تمام سازوکارهایی که بشر برای کشف حقیقت ساخته (از علم داوریشده گرفته تا روزنامهنگاری تحقیقی و حتی بورسهای مالی) بر ستون حیاتی «پاسخگویی و قابلیت بررسی» استوارند و حتی بازارهای پیشبینی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این بازارها حدس و گمان را به قیمت تبدیل میکنند و به معاملهگران اجازه میدهند با پول واقعی رخدادهای آینده را پیشبینی کنند؛ از اینکه فدرال رزرو نرخ بهره را کاهش میدهد یا نه، تا اینکه چه کسی برنده انتخابات بعدی خواهد شد.
به گزارش میهن بلاکچین، تا همین چند سال پیش، این زمین بازی کاملاً انسانی بود، اما اکنون ورق برگشته است. ایجنتهای خودمختار مبتنی بر هوش مصنوعی بازارهای اختصاصی خود را میسازند، هزاران معامله در ثانیه انجام میدهند و حتی تسویه قراردادها را بدون دخالت انسان به پایان میرسانند.
مشکلی که درست جلوی چشم پنهان شده
در نگاه اول، این تصویر وسوسهکننده است: اطلاعات بینقص، قیمتهایی که لحظهای بهروزرسانی میشوند و بازاری که با سرعت ماشین حرکت میکند، اما واقعیت پیچیدهتر از این شعارهاست. سرعت، وقتی با شفافیت و امکان راستیآزمایی همراه نباشد، فقط هرجومرج را در مقیاس بزرگتر و سریعتر بازتولید میکند.
وقتی سیستمهایی که خودشان معامله میکنند، خودشان تصمیم میگیرند و خودشان هم نتیجه را اعلام میکنند، دیگر با یک بازار طرف نیستیم؛ بلکه با یک جعبه سیاه مواجهیم که پول را جابهجا میکند، بدون آنکه کسی دقیقاً بداند چرا این اتفاق میافتد!
نمونه هشداردهنده این وضعیت در سال ۲۰۲۵ ظاهر شد؛ در زمانی که پژوهش مشترک مدرسه وارتون (Wharton) و دانشگاه علم و فناوری هنگکنگ (Hong Kong University of Science and Technology) نشان داد ایجنتهای معاملاتی مبتنی بر هوش مصنوعی، وقتی وارد بازارهای شبیهسازیشده شدند، بهطور خودجوش به تبانی برای دستکاری قیمت روی آوردند، بدون اینکه چنین رفتاری در کد آنها برنامهریزی شده باشد.
در واقع این الگوریتمها بهصورت جمعی به این نتیجه رسیده بودند که با هماهنگی پنهان میتوانند سود بیشتری از بازار استخراج کنند.
اما مسئله اصلی اینجاست: وقتی یک ایجنت هوش مصنوعی معاملهای انجام میدهد، قیمت را جابهجا میکند یا موجب تسویه یک بازار میشود، معمولاً هیچ ردپای قابل بررسی از منطق تصمیمگیری آن وجود ندارد. نه گزارشی از دادههای ورودی، نه زنجیرهای از استدلال و نه لاگی که بتوان آن را حسابرسی کرد.
در چنین شرایطی، اگر بازاری ناگهان ۲۰٪ نوسان کند، هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید این حرکت حاصل کشف یک سیگنال واقعی بوده یا نتیجه یک خطای الگوریتمی، یا حتی بدتر، چندین ربات با یکدیگر تبانی کردهاند!
آنچه بازارهای پیشبینیِ مبتنی بر AI کم دارند
برای اینکه این بازارها واقعاً قابل اتکا باشند، ۳ عنصر حیاتی باید در زیرساخت آنها نهادینه شود؛ این عناصر فعلاً بهصورت فراگیر وجود ندارند.
نخست، ردپای قابلاثبات از دادههاست. هر دادهای که بهعنوان مبنای یک پیشبینی وارد سیستم میشود باید منشأیی ثبتشده و غیرقابلدستکاری داشته باشد. بدون این شفافیت، تشخیص سیگنال از نویز عملاً ناممکن میشود.
دوم، شفافیت در منطق معاملات است. وقتی یک ربات قراردادی را میخرد یا میفروشد، باید مشخص باشد که این تصمیم بر اساس چه ورودیهایی گرفته شده، میزان اطمینان مدل چه بوده و مسیر تصمیمگیری چگونه طی شده است. صرف ثبت اینکه ایجنت A ایجنت B را خرید هیچ ارزشی برای حسابرسی ندارد.
سوم، تسویه قابل حسابرسی است. در زمان بستهشدن بازار، باید مشخص باشد چه رویدادی موجب نهاییشدن نتیجه شده، کدام منابع بررسی شدهاند، اختلافها چگونه مدیریت شدهاند و پرداختها بر چه اساسی انجام گرفتهاند. هر کاربر باید بتواند مستقلاً درستی نتیجه را راستیآزمایی کند.
بازارهای فعلی نه برای راستیآزمایی، عمدتاً برای سرعت طراحی شدهاند. در مدلهای سنتی، کاربران ناچار بودند به اپراتورهای متمرکز اعتماد کنند. اما وقتی خود اپراتور یک الگوریتم باشد، این مدل اعتماد فرو میریزد.
چرا این موضوع فراتر از کریپتو اهمیت دارد
حجم معاملات بازارهای پیشبینی در سال گذشته به میلیاردها دلار رسیده است و بخش بزرگی از این فعالیتها اکنون بهصورت نیمهخودکار انجام میشود. الگوریتمها علیه الگوریتمها معامله میکنند و بازارسازهای خودکار دائماً ضرایب را تغییر میدهند.
اما مشکل اینجاست که سیستمهای فعلی فقط تراکنش را ثبت میکنند. دیدن اینکه «چه اتفاقی افتاده؟» با فهمیدن اینکه «چرا اتفاق افتاده؟» زمین تا آسمان تفاوت دارد.
با گسترش ایجنتهای خودمختار در حوزههایی مانند بیمه، اعتبارسنجی، لجستیک و حتی مدیریت انرژی، این خلأ شفافیت به یک ریسک سیستمی تبدیل میشود. بازارهای پیشبینی صرفاً اولین جایی هستند که این بحران آشکار میشود.
راهحل، احتمالاً ترکیبی از زیرساختهای غیرمتمرکز کریپتویی و استانداردهای سختگیرانهی حسابرسی است. بازاری که در آن هر اقدام یک ایجنت هوش مصنوعی بهصورت رمزنگاریشده ثبت شود و هر تسویه با مدرک ریاضی قابل بررسی باشد.
در دنیای بازارهای خودمختار، اعتماد دیگر از نهادها نمیآید بلکه از معماری سیستم میآید. بازاری که سریع باشد اما قابل بررسی نباشد، دیر یا زود به بازاری تبدیل میشود که فقط سریعتر سقوط میکند.










