• تتر:
    192,655.98 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.68%
  • دامیننس اتریوم:
    11.36%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:51 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
51 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.68%
نرخ تتر
192,655.98 تومان

آخرین مطالب

۹ پرسش و ۹ پاسخ SEC و شفاف‌سازی ویژگی‌های اوراق بهاداری در دارایی‌های رمزارزی

رضا حضرتی
04 مهر 1405 - 20:00
بخش امور مالی شرکت‌ها در SEC پرسش‌های متداولی درباره نحوه اعمال قوانین فدرال اوراق بهادار بر انواع مشخصی از دارایی‌های رمزارزی و تراکنش‌های مربوطه صادر کرده و به سؤالاتی پاسخ داده است که در بیانیه‌های تفسیری پیشین بی‌پاسخ مانده بودند. اگرچه این پرسش و پاسخ‌ها یک قاعده رسمی یا مصوبه قانونی SEC نبوده و فاقد اثر قانونی الزام‌آور است، اما مرزهای ادراکی این نهاد رگولاتوری را پیرامون تفکیک میان «دارایی‌های رمزارزی غیر اوراق بهادار» و «قراردادهای سرمایه‌گذاری» ترسیم می‌کند. این FAQ گستره‌ای از مسائل عملیاتی و جاری صنعت رمزارز از شبکه‌های کاربردی و رسیدهای استیکینگ گرفته تا بازخرید توکن، فعالیت‌های تبلیغاتی و این پرسش که آیا پلتفرم‌های معاملاتی نقش «مروج» دارند یا خیر را در بر می‌گیرد. محور اصلی این است: پس از اینکه یک سامانه رمزارزی به کارایی عملیاتی رسید و وابستگی به نهادهای متمرکز کنترل‌کننده را به تدریج کاهش داد یا کاملاً حذف کرد، تحت چه شرایطی فعالیت‌های مداوم صادرکنندگان و دیگر فعالان از قبیل تعمیر و نگهداری، ارتقای شبکه و گسترش اثرات شبکه‌ای، دیگر طبق «آزمون هاوی» به عنوان «تلاش‌های مدیریتی اساسی» تعریف نمی‌شوند. این FAQ تنها به دنبال تعیین این موضوع نیست که «چه توکنی اوراق بهادار هست یا نیست»، بلکه روابط حقوقی میان دارایی و قرارداد سرمایه‌گذاری را مشخص می‌کند. این جزئیات بر نحوه انتشار توکن، بازاریابی، مدیریت شبکه و بازخریدها در پروژه‌ها اثرگذار است و معیارهای سنجش جدیدی برای درک نظارت‌های رگولاتوری در ایالات متحده به دست می‌دهد. بخش اول: پرسش‌های مرتبط با طبقه‌بندی دارایی‌های رمزارزی پرسش ۱: کمیسیون بورس و اوراق بهادار تعاریفی برای کاربردی/عملیاتی (Functional) و غیرمتمرکز (Decentralized) ارائه کرده است. با این حال، در بیانیه تفسیری قبلی پیرامون اینکه آیا یک صادرکننده به وعده‌ها یا ادعاهای خود مبنی بر انجام تلاش‌های مدیریتی اساسی عمل کرده یا خیر، آمده بود: ...اینکه آیا یک صادرکننده به کارایی عملیاتی دست یافته است یا خیر، باید بر اساس تعریف و توصیف خود صادرکننده از مفهوم کاربردی‌بودن سنجیده شود، نه بر اساس برداشت عمومی بازار از آن؛ و اینکه آیا صادرکننده به تمرکززدایی رسیده یا خیر، باید بر پایه تعریف یا توصیف صادرکننده از تمرکززدایی ارزیابی شود، نه درک عمومی بازار از تمرکززدایی. حال، ارتباط میان تعاریف «کاربردی» و «غیرمتمرکز» در بیانیه تفسیری با تعاریفی که صادرکننده حین تبلیغ و بازاریابی قرارداد سرمایه‌گذاری ارائه می‌دهد چیست؟ پاسخ: این تعاریف ارتباطی با تعیین این موضوع ندارند که آیا صادرکننده به تعهدات و وعده‌های خود عمل کرده است یا خیر؛ چرا که در رابطه با ادعاها یا وعده‌ها، هر صادرکننده شخصاً معیارهایی را که برای دستیابی به کاربردی‌شدن یا تمرکززدایی لازم است مشخص می‌کند. پرسش ۲: توکن‌های رسید استیکینگ (Staking Receipt Tokens) چگونه طبقه‌بندی می‌شوند؟ پاسخ: اگر یک توکن رسید استیکینگ، رسیدی باشد که در ازای یک کالای دیجیتالِ غیرمشمول قرارداد سرمایه‌گذاری صادر شده است، خود این توکن رسید، یک ابزار دیجیتال (Digital Tool) محسوب می‌شود؛ زیرا به عنوان رسید، کارکردی عملی دارد که نشان‌دهنده مالکیت دارنده بر دارایی پایه دیجیتال مربوطه است. اما اگر توکن رسید استیکینگ توسط یک ارائه‌دهنده پروتکلی استیکینگ لیکوئید (Liquid Staking Provider) صادر شده باشد، ممکن است به عنوان کالای دیجیتال (Digital Commodity) نیز طبقه‌بندی شود. در این وضعیت، توکن رسید استیکینگ پیوندی ذاتی با مکانیسم عملیاتی و برنامه‌ریزی‌شده سامانه رمزارزی عملیاتی دارد و ارزش آن از همین سازوکار نرم‌افزاری و پویایی‌های عرضه و تقاضا ناشی می‌شود. پرسش ۳: در این راهنما به توکن‌های رسید استیکینگ و توکن‌های رپدشده قابل بازخرید (Redeemable Wrapped Tokens) به عنوان «رسید» اشاره شده است. تفاوت یک «رسید» با سایر ابزارهای مالی در چیست؟ پاسخ: «رسید» ابزاری است که ثابت می‌کند مقدار مشخصی از دارایی نزد نهاد سپرده‌پذیر یا امینِ صادرکننده ودیعه گذاشته شده و مالکیت سپرده‌گذار بر آن دارایی را اثبات می‌کند. یک رسید حقوق، تعهدات یا منافع اولیه دارایی سپرده‌شده را دگرگون نمی‌کند و هیچ‌گونه امتیاز، انگیزه مالی یا پاداش مضاعفی به دارنده آن نمی‌دهد. آنچه یک رسید را از دیگر ابزارهای مالی متمایز می‌کند این است که مالکیت یا اختیار کنترل دارایی سپرده‌شده را به صادرکننده رسید انتقال نمی‌دهد. در نتیجه، صادرکننده به هیچ دلیلی حق انتقال، وام‌دادن، استیک‌کردن، ری‌استیک‌کردن یا استفاده از دارایی به نحو دیگر را نداشته و نمی‌تواند آن را موضوع ادعاهای مالی اشخاص ثالث قرار دهد. بخش دوم: پرسش‌های مرتبط با دارایی‌های رمزارزی مشمول قراردادهای سرمایه‌گذاری پرسش ۴: در بیانیه تفسیری گذشته قید شده بود: ...چنانچه اظهارات یا تعهدات به وضوح به تلاش‌های مدیریتی اساسیِ آتیِ صادرکننده مربوط باشند، حاوی جزئیات کافی برای اثبات توانایی صادرکننده جهت پیشبرد پروژه باشند، و توضیح دهند که تلاش‌های صادرکننده چگونه سود مورد انتظار منطقیِ خریداران را محقق می‌کند، در این حالت احتمال بیشتری دارد که چنین وعده‌هایی موجب شکل‌گیری انتظار منطقی کسب سود شوند. تحت چه شرایطی اطلاعات بازاریابی و تبلیغاتی، مصداق ادعا یا وعده مبنی بر ارائه تلاش‌های مدیریتی اساسی تلقی می‌شوند؟ پاسخ: اینکه آیا اطلاعات بازاریابی و تبلیغاتی وعده یا تعهدی مبنی بر ارائه تلاش‌های مدیریتی اساسی به شمار می‌رود یا خیر، به اوضاع و احوال و حقایق هر پرونده بستگی دارد. با این وجود، صرف تبلیغ کاربرد و قابلیت‌های عملیاتی فعلی سامانه رمزارزی، عموماً وعده‌ای مبنی بر تلاش مدیریتی اساسی تلقی نمی‌شود، مگر اینکه عوامل دیگری مداخله داشته باشند. به همین ترتیب، چنانچه تبلیغات سودهای احتمالی را برجسته نکند و صرفاً پتانسیل کاربردها، عملکردها و ویژگی‌های آتی سامانه را در قالب بیانیه‌هایی غیرقطعی و توصیفی مطرح سازد، مصداق تعهد به تلاش مدیریتی اساسی تلقی نخواهد شد، مگر آنکه فاکتورهای دیگری وجود داشته باشد. پرسش ۵: بیانیه تفسیری قبلی مواردی را مطرح کرده بود مبنی بر اینکه: اگر یک دارایی رمزارزی غیر اوراق بهادار، در ابتدا ذیل چارچوب یک قرارداد سرمایه‌گذاری عرضه و فروخته شده باشد، ولی در ادامه خریداران دیگر انتظار معقولی نداشته باشند که صادرکننده تلاش‌های مدیریتی اساسیِ وعده‌داده‌شده را انجام دهد یا ادامه دهد، آن دارایی رمزارزی از شمول قرارداد سرمایه‌گذاری خارج خواهد شد. حال اگر تعهدات یا وعده‌های صادرکننده به شکل داوطلبانه یا به حکم قانون توسط طرف ثالثی پذیرفته و دنبال شود، آیا دارایی رمزارزی غیر اوراق بهادار از قرارداد سرمایه‌گذاری تفکیک شده و دیگر مشمول آن نخواهد بود؟ پاسخ: خیر. اگر شخص یا نهاد دیگری تعهدات یا اظهارات صادرکننده پیرامون تلاش‌های مدیریتی اساسی را بر عهده بگیرد، خواه این انتقال اختیاری باشد یا به حکم قانون رخ داده باشد، دارایی رمزارزی مربوطه از قرارداد سرمایه‌گذاری تفکیک نمی‌شود و همچنان مشمول آن باقی می‌ماند. پرسش ۶: نرم‌افزارها و شبکه‌ها همواره در فرآیند ارتقا و نگهداری مستمر هستند و سامانه‌های کاربردی رمزارزی نیز برای رشد نیازمند گسترش اثر شبکه‌ای (Network Effects) می‌باشند. پس از آنکه یک سیستم رمزارزی به کارایی عملیاتی رسید، صادرکننده و سایر مشارکت‌کنندگان چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند که مصداق تلاش‌های مدیریتی اساسی نباشد؟ پاسخ: کمیسیون بورس و اوراق بهادار تصریح کرده است به محض اینکه یک سامانه رمزارزی به مرحله عملیاتی برسد، اموری مانند تأمین امنیت، نگهداری، بهبود، ارتقای خدمات سامانه یا کارکردهای آن، یا تلاش برای توسعه اثرات شبکه‌ای چه از طریق شروع یا تأمین مالی پروژه‌های توسعه‌ای و چه اقدامات مشابه دیگر، متضمن تلاش‌های مدیریتی اساسی نیستند. بنابراین، پس از عملیاتی‌شدن سیستم، هرگونه وعده صادرکننده برای ارائه یا استمرار این خدمات (یا سازماندهی دیگران جهت انجام آن‌ها)، شرایط آزمون هاوی را محقق نخواهد کرد. پرسش ۷: چنانچه یک سامانه رمزارزیِ عملیاتی فاقد هرگونه نهادی باشد که بتواند به صورت متمرکز عملیات و موفقیت یا شکست سامانه را کنترل، مدیریت یا به شکل اساسی تحت تأثیر قرار دهد، آیا اظهارات و ادعاهای صادرکننده می‌تواند قرارداد سرمایه‌گذاری جدیدی بسازد که دارایی رمزارزی بومی را ذیل آن قرار دهد؟ پاسخ: در صورتی که یک سامانه رمزارزیِ عملیاتی نهاد کنترل‌کننده متمرکزی نداشته باشد، عموماً بعید است که صادرکننده قرارداد سرمایه‌گذاری جدیدی به وجود آورد؛ زیرا نه صادرکننده و نه هیچ فرد دیگری بر سیستم رمزارزی تسلط نداشته و از این رو نمی‌توانند اقدامی انجام دهند که مستقیماً شکست یا پیروزی سامانه را رقم بزند. پرسش ۸: صادرکنندگان دارایی‌های رمزارزی غیراوراق بهادار ممکن است به دلایل گوناگون نظیر مدیریت خزانه‌داری، کاهش حجم عرضه، توکن‌سوزی از طریق بودجه پروتکل یا بازتنظیم دارایی‌ها، برنامه‌های بازخرید (Buyback) اجرا کنند. آیا اعلام برنامه بازخرید از سوی صادرکننده برای این نوع دارایی‌ها، به منزله وعده به سرمایه‌گذاران است با این مضمون که: «من با مدیریت و عملیات خود برای این پروژه یا توکن بازده و سود تولید خواهم کرد»؟ پاسخ: اگر سامانه رمزارزی از قبل به کارایی عملیاتی رسیده باشد، اعلام برنامه بازخرید از جانب صادرکننده به منزله وعده ایجاد بازدهی از طریق تلاش‌های مدیریتی به سرمایه‌گذاران نخواهد بود. اما چنانچه سامانه هنوز به مرحله کاربردی‌شدن و کارایی نرسیده باشد و صادرکننده این بازخرید را راهکاری برای کسب عایدی یا سود برای دارندگان توکن معرفی کند، این اعلان بازخرید می‌تواند وعده‌ای مبنی بر ایجاد بازده و سود از طریق تلاش‌های مدیریتی قلمداد شود. پرسش ۹: بیانیه تفسیری پیشین مقرر داشته بود که اصطلاح «صادرکننده» مواردی چون «وابستگان و کارگزاران صادرکننده یا مروج» را نیز شامل می‌شود. آیا یک پلتفرم معاملاتی که بازار ثانویه‌ای برای دارایی‌های رمزارزی فراهم می‌کند، هنگام تشخیص وقوع یک قرارداد سرمایه‌گذاری، مروج (Promoter) محسوب می‌شود؟ پاسخ: یک پلتفرم معاملاتی بازار ثانویه رمزارزها تنها و تنها زمانی مروج به حساب می‌آید که ویژگی‌ها و تعریف مشخص «مروج» تحت قاعده ۴۰۵ از قانون اوراق بهادار (Securities Act Rule 405) بر آن صدق کند.

نیر (NEAR) در یک هفته دو برابر شد، اما آیا سوار بر موج تغییر کارمزدِ دیگران است؟

رضا حضرتی
04 مهر 1405 - 16:00
قیمت NEAR در هفته گذشته تقریباً دو برابر شده است و بازار با آن به عنوان یک هدف جدید برای روایت‌های حریم خصوصی و هوش مصنوعی برخورد می‌کند. اما پس از تفکیک ساختار درآمد در این مقاله از میهن بلاکچین، مشخص می‌شود که آنچه واقعاً از ارزش‌گذاری آن پشتیبانی می‌کند، کارمزدهای تراکنش Intents است و یک سوم از ترافیک این شریان حیاتی از تجمیع‌کننده‌ای می‌آید که منابع کیف پول خود را فاش نمی‌کند. برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال دنبال کردن این رشد هستند، این کارتی است که باید آن را به وضوح ببینند. وقتی قیمت و عوامل بنیادین (فاندامنتال) در یک جهت حرکت می‌کنند، باید توجه ویژه‌ای به آن کرد. قیمت نیر پروتکل در یک هفته تقریباً دو برابر شده و از اواسط آگوست با هدایت قراردادهای دائمی محرمانه و فعالیت‌های سواپ (Swap) مبتنی بر زی‌کش (Zcash)، ۱۷۸٪ رشد کرده است. این رشد ناگهانی به نظر می‌رسد، اما تغییرات تجاری زیربنایی آن مدت‌هاست که در حال شکل‌گیری است. در پس این قیمت‌گذاری مجدد، درآمد شبکه (REV) دوباره شتاب رشد خود را به دست آورده است، اما به یک مدل کسب‌وکار کاملاً متفاوت متکی است. از ژانویه ۲۰۲۵، کارمزدهای اجرا ۸۳٪ کاهش یافته و از ۱۲۰,۰۰۰ دلار در هفته به ۲۰,۰۰۰ دلار رسیده است. با این حال، هر دلار از این افت با NEAR Intents (نوعی تراکنش که به کاربران اجازه می‌دهد عملیات کراس‌چین را بدون مدیریت دستی مسیرهای اجرا یا کارمزد گس انجام دهند) جبران شده است. پیش از فعال شدن تغییر کارمزد در فوریه ۲۰۲۶، NEAR تنها حجم تراکنش‌های Intents را مسیریابی می‌کرد و خودش حتی یک سنت هم درآمد نداشت. امروزه، Intents تقریباً ۸۵٪ از درآمد NEAR را تشکیل می‌دهد و NEAR از زمان این فعال‌سازی ۳۵۰٪ رشد کرده است. این سفته بازی روی Intents به قیمت کاهش فعالیت‌های بومی آنچین تمام شده است. تراکنش‌های تحت حمایت رله‌گرها (تراکنش‌های تفویض شده) ۷۸٪ از حجم تراکنش‌های NEAR را در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ تشکیل می‌دادند و از سال ۲۰۲۴ رکن اصلی آن بوده‌اند. این‌ها برنامه‌های مصرف‌کننده‌ای بودند که کارمزد گس آن‌ها یارانه دریافت می‌کرد و اکنون این یارانه‌ها متوقف شده است. این تغییر در داده‌های مربوط به کارمزدها قابل مشاهده است. توکن‌سوزی‌ها از ۱۰۰,۰۰۰ NEAR در ژانویه ۲۰۲۵ به ۲۰,۰۰۰ توکن در آگوست ۲۰۲۶ کاهش یافت. نرخ توکن‌سوزی ماهانه فعلی ۰.۷٪ است، اگرچه حتی در بالاترین رقم تاریخی خود یعنی ۳.۴٪ که در مارس ۲۰۲۴ ثبت شد، خودِ فرآیند توکن‌سوزی همواره ناچیز بوده است. فعالیت NEAR Intents در درجه اول شامل واریزها، برداشت‌ها و سواپ‌ها است. اما آنچه واقعاً درآمد ایجاد می‌کند سواپ‌ها هستند و SwapKit (یک کیت توسعه نرم‌افزار برای تبادلات کراس‌چین که در کیف پول‌هایی مانند Ledger Live، BitPay و Trust Wallet تعبیه شده است) بزرگترین کانال آن محسوب می‌شود. در این ساختار یک ریسک پنهان پیدا کردیم. SwapKit حدود ۳۵٪ از حجم تراکنش‌های Intents را شامل می‌شود اما ۶۱٪ از کارمزدها را تامین می‌کند. NEAR نمی‌تواند ببیند این ترافیک دقیقاً از کدام کیف پول می‌آید و SwapKit در کنار THORChain، Maya و Chainflip، تراکنش‌های NEAR Intents را به عنوان یکی از چهار ارائه‌دهنده قابل تعویض، مسیریابی می‌کند. به عبارت دیگر، جایگاه NEAR باید در هر پیشنهاد قیمت‌گذاری مجدداً مورد رقابت قرار گیرد. همانطور که از نمودار زیر مشخص است، استیبل‌کوین‌ها، BTC، ETH و ZEC بخش عمده ترافیک را تشکیل می‌دهند. بنابراین درآمد Intents شبکه NEAR به این بستگی دارد که چه کسی می‌تواند بهترین نرخ را ارائه دهد و هیچ ایده‌ای ندارد که چه کسانی در حال خروج و ریزش هستند. حال که صحبت از چیزهای نامشخص شد، NEAR همچنین از روایت حریم خصوصی سود می‌برد، بنابراین ارزش آن را دارد که بررسی کنیم این بخش واقعاً چقدر بزرگ است. زی‌کش (Zcash) واقعاً در این زمینه نقش داشته است؛ به طوری که ZODL (کیف پول Zcash) سهم کارمزد خود را در ماه سپتامبر دو برابر کرده و به ۱۶٪ رساند و ZEC نیز ۹٪ از حجم تراکنش‌های Intents را به خود اختصاص داده است. اما هیچ‌یک از اینها سهم غالبی ندارند. چیزی که واقعاً به شدت افزایش یافته، ارزش کل قفل شده (TVL) در Intents محرمانه است که از ۲۸ میلیون دلار در اواسط آگوست به ۱۳۱ میلیون دلار پس از راه‌اندازی قراردادهای دائمی رسید. با این حال، ۵۰٪ از آن توکن‌های رپد شده NEAR (wrapped NEAR) است که در پروژه‌ای سپرده‌گذاری شده‌اند که با استفاده از بازده استیکینگ، امتیاز توزیع می‌کند. در اصل، این پروتکلی است که از توکن خودش برای فارم کردنِ توزیع خودش استفاده می‌کند. با حذف این بخش، سپرده‌های محرمانه خارجی تقریباً ۶۵ میلیون دلار است. و در مورد روایت هوش مصنوعی چطور؟ چرخش به سمت هوش مصنوعی هیچ مشارکت قابل اندازه‌گیری‌ای نداشته است. NEAR AI Cloud درآمد، مشتریان، تعداد پردازنده‌های گرافیکی (GPU) یا هیچ مسیری به توکن خود را فاش نمی‌کند. بنابراین نمی‌توان در این مورد چیز زیادی گفت. دو سال پس از تبدیل شدن به یک "شرکت هوش مصنوعی"، هر چیزی که به دست دارندگان NEAR می‌رسد از Intents حاصل می‌شود و بیشترِ Intents از طریق SwapKit وارد می‌شود که در هر قیمت‌گذاری تصمیم می‌گیرد آیا NEAR این معامله را به دست بیاورد یا خیر و مشخص نمی‌کند کدام کیف پول‌ها در پشت آن قرار دارند. با این اوصاف، Intents واقعاً یک محصول مفید برای عامل‌های هوش مصنوعی (AI agents) است، صرفاً به این دلیل که ذاتاً کاربردی است. سهم SwapKit در حالی که حجم تراکنش‌ها پیوسته افزایش می‌یابد، در حال کاهش است و TVL محرمانه، فارغ از ترکیب داخلی آن، در حال شتاب گرفتن است. در همین حال، کارمزدها در اکثر شبکه‌های دیگر بیش از ۹۰٪ سقوط کرده‌اند، بدون اینکه چیزی برای پر کردن این شکاف وجود داشته باشد. NEAR این محصول را ساخت، سوئیچ کارمزد را فعال کرد و واقعاً هم کار می‌کند. پروژه‌ای را که قابلیت اجرای اثبات‌شده‌ای دارد دست کم نگیرید: این پروژه یک تیم تراز اول دارد و همچنان در حال پیشرفت و عرضه محصولات جدید است.

کیف پول‌های گرم بیت‌گت خالی شدند؛ صندوق ۴۶۴ میلیون دلاری به کمک کاربران می‌آید

رضا حضرتی
04 مهر 1405 - 12:00
در آستانه تعطیلات فستیوال نیمه پاییز، صنعت ارزهای دیجیتال بار دیگر با یک شوک امنیتی بزرگ مواجه شد. صرافی معتبر بیت‌گت (Bitget) هدف یک حمله سایبری گسترده قرار گرفت که طی آن بیش از ۳۵۰ میلیون دلار از دارایی‌های این پلتفرم از کیف پول‌های گرم به سرقت رفت. این رویداد که در هشتمین سالگرد تاسیس این صرافی رخ داده است، نه تنها امنیت پلتفرم‌های متمرکز را بار دیگر زیر سوال برده، بلکه به آزمونی حیاتی برای سنجش میزان مقاومت، مدیریت بحران و اعتماد کاربران به برند بیت‌گت تبدیل شده است. حمله به بیت گت چگونه رخ داد؟ بامداد روز ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶، مانیتورینگ‌های آنچین (On-chain) انتقالات غیرعادی و بزرگی را در کیف پول‌های گرم (Hot Wallets) بیت‌گت ثبت کردند. در ابتدا برآوردها حاکی از خروج ۱۰۰ میلیون دلار بود، اما به سرعت توسط مقامات رسمی بیت‌گت تایید شد که رقم دقیق خسارت به ۳۵۱.۶ میلیون دلار رسیده است. طبق اعلام تیم امنیتی این صرافی، هکرها با نفوذ به سیستم بک‌اند (Backend) زیرساخت کیف پول، داده‌های تراکنش را جعل کرده و فرآیند تاییدیه صرافی را برای خروج وجوه دور زدند. نکته بسیار مهم این است که هیچ‌گونه نشت کلید خصوصی (Private Key) رخ نداده است؛ این موضوع سناریوهای فاجعه‌بارتر را منتفی می‌کند. دارایی‌های به سرقت رفته شامل اتریوم (ETH)، تتر (USDT)، یو‌اس‌دی‌سی (USDC)، بایننس کوین (BNB)، آوالانچ (AVAX) و توکن‌های طلا (XAUT) در شبکه‌های بلاکچینی مختلف نظیر آربیتروم (Arbitrum) و آوالانچ بوده‌اند. واکنش سریع بیت‌گت و اطمینان‌بخشی به کاربران بیت‌گت برای جلوگیری از گسترش خسارات، بلافاصله فرآیند برداشت (Withdrawals) را موقتاً به حالت تعلیق درآورد. مدیرعامل این صرافی، گریسی چن (Gracy Chen)، در یک پخش زنده (Livestream) تلاش کرد تا به کاربران اطمینان خاطر دهد. وی تاکید کرد که بیت‌گت از یک معماری کیف پول سه‌لایه شامل کیف پول‌های «گرم، ولرم و سرد» استفاده می‌کند. در این حمله تنها بخش محدودی از کیف پول‌های گرم و ولرم آسیب دیده‌اند و کیف پول‌های سرد صرافی که بخش اعظم دارایی‌های پلتفرم در آنجا نگهداری می‌شود، کاملاً امن و دست‌نخورده باقی مانده‌اند. نکته قوت و اطمینان‌بخش ماجرا، وجود «صندوق محافظت از کاربران بیت‌گت» با ارزشی بالغ بر ۴۶۴ میلیون دلار است. مقامات صرافی تضمین داده‌اند که این صندوق خسارت ۳۵۱.۶ میلیون دلاری را به طور کامل پوشش خواهد داد و هیچ کاربری دچار ضرر مالی نخواهد شد. همچنین، بیت‌گت در حال همکاری با نهادهای قانونی و شرکت‌های امنیت بلاکچین است و متعهد شده تا گزارش کالبدشکافی کامل این حمله را طی ۲۴ ساعت منتشر کند. ردیابی‌های آنچین (On-chain) و تایم‌لاین حمله تحلیلگران مستقل، کارشناسان امنیتی بلاکچین و پلتفرم‌های مانیتورینگ داده‌ها، از همان دقایق اولیه حمله تلاش کردند تا با بررسی داده‌های روی شبکه، مسیر دقیق انتقال وجوه مسروقه را ردیابی کنند. تایم‌لاین و جزئیات فنی این سرقت به شرح زیر است: ساعت ۲:۳۱ بامداد (UTC): نخستین نشانه‌های انتقال غیرعادی و گسترده در چندین کیف پول گرم (Hot Wallet) صرافی بیت‌گت ثبت شد. در حالی که مانیتورینگ‌های اولیه خروج بیش از ۱۰۰ میلیون دلار را نشان می‌دادند، این رقم بعداً توسط مقامات رسمی به ۳۵۱.۶ میلیون دلار اصلاح و تایید شد. ساعت ۳:۵۷ بامداد: یک معامله‌گر شناخته‌شده ارزهای دیجیتال با نام مستعار DCF GOD، برای اولین بار خبر از حمله به کیف پول‌های گرم بیت‌گت داد و خسارت اولیه را ۲۰ میلیون دلار برآورد کرد. او متوجه یک رفتار بسیار عجیب در شبکه آربیتروم (Arbitrum) شد: یک آدرس کیف پول جدید به نام 0xe410 در عرض تنها ۶ دقیقه، مبلغ ۱۹.۶۷ میلیون تتر (USDT) از کیف پول گرم بیت‌گت را استفاده کرد تا ۷,۱۱۱ اتریوم (ETH) را از طریق پلتفرم‌های UniswapX و 1inch Fusion خریداری کند. این خرید با عجله بالا و با پرداخت حق بیمه (Premium) تا ۵ درصد بالاتر از قیمت بازار انجام شد. عجیب‌تر آنکه در آن زمان، استخر نقدینگی WETH/USDC تنها ۲,۸۷۰ دلار موجودی داشت؛ موضوعی که نشان می‌داد هدف از این تراکنش‌ها صرفاً خرید اتریوم نبوده، بلکه هکر در تلاش برای پول‌شویی سریع دارایی‌ها بوده است. ساعت ۴:۰۸ بامداد: استیون (Steven)، مدیر بخش تحقیقات رسانه The Block، گزارش داد که در یک ساعت گذشته، حدود ۱۷۴ میلیون دلار از دارایی‌های کیف پول‌های گرم و سرد بیت‌گت در چندین شبکه بلاکچینی مختلف به یک آدرس واحد به شماره 0x770b10b273fC44Fe9197D6bF20F145c2e98463Ee منتقل شده است. نکته قابل توجه در داده‌های آنچین این بود که هکر برخلاف حملات مشابه که وجوه به سرعت و یکجا خارج می‌شوند، در حال انجام تراکنش‌های آزمایشی با مبالغ خرد بود. ساعت ۴:۱۲ بامداد: مانیتورینگ‌ها نشان دادند که بیت‌گت موفق شده است برداشت‌ها را متوقف کند. در این لحظه، کیف پول‌های گرم و سرد مرتبط با صرافی هنوز حدود ۵۰۰ میلیون دلار دارایی در خود جای داده بودند که اقدام سریع صرافی مانع از سرقت آن‌ها شد. استیون در این زمان گمانه‌زنی کرد که این یک حمله در مقیاس کامل به کل سیستم نیست، بلکه تنها چند کیف پول با امنیت پایین‌تر دچار آسیب‌پذیری شده‌اند. ساعت ۴:۵۰ بامداد: داده‌های روی شبکه یک اتفاق گیج‌کننده را ثبت کردند؛ بخشی از دارایی‌های کیف پول گرم بیت‌گت برای امنیت بیشتر به کیف پول سردی به آدرس 0xffa8DB7B38579e6A2D14f9B347a9acE4d044cD54 تجمیع شد، اما در کمال تعجب، این کیف پول سرد بلافاصله وجوه را به آدرس هکر منتقل کرد! این رفتار عجیب باعث شد تا برخی کارشناسان در ابتدا تصور کنند که شاید کلیدهای خصوصی صرافی هک نشده، بلکه این تراکنش‌ها کار یکی از مشتریان بزرگ (نهنگ‌های) بیت‌گت است؛ فرضیه‌ای که می‌توانست توضیح دهد چرا هکر تمام موجودی کیف پول‌ها را خالی نکرده است. (هرچند بعداً تایید شد که سیستم بک‌اند جعل داده شده است). ساعت ۵:۰۰ الی ۵:۳۳ بامداد (گزارش پلتفرم Bubblemaps): پلتفرم مانیتورینگ Bubblemaps اعلام کرد که هکر پس از تجمیع وجوه در آدرس اولیه (0x770b...) و انجام سوآپ (Swap) و تبدیل دارایی‌ها، آن‌ها را برای سخت‌تر شدن پیگیری بین ۶ آدرس مختلف زیر پخش کرده است: 0x469Ac1406dE92f82C0563477240a3627057425DC 0xe410a2E5710Ee787bcaa63f52A3943ff71F0d946 0xD2C2f029eFF5caCc686F24377CfdDcfc82d9F899 0x7c96279Ec1e888Aa56b9B836e0dB26ca48573E1C 0x94A43df7687A8494948Be937400e9d5D33135DA0 0xA6dD3F218B65E32Ccc37BE30f74884133c655545 همچنین مشخص شد که آدرس‌های هک‌شده متعلق به خود صرافی بیت‌گت شامل این موارد بوده‌اند: 0x1AB4973a48dc892Cd9971ECE8e01DcC7688f8F23 (دو بار در گزارش‌ها تکرار شده) 0xffa8DB7B38579e6A2D14f9B347a9acE4d044cD54 0x97b9D2102A9a65A26E1EE82D59e42d1B73B68689 0x5bdf85216ec1e38D6458C870992A69e38e03F7Ef ساعت ۵:۱۰ بامداد: در حالی که صرافی پیش‌تر تعلیق برداشت‌ها را اعلام کرده بود، هکر همچنان در حال استخراج دارایی بود و توانست ۸ میلیون دلار دیگر به شکل USDC در شبکه آوالانچ (Avalanche) را به آدرس خود منتقل کند که نشان از تداوم دسترسی غیرمجاز به زیرساخت تایید تراکنش‌ها داشت. ساعت ۵:۳۳ الی ۵:۴۲ بامداد: تیم رسمی بیت‌گت و گریسی چن بیانیه‌های رسمی خود را منتشر کردند. بر اساس داده‌های تجمیعی Bubblemaps در همین زمان، مجموع وجوه سرقتی تایید شده به ۱۹۱ میلیون دلار رسیده بود که شامل دارایی‌های متنوعی از جمله ETH، USDT، USDC، USDT0، XAUT، BNB و AVAX می‌شد. همچنین کیف پول وب ۳ این صرافی (Bitget Wallet) به کاربران هشدار داد تا دسترسی‌های قراردادهای هوشمند (Contract Approvals) مرتبط با کیف پول‌های خود را موقتاً لغو کنند. مسدودسازی تتر و سرکل با انتشار اخبار، شرکت‌های صادرکننده استیبل‌کوین‌ها نیز واکنش نشان دادند. شرکت‌های سرکل (ناشر USDC) و تتر (ناشر USDT) موفق شدند یک آدرس مرتبط با هکر را با برچسب "Bitget Exploiter 8" در لیست سیاه قرار دهند. با این اقدام، مبلغی معادل ۳۱۸ هزار دلار (شامل ۲۱۸,۰۲۳ تتر و ۹۹,۹۹۰ USDC) مسدود شد. با این حال، داده‌های پلتفرم امنیتی MistTrack نشان می‌دهد که هکرها همچنان بیش از ۶۳,۰۰۰ توکن اتریوم (ETH) در اختیار دارند که ناشران استیبل‌کوین از لحاظ فنی قادر به مسدودسازی آن نیستند. هکرهای کره شمالی یا عوامل نفوذی؟ در ساعات اولیه پس از هک، گمانه‌زنی‌هایی در بازار مطرح شد که شاید پای کارمندان داخلی یا نیروهای اخراجی بخش فنی در میان باشد. اما گریسی چن، مدیرعامل بیت‌گت، این احتمال را به طور کامل رد کرد. او تایید کرد که مهاجمان از طریق هک سیستم‌ها وجوه را منتقل کرده‌اند و هیچ نشت کلید خصوصی در کار نبوده است. مهم‌ترین سرنخ به دست آمده از این فاجعه، ردپای هکرهای کره شمالی است. بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد که برخی از IPهای شناسایی شده در این حمله، با VPNهای مورد استفاده توسط یک گروه هکری معروف کره شمالی (احتمالاً گروه بدنام «لازاروس» که پیش‌تر ۱.۵ میلیارد دلار از صرافی Bybit سرقت کرده بودند) تطابق دارد. اگرچه هویت هکرها هنوز به طور قطعی تایید نشده، اما الگوی حمله شباهت‌های بسیاری با عملیات‌های پیشین این سازمان سایبری دارد. در حالی که بازار ارزهای دیجیتال به دنبال بازیابی و شروع یک روند صعودی جدید است، بروز یک بحران امنیتی در ابعاد ۳۵۰ میلیون دلار آخرین چیزی بود که این صنعت به آن نیاز داشت. با این وجود، واکنش سریع بیت‌گت، توقف به موقع برداشت‌ها و تضمین جبران کامل خسارات از طریق صندوق حمایتی، تا حد زیادی از ایجاد وحشت عمومی جلوگیری کرده است. اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا نهادهای قانونی و تیم‌های فنی قادر به بازیابی دارایی‌های مسروقه از چنگال هکرهای پیچیده کره شمالی خواهند بود یا خیر.

بیت کوین از یک پول شورشی تا دارایی وال‌استریت؛ آیا این گرگ رام شده است؟

علی ابراهیمی
03 مهر 1405 - 20:00
اگر کسی در سال‌های ابتدایی ظهور بیت کوین می‌گفت روزی بزرگ‌ترین شرکت‌های مدیریت دارایی جهان آن را به مشتریان خود پیشنهاد می‌کنند، احتمالاً کمتر کسی حرفش را جدی می‌گرفت. بیت کوین قرار بود پولی خارج از کنترل دولت‌ها و بانک‌ها باشد؛ دارایی‌ای که بدون نیاز به بانک و واسطه می‌توان آن را منتقل کرد. اما امروز داستان کاملاً متفاوت است. برنستین، یکی از موسسات شناخته‌شده وال‌استریت، پیش‌بینی کرده است قیمت بیت کوین تا میانه سال ۲۰۲۷ به ۱۵۰ هزار دلار برسد. از طرف دیگر، بلک‌راک در گزارش‌های خود تخصیص ۱ تا ۲ درصدی از پرتفوی به بیت کوین را برای سرمایه‌گذاران دارای ریسک‌پذیری مناسب مطرح کرده است. این اتفاق از یک نظر پیروزی بزرگی برای بیت کوین است. دارایی‌ای که زمانی «پول اینترنتی» و پروژه‌ای حاشیه‌ای تلقی می‌شد، حالا در سبد سرمایه‌گذاری مؤسسات بزرگ جا گرفته است. اما یک سوال مهم‌تر وجود دارد: آیا بیت کوین با ورود وال‌استریت همان چیزی باقی مانده که برایش ساخته شده بود؟ بیت کوین قرار بود چه چیزی باشد؟ برای فهمیدن اینکه چه چیزی تغییر کرده، باید به سال‌هایی برگردیم که هنوز خبری از بیت کوین نبود. در سال ۱۹۹۳، اریک هیوز (Eric Hughes) «مانیفست سایفرپانک‌ها» را منتشر کرد؛ متنی که یکی از ایده‌های اصلی جنبش سایفرپانک را توضیح می‌داد: حفظ حریم خصوصی در عصر دیجیتال و ساخت ابزارهایی که افراد بتوانند بدون نیاز به اجازه دیگران با یکدیگر تعامل کنند. ایده اصلی ساده بود: اگر پول در دنیای واقعی می‌تواند بدون ثبت هویت و اجازه بانک از فردی به فرد دیگر منتقل شود، چرا پول اینترنتی نباید چنین قابلیتی داشته باشد؟ پانزده سال بعد، در سال ۲۰۰۸، ساتوشی ناکاموتو بیت کوین را معرفی کرد. در اولین بلاک شبکه نیز جمله‌ای از تیتر روزنامه تایمز ثبت شد: «Chancellor on brink of second bailout for banks» این تیتر به بحران مالی ۲۰۰۸ و کمک‌های دولتی به بانک‌ها اشاره داشت و از همان ابتدا نشان می‌داد بیت کوین قرار است چه مشکلی را هدف بگیرد: وابستگی پول به نظام بانکی و دولت‌ها. بیت کوین قرار بود نوعی پول دیجیتال بدون مرکز کنترل باشد؛ دارایی‌ای که کسی نتواند به‌سادگی جلوی انتقال آن را بگیرد یا عرضه‌اش را بنا بر تصمیم یک نهاد افزایش دهد. اما امروز چطور بیت کوین می‌خریم؟ حالا بیایید مسیر خرید بیت کوین را برای یک کاربر معمولی تصور کنیم. اپلیکیشن یک صرافی متمرکز را باز می‌کنید. نام و مشخصات هویتی خود را وارد می‌کنید، مدارک شناسایی می‌فرستید و در بسیاری از موارد مراحل احراز هویت را پشت سر می‌گذارید. سپس حساب بانکی یا روش پرداخت خود را متصل می‌کنید و بیت کوین می‌خرید. این تجربه بسیار ساده‌تر و امن‌تر از سال‌های ابتدایی بازار است؛ اما یک تفاوت مهم دارد: تقریباً همه‌چیز با هویت واقعی شما گره خورده است. حالا نسخه وال‌استریت را تصور کنید. به‌جای خرید مستقیم بیت کوین، سهم یک صندوق قابل معامله در بورس را می‌خرید. در این حالت حتی خودتان مالک مستقیم کوین نیستید؛ یک متولی نهادی بیت کوین را نگهداری می‌کند و شما مالک سهمی از صندوق هستید. برای سرمایه‌گذار سنتی، این اتفاق مزیت بزرگی است. دیگر نیازی به کیف پول، کلید خصوصی یا مدیریت مستقیم دارایی دیجیتال ندارد. اما از نگاه ایده اولیه بیت کوین، اتفاق دیگری رخ داده است. پولی که قرار بود واسطه‌ها را حذف کند، حالا از طریق بزرگ‌ترین واسطه‌های مالی جهان به میلیون‌ها نفر فروخته می‌شود. چرا وال‌استریت بالاخره بیت کوین را پذیرفت؟ اینجا دقیقاً همان جایی است که دیدگاه برنستین و بلک‌راک اهمیت پیدا می‌کند. برنستین در تحلیل خود می‌گوید یکی از محرک‌های اصلی بیت کوین می‌تواند چیزی باشد که آن را «معامله کاهش ارزش پول» یا Debasement Trade می‌نامد. منطق این دیدگاه این است که بدهی دولت‌ها افزایش یافته و فشار هزینه‌های بهره و کسری بودجه بیشتر شده است؛ در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران ممکن است به دارایی‌های کمیاب مانند طلا و بیت کوین روی بیاورند. برنستین بر همین اساس، هدف ۱۵۰ هزار دلاری برای بیت کوین تا میانه ۲۰۲۷ و حدود ۳۰۰ هزار دلار در اوج چرخه بعدی در ۲۰۲۹ را مطرح کرده است. این نگاه با روایت اولیه بیت کوین تفاوت ظریفی دارد. بیت کوین دیگر فقط به‌عنوان ابزاری برای فرار از سیستم پولی موجود معرفی نمی‌شود؛ بلکه به‌عنوان یک دارایی کمیاب برای محافظت از سرمایه در برابر کاهش ارزش پول‌های فیات دیده می‌شود. این تفاوت شاید در ظاهر کوچک باشد، اما از نظر جایگاه بیت کوین در بازار بسیار مهم است. بلک‌راک بیت کوین را چطور می‌بیند؟ بلک‌راک نیز در گزارش رسمی خود بیت کوین را بیشتر از زاویه مدیریت پرتفوی بررسی می‌کند. این شرکت در تحلیل خود می‌گوید تخصیص حدود ۱ تا ۲ درصد از یک پرتفولیوی چنددارایی به بیت کوین می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که ریسک آن را می‌پذیرند، قابل بررسی باشد. بلک‌راک همچنین تأکید می‌کند که نوسان شدید بیت کوین باعث می‌شود تخصیص‌های بزرگ‌تر بتوانند ریسک کل پرتفوی را به شکل قابل‌توجهی افزایش دهند. به عبارت ساده، بیت کوین در این نگاه دیگر یک «انقلاب مالی» نیست؛ یک جزء کوچک اما پرریسک از سبد سرمایه‌گذاری است. همین موضوع شاید یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های تغییر جایگاه بیت کوین باشد. دارایی‌ای که زمانی قرار بود ساختار مالی موجود را دور بزند، حالا در کنار سهام شرکت‌های فناوری، اوراق قرضه و طلا در مدل‌های تخصیص دارایی قرار می‌گیرد. تناقض بزرگ بیت کوین: دارایی شفاف به‌جای پول خصوصی اما شاید مهم‌ترین نکته این داستان، چیزی باشد که کمتر درباره آن صحبت می‌شود. بیت کوین برخلاف تصور عمومی، یک شبکه کاملاً خصوصی نیست. تراکنش‌های آن روی یک دفتر کل عمومی ثبت می‌شوند و هر فردی می‌تواند سوابق تراکنش‌های یک آدرس را مشاهده کند. البته آدرس به‌طور مستقیم نام واقعی فرد را نشان نمی‌دهد، اما شرکت‌های تحلیل بلاکچین می‌توانند در برخی موارد آدرس‌ها را به هویت‌های واقعی مرتبط کنند. در مقابل، پروژه‌هایی مانند مونرو از ابتدا با تمرکز بسیار بیشتری بر حریم خصوصی طراحی شده‌اند. و اینجا یک تضاد جالب شکل می‌گیرد: بیت کوین، که تراکنش‌هایش شفاف‌تر است، به محصولی محبوب برای موسسات مالی تبدیل شده؛ در حالی که ارزهای دیجیتال حریم خصوصی‌محور با محدودیت‌های بیشتری در صرافی‌های بزرگ مواجه شده‌اند. برای مثال، کراکن در سال ۲۰۲۴ معاملات مونرو را برای کاربران منطقه اقتصادی اروپا متوقف کرد و دلیل آن را الزامات و تغییرات مقرراتی عنوان کرد. البته این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که بازار عمداً بیت کوین را به دلیل قابلیت نظارت‌پذیری آن انتخاب کرده است. اما یک واقعیت قابل‌توجه را نشان می‌دهد: ساختاری که موسسات مالی بتوانند با آن کار کنند، برای پذیرش گسترده اهمیت زیادی دارد. بیت کوین حالا بیشتر شبیه یک دارایی کلان است تغییر دیگری هم رخ داده است. رفتار بیت کوین بیش از گذشته به شرایط اقتصاد کلان و جریان سرمایه وابسته شده است. وقتی سرمایه‌گذاران از دارایی‌های پرریسک خارج می‌شوند، بیت کوین نیز می‌تواند تحت فشار قرار بگیرد. وقتی نقدینگی افزایش پیدا می‌کند یا سرمایه به دارایی‌های ریسکی برمی‌گردد، بیت کوین نیز می‌تواند از این جریان سود ببرد. بلک‌راک نیز در گزارش خود به همین دوگانگی اشاره می‌کند: بیت کوین در برخی دوره‌ها همراه با دارایی‌های پرریسک حرکت می‌کند و در برخی شرایط می‌تواند ویژگی‌های یک دارایی پوشش‌دهنده ریسک را نشان دهد. در نتیجه، بیت کوینی که قرار بود تا حد زیادی از سیستم مالی سنتی مستقل باشد، امروز خودش به یکی از دارایی‌هایی تبدیل شده که فعالان بازار با نگاه به نرخ بهره، نقدینگی، تورم، سیاست پولی و جریان سرمایه آن را تحلیل می‌کنند. این لزوماً به معنای شکست بیت کوین نیست. اما نشان می‌دهد این دارایی تا چه اندازه از یک پروژه حاشیه‌ای به بخشی از بازار مالی جهانی تبدیل شده است. حتی داخل خود بیت کوین هم اختلاف بر سر «ماهیت شبکه» ادامه دارد این تغییر فقط بیرون از شبکه اتفاق نیفتاده است. داخل جامعه بیت کوین نیز بر سر اینکه این شبکه دقیقاً باید چه چیزی باشد، اختلاف نظر وجود دارد. یکی از نمونه‌های مهم، اختلاف بر سر استفاده از فضای بلاک برای داده‌های غیرمالی و تغییر سیاست بیت کوین کور (Bitcoin Core) درباره OP_RETURN بود. در سال ۲۰۲۵، نسخه ۳۰ بیت کوین کور محدودیت پیشین OP_RETURN را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داد و همین مسئله به اختلاف میان طرفداران Bitcoin Core و Bitcoin Knots دامن زد. طرفداران رویکرد محافظه‌کارانه‌تر معتقدند فضای بلاک باید عمدتاً برای تراکنش‌های مالی مورد استفاده قرار گیرد؛ در مقابل، گروه دیگری معتقدند اگر کاربران حاضر باشند کارمزد پرداخت کنند، استفاده‌های دیگر نیز نباید به‌سادگی محدود شود. این اختلاف یک سوال بنیادی را دوباره مطرح کرده است: بیت کوین دقیقاً برای چه ساخته شده؟ پول؟ ذخیره ارزش؟ لایه تسویه؟ زیرساخت داده؟ یا بستری که کاربران باید بتوانند هر کاری را که حاضرند برایش کارمزد بدهند، روی آن انجام دهند؟ ورود سرمایه‌گذاران بزرگ این سوال را از بین نبرده؛ فقط باعث شده افراد بیشتری بدون آنکه درگیر این بحث‌ها باشند، روی قیمت بیت کوین سرمایه‌گذاری کنند. آیا رام شدن بیت کوین الزاماً چیز بدی است؟ اینجا باید نیمه دیگر ماجرا را هم دید. ورود وال‌استریت لزوماً به معنای نابودی ایده بیت کوین نیست. اتفاقاً همین پذیرش باعث شده میلیون‌ها سرمایه‌گذار بتوانند بسیار ساده‌تر به این دارایی دسترسی پیدا کنند. سرمایه‌گذاری که نمی‌خواهد کلید خصوصی مدیریت کند یا نگران نگهداری کیف پول باشد، اکنون می‌تواند از طریق یک محصول مالی قانون‌مند از نوسانات قیمت بیت کوین بهره ببرد. صندوق‌های قابل معامله نیز مسیر ورود سرمایه‌های بزرگ نهادی را هموار کرده‌اند. از طرف دیگر، پذیرش نهادی لزوماً مانع خودحضانتی نیست. کسی که بخواهد می‌تواند بیت کوین خود را از صرافی خارج کند، کلیدهای خصوصی را خودش نگه دارد و بدون نیاز به یک متولی دارایی را مدیریت کند. بنابراین شاید اتفاقی که افتاده، بیشتر از آنکه «مرگ ایده اولیه بیت کوین» باشد، تغییر مسیر آن از یک ابزار حاشیه‌ای به یک دارایی عمومی و قابل‌دسترسی برای طیف وسیع‌تری از سرمایه‌گذاران باشد. سوال اصلی این نیست که بیت کوین رام شده یا نه بلکه سوال این است که کدام نسخه از بیت کوین را در اختیار دارید. گرگ یا سگ؟ شاید هر دو تصویر «گرگ و سگ» در نهایت استعاره جالبی برای مسیر بیت کوین است. گرگ همان بیت کوین اولیه بود: مستقل، سخت‌گیر، بی‌مجوز و خارج از ساختار مالی سنتی. سگ، نسخه‌ای است که امروز وال‌استریت می‌شناسد: قابل‌قانون‌گذاری، قابل‌نگهداری توسط متولیان بزرگ، قابل‌عرضه در قالب ETF و قابل‌اندازه‌گیری در مدل‌های مدیریت ریسک. اما شاید بیت کوین همزمان هر دو باشد. یک سرمایه‌گذار می‌تواند سهمی از یک صندوق بیت کوین را بخرد و هرگز با کلید خصوصی سروکار نداشته باشد. سرمایه‌گذار دیگری می‌تواند بیت کوین را مستقیماً خریداری کند، آن را از صرافی خارج کند و خودش مسئول نگهداری آن باشد. تکنولوژی همان است؛ اما تجربه و معنای آن برای این دو نفر کاملاً متفاوت خواهد بود. پنج سوال برای فهمیدن اینکه یک «انقلاب» چقدر هنوز انقلابی است شاید مهم‌ترین درس این داستان اصلاً درباره بیت کوین نباشد. هر وقت یک پروژه، محصول یا فناوری خودش را به‌عنوان راهی برای فرار از سیستم موجود معرفی کرد، می‌توان چند سوال ساده پرسید: اول: برای استفاده از آن به اجازه چه کسی نیاز دارید؟ دوم: برای اینکه محصول برای عموم قابل‌قبول شود، چه ویژگی‌ای از نسخه اولیه آن حذف شده است؟ سوم: چه کسی امروز بیشترین سود را از رشد آن می‌برد؟ چهارم: آیا محصول هنوز همان وعده اولیه را انجام می‌دهد یا فقط ارزش اقتصادی آن وعده را به شما می‌فروشد؟ پنجم: اگر این پروژه کاملاً موفق شود، چه کسی در نهایت قدرت بیشتری پیدا می‌کند؟ پاسخ این پنج سوال درباره بیت کوین می‌تواند برای هر فناوری دیگری هم جالب باشد؛ از بانک‌های دیجیتال و استیبل‌کوین‌ها گرفته تا هوش مصنوعی که امروزه تب و تاب زیادی دارد. داستان بیت کوین هنوز تمام نشده است برنستین بیت کوین را تا میانه ۲۰۲۷ در سناریوی پایه ۱۵۰ هزار دلار می‌بیند و بلک‌راک نیز همچنان درباره تخصیص محدود آن در یک پرتفوی متنوع صحبت می‌کند. اینها نشان می‌دهد بیت کوین دیگر یک دارایی حاشیه‌ای در بازارهای مالی نیست. اما قیمت ۱۵۰ هزار دلار یا حتی اعداد بالاتر، تمام داستان نیست. بیت کوین زمانی با وعده ساختن پولی متولد شد که به بانک، دولت یا واسطه مرکزی وابسته نباشد. امروز همان دارایی در قلب بزرگ‌ترین موسسات مالی جهان قرار گرفته است. این را می‌توان پیروزی بیت کوین دانست؛ بالاخره سیستمی که قرار بود آن را نادیده بگیرد، حالا برایش محصول سرمایه‌گذاری ساخته است. اما می‌توان از زاویه دیگری هم نگاه کرد: بیت کوین برای اینکه وارد سیستم مالی شود، بخشی از ویژگی‌هایی را که آن را از همان سیستم متمایز می‌کرد، کنار گذاشته است. شاید پاسخ واقعی جایی بین این دو روایت باشد. بیت کوین نه همان گرگ سال ۲۰۰۹ است و نه کاملاً به یک سگ خانگی تبدیل شده است. امروز هر دو نسخه آن وجود دارند: یکی روی صفحه معاملاتی وال‌استریت، دیگری در کیف پول کسی که کلیدهایش را خودش نگه می‌دارد. و شاید مهم‌ترین سوال برای هر سرمایه‌گذار این نباشد که «بیت کوین تا کجا می‌رود؟». بلکه این باشد که «من دقیقاً چه چیزی از بیت کوین را خریده‌ام؟» در این مطلب که از مقاله‌ای در وب‌سایت مدیوم تهیه شده بود، سعی کردیم تا با نگاهی انتقادی وضعیت فعلی بیت کوین را زیر ذره‌بین ببریم. نظر شما چیست؟ آیا ورود وال‌استریت به بازار بیت کوین آرمان‌های بنیادین این پروژه را از بین برده است؟

فرمول محاسبه قیمت طلا؛ طلا را گران نخرید و ارزان نفروشید!

علی ابراهیمی
03 مهر 1405 - 16:00
وقتی وارد طلافروشی می‌شوید، ممکن است یک قطعه طلا را روی ترازو بگذارند، چند عدد را در ماشین‌حساب وارد کنند و چند ثانیه بعد یک قیمت نهایی به شما بگویند. اما از کجا بدانیم این عدد درست است؟ اگر ندانیم فرمول محاسبه قیمت طلا چیست، تشخیص اینکه بابت یک انگشتر یا دستبند چقدر پول طلا می‌دهیم و چقدر اجرت، سود و مالیات پرداخت می‌کنیم، چندان ساده نیست. خبر خوب این است که محاسبه قیمت طلا آن‌قدرها هم پیچیده نیست. کافی است قیمت روز هر گرم طلای ۱۸ عیار، وزن قطعه، اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات را بشناسید. در این مطلب با مثالی واقعی قدم‌به‌قدم حساب می‌کنیم که قیمت یک قطعه طلا چطور به دست می‌آید و در زمان فروش طلا هم چطور می‌توانیم ارزش تقریبی آن را محاسبه کنیم. فرمول محاسبه قیمت طلا چیست؟ قیمت نهایی طلای ساخته‌شده از چند بخش تشکیل می‌شود: ارزش طلای خام + اجرت ساخت + سود فروشنده + مالیات بر ارزش افزوده بنابراین ابتدا باید ارزش خود طلا را محاسبه کنیم. در ایران هنگام خرید طلا از طلا فروشی ارزش پایه طلا بر اساس گرم طلای ۱۸ عیار به دست می‌آید. به این ترتیب ارزش پایه طلا را می‌توان از ضرب وزن در قیمت روز هر گرم طلای ۱۸ عیار محاسبه کرد. بعد اجرت ساخت و سود فروشنده به آن اضافه می‌شود. در نهایت، مالیات بر ارزش افزوده روی اجرت، سود و حق‌العمل محاسبه می‌شود؛ نه روی اصل طلا. طبق قانون بودجه سال ۱۴۰۵، نرخ این مالیات ۱۰ درصد است و اصل طلا، جواهر و پلاتین به‌کاررفته در مصنوعات از مالیات و عوارض ارزش افزوده معاف است. پس برای یک قطعه طلای نو، می‌توان فرمول را به‌صورت ساده این‌طور نوشت: قیمت نهایی = قیمت پایه + اجر‎‎ت + سود فروشنده + ۱۰٪ مالیاتِ اجرت و سود البته نحوه محاسبه اجرت می‌تواند از یک قطعه تا قطعه دیگر متفاوت باشد؛ مثلاً اجرت ممکن است به‌صورت درصدی، مبلغ ثابت به ازای هر گرم یا ترکیبی از این دو تعیین شود. یک مثال ساده برای محاسبه قیمت طلای نو با توجه به قیمت روز ۲ مهر، هر گرم طلای ۱۸ عیار ۷۵۰ حدود ۲۴ میلیون و ۱۲۵ هزار تومان قیمت داشته است. حالا فرض کنید می‌خواهیم یک انگشتر طلای نو با وزن ۵ گرم بخریم و اجرت ساخت آن ۱۰ درصد باشد. برای ساده‌تر شدن محاسبه، سود فروشنده را نیز ۷ درصد در نظر می‌گیریم. ابتدا ارزش خود طلا را حساب می‌کنیم: ۵ × ۲۴,۱۲۵,۰۰۰ = ۱۲۰,۶۲۵,۰۰۰ تومان یعنی ارزش خام طلای به‌کاررفته در انگشتر حدود ۱۲۰ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است. حالا اجرت ساخت را اضافه می‌کنیم. اگر اجرت ۱۰ درصد باشد: ۱۲۰,۶۲۵,۰۰۰ × ۱۰٪ = ۱۲,۰۶۲,۵۰۰ تومان در این مرحله ارزش طلا به همراه اجرت به حدود ۱۳۲ میلیون و ۶۸۷ هزار تومان می‌رسد. برای محاسبه سود فروشنده، در این مثال سود ۷ درصد را روی مجموع ارزش طلا و اجرت در نظر می‌گیریم: ۱۳۲,۶۸۷,۵۰۰ × ۷٪ = ۹,۲۸۸,۱۲۵ تومان بنابراین قبل از مالیات، مبلغ فاکتور به حدود ۱۴۱ میلیون و ۹۷۵ هزار تومان می‌رسد. حالا نوبت مالیات است. مالیات ۱۰ درصدی در اینجا روی اصل طلا اعمال نمی‌شود و مبنای آن اجرت ساخت و سود فروشنده است: (۱۲,۰۶۲,۵۰۰ + ۹,۲۸۸,۱۲۵) × ۱۰٪ = ۲,۱۳۵,۰۶۳ تومان در نتیجه، قیمت نهایی این انگشتر حدود ۱۴۴ میلیون و ۱۱۰ هزار تومان خواهد بود. این مثال نشان می‌دهد چرا اختلاف قیمت یک قطعه طلای ۵ گرمی با ارزش خام حدود ۱۲۰ میلیون تومان می‌تواند به بیش از ۱۴۴ میلیون تومان برسد و همانطور که دیدیم بخش قابل‌توجهی از این اختلاف مربوط به اجرت ساخت و سود فروشنده است، نه خود طلا. اجرت ساخت طلا چگونه محاسبه می‌شود؟ یکی از مهم‌ترین عواملی که قیمت دو قطعه طلای هم‌وزن را متفاوت می‌کند، اجرت ساخت است. برای مثال، ممکن است دو انگشتر هر دو ۵ گرم وزن داشته باشند، اما یکی به دلیل طراحی ساده اجرت پایینی داشته باشد و دیگری به دلیل طراحی پیچیده، تراش‌ها و جزئیات بیشتر با اجرت بالاتری فروخته شود. اجرت ساخت معمولاً به یکی از این شکل‌ها تعیین می‌شود: درصدی: مثلاً ۱۰ درصد از ارزش طلا مبلغ مشخص به ازای هر گرم: مثلاً مبلغی ثابت برای هر گرم ترکیبی: بخشی از اجرت به‌صورت درصدی و بخشی به‌صورت مبلغ ثابت محاسبه می‌شود به همین دلیل، صرفاً دانستن وزن طلا برای محاسبه قیمت نهایی کافی نیست. هنگام خرید طلای نو، بهتر است از فروشنده بپرسید اجرت ساخت دقیقاً چقدر است و با چه روشی محاسبه شده است. سود فروشنده طلا چطور محاسبه می‌شود؟ بعد از محاسبه ارزش طلا و اجرت، سود فروشنده نیز به فاکتور اضافه می‌شود. در محاسبات رایج بازار، ۷ درصد عددی متداول برای سود فروشنده است، اما مهم این است که مبلغ و مبنای محاسبه آن در فاکتور مشخص باشد. مثلاً در همان مثال قبلی، اگر ارزش طلا و اجرت در مجموع حدود ۱۳۲.۷ میلیون تومان باشد، سود ۷ درصدی حدود ۹.۳ میلیون تومان خواهد شد. بنابراین اگر فروشنده فقط بگوید «قیمت نهایی این انگشتر ۱۴۴ میلیون تومان است»، شما از روی قیمت نهایی نمی‌توانید بفهمید چه مقدار بابت خود طلا، چه مقدار بابت اجرت و چه مقدار بابت سود و مالیات پرداخت کرده‌اید. فاکتور دقیق باید این اجزا را از هم تفکیک کند. توصیه می‌کنیم مقاله «رازهای فاکتور طلا؛ چطور فاکتور را بخوانیم تا سرمایه‌مان به باد نرود؟» را حتما بخوانید. مالیات طلا دقیقاً به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم ۱۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده روی کل مبلغ طلا اعمال می‌شود. در حالی که طبق مقررات فعلی، اصل طلا از مالیات و عوارض ارزش افزوده معاف است و مالیات ۱۰ درصدی به اجرت ساخت، سود و حق‌العمل تعلق می‌گیرد. برای همین، در مثال ۵ گرمی بالا، نمی‌توانستیم ۱۰ درصد کل ۱۴۲ میلیون تومان را به‌عنوان مالیات حساب کنیم. مبنای مالیات، بخش مربوط به اجرت و سود بود. این تفاوت در قیمت‌های فعلی طلا اهمیت زیادی دارد؛ چون در شرایطی که قیمت هر گرم طلا به حدود ۲۴ میلیون تومان رسیده و هر ثانیه رو به افزایش است، اعمال اشتباه ۱۰ درصد مالیات روی کل ارزش طلا می‌تواند مبلغ قابل‌توجهی به قیمت نهایی اضافه کند. قیمت طلای دست دوم چگونه محاسبه می‌شود؟ طلای دست دوم داستان متفاوتی دارد. مهم‌ترین تفاوت این است که برای خرید یک قطعه دست دوم، دیگر قرار نیست هزینه ساخت همان قطعه را یک بار دیگر به سازنده پرداخت کنید؛ بنابراین اجرت ساخت جدید معمولاً ندارد. فرض کنید یک دستبند دست دوم ۵ گرم وزن داشته باشد و قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز ۲۴ میلیون و ۱۲۵ هزار تومان باشد. ارزش پایه طلا تقریباً برابر است با: ۵ × ۲۴,۱۲۵,۰۰۰ = ۱۲۰,۶۲۵,۰۰۰ تومان در اینجا برخلاف طلای نو، اجرت ساخت جدیدی به این مبلغ اضافه نمی‌شود. البته قیمت نهایی معامله می‌تواند بر اساس سود فروشنده، حق‌العمل و شرایط معامله متفاوت باشد و باید جزئیات آن را در فاکتور بررسی کرد. هنگام فروش طلا چطور قیمت آن را حساب کنیم؟ محاسبه قیمت طلا هنگام فروش با خرید آن متفاوت است. وقتی طلای نو می‌خریم، اجرت ساخت، سود فروشنده و مالیات هم به قیمت طلا اضافه می‌شوند؛ اما هنگام فروش، این هزینه‌ها معمولاً به ما برنمی‌گردند و طلافروش ارزش طلای موجود در قطعه را محاسبه می‌کند. نکته مهم این است که طلافروش ممکن است طلای مستعمل را با عیار پایین‌تری از طلای ۱۸ عیار (۷۵۰)، مثلاً ۷۳۵ یا ۷۴۰، محاسبه کند. بنابراین قیمت خرید هر گرم طلا هنگام فروش می‌تواند با قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار روی تابلو متفاوت باشد. نکته مهم: هنگام خرید طلای نو، طلا فروش ارزش قطعه را بر اساس طلای ۱۸ عیار (۷۵۰) حساب می‌کند اما هنگامی که قصد فروش دارید، ارزش آن بر اساس طلایی با عیار پایین‌تر (۷۳۵ یا ۷۴۰) محاسبه می‌شود. برای مثال، اگر قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار ۷۵۰ حدود ۲۴ میلیون و ۱۲۵ هزار تومان باشد و طلافروش طلای شما را با عیار ۷۳۵ محاسبه کند، فرمول به این شکل خواهد بود: ۲۴,۱۲۵,۰۰۰ × ۷۳۵ ÷ ۷۵۰ = حدود ۲۳,۶۴۳,۰۰۰ تومان یعنی در این حالت، قیمت مبنای هر گرم طلای شما حدود ۲۳ میلیون و ۶۴۳ هزار تومان خواهد بود. اگر قطعه ۵ گرم طلای خالص داشته باشد، ارزش آن حدود ۵ × ۲۳,۶۴۳,۰۰۰ = ۱۱۸,۲۱۵,۰۰۰ تومان خواهد بود. البته در بازار ممکن است طلافروش از عیار ۷۴۰ نیز برای خرید طلای دست دوم از شما استفاده کند. در این حالت قیمت هر گرم برابر است با: ۲۴,۱۲۵,۰۰۰ × ۷۴۰ ÷ ۷۵۰ = حدود ۲۳,۸۰۳,۰۰۰ تومان ضمنا اگر قطعه طلا دارای سنگ، مروارید، نگین یا بخش‌های غیرطلایی باشد، وزن آن‌ها از وزن کل قطعه جدا می‌شود و فقط وزن خالص طلای قابل محاسبه مبنای قیمت قرار می‌گیرد. مثلاً اگر یک انگشتر روی ترازو ۵ گرم باشد، اما ۰.۴ گرم آن مربوط به سنگ و سایر بخش‌های غیرطلایی باشد، وزن طلای قابل محاسبه ۴.۶ گرم خواهد بود. بنابراین نمی‌توانیم وزن کامل ۵ گرم را در قیمت هر گرم طلا ضرب کنیم. چطور بفهمیم طلا را گران نخریده‌ایم؟ لازم نیست در طلافروشی ماشین‌حساب حرفه‌ای داشته باشید. کافی است چند عدد اصلی را از فروشنده بپرسید: وزن طلا، قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار، اجرت ساخت، درصد سود و مبلغ مالیات. بعد ارزش پایه طلا را با ضرب وزن در قیمت روز به دست بیاورید و بررسی کنید اجرت و سود چگونه روی آن اعمال شده‌اند. برای مثال، اگر یک قطعه ۵ گرم وزن داشته باشد و قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار ۲۴ میلیون و ۱۲۵ هزار تومان باشد، ارزش خام آن حدود ۱۲۰.۶ میلیون تومان است. اگر فروشنده برای همان قطعه قیمت بسیار بالاتری اعلام کند، باید بتوانید دلیل این اختلاف را در اجرت، سود و مالیات پیدا کنید. فاکتور را هم جدی بگیرید. فاکتور معتبر باید مشخص کند چه مقدار طلا خریده‌اید و اجرت، سود و مالیات آن چگونه محاسبه شده است. اگر این موارد شفاف نباشند، مقایسه قیمت یک طلافروشی با طلافروشی دیگر هم دشوار می‌شود. سخن نهایی قیمت طلا فقط همان عددی نیست که روی تابلوی طلافروشی می‌بینید. وقتی یک زیورآلات می‌خرید، بخشی از پول شما بابت خود طلا، بخشی بابت اجرت ساخت، بخشی بابت سود فروشنده و مالیات پرداخت می‌شود. هنگام فروش هم معمولاً اجرتی که قبلاً پرداخت کرده‌اید، به ارزش طلای شما برنمی‌گردد. بنابراین اگر می‌خواهید طلا را گران نخرید و ارزان نفروشید، لازم نیست حسابدار باشید. کافی است وزن، نرخ روز، اجرت، سود و مالیات را از هم تفکیک کنید و فرمول ساده قیمت‌گذاری را بدانید. با همین چند محاسبه ساده، دفعه بعد که طلافروش عدد نهایی را اعلام کرد، می‌توانید خودتان هم ماشین‌حساب را بردارید و ببینید این عدد چطور به دست آمده است.

چرا قیمت بیت کوین به تورم آمریکا واکنش نشان می‌دهد؟

علی ابراهیمی
03 مهر 1405 - 11:59
شاید برایتان پیش آمده باشد که قیمت بیت کوین در یک روز آرام، ناگهان چند درصد بالا یا پایین برود؛ بدون اینکه خبر مهمی درباره خود بیت کوین منتشر شده باشد. چند دقیقه بعد متوجه می‌شوید که در آمریکا داده‌های تورم منتشر شده است. اما چرا باید گزارشی درباره قیمت کالاها و خدمات در آمریکا بتواند بازار بیت کوین را تکان دهد؟ پاسخ را باید در یک زنجیره اقتصادی پیدا کرد: تورم آمریکا روی انتظارات از سیاست پولی فدرال رزرو اثر می‌گذارد؛ سیاست پولی روی نرخ بهره و شرایط نقدینگی اثر دارد و این تغییرات می‌تواند رفتار سرمایه‌گذاران در دارایی‌های پرریسک مانند بیت کوین را تغییر دهد. به همین دلیل، معامله‌گران کریپتو در زمان انتشار داده‌هایی مانند CPI و PPI با دقت زیادی بازار را زیر نظر می‌گیرند. در این مقاله از میهن بلاکچین قرار نیست تکرار مکررات کنیم و بگوییم CPI یا PPI چیست؛ تمرکز اصلی ما این است که ببینیم چطور یک عدد مربوط به تورم آمریکا، قدم‌به‌قدم به بازار بیت کوین می‌رسد و چرا گاهی واکنش قیمت می‌تواند تنها چند ثانیه بعد از انتشار داده آغاز شود. تورم آمریکا چه ربطی به بیت کوین دارد؟ برای شروع، کافی است بدانیم CPI و PPI دو شاخص مهم برای سنجش فشارهای قیمتی در اقتصاد آمریکا هستند. CPI بیشتر تغییر قیمت کالاها و خدمات از دید مصرف‌کننده را نشان می‌دهد و PPI تغییر قیمت‌ها در سطح تولیدکنندگان و کسب‌وکارها را اندازه‌گیری می‌کند. معامله‌گران علاوه بر اعداد اصلی، معمولاً نسخه‌های هسته (Core) این شاخص‌ها و فاصله داده واقعی با پیش‌بینی بازار را نیز بررسی می‌کنند. اما اهمیت این شاخص‌ها برای بیت کوین از خود تورم شروع نمی‌شود؛ بلکه از اثری که تورم می‌تواند روی تصمیم‌های فدرال رزرو بگذارد آغاز می‌شود. برای مثال، فرض کنید تورم آمریکا بیشتر از چیزی باشد که اقتصاددانان و معامله‌گران انتظار داشته‌اند. این اتفاق می‌تواند نگرانی درباره تداوم فشارهای تورمی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، بازار ممکن است احتمال دهد فدرال رزرو برای مدت طولانی‌تری نرخ بهره را بالا نگه دارد یا حتی سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تری در پیش بگیرد. همین تغییر در انتظارات می‌تواند بازارهای مالی، از جمله بیت کوین، را تحت تاثیر قرار دهد. فدرال رزرو چگونه وارد ماجرا می‌شود؟ فدرال رزرو یا بانک مرکزی آمریکا وظیفه دارد سیاست پولی این کشور را مدیریت کند و یکی از اهداف اصلی آن حفظ ثبات قیمت‌هاست. هدف بلندمدت تورمی فدرال رزرو ۲ درصد است. وقتی تورم بالا می‌ماند، یکی از ابزارهایی که فدرال رزرو در اختیار دارد، افزایش نرخ بهره است. افزایش نرخ بهره باعث می‌شود هزینه وام گرفتن بالا برود. در نتیجه، مصرف‌کنندگان و شرکت‌ها ممکن است کمتر وام بگیرند و هزینه کنند. از طرف دیگر، بازدهی دارایی‌هایی مانند اوراق قرضه نیز می‌تواند افزایش پیدا کند. برعکس، زمانی که تورم کاهش پیدا می‌کند و اقتصاد به سمت شرایط آرام‌تری می‌رود، فدرال رزرو می‌تواند فضای بیشتری برای کاهش نرخ بهره داشته باشد. اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: بیت کوین منتظر تصمیم فدرال رزرو نمی‌ماند. بازار معمولاً قبل از جلسه فدرال رزرو تلاش می‌کند تصمیم آینده بانک مرکزی را پیش‌بینی کند. به همین دلیل، انتشار هر داده اقتصادی مهم می‌تواند انتظارات بازار را تغییر دهد و قیمت‌ها پیش از اعلام رسمی تصمیم فدرال رزرو حرکت کنند. یک گزارش تورم چگونه می‌تواند قیمت بیت کوین را جابه‌جا کند؟ فرض کنید بازار انتظار دارد تورم ماهانه آمریکا ۰.۲ درصد باشد. اگر CPI دقیقاً ۰.۲ درصد اعلام شود، اتفاق چندان غیرمنتظره‌ای رخ نداده است. معامله‌گران تقریباً همین عدد را در محاسبات خود لحاظ کرده‌اند. حالا تصور کنید CPI به‌جای ۰.۲ درصد، ۰.۵ درصد اعلام شود. این عدد می‌تواند باعث شود بازار به این نتیجه برسد که تورم سرسخت‌تر از چیزی است که انتظار می‌رفت. در نتیجه، احتمال کاهش سریع نرخ بهره ممکن است کمتر شود و معامله‌گران احتمال دهند فدرال رزرو برای مدت طولانی‌تری سیاست پولی سخت‌گیرانه داشته باشد. در طرف مقابل، اگر CPI فقط ۰.۱ درصد افزایش پیدا کند، ممکن است بازار آن را نشانه‌ای از کاهش فشارهای تورمی بداند. در این حالت، احتمال سیاست پولی آسان‌تر می‌تواند افزایش پیدا کند. اما چرا تغییر نرخ بهره باید روی بیت کوین اثر بگذارد؟  نرخ بهره چه ارتباطی با قیمت بیت کوین دارد؟ اینجا باید به یک مفهوم مهم‌تر یعنی هزینه سرمایه و ریسک‌پذیری توجه کنیم. وقتی نرخ بهره بالا می‌رود، سرمایه‌گذاری در برخی دارایی‌های کم‌ریسک می‌تواند جذاب‌تر شود. برای مثال، اگر بازده اوراق دولتی افزایش پیدا کند، سرمایه‌گذار برای کسب بازده مجبور نیست به اندازه قبل سراغ دارایی‌های پرریسک برود. اوراق خزانه‌داری آمریکا چیست؟ از طرف دیگر، نرخ بهره بالا هزینه تامین سرمایه را نیز افزایش می‌دهد. شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران برای وام گرفتن یا استفاده از سرمایه اهرمی باید هزینه بیشتری پرداخت کنند. این شرایط معمولاً برای دارایی‌های پرریسک مطلوب نیست. بیت کوین، به‌خصوص در دوره‌هایی که مانند سایر دارایی‌های ریسکی معامله می‌شود، می‌تواند تحت تأثیر همین تغییر در اشتهای ریسک قرار بگیرد. در سمت مقابل، وقتی نرخ بهره کاهش پیدا می‌کند، بازده دارایی‌های کم‌ریسک ممکن است کمتر شود و شرایط مالی نیز آسان‌تر شود. این وضعیت می‌تواند سرمایه‌گذاران را به سمت پذیرش ریسک بیشتر سوق دهد. به همین دلیل است که نرخ بهره فدرال رزرو یکی از متغیرهای مهم در تحلیل شرایط کلان بازار بیت کوین محسوب می‌شود. نقدینگی چه نقشی دارد؟ رابطه بین فدرال رزرو و بیت کوین فقط به عدد نرخ بهره محدود نمی‌شود. سیاست پولی بانک مرکزی روی شرایط مالی و میزان نقدینگی موجود در سیستم نیز اثر می‌گذارد. فدرال رزرو علاوه بر نرخ بهره، از ابزارهایی مانند مدیریت ترازنامه نیز استفاده می‌کند که می‌تواند بر شرایط نقدینگی اثرگذار باشد. برای بازارهای مالی، نقدینگی اهمیت زیادی دارد. وقتی شرایط مالی آسان‌تر باشد، دسترسی به سرمایه بیشتر است و سرمایه‌گذاران ممکن است آمادگی بیشتری برای پذیرش ریسک داشته باشند. در شرایط انقباضی، جریان سرمایه می‌تواند محدودتر شود و دارایی‌های پرریسک با فشار بیشتری مواجه شوند. به همین دلیل، گاهی واکنش بیت کوین به داده تورم را نمی‌توان فقط با این جمله توضیح داد که «تورم بالا رفت و بیت کوین ریخت». در واقع، بازار در حال قیمت‌گذاری مسیر احتمالی سیاست پولی و شرایط نقدینگی آینده است. چرا «انتظار بازار» از خود عدد تورم مهم‌تر است؟ این یکی از مهم‌ترین نکات برای درک واکنش بیت کوین به CPI و PPI است. فرض کنید بازار انتظار دارد CPI سالانه ۳.۴ درصد باشد و همین عدد منتشر شود. در این حالت، داده تقریباً مطابق چیزی است که قبلاً در قیمت‌ها لحاظ شده است. اما اگر CPI به ۳.۷ درصد برسد، شرایط متفاوت خواهد بود. عدد ۳.۷ درصد به‌خودی‌خود شاید برای یک معامله‌گر معنای خاصی نداشته باشد؛ چیزی که اهمیت دارد این است که ۳.۷ درصد بیشتر از چیزی بوده که بازار انتظار داشت. به همین دلیل ممکن است دو گزارش با نرخ تورم یکسان، در دو مقطع زمانی واکنش‌های کاملاً متفاوتی در بیت کوین ایجاد کنند. مثلاً تورم ۳.۴ درصدی زمانی که بازار انتظار ۳.۷ درصد را دارد، می‌تواند خبر مثبتی تلقی شود؛ اما همان ۳.۴ درصد زمانی که بازار انتظار ۳.۲ درصد را دارد، می‌تواند باعث نگرانی شود. بنابراین هنگام انتشار CPI یا PPI، سوال اصلی فقط این نیست که «عدد چند شد؟» بلکه باید پرسید عدد اعلام‌شده در مقایسه با انتظارات بازار چه معنایی دارد؟ چرا گاهی بیت کوین قبل از انتشار داده حرکت می‌کند؟ اگر چند ساعت قبل از انتشار CPI نمودار بیت کوین را نگاه کنید، ممکن است ببینید بازار از قبل در حال نوسان است. دلیلش این است که معامله‌گران تلاش می‌کنند قبل از انتشار داده، سناریوهای مختلف را قیمت‌گذاری کنند. برای مثال، اگر نشانه‌های مختلفی از افزایش تورم وجود داشته باشد، معامله‌گران ممکن است از قبل احتمال داده تورمی بالاتر را در نظر بگیرند. به همین دلیل، بخشی از واکنش بازار ممکن است پیش از انتشار رسمی گزارش اتفاق بیفتد. پس اگر بعد از انتشار CPI بیت کوین فقط برای چند ثانیه یا چند دقیقه حرکت شدیدی کرد و سپس بخشی از آن حرکت را پس گرفت، لزوماً به این معنا نیست که داده «اشتباه» تفسیر شده است. ممکن است بازار در چند دقیقه اول داده جدید را با انتظارات قبلی و موقعیت‌های معاملاتی موجود تطبیق داده باشد. چرا واکنش بیت کوین همیشه با تورم هم‌جهت نیست؟ اگر رابطه میان تورم و بیت کوین را خیلی ساده کنیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که تورم بالا قیمت بیت کوین را کاهش می‌دهد و بالعکس تورم پایین باعث افزایش آن می‌شود. اما بازار به این سادگی رفتار نمی‌کند. بیت کوین همزمان تحت تأثیر عوامل بسیار زیادی قرار دارد؛ از جریان سرمایه ETFها و وضعیت بازار سهام گرفته تا اخبار قانون‌گذاری، تحولات شبکه، رفتار سرمایه‌گذاران و شرایط نقدینگی جهانی. حتی در حوزه اقتصاد کلان نیز CPI تنها عامل مهم نیست. داده‌های اشتغال، رشد اقتصادی، دستمزدها، PPI و اظهارنظرهای مقام‌های فدرال رزرو می‌توانند تصویر متفاوتی ارائه دهند. به همین دلیل بهتر است رابطه تورم و بیت کوین را یک روند و ارتباط احتمالی بدانیم، نه یک قانون قطعی و آن را در کنار سایر موارد بررسی کنیم. همبستگی بیت کوین و تورم آمریکا - منبع: Newhedge برای درک بهتر واکنش بیت کوین به تورم آمریکا بهتر است سراغ داده‌های سپتامبر ۲۰۲۶ که همین اخیرا منتشر شد برویم. در ۱۰ سپتامبر، گزارش PPI آمریکا برای ماه آگوست منتشر شد. شاخص قیمت تولیدکننده ۰.۴ درصد نسبت به ماه قبل و ۵.۴ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشت. یک روز بعد، در ۱۱ سپتامبر، گزارش CPI منتشر شد. تورم مصرف‌کننده در آگوست ۰.۴ درصد نسبت به ماه قبل و ۳.۴ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. CPI هسته نیز ۰.۳ درصد در مقیاس ماهانه و ۲.۴ درصد در مقیاس سالانه رشد کرد. در این گزارش، رقم اصلی CPI مطابق انتظار بازار بود، اما افزایش ۰.۳ درصدی CPI هسته بالاتر از رشد ۰.۲ درصدی مورد انتظار قرار گرفت. همین جزئیات نشان می‌داد که فشارهای تورمی در بخش‌های زیربنایی اقتصاد هنوز کاملاً از بین نرفته است. از سوی دیگر، داده PPI نیز تصویری از ادامه فشارهای قیمتی در سطح تولیدکنندگان ارائه می‌کرد. این داده‌ها درست پیش از نشست سپتامبر فدرال رزرو منتشر شدند؛ نشستی که در روزهای ۱۵ و ۱۶ سپتامبر برگزار شد. در نهایت، فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند. این اتفاق نمونه خوبی از همان زنجیره‌ای است که در این مقاله بررسی کردیم: تورم باعث تغییر انتظارات بازار از سیاست‌های پولی می‌شود، در ادامه فدرال رزرو با تغییر نرخ بهره به سراغ مقابله با تورم می‌رود و روی نقدینگی بازار دست می‌گذارد؛ اتفاقی که در نهایت اثر خودش را در بازار دارایی‌های پرریسک نشان می‌دهد. البته نمی‌توان تمام حرکت قیمت بیت کوین در آن دوره را صرفاً به CPI و PPI نسبت داد؛ چراکه بازار کریپتو همزمان تحت تأثیر عوامل متعدد دیگری نیز قرار داشت. سخن پایانی قیمت بیت کوین به تورم آمریکا واکنش نشان می‌دهد، اما نه به این دلیل که بیت کوین مستقیماً با قیمت کالاهای آمریکایی ارتباط دارد. مسئله اصلی، اثری است که تورم بر سیاست پولی، نرخ بهره، نقدینگی و رفتار سرمایه‌گذاران می‌گذارد. وقتی یک گزارش تورمی منتشر می‌شود، بازار در واقع تلاش می‌کند پاسخ یک سوال مهم‌تر را پیدا کند: فدرال رزرو بعد از دیدن این داده‌ها چه خواهد کرد؟ اگر داده‌ها احتمال سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر را افزایش دهند، شرایط می‌تواند برای دارایی‌های پرریسک دشوارتر شود. اگر داده‌ها از کاهش فشارهای تورمی و احتمال سیاست آسان‌تر خبر دهند، شرایط می‌تواند متفاوت باشد. البته این رابطه هیچ‌وقت مکانیکی نیست. بیت کوین عوامل مخصوص به خودش را دارد و ممکن است حتی برخلاف انتظارات ناشی از داده‌های تورمی حرکت کند. بنابراین CPI و PPI را نباید ابزار پیش‌بینی مستقیم قیمت بیت کوین دانست. ارزش واقعی آنها برای معامله‌گران در این است که تصویر بهتری از محیط اقتصاد کلان و مسیری که ممکن است سیاست پولی آمریکا در پیش بگیرد، ارائه می‌کنند.

هوش مصنوعی هزینه تراکنش‌های مقاوم در برابر کوانتوم بیت کوین را ۷۹ درصد کاهش داد

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 23:00
یک چالش یک‌هفته‌ای برنامه‌نویسی توانست هزینه محاسباتی تراکنش‌های مقاوم در برابر کوانتوم بیت کوین را از حدود ۳۲۰ دلار به ۶۶ تا ۶۷ دلار کاهش دهد. توسعه‌دهندگان با کمک ابزارهای کدنویسی هوش مصنوعی سرعت پردازش را روی سخت‌افزار یکسان حدود ۶ برابر افزایش دادند. به گزارش میهن بلاکچین، این دستاورد حاصل چالش بهینه‌سازی «بیت کوین مقاوم در برابر کوانتوم» است که توسط استارک‌ور (StarkWare) برگزار شد. این روش یک راهکار آزمایشی برای مقابله با تهدید احتمالی رایانه‌های کوانتومی در آینده است و برای اجرا به تغییر قوانین اجماع یا سافت‌فورک بیت کوین نیاز ندارد. بیت کوین مقاوم در برابر کوانتوم دقیقاً از چه چیزی محافظت می‌کند؟ بیت کوین مقاوم در برابر کوانتوم (QSB) از رمزنگاری مبتنی بر هش استفاده می‌کند تا بیت کوین‌های واجد شرایط را تحت قوانین فعلی شبکه جابه‌جا کند. هدف آن مقابله با سناریویی است که در آن یک رایانه کوانتومی قدرتمند بتواند از کلید عمومی افشاشده، کلید خصوصی را استخراج کرده و دارایی‌ها را خرج کند. چنین رایانه‌ای هنوز وجود ندارد، اما توسعه‌دهندگان این تهدید را یک ریسک بلندمدت می‌دانند. استارک‌ور در تاریخ ۲۶ آگوست نخستین تراکنش QSB را روی شبکه اصلی بیت کوین از طریق سرویس اسلیپ‌استریم (Slipstream) شرکت مارا (MARA) استخراج کرد. اجرای این تراکنش حدود ۳۱۰۰ ساعت پردازش GPU و تقریباً ۳۲۰ دلار هزینه محاسباتی داشت. این هزینه، کاربرد عملی روش را محدود می‌کرد. استارک‌ور در ۱۶ سپتامبر چالش بهینه‌سازی QSB را با همکاری یوکان ریسرچ (Yukon Research) و ایگن لبز (Eigen Labs) آغاز کرد و بیش از ۲۰ هزار دلار جایزه برای آن در نظر گرفت. شرکت‌کنندگان روی دو بخش محاسباتی اصلی کار کردند: جست‌وجو برای یافتن تعهد تراکنش معتبر و انتخاب ترکیب مناسب اجزای تراکنش. در مجموع ۶۲ راهکار پذیرفته شد که بسیاری از آن‌ها با کمک ابزارهای هوش مصنوعی توسعه یافته بودند. این راهکارها سرعت پردازش را روی سخت‌افزار یکسان حدود ۶ برابر افزایش دادند. آزمایش روی کارت گرافیک RTX 4090 نشان داد سرعت جست‌وجو از حدود ۱۴۶ میلیون گزینه تایید شده در ثانیه به بیش از ۸۸۰ میلیون گزینه رسید. در نتیجه، برآورد هزینه محاسباتی از ۳۲۰ دلار به حدود ۶۶ تا ۶۷ دلار کاهش یافت. با این حال، این هزینه پایین‌تر هنوز در یک تراکنش استخراج‌شده دوم به‌صورت عملی آزمایش نشده است. همچنین رقم مذکور فقط هزینه پردازش GPU را شامل می‌شود و کارمزد شبکه در آن لحاظ نشده است. آیا دفاع گسترده‌تر بیت کوین در برابر تهدید کوانتومی هم‌پای این پیشرفت است؟ چالش استارک‌ور بخشی از تلاش گسترده‌تر صنعت برای آماده‌سازی در برابر تهدید رایانش کوانتومی است. موسسه ملی استانداردها و فناوری آمریکا (NIST) در آگوست سال ۲۰۲۴ استانداردهای رسمی رمزنگاری پساکوانتومی را نهایی کرد و ضرب‌الاجل ۲۰۳۵ را برای مهاجرت سازمان‌های فدرال تعیین کرد. در مارس ۲۰۲۶ نیز پژوهشی از گوگل کوانتوم ای‌آی (Google Quantum AI) برآورد تعداد کیوبیت‌های لازم برای شکستن رمزنگاری بیت کوین را حدود ۲۰ برابر کاهش داد؛ تغییری که برخی برآوردها درباره زمان‌بندی این تهدید را از چند دهه به اوایل دهه ۲۰۳۰ نزدیک کرد. بیشتر بخوانید: تهدید کامپیوترهای کوانتومی برای ارزهای دیجیتال واقعیت است یا اغراق؟ جامعه توسعه‌دهندگان بیت کوین نیز به‌طور جداگانه با پیشنهاد BIP-360 برای ایجاد آدرس‌های مقاوم در برابر کوانتوم واکنش نشان داده است. با این حال، درباره سرعت لازم برای تغییر رمزنگاری بیت کوین اتفاق‌نظر وجود ندارد. دن بونه (Dan Boneh)، رمزنگار دانشگاه استنفورد و یکی از نویسندگان پژوهش گوگل، هشدار داده که یک انتقال عجولانه ممکن است پیش از حمله کوانتومی، خطر ایجاد یک باگ فاجعه‌بار را افزایش دهد. در این میان، دستاورد استارک‌ور یک ابزار اضطراری و محدود برای کاهش ریسک احتمالی آینده محسوب می‌شود، در حالی که بحث درباره تغییرات گسترده‌تر در زیرساخت رمزنگاری بیت کوین ادامه دارد.

سه سیگنال صعودی برای XRP؛ آیا رشد ریپل ادامه پیدا می‌کند؟

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 21:00
ریپل با وجود افت ۶.۳ درصدی در ۲۴ ساعت گذشته، همچنان سه نشانه صعودی در داده‌های مربوط به هولدرها، بازار مشتقه و ETFها دارد. قیمت ریپل در زمان نگارش خبر به حدود ۱.۵۰ دلار رسیده، اما این رمزارز در مقیاس هفتگی همچنان بیش از ۱۵.۶ درصد رشد کرده است. به گزارش میهن بلاکچین، نخستین نشانه به وضعیت هولدرهای یک‌ساله مربوط می‌شود که همچنان در زیان هستند. همزمان، سود باز قراردادهای آتی XRP در صرافی بایننس به نزدیکی ۶۰۰ میلیون دلار رسیده و ETFهای اسپات این رمزارز نیز برای یازدهمین هفته متوالی شاهد ورود سرمایه بوده‌اند. هولدرهای یک‌ساله XRP همچنان در ضرر هستند داده‌های شرکت سنتیمنت نشان می‌دهد نسبت ارزش بازار به ارزش تحقق‌یافته ۳۶۵ روزه (MVRV) برای ریپل حدود منفی ۱۱.۷۵ درصد است. این رقم یعنی میانگین دارایی هولدرهایی که طی یک سال گذشته فعال بوده‌اند، همچنان در ضرر قرار دارد. سنتیمنت معتقد است MVRV پایین معمولاً می‌تواند فشار فروش را محدود کند، چراکه تعداد کمتری از هولدرها در سود قرار دارند و انگیزه کمتری برای سیو سود وجود دارد. این شرکت در همین رابطه نوشته:  خرید در دوره‌هایی که بازار در چنین فشاری قرار دارد، از نظر تاریخی فرصت‌های بلندمدت بهتری ایجاد کرده است. MVRV یکساله ارزهای دیجیتال مختلف - منبع: X/Santiment در مقایسه، MVRV بیت کوین، اتریوم و چین‌لینک اندکی بالاتر از صفر است، در حالی که این شاخص برای دوج کوین به منفی ۱۹.۲۶ درصد رسیده است. معامله‌گران بازار آتی به سطوح ماه ژانویه بازگشته‌اند همزمان با ادامه زیان هولدرهای بلندمدت، فعالیت معامله‌گران بازار آتی XRP افزایش یافته است. سود باز قراردادهای آتی این رمزارز در بایننس به نزدیکی ۶۰۰ میلیون دلار رسیده که بالاترین سطح از ماه ژانویه محسوب می‌شود. دارک‌فاست (Darkfost)، تحلیلگر کریپتوکوانت نیز می‌گوید سود باز XRP به‌طور معناداری از میانگین متحرک ۱۸۰ روزه خود در حدود ۴۴۵ میلیون دلار عبور کرده است. از نظر او، این افزایش نشان می‌دهد فعالیت‌های سفته‌بازانه پس از چند ماه کم‌تحرکی دوباره در حال بازگشت است. مثبت بودن فاندینگ ریت نیز نشان می‌دهد خریداران در افزایش پوزیشن‌های معاملاتی نقش دارند. او در عین حال هشدار داد که افزایش بیش از حد سود باز می‌تواند خطرناک باشد، هرچند به گفته او در شرایط فعلی هنوز چنین وضعیتی مشاهده نمی‌شود. خریداران ETFهای XRP هر هفته به بازار بازمی‌گردند سومین نشانه صعودی به تقاضای پایدار برای ETFهای اسپات XRP مربوط می‌شود. داده‌های SoSoValue نشان می‌دهد این صندوق‌ها از اواسط جولای در تمام هفته‌ها ورود خالص سرمایه داشته‌اند و این روند اکنون ۱۱ هفته ادامه یافته است. در مجموع، ورود خالص سرمایه به ETFهای XRP به ۱.۷۵ میلیارد دلار رسیده است. البته حجم ورودی هفتگی در بیشتر موارد بین یک تا ۲۰ میلیون دلار بوده و تنها در هفته منتهی به ۲۸ آگوست، ۱۱۰.۵ میلیون دلار سرمایه وارد این صندوق‌ها شده است. این روند در ETFهای بیت کوین و اتریوم با چنین ثباتی دیده نشده است. برای مثال، ETFهای بیت کوین در سه هفته از این دوره با خروج سرمایه مواجه شدند. مقایسه جریان نقدینگی ETFهای ریپل با بیت کوین و اتریوم - منبع: SoSoValue/BeInCrypto ۲ سیگنال همچنان مانع رشد بیشتر هستند با وجود ورود مستمر سرمایه به ETFها، برخی شاخص‌های تقاضای آمریکا هنوز قدرت بالایی نشان نمی‌دهند. پرمیوم XRP در کوین‌بیس نسبت به بایننس به حدود ۰.۰۰۵۵ درصد کاهش یافته است. این شاخص معمولاً برای سنجش میزان تقاضای اسپات در بازار آمریکا مورد استفاده قرار می‌گیرد و کاهش آن نشان می‌دهد فعلاً تقاضای قابل‌توجهی در کوین‌بیس شکل نگرفته است. عامل احتیاطی دیگر به سابقه عملکرد XRP در ماه اکتبر مربوط می‌شود. طبق داده‌های کریپتورَنک، XRP در ۸ مورد از ۱۳ سال گذشته ماه اکتبر را با افت قیمت به پایان رسانده و میانگین بازده ماهانه آن در این ماه منفی ۵.۱۴ درصد بوده است. این رمزارز در اکتبر سال گذشته نیز ۱۱.۹ درصد کاهش یافت. عملکرد XRP در ماه اکتبر - منبع: CryptoRank در نتیجه، XRP در آستانه اکتبر با سه نشانه صعودی در داده‌های هولدرها، بازار مشتقه و ETFها مواجه است، اما ضعف تقاضای اسپات در کوین‌بیس و سابقه عملکرد این رمزارز در اکتبر همچنان می‌تواند بر تداوم این روند اثر بگذارد.

چه اتفاقی می‌افتد وقتی حباب هوش مصنوعی بترکد؟ دانشگاه MIT پاسخ می دهد

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 19:00
رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی به یکی از بزرگ‌ترین موج‌های هزینه‌کرد در تاریخ فناوری تبدیل شده، اما یک بررسی جدید هشدار می‌دهد اگر این سرمایه‌گذاری‌ها به رشد بهره‌وری مورد انتظار منجر نشوند، ترکیدن حباب هوش مصنوعی می‌تواند خسارت گسترده‌ای برای بازارهای مالی به همراه داشته باشد. بر اساس این بررسی، شرکت‌های بزرگ فناوری برای آنکه تا سال ۲۰۳۰ از سرمایه‌گذاری‌های خود سربه‌سر شوند، باید بهره‌وری خود را ۲.۷ برابر کنند. به گزارش میهن بلاکچین، جسیکا واچتر، استاد امور مالی دانشگاه وارتون و اقتصاددان ارشد پیشین کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، برآورد کرده که آلفابت (Alphabet)، مایکروسافت (Microsoft)، آمازون (Amazon)، متا (Meta) و اوراکل (Oracle) تا سال ۲۰۲۷ نزدیک به ۱.۱ تریلیون دلار برای مراکز داده هزینه خواهند کرد. این محاسبات هزینه سرمایه، بازده ۱۵ درصدی و استهلاک زیرساخت‌ها را نیز در نظر گرفته است. اگر حباب هوش مصنوعی بترکد، چه اتفاقی می‌افتد؟ واچتر و همکارش معتقدند شرکت‌های بزرگ فناوری برای توجیه اقتصادی این هزینه‌ها به رشد ۲.۷ برابری بهره‌وری تا سال ۲۰۳۰ نیاز دارند. در صورت تحقق نیافتن این رشد، حجم عظیم سرمایه صرف‌شده برای زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌تواند به تخصیص نادرست سرمایه در مقیاسی بی‌سابقه منجر شود. واچتر این وضعیت را «بزرگ‌ترین تخصیص نادرست سرمایه در تاریخ» توصیف کرده است. نشانه‌هایی از فشار این سرمایه‌گذاری‌ها بر وضعیت مالی شرکت‌ها نیز دیده می‌شود. آلفابت در سه‌ماهه گذشته با کسری ۵.۹ میلیارد دلاری در جریان نقدی آزاد مواجه شد؛ اتفاقی که برای نخستین بار از زمان ورود این شرکت به بازار سهام در سال ۲۰۰۴ رخ داده است. بدهی، ریسک حباب هوش مصنوعی را به بازار منتقل می‌کند مشکل احتمالی فقط به شرکت‌های فناوری محدود نمی‌شود. مورگان استنلی برآورد کرده است بیش از نیمی از ۲.۹ تریلیون دلار هزینه برنامه‌ریزی‌شده برای مراکز داده تا سال ۲۰۲۸ از طریق منابع مالی خارجی تأمین خواهد شد. به این ترتیب، در صورت افت بازده سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی، بخشی از ریسک می‌تواند به بازار اعتبار و سرمایه‌گذاران منتقل شود. در یکی از نمونه‌ها، متا ۸۰ درصد از سهام مرکز داده Hyperion در لوئیزیانا را به شرکت اعتبار خصوصی بلو اول کپیتال (Blue Owl Capital) منتقل کرده است. استین فن نویونبورخ، استاد مدرسه کسب‌وکار کلمبیا، هشدار داده که چنین بدهی‌هایی از طریق صندوق‌های بازنشستگی و ابزارهای اعتبار خصوصی به بخش‌های بیشتری از بازار مالی راه پیدا می‌کنند. گری گنسلر، رئیس پیشین SEC و استاد مدرسه مدیریت اسلون دانشگاه MIT نیز معتقد است این موج سرمایه‌گذاری در نهایت با یک دوره عقب‌نشینی مواجه خواهد شد، هرچند زمان آن مشخص نیست اما او این وضعیت را «یک شرط‌بندی مشترک بازار سرمایه و اقتصاد» توصیف کرده است. در بازار رمزارزها نیز آرتور هیز، استراتژیست بازار، سناریویی متفاوت را مطرح کرده است. او معتقد است در صورت وقوع بحران اعتباری ناشی از حباب هوش مصنوعی، فدرال رزرو ممکن است برای مقابله با پیامدهای آن نقدینگی بیشتری وارد اقتصاد کند؛ سناریویی که از نگاه هیز می‌تواند قیمت بیت کوین را به یک میلیون دلار برساند. با این حال، اینکه این حباب چگونه و چه زمانی ممکن است تخلیه شود، مشخص نیست. مسئله اصلی در این میان آن است که آیا رشد بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند با حجم عظیم سرمایه‌گذاری انجام‌شده در زیرساخت‌های آن همگام شود یا خیر.

طرح جدید دولت ترامپ؛ آمریکا می‌خواهد با استیبل کوین‌ها جایگاه دلار را تقویت کند!

علی ابراهیمی
02 مهر 1405 - 17:00
دولت آمریکا در حال بررسی طرحی برای گسترش استفاده از استیبل کوین‌های با پشتوانه دلار در خارج از این کشور است؛ اقدامی که هدف آن تقویت جایگاه دلار به‌عنوان ارز ذخیره جهانی و افزایش تقاضا برای اوراق خزانه‌داری آمریکا عنوان شده است. به گزارش میهن بلاکچین و طبق گزارش بلومبرگ، دولت ترامپ در حال بررسی همکاری‌های مشترک با شرکت‌های خصوصی برای ترویج استیبل کوین‌های دلاری در بازارهای خارجی است. وزارت خزانه‌داری و وزارت خارجه آمریکا در کنار شرکت مالی توسعه بین‌المللی آمریکا (DFC) می‌توانند در اجرای این طرح نقش داشته باشند. استیبل کوین‌ها و تقاضا برای اوراق خزانه‌داری آمریکا اعتماد به استیبل کوین‌ها تا حد زیادی به توانایی ناشر برای بازخرید آن‌ها با ارز فیات وابسته است. به همین دلیل، ناشران برای حفظ ارزش این دارایی‌ها ذخایری شامل دلار و دارایی‌های کم‌ریسکی مانند اوراق بدهی دولت آمریکا را نگهداری می‌کنند. بر اساس قانون جینیس (GENIUS Act) آمریکا، ناشران استیبل کوین ملزم به نگهداری ذخایری از جمله دلار و اوراق خزانه‌داری کوتاه‌مدت هستند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز اخیراً استیبل کوین‌های دلاری را ابزاری برای تقویت سلطه دلار توصیف کرده و به سهم نزدیک به ۹۰ درصدی دلار از معاملات ارزی جهان اشاره کرده است. ناشران استیبل کوین در حال حاضر نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار اوراق بدهی دولت آمریکا در اختیار دارند و از این نظر در میان ۲۰ دارنده بزرگ بدهی دولتی آمریکا قرار گرفته‌اند. ریسک برای اقتصادهای نوظهور گسترش استیبل کوین‌های دلاری در کنار تقویت تقاضا برای دلار می‌تواند برای اقتصادهای نوظهور، به‌ویژه کشورهایی با کسری حساب جاری، ریسک‌هایی ایجاد کند. انتقال پول از طریق بلاکچین می‌تواند بخشی از جریان‌های مالی را از کانال‌های سنتی بانکی خارج کند و نظارت و مدیریت آن را برای دولت‌ها و بانک‌های مرکزی دشوارتر سازد. در صورت استفاده گسترده از استیبل کوین‌های دلاری در پرداخت‌های روزمره، ارزهای ملی این کشورها نیز ممکن است با فشار بیشتری مواجه شوند. صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک تسویه بین‌المللی (BIS) پیش‌تر درباره این ریسک هشدار داده‌اند و گفته‌اند استیبل کوین‌های وابسته به دلار می‌توانند در دوره‌های بحرانی، خروج سرمایه از اقتصادهای نوظهور را تشدید کنند.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر