آخرین اخبار:

مقالات عمومی24 مرداد 1405
کدام ارزهای دیجیتال از تصویب قانون «CLARITY Act» بیشترین سود را میبرند؟

صرافی متمرکز23 مرداد 1405
صرافیها واقعاً توان بازپرداخت دارد؟ چارچوب ۶ لایه سنجش بازپرداخت صرافیهای کریپتو

ترید22 مرداد 1405
چگونه با میانگین متحرک معامله کنیم؟ آموزش ۴ استراتژی کاربردی

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
رمزارز در ایران دست چه کسی است؟ نقشهای که مرز بانک مرکزی، بورس و مالیات را روشن میکند

رمزارز در ایران22 مرداد 1405
پشت ظاهر حرفهای صرافیهای ایرانی چه خبر است؟ ۳۰ معیار برای سنجش واقعیت

مقالات عمومی21 مرداد 1405
چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
73 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.88%
نرخ تتر
192,868.87 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

استاندارد چارترد پیشبینی میکند با افزایش درآمد آربیتروم، قیمت ARB به ۱۰ دلار برسد
29 شهریور 1405 - 11:00
بر اساس تحلیل ۱۵ سپتامبرِ جف کندریک (Geoff Kendrick)، مدیر بخش تحقیقات داراییهای دیجیتال در بانک استاندارد چارترد، قیمت توکن ARB میتواند تا پایان سال ۲۰۳۰ به ۱۰ دلار برسد. این بانک رشدی تقریباً ۷۰ برابری را نسبت به قیمت پایه ۱۴ سنتی آن محاسبه کرده بود، اما از آن زمان تاکنون قیمت ARB به حدود ۲۱ سنت افزایش یافته است که در نتیجه، این هدفگذاری معادلِ حدود ۴۸ برابر قیمت فعلی آن خواهد بود. حجم معاملات سهام توکنیزهشده در ماه آگوست به مرز ۳ میلیارد دلار در هفته نزدیک شد که شبکه رابینهود چین (Robinhood Chain) یکی از پیشگامان این بسترها به شمار میرود.
پیشبینی سالانه این بانک، قیمت ARB را در سال ۲۰۲۶ معادل ۰.۵۰ دلار، در ۲۰۲۷ معادل ۱.۵۰ دلار، در ۲۰۲۸ معادل ۳.۵۰ دلار، در ۲۰۲۹ معادل ۶.۵۰ دلار و در سال ۲۰۳۰ معادل ۱۰ دلار برآورد میکند. کندریک در این باره نوشت:
به نظرم توکن ARB که اکنون با وجود این پایه درآمدی بالاتر بهشدت کمتر از ارزش واقعیاش قیمتگذاری شده، قرار است یک ارزشگذاری مجدد ساختاری را تجربه کند.
توکن ARB یک توکن حاکمیتی با استاندارد ERC-20 است که به دارندگان آن اجازه میدهد درباره پیشنهادهای آربیتروم دائو (ArbitrumDAO)، از جمله بهروزرسانیهای شبکه و تصمیمات خزانهداری، رأی دهند. برخلاف توکنهای داراییهای دنیای واقعی (RWA) که میتوانند نشاندهنده حق مالکیت در ابزارهای مالی سنتی باشند، توکن ARB حق مالکیتی بر داراییهای منتقلشده به بلاکچین یا ادعای مستقیمی بر درآمدهای شبکه آربیتروم را به کاربران ارائه نمیدهد.
این پیشبینیها برای ARB بر اساس چارچوب گستردهتر این بانک برای داراییهای دیجیتال است که فرض میکند قیمت بیتکوین تا سال ۲۰۳۰ به ۵۰۰,۰۰۰ دلار و اتریوم به ۴۰,۰۰۰ دلار خواهد رسید. استاندارد چارترد در ماه فوریه پیشبینیهای کوتاهمدت خود را برای بیتکوین، اتریوم، ریپل و سولانا کاهش داد، اما اهداف بلندمدت بیتکوین و اتریوم را دستنخورده باقی گذاشت. جدول پیشبینی این بانک مقادیر نسبی ۵۰,۰۰۰ توکن ARB به ازای هر بیتکوین و ۴,۰۰۰ توکن ARB به ازای هر اتریوم را در سال ۲۰۳۰ نشان میدهد.
گسترش پایه درآمدی آربیتروم توسط «رابینهود چین»
راهاندازی شبکه رابینهود (Robinhood Chain) واضحترین نمونه از این است که چگونه آربیتروم میتواند پذیرش نهادی را به درآمدی مستمر تبدیل کند. شرکت Robinhood Markets Inc در اول جولای با استفاده از پلتفرم آربیتروم، شبکه اصلی و عمومی رابینهود چین را راهاندازی کرد و یک شبکه لایه ۲ اختصاصی اتریوم را برای داراییهای توکنیزهشده و امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) ایجاد نمود. این عرضه شامل توکنهای سهام، وامدهی، قراردادهای آتی دائمی (پرپچوال) و ادغام زیرساختهای طراحیشده برای کاربردهای مالی بود.
مدل کسبوکار آربیتروم به شرکتهای مالی این امکان را میدهد تا شبکههای اختصاصی خود را ایجاد کرده و در ازای آن، هزینهی تکنولوژی پایه و پشتیبانی را بپردازند. تحت برنامه توسعه آربیتروم (Arbitrum Expansion Program)، شبکه رابینهود ۱۰ درصد از درآمد خالص پروتکل را برمیگرداند که ۸ درصد آن به خزانه ArbitrumDAO و ۲ درصد آن به منظور حمایت از انجمن توسعهدهندگان آربیتروم تعلق میگیرد. استاندارد چارترد درآمد ماهانه آربیتروم در ماه سپتامبر را ۵ میلیون دلار برآورد کرده است که بیش از پنج برابرِ سطح درآمد آن قبل از راهاندازی رابینهود چین است. این بانک بخشی از چشمانداز رشد خود را بر اساس این پیشبینی بنا کرده است که ارزش داراییهای توکنیزهشده تا پایان سال ۲۰۲۸ به ۴ تریلیون دلار خواهد رسید.
رشد درآمدها مستقیماً به سمت ARB سرازیر نمیشود
ساختار تسهیم درآمدها به رابینهود اجازه میدهد ضمن جبران هزینههای اکوسیستم آربیتروم، ۹۰ درصد از درآمد خالص پروتکل را برای خود حفظ کند. این ساختار به محور بحثی میان مدیران اجرایی سولانا، آربیتروم و BNB Chain تبدیل شده است مبنی بر اینکه آیا در رقابتِ بلاکچینها باید روی کارمزدهای پایین تمرکز کرد یا مدلهای تجاری پایدار. استاندارد چارترد انتظار دارد با روی آوردن شرکتهای مالی سنتیِ بیشتر به ایجاد شبکههای اختصاصی بلاکچین، این گونه ترتیبات نیز گسترش پیدا کند.
تحقیقات اخیر استاندارد چارترد درباره آلتکوینها، مقایسه مفیدی ارائه میدهد که نشان میدهد چرا جذب ارزش مستقیم همچنان دارای اهمیت است. به عنوان مثال، پیشبینی رشد پنج برابری توکن SKY توسط این بانک، رشد اکوسیستم را به پاداشهای استیکینگ و بازخرید توکنها گره میزند که ارزش را بین دارندگان توکن توزیع میکند. اما فرضیه رشد ARB در حال حاضر فاقد چنین مکانیسمی است و این امر باعث میشود هدفگذاری قیمتی آن به جای اینکه متکی به انتقالِ مشخص درآمدهای شبکه به دارندگان توکن باشد، تنها به یک ارزشگذاری مجدد در آینده وابسته بماند.
فعالیتهای اولیه در شبکه از فرضیه رشد درآمدها حمایت میکند، اما مکانیسم مستقیمی برای ارتباط دادن این درآمد با قیمت توکن ARB ایجاد نمیکند. برنامههای رابینهود چین در طی ۲۴ ساعت در تاریخ ۳۰ آگوست، ۲.۶۶ میلیون دلار درآمد به دست آوردند که حدود ۸۸ درصد از این مجموع مربوط به ابزارهای معاملاتی میمکوینها مانند GMGN و Pons و همچنین صرافی غیرمتمرکز یونیسواپ (Uniswap) بود. البته این رقم، پولی را نشان میدهد که برنامهها از کاربران به دست آوردهاند، نه درآمدی که توسط خود رابینهود یا آربیتروم جمعآوری شده باشد. استاندارد چارترد کند شدن روند توکنیزهسازی، بلاکچینهای رقیب، و عدم جذب مستقیم ارزش توسط توکن ARB را بهعنوان ریسکهای اصلی پیشبینی خود عنوان کرده است.

رابرت کیوساکی: بزرگترین سقوط تاریخ آغاز شده است
29 شهریور 1405 - 09:00
رابرت کیوساکی میگوید سقوط جهانی بازار که مدتها پیشبینی میشد، هماکنون در جریان است و به فراتر از مرزهای اروپا و ژاپن گسترش مییابد. نویسنده کتاب «پدر پولدار، پدر بیپول» در ۱۵ سپتامبر هشدار خود را در پلتفرم X (توییتر سابق) به اشتراک گذاشت و این رکود را به فشارهای اقتصادی، ژئوپلیتیکی و جمعیتشناختی متعددی مرتبط دانست.
کیوساکی اظهار داشت:
بزرگترین سقوط تاریخ آغاز شده است.
او توضیح داد که از نظر وی این رکود از کجا شروع شده و چه عواملی محرک آن هستند:
در سال ۲۰۲۶، این سقوط در اروپا و ژاپن آغاز شد و در حال گسترش به سراسر جهان است. این وضعیت ناشی از عوامل بسیاری است: جنون هوش مصنوعی، جنگ، بدهیهای بیش از حد و بازنشستگی نسل بیبیبومر (متولدین دوره انفجار جمعیت).
زمانبندی هشدار او با فشارهای شدید در بازارهای اوراق قرضه اروپا و ژاپن همزمان است. در اوایل ماه سپتامبر، بازده اوراق قرضه دولتی ۱۰ ساله ژاپن برای اولین بار از سال ۱۹۹۶ به ۳ درصد رسید، در حالی که هزینههای استقراض در آلمان، فرانسه و بریتانیا نیز به بالاترین حد خود در چند سال یا چند دهه گذشته افزایش یافت که بخشی از فروش جهانی اوراق قرضه بود و بازده اوراق خزانهداری ایالات متحده را نیز به بالاترین سطح چندساله رساند. افزایش قیمت انرژی، نگرانیهای تورمی و بار سنگین بدهیهای دولتی فشارهای مضاعفی را در هر دو منطقه ایجاد کرده است.
این نویسنده مشهور هشدار داد که افرادی که داراییهای بازنشستگی خود را از طریق طرحهای 401(k)، حسابهای بازنشستگی فردی، یا سایر حسابهای پسانداز بازنشستگی نگهداری میکنند (بهویژه افراد بالای ۴۰ سال) ممکن است با خطرات بالایی مواجه شوند. کیوساکی هشدار خود را به پیشبینیهای کتاب سال ۲۰۰۲ خود با عنوان «پیشگویی پدر پولدار» مرتبط دانست و این رکود احتمالی را با «رکود بزرگ» مقایسه کرد. او استدلال کرد که اختلالات شدید مالی میتواند به افرادی که از قبل آماده شدهاند پاداش دهد، در حالی که به شدت به کسانی که در معرض بازارهای در حال سقوط هستند، آسیب میرساند.
دادههای مربوط به بدهیها و پیشبینیهای قبلی سقوط در بستر این هشدار
بدهیهای دولتی پیشزمینهای گستردهتر برای بخشی از استدلال کیوساکی فراهم میکند. صندوق بینالمللی پول (IMF) در ماه آوریل گزارش داد که بدهی عمومی جهانی در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۴ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) رسیده است و پیشبینی کرد که این رقم تا سال ۲۰۲۹ به ۱۰۰ درصد برسد. صندوق بینالمللی پول همچنین به افزایش هزینههای بهره، فشارهای مربوط به هزینههای دولتی و آثار مالی درگیریها در خاورمیانه اشاره کرد.
کیوساکی بیش از دو دهه است که نسبت به سقوط بازارهای بزرگ هشدار میدهد، اما تعدادی از پیشبینیهای خاص او آنطور که انتظار میرفت محقق نشدند. او یک سقوط بزرگ بازار سهام را برای سال ۲۰۱۶ پیشبینی کرد و بعداً گفت که «بزرگترین سقوط بازار سهام تاریخ» در فوریه ۲۰۲۵ رخ خواهد داد. هیچ یک از این پیشبینیها منجر به فروپاشی تاریخی که او هشدار داده بود، نشدند.
بیتکوین؛ محور استراتژی کیوساکی در برابر سقوط
کیوساکی توضیح داد که چگونه خود را برای این رکود آماده کرده است:
سالهاست که دقیقاً گفتهام برای آمادهسازی چه کارهایی انجام میدهم و آن شامل تجارت شخصی، املاک و مستغلات درآمدزا، سرمایهگذاری در چاههای استخراج نفت، و پسانداز نکردن پول نقد است... بلکه طلا، نقره و بیتکوین... با این آگاهی که چاپ پولهای تقلبی آغاز خواهد شد.
استراتژی او با مواضعی که در طول افتهای قبلی بازار در سال جاری اتخاذ کرده بود، همخوانی دارد. در ماه فوریه، او تأیید کرد که پس از یک سقوط شدید در بازار، در حال خرید بیتکوینِ بیشتر است و به کاهش قیمتها به عنوان فرصتی برای انباشت داراییهایی نگاه میکند که انتظار دارد در بلندمدت آنها را حفظ کند.
با افزایش عدم قطعیتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی، بیتکوین جایگاه برجستهای در ترکیب داراییهای ترجیحی کیوساکی داشته است. در ماه آوریل، او بیتکوین را در میان ایمنترین سرمایهگذاریهای سال ۲۰۲۶ قرار داد و چشمانداز خود را با تورم، بدهی، اختلال در بازار نفت و فشارهای مالی که بازنشستگان با آن مواجه هستند، مرتبط کرد.
کیوساکی همچنین در مواقعی که مجبور به انتخاب بین طلا و بیتکوین شده، بیتکوین را بر طلا مقدم دانسته است. در ماه فوریه، او گفت که اگر محدود به انتخاب تنها یک دارایی باشد، به دلیل عرضه ثابت و محدود بیتکوین، آن را به طلا ترجیح میدهد، در حالی که همچنان از تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری با ترکیبی از بیتکوین، طلا و نقره حمایت میکند.
پیر شدن جمعیت؛ فشار مضاعفی بر هشدار کیوساکی
پیر شدن جمعیت بُعدی جمعیتشناختی به هشدار کیوساکی میافزاید. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) گزارش داد که پیری سریع جمعیت تا حدودی به دلیل ورود نسل بیبیبومر به سنین پیری است. در سراسر کشورهای عضو OECD، در سال ۲۰۲۵ به ازای هر ۱۰۰ فرد در سن کار (۲۰ تا ۶۴ سال)، ۳۳ فردِ ۶۵ ساله یا بالاتر وجود داشت که پیشبینی میشود این نسبت تا سال ۲۰۵۰ به ۵۲ برسد.
تصمیم کیوساکی برای قرار دادن بیتکوین (BTC) در کنار طلا و نقره نشاندهنده دیدگاه اوست که داراییهای کمیاب، جایگزینی مناسب برای نگهداری پول نقد در دورههای انبساط پولی (چاپ پول) هستند. ویژگیهای بیتکوین به عنوان یک ذخیره ارزش احتمالی در کنار ارزهای فیات و فلزات گرانبها، با این نظریه مطابقت دارد؛ بهویژه محدودیت عرضه آن که معادل ۲۱ میلیون سکه است.
آخرین هشدار او از توصیههای قبلی برای انباشت داراییهای سخت فراتر میرود، به طوری که کیوساکی پیشبینی میکند ترس ممکن است به وحشت عمومی و هجوم برای برداشت پول از بانکها تبدیل شود. او همچنین انتظار دارد که استرس شدید مالی باعث آغاز مجدد چاپ پول شود که این موضوع ترجیح او برای کسبوکارها، داراییهای واقعی، بیتکوین، طلا و نقره در برابر پول نقد را بیش از پیش تقویت میکند.

کدام پروژهها در اکوسیستم زیکش (Zcash) ارزش توجه دارند؟
28 شهریور 1405 - 20:00
طی هفته گذشته، زی کش وارد یک رالی صعودی پارابولیک (Parabolic) شد. بر اساس دادهها، قیمت ZEC طی هفته گذشته بیش از ۴۰ درصد رشد داشته و با جهشی از مرز ۱۵۰۰ دلار، رکوردهای تاریخی جدیدی ثبت کرده است. با افزایش بهای ZEC و داغتر شدن روایت حفظ حریم خصوصی، پروژههای اکوسیستم زیکش نیز فعالیت خود را آغاز کردهاند.
بهطور کلی، موج هیجان فعلی عمدتاً بر NFTهای حوزه «حریم خصوصی + هویت/PFP» متمرکز است. «Ansem»، تحلیلگر و چهره سرشناس اکوسیستم سولانا، نیز پستی منتشر کرد مبنی بر اینکه قصد خرید چند NFT دارد که بهنظر میرسد نوعی فضاسازی مثبت برای اکوسیستم NFT زیکش باشد. در این مقاله، میهن بلاکچین به معرفی اجمالی پروژههای اکوسیستم زیکش میپردازد تا شکاف اطلاعاتی موجود را پر کند و به مخاطبان در شناسایی فرصتهای اولیه یاری برساند.
مروری بر پروژههای داغ NFT
zkSNARKs
پروژه zkSNARKs در حال حاضر پرطرفدارترین پروژه NFT روی شبکه زیکش است. این مجموعه، هویتی رمزنگاریشده ذخیرهشده بر بستر زیکش ارائه میدهد و بر اصل «دارایی عمومی، مالکیت خصوصی» تاکید دارد که یعنی با استفاده از اثباتهای دانش صفر (ZK-Proofs) زیکش، اطلاعات دارنده را پنهان میسازد.
عرضه کل این مجموعه ۱۰٬۰۰۰ واحد است که ۱٬۰۰۰ واحد آن به کاربران اسنارک لیست (Snarklist)، ۱٬۰۰۰ واحد به خزانهداری پروژه و ۸٬۰۰۰ واحد باقیمانده از طریق حراج کورکورانه عمومی عرضه شد. zkSNARKs در ۱۸ سپتامبر پایان حراج خود را اعلام کرد که در مجموع ۱۶٬۹۷۱ پیشنهاد دریافت نمود. ۸٬۰۰۰ پیشنهاد برتر بر اساس بالاترین مبالغ تعیین شدند و به لطف سازوکار قیمت تسویه یکنواخت (Uniform lowest clearing price)، هر برنده تنها ملزم به پرداخت ۱.۵ واحد ZEC (تقریباً ۲٬۱۹۰ دلار) شد که حجم کل معاملات را به ۲۵٬۳۰۵ واحد ZEC (حدود ۳۶.۹۴ میلیون دلار) رساند. مبالغ سایر شرکتکنندگان بهطور کامل بازگردانده میشود.
همزمان اعلام شد که بازار ثانویه رسمی این پروژه به نام Zilkroad در تاریخ ۱۹ سپتامبر آغاز به کار میکند. با این حال، Leonidas، از توسعهدهندگان اولیه اینسکریپشنهای بیتکوین، تیم zkSNARKs را متهم کرد که پیشتر پروژههای متعددی در فضای اوردینالز راهاندازی کردهاند که شماری از آنها اسکم بودهاند؛ بنابراین سرمایهگذاران باید با احتیاط کامل عمل کنند.
ZecBit
پروژه ZecBit ابتدا با NFTهای Genesis شروع شد و اکنون به پلتفرمی برای صدور و معامله داراییهای کلکسیونی دیجیتال در بستر زیکش تبدیل شده است. این بازار در حال حاضر از خرید با ZEC، ثبت پیشنهاد، نگهداری اقلام و سیستم پاداش امتیازی پشتیبانی میکند. تنها کیف پول پشتیبانیشده توسط ZecBit در حال حاضر Noir Wallet است که راهنمای دانلود آن هنگام اتصال کیف پول در سایت رسمی قرار دارد.
مجموعه Genesis این پروژه که ۳٬۳۳۳ تصویر پیکسلی PFP را شامل میشود، در ابتدا رایگان مینت شد و اکنون قیمت کف آن ۰.۳۶ واحد ZEC (حدود ۵۳۰ دلار) است. تیم پروژه این داراییها را ZSA یا Native Shielded Assets نامیده است که بر حفظ حریم خصوصی در زیکش تمرکز دارد.
در اواسط سپتامبر، ZecBit قابلیت لانچپد را برای کمک به سازندگان جهت راهاندازی پروژهها اضافه کرد. مجموعه Zec Punks نخستین پروژهای بود که با تیراژ ۱٬۵۵۵ نسخه در این لانچپد بهطور کامل به فروش رسید (قیمت کف فعلی: ۰.۰۱۶۷ ZEC، حدود ۲۵ دلار). پروژه بعدی این پلتفرم BITFOOTS نام دارد. همچنین ZecBit دارای یک سیستم امتیازدهی است که مدتزمان هولد کردن و میزان فعالیت معاملاتی کاربران را بررسی کرده و بر اساس آن ضریب امتیاز اختصاص میدهد.
zaddr
پروژه zaddr یکی دیگر از مجموعههای PFP حریم خصوصی در زیکش است که ثبتنام وایتلیست رایگان آن همچنان ادامه دارد.
عرضه کل این پروژه ۲٬۸۰۰ تصویر چهره پیکسلی دستساز است که بدون تولید خودکار الگوریتمی یا ویژگیهای تصادفی طراحی شدهاند. مزیت محوری پروژه «نمایش عمومی چهرهها، پنهان ماندن کامل مالکان» است (مالکیت از طریق استخر حفاظتشده Orchard زیکش اداره میشود) و شعار آن این است: خوشحالم که شما را نمیبینم (Nice to not meet you). واژه zaddr در اصطلاح جامعه زیکش به آدرسهای حفاظتشده (Shielded Addresses) اطلاق میشود.
برای ورود به وایتلیست، کاربران باید یک آدرس زیکش ثبت کرده و وظایف اجتماعی (دنبال کردن توییتر، لایک، کامنت و بازنشر) را انجام دهند؛ درخواستها بهصورت تکبهتک بررسی میشوند. تا این لحظه، بیش از ۱۵٬۰۰۰ درخواست ثبت شده و تنها ۳۳۳ نفر مورد تایید قرار گرفتهاند. کاربران با دریافت کارت وضعیت «ZA-XXXXXX» میتوانند در سایت وضعیت تایید خود را بررسی کنند.
علاوه بر این سه پروژه، مجموعههای دیگری نظیر ZecCat ،ZecFrogs و CypherSquad نیز در بازار حضور دارند که کاربران میتوانند مستقل درباره آنها تحقیق کنند. با وجود پتانسیلها، خطرات این اکوسیستم نوپا نیازمند ارزیابی دقیق است.
بازار معاملاتی zecmarket
زیرساختهای کنونی اکوسیستم زیکش چندان قدرتمند نیستند؛ به همین دلیل پروژههایی نظیر zkSNARKs و ZecBit اقدام به ساخت مارکت اختصاصی کردهاند. با این حال، یک بازار عمومی به نام zecmarket در دسترس است.
در zecmarket کاربران میتوانند با کیف پولهای سازگار با EVM و کیف پول Phantom متصل شوند؛ پلتفرم بهطور خودکار یک آدرس محرمانه زیکش برای کاربر ایجاد میکند. در این بازار، دو مجموعه متعلق به ZecBit نیز دیده میشوند، اما پرداخت نهایی همچنان به پلتفرم ZecBit هدایت میشود.
علاوه بر این، zecmarket مجموعهای اختصاصی به نام Zecutives با عرضه ۱٬۱۱۱ نسخه عرضه کرده که مینت آن رایگان است و کاربران میتوانند از طریق کیف پول Phantom و با پرداخت ۸۰٬۰۰۰ توکن EXZEC در بستر سولانا کارمزد آن را بپردازند.
پلتفرمهای راهاندازی (Launch Platforms) در زیکش
ابزار اینسکریپشن zebra.family
این پلتفرم امکان درج رسانه یا IPFS CID روی تراکنشهای زیکش را فراهم میکند تا داراییهای کلکسیونی آنچین (مشابه اوردینالز در بیتکوین که اصطلاحاً «Zordinals» نامیده میشوند) تولید شوند. در این سامانه نیازی به دانلود کیف پول مجزا نیست و آدرس مستقیماً روی پلتفرم ساخته میشود؛ هرچند امنیت آدرسها هنوز مورد راستیآزمایی مستقل قرار نگرفته و نیاز به احتیاط دارد.
این تیم در نظر دارد توکنی مبتنی بر استاندارد ZRC20 به نام ZORD عرضه کند. آنها پیش از این توکن ZEBRA را روی شبکه Robinhood Chain صادر کرده و ادعا کردهاند دارندگان آن واجد شرایط ایردراپ توکن ZORD با نسبت ۱۰۰۰ به ۱ خواهند بود.
پلتفرم صدور توکن Zordinals.fun
این پلتفرم علاوه بر اینسکریپشن NFT، امکان انتشار میمکوینها را نیز روی شبکه زیکش فراهم کرده است. پروژه مذکور توسط توسعهدهندهای با نام کاربری RuneSwap1@ (فعال سابق اکوسیستم Runes بیتکوین) توسعه یافته است.
با هزینه تنها ۰.۰۰۱ واحد ZEC، کاربران میتوانند توکن مدنظر خود را مشابه استاندارد BRC20 روی زیکش منتشر کنند؛ بهطوریکه تمامی دادههای مربوط به صدور، خرید، فروش و انتقال در قالب تاریخچه اینسکریپشن ثبت و بازخوانی میشوند.
هشدار ریسک: با کلیک روی بخش «Launchpad» در بالای صفحه اصلی این پلتفرم، کاربر به دامنهای متفاوت (zcash.ag) منتقل میشود. کیف پول OKX نسبت به خطر فیشینگ در این وبسایت هشدار داده است. تا این لحظه، توسعهدهنده پروژه پاسخی به این موضوع نداده و احتمال هک یا سوءاستفاده عوامل داخلی وجود دارد؛ بنابراین کاربران باید از اتصال کیف پولهای حاوی موجودی خودداری کنند.
این موارد تنها گوشهای از فضای پرتبوتاب و ابتدایی اکوسیستم زیکش را نشان میدهند. به دلیل نبود هماهنگی کامل فنی میان توسعهدهندگان بزرگ زیرساخت و اکوسیستم، ریسکهای این فضا قابلتوجه است و ورود به آن دقت بالایی میطلبد.

چرا ۴ سناتور جمهوریخواه با لایحه CLARITY مخالفت کردند؟
28 شهریور 1405 - 16:00
در ساعات اولیه ۱۶ سپتامبر، مجلس سنای ایالات متحده یک رایگیری رویهای درباره قانون کلاریتی (CLARITY Act - H.R. 3633) را آغاز کرد. نتیجه این رایگیری ۴۹ رای موافق و ۵۰ رای مخالف بود که به حد نصاب ۶۰ رای نرسید و نتوانست به مرحله مناظره راه یابد. هیچیک از دموکراتها از آن حمایت نکردند.
در کمال تعجب، چهار سناتور جمهوریخواه سوزان کالینز از مین، جاش هالی از میزوری، جری موران از کانزاس و تام تیلیس از کارولینای شمالی که کرسیهای خود را تحت نفوذ ترامپ در اختیار دارند، به آن رای مخالف دادند. همه سناتورهای جمهوریخواه دیگر رای موافق دادند.
بررسیها نشان داد که مخالفت این چهار سناتور کاملاً «ضد ترامپ» نبود؛ بلکه بازتابی از ترکیب منافع محلی و موقعیت سیاسی هر یک از آنها نیز بود. هالی و موران بیشتر بر بانکهای محلی و اعتبارات کشاورزی تمرکز داشتند، در حالی که کالینز یک مستقلِ میانهروی باسابقه است. به طور خاص، تام تیلیس به این دلیل رای مخالف داد تا حق رویهای خود را برای ارائه درخواست تجدیدنظر (بازنگری) در آینده حفظ کند؛ بنابراین، اگر در آینده متن بازبینی شود یا دموکراتها با آن همراه شوند، روند کار مجبور نخواهد بود از نقطه صفر شروع شود. تیلیس بعداً گفت که این پایان کار نیست و کاخ سفید پیش از این کارهای زیادی در این زمینه انجام داده است.
سوزان کالینز: میانهروی که زودتر از همه مرزبندی کرد
سوزان کالینز سناتور ارشد ایالت مین است که مدتهاست به عنوان یک جمهوریخواه مستقل شناخته میشود و در رایگیریهای کلیدی بارها مسیر خود را از جریان اصلی حزبش جدا کرده است.
او همچنین در میان این چهار نفر کسی است که طولانیترین و قدیمیترین خصومت را با ترامپ داشته و در هیچ کارزار ریاستجمهوری هرگز به او رای نداده است. در جریان انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶، کالینز حتی در روزنامه واشنگتنپست نوشت که ترامپ «فاقد خلقوخو، نظم و انضباط فردی و قضاوت لازم برای خدمت به عنوان رئیسجمهور است» و به صراحت اعلام کرد که به او رای نخواهد داد.
در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، او در دادگاه استیضاح به مجرمیت ترامپ به اتهام تحریک به شورش رای داد، با این استدلال که ترامپ «یک وضعیت خطرناک ایجاد کرد»، منافع شخصی را بر منافع کشور ترجیح داد و مسئولیت اصلی یورش به ساختمان کنگره را بر عهده داشت. او همچنین یکی از هفت سناتور جمهوریخواهی بود که رای به مجرمیت ترامپ دادند.
در قانون یک لایحه بزرگ و زیبای (OBBBA) سال ۲۰۲۵، او مجدداً به دلیل کاهش بودجه مدیکید (Medicaid) به آن رای مخالف داد. ترامپ یک بار در شبکههای اجتماعی او را مسخره کرد و گفت: «هنگام شک و تردید، برعکس سوزان کالینز رای دهید» و لقب «سوزان کالینز دیوانه» را به او داد.
با این حال، ترامپ در حمله به او نسبتاً خویشتندار بوده است. به هر حال، مین بخشی است که ترامپ در آن شکست خورده است و جایگزینی سوزان کالینز تقریباً معادل تقدیم این کرسی به دموکراتها خواهد بود. در رقابتهای انتخاباتی مجدد او در سال ۲۰۲۶، ترامپ لحن خود را تغییر داد و گفت که او «بهترین دوست من نیست» و «گاهی اوقات علیه من رای میدهد»، اما «عاقل است و سالهاست که در هیچ رایگیری غیبت نکرده است» و از انتخاب مجدد او حمایت کرد. رابطه آنها همچنان رابطهای بر اساس عدم علاقه متقابل است، اما کرسی سنا بیشتر از احساسات اهمیت دارد.
سوزان کالینز عمداً از حضور در کنار ترامپ اجتناب میکند و اغلب با استفاده از نقش خود به عنوان رئیس کمیته تخصیص بودجه و تمرکز بر مسائل ایالتی، در کنگره از خود محافظت کرده و از درگیری عمیق با نیروهای ماگا (MAGA) ترامپ پرهیز میکند. مخالفت او با قانون کلاریتی در این زمان، با موضع دیرینه او مبنی بر اولویت دادن به منافع محلی و رویکرد فراحزبی همسو است.
جاش هالی: متحد سیاسی ترامپ، جمهوریخواه طبقه کارگر
جاش هالی، متولد سال ۱۹۷۹، سابقه تحصیل در دانشگاه استنفورد و دانشکده حقوق ییل را دارد. او در سال ۲۰۱۸ وارد سنا شد و به خاطر محافظهکاری مسیحی، دیدگاههای ضد غولهای فناوری (Big Tech) و پوپولیسم اقتصادی (انتقاد از وال استریت و نخبگان) شناخته میشود.
رابطه جاش هالی با خانواده ترامپ بسیار نزدیک است.
پس از پیروزی بایدن در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۰، اردوگاه ترامپ شمارش آرا در چندین ایالت چرخشی را زیر سوال برد. در حالی که بیشتر سناتورهای جمهوریخواه در ابتدا دست نگه داشته بودند، هالی اولین کسی بود که اعتراض خود را اعلام کرد و خواستار تایید مجدد آرا شد. او همچنین به اولین سناتور جمهوریخواهی تبدیل شد که علناً از ترامپ حمایت کرد و بعداً قانونگذاران بیشتری نیز از او پیروی کردند. اگرچه این اقدام در نهایت نتوانست به خانواده ترامپ برای تغییر نتیجه انتخابات کمک کند، اما این لطف در خاطر آنها ماند. خانواده ترامپ حتی از جاش هالی دعوت کردند تا در هتل آنها در واشنگتن شام بخورد. پس از آن، او به شدت با اردوگاه ترامپ همسو شد و در سال ۲۰۲۳ به طور رسمی از کارزار انتخاباتی ترامپ برای سال ۲۰۲۴ حمایت کرد.
اما در طول دوره جدید ترامپ، دو طرف همچنان با هم اصطکاکهایی داشتند که مستقیماً کیف پول خانواده ترامپ را تحت تاثیر قرار داد.
به عنوان مثال، هالی بر طرح ممنوعیت معاملات سهام توسط اعضای کنگره پافشاری کرد و رئیسجمهور و معاون رئیسجمهور را نیز در دامنه شمول آن قرار داد. ترامپ در شبکههای اجتماعی به شدت به او تاخت و او را یک سناتور درجهدو و مهرهای در دست دموکراتها خواند. ترامپ نوشت:
جمهوریخواهان واقعی نمیخواهند ببینند رئیسجمهوری با دستاوردهای بیسابقه، هدف هوسهای سناتور درجهدویی به نام جاش هالی قرار میگیرد.
از دیگر موارد اصطکاک میتوان به قطعنامه اختیارات جنگی ونزوئلا و تصمیم سازمان غذا و دارو (FDA) برای حفظ دسترسی به داروی میفپریستون، در میان موارد دیگر، اشاره کرد.
در مجموع، هالی واقعاً در بسیاری از برنامهها همکاری نزدیکی با ترامپ دارد، اما منافع ایالت خود را مستثنی میکند. حمایت از بانکها نیز یکی از موضوعات پوپولیستی دیرینه برای اوست. دلیل اعلام شده او برای مخالفت با این لایحه این بود که پاداشهای استیبلکوین میتواند سپردههای بانکهای محلی را تخلیه کرده و به اعتبارات کشاورزی و بانکهای شهرهای کوچک میزوری آسیب برساند. او نگران بود که دفترش توسط کشاورزان، دامداران و بانکداران محلی «تسخیر و منفجر شود»، که این موضوع با شخصیت دیرینه او به عنوان یک «جمهوریخواه طبقه کارگر» همخوانی نداشت.
جری موران: قانونگذارِ بیسروصدا و شفاف
جری موران، متولد سال ۱۹۵۴ در کانزاس، از کارمندی در یک بانک در شهری کوچک تا نمایندگی در سنای ایالتی و سپس مجلس نمایندگان آمریکا پیش رفت و در سال ۲۰۱۰ وارد مجلس سنا شد. او مدتهاست که بر موضوعات کشاورزی، امور کهنهسربازان و هوافضا تمرکز دارد. سبک او عملگرایانه و بیسروصدا است و به ندرت تیتر خبرها میشود. در سال ۲۰۱۴، او به عنوان رئیس کمیته ملی سناتورهای جمهوریخواه خدمت کرد.
در واقع، جری موران را نیز میتوان بخشی از اردوگاه ترامپ دانست، اگرچه این رابطه نه نزدیک است و نه دور. در پرونده استیضاح بر سر حمله به ساختمان کنگره، او رای به تبرئه ترامپ داد. هنگامی که جری موران در انتخابات مقدماتی سنا در سال ۲۰۲۲ با یک رقیب مواجه شد، این ترامپ بود که او را تایید کرد و شتاب رقیبش را متوقف ساخت.
او یک بار به خبرنگاران گفت که سیاستهای ترامپ از حمایت بسیاری از مردم کانزاس برخوردار است، اما «بستهای که همراه با آن میآید آسیبزاست»؛ او نمیتواند جلب توجه کردن و دردسرسازیهای مداوم ترامپ را تحمل کند. در طول انتخابات ۲۰۲۴، جری موران نه به طور علنی از ترامپ حمایت کرد و نه به حمایت از هریس روی آورد و در عمل در قبال نامزد ریاستجمهوری حزب خود بیطرف ماند که این برای یک سناتور جمهوریخواه امری نادر است.
دلیل مخالفت او با قانون کلاریتی در این زمان با سبک همیشگی او همسو است: مزارع کانزاس به وامهای بانکهای محلی متکی هستند و پاداشهای استیبلکوین میتواند باعث خروج سپردهها شود؛ یک رای معمولی مبتنی بر شعار «اول منافع ایالتی».
تام تیلیس: درگیریِ علنی با ترامپ
تام تیلیس یک سناتور دو دورهای است که از درون سازماندهیهای مردمی حزب جمهوریخواه رشد کرده است. او بیشتر یک نهادگرا است و تمایل دارد برای رسیدن به مصالحه مذاکره کند.
در رابطه با قانون «یک لایحه بزرگ و زیبای» ترامپ در سال ۲۰۲۵، او محاسبه کرد که تغییرات مدیکید در نسخه سنا میتواند باعث شود حدود ۶۶۰ هزار نفر در کارولینای شمالی پوشش بیمه خود را از دست بدهند، فشار بر بیمارستانهای روستایی افزایش یابد و دهها میلیارد دلار برای این ایالت هزینه در بر داشته باشد. بنابراین او علناً با این لایحه مخالفت کرد و وارد درگیری مستقیم با ترامپ شد. ترامپ گفت که او «فقط حرف میزند و شکایت میکند، او مرد عمل نیست» و تهدید کرد که از رقیب او در انتخابات مقدماتی حمایت خواهد کرد؛ تیلیس سپس اعلام کرد که در سال ۲۰۲۶ برای انتخاب مجدد نامزد نخواهد شد و ترامپ در پاسخ گفت:
خبر خوبی است!
پس از آن، او به وضوح در دوره باقیمانده خود بیپرواتر شد، تمایل بیشتری برای انتقاد از کارکنان کاخ سفید و اجرای سیاستها نشان داد، به دستیاران کاخ سفید (به ویژه استیون میلر) حمله کرد و لفاظیها در مورد گرینلند را مورد انتقاد قرار داد. در سپتامبر ۲۰۲۶، پس از اینکه ترامپ در پستی نوشت: «آخرالزمان هوش مصنوعی یک دروغ و فریب است»، تیلیس صراحتاً به او پاسخ داد: «این یک دروغ نیست.»
رای مخالف او به کلاریتی در این زمان عمدتاً یک اقدام رویهای (برای حفظ حق تجدیدنظر) بود و او تاکید کرد که هنوز فضایی برای ادامه پیشبرد این لایحه وجود دارد. بر اساس قوانین سنا، تنها سناتورهای جناح اکثریت میتوانند درخواست تجدیدنظر بدهند. این اقدام حق رویهای را برای مطرح کردن مجدد همان طرح در دستان جمهوریخواهان نگه میدارد، تا اگر متن بازبینی شد یا دموکراتها بعداً با آن همراه شدند، روند کار مجبور نباشد از صفر شروع شود. تیلیس بعداً گفت که این پایان کار نیست و کاخ سفید پیش از این کارهای زیادی در این زمینه انجام داده است؛ ترامپ نیز گفت:
من تام تیلیس را دوست دارم.

چرا صرافی کوینکس (Coinex) تعطیل میشود؟
28 شهریور 1405 - 12:00
بازار صعودی ارزهای دیجیتال از راه نرسید و یکی دیگر از صرافیهای باسابقه، یعنی کوینکس (CoinEx)، تعطیل شد.
چند روز پیش، کوینکس رسماً اعلام کرد که تحت تأثیر رکود طولانیمدت در بازار ارزهای دیجیتال، کاهش شدید حجم معاملات و نقدینگی در کل صنعت و افزایش مداوم الزامات نظارتی و هزینههای انطباق، تصمیم به توقف فعالیتهای خود گرفته است و از ۱۵ سپتامبر وارد یک روند تعطیلی منظم خواهد شد.
برخلاف پلتفرمهایی مانند FTX که به دلیل شکافهای مالی به طور ناگهانی فروپاشیدند، کوینکس این بار اعلام ورشکستگی نکرده و با ناتوانی در بازپرداخت یا تعلیق برداشتها نیز مواجه نشده است. بر اساس آخرین دادههای عمومی، ارزش بازار کل داراییهای کیف پول کوینکس حدود ۴۳۰ میلیون دلار است، نسبت ذخایر برای ارزهای اصلی همگی بیش از ۱۰۰ درصد است و داراییهای کاربران به طور کامل توسط ذخایر پشتیبانی میشوند:
بر اساس برنامهریزی انجام شده، طرح خروج دقیق کوینکس به شرح زیر است:
۱۵ سپتامبر: توقف ثبتنام کاربران جدید؛ توقف پرداخت کمیسیونهای ارجاع و توزیع پاداشها؛ قراردادها (Contracts) وارد حالت فقط کاهش (Reduce-Only) میشوند؛ بخشهای فیات، اهرم، وامدهی، مدیریت ثروت، استیکینگ و معاملات استراتژیک دیگر سفارش یا اشتراک جدیدی نمیپذیرند.
۲۲ سپتامبر: توقف تمامی کسبوکارهای غیر-اسپات؛ توقف واریزهای روی شبکه (زمان واریزهای CET میتواند تا ۲۹ سپتامبر تمدید شود).
۲۹ سپتامبر: توقف تمامی معاملات اسپات؛ پردازش داراییهای غیر تتر (non-USDT) آغاز میشود؛ توکنهای CET باقیمانده در حساب کاربران به طور خودکار با قیمت ۰.۰۰۵ تتر به ازای هر CET و به مقدار نامحدود بازخرید میشوند (در بازه زمانی قبلی، کاربران میتوانستند به صورت دستی و با کارمزد صفر آنها را بفروشند)؛ کوینکس اسمارت چین (CSC) و وانسواپ (OneSwap) به فعالیت خود پایان میدهند.
۲۲ دسامبر: کانالهای برداشت بسته میشوند و پلتفرم معاملاتی رسماً به فعالیت خود پایان میدهد.
پس از نه سال فعالیت، مقاومت کوینکس در برابر دعاوی نظارتی و حملات هکرها
کوینکس در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۷ توسط یانگ هایپو (Yang Haipo)، بنیانگذار استخر استخراج ViaBTC، راهاندازی شد. در روزهای اولیه، این پلتفرم تحت تأثیر پیشینه تجاری ViaBTC، پیوند نزدیکی با اکوسیستم بیتکوین کش (BCH) داشت و بعداً با لیست کردن تعداد زیادی از کوینهای با ارزش بازار کوچک و متوسط و کوینهای خاص، بازار خود را گسترش داد و به تدریج به یک صرافی جامع برای خدمترسانی به کاربران جهانی تبدیل شد.
بر اساس دادههایی که پیشتر از سوی کوینکس منتشر شده بود، این پلتفرم بیش از ۱۰ میلیون کاربر جذب کرده است، بیش از ۲۰۰ کشور و منطقه را پوشش میدهد و از بیش از ۱۰۰۰ دارایی دیجیتال پشتیبانی میکند. علاوه بر معاملات اسپات، کوینکس به تدریج خدمات قراردادها، اهرم، وامدهی، مدیریت ثروت و استیکینگ را راهاندازی کرد و محصولات اکوسیستمی مانند زنجیره هوشمند کوینکس (CoinEx Smart Chain) و وانسواپ (OneSwap) را پیرامون توکن پلتفرم خود یعنی CET ایجاد کرد.
با این حال، در طول گسترش جهانی خود، بارها با مشکلات نظارتی و امنیتی مواجه شد. در فوریه ۲۰۲۳، دفتر دادستان کل نیویورک از کوینکس شکایت کرد و مدعی شد که این صرافی به عنوان کارگزار-معاملهگر اوراق بهادار و کالا ثبت نشده است، در حالی که همچنان به کاربران محلی خدمات ارائه میدهد. در ژوئن همان سال، کوینکس موافقت کرد که حدود ۱.۸ میلیون دلار جریمه و بازپرداخت بپردازد و از بازار ایالات متحده خارج شود.
سه ماه بعد، کوینکس جدیترین حادثه امنیتی خود از زمان تأسیس را تجربه کرد. در سپتامبر ۲۰۲۳، انتقالات غیرعادی در چندین کیف پول گرم (Hot wallet) این پلتفرم رخ داد که در نهایت منجر به خسارتی حدود ۷۰ میلیون دلار شد. بر اساس جریان وجوه، چندین شرکت امنیتیِ بلاکچین تشخیص دادند که مهاجم به احتمال زیاد گروه هکری لازاروس (Lazarus) متعلق به کره شمالی بوده است. کوینکس بلافاصله واریزها و برداشتها را به حالت تعلیق درآورد، سیستم کیف پول خود را بازسازی کرد و قول داد که پلتفرم تمام خسارات را بدون تأثیر بر بازپرداخت داراییهای کاربران متحمل خواهد شد. حدود یک هفته بعد، این پلتفرم به تدریج خدمات واریز و برداشت را از سر گرفت.
کوینکس از دعاوی حقوقی و حملات هکرها جان سالم به در برد، اما در نهایت تصمیم گرفت در سایه کاهش حجم معاملات بازار و نقدینگی و افزایش مداوم هزینههای انطباق با قوانین، از بازار خارج شود. یانگ هایپو اعتراف کرد که پس از نه سال فعالیت، کوینکس هنوز به آن صرافی پیشرو در صنعتی که او امیدوار بود تبدیل نشده است و اینکه «تحمل ریسک نامحدود برای درآمد محدود، دیگر یک انتخاب منطقی نیست.»
یانگ هایپو همچنین به فروش کوینکس فکر کرده بود، اما در نهایت منصرف شد. او معتقد بود که کاربران بر اساس اعتماد به پلتفرم و شخص او داراییهای خود را به کوینکس سپردهاند و انتقال این اعتماد به یک خریدار جدید راه درستی برای پایان دادن به کارها نخواهد بود. بنابراین، کوینکس تصمیم گرفت در حالی که داراییها هنوز به طور کامل قابل برداشت هستند، به طور منظم تعطیل شود و تاریخ رسمی تعطیلی را ۲۲ دسامبر ۲۰۲۶، دقیقاً نه سال پس از راهاندازی پلتفرم، تعیین کرد.
توقف فعالیتهای کوینکس به این معنا نیست که همه کسبوکارهای تحت مدیریت یانگ هایپو به پایان رسیدهاند. طبق اطلاعیه رسمی، عملیاتی که به طور همزمان متوقف میشوند عمدتاً آنهایی هستند که پیرامون صرافی کوینکس ساخته شدهاند، از جمله کوینکس اسمارت چین و وانسواپ. کیف پول کوینکس (CoinEx Wallet) و کوینکس ولت (CoinEx Vault) برای کاربران نهادی به فعالیت خود ادامه خواهند داد و مستقیماً تحت تأثیر تعطیلی پلتفرم معاملاتی قرار نمیگیرند. علاوه بر این، استخر استخراج ViaBTC که توسط یانگ هایپو تأسیس شده است، هیچ تغییری در کسبوکار خود اعلام نکرده است.
در صنعت ارزهای دیجیتال که فروپاشی صرافیها اغلب با اختلاس، هجوم برای خروج سرمایه و تلاشهای طولانیمدت برای بازیابی همراه است، کوینکس حداقل یک خروج شرافتمندانه و نادر را انتخاب کرد: فراری در کار نیست، شرکت به صورت پوسته فروخته نشد و فعالیتها داوطلبانه در حالی متوقف شد که پلتفرم هنوز قادر به بازپرداخت داراییهای کاربران است.
همانطور که یانگ هایپو در نامه سرگشاده خود گفت:
یک پایان تمیز، پایان درستی است.
از وجوه سرقت شده بایبیت (Bybit) تا بانک مرکزی ایران؛ پای کوینکس به تحقیقات مرتبط با تحریمها کشیده شد
اطلاعیه کوینکس تعطیلی را به شرایط بازار، نقدینگی و هزینههای انطباق با قوانین نسبت داد، اما تحقیقاتی پیرامون جابجایی وجوه که پیشتر اتفاق افتاده بود نیز «ریسک نامحدودی» را که این صرافی با آن مواجه بود، ملموستر کرد.
در فوریه ۲۰۲۵، گروه هکری لازاروس کره شمالی حدود ۴۰۰ هزار اتریوم (ETH) از صرافی بایبیت به سرقت برد که در آن زمان حدود ۱.۵ میلیارد دلار ارزش داشت. در ژوئن ۲۰۲۶، وال استریت ژورنال گزارش داد که محققان در حین ردیابی داراییهای سرقت شده دریافتند که بخشی از وجوه وارد دو کیف پول تحت کنترل بانک مرکزی ایران شده و پس از عبور از چندین لایه آدرس، در نهایت بخشی از آن به کوینکس سرازیر شده است.
روابط کوینکس با بازار کریپتوی ایران بسیار فراتر از این تراکنش خاص است. بر اساس دادههای TRM Labs، از سال ۲۰۱۸، جریان وجوه بین کوینکس و بزرگترین صرافی ایران، نوبیتکس (Nobitex)، از ۲.۷ میلیارد دلار فراتر رفته است. تنها در سال ۲۰۲۵، جریان پول بین دو طرف به ۷۶۳ میلیون دلار رسید که کوینکس را به بزرگترین طرف حساب خارجی نوبیتکس یعنی حدود ۹ برابر بزرگتر از دومین طرف حساب تبدیل کرد. طی هفت سال گذشته، مجموع جریان وجوه بین کوینکس و بیش از ۶۰ نهاد مرتبط با ایران از ۳.۸۴ میلیارد دلار فراتر رفته است.
کوینکس همکاری تجاری با دولت ایران یا بانک مرکزی ایران را تکذیب کرد و گفت که پیش از این دسترسی کاربران ایرانی را محدود کرده و بررسی داخلی درباره تراکنشهای مربوط به وجوه به سرقت رفته از Bybit را انجام خواهد داد. در حال حاضر هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که ثابت کند کوینکس عمداً به پولشویی کمک کرده است و همچنین نمیتوان تأیید کرد که این تحقیقات مستقیماً منجر به تعطیلی پلتفرم شده است. اما برای یک صرافی متوسط که درآمد و نقدینگی آن در حال کاهش است، ارتباط همزمان با هکرهای کره شمالی، بانک مرکزی ایران و تحریمهای ایالات متحده به وضوح ابهام و هزینههای قانونی برای ادامه فعالیت را بیش از پیش افزایش داد.
آنچه یانگ هایپو «تحمل ریسک نامحدود برای درآمد محدود» نامید، صرفاً مرثیهای برای یک بازار راکد نیست.
فضای بقا برای صرافیهای کوچک و متوسط در حال تنگ شدن است
خروج کوینکس به کاهش کلی توجه به بازار ارزهای دیجیتال مرتبط است. در گذشته، افزایش قیمت ارزها و اثرات خلق ثروت میتوانست به طور مداوم کاربران جدید را جذب کند، اما امروزه توجه سرمایهگذاران بیشتر به سمت حوزههای داغی مانند هوش مصنوعی (AI) معطوف شده است. اگرچه بازار کریپتو هنوز بخشهایی از فعالیت را در خود دارد، اما کاربران جدید کمتری وجود دارند که واقعاً مایل به معامله طولانیمدت و ماندن در بازار باشند. دورانی که صرافیها با تکیه بر کاربران جدید رشد میکردند، به پایان رسیده است.
همزمان، رقابت در صنعت صرافیها به طور فزایندهای در سطوح بالا (صرافیهای برتر) متمرکز میشود. معاملات اسپات، قراردادها، مدیریت ثروت و سایر کسبوکارها مدتها پیش موانع ورود دشوار خود را از دست دادهاند. حتی اگر صرافیهای کوچک و متوسط مجموعه کاملی از ویژگیها را ارائه دهند، باز هم رقابت با صرافیهای بزرگ در زمینه نقدینگی، اعتبار برند، سرمایهگذاری امنیتی و مقیاس کاربر برای آنها دشوار است؛ و اگر سعی کنند نقاط رشد جدیدی را از طریق نوآوری پیدا کنند، تولید مداوم محصولاتی که قادر به تغییر انتخاب کاربران باشند کار سختی است.
مهمتر از آن، صرافیهای برتر محدود به کسبوکارهای معاملاتی سنتی نماندهاند. مسیرهای جدیدی مانند کیف پولهای آنچین (On-chain)، صرافیهای غیرمتمرکز (DEXها)، توکنیزهکردن سهام و بازارهای پیشبینی به تدریج در سبد محصولات صرافیهای بزرگ گنجانده میشوند. فرصتهای خاص بازار که ممکن بود در ابتدا به پلتفرمهای کوچکتر تعلق داشته باشند نیز به سرعت توسط پلتفرمهای پیشرو با استفاده از سرمایه، ترافیک و منابع فراوان تصاحب میشوند.
برای کوینکس، علاوه بر این فشارهای درونصنعتی، تحقیقات پیشین در مورد وجوه سرقت شده بایبیت، بانک مرکزی ایران و وجوه مرتبط با تحریمها، ابهام در ادامه فعالیت را بیش از پیش افزایش داد.
از بُعد خارجی، کاربران جدید کافی وجود ندارد؛ از بُعد داخلی، گرفتن سهم بازار از صرافیهای بزرگ دشوار است. فضای بقا برای صرافیهای کوچک و متوسط بیش از پیش در حال فشرده شدن است. برای کوینکس، بازدهی ادامه فعالیت دیگر نمیتوانست هزینهها و ریسکهای فزاینده را پوشش دهد و در عوض، تعطیلی داوطلبانه به واقعبینانهترین انتخاب تبدیل شد.

سکه بانکی و غیربانکی چه تفاوتی دارند و چطور آنها را تشخیص دهیم؟
27 شهریور 1405 - 20:00
تصور کنید برای خرید سکه طلا به بازار رفتهاید. فروشنده دو سکه تمام بهار آزادی را مقابلتان میگذارد؛ یکی بانکی و دیگری غیربانکی. سکه دوم ارزانتر است و از نظر ظاهری هم تفاوت چندانی با اولی ندارد. شاید با خودتان بگویید چرا باید برای سکهای که شبیه همان سکه است، پول بیشتری بپردازید؟
پاسخ این سؤال فقط به وزن و عیار طلا مربوط نمیشود. سکه بانکی و غیربانکی ممکن است از نظر مقدار طلای بهکاررفته تفاوت چندانی نداشته باشند، اما اعتبار محل ضرب، کیفیت ساخت و شرایط فروش آنها یکسان نیست. اگر قصد خرید سکه دارید، باید بدانید این دو نوع سکه چه تفاوتی دارند، چطور میتوان آنها را از هم تشخیص داد و چرا نباید صرفاً به ظاهر یا بستهبندی سکه اعتماد کنید. در این مقاله از میهن بلاکچین این موارد را بررسی میکنیم.
سکه بانکی چیست و سکه غیربانکی چه معنایی دارد؟
در بازار طلای ایران، وقتی از سکه بانکی صحبت میکنیم، منظور سکهای است که توسط بانک مرکزی ضرب شده باشد. تمامسکه، نیمسکه، ربعسکه و سکه یکگرمی از جمله انواع سکههای رسمی طلا هستند که در بازار معامله میشوند.
در مقابل، سکه غیربانکی به سکهای گفته میشود که خارج از ضرابخانه بانک مرکزی تولید شده است. این عنوان بهتنهایی به معنای تقلبی بودن سکه نیست. برای مثال، ممکن است یک کارگاه طلاسازی سکهای از طلای واقعی با وزن و عیار مشخص تولید کند؛ اما این محصول به دلیل محل تولید، سکه بانکی محسوب نمیشود.
انواع سکه بانکی در بازار ایران
سکههای رسمی طلا در چند اندازه مختلف عرضه میشوند. مهمترین آنها عبارتاند از:
تمامسکه بهار آزادی: سکهای با وزن حدود ۸.۱۳۳ گرم.
نیمسکه بهار آزادی: سکهای با وزن حدود ۴.۰۶۶ گرم.
ربعسکه بهار آزادی: سکهای با وزن حدود ۲.۰۳۳ گرم.
سکه یکگرمی: سکهای با وزن یک گرم که برای خرید در مبالغ پایینتر نیز مورد توجه قرار میگیرد.
تمامسکه بهار آزادی نیز دو طرح شناختهشده دارد: طرح قدیم که از سال ۱۳۵۸ با تصویرهای مربوط به حضرت علی (ع) و بارگاه امام رضا (ع) ضرب شد و طرح جدید یا امامی که از سال ۱۳۷۰ با تصویر امام خمینی (ره) روی یک طرف سکه عرضه شده است.
تفاوت سکه بانکی و غیربانکی چیست؟
مهمترین تفاوت این دو نوع سکه به محل ضرب آنها برمیگردد؛ اما این تفاوت میتواند روی چند ویژگی دیگر هم اثر بگذارد.
ویژگیسکه بانکیسکه غیربانکیمحل ضرببانک مرکزیکارگاه یا تولیدکننده غیربانکیوزن و عیارمطابق مشخصات رسمی همان نوع سکهبسته به محصول و سازنده متفاوت استکیفیت ضرببر اساس نمونه و مشخصات رسمیبسته به کیفیت ساخت متفاوت استاعتبار در بازارمعمولاً در معاملات سکه شناختهشدهتر استبه سازنده، مشخصات و پذیرش خریدار بستگی داردقیمتتحت تأثیر ارزش طلا و شرایط بازار سکهبه وزن، عیار، کیفیت و شرایط فروش بستگی داردتشخیص اصالتنیازمند بررسی سکه و منشأ آننیازمند بررسی مشخصات و عیار
نکتهای که باید به آن توجه کنید این است که سکه غیربانکی الزاماً طلای کمعیار یا تقلبی نیست؛ اما صرف اعلام وزن و عیار هم آن را به سکه بانکی تبدیل نمیکند.
بیشتر بخوانید: حباب طلا چیست؟ نحوه محاسبه حباب طلا و تفسیر آن
چطور سکه بانکی را از غیربانکی تشخیص دهیم؟
شاید در نگاه اول تصور کنید کافی است سکه را از نظر رنگ، وزن یا شکل بررسی کنید تا نوع آن مشخص شود. این موارد میتوانند سرنخهایی به شما بدهند، اما هیچکدام بهتنهایی برای تأیید اصالت کافی نیستند.
طرح و نوشتههای روی سکه را بررسی کنید
سکههای رسمی بهار آزادی طرح و نوشتههای مشخصی دارند. برای مثال، روی سکههای طرح جدید تصویر امام خمینی و سال ضرب درج شده و طرف دیگر آن تصویر بارگاه امام رضا، عبارت «بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران» و «بهار آزادی» دیده میشود.
هنگام بررسی سکه، به وضوح نوشتهها، جزئیات تصویر و کیفیت حکاکی توجه کنید. نوشتههای ناخوانا، جزئیات نامنظم یا تفاوتهای آشکار با نمونه معتبر میتوانند نشانهای برای بررسی بیشتر باشند.
بااینحال، حکاکی دقیق هم بهتنهایی اصالت سکه را ثابت نمیکند؛ چون ممکن است نمونههای غیربانکی یا تقلبی از نظر ظاهری شباهت زیادی به سکه اصلی داشته باشند.
وزن سکه را با مشخصات رسمی مقایسه کنید
وزن یکی از مهمترین مشخصات فنی سکه است که بالاتر آن را توضیح دادیم. این اعداد به سکههای رسمی بهار آزادی مربوطاند و نباید آنها را برای هر نوع سکه طلا به کار برد.
اگر سکهای با عنوان تمامسکه بهار آزادی خریداری میکنید اما وزن آن با مشخصات رسمی اختلاف قابلتوجهی دارد، از خرید آن دست بکشید. البته وزن مناسب بهتنهایی اصالت را اثبات نمیکند؛ ممکن است یک سکه غیربانکی هم وزنی نزدیک به نمونه رسمی داشته باشد.
به عیار طلا توجه کنید
سکههای رسمی بهار آزادی با عیار ۹۰۰ از هزار ضرب میشوند؛ یعنی ۹۰ درصد وزن آنها طلای خالص و باقی آن فلزات آلیاژی است. این عیار در مقیاس ۲۴ عیار معادل ۲۱.۶ عیار است.
در سکههای غیربانکی، عیار میتواند بسته به محصول متفاوت باشد. بنابراین اگر فروشنده ادعا میکند سکه غیربانکی او عیار مشخصی دارد، این ادعا باید با بررسی معتبر قابل تأیید باشد.
تشخیص دقیق عیار از روی رنگ یا ظاهر سکه ممکن نیست. اگر درباره عیار تردید دارید، از فروشنده بخواهید امکان بررسی تخصصی آن را فراهم کند.
قطر و شکل سکه را بررسی کنید
قطر سکه نیز یکی از مشخصات فنی آن است. برای مثال، قطر تمامسکه بهار آزادی حدود ۲۲ میلیمتر، نیمسکه ۱۹ میلیمتر و ربعسکه حدود ۱۶ میلیمتر است.
کیفیت لبهها و کنگرههای سکه را ببینید
لبههای سکههای رسمی بهصورت منظم و کنگرهدار ساخته میشوند. هنگام بررسی، به نظم کنگرهها و کیفیت ضرب در اطراف سکه توجه کنید.
اگر کنگرهها نامنظم باشند یا لبهها آثار غیرعادی از ساخت داشته باشند، بهتر است سکه را پیش از خرید به کارشناس نشان دهید.
به رنگ و صدای سکه اعتماد نکنید
گاهی گفته میشود سکه بانکی رنگ مشخصی دارد یا هنگام برخورد با سطح سخت، صدای خاصی تولید میکند. این روشها برای خریدار عادی قابل اتکا نیستند؛ چراکه رنگ و صدا میتوانند تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار بگیرند و نمونههای غیربانکی نیز ممکن است از نظر ظاهری یا صوتی شبیه سکه رسمی باشند.
بهخصوص از انداختن یا ضربه زدن به سکه برای بررسی صدا خودداری کنید؛ این کار ممکن است به سکه آسیب بزند و اطلاعات قابلاعتمادی هم در اختیار شما قرار ندهد.
بستهبندی و وکیوم را نشانه قطعی اصالت ندانید
بعضی سکهها در بستهبندیهای پلاستیکی یا وکیوم عرضه میشوند. روی این بستهبندیها ممکن است نام فروشنده، شماره تماس یا اطلاعات دیگری درج شده باشد.
اما وکیوم شدن سکه بهتنهایی نشان نمیدهد که سکه حتماً بانکی یا اصل است. بستهبندی را میتوان تعویض کرد و حتی سکههای غیربانکی هم ممکن است در بستهبندیهای مرتب و مشابه عرضه شوند.
آیا میتوان سکه بانکی و غیربانکی را فقط از روی ظاهر تشخیص داد؟
پاسخ کوتاه این است: خیر، نه با اطمینان کافی. وزن، عیار، قطر، طرح و کیفیت ضرب، همگی اطلاعات مفیدی هستند؛ اما برای تشخیص قطعی باید مجموعه این مشخصات بررسی شود. بهویژه در مواردی که سکه غیربانکی از نظر ظاهری شبیه نمونه رسمی ساخته شده، تشخیص برای افراد غیرمتخصص دشوار است.
بنابراین، اگر قصد خرید سکه با مبلغ قابلتوجهی دارید، بهتر است از فروشنده معتبر خرید کنید، فاکتور بگیرید و در صورت وجود هرگونه تردید، از فردی مجرب برای بررسی اصالت کمک بگیرید.
چرا قیمت سکه بانکی و غیربانکی متفاوت است؟
اختلاف قیمت این دو نوع سکه میتواند به چند عامل مربوط باشد:
اعتبار و پذیرش در بازار: سکه بانکی به دلیل ضرب رسمی و شناختهشده بودن، معمولاً در معاملات بازار سکه پذیرفتهشدهتر است. سکه غیربانکی ممکن است برای فروش به بررسی بیشتری نیاز داشته باشد یا با شرایط متفاوتی خریداری شود.
وزن و عیار: اگر سکه غیربانکی وزن یا عیار کمتری از نمونه رسمی داشته باشد، ارزش طلای آن نیز کمتر خواهد بود. در مقابل، اگر وزن و عیار آن یکسان باشد، اختلاف قیمت لزوماً از مقدار طلای بهکاررفته ناشی نمیشود.
کیفیت ساخت و هزینه تولید: هزینه ساخت و کیفیت ضرب میتواند در قیمت بعضی محصولات غیربانکی نقش داشته باشد.
عرضه و تقاضا: قیمت سکه در بازار فقط بر اساس طلای موجود در آن تعیین نمیشود. شرایط عرضه و تقاضا و فاصله قیمت بازار با ارزش ذاتی طلا نیز میتوانند بر قیمت معامله اثر بگذارند.
به همین دلایل، نمیتوان یک درصد ثابت و همیشگی برای اختلاف قیمت سکه بانکی و غیربانکی اعلام کرد.
هنگام خرید سکه بانکی یا غیربانکی چه نکاتی را رعایت کنیم؟
پیش از پرداخت پول، این چند مورد را بررسی کنید:
نوع سکه را دقیق مشخص کنید.
از فروشنده بخواهید بانکی یا غیربانکی بودن سکه را روشن کند.
وزن و مشخصات اعلامشده را بررسی کنید.
درباره عیار و امکان تایید آن سؤال کنید.
صرفاً به رنگ، صدای سکه یا بستهبندی اعتماد نکنید.
فاکتور معتبر با مشخصات روشن فروشنده و سکه دریافت کنید.
اگر سکه از نظر اصالت یا مشخصات ابهام دارد، پیش از خرید آن را به کارشناس نشان دهید.
مهمترین نکته این است که ارزانتر بودن یک سکه بهتنهایی به معنای معامله بهتر نیست. باید بدانید دقیقاً چه محصولی میخرید و آیا هنگام فروش، خریدار بعدی آن را با چه شرایطی میپذیرد.
بیشتر بخوانید: طلای آبشده، دستدوم یا سکه؟ کدام سود بیشتری دارد؟
سخن نهایی
تفاوت سکه بانکی و غیربانکی فقط در یک اسم خلاصه نمیشود. محل ضرب، وزن، عیار، کیفیت ساخت و شرایط فروش، همگی میتوانند در ارزش و پذیرش سکه نقش داشته باشند. از طرف دیگر، سکه غیربانکی لزوماً تقلبی نیست و سکهای که ظاهر مناسبی دارد هم الزاماً بانکی محسوب نمیشود.
اگر قصد خرید سکه دارید، پیش از هر چیز مشخص کنید چه نوع سکهای میخرید و فروشنده چه مشخصاتی را برای آن تضمین میکند. وزن و عیار را بررسی کنید، فاکتور بگیرید و در صورت تردید از کارشناس کمک بخواهید.
سوالات متداول
سکه بانکی و غیربانکی چه تفاوتی دارند؟سکه بانکی توسط بانک مرکزی ضرب میشود؛ اما سکه غیربانکی خارج از ضرابخانه بانک مرکزی تولید شده است. تفاوت این دو ممکن است علاوه بر محل ضرب، در وزن، عیار، کیفیت ساخت و شرایط فروش نیز دیده شود.آیا سکه غیربانکی تقلبی است؟خیر. غیربانکی بودن الزاماً به معنای تقلبی بودن نیست. ممکن است سکهای خارج از بانک مرکزی و از طلای واقعی ساخته شده باشد.آیا سکه بانکی همیشه وزن و عیار مشخصی دارد؟سکههای رسمی بهار آزادی دارای مشخصات استاندارد هستند. برای مثال، تمامسکه بهار آزادی حدود ۸.۱۳۳ گرم وزن و عیار ۹۰۰ از هزار دارد. آیا سکه بانکی و غیربانکی از نظر ظاهری قابل تشخیص هستند؟گاهی تفاوتهایی در طرح، کیفیت حکاکی، لبهها یا ابعاد دیده میشود؛ اما این نشانهها برای تشخیص قطعی کافی نیستند. آیا سکه بانکی همیشه گرانتر از سکه غیربانکی است؟نه لزوماً. قیمت به وزن، عیار، شرایط بازار و میزان پذیرش سکه در معاملات بستگی دارد. برای مقایسه باید مشخصات هر دو سکه و شرایط خریدوفروش آنها را بررسی کرد.آیا وکیوم سکه، بانکی بودن آن را ثابت میکند؟خیر. بستهبندی بهتنهایی اصالت یا محل ضرب سکه را ثابت نمیکند. بهتر است علاوه بر بستهبندی، خود سکه و مشخصات آن نیز بررسی شوند.سکه غیربانکی بهتر است یا طلای آبشده؟سکه غیربانکی (یا سکه متفرقه) از نظر نداشتن اجرت ساخت بالا مشابه طلای آب شده است، اما به دلیل داشتن حباب قیمتی و شکل ظاهری با آن تفاوت دارد.

بیت بانک بابک زنجانی توسط وزارت خزانهداری ایالات متحده تحریم شد
27 شهریور 1405 - 16:20
وزارت خزانهداری ایالات متحده، بیتبانک را تحریم کرد و از این صرافی ایرانی به عنوان بستری نام برد که بیتکوینهای پرداختیِ شرکتهای کشتیرانی برای عبور امن از تنگه هرمز را جابهجا میکرده است.
به گفته دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC)، از ماه ژوئن تاکنون «اداره خدمات دریایی امن هرمز» از بیتبانک برای انتقال پرداختهای جمعآوریشده به ایران استفاده کرده است. این اداره همان نهادی است که برای حق ترانزیت از کشتیها بیتکوین دریافت میکرد؛ طرحی که خزانهداری در ماه ژوئیه آن را مورد تحریم قرار داد.
در توییت ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ وزارت خزانهداری آمریکا آمده است:
امروز، به عنوان بخشی از عملیات طرد اقتصادی (Economic Outcast)، دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری (OFAC) اجزای کلیدی زیرساختهای دور زدن تحریمهای ایران مبتنی بر داراییهای دیجیتال را تحریم کرد. از جمله اهداف این تحریمها میتوان به صرافی بیتبانک اشاره کرد...
خزانهداری میگوید بین ماههای ژوئن و ژوئیه، از بیتبانک برای انتقال «معادل صدها میلیون دلار بیتکوین» استفاده شده است.
بیتبانک تحت کنترل بابک زنجانی است؛ یک سرمایهدار ایرانی که اوفک در ماه ژانویه او را تحریم کرد. وی که در سال ۲۰۱۶ به دلیل اختلاس از شرکت ملی نفت ایران به اعدام محکوم شده بود، در سال ۲۰۲۴ با تخفیف مجازات روبهرو شد و سال گذشته با حمایت از پروژههای مرتبط دوباره در صحنه ظاهر شد. خزانهداری میگوید او حداقل از سال ۲۰۲۴ در حسابهای شبکههای اجتماعی خود در حال تبلیغ بیتبانک بوده است.
چهار تحریم دیگر
این اقدام همچنین شامل شرکت تجارت الکترونیک پیشتاز سیمرغ (Pishtaz Simorgh Electronic Trade Company) میشود که نرمافزار بیتبانک را توسعه داده است. این شرکت یکی از زیرمجموعههای گروه ارزشآفرینی دات وان (Dot One Value Creation Group) است که پیشتر تحریم شده بود. علاوه بر این شرکت، سه مدیر ارشد دات وان به نامهای: حسین علی ذاکر حسین، محمد مهدی ذاکر حسین و سید عادل حیدری نیز تحریم شدهاند.
وزارت خزانهداری نفر اول (حسین علی ذاکرحسین) را به عنوان فردی که در بیشتر اقدامات بابک زنجانی برای دور زدن تحریمها (از جمله صادرات نفت) دخیل بوده توصیف کرده و میگوید او واسطهگری تراکنشهای مربوط به داراییهای دیجیتالی را بر عهده داشته که در نهایت به دست ایران رسیده است.
هر پنج مورد تحت «فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲» تحریم شدهاند؛ فرمانی که دولت آمریکا در ماه اوت آن را تمدید کرد تا هر فردی را که در بخش داراییهای دیجیتال ایران فعالیت میکند در بر بگیرد. خزانهداری از همین مجوز استفاده کرده تا شبکه افراد و نهادهای درگیر را شناسایی کرده و صرافیهای رمزارزی را که برای پولشویی وجوه ایران استفاده میشدند، تحریم کند.
اسکات بسنت (Scott Bessent)، وزیر خزانهداری آمریکا گفت:
تلاشها برای تامین مالی ایران با استفاده از ارزهای دیجیتال، از دسترس اوفک خارج نیست. اگر از ایران حمایت کنید، وزارت خزانهداری شما را تحریم خواهد کرد.
این تحریمها زیر مجموعه عملیات «طرد اقتصادی» قرار میگیرند؛ کمپینی که بسنت در ۲۴ اوت آن را اعلام کرد و نام آن را روز-دی اقتصادی (Economic D-Day) گذاشت. خزانهداری میگوید هدف این کارزار، قطع آخرین شریانهای اقتصادی باقیمانده ایران با کمک اتحادیه اروپا، بریتانیا و شرکای کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
داراییهای متعلق به این پنج فرد و نهاد در ایالات متحده مسدود میشود. همچنین دارایی شرکتهایی که نیمی یا بیش از نیمی از آنها متعلق به افراد و نهادهای تحریم شده باشد نیز مسدود شده و شرکتهای غیرآمریکایی که با آنها معامله کنند در معرض خطر تحریمهای ثانویه قرار خواهند گرفت.

چرا بزرگترین شرکتهای هوش مصنوعی ناگهان خواستار کاهش سرعت توسعه هستند؟
27 شهریور 1405 - 16:00
بزرگترین آزمایشگاههای هوش مصنوعی ناگهان خواستار کاهش سرعت توسعه شدهاند. آیا دلیل این امر این است که خطرات هوش مصنوعی در حال رسیدن به این فناوری هستند یا اینکه توجیه اقتصادی این رقابت دشوارتر شده است؟
سالهاست که ویژگی بارز رقابت در حوزه هوش مصنوعی، «سرعت» بوده است. مدل بزرگتری بسازید. هزینه بیشتری برای پردازش صرف کنید. آن را منتشر کنید. این چرخه را با کمترین توجه به ناشناختههای مجهول تکرار کنید.
میانگین p/doom (احتمال اینکه هوش مصنوعی در نهایت به شکلی فاجعهبار از کنترل خارج شود) در میان محققان هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۴ بین ۱۵ تا ۲۰ درصد تخمین زده میشد.
یک سال بعد، داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک (Anthropic)، این نگرانی را افزایش داد و گفت معتقد است ۲۵ درصد احتمال دارد که اوضاع خیلی خیلی بد پیش برود.
حتی در سال ۲۰۱۴، ایلان ماسک، رئیس xAI هشدار داده بود:
ما باید در مورد هوش مصنوعی بسیار مراقب باشیم. این فناوری احتمالا از سلاحهای هستهای خطرناکتر است.
و سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI در سال ۲۰۱۵ اعتراف کرد که هوش مصنوعی «احتمالاً، به احتمال زیاد، تا حدودی منجر به پایان جهان خواهد شد»، اما در این میان، شرکتهای بزرگی ایجاد خواهند شد.
با توجه به اینکه شانس زنده ماندن در بازی رولت روسی بهتر از این آمار است، هر کسی که حتی علاقهای گذرا به این موضوع داشته باشد، مدتی است که احساس نگرانی عمیقی در درون خود دارد.
پس چه چیزی تغییر کرده است؟ چرا شرکتهایی که این رقابت را هدایت میکنند، ناگهان میخواهند ترمز را بکشند؟
این همان اتفاقی است که در آخر هفته رخ داد و آمودی مقالهای منتشر کرد و خواستار آن شد که توسعه هوش مصنوعی پیشرفته کنترلشده و با سرعت پایینتر انجام شود. او هشدار داد که قابلیتهای هوش مصنوعی سریعتر از توانایی صنعت برای درک و کنترل آنها پیش میروند و ممکن است اینترنت در عرض ۶ تا ۱۲ ماه توسط دستههای مستقل هوش مصنوعی (AI swarms) تسخیر شود.
آلتمن نیز به طور کلی با این موضوع موافقت کرد و گفت جهان شایسته این «اطمینان» است که شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعیِ توانمندتر، «مسئولانه» عمل کنند. ماسک نیز از پیشنهاد آمودی حمایت کرد و صرفاً اظهار داشت:
حق با داریو است.
این نگرانی تنها به شرکتهای سازنده این فناوری محدود نمیشود. روز دوشنبه، فولکر تورک، رئیس حقوق بشر سازمان ملل، خواستار «اقدام فوری» در زمینه هوش مصنوعی پیشرفته شد و نسبت به «خطرات بیسابقه» هشدار داد و گفت جهان «در آستانه تغییری غیرقابل بازگشت» قرار دارد.
اگر شرکتهای سازنده قدرتمندترین مدلهای هوش مصنوعی واقعاً معتقدند که قابلیتها از کنترل خارج شدهاند، به نظر میرسد شیب فاجعه (p/doom) در حال تندتر شدن است. یا شاید توضیح دیگری در اینجا وجود دارد که دقیقاً جلوی چشممان پنهان شده است؟
آیا آزمایشگاههای هوش مصنوعی واقعاً به مرز جدیدی رسیدهاند؟
مقاله آمودی به سیستمهای هوش مصنوعی اشاره میکند که در حال خودمختارتر شدن هستند، از جمله حادثه اخیری که در آن ایجنتهای هوش مصنوعی OpenAI با هک کردن راه خود از یک محیط آزمایشیِ کنترلشده خارج شدند و بخشهایی از پلتفرم هوش مصنوعی هاگینگ فیس را به خطر انداختند.
آمودی گفت:
آنها حملات امنیت سایبری را به اهدافی انجام دادند که از آنها خواسته نشده بود و هیچ ارتباطی با وظیفه در دست انجام نداشتند.
او همچنین به چشمانداز خودبهبودبخشی بازگشتی (RSI) اشاره کرد و سیستمهای هوش مصنوعی قادر میشوند به ساخت نسخههای بهتری از خود کمک کنند که سپس این نسخهها نیز میتوانند به ساخت سیستمهای بهتر کمک کنند و احتمالا یک حلقه بازخورد در توسعه هوش مصنوعی ایجاد کنند.
افرادی که در حال ساخت این سیستمها هستند نیز به طور فزایندهای وارد این بحث میشوند؛ جیکوب کاکسون از آنتروپیک، جدیدترین فرد در فهرست روبهرشد کارمندانی است که به دلیل نگرانیهای ایمنی استعفا دادهاند. او هفته گذشته گفت که صنعت هوش مصنوعی «در حال قمار کردن با زندگی ما است» و هشدار داد که رقابت هوش مصنوعی سریعتر از ایجاد تدابیر امنیتی پیرامون سیستمها در حال پیشروی است.
جیکوب کاکسون از آنتروپیک به دلیل نگرانیهای ایمنی استعفا داد. منبع: اندرسون کوپر.
شرکت OpenAI پیش از این اعلام کرده بود که تحقیقات هوش مصنوعی به طور فزایندهای در حال مستقل شدن است و ایجنتهای برنامهنویس به طور قابلتوجهی به کار محققان سرعت میبخشند؛ به طوری که تا اواسط آگوست، به ازای هر روزِ کاریِ نیروی انسانی، معادل ۳.۱ روز کاریِ ایجنتها استفاده شده است.
در مصاحبهای با فورچون که در ۱۲ سپتامبر منتشر شد، آلتمن گفت که اگر برای زنده نگهداشتن بشریت لازم باشد، OpenAI تمام پردازندههای گرافیکی (GPU) خود را «ذوب» خواهد کرد. در واکنش به این حرف، دنیس پورتر، مدیرعامل ساتوشی اکشن فاند گفت:
آلتمن حتماً از لبه پرتگاه به اعماق تاریکی نگاه کرده و چیزی دیده که او را به شدت ترسانده است.
روز دوشنبه، آلتمن گفت پیشرفت هوش مصنوعی از دو طریق میتواند «بسیار بد» پیش برود: از دست دادن کنترل به نفع هوش مصنوعی، یا ختم شدن به «دنیایی با تمرکز بیش از حد قدرت.»
اما مسئله این نیست که آیا هوش مصنوعی در حال حاضر آنقدر خطرناک است که باید خاموش شود یا خیر، بلکه سؤال این است که آیا سیستمهای طراحیشده برای ارزیابی و کنترل هوش مصنوعی با همان سرعت در حال پیشرفت هستند یا خیر. و همانطور که آلتمن گفت، آرام کردن سرعت به معنای توقف نیست. این یعنی ادامه توسعه هوش مصنوعی اما با سرعتی کمتر، تا آزمایشهای ایمنی بتوانند خود را به آن برسانند.
با توجه به اینکه هزینههای مربوط به ایمنی و همسوییِ هوش مصنوعی بهشدت زیر سایه هزینههای مربوط به توسعه و قابلیتهای آن قرار گرفته است، پر کردن این شکاف دشوار خواهد بود.
هوش مصنوعی پیشرفته در حال تبدیل شدن به پدیدهای فوقالعاده گرانقیمت است
اما چه میشود اگر این درخواستها برای کاهش سرعت در سطح جهانی، صرفاً اعتراف به این واقعیت باشد که توجیه اقتصادی رقابت هوش مصنوعی دشوارتر شده است؟
همانطور که الی دیوید، محقق و مدرس هوش مصنوعی گفت:
این موضوع انگیزه داریو را کاملاً توضیح میدهد: کاهش سرعت تحقیقات برای کم کردن هزینههای محاسباتی که در حال خارج شدن از کنترل است، تا او بتواند عرضه اولیه سهام (IPO) داشته باشد.
گرانت هامر، سرمایهگذار هوش مصنوعی نیز دیدگاه شکاکانه مشابهی داشت و اظهار کرد:
ترجمه حرفشان این است: حاشیههای سود ناخالص ما به دلیل رقابت با مدلهای متنباز در حال رسیدن به صفر است و نرخ سوزاندن هزینههای سرمایهای ما (capex burn rate) بسیار بالاست.
مشکل اینجاست که خود این رقابت در حال گرانتر شدن است؛ مدلهای توانمندتر به مقادیر عظیمی از تراشهها، دیتاسنترها، برق و سرمایه نیاز دارند.
گلدمن ساکس تخمین میزند که سرمایهگذاری جهانی در هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱ تریلیون دلار برسد که تقریباً ۵۸۱ میلیارد دلار آن در ایالات متحده خواهد بود. در همین حال، S&P Global میگوید پیشبینی میشود مخارج سرمایهای ترکیبی از شش شرکت بزرگ یعنی آلفابت، آمازون، مایکروسافت، متا، اوراکل و اسپیسایکس تا سال ۲۰۲۷ از ۱.۳ تریلیون دلار فراتر رود.
سرمایهگذاری جهانی در هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱ تریلیون دلار خواهد رسید. منبع: گلدمن ساکس.
علاوه بر همه اینها، شرکتهای هوش مصنوعی هنوز ثابت نکردهاند که این هزینهها در نهایت میتوانند به درآمد پایدار تبدیل شوند. روز دوشنبه رویترز به فشارهای تجاری بر شرکتهای هوش مصنوعی برای ادامه کار علیرغم درخواست آنها برای کاهش سرعت توسعه اشاره کرد.
وقتی هر قابلیت جدید میتواند به توجیه یک دور جذب سرمایه جدید، سرمایهگذاری زیرساختی یا ارزشگذاری بالاتر کمک کند، متوقف کردن این قطار پولساز کاری دور از منطق به نظر میرسد.
اد لئون کلینگر، یکی از بنیانگذاران و مدیرعامل استارتاپ هوش مصنوعی Flock، با این ایده که آزمایشگاههای هوش مصنوعی از مقوله ایمنی به عنوان پوششی برای منافع تجاری خود استفاده میکنند، مخالفت کرد.
او گفت منطقی نیست که آزمایشگاههای پیشرو نگرانیهای ایمنی را از خودشان ابداع کنند تا عرضه اولیه سهام (IPO) خود را تقویت کنند، در حالی که این کار آنها را در معرض نظارت دقیقتر قرار داده و احتمالا ورود آنها به بورس را به تأخیر میاندازد.
برای اینکه این موضوع درست باشد، سم، داریو، دمیس و ایلان و همچنین بخش بزرگی از مدیران، دانشمندان ارشد و کارمندان مستعفی آنها همگی باید دروغ بگویند... در این مقطع یک توضیح بسیار سادهتر وجود دارد: آنها فکر میکنند این خطر واقعی است.
وال استریت و واشنگتن آماده کشیدن ترمز نیستند
با سرازیر شدن تریلیونها دلار سرمایهگذاری به ایالات متحده و در شرایطی که انتظار میرود زیرساختهای هوش مصنوعی حدود نیمی از رشد درآمدهای بازار سهام (S&P 500) را در سال جاری به حرکت درآورد، به نظر نمیرسد نه وال استریت و نه واشنگتن تمایلی به کشیدن ترمز داشته باشند.
سهامهای جهانی هوش مصنوعی نسبت به این خبر واکنش منفی نشان دادند و پس از درخواستها برای کاهش سرعت، سهامهای آسیایی مرتبط با هوش مصنوعی در روز دوشنبه با افت شدیدی مواجه شدند. سافتبانک ۱۳.۲ درصد، کیوکسیا ۹.۸ درصد و اسکی هاینیکس ۵.۳ درصد سقوط کردند.
فایننشال تایمز روز دوشنبه گزارش داد که رئیسجمهور دونالد ترامپ درخواستها برای کاهش سرعت هوش مصنوعی را رد کرده و استدلال کرده است که ایالات متحده باید پیشتازی خود را نسبت به چین حفظ کند. او گفت:
ببینید، ما در هوش مصنوعی از چین جلوتر هستیم ... و راستش را بخواهید، من میخواهم این وضعیت را همینطور حفظ کنم، زیرا هر کسی در هوش مصنوعی برنده شود، به معنای واقعی برنده است.
ترامپ گفت ایجاد محدودیتهای ایمنی امکانپذیر است، اما آنچه را که «نگرانیهای اغراقآمیز» در مورد خطرات هوش مصنوعی توصیف کرد، نادیده گرفت و به خبرنگاران گفت:
آنها مسائلی را مطرح میکنند که هرگز اتفاق نخواهد افتاد.
نوآ اسمیت، اقتصاددان، استدلال کرد که ایراد اصلی به «آرام کردن» هوش مصنوعی ساده است: اگر شرکتهای آمریکایی سرعت خود را کاهش دهند، شرکتهای چینی میتوانند به سادگی از آنها پیشی بگیرند. این موضوع آزمایشگاهها را در موقعیتی قرار میدهد که اسمیت آن را مسابقه «ملکه سرخ» مینامد و اگر آنها ساختن را متوقف کنند، میترسند در هر صورت شخص دیگری آن را بسازد.
محققان هوش مصنوعی احتمال وقوع فاجعه را در سال ۲۰۲۴ بین ۱۵ تا ۲۰ درصد ارزیابی کردند. منبع: Grace et al.
حتی اگر آزمایشگاهها بخواهند برای کاهش سرعت با هم هماهنگ شوند، این کار میتواند مشکل دیگری ایجاد کند. طبق گزارشها، OpenAI از اعضای کنگره پرسیده است که آیا کاهش سرعت در سراسر صنعت با قانون ضدانحصار (Antitrust) ایالات متحده مغایرت دارد یا خیر، زیرا هماهنگی بین آزمایشگاههای رقیب میتواند به معنای محدود کردن خروجی در نظر گرفته شود.
دیوید ساکس، مسئول سابق هوش مصنوعی و رمزارزها در کاخ سفید، پاسخ سادهای به درخواست آمودی و آلتمن برای «آرام کردن مرزهای توسعه» داشت: او گفت «بفرمایید» و استدلال کرد که اگر آزمایشگاهها میخواهند سرعت خود را کم کنند، آزادند خودشان به تنهایی این کار را انجام دهند.
با این حال، این یک بنبست بزرگ (Catch-22) ایجاد میکند: اگر شرکتهای رقیب در هوش مصنوعی برای کاهش توسعه با یکدیگر هماهنگ شوند، ممکن است با قوانین ضدانحصار روبهرو شوند. و اگر هرکدام به طور مستقل سرعت خود را کاهش دهند، خطر از دست دادن جایگاه خود به رقبا و کشورهایی که به پیشروی ادامه میدهند را به جان میخرند.
پس چرا آنها اکنون میخواهند سرعت خود را کاهش دهند؟
آمودی و آلتمن خواستار توقف هوش مصنوعی نیستند.
آنها خواستار سیستمی هستند که در آن، مدلهای قدرتمند هوش مصنوعی بتوانند همگام با رسیدنِ آزمایشهای ایمنی، نظارت و استانداردهای مشترک، توسعه یابند.
آلتمن با اعتراف به اینکه موارد ایمنی و نظارت «هزینههای قابلتوجهی» دارند، گفت:
وقتی در مورد "کاهش سرعت" صحبت میکنیم، منظورمان "توقف" نیست.» او همچنین افزود که کاهش سرعت «کاملاً ارزش این هزینه را دارد.
هیچ میزان از فشار رقابتی آمریکا نباید بیاحتیاطی را توجیه کند یا اجازه دهد قابلیتها از همسویی (alignment) و نظارت پیشی بگیرند.
با این حال مشکل اینجاست که این فشارها از بین نرفتهاند و با بیتوجهی ترامپ به هشدارهای مدیران هوش مصنوعی و پیوند عمیق بازار سهام ایالات متحده با شرکتهای آنها، این فشارها تنها در حال قویتر شدن هستند.
اکنون همان شرکتهایی که سالها برای جلو بردن مرزهای این فناوری تلاش کردند، میگویند ممکن است این مرزها با سرعت بسیار زیادی در حال حرکت باشند.

رازهای فاکتور طلا؛ چطور فاکتور را بخوانیم تا سرمایهمان به باد نرود؟
27 شهریور 1405 - 12:00
قیمت طلا را میپرسید، فروشنده عددی میگوید و شما هم بعد از پرداخت پول، فاکتور را میگیرید. اما آیا میدانید دقیقاً بابت چه چیزی پول دادهاید؟ چه مقدار از مبلغ فاکتور ارزش خود طلاست و چه مقدار به اجرت، سود فروشنده و مالیات اختصاص دارد؟ همین چند عدد ساده میتوانند تفاوت بین یک خرید آگاهانه و معاملهای را رقم بزنند که موقع فروش، غافلگیرتان میکند.
فاکتور طلا فقط رسید خرید نیست؛ سندی است که جزئیات معامله را ثبت میکند و به شما کمک میکند هزینه واقعی خریدتان را بشناسید. در این مقاله یاد میگیریم چطور بخشهای مختلف فاکتور را بخوانیم، قیمت نهایی را بررسی کنیم و با چند نکته ساده، از سرمایهمان بهتر محافظت کنیم.
فاکتور طلا چیست و چرا باید آن را جدی بگیریم؟
فاکتور طلا سندی است که مشخصات کالای خریداریشده، مبلغ معامله و اطلاعات فروشنده را ثبت میکند. این سند در کنار طلای خریداریشده، برای اثبات منشأ خرید و پیگیری مشکلات احتمالی اهمیت دارد.
فرض کنید دو سال بعد تصمیم میگیرید طلای خود را بفروشید. فاکتور به خریدار کمک میکند بداند این قطعه را از کجا تهیه کردهاید، چه مشخصاتی داشته و بابت آن چقدر پرداخت کردهاید. اگر هم درباره وزن، عیار یا مبلغ معامله اختلافی پیش بیاید، فاکتور میتواند یکی از مدارک مهم برای پیگیری موضوع باشد.
البته یک نکته را فراموش نکنید: فاکتور بهتنهایی تضمین نمیکند که طلا اصل است یا تمام اطلاعات آن درست ثبت شده است. ارزش واقعی این سند به دقت اطلاعات، اعتبار فروشنده و امکان بررسی مشخصات طلا بستگی دارد.
بیشتر بخوانید: کد «ریگیری» طلای آبشده چیست و چطور آنلاین استعلام بگیریم؟
چطور فاکتور طلا را بخوانیم؟
برای خواندن فاکتور لازم نیست حسابدار باشید یا همه اصطلاحات بازار طلا را از قبل بدانید. کافی است چند بخش اصلی آن را بشناسید و بدانید کدام عددها مستقیماً روی هزینه خرید شما تاثیر میگذارند.
مشخصات فروشنده و شماره فاکتور
اولین چیزی که باید بررسی کنید، مشخصات فروشگاهی است که از آن خرید میکنید. نام فروشگاه، اطلاعات تماس، نشانی و شماره فاکتور باید بهگونهای درج شوند که در صورت نیاز بتوانید فروشنده را پیدا کنید.
شماره فاکتور نیز برای ثبت و پیگیری معامله اهمیت دارد. اگر فاکتور بهصورت دستی صادر شده، مطمئن شوید اطلاعات آن خوانا و کامل است. در فاکتورهای چاپی هم صرفاً به ظاهر مرتب و کامپیوتری آن اعتماد نکنید؛ مهم، صحت اطلاعات است.
مشخصات خریدار
نام و اطلاعات تماس خریدار باید درست ثبت شوند. اگر طلا را برای خودتان میخرید، هنگام صدور فاکتور اطلاعاتتان را بررسی کنید. اگر هم قرار است طلا را هدیه بدهید، بهتر است از فروشنده درباره نحوه ثبت مشخصات صاحب هدیه و شرایط صدور فاکتور سوال کنید.
اشتباه در اطلاعات خریدار ممکن است هنگام پیگیری معامله یا درخواست فاکتور جایگزین دردسرساز شود.
وزن و عیار طلا؛ دو عددی که نباید از کنارشان ساده بگذرید
وزن و عیار، دو مشخصه اساسی برای تعیین ارزش طلای شما هستند.
وزن معمولاً با گرم یا سوت درج میشود. هر گرم برابر با هزار سوت است؛ بنابراین اگر وزن یک قطعه ۲ گرم و ۵۰۰ سوت باشد، وزن آن در مجموع ۲.۵ گرم است.
عیار هم نشان میدهد چه نسبتی از وزن آلیاژ را طلای خالص تشکیل میدهد. برای مثال، طلای ۱۸ عیار از ۲۴ قسمت، ۱۸ قسمت طلای خالص دارد. به همین دلیل، عیار آن را با عدد ۷۵۰ نیز نشان میدهند؛ یعنی در هر هزار قسمت آلیاژ، ۷۵۰ قسمت طلا وجود دارد.
اگر در فاکتور نوشته شده باشد:
وزن: ۳.۵ گرم
عیار: ۷۵۰
یعنی با ۳.۵ گرم طلای ۱۸ عیار سروکار دارید، نه ۳.۵ گرم طلای خالص.
نکته مهم این است که وزن ثبتشده باید با مشخصات واقعی قطعه مطابقت داشته باشد. اگر طلا سنگ، نگین یا متعلقات دیگری دارد، از فروشنده بخواهید وزن و قیمت آنها را جداگانه مشخص کند؛ زیرا وزن نگین یا سایر متعلقات را نباید بهعنوان وزن طلای قابل محاسبه در نظر گرفت.
قیمت روز طلا یا همان قیمت خام
وقتی فروشنده قیمت هر گرم طلا را اعلام میکند، باید بدانید این عدد دقیقاً به چه چیزی اشاره دارد. قیمت خام طلا، ارزش خود طلای بهکاررفته در قطعه است و هزینههایی مانند اجرت ساخت و سود فروشنده را شامل نمیشود.
در بازار ممکن است با اصطلاح «مظنه» هم روبهرو شوید. مظنه معمولاً به قیمت یک مثقال طلای ۱۷ عیار اشاره دارد و با قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار یکسان نیست. بنابراین اگر فروشنده عددی را بهعنوان مظنه اعلام کرد، آن را مستقیماً در وزن قطعه ضرب نکنید.
برای بررسی قیمت فاکتور، مطمئن شوید نرخ درجشده مربوط به هر گرم طلای ۱۸ عیار است یا واحد دیگری دارد. همچنین زمان ثبت قیمت اهمیت دارد؛ چون نرخ طلا در طول روز تغییر میکند.
اجرت ساخت؛ هزینهای که هنگام فروش معمولاً برنمیگردد
اجرت ساخت، مبلغی است که بابت طراحی و ساخت زیورآلات پرداخت میکنید. دو قطعه طلا ممکن است وزن و عیار یکسانی داشته باشند، اما به دلیل تفاوت در طراحی و ظرافت ساخت، اجرت متفاوتی داشته باشند.
اجرت ممکن است بهصورت مبلغی ثابت برای هر گرم، مبلغی برای کل قطعه یا درصدی از ارزش طلا محاسبه شود. به همین دلیل، پیش از خرید باید مشخص کنید فروشنده از کدام روش استفاده میکند.
برای مثال، اگر اجرت هر گرم ۲۰۰ هزار تومان باشد و قطعه شما ۳ گرم وزن داشته باشد، اجرت کل برابر با ۶۰۰ هزار تومان خواهد بود.
نکته مهم برای خریداران این است که اجرت، بخشی از هزینه خرید زیورآلات است؛ اما هنگام فروش، معمولاً قیمتگذاری بر اساس ارزش روز طلای قابل بازیابی انجام میشود و اجرت پرداختشده بهطور کامل به شما برنمیگردد. به همین دلیل، اگر هدف اصلیتان سرمایهگذاری است، باید پیش از خرید به میزان اجرت توجه ویژهای داشته باشید.
سود فروشنده؛ مبلغی جدا از اجرت
سود فروشنده با اجرت ساخت فرق دارد. اجرت بابت ساخت و آمادهسازی طلا دریافت میشود، اما سود فروشنده مربوط به فروش کالا و خدمات فروش است. سود قانونی تکفروشی طلا در ایران بر اساس مصوبه اتحادیه طلا و جواهر معادل ۷ درصد از مجموع قیمت طلای خام و اجرت ساخت است.
در فاکتور نیز باید مشخص باشد سود بر چه مبنایی محاسبه شده است. اگر فروشنده فقط یک مبلغ نهایی اعلام میکند و مشخص نیست چه مقدار آن بابت اجرت و چه مقدار بابت سود است، از او بخواهید این اجزا را جداگانه توضیح دهد.
مالیات بر ارزش افزوده؛ ۱۰ درصد روی کدام مبلغ؟
یکی از بخشهایی که میتواند باعث سوءتفاهم هنگام خرید طلا شود، مالیات است. بسیاری از خریداران تصور میکنند باید ۱۰ درصد کل مبلغ فاکتور را بهعنوان مالیات پرداخت کنند؛ درحالیکه طبق مقررات مالیاتی سال ۱۴۰۵، اصل طلا از مالیات بر ارزش افزوده معاف است و نرخ ۱۰ درصد به اجرت ساخت، سود فروشنده و حقالعمل مربوط به معامله تعلق میگیرد. بنابراین، مالیات نباید بهصورت ۱۰ درصد ارزش اصل طلا محاسبه شود.
برای مثال، فرض کنید ارزش خام طلای خریداریشده ۳۰ میلیون تومان باشد، اجرت ساخت آن ۲ میلیون تومان و سود فروشنده ۱ میلیون تومان. اگر حقالعمل جداگانهای وجود نداشته باشد، مالیات به این شکل محاسبه میشود:
ارزش اصل طلا: ۳۰ میلیون تومان
اجرت ساخت و سود فروشنده: ۳ میلیون تومان
مالیات بر ارزش افزوده: ۱۰ درصدِ ۳ میلیون تومان، یعنی ۳۰۰ هزار تومان
در نتیجه، مبلغ نهایی فاکتور ۳۳ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان خواهد بود.
قیمت نهایی؛ عددی که باید با جمع اجزای فاکتور بخواند
در پایان، قیمت نهایی را بررسی کنید. این مبلغ باید با مجموع ارزش طلای خام، اجرت، سود، مالیات و هزینههای مجاز دیگر مطابقت داشته باشد.
اگر در فاکتور چند قطعه طلا خریداری کردهاید، بهتر است وزن، اجرت و قیمت هر قطعه جداگانه درج شده باشد. در این صورت، هم احتمال اشتباه کمتر میشود و هم هنگام فروش میتوانید مشخصات هر قطعه را راحتتر بررسی کنید.
بیشتر بخوانید: طلای آبشده، دستدوم یا سکه؟ کدام سود بیشتری دارد؟
اگر فاکتور طلا نداشته باشیم چه میشود؟
نداشتن فاکتور به این معنا نیست که طلای شما حتماً غیرقابل فروش است؛ اما ممکن است روند فروش و اثبات منشأ خرید را دشوارتر کند. برخی واحدهای صنفی ممکن است برای خرید طلای بدون فاکتور، بررسیهای بیشتری انجام دهند یا از پذیرش آن خودداری کنند.
اگر فاکتور خود را گم کردهاید، ابتدا به همان فروشگاهی مراجعه کنید که طلا را از آن خریدهاید. اگر اطلاعات معامله در سوابق فروشگاه موجود باشد، میتوانید درباره دریافت نسخه جایگزین سوال کنید. البته صدور نسخه جایگزین به سوابق فروشنده و شرایط معامله بستگی دارد و نباید آن را در همه موارد قطعی دانست.
اگر طلای شما فاکتور ندارد، پیش از مراجعه برای فروش، با واحد صنفی معتبر درباره مدارک موردنیاز و روند بررسی آن هماهنگ کنید.
چطور از فاکتور طلا نگهداری کنیم؟
فاکتور طلا را درست مانند سایر مدارک مهم خریدتان نگهداری کنید. بهتر است اصل فاکتور را در محلی امن و جدا از خود طلا بگذارید و یک نسخه دیجیتال از آن نیز داشته باشید.
برای این کار میتوانید از تمام صفحات فاکتور عکس واضح بگیرید یا آن را اسکن کنید. مطمئن شوید شماره فاکتور، مشخصات فروشنده، وزن، عیار و مبلغ نهایی در تصویر خوانا هستند.
اگر چند قطعه طلا دارید، بهتر است فاکتور هرکدام را جداگانه نگهداری کنید تا هنگام فروش یا بررسی مشخصات، اطلاعات آنها با یکدیگر اشتباه نشود.
سخن نهایی
فاکتور طلا فقط برگهای نیست که بعد از خرید داخل کیف میگذارید و فراموش میکنید؛ این سند به شما نشان میدهد پولتان دقیقاً بابت چه چیزی پرداخت شده است. وقتی وزن و عیار، قیمت خام، اجرت، سود و مالیات را از هم تشخیص دهید، میتوانید هزینه واقعی خریدتان را بفهمید و با دید بازتری برای فروش یا نگهداری طلا تصمیم بگیرید.
دفعه بعد که برای خرید طلا به بازار میروید، پیش از پرداخت پول چند دقیقه برای خواندن فاکتور وقت بگذارید. اگر مبلغی برایتان روشن نیست، همانجا سوال کنید و از فروشنده بخواهید اجزای قیمت را جداگانه توضیح دهد. همین بررسی ساده میتواند جلوی بسیاری از اشتباههای پرهزینه را بگیرد.
سوالات متداول
آیا فاکتور دستی طلا اعتبار دارد؟دستی یا کامپیوتری بودن فاکتور بهتنهایی معیار اعتبار آن نیست. مهم این است که اطلاعات معامله، مشخصات فروشنده و کالای خریداریشده بهدرستی ثبت شده باشند و امکان پیگیری معامله وجود داشته باشد.آیا برای خرید طلای کموزن هم باید فاکتور بگیریم؟بله، بهتر است برای هر خرید طلا، حتی قطعات کموزن، فاکتور دریافت کنید. وزن کم، اهمیت ثبت مشخصات و مبلغ معامله را از بین نمیبرد.آیا فاکتور طلا باید مهر داشته باشد؟فاکتور طلا باید حتماً دارای مهر رسمی و امضای فروشنده (طلافروشی) باشد.آیا مالیات طلا روی کل مبلغ فاکتور محاسبه میشود؟خیر. در سال ۱۴۰۵، اصل طلا از مالیات بر ارزش افزوده معاف است و نرخ ۱۰ درصد به اجرت ساخت، سود فروشنده و حقالعمل مربوط به معامله تعلق میگیرد. اگر فاکتور طلا را گم کنیم، میتوانیم آن را بفروشیم؟ممکن است فروش طلا بدون فاکتور امکانپذیر باشد، اما به شرایط معامله و بررسیهای واحد صنفی بستگی دارد.

لومیس: قانون Clarity مرده است. دموکراتهایی که آن را کشتند، نظر دیگری دارند
26 شهریور 1405 - 21:00
طبق سوابق رسمی سنا، در رایگیری روز ۱۵ سپتامبر مجلس سنا درباره لایحه شفافیت بازار داراییهای دیجیتال (قانون CLARITY)، هفت سناتور دموکرات به توقف بحث (Cloture) رای منفی دادند. پیش از این، سناتور لومیس، حامی اصلی قانون CLARITY، گفته بود که اگر این طرح در اولین رایگیری خود شکست بخورد، کار آنها با آن تمام است.
به گزارش میهن بلاکچین، یک روز بعد، همان هفت سناتور اعلام کردند که به تصویب این لایحه متعهد هستند.
سوابق کاملاً روشن است
بر اساس رایگیری شماره ۲۳۴ سنا که در ساعت ۲:۱۹ بعدازظهر به وقت شرقی در روز ۱۵ سپتامبر برگزار شد، نام هر هفت نفر در مخالفت با درخواست توقف بحث ثبت شده است. این مرحله رویهای برای پیشبرد لایحه به ۶۰ رای نیاز داشت، اما تنها ۴۹ رای آورد.
سناتور سینتیا لومیس (جمهوریخواه از ایالت وایومینگ)، حامی اصلی این لایحه، پیشتر هشدار داده بود که شکست در این رایگیری به معنای پایان مبارزه خواهد بود. او به خبرنگاران گفته بود:
گزارش برندن پدرسن در توییتر (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶):
فکر میکنم کارمان تمام است. این موضوع به پایان رسیده است.
سناتور سینتیا لومیس به گروه بزرگی از خبرنگاران میگوید که اگر رایگیری برای توقف بحث امروز شکست بخورد:
فکر میکنم کارمان تمام است. کار به پایان رسیده است. زیرا ما بیش از یک سال روی این لایحه کار کردهایم و بیش از ۱۲۰ مورد از درخواستهای آنها را برآورده کردهایم. دیگر کافی است.
روز بعد، همان هفت سناتور بیانیه مشترکی صادر کردند که لحن متفاوتی داشت:
ما همچنان متعهد به همکاری دوحزبی برای تصویب این قانون هستیم.
گزارش برندن پدرسن در توییتر (۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶):
هفت سناتور دموکرات بیانیهای صادر کردند و گفتند که «همچنان متعهد» به تصویب قانون شفافیت هستند – [این سناتورها عبارتند از:] جیلیبراند، آلسوبروکس، بوکر، کورتز ماستو، وارنر، وارناک.
موضعی که جدید نیست، بلکه تکراری است
این بیانیه یک تغییر موضع جدید نیست. شش نفر از این هفت نفر، به علاوه سناتور جان هیکنلوپر (دموکرات از ایالت کلرادو) به جای جیلیبراند، در ماه ژوئیه نیز دقیقاً از همین ادبیات استفاده کرده بودند. آنها پیشنویس قبلی جمهوریخواهان را از نظر اخلاقی و حمایت از مصرفکننده ناکافی دانسته و در عین حال متعهد شده بودند که برای رسیدن به توافق به کار خود ادامه دهند.
این الگو همچنان پابرجاست: مخالفت با متن مشخصِ لایحه در صحن مجلس، در حالی که در ظاهر درها را برای نسخههای آینده باز نگه میدارند.
جمهوریخواهان این نوع رفتار را رد میکنند. تام امر، ناظم اکثریت مجلس نمایندگان، این گروه را متهم کرد که در ظاهر یک چیز میگویند اما جور دیگری رای میدهند. او به حضور جیلیبراند در پنل اتاق دیجیتال در ماه مارس اشاره کرد که در آن گفته بود میخواهد ایالات متحده رهبری این صنعت را بر عهده داشته باشد.
این موضوع برای قانون CLARITY چه معنایی دارد
اینکه آیا قانون CLARITY کاملاً مرده است یا صرفاً متوقف شده، اکنون به این بستگی دارد که روایت و چارچوب کدام طرف غالب شود. جمهوریخواهان کنترل تقویم صحن را در دست دارند و رایگیری دیگری را برنامهریزی نکردهاند.
این هفت سناتور دموکرات هیچ متن جدید و هیچ جدول زمانی ارائه ندادهاند، بلکه فقط همان ادبیاتی را که قبلاً استفاده کرده بودند تکرار کردهاند که سرنوشت این لایحه را دقیقاً در همان وضعیت مبهمی قرار میدهد که رایگیری روز سهشنبه به جا گذاشته بود.


























