معمولاً خرید طلا کاری است که بانکهای مرکزی برای حفظ اعتبار پول ملی و نگهداری ذخایر ارزی انجام میدهند. اما دادههای تازه نشان میدهد که حالا یک شرکت خصوصی وارد همین میدان شده است. تتر، صادرکننده بزرگترین استیبل کوین بازار، در حال خرید طلا با حجمی است که تا همین چند وقت پیش فقط از دولتها و نهادهای پولی انتظار میرفت.
به گزارش میهن بلاکچین، آنچه این روند را متفاوت میکند، فقط مقدار خرید طلا نیست، بلکه منبع پولی است که برای این خریدها استفاده میشود. سود حاصل از استیبل کوین دلاری تتر (USDT) اکنون به منبعی برای خرید طلا در مقیاس حاکمیتی تبدیل شده است؛ آن هم بدون آنکه تتر به چارچوبها و محدودیتهای سنتی نظام پولی پایبند باشد.
بانکهای مرکزی دیگر تنها بازیگران نیستند؛ تتر سود استیبل کوین را به طلا تبدیل میکند
تتر اعلام کرده است که فقط در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۵ (Q4 2025)، حدود ۲۷ تُن متریک طلا به ذخایر خود اضافه کرده است. چنین سرعتی در خرید طلا باعث شده تتر در این بازه زمانی در میان بزرگترین خریداران طلا در جهان قرار بگیرد که معمولاً در اختیار بانکهای مرکزی بوده است.
این روند محدود به یک دوره نبوده است. برآورد تحلیلگران نشان میدهد که تتر در سهماهه سوم سال ۲۰۲۵ نیز حدود ۲۶ تُن طلا خریداری کرده بود. بر اساس گزارشی که اواخر ماه نوامبر (اوایل آذر ) منتشر شد، مجموع طلای انباشتشده توسط تتر در کل سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۱۶ تُن رسیده است که از میزان خرید بسیاری از بانکهای مرکزی در همین سال بیشتر بوده است.
در حالی که دادههای نهایی بانکهای مرکزی برای سهماهه چهارم هنوز بهطور کامل منتشر نشدهاند، مت هوگان، مدیر ارشد سرمایهگذاری شرکت بیت وایز (Bitwise)، معتقد است تتر احتمالاً در میان سه خریدار بزرگ طلا در سطح جهانی طی این دوره قرار خواهد گرفت. او در شبکه اجتماعی ایکس (X) نوشته است که تتر در سهماهه سوم سال ۲۰۲۵ بیش از هر بانک مرکزی دیگری طلا خریداری کرده و در سهماهه چهارم نیز رقابت بسیار نزدیکی میان خریداران بزرگ در جریان است.
خرید طلا در اوج قیمتها
اهمیت خریدهای اخیر تتر زمانی بیشتر مشخص میشود که آن را در کنار روند صعودی بازار طلا قرار دهیم. قیمت طلا از ابتدای سال میلادی تاکنون حدود ۱۸ درصد رشد کرده و این افزایش بر رشد قابلتوجه ۶۴ درصدی سال ۲۰۲۵ افزوده شده است. در نتیجه این روند، اونس طلا موفق شده از چند سطح روانی مهم مانند ۳٬۰۰۰، ۴٬۰۰۰ و حتی ۵٬۰۰۰ دلار عبور کند.

در چنین شرایطی، ارزش طلایی که تتر تاکنون خریداری کرده حدود ۴٫۴ میلیارد دلار برآورد میشود. این حجم از خرید باعث شده تتر به یکی از منابع مهم تقاضای جدید در بازاری تبدیل شود که پیش از این هم با محدودیت عرضه مواجه بوده است که نقش این شرکت را در توازن بازار طلا پررنگتر میکند.
تفاوت تتر با خریداران دولتی
با وجود اینکه حجم خرید طلا توسط تتر با بانکهای مرکزی قابل مقایسه شده، دلیل این خریدها کاملاً متفاوت است. با اینکه حجم خرید طلای تتر قابل مقایسه با بانکهای مرکزی شده، دلیل این خریدها کاملاً متفاوت است. بانکهای مرکزی معمولاً طلا را بهعنوان بخشی از سیاستهای پولی و چارچوب رسمی مدیریت ذخایر کشورها خریداری میکنند، اما تتر چنین نقشی ندارد. این شرکت خریدهای خود را از محل سودی تأمین میکند که از پشتوانه استیبلکوین دلاری خود، یعنی USDT، به دست میآورد.
پشتوانه USDT عمدتاً شامل داراییهای بهرهدار مانند اوراق خزانهداری ایالات متحده است. با توجه به اینکه حدود ۱۸۷ میلیارد دلار تتر در گردش وجود دارد، سود حاصل از این داراییها به منبعی قدرتمند برای انباشت دارایی تبدیل شده است که حالا امکان خرید طلا در مقیاسی شبیه به خریداران حاکمیتی را فراهم کرده است.
از صادرکننده استیبل کوین تا دارنده طلای در مقیاس دولتی
این روند باعث شده تتر به نوعی یک موجودیت چندوجهی تبدیل شود. از یک سو صادرکننده استیبل کوین است، از سوی دیگر نقش یک مدیر دارایی را ایفا میکند و در عین حال، بهتدریج به یکی از انباشتکنندگان بزرگ طلا تبدیل شده است.
بر اساس گزارش افشای ذخایر تتر در سهماهه سوم سال، ارزش ذخایر طلای این شرکت تا پایان ماه سپتامبر به حدود ۱۲٫۹ میلیارد دلار رسیده بود که در آن مقطع زمانی معادل حدود ۱۰۴ تُن طلا برآورد میشد.
با وجود این حجم قابلتوجه، طلا تنها بخش کوچکی از پشتوانه استیبل کوین دلاری USDT را تشکیل میدهد و سهم آن حدود ۷ درصد است. در مقابل، همچنان اوراق خزانهداری ایالات متحده بخش اصلی ترکیب ذخایر تتر را در اختیار دارند.
نقش کلیدی طلای توکنیزهشده تتر
استراتژی خرید طلای تتر ارتباط مستقیمی با محصول طلای توکنیزهشده این شرکت، یعنی تتر گلد (XAUT)، دارد. تتر اعلام کرده است که XAUT اکنون حدود ۶۰ درصد از کل بازار استیبل کوینهای دارای پشتوانه طلا را در اختیار دارد که ارزش آن در سال ۲۰۲۵ از حدود ۱٫۳ میلیارد دلار به بیش از ۴ میلیارد دلار افزایش یافته است.
بر اساس دادههای رسمی، تا تاریخ ۳۱ دسامبر (۱۰ دی ۱۴۰۴)، تتر برای پشتیبانی کامل و یکبهیک (۱:۱) از تتر گلد (XAUT)، حدود ۵۲۰٬۰۸۹ اونس تروا (Troy Ounce) طلای خالص در اختیار داشته است. این ذخایر در خزانههایی در کشور سوئیس نگهداری میشوند که مطابق با استاندارد تحویل مورد تأیید بازار طلای لندن (London Good Delivery) هستند.
پائولو آردوینو، مدیرعامل تتر، در بیانیهای اعلام کرده است:
ما اکنون در مقیاسی فعالیت میکنیم که صندوق سرمایهگذاری طلای تتر را در کنار دارندگان حاکمیتی طلا قرار میدهد و این جایگاه، مسئولیتهای واقعی و سنگینی به همراه دارد.
او همچنین تأکید کرده که XAUT با این هدف طراحی شده تا در دورهای که اعتماد به نظامهای پولی در حال تضعیف است، شفافیت و اطمینان بیشتری برای کاربران فراهم کند.
مقایسه با بانکهای مرکزی و پیامدهای گستردهتر
برای درک بهتر ابعاد این موضوع، میتوان تتر را با بانکهای مرکزی مقایسه کرد. بانک مرکزی لهستان، که یکی از فعالترین خریداران رسمی طلا در میان دولتها به شمار میرود، در سهماهه چهارم سال مورد بررسی ۳۵ تُن طلا به ذخایر خود اضافه کرد و مجموع ذخایر طلای این کشور را به ۵۵۰ تُن رساند. اینکه یک شرکت خصوصی اکنون در سطحی مشابه با چنین نهادهایی فعالیت میکند، نشاندهنده تغییری عمیق در الگوی تقاضای طلا است.
با گسترش استیبل کوین ها، این ابزارهای دیجیتال به یک منبع جدید و ساختاری برای تقاضای طلا تبدیل میشوند که دیگر فقط در کنار دولتها قرار ندارد، بلکه بهتدریج وارد رقابت مستقیم با آنها در بازار طلا میشود..
سوال اصلی بازار؛ اعتبار پولی در اختیار چه کسی است؟
در این شرایط، سوال اصلی بازار دیگر این نیست که تتر در ادامه چه مقدار خرید طلا در ادامه انجام خواهد داد. موضوع مهمتر این است که وقتی شرکتهای خصوصیِ صادرکننده دلارهای دیجیتال شروع میکنند خودشان معیارهای اعتبار پولی را تعریف کنند، این روند چه اثری بر کل نظام مالی خواهد داشت.
هرچند استراتژی خرید طلای تتر در ظاهر منطقی و فرصتمحور به نظر میرسد، اما بزرگتر شدن مقیاس این فعالیتها ماهیت ریسک را تغییر میدهد. مسیری که در ابتدا بهعنوان تنوعبخشی به ذخایر آغاز شده بود، حالا بیش از پیش شبیه نوعی سیاست پولی غیررسمی یا در سایه شده است؛ آن هم بدون ابزارهای کنترلی و حفاظتیای که بانکهای مرکزی به آنها تکیه دارند.
در نهایت، با ادامه انباشت طلا توسط تتر، پرسش اصلی دیگر درباره نیت این شرکت نیست، بلکه این است که آیا ترازنامههای خصوصی میتوانند فشارها و شوکهایی در مقیاس دولتها را تحمل کنند یا خیر.














