول تجمیعی نگهداری و سهم هر کاربر را در دفترکل داخلی خود ثبت کند.
در چنین شرایطی «۰.۵ بیتکوین کاربر شماره ۱» الزاماً مجموعهای از ساتوشیهای مشخص در یک آدرس اختصاصی نیست.
این مسئله تعیین اینکه «عین مال متعلق به دیگری» دقیقاً چیست را پیچیده میکند.
مواد ۵۲۸ تا ۵۳۱ قانون تجارت زمانی نوشته شدهاند که بیتکوین، کیف پول omnibus، دفترکل داخلی صرافی و دارایی دیجیتال قابلتعویض وجود نداشتند. بنابراین اعمال مستقیم این مواد بر داراییهای رمزارزی نیازمند تفسیر حقوقی است؛ مقررات موجود این تطبیق را از قبل انجام ندادهاند.
امانت بودن دارایی هم بهتنهایی مسئله را حل نمیکند
قانون مدنی در ماده ۶۰۷ ودیعه را قراردادی میداند که در آن شخصی مال خود را برای نگهداری به دیگری میسپارد.
ماده ۶۱۲ نیز امین را موظف به حفظ مال میکند و ماده ۶۲۴ درباره الزام به استرداد مال به شخص ذیحق است. متن این مقررات در قانون مدنی قابل بررسی است.
اما نمیتوان صرف استفاده یک صرافی از کلمههایی مانند «امانت»، «کیف پول شما» یا «دارایی شما» در محتوای بازاریابی را معادل اثبات وجود عقد ودیعه و مالکیت عینی کاربر دانست. دادگاه احتمالاً باید کل رابطه را بررسی کند:
متن شرایط و مقررات استفاده از خدمات (Terms of Service)؛
توافقنامه ثبتنام؛
مقررات کیف پول؛
مقررات سرویسهای سوددهی یا اعتبار؛
نحوه حسابداری دارایی؛
ساختار کیف پولهای صرافی؛
امکان یا عدم امکان استفاده صرافی از دارایی؛
نحوه ثبت بدهی کاربران در دفاتر شرکت؛
و رفتار واقعی طرفین.
اسم قرارداد بهتنهایی تعیینکننده نیست؛ ماهیت رابطه مهمتر است.
شرایط و مقررات استفاده از خدمات صرافی میتواند از تبلیغات آن مهمتر باشد
کاربر ممکن است در صفحه اصلی یک صرافی با این عبارات روبهرو شود:
دارایی شماکیف پول اختصاصی شماداراییها نزد ما محفوظ استنگهداری امن دارایی کاربران
اما برای مسئله ورشکستگی باید از صفحه اصلی عبور کرد و سراغ متن قرارداد رفت. پنج سوال در Terms of Service اهمیت ویژه دارند.
۱. طرف حقوقی قرارداد دقیقاً کدام شرکت است؟
کاربر باید بداند با چه شخص حقوقی قرارداد بسته است. نام برند الزاماً همان نام شرکتی نیست که بدهکار احتمالی کاربر خواهد بود. در پرونده ورشکستگی، نام ثبتی شرکت، شناسه ملی، نوع شخصیت حقوقی و شرکت طرف قرارداد اهمیت پیدا میکند.
۲. قرارداد دارایی را متعلق به چه کسی میداند؟
عبارتهایی مانند اینها مهم هستند:
دارایی متعلق به کاربر باقی میماند؛
صرافی صرفاً امین یا custodian است؛
موجودی حساب تعهد صرافی در برابر کاربر است؛
مالکیت دارایی هنگام واریز منتقل میشود.
تفاوت این عبارتها در شرایط عادی شاید برای کاربر محسوس نباشد، اما در ورشکستگی میتواند اساسی باشد.
۳. صرافی اجازه استفاده از دارایی را دارد؟
این بند یکی از مهمترین بندهای قرارداد است. آیا صرافی میتواند دارایی کاربران را:
قرض دهد؟
وثیقه بگذارد؟
در بازارسازی استفاده کند؟
در سرویسهای Earn به کار بگیرد؟
نزد شرکت دیگری سپردهگذاری کند؟
با داراییهای خودش مخلوط کند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، ریسک حقوقی رابطه کاستدی تغییر میکند.
۴. آیا دارایی مشتری از دارایی شرکت جدا نگهداری میشود؟
عبارت کلیدی در استانداردهای مالی بینالمللی segregation of client assets یا همان تفکیک داراییهای مشتری است. تفکیک فقط به معنی داشتن چند کیف پول سرد نیست. صرافی ممکن است بخش عمده رمزارزها را در کیف پول سرد (Cold Wallet) نگهداری کند، اما همچنان دارایی تمام کاربران و حتی بخشی از دارایی خود شرکت را در ساختاری تجمیعی نگه دارد.
موضوع مهم این است که آیا از نظر حقوقی، حسابداری و عملیاتی دارایی مشتری از دارایی خود شرکت جداست.
۵. قرارداد درباره ورشکستگی چه میگوید؟
در یک قرارداد دقیق باید مشخص باشد در صورت ورشکستگی، انحلال، توقف فعالیت یا لغو مجوز چه اتفاقی برای دارایی مشتری رخ میدهد. نبود چنین بندی لزوماً مالکیت کاربر را از بین نمیبرد؛ اما نشان میدهد رابطه حقوقی در مهمترین سناریوی شکست از ابتدا شفاف نشده است.
نمونهای از ابهامی که در مقررات عمومی صرافیهای ایرانی دیده میشود
برای نمونه، در شرایط استفاده عمومی صرافی تبدیل چند عبارت قابل توجه وجود دارد.
این صرافی در بخشی از شرایط خود درباره حذف یک دارایی مینویسد که دارایی کاربران در کیف پول تبدیل «به امانت محفوظ» است. در بخش دیگری نیز از «وجه ریالی ... در کیف پول حساب» کاربر صحبت میکند.
در همان قرارداد اختیارهایی نیز برای محدود کردن برداشت، اصلاح موجودی ناشی از خطا، برداشت خسارت از حساب کاربر و محدودسازی برخی خدمات پیشبینی شده است. متن کامل آن در قوانین و مقررات تبدیل قابل مشاهده است.
این مثال نشان میدهد چرا بررسی یک جمله از قرارداد کافی نیست.
برای تعیین وضعیت دارایی در ورشکستگی باید تمام قرارداد و ساختار عملیاتی کنار یکدیگر قرار گیرند.
در نمونه دیگری، والکس در اطلاعیهای قدیمی درباره احتمال تعطیلی صرافیها نوشته بود که داراییهای رمزارزی کاربران در کیف پولهای سرد نگهداری میشوند و اعلام کرده بود «داراییهای ارز دیجیتال کاربران فقط در اختیار خود آنها است».
این نوع اظهارات میتواند برای بررسی انتظاری که پلتفرم برای مشتری ایجاد کرده مهم باشد؛ اما از منظر ورشکستگی، ادعای عمومی یک شرکت با ایجاد ساختار حقوقی bankruptcy-remote یا تفکیک قانونی دارایی مشتری یکی نیست.
این تمایز نباید در ارزیابی صرافیها گم شود.
کیف پول سرد جواب مسئله ورشکستگی نیست
یکی از رایجترین پاسخهای صرافیها به سوال درباره امنیت دارایی کاربران، استفاده از Cold Wallet یا همان کیف پول سرد است. این پاسخ درباره امنیت سایبری مهم است، اما درباره حقوق ورشکستگی کافی نیست.
کیف پول سرد میتواند احتمال سرقت آنلاین را کاهش دهد. ولی پاسخ این سوالها را نمیدهد:
مالک قانونی دارایی کیف پول چه کسی است؟
بدهی صرافی به کاربران چقدر است؟
آیا دارایی کیف پول وثیقه شده است؟
آیا شخص ثالث نسبت به آن حق دارد؟
آیا موجودی مشتریان با ذخایر تطبیق دارد؟
آیا دارایی مشتریان با دارایی شرکت مخلوط شده؟
آیا در ورشکستگی میتوان آن را از دارایی شرکت جدا کرد؟
بنابراین:
ذخیرهسازی سرد کنترلی امنیتی است، نه پاسخ حقوقی به ورشکستگی.
اثبات ذخیره (Proof of Reserves) هم مالکیت کاربر را ثابت نمیکند
اثبات ذخایر نیز مسئله متفاوتی را حل میکند. در مکانیسم اثبات ذخیره مناسب، هدف این است که نشان داده شود یک صرافی مقدار مشخصی دارایی در اختیار دارد و موجودی کاربران نیز در محاسبات لحاظ شده است.
میهن بلاکچین پیشتر در مطلب «اثبات ذخایر یا Proof of Reserves در صرافیهای متمرکز چیست؟» سازوکار PoR و محدودیتهای آن را بررسی کرده است. در گزارش دیگری با عنوان «چرا اثبات ذخایر بهتنهایی اعتماد واقعی نمیسازد؟ مشکل اصلی بدهیهاست» نیز به همین مشکل پرداخته شده است.
PoR میتواند به سوال «آیا دارایی وجود دارد؟» کمک کند. اما الزاماً پاسخ نمیدهد:
این دارایی از نظر حقوقی متعلق به چه کسی است؟
ممکن است یک صرافی واقعاً ۱۰ هزار بیتکوین در کیف پولهایش داشته باشد، اما مالکیت، بدهیها، وثایق، حقوق اشخاص ثالث و جایگاه مشتریان در ورشکستگی همچنان نیازمند بررسی جداگانه باشد.
به همین دلیل، اثبات ذخایر، اثبات مالکیت نیست.
میهن بلاکچین قبلاً در مطلب «آیا سیستم اثبات ذخایر در صرافیهای ایرانی لازم است؟» نیز وضعیت PoR در ایران را بررسی کرده است.
سازمان بینالمللی کمیسیونهای اوراق بهادار (IOSCO) چه استانداردی برای دارایی مشتری پیشنهاد میکند؟
چارچوب سازمان بینالمللی کمیسیونهای اوراق بهادار دقیقاً روی نقاطی دست میگذارد که در مقررات فعلی ایران هنوز نیازمند شفافیت بیشتری هستند.
سازمان بینالمللی کمیسیونهای اوراق بهادار (IOSCO) در گزارش نهایی Policy Recommendations for Crypto and Digital Asset Markets که در نوامبر ۲۰۲۳ منتشر شد، برای پلتفرمهای کریپتویی توصیههای مستقلی در حوزه نگهداری دارایی مشتری و حفاظت از آن مطرح کرد. صفحه رسمی گزارش IOSCO گزارش FR11/23 را در فهرست گزارشهای رسمی خود قرار داده است. جهتگیری IOSCO بر چند اصل استوار است:
شرایط custody باید برای مشتری روشن باشد؛
دارایی مشتری باید بهدرستی شناسایی و حفاظت شود؛
استفاده مجدد از دارایی مشتری نباید مبهم باشد؛
سوابق داخلی باید امکان تشخیص حقوق هر مشتری را فراهم کنند؛
مخاطرات مربوط به custodianهای شخص ثالث باید مدیریت شوند؛
تنظیمگر باید به نحوه حفاظت از client assets، از جمله در شرایط شکست واسطه، توجه کند.
IOSCO در سال ۲۰۱۴ نیز گزارش مستقلی با عنوان Recommendations Regarding the Protection of Client Assets منتشر کرده بود. این گزارش بر ثبت صحیح دارایی مشتری، تفکیک مناسب و محافظت از حقوق مشتری در برابر ورشکستگی واسطه مالی تأکید داشت.
نقطه اصلی این استانداردها ساده است:
امنیت دارایی مشتری فقط مسئله هک نیست. باید از قبل مشخص باشد در صورت شکست شرکت، دارایی مشتری از نظر حقوقی کجاست.
بانک تسویه بینالمللی (BIS):عبارتی در قرارداد که میتواند کاربر را از مالک دارایی به طلبکار تبدیل کند
گزارش آوریل ۲۰۲۶ مؤسسه ثبات مالی وابسته به بانک تسویه بینالمللی (BIS) یکی از مرتبطترین منابع برای این بحث است.
این گزارش با عنوان Cryptoasset service providers as financial intermediaries: risks and policy approaches شرایط و مقررات مجموعهای از ارائهدهندگان بزرگ خدمات کریپتو را بین نوامبر ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶ بررسی کرده است.
یافته مهم گزارش این است که برخی محصولات موسوم به Earn یا سرمایهگذاری، بهگونهای طراحی شدهاند که مالکیت دارایی مشتری را به ارائهدهنده منتقل میکنند.
در این حالت، شرکت میتواند دارایی را برای وامدهی، بازارسازی یا فعالیتهای دیگر استفاده کند و در مقابل، مشتری صاحب یک حق بازپرداخت میشود. از منظر اقتصادی، BIS این رابطه را شبیه ایجاد یک بدهی کوتاهمدت برای شرکت توصیف میکند.
این تفاوت کوچک نیست. کاربری که تصور میکند «۱۰ هزار تتر من داخل صرافی است» ممکن است براساس قرارداد در واقع در موقعیتی قرار گرفته باشد که «صرافی به من متعهد است ۱۰ هزار تتر بازپرداخت کند.»
این دو جمله در رابط کاربری شاید تقریباً یکسان به نظر برسند. در دادگاه ورشکستگی یکسان نیستند.
وقتی صرافی همزمان کاستدی، لندینگ و بازارسازی انجام میدهد، ریسک بیشتر میشود
بانک تسویه بینالمللی (BIS) همچنین درباره صرافیهایی هشدار میدهد که چند نقش مالی را همزمان در یک شرکت جمع میکنند. یک پلتفرم ممکن است همزمان:
محل معامله باشد؛
دارایی مشتری را نگهداری کند؛
وام بدهد؛
اعتبار معاملاتی ارائه کند؛
Market Making انجام دهد؛
دارایی مشتری را در برنامههای سوددهی به کار بگیرد؛
مشتقات عرضه کند.
بانک تسویه بینالمللی (BIS) این شرکتها را Multifunction Cryptoasset Intermediaries یا MCI مینامد. ترکیب این فعالیتها میتواند ریسک نقدینگی، اعتباری، سررسید، اهرم و تعارض منافع ایجاد کند. مسئله برای کاربر این است که ممکن است تصور کند صرفاً از «کیف پول صرافی» استفاده میکند، در حالی که دارایی او بخشی از یک زنجیره واسطهگری مالی پیچیده شده باشد.
به همین دلیل شرایط و مقررات استفاده از سرویس اسپات، کیف پول، اعتبار، وام و Earn نباید یکسان فرض شوند.
تجربه FTX نشان داد کلمه «طلبکار» فقط اصطلاحی حقوقی نیست
پس از فروپاشی FTX، مشتریان این صرافی وارد یک فرایند طولانی ورشکستگی شدند و مطالبات آنها در قالب فرایند قضایی بررسی شد.
میهن بلاکچین در گزارش «۹۸٪ از طلبکاران صرافی FTX مقدار ۱۱۸٪ از دارایی خود را به صورت نقد دریافت خواهند کرد» درباره یکی از طرحهای بازپرداخت FTX نوشته بود. حتی عنوان «طلبکاران» در این پرونده نشان میدهد پس از ورود یک پلتفرم به ورشکستگی، رابطه کاربر با صرافی چگونه میتواند از یک موجودی ساده روی صفحه به یک claim در پرونده قضایی تبدیل شود.
بازپرداخت نقدی طلب با پسدادن همان دارایی کریپتویی نیز یکسان نیست.
اگر کاربری یک بیتکوین در صرافی داشته باشد و طلب او براساس ارزش دلاری بیتکوین در یک تاریخ مشخص محاسبه شود، ممکن است بعدها با وجود دریافت کامل مبلغ شناساییشده در پرونده، از افزایش قیمت بعدی بیتکوین منتفع نشود.
بنابراین سوال «مالک هستم یا طلبکار؟» فقط درباره احتمال پس گرفتن پول نیست. نوع حقی که کاربر دارد نیز مهم است.
پرونده اکسکوینو چرا این بحث را برای ایران واقعیتر کرده است؟
میهن بلاکچین از سال ۱۴۰۴ مشکلات برداشت اکسکوینو را در چند مرحله پوشش داده است. ابتدا در گزارش «بررسی مشکلات تأخیر برداشت ریالی و رمزارزی در صرافی اکسکوینو» شکایت کاربران از تأخیرهای غیرعادی بررسی شد.
پس از آن، بیانیه رسمی اکسکوینو درباره تأخیر برداشتها منتشر شد.
در اسفند ۱۴۰۴ نیز میهن بلاکچین در گزارش ویژه «اکسکوینو چگونه از اختلالی ادعایی به بحرانی سیستمی رسید؟» وضعیت این مجموعه و ناتوانی در تسویه برخی مطالبات کاربران را بررسی کرد. پرونده اکسکوینو پرسشی ساختاری ایجاد میکند:
وقتی برداشت متوقف میشود، عددی که در حساب کاربر دیده میشود دقیقاً چه حقی برای او ایجاد میکند؟
این سوال را نمیتوان فقط با موجودی داشبورد پاسخ داد.
«صرافی کیف پول نیست» هشداری امنیتی بود؛ حالا باید لایه حقوقی آن را هم دید
میهن بلاکچین پیشتر در مقاله «صرافی کیف پول نیست! چرا نباید داراییتان را در حساب صرافی نگه دارید؟» درباره ریسک نگهداری بلندمدت سرمایه در صرافیهای متمرکز نوشته است. در مطلب قدیمیتر «مفهوم اکسچنج یا صرافی متمرکز به بیان ساده» نیز توصیه شده بود دارایی بلندمدت در کیف پول شخصی نگهداری شود.
دلیل معمول این توصیه، هک و کنترل کلید خصوصی است. اما ورشکستگی صرافی لایه دیگری به آن اضافه میکند:
وقتی کلید خصوصی را صرافی کنترل میکند، مسئله فقط این نیست که چه کسی میتواند تراکنش را امضا کند؛ مهم است قانون و قرارداد، مالک دارایی تحت کنترل آن کلید را چه کسی میدانند.
چه چیزی میتواند موقعیت حقوقی کاربر را قویتر کند؟
در نبود یک حکم صریح و اختصاصی درباره bankruptcy remoteness دارایی مشتری در مقررات فعلی، چند عامل میتوانند در تحلیل یک پرونده اهمیت داشته باشند.
عاملچرا مهم است؟تصریح قرارداد به باقی ماندن مالکیت برای کاربراستدلال مالکیت را تقویت میکندتعریف صرافی بهعنوان امین یا custodianمیتواند ماهیت رابطه را روشنتر کندممنوعیت استفاده صرافی از داراییاحتمال تبدیل رابطه custody به بدهی مالی را کاهش میدهدتفکیک دارایی مشتری از دارایی شرکتشناسایی دارایی در تصفیه را آسانتر میکندسوابق دقیق سهم هر مشتریبرای اثبات میزان حق هر کاربر مهم استکیف پولهای قابل اثبات و گزارش liabilitiesامکان تطبیق دارایی و تعهدات را افزایش میدهدحسابرسی مستقلکیفیت شواهد را بیشتر میکندبند مشخص insolvencyحقوق طرفین را قبل از بحران روشن میکندحق برداشت بدون محدودیت قراردادی غیرضروریکنترل اقتصادی کاربر بر دارایی را بیشتر میکند
هیچکدام از این عوامل بهتنهایی تضمین نمیکنند که دادگاه دارایی را خارج از اموال ورشکسته بداند. مجموع ساختار حقوقی، حسابداری و عملیاتی تعیینکنندهتر است.
چه چیزهایی باید در قرارداد هر صرافی ایرانی جستوجو کنیم؟
کاربری که میخواهد ریسک واقعی یک صرافی را بررسی کند، بهتر است به جای عبارت کلی «دارایی کاربران امن است» دنبال پاسخ روشن به این سوالها باشد:
مالک دارایی: آیا قرارداد صریحاً میگوید مالکیت رمزارز نزد کاربر باقی میماند؟
کاستدی (Custody): آیا نقش صرافی نگهداری دارایی است یا ایجاد تعهد پرداخت؟
تفکیک دارایی مشتری (Segregation): آیا دارایی مشتریان از اموال خود شرکت جداست؟
ادغام کردن (Commingling): آیا دارایی کاربران با یکدیگر یا با دارایی صرافی مخلوط میشود؟
رهنگذاری مجدد وثیقه (Rehypothecation): آیا صرافی حق دارد دارایی را وثیقهگذاری یا دوباره استفاده کند؟
لندینگ یا وامدهی (Lending): آیا امکان قرض دادن دارایی مشتری وجود دارد؟
بازارسازی (Market Making): آیا سرمایه مشتریان میتواند برای تأمین نقدینگی بازار استفاده شود؟
حضانت یا سرپرستی توسط شخص ثالث (Third-party custody): آیا دارایی نزد custodian دیگری نگهداری میشود؟
ورشستگی (Insolvency): در صورت ورشکستگی شرکت چه حقی برای کاربر پیشبینی شده است؟
تحدید مسئولیت (Liability limitation): صرافی مسئولیت خود را در چه شرایطی محدود کرده است؟
شرایط برداشت (Withdrawal): صرافی چه اختیارهایی برای متوقف کردن برداشت دارد؟
شخص حقوقی (Legal entity): طرف حقوقی قرارداد کدام شرکت است؟
یک صرافی میتواند از نظر امنیت سایبری بسیار قوی باشد و همچنان قرارداد ضعیفی درباره حقوق مالکیت مشتری داشته باشد.
سه مدل مختلف که نباید با یکدیگر اشتباه شوند
برای تحلیل دقیقتر میتوان ساختار نگهداری دارایی را به سه مدل مفهومی تقسیم کرد.
مدل اول: دارایی تفکیکشده مشتری
دارایی متعلق به مشتری باقی میماند، صرافی فقط آن را نگهداری میکند و سوابق و ساختار حقوقی امکان شناسایی حق مشتری را فراهم میکنند. این مدل بیشترین شباهت را به custody واقعی دارد.
مدل دوم: دارایی تجمیعی با ثبت سهم مشتری
دارایی چند مشتری در کیف پولهای مشترک قرار دارد، اما صرافی دفترکل دقیقی از سهم هر مشتری نگه میدارد و قرارداد نیز مالکیت مشتری را به رسمیت میشناسد. بسیاری از ساختارهای عملیاتی صرافیها به این مدل نزدیکترند.
چالش اصلی هنگام ورشکستگی، شناسایی سهم کاربران و برخورد با هرگونه کسری ذخایر است.
مدل سوم: انتقال مالکیت و ایجاد بدهی
دارایی به شرکت منتقل میشود و شرکت متعهد است بعداً معادل آن را پس دهد. این مدل میتواند در سرویسهای Earn، Lending یا محصولات مشابه دیده شود.
در چنین وضعیتی، کاربر بیشتر در معرض ریسک اعتباری خود شرکت قرار میگیرد. BIS دقیقاً نسبت به همین انتقال نامحسوس از custody به financial intermediation هشدار داده است.
واب نهایی: اگر صرافی ایرانی فردا ورشکست شود، بیتکوین کاربر مال چه کسی است؟
با مقررات فعلی نمیتوان برای تمام صرافیها یک جواب قطعی داد.
دستورالعمل کارگزاران رمزپول بانک مرکزی وقوع ورشکستگی و فرایند انحلال را به رسمیت شناخته است، اما فصل هشتم آن مشخص نمیکند رمزارز مشتری در تصفیه دقیقاً چه جایگاهی دارد. ماده ۵۱ موضوع تصفیه را به قوانین و مقررات مربوط ارجاع میدهد.
از طرف دیگر، قانون تجارت امکان استرداد «عین مال متعلق به دیگری» از تاجر ورشکسته را در شرایطی پیشبینی کرده است. بنابراین دو سناریو قابل تصور است:
اگر کاربر بتواند ثابت کند دارایی همچنان متعلق به اوست، مالکیت به صرافی منتقل نشده، دارایی موجود و قابل شناسایی است و رابطه حقوقی واقعاً custody یا امانت بوده، میتوان استدلال کرد موضوع از یک طلب ساده فراتر میرود و امکان استرداد باید بررسی شود.
اما:
اگر دارایی قابل تفکیک نباشد، صرافی طبق قرارداد حق استفاده از آن را داشته باشد، مالکیت منتقل شده باشد یا رابطه عملاً به تعهد صرافی برای بازپرداخت مقدار مشخصی رمزارز تبدیل شده باشد، موقعیت کاربر میتواند به یک طلب علیه شرکت نزدیکتر شود.
در وضعیتهای بین این دو، نتیجه به تفسیر قرارداد، ساختار نگهداری، اسناد حسابداری، امکان ردیابی دارایی و نظر مرجع قضایی وابسته خواهد بود.
تا زمانی که مقررات ایران بهطور صریح درباره تفکیک دارایی مشتریان، مالکیت واقعی آنها، امکان استفاده مجدد از دارایی مشتری و نحوه برخورد با این داراییها در صورت ورشکستگی تعیین تکلیف نکند، این ریسک حقوقی همچنان پابرجاست. عدد «۱ BTC» در پنل صرافی بهتنهایی ثابت نمیکند یک بیتکوین مشخص، خارج از داراییهای شرکت و متعلق به همان کاربر است. این موضوع باید قبل از ورشکستگی مشخص شده باشد؛ بعد از ورشکستگی، دیگر مسئله فقط تکنولوژی و بلاکچین نیست. مسئله مالکیت، قرارداد و حقوق طلبکاران است.
سوالات متداول (FAQ)
اگر صرافی شرکت دیگری را بهعنوان نگهدارنده رمزارزهای کاربران انتخاب کرده باشد، چه کسی مسئول است؟بستگی به قرارداد دارد. استفاده از custodian ثالث میتواند یک لایه ریسک جدید ایجاد کند و باید مشخص باشد رابطه حقوقی کاربر با صرافی و custodian چگونه تعریف شده است.اگر آدرس واریز اختصاصی داشته باشم، یعنی آن کیف پول از نظر حقوقی متعلق به من است؟خیر. اختصاصی بودن آدرس واریز لزوماً به معنی مالکیت حقوقی کاربر بر کلید خصوصی یا موجودی آن آدرس نیست. صرافی میتواند کلید را کنترل و دارایی را بعداً به کیف پولهای تجمیعی منتقل کند.اگر صرافی ۱۰۰٪ اثبات ذخیره داشته باشد، دیگر خطر ورشکستگی وجود ندارد؟خیر. PoR بدون اطلاعات کافی درباره بدهیها، وثایق، حقوق اشخاص ثالث و ساختار مالکیت تصویر کاملی از وضعیت مالی صرافی نمیدهد.آیا موجودی ریالی و رمزارزی کاربر الزاماً وضعیت حقوقی یکسانی دارند؟خیر. ماهیت دارایی، نحوه نگهداری ریال در شبکه بانکی، قرارداد صرافی و ساختار حسابداری میتواند متفاوت باشد و باید جداگانه بررسی شود.آیا داشتن مجوز بانک مرکزی به معنی تضمین بازپرداخت دارایی کاربران است؟خیر. مجوز نظارتی با بیمه سپرده یا تضمین دولت برای بازپرداخت دارایی کاربران یکسان نیست. در دستورالعمل فعلی چنین تضمین عمومی برای دارایی کاربران صرافیهای رمزارزی پیشبینی نشده است.اگر یک صرافی در قرارداد از کلمه «امانت» استفاده کند، کافی است؟خیر. این عبارت میتواند مهم باشد، اما مرجع رسیدگی ممکن است کل ماهیت رابطه، نحوه استفاده از دارایی، سوابق مالی و عملکرد واقعی صرافی را بررسی کند.

هشدار فعالان کریپتو: هوش مصنوعی هکرها را به تهدیدی بسیار بزرگتر تبدیل میکند!
29 مرداد 1405 - 23:00
هوش مصنوعی قرار است تعامل کاربران با ارزهای دیجیتال و خدمات مالی نسل جدید را سادهتر کند، اما همین مزیت میتواند به ابزار قدرتمندی برای هکرها تبدیل شود. فعالان صنعت کریپتو هشدار میدهند که ایجنتهای هوش مصنوعی با کاهش هزینه و زمان حملات سایبری، ممکن است مقیاس سرقت از کاربران و کیف پولهای رمزارزی را به شکل چشمگیری افزایش دهند.
به گزارش میهن بلاکچین، رایان کرکلی (Ryan Kirkley)، مدیرعامل شرکت گلوبال ستلمنت نتورک (Global Settlement Network)، در نشست «سمپوزیوم بلاکچین وایومینگ ۲۰۲۶» تاکید کرده که نباید فرض کرد ایجنتهای هوش مصنوعی همیشه به نفع کاربران عمل میکنند. به گفته او، فناوریای که میتواند فرایندهای مالی را برای انسانها ساده کند، همانقدر میتواند دست هکرها را برای هدف قرار دادن تعداد بسیار بیشتری از قربانیان باز بگذارد.
ایجنتهای هوش مصنوعی؛ ابزار جدید هکرها برای حملات گسترده
کرکلی معتقد است مهمترین خطر، افزایش مقیاس حملات است. در گذشته، هک کردن یک کاربر با دارایی نسبتاً محدود از نظر زمانی و اقتصادی برای مهاجم توجیه نداشت. اما ایجنتهای هوش مصنوعی میتوانند بسیاری از این فرایندها را خودکار کنند و همزمان تعداد بسیار بیشتری از اهداف را بررسی و مورد حمله قرار دهند.
او با اشاره به هکهای بریجهای بلاکچینی گفت:
ما فکر میکنیم این هکها بد هستند؛ اینها در مقایسه با چیزی که در آینده میبینیم هیچ چیز نیست.
به گفته کرکلی، پیشتر مهاجم برای سرقت مثلاً ۲۰ هزار دلار از یک فرد باید زمان و انرژی زیادی صرف میکرد، اما حالا یک ایجنت میتواند بهصورت خودکار تعداد بسیار زیادی از کاربران را هدف قرار دهد. این یعنی همان فناوریای که اصطکاک استفاده از سیستمهای غیرمتمرکز را برای کاربران کاهش میدهد، میتواند همین اصطکاک را برای مهاجمان نیز از بین ببرد.
بیل لابون (Bill Laboon)، معاون عملیات فنی بنیاد وب۳ (Web3 Foundation)، نیز با این دیدگاه موافق بود. به گفته او، سادهتر شدن دسترسی به زیرساختهای غیرمتمرکز لزوماً اتفاقی مثبت برای یک طرف نیست؛ بلکه «برای افراد خوب، افراد بد و حتی افراد خنثی»، دسترسی آسانتر میشود.
اگر ایجنت هک شود، چه کسی کنترل داراییها را در دست دارد؟
بحث دیگری که در این نشست مطرح شد، میزان اختیاری بود که کاربران باید به ایجنتهای هوش مصنوعی بدهند. فهامی سید (Fahmi Syed)، رئیس بنیاد میدنایت (Midnight Foundation)، هشدار داد سپردن دسترسی همزمان به اطلاعات شخصی، حسابهای مالی و کارتهای بانکی به یک ایجنت، بدون تعیین محدودیتهای روشن، میتواند خطرناک باشد.
او معتقد است ایجنتها باید در چارچوب مشخصی فعالیت کنند و نباید به تمام اطلاعات و حسابهای کاربر دسترسی نامحدود داشته باشند.
کرکلی اما معتقد است تعیین سطح دسترسی تنها بخشی از مسئله است و امنیت خود ایجنت اهمیت بیشتری دارد.
این نگرانی در فضای کریپتو اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه بسیاری از تراکنشهای بلاکچینی پس از تایید قابل بازگشت نیستند. در نتیجه، اگر یک ایجنت کنترل کیف پول را در اختیار داشته باشد و مهاجم بتواند آن را تصاحب کند، خسارت احتمالی میتواند بسیار سریع و غیرقابل جبران باشد.
حتی بلاکچینهای خصوصی هم از خطر در امان نیستند
نگرانیها فقط به سرقت مستقیم دارایی محدود نمیشود. لابون به خطر افشای متادیتا نیز اشاره کرد. به گفته او، کاربران ممکن است تصور کنند استفاده از یک شبکه خصوصی، اطلاعاتشان را کاملاً مخفی نگه میدارد، اما دادههای جانبی تراکنشها میتوانند سرنخهایی در اختیار سیستمهای هوش مصنوعی قرار دهند.
او گفت:
چیزی که واقعاً نگرانم میکند، نشت همین متادیتاست؛ اطلاعاتی که کاربران تصور میکنند به دلیل استفاده از یک شبکه خصوصی، محفوظ مانده است.
هوش مصنوعی میتواند با کنار هم گذاشتن همین دادههای ظاهراً بیاهمیت، الگوهایی درباره رفتار مالی و هویت کاربران استخراج کند. بنابراین، چالش امنیتی ایجنتها تنها به محافظت از کلید خصوصی یا رمز عبور محدود نمیشود و حریم خصوصی دادهها نیز به بخش مهمی از این مسئله تبدیل خواهد شد.
مشکل بزرگتر؛ اعتماد به ایجنتهایی که ممکن است اشتباه کنند
در کنار امنیت، اعتماد نیز یکی از موانع اصلی برای پذیرش گسترده ایجنتهای هوش مصنوعی در خدمات مالی است. لابون به خطا و «توهم» مدلهای زبانی اشاره کرد و گفت هنوز نمیتواند به چنین سیستمی برای مدیریت داراییهای شخصی خود اعتماد کند.
او با اشاره به همین مسئله گفت:
مدلهای هوش مصنوعی هنوز گاهی اطلاعات اشتباه تولید میکنند؛ بنابراین حاضر نیستم مدیریت پسانداز بازنشستگیام را به یک ایجنت هوش مصنوعی بسپارم.
ریچارد شورتن (Richard Shorten)، بنیانگذار شرکت سیلورماین کپیتال ادوایزرز (Silvermine Capital Advisors)، نیز معتقد است فناوری هوش مصنوعی عاملی سریعتر از توانایی جامعه برای درک و هضم آن پیش رفته است. به گفته او، مسئله اصلی این است که کاربران بتوانند به اندازهای به این فناوری اعتماد کنند که بخشی از کسبوکار یا زندگی خود را به آن بسپارند.
مسئولیت اشتباهات ایجنت با چه کسی است؟
در نهایت، گسترش ایجنتهای خودمختار یک سوال حقوقی مهم را مطرح میکند: اگر یک ایجنت مرتکب تخلف شود یا بدون اجازه کاربر پولی خرج کند، چه کسی مسئول است؟
کرکلی گفت هنوز مشخص نیست در چنین شرایطی «تصمیمگیرنده نهایی» چه کسی خواهد بود و چگونه میتوان مسئولیت حقوقی را تعیین کرد. او پرسید:
اگر ایجنت شما کاری غیرقانونی انجام دهد، یا پولی را خرج کند که اجازه خرج کردنش را نداشته، چگونه میتوانید آن را پس بگیرید؟ تصمیمگیرنده نهایی چه کسی است؟
این موضوع میتواند به یکی از موانع اصلی استفاده از ایجنتهای هوش مصنوعی در خدمات مالی تبدیل شود. برای پذیرش گسترده این فناوری، تنها ساخت ایجنتهای قدرتمند کافی نیست؛ باید مشخص باشد چه کسی اختیار آن را تعیین میکند، در صورت خطا چه کسی پاسخگو است و در صورت حمله یا سوءاستفاده، امکان متوقف کردن یا جبران خسارت وجود دارد یا نه.

نوسیس چین از بلاکچین لایه ۱ مستقل به رولآپ اتریوم تبدیل میشود
29 مرداد 1405 - 21:00
جامعه نوسیس با رأی قاطع به طرحی، مسیر آینده نوسیس چین را تغییر داد. بر اساس این تصمیم، نوسیس چین (Gnosis Chain) از یک شبکه لایه ۱ مستقل به یک رولآپ دانش صفر در چارچوب «منطقه اقتصادی اتریوم» (Ethereum Economic Zone یا EEZ) تبدیل خواهد شد و امنیت تراکنشهای خود را به اتریوم واگذار میکند.
به گزارش میهن بلاکچین، این تغییر قرار است نوسیس را به نخستین نمونه عملی EEZ تبدیل کند؛ چارچوبی که هدف آن کاهش پراکندگی نقدینگی و فعالیت میان لایههای مختلف اتریوم و ایجاد ارتباط مستقیمتر میان آنهاست. اجرای اولیه این طرح برای اواخر ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ در نظر گرفته شده و به آماده شدن زیرساخت فنی موردنیاز بستگی دارد.
رای قاطع به پایان لایه ۱ مستقل نوسیس
پیشنهاد GIP-153 با حمایت ۱۲۳٬۱۵۸ واحد GNO تصویب شد، در حالی که ۱۱۵ واحد با آن مخالفت کردند و ۱۵۱ واحد نیز رأی ممتنع دادند. در مجموع ۵۴ رأیدهنده در این فرآیند مشارکت داشتند و حجم مشارکت به ۱۲۳٬۴۲۵ GNO رسید؛ رقمی که بهمراتب بیشتر از حد نصاب ۷۵ هزار GNO بود.
مهمترین بخش این طرح، کنار گذاشتن مجموعه اعتبارسنجهای مستقل نوسیس است. پس از اجرای تغییرات، نوسیس چین تراکنشهای خود را روی اتریوم تسویه خواهد کرد و امنیت نهایی شبکه را از اعتبارسنجهای اتریوم میگیرد. به این ترتیب، نوسیس عملاً از یک لایه ۱ مستقل به یک لایه ۲ متصل به اتریوم تبدیل میشود.
این تصمیم البته به معنی تغییر فوری شبکه نیست. رأی اخیر بیشتر مجوز حرکت به سمت این معماری را صادر کرده و راهاندازی نسخه اولیه EEZ در اواخر ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ هدفگذاری شده است.
مهمترین تغییر برای کاربران و توسعهدهندگان، دسترسی مستقیمتر نوسیس به داراییها و نقدینگی اتریوم خواهد بود. طبق طرح تصویبشده، قراردادهای هوشمند روی نوسیس میتوانند با قراردادهای اتریوم تعامل کنند و نتیجه این تعامل را در همان تراکنش مورد استفاده قرار دهند.
این قابلیت که «ترکیبپذیری همزمان» نام دارد، میتواند بخشی از مشکلات فعلی اکوسیستم لایه ۲ اتریوم را برطرف کند. امروزه داراییها و کاربران میان شبکههای مختلف پراکندهاند و برای انتقال آنها معمولاً به بریجها نیاز است. در معماری EEZ، هدف این است که این ارتباط تا حد امکان بدون چنین واسطههایی انجام شود.
نوسیس در عین حال قرار نیست اکوسیستم فعلی خود را کنار بگذارد. اپلیکیشنها، موجودی حسابها و توکن گس xDAI در این انتقال حفظ خواهند شد.
EEZ میخواهد مشکل پراکندگی لایههای ۲ اتریوم را حل کند
منطقه اقتصادی اتریوم چارچوبی است که نوسیس و زیسک (ZisK) برای ساخت رولآپهای همسو با اتریوم توسعه دادهاند و بنیاد اتریوم نیز از آن حمایت کرده است. ایده اصلی این است که لایههای مختلف اتریوم بهجای فعالیت بهعنوان جزایری جداگانه، بتوانند با یکدیگر و با شبکه اصلی تعامل مستقیمتری داشته باشند.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، چراکه رشد لایههای ۲ اگرچه ظرفیت اتریوم را افزایش داده، اما نقدینگی، کاربران و فعالیت اقتصادی را میان شبکههای متعدد تقسیم کرده است. دادههای L2Beat نشان میدهد رولآپهای اتریوم در حال حاضر حدود ۲۷.۸۲ میلیارد دلار ارزش را تأمین امنیت میکنند و با احتساب سایر راهکارهای مقیاسپذیری، این رقم به ۳۴.۸۸ میلیارد دلار میرسد.
در این میان، نوسیس قرار است نخستین نمونه عملی EEZ باشد و نتیجه اجرای آن میتواند مسیر پروژههای دیگری را که به دنبال اتصال عمیقتر به اتریوم هستند، تحت تاثیر قرار دهد.
جفری کندریک (Geoffrey Kendrick)، مدیر جهانی تحقیقات داراییهای دیجیتال در استاندارد چارترد (Standard Chartered) نیز معتقد است معماری EEZ میتواند نیاز به بریجها را کاهش دهد؛ موضوعی که از نظر امنیتی اهمیت زیادی دارد، چراکه بریجها سابقه قابلتوجهی در هدف قرار گرفته شدن توسط هکرها دارند.
او در گزارشی نوشت:
EEZ با کاهش نیاز به بریجها، جایی که هکها معمولاً رخ میدهند، و افزایش قابلیت استفاده از داراییها در شبکههای EVM، میتواند فعالیت بیشتری را به اکوسیستم اتریوم وارد کند.

شبکه اجتماعی ایکس میخواهد درآمد تولیدکنندگان محتوا را با استیبلکوین پرداخت کند
29 مرداد 1405 - 19:00
شبکه اجتماعی ایکس (X) در حال مذاکره برای استفاده از استیبلکوینهایی مانند یواسدی کوین (USDC) برای پرداخت درآمد و حقالزحمه تولیدکنندگان محتوای محبوب است. به گفته فردی مطلع از این مذاکرات، این گفتوگوها همچنان ادامه دارد و هنوز تصمیم نهایی درباره نحوه اجرای آن گرفته نشده است.
به گزارش میهن بلاکچین، این اقدام در حالی مطرح شده که ایکس همزمان در حال تغییر مدل درآمدزایی برای تولیدکنندگان محتواست و قصد دارد سیستم قدیمی «Revenue Sharing» را با برنامه جدیدی به نام «Original Content Rewards» جایگزین کند. در این مدل، تمرکز بیشتری روی محتوای اصیل، گزارش، تحلیل، خلاقیت و دیدگاههای اختصاصی سازندگان خواهد بود.
چرا ایکس به استیبلکوینها روی آورده است؟
استیبلکوینها به دلیل سرعت بالاتر و کارمزد کمتر برای پرداختهای بینالمللی، به یکی از کاربردهای اصلی رمزارزها در حوزه پرداخت تبدیل شدهاند. استفاده از آنها برای پرداخت درآمد سازندگان میتواند برای شبکه اجتماعی مانند ایکس که کاربران آن در کشورهای مختلف حضور دارند، انتقال پول را سادهتر کند.
این موضوع بهخصوص برای پرداختهای بینالمللی اهمیت دارد. بهجای اینکه پرداخت به ارزهای مختلف انجام شود و هر کاربر با سیستم بانکی کشور خود تسویه کند، یک استیبلکوین مبتنی بر دلار مانند USDC میتواند نقش واحد پرداخت مشترک را ایفا کند.
البته مذاکرات فعلی هنوز نهایی نشدهاند و ایکس نیز تاکنون درباره این گزارش اظهارنظر رسمی نکرده است. با این حال، انتخاب استیبلکوینها با مسیر گستردهتری که شرکتهای تحت مالکیت ایلان ماسک در حوزه پرداختهای رمزارزی دنبال کردهاند، همخوانی دارد.
به عنوان مثال، اسپیسایکس (SpaceX)، یکی دیگر از شرکتهای تحت مالکیت ماسک، پیشتر از استیبلکوینها برای دریافت برخی پرداختهای برونمرزی مرتبط با سرویس اینترنت ماهوارهای خود استفاده کرده است.
از سوی دیگر، ایکس در ماههای اخیر نیز توجه بیشتری به زیرساختهای پرداختی و رمزارزی نشان داده و در ماه مارس بنجی تیلور (Benji Taylor)، مدیر سابق طراحی شبکه بیس (Base)، را به تیم خود اضافه کرد.
مدل درآمدزایی ایکس در حال تغییر است
بحث استفاده از استیبلکوینها همزمان با بازطراحی سیستم پرداخت به سازندگان محتوا مطرح شده است. ایکس اعلام کرده برنامه قدیمی درآمدزایی خود را کنار میگذارد و پاداشدهی به محتوای اصیل را جایگزین آن میکند. این برنامه قرار است سازندگانی را که محتوای اصیل، ایدههای جدید، تخصص، گزارش و تحلیل ارائه میکنند، بیشتر مورد توجه قرار دهد.
طبق اعلام ایکس، برنامه جدید از ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ جایگزین سیستم فعلی خواهد شد و سازندگان محتوای فعلی باید برای حضور در مدل جدید دوباره درخواست بدهند.

آیا روند صعودی بیت کوین دوباره شروع شده؟ به این تحلیلها توجه کنید
29 مرداد 1405 - 17:00
بیت کوین پس از نزدیک به سه ماه بار دیگر به محدوده ۷۰ هزار دلار بازگشت و برای نخستین بار از ۲ ژوئن این سطح را لمس کرد. اما پشت این جهش فقط افزایش تقاضا نبود؛ موج سنگین لیکویید شدن معاملات شورت نیز به رشد قیمت شتاب داد و بیش از ۲.۷۴ میلیارد دلار از موقعیتهای فروش در بازار کریپتو را از بین برد.
حالا سوال اصلی این است که آیا بیت کوین واقعاً در آستانه یک روند صعودی جدید قرار گرفته یا بازار تنها شاهد یک جهش قدرتمند و موقتی بوده است؟ دادههای آنچین نشانههایی امیدوارکننده نشان میدهند، اما هنوز چند مانع مهم بر سر راه تأیید یک روند صعودی پایدار وجود دارد.
چه چیزی بیت کوین را به ۷۰ هزار دلار رساند؟
دلایل اصلی جهش اخیر را در مطلب صبح با عنوان «پرواز بیت کوین و اتریوم؛ پشت پرده جهش بازار کریپتو چیست؟» بررسی کردیم. به همین دلیل، در این گزارش وارد جزئیات محرکهای کلان این حرکت نمیشویم و تمرکز را روی یک سوال مهمتر میگذاریم: آیا این رشد میتواند ادامه پیدا کند؟
یکی از مهمترین عوامل تشدیدکننده حرکت، پوزیشنهای اهرمی معاملهگران بود. با بالا رفتن قیمت، معاملهگرانی که پوزیشن فروش استقراضی داشتند، یکی پس از دیگری مجبور به بستن معاملات خود شدند. این فرایند به خرید اجباری بیت کوین منجر شد و فشار خرید بیشتری به بازار وارد کرد.
دادههای کوینگلس (CoinGlass) نیز نشان میدهد طی ۲۴ ساعت، بیش از ۱۷۲ هزار معاملهگر لیکویید شدند. در مجموع ۲.۷۴ میلیارد دلار از پوزیشنهای شورت از بین رفت، در حالی که سهم معاملات لانگ حدود ۲۵۶.۶ میلیون دلار بود. بهتنهایی بیش از ۱.۴۲ میلیارد دلار از لیکوییدیشنها مربوط به بیت کوین بود.
به این ترتیب، بخشی از جهش اخیر را میتوان حاصل یک شورت اسکوییز بزرگ دانست؛ یعنی افزایش قیمت، معاملهگران فروشنده را مجبور به خرید کرد و همین خرید اجباری دوباره قیمت را بالاتر برد.
تقاضای واقعی بیت کوین در حال بهبود است؟
با وجود نقش پررنگ معاملات اهرمی، نشانههایی از بهبود تقاضای واقعی در بازار نیز دیده میشود. کریپتوکوانت (CryptoQuant) میگوید شاخص «تقاضای ظاهری اسپات ۳۰روزه» که در تاریخ ۲۳ جولای حدود منفی ۲۰۶ هزار بیت کوین بود، اکنون به حدود منفی ۵ هزار بیت کوین رسیده است.
این یعنی بازار به محدودهای نزدیک شده که تقاضای اسپات میتواند دوباره وارد محدوده مثبت شود؛ اتفاقی که از ۲۶ فوریه تاکنون مشاهده نشده بود.
اهمیت این داده در سابقه تاریخی آن است. طبق بررسی کریپتوکوانت، در دورههایی که تقاضای ظاهری اسپات بیت کوین از محدوده منفی به مثبت تغییر کرده، بازدهی میانه بیت کوین طی ۶۰ روز بعد حدود ۱۸.۱ درصد بوده و این سیگنال در ۷۸ درصد موارد به نتیجه مثبت منجر شده است.
کریپتوکوانت در گزارش خود تأکید کرده:
تقاضای اسپات همان سیگنالی است که جواب میدهد.
البته این داده هنوز تأیید قطعی برای آغاز روند صعودی نیست. نکته مهم این است که تقاضای اسپات باید واقعاً وارد محدوده مثبت شود و در آن باقی بماند؛ در غیر این صورت، جهش اخیر میتواند بیشتر حاصل خروج اجباری فروشندگان باشد تا شکلگیری یک موج خرید پایدار.
گلسنود: بیت کوین هنوز از برخی مقاومتهای مهم عبور نکرده است
دادههای گلسنود (Glassnode) تصویر محتاطانهتری ارائه میکنند. قیمت بیت کوین اکنون بالاتر از میانگین قیمت خرید هولدرهای کوتاهمدت قرار گرفته که حدود ۶۸٬۵۰۰ دلار است. این سطح برای بازار اهمیت زیادی دارد، چراکه عبور و تثبیت بالای آن میتواند وضعیت معاملهگرانی را که اخیراً وارد بازار شدهاند، بهبود دهد.
با این حال، یک سطح مهمتر همچنان بالاتر از قیمت فعلی قرار دارد. شاخص «میانگین واقعی بازار» گلسنود حدود ۷۵٬۸۰۰ دلار است و بیت کوین هنوز به آن نرسیده است.
گلسنود معتقد است تا زمانی که ساختار قیمت زیر برخی از این سطوح کلیدی باقی بماند، بازار همچنان از نظر آنچین در وضعیت شکننده قرار دارد. به بیان ساده، رشد اخیر هنوز نتوانسته تمام نشانههای دوره نزولی قبلی را از بین ببرد.
شاخص دیگری که گلسنود به آن اشاره میکند، نسبت سود و زیان تحققیافته بیت کوین است. این شاخص اکنون روی ۰.۷۵ قرار دارد؛ در حالی که گلسنود سطح ۲ را یکی از نشانههای مهم تغییر ساختاری بازار میداند.
این شرکت در گزارش خود تأکید کرده:
تا زمانی که این شاخص از سطح ۲ عبور نکند، رشد قیمت را نمیتوان نشانهای قطعی از بازگشت بازار به یک روند صعودی پایدار دانست.
نسبت سود و زیان تحققیافته بیت کوین - منبع: Glassnode
بنابراین، اگرچه عبور بیت کوین از ۶۸٬۵۰۰ دلار اتفاق مهمی است، اما بازار هنوز برای اثبات یک روند صعودی قدرتمند به چیزی بیشتر از یک جهش چندروزه نیاز دارد. تثبیت بالای مقاومتهای آنچین و بازگشت تقاضای اسپات به محدوده مثبت، دو نشانهای هستند که میتوانند تصویر را تغییر دهند.
آیا رشد بیت کوین ادامهدار خواهد بود؟
حرکت بیت کوین به سمت ۷۰ هزار دلار بدون تردید یکی از مهمترین بازگشتهای بازار در ماههای اخیر است. با این حال، دادههای فعلی هنوز بین دو سناریو فاصلهای ایجاد میکنند: شروع یک روند بازیابی گستردهتر یا یک رالی موقتی که با خروج پوزیشنهای قدرت گرفته است.
تحلیلگران گروه استاک مانی لیزردز (Stockmoney Lizards) نیز ساختار اخیر قیمت بیت کوین را در چارچوب الگوی وایکوف (Wyckoff) بررسی کردهاند. از نگاه آنها، حرکت قیمت در ماههای اخیر با ساختار انباشت وایکوف همخوانی داشته و ریزش بیت کوین تا محدوده ۵۷ هزار دلار میتواند همان حرکت نهایی برای جمعآوری نقدینگی پیش از آغاز مرحله صعودی باشد. با این حال، رسیدن قیمت به ۷۰ هزار دلار بهتنهایی برای تایید ورود بازار به فاز صعودی کافی نیست و بیت کوین حالا باید از مقاومتهای مهم پیش رو عبور کند.
الگوی وایکوف در نمودار بیت کوین - منبع: Stockmoney Lizards
این گروه در جمعبندی تحلیل خود نوشته:
هنوز فاصله زیادی با محدوده صعودی داریم. قیمت اکنون به مقاومت کلیدی نزدیک شده، نه اینکه از آن عبور کرده باشد. آزمون واقعی از همینجا آغاز میشود.
در نتیجه، لمس ۷۰ هزار دلار را میتوان یک نشانه مثبت دانست، اما هنوز برای اعلام پایان روند نزولی و آغاز یک چرخه صعودی جدید زود است. بازار اکنون بیش از هر چیز به دنبال این است که ببیند آیا خریداران میتوانند این جهش را حفظ کنند یا نه.


























