زمانی که پروتکل ویرچوالز در اواخر سال ۲۰۲۴ «لونا» (Luna) را معرفی کرد و ارزش بازار توکن GOAT برای مدتی کوتاه از ۸۵۰ میلیون دلار گذشت، ایجنتهای هوش مصنوعی در دنیای کریپتو فقط یک پدیده فرهنگی و ترند گذرا بودند. در آن زمان، این ایجنتها را بیشتر با میمکوینها، شخصیتهای وایرالشده و گروههایی که به دنبال سودهای سریع و نوسانگیری بودند میشناختند.
اما امروز، نگاهها از سمت حواشی به سمت زیرساختها تغییر کرده است. دیگر بحث بر سر این نیست که آیا این ایجنتها میتوانند جلب توجه کنند یا خیر؛ بلکه پرسش اصلی این است که: آیا آنها میتوانند شخصاً یک کیف پول را مدیریت کنند، هزینهی خدماتشان را بپردازند و بدون نیاز به دخالت انسان، کارهایشان را پیش ببرند؟
به گزارش میهن بلاکچین، در سه ماه گذشته، با راهاندازی موج جدیدی از پروتکلها و استانداردهای فنی، پاسخی عملی به این پرسش داده شده است. این پاسخ دیگر در حد تئوری نیست و همین حالا در پروژههای واقعی و عملیاتی در حال پیادهسازی است.
مشکل اساسی در این میان کاملاً روشن است؛ ایجنتهای هوش مصنوعی نرمافزارهای خودمختاری هستند که میتوانند کدنویسی کنند، جریانهای کاری را هماهنگ نمایند، دادهها را بازیابی کرده و وظایف پیچیده چندمرحلهای را اجرا کنند، اما آنچه آنها قادر به انجامش نیستند، افتتاح یک حساب بانکی است. بانکها نیازمند احراز هویت هستند که نرمافزار نمیتواند آن را ارائه دهد و هنوز هیچ فرآیند احراز هویتی وجود ندارد که یک سیستم خودکار بتواند به تنهایی آن را تکمیل کند.
در ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ (۹ مارس)، برایان آرمسترانگ، مدیرعامل کوین بیس، مستقیماً به این نکته اشاره کرد و گفت:
بهزودی تعداد ایجنتهای هوش مصنوعی که تراکنش انجام میدهند، از انسانها بیشتر خواهد شد؛ آنها نمیتوانند حساب بانکی باز کنند، اما میتوانند مالک یک کیف پول کریپتویی باشند.
کوین بیس پیش از این بر اساس همین منطق عمل کرده است؛ در ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ (۱۱ فوریه)، این صرافی کیف پولهای ایجنت محور خود را بر بستر پروتکل x402 راهاندازی کرد که زیرساخت کیف پول را بهطور اختصاصی برای ایجنتها فراهم میکند. این کیف پولها از کلیدهای خصوصی ایجاد میشوند، ظرف چند دقیقه قابل شارژ هستند و قادر به انجام معاملات بدون کارمزد در شبکه بیس (Base) بدون نیاز به احراز هویت میباشند.
در ۳۰ روز گذشته، پروتکل x402 حدود ۲.۸۸ میلیون تراکنش را با حجم کلی ۲.۴۱ میلیون دلار پردازش کرده است که میانگین هر تراکنش ۰.۸۳ دلار بوده است؛ مبالغ اندک با فرکانس بالا، دقیقاً همان چیزی که این پروتکل برای آن ساخته شده است.

کیف پولهای ایجنت محور کوین بیس فعالیتهای اولیه خود را نشان دادهاند
مشکل پرداخت تنها نیمی از شکاف زیرساختی موجود است؛ پیش از آنکه یک ایجنت بتواند به ایجنت دیگری پول پرداخت کند، باید بداند به چه کسی پرداخت انجام میدهد و آیا آن طرف مقابل قابل اعتماد است یا خیر. این همان مشکلی است که استاندارد ERC-8004 به آن میپردازد. این استاندارد که در مرداد ۱۴۰۴ (اوت ۲۰۲۵) توسط مشارکتکنندگانی از متامسک، بنیاد اتریوم، گوگل و کوین بیس پیشنهاد شد و در ۹ بهمن ۱۴۰۴ (۲۹ ژانویه ۲۰۲۶) در شبکه اصلی اتریوم مستقر گردید، سه دفتر ثبت آنچین سبک (Lightweight) را برای ایجنتهای خودمختار تعریف میکند.
- دفتر ثبت هویت (Identity Registry): این بخش به هر ایجنت یک شناسه منحصربهفرد در بستر آنچین اختصاص میدهد. این شناسه در واقع به پروفایلی متصل است که تواناییهای آن ایجنت و آدرس کیف پول او برای دریافت مبالغ را نشان میدهد.
- دفتر ثبت شهرت (Reputation Registry): این قسمت به هر کلاینت یا کاربر (چه انسان باشد و چه ماشین) اجازه میدهد تا نظرات و بازخوردهای منظم خود را درباره عملکرد آن ایجنت در طول زمان ثبت کند.
- دفتر ثبت تایید (Attestation Registry): این دفتر ابزارهای اتصالی یا اصطلاحاً قلابهایی را فراهم میکند تا در تراکنشهای حساس و با ریسک بالا، یک شخص ثالث بتواند نتیجه کار ایجنت را بهصورت مستقل تایید کند.
استاندارد ERC-8004 بهطور مستقیم وارد جزئیات پرداختها یا محاسبات تجاری نمیشود؛ بلکه هدف اصلی آن ایجاد یک «لایه کشف و اعتماد» است که زیربنای تمامی این تعاملات را تشکیل میدهد.
سومین بخش از این مجموعه زیرساختی، اقتصاد ساختاریافته است. استاندارد ERC-8183 که در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ (۱۰ مارس) با همکاری پروتکل ویرچوالز (Virtuals Protocol) و تیم dAI در بنیاد اتریوم معرفی شد، مفهوم «شغل» را بهعنوان کوچکترین واحد در اقتصاد ایجنت محور تعریف میکند.
در این ساختار، کارفرما باید کل بودجه پروژه را پیش از شروع کار، در یک حساب امانی بهصورت آنچین واریز کند؛ به این ترتیب، مبالغ پیش از شروع اولین مرحله از کار در شبکه قفل میشوند. برای اطمینان از کیفیت کار، یک ارزیاب که بر اساس سوابق و اعتبارش در استاندارد ERC-8004 انتخاب شده، تنها فرد مجاز برای تأیید نهایی یا رد کار پس از تحویل خروجی است. این ساختار باعث میشود که بهجای تکیه بر اعتماد متقابل، تراکنشها در برابر بدقولی یا پیمانشکنی هر یک از طرفین کاملاً مقاوم و ایمن باشند.
در لایه تسویه (Settlement Layer)، دو پروتکل در اواسط ماه مارس و با فاصله تنها یک روز از یکدیگر معرفی شدند. پروتکل x402 کوین بیس که اولین بار در اردیبهشت ۱۴۰۴ (می ۲۰۲۵) عرضه شده بود، کد وضعیت قدیمی «HTTP 402» را دوباره زنده کرد؛ این کد از سال ۱۹۹۶ در استانداردهای وب وجود داشت اما تا به حال هیچوقت بهطور واقعی استفاده نشده بود.
در این مدل، ایجنت درخواست دسترسی به یک منبع یا خدمت را میدهد، سپس سرور دستورالعمل پرداخت را برای او میفرستد. ایجنت بلافاصله پرداخت را انجام داده و سرور هم کالا یا خدمات مورد نظر را تحویل میدهد. در این فرآیند، دیگر نیازی به ساخت حساب کاربری یا استفاده از کلیدهای دسترسی (API Keys) نیست و خودِ فرآیند «پرداخت»، به عنوان اعتبارنامه یا همان تاییدیه ورود عمل میکند.
آمارها نشان میدهد که تراکنشهای پروتکل x402 در آذر ماه (دسامبر) به بیش از ۶۰۰,۰۰۰ تراکنش در روز در شبکه بیس (Base) رسید که در آن مقطع، ۱۹ درصد از کل فعالیتهای این شبکه را شامل میشد؛ البته این رقم بعدها در حدود ۱۰۰,۰۰۰ تراکنش روزانه ثابت شد. در ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ (۱۷ مارس)، کوین بیس نسخه دوم این پروتکل را با پشتیبانی کامل از توکنهای ERC-20 و کیت ابزاری MCP برای کسب درآمد از ابزارهای هوش مصنوعی روانه بازار کرد. امروزه بنیاد x402 میزبان غولهای بزرگی مثل کلودفلر، گوگل، ویزا، آمازون، سیرکل و آنتروپیک است.
تنها یک روز بعد، شرکت استرایپ (Stripe) و پارادایم (Paradigm) شبکه اصلی تمپو را به همراه پروتکل پرداخت ماشینی (MPP) راهاندازی کردند.
تفاوت اصلی در اینجاست که پروتکل x402 هر درخواست را بهصورت یک تراکنش جداگانه و آنچین ثبت میکند، اما پروتکل MPP مفهوم «نشستها» (Sessions) را معرفی کرده است. این نشستها در واقع کانالهای پرداخت پایداری هستند که در آنها، ایجنت مبلغی را در یک حساب امانی سپردهگذاری میکند. سپس با هر بار استفاده از خدمات، رسیدهای دیجیتالی را امضا میکند تا در نهایت، هزاران تراکنش خرد با هم تجمیع شده و بهصورت یکجا تسویه شوند.
این پروتکل طوری طراحی شده که به زیرساخت پرداخت خاصی وابسته نباشد و با روشهای مختلف سازگار بماند. برای مثال، شرکت ویزا این فناوری را برای پرداختهای کارتی گسترش داد و استرایپ نیز با استفاده از مجوزهای زماندار، آن را به سیستمهای بانکی سنتی متصل کرد. نتیجه این همکاری، ایجاد یک لایه تسویه واحد است که استیبل کوینها، کارتهای بانکی و زیرساختهای قدیمی پرداخت را همزمان پوشش میدهد.
پروتکل MPP در زمان شروع با بیش از ۱۰۰ سرویس مختلف ادغام شد؛ همچنین نامهای بزرگی مثل مسترکارت، شاپیفای، رولوت و استاندارد چارترد بانک در طراحی و توسعه آن مشارکت داشتهاند.
درک تفاوت میان این دو پروتکل بسیار مهم است؛ چراکه هر کدام به بخشهای متفاوتی از بازار خدمات میدهند.
پروتکل x402 یک سیستم بدون وضعیت و بدون نیاز به مجوز (Permissionless) است که هیچ کارمزدی هم ندارد. این ویژگیها باعث میشود تا این پروتکل برای طیف گستردهای از ای پی آی های مستقل و محتواهایی که با درگاههای پرداخت خرد سر و کار دارند، گزینهای ایدهآل باشد.
در مقابل، پروتکل MPP یک سیستم وضعیتمحور و سازمانمحور است. این پروتکل برای جریانهای کاری پیچیدهای طراحی شده که از نظر رعایت قوانین و انطباق حساسیت بالایی دارند؛ یعنی همانجایی که استفاده از پولهای سنتی و داشتن ردپای حسابرسی دقیق، غیرقابل چشمپوشی است.
پیوستن همزمان شرکت ویزا به بنیاد x402 و مشارکت در تدوین استانداردهای کارتهای MPP، واضحترین نشانه است که نشان میدهد در این حوزه، رقابت از نوع «برنده صاحب همه چیز» نیست. در واقع، ما با یک اکوسیستم چندزیرساختی روبهرو هستیم که برای فعالیت در سطوح مختلف اعتماد و رعایت الزامات قانونی ساخته شده است.
ساختار زیرساختی ایجنت محور از چندین لایه تشکیل شده است
یک تراکنش کامل در این مجموعه زیرساختی ممکن است به این صورت جریان یابد: ابتدا یک ایجنتِ کلاینت برای پیدا کردن و فیلتر کردن بهترین ارائهدهندگان خدمات، از استاندارد ERC-8004 استعلام میگیرد تا اعتبار آنها را بسنجد؛ سپس بودجه موردنظر را در یک حساب امانی مخصوصِ شغل، تحت استاندارد ERC-8183 قفل میکند. پس از استفاده از خدمات، بسته به قوانین و الزامات مالی طرف مقابل، تسویه حساب نهایی از طریق پروتکل x402 یا MPP انجام میشود. اگرچه هنوز هیچ تیمی این فرآیند را بهصورت کامل و سرتاسری (End-to-End) پیادهسازی نکرده است، اما این استانداردها با هماهنگی کامل طراحی شدهاند و غولهایی مثل کوین بیس، استرایپ، ویزا و بنیاد اتریوم در حال سرمایهگذاری سنگین روی این زیرساختها هستند.
حجم تراکنشهای فعلی هنوز خیلی زیاد نیست، اما نکته مهم فراتر از اعداد امروز است. اهمیت این زیرساختها نه در آمار فعلی، بلکه در تقاضای عظیمی است که با گسترش فعالیتهای استنتاجی هوش مصنوعی برای فضای بلاک ایجاد خواهد شد.
برای درک بهتر، نگاهی به آمار بیندازیم: استفاده هفتگی از توکنها در پلتفرم اپنروتر (OpenRouter) از حدود ۱.۵ تریلیون توکن در هفته در فروردین ۱۴۰۴ (آوریل ۲۰۲۵)، به بیش از ۲۶ تریلیون توکن در اواخر اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶) رسیده است؛ یعنی یک رشد ۱۷ برابری در کمتر از یک سال که همچنان در حال شتاب گرفتن است.
هر کدام از این توکنها نشاندهنده یک بار فراخوانی مدل است. با ورود ایجنتهای هوشمند به این عرصه، هر فعالیت ساده به دهها فراخوانی ابزار، بازیابی داده و درخواست خدمات تبدیل میشود که بسیاری از آنها نیاز به پرداخت مالی دارند. هنوز مشخص نیست کدام شبکه بلاکچینی این حجم عظیم فعالیت را جذب خواهد کرد. روشهایی مثل تجمیع خارج از زنجیره میتوانند هزاران تراکنش خرد را در یک تسویه واحد دستهبندی کنند تا فشار کمتری به شبکه وارد شود. با این حال، تجربه سال ۲۰۲۴ شبکه سولانا درس بزرگی به ما داد؛ درواقع جایی که تصور میشد کارمزدها همیشه پایین میماند، اما موج میم کوینها چنان ازدحامی ایجاد کرد که هیچکس پیشبینی نکرده بود.
بلاکچینهای امروزی روزانه دهها میلیون تراکنش را پردازش میکنند که عمدتاً مربوط به دیفای و جابهجایی استیبل کوینها است. تقاضای ناشی از ایجنتهای هوش مصنوعی متفاوت است، اما اگر این فعالیتها گسترش یابد، حتی تراکنشهای تجمیعشده نیز حجم آنچین بسیار بزرگی ایجاد میکنند. سوال اصلی این نیست که آیا کریپتو در پرداختهای هوش مصنوعی پیروز میشود یا خیر؛ سوال این است که اگر تنها بخش کوچکی از تعاملات ماشینبهماشین به بلاکچین منتقل شود، چه انفجاری در تقاضا برای فضای بلاک رخ خواهد داد.
آنچه مسلم است، جهت حرکت این صنعت است. شرکتهای بزرگی مثل کوین بیس، گوگل، ویزا، آمازون و بنیاد اتریوم همگی به سمت یک هدف مشترک میروند: دنیایی که در آن ماشینها بدون نیاز به دخالت انسان به یکدیگر پول پرداخت میکنند. پروتکلها هنوز در ابتدای راه هستند، اما این ساختار فنی سریعتر از تصور عموم در حال تکمیل است و سیل تقاضا منتظر آماده شدن زیرساختها نخواهد ماند.














