بی طرفی منطقی به عنوان یک اصل راهنما در پیشبرد مکانیسم های مختلف!

وقتی که می خواهیم مکانیسم یا سازو کار  اصولی را ایجاد کنیم که از آنها نتایج مهمی گرفته شود، لازم است که این سازو کارها و اصول دارای بی طرفی منطقی (Credible Neutrality) باشند. در فضای ارز های دیجیتال نیز رعایت این اصل ضروری است و همواره باید در تصمیم گیری های مهم، آن را مد نظر داشته باشیم.

ویتالیک بوترین که در ۳۱ ژانویه ۱۹۹۴ به دنیا آمده است، برنامه نویس و نویسنده روسی کانادایی است. او اساسا به این دلیل شناخته شده است که یکی از موسسان اتریوم و مجله بیت کوین (Bitcoin Magazine) است. وی این مقاله را در سایت Nakamoto.com منتشر کرده است. برای روشن شدن بیشتر موضوع به موارد زیر توجه کنید:

  • مردم معمولا از حکومت ها ناراحت هستند که ۵ درصد درآمد ناخالص داخلی را برای پشتیبانی از صنایع و پروژه های خاص خرج می کنند، اما از این ناراحت نیستند که این حکومت ها سرمایه بسیار بزرگتری را به اعمال حقوق مالکیت تخصیص می دهند.
  • مردم اغلب از پروژه های بلاک چینی که به استخراج کوین پیش از عرضه آن می پردازند و کوین هایی را در اختیار افراد انتخاب شده توسط توسعه دهنده ها قرار می دهند، ناراحت هستند اما از کوین هایی مانند بیت کوین و اتریوم که میلیون ها دلار را در اختیار ماینر ها قرار می دهند، ناراحت نیستند.
  • مردم اغلب از این ناراحت هستند که شبکه های اجتماعی به سانسور محتوا می پردازند و یا به بعضی ایدئولوژی ها زیاد اهمیت نمی دهند، اما از این ناراحت نیستند که در یک پلتفرم تاکسی رانی، راننده هایی که امتیاز کمی از منظر کاربران دارند، اخراج می شوند.

ممکن است بعد از خواندن مورد بالا متوجه قضیه شده باشید و دقیقا منظور من را گرفته باشید. به نظر من، درست نیست که کار ماینر ها برای تامین امنیت بلاک چین را سزاوار پاداش بدانیم اما دادن تعدادی کوین به توسعه دهنده هایی که زحمات زیادی برای تامین امنیت بلاک چین مورد نظر کشیده اند را نوعی چاپ کردن پول مفت بدانیم.

مکانیسم ها یعنی الگوریتم ها به همراه انگیزه ها

در اینجا این سوال پیش می آید که مکانیسم چیست؟ این کلمه در اینجا مانند فضای تئوری بازی مورد استفاده قرار می گیرد و این یعنی اساسا یک مکانیسم متشکل از الگوریتم ها و انگیزه ها است. یک مکانیسم ابزاری است که ورودی ها و اطلاعات را از افراد مشارکت کننده مختلف می گیرد و با استفاده از این اطلاعات و ارزیابی آن، اقدام به تصمیم گیری می کند. مکانیسم هایی که خوب عمل می کنند، در نهایت تصمیمات کارآمدی می گیرند که انگیزه لازم را نیز برای مشارکت صادقانه افراد فراهم می کنند.

برای درک بهتر مکانیسم ها به بیان چند مثال می پردازیم:

  • اموال خصوصی و معامله؛ در این حالت، ورودی ها کاربرانی هستند که توانایی تعیین دوباره مالکیت را از طریق بخشش و یا معامله دارند و خروجی نیز یک پایگاه داده متشکل از افرادی است که دارای حق تعیین نحوه استفاده از گزینه های فیزیکی موجود هستند. هدف از این کار، ایجاد انگیزه تولید محصولات فیزیکی مفید و قرار دادن آنها در دست افرادی است که بهترین استفاده را از آنها می کنند.
  • مزایده ها، ورودی شامل پیشنهاد ها می باشد و خروجی نیز فرد دریافت کننده چیز مورد نظر و مقدار پولی است که خریدار باید پرداخت کند.
  • دموکراسی، ورودی رای ها می باشد و خروجی نیز افرادی است که جایگاه ها را در حکومت کنترل می کنند.
  • لایک ها و ریتوییت ها در شبکه های اجتماعی؛ این لایک ها و ریتوییت ها ورودی را تشکیل می دهند و خروجی نیز این است که افراد چه محتوا هایی را می بینند.
  • انگیزه های بلاک چینی برای گواه اثبات کار و گواه اثبات سهام؛ ورودی شامل بلاک ها و پیام های دیگری است که مشارکت کنندگان ایجاد می کنند و خروجی نیز زنجیره ای است که شبکه می پذیرد و از پاداش ها نیز برای تشویق رفتار صادقانه استفاده می شود.

امروزه ما در عصر اطلاعات به سر می بریم و مردم کم کم دارند اعتماد خود را به سازمان های متمرکز از دست می دهند و به دنبال گزینه هایی جایگزین می باشند. بنابراین شکل های مختلف مکانیسم ها برای جمع آوری خرد عموم، بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

بی طرفی منطقی چیست؟

بی طرفی منطقی

حال اجازه دهید به اصل مهم بی طرفی منطقی بپردازیم. وقتی که می گوییم یک مکانیسم دارای بی طرفی منطقی است، این یعنی که این مکانیسم از هر جهت که مورد مشاهده قرار گیرد، به نفع عده ای خاص و یا به ضرر عده ای خاص نیست و برای همه یکسان عمل می کند. فرض کنید می گوییم که هر فردی که یک بلاک را استخراج کند، ۲ اتریوم پاداش می گیرد، این دارای بی طرفی منطقی است. اما اگر بگوییم هر کسی به دلیل کد هایی که نوشته است، ۱۰۰ اتریوم برای استخراج هر بلاک دریافت می کند، در این حالت بی طرفی منطقی موجود نیست.

البته بی طرفی هرگز مطلق نیست. مثلا در همین مثال استخراج که بحث شد، قطعا افراد ثروتمندی که توان خرید تجهیزات گران قیمت را دارند، از پاداش های بیشتری بهره مند خواهند شد. یا فرضا نظام سرمایه داری را در نظر بگیرید که بیشتر به سرمایه دار ها توجه دارد و فقرا در این میان مورد تبعیض قرار می گیرند. در زمینه سیاست نیز، افرادی که در طیف مخالف هستند، مورد تبعیض قرار می دهند. البته واضح است که مکانیسم هایی بهتر هستند که بی طرف تر از مکانیسم های دیگر باشند.

پس حق مالکیت خصوصی به این دلیل اینقدر موثر است که یک مکانیسم دارای بی طرفی منطقی است که بسیاری از مشکلات جامعه را حل می کند. به همین خاطر است که فیلترینگ  با استفاده از محبوبیت مشکلی ندارد اما فیلترینگ با استفاده از ایدئولوژی سیاسی مشکل ساز است. یک مکانیسم دارای بی طرفی منطقی با همه عادلانه برخورد می کند و افراد را متقاعد به پذیرش چیز خاصی نمی کند.

توجه داشته باشید که آنچه که در اینجا مورد نیاز است، بی طرفی منطقی است. تنها بی طرفی و اینکه مکانیسم عادلانه رفتار کند، کفایت نمی کند. این مکانیسم باید منطقی هم باشد و افراد را قانع کند که در آن باقی بمانند. طبیعتا شما نمی خواهید وارد مکانیسمی شوید که فردا افراد زیادی از آن بیرون می روند. به عنوان مثال، بلاکچین یکی از این مکانیسم های دارای بی طرفی منطقی است که سعی در ایجاد ارتباط بین افراد مختلف دارد.

برای دست یافتن به این مهم و این که مکانیسم مورد نظر ما منطقی باشد، سادگی بسیار کمک می کند. این منطق باید به آسانی تشخیص داده شود و حتی در مواقع تبلیغات اغراق آمیز و جار و جنجال تبلیغاتی نیز منحرف نشود.

ایجاد مکانیسم های برخوردار از بی طرفی منطقی

چهار قانون اولیه و مهم برای ایجاد مکانیسم های بی طرف منطقی وجود دارند:

  • افراد و یا نتایج خاصی را در مکانیسم ننویسید.
  • متن باز و دارای اجرای قابل تایید عموم باشد.
  • آن را ساده نگه دارید.
  • بیش از حد آن را تغییر ندهید.

درک قانون اول ساده است و برای بی طرفی منطقی نباید فرد خاص و یا نتیجه خاصی را وارد کرد. برای درست کردن مکانیسم مورد نظر تنها باید قوانین را رعایت کنیم و قضاوت را بر عهده مشارکت کنندگان قرار دهیم. طبیعتا وقتی باب و تام از دو مکانیسم استفاده می کنند و کاربران کیفیت را در کار های باب می بینند، پس از مدتی تام ورشکست می شود و افراد بیشتر به باب گرایش پیدا می کنند. اکثر اطلاعات موجود در خروجی باید از ورودی های مشارکت کنندگان بیاید، نه از قوانین سخت و تقریبا تغییر ناپذیر داخل خود مکانیسم.

درک قانون دوم نیز ساده است و قوانین مکانیسم باید عمومی باشند و همگان توان تایید آن را داشته باشند. البته در این میان قضیه حریم خصوصی نیز مطرح است که خوشبختانه بلاک چین دارای راه حل هایی برای اجرای همزمان این دو مهم می باشد.

سادگی نیز برای مکانیسم بسیار درخور توجه می باشد. هر چه مکانیسم ساده تر باشد و پارامتر های کمتری داشته باشد، بهتر است. باید فضا برای دادن امتیازات خاص به افرادی ویژه موجود نباشد. در صورت وجود سادگی، نمی توان یک جمعیت خاص را هدف قرار داد و اقداماتی در جهت ضرر و یا نفع آنها انجام داد.

قانون چهارم نیز به اصل سادگی کمک می کند. تغییر دادن بیش از حد مکانیسم باعث ایجاد پیچیدگی می شود و همچنین امکان دارد که در تغییرات متعددی که انجام می دهید، اقداماتی را به نفع دوستان خود و یا به ضرر دشمنان خود انجام دهید که این بی طرفی منطقی را نشانه می گیرد.

تنها بی طرفی مهم نیست، بلکه درجه تاثیر هم اهمیت دارد

فراموش نکنید که اغراق و زیاده روی در این بی طرفی نتیجه عکس می دهد و در واقع، بی طرفی مطلق اصلا قابل اجرا نیست. به همان مثال دادن ۲ اتریوم به همه اگر برگردیم، مشاهده می کنیم که این انگیزه کمتری را برای توسعه دهنده ایجاد می کند و برای یک بلاک چین هم توسعه بسیار مهم تر و حیاتی تر می باشد. در اینجاست که استفاده از ساختار های دیگری مطرح می شود.

در کل می توان گفت که چیز های زیادی لازم است که در جامعه ساخته شوند. کالا های خصوصی، کالا های عمومی، اطلاعات صحیح و غیره همگی از این موارد هستند و طبیعتا اگر ما اصل بی طرفی منطقی را اغراق آمیز اعمال کنیم، تنها راه حل برخی از مشکلات پیدا خواهد شد. در بعضی موارد، ایجاد مکانیسم های دارای بی طرفی منطقی دشوار می باشد و نباید زیاد سخت گیری کرد زیرا سختگیری و آرمان گرایی شدید در اینجا باعث می شود که این نیاز های جامعه مرتفع نشوند.

بنابراین اصل بی طرفی منطقی باید با اصل دیگری بنام درجه تاثیر همراه شود. ممکن است مکانیسمی دارای بی طرفی منطقی در حد اعلی باشد اما از طرفی وحشتناک هم باشد. این یعنی که توسعه دهندگان این مکانیسم ها باید همواره پذیرای انتقادات باشند. با کنار هم قرار دادن این دو اصل است که مشکلات حل می شوند و مکانیسم به خوبی انجام می شود.

اصل بی طرفی منطقی بسیار مهم است و تلاش برای رسیدن به آن باید همواره ادامه داشته باشد. اما در صورتی که در مواردی امکان اعمال کامل آن نباشد، استفاده از این اصل به صورت ناقص نیز مهم می باشد و این استفاده ادامه می یابد تا زمانی که به ایده آل مورد نظر نزدیک تر شویم. مکانیسم هایی مانند پری ماین و پاداش توسعه دهنده، نمونه ای از این قضیه هستند که در فضای بلاک چین انجام شده است.

اگر فردی واقعا نگران این باشد که این مکانیسم های ناقص منجر به از دست رفتن اعتماد و یا مشکلات سیاسی شود، روش هایی برای کم کردن ریسک موجود است. به عنوان مثال می توان کارمزد های تراکنش را برای تامین بودجه توسعه دهندگان در نظر گرفت و از کوین های صادر شده برای این منظور استفاده نکرد. وقتی که ما یک فروپاشی احتمالی را پیش بینی می کنیم، می توانیم با بهبود آزادی خروج، ریسک را به مقدار زیادی کم کنیم.

بی طرفی منطقی برای حل بسیاری از مشکلات در تئوری امکان پذیر است و تنها توسعه و بهبود برای عملیاتی کردن آن لازم است. هنوز آزمایش های زیادی باید در این فضا انجام داد و معلوم نیست که کدام ایده ها بهتر جواب می دهند. هنوز مشخص نیست که کدام قوانین در وضعیت های مختلف بهتر جواب می دهند. قوانین این مکانیسم ها باید باز و در معرض دید همگان باشد که این همزمان، چالش خاصی بنام محافظت در برابر حمله را نیز ایجاد می کند. البته این قوانین باز در کنار ورودی های خصوصی، وضعیت را به طور قابل ملاحظه ای آسان تر می کند.

با پیشرفت بازار های مختلف، باید توجه داشته باشیم که این سیستم ها در نهایت، قدرت را در اختیار افراد معدودی قرار ندهند. همچنین باید اطمینان داشته باشیم که این سیستم ها متصدیان پلتفرم ها را قدرتمند تر نمی کنند و نتیجه عکس نمی دهند. نظر شما چیست؟ اصل بی طرفی منطقی با چه احتیاط ها و تمهیداتی باید دنبال شود؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.


54321
امتیاز کاربران

منبع nakamoto
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال نظر

  اشتراک  
اطلاع از
عضویت در کانال تلگرام میهن بلاکچین