آخرین اخبار:

آموزش16 تیر 1405
والاستریت فقط برای آمریکاییها نیست؛ قبل از خرید اپل، انویدیا یا S&P 500 این راهنما را بخوانید

مقالات عمومی15 تیر 1405
بهترین سرمایهگذاری با یک میلیارد تومان در ایران؛ با یک میلیارد امروز کجا سرمایهگذاری کنیم؟

سرمایه گذاری20 تیر 1405
آیا استیبلکوین قانونمند برای کاربر ایرانی امنتر است؟ مقایسه ریسک USDT و USDC

مقالات عمومی19 تیر 1405
چگونه قبل از ۳۰ سالگی از نظر مالی جلو بیفتیم؟ ۱۱ توصیه طلایی که آینده شما را متحول میکند

اخبار فوری17 تیر 1405
صورتجلسه نشست ماه ژوئن فدرال رزرو منتشر شد؛ افزایش دوباره نرخ بهره در راه است؟

تحلیل بازار18 تیر 1405
کف بیت کوین کجاست؟ این تحلیل را «باید» بخوانید!
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
39 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.63%
نرخ تتر
190,214.21 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

هاردفورک ون روسم در شبکه کاردانو فعال شد؛ آیا نوبت جهش قیمت ADA فرا رسیده است؟
28 تیر 1405 - 21:00
شبکه کاردانو روز گذشته با موفقیت هاردفورک ون روسم (Van Rossem) را فعال کرد و به نسخه ۱۱ پروتکل ارتقا یافت؛ بهروزرسانی مهمی که با هدف افزایش سرعت و کاهش هزینه اجرای قراردادهای هوشمند، بهبود امنیت نودها و ارتقای تجربه توسعهدهندگان انجام شده است. این ارتقا بدون اختلال برای کاربران اجرا شد و از نگاه جامعه کاردانو یکی از مهمترین بروزرسانیهای این بلاکچین در سالهای اخیر محسوب میشود.
به گزارش میهن بلاکچین، با این حال، سوال اصلی بازار چیز دیگری است؛ آیا این پیشرفت فنی میتواند به رشد پایدار قیمت کاردانو منجر شود یا مانند بسیاری از ارتقاهای گذشته، تنها اثری کوتاهمدت بر بازار خواهد داشت؟
هاردفورک ون روسم چه تغییراتی در کاردانو ایجاد میکند؟
هاردفورک ون روسم که به افتخار یکی از مشارکتکنندگان کاردانو، «مکس ون روسم» نامگذاری شده، نخستین ارتقای بزرگ این شبکه است که به طور کامل از طریق سازوکار حاکمیت غیرمتمرکز ولتیر (Voltaire) به تصویب رسید به طوری که بیش از ۷۷ درصد نمایندگان منتخب (DReps) و ۵۲ درصد اپراتورهای استخرهای استیکینگ از اجرای این بهروزرسانی حمایت کردند.
این ارتقا با تنها حدود ۱۰ دقیقه توقف در تولید بلاکها انجام شد و هیچ اختلالی در دارایی کاربران یا عملکرد شبکه ایجاد نکرد.
مهمترین تغییرات این نسخه، مستقیماً توسعهدهندگان قراردادهای هوشمند را هدف قرار داده است. افزایش سرعت اجرای اسکریپتهای زبان پلوتوس، اضافه شدن توابع داخلی جدید، بهروزرسانی مدل هزینه اجرای قراردادها و تقویت امنیت نودها، از جمله قابلیتهایی هستند که میتوانند توسعه و اجرای برنامههای غیرمتمرکز را سادهتر و کمهزینهتر کنند.
انتظار میرود این تغییرات، زمینه را برای رشد اکوسیستم دیفای، توکنهای غیرمثلی (NFT) و پروژههای داراییهای دنیای واقعی (RWA) روی شبکه کاردانو فراهم کند.
جیسون اپلتون (Jason Appleton)، یکی از نمایندگان حاکمیتی کاردانو، درباره این ارتقا گفت:
مهمترین ویژگی این بهروزرسانی آن است که پیش از اجرا، از طریق رأیگیری آنچین و توسط نمایندگان جامعه تصویب شد؛ یعنی ارتقا با تصمیم جامعه انجام شد، نه با دستور یک نهاد متمرکز.
همزمان با این تحول، شرکت اینپوت اوتپوت (Input Output) نیز اعلام کرده از ماه آگوست، مدیریت بخشهایی از زیرساخت اصلی کاردانو از جمله پلتفرم پلوتوس و کیف پول ددالوس (Daedalus) را به شرکتهای مستقل واگذار خواهد کرد؛ اقدامی که در راستای تمرکززدایی بیشتر اکوسیستم ارزیابی میشود.
آیا این ارتقا میتواند قیمت ADA را وارد روندی صعودی کند؟
همزمان با اجرای هاردفورک، قیمت ADA واکنش مثبتی نشان داد و طی ۲۴ ساعت حدود ۱.۲٪ افزایش یافت. با این حال، تحلیلگران معتقدند اثر واقعی این بهروزرسانی در بلندمدت مشخص خواهد شد.
تغییرات قیمت کاردانو - منبع: میهن بلاکچین
تجربه هارد فورکهای قبلی کاردانو نشان میدهد ارتقاهای فنی معمولاً در کوتاهمدت باعث افزایش هیجان بازار میشوند، اما تداوم رشد قیمت تنها در صورتی امکانپذیر است که این تغییرات به رشد واقعی اکوسیستم منجر شوند.
افزایش تعداد توسعهدهندگان، راهاندازی برنامههای غیرمتمرکز جدید، رشد ارزش کل سرمایه قفلشده (TVL) در پروژههای دیفای و موفقیت بهروزرسانیهای آینده مانند اوروبوروس لیوس (Ouroboros Leios) از جمله عواملی هستند که میتوانند بر آینده قیمت ADA اثر بگذارند.
از سوی دیگر، رفتار سرمایهگذاران بزرگ نیز نشانههای مثبتی نشان میدهد. دادهها حاکی از آن است که کیف پولهایی با موجودی بین ۱۰۰ هزار تا ۱۰۰ میلیون ADA اکنون بیش از ۲۵.۶ میلیارد واحد ADA در اختیار دارند؛ رقمی که بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۳ محسوب میشود و میتواند نشانهای از افزایش اعتماد سرمایهگذاران بزرگ به آینده این شبکه باشد.

مهلت یکساله اجرای قانون GENIUS آمریکا به پایان رسید؛ اما مقررات نهایی هنوز آماده نیست
28 تیر 1405 - 19:00
تنها یک سال پس از تصویب قانون «جینیس» (GENIUS Act)، نهادهای مالی آمریکا هنوز نتوانستهاند مقررات نهایی لازم برای اجرای کامل نخستین چارچوب فدرال استیبل کوینها را منتشر کنند. این در حالی است که بسیاری از فعالان صنعت انتظار داشتند تا پایان مهلت قانونی، مسیر فعالیت صادرکنندگان استیبل کوین در ایالات متحده کاملاً مشخص شود.
به گزارش میهن بلاکچین، با وجود پایان ضربالاجل تعیینشده در روز شنبه، اکثر قوانین کلیدی همچنان در مرحله پیشنهاد قرار دارند و برخی از آنها حتی هنوز در دوره دریافت نظرات عمومی هستند. با این حال، تأخیر رگولاتورها به معنای عقب افتادن زمان اجرای قانون نیست و شرکتهای فعال در این حوزه باید خود را برای انطباق با قوانینی آماده کنند که ممکن است هنوز تغییر کنند.
قانون جینیس؛ نخستین چارچوب جامع فدرال برای استیبل کوینها
دونالد ترامپ یک سال پیش و در تاریخ ۱۸ جولای ۲۰۲۵ قانون «راهنمایی و ایجاد نوآوری ملی برای استیبل کوینهای آمریکا» یا همان قانون جینیس (GENIUS Act) را امضا کرد؛ قانونی که نخستین چارچوب مستقل فدرال برای صنعت کریپتو محسوب میشود.
این قانون الزامات مشخصی برای صادرکنندگان استیبل کوینهای پرداختی تعیین کرده است؛ از جمله نگهداری ذخایر کامل، امکان بازخرید توکنها، انتشار گزارشهای دورهای، دریافت مجوز و پذیرش نظارت مستقیم نهادهای مالی.
بر اساس ماده ۱۳ این قانون، نهادهایی مانند دفتر کنترل ارز آمریکا (OCC)، فدرال رزرو، شرکت بیمه سپردههای فدرال (FDIC)، اداره ملی اتحادیههای اعتباری (NCUA)، وزارت خزانهداری و همچنین رگولاتورهای ایالتی موظف بودند حداکثر ظرف یک سال مقررات اجرایی خود را تدوین و نهایی کنند.
اما قانون تصریح نکرده که در صورت از دست رفتن این مهلت چه اتفاقی رخ میدهد و هیچ تمدید خودکاری نیز برای آن در نظر نگرفته است.
بخش مهمی از مقررات هنوز نهایی نشده است
اگرچه نهادهای مختلف پیشنویس مقررات خود را منتشر کردهاند، اما اکثر آنها هنوز به نسخه نهایی نرسیدهاند.
پیشنهادهای دفتر کنترل ارز آمریکا موضوعاتی مانند ترکیب ذخایر، نقدینگی، الزامات سرمایه، مدیریت ریسک، گزارشدهی و نگهداری داراییها را پوشش میدهد. شرکت بیمه سپردههای فدرال نیز چارچوبی برای نحوه مدیریت ذخایر، بازخرید استیبل کوینها و وضعیت بیمه سپردهها ارائه کرده است.
از سوی دیگر، اداره ملی اتحادیههای اعتباری هنوز در حال بررسی نظرات عمومی درباره مقررات مدیریت ریسک و عملیات است؛ موضوعی که عملاً امکان نهایی شدن این قوانین پیش از ضربالاجل را از بین برد.
همزمان، فدرال رزرو، شبکه مقابله با جرائم مالی آمریکا (FinCEN) و چند نهاد دیگر نیز مقرراتی درباره احراز هویت مشتریان، مبارزه با پولشویی، گزارشدهی و رعایت تحریمها پیشنهاد کردهاند که هنوز به مرحله اجرا نرسیدهاند.
این وضعیت باعث شده حداقل بخشی از قوانین موردنیاز برای فعالیت کامل چارچوب جدید استیبل کوینها پس از پایان مهلت یکساله نهایی شوند.
اختلافنظرها بر سر جزئیات مقررات ادامه دارد
علاوه بر تأخیر زمانی، رگولاتورها هنوز باید به حجم زیادی از بازخوردهای صنعت پاسخ دهند. برای مثال، شرکت بلکراک (BlackRock) از دفتر کنترل ارز آمریکا خواسته محدودیت احتمالی ۲۰ درصدی برای ذخایر توکنیزهشده را کنار بگذارد و استفاده از برخی صندوقهای قابل معامله مبتنی بر اوراق خزانه را بهعنوان ذخیره مجاز اعلام کند.
در همین حال، نحوه تقسیم اختیارات میان دولت فدرال و ایالتها نیز همچنان محل بحث است. گروهی از سناتورها از وزارت خزانهداری خواستهاند نقش ایالتها در نظارت بر استیبل کوینها حفظ شود و فرآیند تأیید چارچوبهای ایالتی شفافتر شود.
ایالت نیویورک نیز چارچوب نظارتی خود را با هدف هماهنگی با قانون جینیس تدوین کرده، اما نبود مقررات نهایی فدرال میتواند این ایالت و سایر ایالتها را مجبور به اصلاح دوباره قوانینشان کند.
تاخیر در مقررات، اجرای قانون را به عقب نمیاندازد
مهمترین نکته برای صنعت کریپتو این است که پایان مهلت یکساله به معنای تعویق اجرای قانون نیست.
طبق قانون جینیس، این چارچوب حداکثر تا ۱۸ ژانویه ۲۰۲۷ اجرایی خواهد شد؛ مگر اینکه رگولاتورها زودتر مقررات نهایی را منتشر کنند. در آن صورت، قانون ۱۲۰ روز پس از انتشار مقررات لازمالاجرا میشود.
به همین دلیل، هرچه تدوین مقررات بیشتر به تاخیر بیفتد، شرکتها زمان کمتری برای تطبیق با الزامات نهایی خواهند داشت.
علاوه بر این، هرچند جزئیات اجرایی هنوز کامل نشده، اما بخش مهمی از قواعد از قبل در متن قانون آمده است. صادرکنندگان استیبل کوین باید به ازای هر توکن، ذخایر نقدشونده و معادل نگهداری کنند، سیاستهای بازخرید خود را منتشر کنند، گزارش ماهانه ذخایر ارائه دهند و از پرداخت سود مستقیم به دارندگان توکن خودداری کنند.
مقررات نهایی صرفا قرار است مشخص کنند که نهادهای ناظر دقیقاً چگونه این الزامات را اجرا و بر آنها نظارت خواهند کرد.

تحلیل آنچین بیت کوین: پایان بازار نزولی نزدیک شده، اما یک شرط مهم باقی مانده است
28 تیر 1405 - 17:00
اگرچه قیمت بیت کوین نسبت به کفهای اخیر بهبود یافته و در زمان نگارش این گزارش در حوالی ۶۴٬۵۵۰ دلار معامله میشود، دادههای آنچین نشان میدهند هنوز برای تایید بازگشت روند صعودی باید از یک مانع مهم عبور کند. تحلیلهای مختلف از یک سو سیگنالهایی از نزدیک شدن به پایان بازار نزولی را نشان میدهند و از سوی دیگر هشدار میدهند که سرمایهگذاران کوتاهمدت همچنان در زیان قرار دارند؛ موضوعی که میتواند مسیر صعود بیت کوین را دشوار کند.
به گزارش میهن بلاکچین، در حالی که برخی شاخصهای چرخهای احتمال ورود بازار به فاز پایانی روند نزولی را تقویت کردهاند، هزینه تمامشده سرمایهگذاران کوتاهمدت همچنان بالاتر از قیمت فعلی قرار دارد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند عبور قیمت از این محدوده میتواند مهمترین سیگنال برای تایید آغاز یک روند صعودی پایدار باشد.
هزینه تمامشده سرمایهگذاران کوتاهمدت همچنان بالاتر از قیمت بیت کوین است
بر اساس تحلیل تحلیلگری به نام شایان مارکتس (ShayanMarkets) در بلاگ کریپتوکوانت، شاخص قیمت تحققیافته بر اساس سن UTXOها «Realized Price UTXO Age Bands» نشان میدهد قیمت تحققیافته هولدرهایی که بین ۱ تا ۳ ماه و ۳ تا ۶ ماه از خرید بیت کوین آنها گذشته است، اکنون در ابتدای کانال ۷۰ هزار دلاری قرار دارد.
شاخص قیمت تحققیافته بر اساس سن UTXOها - منبع: CryptoQuant
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که سرمایهگذاران کوتاهمدت معمولا بیشترین حساسیت را نسبت به نوسانات قیمت دارند و رفتار آنها میتواند جهت حرکت بازار را در کوتاهمدت تغییر دهد. زمانی که قیمت بیت کوین پایینتر از میانگین خرید این گروه قرار میگیرد، بخش قابل توجهی از آنها در زیان تحققنیافته قرار دارند و احتمال افزایش فشار فروش در برخورد با مقاومتها بیشتر میشود.
شایان مارکتس در این گزارش مینویسد:
بازگشت قیمت به بالای میانگین بهای تمامشده سرمایهگذاران اخیر میتواند نشانهای قدرتمند از تغییر روند باشد. اما تا زمانی که بیت کوین موفق به بازپسگیری این سطوح نشود، رشد اخیر را باید بیشتر یک رالی اصلاحی در چارچوب روند نزولی دانست.
به عبارت دیگر، رشد قیمت از کفهای ماه ژوئن بهتنهایی برای تایید آغاز یک بازار صعودی کافی نیست و بازار باید ابتدا اعتماد سرمایهگذاران تازهوارد را دوباره به دست آورد.
سیگنالی که از نزدیک شدن پایان بازار نزولی خبر میدهد
تحلیلگر دیگری به نام دارک فاست (Darkfost) با بررسی شاخص هزینه تمامشده هولدرهای کوتاهمدت و بلندمدت (STH/LTH Cost Basis) به نتیجه متفاوتی رسیده است. به اعتقاد او، یکی از مهمترین سیگنالهای چرخهای بیت کوین بهتازگی فعال شده و نشان میدهد بازار احتمالا وارد آخرین مرحله روند نزولی شده است.
در این مدل، هولدرهای کوتاهمدت افرادی هستند که کمتر از شش ماه بیت کوین خود را نگهداری کردهاند و هولدرهای بلندمدت نیز بیش از شش ماه دارایی خود را حفظ کردهاند. همچنین برای آنکه شاخص تصویر دقیقتری از سرمایه فعال بازار ارائه دهد، بیت کوینهایی که بیش از هفت سال جابهجا نشدهاند، از محاسبات کنار گذاشته شدهاند.
بر اساس این تحلیل، زمانی که میانگین بهای تمامشده هولدرهای کوتاهمدت با تایید سهروزه به زیر میانگین بهای تمامشده هولدرهای بلندمدت فعال میرسد، سیگنال پایان بازار نزولی صادر میشود.
شاخص هزینه تمامشده هولدرهای کوتاهمدت و بلندمدت - منبع: CryptoQuant
دارک فاست درباره این اتفاق میگوید:
این سیگنال به معنای پایان فوری بازار نزولی یا تشکیل کف قیمت نیست؛ بلکه نشان میدهد بازار وارد آخرین مرحله این چرخه شده است؛ دورهای که اجرای استراتژی خرید پلهای (DCA) میتواند منطقی باشد.
او تاکید میکند آغاز واقعی بازار صعودی زمانی تایید خواهد شد که این دو منحنی بار دیگر با حرکت صعودی یکدیگر را قطع کنند؛ الگویی که در چرخههای قبلی بیت کوین نیز مشاهده شده است.
کاهش میانگین قیمت خرید سرمایهگذاران جدید چه پیامی دارد؟
یکی از نکات قابل توجه در گزارش دارک فاست، کاهش چشمگیر میانگین قیمت خرید هولدرهای کوتاهمدت است. بر اساس دادههای کریپتوکوانت، میانگین بهای تمامشده این گروه از حدود ۱۱۲٬۵۰۰ دلار به ۶۹٬۰۰۰ دلار رسیده است.
این تغییر نشان میدهد سرمایهگذاران جدید طی ماههای اخیر از افت قیمت برای خرید در سطوح پایینتر استفاده کردهاند و به همین دلیل میانگین قیمت خرید آنها بهتدریج کاهش یافته است. چنین رفتاری در چرخههای نزولی گذشته نیز بارها مشاهده شده و معمولا یکی از نشانههای ورود بازار به مرحله انباشت محسوب میشود.
دارک فاست همچنین معتقد است حضور سرمایهگذاران نهادی تاکنون تغییر بنیادینی در رفتار چرخهای بازار ایجاد نکرده. به گفته او، الگوی رفتاری هولدرهای بیت کوین همچنان شباهت زیادی به چرخههای گذشته دارد؛ بهطوری که سرمایهگذاران کوتاهمدت در افت قیمتها اقدام به خرید میکنند و به مرور میانگین قیمت خرید خود را کاهش میدهند.
در حال حاضر، دادههای آنچین بیش از آنکه از آغاز یک بازار صعودی جدید خبر دهند، نشان میدهند بیت کوین در آستانه یک نقطه عطف قرار گرفته است؛ نقطهای که عبور از محدوده بهای تمامشده سرمایهگذاران کوتاهمدت میتواند آن را به آغاز یک چرخه صعودی تبدیل کند و ناکامی در عبور از آن، احتمال تداوم نوسانات و اصلاح قیمت را افزایش خواهد داد.

پیوستن ریپل پیمنتس (Ripple Payments) به همراه ۱۴ شرکت دیگر به لیست MiCA؛ آیا این موضوع تاثیری روی XRP دارد؟
28 تیر 1405 - 15:00
سازمان بورس و اوراق بهادار اروپا (ESMA)، شرکت ریپل پیمنتس اروپا (Ripple Payments Europe) و ۱۳ شرکت دیگر را به فهرست ثبتشدههای قانون میکا (MiCA) اضافه کرد. با این اتفاق، مجموع ارائهدهندگان مجاز خدمات داراییهای دیجیتال در سراسر اروپا به ۲۹۴ شرکت میرسد. ریپل بیش از ۷۵ مجوز نظارتی در سراسر جهان دارد، از جمله تاییدیه اداره رفتار مالی بریتانیا (FCA) که در ماه ژانویه دریافت شد.
به گزارش میهن بلاکچین، این بهروزرسانی جایگاه قانونی ریپل را در اروپا تثبیت میکند، اگرچه روند سرعت دریافت مجوزها در این اتحادیه به وضوح در حال کند شدن است.
تثبیت جایگاه قانونی ریپل در اروپا
میکا (MiCA) چارچوب قانونی اتحادیه اروپا است که شرکتهای کریپتویی را ملزم میکند پیش از ارائه خدماتِ تحت نظارت، مجوز ارائهدهنده خدمات داراییهای دیجیتال (CASP) را دریافت کنند. سازمان بورس و اوراق بهادار اروپا (ESMA) یک فهرست مرکزی را نگهداری میکند که نام تمام شرکتهای تایید شده در آن ثبت میشود.
ریپل پیمنتس اروپا پس از دریافت مجوز کامل از نهاد نظارت مالی لوکزامبورگ (CSSF) به این فهرست اضافه شد. این نهاد اکنون به عنوان بازوی پرداخت قانونی شرکت ریپل در سراسر منطقه اقتصادی اروپا فعالیت میکند.
این مجوز، حقوق پاسپورتینگ (Passporting rights) را برای ۳۰ کشور باز میکند. این سازوکار اجازه میدهد که یک تاییدیه ملی، کل اتحادیه را پوشش دهد و جایگزین سیستم قبلیِ مجوزهای ملی مجزا و پراکنده شود.
مجوز CASP در کنار مجوز فعلی ریپل به عنوان نهاد پول الکترونیکی در لوکزامبورگ قرار میگیرد. این دو مجوز در کنار هم به بانکهای اروپایی، شرکتهای فینتک و سایر کسبوکارها اجازه میدهند تا از طریق یک سیستم یکپارچه، به دریافت، تبادل و پرداخت وجوه بپردازند. ریپل در حال حاضر بیش از ۷۵ مجوز نظارتی در سراسر جهان دارد.
جدیدترین بهروزرسانی MiCA چه چیزی را نشان میدهد؟
ترکیب لیست بهروزرسانی شده داستان خاص خود را دارد. ۱۴ شرکت جدیدِ اضافه شده، در ۱۰ کشور اروپایی مستقر هستند و شامل بانکها، صرافیها، ارائهدهندگان خدمات پرداخت و پلتفرمهای متمرکز بر بیتکوین میشوند.
بانک بیسون (Bison Bank) پرتغال، بانک دولتی هرواتسکا پوتانسکا (Hrvatska poštanska banka) کرواسی و کایزر پارتنر پرایوتبانک (Kaiser Partner Privatbank) لیختناشتاین، همگی در کنار دو بانک تعاونی آلمانی در این فهرست ظاهر شدند. مشخص است که مجوز MiCA بسیار فراتر از شرکتهای بومی حوزه کریپتو گسترش یافته است.
این فهرست پیشتر نیز شامل موسسات سنگینوزن و بزرگی مانند BBVA، CaixaBank، Commerzbank و Standard Chartered لوکزامبورگ بوده است. سیستم مالی سنتی به آرامی و در سکوت در حال ایجاد ظرفیتهای قانونی کریپتو در سراسر اروپا است.
با این حال، سرعت کلی این روند به طور قابلتوجهی کاهش یافته است. سازمان ESMA در ۳ جولای (بلافاصله پس از پایان دوره گذار) ۳۷ ارائهدهنده را به لیست اضافه کرده بود، در حالی که این هفته تنها ۱۴ شرکت به فهرست افزوده شدند.
بازارها تا حد زیادی نسبت به این خبر بیتفاوت ماندند. توکن XRP در حوالی قیمت ۱.۰۷ دلار معامله میشود و با ارزش بازاری بیش از ۶۷ میلیارد دلار، در ۲۴ ساعت گذشته حدود ۳.۴۶ درصد کاهش داشته است. این توکن حدود ۷۰ درصد پایینتر از بالاترین رکورد تاریخی خود (۳.۶۵ دلار) قرار دارد. یک بار دیگر ثابت شد که پیشرفتهای قانونی و نظارتی به تنهایی نتوانستهاند به یک محرک قیمتی تبدیل شوند.
این مجوز برای XRP و RLUSD چه معنایی دارد؟
برای زیرساختها، دریافت این تاییدیهها بسیار مهمتر از نوسانات قیمتی است. مجوز CASP به ریپل این امکان را میدهد که داراییهای کریپتویی را به صورت قانونی در داخل اتحادیه اروپا جابجا کند، در حالی که مجوز نهاد پول الکترونیکی، بخش ارزهای فیاتِ (پولهای سنتی) هر تراکنش را پوشش میدهد.
این ترکیب دقیقاً همان چیزی است که به درد RLUSD (استیبلکوین متصل به دلار ریپل) میخورد. بر اساس قوانین MiCA، استیبلکوینها در دسته جداگانهای قرار میگیرند و تنها موسسات اعتباری یا موسسات پول الکترونیکی میتوانند آنها را در داخل اروپا منتشر کنند.
داشتن هر دو مجوز در لوکزامبورگ، ریپل را در این گروه محدود و خاص قرار میدهد. با این حال، اینکه آیا RLUSD در نهایت به عنوان یک محصول کاملاً قانونی و تحت نظارت در اروپا راهاندازی میشود یا خیر، یک تصمیم جداگانه است که هنوز اعلام نشده است.
برای توکن XRP، این تاثیر عمدتاً غیرمستقیم باقی میماند. این توکن برای تسویه انتقالات در شبکه ریپل (XRP Ledger) استفاده میشود؛ بنابراین، اگر موسسات و نهادها استفاده از زیرساختهای پرداخت ریپل را گسترش دهند، میتواند در طول زمان منجر به افزایش تقاضای تراکنشی برای این توکن شود.

کانسنسیس بهطور تصادفی یک توسعهدهنده کره شمالی را که برای متامسک کد نوشته بود، استخدام کرد
28 تیر 1405 - 13:00
کانسنسیس، شرکت سازنده کیف پول اتریومی متامسک، تایید کرده است که یک توسعهدهنده نرمافزار مرتبط با کره شمالی، پیش از آنکه شرکت دسترسی وی را لغو کند، در کدهای این پروژه مشارکت داشته است. این اعتراف پس از تحقیقات رسانه دراپ سایت نیوز (Drop Site News) صورت گرفت و یکی از برجستهترین موارد استخدام ناآگاهانه از یک کشور تحت تحریم در یک پروژه بزرگ رمزارزی به شمار میرود.
به گزارش میهن بلاکچین، این توسعهدهنده که هویتش فاش نشده، از سد بررسیهای سوءپیشینه (Background check) عبور کرده و برای مدت نامشخصی در توسعه این کیف پول مشارکت داشته است. کانسنسیس میگوید بهمحض اطلاع از ارتباطات این فرد با کره شمالی، سریعاً دسترسی او را لغو کرده است.
این اتفاق سؤالات فوری و مهمی را درباره نحوه بررسی پیمانکاران توسط شرکتهای رمزارزی ایجاد کرده است؛ آن هم در دنیایی که بازیگران دولتی بهطور فزایندهای از بدافزارها بهعنوان یک سرویس (malware-as-a-service) و هویتهای جعلی برای نفوذ به اکوسیستمهای متنباز استفاده میکنند. متامسک یک کیف پول معمولی نیست؛ بلکه افزونه مرورگر غالب برای شبکه اتریوم است که میلیاردها دلار از داراییهای کاربران را مدیریت کرده و بهعنوان دروازهای برای امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) عمل میکند.
هشدار مشابهی پیشتر از سوی اتحاد امنیت (Security Alliance) نیز صادر شده بود. آنها تخمین زده بودند که عوامل کره شمالی ممکن است بهطور مخفیانه در ۲۰ درصد از شرکتهای رمزارزی نفوذ کرده باشند و با استفاده از هویتهای پوششی، تحریمها را دور بزنند. این تخمین اکنون کمتر شبیه به یک اغراق، و بیشتر شبیه به توصیف دقیقی از اتفاقی است که درست در قلب زیرساخت کیف پول اتریوم رخ داده است.
توسعهدهنده به چه کدهایی دسترسی پیدا کرد؟
تاکنون نه کانسنسیس و نه متامسک بهطور دقیق فاش نکردهاند که این فرد روی کدام بخشهای پایگاه کد (Codebase) کار کرده یا اینکه آیا تغییرات مخربی در کدها اعمال شده است یا خیر. این شرکت با انتشار بیانیهای اعلام کرد که یک بررسی داخلی در این زمینه در جریان است. برای کیف پولی که کلیدهای خصوصی و حساس کاربران را نگه میدارد و تعامل نزدیکی با برنامههای غیرمتمرکز (dApps) دارد، حتی یک تغییر غیرمجاز جزئی هم میتواند میلیونها کاربر را در معرض سرقت یا جاسوسی قرار دهد.
محققان امنیتی اغلب اشاره میکنند که حملات زنجیره تأمین به کیف پولهای رمزارزی بسیار خطرناک هستند، زیرا کاربران به نسخههای نهایی و کامپایلشده نرمافزار اعتماد میکنند و نه به کدهای خام در پلتفرم گیتهاب (GitHub). این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا فعالیتهای توسعه متامسک در صدر رتبهبندیهای پلتفرم سنتیمنت (Santiment) قرار دارد که نشاندهنده یک پایگاه کد بزرگ و پیچیده است که کدهای مخرب میتوانند بهراحتی در آن پنهان شوند.
رعایت تحریمها و نقطه کور صنعت رمزارز
وزارت خزانهداری ایالات متحده مدتهاست هشدار داده که کره شمالی از سرقت رمزارزها و تقلب در استخدام برای تأمین مالی برنامههای تسلیحاتی خود استفاده میکند. در سال ۲۰۲۲، دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC) گروه لازاروس (Lazarus Group)، یک سندیکای هکری کره شمالی را که مسئول میلیاردها دلار سرقت رمزارزی است، تحریم کرد. استخدام یک توسعهدهنده مرتبط با کره شمالی، حتی بهطور ناآگاهانه، میتواند قوانین تحریم را نقض کرده و کانسنسیس را در موقعیت حقوقی خطرناکی قرار دهد.
هنوز هیچ اتهام رسمی مطرح نشده است، اما رگولاتورها ممکن است این موضوع را بهعنوان یک شکست در رعایت قوانین (Compliance failure) در نظر بگیرند. بسیاری از شرکتهای رمزارزی به توسعهدهندگان فریلنسر از سراسر جهان متکی هستند و بررسیهای سوءپیشینه همیشه برای شناسایی عوامل نفوذی با پوشش عمیق، به اندازه کافی قوی نیست. این پرونده تقریباً بهطور قطع در جلسات استماع قانونگذاران در آینده بهعنوان مثالی از این که چرا صنعت دیفای به پروتکلهای استخدام سختگیرانهتری نیاز دارد، ذکر خواهد شد.
اثرات این رویداد از همین حالا احساس میشود. در پروندهای جداگانه، یک قاضی فدرال مسیر را برای پلتفرم آوه (Aave) جهت جابجایی ۷۱ میلیون دلار اتریوم که پس از یک سوءاستفاده توسط هکرهای کره شمالی مسدود شده بود، باز کرد. این نشان میدهد که چگونه دادگاهها اکنون در حال دستوپنجه نرم کردن با پیامدهای حملات رمزارزی مرتبط با کره شمالی هستند. این رویههای حقوقی با حادثه متامسک یک ریشه مشترک دارند: نفوذ سیستماتیک کره شمالی در زیرساختهای رمزارزی.
آیا متامسک میتواند اعتمادها را بازگرداند؟
اعتماد در فضای رمزارزها دارایی شکنندهای است. متامسک سالها زمان صرف کرده تا شهرت خود را بهعنوان یک کیف پول امن و اصلی بسازد. تنها یک تیتر خبری درباره این که یک توسعهدهنده تحریمشده کدهایی را به آن وارد کرده، میتواند این اعتبار را در چند دقیقه از بین ببرد. واکنش این شرکت توسط کاربران بهدقت مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اگر کانسنسیس یک گزارش شفاف از بررسیهای پس از حادثه منتشر کند، جزئیات بررسی کدها را شرح دهد و شیوههای استخدام سختگیرانهتری را اجرا کند، میتواند آسیبها را محدود کند. اما یک واکنش تدافعی و مبهم، شک و تردیدها را بیشتر خواهد کرد.
بعید است کاربران فوراً متامسک را رها کنند؛ چراکه عادت کردن به یک پلتفرم و اثرات شبکهای آن بسیار قدرتمند هستند. با این حال، کاربران حرفهای و مؤسسات ممکن است به دنبال گزینههای جایگزین مانند ربی (Rabby) یا کیف پولهای سختافزاری بروند. خطر واقعی یک خروج دستهجمعی نیست، بلکه از بین رفتن تدریجی اعتماد است که سرمایههای کلان دیفای را به سمت رقبا هدایت کند.
الگوی گستردهتری از نفوذ کره شمالی
این یک اتفاق مجزا نیست. در پرونده Kelp (کِلپ) که در آن هکرهای کره شمالی از یک پل میانزنجیرهای (cross-chain bridge) سوءاستفاده کردند، در نهایت پروژه کِلپ پلتفرم LayerZero را مقصر دانست و پس از یک هک ۲۹۲ میلیون دلاری مرتبط با این رژیم، به سیستم Chainlink CCIP مهاجرت کرد. در هر دو مورد، مهاجمان فقط به سرقت وجوه بسنده نکردند، بلکه در هر دو مورد، مهاجمان فقط به سرقت وجوه بسنده نکردند، آنها مستقیماً به محیطهای کاری توسعهدهندگان دسترسی پیدا کردند.
این الگو نشان میدهد که بازیگران دولتی (نفوذیهای وابسته به حکومتها) در حال تغییر رویه از هکهای سریع و تخریبی (Smash-and-grab) به استقرار استراتژیک و بلندمدت در داخل پروژههای رمزارزی هستند. این عوامل نفوذی میتوانند منطق داخلی کدهای سیستم را مطالعه کنند، وابستگیهای نرمافزاری را ترسیم کنند و منتظر لحظه مناسب برای ضربه زدن باشند یا اطلاعات حساس را به واحدهای هکری خود منتقل کنند. این تهدیدی خاموشتر و بسیار خطرناکتر از هکهای پرسرصدا و آشکارِ پلهای میانزنجیرهای در سال ۲۰۲۲ است.

اسپیسایکس بیش از ۱ تریلیون دلار از ارزش بازار خود را از زمان اوج قیمت از دست داده است
28 تیر 1405 - 11:00
اسپیسایکس (SpaceX) بیش از ۱ تریلیون دلار از ارزش بازار خود را نسبت به بالاترین سطح تاریخی این غول حوزه موشک و هوش مصنوعی از دست داده است.
به گزارش میهن بلاکچین، سهام این شرکت روز جمعه با ۵.۴ درصد کاهش به ۱۲۳.۹۹ دلار به ازای هر سهم رسید که ارزش بازار این شرکت را به ۱.۶۳ تریلیون دلار کاهش داد. ارزش این شرکت در پایان معاملات روز ۱۶ ژوئن (در سومین روز معاملات خود در بورس) روی رقم ۲.۶۴ تریلیون دلار ایستاده بود.
شرکت ایلان ماسک که به طور رسمی با نام تکنولوژیهای اکتشاف فضایی (Space Exploration Technologies) شناخته میشود، در ابتدا پس از ثبت بزرگترین عرضه اولیه سهام (IPO) در تاریخ، با رشد مواجه شد، اما از آن زمان با افت روبرو شده و در حال حاضر زیر قیمت ۱۳۵ دلاری عرضه اولیه در حال معامله است.
کاهش قیمت سهام در روز جمعه پس از آن رخ داد که این شرکت پرتاب موشک استارشیپ (Starship) خود را به دلیل مشکل موتور لغو کرد.
اسپیسایکس اعلام کرد پس از لغو ماموریت روز پنجشنبه، تلاش دیگری برای پرتاب استارشیپ انجام خواهد داد. ماسک بعداً در شبکه اجتماعی ایکس (X) اعلام کرد که این شرکت دو موتور رپتور (Raptor) را تعویض خواهد کرد که این موضوع احتمالاً پرتاب بعدی را تا اوایل هفته آینده به تاخیر میاندازد.
برایان جسوِیل (Brian Gesuale)، تحلیلگر شرکت ریموند جیمز (Raymond James)، روز جمعه در یادداشتی به مشتریان نوشت:
ناهنجاریهایی از این دست همچنان جزء لاینفک توسعه تهاجمی استارشیپ (پیشبردن مرزهای قابلیت استفاده مجدد، ظرفیت حمل بار و سرعت بالا برای استقرار اینترنت استارلینک نسخه ۳ (Starlink V3) و ماموریتهای آینده آرتمیس ناسا.) خواهند بود.
جسویل نوشت که حتی با وجود این تاخیر، پرتاب در هفته آینده فاصله زمانی بین پروازهای استارشیپ را از ۲۲۱ روز در گذشته، به کمتر از ۶۰ روز کاهش میدهد.
جسویل در تاریخ ۷ جولای پوشش تحلیلی سهام اسپیسایکس را با رتبه خرید قوی (Strong Buy) و قیمت هدف ۸۰۰ دلاری آغاز کرد که بالاترین در والاستریت محسوب میشود و حدود ۵۴۵ درصد بالاتر از قیمت بسته شدن سهام در روز جمعه است.
استارشیپ محور اصلی برنامههای اسپیسایکس برای قرار دادن دیتا سنتر در فضا، گسترش شبکه ارتباطات ماهوارهای استارلینک و در نهایت فرستادن انسانها به ماه و مریخ است. طبق امیدنامه عرضه اولیه سهام این شرکت در ماه ژوئن، اسپیسایکس بیش از ۱۵ میلیارد دلار برای توسعه استارشیپ هزینه کرده است.
علیرغم فروش گسترده اخیر سهام، والاستریت همچنان به طور کلی نسبت به این سهام خوشبین است؛ به طوری که بیش از ۸۰ درصد از تحلیلگران مورد بررسی توسط بلومبرگ (Bloomberg)، به این سهام رتبه معادل خرید دادهاند. میانگین قیمت هدف ۲۳۵.۳۴ دلاری نشاندهنده پتانسیل رشد حدود ۹۰ درصدی نسبت به سطوح فعلی است.
این شرکت که در اوایل ماه جاری به شاخص نزدک ۱۰۰ (Nasdaq 100 Index) پیوسته است، با یک دوره طولانی مسدودی فروش (lock-up) برای سهامداران داخلی مواجه است که طی ماههای آینده باعث میشود سهام آنها به مرور زمان و به صورت دورهای به بازار عرضه شود.
ارزش سهام این شرکت پس از گزارش والاستریت ژورنال مبنی بر مذاکره اسپیسایکس برای فروش قدرت پردازشی به وزارت دفاع ایالات متحده، با رشد کوتاهی مواجه شد. این شرکت توافقنامههای مشابهی با گوگل (زیرمجموعه آلفابت) و شرکت آنتروپیک (Anthropic) دارد.
افت سهام اسپیسایکس، رونق عرضههای اولیه سهام (IPO) مرتبط با هوش مصنوعی را تهدید میکند. هوش مصنوعی هسته اصلی تبلیغات اسپیسایکس برای عرضه اولیه آن بود، زیرا این شرکت به دنبال ایجاد مراکز داده در فضا است تا سهم غالبی از یک بازار هدفِ برآورد شده به ارزش ۲۶.۵ تریلیون دلار را به دست آورد.
این عرضه سهام بیسابقه، فعالیت بزرگترین بانکهای سرمایهگذاری والاستریت را افزایش داد و آنها بیشترین درآمد خود را از محل مشاوره در زمینه عرضههای سهام از سهماهه دوم سال ۲۰۲۱ تا کنون کسب کردند.

کسپرسکی چارچوب بدافزاری را شناسایی کرد که سرمایهگذاران کریپتو را هدف قرار میدهد
28 تیر 1405 - 09:00
شرکت امنیت سایبری کسپرسکی اعلام کرد که یک چارچوب بدافزاری تازه شناسایی شده، از طریق تاکتیکهای مهندسی اجتماعی و برنامههای تروجانشده در گیتهاب، سرمایهگذاران ارزهای دیجیتال را هدف قرار میدهد.
به گزارش میهن بلاکچین، این شرکت امنیت سایبری در در روز چهارشنبه نوشت:
این بدافزار که «OkoBot» نام دارد، یک زنجیره آلودگی را آغاز میکند که با تاکتیکهای مهندسی اجتماعی مانند ClickFix (که کاربران را فریب میدهد تا دستورات مخربی را اجرا کنند)، یا برنامههای تروجانشده در گیتهاب که یک بکدور (backdoor) را به دستگاههای آلوده منتقل میکنند، شروع میشود.
این بدافزار میتواند فایلهای کیف پول کریپتو، دادههای مرورگر و اعتبارنامههای (credentials) کاربر را جمعآوری کند، افزونههای مخرب تزریق کرده و از پنجرههای برنامه کیف پول عکس بگیرد تا داراییها را سرقت کند. کسپرسکی گفت که از ژانویه ۲۰۲۶ چندین حمله مرتبط با این خانواده بدافزار را شناسایی کرده است.
کسپرسکی افزود که این چارچوب بدافزاری از «TookPS» تکامل یافته است و یک کمپین بدافزاری بوده که برای اولین بار در سال ۲۰۲۵ شناسایی شد و یک دانلودکننده تروجان را از طریق وبسایتهای نرمافزاری جعلی توزیع میکرد و اکنون در را به روی حملات تقلیدی باز میکند.
این بدافزار با هماهنگسازی تمامی ۲۰ پیلود (payload) مخرب از طریق یک تونل SSH با کمپینهای قبلی تفاوت دارد؛ این ویژگی امکان انتقال از راه دور دادهها از رایانههای آلوده به ماشینهای راه دورِ تحت کنترل مهاجمان را فراهم میکند.
زنجیره آلودگی اولیه OkoBot. منبع: کسپرسکی
کمپینهای استخدامی جعلی لینکدین، توسعهدهندگان وب ۳ را با بدافزار هدف قرار میدهند
به گفته اسلومیست (SlowMist)، به طور جداگانه، یک کمپین بدافزاری جدید در تلاش است تا از طریق فرصتهای شغلی جعلی در لینکدین، به دستگاههای توسعهدهندگان وب ۳ (Web3) نفوذ کند.
این شرکت امنیت بلاکچین در گزارشی در روز شنبه گفت که مهاجمان از طریق لینکدین با توسعهدهندگان بلاکچین تماس میگیرند و خود را به عنوان استخدامکننده وب ۳ جا میزنند. سپس آنها مخازن جعلی گیتهاب را برای قربانیان ارسال میکنند و ادعا میکنند که این مخازن حاوی حداقل محصول قابل دوام (MVP) است که باید قبل از مصاحبه آزمایش شود.
به گفته اسلومیست، این روند کار شباهت زیادی به یک مصاحبه فنی مشروع دارد که در آن توسعهدهندگان کد را دریافت (pull) میکنند، وابستگیها را نصب کرده و یک پروژه را راهاندازی میکنند، که همین موضوع متوجه شدن حمله را بسیار دشوار میسازد.
هدف این بدافزار ارائه یک تروجان دسترسی از راه دور (RAT) کامل است که دستگاهها را آلوده کرده و به مهاجمان این امکان را میدهد تا کلیدهای پروژه، اعتبارنامههای ابری یا دادههای افزونه کیف پول را از این توسعهدهندگان سرقت کنند.
اسلومیست نوشت:
این حمله یک مورد منزوی نیست و حوادث اخیر نشان میدهد که مهاجمان به طور فزایندهای از سناریوهایی مانند استخدام، بررسی کدها و همکاریهای پروژهای استفاده میکنند تا توسعهدهندگان را فریب دهند که به طور فعال مخازن مخرب را اجرا کنند.
این گزارش یک روز پس از آن منتشر شد که اسلومیست در مورد یک کمپین بدافزاری مجزا که کاربران سیستمعامل مک (macOS) را هدف قرار داده بود، هشدار داد؛ هدفی که برای سرقت اعتبارنامههای آنها و ربودن نشستهای (sessions) تلگرام آنها طراحی شده بود تا در نهایت سرمایهگذاران را فریب دهد که عبارات بازیابی کیف پول خود را از طریق وبسایتهای جعلی وارد کنند.

معرفی زاکورا (Zakura)؛ فورکی برای مقیاسپذیری شبکه زیکش
27 تیر 1405 - 20:00
نرمافزار زاکورا (Zakura) به عنوان یک پیادهسازی کاملاً جدید از فول نود برای شبکه حریممحور زیکش (Zcash) معرفی شد. این نرمافزار که با تمرکز ویژه بر مقیاسپذیری شبکههای بلاکچینی ساخته شده، بهصورت کاملاً رایگان و متنباز (Open-source) در اختیار جامعه کاربری قرار گرفته است. در این مقاله از میهن بلاکچین، به معرفی کامل زاکورا (Zakura) و جایگاه آن در شبکه میپردازیم.
زاکورا دقیقاً چیست و چه جایگاهی در شبکه دارد؟
زاکورا در واقع فورکی (انشعاب یافته) از پروژه نرمافزاری زبرا (Zebra) است و به عنوان یک فول نود زیکش، کاملاً با قوانین اجماع شبکه (Consensus-compatible) سازگاری دارد. یکی از نقاط قوت این نسخه اولیه، پشتیبانی زودهنگام و کامل آن از ارتقای شبکه آیرونوود (Ironwood) یا همان NU6.3 است که به زودی فعال خواهد شد. جالب است بدانید که تیمهای توسعهدهنده آنها، بخش عمدهای از مسئولیت پیادهسازی و هماهنگی ارتقای آیرونوود را نیز بر عهده داشتهاند.
پروژه زاکورا ثمره یک همکاری استراتژیک و نزدیک بین دو تیم برجسته گروه والار (Valar Group) و پروژه تاکیون (Project Tachyon) است. تیمهای آنها در حال پیریزی و ساخت نسل بعدی پروتکل زیکش هستند و زاکورا به عنوان «نقطه صفر» و هسته مرکزی، وظیفه ادغام این پروتکلهای نوین را با شبکه واقعی زیکش بر عهده خواهد داشت.
دستاوردها و پیشرفتهای نسخه اول نسبت به نرمافزارهای موجود
نسخه ۱.۰.۰ زاکورا، بهبودهای بنیادین و چشمگیری را نسبت به کلاینتهای فعلی شبکه زیکش ارائه میدهد که شامل موارد زیر است:
عملکرد و سرعت بینظیر (Performance): زمان مورد نیاز برای همگامسازی (Sync) کامل بلاکچین، در زاکورا تقریباً ۵ برابر سریعتر از نرمافزار زبرا است.
سیستم هرس کردن و اسنپشاتهای بومی (Pruning and Snapshots): زاکورا به قابلیت هرس کردن (حذف دادههای قدیمی و غیرضروری بلاکچین) مجهز است و به کاربران اجازه میدهد میزان نگهداری دادهها را تنظیم کنند؛ این ویژگی استفاده از فضای هارد دیسک را به شدت کاهش میدهد. علاوه بر این، آنها فایلهای اسنپشات (حدود ۱۱ گیگابایت داده هرسشده) را منتشر میکنند. با استفاده از این فایلها، فرآیند راهاندازی اولیه نود (Bootstrap) ۶۸۰ برابر سریعتر از زمانی است که بخواهید کل دادهها را از طریق شبکه استاندارد همتا به همتا (P2P) دانلود کنید.
سازگاری کامل با کلاینت قدیمی zcashd: برای جلوگیری از ایجاد اختلال در سیستمهای فعلی، یک حالت سازگاری (Compatibility Mode) در زاکورا تعبیه شده است که رابط کاربری قدیمی zcashd RPC را دقیقاً شبیهسازی میکند. بدین ترتیب، کیف پولها، صرافیها و سرویسهای فعلی بدون نیاز به تغییر کد، میتوانند به کار خود ادامه دهند.
لایه آزمایشی و پیشرفته P2P: زاکورا در حال توسعه یک لایه انتقال کاملاً جدید برای ارتباطات همتا به همتا (P2P) در نودهای زاکورا است (این قابلیت در حال حاضر بهطور پیشفرض غیرفعال است). اهداف این لایه بلندپروازانه عبارتند از:
انتشار بلاکها در شبکه در بدترین شرایط زمانی در کمتر از ۵۰۰ میلیثانیه.
تجمیع ممپول (Mempool Aggregation)، فناوریای که هماکنون در پروژه تاکیون استفاده میشود.
یک پروتکل شایعهپراکنی (Gossip Protocol) مقاوم در برابر آینده که با مکانیزمهای سختگیرانه برای دفع حملات محرومسازی از سرویس (DoS) طراحی شده است.
یک مقایسه عملی: در آزمایشهای انجام شده، همگامسازی کامل بلاک در زاکورا تنها در ۴ ساعت و ۲۰ دقیقه به پایان رسید، در حالی که این زمان برای زبرا ۲۰ ساعت و ۴۶ دقیقه بود. استفاده از اسنپشاتها این زمان را به شکل شگفتانگیزی کاهش میدهد:
تنها ۳۷ دقیقه و ۹ ثانیه برای راهاندازی نود آرشیو (کامل) و تنها ۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه برای نود هرسشده (Pruned).
در ردیابیهای شبکه اصلی (Mainnet)، زاکورا بسیار سریعتر از زبرا دادهها را دریافت کرده و به نوک زنجیره (Chain tip) میرسد، آن هم در حالی که نود زبرا هنوز در حال دستوپنجه نرم کردن با دادههای سنگین مربوط به دوره حملات اسپم موسوم به سندبلاستینگ (Sandblasting) است.
چرا تصمیم به فورک گرفته شد؟
رویای نهایی زاکورا این است که زیکش به بستر اصلی پرداختهای جهان تبدیل شود. شبکههای سنتی مانند مسترکارت و ویزا، روزانه بیش از ۵۰ هزار تراکنش در ثانیه (TPS) را پردازش میکنند؛ این عدد برای زاکورا نه یک سقف، بلکه حداقلِ انتظار و نقطه شروع است.
با استفاده از تکنولوژیهای رمزنگاری فعلی زیکش، پردازش چنین حجمی از تراکنشها، نیازمند توان عملیاتی بیش از ۵۰۰ مگابایت بر ثانیه از سوی هر نود است. واقعیت این است که زیرساخت و استک (Stack) نرمافزاری فعلی، هرگز ما را به این هدف نخواهد رساند.
در اینجا است که راهکارهای رمزنگاری نوینِ تیمهای زاکورا وارد عمل میشوند تا این شکاف را پر کنند:
اثباتهای بازگشتی تاکیون (Recursive Proofs): این تکنولوژی نیاز به توان عملیاتی را از ۵۰۰ مگابایت بر ثانیه، به ۱۰۰ مگابایت بر ثانیه کاهش میدهد.
فناوری بازیابی اطلاعات خصوصی (PIR): گروه والار در حال توسعه راهحلهای پیشرفته مبتنی بر PIR است. این فناوری به نرمافزارهای کیف پول اجازه میدهد بدون نیاز به دانلود کل بلاکچین، بهصورت کاملاً خصوصی از قابلیت TPS نامحدود پشتیبانی کنند؛ جهشی عظیم نسبت به سقف محدود ۱ تراکنش در ثانیه در سیستمهای فعلی.
با این حال، پیشرفت در رمزنگاری تنها نیمی از مسیر است. نیمه دیگر، نیازمند نرمافزار نودی است که بتواند با این حجم از سرعت و مقیاسپذیری در شبکه ارتباط برقرار کند. دلیل اصلی خلق زاکورا همین است.
تیم توسعهدهنده و نگهدارندهها (Maintainers)
توسعه و نگهداری زاکورا توسط دو تن از مهندسان کهنهکار و سرشناس پروتکلهای بلاکچینی رهبری میشود:
شان بو (Sean Bowe): او یکی از همبنیانگذاران اولیه زیکش و مهندس ارشد رمزنگاری است که در حال حاضر رهبری «پروژه تاکیون» را بر عهده دارد. شان در سال ۲۰۱۵ به شرکت Electric Coin Co (شرکتی که یک سال بعد زیکش را به دنیا معرفی کرد) پیوست. در طول یک دهه گذشته، او مسئول اصلی پیادهسازی تکنولوژیهای پیچیده رمزنگاری zk-SNARK در زمان راهاندازی شبکه و تمامی ارتقاهای پس از آن بوده است و مقالات آکادمیک متعددی را در تأیید و اثبات این دستاوردها تألیف کرده است.
دو اوجها (Dev Ojha): یک مهندس رمزنگاری افسانهای و نامآشنا که پیشتر صرافی غیرمتمرکز شبکههای کازموس یعنی Osmosis را همبنیانگذاری کرده بود. او اکنون رهبری «گروه والار» را بر عهده دارد و در حال آوردن فناوریهای پیشگامانه رمزنگاری مبتنی بر PIR به شبکه زیکش است. تیم تحت هدایت او، مسئولیت اصلی کارهای پیچیده مهندسی و ارتقای عملکرد در نسخه اولیه زاکورا را بر دوش داشته است.
در نهایت، شایان ذکر است که پروژه تاکیون و گروه والار، هر دو به صورت کاملاً مستقل و از طریق کمکهای مالی خصوصی به شکل توکن ZEC تأمین مالی میشوند تا تضمینی بر حفظ استقلال و توسعه غیرمتمرکز این شبکه باشند.
سوالات متداول (FAQ)
زاکورا (Zakura) چیست و چه مزیتی نسبت به نودهای قبلی زیکش دارد؟زاکورا یک پیادهسازی جدید و کاملاً بهینهشده از فول نود (گره کامل) شبکه زیکش است که با هدف مقیاسپذیری بالا توسعه یافته است. بزرگترین مزیت آن سرعت بسیار بالا (۵ برابر سریعتر از نود زبرا در همگامسازی)، کاهش چشمگیر حجم فضای ذخیرهسازی مورد نیاز (به کمک سیستم Pruning و اسنپشاتها) و بهینهسازی شبکه برای پردازش تراکنشهای انبوه است.آیا با روی کار آمدن زاکورا، صرافیها و کیف پولهای زیکش باید کدهای خود را تغییر دهند؟خیر. یکی از ویژگیهای مهم زاکورا داشتن «حالت سازگاری» (Compatibility Mode) است. این حالت رابط کاربری قدیمی zcashd RPC را دقیقاً شبیهسازی میکند؛ بنابراین تمام صرافیها، کیف پولها و پلتفرمهای فعلی میتوانند بدون نیاز به هیچگونه تغییری در زیرساخت نرمافزاری خود، به استفاده از شبکه ادامه دهند.زاکورا چگونه میخواهد امکان پردازش تراکنشهای نامحدود (TPS نامحدود) را فراهم کند؟رسیدن به ظرفیت شبکههای پرداخت جهانی مانند ویزا (بیش از ۵۰ هزار تراکنش در ثانیه)، در زیرساخت فعلی غیرممکن است. زاکورا با ادغام فناوریهای نوین رمزنگاری شامل «اثباتهای بازگشتی» (که نیاز به پهنای باند را به شدت کاهش میدهد) و فناوری بازیابی اطلاعات خصوصی (PIR)، این محدودیت را دور میزند و به کیف پولها اجازه میدهد بدون نیاز به دانلود کل شبکه، حجم نامحدودی از تراکنشها را بهصورت خصوصی پردازش کنند.

چرا هولدرهای بلندمدت ارزهای دیجیتال به جای فروش، با وثیقه گذاشتن داراییهایشان وام میگیرند؟
27 تیر 1405 - 16:00
یک نگهدارنده هولدر بلندمدت رمزارز همچنان ممکن است با بدهیهای کوتاهمدت روبرو شود. یک قبض مالیاتی بزرگ، خرید ملک، نیاز به سرمایه در گردش، متعادلسازی مجدد سبد سرمایهگذاری یا یک فرصت سرمایهگذاری جدید میتواند نیازی به نقدینگی ایجاد کند؛ آن هم مدتها پیش از آنکه باور و اعتماد فرد به بیتکوین (BTC)، اتریوم (ETH)، ریپل (XRP) یا سولانا (SOL) تغییری کرده باشد.
این چارچوب واقعی این مقاله از میهن بلاکچین است. این صرفاً داستانی درباره بدهیهای خرد نیست، بلکه داستانی درباره تخصیص سرمایه است. زمانی که یک موقعیت سرمایهگذاری بزرگ و معنادار میشود، سؤال از «آیا باید وام بگیرم؟» به «کمضررترین راه برای تأمین نیاز به نقدینگی، بدون به خطر انداختن داراییهای اصلی چیست؟» تغییر میکند.
در حوزههای قضایی که گزارشهای مالیاتی به فروش، مبادله یا سایر واگذاریها گره خورده است، جداسازی تصمیمِ تأمین نقدینگی از تصمیمِ خروج، اهمیت بیشتری پیدا میکند. البته این به معنای دور زدن قانون یا جایگزینی برای مشاوره مالیاتی نیست، بلکه توضیح میدهد که چرا بسیاری از هولدرهای بلندمدت، به فروش و تأمین نقدینگی به عنوان دو تصمیم کاملاً مجزا نگاه میکنند.
شکاف نقدینگی
سؤال واقعی این نیست که آیا باید رمزارزهایم را بفروشم؟ بلکه این است که چگونه میتوانم بدون آسیب زدن به داراییهای اصلی خود، نقدینگی داشته باشم؟
بیشتر مردم با سؤال اشتباهی شروع میکنند. آنها میپرسند که آیا به طور کلی وام گرفتن ایده خوبی است یا خیر. هولدرهای بلندمدت معمولاً سؤال محدودتر و مفیدتری میپرسند: آیا واقعاً میخواهم این دارایی را همین الان بفروشم؟
این تمایز مهم است زیرا فروش فقط یک رویداد نقدی نیست، بلکه یک رویدادِ مواجهه با بازار است. به محض اینکه دارایی فروخته میشود، پتانسیل سودآوری از دست میرود. بازسازی دوباره این موقعیت در آینده ممکن است در تئوری ساده به نظر برسد، اما در عمل اغلب به معنای خرید مجدد در قیمتهای بالاتر، ورود بسیار دیرهنگام یا عدم ورود مجدد برای همیشه است.
وقتی باور به یک دارایی همچنان پابرجاست، مشکل واقعی اغلب باور نیست، بلکه نقدینگی است. دارایی ممکن است هنوز کار خود را به عنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت به خوبی انجام دهد، اما مشکل نقدی امروز را حل نمیکند. وام گرفتن دقیقاً برای پر کردن این شکاف به وجود آمده است.
برای خوانندگانی که سرمایه قابلتوجهی را مدیریت میکنند، این شکاف به یک مسئله استراتژیک تبدیل میشود. موضوع این نیست که آیا پول نقد مفید است یا خیر؛ بلکه موضوع این است که آیا فروش یک داراییِ ذخیره اصلی، راه درستی برای به دست آوردن آن است؟
این یک نقدینگی تضمینشده است، نه سرمایه رایگان
وام با پشتوانه رمزارز میتواند جایگاه شما را در بازار حفظ کند، اما هزینههای تامین مالی، نوسانات ارزش وثیقه، ریسک لیکوئید شدن و ریسک طرف مقابل را نیز به همراه دارد. نقطه شروع درست این نیست که بپرسید «چقدر سریع میتوانم وام بگیرم؟»، بلکه این است که «آیا نیاز به نقدینگی آنقدر مهم هست که درگیر کردن یک دارایی پرنوسان را توجیه کند؟»
ترازنامه
با رشد حجم سرمایهگذاری، چارچوب تصمیمگیری تغییر میکند. یک دارایی اصلی دیگر شبیه به یک ترید و معامله به نظر نمیرسد، بلکه به سرمایهای استراتژیک تبدیل میشود.
به همین دلیل است که ذهنیت ثروتمندان، بنیانگذاران، دفاتر مدیریت ثروت خانوادگی و تیمهای خزانهداری اغلب به یکدیگر نزدیک میشود. آنها فقط نمیپرسند که چگونه میتوان از یک دارایی پول درآورد. آنها میپرسند که چگونه میتوان ضمن حفظ مواجهه با بازار، حفظ گزینههای اختیاری و پرداخت بدهیها، از اختلال در تخصیص سرمایه بلندمدت جلوگیری کرد.
سیستم مالی سنتی همواره نسخههایی از این کار را با وثیقههای قوی انجام داده است. خطوط اعتباری با پشتوانه اوراق بهادار و وامهای با پشتوانه املاک، همگی از یک اصل بنیادین پیروی میکنند:
دارایی را نفروشید مگر اینکه واقعاً بخواهید از آن دارایی خارج شوید.
در مواقعی که خود دارایی هنوز به لحاظ استراتژیک ارزشمند است، از اعتبار و وام به صورت انتخابی استفاده کنید.
ارزهای دیجیتال نیز به طور فزایندهای از همین دریچه ارزیابی میشوند. این بدان معنا نیست که هر هولدری باید وام بگیرد، بلکه به این معناست که وقتی داراییهای دیجیتال به عنوان سرمایهای معنادار تلقی میشوند، بحث به طور طبیعی از ترید کردن به مدیریت سرمایه تغییر مییابد.
هزینه مواجهه با بازار
فروش، مشکل فوری نقدینگی را حل میکند، اما سبد سرمایهگذاری آینده را نیز تغییر میدهد.
فروش باعث کاهش حضور در بازار میشود، بسته به قوانین کشور میتواند رویدادی برای گزارش مالیاتی ایجاد کند و فرد را مجبور میکند تا بعداً درباره اینکه آیا، چه زمانی و چگونه دوباره وارد بازار شود، تصمیمگیری کند. برای هولدرهای بلندمدت، این تصمیمِ ورود مجدد در آینده، اغلب دشوارتر از فروش اولیه است.
وام گرفتن، مسیر را تغییر میدهد نه اینکه آن را به پایان برساند. در این روش به جای تبدیل دارایی به نقدینگی از طریق فروش، دارنده، دارایی خود را به وثیقه تبدیل کرده و در ازای آن نقدینگی دریافت میکند.
اقدامنتیجه برای پورتفولیومعاوضه اصلی (Tradeoff)فروش دارایی اصلینقدینگی فوری، کاهش حضور در بازارریسک خروج، ریسک ورود مجدد، پیامدهای مالیاتی احتمالیوام گرفتن روی دارایینقدینگی با حفظ موقعیت اقتصادی در بازارهزینه بهره، ریسک لیکوئید شدن، ریسک طرف مقابل، نیاز به نظارت فعالنگهداری دارایی (هولد)حضور کامل در بازار، بدون پیچیدگیعدم دسترسی به نقدینگی جدید
با این دیدگاه، فروش به ندرت فقط یک تصمیم تامین مالی است. این یک تصمیم تخصیص سرمایه با پیامدهایی است که میتواند بسیار طولانیتر از نیاز اولیه به پول نقد دوام داشته باشد.
اولویت با داشتن گزینههای اختیاری
زمانی که ایده و تحلیل پیرامون یک دارایی تغییری نکرده، اما زمانبندی نیاز به پول نقد غیرقابل انعطاف است، وام با وثیقه میتواند منطقی باشد.
برای یک شخص، این میتواند به معنای پرداخت یک قبض بزرگ بدون نقد کردن یک موقعیت سرمایهگذاری متمرکز بلندمدت باشد. برای شخصی دیگر، ممکن است به معنای تامین سرمایه در گردش، یا ایجاد یک حائل نقدینگی در حالی باشد که پایگاه دارایی اصلی دستنخورده باقی میماند. جذابیت اصلی این کار در نمایش نیست، بلکه در اختیار عمل است.
از منظر مدیریت سرمایه، جذابیت در کارایی وثیقه است. شخص، ارزشِ ترازنامهای خود را به نقدینگیِ قابل استفاده تبدیل میکند، بدون آنکه فوراً دارایی ذخیره را واگذار کند.
البته نباید این استراتژی را رویایی جلوه داد. وام گرفتن، ریسک ضرر را از بین نمیبرد، بلکه آن را جابجا میکند. به جای تحقق بخشیدن به خروج از بازار در همین امروز، وامگیرنده میپذیرد که در ازای حفظ موقعیت خود در بازار، هزینههای تامین مالی و تعهداتِ مدیریت ریسک را بپذیرد.
افق بلندمدت
این عبارت به این دلیل محبوب شد که یک غریزه واقعی مدیریت سرمایه را در یک عبارت کوتاه خلاصه میکند. ایده ساده است: یک دارایی کمیاب را جمعآوری کنید، از واگذاریهای غیرضروری بپرهیزید، نیازهای نقدینگی را از طریق وامهای تضمینشده برآورده کنید و اجازه دهید موقعیت اصلی شما در طول زمان با سود مرکب رشد کند.
این چارچوب بیشتر مورد توجه هولدرهایی قرار میگیرد که به جای تفکر فصلی، دههای فکر میکنند. برای ثروتهای خصوصی، بنیانگذاران، دفاتر خانوادگی و سرمایهگذاران بلندمدت، هدف معمولاً تداوم حضور در بازار است، نه نقد کردن مداوم.
نظم و انضباط در مدیریت ریسک
پیش از اینکه کسی با پشتوانه رمزارز وام بگیرد، باید چیزی فراتر از نرخ بهرههای جذاب یا وعده تامین مالی سریع را بررسی کند. آنها باید شرایط وثیقه، سیاست نسبت وام به ارزش (LTV)، مکانیک لیکوئید شدن، سیستم حضانت، مدل ذخیره و زمان پاسخگویی عملیاتی را درک کنند.
در این سیستمها، LTV به نسبت بین مبلغ وام و ارزش وثیقه اشاره دارد. مارجین کال (Margin call) آستانهای است که در آن خطر لیکوئید شدن فعال میشود. لیکوئید شدن همان فروش خودکار وثیقه برای پوشش وام و بهره در زمانی است که ارزش وثیقه به شدت افت میکند.
قبل از راحتی، حالت شکست را ارزیابی کنید
سوال مهم این نیست که پلتفرم چقدر سریع وام میدهد. سوال این است که وقتی نوسانات شدید رخ میدهد چه اتفاقی میافتد. بالاتر بردن LTV میتواند نقدینگی فوری بیشتری به شما بدهد، اما زمان واکنش شما برای شارژ مجدد وثیقه در صورت ریزش بازار را به شدت کم میکند. وامگیرندگان جدی، مدیریت را ابتدا برای بقا و سپس برای کارایی انجام میدهند.
سوالات متداول (FAQ)
چه زمانی وام گرفتن با پشتوانه رمزارز منطقیتر از فروش است؟زمانی که هولدر همچنان میخواهد دارایی خود را حفظ کند، اما نیاز به پول نقد قابل تعویق نیست. وام گرفتن میتواند مشکل کوتاهمدت مالی را حل کرده و موقعیت بلندمدت بازار را حفظ کند؛ به شرطی که فرد با ریسکها و نیاز به نظارت بر وثیقه مشکلی نداشته باشد.معمولاً چه کسانی از این استراتژی استفاده میکنند؟نه فقط نهنگها، بلکه هرچه اندازه سرمایه و حساسیتهای مالیاتی بیشتر شود، منطق این کار روشنتر میگردد. هولدرهای بلندمدت، بنیانگذاران، افراد ثروتمند و کسانی که ذهنیت خزانهداری دارند از این روش استفاده میکنند، زیرا آنها در حال "مدیریت سرمایه" هستند، نه فقط به دنبال سودهای کوتاهمدت.

آیا لایه ۲ رابینهود دلیل جدیدی برای صعود اتریوم است؟
27 تیر 1405 - 12:00
راهاندازی طوفانی شبکه رابینهود چین (Robinhood Chain) در این ماه، یکی از قدیمیترین بحثهای اکوسیستم اتریوم را دوباره بر سر زبانها انداخته است: آیا موفقیت شبکههای لایه ۲ (Layer-2) تقاضا برای دارایی ETH را افزایش میدهد یا این بازیگران جدید تمام ارزش خلقشده را برای خودشان تصاحب میکنند؟
به گزارش میهن بلاکچین، شبکه لایه ۲ مبتنی بر آربیترومِ این کارگزاری خرد، از زمان راهاندازی در ۱ جولای، به یکی از شلوغترین رولآپهای (Rollups) اتریوم تبدیل شده است.
در دو هفته اول، بیش از ۱۴۱ میلیون دلار اتر به این زنجیره منتقل (Bridge) شد. دادههای پلتفرم دیفایلاما (DeFiLlama) نشان میدهد که اکنون بیش از نیم میلیون کیف پول در این شبکه اتر نگهداری میکنند. همچنین، تب و تاب میمکوینها باعث شد حجم معاملات ۲۴ ساعته صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) در رابینهود چین، از شبکه اصلی اتریوم و همچنین شبکه Base متعلق به کوینبیس پیشی بگیرد.
به دنبال انتشار این اخبار و موجی از اظهارنظرهای صعودی، قیمت اتر پامپ شد. طبق دادههای کوینگکو (CoinGecko)، قیمت این ارز دیجیتال با رشدی ۱۵ درصدی، از ۱٬۵۸۲ دلار در ۱ جولای به ۱٬۸۲۵ دلار در ۱۳ جولای رسید.
اریک ترامپ (Eric Trump) از پروژه World Liberty Financial در ۱۱ جولای نوشت:
اتریوم به شدت در حال پامپ است! دیدن این صحنه عالی است!
در همین حال، تام لی (Tom Lee)، رئیس BitMine Immersion Technologies، با اشاره به نقش اتر به عنوان توکن اصلی برای پرداخت کارمزد (Gas) این زنجیره و همچنین تایید نهایی تراکنشهای لایه ۲ در شبکه اصلی اتریوم، استدلال کرد که این راهاندازی فرضیه اتر پول است (ETH is money) را تقویت میکند.
البته سرمایهگذاران اتریوم پیش از این نیز استدلالهای مشابهی را شنیده بودند. شبکههای آربیتروم، آپتیمیزم و بیس هر کدام موجی از کاربران و فعالیت را به اکوسیستم لایه ۲ اتریوم آوردند، اما نتوانستند تأثیر معناداری روی قیمت اتر بگذارند، زیرا بیشتر فعالیتهای اقتصادی روی خود این رولآپها باقی ماند.
اما راهاندازی رابینهود چین مسلماً متفاوت است. برخلاف رولآپهای قبلی که توسط شرکتهای بومی فضای کریپتو ساخته شده بودند، این شبکه توسط یک کارگزاری خرد سهامی عام با دهها میلیون مشتری توسعه یافته است تا از سهام توکنیزهشده و سایر داراییهای دنیای واقعی (RWA) پشتیبانی کند.
طبق دادههای پلتفرم توکن ترمینال (Token Terminal)، این شبکه تنها چند روز پس از راهاندازی، ۶.۹ درصد از کل سهامداران توکنیزهشده را به خود اختصاص داد.
اگر مدل رابینهود موفق عمل کند، میتواند بانکها، کارگزاران و مدیران دارایی را ترغیب کند تا شبکههای لایه ۲ اختصاصی خود را بسازند و جایگاه اتریوم را به عنوان بلاکچین پیشفرض برای سیستم مالی سنتی (TradFi) تثبیت کند. در حال حاضر، دویچه بانک (Deutsche Bank) نیز در حال ساخت یک لایه ۲ مبتنی بر اثبات دانش صفر (ZK) روی اتریوم به نام DAMA 2 است که بر امور مالی نهادی تمرکز دارد.
چرا رابینهود میتواند یک نقطه عطف باشد؟
شبکههای لایه ۲ اتریوم از فناوری رولآپ برای پردازش تراکنشها در خارج از زنجیره اصلی استفاده میکنند و سپس آنها را به صورت دورهای روی شبکه اصلی تسویه (Settle) میکنند. رابینهود چین از فناوری آربیتروم استفاده میکند و با اکوسیستم گستردهتر اتریوم کاملاً سازگار است.
اما آنچه توجه صنعت را به خود جلب کرده، خود فناوری نیست، بلکه هویت سازنده و استفادهکننده از آن است.
الکس گلوچوفسکی (Alex Gluchowski)، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Matter Labs (توسعهدهنده لایه ۲ zkSync)، گفت:
این یک دستاورد واقعی است. این اتفاق نشان میدهد لایه ۲های اتریوم از یک محیط آزمایشی برای تیمهای بومی کریپتو، به زیرساختی تبدیل شدهاند که یک شرکت قانونگذاریشده و سهامی عام، کسبوکار خود را روی آن اجرا میکند.
وی افزود:
رابینهود به جای ساختن یک بلاکچین از پایه (کاری که شرکت Stripe تصمیم گرفت با Tempo انجام دهد)، ترجیح داد یک رولآپ اتریوم را برای رعایت حریم خصوصی، الزامات قانونی و عملکرد بهتر، بومیسازی کند و در عین حال امنیت اتریوم را به ارث ببرد و به نقدینگی آن متصل شود.
مکس شنون (Max Shannon)، تحلیلگر ارشد شرکت Bitwise، گفت که موفقیت رابینهود چین بسیار مهمتر از استقرار لایه ۲های قبلی است. او گفت:
این اتفاق نشاندهنده رشد اکوسیستم اتریوم، به ویژه در میان نهادهای بزرگ است. همچنین در زمانی رخ میدهد که اتریوم از طریق مجموعههایی مانند Eth Labs و Ethereum Institutional، تمرکز خود را بهطور گستردهتری به سمت پذیرش سازمانی معطوف کرده است.
آیا رابینهود چین منطق سرمایهگذاری روی اتر را تغییر میدهد؟
از نظر شانون، راهاندازی رابینهود تز سرمایهگذاری روی اتریوم را تقویت میکند، زیرا جایگاه این شبکه را به عنوان بلاکچین پیشرو برای پذیرش نهادی مستحکمتر میکند.
او معتقد است اتر دارای:
ویژگیهای شبکهای لازم برای تبدیل شدن به داراییِ ذخیره در شبکه در حال رشد لایه ۲های نهادی است.
اما مانند بسیاری دیگر، او نیز بر این باور است که توکنومیکس (اقتصاد توکنی) اتریوم باید بهبود یابد تا افزایش فعالیت در شبکه، خود را شفافتر در تقاضا برای اتر نشان دهد.
اتریوم پیش از این بارها به خاطر تصمیمش مبنی بر کاهش چشمگیر کارمزد لایه ۲ها (برای تسریع پذیرش و ایجاد اثر شبکهای) مورد انتقاد قرار گرفته است. لورنزو والنته (Lorenzo Valente) از شرکت Ark Invest در ۱۴ جولای نوشت که رابینهود چین از زمان راهاندازی، ۸۱۶,۰۰۰ دلار درآمد داشته است که آربیتروم ۱۰ درصد از آن را برداشته، اما تنها ۰.۱۵ درصد از کل این مبلغ به شبکه اصلی اتریوم پرداخت شده است.
او افزود:
اگر فرضیه شما این است که "اتر پول است"، ساخته شدن شبکه رابینهود روی آن به شدت صعودی (Bullish) است؛ فعالیت بیشتر، وثیقه شدن بیشتر اتر و افزایش ماندگاری (Lindyness). اما اگر فرضیه شما این است که "اتر یک دارایی درآمدزا است"، این اتفاق به شدت نزولی محسوب میشود.
پلتفرم GrowThePie اعلام کرد که ارقام والنته در مورد سهم درآمد اتریوم چهار برابر کمتر از واقعیت بوده و «۰.۶ درصد رقم درستی است». اما حتی این رقمِ بالاتر نیز محرک معناداری برای درآمدزایی لایه ۱ نیست. رابینهود چین در هفته گذشته بیش از هر لایه ۲ دیگری کارمزد گس تولید کرد، اما سهم شبکه اصلی اتریوم از آن تنها ۴,۴۰۰ دلار بود.
گلوچوفسکی معتقد است افزایش ارزش اتر بر مبنای درآمد حاصل از کارمزدها نخواهد بود، بلکه احتمالاً از طریق تبدیل شدن آن به یک پولِ پذیرفتهشده در سراسر اکوسیستمهای لایه ۲ رقم خواهد خورد. او گفت:
ممکن است مردم کارمزدها را با استیبلکوین بپردازند یا اصلاً به گس فکر نکنند. اما هرچه ارزش بیشتری روی اتریوم تسویه شود، اتر کمتر شبیه به یک توکنِ کارمزد و بیشتر شبیه به دارایی پولیِ پایه این سیستم به نظر میرسد.
حتی منتقدانِ نزولی اتر مانند مایک دوداس (Mike Dudas) از شرکت 6th Man Ventures، رابینهود چین را به عنوان «صعودیترین اتفاقی که در این چند سال در اکوسیستم اتریوم دیدهام» توصیف کردهاند. اما دوداس پس از دیدن پست والنته، این شرط را اضافه کرد:
کار اتر تمام است، مگر اینکه تئوری "اتر پول است" اوج بگیرد یا هزینه تسویه (Settlement) در لایه ۱ افزایش یابد.
معمای جذب ارزش همچنان باقی است
اگرچه موفقیت رابینهود احتمالاً موضع استراتژی مقیاسپذیری اتریوم را تقویت کرده است، اما هنوز یکی از بزرگترین سوالات بیپاسخ این شبکه حل نشده است: رشد فعالیت در لایه ۲ها چگونه در نهایت به خلق ارزش برای خودِ توکن ETH تبدیل میشود؟
شنون گفت که ارتقاهای اخیر قابلیتهای مقیاسپذیری اتریوم را بهبود بخشیدهاند، اما با وجود رسیدن تراکنشها به رکوردهای تاریخی، این تقاضا هنوز به کارمزدهای بالاترِ معنادار یا افزایش توکنسوزی اتر (Burn) ترجمه نشده است.
شانون معتقد است:
رابینهود این مشکل را حل نخواهد کرد و رشد دستهجمعی لایه ۲ها نیز احتمالاً چنین کاری نمیکند... این مسئله نیازمند یک تغییر اساسی در ذهنیت توسعهدهندگان و در اقتصاد توکنیِ اتر است.
عدم قطعیت دیگر این است که کاربران نهادی واقعاً تا چه حد اتر را بهطور مستقیم نگهداری خواهند کرد. از آنجایی که سهام توکنیزهشده و سایر داراییهای دنیای واقعی (RWA) بهطور فزایندهای با استیبلکوینها معامله میشوند، ممکن است بسیاری از کاربران بهندرت با خود اتر تعامل داشته باشند، حتی با وجود اینکه اتر پشتوانه شبکهای است که آنها در پسزمینه از آن استفاده میکنند.
رابینهود شاید نشان داده باشد که یک موسسه مالی بزرگ مایل است روی زیرساخت اتریوم بستر خود را بسازد، اما اینکه آیا این موضوع در نهایت به تقاضای قدرتمندتری برای اتریوم تبدیل میشود یا خیر، باید منتظر ماند و دید.
























