در حالی که رقابت میان اتریوم و سولانا سالهاست حول محور مقیاسپذیری و کارمزد میچرخد، حالا شکاف عمیقتری در حال شکلگیری است؛ شکافی که به فلسفه وجودی این شبکهها برمیگردد. رهبران هر دو اکوسیستم اخیراً تعریفی کاملاً متفاوت از مفهوم «تابآوری» ارائه دادهاند؛ تعریفی که نشان میدهد این دو بلاکچین نهتنها از نظر فنی، بلکه از نظر نگاه به آینده، ریسک و نقش بلاکچین در جهان نیز در دو مسیر جداگانه حرکت میکنند.
به گزارش میهن بلاکچین، از یکسو، ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin)، همبنیانگذار اتریوم، تابآوری را بهعنوان توان بقا در بدترین سناریوهای ممکن تعریف میکند؛ از فروپاشی زیرساختها و فشارهای سیاسی گرفته تا مصادره داراییها. از سوی دیگر، آناتولی یاکوونکو (Anatoly Yakovenko)، همبنیانگذار سولانا، تابآوری را در سرعت، توان پردازش بالا و عملکرد بیوقفه شبکه میبیند. این دو نگاه متضاد حالا به یکی از داغترین بحثهای اکوسیستم کریپتو در آغاز ۲۰۲۶ تبدیل شده است.
اتریوم از نگاه ویتالیک بوترین؛ تابآوری یعنی بقا در بدترین شرایط
ویتالیک بوترین در پستی در شبکه اجتماعی ایکس (X) و با بازخوانی «مانیفست بدون اعتماد اتریوم» (Ethereum’s Trustless Manifesto)، تعریف خودش از تابآوری را شفافتر از همیشه بیان کرده است. به گفته او، اتریوم برای مقابله با سناریوهای فاجعهبار طراحی شده است؛ شرایطی مثل حذف سیاسی کاربران، فروپاشی زیرساختها، ناپدید شدن توسعهدهندگان یا حتی مصادره داراییهای مالی.
بوترین تأکید میکند که اتریوم از ابتدا با هدف راحتی یا کارایی حداکثری ساخته نشده، بلکه مأموریت اصلی آن حفظ حاکمیت کاربران حتی در محیطهای خصمانه بوده است. او در اینباره نوشته:
تابآوری یعنی هر کسی، در هر جای دنیا، بتواند به شبکه دسترسی داشته باشد و یک مشارکتکننده کامل باشد… تابآوری یعنی حاکمیت.
این نگاه نشان میدهد که از دید بوترین، ارزش واقعی بلاکچین زمانی معنا پیدا میکند که حتی در شرایط بحران، سانسور و فشار سیاسی هم بتواند مستقل باقی بماند و کاربرانش را تنها نگذارد.
پاسخ سولانا؛ تابآوری یعنی عملکرد، نه فقط بقا
این دیدگاه خیلی زود با واکنش آناتولی یاکوونکو، همبنیانگذار سولانا، روبهرو شد. او ضمن اینکه دیدگاه بوترین را «جذاب» توصیف کرد، اما تعریف متفاوتی از تابآوری ارائه داده است. از نظر یاکوونکو، تابآوری واقعی به معنای توانایی هماهنگسازی حجم عظیمی از دادهها در سراسر جهان، با سرعت بالا و تأخیر بسیار کم، آن هم بدون نیاز به واسطههای مورد اعتماد است.
در نگاه او، قابلیت اطمینان از عملکرد شبکه جداییناپذیر از سرعت و توان پردازش است، نه یک فداکاری فلسفی در برابر آن. یاکوونکو در این زمینه نوشته:
اگر جهان بتواند از سرعت ۱ گیگابیت بر ثانیه و ۱۰ تسویه گروهی سفارشات همزمان با تاخیر ۱۰ میلیثانیه بهره ببرد، این حداقلی است که باید در سراسر جهان بهطور قابل اعتماد ارائه دهیم. اگر نیاز ۱۰ گیگابیت و ۱۰۰ حراج با تسویه گروهی ۱ میلیثانیه باشد، همان را ارائه خواهیم داد.
ادعای بزرگ اتریوم و آغاز موج انتقادها
این جدال فکری پس از آن شدت گرفت که ویتالیک بوترین در روز یکشنبه مدعی شد اتریوم عملاً معضل سهگانه بلاکچین یعنی تمرکززدایی، امنیت و مقیاسپذیری را با استفاده از فناوریهایی مثل PeerDAS و ماشین مجازی اتریوم مبتنی بر دانش صفر (zkEVM) حل کرده است. خبری که در میهن بلاکچین نیز آن را بررسی کردیم.
این ادعا خیلی زود زیر ذرهبین منتقدان رفت. جاستین بونز (Justin Bons)، بنیانگذار سایبر کپیتال (Cyber Capital)، در واکنش به آن نوشت:
مسیر انتخابشده توسط اتریوم یک مسیر بازنده است؛ از نظر عینی نمیتواند در بازه زمانی رقابتی از نظر ظرفیت رقابت کند و اساساً در سرعت هم شانسی ندارد.
او معتقد است که عملکرد و واقعیتهای اقتصادی را نمیتوان به حاشیه راند و فدای ایدهآلگرایی کرد.
رویکرد اتریوم به تابآوری بر پایه احتیاط معماری و افزونگی بنا شده است. این شبکه از چندین کلاینت مستقل برای اجرای تراکنشها و اجماع استفاده میکند تا ریسک توقف تولید بلاک کاهش یابد. تنوع در لایههای مختلف شبکه به این معناست که اگر یک بخش دچار مشکل شود، کل سیستم از کار نمیافتد.
این فلسفه در مقیاسپذیری هم دیده میشود. توسعهدهندگان اتریوم بهتازگی برای دومین بار سقف «بلاب»ها (blob limit) را افزایش دادهاند تا توان عبور داده بیشتر شود، اما همچنان اولویت با ثبات کارمزد و امنیت نودهاست. اتریوم بهجای فشار ناگهانی برای افزایش سرعت، مسیر رشد تدریجی و کنترلشده را انتخاب کرده تا ریسکهای سیستمی به حداقل برسد.
از منظر اقتصادی هم نشانههایی از اعتماد به این رویکرد دیده میشود. صف خروج اعتبارسنجها (validator exit queue) در اوایل ژانویه تقریباً به صفر رسیده؛ نشانهای که تحلیلگران آن را تمایل دوباره اعتبارسنجها به استیک کردن سرمایه برای بلندمدت و اعتماد به نقشه راه اتریوم میدانند.
در مقابل، سولانا تابآوری را از دل عملکرد بیرون میکشد. اظهارات یاکوونکو نشان میدهد که این شبکه میخواهد ستون فقرات بازارهای آنی، تسویههای گروهی و پرداختهای سریع باشد. سابقه سولانا هم همین مسیر را تأیید میکند.
اگرچه سولانا در چرخههای قبلی با قطعیهای قابلتوجهی روبهرو شده، اما بهتدریج زیرساخت خود را با ارتقاهای پروتکلی، بهبود بازار کارمزدها و اصلاحات شبکهای مقاومتر کرده است. تمرکز اصلی سولانا این است که حتی زیر فشار سنگین هم بتواند بدون توقف کار کند.
هر دو مدل اما، هزینهها و ریسکهای خودشان را دارند. ادعاهای بلندپروازانه اتریوم به پیادهسازی کامل zkEVM و جداسازی پیشنهاددهنده و سازنده بلاک (proposer-builder separation) وابسته است؛ فناوریهایی که هنوز در مقیاس اصلی شبکه بهطور کامل آزموده نشدهاند.
جاستین بونز هشدار میدهد که این معماریها ممکن است به تمرکز قدرت در دست سازندگان تخصصی و سرمایهبر منجر شود و در صورت اختلال در این لایه، ریسک ازکارافتادن شبکه را افزایش دهد.
از سوی دیگر، رفتار نهادهای مالی هم نشانههای جالبی میدهد. اتریوم همچنان لایه اصلی تسویه استیبلکوینها و اوراق خزانه توکنیزهشده محسوب میشود؛ موضوعی که نشان میدهد موسسات به ثبات، پیشبینیپذیری و ریسک پایینتر این شبکه اعتماد دارند.
در مقابل، سولانا در کاربردهای حساس به عملکرد با سرعت در حال نفوذ به حوزه نهادی است. داراییهای واقعی توکنیزهشده (RWA) روی سولانا در اواخر ۲۰۲۵ به رکوردهای جدیدی رسیدند و ETFهای اسپات سولانا و آزمایشهای پرداخت شرکتی نیز توجهها را به خود جلب کردند.
در نهایت، آنچه از این تقابل فکری برمیآید، دو تعریف کاملاً متفاوت از تابآوری است. اتریوم بقا، استقلال و حاکمیت را حتی به قیمت کندی ترجیح میدهد. سولانا اما بقای اقتصادی در شرایط تقاضای لحظهای را اصل میداند، حتی اگر این به هماهنگی فشردهتر و پیچیدگی بیشتر منجر شود.
این اختلاف مسیر بهخوبی نشان میدهد که رقابت اتریوم و سولانا دیگر فقط بر سر TPS و کارمزد نیست؛ بلکه بر سر این است که بلاکچین قرار است در آینده چه نقشی در جهان ایفا کند: پناهگاهی امن در بدترین سناریوها یا موتور پرسرعت اقتصاد دیجیتال.













