• تتر:
    177,145.51 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.17%
  • دامیننس اتریوم:
    9.11%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:147 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
147 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.17%
نرخ تتر
177,145.51 تومان

آخرین مطالب

پشت پرده بازارهای پیش‌بینی؛ ابزار تحلیل آینده یا ماشین تولید توهم؟

ساجده حسینی
15 خرداد 1405 - 20:00
در سال‌های اخیر، بازارهای پیش‌بینی به یکی از ابزارهای بحث‌برانگیز در دنیای فناوری و سیاست تبدیل شده‌اند. پلتفرم‌هایی مانند پالی‌ مارکت (Polymarket) و کالشی (Kalshi) با استفاده از شرط‌بندی کاربران، احتمال وقوع رویدادهای مختلف را قیمت‌گذاری می‌کنند. برخی طرفداران این سیستم‌ها آن را ماشین حقیقت می‌نامند؛ سیستمی که ادعا می‌کند با پول واقعی کاربران، دقیق‌ترین تصویر از آینده را تولید می‌کند. اما سوال اصلی این است که آیا این بازارها واقعا قابل اعتماد هستند؟ و اگر احتمال‌های آن‌ها به‌عنوان حقیقت پذیرفته شوند، چه پیامدی دارد؟ در این مطلب از میهن بلاکچین، با بررسی داده‌ها و مثال‌های واقعی، عملکرد این بازارها را بررسی می‌کنیم. آیا بازارهای پیش‌بینی واقعا ماشین حقیقت هستند؟ در ژانویه ۲۰۲۶، معامله‌گری ناشناس در پالی‌ مارکت روی دستگیری رییس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، شرط‌بندی کرد. مجموع سرمایه او حدود ۳۴ هزار دلار بود و چند روز بعد، با اجرای یک عملیات نظامی توسط نیروهای ویژه آمریکا، بیش از ۴۰۰ هزار دلار سود به دست آورد. نکته مهم این است که بعدها اعلام شد این عملیات آن‌قدر حساس بوده که حتی به کنگره ایالات متحده هم اطلاع داده نشده بود. یعنی نه نهادهای رسمی و نه مردم از آن خبری نداشتند، اما یک معامله‌گر توانسته بود به درکی برسد که منجر به شرط‌بندی موفق شد. همین اتفاق‌ها باعث شده است تا برخی از مدیران این حوزه، از جمله مدیرعامل پالی‌ مارکت، شین کوپلن (Shayne Coplan)، از این سیستم‌ها با عنوان «ماشین حقیقت» یاد کنند. ایده اصلی این است که وقتی افراد پول واقعی وارد پیش‌بینی می‌کنند، نتیجه جمعی می‌تواند دقیق‌تر از نظرسنجی‌ها یا تحلیل‌های بدون ریسک باشد. این روایت در فضای عمومی هم جا افتاده است. بررسی ۳۶۴ ویدئوی تیک‌تاک نشان می‌دهد بخش زیادی از کاربران از احتمال‌های این بازارها نه صرفا به‌عنوان ابزار شرط‌بندی، بلکه به‌عنوان مرجع سیاسی استفاده می‌کنند. به‌عبارت دیگر، احتمال‌ها تبدیل به نوعی «خبر» شده‌اند. اما سوال اصلی همچنان باقی است: آیا این اعداد واقعا شایسته چنین اعتمادی هستند؟ دقت بازارهای پیش‌بینی چگونه سنجیده می‌شود؟ برای پاسخ به این سوال، باید به‌جای مثال‌های پراکنده، عملکرد کلی بازارها را بررسی کرد. در ارزیابی پیش‌بینی‌ها معمولا از یک معیار استاندارد استفاده می‌شود که نشان می‌دهد یک سیستم چقدر در پیش‌بینی احتمالات دقیق بوده است. یکی از مهم‌ترین این معیارها امتیاز بریر (Brier Score) است؛ شاخصی که در سال ۱۹۵۰ توسط گلن بریر برای ارزیابی پیش‌بینی‌های آب‌وهوا معرفی شد. امتیاز بریر چیست؟ در این روش، پیش‌بینی‌ها به‌صورت احتمالی بررسی می‌شوند. اگر شما احتمال بالایی برای وقوع یک رویداد بدهید و آن اتفاق رخ دهد، امتیاز خوبی می‌گیرید. اما اگر با اطمینان بالا اشتباه کنید، امتیاز شما بدتر می‌شود. به‌ بیان ساده: عدد ۰ یعنی پیش‌بینی کاملا دقیق عدد ۰٫۲۵ یعنی عملکردی در حد حدس تصادفی بالاتر از ۰٫۲۵ یعنی بدتر از حدس تصادفی بنابراین برای قضاوت درباره یک بازار، باید هزاران پیش‌بینی در طول زمان بررسی شود. عملکرد بازارهای پیش‌بینی در عمل تحلیل بیش از ۸۴ هزار پیش‌بینی در پلتفرم‌هایی مانند پالی‌ مارکت، کالشی و دیگر بسترها نشان می‌دهد که عملکرد کلی این بازارها در ظاهر خوب است. اما این تصویر وقتی شکسته می‌شود که داده‌ها را بر اساس حوزه تقسیم کنیم. در علم و اقتصاد، بازارها عملکرد بسیار خوبی دارند. پیش‌بینی‌هایی مانند نرخ بهره، تورم یا داده‌های GDP معمولا دقیق هستند، چون داده‌های شفاف‌ و معامله‌گران حرفه‌ای‌تر در این بخش داریم. در سیاست، عملکرد متوسط است و در انتخابات‌های بزرگ بهتر می‌شود. اما در حوزه‌هایی مثل فرهنگ، فناوری و مخصوصا ورزش، دقت به‌طور قابل توجهی افت می‌کند و حتی در برخی موارد از حدس تصادفی هم ضعیف‌تر است. این یعنی کیفیت پیش‌بینی به شدت به نوع موضوع وابسته است. عملکرد بازارهای پیش‌بینی در حوزه‌های مختلف چرا نتیجه درست همیشه به معنای پیش‌بینی دقیق نیست؟ گاهی بازارها نتیجه نهایی را درست پیش‌بینی می‌کنند، اما مسیرشان اشتباه بوده است. برای مثال، در بازار بیت‌ کوین، پیش‌بینی می‌شد قیمت به ۱۰۰ هزار دلار برسد. این اتفاق در نهایت رخ داد، اما بازار تا مدت‌ها احتمال بسیار کمی برای آن قائل بود و تنها در روزهای پایانی ناگهان تغییر نظر داد. در نتیجه، امتیاز آن نشان‌دهنده عملکرد ضعیف بود. پیش‌بینی قیمت بیت کوین در پلتفرم پالی مارکت در نمونه‌ای دیگر، بازار مربوط به نامزدی کامالا هریس نیز در نهایت نتیجه درست را ثبت کرد، اما در طول مسیر، پیش‌بینی آن به‌طور مداوم اشتباه و گمراه‌کننده بود. چرا انتخابات‌ بهترین عملکرد را دارد؟ با وجود این ضعف‌ها، بازارهای پیش‌بینی در انتخابات‌ بزرگ عملکرد خوبی دارند. در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا ۲۰۲۴، این بازارها حتی در برخی ایالت‌های کلیدی از نظرسنجی‌های سنتی دقیق‌تر بودند. دلیل این موضوع ساده است. پول زیاد، توجه عمومی و تعداد زیاد معامله‌گران باعث می‌شود اطلاعات بیشتری وارد بازار شود و قیمت‌ها دقیق‌تر شوند. اما این فقط بخش کوچکی از کل بازار است. مشکل اصلی: نقدینگی و بازارهای کوچک بخش بزرگی از بازارهای پیش‌بینی نقدینگی کمی دارند. در این بازارها، اختلاف قیمت خرید و فروش گاهی بسیار زیاد است که نشان می‌دهد اطلاعات کافی در بازار وجود ندارد. در مقایسه، حجم کل این صنعت در برابر بازارهای مالی سنتی بسیار کوچک است و نقش حاشیه‌ای دارد. این موضوع باعث می‌شود بسیاری از پیش‌بینی‌ها بیشتر شبیه حدس باشند تا تحلیل واقعی. وقتی احتمال‌ها شروع به شکل‌دادن واقعیت می‌کنند مشکل زمانی جدی می‌شود که این احتمال‌ها از داخل بازار خارج شده و وارد رسانه‌ها می‌شوند. در سال‌های اخیر، رسانه‌هایی مانند وال‌استریت ژورنال، CNN و CNBC از داده‌های پالی‌ مارکت و کالشی در پوشش خبری خود استفاده کرده‌اند. این داده‌ها سپس به شبکه‌های اجتماعی مثل تیک‌تاک منتقل شده‌اند و به‌عنوان واقعیت آماری مصرف می‌شوند. در اقتصاد، این پدیده زمانی خطرناک می‌شود که ابزار اندازه‌گیری روی نتیجه اثر بگذارد. برای مثال، در یک گزارش مالی، مدیرعامل کوین‌بیس زمانی که متوجه شرط‌بندی بازار روی صحبت‌هایش شد، رفتار خود را تغییر داد. این یعنی پیش‌بینی، خودش بخشی از واقعیت شد. در انتخابات ۲۰۲۴ نیز یک معامله‌گر بزرگ با استفاده از داده‌های خصوصی توانست قیمت‌ها را در بازار تغییر دهد. سپس این تغییر قیمت توسط رسانه‌ها به‌عنوان «اجماع بازار» منتشر شد، درحالی‌که در واقعیت، فقط دیدگاه یک بازیگر بزرگ بود. خطر استفاده از اطلاعات پنهان در برخی موارد، این بازارها حتی به ابزاری برای استفاده از اطلاعات محرمانه تبدیل شده‌اند. گزارش‌هایی از استفاده اطلاعات نظامی برای شرط‌بندی در پالی‌ مارکت منتشر شده است که نشان می‌دهد سرعت و ناشناسی این بازارها می‌تواند مشکل‌ساز باشد. در نمونه‌ای مشابه، شرط‌بندی روی عملیات نظامی پیش از اعلام رسمی، سودهای قابل توجهی برای برخی افراد ایجاد کرده است. این یعنی مرز بین تحلیل و سوءاستفاده اطلاعاتی در این بازارها بسیار باریک است. نتیجه‌گیری؛ ماشین حقیقت یا ماشین توجه؟ بازارهای پیش‌بینی در شرایط خاص، مثل انتخابات یا داده‌های اقتصادی مهم، می‌توانند دقت بالایی داشته باشند. اما در موارد زیادی هم عملکرد آن‌ها به‌شدت وابسته به نقدینگی و میزان توجه عمومی است. هرچه توجه بیشتر باشد، قیمت‌ها دقیق‌تر می‌شوند و هرچه توجه کمتر شود، این بازارها بیشتر شبیه یک حدس پراکنده عمل می‌کنند تا یک ابزار تحلیلی قابل اتکا. به همین دلیل، این سیستم‌ها را نمی‌توان صرفا ماشین حقیقت نامید. آن‌ها بیشتر شبیه ماشین توجه هستند؛ ابزارهایی که در حضور جمعیت هوشمند می‌شوند و در غیاب آن، دقت خود را از دست می‌دهند. مسئله اصلی هم این نیست که این بازارها مفید هستند یا نه. مسئله این است که وقتی احتمال‌ها از یک داده تخصصی به یک مرجع عمومی تبدیل شوند، مرز بین پیش‌بینی و تعریف واقعیت کم‌کم محو می‌شود. در چنین شرایطی، این سوال مطرح است که اگر قیمت‌ها قرار است حقیقت را نشان دهند، چه کسی تعیین می‌کند کدام قیمت دیده شود و کدام نادیده بماند؟ بازار پیش‌بینی چیست؟بازارهای پیش‌بینی پلتفرم‌هایی هستند که در آن کاربران روی نتیجه رویدادهای آینده شرط‌بندی می‌کنند و قیمت‌ها نشان‌دهنده احتمال وقوع آن رویداد است.آیا بازارهای پیش‌بینی قابل اعتماد هستند؟این بازارها در برخی حوزه‌ها مانند انتخابات دقیق‌تر هستند، اما در بسیاری از موضوعات دیگر به‌ویژه بازارهای کم‌نقدینگی دقت پایینی دارند.امتیاز بریر چیست؟امتیاز بریر معیاری برای سنجش دقت پیش‌بینی‌های احتمالی است که نشان می‌دهد یک سیستم چقدر در پیش‌بینی نتایج درست عمل کرده است.چرا بازارهای پیش‌بینی به ماشین حقیقت معروف شده‌اند؟چون برخی از افراد معتقد هستند که شرط‌بندی با پول واقعی باعث می‌شود این بازارها تصویر دقیق‌تری از آینده نسبت به نظرسنجی‌ها ارائه دهند.

تلگرام و تون، زیرساخت نسل جدید ایجنت‌های هوش مصنوعی

ساجده حسینی
15 خرداد 1405 - 16:00
تصور کنید دستیاری هوشمند در اختیار دارید که تنها در چند ثانیه، پیچیده‌ترین تحقیق‌ها را انجام می‌دهد، پیام‌های شما را مدیریت و حتی تراکنش‌های مالی‌تان را در بستری امن نهایی می‌کند. با وجود این پتانسیل بالا، دنیای ایجنت‌های هوش مصنوعی همچنان با چالش‌های بزرگی مثل هزینه‌های عملیاتی بالا، سرعت پایین تراکنش‌ها و دشواری در جذب کاربران انبوه دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما اکنون، هم‌گرایی تلگرام و بلاک‌ چین TON در حال ایجاد زیرساختی است که می‌تواند این معادلات را تغییر دهد. تلگرام دیگر تنها یک پیام‌رسان نیست؛ بلکه به بستری برای عبور از محدودیت‌های فعلی و تسریع توسعه ایجنت‌های هوش مصنوعی تبدیل شده است. در این مقاله از میهن بلاکچین، به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چرا ترکیب پایگاه کاربری تلگرام و قابلیت‌های فنی شبکه تون، آینده هوش مصنوعی را متحول خواهد کرد و چه فرصت‌های جدیدی پیش روی توسعه‌دهندگان قرار گرفته است. چرا تلگرام بستر مناسبی برای توسعه ایجنت‌های هوش مصنوعی است؟ یکی از چالش‌های اصلی در توسعه ایجنت‌های هوش مصنوعی، دسترسی به کاربر است. در بسیاری از پلتفرم‌ها، کاربر باید یک اپلیکیشن جدید نصب کند، حساب بسازد و با محیط آن آشنا شود. این مراحل معمولا باعث کاهش تعداد کاربران واقعی می‌شود. تلگرام این مسیر را کوتاه‌تر کرده است. این پلتفرم بیش از یک میلیارد کاربر فعال دارد و از قبل امکان استفاده از بات‌ها و مینی‌اپ‌ها را فراهم کرده است. به همین دلیل، یک ایجنت می‌تواند مستقیما داخل همان محیطی اجرا شود که کاربر هر روز از آن استفاده می‌کند. از طرف دیگر، بات‌ها در تلگرام یک هویت مستقل دارند و می‌توانند در چت‌های خصوصی یا گروهی فعالیت کنند. این ویژگی برای سناریوهایی که چند ایجنت باید هم‌زمان با کاربر یا با یکدیگر تعامل داشته باشند، کاربرد زیادی دارد. وجود سیستم پرداخت و مینی‌اپ‌ها هم باعث شده است تا تلگرام فقط ابزاری پیام‌رسان نباشد. یک ایجنت می‌تواند علاوه‌بر پاسخ‌دادن به درخواست‌ها، عملیات‌هایی مثل پرداخت یا اتصال به سرویس‌های دیگر را هم در همان محیط انجام دهد. مهم‌ترین قابلیت‌های جدید تلگرام برای توسعه ایجنت‌های هوش مصنوعی در چند ماه اخیر، تلگرام مجموعه‌ای از قابلیت‌ها را اضافه کرده است که مستقیما روی نحوه ساخت و اجرای ایجنت‌های هوش مصنوعی تاثیر می‌گذارند. این تغییرات بیشتر روی پردازش داده، مدیریت بات‌ها و ارتباط بین آن‌ها متمرکز بوده است. یکی از مهم‌ترین این قابلیت‌ها، شبکه پردازش غیرمتمرکز Cocoon است. در این سیستم، توان پردازشی GPU کاربران برای اجرای درخواست‌های هوش مصنوعی استفاده می‌شود و داده‌ها داخل محیط‌های امن پردازش می‌شوند. همین موضوع باعث شده است تا اجرای قابلیت‌هایی مثل خلاصه‌سازی متن، ترجمه و ویرایش محتوا بدون وابستگی کامل به سرورهای متمرکز انجام شود. با راه‌اندازی Cocoon، تلگرام پردازش درخواست‌های AI را به شبکه‌ای مبتنی بر GPU کاربران منتقل کرده است. در کنار این موضوع، به‌روزرسانی‌های Bot API امکان نمایش پاسخ‌های ایجنت‌ها را به‌صورت مرحله‌ای فراهم کرده است. به این ترتیب، کاربر می‌تواند روند تولید پاسخ را به‌صورت لحظه‌ای ببیند، نه اینکه چند ثانیه منتظر بماند تا نتیجه کامل ارسال شود. این تغییر روی تجربه کاربر هنگام استفاده از دستیارهای هوشمند تاثیر مستقیمی دارد. تلگرام همچنین قابلیتی به نام Managed Bots معرفی کرده است که اجازه می‌دهد یک بات، بات‌های دیگر را به‌صورت خودکار ایجاد و مدیریت کند. این قابلیت برای سرویس‌هایی که باید برای هر کاربر یا هر پروژه یک ایجنت جداگانه بسازند، اهمیت زیادی دارد و روند راه‌اندازی را بدون دخالت دستی انجام می‌دهد. چه تغییرات مهمی در زیرساخت بلاک چین TON رخ داده است؟ در کنار تغییرات تلگرام، بخش مهمی از این اکوسیستم در لایه زیرساخت اتفاق افتاده است. در ماه‌های اخیر، شبکه TON چند به‌روزرسانی مهم انجام است که بیشتر آن‌ها روی سرعت تراکنش‌ها و ابزارهای توسعه متمرکز بوده‌اند. یکی از مهم‌ترین تغییرات، کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش‌ها به کمتر از یک ثانیه است. با فعال‌شدن نسخه جدید Catchain، زمان تولید بلاک‌ها به حدود چندصد میلی‌ثانیه رسیده و تایید تراکنش‌ها تقریبا فوری انجام می‌شود. این موضوع برای ایجنت‌هایی که باید پشت‌سرهم تراکنش انجام دهند، اهمیت زیادی دارد. پاول دوروف از افزایش سرعت شبکه TON و نهایی‌سازی تراکنش‌ها در کمتر از یک ثانیه خبر داد. در کنار آن، ابزارهای جدیدی برای توسعه‌دهندگان معرفی شده است. به‌روزرسانی ماشین مجازی TON و زبان برنامه‌نویسی Tolk باعث شده است تا ساخت قراردادهای هوشمند با هزینه کمتر و امکانات بیشتر انجام شود. همچنین، انتشار AppKit به توسعه‌دهندگان کمک می‌کند تا بخش‌هایی مثل اتصال کیف پول و مدیریت تراکنش‌ها را بدون نیاز به ساخت زیرساخت جداگانه پیاده‌سازی کنند. AppKit به‌عنوان ابزار جدید تون، مسیر توسعه اپلیکیشن‌های مبتنی بر بلاک چین را کوتاه‌تر می‌کند. از طرف دیگر، معرفی TON Pay مسیر پرداخت در مینی‌اپ‌های تلگرام را یکپارچه کرده است. این ابزار به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد پرداخت‌های مبتنی بر TON را داخل اپلیکیشن‌های خود اجرا کنند، بدون اینکه نیاز به اتصال چند سرویس مختلف داشته باشند. اتصال ایجنت‌های هوش مصنوعی به بلاک چین با TON MCP یکی از تغییرات مهم در اکوسیستم TON، معرفی استانداردی به نام TON MCP است که به ایجنت‌های هوش مصنوعی امکان می‌دهد به‌صورت مستقیم با بلاک چین تعامل داشته باشند. این استاندارد در واقع یک رابط آماده فراهم می‌کند تا ایجنت‌ها بتوانند بدون نیاز به نوشتن کدهای پیچیده، عملیات بلاک چینی را اجرا کنند. با استفاده از این قابلیت، یک ایجنت می‌تواند کارهایی مثل بررسی موجودی کیف پول، ارسال توکن یا اجرای یک قرارداد هوشمند را از طریق دستورهای ساده انجام دهد. این موضوع باعث می‌شود بسیاری از قابلیت‌هایی که قبلا نیاز به توسعه جداگانه داشتند، در قالب مسیری مشخص پیاده‌سازی شوند. وجود چنین استانداردی برای ایجنت‌هایی که قرار است با دارایی‌های دیجیتال کار کنند اهمیت زیادی دارد. وقتی ارتباط با بلاک چین از قبل تعریف شده باشد، توسعه‌دهندگان می‌توانند بیشتر روی منطق ایجنت تمرکز کنند، نه روی ساخت زیرساخت ارتباطی از ابتدا. رشد فعالیت توسعه‌دهندگان در اکوسیستم تون در ماه‌های اخیر، فعالیت توسعه‌دهندگان در اکوسیستم تون افزایش پیدا کرده است و این موضوع را می‌توان از تعداد پروژه‌ها و رویدادهای برگزارشده مشاهده کرد. یکی از نمونه‌های مهم، هکاتون مرتبط با ایجنت‌های هوش مصنوعی بود که بیش از ۱۶۰ پروژه در آن ثبت شد. این عدد نسبت به دوره‌های قبلی چند برابر شده است. بخش زیادی از این پروژه‌ها روی موضوعاتی مثل اتصال کیف پول‌ها، هماهنگی بین چند ایجنت، ابزارهای پرداخت و حتی ایجنت‌های صوتی متمرکز بوده‌اند. علاوه‌بر هکاتون‌ها، برنامه‌های حمایتی کوچک‌تری هم برگزار شده است که به تیم‌ها کمک می‌کند ایده‌های اولیه خود را به نمونه‌های قابل اجرا تبدیل کنند. در کنار این فعالیت‌ها، مستندات فنی TON هم بازطراحی شده و ابزارهای آموزشی بیشتری در اختیار توسعه‌دهندگان قرار گرفته است. این تغییر باعث شده است تا ورود به این اکوسیستم برای تیم‌های جدید ساده‌تر شود و زمان لازم برای شروع توسعه کاهش پیدا کند. چرا ترکیب تلگرام و تون برای آینده ایجنت‌های هوش مصنوعی مهم است؟ آن‌چه اهمیت بودن این دو پلتفرم را در کنار هم نشان می‌دهد، نقش متفاوتی است که هرکدام در یک سیستم کامل ایفا می‌کنند. تلگرام جایی است که کاربر حضور دارد و با ایجنت تعامل می‌کند، درحالی‌که تون وظیفه اجرای تراکنش‌ها و مدیریت عملیات مالی را بر عهده می‌گیرد. این تقسیم وظایف باعث می‌شود بخش رابط کاربری و بخش زیرساخت به‌صورت هماهنگ عمل کنند. قابلیت‌هایی مثل ساخت خودکار بات‌ها و ارتباط مستقیم بین آن‌ها در تلگرام، امکان طراحی سیستم‌هایی را فراهم کرده است که در آن چند ایجنت هم‌زمان روی یک وظیفه کار می‌کنند. در همین زمان، سرعت بالاتر تراکنش‌ها در تون باعث می‌شود این ایجنت‌ها بتوانند بدون توقف‌های طولانی، مراحل مختلف یک فرایند را پشت سر هم اجرا کنند. وجود استانداردهایی مثل MCP هم این ارتباط را کامل می‌کند. وقتی یک ایجنت بتواند از داخل محیط تلگرام به ابزارهای بلاک چینی دسترسی داشته باشد، بسیاری از سناریوهایی که قبلا نیاز به چند سرویس جداگانه داشتند، در مسیری یکپارچه اجرا می‌شوند. همین ترکیب باعث شده است تا برخی توسعه‌دهندگان این اکوسیستم را به‌عنوان گزینه‌ای برای اجرای ایجنت‌ها در مقیاس بزرگ بررسی کنند. کلام آخر؛ آیا تلگرام و تون می‌توانند زیرساخت اصلی ایجنت‌های هوش مصنوعی شوند؟ مجموع تغییراتی که در ماه‌های اخیر در تلگرام و تون انجام شده است، نشان می‌دهد این دو پلتفرم در حال حرکت در مسیری مشترک هستند. از یک سمت، ابزارهای تلگرام امکان ساخت و مدیریت چند ایجنت را فراهم کرده‌اند و از سمت دیگر، به‌روزرسانی‌های تون شرایط اجرای سریع‌تر تراکنش‌ها و پرداخت‌ها را مهیا کرده است. در کنار این موارد، افزایش تعداد پروژه‌ها و فعالیت توسعه‌دهندگان هم نشان می‌دهد که این اکوسیستم در حال حرکت به سمت استفاده‌های عملی است. وقتی ابزارها، زیرساخت و جامعه توسعه‌دهندگان هم‌زمان رشد می‌کنند، احتمال شکل‌گیری کاربردهای جدید بیشتر می‌شود. بااین‌حال، این‌که تلگرام و تون در نهایت به زیرساخت اصلی ایجنت‌های هوش مصنوعی تبدیل شوند، به نحوه استفاده واقعی از این ابزارها در ماه‌ها و سال‌های آینده بستگی دارد. اما آن‌چه مشخص است، این است که روند تغییرات اخیر، این اکوسیستم را به یکی از حوزه‌هایی تبدیل کرده است که دنبال کردن آن برای توسعه‌دهندگان و فعالان حوزه هوش مصنوعی اهمیت دارد. آیا تلگرام واقعا برای اجرای ایجنت‌های هوش مصنوعی مناسب است؟تلگرام به‌دلیل داشتن بیش از یک میلیارد کاربر فعال و پشتیبانی داخلی از بات‌ها و مینی‌اپ‌ها، یکی از بسترهای مناسب برای اجرای ایجنت‌های هوش مصنوعی محسوب می‌شود. توسعه‌دهندگان می‌توانند ایجنت‌های خود را بدون نیاز به ساخت اپلیکیشن جداگانه در همین محیط اجرا کنند و کاربران نیز بدون نصب ابزار جدید به آن‌ها دسترسی داشته باشند.بلاک چین TON چه نقشی در عملکرد ایجنت‌های هوش مصنوعی دارد؟بلاک چین تون زیرساختی برای انجام تراکنش‌ها و پرداخت‌ها فراهم می‌کند. با کاهش زمان نهایی شدن تراکنش‌ها به کمتر از یک ثانیه، ایجنت‌ها می‌توانند عملیات مالی یا اجرای قراردادهای هوشمند را بدون وقفه‌های طولانی انجام دهند. این موضوع برای کاربردهایی که نیاز به چند تراکنش پشت‌سرهم دارند اهمیت زیادی دارد.قابلیت مدیریت ربات‌ها در تلگرام چه کاربردی برای ایجنت‌های هوش مصنوعی دارد؟Managed Bots به توسعه‌دهندگان امکان می‌دهد یک بات بتواند بات‌های دیگر را به‌صورت خودکار ایجاد و مدیریت کند. این قابلیت برای سرویس‌هایی که نیاز دارند برای هر کاربر یا هر پروژه یک ایجنت جداگانه راه‌اندازی کنند کاربرد دارد و زمان لازم برای ایجاد و پیکربندی بات‌ها را کاهش می‌دهد.

مرگ تدریجی شبکه‌های لایه اول؛ چرا توکن‌های L1 به سمت صفر سقوط می‌کنند؟

کسرا خلیفه‌پور
15 خرداد 1405 - 12:00
نشانه‌های سقوط شبکه‌های لایه اول از همان زمان که خدمات «رول‌آپ به عنوان سرویس» (Rollup-as-a-Service) داغ شد، کاملاً پیدا بود. این اتفاق در واقع شروع یک چرخه نابودی بود که باعث شد بخش اجرای تراکنش‌ها دیگر ارزش خاصی نداشته باشد و به یک موضوع پیش‌پاافتاده تبدیل شود. تحلیل‌ها نشان می‌دهند که ارزش توکن‌های شبکه‌های لایه اول (L1) عمومی، احتمالاً بدون هیچ استثنایی به سمت صفر حرکت کرده و در یک روند نزولی همیشگی غرق خواهند شد. در ادامه دلایل بروز این اتفاق بررسی شده و راهکارهایی برای تغییر مسیر حرکت پروژه‌های لایه اول ارائه می‌شود. به گزارش میهن بلاکچین، دلایل اصلی شکست این شبکه‌ها را می‌توان در چند مورد خلاصه کرد: عرضه مداوم توکن‌های جدید به بازار، نداشتن دلیل منطقی برای ارزشمند ماندن، مدیریت ضعیف و راهبری غلط در این صنعت. این‌ها صرفاً نظرات شخصی نویسنده هستند و به زبان ساده به آن‌ها پرداخته خواهد شد: ۱. تورم ناشی از پاداش‌های استیکینگ مدل فعلی که در آن به صورت خودکار توکن‌های جدید تولید و به عنوان پاداش پرداخت می‌شود، شاید در ظاهر با وعده سودهای سالانه جذاب به نظر برسد، اما در واقعیت شکست خورده است. اگرچه مدل‌هایی مثل «اثبات سهام» اجازه می‌دهند کاربران معمولی هم در امنیت شبکه سهیم شوند، اما این سیستم انگیزه واقعی برای فعالیت مفید به توسعه‌دهندگان و کاربران نمی‌دهد. این روش فقط مردم را تشویق می‌کند که توکن را نگه دارند، که این کار به تنهایی هیچ ارزش واقعی برای شبکه خلق نمی‌کند. در گذشته می‌گفتند تاییدکنندگان (Validators) بزرگ چون سرمایه زیادی در شبکه دارند، توکن‌هایشان را نمی‌فروشند تا قیمت پایین نیاید. اما واقعیت تلخ این است که آن‌ها تا امروز هر چه پاداش گرفته‌اند و هر چه توکن از حالت قفل درآمده را در بازار فروخته‌اند. ۲. توکن‌هایی که کاربرد واقعی ندارند تاییدکنندگان می‌فروشند چون می‌دانند این توکن‌ها برای بلندمدت برنامه‌ای ندارند. این حرف که «توکن برای پرداخت کارمزد شبکه است» یا «با آن می‌توانید در نظرسنجی‌ها رأی بدهید»، دیگر خریدار ندارد و مثل یک قول پوچ است. ارزش یک توکن فقط به یک چیز بستگی دارد: با آن چه چیزهایی می‌توانید بخرید؟ تیم‌های بلاکچین باید تمام تمرکزشان را روی این بگذارند که توکن خود را به یک پول واقعی و قابل استفاده تبدیل کنند. متأسفانه صنعت ما آن هدف اصلی یعنی «پول الکترونیکی همتا به همتا» را فراموش کرده و چسبیده است به اینکه سرعت تراکنش‌ها را بالا ببرد. فراموش نکنید: سرعت بالا یا حجم سرمایه جذب شده در شبکه، به تنهایی به توکن ارزش نمی‌دهد. چیزی که باعث ارزشمند شدن یک توکن می‌شود، نقدینگی و استفاده واقعی از آن در زندگی روزمره است. نقش مخرب بنیادها و مجموعه‌های توسعه‌دهنده (Labs) در کاهش ارزش بازار نکته بعدی که بسیار ملموس و البته دردناک است، موضوع مجموعه‌های توسعه‌دهنده یا همان «لبزها» و بنیادها است. پایان دوره‌های آزادسازی توکن، معاملات مستقیم و کلان با تخفیف‌های سنگین، هزینه‌های عملیاتی سرسام‌آور، برنامه‌های تشویقی برای جذب سرمایه‌های کوتاه‌مدت و استخدام اینفلوئنسرها یا همان ایجنت‌های هوش مصنوعی یا افراد تاثیرگذار (KOL)… همه ما می‌توانیم چندین نمونه از این موارد را نام ببریم. در واقع، هر دلاری که توسط این آزمایشگاه‌های توسعه هزینه می‌شود، نوعی مالیات است که از جیب دارندگان توکن برداشته می‌شود. مگر اینکه آن مجموعه از طریق خدماتی مثل کیف پول‌های اختصاصی یا اپلیکیشن‌ها درآمدزایی کند؛ در غیر این صورت، هزینه‌های آن‌ها مستقیماً از طریق فروش توکن‌ها تأمین می‌شود. اشتباه برداشت نکنید؛ فعالیت این تیم‌ها برای توسعه مهندسی، ایجاد مرورگرهای شبکه و رابط‌های برنامه‌نویسی (API) ذاتا بد نیست، اما اگر این فعالیت‌ها منجر به ایجاد تقاضای جدید برای خرید توکن نشود و هزینه‌ها به شکل ناپایداری بالا برود، پروژه با مرگی تدریجی روبرو خواهد شد. یکی از اهداف اصلی این مجموعه‌ها باید ساخت یک شبکه بدون نیاز به مجوز باشد که در نهایت بتواند بدون وابستگی به آن‌ها به فعالیت خود ادامه دهد. در واقع هدف این است که توسعه کسب‌وکار توسط جامعه کاربران انجام شود و شبکه به مرور زمان توسط خودِ جامعه مدیریت و به‌روزرسانی شود. برای رسیدن به این نقطه، نیازی به ۴۰۰ کارمند نیست؛ بلکه ۳۰ تا ۴۰ نیروی متخصص و کاربلد به همراه تیم‌های سازنده اپلیکیشن‌ها و خدمات اختصاصی کافی هستند. در نهایت، پیش از اینکه به سراغ راهکارها برویم، باید گفت که مسیر بازار ارزهای دیجیتال توسط بسیاری از سرمایه‌گذاران بزرگ و مشاوران به بیراهه رفته است. اگر پروژه‌های شکست‌خورده‌ای مثل «اف تی اکس»، «سلسیوس» و «لونا» را کنار بگذاریم، همچنان می‌بینیم که بازیگران اصلی صنعت با تحمیل روایت‌های کوتاه‌مدت، معامله با اهرم بیش از حد و استخراج حداکثری سود از بازار، سرمایه‌گذاران خرد را تحت فشار قرار داده‌اند. سرمایه‌گذاری اشتباه روی روایت‌های توخالی و زیرساخت‌های بی‌هدف ترجیح دادن سرعت تراکنش‌ها به امنیت قراردادهای هوشمند، سرمایه‌گذاری روی چندین بلاکچین عمومی تکراری، شرکت در دوره‌های جذب سرمایه با قیمت‌های تخیلی، جمع‌آوری سرمایه بیش از حد نیاز و ادعای امنیت در جایی که وجود ندارد، همگی نشانه‌هایی از مسیر کاملاً اشتباه در فضای ارزهای دیجیتال هستند. شرط‌بندی روی آینده صنعت (مثل کوین‌های حریم خصوصی، شبکه‌های مبتنی بر MoveVM، مالکیت معنوی توکنایز شده یا شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز) یک موضوع است، اما سوزاندن سرمایه در آتش روندهای موقت و پروژه‌هایی که فقط برای جذب نقدینگی کوتاه‌مدت ساخته شده‌اند، موضوعی کاملاً متفاوت است. این موارد شامل خدماتی مثل «رول‌آپ به عنوان سرویس»، پروژه‌های در دسترس بودن داده‌ها (Data Availability) یا هر شبکه لایه اولی است که هنوز محصولی ندارد اما با ارزش‌گذاری‌های میلیارد دلاری عرضه می‌شود. در واقع، بسیاری از این راه‌حل‌های زیرساختی برای مشکلاتی ساخته شده‌اند که اصلاً وجود ندارند یا هیچ درآمدی ایجاد نمی‌کنند. باید به این نکته ساده توجه داشت که برای رشد قیمت، همیشه باید میزان خرید از میزان فروش بیشتر باشد. در ادامه، نگاهی به مسیری که این صنعت باید به سمت آن حرکت کند، انداخته می‌شود: نقشه راه جدید: اصلاح مدل‌های اقتصادی و رویکرد سرمایه‌گذاری صنعت ارزهای دیجیتال به مدل‌های جدیدی برای توکن‌های لایه اول و رویکرد متفاوتی در سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC) نیاز دارد. الگوی فعلی که در آن مقدار کمی از توکن‌ها عرضه می‌شود اما ارزش کل شبکه در حالت رقیق‌شده (FDV) بسیار بالاست، تنها زمانی جواب می‌دهد که سرمایه جدید و کلانی وارد بازار شود. متأسفانه، سرمایه‌گذاران خرد دیگر حاضر نیستند هزینه سودهای هزار برابری مراحل اولیه را پرداخت کنند و در زمان آزادسازی توکن‌ها و فروش پاداش‌های استیکینگ توسط افراد داخلی، ضررها را به جان بخرند. به نظر می‌رسد شبکه‌های لایه اول برای رسیدن به مرحله شبکه اصلی نیازی به بودجه‌های صد میلیون دلاری ندارند. بهتر است پروژه‌ها فقط به اندازه نیاز برای ساخت یک پلتفرم خوب سرمایه جذب کنند و به بازار وارد شوند؛ آن‌ها می‌توانند مراحل بعدی افزایش سرمایه را به زمان‌های بعد موکول کنند که این به نفع کل بازار خواهد بود. ضرورت شفافیت مالی و پایداری شبکه آزادسازی توکن‌ها باید به دستاوردهای واقعی مثل میزان نقدینگی در صرافی‌های متمرکز، پرداخت‌ها و وام‌دهی در دیفای گره بخورد. همچنین حاکمیت آنچین باید در اولویت بسیار بالاتری قرار گیرد. بنیادها نیز موظف هستند در مورد ترازنامه، نرخ هزینه‌کرد و سرمایه‌گذاری‌های خود شفافیت کامل داشته باشند. سرمایه‌گذاران خرد نمی‌خواهند بار اقتصادی تأمین امنیت شبکه (یعنی همان پاداش تاییدکنندگان) را به دوش بکشند. در نهایت، یک شبکه باید بتواند بدون نیاز به پرداخت پاداش‌های تورمی استیکینگ، خود را مدیریت کند. شاید اصلاً نیازی به وجود این پاداش‌ها نباشد و در عوض، درآمد حاصل از فعالیت‌های شبکه یا سودهای مجموعه‌های توسعه‌دهنده (Labs) به تاییدکنندگان اختصاص یابد. در آن صورت خواهیم دید که تاییدکنندگان برای حفظ ارزش دارایی‌های خود با چه جدیت و تلاشی فعالیت خواهند کرد. آینده از آنِ اپلیکیشن‌هاست، نه زیرساخت‌های تکراری ارزش پیشنهادی در شبکه‌های لایه اصلی روزبه‌روز در حال کمرنگ شدن است؛ بنابراین نباید تا این حد سنگین روی توسعه آن‌ها سرمایه‌گذاری کرد. امروزه کارمزدهای شبکه در تمامی زنجیره‌ها به سمت صفر حرکت می‌کنند، اپلیکیشن‌های موفق در حال مهاجرت به زنجیره‌های اختصاصی خود هستند و پل زدن بین شبکه‌ها نیز هیچ‌گاه به این اندازه آسان نبوده است. بر همین اساس، می‌توان به این نتیجه رسید که ساخت یک اپلیکیشن (یا زنجیره اختصاصی برای اپلیکیشن) و سپس یکپارچه‌سازی عمودی آن، استراتژی بهتری است؛ مشابه مسیری که پروژه‌هایی مثل هایپرلیکوئید یا پامپ پیش گرفته‌اند. این به معنای توقف کامل حمایت مالی از بلاکچین های عمومی نیست، اما توکن یک شبکه در نهایت باید پیش از هر چیز، یک ابزار کارآمد برای تبادل ارزش باشد. شبکه‌های لایه اولِ بدون نیاز به مجوز باید به قطب نقدینگی در دیفای و بستری برای آزمایش اپلیکیشن‌های نوآورانه تبدیل شوند. این‌ها ایده‌های پیچیده‌ای نیستند. بسیاری از تیم‌های لایه اول از قبل به این نتیجه رسیده‌اند که برای بقا، باید اپلیکیشن‌ها و خدمات اختصاصی خود را بسازند. چرخه تکراریِ فروش توکن توسط بنیادها برای تأمین هزینه‌ها در حال کند شدن است؛ بنابراین اگر کسی در این تیم‌ها در بخشی فعالیت می‌کند که درآمدزایی ندارد، شاید وقت آن رسیده که به فکر راهی برای خلق ارزش واقعی باشد. نکته جالب اینجاست که میزان استفاده کاربران خرد یا نهادهای بزرگ، به اندازه ساختن یک جامعه وفادار از دارندگان توکن و راضی نگه داشتن آن‌ها اهمیت ندارد. در مواقع ابهام، باید از جامعه کاربران ایده گرفت؛ حتی اگر پیشنهادهای آن‌ها چندان کارساز نباشد، حداقل می‌توان فهمید که آن‌ها نسبت به عملکرد اعضای تیم چه دیدگاهی دارند. جمع‌بندی: پذیرش واقعیت یا تکرار اشتباهات مرگبار؟ تمام حرف این است که اکثر پروژه‌های لایه اول همچنان در حال تکرار اشتباهات مرگبار مشابهی هستند و تفاوت اصلی آن‌ها تا به امروز، ترکیبی از شانس و زمان‌بندی بوده است. پروژه‌های موفق‌تر به دلیل مدیریت بهتر و سرعت بالاتر در عرضه محصولات دوام آورده‌اند، اما سوال اصلی درباره ارزش پیشنهادی و پایداری بلندمدت آن‌ها هنوز پابرجا است. ما می‌توانیم به همین مسیر استخراج سودهای دردناک و کوتاه‌مدت ادامه دهیم، در حالی که طرفداران بیت کوین با استراتژی خرید و نگهداری (HODL) همچنان بازدهی بهتری کسب می‌کنند؛ یا اینکه می‌توانیم مشکلات مدل فعلی لایه اول را بپذیریم و شروع به ساختن سیستمی کنیم که نتایج عادلانه‌تری برای همه داشته باشد.

چگونه یک پیام به ظاهر اشتباه منجر به سرقت ۳.۴ میلیون دلاری شد!

کسرا خلیفه‌پور
14 خرداد 1405 - 20:00
یک پیام ساده با این مضمون که «ببخشید، به شماره اشتباهی پیام دادم» به نقطه شروع یک کلاهبرداری ۳.۴ میلیون دلاری در بازار ارزهای دیجیتال تبدیل شد؛ این پرونده، نمونه‌ای روشن از تاکتیک‌های مهندسی اجتماعی، سرمایه‌گذاری‌های جعلی و روش‌های پولشویی است. به گزارش میهن بلاکچین، این پرونده نه با یک لینک فیشینگ آغاز شد و نه با هک شدن کیف پول؛ بلکه همه‌چیز از یک پیام به‌ظاهر بی‌اهمیت شروع شد. به گفته دادستان‌های ایالات متحده، همین ارتباط اولیه به‌تدریج به یک طرح پیچیده مهندسی اجتماعی تبدیل شد که در نهایت میلیون‌ها دلار از قربانیان کلاهبرداری کرد و به توقیف ۳.۴ میلیون دلار تتر انجامید. از پیام‌های به‌ظاهر بی‌ضرر تا کلاهبرداری چندمیلیون دلاری دادستان‌های فدرال در بوستون روند یک پرونده مصادره مدنی را برای بازپس‌گیری حدود ۳.۴۴ میلیون دلار تتر مرتبط با یک پرونده سرمایه‌گذاری کلاهبرداری آنلاین آغاز کرده‌اند. به گفته مقامات، این دارایی‌ها در اوایل سال ۲۰۲۵ و در جریان تحقیقاتی که از اواخر ۲۰۲۴ و پس از شکایت قربانیانی از چندین ایالت آمریکا آغاز شد، توقیف شدند. این افراد از زیان‌های مالی قابل‌توجه خبر داده بودند. این عملیات متکی به حملات فنی پیچیده نبود؛ بلکه بر یک روش شناخته‌شده اما بسیار مؤثر تکیه داشت: مهندسی اجتماعی. کلاهبرداران با استفاده از تعاملات روزمره و کاملاً عادی، قربانیان بی‌خبر را فریب می‌دادند. قربانیان پیامک‌ها یا پیام‌هایی در چت دریافت می‌کردند که به‌نظر می‌رسید به‌اشتباه برای آن‌ها ارسال شده است. این پیام‌ها معمولاً از طریق اپلیکیشن‌هایی مثل واتساپ و تلگرام فرستاده می‌شد. در ظاهر، این ارتباط کاملاً عادی بود؛ نه فشاری وجود داشت، نه درخواست فوری، و نه نشانه هشداردهنده مشخصی. همین نبودِ تهدید آشکار، یکی از دلایل اصلی اثربخشی این روش است. برخلاف بسیاری از کلاهبرداری‌های کریپتویی که سریعاً حس تردید ایجاد می‌کنند، روش «شماره اشتباه»، طبیعی و از نظر اجتماعی قابل‌قبول به‌نظر می‌رسد و مخاطب را به پاسخ مودبانه ترغیب می‌کند همچنین زمینه را نیز برای ادامه گفتگو فراهم می‌کند. در این پرونده، مانند نمونه‌های مشابه، چیزی که در ابتدا یک اشتباه ساده به‌نظر می‌رسد، خیلی زود به نقطه شروعی برای برقراری ارتباط و ادامه فریب تبدیل می‌شود. مرحله اعتمادسازی: شکل‌گیری تدریجی اطمینان پس از ارتباط اولیه، کلاهبرداران عجله‌ای برای پیشبرد ماجرا ندارند. آن‌ها با گفت‌وگوهای دوستانه، به‌اشتراک‌گذاری اطلاعاتی که ظاهراً شخصی به نظر می‌رسد و حفظ یک هویت ثابت و قابل‌اعتماد، به‌مرور زمان اعتماد مخاطب را جلب می‌کنند. در این مرحله، برخلاف تصور، بحث‌های مالی خیلی زود مطرح نمی‌شود. کلاهبرداران ابتدا تلاش می‌کنند فضایی راحت و بدون تنش ایجاد کنند، ارتباط مداوم را به امری عادی تبدیل کنند و این حس را در طرف مقابل به‌وجود بیاورند که با یک رابطه واقعی و انسانی روبه‌رو است. این رویکرد در دسته‌ای از کلاهبرداری‌ها قرار می‌گیرد که با عنوان کلاهبرداری قصابی خوک شناخته می‌شود یعنی روشی که در آن قربانیان به‌صورت مرحله‌به‌مرحله «پرورش داده» می‌شوند تا در زمان مناسب، برای کسب منفعت مالی هدف قرار بگیرند. در چنین شرایطی، زمانی که پای پول به میان کشیده می‌شود، قربانی معمولاً تصور می‌کند با فردی آشنا و قابل‌اعتماد در ارتباط است، نه یک کلاهبردار ناشناس. پیشنهاد وسوسه‌انگیز: سرمایه‌گذاری جعلی اتریوم با پشتوانه طلا پس از شکل‌گیری اعتماد اولیه، کلاهبرداران به‌تدریج مسیر گفتگو را به سمت فرصت‌های سودآور سرمایه‌گذاری هدایت می‌کنند. در این مرحله، طرحی به قربانیان معرفی می‌شود که به‌نظر می‌رسد یک فرصت ویژه برای سرمایه‌گذاری در اتریوم است که ادعا می‌شود به دارایی‌های فیزیکی طلا متصل است. این ترکیب کاملاً حساب‌شده طراحی شده بود. از یک‌سو، جذابیت رشد سریع در بازار ارزهای دیجیتال را به همراه داشت و از سوی دیگر، حس امنیت سنتی مرتبط با طلا را القا می‌کرد. در کنار هم، این دو عنصر یک روایت قانع‌کننده می‌ساختند: وعده کسب سود قابل‌توجه، در حالی که ریسک سرمایه‌گذاری پایین جلوه داده می‌شود. در نهایت، به قربانیان گفته می‌شد که به یک فرصت نادر و انحصاری دسترسی پیدا کرده‌اند که برای عموم مردم در دسترس نیست. روش انجام تراکنش: چرا قربانیان اتریوم خریدند به‌جای درخواست انتقال مستقیم پول، کلاهبرداران از قربانیان می‌خواستند ابتدا اتریوم را از طریق صرافی‌های معتبر و شناخته‌شده خریداری کنند و سپس آن را به آدرس کیف پول‌هایی که از قبل تعیین شده بود، ارسال کنند. این روش تأثیر روانی قابل‌توجهی داشت. قربانیان به این دلیل احساس اطمینان می‌کردند که فرآیند خرید را در پلتفرم‌های واقعی و معتبر انجام می‌دادند، خودشان مسئول انجام و تأیید تراکنش بودند و حتی می‌توانستند قبل از انتقال، موجودی را در کیف پول شخصی خود مشاهده و بررسی کنند. در نتیجه، این روند برای آن‌ها شبیه به پرداخت پول به یک کلاهبردار نبود؛ بلکه بیشتر به‌عنوان مشارکت در یک فرصت سرمایه‌گذاری واقعی و مشروع به‌نظر می‌رسید. پس از انتقال اتریوم پس از اینکه قربانیان اتریوم‌های خود را به کلاهبرداران منتقل کردند، این دارایی‌ها وارد یک مسیر پیچیده جابه‌جایی شدند. ابتدا وجوه از چندین آدرس واسط عبور داده شد، سپس به تتر تبدیل شدند و در نهایت به کیف پول‌های غیرامانی تحت کنترل مجرمان منتقل شدند. هدف از این زنجیره تراکنش‌ها کاملاً مشخص بود: پنهان‌سازی مسیر پول، قطع ارتباط آن با منبع اولیه و دشوار کردن هرگونه تلاش برای ردیابی و بازگرداندن دارایی‌ها. با این حال، داده‌های بلاکچین در کنار ابزارهای تحلیلی و تحقیقاتی، به مقامات اجازه داد رد این جریان مالی را دنبال کنند و در نهایت بخشی از دارایی‌ها توقیف شد. بخشی از الگوی گسترده‌تر کلاهبرداری این پرونده تنها یک نمونه از موج گسترده‌تر کلاهبرداری‌های مرتبط با ارزهای دیجیتال است. در سال‌های اخیر، مقامات آمریکایی اقدامات متعددی علیه کلاهبرداری‌های موسوم به قصابی خوک و کلاهبرداری‌های عاشقانه انجام داده‌اند و همچنین علیه شبکه‌های پولشویی مبتنی بر استیبل کوین‌ها نیز برخوردهایی صورت گرفته است. در این پرونده‌ها، الگوهای مشترکی از قبیل: ارتباط اولیه از طریق شبکه‌های اجتماعی یا اپلیکیشن‌های دوستیابی، سپس فرآیند تدریجی اعتمادسازی، در ادامه هدایت قربانی به سمت فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ارز دیجیتال، و در نهایت انتقال دارایی‌ها از طریق چندین لایه تراکنش دیده می‌شود. با وجود تفاوت در ابزارها و جزئیات اجرایی، هدف و ساختار کلی این کلاهبرداری‌ها تقریباً یکسان است. چرا این کلاهبرداری موفق بود دلیل اصلی موفقیت این نوع کلاهبرداری‌ها نه در ضعف‌های فنی، بلکه در روانشناسی انسانی نهفته است. کلاهبرداران از هیچ آسیب‌پذیری در سیستم استفاده نکردند؛ بلکه رفتارهای قابل پیش‌بینی انسان‌ها را هدف گرفتند و آن‌ها را دستکاری کردند. چند عامل روانی کلیدی مانند: تمایل افراد به پاسخ‌گویی مودبانه حتی به پیام‌های اشتباه، شکل‌گیری تدریجی اعتماد از طریق ارتباط مداوم، احساس کنترل در فرآیند خرید و انتقال دارایی، و در نهایت ترکیب جذابیت رشد سریع ارزهای دیجیتال با حس امنیت ناشی از طلا در این موفقیت نقش داشت. در نهایت، زمانی که ماهیت واقعی ماجرا آشکار شد، قربانیان از نظر احساسی و مالی به‌قدری درگیر شده بودند که خروج از این چرخه بسیار دشوار شده بود. واکنش حقوقی: از توقیف تا مصادره دائمی دولت ایالات متحده روند یک مصادره مدنی را برای بازپس‌گیری دارایی‌های توقیف‌شده آغاز کرده است. از طریق این سازوکار قانونی، مقامات می‌توانند مالکیت دارایی‌هایی را که احتمال می‌رود با فعالیت‌های مجرمانه مرتبط باشند، برای دولت ثبت کنند، برای مصادره دائمی آن‌ها مجوز قضایی بگیرند و در عین حال این امکان را فراهم کنند که قربانیان یا سایر افراد ذی‌نفع بتوانند ادعای قانونی خود را نسبت به این دارایی‌ها ثبت کنند. برخلاف پیگردهای کیفری، در پرونده‌های مصادره مدنی تمرکز اصلی روی خود دارایی‌هاست و برای پیشبرد پرونده، الزاماً نیازی به اثبات محکومیت کیفری وجود ندارد. نشانه‌های هشدار که باید جدی گرفته شوند این نوع کلاهبرداری‌ها معمولاً الگوهای مشخص و تکرارشونده‌ای دارند. از مهم‌ترین نشانه‌های هشدار می‌توان به دریافت پیام‌های ناخواسته با ادعای ارسال اشتباهی، شکل‌گیری سریع صمیمیت و اعتماد از سوی افراد ناشناس، و تغییر تدریجی گفتگو به سمت پیشنهادهای سرمایه‌گذاری اشاره کرد. همچنین وعده دسترسی انحصاری یا سودهای بالا و تضمینی در حوزه ارزهای دیجیتال، و درخواست برای ارسال وجه یا رمزارز به آدرس‌های کیف پول خارجی از دیگر نشانه‌های جدی خطر هستند. به‌طور کلی، هرگونه پیشنهاد سرمایه‌گذاری که از دل یک گفت‌وگوی تصادفی و ناشناس شکل بگیرد، باید با بیشترین میزان تردید بررسی شود. اگر پیام‌های مشابه دریافت کردید چه کنید در صورتی که پیام ناخواسته‌ای درباره یک فرصت سرمایه‌گذاری سودآور در حوزه رمزارز دریافت کردید، بهتر است به آن پاسخ ندهید و وارد گفتگو با افراد ناشناس نشوید. حتی اگر پیام‌ها صرفاً از روی ادب به نظر برسند، نباید ادامه ارتباط را توجیهی برای پاسخ‌گویی قرار داد. در هیچ شرایطی نباید پول یا رمزارز به آدرس‌هایی که از سوی افراد ناشناس ارائه می‌شود منتقل شود. در صورت دریافت چنین پیام‌هایی، بهتر است بلافاصله شماره، حساب یا پروفایل مشکوک را مسدود و گزارش کنید و در صورتی که انتقال مالی انجام شده باشد، سریعاً موضوع را به نهادهای قانونی و همچنین پلتفرم‌ها یا صرافی‌های مربوطه اطلاع دهید. اقدام سریع در برخی موارد می‌تواند شانس ردیابی یا حتی مسدودسازی دارایی‌ها توسط مقامات را افزایش دهد.

ایجنت‌های هوش مصنوعی؛ موتور محرک موج جدید تراکنش‌های آنچین

کسرا خلیفه‌پور
14 خرداد 1405 - 16:00
زمانی که پروتکل ویرچوالز در اواخر سال ۲۰۲۴ «لونا» (Luna) را معرفی کرد و ارزش بازار توکن GOAT برای مدتی کوتاه از ۸۵۰ میلیون دلار گذشت، ایجنت‌های هوش مصنوعی در دنیای کریپتو فقط یک پدیده فرهنگی و ترند گذرا بودند. در آن زمان، این ایجنت‌ها را بیشتر با میم‌کوین‌ها، شخصیت‌های وایرال‌شده و گروه‌هایی که به دنبال سودهای سریع و نوسان‌گیری بودند می‌شناختند. اما امروز، نگاه‌ها از سمت حواشی به سمت زیرساخت‌ها تغییر کرده است. دیگر بحث بر سر این نیست که آیا این ایجنت‌ها می‌توانند جلب توجه کنند یا خیر؛ بلکه پرسش اصلی این است که: آیا آن‌ها می‌توانند شخصاً یک کیف پول را مدیریت کنند، هزینه‌ی خدماتشان را بپردازند و بدون نیاز به دخالت انسان، کارهایشان را پیش ببرند؟ به گزارش میهن بلاکچین، در سه ماه گذشته، با راه‌اندازی موج جدیدی از پروتکل‌ها و استانداردهای فنی، پاسخی عملی به این پرسش داده شده است. این پاسخ دیگر در حد تئوری نیست و همین حالا در پروژه‌های واقعی و عملیاتی در حال پیاده‌سازی است. مشکل اساسی در این میان کاملاً روشن است؛ ایجنت‌های هوش مصنوعی نرم‌افزارهای خودمختاری هستند که می‌توانند کدنویسی کنند، جریان‌های کاری را هماهنگ نمایند، داده‌ها را بازیابی کرده و وظایف پیچیده چندمرحله‌ای را اجرا کنند، اما آنچه آن‌ها قادر به انجامش نیستند، افتتاح یک حساب بانکی است. بانک‌ها نیازمند احراز هویت هستند که نرم‌افزار نمی‌تواند آن را ارائه دهد و هنوز هیچ فرآیند احراز هویتی وجود ندارد که یک سیستم خودکار بتواند به تنهایی آن را تکمیل کند. در ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ (۹ مارس)، برایان آرمسترانگ، مدیرعامل کوین بیس، مستقیماً به این نکته اشاره کرد و گفت: به‌زودی تعداد ایجنت‌های هوش مصنوعی که تراکنش انجام می‌دهند، از انسان‌ها بیشتر خواهد شد؛ آن‌ها نمی‌توانند حساب بانکی باز کنند، اما می‌توانند مالک یک کیف پول کریپتویی باشند. کوین بیس پیش از این بر اساس همین منطق عمل کرده است؛ در ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ (۱۱ فوریه)، این صرافی کیف پول‌های ایجنت محور خود را بر بستر پروتکل x402 راه‌اندازی کرد که زیرساخت کیف پول را به‌طور اختصاصی برای ایجنت‌ها فراهم می‌کند. این کیف پول‌ها از کلیدهای خصوصی ایجاد می‌شوند، ظرف چند دقیقه قابل شارژ هستند و قادر به انجام معاملات بدون کارمزد در شبکه بیس (Base) بدون نیاز به احراز هویت می‌باشند. در ۳۰ روز گذشته، پروتکل x402 حدود ۲.۸۸ میلیون تراکنش را با حجم کلی ۲.۴۱ میلیون دلار پردازش کرده است که میانگین هر تراکنش ۰.۸۳ دلار بوده است؛ مبالغ اندک با فرکانس بالا، دقیقاً همان چیزی که این پروتکل برای آن ساخته شده است. کیف پول‌های ایجنت محور کوین بیس فعالیت‌های اولیه و رو به رشدی را از خود نشان داده‌اند. - منبع: x402scan کیف پول‌های ایجنت محور کوین بیس فعالیت‌های اولیه خود را نشان داده‌اند مشکل پرداخت تنها نیمی از شکاف زیرساختی موجود است؛ پیش از آنکه یک ایجنت بتواند به ایجنت دیگری پول پرداخت کند، باید بداند به چه کسی پرداخت انجام می‌دهد و آیا آن طرف مقابل قابل اعتماد است یا خیر. این همان مشکلی است که استاندارد ERC-8004 به آن می‌پردازد. این استاندارد که در مرداد ۱۴۰۴ (اوت ۲۰۲۵) توسط مشارکت‌کنندگانی از متامسک، بنیاد اتریوم، گوگل و کوین بیس پیشنهاد شد و در ۹ بهمن ۱۴۰۴ (۲۹ ژانویه ۲۰۲۶) در شبکه اصلی اتریوم مستقر گردید، سه دفتر ثبت آنچین سبک (Lightweight) را برای ایجنت‌های خودمختار تعریف می‌کند. دفتر ثبت هویت (Identity Registry): این بخش به هر ایجنت یک شناسه منحصربه‌فرد در بستر آنچین اختصاص می‌دهد. این شناسه در واقع به پروفایلی متصل است که توانایی‌های آن ایجنت و آدرس کیف پول او برای دریافت مبالغ را نشان می‌دهد. دفتر ثبت شهرت (Reputation Registry): این قسمت به هر کلاینت یا کاربر (چه انسان باشد و چه ماشین) اجازه می‌دهد تا نظرات و بازخوردهای منظم خود را درباره عملکرد آن ایجنت در طول زمان ثبت کند. دفتر ثبت تایید (Attestation Registry): این دفتر ابزارهای اتصالی یا اصطلاحاً قلاب‌هایی را فراهم می‌کند تا در تراکنش‌های حساس و با ریسک بالا، یک شخص ثالث بتواند نتیجه کار ایجنت را به‌صورت مستقل تایید کند. استاندارد ERC-8004 به‌طور مستقیم وارد جزئیات پرداخت‌ها یا محاسبات تجاری نمی‌شود؛ بلکه هدف اصلی آن ایجاد یک «لایه کشف و اعتماد» است که زیربنای تمامی این تعاملات را تشکیل می‌دهد. سومین بخش از این مجموعه زیرساختی، اقتصاد ساختاریافته است. استاندارد ERC-8183 که در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ (۱۰ مارس) با همکاری پروتکل ویرچوالز (Virtuals Protocol) و تیم dAI در بنیاد اتریوم معرفی شد، مفهوم «شغل» را به‌عنوان کوچک‌ترین واحد در اقتصاد ایجنت محور تعریف می‌کند. در این ساختار، کارفرما باید کل بودجه پروژه را پیش از شروع کار، در یک حساب امانی به‌صورت آنچین واریز کند؛ به این ترتیب، مبالغ پیش از شروع اولین مرحله از کار در شبکه قفل می‌شوند. برای اطمینان از کیفیت کار، یک ارزیاب که بر اساس سوابق و اعتبارش در استاندارد ERC-8004 انتخاب شده، تنها فرد مجاز برای تأیید نهایی یا رد کار پس از تحویل خروجی است. این ساختار باعث می‌شود که به‌جای تکیه بر اعتماد متقابل، تراکنش‌ها در برابر بدقولی یا پیمان‌شکنی هر یک از طرفین کاملاً مقاوم و ایمن باشند. در لایه تسویه (Settlement Layer)، دو پروتکل در اواسط ماه مارس و با فاصله تنها یک روز از یکدیگر معرفی شدند. پروتکل x402 کوین بیس که اولین بار در اردیبهشت ۱۴۰۴ (می ۲۰۲۵) عرضه شده بود، کد وضعیت قدیمی «HTTP 402» را دوباره زنده کرد؛ این کد از سال ۱۹۹۶ در استانداردهای وب وجود داشت اما تا به حال هیچ‌وقت به‌طور واقعی استفاده نشده بود. در این مدل، ایجنت درخواست دسترسی به یک منبع یا خدمت را می‌دهد، سپس سرور دستورالعمل پرداخت را برای او می‌فرستد. ایجنت بلافاصله پرداخت را انجام داده و سرور هم کالا یا خدمات مورد نظر را تحویل می‌دهد. در این فرآیند، دیگر نیازی به ساخت حساب کاربری یا استفاده از کلیدهای دسترسی (API Keys) نیست و خودِ فرآیند «پرداخت»، به عنوان اعتبارنامه یا همان تاییدیه ورود عمل می‌کند. آمارها نشان می‌دهد که تراکنش‌های پروتکل x402 در آذر ماه (دسامبر) به بیش از ۶۰۰,۰۰۰ تراکنش در روز در شبکه بیس (Base) رسید که در آن مقطع، ۱۹ درصد از کل فعالیت‌های این شبکه را شامل می‌شد؛ البته این رقم بعدها در حدود ۱۰۰,۰۰۰ تراکنش روزانه ثابت شد. در ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ (۱۷ مارس)، کوین بیس نسخه دوم این پروتکل را با پشتیبانی کامل از توکن‌های ERC-20 و کیت ابزاری MCP برای کسب درآمد از ابزارهای هوش مصنوعی روانه بازار کرد. امروزه بنیاد x402 میزبان غول‌های بزرگی مثل کلودفلر، گوگل، ویزا، آمازون، سیرکل و آنتروپیک است. تنها یک روز بعد، شرکت استرایپ (Stripe) و پارادایم (Paradigm) شبکه اصلی تمپو را به همراه پروتکل پرداخت ماشینی (MPP) راه‌اندازی کردند. تفاوت اصلی در اینجاست که پروتکل x402 هر درخواست را به‌صورت یک تراکنش جداگانه و آنچین ثبت می‌کند، اما پروتکل MPP مفهوم «نشست‌ها» (Sessions) را معرفی کرده است. این نشست‌ها در واقع کانال‌های پرداخت پایداری هستند که در آن‌ها، ایجنت مبلغی را در یک حساب امانی سپرده‌گذاری می‌کند. سپس با هر بار استفاده از خدمات، رسیدهای دیجیتالی را امضا می‌کند تا در نهایت، هزاران تراکنش خرد با هم تجمیع شده و به‌صورت یک‌جا تسویه شوند. این پروتکل طوری طراحی شده که به زیرساخت پرداخت خاصی وابسته نباشد و با روش‌های مختلف سازگار بماند. برای مثال، شرکت ویزا این فناوری را برای پرداخت‌های کارتی گسترش داد و استرایپ نیز با استفاده از مجوزهای زمان‌دار، آن را به سیستم‌های بانکی سنتی متصل کرد. نتیجه این همکاری، ایجاد یک لایه تسویه واحد است که استیبل کوین‌ها، کارت‌های بانکی و زیرساخت‌های قدیمی پرداخت را هم‌زمان پوشش می‌دهد. پروتکل MPP در زمان شروع با بیش از ۱۰۰ سرویس مختلف ادغام شد؛ همچنین نام‌های بزرگی مثل مسترکارت، شاپیفای، رولوت و استاندارد چارترد بانک در طراحی و توسعه آن مشارکت داشته‌اند. درک تفاوت میان این دو پروتکل بسیار مهم است؛ چراکه هر کدام به بخش‌های متفاوتی از بازار خدمات می‌دهند. پروتکل x402 یک سیستم بدون وضعیت و بدون نیاز به مجوز (Permissionless) است که هیچ کارمزدی هم ندارد. این ویژگی‌ها باعث می‌شود تا این پروتکل برای طیف گسترده‌ای از ای پی آی های مستقل و محتواهایی که با درگاه‌های پرداخت خرد سر و کار دارند، گزینه‌ای ایده‌آل باشد. در مقابل، پروتکل MPP یک سیستم وضعیت‌محور و سازمان‌محور است. این پروتکل برای جریان‌های کاری پیچیده‌ای طراحی شده که از نظر رعایت قوانین و انطباق حساسیت بالایی دارند؛ یعنی همان‌جایی که استفاده از پول‌های سنتی و داشتن ردپای حسابرسی دقیق، غیرقابل چشم‌پوشی است. پیوستن هم‌زمان شرکت ویزا به بنیاد x402 و مشارکت در تدوین استانداردهای کارت‌های MPP، واضح‌ترین نشانه است که نشان می‌دهد در این حوزه، رقابت از نوع «برنده صاحب همه چیز» نیست. در واقع، ما با یک اکوسیستم چندزیرساختی روبه‌رو هستیم که برای فعالیت در سطوح مختلف اعتماد و رعایت الزامات قانونی ساخته شده است. مجموعه زیرساختی ایجنت‌ها از چندین لایه فنی مختلف تشکیل شده است. - منبع: Spartan Capital ساختار زیرساختی ایجنت محور از چندین لایه تشکیل شده است یک تراکنش کامل در این مجموعه زیرساختی ممکن است به این صورت جریان یابد: ابتدا یک ایجنتِ کلاینت برای پیدا کردن و فیلتر کردن بهترین ارائه‌دهندگان خدمات، از استاندارد ERC-8004 استعلام می‌گیرد تا اعتبار آن‌ها را بسنجد؛ سپس بودجه موردنظر را در یک حساب امانی مخصوصِ شغل، تحت استاندارد ERC-8183 قفل می‌کند. پس از استفاده از خدمات، بسته به قوانین و الزامات مالی طرف مقابل، تسویه حساب نهایی از طریق پروتکل x402 یا MPP انجام می‌شود. اگرچه هنوز هیچ تیمی این فرآیند را به‌صورت کامل و سرتاسری (End-to-End) پیاده‌سازی نکرده است، اما این استانداردها با هماهنگی کامل طراحی شده‌اند و غول‌هایی مثل کوین بیس، استرایپ، ویزا و بنیاد اتریوم در حال سرمایه‌گذاری سنگین روی این زیرساخت‌ها هستند. حجم تراکنش‌های فعلی هنوز خیلی زیاد نیست، اما نکته مهم فراتر از اعداد امروز است. اهمیت این زیرساخت‌ها نه در آمار فعلی، بلکه در تقاضای عظیمی است که با گسترش فعالیت‌های استنتاجی هوش مصنوعی برای فضای بلاک ایجاد خواهد شد. برای درک بهتر، نگاهی به آمار بیندازیم: استفاده هفتگی از توکن‌ها در پلتفرم اپن‌روتر (OpenRouter) از حدود ۱.۵ تریلیون توکن در هفته در فروردین ۱۴۰۴ (آوریل ۲۰۲۵)، به بیش از ۲۶ تریلیون توکن در اواخر اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶) رسیده است؛ یعنی یک رشد ۱۷ برابری در کمتر از یک سال که همچنان در حال شتاب گرفتن است. میزان استفاده هفتگی از مدل‌ها در پلتفرم اپن روتر رشدی انفجاری را تجربه کرده است. - منبع: OpenRouter هر کدام از این توکن‌ها نشان‌دهنده یک بار فراخوانی مدل است. با ورود ایجنت‌های هوشمند به این عرصه، هر فعالیت ساده به ده‌ها فراخوانی ابزار، بازیابی داده و درخواست خدمات تبدیل می‌شود که بسیاری از آن‌ها نیاز به پرداخت مالی دارند. هنوز مشخص نیست کدام شبکه بلاکچینی این حجم عظیم فعالیت را جذب خواهد کرد. روش‌هایی مثل تجمیع خارج از زنجیره می‌توانند هزاران تراکنش خرد را در یک تسویه واحد دسته‌بندی کنند تا فشار کمتری به شبکه وارد شود. با این حال، تجربه سال ۲۰۲۴ شبکه سولانا درس بزرگی به ما داد؛ درواقع جایی که تصور می‌شد کارمزدها همیشه پایین می‌ماند، اما موج میم کوین‌ها چنان ازدحامی ایجاد کرد که هیچ‌کس پیش‌بینی نکرده بود. بلاکچین‌های امروزی روزانه ده‌ها میلیون تراکنش را پردازش می‌کنند که عمدتاً مربوط به دیفای و جابه‌جایی استیبل کوین‌ها است. تقاضای ناشی از ایجنت‌های هوش مصنوعی متفاوت است، اما اگر این فعالیت‌ها گسترش یابد، حتی تراکنش‌های تجمیع‌شده نیز حجم آنچین بسیار بزرگی ایجاد می‌کنند. سوال اصلی این نیست که آیا کریپتو در پرداخت‌های هوش مصنوعی پیروز می‌شود یا خیر؛ سوال این است که اگر تنها بخش کوچکی از تعاملات ماشین‌به‌ماشین به بلاکچین منتقل شود، چه انفجاری در تقاضا برای فضای بلاک رخ خواهد داد. آنچه مسلم است، جهت حرکت این صنعت است. شرکت‌های بزرگی مثل کوین بیس، گوگل، ویزا، آمازون و بنیاد اتریوم همگی به سمت یک هدف مشترک می‌روند: دنیایی که در آن ماشین‌ها بدون نیاز به دخالت انسان به یکدیگر پول پرداخت می‌کنند. پروتکل‌ها هنوز در ابتدای راه هستند، اما این ساختار فنی سریع‌تر از تصور عموم در حال تکمیل است و سیل تقاضا منتظر آماده شدن زیرساخت‌ها نخواهد ماند.

وال استریت یا بازارهای نوظهور؛ آینده دارایی های دنیای واقعی (RWA) در کجا رقم می‌خورد؟

کسرا خلیفه‌پور
14 خرداد 1405 - 12:00
در طول سه سال گذشته، توکنیزه کردن دارایی های دنیای واقعی (RWA) به یکی از داغ‌ترین روندها در هر دو حوزه وب ۳ (Web3) و امور مالی سنتی تبدیل شده است. در حالی که نهادهای مالی بزرگ غربی مانند «بلک راک» و «فرانکلین تمپلتون» با آوردن دارایی‌های سنتی به شبکه‌های بلاکچین پیشتاز این حرکت بوده‌اند، پلتفرم‌های بومی وب ۳ مانند «اوندو» (Ondo) و «سکوریتیز» (Securitize) نقشی حیاتی در تأمین زیرساخت‌های توکنیزاسیون و توزیع آن‌ها ایفا کرده‌اند. به گزارش میهن بلاکچین، چه صندوق‌های توکنیزه شده بلک راک باشد و چه محصولات اوراق قرضه خزانه‌داری اوندو یا صندوق‌های بازار پول بومی بلاکچین فرانکلین تمپلتون، همگی در ماه‌های اخیر تیتر اخبار بوده‌اند. این‌ها سیگنال‌های قدرتمندی هستند که همگی به یک جهت اشاره دارند: توکنیزه کردن ابزارهای امور مالی سنتی در غرب، که حول محور بازدهی، قابلیت ترکیب‌پذیری و انطباق با قوانین ساخته شده‌اند. مقدمه مقیاس این تغییر اکنون قابل اندازه‌گیری است. طبق داده‌های وب‌سایت RWA.xyz، بازار RWA یا دارایی های دنیای واقعی در حالت آنچین از زیر ۵ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۱ به حدود ۲۷ میلیارد دلار ارزش دارایی توزیع‌شده تا اسفند ۱۴۰۴ رسیده است و اکنون نزدیک به ۷۰۰ هزار آدرس منحصربه‌فرد، مالک این دارایی‌ها هستند. دارایی‌های توزیع‌شده در حال گسترش هستند، اما بازارهای نوظهور همچنان تا حد زیادی در مرحله دارایی‌های دفتری باقی مانده‌اند در اینجا لازم است توضیح دهیم که منظور از «توزیع‌شده» چیست؛ دارایی‌های توزیع‌شده (Distributed Assets) توکن‌هایی هستند که می‌توان آن‌ها را به کیف پول‌های خارجی منتقل کرد و به صورت همتا‌به‌همتا انتقال داد، در حالی که دارایی‌های دفتری (Represented Assets) توکن‌هایی هستند که در داخل پلتفرم صادرکننده باقی می‌مانند و برای ثبت سوابق و تسویه حساب استفاده می‌شوند. این تمایز برای درک بازارهای نوظهور ضروری است، زیرا اکثر توکنیزاسیون‌های فعلی در این بازارها دقیقاً در دسته «دارایی‌های دفتری» قرار می‌گیرند. برای مثال، یک سابقه دیجیتالی از سند زمین یا گواهی زنجیره تأمین توکنیزه شده برای یک شرکت لبنی، دارایی‌های دفتری هستند که امروز نمی‌توان آن‌ها را در بازارهای ثانویه معامله کرد. اما مسیر توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور اساساً در مورد جابه‌جایی دارایی‌ها از وضعیت «دفتری» به «توزیع‌شده» در طول زمان است. دارایی‌های توزیع‌شده در حال گسترش هستند، اما بازارهای نوظهور عمدتاً در مرحله دفتری باقی مانده‌اند. نکته قابل توجه در این تحقیق این است که تمام معیارهای مورد بررسی، از جمله ارزش و تعداد دارندگان، در تمامی دسته‌های دارایی و شبکه‌ها به رشد خود ادامه می‌دهند؛ حتی در زمانی که قیمت‌ها در بازار ارزهای دیجیتال کاهش می‌یابند. در واقع، حوزه توکنیزاسیون در حال جدا شدن از هیجانات و احساسات معمول بازار ارزهای دیجیتال است. این جدایی در بازارهای نوظهور مثل جنوب آسیا، آمریکای لاتین، آفریقا و خاورمیانه بسیار تأثیرگذارتر است. بازارهای نوظهور برای کسب بازدهی دست به توکنیزاسیون نمی‌زنند. آن‌ها سعی ندارند دارایی‌ها را به دیفای متصل کنند یا برای ایجاد استیبل کوین‌ها از بدهی‌های دولتی استفاده کنند. در عوض، آن‌ها از توکنیزاسیون برای دیجیتالی کردن مالکیت با هدف ایجاد اعتماد در سیستم‌های عمومی و باز کردن دسترسی به سرمایه‌های واقعی استفاده می‌کنند. این اقتصادها به جای ابزارهای رایج در امور مالی سنتی، بر ثبت اسناد زمین، صادرات کشاورزی، بازارهای کربن و زنجیره‌های تأمین تمرکز کرده‌اند. هدف اصلی در اینجا تعقیب نقدینگی نیست، بلکه ساخت سیستم‌های زیرساختی است که بر پایه نیازهای واقعی اقتصادی بنا شده‌اند. در ادامه، آنچه را که در این اقتصادها در حال ساخت است بررسی خواهیم کرد. فرضیه وارونگی: توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور به صورت معکوس عمل می‌کند پیش از بررسی دارایی‌هایی که در بازارهای نوظهور توکنیزه می‌شوند، باید الگوی حاکم بر این فضا را تبیین کنیم. این الگو به محض درک، کل چشم‌انداز توکنیزاسیون در این بازارها را بازتعریف می‌کند؛ چرا که دقیقاً برعکس نحوه عملکرد کشورهای غربی است. یکی از آموزنده‌ترین نمونه‌ها در آمریکای لاتین مشاهده می‌شود. پلتفرم «آگروتوکن» (Agrotoken) که اکنون زیرساخت گسترده‌تری به نام «جاستوکن» (Justoken) را مدیریت می‌کند، بیش از ۲۳۰ هزار تن سویا، ذرت و گندم را در آرژانتین و برزیل در قالب استیبل کوین‌های با نمادهای SOYA، CORA و WHEA توکنیزه کرده است. هر یک از این توکن‌ها با نسبت یک‌به‌یک توسط غلات واقعی پشتیبانی می‌شوند و تاکنون بیش از ۷۰ میلیون دلار تراکنش را تسهیل کرده‌اند. جاستوکن با مدیریت ۱.۷ میلیارد دلار دارایی، اکنون سومین مدیر بزرگ کالاهای توکنیزه شده در جهان پس از «تتر» (Tether) و «پاکسوس» (Paxos) است. آنچه آگروتوکن را متمایز می‌کند، نحوه تکامل این توکن از یک رسید ساده غلات به یک ابزار مالی کامل است. این فرآیند با یک رکورد دیجیتالی از غلات ذخیره‌شده شروع شد که یک دارایی دفتری کلاسیک بود. سپس بانک «سانتاندر» (Santander) این توکن‌ها را به‌عنوان وثیقه وام پذیرفت. در مرحله بعد، «ویزا» آن‌ها را برای پرداخت‌های فروشگاهی ادغام کرد و در نهایت، این توکن‌ها در بورس اصلی قراردادهای آتی (فیوچرز) آرژانتین لیست شدند. بازارهای توسعه‌یافته ابزارهای مالی را توکنیزه می‌کنند؛ بازارهای نوظهور سوابق دنیای واقعی را مالی‌سازی می‌کنند در بازارهای توسعه‌یافته، ابزارهای مالی توکنیزه می‌شوند؛ اما در بازارهای نوظهور، سوابق دنیای واقعی مالی‌سازی می‌شوند. ما این پدیده را «فرضیه وارونگی» می‌نامیم. در توکنیزاسیون غربی، همه‌چیز با یک ابزار مالی شروع می‌شود و سپس به‌دنبال پشتوانه‌ای در دنیای واقعی برای آن می‌گردند؛ برای مثال شرکت «بلک راک» یک صندوق خزانه‌داری را توکنیزه کرده و آن را روی شبکه توزیع می‌کند. اما در بازارهای نوظهور، کار با یک سابقه یا رسید در دنیای واقعی شروع شده و به‌تدریج قابلیت‌های مالی پیدا می‌کند؛ یک رسید غلات ابتدا به وثیقه، سپس به ابزار پرداخت و در نهایت به دارایی قابل‌معامله در بورس تبدیل می‌شود. این مدلِ ساختاریافته از پایین به بالا، دقیقاً برعکس بازارهای توسعه‌یافته است. این الگو تنها محدود به آگروتوکن نیست و در تمام دسته‌های دارایی دیده می‌شود: توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور با دیجیتالی کردن یک سابقه واقعی (مثل سند زمین، سوابق بازپرداخت وام یا گواهی زنجیره تأمین) آغاز می‌شود و با گذشت زمان، کاربردهای مالی پیدا می‌کند. در واقع، هر پروژه توکنیزاسیون در این مناطق با یک سوال ساده روبه‌روست: آیا این توکن فقط یک رسید است یا واقعاً کاربرد دارد؟ آیا کسی می‌تواند با آن وام بگیرد، پرداختی انجام دهد یا آن را معامله کند؟ هرچه یک توکن در این مسیر از «رسید» به‌سمت «وثیقه»، «پرداخت» و در نهایت «تبادل» حرکت کند، به معنای واقعی به یک دارایی توزیع‌شده نزدیک‌تر می‌شود. توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور ریشه در اقتصاد واقعی دارد در بازارهای نوظهور، توکنیزاسیون عمیقاً با اقتصاد واقعی گره خورده است و دارایی‌هایی را هدف قرار می‌دهد که مردم هر روز با آن‌ها سر و کار دارند؛ از محصولات کشاورزی گرفته تا ابزارهای تولیدی. انتخاب این دارایی‌ها نه برای جذب نقدینگی، بلکه به دلیل پاسخ به نیازهای ملموس در اقتصادهایی است که با کمبود خدمات بانکی و محدودیت‌های زیرساختی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. چشم‌انداز دارایی های دنیای واقعی در این مناطق، حوزه‌هایی مثل املاک و اعتبارات را شامل می‌شود. چشم‌انداز دارایی‌های واقعی، اعتبار و زیرساخت‌های توکنیزاسیون ثبت املاک و توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور، ثبت املاک روی شبکه دو هدف اصلی را دنبال می‌کند. اولین هدف، ایجاد «اعتماد» است. برای مثال در هند، بیش از ۷۰۰ هزار سابقه زمین روی شبکه «آوالانچ» (Avalanche) دیجیتالی شده است. وزارت فناوری اطلاعات هند در بهمن ۱۴۰۴ «چالش بلاکچین هند» را با اولویت دادن به حوزه زمین راه‌اندازی کرد. همچنین در مجلس این کشور، لایحه‌ای ارائه شده که توکنیزاسیون را با سیستم‌های پرداخت نوین مقایسه می‌کند. هند در حال نمایش رویکردی است که می‌توان آن را «بلاکچین بله، کریپتو نه» نامید؛ یعنی توسعه تهاجمی زیرساخت‌های بلاکچین دولتی، همزمان با حفظ مالیات‌های سنگین بر معاملات ارزهای دیجیتال که باعث خروج بخش بزرگی از حجم معاملات از این کشور شده است. اگر این لایحه موفق شود، هند به بزرگترین بازار برای «توکنیزاسیون غیرکریپتویی» تبدیل خواهد شد که در کشورهای غربی کمتر شناخته شده است. املاک توکنیزه شده هنوز در مراحل اولیه است اما در بازارهای مختلف در حال گسترش است توکنیزاسیون املاک هنوز در مراحل اولیه است اما به‌سرعت در حال گسترش است. هدف دوم این حوزه، «دسترسی به سرمایه‌گذاری» است. در امارات، اداره اراضی دبی پلتفرمی را راه‌اندازی کرده که بازار املاک ملی را با مبالغ بسیار اندک هدف قرار می‌دهد. در برزیل و آفریقا نیز پروژه‌های مشابهی برای خانه‌دار شدن مردم از طریق اوراق قرضه توکنیزه شده در حال اجراست. طبق داده‌های وب‌سایت RWA.xyz، ارزش املاک توکنیزه شده در حالت آنچین حدود ۴۴۰ میلیون دلار برآورد می‌شود. اگرچه این رقم در مقایسه با پیش‌بینی‌های ۱۶ تریلیون دلاری برای سال ۱۴۰۹ (۲۰۳۰ میلادی) کوچک به نظر می‌رسد، اما تعداد کاربران فعال ماهانه در این حوزه تنها در یک ماه ۴۰٪ رشد کرده است. برای بازارهای نوظهور، هدفِ توکنیزاسیون املاک، شریک کردن سرمایه‌گذاران در برج‌های بزرگ نیویورک نیست؛ بلکه هدف اصلی، هویت‌بخشی قانونی و تأمین مالی املاک در مناطقی است که پیش از این هرگز به چنین امکاناتی دسترسی نداشته‌اند. اعتبار شرکت‌های کوچک و متوسط (SME) و وام‌دهی خصوصی شکاف اعتباری جهانی برای شرکت‌های کوچک و متوسط سالانه به بیش از ۵ تریلیون دلار می‌رسد. در حال حاضر، «اعتبار» بزرگترین دسته از دارایی های دنیای واقعی از نظر ارزش آنچین محسوب می‌شود. در فیلیپین، پلتفرم JIA تاریخچه بازپرداخت وام‌ها را به اعتبارنامه‌های آنچین تبدیل می‌کند. همچنین شرکت «کردیکس» (Credix) با حمایت مالی ۱۱ میلیون دلاری سرمایه‌گذاران بزرگی چون «پارافای» (ParaFi) و «سیرکل ونچرز» (Circle Ventures)، مطالبات مالی این شرکت‌ها را در برزیل و کلمبیا برای سرمایه‌گذاران حقوقی توکنیزه می‌کند. طبق تحلیل مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در اسفند ۱۴۰۴، دسترسی به دستمزدهای پرداخت‌شده به‌عنوان یک ابزار مالی جدید در بازارهای نوظهور در حال شکل‌گیری است؛ در همین راستا شرکت ABHI در منطقه منا (MENAP) یکی از اولین طرح‌های وام‌دهی خصوصی RWA را بر بستر استیبل کوین‌ها راه‌اندازی کرده است. اعتبار، دسته برتر در میان دارایی های دنیای واقعی آنچین است که توسط تقاضای ساختاری هدایت می‌شود اعتبار، دسته‌ی پیشتاز دارایی های دنیای واقعی در شبکه است که بر اساس نیازهای ساختاری رشد می‌کند. الگوی قدرتمندی که در این آزمایش‌ها دیده می‌شود این است: در اقتصادهایی که سیستم رتبه‌بندی اعتباری رسمی وجود ندارد، ثبتِ بازپرداخت وام روی شبکه، یک اعتبارنامه دیجیتالِ قابل‌حمل و قابل‌تأیید ایجاد می‌کند. با گذشت زمان، این روند مدل سنتی ارزیابی اعتبار را دگرگون می‌کند. به‌جای اینکه بانک‌ها بر اساس داده‌های متمرکز تصمیم بگیرند، خودِ وام‌گیرندگان شواهد آنچین جمع‌آوری می‌کنند که توسط چندین وام‌دهنده قابل استعلام است. ما این مفهوم را «بازپرداخت به‌عنوان دارایی» می‌نامیم که شاید نادیده‌گرفته‌شده‌ترین ابزار مالی در توکنیزاسیون بازارهای نوظهور باشد. کالاها و زنجیره‌های تأمین طبق داده‌های وب‌سایت RWA.xyz، کالاهای توکنیزه شده ارزشی معادل ۷ میلیارد دلار دارند. فلزات گرانبها با ۷۳٪ از این ارزش در صدر هستند؛ برای مثال «تتر گلد» با ۲.۶ میلیارد دلار و «پاکسوس گلد» با ۲.۳ میلیارد دلار برای مردم بازارهای نوظهور که به‌طور سنتی ثروت خود را به صورت طلا ذخیره می‌کنند، بسیار جذاب هستند. دارایی‌های دیگری مثل الماس‌های توکنیزه شده روی شبکه ریپل، نقره و حتی اورانیوم نیز در حال ورود به این حوزه هستند. اما مهم‌ترین موفقیت در این بخش، مسیر «آگروتوکن» است که توانست یک رسید ساده غلات را به یک ابزار مالی ۱.۷ میلیارد دلاری تبدیل کند که در بورس لیست شده است؛ این دقیقاً همان «فرضیه وارونگی» در عمل است. در بخش زنجیره تأمین، هدف اصلی ایجاد شفافیت در فرآیندهای پیچیده است. در هند، شرکت‌های بزرگی مثل «مادِر دیری» (Mother Dairy) با همکاری پلتفرم «اسپایدرا» (Spydra) در حال دیجیتالی کردن خریدها در صنعت لبنیات و نساجی هستند. در آفریقا نیز پروژه‌هایی برای توکنیزه کردن تجارت قهوه و محصولات صادراتی مثل آووکادو در کنیا کلید خورده است. این توکن‌ها در حال حاضر جزو دارایی‌های دفتری هستند، اما با ثبت تاریخچه‌های قابل‌تأیید، به پایه‌ای برای ابزارهای مالی آینده مثل تأمین مالی تجارت، اعتبار صادراتی و بیمه تبدیل خواهند شد. کربن، دارایی‌های مرتبط با ESG و مالکیت معنوی (IP) دارایی‌های حوزه محیط زیست، اجتماع و حاکمیت (ESG) و اعتبارات کربن، مرزهای جدید و پرتاثیری در این صنعت هستند. در دبی، پروژه «Olive Tree» در حال توکنیزه کردن اعتبارات ESG است و در هند، پلتفرم‌هایی مانند «NewRL» و «اسپایدرا» از صدور اوراق قرضه سبز پشتیبانی می‌کنند. در برزیل نیز شرکت «Moss Earth» در توکنیزه کردن اعتبارات کربن حاصل از حفاظت جنگل‌های آمازون پیشگام شده است. از سوی دیگر، توکنیزه کردن مالکیت معنوی (IP) در بازارهای موبایل‌محور در حال شکل‌گیری است. پلتفرم‌هایی مانند «موگافی» (Mugafi) و «فیلم‌فایننس» (FilmFinance) به تولیدکنندگان محتوا اجازه می‌دهند حق امتیاز و مجوزهای خود را توکنیزه کنند. در تمام این بخش‌ها، «فرضیه وارونگی» صادق است؛ توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور به معنای انتقال صرفِ امور مالی سنتی به بلاکچین نیست، بلکه به معنای ساخت زیرساخت‌های کاملاً جدید بر پایه ارزش واقعی اقتصادی و اعتمادِ قابل‌تأیید است. اوراق قرضه دولتی و ابزارهای حاکمیتی یک مثال برجسته در این زمینه، فیلیپین است. اداره خزانه‌داری این کشور با همکاری پلتفرم‌های PDAX و GCash، اوراق قرضه دولتی توکنیزه شده را با مبالغ بسیار اندک (حدود ۸.۵ دلار) در دسترس عموم قرار داد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که اکنون تقریباً نیمی از دارندگان حساب‌های اوراق قرضه، دارایی خود را به شکل توکنیزه شده نگهداری می‌کنند. در کشوری که تعداد کیف پول‌های موبایلی از حساب‌های بانکی پیشی گرفته، فیلیپین بازاری ۶۰ میلیارد دلاری را برای توکنیزاسیون تا سال ۱۴۰۹ پیش‌بینی می‌کند. نکته آموزنده در این مورد، رویکرد نهادهای ناظر است. فیلیپین به‌جای تدوین قوانین پیچیده در همان ابتدا، اجازه داد خزانه‌داری عملکرد این فناوری را روی زیرساخت‌های موجود نشان دهد و سپس مقررات را بر اساس نتایج واقعی تنظیم کرد. ما این روش را «قانون‌گذاری از طریق نمایش» می‌نامیم که ملموس‌ترین نتایج را در حوزه سرمایه‌گذاری خرد به همراه داشته است. حل شکاف‌های زیرساختی به جای مشکلات نقدینگی در بازارهای توسعه‌یافته، توکنیزاسیون با هدف افزایش کارایی سرمایه و نقدشونده‌تر کردن صندوق‌ها و اوراق قرضه برای ورود به دنیای دیفای انجام می‌شود. طبق یادداشت‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF)، توکنیزاسیون در غرب ابزاری برای هماهنگی و ارتقای سیستم‌های قدیمی است که به دلیل منافع گروه‌های خاص، تاکنون به‌روزرسانی نشده بودند. اما در بازارهای نوظهور، این تحلیل کاملاً متفاوت است. در اینجا سیستم‌های قدیمیِ چندانی برای ارتقا وجود ندارند. انتخاب بین توکنیزاسیون و ریل‌های مالی سنتی نیست؛ بلکه انتخاب بین توکنیزاسیون و «هیچ» است. به همین دلیل، توکنیزاسیون در این مناطق بسیار تحول‌آفرین‌تر خواهد بود. در بیان عملی، توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور شرکت‌محور است تا پروتکل‌محور. پلتفرم‌هایی مانند اسپایدرا با سیستم‌های مدیریت منابع سازمانی ادغام می‌شوند تا فاکتورها و تأمین مالی تجارت را به‌صورت لحظه‌ای توکنیزه کنند. اکثر این پروژه‌ها از شبکه‌های مجوزمحور استفاده می‌کنند و معماری آن‌ها به‌صورت پیش‌فرض خصوصی است یعنی زیرساختی عمل‌گرایانه که بر اساس نیازهای واقعی نهادها شکل گرفته است. در نهایت، آنچه توکنیزه می‌شود از ساختار اقتصادی هر بازار پیروی می‌کند: هند: تمرکز بر فاکتورها، زنجیره تأمین لبنیات و مالکیت معنوی (IP). آفریقا: تمرکز بر مالکیت، اعتبار و صادرات محصولات کشاورزی. خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA): تمرکز بر املاک، صکوک و پروژه‌های ESG. آمریکای لاتین: تمرکز بر بدهی شرکت‌های کوچک و متوسط و کالاهای کشاورزی. جنوب شرقی آسیا: پیشرو در اوراق قرضه دولتی و زیرساخت‌های حواله پولی. توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور بیش از آنکه بازتاب‌دهنده روندهای مالی جهانی باشد، نشان‌دهنده شکاف‌های زیرساختی محلی است نقطه مشترک همه‌ی این کشورها این است که از توکنیزاسیون برای حل مشکلات واقعی اقتصادشان استفاده می‌کنند، نه اینکه فقط به دنبال نوسان‌گیری و سودهای خیالی باشند. استیبل‌کوین‌ها؛ ستون فقرات تسویه دارایی های دنیای واقعی در بازارهای نوظهور یک ویژگی مشترک در تمام بخش‌های توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور، نقش حیاتی استیبل کوین‌ها است. استیبل کوین‌ها اگرچه خودشان جزو دارایی های دنیای واقعی محسوب نمی‌شوند، اما زیرساخت پولی لازم برای کاربردی شدن این دارایی‌ها را فراهم می‌کنند. بدون شبکه پرداخت استیبل کوین‌ها، پلتفرم‌هایی مثل «آگروتوکن» نمی‌توانند معاملات غلات را به‌درستی تسویه کنند و پروژه‌های وام‌دهی نیز به دلیل نوسانات شدید ارزهای محلی، با اختلال در محاسبات روبه‌رو می‌شوند. در واقع، استیبل کوین تنها یک ابزار در کنار توکنیزاسیون نیست، بلکه مخرج مشترک و واحد اصلی محاسبه در کل اقتصاد توکنیزه شده است. استیبل کوین‌ها به لایه اصلی تسویه حساب برای فعالیت‌های مالی آنچین تبدیل شده‌اند این لایه تسویه اکنون در ابعادی گسترده فعالیت می‌کند و مجموع عرضه استیبل کوین‌ها از مرز ۳۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. فراتر از عدد و رقم، این زیرساخت امکان تسویه تقریباً آنی و کاهش چشمگیر هزینه‌های تراکنش‌های فرامرزی را فراهم کرده است. در بازارهای نوظهور که سرعت تراکنش و حاشیه سود اهمیت حیاتی دارد، استیبل کوین‌ها باعث شده‌اند مدل‌های مالی مثل تأمین مالی تجارت و اوراق قرضه که قبلاً غیرقابل اجرا بودند، اکنون به مدل‌هایی پایدار و سودآور تبدیل شوند. پذیرش گسترده در دنیای واقعی نشان می‌دهد که استیبل کوین‌ها هم‌اکنون وظیفه جابه‌جایی سرمایه برای تجارت و حواله‌های پولی را در آفریقا و جنوب شرق آسیا بر عهده دارند. پیام نهایی برای توکنیزاسیون در این مناطق روشن است: مانع اصلی رشد این بازار، نه قوانینِ خودِ توکنیزاسیون، بلکه قوانین مربوط به استیبل کوین‌هاست. نوع برخورد بانک‌های مرکزی در کشورهایی مثل هند، فیلیپین یا برزیل با استیبل کوین‌ها، مستقیماً تعیین می‌کند که چه پروژه‌هایی در دنیای توکنیزاسیون دارایی‌ها شانس موفقیت دارند. وضعیت ناهموار اما رو به رشد قوانین توکنیزاسیون سوال کلیدی برای نهادهای ناظر در بازارهای نوظهور ساده به نظر می‌رسد: آیا یک توکن، مالکیت قانونی ایجاد می‌کند؟ وقتی سیستم‌های سنتی ثبتِ سند با دنیای بلاکچین برخورد می‌کنند، ابهاماتی به وجود می‌آید. در حال حاضر، پاسخ اکثر کشورها به این سوال «هنوز نه» است؛ اما تلاش‌ها برای حل این چالش با سرعت ادامه دارد. برای درک بهتر پیشرفت‌ها، می‌توان سنگاپور را به‌عنوان یک الگوی کامل بررسی کرد. سنگاپور از طریق پروژه‌های آزمایشی، محیط‌های کنترل‌شده‌ای برای تست دارایی‌های توکنیزه شده ایجاد کرده و تسویه حساب‌های فرامرزی را با بانک‌های بزرگ جهانی آزمایش کرده است. رویکردهای رگولاتوری همچنان ناهماهنگ هستند و توکنیزاسیون دارایی ها با سرعت‌های متفاوتی در بازارهای مختلف پیش می‌رود در نقاط دیگر جهان نیز تحولات مهمی در جریان است: برزیل: ارز دیجیتال بانک مرکزی این کشور پس از سال‌ها تحقیق به این نتیجه رسید که فناوری فعلی برای تولید انبوه آماده نیست و مرحله اول آن را به‌صورت یک سیستم متمرکز در سال ۱۴۰۴ راه‌اندازی می‌کند. هند: لایحه جدید توکنیزاسیون دارایی‌ها در اسفند ۱۴۰۴ معرفی شد تا زیرساخت‌های قانونی لازم را فراهم کند. آفریقا: کشورهایی مثل کنیا و نیجریه قوانین جدیدی را برای نظارت بر دارایی‌های دیجیتال وضع کرده‌اند و پروژه‌های قاره‌ای بزرگی با حمایت مجمع جهانی اقتصاد برای تست این فناوری کلید خورده است. امارات: مناطق آزاد مالی در دبی و ابوظبی با صدور مجوزهای شفاف، به قطب‌های اصلی جذب پروژه‌های دارایی های دنیای واقعی تبدیل شده‌اند. در نهایت، موفقیت توکنیزاسیون در این بازارها به این بستگی دارد که قوانین چگونه خود را با سرعت رشد این فناوری هماهنگ کنند. چهار پیش‌بینی درباره مسیر آینده توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور الگوهای ذکر شده صرفاً مشاهده نیستند، بلکه به نتایج خاصی اشاره دارند که معتقدیم در ۲ تا ۴ سال آینده محقق خواهند شد. در ادامه، نظرات خود را در قالب چهار پیش‌بینی کلیدی ثبت می‌کنیم: ۱. توکن‌های محصولات کشاورزی، پیش‌گام مهاجرت به دنیای دارایی‌های آزاد: کالاهای کشاورزی اولین کلاس دارایی در بازارهای نوظهور خواهند بود که فرآیند تبدیل از یک دارایی دفتری به یک دارایی توزیع‌شده را در مقیاس وسیع تکمیل می‌کنند. پلتفرم «آگروتوکن» این مسیر را با موفقیت طی کرده است؛ از یک رسید ساده غلات تا تبدیل شدن به یک استیبل کوین لیست‌شده در بورس که توسط بانک‌های بزرگی مثل «سانتاندر» و شبکه «ویزا» پشتیبانی می‌شود. انتظار داریم تا سال ۱۴۰۷ (۲۰۲۸ میلادی)، دو تا سه محصول صادراتی دیگر مثل قهوه، آووکادو یا روغن نخل نیز به وضعیت توزیع‌شدگی واقعی برسند. ۲. سلطه استیبل کوین‌ها بر ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC): تا سال ۱۴۰۷، لایه اصلی تسویه حساب‌ها در بازارهای نوظهور، استیبل کوین‌ها خواهند بود، نه ارزهای ملی دیجیتال. در حالی که پروژه‌های دولتی مثل «ای-نایرا» (eNaira) در نیجریه یا ارز دیجیتال برزیل با استقبال کمی روبه‌رو شده یا به سیستم‌های متمرکز عقب‌گرد کرده‌اند، عرضه استیبل کوین‌ها از ۳۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. بخش خصوصی در حال ساخت زیرساخت‌های پرداخت بسیار سریع‌تر از بانک‌های مرکزی است؛ بنابراین معتقدیم سرعت توکنیزاسیون بیش از آنکه به توسعه ارزهای ملی دیجیتال وابسته باشد، به قوانین حاکم بر استیبل کوین‌ها بستگی دارد. ۳. تکرار مدل «قانون‌گذاری از طریق نمایش»: الگوی موفق فیلیپین که در آن دولت ابتدا اجازه داد اوراق قرضه توکنیزه شده روی زیرساخت‌های موبایلی اجرا شود و سپس بر اساس نتایج آن قانون‌گذاری کرد، تا سال ۱۴۰۶ توسط دو یا سه کشور دیگر تکرار خواهد شد. کشورهایی مثل کنیا، اندونزی و بنگلادش که سیستم‌های پرداخت موبایلی پیشرفته‌ای دارند، محتمل‌ترین گزینه‌ها برای اجرای این مدل هستند تا دسترسی مردم به سرمایه‌گذاری‌های خرد را سریع‌تر فراهم کنند. ۴. هند؛ قطب بزرگ توکنیزاسیون غیرکریپتویی: اگر لایحه جدید توکنیزاسیون در هند پیشرفت کند، این کشور تا سال ۱۴۰۷ به بزرگترین بازار توکنیزاسیون سازمانی جهان تبدیل خواهد شد. رویکرد هند یعنی «بلاکچین بله، کریپتو نه»، بر این قمار استوار است که می‌توان بدون درگیر شدن با بازارهای نوسانی و سفته‌بازانه، از طریق زیرساخت‌های دولتی، مزایای توکنیزاسیون را به صدها میلیون نفر رساند. اگر این مدل موفق شود، تعریف «پذیرش عمومی» در سطح جهانی تغییر خواهد کرد. چالش‌های باقی‌مانده در مسیر پیش‌رو البته این پیش‌بینی‌ها با آگاهی از مشکلات فعلی مطرح شده‌اند. هنوز در بسیاری از کشورها، اعتبار قانونی توکن‌ها در برابر اسناد کاغذی سنتی (مثل اسناد زمین) در دادگاه‌ها آزمایش نشده است. همچنین، بازارهای ثانویه برای خرید و فروش این دارایی‌ها هنوز رونق کافی ندارند و استانداردهای مشترکی برای همکاری میان پروژه‌های مختلف وجود ندارد. با این حال، این‌ها نشانه‌ی شکست نیستند، بلکه چالش‌های طبیعی پیش‌گامانی هستند که در حال ساخت نسل بعدی زیرساخت‌های مالی دنیا بر پایه ارزش واقعی اقتصادی و اعتمادِ قابل‌تأیید هستند. بازارهای نوظهور توکنیزاسیون را گسترش نمی‌دهند، بلکه آن را از اصول اولیه بازاختراع می‌کنند برخی از قانع‌کننده‌ترین موارد استفاده توکنیزاسیون در جاهایی ظهور می‌کنند که سیستم‌های زیربنایی هماهنگی و تبادل ارزش هنوز در حال شکل‌گیری هستند. آنچه ساخته می‌شود یک وصله بر زیرساخت‌های قدیمی نیست؛ بلکه یک فونداسیون کاملاً جدید است. تز اصلی و دیدگاه‌های هشد امرجنت در مورد توکنیزاسیون در مجموعه «هشد امرجنت» (Hashed Emergent)، باور بر این است که معنادارترین داستان‌های پذیرش وب ۳ نه در سیستم‌های پیشرفته، بلکه در بازارهایی شکل می‌گیرد که بیشترین موانع و اصطکاک‌های مالی را دارند. تز اصلی ساده است: وب ۳ در بازارهای نوظهور بیشترین اهمیت را خواهد داشت. این مناطق جغرافیایی جایی هستند که زیرساخت‌های دیجیتال هنوز در حال ساخت‌اند، سیستم‌های اعتماد نقص دارند و فناوری‌های پیشرو می‌توانند باعث «شمول اقتصادی» و دسترسی همگانی به خدمات مالی شوند. در این میان، هند با داشتن جامعه بزرگی از توسعه‌دهندگان و نفوذ عمیق گوشی‌های هوشمند، در مرکز این نگاه قرار دارد. هشد امرجنت توکنیزاسیون (Tokenization) در بازارهای نوظهور را صرفاً بخشی از دنیای دیفای یا نسخه‌ای از مدل‌های جهانی دارایی های دنیای واقعی نمی‌بیند؛ بلکه آن را یک «بازاختراع از پایه» می‌داند. در این مدل، مالکیت دیجیتال و ردیابی دارایی‌ها برای حل مشکلات واقعی زندگی مردم ساخته می‌شوند. بر اساس مدل «دارایی‌های توزیع‌شده در مقابل دفتری»، استراتژی دقیق است: در مرحله دارایی‌های دفتری سرمایه‌گذاری می‌شود؛ یعنی زمانی که توکن‌ها حکم رسید، اعتبارنامه یا گواهی را دارند. هدف آماده‌سازی برای انتقال به مرحله دارایی‌های توزیع‌شده است که این توکن‌ها به ابزارهای مالی قابل معامله و ترکیب‌پذیر تبدیل می‌شوند. پورتفولیو یا سبد سرمایه‌گذاری هشد امرجنت منعکس‌کننده این نگاه است: پلتفرم جیا (Jia): در حال ساخت زیرساخت‌های وام‌دهی برای شرکت‌های کوچک و متوسط در کنیا و فیلیپین است. این پلتفرم رفتار بازپرداخت وام‌ها در دنیای واقعی را به سوابق اعتباری آنچین و قابل حسابرسی تبدیل می‌کند. در مناطقی که سیستم رتبه‌بندی اعتباری وجود ندارد، خودِ «بازپرداخت» به اعتبارنامه فرد تبدیل می‌شود. اسپایدرا (Spydra): توکنیزاسیون دارایی‌هایی مثل زنجیره تأمین لبنیات و اوراق قرضه سبز را پوشش می‌دهد. این پلتفرم به شرکت‌های بزرگ کمک می‌کند جریان دارایی‌ها و گزارش‌های خود را دیجیتالی کنند. اسپایدرا با ارائه زیرساخت‌های منطبق بر قانون در هر دو شبکه عمومی و خصوصی، دقیقاً همان معماری ترکیبی را ارائه می‌دهد که بازارهای نوظهور به آن نیاز دارند. موگافی (Mugafi): به تولیدکنندگان محتوا در هند اجازه می‌دهد مالکیت معنوی و حق امتیاز درآمدهای خود را توکنیزه کنند. این کار به هنرمندان کمک می‌کند تا به سرمایه اولیه دسترسی داشته باشند و در سود بلندمدت آثارشان شریک بمانند. این پروژه‌ها صرفاً آزمایش‌های فنی نیستند، بلکه لایه‌های زیرساختی هستند که مسیر مالکیت و تأمین مالی را برای اقتصادهایی که به خدمات بانکی دسترسی ندارند، باز می‌کنند. سخن پایانی با تکامل استانداردها، آینده توکنیزاسیون تنها در اتاق‌های جلسات وال‌استریت شکل نخواهد گرفت، بلکه در بازارهایی ساخته خواهد شد که در آن‌ها بلاکچین نه فقط یک سیستم کارآمدتر، بلکه اغلب «تنها» سیستم کاربردی است. یک استیبل کوین با پشتوانه غلات در آرژانتین، سند زمین دیجیتالی در یک روستای هند، یا اوراق قرضه دولتی در کیف پول موبایلی یک کشاورز فیلیپینی؛ این‌ها صرفاً ادامه دهنده مسیر مالی سنتی نیستند. این‌ها اختراعاتی جدید از پایه هستند و این تحول بزرگ هم‌اکنون در جریان است.

اطلاعیه و اتفاقات مهم صرافی‌های ایرانی ارز دیجیتال؛ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

علی ابراهیمی
13 خرداد 1405 - 23:00
صرافی‌های رمزارز در ایران روزانه برنامه‌ها و کمپین‌های متنوعی را با ارائه محصولاتشان به کاربران خود عرضه می‌کنند. در ادامه این مطلب جزییات اطلاعیه‌های هر صرافی که در کانال تلگرامی آنها منتشر شده را جداگانه بررسی می‌کنیم. شب گذشته خبر تحریم ۴ صرافی بزرگ ایرانی یعنی نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا منتشر شد و همین باعث شد تا کاربران نسبت به امنیت دارایی‌های خود در این پلتفرم‌ها نگران شوند. در ادامه، امروز صبح بیانیه این ۴ صرافی منتشر شد و همه آنها مدعی شدند که از قبل برای سناریو تحریم آمادگی داشته‌اند.  صرافی تبدیل اطلاعیه صرافی تبدیل درباره امنیت دارایی کاربران جزییات: صرافی تبدیل با توجه به تحریم ۴ صرافی بزرگ ایرانی توسط آمریکا بیانیه‌ای برای رفع نگرانی کاربران خود منتشر کرده و در آن اعلام کرده که از ابتدای فعالیتش تاکنون «امنیت دارایی کاربران و سلامت جریان‌های مالی» را به عنوان یکی از اصول اصلی‌ خود درنظر گرفته است. تبدیل در این بیانیه گفته: از اعتماد و همراهی شما سپاسگزاریم و متعهد می‌مانیم با حفظ امنیت، شفافیت و مسئولیت‌پذیری، مسیر فعالیت امن و حرفه‌ای در بازار ارز دیجیتال را برای کاربران ایرانی ادامه دهیم. تکمیل فرایند تبدیل دارایی ارزهای دیجیتال بوبو و لندشیر جزییات: صرافی تبدیل اعلام کرد پیرو اطلاعیه‌های پیشین درباره توقف دائم معاملات ارزهای دیجیتال بوبو (BOBO) و لندشیر (LAND) در تی‌دکس، معادل تتری دارایی کاربران از این ارزها بر اساس قیمت جهانی روز محاسبه و به کیف پول آنها واریز شده است. صرافی تترلند اضافه‌شدن ۶ رمزارز جدید به لیست معاملات تترلند جزییات: صرافی تترلند اعلام کرد ۶ رمزارز جدید زیر را به لیست معاملات خود اضافه کرده است: CFGUSDT RESOLVUSDT SOMIUSDT WLFIUSDT CAMPUSDT BILLUSDT صرافی اوام‌پی فینکس اطلاعیه اوام‌پی فینکس درباره تحریم صرافی‌های ایرانی جزییات: صرافی اوام‌پی فینکس اعلام کرده که تحریم‌های جدید ۴ صرافی بزرگ داخلی «هیچ‌گونه تاثیری» بر روند فعالیت‌ها و ارائه خدمات این پلتفرم نمی‌گدارد و امنیت دارایی کاربران این صرافی در بالاترین سطح خود قرار دارد. اضافه‌شدن GENIUS به لیست معاملات اوام‌پی فینکس جزییات: صرافی اوام‌پی فینکس اعلام کرد ارز دیجیتال جنیوس ترمینال (Genius Terminal) را به لیست معاملات خود اضافه کرده است. صرافی نوبیتکس پشتیبانی نوبیتکس از مهاجرت شبکه SEI به زیرساخت SEIEVM جزییات: صرافی نوبیتکس اعلام کرد از مهاجرت شبکه SEI به زیرساخت SEIEVM پشتیبانی می‌کند. در همین راستا امکان واریز و برداشت SEI روی شبکه فعلی، با آدرس‌های Native/Cosmos و فرمت sei1، از ساعت ۱۶ روز جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ متوقف خواهد شد. پس از تکمیل مهاجرت و اطمینان از پایداری عملکرد شبکه، واریز و برداشت SEI تنها از طریق شبکه SEIEVM و آدرس‌های EVM با فرمت 0x در اختیار کاربران قرار خواهد گرفت. صرافی اتراکس اضافه‌شدن حساب‌های مقصد ریالی بیشتر به اتراکس جزییات: صرافی اتراکس اعلام کرد برای راحتی بیشتر کاربران، سه حساب جدید بانک‌های کشاورزی، رسالت و گردشگری را به لیست حساب‌های پذیرنده واریز ریالی خود اضافه کرده است. صرافی آبان‌تتر اضافه‌شدن ۵ رمزارز جدید به لیست معاملات آبان‌تتر جزییات: صرافی آبان‌تتر اعلام کرد ۵ ارز دیجیتال جدید زیر را به لیست معاملات خود اضافه کرده است: ازتک (AZTEC) بلووال (BLUAI) هیومیدیفای (WET) کایت (QAIT) اِج ایکس (EDGEX) صرافی ارزپلاس اضافه‌شدن سهام آنتروپیک به ارزپلاس جزییات: صرافی ارزپلاس اعلام کرد سهام شرکت آنتروپیک را به لیست معاملات خود اضافه کرده است. صرافی بیت‌پین حذف ۵ رمزارز از لیست معاملات بیت‌پین جزییات: صرافی بیت‌پین اعلام کرد ۵ ارز دیجیتال MEMEFI ,CAT ,PHB, SYND ,MYRO را از لیست معاملات خود حذف می‌کند. امکان واریز و خرید در بخش خرید آسان این ارزهای دیجیتال هم‌اکنون متوقف شده است و این ارزها از ساعت ۱۲ ظهر روز سه‌شنبه ۱۹ خرداد حذف خواهند شد. صرافی بیت‌۲۴ حذف ۴ رمزارز از لیست معاملات بیت‌۲۴ جزییات: صرافی بیت۲۴ اعلام کرد ۴ رمزارز زیر را از لیست معاملات خود حذف می‌کند: سیدوس (SIDUS) آرنا زد (A2Z) دیپر نتورک (DPR) بی سواپ (BSW) برای مشاهده بهترین قیمت خرید و فروش رمزارزها در صرافی‌های ایرانی به این صفحه مراجعه کنید: مقایسه قیمت خرید و فروش ارزهای دیجیتال در صرافی‌ها نکته: این پست توصیه سرمایه‌گذاری نیست و صرفا بازتاب اخبار صرافی‌های رمزارز است.

نهنگ‌های بازار در زمان ریزش بیت کوین چه خریدند و چه فروختند؟ 

علی ابراهیمی
13 خرداد 1405 - 21:00
سقوط قیمت بیت کوین به زیر سطح ۶۶ هزار دلار یکی از شدیدترین موج‌های لیکوییدیشن ماه‌های اخیر را رقم زد و بیش از ۱.۸ میلیارد دلار از پوزیشن‌های معاملاتی بازار از بین رفت. با این حال، داده‌های آنچین نشان می‌دهد نهنگ‌های بازار واکنش یکسانی به این ریزش نداشته‌اند. به گزارش میهن بلاکچین، بررسی‌ها نشان می‌دهد در حالی که برخی سرمایه‌گذاران بزرگ در حال فروش دارایی‌های پرریسک و سفته‌بازانه بوده‌اند، گروه دیگری از نهنگ‌ها افت قیمت‌ها را فرصتی برای انباشت پروژه‌های مرتبط با دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) و زیرساخت‌های مالی بلاکچینی دانسته و از فرصت استفاده کرده‌اند. نهنگ‌ها به سراغ Maple Finance رفتند یکی از پروژه‌هایی که در جریان ریزش اخیر مورد توجه نهنگ‌ها قرار گرفت، میپل فایننس (Maple Finance) با توکن SYRUP بود. بیشتر بخوانید: میپل فایننس چیست؟ آشنایی با Maple Finance و توکن MPL داده‌ها نشان می‌دهد موجودی نهنگ‌های این توکن طی ۲۴ ساعت حدود ۲۲۰٪ افزایش یافته و بیش از ۱.۱۵ میلیون واحد SYRUP به ارزش تقریبی ۱۸۰ هزار دلار به دارایی آن‌ها اضافه شده است. همچنین ۱۰۰ کیف پول برتر این شبکه نیز نزدیک به ۱.۷ میلیون دلار دیگر از این توکن خریداری کرده‌اند. وضعیت هولدرهای SYRUP - منبع: Nansen تحلیلگران این رفتار را به جایگاه میپل در حوزه وام‌دهی سازمانی بلاکچینی نسبت می‌دهند. ارزش کل دارایی‌های قفل‌شده این پروتکل اکنون به حدود ۳.۹ میلیارد دلار رسیده و نسبت به اواخر آوریل حدود ۲۱٪ افزایش یافته است. نکته مهم اینجاست که بخش عمده سرمایه‌های سپرده‌شده در این پروتکل فعال هستند و در قالب وام مورد استفاده قرار می‌گیرند. در حال حاضر حدود ۱.۸۳ میلیارد دلار وام فعال در این شبکه وجود دارد و پروتکل سالانه نزدیک به ۷۵ میلیون دلار درآمد کارمزدی تولید می‌کند. محصولات درآمدزای این پلتفرم یعنی syrupUSDC و syrupUSDT نیز به ترتیب بازدهی سالانه حدود ۴.۷ و ۴.۱ درصدی ارائه می‌دهند؛ سودی که برخلاف بسیاری از پروژه‌های دیفای، از محل بهره واقعی وام‌گیرندگان و نه انتشار توکن‌های جدید تامین می‌شود. با این حال، همه سرمایه‌گذاران بزرگ دیدگاه مثبتی نسبت به این پروژه ندارند. داده‌ها نشان می‌دهد موجودی کیف پول‌های موسوم به «اسمارت مانی» یا پول هوشمند حدود ۴.۶ درصد کاهش یافته و موجودی توکن SYRUP در صرافی‌ها نیز ۲.۱ درصد افزایش پیدا کرده است؛ موضوعی که می‌تواند نشانه آمادگی بخشی از سرمایه‌گذاران برای فروش باشد. کاهش علاقه نهنگ‌ها به میم‌کوین ترامپ در سوی دیگر بازار، میم‌کوین آفیشال ترامپ (Official Trump) با نماد TRUMP در میان دارایی‌هایی قرار گرفت که نهنگ‌ها ترجیح دادند از آن فاصله بگیرند.  طبق داده‌های منتشرشده، نهنگ‌ها طی یک روز حدود ۱.۳۵٪ از موجودی خود را کاهش داده‌اند. جالب اینجاست که ۱۰۰ کیف پول برتر تغییر محسوسی در موقعیت خود ایجاد نکرده‌اند و بخش عمده فشار فروش از سوی نهنگ‌های معمولی انجام شده است.  وضعیت هولدرهای میم کوین TRUMP - منبع: Nansen این اتفاق در شرایطی رخ داده که قیمت میم کوین ترامپ اکنون حوالی ۲ دلار قرار دارد و از اوج ۷۳ دلاری خود فاصله زیادی گرفت است. زیادی با اوج تاریخی ۷۳ دلاری آن دارد. کارشناسان معتقدند نبود کاربرد مشخص، وابستگی شدید ارزش توکن به فضای سیاسی و همچنین آزادسازی مستمر توکن‌های جدید از جمله عواملی هستند که فشار فروش را بر این دارایی افزایش داده‌اند. تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی اخیر نیز ظاهراً انگیزه سرمایه‌گذاران بزرگ برای کاهش ریسک را بیشتر کرده است.  نهنگ‌ها از توکن ASTER هم فاصله گرفتند توکن استر (Aster) نیز یکی دیگر از قربانیان ریزش اخیر بازار بود. نهنگ‌ها در ۲۴ ساعت گذشته بیش از ۷۶۵ هزار واحد از این توکن با ارزشی بالغ بر ۵۲۰ هزار دلار را فروخته‌اند.  نکته قابل توجه این است که موجودی ۱۰۰ کیف پول برتر و همچنین ذخایر صرافی‌ها تقریباً بدون تغییر باقی مانده‌اند و همین مسئله نشان می‌دهد نهنگ‌ها عامل اصلی فروش بوده‌اند.  وضعیت هولدرهای ASTER - منبع: Nansen استر که یکی از پلتفرم‌های بزرگ معاملات دائمی غیرمتمرکز را اداره می‌کند، از زمان راه‌اندازی در سال ۲۰۲۵ رشد چشمگیری را تجربه کرده بود و در مقطعی بیش از ۲,۰۰۰ درصد افزایش قیمت داشت. نکته جالب اینجاست که فروش نهنگ‌ها در حالی رخ داده که قیمت توکن استر در همان روز اندکی رشد کرده بود. این موضوع نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران بزرگ از فرصت رشد کوتاه‌مدت برای سیو سود و خروج از بازار استفاده کرده‌اند. انباشت Keeta با وجود افت قیمت شاید جالب‌ترین رفتار نهنگ‌ها مربوط به توکن کیتا (Keeta) با نماد KTA باشد. این ارز دیجیتال در یک روز حدود ۸٪ افت قیمت را تجربه کرد، اما نهنگ‌ها برخلاف روند بازار به خرید ادامه دادند. بر اساس داده‌های بلاکچینی، موجودی این گروه از سرمایه‌گذاران حدود ۴.۵٪ افزایش یافته و در حالی که سایر گروه‌های سرمایه‌گذار تغییر محسوسی در موقعیت خود نداشته‌اند، تنها نهنگ‌ها در حال انباشت این توکن بوده‌اند. وضعیت هولدرهای KTA- منبع: Nansen کیتا یک بلاکچین لایه یک متمرکز بر پرداخت‌های جهانی و دارایی‌های دنیای واقعی است که از حمایت اریک اشمیت (Eric Schmidt)، مدیرعامل پیشین گوگل، برخوردار است. این پروژه همچنین برنامه‌هایی برای خرید یک بانک با استفاده از ذخایر توکن KTA مطرح کرده که توجه برخی سرمایه‌گذاران بزرگ را به خود جلب کرده است.

زی‌کش یک باگ بحرانی را خنثی کرد؛ ماجرای توقف شبکه چه بود؟

علی ابراهیمی
13 خرداد 1405 - 19:00
بنیاد زی‌کش از اجرای یک به‌روزرسانی اضطراری برای رفع یک آسیب‌پذیری مهم در مدار اکشن «اورچارد» (Orchard) خبر داد؛ نقصی که در صورت سوءاستفاده می‌توانست امکان ایجاد توکن‌های جدید بدون شناسایی را فراهم کند. با این حال، توسعه‌دهندگان تاکید کرده‌اند که این مشکل پیش از هرگونه سوءاستفاده شناسایی و برطرف شده و هیچ دارایی یا واحدی از ارز زی‌کش از دست نرفته است. به گزارش میهن بلاکچین، این به‌روزرسانی اضطراری در حالی منتشر شده که داده‌های مرورگرهای بلاکچینی نشان می‌داد شبکه زی‌کش در ساعات اخیر متوقف شده است. باگ اورچارد چه بود؟ این آسیب‌پذیری در مدار رمزنگاری «Orchard Action» قرار داشت؛ بخشی از زیرساخت اثبات دانش صفر که از جدیدترین استخر حریم خصوصی زی‌کش پشتیبانی می‌کند. بنیاد زی‌کش می‌گوید در صورتی که این باگ آشکار می‌شد، مهاجمان می‌توانستند از طریق آن توکن‌های جدیدی را بدون شناسایی‌شدن توسط شبکه ایجاد کنند.  اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر می‌شود که در ماه‌های اخیر حجم قابل‌توجهی از توکن‌های ZEC به استخرهای محرمانه منتقل شده‌اند و هرگونه نقص در این بخش می‌توانست پیامدهای جدی برای شبکه داشته باشد. اما برای رفع مشکل، ابتدا نسخه Zebra 4.5.3 از طریق یک سافت‌فورک اضطراری، تراکنش‌های اورچارد را به‌طور موقت غیرفعال کرد. سپس نسخه Zebra 5.0.0 با فعال‌سازی هاردفورک NU6.2، این قابلیت را پس از اصلاح کامل دوباره به شبکه بازگرداند. بنیاد زی‌کش اعلام کرده است هیچ نشانه‌ای از سوءاستفاده از این آسیب‌پذیری مشاهده نشده و تراکنش‌های شفاف (Transparent) و همچنین استخر Sapling در تمام این مدت بدون اختلال به فعالیت خود ادامه داده‌اند. ماجرای توقف شبکه چه بود؟ همزمان با اجرای این به‌روزرسانی، برخی کاربران در شبکه‌های اجتماعی مدعی شدند بلاکچین زی‌کش برای چند ساعت از تولید بلاک بازایستاده است. این ادعا پس از آن مطرح شد که تعدادی از مرورگرهای بلاک، ارتفاع زنجیره را برای مدتی ثابت نشان می‌دادند. با این حال توسعه‌دهندگان توضیح دادند که شبکه متوقف نشده بود و استخرهای استخراج همچنان تحت قوانین جدید در حال تولید بلاک بودند. اختلاف ایجادشده هم صرفاً به دلیل عقب ماندن برخی اکسپلوررها از نسخه جدید شبکه رخ داده بود و پس از همگام‌سازی مجدد برطرف شد. رشد زی‌کش در میان سقوط بازار در حالی که بیت کوین و بسیاری از رمزارزهای بزرگ بازار طی روزهای اخیر تحت فشار فروش قرار گرفته‌اند، زی‌کش عملکرد متفاوتی از خود نشان داده است. قیمت ZEC در زمان انتشار این خبر به حدود ۶۲۱ دلار رسیده و مارکت کپ آن نیز از ۱۰ میلیارد دلار عبور کرده است. برخی تحلیلگران این عملکرد را به افزایش توجه سرمایه‌گذاران به دارایی‌های متمرکز بر حریم خصوصی نسبت می‌دهند. همچنین گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال راه‌اندازی صندوق‌های ETF مرتبط با زی‌کش نیز در ماه‌های اخیر به تقویت احساسات مثبت پیرامون این پروژه کمک کرده است.

آیا این سردترین زمستان تاریخ کریپتو است؟ نگاهی به تحلیل جنجالی بلومبرگ

علی ابراهیمی
13 خرداد 1405 - 17:00
در حالی که قیمت بیت کوین پس از ثبت اوج ۱۲۶ هزار دلاری اکنون به زیر ۶۷ هزار دلار سقوط کرده، اظهارات یکی از تحلیلگران بلومبرگ بحث تازه‌ای را درباره وضعیت بازار ارزهای دیجیتال به راه انداخته است. جو وایزنتال (Joe Weisenthal)، معتقد است بازار کریپتو در حال تجربه «سردترین زمستان تاریخ خود» است؛ ادعایی که واکنش‌های گسترده‌ای از سوی فعالان و کارشناسان این صنعت به همراه داشته است. به گزارش میهن بلاکچین و به باور او، این چرخه نزولی تنها به افت قیمت‌ها محدود نمی‌شود و نشانه‌هایی از کاهش اشتیاق سرمایه‌گذاران، افت ورود سرمایه‌های جدید و از دست رفتن مزیت‌های رقابتی گذشته را نیز می‌توان در آن مشاهده کرد. چرا بلومبرگ این دوره را «سردترین زمستان کریپتو» می‌داند؟ اصطلاح «زمستان کریپتو» معمولاً به دوره‌ای طولانی از افت قیمت‌ها، کاهش علاقه سرمایه‌گذاران خرد و افت سرمایه‌گذاری خطرپذیر در حوزه بلاکچین اشاره دارد. با این حال، وایزنتال معتقد است شرایط فعلی تنها به کاهش قیمت‌ها محدود نمی‌شود و فشارهای روانی و ساختاری کم‌سابقه‌ای را نیز به همراه دارد. او در تحلیل اخیر خود ۱۲ دلیل را مطرح کرده که به باورش این دوره را از تمامی زمستان‌های قبلی متمایز می‌کند. یکی از مهم‌ترین این عوامل، تقویت مجدد دلار آمریکا است؛ موضوعی که معمولاً به ضرر دارایی‌های پرریسک تمام می‌شود. از آنجا که رمزارزها سال‌ها به‌عنوان پوششی در برابر ارزهای فیات معرفی می‌شدند، قدرت گرفتن دلار فشار مضاعفی بر این روایت وارد کرده است. منبع: X به اعتقاد او، یکی دیگر از مشکلات بازار این است که بسیاری از محرک‌های صعودی سنتی دیگر کارایی گذشته را ندارند. برای سال‌ها طرفداران کریپتو از شعار «هنوز در ابتدای راه هستیم» استفاده می‌کردند، اما اکنون با راه‌اندازی ETFهای اسپات بیت کوین، افزایش مشارکت نهادهای مالی و بهبود وضعیت قانون‌گذاری، بسیاری از این دستاوردها محقق شده‌اند و در نتیجه کاتالیزورهای جدید و قدرتمند کمتری برای رشد بازار باقی مانده است. هوش مصنوعی؛ رقیب جدید بازار کریپتو وایزنتال همچنین به رشد انفجاری صنعت هوش مصنوعی اشاره می‌کند. از نگاه او، هوش مصنوعی نه‌تنها سرمایه‌ها را از بازار کریپتو دور کرده، بلکه توجه توسعه‌دهندگان، کارآفرینان و متخصصان فنی را نیز به سمت خود جذب کرده است. به گفته او، شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی بخش قابل توجهی از منابع انرژی و سرمایه را جذب می‌کنند؛ منابعی که در گذشته می‌توانستند به استخراج رمزارزها یا توسعه پروژه‌های بلاکچینی اختصاص یابند. در نتیجه، کریپتو دیگر جایگاه انحصاری سابق خود را به‌عنوان جذاب‌ترین فناوری نوظهور از دست داده است. از سوی دیگر، بازار سهام فناوری و شرکت‌های تولیدکننده نیمه‌هادی عملکرد بسیار قدرتمندی را تجربه کرده‌اند؛ موضوعی که هزینه فرصت سرمایه‌گذاری در کریپتو را افزایش داده است. سرمایه‌گذاران اکنون شاهد خلق ثروت قابل توجه در حوزه هوش مصنوعی هستند، در حالی که بخش بزرگی از بازار رمزارزها همچنان در رکود به سر می‌برد. منتقدان چه می‌گویند؟ با این حال، همه با این روایت موافق نیستند. آستین کمپبل (Austin Campbell)، مدیر سابق پکسوس و جی‌پی مورگان، معتقد است بخش زیادی از ارزش ایجادشده توسط فناوری بلاکچین ممکن است مستقیماً در قیمت توکن‌ها منعکس نشود. او در توییتی در این باره نوشته: به نظر می‌رسد بسیاری از مزایای فناوری بلاکچین یا به شکل گسترده در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد یا توسط شرکت‌های مالی سنتی که سهام بورسی دارند جذب می‌شود. برخی دیگر مثل واسیلیس تزیوکاس (Vassilis Tziokas) نیز می‌گویند مقایسه وضعیت فعلی با «زمستان کریپتو» گمراه‌کننده است؛ زیرا کاهش قیمت توکن‌ها الزاماً به معنای توقف توسعه فناوری، کاهش فعالیت توسعه‌دهندگان یا افت پذیرش عمومی نیست. به باور او، برخی از نشانه‌هایی که وایزنتال به‌عنوان ضعف بازار معرفی می‌کند، در واقع می‌توانند نشانه بلوغ صنعت باشند. او تأکید دارد که رشد فناوری بلاکچین همچنان ادامه دارد؛ حتی اگر تب‌وتاب سفته‌بازی نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته باشد. بیل هیوز (Bill Hughes)، وکیل شرکت کانسنسیس، نیز با اشاره به چرخه‌های گذشته بازار تأکید کرده است که پیش‌بینی‌های بدبینانه مشابه تقریباً در هر دوره نزولی تکرار می‌شوند و بخشی از ماهیت چرخه‌ای بازار ارزهای دیجیتال هستند. بازار امروز چه تصویری ارائه می‌دهد؟ واقعیت این است که بازار کریپتو در حال حاضر با چند چالش همزمان روبه‌رو است. کاهش سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر، تعدیل نیرو در بسیاری از شرکت‌های بلاکچینی و افت هیجان سرمایه‌گذاران خرد از جمله نشانه‌های این وضعیت هستند. در مقابل، پذیرش استیبل کوین‌ها، توسعه زیرساخت‌های مالی مبتنی بر بلاکچین و ورود تدریجی موسسات مالی سنتی به این حوزه همچنان ادامه دارد و باعث شده تا شرایط کنونی با زمستان سال ۲۰۱۸ که تمامی بازارهای مالی وضعیت کم‌رونقی داشتند متفاوت باشد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند صنعت ارزهای دیجیتال در حال عبور از مرحله هیجانی و ورود به دوره‌ای بالغ‌تر است؛ دوره‌ای که شاید رشد آن کمتر چشمگیر اما پایدارتر باشد. جمع‌بندی بحث بر سر «سردترین زمستان تاریخ کریپتو» بیش از آنکه به قیمت بیت کوین مربوط باشد، به رقابت این صنعت با فرصت‌های جدیدی مانند هوش مصنوعی و تغییر انتظارات سرمایه‌گذاران مربوط می‌شود. از یک سو، کاهش جذابیت سفته‌بازی و افت ورود سرمایه‌های جدید فشار قابل توجهی بر بازار وارد کرده است و از سوی دیگر، توسعه زیرساخت‌ها و افزایش استفاده واقعی از فناوری بلاکچین همچنان ادامه دارد. تاریخ بازار ارزهای دیجیتال نشان داده که دوره‌های رکود معمولاً مقدمه‌ای برای شکل‌گیری روایت‌های جدید هستند. اکنون نیز بسیاری از فعالان بازار منتظرند ببینند محرک بعدی که می‌تواند سرمای فعلی را به یک بهار تازه تبدیل کند، از کجا خواهد آمد.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر