• تتر:
    177,140.33 تومان
  • دامیننس بیت کوین:
    58.26%
  • دامیننس اتریوم:
    9.01%
  • ارزش کل بازار:2 تریلیون دلار
  • حجم معاملات 24 ساعت اخیر:115 بیلیون دلار

قیمت ارز های دیجیتال

حجم کل بازار
2 تریلیون دلار
معاملات 24h
115 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
58.26%
نرخ تتر
177,140.33 تومان

آخرین مطالب

انجمن تجارت الکترونیک ایران تحریم ۴ صرافی رمزارزی ایرانی را محکوم کرد

علی ابراهیمی
16 خرداد 1405 - 19:00
انجمن تجارت الکترونیک ایران در واکنش به تحریم چهار صرافی رمزارزی نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا، این اقدام را مغایر با فلسفه فناوری بلاکچین و ناقض حقوق شهروندان ایرانی دانست. این انجمن همچنین از پیگیری حقوقی موضوع از مسیرهای قانونی و بین‌المللی خبر داد. به گزارش میهن بلاکچین، چند روز پس از آنکه وزارت خزانه‌داری آمریکا در چارچوب سیاست «فشار اقتصادی حداکثری» دولت آمریکا، چهار صرافی رمزارزی ایرانی شامل نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس را در فهرست تحریم‌های دفتر کنترل دارایی‌های خارجی (OFAC) قرار داد، انجمن تجارت الکترونیک ایران با انتشار بیانیه‌ای نسبت به این اقدام واکنش نشان داد. انجمن: تحریم صرافی‌های رمزارزی با روح بلاکچین در تضاد است انجمن تجارت الکترونیک ایران در این بیانیه با اشاره به اینکه میلیون‌ها شهروند ایرانی از خدمات بازارگاه‌های تبادل رمزارز استفاده می‌کنند، تاکید کرده است که این پلتفرم‌ها طی سال‌های اخیر امکان دسترسی کاربران ایرانی به ابزارهای اقتصاد دیجیتال و بازارهای جهانی رمزارز را فراهم کرده‌اند. این انجمن همچنین توسعه فناوری‌های نوین مالی را یکی از مهم‌ترین ارکان اقتصاد دیجیتال دانسته و آن را در رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی و جلوگیری از مهاجرت نخبگان موثر توصیف کرده است. در بخشی از این بیانیه آمده است که تحریم صرافی‌های رمزارزی ایرانی با اصول بنیادین فناوری بلاکچین و ماهیت غیرمتمرکز آن در تضاد قرار دارد: تحریم چهار صرافی رمزارز ایرانی توسط وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، تناقضی آشکار با فلسفه وجودی بلاکچین و حقوق شهروندان عادی ایران، در دسترسی به ابزارهای نوین فناوری است؛ چرا که کلیدی ترین اصل فناوری‌های غیرمتمرکز، آزادی و دسترسی همگانی است و چنین اقدامی خلاف روح جامعه بین‌المللی رمزارز است. رمزارزها به بخشی از زندگی مالی ایرانیان تبدیل شده‌اند انجمن تجارت الکترونیک در ادامه با اشاره به شرایط سال‌های اخیر تاکید کرده است که صنعت بلاکچین و رمزارز در ایران، با وجود چالش‌های مختلف و محدودیت‌های موجود، توانسته بستری برای انجام بخشی از تبادلات مالی روزمره شهروندان فراهم کند. در این بیانیه همچنین آمده است که رمزارزها برای بسیاری از ایرانیان به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی‌ها و انجام فعالیت‌های مالی تبدیل شده‌اند و پیوند زدن این حوزه نوآورانه با تنش‌های سیاسی و دیپلماتیک، در نهایت بیش از همه بر زندگی کاربران عادی اثر می‌گذارد. انجمن تجارت الکترونیک ایران در بخش دیگری از بیانیه خود، تحریم‌های اخیر را نشانه‌ای از ضرورت بازنگری در رویکردهای داخلی نسبت به صنایع نوآور دانسته و می‌گوید: چنین اتفاقاتی لزوم تغییر نگاه بنیادین حاکمیت به صنایع نوآور را بیش از هر زمانی یاداور می‌شود، حال که تحریم‌های ناعادلانه صنایع نوآور را هدف قرارداده‌ است، انتظار می‌رود سیاست‌گذار داخلی به جای مانع‌تراشی‌های رگولاتوری، از این ظرفیت بزرگ ملی حمایت کنند. پیگیری حقوقی تحریم‌ها در دستور کار در پایان این بیانیه، انجمن تجارت الکترونیک ایران اقدام وزارت خزانه‌داری آمریکا علیه پلتفرم‌های بخش خصوصی ایرانی را محکوم کرده و اعلام کرده است که پیگیری حقوقی این موضوع از طریق مجاری قانونی و بین‌المللی را حق فعالان این صنعت می‌داند. این موضع‌گیری در حالی مطرح می‌شود که پس از اعمال تحریم‌های جدید، برخی پلتفرم‌های خارجی ارائه‌دهنده خدمات به کاربران ایرانی نیز نسبت به تعامل با صرافی‌های تحریم‌شده حساس‌تر شده‌اند. برای مثال، صرافی کوینکس در روزهای اخیر با ارسال هشدار به کاربران خود اعلام کرد واریز و برداشت دارایی از مبدأ یا مقصد نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس ممکن است موجب فعال شدن فرآیندهای بررسی انطباقی و محدودیت‌های احتمالی روی حساب کاربران شود.

هشدار هاسکینسون: موج تعطیلی پروژه‌های کاردانو تازه آغاز شده است

علی ابراهیمی
16 خرداد 1405 - 17:00
همزمان با سقوط قیمت کاردانو به پایین‌ترین سطح خود از اواخر سال ۲۰۲۰، چارلز هاسکینسون (Charles Hoskinson)، بنیان‌گذار این شبکه، نسبت به وقوع موج تازه‌ای از تعطیلی پروژه‌های اکوسیستم کاردانو هشدار داده است. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که طی هفته‌های اخیر چند پروژه شاخص این شبکه فعالیت خود را متوقف کرده‌اند و فشار فروش سنگینی نیز بر توکن ADA حاکم شده است. به گزارش میهن بلاکچین، در همین حال، در حالی که برخی فعالان بازار از «بحران ساختاری» در اکوسیستم کاردانو سخن می‌گویند، مدیرعامل بنیاد کاردانو و برخی بازیگران این شبکه معتقدند افت قیمت لزوماً بازتاب‌دهنده وضعیت فنی و میزان پیشرفت توسعه‌ای این بلاکچین نیست. هاسکینسون: پروژه‌های بیشتری در کاردانو شکست خواهند خورد چارلز هاسکینسون در ویدیویی تازه اعلام کرده که انتظار دارد پروژه‌های بیشتری در اکوسیستم کاردانو طی ماه‌های آینده فعالیت خود را متوقف کنند. به گفته او، تلاش‌ها برای تأمین حمایت مالی بیشتر از پروژه‌های در معرض خطر نتوانسته حمایت کافی جامعه را جلب کند. هاسکینسون با اشاره به تعطیلی پلتفرم تحلیل داده تپ تولز (TapTools) و بازار NFT جی‌پی‌جی استور (JPG.Store) گفت: اوایل سال گفته بودم که با توجه به شرایط بسیار ضعیف بازار، شاهد فروپاشی پروژه‌های زیادی خواهیم بود. فکر می‌کنم به‌زودی پروژه‌های دیگری هم از راه می‌رسند و موجی از شکست‌ها در اکوسیستم شکل خواهد گرفت. به باور او، بخشی از این پروژه‌ها می‌توانستند از طریق حمایت مالی خزانه اکوسیستم یا ادغام با شرکت‌های بزرگ‌تر به فعالیت خود ادامه دهند. هاسکینسون در همین زمینه به تجربه‌های گذشته اشاره کرد و گفت پیش‌تر با خرید کیف پول نامی (Nami) و شرکت زیرساختی بلاک‌فراست (Blockfrost) تلاش کرده بود از برخی پروژه‌های مهم اکوسیستم حمایت کند. با این حال، به گفته او، جامعه کاردانو تمایل چندانی برای استفاده از منابع خزانه به‌منظور تقویت و توسعه پروژه‌های فعال شبکه نشان نداده است. وی همچنین هشدار داد نیمه دوم سال ۲۰۲۶ می‌تواند برای کاردانو دشوارتر باشد: سال بسیار سختی در پیش داریم. احتمالاً در ماه‌های آینده شاهد مرگ اپلیکیشن‌های بیشتری در حوزه دیفای و همچنین ادغام پروژه‌ها خواهیم بود. سقوط قیمت ADA به پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۲۰ این هشدارها در حالی مطرح شده که توکن ADA طی روزهای اخیر یکی از شدیدترین افت‌های خود در سال‌های گذشته را تجربه کرده است. قیمت کاردانو روز جمعه با افتی حدود ۱۵ درصدی طی ۲۴ ساعت به محدوده ۰.۱۶ دلار رسید؛ سطحی که آخرین بار در اواخر سال ۲۰۲۰ مشاهده شده بود. قیمت این رمزارز تنها در یک هفته حدود ۳۰ درصد از ارزش خود را از دست داده و ارزش بازار آن نیز به کمتر از ۶ میلیارد دلار کاهش یافته است. نمودار قیمت کاردانو - منبع: CoinGecko بر اساس داده‌ها، ADA اکنون بیش از ۹۳ درصد پایین‌تر از اوج ۳.۰۹ دلاری خود در سپتامبر ۲۰۲۱ معامله می‌شود و در مقیاس سالانه نیز نزدیک به ۷۰ درصد افت قیمت داشته است. در کنار شرایط نامساعد بازار، مجموعه‌ای از تحولات منفی در اکوسیستم کاردانو نیز به تشدید نگرانی سرمایه‌گذاران دامن زده است. یکی از این عوامل توییت سه روز پیش هاسکینسون در شبکه اجتماعی ایکس است. او در آن توییت که یک روز پس از هشدازش در مورد احتمال شکست پروژه‌های بیشتر در اکوسیستم کاردانو منتشر شد نوشت: مدتی استراحت می‌کنم، بعداً می‌بینمتان.  در واکنش به این توییت، فشار فروش کاردانو شدت گرفت و قیمت این ارز دیجیتال با موج تازه‌ای از تردیدهای ایجاد شده گارد نزولی به خود گرفت. مدیرعامل بنیاد کاردانو: به قیمت کوتاه‌مدت نگاه نکنید در مقابل فضای منفی حاکم بر بازار، فردریک گرگارد (Frederik Gregaard)، مدیرعامل بنیاد کاردانو، از سرمایه‌گذاران خواسته تا عملکرد شبکه را صرفاً از دریچه قیمت توکن قضاوت نکنند. گرگارد که از سال ۲۰۲۰ هدایت بنیاد کاردانو را برعهده دارد، تأکید کرده: آنچه در بلندمدت اهمیت دارد احساسات کوتاه‌مدت بازار نیست؛ بلکه این است که آیا یک اکوسیستم همچنان در حال ساخت زیرساخت‌های معنادار و جذب کاربران واقعی است یا نه. به گفته او، توسعه سیستم حاکمیتی آنچین، رشد پروژه‌های دیفای و فعالیت‌های مرتبط با دارایی‌های دنیای واقعی (RWA) همچنان در کاردانو ادامه دارد. وی همچنین به برنامه هویتی مبتنی بر بلاکچین این شبکه برای حدود ۲۰ هزار کشاورز در هند اشاره کرده و آن را نمونه‌ای از کاربردهای عملی فناوری کاردانو دانسته است. تعطیلی پروژه‌های مهم، نگرانی‌ها را تشدید کرده است بسیاری از تحلیلگران معتقدند تعطیلی همزمان دو پروژه مهم اکوسیستم کاردانو، یعنی TapTools و JPG.Store، نقش مهمی در تشدید نگرانی‌ها داشته است. JPG.Store که از سال ۲۰۲۱ مهم‌ترین بازار NFT کاردانو محسوب می‌شد، ابتدا در ماه آوریل فعالیت خود را محدود کرد و سپس در ماه مه به‌طور کامل تعطیل شد. چند هفته بعد نیز پلتفرم تحلیلی TapTools از توقف فعالیت خود خبر داد. این اتفاقات حالا باعث شده تا جمعه نسبت به توانایی اکوسیستم کاردانو در حفظ و پشتیبانی از زیرساخت‌های کلیدی خود تردید پیدا کند. در واکنش به این انتقادات اما هاسکینسون تاکید کرده که دیگر کنترل مستقیمی بر سازوکار حاکمیتی شبکه ندارد: من هیچ کلید حاکمیتی در اختیار ندارم. حتی نمی‌توانم آغازگر یک هاردفورک باشم و به خزانه شبکه نیز دسترسی ندارم. او همچنین از انتقادهای مداوم کاربران نسبت به افت قیمت ADA گلایه کرد و گفت که بسیاری از افراد روزانه او را مسئول سقوط قیمت این رمزارز می‌دانند؛ در حالی که اختیارات مستقیمی در تصمیم‌گیری‌های شبکه ندارد. واکنش دوگانه جامعه و دفاع اوراستیک از کاردانو اظهارات هاسکینسون واکنش‌های متفاوتی را در جامعه کریپتو به دنبال داشته است. برخی کاربران این اتفاقات را نشانه ریسک بالای بلاکچین‌هایی می‌دانند که به تیم‌های توسعه‌دهنده وابستگی زیادی دارند. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند شرایط فعلی صرفاً بخشی از چرخه‌های نزولی بازار است و نباید آن را نشانه شکست فناوری کاردانو تلقی کرد. شرکت اوراستیک (Everstake)، یکی از بزرگ‌ترین ارائه‌دهندگان خدمات استیکینگ کاردانو نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که این شبکه یکی از شدیدترین دوره‌های نزولی تاریخ خود را تجربه می‌کند اما قیمت توکن بومی آن لزوماً ارزش واقعی پروتکل را نشان نمی‌دهد. در این بیانیه آمده: در اصلاح‌های عمیق بازار، قیمت و میزان کاربرد واقعی یک پروتکل اغلب از یکدیگر فاصله می‌گیرند. ارزش واقعی هیچ‌گاه توسط نوسانات کوتاه‌مدت یا هیجانات موقت بازار تعیین نمی‌شود. اوراستیک همچنین بر پایداری فنی شبکه تأکید کرده و اعلام کرده همچنان به حمایت از اکوسیستم کاردانو متعهد خواهد ماند. از سوی دیگر، پلتفرم تحلیلی سنتیمنت (Santiment) نیز گزارش داده است که پس از انتشار اخبار مربوط به بحران اخیر، توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی به کاردانو به بالاترین سطوح سال ۲۰۲۶ رسیده و بحث درباره این پروژه به شکل محسوسی افزایش یافته است. جمع‌بندی تحولات اخیر نشان می‌دهد کاردانو یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ خود را پشت سر می‌گذارد. سقوط قیمت ADA به پایین‌ترین سطح در بیش از پنج سال گذشته، تعطیلی چند پروژه شاخص و اختلاف‌نظرها درباره نحوه استفاده از خزانه شبکه، همگی فشار زیادی بر این اکوسیستم وارد کرده‌اند. با این حال، حامیان کاردانو معتقدند ارزش واقعی این شبکه در توسعه زیرساخت‌ها، مدل حاکمیتی و کاربردهای بلندمدت آن نهفته است. اکنون سوال اصلی این است که آیا کاردانو می‌تواند از این دوره بحرانی عبور کند و بار دیگر اعتماد بازار را به دست آورد یا اینکه موج تعطیلی پروژه‌ها به چالشی عمیق‌تر برای این بلاکچین تبدیل خواهد شد.

اگر دوباره حمایت ۶۰ هزار دلاری از دست برود، بیت کوین تا کجا می‌تواند سقوط کند؟

علی ابراهیمی
16 خرداد 1405 - 15:00
قیمت بیت کوین پس از تجربه یکی از سنگین‌ترین هفته‌های خود از زمان بازار نزولی در سال ۲۰۲۲، سرانجام شب گذشته برای نخستین بار از اکتبر ۲۰۲۴ به زیر سطح روانی ۶۰ هزار دلار سقوط کرد. هرچند قیمت در ادامه بخشی از افت خود را جبران کرد و اکنون در محدوده ۶۰٬۸۰۰ دلار معامله می‌شود، اما شکسته شدن این حمایت مهم باعث شده معامله‌گران بیش از هر زمان دیگری درباره مقصد بعدی بازار نگران شوند. به گزارش میهن بلاکچین، در حالی که بیت کوین طی یک هفته گذشته بیش از ۱۵٪ از ارزش خود را از دست داده، برخی تحلیلگران معتقدند محدوده ۵۰ تا ۵۵ هزار دلار می‌تواند مقصد بعدی این اصلاح باشد. در مقابل، برخی سناریوهای بدبینانه‌تر حتی احتمال سقوط قیمت تا محدوده ۳۳ هزار دلار را نیز مطرح می‌کنند. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/why-bitcoin-stock-market-crash-6-6-26/" content="چرا بیت کوین و بازار سهام آمریکا سقوط کردند؟ بررسی کامل عوامل پشت پرده ریزش اخیر بازارها" ][/sc] محدوده ۵۵ هزار دلار؛ بدترین سناریوی کوتاه‌مدت؟ تحلیلگری به نام رادز (Radz) معتقد است حتی اگر بیت کوین حمایت ۶۰ هزار دلاری را از دست بدهد، محدوده ۵۵ هزار دلار می‌تواند کف احتمالی این اصلاح باشد. استدلال اصلی او به میانگین متحرک ۲۰۰ هفته‌ای بازمی‌گردد؛ شاخصی که در طول تاریخ بیت کوین بارها نقش یکی از مهم‌ترین سطوح حمایتی بازار را ایفا کرده و در چرخه‌های نزولی سال‌های ۲۰۱۹، ۲۰۲۰، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، برخورد قیمت به این سطح معمولاً با تشکیل کف‌های مهم بازار و آغاز روندهای صعودی جدید همراه بوده است. نمودار بیت کوین تایم‌فریم ۱ هفته - منبع: TradingView نکته جالب اینجاست که بیت کوین در فوریه ۲۰۲۶ نیز پس از برخورد به همین سطح حمایتی، بیش از ۳۷٪ رشد کرد. به همین دلیل رادز معتقد است محدوده ۵۵ هزار دلار می‌تواند آخرین سنگر خریداران پیش از بازگشت تقاضا باشد. الگوی نزولی تکنیکال هدف ۵۰ هزار دلاری را نشان می‌دهد با این حال همه تحلیلگران به این اندازه خوش‌بین نیستند. بررسی نمودار بیت کوین نشان می‌دهد الگوی تکنیکالی «پرچم نزولی» (Bear Flag) در حال تکمیل شدن است. این الگو معمولاً پس از یک ریزش شدید شکل می‌گیرد و در بسیاری از موارد ادامه روند نزولی را هشدار می‌دهد. نمودار بیت کوین تایم‌فریم ۳ روزه - منبع: TradingView از دید تحلیلگران، شکسته شدن خط حمایتی این الگو همراه با افزایش حجم معاملات، احتمال ادامه اصلاح را تقویت کرده و بر اساس اهداف کلاسیک این ساختار، بیت کوین می‌تواند در ادامه تا محدوده ۵۰ تا ۵۱ هزار دلار سقوط کند. این محدوده با یکی از حمایت‌های مهم تاریخی بازار همپوشانی دارد و می‌تواند به مقصد بعدی فروشندگان تبدیل شود. داده‌های آنچین نیز محدوده ۵۰ تا ۵۴ هزار دلار را تایید می‌کنند داده‌های آنچین نیز تصویری مشابه ارائه می‌دهند. بر اساس شاخص MVRV شرکت گلسنود، قیمت تحقق‌یافته بیت کوین در حال حاضر حوالی ۵۳٬۷۴۰ دلار قرار دارد. این شاخص میانگین قیمتی را نشان می‌دهد که کل عرضه بیت کوین آخرین بار در آن جابه‌جا شده است و در چرخه‌های قبلی معمولاً به عنوان یک حمایت مهم عمل کرده است. شاخص MVRV بیت کوین - منبع: Glassnode علاوه بر این، یکی دیگر از سطوح مهمی که گلسنود به آنها اشاره کرده، محدوده ۵۰٬۵۶۰ دلاری (منحنی آبی) است که یکی از انحراف معیارهای قیمت تحقق‌یافته محسوب می‌شود می‌تواند به عنوان حمایت ایفای نقش کند.  ترکیب این داده‌ها باعث شده بسیاری از تحلیلگران محدوده ۵۰ تا ۵۴ هزار دلار را مهم‌ترین منطقه حمایتی بیت کوین در صورت تداوم اصلاح فعلی بدانند. سناریوی بدبینانه؛ آیا سقوط تا ۳۳ هزار دلار ممکن است؟ در میان سناریوهای مطرح‌شده، یک الگوی بلندمدت دیگر توجه تحلیلگران را جلب کرده است. برخی کارشناسان معتقدند نمودار هفتگی بیت کوین نشانه‌هایی از شکست الگوی «فنجان و دسته» (Cup and Handle) را نشان می‌دهد. این الگو معمولاً در تحلیل تکنیکال یک ساختار صعودی محسوب می‌شود، اما در صورت شکست ناموفق می‌تواند به یک سیگنال نزولی قدرتمند تبدیل شود. نمودار بیت کوین تایم‌فریم ۱ هفته - منبع: TradingView بر اساس محاسبات این الگو، اگر بیت کوین نتواند دوباره بالای حمایت‌های کلیدی خود تثبیت شود، قیمت احتمالا وارد روند نزولی گسترده‌ای خواهد شد و می‌تواند تا ۳۳ هزار دلار سقوط کند. البته بسیاری از تحلیلگران این سناریو را در شرایط فعلی کم‌احتمال می‌دانند و معتقدند بازار پیش از رسیدن به چنین سطوحی با حمایت‌های متعددی روبه‌رو خواهد شد. جمع‌بندی اکنون که بیت کوین برای نخستین بار در نزدیک به دو سال گذشته به زیر ۶۰ هزار دلار سقوط کرده، توجه بازار بیش از هر زمان دیگری به سطوح حمایتی پایین‌تر معطوف شده است. داده‌های تکنیکال و آنچین در حال حاضر محدوده ۵۰ تا ۵۵ هزار دلار را به‌عنوان مهم‌ترین منطقه حمایتی پیش روی بیت کوین معرفی می‌کنند. با این حال، ادامه فشار فروش، خروج سرمایه از صندوق‌های ETF و نگرانی‌های اقتصاد کلان می‌تواند مسیر اصلاح را عمیق‌تر کند. در چنین شرایطی، واکنش قیمت به محدوده ۵۰ تا ۵۵ هزار دلار احتمالاً نقش تعیین‌کننده‌ای در مشخص شدن سرنوشت چرخه فعلی بازار خواهد داشت.

کوینکس درباره واریز و برداشت از ۴ صرافی ایرانی تحریم‌شده هشدار داد

علی ابراهیمی
16 خرداد 1405 - 13:30
چند روز پس از قرار گرفتن نام چهار صرافی ایرانی نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس در فهرست تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا، صرافی ارز دیجیتال کوینکس (CoinEx) با انتشار اطلاعیه‌ای به کاربران خود هشدار داده است از انجام هرگونه واریز یا برداشت به مبدا یا مقصد این پلتفرم‌ها خودداری کنند. به گزارش میهن بلاکچین، این اقدام را می‌توان نخستین نشانه از تأثیر عملی تحریم‌های جدید آمریکا بر تعامل کاربران ایرانی با صرافی‌های خارجی دانست؛ موضوعی که می‌تواند ریسک استفاده از برخی خدمات بین‌المللی را برای کاربران افزایش دهد. ⚠️طبق اطلاعیه منتشرشده در اپلیکیشن و ایمیل CoinEx، تراکنش با نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس ممکن است باعث بررسی AML، واریز نشدن وجه یا فریز شدن حساب شود. کوینکس: از انتقال دارایی از/به صرافی‌های تحریم‌شده خودداری کنید بر اساس اطلاعیه‌ای که کوینکس از طریق ایمیل و همچنین پیام درون‌برنامه‌ای برای کاربران خود ارسال کرده، تراکنش‌های مرتبط با نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس ممکن است باعث فعال شدن فرآیندهای بررسی مبارزه با پول‌شویی (AML) و کنترل‌های انطباقی این صرافی شود. پیامی که در بدو ورود به کوینکس به کاربران نشان داده می‌شود کوینکس در این پیام تأکید کرده است: با توجه به اینکه دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا (OFAC) صرافی‌های نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس را در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است، لطفاً از انجام هرگونه واریز یا برداشت به مقصد یا مبدا این پلتفرم‌ها خودداری کنید. این صرافی همچنین هشدار داده است که تراکنش‌های مرتبط با پلتفرم‌های یادشده ممکن است پیامدهایی از جمله تاخیر در واریز دارایی، محدود شدن برخی خدمات حساب کاربری یا حتی مسدود شدن حساب را به همراه داشته باشد. نخستین واکنش یک صرافی خارجی به تحریم‌های جدید وزارت خزانه‌داری آمریکا سه‌شنبه گذشته نام نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس را به فهرست تحریم‌های دفتر کنترل دارایی‌های خارجی (OFAC) اضافه کرد. مقامات آمریکایی مدعی شده‌اند این پلتفرم‌ها در تسهیل دسترسی کاربران و نهادهای ایرانی به بازارهای بین‌المللی ارزهای دیجیتال نقش داشته‌اند. هرچند این تحریم‌ها به‌طور مستقیم کاربران ایرانی را هدف قرار نمی‌دهد، اما به نظر می‌رسد برخی ارائه‌دهندگان خدمات بین‌المللی برای جلوگیری از ریسک‌های حقوقی و انطباقی، رویکرد محتاطانه‌تری در قبال تراکنش‌های مرتبط با صرافی‌های تحریم‌شده اتخاذ کرده‌اند. در همین راستا، اقدام کوینکس را می‌توان نخستین واکنش علنی یک صرافی خارجی به تحریم‌های اخیر دانست؛ واکنشی که نشان می‌دهد پیامدهای این تصمیم ممکن است فراتر از خود صرافی‌های ایرانی باشد و بر نحوه تعامل کاربران با پلتفرم‌های بین‌المللی نیز اثر بگذارد. بیشتر بخوانید: نخستین واکنش صرافی‌های ایرانی به تحریم آمریکا؛ نوبیتکس، والکس، بیت‌پین و رمزینکس چه گفتند؟ این هشدار چه معنایی برای کاربران دارد؟ بررسی متن اطلاعیه نشان می‌دهد کوینکس فعلاً استفاده کاربران ایرانی از خدمات این صرافی را ممنوع اعلام نکرده و تنها درباره انتقال مستقیم دارایی از یا به صرافی‌های تحریم‌شده هشدار داده است. با این حال، این موضوع می‌تواند نشان‌دهنده افزایش حساسیت صرافی‌های خارجی نسبت به مبدا و مقصد تراکنش‌های مرتبط با ایران باشد. در سال‌های اخیر بسیاری از کاربران ایرانی از کوینکس به عنوان یکی از معدود صرافی‌های بین‌المللی در دسترس استفاده کرده‌اند و هرگونه تشدید کنترل‌های انطباقی می‌تواند نگرانی‌هایی را درباره آینده دسترسی به این خدمات ایجاد کند. کارشناسان نیز معتقدند در چنین شرایطی احتمال افزایش نظارت بر جریان ورودی و خروجی دارایی‌ها از پلتفرم‌های تحریم‌شده وجود دارد و کاربران باید در مدیریت ریسک حساب‌های خود دقت بیشتری داشته باشند. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/iranian-exchanges-sanctions-custody-risk-users-assets/" content="تحریم صرافی های ایرانی و ریسک حضانتی؛ دارایی‌هایمان واقعاً در خطر است؟" ][/sc] جمع‌بندی اگرچه هنوز برای ارزیابی کامل پیامدهای تحریم صرافی‌های ایرانی زود است، اما هشدار رسمی کوینکس نشان می‌دهد اثرات این تصمیم تنها به خود پلتفرم‌های تحریم‌شده محدود نخواهد ماند. واکنش سریع یکی از شناخته‌شده‌ترین صرافی‌های مورد استفاده کاربران ایرانی حاکی از آن است که پلتفرم‌های بین‌المللی نیز در حال بازنگری سیاست‌های انطباقی خود هستند. در صورت پیروی سایر صرافی‌های خارجی از رویکرد مشابه، تحریم‌های اخیر می‌تواند به یکی از مهم‌ترین چالش‌های کاربران ایرانی در تعامل با زیرساخت‌های جهانی بازار ارزهای دیجیتال تبدیل شود.

مایکل سیلور جامعه بیت کوین را به ۴ گروه تقسیم کرد؛ دفاع از استراتژی پس از فروش BTC؟

علی ابراهیمی
16 خرداد 1405 - 13:00
در حالی که فروش بخشی از ذخایر بیت کوین توسط شرکت استراتژی (Strategy) بحث‌های گسترده‌ای را در جامعه کریپتو به راه انداخته، مایکل سیلور (Michael Saylor)، رئیس هیئت مدیره این شرکت، با انتشار مقاله‌ای جدید در شبکه اجتماعی ایکس (X) تلاش کرده تصویری متفاوت از جریان‌های فکری موجود در اکوسیستم بیت کوین ارائه دهد. به گزارش میهن بلاکچین، اظهارات سیلور تنها چند روز پس از آن مطرح می‌شود که استراتژی برای نخستین بار در نزدیک به سه سال گذشته بخشی از بیت کوین‌های خود را فروخت؛ اقدامی که بار دیگر مدل خرید اهرمی بیت کوین و وابستگی بازار به بزرگترین خریدار شرکتی این ارز را زیر ذره‌بین برده است. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/why-bitcoin-stock-market-crash-6-6-26/" content="چرا بیت کوین و بازار سهام آمریکا سقوط کردند؟ بررسی کامل عوامل پشت پرده ریزش اخیر بازارها" ][/sc] از ماکسیمالیست‌ها تا بنیادگرایان؛ ۴ جریان اصلی بیت کوین سیلور معتقد است جامعه بیت کوین را می‌توان به چهار گروه اصلی تقسیم کرد. از نگاه او، هر یک از این گروه‌ها بر جنبه‌ای تمرکز دارند که سایرین ممکن است آن را نادیده بگیرند. گروه نخست، ماکسیمالیست‌های بیت کوین هستند که BTC را شبکه پولی غالب آینده می‌دانند. گروه دوم، سرمایه‌گرایان یا کپیتالیست‌ها هستند که به دنبال ادغام بیت کوین در بانک‌ها، بازارهای اعتباری و ترازنامه شرکت‌ها هستند. دو گروه دیگر، تکنولوژیست‌ها و بنیادگرایان هستند که گروه نخست بر توسعه محتاطانه پروتکل و بهبودهای فنی تمرکز دارند و گروه دیگر نیز حفظ تمرکززدایی، خودحضانتی و ثبات لایه پایه شبکه را در اولویت قرار می‌دهند. سیلور هشدار می‌دهد که افراط در هر یک از این رویکردها می‌تواند خطرناک باشد. به گفته او، ماکسیمالیست‌ها ممکن است سایر دیدگاه‌ها را نادیده بگیرند، سرمایه‌گرایان بیش از حد ریسک‌پذیر شوند، تکنولوژیست‌ها در پروتکل بیش از اندازه مداخله کنند و بنیادگرایان نیز رویکردی انحصارطلبانه در پیش بگیرند. او در بخشی از سخنان خود تاکید کرد: لایه پایه بیت کوین باید به‌عنوان زیرساختی مقدس در نظر گرفته شود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این چارچوب در عمل دفاعی غیرمستقیم از استراتژی و فروش اخیر این شرکت نیز محسوب می‌شود؛ شرکتی که مدل کسب‌وکار آن دقیقاً در نقطه تلاقی دو گروه «ماکسیمالیست» و «سرمایه‌گرا» قرار دارد. اولین فروش بیت کوین پس از سه سال؛ جرقه‌ای برای انتقادها اما زمینه این بحث‌ها به افشای اسناد مالی اخیر استراتژی بازمی‌گردد. بر اساس این اسناد، شرکت استراتژی بین ۲۶ تا ۳۱ مه، ۳۲ واحد بیت کوین فروخته تا منابع لازم برای پرداخت سود سهام ممتاز خود را تامین کند. هرچند این میزان تنها حدود ۰.۰۰۴٪ از مجموع ۸۴۳٬۷۰۶ بیت کوین تحت مالکیت استراتژی را شامل می‌شود، اما از منظر روانی اهمیت زیادی دارد چراکه نخستین فروش بیت کوین شرکت از دسامبر ۲۰۲۲ محسوب می‌شود و با فلسفه مشهور «هرگز نفروش» مایکل سیلور در تضاد به نظر می‌رسد. در همین راستا، فونگ لی (Phong Le)، مدیرعامل استراتژی، با لحنی تندتر از گذشته به منتقدان پاسخ داده و مدعی شده حدود ۸۰٪ منتقدان شرکت صرفاً برای جلب توجه حمله می‌کنند و تنها بخش کوچکی از آن‌ها ارزش پاسخگویی دارند. هشدار گری‌اسکیل درباره مدل اهرمی استراتژی با این حال، همه انتقادها را نمی‌توان به مخالفان سرسخت بیت کوین نسبت داد. زک پندل (Zach Pandl)، رئیس تحقیقات شرکت گری‌اسکیل (Grayscale)، معتقد است فروش اخیر استراتژی نگرانی‌ها درباره پایداری مدل خرید اهرمی بیت کوین را افزایش داده است. او می‌گوید مشکل اصلی تنها فروش ۳۲ بیت کوین نیست، بلکه فشار گسترده‌ای است که بر ساختار مالی شرکت وارد می‌شود. سهام ممتاز STRC که قرار بود نزدیک به ۱۰۰ دلار معامله شود، اکنون به حدود ۹۵ دلار رسیده است. در چنین شرایطی استراتژی ممکن است برای حفظ جذابیت این ابزار مالی مجبور به افزایش سود پرداختی شود؛ موضوعی که تعهدات نقدی شرکت را افزایش داده و احتمال فروش بیت کوین‌های بیشتر را بالا می‌برد. پندل در این باره می‌گوید: مدل کسب‌وکار اهرمی استراتژی تحت فشار قرار گرفته و این موضوع نوسانات کل بازار بیت کوین را افزایش داده است. او همچنین معتقد است در قیمت‌های فعلی سهام، توانایی استراتژی برای خریدهای بزرگ و ادامه روند انباشت بیت کوین نسبت به گذشته محدودتر شده است. این در حالی است که در قیمت‌های کنونی، شرکت استراتژی با ضرر کاغذی ۱۳ میلیارد دلاری روی سرمایه‌گذاری‌هایش مواجه است.

چرا قیمت زی‌کش ۴۰٪ سقوط کرد؟ پشت پرده باگ چهارساله‌ای که بازار را به وحشت انداخت

علی ابراهیمی
16 خرداد 1405 - 11:00
زی‌کش (Zcash) طی روزهای اخیر یکی از سنگین‌ترین سقوط‌های تاریخ خود را تجربه کرد. قیمت این ارز دیجیتال حریم خصوصی‌محور پس از افشای یک آسیب‌پذیری بحرانی در زیرساخت تراکنش‌های محرمانه شبکه، در عرض ۴۸ ساعت نزدیک به ۵۰٪ سقوط کرد و از ۶۲۴ به ۳۰۹ دلار رسید و میلیاردها دلار از ارزش بازار آن از بین رفت.  در نگاه اول، افت سنگین قیمت چندان عجیب به نظر نمی‌رسد؛ چرا که خبر از کشف نقصی منتشر شد که در بدترین سناریو می‌توانست امکان ایجاد نامحدود توکن‌های جعلی ZEC را فراهم کند. اما نکته مهم اینجاست که توسعه‌دهندگان پیش از افشای عمومی، آسیب‌پذیری را برطرف کرده بودند و تاکنون نیز هیچ شواهدی مبنی بر سوءاستفاده از آن پیدا نشده است. همین موضوع یک سوال مهم را مطرح می‌کند: اگر باگ رفع شده و هیچ نشانه‌ای از حمله وجود ندارد، چرا بازار چنین واکنش شدیدی نشان داد؟ آیا سرمایه‌گذاران بیش از حد ترسیده‌اند یا واقعاً اتفاقی رخ داده که می‌تواند آینده زی‌کش را تحت تاثیر قرار دهد؟ در این مطلب از میهن بلاکچین به این سوالات پاسخ می‌دهیم. [sc name="box" type="info" link="https://mihanblockchain.com/zcash-emergency-upgrade-orchard-bug-fix" content="زی‌کش یک باگ بحرانی را خنثی کرد؛ ماجرای توقف شبکه چه بود؟" ][/sc] ماجرا از کجا آغاز شد؟ داستان از ۲۹ مه ۲۰۲۶ آغاز شد؛ زمانی که «تیلور هورنبی» (Taylor Hornby)، پژوهشگر امنیتی که از سوی شیلدد لبز (Shielded Labs) برای بررسی امنیت پروتکل زی‌کش استخدام شده بود، موفق شد یک آسیب‌پذیری بسیار حساس را در استخر حریم خصوصی «اورچارد» (Orchard) شناسایی کند. اورچارد پیشرفته‌ترین سیستم تراکنش‌های محرمانه زی‌کش محسوب می‌شود؛ بخشی از شبکه که با استفاده از فناوری اثبات دانش صفر هویت طرفین معامله و میزان دارایی منتقل‌شده را از دید عموم پنهان می‌کند.  اما همین لایه پیچیده حریم خصوصی، محل پنهان شدن باگی بود که می‌توانست تمام منطق عرضه زی‌کش را زیر سوال ببرد.  بررسی‌ها نشان داد نقص کشف‌شده می‌توانسته در شرایط خاص باعث شود شبکه برخی تراکنش‌های نامعتبر را معتبر تشخیص دهد. در نتیجه، مهاجمان می‌توانستند بدون شناسایی شدن، مقادیر نامحدودی ZEC جعلی تولید کند؛ وضعیتی که شیلدد لبز آن را به دسترسی مخفیانه به دستگاه چاپ دلار فدرال رزرو تشبیه کرده است.  باگی که چهار سال از چشم همه پنهان ماند بخش نگران‌کننده ماجرا فقط خود آسیب‌پذیری نبود؛ بلکه مدت زمانی بود که این نقص در شبکه حضور داشت. طبق اطلاعات منتشرشده، این باگ از زمان راه‌اندازی اورچارد در مه ۲۰۲۲ وجود داشته و نزدیک به چهار سال از دید توسعه‌دهندگان، شرکت‌های حسابرسی امنیتی و برخی از برجسته‌ترین متخصصان رمزنگاری صنعت بلاکچین پنهان مانده است. این مسئله اعتماد بازار را به شدت تحت تاثیر قرار داد و باعث شد بسیاری از فعالان این سوال را مطرح کنند که اگر چنین نقص مهمی توانسته چهار سال مخفی بماند، آیا ممکن است باگ‌های مشابه دیگری نیز در سایر پروژه‌های بلاکچینی وجود داشته باشند؟ آیا اصلا می‌توان با اطمینان گفت که هیچ‌کس تاکنون از این آسیب‌پذیری در شبکه زی‌کش استفاده نکرده؟ مشکل اینجاست که پاسخ قطعی برای این سوال وجود ندارد. شیلدد لبز صراحتاً اعلام کرده به دلیل ماهیت محرمانه استخر اورچارد و ویژگی‌های رمزنگاری آن، هیچ راه قطعی برای اثبات یا رد سوءاستفاده احتمالی از این آسیب‌پذیری پیش از کشف آن وجود ندارد. توسعه‌دهندگان زی‌کش می‌گویند هیچ نشانه‌ای از وجود حمله پیدا نکرده‌اند و احتمال سوءاستفاده را پایین می‌دانند، اما نمی‌توانند با قطعیت ۱۰۰ درصدی این موضوع را ثابت کنند. نقش هوش مصنوعی در کشف آسیب‌پذیری اما شاید مهم‌ترین بخش این داستان، نحوه کشف باگ باشد.  بر اساس گزارش‌های منتشرشده، هورنبی در جریان تحقیقات خود از مدل «کلود اوپوس ۴.۸» (Claude Opus 4.8) متعلق به شرکت آنتروپیک (Anthropic) و مجموعه‌ای از ابزارهای تحلیل مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کرده بود و با کمک این ابزارها موفق شد نقصی که سال‌ها از دید انسان‌ها پنهان مانده بود را شناسایی کند. در ادامه این گزارشات نوشته شده که هورنبی حتی موفق شده با کمک این ابزارها یک نمونه عملی از حمله را در محیط آزمایشی توسعه دهد و مقادیر نامحدودی ZEC جعلی ایجاد کند. موضوعی که بسیاری از کارشناسان امنیت سایبری آن را نقطه عطفی در صنعت بلاکچین می‌دانند. چراکه نشان می‌دهد هوش مصنوعی نه‌تنها می‌تواند به توسعه نرم‌افزار کمک کند، بلکه به تدریج به یکی از مهم‌ترین ابزارهای کشف آسیب‌پذیری‌های پیچیده تبدیل خواهد شد. البته این موضوع یک نگرانی جدی نیز ایجاد می‌کند: اگر پژوهشگران امنیتی بتوانند با کمک AI چنین باگ‌هایی را پیدا کنند، مجرمان سایبری نیز احتمالاً از ابزارهای مشابه برای یافتن آسیب‌پذیری‌های ناشناخته استفاده خواهند کرد. چرا قیمت زی‌کش پس از رفع باگ سقوط کرد؟ در نگاه اول شاید عجیب به نظر برسد که قیمت یک ارز دیجیتال پس از رفع موفقیت‌آمیز یک آسیب‌پذیری امنیتی سقوط کند، آن هم در شرایطی که پیش از آن گارد صعودی داشته و مدت‌ها رشد کرده بود. اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که بازار به خود باگ واکنش نشان نداد؛ بلکه به «ریسک ناشناخته» واکنش نشان داد. زی‌کش و سایر ارزهای دیجیتال حریم خصوصی‌محور بر پایه اعتماد به سازوکارهای رمزنگاری پیچیده ساخته شده‌اند. هنگامی که مشخص می‌شود مهم‌ترین لایه حریم خصوصی شبکه چهار سال با یک نقص تورم‌زا فعالیت کرده، سرمایه‌گذاران ناگهان مجبور می‌شوند همه فرضیات قبلی خود را دوباره ارزیابی کنند و دیدگاه‌شان در مورد این پروژه را تغییر دهند. از نگاه بازار، مسئله اصلی این نبود که باگ رفع شده است یا خیر؛ مسئله این بود که هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت بگوید در چهار سال گذشته چه اتفاقی افتاده است. همین عدم قطعیت باعث شد بسیاری از معامله‌گران پیش از روشن شدن ابعاد کامل ماجرا، دارایی خود را بفروشند و با فشار فروش گسترده، به ریزش ۵۰ درصدی قیمت زی‌کش دامن بزنند. اما آیا واقعاً عرضه زی‌کش در خطر بود؟ پاسخ این سوال پیچیده‌تر از چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد و با وجود نگرانی‌های گسترده، همه کارشناسان با روایت فاجعه‌بار بازار موافق نیستند. «حسیب قریشی» (Haseeb Qureshi)، شریک مدیریتی شرکت سرمایه‌گذاری دراگون‌فلای (Dragonfly)، معتقد است بسیاری از فعالان بازار ماهیت واقعی این آسیب‌پذیری را به درستی درک نکرده‌اند. به گفته او، اگر این آسیب‌پذیری واقعاً مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود، اثر آن احتمالاً به شکل تخلیه تدریجی استخرهای حریم خصوصی ظاهر می‌شد، نه نابودی کل عرضه زی‌کش.  به گفته قریشی، مهاجمی که موفق به ایجاد ZEC جعلی در استخرهای محرمانه می‌شد، نمی‌توانست مستقیماً این دارایی‌ها را در صرافی‌هایی مانند بایننس یا کوین‌بیس به فروش برساند چراکه این توکن‌ها ابتدا باید از محیط محرمانه خارج و به ZEC شفاف تبدیل می‌شدند. اما در این مرحله یک مانع مهم وجود دارد؛ سازوکاری به نام «ترن‌استایل» (Turnstile) که ورود و خروج دارایی میان بخش‌های مختلف شبکه را کنترل می‌کند. در عمل اگر فردی تلاش می‌کرد مقدار بیشتری ZEC نسبت به سقف مجاز از استخرهای خصوصی خارج کند، این مکانیزم می‌توانست جلوی آن را بگیرد. به همین دلیل قریشی معتقد است در بدترین سناریو، بیشترین آسیب متوجه کاربرانی می‌شد که دارایی خود را برای مدت طولانی در استخرهای خصوصی نگهداری کرده‌اند؛ نه معامله‌گران صرافی‌ها یا هولدرهای ZEC شفاف که قیمت بازار را تعیین می‌کنند. داده‌ای که با وحشت بازار همخوانی ندارد قریشی به نکته دیگری نیز اشاره کرده که می‌تواند دیدگاه متفاوتی نسبت به این بحران ارائه دهد. بر اساس داده‌های شبکه، تنها حدود ۱٪ از دارایی‌های موجود در استخرهای محرمانه از زمان افشای آسیب‌پذیری از حالت خصوصی خارج شده‌اند. این در حالی است که حدود ۳۰٪ از کل عرضه زی‌کش در این استخرها نگهداری می‌شود. به بیان دیگر، اکثریت قریب به اتفاق کاربرانی که بیشترین ریسک را متحمل می‌شوند، هنوز دارایی خود را جابه‌جا نکرده‌اند. قریشی این رفتار را نوعی «بازار پیش‌بینی» طبیعی می‌داند. از نگاه او، اگر افرادی که مستقیماً در معرض خطر قرار دارند واقعاً باور داشتند این آسیب‌پذیری مورد سوءاستفاده قرار گرفته، باید شاهد خروج گسترده سرمایه از استخرهای خصوصی می‌بودیم؛ اتفاقی که تاکنون رخ نداده است. همین موضوع باعث شده برخی تحلیلگران معتقد باشند سقوط اخیر بیش از آنکه ناشی از شواهد واقعی باشد، نتیجه ترس، ابهام و بدترین سناریوهای ذهنی معامله‌گران است. توسعه‌دهندگان چگونه بحران را مدیریت کردند؟ پس از کشف آسیب‌پذیری، هورنبی بلافاصله موضوع را به آزمایشگاه توسعه متن‌باز زی‌کش (Zcash Open Development Lab) گزارش کرد. توسعه‌دهندگان نیز ابتدا یک سافت‌فورک اضطراری برای مسدود کردن مسیر حمله اجرا کردند و سپس ارتقای اصلی شبکه موسوم به NU6.2 را فعال کردند که به طور کامل نقص موجود در مدارهای رمزنگاری اورچارد را برطرف می‌کرد. بنیاد زی‌کش نیز در ادامه اعلام کرد که در جریان بررسی‌ها هیچ نشانه‌ای از ایجاد غیرمجاز توکن، افزایش عرضه یا نقض حریم خصوصی کاربران مشاهده نشده است. با این حال تیم توسعه برای افزایش شفافیت، در حال بررسی راه‌اندازی یک استخر محرمانه جدید و تقویت مکانیزم‌های حسابرسی عرضه است تا کاربران بتوانند با اطمینان بیشتری سلامت موجودی شبکه را بررسی کنند. آیا این بحران می‌تواند به نفع زی‌کش تمام شود؟ شاید عجیب به نظر برسد، اما برخی کارشناسان معتقدند این رویداد در بلندمدت حتی می‌تواند به تقویت امنیت زی‌کش منجر شود. شیلدد لبز اعلام کرده همکاری خود با هورنبی را ادامه خواهد داد و پروژه‌ای را برای «اعتبارسنجی رسمی» مدارهای رمزنگاری اورچارد آغاز می‌کند؛ روشی که با استفاده از اثبات‌های ریاضی تلاش می‌کند نبود آسیب‌پذیری‌های ناشناخته را تضمین کند. قریشی نیز معتقد است همان هوش مصنوعی که این باگ را کشف کرد، می‌تواند راه‌حل نسل بعدی امنیت نرم‌افزار را نیز ارائه دهد. از نگاه او، اعتبارسنجی رسمی به تدریج به یکی از استانداردهای اصلی توسعه نرم‌افزارهای حساس و زیرساخت‌های مالی تبدیل خواهد شد. در همین حال، در حالی که سقوط شدید قیمت ZEC بسیاری از سرمایه‌گذاران را نگران کرده، برخی چهره‌های شناخته‌شده صنعت کریپتو نگاه متفاوتی به این اتفاق دارند. «تایلر وینکلووس» (Tyler Winklevoss) و «کامرون وینکلووس» (Cameron Winklevoss)، بنیان‌گذاران صرافی جمینای، در روزهای اخیر از رویکرد جدید توسعه‌دهندگان زی‌کش برای افزایش امنیت شبکه حمایت کرده‌اند. آن‌ها با اشاره به اظهارات حسیب قریشی معتقدند کشف این آسیب‌پذیری بیش از آنکه نشانه شکست زی‌کش باشد، فرصتی برای ارتقای زیرساخت‌های امنیتی این شبکه است. کامرون وینکلووس در این رابطه اعلام کرده که «اعتبارسنجی رسمی» می‌تواند به راهکار استاندارد نسل بعدی نرم‌افزارهای مالی و بلاکچینی تبدیل شود. به گفته او، زی‌کش در ارتقای بعدی شبکه قصد دارد این رویکرد را به کار بگیرد؛ اقدامی که می‌تواند احتمال وقوع باگ‌های تورم‌زا یا اصطلاحاً «چاپ پول» در استخرهای محرمانه را عملاً از بین ببرد. توسعه‌دهندگان همچنین در حال بررسی راه‌اندازی یک استخر محرمانه جدید به همراه نسخه ارتقایافته مکانیزم Turnstile هستند. هدف از این تغییرات، انتقال دارایی‌ها از استخر فعلی اورچارد و ایجاد روشی شفاف برای اثبات این موضوع است که هیچ ZEC اضافه‌ای در شبکه ایجاد نشده است. البته باید توجه داشت که برادران وینکلووس و همچنین شرکت دراگون‌فلای در زی‌کش سرمایه‌گذاری کرده‌اند و طبیعتاً دیدگاه آن‌ها را باید در همین چارچوب نیز ارزیابی کرد. با این حال، حمایت چهره‌های شناخته‌شده صنعت از برنامه‌های امنیتی جدید زی‌کش نشان می‌دهد بخشی از بازار همچنان به بازسازی اعتماد و احیای جایگاه این پروژه در بلندمدت امیدوار است. جمع‌بندی سقوط ۴۰ درصدی زی‌کش صرفاً واکنشی به یک باگ امنیتی نبود؛ بلکه واکنشی به بحرانی از جنس اعتماد بود. بازاری که سال‌ها امنیت و محرمانگی زی‌کش را یکی از مهم‌ترین مزیت‌های آن می‌دانست، ناگهان با این واقعیت مواجه شد که یک آسیب‌پذیری بالقوه فاجعه‌بار به مدت چهار سال در قلب سیستم پنهان بوده است.  با این حال، آنچه تاکنون می‌دانیم با بدترین سناریوهای مطرح‌شده در بازار فاصله دارد. هیچ شواهدی از سوءاستفاده از این نقص پیدا نشده، عرضه کل زی‌کش دست‌نخورده باقی مانده و حتی بسیاری از کاربرانی که بیشترین ریسک را متحمل می‌شوند، هنوز واکنش شدیدی به این خبر نشان نداده‌اند. در نهایت، ریزش اخیر بیش از آنکه نتیجه یک حمله واقعی باشد، حاصل ترکیب ترس، ابهام و عدم قطعیت بود؛ سه عاملی که در بازارهای مالی اغلب به اندازه خود واقعیت قدرت دارند.

چرا بیت کوین و بازار سهام آمریکا سقوط کردند؟ بررسی کامل عوامل پشت پرده ریزش اخیر بازارها

علی ابراهیمی
16 خرداد 1405 - 09:00
بازارهای مالی روز گذشته یکی از پرتنش‌ترین روزهای خود در سال ۲۰۲۶ را پشت سر گذاشتند. قیمت بیت کوین برای نخستین بار از اکتبر ۲۰۲۴ به زیر محدوده ۶۰ هزار دلار سقوط کرد، شاخص نزدک (Nasdaq) نزدیک به ۳٪ کاهش یافت و سهام شرکت‌های فناوری، ماینینگ و کریپتویی با موجی از فروش مواجه شدند. به گزارش میهن بلاکچین، در نگاه اول، بسیاری از فعالان بازار دلیل این اتفاق را انتشار آمار اشتغال آمریکا عنوان کردند؛ اما واقعیت این است که ریزش اخیر نتیجه هم‌پوشانی چندین عامل اقتصادی، روانی و ساختاری بوده که طی هفته‌های گذشته در حال شکل‌گیری بوده‌اند. در این مطلب دلایل ریزش اخیر بازار کریپتو را بررسی می‌کنیم. نمودار قیمت بیت کوین تایم‌فریم ۱ روزه - منبع: TradingView آمار اشتغال آمریکا؛ جرقه‌ای که انبار باروت را منفجر کرد مهم‌ترین اتفاق اقتصادی روز گذشته انتشار گزارش اشتغال ماه مه آمریکا بود. گزارش اشتغال آمریکا در ماه مه طبق این گزارش، اقتصاد آمریکا در این ماه ۱۷۲ هزار شغل جدید ایجاد کرده؛ رقمی که بیش از دو برابر انتظارات تحلیلگران بوده است. در عین حال نرخ بیکاری نیز در محدوده ۴.۳٪ باقی ماند و نشانه‌ای از ضعف جدی در بازار کار مشاهده نشده است. در نگاه اول چنین آماری باید خبر خوبی برای اقتصاد باشد. اما بازارهای مالی همیشه به داده‌ها از زاویه سیاست پولی نگاه می‌کنند. زمانی که اقتصاد و بازار کار بیش از حد قوی باقی می‌مانند، فدرال رزرو انگیزه کمتری برای کاهش نرخ بهره خواهد داشت. حتی ممکن است در صورت تداوم فشارهای تورمی دوباره به سمت افزایش نرخ بهره حرکت کند. به همین دلیل معامله‌گران بلافاصله انتظارات خود درباره سیاست پولی آمریکا را بازنگری کردند. بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا افزایش یافت و دوباره احتمال افزایش نرخ بهره تا پایان سال در بازار مطرح شد؛ اتفاقی که سرمایه‌گذاران از آن هراس دارند و به ریزش قیمت بیت کوین و بازار سهام آمریکا منجر شد. در سال‌های اخیر بیت کوین بیش از هر زمان دیگری به جریان نقدینگی جهانی وابسته شده است. به طور کلی، زمانی که نرخ بهره پایین باشد، ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران بالاتر رفته و شاهد افزایش تقاضا برای دارایی‌های پرریسکی مثل سهام شرکت‌های فناوری و ارزهای دیجیتال هستیم. اما وقتی نرخ بهره افزایش پیدا می‌کند، اوراق خزانه‌داری و ابزارهای درآمد ثابت جذاب‌تر می‌شوند و بخشی از سرمایه از بازارهای پرریسک خارج می‌شود. خروج سرمایه از ETFهای بیت کوین؛ موتور تقاضا خاموش شده است یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل ضعف بازار، کاهش شدید تقاضای نهادی برای بیت کوین است.  اگر در چرخه صعودی سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ صندوق‌های ETF اسپات بیت کوین موتور اصلی رشد بازار بودند، اکنون به یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های سرمایه‌گذاران تبدیل شده‌اند.  طی هفته‌های اخیر جریان خروج سرمایه از این صندوق‌ها تقریباً به یک روند پایدار تبدیل شده است. ارزش خالص دارایی ETFهای بیت کوین از حدود ۱۰۷.۸ میلیارد دلار در اواسط ماه مه به ۸۰.۴ میلیارد دلار کاهش یافته و بخش قابل توجهی از سرمایه نهادی که پیش‌تر به بازار وارد شده بود، در حال خروج است. گزارش شرکت کوین‌شرز (CoinShares) نیز نشان می‌دهد که طی ۴ هفته گذشته، نزدیک به ۵.۸ میلیارد دلار نقدینگی از صندوق‌های سرمایه‌گذاری کریپتویی خارج شده است. میزان خروجی نقدینگی از صندوق‌های کریپتویی اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم بخش بزرگی از تقاضای جدید بیت کوین در دو سال گذشته از همین کانال تأمین شده بود. در چنین شرایطی بازار نه‌تنها با فشار فروش مواجه است، بلکه یکی از مهم‌ترین منابع جذب سرمایه تازه را نیز از دست داده است. زنگ خطر در داده‌های آنچین؛ بازار با کمبود خریدار مواجه شده است در کنار خروج سرمایه از ETFها، داده‌های آنچین نیز تصویر چندان امیدوارکننده‌ای ارائه نمی‌کنند. بر اساس داده‌های شرکت کریپتوکوانت (CryptoQuant)، حجم معاملات اسپات بازار ارزهای دیجیتال در ماه آوریل به ۶۷۹ میلیارد دلار رسیده که پایین‌ترین سطح از اکتبر ۲۰۲۳ محسوب می‌شود. افت حجم معاملات معمولاً نشانه کاهش مشارکت سرمایه‌گذاران و افت تمایل بازار به پذیرش ریسک است و در این شرایط حتی فشار فروش محدود نیز به دلیل وجود خریداران کمتر برای جذب عرضه می‌تواند افت‌های سنگین‌تری را رقم بزند. مهاجرت سرمایه از کریپتو به هوش مصنوعی اما یکی از روندهایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، انتقال سرمایه از بازار کریپتو به بخش هوش مصنوعی در ماه‌های اخیر است.  در ماه‌های گذشته، رشد چشمگیر ارزش شرکت‌های فعال در حوزه AI باعث شده بخشی از سرمایه‌گذاران نهادی ترجیح دهند منابع خود را به جای بازار رمزارزها به سهام فناوری و پروژه‌های مرتبط با هوش مصنوعی اختصاص دهند. هرچند روز گذشته خود سهام فناوری نیز تحت فشار قرار گرفت، اما در مقیاس چندماهه همچنان بخش بزرگی از سرمایه‌گذاری‌های جدید وال‌استریت به سمت هوش مصنوعی جریان دارد. برخی تحلیلگران معتقدند این تغییر مسیر سرمایه یکی از دلایل اصلی کاهش تقاضا برای ارزهای دیجیتال در سال جاری بوده است. همانطور که گزارش دادیم، جو وایزنتال (Joe Weisenthal)، تحلیلگر بلومبرگ نیز در گزارش جدید خودش مدعی شده که بازار در حال تجربه «سردترین زمستان تاریخ کریپتو» است و رقابت گسترده میان هوش مصنوعی و ارزهای دیجیتال را یکی از دلایل اصلی آن می‌داند. سقوط سهام فناوری؛ ضربه دوم به بازار اما همزمان با فشارهای وارده بر بازار کریپتو، روز گذشته سهام شرکت‌های فناوری نیز با موج جدیدی از فشار فروش مواجه شدند.  طبیعتا انتشار گزارش اشتغال آمریکا یکی از دلایل اصلی این افت بوده اما تحلیلگران می‌گویند ریزش بازار سهام از آنجایی آغاز شده که شرکت برادکام (Broadcom) با وجود انتشار گزارش مالی مطلوب، چشم‌انداز درآمد بخش هوش مصنوعی خود را پایین‌تر از انتظارات بازار اعلام کرد. همین مسئله کافی بود تا موجی از تردید نسبت به سرعت رشد صنعت AI شکل بگیرد.  در نتیجه این اتفاق، سهام غول‌های نیمه‌هادی از جمله انویدیا (Nvidia)، ای‌ام‌دی (AMD) و اینتل (Intel) با افت قابل توجهی مواجه شدند و شاخص نزدک بیش از ۲.۸٪ کاهش یافت.  از آنجا که سهام فناوری طی ماه‌های اخیر پیشران اصلی رشد بازار آمریکا بودند، ریزش این بخش به سرعت به سایر بازارهای پرریسک از جمله کریپتو سرایت کرد و شاهد تشدید روند کاهشی در بازار رمزارزها بودیم. فروش بخشی از ذخایر بیت کوین استراتژی؛ جرقه‌ای روانی برای بازار یکی دیگر از دلایل ریزش شدید اخیر قیمت بیت کوین، تصمیم شرکت استراتژی (Strategy) به رهبری مایکل سیلور (Michael Saylor) برای فروش بخشی از ذخایر این شرکت بود. همانطور که گزارش دادیم، بر اساس اسناد ارسال شده به کمیسیون بورس آمریکا، شرکت استراتژی بین روزهای ۲۶ تا ۳۱ مه، مجموعاً ۳۲ واحد بیت کوین را با میانگین قیمت ۷۷٬۱۳۵ دلار به فروش رسانده و از این محل حدود ۲.۵ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. بیشتر بخوانید: شرکت استراتژی برای نخستین بار بیت کوین فروخت! روند خرید دیوانه‌وار تمام شد؟ هرچند حجم این فروش در مقیاس کل دارایی‌های شرکت چندان قابل توجه نبود، اما از منظر روانی اهمیت زیادی داشت. برای سال‌ها استراتژی به عنوان بزرگ‌ترین حامی شرکتی بیت کوین شناخته می‌شد و هرگونه فروش از سوی این شرکت می‌تواند به عنوان نشانه‌ای منفی از سوی بازار تفسیر شود. همین موضوع به افزایش لیکوییدیشن معاملات اهرمی و تشدید فشار فروش در بازار کمک کرد.  آیا روایت‌های صعودی بیت کوین در حال تضعیف هستند؟ شاید مهم‌ترین نکته‌ای که از دل ریزش اخیر بیرون آمده، زیر سوال رفتن برخی روایت‌های کلیدی پیرامون بیت کوین باشد. در سال‌های گذشته بیت کوین هم به عنوان «طلای دیجیتال» و هم به عنوان نسخه پرریسک سهام فناوری معرفی می‌شد. اما عملکرد ماه‌های اخیر نشان داده این دو روایت دیگر به اندازه گذشته برای سرمایه‌گذاران قانع‌کننده نیستند. در شرایطی که تنش‌های ژئوپلیتیکی افزایش یافته، بیت کوین نتوانسته نقش یک دارایی امن را ایفا کند و همزمان با افزایش فشار بر بازار سهام نیز عملکردی ضعیف‌تر از انتظار داشته است. همین مسئله باعث شده بخشی از سرمایه‌گذاران درباره جایگاه واقعی این دارایی در سبد سرمایه‌گذاری خود تجدیدنظر کنند. اما آیا این ریزش آغاز بازار نزولی است؟ دست‌کم در شرایط فعلی بسیاری از تحلیلگران چنین نظری ندارند. بخش قابل توجهی از کارشناسان معتقدند آنچه اکنون مشاهده می‌شود بیشتر یک «شوک احساسی» ناشی از تغییر انتظارات نرخ بهره و خروج کوتاه‌مدت سرمایه است تا فروپاشی بنیادهای بازار کریپتو. با این حال تا زمانی که جریان ورود سرمایه به ETFها احیا نشود و فدرال رزرو سیگنال‌های نرم‌تری درباره سیاست پولی ارائه نکند، احتمال تداوم نوسانات و فشار فروش همچنان وجود خواهد داشت. جمع‌بندی ریزش اخیر بیت کوین و بازار سهام را نمی‌توان صرفاً به گزارش اشتغال آمریکا نسبت داد. داده‌های اقتصادی قوی تنها جرقه‌ای بودند که مجموعه‌ای از نگرانی‌های انباشته‌شده در بازار را فعال کردند؛ نگرانی‌هایی که از خروج سرمایه از ETFهای بیت کوین و کاهش نقدینگی بازار کریپتو گرفته تا افت سهام فناوری و تغییر انتظارات نسبت به نرخ بهره را در بر می‌گیرند. اکنون دو متغیر بیش از هر عامل دیگری زیر ذره‌بین سرمایه‌گذاران قرار دارد: سیاست پولی فدرال رزرو و جریان سرمایه در ETFهای بیت کوین. تا زمانی که یکی از این دو محرک تغییر محسوسی نکند، احتمالاً بازار همچنان با نوسانات بالا و احتیاط سرمایه‌گذاران مواجه خواهد بود.

پشت پرده بازارهای پیش‌بینی؛ ابزار تحلیل آینده یا ماشین تولید توهم؟

ساجده حسینی
15 خرداد 1405 - 20:00
در سال‌های اخیر، بازارهای پیش‌بینی به یکی از ابزارهای بحث‌برانگیز در دنیای فناوری و سیاست تبدیل شده‌اند. پلتفرم‌هایی مانند پالی‌ مارکت (Polymarket) و کالشی (Kalshi) با استفاده از شرط‌بندی کاربران، احتمال وقوع رویدادهای مختلف را قیمت‌گذاری می‌کنند. برخی طرفداران این سیستم‌ها آن را ماشین حقیقت می‌نامند؛ سیستمی که ادعا می‌کند با پول واقعی کاربران، دقیق‌ترین تصویر از آینده را تولید می‌کند. اما سوال اصلی این است که آیا این بازارها واقعا قابل اعتماد هستند؟ و اگر احتمال‌های آن‌ها به‌عنوان حقیقت پذیرفته شوند، چه پیامدی دارد؟ در این مطلب از میهن بلاکچین، با بررسی داده‌ها و مثال‌های واقعی، عملکرد این بازارها را بررسی می‌کنیم. آیا بازارهای پیش‌بینی واقعا ماشین حقیقت هستند؟ در ژانویه ۲۰۲۶، معامله‌گری ناشناس در پالی‌ مارکت روی دستگیری رییس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، شرط‌بندی کرد. مجموع سرمایه او حدود ۳۴ هزار دلار بود و چند روز بعد، با اجرای یک عملیات نظامی توسط نیروهای ویژه آمریکا، بیش از ۴۰۰ هزار دلار سود به دست آورد. نکته مهم این است که بعدها اعلام شد این عملیات آن‌قدر حساس بوده که حتی به کنگره ایالات متحده هم اطلاع داده نشده بود. یعنی نه نهادهای رسمی و نه مردم از آن خبری نداشتند، اما یک معامله‌گر توانسته بود به درکی برسد که منجر به شرط‌بندی موفق شد. همین اتفاق‌ها باعث شده است تا برخی از مدیران این حوزه، از جمله مدیرعامل پالی‌ مارکت، شین کوپلن (Shayne Coplan)، از این سیستم‌ها با عنوان «ماشین حقیقت» یاد کنند. ایده اصلی این است که وقتی افراد پول واقعی وارد پیش‌بینی می‌کنند، نتیجه جمعی می‌تواند دقیق‌تر از نظرسنجی‌ها یا تحلیل‌های بدون ریسک باشد. این روایت در فضای عمومی هم جا افتاده است. بررسی ۳۶۴ ویدئوی تیک‌تاک نشان می‌دهد بخش زیادی از کاربران از احتمال‌های این بازارها نه صرفا به‌عنوان ابزار شرط‌بندی، بلکه به‌عنوان مرجع سیاسی استفاده می‌کنند. به‌عبارت دیگر، احتمال‌ها تبدیل به نوعی «خبر» شده‌اند. اما سوال اصلی همچنان باقی است: آیا این اعداد واقعا شایسته چنین اعتمادی هستند؟ دقت بازارهای پیش‌بینی چگونه سنجیده می‌شود؟ برای پاسخ به این سوال، باید به‌جای مثال‌های پراکنده، عملکرد کلی بازارها را بررسی کرد. در ارزیابی پیش‌بینی‌ها معمولا از یک معیار استاندارد استفاده می‌شود که نشان می‌دهد یک سیستم چقدر در پیش‌بینی احتمالات دقیق بوده است. یکی از مهم‌ترین این معیارها امتیاز بریر (Brier Score) است؛ شاخصی که در سال ۱۹۵۰ توسط گلن بریر برای ارزیابی پیش‌بینی‌های آب‌وهوا معرفی شد. امتیاز بریر چیست؟ در این روش، پیش‌بینی‌ها به‌صورت احتمالی بررسی می‌شوند. اگر شما احتمال بالایی برای وقوع یک رویداد بدهید و آن اتفاق رخ دهد، امتیاز خوبی می‌گیرید. اما اگر با اطمینان بالا اشتباه کنید، امتیاز شما بدتر می‌شود. به‌ بیان ساده: عدد ۰ یعنی پیش‌بینی کاملا دقیق عدد ۰٫۲۵ یعنی عملکردی در حد حدس تصادفی بالاتر از ۰٫۲۵ یعنی بدتر از حدس تصادفی بنابراین برای قضاوت درباره یک بازار، باید هزاران پیش‌بینی در طول زمان بررسی شود. عملکرد بازارهای پیش‌بینی در عمل تحلیل بیش از ۸۴ هزار پیش‌بینی در پلتفرم‌هایی مانند پالی‌ مارکت، کالشی و دیگر بسترها نشان می‌دهد که عملکرد کلی این بازارها در ظاهر خوب است. اما این تصویر وقتی شکسته می‌شود که داده‌ها را بر اساس حوزه تقسیم کنیم. در علم و اقتصاد، بازارها عملکرد بسیار خوبی دارند. پیش‌بینی‌هایی مانند نرخ بهره، تورم یا داده‌های GDP معمولا دقیق هستند، چون داده‌های شفاف‌ و معامله‌گران حرفه‌ای‌تر در این بخش داریم. در سیاست، عملکرد متوسط است و در انتخابات‌های بزرگ بهتر می‌شود. اما در حوزه‌هایی مثل فرهنگ، فناوری و مخصوصا ورزش، دقت به‌طور قابل توجهی افت می‌کند و حتی در برخی موارد از حدس تصادفی هم ضعیف‌تر است. این یعنی کیفیت پیش‌بینی به شدت به نوع موضوع وابسته است. عملکرد بازارهای پیش‌بینی در حوزه‌های مختلف چرا نتیجه درست همیشه به معنای پیش‌بینی دقیق نیست؟ گاهی بازارها نتیجه نهایی را درست پیش‌بینی می‌کنند، اما مسیرشان اشتباه بوده است. برای مثال، در بازار بیت‌ کوین، پیش‌بینی می‌شد قیمت به ۱۰۰ هزار دلار برسد. این اتفاق در نهایت رخ داد، اما بازار تا مدت‌ها احتمال بسیار کمی برای آن قائل بود و تنها در روزهای پایانی ناگهان تغییر نظر داد. در نتیجه، امتیاز آن نشان‌دهنده عملکرد ضعیف بود. پیش‌بینی قیمت بیت کوین در پلتفرم پالی مارکت در نمونه‌ای دیگر، بازار مربوط به نامزدی کامالا هریس نیز در نهایت نتیجه درست را ثبت کرد، اما در طول مسیر، پیش‌بینی آن به‌طور مداوم اشتباه و گمراه‌کننده بود. چرا انتخابات‌ بهترین عملکرد را دارد؟ با وجود این ضعف‌ها، بازارهای پیش‌بینی در انتخابات‌ بزرگ عملکرد خوبی دارند. در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا ۲۰۲۴، این بازارها حتی در برخی ایالت‌های کلیدی از نظرسنجی‌های سنتی دقیق‌تر بودند. دلیل این موضوع ساده است. پول زیاد، توجه عمومی و تعداد زیاد معامله‌گران باعث می‌شود اطلاعات بیشتری وارد بازار شود و قیمت‌ها دقیق‌تر شوند. اما این فقط بخش کوچکی از کل بازار است. مشکل اصلی: نقدینگی و بازارهای کوچک بخش بزرگی از بازارهای پیش‌بینی نقدینگی کمی دارند. در این بازارها، اختلاف قیمت خرید و فروش گاهی بسیار زیاد است که نشان می‌دهد اطلاعات کافی در بازار وجود ندارد. در مقایسه، حجم کل این صنعت در برابر بازارهای مالی سنتی بسیار کوچک است و نقش حاشیه‌ای دارد. این موضوع باعث می‌شود بسیاری از پیش‌بینی‌ها بیشتر شبیه حدس باشند تا تحلیل واقعی. وقتی احتمال‌ها شروع به شکل‌دادن واقعیت می‌کنند مشکل زمانی جدی می‌شود که این احتمال‌ها از داخل بازار خارج شده و وارد رسانه‌ها می‌شوند. در سال‌های اخیر، رسانه‌هایی مانند وال‌استریت ژورنال، CNN و CNBC از داده‌های پالی‌ مارکت و کالشی در پوشش خبری خود استفاده کرده‌اند. این داده‌ها سپس به شبکه‌های اجتماعی مثل تیک‌تاک منتقل شده‌اند و به‌عنوان واقعیت آماری مصرف می‌شوند. در اقتصاد، این پدیده زمانی خطرناک می‌شود که ابزار اندازه‌گیری روی نتیجه اثر بگذارد. برای مثال، در یک گزارش مالی، مدیرعامل کوین‌بیس زمانی که متوجه شرط‌بندی بازار روی صحبت‌هایش شد، رفتار خود را تغییر داد. این یعنی پیش‌بینی، خودش بخشی از واقعیت شد. در انتخابات ۲۰۲۴ نیز یک معامله‌گر بزرگ با استفاده از داده‌های خصوصی توانست قیمت‌ها را در بازار تغییر دهد. سپس این تغییر قیمت توسط رسانه‌ها به‌عنوان «اجماع بازار» منتشر شد، درحالی‌که در واقعیت، فقط دیدگاه یک بازیگر بزرگ بود. خطر استفاده از اطلاعات پنهان در برخی موارد، این بازارها حتی به ابزاری برای استفاده از اطلاعات محرمانه تبدیل شده‌اند. گزارش‌هایی از استفاده اطلاعات نظامی برای شرط‌بندی در پالی‌ مارکت منتشر شده است که نشان می‌دهد سرعت و ناشناسی این بازارها می‌تواند مشکل‌ساز باشد. در نمونه‌ای مشابه، شرط‌بندی روی عملیات نظامی پیش از اعلام رسمی، سودهای قابل توجهی برای برخی افراد ایجاد کرده است. این یعنی مرز بین تحلیل و سوءاستفاده اطلاعاتی در این بازارها بسیار باریک است. نتیجه‌گیری؛ ماشین حقیقت یا ماشین توجه؟ بازارهای پیش‌بینی در شرایط خاص، مثل انتخابات یا داده‌های اقتصادی مهم، می‌توانند دقت بالایی داشته باشند. اما در موارد زیادی هم عملکرد آن‌ها به‌شدت وابسته به نقدینگی و میزان توجه عمومی است. هرچه توجه بیشتر باشد، قیمت‌ها دقیق‌تر می‌شوند و هرچه توجه کمتر شود، این بازارها بیشتر شبیه یک حدس پراکنده عمل می‌کنند تا یک ابزار تحلیلی قابل اتکا. به همین دلیل، این سیستم‌ها را نمی‌توان صرفا ماشین حقیقت نامید. آن‌ها بیشتر شبیه ماشین توجه هستند؛ ابزارهایی که در حضور جمعیت هوشمند می‌شوند و در غیاب آن، دقت خود را از دست می‌دهند. مسئله اصلی هم این نیست که این بازارها مفید هستند یا نه. مسئله این است که وقتی احتمال‌ها از یک داده تخصصی به یک مرجع عمومی تبدیل شوند، مرز بین پیش‌بینی و تعریف واقعیت کم‌کم محو می‌شود. در چنین شرایطی، این سوال مطرح است که اگر قیمت‌ها قرار است حقیقت را نشان دهند، چه کسی تعیین می‌کند کدام قیمت دیده شود و کدام نادیده بماند؟ بازار پیش‌بینی چیست؟بازارهای پیش‌بینی پلتفرم‌هایی هستند که در آن کاربران روی نتیجه رویدادهای آینده شرط‌بندی می‌کنند و قیمت‌ها نشان‌دهنده احتمال وقوع آن رویداد است.آیا بازارهای پیش‌بینی قابل اعتماد هستند؟این بازارها در برخی حوزه‌ها مانند انتخابات دقیق‌تر هستند، اما در بسیاری از موضوعات دیگر به‌ویژه بازارهای کم‌نقدینگی دقت پایینی دارند.امتیاز بریر چیست؟امتیاز بریر معیاری برای سنجش دقت پیش‌بینی‌های احتمالی است که نشان می‌دهد یک سیستم چقدر در پیش‌بینی نتایج درست عمل کرده است.چرا بازارهای پیش‌بینی به ماشین حقیقت معروف شده‌اند؟چون برخی از افراد معتقد هستند که شرط‌بندی با پول واقعی باعث می‌شود این بازارها تصویر دقیق‌تری از آینده نسبت به نظرسنجی‌ها ارائه دهند.

تلگرام و تون، زیرساخت نسل جدید ایجنت‌های هوش مصنوعی

ساجده حسینی
15 خرداد 1405 - 16:00
تصور کنید دستیاری هوشمند در اختیار دارید که تنها در چند ثانیه، پیچیده‌ترین تحقیق‌ها را انجام می‌دهد، پیام‌های شما را مدیریت و حتی تراکنش‌های مالی‌تان را در بستری امن نهایی می‌کند. با وجود این پتانسیل بالا، دنیای ایجنت‌های هوش مصنوعی همچنان با چالش‌های بزرگی مثل هزینه‌های عملیاتی بالا، سرعت پایین تراکنش‌ها و دشواری در جذب کاربران انبوه دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما اکنون، هم‌گرایی تلگرام و بلاک‌ چین TON در حال ایجاد زیرساختی است که می‌تواند این معادلات را تغییر دهد. تلگرام دیگر تنها یک پیام‌رسان نیست؛ بلکه به بستری برای عبور از محدودیت‌های فعلی و تسریع توسعه ایجنت‌های هوش مصنوعی تبدیل شده است. در این مقاله از میهن بلاکچین، به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چرا ترکیب پایگاه کاربری تلگرام و قابلیت‌های فنی شبکه تون، آینده هوش مصنوعی را متحول خواهد کرد و چه فرصت‌های جدیدی پیش روی توسعه‌دهندگان قرار گرفته است. چرا تلگرام بستر مناسبی برای توسعه ایجنت‌های هوش مصنوعی است؟ یکی از چالش‌های اصلی در توسعه ایجنت‌های هوش مصنوعی، دسترسی به کاربر است. در بسیاری از پلتفرم‌ها، کاربر باید یک اپلیکیشن جدید نصب کند، حساب بسازد و با محیط آن آشنا شود. این مراحل معمولا باعث کاهش تعداد کاربران واقعی می‌شود. تلگرام این مسیر را کوتاه‌تر کرده است. این پلتفرم بیش از یک میلیارد کاربر فعال دارد و از قبل امکان استفاده از بات‌ها و مینی‌اپ‌ها را فراهم کرده است. به همین دلیل، یک ایجنت می‌تواند مستقیما داخل همان محیطی اجرا شود که کاربر هر روز از آن استفاده می‌کند. از طرف دیگر، بات‌ها در تلگرام یک هویت مستقل دارند و می‌توانند در چت‌های خصوصی یا گروهی فعالیت کنند. این ویژگی برای سناریوهایی که چند ایجنت باید هم‌زمان با کاربر یا با یکدیگر تعامل داشته باشند، کاربرد زیادی دارد. وجود سیستم پرداخت و مینی‌اپ‌ها هم باعث شده است تا تلگرام فقط ابزاری پیام‌رسان نباشد. یک ایجنت می‌تواند علاوه‌بر پاسخ‌دادن به درخواست‌ها، عملیات‌هایی مثل پرداخت یا اتصال به سرویس‌های دیگر را هم در همان محیط انجام دهد. مهم‌ترین قابلیت‌های جدید تلگرام برای توسعه ایجنت‌های هوش مصنوعی در چند ماه اخیر، تلگرام مجموعه‌ای از قابلیت‌ها را اضافه کرده است که مستقیما روی نحوه ساخت و اجرای ایجنت‌های هوش مصنوعی تاثیر می‌گذارند. این تغییرات بیشتر روی پردازش داده، مدیریت بات‌ها و ارتباط بین آن‌ها متمرکز بوده است. یکی از مهم‌ترین این قابلیت‌ها، شبکه پردازش غیرمتمرکز Cocoon است. در این سیستم، توان پردازشی GPU کاربران برای اجرای درخواست‌های هوش مصنوعی استفاده می‌شود و داده‌ها داخل محیط‌های امن پردازش می‌شوند. همین موضوع باعث شده است تا اجرای قابلیت‌هایی مثل خلاصه‌سازی متن، ترجمه و ویرایش محتوا بدون وابستگی کامل به سرورهای متمرکز انجام شود. با راه‌اندازی Cocoon، تلگرام پردازش درخواست‌های AI را به شبکه‌ای مبتنی بر GPU کاربران منتقل کرده است. در کنار این موضوع، به‌روزرسانی‌های Bot API امکان نمایش پاسخ‌های ایجنت‌ها را به‌صورت مرحله‌ای فراهم کرده است. به این ترتیب، کاربر می‌تواند روند تولید پاسخ را به‌صورت لحظه‌ای ببیند، نه اینکه چند ثانیه منتظر بماند تا نتیجه کامل ارسال شود. این تغییر روی تجربه کاربر هنگام استفاده از دستیارهای هوشمند تاثیر مستقیمی دارد. تلگرام همچنین قابلیتی به نام Managed Bots معرفی کرده است که اجازه می‌دهد یک بات، بات‌های دیگر را به‌صورت خودکار ایجاد و مدیریت کند. این قابلیت برای سرویس‌هایی که باید برای هر کاربر یا هر پروژه یک ایجنت جداگانه بسازند، اهمیت زیادی دارد و روند راه‌اندازی را بدون دخالت دستی انجام می‌دهد. چه تغییرات مهمی در زیرساخت بلاک چین TON رخ داده است؟ در کنار تغییرات تلگرام، بخش مهمی از این اکوسیستم در لایه زیرساخت اتفاق افتاده است. در ماه‌های اخیر، شبکه TON چند به‌روزرسانی مهم انجام است که بیشتر آن‌ها روی سرعت تراکنش‌ها و ابزارهای توسعه متمرکز بوده‌اند. یکی از مهم‌ترین تغییرات، کاهش زمان نهایی‌شدن تراکنش‌ها به کمتر از یک ثانیه است. با فعال‌شدن نسخه جدید Catchain، زمان تولید بلاک‌ها به حدود چندصد میلی‌ثانیه رسیده و تایید تراکنش‌ها تقریبا فوری انجام می‌شود. این موضوع برای ایجنت‌هایی که باید پشت‌سرهم تراکنش انجام دهند، اهمیت زیادی دارد. پاول دوروف از افزایش سرعت شبکه TON و نهایی‌سازی تراکنش‌ها در کمتر از یک ثانیه خبر داد. در کنار آن، ابزارهای جدیدی برای توسعه‌دهندگان معرفی شده است. به‌روزرسانی ماشین مجازی TON و زبان برنامه‌نویسی Tolk باعث شده است تا ساخت قراردادهای هوشمند با هزینه کمتر و امکانات بیشتر انجام شود. همچنین، انتشار AppKit به توسعه‌دهندگان کمک می‌کند تا بخش‌هایی مثل اتصال کیف پول و مدیریت تراکنش‌ها را بدون نیاز به ساخت زیرساخت جداگانه پیاده‌سازی کنند. AppKit به‌عنوان ابزار جدید تون، مسیر توسعه اپلیکیشن‌های مبتنی بر بلاک چین را کوتاه‌تر می‌کند. از طرف دیگر، معرفی TON Pay مسیر پرداخت در مینی‌اپ‌های تلگرام را یکپارچه کرده است. این ابزار به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد پرداخت‌های مبتنی بر TON را داخل اپلیکیشن‌های خود اجرا کنند، بدون اینکه نیاز به اتصال چند سرویس مختلف داشته باشند. اتصال ایجنت‌های هوش مصنوعی به بلاک چین با TON MCP یکی از تغییرات مهم در اکوسیستم TON، معرفی استانداردی به نام TON MCP است که به ایجنت‌های هوش مصنوعی امکان می‌دهد به‌صورت مستقیم با بلاک چین تعامل داشته باشند. این استاندارد در واقع یک رابط آماده فراهم می‌کند تا ایجنت‌ها بتوانند بدون نیاز به نوشتن کدهای پیچیده، عملیات بلاک چینی را اجرا کنند. با استفاده از این قابلیت، یک ایجنت می‌تواند کارهایی مثل بررسی موجودی کیف پول، ارسال توکن یا اجرای یک قرارداد هوشمند را از طریق دستورهای ساده انجام دهد. این موضوع باعث می‌شود بسیاری از قابلیت‌هایی که قبلا نیاز به توسعه جداگانه داشتند، در قالب مسیری مشخص پیاده‌سازی شوند. وجود چنین استانداردی برای ایجنت‌هایی که قرار است با دارایی‌های دیجیتال کار کنند اهمیت زیادی دارد. وقتی ارتباط با بلاک چین از قبل تعریف شده باشد، توسعه‌دهندگان می‌توانند بیشتر روی منطق ایجنت تمرکز کنند، نه روی ساخت زیرساخت ارتباطی از ابتدا. رشد فعالیت توسعه‌دهندگان در اکوسیستم تون در ماه‌های اخیر، فعالیت توسعه‌دهندگان در اکوسیستم تون افزایش پیدا کرده است و این موضوع را می‌توان از تعداد پروژه‌ها و رویدادهای برگزارشده مشاهده کرد. یکی از نمونه‌های مهم، هکاتون مرتبط با ایجنت‌های هوش مصنوعی بود که بیش از ۱۶۰ پروژه در آن ثبت شد. این عدد نسبت به دوره‌های قبلی چند برابر شده است. بخش زیادی از این پروژه‌ها روی موضوعاتی مثل اتصال کیف پول‌ها، هماهنگی بین چند ایجنت، ابزارهای پرداخت و حتی ایجنت‌های صوتی متمرکز بوده‌اند. علاوه‌بر هکاتون‌ها، برنامه‌های حمایتی کوچک‌تری هم برگزار شده است که به تیم‌ها کمک می‌کند ایده‌های اولیه خود را به نمونه‌های قابل اجرا تبدیل کنند. در کنار این فعالیت‌ها، مستندات فنی TON هم بازطراحی شده و ابزارهای آموزشی بیشتری در اختیار توسعه‌دهندگان قرار گرفته است. این تغییر باعث شده است تا ورود به این اکوسیستم برای تیم‌های جدید ساده‌تر شود و زمان لازم برای شروع توسعه کاهش پیدا کند. چرا ترکیب تلگرام و تون برای آینده ایجنت‌های هوش مصنوعی مهم است؟ آن‌چه اهمیت بودن این دو پلتفرم را در کنار هم نشان می‌دهد، نقش متفاوتی است که هرکدام در یک سیستم کامل ایفا می‌کنند. تلگرام جایی است که کاربر حضور دارد و با ایجنت تعامل می‌کند، درحالی‌که تون وظیفه اجرای تراکنش‌ها و مدیریت عملیات مالی را بر عهده می‌گیرد. این تقسیم وظایف باعث می‌شود بخش رابط کاربری و بخش زیرساخت به‌صورت هماهنگ عمل کنند. قابلیت‌هایی مثل ساخت خودکار بات‌ها و ارتباط مستقیم بین آن‌ها در تلگرام، امکان طراحی سیستم‌هایی را فراهم کرده است که در آن چند ایجنت هم‌زمان روی یک وظیفه کار می‌کنند. در همین زمان، سرعت بالاتر تراکنش‌ها در تون باعث می‌شود این ایجنت‌ها بتوانند بدون توقف‌های طولانی، مراحل مختلف یک فرایند را پشت سر هم اجرا کنند. وجود استانداردهایی مثل MCP هم این ارتباط را کامل می‌کند. وقتی یک ایجنت بتواند از داخل محیط تلگرام به ابزارهای بلاک چینی دسترسی داشته باشد، بسیاری از سناریوهایی که قبلا نیاز به چند سرویس جداگانه داشتند، در مسیری یکپارچه اجرا می‌شوند. همین ترکیب باعث شده است تا برخی توسعه‌دهندگان این اکوسیستم را به‌عنوان گزینه‌ای برای اجرای ایجنت‌ها در مقیاس بزرگ بررسی کنند. کلام آخر؛ آیا تلگرام و تون می‌توانند زیرساخت اصلی ایجنت‌های هوش مصنوعی شوند؟ مجموع تغییراتی که در ماه‌های اخیر در تلگرام و تون انجام شده است، نشان می‌دهد این دو پلتفرم در حال حرکت در مسیری مشترک هستند. از یک سمت، ابزارهای تلگرام امکان ساخت و مدیریت چند ایجنت را فراهم کرده‌اند و از سمت دیگر، به‌روزرسانی‌های تون شرایط اجرای سریع‌تر تراکنش‌ها و پرداخت‌ها را مهیا کرده است. در کنار این موارد، افزایش تعداد پروژه‌ها و فعالیت توسعه‌دهندگان هم نشان می‌دهد که این اکوسیستم در حال حرکت به سمت استفاده‌های عملی است. وقتی ابزارها، زیرساخت و جامعه توسعه‌دهندگان هم‌زمان رشد می‌کنند، احتمال شکل‌گیری کاربردهای جدید بیشتر می‌شود. بااین‌حال، این‌که تلگرام و تون در نهایت به زیرساخت اصلی ایجنت‌های هوش مصنوعی تبدیل شوند، به نحوه استفاده واقعی از این ابزارها در ماه‌ها و سال‌های آینده بستگی دارد. اما آن‌چه مشخص است، این است که روند تغییرات اخیر، این اکوسیستم را به یکی از حوزه‌هایی تبدیل کرده است که دنبال کردن آن برای توسعه‌دهندگان و فعالان حوزه هوش مصنوعی اهمیت دارد. آیا تلگرام واقعا برای اجرای ایجنت‌های هوش مصنوعی مناسب است؟تلگرام به‌دلیل داشتن بیش از یک میلیارد کاربر فعال و پشتیبانی داخلی از بات‌ها و مینی‌اپ‌ها، یکی از بسترهای مناسب برای اجرای ایجنت‌های هوش مصنوعی محسوب می‌شود. توسعه‌دهندگان می‌توانند ایجنت‌های خود را بدون نیاز به ساخت اپلیکیشن جداگانه در همین محیط اجرا کنند و کاربران نیز بدون نصب ابزار جدید به آن‌ها دسترسی داشته باشند.بلاک چین TON چه نقشی در عملکرد ایجنت‌های هوش مصنوعی دارد؟بلاک چین تون زیرساختی برای انجام تراکنش‌ها و پرداخت‌ها فراهم می‌کند. با کاهش زمان نهایی شدن تراکنش‌ها به کمتر از یک ثانیه، ایجنت‌ها می‌توانند عملیات مالی یا اجرای قراردادهای هوشمند را بدون وقفه‌های طولانی انجام دهند. این موضوع برای کاربردهایی که نیاز به چند تراکنش پشت‌سرهم دارند اهمیت زیادی دارد.قابلیت مدیریت ربات‌ها در تلگرام چه کاربردی برای ایجنت‌های هوش مصنوعی دارد؟Managed Bots به توسعه‌دهندگان امکان می‌دهد یک بات بتواند بات‌های دیگر را به‌صورت خودکار ایجاد و مدیریت کند. این قابلیت برای سرویس‌هایی که نیاز دارند برای هر کاربر یا هر پروژه یک ایجنت جداگانه راه‌اندازی کنند کاربرد دارد و زمان لازم برای ایجاد و پیکربندی بات‌ها را کاهش می‌دهد.

مرگ تدریجی شبکه‌های لایه اول؛ چرا توکن‌های L1 به سمت صفر سقوط می‌کنند؟

کسرا خلیفه‌پور
15 خرداد 1405 - 12:00
نشانه‌های سقوط شبکه‌های لایه اول از همان زمان که خدمات «رول‌آپ به عنوان سرویس» (Rollup-as-a-Service) داغ شد، کاملاً پیدا بود. این اتفاق در واقع شروع یک چرخه نابودی بود که باعث شد بخش اجرای تراکنش‌ها دیگر ارزش خاصی نداشته باشد و به یک موضوع پیش‌پاافتاده تبدیل شود. تحلیل‌ها نشان می‌دهند که ارزش توکن‌های شبکه‌های لایه اول (L1) عمومی، احتمالاً بدون هیچ استثنایی به سمت صفر حرکت کرده و در یک روند نزولی همیشگی غرق خواهند شد. در ادامه دلایل بروز این اتفاق بررسی شده و راهکارهایی برای تغییر مسیر حرکت پروژه‌های لایه اول ارائه می‌شود. به گزارش میهن بلاکچین، دلایل اصلی شکست این شبکه‌ها را می‌توان در چند مورد خلاصه کرد: عرضه مداوم توکن‌های جدید به بازار، نداشتن دلیل منطقی برای ارزشمند ماندن، مدیریت ضعیف و راهبری غلط در این صنعت. این‌ها صرفاً نظرات شخصی نویسنده هستند و به زبان ساده به آن‌ها پرداخته خواهد شد: ۱. تورم ناشی از پاداش‌های استیکینگ مدل فعلی که در آن به صورت خودکار توکن‌های جدید تولید و به عنوان پاداش پرداخت می‌شود، شاید در ظاهر با وعده سودهای سالانه جذاب به نظر برسد، اما در واقعیت شکست خورده است. اگرچه مدل‌هایی مثل «اثبات سهام» اجازه می‌دهند کاربران معمولی هم در امنیت شبکه سهیم شوند، اما این سیستم انگیزه واقعی برای فعالیت مفید به توسعه‌دهندگان و کاربران نمی‌دهد. این روش فقط مردم را تشویق می‌کند که توکن را نگه دارند، که این کار به تنهایی هیچ ارزش واقعی برای شبکه خلق نمی‌کند. در گذشته می‌گفتند تاییدکنندگان (Validators) بزرگ چون سرمایه زیادی در شبکه دارند، توکن‌هایشان را نمی‌فروشند تا قیمت پایین نیاید. اما واقعیت تلخ این است که آن‌ها تا امروز هر چه پاداش گرفته‌اند و هر چه توکن از حالت قفل درآمده را در بازار فروخته‌اند. ۲. توکن‌هایی که کاربرد واقعی ندارند تاییدکنندگان می‌فروشند چون می‌دانند این توکن‌ها برای بلندمدت برنامه‌ای ندارند. این حرف که «توکن برای پرداخت کارمزد شبکه است» یا «با آن می‌توانید در نظرسنجی‌ها رأی بدهید»، دیگر خریدار ندارد و مثل یک قول پوچ است. ارزش یک توکن فقط به یک چیز بستگی دارد: با آن چه چیزهایی می‌توانید بخرید؟ تیم‌های بلاکچین باید تمام تمرکزشان را روی این بگذارند که توکن خود را به یک پول واقعی و قابل استفاده تبدیل کنند. متأسفانه صنعت ما آن هدف اصلی یعنی «پول الکترونیکی همتا به همتا» را فراموش کرده و چسبیده است به اینکه سرعت تراکنش‌ها را بالا ببرد. فراموش نکنید: سرعت بالا یا حجم سرمایه جذب شده در شبکه، به تنهایی به توکن ارزش نمی‌دهد. چیزی که باعث ارزشمند شدن یک توکن می‌شود، نقدینگی و استفاده واقعی از آن در زندگی روزمره است. نقش مخرب بنیادها و مجموعه‌های توسعه‌دهنده (Labs) در کاهش ارزش بازار نکته بعدی که بسیار ملموس و البته دردناک است، موضوع مجموعه‌های توسعه‌دهنده یا همان «لبزها» و بنیادها است. پایان دوره‌های آزادسازی توکن، معاملات مستقیم و کلان با تخفیف‌های سنگین، هزینه‌های عملیاتی سرسام‌آور، برنامه‌های تشویقی برای جذب سرمایه‌های کوتاه‌مدت و استخدام اینفلوئنسرها یا همان ایجنت‌های هوش مصنوعی یا افراد تاثیرگذار (KOL)… همه ما می‌توانیم چندین نمونه از این موارد را نام ببریم. در واقع، هر دلاری که توسط این آزمایشگاه‌های توسعه هزینه می‌شود، نوعی مالیات است که از جیب دارندگان توکن برداشته می‌شود. مگر اینکه آن مجموعه از طریق خدماتی مثل کیف پول‌های اختصاصی یا اپلیکیشن‌ها درآمدزایی کند؛ در غیر این صورت، هزینه‌های آن‌ها مستقیماً از طریق فروش توکن‌ها تأمین می‌شود. اشتباه برداشت نکنید؛ فعالیت این تیم‌ها برای توسعه مهندسی، ایجاد مرورگرهای شبکه و رابط‌های برنامه‌نویسی (API) ذاتا بد نیست، اما اگر این فعالیت‌ها منجر به ایجاد تقاضای جدید برای خرید توکن نشود و هزینه‌ها به شکل ناپایداری بالا برود، پروژه با مرگی تدریجی روبرو خواهد شد. یکی از اهداف اصلی این مجموعه‌ها باید ساخت یک شبکه بدون نیاز به مجوز باشد که در نهایت بتواند بدون وابستگی به آن‌ها به فعالیت خود ادامه دهد. در واقع هدف این است که توسعه کسب‌وکار توسط جامعه کاربران انجام شود و شبکه به مرور زمان توسط خودِ جامعه مدیریت و به‌روزرسانی شود. برای رسیدن به این نقطه، نیازی به ۴۰۰ کارمند نیست؛ بلکه ۳۰ تا ۴۰ نیروی متخصص و کاربلد به همراه تیم‌های سازنده اپلیکیشن‌ها و خدمات اختصاصی کافی هستند. در نهایت، پیش از اینکه به سراغ راهکارها برویم، باید گفت که مسیر بازار ارزهای دیجیتال توسط بسیاری از سرمایه‌گذاران بزرگ و مشاوران به بیراهه رفته است. اگر پروژه‌های شکست‌خورده‌ای مثل «اف تی اکس»، «سلسیوس» و «لونا» را کنار بگذاریم، همچنان می‌بینیم که بازیگران اصلی صنعت با تحمیل روایت‌های کوتاه‌مدت، معامله با اهرم بیش از حد و استخراج حداکثری سود از بازار، سرمایه‌گذاران خرد را تحت فشار قرار داده‌اند. سرمایه‌گذاری اشتباه روی روایت‌های توخالی و زیرساخت‌های بی‌هدف ترجیح دادن سرعت تراکنش‌ها به امنیت قراردادهای هوشمند، سرمایه‌گذاری روی چندین بلاکچین عمومی تکراری، شرکت در دوره‌های جذب سرمایه با قیمت‌های تخیلی، جمع‌آوری سرمایه بیش از حد نیاز و ادعای امنیت در جایی که وجود ندارد، همگی نشانه‌هایی از مسیر کاملاً اشتباه در فضای ارزهای دیجیتال هستند. شرط‌بندی روی آینده صنعت (مثل کوین‌های حریم خصوصی، شبکه‌های مبتنی بر MoveVM، مالکیت معنوی توکنایز شده یا شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز) یک موضوع است، اما سوزاندن سرمایه در آتش روندهای موقت و پروژه‌هایی که فقط برای جذب نقدینگی کوتاه‌مدت ساخته شده‌اند، موضوعی کاملاً متفاوت است. این موارد شامل خدماتی مثل «رول‌آپ به عنوان سرویس»، پروژه‌های در دسترس بودن داده‌ها (Data Availability) یا هر شبکه لایه اولی است که هنوز محصولی ندارد اما با ارزش‌گذاری‌های میلیارد دلاری عرضه می‌شود. در واقع، بسیاری از این راه‌حل‌های زیرساختی برای مشکلاتی ساخته شده‌اند که اصلاً وجود ندارند یا هیچ درآمدی ایجاد نمی‌کنند. باید به این نکته ساده توجه داشت که برای رشد قیمت، همیشه باید میزان خرید از میزان فروش بیشتر باشد. در ادامه، نگاهی به مسیری که این صنعت باید به سمت آن حرکت کند، انداخته می‌شود: نقشه راه جدید: اصلاح مدل‌های اقتصادی و رویکرد سرمایه‌گذاری صنعت ارزهای دیجیتال به مدل‌های جدیدی برای توکن‌های لایه اول و رویکرد متفاوتی در سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC) نیاز دارد. الگوی فعلی که در آن مقدار کمی از توکن‌ها عرضه می‌شود اما ارزش کل شبکه در حالت رقیق‌شده (FDV) بسیار بالاست، تنها زمانی جواب می‌دهد که سرمایه جدید و کلانی وارد بازار شود. متأسفانه، سرمایه‌گذاران خرد دیگر حاضر نیستند هزینه سودهای هزار برابری مراحل اولیه را پرداخت کنند و در زمان آزادسازی توکن‌ها و فروش پاداش‌های استیکینگ توسط افراد داخلی، ضررها را به جان بخرند. به نظر می‌رسد شبکه‌های لایه اول برای رسیدن به مرحله شبکه اصلی نیازی به بودجه‌های صد میلیون دلاری ندارند. بهتر است پروژه‌ها فقط به اندازه نیاز برای ساخت یک پلتفرم خوب سرمایه جذب کنند و به بازار وارد شوند؛ آن‌ها می‌توانند مراحل بعدی افزایش سرمایه را به زمان‌های بعد موکول کنند که این به نفع کل بازار خواهد بود. ضرورت شفافیت مالی و پایداری شبکه آزادسازی توکن‌ها باید به دستاوردهای واقعی مثل میزان نقدینگی در صرافی‌های متمرکز، پرداخت‌ها و وام‌دهی در دیفای گره بخورد. همچنین حاکمیت آنچین باید در اولویت بسیار بالاتری قرار گیرد. بنیادها نیز موظف هستند در مورد ترازنامه، نرخ هزینه‌کرد و سرمایه‌گذاری‌های خود شفافیت کامل داشته باشند. سرمایه‌گذاران خرد نمی‌خواهند بار اقتصادی تأمین امنیت شبکه (یعنی همان پاداش تاییدکنندگان) را به دوش بکشند. در نهایت، یک شبکه باید بتواند بدون نیاز به پرداخت پاداش‌های تورمی استیکینگ، خود را مدیریت کند. شاید اصلاً نیازی به وجود این پاداش‌ها نباشد و در عوض، درآمد حاصل از فعالیت‌های شبکه یا سودهای مجموعه‌های توسعه‌دهنده (Labs) به تاییدکنندگان اختصاص یابد. در آن صورت خواهیم دید که تاییدکنندگان برای حفظ ارزش دارایی‌های خود با چه جدیت و تلاشی فعالیت خواهند کرد. آینده از آنِ اپلیکیشن‌هاست، نه زیرساخت‌های تکراری ارزش پیشنهادی در شبکه‌های لایه اصلی روزبه‌روز در حال کمرنگ شدن است؛ بنابراین نباید تا این حد سنگین روی توسعه آن‌ها سرمایه‌گذاری کرد. امروزه کارمزدهای شبکه در تمامی زنجیره‌ها به سمت صفر حرکت می‌کنند، اپلیکیشن‌های موفق در حال مهاجرت به زنجیره‌های اختصاصی خود هستند و پل زدن بین شبکه‌ها نیز هیچ‌گاه به این اندازه آسان نبوده است. بر همین اساس، می‌توان به این نتیجه رسید که ساخت یک اپلیکیشن (یا زنجیره اختصاصی برای اپلیکیشن) و سپس یکپارچه‌سازی عمودی آن، استراتژی بهتری است؛ مشابه مسیری که پروژه‌هایی مثل هایپرلیکوئید یا پامپ پیش گرفته‌اند. این به معنای توقف کامل حمایت مالی از بلاکچین های عمومی نیست، اما توکن یک شبکه در نهایت باید پیش از هر چیز، یک ابزار کارآمد برای تبادل ارزش باشد. شبکه‌های لایه اولِ بدون نیاز به مجوز باید به قطب نقدینگی در دیفای و بستری برای آزمایش اپلیکیشن‌های نوآورانه تبدیل شوند. این‌ها ایده‌های پیچیده‌ای نیستند. بسیاری از تیم‌های لایه اول از قبل به این نتیجه رسیده‌اند که برای بقا، باید اپلیکیشن‌ها و خدمات اختصاصی خود را بسازند. چرخه تکراریِ فروش توکن توسط بنیادها برای تأمین هزینه‌ها در حال کند شدن است؛ بنابراین اگر کسی در این تیم‌ها در بخشی فعالیت می‌کند که درآمدزایی ندارد، شاید وقت آن رسیده که به فکر راهی برای خلق ارزش واقعی باشد. نکته جالب اینجاست که میزان استفاده کاربران خرد یا نهادهای بزرگ، به اندازه ساختن یک جامعه وفادار از دارندگان توکن و راضی نگه داشتن آن‌ها اهمیت ندارد. در مواقع ابهام، باید از جامعه کاربران ایده گرفت؛ حتی اگر پیشنهادهای آن‌ها چندان کارساز نباشد، حداقل می‌توان فهمید که آن‌ها نسبت به عملکرد اعضای تیم چه دیدگاهی دارند. جمع‌بندی: پذیرش واقعیت یا تکرار اشتباهات مرگبار؟ تمام حرف این است که اکثر پروژه‌های لایه اول همچنان در حال تکرار اشتباهات مرگبار مشابهی هستند و تفاوت اصلی آن‌ها تا به امروز، ترکیبی از شانس و زمان‌بندی بوده است. پروژه‌های موفق‌تر به دلیل مدیریت بهتر و سرعت بالاتر در عرضه محصولات دوام آورده‌اند، اما سوال اصلی درباره ارزش پیشنهادی و پایداری بلندمدت آن‌ها هنوز پابرجا است. ما می‌توانیم به همین مسیر استخراج سودهای دردناک و کوتاه‌مدت ادامه دهیم، در حالی که طرفداران بیت کوین با استراتژی خرید و نگهداری (HODL) همچنان بازدهی بهتری کسب می‌کنند؛ یا اینکه می‌توانیم مشکلات مدل فعلی لایه اول را بپذیریم و شروع به ساختن سیستمی کنیم که نتایج عادلانه‌تری برای همه داشته باشد.

پیشنهاد سردبیر

مشاهده بیشتر