انتشار اخیر حجم عظیمی از اسناد وزارت دادگستری آمریکا (DOJ) پیرامون پرونده جفری اپستین، بار دیگر نام این قاچاقچی جنسی و واسطه قدرت را به سرخط اخبار جهان بازگردانده است. در حالی که رسانههای بزرگ به دنبال یافتن نام سلبریتیها و سیاستمداران در لیستهای پرواز به جزیره هستند، چشمان تیزبین تحلیلگران تاریخچه فناوری، به حقیقتی بسیار تاریکتر و سیستماتیکتر، یعنی نفوذ اپستین در رگهای حیاتی صنعت ارزهای دیجیتال دوخته شده است.
به عنوان یک روزنامهنگار تحقیقی در میهن بلاکچین، باید بگویم آنچه در این اسناد یافت میشود، صرفاً یک کنجکاوی تاریخی نیست؛ بلکه «آلودگی» ریشههای جنبشی است که مدعی تمرکززدایی و استقلال بود. اسناد جدید نشان میدهند که در دورانی که هویت ساتوشی ناکاموتو و استقلال بیت کوین در هالهای از ابهام بود، اپستین نه تنها در حال پرداخت حقوق توسعهدهندگان اصلی بود، بلکه احتمالاً از هویت واقعی خالق بیت کوین نیز آگاه بوده است. تاریخ کریپتو نه تنها نیاز به بازنویسی، بلکه نیاز به یک کالبدشکافی بیرحمانه دارد.
۱. اپستین؛ یک «Crypto OG» و تحلیلهای جنسیتی از بیت کوین
برخلاف تصور عمومی که علاقه ثروتمندان به کریپتو را پدیدهای متأخر میداند، اپستین از سال ۲۰۱۱، یعنی زمانی که بیت کوین از ۳۰ دلار به ۳ دلار سقوط کرد و کل حجم معاملات آن به ۱۰۰ میلیون دلار نمیرسید، در این بازار حضور داشت.
نکته تکاندهنده، نگاه ابزاری و تحلیلی او به ماهیت این دارایی است. در سال ۲۰۱۴، اپستین در مکاتبهای با پیتر تیل، همبنیانگذار پیپال، از استعارهای عجیب برای توصیف بیت کوین استفاده کرد که نشاندهنده درک عمیق (و در عین حال بدبینانه) او از تضادهای هویتی این پروتکل بود:
بیت کوین ایدهای درخشان است، اما نقصهای جدی هم دارد… هیچ اجماعی در مورد اینکه بیت کوین واقعاً چیست وجود ندارد؛ ذخیره ارزش است، ارز است یا دارایی؟ مانند مردی است که لباس زنانه پوشیده؛ مانند دارایی است که در لباس ارز ظاهر شده است.
این تحلیل، فراتر از یک تشبیه ساده، نشان میدهد که اپستین پیش از بسیاری از متخصصان، بر شکافهای ایدئولوژیک بیت کوین انگشت گذاشته بود.
۲. ردپای اپستین در جزیره
یکی از جنجالیترین بخشهای اسناد جدید، ارتباط مستقیم اپستین با هسته سختافزاری و زیرساختی بیت کوین، یعنی شرکت بلاک استریم (Blockstream) است. اپستین در دور سرمایهگذاری اولیه (Seed Round) این شرکت مشارکت داشت و سهم خود را از ۵۰ هزار دلار به ۵۰۰ هزار دلار افزایش داد.
اما بخش تحقیقاتی ماجرا اینجاست که برخلاف تکذیبهای فعلی، نامهای بزرگی همچون آدام بک (مدیرعامل بلاکاستریم) و آستین هیل در ایمیلهای مربوط به هماهنگی سفر به نزدیکی جزیره اپستین (Little Saint James) دیده شده است. این اسلحهای پر در دستان کسانی است که به نفوذ سیستماتیک در بدنه بیت کوین مشکوک هستند. آستین هیل در ایمیلی به اپستین، با اشاره به سرمایهگذاریهای همزمان او در پروژههای رقیب (ریپل و استلار)، از فشار سایر بنیانگذاران برای حذف سهم اپستین سخن گفته بود:
من از سوی سایر بنیانگذاران تحت فشار هستم تا سهم تو را کاهش دهم یا حذف کنم، چون آنها معتقدند تو همزمان در حال پیشبینی برد روی دو اسب در یک مسابقه هستی.
دیوید شوارتز، مدیر ارشد فناوری ریپل، این افشاگریها را تنها «نوک کوه یخ» نامیده است؛ هشداری بر اینکه نفوذ اپستین احتمالاً باعث سرکوب یا هدایت پروژههایی شده که ما هرگز نام آنها را نشنیدیم.
۳. اپستین حقوق Bitcoin Core را میداد
در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، بنیاد بیت کوین در آستانه ورشکستگی بود و توسعهدهندگان اصلی Bitcoin Core بدون منبع درآمد مانده بودند. در همین زمان، ابتکار ارز دیجیتال (DCI) در آزمایشگاه رسانه MIT شکل گرفت.
اسناد فاش میکنند که کمکهای مالی ناشناس اپستین به MIT، در واقع حقوق توسعهدهندگان کلیدی مانند گوین اندرسن، ولادیمیر فن در لان و کوری فیلدز را تأمین میکرد. جوی ایتو، مدیر وقت آزمایشگاه، در ایمیلی مخفیانه از اپستین تشکر کرده و مینویسد:
به لطف این پول، آزمایشگاه توانست به سرعت حرکت کند و یک پیروزی بزرگ به دست آورد؛ زیرا سازمانهای زیادی میخواستند به صورت فرصتطلبانه کنترل توسعهدهندگان بیت کوین را در دست بگیرند.
این یک طنز تلخ تاریخی است؛ در حالی که جامعه کریپتو به استقلال خود میبالید، حقوق نگهبانان پروتکل توسط یکی از بدنامترین چهرههای قرن ۲۱ تأمین میشد.
۴. معمای ساتوشی: من با خالقان بیت کوین صحبت کردهام
شاید بمب خبری اصلی، ایمیل سال ۲۰۱۶ اپستین به مشاوران دربار عربستان و امارات باشد. او در این ایمیل برای جلب اعتماد جهت ایجاد یک ارز دیجیتال «مطابق با شریعت»، ادعایی کرد که میتواند کل هویت ساتوشی ناکاموتو را زیر سوال ببرد:
من با خالقان بیت کوین (Bitcoin creators) صحبت کردهام و آنها بسیار هیجانزده هستند.
استفاده از واژه جمع خالقان (Creators) به جای «خالق»، فرضیه تیم بودن ساتوشی را تقویت میکند. اگر اپستین به این تیم دسترسی داشته، آیا دولت آمریکا از طریق او هویت ساتوشی را میشناخت؟ چرا واشینگتن در تمام این سالها سکوت کرده است؟ پس از این افشاگری، احتمال حرکت آدرسهای بیت کوین ساتوشی در پلتفرم Polymarket از ۶٪ به ۹.۳٪ جهش کرد.
با این حال، نکته جالب اینجاست که اپستین علیرغم این دسترسی، یک «ماکسیمالیست» نبود. در ۳۱ آگوست ۲۰۱۷، وقتی از او پرسیده شد که آیا خرید بیت کوین (که زیر ۵۰۰۰ دلار بود) ارزش دارد، او قاطعانه پاسخ داد: «نه».
۵. برخورد نزدیک با زامبی اوردوز کرده؛ اپستین و مایکل سیلور
در میان اسناد، گزارشی از یک مهمانی در سال ۲۰۱۰ وجود دارد که توسط پگی سیگال، مسئول روابط عمومی اپستین ترتیب داده شده بود. یکی از مهمانان، مایکل سیلور، مدیرعامل مایکرواستراتژی و بزرگترین حامی فعلی بیت کوین بود. توصیف سیگال از سیلور، تصویری از جذب مهرههای خاص توسط شبکه اپستین به دست میدهد:
این مرد یک موجود کاملاً عجیب و غریب است، بیروح و مانند زامبی که اوردوز کرده (Like a drug overdose zombie)… او هیچ مهارت اجتماعی نداشت و نتوانستم بفهمم چطور باید از او پول درآورد.
اینکه سیلور، سالها پیش از تبدیل شدن به پیامبر بیت کوین، در مدار اجتماعی اپستین میچرخیده، نشان میدهد که اپستین چگونه نوابغ منزوی و شخصیتهای نامتعارف فناوری را به عنوان «مهرههای مفید» شناسایی و جذب میکرد.
نیمی از حقیقت هنوز در بند است
افشاگریهای اخیر، تنها پردهبرداری از نیمی از اسناد محرمانه است. سوال بزرگ اینجاست که اگر اپستین پل میان MIT، توسعهدهندگان اصلی و خاندانهای سلطنتی خاورمیانه بوده، آیا بیت کوین از ابتدا به عنوان ابزاری برای دور زدن سیستم یا تحت نظر گرفتن آن طراحی شده بود؟
در حالی که نیمی از اسناد همچنان در بایگانیهای امنیتی محبوس هستند، صنعت کریپتو باید از خود بپرسد که چه بمبهای خبری دیگری در راه است؟ و آیا هویت واقعی ساتوشی، به عنوان بزرگترین راز قرن، در میان همین فایلهای باقیمانده پنهان شده است؟ نیمی از حقیقت هنوز در بند است، اما آنچه میدانیم برای لرزاندن پایههای ایمان به عدم تمرکز کافی است.
















