آخرین اخبار:

مقالات عمومی19 تیر 1405
چگونه قبل از ۳۰ سالگی از نظر مالی جلو بیفتیم؟ ۱۱ توصیه طلایی که آینده شما را متحول میکند

مقالات عمومی15 تیر 1405
بهترین سرمایهگذاری با یک میلیارد تومان در ایران؛ با یک میلیارد امروز کجا سرمایهگذاری کنیم؟

مقالات عمومی10 مرداد 1405
پایان تلخ پروژههای میلیون دلاری؛ بررسی ۴ دلیل اصلی تعطیلی استارتاپهای مطرح کریپتو

اخبار عمومی05 مرداد 1405
چانگپنگ ژائو (CZ): بدون دانستن این اصطلاح نمیتوانید ثروتمند شوید

مقالات عمومی09 مرداد 1405
اوراق خزانهداری آمریکا چیست؟ با امنترین سرمایهگذاری جهان آشنا شوید

مقالات عمومی09 مرداد 1405
نابودی ۹۹ پروژه کریپتویی در سال ۲۰۲۶! این بار نه فروپاشی و انفجار، بلکه مرگ از گرسنگی
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
33 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.81%
نرخ تتر
190,307.98 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

راههای حفظ ارزش پول؛ چگونه قدرت خرید خود را در برابر تورم حفظ کنیم؟
17 مرداد 1405 - 20:00
تورم یکی از بزرگترین تهدیدها برای دارایی افراد است. در اقتصادی که قیمت کالاها و خدمات بهطور مداوم افزایش پیدا میکند، نگهداری پول نقد بهمرور باعث کاهش قدرت خرید میشود. به همین دلیل بسیاری از افراد به دنبال روشهایی هستند که بتوانند ارزش سرمایه خود را حفظ کنند؛ از خرید دلار، طلا و بیت کوین گرفته تا سرمایهگذاری در صندوقهای سرمایهگذاری، بورس یا حتی افزایش مهارتهای فردی.
با این حال، هیچ روش جادویی یا بدون ریسکی وجود ندارد که همیشه بهترین بازده را داشته باشد. هر دارایی مزایا، معایب و ریسکهای خاص خود را دارد و انتخاب گزینه مناسب به عواملی مانند میزان سرمایه، افق زمانی، میزان ریسکپذیری و اهداف مالی هر فرد بستگی دارد. در این مقاله، مهمترین راههای حفظ ارزش پول در ایران را بررسی میکنیم، مزایا و معایب هر روش را توضیح میدهیم و در نهایت به این سوال پاسخ میدهیم که در شرایط اقتصادی امروز ایران، کدام گزینهها میتوانند انتخابهای منطقیتری باشند.
راههای حفظ ارزش پول؛ چگونه قدرت خرید خود را حفظ کنیم؟
تصور کنید ابتدای سال مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان در حساب بانکی خود داشتهاید و تصمیم گرفتهاید آن را بدون هیچ تغییری نگه دارید. یک سال بعد، همچنان همان ۱۰۰ میلیون تومان را در اختیار دارید؛ اما آیا واقعاً ثروت شما تغییری نکرده است؟ احتمالاً نه. در این مدت قیمت بسیاری از کالاها، خدمات، مسکن، خودرو و حتی هزینههای روزمره افزایش یافته و همان مبلغ دیگر توان خرید گذشته را ندارد. به بیان ساده، شاید موجودی حساب شما ثابت مانده باشد، اما قدرت خریدتان کاهش پیدا کرده است.
این همان تأثیری است که تورم بر زندگی مردم میگذارد؛ پدیدهای که در سالهای اخیر برای بسیاری از خانوادههای ایرانی به یک دغدغه همیشگی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تنها پسانداز کردن پول کافی نیست. بسیاری از افراد ترجیح میدهند دارایی خود را به شکلهایی مانند طلا، ارز، بیت کوین یا سایر ابزارهای سرمایهگذاری نگهداری کنند تا ارزش آن در برابر تورم حفظ شود. اما آیا همه این روشها انتخاب مناسبی هستند؟ آیا خرید دلار همیشه بهترین گزینه است؟ آیا طلا همچنان مانند گذشته یک دارایی امن محسوب میشود؟ بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال چه جایگاهی در این میان دارند؟
پاسخ این سوالها به عوامل مختلفی بستگی دارد. شرایط اقتصادی، نرخ تورم، نوسانات بازارهای مالی، میزان ریسکپذیری و حتی مدت زمانی که قصد سرمایهگذاری دارید، همگی میتوانند نتیجه نهایی را تغییر دهند. به همین دلیل، پیش از هر تصمیمی بهتر است با مزایا، معایب و ویژگیهای هر روش آشنا شوید.
در این مقاله تلاش میکنیم بدون جانبداری از یک بازار خاص، رایجترین و کاربردیترین روشهای حفظ ارزش پول را بررسی کنیم. همچنین توضیح میدهیم هر روش برای چه افرادی مناسبتر است، چه ریسکهایی دارد و هنگام انتخاب هر کدام باید به چه نکاتی توجه کنید.
قدرت خرید چیست و چرا اهمیت دارد؟
وقتی درباره وضعیت مالی صحبت میکنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن میرسد مقدار پولی است که در حساب بانکی یا کیف پولمان داریم. اما در علم اقتصاد، میزان دارایی بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش ثروت نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، قدرت خرید است؛ یعنی اینکه با پولی که در اختیار دارید، چه مقدار کالا یا خدمات میتوانید تهیه کنید.
برای درک بهتر این مفهوم، تصور کنید امروز با یک میلیون تومان میتوانید یک سبد مشخص از کالاهای مصرفی را خریداری کنید. اگر یک سال بعد همان سبد به یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان برسد، در حالی که درآمد یا پسانداز شما تغییری نکرده باشد، در عمل قدرت خریدتان کاهش یافته است. به عبارت دیگر، ارزش واقعی پول شما کمتر شده، حتی اگر رقم موجودی حسابتان دقیقاً مانند قبل باشد.
اقتصاددانان از اصطلاح ارزش واقعی پول برای توصیف همین موضوع استفاده میکنند. ارزش اسمی پول همان عددی است که روی اسکناس یا موجودی حساب بانکی دیده میشود، اما ارزش واقعی به میزان کالا و خدماتی بستگی دارد که میتوان با آن خرید. تورم باعث میشود این ارزش واقعی به مرور زمان کاهش پیدا کند.
به همین دلیل، بسیاری از افراد تصور میکنند صرف پسانداز کردن به معنای حفظ ثروت است؛ در حالی که اگر نرخ تورم از سودی که از محل سپرده بانکی یا سایر درآمدهای ثابت دریافت میکنند بیشتر باشد، در واقع هر سال بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهند.
این موضوع در اقتصادهایی که نرخ تورم بالایی دارند، اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، افراد علاوه بر مدیریت هزینهها، باید برای حفظ ارزش داراییهای خود نیز برنامهریزی کنند؛ زیرا در غیر این صورت، حتی بدون خرج کردن پول نیز ممکن است هر سال فقیرتر شوند.
تورم چگونه ارزش پول را از بین میبرد؟
تورم به زبان ساده یعنی افزایش مداوم و عمومی قیمت کالاها و خدمات در طول زمان. برخلاف افزایش قیمت یک یا دو کالا، تورم تقریباً همه بخشهای اقتصاد را تحت تأثیر قرار میدهد؛ از مواد غذایی و پوشاک گرفته تا مسکن، خودرو، خدمات درمانی و آموزش.
اما چرا تورم باعث کاهش ارزش پول میشود؟
فرض کنید امروز با ۱۰ میلیون تومان میتوانید یک گوشی هوشمند بخرید. اگر سال آینده همان گوشی به دلیل تورم ۱۳ میلیون تومان قیمت داشته باشد، در حالی که شما همچنان همان ۱۰ میلیون تومان را نگه داشتهاید، دیگر توان خرید آن را نخواهید داشت. در واقع، ارزش واقعی پول شما کاهش یافته است.
همین اتفاق در مقیاس بزرگتر برای تمام داراییهای نقدی رخ میدهد. هرچه نرخ تورم بیشتر باشد، سرعت کاهش قدرت خرید نیز بیشتر خواهد بود. به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، بهویژه اقتصادهایی که تورم بالایی را تجربه میکنند، مردم ترجیح میدهند بخش قابل توجهی از دارایی خود را به شکل پول نقد نگهداری نکنند.
البته باید به یک نکته مهم نیز توجه داشت. بسیاری از افراد تصور میکنند هر دارایی که قیمت آن افزایش پیدا کند، لزوماً از تورم جلو زده است. در حالی که این موضوع همیشه درست نیست. اگر قیمت یک دارایی در یک سال ۲۰ درصد رشد کند، اما نرخ تورم همان سال ۴۰ درصد باشد، در عمل قدرت خرید سرمایهگذار کاهش یافته است؛ هرچند از نظر اسمی سود کرده باشد.
به همین دلیل، هنگام انتخاب یک روش برای حفظ ارزش پول، نباید تنها به میزان رشد قیمت آن نگاه کرد؛ بلکه باید بررسی کرد که آیا بازده آن توانسته از نرخ تورم پیشی بگیرد یا خیر. این تفاوت، همان مرز میان سود اسمی و سود واقعی است؛ مفهومی که بسیاری از تصمیمهای سرمایهگذاری را تحت تأثیر قرار میدهد.
در ادامه، مهمترین روشهایی را بررسی میکنیم که افراد برای حفظ ارزش پول و جلوگیری از کاهش قدرت خرید خود از آنها استفاده میکنند و مزایا و معایب هر کدام را بهطور کامل توضیح خواهیم داد.
مهمترین راههای حفظ ارزش پول در ایران
وقتی تورم بالا باشد، نگه داشتن تمام دارایی به شکل ریال میتواند به معنای پذیرش کاهش تدریجی قدرت خرید باشد. به همین دلیل، افراد معمولاً بخشی از سرمایه خود را به داراییهایی تبدیل میکنند که تصور میشود در بلندمدت بهتر میتوانند ارزش خود را حفظ کنند.
اما اینجا یک اشتباه رایج وجود دارد: قرار نیست یک دارایی همیشه از تمام گزینههای دیگر بهتر عمل کند. ممکن است طلا در یک دوره بهترین عملکرد را داشته باشد، در دورهای دیگر دلار جلو بیفتد و حتی گاهی یک سرمایهگذاری در بورس یا بازار ارز دیجیتال بازدهی بیشتری ایجاد کند. از طرف دیگر، برخی داراییها ممکن است برای حفظ ارزش سرمایه در بلندمدت مناسب باشند، اما در کوتاهمدت نوسان شدیدی داشته باشند.
بنابراین، بهتر است به جای پیدا کردن «بهترین دارایی»، به دنبال ترکیب مناسبی از داراییها باشیم؛ ترکیبی که با میزان سرمایه، نیاز به نقدینگی و تحمل ریسک فرد سازگار باشد.
در ادامه، مهمترین گزینهها را بررسی میکنیم.
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/personal-finance-tips-young-adults/" content="چگونه قبل از ۳۰ سالگی از نظر مالی جلو بیفتیم؟ ۱۱ توصیه طلایی که آینده شما را متحول میکند" ][/sc]
۱- دلار و ارزهای خارجی؛ یکی از سنتیترین روشهای حفظ ارزش پول
خرید ارز خارجی، بهخصوص دلار آمریکا، سالهاست یکی از رایجترین روشهای ایرانیان برای مقابله با کاهش ارزش ریال است.
منطق این روش ساده است. اگر ارزش ریال در برابر دلار کاهش پیدا کند، قیمت هر دلار به تومان افزایش مییابد. بنابراین فردی که بخشی از سرمایه خود را به دلار تبدیل کرده است، از کاهش ارزش ریال تا حدی مصون میماند.
برای مثال، فرض کنید فردی ۱۰۰ میلیون تومان دارد و قیمت دلار ۱۰۰ هزار تومان است. او میتواند حدود هزار دلار خریداری کند. اگر مدتی بعد قیمت دلار به ۱۵۰ هزار تومان برسد، ارزش ریالی همان هزار دلار به حدود ۱۵۰ میلیون تومان افزایش پیدا میکند.
در این مثال، فرد لزوماً از خود دلار «سود» نکرده است؛ بلکه ارزش دارایی ریالی او همراه با تغییر نرخ ارز افزایش یافته است.
مزایای خرید دلار
مهمترین مزیت دلار، ارتباط مستقیم آن با نرخ ارز است. در اقتصادی که ارزش پول ملی تحت فشار قرار دارد، نگهداری ارز خارجی میتواند بخشی از ریسک کاهش ارزش ریال را پوشش دهد.
دلار همچنین یک بازار نسبتاً شناختهشده و نقدشونده دارد و در صورت نیاز، تبدیل آن به ریال معمولاً سادهتر از فروش بسیاری از داراییهای دیگر است.
ریسکهای خرید دلار
با این حال، دلار هم دارایی بدون ریسک نیست.
نخست اینکه قیمت دلار میتواند در کوتاهمدت بهشدت نوسان کند. سیاستهای ارزی دولت، اخبار سیاسی، مذاکرات بینالمللی، تحریمها و تغییرات عرضه و تقاضا همگی میتوانند نرخ ارز را تحت تأثیر قرار دهند.
از طرف دیگر، دلار به خودی خود درآمدی ایجاد نمیکند. شما با نگهداری اسکناس دلار سود دورهای دریافت نمیکنید و تنها در صورتی بازدهی خواهید داشت که ارزش آن در برابر ریال افزایش پیدا کند.
نگهداری فیزیکی ارز نیز ریسکهایی مانند سرقت، گم شدن یا دشواری نگهداری مبالغ بالا را به همراه دارد.
بنابراین دلار را میتوان بیشتر یک ابزار حفظ ارزش در برابر کاهش ارزش پول ملی دانست، نه الزاماً یک سرمایهگذاری مولد.
۲- تتر؛ دلار دیجیتال برای حفظ ارزش سرمایه
برای افرادی که با بازار ارزهای دیجیتال آشنا هستند، تتر (Tether) یکی از گزینههای جایگزین دلار فیزیکی است.
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/what-is-tether-stablecoin/" content="ارز دیجیتال تتر چیست؟ همه چیز درباره رمزارز USDT" ][/sc]
تتر با نماد USDT یک استیبل کوین است که قیمت آن در بازار جهانی معمولاً در محدوده یک دلار نگه داشته میشود. بنابراین وقتی یک کاربر ایرانی تتر میخرد، عملاً بخشی از سرمایه خود را از ریال به یک دارایی دیجیتال وابسته به دلار تبدیل میکند.
اگر قیمت دلار در بازار ایران افزایش پیدا کند، معمولاً قیمت تتر به تومان نیز افزایش مییابد. برای همین، بسیاری از کاربران ایرانی از تتر به عنوان روشی برای حفظ ارزش ریالی دارایی خود استفاده میکنند.
فرض کنید قیمت تتر ۱۰۰ هزار تومان باشد و شما ۱۰۰ میلیون تومان تتر بخرید. اگر قیمت دلار و در نتیجه قیمت تتر به ۱۵۰ هزار تومان برسد، ارزش دارایی شما به حدود ۱۵۰ میلیون تومان خواهد رسید.
البته این مثال صرفاً برای توضیح سازوکار است و هزینههای خریدوفروش، اختلاف قیمت بازار و شرایط صرافی میتواند نتیجه واقعی را تغییر دهد.
تفاوت تتر و دلار چیست؟
دلار فیزیکی یک ارز رسمی است، در حالی که تتر یک دارایی دیجیتال صادرشده روی شبکههای بلاکچینی است. همین تفاوت، ویژگیهای متفاوتی برای این دو ایجاد میکند.
تتر را میتوان بهصورت شبانهروزی منتقل کرد و برای انجام معاملات ارز دیجیتال نیز از آن استفاده کرد. همچنین نگهداری آن در کیف پول شخصی امکانپذیر است. علاوه بر این، امکان سپردهگذاری (استیکینگ) تتر نیز در صرافیها (حتی صرافیهای ایرانی) وجود دارد و میتوان ضمن نگهداری تتر، از آن درآمد کسب کرد.
در مقابل، نگهداری تتر نیازمند آشنایی با کیف پول، شبکه انتقال و مفاهیمی مانند عبارت بازیابی است. یک اشتباه در ارسال دارایی به شبکه یا آدرس نامناسب میتواند به از دست رفتن سرمایه منجر شود.
ریسک طرف مقابل نیز موضوع مهمی است. تتر یک دارایی متمرکز است و عملکرد آن به شرکت صادرکننده و سازوکار ذخایر آن وابسته است. از آنجایی که شرکت تتر لیمیتد با توجه به قوانین آمریکا فعالیت میکند، بحث تحریمها میتواند برای کاربران ایرانی گران تمام شده و به فریز شدن دارایی آنها منجر شود. بنابراین نباید آن را کاملاً معادل نگهداری دلار نقدی دانست. هرچند که برای برطرف شدن نگرانی فریز شدن تتر میتوان از استیبل کوینهای غیرمتمرکز مثل دای (DAI) استفاده کرد.
تتر برای چه کسی مناسب است؟
تتر بیشتر برای افرادی کاربرد دارد که میخواهند سرمایه خود را به دلار تبدیل کرده و در عین حال به زیرساختهای بازار ارز دیجیتال دسترسی داشته باشند.
با این حال، تتر برخلاف بیت کوین یا سهام یک شرکت، با افزایش ارزش اقتصادی خود بهطور طبیعی رشد نمیکند. هدف اصلی آن حفظ ارزش تقریباً معادل دلار است؛ بنابراین بیشتر باید آن را ابزار پوشش ریسک ریال دانست تا داراییای برای رشد سرمایه.
۳- طلا؛ دارایی سنتی در برابر تورم
طلا احتمالاً شناختهشدهترین دارایی برای حفظ ارزش پول در میان خانوارهای ایرانی است. سابقه طولانی استفاده از طلا به عنوان ذخیره ارزش باعث شده این فلز گرانبها همچنان جایگاه ویژهای در سبد دارایی بسیاری از افراد داشته باشد.
اما نکته مهم این است که قیمت طلای داخلی فقط به قیمت جهانی طلا وابسته نیست. قیمت طلا در ایران از ترکیب دو عامل مهم تأثیر میگیرد:
قیمت جهانی طلا + نرخ دلار در بازار داخلی
به همین دلیل، ممکن است حتی اگر قیمت جهانی طلا تغییر زیادی نکند، افزایش نرخ دلار باعث رشد قیمت طلا در ایران شود.
از سوی دیگر، اگر قیمت جهانی طلا افزایش پیدا کند، بازار داخلی نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
این ویژگی باعث شده طلا برای بسیاری از ایرانیان همزمان ابزاری برای پوشش ریسک تورم داخلی، کاهش ارزش ریال و تغییرات قیمت جهانی طلا باشد.
آیا طلا همیشه بهترین گزینه است؟
خیر.
این نکته بهخصوص در شرایطی اهمیت پیدا میکند که بازار طلا پس از یک دوره رشد شدید وارد مرحله استراحت یا اصلاح شود.
برای مثال، ممکن است قیمت طلای داخلی در یک بازه چندماهه بین محدودههای مشخصی نوسان کند، در حالی که تورم همچنان ادامه داشته باشد. در چنین شرایطی، کسی که در قیمتهای بالا وارد بازار شده ممکن است برای مدتی بازدهی قابل توجهی نداشته باشد یا حتی ضرر کند.
بنابراین، حتی داراییای مثل طلا که سابقه طولانی در حفظ ارزش دارد، در کوتاهمدت میتواند عملکردی ضعیف یا حتی منفی داشته باشد.
مسئله مهم این است که حفظ ارزش پول یک مفهوم بلندمدت است و نباید آن را با تضمین سود در هر بازه زمانی اشتباه گرفت.
۴- طلای آبشده و سکه؛ کدام گزینه بهتر است؟
اگر کسی تصمیم بگیرد از طلا برای حفظ ارزش سرمایه استفاده کند، گزینههای مختلفی پیش روی او قرار دارد.
طلای آبشده
طلای آبشده معمولاً اجرت ساخت ندارد و به همین دلیل برای سرمایهگذاری جذابتر از طلای زینتی است. فرد در زمان خرید بیشتر بابت خود طلای موجود در قطعه پول پرداخت میکند، نه هزینه ساخت یک محصول تزئینی.
با این حال، تشخیص اصالت و عیار طلای آبشده اهمیت بسیار زیادی دارد و خرید از فروشنده نامعتبر میتواند ریسک تقلب یا اختلاف عیار ایجاد کند.
سکه طلا
سکه هم یکی از ابزارهای سنتی سرمایهگذاری در ایران است. مزیت آن استاندارد بودن وزن و عیار و شناختهشدن بیشتر در بازار است.
با این حال، قیمت سکه همیشه دقیقاً برابر ارزش طلای موجود در آن نیست. گاهی قیمت سکه با توجه به انتظارات بازار، حباب قیمتی پیدا میکند. به همین دلیل، هنگام خرید سکه باید علاوه بر قیمت طلا، حباب سکه نیز مورد توجه قرار گیرد.
طلای زینتی
طلای زینتی برای استفاده شخصی مناسب است، اما اگر هدف صرفاً سرمایهگذاری باشد، معمولاً گزینه کارآمدی نیست؛ چراکه خریدار علاوه بر ارزش طلای خام، هزینههایی مانند اجرت ساخت و سایر هزینههای مرتبط را نیز پرداخت میکند. هنگام فروش نیز معمولاً این هزینهها به همان شکل به فروشنده بازگردانده نمیشوند.
بنابراین اگر هدف شما مشخصاً حفظ ارزش سرمایه است، باید بین «خرید طلا برای استفاده» و «خرید طلا به عنوان سرمایهگذاری» تفاوت قائل شوید.
۵- صندوقهای طلا؛ سرمایهگذاری روی طلا بدون نگهداری فیزیکی
برای کسانی که نمیخواهند دغدغه نگهداری طلا یا سکه داشته باشند، صندوقهای سرمایهگذاری طلا میتوانند گزینه دیگری باشند.
این صندوقها بخش عمده دارایی خود را در ابزارهای مرتبط با طلا و گواهیهای سپرده سکه و طلا سرمایهگذاری میکنند. سرمایهگذار نیز به جای خرید یک قطعه طلای فیزیکی، واحدهای صندوق را خریداری میکند.
این روش چند مزیت مهم دارد. نخست اینکه نگرانی درباره سرقت یا نگهداری فیزیکی طلا کاهش پیدا میکند. همچنین سرمایهگذار میتواند با مبالغ کوچکتر وارد بازار شود و خریدوفروش خود را از طریق بازار سرمایه انجام دهد.
در سمت دیگر اما، قیمت واحد صندوق نیز میتواند نوسان کند و تضمینی برای سود وجود ندارد.
بنابراین صندوق طلا بیشتر برای فردی مناسب است که میخواهد در رشد احتمالی بازار طلا مشارکت کند، اما ترجیح میدهد دارایی خود را به شکل فیزیکی نگهداری نکند.
۶- بیت کوین؛ طلای دیجیتال یا دارایی پرریسک؟
بیت کوین برای بسیاری از سرمایهگذاران، نسخه دیجیتال طلا محسوب میشود. عرضه محدود ۲۱ میلیون واحدی، ماهیت غیرمتمرکز و نداشتن وابستگی مستقیم به سیاست پولی یک کشور باعث شده برخی سرمایهگذاران آن را به عنوان ابزاری برای حفظ ارزش در بلندمدت در نظر بگیرند.
اما مقایسه بیت کوین با طلا باید با احتیاط انجام شود.
طلا هزاران سال سابقه ذخیره ارزش دارد، در حالی که بیت کوین تنها از سال ۲۰۰۹ وجود داشته. از طرف دیگر، نوسانات بیت کوین بسیار بیشتر از طلاست.
ممکن است قیمت بیت کوین در یک دوره کوتاه دهها درصد افزایش پیدا کند و در دورهای دیگر بخش بزرگی از ارزش خود را از دست بدهد.
پس آیا بیت کوین برای حفظ ارزش پول مناسب است؟
پاسخ به افق زمانی و تحمل ریسک فرد بستگی دارد. اگر فردی ممکن است به سرمایه خود در چند ماه آینده نیاز پیدا کند، تخصیص بخش بزرگی از دارایی به بیت کوین میتواند ریسک بالایی داشته باشد. اما برای سرمایهای که افق زمانی چندساله دارد و فرد توان تحمل نوسانات شدید را دارد، بیت کوین میتواند بخشی از یک سبد متنوع باشد.
نکته مهم این است که بیت کوین نباید صرفاً به دلیل افزایش قیمت گذشته، دارایی بدون ریسک تصور شود. هرچند که تاریخ نشان داده که بیت کوین همواره به هولدرهای صبورش بازدهی قابل توجهی داده است.
۷- ارزهای دیجیتال آیندهدار؛ فرصت بیشتر، ریسک بیشتر
پس از بیت کوین، ارزهای دیجیتال دیگری مانند اتریوم، سولانا و سایر پروژههای بزرگ بازار نیز ممکن است مورد توجه سرمایهگذاران قرار بگیرند.
اما در اینجا سطح ریسک بهطور محسوسی افزایش پیدا میکند.
بیت کوین یک دارایی نسبتاً بالغ در بازار کریپتو محسوب میشود، اما بسیاری از آلت کوینها ممکن است در یک چرخه صعودی رشدهای بسیار بزرگتری داشته باشند و در بازار نزولی هم افتهای بسیار سنگینتری را تجربه کنند.
به همین دلیل، خرید آلت کوینها را نباید صرفاً معادل «حفظ ارزش پول» دانست. این نوع سرمایهگذاری بیشتر در دسته سرمایهگذاری پرریسک با هدف رشد سرمایه قرار میگیرد.
اگر کسی قصد ورود به این بازار را دارد، بررسی عواملی مانند کاربرد پروژه، تیم توسعهدهنده، ارزش بازار، نقدشوندگی، توکنومیک، میزان تمرکز توکنها و وضعیت اکوسیستم اهمیت زیادی دارد.
همچنین سرمایهگذاری روی پروژههای کوچک صرفاً به دلیل وعده «آیندهدار بودن» میتواند خطرناک باشد.
۸- بورس و سهام؛ آیا سهام میتواند ارزش پول را حفظ کند؟
سهام یکی دیگر از گزینههایی است که معمولاً هنگام صحبت درباره حفظ ارزش دارایی مطرح میشود.
وقتی شما سهام یک شرکت را میخرید، در واقع مالک بخشی از یک کسبوکار میشوید. اگر آن شرکت بتواند درآمد و سود خود را متناسب با تورم افزایش دهد، ارزش اقتصادی آن نیز میتواند در بلندمدت رشد کند.
این موضوع یکی از تفاوتهای مهم سهام با داراییهایی مانند دلار است.
دلار خودش کسبوکاری ندارد و درآمد تولید نمیکند. اما یک شرکت میتواند محصولات خود را بفروشد، درآمد کسب کند، سود ایجاد کند و بخشی از آن را میان سهامداران توزیع کند.
با این حال، بورس ایران هم ریسکهای خاص خود را دارد. سیاستهای اقتصادی، قیمتگذاری دستوری، نرخ بهره، وضعیت شرکتها، نرخ ارز و شرایط سیاسی میتوانند بر قیمت سهام تأثیر بگذارند. بنابراین خرید تصادفی چند سهم صرفاً با هدف مقابله با تورم، استراتژی مناسبی نیست.
به همین دلیل، برای افرادی که دانش کافی برای انتخاب سهام ندارند، صندوقهای سرمایهگذاری میتوانند گزینه سادهتری باشند.
۹- صندوقهای سرمایهگذاری؛ گزینهای برای کسانی که نمیخواهند مستقیم معامله کنند
یکی از مشکلات سرمایهگذاری این است که بسیاری از افراد زمان یا دانش کافی برای مدیریت مستقیم دارایی خود ندارند.
صندوقهای سرمایهگذاری برای حل همین مشکل ایجاد شدهاند. در این روش، سرمایه افراد مختلف در یک صندوق جمع میشود و مدیریت آن بر عهده تیم تخصصی صندوق قرار میگیرد.
البته صندوقها انواع مختلفی دارند و همه آنها برای یک هدف ساخته نشدهاند.
صندوقهای درآمد ثابت معمولاً نوسان کمتری دارند و بخش بزرگی از دارایی خود را در اوراق با درآمد ثابت و سپردههای بانکی سرمایهگذاری میکنند.
صندوقهای سهامی، ریسک و پتانسیل بازدهی بیشتری دارند و عمده دارایی آنها در سهام شرکتها قرار میگیرد.
صندوقهای طلا نیز برای افرادی طراحی شدهاند که میخواهند از تغییرات بازار طلا بهره ببرند بدون اینکه خودشان طلای فیزیکی نگهداری کنند.
بنابراین صندوق سرمایهگذاری را نمیتوان یک دارایی واحد دانست؛ بلکه باید نوع صندوق و استراتژی آن را بررسی کرد.
۱۰- ملک و زمین؛ سرمایهگذاری سنتی اما پرهزینه
املاک و مستغلات نیز از قدیمیترین روشهای حفظ ارزش سرمایه در ایران هستند.
زمین و ملک معمولاً داراییهای فیزیکی محسوب میشوند و قیمت آنها در بلندمدت میتواند همراه با تورم افزایش پیدا کند. علاوه بر رشد احتمالی قیمت، برخی املاک میتوانند از طریق اجاره نیز درآمد ایجاد کنند.
اما بزرگترین مشکل این بازار، سرمایه اولیه بالا است.
فردی که چند صد میلیون تومان سرمایه دارد، معمولاً امکان خرید یک ملک مناسب در بسیاری از مناطق را ندارد. همچنین ملک برخلاف سهام یا ارز دیجیتال، نقدشوندگی فوری ندارد. فروش یک ملک ممکن است روزها یا حتی ماهها طول بکشد. هزینههای معامله، مالیات، تعمیرات و نگهداری نیز باید در محاسبات لحاظ شوند.
در نتیجه، ملک میتواند برای سرمایههای بزرگ و بلندمدت گزینه مناسبی باشد، اما لزوماً برای تمام افراد یا تمام سرمایهها انتخاب عملی نیست.
۱۱- سرمایهگذاری روی خود؛ راهی که اغلب نادیده گرفته میشود
یکی از مهمترین روشهای حفظ قدرت خرید که کمتر درباره آن صحبت میشود، افزایش توانایی درآمدزایی خود فرد است.
فرض کنید فردی بتواند با یادگیری یک مهارت جدید، درآمد ماهانه خود را از ۲۰ میلیون تومان به ۳۵ میلیون تومان برساند. چنین تغییری ممکن است در بلندمدت تأثیر بسیار بیشتری از سرمایهگذاری روی یک دارایی داشته باشد.
مهارتهایی مانند برنامهنویسی، تحلیل داده، زبان انگلیسی، بازاریابی دیجیتال، فروش، تولید محتوا، طراحی و تخصصهای حرفهای میتوانند درآمد فرد را افزایش دهند.
برای برخی افراد، راهاندازی یک کسبوکار کوچک نیز میتواند شکل دیگری از سرمایهگذاری باشد.
البته این مسیر نیز بدون ریسک نیست و تضمینی برای موفقیت وجود ندارد. اما تفاوت مهم آن با بسیاری از داراییها این است که فرد میتواند مستقیماً روی توانایی تولید درآمد خود اثر بگذارد.
آیا نگه داشتن پول نقد همیشه اشتباه است؟
با وجود تمام صحبتها درباره حفظ ارزش پول، نباید به این نتیجه رسید که باید تمام پول خود را به داراییهای سرمایهای تبدیل کنیم.
این یکی از خطرناکترین برداشتها از مفهوم سرمایهگذاری است.
هر فرد باید بخشی از دارایی خود را به شکل نقد یا داراییهای بسیار نقدشونده نگهداری کند تا بتواند هزینههای روزمره و اتفاقات پیشبینینشده را پوشش دهد.
تصور کنید فردی تمام پسانداز خود را در طلا، بیت کوین یا ملک سرمایهگذاری کرده و ناگهان با یک هزینه ضروری مواجه میشود. اگر برای تأمین این هزینه مجبور شود دارایی خود را در زمان نامناسب بفروشد، ممکن است زیان قابل توجهی متحمل شود.
بنابراین هدف مدیریت مالی این نیست که تمام پول را سرمایهگذاری کنیم؛ بلکه باید بین نقدینگی، حفظ ارزش و رشد سرمایه تعادل ایجاد کنیم.
[sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/best-investment-one-billion-toman-iran/" content="بهترین سرمایهگذاری با یک میلیارد تومان در ایران؛ با یک میلیارد امروز کجا سرمایهگذاری کنیم؟" ][/sc]
جمعبندی؛ بهترین راه حفظ ارزش پول چیست؟
در شرایط تورمی، حفظ ارزش پول به معنای پیدا کردن یک دارایی جادویی نیست که همیشه قیمت آن افزایش پیدا کند. هدف اصلی این است که ارزش واقعی داراییها در طول زمان کمتر از قدرت خرید مورد نیاز فرد کاهش پیدا نکند.
دلار و تتر میتوانند راهی برای کاهش وابستگی سرمایه به ریال باشند. طلا و صندوقهای طلا میتوانند نقش مهمی در پوشش ریسک تورم و تغییرات نرخ ارز داشته باشند. بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال امکان کسب بازده بالاتر را فراهم میکنند، اما با ریسک و نوسان بسیار بیشتری همراه هستند. بورس، صندوقهای سرمایهگذاری و ملک نیز هرکدام ویژگیها و محدودیتهای خاص خود را دارند.
در نهایت، مهمترین اصل این است که حفظ ارزش پول با مدیریت ریسک شروع میشود، نه با شکار بیشترین سود.
ممکن است یک دارایی در یک سال بهترین عملکرد بازار را داشته باشد و سال بعد جزو ضعیفترین گزینهها باشد. بنابراین سرمایهگذاری منطقی بیشتر از آنکه به پیشبینی دقیق آینده وابسته باشد، به ساختن یک سبد متناسب با شرایط فرد، داشتن افق زمانی مناسب و پرهیز از تصمیمهای هیجانی وابسته است.
اگر تورم بالا باشد، نگه داشتن تمام دارایی به شکل پول نقد میتواند قدرت خرید را کاهش دهد؛ اما تبدیل تمام پول به یک دارایی پرریسک نیز راهحل مناسبی نیست. نقطه تعادل، جایی میان نقدینگی، حفظ ارزش و رشد سرمایه قرار دارد.

طرح جدید EIP-8363: آیا کاهش پاداش استیکینگ به ضرر اتریوم تمام میشود؟
17 مرداد 1405 - 16:00
گروهی متشکل از ۶ پژوهشگر و توسعهدهنده اتریوم، از جمله جاستین دریک (Justin Drake) از بنیاد اتریوم، پیشنهاد دادهاند که سیاست صدور این شبکه تغییر کند تا با افزایش نسبت اتر (ETH) استیک شده، پاداشهای اعتبارسنجها با شدت بیشتری کاهش یابد.
به گزارش میهن بلاکچین، این پیشنویس که سوزاندن کاهشیِ صدور (Tapered Issuance Burn) نامیده میشود و در حال حاضر شماره موقت EIP-8363 به آن اختصاص یافته است، کسر فزایندهای از پاداشهای اجماع ولیدیتورها را با نزدیک شدن مقدار اتریومهای استیک شده به آستانه ثابت ۶۰.۲۵ میلیون اتر (حدود ۵۰ درصد از عرضه فعلی اتر) میسوزاند. در این نقطه، میزان این کسر به ۱۰۰٪ میرسد. این تغییرات طی یک دوره ۱۸ ماهه به صورت مرحلهای اجرا خواهد شد.
این پیشنهاد با واکنش منفی توسعهدهندگان، استیککنندهها و بنیانگذاران دیفای (DeFi) روبهرو شده است. آنها هشدار میدهند که کاهش پاداشها میتواند قبل از اینکه بر مؤسسات بزرگ تأثیر بگذارد، ولیدیتورهای خرد و مستقل (Solo validators) را از دور خارج کند، تقاضای نهادی برای اتریوم را تضعیف کرده و بازارهای دیفای را که بر اساس بازده استیکینگ ساخته شدهاند، مختل نماید.
یکی از نویسندگان این پیشنهاد به نام جروم دو تیچی (Jérôme de Tychey) گفت که این تغییرات برای رسیدگی به سهم فزاینده اترهای استیک شده که در ماه آوریل از ۳۳ درصد عبور کرد، ضروری است. نویسندگان استدلال میکنند که رشد مداوم استیکینگ میتواند اتریوم را در دست متولیان (کاستودینها) بزرگ و ارائهدهندگان لیکویید استیکینگ (Liquid Staking) متمرکز کند، در حالی که صدور و انتشارِ کنترلنشده، نقش اتریوم را به عنوان یک «ذخیره ارزش خنثی و بینیاز به اعتماد» از بین میبرد.
وی گفت:
صدور همیشهروبهرشد، نوعی مالیاتِ ناشی از تورم (رقیق شدن ارزش) برای هر هولدر است: یا استیک کن، یا ارزش داراییت کم میشود. در نسبتهای بالا، توکنهای لیکویید استیکینگ (LSTها) و سایر مشتقاتِ استیکینگ جایگزین اتر خام به عنوان پولِ در گردش اکوسیستم میشوند و بدین ترتیب، خنثیترین و بینیازترین دارایی به اعتماد، با ادعاهای واسطهگری ناشران معاوضه میگردد.
اگرچه EIP-8363 هنوز یک پیشنویس اولیه است، انتشار آن تنها دو روز قبل از پایان مهلت ارائه پیشنهادات برای ارتقای بعدی اتریوم یعنی «Hegotá»، نگرانیهایی را در مورد اینکه آیا زمان کافی برای بررسی تأثیرات آن بر توکنومیک اتریوم وجود دارد یا خیر، برانگیخته است.
استدلال نویسندگان EIP-8363 برای کاهش صدور
نویسندگان این پیشنهاد استدلال میکنند که تحت شرایط و منحنی فعلی، حتی اگر تمام اتریومهای موجود استیک شوند، بازده استیکینگ هرگز به زیر ۱.۵ درصد نمیرسد.
دو تیچی گفت:
انگیزه برای استیکینگ هرگز متوقف نمیشود. کجا قرار است متوقف شود؟ متوقف نخواهد شد.
او گفت که در صورت عدم ایجاد تغییر، در بدترین سناریو تا سال ۲۰۲۸ ممکن است بیش از ۵۵ درصد از کل عرضه اتریوم در استیکینگ قفل شود.
او افزود:
خنثی بودن حداکثری و رقیقشدگی حداقلی: این دو اساس یک ذخیره ارزش هستند. این طرحِ بهبود اتریوم (EIP) نهتنها هر دوی این موارد را تقویت میکند، بلکه استانداردی را تعیین میکند که هیچ بلاکچین دیگری به آن دست نیافته است.
این سیاست پیشنهادی باعث میشود که میزان صدور توکنها در بالاترین حد خود به ۰.۵ درصد از عرضه اتر در سال برسد (زمانی که حدود ۲۰ درصد از اترها استیک شدهاند) و هنگامی که نسبت استیکینگ اتریوم به آستانه ۶۰.۲۵ میلیون اتر برسد، این میزان صدور به صفر کاهش مییابد.
دو تیچی بیان کرد:
رشد عرضه اتر محدودتر و قابلپیشبینیتر خواهد شد. ترکیب این طرح با توکنسوزی طرح EIP-1559 و سوزاندن Blob باعث میشود که عرضه بیشترِ اوقات کاهش یابد (دیفلیشنری شود). اتریوم، به عنوان بالغترین پروتکل با یک بودجه امنیتی پایدار، در عین حال کمتورمترین در میان تمام پروتکلها خواهد بود.
جهتگیری کلی این پیشنهاد از سوی شرکت سرمایهگذاری گریاسکیل (Grayscale) نیز حمایت شده است. در ماه می، زک پندل (Zach Pandl)، رئیس بخش تحقیقات گریاسکیل، گفت که محدود کردن انگیزههای استیکینگ در طول زمان «برای قیمت اتر مثبت خواهد بود.»
منتقدان میگویند این کار رشد اتریوم را تنبیه میکند
استانی کولچوف (Stani Kulechov)، بنیانگذار پلتفرم آوه (Aave)، گفت که کاهش پاداشهای استیکینگ میتواند تقاضای نهادی برای اتر و همچنین فعالیتهای وامگیری در سرتاسر دیفای را ضعیف کند. وی استدلال کرد که این پیشنهاد «به نتیجهای که سعی در دستیابی به آن دارد نمیرسد و در واقع برای اتریوم آسیبزاست.»
استدلال دیگر این است که پیشنهاد مذکور روی ولیدیتورهای مستقل (انفرادی) تأثیر منفی میگذارد، زیرا آنها معمولاً هزینههای نسبی بالاتری دارند و نسبت به تغییرات پاداش آسیبپذیرترند که این امر منجر به مجموعهای متمرکزتر از ولیدیتورها خواهد شد.
مایک سیلاگادزه (Mike Silagadze)، مدیرعامل پلتفرم اتر.فای (Ether.Fi) گفت:
بدیهی است که این کار، استیککنندگان فردی را که توسط بنیاد اتریوم یا دیگران یارانه دریافت نمیکنند، به بیرون میراند.
او افزود:
این طرح اساساً تضمین میکند که تنها کسانی که اقدام به استیکینگ میکنند، نهادهای متمرکز بزرگی خواهند بود که هزینه سرمایه آنها صفر است و کاربران اترهای خود را به صورت منفعل در آنجا نگه میدارند.
دو تیچی با این موضوع مخالفت کرد و در انجمن Ethereum Magicians گفت که کاربرانِ ارائهدهندگان بزرگ استیکینگ باید کارمزد بپردازند، که این امر با کاهش پاداشها، جذابیت این سرویسها را کمتر میکند؛ اگرچه او اذعان کرد که تحقیقات در این زمینه هنوز مورد بحث و اختلاف نظر است.
بهروزرسانی پیشنهادی شبکه، صدور و تورم اتریوم را کاهش میدهد. منبع: زک پندل
دیگران به جدول زمانیِ ظاهراً عجولانه برای بررسی این پیشنهاد اشاره کردند، هرچند به نظر میرسد این موضوع ناشی از سردرگمی در مورد ضربالاجلِ پیشرو در روز پنجشنبه باشد.
گرگ کوموتسوس (Greg Koumoutsos)، یکی از نویسندگان طرحهای EIP-8148 و EIP-8205 در این باره گفت:
این زمانبندی به وضوح فرصت کافی برای بررسی جامعه روی تغییر سیاست پولی با این وسعت و بزرگی را باقی نمیگذارد.
وضعیت فعلی این پیشنهاد
پیشنهاد سوزاندن کاهشی صدور (Tapered Issuance Burn) هنوز تایید نشده، در برنامهریزیها قرار نگرفته و در ارتقای هگوتا (Hegotá) نیز گنجانده نشده است.
اگرچه یک مهلت زمانی در روز پنجشنبه مربوط به این پیشنهاد وجود دارد، اما این ضربالاجل مختصِ «درخواستهای پول» (Pull requests در گیتهاب) برای ارائه EIPهای اضافی جهت ارتقای هگوتا است، نه مهلتی برای تصمیمگیری در مورد اینکه کدام پیشنهادها در نهایت گنجانده خواهند شد.
ترنت ون اپس (Trent Van Epps)، از سازماندهندگان کامیونیتی اتریوم، گفت که روند انتخاب ممکن است تا ۸ نوامبر ادامه یابد و ارتقای هگوتا احتمالاً در سهماهه دوم سال ۲۰۲۷ به شبکه اصلی خواهد رسید.

چرا هوش مصنوعی اکنون در کوتاهمدت تهدیدی فوریتر از کامپیوترهای کوانتومی برای بیتکوین است؟
17 مرداد 1405 - 12:00
بزرگترین مشکل امنیتی کوتاهمدت بیتکوین ممکن است پیشرفتی در زمینه شکستن رمزنگاریِ آن نباشد، بلکه نرمافزارها و سختافزارهایی باشند که در حال حاضر میان یک کلید خصوصی و صاحب آن قرار دارند. همزمان با مهارت یافتنِ هوش مصنوعی در پیدا کردن شکافهای موجود در این لایههای نگهداری (Custody Stack)، حتی ذخیرهسازی سرد نیز نیازمند بررسی و موشکافیِ دقیقتری است.
ذخیرهسازی سردِ بیتکوین تنها یکی از درهای نفوذ را میبندد؛ بقیه بخشهای مربوط به نگهداری بیتکوین همچنان درگیر کدها، تراشهها و انتخابهای انسانی هستند. کلید خصوصی خارج از یک دستگاهِ متصل به اینترنت نگهداری میشود، اما تجهیزات و ماشینآلاتِ اطراف آن همچنان در جریان کار دخیل هستند.
شرکت کوینکایت (Coinkite) این موضوع را در گزارش فنیِ خود در ۳۰ جولای ۲۰۲۶ به وضوح نشان داد. یک تغییر در ساختارِ یکپارچهسازی در سال ۲۰۲۱ باعث شد که تولیدِ کلماتِ بازیابی (Seed)، به جای مسیرِ سختافزاری و ایمنِ در نظر گرفته شده برای تولید اعداد تصادفی، به مسیر نرمافزاری جایگزینی از طریق مایکروپایتون (MicroPython) هدایت شود. البته، مدلهای تحت تاثیر قرار گرفته همچنان مقداری از آنتروپی قطعه امن (Secure-element) را ترکیب میکردند. کوینکایت برآوردهای عددیِ خود از این رویداد را اولیه نامید. در این میان بیتکوین همانطور که طراحی شده بود به کار خود ادامه داد؛ این در واقع «کارخانه تولید کلید» بود که دچار لغزش شد.
میانافزارهای جدید از تولیداتِ آینده محافظت میکنند. با این حال، سیدهایی که تحت نرمافزارِ آسیبدیده ساخته شدهاند، تاریخچه نقص خود را به همراه دارند. کوینکایت به کاربران اطلاع داده است که این سیدها را جایگزین کرده و وجوه را انتقال دهند، مگر در مواردی که شرایط اولیه «آنتروپیِ مستقلِ تاس» اعمال شده باشد.
کوینکایت همچنین نقش هوش مصنوعی را به عنوان یک مسیر احتمالی برای کشف این آسیبپذیریها مطرح کرد. این شرکت ایده مذکور را تنها در حد یک «فرض» میداند و خاطرنشان میکند که سیستمِ بررسیِ مبتنی بر هوش مصنوعیِ خودشان نیز نتوانسته بود این باگ را شناسایی کند. با این حال، ایجنتهای هوشمندتر (Smarter Agents)، ریسک گستردهتری را در سراسر پشتهی نگهداری ایجاد میکنند و مسیرهای کد، سیستمهای بیلد و دستگاهها، شکافهایی ایدهآل برای جستجو و نفوذ در اختیار این مدلها میگذارند.
ذخیرهسازی سرد، وارثِ یک زنجیره تامین است
پیش از آنکه یک عبارت بازیابی (Seed Phrase) تبدیل به کلمات شود، در واقع فقط «آنتروپی» است. استاندارد BIP-39 با آنتروپی تولید شده توسط کامپیوتر آغاز میشود، یک چکسام قطع (Deterministic checksum) به آن اضافه کرده و نتیجه را در قالب کلمات ارائه میدهد. چکسام میتواند برخی از عبارتهای نامعتبر را مسدود کند؛ اما ماهیتِ تصادفیبودنِ کلمات، همچنان از آنتروپیِ اولیه سرچشمه میگیرد. یک شروعِ ضعیف، در تمامی کلماتِ سید شما طنینانداز خواهد شد.
فرآیندهای ساخت تکرارپذیر (Reproducible-build) پاسخ میدهند که آیا یک فایل باینریِ توزیع شده، با کد منبعِ منتشر شده (پس از بررسی امضاها و هدرها) مطابقت دارد یا خیر. با این وجود، صحتِ کد منبع در سطحی عمیقتر جریان دارد. باگ افشا شده کولدکارد دقیقا در همین سطح قرار داشت و آماده بود تا با وفاداریِ کامل در نسخههای نرمافزاری ظاهر شود.
یک کیف پول میتواند حتی پیش از امضای تراکنش، دستور مخربی دریافت کند. در ۱۴ دسامبر ۲۰۲۳، انتشارِ نسخههای مخربی از کتابخانه Connect Kit شرکت لجر (Ledger)، کاربران را به امضای تراکنشهایی ترغیب کرد که وجوه آنها را تخلیه میکرد. لجر گزارش داد که زیرساخت، مخازن کد و برنامههای غیرمتمرکز یکپارچه آن دستنخورده باقی ماندهاند؛ با این وجود، این نرمافزارِ مخرب قبل از اینکه کیف پول سختافزاری دست به امضا ببرد، توانسته بود به مرحله تاییدِ کاربر برسد.
اعتمادِ شما به سیستم از شش لایه عبور میکند:
تولید سید: اجرای آنتروپی باید دقیقاً طبق هدف تعیین شده عمل کند (مشکلی که در کولدکارد دیده شد).
میانافزار و بیلدها: کد منبع منتشر شده، خروجی بیلد و منطق امنیتیِ آنها باید کاملا سالم باشند.
ساختار تراکنش: نرمافزارِ پیرامونی باید تراکنشی را به نمایش بگذارد که کاربر واقعا قصد تایید آن را دارد (مشابه نفوذ کانکتکیت لجر).
امضا: فرآیند امضا باید خروجی تولید کند که هم معتبر و هم صادقانه باشد (مثل حملاتی که در Dark Skippy دیدیم).
سختافزار: محافظتهای تعبیهشده در تراشه و منطقِ وضعیت در میانافزار باید به درستی با هم کار کنند (مانند نفوذ Ledger Donjon به سیستمهای تنجِم).
بازیابی: ارائهدهندگان پشتیبان، بررسیهای هویتی و روند بازگردانی اطلاعات باید بدون نقص و طبق طراحی انجام شوند.
فضای ذخیرهسازی سرد در واقع معماریای است که از همین مرزها مونتاژ شده است.
یک امضای معتبر میتواند حامل یک راز باشد
یک Air gap یا دستگاههای ایزوله از شبکه، درِ ورودِ شبکه به دستگاه را میبندد. اما تراکنشِ امضا شده همچنان باید از دستگاه خارج شود و همین امر یک دریچه پستی ایجاد میکند که میانافزارهای مخرب میتوانند از آن سوءاستفاده کنند.
محققان پروژه Dark Skippy روشی را به نمایش گذاشتند که میتواند اطلاعات کلیدیِ سید را در داخل دو امضای معتبر از تراکنشهای بیتکوین رمزگذاری کند. این امضاها در مسیر عادیِ تراکنش حرکت کرده و شبکه بیتکوین آنها را به عنوان یک تراکنشِ معتبر میپذیرد، در حالی که اطلاعات سید شما به طور پنهانی داخل آن سوار شده است. محققان هشدار دادند که کشفِ این نوع سوءاستفادهِ پنهان میتواند بسیار دشوار باشد.
یک پروژه مرتبطِ دیگر، کیف پولی آلوده به بکدور (Backdoor) را روی شبکه آزمایشی بیتکوین ساخت که اطلاعات یک سید ۲۵۶ بیتی را تنها در قالب ۱۰ امضای معتبر ECDSA به بیرون نشت داد. هر دو آزمایش نشاندهنده یک خطر مشترک هستند: یک تراکنش میتواند تمامی قوانین بیتکوین را رعایت کند، در حالی که دستگاهِ ایجادکننده تراکنش، دقیقاً بر علیه مالکِ خود در حال فعالیت است.
این ریسک حتی در لایههای پایینتر از سیستمِ امضا نیز دیده میشود. در جولای ۲۰۲۶، محققانِ Ledger Donjon با استفاده از تجهیزاتِ ۲۵۰ هزار دلاری و تخصص آزمایشگاهیِ بالا، توانستند از طریق تزریق خطای لیزری (Laser fault injection)، مرزهای یک قطعه امنیتی در میانافزار کیف پول تنجِم (Tangem) را دور بزنند. این کار نشان داد که صدور گواهینامه امنیتی برای تراشه و منطقِ خود میانافزار، هر دو از یک مرز محافظت میکنند؛ و قدرت در یک لایه، لزوما خطاهای لایه دیگر را پنهان نمیکند.
هوش مصنوعی در حال یادگیری برای شکار شکافهاست
پشتهی حضانتِ کریپتوکارنسی (Custody stack)، درزها و شکافهای متعددی را در اختیار سیستمهای هوش مصنوعیِ پیشرفته قرار میدهد تا پیرامونِ یک کلید بیتکوین، دست به کاوش بزنند.
در جولای ۲۰۲۶، شرکت OpenAI فاش کرد که مدلهایی با محدودیتهای سایبریِ کاهشیافته، توانستهاند با اجرایِ یک بنچمارک داخلی که برای آزمایش نفوذ ساخته شده بود، آسیبپذیریهایی را در محیط تحقیقاتیِ این شرکت و زیرساختِ شرکت Hugging Face پیدا کرده و زنجیرهای از نفوذها را رقم بزنند.
اندکی پیش از آن نیز، پژوهشی در حوزه رمزارز نشان داد که یک تیم از ایجنتهای هوش مصنوعی (همراه با نظارت انسانی) به نام Cerberus، توانسته یافتههای امنیتیِ مهمی در بخش پیادهسازیِ نرمافزارهای کیف پول و پرداخت تولید کند.
آسیبپذیریهای روز صفرِ (Zero-days) مشخصی که ممکن است در آینده رخ دهند، غیرقابل پیشبینی باقی میمانند. با این حال، شواهد فعلی به وضوح به یک «تغییر سرعت» در روند هک و نفوذ اشاره دارند. تستهای نفوذ قویتر با کمک هوش مصنوعی ممکن است نقصها را بسیار زودتر پیدا کنند و ضعفهای سیستمهای گوناگون را (از مرحله تولید سید تا فرآیند بازیابیِ آن) به هم متصل سازند.
ذخیرهسازی سرد، میزانِ در معرضِ خطر قرار گرفتن را کاهش میدهد. قدرت آن ناشی از این است که بدانیم اعتماد در کدام بخشها متمرکز شده و داشتنِ یک راه خروجِ ایمن هنگام شکستِ یکی از این لایهها کجاست.
هوش مصنوعی شاید زمانِ میان وقوع یک اشتباهِ کدنویسی و کشف آن را به حداقل برساند؛ در این نبرد، فشارِ اصلی بر روی ماشینآلات و نرمافزارهایِ نگهداری (Custody) ساختهشده به دست انسان وارد میشود، در حالی که هسته رمزنگاری خود شبکه بیتکوین کاملاً دستنخورده و ایمن باقی میماند.

هوش مصنوعی صاحب کیف پول میشود؛ کلادفلر پرداخت خودکار ایجنتها با استیبلکوین را کلید زد
16 مرداد 1405 - 20:00
کلادفلر از Cloudflare Wallets رونمایی کرده است؛ کیف پولی برنامهپذیر که به ایجنتهای هوش مصنوعی اجازه میدهد با بودجه و محدودیتهای تعیینشده توسط انسان، هزینه APIها، ابزارهای MCP، داده و محتوای آنلاین را با استیبلکوین پرداخت کنند.
کلادفلر (Cloudflare) زیرساخت تازهای معرفی کرده است که میتواند یکی از موانع اصلی فعالیت مستقل ایجنتهای هوش مصنوعی در اینترنت را برطرف کند: نداشتن هویت پایدار و ابزار پرداخت.
محصول جدید این شرکت، «کلادفلر ولتس» (Cloudflare Wallets)، نوعی کیف پول برنامهپذیر است که برای پرداختهای خودکار در اینترنت ایجنتمحور طراحی شده است. ایجنتها با استفاده از این کیف پول خواهند توانست هزینه دسترسی به APIها، دادهها، محتوای پولی و ابزارهای MCP را بدون عبور از فرایندهای متداول ثبتنام و پرداخت انسانی بپردازند.
کلادفلر در تاریخ ۴ آگوست ۲۰۲۶ (۱۳ مرداد ۱۴۰۵) اعلام کرد کاربران از هماکنون میتوانند یک شناسه اختصاصی برای Cloudflare Wallet خود دریافت کنند. با این حال، امکانات اصلی کیف پول، از جمله واریز وجه، نگهداری استیبلکوین و پرداخت خودکار، هنوز بهطور عمومی فعال نشدهاند و قرار است در مراحل بعدی عرضه شوند.
چرا ایجنتهای هوش مصنوعی به کیف پول نیاز دارند؟
بخش بزرگی از خدمات اینترنتی برای کاربران انسانی طراحی شده است. استفاده از یک API معمولاً به ساخت حساب، ورود به صفحه کاربری، ثبت کارت بانکی، دریافت کلید API و تنظیم روش پرداخت نیاز دارد.
یک ایجنت هوش مصنوعی نمیتواند بهسادگی این مراحل را طی کند. ایجنتها معمولاً شناسهای پایدار برای ثبتنام ندارند و به ابزار پرداخت مستقلی نیز دسترسی ندارند. در نتیجه، حتی زمانی که یک ایجنت میتواند بهترین سرویس را پیدا یا عملکرد چند API را مقایسه کند، برای ثبتنام و پرداخت دوباره به دخالت انسان نیاز دارد.
Cloudflare Wallets برای حذف همین اصطکاک طراحی شده است. ایجنت میتواند در محدوده بودجهای که مالک کیف پول تعیین کرده است، چندین سرویس را آزمایش کند و هزینه هرکدام را بهصورت خودکار بپردازد.
این روند بخشی از شکلگیری اقتصادی است که در آن ایجنتهای هوش مصنوعی بهصورت مستقیم تراکنشهای آنچین انجام میدهند. در چنین مدلی، نرمافزار تنها اطلاعات جمعآوری نمیکند؛ بلکه میتواند برای دسترسی به داده، قدرت پردازشی یا یک سرویس آنلاین پول پرداخت کند.
کلادفلر دو نوع کیف پول عرضه میکند
ساختار Cloudflare Wallets از دو بخش اصلی تشکیل میشود:
۱. کیف پول حساب یا Account Wallet
Account Wallet در اختیار مالک یا کاربران یک حساب کلادفلر قرار میگیرد. انسان میتواند این کیف پول را شارژ کند، بودجهای را در اختیار ایجنتها بگذارد و در صورت نیاز وجوه باقیمانده را خارج کند.
این کیف پول نقش حساب اصلی را دارد و مالک آن سیاستهای مالی ایجنتها را تعیین میکند.
۲. کیف پول مجازی یا Virtual Wallet
Virtual Wallet برای استفاده مستقیم ایجنتهای هوش مصنوعی طراحی شده و از طریق API Key قابلکنترل است.
مالک Account Wallet میتواند برای هر کیف پول مجازی محدودیتهایی مانند موارد زیر تعیین کند:
سقف کل هزینه
حداکثر مبلغ هر تراکنش
بودجه روزانه یا هفتگی
فهرست سرویسها و پذیرندگان مجاز
الزام دریافت تأیید انسانی برای هزینههای خاص
برای مثال، یک شرکت میتواند برای هر کارمند یک Virtual Wallet با بودجه هفتگی ۱۰۰ دلار ایجاد کند تا ایجنت او هزینه استفاده از مدلهای هوش مصنوعی یا سرویسهای پردازشی را بپردازد.
اگر موجودی یا سقف هزینه تمام شود، ایجنت میتواند درخواست افزایش بودجه یا تأیید یک پرداخت خاص را برای مدیر حساب ارسال کند.
پرداختها از طریق پروتکل x402 انجام میشوند
زیرساخت پرداخت Cloudflare Wallets با پروتکل x402 ارتباط مستقیم دارد. این پروتکل امکان الصاق درخواست پرداخت به درخواستهای HTTP را فراهم میکند.
در این مدل، یک API یا وبسایت میتواند هنگام دریافت درخواست اعلام کند که پاسخ تنها پس از پرداخت مبلغ مشخصی ارائه میشود. ایجنت هزینه را با استیبلکوین میپردازد و سپس به محتوا یا سرویس موردنظر دسترسی پیدا میکند. به این ترتیب، دیگر نیازی به خرید اشتراک ماهانه، ساخت حساب کاربری یا ثبت کارت بانکی برای امتحانکردن یک API وجود ندارد.
جزئیات عملکرد این استاندارد را میتوانید در مقاله پروتکل x402 چیست و چگونه پرداخت خودکار ایجنتهای هوش مصنوعی را ممکن میکند؟ بخوانید.
کلادفلر پیشتر «درگاه درآمدزایی» یا Monetization Gateway را معرفی کرده بود. صاحبان وبسایتها، APIها، دیتاستها و ابزارهای MCP میتوانند با استفاده از این سرویس، دسترسی به منابع خود را در ازای پرداختهای خرد بفروشند. Monetization Gateway سمت فروشنده این بازار را میسازد و Cloudflare Wallets قرار است ابزار پرداخت سمت خریدار باشد.
ایجنتها چگونه سرویسهای مختلف را آزمایش میکنند؟
یکی از کاربردهای اصلی Virtual Wallets، فراهمکردن امکان آزمودن تعداد زیادی سرویس بدون تأیید جداگانه انسان است.
فرض کنید یک ایجنت برای انجام یک پروژه به سرویس تبدیل صوت به متن نیاز دارد. دهها API ممکن است این قابلیت را ارائه دهند، اما کیفیت، سرعت و قیمت آنها متفاوت است.
ایجنت میتواند با بودجه محدود، چند API را امتحان کند، نتایج را مقایسه کند و مناسبترین گزینه را برگزیند. اگر آزمایش هر سرویس تنها چند سنت هزینه داشته باشد، بودجهای مانند ۱۰ دلار برای ارزیابی دهها یا حتی صدها سرویس کافی خواهد بود.
سقف هزینه در اینجا تنها یک محدودیت امنیتی نیست؛ به انسان اجازه میدهد بدون بررسی تکتک تراکنشها، اختیار بیشتری به ایجنت بدهد. اگر رفتار غیرعادی مانند خرجکردن سریع موجودی شناسایی شود، مالک حساب میتواند تراکنشها را بررسی و محدودیتها را تغییر دهد.
استیبلکوینها وارد لایه پرداخت اینترنت میشوند
کلادفلر اعلام کرده است Wallets امکان نگهداری و انتقال استیبلکوینها را فراهم خواهد کرد، اما هنوز نام استیبلکوینها، شبکههای پشتیبانیشده، کارمزدها یا معماری نگهداری دارایی را اعلام نکرده است.
استفاده از استیبلکوین برای پرداختهای ماشینی چند مزیت دارد. انتقال آنها میتواند بهصورت برنامهپذیر انجام شود، محدود به ساعات کاری بانکها نیست و پرداختهای بسیار کوچک را نیز پوشش میدهد.
برای آشنایی بیشتر با این نوع داراییها، مقاله استیبل کوین چیست و چگونه کار میکند؟ را بخوانید.
Cloudflare Wallets تنها پروژهای نیست که روی کیف پولهای مخصوص هوش مصنوعی کار میکند. مونپی نیز پیشتر محصولی معرفی کرده بود که به ایجنتها امکان میدهد کیف پول بسازند و تراکنشهای استیبلکوینی انجام دهند. جزئیات آن در مطلب وقتی هوش مصنوعی خودش کیف پول دارد؛ معرفی MoonPay Agents آمده است.
کلادفلر برای ایجنتها هویت قابلخواندن میسازد
پرداخت تنها یکی از مشکلات اقتصاد ایجنتها است. سرویسدهندگان همچنین باید بتوانند تشخیص دهند یک ایجنت از طرف چه شخص یا سازمانی فعالیت میکند.
کلادفلر قصد دارد کیف پولها را از طریق دامنه cloudflare.pay به حسابهای کاربران متصل کند. هر ایجنت میتواند یک شناسه قابلخواندن مانند نمونه زیر داشته باشد:
research.example.cloudflare.pay
این شناسه نشان میدهد ایجنت به کدام حساب یا سازمان وابسته است. اعلام هویت اختیاری خواهد بود و کسبوکارها نیز میتوانند تصمیم بگیرند که آیا به ایجنتهای شناساییشده خدمات متفاوتی ارائه دهند یا خیر.
برای نمونه، یک سرویس میتواند اعتبار آزمایشی رایگان را تنها در اختیار ایجنتهایی قرار دهد که هویت آنها به یک سازمان مشخص متصل شده است. این روش میتواند از ساخت تعداد زیادی ایجنت ناشناس برای سوءاستفاده از اعتبار رایگان جلوگیری کند.
شناسه Cloudflare Wallet جایگزین کامل استانداردهای هویت آنچین نیست. کلادفلر آن را بیشتر به ارتباط میان نام دامنه و آدرس IP در سیستم DNS تشبیه کرده است: یک نام قابلخواندن برای یک کلید رمزنگاریشده.
در اکوسیستم بلاکچین نیز استانداردهایی مانند ERC-8004 برای ایجاد هویت و اعتبار ایجنتهای هوش مصنوعی در حال توسعهاند.
چه قابلیتهایی هنوز مشخص نیست؟
اگرچه کلادفلر چارچوب کلی Wallets را توضیح داده، چند بخش مهم هنوز مبهم است:
مشخص نیست چه استیبلکوینها و شبکههایی پشتیبانی خواهند شد.
ساختار امانی یا غیرامانی کیف پول اعلام نشده است.
فهرست کشورهای تحت پوشش منتشر نشده است.
زمان دقیق فعالشدن پرداخت و برداشت مشخص نیست.
جزئیات کارمزد تراکنشها و تبدیل ارز اعلام نشده است.
نحوه بازیابی دارایی و مدیریت کلیدها هنوز توضیح داده نشده است.
کلادفلر گفته است ابتدا روشهای ساده واریز و برداشت را در مناطق جغرافیایی تحت پوشش ارائه میکند. کاربران واجد شرایط نیز میتوانند کیف پول خود را مستقیماً با استیبلکوین شارژ کنند.
بنابراین، Cloudflare Wallets را فعلاً نباید یک کیف پول کاملاً عملیاتی و در دسترس عمومی دانست. در مرحله فعلی، کاربران میتوانند شناسه کیف پول خود را دریافت کنند و قابلیتهای مالی آن بعداً فعال خواهد شد.
کلادفلر در حال ساخت بازار ماشین به ماشین است
ترکیب Monetization Gateway، پروتکل x402، Virtual Wallets و شناسههای cloudflare.pay میتواند یک بازار خودکار برای خریدوفروش خدمات دیجیتال ایجاد کند.
در این بازار، یک ایجنت سرویس موردنیاز خود را پیدا میکند، قیمت را میخواند، هزینه را با استیبلکوین میپردازد و پاسخ را دریافت میکند؛ بدون آنکه کاربر وارد صفحه پرداخت شود یا اطلاعات کارت بانکی خود را ثبت کند.
شرکتهای دیگری نیز در حال توسعه زیرساختهای مشابه هستند. برای مثال، شبکه بیس و آلکمی سیستمی ساختهاند که در آن ایجنتهای هوش مصنوعی هزینه دادههای بلاکچینی را با USDC پرداخت میکنند.
ورود کلادفلر به این حوزه اهمیت عملی مشخصی دارد. این شرکت در مسیر بخش بزرگی از ترافیک وب قرار دارد و محصولاتش در زیرساخت میلیونها وبسایت و سرویس آنلاین استفاده میشوند. اگر Wallets و Monetization Gateway در مقیاس گسترده پذیرفته شوند، پرداخت استیبلکوینی میتواند مستقیماً وارد لایه درخواستهای اینترنتی شود.
در چنین مدلی، کیف پول دیگر فقط ابزاری برای نگهداری یا معامله ارز دیجیتال نیست؛ بخشی از زیرساخت اجرایی یک نرمافزار خودمختار است.
سوالات متداول
کیف پول ارز دیجیتال کلاد فلر (Cloudflare Wallets) چیست؟Cloudflare Wallets یک کیف پول برنامهپذیر برای نگهداری و پرداخت استیبلکوین است که به کاربران اجازه میدهد بودجه محدودی را در اختیار ایجنتهای هوش مصنوعی قرار دهند.آیا Cloudflare Wallets اکنون قابلاستفاده است؟در حال حاضر کاربران میتوانند شناسه یا Handle کیف پول خود را دریافت کنند. قابلیتهای اصلی مانند شارژ، نگهداری، پرداخت و برداشت وجه قرار است بعداً فعال شوند.تفاوت Account Wallet و Virtual Wallet چیست؟Account Wallet در اختیار انسان یا مالک حساب قرار دارد. Virtual Wallet به ایجنت هوش مصنوعی اختصاص داده میشود و تنها در محدوده بودجه و قوانین تعیینشده توسط مالک میتواند پول خرج کند. پروتکل x402 چه نقشی در Cloudflare Wallets دارد؟x402 امکان درخواست و پرداخت هزینه را در سطح HTTP فراهم میکند. ایجنت میتواند هنگام درخواست یک API یا محتوای پولی، هزینه آن را با استیبلکوین پرداخت کند.Cloudflare Wallets از کدام استیبلکوینها پشتیبانی میکند؟کلادفلر هنوز فهرست استیبلکوینها و شبکههای بلاکچینی پشتیبانیشده را اعلام نکرده است.آیا Cloudflare Wallets یک کیف پول غیرامانی است؟کلادفلر تاکنون جزئیات کافی درباره نحوه نگهداری کلیدها و امانی یا غیرامانیبودن این کیف پول منتشر نکرده است.آیا کاربران ایرانی میتوانند از Cloudflare Wallets استفاده کنند؟فهرست کشورهای تحت پوشش هنوز اعلام نشده است. کلادفلر تنها گفته است خدمات واریز و برداشت در مناطق جغرافیایی پشتیبانیشده و برای کاربران واجد شرایط ارائه خواهد شد.

استراتژی ۱٬۶۳۸ بیتکوین فروخت؛ سیلور: حتی یک ساتوشی هم نفروختهام
16 مرداد 1405 - 16:00
استراتژی (Strategy)، بزرگترین خزانهدار شرکتی بیتکوین، بار دیگر بخشی از ذخایر خود را فروخت. این شرکت طی هفته گذشته ۱٬۶۳۸ واحد BTC را با قیمت متوسط ۶۳٬۹۵۷ دلار فروخت و حدود ۱۰۴.۷ میلیون دلار نقدینگی به دست آورد.
پس از این فروش، موجودی بیتکوین استراتژی به ۸۴۲٬۱۳۸ واحد کاهش یافته است. هزینه تمامشده این ذخایر حدود ۶۳.۵ میلیارد دلار و متوسط قیمت خرید هر بیتکوین تقریباً ۷۵٬۴۱۹ دلار اعلام شده است.
با وجود فروش بیتکوینهای شرکت، مایکل سیلور تأکید کرده است که هیچیک از بیتکوینهای شخصی خود را نفروخته و تصمیمهای مالی استراتژی نباید با سبد شخصی او یکی در نظر گرفته شود.
چرا استراتژی بیتکوین فروخت؟
درآمد حاصل از فروش برای پرداخت سود سهام ممتاز، بازخرید سهام STRC و تقویت ذخیره دلاری شرکت استفاده شده است. استراتژی همزمان حدود ۸۱.۲ میلیون دلار برای بازخرید ۹۱۲٬۱۴۳ سهم ممتاز STRC هزینه کرد.
این شرکت در ماههای گذشته با افت قیمت سهام عادی و ممتاز خود و فشار ناشی از پرداخت سود این اوراق روبهرو شده است. بنابراین، فروش محدود بیتکوین بخشی از برنامه مدیریت نقدینگی شرکت محسوب میشود، نه لزوماً کنارگذاشتن استراتژی بلندمدت نگهداری BTC.
استراتژی پیشتر نیز اعلام کرده بود که ممکن است برای تأمین ذخیره دلاری، پرداخت سود سهام ممتاز، بهره بدهیها یا بازخرید سهام، بخشی از بیتکوینهای خود را نقد کند. در برنامهای که اواخر ژوئن معرفی شد، شرکت امکان فروش حداکثر ۱.۲۵ میلیارد دلار بیتکوین برای تأمین این نیازها را در نظر گرفته بود.
پیش از این، در میهن بلاکچین بهطور مفصل بررسی کرده بودیم که شرکت استراتژی در چه شرایطی ممکن است بیتکوینهای خود را بفروشد و این اتفاق چه پیامدهایی دارد.
آیا شعار «هرگز بیتکوینت را نفروش» شکست خورد؟
پاسخ به این سؤال به تفاوت میان مایکل سیلور بهعنوان یک سرمایهگذار شخصی و شرکت استراتژی بهعنوان یک شرکت بورسی برمیگردد. سیلور میگوید توصیه «بیتکوین خود را هرگز نفروشید» را از جایگاه یک پساندازکننده به پساندازکنندهای دیگر مطرح کرده است. او تأکید دارد که تاکنون حتی یک ساتوشی از دارایی شخصی خود را نفروخته است.
استراتژی، برخلاف یک سرمایهگذار شخصی، باید سود سهام ممتاز، بهره بدهیها و سایر تعهدات مالی خود را پرداخت کند. هیئتمدیره شرکت نیز وظیفه دارد سرمایه و نقدینگی را براساس منافع سهامداران مدیریت کند. در نتیجه، فروش بیتکوین توسط شرکت الزاماً با موضع شخصی سیلور تناقض ندارد؛ هرچند نشان میدهد سیاست «فقط خرید و هرگز فروش» دیگر توصیف دقیقی از رفتار خزانه استراتژی نیست.
این تغییر در مقایسه با اظهارات قبلی سیلور اهمیت بیشتری پیدا میکند. او پیشتر در پاسخ به منتقدان تأکید کرده بود که استراتژی حتی در بحران سال ۲۰۲۲ نیز بیتکوین نفروخته است. جزئیات آن موضع را میتوانید در مطلب پاسخ مایکل سیلور به منتقدان مدل بیتکوینی استراتژی بخوانید.
شرکتهای بورسی در مجموع فروشنده بیتکوین شدند
براساس دادههای SoSoValue که اودِیلی نقل کرده است، شرکتهای بورسی جهان، بدون احتساب شرکتهای استخراج، طی هفته منتهی به ۳ آگوست حدود ۱۰۱ میلیون دلار فروش خالص بیتکوین ثبت کردند. این رقم نسبت به هفته قبل بیش از ۵۲۸٪ افزایش یافته است.
استراتژی با فروش ۱٬۶۳۸ BTC عامل اصلی منفیشدن جریان هفتگی بود. متاپلنت (Metaplanet) ژاپن نیز برای سومین هفته متوالی بیتکوین جدیدی نخرید. بااینحال، چند شرکت کوچکتر به خرید ادامه دادند:
Strive حدود ۲۰ BTC به ارزش ۱.۲۶ میلیون دلار خرید.
OrangeBTC حدود ۳۰ BTC به ارزش ۱.۹۹ میلیون دلار به خزانه خود اضافه کرد.
The Smarter Web Company حدود ۱۱.۸۹ BTC خرید.
شرکت فرانسوی Capital B یک بیتکوین دیگر به ذخایر خود افزود.
BitMine نیز خرید یک بیتکوین را گزارش کرد و موجودی خود را به ۲۰۸ BTC رساند.
براساس این دادهها، شرکتهای بورسی موردبررسی در مجموع حدود ۱٬۱۳۸٬۶۴۳ BTC در اختیار دارند که ارزش آن در زمان انتشار دادهها نزدیک به ۷۲.۴ میلیارد دلار بوده است. این مقدار تقریباً ۵.۷٪ بیتکوینهای در گردش را تشکیل میدهد.
برای شناخت ساختار و ریسک این شرکتها، مطلب شرکتهای خزانهداری کریپتو چه هستند و چگونه کار میکنند؟ را مطالعه کنید.
BitMine ذخیره اتریوم خود را به حدود ۵.۸ میلیون ETH رساند
درحالیکه استراتژی بخشی از ذخایر بیتکوین خود را نقد کرده، BitMine همچنان در حال افزایش ذخایر اتریومی خود است.
این شرکت طی یک هفته ۱۰٬۳۹۹ ETH دیگر خرید و موجودی خود را به حدود ۵٬۷۹۷٬۸۱۳ ETH رساند. ذخایر اتریومی BitMine اکنون نزدیک به ۴.۸٪ کل عرضه ETH را شامل میشود و شرکت را به بزرگترین خزانهدار بورسی اتریوم تبدیل کرده است.
بیت ماین تا ۲۶ جولای ۵٬۷۸۷٬۴۱۴ ETH در اختیار داشت و ۴٬۹۱۷٬۱۸۹ واحد از آن را استیک کرده بود. شرکت در همان هفته خرید ۹٬۹۴۶ ETH را گزارش کرده بود؛ بنابراین افزایش ذخایر به نزدیکی ۵.۸ میلیون ETH ادامه همان برنامه انباشت هفتگی است.
طبق دادههای آنچین منتشرشده، BitMine پس از آن ۱۵۰٬۱۰۰ ETH دیگر وارد قراردادهای استیکینگ کرده است. در نتیجه، مجموع ETH استیکشده شرکت به حدود ۵.۰۷ میلیون واحد یا نزدیک به ۸۷٪ کل ذخایر آن رسیده است.
با نرخ سالانه تقریبی ۲.۶۶٪، این مقدار میتواند حدود ۱۳۴٬۸۰۰ ETH درآمد استیکینگ در سال ایجاد کند؛ رقمی که با قیمتهای فعلی نزدیک به ۲۵۰ میلیون دلار ارزش دارد. البته نرخ بازده استیکینگ ثابت نیست و با شرایط شبکه تغییر میکند.
اطلاعیه رسمی BitMine در ۲۷ جولای نشان میداد این شرکت ۴٬۹۱۷٬۱۸۹ ETH را با نرخ سالانه حدود ۲.۶۵٪ استیک کرده و درآمد سالانه عملیات استیکینگ خود را نزدیک به ۲۵۴ میلیون دلار برآورد میکند.
تحلیل کاملتر این مدل را میتوانید در مطلب آینده خزانهداری دیجیتال با اتریوم؛ گامی فراتر از بیتکوین بخوانید.
Solmate و Kraken به سراغ استیکینگ سولانا رفتند
شرکت بورسی Solmate Infrastructure نیز از همکاری با Kraken Institutional برای نگهداری و استیکینگ داراییهای سولانای خود خبر داده است.
براساس این همکاری، داراییهای SOL شرکت میتواند در زیرساخت امانی Kraken نگهداری شود؛ درحالیکه Solmate همچنان از طریق اجرای زیرساخت اعتبارسنج سولانا و استیکینگ، پاداش شبکه دریافت میکند.
این مدل نشان میدهد شرکتهای خزانهدار آلتکوینها صرفاً به افزایش قیمت دارایی متکی نیستند و تلاش میکنند از استیکینگ، اعتبارسنجی و سایر فعالیتهای بومی شبکه نیز درآمد ایجاد کنند. Kraken خدمات استیکینگ نهادی و عملیات اعتبارسنج را برای بیش از ۳۵ دارایی مبتنی بر اثبات سهام ارائه میکند.
فروش استراتژی برای بازار بیتکوین چه معنایی دارد؟
فروش ۱٬۶۳۸ بیتکوین در مقایسه با حجم معاملات روزانه بازار، عرضه بزرگی محسوب نمیشود. اهمیت اصلی آن در تغییر رفتار بزرگترین خزانهدار شرکتی بیتکوین است.
استراتژی اکنون نشان داده است که در صورت نیاز میتواند از بیتکوین بهعنوان منبع نقدینگی استفاده کند. این تصمیم ممکن است نگرانی درباره پرداخت سود سهام و بدهیهای شرکت را کاهش دهد، اما در مقابل، سرمایهگذاران باید احتمال فروشهای بعدی را نیز در ارزشگذاری سهام MSTR و اوراق ممتاز آن لحاظ کنند.
شرکت همچنان بیش از ۸۴۲ هزار BTC در اختیار دارد و بزرگترین دارنده شرکتی بیتکوین باقی مانده است. بنابراین، فروش اخیر را نمیتوان خروج استراتژی از بیتکوین دانست؛ اما دورهای که خزانه شرکت فقط در یک جهت حرکت میکرد، به پایان رسیده است.
سوالات متداول
آیا مایکل سیلور بیتکوینهای خود را فروخته است؟خیر. مایکل سیلور میگوید هیچیک از بیتکوینهای شخصی خود را نفروخته است. فروش ۱٬۶۳۸ BTC مربوط به خزانه شرکت استراتژی بوده است.چرا شرکت استراتژی بیتکوین فروخت؟این شرکت برای تأمین سود سهام ممتاز، بازخرید سهام STRC و تقویت ذخیره دلاری خود به نقدینگی نیاز داشت.استراتژی اکنون چند بیتکوین دارد؟پس از فروش اخیر، موجودی شرکت به ۸۴۲٬۱۳۸ BTC رسیده است.بیت ماین (BitMine) چند اتریوم در اختیار دارد؟براساس آخرین دادههای منتشرشده، ذخایر BitMine به حدود ۵.۸ میلیون ETH رسیده و نزدیک به ۸۷٪ آن وارد استیکینگ شده است.
این مطلب صرفاً جنبه خبری و آموزشی دارد و توصیهای برای خرید یا فروش داراییهای دیجیتال یا سهام شرکتها نیست.

مایکل ترپین: متاسفم، بیتکوین به سمت ۴۳,۵۰۰ دلار در حال سقوط است
16 مرداد 1405 - 12:00
مایکل ترپین، بنیانگذار Transform Ventures، میگوید بیتکوین پیش از آنکه او مطمئن شود بازار به کف خود رسیده است، میتواند ۳۰ درصد دیگر از قیمت فعلی خود افت کند.
ممکن است بیتکوین تا همین حالا نیمی از ارزش بازار خود را از دست داده باشد، اما مایکل ترپین، سرمایهگذار کهنهکار ارزهای دیجیتال، میگوید این دارایی پیش از رسیدن به پایینترین حد خود (کف مطلق)، هنوز جای بیشتری برای سقوط دارد.
ترپین در برنامه Trade Secrets گفت:
ما هنوز روزهای سخت بیشتری در پیش داریم.
ترپین معتقد است که بیتکوین در نهایت از بالاترین قیمت تاریخی (ATH) خود در اکتبر ۲۰۲۵ که ۱۲۶,۱۰۰ دلار بود، «۶۶ درصد» سقوط خواهد کرد. ترپین میگوید:
به نظرم این موضوع ما را به کانال ۴۰ هزار دلار میکشاند و فکر میکنم این تقریباً همان جایی است که به آن خواهیم رسید.
دقیقتر بگوییم، افت ۶۶ درصدی از سقف تاریخی باعث میشود بیتکوین با قیمت ۴۳,۵۰۰ دلار معامله شود؛ این دارایی از اوایل فوریه ۲۰۲۴ تاکنون این قیمت بیت کوین را به خود ندیده است. این سرمایهگذار ۶۸ ساله که اغلب از او به عنوان «پدرخوانده کریپتو» یاد میشود، به دفعات شاهد سقوط بیتکوین بوده تا بداند یک کف واقعی چه حسی دارد.
«نشانههای بارز» کف بیتکوین
ترپین معتقد است بازارها هنوز تسلیم شدنِ واقعی را ندیدهاند. ترپین میگوید:
یکی از نشانههای بارز رسیدن به کف این است که قیمت به سرعت برنمیگردد.
مایکل ترپین در برنامه Trade Secrets با کوینتلگراف صحبت کرد. منبع: کوینتلگراف
ترپین خاطرنشان میکند که طمع همواره دلیلی است که اکثر معاملهگران نمیتوانند زمانبندی چرخههای بازار را به درستی تشخیص دهند. او به اوج چرخه قبلی بیتکوین در نوامبر ۲۰۲۱ اشاره میکند که این دارایی پیش از ورود به یک دوره تثبیت طولانیمدت، به حدود ۶۹,۰۰۰ دلار رسید. ترپین میگوید:
شما زمان نسبتاً خوبی برای خروج در قیمتهای بالای ۶۰,۰۰۰ دلار داشتید. اما در آن زمان همه فکر میکردند قیمت به ۱۰۰,۰۰۰ دلار میرسد. ترند چشمان لیزری را به خاطر دارید؟
ترپین در آن زمان مطمئن نبود که بیتکوین به ۱۰۰,۰۰۰ دلار برسد. او میگوید:
فکر میکردم احتمال رسیدن به صد هزار وجود دارد، اما تصورم این بود که نقطه ایدهآل روی ۸۵ هزار دلار خواهد بود و مشخصاً به دلیل شرایط بد اقتصاد کلان، عملکردی پایینتر از آن داشت.
ترپین میافزاید:
ما اکنون دو چرخه متوالی با اقتصاد کلانِ بد داشتهایم و احتمالاً از ترامپ انتظار شرایط کلانِ خوبی داشتید، اما تعرفهها و برخی موارد دیگر، اجازه دستکاریهای زیادی را دادند.
بیتکوین در نهایت در دسامبر ۲۰۲۴، تنها یک ماه پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به ۱۰۰,۰۰۰ دلار رسید.
ترپین در مراحل اولیه با اتریوم همکاری داشت
ترپین یکی از سرمایهگذاران اولیه در صنعت کریپتو است و بنیانگذار و مدیرعامل شرکت مشاوره بلاکچین Transform Ventures میباشد.
او از طریق شرکت خود، در مراحل اولیه توسعه با پروژههای متعددی کار کرد که در ادامه به نامهای بزرگی در این صنعت از جمله اتریوم (Ethereum)، تتر (Tether) و وکس (WAX) تبدیل شدند. او همچنین مشاور Mastercoin بود؛ اولین عرضه اولیه سکه (ICO) در جهان در سال ۲۰۱۳ که بعدها با نام Omni Layer شناخته شد.
ترپین ادعا میکند اولین سرمایهگذار کریپتو بوده که به پورتوریکو نقل مکان کرده است که به خاطر سیاستهای مالیاتی دوستدار ارزهای دیجیتالش شناخته میشود. از زمان نقل مکان، او همچنین در چندین استارتاپ مستقر در این جزیره سرمایهگذاری کرده و به تامین مالی آنها کمک کرده است.
مایکل ترپین میگوید چرخه چهار ساله به پایان نرسیده است
او متقاعد شده است که بیتکوین هنوز هم از چرخه سنتی چهار ساله خود پیروی میکند، علیرغم بحثهایی که در سال ۲۰۲۵ در صنعت مطرح شد مبنی بر اینکه پذیرش سازمانی و راهاندازی ETFهای اسپات ممکن است الگوی معمول رونق و رکود بازار را تغییر داده باشد.
بیتکوین در ۳۰ روز گذشته ۱.۶۷ درصد رشد داشته است. منبع: CoinMarketCap
به نظرم ما همچنان تابع هاوینگها هستیم. این استدلال که میگویند ما از اینجا به بعد فقط بالا میرویم چون نهادها نمیفروشند، کاملاً بیاساس است. نهادها قطعاً میفروشند.
ترپین همچنین در مورد شرکتهایی که بر پایه تعامل با بیتکوین فعالیت میکنند، از جمله شرکت استراتژی و استراتژی تهاجمی انباشت بیتکوینِ رئیس اجرایی آن، مایکل سیلور محتاط است.
خرید سهام استراتژی یا بیتکوین؟
ترپین ضمن قدردانی از موفقیت سیلور، میگوید سرمایهگذاران باید خطرات سرمایهگذاری در یک ساختار شرکتی را در مقایسه با مالکیتِ خود دارایی پایه درک کنند.
ترپین میگوید:
منظورم این است که از نظر تاریخی، اگر سهام شرکت استراتژی را در کف بخرید و در سقف بفروشید، عملکرد بهتری نسبت به خرید خودِ بیتکوین داشتهاید. اینکه آیا او [مایکل سیلور] میتواند به این روند ادامه دهد یا نه، بحث دیگری است؛ او در سال ۲۰۲۲، زمانی که عملاً با بیتکوینهایش در ضرر سنگین بود، توانست از نابودی جان سالم به در ببرد.
اما ترپین شخصاً «ترجیح میدهد روی بیتکوین ریسک کند تا روی یک شرکت واحد.»
و در واقع، سرمایهگذارانی که به دنبال یک رویکرد کمدردسر هستند، بهتر است به جای دنبال کردن آلتکوینها که به مدیریت بسیار فعالتری نیاز دارند، روی بیتکوین سرمایهگذاری کنند.
ترپین در پایان میگوید:
شما فقط کافی است در طول یک چرخه چهار ساله، چند بار به پورتفوی خود نگاه کنید. وقتی در حال نزدیک شدن به کف هستیم، بررسی کنید که آیا زمان خرید است یا خیر. و وقتی به سقف نزدیک میشویم، ببینید چه زمانی برای فروش مناسب است. بقیه زمانها میتوانید فقط در زمین گلف باشید! در حالی که در مورد آلتکوینها، شما باید همیشه حواستان به آنها باشد و پیوسته بازار را رصد کنید.

توسعهدهندگان بیتکوین ۸۵ باگ بحرانی را در یک وضعیت «فوقالعاده بد» شناسایی کردند
15 مرداد 1405 - 21:00
به گفته کاله (Calle)، توسعهدهنده با نام مستعار پشت پروتکل پول الکترونیکی کشـو (Cashu)، شانزده توسعهدهنده بیتکوین ۴۹۶۲ مورد یافته امنیتی را در یک بازبینی کد هماهنگ به ثبت رساندهاند که شامل ۸۵ مشکل بحرانی و ۶۳۵ مشکل با شدت بالا میشود.
به گزارش میهن بلاکچین، این یافتهها حاصل یک ارزیابی امنیتی هماهنگ است که در آن توسعهدهندگان، مدلهای هوش مصنوعی را برای بررسی کیف پولهای بیتکوین، کتابخانههای رمزنگاری و زیرساختها هدایت کردهاند.
کاله خاطرنشان کرد:
وضعیت فوقالعاده بد است.
او در تاریخ ۵ آگوست ۲۰۲۶ در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق) نوشت:
ما در حال افزایش سرعت هستیم. بخش زیادی از کار ما هنوز به صورت دستی است (هدایت گامبهگام هوش مصنوعی)، اما در عین حال ابزارهای خودکار ما نیز در حال بهبود هستند. تاکنون، اینکه به هر فرد اجازه دهیم از روش بررسی مورد علاقه خودش استفاده کند، مؤثرترین استراتژی بوده است...
کاله گفت بیشتر گزارشهای بحرانی به سرعت توسط صاحبان پروژهها تأیید شدهاند و پیش از ارسال، با استفاده از یک اثبات مفهوم (Proof of Concept) عملیاتی، در یک محیط آزمایشیِ محلی در حال بازتولید و تست مجدد هستند.
با این حال، او اذعان کرد که این حجم عظیم از گزارشها به خودیِ خود در حال ایجاد مشکلاتی است. وی با اشاره به اینکه گروه هنوز در حال یادگیری نحوه غربال کردن و تفکیک «موارد بیارزش (Slop)» از باگهای واقعی است، از نگهدارندههای پروژهها (Maintainers) که زیر بار این گزارشها دفن شدهاند عذرخواهی کرد و نوشت:
در حال حاضر هرجومرج زیادی در اکوسیستم وجود دارد.
به گفته کاله، این گروه گزارشهای خود را با سرعت منتشر میکند؛ زیرا اکنون نگهدارندههای پروژهها میتوانند با استفاده از همان ابزارهای هوش مصنوعی، یافتهها را تقریباً به صورت رایگان تأیید کنند و همچنین به این دلیل که افراد دیگری که در تیم قرمز (تیمهای کشف نفوذ) نیستند نیز به زودی به همان یافتههایی خواهند رسید که ما رسیدیم.
چالشهای هماهنگی و خطرات پیشرو
راب همیلتون (Rob Hamilton)، شخصی که در حال ساخت زیرساخت خودکار برای این گروه است، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس گفت که گلوگاه پیدا کردن باگها نیست، بلکه رساندن آنها به دست نگهدارندههای درستِ پروژهها است.
همیلتون نوشت:
سختترین بخش، هماهنگی برای رساندن این موارد به افراد درست است. با اینکه پیدا کردن مشکلات بحرانی بسیار ارزشمند است، اما من این شرایط را تنها نسخه اولیه و قدم اولِ [این فرآیند] میبینم.
این بازبینی گسترده در اکوسیستمی اتفاق میافتد که همین حالا هم در حال دستوپنجه نرم کردن با پیامدهای ناشی از پیشدستی هکرها در یافتن نقصهای امنیتی است.
سرقتهای مربوط به کلدکارد (Coldcard) که از ۳۰ جولای آغاز شد و باعث به سرقت رفتن بالغ بر ۱۱۴ میلیون دلار از کیف پولهایی شد که کلمات بازیابی (Seed) آنها توسط فِرموِر (firmware) معیوب تولید شده بود، ناشی از باگی بود که از سال ۲۰۲۱ بهصورت پنهان باقی مانده بود. این باگ پس از کشف فضای کلیدِ آسیبدیده، دیگر نیازی به دسترسی به دستگاه فیزیکی نداشت.
نکته نگرانکننده اینجاست که مهاجمان نیز در حال حاضر همین ابزارهای هوش مصنوعی را در اختیار دارند.
شرکت آنتروپیک (Anthropic) در ماه آوریل اعلام کرد که یکی از مدلهای هوش مصنوعی این شرکت (که از انتشار عمومی آن جلوگیری شده و فقط در اختیار کاربران تأیید شده قرار گرفته است)، موفق شده با هزینهای کمتر از ۵۰ دلار، باگی را پیدا کند که به مدت ۲۷ سال در نرمافزارهای پرکاربرد، کشفنشده باقی مانده بود. این مدل، نقصهایی را در نرمافزار رمزنگاری پیدا کرد که وظیفه تأمین امنیت اتصالات بانکی، ورود به صرافیها و سرورهایی که بخش اعظم اینترنت را اجرا میکنند، بر عهده داشت.
در موردی جداگانه، تیم اطلاعات تهدید گوگل (Google) در ماه می اعلام کرد که یک گروه مجرمانه را دستگیر کرده است که در حال آمادهسازی حملهای بر اساس نقص امنیتی بودند که یک مدل هوش مصنوعی برای آنها پیدا کرده بود.

راهاندازی Pools.trade توسط یونیسواپ (Uniswap) برای عرضه توکنها در شبکه رابینهود (Robinhood Chain)
15 مرداد 1405 - 19:00
یونیسواپ اولین پلتفرم لانچپد توکن خود با نام Pools.trade را در رابینهود چین (Robinhood Chain) معرفی کرده است که به کاربران اجازه میدهد توکنهای جدید را از طریق یک رابط کاربری واحد ایجاد و معامله کنند.
به گزارش میهن بلاکچین، این عرضه به سرعت یونیسواپ را دوباره در کانون توجهات قرار داده است، زیرا معاملهگران به سمت توکنهای اولیه این لانچپد هجوم آوردهاند.
Pools.trade دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
همانطور که در گزارش پلتفرم سنتیمنت (Santiment) در تاریخ ۶ آگوست اشاره شده است، Pools.trade به کاربران اجازه میدهد توکنهای خود را از طریق یک عرضه جمعی (Crowd Launch) چهار ساعته یا عرضه فوری (Instant Launch) راهاندازی کنند؛ پس از آن، نقدینگی بهطور خودکار در استخرهای یونیسواپ نسخه ۴ (Uniswap v4) قرار گرفته و برای همیشه قفل میشود.
این اقدام، نقش یونیسواپ را فراتر از یک صرافی غیرمتمرکز (DEX) سنتی گسترش میدهد، زیرا به جای اینکه این پلتفرم تنها پس از راهاندازی توکن به مدیریت معاملات بپردازد، حالا در همان مراحل ابتدایی چرخه حیات یک توکن قرار میگیرد.
این راهاندازی، جایگاه فعلی یونیسواپ را بهعنوان بازارساز خودکار (AMM) اصلیِ شبکه رابینهود تقویت میکند. لایه دومِ سازگار با اتریوم رابینهود در حال حاضر از نسخههای مختلف یونیسواپ در کنار UniswapX، کیف پول، برنامه تحت وب و API آن پشتیبانی میکند.
شبکه رابینهود به بزرگترین بلاکچین از نظر تعداد دارندگان داراییهای دنیای واقعی (RWA) تبدیل شده است، هرچند معاملات میمکوینها همچنان بخش عمدهای از فعالیت صرافیهای غیرمتمرکز در این شبکه را تشکیل میدهد. توجهات اولیه روی Pools.trade بر توکنهایی مانند FRONG و POOLS متمرکز بوده است. به گفته سنتیمنت، بسیاری از معاملهگران با FRONG به عنوان توکن غیررسمی این لانچپد رفتار میکنند، با وجود اینکه یونیسواپ هیچ تأییدیه رسمی مبنی بر ارتباط این توکن با پلتفرم خود ارائه نداده است.
در عین حال، توکنهای متعلق به لانچپدهای رقیب در شبکه رابینهود (مانند PONS) با فشار فروش مواجه شدند، زیرا معاملهگران سرمایه خود را به سمت این فضای جدید منتقل کردند. در زمان نگارش این مقاله و طبق دادههای کوینگکو (CoinGecko)، توکن PONS در ۲۴ ساعت گذشته نزدیک به ۱۴٪ افت داشته و نمودار هفتگی آن سقوطی حدود ۴۸٪ را نشان میدهد. ارزش کل بازار برترین کوینهای عرضهشده در پلتفرم Pons نیز در روز گذشته بیش از ۱۲٪ کاهش یافت و به کمتر از ۲۰ میلیون دلار رسید.
بخشی از چیزی که این راهاندازی را پر سر و صداتر از یک معرفی محصول معمولی کرد، فضای عجیب پیش از آن بود؛ از صفحات مخفی و فایلهای تیزر گرفته تا تصاویر قورباغه و تغییرات لحظه آخری. یک کاربر شبکه اجتماعی ایکس (X) به نام The Smart Ape آن را «مستندترین راهاندازی مخفیانه در دیفای (DeFi)» نامید. اینکه این حرکت یک بازاریابی هوشمندانه بوده یا صرفاً گیجکننده، کاملاً به زاویه دید افراد بستگی دارد.
روندهای آنچین، توجه به UNI را افزایش میدهد
سنتیمنت همچنین به تقویت دادههای آنچین (On-chain) برای UNI، توکن بومی یونیسواپ، اشاره کرد. موجودی صرافیها طی یک ماه گذشته ۱۵.۷٪ کاهش یافته است، در حالی که قیمت این توکن از ابتدای ماه جولای تقریباً ۴۷٪ رشد کرده است؛ این موضوع نشان میدهد که با افزایش علاقه به این اکوسیستم، کوینهای کمتری برای فروش فوری در دسترس هستند.
به گفته این شرکت تحلیلی، سهم یونیسواپ از بحثهای شبکههای اجتماعی مرتبط با رمزارزها پس از اعلام معرفی Pools.trade، به بالاترین سطح خود از نوامبر ۲۰۲۵ رسیده است.
توکن UNI در زمان نگارش مقاله کمی بیشتر از ۴.۰۰ دلار معامله میشد که نشاندهنده رشدی نزدیک به ۳٪ در ۲۴ ساعت و تقریباً ۳۰٪ افزایش طی یک ماه گذشته است. اما حتی پس از این بازیابی قیمت، این توکن همچنان حدود ۹۱٪ پایینتر از رکورد تاریخی (ATH) ۴۴.۹۲ دلاری خود است که در می ۲۰۲۱ ثبت شده بود.
سنتیمنت در نهایت نتیجهگیری کرد که اگر Pools.trade به جذب عرضههای توکن ادامه دهد، میتواند به منبع مهم و جدیدی از فعالیت شبکه برای یونیسواپ تبدیل شود.

سولانا با پردازش ۱۶۹.۹ میلیون تراکنش در یک روز رکورد زد
15 مرداد 1405 - 17:00
سولانا در تاریخ ۴ آگوست، موفق به پردازش ۱۶۹.۹ میلیون تراکنش غیررأیگیری (Non-vote) شد که این بالاترین میزان تراکنش روزانه در تاریخ این شبکه است. شش روز پیش از این اتفاق، با اعمال یک تغییر در پروتکل شبکه، ظرفیت هر بلاک ۶۶ درصد افزایش یافت و این فضای جدید تقریباً بلافاصله پر شد.
به گزارش میهن بلاکچین، طبق دادههای پلتفرم Blockworks، سولانا در روز ۴ آگوست ۱۶۹.۹ میلیون تراکنش غیررأیگیری را پردازش کرده است که بیشترین تعداد تراکنش ثبتشده شبکه در یک روز محسوب میشود. تراکنشهای غیررأیگیری، پیامهایی را که اعتبارسنجها (Validators) برای رسیدن به توافق روی بلاکها به یکدیگر میفرستند، فیلتر میکنند؛ بنابراین این رقم نشاندهنده فعالیت واقعی کاربران و برنامههاست تا سربار مربوط به اجماع شبکه.
از نظر بازه زمانی هفتگی، تعداد تراکنشها از اوج خود در اوایل ماه فوریه فراتر رفته و نسبت به پایینترین سطح امسال (در ماه آوریل)، حدود ۵۵ درصد افزایش یافته است.
افزایش ۶۶ درصدی ظرفیتی که در شش روز پر شد
در ۲۹ جولای، سولانا همزمان با آغاز یک «Epoch» جدید (چرخه تقریباً دو روزهای که سولانا برای تغییر وظایف اعتبارسنجها استفاده میکند)، ارتقائی در شبکه به نام SIMD-0286 را فعال کرد. این بهروزرسانی حداکثر حد مجاز محاسبات (Compute limit) در یک بلاک را از ۶۰ میلیون به ۱۰۰ میلیون واحد محاسباتی افزایش داد. واحدهای محاسباتی در واقع میزان کار پردازشی را اندازهگیری میکنند، بنابراین ظرفیت بالاتر به معنای جای گرفتن تراکنشهای بیشتر در هر بلاک است.
این ارتقا که توسط لوکاس برودر (Lucas Bruder)، مهندس Jito Labs نوشته شده، بزرگترین گسترش در توان عملیاتی (Throughput) است که سولانا از زمان پیدایش خود اعمال کرده است. با این ارتقا، زمان تولید هر بلاک همچنان در سطح ۴۰۰ میلیثانیه باقی ماند و سرعت شبکه به خطر نیفتاد. این امر تنها پس از آن امکانپذیر شد که شبکهسازیِ XDP (روشی که با دور زدن بخشهایی از سیستمعامل به اعتبارسنجها اجازه میدهد دادهها را سریعتر منتقل کنند)، روی ۷۰ درصد از توکنهای استیک شده شبکه اعمال شد.
حد ۶۰ میلیونی توسط ترافیک واقعی به چالش کشیده شده بود
دادههای بنیاد سولانا نشان میدهد که تحت محدودیت ۶۰ میلیونیِ قبلی، ۱۱.۲ درصد از بلاکها به ۵۶ میلیون واحد محاسباتی یا بیشتر میرسیدند. این محدودیت دقیقاً در طول دورههای پرنوسان بازار به چالش کشیده میشد؛ یعنی دقیقاً همان زمانی که معاملهگران نیاز دارند سفارشهایشان به سرعت ثبت شود. به بیان دیگر، فضای بلاک خالی نمانده بود تا کاربران از راه برسند، بلکه تقاضا در حال سرریز شدن بود.
بیشتر جریان ورودیِ جدید مربوط به ماشینهای معاملاتی است
بازارسازانی (Market makers) که بازارسازهای خودکار (AMM) اختصاصی خود را اجرا میکنند، قیمتهای خود را بهطور مداوم روی زنجیره بهروز میکنند. طبق بررسیهای Blockworks Research، این جریان در اواخر سال ۲۰۲۵ تقریباً ۲۰ درصد از کل تراکنشهای سولانا را تشکیل میداد. آربیتراژ و حفظ دفتر سفارشات (order-book) نیز به همین موارد اضافه میشود. این نوع ترافیک پیوسته گسترش مییابد تا هر فضای بلاک موجودی را پر کند، زیرا تأمین نقدینگی در بستری با بلاکهای ۴۰۰ میلیثانیهای و کارمزدهای کمتر از یک سنت به همین شکل عمل میکند. این همان ترافیکی است که باعث میشود اسپردها (اختلاف قیمت خرید و فروش) برای سایر معاملهگران پایین بماند.
بخش پرداختها نیز در همان روز رکوردی از خود به جای گذاشت. کارت پرداخت وسترن یونیون (Western Union's Stablecard) در تاریخ ۴ آگوست از طریق پلتفرم Rain بر بستر سولانا راهاندازی شد. این کارت که از استیبلکوین USDPT استفاده میکند، اکنون در ۳۷ بازار مختلف فعال است. میزان توکنهای در گردش آن در حال حاضر نزدیک به ۷.۴ میلیون توکن است که مقدار کوچکی است و فعلاً تأثیر چشمگیری روی تعداد کل تراکنشها نمیگذارد. اما دلیلی که وسترن یونیون شبکه سولانا را انتخاب کرده، دقیقاً همان دلیلی است که این رکوردشکنی را ممکن ساخته است و حالا ظرفیت کافی برای پردازش چنین جریانهای مالی بزرگی وجود دارد.
رکورد توان عملیاتی، کمترین میزان کارمزدها از سال ۲۰۲۳
نکته قابل تأمل این ماجرا در بخش درآمدهای شبکه نهفته است. کارمزد شبکه در سهماهه دوم به ۵۱ میلیون دلار رسید که ضعیفترین سهماهه سولانا از سهماهه سوم سال ۲۰۲۳ است. همچنین حجم معاملات صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) در پایینترین سطح خود از سپتامبر ۲۰۲۴ قرار دارد. در واقع در حالی که تعداد تراکنشها در حال رکوردشکنی است، حجم پول مرتبط با آنها در حال کاهش است.
ترکیب تراکنشها تغییر کرده است. سفتهبازی روی میمکوینها به ازای هر تراکنش، درآمد خوبی برای شبکه به همراه داشت، اما قیمتگذاری مداومِ بازارسازها و پرداختهای خرد با استیبلکوینها چنین درآمدی ندارند. این وضعیت از نظر زیرساختی برای شبکه بسیار سالمتر است، اما از دیدگاه تجاری سود کمتری دارد و این یک تنش واقعی است تا صرفاً یک موضوع حاشیهای.
گامهای بعدی سولانا، پروژه Alpenglow و اسلاتهای ۲۰۰ میلیثانیهای هستند. سولانا در حال زیرسازی برای رسیدن به توان عملیاتی عظیمی است که هنوز حتی به آن دست نیافته است.

حملات سایبری به والاستریت: چرا بازار ارزهای دیجیتال تکان نخورد؟
15 مرداد 1405 - 15:00
گزارش شده است که شرکتهایی مانند Point72، Citadel، Two Sigma و Millennium هدف حملات سایبری با استفاده از فیشینگ صوتی قرار گرفتهاند. با این حال، تا کنون هیچ نشانهای از به خطر افتادن وجوه مشتریان، سیستمهای معاملاتی یا زیرساختهای ارزهای دیجیتال وجود ندارد.
به گزارش میهن بلاکچین، بیتکوین و اتر به طور کلی ثابت ماندند و این نشان میدهد که معاملهگران با این حوادث به عنوان خطرات امنیت عملیاتی برخورد میکنند تا یک شوک در کل بازار. نگرانی بزرگتر برای بخش رمزارزها گسترش این حملات است: مهندسی اجتماعی با کمک هوش مصنوعی میتواند صندوقها، بازارسازان، متولیان و صرافیهایی را که بین امور مالی سنتی و داراییهای دیجیتال قرار دارند، هدف قرار دهد.
این هفته، چندین صندوق پوشش ریسک بزرگ در وال استریت هدف موجی از حملات سایبری قرار گرفتند. مهاجمان گفته میشود که از فیشینگ صوتی (Vishing) برای فریب کارمندان به منظور ارائه نام کاربری و رمز عبور یا اجازه دسترسی به سیستمهای داخلی استفاده کردهاند. این یادآوری از خطر روزافزون مهندسی اجتماعی با کمک هوش مصنوعی برای موسسات مالی است.
با وجود سرخط خبرها، هیچ تاثیر عمدهای بر بازارهای رمزارز وجود نداشته است. معاملهگران فقط در حال مشاهده چگونگی رخ دادن این حملات هستند و میخواهند ببینند آیا به امور مالی سنتی محدود میشود یا به شرکتهای تجاری، صرافیها و متولیان اکوسیستم رمزارز گسترش مییابد.
حفظ موقعیت بیتکوین و اتر
ارزهای دیجیتال بسیار باثبات باقی ماندند. قیمت بیتکوین (BTC) در حدود ۶۴٬۵۰۰ دلار ایستاد که سود جزئی حدود ۱ درصد را در هفته گذشته نشان میدهد. قیمت اتر (ETH) در حدود 1,900 دلار بود و کاهش جزئی ۰.۵ درصدی را ثبت کرد. کل اندازه بازار ارزهای دیجیتال در حدود ۲.۳ تریلیون دلار باقی ماند.
بازارهای سنتی نیز رفتار مشابهی داشتند. شاخص VIX (شاخص ترس) برای وال استریت، تقریباً ۱۵.۸ است که نشان میدهد سرمایهگذاران دلیلی برای وحشت ندارند.
این واقعیت که واکنشها کمرنگ است، قابل توجه است زیرا صندوقهای پوشش ریسک توجه بیشتری به داراییهای دیجیتال دارند. از آنجایی که برخی از این صندوقها از شبکههای کارگزاری پرایم یکسانی برای تامین مالی سرمایهگذاریها استفاده میکنند، حمله سایبری میتواند فعالیتهای تجاری را بدون حمله مستقیم به صرافیهای رمزارز مختل کند. تاکنون، سرمایهگذاران به این حوادث به عنوان مشکلات عملیاتی نگاه میکنند تا یک تهدید احتمالی در بازار.
چرا رمزارزها در شعاع انفجار قرار دارند؟
از آنجایی که جرایم سایبری اغلب با رمزارزها تلاقی پیدا میکنند، سرمایهگذاران رمزارز در حال توجه هستند. در گزارش اخیر "Navigating Cyber 2025" توسط FS-ISAC، ذکر شده است که مجرمان تمایل دارند از سیستمهای پرداخت بیدرنگ و رمزارزها برای انتقال پولهای سرقتی خود استفاده کنند که بازیابی آنها را تقریباً غیرممکن میکند.
این گزارش همچنین ماهیت در حال تغییر جرایم سایبری را در نتیجه هوش مصنوعی مولد نشان میدهد. مجرمان از هوش مصنوعی برای تولید دیپ فیکها استفاده میکنند که شبیه مدیران ارشد کسبوکار به نظر میرسند، ارتباط برقرار میکنند و رفتار میکنند تا تلاشها برای فیشینگ را سادهتر کنند.
الزامات افشای اطلاعات
این رویدادها همچنین تمرکز را به قوانین مربوط به افشای مسائل امنیت سایبری جلب کرد. از سال 2023، کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) همه شرکتهای دولتی را ملزم کرده است که هر گونه حادثه مربوط به امنیت سایبری را ظرف چهار روز کاری گزارش دهند.
صنعت بیمه نیز مسائل مشابهی را به اشتراک میگذارد. مدیرعامل گروه بیمه زوریخ هشدار داده است که نقضهای سایبری پیچیده به دلیل خطر سیستمی غیرقابل بیمه شدن شدهاند. وضعیت میتواند برای شرکتهای رمزارز بسیار بدتر باشد زیرا گزینههای بیمه سایبری زیادی ندارند.
تحقیقات هنوز در چندین شرکت در حال انجام است، اما هنوز نشانهای مبنی بر تحت تاثیر قرار گرفتن زیرساختهای تجاری یا داراییها وجود ندارد. با این حال، در صورت بروز اختلالات بیشتر، واکنش آرام بازار رمزارز ممکن است تغییر کند.

























