آندریاس آنتونوپولوس (Andreas Antonopoulos) نویسنده کتاب استاد شدن در بیت کوین (Mastering Bitcoin) و یکی از تاثیرگذارترین چهرهها در حوزه بلاکچین و ارزهای دیجیتال، اخیرا در یک نشست با موضوعیت بیت کوین در کره جنوبی، سخنرانی جالبی در خصوص ۵ رکن اصلی یک بلاک چین واقعی انجام داد. در این مقاله به بررسی این ۵ رکن از دیدگاه او پرداختهایم.
او در ابتدای صحبت های خود میگوید یک بلاکچین واقعی باید دارای ۵ ویژگی : باز (Open) بودن، عمومی (Public) بودن، خنثی (Neutral) بودن، بدون مرز (Border Less) بودن و مقاوم در برابر سانسور (Censorship-Resistant) باشد. از این دیدگاه بلاکچین ها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند؛ بلاکچین هایی که دارای این ۵ ویژگی هستند و مزخرفات! آنتونوپولوس در ادامه میگوید که پربازدیدترین ویدیوی او در یوتیوب، بلاکچینها در برابر مزخرفات نام دارد که این ویدیو به دلیل به کاربردن کلمه مزخرف در آن از روی فیسبوک او حذف شده است. امروزه بسیاری از کمپانی ها صرف نظر از موضوع فعالیتشان فقط برای فروش بیشتر محصولات و خدماتشان ادعا میکنند که از بلاکچین استفاده میکنند و به زور یک راهی برای مرتبط کردن محصولشان به بلاکچین پیدا میکنند، مانند کمپانی تجهیزات عکاسی کداک (Kodak). در کل هر کلمه ای را میتوان به بلاک چین چسباند. به همین راحتی میتوان یک استارتاپ ایجاد کرد که افراد و شرکت های زیادی را متقاعد به سرمایه گذاری روی آن میکند.
بنابراین برای تشخیص یک بلاک چین واقعی از یک پروژه مزخرف که فقط نام بلاک چین را یدک میکشد، به یک معیار نیاز است. او این ۵ ویژگی را به عنوان معیار تشخیص به این صورت توصیف مینماید:
۱- باز (Open) بودن
باز بودن یعنی هر کسی بدون نیاز به تایید و اجازه گرفتن از هیچ شخص یا سازمانی و بدون نیاز به ارائه مدارک شناساییش بتواند به آن بلاک چین دسترسی داشته باشد و در آن مشارکت داشته باشد. نکته جالب در مورد بلاک چین این است که برای استفاده از آن حتی نیاز نیست که انسان باشید و نرم افزارها هم به راحتی میتوانند از آن استفاده کنند و بلاک چین فرقی بین یک انسان و یک کد نرم افزاری نمی گذارد.
۲- بدون مرز (Borderless) بودن
این فضا مانند اینترنت کاملا بدون مرز است و کاملا یک پدیده بین المللی است واین بدان معنی است که مهم نیست شما در کدام کشور زندگی میکنید و یا به کدام کشور سفر کردهاید، بلاک چین در آنجا خواهد بود. شما وقتی از یک گیت فرودگاه عبور میکنید معمولا مجاز نیستید بیشتر از مقدار مشخصی پول نقد را با خود به همراه داشته باشید. اما در مورد بیت کوین چی؟ شما در واقع فقط دارید یک کلید خصوصی را با خود حمل میکنید که پول نیست و این مانند حمل کردن یک کارت اعتباری است زیرا پول های تحت کنترل آن همراه شما نیست و در واقع در بانک است. در مورد بیت کوین هم شما به هر کجای دنیا که سفر کنید بیت کوین های شما در آنجا خواهد بود و بر روی بلاک چین ثبت شدهاند شما فقط کلیدهای خصوصیتان را با خود حمل کردهاید. ناگهان شما متوجه این واقعیت میشوید که در تمام قوانین فرض بر این است که پول در یک مکان وجود دارد و وقتی شما آن را از یک مکان به مکان دیگر منتقل میکنید دارید پول را جابجا میکنید، اما اگر پول شما در همه جا حضور داشته باشد چی؟ اگر پول فقط یک رشته از اعداد باشد چی؟ اگر تراکنش بیت کوین شما در قالب شکلکهای Emoji رمزنگاری شده باشد و آن را پیامک کنید، آیا به لحاظ قانونی پولی جابجا کردهاید؟ بدون مرز بودن یعنی پول فقط اطلاعات باشد و ماهیتی فیزیکی نداشته باشد که وابسته به یک مکان باشد.
۳- خنثی (Neutral) بودن
خنثی بودن یعنی اینکه برای سیستم مالی مهم نباشد که فرستنده و گیرنده پول چه کسانی هستند و یا این انتقال پول با چه هدفی صورت گرفته است و فقط وظیفه آن انجام درست تراکنش باشد، این یک نوع ارتباط است ارتباطی برای انتقال دارایی. این به لحاظ سیاسی یک ایده خطرناک و افراطگرایانه به نظر میآید. اگر مردم بتوانند برای هم پول ارسال کنند بدون آنکه کسی متوجه شود یک ایده خطرناک برای سیاستمداران محسوب میشود. اما صبر کنید برای هزاران سال و تا قبل از دهه نود میلادی پول همیشه به این شکل عمل میکرده است و مردم پول نقد را بین خودشان جابجا میکرده اند بدون آنکه کسی متوجه شود و بداند آن جابجایی با چه هدفی صورت گرفته است.
۴- مقاوم در برابر سانسور (Censorship-Resistant) بودن
مقاوم بودن در برابر سانسور یعنی اینکه اگر کسی به هر دلیلی خواست مانع انجام تراکنش مالی شما شود، نتواند این کار را انجام دهد و دلیل اینکه کسی نمیتواند این کار را انجام دهد این است که این یک سیستم صبحت کردن است، به خاطر اینکه پول یعنی ارتباط و این یک حق برای تمام انسان هاست. یعنی اینکه پول به عنوان یک سیستم ارتباطی قسمتی از حقوق بشر است. بسیاری از دولتها با این حق مخالفند همانطور که بسیاری از دولتها با حق رأی خانم ها مخالفند. اما بعد از گذشت چند سال انسان ها متوجه خواهند شد که جدایی پول از دولت ها به نفع همه خواهد بود چون وقتی عدهای محدود کنترل پول را در دست داشته باشند، میتوانند از آن به عنوان ابزاری برای سرکوب عقاید مخالف استفاده کنند. هین حالا هم همه میدانند که اگر بانک و دولت بیش از حد به هم نزدیک شوند دولت به بانک و بانک به دولت آسیب خواهند زد و باهم اقتصاد را نابود خواهند کرد.
۵- عمومی (Public) بودن
عمومی بودن یعنی اینکه هرکاری که شما انجام میدهید باید در شبکه توسط همه قابل تایید باشد، و این یعنی هیچ کس نتواند تقلب کند چون هر کس می تواند با اجرای چند خط کد نرم افزاری به صورت کاملا شفاف تایید کند که یک تراکنش در این شبکه واقعا اتفاق افتاده است یا خیر.
با استفاده از این ۵ اصل ما توانسته ایم که یک سیستم پولی جدید بسازیم. حالا سئوالاتی که پیش میآیند عبارتند از: بعد از آن چی؟ چه کسانی به این نوع پول احتیاج دارند؟ چگونه آن را توسعه دهیم؟ آیا دولتها اجازه همچین اتفاقی را میدهند؟ آیا میتوانند آن را متوقف کنند؟ ما جواب این سئوالات را نمیدانیم اما میدانیم که برای اولین بار در طول تارخ بشریت ما چنین امکاناتی را در اختیار داریم و حتی توانسته ایم آن را با استفاده از تکنولوژیهایی مثل قراردادهای هوشمند (Smart Contract) از حد پول هم فراتر ببریم. این مفاهیم تا سیستمهای پیچیدهتر مانند شرکتهای حقوقی هم تعمیم می یابند. مثلا ساختن موسسات حقوقی که در هیچ مکانی و توسط هیچ دولتی ثبت نشدهاند، اما به عنوان یک نهاد مستقل بر روی بلاکچین عمل میکنند. به این نوع نهادها، موسسات خودگردان غیر متمرکز یا DAO گفته میشود. هر نوع شرکت و کمپانی که امروز میشناسید میتواند در قالب یک نهاد مبتنی بر شبکه و فراتر از مرزها بازتعریف شود. حال تصور کنید که یک کمپانی متمرکز را بگیرید و آن را به یک کمپانی باز، عمومی، بدون مرز، خنثی و مقاوم در برابر سانسور تبدیل کنید. چیزهای جذابی میتوانند اتفاق بیفتند، چیزهای جذابی در حال اتفاق افتادن هستند.
میخواهم کمی بیشتر در مورد باز (Open) بودن صحبت کنم، یک لایه از باز بودن بر میگردد به اینکه هر کسی بدون دریافت اجازه و تاییدیه بتواند به آن سرویس دسترسی داشته باشد، اما لایه دوم باز بودن یعنی اینکه هر کسی قادر باشد آزادانه بر روی بستر آن سرویس، ایده خلاقانه خود راپیاده سازی کند. در سیستم های بسته همه قابلیت های جدید تنها باید توسط سازنده اصلی ایجاد شوند و اگر شما در رابطه با آن ایده جدیدی داشته باشید نمی توانید به صورت آزادانه آن را پیاده کنید و باید از اول همه چیز را خودتان بسازید. در این نوع سیستم ها ایدهها تنها از داخل تامین میشوند و آنها فکر میکنند که این خیلی خوبه اما من فکر میکنم عالیه، چون این جوریست که ما برنده خواهیم شد. یکی از ویژگی های بلاک چین های باز این است که همه شما میتوانید بر روی آن اپلیکیشن خود را بسازید و حتی میتوانید شیوه کار کردن سیستم را به میل خود تغییر دهید. شما میتوانید اپلیکیشن هایی بر بستر آن ها بسازید که کارهایی عجیب انجام دهند که هیچکس آنها را مجاز نمیداند و در عین حال هیچکس هم نمیتواند آن را متوقف کند. این یک شکل افراط گرایانه از باز بودن است و تنها باز بودن نیست بلکه غیر قابل بسته شدن است. به این ترتیب هر کس میتواند به صورت کاملا آزادانه ایده خود را بر روی ایده دیگران گسترش دهد و برای این کار نیاز به اجازه کسی ندارد. اتفاقی که در نتیجه آن میفتد حیرت انگیز است و ما قبلا یکبار شاهد آن بودهایم؛ با اینترنت!
در اینترنت هم ما به یک کمپانی برای ساخت یک پلتفرم عالی نیاز نداشتیم. شما به اجازه هیچکس هم برای ساخت اپلیکیشنتان نیاز نداشتید، شما میتوانستید اپلیکیشنتان را لانچ کنید و اجازه دهید که بقیه مردم هم از آن استفاده کنند و اپلیکیشن خود را بر روی آن لانچ کنند و به همین ترتیب. این امکان یک سونامی از خلاقیت ها را بوجود آورد که تمام رقبای بالقوه اش را نابود می کرد. این اتفاق درمورد بانکها هم خواهد افتاد و آنها توان مقابله با آن را نخواهند داشت. چون امکان ندارد شما بتوانید در یک کمپانی حجمی از خلاقیت معادل کل خلاقیت دنیا در مجموع بوجود آورید. این نکتهای بسیار مهم است و به همین دلیل است که اکثر افراد در نگاه اول متوجه تفاوت بین سیستم هایی مانند Paypal، Venmo و KakaoPay با بیت کوین نمی شوند و میگویند: خب که چی؟! من مدت هاست که با اپلیکیشن Paypal تراکنش های مالیم را انجام میدهم و این جاست که آن ها متوجه این نکته نمیشوند که این تنها یک اپلیکیشن نیست بلکه یک پلتفرم است، یک پلتفرم باز، عمومی، بدون مرز، خنثی و مقاوم در برابر سانسور.