مقالات

یک دیدگاه بی طرف: آیا فناوری بلاک چین لازم است؟

سؤالی که شاید این روزها لازم است بپرسیم این است: آیا فناوری بلاک چین لازم است؟ خب جواب کمی پیچیده است. برای نتیجه گیری باید دیدگاه بی طرفانه ای در نظر گرفت. بانکداران و افراد حاضر در بازار سهام های سنتی احتمالا به شما می گویند که این فناوری مظهر شیطان است و باعث می شود تمام پول خود را از دست بدهید. از طرفی مهندسین و طرفداران بلاک چین به شما خواهند گفت که این تکنولوژی آینده جهان است و البته که طبق معمول دولت ها مردد هستند.

هر دو گروه بیش از حد بر عقیده خود پافشاری می کنند و متأسفانه هر دو اشتباه می کنند. در اینکه فناوری بلاک چین فوق العاده و انقلابی است هیچ شکی وجود ندارد. اما برخی از مشكلات بسیار جدی آن توسط افرادی که از بلاک چین حمایت می كنند، نادیده گرفته می شود. همچنین بسیاری از جوانب مثبت آن توسط منتقدان این فناوری نادیده گرفته می شود.

برای طرفداران دیالوگ یان مالکولم (Ian Malcolm) را از پارک ژوراسیک نقل می کنم:

دانشمندان اینقدر با “می توانند“ مشغول بودند که هرگز به “باید“ فکر نکردند.

برای منتقدان سخن J.P. Getty که به نظر من یک شخص بسیار میانه رو است را نقل می کنم:

در زمان تغییر سریع، تجربه بزرگترین دشمن شماست.

اما به بلاک چین برگردیم. این فناوری ایجاد شده تا مدیریت ارز دیجیتال آسان تر شود و یک فناوری فوق العاده است.

توضیح کوتاهی درباره بلاک چین

برای کسانی که هنوز نمی دانند بلاک چین چیست مثالی ساده می آورم.

بلاک چین یک خط متوالی از بلاک های داده است. هر بلاک در بلاک چین را به عنوان یک قطعه لگوی دیجیتال و سازمانی که از آن استفاده می کند را به عنوان محل مراقبت روزانه کودکان در نظر بگیرید. این قطعه لگو برای هرکسی و هر چیزی که بخواهد بسازد قابل استفاده است. همیشه حاضر و مفید و در دسترس است. می توان این قطعه لگو را به سایر قطعات لگو متصل کرد تا شاهکارهای هنری خلق کرد.

یک بلاک چین به همین شکل کار می کند. به طور خلاصه تنها چند داده رمزگذاری شده است. بلاک های داده با هم می توانند شاهکارهای داده قابل دسترسی را در هر زمان که یک کاربر بخواهد ایجاد کند. درست مانند لگو، شکستن یا از بین بردن یک قطعه ی تنها بسیار سخت است و پای شما درد می گیرد. می دانید زیرا وقتی روی یک قطعه از آنها پا می گذارید؛ این پای شماست که درد میگیرد نه لگو.

بلاک چین ها بسیار مفید هستند. اگر با یادگیری ماشین ترکیب شود، می تواند به تنهایی کل صنعت بانکداری را منسوخ کند. این فناوری می تواند از نظر علمی برای محاسبات پیچیده ریاضی استفاده شود و به حل مسائل پیچیده فیزیک کمک کند. قادر است به پیشبرد ژن درمانی کمک کند. صادقانه بگویم از نظر تئوری فناوری بلاک چین می تواند جنگ ستارگان کامل به راه بیاندازد. این مساله مرا به اولین منتقد آن تبدیل می کند؛ هرگز جنگ ستارگان کامل به راه نیاندازید زیرا برای هیچ کس خوب نیست.

گفتگوها در مورد برنامه های مختلف بلاک چین

بلاک چین

  • دیدگاه دموکراتیک

برخی از طرفداران آن را دیده ام که می گویند بلاک چین مظهر دموکراسی است. بلاک چین به همه امکان می دهد تا به داده های یکسان دسترسی داشته باشند و منصفانه هم هست. برای این دیدگاه یک نقطه مقابل دارم: تصور کنید اگر گوگل سرورهای خود را عمومی کند یا موجودی ۴۰۱ هزار شما در جهان منتشر شود. این امر چگونه چیزها را تحت تأثیر قرار خواهد داد؟ حریم خصوصی و محرمانگی موارد مهمی هستند. مهمتر از همه نگه داشتن داده ها دور از دست سایر افراد نیز ضروری است.

ممکن است شما زیاد با آن کاری نداشته باشید اما بزرگترین تهدیدی که جهان مدرن با آن روبروست، عدم حفظ حریم خصوصی است. این مساله به نقطه شکست خود رسیده است. مردم مدت هاست که با بازاریابی هدف اذیت می شوند و کمبریج آنالیتیکا (Cambridge Analytica) به عنوان نمونه بزرگی از چگونگی بد بودن چیزها باقیست. فیسبوک همیشه متهم است گوگل نیز حقوق دنباله داد خواست ها را دنبال می کند. بلاک چین قانونگذاری نشده مبارزات بشریت با حریم خصوصی از بین رفته را بدتر می کند.

بلاک چین قانونگذاری نشده یک سناریوی کابوس وار است. با این حال چگونه بلاک چین را قانونگذاری می کنید؟ چگونه می توانید قوانینی را برای فناوری ای که توانایی های آن را به سختی درک می کنیم، وضع کنیم؟ ممکن است زمانی که ما از قابلیت های آن مطلع می شویم برای تغییر خیلی دیر باشد.

  • دیدگاه بانکداری

بانکداران از بلاک چین متنفرند و دلیل آن نیز واضح است؛ بزرگترین مزیت بلاک چین این است که هزینه ها را کاهش می دهد و تنها به هزینه های زیرساختی نیاز دارد. نه کارمزدهای تراکنش، نه هزینه تعمیر و نگهداری، هیچ چیز. در این صورت بلاک چین صنعت بانکداری را منسوخ می کند و صادقانه احساس می کنم که باید اینکار انجام شود. صنعت بانکداری سال هاست بدون تغییر مانده است. این صنعت یکی از بخش های جدایی ناپذیر جامعه است که مدیریت نادرست تراکنش های پولی خود، جنگ های بیشماری به راه انداخته است.

متأسفانه صنعت بانکداری در وضعیت حساسی قرار دارد. بانکداران قدرت، کنترل و درآمد بیش از حد دارند که باید از بین برود. این صنعت یک سیستم موروثی است و نقاط درد آن از زمان تاجران ونیزی تغییر نکرده است. سوءاستفاده از قدرت بسیار زیاد است و این واقعیت که به صورت قانونی انجام می شود، تصویری ناخوشایند می سازد.

به عنوان مثال مردی که کارت اعتباری را اختراع کرد، هرگز نمی خواست نرخ بهره بیش از ۸ درصد باشد. امروزه بانک ها به غیر از کارمزدهای تراکنش، پردازش و سایر هزینه ها به طور متوسط بین ۱۲ تا ۱۸ درصد بهره می گیرند.

بلاک چین می تواند این سیستم را از بین برده و از نو بسازد. این موضوع ما را به بزرگترین معضل این فناوری می رساند: این تحول گران و غیرمتمرکز است. اگر می خواهید از آن متنفر باشید اما کنترل یک سیستم غیر متمرکز بسیار دشوار است. غیرمتمرکز سازی بانک ها به معنای تسهیل فعالیت های غیرقانونی مانند پولشویی، خریدهای غیرقانونی و غیره است. این هرگز چیز خوبی نیست.

  • دیدگاه تحلیلی

در بالا ذکر کردم که ترکیب بلاک چین با یادگیری ماشین برای تحلیل خوب است. فقط دو کلمه: کمبریج آنالیتیکا.

بلاک چین اتفاقات مشابه را آسانتر می کند. بدتر این است که شما نمی توانید کسی را مقصر بدانید. ادغام داده های بلاک چین باعث می شود تا همه مسئول باشند. بنابراین اگر بخشی از شبکه به هم بخورد همه تضعیف می شوند.

به همین ترتیب بنگاه های بازار سهام برای طرح های سرمایه گذاری جنون آمیز با بازده های غیر واقعی از بلاک چین استفاده می کنند. این موضوع می تواند منجر به سقوط گسترده بازار سهام و ارزش گذاری بیش از حد سهام در سطوح بی سابقه ای شود.

  • دیدگاه آرمانشهری

دسترسی نامحدود به داده ها می تواند یک چیز جالب نیز باشد. تصور کنید که می خواهید بدانید غلات شما حاوی چه چیزی است. چیز محرمانه ای وجود ندارد، جواب درست در آنجا در ذخیره داده شما است. با یک سرچ ساده متوجه خواهید شد. زنجیره های تأمین، ترید عادلانه و مصرف گرایی اخلاقی فرصت های جذابی هستند. اگر درست انجام شود، بلاک چین می تواند یک آرمانشهر آنلاین بسازد. دسترسی به اطلاعات چشم انداز جالبی است.

به عنوان مثال برنامه ای را تصور کنید که با یک نرم افزار برنامه ساز که با بلاک چین پشتیبانی می شود، ساخته شده است. این فناوری به ساخت سریعتر برنامه ها کمک کرده و فرآیند توسعه برنامه را برای همه راحت تر می کند. ویجت ها و پلاگین ها به صورت بلاک های داده در دسترس جهانی، در دسترس خواهند بود. سازگاری با تغییرات جدید آسانتر می شود. این موضوع می تواند به طور مشابه بر هر فرایند تجاری اعمال شود. به طور بالقوه بلاک چین ها می توانند برای هر چیزی استفاده شوند.

  • دیدگاه ناشناس 

بلاک چین می تواند شما را ناشناس بسازد و این بسیار اهمیت دارد. تصور کنید که به طور ناشناس رأی می دهید در حالی که دولت ها و نامزدها نمی دانند چه کسی به چه کسی رای می دهد. خارق العاده است. به همین ترتیب حفظ آزادی مطبوعات در مناطق حساس آسان تر می شود. ناشناس بودن همان چیزی است که باعث محبوبیت اینترنت شده و احتمالا آن را پیش خواهد برد.

قضاوت نهایی

بنابراین اگر دوباره بپرسید “آیا بلاک چین لازم است؟” پاسخ این است: بله اما با محدودیت های معین.

ترکیب بلاک چین و یادگیری ماشین باید محدود شود. بله این کار قابلیت استفاده آن را محدود می کند اما گاهی اوقات برداشتن یک قدم به عقب چیز خوبی است، به خصوص در مورد داده ها. از این گذشته ما واقعا سابقه خوبی در مدیریت داده نداریم.

بازنگری در صنعت بانکداری و گامی در جهت مصرف گرایی اخلاقی موارد خوبی هستند که فناوری بلاک چین برای ما به ارمغان می آورد. با این حال بهتر است روند آن را کند کنیم. می بینم که روند کند و پایدار اتفاق نمی افتد زیرا پذیرش سریع آن در حال انجام است. عجله برای بلاک چین پایان خوشی نخواهد داشت.

منبع
cointelegraph

نوشته های مشابه

0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
دکمه بازگشت به بالا