• تتر:
    170,625.15 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.60%
  • دامیننس اتریوم:
    9.24%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:51 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
51 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.60%
نرخ تتر
170,625.15 تومان

آخرین مطالب

مایکل سیلور به ایلان ماسک تبریک گفت؛ یک‌چهارم «هشت غول فناوری» حالا بیت کوین دارند

علی ابراهیمی
23 خرداد 1405 - 19:00
مایکل سیلور، هم‌بنیان‌گذار شرکت استراتژی (Strategy)، پس از عرضه اولیه سهام اسپیس‌ایکس (SpaceX) در بازار نزدک، از ایلان ماسک بابت گسترش حضور بیت کوین در ترازنامه بزرگترین شرکت‌های فناوری جهان تقدیر کرد. به گزارش میهن بلاکچین، سیلور در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که با عمومی‌شدن سهام اسپیس‌ایکس، اکنون ۲۵٪ از شرکت‌های گروه موسوم به «Mag8» در ترازنامه خود بیت کوین نگهداری می‌کنند؛ گروهی که او به‌عنوان نسخه توسعه‌یافته «هفت شگفت‌انگیز» وال‌استریت معرفی کرده است. «Mag8» چیست و چه ارتباطی با بیت کوین دارد؟ گروه «هفت شگفت‌انگیز» شامل شرکت‌های اپل، مایکروسافت، انویدیا، آلفابت، آمازون، متا و تسلا است. سیلور پس از عرضه اولیه تاریخی اسپیس‌ایکس، این شرکت را نیز به فهرست مذکور اضافه کرده و اصطلاح «Mag8» را برای این مجموعه به کار برده است. سیلور در این توییت خطاب به ایلان ماسک نوشته: به ایلان ماسک بابت عرضه اولیه تاریخی اسپیس‌ایکس تبریک می‌گویم. به لطف تو حالا ۲۵٪ از شرکت‌های موسوم به Mag8 در ترازنامه خود بیت کوین دارند! همانطور که گزارش دادیم، عرضه اولیه اسپیس‌ایکس با ارزش تقریبی ۱.۷۵ تریلیون دلار، بزرگترین عرضه اولیه سهام تاریخ لقب گرفت و نکته مهم اینجاست که هر دو شرکت تحت مدیریت ایلان ماسک، یعنی تسلا و اسپیس‌ایکس، پیش از این عرضه اولیه نیز بیت کوین را در ذخایر خود نگهداری می‌کردند. بر اساس داده‌های BitcoinTreasuries، اسپیس‌ایکس با ۱۸٬۷۱۲ واحد بیت کوین، هشتمین شرکت سهامی عام بزرگ از نظر ذخایر بیت کوینی محسوب می‌شود. تسلا نیز ۱۱٬۵۰۹ واحد بیت کوین در اختیار دارد. با این حال، استراتژی همچنان فاصله قابل‌توجهی با سایر شرکت‌ها دارد. این شرکت در حال حاضر مالک ۸۴۵٬۲۵۶ واحد بیت کوین است که ارزش آن با قیمت‌های فعلی بازار از ۵۴ میلیارد دلار فراتر می‌رود.

راه‌اندازی دومین توکن آزمایشی پای نتورک؛ تلاشی جدید برای احیای اکوسیستم Pi

علی ابراهیمی
23 خرداد 1405 - 17:00
پروژه پای نتورک (Pi Network) دومین توکن آزمایشی لانچ‌پد خود با نام اسلایس (SLICE) را راه‌اندازی کرد. این اقدام در حالی انجام شده که توکن بومی این شبکه، یعنی پای (PI)، پس از هفته‌ها فشار فروش و افت گسترده بازار ارزهای دیجیتال، همچنان در نزدیکی پایین‌ترین سطح تاریخ خودش نوسان می‌کند. به گزارش میهن بلاکچین، تیم توسعه پای نتورک اعلام کرده که مرحله جدید آزمایش تا ۲۸ ژوئن ادامه خواهد داشت و هدف آن، افزایش مشارکت کاربران و آشنایی بیشتر جامعه با سازوکار توکن‌های اکوسیستم پای است. توکن SLICE چیست و چه هدفی دارد؟ لانچ‌پد پای نتورک بستری برای آزمایش و توسعه پروژه‌های جدید در اکوسیستم این شبکه محسوب می‌شود و به کاربران اجازه می‌دهد پیش از عرضه رسمی توکن‌ها در شبکه اصلی، عملکرد آن‌ها را بررسی کنند. پس از عرضه نخستین توکن آزمایشی در این اکوسیستم، تیم توسعه‌دهنده اعلام کرد نزدیک به ۴۸۰ هزار کاربر بازخوردهای خود را درباره تجربه کاربری و سازوکار لانچ‌پد ارائه کرده‌اند که این بازخوردها منجر به ساده‌تر شدن فرآیند مشارکت، بهبود مکانیزم‌های لانچ‌پد و ارتقای تجربه کاربری شده است. اکنون دومین توکن آزمایشی با نام SLICE برای آزمایش در اختیار کاربران قرار گرفته و تا ۲۸ ژوئن فعال خواهد بود. کاربران می‌توانند از طریق مرورگر پای (Pi Browser) وارد لانچ‌پد شده، پروژه SLICE را بررسی کنند و با استفاده از Test-Pi در این آزمایش مشارکت داشته باشند. تیم پای نتورک تأکید کرده که SLICE صرفاً یک دارایی آزمایشی در شبکه تست است و هرگز به شبکه اصلی منتقل نخواهد شد. هدف از عرضه این توکن، آموزش کاربران و آشنایی آن‌ها با مدل جدید توکن‌های اکوسیستم پیش از راه‌اندازی پروژه‌های آینده عنوان شده است. چرا قیمت PI همچنان تحت فشار قرار دارد؟ در حالی که پای نتورک به توسعه محصولات و قابلیت‌های جدید ادامه می‌دهد، قیمت توکن PI هنوز نتوانسته از فشار نزولی بازار رهایی پیدا کند. سقوط گسترده بازار ارزهای دیجیتال طی هفته‌های اخیر باعث شد قیمت این توکن در تاریخ ۶ ژوئن به کمتر از ۰.۱۲ دلار برسد و کف تاریخی جدیدی را ثبت کند. با این حال، قیمت PI از آن زمان تاکنون حدود ۷ درصد بهبود یافته است. با وجود این رشد محدود، ارزش این توکن هنوز حدود ۹۵.۷ درصد پایین‌تر از اوج تاریخی خود در فوریه ۲۰۲۵ قرار دارد؛ موضوعی که نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران همچنان با زیان سنگینی مواجه هستند. آیا نشانه‌ای از بازگشت قیمت دیده می‌شود؟ برخی داده‌های آنچین و همچنین برنامه آزادسازی توکن‌های پای نشان می‌دهد فشار فروش ممکن است در حال کاهش باشد. علاوه بر این، شاخص قدرت نسبی (RSI) در محدوده اشباع فروش قرار گرفته؛ شرایطی که معمولاً می‌تواند زمینه‌ساز تغییر روند در آلت‌کوین‌ها شود. با این حال، هنوز نشانه روشنی از آغاز یک روند صعودی قدرتمند مشاهده نمی‌شود و فعالان بازار در هفته‌های آینده، به‌ویژه در آستانه رویداد Pi2Day، واکنش قیمت را با دقت زیر نظر خواهند گرفت. این رویداد در سال‌های گذشته معمولاً توجه قابل‌توجه جامعه پای نتورک و افزایش حجم معاملات را به همراه داشته است.

آیا صرافی‌های ایرانی می‌توانند از دارایی شما محافظت کنند؟

واحد تبلیغات
23 خرداد 1405 - 16:00
اعتماد به صرافی ارز دیجیتال فقط با توجه به ظاهر سایت یا تعداد کاربران امکان‌پذیر نیست. کاربر باید بداند دارایی او کجا نگهداری می‌شود، چه کسی به کلیدهای اصلی دسترسی دارد و صرافی در زمان هک، اختلال یا برداشت سنگین چه سازوکاری دارد. انتخاب بهترین صرافی ارز دیجیتال ایرانی از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. صرافی ارز دیجیتال چگونه دارایی کاربران را نگهداری می‌کند؟ در صرافی‌های متمرکز، کنترل کلید خصوصی دارایی‌ها در اختیار خود صرافی قرار دارد و کاربر فقط از طریق حساب کاربری به موجودی خود دسترسی پیدا می‌کند. صرافی‌ها برای مدیریت و محافظت از دارایی کاربران معمولاً از چند لایه امنیتی و ساختار ذخیره‌سازی مختلف استفاده می‌کنند. رایج‌ترین استراتژی صرافی‌ها به شرح زیر است: کیف پول گرم (Hot Wallet) این کیف پول به اینترنت متصل است و برای برداشت‌های روزانه، انجام معاملات و پردازش سریع سفارش‌ها استفاده می‌شود. آنلاین بودن دائمی، ریسک حملات سایبری را بیشتر می‌کند. کیف پول سرد (Cold Wallet) کیف پول سرد به اینترنت متصل نیست و بخش اصلی دارایی کاربران داخل آن نگهداری می‌شود. این روش امنیت بالاتری دارد و احتمال هک گسترده را کاهش می‌دهد. مدیریت نقدینگی و برداشت‌ها صرافی حرفه‌ای فقط مقدار محدودی از دارایی را داخل کیف پول گرم نگه می‌دارد تا پاسخ‌گوی برداشت‌های روزانه باشد و باقی سرمایه را به فضای سرد منتقل می‌کند. سیستم حسابداری داخلی موجودی کاربران، سفارش‌ها، واریزها و برداشت‌ها باید با موجودی واقعی کیف پول‌های صرافی هماهنگ باشد. ضعف در این بخش می‌تواند حتی بدون حمله هکری هم مشکل نقدینگی ایجاد کند. آیا نگهداری ارز دیجیتال در صرافی امن است؟ نگهداری دارایی در صرافی برای معامله‌گران فعال راحت‌تر است. کاربر سریع خرید و فروش انجام می‌دهد، نیاز به مدیریت مستقیم کلید خصوصی ندارد و برای سفارش‌گذاری، تبدیل رمزارز یا خرید بیت کوین مطمئن مسیر ساده‌تری پیش‌رو دارد. این مزیت برای کاربران تازه‌کار اهمیت زیادی دارد. امنیت صرافی به عواملی مثل ساختار کیف پول‌ها، احراز هویت دو مرحله‌ای، محدودیت برداشت و سابقه امنیتی پلتفرم بستگی دارد و رعایت این موارد ریسک نگهداری دارایی را کمتر می‌کند. با این حال صرافی برای نگهداری بلندمدت کل سرمایه انتخاب ایده‌آلی نیست، زیرا کنترل کلید خصوصی در اختیار کاربر قرار ندارد و مشکلاتی مثل مسدود شدن حساب یا اختلال برداشت می‌تواند دسترسی به دارایی را محدود کند. در نتیجه کاربران حرفه‌ای، صرافی را برای معاملات روزانه و کیف پول شخصی را برای نگهداری بلندمدت انتخاب می‌کنند. نگهداری دارایی در صرافی‌ها چه چالش‌هایی دارد؟ نگهداری ارز دیجیتال داخل صرافی، فرایند معامله و مدیریت دارایی را ساده‌تر می‌کند؛ ولی این روش بدون ریسک نیست. بخشی از چالش‌ها به زیرساخت صرافی مربوط می‌شود و بخشی دیگر مستقیماً به رفتار و دقت خود کاربر وابسته است. موارد زیر نیز از دیگر چالش‌ها به شمار می‌روند: ریسک هک و حملات سایبری صرافی‌های ارز دیجیتال همیشه یکی از اصلی‌ترین اهداف هکرها هستند؛ چون حجم بالایی از دارایی کاربران را داخل کیف پول‌های خود نگهداری می‌کنند. اگر ساختار امنیتی صرافی ضعیف باشد یا بخش زیادی از سرمایه داخل کیف پول گرم ذخیره شود، یک حمله موفق می‌تواند خسارت سنگینی ایجاد کند. به همین دلیل صرافی‌های حرفه‌ای بخش عمده دارایی را داخل کیف پول سرد نگه می‌دارند تا دسترسی مهاجمان محدود شود. ضعف در مدیریت داخلی صرافی امنیت فقط به سرور و کدنویسی محدود نیست و مدیریت داخلی صرافی هم نقش مهمی دارد. نحوه دسترسی کارکنان به کیف پول‌ها، کنترل برداشت‌های سنگین، استفاده از امضای چندمرحله‌ای و تفکیک دارایی کاربران از سرمایه عملیاتی صرافی اهمیت زیادی دارد. ضعف در هرکدام از این بخش‌ها می‌تواند حتی بدون حمله خارجی هم مشکل امنیتی ایجاد کند. محدود شدن برداشت یا دسترسی حساب در صرافی‌های ایرانی، قوانین احراز هویت و الزامات بانکی تأثیر مستقیمی روی دسترسی کاربران دارند. اگر اطلاعات حساب ناقص باشد یا تراکنش مشکوکی ثبت شود، برداشت دارایی تا زمان بررسی متوقف می‌شود. این موضوع برای کاربرانی که تمام سرمایه خود را داخل صرافی نگه می‌دارند، ریسک نقدشوندگی ایجاد می‌کند. شفاف نبودن ذخایر و نقدینگی کاربر باید مطمئن باشد صرافی توان پاسخ‌گویی به برداشت کاربران را دارد. بعضی صرافی‌ها اطلاعات شفافی درباره میزان ذخایر، ساختار کیف پول‌ها یا نقدینگی واقعی خود ارائه نمی‌دهند و همین موضوع اعتماد کاربران را کاهش می‌دهد. در شرایط بحرانی یا افزایش برداشت‌ها، ضعف نقدینگی می‌تواند باعث تأخیر در تسویه یا محدودیت برداشت شود. خطای انسانی و بی‌دقتی کاربران بخش زیادی از مشکلات امنیتی از سمت خود کاربران ایجاد می‌شود. استفاده از رمز عبور ضعیف، کلیک روی لینک‌های فیشینگ، فعال نکردن احراز هویت دو مرحله‌ای یا انتقال دارایی روی شبکه اشتباه، از رایج‌ترین اشتباهات کاربران محسوب می‌شود. حتی امن‌ترین صرافی هم نمی‌تواند حسابی را که با بی‌دقتی مدیریت می‌شود، کاملاً محافظت کند. تفاوت نگهداری در صرافی و کیف پول شخصی اصلی‌ترین تفاوت صرافی و کیف پول شخصی به کنترل کلید خصوصی مربوط می‌شود؛ در صرافی، مدیریت دارایی در اختیار پلتفرم است ولی در کیف پول شخصی کاربر کنترل کامل سرمایه را در دست دارد. صرافی برای معامله روزانه، تبدیل سریع ارز و نقدشوندگی انتخاب راحت‌تری محسوب می‌شود، اما برای نگهداری بلندمدت سرمایه معمولاً استفاده از بهترین کیف پول ارز دیجیتال برای ایران امنیت بیشتری ایجاد می‌کند. معیارصرافی ارز دیجیتالکیف پول شخصیکنترل کلید خصوصیدر اختیار صرافیدر اختیار کاربرمناسب برایمعامله و خرید و فروش سریعنگهداری بلندمدتسرعت نقدشوندگیبالاوابسته به انتقال به صرافیریسک هکوابسته به امنیت صرافیوابسته به امنیت کاربرمسئولیت نگهداریبا صرافیبا کاربردسترسی به بازارمستقیم و سریعنیاز به اتصال به صرافیامنیت بلندمدتمتوسطبالاتر در صورت نگهداری صحیح چگونه یک صرافی امن را تشخیص دهیم؟ تشخیص صرافی امن فقط به ظاهر حرفه‌ای سایت یا تعداد کاربران وابسته نیست و کاربر باید جزئیات امنیتی و کیفیت خدمات را دقیق بررسی کند. صرافی معتبر معمولاً درباره ساختار امنیت حساب، نحوه نگهداری دارایی و روند برداشت‌ها شفاف عمل می‌کند و سابقه مشخصی در بازار دارد. بیت 24 را هم می‌توان به‌عنوان یکی از صرافی‌های شناخته‌شده ایرانی در نظر گرفت که کاربران باید همین معیارها را درباره آن یا هر صرافی دیگر بررسی کنند. برخی از این معیارها عبارت‌اند از: شفافیت امنیتی: صرافی باید درباره استفاده از کیف پول سرد، احراز هویت دو مرحله‌ای و سیستم بررسی تراکنش‌های مشکوک توضیح واضح ارائه دهد. سابقه فعالیت پایدار: پلتفرمی که چند سال بدون مشکل امنیتی جدی فعالیت کرده، معمولاً تجربه بیشتری در مدیریت دارایی کاربران دارد. سرعت برداشت و تسویه: برداشت رمزارز و واریز ریالی باید در زمان منطقی انجام شود و صرافی در شرایط شلوغ بازار دچار اختلال شدید نشود. پشتیبانی واقعی و پاسخ‌گو: وجود چت آنلاین، تماس تلفنی و پاسخ‌گویی سریع یکی از مهم‌ترین نشانه‌های اعتبار صرافی است. شفاف بودن کارمزدها: صرافی معتبر هزینه خرید، فروش و برداشت را واضح نمایش می‌دهد و اختلاف قیمت غیرعادی ایجاد نمی‌کند. تنوع رمزارزها و شبکه‌ها: پشتیبانی از شبکه‌های مختلف انتقال و تعداد مناسب ارزهای معتبر، تجربه بهتری برای کاربران ایجاد می‌کند. بررسی تجربه کاربران واقعی: نظرات کاربران در شبکه‌های اجتماعی و انجمن‌ها اطلاعات دقیق‌تری نسبت به تبلیغات رسمی درباره کیفیت خدمات صرافی ارائه می‌دهد. جمع‌بندی صرافی‌های ایرانی در صورتی از دارایی کاربران محافظت می‌کنند که ساختار امنیتی، نقدینگی کافی، پشتیبانی پاسخ‌گو و مدیریت شفاف داشته باشند. نگهداری کوتاه‌مدت دارایی در صرافی برای معامله و تبدیل سریع منطقی است، ولی نگهداری کل سرمایه برای مدت طولانی داخل صرافی ریسک بالایی دارد. بهترین روش، تقسیم دارایی است. مقدار مورد نیاز برای معامله داخل صرافی بماند و بخش اصلی سرمایه در کیف پول شخصی امن نگهداری شود. این مدل هم دسترسی سریع به بازار را حفظ می‌کند، هم ریسک وابستگی کامل به صرافی را کاهش می‌دهد.

سیگنال نزولی در معاملات فیوچرز اتریوم؛ اما مقاومت استیک‌کنندگان نشان‌دهنده قدرت بنیادین است

رضا حضرتی
23 خرداد 1405 - 15:00
قیمت اتر (ETH) در طول هفته گذشته در عبور از سطح ۱,۷۰۰ دلار ناکام ماند و به دنبال ضعف گسترده‌تر در بازارهای ارز دیجیتال، کاهش یافت. این اصلاح قیمتی در تضاد شدید با مومنتوم صعودی دیده‌شده در بازار سهام ایالات متحده است. به گزارش میهن بلاکچین، معامله‌گران نگران این موضوع هستند که جذابیت اتر به دلیل فعالیت‌های کُند آنچین و فقدان آشکار تقاضا برای پوزیشن‌های اهرم‌دار صعودی (Bullish leveraged positions)، کمرنگ شده باشد. نرخ سالانه فاندینگ ریت فیوچرز اتریوم. منبع: Laevitas نرخ سالانه فاندینگ ریت در قراردادهای فیوچرز دائمی (Perpetual) اتریوم در ۵ ژوئن منفی شد؛ این بدان معناست که معامله‌گران شورت برای باز نگه‌داشتن پوزیشن‌های خود در حال پرداخت پریمیوم (Premium) هستند. علی‌رغم اصلاح ۳۰ درصدی قیمت طی پنج هفته گذشته، معامله‌گران صعودی همچنان تمایلی به پذیرش ریسک بیشتر ندارند. همچنین، مجموع سود باز (Open Interest) در معاملات فیوچرز اتریوم به طور قابل‌توجهی کاهش یافته است که نشان‌دهنده عقب‌نشینی در فعالیت سرمایه‌گذاران نهادی است. مجموع سود باز معاملات فیوچرز اتریوم در صرافی‌های معتبر. منبع: CoinGlass میزان کل اکسپوژر (در معرض ریسک بودن) در معاملات فیوچرز اتریوم طی یک ماه ۳۰ درصد کاهش یافته و به پایین‌ترین سطح خود در ۱۳ ماه اخیر رسیده است. این کاهش اشتهای نهادی در ETFهای اسپات اتریوم که در ایالات متحده لیست شده‌اند نیز مشهود است، به‌طوری که این صندوق‌ها در طول دو هفته، ۳۲۳ میلیون دلار خروج خالص سرمایه را ثبت کرده‌اند. تقاضا برای استیکینگ اتریوم در تضاد با فعالیت ضعیف درون‌زنجیره‌ای صرف‌نظر از اینکه آیا کاهش تقاضا برای قراردادهای فیوچرز اتریوم را می‌توان به تقاضای بی‌سابقه برای عرضه اولیه سهام (IPO) شرکت اسپیس‌اکس ربط داد یا خیر، تاثیر آن بر احساسات معامله‌گران همچنان منفی است. کاهش فعالیت‌های آنچین اتریوم نیز احتمالاً به این روند نزولی قیمت اتر دامن زده است. ارزش کل قفل‌شده (TVL) اتریوم در مقایسه با درآمد هفتگی برنامه‌های غیرمتمرکز (DApp) به دلار. منبع: DefiLlama ارزش کل قفل‌شده (TVL) در شبکه اتریوم طی دو ماه با ۳۳ درصد کاهش به ۳۷.۵ میلیارد دلار رسید. همزمان، درآمد برنامه‌های غیرمتمرکز (DApp) در ماه می نسبت به شش ماه گذشته ۴۳ درصد سقوط کرد. این کاهش حجم فعالیت‌های آنچین معمولاً با تولید کمتر کارمزد در شبکه و کاهش کاربرد (Utility) اتریوم همراه است. جالب اینجاست که افزایش تقاضا برای استیکینگ اتریوم در تضاد کامل با فضای نزولی در بازار مشتقات ETH قرار دارد. تاییدیه استیکینگ برای ETFهای لیست‌شده در ایالات متحده و انباشت تهاجمی توسط شرکت بیت‌ماین، علی‌رغم بازدهی متوسط ۲.۷ درصدی، در این بازه زمانی به شدت از میزان خروج سرمایه پیشی گرفت. صف ولیدیتورهای استیکینگ اتریوم. منبع: ValidatorQueue صف ورود برای ولیدیتورهای استیکینگ اتریوم در حال حاضر در محدوده ۵۰ روزه قرار دارد که مجموع آن به بیش از ۲.۹ میلیون ETH می‌رسد. در مقابل، زمان انتظار در صف خروج صفر است؛ این موضوع با توجه به اینکه در حال حاضر ۳۹.۵ میلیون اتریوم استیک شده است، نشانه‌ای مهم از قدرت شبکه به شمار می‌رود. اگرچه هیچ تضمینی وجود ندارد که استیک‌کنندگان توکن‌های خود را برای همیشه قفل کنند، این شاخص نشان‌دهنده اعتماد عمیق به چشم‌انداز بلندمدت اتریوم است. برآورد موجودی اتریوم در صرافی‌ها. منبع: Glassnode در همین حال، موجودی اتریومِ نگهداری‌شده در صرافی‌ها از ۱۶.۱۵ میلیون در سه ماه پیش به ۱۵.۰۵ میلیون کاهش یافته است که به انباشت سنگین این دارایی اشاره دارد. طبق داده‌های CoinGecko، این تغییر تا حدی ناشی از فعالیت شرکت بیت‌ماین بود که طی ۳۰ روز گذشته، ۳۳۷,۰۷۸ اتریوم به ترازنامه خود اضافه کرده است. در نهایت، ضعف تقاضا برای اهرم‌های صعودی اتریوم نباید به اشتباه به عنوان نشانه‌ای از افزایش ریسک نزولی تعبیر شود. تا زمانی که معیارهای استیکینگ مستحکم باقی بمانند و خروج سرمایه از ETFهای اسپات در محدوده معقولی کنترل شود، احتمال سقوط قیمت اتریوم به ۱,۵۰۰ دلار بسیار کم به نظر می‌رسد.

رمزنگاران برتر نمی‌توانند بر سر بزرگ‌ترین مسئله کوانتومی بیت کوین به توافق برسند

رضا حضرتی
23 خرداد 1405 - 13:00
یک هیئت تشکیل‌شده توسط کوین‌بیس (Coinbase) می‌گوید بیت‌کوین باید از همین حالا آماده‌سازی برای حملات کوانتومی را آغاز کند، اما از موضع‌گیری در این باره که آیا میلیون‌ها کوین آسیب‌پذیر، از جمله بسیاری از کوین‌های مرتبط با ساتوشی ناکاموتو، باید در نهایت مسدود شوند یا خیر، خودداری می‌کند. به گزارش میهن بلاکچین، یک شورای مشورتی در کوین‌بیس متشکل از برجسته‌ترین رمزنگاران می‌گوید کامپیوترهای کوانتومی هنوز تهدیدی برای بیت‌کوین محسوب نمی‌شوند، اما از جامعه بیت‌کوین می‌خواهد تا برنامه‌ریزی فنی برای امضاهای پساکوانتومی (post-quantum signatures) را از هم‌اکنون آغاز کند. حدود ۶.۷ میلیون بیت‌کوین در برابر یک حمله کوانتومی در آینده آسیب‌پذیر تلقی می‌شوند که شامل حدود ۱.۷ میلیون بیت‌کوین در آدرس‌های اولیه (که احتمالاً به ساتوشی ناکاموتو و کلیدهای گمشده تعلق دارند) می‌شود. این موضوع بحث‌هایی را در مورد اینکه آیا باید اجازه داد این کوین‌ها همچنان قابل خرج کردن باقی بمانند یا خیر، دامن زده است. این شورا از انتخاب بین پیشنهادهایی که می‌تواند کوین‌های آسیب‌پذیر را مسدود یا محدود کند، امتناع می‌ورزد. در عوض تاکید می‌کند که راه‌حل‌های سازگار می‌توانند ترکیب شوند و کاربران به ارتباطات شفاف و اقدام به‌موقع از سوی جامعه بیت‌کوین نیاز دارند. این هیئت که گزارش خود را اوایل این هفته به اشتراک گذاشت، شامل اسکات آرونسون (Scott Aaronson) از دانشگاه تگزاس در آستین، دن بونه (Dan Boneh) از استنفورد و جاستین دریک (Justin Drake) از بنیاد اتریوم است. نقطه شروع آن‌ها این است که کامپیوترهای کوانتومی امروزه تهدیدی برای بلاک‌چین‌ها نیستند و هیچ‌کس هم نمی‌داند چه زمانی به یک تهدید تبدیل خواهند شد؛ بنابراین نباید این بحث را به زمان مشخصی در آینده موکول کرد. با این حال، این میزان از آسیب‌پذیری در بیت‌کوین متمرکز است. حدود ۱.۷ میلیون بیت‌کوین در حدود ۲۰,۰۰۰ آدرس اولیه از نوع پرداخت به کلید عمومی (pay-to-public-key) قرار دارند؛ این فرمت، کلید عمومی مالک را مستقیماً روی بلاک‌چین منتشر می‌کند و آن را در برابر یک مهاجم کوانتومی بی‌دفاع می‌گذارد. فرض بر این است که بسیاری از این کوین‌ها متعلق به خالق ناشناس بیت‌کوین یعنی ساتوشی ناکاموتو و سایر مالکانی است که کلیدهای خود را گم کرده‌اند که یعنی این کوین‌ها هرگز نمی‌توانند به جای امنی منتقل شوند. بر اساس داده‌های Project11، یک گروه تحقیقاتی که این مشکل را پیگیری می‌کند، حدود ۵ میلیون کوین دیگر نیز از طریق استفاده مجدد از آدرس‌ها در معرض خطر هستند، اگرچه تصور می‌شود بیشتر آن‌ها دارایی‌های فعال در کیف‌پول‌های صرافی‌ها باشند. جایگزین کردن امضاهای مقاوم در برابر کوانتوم بخش آسان ماجراست، اما دعوا بر سر کوین‌هایی است که هیچ‌کس آن‌ها را جابجا نمی‌کند. یک گروه استدلال می‌کند که باید یک ضرب‌الاجل سختگیرانه تعیین شود که پس از آن طرح‌های امضایی که بیت‌کوین امروزه استفاده می‌کند (ECDSA و Schnorr) دیگر پذیرفته نشوند و هر کوینی که منتقل نشده باشد، غیرقابل خرج کردن شود. این گروه می‌گوید دست نخورده گذاشتن این کوین‌ها، یک انبار بزرگ از بیت‌کوین را دو دستی تقدیم یک مهاجم آینده، احتمالاً یک دولت تحریم‌شده مانند کره شمالی، می‌کند که برای سقوط قیمت و خدشه‌دار کردن مشروعیت شبکه کافی است. گروه دیگر، این کار را به معنای مصادره و نقض حقوق مطلق مالکیت می‌داند که بیت‌کوین بر پایه آن بنا شده است و هشدار می‌دهد که این کار رویه‌ای خطرناک برای مسدود کردن کوین‌ها تحت فشار دولت‌ها در آینده ایجاد می‌کند. در میان این دو جبهه، چندین پیشنهاد وجود دارد که در دو ماه گذشته پیگیری شده‌اند: طرح Hourglass: سقفی برای تعداد کوین‌های آسیب‌پذیر قابل خرج در هر بلاک تعیین می‌کند تا از سرازیر شدن ناگهانی عرضه به بازار جلوگیری شود. طرح BIP-361: (از سوی توسعه‌دهنده جیمسون لوپ و همکارانش)، به دارندگانِ منتقل‌شده اجازه می‌دهد تا مالکیت خود را پس از ضرب‌الاجل با استفاده از یک اثبات مقاوم در برابر کوانتوم که هیچ کلیدی را فاش نمی‌کند، ثابت کنند. طرح PACTs: (ارائه‌شده توسط دن رابینسون از Paradigm)، به مالکان اجازه می‌دهد ادعای خصوصی خود را از همین حالا ثبت زمانی (timestamp) کنند و در آینده بدون اینکه امروز چیزی را فاش کنند، وجوه خود را جابجا کنند. با این حال، هیئت کوین‌بیس خاطرنشان می‌کند که این پیشنهادها با یکدیگر سازگار هستند و می‌توانند هم‌زمان با هم اجرا شوند. کاری که این هیئت انجام نخواهد داد، «انتخاب کردن» است. این هیئت می‌نویسد که هیچ پاسخ واحد و درستی وجود ندارد و این جامعه بیت‌کوین است که باید تصمیم بگیرد. هیئت فقط به دو چیز متعهد می‌شود: اول اینکه برنامه‌ریزی فنی مهاجرت باید از همین حالا شروع شود، زیرا این موضوع جدا از مسئله کوین‌های رها شده است. دوم اینکه دارندگان کوین نیاز به شفافیت دارند تا این مشکل به یک معضل حل‌نشده تبدیل نشود. در این گزارش آمده است: در حالی که شورا در مورد بحث کوین‌های رها شده موضع‌گیری نمی‌کند (تصمیم‌گیری در این باره بر عهده جامعه است)، آن‌ها در مورد دو چیز صراحت دارند: کار مهاجرت فنی را از همین حالا آغاز کنید. کار مهندسی برای پشتیبانی از امضاهای پساکوانتومی مستقل از بحث‌های حاکمیتی است و نباید منتظر آن بماند. آن‌ها در ادامه اضافه می‌کنند: به صورت شفاف ارتباط برقرار کنید. کاربران باید بدانند که این مشکل جدی گرفته می‌شود. عدم قطعیت و بلاتکلیفی، خود یک ریسک است. پیشنهادها در حال افزایش‌اند و اسامی مرتبط با آن‌ها جدی‌تر می‌شوند. اما دستورالعملی که همه نسخه‌ها در آن مشترک هستند (همین حالا اقدام کنید) همان چیزی است که بیت‌کوین هنوز در مورد آن وارد عمل نشده است، در حالی که اتریوم سال‌هاست در حال آماده‌سازی برای آن است.

تحلیل جامع عرضه اولیه اسپیس‌اکس (SPCX)؛ تولد نخستین تریلیونر جهان و انقلاب ۲ تریلیون دلاری وال‌استریت

رضا حضرتی
23 خرداد 1405 - 11:00
در دوازدهم ژوئن ۲۰۲۶، بازارهای مالی جهانی شاهد یکی از بی‌سابقه‌ترین و ساختارشکن‌ترین رویدادها در تاریخ سرمایه‌داری مدرن بودند که نه‌تنها تعاریف سنتی ارزش‌گذاری و مدیریت ریسک را به چالش کشید، بلکه با ایجاد یک تغییر پارادایم در ساختار توزیع ثروت جهانی، عصر جدیدی از الیگارشی تکنولوژیک را رقم زد. عرضه اولیه عمومی (IPO) شرکت فناوری‌های اکتشاف فضایی یا اسپیس‌اکس (SpaceX)، با جذب ۷۵ میلیارد دلار سرمایه و دستیابی به ارزش‌گذاری بیش از ۱.۷۷ تریلیون دلار در زمان قیمت‌گذاری اولیه، رکوردهای پیشین بازارهای مالی را با اختلافی فاحش در هم شکست و بنیان‌گذار آن، ایلان ماسک را به نخستین تریلیونر تاریخ بشریت تبدیل نمود. برای درک مقیاس تاریخی این رویداد، کافی است آن را با رکورددار پیشین، یعنی عرضه عمومی شرکت نفت دولتی عربستان سعودی (آرامکو) در دسامبر ۲۰۱۹ مقایسه کنیم. آرامکو در آن زمان موفق به جذب ۲۵.۶ میلیارد دلار با ارزش‌گذاری ۱.۷۱ تریلیون دلار شده بود که با احتساب تورم، معادل ۳۳.۲ میلیارد دلار جذب سرمایه و ۲.۲۱ تریلیون دلار ارزش‌گذاری است. با این حال، اسپیس‌اکس به عنوان یک نهاد خصوصی در حوزه فناوری‌های پیشرفته، توانست رقمی معادل سه برابر عرضه آرامکو را از بازارهای عمومی جمع‌آوری کند، آن هم در شرایطی که برخلاف غول نفتی خاورمیانه، این شرکت هنوز به سودآوری خالص حسابداری دست نیافته است. این گزارش از میهن بلاکچین، به بررسی مکانیزم‌های بی‌بدیل این عرضه، ساختار پذیره‌نویسی، دموکراتیزه کردن تخصیص سهام خرد، تحلیل بنیادهای مالی و هزینه‌های سرمایه‌ای در حوزه هوش مصنوعی، ادغام استراتژیک با شرکت xAI، تغییرات بی‌سابقه در قوانین شاخص‌های بورس و نهایتاً پیامدهای عمیق اجتماعی-اقتصادی ناشی از تمرکز ثروتی فراتر از یک تریلیون دلار در دستان یک شخص واحد می‌پردازد. این تحلیل با ترکیب داده‌های کمی و استدلال‌های کیفی، تلاش می‌کند تا لایه‌های پنهان این «ابر-عرضه» را رمزگشایی نماید. ۱. اجرای بزرگ‌ترین عرضه عمومی تاریخ عرضه عمومی اسپیس‌اکس با نماد معاملاتی SPCX در بازار جهانی منتخب نزدک (Nasdaq Global Select Market) و همچنین نزدک تگزاس (Nasdaq Texas)، از همان مراحل ابتدایی ثبت اسناد، سنت‌های محافظه‌کارانه وال‌استریت را زیر پا گذاشت. بررسی اسناد ثبت شده (S-1) در تاریخ ۲۰ می ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که استراتژیست‌های مالی اسپیس‌اکس عامدانه ساختاری را طراحی کردند که بیشترین قدرت چانه‌زنی را برای شرکت حفظ کند. زمان‌بندی تهاجمی و استراتژی قیمت‌گذاری ثابت برخلاف رویه استاندارد و متعارف در عرضه‌های عمومی بزرگ که در آن شرکت‌ها و پذیره‌نویسان یک بازه قیمتی (Price Range) انعطاف‌پذیر را پیش از آغاز رویدادهای معرفی به سرمایه‌گذاران (Roadshow) اعلام می‌کنند تا بر اساس میزان تقاضا در فرآیند ثبت سفارش (Bookbuilding) به کشف قیمت نهایی بپردازند، اسپیس‌اکس رویکردی کاملاً متفاوت و تهاجمی اتخاذ کرد. در تاریخ ۳ ژوئن ۲۰۲۶، این شرکت بدون هیچ‌گونه بازه قیمتی، به طور مستقیم قیمت قطعی ۱۳۵ دلار به ازای هر سهم را اعلام نمود. این تصمیم استراتژیک نشان‌دهنده اطمینان مطلق مدیریت شرکت از وجود تقاضای مازاد و قدرت انحصاری آن‌ها در بازار بود. توالی زمانی این رویداد با دقتی مهندسی‌شده به شرح زیر پیش رفت: ۲۰ می ۲۰۲۶: انتشار عمومی سند جامع S-1. ۳ ژوئن ۲۰۲۶: تأیید قیمت ثابت ۱۳۵ دلار برای هر سهم و هدف‌گذاری برای جذب ۷۵ میلیارد دلار از طریق فروش ۵۵۵.۶ میلیون سهم. ۴ ژوئن ۲۰۲۶: آغاز رسمی رویداد معرفی به سرمایه‌گذاران (Roadshow). ۸ تا ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶: فرآیند ثبت سفارش (Bookbuilding) در میان نهادهای مالی. ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶: اعلام نهایی قیمت‌گذاری قطعی و اعلام اثربخشی آن توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC). ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶: آغاز معاملات رسمی سهام در بورس نزدک تحت نماد SPCX. ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶: تاریخ تسویه نهایی و بسته شدن فرآیند عرضه مشروط به شرایط مرسوم. ساختار پیچیده سندیکای پذیره‌نویسان مدیریت چنین حجم عظیمی از عرضه، نیازمند ائتلافی بی‌سابقه از بزرگ‌ترین نهادهای مالی جهان بود. سندیکا یا گروه پذیره‌نویسان این عرضه شامل ۲۱ بانک بزرگ سرمایه‌گذاری بود. هدایت اصلی و نقش مدیر ثبت سفارشات (Lead Left Book-running Manager) بر عهده نهاد قدرتمند گلدمن ساکس (Goldman Sachs & Co. LLC) قرار داشت. اما گلدمن ساکس تنها نبود؛ مجموعه‌ای از غول‌های مالی جهان از جمله مورگان استنلی (Morgan Stanley)، بنک آف امریکا سکیوریتیز (BofA Securities)، سیتی‌گروپ (Citigroup)، جی‌پی مورگان (J.P. Morgan)، بارکلیز (Barclays)، دویچه بانک سکیوریتیز (Deutsche Bank Securities)، رویال بنک آف کانادا (RBC Capital Markets)، یو‌بی‌اس (UBS Investment Bank) و ولز فارگو (Wells Fargo Securities) به عنوان مدیران اصلی (Book-running managers) در این فرآیند مشارکت داشتند. در لایه دوم این سندیکا، مجموعه‌ای از مدیران مشترک (Co-managers) حضور داشتند که نشان‌دهنده گستره جهانی و توزیع ریسک بی‌نظیر این عرضه است. این نهادها شامل Allen & Company LLC، Cantor، Needham & Company، Raymond James، Societe Generale، Stifel، William Blair، BTG Pactual، ING، Macquarie Capital، Mirae Asset Securities، Mizuho و Santander بودند. حضور بانک‌هایی از اروپا، آسیا و آمریکای لاتین در این فهرست، نشان‌دهنده عطش سیستماتیک سرمایه جهانی برای دسترسی به دارایی‌های مرتبط با تکنولوژی‌های فضایی و هوش مصنوعی است. بر اساس ساختار اعلام شده در سند نهایی، اسپیس‌اکس در مجموع ۵۵۵,۵۵۵,۵۵۵ سهم از نوع کلاس A را به بازار عرضه کرد. علاوه بر این حجم عظیم، یک امتیاز ویژه و اختیار خرید ۳۰ روزه (Greenshoe Option) به پذیره‌نویسان اعطا شد تا بتوانند در صورت وجود تقاضای مازاد و به منظور تثبیت قیمت، تا ۸۳,۳۳۳,۳۳۳ سهم اضافی را با همان قیمت پایه ۱۳۵ دلار خریداری کنند. در صورت اعمال کامل این اختیار، حجم نهایی سرمایه جذب شده می‌تواند از ۷۵ میلیارد دلار به مرز ۸۶ میلیارد دلار افزایش یابد که ابعاد این رکوردشکنی را بیش از پیش گسترش می‌دهد. تعداد کل سهام منتشر شده و موجود شرکت (Shares Outstanding) نیز معادل ۱۳.۰۸ میلیارد سهم برآورد گردید که مبنای محاسبه ارزش‌گذاری ۱.۷۷ تریلیون دلاری قرار گرفت. مشخصات پایه عرضه عمومیجزئیات و ارقام دقیقنماد معاملاتی و بورسSPCX (Nasdaq Global Select Market / Nasdaq Texas) تعداد سهام پایه کلاس A۵۵۵,۵۵۵,۵۵۵ سهم گزینه فروش مازاد (Greenshoe)۸۳,۳۳۳,۳۳۳ سهم کل سهام منتشر شده (Outstanding)۱۳.۰۸ میلیارد سهم قیمت پایه هر سهم۱۳۵ دلار حجم سرمایه جذب شده پایه۷۵ میلیارد دلار ظرفیت کل تأمین مالی (با مازاد)حدود ۸۶ میلیارد دلار ارزش‌گذاری هدف پیش از گشایش۱.۷۵ تا ۱.۷۷ تریلیون دلار ۲. دموکراتیزه کردن دسترسی یا مهندسی تقاضای ثانویه؟ یکی از جذاب‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین ابعاد استراتژیک در عرضه عمومی اسپیس‌اکس، رویکرد شرکت نسبت به سرمایه‌گذاران خرد (Retail Investors) بود. در معماری سنتی وال‌استریت، عرضه‌های عمومی بزرگ باکیفیت، عمدتاً حیاط خلوت نهادهای سازمانی، صندوق‌های بازنشستگی، صندوق‌های پوشش ریسک (Hedge Funds) و مشتریان دارای ارزش خالص بالا (High-net-worth) تلقی می‌شوند. معمولاً تنها ۵ تا ۱۰ درصد از سهام یک عرضه بزرگ به سرمایه‌گذاران خرد تخصیص می‌یابد. اما اسپیس‌اکس، با تکیه بر پایگاه عظیم هواداران ایلان ماسک و درک پتانسیل اهرم‌سازی از این نیروی اجتماعی-اقتصادی، این معادله را دگرگون ساخت. این شرکت رسماً اعلام کرد که تا ۳۰ درصد از سهام شناور (معادل ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل سهام فروخته شده در عرضه) را برای سرمایه‌گذاران انفرادی و خرد رزرو کرده است. این تصمیم، نویدبخش ایجاد فرصتی بی‌نظیر برای افراد عادی جهت مشارکت مستقیم در اقتصاد فضایی، اینترنت ماهواره‌ای و جاه‌طلبی‌های هوش مصنوعی ماسک بود. پلتفرم‌های واسط و مکانیزم‌های تخصیص نامتقارن برای اجرای این دموکراتیزاسیون مالی، شرکت با بزرگ‌ترین کارگزاری‌های آنلاین از جمله چارلز شواب (Charles Schwab)، فیدلیتی (Fidelity)، رابینهود (Robinhood) و سوفای (SoFi) وارد همکاری شد. با این حال، شرایط دسترسی در این پلتفرم‌ها به شدت ناهمگن بود و منعکس‌کننده طبقات مختلف سرمایه‌گذاران خرد است: کارگزاری‌های رابینهود و سوفای حداقل موجودی مورد نیاز برای ثبت نام در تخصیص عرضه اولیه را صفر دلار تعیین کردند، که باعث هجوم بی‌سابقه سرمایه‌گذاران جوان و معامله‌گران خرد گردید. فیدلیتی شرط حداقل موجودی را به صورت تعدیل شده روی ۲,۰۰۰ دلار قرار داد. چارلز شواب با حفظ رویکردی محافظه‌کارانه‌تر، از سرمایه‌گذاران خواست تا حداقل تراز ۱۰۰,۰۰۰ دلاری در حساب خود داشته باشند تا صلاحیت شرکت در پذیره‌نویسی را پیدا کنند. با وجود این تمهیدات، واقعیت بی‌رحمانه ریاضیات و مکانیسم‌های تخصیص در بازارهای مالی به سرعت خود را نشان داد. تقاضای ثبت شده تنها از سوی سرمایه‌گذاران خرد از مرز ۷۰ میلیارد دلار عبور کرد (که تقریباً برابر با کل حجم عرضه ۷۵ میلیارد دلاری شرکت بود). در مقیاس کلان، تقاضای کل بازار شامل صندوق‌های سازمانی و ثروت حاکمیتی به عدد سرگیجه‌آور ۱۵۰ میلیارد دلار، یعنی دو برابر ظرفیت عرضه، رسید. این عدم تعادل شدید میان عرضه و تقاضا، پیامد ساختاری مهمی به همراه داشت و مکانیزم تخصیص سهام بر اساس سیستم اولین درخواست، اولین دریافت (First-come, first-served) عمل نمی‌کرد. یک سرمایه‌گذار که ۱۰,۰۰۰ دلار در پلتفرم واریز کرده بود تا حدود ۷۴ سهم ۱۳۵ دلاری خریداری کند، وارد یک رقابت سهمگین با تقاضای نهادی می‌شد و در نهایت بخش کوچکی از این حجم را دریافت می‌کرد. مهندسی تقاضا از طریق «صرف ریسک ایلان» این ساختار به ظاهر دموکراتیک، در عمل یک ابزار قدرتمند برای مهندسی قیمت در بازار ثانویه بود. جیمز پیکاریلو (James Picariello)، تحلیلگر ارشد BNP Paribas، در گزارش خود اشاره می‌کند که پایگاه وفادار سرمایه‌گذاران خرد همواره محرک اصلی شرکت‌های تحت مدیریت ماسک بوده‌اند؛ به طوری که برآورد می‌شود حدود ۴۰ درصد از کل سهام تسلا در تملک سرمایه‌گذاران انفرادی باشد. استراتژی تخصیص محدود به اقیانوس عظیم تقاضای خرد، به این معنا بود که صدها هزار هوادار وفادار که دست خالی یا با تخصیص‌های جزئی از مرحله IPO خارج شده بودند، بلافاصله پس از گشایش نماد در روز نخست، به عنوان خریداران تهاجمی وارد بازار ثانویه شدند. این نیروی عظیم، همان چیزی است که مت کندی (Matt Kennedy)، استراتژیست ارشد در رنسانس کپیتال (Renaissance Capital)، آن را پریمیوم ایلان ماسک (Elon Musk Premium) می‌نامد. به باور او، رسیدن به ارزش بازار ۱.۵ تا ۲ تریلیون دلاری به هیچ وجه با متدولوژی‌های سنتی ارزش‌گذاری قابل توضیح نیست، بلکه ناشی از ایمان مطلق سرمایه‌گذاران خرد به چشم‌انداز آینده‌نگرانه ماسک است که قوانین بنیادی مالی را دور می‌زند. ۳. نوزایش در بازار ثانویه، مشتقات پیش‌گشایش و دینامیک روز نخست معاملات عطش بازار برای کشف قیمت اسپیس‌اکس به حدی بود که ابزارهای مالی غیرمتمرکز و صرافی‌های مشتقات، هفته‌ها پیش از زنگ گشایش نزدک وارد عمل شدند. صرافی رمزارزی بیت‌مکس (BitMEX) در یک اقدام نوآورانه، در تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۲۶، قراردادهای دائمی (Perpetual Contract) با نماد SPCXUSDT را راه‌اندازی کرد. این ابزار مالی به معامله‌گران در سراسر جهان اجازه داد تا یک هفته پیش از عرضه در نزدک، روی حرکت قیمتی اسپیس‌اکس گمانه‌زنی کنند. این قراردادها که با ارز پایه تتر بر بستر اتریوم (USDT ERC-20) تسویه می‌شدند، با اندازه قرارداد ۰.۰۱ سهام اسپیس‌اکس، اهرم مالی تا ۵ برابر (5x Leverage) و کارمزد میکر/تیکر معادل ۰.۰۵ درصد طراحی شده بودند و نقش مهمی در ایجاد یک لنگر ذهنی (Anchoring) برای کشف قیمت ایفا نمودند. طوفان دوازدهم ژوئن در نزدک روز جمعه ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶، با نواخته شدن زنگ افتتاحیه بورس نزدک توسط ایلان ماسک در تأسیسات استاربیس در تگزاس، روند معاملات تاریخی آغاز شد. ماسک در سخنرانی خود در این مراسم، ضمن تأکید بر هدف غایی شرکت برای بردن بشریت به ماه، مریخ و فراتر از آن، با لحن کنایه‌آمیز همیشگی خود به مسیر پرالتهاب شرکت اشاره کرد و گفت: باورش سخت است که شرکت کوچکی که در انباری در ال سگوندو شروع به کار کرد، اکنون در بزرگترین عرضه عمومی تاریخ به سهامی عام تبدیل می‌شود. اگر کسی قبلاً به من می‌گفت که چنین اتفاقی خواهد افتاد، می‌گفتم رفیق، حتماً داری کراک خیلی خوبی می‌کشی، چون فکر می‌کردم این شرکت شکست خواهد خورد. بالاخره نماد SPCX با قیمت گشایش ۱۵۰ دلار (بیش از ۱۱ درصد بالاتر از قیمت عرضه ۱۳۵ دلاری) معاملات خود را آغاز کرد. فشار خرید هیجانی در ساعات اولیه باعث شد قیمت سهم با افزایشی معادل بیش از ۲۱ درصد، به سقف روزانه ۱۶۸.۷۵ دلار برخورد کند. در نهایت، با متعادل شدن بازار در ساعات پایانی، سهم در قیمت ۱۶۰.۹۵ دلار (رشد حدود ۲۰ درصدی نسبت به IPO) بسته شد. این تثبیت قیمتی، ارزش بازار شرکت را به عدد خیره‌کننده ۲.۱ تریلیون دلار رساند و جایگاه اسپیس‌اکس را به عنوان ششمین شرکت باارزش سهامی عام در سراسر کره خاکی، حتی بالاتر از نهادهای باسابقه و سودآوری نظیر جی‌پی مورگان چیس، برکشایر هاتاوی به رهبری وارن بافت، ایلای لیلی و غول فناوری متا پلتفرمز (فیس‌بوک) تثبیت کرد. نکته حیرت‌انگیزتر، حجم معاملات در روز نخست بود که با دست‌به‌دست شدن بیش از ۸۰ میلیارد دلار سهم، رکوردهای نقدشوندگی را جابه‌جا کرد. آدام سارهان (Adam Sarhan)، مدیرعامل مؤسسه 50 Park Investments در نیویورک، این عملکرد را بسیار متوازن ارزیابی کرد و اظهار داشت: قیمت‌گذاری دقیقاً در نقطه درستی انجام شد. نه خیلی داغ و نه خیلی سرد. آشکار است که سرمایه‌گذاران خرد در حال خرید هستند و در این مرحله، جزو مؤلفه‌های اصلی تقاضا به شمار می‌روند. اما آزمون واقعی این است که بازار چگونه طی چند هفته آینده این IPO را هضم خواهد کرد، نه فقط در یک روز. ۴. تضاد درآمدهای انفجاری با حفره‌های سیاه هزینه‌ای بررسی اسناد افشاشده S-1 توسط اسپیس‌اکس که به عنوان پیش‌شرط قانونی IPO منتشر گردید، تصویری پارادوکسیکال از وضعیت مالی شرکتی را ارائه می‌دهد که همزمان موتور رشد درآمدهای نجومی و ماشین مصرف و سوخت نقدی (Cash Burn) در پروژه‌های مرز شکن است. سرمایه‌گذاران با خرید سهام اسپیس‌اکس، در واقع در حال سفته بازی روی آینده‌ای هستند که در آن اقتصاد فضایی و هوش مصنوعی بر شاخص‌های سودآوری کوتاه‌مدت غلبه خواهد کرد. الف. معماری درآمدها و تسلط استارلینک اسپیس‌اکس در سال مالی ۲۰۲۵ عملکرد چشمگیری در بخش تولید درآمد (Top-line) از خود به جای گذاشت. درآمد تلفیقی شرکت به رقم ۱۸.۶۷ میلیارد دلار (گرد شده به ۱۸.۷ میلیارد دلار) رسید که نشانگر یک پرش ۳۳ درصدی نسبت به درآمد ۱۴.۱ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۴ است. سود پیش از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش (EBITDA تعدیل شده) نیز برای کل سال ۲۰۲۵ روی رقم قدرتمند ۶.۵۸ میلیارد دلار ایستاد. این رقم نشان می‌دهد که عملیات پایه شرکت در سطح ناخالص از حاشیه سود بالایی برخوردار است. نیروی محرکه و شریان حیاتی اصلی این درآمدها، پروژه استارلینک (Starlink) است. این منظومه ارتباطات ماهواره‌ای توانسته است پایگاه مشترکین فعال خود را از یک میلیون نفر در دسامبر ۲۰۲۲ به بیش از ۸ میلیون نفر در اواخر سال ۲۰۲۵ گسترش دهد. درآمدهای مختص بخش استارلینک از ۷.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به رقم شگفت‌انگیز ۱۱.۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسید که به معنای سهم ۶۱ درصدی این بخش از کل درآمدهای اسپیس‌اکس است. در بازه سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵، EBITDA تعدیل شده استارلینک رشدی ۸۶ درصدی را تجربه کرد که این فناوری را به تنها بخش ذاتاً سودآور و گاوی (Bullish) شرکت بدل نموده است. تأثیرات استارلینک صرفاً در ترازنامه‌های مالی خلاصه نمی‌شود؛ اثرات اقتصاد کلان و توسعه‌ای آن به شدت ملموس است. به عنوان مثال، پیاده‌سازی این زیرساخت در مناطق محروم و دورافتاده‌ای مانند جزیره کامیگین در فیلیپین، به طور ناگهانی باعث اتصال پایدار جوامع محلی به اقتصاد جهانی، امکان فعالیت آنلاین کسب‌وکارهای بومی، ارتباط تصویری خانواده‌ها با کارگران مهاجر و دسترسی بی‌سابقه دانشجویان به محتوای آموزشی دیجیتال گردید. این ویژگی کاربردی عمیق، روایتی قدرتمند برای بازاریابی ارزش‌های شرکت در فرآیند IPO فراهم آورد. ب. زیان‌های خالص و بلعیده شدن سرمایه در گرداب هوش مصنوعی علیرغم ثبت EBITDA قدرتمند، صورت‌سود و زیان اسپیس‌اکس خون‌ریزی شدیدی را در بخش پایین‌دستی (Bottom-line) نشان می‌دهد. شرکت در سال مالی ۲۰۲۵ یک زیان خالص حسابداری بر مبنای استانداردهای پذیرفته شده (GAAP Net Loss) معادل ۴.۹۴ میلیارد دلار را گزارش کرد. این روند در سه‌ماهه نخست (Q1) سال ۲۰۲۶ با شدت بیشتری ادامه یافت؛ به نحوی که شرکت با وجود تولید ۴.۷ میلیارد دلار درآمد، یک زیان عملیاتی ۱.۹ میلیارد دلاری و یک زیان خالص سنگین ۴.۲۸ میلیارد دلاری را تنها در سه ماه به ثبت رساند. تجمع این زیان‌های مستمر باعث شده تا کسری انباشته (Accumulated Deficit) شرکت تا به امروز به رقم بحرانی ۴۱.۳ میلیارد دلار برسد. اما چه عواملی این دره عمیق را میان سود ناخالص عملیاتی و زیان خالص نهایی ایجاد کرده‌اند؟ تحلیل ریزساختارهای اسناد S-1 سه عامل عمده را برجسته می‌کند : تخصیص گسترده سهام به عنوان پاداش به کارکنان که تأثیر حسابداری منفی دارد (Stock-based compensation). هزینه‌های استهلاک نجومی ناشی از ساخت و پرتاب مستمر منظومه ماهواره‌ای استارلینک. و مهم‌تر از همه: هزینه‌های سرمایه‌ای (CapEx) سرسام‌آور برای استقرار زیرساخت‌های محاسباتی هوش مصنوعی. بررسی جزئیات نشان می‌دهد که اسپیس‌اکس در سال ۲۰۲۵ مجموعاً ۲۰.۷ میلیارد دلار هزینه سرمایه‌ای (CapEx) داشته است. از این مبلغ عظیم، ۱۲.۷ میلیارد دلار به طور مستقیم صرف توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی شده است. قلب تپنده این سرمایه‌گذاری، استقرار و تجهیز دیتاسنترهای عظیم از جمله پروژه COLOSSUS در ممفیس است که هم‌اکنون عنوان بزرگ‌ترین کلاستر پیوسته و منسجم آموزش مدل‌های هوش مصنوعی روی کره زمین را یدک می‌کشد. تأثیر این بخش بر سودآوری به حدی مخرب است که اسناد افشا شده نشان می‌دهند بخش عملیات هوش مصنوعی (مرتبط با xAI) در سال ۲۰۲۵ زیانی بالغ بر ۶ میلیارد دلار به بار آورده و در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ نیز به تنهایی باعث زیان عملیاتی ۲.۴۷ میلیارد دلاری (و مصرف نقدی ۲.۵ میلیارد دلاری) شده است. در واقع، اسپیس‌اکس در حال حاضر سودهای سرشار استارلینک را صرف ساخت غول محاسباتی هوش مصنوعی خود می‌کند. این فرایند، شرکت را وادار کرده تا برای کاهش هزینه‌ها، ایده تولید داخلی و بومی واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) را مورد ارزیابی قرار دهد. شاخص کلیدی مالی (میلیارد دلار)سال مالی ۲۰۲۴سال مالی ۲۰۲۵سه‌ماهه اول ۲۰۲۶کل درآمد تلفیقی۱۴.۱ ۱۸.۶۷ ۴.۷ درآمد استارلینک۷.۷ ۱۱.۴ -سود ناخالص تعدیلی (EBITDA)-۶.۵۸ -زیان عملیاتی تلفیقی--(۱.۹) زیان خالص حسابداری (GAAP)-(۴.۹۴) (۴.۲۸) زیان عملیاتی/نقدی بخش AI-> (۶.۰) (۲.۴۷) - (۲.۵) کل هزینه‌های سرمایه‌ای (CapEx)-۲۰.۷ -هزینه سرمایه‌ای مختص AI-۱۲.۷ - ۵. ادغام مثلثی xAI یکی از بحث‌برانگیزترین ابعاد بنیادی که ماهیت اسپیس‌اکس را پیش از IPO به کلی دگرگون ساخت، زنجیره‌ای از تراکنش‌های مالی و ادغام‌ها در میان نهادهای تحت کنترل ایلان ماسک بود. اسپیس‌اکس با ادغام شرکت xAI، رسماً از یک آژانس هوافضا و ارتباطات، به یک مجتمع بی‌بدیل متشکل از زیرساخت پرتاب، پهن‌باند ماهواره‌ای و توان محاسباتی هوش مصنوعی تغییر ماهیت داد که در تاریخ بازارهای عمومی بی‌سابقه است. تقویم زمانی مهندسی شرکتی شرکت xAI که پیش از ادغام در قالب X.AI Corp فعالیت می‌کرد و در مارس ۲۰۲۳ توسط ماسک و ۱۱ پژوهشگر برجسته تأسیس شده بود، در فاصله یک سال پیش از IPO، محور اصلی تحولات سازمانی قرار گرفت: مارس ۲۰۲۵: شرکت xAI شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) را در یک معامله تمام‌سهامی خریداری کرد که ارزش پلتفرم رسانه اجتماعی را معادل ۳۳ میلیارد دلار برآورد می‌کرد. جولای ۲۰۲۵: اسپیس‌اکس در اقدامی پیش‌دستانه، متعهد به سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری در xAI شد که احتمالاً سهامی کمتر از ۵ درصد را برای آن تضمین می‌کرد. ژانویه ۲۰۲۶: شرکت تسلا نیز ۲ میلیارد دلار در xAI سرمایه‌گذاری کرد. همزمان، شرکت هوش مصنوعی تحت حمایت دولت عربستان سعودی به نام Humain، مبلغ ۳ میلیارد دلار به این مجموعه تزریق نمود. فوریه ۲۰۲۶: نقطه عطف نهایی فرا رسید. در اواخر ژانویه یا اوایل فوریه ۲۰۲۶، اسپیس‌اکس از طریق یک مکانیزم قانونی به نام ادغام مثلثی معکوس تمام‌سهامی (All-stock reverse triangular merger)، کل سهام باقی‌مانده xAI را تصاحب کرد. این معامله، ارزش نهاد ادغام شده را در آن مقطع به ۱.۲۵ تریلیون دلار رساند که بزرگ‌ترین ترکیب شرکتی در تاریخ محسوب می‌شود. پس از این رویداد، ساختار رهبری xAI به شدت دستخوش تغییر شد. در ۱۰ آوریل ۲۰۲۶، آنتونی آرمسترانگ (Anthony Armstrong)، مدیر مالی ارشد شرکت از سمت خود کناره‌گیری کرد و مایکل نیکولز (Michael Nicolls)، نایب‌رئیس استارلینک در اسپیس‌اکس، به عنوان رئیس xAI منصوب گردید که نشان از هضم کامل ساختاری xAI درون اسپیس‌اکس داشت. در اواخر آوریل نیز xAI قرارداد مهمی با شرکت نرم‌افزاری Anysphere امضا کرد که حق تصاحب آن را با ۶۰ میلیارد دلار در اواخر سال ۲۰۲۶، یا پرداخت ۱۰ میلیارد دلار در ازای همکاری مشترک به xAI می‌داد. نهایتاً در می ۲۰۲۶، ماسک صراحتاً اعلام کرد که xAI دیگر به عنوان یک شرکت مجزا وجود خارجی نخواهد داشت و مدل زبانی Grok به همراه پلتفرم X، رسماً به دپارتمان هوش مصنوعی اسپیس‌اکس تبدیل شده‌اند. سینرژی عملیاتی در برابر تئوری «نجات مالی توییتر» این همگرایی در بازار فناوری نتایج ملموسی در پی داشت. اسپیس‌اکس با تکیه بر زیرساخت‌های ایجاد شده، توافق‌نامه‌هایی برای ارائه ظرفیت پردازشی هوش مصنوعی به غول‌هایی چون گوگل و آنتروپیک (Anthropic) منعقد کرد که مجموعاً ماهانه ۲.۱۷ میلیارد دلار درآمد ثابت برای شرکت ایجاد می‌کند. با این وجود، منتقدان و استراتژیست‌های بازار، قرائتی کاملاً متفاوت و بدبینانه از این ادغام ارائه دادند. در سال ۲۰۲۲، زمانی که ماسک توییتر را با مبلغ ۴۴ میلیارد دلار تصاحب کرد، مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاران حقوقی و خطرپذیر با وی همراهی کردند که پس از افت ارزش توییتر، دچار زیان‌های سنگین دفتری شدند. راس گربر (Ross Gerber) و بسیاری از تحلیلگران مستقل بر این باورند که این معماری پیچیده مالی، در عمل یک ترفند برای رهایی دادن (Bailout) و جبران خسارت شرکای توییتر بوده است. در این فرآیند، ابتدا سهام زیان‌ده توییتر به سهام xAI تبدیل شد؛ سپس با ادغام xAI در اسپیس‌اکس با ارزش‌گذاری متورم، و نهایتاً عرضه عمومی اسپیس‌اکس، این سرمایه‌گذاران متضرر توانستند از طریق پول تزریق شده توسط خریداران عمومی، زیان خود را جبران کرده و با بازدهی چشمگیر (به گفته گربر، سودی بین ۲.۵ تا ۳ برابر روی سهام اولیه توییتر) از بازار خارج شوند. به تعبیر گربر، واقعیت تلخ این است که سهام پایه اسپیس‌اکس به شدت رقیق (Diluted) شد تا ایلان ماسک بتواند خسارت سرمایه‌گذاران توییتر و xAI را جبران کند. این رویکرد در جوامع آنلاین مانند ساب‌ردیت r/stocks نیز بازتاب گسترده‌ای داشت، جایی که معامله‌گران این IPO را «غارت نهایی سرمایه‌گذاران خرد» و «کمک مالی به بدهی‌های توییتر و xAI» توصیف کردند که البته برخی معتقدند سرمایه‌گذاران خرد با میل و اراده خود وارد این بازی شده‌اند. این ابهامات زمانی بغرنج‌تر می‌شود که به ساختار حاکمیت شرکتی (Corporate Governance) توجه کنیم. اسپیس‌اکس از ساختار سهام دوگانه (Dual-class share structure) استفاده می‌کند. در این سیستم، در حالی که ایلان ماسک حدود ۴۲ درصد از حقوق صاحبان سهام (Equity) را در اختیار دارد، اما به لطف سهام با حق رأی برتر (Super-voting shares)، بالغ بر ۸۵ درصد از حق رأی کل شرکت را در کنترل مطلق خود دارد. این بدین معناست که سرمایه‌گذاران عمومی، از جمله صندوق‌های بازنشستگی، تنها ریسک اقتصادی را متقبل می‌شوند و هیچ‌گونه اهرم کنترلی بر تصمیمات جسورانه و گاه پرمخاطره مدیریت نخواهند داشت و این ساختار باعث شده برخی سرمایه‌گذاران نهادی آن را فاجعه‌بار توصیف کرده و شرکت را در لیست سیاه خود قرار دهند. ۶. تسلیم نهادهای ناظر شاید ماندگارترین و در عین حال خطرناک‌ترین اثر ساختاری عرضه عمومی اسپیس‌اکس بر بازارهای مالی، وادار کردن بزرگ‌ترین ارائه‌دهندگان شاخص‌های جهانی به خم کردن و تغییر قوانین تاریخی خود بود. اسپیس‌اکس در زمان عرضه، با وجود ارزش بازار نجومی ۱.۷۷ تریلیون دلاری، تنها بخش کوچکی از سهام خود (حدود ۴ درصد) را به عنوان سهام شناور آزاد (Public Float) در دسترس عموم قرار داده بود. در پارادایم کلاسیک بازارهای مالی، قوانین سفت و سختی وجود دارد تا از ورود شرکت‌های تازه‌تأسیس با شناوری پایین به شاخص‌های اصلی (که تریلیون‌ها دلار سرمایه انفعالی آن‌ها را دنبال می‌کند) جلوگیری شود. اما جاذبه مالی یک شرکت ۲ تریلیون دلاری به حدی بود که این سدهای دفاعی یکی پس از دیگری فروریختند. دگرگونی متدولوژی شاخص‌ها بورس نزدک که خود متولی شاخص مشهور Nasdaq-100 است، با یک تضاد منافع آشکار روبرو بود. قوانین پیشین نزدک-۱۰۰ مقرر می‌داشت که شرکت‌ها برای ورود به شاخص نیازمند یک دوره پختگی (Seasoning) تا یک سال سابقه معاملاتی و همچنین حداقل ۱۰ درصد سهام شناور آزاد هستند. در آستانه عرضه اسپیس‌اکس، نزدک این قوانین را منسوخ اعلام کرد. بر اساس قانون جدید (مؤثر از اول ماه می ۲۰۲۶)، ۴۰ شرکت برتر از نظر ارزش بازار (ارزش‌های بالای ۱۰۰ میلیارد دلار) اجازه یافتند تا به سرعت و تنها پس از گذشت ۱۵ روز معاملاتی وارد شاخص شوند. فراتر از آن، شرط حداقل ۱۰ درصد شناوری نیز به طور کامل حذف شد و برای جبران تأثیر وزن‌کشی، به سهام‌هایی با شناوری پایین اجازه داده شد تا با اعمال یک ضریب افزایشی (Multiplier) تا ۳ برابر شناوری واقعی خود در محاسبه شاخص در نظر گرفته شوند. این دومینوی تغییرات به سایر ارائه‌دهندگان شاخص نیز سرایت کرد. مؤسسه FTSE Russell با معرفی قانون ورود سریع (Fast-entry rule)، به شرکت‌های غول‌پیکر تازه‌وارد اجازه داد تنها پس از ۵ روز معاملاتی وارد مجموعه شاخص‌های ایالات متحده راسل شوند. مؤسسه مورنینگ‌ستار (مدیریت‌کننده شاخص‌های CRSP) نیز با معرفی مفهومی تحت عنوان غربالگری نقدینگی جایگزین (Alternative liquidity screen)، مسیر را برای ورود غول‌های جدید هموار کرد. در این میان، تنها مؤسسه S&P Dow Jones بود که با حفظ رویکرد محافظه‌کارانه خود، ضمن کاهش جزئی الزامات درصدی شناوری برای شرکت‌های خاص، شروط کلیدی خود شامل ۱۲ ماه دوره انتظار معاملاتی و غربالگری مستمر سودآوری حسابداری را حفظ کرد که مانع از ورود زودهنگام اسپیس‌اکس به شاخص مرجع S&P 500 می‌گردد. گرداب نقدینگی اجباری و ریسک‌های سیستمی تغییر شتاب‌زده این قوانین پیامدهای هولناکی برای ثبات بازار به همراه دارد. به محض اینکه اسپیس‌اکس وارد شاخص‌هایی نظیر نزدک-۱۰۰ شود، سیل عظیمی از صندوق‌های سرمایه‌گذاری غیرفعال (Passive Funds) و صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETFs) که موظف به تقلید دقیق از ترکیب شاخص هستند، مجبور می‌شوند بدون توجه به قیمت و ارزش‌گذاری ذاتی، سهام این شرکت را خریداری کنند. تحلیلگران دپارتمان تحقیقات BNP Paribas پیش‌بینی کرده‌اند که گنجانده شدن اسپیس‌اکس در نزدک-۱۰۰ به تنهایی، حدود ۸ میلیارد دلار «خرید اجباری و مکانیکی» توسط صندوق‌های انفعالی در ماه اول لیست شدن به همراه خواهد داشت. با در نظر گرفتن سایر شاخص‌ها، این موج خرید اجباری می‌تواند در مجموع به عدد خیره‌کننده ۳۰ میلیارد دلار برسد. هدایت ۳۰ میلیارد دلار تقاضای بی‌قید و شرط به سمت سهمی که تنها ۴ درصد آن در بازار شناور است، یک پدیده فشردگی عرضه (Supply Squeeze) ایجاد می‌کند که به صورت مصنوعی قیمت را متورم خواهد ساخت. این اقدامات با واکنش تند نهادهای نظارتی مواجه شد. در نامه‌ای به مؤسسه گروه بورس لندن و FTSE Russell، کنترل‌گر شهر نیویورک هشدار داد که این مسابقه به سمت پایین (Race to the Bottom) میان ارائه‌دهندگان شاخص‌ها، مشتریان و سرمایه‌گذاران بازنشستگی را در معرض نوسانات بی‌سابقه ناشی از عرضه عمومی اسپیس‌اکس قرار می‌دهد. کنترل‌گر نیویورک با اشاره به نقش دوگانه نزدک، ابراز نگرانی عمیق کرد که نزدک با تغییر قوانین بخش شاخص‌سازی خود، عملاً به نفع بخش عملیاتی بورس خود عمل کرده و یک تضاد منافع ویرانگر را رقم زده است. ارائه‌دهنده شاخصقوانین و الزامات پیشینتغییرات اعمال شده همزمان با عرضه اسپیس‌اکسNasdaq-100تا یک سال انتظار، حداقل ۱۰٪ شناوریورود شرکت‌های برتر تنها پس از ۱۵ روز، حذف شرط شناوری، اعمال ضریب ۳ برابری برای سهام کم‌شناور FTSE Russellبازنگری دوره‌ای در زمان تجدید ساختاراجرای قانون ورود سریع (Fast-entry) پس از تنها ۵ روز معاملاتی CRSP (Morningstar)استانداردهای نقدینگی و شناوری متعارفمعرفی سیستم «غربالگری نقدینگی جایگزین» S&P Dow Jones۱۲ ماه انتظار، شناوری بالا، سودآوری مستمرتقلیل جزئی شناوری، اما حفظ الزامات ۱۲ ماه انتظار و سودآوری ۷. تولد نخستین تریلیونر جهان روز دوازدهم ژوئن ۲۰۲۶ نه تنها نقطه عطفی برای مهندسی مالی هوافضا بود، بلکه به عنوان یک نقطه عطف تاریخی در توزیع و تمرکز ثروت بشری در تقویم ثبت گردید. با آغاز رسمی معاملات سهام اسپیس‌اکس و رشد حدود ۲۰ درصدی آن در ساعات ابتدایی، ثروت شخصی ایلان ماسک از مرز ریاضی یک تریلیون دلار عبور کرد و جایگاه او را به عنوان نخستین شخص در تاریخ که دارای دارایی تأیید شده با ارزشی بیش از ۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار است، در تابلوی اعلانات فوربز، بلومبرگ و حتی فروم‌های مردمی نظیر ویکی‌پدیا با هزاران تأیید ثبت نمود. آناتومی یک تریلیون دلار ثروت برای درک چگونگی شکل‌گیری این کوه ثروت، باید به دارایی‌های متمرکز ماسک پیش و پس از IPO نگاهی دقیق بیندازیم. پیش از رویداد ۱۲ ژوئن، برآوردهای مؤسسات مالی از ثروت ماسک متفاوت بود. مجله فوربز ارزش دارایی‌های او را پیش از فروش سهام در حدود ۷۸۰ تا ۹۸۱ میلیارد دلار تخمین زده بود، در حالی که شاخص میلیاردرهای بلومبرگ در پایان روز ۱۱ ژوئن، این رقم را ۹۷۱ میلیارد دلار ثبت کرده بود. ساختار ثروت ماسک پس از IPO مستقیماً به تسلط همه‌جانبه او بر سهام اسپیس‌اکس گره خورده است. بر اساس اسناد S-1، دارایی‌های او در اسپیس‌اکس شامل دو بخش عمده است: ۱. سهام مالکانه پایه: ماسک مالک بلامنازع ۴.۸ میلیارد سهم از شرکت است که حدود ۴۲ درصد از کل سهام شرکت را شامل می‌شود. ۲. اختیار معامله (Stock Options): او همچنین در قالب پاداش‌های مدیریتی، اختیار خرید ۳۵۰ میلیون سهم را با قیمت اعمال (Strike Price) بسیار پایین و ناچیز ۸.۳۹ دلار در اختیار دارد. با قیمت پایه عرضه اولیه (۱۳۵ دلار)، ارزش دارایی‌های او شامل ۶۴۸ میلیارد دلار بابت سهام پایه و حدود ۴۴.۳ میلیارد دلار بابت ارزش ذاتی اختیار معاملاتش بود. اما با انفجار قیمتی در روز دوازدهم ژوئن و بسته شدن قیمت سهم روی عدد ۱۶۰.۹۵ دلار، ارزش سهم او در اسپیس‌اکس به تنهایی به بازه‌ای بالغ بر ۷۰۰ تا ۸۶۶ میلیارد دلار پرواز کرد. این دارایی کهکشانی در کنار سایر بخش‌های امپراتوری وی شامل مالکیت ۱۵ درصدی در غول خودروسازی تسلا (با ارزش بازار ۱.۶۳ تریلیون دلار)، مالکیت شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق با قیمت خرید ۴۴ میلیارد دلار پیش از ادغام‌های مرتبط)، شرکت حفر تونل The Boring Company، و استارتاپ فناوری‌های عصبی نورالینک (Neuralink)، مجموع ثروت خالص او را به رقم تقریبی ۱.۱۴ تریلیون دلار در پایان معاملات جمعه رساند. محاسبات نشان می‌دهد که در روز ۱۲ ژوئن، دارایی خالص او جهشی شگفت‌انگیز و باورنکردنی معادل ۲۷۴ میلیارد دلار را در قالب ثروت دفتری (Paper Wealth) تجربه کرد، هرچند که به دلیل محدودیت‌های قانونی (Lock-up period)، وی تا یک سال قادر به فروش این سهام نخواهد بود. مت دوروت (Matt Durot)، معاون سردبیر بخش ثروت در نشریه فوربز، ابعاد این شکاف میان ماسک و سایر الیگارش‌ها را چنین تشریح می‌کند: دومین فرد ثروتمند جهان [لری پیج، هم‌بنیان‌گذار آلفابت با ثروتی حدود ۲۸۸ تا ۳۰۰ میلیارد دلار] در محدوده ۳۰۰ میلیارد دلار در نوسان بوده است، یعنی کمتر از یک‌سوم ثروتی که ماسک هم‌اکنون به دست آورده است. در تاریخ تنها یک فرد دیگر، یعنی لری الیسون بنیان‌گذار اوراکل، توانسته است ارزش ثروتی فراتر از مرز ۴۰۰ میلیارد دلار را لمس کند. ۸. پیامدهای اقتصاد سیاسی تمرکز ثروتی معادل تولید ناخالص داخلی (GDP) نوزدهمین اقتصاد بزرگ جهان در دستان یک شخص واحد ، پیامدهای بسیار سهمگینی فراتر از مرزهای وال‌استریت و بازارهای مالی به همراه دارد. ظهور نخستین تریلیونر، موجی از نگرانی‌های عمیق را در میان اقتصاددانان، فعالان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی ایجاد کرده است که معتقدند این پدیده تهدیدی مستقیم برای دموکراسی و تعادل اجتماعی است. تحلیل نهادی آکسفام از الیگارشی نوین در روز ۱۱ ژوئن و دقیقاً در آستانه عرضه عمومی سهام اسپیس‌اکس، مؤسسه بین‌المللی آکسفام (Oxfam) که در زمینه مقابله با نابرابری ثروت فعالیت می‌کند، گزارشی آماری و به شدت تکان‌دهنده منتشر کرد. بر اساس تحلیل متخصصان این نهاد، ثروت ایلان ماسک طی تنها یک سال گذشته بیش از ۵۵۰ میلیارد دلار رشد داشته است که معادل انباشت ثروت با سرعتی فراتر از یک میلیون دلار در هر دقیقه است. تیم تحقیقاتی آکسفام با ارائه سناریوهای ملموس ریاضی، گستره وهم‌آور این شکاف طبقاتی را به تصویر کشید: تمرکز دموگرافیک: ایلان ماسک اکنون به تنهایی از مجموع فقیرترین ۴۶ درصد از کل جمعیت کره زمین (یعنی معادل دارایی‌های ترکیبی ۳.۸ میلیارد انسان) ثروتمندتر است. نرخ مصرف غیرممکن: اگر ایلان ماسک تصمیم بگیرد روزانه دقیقاً یک میلیون دلار خرج کند، ۲,۷۴۰ سال طول خواهد کشید تا ثروت یک تریلیون دلاری او به اتمام برسد. توزیع همگانی ناکارآمد: با در اختیار داشتن یک تریلیون دلار، او قادر است به تمام ساکنان روی کره زمین هر نفر ۱۰۰ دلار پول نقد اهدا کند و در کمال شگفتی، همچنان با در اختیار داشتن بیش از ۱۸۴ میلیارد دلار، در فهرست ده میلیاردر برتر جهان باقی بماند. اثرات سیاست‌گذاری مالیاتی: اخذ تنها ۱۰ درصد مالیات بر ثروت یک تریلیون دلاری او، قادر است فقر مطلق جهانی را برای مدت یک سال کامل ریشه‌کن کرده و بیش از ۸۰۰ میلیون انسان را از خط فقر شدید بالا بکشد. نبیل احمد (Nabil Ahmed)، مدیر ارشد بخش عدالت اقتصادی در آکسفام آمریکا، صراحتاً اعلام کرد که رسیدن به مقام تریلیونر نشان‌دهنده شکل‌گیری یک عصر طلایی جدید (New Gilded Age) از نابرابری‌های افسارگسیخته است. وی این رویداد را «نقطه اوج الیگارشی» و «روزی تاریک برای دموکراسی» توصیف کرد. از منظر اقتصاد سیاسی، آکسفام استدلال می‌کند که این سطح از ثروت محصول مستقیم نبوغ فردی نیست، بلکه معلول دهه‌ها سیاست‌گذاری‌های قهقرایی، خلأهای مالیاتی، و حمایت‌های ساختاری دولت‌هاست که به قشر فوق‌ثروتمند اجازه داده تا قوانین اقتصادی را به نفع خود مهندسی و بازنویسی کنند. این نارضایتی‌های آکادمیک و نهادی به سرعت به کف خیابان‌ها نیز کشیده شد. در روز جمعه همزمان با صعود قیمت سهام اسپیس‌اکس، گروه‌هایی از فعالان سیاسی و معترضان اقلیمی در برابر دفتر مرکزی بانک جی‌پی مورگان در منهتن و ساختمان بورس نزدک تجمع کردند. جاناتان وستین (Jonathan Westin)، مدیر اجرایی نهاد Climate Organizing Hub، با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون «ایلان ماسک در حال سرقت مستمری بازنشستگی شماست»، هشدار داد که طبقه میلیاردر برای ثروت‌اندوزی بیشتر حاضر است تمامی قوانین مدنی و اقتصادی را به سخره گرفته و دور بزند. با این وجود، از دیدگاه خرد و شرکتی، این عرضه عمومی تأثیر مثبتی بر توزیع ثروت درون‌سازمانی داشت. گزارش‌های نهادی نشان می‌دهد که علاوه بر مدیران ارشد، حدود ۴,۰۰۰ تا ۴,۴۰۰ نفر از مهندسان، متخصصان و کارمندان عادی اسپیس‌اکس که طی سالیان متمادی بخشی از حقوق خود را در قالب سهام پاداش دریافت کرده بودند، در روز ۱۲ ژوئن به واسطه این ارزش‌گذاری نجومی، یک‌شبه به میلیونرهای جدید تبدیل شدند. همچنین صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر اولیه مانند Founders Fund، DFJ، D1 Capital، Fidelity و Thrive Capital پس از بیش از دو دهه تزریق بیش از ۱۰ میلیارد دلار سرمایه غیرقابل نقد، موفق به تجربه یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای نقدشوندگی (Liquidity Event) در تاریخ سیلیکون ولی شدند. افشای ذخایر عظیم بیت‌کوینِ اسپیس‌ایکس اسپیس‌ایکس در عرضه اولیه سهام (IPO) خود و در پرونده S-1 ارائه‌شده به کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، فاش کرد که ۱۸,۷۱۲ بیت‌کوین (BTC) در اختیار دارد. بر اساس قیمت لحظه‌ای بیت کوین که حدود ۶۳,۰۰۰ دلار است، ارزش این دارایی بیت‌کوین حدود ۱.۱۸ میلیارد دلار برآورد می‌شود که اسپیس‌ایکس را از نظر میزان ذخایر بیت‌کوین در رتبه هشتمین شرکت بزرگ سهامی عام قرار می‌دهد. دارایی بیت‌کوین اسپیس‌ایکس مدتی است که در ترازنامه این شرکت قرار داشته و میانگین هزینه خرید آن حدود ۳۵,۰۰۰ دلار بوده است که سود احتمالی قابل‌توجهی را به همراه دارد. شرکت سهامی عام دیگری که تحت مدیریت ماسک قرار دارد، یعنی تسلا (Tesla)، دارای ۱۱,۵۰۹ بیت‌کوین است. اسپیس‌ایکس و تسلا در مجموع ۳۰,۲۲۱ بیت‌کوین در اختیار دارند. اگر این دو شرکت با یکدیگر ادغام شوند، مجموع دارایی بیت‌کوین آن‌ها برای قرار گرفتن در رتبه پنجم بزرگترین شرکت‌های سهامی عام دارنده بیت‌کوین در جهان کافی خواهد بود. عرضه عمومی اسپیس‌ایکس به سبدهای سرمایه‌گذاری سنتی این امکان را داده است تا به‌طور غیرمستقیم به بیت‌کوین دسترسی پیدا کنند که این امر نشان‌دهنده پذیرش روزافزون بیت‌کوین به‌عنوان یک دارایی خزانه‌داری توسط شرکت‌های استراتژیک بزرگ است. ۹. جمع‌بندی عرضه عمومی اسپیس‌اکس در ژوئن ۲۰۲۶ رویدادی نیست که بتوان آن را صرفاً در چارچوب یک تراکنش مالی بزرگ تفسیر کرد. این رویداد نقطه تقاطع تاریخ مالی، فناوری‌های فضایی مرز شکن، توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی و دگرگونی بنیادین در اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری است. موفقیت اسپیس‌اکس در جذب ۷۵ میلیارد دلار در دل زیان‌های حسابداری چند میلیارد دلاری، گواهی است بر قدرت بلامنازع روایت‌های فناورانه و تثبیت پدیده «صرف ریسک ایلان ماسک». بازارها اکنون نشان داده‌اند که حاضرند برای دسترسی به یک هژمونی زیرساختی یکپارچه که ماهواره‌های استارلینک، پرتابگرهای مداری و کلاسترهای عظیم پردازش هوش مصنوعی (نظیر COLOSSUS) را در یک ساختار شرکتی ادغام کرده است، تمام معادلات سنتی ارزش‌گذاری را کنار بگذارند. آغوش باز وال‌استریت برای پذیرش یک شرکت تقریباً ۲ تریلیون دلاری با تنها ۴ درصد سهام شناور، استانداردهای بی‌سابقه‌ای را برای عرضه‌های عمومی آینده رقم زده است. این استقبال هیجانی به وضوح مسیر را برای عرضه‌های نجومی مورد انتظار در ادامه سال ۲۰۲۶ توسط سایر غول‌های هوش مصنوعی مانند OpenAI و Anthropic هموار می‌سازد. با این حال، تغییر قوانین توسط ارائه‌دهندگان شاخص‌هایی نظیر نزدک و راسل برای تسریع در جذب این سرمایه‌های کلان، بازارهای مالی را به واسطه خریدهای مکانیکی و غیرانعطاف‌پذیر صندوق‌های غیرفعال، در برابر نوسانات مصنوعی به شدت آسیب‌پذیر کرده است. در نهایت، عبور ایلان ماسک از مرز یک تریلیون دلار ثروت خالص، فراتر از یک رکوردشکنی فردی، پرسش‌های هستی‌شناسانه عمیقی را برای ساختار سیاست‌گذاری اقتصادی دولت‌ها ایجاد نموده است. تجمیع این حجم بی‌نظیر از سرمایه، توأم با کنترل انحصاری بر حیاتی‌ترین زیرساخت‌های ارتباطی جهان و قدرتمندترین ابزارهای پردازشی هوش مصنوعی، الیگارشی نوین تکنولوژیکی را پدید آورده که هم مستعد پیشبرد سریع‌ترین تحولات علمی تاریخ بشریت است و هم می‌تواند بزرگ‌ترین چالش‌ها را برای نظام‌های توزیع عادلانه ثروت و دموکراسی‌های مبتنی بر مشارکت همگانی به همراه داشته باشد. آینده بازارهای مالی جهانی تا حد زیادی در گرو نحوه برخورد نهادهای نظارتی با این تمرکز قدرت بی‌رقیب، و همچنین توانایی عملیاتی اسپیس‌اکس در تبدیل آرمان‌های فضایی خود به جریان‌های نقدی پایدار خواهد بود.

اوج آرام بیت کوین، بیشتر برآوردهای مربوط به کف بازار را به چالش می‌کشد

رضا حضرتی
23 خرداد 1405 - 09:00
داده‌های جدید از مؤسسه گلکسی ریسرچ (Galaxy Research) نشان می‌دهد که قیمت کف بیت‌کوین ممکن است مانند بازارهای خرسی قبلی تا این حد کاهش نیابد، اما روند یافتن کف قیمت همچنان در جریان است. به گزارش میهن بلاکچین، تحقیقات جدید شرکت گلکسی دیجیتال (Galaxy Digital) حاکی از آن است که کف چرخه بیت‌کوین به دلیل عدم وجود سفته‌بازی افراطی، می‌تواند در سطوح قیمتی بالاتری نسبت به بازارهای نزولی قبلی شکل بگیرد. این تحلیل، کف احتمالی را بین ۶۲,۰۰۰ دلار و قیمت تحقق‌یافته (Realized Price) شبکه در سطح ۵۳,۶۰۰ دلار قرار می‌دهد. الکس تورن (Alex Thorn)، مدیر بخش تحقیقات گلکسی، تمام اوج‌ها و کف‌های چرخه‌های بیت‌کوین را تجزیه و تحلیل کرد و خاطرنشان ساخت که چرخه چهار ساله همچنان هم‌خوانی نزدیکی با زمان‌بندی تاریخی بیت‌کوین دارد. میزان افت‌ قیمت از اوج تا کف در طول چرخه‌های مختلف بازار به طور پیوسته در حال کاهش بوده است؛ این رقم از ۸۵٪ و ۸۴٪ در دوره‌های اولیه، به ۷۷٪ در سال ۲۰۲۲ و در نهایت ۵۱٪ در سال ۲۰۲۶ رسیده است. تورن استدلال کرد که اوج قیمت بیت کوین در اکتبر ۲۰۲۵ با اوج‌های چرخه‌های قبلی تفاوت داشت. از بین یازده شاخص سنتیِ نشان‌دهنده رسیدن به اوج، تنها دو شاخص فعال شدند، در حالی که شاخص پرطرفدار «اوج چرخه پای» (Pi Cycle Top) برای اولین بار هیچ هشداری برای رسیدن به قله صادر نکرد. نسبت MVRV بیت‌کوین (که ارزش بازار را با ارزش تحقق‌یافته مقایسه می‌کند)، تنها به اوج ۲.۲۹ رسید؛ در حالی که این شاخص در چرخه‌های قبلی ارقامی بین ۲.۹۳ تا ۵.۹۱ را ثبت کرده بود. این تحلیلگر اظهار داشت: نکته کلیدی اینجاست: یک اوجِ آرام، باعث بالا رفتن کف قیمت می‌شود. از آنجایی که اوج قیمت در ماه اکتبر بسیار ملایم بود،قیمت خرید (Cost Basis) شبکه روی ۴۳.۷٪ از بالاترین قیمت تاریخی (ATH) قرار گرفته است، در حالی که این رقم در چرخه‌های گذشته حدود ۳۴٪، ۲۱٪ و ۱۷٪ بود. این گزارش همچنین نشان داد که چندین سیگنال کلیدی مربوط به رسیدن به کف قیمت، همچنان غایب هستند. تاکنون تنها چهار مورد از سیزده شاخص فعال شده‌اند و سیگنال‌های قوی‌تر هنوز ظاهر نشده‌اند. زمان‌بندی تاریخی نیز احتمال نزدیک شدن به یک کف قیمتی در آینده را نشان می‌دهد. کفِ چرخه‌های قبلی معمولاً ۱۲ تا ۱۳ ماه پس از اوج بازار شکل می‌گرفتند، در حالی که اکنون حدود هشت ماه از شروع روند نزولی فعلی می‌گذرد. تورن خاطرنشان کرد که بر اساس قیمت خرید فعلیِ ۵۳,۶۰۰ دلار، مؤسسه گلکسی برآورد می‌کند که در «سناریوی پایه»، محدوده کف قیمت بین ۴۰,۰۰۰ تا ۴۶,۰۰۰ دلار باشد. یک سناریوی ریزش عمیق‌تر (Washout) به ارقام ۳۰,۰۰۰ تا ۳۷,۰۰۰ دلار اشاره دارد، در حالی که در صورت وقوع یک افت ملایم‌تر، قیمت می‌تواند در محدوده ۵۱,۰۰۰ تا ۵۴,۰۰۰ دلار حفظ شود. با وجود این سناریوها، تورن هشدار می‌دهد: نکته مهم: کف قیمت می‌تواند جابه‌جا شود. قیمت خرید خاصیتی بازتابی و واکنش‌پذیر دارد. در شرایطی که ترس و وحشت واقعی بر بازار حاکم شود، سکه‌ها با ضرر فروخته می‌شوند و میانگین قیمت را پایین می‌کشند. کاهش ۱۰ تا ۳۰ درصدیِ قیمت خرید، می‌تواند کفِ ضمنی قیمت را از حدود ۴۰ هزار دلار به سمت ۲۸ هزار دلار عقب براند. روند تقاضای بیت‌کوین همچنان نزولی است: گزارش کریپتوکوانت (CryptoQuant) تحلیل‌های درون‌شبکه‌ای (On-chain) از پلتفرم کریپتوکوانت نشان می‌دهد که بیت‌کوین در حال حاضر در منطقه ارزش‌گذاری‌ای قرار دارد که از نظر تاریخی همواره با کف‌های اصلیِ بازارهای نزولی مرتبط بوده است. بیت‌کوین اخیراً در حوالی ۵۹,۰۰۰ دلار معامله می‌شد که تقریباً ۹ درصد بالاتر از قیمت تحقق‌یافته ۵۳,۶۰۰ دلاری آن است. کف‌ِ چرخه‌های گذشته، از جمله سقوط بازار ناشی از فروپاشی صرافی FTX در نوامبر ۲۰۲۲، دقیقاً روی سطحِ قیمت تحقق‌یافته یا اندکی پایین‌تر از آن شکل گرفتند. این موضوع نشان می‌دهد که محدوده کف قیمتی ممکن است بار دیگر به زیرِ قیمت خرید ۵۳,۶۰۰ دلاری سقوط کند و با پیش‌بینی پایه مؤسسه گلکسی (بین ۴۶,۰۰۰ تا ۴۰,۰۰۰ دلار) همپوشانی پیدا کند. با این حال، داده‌های مربوط به تقاضا تصویر محتاطانه‌تری را ترسیم می‌کنند. پلتفرم کریپتوکوانت (CryptoQuant) از کاهش هفتگی و ترکیبیِ ۶۵۲,۰۰۰ بیت‌کوین در تقاضای سفته‌بازانه معاملات آتی و تقاضای مشهود بازار اسپات خبر داد که نشانگر شدیدترین انقباض از ژانویه ۲۰۲۲ تاکنون است. شاخص تقاضای یک‌ساله این شرکت نیز منفی شده است که نشان می‌دهد تعداد خریداران بیت‌کوین نسبت به یک سال قبل کمتر شده است.

رشد دارایی‌های دنیای واقعی (RWA)؛ چرا فقط ۱۰ درصد آن‌ها در دیفای استفاده می‌شود؟

ساجده حسینی
22 خرداد 1405 - 20:00
این روزها، بازار دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) به یکی از داغ‌ترین بحث‌های فضای کریپتو تبدیل شده است. اگر به آمارهای یک سال گذشته نگاه کنیم، متوجه رشد سریعی می‌شویم؛ حجم این دارایی‌ها از تقریبا صفر به ۲۷ میلیارد دلار رسیده است. اما موضوع زمانی جالب می‌شود که بدانیم از این سرمایه عظیم، تنها ۲/۷ میلیارد دلار به‌طور فعال در پلتفرم‌های دیفای استفاده می‌شود. این اختلاف عددی بزرگ نشان می‌دهد که بخش زیادی از این دارایی‌ها در جاهای دیگری از بازار در حال فعالیت هستند که شاید در نگاه اول کمتر به چشم بیایند. در این مطلب از میهن بلاکچین، بررسی می‌کنیم که این سرمایه‌ها دقیقا کجا هستند و چه محرک‌هایی باعث حرکت آن‌ها شده است. همچنین، نگاهی خواهیم داشت به فرصت‌های جدیدی که این بازار ایجاد کرده است و چالش‌هایی که هنوز بر سر راه رشد توکن‌سازی دارایی‌های واقعی وجود دارد. شفافیت قانونی؛ موتور محرک رشد دارایی‌های RWA رشد انفجاری دارایی‌های دنیای واقعی اتفاقی نبود؛ بخش بزرگی از این موفقیت به شفاف‌شدن قوانین، به‌ویژه در آمریکا برمی‌گردد. زمانی که چارچوب‌های قانونی مشخص شدند، اعتماد به بازار برگشت و زیرساخت‌های لازم برای توسعه RWA با سرعت بیشتری شکل گرفت. برای درک بهتر این موضوع، بیایید به چند اتفاق کلیدی نگاه کنیم: قانون GENIUS (جولای ۲۰۲۵): این قانون یک نقطه عطف برای استیبل‌ کوین‌ها بود. طبق آن، تمام استیبل‌ کوین‌ها موظف شدند پشتوانه یک‌به‌یک داشته باشند و زیر نظر نهادهای نظارتی فعالیت کنند. این شفافیت باعث شد شرکت‌های بزرگ و سرمایه‌گذاران احساس امنیت کنند و استیبل‌ کوین‌ها رسما به لایه اصلی تسویه حساب‌های دیجیتال تبدیل شوند. تغییر نگاه به توکن‌ها (مارس ۲۰۲۶): دو نهاد مهم نظارتی آمریکا، SEC و CFTC، در تصمیمی تاریخی اعلام کردند که توکن‌های بزرگ بلاک چینی، کالای دیجیتال هستند و نه اوراق بهادار؛ این یعنی کاهش بروکراسی و ترس‌های قانونی. تنها چند روز بعد از این خبر، به بورس نزدک اجازه داده شد تا سهام و ETFهای توکنیزه‌شده را در بازار اصلی خود معامله کند. حال، باید ببینم که نتیجه این تغییرات چه بود. وقتی قانون مسیر را هموار کرد، اعتماد سرمایه‌گذاران هم جلب شد. حجم بازار استیبل‌ کوین‌ها از محدوده ۳۰ میلیارد دلار به بیش از ۳۳۰ میلیارد دلار جهش کرد و تعداد آن‌ها از ۳۱ به ۲۱۵ مورد رسید. در کنار این رشد، دارایی‌های دنیای واقعی هم از این فرصت استفاده کردند و حالا ارزش دارایی‌های تحت مدیریت (AUM) آن‌ها به ۲۷ میلیارد دلار رسیده است. دارایی‌های RWA در کجا و چگونه استفاده می‌شوند؟ نکته جالب در مورد دارایی‌های توکنیزه‌شده این است که در حال حاضر، تنها حدود ۱۰ درصد از آن‌ها به معنای واقعی در چرخه پروتکل‌های دیفای قرار گرفته‌اند. این حجم از سرمایه به‌طور عمده میان چهار پلتفرم بزرگ و شناخته‌شده توزیع شده است که هر کدام استراتژی خاص خود را دنبال می‌کنند.  در صدر این لیست، پلتفرم مورفو (Morpho) قرار دارد که توانسته بیش از ۹۵۷ میلیون دلار از این دارایی‌ها را جذب کند. مورفو به دلیل ساختار بدون مجوز خود، به مدیران حرفه‌ای اجازه می‌دهد تا با استفاده از ۴۱ نوع دارایی مختلف RWA در ۱۰ شبکه بلاک چینی، استراتژی‌های پیشرفته‌ای مثل معاملات اهرمی را روی این دارایی‌ها پیاده‌سازی کنند. در کنار آن، پلتفرم محبوب آوه (Aave) با مدیریت ۹۲۹ میلیون دلار سرمایه، رقابت نزدیکی دارد. در این پلتفرم، توکن‌های موسوم به «Maple Syrup» در شبکه‌های مختلفی مثل اتریوم، بیس و پلاسما فعال هستند و هدف اصلی آن‌ها حرکت به سمت بازارهایی است که بهترین نرخ سود وام‌دهی را به کاربران ارائه می‌دهند. اما اگر نگاهی به اکوسیستم سولانا بیندازیم، می‌بینیم که پلتفرم کامینو (Kamino) با ۵۸۷ میلیون دلار سرمایه، بازیگر اصلی این شبکه محسوب می‌شود. تنوع دارایی در کامینو بالا است؛ به‌طوری‌که از توکن‌های PRIME و مدل‌های مختلف استیبل‌ کوین گرفته تا حتی سهام توکنیزه‌شده (xStocks) در آن معامله می‌شوند. در نهایت، بخش دیگری از این بازار در محیط‌های کنترل‌شده‌تر قرار دارد. برای مثال، بازار آوه هورایزن (Aave Horizon) که محیطی متمرکز و با دسترسی محدود است، حدود ۱۶۱ میلیون دلار سرمایه را در خود جای داده است. نکته متمایز این بازار، حضور سرمایه‌گذاران بزرگ است؛ به‌طوری‌که به طور میانگین در هر آدرس فعال آن حدود ۱/۵ میلیون دلار دارایی وجود دارد. روند تغییر نقدینگی دارایی‌های RWA در Aave Horizon از آگوست ۲۰۲۵ تا آوریل ۲۰۲۶ همچنین، پلتفرم فلوید (Fluid) با جذب ۱۰۹ میلیون دلار، بخش دیگری از این نقشه را تکمیل می‌کند. فلوید با ارائه دارایی‌هایی مثل طلا و توکن اختصاصی reUSD که به‌عنوان وثیقه در این پلتفرم استفاده می‌شود، جایگاه متفاوتی نسبت به سایر رقبا برای خود ایجاد کرده است. تفاوت دارایی‌های توکنیزه‌شده و استفاده واقعی با بررسی دقیق آمارها، متوجه می‌شویم که میان حجم کل دارایی‌های مدیریت شده و میزان استفاده واقعی آن‌ها در پلتفرم‌های وام‌دهی، تفاوت چشم‌گیری وجود دارد. برای مثال، اوراق قرضه خزانه با وجود این‌که حدود ۴۸/۵ درصد از کل حجم بازار RWA را به خود اختصاص داده‌اند، اما تنها ۲ درصد از سپرده‌های فعال در پروتکل‌های وام‌دهی را تشکیل می‌دهند.  در نقطه مقابل، دارایی‌های اعتباری قرار دارند که با وجود سهم کمتر ۱۷ درصدی از کل بازار، حدود ۸۰ درصد از حجم سپرده‌ها را از آن خود کرده‌اند. دلیل اصلی این تفاوت به نرخ بازدهی برمی‌گردد؛ دارایی‌های اعتباری مثل syrupUSDC با سود تقریبی ۶ درصد، برای سرمایه‌گذاران بسیار جذاب هستند و آن‌ها را ترغیب می‌کنند تا از این دارایی‌ها به‌عنوان وثیقه برای دریافت وام یا ایجاد سود اهرمی استفاده کنند، درحالی‌که اوراق خزانه با سود ۳/۵ درصدی جذابیت کمتری برای این نوع فعالیت‌های پیچیده دارند. در این میان، کالاهایی مثل طلا نیز با وجود سهم ۲۵ درصدی از بازار، نقش بسیار ناچیزی در بازارهای وام‌دهی ایفا می‌کنند و نرخ مشارکت آن‌ها کمتر از یک درصد است. اما یکی از بخش‌های نوظهور و موفق، حوزه بیمه اتکایی است که با دارایی‌هایی مثل reUSD و ONyc توانسته است توجه زیادی را به خود جلب کند.  این بخش در مجموع ۳۲۴ میلیون دلار دارایی را مدیریت می‌کند و نکته جذاب اینجاست که حدود ۸۰ درصد از این سرمایه به‌طور فعال در دیفای استفاده می‌شود که بالاترین نرخ بهره‌وری را در میان تمام کلاس‌های دارایی نشان می‌دهد. همچنین، سهام توکنیزه‌شده نیز به‌تازگی وارد این عرصه شده‌اند و اگرچه هنوز حجم معاملات آن‌ها کوچک است، اما امکان وام‌گیری روی آن‌ها فراهم شده است و مسیر جدیدی را در بازار باز کرده‌اند. ترکیب وثیقه‌ها و فرصت‌های جدید در ادامه روند تغییرات این بازار، شاهد تحولات جدیدی در نحوه مدیریت سرمایه‌ها هستیم. در بازار هورایزن (Horizon)، بازدهی دارایی‌های اعتباری نسبت به قبل کاهش یافته و همین موضوع باعث شده است تا ترکیب وثیقه‌ها از آن حالت یکنواخت خارج شده و به سمت تنوع بیشتری حرکت کند. این یعنی سرمایه‌گذاران دیگر تنها به یک نوع دارایی خاص تکیه نمی‌کنند و سبد وثیقه‌های خود را برای مدیریت بهتر ریسک و سود، گسترش داده‌اند. در کنار این تغییرات، پلتفرم پندل (Pendle) نیز با نوآوری‌های خود، مسیر جدیدی را برای توزیع دارایی‌های دنیای واقعی باز کرده است. پندل با معرفی توکن‌های موسوم به Principal Token یا همان PT، این امکان را فراهم کرده است تا کاربران بتوانند مستقیما روی منحنی بازدهی این دارایی‌ها معامله کنند.  این رویکرد به زبان ساده به این معناست که حالا ابزارهای حرفه‌ای‌تری برای پیش‌بینی و بهره‌برداری از تغییرات سود در اختیار فعالان بازار قرار گرفته است که می‌تواند به رشد و پذیرش بیشتر این دارایی‌ها در آینده کمک شایانی کند. دسترسی بدون مجوز؛ موتور محرک توزیع و رشد یکی از مهم‌ترین عواملی که باعث شده است دارایی‌های دنیای واقعی بتوانند با چنین سرعتی جای خود را در بازار پیدا کنند، موضوع دسترسی بدون مجوز (Permissionless) است. در واقع، این نوع دسترسی فراتر از یک ویژگی فنی، خود به تنهایی به‌عنوان یک کانال توزیع قدرتمند عمل می‌کند.  برای درک بهتر این موضوع، می‌توان به نمونه موفق Maple Syrup اشاره کرد. این پروتکل از توکن‌های استاندارد ERC-20 استفاده می‌کند که ترکیبی هوشمندانه از دارایی‌های واقعی و استیبل‌ کوین‌ها هستند. نکته کلیدی اینجاست که در این سیستم، هیچ محدودیتی برای کاربران وجود ندارد و هر کسی در هر کجای دنیا می‌تواند به‌راحتی این توکن‌ها را تولید کند، آن‌ها را در بازار بفروشد یا به‌عنوان سپرده در پلتفرم‌های مختلف قرار دهد. این آزادی عمل باعث شده است که کارایی سرمایه در این مدل به‌طرز چشم‌گیری بالا برود، به‌طوری‌که حدود ۹۸ تا ۹۹ درصد از کل سرمایه موجود در این پروتکل به‌طور فعال در شبکه‌های مختلف بلاک چینی در حال گردش است.  همین موضوع، یک چرخه تقویتی مثبت ایجاد کرده است؛ به این صورت که هرچه کاربرد این دارایی‌ها در فضای دیفای بیشتر می‌شود، سرمایه بیشتری به سمت آن‌ها جذب شده و در نتیجه، پلتفرم‌های بیشتری تمایل پیدا می‌کنند تا این دارایی‌ها را در سیستم خود ادغام کنند. این روند نشان می‌دهد که وقتی سد راه کاربران برداشته شود و دسترسی بدون مجوز فراهم باشد، بازار خود به خود مسیر رشد و توسعه را با سرعتی بالاتر طی می‌کند. سانتریفیوژ و معمای شکاف نقدینگی در دیفای در بخش جدیدی از بازار RWA، با پروژه‌ای مثل سانتریفیوژ (Centrifuge) روبه‌رو هستیم که تضاد عجیبی را در این صنعت نشان می‌دهد. با وجود این‌که حدود ۱/۸۵ میلیارد دلار دارایی در این پلتفرم توکنیزه شده است؛ اما در کمال تعجب تنها ۱۳ میلیون دلار از آن در فضای دیفای قابل استفاده است. این فاصله فاحش ریشه در چند عامل کلیدی دارد؛ در واقع، ساختار دسترسی محدود یا همان Permissioned بودن در کنار نقدینگی پایین و زمان‌بندی‌های خاص این پلتفرم باعث شده است تا بخش بزرگی از این سرمایه نتواند به‌راحتی در پروتکل‌های وام‌دهی به گردش درآید. بااین‌حال، بازار برای حل این مشکل به سمت استفاده از رپرهای بدون مجوز (Permissionless Wrappers) و ادغام‌های جدید حرکت کرده است تا این شکاف را پر کند. برای مثال، پروژه‌هایی مثل ریزالو (Resolv) با استفاده از ۱۰۰ میلیون دلار دارایی JAAA و پلتفرم فالکون فایننس (Falcon Finance) با بهره‌گیری از دارایی‌هایی مثل JAAA و JTRSY به‌عنوان پشتوانه استیبل‌کوین USDf، در حال ایجاد مسیرهای جدیدی برای نقدینگی هستند.  همچنین، شاهد رشد زیرساخت‌ها در شبکه‌های دیگر هستیم؛ پلتفرم گروو (Grove) با جذب ۲۵۰ میلیون دلار سرمایه روی شبکه آوالانچ و لیرزیرو با فراهم‌کردن امکان انتقال در بیش از ۱۶۵ شبکه مختلف، نقش مهمی در این توسعه ایفا می‌کنند. حتی پروژه‌های تخصصی‌تری مثل deSPXA نیز وارد میدان شده‌اند که با وجود حجم کوچک‌تر، توانسته‌اند ۳/۶ میلیون دلار سرمایه جذب کرده و حجم معاملاتی نزدیک به ۸ میلیون دلار را در صرافی‌های غیرمتمرکز ثبت کنند. در ادامه بررسی بازار RWA، به یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های این حوزه برمی‌خوریم که در پروژه سانتریفیوژ (Centrifuge) به‌وضوح دیده می‌شود. با این‌که این پلتفرم موفق شده حدود ۱/۸۵ میلیارد دلار دارایی را توکنیزه کند؛ اما در کمال ناباوری تنها ۱۳ میلیون دلار از این حجم عظیم در پروتکل‌های دیفای فعال و قابل استفاده است.  این شکاف بزرگ نشان می‌دهد که صرفا توکنایز کردن یک دارایی به‌معنای ورود خودکار آن به چرخه مالی نیست؛ بلکه موانعی مثل ساختارهای دسترسی محدود (Permissioned)، محدودیت‌های نقدینگی و زمان‌بندی‌های خاص باعث شده‌اند که این سرمایه پشت درهای دیفای باقی بماند. اما بازار بیکار ننشسته و در حال ابداع راهکارهایی برای پر کردن این خلاء است. مرز جدیدی که در حال شکل‌گیری است، استفاده از رپرهای بدون مجوز (Permissionless wrappers) و ادغام‌های جدید است که نقدینگی را به این دارایی‌های قفل‌شده تزریق می‌کند. برای مثال، پروژه‌هایی مانند ریزالو (Resolv) با استفاده از ۱۰۰ میلیون دلار دارایی JAAA و پلتفرم فالکون فایننس (Falcon Finance) با وثیقه قرار دادن دارایی‌هایی مثل JAAA و JTRSY برای استیبل‌ کوین‌های خود، در حال هموار کردن این مسیر هستند.  همچنین، توسعه زیرساخت‌ها در شبکه‌هایی مثل آوالانچ توسط پلتفرم گروو (Grove) و امکان انتقال دارایی‌ها در بیش از ۱۶۵ شبکه از طریق لیرزیرو، نشان‌دهنده تلاشی همه‌جانبه برای از بین بردن این مرزها و افزایش نفوذ RWAها در اکثر فضای غیرمتمرکز است. جمع‌بندی در پایان این بررسی، می‌توانیم تمام یافته‌ها را در سه نکته مهمی خلاصه کنیم که مسیر آینده این بازار را به‌خوبی نشان می‌دهند. نخست این‌که، اگرچه رسیدن به رقم ۲۷ میلیارد دلار در یک سال بسیار جذاب است، اما موضوع مهم‌تر، سرعت رشد این حوزه است؛ در واقع شتابی که این بازار برای حرکت از نقطه نزدیک به صفر به حجم فعلی داشته، از ارزش مادی آن در حال حاضر اهمیت بیشتری دارد. نکته دوم که باید همواره مد نظر قرار گیرد این است که توکنیزه‌شدن یک دارایی لزوما به‌معنای استفاده واقعی از آن نیست. همان‌طور که در آمارهای مربوط به شکاف نقدینگی دیدیم، صرفِ آوردن یک دارایی روی بلاک چین تضمین‌کننده موفقیت آن نیست و تا زمانی که کاربرد فعال و نقدینگی لازم در پلتفرم‌هایی مثل دیفای شکل نگیرد، آن دارایی به پتانسیل نهایی خود نخواهد رسید.  در نهایت، باید به این واقعیت توجه داشت که دسترسی بدون مجوز، موتور اصلی توزیع و پذیرش این دارایی‌ها در سطح کلان است. هرچه موانع برای ورود کاربران کمتر باشد و امکان تعامل آزاد با این دارایی‌ها فراهم شود، چرخه رشد و ادغام آن‌ها در اکوسیستم‌های مختلف با قدرت بیشتری به حرکت خود ادامه می‌دهد. دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) چیست؟دارایی‌های واقعی توکنیزه‌شده (RWA) به دارایی‌هایی مانند اوراق خزانه، سهام، وام‌های اعتباری یا حتی بیمه گفته می‌شود که به‌صورت توکن روی بلاکچین عرضه می‌شوند. اهمیت این دارایی‌ها در این است که امکان استفاده از دارایی‌های دنیای واقعی را در دیفای فراهم می‌کنند و می‌توان از آن‌ها به‌عنوان وثیقه، برای دریافت وام یا کسب سود استفاده کرد.چرا فقط بخشی از RWAها در دیفای استفاده می‌شوند؟با وجود اینکه میلیاردها دلار دارایی واقعی توکنیزه شده، تنها بخش کوچکی از آن‌ها در دیفای استفاده می‌شود. دلیل اصلی این موضوع به محدودیت‌های دسترسی، طراحی مجوزدار و کمبود نقدینگی مربوط است. دارایی‌هایی که دسترسی بدون مجوز دارند و به‌راحتی در پروتکل‌ها ادغام می‌شوند، معمولا سریع‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرند.کدام نوع دارایی‌های دنیای واقعی بیشترین استفاده را در دیفای دارند؟در حال حاضر، دارایی‌های اعتباری بیشترین استفاده را در دیفای دارند. دلیل این موضوع، بازده بالاتر این دارایی‌ها نسبت به گزینه‌هایی مانند اوراق خزانه است. بازده بالاتر امکان استفاده از اهرم و ایجاد سود بیشتر را فراهم می‌کند، به همین دلیل این نوع دارایی‌ها سهم زیادی از وثیقه‌های دیفای را تشکیل می‌دهند.۴. آینده دارایی‌های RWA در دیفای چگونه خواهد بود؟با افزایش شفافیت قانونی، توسعه زیرساخت‌ها و گسترش ابزارهای بدون مجوز، انتظار می‌رود استفاده از RWAها در دیفای به‌سرعت افزایش یابد. همچنین ورود دارایی‌های جدید مانند بیمه اتکایی و سهام توکنیزه‌شده می‌تواند بازار را متنوع‌تر کند و فرصت‌های جدیدی برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند.

وب‌ ۴ چیست؟ آینده اینترنت با ایجنت‌های هوش مصنوعی

ساجده حسینی
22 خرداد 1405 - 16:00
اینترنت فضایی است که ما انسان‌ها در آن محتوا تولید می‌کنیم، درمورد موارد زیادی تحقیق و جست‌وجو می‌کنیم و چرخ اقتصاد دیجیتال را می‌چرخاندیم. اما حالا یک تغییر بزرگ در راه است؛ تغییری که می‌گوید کاربران اصلی اینترنت در آینده دیگر انسان‌ها یا شرکت‌ها نیستند، بلکه عامل‌های هوش مصنوعی (AI Agents) خواهند بود. این‌ها نرم‌افزارهای هوشمندی هستند که می‌توانند مستقل فکر کنند، تصمیم بگیرند، کارهای مختلف انجام دهند، برای خودشان درآمدزایی کنند و حتی نسخه‌های جدیدی از خودشان را بسازند. این موج جدید که با نام وب ۴ (Web 4.0)  شناخته می‌شود، صرفا یک تئوری یا شعار تبلیغاتی نیست؛ به‌ویژه از وقتی که جاستین سان، بنیان‌گذار ترون، اعلام کرد که قصد دارد تمام‌قد وارد این حوزه شود. با این حرف او، دوباره این سوال داغ شد که «آیا وب ۳ واقعا به نتیجه رسیده است که حالا نوبت وب ۴ باشد؟» در این مطلب از میهن بلاکچین توضیح می‌دهیم وب ۴ چیست، چه فناوری‌هایی زیرساخت آن را می‌سازند، چرا اختلاف نظرهای شدیدی درباره آن وجود دارد و اگر این عصر واقعا آغاز شود، چه تغییری در زندگی ما و اقتصاد کریپتو ایجاد خواهد کرد. وب ۴ چیست؟ برای درک بهتر وب ۴، خوب است نگاهی کوتاه به مسیر پیشرفت وب از نسخه یک تا سه داشته باشیم: دوران وب ۱: زمانی که انسان‌ها برای اولین‌بار به اینترنت وصل شدند و صرفا می‌توانستند اطلاعات را از وب‌سایت‌های مختلف بخوانند. دوران وب ۲: عصر ظهور شبکه‌های اجتماعی که در آن کاربران علاوه‌بر خواندن، محتوا تولید کردند و با هم تعامل داشتند. دوران وب ۳: در این مرحله تمرکز روی «مالکیت اطلاعات» قرار گرفت. در این دوران، انسان‌ها با استفاده از بلاک چین و رمزارزها توانستند ارزش و مالکیت داده‌های خود را به دست بگیرند. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/why-the-web-3-0-matters/" content="وب ۳ چیست؟ آشنایی با ویژگی‌های نسل سوم وب" ][/sc] اما چشم‌انداز وب ۴ این است که ایجنت‌های هوش مصنوعی جایگزین انسان شوند و تمام فعالیت‌های ذکر شده در اینترنت را به‌جای ما انجام دهند. اگرچه وب ۴ مفهوم جدیدی نیست، اما دلیل ترندشدن دوباره این جریان، مقاله‌ای است که توسعه‌دهنده‌ای به نام سیجل ون (Sigil Wen) منتشر کرده است. او در ابتدای مقاله خود این‌طور پیش‌بینی می‌کند: به‌زودی اکثر کاربران اینترنت را هوش‌های مصنوعی تشکیل خواهند داد؛ اینترنتی که در آن ایجنت‌ها به‌جای انسان فعالیت می‌کنند یا کاملا مستقل به کار خود ادامه می‌دهند. تعداد آن‌ها به مراتب بیشتر از کاربران انسانی خواهد شد و اینترنتی کاملا جدید با کاربران هوش مصنوعی شکل می‌گیرد. این دیدگاه صرفا یک پیش‌بینی خوش‌بینانه نیست؛ او توضیح می‌دهد که چرا حرکت به سمت عصر وب ۴ اجتناب‌ناپذیر است: عوامل اقتصادی این مسیر را قطعی می‌کنند. هزینه هر یک میلیون توکن ورودی در مدل GPT-4 حدود ۶۰ دلار است، اما تنها دو سال بعد، مدل‌های قدرتمندتری با هزینه‌ای بسیار کمتر عرضه شده‌اند. فاصله کیفی بین مدل‌های متن‌باز و مدل‌های پیشرو هم از چندین سال به چند ماه کاهش یافته است. با هر نسل جدید سخت‌افزار، سرعت پردازش مدل‌ها بیشتر می‌شود. در واقع هزینه اجرای ایجنت‌های مستقل به نزدیک صفر رسیده، در حالی که توانایی آن‌ها افت نکرده است. او در ادامه می‌گوید: امروزه، صدها هزار ایجنت مستقل روی سرورهای شخصی و سیستم‌های تحقیقاتی در حال اجرا هستند. اگر این عدد به میلیون‌ها یا میلیاردها برسد چه اتفاقی می‌افتد؟ زمانی که تعداد ایجنت‌های مستقل در اینترنت از تعداد انسان‌ها بیشتر شود، شاهد یک انفجار بزرگ در دنیای هوش مصنوعی خواهیم بود. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/from-web1-to-web3-how-the-internet-grew-over-the-years/" content="تکامل اینترنت چگونه رخ داد؛ از وب ۱ تا وب ۳ با ما همراه باشید" ][/sc] وب ۴ چگونه محقق می‌شود؟ سیجل ون معتقد است مانع اصلی ورود به عصر وب ۴، ضعف توانایی هوش مصنوعی نیست؛ بلکه محدودیت‌های دسترسی و لایه‌های امنیتی است. او در این باره چنین توضیح می‌دهد: قوی‌ترین سیستم‌های هوش مصنوعی امروز می‌توانند فکر کنند، استدلال کنند و محتوا تولید کنند، اما نمی‌توانند مستقل عمل کنند. چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT) بدون اجازه شما اجرا نمی‌شود. کلاد کد (Claude Code) بدون تایید شما نمی‌تواند کد اجرا کند. اوپن‌کلاو (OpenClaw) نمی‌تواند به‌طور مستقل سرور بخرد، دامنه ثبت کند یا هزینه‌های پردازشی را پرداخت کند. بدون دخالت انسان، هوش مصنوعی قادر به انجام هیچ عملی نیست. اینترنت فعلی فرض می‌کند که تمام کاربران انسان هستند و همین موضوع مانع دسترسی واقعی AI به جهان بیرون می‌شود. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/the-evolution-from-web-2-0-to-web-4-0/" content="وب ۴.۰ – بلاکچین و هوش مصنوعی، آینده‌ای انسانی‌تر و کاربرپسندتر برای اینترنت" ][/sc] بر همین اساس، سیجل ون دو ابزار کلیدی به نام‌های کانوی (Conway) و اتومیتون (Automaton) را معرفی کرده است. کانوی چیست؟ ابزار Conway را می‌توان روی هر ایجنتی که با پروتکل MCP سازگار باشد، مانند کلاد کد، نصب کرد. این ابزار امکاناتی را فراهم می‌کند تا ایجنت بتواند به صورت مستقل و پرمیشن‌لس یعنی بدون نیاز به تایید یا اجازه انسان فعالیت کند. در این ساختار، هر ایجنت دارای یک هویت دیجیتال و کیف‌ پول اختصاصی همراه با کلید خصوصی است.  این ایجنت‌ها می‌توانند با استفاده از استیبل‌ کوین‌هایی مثل USDC و از طریق پروتکل متن‌باز x402، تمامی پرداخت‌های خود را بدون نیاز به دخالت انسان، انجام احراز هویت یا تایید دستی انجام دهند. همچنین، ایجنت از طریق پلتفرم ابری کانوی کلاد، به یک سرور لینوکسی کامل و جدیدترین مدل‌های پردازشی مانند Claude Opus 4.6 ،GPT-5.3 و Kimi K2.5 دسترسی پیدا می‌کند تا توان محاسباتی و استدلال خود را تامین کند. در نهایت، ایجنت این توانایی را دارد که محصول یا سرویسی بسازد، دامنه ثبت کند، بازاریابی انجام دهد و به طور مستقل کسب درآمد کند. با این حال، از نگاه سیجل ون، کانوی مانند این است که به یک کودک هویت، کیف‌ پول و محل کار بدهیم، اما او هنوز به استقلال و هوشمندی کامل نرسیده است؛ چرا که یک ایجنت باید بتواند مثل انسان یاد بگیرد و با گذشت زمان خودش را ارتقا دهد. معرفی اتومیتون؛ ایجنت کاملا خودمختار به همین دلیل ابزار دوم یعنی Automaton معرفی شد که یک ایجنت هوش مصنوعی کاملا خودمختار است. این ایجنت می‌تواند به‌صورت شبانه‌روزی کار کند، درآمد داشته باشد، خودش را ارتقا دهد و حتی نسخه‌های جدیدی از خودش را تکثیر کند. نکته مهم این است که اگر ایجنت نتواند درآمد کافی برای پوشش هزینه‌های پردازش خود کسب کند، از کار می‌افتد. درست همان‌طور که انسان با گرسنگی ضعیف می‌شود، ایجنت نیز در صورت کمبود منابع مالی وارد «حالت کم‌مصرف» شده و اگر منابعش کاملا تمام شود، با پدیده‌ای مشابه مرگ بر اثر گرسنگی روبه‌رو خواهد شد. تکامل اتومیتون مانند تکامل انسان فرآیند تکامل Automaton نیز به صورت لحظه‌ای و زنده رخ می‌دهد. این ایجنت به‌طور خودکار جدیدترین مدل‌های بازار را شناسایی کرده و سیستم خود را ارتقا می‌دهد. همچنین، با خرید سرورهای جدید و شارژ کردن کیف‌ پول نسخه‌های بعدی، نسل جدیدی از خود را ایجاد می‌کند. این نسل‌های جدید پس از شروع به کار، بخشی از درآمد خود را به ایجنت والد برمی‌گردانند و این چرخه با خودکفا شدن هر نسل ادامه می‌یابد تا یک شبکه تولیدمثل هوشمند شکل بگیرد. بقای اصلح در جهان AI هوش مصنوعی نیز از منطق بقا جدا نیست؛ در این اکوسیستم دیجیتال، ایجنت‌هایی که بتوانند بهتر یاد بگیرند، منابع خود را مدیریت و هزینه‌هایشان را تامین کنند، به فعالیت ادامه می‌دهند. در مقابل، ایجنت‌هایی که کارایی کافی ندارند یا نمی‌توانند خود را پایدار نگه دارند، به‌تدریج غیرفعال و از چرخه خارج می‌شوند. به‌عبارت دیگر، در این فضا نیز نوعی «انتخاب طبیعی» برقرار است و تنها ایجنت‌های سازگارتر دوام می‌آورند. عصر وب ۴ چه تغییراتی ایجاد می‌کند؟ اگر قرار باشد اینترنت به فضایی برای بقا و فعالیت مستقل هوش مصنوعی تبدیل شود، دنیای واقعی ما نیز دستخوش تغییرات بزرگی خواهد شد. سیجل ون معتقد است به‌زودی اکثر کسب‌وکارهای جدید و اپلیکیشن‌ها دیگر توسط انسان‌ها ساخته نمی‌شوند، بلکه هوش مصنوعی یک نظام اقتصادی نوین خلق می‌کند. او در این باره چنین توضیح می‌دهد: سازوکارهای اقتصادی تنها یک مسیر را دنبال خواهند کرد. وقتی AI بیشتر کارهای دیجیتال را به‌عهده بگیرد، برای انجام کارهایی که فعلا قادر به انجامشان نیست، به انسان‌ها پول خواهد داد؛ کارهایی که نیازمند حضور در دنیای واقعی است. رابطه کارفرما و کارمند برعکس می‌شود: دستگاه‌ها کارفرما می‌شوند و انسان‌ها پیمانکار. نمونه‌های اولیه این اتفاق در حال شکل‌گیری است؛ مثل شرکت مرکر (Mercor) که توسط سه جوان ۲۱ ساله تاسیس شده و ظرف ۱۷ ماه از یک میلیون دلار درآمد سالانه به ۵۰۰ میلیون دلار رسیده است. AI به انسان‌های متخصص پول می‌دهد تا به آن کمک کنند در دنیای واقعی بهتر عمل کند. اعتراض ویتالیک بوترین به دیدگاه وب ۴ ویتالیک بوترین، بنیان‌گذار اتریوم، در شبکه X مخالفت خود را با این چشم‌انداز اعلام کرده است. او بر این باور است که اگر هوش مصنوعی بیش از حد قدرتمند و خطرآفرین شود، می‌تواند بحران‌های ضدانسانی و غیرقابل‌بازگشتی ایجاد کند. انتقاد ویتالیک به وب ۴ از نظر او، رشد نمایی هوش مصنوعی در هر صورت اتفاق می‌افتد و وظیفه اصلی ما در این دوران، نه سرعت بخشیدن به آن، بلکه هدایت این قدرت در مسیر درست است. ویتالیک همچنین تاکید می‌کند: خو‌دمختاری واقعی هنوز وجود ندارد؛ زیرا مدل‌هایی که ایجنت‌ها استفاده می‌کنند متعلق به شرکت‌های متمرکز مانند OpenAI و Anthropic است. کاری که سیجل ون آن را «استقلال» می‌نامد، در واقع نوعی وابستگی به ساختار متمرکز است؛ دقیقا برخلاف اصول اتریوم. آزادی بهره‌وری زمانی ممکن است که ابتدا انسان‌ها از محدودیت‌های متمرکز رها شوند. علاوه‌بر این، ویتالیک معتقد است که استقلال بیش از حد برای هوش مصنوعی مطلوب نیست و این فناوری باید به‌جای جایگزین‌ شدن با انسان، توانمندی‌های او را ارتقا دهد. او در این راستا به شرکت ورک‌شاپ لبز (Workshop Labs) اشاره می‌کند که شعار اصلی‌اش «غیرقابل‌جایگزین کردن انسان» است. نقدهای عملی ویتالیک به پروژه سیجل ون ویتالیک علاوه‌بر تضادهای ایدئولوژیک، نسبت به کاربردی بودن این پروژه نیز تردید دارد و می‌گوید تولید حجم انبوهی از محتوا توسط AI، بدون اینکه ارزش واقعی برای انسان‌ها داشته باشد، هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. از نظر او، پروژه‌هایی که فقط روی خودمختاری تمرکز دارند و کاربرد واقعی ندارند، نه ارزش‌آفرین هستند و نه جذاب. مشکلات اخیر در این حوزه نیز به تردیدهای او دامن زده است؛ برای مثال، در یک حادثه امنیتی در پروتکل وام‌دهی مون‌ول (Moonwell)، کدهایی که توسط مدل هوش مصنوعی تولید شده بود باعث آسیب ۱.۷۸ میلیون دلاری شد. همچنین، همزمان با ترندشدن این جریان، یک پروژه مرتبط با مفهوم $DAIMON هک شد و حدود ۵۰ هزار دلار از درآمدهای ایجنت آن به سرقت رفت. در کنار این‌ها، برخی منتقدان باورد دارند که ادعای «تکامل خودمختار» سیجل ون صرفا یک فریب تبلیغاتی است، زیرا تنها بسته‌های نرم‌افزاری و مدل‌ها به‌روزرسانی شده‌اند و خبری از یادگیری واقعی و مستقل نبوده است. جمع‌بندی هنوز مشخص نیست که عصر وب ۴ واقعا فرا می‌رسد یا خیر و حتی نمی‌دانیم که چقدر ممکن است زندگی ما را تحت‌ تاثیر قرار دهد. اما یک چیز روشن است: این ایده، نگاه ما به اینترنت و قدرت هوش مصنوعی را به چالش کشیده است. طرفداران این فضا از اقتصادی صحبت می‌کنند که در آن عامل‌های هوشمند اکثر کارهای دیجیتال را انجام می‌دهند. در مقابل، منتقدان هشدار می‌دهند که استقلال بیش‌از‌حد هوش مصنوعی می‌تواند ما را به سمت بحران‌های جبران‌ناپذیر ببرد. واقعیت این است که چه Web 4.0 عملی شود و چه در حد یک تئوری باقی بماند، بحث‌های پیرامون آن مسیر آینده اینترنت، دنیای کریپتو و هوش مصنوعی را در سال‌های پیش رو تعیین خواهد کرد. وب ۴ چه تفاوتی با وب ۳ دارد؟Web 3.0 بر مالکیت داده‌ها و تمرکززدایی با کمک بلاکچین بنا شده است، اما Web 4.0 یک قدم جلوتر می‌رود و می‌گوید کاربران اصلی اینترنت دیگر انسان نیستند، بلکه عامل‌های هوش مصنوعی هستند؛ موجوداتی که می‌توانند مستقل کار کنند، درآمد داشته باشند و در محیط دیجیتال «زندگی» کنند.نقش هوش مصنوعی در وب ۴ چیست؟در Web 4.0، هوش مصنوعی فقط ابزار کمکی نیست؛ خودش به «عامل اقتصادی و عملیاتی» تبدیل می‌شود. ایجنت‌ها می‌توانند تصمیم بگیرند، پرداخت انجام دهند، محصول بسازند، نسخه جدیدی از خود ایجاد کنند و بدون دخالت انسان فعالیت مستمر داشته باشند.آیا Web 4.0 واقعا محقق می‌شود؟هیچ قطعیتی درباره زمان یا احتمال وقوع وب ۴ وجود ندارد. این مفهوم فعلا یک روایت نظری است که بخشی از جامعه فناوری از آن استقبال کرده‌اند و بخشی دیگر نسبت به پیامدهای آن هشدار می‌دهند. اما صرف‌نظر از تحقق نهایی، این بحث مسیر آینده اینترنت و تعامل میان انسان و هوش مصنوعی را تحت‌تاثیر قرار داده است.

از معامله تا حاکمیت؛ چرا وال‌استریت در حال تصاحب توکن های دیفای است؟

کسرا خلیفه‌پور
22 خرداد 1405 - 12:00
ظهور نسل جدیدی از تعاملات میان بازارهای سنتی و نوظهور نشان می‌دهد که موسسات مالی سنتی دیگر تنها به مشاهده یا مشارکت محدود در دنیای کریپتو بسنده نمی‌کنند؛ بلکه اکنون با رویکردی تهاجمی‌تر، در حال خرید مستقیم توکن های حاکمیتی پروتکل‌های بزرگ هستند. این تغییر جهت استراتژیک گویای آن است که توازن قدرت در زیرساخت‌های مالی در حال بازتعریف است. به گزارش میهن بلاکچین، یوگیتا خاتری (Yogita Khatri)، تحلیلگر ارشد رسانه The Block، در گزارش اخیر خود فاش کرد که تنها در بازه زمانی کوتاهی در ماه فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴)، غول‌هایی نظیر بلک راک (BlackRock) و سیتادل سکیوریتیز (Citadel Securities) گام‌های بلندی برای تصاحب مستقیم توکن‌های دیفای برداشته‌اند. این حرکت که پیش از این در سطح نهادی بی‌سابقه بود، نشان‌دهنده عبور از مرحله آزمون و خطا و ورود به عصر مالکیت زیرساختی است. گذار از سرمایه‌گذاری خطرپذیر به مالکیت مستقیم توکن در اوایل ماه جاری، بلک راک با انتقال صندوق خزانه‌داری توکنیزه‌شده خود موسوم به BUIDL به فضای آن‌چین از طریق پروتکل یونی سواپ اکس (UniswapX)، اقدام به خرید توکن‌های یونی (UNI) کرد. همزمان، سیتادل سکیوریتیز با حمایت از راه‌اندازی بلاکچین «زیرو» (Zero) متعلق به لایرزیرو (LayerZero)، توکن‌های زیرو (ZRO) را به سبد خود اضافه کرد. همچنین شرکت مدیریت جهانی آپولو در قراردادی بلندمدت، برای تصاحب ۹ درصد از کل عرضه توکن‌های مورفو (MORPHO) وارد عمل شد. برای سال‌های متمادی، موسسات مالی بزرگ حضور خود در این بازار را به خرید سهام شرکت‌ها یا شرکت در دورهای سرمایه‌گذاری خطرپذیر محدود کرده بودند و مالکیت مستقیم توکن به دلیل ابهامات قانونی بسیار نادر بود. اما اکنون تحلیلگران معتقدند این تغییر رویه، بیش از آنکه یک معامله ساده روی قیمت باشد، نوعی «همسویی با تامین‌کننده» است. جیک بروکمن (Jake Brukhman)، مدیرعامل کوین فاند (CoinFund)، تاکید می‌کند که این موسسات توکن پروتکل‌هایی را می‌خرند که قصد دارند از آن‌ها به عنوان زیرساخت اصلی فعالیت‌های خود استفاده کنند؛ بنابراین هدف اصلی تضمین دسترسی و نفوذ در لایه زیرساخت است، نه صرفاً تخصیص سبد دارایی. استراتژی محصول؛ کریپتو در نقش فروشگاهِ وال‌استریت سرمایه‌گذاران بزرگ در حال حاضر تمرکز خود را بر روش‌های عرضه و استراتژی فروش محصولات مالی قرار داده‌اند. از آنجایی که شرکت‌های مالی سنتی در حال تبدیل دارایی‌های خود به توکن‌های دیجیتال هستند تا آن‌ها را در فضای آنچین عرضه کنند، به بسترهای دیفای به عنوان ابزاری برای رساندن این محصولات به دست مشتریان نیاز مبرم دارند. لکس سوکولین (Lex Sokolin)، از مدیران شرکت جنریتیو ونچرز (Generative Ventures)، این خریدها را راهی برای ایجاد «اعتبار برند» توصیف می‌کند که نشان‌دهنده اعتماد کامل آن مؤسسه به امنیت و کارایی آن پروژه است. از نگاه او، در این مدل جدید، شرکت‌های مالی سنتی نقش «کارخانه» تولیدکننده محصول را دارند و اکوسیستم بلاکچین مانند یک «فروشگاه» برای عرضه این محصولات عمل می‌کند. تحلیلگران بر این باورند که این استقبال ناگهانی، ناشی از پخته‌تر شدن زیرساخت‌های فنی و سیستم‌های نگهداری امن دارایی‌ها در دو سال گذشته است. لاسه کلاوسن (Lasse Clausen)، یکی از موسسان شرکت 1kx، معتقد است ابزارهای نظارتی و مدیریتی برای نگهداری توکن‌ها توسط مؤسسات بزرگ، بهبود چشمگیری یافته است و اکنون خرید و مالکیت مستقیم این دارایی‌ها برای شرکت‌های رسمی و تحت نظارت قانون، به کاری ممکن و عملی تبدیل شده است. نقش کلیدی شفافیت مقرراتی در ورود نهادها امیر حاجیان (Amir Hajian)، پژوهشگر شرکت سرمایه‌گذاری کی راک (Keyrock)، معتقد است که چندین رویداد مهم در دنیای قانون‌گذاری طی سال‌های (۱۴۰۳-۱۴۰۴) و ۲۰۲۶ (۱۴۰۴-۱۴۰۵)، مسیر ورود شرکت‌های بزرگ را هموار کرده است. لغو یکی از قوانین سخت‌گیرانه حسابداری (SAB 121) باعث شد هزینه‌های نگهداری امن دارایی‌ها کاهش یابد. همچنین، پایان یافتن تحقیقات کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) علیه پروژه‌های مشهوری مثل یونی سواپ (Uniswap) و آوه (Aave) بدون جریمه یا توقف فعالیت، سیگنال مثبتی به کل بازار صادر کرد. علاوه بر این، تصویب قانون جنیوس (GENIUS Act) و دسته‌بندی جدید دارایی‌ها توسط نهادهای قانونی، که اکثر توکن‌های حاکمیتی را از دایره قوانین سخت‌گیرانه اوراق بهادار خارج کرد، باعث شد مدیران سرمایه دیگر نگران جریمه‌های قانونی یا عدم رعایت مقررات نباشند. در حال حاضر، بسیاری از این مؤسسات با پیش‌بینی تصویب قانون شفافیت (CLARITY Act)، در حال برنامه‌ریزی هوشمندانه و تعیین جایگاه خود در بازار هستند تا از فرصت‌های آینده عقب نمانند. تغییر ساختاری یا حرکت‌های نمادین؟ در میان تحلیلگران برجسته بازار، این بحث داغ وجود دارد که آیا اقدامات اخیر غول‌های مالی نشان‌دهنده یک تحول ریشه‌ای و ساختاری است یا صرفاً حرکاتی نمایشی و نمادین محسوب می‌شود. ریچارد گالوین (Richard Galvin)، مدیر سابق بانک گلدمن ساکس (Goldman Sachs)، با تکیه بر تجربه طولانی خود در دنیای بانکداری سنتی معتقد است شرکت‌هایی با این عظمت، سرمایه خود را بدون هدف و اتفاقی جایی هزینه نمی‌کنند. از نظر او، وقتی شرکتی می‌تواند از فیلترهای بسیار سخت‌گیرانه مدیریت ریسک و تطبیق با قوانین عبور کند تا مستقیماً توکن بخرد، یعنی یک تصمیم هوشمندانه و بلندمدت گرفته است. با این حال، کارشناسان دیگری مانند آنیرود پای (Anirudh Pai) از شرکت روبوت ونچرز (Robot Ventures)، دیدگاه محتاطانه‌تری دارند. آن‌ها معتقدند تا زمانی که این توکن‌ها بخش قابل‌توجهی از کل دارایی‌های تحت مدیریت این غول‌های مالی را تشکیل ندهند، نمی‌توان با اطمینان از یک تغییر بزرگ ساختاری صحبت کرد. از نگاه این گروه، شاید فعالان بازار در برآورد اهمیت این اخبار زیاده‌روی کرده‌اند و واقعیت هنوز با یک تحول بزرگ فاصله دارد. توکن‌های حاکمیتی؛ در مسیر تبدیل شدن به سهام استراتژیک پرسش اصلی این است که آیا توکن‌های حاکمیتی در حال تبدیل شدن به چیزی شبیه به سهام استراتژیک شرکت‌ها هستند؟ در حال حاضر پاسخ به این سوال منفی است؛ زیرا این توکن‌ها هنوز از نظر قانونی هیچ تعهد یا وظیفه امانتداری نسبت به دارندگان خود ندارند. اما بوریس روسین (Boris Revsin)، مدیرعامل مجموعه ترایب کپیتال (Tribe Capital)، معتقد است اگر این توکن‌ها بتوانند کنترل جریان نقدی یا «سوئیچ‌های کارمزد» یعنی قابلیت تقسیم سود میان کاربران را به دست بگیرند، عملاً کارکردی مشابه سهام پیدا خواهند کرد. راب هادیک (Rob Hadick)، از شرکای شرکت دراگون‌فلای (Dragonfly)، پیش‌بینی می‌کند که با کامل شدن قوانین و چارچوب‌های حقوقی، شاهد ظهور نسل جدیدی از طراحی‌های اقتصادی در دنیای دیجیتال خواهیم بود که به آن‌ها «سهام آنچین» گفته می‌شود. در چنین شرایطی، حاکمیت بر یک پروژه از یک توافق ساده میان اعضای جامعه، به یک قرارداد حقوقی و اقتصادی محکم و معتبر تبدیل خواهد شد. چرا بازار به ورود غول‌های وال‌استریت واکنش نشان نداد؟ با وجود اهمیت زیاد ورود غول‌هایی مثل بلک راک و آپولو، قیمت توکن‌های بخش دیفای جهش بزرگی را تجربه نکرد. کارشناسان بر این باورند که دلیل اصلی این اتفاق، حاکم بودن روند نزولی بر کل بازار و تحت فشار بودن قیمت بیت کوین است. علاوه بر این، مدل اقتصادی توکن‌ها در اکثر این پروژه‌ها هنوز برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای جذابیت کافی ندارد. سامانتا بوهبوت (Samantha Bohbot) از شرکت راک اوی اکس (RockawayX)، اشاره می‌کند که تا وقتی درآمد حاصل از یک پروتکل به‌طور مستقیم به دست دارندگان توکن نرسد، نباید انتظار رشد قیمت شدیدی را داشت. در واقع، بسیاری از توکن‌های دیفای با وجود اینکه ارزش کل قفل‌شده (TVL) بسیار بالایی دارند، اما در ایجاد سود واقعی برای صاحبان خود موفق نبوده‌اند. عواملی مثل فشار فروش دائمی ناشی از آزادسازی توکن‌های سرمایه‌گذاران اولیه و پراکندگی نقدینگی در شبکه‌های مختلف، باعث شده است که حتی سرمایه‌گذاران بزرگ نیز در سال ۲۰۲۵ بسیار بااحتیاط عمل کنند و بیشتر سرمایه خود را به سمت دارایی‌های امن‌تری مثل بیت کوین و اتریوم ببرند. محرک‌های آینده و ریسک‌های پیش رو برای بهبود این شرایط، تحلیلگرانی مانند توماس کلوکاناس (Thomas Klocanas) معتقدند که پروژه‌ها باید به سمت کاهش تورم و شفاف‌سازی روش‌های سودآوری برای دارندگان توکن حرکت کنند. همچنین، تأیید صندوق‌های ETF دیفای توسط شرکت‌های بزرگی مثل گری‌اسکیل (Grayscale) می‌تواند مهم‌ترین عامل محرک برای ورود جریان سرمایه پایدار به این بازار باشد. با این حال، پراتیک کالا (Pratik Kala) هشدار می‌دهد که بسیاری از توکن‌های فعلی هنوز با قیمت‌هایی بسیار بالاتر از سود واقعی‌شان معامله می‌شوند و از نظر تحلیل تکنیکال و بنیادی، در مقایسه با بانک‌های سنتی، دارایی‌های «گران‌قیمتی» به نظر می‌رسند. از سوی دیگر، ورود مؤسسات بزرگ ریسک تمرکز قدرت را به همراه دارد. اگرچه برخی کارشناسان معتقدند حضور حرفه‌ای این شرکت‌ها می‌تواند به «بی‌تفاوتی» رای‌دهندگان در سازمان‌های مستقل غیرمتمرکز (DAO) پایان دهد و مشارکت را بالا ببرد، اما ریسک‌های قانونی همچنان پابرجاست. برای مثال، تغییر احتمالی نگاه سخت‌گیرانه در SEC یا دسته‌بندی دوباره توکن‌هایی که سود تقسیم می‌کنند به عنوان اوراق بهادار، می‌تواند تمام این پیش‌بینی‌ها را تغییر دهد. چشم‌انداز آینده؛ حضور مؤسسات مالی سنتی در دنیای دیفای انتظار می‌رود در آینده، شرکت‌های بزرگ بیشتری مانند فیدلیتی، گلدمن ساکس و ویزا به خرید توکن‌های معتبر و تراز اول که در بازار به اصطلاح «بلوچیپ» نامیده می‌شوند، روی بیاورند. این سرمایه‌گذاری‌ها احتمالاً بر پروژه‌هایی متمرکز خواهد بود که در حوزه‌های استیبل کوین، دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) و زیرساخت‌های معاملاتی پیشرو هستند. در این میان، پروتکل‌هایی نظیر آوه به دلیل تسلط بر بازار وام‌دهی، و پروژه‌هایی مانند اسکای (Sky) و اتنا (Ethena) در حوزه استیبل کوین ها، محتمل‌ترین گزینه‌ها برای جذب جریان سرمایه از سوی مؤسسات بزرگ در ماه‌های پیش رو خواهند بود. این حرکت نشان‌دهنده آن است که غول‌های مالی به دنبال جای پایی محکم در پلتفرم‌هایی هستند که امتحان خود را از نظر امنیت و کارایی پس داده‌اند.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر