۱۶ سال سکوت، ۶۰۰ بیت کوین که ناگهان به حرکت درمیآیند و ثروتی که شاید صاحبش هنوز هم ناشناسترین میلیاردر جهان باشد! جابهجایی حدود ۴۶ میلیون دلار بیت کوین در اوایل سپتامبر سال ۲۰۲۶، بار دیگر نگاهها را به ساتوشی ناکاموتو، خالق مرموز این رمزارز، برگرداند. اما آیا واقعاً پای ساتوشی در میان بود یا صرفاً با کوینهایی قدیمی روبهرو هستیم که سالها کسی سراغشان نرفته بود؟
ماجرای ثروت ساتوشی از آن چیزی که به نظر میرسد پیچیدهتر است. سالهاست حدود ۱.۱ میلیون بیت کوین به او نسبت داده میشود؛ داراییای که اگر این انتساب درست باشد، ساتوشی را به یکی از بزرگترین دارندگان بیت کوین تبدیل میکند. اما پژوهشهای تازه نشان میدهند که نه هویت صاحب این کوینها قطعی است و نه حتی رقم مشهور ۱.۱ میلیون واحد را میتوان بدون اماواگر پذیرفت. برای فهمیدن ماجرا باید به روزهایی برگردیم که بیت کوین تازه متولد شده بود و ردپای یک استخراجکننده، سرنخی از بزرگترین راز این شبکه به جا گذاشت.
در این مقاله که برگرفته از مطلبی در وبسایت کوین تلگراف است، قرار است ثروت ساتوشی ناکاموتو را زیر ذرهبین ببریم و ببینیم که آیا او واقعا ۱.۱ میلیون واحد بیت کوین دارد یا نه.
۶۰۰ بیت کوین پس از ۱۶ سال بیدار شدند؛ اما صاحبشان ساتوشی نبود؟
در تاریخ ۵ سپتامبر ۲۰۲۶، اتفاقی افتاد که بهسرعت توجه ردیابهای بلاکچین را جلب کرد: ۶۰۰ بیت کوین که از مارس ۲۰۱۰ تاکنون دستنخورده باقی مانده بودند، جابهجا شدند. این داراییها از پاداش استخراج ۱۲ بلاک به دست آمده بودند؛ بلاکهایی که طی چهار روز استخراج شده بودند و بیش از ۱۶ سال هیچ حرکتی نداشتند. حالا کسی که کلیدهای خصوصی آنها را در اختیار داشت، کوینها را در کمتر از نیم ساعت خرج کرده بود.
ارزش این انتقال حدود ۴۶ میلیون دلار بود و قدیمی بودن آنها باعث شد تا یک سوال قدیمی دوباره مطرح شود: آیا خالق بیت کوین بعد از سالها سکوت بالاخره به سراغ داراییهایش رفته است؟
مشکل اینجاست که قدیمی بودن بیت کوینها به معنای تعلق آنها به ساتوشی نیست. شرکت ردیابی ویل الرت (Whale Alert) نیز اعلام کرد که هیچ ارتباطی میان این ۶۰۰ بیت کوین و داراییهای منتسب به خالق بیت کوین پیدا نکرده است. بررسی شرکت تحلیل بلاکچین بیتکوئری (Bitquery) نیز نشان داد ۱۰ مورد از ۱۲ بلاک مرتبط با این کوینها، با الگوی استخراج مشهور ساتوشی مطابقت ندارند. دو بلاک باقیمانده هم فقط شباهتی ضعیف به این الگو داشتند؛ شباهتی که ممکن است تصادفی بوده باشد.
الگوی موسوم به «پاتوشی» (Patoshi) به مجموعهای از ویژگیهای استخراج در روزهای نخست بیت کوین اشاره دارد که برخی پژوهشگران آن را به فعالیت یک استخراجکننده واحد و در نهایت ساتوشی ناکاموتو نسبت میدهند.
نکته جالب این است که هر ۱۲ پاداش استخراجشده ظاهراً به فعالیت یک دستگاه استخراج مربوط بودند. بااینحال، این موضوع مشخص نمیکند که چه کسی آن دستگاه را در سال ۲۰۱۰ اداره میکرده یا چه کسی اکنون کلیدهای خصوصی آن را در اختیار دارد.
گاوراو آگراوال، پژوهشگر بیتکوئری، درباره این محدودیت میگوید:
چیزی که بلاکچین نمیتواند مشخص کند، این است که آیا فردی که در سال ۲۰۲۶ کوینها را جابهجا کرده، همان کسی است که در سال ۲۰۱۰ دستگاه را اداره میکرده یا نه.
کلیدهای خصوصی ممکن است طی این سالها به ارث رسیده باشند، فروخته شده باشند، به سرقت رفته باشند یا پس از سالها از یک هارددیسک قدیمی بازیابی شده باشند. بنابراین، حتی کنترل کلیدهای خصوصی یک کیف پول قدیمی هم لزوماً به معنای مالکیت اولیه آن نیست.
نکته جالب دیگر این است که تراکنشهای جدید با نرمافزار کیف پولی انجام شدهاند که نسخه اولیه بیت کوین در سال ۲۰۱۰ قادر به تولید آنها نبود. این یعنی کلیدهای قدیمی احتمالاً به ابزار جدیدی منتقل شدهاند؛ اما همچنان هیچ راه قطعی برای شناسایی فرد پشت این انتقال وجود ندارد.
راز ۱.۱ میلیون بیت کوین از کجا شروع شد؟
اما برگردیم سر موضوع اصلی این مقاله. اگر هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که بتوان مالکیت قطعی بیت کوینهای قدیمی را مشخص کرد، پس چرا سالهاست از ثروت ۱.۱ میلیون بیت کوینی او صحبت میشود؟
سرنخ اصلی به سال ۲۰۱۳ برمیگردد؛ زمانی که سرجیو دمیان لرنر، پژوهشگر بیت کوین، متوجه الگویی غیرمعمول در بلاکهای ابتدایی این شبکه شد. بررسی دادهها نشان میداد یکی از استخراجکنندگان رفتاری متفاوت از سایر ماینرها داشته و رد این رفتار را میتوان در هزاران بلاک دنبال کرد.
لرنر این الگو را پاتوشی نامید و بر اساس آن تخمین زد که استخراجکننده موردنظر حدود ۱.۱ میلیون بیت کوین به دست آورده است. این برآورد بهتدریج به یکی از شناختهشدهترین روایتها درباره ثروت ساتوشی تبدیل شد؛ ثروتی که بخش عمده آن در تمام این سالها بدون حرکت باقی مانده است.
او با گذشت بیش از یک دهه هنوز هم برآورد خودش را معتبر میداند هرچند که تاکید میکند این نتایج بر اساس شواهد غیرمستقیم گرفته شدهاند و هیچ اثبات ریاضی یا شاهد مستقیمی وجود ندارد که هویت استخراجکننده را تأیید کند.
او برای تقویت فرضیه خود به شواهد دیگری نیز اشاره میکند. به گفته لرنر، تعدادی از کاربران اولیه بیت کوین، از جمله هال فینی، داستین ترامِل، نیکلاس بوم و مایک هرن، بیت کوینهایی دریافت کردهاند که مبدأ آنها پاداش بلاکهای منتسب به الگوی پاتوشی بوده است.
از نگاه لرنر، این تراکنشها دلایل قابلتوجهی برای یکی دانستن پاتوشی و ساتوشی فراهم میکنند؛ هرچند باز هم نمیتوان آنها را مدرک قطعی دانست.
سرنخ دیگر به نحوه استخراج برمیگردد. لرنر معتقد است استخراجکننده پاتوشی از نرمافزار تخصصی استفاده میکرده که احتمالاً پیش از انتشار عمومی بیت کوین آماده شده بود. اگر این فرض درست باشد، بعید است فرد دیگری در فاصله کوتاه میان معرفی نسخه اولیه بیت کوین و استخراج نخستین بلاکها، مستقل از ساتوشی چنین نرمافزاری را آماده کرده باشد.
به بیان دیگر، شواهد نشان میدهند استخراجکننده پاتوشی از همان ابتدای فعالیت شبکه حضور داشته و احتمالاً نقش ویژهای در شکلگیری بیت کوین ایفا کرده است؛ موضوعی که با نقش ساتوشی بهعنوان خالق بیت کوین سازگاری دارد، اما بهتنهایی هویت او را اثبات نمیکند.
بیتکوئری سراغ محاسبه دوباره ثروت ساتوشی رفت
حدود ۱۳ سال پس از شناسایی اولیه الگوی پاتوشی، شرکت بیتکوئری تلاش کرد این الگو را با روشی مستقل و از ابتدا بازسازی کند. پژوهشگران این شرکت دادههای خام بلاکچین را بررسی کردند، ۵۴ هزار و ۳۱۶ بلاک از سالهای ابتدایی بیت کوین را ارزیابی و مسیر کوینهای مرتبط با آنها را تا اول سپتامبر ۲۰۲۶ دنبال کردند.
نتایج این بررسی در بخش عمدهای از موارد با فهرست عمومی بلاکهای منتسب به پاتوشی مطابقت داشت. در دقیقترین نسخه بازسازی بیتکوئری، ۹۹.۲ درصد بلاکها با این فهرست همخوانی داشتند. پژوهشگران همچنین در آزمایشی که ترتیب زمانی ۵ هزار و ۸۳۶ جفت بلاک مجاور را بررسی میکرد، هیچ مورد ناسازگاری پیدا نکردند.
اما بخش مهم ماجرا، نتیجهای بود که این بررسی درباره رقم مشهور ۱.۱ میلیون بیت کوین آشکار کرد. بررسیهای بیتکوئری نشان داد که تعداد کوینهای منتسب به پاتوشی، بسته به میزان سختگیری در شناسایی این الگو، میتواند تفاوت قابلتوجهی داشته باشد.
گاوراو آگراوال، پژوهشگر این شرکت، توضیح میدهد که اگر معیارهای شناسایی پاتوشی با سختگیری بیشتری اعمال شوند، مجموع بیت کوینهای شناساییشده به کمی کمتر از ۹۰۰ هزار واحد میرسد. در مقابل، با تفسیر گستردهتر این الگو، رقم به حدود ۱.۱۷ میلیون بیت کوین افزایش پیدا میکند.
به عبارت دیگر، رقم ۱.۱ میلیون بیت کوین آنقدرها هم قطعی نیست که تصور میشود. این عدد به نحوه شناسایی بلاکهای مرتبط با الگوی پاتوشی بستگی دارد و با تغییر معیارهای تحلیل، برآورد نهایی نیز تغییر میکند.
بااینحال، بیتکوئری معتقد نیست که این اختلاف لزوماً برآورد لرنر را رد میکند. تخمینهای پیشین که ثروت منتسب به ساتوشی را بین یک میلیون تا ۱.۱۳ میلیون بیت کوین قرار میدادند، همچنان در محدوده نتایج این بررسی قرار دارند. به همین دلیل، بیتکوئری نیز دلیلی برای کنار گذاشتن این محدوده ندیده است.
اما نکته مهم اینجاست که شناسایی الگوی استخراج و تخمین تعداد کوینهای مرتبط با آن، با اثبات هویت استخراجکننده تفاوت دارد. حتی اگر بتوانیم با دقت بالایی مشخص کنیم که چه تعداد بیت کوین از یک الگوی خاص پیروی میکنند، باز هم نمیتوانیم صرفاً با تکیه بر این دادهها ثابت کنیم که استخراجکننده همان ساتوشی ناکاموتو بوده است.
سه ادعای متفاوت که معمولاً در یک جمله خلاصه میشوند
به گفته آگراوال، ادعای «ساتوشی ناکاموتو مالک ۱.۱ میلیون بیت کوین است» در واقع از سه ادعای جداگانه تشکیل شده که نباید آنها را با یکدیگر اشتباه گرفت.
ادعای اول: این کوینها به یک استخراجکننده مشخص تعلق دارند. الگوی پاتوشی و بررسیهای آماری، شواهد قابلتوجهی برای این فرضیه فراهم میکنند. بازسازی مستقل بیتکوئری نیز نشان میدهد که این الگو در دادههای بلاکچینی قابلشناسایی است.
ادعای دوم: آن استخراجکننده همان ساتوشی ناکاموتو است. شواهدی مانند آغاز فعالیت استخراج از نخستین روزهای شبکه، ویژگیهای خاص الگوی پاتوشی و برخی تراکنشهای اولیه از این فرضیه حمایت میکنند. بااینحال، هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که هویت ساتوشی را بهطور قطعی به استخراجکننده پشت این الگو پیوند دهد.
ادعای سوم: ساتوشی هنوز به این کوینها دسترسی دارد. اثبات این ادعا حتی از دو مورد قبلی هم دشوارتر است. حتی اگر فرض کنیم این بیت کوینها در ابتدا متعلق به ساتوشی بودهاند، سکون طولانیمدت آنها نشان نمیدهد که او همچنان کلیدهای خصوصی را در اختیار دارد. این کلیدها ممکن است گم شده باشند، به فرد دیگری منتقل شده باشند یا به دلایل مختلف دیگر در دسترس صاحب اولیه نباشند.
بیتکوئری در جریان بررسی بلاکچین به تراکنشی از سال ۲۰۱۰ رسید که به گفته این شرکت، در پژوهشهای قبلی گزارش نشده بود. در ۱۷ مه آن سال، ۶۰۰ بیت کوین در دو مرحله جابهجا شدند: ابتدا ۵۰۰ بیت کوین و حدود یک ساعت بعد، ۱۰۰ بیت کوین دیگر. این داراییها از پاداش استخراج ۱۲ بلاک به دست آمده بودند؛ بلاکهایی که در زمانهای مختلف سال ۲۰۰۹ استخراج شده بودند.
اهمیت این اتفاق در این است که پاداشهای استخراجشده در زمانهای متفاوت، در فاصلهای حدوداً یکساعته خرج شدند. به این ترتیب، بلاکچین مستقیماً نشان میدهد که فرد یا افرادی که این تراکنشها را انجام دادهاند، به کوینهای حاصل از آن ۱۲ بلاک دسترسی داشتهاند. این شواهد از صرف شباهت الگوی استخراج قویتر است؛ زیرا این بار با یک اتفاق ثبتشده در بلاکچین روبهرو هستیم، نه فقط الگویی که پژوهشگران از روی دادهها شناسایی کردهاند.
از نظر گاوراو آگراوال، پژوهشگر بیتکوئری، این تراکنشها سرنخ مهمی هستند؛ زیرا نشان میدهند پاداشهایی که در مقاطع مختلف سال ۲۰۰۹ استخراج شده بودند، احتمالاً در اختیار یک مجموعه کلید خصوصی یا یک کیف پول قرار گرفته بودند. بااینحال، این اتفاق بهتنهایی مشخص نمیکند که صاحب این کلیدها چه کسی بوده یا آیا او همان ساتوشی ناکاموتو بوده است.
آیا روزی راز ثروت ساتوشی فاش میشود؟
پرونده ثروت ساتوشی ناکاموتو نشان میدهد که حتی شفافترین دفترکل مالی جهان نیز نمیتواند به همه سوالات پاسخ دهد. بلاکچین بیت کوین به ما اجازه میدهد مسیر کوینها، زمان استخراج آنها و ارتباط میان تراکنشها را بررسی کنیم؛ اما نام صاحب کلیدهای خصوصی را ثبت نمیکند.
پژوهشهای لرنر و بیتکوئری شواهد مهمی درباره فعالیت یک استخراجکننده در روزهای نخست بیت کوین فراهم کردهاند. این شواهد با فرضیه تعلق ثروت بزرگ پاتوشی به ساتوشی سازگارند، اما برای اثبات قطعی هویت او یا تأیید اینکه هنوز کنترل این داراییها را در اختیار دارد، کافی نیستند.
در نتیجه، جابهجایی کوینهای قدیمی را نمیتوان نشانهای از بازگشت ساتوشی ناکاموتو تلقی کرد. بنابراین، ممکن است بتوانیم ثروت احتمالی ساتوشی را با بررسی ردپای استخراج او تخمین بزنیم، اما تخمین یک ثروت با اثبات مالکیت آن تفاوت دارد. تا زمانی که شواهد مستقیمی به دست نیاید، رقم ۱.۱ میلیون بیت کوین همچنان یکی از مشهورترین فرضیههای تاریخ بیت کوین خواهد بود؛ فرضیهای که با وجود تمام پژوهشها، هنوز پاسخ قطعی ندارد.













