ظهور رسانههای اجتماعی فرصتی بیسابقه را برای تولیدکنندگان محتوا و بازاریابها فراهم کرد و این افراد میتوانستند به مخاطبین زیادی دسترسی داشته باشند. اما به زودی معلوم شد که این رسانههای اجتماعی متمرکز مانند فیسبوک (Facebook) و یوتیوب (Youtube) بر روی دادههای شخصی و خصوصی اشخاص سرمایهگذاری میکنند و این محتوا را به سایر شرکت ها می فروشند. این غولهای رسانه اجتماعی اطلاعات را در مراکز داده خود ذخیره میکنند و به همه اطلاعات کاربران خود دسترسی دارند و اکانتهای آنها را کنترل میکنند. در چنین شرایطی است که نیاز به پلتفرمهای غیر متمرکز (decentralized) بسیار احساس میشود. برای ایجاد چنین پلتفرمهایی میتوان از فناوری بلاک چین (blockchain) کمک گرفت.
جای تعجب نیست که رسانههای اجتماعی متمرکز در بسیاری از موارد دست به سانسور و خفه کردن صدای مخالفان بزنند. این قبیل فعالیتها در جهان سیاست از جانب گروههای چپ و راست انجام میشود. جامعه بلاک چین نمونههای زیادی از این فعالیتها را شاهد بوده است. حتی در این دوران بحران کرونا نیز باز شاهد سانسور و تحریف اطلاعات هستیم و میبینیم که اطلاعات و آموزش غلط پخش میشود.
پلتفرمهای غیر متمرکز راهحلی برای مشکلات موجود
راهحل مشکلات بالا به صورت ناقص توسط پلتفرمهایی مانند دیسکورد (Discord) فراهم شده است. این پلتفرم به کاربران اختیارات بیشتری داده است. تلگرام (telegram) نیز در این راستا اقداماتی نصفه نیمه انجام داده است و سرورهای خود را در حوزههای قضایی مختلف جای داده است. به این ترتیب، مکالمات خصوصی در تلگرام قابلیت سانسور ندارند.
همه این اقدامات سرآغاز تغییری ساختاری به سمت پلتفرمهای غیر متمرکز و کاربر محور است. جک دورسی (Jack Dorsey) مدیر عامل تویتر (twitter) برای اولین بار این مسئله را درک کرد و اعلام کرده که قصد دارد استانداردهایی برای رسانههای اجتماعی غیر متمرکز ایجاد کند. او در این راستا به بلاک چین به عنوان یک فناوری مهم برای میزبانی باز، مدیریت و کسب درآمد از محتوا اشاره کرده است.
جامعه بلاک چین از سانسور بسیار رنج برده است و همین امر باعث حمله این جامعه به رسانههای اجتماعی سنتی شده است. هدف این جامعه این است که شرایطی را فراهم آورد که افراد خود بر دادههای خود کنترل داشته باشند، پاداش تولید کنندگان محتوا از طریق الگوریتم به آنها داده شود و در نهایت مدیریت در دست اعضای جامعه قرار گیرد. حتی اگر رسانههای اجتماعی متمرکز به صورت داوطلبانه به درخواستهای جامعه بلاک چین پاسخ دهند، باز اقداماتی واقعی باید در این فضا انجام شود.
تلاشهای زیادی از جانب پلتفرمهای دیگر برای ایجاد اصلاحات در فضای رسانههای اجتماعی صورت گرفته است. مثلا Mastodon یک پلتفرم غیر متمرکز است که البته از بلاک چین استفاده نمیکند و اقداماتی شایان توجه را در این راستا انجام داده است. این پلتفرم در واقع نوعی پلتفرم برای وبلاگهای کوچک است که تبلیغات در آن رایگان است و سعی دارد کاربران را با علایق مختلف به هم مرتبط کند. این پلتفرم متمرکز نیست و هر کاربر میتواند سرور خاصی را با توجه به شرایط خود انتخاب کند. این سرورها به صورت مستقل کار میکنند. این مدل بسیار شبیه مدلی است که توییتر قرار است در آینده به کار گیرد.
یکی دیگر از پلتفرمهایی که برای اصلاحات و تغییر تلاش کرده Diaspora است که متمرکز بر آزادی و حریم خصوصی است. این پلتفرم یک شبکه اجتماعی توزیعشده است که متشکل از گروهی از واحدهاست که به طور مستقل دارای نودهایی هستند و توسط افراد و موسسههای مختلف میزبانی میشوند. این واحدها میتوانند بر روی سرور خود کاربر میزبانی شوند و به یک اکوسیستم بزرگتر متصل هستند.
رسانههای غیر متمرکز زیادی هم با استفاده از فناوری بلاک چین وارد این فضا شدهاند که از جمله آنها میتوان به استیم (Steem) اشاره کرد. استیم به تولیدکنندگان محتوا پاداش و حق رای میدهد. این پلتفرم جامعه را از طریق انگیزههای مالی درگیر میکند و ساختاری بسیار پیچیدهتر از پلتفرمهای مشابهی مانند مدیوم (Medium) دارد.
یکی دیگر از این پلتفرمهای بلاک چینی Commun است که عملکردی شبیه ردیت (Reddit) دارد. این پلتفرم متشکل از تعدادی جامعه غیر متمرکز و خود مختار است که هر یک از این جوامع به شیوهای مشابه استیمیت (Steemit) عمل میکنند. این پلتفرم به هر جامعهای اجازه میدهد که از درآمد تبلیغات بهره ببرد.
خودمختاری در Commun به این معنی است که هر کدام از جامعهها حق تنظیم قوانین خود در ارتباط با ایجاد محتوا و غیره را دارند. این شبکه غیر متمرکز که بر بالای بلاک چین ساخته شده است، احتمال سانسور اطلاعات و پاک کردن محتوا را از میان میبرد. قوانین این جامعه بر روی بلاک چین ثبت شده است و بنابراین تخطی از این قوانین امکانپذیر نیست. Commun به هر کدام از جامعهها اجازه میدهد که توکن خود را داشته باشند.
اگرچه پلتفرمهای بلاک چینی هنوز تا پذیرش عام خیلی فاصله دارند اما این پلتفرمها بسیار کاربرپسند هستند. این پلتفرمها از سانسور جلوگیری میکنند، دادههای افراد را محافظت میکنند و ابزاری برای کسب درامد از محتوا فراهم میآورند. بنابراین در نظر گرفتن این پلتفرمها به عنوان جایگزینی برای پلتفرمهای متمرکز موجود چندان دور از ذهن نیست.
نظر شما چیست؟ آیا این پلتفرمهای غیر متمرکز به پذیرش عام خواهند رسید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.