سالهاست هر وقت بحث تحریم و کریپتو پیش میآید، یک سؤال ساده و بهظاهر منطقی تکرار میشود: اگر تتر احتمال فریز شدن دارد، چرا دولتهای تحریمشده، به جای تتر، بیت کوین نگه نمیدارند؟ چرا بیت کوینی که نه صادرکننده دارد، نه دکمه فریز انتخاب اول دولتها برای فرار از تحریمها نیست؟
این ایده در نگاه اول آنقدر منطقی است که اگر کسی پاسخ دقیقش را نداند، فکر میکند حتماً پشتش حماقت یا ناآگاهی است، اما برای فهمیدنش باید اول بفهمیم دولت و بانک مرکزی اصلاً با چه منطقی فکر میکنند.
بانک مرکزی با سرمایهگذار فرق دارد
اولین اشتباه رایج این است که دولت را مثل یک فرد یا حتی یک شرکت تصور میکنیم. ما وقتی از بیت کوین حرف میزنیم، معمولاً از زاویه دید خودمان صحبت میکنیم. از زاویه فردی که میخواهد پولش فریز نشود. یا سرمایهگذاری که دنبال حفظ ارزش دارایی است. یا کسی که از سیستم بانکی زخم خورده و میخواهد بیرون از آن بایستد. بانک مرکزی اما هیچکدام از اینها نیست.
بانک مرکزی اصلاً دنبال سود یا رشد دارایی نیست. وظیفهاش چیز دیگری است: ثبات. بانک مرکزی باید بتواند امروز تصمیم بگیرد و مطمئن باشد فردا همان تصمیم هنوز معتبر است. بیت کوین چنین ابزاری نیست. ممکن است امروز ۱۰۰ هزار دلار ارزش داشته باشد و دو ماه بعد ۷۰ هزار دلار. یا برعکس. این نوسان برای تریدرها جذاب است، اما برای نهادی که میخواهد با آن واردات دارو، غذا یا قطعات صنعتی را مدیریت کند، کابوس است.
برای مثال شما هیچوقت اجاره خانه یا بدهی را با سکه طلا که قیمتش هر روز بالا پایین میشود حساب نمیکند. همه میگویند دلار یا ریال. بانک مرکزی هم دقیقاً همین منطق را دارد. یا هیچوقت دولت نیامده بگوید ذخایر ارزی کشور را تبدیل کردهایم به سکه طلا، چون شاید قیمتش بالا برود. حتی اگر همه بدانند طلا در بلندمدت ارزشش حفظ میشود. چرا؟ چون نوسان دارد. چون ابزار سیاستگذاری نیست.
دنیا با دلار کار میکند، نه با بیت کوین (حداقل هنوز)
واقعیت تلخ یا شیرین این است که تجارت جهانی هنوز دلاری است. قیمت کالاها دلاری اعلام میشود. حتی وقتی پای یورو یا یوآن وسط است، باز هم دلار مرجع ذهنی است.
زمانی که ایران میخواهد گندم، دارو یا تجهیزات صنعتی بخرد، طرف مقابل قیمت را دلاری اعلام میکند. نه بیت کوینی، نه اتریومی. هیچ واردکنندهای نمیگوید قیمت این محموله مثلاً نیم بیت کوین است. میگوید پنج میلیون دلار. اگر هم کریپتو قبول کند، معمولاً میگوید معادل تترش را بده. تتر برای دولتها کریپتو نیست. تتر دلار دیجیتال است. اگر ذخیره اصلی شما بیت کوین باشد، باید مدام ارزش آن را به دلار ترجمه کنید. هر قرارداد، هر فاکتور، هر پرداخت. این یعنی نااطمینانی دائمی. تتر این مشکل را ندارد. یک تتر یعنی یک دلار. همین سادگی، برای دولتها طلاست.
امروز اگر از واردکنندهای بپرسید قیمت چقدر است، احتمالاً میگوید مثلاً ۵۰ هزار تتر. معادل قیمتش با بیت کوین را اعلام نمیکند، علاقهای هم به این محاسبه ندارد. همین سادگی، همان چیزی است که بیت کوین ندارد. اگر ذخیره اصلی شما بیت کوین باشد، هر تصمیم اقتصادی تبدیل میشود به قمار روی قیمت.
امروز واردات را انجام بدهی یا صبر کنی؟ اگر قیمت فردا بریزد چه؟ اگر بالا برود و بازار داخلی به هم بریزد چه؟ بانک مرکزی اصلاً اجازه چنین ریسکی را ندارد.
ایده تبدیل در لحظه، از دور زیباست
برویم سراغ ایدهای محبوب روی کاغذ. بسیاری میپرسند چرا بیت کوین نگه نداریم و تنها لحظه پرداخت تبدیلش کنیم به تتر. لحظه تبدیل بیت کوین به تتر، باید وارد همان جاهایی شوید که کنترل وجود دارد. صرافیها، بریجها، صادرکننده استیبل کوین، یا نهادهای واسط. یعنی دقیقاً همان گلوگاهی که تحریم، فریز و ردیابی اعمال میشود. در واقع با این کار ریسک حذف نشده است، فقط عقب افتاده است تا بدترین لحظه ممکن. یعنی دقیقاً زمانی که پرداخت حیاتی است. وقتی کشتی منتظر تسویه است، وقتی دارو باید ترخیص شود، وقتی قرارداد سررسید دارد.
این شبیه این است که بگویید پول نقدتان را نگه میدارید و فقط موقع پرداخت میخواهید از بانک پول بگیرید، آن هم بانکی که احتمال دارد همان لحظه حسابتان را ببندد. در واقع شما ریسک را حذف نکردهاید. فقط آن را منتقل کردهاید به حساسترین لحظه ممکن.
نقدشوندگی در مقیاس دولت، شوخیبردار نیست
وقتی یک فرد یا شرکت کوچک بخواهد بیت کوین را به تتر تبدیل کند، معمولاً به مشکلی برنمیخورد. اما وقتی صحبت از صدها میلیون دلار میشود، داستان فرق میکند.
بانک مرکزی نمیتواند با اسلیپیج بالا، تأخیر، یا محدودیت حجم معامله کنار بیاید. استیبلکوینها دقیقاً برای این ساخته شدهاند که حجم بالا، سریع و بدون دردسر جابهجا شود. به همین دلیل است که تقریباً تمام تجارت خاکستری جهانی امروز روی USDT میچرخد. برای ایرانیها مثالش بازار ارز خودمان است. در خیابان فردوسی، دلار همیشه نقدتر از سکه یا طلاست، حتی اگر سکه ارزش ذاتی داشته باشد.
بیتکوین نامرئی نیست، فقط فریز نمیشود
تصور دیگری هم وجود دارد: اینکه بیت کوین چون فریز نمیشود، پس امنتر است. بله، بیت کوین دکمه فریز ندارد. اما ردپایی پررنگ و واضح دارد: شفاف، دائمی، عمومی. بلاکچین بیت کوین یکی از شفافترین دفترکلهای دنیاست و یکی از قدیمیترین و دقیقترین سیستمهای ردیابی را دارد. سالهاست ابزارهای ردیابی روی آن بالغ شدهاند، هر جابهجایی بزرگ روی آن به راحتی دیده میشود و در زمان خرج کردن دوباره به نقاط کنترل میرسد.
در نهایت، خرج کردن مهمتر از نگه داشتن است. پولی که نتوان آن را خرج کرد، ذخیره نیست. و خرج کردن، دقیقا همان نقطهای است که دولتهای تحریمشده همیشه گیر میکنند.
تتر برای دولتها دلار دیجیتال است، نه کریپتو
شاید مهمترین نکته همین باشد. دولتها به تتر نگاه کریپتویی ندارند. برایشان تتر دلار دیجیتال و ابزاری برای ساختن سیستم بانکی موازی است. شبیه به حساب دلاری، اما خارج از دسترس سیستم بانکی رسمی. بیت کوین چنین نقشی ندارد؛ نوعی دارایی محسوب میشود، نه ابزار سیاست پولی. با بیت کوین نمیشود بازار ارز را کنترل کرد، پیام ثبات داد یا تعهد دلاری ساخت.
دولتهای تحریمشده دنبال انقلاب مالی نیستند. دنبال آزادی مالی به سبک بیتکوین هم نیستند.
آنها دنبال سیستم بانکی موازی هستند که کار کند. دلاری باشد. و تا جای ممکن از سیستم رسمی دور بماند. تتر دقیقاً همین نقش را بازی میکند: حساب دلاری بدون بانک که ایدهآل نیست، امنیت مطلق هم ندارد، اما عملی است.
جمعبندی نهایی
اینکه چرا دولتهای تحریمشده، به جای تتر، بیت کوین یا سایر ارزهای دیجیتال بدون قابلیت فریز را نگه نمیدارند، جوابش ناآگاهی نیست. بیتکوین فریز نمیشود، اما نوسان دارد، واحد حساب نیست، نقدشوندگی دولتی ندارد و در نهایت برای خرج شدن، باز هم به همان نقاط پرریسک وصل میشود. تتر فریز میشود، اما دلاری است، قابل برنامهریزی است، بازار با آن کار میکند و به دولتها اجازه میدهد اقتصاد را سرپا نگه دارند. پس همچنان دلار دیجیتال با تمام خطرهایش، انتخاب بهتر و عاقلانهتری از بیت کوین است.
برای فرد، بیت کوین ابزار فرار است. برای دولت، تتر ابزار بقا.
و همین تفاوت زاویه نگاه است که باعث میشود پاسخ این سؤال، برخلاف ظاهرش، اصلاً ساده نباشد.


















