کریپتو از همان ابتدا فقط یک فناوری نبود، بلکه ترکیبی بود از باور، اعتراض و ساختن. این جنبش از دل گروه کوچکی از سایفرپانکها و توسعهدهندگان بیرون آمد که میخواستند ثابت کنند پول میتواند به نرمافزار تبدیل شود و قواعد اقتصادی، بهجای نهادها، میتوانند از طریق کدها اجرا شوند.
به گزارش میهن بلاکچین، حالا بیش از یک دهه گذشته و آن ایده خام نهتنها از بین نرفته، بلکه شکل بالغتری به خود گرفته است. کریپتو نه جهان مالی را واژگون کرد و نه بیرون از آن ایستاد؛ بلکه راهی برای ارتقای آن ساخت. این مسیر بهجای حذف کامل بانکها، انتخاب، دسترسی و آزادی عمل بیشتری به کاربران داد و ایده «بانکگریزی» را از یک شعار، به یک گزینه عملی تبدیل کرد.
از یک آزمایش ایدهآلیستی تا زیرساخت جدی مالی؛ دوران بومیهای کریپتو
کریپتو مسیری غیرمنتظره را طی کرد. آنچه در ابتدا شبیه یک آزمایش آرمانگرایانه به نظر میرسید، امروز بهعنوان یک مسیر ارتقای معتبر برای نظام مالی جهانی شناخته میشود. نه به این دلیل که همه ناگهان به تمرکززدایی ایمان آوردند، بلکه چون کارایی آن انکارناپذیر شد.
انتقال دلار بهصورت ۲۴ ساعته، تسویه آنی و جهانی، بازارهایی که بهراحتی روی هم سوار میشوند، داراییهایی که برنامهپذیرند و زیرساخت مالی که مستقیماً در دل نرمافزار جا میگیرد؛ همه اینها نشان دادند کریپتو بیش از آنکه یک موضع ایدئولوژیک باشد، یک راهحل عملی است.
این تحول، ترکیب بازیگران بازار را نیز تغییر داد و وقتی بازیگران عوض میشوند، قواعد بازی نیز تغییر میکند. دورهای که برنده شدن با هیجانات یا مشوقهای مقطعی امکانپذیر بود رو به پایان است و دوره جدید درباره جریانهای پایدار، توزیع، اعتماد و اجرای دقیق است.
در دهه اول، بازیگران اصلی بازار، بومیهای کریپتو بودند و رفتار آنها مسیر بازار را شکل داد. سازندگان و ایدهآالیستها ریلها و اجزای پایه را ساختند.
معاملهگران، توکنها را به بازارهای نقدشونده تبدیل کردند و توزیع را به مهمترین مزیت رقابتی بدل ساختند. کاربران حرفهای دیفای نشان دادند که حتی اگر مشوقها تصویر واقعی را مخدوش کنند، امور مالی آنچین میتواند کار کند. در این میان، موج خردهفروشان مبتنی بر میم و فرهنگ اینترنتی، کریپتو را به یک پدیده اجتماعی تبدیل کرد و به ورود کاربران جدید، شتاب بخشید.
نقطه اشتراک همه اینها، سفتهبازی و روایت بود. نوآوری واقعی در این شلوغی وجود داشت، اما برای ۹۹.۹٪ پروژهها، تناسب محصول با بازار و دوام بلندمدت شکل نگرفت. با گذر زمان، بازار خودش را غربال کرد و این پرسشها مطرح شد: چه چیزی روی زنجیره منطقی است، کاربران چه چیزهایی را واقعاً به عادت تبدیل میکنند و چه مدلهایی میتوانند یک کسبوکار پایدار بسازند؟
واقعیت این است که برای بسیاری از کاربران اولیه، «غیرمتمرکز بودن» یا «همیشه فعال بودن» بهتنهایی جذاب نبود؛ مخصوصاً اگر هزینه بالاتر یا تجربه کاربری ضعیفتری به همراه داشت. بازار با پول خود رأی داد و بیشتر آزمایشهای آنچین در حوزه بازی، شبکههای اجتماعی و هنر نتوانستند از مراحل ابتدایی عبور کنند. شاید در آینده این فاصله پر شود، اما نه به آن سرعتی که در سالهای ابتدایی تصور میشد.
جایی که کریپتو به تناسب پایدار با بازار رسید، امور مالی و پرداختها بود. انتقال ارزش، تسویه معاملات، صدور دارایی، وامدهی، کسب بازده و پوشش ریسک. وقتی مسئله اصلی «پول» است، مدل آنچین دیگر یک ترجیح فلسفی نیست، بلکه به یک مزیت عملی تبدیل میشود.
نسل بعدی کاربران در عصر زیرساخت
از سال ۲۰۲۶ به بعد، کریپتو کمتر شبیه یک نظام اعتقادی و بیشتر شبیه به لایه زیرساختی مالی جهان خواهد بود. مرکز ثقل بازار از آزمایشهای خردهفروشی به سمت اپراتورها و نهادها حرکت میکند. استیبل کوینها در حال تبدیل شدن به ریل تسویه پیشفرض برای فینتکها، پرداختهای فرامرزی و عملیات خزانهداری هستند. همزمان، داراییهای دنیای واقعی (RWA)، پول و اعتبار توکنیزهشده، پل میان سیستم سنتی و توزیع آنچین را میسازند.
در این فضا، انطباقپذیری با مقررات، نگهداری امن دارایی، گزارشدهی و کنترل ریسک از حاشیه به متن محصول میآیند. کیف پولها بهتدریج به «حساب» تبدیل میشوند و کلیدها، هویت و سطح دسترسی برای بیشتر کاربران در لایههای زیرین پنهان میشود.
این همان تز ارتقا در عمل است. کریپتو دیگر با ایدئولوژی رقابت نمیکند؛ با نتیجه رقابت میکند. هزینه کمتر، تسویه سریعتر، دسترسی جهانی، بازارهای همیشه فعال و گردشکارهای برنامهپذیر. با بلوغ این پشتوانه، تمرکززدایی به پیشفرض تبدیل میشود، عملکرد بهبود مییابد، هزینهها به سمت صفر میل میکنند و بازار در تمایز و حاشیه سود بیرحمتر میشود.
اگر دوره قبل، دوره «کشف کریپتو توسط نهادها» بود، دوره بعد، استفاده نهادها و فینتکها از ریلهای کریپتو بدون نام بردن از کریپتو است. بازیگر اصلی، اپراتور میشود: تیمهای خزانهداری، عملیات پرداخت، مدیران محصول فینتک، تیمهای ریسک و پلتفرمهای مدیریت ثروت. کسانی که دنبال هیجان نیستند، بلکه بهدنبال مسیر امن، ارزان و قابلپیشبینی برای جابهجایی پول هستند.
در ادامه، نرمافزار شروع به معامله میکند. خزانهداری خودکار، خرید خودکار، بازتنظیم خودکار. عواملی که در چارچوب محدودیتها عمل میکنند. این بهمعنای حذف انسان نیست، بلکه بهمعنای برنامهپذیر شدن بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی است و ریلهایی که از این فعالیت پشتیبانی میکنند، بهشدت ارزشمند میشوند.
اگر امروز در حال ساختن هستید، بزرگترین ریسک شما فنی نیست؛ بلکه اشتباه گرفتن مشتری است. ساخت و توسعه برای کاربری در سال ۲۰۲۱ یعنی تمرکز بر وایرال شدن، مشوقها، نقدشوندگی کوتاهمدت و چرخههای هیجانی. اما ساختن برای کاربری در سال ۲۰۲۶ یعنی تمرکز بر توزیع، یکپارچگی، قابلیت اتکا، گزارشدهی، مشوقهای همراستا و پایدار، مسیر شفاف ارزش توکن و بستهبندی ریسک.
هر دو دنیا ممکن است همزمان وجود داشته باشند، اما مرکز رشد در حال جابهجایی از زمین بازی سفتهبازی به زیرساخت مالی است. این بهمعنای حذف میمها نیست؛ بلکه بهمعنای آن است که بزرگترین جریانها از تسویه واقعی، دارایی واقعی، ترازنامه واقعی و توزیع واقعی میآیند.













