اگر اقتصاد یک شهر باشد، پولش خیابانهای آن شهر است. وقتی دستانداز خیابانها از حدی بیشتر میشود که دیگر امکان ترمیمش وجود ندارد، مردم راههای تازه میسازند؛ از کوچه پس کوچه، از مسیرهای خاکی، از هر مسیری که هنوز «عبور» را ممکن سازد. ونزوئلا در دهه گذشته دقیقاً همین تجربه را زندگی کرد: کشوری نفتی که درآمدش به لولهها وابسته بود، با سقوط قیمت نفت و فرسایش حکمرانی اقتصادی، ناگهان مسیرهای مالیاش زیر پای مردم خالی شدند. نتیجه جدای از تورم، بحران «اعتماد» بود؛ اعتماد به قیمت، به پس انداز، به بانک، به حواله، به فردا.
در چنین شرایطی، کریپتو برای ونزوئلا نقش ابزاری برای بقا را ایفا کرد. بیت کوین و بعدتر استیبل کوینها به چیزی شبیه ریل کمکی تبدیل شدند، تا وقتی که ریل اصلی شکست، قطار زندگی از حرکت جا نماند. این مقاله از میهن بلاکچین روایت مسیریست از فروپاشی آرام تا تولد پولِ اضطراری تا بدانیم چرا ونزوئلا را «اولین اقتصاد بقای کریپتو» مینامیم و چرا بخش مهم داستان، امروز هم ادامه دارد.
از ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶: وابستگی به نفت و اقتصادی بیمار
ونزوئلا سالها روی یک ستون ایستاده بود: نفت. سهم نفت از درآمدهای صادراتی کشور نزدیک به ۹۵ درصد گزارش شده و بخش بزرگی از درآمد دولت هم مستقیم یا غیرمستقیم از نفت میآمد. وقتی چنین تکیهگاهی دیگر قالب تکیه کردن نباشد، کل سازه لرزش را تا کف اقتصاد احساس میکند.
پس از مرگ هوگو چاوز در ۲۰۱۳، اقتصاد به جای اصلاحات سخت و ساختاری، بیشتر به سمت کنترل اداری رفت: قیمتگذاری، محدودیتهای ارزی، چند نرخی شدن و چاپ پول برای پوشاندن کسریها. این مدل در کوتاهمدت میتواند «بهظاهر» ثبات بسازد، اما وقتی درآمد ارزی آب میرود، کمبود کالا، صف، بازار سیاه و فرار سرمایه معمولاً پشت سرش میآیند.
کنترل ارزی ونزوئلا از اوایل دهه ۲۰۰۰ ریشه داشت و سالها ادامه یافت. در عمل، این کنترلها یعنی دسترسی محدود و اداری به ارز، نرخهای رسمی که با واقعیت بازار فاصله میگیرند و انگیزه بالا برای شکلگیری نرخهای غیررسمی! حتی گزارشهای رسمی تجاری آمریکا هم در همان سالها از این کنترلها به عنوان مانع جدی تجارت یاد میکردند. این همان نقطهای است که مردم عادی در زندگی روزمرهشان درگیر میشوند: وقتی واردات کند میشود، کالا کم میشود. وقتی کالا کم میشود، قیمتها از کنترل خارج میشوند. و وقتی بانک مرکزی با چاپ پول کسری را میپوشاند، واحد پول مثل یخ زیر آفتاب آب میشود.
از ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸: ابرتورم، زمان دیگر جلودار قیمت نبود
در سال ۲۰۱۸، صندوق بینالمللی پول درباره تورم ونزوئلا هشدار داد و پیشبینی کرد نرخ تورم میتواند به حدود یک میلیون درصد برسد. ترجمه انسانی این عدد ترسناک این بود: پول، کارکرد حافظه ارزش را از دست میدهد. وقتی تورم این گونه میتازد، بانکها هم از نفس میافتند. محدودیت برداشت، کمبود اسکناس، اختلال در انتقال بینالمللی و تبدیل شدن خرید روزانه به عملیاتی پیچیده، بخشی از روایت ونزوئلا شد. دولت برای ساده کردن حسابداری و اسکناسها، دست به اصلاح پولی زد و در سال ۲۰۱۸ پنج صفر را از بولیوار (واحد پولی ونزوئلا) حذف کرد. اما بریدن صفرها اگر پشتوانه اصلاحات بنیادی نداشته باشد، بیشتر شبیه عوض کردن صفحه کیلومتر ماشین است؛ سرعت واقعی تغییری نمیکند.
چند سال بعد، دوباره همین اتفاق تکرار شد و در سال ۲۰۲۱ ونزوئلا این بار شش صفر دیگر را حذف کرد. این دومین بازطراحی پولی در سه سال بود و خودِ تکرار آن، پیام روشنی داشت: مشکل از تعداد صفرها نبود، از اعتماد به پول بود. در همین دوره، اقتصاد ونزوئلا دچار یکی از شدیدترین انقباضها شد. گزارش صندوق بینالمللی پول هم اشاره کرد که اقتصاد کشور از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ حدود ۷۵ درصد کوچک شده است. این یعنی فشار روی اشتغال، تولید، خدمات و کیفیت زندگی، از جنس «چند ماه سختی» به جنس «یک دهه از زندگی جمعی» تغییر کرده بود.
بیت کوین، نه برای رویاسازی، بلکه بهعنوان راهی برای نجات
وقتی مردم میبینند پول ملی هر روز کوچکتر میشود، دو نیاز فوری شکل میگیرد: حفظ ارزش و امکان پرداخت. بیت کوین در ونزوئلا بیشتر شبیه راهی برای دور زدن خرابی سیستم بود: دریافت پول از خارج، پرداخت برای فریلنسری، یا تبدیل دارایی به چیزی که فردا همان ارزش دیروز را داشته باشد.
در اینجا بازارهای همتابههمتا مثل LocalBitcoins اهمیت پیدا کردند. گزارش رویترز از 2021 اشاره میکند که تراکنشهای بولیوار در LocalBitcoins از نظر ارزش، بزرگترین در میان ارزهای آمریکای لاتین بود. (دادهها با تحلیل UsefulTulips بررسی شده است.) این یعنی مردم برای «ریل مالی» از کانالهایی استفاده میکردند که بانک رسمی نمیتوانست به شکلی که آنها میخواستند پاسخگو باشد.
نکته مهم این است که بیت کوین برای خرید نان و پرداخت کرایه، همیشه ایدهآل نیست. نوسان قیمت، کارمزدها، و پیچیدگی فنی، آن را بیشتر به یک پل تبدیل میکند تا یک واحد پول روزمره. ونزوئلا خیلی زود به همین نتیجه رسید و مرحله بعدی داستان، از همین جا شروع شد.
از ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸: تمایل دولت به کریپتو، ماجرای پترو
در سال 2017، دولت ونزوئلا اعلام کرد رمزارزی دولتی با پشتوانه ذخایر نفت و منابع طبیعی راهاندازی میکند، با این هدف که محدودیتهای مالی و تحریمها را دور بزند و سرمایه جذب کند. پترو در 2018 معرفی شد و دولت حتی از رقمهای بزرگ برای جذب سرمایه سخن گفت. اما مشکل پترو، تکنولوژی بلاکچین نبود؛ «باورپذیری» بود. رویترز در گزارشی ویژه در 2018 تصویر تندی از وضعیت پترو ارائه داد و نشان داد در عمل، این پروژه آن حضور و کارکردی را که ادعا میشد را پیدا نکرده است.
برای مردم، رمزارز وقتی معنا پیدا میکند که قواعدش شفاف باشد، قابل دسترس باشد از همه مهمتر، قابل دستکاری نباشد. اگر همان نهادی که پول ملی را بیاعتبار کرده، بخواهد نسخه دیجیتال «باورپذیر» بسازد، کار سخت میشود. این تجربه درسی بزرگ دارد: رمزارز دولتی لزوماً پاسخ بحران اعتماد نیست، مگر اینکه سازوکار اعتمادساز همزمان ساخته شود.
از ۲۰۱۸ تا ۲۰۱۹: تب ماینینگ، برق ارزان و طلای دیجیتال
ونزوئلا ویژگی عجیبی داشت: برق یارانهای و بسیار ارزان. این موضوع برای استخراج رمزارزها شرایط جذابی فراهم میکرد، تا جایی که رسانهها از رونق کسب و کار ماینینگ در ونزوئلا نوشتند. همزمان، برخوردهای امنیتی و پروندههای مرتبط با «سرقت برق» هم شکل گرفت. این بخش از داستان نشان میدهد در اقتصاد بحران زده، هر «آربیتراژ» بزرگی میتواند به سرعت به صنعتی زیرزمینی تبدیل شود. ترکیب برق ارزان، سختافزار و دارایی دیجیتال قابلانتقال، بسیار وسوسهکننده است. اما همین موضوع دولت را هم دو دل میکند: از یک طرف استخراج میتواند ارزآوری داشته باشد، از طرف دیگر فشار روی شبکه برق و فساد و قاچاق تجهیزات هم بالا میرود.
از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱: ورود استیبل کوینها و نوسانگیری از پول
بیت کوین ریل اضطراری بود، اما استیبل کوینها تبدیل به پول روزمره شدند. وقتی قیمت یک دارایی در یک هفته چندین درصد بالا و پایین شود، دیگر برای خرید و فروش روزانه مناسب نیست. استیبل کوینهای دلاری، به خصوص USDT، دقیقاً روی همین درد دست گذاشتند: ثبات نسبی قیمت در برابر پول ملیِ در حال فرسایش. در همین دوره، ونزوئلا وارد فاز «دلاریسازی غیررسمی» هم شد. رویترز گزارش داده که با کنار رفتن بخش مهمی از کنترلهای ارزی و قیمتی از اواخر سال 2018 و سپس گسترش تراکنشهای دلاری، بخشی از تجارت و خدمات کمی جان گرفت، هرچند برای بازگشت کامل کافی نبود.
درست در همین نقطه استیبل کوینها معنا پیدا میکنند: دلاریسازی، اما این بار با دلار روی موبایل و آنچین. اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، ونزوئلا از «پول ملی» به «پول خارجی» و بعد به «نسخه دیجیتال پول خارجی» سر خورد. و این سر خوردن، انتخاب ایدئولوژیک نبود؛ انتخابی برای بقا بود.
از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳: نفت در برابر کریپتو، گره تجارت کشور به دارایی دیجیتال
تا اینجا کریپتو بیشتر ابزار مردم بود. اما از یک جایی به بعد، گزارشها نشان دادند حتی سازوکار فروش نفت هم دارد به رمزارز و استیبل کوین نزدیک میشود. رویترز در ۲۰۲۴ به نقل از منابع آگاه گزارش کرد شرکت نفت دولتی PDVSA از سال قبل به تدریج فروش نفت را به سمت دریافت USDT برده و با بازگشت فشار تحریمی، این حرکت سرعت گرفته است؛ هدف هم کاهش ریسک بلوکه شدن درآمدها در بانکهای خارجی عنوان شده است.
این مرحله، معنای تازهای دارد: کریپتو دیگر فقط پول مردم در سوپرمارکت نیست، بخشی از زیرساخت تجارت خارجی میشود. یعنی همان چیزی که در روایتهای کلاسیک از اقتصاد، معمولاً به نظام بانکی و تسویه بین المللی سپرده میشود. برای کاربران ایرانی، این قسمت شاید از همه آشناتر باشد. وقتی کانالهای بانکی محدود میشوند، تجارت دنبال مسیرهای جایگزین میگردد.
از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴: ونزوئلا، مطالعه موردی جهانی
وقتی پدیدهای از مرز تجربه فردی عبور میکند و به الگوی قابلاندازه گیری میرسد، وارد گزارشها و شاخصها میشود. در شاخص جهانی پذیرش کریپتو Chainalysis، ونزوئلا در گزارش سال ۲۰۲۴ در میان ۲۰ کشور اول قرار گرفته و رتبه ۱۳ را ثبت کرد. صرفنظر از رتبه دقیق در هر سال، پیام روشن است: استفاده از کریپتو در ونزوئلا، «تفننی» و «حاشیهای» نیست؛ بخشی از رفتار مالی جامعه شده است.
این که چرا، پاسخهای متعددی دارد: تورم، مهاجرت گسترده و نیاز به حواله، شکاف نرخ ارز، محدودیت دسترسی بانکی و دلاریسازی. در واقع، ونزوئلا تبدیل شد به آزمایشگاهی واقعی برای اینکه ببینیم وقتی سیستم مالی رسمی در انجام وظایف پایهاش ناکام میماند، ابزارهای دیجیتال چگونه میتوانند نقش مکمل را بازی کنند.
از ۲۰۲۴ تا امروز: ژئوپلیتیک هنوز فرمان را میچرخاند
تصور رایج این است که کریپتو از سیاست جداست. واقعیت ونزوئلا عکس آن را نشان میدهد. وقتی تنشهای آمریکا و ونزوئلا بالا میرود، تحریمها تشدید میشود، یا کانالهای مالی رسمی محدودتر میشوند، انگیزه استفاده از مسیرهای جایگزین رشد میکند. از آن طرف، بازارهای جهانی هم واکنش نشان میدهند و نوسان، دوباره به متن برمیگردد. حتی در سالهای اخیر هم گزارشهایی درباره فشار تحریمی، نرخهای موازی ارز و برخورد با بازار غیررسمی منتشر شده که نشان میدهد مسئله پول و اعتماد همچنان حل نشده باقی مانده است.
مقایسه با ایران با ونزوئلا: شباهتها و تفاوتها
ایران ونزوئلا نیست (حداقل فعلا!)، اما بعضی مکانیسمها بسیار شبیهند. کشورهایی که با تورم بالا، شکاف نرخ ارز و محدودیتهای ارتباط مالی بین المللی مواجهاند، معمولاً یک پدیده مشترک را تجربه میکنند: مردم دنبال داراییهایی میروند که «حافظه ارزش» بهتری داشته باشند و کسبوکارها دنبال ریلهایی میروند که «تسویه» را ممکن کند.
در ایران هم در سالهای مختلف، همزمان با جهشهای ارزی و تورمی، توجه عمومی به طلا، ارز و بعدتر رمزارزها بالا رفته است. در این میان، استیبل کوینها برای برخی کاربران به عنوان واحد محاسبه ذهنی و ابزار پوشش ریسک مطرح شدهاند، چون نوسان بیت کوین برای نقش پول روزمره، همیشه مشکلساز است. اما تفاوتی مهم وجود دارد: ساختار انرژی، مقررات، دسترسی به اینترنت جهانی و شدت و شکل دلاریسازی در ایران و ونزوئلا متفاوت است، بنابراین نمیتوان نسخهای واحد و مشابه با ونزوئلا برای ایران پیچید.
مهمتر از همه، تجربه ونزوئلا نشان میدهد کریپتو اگرچه میتواند ریل کمکی بسازد، اما جای اصلاحات اقتصادی را نمیگیرد. حتی خود ونزوئلا هم با دلاریسازی نسبی و عقبنشینی از بعضی کنترلها کمی از شدت بحران کم کرد! البته نه با پروژه رمزارز دولتی.
پایان بندی: چه درسی میتوان از تاریخ ونزوئلا گرفت؟
ونزوئلا «خیلی تصادفی» به اقتصاد بقای کریپتو تبدیل شد، چون اول اقتصادش به اقتصاد بقای روزمره تبدیل شده بود. کریپتو فقط زودتر از بانک توانست پاسخگوی نیازی ساده باشد: انتقال ارزش، وقتی پول ملی از کار میافتد. از بیت کوین به عنوان پل اضطراری شروع شد، با استیبل کوینها به پول روزمره نزدیک شد و حتی به حوزه تجارت نفت هم سرایت کرد.
اما این داستان نتیجهای کلیدی هم دارد: تکنولوژی میتواند زمان بخرد، اما اعتماد را به تنهایی بازسازی نمیکند. اعتماد محصول شفافیت، ثبات سیاستی و قواعد قابل پیشبینی است. اگر اینها نباشد، مردم همیشه دنبال راه جایگزین میگردند، چه آن راه دلار کاغذی باشد، چه دلار دیجیتال.























