آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا برخی بلاکچینها برای یک کاربرد خاص بهینه شدهاند، در حالی که برخی دیگر همهچیز را یکجا مدیریت کنند؟ همانطور که ساختن یک شهر بدون در نظر گرفتن نیازهای محلههای مختلف باعث هرجومرج میشود، یک بلاکچین عمومی هم همیشه نمیتواند به بهترین شکل از تمام اپلیکیشنهای غیرمتمرکز پشتیبانی کند. اپچینها (Appchains) دقیقا برای همینمنظور ساخته شدهاند؛ بلاکچینهایی که بهطور خاص برای یک اپلیکیشن یا یک دسته از اپلیکیشنهای مرتبط طراحی میشوند و به توسعهدهندگان اجازه میدهند متناسب با نیازهای خاص خود یک زنجیره سفارشی بسازند. در این مطلب از میهن بلاکچین بیشتر در مورد اینکه اپچین (Appchain) چیست و چه تفاوتی با سایر بلاکچینها دارد، صحبت میکنیم.
اپچین (Appchain) چیست؟
اپچین (Appchain) نوعی بلاکچین است که برای اجرای یک اپلیکیشن خاص یا مجموعهای از اپلیکیشنهای مشخص طراحی شده است و به همین دلیل به آنها «بلاکچینهای مختص برنامه» (Application-specific blockchain) هم گفته میشود. برخلاف بلاکچینهای عمومی مانند اتریوم یا سولانا که میزبان تعداد زیادی اپلیکیشن و قرارداد هوشمند هستند، اپچینها بهطور اختصاصی برای نیازهای یک اپلیکیشن خاص بهینهسازی میشوند.
اپچینها از یک زنجیره پایه (بلاکچین لایه ۱) فورک میشوند و بهعنوان لایه ۲ یا ۳ فعالیت میکنند. درواقع، توسعهدهندگان با استفاده از کد منبع بلاکچین پایه، زنجیره جدیدی میسازند و تغییرات و بهینهسازیهای موردنظرشان را اعمال کنند. استفاده از این روش، اولا باعث کاهش زمان و هزینه توسعه میشود و ثانیا بهخاطر سازگاری نسبی با بلاکچین پایه، ادغام و تعامل بین زنجیرهای را آسانتر کند.
این نوع سفارشیسازی در اپچینها شرایطی را فراهم میکند تا توسعهدهندگان بتوانند عملکرد بهتری ارائه دهند، تجربه کاربری را بهبود ببخشند و مدل اقتصادی زنجیره را متناسب با نیازهای اپلیکیشن خود طراحی کنند.
چرا اپچینها مهم هستند؟
اپچینها بهعنوان زیرمجموعهای از تکنولوژی بلاکچین انعطافپذیری لازم را دارند و به توسعهدهندگان اجازه میدهند معماری، مکانیزم اجماع و شیوه حاکمیتی شبکه را دقیقا مطابق با نیازهای یک اپلیکیشن طراحی و تنظیم کنند. همانطور که گفته شد در وهله نخست، این سفارشیسازی عملکرد و تجربه کاربری را بهبود میبخشد.
ثانیا از آنجایی که تمام منابع بلاکچین به یک اپلیکیشن واحد اختصاص داده میشود، اپچینها نسبت به بلاکچینهای عمومی توان عملیاتی بالاتر و لتنسی (Latency) کمتری دارند. همچنین، در این مدل توسعهدهندگان میتوانند تدابیر امنیتی خاصی را برای اپلیکیشن پیادهسازی کنند و ریسک آسیبپذیریهایی را که در بلاکچینهای عمومی وجود دارد کاهش دهند.
یکی دیگر از مزایای اپچینها، امکان مدیریت اولویتبندی تراکنشها است. در بلاکچینهای عمومی، اپلیکیشنها برای پردازش سریعتر تراکنشهایشان با یکدیگر رقابت میکنند؛ اما در یک زنجیره اختصاصی، تیم توسعه میتواند این فرآیند را بهینهسازی کند و تجربه تراکنش را برای کاربران بهبود دهد.
علاوهبراین، توسعهدهندگان کنترل بیشتری بر ویژگیهای بلاکچین، بهروزرسانیها و حاکمیت آن دارند. این موضوع باعث تسریع نوآوری میشود و به آنها کمک میکند تا زنجیره را با تغییرات موردنیاز هماهنگ کنند.
چالشهای اپچینها چیست؟
ایجاد و نگهداری اپچینها به تخصص فنی بالا و منابع قابلتوجهی نیاز دارد و ممکن است پروژههای کوچک را بهدردسر بیندازد. تیمهای توسعه علاوه بر تمرکز روی جذب کاربر باید زیرساخت زنجیره را هم مدیریت کنند که بهنوبه خود باعث افزایش هزینه و نیاز به مهارتهای تخصصی بیشتر میشود.
یکی دیگر از چالشهای مهم اپچینها، تعامل با سایر بلاکچینهاست. انتقال یکپارچه و امن داراییها و اطلاعات بین زنجیرهها به پلهای ارتباطی قوی دارد؛ اما این پلها معمولا ریسک تمرکزگرایی دارند و بارها هدف حملات هکری قرار گرفتهاند. حمله به پلهای ورمهل (Wormhole) و رونین (Ronin) نمونههایی از این تهدیدات امنیتی هستند.
توسعه یک مدل اقتصادی پایدار برای جذب اعتبارسنجها و کاربران نیز دشواریهای خاص خودش را دارد، بهویژه برای اپلیکیشنهایی که پایگاه کاربری کوچکی دارند. اعتبارسنجها بازیگران کلیدی در اقتصاد زنجیره هستند، بنابراین برای حفظ رضایت آنها و پایدار نگهداشتن زنجیره، مدلهای توکنومیکس باید بهگونهای طراحی شوند که فقط به سطح اپلیکیشن محدود نباشند و زیرساخت زنجیره را نیز پوشش دهند.
بلاکچینهای عمومی از اثر شبکه (Network Effect) بهره میبرند و هرچه تعداد کاربران بیشتر شود، اپلیکیشنها ارزش بیشتری پیدا میکنند؛ اما اپچینها ممکن است در جذب کاربران و ایجاد یک جامعه فعال دچار مشکل شوند. اگرچه این مسئله در کوتاهمدت و میانمدت بهعنوان یک چالش ظهور پیدا میکند، اما به مرور زمان با بهبود امنیت و تجربه کاربری پلهای ارتباطی میان زنجیرهها برطرف میشود.
تفاوت بین سایدچینها و اپچینها
سایدچینها (Sidechain) و اپچینها هر دو بلاکچینهای مستقلی هستند که با یک بلاکچین اصلی که معمولا به آن زنجیره مادر یا میننت گفته میشود، تعامل دارند. اما هدف و طراحی آنها با یکدیگر متفاوت است. سایدچینها برای پشتیبانی از چندین اپلیکیشن طراحی میشوند؛ در حالی که اپچینها روی یک کاربرد خاص تمرکز میکنند. هر دو مدل از امنیت و تمرکززدایی بلاکچین اصلی بهره میبرند؛ اما اپچینها امکان سفارشیسازی بیشتری را برای بهبود تجربه کاربری فراهم میکنند. در جدول زیر مهمترین تفاوتهای سایدچینها و اپچینها آورده شدهاند:
سایدچین اپچین هدف مقیاسپذیری، کاربردهای عمومی کاربردهای تخصصی و مخصوص اپلیکیشن تمرکز طیف وسیعی از برنامهها عملکرد سفارشی و اختصاصی انعطافپذیری قابلیت سفارشیسازی محدود سطح بالایی از سفارشیسازی
نمونههایی از اپچینها
علیرغم چالشهایی که به آنها اشاره کردیم، برخی از اپچینها به مقیاسپذیری بالایی دست پیدا کردهاند. در ادامه، نمونههایی از آنها را معرفی میکنیم:
آربیتروم (Arbitrum)
آربیتروم یک زنجیره لایه ۲ روی شبکه اتریوم است که طی سالهای گذشته یک جامعه قوی در حوزه دیفای ایجاد کرده است. ارزش داراییهای قفلشده (TVL) این زنجیره تا ژوئن ۲۰۲۴، بیش از ۳ میلیارد بود و حجم معاملات روزانه آن به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار رسید. آربیتروم علاوه بر میزبانی از اپلیکیشنهای دیفای اتریوم مانند آوه (Aave) و یونی سواپ (Uniswap)، اپلیکیشنهای بومی مانند پندل (Pendle) و جیاماکس (GMX) را نیز توسعه داده است.
ایمیوتبل (Immutable)
ایمیوتبل یک لایه ۲ اتریوم است که روی بازیهای بلاکچینی تمرکز دارد. این زنجیره پس از رونق دیفای در سال ۲۰۲۱، مسیر خودش را به سمت صنعت بازی پیدا کرد. بازیها به پرداختهای خرد و سریع نیاز دارند و اتریوم بهعنوان زنجیره مادر توان پردازش آنها را دارد. ایمیوتبل با تمرکز روی این حوزه، موفق شد بیش از ۲۰۰ پروژه بازی بلاکچینی را جذب کند. اگرچه TVL ایمیوتبل نسبت به سایر زنجیرههای دیفای کمتر است؛ اما به یک زنجیره کلیدی برای بازیهای بلاکچینی تبدیل شده است.
پایت نتورک (Pyth Network) و زتاچین (ZetaChain)
آربیتروم و ایمیوتبل بهعنوان رولآپهایی برای حل مشکل مقیاسپذیری اتریوم طراحی شدهاند و به یک برنامه خاص محدود نمیشوند. درواقع، این شبکهها بهخاطر میزبانی از طیف گستردهای از برنامههای غیرمتمرکز (DApp) در یک دستهبندی کلی، ماهیت اصلی اپچینها را بهچالش میکشند. در مقابل، اپچینهای جدیدی در حال ظهور هستند که به یک برنامه مشخص (نه یک دسته از برنامهها) اختصاص دارند. پایث نت و زتاچین دو نمونه از این نوع هستند که از شبکه سولانا فورک شدهاند.
- شبکه پایت (Pyth Network): شبکه Pyth یک اوراکل غیرمتمرکز است که وظیفه انتقال دادههای مالی لحظهای از دنیای واقعی به بلاکچین را بر عهده دارد. این شبکه از ابتدای سال ۲۰۲۴، از بیش از ۴.۴ میلیارد دلار تراکنش پشتیبانی کرده است.
- زتاچین (ZetaChain): زتاچین یکی از پلتفرمهای برجسته برای معاملات مشتقه روی سولانا است. حجم کلی تراکنشهای این شبکه تا ژوئن ۲۰۲۴ به ۹ میلیارد دلار رسیده و حجم معاملات مشتقه روزانه آن حدود ۸۰ میلیون دلار بوده است.
در حالی که این موارد نمونههای موفقی از اپچینها هستند، درمقابل برخی پروژهها نتوانستند بین توسعه اپلیکیشن و مدیریت زنجیره تعادل برقرار کنند و مجبور شدند اپلیکیشن خود را به یک زنجیره پایه بالغ منتقل کنند. به عنوان مثال، هلیوم (Helium) که یک شبکه زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکز (DePIN) اینترنت اشیا است که در ابتدا با زنجیره اختصاصی شروع به کار کرد. اما تیم توسعه آن نتوانست بهخوبی زیرساخت زنجیره را مدیریت کند و مجبور به مهاجرت به سولانا شد.
آیا اپچینها به توکن اختصاصی نیاز دارند؟
اپچینها لزوما به راهاندازی توکن اختصاصی نیاز ندارند؛ اما داشتن توکن چندین مزیت برای آنها دارد:
- مشوق: از توکن بومی میتوان برای پاداش دادن به اعتبارسنجها و کاربران استفاده کرد تا امنیت و عملکرد زنجیره تضمین شود.
حاکمیت: وجود توکنهای بومی شرایط را برای مدیریت غیرمتمرکز مهیا میکند و به دارندگان توکن اجازه میدهد در تصمیمگیریهای مهم مشارکت کنند.
کاربرد اقتصادی: از توکنهای بومی میتوان برای پرداخت کارمزد تراکنشها، دسترسی به خدمات یا مشارکت در اکوسیستم زنجیره استفاده کرد. این رویکرد باعث ایجاد تقاضا و افزایش ارزش اقتصادی زنجیره میشود.
با این حال، راهاندازی توکن چالشهایی مانند لزوم طراحی یک مدل اقتصادی پایدار و رعایت قوانین نظارتی را نیز به همراه دارد.
زیرساختهای ارتباطی برای اپچینها
اپچینها برای انتقال دارایی و داده به سایر بلاکچینها به زیرساختهای ارتباطی نیاز دارند. راهکارهای مختلفی برای ایجاد این ارتباط وجود دارد که عبارتند از:
- صرافیهای متمرکز
صرافیهای متمرکز (CEXs) مانند یک واسطه هستند و امکان انتقال داراییها بین بلاکچینهای مختلف را فراهم میکنند. اگرچه استفاده از صرافیهای متمرکز بسیار آسان است؛ اما این روش با خطر تمرکزگرایی و نقطه ضعفهای امنیتی مواجه است.
- پلهای غیرمتمرکز
پلهای غیرمتمرکز با استفاده از قراردادهای هوشمند و شبکههای غیرمتمرکز، نقلوانتقالهای میانزنجیرهای را بدون نیاز به یک نهاد مرکزی انجام میدهند. پاراچینهای پولکادات و پروتکل ارتباط میانزنجیرهای (IBC) کازموس نمونههایی از این دست هستند.
- سواپ اتمی
سواپهای اتمی (Atomic Swaps) امکان تبادل دارایی بهصورت همتابههمتا را بین بلاکچینهای مختلف بدون نیاز به واسطه فراهم میکنند.
تاثیر ریاستیکینگ بر اپچینها
ریاستیکینگ (Restaking) بهمعنای استفاده مجدد از داراییهای استیکشده روی چندین زنجیره یا اپلیکیشن است که بدون نیاز به سرمایهگذاری اضافی و با هدف بهدست آوردن سود حداکثری انجام میشود. در زنجیرههای اثبات سهام (PoS)، ریاستیکینگ تاثیرات مختلفی روی اپچینها میگذارد:
- افزایش امنیت: ریاستیکینگ به اعتبارسنجها اجازه میدهد داراییهای خود را روی چندین زنجیره استیک کنند. درنتیجه، مقدار بیشتری از داراییها در حفظ یکپارچگی شبکه سهیم میشوند و امنیت اپچینها را تقویت میکنند.
- مشوقهای اقتصادی: ریاستیکینگ انگیزه اقصادی اعتبارسنجها را افزایش میدهد، درنتیجه مشارکت در شبکه بیشتر میشود و اپچینها میتوانند شبکه اعتبارسنجی قویتری بسازند.
در کنار این مزایا ریاستیکینگ برای اپچینها چالشهایی را هم بهوجود میآورد که از جمله آنها میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
- مدیریت منابع: ریاستیکینگ مستلزم مدیریت دقیق منابع است تا اطمینان حاصل شود که اعتبارسنجها بدون بهخطر انداختن عملکرد یا امنیت زنجیرهها میتوانند آنها را بهدرستی مدیریت کنند.
پیچیدگیهای فنی: مدیریت ریاستیکینگ در چندین زنجیره با پیچیدگیهایی مانند توزیع درست پاداشها و مشکلاتی مانند امضای دوگانه (Double-Signing) یا رفتارهای مخرب مواجه است.
اپچینها با استفاده از مکانیزم ریاستیکینگ میتوانند از امنیت، توکن و حتی زیرساخت اعتبارسنجی زنجیره مادر استفاده کنند. اگرچه این روش هزینه راهاندازی توکن بومی را کاهش میدهد؛ اما برای حفظ انگیزه مشارکتکنندگان نیازمند طراحی یک مدل اقتصادی پایدار است.
جمعبندی
اپچینها (Appchains) بلاکچینهایی اختصاصی هستند که برای یک اپلیکیشن خاص طراحی میشوند. برخلاف بلاکچینهای عمومی، اپچینها امکان سفارشیسازی بیشتر، مقیاسپذیری بهتر و بهینهسازی عملکرد را متناسب با نیازهای خاص همان اپلیکیشن فراهم میکنند. این ساختار به توسعهدهندگان اجازه میدهد تا راهکارهایی کارآمدتر و سازگارتر با کاربردهای مختلف، از بازیها و NFTها گرفته تا پروژههای دیفای را ارائه دهند. پایتنت و زتاچین دو شبکهای هستند که از مدل اپچین استفاده میکنند. با گسترش کاربردهای وب۳ و داراییهای دیجیتال، انتظار میرود اپچینها نقش پررنگتری در آینده بلاکچین ایفا کنند.
سوالات متداول (FAQ)
اپچین (Appchain) چیست؟
اپ چین نوعی بلاکچین است که برای اجرای یک اپلیکیشن خاص یا مجموعهای از اپلیکیشنهای مشخص طراحی میشود.
تفاوت اپچین و ساید چین چیست؟
اپچینها برای یک اپلیکیشن خاص طراحی شدهاند، درحالیکه سایدچینها زنجیرههای جانبی هستند که برای پشتیبانی از چندین اپلیکیشن طراحی میشوند.
چند نمونه از اپچینها کدامند؟
آربیتروم و ایمیوتبل دو نمونه اپچین هستند که از یک دسته از برنامهها پشتیبانی میکنند؛ درمقابل، شبکه پایت و زتاچین دو اپچین جدیدتری هستند که فقط به یک برنامه مشخص اختصاص دارند.