شاید واژه تورمی و غیر تورمی در زمینه ارزها به گوش شما نیز خورده باشد. پول ضد تورمی در حقیقت به ارزی گفته میشود که ذخایر عرضه ثابتی داشته باشد و به واسطه این امر ارزش چنین پولی در طول زمان حفظ میشود. در نقطه مقابل، ارزهای تورمی و پول فیات به مرور زمان ارزش خود را از دست داده و مردم نیز برای خرج کردن پول خود به چنین ارزهایی مراجعه میکنند. در این مقاله به بررسی پتانسیلهای ارز بدون تورم و قابلیتهای آن، در کنار دلیل هولد کردن آن توسط مردم را میپردازیم. با میهن بلاکچین همراه باشید.
پول ضد تورمی در مقایسه با پول تورمی
اخیرا مباحث زیادی حول محور پول ضد تورمی و مزایای آن در مقایسه با پول تورمی مطرح شدهاند، بنابراین تصمیم گرفتیم تا به بررسی این موضوع بپردازیم. به صورت خلاصه، دلیل تورمی بودن ارزها (محدودیت نداشتن آنها) ایجاد انگیزه در مردم است تا آن ارز را خرج کنند. یکی از شیوههای نگاه کردن به این موضوع به این صورت است که یک ارز تورمی را در قالب یک سیبزمینی داغ ببینیم. اگر هیچ کاری با آن انجام ندهید و آن را به صورت نقد نگهداری کنید، ارزش آن پایین میآید. بنابراین با اشراف داشتن به این موضوع یا آن را خرج میکنید و یا این پول را سرمایهگذاری میکنید. اگر این دانش را داشته باشید که قرار است غذای شما در آینده گرانتر بشود (حتی مقدار کمی)، ممکن است امروز دست به خرید بزنید.
در قالب ضد تورمی پول (به عنوان مثال به ارزی میتوان اشاره کرد که ذخایر عرضه مشخصی دارد) چنین انگیزهای وجود ندارد. با توجه به همین دلیل نیز مردم به جای خرج کردن یا سرمایهگذاری کردن پول خود آن را انباشت میکنند. در شرایط عدم خرج کردن و یا کم بودن میزان خرج کردن پول، تاجران قیمتها را پایین میآورند تا در راستای تشویق مردم به خرج کردن پولشان تلاش کنند. با کاهش قیمتها، مصرفکنندگان نیز مدت زمان بیشتری را منتظر میمانند تا اقلام مورد نظر خود را به طور مثال در ماه آتی به قیمت ارزانتری خریداری کنند.
ارتباط مطالبی که مطرح کردیم با حوزه رمزارز این است که مردم معمولا ادعا میکنند که میتوان رمزارز را بیشتر به دید ذخایر ارزشی دید تا یک ارز. پول خود را در زمینهای که داراییهایی با ذخایر عرضه ثابت دارند نگهداری کنید که از عدم فروپاشی بنیان آن اطمینان دارید، در نقطه مقابل نیز ارز تورمی خود را خرج کنید. با توجه به این اصل، رمزارز به عنوان پول مورد استفاده قرار نمیگیرد. مردم رمزارز خود را هولد (HODL) میکنند و برای افزایش میزان ارزش آن انتظار میکشند و پول فیات خود که به مرور زمان ارزشش کاهش مییابد را خرج میکنند. بنابراین، هیچ اثر شبکهای حول محور رمزارز شکل نمیگیرد و تنها در قالب ابزار پسانداز (و سوداگری) باقی میماند.
با این امید که بتوانیم استدلال افرادی که معتقدند پول باید تورمی باشد را نیز به درستی ارائه کنیم، هماکنون باید به این موضوع بپردازیم که چنین برداشتی از یک نقطه نظر نادرست است و ناشی از مسائل مربوط به شکلهای خاصی از ارز غیر تورمی است که تا به امروز دیدهایم. این حیطه ارتباط اندکی با مشکل بنیادین شکلهای ضد تورمی پول دارد. به یاد داشته باشید که این مطالب تنها تحلیلی در سطح خرد بر انگیزههای فردی است که میتواند به کسب نتایج کلانی منتهی شود.
چرا پول ضد تورمی سطح برتری از ذخیره ارزش محسوب میشود؟
هنگامی که حق انتخاب بین خرج کردن دارایی که در آینده احتمال افزایش ارزش خواهد داشت (غیر تورمی) و دارایی که در آینده با کاهش میزان ارزش مواجه میشود (تورمی) را داشته باشید، اقدام منطقی این است که دارایی تورمی را خرج کنید. در واقع در چنین حالتی ترجیح میدهید تا سیب زمینی داغ خود را واگذار کنید. با این حال، در زمینه امور رایج مربوط به این سیب زمینی داغ، فرد دریافتکننده نیز دوباره ترجیح میدهد تا در اسرع وقت سیب زمینی دریافت شده را دوباره به فرد دیگری بدهد. این درحالیست که چنین اشخاصی شکل سختتری (ماندگارتر از نظر ارزشی) از پول را هولد میکنند.
سوال بزرگتری که در این زمینه مطرح است هیچ ارتباطی به این ندارد که یک فرد ترجیح میدهد پرداختی خود را به واسطه ارز تورمی و یا ضد تورمی انجام بدهد. سوال اینجاست که چرا یک فرد باید سیب زمینی داغ خود را هولد کند در حالی که امکان انتقال آنی آن وجود دارد. اگر من تاجری باشم که دلار آمریکا دریافت میکند، و امکان تبدیل کردن این دارایی به فرمی از پول با ذخایر عرضه ثابت نیز وجود داشته باشد، انجام چنین کاری به نظر من عاقلانهتر خواهد بود. اگر دشواری انجام این کار به اندازه کافی پایین باشد، ترجیح میدهم این پول سخت را نگه دارم حتی اگر مجبور باشم چند روز بعد دوباره آن را به پول تورمی تبدیل کنم.
تنها کافیست تا این روند را تا مرحله رسیدن به نتیجه، یک بار در ذهن خود مرور کنید و سوالی که در این نقطه مطرح میشود این است که: چه کسی سیب زمینی داغ را هولد میکند و دلیل این موضوع چیست؟
جواب فعلی ما برای این پرسش به این صورت است که سیب زمینی داغ یا پول تورمی مورد مثال ما نیز خصوصیتهای مختص خود را دارد که موجب جذابیت آن و حتی هولد کردن حداقل بخشی از آن توسط افراد میشود. این پول در تقابل با ارزهایی که ذخایر عرضه محدود و ثابت دارند از پایداری بیشتری برخوردار است. پول تورمی ممکن است در مقایسه با سایر ارزها به میزان ۲ تا ۳۰ درصد به صورت سالانه نوسان داشته باشد و این در حالیست که پول دارای ذخایر عرضه ثابت میتوان نوسان زیادی را در مدت زمان یک روز تجربه کند. برای فردی که توانایی متحمل شدن از بین رفتن ۳۰ درصد از قدرت خرج خود در طول یک روز را ندارد، چنین نوسانهایی نامطلوب به حساب میآیند. این واقعیت نیز از سوی دیگر وجود دارد که دولتها به دریافت پول حاصل از پرداختها در قالب سیب زمینی داغ تمایل دارند و این پول تورمی در اکثر نقاط دنیا قابل قبول بوده و پذیرفته میشود. این امر تاثیر شبکهای بزرگی را برای پول تورمی به ارمغان میآورد.
چه اتفاقی برای افرادی میافتد که تمایل به خرج کردن ارز ضد تورمی ندارند؟
به نظر من این مبحث به میزان انعطاف رفتاری افراد در شرایط خاص زندگی خود بستگی دارد و این امر به چیزی که تاریخ از شرایط خاص افراد به ما نشان میدهد برمیگردد.
میزان درآمد میانگین افراد و میزان میانگین پولی که خرج میکنند را بررسی کنید. بسیاری از افراد بیشتر از اینکه نگران پول خود باشند، مشغول پرداخت اجاره، رهن، خرید غذا و سایر مایحتاج خود هستند. به عنوان مثالی جالب، فرض کنید به یک مسواک احتیاج دارید. در صورتی که به عقیده شما قیمت مسواک در طول ماه آتی ۱ درصد کاهش بیابد آیا خرید مسواک خود را به تعویق میاندازید؟
مثالهای خاص زیادی در این میان وجود دارد که میتوانیم به آنها اشاره کنیم. تکنولوژی (و اکثر زمینههای موجود در زندگی) در طول زمان ارزان قیمتتر میشوند. فرض کنید برای خرید تلویزیون به بازار رفتهاید. به طور خاص فرض کنید اکنون مورخ ۲۹ مارس ۲۰۲۰ است و به دنبال خرید تلویزیون مدل LG OLED55CX6LA هستید. این مدل در راس مدلهای این برند در بازار است. قیمت را بررسی میکنید و مشخص میشود که این مدل به قیمت ۲۰۹۹ یورو که کمی بالاتر از حد عادی است به فروش میرسد.
بنابراین تصمیم میگیرید تا خرید خود را سه ماه عقب بیاندازید. در ۲۹ ژوئن ۲۰۲۰، معلوم میشود که میتوانید این تلویزیون را به قیمت ۱۶۶۸ یورو خریداری کنید. سه ماه بعد در تاریخ ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰ قیمت این مدل به ۱۲۹۹ یورو میرسد. یک سال بعد نیز میتوانید این تلویزیون را با قیمت دقیق ۱۰۹۸ یورو خریداری کنید.
اکثر مردم از این موضوع آگاهی کامل دارند و میدانند که این کاهش قیمت در زمینههایی مثل تلویزیونها، سرگرمی، کامپیوترها، یخچالها، ماشین ظرفشویی و زمینههای بسیار دیگری نیز صادق است. در صورت ثابت نگه داشتن میزان کیفیت، تقریبا همه چیز به مرور زمان ارزانتر میشود. با وجود تمام این تفاسیر مردم به مدت نامحدود صبر نمیکنند. آنها چیزی که در آن لحظه میخواهند را خریداری میکنند و این رویداد در اکثر مواقع در صورتی شکل میگیرد که افراد به میزان کافی پول پسانداز کرده باشند (و یا در زمانی که بتوانند با اعتبار خود چنین خریدی را به انجام برسانند).
این رویدادها به هیچ عنوان تصادفی نیستند. تحقیق بزرگی در زمینه «نرخ بازده همه چیز از سال ۱۸۷۰ تا ۲۰۱۵» نشان میدهد که نرخ بازده واقعی اوراق قرضه کوتاهمدت و بلندمدت دولتی با در نظر گرفتن تورم (P17) در اکثر کشورهای دنیا مثبت است. از دهه سال ۱۹۸۰ میانگین این نرخ برای تمامی کشورهای دنیا مثبت بوده است.
پیدا کردن دادههای بانکی به جز در برخی کشورهای خاص معمولا دشوارتر است. هنگام بررسی کردن برخی از کشورهای خاص، پساندازهای بانکی که به واسطه ضمانت سپردههای دولتی بیمه میشوند نرخ بالاتری از بهره را در مقایسه با اوراق قرضه دولتی ارائه میکنند.
معمولا گفته میشود که مردم خریدها و سرمایهگذاریهای خود در سیستم پول ضد تورمی را به تعویق میاندازند و دلیل این امر نیز باور آنها به افزایش میزان ارزش پولشان در آینده و سالهای آتی است. مطالب بالا نشان میدهند که دارایی ایمنی وجود دارد که مردم هماکنون نیز میتوانند در آن به میزان کم یا زیاد سرمایهگذاری کنند و اطمینان داشته باشند که پولشان در مدت زمان یک سال ارزش بیشتری خواهد داشت. این امر نشان میدهد که مردم میتوانند با به تعویق انداختن خرید یک تلویزیون، کامپیوتر و یا تعداد بیشماری از اقلام دیگر، ار خاصیت «ضد تورمی» به نفع خود بهره برند اما با این حال هنوز شاهد فروپاشی اثر ضد تورمی نبودهایم.
یک پول غیر تورمی چگونه به عنوان یک ارز کار میکند؟
پیش از این نیز به این موضوع اشاره کردیم که چگونه میتوان به ارز تورمی در قالب یک سیب زمینی داغ نگاه کرد که به صورت مداوم در حال انتقال پیدا کردن بین مردم است. سوال اینجاست که چه کسی سیب زمینی داغ را در دست دارد. سوال بسیار مهمتر اینجاست که چرا از نظر بنیادین، کسی باید بخواهد سیب زمینی داغ را هولد کند.
با فکر کردن به این موضوع از نظر بنیادین یا فاندامنتال، من به شخصه ترجیح میدهم که کمترین میزان ممکن از این ارز تورمی را هولد کنم و کاهش ارزش آن را متحمل شوم. به عبارت دیگر، هنگامی که مبالغ پرداختی را در قالب ارز تورمی دریافت میکنم ترجیح میدهم تا آن را در اسرع وقت با پول سخت (پایدار) معاوضه کنم. هنگام انجام پرداخت به سایرین نیز پول خود را به میزان مورد نیاز به ارز تورمی تبدیل میکنم و پرداخت را به انجام میرسانم.
با این حال، با ادامه یافتن این روند و افزایش تعداد افرادی که به این شکل فکر میکنند، مرحله تبدیل پول به ارز تورمی کار غیرعاقلانهتری به نظر خواهد رسید. اگر بخواهم پول خود را در قالب یک ارز با ذخایر عرضه ثابت هولد کنم و برای انجام پرداختها این پول را به ارز تورمی تبدیل کنم، این روند به نظر من فرایند غیرکارآمدی در زمینه معاوضه به حساب میآید.
به عنوان یک تاجر، با آغوش باز از ارز با ذخایر عرضه ثابت استقبال میکنم و به سایرین نیز اطلاع میدهم که دریافت این ارز در ازای پرداختها را قبول میکنم. این عمل شما را از دردسر تبدیل ارز با ذخایر عرضه ثابت به ارز تورمی نجات میدهد و فرد دریافتکننده نیز نیازی به تبدیل کردن پول تورمی دریافتی به پول غیر تورمی ندارد.
کارایی کامل این روند زمانی قابل دستیابی است که شکلی از پول را در اختیار داشته باشیم که هم از نظر ذخایر ارزش بینظیر باشد و هم ارز کمنظیری محسوب شود. این دو زمینه یکدیگر را تقویت میکنند اما چرا تا به امروز چنین چیزی را مشاهده نکردهایم؟
استاندارد طلا و نقصهای آن
در این نقطه احتمالا در عجب هستید که چرا تا الان به سراغ استاندارد طلا نرفتهام؟ این حیطه در واقع مثالی از ارز با ذخایر عرضه به نسبت ثابت است اما با بررسی کردن گسترده این بستر متوجه میشویم که در حال حاضر مورد استفاده قرار نمیگیرد. این در حالیست که طلا در قالب ذخایر ارزش عمل میکند پس چرا مورد استفاده قرار نمیگیرد؟
بسیاری از اقتصادهای دنیا در بازههای زمانی گوناگون از سیستم مستقیم مبتنی بر طلا برخوردار بودهاند. سکههای طلا (و نقره) به صورت گسترده در چرخه بازار موجود بودهاند، اورئوس رومی یک سکه طلا بود که بعدها با سولیدوس بیزانسی جایگزین شد. دناری ایتالیایی، دینروس اسپانیایی و فلورین فلورانس نمونههای شناخته شده دیگری از این موضوع هستند.
این ارزها در داخل کشورها و به صورت بینالمللی مورد استفاده قرار میگرفتند. طلا یک دارایی لایه پایه است و ارزش آن نیز به طلای فیزیکی بستگی دارد. بنابراین، هنگام انجام تراکنشهای این بستر به وجود عنصر اعتماد نیازی نبود. کشوری که بدهی خود را توسط کشور دیگری تسویه میکرد ترجیح میداد تا این با طلا انجام شود زیرا پس از انجام پرداخت، این کار به صورت کامل ثبت و محاسبه میشد. پس از این رویداد ادعایی نسبت به بدهی وجود نداشت و نیازی فراتر از فضای اعتماد موجود در یک مبادله ساده از جانب طرف مقابل وجود نداشت.
با وجود تمام این تفاسیر، حمل کردن طلا در سطح جامعه کار راحتی نیست. جدا از مشکلات دیگر، طلا وزن زیادی دارد و قابل سرقت است. برای رفع این مشکل، فعالان معتبر (که امروزه تحت عنوان بانکها آنها را میشناسیم) امکان ذخیره کردن طلا در یک مکان ایمن را در اختیار کاربران قرار دادند و یک رسید کاغذی را در ازای طلای دریافت شده به شما میدهند. تا زمانی که فعالان این حیطه از اعتبار کافی برخوردار باشند، کاغذی که در اختیار دارید «به اندازه طلا» ارزش خواهد داشت و حمل کردن، محافظت و استفاده از آن نیز آسانتر است.
با این حال، این فرایند به بانکها این امکان را میدهد تا طلای دریافتی را در قالب وام به دیگران قرض بدهند و سود دریافت کنند. تا زمانی که همه افراد به این مراجع مراجعه نکنند و تقاضای بازپسگیری طلای خود را نداشته باشند، چنین روندی عملکرد بدون نقصی خواهد داشت و برای بانک مربوطه درآمد به همراه دارد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه و خلاصه نگه داشتن این مبحث به کتاب ری دالیو (Ray Dalio) تحت عنوان «اصول برخورد با نظم جهانی در حال تغییر: دلیل موفقیت و شکست ملل» میتوانید مراجعه کنید. این کتاب به سطوح بالاتری از این سیستم میپردازد و دلیل وجود فراز و نشیبهای گوناگون در زمینه پول سخت و پول فیات را مورد بررسی قرار میدهد.
بخش مهم این تجزیه و تحلیل این است که چرا بارها شاهد انتقال از بستر استفاده از طلا به عنوان واسطه خالص به سوی ادعای مالکیت طلا و در نهایت پول فیات بودیم. دلیل این موضوع به ثابت بودن نسبی ذخایر عرضه طلا و نامناسب بودن بنیادین معامله با آن ارتباطی ندارد. دلیل این امر به خصوصیتهای دیگر طلا برمیگردد و از جمله این خصوصیتها به قابلیت حمل و نقل و تقسیم محدود آن و هزینههای تامین امنیت این حوزه میتوان اشاره کرد. تمامی این دلایل به معنای عدم ایدهآل بودن طلا برای استفاده به عنوان واسطهای برای مبادلات است.
طلا وزن زیادی برای حمل کردن دارد. انتقال مقدار زیادی از آن نیز بسیار هزینهبر است زیرا ریسک سرقت آن نیز افزایش پیدا میکند، بنابراین لازم است تا برای تامین امنیت آن هزینه صرف کنید. تقسیم کردن آن به واحدهای کوچکتر نیز دشوار است. به عنوان مثال فرض کنید میخواهید با استفاده از طلا به میزان چند سِنت پول به فردی با فاصله مکانی زیاد پرداخت کنید. هزینه حمل و نقل نیز بسیار بالا خواهد بود.
رفع نواقص استاندارد طلا
فرض کنید که قادر به ساخت یک دارایی با ذخایر عرضه ثابت و غیرقابل تغییر هستیم و این در حالیست که تمامی نقصهای موجود را با استفاده از طلا مرتفع کردهایم. این دارایی قابل حمل آسان به تمامی مناطق بوده و حمل ۲ سنت به اندازه حمل کردن ۲ میلیارد از این دارایی آسان است. چنین انتقالی به سرعت قابل تایید خواهد بود و این در حالیست که این تراکنش هزینهای نیز برای شما نخواهد داشت. با در نظر گرفتن این دارایی در قالب طلا، مهم است که چنین انتقالی نیاز به فضای اعتماد نداشته باشد و راهی برای مردم وجود نداشته باشد تا پولی که در حقیقت ندارند را خرج کنند.
ایده اصلی رمزارزها به صورت عمده در راستای ارائه کردن چنین حالتی از پول است. دلیل اصلی جریان زیادی از پول در عرصه کریپتو نیز همین موضوع در کنار علاقه بسیاری از مردم به این زمینه است. بیت کوین اولین نسخه از این پول ضد تورمی بود اما نقصهایی نیز دارد. به عنوان مثال، انتقال بیت کوین به صورت آنی صورت نمیگیرد و هزینه به نسبت بالایی نیز دارد. قابل تقسیم بدون حد و مرز به واحدهای کوچکتر نیست و از همه مهمتر، سطح مشخصی از ایمنی را تضمین نمیکند.
امنیت بیت کوین از غیرمتمرکز سازی حاصل از جانب بسیاری از ماینرها که برای پاداش مبتنی بر استخراج بیت کوین با یکدیگر رقابت میکنند سرچشمه میگیرد. به صورت همزمان، ماینینگ بیت کوین با توجه به نحوه طراحی شاه رمزارزها با صرفهجویی در مقیاس همراه است. به عبارت دیگر، بیت کوین برای ترویج متمرکزسازی و از بین رفتن امنیت به مرور زمان طراحی شده است. برای اطلاعات بیشتر به مقاله «چرا ۹۹ درصد رمزارزها به مرور زمان متمرکز خواهند شد» مراجعه کنید.
این بدان معنا نیست که رمزارز به صورت کلی در این زمینه شکست خورده است. نانو (Nano) رمزارزی است که قابلیت انتقال آنی با فی نزدیک به صفر از هر کجای دنیا به هر کجای دنیا را برای ما بر ارمغان آورده است. این ارز از ذخایر عرضه ثابت برخوردار بوده و تقریبا (تا ۳۰ رقم اعشار) قابل تقسیم است. برخلاف بیت کوین، نانو در طول زمان متمرکزسازی نمیشود حتی بیشتر از حال حاضر نیز غیرمتمرکزسازی خواهد شد.
برای اجتناب از طولانیتر کردن این مقاله به افرادی که به شیوههای خاص حل کردن چنین مشکلاتی به واسطه کریپتو علاقهمند هستند توصیه میکنیم تا مقاله «رمزارز به عنوان ذخایر ارزش» و «آینده بلند مدت رمزارز» را مطالعه کنند.
سخن پایانی
با بررسی کردن این موضوع از دیدگاه افراد عادی، حالت ضد تورمی پول به صورت بنیادین شکل برتری از پول در قالب ارز تورمی است. اقدام منطقی این است که پول ضد تورمی را هولد کنیم و در هنگام نیاز آن را به پول تورمی تبدیل کنیم. این احتمال نیز وجود دارد که تاجران و فعالان اقتصادی به زودی متوجه مزایا و جذابیت دریافت مستقیم حالت ضد تورمی پول در ازای پرداختها شوند.
این در حالیست که مقایسه این بستر با طلا و معایب موجود در زمینه انجام تراکنشهای موجود در این زمینه دیگر نیازی به رسیدگی ندارند. با ظهور رمزارز این امکان را داریم تا شکلی از پول را ایجاد کنیم که دارای مزایای طلا است و نقصهای فیزیکی آن را نیز ندارد و در عین حال شکلی از پول ضد تورمی را نیز به نمایش میدهد.