میهن بلاکچین
  • اخبار
    • همه
    • رمزارز در ایران
    • اخبار بیت کوین
    • اخبار اتریوم
    • اخبار آلتکوین
    • اخبار بلاکچین
    • اخبار عمومی
    • اطلاعیه صرافی‌های داخلی
  • تحلیل
    • همه
    • تحلیل آنچین
    • تحلیل اقتصادی
    • تحلیل تکنیکال
    • تحلیل فاندامنتال
  • آموزش
    • همه
    • کریپتو پدیا
    • کریپتو کده
    • دیفای
    • سرمایه گذاری
    • آموزش همه صرافی های ارز دیجیتال
    • ترید
    • کیف پول
    • بازی
    • استخراج
    • NFT
    • مقالات عمومی
  • ایردراپ
  • هک و کلاهبرداری
  • قیمت ارزهای دیجیتال
  • ماشین حساب ارزهای دیجیتال
  • مقایسه قیمت در صرافی
  • نشان‌شده‌ها
No Result
مشاهده همه‌ی نتایج
  • اخبار
    • همه
    • رمزارز در ایران
    • اخبار بیت کوین
    • اخبار اتریوم
    • اخبار آلتکوین
    • اخبار بلاکچین
    • اخبار عمومی
    • اطلاعیه صرافی‌های داخلی
  • تحلیل
    • همه
    • تحلیل آنچین
    • تحلیل اقتصادی
    • تحلیل تکنیکال
    • تحلیل فاندامنتال
  • آموزش
    • همه
    • کریپتو پدیا
    • کریپتو کده
    • دیفای
    • سرمایه گذاری
    • آموزش همه صرافی های ارز دیجیتال
    • ترید
    • کیف پول
    • بازی
    • استخراج
    • NFT
    • مقالات عمومی
  • ایردراپ
  • هک و کلاهبرداری
  • قیمت ارزهای دیجیتال
  • ماشین حساب ارزهای دیجیتال
  • مقایسه قیمت در صرافی
  • نشان‌شده‌ها
No Result
مشاهده همه‌ی نتایج
میهن بلاکچین
No Result
مشاهده همه‌ی نتایج
میهن بلاکچین آموزش مقالات عمومی

مجموعه داستان های سین؛ قسمت 2: ساخت بلاک چین!

نگارش:‌زهرا فرامرزی
1 خرداد 1402 - 16:01
در مقالات عمومی
زمان مطالعه: 1 دقیقه
0
مجموعه داستان سین: ساخت بلاک چین

وقتی وارد ساختمون شدم مطمئن نبودم چیزی که میبینم درسته یا نه. آخه یه چیزهایی شنیده بودم از بلاک چین و نمیدونستم واقعا این شکلیه یا نه. میگفتن بقالی محله با بلاک چین وسایل ها و خرید هارو میفرسته دم در خونه ها. انگار یه رباتی چیزی باشه اما چون از این جریان ها خوشم نمیومد و میدونستم تکنولوژی باعث شده بود پدرمو از دست بدم سمت هیچ کدوم از این جریان ها نمیرفتم، حتی تلاش نمیکردم بدونم اینها چی هستن. فکر نمیکردم هیچوقت انقدر عمیق وارد بلاکچین بقالی سر کوچه شم! نمیدونم چطور اینجوری شده بود که بیام تو بلاک چین ولی این ماشین لعنتی کار خودشو کرده بود!

وارد ساختمون شدم. هیچکس اونجا نبود. طبقات ساختمون خیلی بلند بود. ولی هیچ سر و صدایی از جایی نمیومد. یکم لابی رو گشتم و خبری نبود. همینجوری که داشتم به در و دیوار نگاه می کردم تا سر در بیارم اینجا کجاست و چه خبره، از ته سالن طبقه همکف یه سر و صداهایی شنیدم و نورهایی دیدم. به طرف اتاق رفتم نورهای سبز و آبی زیادی از لای در به بیرون میومد! عین قصه ها بود. نورها می درخشید و چند ثانیه تو هوا میموندن و غیب میشدن.

وقتی جلوی در رفتم در باز شد داخل اتاق مثل دنیای عجایب بود. انگار در بهشت به روم باز شده باشه. همه جا نورهای رنگی و درخشانی داشت و پر از دود بود که آدمو یاد قصه ها می انداخت. هیجان زده شده بودم، پا گذاشتم داخل ببینم جریان از چه قراره. وارد یه اتاق بزرگ شدم به رنگ مشکی و با یه دیگ بزرگ وسط اتاق. چند نفر هم وایساده بودن دور دیگ و همگی پشتشون به من بود و داشتن یه چیزهایی میگفتن. گفتم سلام. چجوری میتونم جاستین بیبر رو پیدا کنم؟ همگی به اتفاق برگشتن و منو نگاه کردن. قیافشون شبیه آدمیزاد نبود و هیچکس جوابی نداد. انگار از دیدن من تعجب نکرده بودن، بلندتر گفتم کسی میتونه کمکم کنه؟ یکی از اون موجودات که پشتش به من بود گفت بازم دردسر! البته با یه زبون دیگه صحبت میکرد اما انگار واسم ترجمه میشد و تو ذهن خودم متوجه میشدم چی دارن میگن ولی کلماتشونو میشنیدم که به یه زبان دیگه صحبت میکنن. بلند گفتم شماها دیگه کی هستید؟ چرا اینجوری حرف میزنید؟ قدهای بلندی داشتن و بیشتر شبیه موجودات فرازمینی بودن و پوست بدن هر کدوم رنگ های متفاوت داشت. به رنگ رنگهای رنگین کمون بود. همشون به اتفاق یه شنل سیاه بلند شبیه جادوگرهای خبیث یا دراکولا پوشیده بودن که کلاهاشون بلند بود و رو سرشون بود. خیلی رو کارشون تمرکز کرده بودن و هر از گاهی زیر چشمی به من نگاه میکردن و این احساس رو داشتم که الان منم میندازن تو دیگ تا غذای روزشون آماده شه. یه ترسی به دلم نشسته بود. دلم میخواست زودتر از اونجا برم بیرون. پرسیدم: ببخشید آقایون، خانم ها یا هر چیزی که هستید چجوری میتونم جاستین بیبر رو پیدا کنم؟

یکی دیگه گفت: حرف نزن خیلی وقت نداریم، سعی کن یه گوشه آروم وایسی و دست و پا گیر نباشی.

بدون اینکه ممانعتی کنم به حرفشون گوش دادم. دقتمو بیشتر کردم و بیشتر سعی کردم ببینم چه شکلین. حدود ۶ تا موجود فضایی بزرگ بودن که قد و قامت کشیده داشتن. کلاه نصف صورتشون رو گرفته بود و نمیتونستم کامل ببینمشون و یه سری ورد و جادو میگفتن که متوجه نمیشدم. انگار جادوگر بودن و میخواستن یه طلسمی درست کنن. یکم ترسیدم. هیچ ایده ای نداشتم دارن چیکار میکنن. نتونستم ساکت بشینم گفتم: دارید چیکار میکنید؟

یکی که کنار ایستاده بود گفت: داریم طلای دیجیتالی درست میکنیم، چیزی که هیچکس توی عمرش ندیده و هیچ ایده ای نداره چی میتونه باشه.

نمیفهمیدم چی میگه پرسیدم: به چه دردی میخوره؟

گفت: زندگی رو دگرگون میکنه.

حوصله بحث فلسفی نداشتم. پرسیدم: چجوری میتونم از اینجا در بیام؟ میخوام جا…

همین که داشتم جمله آخرو میگفتم یکی از اونها گفت لال شو! و من بدون اینکه تلاشی کنم لال شدم. نمیدونم چه بلایی سرم آورد ولی هرچی تلاش کردم دیگه هیچ صدایی از دهنم در نمیومد. حرف میزدم ولی صدایی بیرون نمیومد.به معنای واقعی لال شدم! اما میتونستم ببینم دقیقا چیکار میکنن. رفتم نزدیک دیگ و یکی از اونها گفت: اگه لال باشی و دهنتو ببندی ما به کارمون میرسیم. اینجوری اصلا بهتره. میخواستم بگم به لطف شما دیگه لالم که خب نمیتونستم بگم ولی مثل اینکه ذهنمو میخوندن چون وقتی همچین فکری کردم یکی از اونها نگاه معناداری بهم کرد. یه سری کارهای عجیب و غریب میکردن که متوجه نمیشدم. گفته بودم که من کلا خیلی خنگم. توی مدرسه ضریب هوشیم از تمام بچه ها پایین تر بود. وقتی امتحان ضریب هوشی رو ازم گرفتن و متوجه شدن با یه پدیده روبرو هستن، هیچ مدرسه ای راضی نمیشد منو ثبت نام کنه. آخه معیار مدرسه ها ضریب هوشی بچه ها بود! در کل درک چیزهای پیچیده برای من سخته. توی اون اتاق یه جوری صحبت میکردن که انگار میخواد یه اتفاق حساس بیوفته، یه چیزی به وجود بیارن که خیلی حساسه. مثل وقتی که بمب اتم میخوره رو زمین و همه چیز تغییر میکنه. انگار این طلسم میخواست همه چیزو تغییر بده.

شروع به کار کردن. یه سری وردهایی میگفتن به اسم اجماع و همتا به همتا. یه چیزهای دستشون بود که نمیفهمیدم چیه ولی اینهارو با چشم گربه قاطی کردن و هی میگفتن هش هش و همه رو ریختن تو دیگ. بعدش نود و ماینر رو با سه تا پر کلاغ ماده ریختن داخل دیگ. یه لحظه شک کردم که نکنه من قربانی این جادو باشم. یکی از همون فرازمینی ها برگشت سمت من و گفت بعدش میخواییم تورو بندازیم این تو. ترس برم داشته بود. چطور فهمیده بود من دارم به چی فکر میکنم. انگار اونها واقعا میتونستن ذهنمو بخونن. لعنتی تو چه مخمصه ای گیر کردما!

اینبار زنجیره و تراکنش رو ریختن و همراهش یه سری ورد خوندن و شروع به هم زدن محتوای دیگ کردن. همینجوری که دیگ رو هم میزدن بخار و نورهای رنگی از دیگ خارج میشد. ترس برم داشته بود. دیگه هیچی به دیگ اضافه نمیکردن و همش داشتن ورد میخوندن. یهو دیگ بخار کرد، بخارش هی بیشتر و بیشتر میشد. یکی از اون فرازمینی ها گفت حالا وقتش تورو بندازیم تو دیگ! دیگه داشتم عرق میریختم. همشون برگشتن و منو نگاه کردن و زدن زیر خنده. نمیدونستم خنده شیطانی بود یا داشتن منو مسخره میکردن و دست مینداختن. فکر کنم قیافم حسابی دیدنی شده بود. یهو دیگ بخار زیادی کرد و مثل آتشفشان ترکید و یه چیزی از دیگ در اومد. یه مکعب آبی بود. دورش همه صفر و یک بود.

همین که اون مکعب بیرون اومد همه دورش جمع شدن. از ترس نمیدونستم چیکار کنم. شاید الان باید منو واسش قربانی میکردن اما یهو مکعب چرخید و از اتاق بیرون رفت و همه دنبالش رفتن. خواستم فرار کنم که هیچ راهی نبود. باید به سمت در ورودی میرفتم. مکعب هم به سمت در رفت و رفت تا وسط لابی ساختمون ثابت شد. یهو ارتفاع گرفت و هرچی بالا میرفت بزرگتر میشد. نمیفهمیدم چه خبره. اون فرازمینی ها جلو در ساختمون وایساده بودن و نمیتونستم فرار کنم. تو ذهنم داشتم میگفتم این چه مسخره بازیه نکنه بعد این بخوان منو بکشن. اگه جرات دارید دهنمو باز کنید. ولی هیچ جوابی از اونها نشنیدم. فکر کنم من توهم زده بودم که فکر میکردم اینها میتونن ذهن منو بخونن.

یکی از فرازمینی ها گفت این هم از جنسیس، کار ما اینجا تموم شده. یکیشون برگشت سمت من و گفت حالا میتونی هر چقدر میخوای ور بزنی. دیگه میتونستم صحبت کنم و صدام شنیده بشه. پرسیدم این چیه؟ دارید چیکار میکنید؟ من اینجا چیکار میکنم؟ یکی از همونها برگشت سمت من و گفت رو سر در ساختمون زده بود که کجا اومدی. خودت با پای خودت اومدی اینجا. کسی به زور نیاوردت. پرسیدم شماها کی هستید؟ گفت ما ساتوشی ناکاموتوییم!

و بعدش یه دریچه باز شد و اون موجودات یکی یکی از اون دریچه خارج شدن و محو میشدن. داد زدم صبر کنید حالا من باید چیکار کنم؟ چجوری از این خراب شده در بیام؟ جاستین بیبر کجاست؟ آخرین نفری که داشت محو میشد گفت به زودی همه چیزو متوجه میشی و منو توی این بلاکچین تنها گذاشتن و رفتن. من موندم و یه بلاکی که هی داشت بزرگتر میشد.

ادامه دارد…

بیشتر بخوانید:

مجموعه داستان های سین؛ قسمت ۱: سفر به دنیای بلاکچین با ماشین زمان!

اشتراک‌گذاریتوئیت

نوشته‌های مشابه

اخبار عمومی

راه‌اندازی درگاه‌های پرداخت در شبکه بیس؛ ایجنت های هوش مصنوعی مستقل شدند

9 اسفند 1404 - 13:00
11
بیت کوین زیر سایه طلا؛ چرا طلا در رقابت با کریپتو دست بالا را دارد؟
اخبار بیت کوین

بیت کوین زیر سایه طلا؛ چرا طلا در رقابت با کریپتو دست بالا را دارد؟

9 اسفند 1404 - 12:00
7
افزایش قیمت بیت کوین رشد BTC ‌Bitcoin
اخبار بیت کوین

ضعف بازار سهام آمریکا و نگاه بدبینانه UBS؛ سیگنال صعودی برای بیت‌ کوین؟

9 اسفند 1404 - 11:00
6
افزایش قیمت سولانا تحلیل نمودار قیمت رمز ارز SOL Solana
اخبار آلتکوین

سولانا زیر قیمت؟ تضاد بزرگ میان ریزش قیمت و انفجار فعالیت شبکه

9 اسفند 1404 - 10:00
7
کاهش قیمت بیت کوین ریزش ارزش ارز دیجیتال BTC افت قیمت Bitcoin
اخبار بیت کوین

ویلی وو: در بدترین سناریو قیمت بیت کوین ممکن است به ۱۶ هزار دلار سقوط کند

9 اسفند 1404 - 09:00
19
میریاد
آموزش

بازار پیش‌بینی میریاد (Myriad) چیست؟

9 اسفند 1404 - 08:24
25
اشتراک
اطلاع از
0 دیدگاه
جدید ترین
قدیمی ترین محبوب ترین
Inline Feedbacks
View all comments

آموزش

میریاد
آموزش

بازار پیش‌بینی میریاد (Myriad) چیست؟

9 اسفند 1404 - 08:24
25
ایو فرانتیر
مقالات عمومی

بازی Eve Frontier چیست و چگونه می‌توان بازی جدید بقای CCP روی اتریوم را آغاز کرد؟

8 اسفند 1404 - 20:00
50
روز کوانتومی (Q-Day) چیست؟ آیا بیت کوین برای حمله کوانتومی آماده است؟
مقالات عمومی

روز کوانتومی (Q-Day) چیست؟ آیا بیت کوین برای حمله کوانتومی آماده است؟

8 اسفند 1404 - 16:00
44
cftc
مقالات عمومی

زلزله در معادلات مالی آمریکا؛ چه افرادی به میز تصمیم‌گیری CFTC راه یافتند؟

8 اسفند 1404 - 12:00
23
بنیاد اتریوم
مقالات عمومی

پشت پرده استعفای مدیراجرایی بنیاد اتریوم؛ تنش قدرت یا چرخش استراتژیک؟

7 اسفند 1404 - 22:00
39
بلاکچین آرک
کریپتو پدیا

بلاکچین آرک (Arc) چیست؟ جزئیات زیرساخت اختصاصی سیرکل برای تحول استیبل کوین‌ ها

7 اسفند 1404 - 18:00
30

پیشنهاد سردبیر

کالبد شکافی اکسکوینو

گزارش ویژه: اکسکوینو چگونه از اختلالی ادعایی به بحرانی سیستمی رسید؟ کالبدشکافی ورشکستگی پنهان در فین‌تک ایران

5 اسفند 1404 - 08:26
1073

۵ گام طلایی برای ردیابی کیف پول‌ نهنگ‌ها و به دست آوردن سرمایه میلیون دلاری

«برای آنچه نیاز دارید، چه بهایی می‌پردازید؟» صورت‌مسئله تازه اقتصاد جهانی و ایران

نقشه بقای سرمایه در ایران: سه سناریو، سه رفتار بازار، هدفی مشترک

اگر تتر فریز می‌شود، چرا باز هم انتخاب اول دولت‌های تحریم‌شده است؟

تورم افسارگسیخته، روایت ونزوئلا و راه‌های نجاتِ زندگی در ایران

  • خانه
  • قیمت ارز
  • صرافی ها
  • ماشین حساب
No Result
مشاهده همه‌ی نتایج
  • اخبار
    • همه
    • رمزارز در ایران
    • اخبار بیت کوین
    • اخبار اتریوم
    • اخبار آلتکوین
    • اخبار بلاکچین
    • اخبار عمومی
    • اطلاعیه صرافی‌های داخلی
  • تحلیل
    • همه
    • تحلیل آنچین
    • تحلیل اقتصادی
    • تحلیل تکنیکال
    • تحلیل فاندامنتال
  • آموزش
    • همه
    • کریپتو پدیا
    • کریپتو کده
    • دیفای
    • سرمایه گذاری
    • آموزش همه صرافی های ارز دیجیتال
    • ترید
    • کیف پول
    • بازی
    • استخراج
    • NFT
    • مقالات عمومی
  • ایردراپ
  • هک و کلاهبرداری
  • قیمت ارزهای دیجیتال
  • ماشین حساب ارزهای دیجیتال
  • مقایسه قیمت در صرافی
  • نشان‌شده‌ها

© 2025 - تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت نزد میهن بلاکچین محفوظ است

سرویس‌ها
لیست قیمت ارزهای دیجیتال مقایسه قیمت صرافی‌ها مقایسه ویژگی صرافی‌ها ماشین حساب ارزهای دیجیتال مقایسه رمزارز‌ها
خبر و آموزش
اخبار آموزش ویدیو پیشنهاد سردبیر
میهن بلاکچین
درباره ما ارتباط با ما تبلیغات و همکاری تجاری قوانین و مقررات سیاست های حریم خصوصی فرصت های شغلی
تگ‌های پربازدید
قانون گذاری سرمایه‌ گذاری افراد معروف صرافی ارز دیجیتال دوج‌کوین بیت‌کوین استیبل کوین رمزارز در ایران پیش بینی بازار تکنولوژی بلاک چین اتریوم ‌کاردانو شیبا هک و کلاهبرداری
سرویس‌ها
لیست قیمت ارزهای دیجیتال مقایسه قیمت صرافی‌ها مقایسه ویژگی صرافی‌ها ماشین حساب ارزهای دیجیتال مقایسه رمزارز‌ها
خبر و آموزش
اخبار آموزش ویدیو پیشنهاد سردبیر
میهن بلاکچین
درباره ما ارتباط با ما تبلیغات و همکاری تجاری قوانین و مقررات سیاست های حریم خصوصی فرصت های شغلی
تگ‌های پربازدید
قانون گذاری سرمایه‌ گذاری افراد معروف صرافی ارز دیجیتال دوج‌کوین بیت‌کوین استیبل کوین رمزارز در ایران پیش بینی بازار تکنولوژی بلاک چین اتریوم ‌کاردانو شیبا هک و کلاهبرداری
میهن بلاکچین دست در دست، بی‌نهایت برای میهن

© 2026 - تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت نزد میهن بلاکچین محفوظ است.