امروزه سیاستمداران اکثرا از زبان جنگ استفاده میکنند و جنگها ما را احاطه کردهاند. تا چند ماه قبل، توجهها معطوف مبارزه با بیماری کرونا بود، اما اینک توجه به این موضوع کم رنگ شده است و اخیرا ترامپ و مقامات ایالات متحده آتش نزاع و درگیری را با دو اقدام دیگر برانگیختهاند. یکی از این اقدامات قتل جورج فلوید (George Floyd) در مینیاپولیس (Minneapolis) است و دیگری فرمان اجرایی ترامپ است که پلتفرمهای رسانه اجتماعی را هدف گرفته است. در اینجاست که مفاهیمی چون بلاک چین (blockchain) و پلتفرمهای غیرمتمرکز (decentralized) اهمیت خود را نشان میدهند.
ترامپ این فرمان را دو روز بعد از اقدام توییتر (twitter) در پنهان کردن دو مورد از توییتهای رئیس جمهور انجام داد. توییتر در این اقدام اثبات کرده بود که توییتهای رئیس جمهور به خشونت دامن میزنند و ترویج خشونت در آنها مشاهده میشود. ترامپ هیچ وقت فکرش را نمیکرد که پلتفرم مورد علاقه او روزی چنین رفتاری با او کند.
توییتر در پیامی که در این مورد داده بود، توییتهای ترامپ را مخالف قوانین توییتر معرفی کرده بود و ابراز داشته بود که این توییتها به نوعی خشونت را ترویج می دهند. توییتر اظهار داشته بود که به صلاح میدانند این توییتها در دسترس همگان باقی نماند و سرانجام رئیس جمهور ترامپ تاب مقاومت نیاورد و به این اظهارات توییتر واکنش نشان داد.
مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg) این اقدام توییتر را مورد انتقاد قرار داد و حق به جانبانه ابراز داشته بود که فیسبوک (Facebook) خود را داور حقیقت نمیداند. این اظهارات باعث تحریک مردم شد و خاطره نقش زاکربرگ را در رسوایی Cambridge Analytica دوباره زنده کرد.
اما کارمندان و مقامات ارشد فیسبوک رویکرد متفاوتی اتخاذ کردند و به اعتراض به اقدامات ترامپ پرداختهاند. نیویورک تایمز (New York Times) اعلام کرد که کارمندان فیسبوک در این زمینه اعتراض کردهاند و حتی عدهای تهدید به استعفا کردهاند و در مورد اقدام علیه توییتر ابراز ناخشنودی کردهاند.
یکی از کارمندان فیسبوک در این باره اظهار داشت که رئیس جمهور در سخنان خود از خشونت علیه سیاهپوستان دفاع کرده و این سخنان را نمیتوان در سایه آزادی بیان توجیه کرد.
فرمان ترامپ و آینده پلتفرمهای رسانه اجتماعی
قانون به پلتفرمهایی مانند توییتر و فیسبوک آزادی بیان داده است و آنها را برای اظهارات کاربران خود مسئول نمیکند. اینک به نظر میرسد که مقامات ایالات متحده میخواهند مقداری از این آزادیها را پس بگیرند و راه را برای دعویهای حقوقی در ارتباط با افترا، تهمت و شکایتهای دیگر باز کنند.
اما این قضیه زیاد جای نگرانی نیست و بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این فرمان ترامپ در دادگاه به چالش کشیده خواهد شد. کارشناسان این اقدام ترامپ را تنها تهدید رسانههای اجتماعی میدانند و احتمالا ترامپ و مقامات میخواهند که این پلتفرمها از اظهارات جنجالی و بحثبرانگیز خودداری کنند.
موقعیتی برای رسانههای اجتماعی غیرمتمرکز
این وقایع میتواند زمینه را برای پلتفرمهای اجتماعی غیرمتمرکز که مبتنی بر بلاک چین هستند، فراهم کند و به سلطه پلتفرمهایی مانند توییتر و فیسبوک خاتمه دهد. غولهای رسانه اجتماعی آنقدر بزرگ نیستند که شکستناپذیر باشند اما آنقدر بزرگ هستند که قابل مسدود کردن نباشند. افرادی که طرفدار آزادی بیان هستند، معتقدند که رسانههای اجتماعی سخنان آنان را سانسور میکنند و مانع از مشارکت اجتماعی آنان میشوند. از طرف دیگر، طرفداران نظام سرمایهداری نیز بر این باورند که کسب و کارها این حق را دارند که در مورد کاربران سرویسهای خود تصمیمگیری کرده و میزبان افراد و عقایدی خاص نباشند.
در نتیجه، برخی کارشناسان پلتفرمهای غیرمتمرکز و بلاک چینی را به عنوان راهحل معرفی کردهاند. این پلتفرمها را کسی کنترل نمیکند و در برابر حکومتها مقاوم هستند. امروزه تعدادی پلتفرم رسانه اجتماعی غیرمتمرکز موجود است که هنوز مورد پذیرش عام قرار نگرفتهاند. شاید رویدادهای اخیر موقعیتی برای این پلتفرمها باشد و باعث جذب کاربران بیشتر برای این پلتفرمهای غیرمتمرکز شود.
شکی نیست که ژنرالهای سیلیکون والی (Silicon Valley) در حال فراهم کردن تدابیری برای محافظت از خود در این جنگ قانونگذاری هستند، اما آینده متعلق به بلاک چین و پلتفرمهای غیرمتمرکز است و در نهایت این پلتفرمها برنده خواهند شد.
نظر شما چیست؟ پلتفرمهای غیرمتمرکز میتوانند برنده این بازی باشند؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.