میهن بلاکچین
  • اخبار
    • همه
    • رمزارز در ایران
    • اخبار بیت کوین
    • اخبار اتریوم
    • اخبار آلتکوین
    • اخبار بلاکچین
    • اخبار عمومی
    • اطلاعیه صرافی‌های داخلی
  • تحلیل
    • همه
    • تحلیل آنچین
    • تحلیل اقتصادی
    • تحلیل تکنیکال
    • تحلیل فاندامنتال
  • آموزش
    • همه
    • کریپتو پدیا
    • کریپتو کده
    • دیفای
    • سرمایه گذاری
    • آموزش همه صرافی های ارز دیجیتال
    • ترید
    • کیف پول
    • بازی
    • استخراج
    • NFT
    • مقالات عمومی
  • ایردراپ
  • هک و کلاهبرداری
  • قیمت ارزهای دیجیتال
  • ماشین حساب ارزهای دیجیتال
  • مقایسه قیمت در صرافی
No Result
مشاهده همه‌ی نتایج
  • اخبار
    • همه
    • رمزارز در ایران
    • اخبار بیت کوین
    • اخبار اتریوم
    • اخبار آلتکوین
    • اخبار بلاکچین
    • اخبار عمومی
    • اطلاعیه صرافی‌های داخلی
  • تحلیل
    • همه
    • تحلیل آنچین
    • تحلیل اقتصادی
    • تحلیل تکنیکال
    • تحلیل فاندامنتال
  • آموزش
    • همه
    • کریپتو پدیا
    • کریپتو کده
    • دیفای
    • سرمایه گذاری
    • آموزش همه صرافی های ارز دیجیتال
    • ترید
    • کیف پول
    • بازی
    • استخراج
    • NFT
    • مقالات عمومی
  • ایردراپ
  • هک و کلاهبرداری
  • قیمت ارزهای دیجیتال
  • ماشین حساب ارزهای دیجیتال
  • مقایسه قیمت در صرافی
No Result
مشاهده همه‌ی نتایج
میهن بلاکچین
No Result
مشاهده همه‌ی نتایج
میهن بلاکچین آموزش مقالات عمومی

مجموعه داستان های سین؛ قسمت 1: سفر به دنیای بلاکچین با ماشین زمان!

نگارش:‌زهرا فرامرزی
1 خرداد 1402 - 16:01
در مقالات عمومی
زمان مطالعه: 1 دقیقه
5
سفر به دنیای بلاکچین با ماشین زمان

پدر من ریاضیدان خیلی خفنی بود. همیشه روی این ایده کار می کرد که میشه با ماشین زمان-مکان به هر جا که بخوای سفر کنی. یه ماشین زمان-مکان طراحی کرده بود تا باهاش به زمان ها و مکان های مختلف سفر کنه. بنده خدا آخر عمرش وقتش رو خیلی گذاشت روی این دستگاه مسخره که هیچوقت درست کار نکرد تا اینکه بار آخر دستگاه اتصالی کرد و بابام توی این ماشین به فنا رفت. از شانس خوب یا بد من، پدرم همیشه یه درخواست داشت. اونم این بود که اگه خودش نتونست با این ماشین سفر کنه، من با این ماشین به وقتی که هنوز جاستین بیبر زنده بود برگردم و از طرف بابام بهش بگم خیلی صدای گند دماغی داری تورو خدا دیگه هیچوقت نخون، حالمون از موسیقی به هم خورد! وصیت خیلی مسخره ای بود. هیچوقت نفهمیدم چرا، واقعا چرا یه نفر که اونم بابای من باشه باید کل زندگیش رو بزاره پای یه دستگاه تا فقط بره به یه خواننده بینوا بگه جنس صدات خیلی زشته! وقتی بابام تو اون دستگاه جزغاله شد تقریبا چیزی ازش نمونده بود. به کمک آتش نشانی فقط یه چند تیکه استخون پیدا شد.

بعد مرگ پدرم هیچوقت سمت اون دستگاه قتاله نرفتم. یه چند سالی گذشت و فکر کنم تقریبا ۱۰ سال بعد، میخواستم ماشین زمان رو بخاطر جای زیادی که توی انباری گرفته بود ردش کنم بره. با یه اسقاطی فروشی صحبت کرده بودم که ۱۰۰ تومن بهم بدن و من دستگاه رو بهشون بدم. اما روز قبل از اینکه دستگاه رو رد کنم یه خواب عجیبی دیدم. توی خوابم دیدم که با این دستگاه به دنیای عجیب و غریبی رفتم که هم پدرم بود و هم مادرم. فرصت نشد که باهاشون صحبت کنم چون تلفن خونه همینجوری داشت زنگ میخورد. صدای زنگ تلفن از خواب بیدارم کرد نمیدونم ساعت چند بود ولی نیمه شب بود و هوا همچنان تاریک بود. داشتم فحش میدادم که یعنی چه آدم احمقی میتونه این وقت شب زنگ بزنه و بعدش متوجه شدم شاید یکی مرده باشه! آخه در صورتی که یکی بمیره بقیه اجازه دارن این وقت شب به همدیگه زنگ بزنن! گوشی رو برداشتم. یه آقایی پشت خط بود گفت: سلام . سین خودتی؟

نمیتونستم صداشو تشخیص بدم. صدای نگرانی داشت. جواب دادم:

+سلام. این وقت شب زنگ زدی که بگی سین خودتی؟ خودت کی اصلا؟

-منم پدرت. میدونم باورش سخته ولی قطع نکن میخوام یه چیزی بگم. میخوام بگم دستگاه درست شده …

پریدم وسط حرفش و گفتم آره منم خر شرکم! گوشی رو قطع کردم و سریع نگاه کردم ببینم چه شماره ای افتاده، ولی فقط یه شماره بود پر از صفر. اعصابم خرد بود از اینکه این وقت شب انقدر آدم علاف وجود داره که مزاحمت شن. احتمالا کار دوستای شل مغزم بود. اونها از این شوخی های مسخره کم نمیکنن.

روز بعد از هر کدوم از دوستام پرسیدم کدومشون شب قبل به من زنگ زده، همشون به اتفاق گفتن که اونها نبودن. نمیدونم چرا اون شرکت هم منصرف شد و دستگاه رو ازم نخرید. تا دو روز اول باورم نمیشد که کار دوستام نباشه. اما روز سوم یه سر و صداهای کوفتی از انبار میومد. رفتم ببینم گربه یا موشی تو انبار نباشه که چیز عجیبی دیدم. دستگاه جا به جا شده بود. مسخره بود من اصلا به ارواح و این خرافات اعتقادی نداشتم ولی اینکه دستگاه جابه جا شده بود یکم عجیب بود!

سعی کردم به این چیزها اهمیت ندم، احساس کردم دارم توهم میزنم. اون شب نتونستم راحت بخوابم. همش تو فکر این بودم نکنه جریان تلفن واقعی باشه. منتظر بودم ببینم بازم تلفن زنگ میخوره اما خبری نشد. حدودهای ۴ صبح بود که رفتم تو انباری. با خودم گفتم شاید اون پیام از سمت پدرم درست باشه. دستگاه رو روشن کردم و برخلاف تصورم روشن شد. اصلا نمیدونستم با این کوفتی چطور باید کار کرد. دیگه کم کم باورم شده بود که پدرم تماس گرفته. حالا اصلا گیرم ماشین کار هم کرد خب که چی بشه برم به جاستین بیبر چی بگم؟ بابام میگفت صدات خیلی گند دماغ! نکنه این از اون شوخی های مسخره بابام بود تا منم بفرسته گوشه قبرستون پیش خودش. تصمیم گرفتم با دستگاه کار کنم. به وسایل بابام که یه گوشه انباری جمع شده بود سر زدم و یه سری اسناد و مدارک در مورد ماشین زمان-مکان پیدا کردم. اینکه چجوری ماشین رو روشن کردم خیلی طولانیه شاید تو یه فرصت بهتر بشه براتون تعریف کنم ولی هیچوقت اولین باری که با این دستگاه سفر کردم رو یادم نمیره. اولین بار که داخلش نشستم بدجوری نگران بودم. قبل از اینکه بخوام دکمه ای بزنم با خودم فکر کردم بهتره چند تا وسیله همراه خودم ببرم. کوله پشتیمو پر از خرت و پرت کردم و رفتم داخل ماشین. با خودم فکر میکردم حتما میمیرم. اما در کمال ناباوری وقتی دکمه ماشین رو زدم همه چیز تغییر کرد. انگار واقعا داشتم باهاش سفر میکردم و داشتم در کسری از ثانیه از چندین دنیای موازی عبور میکردم. سرعت انقدر زیاد بود که احساس میکردم پوستم مثل پلاستیک شل افتاده رو صورتم و دارم از هم وا میرم. مغزم رنگ های متفاوت می دید و دیگه تشخیص نمیدادم من کیم و کجام. وحشتناک تکون میخوردم و اعضای بدنمو حس نمیکردم. اشهدمو خوندم چون میدونستم دیگه این دستگاه مزخرف که انگار خصومتی با بابام و من داره، جون منم گرفت.

یکدفعه دستگاه یه جایی ایستاد و دیگه تکون نمیخورد. نمیدونستم کجام و چیکار باید کنم. در ماشین رو باز کردم و با کوله پشتیم رفتم بیرون. هیچوت اولین بار که به این دنیای ناشناخته پا گذاشتم رو فراموش نمیکنم. برای اولین بار وارد جایی شده بودم که هیچ آشنایی باهاش نداشتم. دنیایی پر از چیزهای عجیب و غریب!

گفتم رفتم اون دنیا. بیا، ببین چه داستانی شدها! سرزمین خیلی عجیبی بود. اصلا شبیه زمین نبود، همه چیزش تفاوت داشت. درخت هایی داشت که ازش ۰ و ۱ آویزون بود. همه جا پر از زنجیر بود و انقدر همه جا سرد و یخبندان بود اول تصور کردم اومدم تو برزخ. ولی نه فرشته ای اونجا بود نه خبری از حوری ها، نه حتی کسی که بخواد راهنماییم کنه! بعدش گفتم نکنه وارد دوره عصر یخبندان شدم و بدبخت شدم، ددم یاندی چجوری میتونم از دست دایناسورها فرار کنم. اما هیچ سر و صدایی از دایناسورها به گوش نمیخورد. با خودم فکر کردم شاید دایناسورها خوابن یا من تو منطقه ای هستم که اونها منو نمیبینن. ولی من خنگ بعدش فهمیدم تو عصر یخبندان تقریبا هیچ اثری از دایناسورها نمونده بود پس نمیتونست اون زمان باشه. اونجا عجیب بود، بینهایت عجیب! همه جا پر از ۰ و ۱ بود. تو رودخونه، گل و گیاه، کوه ها، سنگ ها و همه درختها! همه جا ۰ و ۱ میدیدم. این اعداد رو تو کارهای بابام زیاد دیده بودم. فکر کردم شاید مغز من با بابام عوض شده!

چند ساعت اول گیج و سردرگم بودم و دور خودم و جایی که واردش شده بودم میچرخیدم. بینهایت پیچیده بود و واسه ذهن خنگ من یه چیزی فراتر از بینهایت! بعد از اینکه چندین ساعتی توی اون سرزمین حیرت انگیز قدم زدم تا بلکه به آدمیزادی چیزی برسم یا حتی موجود فرازمینی ببینم شروع کردم به جست و جو تا جایی رو پیدا کنم. اصلا سر در بیارم تو کدوم قبرستونی گیر کردم. هیچ چیزی مشخص نبود. تو این حین که از دید خودم داشتم به سمت شمال میرفتم، بعد حدودا دو سه ساعتی راه رفتن به یه ساختمون خیلی بلند و مجلل یا بهتر بگم به یه آسمون خراش رسیدم. هیچ فکرشو نمیکردم تو برزخ از این چیزها پیدا شه. دیگه باورم شده بود که مردم. البته اولش فکر کردم انسان های اولیه اونجارو ساختن بعدش ذهنم رفت به سمت موجودات فرازمینی. شاید یوفوها بودن که اون آسمون خراش رو درست کرده بودن. خیلی کنجکاو بودم که ببینم توی اون ساختمون چه خبره. برزخه؟ یا یه سیاره دیگه با موجودات متفاوت؟ منتظر بودم وقتی وارد ساختمون میشم کلی آدم ببینم اما شک داشتم شبیه خودم هستن یا اینکه اینهام قرار ۰ و ۱ باشن. در کمال تعجب روی سر در آسمون خراش زده بود “به دنیای بلاکچین خوش آمدید!”

درست فهمیدید من پا توی سرزمین بلاکچین گذاشته بودم!

ادامه دارد….

  • مجموعه داستان های سین؛ قسمت ۲: ساخت بلاک چین!
اشتراک‌گذاریتوئیت

نوشته‌های مشابه

فیچر هایپرلیکوئید
اخبار آلتکوین

HIP-4 هایپرلیکویید؛ اگر بازار پیش‌بینی نیست، پس چیست؟

14 بهمن 1404 - 15:00
7
ماجرای ردپای ریپل و استلار در پرونده جنجالی اپستین
مقالات عمومی

شبح اپستین بر فراز بیت کوین: ۵ افشاگری تکان‌دهنده از پرونده‌های تازه منتشر شده

14 بهمن 1404 - 14:00
83
۴ دلیل برای اینکه ۷۵ هزار دلار کف قیمتی بیت‌کوین است
اخبار بیت کوین

۴ دلیل برای اینکه ۷۵ هزار دلار کف قیمتی بیت کوین است

14 بهمن 1404 - 13:00
52
فیچر اکانت های اتریوم
اخبار اتریوم

تام لی: سقوط اتریوم فرصت است؛ قیمت با بنیادهای شبکه همخوانی ندارد

14 بهمن 1404 - 12:00
26
اجلاس کریپتو در کاخ سفید
اخبار عمومی

کاخ سفید با صنعت کریپتو می‌نشیند؛ استیبل کوین‌ها در قلب جدال قانون‌گذاری آمریکا

14 بهمن 1404 - 11:00
22
فیچر تحلیل اتر و بیت
تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال بیت کوین (BTC) و اتریوم (ETH)؛ ۱۴ بهمن ۱۴۰۴

14 بهمن 1404 - 10:00
41
اشتراک
اطلاع از
5 دیدگاه
جدید ترین
قدیمی ترین محبوب ترین
Inline Feedbacks
View all comments

آموزش

ماجرای ردپای ریپل و استلار در پرونده جنجالی اپستین
مقالات عمومی

شبح اپستین بر فراز بیت کوین: ۵ افشاگری تکان‌دهنده از پرونده‌های تازه منتشر شده

14 بهمن 1404 - 14:00
83
کریپتو؛ ابزار جدید ترامپ برای تجارت قدرت و ثروت
دسته بندی نشده

کریپتو؛ ابزار جدید ترامپ برای تجارت قدرت و ثروت

13 بهمن 1404 - 23:00
64
فیچر MoltBook
مقالات عمومی

وقتی هوش‌های مصنوعی شبکه اجتماعی و دین می‌سازند؛ داستان عجیب Moltbook

13 بهمن 1404 - 22:00
65
فیچر بایننس Binance
صرافی متمرکز

بایننس صندوق SAFU را به بیت کوین تبدیل کرد؛ تعهد خرید بیت کوین در زمان ریزش!

13 بهمن 1404 - 21:30
24
فیچر کوین وارش
مقالات عمومی

آیا ناظم سخت‌گیر بیت کوین در راه است؟ کوین وارش و پایان عصر نقدینگی آسان

13 بهمن 1404 - 18:00
143
مفهوم Proof of Reserve چیست؟ اثبات ذخیره چیست؟
مقالات عمومی

چرا اثبات ذخایر به‌تنهایی اعتماد واقعی نمی‌سازد؟ مشکل اصلی بدهی‌هاست

12 بهمن 1404 - 22:00
23

پیشنهاد سردبیر

فیچر بیت کوین در مقابل تتر

اگر تتر فریز می‌شود، چرا باز هم انتخاب اول دولت‌های تحریم‌شده است؟

4 بهمن 1404 - 20:00
135

تورم افسارگسیخته، روایت ونزوئلا و راه‌های نجاتِ زندگی در ایران

نفت، تحریم، ابرتورم؛ ونزوئلا چگونه ناخواسته کریپتویی شد؟

سیلک‌رود، دو حبس ابد، عفو سیاسی و ۳۰۰ بیت کوین مرموز: پرونده‌ای که هنوز بسته نشده

سال ۲۰۲۶ به روایت کریپتو: ۱۷ ایده و روندی جهان مالی را زیرورو می‌کنند

تحولات تازه در پرونده اکسکوینو؛ مسدودی حساب‌ها، تغییر مسیر واریز و گزارش‌های تعلیق

  • خانه
  • قیمت ارز
  • صرافی ها
  • ماشین حساب
No Result
مشاهده همه‌ی نتایج
  • اخبار
    • همه
    • رمزارز در ایران
    • اخبار بیت کوین
    • اخبار اتریوم
    • اخبار آلتکوین
    • اخبار بلاکچین
    • اخبار عمومی
    • اطلاعیه صرافی‌های داخلی
  • تحلیل
    • همه
    • تحلیل آنچین
    • تحلیل اقتصادی
    • تحلیل تکنیکال
    • تحلیل فاندامنتال
  • آموزش
    • همه
    • کریپتو پدیا
    • کریپتو کده
    • دیفای
    • سرمایه گذاری
    • آموزش همه صرافی های ارز دیجیتال
    • ترید
    • کیف پول
    • بازی
    • استخراج
    • NFT
    • مقالات عمومی
  • ایردراپ
  • هک و کلاهبرداری
  • قیمت ارزهای دیجیتال
  • ماشین حساب ارزهای دیجیتال
  • مقایسه قیمت در صرافی

© 2025 - تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت نزد میهن بلاکچین محفوظ است

سرویس‌ها
لیست قیمت ارزهای دیجیتال مقایسه قیمت صرافی‌ها مقایسه ویژگی صرافی‌ها ماشین حساب ارزهای دیجیتال مقایسه رمزارز‌ها
خبر و آموزش
اخبار آموزش ویدیو پیشنهاد سردبیر
میهن بلاکچین
درباره ما ارتباط با ما تبلیغات و همکاری تجاری قوانین و مقررات سیاست های حریم خصوصی فرصت های شغلی
تگ‌های پربازدید
قانون گذاری سرمایه‌ گذاری افراد معروف صرافی ارز دیجیتال دوج‌کوین بیت‌کوین استیبل کوین رمزارز در ایران پیش بینی بازار تکنولوژی بلاک چین اتریوم ‌کاردانو شیبا هک و کلاهبرداری
سرویس‌ها
لیست قیمت ارزهای دیجیتال مقایسه قیمت صرافی‌ها مقایسه ویژگی صرافی‌ها ماشین حساب ارزهای دیجیتال مقایسه رمزارز‌ها
خبر و آموزش
اخبار آموزش ویدیو پیشنهاد سردبیر
میهن بلاکچین
درباره ما ارتباط با ما تبلیغات و همکاری تجاری قوانین و مقررات سیاست های حریم خصوصی فرصت های شغلی
تگ‌های پربازدید
قانون گذاری سرمایه‌ گذاری افراد معروف صرافی ارز دیجیتال دوج‌کوین بیت‌کوین استیبل کوین رمزارز در ایران پیش بینی بازار تکنولوژی بلاک چین اتریوم ‌کاردانو شیبا هک و کلاهبرداری
میهن بلاکچین دست در دست، بی‌نهایت برای میهن

© 2026 - تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت نزد میهن بلاکچین محفوظ است.