آخرین اخبار:

اخبار بیت کوین23 بهمن 1404
رالی بیت کوین تا ۱۵۰K چه زمانی آغاز میشود؟

تحلیل اقتصادی22 بهمن 1404
هشدار پیتر شیف؛ تعرفههای ۲۵٪ ترامپ علیه ایران، بحران قدرت خرید را تشدید میکند

اخبار25 بهمن 1404
بایننس زیر ذرهبین آمریکا؛ گزارش جریان یک میلیارد دلاری تتر به ایران جنجالساز شد

اخبار عمومی19 بهمن 1404
افشاگری بزرگ: سرمایهگذاریهای پنهان جفری اپستین در بیت کوین و صرافیها

تحلیل بازار25 بهمن 1404
تحلیلی که باید بخوانید: چرا ۵۰٬۰۰۰ دلار کف زمستان بیت کوین خواهد بود؟

اخبار عمومی25 بهمن 1404
ZeroDayRAT؛ بدافزاری که دوربین، میکروفون و حساب بانکی شما را کنترل میکند
قیمت ارز های دیجیتال
حجم کل بازار
3 تریلیون دلار
معاملات 24h
86 بیلیون دلار
سهم بیت کوین
59.11%
نرخ تتر
160,693.64 تومان
دسته بندی ها
آخرین مطالب

کیوساکی: اگه مجبور باشم فقط یک دارایی داشته باشم، بیت کوین را انتخاب میکنم
26 بهمن 1404 - 12:00
رابرت کیوساکی (Robert Kiyosaki)، نویسنده کتاب معروف «پدر پولدار، پدر بیپول» و یکی از چهرههای سرشناس حوزه سرمایهگذاری، بار دیگر نگاه صعودی خود به بیت کوین را تکرار کرد. او اعلام کرده است که اگر قرار باشد در سبد سرمایهگذاری خود تنها یک گزینه را نگه دارد، بیت کوین را حتی به طلا هم ترجیح میدهد. کیوساکی تاکید دارد که علت اصلی این انتخاب، کمیابی ذاتی بیت کوین است که آن را به یک دارایی منحصربهفرد در اقتصاد امروز تبدیل میکند.
به گزارش میهن بلاکچین، کیوساکی در جدیدترین پست خود در شبکه اجتماعی X توضیح داد که طلا از نظر تئوری عرضهای نامحدود دارد؛ زیرا با افزایش قیمت، استخراج آن هم بیشتر میشود. اما بیت کوین به گونهای طراحی شده که کمیاب بماند. او صراحتا گفت:
اگر مجبور باشم فقط یک دارایی انتخاب کنم، بیت کوین را انتخاب میکنم.
با وجود اینکه او همچنان نسبت به نقره هم دیدگاه مثبتی دارد، اما سقف عرضه ثابت بیت کوین را یک مزیت مهم میداند.
چرا کیوساکی بیت کوین را بهتر از طلا میداند؟
کیوساکی معتقد است برای تنوعبخشیدن به سبد دارایی، داشتن ترکیبی از طلا، نقره و بیت کوین حرکت هوشمندانهای است؛ اما اگر قرار باشد فقط یک دارایی را انتخاب کند، انتخاب نهایی او ارز BTC است.
او دلیل این انتخاب را اینطور توضیح میدهد:
وقتی قیمت طلا بالا میرود، ماینرها تولید را بیشتر میکنند تا سود بیشتری ببرند. اما بیت کوین از همان ابتدا با یک سقف عرضه ۲۱ میلیون واحدی طراحی شده است.
در حال حاضر حدود ۱۹.۹۸ میلیون واحد بیت کوین در گردش است و کمتر از ۲ میلیون واحد دیگر برای استخراج باقی مانده است تا به سقف نهایی برسیم. او معتقد است که با توجه به محدودیت عرضه، قیمت این رمزارز در بلندمدت روند صعودی خواهد داشت.
توضیحات رابرت کیوساکی درمورد برتری بیت کوین نسبت به طلا - منبع: ایکس
خرید سنگین نقره توسط کیوساکی و تارگت ۲۰۰ دلاری برای سال ۲۰۲۶
رابرت کیوساکی در کنار حمایتهای همیشگیاش از بیت کوین، بار دیگر علاقه زیاد خود به نقره را اعلام کرد. او در پستی دیگر نوشت که بهتازگی «۶۰۰ عدد سکه نقره American Silver Eagle» دیگر خریده است. با اینکه قیمت نقره در حال حاضر حدود ۷۷ دلار است؛ اما او همچنان نسبت به این دارایی دیدگاه صعودی دارد و پیشبینی میکند که قیمت آن در سال ۲۰۲۶ به ۲۰۰ دلار یا حتی بالاتر برسد.
توییت رابرت کیوساکی درمورد خرید نقره - منبع: ایکس
او همچنین هشدار داد که دلار آمریکا در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارد. کیوساکی تاکید کرد که در این شرایط، کسانی که پول فیات پسانداز میکنند، بزرگترین بازندههای این بحران اقتصادی خواهند بود.
حرفهای ضد و نقیض کیوساکی؛ آیا میتوان روی تحلیلهای او حساب کرد؟
منابع خبری به این نکته اشاره کردهاند که برخی از صحبتهای اخیر رابرت کیوساکی با ادعاهای قبلیاش تناقض دارد. او در ماههای گذشته بارها گفته بود که همچنان در حال خرید بیت کوین است، حتی زمانی که قیمت BTC به سقفهای بالای ۱۰۵ هزار دلار رسیده بود. اما در کمال تعجب، چند هفته پیش مدعی شد که آخرین بار بیت کوین را روی قیمت ۶,۰۰۰ دلار خریده است!
گزارشها نشان میدهد او حتی همان بیتکوینهایی که در قیمت ۶,۰۰۰ دلار خریده بود را نوامبر سال گذشته نقد کرده است. گفته میشود او این داراییها را به مبلغ ۲/۲۵ میلیون دلار فروخته است تا پولش را صرف خرید مراکز جراحی و سرمایهگذاری در بیلبوردهای تبلیغاتی کند و از این طریق جریان نقدی خودش را بالا ببرد.
صحبتهای رابرت کیوساکی درمورد فروش بیت کوین - منبع: ایکس
با این حال، کیوساکی در پستهای اخیرش دوباره تاکید کرده است:
خوشحالم که بیت کوین را زود خریدم.
همین حرف باعث شده است که برای خیلی از کاربران در فضای کریپتو این سوال پیش بیاید که او دقیقا درباره کدام موجودی حرف میزند؛ زیرا مشخص نیست بعد از آن فروش سنگین در ماه نوامبر، هنوز بیت کوینی در سبد سرمایهگذاری خود نگه داشته است یا خیر.

صندلی رگولاتوری ریپل و جهش قیمت؛ XRP دوباره سوژه شد
26 بهمن 1404 - 11:00
قیمت ریپل پس از انتشار خبر پیوستن مدیرعامل Ripple به یک کمیته مهم مشورتی در حوزه مقرراتگذاری داراییهای دیجیتال در آمریکا، جهش قابلتوجهی را تجربه کرده و توجه معاملهگران را دوباره به احتمال آغاز یک حرکت صعودی بزرگ جلب کرده است.
به گزارش میهن بلاکچین، این آلت کوین طی ۲۴ ساعت بیش از ۸٪ رشد کرد و پس از ثبت سقف روزانه، اکنون در حال تثبیت زیر مقاومت کوتاهمدت قرار دارد.
شکست صعودی قیمت ریپل؟
در نمای کوتاهمدت، ساختار قیمت از حالت رنج خارج شده و وارد فاز شکست صعودی شده است. میانگینهای متحرک کوتاهمدت در حال صعود هستند و اکنون بهعنوان ناحیه حمایتی مهم زیر قیمت قرار گرفتهاند.
افزایش حجم معاملات در زمان شکست نشان میدهد حرکت صعودی با قدرت خرید واقعی همراه بوده است.
نمودار ۱ ساعته قیمت ریپل - منبع: TradingView
از نظر فاندامنتال، انتصاب مدیرعامل ریپل در کمیته مشورتی نوآوری نهاد نظارتی آمریکا نشانهای از تعامل عمیقتر صنعت کریپتو با سیاستگذاران تلقی میشود.
این خبر همزمان با توسعههای دیگر در اکوسیستم ریپل منتشر شده که شامل رشد استیبل کوین RLUSD، برنامه وامدهی آنچین و افزایش حضور سرمایهگذاران نهادی است.
در بخش تکنیکال، شاخص قدرت نسبی (RSI) در محدوده اشباع خرید قرار دارد که نشان میدهد حرکت اخیر بسیار سریع بوده و ممکن است پیش از ادامه مسیر، به فاز استراحت نیاز داشته باشد.
تغییر قیمت ریپل در ۲۴ ساعت اخیر
با این حال، مومنتوم صعودی همچنان فعال است و قیمت بالاتر از میانگینهای متحرک کوتاهمدت معامله میشود.
در صورتی که قیمت بالای محدوده حمایتی فعلی باقی بماند و مقاومت اخیر شکسته شود، ساختار صعودی تقویت خواهد شد. اما کاهش مومنتوم میتواند به اصلاح کوتاهمدت پیش از حرکت بعدی منجر شود.

تحلیل تکنیکال بیت کوین (BTC) و اتریوم (ETH)؛ ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
26 بهمن 1404 - 10:00
پس از انتشار دادههای تورمی در روز پنجشنبه هفته گذشته، مشخص شد که شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) پایینتر از حد انتظار بوده است. این موضوع به عنوان یک چراغ سبز و سیگنالی برای احتمال کاهش نرخ بهره در آینده تلقی شد که با واکنش بسیار مثبت بازار همراه بود. بلافاصله پس از انتشار این خبر شاهد جهش صعودی حدوداً ۵ درصدی در قیمت بیت کوین بودیم که این روند صعودی تا به این لحظه نیز ادامه یافته است.
به گزارش میهن بلاکچین، از سوی دیگر بسیاری از تحلیلگران معتقدند که مرحله کاپیتولاسیون به طور کامل تکمیل شده و تخلیه فروشندگان هیجانی منجر به کفسازی قیمت شده است. با این حال نکته جالب توجه اینجاست که شاخص ترس و طمع همچنان در وضعیت «ترس شدید» قرار دارد. این تناقض نشان میدهد که معاملهگران همچنان نسبت به پایداری این رشد مردد هستند و با احتیاط رفتار میکنند.
بررسی دادههای آنچین
بررسی دادههای آنچین نشان میدهد که پس از خروج گسترده سرمایه در هفت روز گذشته آرامآرام شاهد افزایش ورود پول به صندوقهای ETF هستیم. هرچند در بازه بلندمدتتر خروج بیت کوین و اتریوم از صرافیها به چشم میخورد؛ اما دادههای ۲۴ ساعت اخیر حاکی از افزایش تدریجی ورود این دو دارایی به صرافیهاست که میتواند نشانهای از تمایل برخی کاربران برای فروش در سطوح بالاتر باشد.
در بخش بازار مشتقات مقدار قراردادهای سود باز یا اپن اینترست در ۲۴ ساعت اخیر با کاهش جزئی همراه بوده و عدد فاندینگ ریت روی ۰.۰۰۵۱ مثبت قرار دارد. این ترکیب نشاندهنده آن است که اگرچه خریداران همچنان برتری نسبی دارند؛ اما کاهش قراردادهای باز همزمان با رشد قیمت میتواند به معنای بسته شدن پوزیشنهای فروش (Short) و کاهش هیجان کاذب در بازار باشد. در ادامه قصد داریم نمودار ۴ ساعته بیت کوین و اتریوم را به همراه سطوح حمایتی و مقاومتی کلیدی بررسی کنیم.
تحلیل تکنیکال بیت کوین
نمودار ۴ ساعته تحلیل تکنیکال بیت کوین – منبع: Tradingview
بررسی تحلیل تکنیکال بیت کوین نشان میدهد که قیمت پس از خروج از کانال نزولی ۴ ساعته هنوز موفق به ثبت سقف بالاتر نسبت به قلههای قبلی نشده است. به همین دلیل؛ نمیتوان با قطعیت از تغییر روند نزولی به صعودی صحبت کرد؛ اما تغییر وضعیت از روند نزولی به سایدوی (Sideways) کاملاً مشهود است. قیمت در حال حاضر در یک محدوده رنج بین ۶۵,۰۰۰ تا ۷۲,۰۰۰ دلار قرار دارد.
حرکت صعودی اخیر توانسته قیمت را به بالای ابر کومو برساند که نشانه مثبتی است. با این حال تثبیت این حرکت مستلزم خروج قدرتمند از محدوده ۷۲,۰۰۰ دلار است.
سناریوی صعودی: در صورت شکست سقف کانال تارگتهای اول ۷۴,۵۶۶ دلار و سپس ۸۰,۶۲۰ دلار در دسترس خواهند بود.
سناریوی نزولی: در صورت شکست کف این محدوده انتظار میرود قیمت ابتدا تا سطح ۶۰,۰۰۰ دلار و در مرحله بعد تا ۵۸,۰۰۰ دلار ریزش کند.
تحلیل تکنیکال اتریوم
نمودار ۴ ساعته تحلیل تکنیکال اتریوم – منبع: Tradingview
در تحلیل تکنیکال اتریوم نیز با سناریوی مشابهی روبرو هستیم. قیمت پس از شکست کانال نزولی وارد یک فاز رنج بین سطوح ۱,۹۰۰ دلار و ۲,۱۵۴ دلار شده است. در حال حاضر اتریوم در تلاش برای عبور از ابر کومو و تثبیت موقعیت خود است.
تارگت صعودی: در صورت عبور موفق از سقف این محدوده رنج اولین هدف قیمتی ۲,۳۰۹ دلار خواهد بود.
تارگت نزولی: در صورت شکست رو به پایین کف حمایتی احتمال افت قیمت تا سطح ۱,۷۵۰ دلار و حتی ۱۵۵۲ دلار وجود دارد.
جمعبندی و سخن نهایی
به طور کلی هر دو ارز دیجیتال برتر بازار در یک محدوده رنج قرار دارند و در حال حرکت از کف به سمت سقف هستند. قدرت این حرکت صعودی مناسب به نظر میرسد اما عبور از مقاومتهای ذکر شده حیاتی است. اگر همزمان با رسیدن قیمت به سقف کانال مقدار اپن اینترست افزایشی شود و ورود پول به بازار ادامه یابد میتوان به شکست پرقدرت مقاومتها امیدوار بود. در غیر این صورت احتمال بازگشت دوباره قیمت به سطوح پایینتر وجود دارد.
توصیه مهم: همواره به خاطر داشته باشید که نوسانات بازار در نزدیکی سطوح مقاومتی به شدت افزایش مییابد. پیشنهاد میشود با استفاده از حد ضرر مناسب و پرهیز از انجام معامله با اهرم بالا ریسک معاملات خود را در این نواحی حساس مدیریت کنید.

بازگشت قدرتمند بیت کوین به ۷۰ هزار دلار؛ ورود سرمایه به ETFها و دادههای تورمی ضعیف، جرقه رالی جدید؟
26 بهمن 1404 - 09:00
قیمت بیت کوین طی ۲۴ ساعت گذشته بازیابی شده و با رشد ۳ درصدی تا سطح ۷۰٬۰۰۰ دلار صعود کرد. این جهش BTC همزمان با افزایش ۳.۴۴ درصدی ارزش کل بازار رمزارزها در همین بازه زمانی رخ داد که نشاندهنده یک بهبود گسترده در سطح کل بازار است.
به گزارش میهن بلاکچین، بیت کوین همچنین همبستگی ۷۸ درصدی با طلا نشان میدهد که حاکی از آن است معاملهگران آن را بهعنوان پوشش ریسک در برابر تورم موقعیتدهی کردهاند.
بازیابی گسترده بازار، محرک رشد قیمت بیت کوین همزمان با ورود سرمایه به ETFها
قیمت بیت کوین همسو با کل بازار کریپتو بازیابی شد؛ زیرا معاملهگران پس از فشار فروش سنگین در اوایل این ماه، از کفهای اخیر فاصله گرفتند. جهش امروز ارزش BTC همچنین در پی تغییر فضای روانی بازار رخ داد؛ بهطوریکه شاخص ترس و طمع از عدد ۸ در روز گذشته به ۱۱ افزایش یافت. هرچند این شاخص همچنان در محدوده «ترس شدید» قرار دارد، اما این افزایش نشاندهنده بهبود کوتاهمدت احساسات بازار است.
در همین حال، جریان سرمایه به ETFهای اسپات بیت کوین در ایالات متحده نیز مثبت باقی ماند. بر اساس دادههای SoSoValue، ETFهای اسپات بیت کوین در تاریخ ۱۳ فوریه مجموعاً ۱۵.۲۰ میلیون دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند. صندوق FBTC متعلق به فیدلیتی با ثبت ۱۱.۹۹ میلیون دلار ورودی سرمایه، بیشترین سهم را در جریان روزانه داشت.
افزون بر این، پلتفرم Truth Social متعلق به ترامپ برای راهاندازی ETFهای بیت کوین و کرونوس درخواست ثبت ارائه کرده است. با این حال، این بازگشت قیمت به یک محرک اختصاصی مرتبط با بیت کوین نسبت داده نمیشود. به گفته تحلیلگری به نام تد (TED)، ارزش کل بازار کریپتو طی ۲۴ ساعت گذشته ۱۲۰ میلیارد دلار افزایش یافته و این حرکت را میتوان یک رالی تنفسی بازگشتی (Relief rally) توصیف کرد.
منبع: تد پیلوز
اشاره تحلیلگران به بسته شدن شکاف CME و سیگنالهای جدید خرید
تحلیلگران همچنین به تحولات تکنیکال و ساختار بازار در پشت این بازیابی اشاره کردهاند. به گفته تحلیلگر CryptoRover، شکاف CME بیت کوین در سطح ۶۸٬۸۹۹ دلار بسته شده است. او افزود جهشهای قیمتی آخر هفته اغلب از الگوهای مشابهی پیروی میکنند.
منبع: کریپتو روور
وی خاطرنشان کرد گپ CME طی شش ماه گذشته در ۹۵ درصد موارد ظرف هفت روز بسته شدهاند. همچنین تحلیلگری به نام علی از صدور سیگنال خرید اولیه TD Sequential برای بیت کوین خبر داد. به گفته او، این چیدمان تکنیکال میتواند طی سه تا نه روز آینده به شکلگیری یک بازگشت قیمتی منجر شود.
این ارزیابیها در حالی مطرح میشود که بیت کوین نسبت به تغییرات گسترده در احساسات بازار حساس است. فاصله گرفتن بازار از سطوح اخیر وحشت احتمالاً به افزایش فعالیت خرید کوتاهمدت منجر شده است. در نتیجه، بیت کوین بخش عمدهای از جلسه بازگشتی را در محدوده ۶۸٬۰۰۰ تا ۷۰٬۰۰۰ دلار حفظ کرد.
دادههای تورمی CPI و بهبود شاخصهای تکنیکال از بازگشت حمایت کردند
دادههای تورمی نیز در این بازیابی نقش داشتهاند. شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) ایالات متحده کمتر از پیشبینیها اعلام شد و از داراییهای پرریسک حمایت کرد. نرخ تورم سالانه در ژانویه به ۲.۴ درصد رسید که کمتر از انتظار ۲.۵ درصدی بود و پایینترین سطح در بیش از چهار سال اخیر محسوب میشود.
در همین حال، شاخصهای تکنیکال بیت کوین نیز نشانههای اولیه بهبود را نشان میدهند. دامنه نوسان روزانه بین ۶۸٬۷۳۰ تا ۷۰٬۵۶۰ دلار قرار داشته که بیانگر بازیابی پس از اصلاح اوایل فوریه است. قیمت همچنین از ناحیه حمایتی کلیدی بین ۶۰٬۰۰۰ تا ۶۵٬۰۰۰ دلار بازگشته است.

اتریوم به آیندهای هزارساله فکر میکند؛ تغییر مهم در رهبری بنیاد این ارز دیجیتال
25 بهمن 1404 - 23:00
در یکی از مهمترین تغییرات مدیریتی سال در دنیای بلاکچین، بنیاد اتریوم اعلام کرد که باستیان آئه (Bastian Aue) را به عنوان مدیر اجرایی مشترک موقت خود انتخاب کرده است؛ تغییری که به گفته این بنیاد با تمرکز بر بقا و دوام این پروژه صورت گرفته است.
به گزارش میهن بلاکچین، آئه جایگزین توماش استانچاک (Tomasz Stańczak) شده که پس از حدود یک سال فعالیت در این سمت از مسئولیت خود کنارهگیری کرده است.
تغییر مدیریت؛ آغاز فصل جدید برای اتریوم
بنیاد اتریوم روز گذشته اعلام کرد که باستیان آئه هدایت اجرایی سازمان را در کنار شیاو وی (Hsiao-Wei) بر عهده خواهد گرفت.
آئه پیش از این در حوزه عملیات و برنامههای کمکهای مالی با تیم اجرایی همکاری داشته و از درون با سازوکار بنیاد آشناست. همین شناخت نهادی عمیق، یکی از دلایل اصلی انتخاب او عنوان شده است.
اما مهمترین پیام مدیر جدید بنیاد اتریوم، نه مدیریتی بلکه فلسفی است. وی در نخستین بیانیه خود صراحتا بر بازگشت به هسته ایدئولوژیک اتریوم، یعنی همان روح سایفرپانکی که بر آزادی، مقاومت در برابر سانسور و زیرساختهای بدون مجوز بنا شده تاکید کرده و میگوید:
مأموریت بنیاد اتریوم این است که مطمئن شود زیرساختی واقعاً بدون مجوز، با ماهیتی سایفرپانکی، ساخته میشود. اتریوم باید از ما هم فراتر برود و از همان ابتدا وظیفه ما این بوده که آن را به اندازه کافی مقاوم بسازیم تا چنین آیندهای ممکن شود.
این رویکرد نشان میدهد که بنیاد اتریوم در حال تغییر اولویتهاست و هدف دیگر صرفاً واکنش به روندهای کوتاهمدت صنعت نیست، بلکه ساخت پروتکلی است که بتواند قرنها در برابر تغییرات ژئوپلیتیکی و فناوری دوام بیاورد.
نقش توماش استانچاک در بازسازی ساختار بنیاد
اما دوره مدیریت توماش استانچاک نقطه آغاز یکی از مهمترین مراحل بازسازی رهبری شبکه اتریوم بود. او حدود یک سال پیش و در زمانی منصوب شد که بنیاد با انتقادهای گستردهای از سوی صنعت روبهرو بود؛ انتقادهایی که از کندی تصمیمگیریهای این بنیاد و بروکراسی بیش از حد سخن میگفتند.
به همین خاطر در دوران مدیریت او، بنیاد مسیر جدیدی را در پیش گرفت. استانچاک حس فوریت بیشتری به سازمان تزریق کرد، تیمهای داخلی را کارآمدتر ساخت و تعامل بنیاد با جامعه توسعهدهندگان را گسترش داد. به طوری که بنیاد اتریوم اعلام کرده که هدایت او نقش مهمی در «بلوغ عملیاتی» سازمان در یکی از پرنوسانترین دورههای بازار داشته است.
ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin)، همبنیانگذار اتریوم در رابطه با فعالیت توماش استانچاک میگوید:
توماش در طول یک سال حضورش در بنیاد اتریوم، کارایی بسیاری از بخشها را بهشکل چشمگیری افزایش داد و این سازمان را بسیار پاسخگوتر نسبت به دنیای بیرون کرد. او انرژی تازهای به سازمان آورد و به لطف تشویق و حمایت او، بنیاد اتریوم اکنون کارهایی انجام میدهد که پیشتر خارج از محدوده راحتیاش بود.
حالا باید دید بنیاد اتریوم در دوران مدیریت آئه چه تغییرات و تحولاتی را تجربه خواهد کرد.

آینده شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز؛ آیا سوشالفای مرده یا در آستانه تولد دوباره است؟
25 بهمن 1404 - 22:00
در هفتهای که گذشت، در حوزه شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز که با نام سوشالفای هم شناخته میشود، تحولات مهمی رخ داد. در کمتر از ۴۸ ساعت، دو پروتکل بزرگ فارکستر و لنز از تغییر مدیریت خود خبر دادند. در تاریخ ۲۱ ژانویه، فارکستر (Farcaster) توسط شریک زیرساختی خود یعنی نینار (Neynar) خریداری شد و یک روز قبل از آن نیز پروتکل لنز (Lens Protocol) مدیریت و راهبری خود را به مسک نتورک (Mask Network) واگذار کرد. این دو اتفاق پیاپی، بحث درباره آینده شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز را بر سر زبانها انداخت و گمانیزنیها در مورد مرگ یا تولد دوباره DeSoc را داغ کرد. در این مطلب از میهن بلاکچین سراغ تحولات اخیر در این حوزه میرویم تا ببینیم آینده شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز چیست و سرنوشتشان به کدام سو میرود.
بررسی تحولات شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز فارکستر و لنز
معامله بین فارکستر (Farcaster) و نینار (Neynar) در نگاه اول کاملاً عجیب و حتی گیجکننده به نظر میرسد. شرکت مرکل منیوفکتوری (Merkle Manufactory)، توسعهدهنده فارکستر، حدود ۱۸۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرده بود و آخرین ارزشگذاری آن نزدیک به ۱ میلیارد دلار برآورد میشد. با این حال، این شرکت تصمیم گرفت پروتکل فارکستر، کلاینت اصلی آن یعنی وارپکست (Warpcast) و همچنین لانچپد مبتنی بر هوش مصنوعی کلنکر (Clanker) را به نینار واگذار کند؛ استارتاپی که تنها حدود ۱۴ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است.
همین موضوع باعث شد بلافاصله موجی از تردید و انتقاد به راه بیفتد. اما یک روز بعد، دن رومرو (Dan Romero)، همبنیانگذار مرکل، توضیح مهمی ارائه داد. او اعلام کرد شرکت قصد دارد تمام ۱۸۰ میلیون دلار سرمایه جذبشده را به سرمایهگذاران بازگرداند. توضیح مرکل حاکی از آن بود که خودِ شرکت مرکل فروخته نشده است و تنها داراییهای اصلی آن منتقل شدهاند.این شفافسازی، خیلی سریع فضای بحث در شبکه اجتماعی ایکس را تغییر داد و نگاهها از تردید به احترام و تحسین تبدیل شد؛ چرا که بسیاری این اقدام را نمونه نادری از پاسخگویی و مسئولیتپذیری در صنعت کریپتو تلقی کردند.
پروتکل لنز (Lens Protocol) نیز با برگزاری سه مرحله جذب سرمایه، موفق به جذب حداقل ۴۶ میلیون دلار سرمایه شده بود. استانی کولچوف (Stani Kulechov)، بنیانگذار لنز و همچنین بنیانگذار و مدیرعامل آوه (Aave) در توضیح تغییرات اخیر گفته است:
بخشی از این سرمایه به سرمایهگذاران بازگردانده شده و بخش دیگر صرف توسعه پروتکل، اکوسیستم و لنز چین (Lens Chain) شده است. حالا که این زیرساختها تکمیل شدهاند، مدیریت محصولات مصرفکننده به مسک نتورک منتقل میشود، در حالی که آوارا (Avara)، شرکت پشتیبان آوه و چند محصول دیگر، همچنان نقش مشاور بلندمدت را برای حفظ استانداردها و سلامت اکوسیستم ایفا میکند.
همزمانی واگذاری فارکستر به نینار و انتقال مدیریت لنز به مسک نتورک بسیار قابلتوجه است و نمیتوان آن را صرفاً یک اتفاق تصادفی دانست. سؤال اصلی اینجاست که چرا حالا و چرا هر دو تقریباً همزمان؟
هر دو پروتکل موفق شده بودند زیرساخت اصلی شبکه اجتماعی آنچین را بسازند و سرمایهگذاران تراز اول را جذب کنند؛ اما بااینحال هیچکدام نتوانستند بهطور جدی فراتر از مخاطبان بومی کریپتو رشد کنند. اکنون که هر دو پروژه تحت مدیریت جدید قرار گرفتهاند، سوال مهمتر این است که شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز (DeSoc) و سوشالفای (SocialFi) عملاً «مردهاند» یا این اتفاقات زمینهسازی برای «تولد دوباره» آنها خواهند بود؟
هیچ پاسخ متفقالقولی برای این سوال وجود ندارد. برخی سرمایهگذاران معتقدند این حوزه عملاً به پایان راه رسیده است و برخی دیگر فکر میکنند هنوز برای قضاوت زود است. با این حال، یک نکته پرواضح است و آن اینکه شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز دیگر اولویت اصلی صندوقهای سرمایهگذاری نیستند.
برندون پاتس (Brandon Potts)، شریک صندوق فریمورک ونچرز (Framework Ventures)، میگوید توجه سرمایهگذاران دوباره به هسته مالی کریپتو بازگشته است. او در این رابطه گفته است:
با تمرکز مجدد فعالان این صنعت به کاربردهای بنیادی و مالیمحور، انرژی بنیانگذاران و سرمایهگذاران نیز به سمت حوزههایی که بیشترین پتانسیل واقعی صنعت در آنها نهفته است، مانند دیفای (DeFi) و تقاطع کریپتو با امور مالی نهادی معطوف شده است.
نکته قابلتوجه اینجاست که حتی سرمایهگذاران پروژههای فارکستر، نینار و لنز، از جمله پارادایم (Paradigm)، اندریسن هوروویتز (a16z)، کوینبیس ونچرز (Coinbase Ventures)، مولتیکوین کپیتال (Multicoin Capital)، وریانت (Variant)، استاندارد کریپتو (Standard Crypto) و آرکتایپ (Archetype) همگی از ارائه تحلیل یا دیدگاه تفصیلی خودداری کرده و تنها به حمایتهای عمومی از مدیریت جدید بسنده کردهاند. به نظر میرسد، در حال حاضر، حوزه شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز در فاز «صبر و نظاره» به سر میبرد.
چرا شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز یا سوشالفای موفق نبودند؟
در گفتوگوهای مختلف با فعالان این حوزه، یک نکته مشترک بارها شنیده میشود: «شبکههای اجتماعی یکی از سختترین حوزههای محصولات مصرفی برای موفقیت هستند.» کولچوف میگوید:
بزرگترین چالشها شامل پیچیدگیهای جذب و ورود کاربران، تجربه کاربری پراکنده و ناهماهنگ، توزیع محدود و نبود اپلیکیشنهایی در سطح مصرفکننده نهایی است که بتوانند با وب ۲ رقابت کنند. تا همین اواخر، حتی زیرساختهای فنی نیز از نظر مقیاسپذیری و عملکرد با مشکل مواجه بودند.
با این حال، عدم موفقیت سوشالفای صرفا از زیرساختهای نامناسب نشات نمیگیرد. این حوزه بهشدت به اثر شبکهای وابسته است؛ یعنی موفقیت یا شکست آنها به تعداد کاربران فعال و تعاملات آنها گره خورده است. محصولات کریپتویی بومیشده برای بلاکچین، بارها نشان دادهاند که برای غلبه بر این مانع با مشکل جدی مواجه هستند.
یاکوب روسیسکی (Jakub Rusiecki)، پژوهشگر مؤسسه وانکیاکس (1KX) و همبنیانگذار سوشال گراف ونچرز (Social Graph Ventures) میگوید:
شبکههای اجتماعی بهطور خاص بیرحم هستند؛ زیرا توزیع و اثر شبکهای در آنها حرف اول را میزند. در عین حال، کریپتو نیز پیچیدگیهای بیشتری مانند کیف پول، امنیت، مدیریت محتوا، هویت و اعتماد را به تجربه کاربر اضافه میکند.
او تأکید میکند که بسیاری از پروژههای اولیه سوشالفای، بدون آنکه دلیلی برای ماندگاری و ادامه حضور کاربر ایجاد کنند، مانند ارائه محتوای باکیفیت یا ایجاد حلقههای اجتماعی پایدار، به شدت روی مشوقهای مالی تکیه داشتند.
مالیگرایی بیشازحد (Over-financialisation) یکی از دامهای رایج در این حوزه است. لکس سوکولین (Lex Sokolin)، همبنیانگذار و شریک مدیریتی جنریتیو ونچرز (Generative Ventures)، میگوید:
سرمایهگذاران و کارآفرینان کریپتو اغلب تصور میکنند اضافهکردن ویژگیهای مالی میتواند شبکههای اجتماعی را بهتر کند، اما تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. قدرت جذب و حفظ کاربر در پلتفرمهایی مانند تیکتاک، اینستاگرام و ایکس آنقدر بالاست که نمیتوان با سفتهبازی و انگیزههای مالی کوتاهمدت آنها را شکست داد.
آلن لاو (Alan Lau)، مدیر ارشد بازرگانی انیموکا برندز (Animoca Brands)، نیز این نگرانی را تأیید میکند و هشدار میدهد که مالیسازی افراطی باعث کاهش کیفیت محتوا میشود و در نهایت کاربران واقعی و اصیل را از پلتفرم دور میکند.
برندون کائه (Brandon Kae)، تحلیلگر تحقیقاتی وبسایت د بلاک (The Block)، در این مورد صریحتر صحبت میکند و میگوید:
رشد پلتفرمهای DeSoc اغلب مصنوعی بوده و بیشتر بهواسطه ایردراپها یا پاداشهای توکنی شکل گرفته، نه به دلیل تقاضای ارگانیک و واقعی. کاربران، به خاطر ایدئولوژی پلتفرم عوض نمیکنند؛ آنها به این فکر میکنند که یک اپلیکیشن چقدر سرگرمکننده است و دوستانشان کجا حضور دارند.
در همین راستا، او اشاره میکند که حتی پلتفرمهای غیرمتمرکز غیرکریپتویی مانند بلواسکای (Bluesky) و ماستودون (Mastodon) که بدون مدل مالی توکنی فعالیت میکنند نیز نتوانستهاند از جوامع کوچک و تخصصی خود فراتر بروند.
برخی دیگر، ریشه عدم موفقیت شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز را در شکاف فرهنگی میبینند. دیوید ای (David E) با نام مستعار مه صبحگاهی (Morning Mist)، همبنیانگذار و عضو سوشال گراف ونچرز میگوید:
بسیاری از تیمهای شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز از نظر فنی بسیار قوی بودند، اما «DNA اجتماعی» نداشتند.
او معتقد است پلتفرمهایی مانند فارکستر و لنز هرگز موفق به رشد ویروسی واقعی یا حفظ کاربران در بلندمدت نشدند؛ چراکه بدون مشارکت برندها و فقدان یک مدل پایدار برای درآمدزایی تولیدکنندگان محتوا چرخه رشد هیچوقت حرکت نمیکند. او در نهایت میگوید:
ساخت یک اقتصاد تبلیغاتی و تولیدکننده آنچین امکانپذیر است، اما این کار چندین برابر سختتر از مدلهای وب ۲ است.
آینده شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز و سوشالفای چه خواهد شد؟
دیدگاهها درباره آینده DeSoc بهشدت دودسته و متضاد است. از نگاه افراد خوشبین، مرحله بعدی رشد شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز بیش از هر چیز محصولمحور خواهد بود. استانی کولچوف معتقد است مسیر درست، اجرای زیرساختهای غیرمتمرکز با تمرکز روی مصرفکننده است. او میگوید:
پذیرش واقعی کاربران زمانبر است و اگر محصولات شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز ساده، روان و شهودی شوند، میتوانند طی چند سال آینده جریان اصلی کاربران را جذب کنند.
یاکوب روسیتسکی نیز دیدگاه مشابهی دارد. بهگفته او، کریپتو قرار نیست مستقیماً جایگزین پلتفرمهای اجتماعی فعلی شود، بلکه میخواهد فضای طراحی و امکانات جدیدی برای شبکههای اجتماعی ایجاد کند. او میگوید:
تغییرات اخیر در فارکستر و لنز با الگوی طبیعی تکامل دستههای اولیه محصولات مصرفی همخوانی دارد. شاید هنوز شکل دقیق محصول برنده نهایی مشخص نباشد، اما به مسیر کلی آنقدر اطمینان دارم که میتوانم با خیال راحت روی شبکههای اجتماعی کریپتویی سرمایهگذاری کنم.
برخی دیگر معتقدند که مسیر رشد شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز از بازنگری اساسی در مدلهای درآمدزایی میگذرد. دیوید ای معتقد است شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز تنها زمانی به مقیاسپذیری واقعی میرسند که اقتصاد تبلیغاتی وب ۲ را از نو تعریف کنند. او به ایده مزایدههای تبلیغاتی در سطح پروتکل اشاره میکند؛ مدلی که در آن برندها برای جلب توجه کاربران رقابت میکنند و درآمد حاصل بهصورت عادلانهتر بین تولیدکنندگان و پلتفرمها تقسیم میشود. در صورت موفقیت چنین مدلی، حسابهای کاربری شبکههای اجتماعی میتوانند به داراییهای مولد جریان نقدی تبدیل شوند.
آلن لاو (Alan Lau) نیز معتقد است فاز جدیدی در حال شکلگیری است. او میگوید:
روایت شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز و سوشالفای نمرده است، اما موج اول آن به پایان رسیده است. نسخه بعدی این شبکهها نیازمند تجربه کاربری بسیار بهتر، مدل درآمدزایی درونی و ویژگیهای بلاکچینی است که تا حد زیادی برای کاربر نامرئی باشند. بهعلاوه، با رشد محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مفاهیمی مانند مالکیت محتوا و اعتماد ممکن است به مزیتهای رقابتی مهمتری تبدیل شوند.
سازندگان اصلی اکوسیستم نیز تا حدی از این دیدگاه خوشبینانه حمایت کردهاند. اوایل همین هفته، ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin)، همبنیانگذار اتریوم (Ethereum)، اعلام کرد که قصد دارد امسال «بهصورت کامل» به حوزه شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز بازگردد. او گفت:
اگر جامعه بهتری میخواهیم، باید ابزارهای ارتباط جمعی بهتری داشته باشیم.
با این حال، افراد بدبین همچنان متقاعد نشدهاند. سوکولین معتقد است شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز امروز عملاً به یک بنبست رسیدهاند. او میگوید:
ویژگیهای مالی نهتنها تجربه کاربری را بهتر نکردهاند، بلکه اثر شبکهای قدرتمند وب ۲ نیز یک مانع غیرقابلعبور باقیمانده است. اگرچه مفاهیمی مانند هویت قابلانتقال و مالکیت محتوا جذاب به نظر میرسند، اما مشوقها بهدرستی همسو نشدهاند و نمیتوان انتظار داشت که شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز در آینده نزدیک بازگشت قدرتمندی داشته باشد.
برندون کائه نظر منفیتری دارد و میگوید:
شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز و سوشالفای عملاً مردهاند. اگر از افرادی که نه در این حوزه کار میکنند و نه منافعت مالی دارند بپرسید، بهاحتمال زیاد یا اصلاً اهمیتی به این حوزه نمیدهند یا نگاه بدبینانهای دارند.
جمعبندی
تغییر مدیریت دو پروتکل مهم لنز و فارکستر بیش از هر چیز، گمانهزنیها درباره آینده شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز را تشدید کرد. این جابهجاییها بحث «مرگ یا تولد دوباره DeSoc» را به صدر گفتوگوهای کریپتویی بازگرداند. همانطور که در این گزارش دیدیم، دیدگاهها بهشدت دوگانه هستند. از یکسو، منتقدان معتقدند شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز نتوانستهاند از جامعه کریپتویی فراتر بروند و در عمل، زیر فشار اثر شبکهای پلتفرمهای وب ۲ به حاشیه رانده شدهاند. از سوی دیگر، حامیان این حوزه باور دارند که حوزه سوشالفای هنوز در ابتدای مسیر قرار دارد و با تمرکز بیشتر بر تجربه کاربری، مدلهای درآمدزایی جدید و نامرئیکردن فناوری بلاکچین برای کاربران عادی، میتواند در آینده دوباره قد علم کند.
با این حال، یک واقعیت انکارناپذیر است؛ شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز در حال حاضر جزو اولویتهای اصلی صندوقهای سرمایهگذاری نیستند و سرمایهها دوباره به سمت هسته مالی کریپتو، بهویژه دیفای و کاربردهای نهادی، هدایت شدهاند. آینده شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز نه با شعار، بلکه با ارائه محصولات با کیفیت و جذب مخاطب عام تعیین میشود. بنابراین، باید منتظر ماند و دید آیا سوشالفای میتواند بار دیگر به «سر زبانها» بیفتد یا این حوزه در حاشیه باقی میماند.

ZeroDayRAT؛ بدافزاری که دوربین، میکروفون و حساب بانکی شما را کنترل میکند
25 بهمن 1404 - 21:00
یک بدافزار جاسوسی موبایلی بسیار پیشرفته با نام ZeroDayRAT بهتازگی در کانالهای تلگرامی مشاهده شده؛ ابزاری که به گفته محققان امنیتی، عملاً کنترل کامل گوشی قربانی را در اختیار مهاجم قرار میدهد. این بدافزار که بهصورت تجاری عرضه میشود، نهتنها قادر به نظارت همهجانبه بر دستگاه است، بلکه امکان سرقت مستقیم اطلاعات مالی و داراییهای دیجیتال را نیز فراهم میکند.
به گزارش میهن بلاکچین، شرکت امنیت سایبری iVerify در گزارش جدید خودش اعلام کرده که بدافزار ZeroDayRAT چیزی فراتر از یک ابزار هکری معمولی است و کارشناسان آن را «یک کیت کامل نفوذ به موبایل» توصیف کردهاند.
کیت جاسوسی کامل برای کنترل از راه دور گوشی
بر اساس گزارش محققان، ZeroDayRAT یک ابزار آماده برای نفوذ است که خریداران آن میتوانند بهسادگی برای خود زیرساخت جاسوسی راهاندازی کنند.
دنیل کلی (Daniel Kelley)، پژوهشگر امنیتی در شرکت iVerify درباره نحوه استفاده از این کیت میگوید:
این کیتها معمولاً به خریدار یک پنل مدیریتی و یک سازنده بدافزار میدهند. اپراتور سرور خودش را راهاندازی میکند، پنل را تنظیم میکند و بعد با ابزار سازنده، فایلهای آلودهای تولید میکند که به زیرساخت او متصل میشوند.
او میگوید توزیع بدافزار کاملاً به مهاجم بستگی دارد؛ از لینکهای فیشینگ و پیامکهای جعلی گرفته تا اپلیکیشنهای آلوده در منابع غیررسمی یا مهندسی اجتماعی. در رابط این ابزار حتی بخشی با عنوان «اکسپلویت» دیده شده، اما هنوز مشخص نیست دقیقاً چه نوع آسیبپذیریهایی را هدف میگیرد.
اما این بدافزار پس از نصب روی گوشی قربانی، چه اندرویدی باشد یا iOS، تقریبا هر دادهای، از مشخصات فنی دستگاه و نسخه سیستمعامل گرفته تا وضعیت باتری، کشور، اطلاعات سیمکارت، اپراتور مخابراتی، استفاده از برنامهها و حتی تاریخچه فعالیتهای روزانه را جمعآوری میکند.
این بدافزار همچنین میتواند:
موقعیت مکانی کاربر را با GPS ثبت کند و مسیرهای رفتوآمد او را نمایش دهد
پیامکهای اخیر را پیشنمایش کند
استفاده از اپلیکیشنها را همراه با زمان و محتوا ثبت کند
و اطلاعات حسابهای کاربری سرویسهای مختلف را استخراج کند
که به گفته محققان، این اطلاعات برای اجرای حملات مهندسی اجتماعی هدفمند بسیار ارزشمند هستند.
علاوه بر جمعآوری دادههای ذخیرهشده، مهاجم به وسیله بدافزار ZeroDayRAT میتواند به طور همزمان تصویر دوربین جلو یا عقب گوشی را بهصورت زنده مشاهده کند، صدای محیط را از طریق میکروفون بشنود و صفحهنمایش دستگاه را ضبط کند.
ZeroDayRAT همچنین یک کیلاگر پیشرفته دارد که تمام ورودیهای کاربر از لمس صفحه و حرکات دست گرفته تا تایپ رمز عبور یا باز کردن قفل بیومتریک را ثبت میکند.
در عمل، مهاجم میتواند دقیقاً ببیند کاربر چه کاری انجام میدهد و همزمان چه چیزی تایپ میکند.
سرقت مالی و رمزارز؛ خطرناکترین بخش ماجرا
اما یکی از مهمترین قابلیتهای این بدافزار، سرقت پول و ارزهای دیجیتال کاربران است. به گفته محققان، ماژول سرقت رمزارز این بدافزار بهصورت دائمی کلیپبورد گوشی را پایش میکند که میتواند در نهایت به خالیشدن کیف پولهای ارز دیجیتال کاربران منجر شود.
دنیل کلی در این باره میگوید:
ابزار سرقت رمزارز دائماً آدرسهای کپیشده را بررسی و جایگزین میکند. بنابراین هر زمان کاربر بخواهد پول ارسال کند، دارایی به آدرس مهاجم منتقل میشود.
البته ماژول سرقت این بدافزار بیشتر بر جمعآوری اطلاعات ورود به حساب کاربران مثل نام کاربری و رمزعبور تمرکز دارد. این یعنی مهاجم بعدا میتواند بدون اطلاع صاحب حساب وارد شود و هر کاری انجام دهد و معمولا قربانی زمانی متوجه این ماجرا میشود که خیلی دیر شده است. ZeroDayRAT همچنین قادر به سرقت رمزهای یکبار مصرف (OTP) و دور زدن احراز هویت دومرحلهای است.
ردیابی پیچیده، مهار دشوار؛ معماری طراحیشده برای بقا
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد فعالیت این بدافزار، نحوه توزیع و زیرساخت عملیاتی آن است؛ ساختاری که عملاً امکان شناسایی و توقف کامل آن را بهشدت محدود میکند. بررسیهای شرکت امنیتی iVerify نشان میدهد این ابزار برخلاف بسیاری از بدافزارها، یک سرور مرکزی واحد ندارد.
در عمل، هر مهاجم نسخه مستقل خود را اجرا میکند و زیرساخت اختصاصی دارد. این یعنی حتی اگر یک شبکه یا سرور شناسایی و مسدود شود، تأثیری بر سایر اپراتورها ندارد. به بیان دیگر، با مجموعهای از هستههای پراکنده و مستقل روبهرو هستیم، نه یک سیستم متمرکز که بتوان آن را از کار انداخت.
از سوی دیگر، شناسایی سازندگان اصلی نیز تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. ردپاهای دیجیتال عمداً مبهم و متناقض طراحی شدهاند. این ابزار به چندین زبان تبلیغ میشود و نشانههای جغرافیایی مختلفی را بهطور همزمان نمایش میدهد.
دنیل کلی میگوید:
مواردی دیدهایم که پیامها به زبان چینی منتشر شدهاند، دامنهها روسی بودهاند و در عین حال کاربران هندی هدف حمله قرار گرفتهاند. این ناهماهنگیها تصادفی نیست و بهنظر میرسد عمداً برای گمراهسازی طراحی شده باشد.
در چنین شرایطی حتی اگر کانالهای فروش در تلگرام، مسدود شوند، توسعهدهندگان میتوانند ظرف مدت کوتاهی بستر جدیدی ایجاد کرده و فعالیت را از سر بگیرند؛ مسئلهای که تلاش برای مقابله پایدار را بسیار دشوار میکند.
تشخیص آلودگی ZeroDayRAT؛ وقتی نشانهها دیر ظاهر میشوند
طبق ارزیابی محققان، نشانههای فنی قطعی و قابل اتکایی برای شناسایی آلودگی وجود ندارد. برخی تغییرات غیرعادی مانند کاهش محسوس عمر باتری ممکن است هشداردهنده باشد، اما بهتنهایی نمیتواند نشانه قطعی تلقی شود.
در بسیاری از موارد، اولین علائم واقعی زمانی آشکار میشوند که آسیب وارد شده است. معمولاً کاربران با نشانههایی مثل تراکنشهایی که خودشان انجام ندادهاند یا ورودهای غیرمجاز به حسابهای شخصی و مالی متوجه این مشکل میشوند و همین تأخیر در آشکار شدن علائم، خطر این بدافزار را دوچندان میکند.

پایان دوران انقباض؛ چرا فدرال رزرو باید در ماه مارس نرخ بهره را کاهش دهد؟
25 بهمن 1404 - 20:00
روز گذشته شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) ماه ژانویه در سطح ۲.۴٪ منتشر شد؛ اتفاقی که نشان میدهد علیرغم انقباض سیاستهای پولی آمریکا، تورم این کشور مقداری آرام گرفته و کاهش آن به طور پیوسته ادامه دارد.
به گزارش میهن بلاکچین، با این کاهش حالا نگاهها به تصمیم بعدی فدرال رزرو دوخته شده است: آیا این ارگان نرخ بهره را در نشست بعدی خود کاهش میدهد یا احتیاط همچنان بر تصمیمگیریهایش سایه میاندازد؟
تورم در مسیر نزولی پایدار
شاخص قیمت مصرفکننده ماه ژانویه روز گذشته ۲.۴٪ اعلام شد که نسبت به ۲.۷٪ ماه دسامبر افتی معنادار محسوب میشود. نگاهی به عقبتر نیز نشان میدهد که این شاخص از سپتامبر سال گذشته که بالاتر از ۳٪ بود به شکلی پایدار کاهش یافته است. در سمت دیگر، شاخص تورم مرکزی نیز به نظر میرسد کاملا مهار شده به طوری که هم تورم اصلی و هم تورم مرکزی در یک ماه گذشته تنها ۰.۳٪ افزایش یافتهاند؛ این یعنی روند «تورمزدایی» در بطن اقتصاد همچنان زنده و پابرجاست.
تورم سالانه ۲.۴ درصدی حالا عملا اقتصاد آمریکا را دوباره وارد محدودهای کرده که در طول تاریخ پایدار تلقی شده است. رشد قیمتها اکنون دیگر در سطحی نیست که توجیهکننده سیاستهای فوقالعاده سختگیرانه دوران بحران تورمی باشد و سیاستهایی که زمانی برای مقابله با جهش قیمتها ضروری بودند، حالا بیش از پیش با شرایط واقعی اقتصاد فاصله گرفتهاند.
عبور از ترسهای سیاسی و تمرکز بر واقعیت
نکته جالب اینجاست که روند کاهش تورم اقتصاد آمریکا برای چهار ماه متوالی است که ادامه دارد. پیش از این نگرانیهای زیادی وجود داشت که سیاستهای تعرفهای دونالد ترامپ ممکن است موج جدیدی از گرانیها را به بار بیاورد اما دادههای کلان نشان میدهند که این نگرانیها عملا محقق نشدهاند و آن جهش قیمتی که بسیاری از آن واهمه داشتند، در آمارها دیده نمیشود و به جای آن، شاهد تعدیل و آرامش در بازار هستیم.
در همین حال، دامنه هدف نرخ بهره وجوه فدرال در محدوده ۳.۵٪ تا ۳.۷۵٪ قرار دارد. وقتی این سطح با تورم ۲.۴٪ مقایسه میشود، نرخ بهره واقعی همچنان بهوضوح مثبت است. به بیان ساده، سیاست پولی هنوز در عمل انقباضی محسوب میشود.
این یعنی هزینه استقراض بهطور ملموسی بالاتر از سرعت رشد قیمتهاست و همین موضوع شرایط مالی را در سراسر اقتصاد آمریکا سختتر کرده است. به عقیده تحلیلگران، این سطح از سیاست انقباضی زمانی منطقی بود که تورم بهطور قابلتوجهی بالاتر از هدف قرار داشت و خطر از کنترل خارج شدن انتظارات تورمی وجود داشت. اما آن شرایط اکنون تغییر کرده است.
آمار حاکی از بهبود اقتصاد هستند؛ حالا سیاست پولی باید واکنش نشان دهد
چنین رویکرد سختگیرانهای تنها زمانی مناسب بود که تورم فرسنگها با هدف نهایی فدرال رزرو فاصله داشت و بیم آن میرفت که انتظارات تورمی از کنترل خارج شوند. اما اکنون وضعیت اقتصادی تغییر کرده است. آخرین گزارش شاخص قیمت مصرفکننده حتی پایینتر از پیشبینیهای کارشناسان بازار بوده و همانطور که گفتیم تورم مرکزی و اصلی هردو مهار شدهاند. به همین خاطر، منطق حکم میکند که سیاستهای پولی نیز باید بازتابدهنده این پیشرفتهای چشمگیر باشند.
جلسه بعدی فدرال رزرو در تاریخ ۱۷ تا ۱۸ مارس برگزار میشود. بسیاری میگویند این نهاد حالا فضای کافی برای اقدام دارد و منطقی است که از آن استفاده کند. کاهش تدریجی نرخ بهره میتواند بهبود واضح در پویایی تورم را به رسمیت بشناسد و از وارد شدن فشار غیرضروری بر رشد اقتصادی جلوگیری کند.
ریسکهای پافشاری بر سیاستهای انقباضی
اما بالا نگه داشتن نرخ بهره برای مدت طولانی بدون شک ریسکهای بزرگی به همراه خواهد داشت. بخشهای حساس به نرخ بهره، مانند بازار مسکن و سرمایهگذاریهای شرکتی، هماکنون نیز با هزینههای تأمین مالی سنگینی مواجهاند. شرایط اعتباری همچنان سخت است و بسیاری از تصمیمهای مربوط به سرمایهگذاری به تعویق افتادهاند.
باید به یاد داشته باشیم که سیاستهای پولی با تاخیر اثر خود را نشان میدهند؛ بنابراین احتیاط بیش از حد در زمان کنونی میتواند منجر به ضعف اقتصادی اجتنابناپذیری در اواخر سال جاری شود.
البته احتمالاً در ادامه برخی از سیاستگذاران بر این نکته پافشاری خواهند کرد که تورم هنوز به هدف رسمی ۲ درصدی نرسیده است. احتیاط نهادی آنها قابل درک است و حفظ اعتبار بانک مرکزی اهمیت زیادی دارد، اما اعتبار واقعی زمانی تقویت میشود که به دادههای ورودی واکنش مناسب نشان داده شود. وقتی تورم به طور ملموس و مداوم کاهش مییابد، سیاستهای پولی نیز باید همگام با آن تعدیل شوند.

تحلیلی که باید بخوانید: چرا ۵۰٬۰۰۰ دلار کف زمستان بیت کوین خواهد بود؟
25 بهمن 1404 - 19:00
این روزها در حالی که شاخصهای بازار سهام مدام قلههای جدیدی را فتح میکنند، بیت کوین مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و با سقوطی بیش از ۲۰ هزار دلاری از ابتدای سال، معاملهگران را در بیم و امید رها کرده است. روایت غالب در شبکههای اجتماعی این است که بیت کوین تنها در صورتی به کف قیمت میرسد که یک رکود جهانی تمام عیار رخ دهد یا بازارهای مالی به کلی فرو بپاشند. اما نگاهی دقیقتر به دادههای آنچین و نمودارها نشان میدهد که پادشاه ارزهای دیجیتال برای این کار لزوماً منتظر فاجعهای در اقتصاد کلان نمیماند.
به گزارش میهن بلاکچین، در واقع، بیت کوین در حال حاضر با چالشهای درونی دست و پنجه نرم میکند؛ از خروج سنگین سرمایه از صندوقهای قابل معامله (ETF) گرفته تا فشارهای شدید مالی بر استخراجکنندگان. این تضاد میان رشد بازارهای سنتی و زمستانِ درونیِ بیت کوین، حکایت از آن دارد که کفسازی این ارز دیجیتال بیش از آنکه تحت تأثیر اخبار دراماتیک جهانی باشد، تابعی از مکانیسمهای عرضه و تقاضای خود شبکه است. در این گزارش تحلیلی که بر اساس مطلبی از وبسایت کریپتواسلیت نوشته شده، بررسی میکنیم که چرا محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار، مقصد احتمالی روند اصلاحی کنونی خواهد بود.
خروج سرمایه از ETFها؛ شفافترین نشانه فشار بازار
اولین ستون تحلیل ما، جریان نقدینگی است و جریان خروجی از صندوقهای قابل معامله بیت کوین یا همان ETFها، شفافترین دریچهای است که تاکنون برای رصد اشتهای ریسکپذیری نهادها داشتهایم. در اواخر ژانویه نیز آمارها همه حاکی از کاهش تقاضای سرمایهگذاران نهادی بودند؛ حتی در زمانی که قیمت بیت کوین سعی داشت در سطوح بالاتر تثبیت شود.
بر اساس دادههای وبسایت فارساید اینوسترز، در این ماه ما شاهد روزهای سیاهی برای ETFها بودیم؛ از جمله خروج ۷۰۸.۷ میلیون دلار در تاریخ ۲۱ ژانویه و ۸۱۷.۸ میلیون دلار در روز ۲۹ام این ماه. مجموع خروجی سرمایه از ابتدای سال میلادی تاکنون نیز به حدود ۱.۸ میلیارد دلار رسیده که سهم صندوق FBTC متعلق به فیدلیتی (Fidelity) حدود ۱ میلیارد دلار بوده است!
این اعداد، روانشناسی «خرید در کف» را تغییر میدهند. پیش از این در بازار صعودی، افت قیمت بیت کوین با خرید مداوم نهادی جبران میشد اما حالا در شرایط فعلی به نظر میرسد که این صندوقها هم همگام با سرمایهگذاران خرد، در حال خروج نقدینگی از بازار هستند. در این شرایط بازار باید تا حدی اصلاح شود تا دوباره تعادل جدیدی شکل بگیرد و این همان لحظهای است که فروشندگان خسته جای خود را به خریداران بلندمدت میدهند.
فشار ماینرها؛ جایی که واقعیت اقتصادی بیت کوین آشکار میشود
چرا اقتصاد ماینرها برای تشخیص کف قیمت حیاتی است؟ چون استخراج، جایی است که هزینههای دنیای واقعی با ساختار بازار بیت کوین تلاقی میکند. آمارها نشان میدهند که درآمد روزانه ماینرها در اواخر ژانویه حدود ۳۷.۲۲ میلیون دلار بوده، در حالی که کل کارمزدهای پرداختی در شبکه تنها ۲۶۰ هزار دلار ثبت شده است. این یعنی کارمزدها فقط ۰.۷٪ از درآمد ماینرها را تشکیل میدهند.
وقتی کارمزدها ناچیز باشند، شبکه برای امنیت خود کاملاً به نرخ استخراج کوینهای جدید وابسته میشود که طبق برنامه هاوینگ، مقدار آن مدام در حال کاهش است. در چنین شرایطی، فشار اصلی بر دوش قیمت میافتد. وقتی قیمت کاهش مییابد و درآمد حاصل از استخراج کم میشود، ماینرها مجبور به «تسلیمشدن یا اصطلاحا کاپیتولاسیون» و فروش داراییهای خود برای پوشش هزینهها میشوند. این دقیقاً همان دلیلی است که نویسندگان این تحلیل محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار را به عنوان یک کف احتمالی میبینند؛ جایی که فروشندگان اجباری بیت کوینهای خود را به خریداران بلندمدت واگذار میکنند.
اما یکی از تغییرات بزرگ این چرخه که کمتر به آن توجه شده، تغییر هویت استخراجکنندگان است. امروزه بسیاری از ماینرها دیگر فقط «ماشینهای چاپ بیت کوین» نیستند؛ آنها تبدیل به شرکتهای زیرساختی و انرژی شدهاند. برای مثال، شرکت تِراولف (TeraWulf) قراردادهای بلندمدتی برای میزبانی هوش مصنوعی (AI) امضا کرده و گوگل (Google) نیز در این ساختار مشارکت دارد. شرکت رایت (Riot) نیز بخشی از ظرفیت خود را به سمت پردازشهای سنگین (HPC) سوق داده است.
این تغییر استراتژی، رفتار بازار را عوض میکند. ماینری که برای پروژههای هوش مصنوعی نیاز به نقدینگی دارد، ممکن است بیت کوینهای خود را به صورت مکانیکی و بدون توجه به قیمت بفروشد تا قراردادهای برق یا هزینههای دیتاسنتر خود را پوشش دهد. این موضوع باعث میشود حتی وقتی خبر خاصی در بازار نیست، فشار فروش مستمری از سمت ماینرها وجود داشته باشد که قیمت را به سمت پایین میکشد.
رکود ۲۰۲۶؛ یک سناریوی دور از ذهن؟
در حالی که بسیاری منتظر فروپاشی اقتصاد جهانی هستند، نهادهای بزرگ مثل صندوق بینالمللی پول (IMF) رشد ۳.۳ درصدی و بانک جهانی (World Bank) رشد ۲.۶ درصدی را برای سال ۲۰۲۶ پیشبینی میکنند. حقیقت این است که این نهادها به جای کلمه «فروپاشی»، از «کُند شدن» اقتصاد استفاده میکنند و احتمال رکود را پایین میدانند. حتی در بازار پیشبینی پالیمارکت نیز احتمال وقوع رکود در اقتصاد آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۶ تنها حدود ۲۰٪ برآورد شده است.
این یعنی برای ریزش بزرگ بیت کوین، نیازی به آتشسوزی در کل جهان نیست؛ یک «آتشسوزی محلی» در خودِ بازار کریپتو کافی است تا بازار بریزد و به کف خودش برسد. بنابراین حتی اگر اقتصاد جهانی به مسیر لنگلنگان خود ادامه دهد، بیت کوین میتواند به دلیل مکانیسمهای داخلی خود، مثل لیکویید شدن پوزیشنهای اهرمدار و فروش اجباری ماینرها، اصلاح خشنی را تجربه کند و در نهایت مثل چرخههای گذشتهاش به کف برسد.
در همین حال، دادههای جدید اداره آمار کار آمریکا (BLS) شوک بزرگی به خوشبینهای بازار وارد کرده. بازنگری در آمارهای سال ۲۰۲۵ نشان داد که رشد مشاغل غیرکشاورزی که پیش از این ۵۸۴ هزار مورد اعلام شده بود، به رقم ناامیدکننده ۱۸۱ هزار کاهش یافته است. این یعنی روند استخدامها به شدت کُند شده و جابهجاییهای شغلی که نشانه پویایی بازار کار است، به حداقل رسیده است.
بازنگری آمار اشتغال آمریکا در سال ۲۰۲۵ - منبع: BLS
در ژانویه ۲۰۲۶ نیز نرخ بیکاری روی ۴.۳ درصد ایستاد که نشاندهنده یک بازار کار «سرد» اما همچنان در حال حرکت است. در همین حال، تعداد ورشکستگیهای شرکتی در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۱۰ رسید. این تضاد اما دقیقاً همان چیزی است که باعث شده مردم سر سفره شام از رکود حرف بزنند، اما شاخصهای بورس همچنان بالا بمانند.
همین جداییِ دنیای واقعی از دنیای اعداد، دلیل اصلی واگرایی بیت کوین است. وقتی هزینههای زندگی بالا میرود و نقدینگی خانوادهها صرف بدهیهای ۱.۲۸ تریلیون دلاری کارتهای اعتباری میشود، داراییهای پرریسکی مثل بیت کوین اولین سرمایهگذاریهایی هستند که به فروش میروند. بنابراین بیت کوین نیازی به یک فاجعه جهانی ندارد تا سقوط کند؛ همین که جریان نقدینگی در لایههای پایین جامعه خشک شود، برای یک حرکت نزولی کافی خواهد بود.
چرا محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار، کفِ منطقی بازار است؟
وقتی تمام قطعات پازل را کنار هم میگذاریم، مسیر آینده روشنتر میشود. از یک طرف، اقتصاد کلان در حال دستوپا زدن در یک رکود خفیف یا «سایش» است (با نرخ بیکاری ۴.۳ درصدی و بدهیهای سنگین مصرفکنندگان) و از طرف دیگر، آمارهای درونی بیت کوین نشاندهنده یک فشار فروش مکانیکی است. کارمزدهای شبکه به قدری پایین است (حدود ۰.۷ درصد درآمد ماینرها) که شبکه را به شدت به قیمت وابسته کرده است.
محدوده ۴۹,۰۰۰ تا ۵۲,۰۰۰ دلار، جایی است که بحثهای تئوریک کنار میروند و نقدینگی واقعی وارد میدان میشود. این ناحیه، سطحی است که خریداران بزرگ و نهادهایی که منتظر بیت کوینِ زیر ۵۰ هزار دلار بودند، سفارشهای خود را فعال میکنند. ذکر این نکته ضروری است که رسیدن به این قیمت لزوماً به معنای نابودی بیت کوین نیست، بلکه یک «ریست مکانیکی» برای پاکسازی بازار از اهرمهای معاملاتی است تا راه برای رشد پایدار در آینده باز شود.
سخن نهایی
بازار بیت کوین در سال ۲۰۲۶ ثابت کرد که میتواند راه خود را از بازارهای سنتی جدا کند. در حالی که بورسها همچنان به رالی خود ادامه میدهند، بیت کوین تحت فشار خروجی ETFها و تغییر ساختار اقتصادی ماینرها، به دنبال یافتن یک کف واقعی است. دادههای بازار کار و افزایش بدهیهای اعتباری در اقتصاد آمریکا نشان میدهند که توان مالی خریداران خرد کاهش یافته و بازار تشنه ورود نقدینگی جدید در قیمتهای پایینتر است.
اگر بیت کوین بتواند در محدوده ۵۰ هزار دلار حمایت شده و جریان خروج سرمایه از صندوقهای نهادی متوقف شود، میتوان امیدوار بود که چرخه صعودی بعدی با زیرساختی سالمتر آغاز شود. در این مسیر اما برخلاف بسیاری از پیشبینیها نباید منتظر یک فاجعه اقتصادی جهانی بود چراکه به نظر میرسد بیت کوین پیش از وقوع هر بحران اقتصادی بزرگی، کف چرخه خودش را ثبت کند.

تجمع نقدینگی در سطح ۰/۱۰ دلار؛ دوج کوین برای یک جهش قیمتی غافلگیرکننده آماده میشود!
25 بهمن 1404 - 18:30
دوج کوین بار دیگر به سطح حمایتی ۰/۱۰ دلار بازگشته است؛ منطقهای که تحلیلگران آن را «کف تاریخی» قیمت میدانند و در گذشته بارها مانع سقوط بیشتر DOGE شده است. بااینحال، درحالیکه ساختار نزولی بازار و ترس معاملهگران باعث شده است بسیاری نسبت به آینده این میمکوین با تردید نگاه کنند، دادههای پشتپرده از سناریوی متفاوتی خبر میدهند.
به گزارش میهن بلاکچین، اگرچه وضعیت کلی میم کوینها چندان تعریفی ندارد؛ اما بررسی نقشه نقدینگی و ابزارهای تکنیکال نشان میدهد که علیرغم جو منفی بازار، فرصت شکار نقدینگی در حال شکلگیری است. تجمع سنگین پوزیشنهای فروش در محدوده ۰/۱۱ دلار، پتانسیل ایجاد یک شورت اسکوییز (Short Squeeze) سریع و غافلگیرکننده را افزایش داده است که میتواند قیمت را به شکلی ناگهانی به سمت بالا پرتاب کند. اما آیا این صعود یک بازگشت واقعی است یا صرفا یک حرکت تاکتیکی برای لیکوئید کردن معاملهگران؟
نبرد دوج کوین در سنگر ۰/۱۰ دلار؛ خریداران در برابر فشار فروش ایستادگی میکنند!
با وجود فشار فروش زیاد، سطح ۰/۱۰ دلار همچنان با قدرت حفظ شده است؛ محدودهای که در سالهای گذشته همیشه یک حمایت کلیدی برای دوج کوین بوده است. با این حال، با توجه به روند نزولی شدید بازار میم کوینها در ماههای اخیر، هر صعودی در حال حاضر بیشتر شبیه یک تنفس کوتاهمدت یا اصلاح موقت است تا شروع یک روند صعودی واقعی.
در تایمفریم ۶ ساعته، ساختار قیمت دوج کوین هنوز نزولی باقی مانده است. اخیرا قیمت دوباره به سطح ۰/۰۸۸۵ دلار برخورد کرد که از نظر تکنیکال سطح بسیار مهمی محسوب میشود؛ اگر خریداران بتوانند از این سطح دفاع کنند، احتمال یک جهش یا بازگشت قیمتی موقت وجود دارد.
تحلیل دوج کوین در تایمفریم شش ساعته
اهداف قیمتی دوج کوین در سناریوی صعودی؛ مقاومتهای کلیدی کجا هستند؟
معمولا بازارها قبل از اینکه روند اصلی خود را ادامه دهند، به سمت مناطقی حرکت میکنند که نقدینگی یا تجمع سفارشها در آنجا زیاد است. در ساختار فعلی DOGE، مقاومتهای فیبوناچی روی سطوح ۰/۰۹۸۹ دلار و ۰/۱۰۴۰ دلار قرار گرفتهاند؛ جالب اینجا است که تحلیلگران سطح دوم را مثل یک آهنربای قیمتی میبینند که پتانسیل جذب قیمت را دارد.
لیکوئیدیشن مپ دوج کوین در صرافی بایننس
اگر دوج کوین بتواند از مرز ۰/۱۰ دلار عبور کند، احتمالا شاهد لیکویید شدن سنگین پوزیشنهای شورت در حوالی ۰/۱۱ دلار (سقف قیمتی اوایل فوریه) خواهیم بود. این اتفاق میتواند یک شورت اسکوییز سریع را رقم بزند.
بااینحال، چون شاخص OBV هنوز نشانه محکمی از ورود تقاضای سنگین به بازار نمیدهد، این صعود فعلا در حد یک حرکت تاکتیکی و موقت است و نباید آن را به معنی بازگشت کامل روند صعودی دانست.
سیگنال نقشه نقدینگی برای شورت اسکوییز دوج کوین
دادههای نقشه لیکوییدیشن نشان میدهند که طی دو ماه اخیر، حجم زیادی از پوزیشنهای شورت در بالای سطح ۰/۱۰ دلار انباشته شده است. تمرکز اصلی این نقدینگی در حوالی مرز ۰/۱۱ دلار است و همین موضوع میتواند باعث جهش سریع قیمت شود.
معاملهگران حرفهای به این «تجمع نقدینگی» اهمیت زیادی میدهند؛ چرا که در شرایط کمحجم بازار، قیمت معمولا برای شکار نقدینگی و لیکویید کردن فروشندگان، به سمت این نواحی حرکت میکند. بااینحال، به دلیل ضعف در ساختار کلی و نبود تقاضای پایدار، این سناریو بیشتر بهعنوان شکار نقدینگی و جهش موقت دیده میشود تا شروع یک موج صعودی بلندمدت.
نقش بیت کوین؛ فرماندهای که مسیر بعدی دوج کوین را تعیین میکند
در حال حاضر، حرکت قیمت DOGE وابستگی شدیدی به عملکرد بیت کوین دارد. تحلیلگران هشدار میدهند که اگر بیت کوین حمایت ۶۲,۰۰۰ دلاری خود را از دست بدهد و ریزش کند، احتمال اینکه دوج کوین بتواند سطح ۰/۱۰ دلاری را حفظ کند کم خواهد بود؛ در چنین شرایطی، ثبت کفهای قیمتی جدید برای دوج کوین محتمل است.
با وقوع این اتفاق، سناریوی شورت اسکوییز اعتبار خود را از دست داده و بازار وارد یک فاز اصلاحی عمیقتر خواهد شد.
احتمال پامپ موقت وجود دارد، اما روند اصلی هنوز تغییر نکرده است
در مجموع، دادهها نشان میدهند که دوج کوین پتانسیل یک جهش کوتاهمدت را دارد و حتی ممکن است برای مدتی بالای مرز ۰/۱۰ دلار باقی بماند. اما تا زمانی که ساختار صعودی بازار تقویت نشود و نشانههای جدی از بازگشت تقاضا به چشم نخورد، این نوسانات مثبت صرفا در حد حرکتی تاکتیکی برای شکار نقدینگی هستند و نباید آنها را به عنوان شروع یک روند صعودی جدید در نظر گرفت.























