تیم برنرز لی (Tim Berners-Lee) مخترع وب بیان کرده است که از سمت و سویی که وب طی سالیان اخیر اتخاذ کرده است خوشحال و راضی نیست.
پس از گذشت ۳۰ سال، این همان وب مدنظر ما نیست.
به منظور درک منظور و چشم انداز برنرز لی و اهمیت حرف های او، بهتر است که نگاهی به تاریخچه وب بیاندازیم.
تاریخچه کوتاهی از وب
قبل از وب، اینترنت وجود داشت.
اینترنت در دهه ۱۹۷۰ میلادی و در اوج جنگ سرد بین آمریکا و شوروی اختراع شد.
در آن زمان آمریکا دارای رایانه متمرکزی بود که تسلیحات اتمی را کنترل میکرد.
آمریکا نگران این موضوع بود که طی یک حمله، سیستم های آنها غیرفعال شود و از حمله آنها جلوگیری کند.
بنابراین یک سیستم غیرمتمرکزی از چندین رایانه ایجاد کردند که در سراسر این کشور توزیع شده بود. در صورت وقوع حمله، سیستم دفاعی آمریکا هم چنان فعال باقی میماند و از نابودی هر دو کشور اطمینان حاصل میشد.
این موضوع، شروع بدبینانه ای برای اینترنت بود. در این زمان بود که ایده غیرمتمرکزسازی شکل گرفت.
سپس در سال ۱۹۹۰، تیم برنرز لی، وب جهان گستر یا همان وب (World Wide Web) را ایجاد کرد.
وب یکی از اولین کاربردهای اینترنت بود. وب به مردم امکان میداد تا به راحتی در مطالب و محتواها جستجو کنند. هرچند ابزار به شدت تخصصی بود و اکثرا توسط محققان و دانشجویان استفاده میشد.
این موضوع به سرعت تغییر کرد.
وب ۱.۰
پنج سال بعد، مرورگرهای جدیدی همانند موزاییک (Mosaic) و اینترنت اکسپلورر مایکروسافت وب را به عموم مخاطبان ارائه دادند.
این مقطع، روزهای خوب گذشته بود که میتوانستیم وبگردی کنیم. اما طراحی آن افتضاح بود. ما اینترنت های دایل آپ (Dial-up) داشتیم. دانلود عکس یا ویدئو زمان بسیار زیادی طول میکشید. وب ۱.۰ اینگونه بود.
وب ۱.۰ غیرمتمرکز و بر بستر رایانه های معمولی بود. عکس زیر، رایانه تیم برنرز لی را نشان میدهد. کاغذی بر روی این رایانه وجود دارد که در آن نوشته شده است این رایانه را خاموش نکنید زیرا اینترنت را فعال نگه میدارد.
وب ۱.۰ متن باز بود یعنی آنکه هرکسی میتوانست آن را ایجاد کند. این موضوع باعث ایجاد شدن کسب و کارهای جدیدی نظیر گوگل و آمازون شد و اگر وب به صورت خصوصی بود چنین اتفاقی هرگز رخ نمیداد.
در آخر باید گفت که وب ۱.۰ فقط خواندنی (read-only) بود. یعنی از بین هر هزار کاربر حاضر در وب فقط بخشی از آنها مهارت های فنی برای انتشار مطالب و محتوا داشتند.
وب ۲.۰
تمام این موارد در سال ۲۰۰۵ تغییر کرد. در این سال، سایت های جدیدی نظیر یوتیوب، فیسبوک و توییتر به وب ۲.۰ آمدند.
برای اولین بار، هرکسی فارغ از مهارت های فنی خود میتوانست مطالب آنلاین منتشر کند. فیسبوک، یوتیوب و توییتر روش های آسانتری برای ایجاد صفحات وب توسط خود مردم بود. این سایت ها منجر به محبوبیت عظیم وب شدند.
اما در آن زمان، مردم به تدریج شاهد مسائلی در این سایت های جدید بودند. اگرچه این سایت ها زندگی ما را آسانتر میکردند، اما به تدریج در حال ایجاد دیواری به دور وب آزاد بودند و ما در حال دور شدن از نسخه اصلی وب بودیم.
به علاوه، رایانه هایی که قبلا اینترنت را فعال نگه میداشتند به دلیل حفظ فعالیت این پلتفرم ها، به تدریج در دیتاسنترهای متمرکز عظیم ادغام شدند.
اختراع گوشی های هوشمند این پدیده را سرعت بخشید. امروزه ما دستگاه های باورنکردنی داریم که انجام کارهای بسیار زیادی را برای ما امکان پذیر میسازد و هم چنین به ما امکان میدهند تا از طریق برنامه هایی نظیر سافاری، فایرفاکس و کروم به وبگردی بپردازیم.
اما متاسفانه این برنامه ها در بین انبوهی از سایر برنامه هایی که خصوصی یا مبهم هستند گم شده اند.
وب ۳.۰ چیست؟
اول از همه این نکته را بدانید که وب ۲.۰ یک کلمه ابداعی است.
این کلمه توسط تیم اورایلی (Tim O’Reilly) ایجاد شده است. وی پس از مشاهده این تغییرات، نشست وب ۲.۰ را ایجاد کرد. این نشست، یک همایش بزرگ بود که محققان و مهندسان را کنار یکدیگر قرار داد تا درباره آینده وب به صحبت بپردازند.
با گسترش ایده وب ۲.۰، این سوال به وجود آمد که وب ۳.۰ چگونه خواهد بود؟
در آن زمان، پیش بینی های زیادی وجود داشت. مردم پیش بینی کرده بودند که وب ۳.۰، وب هوش مصنوعی یا وب واقعیت مجازی (VR) خواهد بود. سال گذشته همایش بزرگی به اسم وب ۳.۰ برگزار شد.
همانند همایش وب ۲.۰، این همایش نیز مهندسان و محققان را کنار یکدیگر قرار داد. پیام این همایش مشخص بود: وب ۳.۰ درباره غیرمتمرکزسازی مجدد وب است.
چرا وب باید غیرمتمرکز شود؟
متاسفانه امروزه وب ناکارآمد و دارای نقص است.
چرا وب ناکارآمد و دارای نقص است؟ چند دلیل وجود دارد که عبارتند از:
۱- تبلیغات
همانطور که میدانید، وب مملو از تبلیغات است.
چرا این حجم از تبلیغات وجود دارد؟ هنگامی که وب آغاز شد، هیچ روشی برای انتقال ارزش در آن وجود نداشت. مردم درباره استفاده از کارت های اعتباری خود در فضای آنلاین محتاط بودند. بنابراین، بهترین روش برای کسب سود آنلاین، ارائه رایگان آن و کسب درآمد از تبلیغات بود.
در این زمان بود که شرکت هایی نظیر AdWords و DoubleClick به این عرصه وارد شدند. این شرکت ها با تسهیل تبلیغات آنلاین، به کسب و کارها امکان دادند تا محتوا و محصول خود را به صورت رایگان ارائه دهند.
به تدریج، تبلیغات به مدل کسب و کار پیش فرض وب تبدیل شد.
این موضوع منجر به شکل گرفتن وب کنونی شد که در آن، تمام کاربران از مسدودکننده های تبلیغات (Ad blocker) و رسانه ها از مسدودکننده های مسدودکننده تبلیغات (ad-blocker-blockers) استفاده میکنند.
رسانه ها در حال از دست دادن درآمد خود بودند زیرا سودآوری تبلیغات آنلاین به اندازه تبلیغات فیزیکی نبود.
برای جبران این موضوع، رسانه ها به روش های نامناسبی نظیر مطالب کلیک خور، اخبار جعلی و زرد و اطلاعات غلط متکی شدند تا از جلب توجه مردم سود کسب کنند. این چرخه معیوب به دلیل وابستگی وب به تبلیغات به وجود آمد.
۲- نفوذ به اطلاعات و لو رفتن آنها
در سال ۲۰۱۷، خبرگزاری اکونومیست اعلام کرد که اطلاعات و داده ها، نفت دنیای جدید هستند.
امروز رقابت تنگاتنگی در خصوص جمع آوری هرچه بیشتر اطلاعات آنلاین وجود دارد. این موضوع با این ایده شروع شد که اطلاعات کاربران منجر به تبلیغات بهتر میشود. از آن زمان تاکنون، پیدایش هوش مصنوعی صرفا این نیاز را تشدید کرده است.
متاسفانه، اطلاعات کاربران در سرورهای متمرکز بزرگی جمع آوری میشود که هدف محبوب هکرها است.
در سال ۲۰۱۸، شاهد هک شدن Equifax بودیم که طی آن، اطلاعات ۱۴۳ میلیون نفر نظیر شماره امنیت اجتماعی و شماره گواهینامه آنها به سرقت رفت. مردم Equifax را مقصر دانستند و گفتند که امنیت ضعیفی داشت.
اما شرکت هایی نظیر فیسبوک و گوگل که بهترین مهندسان جهان را در اختیار دارند نیز در این سال شاهد نفوذهای امنیتی و لو رفتن اطلاعات بودند.
درسی که از این موضوع میتوان گرفت این است که هیچ سیستمی کاملا ایمن نیست. به محض آنکه شروع به ذخیره سازی اطلاعات در سرورهای متمرکز کنید، باعث تشویق هکرها به سرقت این اطلاعات میشوید و هر سیستمی نیز قابل نفوذ است.
در سال ۲۰۱۷، ۶.۳ میلیارد حساب هک شد. این تعداد نزدیک به هر حساب به ازای یک نفر در جهان است.
۳- نظارت
متاسفانه فقط شرکت ها نیستند که به ذخیره سازی اطلاعات میپردازند، بلکه دولت ها نیز این کار را انجام میدهند. به لطف افشاسازی های ادوارد اسنودن در سال ۲۰۱۴ شاهد این موضوع بودیم. اسنودن جهان را از وجود PRISM مطلع کرد که یک برنامه نظارت جهانی توسط آمریکا بود.
به غیر از آمریکا، دولت های دیگری نظیر چین نیز از اطلاعات جمع آوری شده درباره شهروندان خود استفاده میکنند.
۴- سانسور
مورد بعدی، موضوع سانسور است. در اختیار داشتن سرورهای متمرکز، مسدود کردن دسترسی به اطلاعات را برای دولت ها آسان میکند.
برای مثال، دولت ترکیه دسترسی به سایت ویکی پدیا را برای شهروندان خود به مدت دو سال مسدود کرده بود. زیرا ویکی پدیا میتواند یک تهدید برای امنیت ملی باشد.
کشورهایی نظیر چین، روسیه و هند نیز دارای فایروال های مخصوص به خود هستند.
۵- از دست رفتن اطلاعات
۲۰۰۰ سال قبل، حادثه سوزاندن کتابخانه اسکندریه رخ داد. این آتش سوزی هزاران سند ارزشمند تاریخی را از بین برد.
این موضوع یک تراژدی برای بشریت بود. اما چنین حوادثی هر روز در وب رخ میدهد.
همگی این موضوع را تجربه کرده اند. ممکن است بر روی لینکی کلیک کرده باشید و با پیغام خطای ۴۰۴ مواجه شده باشید. این لینک دیگر کار نمیکند و صفحه مورد نظر شما از دست رفته است.
میانگین طول عمر یک وبسایت تقریبا ۱۰۰ روز است.
هر ماه، ۲ درصد لینک های آنلاین برای همیشه از بین میروند.
اگر این موضوع را در نظر بگیرید که امروزه وب تا چه حد از لحاظ فرهنگی و اطلاعاتی مهم است، متوجه میشوید که این عدد بسیار بزرگی است.
سازمان های غیرانتفاعی نظیر بنیاد بایگانی اینترنت در صدد ایجاد بک آپ از وب هستند، اما با در نظر گرفتن سرعت رشد و از بین رفتن وب، این امر تقریبا غیرممکن است.
به طور خلاصه، نقص های وب موارد زیر هستند.
وب مشکلات بسیار زیادی دارد. اما باید با این مشکلات چه راهکاری اتخاذ کرد؟
هنگام آماده کردن این مقاله، کتابی با عنوان طراحی اینترنت از دیوید دی کلارک (David D. Clarck) را خواندم که یکی از افراد بنیانگذار اینترنت است.
عنوان کتاب بیانگر موضوع کلی آن است: طراحی اینترنت.
پس از خواندن این کتاب متوجه میشویم که چیزی که امروزه به اسم وب میشناسیم فقط یکی از تفسیرهای و توضیحات امکان پذیر آن است. وب از مولفه و محتواهایی ساخته شده است که توسط من و شما ایجاد شده اند.
در ۳۰ سال گذشته، این مولفه و محتواها به حدی تکامل نیافته اند من جوابگوی مشکلات امروز وب باشند.
وب ۳.۰ تلاشی در جهت به روزرسانی این مولفه ها است تا مشکلات بیان شده را اصلاح کند.
وب ۳.۰ که به طور خلاصه به آن وب ۳ میگوییم، با خود ۳ تغییر عمده را به همراه خواهد داشت که عبارتند از:
۱- پول به ویژگی اصلی اینترنت تبدیل خواهد شد.
۲- برنامه های غیرمتمرکز، قابلیت های جدیدی به کاربران ارائه میدهد.
۳- کاربران کنترل بیشتری بر اطلاعات و هویت دیجیتالی خود خواهند داشت.
همانطور که اشاره شد، تبلیغات به مدل تجاری پیش فرض وب تبدیل شد زیرا روش مورد اعتماد دیگری برای انتقال ارزش بر بستر وب وجود نداشت.
خوشبختانه، اخیرا اختراعی صورت گرفته است که میتواند این مشکل را حل کند. این اختراع در دهه های آتی میتواند تاثیر بسزایی بر جوامع ما داشته باشد.
این اختراع بیت کوین است.
انقلاب بیت کوین
مهم نیست که بیت کوین به موفقیت دست خواهد یافت یا خیر، زیرا اثر گلوله برفی ایجاد کرده است. بیت کوین طرز تفکر ما درباره پول دیجیتال را به طور کامل تغییر داده است.
بیت کوین دو نوآوری با خود به همراه داشته است.
بیت کوین، کمیاب بودن دیجیتال را امکان پذیر میسازد. برای اولین بار در تاریخ میتوانیم چیزی را ایجاد کنیم که دیجیتال و منحصربفرد است. بیت کوین به شما امکان میدهد تا بدون واسطه به خرج کردن پول آنلاین بپردازید.
این دو نوآوری، اینترنت ارزش (Internet of Value) را به ارمغان خواهد آورد.
اینترنت ارزش
برای آنکه متوجه شوید این موضوع تا چه حد مهم است، این نکته را در نظر داشته باشید که وب ۱ و وب ۲ چگونه توانستند جریان آزاد اطلاعات را متحول کنند.
فناوری در انواع مختلف رسانه نظیر روزنامه، تلفن، تلویزیون، کتاب، رادیو، عکس، دایرةالمعارف و غیره انتقال مییابد.
این رسانه ها، مولفه های جامعه ما هستند که در ۲۰ سال اخیر توسط فناوری انتقال پیدا کرده اند.
ناگهان این موضوع برای همگان امکان پذیر شد تا هر زمان و هرجایی که هستند اطلاعات خود را به صورت رایگان و همزمان ارسال کنند. این موضوع جهان را کاملا تغییر داد.
امروزه به نظر میرسد که در آینده زندگی میکنیم. ما میتوانیم با هرکس و هرجایی که میخواهیم به طور همزمان صحبت کنیم.
اما اگر دقیقتر بررسی کنید متوجه میشوید که نکته عجیب این موضوع، تحول فناوری نیست، بلکه بخش دیگری از جامعه است که علیرغم این تحولات عظیم فناوری هم چنان کنجکاو باقی مانده است.
بسیاری از مواردی که تغییر نکرده اند مرتبط با ارزش هستند.
دقیقا همانند وب ۱ و ۲ که انفجاری در جریان آزاد اطلاعات به وجود آورند، وب ۳ نیز انفجاری در جریان آزاد ارزش به وجود خواهد آورد.
دقیقا اتفاقی که برای اطلاعات رخ داد، در دهه های آتی شاهد همان اتفاقات برای انتقال ارزش به صورت جهانی، همزمان، آزاد و رایگان و در دسترس همگان خواهیم بود.
فقط به این موضوع فکر کنید که تمام مولفه های جامعه نظیر بورس، اوراق قرضه، ID ها، املاک و غیره به کمیاب بودن نیاز داشته باشند. تمام آنها میتوانند از وب ۳ انتقال یابند.
این موضوع بسیار گسترده و بزرگ است.
ایده موجود در برنامه های غیرمتمرکز، استفاده از ایده بیت کوین یعنی بلاک چین، رمزنگاری، شبکه همتا به همتا و الگوریتم اجماع و افزودن آنها به برنامه ها و کاربردهای وب است.
همانطور که توضیح داده شد، بیت کوین به شما امکان میدهد تا بدون واسطه به انجام تراکنش بپردازید. چرا از این ایده برای ایجاد سایر برنامه ها و کاربردها استفاده نکنیم؟
برای مثال هنگامی که از یک برنامه چت نظیر Messenger استفاده میکنیم. همانند مثال قبل، اگر بخواهیم همانند کودکی با دوستمان صحبت کنیم باید دستمان را بالا ببریم و اجازه بگیریم. در آخر، شرکت هایی نظیر فیسبوک گفتگوی ما را در اختیار دارند.
آیا این موضوع عجیب نیست؟ از طرف دیگر میتوانیم از برنامه ای غیرمتمرکز برای چت کردن نظیر Orbit استفاده کنیم. اوربیت یک برنامه ساده است که میتوانید هم اکنون از آن استفاده کنید. این برنامه به شما امکان میدهد تا بدون واسطه با دوستانتان چت کنید.
بنابراین این ایده وجود دارد که میتوانیم تمام برنامه ها را بر بستر وب بریم.
برای مثال، Airbnb، توییتر، فیسبوک و یوتیوب همگی در حال ایجاد نسخه های غیرمتمرکز و بدون نهاد یا قدرت مرکزی و متمرکز هستند.
امروزه برنامه های غیرمتمرکز بسیار زیادی وجود دارد.
این یک جنبش است. در تمام زمینه ها اعم از پول، بانکداری، پرداخت، تبلیغات، زنجیره تامین و غیره، پسخت غیرمتمرکز برنامه هایی که استفاده میکنیم در حال توسعه میباشند.
چگونه میتوانیم برنامه غیرمتمرکز ایجاد کنیم؟
همانطور که اشاره شد، این کار مربوط به تغییر زیرساخت وب است.
زیرساخت وب دارای لایه پرداخت اصلی خود با پروژه هایی نظیر بیت کوین میباشد.
سپس شما ماشین های مجازی نظیر اتریوم در اختیار دارید. این پلتفرم ها کد برنامه های غیرمتمرکز را اجرا خواهند کرد.
بر بستر این موارد، میتوانیم لایه ذخیره سازی غیرمتمرکز را اضافه کنیم. این لایه، فایل های منبع مورد نیاز برای برنامه ها نظیر تصاویر، ویدئوها، متن ها و غیره را ذخیره خواهد کرد. در این رابطه، پروژه IPFS قابل ذکر است.
پروژه IPFS
پروژه IPFS یک پروژه توسط Protocol Labs و جوان بنت (Juan Benet) است که مخفف سیستم فایل بین سیاره ای (InterPlanetary File System) است. هدف این پروژه، جایگزین شدن HTTP میباشد.
به طور کلی، IPFS به شما امکان میدهد تا وب محلی ایجاد کنید. این موضوع به چه معنا است؟
امروزه اگر بخواهیم تصویری دانلود کنیم، به احتمال زیاد آن را از فضای ابری (cloud) دانلود خواهیم کرد.
پروژه IPFS از قابلیت شبکه سازی این دستگاه ها نظیر وایفای بهره میبرد تا شبکه به هم متصلی ایجاد کند. با وجود IPFS هم چنان میتوانیم از فضای ابری دانلود کنیم، اما پس از دانلود، تمام کاربران میتوانند آن فایل را از دستگاه ما دریافت کنند.
این مورد دارای مزایای بسیار زیادی است.
۱- مقاوم در برابر سانسور: در این مقاله اشاره شد که دولت ترکیه وبسایت ویکی پدیا را تقریبا دو سال مسدود کرده بود. فعالان حاضر در عرصه هک، نسخه غیرمتمرکزی از ویکی پدیای ترکیه را ایجاد کردند که بر بستر شبکه IPFS اجرا میشود و دولت ترکیه نمیتواند این شبکه را مسدود کند. این نوآوری در صدد برطرف کردن مشکل سانسور است.
۲- ماندگاری بیشتر: برای تهیه این مقاله، مطالعات بسیار زیادی انجام دادیم و طی آن، لینک های زیادی را بوکمارک کردیم. به شما قول میدهیم اگر بخواهیم چند سال بعد به این لینک ها رجوع کنیم، بعضی از آنها از بین رفته اند.
هرچند با وجود IPFS، میتوانیم این صفحات را در دستگاه خود ذخیره کنیم و تمام کاربران نیز میتوانند از طریق رایانه ما به این صفحات دسترسی داشته باشند. حتی اگر یوتیوب از بین برود، تا زمانی که فقط یک دستگاه دارای فایل مورد نظر باشد، باز هم این فایل در دسترس خواهد بود.
به علاوه، IPFS دارای هیستوری مخصوص به خود است.
این ویژگی مشابه با ماشین زمان (Time Machine) موجود در مک است. این ویژگی بسیار محبوبی است که امروزه در بسیاری از نرم افزارها وجود دارد. این ویژگی به شما امکان میدهد تا نسخه های قبلی فایل مورد نظر را بررسی کنید.
این دست از پروژه ها در صدد برطرف کردن مشکل از دست رفتن داده ها و اطلاعات هستند.
تاکنون دولت ها با صدور پاسپورت و مجوز رانندگی مسئول مدیریت هویت های ما بودند.
اما نکته عجیب این است که در سال های اخیر، شرکت های خصوصی نیز مسئولیت مدیریت هویت های ما را بر عهده گرفته اند. امروزه دائما با این نوع شرکت ها در وب مواجه میشویم که از اطلاعات شخصی را از ما درخواست میکنند.
برای شرکت های کوچک تر، مدیریت هویت دشوار است. بنابراین، اخیرا شرکت های بزرگ فناوری نظیر فیسبوک و گوگل با تبدیل شدن به مدیران هویت ما در عرصه وب، امور مختلف را انجام میدهند.
بار دیگر این سوال پیش میآید که آیا این نکته عجیب نیست که شرکت های شخصی و به دنبال کسب سود، مسئول هویت ما شده اند؟
این مشکلی است که تیم برنرز لی مدت ها در صدد پرداختن به آن بوده است. وی در این خصوص صحبت های زیادی بیان کرده است.
سال گذشته، وی پروژه جدیدی معرفی کرد که هدف آن، تغییر این شرایط بود. این پروژه سالید (Solid) نام داشت که مخفف اطلاعات مرتبط با هویت اجتماعی (Social Linked Data) بود.
خلاصه ای از نحوه عملکرد این پروژه به شرح زیر است.
ایده این پروژه آن است که به جای ارائه اطلاعات به شرکت های خصوصی، کاربران اطلاعات شخصی خود را در یک واحد پاد (pod که مخفف اطلاعات آنلاین شخصی یا Personal Online Data) است) ذخیره کنند. کاربران میتوانند اسم، آدرس، شماره تلفن و سایر موارد را در این واحدها ذخیره کنند. به عبارت دیگر، تمام اطلاعاتی که مرتبط با هویت آنلاین کاربر است.
پادها رمزگذاری میشوند. و میتوانند در هر جایی که کاربر میخواهد ذخیره شوند: در دستگاه های کاربران، سرورها یا حتی بر بستر بلاک چین.
چشم انداز این پروژه، امکان پذیر ساختن اتصال به برنامه های وب با استفاده از یک دکمه است. هرچند، از آنجایی که در کنترل اطلاعات خود باقی میمانیم، میتوانیم این موضوع را کنترل و مدیریت کنیم که کدام برنامه به چه اطلاعاتی دسترسی داشته باشد.
برای آنکه بهتر متوجه بشوید، این موضوع را در نظر بگیرید که در حال حاضر چگونه اعلان های گوشی تلفن همراه خود را مدیریت میکنید. شما فهرستی از برنامه های مختلف دارید و میتوانید اعلان هایی که هرکدام از آنها ارسال میکنند را انتخاب و مدیریت کنید. تصور کنید که چنین کنترلی را به حتی اعلان های تلفن همراه، بر روی دسترسی افراد مختلف به اطلاعات داشته باشید.
سالید (Solid) پروژه جدیدی است که هم چنان در حال توسعه است.
در واقع این پروژه در حال حاضر آن چنان خوب نیست و عملکرد خوبی ندارد. هرچند پروژه های بسیار زیاد دیگری نظیر uPort و Blockstack وجود دارند که هر کدام به روش خود، در صدد برطرف کردن مشکل یکسانی هستند.
هدف این پروژه ها، هویت غیرمتمرکز است.
علیرغم وجود پروژه های بسیار زیاد، ایده و هدف اصلی آنها یک موضوع واحد است: مردم مسئولیت اطلاعات خود را به عهده داشته باشند. این موضوع مزایای بسیار زیادی با خود به همراه دارد.
۱- دیگر فرمی در کار نیست
اولین مزیت این پروژه ها این است که دیگر فرمی در کار نیست. بعید است هیچکس پر کردن فرم ها را دوست داشته باشد. این کار بسیار تکراری و خسته کننده است. ایده هویت غیرمتمرکز این است که فقط یکبار اطلاعات خود را بنویسید و همه چیز به آن متصل شود.
۲- جریان یکطرفه اطلاعات
کارت های اعتباری یک فناوری پرداخت کاملا از مد افتاده و قدیمی است. هنگامی که از کارت اعتباری استفاده میکنید، به فروشنده شماره کارت، تاریخ انقضا و کد امنیتی کارت خود را میدهید. به عبارت دیگر، به آنها رمز عبور استفاده از کارت را میدهید.
فروشنده ها با این اطلاعات میتوانند بدون رضایت شما هر مقداری که بخواهند از شما هزینه دریافت کنند. به همین دلیل است که کلاهبرداری های زیادی با کارت های اعتباری انجام میشود.
به عبارت دیگر، هنگامی که بیت کوین ارسال میکنید، به جای آنکه رمز عبور خود را به فروشنده بدهید، تراکنش مورد نظر را به طور رمزنگاری شده امضا میکنید. این امضا منحصربهفرد است و فقط برای آن تراکنش معتبر میباشد. بنابراین، دریافت هزینه مجدد توسط فروشنده بدون رضایت شما غیرممکن است.
چنین مشکلی در خصوص هویت نیز وجود دارد.
هنگامی که شماره کارت ملی خود را به وبسایتی میدهیم در واقع رمز عبور به هویت خود را به او واگذار میکنیم. این وبسایت ها، اطلاعات هویتی ما را در سرورهای ناایمن ذخیره میکنند و پس از مدتی توسط هکرها سرقت میشود.
چرا در این مورد هم نتوانیم از رمزنگاری استفاده کنیم؟ به جای ارائه رمز عبور به هویت خود، میتوانیم تراکنش ها را به طور رمزنگاری شده امضا کنیم تا اثبات کنیم که ما همان کسی هستیم که ادعا میکنیم یعنی هویت ما واقعی است. بنابراین، هیچکس نمیتواند هویت ما را سرقت کند.
این اساس هویت غیرمتمرکز و ایمن تر ما است.
۳- امنیت
غیرمتمرکزسازی بسیار ایمن است.
همانطور که اشاره شد، هیچ سیستمی کاملا ایمن نیست. همواره هک و نفوذهای اطلاعاتی وجود دارد. ما هرگز نمیتوانیم قول بدهیم که هیچکس به اطلاعات دسترسی نخواهد داشت. اما از آنجایی که اطلاعات در سرورهای متمرکز ذخیره نمیشوند شاهد مواردی همچون نفوذ هکرها به سرور و سرقت شماره کارت های ملی نخواهیم بود. برای سرقت هویت های غیرمتمرکز، هکرها باید تمام اطلاعات را جداگانه هک کنند که تقریبا غیرممکن است.
این برنامه ها و نوآوری ها میتوانند در خصوص مشکلاتی نظیر نظارت و هک اطلاعات ما را کمک کنند.
آسانتر کردن کار توسعه دهندگان
در این مقاله خواندید که وب ۳ چگونه روش های جدید و منحصربفرد برای پرداخت، ذخیره سازی و هویت به همراه خواهد داشت. این نوآوری ها، توسعه برنامه های وب را نیز آسان تر خواهند کرد.
برنامه ای نظیر اوبر یا اسنپ را در نظر بگیرید. برای ایجاد چنین برنامه ای باید مولفه های بسیار زیادی نظیر پرداخت، ذخیره سازی و یک سیستم مدیریت هویت را در کنار یکدیگر قرار دهید.
سپس، شرکت دیگری نظیر لیفت (Lyft) با برنامه مشابه دیگری از راه میرسد. این شرکت باید تمام این مولفه ها را از ابتدا ایجاد کند. در این حالت، اقدامات تکراری بسیار زیادی باید انجام شود.
ایده وب ۳ استفاده از این مولفه ها، غیرمتمرکز کردن آنها و ارائه آنها به کاربران است. کاربران از این شرایط سود میبرند اما توسعه دهندگان نیز بی نصیب نمیمانند، زیرا هر کدام از این مولفه ها فقط باید یکبار ایجاد شوند.
اگر اوبر و لیفت نخواهند از این مولفه های غیرمتمرکز استفاده کنند اشکالی ندارد زیرا نسخه ها و معادل های غیرمتمرکز این برنامه ها، از مولفه های مذکور استفاده خواهند کرد.
این زیرساخت نوآورانه با آسان تر کردن ایجاد برنامه های وب برای توسعه دهندگان میتواند از یکه تازی بعضی از شرکت ها جلوگیری کنند.
وب ۳ به چه شکل است؟
تمام موارد گفته شده جالب هستند اما احتمالا از خودتان میپرسید که چگونه در وب ۳ به وبگردی بپردازیم؟ خب روش های بسیاری وجود دارد.
- افزونه های مرورگر نظیر متامسک (Metamask)
- مرورگرهای جدید نظیر بریو
- پورتال های وب نظیر مای اتر والت (MyEtherWallet)
- برنامه های موبایلی نظیر کیف پول کوین بیس (Coinbase Wallet)
متامسک
در ادامه، مقداری درباره متامسک خواهیم گفت. ما معتقدیم که متامسک یکی از راهکارهای بسیار خوب و برجسته برای وبگردی در وب ۳ است.
متامسک یک افزونه مرورگرهایی نظیر کروم و فایرفاکس است. پس از افزودن متامسک به مرورگر، آیکن کوچکی در بالا سمت راست مرورگر ظاهر میشود.
سپس میتوانید به کیف پول خود متصل شوید و به مرورگر خود قابلیت های جدید بسیار زیادی برای تعامل با بلاکچین هایی نظیر اتریوم اضافه کنید. متامسک به شما امکان میدهد تا از برنامه های وب ۳ استفاده کنید.
بریو
بریو پروژه ای از برندان آیک (Brendan Eich) یکی از اشخاص بسیار مهمی است که موسس موزیلا و فایرفاکس و خالق جاوااسکریپت است.
پروژه جدید آیک، مرورگری به اسم بریو است که به طور پیش فرض تبلیغات (ads) و شناساگرها (tracker) را مسدود میکند. این موضوع باعث میشود که بریو به سریعترین مرورگر تبدیل شود. بریو تقریبا ۴ برابر سریعتر از کروم است.
بریو طوری توسعه یافته است تا با ارز دیجیتال BAT کار کند. برای مثال هنگامی که از بریو برای مشاهده یوتیوب استفاده میکنیم، میتوانیم بر روی آیکن BAT کلیک کنیم تا به کیف پول خود دسترسی یابیم.
پس از آن میتوانیم به طور مستقیم به تولید کنندگان محتوا پاداش بدهیم.
هم چنین یک ویژگی پرداخت خودکار در این مرورگر وجود دارد که به ما امکان میدهد تا مقدار مشخصی پول در هر ماه به وبگردی خود اختصاص دهیم. با وجود این ویژگی، میتوانیم به وبگردی خود بپردازیم و بریو به طور خودکار مقدار پولی که تعیین کرده ایم را به صفحات مشخص شده اهدا میکند.
در حال حاضر نسخه های رایانه ای، تبلت ها و موبایل های دارای سیستم عامل اندروید و iOS برای بریو وجود دارد. بریو دارای ۵.۵ میلیون کاربر فعال ماهانه است.
در آخر میتوان گفت که بریو با استفاده از بلاک چین و رمزنگاری و ایجاد بازار غیرمتمرکز برای تبلیغات، در صدد ایجاد تحول در این عرصه میباشد.
بریو از آن دست پروژه هایی است که با تسهیل پرداخت، ما را کمتر متکی به تبلیغات بر بستر وب میکند.
نتیجه گیری
در این مقاله با نحوه تکامل وب در ۳۰ سال گذشته آشنا شدیم.
ما درباره وب ۱.۰ که فقط خواندنی و غیرمتمرکز بود مطالبی آموختیم. سپس شرکت های بزرگ فناوری به وجود آمدند. این شرکت ها استفاده از وب را آسانتر کردند اما در این راه به متمرکز کردن آن پرداختند. این مرحله وب ۲.۰ بود. اکنون وب ۳.۰ به ما امکان خواهد داد تا بدون هیچگونه واسطه با یکدیگر تعامل برقرار کنیم. وب ۳.۰، وب را مجددا غیرمتمرکز خواهد کرد.
از آنجایی که اکثر تغییرات در سطح زیرساخت خواهد بود، در نتیجه این انتقال برای اکثر مردم، کند و تقریبا نامحسوس خواهد بود. شاید مردم باید یاد بگیرند که چگونه از کیف پول استفاده کنند یا با بلاک چین ها تعامل برقرار کنند. شاید این افراد باید از مرورگرهای مختلفی استفاده کنند. اما در مجموع، شرایط برای کاربران وب تقریبا بدون تغییر باقی خواهد ماند.
پاندول
تاریخ انسان همواره بین متمرکزسازی و غیرمتمرکزسازی در حال نوسان بوده است.
برای مثال در دورانی که انسان در غار زندگی میکرد هرکسی مسئول کارهای خود بود و فقط افراد قویتر به بقا ادامه میدادند.
به تدریج مردم دریافتند که اگر در کنار یکدیگر باشند قویتر و کارآمدتر میشوند. بنابراین به آرامی شروع به ایجاد قبیله ها کردیم که به شهرها و کشورها تکامل یافت. این شرایط منجر به ایجاد سلطنت ها شد که در آنها، چند پادشاه بر تمام افراد حاکم بودند و پیامد چنین شرایطی، سوء استفاده آنها از قدرت بود.
مردم شورش کردند و سر پادشاهان را از تن تنها جدا کردند و باعث آنارشی و هرج و مرج شدند که شکل دیگری از غیرمتمرکزسازی بود.
پس از قرن ها حرکت بین این دو مقوله، به یک سیستم متوازنی دست یافتیم: دموکراسی. دموکراسی شامل مولفه های متمرکز نظیر رییس جمهور و مولفه های غیرمتمرکز نظیر حق رأی برای هر شهروند میباشد.
چنین شرایطی برای فناوری نیز صادق است. ما با این چارچوب های عظیم متمرکز شروع کردیم که ما را به سطوح دیگری رساند.
پس از آنکه ضعف های چنین سیستمی را مشاهده کردیم، سیستم های غیرمتمرکز وب ۱.۰ را ایجاد کردیم. وب ۱.۰ بسیار خوب بود اما استفاده از آن دشواری هایی در پی داشت.
سپس شرکت های بزرگ نظیر گوگل، فیسبوک و توییتر به وجود آمدند و وب را برای مردم در دسترس تر کردند. این دوران وب ۲.۰ بود.
ما معتقدیم که این شرکت ها بد نیستند. آنها موارد بسیار خوب و باورنکردنی به وب و به زندگی ما ارائه دادند. وجود این شرکت ها یک مزیت و سود کامل برای انسان ها است.
وب ۳.۰ درصدد جایگزین شدن آنها نیست، بلکه درباره هدایت موارد مختلف به سمت یک وب دموکراتیک و متوازن تر است.
اینترنت اشیا
با در نظر گرفتن این نکته که تمام اشیا خانه ما به تدریج در حال اتصال به اینترنت هستند، موضوع اینترنت اشیا از اهمیت بسزایی برخوردار است.
دستگاه Nest Thermostat را در نظر بگیرید. این دستگاه، اطلاعات حساس درباره شما نظیر اینکه چند ساعت از زمان خود را در چه اتفاقی صرف میکنید را جمع آوری میکند.
در سال ۲۰۱۴، گوگل این شرکت را خرید. این اتفاق باعث نگرانی بسیاری از افراد در خصوص این موضوع شد که آیا گوگل از اطلاعات Nest استفاده میکند یا خیر.
از این رو، تونی فادل (Tony Fadell) مدیرعامل وقت شرکت Nest به کاربران اطمینان داد که سیاست حفظ حریم خصوصی بدون تغییر باقی خواهد ماند.
مسأله اینجاست که چه نیازی به تکیه بر قول این شخص برای محافظت از خود در برابر ترموستات است؟ قبل از شرکت Nest، هیچ نگرانی در خصوص ارسال اطلاعات شخصی توسط ترموستات خانه ام به سراسر اینترنت نداشتم.
ما نباید به قول ها و وعده های گوگل یا فیسبوک یا مارک زوکربرگ به منظور محافظت از ما در مقابل دستگاه های خودمان متکی باشیم. این نکته، تمام هدف وب ۳.۰ است.
در حالی که وب ۲.۰ درباره باور این وعده بود که هیچ اقدام نامناسبی انجام نمیشود، وب ۳ درباره تغییر زیرساخت به منظور ایجاد وبی است که مردم و شرکت های بزرگ اصلا نمیتوانند اقدام نامناسبی انجام دهند.