متوسط سرمایه گذاری

سرمایه گذاری خطرپذیر چیست؟ آشنایی کامل با Venture Capital

سرمایه گذاری خطرپذیر یا Venture Capital نوعی سرمایه گذاری خصوصی و روشی است که سرمایه گذاران برای شرکت‌های استارتاپی و کسب و کارهای کوچکی که اعتقاد دارند در بلندمدت پتانسیل رشد دارند، تامین می‌کنند. در این مقاله با سرمایه گذاری پرخطر، اصول آن، نحوه کارکرد سرمایه گذاری خطرناک، تاریخچه، فرآیند Venture Capital، نحوه کسب درآمد این سرمایه گذاران،‌ شرکت‌ها و افرادی که  به این نوع تامین مالی مشغول هستند، سرمایه گذاری خطرناک در حوزه کریپتو، تفاوت آن با عرضه اولیه کوین (ICO) و عرضه اولیه صرافی (IEO) و مزایا و معایب این سرمایه گذاری می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

سرمایه گذاری خطرپذیر چیست و چگونه کار می‌کند؟

سرمایه گذاری خطر پذیر

این نوع سرمایه گذاری یا تامین سرمایه، شامل سرمایه گذاران ثروتمند، بانک‌های سرمایه گذاری و هر نوع موسسه مالی دیگر می‌شود. البته Venture Capital همیشه به صورت “مالی” ظاهر نمی‌شود و می‌تواند به اشکال تخصص فنی یا مدیریتی نیز ظاهر شود. این سرمایه معمولا به شرکت‌های کوچک با پتانسیل رشد بالا یا شرکت‌هایی که به سرعت در حال رشد و گسترش هستند، تعلق می‌گیرد.

این تامین مالی معمولا برای شرکت‌هایی با سابقه کمتر از ۲ سال و یا کمپانی‌هایی که دسترسی به وام بانکی یا بازارهای سرمایه ندارند، انجام می‌شود. سرمایه گذاران ریسک پذیر معمولا تبدیل به سهامداران اصلی این شرکت‌ها می‌شوند و در تصمیمات شرکت مشارکت می‌کنند. 

البته سرمایه گذاری پرخطر می‌تواند ریسک زیادی برای سرمایه گذاران داشته باشد؛ زیرا ممکن است شرکت سودآوری کافی نداشته باشد یا حتی با ضرر مواجه شود و در نهایت به صورت کلی با شکست مواجه شود.

در یک سرمایه گذاری خطرپذیر ، مالکیت شرکت به بخش‌های کوچک‌‌تر (سهام) تقسیم شده و به تعدادی سرمایه گذار، به صورت مشارکت محدود (نوعی مشارکت است که از دو نفر یا بیشتر تشکیل شده است) که توسط شرکت‌های Venture Capital ایجاد شده‌اند، فروخته می‌شود. برخی مواقع این مشارکت‌ها شامل یک استخر یا تعدادی شرکت مشابه هستند. 

تفاوت مهم بین سرمایه گذاری پرخطر و دیگر سرمایه گذاری‌های خصوصی این است که سرمایه گذاری خطرپذیر بر روی شرکت‌های نوظهوری که به دنبال سرمایه‌های بزرگ هستند متمرکز است؛ در حالی که سرمایه گذاری خصوصی به دنبال شرکت‌های بزرگ‌‌تری که به دنبال تزریق سرمایه و یا سهام مالکیت هستند، تمرکز دارد. 

موفقیت دور از انتظار این نوع تامین سرمایه، از استارتاپ‌های سیلیکون ولی (Silicon Valley) نشأت گرفته است. در سیلیکون ولی، کارآفرین به دنبال صنایع و تکنولوژی‌های جدید بود و یک سرمایه گذار ریسک پذیر نیز تامین مالی پروژه این کارآفرین را انجام می‌داد و در ازای این سرمایه گذاری، درصدی از درآمد او را دریافت می‌کرد.

در گذشته، سرمایه گذاران خطرپذیری مثل آرتور راک (Arthur Rock)، تامی‌ دیویس (Tommy Davis)، تام پرکینز (Tom Perkins)، یوجین کلینر (Eugene Kleiner) و دیگر سرمایه گذاران اولیه، نقش بسیار مهمی در ساختن صنعت کامپیوتر مدرن داشتند. امروزه سرمایه گذاری پرخطر اکثرا توسط بانکداران و کارآفرینانی که متخصص اقتصاد هستند، انجام می‌شود. صنعت Venture Capital آمریکا، در دنیا به عنوان یک موتور برای رشد اقتصادی این کشور شناخته می‌شود.

تاریخچه سرمایه گذاری جسورانه

تاریخچه سرمایه گذاری خطرپذیر

سرمایه گذاری خطرپذیر زیرمجموعه‌ای از سرمایه گذاری خصوصی (Private Equity یا PE) است. ریشه‌های PE به قرن نوزدهم بر می‌گردد؛ پس از جنگ جهانی دوم، سرمایه گذاری پرخطر توسعه یافت. جورجس دوریوت (Georges Doriot) پروفسور کسب و کار دانشگاه‌‌ هاروارد، به عنوان “پدر سرمایه گذاری خطرپذیر” شناخته می‌شود. او شرکتی به نام “تحقیق و توسعه آمریکایی (ARD)” را در سال ۱۹۴۶ بنا کرد و ۳.۵ میلیون دلار برای سرمایه گذاری در شرکت‌هایی که تکنولوژی‌های تجاری را در طول جنگ جهانی دوم توسعه می‌دادند، جذب کرد.

اولین سرمایه گذاری شرکت ARD در شرکتی بود که می‌خواست از فناوری اشعه X برای درمان سرطان استفاده کند. زمانی که این شرکت این تکنولوژی را در سال ۱۹۵۵ به صورت عمومی به کار برد، ۲۰۰ هزار دلاری که دوریوت در آن سرمایه گذاری کرده بود، تبدیل به ۱.۸ میلیون دلار شد. 

این سرمایه گذاری‌ها در ابتدا توسط بانک‌هایی در شمال شرقی آمریکا انجام می‌شد؛ اما پس از رشد اکوسیستم تکنولوژی در ساحل غربی این کشور، سرمایه گذاری پرخطر در آنجا رونق گرفت. شرکت Fairchild Semiconductor که توسط آزمایشگاه ویلیام شاکلی بنیانگذاری شده بود، به عنوان اولین شرکتی شناخته می‌شود که بر روی آن سرمایه گذاری خطرناک انجام شد؛ این سرمایه گذاری توسط شرمن فیرچایلد (Sherman Fairchild) صنعتگر مشهور انجام شد. آرتور راک (Arthur Rock) از بانک Hayden, Stone & Co در نیویورک، کمک کرد که این سرمایه گذاری پرخطر انجام شود و سپس یکی از اولین شرکت‌های VC را در سیلیکون ولی تاسیس کرد. تامی دیویس و آرتور راک سرمایه چندین شرکت تاثیرگذار تکنولوژی از جمله اینتل و اپل را تامین کردند. در سال ۱۹۹۲، حدود ۴۸ درصد تمام دلارهای سرمایه گذاری شده، در ساحل غربی (شامل سیلیکون ولی) بود و تنها ۲۰ درصد از سرمایه گذاری‌ها در ساحل شمالی انجام شده بود و تا امروز (سال ۲۰۲۱) نیز این درصدها تقریبا همین مقدار باقی مانده است.

انفجار سرمایه‌گذاری پرخطر و حباب اینترنت

در اواخر دهه ۱۹۸۰، سود سرمایه گذاری کارآفرینی کاهش زیادی یافته بود. رشد صنعت Venture Capital در طول این دهه و تا اواسط دهه ۱۹۹۰ محدود باقی ماند؛ در سال ۱۹۸۳ این صنعت ۳ میلیارد دلار ارزش داشت و ۱۱ سال بعد در سال ۱۹۹۴، تا ۴ میلیارد دلار رشد کرد. یعنی تنها ۲۵ درصد رشد در طی ۱۱ سال. 

ظهور اینترنت در اوایل دهه ۱۹۹۰، باعث رشد صنعت سرمایه گذاری پرخطر شد؛ زیرا سرمایه گذاران شاهد راه اندازی شرکت‌هایی با پتانسیل رشد بسیار بالا بودند. شرکت‌های Netscape و آمازون در سال ۱۹۹۴ و یاهو در سال ۱۹۹۵ تاسیس شدند و سرمایه هر ۳ شرکت توسط سرمایه گذاران ریسک پذیر تامین شد و این کمپانی‌ها سودهای عظیمی برای سرمایه گذارانشان به ارمغان آوردند. این سودها باعث ورود سرمایه‌های بیشتر به حوزه VC شد و تعداد شرکت‌های سرمایه گذاری خطرناک، از ۴۰ شرکت در سال ۱۹۹۱، به بیش از ۴۰۰ کمپانی در سال ۲۰۰۰ رسید و مجموع سرمایه از ۱.۵ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۱، به بیش از ۹۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ رشد کرد. 

پروسه سرمایه گذاری پر ریسک

پروسه سرمایه گذاری پر ریسک

قدم اول برای هر کسب و کار برای یافتن یک سرمایه گذار پرخطر، ثبت یک بیزینس پلن در یک شرکت VC و یا یک سرمایه گذار اولیه است. اگر نظر این شرکت یا سرمایه گذار به پروپوزال جلب شود، باید تحقیقات خود را انجام دهد که شامل مدل کسب و کار، محصولات، مدیریت و تاریخچه عملیاتی و موارد دیگر است. 

از آنجایی که VCها سرمایه‌های بزرگی را برای شرکت‌های کوچک تامین می‌کنند، این تحقیقات بخش بسیار مهمی‌است. برخی از شرکت‌ها یا افرادی که تجربه زیادی در سرمایه گذاری پرخطر دارند، معمولا یک تحلیلگر حرفه ای برای انجام این تحقیقات دارند و این سرمایه گذاران اغلب بر روی یک صنعت خاص تمرکز می‌کنند.

زمانی که تحقیقات به اتمام رسید، شرکت یا فرد سرمایه گذار باید مقداری از سرمایه خود را در ازای سهام شرکت به صورت بیعانه پرداخت کند؛ البته ممکن است کل سرمایه گذاری به صورت یکجا انجام شود، اما معمولا به صورت دوره ای سرمایه تزریق می‌شود. VC می‌تواند نقش فعالی در مشاوره و نظارت بر پیشرفت شرکت داشته باشد. 

سرمایه گذاران خطرپذیر چگونه درآمد کسب می‌کنند؟

سرمایه گذاران پرخطر به ازای تامین سرمایه برای شرکت‌های کوچک، درصدی از سهام آن شرکت را دریافت می‌کنند. این سرمایه گذاران به دنبال تیم مدیریت قوی، پروژه‌ای با پتانسیل رشد بالا، محصولات منحصر به فرد با قابلیت رقابت در بازار هستند. همچنین آنها به دنبال فرصت‌هایی در صنایع مختلف هستند که با آنها آشنا هستند و می‌توانند شانس این را داشته باشند که درصد بزرگی از شرکت را در اختیار بگیرند و بر روی مسیر حرکت آن تاثیر بگذارند. این سرمایه گذاران ریسک زیادی را قبول می‌کنند؛ اما اگر ریسک آنها جواب بدهد و شرکت موفق شود، بازگشت سرمایه عظیمی‌ خواهند داشت. 

افراد ثروتمند، شرکت‌های بیمه و سازمان‌ها ممکن است سرمایه‌های خود را با یکدیگر ادغام کنند و کنترل و مدیریت آن را به یک شرکت Venture Capital بسپارند. این شرکت، بر روی بازارهایی سرمایه گذاری می‌کند که از نظر بانک‌ها و دیگر بازارهای سرمایه، برای سرمایه گذاری بسیار ریسکی و خطرناک هستند. معمولا این شرکت علاوه بر کمیسیون خود، درصدی از سود حاصل از سرمایه گذاری را به صورت کارمزد بر می‌دارد.

شرکت‌های سرمایه گذار معمولا قبل از بزرگ شدن شرکتی که بر روی آن سرمایه گذاری کرده‌اند، سود خود را دریافت کرده و پروژه را ترک می‌کنند و به دنبال یک شرکت دیگر برای سرمایه گذاری می‌گردند. 

۴ حوزه مورد توجه سرمایه‌گذران ریسک پذیر در سال ۲۰۲۱

سال ۲۰۲۱ به دلیل همه‌گیری ویروس کرونا، پر از چالش‌های بی‌سابقه بوده است. مردم سراسر جهان امیدوارند که در سال ۲۰۲۱ و سال‌های بعد، وضعیت به حالت عادی برگردد و پیشرفت مالی داشته باشند.

برای بسیاری از افراد، شرکت‌های VC یکی از نقاط روشن برای آن‌ها است. رشد این حوزه می‌تواند در بهبود مجدد وضعیت اقتصادی و خدمات مالی نقش مهمی ایفا کند. بیایید نگاهی به برخی از روندهای اخیر و آینده‌دار سرمایه‌گذاری کارآفرینی بیاندازیم.

داده‌های جایگزین

سرمایه‌گذاران تا پیش از این، برای تصمیم‌گیری‌های خود، از منابع داده‌های سنتی مانند اعلامیه‌های مطبوعاتی و صورت‌حساب‌های مالی استفاده می‌کردند. اکنون این روند تغییر کرده و جای خود را به داده‌های جایگزین متنوعی داده است؛ از کارت‌های اعتباری گرفته تا شبکه‌های اجتماعی، تصاویر ماهواره‌ای و حتی سایت‌های کاریابی آنلاین. تقریبا هر چیزی می‌تواند منبع اطلاعاتی مهمی برای سرمایه‌گذاران باشد.

سرمایه‌گذاران ریسک پذیر از داده‌های جایگزین برای پیدا کردن شرکت‌هایی که بیشترین نیاز به بودجه را دارند، استفاده می‌کنند و مدل‌هایی را به کار می‌گیرند که می‌توانند پتانسیل یک محصول خاص یا شرکت تازه تأسیس را به‌طور دقیق پیش‌بینی کنند. این داده‌ها بینش خوبی در مورد مراحل مختلف توسعه یک شرکت ارائه می‌دهند.

سرمایه‌گذاری پایدار

سرمایه‌گذاری پایدار طی چند سال گذشته، بسیار محبوب شده است. با توجه به اهمیتی که آگاهی سیاسی – اجتماعی پیدا کرده است، بسیاری از VC‌ها به سرمایه‌گذاری در شرکت‌هایی روی آوده‌اند که تاثیرات مثبتی بر روابط جهانی، دغدغه‌های زیست‌محیطی و از همه مهم‌تر، مباحث مرتبط با بهداشت عمومی خواهند گذاشت. در سال جاری احتمالا شاهد روی‌ آوردن سرمایه‌گذاران بیشتری به این حوزه و افزایش راه‌های توسعه برای سرمایه‌گذاری پایدار باشیم.

اتوماسیون و به‌کارگیری فناوری‌های نوین

 مصرف‌کنندگان، همیشه به فناوری جدید علاقه‌مند بوده‌اند تا با استفاده از آنها، بتوانند زندگی خود را متحول کنند. همچنین کسب و کارها برای اطمینان از کارآمدی و حفظ رقابت با شرکت‌های دیگر، به سمت خودکارسازی فرایندها رفته‌اند. در نتیجه، صنعت فین‌تک (Fintech) اخیرا رونق بسیاری یافته است. به عنوان مثال، آموزش و بانکداری آنلاین در طی همه‌گیری کرونا مورد توجه بسیاری قرار گرفته است؛ زیرا امکان دسترسی از راه دور، یادگیری و ارتباطات را فراهم می‌کند.

ارزهای رمزنگاری شده

اگرچه رمز ارزها را می‌توان شاخه‌ای از فین تک دانست، اما گسترش این حوزه باعث شده تا به تنهایی به یک روند جدید تبدیل شود. شرکت‌های سرمایه‌گذاری پرخطر متوجه شده‌اند که این حوزه یک رویکرد تجاری نوین ارائه می‌دهد که شباهت آن چنانی به تجارت و مبادلات سنتی ندارد.

سرمایه گذاری خطرپذیر در فضای رمز ارزها

سرمایه گذاری خطرپذیر در فضای رمز ارزها

سرمایه‌گذاری خطرپذیر در فضای کریپتو، تفاوت خاصی با نوع سنتی آن ندارد؛ مساله تنها این است که استارتاپ‌هایی که بودجه دریافت می‌کنند، در حوزه فناوری بلاک چین فعالیت می‌کنند و در بازار ارزهای رمزپایه فعالیت می‌کنند.

این صنعت تنها یک دهه قدمت دارد و کسب و کارهای مرتبط با رمزنگاری یا بلاکچین، در حال تجربه یک حوزه جدید و در حال توسعه هستند. به همین دلیل سرمایه‌گذاران خطرپذیر حتی با ریسک بیشتری نیز روبرو هستند؛ به ویژه این که احتمال شکست بالاست و پروژه‌های کلاهبرداری فراوانی در این حوزه وجود دارند.

انقلاب بلاک چین اغلب با دوران ابتدایی و ظهور اینترنت مقایسه می‌شود؛ دوره‌ای که طی آن، تعداد بی‌شماری از شرکت‌های اینترنتی قارچ‌گونه سر برآوردند و وعده‌ها و شعارهای بسیاری دادند؛ در حالی که در بین تمامی آن‌ شرکت‌ها تعداد کمی تا امروز دوام آورده‌اند و برخی نیز اکنون بر جهان حکمرانی می‌کنند.

همان شعارها نیز اکنون با رنگ و بوی جدید، در فضای کریپتوکارنسی‌ها استفاده می‌شود. سرمایه‌گذاران ریسک پذیر می‌دانند که برخی از شرکت‌های نوپا در بلاکچین، ممکن است در آینده حکمرانی جهان را از غول‌های بزرگی همچون گوگل، مایکروسافت، آمازون و فیسبوک بگیرند؛ به همین دلیل سرمایه‌گذاری در مشاغل مرتبط با رمزنگاری جذاب شده است و برخی از شرکت‌های VC به طور انحصاری در کسب و کارهای رمزنگاری و بلاک چین سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

تفاوت سرمایه گذاری خطرپذیر با ICO و IEO چیست؟

در Venture Capital، سرمایه‌گذاران سازمانی و افراد ثروتمند سرمایه مورد نیاز را خودشان تأمین می‌کنند؛ در حالی که بودجه عرضه اولیه کوین (ICO) سرمایه گذاران خرد تأمین می‌شود.

برخی از تفاوت‌های بین سرمایه‌گذاری خطرپذیر با ICO و IEO (عرضه اولیه صرافی) شامل موارد زیر هستند:

  • استارت آپ‌های حوزه رمزارزها که به دنبال تامین مالی از طریق VC هستند، باید ثابت کنند که در حال کار روی یک پروژه هستند یا حداقل چشم اندازی روشن برای خود متصور هستند. تیم آن‌ها باید به اندازه کافی با تجربه و با انگیزه باشد تا به اهداف مهمی دست یابد. همچنین، این کسب و کارها باید سهام قابل توجهی را به سرمایه گذاران ریسک پذیر بدهند. با این حال، بیشتر شرکت‌های نوپای ICO / IEO برای جلب توجه سرمایه گذاران خرد فقط به یک وایت پیپر و نقشه راه مناسب نیاز دارند.
  • استارتاپ‌های حوزه بلاک چین که توانسته‌اند از طریق Venture Capital جذب سرمایه کنند، قابل اعتماد‌تر هستند. از سوی دیگر افزایش تعداد کلاهبرداری‌ها، تصویر موجود از فضای ICO را مخدوش کرده است. در نتیجه، بسیاری از استارت آپ‌های این حوزه به دنبال استفاده از IEO هستند؛ زیرا مفهوم ICO اغلب با کلاهبرداری همراه است.
  • تأمین مالی VC از طریق موسسات سرمایه گذاری یا افراد صورت می‌پذیرد؛ در حالی که ICO و IEO شامل صدها و گاهی میلیون‌ها سپرده کوچک از سرمایه گذاران خرد است.

مزایای استفاده از VC برای شرکت‌های کوچک

بهره‌مندی از تجربه و تخصص افراد، منابع بیشتر برای پشتیبانی، داشتن ارتباطات و شبکه گسترده‌تر، عدم تعهد بازپرداخت سرمایه و اعتماد بیشتر، مزایایی هستند که سرمایه‌گذاری خطرپذیر به شرکت‌ها ارائه می‌دهد. در ادامه به توضیح هر کدام از این مزایا می‌پردازیم. 

تجربه و تخصص کسب و کار

شرکت‌های نوپا اگر بتوانند نظر یک VC را به خود جلب کنند، علاوه بر پشتیبانی مالی، از راهنمایی و مشاوره‌های ارزشمند آن‌ها نیز بهره‌مند خواهند شد.

 این موضوع می‌تواند به انواع تصمیمات تجاری از جمله مدیریت مالی و مدیریت منابع انسانی کمک کند. تصمیم‌گیری بهتر در این حوزه‌های کلیدی می‌تواند از اهمیت حیاتی برخوردار باشد و رشد کسب و کار را سرعت بخشد.

پشتیبانی بیشتر

یک شرکت VC می‌تواند در تعدادی از حوزه‌های مهم از جمله امور حقوقی، مالیاتی و پرسنلی، پشتیبانی فعالی ارائه دهد که یک مرحله مهم از رشد یک شرکت نوپا است.

ارتباطات و شبکه گسترده‌تر

سرمایه ‌گذاران خطرپذیر به طور معمول ارتباطات خوبی با جامعه تجاری دارند. استفاده از این ارتباطات می‌تواند مزایای ارزشمندی برای کسب و کارهای کوچک به همراه داشته باشد.

 عدم تعهد بازپرداخت بودجه

در صورت شکست کسب و کار، شرکت نوپا هیچ تعهدی برای بازپرداخت به سرمایه گذاران ریسک پذیر ندارد. در صورتی که اگر یک کسب و کار نوپا بخواهد وام بگیرد و پروژه شکست بخورد، مشکل بعدی آن‌ها بازپرداخت وام‌های سنگین است؛ به همین دلیل دریافت سرمایه برای شرکت‌های نوپا ضروری است.

اعتماد بیشتر

شرکت‌های VC تحت نظارت نهادهای قانونی هستند. به عنوان مثال، در آمریکا، این شرکت‌های سرمایه گذاری توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار این کشور (SEC) نظارت می‌شوند. این شرکت‌ها مشمول همان مقرراتی هستند که بر دیگر شرکت‌های این حوزه اعمال می‌شود. 

همچنین، مقررات مربوط به تایید هویت مشتری (KYC) و مبارزه با پولشویی بر این شرکت‌ها اعمال می‌شو؛ زیرا تعداد زیادی از صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر توسط موسسات سپرده‌گذاری و بانک‌ها تامین مالی می‌شوند.

معایب استفاده از سرمایه گذاری خطرپذیر

در کنار مزایایی که یک سرمایه گذاری خطرپذیر برای کسب و کارهای نوپا به ارمغان می‌آورد، معایبی نیز وجود دارد. کاهش مالکیت و کنترل کمتر، انصراف پیش از موعد، فرایند پیچیده، دسترسی دیرهنگام به بودجه و ارزش‌گذاری پایین شرکت به عنوان معایب این نوع سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های کوچک و استارتاپ‌ها نام برده می‌شوند.

 کاهش مالکیت و کنترل کمتر

سرمایه گذار خطرپذیر، سرمایه بزرگی را در ازای دریافت سهام کسب و کارهای نوپا در اختیار آنان قرار می‌دهد و در ازای این کار، VC  معمولا تا مدتی (عموما ۵ تا ۶ سال) عضو هیئت مدیره می‌شود. آن‌ها فعالانه در تصمیم‌گیری‌های آن کسب و کار مشارکت می‌کنند و هر تصمیم باید با رضایت سرمایه‌گذاران همراه شود.

 با توجه به میزان سهام شرکت VC در کسب و کار نوپا (که بعضا حتی می‌تواند بیش از ۵۰ درصد باشد) ممکن است مدیریت شرکت دیگر در اختیار آن‌ها نباشد. در واقع  آن‌ها دیگر مالک شرکت خود نیستند.

انصراف پیش از موعد سرمایه گذار خطرپذیر

یک VC ممکن است  انتظار داشته باشد که سرمایه‌ خود را طی ۳ تا ۵ سال به‌ دست آورد. در نتیجه، این نوع سرمایه‌گذاری ممکن است برای کارآفرینی که برای سوددهی کسب و کار خود به مدت زمان بیشتری نیاز دارد مناسب نباشد.

فرایند طولانی و پیچیده

مدیران یک شرکت نوپا ابتدا باید یک طرح تجاری دقیق ارائه دهند. پس از آن، VC  به طور مفصل این برنامه را تجزیه و تحلیل می‌کند و جلسات متعددی برگزار می‌شود تا  در مورد برنامه به طور مفصل بحث شود.

 اگر سرمایه گذار موافقت کند که سرمایه را تامین کند، برای تایید جزئیات ممکن است نیاز به زمان  بیشتری باشد. بنابراین، معمولا تأمین سرمایه به این روش، یک فرآیند طولانی است.

ارائه بودجه به صورت مقطعی

از آنجایی که بودجه مشارکت سرمایه زیادی را شامل می‌شود، VC ممکن است همه پول را یکجا در اختیار کسب و کار قرار ندهد. بیشتر شرکت‌های سرمایه‌گذار برای آن که بودجه را به کسب‌ وکارها پرداخت کنند، نقاط عطفی را در نظر می‌گیرند و فقط در صورت رسیدن به آن نقاط، بخشی از سرمایه را به استارتاپ می‌دهند. همین مساله فشار زیادی را به  آن کسب و کار نوپا وارد می‌کند.

ارزش‌گذاری کمتر از حد مورد انتظار

سرمایه گذاران خطرپذیر معمولا برای فروش سهام خود عجله دارند؛ در نتیجه ممکن است صاحب شرکت را برای فروش سهام تحت فشار قرار دهند تا سرمایه اولیه خود را به دست آورند. این عجله ممکن است باعث شود ارزیابی منصفانه‌ای روی شرکت صورت نگیرد و قیمت پایینی برای آن تعیین شود.

شرکت‌های مطرح فعال در سرمایه گذاری خطرپذیر رمزارزها

شرکت‌های مطرح فعال در سرمایه گذاری خطرپذیر رمزارزها

شرکت‌های سرمایه‌گذاری پرخطر بسیاری در حوزه کریپتو فعال هستند. ما در اینجا به چند مورد از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شرکت‌ها اشاره می‌کنیم: 

  • Digital Currency Group یا DCG: این شرکت فعال‌ترین سرمایه گذار در صنعت رمز ارزهاست، که در بیش از ۱۰۰ شرکت در ۳۰ کشور جهان سرمایه گذاری کرده است. برخی از این شرکت‌ها شامل صرافی کوین بیس، سرکل (Circle)، لجر، ریپل و شیپ شیفت هستند. 
  • Galaxy Digital: این شرکت در ۴ حوزه فعالیت می‌کند: تریدینگ (آربیتراژ، معاملات کلان، بازارسازی و OTC)، مدیریت دارایی (مدیریت سرمایه خارجی و دارایی‌های اکوسیستم و سرمایه گذاری منفعل)، سرمایه گذاری عمده (سرمایه گذاری خصوصی، سرمایه گذاری خطرپذیر ، سرمایه گذاری عمومی، سرمایه گذاری ICO و رمز ارزهای دارای نقدینگی و بدون نقدینگی) و مشاوره (بازارهای سرمایه و خدمات مشاوره فنی استارتاپ‌ها و سازمان‌ها). مدیرعامل و بنیانگذار این شرکت مایکل نوورگراتز (Michael Novogratz) است.
  • a16z crypto: این شرکت برنامه‌های سرمایه گذاری حداقل ۱۰ ساله دارد و ۵ سال است که در حوزه رمز ارزها سرمایه گذاری می‌کند. این کمپانی در انواع ارزهای دیجیتال مانند پروژه‌های جدید تا پروژه‌های کاملا توسعه یافته مانند بیت کوین و اتریوم سرمایه گذاری می‌کند.
  • Pantera Capital: این شرکت در سال ۲۰۱۳ تاسیس شده و اولین شرکت سرمایه گذاری بیت کوین در آمریکاست. پنترا یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها از نظر مقدار دارایی کریپتویی است.
  • ConsenSys Ventures: این شرکت در پروژه‌های شبکه اتریوم سرمایه گذاری می‌کند و به توسعه وب ۳ کمک می‌کند.

 در این لینک می‌توانید لیست شرکت‌های برتر VC را مشاهده کنید.

افراد فعال در سرمایه گذاری جسورانه

  • جان استنبرگ (John Staenberg): استنبرگ مالک یک شرکت VC با همین نام است. میزان سرمایه گذاری او در بین ۱۰ هزار تا ۱۰ میلیون دلار است. او علاوه بر رمز ارزها، در فین تک، صنایع غذایی و نوشیدنی، شرکت‌های بزرگ و بیمه نیز سرمایه گذاری می‌کند. 
  • کت هرناندز (Cat Hernandez): هرناندز یک سرمایه گذار ریسک پذیر است که بر روی ارزهای دیجیتال، هوش مصنوعی، بخش آموزش و سلامت و خدمات بیمارستانی سرمایه گذاری می‌کند. میزان سرمایه گذاری هرناندز بین ۱۰۰ هزار تا ۱۰ میلیون دلار است. 
  • ادی لازارین (Eddy Lazzarin): او شریک شرکت a16z است و سرمایه گذار اولیه پروژه‌های رمز ارزی است. لازارین بین ۱۰ هزار تا ۱۰۰ میلیون دلار سرمایه گذاری می‌کند. 
  • مورگان بلر (Morgan Beller): بلر از شرکای NFX و خالق مشترک پروژه Diem (لیبرای سابق) فیسبوک است. میزان سرمایه گذاری مورگان بین ۲۵۰ هزار تا ۳ میلیون دلار است. او بر روی کریپتوکارنسی‌ها، بیوتکنولوژی، فین تک و شرکت‌های بزرگ سرمایه گذاری می‌کند. 
  • ویل کوییست (Will Quist):‌ کوییست شریک Slow Ventures‌ است. او بین ۵۰۰ هزار تا ۲ میلیون دلار بر روی رمز ارزها خدمات درمانی و بیمارستانی و اینترنت سرمایه گذاری می‌کند. 

در این لینک نیز می‌توانید لیست افرادی که به سرمایه گذاری پر ریسک می‌پردازند را ببینید.

سوالات متداول

سوال و جواب میهن بلاکچین

  • چرا سرمایه‌گذاری خطرناک مهم است؟

نوآوری و کارآفرینی از پایه‌های اصلی اقتصاد است. با این وجود، کسب و کارهای جدید اغلب سرمایه‌گذاری‌هایی با ریسک بالا و هزینه‌بر هستند. در نتیجه، آن‌ها به دنبال سرمایه خارجی برای تقسیم ریسک هستند. 

در ازای پذیرش این ریسک، سرمایه گذاران ریسک پذیر در شرکت‌های جدید سهام دریافت می‌کنند و دارای حق رای در شیوه‌های مدیریت شرکت هستند. به طور کلی، شرکت‌های سرمایه‌گذاری به استارت آپ‌ها فرصت می‌دهند تا اهداف خود را محقق کنند.

  • سرمایه‌گذاری پرخطر چقدر ریسک دارد؟

احتمال موفقیت یک شرکت جدید خیلی بالا نیست و این بدان معناست که سرمایه گذاران اولیه ممکن است تمام سرمایه‌ای را که به آن شرکت اختصاص داده‌اند را از دست بدهند. معمولا گفته می‌شود از هر ۱۰ استارت آپ، سه یا چهار شرکت کاملا شکست می‌خورند. سه یا چهار شرکت باعث‌اندکی ضرر می‌شوند یا فقط سرمایه اصلی را باز می‌گردانند و تنها یک یا دو شرکت بازده قابل توجه خواهند داشت.

  • سرمایه گذاران VC چند درصد از سهام شرکت‌ها را تصاحب می‌کنند؟

با توجه به پیشرفت پروژه، چشم‌انداز آن، میزان سرمایه‌گذاری و رابطه بین سرمایه‌گذاران و بنیانگذاران، سرمایه گذار خطرپذیر به طور معمول بین ۲۵ تا ۵۰ درصد از مالکیت شرکت جدید را در اختیار خواهد گرفت.

  • شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر چه تفاوتی با یک Angel Investor (سرمایه گذار اولیه) دارد؟

هر دو سرمایه شرکت‌های نوپا را تامین می‌کنند؛ با این تفاوت که سرمایه‌گذاران ریسک پذیر، معمولا سرمایه‌گذاران حرفه‌ای هستند که در مجموعه گسترده‌ای از شرکت‌های جدید سرمایه‌گذاری می‌کنند و از طریق شبکه‌های حرفه‌ای خود، به راهنمایی و مشاوره این کسب و کارهای نوپا می‌پردازند. از سوی دیگر، سرمایه گذاران اولیه (Angel Investor) افراد ثروتمندی هستند که دوست دارند بیشتر به عنوان یک سرگرمی یا یک پروژه جانبی در شرکت‌های جدید سرمایه‌گذاری کنند و ممکن است همان راهنمایی‌های تخصصی را ارائه ندهند.

  • ساختار شرکت‌های VC به چه صورت است؟ 

شرکت سرمایه گذار پرخطر، شریک کلی است، در حالی که دیگر اعضای شرکتی که سرمایه گذاری در آن انجام شده، شرکای محدود هستند. افراد ثروتمند، شرکت‌های بیمه، صندوق‌های بازنشستگی، سازمان‌ها و صندوق‌های بازنشستگی شرکتی می‌توانند سرمایه خود را با یکدیگر ادغام کنند و مدیریت آن را به یک شرکت Venture Capital بسپارند. تمام شرکا مالک بخشی از این سرمایه هستند؛ اما این شرکت VC است که نحوه سرمایه گذاری را مدیریت و کنترل می‌کند. 

جمع بندی

سرمایه گذاری خطرناک در دنیای رمز ارزها بسیار مهم است. این سرمایه گذاران می‌توانند شرکت‌های بزرگ و یا افراد ثروتمند باشند. سرمایه گذاری پرخطر همانطور که از نامش پیداست، ریسک بسیار زیادی دارد؛ بنابراین این شرکت‌ها یا افراد در ازای تامین سرمایه برای پروژه‌های تازه تاسیس یا استارتاپ‌ها، بخش زیادی از سهام آن شرکت را دریافت می‌کنند و همچنین در مدیریت پروژه مشارکت می‌کنند. بر روی هر پروژه‌ای که VCها می‌خواهند در آن سرمایه گذاری کنند، ابتدا با دقت درباره آن تحقیق می‌کنند و معمولا به صورت دوره‌ای سرمایه را به پروژه تزریق می‌کنند، تا ریسک سرمایه گذاری خود را کاهش دهند. 

منبع
investopediahbrdelawareinc

نوشته های مشابه

0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
دکمه بازگشت به بالا