مصاحبه کوین تلگراف با مدیرعامل بایننس ؛ با مسیر موفقیت CZ آشنا شوید!

برخی از افراد مدیرعامل بایننس را بیل گیتس صنعت کریپتو صدا می‌زنند، اما من شخصا معتقدم که او نه تنها در حال پیشبرد صنعت ماست، بلکه با اعمالش موجب ایجاد تغییر و تحولاتی در اقتصاد عمیق و ریشه دار و فرهنگ اجتماعی نیز شده است. او سالن‌های کنسرت را از جمعیت پر کرده و در مورد میزان اهمیت غیرمتمرکز سازی و آزادی عمل در حیطه پول‌هایمان، برایشان سخنرانی می‌کند. او تحت هر شرایطی، زمان خالی را پیدا می‌کند تا برای روزنامه نگاران تدارکات شام را ببیند و در این حین، امپراطوری که بنا کرده را پیش از آن که سریعا آن مکان را برای رسیدن به ملاقاتی دیگر با گروهش ترک کند، به آنان معرفی می‌کند. او توسط همکارانش ستوده می‌شود و همچنین مورد احترام رقبایش نیز هست و هنگامی که با او ملاقات می‌کنید، می‌توانید تابش انرژی مثبت را از وی حس کنید.

در بازار خرسی و در حال رکود سال ۲۰۱۹، او با راه اندازی اولین صرافی اعانه متعلق به خودش در ماه ژانویه، توسعه بلاکچین بومی خود به نام بایننس چین، راه اندازی یک میز معامله برای ایالات متحده و حفظ شرایط آن در حالت رقابتی با پلتفرم معاملات آتی بایننس برای استناد کردن به چند زمینه پیشرفتی، توانست موقعیت بایننس را به عنوان یکی از صرافی‌های پیشرو در زمینه کریپتو حفظ کند.

بنابراین هنگامی که برای اولین بار، زمان برگزیدن برنده ۱۰۰ نفر اول لیست کوین‌تلگراف فرا رسید، انتخاب Changpeng Zhao تصمیمی متفق القول در بین سردبیران ما بود.

من این فرصت فوق العاده را داشتم تا در آستانه روز ولنتاین، یک ساعت با جناب آقای CZ بگذرانم – و این یعنی زمان تعطیلاتی که او با عشق واقعی خود می‌گذراند: کارش – زمانی که می‌تواند کمی در مورد خودش و برنامه‌هایش صحبت کند. (که در واقع در مورد حرکت اصلی بعدی این شرکت در راستای راه اندازی شبکه ابری بایننس است که جزییات اختصاصی آن به زودی فاش می‌شوند.)

 

همه چیز را در حالت ساده نگه داشته و سخت کار کنید

وی با یادآوری اینکه او به عنوان نفر اول لیست کوین تلگراف انتخاب شده است و در مورد سوالاتی که در مورد موفقیت‌ها و دست آوردهای مورد علاقه‌اش در سال ۲۰۱۹ از او پرسیده بودند، فروتنانه گفت:

جدا از فرایند چیدن اعضای یک تیم بسیار خوب در کنار یکدیگر، و هدایت و پیشبرد آنها رو به جلو، من شخصا کار زیادی انجام ندادم. از طرفی دیگر، این تیم من بود که فعالیت زیادی در راستای سخت کوشانه کار کردن، به انجام رسانید.

سال ۲۰۱۹ به طور حتم سالی پر از ابتکار عمل و راه اندازی محصولات مختلف بود، که همه آنها از مشارکت کامل CZ بهره‌مند شدند. با این وجود در طی دو سال آینده، او قصد دارد تا برای خودش وضعیت غیر ضروری‌تری ایجاد کند تا هیچ امری دیگر چندان وابسته به او نباشد. سپس او این موضوع را با ما در میان گذاشت که شاید بتواند کمی به آرامش خود پرداخته و زمان بیشتری برای سفر کردن در دنیا صرف کند و حالت ایجاد شده در زندگی‌اش یعنی رفتن به فرودگاه-هتل-بازگشت به فرودگاه، را تا حدی از بین ببرد.

باور کردن این امر که روزی می‌رسد که او کمتر از چیزی که اکنون انجام می‌دهند، صرف کار کردن کند بسیار دشوار است؛ به ویژه که او در زمینه کاری جزء افراد بیشینه‌گرا یا همان ماکسیمالیست به حساب می‌آید. با این حال او در زندگی شخصی خود به صورت مینیمالیستی عمل می‌کند و به عنوان فردی کمینه گرا شناخته می‌شود. نه خانه‌های بزرگ، نه هیچ قایق شخصی، و نه حتی یک کت و شلوار مخصوص کارش. او حتی سال نو پارسال را نیز جشن نگرفت و در این مورد توضیح داد که در خانه مانده است چون این هم، روزیست مثل روزهای دیگر.

من اهل مسائل مادی نیستم زیرا حمل هر چیزی که ماهیت فیزیکی دارد، دشوار است. من مایلم که تنها یک گوشی موبایل را نگه دارم. مایلم تا بتوانم در هر ماه، اگر خواستم در شهری متفاوت زندگی کنم. و اکنون با وجود یک اقتصاد مشترک، انجام این امر بسیار ساده‌تر است. بنابراین ما احتیاجی به خودرو نداریم و درهر کجا که بخواهیم، Uber در دسترس ما خواهد بود. شما خدمات Airbnb را در دسترس خود دارید، بنابراین نیازی به خریدن خانه ندارم. من نیازی به داشتن چیزهای زیاد و نتیجتا یک زندگی پیچیده، احساس نمی‌کنم. فقط همه چیز را در حالت ساده نگه دارید.

 

+ آخرین باری که کاری را برای اولین بار امتحان می‌کردید چه زمانی بود؟

باید چند مورد اخیرا وجود داشته باشد، در واقع {با حالتی پر از شور و شوق} نمی‌توانم به یاد بیاورم که آن کارها چه بودند اما فکر می‌کنم که باید تعدادی از کارهای بار اولی من، {در حالی که شروع به عمیق فکر کردن می‌کرد} وجود داشته باشند. {پس از مکثی طولانی} صادقانه بگویم، من واقعا نمی‌توانم چیز زیادی در این مورد به یاد بیاورم.

 

من از مدیرعامل بایننس پرسیدم که آیا مایل است تا مشهور شود و تبدیل به چیزی بشود که در واقع بزرگترین چالش در دید عموم است یا خیر. او فورا پاسخ داد که در صورتی که حق انتخاب داشته باشد، ترجیح می‌دهد مشهور نباشد. اما بایننس برای افزایش میزان درآمد و ادامه دادن به رشد خود، مجبور بود چهره عمومی داشته باشد. طبق گفته CZ، داشتن چهره عمومی برای کسب اعتماد مشتریانی که وجوه خود را تحت تصدی بایننس واگذار می‌کنند، بسیار مهم است. من می‌دانم که ما در صنعتی هستیم که از نظر فنی نیازی به اعتماد در آن نداریم، اما هنوز هم اعتماد مورد نیاز زیادی هست، که احتیاج به آن، در نقاط مختلف وجود دارد.

همچنین CZ با لبخندی این موضوع را فاش کرد که وی مجبور شده است تا تبدیل به یک چهره عمومی شود، زیرا سایر اعضای گروه نمی‌خواستند در مظهر عموم شناخته شوند.

 

صادقانه بگویم، امیدوار بودم چهره و در واقع فرد بهتری به جای من این مسئولیت را به عهده می‌گرفت. من فکر نمی‌کنم که سخنگوی عمومی خیلی خوبی باشم. افراد بسیار بهتری نیز نسبت به من وجود دارند. اما متاسفانه، از شرکت بایننس، من برای این کار انتخاب شدم. بنابراین اکنون، کار بایننس در این زمینه به من بند شده است.

 

آرامش خود را حفظ کنید و تمام سرمایه خود را وارد بستر بیت کوین کنید

در سال ۲۰۱۳ بود که CZ یادگیری در مورد بیت کوین را آغاز کرد. او وایت پیپر را مطالعه کرد و شرکت کردن در رویدادهای موضوعی را آغاز کرد. سپس در یک کنفرانس کوچک در لاس وگاس، او با تعدادی از غول‌های امروزی صنعت دیدار کرد: Charlie Lee، Matthew Roszak، Vitalik Buterin. همچنین نماینده‌ای از Ripple نیز در این کنفرانس حضور داشت که نحوه استفاده از آن را به CZ یاد داد. در طی این فرایند، او مقداری XRP برای CZ واریز کرد. پس از انجام این انتقال، CZ می‌خواست کوین‌ها را پس بفرستد و در پاسخ این را شنید: شما می‌توانید آن را نگه دارید و با استفاده از آنها، به فرد بعدی آموزش دهید. این موضوع، جرقه یک ماجراجویی کریپتو افسار گسیخته را ایجاد کرد.

CZ به سرعت تبدیل به یکی از علاقه‌مندان به تکنولوژی شد: از نظر من، افراد آن جامعه واقعا خوب بودند. من واقعا اعتماد به نفس بالایی در راستای تحقق موفقیت بیت کوین و موفقیت ارزهای دیجیتال داشتم.

در سال ۲۰۱۴، CZ خانه خود را فروخت  تا همه سرمایه خود را صرف بیت کوین کند. در طی سه ماه BTC از ۶۰۰ دلار، به ۲۰۰ دلار افت کرد و باعث از بین رفتن ارزش دو سوم پول خانه او شد تا اینکه دو سال بعد، قیمت‌ها دوباره افزایش یافت. هنگامی که از او می‌پرسند که آیا به کسی توصیه می‌کند که چنین خطری را متحمل شود، CZ بیشتر به عنوان فردی خردمند تا یک بازیکن پوکر، اینگونه پاسخ می‌دهد:

برای افراد مختلف، میزان تمایل به ریسک پذیری و شرایط ریسک، متفاوت است. من به افرادی که در تلاش برای پرداخت اقساط وام‌های خود هستند و نیاز به یک درآمد تضمینی برای تامین وام خود دارند، توصیه نمی‌کنم که خانه خود را بفروشند و تمام سرمایه خود را وارد زمینه کریپتو کنند، زیرا کریپتو بسیار بی‌ثبات است.

 

+ شما فردی آرام به نظر می‌رسید. آیا مدیتیشن می‌کنید یا از بدو تولد به این صورت بوده‌اید؟

من زیاد مدیتیت و یا تعمق نمی‌کنم. من این کار را امتحان کرده‌ام. اگر بخواهم صادقانه بگویم، این کار به نظر من کمی کسل کننده است. من احتیاجی به آن ندارم. من فرد آرامی هستم. ضربان قلب من بسیار پایین است. ضربان قلب من در هنگام استراحت حدود ۵۰ است. در شرکت بایننس، من هیچ وقت فریاد نزده‌ام. من هرگز سر کسی داد نزده‌ام. هیچ وقت به نوعی آشفته نشده‌ام. من همیشه فردی آرام هستم.

 

او نه تنها خانه‌اش را فروخت بلکه از کارش هم استعفا داد. در طی دو هفته، او موفق به پیدا کردن شغل جدید در Blockchain.info شد و پیش از پیوستن به OKCoin، به مدت پنج ماه به عنوان مدیر ارشد فنی در آنجا ماند. او در OKCoin بیش‌تر از یک سال نماند. سال ۲۰۱۷ فرا رسیده بود، یعنی سال تاسیس بنیاد بایننس.

در این مسیر، CZ به تعداد قابل توجهی از کسب و کارهای نوپا کمک کرد که تعداد بسیاری از آنها با شکست مواجه شدند. او نکته‌ای پیش خود دارد که به وی کمک می‌کند تا خوشبین باقی بماند، قصه‌ای که او قبلا از کسی شنیده بود: اگر در حال قدم زدن به سمت کف یک دره باشید، چه کاری انجام می‌دهید؟ و پاسخ این سوال بسیار ساده است: شما فقط به قدم زدن خود ادامه می‌دهید. در نهایت از دره خارج می‌شوید.

 

کدنویسی را ادامه دهید و مدرک MBA دریافت کنید

مدیرعامل بایننس در رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه McGill مونترال کانادا تحصیل کرده است. اما آخرین باری که او در حال کدنویسی یک برنامه بوده، طبق گفته‌های خودش، به حدود دو سال قبل بازمی‌گردد. او هیچ وقت برای بایننس کدنویسی نکرده و تمام کدهای آن توسط دیگران نوشته شده است. اما در این زمان، او اسکریپت‌هایی را برای خودش می‌نوشت. اکنون او اعتراف می‌کند که هیچ زمانی برای اختصاص دادن به نشستن و نگاه کردن به صفحه کامپیوتر، بدون اینکه وقفه‌ای در کارش ایجاد کنند ندارد. این تنها زندگی فعلی او نیست. او زندگی خود را، یک چندبخشی می‌نامد و دلیل آن این است که معمولا وسط کارهایش مزاحم او شده و در کارش وقفه ایجاد می‌کنند.

من به سایر افراد می‌گویم که اکنون حافظه من شبیه به یک ماهی طلایی است، و نمی‌توانم چیزی را بیشتر از هفت ثانیه در حافظه‌ام نگه دارم.

 

هنگامی که در مورد توصیه او برای نسل بعدی بنیان گذاران، در راستای اینکه آیا بهتر است مدارجی در علوم کامپیوتر داشته باشند یا کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار؛ CZ پیش فرض این سوال را رد کرد و گفت که هر دو را باید دنبال کنند. از دیدگاه او این طور است که در این بخش و با این حجم از ظرفیت، شما مجبورید تا با همه چیز سر و کار داشته باشید: تکنولوژی، مدل‌های تجاری، توسعه تجارت، مذاکرات معامله، بازاریابی، ارائه خدمات به مشتری، صحت تطابق، مسائل قانونی، حسابداری، امور مالی، نیروی انسانی. و در این مورد چه حدثی می‌زنید؟ CZ در هیچ یک از این زمینه‌ها، خود را یک متخصص نمی‌داند. از آنجایی که اعتراض من به اینکه خود را یک سخنگوی ضعیف می‌دانست، به سرعت رد شد، تصمیم گرفتم که مخالفت کردن با نظر او در این نقطه نیز، بیهوده خواهد بود.

 

شماره یک باشید و به پیش بروید

تاریخ اولین مصاحبه با مدیرعامل بایننس که من در آن شرکت کردم، به سال ۲۰۱۸ برمی‌گردد. در آن زمان، او به ما گفت که بایننس بسیار در تلاش است تا شماره یک نباشد: زیرا اول بودن گاهی اوقات موجب وقوع مشکلات دیگر می‌شود. به ویژه ایجاد مشکلاتی با تنظیم کننده‌ها. در سال ۲۰۲۰، از CZ پرسیدم که آیا هنوز با آن حرف موافق است و یا بالاخره دست از زیادتر از حد عقب ایستادن، برداشته است.

CZ تایید کرد که دو سال قبل، بازار با عدم قطعیت نظارتی رو به رو بود، این در حالیست که وضعیت امروز بسیار بهتر است. من فکر می‌کنم امروزه شرایط برای حرکت رو به جلو بسیار مساعد است، سهمیه بازار را به دست آورید، و بدانید که شما تنها فرد حاضر در راس کار نیستید که تمام تنظیم کننده‌ها به سویتان بشتابند. او همچنین افزود که امروزه، رقابت شدیدتری در بازار وجود دارد، بنابراین ساختن یک روند ایده‌آل برای مشارکت کنندگان با سرمایه کم، سخت‌تر خواهد بود.

با این حال ما هنوز در سطوح اولیه این کار هستیم. ما می‌خواهیم شاهد ظهور صرافی‌های بیشتری باشیم، زیرا هم اکنون، در سراسر جهان، اگر قادر به رصد کردن حضور صرافی‌های بیشتری باشیم، نتیجتا افراد بیشتری را خواهیم دید که به عرصه کریپتو وارد می‌شوند.

به نظر می‌رسد CZ از حرفه تخصصی خود بسیار راضی است:

من احساس می‌کنم که واقعا خوش شانس هستم. زیرا می‌توانم کاری که هم اکنون مشغول به انجام آن هستیم را انجام دهم و آن هم افزایش میزان دسترسی به کریپتو و بالا بردن میزان آزادی پول برای مردم سرتاسر دنیا است. این چیزی است که برای انجام آن بسیار پر انرژی هستم. همچنین به دلیل بودن در موقعیتی که قادر به انجام این کارها هستم، احساس خوش شانسی می‌کنم.

 

+ اگر می‌توانستید خود را شبیه سازی کنید، دوست داشتید این کلون یا مورد شبیه سازی شده از خودتان چه کاری انجام دهد؟

من دوست دارم که کلون من، کاری متفاوت از من انجام دهد{باخنده}. قطعا کلون‌های زیادی را برای انجام کارهای زیادی می‌ساختم. به طور مثال ما می‌توانستیم به صورت هم زمان ۱۰ مصاحبه انجام دهیم.

 

خونسرد باشید، ما در یک فضای شبیه سازی شده زندگی می‌کنیم

تمرکز فعلی بایننس بر روی توسعه آزادی پول در راستای فراهم سازی توان مالی بیشتر برای مردم به منظور انجام تحقیقات بیشتر در زمینه بیوتکنولوژی، اکتشافات فضایی (CZ این زمینه را به Elon Musk می‌سپارد) و هوش مصنوعی است. همه این موارد به گفته مدیرعامل بایننس، در کمک به پیشرفت قابل ملاحظه نسل بشر، نقش بسزایی خواهد داشت. به طور مثال، CZ فکر می‌کند که مشکلات مربوط به کرونا ویروس، با افزایش میزان بودجه اختصاص یافته به تحقیقات، قابل حل می‌شد.

CZ قطعا قصد بهبود بخشیدن به وضع فعلی دنیای موجود را دارد، اما در عین حال، او یک معتقد بزرگ، به نظریه شبیه سازی است. این بدان معناست که ما در حال زندگی کردن در یک محیط شبیه سازی شده دیجیتالی و مصنوعی هستیم که توسط یک هوش برتر و پیچیده، سامان‌دهی شده و حاصل تصور او می‌باشد. همچنین با توجه به اظهارات CZ، در ۱۰۰ الی ۵۰۰ سال آینده، پیشرفت تکنولوژی منجر به توانایی ما در کنترل کردن محیط شبیه سازی شده‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کنیم خواهد شد.

 

من معتقدم که به احتمال ۹۹.۹۹۹۹۹ درصد، ما در یک محیط شبیه سازی شده زندگی می‌کنیم، بنابراین از نظر ریاضی، این احتمال همان ۱۰۰ درصد است.

 

اگر شما به شخصیت بازی Super Mario در کنسول نینتندو نگاه کنید، متوجه می‌شوید که می‌توانیم این شخصیتی که در حال حرکت رو به جلو و عقب است را شبیه سازی کنیم. قسمت دشوار قضیه اینجاست که من هنوز نمی‌دانم که ما چه نوعی از شبیه سازی هستیم. ما به این موضوع این طور نگاه می‌کنیم که توسط یک موجودیت والاتر، که در بعدی دیگر است، شبیه سازی شده‌ایم؛ و یا اینکه تنها سر جایمان می‌خوابیم و در مورد خودمان و یا هم نوعانمان رویا پردازی می‌کنیم.

با توجه به توضیحات CZ، با وجود اینکه نمی‌دانیم در کدام محیط شبیه سازی شده در حال زندگی کردن هستیم، به این معنی نیست که نباید این امر را جدی بگیریم. در مقابل حتی اگر این یک شبیه سازی تمام و کمال هم باشد، باز هم هر چیزی در این محیط شبیه سازی شده حائز اهمیت است. کرونا ویروسی وجود دارد که مهم است، سیل‌هایی در مکان‌های مختلف جاری می‌شوند که اهمیت دارند، تغییرات اقلیمی، تمامی این مسائل چالش‌هایی هستند که بر سر راه ما قرار داده شده‌اند. و ما باید تمام تلاشمان را برای ارائه بهترینمان، برای کمک کردن در حد توانمان، انجام دهیم.

یکی دیگر از جنبه‌های مثبت اعتقاد داشتن به نظریه شبیه سازی این است که به ما در مقابله با شرایط دشوار و استرس کمک می‌کند و به نوعی دید شما را نسبت به مسائل آسان‌تر می‌کند. و به خودمان می‌گوییم: خب می‌دانی که این تنها یک محیط شبیه سازی شده است. این تنها یک بازی است. نقش من در اینجا فقط این است که بهترین خود را ارائه دهم. بنابراین من فقط یک پایم را در جلوی پای دیگرم قرار می‌دهم و پیش می‌روم. پس در واقع این دیدگاه زندگی را بسیار ساده‌تر می‌کند.

 

پرسیدن سوالات رگباری از مدیرعامل بایننس

+ دریا یا کوه؟

من احتمالا کوهستان را انتخاب می‌کنم اما ورزش‌های اقیانوسی را نیز دوست دارم.

+ آبجو یا شراب؟

آبجو

+ مک دونالد یا برگر کینگ؟

برگر کینگ، زیرا حداقل برخی از شعبه‌های آنها در ازای دستمزد، بیت کوین و بایننس کوین قبول می‌کنند.

+ مشکی یا زرد؟

مشکی

+ اسنوبُرد  روی برف یا کار؟

من از اسنوبرد سواری لذت می‌برم اما شما نمی‌توانید تمام وقتتان را به این کار اختصاص دهید. شما می‌توانید دو روز در سال این کار را انجام دهید و همین به اندازه کافی خوب است.

+ شبیه سازی و یا واقعیت؟

قطعا شبیه سازی. واقعیتی وجود ندارد.

 

Changpeng Zhao برای اولین بار در تمام دوران، به عنوان رتبه اول ۱۰۰ عنوان برتر کوین‌تلگراف در کریپتو و بلاکچین است.


54321
امتیاز 5 از 5 رای

منبع cointelegraph
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال نظر

جدید ترین قدیمی ترین محبوب ترین
عیسی

حال کردم خیلی مصاحبه، پر انرژی بود دنیا اگر با این افکار وشخصیتها اداره می‌شد چه جهان بهتری می داشتیم