در اقتصادی که تورم مزمن، محدودیتهای بانکی و تصمیمهای ناگهانی سیاستگذار به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده، رمزارزها دیگر یک پدیده حاشیهای یا ابزار صرفاً سرمایهگذاری نیستند. بیت کوین و تتر برای بسیاری از ایرانیان، به جایگزینی عملی برای نظام مالی رسمی بدل شدهاند؛ راهی برای حفظ ارزش دارایی، انتقال پول و زنده نگه داشتن ارتباط با اقتصاد جهانی.
در سوی دیگر این معادله، دولت با چالشی پیچیده روبهروست. از یکسو، خروج گسترده سرمایه دیجیتال میتواند فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند و از سوی دیگر، کنترل این جریان در چارچوب تحریمها و الزامات بینالمللی کار سادهای نیست. نتیجه، شکلگیری یک اکوسیستم مالی غیررسمی است که هم نشانه مقاومت اقتصادی و هم بازتابی از شکنندگی ساختار پولی کشور است. در این مطلب از میهن بلاکچین به نقل از پیوست، وضعیت کنونی رمزارزها در ایران و چالشهای آن را بررسی میکنیم.
رمزارز در ایران؛ از نوآوری مالی تا ضرورت اقتصادی
در سالهای اخیر و همزمان با تشدید تحریمهای بینالمللی، ایران ناچار شده مانند بسیاری از اقتصادهای تحت فشار، مسیرهای جایگزین برای تعامل مالی با جهان پیدا کند. در این میان، رمزارزها نقشی فراتر از ابزار معامله یا سفتهبازی پیدا کردهاند و به بخشی از سازوکار بقا در اقتصاد محدودشده تبدیل شدهاند.
برای بخش قابلتوجهی از جامعه، رمزارز نه انتخابی لوکس، بلکه پاسخی عملی به انسدادهای بانکی، تورم بالا و کاهش مداوم ارزش ریال است. این روند، تصویری تازه از کارکرد داراییهای دیجیتال در اقتصادهای تحریمشده ترسیم میکند؛ جایی که فناوری مالی، به ابزار تطبیق با فشارهای ساختاری بدل میشود.
جهش خروج سرمایه دیجیتال؛ نشانهای از بیاعتمادی عمیق
دادههای بلاکچینی نشان میدهد حجم خروج سرمایه رمزارزی از ایران در سال ۲۰۲۴ به حدود ۴.۱۸ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که نسبت به سال قبل، رشدی نزدیک به ۷۰٪ را نشان میدهد. اما این افزایش چشمگیر را نمیتوان صرفاً به نوسانات بازار نسبت داد.
کاهش شدید ارزش ریال، که طی سالهای اخیر حدود ۹۰ درصد از قدرت خرید خود را از دست داده، در کنار تورم بالا و محدودیتهای بانکی، باعث شده اعتماد عمومی به سیستم مالی سنتی تضعیف شود. در چنین فضایی، رمزارزها به ابزاری برای محافظت از دارایی در برابر فرسایش اقتصادی تبدیل شدهاند؛ ابزاری که امکان خروج سرمایه بدون عبور از کانالهای رسمی را فراهم میکند.
سیاستهای کنترلی دولت و تقابل همیشگی با کاربران
دولت اما سالهاست با رویکردی سختگیرانه تلاش کرده جریان پول را در نظام مالی کشور کنترل کند؛ رویکردی که بازار رمزارز نیز از آن مستثنا نبوده است. اعمال محدودیتهای ناگهانی بر صرافیهای داخلی در دسامبر ۲۰۲۴، نمونهای از این سیاستها بود؛ اقدامی که در واکنش به سقوط تاریخی ریال و نگرانی از تشدید خروج سرمایه انجام شد.
این تصمیمها بار دیگر شکاف میان سیاستگذاران و کاربران را برجسته کرد. در حالی که دولت بهدنبال کاهش فشار بر بازار ارز و کنترل نوسانات است، شهروندان رمزارز را بهعنوان راهی برای حفظ ارزش دارایی و دور زدن محدودیتها میبینند. نتیجه این تقابل، تقویت جایگاه رمزارز بهعنوان جایگزینی عملی، هرچند غیررسمی، برای نظام بانکی است.
تنشهای ژئوپلیتیکی و جهشهای مقطعی خروج رمزارز
بررسی الگوهای تراکنشی نشان میدهد خروج رمزارز از ایران، بهشدت تحت تاثیر تحولات ژئوپلیتیکی قرار دارد. در مقاطعی مانند ۱۴ آوریل و ۱ اکتبر ۲۰۲۴، همزمان با تشدید تنش میان ایران و اسرائیل، حجم تراکنشهای خروجی از صرافیهای داخلی بهطور محسوسی افزایش یافت.
این همزمانی تنها به دادههای بلاکچینی محدود نیست. اطلاعات گوگل ترندز نیز نشان میدهد جستوجوی جهانی برای عبارت «Iran Israel» در همان بازهها به اوج رسیده بود. چنین الگوهایی نشان میدهد که در زمان افزایش ریسکهای سیاسی، کاربران ایرانی با سرعت بیشتری داراییهای خود را به رمزارز، بهویژه بیت کوین، تبدیل میکنند؛ داراییای که بهعنوان پناهگاهی در برابر نااطمینانی ژئوپلیتیکی تلقی میشود.
رمزارز بهعنوان سیستم مالی جایگزین
برای بسیاری از فریلنسرها، کسبوکارهای کوچک و فعالان اقتصادی، رمزارز تنها راه ارتباط مالی با خارج از کشور است. دریافت دستمزد بینالمللی، پرداخت هزینه خدمات یا حتی انتقال ساده پول، بدون استفاده از داراییهای دیجیتال عملاً غیرممکن شده است.
در همین بستر، صرافیهای رمزارزی داخلی، با وجود فشارهای نظارتی، رشد قابلتوجهی را تجربه کردهاند چراکه طیف وسیعی از کاربران از رمزارزها برای خرید کالا، حفظ ارزش سرمایه یا انتقال دارایی به خارج از کشور استفاده میکنند. این روند نشان میدهد رمزارز در ایران، عملاً نقش یک سیستم مالی موازی و غیررسمی را ایفا میکند؛ سیستمی که از دل بیاعتمادی به بانکداری سنتی شکل گرفته است.
ایران تنها نیست؛ الگوی مشترک کشورهای تحت فشار
رفتار کاربران ایرانی در استفاده از ارزهای دیجیتال الگویی منحصربهفرد نیست که فقط به ما ایرانیان اختصاص داشته باشد. کشورهایی مانند ونزوئلا، ترکیه و حتی اوکراین در دورههای بحران اقتصادی یا بیثباتی سیاسی، مسیر مشابهی را تجربه کردهاند. در همه این موارد، سقوط ارزش پول ملی و محدودیتهای بانکی، مردم را به سمت داراییهای دیجیتال سوق داده است.
ویژگیهای ذاتی ارزهای دیجیتال از جمله غیرمتمرکز بودن، مقاومت در برابر سانسور و قابلیت جابهجایی فرامرزی باعث شده بیت کوین بهویژه در شرایط بحران، جایگاه ویژهای پیدا کند. در حقیقت تنها با در اختیار داشتن یک عبارت بازیابی، کاربران میتوانند دارایی خود را مستقل از بانکها و مرزها مدیریت کنند؛ قابلیتی که در اقتصاد ایران اهمیت مضاعف دارد.
مرز باریک میان استفاده انسانی و حساسیتهای تحریمی
از منظر تحریمهای ایالات متحده، تفاوتی میان استفاده دولتی و شخصی از رمزارز وجود ندارد. تقریباً هرگونه تعامل مالی مرتبط با ایران، میتواند مشمول محدودیتهای تحریمی شود. با این حال، واقعیت زندگی روزمره در اقتصاد تحریمشده چیز دیگری میگوید.
بخش بزرگی از کاربران ایرانی بدون قصد دور زدن تحریمها، صرفاً برای حفظ دارایی یا دسترسی به خدمات مالی پایه از رمزارز استفاده میکنند. این شکاف میان منطق قوانین بینالمللی و نیازهای انسانی، چالشی است که پلتفرمهای تحلیلی مانند چینالیسیس (Chainalysis) تلاش کردهاند در ارزیابی تراکنشها به آن توجه کنند و میان فعالیتهای مشروع فردی و رفتارهای دولتی یا مجرمانه تمایز قائل شوند.
بازگشت فشار حداکثری و افزایش ریسک تعامل مالی
در فوریه ۲۰۲۵، دولت جدید آمریکا با معرفی دستورالعمل امنیتی NSPM-2، سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران را دوباره فعال کرد. این دستورالعمل، وزارت دادگستری آمریکا (DOJ) را مأمور شناسایی و پیگرد شبکههای مالی مرتبط با ایران، توقیف محمولههای نفتی غیرقانونی و مسدودسازی داراییهای دولتی کرد.
پیامد این سیاستها، افزایش ریسک تعامل با اکوسیستم مالی ایران، چه در فضای بلاکچین و چه خارج از آن بود. البته دادهها نشان میدهد تعامل صرافیهای جهانی با خدمات رمزارزی مرتبط با ایران بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ حدود ۲۳٪ کاهش یافته است. همچنین همکاریهای مالی ایران و روسیه نیز حساسیت نهادهای نظارتی غربی را دوچندان کرده است.
FATF، بریکس و جستوجوی مسیرهای جایگزین
حضور ایران در فهرست سیاه FATF در کنار کره شمالی و میانمار به معنای افزایش شدید حساسیت نسبت به تراکنشهای مالی مرتبط با کشور است. در واکنش به این فشارها اما ایران بههمراه روسیه و سایر اعضای بریکس بهدنبال ایجاد سازوکارهای پرداخت مستقل از دلار است. ایده ارز دیجیتال مشترک بریکس و آزمایش استفاده از استیبلکوینها و ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) در تجارت دوجانبه، بخشی از این تلاشهاست. ایران نیز این مسیر را فرصتی برای کاهش وابستگی به نظام مالی غرب میبیند.
چالش تنظیمگری و آینده نامعلوم بازار رمزارز
با گسترش استفاده از رمزارز، مسئله تنظیمگری در ایران بیش از پیش اهمیت یافته است. اگرچه استخراج رمزارز بهطور رسمی مجاز اعلام شده، بخش قابلتوجهی از فعالیت ماینرها خارج از چارچوب شفاف انجام میشود. در حقیقت نبود قوانین پایدار و روشن، بازار را در وضعیتی خاکستری نگه داشته است.
در سطح جهانی نیز، نهادهای نظارتی با تکیه بر ابزارهای تحلیل زنجیرهای تلاش میکنند توازنی میان اجرای مقررات و حفظ دسترسی مشروع کاربران برقرار کنند. بنابراین، آینده بازار رمزارز در ایران، تا حد زیادی به این وابسته است که آیا سیاستگذار میتواند چنین تعادلی را در داخل کشور نیز ایجاد کند یا نه.
جمعبندی
ارزهای دیجیتال در ایران دیگر صرفاً یک فناوری مالی نوظهور نیستند؛ بلکه پاسخی اجتماعی و اقتصادی به سالها فشار، تحریم و بیثباتی هستند. برای شهروندان، رمزارز ابزاری برای حفظ ارزش و بقاست و برای دولت، چالشی پیچیده در مدیریت جریان سرمایه و تعامل با نظام مالی جهانی.
مسیر پیشرو به انتخابی سرنوشتساز گره خورده است: حرکت به سمت شفافیت، تنظیمگری هوشمند و استفاده از ظرفیت بلاکچین، یا تداوم محدودیتهایی که رمزارز را در اقتصاد سایه نگه میدارد. در جهانی که سیاست و فناوری بیش از هر زمان دیگری درهم تنیدهاند، این انتخاب تعیین میکند رمزارز در ایران به فرصت تبدیل شود یا به منبعی دائمی از تنش و عدم قطعیت.













