در سال ۲۰۲۵ شاهد تغییر آشکاری در نحوه قیمتگذاری شرکتهای بورسی استخراج بیت کوین توسط بازارهای سرمایه بودیم. سرمایهگذاران بهطور فزاینده سراغ شرکتهایی رفتهاند که در کنار فعالیت استخراج به حوزه هوش مصنوعی (AI) و پردازش با کارآیی بالا (HPC) روی آوردهاند. در این مطلب از میهن بلاکچین به بررسی کسبوکار جدید مزارع بیت کوین میپردازیم تا ببینیم آیا همه ماینرها میتوانند از این مسیر بهرهمند شوند و در این صورت آینده استخراج بیت کوین چه خواهد شد.
چرخش استراتژیک استخراجکنندگان بیت کوین به سمت AI و HPC

استقبال سرمایهگذاران از شرکتهای ماینینگ که به هوش مصنوعی و مراکز پردازش با کارایی بالا (HPC) روی آوردهاند، صرفا یک واکنش هیجانی نیست؛ بلکه همسو با شتاب گرفتن اجرای عملی پروژهها شکل گرفته است. در سال ۲۰۲۴ تنها یکی از شرکتهای استخراج فعال در بورس، یعنی کور ساینتیفیک (Core Scientific) از امضای قرارداد خود با یکی از غولهای ارائهدهنده خدمات ابری (Hyperscaler) خبر داد. اما در سال ۲۰۲۵، این مسیر از یک تجربه محدود به یک روند فراگیر تبدیل شد و ۵ شرکت دیگر شامل آیرن لیمیتد (IREN)، اپلاید دیجیتال (APLD)، سایفر ماینینگ (CIFR)، تراوُلف (WULF) و هات ۸ (HUT) نیز به این میدان وارد شدند.
ورود این شرکتها نشان میدهد که استفاده از زیرساختهای ماینینگ برای میزبانی بارهای پردازشی هوش مصنوعی و محاسبات سنگین از یک ایده آزمایشی به بخشی از استراتژی بلندمدت و مدل کسبوکار ماینرهای بزرگ تبدیل شده است.
چالشهای تغییر مسیر ماینرهای بیت کوین

نخستین چالش در کسبوکار جدید شرکتهای ماینینگ، مدل درآمدی آنها است. با وجود افزایش چشمگیر قراردادها و اخبار مربوط به ورود ماینرها به حوزه هوش مصنوعی و محاسبات سنگین، سهم درآمد شرکتها از این فعالیتها تا پایان سال ۲۰۲۵ همچنان محدود بود. دلیل این اتفاق به ساختار قراردادها بازمیگردد. اغلب قراردادهای منعقدشده با شرکتهای ارائهدهنده خدمات ابری بلندمدت هستند و توسعه زیرساخت در آنها بهصورت مرحلهای انجام میشود. البته، ظرفیتها بهتدریج تکمیل و وارد مدار میشوند و به همین دلیل، افزایش معنادار درآمد این دسته از شرکتهای ماینینگ عمدتاً از سال ۲۰۲۶ به بعد آشکار خواهد شد.

چالش دوم، تفاوت بنیادی در مدل کسبوکار شرکتهایی است که استراتژی مولت (Mullet) را در پیشگرفتهاند. منظور از استراتژی مولت این است که شرکت همزمان در دو زمینه فعالیت میکند؛ در بخش جلوی کسبوکار به مراکز داده هوش مصنوعی میپردازد و در بخش عقب، همچنان به ماینینگ بیتکوین ادامه میدهد. در اغلب موارد، این شرکتها خود را بهعنوان ارائهدهنده زیرساخت پردازش با کارایی بالا معرفی میکنند، نه اپراتورهای ابری هوش مصنوعی. بنابراین، نقش اصلی آنها فراهمکردن برق، سیستم خنکسازی و زیرساخت فیزیکی دیتاسنترها است؛ نه فروش مستقیم خدمات AI به مشتری نهایی.

این تمایز اهمیت زیادی دارد، زیرا هزینههای سرمایهای (Capex)، حاشیه سود و پیچیدگی اجرایی در این دو مدل کاملاً متفاوت است. در نتیجه، ممکن است دو قرارداد با ارزش اسمی مشابه، بسته به اینکه ماینر خودش GPUها را مدیریت و از آنها بهرهبرداری کند یا اینکه صرفاً نقش میزبان تجهیزات را بر عهده داشته باشد، نتایج بسیار متفاوتی از نظر اقتصادی داشته باشند.
مسئله بعدی این است که هوش مصنوعی و HPC برای برخی شرکتها دیگر صرفا ابزاری برای تنوعبخشی نیستند؛ بلکه به اولویت اصلی تخصیص سرمایه آنها تبدیل شدهاند.
برخی ماینرها تا زمانی که ماینینگ سودآور باشد، همچنان ناوگان استخراج بیتکوین خود را حفظ میکنند، اما مسیر توسعه و پروژههای جدیدشان تقریباً بهطور کامل روی HPC متمرکز شده است. نمونههای شاخص این روند، شرکتهای استخراج آیرن و تراوُلف هستند. در مقابل، شرکتهایی مانند بیتفارمز (Bitfarms) حتی پا را فراتر گذاشتهاند و بهطور ضمنی اعلام کردهاند که ممکن است فعالیت در استخراج بیتکوین را به مرور زمان کنار بگذارند.
این تغییر استراتژیک آثار ثانویه مهمی به همراه دارد. اگر شرکتهای ماینینگ بخش عمده سرمایه و ظرفیت برق خود را به بارهای AI و HPC اختصاص دهند، رشد نرخ هش شبکه حاصل از فعالیت آنها احتمالاً کند، متوقف یا حتی منفی خواهد شد.

آیا تغییر مسیر به HPC و AI برای همه ماینرها امکانپذیر است؟
ممکن است این روزها درباره چرخش ماینرها به سمت هوش مصنوعی و پردازش با کارآیی بالا زیاد صحبت شود، اما نباید تصور کنیم هر شرکتی که زمین و برق در اختیار دارد، میتواند بهراحتی وارد این حوزه شود.
در عمل، اکثر سایتهای استخراج بیتکوین برای راهاندازی سریع و انعطافپذیری طراحی شدهاند و معمولا از واحدهای ازپیشآماده استفاده میکنند؛ درحالیکه بارهای محاسباتی در مقیاس هوش مصنوعی و پردازش با کارآیی بالا به زیرساختهایی با تراکم بالا، سیستمهای پشتیبان چندلایه و استانداردهای عملیاتی سختگیرانهای نیاز دارند که ذاتا در طراحی سایتهای ماینینگ لحاظ نمیشود.
برخی سایتها قابلیت تطبیق دارند، اما این کار مستلزم هزینه است. برای نمونه، کور ساینتیفیک در حال بازطراحی دیتاسنترهای استخراج بیتکوین خود با هزینهای در حدود ۱.۵ تا ۳ میلیون دلار بهازای هر مگاوات است تا بتواند تعهدات قراردادی خود با کورویو (CoreWeave) را اجرا کند.
با این حال، بسیاری از سایتها یا اصولاً قابلتبدیل نیستند، یا هزینه تبدیل آنقدر بالاست که مزیت اقتصادی این چرخش را از بین میبرد.
ویژگی دیتاسنتر استخراج بیت کوین دیتاسنتر HPC/AI مکان برق ارزان زیرساخت پایدار، دسترسی به نیروی کار ماهر، ترجیحا نزدیک مراکز شهری یا تحقیقاتی سیستمهای خنک کننده خنککننده هوا یا غوطهوری، نیاز به آب ندارد سیستم خنککنده دقیق، نیاز به دسترسی آب زیرساخت شبکه اترنت پایه، اینترنت پایدار برای استخرها سرعت بالا، نیاز به فیبرنوری بلااستفاده، تاخیر کم برای انتقال دادههای نودها نیاز به قابلیت اطمینان عملیات انعطافپذیر آپتایم تقریبا ۱۰۰٪ (نیاز به چندین منبع برق و بکآپ) عملیات نیروی انسانی حداقلی، مدیریت ساده مانیتورینگ پیچیده، بار کاری متنوع سرمایه زیرساختی حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار دلار به ازای هر مگاوات حدود ۸ تا ۱۱ میلیون دلار به ازای هر مگاوات
مانع اصلی برای ورود ماینرهای بیت کوین به حوزه مراکز داده با کارآیی بالا، سرمایه و محدودیتهای اجرا است.
ایجاد زیرساخت HPC به سرمایهگذاری اولیه بسیار سنگینی حدود ۸ تا ۱۱ میلیون دلار بهازای هر مگاوات نیاز دارد؛ در حالی که هزینه راهاندازی مزارع استخراج بیتکوین معمولاً بهازای هر مگاوات حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار دلار برآورد میشود.
علاوه بر این، بهرهبرداری از مراکز HPC نیازمند دانش عملیاتی کاملاً متفاوتی از ماینینگ است. حتی اگر یک شرکت از نظر فنی و زیرساختی آماده باشد، درآمدزایی از HPC زمان میبرد و برخلاف استخراج بیتکوین، هیچ پاداش بلاک تضمینشدهای وجود ندارد که بتوان به آنها تکیه کرد.
یک پیشبینی؛ قراردادهای بیشتر، روایتهای کمتر
احتمالا در سال ۲۰۲۶ شاهد همکاری بیشتر شرکتهای استخراج با غولهای ارائهدهنده خدمات ابری خواهیم بود؛ زیرا ماینرها در حال حاضر مالک مهمترین منابع مورد نیاز شرکتهای هوش مصنوعی، یعنی زمین دارای مجوز، دسترسی به برق و توان توسعه پروژه هستند.
اما واکنش بازار تغییر کرده است. دیگر تعداد مگاوات یا ارزش اسمی قراردادها معیار کافی نیست. سرمایهگذاران اکنون سؤالهای جدیتری میپرسند:
- چه کسی هزینه ساخت را تأمین میکند؟
- درآمد دقیقاً از چه زمانی شروع میشود؟
- اگر مشتری قرارداد را فسخ کند چه اتفاقی میافتد؟
- ریسک در سطح پروژه باقی میماند یا بهصورت پنهان به شرکت مادر منتقل میشود؟
در عمل، هر قرارداد HPC لزوماً باعث افزایش ارزشگذاری سهام نمیشود. بازار بهتدریج به ساختارهایی پاداش میدهد که ریسک مدل کسبوکار را کاهش دهند و بتوانند بدون تحمیل هزینههای سنگین به جریان نقدی استخراج، پروژههای HPC را اجرا کنند.
بعد از چرخش ماینرها به HPC، آینده استخراج بیتکوین چه خواهد شد؟
برخی تصور میکنند حرکت شرکتهای ماینینگ عمومی به سمت زیرساختهای AI و HPC تهدیدی برای استخراج بیتکوین است. اما در واقع، این روند میتواند آغاز تکامل استخراج باشد. با انتقال سرمایه، تخصص و ظرفیت انرژی به سمت بارهای ارزشمند هوش مصنوعی، چشمانداز صنعت ماینینگ در حال تغییر است. هنگامی که ماینرهای بزرگ مقیاس فعالیت خود را کاهش دهند یا آن را کنار بگذارند، ظرفیت، سختافزار و منابع آنها در جغرافیاها و مدلهای کسبوکار جدید بازتوزیع میشود.
یکی از پیامدهای روشن این تحول، تغییر محل انجام استخراج است. در حالی که دیتاسنترهای هوش مصنوعی دنبال بهترین سایتهای برق در بازارهای بالغ هستند و اولویت اصلی آنها آمریکای شمالی است، استخراج بیتکوین به سمت مناطقی با انرژی مازاد سوق داده میشود.
بار پردازشی که زمانی در یک پردیس عظیم هایپراسکیلری در تگزاس قرار داشت، ممکن است دوباره به شکل کانتینرهای ماژولار در پاراگوئه، اتیوپی یا اسکاندیناوی ظاهر شود. این مزارع همچنان در امنیت شبکه نقش دارند؛ اما اقتصاد و ریسکهای کاملاً متفاوتی خواهند داشت.
درعینحال، این مدل کسبوکار شیوه استخراج بیت کوین را متحول میکند؛ دیگر نیازی به روشن بودن مداوم تجهیزات (Uptime) یا سیستمهای پشتیبان چندلایه نیست. همین ویژگیها، استخراج را به ابزار مناسبی برای مدیریت مصرف برق تبدیل میکند. زمانیکه برق مازاد در دسترس است، ماینرها میتوانند آن را به کاربگیرند و از هدررفت انرژی جلوگیری کنند و در زمان اوج مصرف فعالیت خود را کاهش دهند تا شبکه دچار فشار نشود. این قابلیت به کاهش هزینه کل انرژی و بهینهسازی مصرف برق کمک میکند. در چنین مدلهایی، استخراج محصول اصلی نیست، بلکه یک ابزار کاربردی در زیرساخت انرژی محسوب میشود.
این تکامل، استانداردهای ماینرهایی که همچنان بر بیتکوین تمرکز دارند را هم افزایش میدهد. فعالیت با مدل قدیمی «خرید دستگاههای اسیک، اتصال به برق ارزان و انتظار برای سود» به مرور دشوارتر میشود. در محیط رقابتی جدید، اپراتورها برای کاهش وابستگی صِرف به استخراج و ایجاد منابع درآمدی جدید ناچار هستند قابلیتهای بیشتری همچون استفاده مجدد از گرمای تولیدشده یا همکاری نزدیکتر با تأمینکنندگان انرژی را درنظر بگیرند.
جمعبندی
همکاری ماینرهای بیتکوین با غولهای سرویسهای ابری و بازیگران حوزه هوش مصنوعی نشان میدهد که صنعت استخراج وارد یک فاز جدید شده است. در این مسیر، هدف اصلی شرکتها دیگر استخراج نیست؛ بلکه از زیرساخت، برق، زمین و دانش عملیاتی خودشان بهعنوان منبعی برای محاسبات سنگین و دیتاسنترهای AI استفاده میکنند. چرخش ماینرهای بیت کوین به سمت هوش مصنوعی و مراکز داده با کارایی بالا در کنار مزایا، معایبی هم دارد. از یک سو، منجر به کاهش وابستگی به چرخههای قیمتی بیتکوین، تنوعبخشی به درآمد و استفاده بهینهتر از انرژی میشود و مدل کسبوکار آنها را پایدارتر میکند. از سوی دیگر، این تصور را ایجاد میکند که خروج بخشی از ماینرها ممکن است به کاهش قدرت هش شبکه منجر شود یا تمرکز استخراج را تغییر دهد. با این حال، بسیاری از این نگرانیها هنوز در حد فرضیه هستند و لزوماً به واقعیت تبدیل نخواهند شد، چرا که ساختار شبکه بیتکوین بهطور تاریخی خود را با این تغییرات تطبیق داده است و به مسیر تکامل خود ادامه میدهد.












