اقتصاد تولید محتوا بهتدریج در حال فاصله گرفتن از مدلهای سنتی مبتنی بر تبلیغات و شبکههای پرداخت متمرکز است و به سمت پرداختهای مستقیم و همتابههمتا حرکت میکند؛ در این مدل که در آن ارتباط مالی میان مخاطب و تولید محتوا بدون دخالت واسطههای مرسوم شکل میگیرد. این تغییر، که همزمان با بلوغ زیرساختهای وب۳ در حال رخ دادن است، میتواند توازن قدرت در اقتصاد تولید محتوا را دستخوش تحول کند.
به گزارش میهن بلاکچین، در همین راستا، پلتفرم ویدیویی Rumble با همکاری شرکت تتر (Tether) از راهاندازی یک کیف پول ارز دیجیتال غیرحضانتی با نام «Rumble Wallet» خبر داده است. این کیف پول بهصورت مستقیم در پلتفرم رامبل ادغام شده و به کاربران اجازه میدهد با استفاده از داراییهای دیجیتال، از تولیدکنندگان محتوا بهطور مستقیم حمایت مالی کنند. در مرحله نخست، این سیستم از استیبلکوین تتر (USDT)، طلای تتر (XAUt) و بیت کوین پشتیبانی میکند.
رامبل چیست و چرا اهمیت دارد؟
رامبل یک پلتفرم ویدیویی در حال رشد و همچنین ارائهدهنده خدمات زیرساخت ابری است که تمرکز خود را بر ایجاد یک اکوسیستم مستقل از غولهای فناوری قرار داده است. این شرکت خود را جایگزینی برای پلتفرمهای بزرگ وب۲ معرفی میکند و روایت اصلی برند آن بر مفاهیمی مانند آزادی بیان، استقلال زیرساختی و کاهش وابستگی به نهادهای متمرکز استوار است. از این منظر، ورود رامبل به حوزه پرداختهای کریپتویی نه تنها یک حرکت مقطعی نبوده، بلکه بخشی از استراتژی کلان آن برای ساخت یک اقتصاد محتوایی مستقل تلقی میشود.
حذف واسطهها
کیف پول جدید رامبل با تکیه بر کیت توسعه کیف پول تتر (WDK) طراحی شده است که امکان راهاندازی سیستمهای پرداخت غیرحضانتی را بدون اتکا به متولیان متمرکز فراهم میکند. در این مدل، مالکیت داراییها بهطور کامل در اختیار کاربران باقی میماند و پلتفرم نقش واسطه مالی را ایفا نمیکند.
در کنار این زیرساخت، شرکت MoonPay وظیفه ایجاد پل میان ارزهای سنتی و داراییهای دیجیتال را بر عهده دارد تا کاربران بتوانند با استفاده از ابزارهای پرداخت رایج، وارد این چرخه مالی شوند یا از آن خارج شوند. ترکیب این اجزا، پرداختهای سریعتر، فرامرزی و مستقل از سیستم بانکی سنتی را برای اقتصاد تولید محتوا ممکن میسازد.
ابهامها و پرسشهای پیش رو
با وجود ظرفیتهای احتمالی این مدل، پرسشهایی نیز مطرح است که پاسخ آنها در موفقیت بلندمدت چنین طرحهایی نقش تعیینکننده خواهد داشت. از جمله اینکه آیا کاربران عادی اینترنت، که آشنایی محدودی با مدیریت کلیدهای خصوصی دارند، حاضر به پذیرش مسئولیتهای کیف پولهای غیرحضانتی خواهند بود یا خیر. همچنین مشخص نیست که پرداختهای مبتنی بر داراییهای دیجیتال، حتی با وجود استیبل کوینها، تا چه اندازه میتوانند به یک منبع درآمد پایدار و قابل اتکا برای تولیدکنندگان محتوا تبدیل شوند. علاوه بر این، چارچوبهای نظارتی و مالیاتی در حوزه پرداختهای کریپتویی همچنان در بسیاری از کشورها شفاف نیست و میتواند بر سرعت پذیرش چنین مدلهایی اثرگذار باشد.
جمعبندی
حرکت رامبل به سمت ادغام پرداختهای کریپتویی را میتوان نشانهای از تلاش پلتفرمهای محتوایی برای بازتعریف مدلهای درآمدزایی در عصر وب۳ دانست که هدف آن کاهش وابستگی به واسطهها و نزدیکتر کردن مخاطب و تولیدکننده است. با این حال، مسیر پیش رو تنها به نوآوری فنی محدود نمیشود و موفقیت نهایی آن به میزان پذیرش کاربران، سهولت استفاده و تطبیق با واقعیتهای نظارتی بستگی خواهد داشت که مشخص میکنند آیا این مدل میتواند از یک آزمایش نوآورانه به یک استاندارد فراگیر در اقتصاد تولید محتوا تبدیل شود یا خیر.













