این روزها در حالی که شاخصهای بازار سهام مدام قلههای جدیدی را فتح میکنند، بیت کوین مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و با سقوطی بیش از ۲۰ هزار دلاری از ابتدای سال، معاملهگران را در بیم و امید رها کرده است. روایت غالب در شبکههای اجتماعی این است که بیت کوین تنها در صورتی به کف قیمت میرسد که یک رکود جهانی تمام عیار رخ دهد یا بازارهای مالی به کلی فرو بپاشند. اما نگاهی دقیقتر به دادههای آنچین و نمودارها نشان میدهد که پادشاه ارزهای دیجیتال برای این کار لزوماً منتظر فاجعهای در اقتصاد کلان نمیماند.
به گزارش میهن بلاکچین، در واقع، بیت کوین در حال حاضر با چالشهای درونی دست و پنجه نرم میکند؛ از خروج سنگین سرمایه از صندوقهای قابل معامله (ETF) گرفته تا فشارهای شدید مالی بر استخراجکنندگان. این تضاد میان رشد بازارهای سنتی و زمستانِ درونیِ بیت کوین، حکایت از آن دارد که کفسازی این ارز دیجیتال بیش از آنکه تحت تأثیر اخبار دراماتیک جهانی باشد، تابعی از مکانیسمهای عرضه و تقاضای خود شبکه است. در این گزارش تحلیلی که بر اساس مطلبی از وبسایت کریپتواسلیت نوشته شده، بررسی میکنیم که چرا محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار، مقصد احتمالی روند اصلاحی کنونی خواهد بود.
خروج سرمایه از ETFها؛ شفافترین نشانه فشار بازار
اولین ستون تحلیل ما، جریان نقدینگی است و جریان خروجی از صندوقهای قابل معامله بیت کوین یا همان ETFها، شفافترین دریچهای است که تاکنون برای رصد اشتهای ریسکپذیری نهادها داشتهایم. در اواخر ژانویه نیز آمارها همه حاکی از کاهش تقاضای سرمایهگذاران نهادی بودند؛ حتی در زمانی که قیمت بیت کوین سعی داشت در سطوح بالاتر تثبیت شود.
بر اساس دادههای وبسایت فارساید اینوسترز، در این ماه ما شاهد روزهای سیاهی برای ETFها بودیم؛ از جمله خروج ۷۰۸.۷ میلیون دلار در تاریخ ۲۱ ژانویه و ۸۱۷.۸ میلیون دلار در روز ۲۹ام این ماه. مجموع خروجی سرمایه از ابتدای سال میلادی تاکنون نیز به حدود ۱.۸ میلیارد دلار رسیده که سهم صندوق FBTC متعلق به فیدلیتی (Fidelity) حدود ۱ میلیارد دلار بوده است!
این اعداد، روانشناسی «خرید در کف» را تغییر میدهند. پیش از این در بازار صعودی، افت قیمت بیت کوین با خرید مداوم نهادی جبران میشد اما حالا در شرایط فعلی به نظر میرسد که این صندوقها هم همگام با سرمایهگذاران خرد، در حال خروج نقدینگی از بازار هستند. در این شرایط بازار باید تا حدی اصلاح شود تا دوباره تعادل جدیدی شکل بگیرد و این همان لحظهای است که فروشندگان خسته جای خود را به خریداران بلندمدت میدهند.
فشار ماینرها؛ جایی که واقعیت اقتصادی بیت کوین آشکار میشود
چرا اقتصاد ماینرها برای تشخیص کف قیمت حیاتی است؟ چون استخراج، جایی است که هزینههای دنیای واقعی با ساختار بازار بیت کوین تلاقی میکند. آمارها نشان میدهند که درآمد روزانه ماینرها در اواخر ژانویه حدود ۳۷.۲۲ میلیون دلار بوده، در حالی که کل کارمزدهای پرداختی در شبکه تنها ۲۶۰ هزار دلار ثبت شده است. این یعنی کارمزدها فقط ۰.۷٪ از درآمد ماینرها را تشکیل میدهند.
وقتی کارمزدها ناچیز باشند، شبکه برای امنیت خود کاملاً به نرخ استخراج کوینهای جدید وابسته میشود که طبق برنامه هاوینگ، مقدار آن مدام در حال کاهش است. در چنین شرایطی، فشار اصلی بر دوش قیمت میافتد. وقتی قیمت کاهش مییابد و درآمد حاصل از استخراج کم میشود، ماینرها مجبور به «تسلیمشدن یا اصطلاحا کاپیتولاسیون» و فروش داراییهای خود برای پوشش هزینهها میشوند. این دقیقاً همان دلیلی است که نویسندگان این تحلیل محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار را به عنوان یک کف احتمالی میبینند؛ جایی که فروشندگان اجباری بیت کوینهای خود را به خریداران بلندمدت واگذار میکنند.
اما یکی از تغییرات بزرگ این چرخه که کمتر به آن توجه شده، تغییر هویت استخراجکنندگان است. امروزه بسیاری از ماینرها دیگر فقط «ماشینهای چاپ بیت کوین» نیستند؛ آنها تبدیل به شرکتهای زیرساختی و انرژی شدهاند. برای مثال، شرکت تِراولف (TeraWulf) قراردادهای بلندمدتی برای میزبانی هوش مصنوعی (AI) امضا کرده و گوگل (Google) نیز در این ساختار مشارکت دارد. شرکت رایت (Riot) نیز بخشی از ظرفیت خود را به سمت پردازشهای سنگین (HPC) سوق داده است.
این تغییر استراتژی، رفتار بازار را عوض میکند. ماینری که برای پروژههای هوش مصنوعی نیاز به نقدینگی دارد، ممکن است بیت کوینهای خود را به صورت مکانیکی و بدون توجه به قیمت بفروشد تا قراردادهای برق یا هزینههای دیتاسنتر خود را پوشش دهد. این موضوع باعث میشود حتی وقتی خبر خاصی در بازار نیست، فشار فروش مستمری از سمت ماینرها وجود داشته باشد که قیمت را به سمت پایین میکشد.
رکود ۲۰۲۶؛ یک سناریوی دور از ذهن؟
در حالی که بسیاری منتظر فروپاشی اقتصاد جهانی هستند، نهادهای بزرگ مثل صندوق بینالمللی پول (IMF) رشد ۳.۳ درصدی و بانک جهانی (World Bank) رشد ۲.۶ درصدی را برای سال ۲۰۲۶ پیشبینی میکنند. حقیقت این است که این نهادها به جای کلمه «فروپاشی»، از «کُند شدن» اقتصاد استفاده میکنند و احتمال رکود را پایین میدانند. حتی در بازار پیشبینی پالیمارکت نیز احتمال وقوع رکود در اقتصاد آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۶ تنها حدود ۲۰٪ برآورد شده است.
این یعنی برای ریزش بزرگ بیت کوین، نیازی به آتشسوزی در کل جهان نیست؛ یک «آتشسوزی محلی» در خودِ بازار کریپتو کافی است تا بازار بریزد و به کف خودش برسد. بنابراین حتی اگر اقتصاد جهانی به مسیر لنگلنگان خود ادامه دهد، بیت کوین میتواند به دلیل مکانیسمهای داخلی خود، مثل لیکویید شدن پوزیشنهای اهرمدار و فروش اجباری ماینرها، اصلاح خشنی را تجربه کند و در نهایت مثل چرخههای گذشتهاش به کف برسد.
در همین حال، دادههای جدید اداره آمار کار آمریکا (BLS) شوک بزرگی به خوشبینهای بازار وارد کرده. بازنگری در آمارهای سال ۲۰۲۵ نشان داد که رشد مشاغل غیرکشاورزی که پیش از این ۵۸۴ هزار مورد اعلام شده بود، به رقم ناامیدکننده ۱۸۱ هزار کاهش یافته است. این یعنی روند استخدامها به شدت کُند شده و جابهجاییهای شغلی که نشانه پویایی بازار کار است، به حداقل رسیده است.
در ژانویه ۲۰۲۶ نیز نرخ بیکاری روی ۴.۳ درصد ایستاد که نشاندهنده یک بازار کار «سرد» اما همچنان در حال حرکت است. در همین حال، تعداد ورشکستگیهای شرکتی در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۱۰ رسید. این تضاد اما دقیقاً همان چیزی است که باعث شده مردم سر سفره شام از رکود حرف بزنند، اما شاخصهای بورس همچنان بالا بمانند.
همین جداییِ دنیای واقعی از دنیای اعداد، دلیل اصلی واگرایی بیت کوین است. وقتی هزینههای زندگی بالا میرود و نقدینگی خانوادهها صرف بدهیهای ۱.۲۸ تریلیون دلاری کارتهای اعتباری میشود، داراییهای پرریسکی مثل بیت کوین اولین سرمایهگذاریهایی هستند که به فروش میروند. بنابراین بیت کوین نیازی به یک فاجعه جهانی ندارد تا سقوط کند؛ همین که جریان نقدینگی در لایههای پایین جامعه خشک شود، برای یک حرکت نزولی کافی خواهد بود.
چرا محدوده ۴۹ تا ۵۲ هزار دلار، کفِ منطقی بازار است؟
وقتی تمام قطعات پازل را کنار هم میگذاریم، مسیر آینده روشنتر میشود. از یک طرف، اقتصاد کلان در حال دستوپا زدن در یک رکود خفیف یا «سایش» است (با نرخ بیکاری ۴.۳ درصدی و بدهیهای سنگین مصرفکنندگان) و از طرف دیگر، آمارهای درونی بیت کوین نشاندهنده یک فشار فروش مکانیکی است. کارمزدهای شبکه به قدری پایین است (حدود ۰.۷ درصد درآمد ماینرها) که شبکه را به شدت به قیمت وابسته کرده است.
محدوده ۴۹,۰۰۰ تا ۵۲,۰۰۰ دلار، جایی است که بحثهای تئوریک کنار میروند و نقدینگی واقعی وارد میدان میشود. این ناحیه، سطحی است که خریداران بزرگ و نهادهایی که منتظر بیت کوینِ زیر ۵۰ هزار دلار بودند، سفارشهای خود را فعال میکنند. ذکر این نکته ضروری است که رسیدن به این قیمت لزوماً به معنای نابودی بیت کوین نیست، بلکه یک «ریست مکانیکی» برای پاکسازی بازار از اهرمهای معاملاتی است تا راه برای رشد پایدار در آینده باز شود.
سخن نهایی
بازار بیت کوین در سال ۲۰۲۶ ثابت کرد که میتواند راه خود را از بازارهای سنتی جدا کند. در حالی که بورسها همچنان به رالی خود ادامه میدهند، بیت کوین تحت فشار خروجی ETFها و تغییر ساختار اقتصادی ماینرها، به دنبال یافتن یک کف واقعی است. دادههای بازار کار و افزایش بدهیهای اعتباری در اقتصاد آمریکا نشان میدهند که توان مالی خریداران خرد کاهش یافته و بازار تشنه ورود نقدینگی جدید در قیمتهای پایینتر است.
اگر بیت کوین بتواند در محدوده ۵۰ هزار دلار حمایت شده و جریان خروج سرمایه از صندوقهای نهادی متوقف شود، میتوان امیدوار بود که چرخه صعودی بعدی با زیرساختی سالمتر آغاز شود. در این مسیر اما برخلاف بسیاری از پیشبینیها نباید منتظر یک فاجعه اقتصادی جهانی بود چراکه به نظر میرسد بیت کوین پیش از وقوع هر بحران اقتصادی بزرگی، کف چرخه خودش را ثبت کند.














