متوسط مقالات

آیا NFTها می‌توانند مشکل مالکیت دارایی های دیجیتال را حل کنند؟

یکی از موضوعات مهم دنیای واقعی «مالکیت یا Ownership» است. موضوعی که در مورد کالاهای دیجیتال هم صادق است و البته چالش‌های بیشتری را ایجاد می‌کند. اسناد کالاهای فیزیکی فقط یک تکه کاغذ هستند که ما آن‌ها را به عنوان «نماد مالکیت» پذیرفته‌ایم؛ اما در دنیای دیجیتال چطور می‌توان مالکیت دارایی های دیجیتال را تشخیص داد؟ آثار هنری دیجیتالی که به تعداد بی‌نهایت قابلیت کپی‌کردن دارند! ویژگی اصلی NFTها «مالکیت قابل تایید» است. اکنون در حوزه NFTها یا توکن‌های غیرقابل تعویض با دو مسئله روبرو هستیم. از طرفی ادعا می‌شود که NFTها شکل جدیدی از مالکیت دارایی دیجیتال را ارائه می‌دهند، از طرف دیگر با اجرای ناقص و معیوب آن‌ها مواجه هستیم. آیا می‌توان مسیر چشم‌انداز جدید مالکیت دارایی دیجیتال را از اجرای ناقص فعلی آن جدا کرد؟ با میهن بلاکچین همراه باشید تا ابتدا با شرح داستانی واقعی در مورد تکامل هدست‌های مجازی بفمهمیم چرا اجرای یک فناوری نوپا مقوله‌ای کاملا جدا از پتانسیل رشد آن است. سپس نظریه NFTها و مالکیت دارایی های دیجیتال را به طور کامل بررسی می‌کنیم.

چالش مالکیت دارایی های دیجیتال و پتانسیل رشد NFTها

چالش مالکیت دارایی های دیجیتال نباید مانع رشد NFTها شود

من (Christian Cantrell) و دوستم در حاشیه افتتاح موزه هوا فضا در سال ۲۱۰۴ (۱۳۹۳) در نزدیکی فرودگاه دالس (Dulles Airport) فیلم میان ستاره‌ای (Interstellar) را روی پرده سینمای آی‌مکس (IMAX) تماشا کردیم. بلافاصله بعد از پایان فیلم، یک غرفه سفید درخشان با برند اوکلوس (Oculus)، در حوزه فناوری VR، توجه ما را جلب کرد. چهل و پنج دقیقه بعد با هدستی که روی سرم قرار گرفت، حالت تعلیق و شناور بودن را تجربه کردم. این اولین تجربه من از واقعیت مجازی (Virtual Reality) بود.

صبح روز بعد آنقدر ذهنم درگیر تجربه واقعیت مجازی شب گذشته بودم که به کلی فیلم میان‌ستاره‌ای را فراموش کردم. تا عصر همان روز یک رایانه شخصی با قابلیت VR تهیه کردم و هدست واقعیت مجازی مدل Oculus Rift DK۲ را سفارش دادم.

بعد از این تجربه متوجه شدم که حتی پیشرفته‌‌ترین فناوری واقعیت مجازی‌های موجود شبیه به این است که سرتان را داخل گران‌ترین فر آسان‌پخت دنیا فروکنید و سوار یک ترن هوایی مجازی شوید. علیرغم اینکه دستگاه VR حسابی ذهنم را درگیر کرده بود، اما دیگر علاقه‌ای به آن نداشتم.

ویژگی‌هایی مانند فریم ریت (frame Rate)، لگ یا تاخیر زمانی (Lag) و وضوح تصویر ویژگی‌های گذرا بودند. همین موضوع نقطه عطفی بود تا اوکلوس که به تازگی توسط فیسبوک (متا) خریداری شد، تصمیم به توقف این فناوری بگیرد. قطعا دستگاهی که من در اختیار داشتم دنیا را متحول نمی‌کرد، اما شکل جدیدی از حالت تعلیق در دنیای دیجیتال را نشان می‌داد. کاری که باید دستگاه VR اوکلوس انجام می‌داد، بازگشت به گذشته نبود. چاره کار ایجاد یک مسیر جدید بود، چنانکه در حال حاضر جدیدترین هدست‌های VR (Meta Quest ۲) ارائه می‌شود.   

نمونه‌ای از هدست VR برند Oculus Rift در سال 2012 و هدست واقعیت مجازی Meta Quest 2
منبع: Cantrell.Medium.Com

NFTها در ابتدای راه رشد هستند

این داستان مطرح شد تا بفهمیم نحوه پیاده‌سازی یک فناوری نوپا و پتانسیل رشد آن، دو چیز جدا از هم هستند و باید اهمیت تفکیک این دو موضوع را درک کنیم. NFTها هم مانند نمونه‌های اولیه VRها مبهم و پیچیده هستند و فقط در دسترس افراد معدودی قرار دارند.

NFTها با نقایصی همچون قرارگرفتن در معرض کلاهبرداری‌ها، فقدان چارچوب‌های قانونی لازم و میزان غیرمتمرکز بودن آن‌ها بر خلاف تصور عامه مواجه هستند. به‌علاوه NFTها با قابلیت کپی‌شدن بی‌نهایت روی تکنولوژی‌های بلاکچین ساخته‌می‌شوند. حال با توجه به تمام مسائل پیرامون NFTها و همچنین محبوبیت بحث‌برانگیز آن‌ها، سوال اینجاست که آیا نقایص NFTها و مالکیت دارایی دیجیتال آنقدر زیاد است که راه نجاتی وجود ندارد؟ یا اینکه NFTها هنوز در ابتدای راه هستند؟

NFTها برای حل چه مشکلاتی طراحی شده‌اند؟

قبل از اینکه بخواهیم پتانسیل رشد توکن‌های بی‌همتا را در برابر عیوب و نقایص آن‌ها بسنجیم باید ببنیم NFTها برای حل چه مشکلاتی طراحی شده‌اند. از این رو ابتدا موضوع مالکیت دیجیتال را بررسی می‌کنیم.

مروری بر مالکیت دیجیتال (Digital Ownership)

مالکیت دیجیتال چیست

بازار کالاهای دیجیتال در حال حاضر حول پنج مدل اصلی تجارت می‌چرخند:

۱- مدیریت حقوق دیجیتال (DRM)

متاسفانه قابلیت کپی‌برداری بی‌نهایت و دقت ثابت در بازتولید مشخصه‌های NFTها وجود دارد. Digital Rights Management یا مدیریت حقوق دیجیتال، نوعی طراحی آشنا نمایی یا اسکئومورفیسم (Skeuomorphism سبکی از طراحی است که قصد دارد ویژگی‌های اشیای دنیای حقیقی را وارد دنیای مجازی کند. ممکن است طراحی اسکیومورفیسم برای یک کتاب الکترونیک، یک ویدئو یا حتی یک کابل HDMI استفاده شود. این سبک طراحی کمک می‌کند کالاهای دیجیتال رفتاری شبیه به اقلام دنیای واقعی داشته باشند و ویژگی کمیاب (Scarcity) کالا را به همان نسبت در دنیای مجازی اعمال کنند.

یکی از اثرات جانبی مدیریت حقوق دیجیتال این است که تضمین می‌کند هیچ‌وقت مالک چیزی که می‌خرید نیستید، زیرا قفل محتوا را فقط از طریق پروسه‌های کاملا کنترل شده می‌توان باز کرد. همه ما اصل حقوقی «تا زمانی که جرم کسی ثابت نشود، بی‌گناه است.» را شنیده‌ایم.

یک اکوسیستم نرم‌افزاری مبتنی بر فرض بی‌گناهی، اینطور فرض می‌کند که شما حق خواندن یک کتاب یا پخش یک آهنگ خاص را دارید، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. مدیریت حقوق دیجیتال برعکس این فرضیه است و فرض می‌کند شما حق استفاده از هیچ محتوایی را ندارید، مگر اینکه بتوانید به صورت رمزنگاری این حق را اثبات کنید.

۲- پلتفرم‌های پخش رسانه (Streaming Media)

تکامل موسیقی دیجیتال از کپی‌کردن CDهای موسیقی و سپس دانلود موسیقی از سایت‌های موسیقی مانند Napster ،Kazza و Limewire شروع شد. مرحله بعدی خرید آهنگ با پرداخت ۹۹ سنت در iTunes بود که این مرحله با صدور مجوز یا لغو مجوز همراه بود که نمونه عملی از مدیریت حقوق دیجیتال محسوب می‌شد.

در نهایت صنعت موسیقی دیجیتال به مرحله پخش در سرویس‌هایی مانند اسپاتیفای (Spotify) رسید. گرچه پلتفرم‌های استریمینگ به دلیل عدم قابلیت اشتراک‌گذاری یا دانلود فایل، شکلی از مدیریت حقوق دیجیتال محسوب نمی‌شوند، اما به هر حال اصول DRM در مورد آن‌ها هم صادق است. برای امتحان این موضوع فقط کافی است در صفحه مرورگر رایانه یا تلفن‌همراه‌تان از روی محتوای نتفلیکس (Netflix) اسکرین‌شات بگیرید و ببینید چه اتفاق می‌افتد!

موسسه‌های پخش سنتی اهمیتی به موضوع مدیریت حقوق دیجیتال نمی‌دادند و با اصرار صاحبان آثار  موظف به اجرای DRM شدند. بعد از اعتراض چهار برند بزرگ موسیقی به استیو جابز، شرکت اپل هم مجبور به اجرای DRM در آیتوینز (iTunes) شد؛ اما از آنجایی که بسیاری از موسسه‌های پخش خودشان ذیحق هستند، بنابراین تعداد اندکی از نهادها باقی می‌مانند تا از DRM دربرابر فناوری‌های مشابه DRM دفاع کنند. 

۳- پلتفرم‌های پخش تعاملی (Streaming Interactive)

بازی‌های Triple A (آن‌دسته از بازی‌هایی که با بالاترین بودجه توسعه، کیفیت بالای گرافیکی و گیم‌پلی و نمره‌های بالایی را در زمان انتشار در سایت‌های معتبر کسب می‌کنند) آنقدر بزرگ بودند که برای پخش به رسانه‌های بصری یا حافظه‌های غیرفرار (Non Volatile Memory) یا حافظه‌ای که با قطع منبع تغذیه اطلاعات از بین نمی‌رود، نیاز داشتند.

به هرحال معایبی وجود داشت و یک کودک مجبور بود برای رفتن به یک مرکز خرید بزرگ و محل بازی از والدینش کمک بگیرد. البته مزیت‌هایی هم داشت. مثلا می‌توانستید بازی‌های‌تان را بفروشید، آن‌ها را با سایر بازیکن‌ها مبادله کنید یا کنسول خود را ارتقا دهید.

بعد از توسعه پهنای باند، شرایط دانلود بازی‌هایی با حجم ده‌ها تا صدها گیگا بایت امکان‌پذیر شد. قطعا این روش بسیار ساده‌تر از رفتن به مرکز بازی بود؛ اما باید بازی به اکانت بازیکن متصل می‌شد. اکنون سرویس‌های استریمینگ بازی مانند Amazon Luna ، Xbox Cloud Gaming ،Google Stadia و Nvidia’s GeForce Now قابلیت دانلود را به طور کامل حذف و امکان بازی سیار در همه دستگاه‌ها را فراهم‌کرده‌اند.

در بخش سازمانی هم پلتفرم‌هایی مانند Amazon Workspace ،Microsoft Azure Cloud Desktop و VMware Cloud Desktop به عنوان استریم‌های با تاخیر اندک (Low- Latency Streams)، عملکردهای مشابهی را در رایانه‌های شخصی و دسکتاپ‌ها ارائه می‌دهند.

۴- خریدهای درون برنامه‌ای (In – App Purchase)

خریدکردن داخل اپلیکیشن‌ها آنقدر موضوع ویژه‌ای است (به ویژه در حوزه بازی‌های موبایلی) که مدیریت حقوق دیجیتال برای آن‌ها قابل اعمال نیست. فرقی نمی‌کند که بابت رد کردن مراحل سخت و پرزحمت بازی یا برای بهتر کردن ظاهر آواتار خود هزینه‌ای را پرداخت کنید، به هر حال این کار شبیه به پرداخت هزینه در ازای دریافت خدمات است نه کالا. به عبارت دیگر در اکثر موارد هیچ شی مصنوعی قابل دانلود و قابل حملی را دریافت نمی‌کنید.

در حال حاضر مارکت‌پلیس‌های فراوانی امکان مبادله آیتم‌های درون بازی را فراهم‌آورده‌اند. اما هنوز نمی‌توان ادعا کرد که شما به شکل سنتی مالک آن کالای دیجیتال هستید. زیرا اولا ارزش آن‌ها فقط متعلق به درون بازی است و ثانیا اگر پلتفرم بازی ناپدید شود، سرمایه ‌شما هم ناپدید خواهد شد. (توجه داشته باشید که قابلیت حمل آیتم‌های درون بازی یا به طور کلی خریدهای درون برنامه‌ای یکی از عملکردهای مطرح‌شده برای NFTها است.)      

۵- خرید اشتراک (Subscriptions)

همانطور که با گذشت زمان پخش رسانه شکل کامل‌تری یافت، نرم‌افزارها نیز کامل شدند. برنامه‌هایی مانند فوتوشاپ و مایکروسافت که روزی با استفاده از سی‌دی‌ها روی دستگاه‌های مختلف اجرا می‌شدند به حالت‌های دانلودی و اشتراکی تبدیل شدند. (در حالت اشتراک، کاربر اجازه استفاده از سرویس‌های زیربنایی مانند ذخیره‌سازی ابری و همکاری را نیز دارد.) از آنجایی که به طور سنتی حاشیه سود نرم‌افزارها نسبت به سخت‌افزارها بالاتر است، شرکت‌هایی مانند Apple و GoPro از دستگاه‌های فیزیکی خود به عنوان قیف پول‌سازی برای کسب‌وکارهای خدماتی خود استفاده می‌کنند.

موضوع بحث‌برانگیز درمورد اشتراک برنامه‌ها این است که فروشندگان نرم‌افزار می‌توانند به طور مداوم ارزش جدیدی را به مشتریان خود ارائه دهند. حال اگر کاربر تصمیم بگیرد از این به بعد اجاره اشتراک را نپردازد، نه تنها عملکرد جدید را از دست می‌دهد بلکه احتمال دارد دیگر به محتوای خودش هم دسترسی نداشته باشد.

افزوده شدن قابلیتهای جدید به Apple Music
منبع: Cantrell.Medium.Com

نظریه NFTها و راه‌حل مالکیت دارایی‌ های دیجیتال

مهم‌ترین موضوع مطرح در مورد خرید، فروش و دسترسی به کالاهای دیجیتال در مارکت‌پلیس‌های فعلی، موضوع مالکیت (Ownership) یا جبران فقدان آن است. NFTها شکل جایگزینی از تجارت برای کالاهای دیجیتال هستند که ویژگی اصلی آن‌ها مالکیت قابل تایید است؛ اگرچه در حال حاضر پیامدهای منفی بسیار جدی چه در مورد اجرای فعلی NFTها و چه فرهنگ ایجاد شده توسط توکن‌های بی‌همتا وجود دارد، اما این جنبش در درجه اول تلاشی برای متعادل‌ساختن پلتفرم‌های مالکیت امروزی، اکوسیستم‌های بسته و فرسایش کلی مالکیت دیجیتال است.

NFT در حقیقت ثبت زنجیره مالکیت کالاهای دیجیتال در یک دفتر کل (معمولا بلاکچین) امن و غیرمتمرکز است که قابل تایید و تغییرناپذیر هستند. به عبارت دیگر NFTها اسنادی هستند که فقط قابلیت نوشتن (Write Only) دارند و مشخص می‌کنند دقیقا چه چیزی متعلق به چه کسی است. فلسفه ساده NFTها دو سوال کلیدی را در مورد مشروعیت و پایداری آ‌ن‌ها مطرح می‌کند. یکی امکان دزدیدن NFT با یک کلیک راست و دیگری خیالی بودن NFTها.

آیا امکان دزدیدن NFT با یک کلیک راست وجود دارد؟

به طور کلی دو نوع سرقت در حوزه NFTها وجود دارد. گزینه اول سو استفاده از آثار هنرمندان است. سارقان ادبی با ادعای مالکیت آثار دیگران اقدام به مینت (Mint) و فروش آ‌ن‌ها در یکی از مارکت‌پلیس‌های موجود می‌کنند. این موضوع یک مسئله جدی در اکوسیستم فعلی است و باید فکری اندیشیده شود تا NFTها به شکل قانونی مالکیت دیجیتال تبدیل شوند؛ البته این یک مشکل بنیادی در فلسفه NFTها نیست و صرفا نقصی در نوع اجرا است. گسترش مجموعه‌ای از مشخصات مرتبط با NFTها و ترکیب فناوری‌های ارائه‌شده توسط پروژه‌هایی مانند Content Authenticity Initiative به رفع این نقایص کمک می‌کند.

نوع دوم سرقت در حوزه NFTها جالب‌تر به نظر‌می‌رسد، زیرا از ماهیت NFTها جدایی‌ناپذیر است. هر کسی می‌تواند با یک راست کلیک، دارایی دیجیتال ارائه شده توسط NFTها را ذخیره کند و خودش مالک آن قطعه شود. در واقع، به محض دیدن یک NFT نمایش داده شده در مرورگر، این دارایی در سیستم شما ذخیره‌می‌شود. به عبارت دیگر به طورخودکار یک کپی از NFT در هارد دیسک شما ایجاد و ذخیره می‌شود. حالا چطور ممکن کسی مالک چیزی باشد که قابلیت کپی آن بی‌‌نهایت و میزان دقت سیستم در بازتولید مشخصه‌های آن ثابت است.     

قابلیت کپی کردن ان اف تی‌ های کریپتوپانکس با کلیک راست
منبع: Cantrell.Medium.Com

تصویر بالا مجموعه‌ای از ان‌اف‌تی‌های کریپتوپانکس (CryptoPunks) به ارزش میلیون‌ها دلار است که من در وبسایت LarvaLabs روی آن‌ها کلیک راست و ذخیره کردم. همچنین در حال حاضر که شما آن‌ها را دیدید یک کپی از آن‌ها دانلود و به عنوان بخشی از کش مرورگر روی هارد دیسک شما ذخیره شده است. ماهیت کالاهای دیجیتال، قابلیت کپی‌برداری بی‌نهایت و دقت ثابت در بازتولید مشخصه‌های آن است. واقعیتی که NFTها به جای مقابله، آن‌ها را پذیرفته‌اند.

آیا دزدیدن NFT با راست کلیک یک نقص بنیادی است؟

با توجه به اینکه ما در دنیای DRM و فناوری‌های مشابه DRM زندگی می‌کنیم، موضوع نقص بنیادی NFTها به دلیل ممانعت از راست کلیک و ذخیره قابل درک است؛ اما بحث دیگر این است که مالکیت‌های فاقد ویژگی کمیاب، نباید یک مالکیت معتبر محسوب شوند.

البته شاید عده‌ای مخالف این استدلال باشند. NFTها نوعی مالکیت دیجیتال هستند که با ماهیت کالاهای دیجیتال سروکار دارند نه اینکه با آن‌ها مبارزه کنند. NFTها در مورد مصرف هم از همان فرضیه بی‌گناهی استفاده می‌کنند. شما مجاز به استفاده از محتوای دیجیتال هستید، مگر اینکه یا تا زمانی که» خلاف آن ثابت شود.

NFTها بر این باور هستند که برخی کالاهای دیجیتال تا زمانی که مالکیت آن‌ها قابل تایید باشد لزومی برای کمیاب بودن ندارند. به طور مثال اگر کاربری بتواند مالکیت اثر هنری دیجیتال خودش را ثابت کند، شاید دوست داشته باشد که صدها، هزاران یا میلیون‌ها نسخه از آن وجود داشته باشد و دیگران در استفاده، اشتراک‌گذاری یا حتی ریمیکس آن آزاد باشند.

در واقع این دسته از کاربران معتقدند هرچه دیگران کالاهای تحت مالکیت آن‌ها را بیشتر تجربه کنند، ممکن است داشتن این کالا برای آن‌ها ارزش بیشتری پیدا کند. اگر شما بتوانید به راحتی مالکیت یک دارایی را ثابت کنید احتمالا لزوم کمیاب‌بودن آن را از بین می‌برید.     

ایجاد مدل‌های اقتصادی ثانویه جدید توسط NFT

همچنین احتمال ایجاد مدل‌های اقتصادی ثانویه جدید توسط NFTها وجود دارد. مدیریت حقوق دیجیتال به دنبال اعمال کمیابی دیجیتال است تا محتوا دسترسی راحت‌تری به مزیت مقیاس یا اقتصاد مقیاس (Economics of Scale یعنی مزیت کاهش هزینه در اثر افزایش حجم تولید داشته باشد.

اما آیا می‌توانید تصور کنید که فروش نسخه NFTشده رمان یک نویسنده بیش از نسخه الکترونیک سنتی (E-Book) یا حتی هدیه رایگان آن باشد؟ نسخه‌های NFTشده را می‌توان به عنوان اولین نسخه در نظر گرفت که ممکن است بعدا با سود قابل‌توجهی به کلکسیونرها فروخته شود.

از آنجایی که NFTها از مفهوم قراردادهای هوشمند پشتیبانی می‌کنند، از نظر تئوری امکان دریافت حق امتیاز دائمی معاملات برای نویسنده وجود دارد. به این ترتیب نویسنده برای تولید آثار بعدی از یک کمک هزینه بهره‌مند می‌شود؛ البته این موضوع فعلا فقط از نظر تئوری مطرح است، زیرا هنوز استانداردهای ERC721 در شبکه اتریوم شامل مفهوم حق امتیاز نیستند.

نکته قابل توجه دیگر هم این است که گرچه NFTها کمیابی دیجیتال را اعمال نمی‌کنند، اما تکنولوژی‌های زیربنایی هم صریحا مانع اعمال آن نمی‌شوند. مثلا هیچ قانونی وجود ندارد که جلوی ترکیب NFTها با DRM را بگیرد. یا هیچ دلیلی وجود ندارد که هنرمندان اجازه انتقال فایل‌های با وضوح بالا را به کاربران نداشته باشند. در حالی که نسخه‌های با وضوح پایین به صورت آزادنه در فضای آنلاین منتشر می‌شوند. بنابراین واگذار کردن موضوع کمیابی به طرفین درگیر در معامله، یک ویژگی برای NFTها محسوب می‌شود نه یک اشکال.

آیا NFTها خیالی هستند؟

دومین انتقاد مطرح در مورد NFTها، غیرمشهود بودن (Intangible) مدل مالکیتی آن‌ها است. این استدلال که ثبت در بلاکچین مشخص می‌کند چه کسی مالک چه چیزی است، درستی آن را اثبات نمی‌کند. برخی افراد NFTها را با خرید ستاره مقایسه می‌کنند. پلتفرم‌هایی که بدون هیچگونه مجوز نجومی پول شما را می‌گیرند و اطلاعاتی را در یک پایگاه داده ثبت می‌کنند. در نهایت یک گواهی خوش آب و رنگ برای شما ارسال می‌شود. این اقدام چیزی بیش از یک انتقال مالی یک‌طرفه نیست؛ به طور مثال سایت International Star Registry پکیج ثبت ستاره  Heirloom Ultimate Star Kit را به قیمت ۴۸۹ دلار می‌فروشد.

مقایسه NFT ها با پکیج‌های به نام زدن ستاره ها. آیا NFTها خیالی هستند؟
منبع: Cantrell.Medium.Com

حالا تصور کنید چنین سرویسی با مشارکت ناسا (NASA) و آژانس فضایی اروپا (European Space Agency) ارائه شود. یا اینکه یک سازمان ثالث با تاییدیه انجمن بین‌المللی نجوم مجاز به فروش حقوق نام‌گذاری ستاره‌ها باشد. حتی اگر پیاده‌سازی چنین ایده‌ای شبیه به اجرای فعلی باشد، احتمالا این پایگاه داده رکوردهای جدیدی را ثبت می‌کند و تکه کاغذهای بی‌ارزش فعلی وجاهت قانونی بیشتری پیدا می‌کنند.

یقینا نمی‌توان NFTها را مبدع ایده مالکیت انتزاعی یا ارزش غیرمشهود خیالی دانست. درحقیقت، اسناد خانه یا ماشین هم فقط یک تکه کاغذ هستند که همه ما آن‌ها را به عنوان نشانه مالکیت پذیرفته‌ایم. آیا بازار سهام شکلی از مالکیت اشتراکی انتزاعی نیست که حالا به همان اندازه کالاهای تولیدشده شرکت‌های دولتی واقعی است و ثروت بی‌حد و حصری را تولید می‌کند؟

آیا می‌توان قانونی برای مالکیت NFTها ایجاد کرد؟

به قول کاراکتر Darius در مجموعه Atlanta: همه چیز مصنوعی است. حواستان باشد (Everything’s made up. Stay woke) از ارز فیات بگیرید تا لاله‌های هلندی، ارزش اقلام کلکسیونی مانند فیگورهای اکشن و جعبه‌های غذا یا حتی ذخایر معدنی با چینش‌های کریستالی، چه در دنیای فیزیکی و چه در دنیای دیجیتال فقط چیزهایی دارای ارزش ذاتی هستند که مستقیما به بقای ما کمک کنند. صادقانه باید گفت که هر چیز دیگری به جز آن‌ها مصنوعی و ساختگی است.

به عبارت دیگر درست همانطور که امضاهای الکترونیک را قانونی کردیم، هر از گاهی لیگ‌های ورزشی جدید را تایید می‌کنیم یا اصطلاحات محاوره را رسما در فرهنگ لغت می‌پذیریم، هیچ چیزی هم مانع مشروعیت بخشیدن به بلاکچین‌های خاص و مجموعه‌ای از ویژگی‌های جدید نیست. ممکن است NFTها قابل تعویض نباشند، اما اصول و نهادهایی که انسان انتخاب می‌کند تا به آن‌ها معنا، ارزش و قدرت و اعتبار ببخشد قابل تعویض هستند.

اگر قبول نکنیم که ویژگی مشترک اکثر چیزهای باارزش، ویژگی‌های کمیاب آن‌ها و بیشتر بودن تقاضای بازار نسبت به عرضه است، بی‌انصافی کرده‌ایم. همانطور که پیشتر اشاره شد، NFTها بر خلاف DRM معمولا مانع کپی‌‌شدن مشخصه‌های NFTها نمی‌شوند، اما به خاطر وجود شکل دیگری از کمیابی یعنی مالکیت قابل تایید برتر هستند. به نظر می‌رسد تغییر ارزش‌گذاری کالاهای دیجیتال از شیوه‌های مجزا به سمت مالکیت مبتنی بر اجماع، حرکتی به سمت یک مدل اقتصادی است که باعث تحول دیجیتال می‌شود.

NFTها روشی برای ثبت اسناد به شیوه رمزنگاری امن و غیرمتمرکز

بسیاری از ما به دلیل یک طرز تفکر اجتماعی فکر می‌کنیم مالکیت بخش مهمی از قانون است. به عبارت دیگر تصور می‌کنیم اگر یک کالای دیجیتال را در اختیار داریم، این کالا چه یک نسخه کپی باشد یا «اصل»، به هر حال مالک آن هستیم. در خصوص ارزش کالاهای دیجیتال که قابلیت بی‌نهایت کپی‌شدن را دارند بهتر است، مالکیت را سندی برای کالای دیجیتال در نظر بگیریم نه برای مشخصه‌های آن. NFTها گزینه مناسبی برای ثبت این اسناد به شیوه رمزنگاری امن و غیرمتمرکز هستند.  

اگر بخواهیم جایگزینی برای اسناد دیجیتال و DRM (چه به صورت NFT یا مجموعه دیگری از استانداردها) بیابیم، می‌توانیم با یک تصمیم‌گیری جمعی فقط برای نمونه‌های اصلی آثار دیجیتال ارزش تعیین کنیم. اما درمورد مشخصه‌ها، مفهوم «اثر اصلی» چیز دیگری است. آنچه که در اینترنت مشاهده می‌کنید نه تنها در یک شبکه جهانی محتوا منتشر می‌شود بلکه در هارد دیسک محلی شما هم ذخیره می‌شود. به این ترتیب برای مشاهده مجدد، نیازی به بازیابی دوباره از طریق شبکه نیست.

تصور کنید یک رمان نویس هستید و برای اطمینان خاطر پروژه‌تان را روی سرورهای مختلف و دستگاه‌های مختلف ذخیره می‌کنید. هر بار که پیش‌نویس را برای ویراستار ارسال می‌کنید چندین نسخه کپی به طور خودکار ایجاد می‌شود. حالا کدام مجموعه از مشخصه‌های غیر‌قابل‌تمایز، نشان‌دهنده نسخه اصلی هستند؟ بر خلاف مفاهیمی مانند یک ماشین کلاسیک، یک کارت بیسبال یا یک کتاب طنز مصور در دنیای واقعی، مفهوم نمونه اصلی در دنیای دیجیتال به طور معناداری وجود ندارد. بنابراین دو گزینه موجود برای اعمال ویژگی کمیاب از طریق انواع مختلف DRM یا نوع جدیدی از انتزاع مالکیت (Ownership Abstraction) است که به وسیله اسناد رمزنگاری امن و غیرمتمرکز ارائه می‌شود.  

دلیل ناکارآمدی NFTها چیست؟

اگر NFTها حلال چالش مالکیت کالاهای دیجیتال در دنیای واقعی هستند پس چرا هنوز ناکارآمد به نظر می‌رسند؟ احتمالا پاسخ این است؛ وجود پروژه‌های اسکم و کلاهبرداری، تاثیرات زیست‌محیطی ناشی از فناوری‌های زیربنایی، تبلیغات گسترده، تجربه کاربری بیش‌از حد پیچیده، نقش NFTها در توزیع ناعادلانه ثروت و در نهایت اینکه NFTها بر خلاف ادعا، آنطور که باید غیرمتمرکز نیستند.

دلایل ناکارآمد بودن NFTها و ثروتمندترشدن هولدرهای ثروتمند NFT
منبع: Cantrell.Medium.Com

طبق گزارش فایننشال تایمز تا نوامبر ۲۰۲۱ (آذر ۱۴۰۰)، نه درصد از سرمایه‌گذاران NFT حدود ۸۰ درصد از کل ارزش بازار NFTها را در اختیار داشتند. مستطیل قرمز رنگ تصویر نشان می‌دهد که تعداد هولدرهای NFT در این بازه چقدر متمرکز بوده است. شاید این استدال دلیلی برای بخشودن افراد بدبین در مورد NFTها باشد. زیرا آن‌ها معتقد هستند که NFTها یک ابزار مالی است که با هدف ثروتمندتر‌ کردن ثروتمندان طراحی شده‌است.

جمع‌بندی

NFTها هنوز در ابتدای راه هستند. آنچه ما در حال حاضر می‌بینیم تنها شبیه به صفحه نمایش گوشی‌های هوشمند، سنسور شتاب‌سنج‌ و ژیروسکوپ‌هایی است که در نهایت به هدست‌های واقعیت مجازی پیشرفته امروزی تبدیل شدند. فناوری‌هایی که شکل‌دهنده اقتصاد و فرهنگ ما هستند باید تا حد امکان دردسترس، عادلانه و پایدار باشند. NFTها شکل جدیدی از ارائه مالکیت دارایی های دیجیتال هستند و مهم‌ترین مزیت آن‌ها مالکیت قابل تایید است. اما درست مانند هدست‌های VR باید مسیر تکامل را طی کنند. به نظر شما فناوری‌های جدید چقدر در حل چالش مالکیت دارایی های دیجیتال موفق می‌شوند؟ به عنوان صاحب یک اثر هنری دیجیتال یا حتی مالک یک NFT خاص چقدر در مورد ثبت مالکیت آن اطمینان دارید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

منبع
cantrell.medium.com

نوشته های مشابه

0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
دکمه بازگشت به بالا