در سال ۲۰۲۶، دیگر «قیمت» به تنهایی بازگوکننده تمام واقعیتهای بازار نیست؛ امروزه برای درک نوسانات بازار بیت کوین، باید نگاهی دقیقتر به جریان سرمایه در صندوقهای ETF، سهام شرکتهای دارای ذخایر بیت کوین، کارمزدهای استخراج، چالشهای مقیاسپذیری و قوانین مقرراتی داشت.
به گزارش میهن بلاکچین، در حالی که اکثر معاملهگران همچنان چشم به نمودارهای قیمتی دوختهاند، در فضای کنونی بازار، قیمت دیگر لزوماً بهترین سیگنال برای تحلیل وضعیت موجود بهشمار نمیرود.به همین دلیل، زمانی که نمودارها از توضیح علت حرکات بازار یا پیشبینی جهت آینده آن باز میمانند، درک دیدگاه تحلیلگران اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
اکنون تمرکز اصلی بر عواملی معطوف شده است که بهطور غیررسمی و بیصدا تقاضا، نقدینگی و روایتهای بلندمدت قیمت بیت کوین را بازسازی میکنند؛ متغیرهای کلیدی نظیر اینکه چه کسانی از طریق صندوقهای قابل معامله در بورس (ETFs) خرید میکنند، شاخصهای بازار چگونه سهام شرکتهای دارای «ذخایر بیتکوین» را ارزیابی میکنند، آیا استخراجکنندگان درآمد کافی برای حفظ امنیت شبکه دارند، وضعیت مقیاسپذیری در عمل چگونه است و در نهایت، مقررات چگونه میزان دسترسی جریان اصلی بازار به این دارایی را تعیین میکنند.
۱. تحلیل تقاضای نهادی از طریق صندوقهای ETF
جریانهای سرمایه در صندوقهای ETF یکی از شفافترین نشانهها برای سنجش میزان تقاضای واقعی از سوی نهادهای سرمایهگذاری است. اهمیت این شاخص در آن است که نشان میدهد پلتفرمهای بزرگ مدیریت دارایی و مشاوران سرمایهگذاری ثبت شده، بر اساس استراتژیهای دقیقِ تخصیص سرمایه وارد بازار شدهاند؛ در واقع، این مبالغ برخلاف اهرمهای معاملاتی در صرافی های رمزارزی که معمولاً ناشی از هیجانات زودگذر هستند، نشاندهنده ورود پولِ واقعی و برنامهریزیشده به بازار بیت کوین است.
این نوع ورود سرمایه با اهرمهایی که صرفاً در صرافی های رمزارزی نوسان ایجاد میکنند، تفاوت بنیادی دارد. در همین راستا، خبرگزاری رویترز (Reuters) معتقد است شکست رو به بالای قیمت (Breakout) بیت کوین در اواسط سال ۲۰۲۵، نتیجه مستقیم «جریانهای قوی به سمت ETFهای بیت کوین» بوده است که باعث شده این رالی صعودی نسبت به دورههای سفتهبازی گذشته، «پایدارتر و ماندگارتر» به نظر برسد.
علاوه بر این، رویترز به نقل از نیکلاس لین (Nicolas Lin) از مؤسسه اِتِر هولدینگز (Aether Holdings) خاطرنشان کرد که این موضوع از منظر بلندمدت اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشاندهنده «آغاز تبدیل شدن رمزارز به یک جزء دائمی در سبدهای سرمایهگذاری» است.
با این حال، سوی دیگر این ماجرا نیز حائز اهمیت است؛ خبرگزاری بلومبرگ (Bloomberg) یادآور شد که احساسات بازار میتواند با معکوس شدن جریان ورودی به این صندوقها به سرعت تغییر کند. برای نمونه، در یک جلسه معاملاتی، سرمایهگذاران نزدیک به ۱ میلیارد دلار سرمایه را خارج کردند که یکی از بزرگترین خروجهای روزانه ثبت شده برای این گروه دارایی بود.
۲. تغییر نقش بیت کوین؛ از یک ارز دیجیتال به محصولی در بازار سهام
گروهی از شرکتهای سهامی عام به جای خرید مستقیم بیت کوین، به سرمایهگذاران این امکان را میدهند که با خرید سهام آنها، بهطور غیرمستقیم از ذخایر بیت کوین موجود در ترازنامه این شرکتها بهرهمند شوند.
در حالی که شرکت میکرواستراتژی (MicroStrategy) از سال ۲۰۲۰ نماد اصلی این رویکرد بوده، در سال ۲۰۲۶ روایت جدیدی شکل گرفته است؛ این شرکتها اکنون در کانون توجه مؤسسات رتبهبندی و ارائهدهندگان شاخصهای بورس قرار گرفتهاند. خبرگزاری رویترز این مجموعهها را «شرکتهای دارای خزانهداری دارایی دیجیتال» توصیف میکند؛ شرکتهایی که بیت کوین و اتریوم را به عنوان دارایی اصلی خزانه خود نگه میدارند تا به عنوان یک نماینده یا واسطه، امکان سرمایهگذاری غیرمستقیم در بازار رمزارزها را فراهم کنند. با این حال، یک پرسش اساسی در بازار مطرح شده است: اگر فعالیت اصلی یک شرکت صرفاً نگهداری حجم عظیمی از بیت کوین در قالب یک پوسته شرکتی باشد، آیا باز هم میتوان آن را یک کسبوکار عملیاتی دانست یا باید آن را چیزی شبیه به یک نهاد سرمایهگذاری قلمداد کرد؟
این موضوع در اوایل سال ۲۰۲۶ به یک نگرانی جدی در بازار تبدیل شد؛ درست زمانی که مؤسسه معتبر اماسسیآی (MSCI) از طرح خود برای حذف احتمالی این شرکتها از لیستهای معتبر بورس (شاخصها) بهطور موقت عقبنشینی کرد. طبق اعلام این مؤسسه، بسیاری از سرمایهگذاران نگران هستند که شرکتهای دارای ذخایر بیت کوین (گروه DATCO)، دیگر شبیه به یک شرکت تجاریِ فعال عمل نمیکنند و رفتاری مشابه صندوقهای سرمایهگذاری دارند. به همین دلیل، تشخیص این مرز که کدام شرکت واقعاً «فعالیت عملیاتی و تجاری» دارد و کدام شرکت صرفاً برای «سرمایهگذاری و نوسانگیری» ایجاد شده، به یک چالش پیچیده تبدیل شده که نیازمند بررسیهای دقیقتری است.
هفتهنامه بارونز (Barron’s) با استناد به گزارش جیپی مورگان اعلام کرد که اگر این شرکتها از شاخصهای معتبر حذف شوند، بازار با یک فشار فروش سنگینِ ۲.۸ میلیارد دلاری روبهرو خواهد شد. در این رابطه، اوون لائو (Owen Lau) از شرکت کلیر استریت (Clear Street) معتقد است عقبنشینی مؤسسه MSCI موقتاً این خطر بزرگ را از سر بازار رفع کرده است؛ با این حال، تحلیلگرانی چون مایک اورورک (Mike O’Rourke) از شرکت جونزتریدینگ (JonesTrading) هشدار میدهند که این تهدید برطرف نشده و حذف این شرکتها احتمالاً فقط تا اواخر سال به تعویق افتاده است.
۳. چالش بودجه امنیتی
پس از رویداد هاوینگ یا همان نصف شدن پاداش استخراج در سال ۲۰۲۴، اکنون بیش از هر زمان دیگری مشخص شده است که امنیت بلندمدت شبکه بیت کوین به شدت به کارمزدهای تراکنش وابسته است.
مؤسسه گلکسی (Galaxy) با صراحت اعلام کرده که «فشار کارمزد در شبکه بیت کوین کاهش یافته است»؛ این مؤسسه تخمین میزند که تا مرداد ۲۰۲۵، حدود ۱۵ درصد از بلاکهای روزانه به عنوان «بلاکهای رایگان» ثبت شدهاند و فضای صف انتظار تراکنشها (Mempool) نیز در اغلب مواقع خالی بوده است. اگرچه هزینه پایین تراکنش برای کاربرانی که به دنبال انتقال ارزان هستند یک مزیت محسوب میشود، اما برای استخراجکنندگان این سؤال حیاتی را ایجاد کرده است که با کاهش مداوم پاداش شبکه، چه منبعی هزینههای سنگینِ تأمین امنیت بیتکوین را پوشش خواهد داد؟
مؤسسه کوینشرز (CoinShares) نیز در گزارش خود اشاره کرده است که کارمزدهای تراکنش به پایینترین سطح تاریخی خود رسیدهاند، به طوری که در بخشهایی از سال ۲۰۲۵، این کارمزدها کمتر از ۱ درصد از کل پاداش هر بلاک را تشکیل میدادند. طبق آمارهای ارائه شده توسط جیپی مورگان تا اوایل ۲۰۲۶، این فشار عملیاتی کاملاً ملموس شده است؛ به گونهای که قدرت پردازش شبکه (Hashrate) ماهانه ۳ درصد کاهش یافته و درآمد روزانه استخراجکنندگان از محل پاداش بلاک نیز با افتی ۳۲ درصدی نسبت به سال گذشته، به کمترین حد خود رسیده است.
شرکت سرمایهگذاری وناک (VanEck) وضعیت فعلی را یک «تنگنای اقتصادی شدید» برای استخراجکنندگان توصیف میکند؛ بحرانی که از برخورد همزمانِ دو عامل ناشی شده است: اول، کم شدن پاداشهای شبکه و دوم، سختتر شدن رقابت میان استخراجکنندگان. در حال حاضر، نگاه تحلیلگران به دقت بر روی چند شاخص حیاتی متمرکز شده است تا بفهمند آیا این صنعت هنوز زنده است یا خیر؛ این شاخصها عبارتند از: سهم کارمزدها از کل درآمد، قیمت یا ارزشِ قدرتِ پردازش و در نهایت، میزان سودآوری خالصِ استخراج که به عنوان زنگ خطر اصلی بازار شناخته میشوند.
۴. تحول در مقیاسپذیری؛ از شبکه لایتنینگ و لایههای دوم تا جنجالهای بهروزرسانی
در سال ۲۰۲۶، تحلیلگران حوزه مقیاسپذیری بیت کوین، تمامی سطوح این شبکه را بهطور دقیق زیر نظر گرفتهاند. در سطح اول، شبکه لایتنینگ (Lightning Network) همچنان جایگاه خود را به عنوان لایه اصلی متمرکز بر پرداخت حفظ کرده است؛ به طوری که ظرفیت این شبکه در اواخر آذر ۲۰۲۵، با ثبت رکورد جدیدی به ۵,۶۳۷ بیت کوین رسید.
طبق گزارش پلتفرم آمباس (Amboss)، این رشد نقدینگی (Liquidity) بهصورت گسترده در سراسر این اکوسیستم و توسط شرکتهای مختلف توزیع شده است. در سطح دوم، تلاش برای توسعه لایههای دوم بیت کوین و ایجاد اکوسیستم امور مالی بیت کوین (BTCFi)، به یکی از داغترین موضوعات در تحقیقات نهادی تبدیل شده است. مؤسسه گلکسی (Galaxy) برآورد میکند که تا سال ۲۰۳۰، بیش از ۴۷ میلیارد دلار از سرمایه BTC میتواند از طریق پلهای ارتباطی به لایههای دوم منتقل شود.
در سطح سوم، بحث بر سر ارتقای فنی بیت کوین بار دیگر داغ شده است؛ چرا که سازندگان لایههای دوم برای بهبود عملکرد خود، به قابلیتهای پیشرفتهتری در لایه اول نیاز دارند. در همین راستا، کدهای عملیاتی خاصی مانند OP_CAT که در سال ۲۰۱۰ به دلایل امنیتی غیرفعال شده بودند، اکنون برای یک بهروزرسانی از نوع سافتفورک پیشنهاد شدهاند. به اعتقاد مؤسسه گلکسی، این پیشنهادها برای حمایت از ویژگیهایی همچون پلهای بدون نیاز به واسطه و ارتقای شبکه لایتنینگ حیاتی هستند. همچنین پلتفرم هیرو (Hiro) پیشبینی میکند که احتمال اجرایی شدن یک سافتفورک مرتبط با قراردادهای هوشمند محدودکننده یا همان کاوننتها (Covenants) تا اوایل سال ۲۰۲۶ بسیار بالا باشد. در حال حاضر، تحلیلگران به دقت ظرفیت شبکه لایتنینگ، میزان جذب نقدینگی واقعی در لایههای دوم و نقشههای راه مربوط به فعالسازی سافتفورکها را به عنوان شاخصهای رشد شبکه دنبال میکنند.
۵. مقررات تعیین میکنند چه کسی دسترسی داشته باشد
در سال ۲۰۲۶، چارچوبهای قانونی و مقرراتی به اصلیترین اهرم برای تعیین هویت خریداران، نوع محصولات مجاز و شرایط دسترسی به بازار بیت کوین تبدیل شدهاند. در ایالات متحده، چرخشی بنیادین در رویکرد مقامات ارشد دیده میشود؛ تا جایی که بر اساس یک فرمان اجرایی فدرال، سیاست رسمی این کشور بر ایجاد یک «ذخیره استراتژیک بیتکوین» بنا شده است. این فرمان با تأکید بر اینکه BTCهای تحت مالکیت دولت نباید به فروش برسند، جایگاه این ارز دیجیتال را به عنوان یک دارایی راهبردی در سیاستگذاریهای کلان تثبیت کرده است.
در این میان، قوانین مربوط به ارزهای دیجیتال با قیمت ثابت یا همان استیبل کوین ها نیز نقشی حیاتی ایفا میکنند، چرا که این داراییها زیرساخت اصلی بازارهای رمزارز را تشکیل میدهند. در همین راستا، قانون جنیوس (GENIUS Act) به عنوان نخستین قانون جامع کریپتویی در آمریکا، الزامات سختگیرانهای را برای صدور مجوز به ناشران استیبل کوین های پرداختی وضع کرده است.
همزمان، مدیر سرمایهگذاری مؤسسه آموندی (Amundi) هشدار داده است که پذیرش گسترده این داراییها میتواند آنها را به «شبهبانک» تبدیل کرده و ثبات سیستم پرداخت جهانی را به خطر بیندازد. از سوی دیگر در اتحادیه اروپا، قانون بازارهای داراییهای رمزنگاریشده (MiCA) مانند یک دروازه ورود عمل میکند و تنها به شرکتهای دارای مجوز اجازه فعالیت میدهد. در نهایت، بازار همچنان در انتظار تصویب قانون ساختار بازار در ایالات متحده است تا تداخل وظایف میان کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) و کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) پایان یابد و تکلیف نظارت بر این صنعت بهطور کامل روشن شود.
از چه دریچهای به بازار نگاه کنیم وقتی نمودارها ساکت هستند؟
به نظر میرسد در سال ۲۰۲۶، بازار بیت کوین دیگر صرفاً توسط چرخههای هیجانی هدایت نمیشود؛ در عوض، توجه تحلیلگران به «نقاط فشار» و مجاری خاصی معطوف شده است که مسیر حرکت این دارایی را تعیین میکنند. در این میان، جریانهای ورودی و خروجی ETFها (ETF flows) به خوبی نشان میدهند که چه گروههایی در حال تخصیص سرمایه هستند و این تقاضای نهادی تا چه اندازه ماندگار خواهد بود. از سوی دیگر، حضور شرکتهای سهامی عام که BTC را در خزانهداری خود نگه میدارند، باعث شده تا بازار سهام نگاه کاملاً جدیدی به این دارایی پیدا کند. اهمیت این موضوع تا جایی است که امروزه قوانین و ضوابطِ شاخصهای بورس میتوانند به اندازه دادههای آنچینی بر سرنوشت بازار اثر بگذارند؛ به این معنا که یک تصمیمِ بورسی برای حذف یا تأیید این شرکتها، به اندازه استخراج یک بلاک یا جابهجایی بیت کوین در شبکه، روی قیمت و اعتبار آن تأثیر دارد.
چالشهای مربوط به بودجه امنیتی نیز یادآور این واقعیت است که سلامت شبکه بیت کوین کاملاً به سیستم انگیزشی (پاداش و کارمزد) بستگی دارد. همچنین بحثهای مربوط به مقیاسپذیری از نظریههای انتزاعی فاصله گرفته و به انتخابهایی عینی میان شبکه لایتنینگ، لایههای دوم و ارتقای پروتکل تبدیل شده است. در نهایت، این مقررات هستند که تعیین میکنند کدام درها به روی سرمایههای جریان اصلی باز میمانند و کدامیک بسته میشوند. این نیروهای محرک، حرکتی خطی ندارند و همیشه به وضوح در نمودارهای قیمتی دیده نمیشوند؛ اما در مجموع توضیح میدهند که چرا بیت کوین میتواند در ظاهر آرام به نظر برسد، در حالی که تغییرات بنیادین و سرنوشتسازی در لایههای زیرین آن در حال وقوع است.














