کریپتو از ابتدا هم یک نظام فکری بود و هم یک جنبش سازنده؛ این تکنولوژی در تلاش جامعه برای ایجاد تعادل در برابر پول متمرکز و پروتکلهای دربسته ریشه دارد. گروه کوچکی از سایفرپانکها و توسعهدهندگان میخواستند ثابت کنند که پول میتواند به نرمافزار تبدیل شود و بهجای نهادها، این کد باشد که قواعد را اجرا میکند.
حالا بیش از یک دهه از آن زمان گذشته است. این ایده نهتنها همچنان زنده مانده، بلکه بهخوبی ادامه پیدا کرده است. تفاوت در اینجاست که بهجای سرنگونی نظم موجود، راهی برای ارتقای آن فراهم کرده و به افراد، انتخاب، آزادی و دسترسی بیشتری داده است؛ مقصد این مسیر، دنیایی بدون وابستگی کامل به بانکها است.
کریپتو از یک آزمایش آرمانگرایانه به پدیدهای تبدیل شده است که جهان ناچار است آن را جدی بگیرد و همچنین یک مسیر ارتقای شناختهشده برای نظام مالی جهانی محسوب میشود. دلیل این نیست که همه ناگهان طرفدار افراطی تمرکززدایی شدهاند، بلکه چون کارکرد آن روشن است. دلارها میتوانند بهصورت ۲۴ ساعته جابهجا شوند، تسویه میتواند جهانی و آنی باشد، بازارها میتوانند ترکیبپذیر شوند، داراییها میتوانند برنامهپذیر باشند و زیرساخت مالی میتواند مستقیماً درون نرمافزارها تعبیه شود.
این تحول، ترکیب بازیگران را تغییر میدهد و با تغییر بازیگران، چشمانداز جهانِ کسبوکار نیز دگرگون میشود. دوران «آسان» پیروزی از مسیر ابتکار، هیجان یا مشوقهای کوتاهمدت رو به پایان است. دوره بعدی درباره جریانهای پایدار، توزیع، اعتماد و اجرای دقیق است.
عصر بومیهای دنیای کریپتو
در دهه نخست، بازیگران غالب عمدتاً بومیِ کریپتو بودند و رفتار آنها بازار را شکل میداد:
- سازندگان و آرمانگرایان زیرساختها و اجزای پایه را ساختند.
- معاملهگران توکنها را به بازارهای نقدشونده و توزیع را به عامل اصلی تبدیل کردند.
- کاربران حرفهای دیفای نشان دادند که امور مالی آنچین میتواند کار کند، حتی اگر مشوقها واقعیت را تحریف میکردند.
- خردهسرمایهگذارانِ مبتنی بر میم، کریپتو را به یک پدیده فرهنگی تبدیل کردند و با نیروی شبکههای اجتماعی، به ورود کاربران جدید شتاب بخشیدند.
نخ تسبیح همه اینها، بازاری بود که عمدتاً با سفتهبازی و روایتها پیش میرفت. در دل این آشوب، نوآوری واقعی وجود داشت، اما برای اغلب پروژهها، تناسب محصول با بازار و دوام بلندمدت شکل نگرفت. با گذشت زمان، این آزمایشها روشن کرد چه چیزهایی واقعاً در بستر آنچین معنا دارند، کاربران چه چیزهایی را بهطور پایدار استفاده میکنند و چه مدلهایی میتوانند از کسبوکارهای پایدار پشتیبانی کنند.
واقعیت تلخ این است که برای بسیاری از مشارکتکنندگان اولیه، «غیرمتمرکز بودن» و «همیشه در دسترس بودن» ویژگیهای قانعکنندهای برای پذیرش هزینه بالاتر یا جبران تجربه کاربری ضعیفتر نبود. بازار با پول خود رأی داد و بیشتر آزمایشهای آنچین در حوزه بازی، شبکه اجتماعی و هنر، هرگز از مرحله ایده به عادت روزمره عبور نکردند. شاید در آینده این اتفاق بیفتد، اما حالا میدانیم که احتمالاً بسیار بیشتر از آنچه در روزهای اول امیدوار بودیم، زمان میبرد.
جایی که کریپتو واقعاً به تناسب پایدار با بازار رسید، حوزه مالی و پرداخت بود: انتقال ارزش، تسویه معاملات، صدور دارایی، وامدهی و وامگیری، کسب بازده و پوشش ریسک. وقتی مسئله اصلی «پول» است، مدل آنچین دیگر یک ترجیح فلسفی نیست؛ بلکه به یک مزیت عملی تبدیل میشود.
عصر زیرساختها
از سال ۲۰۲۶ به بعد، کریپتو کمتر شبیه یک نظام اعتقادی خواهد بود و بیشتر بهعنوان لایه زیرساخت مالی جهانی در نظر گرفته میشود.
مرکز ثقل از آزمایشهای خردهفروشی به سمت اپراتورها و نهادها در حال جابهجایی است. استیبل کوینها به مسیر پیشفرض تسویه برای فینتکها، پرداختهای فرامرزی و عملیات خزانهداری تبدیل میشوند. همزمان، داراییهای دنیای واقعی (RWA) و پول و اعتبار توکنیزهشده، داراییهای سنتی را به توزیع آنچین متصل میکنند.
الزامات تطبیق، حضانت، گزارشدهی و کنترل ریسک از موارد حاشیهای به نیازهای اصلی محصول تبدیل میشوند. کیف پولها نیز بهتدریج به «حساب» تبدیل میشوند و برای بیشتر کاربران، کلیدها، هویت و مجوزها بهشکلی فزاینده انتزاعی و پنهان خواهند شد.
این همان تز ارتقا در عمل است: کریپتو دیگر بر سر ایدئولوژی رقابت نمیکند، بلکه بر سر نتیجه رقابت میکند. هزینه کمتر، تسویه سریعتر، دسترسی جهانی، بازارهای همیشه فعال و گردشکارهای برنامهپذیر به دلایل پیروزی آن تبدیل میشوند. با بلوغ این پشتوانه، تمرکززدایی به یک پیشفرض بدیهی تبدیل میشود، عملکرد بهبود مییابد، هزینهها به سمت صفر میل میکنند و بازار در مورد حاشیه سود و تمایز، بیرحمتر میشود.
نتیجه نهایی چیست؟ بازی آسان تمام میشود. ویژگی جدید بودن و مشوقهای ساختگی یا موقت اهمیت کمتری پیدا میکنند و در عوض، توزیع، اعتماد و اجرا اهمیت بیشتری مییابند. لانچهای کریپتویی کمتر و «جنگ پرداخت و زیرساخت مالی» بیشتر میشود. ادغامها و استراتژیهای ورود سازمانی به بازار به مسیر پیشفرض مقیاسپذیری تبدیل میشوند. نشانههای آن را همین حالا نیز میبینیم که در افزایش قابلتوجه ادغام و تملک و صرافیهایی که محصولات کلیدی را در خود جذب میکنند، نمود پیدا میکند.
نسل بعدی کاربران کریپتو؛ ساختن برای عصر جدید
اگر دوره قبل، مربوط به «کشف کریپتو توسط نهادها» بود، دوره بعد، دوره «استفاده نهادها و فینتکها از ریلهای کریپتو، بدون نام بردن از آن» است.
بازیگر غالب، اپراتور میشود: تیمهای خزانهداری، عملیات پرداخت، مدیران محصول فینتک، تیمهای ریسک و پلتفرمهای مدیریت ثروت. افرادی که قصد «یورش هیجانی» ندارند. آنها میخواهند پول را امن، ارزان و قابل پیشبینی جابهجا کنند.
بعد، قفل بعدی باز میشود: نرمافزارها شروع به تراکنش میکنند. خزانهداری خودکار، خرید خودکار، متعادلسازی خودکار، عاملهایی که در چارچوب محدودیتها عمل میکنند. این بهمعنای حذف انسانها نیست؛ بلکه به این معناست که بخش معناداری از فعالیت اقتصادی، برنامهمحور میشود و ریلهایی که از آن پشتیبانی میکنند، بهشدت ارزشمند خواهند شد.
پیامد این روند آن است که پشتوانه کریپتو کمتر شبیه یک «اکوسیستم اپلیکیشن» و بیشتر شبیه به یک سیستمعامل مالی میشود که نرمافزارها به آن متصل میشوند و رابطهای کاربری جدید، نیازهای خاص مشتریان مختلف را پوشش میدهند.
اگر امروز در حال ساخت محصول هستید، بزرگترین ریسک شما فنی نیست؛ اشتباه در شناسایی مشتری است.
اگر محصول خود را برای یک بازیگر در سال ۲۰۲۱ توسعه دهید، بهینهسازی شما روی این موارد خواهد بود: وایرال شدن، مشوقها، نقدشوندگی کوتاهمدت و چرخههای هیجانی. اما اگر آن را برای یک بازیگر در سال ۲۰۲۶ بسازید، تمرکز شما روی عواملی مانند توزیع، یکپارچهسازی، پایداری، گزارشدهی، مشوقهای همراستا و پایدار، سازوکار شفاف خلق ارزش برای توکن و بستهبندی ریسک خواهد بود.
این دو جهان ممکن است همزمان وجود داشته باشند، اما مرکز رشد در حال جابهجایی است. بازار از «کریپتو بهعنوان زمین بازی داراییهای سفتهبازانه» به سمت «کریپتو بهعنوان زیرساخت مالی» حرکت میکند. این بهمعنای حذف میمها نیست. به این معناست که بزرگترین جریانها بهتدریج از تسویه واقعی، داراییهای واقعی، ترازنامههای واقعی و توزیع واقعی میآیند.
این صنعت جدیتر میشود، چون مفیدتر شده است و مفید بودن، رقابت را جذب میکند.
بازی واقعی آغاز میشود
کریپتو به ریشههای خود خیانت نکرد. آنها را اثبات کرد.
سایفرپانکها درست میگفتند که پول میتواند به نرمافزار تبدیل شود. سازندگان درست میگفتند که بازارها میتوانند ترکیبپذیر شوند. معاملهگران، دیجنها و موجهای فرهنگی پرآشوب و در عین حال، بهشدت سرگرمکننده بودند؛ اما همانها توزیع و نقدشوندگی را ساختند که ریلها را مستحکم کرد.
حالا کریپتو یک مسیر ارتقای شناختهشده جهانی برای نظام مالی محسوب میشودکه بهصورت پیوسته اجرا میشود. داراییهایی که مثل نرمافزار صادر و توزیع میشوند، تطبیقی که برنامهپذیر میشود و امور مالی که به اپلیکیشنها متصل میشود.
در دوره بعد، را کسی که پرزرقوبرقترین توکن را عرضه کن برنده نخواهد بود، بلکه برنده کسی است که جریانها را در اختیار دارد؛ عواملی مانند توزیع، اعتماد، ریلها و رابطهایی که کسبوکارهای عادی و مردم عادی از طریق آنها با پول برنامهپذیر تعامل میکنند.
رقابت شدید خواهد بود، چون پاداشِ موجود فوقالعاده بزرگ است و سال ۲۰۲۶ همان نقطهای است که همهچیز واقعاً هیجانانگیز میشود.













