آخرین اخبار:

مقالات عمومی19 تیر 1405
چگونه قبل از ۳۰ سالگی از نظر مالی جلو بیفتیم؟ ۱۱ توصیه طلایی که آینده شما را متحول میکند

مقالات عمومی15 تیر 1405
بهترین سرمایهگذاری با یک میلیارد تومان در ایران؛ با یک میلیارد امروز کجا سرمایهگذاری کنیم؟

مقالات عمومی10 مرداد 1405
پایان تلخ پروژههای میلیون دلاری؛ بررسی ۴ دلیل اصلی تعطیلی استارتاپهای مطرح کریپتو

اخبار عمومی05 مرداد 1405
چانگپنگ ژائو (CZ): بدون دانستن این اصطلاح نمیتوانید ثروتمند شوید

مقالات عمومی09 مرداد 1405
اوراق خزانهداری آمریکا چیست؟ با امنترین سرمایهگذاری جهان آشنا شوید

مقالات عمومی09 مرداد 1405
نابودی ۹۹ پروژه کریپتویی در سال ۲۰۲۶! این بار نه فروپاشی و انفجار، بلکه مرگ از گرسنگی
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
55 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.50%
نرخ تتر
190,154.26 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

چقدر ارز دیجیتال بخریم تا زندگیمان تغییر کند؟
21 مرداد 1405 - 20:00
«چقدر بیت کوین بخرم که اگر قیمتش چند برابر شد، زندگیام برای همیشه عوض شود؟» این سؤال احتمالاً برای بسیاری از سرمایهگذاران ارز دیجیتال آشناست؛ مخصوصاً وقتی در شبکههای اجتماعی داستان کسانی را میبینیم که با یک سرمایه کوچک، به سودهای بزرگ رسیدهاند. اما پشت این سوال یک فرض خطرناک پنهان شده است: اینکه یک عدد جادویی وجود دارد که اگر بهاندازه کافی روی آن سرمایهگذاری کنیم، در نهایت ما را ثروتمند میکند.
در این مقاله خواندنی که برگرفته از مطلبی از وبسایت مدیوم است، سعی داریم تا به این سوال یعنی اینکه چه مقدار ارز دیجیتال میتواند در نهایت زندگی ما را دگرگون کند پاسخ میدهیم.
مشکل از سوال شروع میشود: «چقدر بخرم تا پولدار شوم؟»
محتوای زیادی در بازار کریپتو حول یک ایده ساده شکل گرفته است: اگر مقدار مناسبی بیت کوین یا یک ارز دیجیتال دیگر بخرید، رشد قیمت در آینده میتواند سرمایه شما را چند برابر کند و زندگیتان را تغییر دهد.
مشکل اینجاست که این روایت فقط نیمه صعودی بازار را نشان میدهد.
فرض کنید فردی بیت کوین را در محدوده ۶۵ هزار دلار میخرد و انتظار دارد سرمایهاش در چند سال آینده چند برابر شود. این سناریو ممکن است اتفاق بیفتد؛ اما بازار میتواند پیش از آن مسیر کاملاً متفاوتی را طی کند. بیت کوین در گذشته چندین بار افتهایی بسیار سنگین را تجربه کرده است؛ از سقوط حدود ۹۳ درصدی در سال ۲۰۱۱ گرفته تا افت ۸۶ درصدی در سال ۲۰۱۵، ۸۴ درصدی در سال ۲۰۱۸ و حدود ۷۷ درصدی در سال ۲۰۲۲. همین اخیرا نیز از اوج ۱۲۶ هزار دلاریاش تقریبا نصف شده و حالا در کانال ۶۰ هزار دلار به سر میبرد.
شرکت بلکراک (BlackRock) نیز در بررسیهای خود اشاره کرده که بیت کوین از سال ۲۰۱۴ تاکنون چهار دوره افت بیش از ۵۰ درصدی داشته و سه سقوط شدیدتر آن بهطور میانگین حدود ۸۰ درصد بودهاند. در سه مورد از این چهار دوره نیز بازگشت قیمت به اوج قبلی نزدیک به سه سال زمان برده است.
این اعداد یک نکته مهم را روشن میکنند: بیت کوین داراییای نیست که ممکن است فقط چند برابر شود؛ بلکه داراییای است که باید بتوانید سقوطهای بسیار سنگین آن را نیز تحمل کنید.
بنابراین سوال اصلی نباید این باشد که چقدر پول وارد بیت کوین کنم تا ثروتمند شوم؟
بلکه باید بپرسید:
چقدر میتوانم وارد بازار کنم که اگر بیت کوین سقوط شدیدی داشت، همچنان بتوانم به زندگی عادی خود ادامه دهم؟
این سوال، برخلاف وعدههای شبکههای اجتماعی، پاسخ مشخصی برای هر فرد دارد.
ریاضی واقعی سرمایهگذاری در ارز دیجیتال
وقتی سوال را اینطور مطرح کنیم، سرمایهگذاری در ارز دیجیتال از یک رویای یکشبه ثروتمند شدن به یک مسئله مدیریت ریسک تبدیل میشود.
فرض کنید فردی ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه دارد و تصمیم میگیرد تمام آن را در یک دارایی پرنوسان سرمایهگذاری کند. اگر سرمایه او ۸۰ درصد افت کند، فقط ۲۰ میلیون تومان باقی میماند. برای بازگشت از ۲۰ میلیون تومان به ۱۰۰ میلیون تومان، قیمت دارایی باید ۴۰۰ درصد رشد کند.
اما اگر همان فرد فقط ۱۰ میلیون تومان سرمایهگذاری کند و باقی پول خود را در داراییهای کمریسکتر نگه دارد، حتی یک سقوط ۸۰ درصدی نیز کل وضعیت مالی او را نابود نمیکند.
اینجاست که مفهوم ریسک یا گمانهزنی نامتقارن (Asymmetric Bet) اهمیت پیدا میکند.
گمانهزنی نامتقارن
وقتی مبلغ سرمایهگذاری را محدود میکنید، سقف زیان شما از همان ابتدا مشخص است. اما اگر دارایی عملکرد فوقالعادهای داشته باشد، سود بالقوه میتواند چندین برابر سرمایه اولیه شود.
به همین دلیل، سرمایهگذاری کوچک اما قابلتحمل در یک دارایی پرریسک میتواند منطقیتر از سرمایهگذاری سنگین باشد.
این همان منطقی است که در استراتژیهای مدیریت ریسک، از جمله ایده «باربل» که توسط نسیم نیکلاس طالب (Nassim Nicholas Taleb) مطرح شده، دیده میشود: بخش عمده سرمایه در داراییهای امن و کمنوسان قرار میگیرد و بخش کوچکی به فرصتهای پرریسک و پربازده اختصاص پیدا میکند.
هدف این نیست که از ریسک فرار کنیم؛ هدف این است که ریسک را به اندازهای نگه داریم که بتوانیم زنده بمانیم و در صورت موفقیت، از رشد آن بهره ببریم.
اما اینجا یک واقعیت ناخوشایند هم وجود دارد. اگر سرمایهای که میتوانید با خیال راحت وارد یک دارایی پرریسک کنید بسیار کم باشد، حتی یک رشد فوقالعاده نیز ممکن است نتواند زندگی شما را تغییر دهد و این همان چیزی است که بسیاری از داستانهای «یکشبه پولدار شدن» درباره آن سکوت میکنند.
برای تبدیل یک سرمایه کوچک و قابلتحمل به یک ثروت بزرگ، معمولاً باید سه اتفاق همزمان رخ دهد: سرمایه اولیه به اندازهای باشد که نتیجه نهایی معنادار شود، دارایی رشد بسیار بزرگی را تجربه کند و شما آنقدر صبر داشته باشید که در طول مسیر، سقوطهای سنگین بازار مجبور به فروشتان نکند.
ترید بیشتر؛ راه میانبُر یا تله؟
وقتی سرمایه اولیه کافی نیست، وسوسه بعدی به سراغ فرد میآید و میگوید: «پس با همین پولم اینقدر ترید میکنم تا سرمایهام زیادتر شود».
ایده جذابی است. بهجای اینکه سالها منتظر رشد یک دارایی بمانیم، بارها خرید و فروش میکنیم و از نوسانهای بازار سود میگیریم.
اما مشکل اینجاست که بازارهای مالی و به خصوص کریپتو برای این رویا طراحی نشدهاند.
دادههای مربوط به معاملهگران خرد در بازارهای مالی نشان میدهد اکثریت معاملهگران کوتاهمدت در بلندمدت بازنده هستند. در بازار کریپتو نیز یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۵ از حدود هزار معاملهگر تازهکار نشان داد ۸۴ درصد آنها در سال نخست ضرر کردهاند و بیش از نیمی از آنها تقریباً تمام سرمایه اولیه خود را از دست دادهاند. ترس از جا ماندن یا همان فومو (FOMO) و ورود بدون شناخت کافی از مهمترین دلایل این شکستها عنوان شده بود.
اما شاید مهمتر از این آمار، تجربه بازارهای اهرمی باشد.
انسان در برابر الگوریتمی که هیچوقت احساسی یا خسته نمیشود
بررسی سهساله دادههای معاملهگران خرد توسط نهاد ناظر بازار سرمایه هند نشان داد ۹۳ درصد معاملهگران خرد در معاملات مشتقه زیان کردهاند.
چرا؟
چون شما فقط با یک نمودار رقابت نمیکنید.
طرف دیگر معامله میتواند یک شرکت حرفهای باشد که از الگوریتمها، دادههای گسترده و سیستمهای خودکار استفاده میکند؛ سیستمی که در کسری از ثانیه سفارش میگذارد، خسته نمیشود و وقتی بازار ۱۰ درصد سقوط کرد، از ترس دکمه فروش را فشار نمیدهد.
در واقع، یکی از بزرگترین اشتباهات معاملهگر خرد این است که فکر میکند برای شکست دادن بازار فقط باید «تحلیل بهتری» داشته باشد. در بسیاری از مواقع مشکل تحلیل نیست؛ مشکل اندازه ریسک و رفتار انسان است.
ترس، طمع، فومو و تلاش برای جبران ضرر میتوانند یک استراتژی خوب را در چند معامله خراب کنند.
برای همین، برای بیشتر سرمایهگذاران عادی، «بیشتر معامله کردن» لزوماً راه رسیدن سریعتر به آزادی مالی نیست.
گاهی بهترین کاری که میتوان انجام داد، دقیقاً برعکس است: کمتر معامله کنید، کمتر ریسک کنید و زمان بیشتری در اختیار سرمایه بگذارید.
حتی بلکراک هم نمیگوید همه سرمایهتان را بیت کوین کنید!
همه تخممرغهایتان را در یک سبد نگذارید
اگر بخواهیم ببینیم سرمایهگذاران حرفهای چگونه به این موضوع نگاه میکنند، رفتار شرکتهای بزرگ میتواند سرنخ خوبی بدهد.
شرکت بلکراک در ژوئن ۲۰۲۶ به مشاوران مالی توصیه کرد که سرمایهگذاران عادی در یک سبد متنوع، حدود ۱ تا ۲ درصد از پرتفوی خود را به بیت کوین اختصاص دهند.
این توصیه به معنای آن نیست که ۱ یا ۲ درصد برای همه افراد عدد مناسبی است. شرایط مالی یک فرد جوان در ایران با یک سرمایهگذار آمریکایی یا یک صندوق چند تریلیون دلاری یکسان نیست.
اما پیام این توصیه مهم است: حتی یکی از بزرگترین و حرفهایترین مدیران سرمایه جهان نیز بیت کوین را بهعنوان داراییای نمیبیند که باید بخش عمده ثروت یک سرمایهگذار را تشکیل دهد. بلکه آن را یک بخش کوچک اما پرریسک از یک سبد متنوع در نظر میگیرد.
این تفاوت نگاه قابلتوجه است. در شبکههای اجتماعی ممکن است فلان اینفلوئنسر که جلویش دهها مانیتور دارد بگوید که «برای ثروتمند شدن باید همهچیز را روی بیت کوین یا فلان توکن ناشناخته سرمایهگذاری کرد». اما موسسات مالی بزرگ معمولاً درباره آن با زبان بسیار محتاطانهتری صحبت میکنند.
دلیلش ساده است: آنها میدانند حتی بهترین داراییها نیز میتوانند دورههای طولانی افت قیمت داشته باشند.
«زندگی من با چه مبلغی تغییر میکند؟»
اینجا به مهمترین بخش ماجرا میرسیم.
عبارت «پولدار شدن» برای همه یک معنی ندارد.
در یک کشور ممکن است ۱ میلیون دلار سرمایه برای رسیدن به سطح بالایی از رفاه لازم باشد، اما در کشوری دیگر چند ده هزار دلار بتواند یک کسبوکار راه بیندازد، بدهی بزرگی را تسویه کند یا امکان خرید خانه را فراهم کند.
بنابراین هیچ پاسخ جهانی برای این سوال که «چقدر ارز دیجیتال لازم دارم تا زندگیام تغییر کند؟» وجود ندارد.
پس قبل از اینکه به نمودار بیت کوین، اتریوم یا هر ارز دیجیتال دیگری نگاه کنید، باید ابتدا عدد زندگی خودتان را مشخص کنید.
مثلاً اگر هدف شما این است که بدهیهایتان را تسویه کنید، مبلغ موردنیاز مشخص است. اگر میخواهید سرمایه لازم برای راهاندازی یک کسبوکار را فراهم کنید، آن هم عدد مشخصی دارد. اگر هدف خرید خانه یا رسیدن به استقلال مالی است، باید هزینه واقعی آن را محاسبه کنید.
تا زمانی که این عدد مشخص نباشد، «تغییر زندگی» فقط یک رویاست؛ نه یک هدف مالی قابلاندازهگیری.
سه عددی که باید قبل از خرید ارز دیجیتال بدانید
اگر بخواهیم کل بحث را به یک چارچوب ساده تبدیل کنیم، کافی است سه عدد را برای خودتان مشخص کنید.
عدد اول: «عدد کافی» شما
اول مشخص کنید چه مقدار پول واقعاً میتواند زندگی شما را تغییر دهد.
آیا با آن میتوانید بدهیهایتان را تسویه کنید؟ خانه بخرید؟ کسبوکار راه بیندازید؟ چند سال از کار کردن بینیاز شوید؟
یک عدد واقعی و مشخص بنویسید. مثلاً ۵ میلیارد تومان، ۱۰ میلیارد تومان یا هر مبلغ دیگری که واقعاً برای شرایط شما معنا دارد.
تا زمانی که ندانید به چه مقدار پول نیاز دارید، نمیتوانید بفهمید یک سرمایهگذاری مشخص چقدر میتواند به هدف شما نزدیکتان کند.
عدد دوم: «عدد صفر» شما
حالا سختترین سوال را از خودتان بپرسید:
اگر ارزش این سرمایهگذاری به صفر برسد، حداکثر چه مقدار پول را میتوانم از دست بدهم بدون اینکه زندگیام آسیب جدی ببیند؟
این مبلغ نباید پول اجاره، هزینه درمان، شهریه، بدهی، سرمایه کسبوکار یا پول موردنیاز خانواده باشد.
اگر پاسخ شما مثلاً ۵۰۰ میلیون تومان است، این یعنی سقف واقعی ریسکپذیری شما ۵۰۰ میلیون تومان است؛ نه اینکه چون احتمال رشد بیت کوین بالاست، باید بیشتر از آن سرمایهگذاری کنید.
عدد سوم: «عدد نگهداری» شما
آخرین سوال این است:
چند سال میتوانم این پول را دستنخورده نگه دارم؟
اگر احتمال دارد به این پول طی یک یا دو سال آینده نیاز پیدا کنید، نباید آن را در داراییای قرار دهید که سابقه افتهای ۷۰ یا ۸۰ درصدی دارد.
اما اگر میتوانید سرمایه را برای چند سال کنار بگذارید و حتی در صورت سقوط شدید بازار مجبور به فروش نشوید، شرایط کاملاً متفاوت خواهد بود.
اینجا همان جایی است که اندازه سرمایهگذاری اهمیت پیدا میکند. هرچه افق زمانی کوتاهتر باشد، باید اندازه ریسک کوچکتر شود.
حالا سه عدد را کنار هم بگذارید و یک حساب سرانگشتی کنید
اینجاست که واقعیت خودش را نشان میدهد.
فرض کنید حداکثر سرمایهای که میتوانید بدون آسیب جدی از دست بدهید ۱۰۰ میلیون تومان است. حالا تصور کنید در یک سناریوی بسیار خوشبینانه این سرمایه ۱۰ برابر شود و به ۱ میلیارد تومان برسد. اگر هدف مالی شما ۵ میلیارد تومان بوده، حتی یک بازده فوقالعاده نیز به هدف شما نمیرسد.
این نتیجه شاید ناامیدکننده باشد، اما اتفاقاً یکی از مهمترین درسهای این بحث است.
اگر سرمایهای که واقعاً توانایی ریسک کردن با آن را دارید، یعنی همان عدد صفر شما، حتی در یک سناریوی بسیار موفق هم نمیتواند شما را به هدف مالیتان برساند، راهحل لزوماً افزایش ریسک نیست.
ممکن است پاسخ درست این باشد که سرمایهگذاری در کریپتو را محدود نگه دارید و همزمان روی افزایش درآمد، پسانداز و ساخت سرمایه اولیه تمرکز کنید.
گاهی مهمترین تصمیم مالی این است که بفهمید یک فرصت خاص، بهتنهایی نمیتواند مشکل مالی شما را حل کند.
جمعبندی؛ پس واقعاً چقدر ارز دیجیتال بخریم؟
پاسخ نهایی بسیار سادهتر از چیزی است که در شبکههای اجتماعی میبینیم:
به اندازهای سرمایهگذاری کنید که اگر ارزش آن کاملاً به صفر رسید، زندگی شما از هم نپاشد؛ نه بیشتر.
این عدد برای یک نفر ممکن است ۱ درصد از سرمایهاش باشد، برای فرد دیگری ۵ درصد و برای شخص دیگری شاید صفر باشد. هیچ درصد جادویی وجود ندارد.
آنچه اهمیت دارد این است که سرمایهگذاری شما با شرایط مالی، هدف، افق زمانی و تحمل ریسکتان سازگار باشد.
و اگر تنها راهی که برای «تغییر زندگی» میبینید این است که بخش بزرگی از سرمایهتان را روی یک دارایی پرنوسان بگذارید و امیدوار باشید چند برابر شود، احتمالا نیاز است کمی آرام بگیرید، یک لیوان چای بنوشید و پس از «درست فکر کردن» از این کار منصرف شوید.
بازار ارزهای دیجیتال میتواند فرصتهای بزرگی ایجاد کند، اما قرار نیست هر سرمایهگذاری کوچک را به ثروتی بزرگ تبدیل کند. همانطور که نمیتوان از رشدهای گذشته نتیجه گرفت که بیت کوین یا هر ارز دیجیتال دیگری در آینده حتماً چند برابر خواهد شد.
بنابراین قبل از اینکه به دنبال این باشید که «چقدر ارز دیجیتال بخرم؟»، سه سوال مهمتر از خودتان بپرسید: چه مقدار پول واقعاً میتواند زندگی من را تغییر دهد؟ چه مقدار را میتوانم کاملاً از دست بدهم؟ و چند سال میتوانم بدون نیاز به این سرمایه صبر کنم؟
اگر پاسخ این سه سوال را صادقانه پیدا کنید، احتمالاً دیگر به دنبال یک عدد جادویی برای خرید بیت کوین نخواهید بود. در عوض، میدانید دقیقاً چرا وارد بازار شدهاید، چقدر ریسک میکنید و مهمتر از همه، چه زمانی سرمایهگذاری در ارز دیجیتال از یک تصمیم منطقی به یک شرطبندی خطرناک تبدیل میشود.

آینده بلاکچین جایی است که دیگر کسی آن را نمیبیند! مقالهای که کریپتوبازها باید بخوانند
21 مرداد 1405 - 16:00
اگر بخواهیم از روی تیترهای رسانهها آینده صنعت بلاکچین را حدس بزنیم، احتمالاً باید منتظر اپلیکیشنهای جدید، توکنهای تازه، شبکههای سریعتر و پروژههایی باشیم که میخواهند «انقلاب بعدی» را رقم بزنند. اما اگر کمی از هیاهوی بازار فاصله بگیریم و به شرکتهایی نگاه کنیم که واقعاً در حال جابهجایی پول و ساخت زیرساخت مالی هستند، تصویر کاملاً متفاوتی میبینیم.
یک الگوی جالب در حال شکلگیری است: شرکتهای موفقتر، بلاکچین را بیشتر از همیشه از جلوی چشم کاربر کنار میزنند. کاربر قرار نیست با کیف پول، عبارت بازیابی، کارمزد گس یا حتی مفهوم شبکه بلاکچینی درگیر شود. قرار است فقط پول بفرستد، خرید کند یا دارایی بخرد و همهچیز مثل یک سرویس مالی معمولی کار کند. شاید بزرگترین پیروزی بلاکچین دقیقاً زمانی اتفاق بیفتد که دیگر کسی برای استفاده از یک محصول مجبور نباشد بداند پشت صحنه آن بلاکچین وجود دارد.
در این مقاله جالب که از وبسایت مدیوم برگرفته شده، نگاهی به آینده کریپتو و فناوری بلاکچین میاندازیم.
داستانی که سالها درباره پذیرش کریپتو شنیدیم
برای حدود یک دهه، مسیر مورد انتظار صنعت ارزهای دیجیتال تقریباً مشخص بود: یک اپلیکیشن بساز، توکن خودت را راهاندازی کن، به مردم توضیح بده کیف پول چیست و عبارت بازیابی را چگونه نگهداری کنند و بعد منتظر بمان تا کاربران عادی بالاخره مزایای این فناوری را کشف کنند.
اما اتفاقی که در عمل افتاد، چندان شبیه این سناریو نبود.
مشکل لزوماً فناوری نبود. بلاکچینها در این سالها سریعتر، ارزانتر و مقیاسپذیرتر شدند، اما تجربه کاربری همچنان برای بسیاری از مردم پیچیده باقی ماند. تصور کنید بانک به شما بگوید برای انتقال پول، ابتدا باید یک ارز ناشناخته دیگر بخرید تا هزینه انجام تراکنش را پرداخت کنید. یا برای استفاده از یک اپلیکیشن، لازم باشد یک رشته طولانی از کلمات را بهعنوان عبارت بازیابی در جایی امن نگهداری کنید.
برای کاربر عادی، اینها مزیت نیستند؛ بلکه اصطکاک و چیزی شبیه به وقت تلفکردن هستند.
یکی از نمونههای معروف این مدل، بازی اکسی اینفینیتی (Axie Infinity) بود. این پروژه در دوره رونق خود توانست توجه زیادی را جلب کند و حتی برای برخی کاربران، بهخصوص در فیلیپین، درآمد قابلتوجهی ایجاد کند. اما زمانی که قیمت توکنهای اکوسیستم سقوط کرد، جذابیت اقتصادی بازی نیز تا حد زیادی از بین رفت.
درس مهم این اتفاق ساده بود: بسیاری از کاربران لزوماً شیفته بازی بلاکچینی یا فناوری آن نبودند؛ آنها به انگیزه اقتصادی آن جذب شده بودند.
در نتیجه، مدلی که توکن و فناوری را بهعنوان محصول اصلی به کاربر میفروخت، در بسیاری از موارد نتوانست پذیرش گستردهای ایجاد کند.
در همین حال، در گوشه دیگری از صنعت، اتفاق متفاوتی در حال رخ دادن بود.
برندگان، بلاکچین را از جلوی چشم کاربر کنار زدند
اگر به شرکتهایی نگاه کنیم که در سالهای اخیر در حال ساخت زیرساختهای واقعی پرداخت و انتقال پول هستند، یک ویژگی مشترک به چشم میخورد: آنها تلاش نمیکنند کاربر را با بلاکچین درگیر کنند.
یکی از نمونههای مهم، استرایپ (Stripe) است؛ شرکتی که بخش بزرگی از زیرساخت پرداخت اینترنت را در پشت صحنه مدیریت میکند. استرایپ در سال ۲۰۲۵ شرکت بریج (Bridge) را خرید؛ شرکتی که زیرساخت لازم برای استفاده کسبوکارها از استیبل کوینها را فراهم میکند.
ایده اصلی ساده است. یک کسبوکار میتواند با استفاده از استیبل کوینها، دلار دیجیتال را سریعتر جابهجا کند، بدون اینکه کارمند بخش مالی آن مجبور باشد با مفاهیمی مانند کیف پول، شبکه بلاکچین یا مدیریت کلید خصوصی درگیر شود.
برای کاربر، اتفاقی که میافتد فقط یک انتقال پول سریعتر است و بلاکچین زیرِ کفپوش قرار گرفته است.
استرایپ حتی در حوزه کیف پول نیز رویکرد مشابهی دنبال کرده است. این شرکت با خرید شرکت پریوی (Privy) به زیرساختی دسترسی پیدا کرد که امکان ساخت کیف پولهای دیجیتال را برای تعداد بسیار زیادی از حسابها فراهم میکند؛ بدون اینکه کاربر الزاماً مجبور باشد با تجربه سنتی کیف پولهای کریپتویی و عبارت بازیابی سروکله بزند.
شرکتهایی مانند کلارنا (Klarna) نیز به سمت استفاده از دلارهای دیجیتال حرکت کردهاند. حتی شرکتهایی مانند متا (Meta) که پیشتر تلاش کرده بودند مستقیماً وارد حوزه ارز دیجیتال شوند، اکنون میتوانند رویکرد متفاوتی در پیش بگیرند: استفاده از زیرساخت موجود، بدون اینکه مجبور باشند فناوری بلاکچین را به محصول اصلی تبدیل کنند.
این همان چیزی است که در صنعت از آن با عنوان «کریپتوی نامرئی» (Invisible Crypto) یاد میشود.
کاربر وارد حساب خود میشود، یک دکمه را فشار میدهد و انتقال انجام میشود. کارمزد میتواند بهصورت خودکار پرداخت شود. پول نیز بهجای ارز دیجیتال پرنوسانی مانند بیت کوین، یک استیبل کوین با ارزش نسبتاً ثابت مثل تتر است.
بنابراین کاربر تجربه یک اپلیکیشن مالی عادی را دارد؛ اما زیرساخت آن میتواند بلاکچینی باشد.
قانون زیرساخت: بهترین فناوری، همان فناوریای است که دیده نمیشود
این اتفاق چندان عجیب نیست. در واقع، تقریباً تمام زیرساختهای موفق اینترنت همین مسیر را طی کردهاند.
امروزه هنگام باز کردن یک سایت از TCP/IP استفاده میکنید، اما احتمالاً حتی یکبار هم به این فکر نکردهاید که TCP/IP چیست. وقتی حقوق خود را دریافت میکنید یا اجاره خانه را میپردازید نیز شبکه بزرگی از کدها، سیستمهای تسویه و زیرساختهای بانکی در پشت صحنه فعالیت میکنند؛ بدون اینکه شما مجبور باشید آنها را بشناسید.
این نامرئی بودن نشانه شکست فناوری نیست؛ نشانه موفقیت آن است.
بلاکچین و استیبل کوینها نیز در حال حرکت به همین سمت هستند. کارگری که برای خانوادهاش در کشور دیگری پول میفرستد، شرکتی که به تأمینکننده خارجی خود پول پرداخت میکند یا یک شرکت لجستیکی که با چندین طرف در کشورهای مختلف تسویه میکند، لزوماً اهمیتی نمیدهد انتقال روی کدام شبکه انجام شده است.
آنچه برای او اهمیت دارد این است که پول سریعتر، ارزانتر و بدون محدودیت زمانی جابهجا شود.
اگر بلاکچین بتواند این کار را انجام دهد، دیگر نیازی نیست کاربر نام آن را بداند. هدف نهایی زیرساخت، شهرت نیست؛ نامرئی شدن است.
چرا شرکتها ترجیح میدهند بلاکچین دیده نشود؟
پاسخ را باید در مدل درآمدی این کسبوکارها جستوجو کرد.
بخش مهمی از ارزش اقتصادی صنعت جدید نه در فروش یک توکن، بلکه در مالکیت زیرساخت و کسب درآمد از جریان پول ایجاد میشود.
استیبل کوینها مثال بسیار خوبی هستند. وقتی کاربری یک دلار دیجیتال را خریداری میکند، پشت این توکن معمولاً ذخایری قرار دارد که ناشر استیبل کوین مدیریت میکند. بخش قابلتوجهی از این ذخایر میتواند در داراییهای کمریسک و نقدشونده، از جمله اوراق خزانهداری آمریکا، نگهداری شود.
در نتیجه، یک مدل تجاری جالب شکل میگیرد: کاربر یک دلار دیجیتال در اختیار دارد که سریع و آسان جابهجا میشود، در حالی که ناشر میتواند از داراییهای پشتوانه آن درآمد کسب کند.
به زبان ساده، پولِ بلااستفاده کاربر میتواند بخشی از موتور درآمدی شرکت باشد.
حالا همین ایده را در مقیاس بزرگتر ببینید.
بلکراک (BlackRock)، بزرگترین شرکت مدیریت دارایی جهان، نیز وارد حوزه توکنیزه کردن داراییهای سنتی شده است. صندوق دیجیتال این شرکت را میتوان نمونهای از انتقال داراییهای مالی سنتی به زیرساخت بلاکچینی دانست؛ یعنی داراییهایی مانند اوراق دولتی، اما با امکان تسویه سریعتر و فعالیت شبانهروزی.
اینجا قرار نیست بلاکچین جای اوراق قرضه را بگیرد. قرار است فرآیندهای اطراف آن از جمله نگهداری دارایی، تسویه، تطبیق حسابها و انتقال مالکیت را سادهتر کند.
اگر هزینه و زمان این فرآیندها حتی اندکی کاهش پیدا کند، وقتی همین صرفهجویی روی بازار چند تریلیون دلاری اعمال شود، اثر اقتصادی آن میتواند بسیار بزرگ باشد.
غولهای مالی هم بهجای جنگیدن، این زیرساخت را پذیرفتهاند
این روند فقط به شرکتهای کریپتویی محدود نمیشود.
شرکت ویزا (Visa) استفاده از استیبل کوینها را در زیرساخت تسویه خود گسترش داده است. مسترکارت (Mastercard) نیز با سرمایهگذاری و خرید شرکتهای فعال در این حوزه، بهجای اینکه در برابر ریلهای پرداخت جدید مقاومت کند، در حال ادغام آنها با شبکه مالی موجود است.
این رفتار شرکتهای بزرگ یک پیام مهم دارد: آنها لزوماً بلاکچین را بهعنوان یک جایگزین کامل برای سیستم مالی سنتی نمیبینند؛ بلکه آن را یک ریل جدید برای انتقال ارزش میدانند.
به همین دلیل، شاید مهمترین بخش رشد بلاکچین در سالهای آینده نه در تعداد کاربرانی که یک کیف پول کریپتویی دانلود میکنند، بلکه در حجم پولی باشد که شرکتها در پشت صحنه با استفاده از این زیرساخت جابهجا میکنند.
در اینجا یک تغییر مهم رخ داده است: داستان دیگر درباره معاملهگری نیست؛ درباره پرداخت شرکتها به شرکتها است.
شرکتهای مالی، تیمهای خزانهداری و کسبوکارهای بینالمللی در حال بررسی راههایی هستند که بتوانند پول را سریعتر و ارزانتر میان کشورها جابهجا کنند. برای آنها، بلاکچین یک محصول هیجانانگیز نیست؛ یک ابزار کاهش هزینه است.
و همینجا است که بخش مهمی از ارزش اقتصادی آینده میتواند شکل بگیرد.
چه کسانی برنده میشوند و چه کسانی بازنده؟
اگر این روند ادامه پیدا کند، میتوان آینده صنعت را تا حد زیادی بر اساس یک سوال ساده تقسیم کرد:
آیا یک شرکت واقعاً یک نتیجه مفید میفروشد یا فقط یک داستان درباره فناوری؟
برندگان احتمالی، شرکتهایی هستند که لایههای نامرئی این زیرساخت را در اختیار دارند؛ شرکتهای پرداخت، بانکها، پلتفرمهای مالی، ارائهدهندگان زیرساخت استیبل کوین، مدیران ذخایر و شرکتهایی که امکان انتقال داراییهای سنتی به شبکههای بلاکچینی را فراهم میکنند.
نشانه آنها هم معمولاً ساده است. کمتر درباره «انقلاب بلاکچین» صحبت میکنند و بیشتر درباره نتیجه حرف میزنند: انتقال سریعتر، هزینه کمتر و خدماتی که ۲۴ ساعته در دسترس هستند.
در طرف مقابل، مدلهایی که تمام ارزش پیشنهادی آنها به این جمله خلاصه میشود که «ما آنچین هستیم»، با چالش جدیتری روبهرو خواهند بود.
اگر کاربر بتواند بدون خرید توکن، بدون مدیریت کیف پول و بدون شناخت شبکه بلاکچینی همان کار را انجام دهد، چرا باید با این مراحل اضافه درگیر شود؟ مسیر صنعت دقیقاً به سمت حذف همین موانع و اتلاف وقتها حرکت میکند.
اما نامرئی شدن بلاکچین یک روی دیگر هم دارد.
هر چیزی که نامرئی میشود، لزوماً بیخطر نیست
وقتی فناوری در پشت یک تجربه ساده پنهان میشود، ممکن است تشخیص اینکه دقیقاً چه چیزی خریداری کردهاید نیز دشوارتر شود.
مثال مهم آن، داراییهای توکنیزهشدهای هستند که قیمت سهام شرکتهایی مانند اپل (Apple) یا انویدیا (Nvidia) را دنبال میکنند؛ سهامهای توکنیزهای که امروزه به وفور در صرافیهای ایرانی هم خرید و فروش میشوند و تب این روزهای بازار هستند.
در نگاه اول، خرید چنین توکنهایی ممکن است شبیه خرید سهام واقعی به نظر برسند. اما این دو لزوماً یک چیز نیستند. در برخی محصولات، دارنده توکن در واقع مالک مستقیم سهم نیست و حقوقی مانند حق رأی یا مالکیت قانونی سهام را ندارد؛ بلکه توکنی در اختیار دارد که ارزش آن به قیمت یک دارایی دیگر وابسته است.
این تفاوت شاید در بازار صعودی چندان مهم به نظر نرسد، اما هنگام بررسی ریسک، ورشکستگی ناشر، نحوه نگهداری دارایی پشتوانه یا حقوق قانونی دارنده میتواند اهمیت بسیار زیادی پیدا کند.
بنابراین، «نامرئی شدن» فناوری نباید به معنای نامرئی شدن ریسک باشد. اتفاقاً هرچه زیرساخت پیچیدهتر و کاربر تجربه سادهتری داشته باشد، ضرورت بررسی آنچه در پشت صحنه اتفاق میافتد بیشتر میشود.
یک فیلتر ساده برای تشخیص پروژههای واقعی از داستانهای جذاب
برای درک این بازار لازم نیست دهها شرکت و پروژه را زیر نظر بگیرید. کافی است هر بار با یک محصول یا پروژه جدید مواجه شدید، سه سوال ساده از خودتان بپرسید.
دقیقاً چه چیزی به من فروخته میشود؟
آیا محصول یک نتیجه مشخص و مفید ارائه میکند یا فقط فناوری را میفروشد؟
اگر یک شرکت میگوید «پول شما را سریعتر و ارزانتر منتقل میکنیم»، با یک محصول واقعی مواجه هستیم. اما اگر تمام پیام آن این است که «ما از یک بلاکچین انقلابی استفاده میکنیم»، باید بیشتر بررسی کنید که این فناوری دقیقاً چه مشکلی را حل میکند.
چه کسی از پول من درآمد کسب میکند؟
پول را دنبال کنید.
در هر سیستم مالی، معمولاً کسی کارمزد، اختلاف قیمت، سود یا درآمد حاصل از سرمایههای بلااستفاده را دریافت میکند. اگر نتوانید بفهمید مدل درآمدی یک محصول دقیقاً چگونه کار میکند، احتمالاً هنوز آن را بهخوبی نشناختهاید.
اگر کلمه «بلاکچین» را حذف کنیم، محصول هنوز مفید است؟
این شاید بهترین تست باشد.
کلمات «بلاکچین»، «کریپتو»، «وب ۳» یا حتی «هوش مصنوعی» را از توضیحات یک محصول حذف کنید. حالا ببینید آیا چیزی ارزشمند باقی میماند یا نه.
اگر محصول همچنان مسئلهای واقعی را حل میکند، احتمالاً با یک فناوری یا زیرساخت کاربردی روبهرو هستید.
اما اگر با حذف نام فناوری، تمام جذابیت محصول نیز از بین میرود، شاید چیزی بیشتر از یک داستان بازاریابی وجود نداشته باشد.
جمعبندی؛ آینده پول احتمالاً کسلکنندهتر از چیزی است که فکر میکنیم
بلاکچین سالها تلاش کرد خودش را بهعنوان یک فناوری انقلابی به کاربران معرفی کند. اما شاید مسیر واقعی پذیرش گسترده دقیقاً خلاف این باشد.
فناوری زمانی به بلوغ میرسد که کاربر دیگر مجبور نباشد آن را ببیند. همانطور که امروز کسی هنگام پرداخت قبض به شبکههای بانکی، پروتکلهای انتقال داده یا زیرساختهای تسویه فکر نمیکند، ممکن است در آینده نیز هنگام ارسال یک دلار دیجیتال یا خرید یک دارایی توکنیزهشده، اصلاً به بلاکچین توجه نکند.
این به معنای کماهمیت شدن بلاکچین نیست؛ برعکس، میتواند نشانه بلوغ آن باشد.
به همین دلیل، شاید یکی از مهمترین روندهای صنعت کریپتو در سالهای آینده در نمودار قیمت توکنها دیده نشود. باید به پشت صحنه نگاه کرد؛ به شرکتهایی که ریلهای پرداختی را میسازند، داراییها را توکنیزه میکنند، استیبل کوینها را مدیریت میکنند و انتقال پول را سریعتر و ارزانتر میکنند.
برندگان آینده احتمالاً کسانی نیستند که بلندتر درباره بلاکچین حرف میزنند؛ کسانی هستند که کاری میکنند بدون اینکه متوجه شویم، از بلاکچین استفاده کنیم.
و شاید این بزرگترین پارادوکس صنعت باشد:
هرچه بلاکچین موفقتر شود، احتمالاً کمتر درباره خود بلاکچین صحبت خواهیم کرد.

زلزله ین (Yen-quake) و تحلیل آرتور هیز از سیاستهای پولی جدید و آغاز رالی بزرگ بیتکوین و آلتکوینها
21 مرداد 1405 - 12:00
آرتور هیز (Arthur Hayes)، بنیانگذار صرافی BitMEX و یکی از برجستهترین استراتژیستهای اقتصاد کلان در فضای کریپتو، در جدیدترین مقاله خود با عنوان زلزله ین (Yen-quake)، پرده از یک توافق پنهان و عظیم در سیستم مالی جهانی برداشته است.
این مقاله از میهن بلاکچین، به بررسی دقیق سیاستهای پولی ایالات متحده و ژاپن، پایان دوران کری ترید (Carry Trade) و تأثیر مستقیم آن بر نقدینگی جهانی و بازار ارزهای دیجیتال میپردازد.
اگر به دنبال درک چرایی حرکات بعدی بازار هستید و میخواهید بدانید چرا هیز معتقد است فدرال رزرو به زودی ماشین چاپ پول خود را با مکانیسمی متفاوت روشن خواهد کرد، این مقاله تحلیلی جامع را از دست ندهید. در پایان این مطلب، سبد پیشنهادی آرتور هیز برای فصل آلتکوینها (شامل اتریوم و توکن ENA) با جزئیات کامل بررسی شده است.
ریشههای بحران در سونامی ۲۰۱۱ و تولد آبنومیکس
هیز مقاله خود را با یک فلشبک به مارس ۲۰۱۱ و زلزله و سونامی ویرانگر فوکوشیما در ژاپن آغاز میکند. در آن زمان، هیز به عنوان بازارگردان صندوقهای ETF در دویچه بانک کار میکرد. با وقوع زلزله، نهادهای مالی و بیمههای ژاپنی برای بازسازی کشور، سرمایههای خود را از خارج به داخل بازگرداندند (فروش داراییهای خارجی و خرید ین). این کار باعث تقویت شدید ین شد.
برای مقابله با این بحران و بازسازی اقتصاد، شینزو آبه در سال ۲۰۱۲ برنامه اقتصادی معروف خود یعنی آبنومیکس (Abenomics) را کلید زد. هدف اصلی؟ تضعیف عمدی ین برای تقویت صادرات و بازارهای مالی.
بانک مرکزی ژاپن (BOJ) با اجرای سیاست کنترل منحنی بازده (YCC)، اقدام به چاپ بینهایت ین و خرید اوراق قرضه دولتی کرد. همچنین دستورالعمل بزرگترین صندوق بازنشستگی ژاپن (GPIF) تغییر کرد تا به جای داراییهای داخلی، سهام و اوراق قرضه خارجی (عمدتاً آمریکایی) خریداری کند.
نتیجه؟ ین نیمی از ارزش خود را از دست داد و به ارزانترین ارز تأمین مالی در جهان تبدیل شد.
سرمایهگذاران با وام گرفتن ین با بهره صفر، داراییهای پربازده جهانی را خریدند (کری ترید ین) و بازارهای مالی جهانی به پرواز درآمدند. اما این سیاست، اقتصاد داخلی ژاپن را با تورم وارداتی و بحرانهای اجتماعی مواجه کرد.
پایان دوران ین ضعیف؛ چرا تغییر اجتنابناپذیر است؟
هیز استدلال میکند که دوران ین ارزان به پایان رسیده است. ین اکنون کمارزشگذاریشدهترین ارز جهان است. تورم کمرشکن باعث نارضایتی شدید در میان مردم ژاپن شده و از سوی دیگر، ایالات متحده نیز دیگر نمیتواند دلار بیش از حد قدرتمند را که به ضرر تولیدکنندگان آمریکایی است، تحمل کند. دو قدرت اقتصادی بزرگ به این نتیجه رسیدهاند که ین باید تقویت شود.
اما برای باز کردن این گره کور، دولتها سه راه پیش رو دارند که دو تای آنها به فاجعه ختم میشود:
راهکار اول: افزایش تهاجمی نرخ بهره توسط بانک مرکزی ژاپن (BOJ)
اگر ژاپن نرخ بهره را بالا ببرد تا شکاف بهره با دلار کاهش یابد، ارزش ین بالا میرود.
چرا این گزینه مردود است؟ بانک مرکزی ژاپن بزرگترین دارنده اوراق قرضه دولتی (JGBs) است. افزایش نرخ بهره باعث ریزش قیمت این اوراق و ایجاد زیانهای نجومی در ترازنامه BOJ میشود. علاوه بر این، هزینه استقراض دولت به شدت بالا میرود. ماکت کوچکی از این سناریو را در جولای ۲۰۲۴ دیدیم که BOJ نرخ بهره را اندکی بالا برد و بازارها (از جمله نَزدک و نیکی) با ریزش شدید ۱۰ درصدی مواجه شدند و BOJ مجبور به عقبنشینی شد.
راهکار دوم: فروش داراییهای خارجی توسط ژاپن
دولت ژاپن و نهادهایی مثل GPIF میتوانند داراییهای دلاری خود (سهام و اوراق قرضه آمریکا) را بفروشند و ین بخرند.
چرا این گزینه مردود است؟ صندوق GPIF و دولت ژاپن در مجموع حدود ۱.۳۷ تریلیون دلار اوراق قرضه آمریکا را در اختیار دارند. اگر ژاپن تصمیم به فروش گسترده این اوراق بگیرد، بازار بدهی ایالات متحده فرو میریزد و نرخ بهره در آمریکا به شکل غیرقابل کنترلی بالا میرود. آمریکا که برای تأمین مالی امپراتوری خود به این بازار نیاز حیاتی دارد، هرگز اجازه چنین کاری را به ژاپن نخواهد داد.
راهکار سوم و گزینه طلایی: استفاده از تسهیلات FIMA فدرال رزرو
این همان مسیری است که آرتور هیز معتقد است توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا و مقامات ژاپنی انتخاب شده است.
در این روش، وزارت دارایی ژاپن (MOF) نیازی به فروش اوراق قرضه آمریکایی خود در بازار آزاد ندارد. بلکه این اوراق را به عنوان وثیقه در تسهیلات توافق بازخرید فیما (FIMA Repo Facility) وابسته به فدرال رزرو آمریکا قرار میدهد. در ازای این وثیقه، فدرال رزرو دلارهای تازه چاپ شده را به ژاپن وام میدهد. ژاپن با این دلارها وارد بازار جهانی فارکس شده و اقدام به خرید ین میکند.
نتایج این عملیات مهندسیشده:
بازار اوراق قرضه آمریکا از خطر ریزش در امان میماند.
ارزش ین در برابر دلار تقویت میشود.
ترازنامه فدرال رزرو منبسط شده و نقدینگی عظیمی (به صورت غیرمستقیم) به سیستم مالی جهانی تزریق میشود.
تأثیر این توافق بر بیتکوین: روشن شدن موتور صعود
هیز تأکید میکند که انبساط ترازنامه فدرال رزرو از طریق FIMA، دقیقاً همان چیزی است که بازار کریپتو به آن نیاز دارد. دادههای تاریخی به وضوح نشان میدهند که رشد ترازنامه فدرال رزرو همبستگی صد درصدی با صعود قیمت بیتکوین دارد.
زمانی که ژاپن و آمریکا برای اجرای این عملیات دست به کار شوند (ژاپن ۱.۳۷ تریلیون دلار اوراق برای وثیقهگذاری در اختیار دارد)، نقدینگی جدیدی وارد سیستم میشود. به اعتقاد هیز، برخلاف دوران پس از کرونا، این نقدینگی جدید تمایلی به ورود به زیرساختهای فعلی هوش مصنوعی (که در حال حاضر بازگشت سرمایه مشخصی ندارند) نخواهد داشت. در عوض، این سیلاب نقدینگی فیات به سمت داراییهای پولی با عرضه محدود، یعنی طلا و بیتکوین سرازیر خواهد شد.
استراتژی معاملاتی آرتور هیز و سبد آلتکوینها (Shitcoin Season)
صندوق سرمایهگذاری Maelstrom (متعلق به هیز) در حال حاضر موقعیتهای سنگینی روی بیتکوین دارد، اما هیز برای سرمایهگذارانی که به دنبال بازدهیهای نجومیتری با پتانسیل اهرمی هستند، دو دارایی خاص را پیشنهاد میدهد:
۱. اتریوم (ETH)
هیز اتریوم را جذابترین گزینه در میان رمزارزهای با ارزش بازار بالا (Large-cap) میداند. روایت او ساده است: اتریوم برخلاف بیتکوین و سولانا، هنوز موفق به ثبت سقف تاریخی (ATH) جدید در این چرخه نشده است و پتانسیل رشد سرکوبشدهای دارد. از سوی دیگر، با گسترش ترند توکنیزه کردن داراییهای دنیای واقعی (RWA)، اتریوم به عنوان اصلیترین لایه امنیتی و زیرساختی این حوزه، میزبان نقدینگی سازمانی خواهد بود.
۲. اتنا (Ethena - ENA)
انتخاب جسورانه آرتور هیز، توکن ENA است. اتنا (صادر کننده استیبلکوین USDe) در ماههای اخیر با افت شدید قیمت توکن و کاهش عرضه در گردش استیبلکوین خود مواجه بوده است. هیز دلیل این افت را کاملاً منطقی میداند: به دلیل کاهش نوسانات بیتکوین، بازده آربیتراژی (Basis Yield) در اکوسیستم اتنا به شدت کاهش یافت و به سطح بازدهی اوراق قرضه دولتی آمریکا رسید؛ بنابراین سرمایهگذاران دلیلی برای پذیرش ریسک قراردادهای هوشمند نمیدیدند.
اما کاتالیزور صعود چیست؟ به محض اینکه نقدینگی فدرال رزرو وارد بازار شود و بیتکوین رالی خود را آغاز کند، نوسانات و فاندینگ ریتها (Funding Rates) افزایش مییابند. این موضوع باعث پرتاب بازدهیِ Basis Yield اتنا به سطوح بالا میشود. این بازدهی جذاب، میلیاردها دلار سرمایه را به سمت استیبلکوین USDe جذب کرده و میتواند قیمت توکن ENA را در یک بازه چند ماهه با یک رشد ۵ الی ۱۰ برابری مواجه کند.
نتیجهگیری
مقاله "Yen-quake" یک هشدار صریح برای بازارهاست. سیاستمداران برای حل بحرانهای اقتصادی به ابزارهای سیاسی و پولی پنهان (مانند FIMA) روی آوردهاند. هیز به سرمایهگذاران توصیه میکند که منتظر اخبار و اعلامیههای رسمی فدرال رزرو نمانند؛ چرا که بازارها همیشه پیشخور میشوند. دوران ین ارزان تمام شده، اما چاپ پول به شکلی جدید در حال آغاز است و برندگان این بازی، هولدرهای داراییهای سخت مانند طلا، بیتکوین و پروژههای قدرتمند دیفای خواهند بود.

اختلاف بر سر خسارت هک کولدکارد؛ واقعاً چه مقدار بیت کوین دزیده شده است؟
20 مرداد 1405 - 23:00
با گذشت مدتی از هک گسترده کیف پولهای سختافزاری کولدکارد (Coldcard)، هنوز رقم دقیق بیت کوینهای مسروقه مشخص نیست. دادههای شرکتهای تحلیل بلاکچین نیز ارقام متفاوتی را نشان میدهند؛ بهطوری که کریپتوکوانت (CryptoQuant) تاکنون ۱٬۴۳۲ بیت کوین را بهعنوان خسارت تأییدشده شناسایی کرده، در حالی که گلکسی ریسرچ (Galaxy Research) حداقل خسارت را ۱٬۷۳۰ بیت کوین برآورد میکند.
به گزارش میهن بلاکچین، شرکتهای تحلیلی تأکید دارند که اختلاف میان این ارقام لزوماً به معنای اشتباه یکی از آنها نیست. مشکل اصلی این است که در حمله به کیف پولهای خودحضانتی، برخلاف هک صرافیها، فهرست مشخصی از حسابهای قربانیان وجود ندارد. بنابراین، بخش مهمی از برآورد خسارت به گزارش خود کاربران و تطبیق آن با الگوهای تراکنشهای روی شبکه بیت کوین وابسته است.
گلکسی ریسرچ: خسارت احتمالی از ۱٬۷۳۰ بیت کوین عبور کرده است
الکس تورن (Alex Thorn)، مدیر تحقیقات شرکت گلکسی ریسرچ، توضیح داده که برآورد قبلی این شرکت از سرقت احتمالی حداکثر ۱٬۸۱۶ بیت کوین، رقم قطعی خسارت نبوده است. این شرکت اکنون با بررسی دادههای جدید، حداقل ۱٬۷۳۰ بیت کوین را با اطمینان بالا به این حمله نسبت میدهد و احتمال افزایش این رقم را نیز منتفی نمیداند.
به گفته تورن، گزارش مستقیم قربانیان نقش مهمی در شناسایی سایر کیف پولهای آسیبدیده دارد. او در این باره گفته است:
ما سرقت بیش از ۴۵۰ بیت کوین را مستقیماً از طریق گزارش قربانیان تأیید کردهایم، اما همین گزارشها به شناسایی قربانیان دیگری کمک کردهاند که در مجموع بیش از ۷۳۰ بیت کوین را شامل میشوند.
با این حال، گلکسی ریسرچ برای جلوگیری از بزرگنمایی رقم خسارت، بیت کوینهای مشکوکی را که شواهد کافی برای اثبات سرقت آنها ندارد، در محاسبات رسمی خود لحاظ نکرده است.
تخمین گلکسی ریسرچ از خسارت مربوط به هک کیف پول کولدکارد
همزمان شرکت تیآرام لبز (TRM Labs) نیز به نتیجهای نزدیک به گلکسی ریسرچ رسیده است. این شرکت در تحلیل خود تخمین زده که مهاجمان حدود ۱٬۸۱۶ بیت کوین را از بیش از ۵٬۲۰۰ آدرس در چهار موج مختلف خارج کردهاند. آری ردبورد (Ari Redbord)، مدیر سیاستگذاری جهانی این شرکت اما هشدار داده که برآورد خسارت احتمالاً پیش از تثبیت نهایی، باز هم افزایش خواهد یافت.
چرا کریپتوکوانت رقم پایینتری اعلام کرده است؟
در سوی دیگر، کریپتوکوانت رویکرد محافظهکارانهتری برای محاسبه خسارت دارد. خولیو مورنو (Julio Moreno)، مدیر تحقیقات این شرکت، میگوید تیم کریپتوکوانت ابتدا گزارشهای عمومی قربانیان، از جمله آدرس کیف پول یا شناسه تراکنش مربوط به سرقت را بررسی میکند و سپس این اطلاعات را با الگوهای آنچین شناختهشده مربوط به حمله تطبیق میدهد.
بر همین اساس، کریپتوکوانت تاکنون سرقت ۱٬۴۳۲ بیت کوین را بهطور قطعی تایید کرده است. این شرکت این رقم را کف برآورد خود میداند و معتقد است در صورت انتشار اطلاعات بیشتر از سوی قربانیان، رقم مذکور میتواند افزایش پیدا کند.
مورنو دلیل این احتیاط را احتمال شناسایی اشتباه قربانیان صرفاً بر اساس رفتارهای آنچین عنوان کرده. به گفته او، اگر هر تراکنش مشکوک بهعنوان بخشی از حمله در نظر گرفته شود، احتمال ایجاد موارد اشتباه و در نتیجه بزرگنمایی خسارت وجود دارد.
تخمین کریپتوکوانت از خسارت مربوط به هک کیف پول کولدکارد
او میگوید:
از آنجا که بیت کوینهای سرقتشده متعلق به افراد بودهاند و نه یک نهاد متمرکز مانند صرافی، ما فقط میتوانیم مواردی را تایید کنیم که هر قربانی بهصورت عمومی درباره آنها اطلاعرسانی کرده باشد.
چرا رقم نهایی هک کولدکارد همچنان نامشخص است؟
اختلاف میان برآوردهای کریپتوکوانت، گلکسی ریسرچ و تیآرام لبز یک مشکل مهمتر را نشان میدهد: در حملات مربوط به کیف پولهای خودحضانتی، تعیین حجم واقعی خسارت بسیار دشوارتر از هک یک صرافی متمرکز است.
در حمله به یک صرافی، معمولاً یک نهاد مشخص مسئول نگهداری داراییهاست و میتوان موجودی پیش و پس از حمله را با دقت بیشتری مقایسه کرد. اما در حمله به کیف پولهای شخصی، مهاجمان میتوانند دارایی هزاران کاربر را از آدرسهای مختلف خارج کنند و بسیاری از قربانیان نیز ممکن است هیچگاه عمومی اعلام نکنند که دارایی آنها به سرقت رفته است.
به همین دلیل، حتی با وجود ابزارهای پیشرفته تحلیل بلاکچین، بخشی از خسارت احتمالی تنها از روی الگوهای تراکنش قابل شناسایی است و نمیتوان با قطعیت گفت هر آدرس مشکوک متعلق به یک قربانی هک کولدکارد بوده است.
مورنو نیز تأکید کرده که رقم نهایی در نهایت یک برآورد باقی خواهد ماند:
مشخص کردن مجموع بیت کوینهای سرقتشده دشوار است و این رقم همیشه یک تخمین خواهد بود.
در همین حال، شرکت چینالیسیس (Chainalysis) اعلام کرده که تاکنون برآورد مستقلی از خسارت این حمله انجام نداده است. زکایکسبیتی (ZachXBT)، تحلیلگر شناختهشده بلاکچین نیز گفته قصد ندارد این حادثه را بهصورت مستقل رصد یا تراکنشهای مرتبط با آن را دنبال کند.

سقوط ۴ میلیارد دلاری ارزش بازار تتر؛ آیا فشار فروش بیت کوین به پایان نزدیک شده است؟
20 مرداد 1405 - 21:00
ارزش بازار تتر (USDT)، بزرگترین استیبلکوین بازار ارزهای دیجیتال، طی دو ماه حدود ۴ میلیارد دلار کاهش یافته است؛ افتی که از نظر تاریخی در میان شدیدترین دورههای ریزشی عرضه تتر قرار میگیرد. با این حال، دادههای آنچین نشان میدهند چنین کاهشهایی در گذشته اغلب در مراحل پایانی بازارهای نزولی رخ دادهاند؛ موضوعی که میتواند نشانهای از نزدیک شدن فشار فروش به نقطه فرسودگی باشد.
به گزارش میهن بلاکچین، شرکت کریپتوکوانت (CryptoQuant) در تحلیل اخیر خود اعلام کرده که ارزش بازار تتر یکی از شدیدترین کاهشهای ثبتشده در تاریخ این استیبلکوین را تجربه میکند. در مقابل، همزمانی این روند با شکلگیری واگرایی صعودی در شاخص قدرت نسبی (RSI) بیت کوین شباهتهایی با شرایط پیش از پایان بازار نزولی سال ۲۰۲۲ ایجاد کرده است. با این حال، تحلیلگران همچنان احتمال ادامه نوسانات و حتی یک موج نزولی دیگر را در کوتاهمدت منتفی نمیدانند.
افت شدید ارزش بازار تتر؛ نشانهای از کاهش نقدینگی بازار
دادههای کریپتوکوانت نشان میدهد میانگین متحرک ساده ۳۰روزه تغییرات ۶۰روزه ارزش بازار تتر تا ۱۰ آگوست به حدود منفی ۴.۸۸ میلیارد دلار رسیده است. شدیدترین افت این شاخص نیز در تاریخ ۱۳ جولای ثبت شده؛ زمانی که کاهش ۶۰روزه ارزش بازار تتر به ۵.۷۲ میلیارد دلار رسید.
تغییرات ارزش بازار تتر - منبع: CryptoQuant
این روند در روزهای اخیر نیز ادامه داشته است. تنها طی ۱۱ روز، حدود ۸۷۰ میلیون دلار از عرضه تتر از چرخه بازار خارج شده است. به گفته تحلیلگران کریپتوکوانت، این موضوع نشان میدهد افت ارزش بازار تتر صرفاً پیامد بازخریدهای قدیمی نیست و روند کاهش عرضه همچنان ادامه دارد.
اهمیت این اتفاق به نقش استیبلکوینها در تأمین نقدینگی بازار برمیگردد. تتر یکی از مهمترین منابع نقدینگی در بازار کریپتو است و کاهش عرضه آن میتواند به معنای کاهش سرمایه آماده ورود به داراییهای پرریسک، از جمله بیت کوین، باشد. به بیان ساده، وقتی حجم استیبلکوینهای در گردش کاهش مییابد، بخشی از «پول آماده خرید» از بازار خارج شده است.
با این حال، کریپتوکوانت نسبت به تفسیر مستقیم این رابطه هشدار داده است. کاهش عرضه تتر لزوماً به این معنا نیست که ابتدا تتر از بازار خارج شده و سپس قیمت بیت کوین سقوط کرده است؛ هر دو اتفاق میتوانند واکنشی مشترک به افزایش ریسکگریزی سرمایهگذاران باشند.
تحلیلگران این شرکت میگویند:
دورههای افزایش پایدار عرضه تتر معمولاً همزمان با دورههای قدرتمندتر قیمت بیت کوین بودهاند، در حالی که انقباضهای طولانیمدت عرضه تتر با کاهش تقاضا، اصلاحهای عمیقتر و وخیمتر شدن شرایط بازار همراه شدهاند.
رابطه تغییرات ۶۰روزه ارزش بازار تتر با قیمت بیت کوین - منبع: CryptoQuant
با وجود این، نکته مهم در دادههای تاریخی، زمان وقوع شدیدترین انقباضهای عرضه تتر است. کریپتوکوانت میگوید بزرگترین دورههای کاهش ارزش بازار این استیبلکوین در گذشته اغلب در مراحل پایانی افتهای کلان بازار رخ دادهاند؛ زمانی که فشار فروش بهتدریج در حال نزدیک شدن به فاز فرسودگی خود بوده است.
واگرایی RSI بیت کوین یادآور پایان بازار نزولی ۲۰۲۲ است
دادههای مربوط به تتر تنها نشانهای نیستند که احتمال نزدیک شدن بازار به مراحل پایانی روند نزولی را مطرح میکنند. ویلیام کلمنته (William Clemente)، تحلیلگر بازار، در تحلیل اخیر خود شبکه بیت کوین را از نظر بنیادی «سالم» توصیف کرده، اما در عین حال هشدار داده که احتمال یک موج نزولی دیگر در ادامه سال وجود دارد.
او در این رابطه گفته:
به نظرم بیت کوین ارزان است، هرچند ممکن است در مقطعی از سال یک حرکت نزولی دیگر داشته باشیم.
کلمنته دو روز بعد به شکلگیری یک واگرایی صعودی میان قیمت بیت کوین و شاخص قدرت نسبی در نمودار هفتگی اشاره کرده است. در چنین وضعیتی، قیمت کفهای پایینتری ایجاد میکند، اما RSI کفهای بالاتری میسازد. این الگو معمولاً به معنای کاهش قدرت فروشندگان است و در صورت تأیید میتواند پیشدرآمد تغییر روند باشد.
اهمیت این سیگنال زمانی بیشتر میشود که بدانیم واگرایی مشابهی در پایان بازار نزولی سال ۲۰۲۲ نیز دیده شد و در نهایت با شکلگیری کف آن چرخه همراه بود. به همین دلیل، برخی تحلیلگران اکنون شرایط فعلی را با آن دوره مقایسه میکنند.
نمودار بیت کوین تایمفریم ۱ هفته - منبع: William Clemente
البته این شباهت بهتنهایی به معنای پایان قطعی بازار نزولی نیست. در حال حاضر، ترکیب دادههای آنچین، وضعیت نقدینگی و رفتار قیمت همچنان احتمال ادامه فشار فروش در کوتاهمدت را باز گذاشته است. بسیاری از تحلیلگران نیز انتظار دارند در ادامه سال ۲۰۲۶ یک کف کلان برای بیت کوین شکل بگیرد، اما زمان دقیق آن همچنان مشخص نیست.

کلود از این پس روی تمام متنهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی واترمارک نامرئی میگذارد
20 مرداد 1405 - 19:00
شرکت آنتروپیک (Anthropic) اعلام کرده تمام مدلهای جدید کلود (Claude) از این پس متنهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را بهصورت نامرئی علامتگذاری میکنند. این واترمارک برای کاربران قابل مشاهده نیست و حتی پس از کپیکردن متن در محیطی دیگر نیز همراه آن باقی میماند؛ اقدامی که میتواند راه تشخیص محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را برای کاربران و شرکتها هموارتر کند.
به گزارش میهن بلاکچین، این علامتگذاری در سطح خود مدل انجام میشود و به همین دلیل فقط به اپلیکیشن کلود محدود نیست. خروجیهای تولیدشده از طریق API، کلود کد (Claude Code)، کلود کوورک (Claude Cowork) و نسخهای که از طریق اسلک در دسترس است نیز شامل این واترمارک خواهند بود. مدلهای کلود ارائهشده از طریق سرویسهای ابری آمازون، گوگل و مایکروسافت نیز از این تغییر مستثنی نیستند.
واترمارک نامرئی کلود چگونه کار میکند؟
آنتروپیک هنوز جزئیات فنی روش خود را منتشر نکرده، اما تحقیقات پیشین درباره واترمارکگذاری متنهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، سرنخهایی درباره نحوه عملکرد چنین سیستمهایی ارائه میدهد.
در یکی از روشهای شناختهشده، واژگان زبان در زمان تولید هر کلمه به دو گروه تقسیم میشوند. مدل بهصورت کنترلشده تمایل بیشتری به استفاده از واژههای یک گروه نشان میدهد، در حالی که انتخابها برای خواننده کاملاً تصادفی به نظر میرسند. سپس ابزار تشخیص با بررسی تعداد و الگوی این واژهها میتواند احتمال تولید متن توسط یک مدل هوش مصنوعی را ارزیابی کند.
البته این روش محدودیتهایی دارد. متنهای کوتاه معمولاً داده کافی برای تشخیص قابلاعتماد در اختیار ابزار قرار نمیدهند. از سوی دیگر، اگر متن تولیدشده توسط کلود بازنویسی یا پارافریز شود، الگوی واژهها تغییر میکند و تشخیص آن دشوارتر خواهد شد.
برای فایلهای تصویری، آنتروپیک مسیر متفاوتی را در نظر گرفته است. فایلهای SVG، PNG و JPG تولیدشده توسط مدلهای این شرکت میتوانند دارای متادیتای امضاشده مربوط به منشأ محتوا بر اساس استاندارد باز C2PA باشند. این اطلاعات علاوه بر مشخصکردن منشأ فایل، میتواند تغییرات و دستکاریهای بعدی را نیز نشان دهد.
آیا متنهای قدیمی کلود هم قابل ردیابی خواهند بود؟
خیر. آنتروپیک اعلام کرده مدلهای قدیمی نیز طی یک دوره انتقالی به سیستم علامتگذاری مجهز میشوند، اما این تغییر فقط روی خروجیهای جدید اعمال خواهد شد.
در نتیجه، متنی که پیش از فعالشدن این سیستم توسط کلود تولید شده باشد، بعداً بهصورت گذشتهنگر واترمارک نخواهد شد. بنابراین آنتروپیک قرار نیست اسناد قدیمی را بهطور خودکار قابل ردیابی کند.
گام بعدی، ارائه ابزارهای تشخیص برای کاربران و اشخاص ثالث است. این شرکت وعده داده جزئیات فنی این ابزارها را در مستندات آینده منتشر کند. با این حال، شناسایی یک واترمارک نباید بهمعنای اثبات قطعی استفاده از هوش مصنوعی تلقی شود؛ چنین نتیجهای صرفاً نشان میدهد متن ممکن است توسط کلود پردازش یا تولید شده باشد.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، چراکه کاربران ممکن است از کلود برای ویرایش، ترجمه یا خلاصهکردن متنی استفاده کنند که خودشان نوشتهاند. بنابراین وجود واترمارک بهتنهایی نمیتواند نشان دهد یک فرد تمام محتوای موردنظر را با هوش مصنوعی تولید کرده یا مرتکب تقلب شده است.
چرا آنتروپیک حالا متنهای کلود را واترمارک میکند؟
این تغییر بخشی از روند گستردهتر قانونگذاری برای شفافسازی محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی است و آنتروپیک به «کد رویه شفافیت محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی» در چارچوب ماده ۵۰(۲) قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا (EU AI Act) پیوسته است؛ مقرراتی که از ۲ اوت ۲۰۲۶ اجرایی شدهاند.
رویکرد آنتروپیک در مقایسه با برخی سیاستهای سختگیرانهتر کشورها، بیشتر بر قابلشناسایی کردن محتوای هوش مصنوعی متمرکز است. این موضوع در شرایطی اهمیت پیدا میکند که استفاده از عاملها و مدلهای مولد هوش مصنوعی در تولید محتوا، برنامهنویسی، ترجمه و فعالیتهای روزمره بهسرعت در حال افزایش است.
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/ai-agents-internet-traffic-1000-times-human/" content="ایلان ماسک: هوش مصنوعی میتواند طی ۵ سال آینده ۱۰۰۰ برابر انسانها اینترنت مصرف کند!" ][/sc]
طبق برنامه اعلامشده، سامانههای هوش مصنوعی موجود در بازار تا ۲ دسامبر ۲۰۲۶ برای رعایت الزامات جدید فرصت خواهند داشت.

حامیان BIP-110 بهدنبال ساخت یک «بیتکوین جدید»؛ آیا ایردراپ تازهای در راه است؟
20 مرداد 1405 - 17:00
ماجرای جنجالی BIP-110 حالا وارد مرحلهای تازه شده است؛ حامیان این پیشنهاد که پس از شکست سریع فورک خود در شبکه بیتکوین نتوانستند قوانین موردنظرشان را روی زنجیره اصلی اجرا کنند، از ایدهای بسیار بزرگتر صحبت میکنند و میخواهند یک کوین مستقل با تغییر الگوریتم اثبات کار بسازند!
به گزارش میهن بلاکچین و بر اساس پیشنهادهای مطرحشده از سوی چهرههای اصلی این جریان، هدف این است که تغییر موردنظر در تاریخ ۱ سپتامبر اجرا شود؛ یعنی همان روزی که قرار بود BIP-110 فعال شود. چنین اقدامی دیگر یک سافت فورک یا تغییر محدود در قوانین بیتکوین نخواهد بود، بلکه عملاً میتواند به تولد یک شبکه و دارایی دیجیتال جدید منجر شود که برای استخراج آن به سختافزار و قواعد متفاوتی نیاز دارد.
کوین جدید BIP-110 چه تفاوتی با بیتکوین خواهد داشت؟
مهمترین بخش ماجرا در پیشنهاد جدید، تغییر الگوریتم اثبات کار بیتکوین است. این تغییر به معنای آن خواهد بود که دستگاههای استخراج فعلی بیتکوین دیگر نمیتوانند روی زنجیره جدید فعالیت کنند.
در واقع، اگر این طرح اجرایی شود، حامیان BIP-110 دیگر تلاش نمیکنند ماینرهای فعلی را متقاعد کنند که قوانین جدیدشان را روی بیتکوین بپذیرند؛ بلکه شبکهای جداگانه ایجاد میکنند که از ابتدا با الگوریتم استخراج متفاوتی فعالیت خواهد کرد. به همین دلیل، این پروژه را باید بیشتر از یک «فورک بیتکوین» بهعنوان یک کوین مستقل و رقیب در نظر گرفت.
داثون اوم (Dathon Ohm)، نویسنده ناشناس پیشنهاد BIP-110، پس از توقف زنجیره این فورک، موضع تندتری گرفته و مدعی شده استخرهای بزرگ استخراج با همکاری یکدیگر مسیر بیتکوین را تغییر دادهاند. او در شبکه ایکس نوشت:
به نظر میرسد استخرهای بزرگ استخراج با یکدیگر تبانی کردهاند تا بیتکوین را از پول به یک محل مخرب برای انباشت دادههای اضافی تبدیل کنند. جامعه در حال کار روی پیشنهادی برای تغییر اثبات کار است تا ماینرها کنار گذاشته شوند.
لوک دشجر (Luke Dashjr)، توسعهدهنده بیتکوین و همبنیانگذار استخر استخراج اوشن (OCEAN) نیز از ایده تغییر اثبات کار حمایت کرده و ۱ سپتامبر را بهعنوان تاریخ احتمالی این تغییر مطرح کرده است؛ تاریخی که قرار بود BIP-110 در آن فعال شود.
تاریخ احتمالی فعال شدن شبکه جدید - منبع: Discord
در صورت تحقق این مهم، احتمالا شاهد فورک متفاوتی نسبت به نمونههای گذشته مثل بیت کوین کش خواهیم بود. بیتکوین کش در سال ۲۰۱۷ از بیتکوین جدا شد، اما همچنان از همان الگوریتم استخراج استفاده کرد. در مقابل، تغییر اثبات کار در طرح جدید باعث میشود ماینرهای فعلی بیتکوین نتوانند مستقیماً امنیت زنجیره جدید را تأمین کنند.
این موضوع یکی از مهمترین ابهامات پیش روی پروژه جدید است: آیا ایجاد یک شبکه با الگوریتم استخراج متفاوت میتواند سرمایه، ماینرها و کاربران کافی را برای تبدیل شدن به یک ارز دیجیتال مستقل جذب کند یا نه.
چرا حامیان BIP-110 به ساخت یک کوین مستقل روی آوردهاند؟
ریشه این تصمیم به اختلاف بر سر نحوه استفاده از فضای بلاکهای بیتکوین بازمیگردد. حامیان BIP-110 معتقدند استفاده گسترده از فضای بلاک برای دادههای غیرمالی، از جمله اینسکریپشنهای اوردینالز، با هدف اصلی بیتکوین سازگار نیست و منابع شبکه را به فعالیتهایی اختصاص میدهد که ارتباط مستقیمی با انتقال پول ندارند.
با این حال، تلاش آنها برای اعمال محدودیت از طریق BIP-110 با استقبال ماینرها مواجه نشد. این پیشنهاد حتی آستانه لازم برای فعالسازی را از استاندارد معمول ۹۵ درصد به ۵۵ درصد کاهش داده بود، اما حمایت ماینرها در نهایت تنها به حدود ۲.۵۳ درصد رسید.
در زمان اجرای سیگنالدهی اجباری نیز تنها گروه کوچکی از ماینرها حاضر به استخراج روی زنجیره BIP-110 شدند. گروه استخراج رافنکس (Roughnecks) که از زیرمجموعههای پلتفرم اوشن بود نیز تنها دو بلاک روی این زنجیره استخراج کرد و در ۹ آگوست فعالیت خود را متوقف کرد.
در نتیجه، زنجیره BIP-110 عملاً متوقف شد و فاصله آن با زنجیره اصلی بیتکوین به بیش از ۲۴۰ بلاک رسید. این اتفاق نشان داد که بدون حمایت بخش قابلتوجهی از قدرت پردازشی شبکه، ایجاد یک زنجیره جداگانه با سختی استخراج بیتکوین عملاً امکان رقابت با شبکه اصلی را نخواهد داشت.
حامیان این جریان اکنون میخواهند با تغییر الگوریتم اثبات کار، این مشکل را دور بزنند. به جای اینکه تلاش کنند با همان ماینرها شبکهای متفاوت را حفظ کنند، قصد دارند قواعد استخراج را از پایه تغییر دهند و زنجیرهای بسازند که از ابتدا ساختار مستقلی داشته باشد.
آیا «بیتکوین جدید» میتواند جای خود را در بازار باز کند؟
ایجاد یک کوین جدید از نظر فنی ممکن است، اما تبدیل آن به یک شبکه قابلاستفاده و ارزشمند داستان کاملاً متفاوتی است. موفقیت چنین پروژهای به عواملی مانند میزان استقبال کاربران، حمایت توسعهدهندگان، راهاندازی زیرساختهای شبکه، پذیرش صرافیها و البته وجود ماینرهایی بستگی دارد که حاضر باشند منابع پردازشی خود را به زنجیره جدید اختصاص دهند.
تجربه بیتکوین کش نشان میدهد حتی یک فورک با حمایت بسیار بیشتر نیز لزوماً نمیتواند به جایگاه بیتکوین نزدیک شود. در حال حاضر قیمت بیتکوین کش در حوالی ۲۱۵ دلار معامله میشود که تنها بخش کوچکی از قیمت بیتکوین است.
با این حال، پروژه احتمالی حامیان BIP-110 از یک جهت متفاوت است. این بار هدف صرفاً تغییر قوانین یک زنجیره موجود نیست؛ بلکه صحبت از ساخت شبکهای است که از ابتدا برای حذف ماینرهای فعلی بیتکوین طراحی شود. بنابراین اگر این طرح در روز نخست ماه سپتامبر اجرایی شود، بازار با یک دارایی جدید روبهرو خواهد شد که باید از صفر برای خودش جایگاه پیدا کند.
از سوی دیگر، هنوز مشخص نیست این پروژه دقیقاً با چه نام، مشخصات فنی، میزان عرضه و مدل اقتصادی وارد بازار خواهد شد. بنابراین در شرایط فعلی نمیتوان درباره ارزش احتمالی کوین جدید یا حتی موفقیت آن قضاوت قطعی کرد. آنچه مشخص است، تغییر مسیر حامیان BIP-110 از تلاش برای تغییر بیتکوین به تلاش برای ساخت یک شبکه جداگانه است.
اختلافها به اوشن و لوک دشجر هم کشیده شد
شکست BIP-110 تنها به متوقف شدن زنجیره محدود نمانده و پیامدهای آن به برخی چهرههای اصلی این جریان نیز رسیده است. مِرچ (Murch)، یکی از مشارکتکنندگان بیتکوین کور، پیشنهادی برای برکناری دشجر از سمت ویراستار BIPها مطرح کرده است.
در این پیشنهاد، استفاده از اختیارات ویراستاری برای حمایت از BIP-110 و همچنین نگرانی درباره تضاد منافع بهعنوان دلایل این درخواست مطرح شده است.
در همین حال، اوشن نیز با بحران جدیتری روبهرو شده است. همانطور که گفتیم، پس از اعتراف این استخر استخراج به تخصیص قدرت پردازشی مشتریانش به زنجیره جدید بدون اطلاع آنها، هشریت این پلتفرم حدود ۹۶٪ سقوط کرده و برخی ماینرها حتی خواستار تغییر مدیریت آن شدهاند.
با وجود پایان عملی فورک BIP-110، اختلاف اصلی بر سر نحوه استفاده از فضای بلاکهای بیتکوین همچنان پابرجاست. اکنون اما این اختلاف میتواند از یک بحث درون جامعه بیتکوین فراتر برود و به ایجاد یک شبکه و دارایی کاملاً مستقل منجر شود.

کاخ سفید متعهد شد قانون CLARITY را در ماه سپتامبر به «خط پایان» برساند
20 مرداد 1405 - 15:00
پاتریک ویت میگوید دولت ترامپ به مذاکره با دموکراتها ادامه میدهد، در حالی که مجلس سنا برای رأیگیری CLARITY در ماه سپتامبر آماده میشود.
به گزارش میهن بلاکچین، به گفته مقام ارشد سیاستگذاری رمزارز کاخ سفید، دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیرغم تصمیم سنا برای به تعویق انداختن اقدامات تا پس از تعطیلات ماه آگوست، همچنان به تصویب قانون CLARITY در ماه سپتامبر متعهد است.
پاتریک ویت، مدیر اجرایی شورای مشاوران رئیسجمهور در زمینه داراییهای دیجیتال، روز سهشنبه در شبکه اجتماعی ایکس (X) گفت که دولت به مذاکره با دموکراتها «تا زمان رأیگیری در ماه سپتامبر» ادامه خواهد داد و افزود:
ما همچنین نمیتوانیم تا ابد منتظر بمانیم.
انتظار میرود مجلس سنا در اواسط سپتامبر یک رأیگیری کفایت مذاکرات (cloture vote) در مورد این لایحه برگزار کند؛ این یک گام رویهای است که برای پیشبرد قانون CLARITY به سمت رأیگیری نهایی به ۶۰ رأی نیاز دارد.
قانون CLARITY یک ساختار بازار فدرال برای داراییهای دیجیتال ایجاد میکند؛ از جمله قوانینی که تعیین میکنند چه زمانی توکنهای رمزارزی تحت قوانین اوراق بهادار یا کالا قرار میگیرند و پلتفرمهای معاملاتی چگونه قانونگذاری و تنظیم میشوند.
با این حال، پیش از رأیگیری ماه سپتامبر چندین اختلاف هنوز حل نشده باقی مانده است. قانونگذاران سنا هنوز راهحلی برای خواستههای دموکراتها مبنی بر وضع مقررات اخلاقی سختگیرانهتر که منافع رمزارزی مرتبط با ترامپ را هدف قرار میدهند، اعلام نکردهاند. همچنین گروههای بانکی برای اعمال تغییراتی در قوانینی فشار آوردهاند که میتواند به شرکتها اجازه دهد به دارندگان استیبلکوینها پاداش پرداخت کنند.

هشدار به کاربران مک درباره دستورالعملهای جعلی نصب کلود (Claude)
20 مرداد 1405 - 13:00
کاربران مک که به دنبال جستجوی هوش مصنوعی کلود (Claude) هستند، ممکن است تنها با کپی کردن یک دستور، راه نفوذ هکرها به سیستمهای خود را باز کنند.
به گزارش میهن بلاکچین، یک کمپین مخرب فعال در حال استفاده از تبلیغات گوگل (Google Ads) و قابلیت چتهای اشتراکگذاری شدهی کلود است تا کاربرانی که به دنبال دانلود Claude در سیستمعامل مک هستند را هدف قرار دهد.
این تبلیغات ظاهراً به دامنه اصلی و واقعی شرکت آنتروپیک (Anthropic - سازنده کلود) ارجاع میدهند، اما چتهای به اشتراک گذاشته شده، دستورالعملهای نصب جعلی را به کاربران ارائه میدهند که در صورت اجرا، بدافزار خطرناکی را روی سیستم نصب میکنند.
این کلاهبرداری نیازی به ساخت یک وبسایت جعلی برای کلود ندارد؛ زیرا از خود صفحه رسمی کلود برای انتقال دستورالعملهای مخرب سوءاستفاده میکند.
از آنجایی که نصب از طریق خط فرمان (Command-line) در ابزارهای برنامهنویسی و توسعهدهندگان بسیار رایج است، این دستورالعملهای جعلی در نگاه اول اصلاً غیرعادی به نظر نمیرسند. در این روش هیچ پنجره بازشوی (Pop-up) عجیب، فایل پیوست مشکوک، یا وبسایت تقلبی با املای غلط وجود ندارد که باعث شک کاربر شود.
در یکی از موارد، بدافزار مستقیماً در حافظه (RAM) اجرا شده و با هر درخواست، روش مبهمسازی (Obfuscation) کدهای خود را تغییر میدهد. هر درخواست میتواند ظاهر متفاوتی از بدافزار تولید کند که شناسایی آن را برای ابزارهای امنیتی و آنتیویروسها بسیار دشوارتر میسازد.
این بدافزار به عنوان یکی از انواع سرقتکننده اطلاعات سیستمعامل مک (macOS Infostealer) با نام MacSync شناسایی شده است. این بدافزار به اطلاعات ورود مرورگرها، کوکیها و محتویات کی چین اپل (macOS Keychain) دسترسی پیدا میکند.
دادههای سرقتشده میتواند به مهاجمان کمک کند تا به حسابهای آنلاین نفوذ کرده، از اطلاعات ورودِ ذخیرهشده سوءاستفاده کنند و به رمزها و اسرار امنیتی ذخیرهشده در Keychain مک دسترسی یابند.
یک دامنه واقعی و معتبر هم میتواند حامل دستورالعملهای مخرب باشد. زمانی که یک صفحه وب از شما میخواهد دستوری را در خط فرمان (Terminal) اجرا کنید، اعتماد شما باید بر اساس «منبع خود دستور» باشد، نه صرفاً اعتبار سایتی که آن دستور در آن نوشته شده است.

بهروزرسانی نقشه راه اتریوم: رولآپهای بومی و امنیت پسا-کوانتومی در اولویت قرار گرفتند
20 مرداد 1405 - 11:00
ویتالیک بوترین، همبنیانگذار اتریوم، از تغییرات بنیادین در نقشه راه این بلاکچین خبر داد. بر اساس جزئیات منتشرشده، مسیر توسعه اتریوم نسبت به سال ۲۰۲۳ شاهد چرخش قابلتوجهی بوده و اکنون «امنیت در برابر تهدیدات کوانتومی» و «حریم خصوصی» به اولویتهای اصلی توسعهدهندگان تبدیل شدهاند.
به گزارش میهن بلاکچین، ویتالیک بوترین به تازگی اعلام کرد که تیم توسعه اتریوم در حال بازنگری برنامههای بلندمدت این شبکه است. در این راستا، برخی از ایدهها و مفاهیم قدیمیتر که پیشتر در مرکز توجه قرار داشتند، با راهکارهای مدرنتر جایگزین شدهاند.
تغییر اولویتها؛ چه برنامههایی کنار گذاشته شدند؟
بوترین صراحتاً تأیید کرد که توسعه توابع تأخیر قابل تأیید (VDFs) و همچنین بخشهایی از نقشه راه توسعه ماشین مجازی اتریوم (EVM) دیگر در صدر اولویتهای این شبکه قرار ندارند. این تغییر مسیر نشاندهنده واکنش هوشمندانه تیم اتریوم به نیازهای روز بازار و چالشهای امنیتی آینده است.
حوزههای جدید در نقشه راه اتریوم
در نقشه راه جدید، تمرکز اصلی روی مقیاسپذیری پایدار و امنیت نسل آینده قرار گرفته است. برنامههای جدیدی که به اکوسیستم اتریوم اضافه شدهاند عبارتند از:
رولآپهای بومی (Native Rollups): با هدف یکپارچگی و ارتباط یکپارچهتر میان راهکارهای لایه دوم (Layer 2) و شبکه اصلی.
قراردادهای آتی بلاب و گس (Blob and Gas Futures): برای پیشبینیپذیر کردن و کاهش هزینههای کارمزد در شبکه.
امضاهای پسا-کوانتومی (Post-quantum Signatures): یک سپر دفاعی پیشگیرانه برای محافظت از شبکه اتریوم در برابر قدرت پردازشی کامپیوترهای کوانتومی در آینده.
انواع استیت جدید (New State Types): ساختارهایی برای مدیریت بهینهتر و سبکتر دادههای شبکه.
همچنین، هسته این بلاکچین به سمت یک معماری پروتکل سبکتر حرکت خواهد کرد که بر پایه فناوری STARKs و ابزارهای اعتبارسنجی رسمی با کمک هوش مصنوعی (AI-assisted formal verification) طراحی میشود.
یکی از جالبترین بخشهای صحبتهای بوترین، اشاره او به آینده معماری اجرایی اتریوم بود. وی خاطرنشان کرد که این شبکه ممکن است در آینده، ساختارهای اجرایی سادهتر و کارآمدتری مانند leanISA یا معماری متنباز RISC-V را معرفی کند. این ساختارهای جدید احتمالاً در کنار EVM یا به عنوان یک لایه زیرساختی برای آن عمل خواهند کرد که میتواند به شکل چشمگیری کار توسعهدهندگان قراردادهای هوشمند را تسهیل کند.

























