هر از گاهی افرادی ادعا میکنند ساتوشی ناکاموتو (Satushi Nakamoto)، خالق ناشناس بیت کوین هستند. این ادعاها معمولاً تیتر خبرها میشوند، بحثهای داغ ایجاد میکنند و همزمان موجی از تردید را به همراه دارند. با وجود سالها ادعا، شکایت حقوقی، انتشار اسناد و مصاحبههای رسانهای، هنوز هیچکدام از این ادعاها نتوانستهاند اثبات قطعی ارائه دهند. دلیل بسیار دااین موضوع بسیار ساده است. اثبات ساتوشی بودن به داستانپردازی، مدارک شخصی یا پیروزی در دادگاه مربوط نیست؛ این موضوع یک مسئله رمزنگاری است که تحت قوانین سختگیرانه ریاضی قرار دارد.
به گزارش میهن بلاکچین، ساتوشی بیت کوین را بهگونهای طراحی کرد که بدون نیاز به اعتماد به افراد کار کند. از آنجا که ساتوشی احتمالاً یک نام مستعار است، هر فردی که چنین ادعایی داشته باشد باید هویت خود را اثبات کند. این اثبات احتمالاً شامل مدارک هویتی و سوابق ارتباطی میشود، اما مهمترین بخش آن کنترل کلید خصوصی مرتبط با آدرسهای اولیه بیت کوین است.
اثبات مالکیت در بیت کوین دقیقاً به چه معناست؟
در طول سالها افراد مختلفی بهعنوان ساتوشی مطرح شدهاند. مشهورترین مدعی کریگ رایت (Craig Steven Wright) بود که بارها این ادعا را مطرح کرد، اما دادگاه عالی بریتانیا بهصراحت اعلام کرد او ساتوشی نیست و شواهد ارائهشده را فاقد اعتبار دانست. افراد دیگری نیز مطرح شدند اما همگی این ارتباط را رد کردند.
در سیستمهای رمزنگاری مانند بیت کوین، هویت به مالکیت کلید خصوصی وابسته است. اثبات این مالکیت از طریق امضای یک پیام با آن کلید انجام میشود؛ هر فردی میتواند صحت این فرآیند را بهصورت عمومی بررسی کند.
تفاوت میان شواهد و اثبات رمزنگاری کاملاً روشن است. شواهد میتوانند تفسیر شوند، مورد بحث قرار گیرند یا به چالش کشیده شوند، اما تأیید رمزنگاری یک نتیجه دوحالته است: یا صحیح است یا نیست. مدل تأیید در بیت کوین بر پایه ریاضیات است.
چه چیزی ثابت میکند شخصی ساتوشی است؟
قطعیترین راه برای اثبات ساتوشی بودن، امضای یک پیام عمومی با کلید خصوصی یکی از بلاکهای اولیه بیت کوین است؛ بهویژه بلاکهایی که به فعالیت استخراج ساتوشی در سال ۲۰۰۹ نسبت داده میشوند.
چنین امضایی سه ویژگی مهم دارد؛ قابلبررسی عمومی است، بدون کلید خصوصی قابل جعل نیست و به هیچ مرجع یا نهاد واسطهای نیاز ندارد. ابزارهای لازم برای چنین اثباتی ساده و در دسترس هستند، اما تاکنون هیچکس چنین مدرکی ارائه نکرده است.
جابهجایی کوینهای اولیه؛ اثباتی قویتر اما بعید
اقدامی حتی قدرتمندتر از امضای پیام، انتقال بیت کوین از کیف پولهای اولیه ساتوشی است. یک تراکنش آنچین از این آدرسها تقریباً تمام تردیدها را از بین میبرد. با این حال، چنین اقدامی پیامدهای عظیمی دارد. بنابراین ممکن است حتی اگر ساتوشی زنده باشد، عدم اقدام منطقیترین انتخاب باشد.
چرا ایمیلها و اسناد کافی نیستند؟
ایمیلها، پیشنویسها، پستهای انجمنها یا تحلیل کد میتوانند از یک ادعا حمایت کنند، اما اثبات قطعی محسوب نمیشوند. این موارد قابل جعل یا تفسیر هستند. در بیت کوین، کلیدها هویت را تعیین میکنند و سایر شواهد در درجه دوم قرار دارند. تحلیل سبک نوشتاری یا سوابق ارتباطی تنها میتواند نشاندهنده همبستگی باشند.
در سیستمهای سنتی، شهادت یا اسناد میتوانند هویت را اثبات کنند، اما در بیت کوین چنین شواهدی بیاهمیت هستند. این شبکه دقیقاً برای حذف نقش انسان در فرآیند اعتماد طراحی شده است.
چرا اثبات ناقص، اثبات محسوب نمیشود؟
برخی مدعیان ادعا میکنند مدارکی را بهصورت خصوصی ارائه دادهاند. اما مدرکی که عمومی نباشد، قابل بازتولید نباشد یا به کلیدهای اولیه مرتبط نباشد، استاندارد لازم را ندارد. برای قانع کردن جهان، اثبات باید عمومی، قابل بررسی مستقل و مستقیم باشد.
برای عملکرد بیت کوین، دانستن هویت خالق آن ضروری نیست. در واقع، ناشناس بودن ساتوشی روایت تمرکززدایی را تقویت میکند. در بیت کوین هیچ بنیانگذاری برای رجوع وجود ندارد، هیچ مرجع مرکزی برای درخواست کمک نیست و هیچ هویتی برای حمله یا دفاع وجود ندارد. این شبکه دقیقاً به این دلیل کار میکند که هویت در آن بیاهمیت است.














