در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ (۳۰ ژانویه ۲۰۲۶)، انتشار مدارک جدید از سوی وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ)، بحثهای تازهای را در بازار داراییهای دیجیتال به راه انداخت. این اسناد که مربوط به مکاتبات ایمیلی سال ۲۰۱۴ و مرتبط با پرونده جفری اپستین است، نامهای آشنایی مانند ریپل (XRP) و استلار (XLM) را در خود جای دادهاند.
این مدارک که بر اساس «قانون شفافیت پروندههای اپستین» از حالت محرمانه خارج شدهاند، بیش از آنکه نشاندهنده یک همکاری مالی باشند، بیانگر اختلافات و رقابتهای داخلی در صنعت رمز ارزها در روزهای ابتدایی شکلگیری این بازار هستند.
به گزارش میهن بلاکچین، اگرچه ذکر نام ریپل و استلار در پرونده پرحاشیه اپستین توجه رسانهها را جلب کرده است، اما بررسی دقیق متن و فضای حاکم بر این نامهها نشان میدهد که این گفتگوها صرفاً درباره سیاستهای کلی این حوزه بوده است. در واقع، هیچ سندی مبنی بر همکاری مستقیم این پروژهها با شخص اپستین وجود ندارد.
کارشناسان بر این باورند که جامعه سرمایهگذاران باید بین اشارههای گذرا در نامههای افراد واسطه و دخالت واقعی در پروندهها تفاوت قائل شوند؛ بهویژه اکنون که اسناد قدیمی مربوط به دوران نوزادی فناوری بلاکچین با استانداردهای نظارتی دقیق امروز بازبینی میشوند.
ریشهیابی اختلافات قدیمی در یک ایمیل تاریخی
محور اصلی این افشاگری، ایمیلی متعلق به ۱۰ مرداد ۱۳۹۳ (۳۱ ژوئیه ۲۰۱۴) است که توسط یکی از پیشگامان این صنعت به نام آستین هیل، برای جفری اپستین و یک سرمایهگذار تکنولوژی به نام جوی ایتو ارسال شده است.
در این پیام، هیل به نقد رقابت تازهشکلگرفته میان ریپل و شبکه استلار میپردازد که در آن زمان بهتازگی فعالیت خود را آغاز کرده بود. او در این مکاتبه نسبت به حمایت همزمان از «دو رقیب در یک مسیر» هشدار داده و معتقد بود که این کار میتواند تمرکز توسعهدهندگان را بر هم بزند و به زیرساختهای پرداخت که هدف اصلی فعالان اولیه بلاکچین بود، آسیب برساند.
نوع بیان و کلمات استفاده شده در این ایمیل، تنها نشاندهنده یک اختلافنظر راهبردی در سطوح بالای مدیریتی است و به هیچ عنوان به معنای همکاری عملیاتی یا تاییدیه رسمی نیست. نکته بسیار کلیدی این است که سوابق منتشر شده هیچ مدرکی ارائه نمیدهند که ثابت کند اپستین در ساخت، تأمین بودجه یا مدیریت کلان هیچکدام از این دو پروژه ریپل و استلار نقش داشته است.
بیانیه ریپل برای شفافسازی ابعاد ماجرا
پس از جلب توجه افکار عمومی به این اسناد، دیوید شوارتز، مدیر ارشد فناوری سابق ریپل، در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ (۳۱ ژانویه ۲۰۲۶) بیانیهای را جهت روشن شدن موضوع صادر کرد. شوارتز به صراحت اعلام کرد که نه ریپل و نه استلار هیچگونه رابطه کاری یا تجاری با اپستین یا افراد وابسته به او نداشتهاند. وی تأکید کرد که ایمیل منتشر شده تنها نشاندهنده اظهارنظرهای افراد واسطه درباره وضعیت آن زمان بازار بوده است و به هیچ وجه به معنای دخالت مستقیم این پروژهها در آن مسائل نیست.
این توضیحات ارائه شد تا مرز میان بحثهای فنیِ گذشته و شایعات مربوط به پروندههای حساس مشخص شود و تأکید کند که این دو موضوع هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند. با توجه به ماهیت جنجالی پرونده اپستین، مدیران این پروژهها بر این نکته پافشاری میکنند که ذکر نام این داراییهای دیجیتال در آن زمان، تنها به دلیل جایگاه آنها به عنوان فناوریهای پیشرو در زمینه پرداختهای بینالمللی بوده و جنبه دیگری نداشته است.
ردپای ارزهای دیجیتال در اسناد پرونده اپستین
اشاره به ریپل و استلار، تنها موارد مربوط به حوزه داراییهای دیجیتال در این پرونده نیست؛ بلکه این اسناد شامل مجموعهای از گفتگوهای قدیمی درباره انواع ارزهای دیجیتال هستند.
پیش از این نیز مدارکی فاش شده بود که نشان میداد چهرههای سرشناسی مانند لری سامرز و براک پیرس در دیدارهای خود با اپستین، درباره بیت کوین گفتگو کرده بودند. همچنین برخی سوابق نشان میدهند که اپستین بودجهای را در اختیار «مرکز نوآوری ارزهای دیجیتال دانشگاه امآیتی» قرار داده بود که بهطور غیرمستقیم به توسعه اولیه نرمافزار اصلی بیت کوین یعنی بیت کوین کور (Bitcoin Core) کمک میکرد؛ هرچند هیچ سندی وجود ندارد که ثابت کند او بر تصمیمات فنی یا محتوایی این پروژه تأثیری داشته است.
علاوه بر این، این فایلها نشاندهنده علاقه اپستین به پروژه ارز دیجیتال فیسبوک به نام لیبرا (Libra) است که بعدها به دیم (Diem) تغییر نام داد. این علاقهمندیها حتی شامل بحثهایی درباره سیاستهای مالیاتی رمز ارزها در ایالات متحده مدت کوتاهی پیش از بازداشت او بوده است.
تحلیل بازار و نگاه فعالان
در حالی که انتشار دوباره اسناد تحقیقاتی مربوط به پرونده اپستین باعث بررسیهای دقیقتر شده است، اما کارشناسان معتقدند ذکر نام ریپل و استلار در این فایلها، بیش از آنکه سندی بر فعالیتهای غیرقانونی یا همکاریهای پنهانی باشد، نشاندهنده رقابتهای شدید اولیه در این صنعت است. واکنشهای چهرههای برجسته بازار نشان میدهد که باید متن و فضای حاکم بر این نامهنگاریها را بهدرستی درک کرد؛ زیرا این گفتگوها تنها بازتابدهنده بحثهای رایج در سالهای ابتدایی شکلگیری اکوسیستم رمز ارزها بوده است.
در نهایت، با ادامه بررسی اسناد بیشتر، فعالان بازار میان اشارههای اتفاقی و همکاریهای واقعی و ساختاری تفاوت قائل میشوند. قائل شدن این تفاوت برای حفظ آرامش بازار و درک درست از تاریخچه فناوری بلاکچین بسیار حیاتی است؛ زیرا نشان میدهد که صرفاً آمدن نام یک برند یا پروژه در نامههای افراد، لزوماً به معنای همکاری یا تایید رفتار اخلاقی آن افراد نیست.












