امروزه استیبل کوینها به ستون فقرات دیفای (DeFi) تبدیل شدهاند و در نبود دسترسی مستقیم بلاکچینها به پولهای فیات، نقش اصلی انتقال ارزش و تأمین وثیقه را بر عهده دارند.با وجود اینکه عرضه این داراییها تا اوایل سال ۲۰۲۶ به محدوده ۳۰۰ میلیارد دلار رسیده است، بخش بزرگی از این نقدینگی همچنان در کنترل نهادهای متمرکز باقی مانده که این امر با ماهیت بنیادین تمرکززدایی در تضاد است.
بر اساس گزارش میهن بلاکچین، در همین راستا ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) در ژانویه ۲۰۲۶ (دیماه) هشدار داد که اکوسیستم کریپتو همچنان به استیبل کوینهای غیرمتمرکزی نیاز دارد که وابستگی آنها به صادرکنندگان متمرکز و نقاط کنترل واحد به حداقل برسد. او با به چالش کشیدن وابستگی مطلق به دلار آمریکا، بر سه مانع طراحی کلیدی یعنی تأمین امنیت اوراکلها (Oracles) در برابر صاحبان سرمایه، رقابت با بازدهی استیکینگ (Staking Yield) و بازتعریف مفهوم پایداری فراتر از قیمت دلار تأکید کرده است تا مسیر برای مهندسی یک پول پایدار و مقاوم در برابر بحرانها هموار شود.
استیبل کوین غیرمتمرکز چیست؟
یک استیبل کوین غیرمتمرکز (Decentralized Stablecoin) دارایی دیجیتالی است که با هدف حفظ یک ارزش پایدار فعالیت میکند. ویژگی اصلی آن این است که بهصورت آنچین (On-chain) صادر و مدیریت شده و برای ضرب یا بازخرید دلارها به یک شرکت واحد متکی نیست.
استیبل کوینها در حال حاضر نقشی محوری در دیفای ایفا میکنند. از آنجایی که پول فیات بومی بلاکچینها نیست، این داراییها نقش روزمره انتقال ارزش بین پروتکلها و ایفای نقش به عنوان وثیقه را بر عهده دارند. نهادهای ناظر نیز نکته مشابهی را مطرح کردهاند؛ آنها استیبل کوینها را برای عملیات دیفای ضروری میدانند که به عنوان ابزاری برای انتقال، سپردهگذاری و وثیقهگذاری عمل میکنند.
همین وابستگی است که باعث میشود هشدار اخیر ویتالیک بوترین از جذابیت خاصی برخوردار باشد. او در پستی به تاریخ ۱۱ ژانویه (۲۱ دی ماه) ۲۰۲۶ استدلال کرد که دنیای کریپتو هنوز به استیبلکوینهای غیرمتمرکز بهتری نیاز دارد و به سه مسئله حلنشده اشاره کرد: ۱. نیاز به یک معیار فراتر از قیمت دلار آمریکا (USD) ۲. اوراکلهایی (Oracles) که در برابر تصاحب و نفوذ مقاوم هستند. ۳. حل چالش رقابتِ سود استیکینگ
تز بوترین
ویتالیک بوترین در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق)، خاطرنشان کرد که اکوسیستم دیفای همچنان از نبود یک «پول پایدار» رنج میبرد؛ داراییای که به معنای واقعی از نهادهای صادرکننده متمرکز و نقاط مرجع واحد مستقل باشد. بنیانگذار اتریوم در تحلیل خود به سه چالش کلیدی و حلنشده در طراحی این پروتکلها اشاره کرد که در بخشهای آتی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
محدودیت اول: توقف تلقی «۱ دلار» به عنوان تنها تعریف پایداری
در راستای تبیین چالشهای استیبل کوینهای غیرمتمرکز، اولین نکته ویتالیک بوترین به خودِ معیار سنجش ارزش معطوف است. او استدلال میکند که هرچند ردیابی قیمت دلار آمریکا در کوتاهمدت قابل قبول است، اما برای دستیابی به یک هدف جدی در زمینه تابآوری، باید استقلال از یک مرجع قیمتی واحد در یک افق چنددههای در نظر گرفته شود. این مسئله در واقع نقدی به ساختار فعلی دیفای است؛ چرا که حتی شناختهشدهترین طراحیهای غیرمتمرکز نیز معمولاً یک وابستگی قیمتی به دلار آمریکا را هدف قرار میدهند. برای نمونه، قیمت هدف ارز دیجیتال دای (DAI) در مستندات پروتکل میکردائو (MakerDAO) صراحتاً بر روی ۱ دلار تنظیم شده است.
اگرچه هنوز مشخص نیست چه شاخصی جایگزین دلار خواهد شد و بوترین نیز طرح نهایی و کاملی ارائه نکرده است، اما وی ایده استفاده از شاخصهای قیمتی گستردهتر یا معیارهای قدرت خرید را به جای اتصال خالص به دلار مطرح کرده است. از نظر مفهومی، این رویکرد میتواند مشابه مدلهای زیر باشد:
- شاخص قیمت مصرفکننده (Consumer Price Index | CPI): که در آن هزینه مجموعهای از کالاها و خدمات روزمره در طول زمان تغییر میکند.
- سبدهای ارزی ترکیبی: مانند حق برداشت مخصوص (SDR) صندوق بینالمللی پول (IMF) که ارزش خود را از یک ترکیب وزنی از ارزهای فیات اصلی مشتق میکند.
شایان ذکر است که پیادهسازی چنین سازوکاری در محیط آنچین، بلافاصله پرسشهایی را در مورد نحوه محاسبه شاخصها و حاکمیت (Governance) پروژه ایجاد میکند که دقیقاً پیشزمینه ظهور مشکل اوراکل در مراحل بعدی است.
محدودیت دوم: اوراکلهایی که در برابر تصاحب و نفوذ مقاوم هستند
دومین محدودیتی که ویتالیک بوترین به آن اشاره میکند، نشان میدهد که اگر یک استیبل کوین به دادههای خارجی وابسته باشد، استحکام کل سیستم تنها به اندازه امنیت طراحی اوراکل آن خواهد بود. او استدلال میکند که هدف نهایی باید دستیابی به یک اوراکل غیرمتمرکز باشد که به راحتی توسط استخرهای بزرگ سرمایه قابل تصاحب یا تسخیر نباشد. به بیانی دیگر، هزینه دستکاری و تحریف دادههای ورودی (مانند قیمتها یا ارزش وثیقهها) نباید آنقدر پایین باشد که یک مهاجم با سرمایه کلان بتواند سیستم را به سمت عملیاتهای اشتباه سوق دهد. این اشتباهات میتواند شامل صدور یا ضرب (Mint) بیرویه ارز، یا به راه انداختن موجی از تصفیههای اجباری (Liquidations) مخرب و ساختگی باشد که در نهایت با هدف کسب سود غیرمشروع و به قیمت ورشکستگی پروتکل انجام میشود.
این مسئله، یک موضوع شناختهشده از ریسک در حوزه امور مالی دیفای محسوب میشود. زمانی که استیبل کوینها بهطور گسترده به عنوان وثیقه و دارایی تسویه استفاده میشوند، بروز یک شکست در عملکرد اوراکل میتواند از طریق تصفیهها و فروشهای آبشاری به تمام پروتکلها سرایت کند. بررسی مستندات اوراکل میکردائو نشان میدهد که حتی در سیستمهای تکاملیافته نیز پیچیدگیهای زیادی وجود دارد. این سیستم برای تعیین قیمت، به جای تکیه بر یک منبع، از میانگین یا میانه (Median) دادههای دریافتی از چندین منبع معتبر استفاده میکند که در لیستسفید قرار دارند. همچنین، تمامی دسترسیها تحت کنترل حاکمیت پروژه است؛ به این معنا که برای هر بهروزرسانی قیمت، باید حداقل حد نصاب یا تعداد مشخصی از تاییدکنندگان مشارکت داشته باشند تا امنیت سیستم حفظ شود.
در نهایت، پایداری و سطح واقعی غیرمتمرکز بودن یک استیبل کوین، بیش از هر چیز به نحوه مدیریت اوراکل، نگهداری مستمر شبکه و وجود مکانیسمهای شفاف برای مدیریت شکست یا بحران بستگی دارد.
محدودیت سوم: رقابتِ سود استیکینگ با جذابیتِ وثیقههای پایدار
نکته سومی که ویتالیک بوترین بر آن تأکید دارد، یک تضاد منافع و «منبع تنش» میان دو بخش مختلف بازار است که کمتر به آن توجه شده: تقابل نرخ بازدهی استیکینگ در شبکه اتریوم با جذابیت استیبل کوینها.
او این وضعیت را به شکل یک رقابت ساختاری ترسیم میکند که میتواند ثباتِ طراحی استیبل کوینها را به چالش بکشد. منطق این چالش ساده است: اگر سود حاصل از استیکینگ ارز دیجیتال اتر (ETH) به یک استاندارد و «معیار پایه» برای سودآوری در بازار تبدیل شود، پروژههای استیبل کوین بر سر دوراهی سختی قرار میگیرند؛ آنها یا باید با ارائه مشوقهای مالی، سودی مشابه استیکینگ به کاربران خود بدهند (که البته این مشوقها معمولاً در زمان فشار یا استرس بازار ناپایدار هستند)، و یا باید این واقعیت را بپذیرند که سرمایهگذاران به دنبال سود بیشتر، دارایی خود را از استیبل کوینها خارج کرده و به سمت استیکینگ حرکت میکنند.
بوترین برای حل این تضاد، چندین «آزمایش فکری» یا سناریوی پیشنهادی را مطرح میکند تا تعادل به این حوزه بازگردد:
- اولین پیشنهاد، کاهش شدید یا «فشردهسازی» سود استیکینگ تا حد ۰.۲ درصد است که او آن را چنان ناچیز میداند که بیشتر شبیه به یک «سرگرمی» تا انگیزه مالی برای خروج سرمایه از استیبل کوینها است.
- راهکار دوم، ابداع روشهای جدیدی برای استیکینگ است که سودی نزدیک به حالت عادی داشته باشد، اما ریسکهای فنی مانند جریمه یا اسلشینگ (مصادره بخشی از دارایی در صورت خطای اعتبارسنج) را از بین ببرد.
- در نهایت، او به امکان طراحی سیستمهایی اشاره میکند که فرآیند استیکینگ (که ریسک جریمه دارد) را با سیستم وثیقهگذاری (Collateralization) در استیبل کوینها با هم ادغام و هماهنگ کنند.
در مجموع، هدف نهایی این است که تابآوری استیبل کوینها در برابر تغییر انگیزههای مالی و سقوطهای ناگهانی بازار به شکلی تقویت شود که پایداری آنها در بلندمدت متزلزل نگردد.
این موضوع چه معنایی برای طراحی پروتکلها دارد؟
برای آن دسته از خوانندگانی که قصد دارند طرحهای مختلف استیبل کوین غیرمتمرکز یا پروتکلهای دیفای وابسته به آنها را ارزیابی کنند، پرسشهای زیر مستقیماً به «نقاط شکست» و چالشهایی اشاره دارند که ویتالیک بوترین آنها را برجسته کرده است:
اولین پرسش این است که دارایی مورد نظر دقیقاً نسبت به چه معیاری پایدار میماند؟ اگرچه حفظ اتصال یا پگ (Peg) به ارزش ۱ دلار ساده به نظر میرسد، اما این کار در افقهای بلندمدت، سیستم را با ریسکهای ناشی از وابستگی به دلار آمریکا مواجه میکند. اگر پروژهای ادعا میکند که از معیارهای جایگزینی مانند یک سبد دارایی، شاخصهای اقتصادی یا قدرت خرید استفاده میکند، باید به دقت بررسی کرد که چه کسی آن معیار را تعریف کرده و فرآیند بهروزرسانی آن چگونه انجام میشود.
مسئله دوم، بحرانِ هجوم برای خروج سرمایه (Run Dynamics) است؛ یعنی در زمان وقوع یک موج فروش سریع و گسترده، سیستم چه واکنشی نشان میدهد؟ تحلیلگران باید بدانند که آیا طراحی پروتکل صرفاً به اعتماد مستمر کاربران متکی است، یا یک مسیر مکانیکی و شفاف برای بازیابی پشتوانه دارایی وجود دارد که از فروپاشی کل سیستم و ایجاد مارپیچهای مرگ جلوگیری کند. این پدیده (مارپیچ مرگ) بارها به عنوان یک الگوی تکرار شونده در شکست استیبل کوینهای غیرمتمرکزِ تحت فشار بازار مشاهده شده است.
در مورد یکپارچگی اوراکل (Oracle Integrity)، پرسش اساسی این است که پروتکل به چه دادههایی اعتماد میکند و سیاست صریح آن در صورت بروز شکست، عدم توافق میان منابع خبری یا دستکاری فیدهای قیمتی چیست؟ در گذشته، دستکاری اوراکل منجر به تصفیههای اجباری ساختگی و زیانهای سنگین شده است؛ تا جایی که تحقیقات بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS)، اوراکلها را به عنوان یک «سطح ریسک هستهای» در دیفای معرفی میکند.
همچنین باید به واقعگرایی در وثیقهگذاری و نقدینگی توجه داشت. آیا در دورههای نوسان شدید، نقدینگی آنچین کافی برای انجام عملیات تصفیه وجود دارد، یا مدل طراحیشده صرفاً شرایط عادی و آرام بازار را پیشفرض قرار داده است؟
در نهایت، موضوع مشوقها در مقابل تابآوری (Incentives versus Resilience) مطرح میشود؛ اگر پایداری یک استیبل کوین به پرداخت سود یا یارانههای موقتی وابسته باشد، باید پرسید وقتی بازدهیهای پایه در بازارهای رقیب (مانند استیکینگ) افزایش یابد یا دوره پرداخت مشوقها تمام شود، چه سرنوشتی در انتظار پروتکل خواهد بود؟
جمعبندی: چالش مهندسی «پول پایدار» در اکوسیستم دیفای
پیام اصلی ویتالیک بوترین این است که برای داشتن یک استیبل کوین واقعاً غیرمتمرکز، هنوز سه چالش بزرگ و حلنشده وجود دارد: اول اینکه پایداریِ قیمت این ارزها دقیقاً باید نسبت به چه چیزی سنجیده شود؟ دوم اینکه دادههای مورد نیاز برای حفظ این پایداری چگونه تأمین و امنیت آنها تضمین میشود؟ و سوم اینکه با تغییر سودهای بازار، تمایل کاربران برای نگه داشتن این استیبل کوینها چه تغییری خواهد کرد؟ واقعیت این است که اگرچه ساختن بازارهای مالی بر پایه استیبل کوینهای متصل به دلار مفید است، اما تکیه کردنِ همزمان به «دلار» و زیرساختهای اوراکل مشابه، ریسک بزرگی را در کل سیستم متمرکز میکند؛ چرا که در شرایط بحرانی، حتی یک دستکاری کوچک در قیمتهای اوراکل میتواند شوکهای شدیدی را به تمام پروتکلهای وابسته منتقل کند.
در نتیجه، مسیر آینده این حوزه احتمالاً به سمت سختسازی تدریجی (Gradual Hardening) یا همان مقاومسازی زیرساختها حرکت خواهد کرد. این یعنی در طراحی استیبل کوینهای جدید، باید از معیارهای شفافتری برای قیمتگذاری استفاده شود، وضعیتهای اضطراری و حالتهای شکست برای اوراکلها دقیقاً پیشبینی شود و اولویت اصلی به جای ارائه سودهای جذاب، روی «بقا و پایداری پروتکل» در سختترین شرایط بازار متمرکز گردد.













