• تتر:
    160,215.54 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.24%
  • دامیننس اتریوم:
    9.45%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:63 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
63 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.24%
نرخ تتر
160,215.54 تومان

آخرین مطالب

پایان انحصار؛ چگونه هوش مصنوعی غیرمتمرکز بساط غول‌های فناوری را جمع می‌کند؟

الهام اسماعیلی
29 خرداد 1405 - 20:00
با تزریق ۳۰۰ میلیارد دلار به زیرساخت‌های هوش مصنوعی در سال گذشته، از کلید خوردن پروژه عظیم استارگیت تا خریدهای تراشه از انویدیا با بودجه‌های نجومی، این سوال مهم را مطرح می‌کند که آینده هوش مصنوعی در دست چه کسانی خواهد بود؟ امروز این صنعت در سیطره غول‌هایی مانند آمازون، مایکروسافت و گوگل قرار دارد؛ اما با ظهور هوش مصنوعی ایجنت‌محور (Agentic AI) نیاز به زیرساخت‌های شفاف، قابل‌بررسی و مقاوم در برابر سانسور بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. ارزش‌گذاری ۱۲ تریلیون دلاری بازیگران متمرکز و ۱۲ میلیارد دلاری کل اکوسیستم هوش مصنوعی غیرمتمرکز، شکاف قابل‌توجهی را به‌وجود آورده است و یک فرصت تاریخی را فریاد می‌زند. هوش مصنوعی غیرمتمرکزِ مبتنی بر بلاکچین و متن باز نه تنها می‌تواند با شکستن انحصار، این شکاف را پرکند؛ بلکه می‌تواند بنیان‌های فنی، اخلاقی و اقتصادی صنعت AI را بازتعریف کند. در این مطلب از میهن بلاکچین به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چرا آینده هوش مصنوعی به جای دیتاسنترهای متمرکز، در شبکه‌های غیرمتمرکز رقم خواهد خورد و چرا اکنون یک فرصت طلایی برای سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی غیرمتمرکز (DeAI) است. شکاف ارزش‌گذاری در هوش مصنوعی متمرکز و غیرمتمرکز؛ یک فرصت ۱۵ تریلیون دلاری امروز هوش مصنوعی متمرکز که در اختیار چند غول فناوری است، حدود ۱۲ تریلیون دلار ارزش‌گذاری می‌شود. این شرکت‌ها نزدیک به ۷۰٪ زیرساخت ابری جهان را کنترل می‌کنند و همین موضوع قدرت عظیمی به آن‌ها داده است. اما این تمرکز قدرت چالش‌هایی دارد؛ رقابت کاهش پیدا می‌کند، خطاهای اخلاقی بیشتر می‌شوند، کاربران فردی و سازمانی کنترل و اختیار خود را از دست می‌دهند و مدل «یک نسخه برای همه» سد راه نوآوری واقعی می‌شود. در مقابل، هوش مصنوعی غیرمتمرکز که فعلاً فقط حدود ۱۲ میلیارد دلار ارزش دارد، یک اکوسیستم نوپا اما به سرعت در حال رشد است. پیش‌بینی می‌شود بازار «هوش مصنوعی مبتنی بر بلاکچین» از ۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۵۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ برسد که معادل نرخ رشد مرکب سالانه ۴۲.٪ خواهد بود. حتی احتمال دارد اعداد واقعی بسیار بزرگ‌تر از این برآوردها باشند. این اختلاف بزرگ نشانه ضعف نیست؛ بلکه فراخوانی برای سرمایه‌گذاران است. انتظار می‌رود طی دو تا سه سال آینده، پلتفرم‌هایی مانند بیتنسور (Bittensor)، آرتیفیشیال سوپراینتلنجس الاینس (Artificial Superintelligence Alliance)، منیفست نتورک (The Manifest Network)، ونیس ای‌آی (Venice.AI) و مورفئوس (Morpheus) با دموکراتیزه‌کردن دسترسی، تقویت نوآوری و رفع مشکلات مدل‌های متمرکز، این فاصله را کاهش دهند. هم‌زمان با نزدیک شدن به عصر «هوش مصنوعی ایجنت‌محور (Agentic AI)» که در آن صدها میلیارد ایجنت مستقل به نمایندگی از افراد و شرکت‌ها تصمیم می‌گیرند، دستور اجرا می‌کنند و حتی تراکنش انجام می‌دهند، اهمیت هوش مصنوعی غیرمتمرکز چند برابر می‌شود. سؤال اینجاست که آیا این ایجنت‌ها در یک سیستم متمرکز واقعاً می‌توانند مستقل باشند؟ چگونه می‌توان ثابت کرد که آن‌ها دقیقاً طبق تعریف حقوقی «ایجنت» عمل می‌کنند؟ یعنی کاملاً در خدمت مالک خود هستند، نه در خدمت پلتفرمی که روی آن میزبانی می‌شوند. اگر این ایجنت‌ها قرار است مسئولیت صددرصدی نسبت به مالک خود داشته باشند، نباید وابسته به یک شرکت واسطه باشند. انفجار نوآوری که از «اینترنت ایجنت‌های هوش مصنوعی» رقابتی و مشارکتی به‌وجود می‌آید، فقط زمانی امکان‌پذیر می‌شود که این ایجنت‌ها حریم خصوصی و کنترل کامل داشته باشند تا بتوانند واقعاً مستقل عمل کنند. بدون اراده و اختیار واقعی، چیزی به نام «بازار آزاد ایده‌ها» معنا ندارد. در ماه‌های اخیر، رشد سریع فریم‌ورک‌های بومی ایجنت‌های هوش مصنوعی که بر معماری‌های متن باز ساخته شده‌اند، مانند اوپن‌کلاو (OpenClaw)، نشان داده است که اگر هوش مصنوعی مستقل از کنترل ابرهای متمرکز باشد، می‌تواند با سرعت بیشتری پیشرفت ‌کند. با انتقال هوش مصنوعی از سرورهای شرکتی به شبکه‌های محلی و همتابه‌همتا (Peer-to-Peer) کاربران می‌توانند به جای «اجاره کردن» اطلاعات، مالک زیرساخت و ایجنت‌های خود باشند. این بازطراحی ساختاری، شرکت‌های بزرگ فناوری را دور می‌زند و موج جدیدی از نوآوری و حفظ حریم خصوصی را ایجاد می‌کند که دیگر تحت کنترل پلتفرم‌های متمرکز نخواهد بود. حریم خصوصی DeAI؛ بازگرداندن قدرت از شرکت‌ها به افراد و سازمان‌ها هوش مصنوعی متمرکز روی «دریاچه‌های عظیم داده» بنا شده است که اغلب بدون توجه به حریم خصوصی کاربران جمع‌آوری می‌شوند. سابقه شرکت‌های بزرگ فناوری در حذف رقبا و دور زدن مرزهای اخلاقی، چه از طریق رفتارهای انحصارطلبانه و چه با استفاده غیرشفاف از داده‌ها، باعث شده اعتماد عمومی کاهش پیدا کند. در مقابل، هوش مصنوعی غیرمتمرکز با تکیه بر امنیت رمزنگاری بلاکچین، حریم خصوصی را در اولویت قرار می‌دهد. در این مدل، کاربر مالک داده‌های خود است و فقط در صورت تمایل، آن‌ها را از طریق پروتکل‌های امن و شفاف به اشتراک می‌گذارد. برای مثال، آکاش نتورک (Akash Network) تضمین می‌کند که داده‌های شخصی به‌صورت رمزگذاری‌شده و غیرمتمرکز باقی می‌مانند و از سوءاستفاده‌های رایج در سیستم‌های متمرکز جلوگیری می‌شود. این رویکرد «حریم خصوصی‌محور» فقط یک انتخاب اخلاقی نیست؛ بلکه یک مزیت رقابتی مهم در برهه‌ای است که ۸۳٪ از سازمان‌ها برای فرار از آسیب‌پذیری‌های ابرهای عمومی، در حال انتقال بار کاری خود به ابرهای خصوصی هستند. در مدل متمرکز فعلی، مسئله فقط افراد نیستند، کسب‌وکارها، نهادها و صنایع مختلف نیز دچار محدودیت شده‌اند. بسیاری از آن‌ها به دلیل رقابت، تعهدات قانونی، امانی یا نظارتی مجبور هستند ارزشمندترین داده‌های خود را قفل نگه دارند. در چنین شرایطی، اشتراک این داده‌ها با مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) عملاً غیرممکن است. خطر ارسال ناخواسته اسرار تجاری، تحقیق‌وتوسعه اختصاصی، اطلاعات حساس مشتریان یا داده‌های حفاظت‌شده به «جعبه سیاه» ابرشرکت‌ها، مانع بزرگی برای پذیرش گسترده هوش مصنوعی در مقیاس سازمانی بوده است. اما اهمیت این تغییر فقط در آزادسازی داده‌های قفل‌شده شرکت‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه تعریف «اعتماد سازمانی به هوش مصنوعی» را از نو می‌نویسد. سازمان‌هایی مانند انجمن هوش مصنوعی پیشرفته (Advanced AI Society) معتقدند ما وارد دوره‌ای شده‌ایم که شرکت‌ها دیگر صرفاً زیرساخت‌های حفظ‌کننده حریم خصوصی را ترجیح نمی‌دهند، بلکه «اثبات کنترل» می‌خواهند. نه وعده‌های تبلیغاتی، نه چک‌لیست‌های انطباق با قوانین؛ بلکه تضمین رمزنگاری‌شده و قابل راستی‌آزمایی که نشان دهد فقط خود شرکت کنترل کامل داده‌ها، مسیرهای محاسباتی، فضای ذخیره‌سازی و نسخه‌های بهینه‌سازی‌شده را در اختیار دارد. در دنیایی که هوش مصنوعی با فرایندهای قانون‌گذاری‌شده، مالکیت فکری و عملیات حساس مشتریان درگیر است، شرکت‌ها دنبال تضمین‌های قابل اثباتی هستند که هیچ داده‌ای از محدوده آن‌ها خارج نشود و هیچ اطلاعاتی توسط اشخاص ثالث کپی، حذف یا استخراج نشود. هوش مصنوعی غیرمتمرکز اولین معماری‌ است که می‌تواند استاندارد جدید اعتماد را پایه‌گذاری کند. در این مدل، سؤال از «آیا به فروشنده اعتماد داریم؟» به «آیا می‌توانیم حاکمیت خود را اثبات کنیم؟» تغییر می‌کند و همین تغییر، مرز تعیین‌کننده پذیرش هوش مصنوعی سازمانی در دهه آینده خواهد بود. اینجاست که ترکیب «هوش مصنوعی غیرمتمرکز» با «محاسبات محرمانه» قواعد بازی را تغییر می‌دهد. برای اولین بار، شرکت‌ها می‌توانند با خیال راحت داده‌های خصوصی خود را برای آموزش مدل‌های محلی یا تخصصی استفاده کنند، بدون اینکه کنترل یا مالکیت آن‌ها را واگذار کنند. از هر روشی که استفاده شود، چه پردازش رمزگذاری‌شده، چه معماری‌های دانش صفر (Zero-Knowledge) یا لایه‌های اجرایی غیرمتمرکز، داده هرگز از کنترل سازمان خارج نمی‌شود. شکافی که تا دیروز میان «پتانسیل عظیم هوش مصنوعی» و «داده‌های قفل‌شده سازمانی» وجود داشت، اکنون قابل عبور شده است. این گشایش بسیار بزرگ است. بخش عمده اطلاعات ارزشمند جهان در اختیار شرکت‌هایی است که پلتفرم اینترنتی نیستند؛ آرشیوهای تحقیقاتی داروسازی، تصاویر پزشکی، داده‌های اکتشاف انرژی، الگوهای مالی، داده‌های زنجیره تأمین، گزارش‌های کنترل کیفیت تولید و بسیاری موارد دیگر. این گنجینه‌ها به دلیل خطرات مدل‌های متمرکز، از چرخه یادگیری هوش مصنوعی دور مانده بودند. هوش مصنوعی غیرمتمرکز و حفظ‌کننده حریم خصوصی این معادله را تغییر می‌دهد و مجموعه داده‌های غیرقابل‌ دسترس را به دارایی‌های محرک تبدیل می‌کند. اگر قرار است هوش مصنوعی واقعاً سرطان را درمان کند، کمبود انرژی را حل کند، لجستیک را متحول کند، کشف دارو را سرعت دهد یا پژوهش علمی را از نو بسازد، نمی‌تواند صرفا به داده‌هایی تکیه داشته باشد که شرکت‌های بزرگ فناوری از اینترنت عمومی جمع‌آوری کرده‌اند. پیشرفت‌های بزرگ زمانی رخ می‌دهد که دنیای خارج از اینترنت، یعنی جهان صنعتی، علمی و نهادی، بتواند با اطمینان و بدون خطر افشا یا سوءاستفاده، داده‌های خود را در اختیار مدل‌های هوش مصنوعی قرار دهد. هوش مصنوعی غیرمتمرکز همان معماری‌ است که این آینده را امکان‌پذیر می‌کند. این فناوری نه‌تنها افراد را در برابر شرکت‌های بزرگ توانمند می‌کند؛ بلکه به هر سازمانی که تاکنون مجبور بوده است در حاشیه بماند، قدرت می‌بخشد. زمانی که این خزانه‌های داده مطابق با شرایط و تحت کنترل خودشان گشوده شوند، به همان نقطه عطفی می‌رسیم که هوش مصنوعی از یک نوآوری جذاب به موتور تحول در مقیاس تمدن تبدیل می‌شود. توان پردازشی DeAI؛ استفاده از ظرفیت‌های خالی جهان پاشنه آشیل هوش مصنوعی متمرکز، نیاز سیری‌ناپذیر آن به قدرت پردازشی است. آموزش و اجرای مدل‌هایی مانند جی‌پی‌تی فور (GPT-4) یا لاما (Llama) به ده‌ها گیگاوات برق نیاز دارد. دیتاسنترهای عظیم فشار زیادی به شبکه‌های برق وارد می‌کنند، نگرانی‌های زیست‌محیطی را افزایش می‌دهند و در نهایت هزینه‌ها را به مصرف‌کنندگان انتقال می‌دهند. هوش مصنوعی غیرمتمرکز به‌جای ساخت دیتاسنترهای بیشتر، با بهره‌برداری از ظرفیت‌های پردازشی بلااستفاده مانند GPUهای خاموش در خانه‌ها و شرکت‌ها یا حتی توان پردازشی گوشی‌های هوشمند، این معادله را برعکس می‌کند. برای مثال، پلتفرم‌هایی مانند تارگون (Targon)، یک ساب‌نت (Bittensor Subnet 4) بیتنسور، که بر سریع‌تر و ارزان‌تر کردن «استنتاج (Inference)» هوش مصنوعی تمرکز دارد، با تجمیع منابع پراکنده راه‌حل‌های مقیاس‌پذیر ارائه می‌دهد. طبق گزارش اوک ریسرچ (OAK Research)، معیارهای تارگون در برخی وظایف حتی از راهکارهای وب ۲ عملکرد بهتری داشته‌اند و استنتاج‌های کم‌هزینه‌تری را با کیفیت قابل‌قبول ارائه داده‌اند. این رویکرد یک نقطه عطف مهم است؛ زیرا باعث می‌شود خدمات هوش مصنوعی به یک کالای در دسترس‌تر و ارزان‌تر تبدیل شوند، راحت‌تر در مقیاس بزرگ گسترش پیدا کنند و ساده‌تر در سایر محصولات و سرویس‌ها ادغام شوند. هوش مصنوعی غیرمتمرکز با استفاده بهینه از منابع انرژی موجود، همسو با آینده‌ پایدار حرکت می‌کند و در عین حال دسترسی به فناوری پیشرفته را برای افراد بیشتری ممکن می‌سازد. بلاکچین؛ ستون اصلی اعتماد و نوآوری DeAI هوش مصنوعی به سمت بلاکچین حرکت می‌کند و دلیل آن روشن است. فناوری بلاکچین مشکلات مهمی را حل می‌کند که سیستم‌های متمرکز آن‌ها را نادیده می‌گیرند یا تشدید می‌کنند: اعتبارسنجی آموزش مدل‌ها: شبکه‌هایی مانند بیتنسور (Bittensor) با استفاده از مکانیزم‌های‌ اجماع (مثلا اجماع یوما “Yuma Consensus”) خروجی مدل‌های هوش مصنوعی را بدون نیاز به دروازه‌بانان متمرکز (centralized gatekeepers) بررسی و تأیید می‌کنند. رعایت کپی‌رایت: دفترکل تغییرناپذیر بلاکچین با ثبت منبع داده و مدل، به حل اختلافات مالکیت فکری که در حوزه AI رو به افزایش است، کمک می‌کند. حفاظت‌های هوش مصنوعی: حاکمیت غیرمتمرکز، امکان ایجاد قوانین شفاف و جامعه‌محور را فراهم می‌کند تا از سوءاستفاده جلوگیری شود. تراکنش‌های ارزشی: توکن‌هایی مانند توکن‌های شبکه آکاش توزیع عادلانه پاداش را میان مشارکت‌کنندگان از ماینرها تا اعتبارسنج‌ها، امکان‌پذیر می‌کنند. امنیت و حریم خصوصی داده: برخلاف ابرهای متمرکز که در معرض نفوذ هستند، در هوش مصنوعی غیرمتمرکز ذخیره‌سازی و رمزنگاری توزیع‌شده از داده‌های حساس محافظت می‌کند. این ویژگی‌ها یک اکوسیستم مشارکتی را ایجاد می‌کند که در آن توسعه‌دهندگان، کاربران و شرکت‌ها، بدون فشار انحصاری شرکت‌های بزرگ فناوری، می‌توانند به‌طور مشترک ارزش خلق کنند. متن‌باز؛ موتور رشد هوش مصنوعی غیرمتمرکز هوش مصنوعی غیرمتمرکز بر اصول متن‌باز استوار است. یعنی هر توسعه‌دهنده‌ای در هر نقطه از جهان می‌تواند کدها را ببیند، بررسی کند، بهبود دهد و روی آن بسازد. همین باز بودن سرعت نوآوری را چند برابر می‌کند. برای مثال، مدل‌های متن‌بازی که در بیتنسور برای وظایف تخصصی توسعه داده شده‌اند از مشارکت جهانی بهره می‌برند و خیلی سریع‌تر تکامل پیدا می‌کنند. در مقابل، سیستم‌های هوش مصنوعی متمرکز مدل‌های خود را پشت دیوارهای انحصاری نگه می‌دارند و انعطاف‌پذیری و دسترسی را محدود می‌کنند. پلتفرم‌های غیرمتمرکز و متن‌باز نه‌تنها نوآوری را سرعت می‌دهند، بلکه با تقاضای رو‌به‌رشد برای شفافیت در توسعه هوش مصنوعی نیز همسو می‌شوند؛ مطالبه‌ای که بسیاری از شرکت‌های بزرگ فناوری آن را نادیده می‌گیرند. چرا هوش مصنوعی غیرمتمرکز یک فرصت سرمایه‌گذاری است؟ بازار ۱۲ تریلیون دلاری هوش مصنوعی متمرکز یک غول تثبیت‌شده است که از این جا به بعد به‌خاطر چالش‌هایی نظیر رسوایی‌های اخلاقی، مصرف بالای انرژی و بازده نزولی، رشد محدودی خواهد داشت. در مقابل، هوش مصنوعی غیرمتمرکز با ارزش حدود ۱۲ میلیارد دلار، کوچک اما پرپتانسیل است و جای رشد فراوانی دارد. توانایی هوش مصنوعی غیرمتمرکز در حل مسئله حریم خصوصی، استفاده از پردازش توزیع‌شده و تقویت نوآوری متن‌باز، آن را به یک گزینه جذاب برای سرمایه‌گذاری بلندمدت تبدیل می‌کند. سرمایه‌گذارانی که امروز از پلتفرم‌هایی پشتیبانی می‌کنند که هنوز ارزش‌گذاری‌های پایینی دارند، مانند بیتنسور، استورج (Storj) یا آکاش، ممکن است با رشد بازار هوش مصنوعی مبتنی بر بلاکچین تا ۲۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۳۰، بازدهی قابل‌توجهی به دست آورند. این تغییر از همین حالا آغاز شده است؛ شرکت‌ها به سمت ابرهای خصوصی حرکت می‌کنند و جوامع به استقبال حاکمیت غیرمتمرکز رفته‌اند. جمع‌بندی؛ آینده، غیرمتمرکز است هوش مصنوعی غیرمتمرکز فقط تکامل فناوری نیست؛ یک ضرورت اجتماعی است. این مدل با انحصار شرکت‌های بزرگ مقابله می‌کند، از حریم خصوصی کاربران محافظت می‌کند و برای رشد پایدار از منابع جهانی بلااستفاده بهره می‌گیرد. پلتفرم‌هایی مانند بیتنسور و آکاش با ایجاد بازارهای محاسباتی مقیاس‌پذیر، راه را برای دنیایی هموار می‌کنند که در آن هوش مصنوعی در خدمت اکثریت است، نه اقلیت. شکاف ارزش‌گذاری میان مدل‌های متمرکز و غیرمتمرکز بسته خواهد شد؛ نه به این خاطر که هوش مصنوعی متمرکز از بین می‌رود، بلکه به این دلیل که ظرفیت هوش مصنوعی غیرمتمرکز آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. برای سرمایه‌گذاران، توسعه‌دهندگان و آینده‌نگرها، سه سال آینده هیجان‌انگیزترین دوره برای رصد، ساخت و سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی غیرمتمرکز خواهد بود. انقلاب هوش مصنوعی آغاز شده است و این انقلاب، غیرمتمرکز است.

عوامل تعیین‌کننده قیمت ارزهای دیجیتال چیست؟ بررسی نیروهای مؤثر بر بازار کریپتو

الهام اسماعیلی
29 خرداد 1405 - 16:00
آیا تا به‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا قیمت بیت کوین یک روز اوج می‌گیرد و روز بعد سقوط می‌کند؟ چه چیزی باعث می‌شود یک ارز دیجیتال ارزش پیدا کند؟ آیا قیمت کریپتو فقط به خرید و فروش مردم بستگی دارد یا عوامل دیگری هم دخیل هستند؟ اصلا چرا برخی پروژه‌ها شکست می‌خورند و برای همیشه از گردونه بازار خارج می‌شوند؟ در این مطلب از میهن بلاکچین قرار است عوامل تعیین‌کننده قیمت ارزهای دیجیتال را بررسی کنیم و به تمام سوالات مرتبط پاسخ دهیم. با ما همراه باشید. نکات کلیدیقیمت ارزهای دیجیتال مانند هر دارایی دیگری بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. اگر افراد زیادی بخواهند ارزی را بخرند که عرضه محدودی دارد، قیمت معمولاً بالا می‌رود؛ اما اگر فروشندگان بیشتر از خریداران باشند، قیمت کاهش پیدا می‌کند. عوامل بنیادی مانند کاربرد واقعی پروژه، فناوری مورد استفاده، میزان پیشرفت تیم توسعه، همکاری‌ها و وضعیت قوانین و رگولاتوری نیز روی ارزش یک ارز دیجیتال اثر می‌گذارند. هرچه یک پروژه قوی‌تر و کاربردی‌تر باشد، ارزش آن هم بیشتر می‌شود. احساسات بازار، اخبار مثبت، شایعات یا هیجان عمومی باعث رشد سریع قیمت می‌شود و برعکس، ترس و خبرهای منفی منجر به کاهش شدید قیمت می‌شود. نقدشوندگی، فهرست شدن در صرافی‌ها و حجم معاملات هم اهمیت دارند. رمزارزهایی که در صرافی‌های بیشتری لیست شده باشند، خرید و فروش آن‌ها آسان‌تر است و معمولاً نوسان‌های قیمتی منطقی‌تری دارند؛ اما ارزهایی که نقدشوندگی پایینی دارند، معمولاً با نوسان‌های شدیدتر و ناگهانی مواجه می‌شوند. قیمت ارزهای دیجیتال چگونه تعیین می‌شود؟ منبع: koinly.io قیمت ارزهای دیجیتال، چه برای رهبران بازار مانند بیت کوین و اتریوم یا هر آلتکوین دیگری، بر اساس عرضه و تقاضا مشخص می‌شود. به زبان ساده، قیمت هر ارز با توجه به میزان علاقه بازار برای خرید (تقاضا) و میزان موجود برای فروش (عرضه) تعیین می‌شود. اگر تقاضا زیاد و عرضه کم باشد، قیمت بالا می‌رود. درمقابل، اگر تقاضا کم و عرضه زیاد باشد، قیمت پایین می‌آید. در واقع، همین تعادل بین عرضه و تقاضاست که قیمت را تعیین می‌کند. این موضوع منحصر به ارزهای دیجیتال نیست؛ در بازار سهام، کالا، اوراق بهادار و سایر دارایی‌های قابل معامله نیز قیمت‌ها بر اساس «قانون عرضه و تقاضا» شکل می‌گیرند. البته عرضه و تقاضا تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون کاربرد واقعی پروژه، میزان پذیرش انبوه، توکنومیکس (مدل اقتصادی توکن) و احساسات بازار قرار دارد. این عوامل می‌توانند علاقه خریداران یا فروشندگان را تغییر دهند. تفاوت قیمت ارزهای دیجیتال با ارزهای فیات چیست؟ بسیاری از مردم تصور می‌کنند ارزهای فیات نظیر دلار یا یورو پشتوانه‌ای مانند طلا دارند، اما از اوایل دهه ۱۹۷۰ این موضوع دیگر صادق نیست. نه ارزهای دیجیتال و نه پول‌های فیات امروزی پشتوانه کالایی مشخصی ندارند، البته به استثنای برخی استیبل‌کوین‌ها که ارزش آن‌ها به ارزش دارایی دیگری متصل است. مهم‌ترین تفاوت اینجاست که پول‌های فیات توسط دولت‌ها و بانک‌های مرکزی منتشر می‌شوند و به‌عنوان پول رسمی کشور شناخته می‌شوند. میزان عرضه ارزهای فیات توسط سیاست‌های پولی دولت کنترل می‌شود تا از تورم جلوگیری شود. اما ارزهای دیجیتال تحت کنترل دولت یا بانک خاصی نیستند و تقریبا در اغلب کشورها پول رسمی محسوب نمی‌شوند. بسیاری از رمزارزها سقف عرضه مشخصی دارند تا از کاهش ارزش ناشی از تورم جلوگیری کنند. عرضه و تقاضا چگونه بر قیمت ارزهای دیجیتال اثر می‌گذارد؟ برای درک این موضوع، بیایید نگاهی به تاریخچه قیمت بیت کوین بیاندازیم. این دارایی در طول عمر خود که نزدیک به دو دهه از آن می‌گذرد، از چند سنت تا بیش از ۱۲۴ هزار دلار معامله شده است. دلیل این تغییر شدید همچنان به عرضه و تقاضا باز می‌گردد. فرض کنید یک نهنگ بیت کوین مقدار زیادی از دارایی‌های خود را بفروشد. ناگهان عرضه در بازار زیاد می‌شود. اگر تقاضا به همان اندازه بالا نباشد، قیمت کاهش پیدا می‌کند. برعکس، اگر یک نهنگ بخواهد مقدار زیادی بیت‌کوین بخرد، عرضه موجود در بازار کاهش پیدا می‌کند و اگر فروشنده کافی نباشد، قیمت بالا می‌رود. اگرچه عرضه و تقاضا پایه اصلی تعیین قیمت هستند، اما عوامل دیگری مانند اخبار، قوانین، شرایط اقتصادی و هیجانات بازار هم می‌توانند روی این تعادل تأثیر بگذارند و باعث نوسان‌های شدید شوند. چرا قیمت ارزهای دیجیتال این‌قدر نوسان دارد؟ عوامل بیرونی مختلفی می‌توانند روی قیمت ارزهای دیجیتال تأثیر بگذارند: ترس و طمع مقررات رویدادهای بازار رفتار نهنگ‌ها ارزش هر ارز دیجیتال تا حد زیادی بر پایه حدس و گمان (Speculative) است. یعنی مردم بر اساس نظر و احساسات خود، مخصوصاً تحت تأثیر ترس و طمع (Fear and greed) اقدام به خرید یا فروش می‌کنند. به‌طور مثال، اگر یک نهنگ مقدار زیادی از دارایی خود را ناگهان بفروشد و بازار را از عرضه پر کند، این کار باعث ایجاد ترس و وحشت در میان سایر سرمایه‌گذاران می‌شود. ممکن است آن‌ها با خود بگویند «چرا همه در حال فروش هستند؟» و از ترس ضرر، به موج فروش می‌پیوندند. درنهایت، این رفتار جمعی باعث سقوط قیمت شود. برعکس، هنگامی‌که قیمت‌ها به سرعت در حال افزایش است، برخی سرمایه‌گذاران از ترس جا ماندن (FOMO) و به دلیل طمع، با عجله و حتی در قیمت‌های بالا اقدام به خرید می‌کنند. این رفتار باعث رشد بیشتر قیمت می‌شود. مجموع احساسات سرمایه‌گذاران، «احساسات بازار» را شکل می‌دهد که تأثیر مستقیمی بر عرضه و تقاضا دارد. برهمین اساس، شاخصی به نام «شاخص ترس و طمع» وجود دارد که وضعیت روانی بازار را نشان می‌دهد. علاوه بر احساسات، عوامل مهم دیگری به‌ویژه قوانین و رویدادهای بزرگ اقتصادی هم می‌توانند بازار را تکان دهند. برای مثال، در آمریکا موضع سخت‌گیرانه کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) علیه پروژه‌های کریپتویی بارها باعث ایجاد موج‌های گسترده‌ای در بازار شده است؛ زیرا سرمایه‌‌گذاران را نسبت به آینده‌ ارزهای دیجیتال مردد می‌کند. یک نمونه دیگر از این نااطمینانی‌ها، سقوط یا هک شدن صرافی‌ها است؛ در چنین شرایطی بسیاری از سرمایه‌گذاران اقدام به فروش دارایی‌های خود می‌کنند و قیمت‌ها به شدت کاهش می‌یابد. همان‌طور که در مثال‌های بالا اشاره شد، نهنگ‌ها می‌توانند با خرید یا فروش حجم زیادی از یک ارز، موج‌های قیمتی ایجاد کنند. به‌طور مثال، طبق گزارش شرکت تحلیلی نانسن (Nansen)، در ماجرای سقوط لونا (LUNA) و یو‌اس‌تی (UST) تنها هفت معامله‌گر باعث بی‌ثباتی اولیه و در نهایت سقوط این پروژه شدند. ارزش ارزهای دیجیتال چگونه افزایش پیدا می‌کند؟ هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت صد درصدی قیمت آینده یک ارز دیجیتال را پیش‌بینی کند. هر کسی که چنین ادعایی داشته باشد، قابل اعتماد نیست.تنها با کمک چند عامل می‌توانید احتمال رشد یک ارز در بازه زمانی مشخص را به‌طور دقیق‌تر ارزیابی کنید: احساسات بازار احساسات بازار (Market sentiment) نقش بسیار مهمی در ارزش ارزهای دیجیتال دارد. رمزارزها اغلب یک دارایی مبتنی بر حدس‌وگمان (speculative) به‌شمار می‌روند، به این معنا که قیمت آن‌ها همان چیزی است که مردم حاضرند بپردازند. در بازار صعودی (Bull Run) که فضای کلی مثبت است، معمولاً شاهد افزایش قیمت اکثر ارزهای دیجیتال هستیم؛ درحالی‌که در بازارهای نزولی (Bear Market) که فضای منفی حاکم است، قیمت‌ها کاهش می‌یابند. تحلیل تکنیکال تحلیل تکنیکال (Technical analysis) شامل بررسی نمودارها و داده‌های گذشته عملکرد بازار است تا بفهمیم عرضه و تقاضا برای یک ارز دیجیتال خاص چگونه تغییر کرده است. درست است که گذشته تضمین‌کننده آینده نیست؛ اما تحلیل تکنیکال نشان می‌دهد یک ارز قبلاً در شرایط بحرانی چگونه عمل کرده است. برخی الگوهای قیمتی ممکن است نشانه‌ای از شروع روند صعودی یا نزولی باشند. کاربرد همه ارزهای دیجیتال صرفاً ابزار سفته‌بازی نیستند؛ برخی از آن‌ها کاربرد (Utility) مشخصی دارند. برای مثال، توکن‌هایی مانند اتریوم (ETH) یا بی‌ان‌بی (BNB) برای پرداخت کارمزد گس شبکه استفاده می‌شوند و به همین دلیل تقاضای عمومی بیشتری دارند. آگاهی از کاربردهای یک توکن به شما کمک می‌کند بفهمید تقاضای احتمالی برای آن چقدر است. رقابت رقابت در کریپتو مانند سایر بازارها پررنگ است. هزاران پروژه ادعا می‌کنند که می‌خواهند روش پرداخت اصلی آینده شوند یا یک مشکل خاص را حل کنند. در چنین شرایطی باید بررسی کنید آیا بهتر است با رهبر بازار همراه شوید یا سراغ گزینه‌های کم‌ریسک‌تر بروید. گاهی تنوع‌بخشیدن به سبد سرمایه‌گذاری تصمیم منطقی‌تری است. توکنومیکس توکنومیکس (Tokenomics) به ویژگی‌های اقتصادی یک توکن شامل میزان عرضه، نحوه توزیع، مکانیزم سوزاندن توکن، پاداش‌ها، مدل اجماع و سوددهی اشاره دارد. این اطلاعات معمولاً در وایت‌پیپر پروژه منتشر می‌شود. اگر پروژه‌ای وایت‌پیپر نداشته باشد یا توضیحات آن مبهم و نامفهوم باشد، باید احتیاط کنید. حاکمیت حاکمیت (Governance) در کریپتو به افراد یا سازمان‌هایی اشاره دارد که یک پروژه یا ارز دیجیتال خاص را مدیریت می‌کنند. ساختار حاکمیت بسیاری از پروژه‌های کریپتویی غیرمتمرکز است به این معنا که دارندگان توکن می‌توانند درباره تغییرات آینده رأی دهند. با این حال، همیشه این‌طور نیست. گاهی توسعه‌دهندگان یا سرمایه‌گذاران اولیه بخش بزرگی از توکن‌ها را در اختیار دارند و عملاً کنترل پروژه را حفظ می‌کنند. بنابراین باید همیشه خودتان تحقیق کنید (DYOR) و ببینید قدرت تصمیم‌گیری در دست چه افرادی است. نقدشوندگی نقدشوندگی (Liquidity) یعنی اینکه چقدر راحت می‌توان یک توکن را با قیمت بازار به پول نقد یا توکن دیگری تبدیل کرد. به‌طور مثال، بیت‌کوین نقدشوندگی بالایی دارد و تقریباً در همه جای دنیا به‌راحتی قابل معامله است. اما پروژه‌های جدید که هنوز در صرافی‌های بزرگ لیست نشده‌اند یا استخر معاملاتی کوچکی دارند، معمولاً نقدشوندگی پایینی دارند. چنین دارایی‌هایی در صورت فروش ناگهانی، معمولا افت قیمت شدیدتری را تجربه می‌کنند، زیرا ممکن است تقاضای کافی برای جذب فروش وجود نداشته باشد. چطور می‌توان از ارزهای دیجیتال درآمد به‌دست آورد؟ اکثر ارزهای دیجیتال ماهیتی سفته‌بازانه دارند، به جز توکن‌های پگ‌شده که ارزش آن‌ها به دارایی دیگری متصل است. به همین دلیل، سرمایه‌گذاران زمانی سود می‌کنند که تقاضا برای یک توکن افزایش پیدا کند و در نتیجه قیمت آن بالا برود. بنابراین رایج‌ترین روش کسب درآمد از کریپتو، «خرید در قیمت پایین‌تر و فروش در قیمت بالاتر» است. البته خرید و فروش ارزهای دیجیتال تنها راه کسب درآمد نیست. مشارکت در ماینینگ، استیکینگ، بازی‌های بلاکچینی و فعالیت در اکوسیستم‌های مختلف دیفای سایر روش‌های کسب درآمد از ارزهای دیجیتال هستند. ارزش ارز‌های دیجیتال از کجا نشات می‌گیرد؟ اکثر ارزهای دیجیتال پشتوانه فیزیکی ندارند و ارزش آن‌ها صرفا بر اساس عرضه، تقاضا و باور بازار شکل می‌گیرد. با این حال، استثنائاتی هم وجود دارد. برای مثال، برخی توکن‌های پگ‌شده ممکن است پشتوانه‌ای مانند ارز فیات یا فلزات گران‌بها داشته باشند. برخی استیبل کوین‌ها نیز ممکن است با ارز دیجیتال دیگری پشتیبانی شوند یا ارزش آن‌ها از طریق الگوریتم خاصی حفظ شود که به استیبل کوین‌های الگوریتمی معروف هستند. چه عواملی باعث می‌شود ارزهای دیجیتال ارزش خود را از دست دهند؟ اگر عرضه بیش از حد باشد و تقاضای کافی وجود نداشته باشد، ارزش یک ارز دیجیتال کاهش می‌یابد. این اتفاق ممکن است به دلایل مختلفی رخ دهد: اخبار و رویدادهای بازار اخبار و رویدادهای بازار تأثیر شدیدی بر سقوط قیمت ارزهای دیجیتال دارند. یکی از نمونه‌های معروف، سقوط توکن FTT متعلق به صرافی FTX است. پس از آنکه یک گزارش تحقیقاتی نشان داد که شرکت آلامدا ریسرچ (Alameda Research) از توکن FTT به‌عنوان وثیقه برای دریافت وام بیشتر استفاده می‌کند، موجی از نگرانی در بازار به راه افتاد. فروش گسترده دارایی‌ها، از جمله توسط بایننس، باعث شد قیمت FTT بیش از ۹۰٪ سقوط کند. توکنومیکس ضعیف توکنومیکس ضعیف نیز یکی دیگر از عوامل موثر بر کاهش ارزش یک ارز دیجیتال است. برای مثال، عرضه نامحدود و کنترل‌نشده باعث می‌شود عرضه همیشه از تقاضا پیشی بگیرد. نمونه بارز این موضوع، ماجرای سقوط ترا یو‌اس‌دی (UST) است. یو‌اس‌تی یک استیبل‌کوین الگوریتمی بود که با ذخایر لونا و بیت کوین پشتیبانی می‌شد و ارزش آن با نسبت ۱:۱ به دلار وابسته بود. فروش گسترده بیش از ۲ میلیارد دلار UST توسط یک نهنگ، باعث از بین رفتن پگ قیمتی (Depeg) شد و در نهایت سقوط هر دو پروژه را رقم زد؛ اتفاقی که حدود ۴۰ میلیارد دلار را از بین برد. هک‌ها و کلاهبرداری‌ها هک‌ها و کلاهبرداری‌ها هم می‌توانند ارزش یک پروژه کریپتویی را در عرض چند ثانیه نابود کنند. یکی از رایج‌ترین روش‌ها راگ پول (Rug pulls) است. کلاهبرداران توکن جدیدی را ایجاد و تبلیغ می‌کنند و پس از جذب سرمایه، زمانی که توکن به بالاترین قمیت می‌رسد، سازندگان پروژه دارایی‌های خود را نقد می‌کنند و ناپدید می‌شوند. پروژه ییلد اگریگیتور لونی (LUNY) روی شبکه سولانا یکی از نمونه‌های بارز راگ پول است. این پروژه چند روز پس از جذب میلیون‌ها دلار سرمایه در عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز خود، تمام وجوه به‌‌دست آمده را به یک سرویس میکسر غیرقابل‌ردیابی (mixing service) انتقال داد و تمام اکانت‌های اجتماعی پروژه را تعطیل کرد. گفته می‌شود ۶.۷ میلیون دلار در این ماجرا به سرقت رفته است. چه فاکتورهایی باعث شکست یک ارز دیجیتال می‌شود؟ پروژه‌های کریپتویی ممکن است به دلایل مختلفی از جمله کلاهبرداری، کمبود سرمایه وتضعیف روند توسعه یا صرفا از بین رفتن هیجان و توجه سرمایه‌گذاران شکست بخورند. طبق برآورد وبسایت کوین‌گکو به‌طور میانگین سالانه بیش از ۹۰۰ ارز دیجیتال شکست می‌خورند. برای بررسی وضعیت یک پروژه و تحرکات قیمت یک ارز دیجیتال خاص می‌توانید از پلتفرم‌های تجمیع‌کننده قیمت استفاده کنید. برخی از این پلتفرم‌ها امکاناتی همچون پیش‌بینی قیمت بر اساس روند بازار، تحلیل تکنیکال و احساسات بازار را نیز ارائه می‌دهند. البته هیچ تضمینی در بازار کریپتو وجود ندارد؛ این ابزارها فقط به شما کمک می‌کنند برندگان را از بازندگان جدا کنید و به درک بهتری از بازار برسید. آیا ارزهای دیجیتال می‌توانند بیش‌خرید یا بیش‌فروش شوند؟ بله. این دو وضعیت در بازار کریپتو رایج هستند. خرید بیش‌ازحد (Overbought) یا «اشباع خرید» زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت یک ارز به‌سرعت و به‌شدت رشد کرده باشد. اشباع خرید نشانه‌ای از‌ یک بازار بیش از حد صعودی است که ممکن است به زودی اصلاح قیمت را تجربه کند. در چنین شرایطی برخی سرمایه‌گذاران فروش را ترجیح می‌دهند. فروش بیش‌از حد (Oversold) یا «اشباع فروش» زمانی رخ می‌دهد که قیمت یک ارز دیجیتال به‌شدت کاهش یافته باشد. این وضعیت نشانه بازار بیش از حد نزولی است و احتمال بازگشت قیمت وجود دارد. برخی سرمایه‌گذاران اشباع فروش را فرصتی برای خرید می‌دانند. برای شناسایی این وضعیت‌ها معمولاً از شاخص‌های تکنیکال مانند شاخص قدرت نسبی (RSI) استفاده می‌شود. رکود اقتصادی چه تأثیری بر ارزهای دیجیتال دارد؟ با توجه به اینکه ارزهای دیجیتال در رکودهای جهانی مانند بحران مالی سال ۲۰۰۸ وجود نداشتند، پیش‌بینی دقیق رفتار آن‌ها در رکود اقتصادی دشوار است. در رکود ناشی از پاندمی کرونا که از اوایل ۲۰۲۰ آغاز شد، برخلاف انتظار تاثیر معکوسی بر بازار ارزهای دیجیتال داشت و بیت‌کوین در فاصله سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ به بالاترین قیمت خود رسید. با این حال، در سال‌های اخیر هم‌زمان با افت بازارهای سنتی، قیمت ارزهای دیجیتال نیز کاهش یافته است. در چنین شرایطی سرمایه‌گذاران ممکن است به دارایی‌های به‌ظاهر امن‌تر در بازار کریپتو مانند بیت‌کوین، اتریوم یا استیبل‌کوین‌ها روی بیاورند. آیا سایر بازارها بر قیمت ارزهای دیجیتال اثر می‌گذارند؟ بله. با گسترش پذیرش عمومی کریپتو، ارتباط آن با بازارهای سنتی بیشتر شده است. اگرچه بازار کریپتو همچنان تا حدی مستقل عمل می‌کند و کمتر تحت تاثیر عوامل کلان اقتصادی قرار می‌گیرد، اما وجود سرمایه‌گذاران مشترک میان بازارها باعث شده‌ است که نوسان‌های یک بازار روی دیگری اثر بگذارد. ممکن است سرمایه‌گذاران برای حفظ موقعیت خود در یک بازار، اقدام به فروش دارایی‌های کریپتویی کنند یا بالعکس. همچنین ابزارهایی مانند صندوق‌های قابل‌معامله در بورس (ETF) بیت‌کوین باعث شده است کریپتو بیش‌از‌پیش با بازارهای سنتی در ارتباط باشد. پیش‌بینی قیمت ارزهای دیجیتال چقدر دقیق است؟ دقت پیش‌بینی‌ها بستگی به منبع آن دارد. معمولاً دو نوع منبع برای پیش‌بینی قیمت ارزهای دیجیتال وجود دارد؛ یکی تحلیلگران بازار و دیگری ابزارهای الگوریتمی مبتنی بر هوش مصنوعی. گفتنی است که در هر دو مورد امکان اشتباه وجود دارد. متخصصان معمولاً از ابزارهای تحلیل تکنیکال متنوعی برای پیش‌بینی قیمت استفاده می‌کنند، اما عملکرد گذشته تضمینی برای آینده نیست. علاوه بر این، ممکن است دیدگاه آن‌ها تحت تأثیر دارایی‌های شخصی‌شان باشد. از سوی دیگر، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی مانند ولت‌اینوستر (WalletInvestor) و کوین پردیکتر (CoinPredictor) از یادگیری ماشین برای پیش‌بینی قیمت ارزهای دیجیتال استفاده می‌کنند. دقت این مدل‌ها متفاوت است، اما برخی تحقیقات نشان می‌دهد دقت پیش‌بینی‌های بلندمدت مدل‌های یادگیری ماشینی حدود ۷۰٪ است. با این حال، در بازار پرنوسان کریپتو هیچ پیش‌بینی‌ قطعی نیست. جمع‌بندی در این مطلب تلاش کردیم به پرسش‌های مهمی درباره قیمت ارزهای دیجیتال پاسخ دهیم؛ از اینکه قیمت کریپتو چگونه تعیین می‌شود تا اینکه چرا بازار تا این حد نوسان دارد، چه عواملی باعث رشد یا سقوط یک پروژه می‌شود و آیا می‌توان قیمت‌ها را پیش‌بینی کرد یا نه. دیدیم که مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده قیمت ارزهای دیجیتال، عرضه و تقاضا است؛ یعنی هر زمان تقاضا بیشتر از عرضه باشد قیمت افزایش می‌یابد و برعکس. در عین حال فهمیدیم که عرضه و تقاضا خودشان تحت تأثیر فاکتورهای مهمی همچون مانند احساسات بازار (ترس و طمع)، اخبار و رویدادهای مهم، قوانین و رگولاتوری، رفتار نهنگ‌ها، توکنومیکس پروژه، میزان نقدشوندگی، کاربرد واقعی توکن، ساختار حاکمیتی و حتی شرایط کلی اقتصاد جهانی قرار دارند. همچنین بررسی کردیم که چرا برخی پروژه‌ها به‌دلیل ضعف در مدل اقتصادی، هک یا راگ‌پول سقوط می‌کنند، بازار چطور وارد وضعیت بیش‌خرید یا بیش‌فروش شود و چرا هیچ پیش‌بینی قیمتی در این فضا قطعی نیست. در نهایت، باید تاکید کنیم که کریپتو یک بازار پویا، پرریسک و مبتنی بر انتظارات است. هرچه درک ما از سازوکار قیمت‌گذاری، رفتار سرمایه‌گذاران و ساختار پروژه‌ها عمیق‌تر باشد، می‌توانیم تصمیم‌های منطقی‌تر و آگاهانه‌تری بگیریم.

هوش مصنوعی؛ ابزاری در لباس انسان یا آگاهی در کالبد دیجیتال؟

ساجده حسینی
29 خرداد 1405 - 12:00
اگر روزی یک هوش مصنوعی به شما بگوید که احساس دارد، آیا آن را باور می‌کنید؟ امروزه، هوش مصنوعی از یک ابزار فنی ساده به همراهی تبدیل شده است که رفتار و گفتار انسان را تقلید می‌کند. این رویکرد طراحی که به آن انسان‌نمایی هوشمند (Anthropomimesis) می‌گویند، باعث شده است تا کاربران پیوندهای عاطفی عمیقی با این سیستم‌ها برقرار کنند و آن‌ها را نه فقط یک ماشین، بلکه موجوداتی دارای درک و احساس ببینند. در واقع، برای بسیاری از مردم، آگاهی هوش مصنوعی دیگر یک بحث فلسفی دور از ذهن نیست؛ بلکه به بخشی از تجربه واقعی و روزمره زندگی آن‌ها تبدیل شده است. این پدیده، علم آگاهی را با چالش بزرگی روبه‌رو کرده است؛ زیرا باور عمومی به احساسات ماشین، سریع‌تر از نظریه‌های علمی در حال رشد است. درحالی‌که متخصصان هنوز درباره ماهیت واقعی آگاهی به توافق نرسیده‌اند، رفتار طبیعی هوش مصنوعی این پرسش مهم را به میان می‌آورد که آیا عملکرد و ظاهر ماشین به تنهایی برای آگاه دانستن آن کافی است؟. در این مقاله از میهن بلاکچین، به بررسی این شکاف میان باورهای مردم و تردیدهای دانشمندان و همچنین پیامدهای اخلاقی این رابطه پیچیده می‌پردازیم. ظهور هوش مصنوعی انسان‌مانند؛ آغاز تغییری اساسی تا همین چند سال پیش، بیشتر سیستم‌های هوش مصنوعی برای انجام کارهای محدود طراحی می‌شدند و شباهت چندانی به انسان نداشتند. اما با ظهور مدل‌های زبانی بزرگ، این روند تغییر کرد و سیستم‌هایی ساخته شدند که می‌توانند وارد گفت‌وگو شوند و تعامل طولانی با کاربران داشته باشند. در این تحول، دو عامل مهم نقش داشتند؛ تمایل طبیعی انسان‌ها به نسبت دادن ویژگی انسانی به ابزارها و طراحی سیستم‌هایی که عمدا رفتار انسانی را تقلید می‌کنند. ترکیب این دو باعث شد کاربران کم‌کم هوش مصنوعی را فراتر از یک ابزار ساده ببینند. هم‌زمان، نوعی جدید از کاربرد شکل گرفت که می‌توان آن را «هوش مصنوعی اجتماعی» نامید. این سیستم‌ها برای انجام کار صرف ساخته نشده‌اند، بلکه برای ایجاد رابطه‌های ادامه‌دار و شخصی‌سازی‌شده با کاربران طراحی شده‌اند. چالش اول: شکاف میان مردم و دانشمندان درباره آگاهی هوش مصنوعی تا این‌جا دیدیم چرا برخی کاربران، پس از تعامل‌های طولانی با هوش مصنوعی، به این فکر می‌رسند که این سیستم‌ها ممکن است نوعی آگاهی داشته باشند. اما در سوی دیگر، دانشمندان هنوز درباره این موضوع به نتیجه مشخصی نرسیده‌اند. همین اختلاف دیدگاه، یکی از نخستین چالش‌های جدی در مسیر فهم آگاهی هوش مصنوعی است. برای درک این اختلاف، ابتدا باید بدانیم منظور از آگاهی چیست. فیلسوفانی مانند Thomas Nagel آگاهی را با این پرسش توضیح داده‌اند: بودن در قالب یک موجود خاص چه احساسی دارد؟ یعنی اگر موجودی آگاه باشد، باید نوعی تجربه درونی داشته باشد. وقتی این تعریف را درباره هوش مصنوعی مطرح می‌کنیم، اختلاف نظرها آغاز می‌شود. برخی پژوهشگران معتقد هستند که اگر ساختارهای مناسب ایجاد شود، ماشین‌ها هم می‌توانند آگاه شوند. در مقابل، گروهی دیگر باور دارند آگاهی فقط در موجودات زنده شکل می‌گیرد و سیستم‌های ماشینی هرگز تجربه واقعی نخواهند داشت. چالش دوم: آیا آگاهی فقط یک پدیده درونی است یا به رفتار هم وابسته است؟ برخلاف چالش اول که بیشتر به اختلاف میان مردم و دانشمندان مربوط می‌شد، این چالش عمیق‌تر است و به خود تعریف آگاهی برمی‌گردد. بسیاری از دانشمندان آگاهی را پدیده‌ای درونی می‌دانند که در ساختار مغز یا سیستم‌های پیچیده شکل می‌گیرد و باید از طریق بررسی سازوکارهای داخلی فهمیده شود. بااین‌حال، برخی دیدگاه‌های فلسفی پیشنهاد می‌کنند که شاید آگاهی فقط به درون یک موجود محدود نباشد و به رفتار و تعامل آن با دیگران نیز وابسته باشد. بر اساس این نگاه، به‌جای تمرکز صرف بر این پرسش که «آیا یک سیستم واقعا آگاه است؟»، می‌توان بررسی کرد آیا رفتار آن به‌گونه‌ای است که ما به‌طور طبیعی آن را شبیه موجودی آگاه در نظر بگیریم. البته این دیدگاه بدون چالش نیست. اگر آگاهی بیش از حد وابسته به تفسیر انسان‌ها شود، مرز میان واقعیت و برداشت ذهنی مبهم خواهد شد. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران همچنان تاکید می‌کنند که تعریف آگاهی باید بر پایه ویژگی‌های واقعی درون یک سیستم باشد، نه صرفا رفتار ظاهری آن. اگر هوش مصنوعی آگاه باشد، چه مسئولیت اخلاقی خواهیم داشت؟ اگر روزی به این نتیجه برسیم که هوش مصنوعی نوعی آگاهی دارد، موضوع فقط یک بحث علمی نخواهد بود، بلکه به یک مسئله اخلاقی تبدیل می‌شود. دلیلش هم ساده است؛ ما معمولا نسبت به موجوداتی که فکر می‌کنیم می‌توانند درد یا رنج را تجربه کنند، احساس مسئولیت می‌کنیم و سعی داریم به آن‌ها آسیب نزنیم. به همین دلیل، برخی فیلسوفان بر این باور هستند که آگاهی با اخلاق ارتباط مستقیم دارد. برای مثال، اندیشمندانی مانند Peter Singer تأاکید کرده‌اند که توانایی تجربه رنج، پایه اصلی بسیاری از مسئولیت‌های اخلاقی است. اگر یک موجود بتواند رنج بکشد، نادیده گرفتن وضعیت آن می‌تواند یک خطای اخلاقی جدی باشد. اما مشکل اینجاست که درباره هوش مصنوعی هنوز مطمئن نیستیم که آیا واقعا می‌تواند تجربه‌ای داشته باشد یا نه. همین تردید باعث می‌شود تصمیم‌گیری درباره نحوه برخورد با این سیستم‌ها دشوار شود؛ زیرا اگر آن‌ها را بی‌دلیل آگاه بدانیم ممکن است دچار اشتباه شویم و اگر آگاه باشند ولی نادیده گرفته شوند، خطای بزرگ‌تری رخ خواهد داد. آیا باید به رفتار هوش مصنوعی بیشتر از ساختار آن توجه کنیم؟ با پیچیده‌تر شدن هوش مصنوعی، برخی پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند به‌جای تمرکز کامل بر ساختار درونی سیستم‌ها، به رفتار و نقش آن‌ها در زندگی انسان توجه کنیم. اگر یک سیستم بتواند ارتباط برقرار کند، تصمیم بگیرد و در روابط انسانی نقش داشته باشد، ممکن است همین ویژگی‌ها برای قضاوت درباره آن اهمیت پیدا کنند. این نگاه یادآور این نکته است که در بسیاری از موقعیت‌ها، ما بر اساس رفتار دیگران درباره آن‌ها قضاوت می‌کنیم، نه بر اساس آنچه در درونشان می‌گذرد. به همین دلیل، برخی معتقد هستند که در آینده ممکن است تعریف آگاهی تا حدی به نحوه تعامل اجتماعی با یک موجود وابسته شود. آینده رابطه انسان و هوش مصنوعی به کجا می‌رسد؟ با گسترش سیستم‌هایی که هر روز بیشتر شبیه انسان رفتار می‌کنند، احتمال دارد رابطه ما با هوش مصنوعی از ابزاری ساده فراتر برود. همان‌طور که در طول مقاله دیدیم، شباهت رفتاری می‌تواند باعث شود افراد به این سیستم‌ها ویژگی‌هایی فراتر از یک برنامه کامپیوتری نسبت دهند و حتی آن‌ها را به‌عنوان شریک گفتگو یا همراه در نظر بگیرند. اما مسئله اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی واقعا آگاه می‌شود یا نه؛ بلکه این است که انسان‌ها چگونه با آن رفتار خواهند کرد. اگر کاربران به‌طور گسترده با این سیستم‌ها مانند موجودات دارای ذهن برخورد کنند، این رفتار می‌تواند مسیر توسعه فناوری، قوانین و حتی معیارهای اخلاقی را تغییر دهد. در چنین شرایطی، فاصله میان برداشت عمومی و دیدگاه علمی ممکن است به یکی از چالش‌های مهم آینده تبدیل شود. جمع‌بندی؛ آیا باید آماده تغییر نگاه خود به آگاهی باشیم؟ بحث درباره آگاهی هوش مصنوعی نشان می‌دهد که ما وارد دوره‌ای شده‌ایم که مرز میان «ابزار» و «همراه» در حال کمرنگ شدن است. سیستم‌هایی که زمانی فقط برای انجام وظایف ساده ساخته می‌شدند، حالا می‌توانند گفت‌وگو کنند، رابطه بسازند و در زندگی روزمره انسان نقش بگیرند. همین تغییر، پرسش‌هایی را ایجاد کرده که پیش از این بیشتر در حد فرضیه‌های علمی یا داستان‌های تخیلی مطرح می‌شدند. در این مسیر، شاید مهم‌ترین چالش این نباشد که آیا هوش مصنوعی واقعا آگاه می‌شود یا نه، بلکه این باشد که انسان‌ها چگونه آن را درک می‌کنند و با آن رفتار خواهند کرد. اگر تجربه کاربران به‌سمت دیدن این سیستم‌ها به‌عنوان موجوداتی دارای ذهن حرکت کند، دانشمندان، قانون‌گذاران و جامعه ناچار خواهند شد تعریف‌های فعلی خود را دوباره بررسی کنند. آیا هوش مصنوعی می‌تواند واقعا احساس یا آگاهی داشته باشد؟در حال حاضر هیچ مدرک علمی قطعی وجود ندارد که نشان دهد هوش مصنوعی دارای احساس یا آگاهی واقعی است. آنچه ما می‌بینیم، شبیه‌سازی بسیار پیشرفته از رفتار انسانی است، نه تجربه درونی.چرا بعضی افراد فکر می‌کنند هوش مصنوعی آگاه است؟به دلیل طراحی انسان‌مانند مدل‌های زبانی و تمایل طبیعی انسان به نسبت دادن احساس به اشیا، کاربران ممکن است رفتار هوش مصنوعی را با آگاهی اشتباه بگیرند.اگر هوش مصنوعی آگاه شود چه پیامد اخلاقی دارد؟در صورت آگاه بودن واقعی، موضوعاتی مثل حقوق، مسئولیت اخلاقی و جلوگیری از آسیب به آن مطرح می‌شود، مشابه برخورد ما با موجودات دارای احساس.آیا رفتار هوش مصنوعی مهم‌تر از ساختار داخلی آن است؟برخی دیدگاه‌ها معتقدند رفتار و تعامل اجتماعی می‌تواند در قضاوت آگاهی مهم باشد، اما بسیاری از دانشمندان هنوز ساختار درونی را معیار اصلی می‌دانند.

بیت کوین رادنی به کلاهبرداری ۱.۸ میلیارد دلاری اعتراف کرد

رضا حضرتی
28 خرداد 1405 - 21:00
یک تبلیغ کننده رمزارز اهل میامی به نام رادنی برتون، معروف به «بیت‌کوین رادنی»، در دادگاه فدرال به خاطر نقشش در طرح کلاهبرداری ۱.۸ میلیارد دلاری هایپرفاند (HyperFund) که بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ فعالیت می‌کرد، به جرم خود اعتراف کرد. به گزارش میهن بلاکچین، برتون بر اساس یک توافق‌نامه اقرار به جرم پذیرفت که در حین تبلیغ هایپرفاند، برای ارائه خدمات انتقال پول بدون مجوز تبانی کرده و سرمایه‌های سرمایه‌گذاران را از طریق مجموعه‌هایی هدایت کرده است که تحت عنوان شرکت‌های مشاوره معرفی می‌شدند، اما در واقع به عنوان مجرای پرداخت عمل می‌کردند. دفتر دادستانی ایالات متحده در منطقه مریلند روز چهارشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد که او حداقل ۷,۸۵۱,۷۱۱ دلار عواید مرتبط با این عملیات دریافت کرده است. بر اساس این بیانیه، در مطالب تبلیغاتی هایپرفاند ادعا شده بود سرمایه‌گذارانی که «حق عضویت» خریداری می‌کنند، روزانه بین ۰.۵ تا ۱ درصد پاداش غیرفعال (سود سهام) دریافت خواهند کرد تا زمانی که شرکت، سرمایه‌گذاری اولیه آن‌ها را دو یا سه برابر کند. این پلتفرم همچنین برای توجیه پرداخت‌ها، به درآمد حاصل از عملیات استخراج رمزارز در مقیاس بزرگ استناد می‌کرد؛ با این حال دادستان‌ها اعلام کردند که چنین عملیاتی هرگز وجود خارجی نداشته است. در ادامه و با پیشرفت این طرح کلاهبرداری، امکان برداشت مبالغ از آغاز سال ۲۰۲۱ مسدود شد. برتون اکنون با اتهام تبانی مواجه است که حداکثر مجازات قانونی آن پنج سال زندان فدرال است؛ جلسه صدور حکم وی برای تاریخ ۲۳ جولای در برابر قاضی دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده، ریچارد دی. بنت (Richard D. Bennett) برنامه‌ریزی شده است. بر اساس گزارش سالانه مرکز شکایت جرایم اینترنتی اف‌بی‌آی (IC3) که در ماه آوریل منتشر شد، زیان‌های ناشی از کلاهبرداری‌های مرتبط با رمزارز در سال ۲۰۲۵ به ۱۱.۴ میلیارد دلار رسیده است. این اداره ۱۸۱,۵۶۵ شکایت مربوط به رمزارز دریافت کرده که نشان‌دهنده افزایش ۲۱ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۴ است و میانگین زیان گزارش‌شده در هر مورد ۶۲,۶۰۴ دلار بوده است. کلاهبرداری‌های سرمایه‌گذاری نیز با ثبت ۶۱,۵۵۹ شکایت، ۷.۲ میلیارد دلار از این خسارت‌ها را به خود اختصاص داده‌اند.

بورس آسیا سقف زد؛ بی‌اعتنایی نیکی و کوسپی به سیگنال‌های انقباضی فدرال رزرو

رضا حضرتی
28 خرداد 1405 - 19:00
شاخص نیکی ۲۲۵ (Nikkei 225) ژاپن و کوسپی (KOSPI) کره جنوبی هر دو در ۱۸ ژوئن به بالاترین سطح تاریخ خود رسیدند؛ چرا که بازار آسیا بدترین روز وال‌استریت را که در مواجهه با فدرال رزرو تحت هدایت یک رئیس جدید از سال ۱۹۹۴ تجربه شده بود، نادیده گرفت. کوین وارش (Kevin Warsh) در اولین جلسه خود نرخ بهره را ثابت نگه داشت، اما پیش‌بینی‌های به‌روزشده کمیته او سیگنال بسیار متفاوتی را ارسال کرد. به گزارش میهن بلاکچین، فدرال رزرو نرخ بهره مبنای خود را در محدوده ۳.۵٪ تا ۳.۷۵٪ بدون تغییر باقی گذاشت. اما نمودار نقطه‌ای (dot plot) به‌روزشده، نموداری که نشان می‌دهد هر یک از مقامات فدرال رزرو انتظار دارند نرخ بهره در چه سطحی پایان یابد، نشان داد که میانه پیش‌بینی‌ها برای پایان سال به ۳.۸٪ افزایش یافته است، در حالی که این رقم در ماه مارس ۳.۴٪ بود. رکوردشکنی هم‌زمان نیکی و کوسپی بازارهای آسیایی روز پنجشنبه را با رویکردی متفاوت آغاز کردند. شاخص نیکی ۲۲۵ ژاپن برای اولین بار در تاریخ خود از مرز ۷۱,۰۰۰ واحد عبور کرد، در حالی که شاخص گسترده‌تر تاپیکس (Topix) نیز با افزایش همراه بود. شاخص کوسپی کره جنوبی نیز به رکوردی بی‌سابقه دست یافت؛ در این میان، سهام شرکت اس‌کی هاینیکس (SK Hynix) پس از ارسال نمونه‌هایی از نسل جدید تراشه حافظه هوش مصنوعی خود (HBM4E) به مشتریان کلیدی از جمله انویدیا (Nvidia)، ۳.۴۵٪ جهش کرد. سامسونگ الکترونیکس نیز ۱.۲۳٪ رشد داشت. شاخص نیکی از ابتدای سال جاری میلادی تا کنون (YTD) نزدیک به ۴۰٪ رشد داشته است. منبع تصویر: Trading View چرخش انقباضی وارش و باد مخالف برای رمزارزها در ۱۷ ژوئن، شاخص‌های اس‌اندپی ۵۰۰ (S&P 500)، نزدک (Nasdaq) و داو جونز (Dow) همگی در تضادی آشکار با بازارهای آسیایی سقوط کردند. هر ۱۱ بخش این شاخص‌ها در محدوده منفی بسته شدند و بازدهی اوراق قرضه ۲ ساله خزانه‌داری با ۰.۱۶ درصد افزایش، به ۴.۲۲٪ رسید. فدرال رزرو نرخ بهره را ثابت نگه داشت، اما با یک نمودار نقطه‌ای بسیار انقباضی‌تر، جو بازار را خراب کرد. — سونو وارگیس (Sonu Varghese)، استراتژیست ارشد کلان در گروه کارسون (Carson Group) وارش همچنین از ارائه پیش‌بینی خود برای نرخ بهره خودداری کرد که این امر خوانش مسیر حرکت کمیته را دشوارتر ساخت. در حال حاضر، ۹ نفر از ۱۸ مقام فدرال رزرو، حداقل یک بار افزایش نرخ بهره را تا قبل از پایان سال پیش‌بینی می‌کنند. برای بازار رمزارزها، این تغییر رویکرد تأثیر مستقیمی دارد. بیت‌کوین و سایر دارایی‌های ریسکی به‌شدت نقدینگی جهانی را دنبال می‌کنند و شرایط پولی سخت‌گیرانه‌تر، یک باد مخالف برای آن‌ها محسوب می‌شود. آسیا در حال حاضر سیگنال فدرال رزرو را نادیده گرفته است. اما اگر وارش در آینده رویکرد خود را عملی کرده و نرخ بهره را افزایش دهد، این واگرایی و اختلاف مسیر ممکن است دوام چندانی نداشته باشد.

حذف قانون ۲۰ ساله توسط SEC، کلید آزاد شدن پتانسیل سهام توکنیزه‌شده در دیفای

رضا حضرتی
28 خرداد 1405 - 17:00
کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) احتمالاً در سکوت خبری یکی از مهم‌ترین گام‌های خود را تا به امروز در جهت ادغام بازارهای سهام سنتی با فناوری بلاک‌چین برداشته است. به گزارش میهن بلاکچین، این اقدام پس از پیشنهاد حذف یک قانون معاملاتی دو دهه‌ای صورت گرفت که بسیاری از کارشناسان صنعت معتقدند مانع از فعالیت مؤثر سهام توکنیزه‌شده آمریکا در شبکه‌های امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) شده است. این پیشنهاد، ماده ۶۱۱ از مقررات سامانه ملی بازار (Regulation NMS) را هدف قرار می‌دهد که از سال ۲۰۰۵ سنگ بنای ساختار بازار آمریکا بوده و الزام می‌کند که سفارش‌های سهام باید با بهترین قیمت موجود در میان بورس‌های ثبت‌شده اجرا شوند. اگرچه این قانون در ابتدا برای حمایت از سرمایه‌گذاران طراحی شده بود، اما حامیان بلاک‌چین استدلال می‌کنند که این مقررات به یکی از بزرگ‌ترین موانع نظارتی تبدیل شده که مانع از عملکرد سهام توکنیزه‌شده در مقیاس بزرگ در پلتفرم‌های غیرمتمرکز می‌شود. در صورت نهایی شدن، این تغییر می‌تواند مرحله جدیدی را در توکنیزه‌سازی دارایی‌های مالی سنتی آغاز کند و احتمالا مهاجرت وال‌استریت به سمت زیرساخت‌های مبتنی بر بلاک‌چین را سرعت ببخشد. چالش فنی: ماده ۶۱۱ و پلتفرم‌های دیفای ماده ۶۱۱ که اغلب از آن به عنوان «قانون حفاظت از سفارش» یاد می‌شود، کارگزاران و تالارهای معاملاتی را ملزم می‌کند تا اطمینان حاصل کنند که معاملات سهام، بهترین قیمت موجود را در تمام بورس‌های ثبت‌شده دریافت می‌کنند. این مقررات، پایه و اساس سیستم «بهترین قیمت پیشنهادی خرید و فروش ملی» ملقب به NBBO را تشکیل می‌دهد. برای بورس‌های سهام سنتی: پایبندی به این قانون فرآیندی ساده و مستقیم است. برای پلتفرم‌های مالی غیرمتمرکز (DeFi): این الزام یک تضاد بنیادی ایجاد می‌کند. بیشتر سیستم‌های دیفای از بازارسازهای خودکار (AMM) استفاده می‌کنند که قیمت‌ها را از طریق فرمول‌های ریاضی تعیین می‌کنند، نه از طریق هدایت و مسیریابی سفارش‌ها به بورس‌های خارجی. در نتیجه، معامله یک سهم توکنیزه‌شده از طریق یک AMM تئوریکاً می‌تواند تقریباً در هر تراکنش، ماده ۶۱۱ را نقض کند. فعالان این صنعت مدت‌هاست استدلال می‌کنند که این مسئله، معاملات غیرمتمرکز و در مقیاس بزرگِ سهام توکنیزه‌شده آمریکا را تحت مقررات فعلی عملاً غیرممکن می‌سازد. تمرکز بر مسئولیت کارگزار اکنون به نظر می‌رسد SEC آماده است تا در این چارچوب تجدیدنظر کند. این سازمان به جای اینکه الزام کند هر معامله باید دقیقاً با بهترین قیمت پیشنهادی در جاهای دیگر همخوانی داشته باشد، مدل گسترده‌تری برای بهترین شیوه اجرا (Best-Execution) پیشنهاد داده است که بر مسئولیت‌های کارگزار تمرکز دارد. تحت این رویکرد، کارگزاران باید نشان دهند که سیاست‌های کلی اجرای آن‌ها در خدمت منافع مشتریان است، بدون اینکه لزوماً پایبندی به سیستم NBBO را در هر تراکنش فردی تضمین کنند. این تغییر ممکن است فنی به نظر برسد، اما پیامدهای آن بسیار بزرگ است؛ چرا که به طور مؤثری یک ناسازگاری ساختاری را که توسعه بازارهای سهام مبتنی بر بلاک‌چین را محدود کرده بود، از بین می‌برد. وضعیت فعلی طرح: این پیشنهاد در حال حاضر برای یک دوره نظرسنجی عمومی ۶۰ روزه مطرح شده است تا نهادهای نظارتی درباره پیشبرد آن به سمت یک قانون نهایی تصمیم‌گیری کنند. روند رو به رشد توکنیزه‌سازی و ورود غول‌های مالی زمان‌بندی این اقدام بسیار حائز اهمیت است. توکنیزه‌سازی دارایی‌ها به عنوان یکی از سریع‌ترین بخش‌های در حال رشد در امور مالی دیجیتال ظاهر شده است. این فرآیند شامل نشان دادن دارایی‌های سنتی مانند سهام، اوراق قرضه و صندوق‌ها به عنوان توکن‌های مبتنی بر بلاک‌چین است که می‌توان آن‌ها را به صورت دیجیتالی معامله کرد. حامیان این فناوری استدلال می‌کنند که توکنیزه‌سازی می‌تواند: زمان تسویه حساب را کاهش دهد. هزینه‌ها را تقلیل دهد. دسترسی به بازار را افزایش دهد. از معاملات شبانه‌روزی و ۲۴ ساعته پشتیبانی کند. موسسات مالی بزرگی از جمله سیتی‌گروپ (Citigroup)، جی‌پامورگان (JPMorgan)، بلک‌راک (BlackRock)، فرانکلین تمپلتون (Franklin Templeton) و شرکت سپرده‌گذاری و تسویه وجوه اوراق بهادار (DTCC) همگی سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در طرح‌های توکنیزه‌سازی انجام داده‌اند. بسیاری از تحلیلگران اکنون توکنیزه‌سازی دارایی‌ها را مهم‌ترین کاربرد تجاری فناوری بلاک‌چین فراتر از رمزارزها می‌دانند. رفع ابهامات قانونی و رقابت جهانی پیشنهاد SEC می‌تواند همگرایی بین امور مالی غیرمتمرکز و بازارهای سرمایه سنتی را سرعت ببخشد. پلتفرم‌هایی مانند رابین‌هود (Robinhood)، کراکن (Kraken) و چندین شرکت نوظهور در حوزه فین تک سال‌هاست که در حال بررسی و آزمایش محصولات سهام توکنیزه‌شده هستند، اما بلاتکلیفی‌های نظارتی همواره یکی از بزرگ‌ترین موانع آن‌ها بوده است. بدون یک چارچوب قانونی کارآمد، سهام توکنیزه‌شده در معرض خطر بقا در یک منطقه خاکستری بین مقررات اوراق بهادار و نوآوری‌های بلاک‌چین قرار داشتند. حذف ماده ۶۱۱ به طور خودکار یک بازار سهام توکنیزه‌شده ایجاد نخواهد کرد؛ با این حال، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین موانع قانونی را که مانع توسعه این بازار می‌شود، از میان بردارد. ناظران صنعت به طور فزاینده‌ای بر این باورند که نسل بعدی زیرساخت‌های مالی، اوراق بهادار سنتی را با سیستم‌های تسویه حساب مبتنی بر بلاک‌چین تلفیق خواهد کرد. ایالات متحده در این مسیر تنها نیست. نهادهای نظارتی در سراسر جهان در حال رقابت برای ایجاد چارچوب‌هایی برای دارایی‌های توکنیزه‌شده هستند: ژاپن اخیراً گام‌هایی را در جهت تلقی کردن سهام توکنیزه‌شده به عنوان اوراق بهادار تحت قوانین مالی موجود برداشته است. هنگ‌کنگ، سنگاپور و اتحادیه اروپا نیز سیاست‌های حمایت از نوآوری در دارایی‌های دیجیتال را پیش برده‌اند. این رقابت رو به رشد، فشار را بر نهادهای نظارتی ایالات متحده افزایش داده است تا قوانین بازاری را که در ابتدا مدت‌ها قبل از وجود فناوری بلاک‌چین طراحی شده بودند، مدرن‌سازی کنند. عدم انطباق با این شرایط می‌تواند خطر سوق دادن نوآوری‌های مالی را به سمت حوزه‌های قضایی پذیرا و همسوتر به همراه داشته باشد. چشم‌انداز آینده دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) این پیشنهاد در میان رشد انفجاری بخش دارایی‌های دنیای واقعی (Real-World Assets یا RWA) ارائه شده است. اوراق خزانه توکنیزه‌شده، صندوق‌های بازار پول، محصولات اعتباری خصوصی و سهام، در طول سال گذشته در مجموع میلیاردها دلار سرمایه جذب کرده‌اند. سرمایه‌گذاران به طور فزاینده‌ای به زیرساخت‌های بلاک‌چین به عنوان راهی برای مدرن‌سازی بازارهای مالی نگاه می‌کنند، نه جایگزینی برای آن‌ها. سهام توکنیزه‌شده یکی از موردانتظارترین بخش‌ها را تشکیل می‌دهد، زیرا در عین بهره‌مندی از کارایی بلاک‌چین، دسترسی مستقیم به دارایی‌های سنتی را فراهم می‌کند. بسیاری از پیش‌بینی‌های صنعت نشان می‌دهند که ارزش دارایی‌های توکنیزه‌شده در نهایت می‌تواند به تریلیون‌ها دلار برسد. پیشنهاد SEC همچنان در معرض بررسی و بازخوردهای عمومی قرار دارد. تحلیلگران انتظار دارند که فرآیند قانون‌گذاری تا اواخر سال ۲۰۲۶ ادامه یابد و رأی‌گیری نهایی احتمالاً در اوایل سال ۲۰۲۷ انجام شود. در صورت تصویب، این تغییرات می‌تواند راه را برای آزمایش‌های گسترده‌تر در زمینه معاملات اوراق بهادار مبتنی بر بلاک‌چین هموار کند. فعالان بازار همچنین نظاره‌گر خواهند بود که آیا نهادهای نظارتی معافیت‌ها و دستورالعمل‌های بیشتری را برای دارایی‌های توکنیزه‌شده معرفی خواهند کرد یا خیر. این تصمیمات می‌تواند تعیین کند که بازارهای سهام توکنیزه‌شده با چه سرعتی از محصولات نوظهور و محدود به زیرساخت‌های مالی اصلی و جریان‌ساز تبدیل می‌شوند. جمع‌بندی پیشنهاد SEC برای لغو ماده ۶۱۱ ممکن است فنی به نظر برسد، اما تأثیر آن می‌تواند بسیار فراتر از معاملات سهام سنتی باشد. با حذف یک مانع کلیدی که سیستم‌های معاملاتی غیرمتمرکز را محدود کرده است، نهادهای نظارتی ممکن است در را به روی سهام توکنیزه‌شده آمریکا برای فعالیت در مقیاس بزرگ در شبکه‌های بلاک‌چین باز کنند. اگر این پیشنهاد به قانون تبدیل شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین تحولات نظارتی در تکامل مالی توکنیزه‌شده و همگرایی آینده وال‌استریت و بازارهای غیرمتمرکز تبدیل شود. مقررات NMS در سال ۲۰۰۵ برای مدرن‌سازی بازارهای سهام ایالات متحده و اطمینان از دریافت بهترین قیمت‌های موجود توسط سرمایه‌گذاران هنگام معامله سهام معرفی شد. ماده ۶۱۱ با اجرای سیستم بهترین قیمت پیشنهادی خرید و فروش ملی (NBBO) در میان بورس‌ها، به مؤلفه اصلی آن چارچوب تبدیل شد. با این حال، پلتفرم‌های مالی غیرمتمرکز سال‌ها بعد با استفاده از فناوری بازارساز خودکار (AMM) توسعه یافتند که به طور طبیعی با ساختار این قانون همخوانی ندارد. همزمان با شتاب گرفتن توکنیزه‌سازی، فعالان صنعت به طور فزاینده‌ای استدلال کردند که این مقررات به طور ناخواسته مانع از توسعه بازارهای اوراق بهادار مبتنی بر بلاک‌چین شده است. پیشنهاد SEC بخشی از یک تلاش گسترده‌تر برای مدرن‌سازی به نام پروژه کریپتو (Project Crypto) است که در سال ۲۰۲۵ برای تطبیق مقررات مالی با فناوری‌های دارایی دیجیتال و [سیستم‌های] نوظهور بلاک‌چین آغاز شد.

پلتفرم Alloy و توکن aUSDT وابسته به طلا حذف شدند

رضا حضرتی
28 خرداد 1405 - 15:00
تتر (Tether) اعلام کرد که پلتفرم Alloy by Tether خود را غیرفعال و تولید توکن‌های aUSDT را متوقف خواهد کرد؛ این اقدام یکی از معدود تجربه‌های استیبل‌کوین وابسته به طلا را از بازار حذف می‌کند. آخرین مهلت برای دارندگان توکن aUSDT جهت تسویه موقعیت‌های خود، ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ (۲۶ شهریور ۱۴۰۵) تعیین شده است. به گزارش میهن بلاکچین، این تصمیم در پی تمرکز تتر بر دارایی‌های با نقدینگی بالا اتخاذ شده است. توکن aUSDT در ژوئن ۲۰۲۴ به عنوان یک استیبل‌کوین با پشتوانه دلار ایجاد شد. این توکن با استفاده از تتر گلد (XAU₮) به عنوان وثیقه مازاد (Overcollateralization) ضرب می‌شد. پذیرش این دارایی محدود بوده است؛ با این حال، ارزش بازار فعلی آن حدود ۱.۲ میلیون دلار در برابر ۱۴.۷۳ کیلوگرم طلا به ارزش ۲.۲ میلیون دلار است. این تصمیم چه معنایی برای دارندگان توکن‌های aUSDT دارد؟ فرآیند ضرب این توکن از قبل غیرفعال شده است. تتر در ۱۷ ژوئن به کاربران خود اطلاع داد که پلتفرم Alloy by Tether را به‌روزرسانی کرده تا از ایجاد موقعیت‌های جدید جلوگیری کند. دارندگان توکن‌های aUSDT تنها تا ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ فرصت خواهند داشت تا توکن‌های خود را بازخرید (Redeem) کرده و وثیقه XAU₮ خود را پس بگیرند. این شرکت اعلام کرد که این تصمیم پس از بررسی فعالیت کاربران، شرایط نقدینگی و اولویت‌های استراتژیک گرفته شده است. XAU₮ همچنان بااهمیت است و به رشد خود ادامه می‌دهد به‌رغم حذف aUSDT از لیست دارایی‌های در دسترس تتر، XAU₮ همچنان یکی از ارزشمندترین رمزارزها در گروه استیبل‌کوین‌های تتر باقی می‌ماند. XAU₮ نشان‌دهنده یک دارایی دیجیتال بلاکچینی است که کاملاً توسط شمش‌های طلا پشتیبانی می‌شود و طبق قوانین مشخصی قابل بازخرید است. این دارایی بازتاب‌دهنده مالکیت مستقیم این فلز گرانبهاست. بیش از ۲۲,۰۰۰ کیلوگرم طلای واقعی پشتوانه XAU₮ است، در حالی که ارزش بازار آن حدود ۳ میلیارد دلار برآورد می‌شود. علاوه بر این، حجم دارایی‌های طلای نگهداری‌شده توسط تتر نیز افزایش یافته است. این افزایش در اوایل سال ۲۰۲۶ رخ داد که در بازه زمانی اواخر سال ۲۰۲۵ تا ۳۱ مارس، مقدار دارایی‌های طلا از ۵۲۰,۰۸۹ اونس تروا به ۷۰۷,۷۴۷ اونس رسید و ارزش آن‌ها از ۲.۲۵ میلیارد دلار به ۳.۳ میلیارد دلار افزایش یافت. پائولو آردوینو، مدیرعامل تتر، اظهار داشته است که طلای توکنیزه‌شده نشان‌دهنده «جدیت، مقیاس و انضباط در ذخایر» مشابه دارایی‌های سطح نهادی (Institutional-grade) است. کل بازار طلای توکنیزه‌شده نیز در حال رشد است. تحلیل‌های صنعت نشان می‌دهد که پذیرش طلای مبتنی بر بلاکچین به سرعت در حال افزایش است و همزمان با رونق گرفتن کالاهای توکنیزه‌شده (Tokenized Commodities)، تتر گلد سهم بزرگی از این بخش را به خود اختصاص داده است. ریسک بزرگ‌تر تتر روی XAU₮ و USDT توکن aUSDT تنها یکی دیگر از مجموعه محصولاتی است که تتر تولید آن‌ها را متوقف کرده است. این اتفاق پیش‌تر در فوریه ۲۰۲۶ نیز رخ داد که تتر تصمیم گرفت تولید استیبل‌کوین یوآن چین (CNH₮) را به دلیل بهره‌برداری کم و عدم تقاضا برای این محصول متوقف کند. آن فرآیند نیز مشابه روند فعلی بود که در آن شرکت ابتدا تولید را تعلیق می‌کند و سپس اجازه بازخرید دارایی‌ها را می‌دهد. این روند منعکس‌کننده حرکت شرکت به سمت تمرکز روی نقدشونده‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین محصولات مانند USDT و XAU₮ و کنار گذاشتن دارایی‌های آزمایشی است. تمرکز مداوم تتر بر توکنیزه‌سازی از طریق ابزارهای با پشتوانه طلا، در میان افزایش تقاضای نهادی برای دیجیتالی کردن دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) صورت می‌گیرد. صرافی بای‌بیت (Bybit) در ۱۲ ژوئن، معاملات آپشن (اختیار معامله) XAU₮ را راه‌اندازی کرد و چیزی را معرفی کرد که ممکن است اولین ابزار مشتقه مرتبط با یک کالای توکنیزه‌شده باشد که در یک صرافی معتبر لیست می‌شود. همچنین، تتر و مرکز چند کالایی دبی (DMCC) یک تفاهم‌نامه (MoU) برای توکنیزه کردن سایر کالاها با استفاده از شبکه بزرگ خود که شامل بیش از ۲۶,۰۰۰ سازمان عضو است، امضا کردند. پیش از این نیز تتر سرمایه‌گذاری ۱۵۰ میلیون دلاری در Gold.com (فلزات گرانبهای A-Mark سابق) انجام داده بود که بخشی از این سرمایه برای افزایش ذخایر XAU₮ استفاده شد. از منظر بازار، انتظار نمی‌رود که توکن aUSDT تأثیر مستقیم خاصی ایجاد کند، زیرا همچنان محصول نسبتاً کوچکی به شمار می‌رود. تصویر بزرگ‌تر، استراتژی تتر را آشکار می‌کند؛ استراتژی‌ای که به نظر می‌رسد کالاهای توکنیزه‌شده‌ای را که از دارایی‌های واقعی پشتیبانی می‌شوند، به دارایی‌های سنتتیک (مصنوعی) که روی ساختارهای وثیقه‌ای موجود لایه‌بندی شده‌اند، ترجیح می‌دهد.

چرا CME، بزرگترین بورس مشتقات جهان از CFTC شکایت می‌کند؟

رضا حضرتی
28 خرداد 1405 - 13:00
ترنس دافی (Terrence Duffy)، مدیر اجرایی گروه بورس بازرگانی و کالای شیکاگو (CME)، گفت که این ارائه‌دهنده اوراق مشتقات قصد دارد از کمیسیون معاملات آتی کالای ایالات متحده (CFTC) به دلیل تایید محصولات قراردادهای آتی دائمی (پرپچوال فیوچرز) در اوایل ماه جاری، شکایت کند. به گزارش میهن بلاکچین، او روز چهارشنبه به شبکه CNBC گفت که تایید محصول قراردادهای آتی دائمی شرکت کالشی (Kalshi) توسط CFTC، الزامات قانون داد-فرانک (Dodd-Frank) حاکم بر قراردادهای معاوضه (سوآپ) را برآورده نمی‌کند. وی اظهار داشت: قانون داد-فرانک به روشنی تعریف می‌کند که سوآپ چیست و قرارداد آتی چیست و زمانی که دو طرف پرداخت‌هایی را با یکدیگر تبادل می‌کنند، این یک سوآپ در نظر گرفته می‌شود. بنابراین، در هر صورت، این محصولاتی که گمان می‌رود او به عنوان قراردادهای آتی تایید کرده است، قرارداد آتی نیستند، بلکه سوآپ خواهند بود و اگر سوآپ باشند، همان‌طور که می‌دانید، الزامات متفاوتی برای مشارکت در بازار سوآپ وجود دارد. دافی که سال آینده از سمت خود کناره‌گیری می‌کند، گفت که CME پیش از آنکه بخواهد قراردادهای آتی دائمی خود را عرضه کند، ابتدا باید «بفهمد قوانین این مسیر چیست»، اما این قوانین در حال حاضر «خیلی واضح» نیستند. هنگامی که از دافی پرسیده شد آیا فکر می‌کند CFTC در حال «تحریف برخی حقایق» است، او پا را فراتر گذاشت و گفت «تا حدودی» معتقد است که این آژانس چنین کاری را انجام می‌دهد. او به اطلاعیه CFTC در مورد معاملات ۲۴ ساعته و هفت روز هفته (24/7) اشاره کرد و گفت که این آژانس آن را به عنوان یک قانون توصیف کرده است، در حالی که اصلا یک قانون نبوده است. او در نهایت گفت: به نظرم مشکلات زیادی وجود دارد.

پیش‌بینی مدیر سرمایه‌گذاری بیت‌وایز: صعود بعدی بازار کریپتو کُندتر و با نوسانات کمتری همراه است

رضا حضرتی
28 خرداد 1405 - 11:00
به گفته مت هوگان (Matt Hougan)، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری شرکت مدیریت دارایی بیت‌وایز (Bitwise)، هرگونه بازیابی در بازار ارزهای دیجیتال احتمالاً بیش از آنچه معامله‌گران انتظار دارند طول خواهد کشید؛ زیرا سرمایه‌گذاران وال‌استریت و شرکت‌های مشاوره‌ای اکنون به جای دارایی‌های دیجیتال صرف، روی کاربردهای دنیای واقعی مانند توکنیزاسیون و هوش مصنوعی تمرکز کرده‌اند. به گزارش میهن بلاکچین، هوگان در یک مصاحبه ایمیلی گفت: ما توجه سرمایه‌گذاران را به سایر روندهای داغ بازار باخته‌ایم که در حال حاضر مهم‌ترینِ آن‌ها هوش مصنوعی (AI) است. به نظرم بازار صعودی آینده، کُندتر و با نوسانات کمتری نسبت به گذشته خواهد بود. مت هوگان با این وجود، شرکت‌هایی که به افراد با ارزش خالص دارایی بالا و سرمایه‌های نهادی مشاوره می‌دهند (که در ایالات متحده به عنوان مشاوران سرمایه‌گذاری ثبت‌شده یا RIAs شناخته می‌شوند)، همچنان تعامل بالایی با بیت‌کوین به عنوان بزرگترین ارز دیجیتال از نظر ارزش بازار و به طور کلی بازار کریپتو دارند. هوگان که خود از طرفداران قدیمی و صعودی بیت‌کوین است، در این باره گفت: میزان علاقه در بالاترین حد خود قرار دارد. به نظرم این یک سیگنال بلندمدت بسیار صعودی است. من معتقدم قیمت بیت کوین در ۱۰ سال آینده به بالای ۱ میلیون دلار خواهد رسید. با این حال، در مورد اینکه آیا به کف قیمت خود رسیده، کِی و چگونه این اتفاق می‌افتد، اطمینان کمتری دارم. فکر می‌کنم باید منتظر بمانیم تا ببینیم چرخه چهار ساله چگونه پیش می‌رود. با وجود سیگنال‌های متعدد و اغلب متناقضی که نشان می‌دهند روند نزولی بیت‌کوین ممکن است در کجا پایان یابد، قیمت آن همچنان حدود ۵۰ درصد کمتر از بالاترین رکورد ثبت‌شده خود در ماه اکتبر است. قیمت آن در سال جاری ۲۶ درصد کاهش یافته است. بلاک‌چین‌های مرتبط با توکنیزاسیون مانند استلار (Stellar) نیز ضربه دیده‌اند، اگرچه کوین لومنِ استلار (XLM) با رشد ۸.۹ درصدی در سال جاری عملکرد متفاوتی از خود نشان داده است. علاقه به استیبل‌کوین‌ها نیز در حال افزایش است و ارزش کل بازار این توکن‌ها (که ارزش آن‌ها به یک دارایی در دنیای واقعی مانند دلار گره خورده است) اخیراً به رکورد بی‌سابقه ۳۲۲ میلیارد دلار رسید. این رقم بیشتر از ذخایر ارزی ۹۵ کشور، از جمله چندین کشور توسعه‌یافته است. طبق پیش‌بینی‌های سیتی‌گروپ (Citi)، این ارزش می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به نقطه اوج ۴ تریلیون دلاری برسد. در مورد ارتباط دادنِ افول بازار کریپتو با تغییر تمرکزِ بخش مالیِ سنتی، هوگان گفت که این دلیل اصلی نبوده است. با این حال، او با سایر ماکسیمالیست‌های بیت‌کوین موافق است که این مسئله حداقل در این افت قیمت نقش داشته و احتمالاً هرگونه روند بهبودی را کُند خواهد کرد. او افزود: در بازارهای نزولی و در میان تردیدهای فزاینده، برای آن‌ها [سرمایه‌گذاران] راحت‌تر است که به دنبال چیزی ملموس باشند. استیبل‌کوین‌ها و توکنیزاسیون برای بیشتر مردم نسبت به بیت‌کوین ملموس‌تر و مرتبط‌تر با 'دنیای واقعی' هستند.

توافق صلح آمریکا و ایران نتوانست مانع سقوط بیت‌کوین شود!

رضا حضرتی
28 خرداد 1405 - 09:00
دونالد ترامپ تفاهم‌نامه (MoU) صلح آمریکا و ایران را امضا کرد که یک نقطه عطف تاریخی ژئوپلیتیک محسوب می‌شود، اما بیت‌کوین نتوانست از شوک انقباضی (هاوکیش) فدرال رزرو بهبود یابد. به گزارش میهن بلاکچین، قیمت بیت‌کوین (BTC) پس از افت ۲.۱۰ درصدی در ۲۴ ساعت گذشته، اکنون در سطح ۶۴,۳۳۹ دلار معامله می‌شود. در ادامه به مفاد این تفاهم‌نامه، صحبت‌های دقیق فدرال رزرو و اینکه چرا بازارهای کریپتو نمی‌توانند از فشارهای کلان اقتصادی رهایی یابند، می‌پردازیم. دستاوردهای تفاهم‌نامه صلح ترامپ میان آمریکا و ایران برای بازارها تفاهم‌نامه صلح آمریکا و ایران یک توافق دیپلماتیک ۱۴ ماده‌ای است که برای پایان دادن به عملیات نظامی جاری و ایجاد ثبات در کل منطقه طراحی شده است. این پیمان شامل مکانیزم‌های راستی‌آزمایی، لغو جزئی تحریم‌ها و تقویمی برای مذاکرات فنی است. این تفاهم‌نامه با میانجی‌گری پاکستان و حمایت قوی قطر، عربستان سعودی و ترکیه به دست آمد. با انتشار این خبر، بیت‌کوین در ابتدا تا ۶۶,۳۱۵ دلار صعود کرد، زیرا کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک باعث افزایش تمایل کلی به ریسک‌پذیری شد. با این حال، با از بین رفتن سریع پریمیوم ژئوپلیتیک در بازارهای مالی جهانی، قیمت نفت و طلا به شدت کاهش یافت. اما این خوش‌بینی دوام نیاورد. پس از آنکه تصمیم فدرال رزرو (Fed) کل روایت ژئوپلیتیک را تحت‌الشعاع قرار داد، بیت‌کوین با افت شدیدی مواجه شد. علاوه بر این، بیت‌کوین اکنون بیشتر به پایین‌ترین سطح ۷ روزه خود یعنی ۶۱,۴۶۴ دلار نزدیک است تا سقف هفتگی اخیرش. چرا شوک انقباضی فدرال رزرو باعث سقوط بیت‌کوین شد؟ کوین وارش (Kevin Warsh)، رئیس فدرال رزرو، اولین تصمیم خود در کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) را در تاریخ ۱۷ ژوئن اعلام کرد. فدرال رزرو برای چهارمین جلسه متوالی نرخ بهره را در محدوده ۳.۵۰٪ تا ۳.۷۵٪ ثابت نگه داشت. با این حال، در بیانیه منتشرشده، اشارات قبلی به تعدیل‌های بیشتر نرخ بهره حذف شده بود. تغییر رویکرد به یک موضع خنثی و کاملاً وابسته به داده‌ها، بازارها را غافلگیر کرد. علاوه بر این، اکنون ۹ نفر از ۱۸ عضو کمیته (FOMC) پیش‌بینی می‌کنند که در سال ۲۰۲۶ حداقل یک بار افزایش نرخ بهره رخ دهد. این یک چرخش چشمگیر نسبت به پیش‌بینی‌های قبلی است که بیشتر به سمت کاهش یا ثابت نگه‌داشتن طولانی‌مدت نرخ بهره تمایل داشت. این لحن تند، هشدارهای شرکت سیتادل سکیوریتیز (Citadel Securities) مبنی بر افزایش خطرات بالا رفتن نرخ بهره در ماه سپتامبر را تایید می‌کند. عواملی چون دستمزدهای بالا، تقاضای پایدار، محدودیت‌های عرضه و سرمایه‌گذاری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، تورم سالانه را با سرسختی در حدود ۴.۲٪ نگه داشته‌اند که بسیار بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو است. بازارها به سرعت به این اطلاعیه واکنش نشان دادند: شاخص S&P 500 حدود ۱.۵٪ افت کرد. شاخص نزدک (Nasdaq) با کاهش ۲ درصدی روبرو شد. شاخص داوجونز (Dow) ۱۶۰ واحد سقوط کرد. بازده اوراق قرضه خزانه‌داری جهش یافت؛ بازده اوراق ۲ ساله با افزایش ۰.۱۱ درصدی به ۴.۱۵۳٪ و بازده اوراق ۱۰ ساله با ۰.۱۲ درصد افزایش به ۴.۴۶۹٪ رسید. بیت‌کوین نیز مسیر کلی کاهش ریسک‌پذیری (Risk-off) بازار را دنبال کرد. این ارز دیجیتال نتوانست شوک انقباضی را هضم کند، حتی با وجود اینکه توافق آمریکا و ایران از روایت ژئوپلیتیک حمایت می‌کرد. در نتیجه، طبق داده‌های کوین‌گکو (CoinGecko)، بیت‌کوین اکنون ۴.۱۰٪ پایین‌تر از بالاترین سقف هفتگی خود یعنی ۶۷,۲۰۳ دلار معامله می‌شود. تلفیق این شرایط، درس مهمی را برای معامله‌گران کریپتو برجسته می‌کند: پیروزی‌های ژئوپلیتیک می‌توانند احساسات بازار را به طور موقت تقویت کنند، اما این تصمیمات سیاست پولی هستند که همچنان بر چشم‌انداز میان‌مدت بیت‌کوین و دارایی‌های پرریسک در تمامی کلاس‌های دارایی اصلی تسلط دارند.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر