ظهور نسل جدیدی از تعاملات میان بازارهای سنتی و نوظهور نشان میدهد که موسسات مالی سنتی دیگر تنها به مشاهده یا مشارکت محدود در دنیای کریپتو بسنده نمیکنند؛ بلکه اکنون با رویکردی تهاجمیتر، در حال خرید مستقیم توکن های حاکمیتی پروتکلهای بزرگ هستند. این تغییر جهت استراتژیک گویای آن است که توازن قدرت در زیرساختهای مالی در حال بازتعریف است.
به گزارش میهن بلاکچین، یوگیتا خاتری (Yogita Khatri)، تحلیلگر ارشد رسانه The Block، در گزارش اخیر خود فاش کرد که تنها در بازه زمانی کوتاهی در ماه فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴)، غولهایی نظیر بلک راک (BlackRock) و سیتادل سکیوریتیز (Citadel Securities) گامهای بلندی برای تصاحب مستقیم توکنهای دیفای برداشتهاند. این حرکت که پیش از این در سطح نهادی بیسابقه بود، نشاندهنده عبور از مرحله آزمون و خطا و ورود به عصر مالکیت زیرساختی است.
گذار از سرمایهگذاری خطرپذیر به مالکیت مستقیم توکن
در اوایل ماه جاری، بلک راک با انتقال صندوق خزانهداری توکنیزهشده خود موسوم به BUIDL به فضای آنچین از طریق پروتکل یونی سواپ اکس (UniswapX)، اقدام به خرید توکنهای یونی (UNI) کرد. همزمان، سیتادل سکیوریتیز با حمایت از راهاندازی بلاکچین «زیرو» (Zero) متعلق به لایرزیرو (LayerZero)، توکنهای زیرو (ZRO) را به سبد خود اضافه کرد. همچنین شرکت مدیریت جهانی آپولو در قراردادی بلندمدت، برای تصاحب ۹ درصد از کل عرضه توکنهای مورفو (MORPHO) وارد عمل شد.
برای سالهای متمادی، موسسات مالی بزرگ حضور خود در این بازار را به خرید سهام شرکتها یا شرکت در دورهای سرمایهگذاری خطرپذیر محدود کرده بودند و مالکیت مستقیم توکن به دلیل ابهامات قانونی بسیار نادر بود. اما اکنون تحلیلگران معتقدند این تغییر رویه، بیش از آنکه یک معامله ساده روی قیمت باشد، نوعی «همسویی با تامینکننده» است. جیک بروکمن (Jake Brukhman)، مدیرعامل کوین فاند (CoinFund)، تاکید میکند که این موسسات توکن پروتکلهایی را میخرند که قصد دارند از آنها به عنوان زیرساخت اصلی فعالیتهای خود استفاده کنند؛ بنابراین هدف اصلی تضمین دسترسی و نفوذ در لایه زیرساخت است، نه صرفاً تخصیص سبد دارایی.
استراتژی محصول؛ کریپتو در نقش فروشگاهِ والاستریت
سرمایهگذاران بزرگ در حال حاضر تمرکز خود را بر روشهای عرضه و استراتژی فروش محصولات مالی قرار دادهاند. از آنجایی که شرکتهای مالی سنتی در حال تبدیل داراییهای خود به توکنهای دیجیتال هستند تا آنها را در فضای آنچین عرضه کنند، به بسترهای دیفای به عنوان ابزاری برای رساندن این محصولات به دست مشتریان نیاز مبرم دارند.
لکس سوکولین (Lex Sokolin)، از مدیران شرکت جنریتیو ونچرز (Generative Ventures)، این خریدها را راهی برای ایجاد «اعتبار برند» توصیف میکند که نشاندهنده اعتماد کامل آن مؤسسه به امنیت و کارایی آن پروژه است. از نگاه او، در این مدل جدید، شرکتهای مالی سنتی نقش «کارخانه» تولیدکننده محصول را دارند و اکوسیستم بلاکچین مانند یک «فروشگاه» برای عرضه این محصولات عمل میکند.
تحلیلگران بر این باورند که این استقبال ناگهانی، ناشی از پختهتر شدن زیرساختهای فنی و سیستمهای نگهداری امن داراییها در دو سال گذشته است. لاسه کلاوسن (Lasse Clausen)، یکی از موسسان شرکت 1kx، معتقد است ابزارهای نظارتی و مدیریتی برای نگهداری توکنها توسط مؤسسات بزرگ، بهبود چشمگیری یافته است و اکنون خرید و مالکیت مستقیم این داراییها برای شرکتهای رسمی و تحت نظارت قانون، به کاری ممکن و عملی تبدیل شده است.
نقش کلیدی شفافیت مقرراتی در ورود نهادها
امیر حاجیان (Amir Hajian)، پژوهشگر شرکت سرمایهگذاری کی راک (Keyrock)، معتقد است که چندین رویداد مهم در دنیای قانونگذاری طی سالهای (۱۴۰۳-۱۴۰۴) و ۲۰۲۶ (۱۴۰۴-۱۴۰۵)، مسیر ورود شرکتهای بزرگ را هموار کرده است. لغو یکی از قوانین سختگیرانه حسابداری (SAB 121) باعث شد هزینههای نگهداری امن داراییها کاهش یابد. همچنین، پایان یافتن تحقیقات کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) علیه پروژههای مشهوری مثل یونی سواپ (Uniswap) و آوه (Aave) بدون جریمه یا توقف فعالیت، سیگنال مثبتی به کل بازار صادر کرد.
علاوه بر این، تصویب قانون جنیوس (GENIUS Act) و دستهبندی جدید داراییها توسط نهادهای قانونی، که اکثر توکنهای حاکمیتی را از دایره قوانین سختگیرانه اوراق بهادار خارج کرد، باعث شد مدیران سرمایه دیگر نگران جریمههای قانونی یا عدم رعایت مقررات نباشند. در حال حاضر، بسیاری از این مؤسسات با پیشبینی تصویب قانون شفافیت (CLARITY Act)، در حال برنامهریزی هوشمندانه و تعیین جایگاه خود در بازار هستند تا از فرصتهای آینده عقب نمانند.
تغییر ساختاری یا حرکتهای نمادین؟
در میان تحلیلگران برجسته بازار، این بحث داغ وجود دارد که آیا اقدامات اخیر غولهای مالی نشاندهنده یک تحول ریشهای و ساختاری است یا صرفاً حرکاتی نمایشی و نمادین محسوب میشود. ریچارد گالوین (Richard Galvin)، مدیر سابق بانک گلدمن ساکس (Goldman Sachs)، با تکیه بر تجربه طولانی خود در دنیای بانکداری سنتی معتقد است شرکتهایی با این عظمت، سرمایه خود را بدون هدف و اتفاقی جایی هزینه نمیکنند. از نظر او، وقتی شرکتی میتواند از فیلترهای بسیار سختگیرانه مدیریت ریسک و تطبیق با قوانین عبور کند تا مستقیماً توکن بخرد، یعنی یک تصمیم هوشمندانه و بلندمدت گرفته است.
با این حال، کارشناسان دیگری مانند آنیرود پای (Anirudh Pai) از شرکت روبوت ونچرز (Robot Ventures)، دیدگاه محتاطانهتری دارند. آنها معتقدند تا زمانی که این توکنها بخش قابلتوجهی از کل داراییهای تحت مدیریت این غولهای مالی را تشکیل ندهند، نمیتوان با اطمینان از یک تغییر بزرگ ساختاری صحبت کرد. از نگاه این گروه، شاید فعالان بازار در برآورد اهمیت این اخبار زیادهروی کردهاند و واقعیت هنوز با یک تحول بزرگ فاصله دارد.
توکنهای حاکمیتی؛ در مسیر تبدیل شدن به سهام استراتژیک
پرسش اصلی این است که آیا توکنهای حاکمیتی در حال تبدیل شدن به چیزی شبیه به سهام استراتژیک شرکتها هستند؟ در حال حاضر پاسخ به این سوال منفی است؛ زیرا این توکنها هنوز از نظر قانونی هیچ تعهد یا وظیفه امانتداری نسبت به دارندگان خود ندارند. اما بوریس روسین (Boris Revsin)، مدیرعامل مجموعه ترایب کپیتال (Tribe Capital)، معتقد است اگر این توکنها بتوانند کنترل جریان نقدی یا «سوئیچهای کارمزد» یعنی قابلیت تقسیم سود میان کاربران را به دست بگیرند، عملاً کارکردی مشابه سهام پیدا خواهند کرد.
راب هادیک (Rob Hadick)، از شرکای شرکت دراگونفلای (Dragonfly)، پیشبینی میکند که با کامل شدن قوانین و چارچوبهای حقوقی، شاهد ظهور نسل جدیدی از طراحیهای اقتصادی در دنیای دیجیتال خواهیم بود که به آنها «سهام آنچین» گفته میشود. در چنین شرایطی، حاکمیت بر یک پروژه از یک توافق ساده میان اعضای جامعه، به یک قرارداد حقوقی و اقتصادی محکم و معتبر تبدیل خواهد شد.
چرا بازار به ورود غولهای والاستریت واکنش نشان نداد؟
با وجود اهمیت زیاد ورود غولهایی مثل بلک راک و آپولو، قیمت توکنهای بخش دیفای جهش بزرگی را تجربه نکرد. کارشناسان بر این باورند که دلیل اصلی این اتفاق، حاکم بودن روند نزولی بر کل بازار و تحت فشار بودن قیمت بیت کوین است. علاوه بر این، مدل اقتصادی توکنها در اکثر این پروژهها هنوز برای سرمایهگذاران حرفهای جذابیت کافی ندارد. سامانتا بوهبوت (Samantha Bohbot) از شرکت راک اوی اکس (RockawayX)، اشاره میکند که تا وقتی درآمد حاصل از یک پروتکل بهطور مستقیم به دست دارندگان توکن نرسد، نباید انتظار رشد قیمت شدیدی را داشت.
در واقع، بسیاری از توکنهای دیفای با وجود اینکه ارزش کل قفلشده (TVL) بسیار بالایی دارند، اما در ایجاد سود واقعی برای صاحبان خود موفق نبودهاند. عواملی مثل فشار فروش دائمی ناشی از آزادسازی توکنهای سرمایهگذاران اولیه و پراکندگی نقدینگی در شبکههای مختلف، باعث شده است که حتی سرمایهگذاران بزرگ نیز در سال ۲۰۲۵ بسیار بااحتیاط عمل کنند و بیشتر سرمایه خود را به سمت داراییهای امنتری مثل بیت کوین و اتریوم ببرند.
محرکهای آینده و ریسکهای پیش رو
برای بهبود این شرایط، تحلیلگرانی مانند توماس کلوکاناس (Thomas Klocanas) معتقدند که پروژهها باید به سمت کاهش تورم و شفافسازی روشهای سودآوری برای دارندگان توکن حرکت کنند. همچنین، تأیید صندوقهای ETF دیفای توسط شرکتهای بزرگی مثل گریاسکیل (Grayscale) میتواند مهمترین عامل محرک برای ورود جریان سرمایه پایدار به این بازار باشد. با این حال، پراتیک کالا (Pratik Kala) هشدار میدهد که بسیاری از توکنهای فعلی هنوز با قیمتهایی بسیار بالاتر از سود واقعیشان معامله میشوند و از نظر تحلیل تکنیکال و بنیادی، در مقایسه با بانکهای سنتی، داراییهای «گرانقیمتی» به نظر میرسند.
از سوی دیگر، ورود مؤسسات بزرگ ریسک تمرکز قدرت را به همراه دارد. اگرچه برخی کارشناسان معتقدند حضور حرفهای این شرکتها میتواند به «بیتفاوتی» رایدهندگان در سازمانهای مستقل غیرمتمرکز (DAO) پایان دهد و مشارکت را بالا ببرد، اما ریسکهای قانونی همچنان پابرجاست. برای مثال، تغییر احتمالی نگاه سختگیرانه در SEC یا دستهبندی دوباره توکنهایی که سود تقسیم میکنند به عنوان اوراق بهادار، میتواند تمام این پیشبینیها را تغییر دهد.
چشمانداز آینده؛ حضور مؤسسات مالی سنتی در دنیای دیفای
انتظار میرود در آینده، شرکتهای بزرگ بیشتری مانند فیدلیتی، گلدمن ساکس و ویزا به خرید توکنهای معتبر و تراز اول که در بازار به اصطلاح «بلوچیپ» نامیده میشوند، روی بیاورند. این سرمایهگذاریها احتمالاً بر پروژههایی متمرکز خواهد بود که در حوزههای استیبل کوین، داراییهای دنیای واقعی (RWA) و زیرساختهای معاملاتی پیشرو هستند.
در این میان، پروتکلهایی نظیر آوه به دلیل تسلط بر بازار وامدهی، و پروژههایی مانند اسکای (Sky) و اتنا (Ethena) در حوزه استیبل کوین ها، محتملترین گزینهها برای جذب جریان سرمایه از سوی مؤسسات بزرگ در ماههای پیش رو خواهند بود. این حرکت نشاندهنده آن است که غولهای مالی به دنبال جای پایی محکم در پلتفرمهایی هستند که امتحان خود را از نظر امنیت و کارایی پس دادهاند.











