باید اقرار کنیم که ایجاد استارتاپ کار سختی است و باید ایده نوینی داشت و مشکلی را حل کرد که تا به حال کسی آن را حل نکرده است. در کل، در ایجاد استارتاپ باید یک مدل تجاری جدید را پایهریزی کرد و آن را به کسب و کاری بادوام تبدیل کرد. سختی کار استارتاپها در این است که مدلهای قبلی و الگو برای آنها موجود نیست. حال اگر این موضوع را به فضای برنامههای غیرمتمرکز (dapps) تعمیم دهیم، میبینیم که این برنامهها از لایه یک بلاک چین ایجاد شدهاند و صنعتی کاملا جدید هستند. اولین برنامه غیرمتمرکز در حدود ده سال سن دارد.
جامعه برنامههای غیرمتمرکز کوچک است و خودپرستی زیاد در آن دیده میشود. از یک طرف میبینیم که افرادی که از همان ابتدا با بیت کوین آشنا شدهاند، مشغول به کار در این فضا هستند و به خوبی صاحب بودجه هستند و نیاز ندارند که خود را برای کسی اثبات کنند. از طرف دیگر نیز جوانانی را میبینیم که از دانشگاه فارغ التحصیل شدهاند و به عنوان شغل اول یا دوم وارد فضای برنامههای غیرمتمرکز اتریوم شدهاند و ابزارهای غیرمتمرکز را در جامعه انتشار میدهند.
از طرفی دیگر، تعدادی از افراد بالای ۳۵ سال را در این فضا میبینیم که از مخارج زیاد اقتصادی سخن میگویند و ابراز میدارند که با حقوقهای امروزی نمیتوان مخارج زندگی را گذراند. اینها توسعه دهندگانی هستند که هر زمانی میتوانند وارد این فضا شوند و درآمد خوبی کسب کنند، اما آنها از نقصها و عیبهایی که در فضای غیرمتمرکز ظاهر میشود واهمه دارند و به همین دلیل به این فضا به عنوان شغل نگاه نمیکنند. این افراد از این فضا لذت میبرند و دوست ندارند از آن خارج شوند. این گروه افرادی هستند که هرگز با کار در یک گروه توسعه دهنده کسب درآمد نکردهاند.
منظور من از این بحثها این است که هر فردی باید کار و منبع امرار معاش داشته باشد و بعد از آن است که میتواند بر روی پروژهای کار کند و به استحکام آن کمک کند. من در این مقاله منابع تامین وجهی را که برای توسعه دهندهها میشناسم صادقانه با شما در میان میگذارم و البته احتیاطهایی را هم که باید در این راستا انجام داد، تشریح و بررسی میکنم.
مشاهدههای عمومی در مورد روشهای تامین وجه برای برنامههای غیرمتمرکز
بسیاری از پروژههای لایه اول میخواهند خودشان را غیرمتمرکز بنامند و از پول سرمایهگذاران استفاده کنند اما آنها دردسر مواجه شدن با قانونگذاران را به خود نمیدهند و این کار را تماما به توسعه دهندگان برنامههای غیرمتمرکز در صف مقدم واگذار میکنند.
تقریبا همه پروژههای عرضه اولیه کوین (ICO) از توکنهایی برای پرداخت به توسعه دهندگان استفاده میکنند که ارزش ذاتی ندارند.
برنامههای غیرمتمرکز ضعیف در نهایت به ضرر سرمایهگذار تمام خواهند شد و توکنهایی ضعیف و با ارزش کم را در اختیار آنها میگذارند. توسعه دهندهها برای انجام این پروژهها دستمزد خود را از وجوه سرمایهگذاران میگیرند و بنابراین باید در انجام پروژهها بسیار دقت شود.
اغلب دستمزدی که به توسعه دهندههای پروژه داده میشود آنقدر نیست که این افراد بتوانند امورات خود را به راحتی با آن بگذرانند. برعکس، بودجهای که برای توسعه خود پروژه و هزینههای بازار و توسعه آن کنار گذاشته میشود، مقدار کمی نیست.
میتوان بر لیست مشاهدات بالا افزود اما به نظرم که فضا به اندازه کافی برای شما مجسم شده است و حال در ادامه به بررسی تعدادی از روشهای تامین وجه میپردازیم.
برنامههای تامین کمک هزینه برای توسعه دهندهها
تقریبا همه پروژهها چنین برنامههایی دارند که افراد میتوانند با مراجعه به وبسایت برای شرکت در این برنامهها اقدام نمایند. این کمک هزینهها تا قبل از به وجود آمدن بازار خرسی بسیار خوب بودند اما بعد از آن کاهش یافتهاند و مقدار آنها بسیار کم شده است. در بعضی از این پروژهها، توسعه دهنده لازم است چندین ماه کار دیگری انجام ندهد و تنها به توسعه محصول مورد نظر بپردازد که طبیعتا این توسعه دهنده باید درآمد کافی برای امرار معاش در این مدت را داشته باشد.
دستمزدهایی که برای توسعه دهندههای این فضا در نظر گرفته میشود، ممکن است برای فردی که تازه فارغ التحصیل شده است مناسب باشد، اما برای توسعه دهندههای باتجربه کافی نیست و به همین دلیل است که در این فضا توسعه دهندگان باتجربه و حرفهای زیادی را نمیبینیم.
با جستجویی ساده در گوگل میتوانید این برنامههای کمک هزینه را شناسایی کنید. این که کدام یک از آنها برای شما مناسب است و کدام را انتخاب میکنید، کاملا بستگی به خودتان دارد.
برنامه نویسی جمعی
من سال گذشته در تعدادی از رویدادهای برنامه نویسی جمعی حضوری و آنلاین شرکت کردم. در حالی که این رویدادها زمانی به عنوان موقعیتی خوب مخصوصا برای تازه واردها دیده میشدند، اما باید بگویم که این رویدادها هرگز به پیدا کردن منبع درآمدی خوب برای توسعه دهندهها و یا پروژهای با آینده خوب برای اسپانسرها نمیانجامد.
اکثر توسعه دهندههای موجود در این رویدادها تازه کار هستند و فاقد دانش لازم برای یادگیری و اجرای یک پروژه در یک حیطه خاص هستند و از این هم بدتر اینکه اسپانسرهای موجود هم افرادی هستند که نمیدانند که چه میخواهند.
بنابراین یک توسعه دهنده خوب تنها ۵۰ درصد شانس رسیدن به کمک هزینه را در این رویدادها خواهد داشت و تازه این کمک هزینه به سختی جوابگوی هزینه سفر او خواهد بود. متوسط این کمک هزینهها از ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار هستند. در حالی که ایاس (EOS) هم چنین رویدادهایی را برگزار میکند، اما موفقیتآمیزترین این رویدادها مربوط به اکوسیستم اتریوم هستند و توسط ETHGlobal و Gitcoin اجرا میشوند.
کمک هزینههای Gitcoin
Gitcoin یک پروژه اتریومی است که به بلاک چینهای دیگر اجازه میدهد که بخششهای ماهانه خود را اعلام کنند. این پروژه برنامهای بنام Gitcoin CLR دارد که در حال حاضر تنها برای پروژههای اتریومی موجود است.
این برنامه در سال ۲۰۱۹ شروع شده است و به تازگی دور چهارم آن به پایان رسیده است. دور چهارم بسیار هیجان برانگیز بود و همه میتوانستند در آن شرکت کنند. بنیاد اتریوم میخواهد پروژهای پا به عرصه بگذارد و توزیع کمکهای صورت گرفته از جانب آنها را مدیریت کند که Gitcoin CLR هم به خوبی خود را برای این کار مطرح کرده است.
Gitcoin CLR بر روی مفهومی بنام تامین وجه Quadratic کار میکند که در آن، افراد با توکنهای خود برای پروژهها رای میدهند و Gitcoin سعی میکند برای پروژهها مشترکانی پیدا کند که ماهانه آنها را حمایت کنند. البته افراد میتوانند تنها برای یک بار هم کمک کنند ولی سیستم طوری طراحی شده که ارزش بیشتری برای تعداد کمکها قائل میشود نه برای مقدار کمکی که انجام شده است.
دور چهارم CLR، تعدادی نزاع توییتری را به دنبال داشت و پروژههای رسانهای نیز مجاز به تقاضا دادن بودند. بعضی از مخالفان، این جامعه را به این متهم میکردند که تنها از دوستان خود استفاده میکنند تا جیب خود را پر کنند.
البته چنین چیزی به سختی امکانپذیر است اما چون سیستم کاملا نفوذناپذیر نیست، نمیتوان امکان چنین ادعاهایی را صفر دانست.
برنامه App Mining مربوط به Blockstack
اگر شما میخواهید یک برنامه توسعه دهنده را راهاندازی و مدیریت کنید، باید مواظب باشید که مطالب را که در ادامه گفته میشود، انجام ندهید.
من از بعد فنی و مفهومی Blockstack را دوست دارم و قبلا در پستی به ستایش از آنها پرداختهام، اما حال میخواهم از آنها به خاطر توسعه برنامهای ضعیف با نام App Mining انتقاد کنم.
این برنامه برای این ایجاد شده که بار تبلیغات و یا فروش دادههای کاربری را به منظور حمایت از برنامه خود از دوش توسعه دهندهها بردارد. این ایده به این صورت است که پروتکل از برنامههای غیرمتمرکز پشتیبانی میکند و توسعه دهندهها تنها بر کار خود متمرکز میشوند. این یعنی پدید آمدن یک مدینه فاضله، اما چطور چنین چیزی ممکن است؟
ممکن است به یاد داشته باشید که Blockstack یکی از اولین فروش توکنهایی بود که توسط کمسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده تایید شد. این پروژه در قلمرویی بسیار سختتر از قلمرو بیت کوین و اتریوم کار میکند.
Blockstack به جای ایجاد دموکراسی در امور مالی، به دنبال ایجاد دموکراسی در فضای رسانههای اجتماعی، احراز هویت و فضای انبارشی است. هر روزه افراد زیادی از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند و این چیزها زیاد برایشان مهم نیست، به همین خاطر است که میگوییم که حیطهای که Blockstack در آن وارد شده است، دشوار است.
این پروژه با ظهور برنامه App Mining وارد عرصهای به مراتب سختتر شده است و آن ردهبندی اپلیکیشنها در برابر یکدیگر است؛ کاری که اپل و گوگل با آن همه امکانات در تلاش برای انجام آن هستند و هنوز به موفقیت دست نیافتهاند.
Blockstack میخواهد که در این زمینه فرآیند بررسی را به عهده اشخاص ثالث بگذارد که این در مخالفت با عدم تمرکز است. آنها قرار است که خودشان هیچ طبقهای از برنامهها را ایجاد نکنند و از یک فرمول اکادمیک برای جلوگیری از به بازی گرفتن سیستم توسط توسعه دهندهها استفاده کنند.
برنامه App Mining در اکتبر ۲۰۱۸ به صورت آزمایشی شروع شد و دومین دور از این برنامه نیز در نوامبر ۲۰۱۸ بود. در آن زمان، بررسی کنندگان شخص ثالث شامل TryMyUi، democracyEarth و ProductHunt بودند.
مشکل Blockstack با DemocracyEarth در آن زمان این بود که Blockstack انتظار سرمایهگذاران خصوصی معتبر را داشت. مشکل دوم ProductHunt بود که دستکاری آن علیرغم ادعاهایی که میشد، بسیار آسان بود.
Blockstack بعد از مدتی مجبور به کنار گذاردن این دو شد و Awario را برای ایجاد کیفیت در این فضا معرفی کرد. این برنامه آزمایشی کمک مالی ۲۵۰۰۰ دلار را برای شروع کار پیشنهاد داده است و در این اواخر ماهانه ۴۰۰ هزار دلار را بخشیده است و با این وجود، هنوز تعداد برنامهها زیر ۳۰۰ است.
برنامههایی عالی مانند Stealthy در ابتدا به این پروژه ملحق شدند و دیدگاههایی مشابه دیدگاه این پروژه داشتند که در نهایت مجبور به ترک این پروژه شدند.
توکنهای Blockstack با نام STX اکنون در بایننس (Binance) هستند. Blockstack حال میخواهد به برونسپاری برنامه App Mining به اشخاص ثالث بپردازد.
مدیریت چنین برنامهای که برای توسعه و بهبود خود پول میبخشد، دشوار است. این تبدیل به طعمهای برای توسعه دهندگان خواهد شد تا سیستم را به بازی بگیرند و تا میتوانند از آن پول کسب کنند.
سختترین کار وارد کردن App Mining به داخل پروتکل است؛ چنین پروتکلی را تصور کنید که بر اساس آمار کاربری تصمیم میگیرد که کدام برنامه باید پول دریافت کند، در کدام حیطه باید فعالیت داشته باشد و غیره.
Blockstack در تلاش برای بستن همه این دروازهها، اعلام کرد که برنامههای بومی اندروید(android) و iOS برای این فضا مناسب نیستند و این باعث ضرر رساندن به افرادی شد که قبلا در این برنامهها سرمایهگذاری کرده بودند.
برنامه App Mining قرار بود که تا می ماه ۲۰۲۰ به یک میلیون دلار برسد، اما از آنجا که هیچ برنامه خوبی در این فضا ظاهر نشد، Blockstack مجبور به متوقف کردن برنامه و درخواست از جامعه برای پیشنهاد شد.
برنامههای توسعه دهنده تولید کننده بلاک در ایاس
من متخصص ایاس نیستم و به این دلیل در مورد آن صحبت میکنم که مشاهده کردهام که تولید کنندگان بلاک به جلسات میآیند و توسعه دهندهها را استخدام میکنند. به نظر میرسد که ایاس بسیار شدیدتر مورد بازی قرار گرفته است و هر تولید کننده بلاک لازم است که برنامههای غیرمتمرکز باکیفیتی را نیز در نهایت تولید کند.
این که چگونه با این تولید کنندگان بلاک معامله میکنید، بستگی به خودتان دارد اما اینها اکثرا پروژههای خدماتی هستند و به این حقیقت هم توجه داشته باشید که شما در اینجا با یک کسب و کار تکامل یافته سر و کار دارید و دیگر یک استارتاپ و یا یک پروژه بلاک چینی لایه اول مطرح نیست.
پروتکل NEAR
یکی دیگر از برنامههای توسعه دهنده دیگری که در اینجا نام میبرم پروتکل NEAR است که به توسعه دهندههای برنامههای غیرمتمرکز کمک میکند که به جمعآوری وجه از سرمایهگذاران اقدام کند.
این هم دوباره ما را به این سوال برمیگرداند که ما در اینجا چکار میکنیم؟ آیا ما در حال درست کردن برنامههای تجاری بادوام هستیم یا در حال ایجاد تین کلاینتهایی (Thin client) بر روی بلاک چین و انتشار رایگان آنها هستیم؟
طبیعتا ما باید در فکر درست کردن برنامههای بادوام باشیم زیرا در آینده برنامههای غیرمتمرکز زیادی ظاهر خواهند شد که تامین وجه آنها دشوار خواهد بود.
تامین وجه از سازمانهای خودمختار غیرمتمرکز
این سازمانها در سال ۲۰۱۹ به طور جدی مطرح شدند و انواع مختلفی هم دارند. من در اینجا از آنها نام نمیبرم و خودتان با جستجو در اینترنت میتوانید آنها را شناسایی کنید. من بنیانگذارانی را میشناسم که برنامههایشان توسط این سازمانها خریداری شده است.
البته این خرید به این صورت انجام شده است که مثلا فردی برنامهای را در بستر اتریوم ساخته است و این سازمانها از او خواستهاند که برنامه را طبق نیاز و استانداردهای آنان بازسازی کند و در نهایت و بعد از انجام گرفتن این امور، اقدام به خرید برنامه کردهاند. ما باید منتظر باشیم و ببینیم که چگونه این سازمانها به تکامل و بهبود این فضا کمک خواهند کرد.
نتیجهگیری
فضای تامین وجه برنامههای غیرمتمرکز فضایی جالب است که البته هنوز ما منتظر چیزهای دیگری هستیم که در فضای بلاک چین حل شود و سپس نوبت به مواجه کامل با برنامههای غیرمتمرکز برسد که قطعا این رویارویی آسان نخواهد بود. به هر حال، توسعه دهندگان برای کار کردن بر روی پروژههای خود باید آرامش داشته باشند و دغدغه امرار معاش نداشته باشند. نظر شما چیست؟ جهان آینده را با حضور برنامههای غیرمتمرکز چگونه میبینید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.