در طول سه سال گذشته، توکنیزه کردن دارایی های دنیای واقعی (RWA) به یکی از داغترین روندها در هر دو حوزه وب ۳ (Web3) و امور مالی سنتی تبدیل شده است. در حالی که نهادهای مالی بزرگ غربی مانند «بلک راک» و «فرانکلین تمپلتون» با آوردن داراییهای سنتی به شبکههای بلاکچین پیشتاز این حرکت بودهاند، پلتفرمهای بومی وب ۳ مانند «اوندو» (Ondo) و «سکوریتیز» (Securitize) نقشی حیاتی در تأمین زیرساختهای توکنیزاسیون و توزیع آنها ایفا کردهاند.
به گزارش میهن بلاکچین، چه صندوقهای توکنیزه شده بلک راک باشد و چه محصولات اوراق قرضه خزانهداری اوندو یا صندوقهای بازار پول بومی بلاکچین فرانکلین تمپلتون، همگی در ماههای اخیر تیتر اخبار بودهاند. اینها سیگنالهای قدرتمندی هستند که همگی به یک جهت اشاره دارند: توکنیزه کردن ابزارهای امور مالی سنتی در غرب، که حول محور بازدهی، قابلیت ترکیبپذیری و انطباق با قوانین ساخته شدهاند.
مقدمه
مقیاس این تغییر اکنون قابل اندازهگیری است. طبق دادههای وبسایت RWA.xyz، بازار RWA یا دارایی های دنیای واقعی در حالت آنچین از زیر ۵ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۱ به حدود ۲۷ میلیارد دلار ارزش دارایی توزیعشده تا اسفند ۱۴۰۴ رسیده است و اکنون نزدیک به ۷۰۰ هزار آدرس منحصربهفرد، مالک این داراییها هستند.

در اینجا لازم است توضیح دهیم که منظور از «توزیعشده» چیست؛ داراییهای توزیعشده (Distributed Assets) توکنهایی هستند که میتوان آنها را به کیف پولهای خارجی منتقل کرد و به صورت همتابههمتا انتقال داد، در حالی که داراییهای دفتری (Represented Assets) توکنهایی هستند که در داخل پلتفرم صادرکننده باقی میمانند و برای ثبت سوابق و تسویه حساب استفاده میشوند.
این تمایز برای درک بازارهای نوظهور ضروری است، زیرا اکثر توکنیزاسیونهای فعلی در این بازارها دقیقاً در دسته «داراییهای دفتری» قرار میگیرند. برای مثال، یک سابقه دیجیتالی از سند زمین یا گواهی زنجیره تأمین توکنیزه شده برای یک شرکت لبنی، داراییهای دفتری هستند که امروز نمیتوان آنها را در بازارهای ثانویه معامله کرد. اما مسیر توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور اساساً در مورد جابهجایی داراییها از وضعیت «دفتری» به «توزیعشده» در طول زمان است.
داراییهای توزیعشده در حال گسترش هستند، اما بازارهای نوظهور عمدتاً در مرحله دفتری باقی ماندهاند. نکته قابل توجه در این تحقیق این است که تمام معیارهای مورد بررسی، از جمله ارزش و تعداد دارندگان، در تمامی دستههای دارایی و شبکهها به رشد خود ادامه میدهند؛ حتی در زمانی که قیمتها در بازار ارزهای دیجیتال کاهش مییابند. در واقع، حوزه توکنیزاسیون در حال جدا شدن از هیجانات و احساسات معمول بازار ارزهای دیجیتال است. این جدایی در بازارهای نوظهور مثل جنوب آسیا، آمریکای لاتین، آفریقا و خاورمیانه بسیار تأثیرگذارتر است.
بازارهای نوظهور برای کسب بازدهی دست به توکنیزاسیون نمیزنند. آنها سعی ندارند داراییها را به دیفای متصل کنند یا برای ایجاد استیبل کوینها از بدهیهای دولتی استفاده کنند. در عوض، آنها از توکنیزاسیون برای دیجیتالی کردن مالکیت با هدف ایجاد اعتماد در سیستمهای عمومی و باز کردن دسترسی به سرمایههای واقعی استفاده میکنند. این اقتصادها به جای ابزارهای رایج در امور مالی سنتی، بر ثبت اسناد زمین، صادرات کشاورزی، بازارهای کربن و زنجیرههای تأمین تمرکز کردهاند. هدف اصلی در اینجا تعقیب نقدینگی نیست، بلکه ساخت سیستمهای زیرساختی است که بر پایه نیازهای واقعی اقتصادی بنا شدهاند. در ادامه، آنچه را که در این اقتصادها در حال ساخت است بررسی خواهیم کرد.
فرضیه وارونگی: توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور به صورت معکوس عمل میکند
پیش از بررسی داراییهایی که در بازارهای نوظهور توکنیزه میشوند، باید الگوی حاکم بر این فضا را تبیین کنیم. این الگو به محض درک، کل چشمانداز توکنیزاسیون در این بازارها را بازتعریف میکند؛ چرا که دقیقاً برعکس نحوه عملکرد کشورهای غربی است.
یکی از آموزندهترین نمونهها در آمریکای لاتین مشاهده میشود. پلتفرم «آگروتوکن» (Agrotoken) که اکنون زیرساخت گستردهتری به نام «جاستوکن» (Justoken) را مدیریت میکند، بیش از ۲۳۰ هزار تن سویا، ذرت و گندم را در آرژانتین و برزیل در قالب استیبل کوینهای با نمادهای SOYA، CORA و WHEA توکنیزه کرده است. هر یک از این توکنها با نسبت یکبهیک توسط غلات واقعی پشتیبانی میشوند و تاکنون بیش از ۷۰ میلیون دلار تراکنش را تسهیل کردهاند.
جاستوکن با مدیریت ۱.۷ میلیارد دلار دارایی، اکنون سومین مدیر بزرگ کالاهای توکنیزه شده در جهان پس از «تتر» (Tether) و «پاکسوس» (Paxos) است. آنچه آگروتوکن را متمایز میکند، نحوه تکامل این توکن از یک رسید ساده غلات به یک ابزار مالی کامل است. این فرآیند با یک رکورد دیجیتالی از غلات ذخیرهشده شروع شد که یک دارایی دفتری کلاسیک بود. سپس بانک «سانتاندر» (Santander) این توکنها را بهعنوان وثیقه وام پذیرفت. در مرحله بعد، «ویزا» آنها را برای پرداختهای فروشگاهی ادغام کرد و در نهایت، این توکنها در بورس اصلی قراردادهای آتی (فیوچرز) آرژانتین لیست شدند.

در بازارهای توسعهیافته، ابزارهای مالی توکنیزه میشوند؛ اما در بازارهای نوظهور، سوابق دنیای واقعی مالیسازی میشوند. ما این پدیده را «فرضیه وارونگی» مینامیم. در توکنیزاسیون غربی، همهچیز با یک ابزار مالی شروع میشود و سپس بهدنبال پشتوانهای در دنیای واقعی برای آن میگردند؛ برای مثال شرکت «بلک راک» یک صندوق خزانهداری را توکنیزه کرده و آن را روی شبکه توزیع میکند. اما در بازارهای نوظهور، کار با یک سابقه یا رسید در دنیای واقعی شروع شده و بهتدریج قابلیتهای مالی پیدا میکند؛ یک رسید غلات ابتدا به وثیقه، سپس به ابزار پرداخت و در نهایت به دارایی قابلمعامله در بورس تبدیل میشود. این مدلِ ساختاریافته از پایین به بالا، دقیقاً برعکس بازارهای توسعهیافته است.
این الگو تنها محدود به آگروتوکن نیست و در تمام دستههای دارایی دیده میشود: توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور با دیجیتالی کردن یک سابقه واقعی (مثل سند زمین، سوابق بازپرداخت وام یا گواهی زنجیره تأمین) آغاز میشود و با گذشت زمان، کاربردهای مالی پیدا میکند. در واقع، هر پروژه توکنیزاسیون در این مناطق با یک سوال ساده روبهروست: آیا این توکن فقط یک رسید است یا واقعاً کاربرد دارد؟ آیا کسی میتواند با آن وام بگیرد، پرداختی انجام دهد یا آن را معامله کند؟ هرچه یک توکن در این مسیر از «رسید» بهسمت «وثیقه»، «پرداخت» و در نهایت «تبادل» حرکت کند، به معنای واقعی به یک دارایی توزیعشده نزدیکتر میشود.
توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور ریشه در اقتصاد واقعی دارد
در بازارهای نوظهور، توکنیزاسیون عمیقاً با اقتصاد واقعی گره خورده است و داراییهایی را هدف قرار میدهد که مردم هر روز با آنها سر و کار دارند؛ از محصولات کشاورزی گرفته تا ابزارهای تولیدی. انتخاب این داراییها نه برای جذب نقدینگی، بلکه به دلیل پاسخ به نیازهای ملموس در اقتصادهایی است که با کمبود خدمات بانکی و محدودیتهای زیرساختی دستوپنجه نرم میکنند. چشمانداز دارایی های دنیای واقعی در این مناطق، حوزههایی مثل املاک و اعتبارات را شامل میشود.
ثبت املاک و توکنیزاسیون
در بازارهای نوظهور، ثبت املاک روی شبکه دو هدف اصلی را دنبال میکند. اولین هدف، ایجاد «اعتماد» است. برای مثال در هند، بیش از ۷۰۰ هزار سابقه زمین روی شبکه «آوالانچ» (Avalanche) دیجیتالی شده است. وزارت فناوری اطلاعات هند در بهمن ۱۴۰۴ «چالش بلاکچین هند» را با اولویت دادن به حوزه زمین راهاندازی کرد.
همچنین در مجلس این کشور، لایحهای ارائه شده که توکنیزاسیون را با سیستمهای پرداخت نوین مقایسه میکند. هند در حال نمایش رویکردی است که میتوان آن را «بلاکچین بله، کریپتو نه» نامید؛ یعنی توسعه تهاجمی زیرساختهای بلاکچین دولتی، همزمان با حفظ مالیاتهای سنگین بر معاملات ارزهای دیجیتال که باعث خروج بخش بزرگی از حجم معاملات از این کشور شده است. اگر این لایحه موفق شود، هند به بزرگترین بازار برای «توکنیزاسیون غیرکریپتویی» تبدیل خواهد شد که در کشورهای غربی کمتر شناخته شده است.
توکنیزاسیون املاک هنوز در مراحل اولیه است اما بهسرعت در حال گسترش است. هدف دوم این حوزه، «دسترسی به سرمایهگذاری» است. در امارات، اداره اراضی دبی پلتفرمی را راهاندازی کرده که بازار املاک ملی را با مبالغ بسیار اندک هدف قرار میدهد. در برزیل و آفریقا نیز پروژههای مشابهی برای خانهدار شدن مردم از طریق اوراق قرضه توکنیزه شده در حال اجراست.
طبق دادههای وبسایت RWA.xyz، ارزش املاک توکنیزه شده در حالت آنچین حدود ۴۴۰ میلیون دلار برآورد میشود. اگرچه این رقم در مقایسه با پیشبینیهای ۱۶ تریلیون دلاری برای سال ۱۴۰۹ (۲۰۳۰ میلادی) کوچک به نظر میرسد، اما تعداد کاربران فعال ماهانه در این حوزه تنها در یک ماه ۴۰٪ رشد کرده است. برای بازارهای نوظهور، هدفِ توکنیزاسیون املاک، شریک کردن سرمایهگذاران در برجهای بزرگ نیویورک نیست؛ بلکه هدف اصلی، هویتبخشی قانونی و تأمین مالی املاک در مناطقی است که پیش از این هرگز به چنین امکاناتی دسترسی نداشتهاند.
اعتبار شرکتهای کوچک و متوسط (SME) و وامدهی خصوصی
شکاف اعتباری جهانی برای شرکتهای کوچک و متوسط سالانه به بیش از ۵ تریلیون دلار میرسد. در حال حاضر، «اعتبار» بزرگترین دسته از دارایی های دنیای واقعی از نظر ارزش آنچین محسوب میشود. در فیلیپین، پلتفرم JIA تاریخچه بازپرداخت وامها را به اعتبارنامههای آنچین تبدیل میکند. همچنین شرکت «کردیکس» (Credix) با حمایت مالی ۱۱ میلیون دلاری سرمایهگذاران بزرگی چون «پارافای» (ParaFi) و «سیرکل ونچرز» (Circle Ventures)، مطالبات مالی این شرکتها را در برزیل و کلمبیا برای سرمایهگذاران حقوقی توکنیزه میکند.
طبق تحلیل مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در اسفند ۱۴۰۴، دسترسی به دستمزدهای پرداختشده بهعنوان یک ابزار مالی جدید در بازارهای نوظهور در حال شکلگیری است؛ در همین راستا شرکت ABHI در منطقه منا (MENAP) یکی از اولین طرحهای وامدهی خصوصی RWA را بر بستر استیبل کوینها راهاندازی کرده است.
اعتبار، دستهی پیشتاز دارایی های دنیای واقعی در شبکه است که بر اساس نیازهای ساختاری رشد میکند. الگوی قدرتمندی که در این آزمایشها دیده میشود این است: در اقتصادهایی که سیستم رتبهبندی اعتباری رسمی وجود ندارد، ثبتِ بازپرداخت وام روی شبکه، یک اعتبارنامه دیجیتالِ قابلحمل و قابلتأیید ایجاد میکند. با گذشت زمان، این روند مدل سنتی ارزیابی اعتبار را دگرگون میکند. بهجای اینکه بانکها بر اساس دادههای متمرکز تصمیم بگیرند، خودِ وامگیرندگان شواهد آنچین جمعآوری میکنند که توسط چندین وامدهنده قابل استعلام است. ما این مفهوم را «بازپرداخت بهعنوان دارایی» مینامیم که شاید نادیدهگرفتهشدهترین ابزار مالی در توکنیزاسیون بازارهای نوظهور باشد.
کالاها و زنجیرههای تأمین
طبق دادههای وبسایت RWA.xyz، کالاهای توکنیزه شده ارزشی معادل ۷ میلیارد دلار دارند. فلزات گرانبها با ۷۳٪ از این ارزش در صدر هستند؛ برای مثال «تتر گلد» با ۲.۶ میلیارد دلار و «پاکسوس گلد» با ۲.۳ میلیارد دلار برای مردم بازارهای نوظهور که بهطور سنتی ثروت خود را به صورت طلا ذخیره میکنند، بسیار جذاب هستند. داراییهای دیگری مثل الماسهای توکنیزه شده روی شبکه ریپل، نقره و حتی اورانیوم نیز در حال ورود به این حوزه هستند. اما مهمترین موفقیت در این بخش، مسیر «آگروتوکن» است که توانست یک رسید ساده غلات را به یک ابزار مالی ۱.۷ میلیارد دلاری تبدیل کند که در بورس لیست شده است؛ این دقیقاً همان «فرضیه وارونگی» در عمل است.
در بخش زنجیره تأمین، هدف اصلی ایجاد شفافیت در فرآیندهای پیچیده است. در هند، شرکتهای بزرگی مثل «مادِر دیری» (Mother Dairy) با همکاری پلتفرم «اسپایدرا» (Spydra) در حال دیجیتالی کردن خریدها در صنعت لبنیات و نساجی هستند. در آفریقا نیز پروژههایی برای توکنیزه کردن تجارت قهوه و محصولات صادراتی مثل آووکادو در کنیا کلید خورده است. این توکنها در حال حاضر جزو داراییهای دفتری هستند، اما با ثبت تاریخچههای قابلتأیید، به پایهای برای ابزارهای مالی آینده مثل تأمین مالی تجارت، اعتبار صادراتی و بیمه تبدیل خواهند شد.
کربن، داراییهای مرتبط با ESG و مالکیت معنوی (IP)
داراییهای حوزه محیط زیست، اجتماع و حاکمیت (ESG) و اعتبارات کربن، مرزهای جدید و پرتاثیری در این صنعت هستند. در دبی، پروژه «Olive Tree» در حال توکنیزه کردن اعتبارات ESG است و در هند، پلتفرمهایی مانند «NewRL» و «اسپایدرا» از صدور اوراق قرضه سبز پشتیبانی میکنند. در برزیل نیز شرکت «Moss Earth» در توکنیزه کردن اعتبارات کربن حاصل از حفاظت جنگلهای آمازون پیشگام شده است.
از سوی دیگر، توکنیزه کردن مالکیت معنوی (IP) در بازارهای موبایلمحور در حال شکلگیری است. پلتفرمهایی مانند «موگافی» (Mugafi) و «فیلمفایننس» (FilmFinance) به تولیدکنندگان محتوا اجازه میدهند حق امتیاز و مجوزهای خود را توکنیزه کنند. در تمام این بخشها، «فرضیه وارونگی» صادق است؛ توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور به معنای انتقال صرفِ امور مالی سنتی به بلاکچین نیست، بلکه به معنای ساخت زیرساختهای کاملاً جدید بر پایه ارزش واقعی اقتصادی و اعتمادِ قابلتأیید است.
اوراق قرضه دولتی و ابزارهای حاکمیتی
یک مثال برجسته در این زمینه، فیلیپین است. اداره خزانهداری این کشور با همکاری پلتفرمهای PDAX و GCash، اوراق قرضه دولتی توکنیزه شده را با مبالغ بسیار اندک (حدود ۸.۵ دلار) در دسترس عموم قرار داد. گزارشها نشان میدهد که اکنون تقریباً نیمی از دارندگان حسابهای اوراق قرضه، دارایی خود را به شکل توکنیزه شده نگهداری میکنند. در کشوری که تعداد کیف پولهای موبایلی از حسابهای بانکی پیشی گرفته، فیلیپین بازاری ۶۰ میلیارد دلاری را برای توکنیزاسیون تا سال ۱۴۰۹ پیشبینی میکند.
نکته آموزنده در این مورد، رویکرد نهادهای ناظر است. فیلیپین بهجای تدوین قوانین پیچیده در همان ابتدا، اجازه داد خزانهداری عملکرد این فناوری را روی زیرساختهای موجود نشان دهد و سپس مقررات را بر اساس نتایج واقعی تنظیم کرد. ما این روش را «قانونگذاری از طریق نمایش» مینامیم که ملموسترین نتایج را در حوزه سرمایهگذاری خرد به همراه داشته است.
حل شکافهای زیرساختی به جای مشکلات نقدینگی
در بازارهای توسعهیافته، توکنیزاسیون با هدف افزایش کارایی سرمایه و نقدشوندهتر کردن صندوقها و اوراق قرضه برای ورود به دنیای دیفای انجام میشود. طبق یادداشتهای صندوق بینالمللی پول (IMF)، توکنیزاسیون در غرب ابزاری برای هماهنگی و ارتقای سیستمهای قدیمی است که به دلیل منافع گروههای خاص، تاکنون بهروزرسانی نشده بودند.
اما در بازارهای نوظهور، این تحلیل کاملاً متفاوت است. در اینجا سیستمهای قدیمیِ چندانی برای ارتقا وجود ندارند. انتخاب بین توکنیزاسیون و ریلهای مالی سنتی نیست؛ بلکه انتخاب بین توکنیزاسیون و «هیچ» است. به همین دلیل، توکنیزاسیون در این مناطق بسیار تحولآفرینتر خواهد بود.
در بیان عملی، توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور شرکتمحور است تا پروتکلمحور. پلتفرمهایی مانند اسپایدرا با سیستمهای مدیریت منابع سازمانی ادغام میشوند تا فاکتورها و تأمین مالی تجارت را بهصورت لحظهای توکنیزه کنند. اکثر این پروژهها از شبکههای مجوزمحور استفاده میکنند و معماری آنها بهصورت پیشفرض خصوصی است یعنی زیرساختی عملگرایانه که بر اساس نیازهای واقعی نهادها شکل گرفته است.
در نهایت، آنچه توکنیزه میشود از ساختار اقتصادی هر بازار پیروی میکند:
- هند: تمرکز بر فاکتورها، زنجیره تأمین لبنیات و مالکیت معنوی (IP).
- آفریقا: تمرکز بر مالکیت، اعتبار و صادرات محصولات کشاورزی.
- خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA): تمرکز بر املاک، صکوک و پروژههای ESG.
- آمریکای لاتین: تمرکز بر بدهی شرکتهای کوچک و متوسط و کالاهای کشاورزی.
- جنوب شرقی آسیا: پیشرو در اوراق قرضه دولتی و زیرساختهای حواله پولی.

نقطه مشترک همهی این کشورها این است که از توکنیزاسیون برای حل مشکلات واقعی اقتصادشان استفاده میکنند، نه اینکه فقط به دنبال نوسانگیری و سودهای خیالی باشند.
استیبلکوینها؛ ستون فقرات تسویه دارایی های دنیای واقعی در بازارهای نوظهور
یک ویژگی مشترک در تمام بخشهای توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور، نقش حیاتی استیبل کوینها است. استیبل کوینها اگرچه خودشان جزو دارایی های دنیای واقعی محسوب نمیشوند، اما زیرساخت پولی لازم برای کاربردی شدن این داراییها را فراهم میکنند. بدون شبکه پرداخت استیبل کوینها، پلتفرمهایی مثل «آگروتوکن» نمیتوانند معاملات غلات را بهدرستی تسویه کنند و پروژههای وامدهی نیز به دلیل نوسانات شدید ارزهای محلی، با اختلال در محاسبات روبهرو میشوند. در واقع، استیبل کوین تنها یک ابزار در کنار توکنیزاسیون نیست، بلکه مخرج مشترک و واحد اصلی محاسبه در کل اقتصاد توکنیزه شده است.
این لایه تسویه اکنون در ابعادی گسترده فعالیت میکند و مجموع عرضه استیبل کوینها از مرز ۳۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. فراتر از عدد و رقم، این زیرساخت امکان تسویه تقریباً آنی و کاهش چشمگیر هزینههای تراکنشهای فرامرزی را فراهم کرده است. در بازارهای نوظهور که سرعت تراکنش و حاشیه سود اهمیت حیاتی دارد، استیبل کوینها باعث شدهاند مدلهای مالی مثل تأمین مالی تجارت و اوراق قرضه که قبلاً غیرقابل اجرا بودند، اکنون به مدلهایی پایدار و سودآور تبدیل شوند.
پذیرش گسترده در دنیای واقعی نشان میدهد که استیبل کوینها هماکنون وظیفه جابهجایی سرمایه برای تجارت و حوالههای پولی را در آفریقا و جنوب شرق آسیا بر عهده دارند. پیام نهایی برای توکنیزاسیون در این مناطق روشن است: مانع اصلی رشد این بازار، نه قوانینِ خودِ توکنیزاسیون، بلکه قوانین مربوط به استیبل کوینهاست. نوع برخورد بانکهای مرکزی در کشورهایی مثل هند، فیلیپین یا برزیل با استیبل کوینها، مستقیماً تعیین میکند که چه پروژههایی در دنیای توکنیزاسیون داراییها شانس موفقیت دارند.
وضعیت ناهموار اما رو به رشد قوانین توکنیزاسیون
سوال کلیدی برای نهادهای ناظر در بازارهای نوظهور ساده به نظر میرسد: آیا یک توکن، مالکیت قانونی ایجاد میکند؟ وقتی سیستمهای سنتی ثبتِ سند با دنیای بلاکچین برخورد میکنند، ابهاماتی به وجود میآید. در حال حاضر، پاسخ اکثر کشورها به این سوال «هنوز نه» است؛ اما تلاشها برای حل این چالش با سرعت ادامه دارد.
برای درک بهتر پیشرفتها، میتوان سنگاپور را بهعنوان یک الگوی کامل بررسی کرد. سنگاپور از طریق پروژههای آزمایشی، محیطهای کنترلشدهای برای تست داراییهای توکنیزه شده ایجاد کرده و تسویه حسابهای فرامرزی را با بانکهای بزرگ جهانی آزمایش کرده است.

در نقاط دیگر جهان نیز تحولات مهمی در جریان است:
- برزیل: ارز دیجیتال بانک مرکزی این کشور پس از سالها تحقیق به این نتیجه رسید که فناوری فعلی برای تولید انبوه آماده نیست و مرحله اول آن را بهصورت یک سیستم متمرکز در سال ۱۴۰۴ راهاندازی میکند.
- هند: لایحه جدید توکنیزاسیون داراییها در اسفند ۱۴۰۴ معرفی شد تا زیرساختهای قانونی لازم را فراهم کند.
- آفریقا: کشورهایی مثل کنیا و نیجریه قوانین جدیدی را برای نظارت بر داراییهای دیجیتال وضع کردهاند و پروژههای قارهای بزرگی با حمایت مجمع جهانی اقتصاد برای تست این فناوری کلید خورده است.
- امارات: مناطق آزاد مالی در دبی و ابوظبی با صدور مجوزهای شفاف، به قطبهای اصلی جذب پروژههای دارایی های دنیای واقعی تبدیل شدهاند.
در نهایت، موفقیت توکنیزاسیون در این بازارها به این بستگی دارد که قوانین چگونه خود را با سرعت رشد این فناوری هماهنگ کنند.
چهار پیشبینی درباره مسیر آینده توکنیزاسیون در بازارهای نوظهور
الگوهای ذکر شده صرفاً مشاهده نیستند، بلکه به نتایج خاصی اشاره دارند که معتقدیم در ۲ تا ۴ سال آینده محقق خواهند شد. در ادامه، نظرات خود را در قالب چهار پیشبینی کلیدی ثبت میکنیم:
۱. توکنهای محصولات کشاورزی، پیشگام مهاجرت به دنیای داراییهای آزاد: کالاهای کشاورزی اولین کلاس دارایی در بازارهای نوظهور خواهند بود که فرآیند تبدیل از یک دارایی دفتری به یک دارایی توزیعشده را در مقیاس وسیع تکمیل میکنند. پلتفرم «آگروتوکن» این مسیر را با موفقیت طی کرده است؛ از یک رسید ساده غلات تا تبدیل شدن به یک استیبل کوین لیستشده در بورس که توسط بانکهای بزرگی مثل «سانتاندر» و شبکه «ویزا» پشتیبانی میشود. انتظار داریم تا سال ۱۴۰۷ (۲۰۲۸ میلادی)، دو تا سه محصول صادراتی دیگر مثل قهوه، آووکادو یا روغن نخل نیز به وضعیت توزیعشدگی واقعی برسند.
۲. سلطه استیبل کوینها بر ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC): تا سال ۱۴۰۷، لایه اصلی تسویه حسابها در بازارهای نوظهور، استیبل کوینها خواهند بود، نه ارزهای ملی دیجیتال. در حالی که پروژههای دولتی مثل «ای-نایرا» (eNaira) در نیجریه یا ارز دیجیتال برزیل با استقبال کمی روبهرو شده یا به سیستمهای متمرکز عقبگرد کردهاند، عرضه استیبل کوینها از ۳۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. بخش خصوصی در حال ساخت زیرساختهای پرداخت بسیار سریعتر از بانکهای مرکزی است؛ بنابراین معتقدیم سرعت توکنیزاسیون بیش از آنکه به توسعه ارزهای ملی دیجیتال وابسته باشد، به قوانین حاکم بر استیبل کوینها بستگی دارد.
۳. تکرار مدل «قانونگذاری از طریق نمایش»: الگوی موفق فیلیپین که در آن دولت ابتدا اجازه داد اوراق قرضه توکنیزه شده روی زیرساختهای موبایلی اجرا شود و سپس بر اساس نتایج آن قانونگذاری کرد، تا سال ۱۴۰۶ توسط دو یا سه کشور دیگر تکرار خواهد شد. کشورهایی مثل کنیا، اندونزی و بنگلادش که سیستمهای پرداخت موبایلی پیشرفتهای دارند، محتملترین گزینهها برای اجرای این مدل هستند تا دسترسی مردم به سرمایهگذاریهای خرد را سریعتر فراهم کنند.
۴. هند؛ قطب بزرگ توکنیزاسیون غیرکریپتویی: اگر لایحه جدید توکنیزاسیون در هند پیشرفت کند، این کشور تا سال ۱۴۰۷ به بزرگترین بازار توکنیزاسیون سازمانی جهان تبدیل خواهد شد. رویکرد هند یعنی «بلاکچین بله، کریپتو نه»، بر این قمار استوار است که میتوان بدون درگیر شدن با بازارهای نوسانی و سفتهبازانه، از طریق زیرساختهای دولتی، مزایای توکنیزاسیون را به صدها میلیون نفر رساند. اگر این مدل موفق شود، تعریف «پذیرش عمومی» در سطح جهانی تغییر خواهد کرد.
چالشهای باقیمانده در مسیر پیشرو
البته این پیشبینیها با آگاهی از مشکلات فعلی مطرح شدهاند. هنوز در بسیاری از کشورها، اعتبار قانونی توکنها در برابر اسناد کاغذی سنتی (مثل اسناد زمین) در دادگاهها آزمایش نشده است. همچنین، بازارهای ثانویه برای خرید و فروش این داراییها هنوز رونق کافی ندارند و استانداردهای مشترکی برای همکاری میان پروژههای مختلف وجود ندارد. با این حال، اینها نشانهی شکست نیستند، بلکه چالشهای طبیعی پیشگامانی هستند که در حال ساخت نسل بعدی زیرساختهای مالی دنیا بر پایه ارزش واقعی اقتصادی و اعتمادِ قابلتأیید هستند.
بازارهای نوظهور توکنیزاسیون را گسترش نمیدهند، بلکه آن را از اصول اولیه بازاختراع میکنند
برخی از قانعکنندهترین موارد استفاده توکنیزاسیون در جاهایی ظهور میکنند که سیستمهای زیربنایی هماهنگی و تبادل ارزش هنوز در حال شکلگیری هستند. آنچه ساخته میشود یک وصله بر زیرساختهای قدیمی نیست؛ بلکه یک فونداسیون کاملاً جدید است.
تز اصلی و دیدگاههای هشد امرجنت در مورد توکنیزاسیون
در مجموعه «هشد امرجنت» (Hashed Emergent)، باور بر این است که معنادارترین داستانهای پذیرش وب ۳ نه در سیستمهای پیشرفته، بلکه در بازارهایی شکل میگیرد که بیشترین موانع و اصطکاکهای مالی را دارند. تز اصلی ساده است: وب ۳ در بازارهای نوظهور بیشترین اهمیت را خواهد داشت. این مناطق جغرافیایی جایی هستند که زیرساختهای دیجیتال هنوز در حال ساختاند، سیستمهای اعتماد نقص دارند و فناوریهای پیشرو میتوانند باعث «شمول اقتصادی» و دسترسی همگانی به خدمات مالی شوند. در این میان، هند با داشتن جامعه بزرگی از توسعهدهندگان و نفوذ عمیق گوشیهای هوشمند، در مرکز این نگاه قرار دارد.
هشد امرجنت توکنیزاسیون (Tokenization) در بازارهای نوظهور را صرفاً بخشی از دنیای دیفای یا نسخهای از مدلهای جهانی دارایی های دنیای واقعی نمیبیند؛ بلکه آن را یک «بازاختراع از پایه» میداند. در این مدل، مالکیت دیجیتال و ردیابی داراییها برای حل مشکلات واقعی زندگی مردم ساخته میشوند. بر اساس مدل «داراییهای توزیعشده در مقابل دفتری»، استراتژی دقیق است: در مرحله داراییهای دفتری سرمایهگذاری میشود؛ یعنی زمانی که توکنها حکم رسید، اعتبارنامه یا گواهی را دارند. هدف آمادهسازی برای انتقال به مرحله داراییهای توزیعشده است که این توکنها به ابزارهای مالی قابل معامله و ترکیبپذیر تبدیل میشوند.
پورتفولیو یا سبد سرمایهگذاری هشد امرجنت منعکسکننده این نگاه است:
- پلتفرم جیا (Jia): در حال ساخت زیرساختهای وامدهی برای شرکتهای کوچک و متوسط در کنیا و فیلیپین است. این پلتفرم رفتار بازپرداخت وامها در دنیای واقعی را به سوابق اعتباری آنچین و قابل حسابرسی تبدیل میکند. در مناطقی که سیستم رتبهبندی اعتباری وجود ندارد، خودِ «بازپرداخت» به اعتبارنامه فرد تبدیل میشود.
- اسپایدرا (Spydra): توکنیزاسیون داراییهایی مثل زنجیره تأمین لبنیات و اوراق قرضه سبز را پوشش میدهد. این پلتفرم به شرکتهای بزرگ کمک میکند جریان داراییها و گزارشهای خود را دیجیتالی کنند. اسپایدرا با ارائه زیرساختهای منطبق بر قانون در هر دو شبکه عمومی و خصوصی، دقیقاً همان معماری ترکیبی را ارائه میدهد که بازارهای نوظهور به آن نیاز دارند.
- موگافی (Mugafi): به تولیدکنندگان محتوا در هند اجازه میدهد مالکیت معنوی و حق امتیاز درآمدهای خود را توکنیزه کنند. این کار به هنرمندان کمک میکند تا به سرمایه اولیه دسترسی داشته باشند و در سود بلندمدت آثارشان شریک بمانند.
این پروژهها صرفاً آزمایشهای فنی نیستند، بلکه لایههای زیرساختی هستند که مسیر مالکیت و تأمین مالی را برای اقتصادهایی که به خدمات بانکی دسترسی ندارند، باز میکنند.
سخن پایانی
با تکامل استانداردها، آینده توکنیزاسیون تنها در اتاقهای جلسات والاستریت شکل نخواهد گرفت، بلکه در بازارهایی ساخته خواهد شد که در آنها بلاکچین نه فقط یک سیستم کارآمدتر، بلکه اغلب «تنها» سیستم کاربردی است. یک استیبل کوین با پشتوانه غلات در آرژانتین، سند زمین دیجیتالی در یک روستای هند، یا اوراق قرضه دولتی در کیف پول موبایلی یک کشاورز فیلیپینی؛ اینها صرفاً ادامه دهنده مسیر مالی سنتی نیستند. اینها اختراعاتی جدید از پایه هستند و این تحول بزرگ هماکنون در جریان است.

















