گاهی آینده مانند اتاقی پر از درهای نیمهباز است. هر در، روایتی دارد و مشکل ما هم در حال حاضر این نیست که روایتها را دوست داریم یا نه. مشکل این است که داراییهای ما، زیر هر روایت رفتار متفاوتی خواهند داشت. آنچه در سناریوی «عاقلانه» به نظر میرسد، در سناریویی دیگر میتواند اشتباهی باشد که برایمان گران تمام میشود.
این مقاله از میهن بلاکچین پیشبینی قطعی یا توصیهای برای خریدوفروش نیست. هدفم از نوشتن این متن ایجاد چارچوب فکری است تا در زمان اضطراب فضای ذهنی جامعه و شایعات و تیترهای تند، از روی ترس تصمیم مالی نگیریم و کمی «منطق» چاشنی آن کنیم. هدف در دورههای مبهم معمولاً این نیست که بیشترین سود را بگیریم. هدف این است که سرمایهمان را هرچند اندک، زنده نگه داریم تا در آیندهای بهتر فرصت سودآوری برایمان فراهم شود.
سه اصل طلایی در دوران ابهام
اصل اول، نقدشوندگی. در بحران، داراییِ خوب فقط داراییِ گران نیست، دارایی است که بتوانید به موقع به پول یا ابزار پرداخت تبدیلش کنید. اصل دوم، قابلیت جابهجایی. هرچه دارایی کمتر به یک نقطه، یک سامانه، یک بانک، یا یک مجوز وابسته باشد، در شرایط بد امتیاز بیشتری میگیرد. اصل سوم، کنترل هیجان. در بحران، بازارها فقط با داده حرکت نمیکنند، با روان جمعی حرکت میکنند. تصمیمهای احساسی معمولاً هزینههای پنهان دارند، هزینههایی که در لحظه ممکن است نادیده بگیریمشان.
سه سناریوی متصور پیش رو در شرایط فعلی و چرایی اهمیتشان
در شرایط امروز جامعه در ایران، سه مسیر کلی قابل تصور است که هرکدام، سازوکارهای اقتصادی را به شکل متفاوتی تکان میدهند:
- سناریوی A: جنگ یا درگیری نظامی (کوتاهمدت یا فرسایشی)
- سناریوی B: تغییر نظم سیاسی (گذار کوتاهمدت و کنترلشده، یا گذار بلندمدت و فرسایشی)
- سناریوی C: ادامه وضعیت فعلی (با دو مسیر مذاکرات مثبت یا مذاکرات منفی)
حالا برویم سراغ خودِ بازارها و داراییها.
سناریوی A: جنگ نظامی، اقتصاد در حالت شوک
جنگ، چه کوتاهمدت باشد چه طولانی، اول از همه به «انتظارات» ضربه میزند. یعنی حتی قبل از اینکه واقعیتهای اقتصادی کامل اثر کنند، قیمتها به ترس و عدم قطعیت واکنش نشان میدهند.
اگر جنگ کوتاهمدت باشد
در تجربه بازارهای بحرانزده، معمولاً چند واکنش سریع دیده میشود: جهش نرخ ارز و قیمت طلا، اختلال موقت در تجارت و حملونقل و افزایش تورم انتظاری. نکته ظریف اینجاست که پایان درگیری الزاماً به معنی پایان اضطراب نیست. گاهی جنگ تمام میشود، اما اثر روانی آن روی قیمتها و رفتار مردم، دیرتر فروکش میکند.
در چنین فضایی معمولاً داراییهای قابلحمل و پوششدهنده ریسک، دست بالا را دارند: ارز خارجی، طلا و داراییهای قابل انتقال. در مقابل، داراییهای وابسته به اقتصاد داخلی و اعتماد عمومی مانند ریال، بسیاری از سهام داخلی و برخی انواع ملک، بیشتر زیر فشار روانی و رکودی قرار میگیرند.
اگر جنگ طولانی و گسترده شود
اینجا داستان از «شوک» تبدیل میشود به «فرسایش». در جنگ طولانی، فقط قیمتها بالا نمیروند، خودِ کارکرد سیستمها هم ممکن است آسیب ببیند: تولید افت میکند، شبکه تامین مختل میشود، سیستم بانکی و پرداخت تحت فشار میرود و تورم میتواند از حالت قابل پیشبینی خارج شود.
در این شرایط، معیاری مهم به معادله اضافه میشود: دسترسی. یعنی ممکن است دارایی روی کاغذ از همه نظر عالی به نظر برسد، اما خب در لحظه نتوانید به آن دسترسی داشته باشید یا تبدیلش کنید. در این موقعیت «دارایی فیزیکی» یا همان پول نقد در ذهن مردم پررنگتر میشود.
در سناریوی جنگ طولانی، معمولاً نگاه بازار به نقدینگی، داراییهای فیزیکی و مواردی متمایل میشود که کمترین وابستگی را به زیرساختهای شکننده دارند. در طرف مقابل، داراییهای داخلی و کمنقدشونده، یا داراییهایی که فروش و انتقالشان به سامانههای رسمی گره خورده، ریسک عملیاتی بیشتری پیدا میکنند.
نکتهای مهم درباره کریپتو در سناریوی جنگ
مزیت اصلی دارایی دیجیتال، قابلیت انتقال است. اما پاشنه آشیلش، وابستگی به زیرساخت است: اینترنت، برق، گوشی، و مسیرهای تبدیل. اگر اینها مختل شوند، دارایی دیجیتال ممکن است کاربردش را برای مدتی از دست بدهد. پس در این سناریو، بحث بر سر خوب یا بد بودن کریپتو نیست، بحث بر سر این است که دارایی دیجیتال هم ریسک عملیاتی دارد که باید جدی گرفته شود.
سناریوی B: سناریوی گشایش و انقباض در فضای سیاسی-اقتصادی
این سناریو دو چهره دارد: چهرهای کوتاهمدت و کنترلشده (کماحتمال اما ممکن) و چهرهای بلندمدت که اگر امنیت و ثبات کافی شکل نگیرد، ممکن است فرسایشی شود.
کوتاهمدت و کنترلشده: سریع، امید زیاد، پول تازه
در این سناریو، کاهش فشار خارجی و ورود سرمایه میتواند تورم انتظاری را پایین آورد و به ریال فرصت نفس کشیدن بدهد. رشد گردشگری، فعال شدن پروژهها و افزایش اشتغال میتواند موتور تقاضای واقعی را روشنتر کند. بازارها هم معمولاً به این فضا واکنش نشان میدهند: بورس جان میگیرد، بخشهایی از مسکن و کسبوکار رونق میگیرد و قیمت داخلی دلار و طلا ممکن است عقبنشینی کند، چون ترس کم میشود و نیاز به پوشش ریسک کاهش مییابد.
در چنین فضایی، داراییهای «رشد محور داخلی» معمولاً بهتر دیده میشوند: ریال در کوتاهمدت، بورس تهران و بخشی از بازار املاک، مخصوصاً ملکهای تجاری یا مرتبط با رونق گردشگری. در مقابل، داراییهایی که نقش پناهگاه را بازی میکنند، مانند طلا و ارز خارجی ممکن است در بازار داخلی فشار فروش تجربه کنند، چرا که مردم حس میکنند بحران از فاز اضطراری خارج شده.
اما در این سناریو، هشداری بزرگ را نباید نادیده گرفت: پایداری ریال و ماندگاری این روند، وابسته به ثبات و جذب سرمایه است. اگر ثبات سیاسی و امنیت سرمایهگذاری شکل نگیرد، یا اصلاحات اقتصادی نصفهنیمه باقی بماند، «امید کوتاهمدت» میتواند جای خود را به «تردید بلندمدت» بدهد.
بلندمدت: بیثباتی، تورم و نااطمینانی
در نسخه بلندمدت و فرسایشی این سناریو، حتی اگر تغییرات رخ داده باشند هم باز ممکن است اقتصاد همچنان با نااطمینانی، تورم، و نوسان دستوپنجه نرم کند. در این حالت، بازارها دوباره به سمت پوشش ریسک میروند و جذابیت داراییهای داخلی میتواند موجی و ناپایدار شود.
سناریوی C: اقتصاد با همان نظم سیاسی، مسیری آشنا با دو پیچ مهم
در این سناریو، «حالت پایه» همان چیزی است که مردم ایران با آن آشنا هستند، اما تفاوت اصلی اینجاست که مذاکرات میتواند دو مسیر کاملاً متفاوت بسازد.
مذاکرات مثبت: کاهش فشار، بهبود نسبی، رشد داراییهای داخلی
اگر توافقی حاصل شود و فشار کاهش یابد، معمولاً ریال تقویت نسبی میگیرد، تورم انتظاری آرامتر میشود و داراییهای داخلی فرصت تنفس پیدا میکنند. در این فضا، ابزارهای داخلی مثل ریال، اوراق دولتی، سهام و بخشی از ملک میتوانند عملکرد بهتری داشته باشند، چرا که وزن ریسک سیستماتیک کم میشود. در مقابل، ارز خارجی، طلا و استیبلکوینها ممکن است از نظر قیمت داخلی تضعیف شوند، چون نیاز به پناهگاه کمتر میشود.
مذاکرات منفی: بدون جنگ، فشار بیشتر، بازار در حالت دفاعی
اگر توافقی شکل نگیرد و فشار و تحریم تشدید شود، بازار دوباره وارد حالت دفاعی میشود. در این مسیر، معمولاً داراییهای پوششی مثل ارز خارجی و طلا تقویت میشوند و داراییهای داخلی مانند ریال، اوراق، بورس و بخشهایی از ملک زیر فشار میروند. در کنار اینها، کالاهای اساسی هم میتوانند به عنوان پناهگاه رفتاری مطرح شوند، چون مردم در دوره فشار شدید، به سمت داراییهایی میروند که «کاربرد و بقا» دارند.
پس بالاخره با داراییها چه کار کنیم؟ چارچوب تصمیمگیری سناریومحور
به جای نسخه واحد، بهتر است چارچوب داشته باشید که در هر سناریو، تصمیم را از نو تنظیم کند. این چند سوال، مانند قطبنما عمل میکنند:
- یک، اگر فردا دسترسی سختتر شد، آیا دارایی من قابل استفاده است؟
- دو، اگر لازم شد سریع تبدیل کنم، چقدر طول میکشد و چقدر هزینه میدهم؟
- سه، دارایی من به چند ریسک همزمان وابسته است؟ ریسک بانک، ریسک اینترنت، ریسک قانون، ریسک بازار.
- چهار، افق زمانی من چیست؟ یک ماه، یک سال، یا چند سال؟
- پنج، اگر اشتباه کنم، آیا اشتباه قابل جبران است یا نابودکننده؟
تقسیمبندی ساده داراییها از نگاه «بقا»
داراییهای وابسته به داخل: ریال، سهام داخلی، اوراق داخلی، ملک داخل کشور. اینها در سناریوهای بهبود و ثبات، میتوانند بازده خوبی بدهند، اما در سناریوهای شوک و فشار، ریسک سیستماتیک بالاتری دارند.
داراییهای پوششی و قابل حمل: ارز خارجی، طلا و در نسخه دیجیتال، استیبل کوینهایی مانند تتر (Tether) – بدون در نظر گرفتن ریسکهای تحریمی/مسدودسازی و ریسکهای عملیاتی – اینها معمولاً در سناریوهای ریسکبالا بهتر عمل میکنند، اما در سناریوهای گشایش ممکن است از نظر قیمت داخلی عقبنشینی داشته باشند.
داراییهای کمنقدشونده: ملک و برخی سرمایهگذاریهای سنگین. در بحران، مشکل اصلی این داراییها همیشه «قیمت» نیست، «فروش» است. ممکن است ملک روی کاغذ ارزش داشته باشد، اما مشتری و نقدشوندگی در لحظه کم شود.
سه سناریو، یک اصل ثابت: اول بقا، بعد بازده
پس در نهایت میرسیم به اینکه سه سناریو پیش رو داریم با سه رفتار غالب بازار، اما پیامی مشترک.
در سناریوی A، اقتصاد اول با شوک روبهرو میشود و بعد اگر ماجرا طولانی شود وارد فاز فرسایش میشود. در کوتاهمدت، داراییهای پوششی و محافظ ارزش معمولاً نقش پررنگتری میگیرند، اما در بلندمدت یک معیار از همه مهمتر میشود: دسترسی. یعنی ممکن است بازده روی کاغذ جذاب باشد، اما اگر در لحظه نتوانید از داراییتان استفاده کنید یا به موقع تبدیلش کنید، عملاً مزیتش کم میشود.
در سناریوی B، اگر مسیر کوتاهمدت، سریع و کنترلشده باشد و ثبات شکل بگیرد، معمولاً داراییهای داخلی فرصت رشد پیدا میکنند و پناهگاهها عقب مینشینند. اما اگر ثبات و امنیت سرمایهگذاری به اندازه کافی ساخته نشود، این اثر میتواند موجی و موقتی باشد و دوباره نااطمینانی و تورم، تصمیمها را به سمت محافظهکاری هل بدهد.
در سناریوی C (ادامه وضعیت فعلی)، همه چیز به مسیر مذاکرات گره میخورد. مذاکرات مثبت معمولاً به نفع داراییهای داخلی تمام میشود و مذاکرات منفی، بازار را به سمت داراییهای پوششی و دفاعی سوق میدهد.
و در نهایت، فارغ از اینکه کدام سناریو رخ بدهد، تصمیمی عاقلانه همیشه قابل اجراست: طوری داراییتان را بچینید که اگر آینده مهآلود شد، مجبور نشوید با دست لرزان و عجله تصمیم بگیرید. در چنین دورههایی هدف اول، زنده نگه داشتن سرمایه است؛ سود، اگر قرار باشد بیاید، بعد از بقا میآید.

















