• تتر:
    161,746.72 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    59.11%
  • دامیننس اتریوم:
    12.03%
  • ارزش کل بازار:3 تریلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
3 تریلیون دلار
معاملات 24h
86 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.11%
نرخ تتر
161,746.72 تومان

آخرین مطالب

فعالیت در بازارهای پیش بینی به عنوان شغلی میلیون دلاری

کسرا خلیفه‌پور
15 بهمن 1404 - 22:00
دو ماه پس از آن‌که جوئل هولسینگر، ۲۶ ساله، شغل خود را به‌عنوان حسابدار رسمی شرکت‌ها رها کرد تا به‌صورت تمام‌وقت در بازارهای پیش بینی فعالیت کند، در مسیر رسیدن به نخستین ۱۰۰ هزار دلار درآمد خود قرار گرفته بود. نزدیک ظهرِ سه‌شنبه پیش از روز شکرگزاری سال گذشته بود؛ زمانی که دونالد ترامپ قرار بود طبق رسم هر سال، مراسم سنتی عفو بوقلمون (Turkey Pardon) را برگزار کند. در آن روز، هولسینگر بیش از ۷۰۰ دلار روی این پیش بینی گذاشته بود که آیا ترامپ دو کلمه مشخص را در سخنرانی‌اش به زبان خواهد آورد یا نه. هر دو پلتفرم اصلی بازارهای پیش بینی، یعنی کالشی (Kalshi) و پالی مارکت (Polymarket)، بازارهایی با پاسخ «بله یا خیر» راه‌اندازی کرده بودند که بررسی می‌کرد آیا رئیس‌جمهور بیش از ده عبارت و واژه خاص یعنی عباراتی مانند «داغ‌ترین»، «لایحه بزرگ و زیبا»، «چپ افراطی» و «انتخابات تقلبی» را به کار خواهد برد یا نه. هولسینگر ۵۰۰ سهم «نه» روی واژه «stuffing» با قیمت ۸۶ سنت و ۵۰۰ سهم «نه» روی واژه «cheaper» با قیمت ۷۰ سنت خریده (پیش بینی) بود. انتخاب او تصادفی نبود؛ او این پیش بینی‌ها را عمدتاً با بررسی فراوانی استفاده از واژه‌ها در متن سخنرانی‌های پیشین ترامپ انجام داده بود. به گفته هولسینگر ترامپ تقریباً همیشه درباره مقرون‌به‌صرفه‌بودن صحبت می‌کند، اما معمولاً ترجیح می‌دهد از واژه «lower» (کمتر یا پایین‌تر) به‌جای «cheaper» (ارزان‌تر) استفاده کند. او می‌گفت: ترامپ از ماه اوت به بعد حتی یک بار هم کلمه ‘cheaper’ را به زبان نیاورده است. هولسینگر همچنین تأکید می‌کرد که ترامپ در هیچ‌یک از سخنرانی‌های قبلی مراسم عفو بوقلمون شکرگزاری، هرگز به واژه «stuffing» اشاره نکرده است. با این حال، هولسینگر در میزان سرمایه‌ای که وارد این پیش بینی‌ها می‌کرد محتاط بود. او با اشاره به چهار مراسم شکرگزاری دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ گفت: با چنین نمونه آماری کوچکی، قرار نیست کار عجیب‌وغریبی بکنم. در پلتفرم کالشی، که انتخاب اصلی هولسینگر بود، احتمال اینکه ترامپ واژه «stuffing» را به زبان نیاورد به ۸۱ سنت کاهش یافته بود؛ یعنی باور بازار به گفتن این واژه در حال افزایش بود. هولسینگر رو به مخاطبان پخش زنده‌اش گفت: «کسی اطلاعات خاصی درباره واژه stuffing داره؟»؛ منظور او غذای سنتی شکرگزاری بود که معمولاً داخل بوقلمون قرار می‌دهند و یکی از نمادهای اصلی این مراسم محسوب می‌شود. او با شلوار راحتی و تی‌شرت، چهارزانو روی صندلی میز کارش در آپارتمان بدون آسانسورِ طبقه چهارم در محله ساوت ویلیامزبرگ بروکلین نشسته بود و هم‌زمان در حال پخش زنده (Livestream) برنامه‌اش بود. بیش از هزار نفر برای شنیدن تحلیل‌های کسی که او را با نام معامله‌گر بازارهای پیش بینی «PredictionMarketTrader» می‌شناختند، این پخش زنده را دنبال می‌کردند. هولسینگر و نامزدش به‌تازگی از لس‌آنجلس به این خانه نقل مکان کرده بودند و جعبه‌های فروشگاه هوم‌دیپو (Home Depot) هنوز در گوشه اتاق دیده می‌شد. اما موضوع اصلی آن روز چیز دیگری بود. در مراسم سنتی عفو بوقلمون شکرگزاری، معمولاً دو بوقلمون معرفی می‌شوند، اما فقط یکی از آن‌ها به‌عنوان بوقلمون اصلی و نمادین انتخاب می‌شود. پرسش این بود که کدام‌یک از این دو بوقلمون، «گابل» (Gobble) یا «ودل» (Waddle)، نامش توسط رئیس‌جمهور اعلام خواهد شد. هولسینگر ۲۵۰۰ دلار روی انتخاب گابل قرار داده بود. او در ابتدا اصلاً قصد نداشت چنین پیش بینی ای انجام دهد. به نظرش این کار بی‌معنی می‌آمد و فکر می‌کرد هیچ اطلاعات خاص یا مزیتی ندارد که بتواند با تکیه بر آن تصمیم بگیرد. هولسینگر در صحبت با مخاطبان پخش زنده‌اش می‌گفت: من واقعاً دلیل قانع‌کننده‌ای برای ودل نمی‌بینم. یا اینکه حمایت زیادی از گابل وجود دارد، اما شاید فقط در یک فضای بسته و هم‌نظرانه گیر افتاده باشم. اما حدود ۳۰ دقیقه قبل از مراسم، یکی از دوستان هولسینگر به ویدیوی تازه‌ای از خبرگزاری آسوشیتدپرس (Associated Press) دست پیدا کرده بود که به نظر می‌رسید نتیجه نهایی را روشن می‌کند. در این ویدیو، که مربوط به یک نشست خبری کاخ سفید بود، صدایی خارج از قاب می‌گفت هرچند «هر دو بوقلمون عفو می‌شوند»، اما گابل «بوقلمون ملی شکرگزاری» خواهد بود. این‌گونه تفاوت‌های ظریف همان نکاتی هستند که افراد عادی معمولاً به آن‌ها توجهی نمی‌کنند، اما برای معامله‌گران بازارهای پیش بینی ارزش زیادی دارند. در این بازارها، معیار نهایی تعیین نتیجه اغلب با دقتی وسواس‌گونه و بر اساس جزئیات دقیق نوشته می‌شود. به نظر می‌رسید بسیاری از معامله‌گران هنوز این ویدیو را ندیده‌اند و سهم‌های «بله» (Yes Shares) برای گابل همچنان با قیمتی در حدود ۸۲ سنت قابل خرید بود. هولسینگر بلافاصله ۲۴۷۵ سهم خرید. اگر پیش بینی‌اش درست از آب درمی‌آمد، حدود ۴۲۵ دلار سود می‌کرد. در پخش زنده از باغ رز کاخ سفید، بوقلمونی ظاهر شد که پوست آویزان زیر منقارش به شکلی مضحک تاب می‌خورد. هولسینگر با صدای بلند پرسید: «اون بالایی گابله؟ می‌تونیم یه مقایسه تصویری داشته باشیم؟»؛ سوالی برای مخاطبانی که همزمان در لایو نظر می‌دادند. ترامپ شروع به صحبت کرد و به بسیاری از واژه‌هایی که معامله‌گران روی آن‌ها پیش بینی کرده بودند اشاره داشت؛ از جمله «مقرون‌به‌صرفه»، «والمارت» و «تخم‌مرغ». سپس گفت: و حالا بیایید گابل رو معرفی کنیم ودل، البته، در مأموریت مفقود شده، ولی اشکالی نداره، وانمود می‌کنیم اینجاست… چشمان هولسینگر از تعجب باز شد. او از پیش بینی گابل سود خوبی کرده بود و علاوه بر آن، ۲۵۰ دلار هم از پیش بینی‌های مربوط به «cheaper» و «stuffing» به دست آورده بود؛ یعنی دو واژه‌ای که ترامپ هرگز به زبان نیاورده بود. با این حال، وقتی پخش زنده ۵۵ دقیقه‌ای خود را به پایان می‌رساند، حسرت می‌خورد که چرا با اطمینان بیشتری وارد این موقعیت نشده بود و سرمایه بیشتری اختصاص نداده است. جوئل هولسینگر: «آن‌قدر در فضای آنلاین غرق شده‌ام که فکر نمی‌کنم حتی محله خودم را هم بشناسم. شاید روزی ۱۶ ساعت پای کامپیوترم. واقعاً باید بیشتر از خانه بیرون بروم.» – منبع: The New York Times هولسینگر در پایان پخش زنده‌اش، با لحنی نیمه‌رضایتمند و نیمه‌منتقدانه گفت: خب، حداقل درست پیش بینی کردیم. زود وارد شدیم، اما انگار بیش از حد زود بود. باید حجم پیش بینی‌ام را بیشتر می‌کردم. با این حال، شروع هفته بد نیست؛ از یکشنبه تا حالا ۱٬۳۰۰ دلار جلو هستیم. آیا پیش بینی در بازارها شغل جدید این نسل است؟ پیش از سال ۲۰۲۰، اگر کسی می‌خواست از پیش بینی رویدادهای روز واقعاً درآمدی به دست بیاورد، گزینه‌های بسیار محدودی داشت. عملاً تنها پلتفرم جدی در این زمینه وب‌سایتی به نام پردیکت‌ایت (PredictIt) بود که از نیوزیلند فعالیت می‌کرد. این سایت برای هر پیش بینی سقف ۸۵۰ دلار تعیین کرده بود و حتی تعداد افرادی را که می‌توانستند در هر بازار شرکت کنند محدود می‌کرد. اما با راه‌اندازی پلتفرم‌های بازار پیش بینی در ایالات متحده، مثل کالشی و پالی مارکت، شرایط به‌طور اساسی تغییر کرد. امروز در این پلتفرم‌ها هزاران سؤال به‌صورت شبانه‌روزی فعال است و هر کسی می‌تواند نظر یا پیش بینی خود را مطرح کند؛ حتی پرسش‌هایی بسیار عجیب‌ مانند این‌که آیا ایالات متحده وجود موجودات فضایی را به‌طور رسمی تأیید خواهد کرد یا خیر. بازارهای پیش بینی به‌تدریج جای خود را در فرهنگ عمومی باز کرده‌اند. شبکه خبری CNN با کالشی همکاری کرده و Google Finance اکنون داده‌های هر دو پلتفرم کالشی و پالی مارکت را نمایش می‌دهد. حتی در پخش تلویزیونی مراسم گلدن گلوب (Golden Globes) در همین ماه، پیش از اعلام برندگان، نمودارهایی از ضرایب پیش بینی لحظه‌ای پالی مارکت روی آنتن رفت و بنیان‌گذار و مدیرعامل این شرکت، شِین کوپلن (Shayne Coplan)، نیز در مراسم حضور داشت. این بازارها از نظر سیاسی هم در شرایط مساعدی قرار دارند. در سال ۲۰۲۴، معامله‌گران پالی مارکت بیش از ۳٫۶ میلیارد دلار روی نتیجه انتخابات ترامپ و هریس پیش بینی کردند. در پایان رأی‌گیری در روز انتخابات، بازارهای پیش بینی شانس پیروزی دونالد ترامپ را بیشتر می‌دانستند، در حالی که میانگین نظرسنجی‌ها برتری اندکی برای کامالا هریس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده در زمان انتخابات ۲۰۲۴، نشان می‌داد. دولت دوم ترامپ نیز رویکردی دوستانه نسبت به این صنعت داشته است. دونالد ترامپ جونیور به‌عنوان مشاور با هر دو پلتفرم کالشی و پالی مارکت همکاری دارد و هم‌زمان یکی از سرمایه‌گذاران پالی مارکت به شمار می‌رود. در ماه نوامبر (آبان ۱۴۰۴)، کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا فعالیت قانونی پالی مارکت در ایالات متحده را تأیید کرد. هم‌زمان، اپلیکیشن‌های سرمایه‌گذاری و پیش بینی دیگری مانند رابین‌هود (Robinhood) و فَن‌دویل (FanDuel) نیز وارد این حوزه شده‌اند. کسب درآمد از پیش بینی در بازارهای پیش بینی می‌تواند یکی از شغل‌های شاخص این دوره تلقی شود؛ همان‌طور که معامله‌گری در وال‌استریت در دهه ۱۹۸۰، راه‌اندازی شرکت‌های دات‌کام در دهه ۱۹۹۰ یا اینفلوئنسر بودن در دهه ۲۰۱۰ چنین جایگاهی داشت. شکل‌گیری این شغل نتیجه مجموعه‌ای از شرایط فرهنگی است که هر کدام بارها مورد بحث قرار گرفته‌اند: کشیده‌شدن روزافزون جوانان به صفحه‌نمایش‌ها و جوامع آنلاین، ازهم‌پاشیدن مسیرهای شغلی سنتی، گرایش به سرمایه‌گذاری‌های بسیار پرریسک با ذهنیت «یا همه‌چیز یا هیچ»، کاهش اعتماد به کارشناسان و تکیه بر احتمال‌های عددی و خرد جمعی، و در نهایت، قمارگونه‌شدن بخش‌های مختلف زندگی روزمره، به نظر می‌رسد همه این عوامل در پدیده معامله‌گر تمام‌وقت بازارهای پیش بینی به هم رسیده‌اند. در برنامه‌های تلویزیونی، تحلیل‌گران می‌توانند هر نظری بدهند بدون اینکه هزینه‌ای بابت اشتباه‌بودن آن بپردازند. اما در بازارهای پیش بینی، پول واقعی وسط است و نتیجه مستقیماً به سود و زیان افراد گره می‌خورد. یکی از موفق‌ترین معامله‌گران این بازارها که با نام مستعار دومر (Domer) فعالیت می‌کند و نخواست نام واقعی‌اش فاش شود، این تفاوت را این‌طور توضیح می‌دهد: «اینجا تحلیل‌ها با پول واقعی همراه است.» او این وضعیت را «تحلیل همراه با ریسک شخصی» توصیف می‌کند. بسیاری از معامله‌گران، مانند دومر، ترجیح می‌دهند ناشناس بمانند تا هم از جلب توجه اداره مالیات آمریکا دور بمانند و هم با واکنش منفی افرادی که در این پیش بینی‌ ها ضرر کرده‌اند روبه‌رو نشوند. خود دومر به‌صراحت می‌گوید: اگر من پارسال ۲٫۵ میلیون دلار سود کرده‌ام، یعنی یک نفر دیگر همان مقدار ضرر داده است. از آنجا که پالی مارکت روی یک بلاکچین عمومی اجرا می‌شود، سوابق معاملات به‌صورت شفاف در دسترس است. بازارهای پیش بینی برای افرادی که به اطلاعات خاص یا زودهنگام دسترسی دارند، جذابیت زیادی دارد. برای مثال، در ماه دسامبر (دی)، یک کاربر ناشناس در پلتفرم Polymarket توانست در کمتر از ۲۴ ساعت بیش از یک میلیون دلار سود کند. بخش مهمی از این سود به پیش بینی‌ای بسیار خلاف نظر عموم مربوط می‌شد؛ او پیش بینی کرده بود که خواننده‌ای به نام دی‌فور‌وی‌دی (D4vd) به پرجست‌وجوترین فرد گوگل در سال گذشته تبدیل خواهد شد. در همان ماه، یک حساب ناشناس دیگر با پیش بینی دقیق زمان برکناری Nicolás Maduro، رئیس‌جمهور ونزوئلا، بیش از ۴۰۰ هزار دلار سود به دست آورد. دومر، یکی از معامله‌گران باتجربه این بازارها، احتمال این‌که معامله‌گر مربوط به مادورو به اطلاعات داخلی دسترسی داشته باشد را «۸۵ تا ۹۰ درصد» و در مورد پیش بینی گوگل حتی «۹۸ تا ۹۹ درصد» برآورد می‌کند. پالی مارکت در برابر درخواست برای ارائه توضیح، واکنشی نشان نداد. با این حال، واقعیت این است که بیشتر کاربران دو پلتفرم اصلی در نهایت پول از دست می‌دهند. از دست‌دادن سرمایه در پیش بینی های ورزشی که حدود ۹۰ درصد حجم معاملات پلتفرم Kalshi را تشکیل می‌دهد به یکی از تازه‌ترین شکل‌های قمار برای گروهی از مردان جوان تبدیل شده است که بسیاری از آن‌ها شغل ثابتی ندارند و با بدهی‌های دانشجویی یا کارت اعتباری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در بازارهای پیش بینی، افراد می‌توانند از ۱۸ سالگی فعالیت خود را آغاز کنند، در حالی که پیش‌بینی ورزشی در بیشتر ایالت‌های آمریکا حداقل سن ۲۱ سال دارد. از آنجا که کالشی و پالی مارکت مجوز فدرال دارند، کاربران می‌توانند حتی در ایالت‌هایی که پیش‌بینی ورزشی هنوز غیرقانونی است، از طریق این پلتفرم‌ها وارد پیش بینی روی رویدادها شوند. مدیرعامل یکی از پلتفرم‌های اعتبار خصوصی اخیراً گفته است: «ما خودمان را برای نسلی آماده می‌کنیم که احتیاط مالی در آن کنار گذاشته می‌شود، موجی از ورشکستگی‌های شخصی اجتناب‌ناپذیر است و بحران سلامت روان از آنچه امروز هست هم بدتر خواهد شد.» یک مطالعه دانشگاهی که ماه گذشته منتشر شد نیز ارتباطی میان دسترسی آسان به قمار ورزشی و افت شدید امتیازهای اعتباری، افزایش ورشکستگی‌ها، بدهی‌ها و عقب‌افتادن از پرداخت وام‌ها نشان داده است. در این بازارها، گروه کوچکی از معامله‌گران حرفه‌ای وجود دارند که خودشان را «شارپ‌ها» یا معامله‌گران حرفه‌ای (Sharps) می‌نامند. این افراد معمولاً ریسک‌پذیر، سریع در تصمیم‌گیری و از نظر عددی و تحلیل داده قوی‌تر از میانگین هستند. حالا حجم و نقدشوندگی بازارها آن‌قدر بالا رفته که معامله‌گری مثل دومر، که توانسته ناهماهنگی‌ها و ضعف‌های بازار را به نفع خود شناسایی کند، می‌تواند سالانه چند میلیون دلار درآمد داشته باشد. معامله‌گران تمام‌وقت این حوزه می‌گویند تعدادشان احتمالاً بین ۵۰ تا چند صد نفر است. بر اساس یک بررسی، کمتر از ۰٫۰۴ درصد از حساب‌ها در پالی مارکت حدود ۷۰ درصد کل سودها را به دست آورده‌اند. بازارهایی که حجم معاملات بالایی دارند و امکان سودهای بزرگ در آن‌ها وجود دارد، معمولاً همین گروه محدود از شارپ‌ها را جذب می‌کنند. برای نمونه، در یکی از این بازارها این سؤال مطرح شده بود که آیا ولودیمیر زلنسکی پیش از ماه ژوئیه (اواسط تیر تا اواسط مرداد) سال گذشته کت‌وشلوار خواهد پوشید یا نه. نتیجه این پیش بینی بحث‌برانگیز شد، چون لباسی که او در نشست ناتو پوشید «تقریباً» شبیه کت‌وشلوار بود، اما به‌طور قطعی هم کت‌وشلوار محسوب نمی‌شد. نمونه دیگر، پیش بینی نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری رومانی بود که در آن بسیاری از شارپ‌ها روی نامزد راست‌گرایی حساب کردند که در نهایت شکست خورد و اجماع آن‌ها نادرست از آب درآمد. یکی از این معامله‌گران که با نام مستعار آیاب‌وک (Iabvek) شناخته می‌شود و در ایالت آریزونا زندگی می‌کند، گفت: این بزرگ‌ترین ضرر زندگی‌ام بود. او در پیش بینی انتخابات رومانی ۳۵۰ هزار دلار از دست داد. آیاب‌وک نخواست نام واقعی‌اش منتشر شود، چون نگران بود هدف اخاذی یا دردسرهای دیگر قرار بگیرد. با این حال می‌گوید از نوامبر (آبان) ۲۰۲۴ تاکنون حدود ۲٫۵ میلیون دلار سود کرده است. او فعالیتش را از دوران دبیرستان شروع کرد؛ زمانی که با یک پیش بینی ۲۰ دلاری که به نام مادرش ثبت شده بود چون هنوز به سن قانونی نرسیده بود روی میزان اختلاف پیروزی لیز چنی (Liz Cheney) در انتخابات مجلس نمایندگان وایومینگ در سال ۲۰۱۶ وارد این فضا شد. گاهی دورشدن از بازار، بهترین معامله است حدود بیست سال پیش، دومر کسی که از ژانویه (دی) ۲۰۲۲ تاکنون فقط در پالی مارکت حدود ۲٫۶ میلیون دلار سود کرده یک فارغ‌التحصیل تازه‌کار دانشگاه بود که به‌صورت تمام‌وقت پوکر آنلاین بازی می‌کرد. اما نوسان‌های غیرقابل‌توضیح این بازی کلافه‌اش کرده بود. خودش می‌گوید: وقتی ۴۰ ساعت بی‌نقص بازی می‌کنی و باز هم پول از دست می‌دهی، کم‌کم در مورد کل زندگی‌ات دچار تردید می‌شوی. در پوکر، وقتی نمی‌دانی حریفت بلوف زده یا نه، عملاً نمی‌توانی بفهمی چرا باخته‌ای. در یکی از همین لحظه‌های انتظار و بی‌حوصلگی، با خودش فکر کرد روی چه چیزهای دیگری می‌شود پیش بینی کرد. او به یک وب‌سایت ایرلندی به نام این‌ترید (Intrade) رسید که امکان پیش بینی نتایج مراسم اسکار را می‌داد. دومر به منتقد سینما، راجر ایبرت (Roger Ebert)، اعتماد داشت و ایبرت گفته بود فیلم «تصادف» (Crash) در سال ۲۰۰۶ جایزه بهترین فیلم را بالاتر از «کوهستان بروکبک» (Brokeback Mountain) خواهد برد. دومر ۱۰ دلار روی «Crash» گذاشت و ۸۰ دلار برد. خودش می‌گوید: همون‌جا یه دنیا جدید باز شد؛ فهمیدم می‌شه این کار رو کرد. در سال ۲۰۰۸، زمانی که سناتور جان مک‌کین (John McCain) قرار بود معاون انتخاباتی‌اش را در دیتونِ اوهایو معرفی کند، دومر و یکی از دوستانش پروازهای ورودی به فرودگاه‌های اطراف را زیر نظر گرفتند. وقتی دیدند یک پرواز از آلاسکا برنامه‌ریزی شده، دومر با پیش بینی انتخاب سارا پیلین (Sarah Palin) سود قابل‌توجهی به دست آورد. تقریباً از همان زمان، پوکر را کنار گذاشت و تمام تمرکزش را روی بازارهای پیش بینی گذاشت؛ بازاری که به نظرش منطقی‌تر و کم‌استرس‌تر بود. امروز، در هر لحظه ممکن است بیش از هزار پیش بینی فعال داشته باشد و بیش از ۲ میلیون دلار سرمایه‌اش در معرض ریسک باشد. یکی از سودآورترین پیش بینی‌هایش در سال ۲۰۲۵ این بود که پاپ لئو به‌عنوان «شخصیت سال» مجله تایم (Time) انتخاب نخواهد شد؛ پیش بینی‌ای که حدود ۲۶۰ هزار دلار برایش سود داشت. با بزرگ‌ترشدن بازارها و شدیدترشدن رقابت، این کار زمان‌برتر هم شده است. میز کار دومر به چهار مانیتور و یک تلویزیون مجهز است. اغلب غذا را از اوبر ایتس (Uber Eats) سفارش می‌دهد. حتی در جریان انتخابات اسرائیل، برنامه خوابش کاملاً با ساعت محلی آن کشور تنظیم شده بود. وقتی دومر در سال ۲۰۱۷ با زنی که حالا همسرش است آشنا شد، احتمالاً او نمی‌دانست وارد چه سبک زندگی‌ای می‌شود. آن زمان فقط پلتفرم‌هایی مثل بت‌فِر (Betfair) و پردیکت‌ایت (PredictIt) وجود داشتند؛ رویدادها کمتر بودند، رقابت پایین‌تر بود و پول کمتری در میان بود. کالشی و پالی مارکت هنوز شکل نگرفته بودند. دومر می‌گوید: زندگی من اینطوریه که، همیشه یه چیزی روی گوشیم هست که حواسم رو پرت می‌کنه. وسط شام می‌گم: باید برم بالا، اریک آدامز توییت کرده. منظورش اریک آدامز (Eric Adams)، شهردار پیشین نیویورک است. او سال انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ را «فوق‌العاده آشفته» توصیف می‌کند. او می‌گوید: «به همسرم گفته بودم صبر کن تا ژوئیه (اواسط تیر تا اواسط مرداد)، با هم می‌ریم ایرلند و بازل، عالی می‌شه.» بازل شهری در سوئیس است. «مدام به این برنامه دل خوش کرده بودم.» اما در اواخر ماه ژوئن (اواخر خرداد تا اوایل تیر)، جو بایدن در یک مناظره انتخاباتی عملکرد ضعیفی داشت؛ اتفاقی که به گفته دومر به «بزرگ‌ترین رویداد تاریخ بازارهای پیش بینی سیاسی» تبدیل شد. پرسش اصلی بازار این بود: آیا بایدن از رقابت انتخاباتی کنار می‌کشد یا نه؟ دومر می‌گوید: «پول خیلی زیادی روی این سناریو گذاشته بودم.» نکته جالب اینجاست که دومر در هفته‌های منتهی به کناره‌گیری بایدن خارج از کشور بود و عملاً از فضای آنلاین فاصله گرفته بود. همین موضوع باعث شد درگیر نوسان‌ها و هیجان‌های لحظه‌ای نشود و بیشتر موقعیت‌هایش را حفظ کند. نتیجه این تصمیم ساده اما مهم، بیش از یک میلیون دلار سود خالص بود. هولسینگر، همان معامله‌گری که روی بوقلمون‌های شکرگزاری پیش بینی کرده بود، حالا به افرادی مثل دومر نگاه می‌کند و برای خودش آینده‌ای بزرگ‌تر تصور می‌کند. در همین ماه، مجموع سود او از ۱۴۴ هزار دلار گذشته و حالا به هدف بعدی فکر می‌کند؛ شاید رسیدن به ۵۰۰ هزار دلار. او می‌خواهد ریسک‌های بزرگ‌تری بپذیرد و خودش صریح می‌گوید: نرخ بردم نباید این‌قدر بالا باشه. این یعنی جاهایی که باید، ریسک نمی‌کنم. به بیان ساده، از نظر او سود زیاد فعلی نشانه محافظه‌کاری بیش از حد اوست. هولسینگر با نیکوتین‌های طعم‌دار زین (Zyn) و نوشیدنی‌های انرژی‌زای سلسیوس (Celsius) خودش را سرپا نگه می‌دارد و سعی می‌کند از این مقطع بیشترین استفاده را ببرد. به قول خودش: الان فقط یک ذهنیت دارم؛ باید رو به جلو برم.

انباشت ۱۴۰ تن طلا؛ شرکت تتر چطور به بزرگترین خریدار خصوصی طلا در جهان تبدیل شد؟

الهام اسماعیلی
15 بهمن 1404 - 20:00
تا همین چند سال پیش، انباشت گسترده طلا نشانه‌ انحصاری قدرت در بانک‌های مرکزی بود؛ اما حالا یک شرکت کریپتویی این قاعده را شکسته است. تتر با انباشت بیش از ۱۴۰ تن طلا به ارزش تقریبی ۲۴ میلیارد دلار به بزرگترین خریدار خصوصی طلا تبدیل شده است. پائولو آردوینو (Paolo Ardoino) هر ماه بیش از یک میلیارد دلار خرج می‌کند و هفته‌ای ۱ تا ۲ تن طلا می‌خرد؛ آن‌قدر جدی که خودش می‌گوید «در ماه‌های آینده هم قصد توقف ندارد». نکته اینجاست که او رئیس هیچ بانک مرکزی نیست، بلکه مدیرعامل شرکت صادرکننده بزرگ‌ترین استیبل‌کوین جهان یعنی USDT است؛ رمزارزی که ارزش بازار آن به ۱۸۷ میلیارد دلار می‌رسد. مدل کسب‌وکار تتر ساده است؛ شما ۱ دلار به آن می‌دهید و در عوض ۱ واحد تتر (USDT) می‌گیرید. شما از این توکن برای تجارت غیرمتمرکز استفاده می‌کنید؛ اما تتر با سرمایه‌گذاری همین دلارها در اوراق قرضه دولتی سودهای کلان به‌دست می‌آورد. در سال ۲۰۲۴، سود خالص این شرکت از ۱۳ میلیارد دلار فراتر رفت و به هر یک از اعضای تیم ۱۵۰ نفره آن به طور متوسط ۸۶ میلیون دلار سود تعلق گرفت. واقعیت این است که موجودیت تتر به دلار آمریکا گره خورده است؛ اما طی چند سال اخیر خارج از فعالیت اصلی خود به «احتکار دیوانه‌وار طلا» روی آورده است. درواقع، آردوینو با یک دست دلار می‌فروشد و با دست دیگر طلا می‌خرد؛ تا‌جایی‌که ذخایر آن از بانک‌های مرکزی بسیاری از کشورها ازجمله کره جنوبی، مجارستان، یونان، قطر و استرالیا پیشی گرفته است. با افزایش قیمت طلا از حدود ۲،۶۵۰ دلار در پایان سپتامبر ۲۰۲۴ به بیش از ۵،۱۰۰ دلار، سود کاغذی تتر بسیار فراتر از ۵ میلیارد دلار است. بخش بزرگی از کاربران تتر را ابزاری برای پوشش ریسک ارزهای ملی می‌دانند؛ اما آردوینو این منطق را فراتر می‌برد و می‌گوید: «طلا از هر ارز ملی امن‌تر است». در این مقاله از میهن بلاکچین قصد داریم به پشت پرده این ماجرا نگاهی بیندازیم و ببینیم شرکت تتر چطور به بزرگترین خریدار خصوصی طلا تبدیل شده است. نکات کلیدی انباشت بی‌سابقه طلا: تتر حدود ۱۴۰ تن طلا به ارزش تقریبی ۲۴ میلیارد دلار ذخیره کرده و به بزرگ‌ترین دارنده خصوصی طلا در جهان تبدیل شده است. خرید تهاجمی و سود پنهان: شرکت تتر با خرید ماهانه بیش از ۱ میلیارد دلار طلا، از جهش قیمت طلا سود تحقق‌نیافته‌ای بالغ بر ۵ میلیارد دلار به‌دست آورده است. کنترل زنجیره تأمین: تتر با جذب معامله‌گران فلزات گران‌بها از بانک‌هایی نظیر HSBC و سرمایه‌گذاری بیش از ۳۰۰ میلیون دلار در معادن، به‌دنبال استقلال کامل در زنجیره صنعت طلا است. استراتژی‌های هم‌راستا با بانک‌های مرکزی: رفتار تتر از منظر تنوع‌بخشی به ذخایر، شباهت زیادی به استراتژی بانک‌های مرکزی جهان دارد و حتی ممکن است تا ۲٪ از تقاضای جهانی طلا را شکل دهد. پوششی در برابر ریسک دلار: ترکیب ذخیره‌سازی طلا در پناهگاه‌های هسته‌ای سوئیس و لابی‌گری سیاسی، بخشی از استراتژی تتر برای مقابله با ریسک‌های اعتباری ارزهای فیات و تغییرات مقرراتی است.  تسخیر بازار طلا توسط تتر قبل از اینکه ببینیم تتر چقدر طلا دارد و چطور هزینه خرید آن‌ها را تامین می‌کند، بیایید ببینیم خزانه‌های طلای تتر کجا است. در دوران جنگ سرد، سوئیس حدود ۳۷۰ هزار پناهگاه هسته‌ای برای مقابله با حملات اتمی ساخت که امروز بسیاری از آن‌ها متروکه و بلااستفاده هستند. تتر یکی از همین پناهگاه‌ها را به خزانه طلا تبدیل کرده است. پائولو آردوینو این مکان را جایی توصیف می‌کند که با چندین لایه درهای فولادی سنگین محافظت می‌شود و هر هفته بیش از ۱ تن طلا به آن منتقل می‌شود؛ فضایی که به گفته خودش کاملاً حال‌وهوای فیلم‌های جیمز باند را دارد. از نگاه آردوینو، طلا یک دارایی منحصربه‌فرد است؛ به اعتبار هیچ دولتی وابسته نیست، قابل مسدودسازی یا تحریم نیست و نمی‌توان آن را یک‌شبه چاپ کرد. طلا قدیمی‌ترین و بنیادی‌ترین شکل امنیت مالی است. اما جاه‌طلبی اردوینو فقط به احتکار طلا محدود نمی‌شود؛ او وارد بازی معامله‌گری طلا هم شده است. بازار جهانی معاملات طلا عملاً در انحصار بانک‌های بزرگی مانند جی‌پی مورگان چیس (JPMorgan Chase)، اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) و سیتی‌گروپ (Citigroup) است؛ نهادهایی که هم نقدشوندگی بازار را کنترل می‌کنند و هم قدرت قیمت‌گذاری را در دست دارند. در نوامبر ۲۰۲۵، وینسنت دومین (Vincent Domien)، رئیس جهانی معاملات فلزات در HSBC و متیو اونیل (Mathew O'Neill)، رئیس بخش فلزات گران‌بها در اروپا، خاورمیانه و آفریقا، از این بانک استعفا دادند. هر دو از چهره‌های بسیار شناخته‌شده این صنعت بودند؛ وینسنت از سال ۲۰۲۲ ریاست معاملات فلزات HSBC را بر عهده داشت و عضو هیئت‌مدیره انجمن بازار شمش لندن (LBMA) بود. اونیل نیز از سال ۲۰۰۸ در HSBC فعالیت می‌کرد. مقصد جدید هر دوی آن‌ها تتر بود. جذب چنین معامله‌گران سطح بالایی از دل نظام مالی سنتی توسط یک شرکت کریپتویی، شوک بزرگی به محافل مالی لندن وارد کرد. آردوینو در توضیح این تصمیم گفت که برای خرید بلندمدت طلا و استفاده از ناکارآمدی‌های احتمالی بازار، به «بهترین پلتفرم معاملاتی طلا در جهان» نیاز دارد. خرید ماهانه حدود ۱ میلیارد دلار طلای فیزیکی در عمل کار ساده‌ای نیست و چالش‌های لجستیکی زیادی دارد. تتر در حال حاضر طلا را مستقیماً از پالایشگاه‌های سوئیسی و همچنین مؤسسات مالی بزرگ تهیه می‌کند و سفارش‌های بزرگ، تحویل طلا ممکن است چند ماه طول بکشند. در این ساختار، تتر عملاً قدرت چانه‌زنی بالایی ندارد و مقدار خرید و زمان تحویل تا حد زیادی به تصمیم طرف‌های مقابل وابسته است. ایجاد توان معاملاتی مستقل، راهی برای خروج از این وضعیت منفعلانه است. حتی کاهش ۰.۵٪ هزینه‌های معاملاتی می‌تواند منجر به ۶۰ میلیون دلار صرفه‌جویی سالانه شود؛ اما مهم‌تر از آن، نحوه ابتکار عمل و به‌دست‌آوردن کنترل بیشتر بر زنجیره تأمین و معاملات طلا است. چرا تتر استراتژی طلای بانک‌های مرکزی را دنبال می‌کند؟ نگرش تتر به طلا، روزبه‌روز به نگاه بانک‌های مرکزی شبیه‌تر می‌شود. بانک‌های مرکزی معمولاً به دو دلیل سراغ طلا می‌روند؛ اول اینکه نقدشوندگی خوبی دارد و در سراسر جهان پذیرفته شده است و دوم اینکه طلا یک دارایی واقعی است و برخلاف اسکناس دلار، اوراق قرضه و سپرده‌های بانکی به اعتبار هیچ کشور دیگری وابسته نیست. از زمان روی کار آمدن ترامپ، تکرار مداوم تهدیدهای تعرفه‌ای باعث شده ارزش دلار به پایین‌ترین سطح خود در سه سال اخیر برسد. هم‌زمان، بانک‌های مرکزی در سراسر جهان در حال افزایش ذخایر طلای خود هستند. بانک مرکزی لهستان در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ بزرگ‌ترین خریدار طلا در میان بانک‌های مرکزی بود و فقط در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۰ تن طلا به ذخایر خود اضافه کرد. کشورهایی مانند چین، روسیه، ترکیه، هند و برزیل هم به‌طور پیوسته در حال افزایش ذخایر طلای خود هستند. تتر همان کاری را که بانک‌های مرکزی انجام می‌دهند اما در قالب یک شرکت خصوصی پیاده کرده است. تحلیل‌گران مؤسسه جفریز (Jefferies) معتقدند تتر به‌عنوان یک «خریدار بزرگ و جدید» می‌تواند محرک رشد تقاضای جهانی طلا باشد. برآوردها نشان می‌دهد خریدهای طلای تتر در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵ حدود ۲٪ از کل تقاضای جهانی طلا را تشکیل داده است. این یعنی عملاً یک شرکت استیبل‌کوینی به یکی از عوامل افزایش قیمت طلا تبدیل شده است. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/tether-biggest-gold-buyer-move-against-values/" content="چگونه تتر به بزرگترین خریدار طلا در سال ۲۰۲۵ تبدیل شد؟ حرکتی برخلاف آرمان‌های کریپتو!" ][/sc] اما ماجرا به خرید شمش طلا ختم نمی‌شود. تتر به‌صورت آرام و حساب‌شده در حال خرید سهام شرکت‌های حق امتیاز طلا (Gold Royalty Companies) است. این شرکت‌ها، نهادهایی در صنعت معدن هستند که در ازای تامین سرمایه اولیه برای پروژه‌های معدنی، بدون درگیرشدن در عملیات استخراج، ریسک‌های ساخت یا هزینه‌های نگهداری تجهیزات، درصدی از درآمد یا تولید را دریافت می‌کنند. بر اساس گزارش بلومبرگ، تتر بیش از ۲۰۰ میلیون دلار برای خرید حدود ۳۷.۸٪ از سهام شرکت “Elemental Altus Royalties” سرمایه‌گذاری کرده و ۱۰۰ میلیون دلار دیگر برای تسهیل ادغام این شرکت با EMX پرداخت کرده است. علاوه بر این، تتر در چند شرکت متوسط کانادایی فعال در این حوزه از جمله Metalla Royalty ،Versamet Royalties و Gold Royalty سهام دارد. مسئولیت این پروژه‌ها بر عهده خوان سارتوری (Juan Sartori)، معاون پروژه‌های استراتژیک تتر است؛ شخصیتی چندوجهی که سابقه سناتوری در اروگوئه، مالکیت باشگاه ساندرلند در لیگ برتر انگلیس، نایب‌رئیسی باشگاه فوتبال آ.اس موناکو و بنیان‌گذاری یونیون گروپ (Union Group) را در کارنامه دارد. ترکیبی از فعالیت‌های سیاسی، تجاری، ورزشی و کریپتویی، چهره‌ای کاملاً بین‌المللی به او داده است. واقعیت این است که تتر با ورود به استیبل کوین‌های دارای پشتوانه طلا، خرید طلای فیزیکی، تقویت توان معاملاتی و مالکیت غیرمستقیم معادن در حال ساخت یک زنجیره کامل در صنعت طلا است؛ ساختاری که آن را بیش از پیش به یک «امپراطوری بزرگ طلا» شبیه می‌کند. شرکت تتر در کنار طلای فیزیکی، توکنی با پشتوانه طلا به‌نام تترگلد (XAUT) دارد. هر واحد XAUT معادل مقدار مشخصی طلای فیزیکی است که در خزانه‌های سوئیس نگهداری می‌شود و حتی امکان تحویل شمش واقعی هم وجود دارد. در حال حاضر، تترگلد حدود ۶۰٪ از بازار جهانی توکن‌های با پشتوانه طلا را در اختیار دارد و ارزش بازار در گردش آن به ۲.۷ میلیارد دلار می‌رسد. تا پایان سال ۲۰۲۵، مقدار پشتوانه این توکن حدود ۱۶.۲ تن طلای فیزیکی بود. پائولو آردوینو پیش‌بینی می‌کند تا پایان ۲۰۲۶ ارزش عرضه در گردش XAUT به ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار برسد. اگر این عدد به ۱۰ میلیارد دلار برسد، تتر باید حدود ۶۰ تن طلای جدید به ذخایر خود اضافه کند واین یعنی آن‌ها فقط برای تامین ذخایر XAUT باید در هر هفته بیش از یک تن طلا خریداری کنند. آردوینو در همین راستا پیش‌بینی دیگری هم مطرح کرده است: برخی کشورها در حال خرید گسترده طلا هستند و ما معتقدیم به‌زودی نسخه‌های توکنیزه‌شده طلا را به‌عنوان ارزهای رقیب دلار عرضه خواهند کرد. او نامی از این کشورها نبرده است، اما همه می‌دانند کدام کشورها در سال‌های اخیر با ولع بی‌سابقه‌ای مشغول انباشت طلا بوده‌اند. چرا تتر به بزرگترین بازیگر خصوصی بازار طلا تبدیل شده است؟ جیمز ریکاردز (James Rickards)، مشاور سابق پنتاگون در حوزه جنگ مالی، در کتاب جنگ‌های ارزی (Currency Wars) یک جمله‌ کلیدی دارد: «اساس رقابت میان ارزها، رقابت بر سر ذخایر است.» به بیان ساده، هر ارزی که پشتوانه قوی‌تری داشته باشد، در نبرد پولی دست بالاتر را خواهد داشت. در دهه ۱۹۶۰، والری ژیسکار دستن (Valéry Giscard d'Estaing)، وزیر وقت دارایی فرانسه، به صراحت از «امتیاز گزاف» آمریکا انتقاد کرد؛ از اینکه ایالات متحده می‌تواند با هزینه‌ای ناچیز اسکناس‌ چاپ کند؛ اما کل جهان مجبور است آن‌ها را با طلای واقعی و نقره معاوضه کند. این بازی حالا بیش از شصت سال است که ادامه دارد و تنها چیزی که آن را سر پا نگه داشته است، باور جهانی به دلار بوده است. اما اعتماد یک باور شکننده است که می‌تواند خیلی سریع فرو بریزد و دقیقاً همین‌جاست که منطق اصلی «جنگ ذخایر» شکل می‌گیرد. جنگ‌های تجاری، تعرفه‌ای و ارزی که در ظاهر دیده می‌شوند، در واقع فقط نشانه‌های بیرونی رقابت بر سر اعتبار پولی هستند و پایه اعتبار پول، چیزی جز کیفیت و امنیت ذخایر آن نیست. هر بار که دلار به‌نوعی، از مسدودسازی ذخایر ارزی کشورها گرفته تا قطع دسترسی به سوئیفت و اعمال تحریم‌های مالی به سلاحی برای تحریم و فشار سیاسی تبدیل می‌شود، پژواک این سؤال قدیمی در جهان بلندتر شنیده می‌شود: «چه نوع ذخیره‌ای واقعاً امن است؟» بانک‌های مرکزی این موضوع را به‌خوبی درک کرده‌اند و به همین دلیل، بی‌سروصدا در حال افزایش ذخایر طلای خود هستند. تتر هم به این مسئله پی‌برده و به همین دلیل به انباشت دیوانه‌وار طلا روی آورده است. جان رید (John Reade)، استراتژیست ارشد شورای جهانی طلا، می‌گوید: خریدهای تتر بر قیمت طلا اثرگذار است، اما تنها عامل رشد قیمت آن نیست. نکته جالب این است که یکی از بازیگران بزرگ دنیای کریپتو، طلا را به‌عنوان نسخه اصلی مقابله با کاهش ارزش دلار می‌بیند. شرکت تتر در آگوست ۲۰۲۵ بو هاینز (Bo Hines)، مدیر اجرایی سابق شورای کریپتو کاخ سفید در دولت ترامپ، را به‌عنوان مشاور استراتژیک خود در آمریکا استخدام کرد. هاینز در دوران تصدی‌اش در کنگره نقش مهمی در تصویب اولین قانون نظارتی استیبل‌کوین‌ها، یعنی قانون جینیس (GENIUS) داشت. چند ماه بعد در ژانویه ۲۰۲۶، تتر توکن USAT را به‌عنوان یک استیبل‌کوین ویژه آمریکا و منطبق با همین قانون معرفی کرد. جمع‌بندی انباشت طلا در پناهگاه‌های هسته‌ای سوئیس از یک سو و لابی‌گری فعال در واشنگتن از سوی دیگر، تصویر روشنی از استراتژی تتر ارائه می‌دهد؛ استراتژی‌ که هم بر دارایی‌های فیزیکی تکیه دارد و هم بر نفوذ سیاسی. در شرایطی که این فلز گران‌بها یکی پس از دیگری سقف‌های تاریخی جدید ثبت می‌کند و دلار به پایین‌ترین سطح خود در سه سال اخیر رسیده است، تتر به‌جای واکنش‌های کوتاه‌مدت، مشغول چیدن مهره‌های بلندمدت است. هر تن طلایی که در سکوت به خزانه‌های زیر کوه‌های آلپ منتقل می‌شود، نشانه‌ای از تردید جدی نسبت به ثبات نظم پولی فعلی است. جهان بی‌ثبات‌تر و پرریسک‌تر از گذشته به نظر می‌رسد؛ اما بازیگرانی همچون تتر، از مدت‌ها پیش خزانه‌های طلای خود را برای این روزها ساخته‌اند.

اختلال ماینینگ بیت کوین در آمریکا؛ تأثیر طوفان قطبی بر هش‌ریت و افزایش زمان بلاک‌ها به ۱۲ دقیقه

الهام اسماعیلی
15 بهمن 1404 - 16:00
صبح یکشنبه ۲۵ ژانویه (۵ بهمن‌ماه)، موج سرمای قطبی یک شوک ناگهانی به قلب صنعت استخراج بیت کوین آمریکا وارد کرد. طبق گزارش ماینر مگ (Theminermag.com) حوالی ساعت ۱۰ صبح، حدود ۶۰٪ از هش‌ریت فاندری یو‌اس (Foundry USA)، یکی از بزرگ‌ترین استخرهای استخراج بیت کوین، از مدار خارج شد و زمان ساخت بلاک‌ها از مرز ۱۲ دقیقه عبور کرد. حالا سوال این است که اختلال در ماینینگ بیت کوین چه پیامدی برای شبکه دارد. در این مطلب از میهن بلاکچین این ماجرا و پیامدهای آن را بررسی خواهیم کرد. طوفان قطبی و اختلال ماینینگ بیت کوین منبع: bitcoin.com در روزهای پایانی هفته گذشته، یک طوفان زمستانی گسترده که از موج سرما و ناپایداری گردباد قطبی قدرت می‌گیرد، بخش بزرگی از ایالات متحده را درنوردید. این سامانه جوی که با بارش سنگین برف و باران منجمد همراه است، دما را در بسیاری از ایالت‌ها به حدی پایین آورده که زیرساخت‌های انرژی و شبکه برق را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد این موج سرمای شدید قطبی، استخراج بیت‌کوین در ایالات متحده را به‌طور جدی مختل کرده و باعث افزایش زمان ساخت بلاک‌ها به بیش از ۱۲ دقیقه شده است. روز شنبه، وب‌سایت ماینر مگ (Theminermag.com) که به‌طور تخصصی اخبار و داده‌های حوزه ماینینگ بیت کوین را رصد می‌کند، گزارش داد ماینرهای بیت کوین از پیش خود را آماده کرده‌اند تا برای کاهش فشار روی شبکه‌های برق منطقه‌ای، تولید بلاک را محدود کنند. یک روز بعد، این رسانه در کانال تلگرام خود اعلام کرد که این محدودیت‌ها عملاً در استخر استخراج Foundry USA اعمال شده و اثر آن به‌وضوح قابل مشاهده است. در این گزارش آمده است: هش‌ریت بیت کوین تنها در استخر Foundry USA از روز جمعه تاکنون حدود ۲۰۰ اگزاهش بر ثانیه (معادل نزدیک به ۶۰ درصد) کاهش یافته و در نتیجه، سرعت موقت تولید بلاک‌ها به حدود ۱۲ دقیقه رسیده است. بخش قابل‌توجهی از ماینرهای بیت کوین در ایالت تگزاس فعالیت می‌کنند و مناطق شمالی، مرکزی و جنوب‌شرقی این ایالت بیشترین آسیب را از طوفان خواهند دید. شهر هیوستون نیز تحت هشدار طوفان زمستانی قرار دارد و ورود جبهه سرمای قطبی باعث افت شدید و ناگهانی دما در طول شب شده است. بر اساس گزارش سایت “ksat.com”، تا روز یکشنبه حدود ۸۴۰ هزار نفر در آمریکا با قطعی برق مواجه بوده‌اند. استخر Foundry بزرگ‌ترین استخر استخراج بیت کوین از نظر هش‌ریت است که طبق برآوردهای سال ۲۰۲۳ بخش عمده‌ای از فعالیت‌های آن در تگزاس صورت می‌گیرد. داده‌های وب‌سایت‌های ممپول اسپیس (mempool.space) و هش‌ریت ایندکس (hashrateindex.com) نیز نشان می‌دهد هش‌ریت شبکه بیت کوین در بازه‌ ۹۶۱ تا ۹۹۱ اگزاهش بر ثانیه (EH/s) در نوسان است. گفتنی است این اعداد بر اساس میانگین متحرک ساده هفت‌روزه محاسبه شده‌اند و نوسانات شدید کوتاه‌مدت را تعدیل می‌کنند. وبسایت کوین‌وارز (coinwarz.com) تصویر دقیق‌تری از وضعیت لحظه‌ای ارائه می‌دهد و هش‌ریت ۲۴ ساعته شبکه را در حدود ۷۰۰ اگزاهش بر ثانیه (در بلاک ۹۳۳۷۴۵ ) برآورد کرده است. به‌طور کلی، تحلیل هش‌ریت در بازه‌های بلندمدت با میانگین متحرک هفت‌روزه قابل‌اعتمادتر است، اما بررسی بازه‌های کوتاه‌تر جزئیات مهم‌تری از شرایط واقعی شبکه را آشکار می‌کند. پیامدهای موج سرمای قطبی در ماینینگ بیت کوین در زمان نگارش این گزارش، داده‌های دو وبسایت هش‌ریت ایندکس و مم‌پول اسپیس هر دو نشان می‌دهند فاصله زمانی بین بلاک‌ها به بیش از ۱۲ دقیقه افزایش یافته است. اگر این روند تا پایان دوره تنظیم سختی در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۲۶ ادامه پیدا کند، ممکن است سختی استخراج با کاهشی حدود ۱۷.۲۵ درصد روبه‌رو شود تا زمان تولید بلاک به همان ۱۰ دقیقه برگردد. این موضوع می‌تواند تا حدی اثر کاهش سختی را خنثی کند، البته همچنان انتظار می‌رود تنظیم سختی پیش‌رو قابل توجه باشد. به‌هرحال، انتظار می‌رود پس از فروکش کردن طوفان و بازگشت ماینرهای غیرفعال‌شده به شبکه، زمان تولید بلاک‌ها دوباره کاهش یابد. جمع‌بندی موج سرمای قطبی که بخش بزرگی از آمریکا را درنوردیده، باعث خاموش شدن بخشی از ماینرهای بیت کوین شده و با کاهش هش‌ریت شبکه، زمان تولید بلاک‌های بیت کوین به بیش از ۱۲ دقیقه افزایش یافته است. این کندی موقت تولید بلاک باعث می‌شود شبکه در دوره تنظیم سختی بعدی، سختی استخراج را کاهش دهد تا ماینرهای باقی‌مانده بتوانند سرعت بلاک‌ها را دوباره به حد معمول برگردانند. با این حال، شدت سرمای قطبی و بادهای شدید همچنان ادامه دارد و انتظار می‌رود حداقل تا اواخر ژانویه یا اوایل فوریه ۲۰۲۶، شبکه با این نوسان موقت مواجه باشد. سوالات متداول (FAQ) دلیل افزایش زمان تولید بلاک‌های بیت‌کوین در جریان طوفان قطبی چه بود؟سرمای شدید باعث شد ماینرها، به‌ویژه در تگزاس، فعالیت خود را محدود کنند. درنتیجه، هش‌ریت شبکه کاهش پیدا کرد و فاصله بین تولید بلاک‌ها طولانی‌تر شد.هش‌ریت استخر فاندری یو‌اس در طول طوفان چقدر کاهش یافت؟هش‌ریت استخر Foundry تقریباً ۲۰۰ اگزاهش بر ثانیه، یعنی حدود ۶۰٪ کاهش یافت که ناشی از محدودیت گسترده فعالیت ماینرها بود.آیا ممکن است سختی استخراج بیت‌کوین به‌خاطر موج سرمای قطبی تغییر کند؟اگر کندی تولید بلاک‌ها تا دوره تنظیم سختی در ۸ فوریه ۲۰۲۶ ادامه یابد، احتمال دارد سختی استخراج به‌طور قابل توجهی کاهش یابد تا سرعت بلاک‌ها دوباره به حد معمول بازگردد.فعالیت ماینینگ بیت‌کوین چه زمانی به حالت عادی برمی‌گردد؟با گذر طوفان و بازگشت ماینرها به شبکه، هش‌ریت دوباره افزایش پیدا خواهد کرد و تولید بلاک‌ها به شرایط عادی بازمی‌گردد.

سقوط ادامه‌دار بیت کوین؛ آیا سناریوی فروش اجباری مایکرواستراتژی به واقعیت تبدیل می‌شود؟

الهام اسماعیلی
15 بهمن 1404 - 12:00
بازار بیت‌کوین در حال عبور از یک آزمون استرس سنگین است؛ آزمونی که این‌بار مستقیماً دارایی نهادهای بزرگ را هدف گرفته است. با کاهش قیمت بیت‌کوین به زیر سطوح روانی مهم، نرخ آن به محدوده قیمت خرید نهادهایی مانند مایکرواستراتژی (MicroStrategy) نزدیک شده و همین موضوع نگرانی‌ها را درباره کمبود نقدینگی، به‌ویژه برای دارندگان اهرمی، به‌شدت افزایش داده است. در چنین شرایطی سوال اصلی این است که آیا مایکرواستراتژی که سال‌ها نماد ایمان نهادی به بیت کوین بود می‌تواند این فشار را تاب بیاورد یا مجبور به فروش بیت کوین‌های خود می‌شود؟ در این مطلب از میهن بلاکچین ضمن بررسی وضعیت بازار، سناریوی فروش اجباری مایکرواستراتژی را بررسی خواهیم کرد. نکات کلیدی در روزهای گذشته، قیمت بیت‌کوین از سطح روانی ۸۰ هزار دلار پایین‌تر رفت و به کمترین مقدار خود از ۷ آوریل ۲۰۲۵ رسید. ریزش‌های پیاپی اخیر به بیش از ۳۰٪ رسید و از نبود نقدینگی کافی در بازار و خریدار جدی حکایت داشت. شرکت مایکرواستراتژی و ۱۱ صندوق ETF اسپات بیت‌کوین، در مجموع حدود ۱۰٪ از کل بیت‌کوین‌های در گردش را در اختیار دارند. میانگین قیمت خرید این بیت‌کوین‌ها حدود ۸۵٬۳۶۰ دلار است و در حال حاضر روی‌هم‌رفته نزدیک به ۷ میلیارد دلار در ضرر تحقق‌نیافته هستند. میانگین قیمت خرید سرمایه‌گذاران ETFها حدود ۹۰٬۲۰۰ دلار است. این صندوق‌ها طی ۱۰ روز معاملاتی متوالی خروج سرمایه داشته‌اند. بازخرید بیت‌کوین‌ها توسط سرمایه‌گذارانی که در قیمت‌های بالا اقدام به خرید کرده‌اند، باعث فشار فروش و تشدید نوسان نزولی بازار می‌شود. میانگین قیمت خرید بیت‌کوین برای مایکرواستراتژی حدود ۷۶٬۰۳۷ دلار است و سود تحقق‌نیافته آن به کمتر از ۳٪ کاهش یافته است. از طرف دیگر، تأمین مالی این شرکت از طریق انتشار سهام ممتاز با بهره سنگین ۱۱.۲۵٪، ریسک فشار نقدینگی و جریان نقد را افزایش داده است. تحلیل بازار نشان می‌دهد که روایت قدیمی «ورود سرمایه نهادی» اثرگذاری سابق را ندارد. مشکل اصلی، نبود تقاضای جدید و پایدار است و ممکن است بیت‌کوین‌های در دست نهادها از یک عامل حمایتی به منبع جدی فشار فروش تبدیل شوند. آیا مایکرواستراتژی مجبور به فروش اجباری بیت‌کوین‌ می‌شود؟ در تعطیلات آخر هفته، قیمت بیت‌کوین به زیر ۸۰ هزار دلار سقوط کرد و به پایین‌ترین سطح خود از ۷ آوریل ۲۰۲۵ (۱۸ فروردین ۱۴۰۴) رسید. این موج فروش در شرایطی رخ داد که نقدینگی بازار بسیار ضعیف بود و همین مسئله باعث شد افت تجمعی اخیر بیت‌کوین از مرز ۳۰٪ هم عبور کند. با وجود فضای منفی بازار، مایکل سیلور (Michael Saylor)، رئیس اجرایی مایکرواستراتژی، روز یکشنبه تصویری با عبارت «More Orange» در شبکه اجتماعی ایکس (X) منتشر کرد که به‌نوعی سیگنال «ادامه خرید بیت‌کوین» تلقی شد. هم‌زمان، این شرکت اعلام کرد سود سهام سری A از سهام ممتاز دائمی خود با نماد STRC را ۲۵ واحد پایه افزایش داده و به ۱۱.۲۵٪ رسانده است. هدف از این اقدام نیز، جذب سرمایه جدید با هزینه تأمین مالی بالا برای ادامه استراتژی خرید بیت‌کوین عنوان شد. با این حال، تحلیلگران هشدار می‌دهند اگر قیمت بیت‌کوین در همین سطوح متوقف شود یا حتی پایین‌تر از قیمت تمام‌شده خرید مایکرواستراتژی برود، پرداخت سودهای سنگین سهام STRC فشار شدیدی بر جریان نقدی شرکت وارد می‌کند. منبع: odaily.news در همین راستا، جیم بیانکو (Jim Bianco)، استراتژیست کلان مؤسسه بیانکو ریسرچ (Bianco Research)، معتقد است بازار بیت‌کوین با «فرسودگی روایت» مواجه شده است. به گفته او، ساختار فعلی بازار بیش از هر زمان دیگری نهادی‌ شده است؛ به‌طوری‌که سرمایه‌گذاران صندوق‌های قابل‌معامله در بورس بیت کوین (ETF) و مایکرواستراتژی، مجموعا حدود ۱۰٪ از بیت‌کوین‌های در گردش را در اختیار دارند و در حال حاضر همگی در وضعیت ضرر تحقق‌نیافته قرار گرفته‌اند. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/michael-saylor-bitcoin-strategy-panic-button/" content="بیت کوین‌های مایکل سیلر رسماً وارد ضرر شدند؛ چرا استراتژی دکمه وحشت را نمی‌زند؟" ][/sc] منبع: odaily.news این موضوع نشان می‌دهد روایت «پذیرش نهادی بیت‌کوین» که زمانی موتور رشد بازار بود، احتمالا به‌خاطر گرفتار شدن سرمایه‌گذاران در قیمت‌های بالا، از یک عامل حمایتی به منبع فشار فروش در بازار تبدیل می‌شود. تشدید زیان تحقق‌نیافته نهادها؛ موج خروج سرمایه از ETFهای بیت‌کوین تحلیل جیم بیانکو نشان می‌دهد بازار بیت‌کوین به‌شدت «نهادی» شده است؛ به این معنا که برای اولین‌بار می‌توان به‌وضوح مبنای هزینه (Cost Basis) و وضعیت سود و زیان سرمایه‌های بزرگ را در بازار مشاهده کرد. در حال حاضر، مایکرواستراتژی به‌همراه ۱۱ صندوق ETF اسپات بیت‌کوین، در مجموع حدود ۱۰٪ از کل بیت‌کوین‌های در گردش را در اختیار دارند و میانگین قیمت خرید آن‌ها نزدیک به ۸۵٬۳۶۰ دلار است. با قیمت‌ فعلی، این نهادها به‌طور میانگین روی هر بیت‌کوین حدود ۸ هزار دلار ضرر تحقق‌نیافته دارند که مجموع این زیان به حدود ۷ میلیارد دلار می‌رسد. منبع: odaily.news در این میان، ETFهای اسپات به نیروی اصلی موثر بر ساختار عرضه و تقاضا تبدیل شده‌اند. داده‌ها نشان می‌دهد ۱۱ ای‌تی‌اف بزرگ حدود ۱.۲۹ میلیون واحد بیت‌کوین در اختیار دارند که معادل ۶.۵٪ از کل عرضه در گردش است و ارزش بازار تقریبی آن‌ها به ۱۱۵ میلیارد دلار می‌رسد. با این حال، میانگین قیمت خرید سرمایه‌گذاران این ETFها بالاتر و در حدود ۹۰٬۲۰۰ دلار است؛ در حالی که قیمت فعلی بیت‌کوین حدود ۱۳ هزار دلار پایین‌تر از مبنای هزینه آن‌ها قرار دارد. منبع: odaily.news خرید در قیمت‌های بالا منجر به شکل‌گیری یک اثر «پرو‌سایکلیکال (Pro-cyclical)» و «رفتار همسو با بازار» شده است؛ به این معنا که با کاهش قیمت‌ها، فروش‌ها افزایش می‌یابد و همین رفتار سرمایه‌گذاران باعث تشدید روند فعلی بازار می‌شود. بیانکو خاطر نشان می‌کند که این ETFها طی۱۰ روز معاملاتی متوالی با خروج خالص سرمایه مواجه شده‌اند. سرمایه‌گذارانی که در قیمت‌های بالا وارد شده‌ بودند، پس از شروع اصلاحِ قیمت اقدام به بازخرید و خروج می‌کنند و همین ساختار، نوسان‌های نزولی بازار بیت‌کوین را شدیدتر می‌کند. منبع: odaily.news کاهش حاشیه امن مایکرواستراتژی و تأمین مالی پرریسک ترازنامه مایکرواستراتژی که شاخصی برای بیت‌کوین شرکت‌ها محسوب می‌شود، در ماه‌های اخیر با سخت‌ترین آزمون خود مواجه شده است. این شرکت در حال حاضر ۷۱۲٬۶۴۷ بیت‌کوین در اختیار دارد که میانگین قیمت خرید آن‌ها حدود ۷۶٬۰۳۷ دلار است. با توجه به اینکه قیمت بیت‌کوین در محدوده ۷۸ هزار دلار نوسان می‌کند، سود تحقق‌نیافته مایکرواستراتژی به‌شدت کاهش یافته و به کمتر از ۳٪ رسیده است. منبع: odaily.news مایکرواستراتژی با وجود کاهش حاشیه امن خود، نه‌تنها هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی نشان نداده است؛ بلکه برای تأمین مالی مرحله بعدی خرید بیت‌کوین، بازدهی محصول STRC خود را به ۱۱.۲۵٪ افزایش داده است. این نرخ بازده در مقایسه با اوراق قرضه معمول شرکت‌ها بسیار بالا است و از عطش شدید مایکرواستراتژی برای جذب سرمایه حکایت دارد. از طرف دیگر، همین نرخ بالا ریسک ذاتی مدل کسب‌وکار شرکت که کاملاً متکی بر بیت‌کوین است را پررنگ‌تر می‌کند. سود و زیان استراتژی به شدت به نوسان قیمت بیت‌کوین وابسته است و کوچک‌ترین کاهش یا افزایش قیمت می‌تواند جریان نقدی و سوددهی شرکت را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. داده‌ها نشان می‌دهد از زمان عرضه محصول STRC در ماه نوامبر، فروش این ابزار مالی به‌تنهایی بودجه لازم برای خرید بیش از ۲۷ هزار بیت‌کوین را فراهم کرده است. تحلیل‌ها حاکی از آن است که مایکرواستراتژی همچنان در وضعیت سودده قرار دارد؛ اما حاشیه خطای آن به‌شدت کاهش یافته است. اگر قیمت بیت‌کوین افت بیشتری را تجربه کند، شرکت وارد محدوده ضرر تحقق‌نیافته می‌شود. در چنین شرایطی ادامه پرداخت سودهای بالا برای محصولات مالی شرکت، فشار قابل‌توجهی بر جریان‌های نقدی آن وارد می‌کند. این خطر زمانی جدی‌تر می‌شود که قیمت بیت‌کوین به زیر «خط بحرانی ۷۶ هزار دلاری قیمت تمام‌شده مایکرواستراتژی» سقوط کند. جمع‌بندی؛ روایت‌های قدیمی دیگر کارساز نیستند آنچه امروز بر بازار بیت‌کوین سایه انداخته صرفاً کاهش قیمت یا فشار فروش مقطعی نیست؛ بلکه «فقدان روایت‌های جدید» است. داستان‌هایی که تا همین اواخر موتور رشد بازار محسوب می‌شدند، به‌ویژه روایت «ورود سرمایه‌گذاران سنتی و نسل بومر»، اکنون به‌طور کامل در قیمت‌ها لحاظ شده‌اند یا عملاً اعتبار خود را از دست داده‌اند. نتیجه این وضعیت، موج ناامیدی در بازار است که طی هفته‌های اخیر با ریزش شدید قیمت‌ها تشدید شده است. ساختار فعلی بازار نشان می‌دهد صندوق‌های ETF و مایکرواستراتژی خریدهای سنگینی داشته‌اند و اکنون در قیمت‌های بالا در دام افتاده‌اند. تا زمانی که روایت جدید و پایداری برای ایجاد تقاضای مجدد شکل نگیرد، احتمالا خروج سرمایه ادامه خواهد داشت. در چنین شرایطی، همان دارایی‌های نهادی که زمانی نشانه قدرت و بلوغ بازار بودند، ممکن است به بزرگ‌ترین منبع فشار فروش تبدیل شوند. مسئله اصلی بیت‌کوین این نیست که آیا مردم در گذشته خرید کرده‌اند یا خیر؛ پرسش حیاتی این است که خریداران بعدی در چه سطح قیمتی وارد بازار می‌شوند؟

فروش داخلی‌ها در گری‌اسکیل؛ مقدار زیادی سهام ریپل و سولانا فروخته شد!

علی ابراهیمی
14 بهمن 1404 - 23:00
بازار ارزهای دیجیتال پس از یک ریزش سنگین حدود ۵ میلیارد دلاری، وارد فاز حساسی شده که در آن نه‌تنها معامله‌گران خرد، بلکه شرکت‌های بزرگ و نزدیک به ساختارهای سرمایه‌گذاری نیز در حال بازتنظیم پورتفوی خود هستند.  به گزارش میهن بلاکچین، بر اساس اسناد ثبت‌شده در کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، دو شرکت دیجیتال کارنسی گروپ و دی‌سی‌جی اینترنشنال اینوستمنتس بخشی از دارایی‌های خود در ETF ریپل گری‌اسکیل و صندوق استیکینگ سولانا این شرکت را به فروش رسانده‌اند. این معاملات از طریق فرم‌های «۱۴۴» به SEC گزارش شده‌اند؛ فرم‌هایی که معمولاً زمانی ثبت می‌شوند که افراد یا نهادهای داخلی یک شرکت قصد فروش بخشی از سهام یا دارایی‌های تحت اختیار خود را دارند. انتشار این اسناد نشان می‌دهد فروش‌ها دقیقاً همزمان با فشار فروش گسترده در بازار کریپتو انجام شده؛ دوره‌ای که احساسات نسبت به آلت کوین‌ها به‌ویژه در بخش ETFها شکننده شده است. منبع: SEC پیش از این هم گزارش شده بود که بری سیلبرت (Barry Silbert)، رئیس هیئت‌مدیره گری‌اسکیل، و کریگ سالم (Craig Salm)، مدیر ارشد حقوقی این شرکت، بخشی از دارایی‌های خود در ریپل، سولانا و چین‌لینک را فروخته‌اند. حالا اسناد جدید نشان می‌دهد شرکت مادر گری‌اسکیل یعنی دیجیتال کارنسی گروپ نیز مستقیماً وارد فاز فروش شده است. فروش گسترده سهام GSOL در بحبوحه سقوط قیمت سولانا بر اساس این اسناد، دیجیتال کارنسی گروپ حدود ۱۵,۰۰۰ سهم از صندوق استیکینگ سولانا گری اسکیل را به ارزش تقریبی ۱۱۵,۴۴۰ دلار فروخته است. تاریخ این معامله حدود ۲ فوریه اعلام شده و از طریق کارگزاری کاناکورد جنویتی (Canaccord Genuity) انجام شده است. این سهام در ژانویه ۲۰۲۵ و از طریق یک معامله خصوصی نقدی خریداری شده بودند. نکته مهم‌تر اینجاست که DCG طی یک هفته گذشته در مجموع ۲۶,۰۰۰ سهم از این ETF سولانا را به فروش رسانده است. این فروش‌ها در حالی رخ داده که قیمت سولانا طی یک هفته حدود ۱۶٪ سقوط کرده و به زیر سطح ۱۰۰ دلار رسیده است. از سمت جریان سرمایه نیز وضعیت GSOL چندان امیدوارکننده نبوده است. این صندوق چهار روز معاملاتی متوالی خروج سرمایه ثبت کرده و در مجموع ۵.۵ میلیون دلار خروج خالص داشته است. طبق داده‌های فارساید اینوستورز (Farside Investors)، در حالی که روز دوشنبه ETFهای اسپات سولانا در مجموع ۵.۵ میلیون دلار ورود سرمایه داشته‌اند، صندوق GSOL در همان روز هیچ ورودی جدیدی ثبت نکرده است. وضعیت نزولی ETF ریپل گری اسکیل در سمت ریپل هم شرایط مشابهی دیده می‌شود. شرکت دی‌سی‌جی اینترنشنال اینوستمنتس حدود ۳,۶۲۰ سهم از ETF ریپل گری اسکیل را به ارزش تقریبی ۱۱۵,۰۷۰ دلار فروخته است. این معامله نیز در تاریخ ۲ فوریه و از طریق همان کارگزاری انجام شده است. این سهام در سپتامبر ۲۰۲۴ از طریق معامله خصوصی نقدی با ناشر صندوق خریداری شده بودند. علاوه بر این، همین شرکت هفته گذشته، درست در دوره‌ای که قیمت ریپل به زیر ۱.۶۰ دلار سقوط کرد نیز ۱۵,۰۰۰ سهم دیگر از GXRP را فروخته بود. منبع: SEC این فروش‌ها همزمان با فشار سنگین خروج سرمایه از ETF اسپات آلت کوین‌ها رخ داده است. در این میان، ETFهای اسپات ریپل بزرگترین خروج سرمایه را در میان آلت کوین‌ها ثبت کرده‌اند و مجموع خروجی آنها به حدود ۹۲.۹۲ میلیون دلار رسیده است. تنها از ETF ریپل گری‌اسکیل حدود ۹۸.۳۹ میلیون دلار بازخرید ثبت شده است. روز دوشنبه نیز ETFهای اسپات ریپل حدود ۴۰۴ هزار دلار خروج خالص داشتند و ETF ریپل شرکت 21Shares هم حدود ۹۴۹ هزار دلار خروجی سرمایه داشت.

سال تسویه حساب روایت‌ها؛ حقایق و دروغ‌های کریپتو در سال ۲۰۲۶

الهام اسماعیلی
14 بهمن 1404 - 22:00
بازار کریپتو در آستانه سال ۲۰۲۶ در یک دوراهی مهم قرار گرفته است؛ جایی که مسیر آینده آن بیش از هر زمان دیگری به شرایط اقتصاد کلان جهان گره خورده است. از یک سو بازار سهام شبیه بادکنکی بیش‌از‌حد باد‌شده است که احتمال دارد تنها با یک شوک بترکد و از سوی دیگر، روایت غالب بازار می‌گوید شاید این بار واقعا متفاوت باشد. شاید رشد افسارگسیخته دارایی‌ها نتیجه کاهش ارزش دلار در جهانی باشد که زیر بار بدهی چاره‌ای جز چاپ پول ندارد. اما اگر این روایت درست بود، رشد سهام باید هم‌قدم با رشد نقدینگی حرکت می‌کرد؛ درحالی‌که واقعیت نشان می‌دهد قیمت سهام با سرعتی چندین برابر خلق پول افزایش یافته است. در این فضای مبهم، تورم، جنگ و نااطمینانی ژئوپلتیک هم به اضطراب اقتصادی دامن زده است. مردم خسته و نگرانند. امروز اکثر افراد دیگر دنبال قهرمانی نیستند؛ بلکه ثبات، مالکیت و به‌دست آوردن سهمی از رشد به اولویت اصلی آن‌ها تبدیل شده است. در این شرایط، گرایش به بازارهای سنتی افزایش یافته و ریسک‌پذیری افراطی، به‌ویژه درمورد آلتکوین‌ها، کاهش پیدا کرده است. اما بیت کوین داستان دیگری دارد؛ در میانه یک تضاد روایی، عده‌ای آن را دارایی پرریسکی می‌دانند که فقط در بازارهای صعودی می‌درخشد و گروهی دیگر همچنان پادشاه مرزارزها را طلای دیجیتال و سپری در برابر آشفتگی اقتصاد کلان و کاهش ارزش پول‌های فیات می‌بینند. همین تقابل روایت‌هاست که فعلاً قیمت بیت‌کوین را تحت فشار نگه داشته است. مسلم است تا زمانی که دارندگان ترسو تسلیم نشوند و جای خود را به افرادی ندهند که بیت کوین را پناهگاه امن می‌دانند، این وضعیت ادامه دارد. اما از سوی دیگر، اگر آن بادکنک بزرگ بازار سهام بترکد، بعید است کریپتو نیز از این سقوط در امان بماند. این نقطه حساس، بهترین زمان برای بازنگری باورهای رایج بازار است تا بدانیم چهره کریپتو در سال پیش‌رو چگونه خواهد بود و چه جایی بهتر از اینکه مسیر را با جداکردن حقایق از دروغ‌های کریپتو در سال ۲۰۲۶ شروع کنیم؛ جایی که ادامه ماجرا آغاز می‌شود. واقعیت و سراب بازار ارزهای دیجیتال در سال ۲۰۲۶ در این مطلب از میهن بلاکچین می‌خواهیم روایت متفاوتی از چشم‌انداز بازار ارزهای دیجیتال در سال ۲۰۲۶ را در چهار بخش حقایق و دروغ‌های آشکار و حقایق و دروغ‌های غیرآشکار کریپتو در سال ۲۰۲۶ ارائه دهیم. حقایق آشکار کریپتو در سال ۲۰۲۶ بازار کریپتو اسیر حباب کلان اقتصاد جهانی است اولین واقعیت انکارناپذیر این است که کریپتو امروز یک بازار مستقل و جدا از اقتصاد جهانی نیست. چه بخواهیم چه نه، دارایی‌های دیجیتال عملاً زندانی شرایط کلان هستند؛ همان حبابی که در بازار سهام، بدهی دولت‌ها و سیاست‌های پولی دیده می‌شود. هنگامی که نقدینگی جهانی منقبض می‌شود یا ترس از ترکیدن حباب‌ها بالا می‌گیرد، کریپتو هم همراه با سایر دارایی‌های پرریسک واکنش نشان می‌دهد. این یعنی برخلاف روایت‌های قدیمی، دیگر نمی‌توان انتظار داشت بیت‌کوین یا آلتکوین‌ها صرفاً با «داستان فناوری» رشد کنند. جریان پول، رفتار بانک‌های مرکزی و شوک‌های ژئوپلیتیک، مستقیماً مسیر بازار کریپتو را شکل می‌دهند. در چنین فضایی، هر تحلیلی که این واقعیت را نادیده بگیرد، از اساس ناقص است. ریسک کوانتومی واقعی است (حتی اگر عملی نشده باشد) ریسک حملات کوانتومی فقط یک بحث تئوریک یا ترس اغراق‌شده نیست؛ این ریسک دو بُعد دارد: خطر واقعی و ترس ادراک‌شده. خطر واقعی مربوط به روزی است که کامپیوترهای کوانتومی بتوانند رمزنگاری فعلی بلاکچین‌ها یا کیف پول‌ها را بشکنند. اما شاید مهم‌تر از آن، ترس بازار از چنین سناریویی باشد. اکثر سرمایه‌گذاران درک دقیقی از فناوری کوانتوم ندارند و بازار کریپتو بیش از هر چیز با «روایت» و «جو روانی» حرکت می‌کند. در چنین شرایطی، حتی یک تیتر خبری از گوگل یا IBM درباره «پیشرفت بزرگ محاسبات کوانتومی» می‌تواند موجی از ترس و وحشت (FUD) ایجاد کند، بدون اینکه هیچ حمله‌ای واقعاً رخ داده باشد. همین ترس بالقوه می‌تواند تا مدت‌ها بر قیمت‌ها فشار وارد کند و باعث چرخش سرمایه به سمت زنجیره‌هایی شود که آماده‌تر به نظر می‌رسند. اتریوم در بخشی از نقشه راه خود به نام اسپلرج (Splurge) برای مقاومت کوانتومی آماده می‌‌شود، اما بیت کوین ممکن است بر سر یک هاردفورک برای ارتقای امضای دیجیتال منحنی بیضوی (ECDSA) خود دچار جنگ داخلی شود. بنابراین، تا زمانی که بیت کوین آماده نشود و خطر را رفع نکند، این موضوع روی تصمیمات سرمایه‌گذاران ازجمله نهادها و صندوق‌های پوشش ریسک (Hedge funds) سایه می‌اندازد. بازارهای پیش‌بینی در ابتدای مسیر هستند برخلاف تصور رایج، بازارهای پیش‌بینی هنوز به اوج خود نرسیده‌اند؛ بلکه تازه در حال شکل‌گیری هستند. این بازارها در ابتدا با سرمایه‌گذاری روی گزینه‌های انتخاباتی و رویدادهای ساده شناخته شدند، اما مسیر آینده آن‌ها روشن است. در سال‌های پیش رو، قراردادهای بازارهای پیش‌بینی به حوزه‌های بیشتری در سیاست، اقتصاد، زنجیره تأمین و حتی تصمیمات شرکتی گسترش پیدا خواهند کرد. نکته کلیدی اینجاست که با ورود هوش مصنوعی، این بازارها از تحلیل انسانی جلو می‌زنند. ایجنت‌های هوش مصنوعی می‌توانند حجم عظیمی از داده‌ها را رصد کرده و به‌صورت لحظه‌ای معامله کنند. با بزرگ‌تر شدن بازارهای پردیکشن، چالش اصلی «تعیین حقیقت» است؛ اینکه چه کسی و با چه سازوکاری نتیجه نهایی را مشخص می‌کند. در چند قرارداد جنجالی، مانند بازار مربوط به «حمله احتمالی ونزوئلا» یا «رویدادهای مرتبط با سرنوشت سیاسی زلنسکی»، مشخص شد که رسیدن به یک نتیجه قطعی چقدر پیچیده است. تفسیر رویدادها مبهم بود و همین ابهام باعث شد مکانیزم‌های فعلی (مانند UMA) نتوانند ظرافت واقعیت را پوشش دهند. به همین دلیل، شاهد اختلاف‌های گسترده، اعتراض کاربران و حتی اتهام کلاهبرداری بودیم. شاید حاکمیت غیرمتمرکز و اوراکل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی بتوانند این گره را باز کنند و اگر چنین شود بازارهای پیش‌بینی به یکی از مهم‌ترین میدان‌های نوآوری در کریپتو تبدیل خواهند شد. توکنیزه‌سازی و دارایی‌های واقعی موتور اصلی رشد کریپتو خواهند بود در حالی که بسیاری از بخش‌های کریپتو در سال‌های اخیر رشد پایداری نداشته‌اند، توکنیزه‌سازی دارایی‌های دنیای واقعی (RWAs) مسیر متفاوتی را طی می‌کند. این حوزه برخلاف دیفای چرخه‌ای یا NFTهای سفته‌بازانه و معاملات پرپچوال، بر تقاضای واقعی از سمت نهادهای مالی بزرگ سوار است. پیش‌بینی‌های رشد حوزه توکنیزاسیون اگرچه غیرواقعی به‌نظر می‌رسند، اما همه از یک واقعیت مشترک خبر می‌دهند؛ ارزش RWAها تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند از ارزش کل فعلی بازار کریپتو (حدود ۳.۳ تریلیون دلار) فراتر رود. بلک‌راک و لری فینک با تمام قوا روی این روایت ایستاده‌اند. فینک در نامه سالانه ۲۰۲۵ خود، این مقطع را با اینترنت سال ۱۹۹۶ مقایسه می‌کند؛ زمانی که آمازون هنوز یک کتاب‌فروشی ساده بود. او می‌گوید: هر سهم، هر اوراق قرضه و هر صندوق می‌تواند توکنیزه شود و اگر این اتفاق بیافتد، سرمایه‌گذاری برای همیشه متحول خواهد شد. بانک‌ها، مدیران دارایی و شرکت‌های سرمایه‌گذاری دنبال راهی هستند تا دارایی‌های سنتی را کارآمدتر، شفاف‌تر و قابل برنامه‌ریزی کنند. توکنیزه‌سازی امکاناتای همچون تسویه ۲۴ ساعته، استفاده بهتر از وثیقه، ترکیب‌پذیری با دیفای و حتی انطباق‌پذیری قانونی را فراهم می‌کند. به همین دلیل است که برآوردها از رشد این بازار به چندین تریلیون دلار می‌رسد. از منظر فرصت‌ها، چند لایه کلیدی وجود دارد: در لایه زیرساخت داده، چین لینک (LINK) با در اختیار داشتن سهم بالای بازار اوراکل‌ها، به انتخاب اول بانک‌ها و نهادهایی مانند UBS ،Swift و DTCC تبدیل شده است. در لایه بازدهی، پندل (Pendle) با امکان توکنیزه کردن بازده‌ می‌تواند پلی میان سرمایه نهادی و دیفای باشد. در لایه اعتباردهی، پلتفرم‌هایی مانند آوه (Aave)، مورفو (Morpho) و اویلر (Euler) در آزمون بزرگی قرار دارند؛ آیا نهادها و سرمایه‌گذاران خرد به آن‌ها اعتماد خواهند کرد؟ در لایه صدور دارایی، پروژه‌هایی مانند اوندو (Ondo)، سکیوریتایز (Securitize) و بکدفایننس (Backed finance) نقش دروازه ورود کاربران و سرمایه‌گذاران به دارایی‌های توکنیزه را ایفا می‌کنند. تکلیف اتریوم هم که مشخص است؛ حدود ۶۵ تا ۷۰٪ از کل ارزش دارایی‌های توکنیزه‌شده روی اتریوم قرار دارد و نام‌های بزرگی از جمله بلک‌راک، فرانکلین تمپلتون و جی‌پی مورگان آن را به‌عنوان لایه تسویه انتخاب کرده‌اند. همین موضوع باعث می‌شود حریم خصوصی نهادی برای اتریوم حیاتی باشد؛ در غیر این صورت، لایه ۱های جدید از این فرصت استفاده خواهند کرد. به باور بسیاری از مؤسسات تحقیقاتی، آینده در اختیار پروژه‌هایی است که کنترل عرضه دارایی واقعی را در دست دارند و حتی ممکن است برای حفظ برتری، بلاکچین اختصاصی خود را بسازند. بنابراین، اگر در میان حقایق کریپتویی سال ۲۰۲۶ فقط یک چیز را دنبال می‌کنید، مسیر انتشار دارایی‌های RWA را زیر نظر بگیرید؛ اتریوم، سولانا یا نسل جدیدی از لایه ۱ها، همان جایی هستند که جریان سرمایه شکل می‌گیرد. حقایق غیرآشکار کریپتو در سال ۲۰۲۶ صندوق‌های دارایی دیجیتال برای کریپتو مثبت هستند در نگاه اول، شرکت‌های خزانه‌داری دارایی دیجیتال (DATs) بیشتر شبیه یک ریسک سیستماتیک به نظر می‌رسند تا فرصت. جی کندریک (G. Kendrick)، رئیس تحقیقات کریپتوی استاندارد چارترد هم بر همین اساس استوار است. او تنها با این استدلال که موج خرید بیت‌کوین توسط DATها عملاً به سقف رسیده است، هدف قیمتی بیت‌کوین در ۲۰۲۶ را از ۳۰۰ هزار دلار به ۱۵۰ هزار دلار کاهش داده است. از نگاه او، ارزش‌گذاری‌ها دیگر اجازه گسترش تهاجمی خزانه‌های بیت‌کوینی را نمی‌دهند. درعین حال، کندریک بر این باور است که به‌جای فروش کامل DATها باید منتظر دوره تثبیت باشیم. گری‌اسکیل نیز در چشم‌انداز ۲۰۲۶ خود موضع مشابهی دارد؛ علی‌رغم موج توجه رسانه‌ای، DATها نه محرک اصلی رشد بازار خواهند بود و نه عامل تعیین‌کننده‌ای در نوسانات بزرگ هستند. در عمل هم داده‌ها مهر تائیدی بر این موضوع هستند؛ DATها حدود ۳.۷٪ از عرضه بیت‌کوین، ۴.۶٪ از اتریوم و ۲.۵٪ از سولانا را در اختیار دارند و تقاضای آن‌ها از اوج خود در اواسط ۲۰۲۵ کاهش یافته است، تاجایی که بسیاری از DATهای بزرگ اکنون با ارزش بازار به ارزش خالص دارایی (mNAV) نزدیک به ۱ معامله می‌شوند. اما همین‌جا تفاوت مهمی شکل می‌گیرد؛ همه DATها شبیه هم نیستند. خزانه‌های بیت‌کوینی داراییِ غیرمولد نگه می‌دارند؛ اما DATهای اتریومی از سرمایه‌شان به‌طور فعال استفاده می‌کنند. برای مثال، بیت ماین (BitMine) بیش از ۷۴ هزار اتر (ETH) را استیک کرده و شارپ‌لینک گیمینگ (SharpLink Gaming) تنها از محل استیکینگ، میلیون‌ها دلار پاداش دریافت کرده است. این شرکت‌ها در حال تبدیل خزانه‌های اتریومی به زیرساخت مولد هستند؛ از اعتبارسنجی و لیکوئید استیکینگ گرفته تا تعامل با دیفای. به همین دلیل، در کنار نقشه راه کوانتومی و مقیاس‌پذیری، این پویایی نیز یکی دیگر از دلایل تقویت چشم‌انداز اتریوم در ۲۰۲۶ است. برای رمزارزهایی مانند بیت کوین، اتریوم و سولانا، صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) عملا رقیب مستقیم DATها هستند، اما این مزیت برای اکثر آلتکوین‌ها وجود ندارد. بسیاری از توکن‌ها از نظر ریسک، نقدشوندگی و پیچیدگی حقوقی شانسی برای ETFشدن ندارند. همین موضوع DATها را به نوعی عرضه اولیه سهام (IPO)‌ برای آلتکوین‌های باکیفیت تبدیل می‌کند؛ ساده‌ترین راهی که نهادها می‌توانند طبق مقررات در معرض این دارایی‌ها قرار بگیرند. البته نگرانی‌هایی مانند معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی و نارضایتی کاربران خرد از خروج سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VC) از طریق DATها همچنان پابرجاست. با این حال، اگر این سه شرط محقق شود؛ خزانه‌های بیت‌کوینی در ۲۰۲۶ به یک موضوع حاشیه‌ای تبدیل شوند، DATهای اتریومی به استفاده مولد از دارایی ادامه دهند و خزانه‌های آلت‌کوینی فقط روی دارایی‌های باکیفیت شکل بگیرند، می‌توان گفت DATها در تراز نهایی به نفع کریپتو خواهند بود. حق با شماست، در یک بازار نزولی آن‌ها هم می‌فروشند؛ اما این رفتاری نیست که پیش‌ از این از سرمایه‌گذاران خرد یا نهادی ندیده باشیم. لایه ۱ اتریوم به صورت مستقیم در حال مقیاس‌پذیری است برخلاف باور عمومی که اتریوم را در همان وضعیت سال ۲۰۲۰ یک لایه ۱ کند و گران می‌دانند، این شبکه بی‌سروصدا در حال ارتقا و مقیاس پذیری است و بازار هنوز این تغییر را قیمت‌گذاری نکرده است. بعد از ارتقای فوساکا (Fusaka)، سقف گس (Gas Limit) از ۳۰ به ۶۰ میلیون رسید و پیش‌بینی می‌شود تا نیمه ۲۰۲۶ به ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون برسد. همزمان با حرکت اتریوم به سمت ماشین مجازی مبتنی بر اثبات دانش صفر (ZK-EVM) دستیابی به هزاران تراکنش در ثانیه را بدون قربانی‌کردن تمرکززدایی فراهم می‌شود. این تغییرات به معنای افزایش فعالیت مستقیم روی لایه ۱، سوزاندن کارمزد بیشتر و فشار ضدتورمی قوی‌تر است که می‌تواند داستان «پول اولتراسوند (Ultrasound Money)» را دوباره زنده کند. مطمئنا، در این مسیر یک «لحظه هیجانی واحد» وجود ندارد؛ پیشرفت‌ها تدریجی و مرحله‌به‌مرحله رخ می‌دهند و دقیقا به همین دلیل این تحول هنوز برای بسیاری قابل‌مشاهده نیست. چرخه‌های چهار ساله بیت‌کوین دیگر معتبر نیست با همه تردیدها، شواهد موجود از جمله داده‌های گزارش چشم‌انداز ۲۰۲۶ مؤسسه مساری نشان می‌دهد بیت‌کوین و بازار کریپتو به‌طور معناداری از الگوی سنتی چرخه چهار‌ساله فاصله گرفته‌اند. همان عواملی که بیت‌کوین را به «زندانی متغیرهای کلان اقتصادی» تبدیل کرده‌اند، در عمل باعث شده‌اند الگوهای گذشته کارایی خود را از دست بدهند. بیت کوین به یک کلاس دارایی جدید تبدیل شده و در این ساختار جدید، نقش ماینرها به‌طور محسوسی کمرنگ شده است. روزانه حدود ۴۵۰ واحد بیت کوین منتشر می‌شود؛ اما ETFهای اسپات تنها در عرض چند دقیقه معاملات روزانه، آن‌ها را جذب می‌کنند. به همین دلیل، روایت «شوک عرضه» دیگر وزن سابق را ندارد و کنترل شناوری بازار از دست ماینرها خارج شده است. از سوی دیگر، ETFها نوسان‌های بازار را کاهش داده‌اند. ورود نهادهای مالی و صندوق‌های بازنشستگی که رفتار معاملاتی‌شان مبتنی بر بازتوازن پرتفوها است، باعث شده فشارهای فروش‌ رایج در چرخه‌های قبلی تا حد زیادی خنثی شود. در این میان، نقدینگی جهانی نیز نقش پررنگ‌تری نسبت به هاوینگ ایفا می‌کند. هم‌پوشانی نمودار قیمت بیت‌کوین با رشد عرضه پول جهانی نشان می‌دهد که مسیر قیمت بیش از هر زمان دیگری تابع شرایط نقدینگی است. از منظر تاریخی، رابطه تاریخی بیت‌کوین و طلا هم پررنگ‌تر شده است. انتظار می‌رود در این چرخه، انتقال ارزش و چرخش سرمایه از طلا به بیت‌کوین نیروی محرک قوی‌تری نسبت به الگوی چهار‌ساله باشد. مساری نیز در چشم‌انداز بازار کریپتو در سال ۲۰۲۶ معتقد است بیت‌کوین بخشی از پرمیوم پولی طلا و نقش ذخیره ارزش آن را جذب خواهد کرد. بازارهای پیش‌بینی مانند پالی‌مارکت احتمال می‌دهند بیت‌کوین در سال ۲۰۲۶ عملکرد بهتری از طلا و حتی شاخص S&P 500 داشته باشد؛ البته رقابت در این سناریو بسیار نزدیک ارزیابی می‌شود. شرکت‌های کارت کریپتو اکثراً در بلندمدت شکست خواهند خورد این دیدگاه از چند محور کلیدی نشات می‌گیرد؛ نخست اینکه اکثر کارت‌های کریپتویی بر بستر زیرساخت‌های ویزا و مستر کارت فعالیت می‌کنند و عملا نوآوری ندارند، مدل آن‌ها به شدت قابل کپی است، ماهیت متمرکز بودن و لزوم احراز هویت (KYC) با فلسفه اولیه کریپتو تناقض دارد، هزینه‌های جانبی و مالیات برای کاربران قابل تحمل نیست و در نهایت با فراگیر شدن پرداخت‌های مستقیم از کیف پول‌ها اساسا نیازی به کارت باقی نمی‌ماند. با این حال، به‌نظر می‌رسد دو نوع کارت و شرکت شانس بقا دارند؛ اول، کارت‌هایی که امکان وام‌دهی با وثیقه کریپتو ارائه می‌دهند مانند اترفای (Etherfi) یا بازیگران سیفای (CeFi) نظیر بای‌بیت، نکسو و کریپتو دات کام. دسته دوم، کارت‌هایی که به اپلیکیشن‌های نئوبانک تبدیل شوند و شبکه پرداخت اختصاصی خود را بسازند. نمونه آن Payy است که در حال توسعه یک لایه ۲ پرداخت متمرکز بر حریم خصوصی و سازگار با مقررات است. شبکه بیس نیز با اپلیکیشن “Base” روی همین مسیر سرمایه‌گذاری سنگینی کرده است. با این حال، احتمال موفقیت این سناریو پایین است. رقابت با بازیگران ریشه‌داری مانند پی‌پال و علی‌پی (Alipay) کار ساده‌ای نیست. در عین حال، رشد استیبل‌کوین‌ها و پرداخت‌های مستقیم P2P، تهدید بزرگی برای مدل سنتی کارت‌های کریپتویی است. بنابراین، اکثر کارت‌ها ممکن است از بازار حذف شوند، اما نسخه‌های نئوبانک شانس بقای بیشتری دارند. دروغ‌های آشکار کریپتو در سال ۲۰۲۶ سرمایه‌گذاران خرد به بازار باز می‌گردند بسیاری از افراد تصور می‌کنند با رسیدن موج بعدی سرمایه، ‌سرمایه‌گذاران خرد دوباره وارد بازار می‌شوند و قیمت‌ها را بالا می‌برند. اما واقعیت این است که این دسته از سرمایه‌گذاران در سه موج ICOهای ۲۰۱۷، NFTهای ۲۰۲۱ و میم‌کوین‌های ۲۰۲۴ آسیب دیده‌اند و اعتمادشان شدیداً کاهش یافته است. برحسب شرایط فعلی اقتصاد کلان نیز این گروه نه ریسک‌پذیر است نه مشتاق بازگشت. در نتیجه، انتظار بازگشت گسترده ‌سرمایه‌گذاران خرد اغراق‌آمیز است و موج بعدی سرمایه احتمالاً از سمت موسسات خواهد آمد. این نهادها روی پروژه‌های «توخالی» سرمایه‌گذاری نمی‌کنند؛ آن‌ها دنبال توکن‌هایی هستند که درآمد پایدار، سوددهی واقعی و شفافیت قانونی داشته باشند. بنابراین، نگرانی اصلی این است که اگر توکن‌ها نتوانند ارزش ایجاد کنند، سرمایه نهادی مستقیماً سراغ سهام شرکت‌های توسعه‌دهنده می‌رود، نه خود توکن. اگر این شکاف اصلاح نشود، ارزش واقعی در اختیار سرمایه هوشمند قرار می‌گیرد و سرمایه‌گذاران خرد صاحب توکن‌های بی‌ارزشی می‌شوند که صرفا نقش ابزار خروج را برای نهادها بازی می‌کنند. ایردراپ‌ها مرده‌اند عده‌ای می‌گویند ایردراپ‌ها مرده‌اند و دیگر فرصتی برای کسب توکن رایگان وجود ندارد. درست است که به‌دست آوردن سهم‌های بزرگ‌ سخت‌تر شده است و مکانیسم‌های ضدسیبل پیشرفته‌تر شده است؛ اما افرادی که روزانه از اپلیکیشن‌ها استفاده و آن‌ها را امتحان می‌کنند، کماکان پاداش‌های قابل‌توجهی به دست می‌آورند. ایردراپ‌های احتمالی سال ۲۰۲۶، پروژه‌هایی مانند پالی‌مارکت، بیس، اوپن‌سی و متامسک خواهند بود. بنابراین، اگر جامعه کریپتو فکر ‌کند ایردراپ‌ها مرده‌اند، درعوض فرصت خوبی نصیب شکارچیان ایردراپ‌ها می‌شود. میم‌کوین‌ها تمام شده‌اند تصور رایج در جامعه کریپتو این است که میم‌کوین‌ها دیگر جایی در بازار ندارند و سودآور نیستند. اما حقیقت این است که میم‌کوین‌ها همیشه با هیجان، نوسان بالا و بازیگری روانی جذابیت خود را حفظ می‌کنند. سرمایه‌گذاری روی آن‌ها نیاز به مطالعه دقیق توکنومیکس یا درآمد پروژه ندارند و برای کسانی که دنبال ریسک بالا و لحظه‌های هیجانی هستند، هنوز جذابیت دارد. نه «پوچ‌گرایی مالی» از بین رفته و نه رگولاتوری می‌تواند آن‌ها را حذف کند. زمانی که بازار صعودی شود، میم‌کوین‌ها دوباره بازمی‌گردند؛ زیرا انگیزه اینفلوئنسرها برای تبلیغ و نیاز ‌سرمایه‌گذاران خرد به «بردهای بزرگ هزار برابری» همیشه وجود دارد. اگر علاقه‌مند به دیجن تریدینگ (Degen trading) و ریسک‌پذیری زیاد برای کسب سود هستید، ذهن و کیف‌ پول‌تان را آماده نگه دارید. دروغ‌های غیرآشکار کریپتویی سال ۲۰۲۶ هر نوع شفافیت قانونی بازار را صعودی می‌کند تصور رایج این است که قانونگذاری ارزهای دیجیتال و تصویب قوانیی مانند جینیس (GENIUS)، میکا (MiCA) یا لایحه کلاریتی (CLARITY) ذاتا به نفع بازار کریپتو است. اما واقعیت پیچیده‌تر از این نگاه ساده‌انگارانه است. برخی از این قوانین، مانند ممنوعیت استیبل‌کوین‌های سودده در ظاهر جریان مستقیم نقدینگی را محدود می‌کنند، اما در عمل فقط مسیر آن را تغییر می‌دهند؛ چراکه سرمایه‌ها به جای ناشران متمرکز به سمت پروتکل‌های غیرمتمرکز (مانند پلتفرم‌های وام‌دهی) می‌روند و از آنجا برای کسب سود استفاده می‌شوند. این جابه‌جایی به نوبه خود منجر به افزایش ارزش کل قفل‌شده (TVL)، رشد کارمزدها و تقویت کل اکوسیستم دیفای می‌شود. در مقابل، بخش دیگری از مقررات، به‌ویژه قوانین پرهزینه و پیچیده‌ای مانند میکا در اروپا، فشار سنگینی بر استارتاپ‌ها و پروژه‌های کوچک وارد می‌کند و عملاً فضا را به نفع بازیگران بزرگ تغییر می‌دهد. نتیجه این روند، کاهش رقابت و حرکت تدریجی بازار به سمت تمرکزگرایی است. بنابراین، «وضوح قانونی» همیشه معادل «خوش‌بینی برای بازار» نیست؛ برخی قوانین اگرچه نظم ایجاد می‌کنند، اما همزمان نوآوری را کُند و روح اصلی کریپتو را تضعیف می‌کنند. حریم خصوصی فقط یک روایت کوتاه‌مدت است با رشد مقطعی قیمت رمزارزهایی مانند مونرو و زی‌کش این تصور ایجاد شده که کوین‌های حریم خصوصی برگشته‌اند. اما حقیقت این است مسیر اصلی حریم خصوصی در کریپتو از زیرساخت‌های سازگار با نهادها و موسسات عبور می‌کند. کوین‌های حریم خصوصی در بسیاری کشورها از جمله توسط رگولاتوری دبی، اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی ممنوع شده‌اند و صرافی‌های بزرگی همچون بایننس و کراکن آن‌ها را از لیست خود حذف کرده‌اند.  درمقابل، موسسات به حفظ محرمانگی معاملات و استراتژی‌های خود نیاز مبرم دارند. در این فضا، پروژه‌هایی مانند کانتون (Canton) و آزتک (Aztec Network) با ارائه بلاکچین‌هایی با قابلیت حفظ حریم خصوصی، امکان کنترل دقیق اطلاعات و معاملات را برای موسسات فراهم می‌کنند. حتی اتریوم هم مسیر حریم خصوصی را جدی‌تر از گذشته دنبال می‌کند و یک نقشه راه ۹ مرحله‌ای را درنظر گرفته که از ادغام استخرهای حریم‌خصوصی و پشتیبانی از ریل‌گان تا مدل «یک آدرس برای هر اپلیکیشن» و استفاده از محیط‌های اجرای بدون نیاز به اعتماد (TEE) در پروتکل‌های فراخوانی از راه دور (RPC) را شامل می‌شود. این شواهد و قرائن نشان می‌دهند که ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۵ دوران چرخش حریم خصوصی است؛ از کوین‌های ناشناس خرد به زیرساخت‌هایی که سرمایه نهادی را بدون افشای اطلاعات حساس وارد بلاکچین خواهند کرد. بازگشت ICOها مدل صدور توکن را اصلاح می‌کند پس از یک دوره طولانی از ایردراپ‌های کم‌عرضه‌ای که ارزش بازار کاملا رقیق‌شده (FDV) غیرواقعی داشتند، حالا عرضه اولیه‌ها (ICO) دوباره بازگشته‌اند. نمونه‌ها هم کم نیستند؛ جذب سرمایه صدها میلیون دلاری مگا‌ ای‌تی‌اچ (MegaETH)، خرید اکو (Echo) توسط کوین بیس، فروش‌های منصفانه کراکن و مدل‌های نوآورانه‌ای مانند متادائو (MetaDAO). اما مشکل اینجاست که ICOهای نسل جدید نیز دموکراتیک‌سازی واقعی را محقق نمی‌کنند. الزام احراز هویت عملاً بخش بزرگی از کاربران جهانی را حذف می‌کند؛ سیستم‌های امتیازدهی به نفع افراد داخلی تیم‌ها، چهره‌های بانفوذ و بازیگران قدیمی است و محدودیت‌های تخصیص‌ فقط برای سرمایه‌گذاران خرد اعمال می‌شود، در حالی که سرمایه‌گذاران بزرگ یا «نهنگ‌های هوشمند» راه‌های دور زدن آن را خوب می‌دانند. در نتیجه، اگرچه فرم توزیع تغییر کرده‌؛ از ICO به IDO، از IDO به ایردراپ و از ایردراپ به جمع‌آوری امتیاز، اما جریان ارزش همچنان به سمت افرادی می‌رود که هم به فرصت‌های بالقوه سرمایه‌گذاری دسترسی دارند و هم قواعد بازی را بهتر از بقیه می‌شناسند. نکته مثبت ICOها این است که تقاضای واقعی را شفاف‌تر نشان می‌دهند؛ چیزی که ایردراپ‌ها با آمارهای اغراق‌آمیز پنهان کرده بودند. با این حال، اگر بازار دوباره رونق بگیرد، احتمالاً سرمایه‌گذاران خرد نفعی نخواهند برد؛ چراکه بخش بزرگی از رشد پروژه‌ها از قبل به‌صورت خصوصی جذب می‌شود. جمع‌بندی کشف حقایق و دروغ‌های بازار کریپتو در سال ۲۰۲۶ بیش از همیشه اهمیت دارد؛ چراکه با وفور روایت‌های گمراه‌کننده مواجه هستیم. گاه آنچه به عنوان قطعیت مطرح می‌شود، در عمل لایه‌های پنهان و پیچیده‌تری دارد که فقط با نگاه عمیق‌تر قابل درک است. چشم‌انداز بازار ارزهای دیجیتال در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد مسیر آینده نه کاملا سیاه است و کاملا سفید؛ بلکه ترکیبی از پیشرفت‌های واقعی، محدودیت‌های ساختاری و تغییر توازن قدرت در بازار است. سرمایه‌گذارانی که فراتر از هیجان، روایت‌ها را تحلیل می‌کنند و به سازوکارهای واقعی ارزش توجه دارند، شانس بیشتری برای بقا و رشد خواهند داشت.

سیگنال مثبت تحلیلگران؛ PMI آمریکا جرقه بولران جدید بیت کوین را می‌زند؟

علی ابراهیمی
14 بهمن 1404 - 21:00
بازار بیت کوین در حالی وارد فاز تازه‌ای از تحولات کلان اقتصادی شده که برخی تحلیلگران معتقدند شرایط جدید می‌تواند سوخت لازم برای یک موج صعودی دیگر را فراهم کند. داده‌های جدید از اقتصاد آمریکا، به‌ویژه شاخص‌های فعالیت تولیدی، حالا تصویری را ترسیم می‌کنند که از نگاه بخشی از بازار، نشانه بازگشت به وضعیت «رشد همراه با تزریق نقدینگی» است؛ وضعیتی که در گذشته اغلب به نفع دارایی‌های پرریسک از جمله ارزهای دیجیتال تمام شده است. به گزارش میهن بلاکچین، در مرکز این بحث، یک واژه کلیدی قرار دارد: «ریفلیشن» (Reflation). مفهومی که به سیاست‌ها و شرایطی اشاره دارد که هدفشان جان‌بخشی دوباره به رشد اقتصادی است، بدون آنکه تورم از کنترل خارج شود. حالا برخی چهره‌های مطرح بازار کریپتو می‌گویند ترکیب جهش فلزات گران‌بها، تغییر در شاخص مدیران خرید آمریکا و وضعیت فعلی سیاست‌های مالی، می‌تواند بیت کوین را وارد مرحله‌ای کند که خودشان آن را «بولران نهایی» می‌نامند. بازگشت PMI به بالای ۵۰؛ سیگنالی که نگاه‌ها را به بیت کوین برگرداند این هفته گزارش تازه شاخص مدیران خرید بخش تولید (Manufacturing PMI) از سوی موسسه مدیریت تأمین آمریکا (ISM) منتشر شد و بازار را غافلگیر کرد. این شاخص که یک نماگر ترکیبی برای سنجش وضعیت کلی اقتصاد آمریکاست، در طول سال ۲۰۲۵ عمدتاً در محدوده انقباضی حرکت می‌کرد. اما حالا PMI برای نخستین‌بار از اواسط سال ۲۰۲۲ دوباره به بالای سطح کلیدی ۵۰ بازگشته است؛ سطحی که مرز بین رکود فعالیت تولیدی و گسترش آن محسوب می‌شود. شاخص PMI تایم‌فریم ۱ ماهه - منبع: TradingView از نگاه برخی از تحلیلگران از جمله آندره دراگوش (Andre Dragosch) از شرکت بیت‌وایز، این اتفاق در کنار رشد شدید قیمت طلا و نقره، یک پیام روشن دارد: اقتصاد در حال ورود به فاز «ریفلیشن» است. او در پیامی خطاب به دنبال‌کنندگانش نوشته: اگر فکر می‌کنید رالی اخیر فلزات گران‌بها هیچ اطلاعات ارزشمندی برای بیت کوین ندارد، ساده‌لوح هستید. وی همچنین تاکید کرده که جهش PMI اصلا غافلگیر نبوده و می‌گوید: چنین محیط‌های کلان اقتصادی در گذشته همیشه با بولران‌های بیت کوین همراه بوده‌اند. مایکل فن دی پوپ (Michaël van de Poppe)، معامله‌گر مطرح یک قدم جلوتر رفته و روی همبستگی PMI با قدرت قیمت بیت کوین در سال‌های اخیر تأکید دارد. وی در توییتی در این باره نوشته: شاخص PMI تولیدی ISM در حال ثبت اولین عدد بالای ۵۰ در بیش از ۳ سال گذشته است. از این نظر، یکی از طولانی‌ترین بازارهای خرسی را داشته‌ایم. این وضعیت برای چرخه کسب‌وکار خوب نبود و برای بیت کوین هم خوب نبود. رشد قبلی بیت کوین فقط و فقط به خاطر راه‌اندازی و نقدینگی ETFها بود. حالا تازه بازارها دارند بیدار می‌شوند. فن دی پوپ در عین حال اذعان کرد شرایط اقتصادی امروز با چرخه‌های قبلی بیت کوین تفاوت‌های مهمی دارد و باید با دید بلندمدت بازار را تحلیل کرد: در ۱ تا ۳ سال آینده، شاهد یک بولران قوی و نهایی در بیت کوین و کریپتو خواهیم بود. ریفلیشن دقیقاً یعنی چه و چرا مهم است؟ ریفلیشن به مجموعه سیاست‌ها و شرایطی گفته می‌شود که با هدف تحریک فعالیت اقتصادی اجرا می‌شوند، بدون اینکه لزوماً باعث جهش شدید سطح قیمت‌ها و تورم افسارگسیخته شوند. در چنین فضاهایی معمولاً نقدینگی بیشتر می‌شود، انتظارات از رشد تقویت می‌شود و سرمایه‌گذاران تمایل بیشتری به پذیرش ریسک پیدا می‌کنند؛ ترکیبی که در گذشته برای دارایی‌هایی مانند سهام تکنولوژی و ارزهای دیجیتال مطلوب بوده است. اما وضعیت فعلی آمریکا از نظر تورم همچنان شکننده است. داده‌های اخیر تصویر یکدستی از مسیر تورم ارائه نمی‌کنند و نگرانی‌هایی وجود دارد که با ادامه سال ۲۰۲۶، فشارهای تورمی دوباره اوج بگیرد. به همین دلیل، همه تحلیلگران قانع نشده‌اند که صرفاً عبور PMI از ۵۰ به معنای یک سال آرام و صعودی برای بیت کوین است. به عنوان مثال، معامله‌گری با نام مستعار تایتان آو کریپتو (Titan of Crypto) نسبت به نتیجه‌گیری‌های شتاب‌زده هشدار داده و می‌گوید: در حال انتخاب گزینشی یک شاخص کلان اقتصادی و در نظر گرفتن آن به‌عنوان کل چرخه هستیم که در اقتصاد به آن سوءاستفاده از شاخص جانشین می‌گویند. ارتباط شاخص PMI و بیت کوین - منبع: Titan of Crypto/X او با مقایسه مستقیم داده‌های PMI و پرایس اکشن بیت کوین در چرخه‌های قبلی، به یک تفاوت مهم اشاره کرده و می٬گوید: در سال‌های ۲۰۱۳، ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ وقتی PMI دوباره بالای ۵۰ رفت، بیت کوین یک واگرایی صعودی مخفی نشان داد و هر بار یک بولران شکل گرفت. امروز چه؟ PMI دوباره بالای ۵۰ آمده، اما این بار با یک واگرایی نزولی معمولی روبه‌رو هستیم. همان شاخص اما ساختار متفاوت و احتمالا شاهد نتیجه متفاوتی خواهیم بود.

توییت جدید ایلان ماسک و جهش دوج کوین: «سال دیگر دوج را به ماه می‌بریم!»

علی ابراهیمی
14 بهمن 1404 - 20:00
قیمت دوج کوین دوباره تحت تاثیر موجی از احساسات مثبت قرار گرفته و مومنتوم آن صعودی شده است. این روند پس از آن شدت گرفت که ایلان ماسک، مدیرعامل شرکت‌های اسپیس‌ایکس و تسلا در توییت جدیدی گفت که ممکن است سال آینده دوج کوین را «به ماه بفرستد». این جمله در حالی مطرح شد که یکی از کاربران او را به وعده سال ۲۰۲۱‌اش برای تحقق چنین هدفی یادآوری کرده بود. به گزارش میهن بلاکچین، این اظهار نظر باعث شد پروژه مأموریت DOGE-1 دوباره سر زبان‌ها بیفتد؛ مأموریتی که قرار است داده‌هایی را از ماه جمع‌آوری کند و به‌طور کامل توسط دوج کوین تأمین مالی شده است. تام اوچینرو (Tom Ochinero)، معاون اسپیس‌ایکس، پیش‌تر گفته بود این پروژه قرار است نشان دهد ارزهای دیجیتال می‌توانند فراتر از مدار زمین نیز کاربرد داشته باشند. اما پروژه DOGE-1 تاکنون چندین بار با تاخیر مواجه شده و هنوز خبری از زمان نهایی آن نیست. پیش از این اظهار نظر انتظار می‌رفت این ماموریت اواسط تا اواخر سال ۲۰۲۶ انجام شود اما حالا با توییت جدید ایلان ماسک باید منتظر فرا رسیدن آن در سال آینده باشیم. البته قیمت دوج کوین فارغ از تاخیرهای چند باره این پروژه پس از توییت ایلان ماسک نزدیک به ۵٪ افزایش یافت و به ۰.۱۰۹ دلار رسید. با این حال در زمان نگارش این مطلب قیمت کمی اصلاح شده و به حوالی ۰.۱۰۶ دلار برگشته است. منبع: X پیش‌بینی صعودی تحلیلگران به دنبال توییت جدید ایلان ماسک، برخی از تحلیلگران نیز پیش‌بینی‌های صعودی را برای دوج کوین مطرح کردند. به عنوان مثال، تحلیلگری به نام  تریدر تاردیگرید (Trader Tardigrade) با مقایسه شرایط فعلی با سال ۲۰۲۰ و رابطه بین شاخص دلار آمریکا (DXY) و طلا با پرایس اکشن دوج کوین از احتمال پامپ شدید برای این میم کوین خبر داده و می‌گوید: درست قبل از سال ۲۰۲۰، دوج کوین کف‌سازی کرد، در حالی که شاخص دلار و طلا در حوالی سقف خو بودند. سرمایه از دارایی‌های امن خارج شد و به سمت دارایی‌های پرریسک رفت. امروز دقیقاً همان چیدمان را داریم. نمودار دوج کوین - منبع: X سناریوی صعودی دوج کوین فقط به هیجانات رسانه‌ای محدود نمی‌شود چراکه از نظر کاربرد نیز گام‌هایی برای این میم کوین برداشته شده است. ماه گذشته، هاوس آو دوج (House of Doge) اعلام کرد قصد دارد یک اپلیکیشن پرداخت مبتنی بر DOGE برای سرمایه‌گذاران راه‌اندازی کند. این اپلیکیشن به کاربران اجازه می‌دهد کیف پول بسازند، توکن دوج کوین بخرند و درون برنامه تراکنش انجام دهند. در کنار این موضوع، ETFهای دوج کوین هم بعد از شروعی کند، نشانه‌هایی از جان‌گرفتن بروز داده‌اند و روز گذشته با ورود سرمایه جدید مواجه شدند. در حال حاضر مجموع جریان خالص ورودی این ETFها به حدود ۷ میلیون دلار رسیده است.

چرا خبرهای خوب هم قیمت‌ها را بالا نمی‌برند؟ روایت بیت‌وایز از زمستان کریپتویی فعلی

علی ابراهیمی
14 بهمن 1404 - 19:30
بازار ارزهای دیجیتال ماه‌هاست حال‌وهوایی شبیه روزهای سرد و سنگین بازارهای خرسی کلاسیک را تجربه می‌کند؛ فضایی که در آن قیمت‌ها افت کرده‌اند، امید معامله‌گران تحلیل رفته و حتی خبرهای مثبت هم نمی‌توانند جرقه‌ای برای بازگشت قدرتمند بازار بزنند. حالا شرکت مدیریت دارایی بیت‌وایز (Bitwise) در گزارشی تازه، بدون تعارف می‌گوید آنچه از ژانویه ۲۰۲۵ آغاز شده، عملاً یک «زمستان کریپتویی» تمام‌عیار است؛ حتی اگر بسیاری از فعالان بازار تا همین اواخر تمایلی نداشتند این واقعیت را با صدای بلند بیان کنند. به گزارش میهن بلاکچین، این شرکت که سابقه عبور از چندین چرخه نزولی بزرگ را دارد، معتقد است حس ناامیدی و خستگی فعلی برای فعالان قدیمی بازار آشناست؛ احساسی که طبق تجربه‌های گذشته معمولاً به مراحل پایانی دوره‌های رکود تعلق دارد. به باور تحلیلگران بیت‌وایز، بعد از بیش از یک سال افت قیمت‌ها، بازار حالا به پایان زمستان خود نزدیک‌تر است و احتمالاً روند بازیابی «زودتر از چیزی که تصور می‌شود» آغاز خواهد شد. زمستان کریپتویی دقیقاً یعنی چه؟ بر اساس گزارش جدید بیت‌وایز، زمستان کریپتویی به دوره‌های طولانی بازار خرسی گفته می‌شود که با افت‌های شدید قیمتی، فروپاشی احساسات مثبت و بی‌تفاوتی بازار نسبت به اخبار خوب همراه است. این دوره‌ها معمولاً بعد از فازهایی شکل گرفته‌اند که در آنها استفاده از لوریج بیش از حد بالا رفته و موجی از سفته‌بازی افراطی بازار را اشباع کرده است. چنین چرخه‌هایی عموماً از سقف تا کف بازار حدود یک سال طول کشیده‌اند. در چرخه‌های قبلی، از جمله سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲، حتی دستاوردهای مهم در پذیرش عمومی یا پیشرفت‌های نظارتی هم نتوانستند جلوی ریزش قیمت‌ها را در عمیق‌ترین بخش‌های بازار نزولی بگیرند. به گفته تحلیلگران بیت‌وایز، زمستان‌های کریپتویی معمولاً بی‌سروصدا به پایان می‌رسند؛ نه با موجی از هیجان، بلکه زمانی که فشار فروش کم‌کم خالی می‌شود و بازار به ثبات می‌رسد؛ شرایطی که بعداً بستر رشد بزرگ بعدی را فراهم می‌کند. ابعاد ریزش فعلی بازار در این چرخه، افت قیمت‌ها تقریباً همه بازار را دربر گرفته است. قیمت بیت کوین حدود ۳۹٪ پایین‌تر از سقف اکتبر ۲۰۲۵ قرار دارد، اتریوم بیش از ۵۰٪ افت کرده و بسیاری از توکن‌های بزرگ حتی ریزش‌های سنگین‌تری را تجربه کرده‌اند. مت هوگان (Matt Hougan)، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری بیت‌وایز، تأکید می‌کند این وضعیت یک اصلاح عادی یا پولبک سالم نیست، بلکه رکودی شبیه سال ۲۰۲۲ است که ریشه در لوریج بیش از حد و موج گسترده سیو سود دارد؛ فشاری که حتی جریان مداوم خبرهای مثبت را هم تحت‌الشعاع قرار داده است. او می‌گوید اگر بپذیریم بازار واقعاً در یک زمستان کریپتویی قرار دارد، بهتر می‌توان فهمید چرا خبرهایی مثل پیشرفت‌های نظارتی یا افزایش پذیرش نهادی نتوانسته‌اند قیمت‌ها را بالا بکشند. از نظر هوگان، در کف‌های بازار، فاندامنتال‌ها معمولاً نقش تعیین‌کننده‌ای ندارند. وی همچنین می‌گوید که زمستان کریپتو با خوش‌بینی تمام نمی‌شود، بلکه با خستگی، زمانی که فروشندگان دیگر توانی برای ادامه فروش ندارند به پایان خود می‌رسند. چرا خیلی‌ها دیر متوجه زمستان شدند؟ هرچند زمستان‌های قبلی کریپتو به‌طور میانگین حدود ۱۳ ماه از سقف تا کف طول کشیده‌اند، هوگان معتقد است چرخه فعلی عملاً از ژانویه ۲۰۲۵ شروع شده، حتی اگر بازار در آن زمان کاملاً متوجه آن نشده بود. بر اساس این گزارش، ورود نقدینگی سنگین به صندوق‌های قابل معامله در بورس بیت کوین و همچنین استراتژی‌های خزانه‌داری مبتنی بر دارایی‌های دیجیتال، باعث شد چند دارایی بزرگ و در دسترس نهادهای مالی حمایت قیمتی قابل توجهی دریافت کنند. همین موضوع تا حدی چهره یک بازار خرسی خشن را پنهان کرد. بر اساس برآورد بیت‌وایز، دارایی‌هایی که پشتوانه نهادی قوی داشتند در سال ۲۰۲۵ افت‌های نسبتاً محدودتری را تجربه کردند، اما توکن‌هایی که تقاضای ETF یا تقاضای خزانه‌داری نداشتند، در بسیاری موارد با ریزش‌های ۶۰ درصدی یا حتی بیشتر مواجه شدند. این شرکت تخمین می‌زند ابزارهای سرمایه‌گذاری نهادی در این دوره بیش از ۷۴۰ هزار بیت کوین معادل ده‌ها میلیارد دلار را جذب کرده باشند؛ حمایت قیمتی که احتمالاً جلوی سقوط‌های بسیار شدیدتر را گرفته است. با وجود این تاریکی، داستان اصلی تغییر نکرده با وجود فضای منفی حاکم، هوگان تأکید می‌کند روایت بنیادی بازار کریپتو به شکل محسوسی تضعیف نشده است. حرکت‌های مثبت در حوزه قانون‌گذاری، ورود وال‌استریت، رشد استیبل‌کوین‌ها و توسعه توکنیزه‌سازی همچنان ادامه دارد؛ حتی اگر فعلاً بازار توجهی به آنها نشان ندهد. به گفته بیت‌وایز، همین اخبار مثبت در حال انباشته شدن به‌صورت نوعی «فشار پنهان» هستند که می‌تواند به‌محض تغییر احساسات بازار، سوخت یک رالی شدید و قدرتمند را فراهم کند.

انقلاب تتر در صنعت استخراج با رونمایی از MiningOS

کسرا خلیفه‌پور
14 بهمن 1404 - 19:00
شرکت تتر، صادرکننده استیبل کوین، به‌طور رسمی از نرم‌افزار متن‌باز خود برای استخراج بیت کوین با نام ماینینگ او اس (MiningOS) پرده‌برداری کرد. این اقدام با هدف ساده‌سازی فرآیندها، مقیاس‌پذیری و افزایش تمرکززدایی در صنعت استخراج انجام شده است و گام مهمی در مسیر تقویت زیرساخت‌های این شبکه به شمار می‌رود. به گزارش میهن بلاکچین، شرکت تتر نخستین بار در خرداد ماه سال گذشته (ژوئن ۲۰۲۵ میلادی)، برنامه‌های خود را برای ارائه یک سیستم‌عامل متن‌باز در حوزه استخراج اعلام کرده بود. هدف اصلی این پروژه، توانمند ساختن استخراج‌کنندگان برای ورود به این فعالیت است که دیگر نیازی به وابستگی به فروشندگان واسطه گران‌قیمت و ابزارهای انحصاری نداشته باشند. این ابزارها در گذشته چالش‌ها و موانع زیادی را برای ورود افراد جدید به این بازار ایجاد کرده بودند. تتر سیستم‌عامل متن‌باز خود را برای استخراج بیت کوین عرضه کرد شرکت تتر در بیانیه‌ای که روز دوشنبه در شبکه اجتماعی X منتشر شد، از راه‌اندازی سیستم‌عامل استخراج (MiningOS | MOS) خبر داد. این شرکت، پکیج نرم‌افزاری خود را یک سیستم‌عامل ماژولار و مقیاس‌پذیر توصیف کرده است که برای استفاده طیف گسترده‌ای از کاربران، از علاقه‌مندان تازه‌کار گرفته تا سازمان‌های بزرگ صنعتی، طراحی شده است. تتر در وب‌سایت اختصاصی و جدید این سیستم‌عامل اشاره کرده است که صنعت استخراج برای مدتی طولانی توسط سیستم‌های بسته و ابزارهای انحصاری محدود شده بود. هدف از عرضه این نرم‌افزار، تغییر وضعیت موجود و تزریق شفافیت، باز بودن و روحیه همکاری به بخش‌های اصلی زیرساخت‌های بیت کوین است تا فضای رقابتی‌تری در این بازار فراهم شود. معماری خودمیزبان و حذف وابستگی‌های اجباری در استخراج تتر با شعار «بدون جعبه سیاه، بدون وابستگی اجباری و بدون محدودیت»، بر آزادی عمل کاربران در این پلتفرم تأکید کرده است. سیستم‌عامل ماینینگ او‌ اس یک معماری استخراج خودمیزبان را ارائه می‌دهد که از طریق یک شبکه یکپارچه همتابه‌همتا (P2P) با سایر دستگاه‌ها ارتباط برقرار می‌کند. این سرویس با پلتفرمی همراه است که به استخراج‌کنندگان اجازه می‌دهد تنظیمات را به‌سادگی و بر اساس نیازهای مربوط به مقیاس‌پذیری و توان خروجی خود تغییر دهند. پائولو آردوینو (Paolo Ardoino)، مدیرعامل تتر، هم‌زمان با این معرفی اظهار داشت که این نرم‌افزار یک پلتفرم عملیاتی کامل است که می‌تواند از یک چیدمان خانگی ساده تا مراکز استخراج در سطح صنعتی بزرگ را، حتی در چندین منطقه جغرافیایی مختلف، تحت پوشش قرار دهد. رونمایی پائولو آردوینو از سیستم‌عامل متن‌باز و مقیاس‌پذیر تتر برای استخراج بیت کوین - منبع: X رقابت در بازار نرم‌افزارهای متن‌باز و تمایز با رقبا تأکید اولیه تتر در خرداد ماه سال گذشته (ژوئن ۲۰۲۵ میلادی) بر این نکته بود که استخراج‌کنندگان جدید باید بتوانند بدون وابستگی به تأمین‌کنندگان واسطه گران‌قیمت، وارد چرخه رقابت شوند. با این حرکت، تتر به جمع دیگر نام‌های بزرگ دنیای ارزهای دیجیتال مانند شرکت بلاک (Block)، متعلق به جک دورسی پیوست که پیش از این مجموعه ابزارهای نرم‌افزاری متن‌باز خود را برای استخراج منتشر کرده بود. با این حال، تفاوت کلیدی اینجاست که نرم‌افزار شرکت بلاک به‌طور خاص برای کار با سخت‌افزارهای استخراج اختصاصی همان شرکت طراحی شده است. در مقابل، سیستم‌عامل ماینینگ او‌ اس تتر برای سازگاری با طیف وسیعی از زیرساخت‌های موجود در بازار ساخته شده است که این موضوع انعطاف‌پذیری بیشتری به کاربران می‌دهد. امنیت از طریق پروتکل‌های غیرمتمرکز و توسعه فعالیت‌های تتر سیستم‌عامل ماینینگ او‌ اس تحت مجوز آپاچی ۲.۰ (Apache 2.0 License) عرضه شده است؛ به این معنی که استفاده، توسعه و بهبود آن برای همگان رایگان است. این پلتفرم بر پایه پروتکل‌های همتابه‌همتای «هول پانچ» بنا شده است؛ این موضوع به زبان ساده یعنی هیچ سرویس متمرکزی، هیچ در پشتی و هیچ وابستگی به شخص ثالثی در آن وجود ندارد و امنیت کاربران به طور کامل حفظ می‌شود. این اقدام تتر نشان‌دهنده تلاش جدی این شرکت برای گسترش فعالیت‌های خود فراتر از بازار استیبل کوین ها است. تتر در طول سال ۱۴۰۴ خورشیدی (۲۰۲۵ میلادی)، سرمایه‌گذاری‌های متعددی را در حوزه‌ توکنیزه کردن دارایی‌ها، هوش مصنوعی و دیفای انجام داده است. همچنین این شرکت اکنون به یکی از دارندگان و انباشت‌کنندگان بزرگ طلا و بیت کوین در جهان تبدیل شده است.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر