چرا تعداد ارزهای دیجیتال اینقدر زیاد است؟ (بررسی اقتصادی و بازاریابی)

هر فردی که وارد فضای کریپتو می شود خیلی سریع متوجه میشود که کوین های زیاد مختلفی در این فضا موجود هستند. بیت کوین، اتریوم، ریپل، لایت کوین، بیت کوین کش، ترون، کاردانو و غیره. یک سرمایه گذار چگونه تشخیص می دهد که کدام کوین ها را برای سرمایه گذاری انتخاب کند؟

مباحثات زیادی در مورد اینکه چرا متنوع سازی در مورد دارایی های کریپتویی خیلی منطقی نمی باشد، مطرح است که از جمله آنها می توان به تاثیر شبکه‌ای پول اشاره کرد. در این مقاله بحث دیگری در مورد اینکه چرا اضافه کردن آلتکوین ها به یک پورتفوی دارای بیت کوین چندان منطقی نیست، ارائه می شود.

چرا متنوع سازی 

ارز دیجیتال

دلیل سنتی برای متنوع سازی استفاده بهینه از نسبت ریسک به پاداش می باشد. با خرید ۱۰ سهم مختلف به جای یک سهم چنین به نظر می رسد که می توان از شدت نوسان و اثرات منفی کاست زیرا تخم مرغ ها در سبد های مختلفی پخش شده اند (اشاره به ضرب المثل معروف تخم مرغ های خود را در یک سبد نچینید). هدف تقلیل نوسانات و خطرات برای به حداقل رساندن نسبت ریسک به پاداش می باشد. حوزه کاملی به این کار اختصاص یافته که تئوری پورتفو نامیده می شود، اما اهداف متنوع سازی کاملا واضح هستند: کاهش ریسک ضرر همیشگی و کم کردن نوسانات.

وقتی فردی ۱۰ سهم را برای یک پورتفو انتخاب می کند، این سهام معمولا تعدادی از ضرورت های حداقلی را دارند. به عنوان مثال باید تعدادی از پیش نیاز هایی را که توسط کمسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده تعیین شده است، دارا باشند که از جمله آنها می توان شفافیت، موجود بودن سابقه آنها برای بازار و مجازات در صورت تقلب در آمار و محاسبات را نام برد. این برای اطمینان حاصل کردن از این است که آنچه در زمان بازاریابی در مورد یک سهم ابراز می شود با واقعیت زیربنایی آن مخصوصا از لحاظ چشم انداز ها و شرایط مالی همنوایی داشته باشد.

متنوع سازی در این فضا ممکن است منطقی باشد زیرا دلیلی برای باور کردن این امر وجود دارد که آنچه توسط شرکت در مورد سهم گفته شده است حداقل به واقعیت نزدیک می باشد. در اینجا ریسک ها و پاداش های دور و بر یک سهم قابل درک است. بنابراین در اینجا خطای ریسک بیش از حد بزرگ نیست و دلایلی وجود دارد که باور کنیم که این شرکت ها حقیقت را می گویند.

داستان یک ارز دیجیتال در برابر حقیقت آن 

ارز دیجیتال

واقعیت یک ارز دیجیتال ریشه در کد آن دارد که متاسفانه بسیار پیچیده و سخت برای خواندن است و بسیاری از مردم آن را درک نمی کنند. از آنجا که ارز های دیجیتال در حیطه دیجیتال موجود هستند، کد و شبکه ای که آن ارز دیجیتال را ایمن می کند، واقعیت قضیه می باشد. در حالی که توانایی تحلیل واقعیت زیربنایی مهیاست اما برای بسیاری از مردم و حتی توسعه دهنده گان با تجربه نیز عملی نیست که به مطالعه کد زیربنای یک ارز دیجیتال در کمتر از چند ماه بپردازند.

از طرف دیگر، معمولا تبلیغات زیادی در مورد یک ارز دیجیتال موجود است و اینها ماجرا هایی هستند در مورد آنچه که این فناوری زیربنایی می تواند انجام دهد و همچنین کاربرد هایی که از منظر خالقان پروژه می توان متصور بود. اینها اغلب وایت پیپر هایی هستند که ادعا می کنند که جزئیات آن سیستم واقعی را نشان می دهند اما بر خلاف کد سخت گیرانه تعریف نشده اند. این سند سازی قابل درک تر می باشد و اغلب پیش از نوشتن هر گونه کدی بیرون داده می شود.

در زمینه ارز دیجیتال، به دلیل سختی و هزینه زیاد ارزیابی واقعیت زیربنایی، آنچه در بازاریابی گفته می شود به عنوان میان بر مورد استفاده قرار می گیرد. ممکن است افراد کمی به ارزیابی کد بپردازند اما اکثرا از آن چیز هایی که در بازاریابی گفته می شود استفاده می کنند زیرا ارزان تر و آسان تر می باشد.

عدم ارتباط بین داستان بازاریابی و واقعیت 

ارز دیجیتال

در اینجا این سوال مطرح می شود که آنچه در بازاریابی گفته می شود چه مقدار با واقعیت زیربنایی فاصله دارد؟ در بازار سهام همچنان که قبلا بحث شد، این دو نمی توانند زیاد از هم دور باشند و در این صورت با مجازات جدی مواجه می شوند. در مورد ارز دیجیتال، یک مکانیسم اجرایی برای همنوایی آنچه در بازاریابی گفته می شود با واقعیت زیربنایی وجود ندارد. در عوض، انگیزه تعهد بیش از حد در زمان بازاریابی و تحویل کمتر از حد انتظار در عرصه واقعیت موجود است.

آراسته کردن انچه در مرحله بازاریابی گفته می شود منجر به قیمت بالاتر می شود زیرا بسیاری از افراد از این میان بر برای ارزیابی استفاده می کنند. واقعیت فورا معلوم نمی شود و این سبب می شود که توسعه دهندگان کوین عذر های زیادی برای تاخیر داشته باشند. بنابراین انکار آنچه که در بازاریابی گفته شده است سخت می شود و وعده وعید بیش از حد موقعیت خوبی را برای این توسعه دهندگان فراهم می آورد تا همیشه بگویند که بعدا به این موضوع خواهیم پرداخت. به عبارت دیگر، اغراق در بازاریابی هزینه زیادی ندارد و خریداران زیادی را جذب می کند. در اینجا برعکس بازار سهام برای این اغراق ها مجازاتی وجود ندارد.

تحویل دادن چیزی کمتر از آنچه که تعهد شده است، برگ برنده واضح دیگری برای تیم توسعه دهنده کوین است. وعده هایی که تحویل آنها نیازمند هزینه زیادی می باشد لازم نیست که اصلا تحویل داده شوند. ضمنا آنها از قبل پول را دریافت کرده اند و آنچه که تحویل می دهند لازم نیست هیچ گونه استاندارد فنی را برآورد کند. از انجا که ارزیابی کدی که تحویل می دهند پر هزینه می باشد، بسیاری از مردم تنها به آنچه در بازاریابی گفته شده می چسبند و وارد حیطه واقعیت فنی نمی شوند. این پیاده سازی می توانذ یک آشفتگی به تمام معنا باشد، امنیت بررسی نشده باشد، تستی انجام نگرفته باشد و هیچ کس آنچه را که روی داده تشخیص نمی دهد.

آنچه که ما متوجه شده ایم این است که انگیزه هایی در این فضا برای تعهد بیش از حد و تحویل کمتر از آنچه تعهد شده وجود دارد. پاداشی که در مرحله بازاریابی وعده داده می شود در حد بالایی می باشد و به دلیل اینکه بسیاری از مردم از این استاندارد برای ارزیابی استفاده می کنند، قیمت آینده خیلی خوش بینانه ای را انعکاس می دهد. در نتیجه نسبت ریسک به پاداش بسیار بالاست و از دست دادن همیشگی سرمایه بسیار محتمل است. در چنین محیطی جای تعجب نیست که بسیاری از کلاه برداری ها به شیوه جنون آمیزی راه اندازی شده باشند.

پیامد ها 

ارز دیجیتال

در حالی که افراد زیادی به جای اینکه متکی بر واقعیت فنی باشند بر آنچه که در بازاریابی گفته می شود اتکا می کنند و در این فضا انگیزه برای تعهد زیاد و تحویل پایین تر از سطح تعهد وجود دارد، آشفتگی و هرج و مرج عظیمی در این صنعت موجود است. بررسی بسیاری از کوین ها به فراسوی آنچه که در بازاریابی در مورد آنها گفته می شود، راه پیدا نمی کند و حتی گاها این مرحله هم انجام نمی گیرد. نتیجه این امر یک هرم اعتماد معکوس بزرگ می باشد که بنیان گذار در کف آن قرار دارد.

حقیقت فنی معمولا تنها توسط تعداد کمی درک می شود و دیگران به آنچه اعتماد می کنند که خالقان پروژه در وایت پیپر ذکر می کنند. در واقع چیزی داستان بازاریابی و واقعیت را مجبور نمی کند که با همدیگر همنوایی داشته باشند و در عوض اطلاعات در مورد کوین مورد نظر از جانب گروه کوچکی از افرادی که آن را ایجاد کرده اند می آید. زی کش ممکن است فناوری جالب شگفت انگیزی داشته باشد اما برای مدت زمانی طولانی جعل می شد. این در حالی است که زی کش یکی از آلت کوین هایی است که مسئولیت پذیری بیشتری دارد و بنابراین تعداد زیادی از آلت کوین های دیگر آسیب پذیری های پنهانی دارند.

این یعنی که اکثر کوین های موجود در این صنعت ریسک بالایی دارند. اکثر آنها امیدی برای رسیدن به آنچه که در بازاریابی ادعا کرده اند ندارند. بسیاری از این پروژه ها سابقه ای در تحویل چیزی ندارند و نسبتا ناشناخته هستند. اگر این کوین ها جزو سهام بودند، به بازار فرابورس فرستاده می شدند و به دلیل حق بیمه ریسک قیمت بسیار پایینی می داشتند. متنوع سازی سهام ناشناخته فرابورس ریسک را کاهش نمی دهد و در اینجا متنوع سازی کلا منتفی است.

بیت کوین چطور؟

شما ممکن است در این موقع بپرسید که آیا بیت کوین هم همین طور است؟ سوال خوبی است و جواب آن خیر می باشد. دلیل این امر این است که بیت کوین توسط هزاران نفر اگر نگوییم ده ها هزار نفر در خلال سال ها با دقت مورد بررسی قرار گرفته است. حتی وقتی که وایت پیپر بیت کوین برای بار اول بیرون داده شد، محیط آن مانند امروز نبود و به نظر چیزی برای سرمایه گذاری نبود. وقتی که بیت کوین راه اندازی شد، افراد کمی در حال مدیریت نود ها و استخراج بودند و واضح است که بیت کوین در آن روز ها با چیز باارزشی ترید نمی شد. انگیزه ای برای تعهد بیش از حد و آراستن بیت کوین در آن زمان موجود نبود. علاوه بر این، وایت پیپر با دقت و درستی بیت کوین را توصیف کرد و محصولی فراتر از حد توصیف شده نیز تحویل داده شد. در حقیقت باید گفت که وایت پیپر بعد از کد نوشته شد.

علاوه بر این، از آنجا که بیت کوین اولین کوین بود، بررسی بسیار دقیق تر و بزرگتری در مورد پایه کد آن صورت گرفت. شاهد واضحی برای این ماجرا این است که خالقان آلت کوین اغلب با بررسی دقیق پایه کد بیت کوین، کوین خود را ایجاد می کنند. علاوه بر این، بیش از ۵۰۰ مشارکت کننده تقاضای تغییرات و اصلاحات خود را ادغام کرده اند و در واقع بیت کوین بزرگترین پروژه متن باز ارز دیجیتال است.

آلت کوینی که از بیت کوین فورک شده باشد چطور است؟

ارز دیجیتال

حال ممکن است توجه شما به کوین هایی جلب شود که زیاد از بیت کوین فاصله نگرفته اند. لایت کوین، بیت کوین کش و بیت کوین SV و دیگران اساسا تنظیماتی حساس و کوچک به نسبت پایه کد بیت کوین به عمل آورده اند.

در اینجا دو سوال مطرح می شود. اول اینکه چه تغییراتی به نسبت بیت کوین انجام شده است؟ و دوم اینکه پایه کد چگونه حفظ شده است؟

جواب سوال اول آسان است و تفاوت اصلی این است که آلت کوین متمرکز است. تفاوت فنی در اینجا معمولا خیلی کم است و چنین کوینی ریسک و نوسانات را کاهش نمی دهد و در نتیجه متنوع سازی را منتفی می کند.

سوال دوم مهمتر می باشد. اگر کوین پایه کد را همانند بیت کوین حفظ نکند، پس ریسک بزرگتری مطرح خواهد بود. این ممکن است به شکل یک تیم توسعه کوچک تر، فعالیت توسعه کمتر و یا کیفیت ادغام تقاضا ها برای تغییر و اصلاح خود را نشان دهد. تغییرات به نسبت کد از زمان فورک را می توان ارزیابی کرد تا واقعیت فنی زیربنایی را تعیین کرد. این فرآیندی پر هزینه و کند است و اکثر مردم آن را انجام نمی دهند.

در مورد این آلت کوین های فورک شده باید گفت که کیفیت بدتر می شود و کاهش ریسکی موجود نمی باشد. به عبارت دیگر، این کوین ها را می توان به عنوان بیت کوین های بد تری توصیف کرد که ویژگی های مطلوب تقلیل ریسک و نوسانات را به پورتفو اضافه نمی کنند.

پس چه نوع متنوع سازی منطقی است؟ 

ارز دیجیتال

ما می دانیم که بیت کوین به شیوه های زیادی از آلت کوین ها متفاوت است. اولا بیت کوین غیر متمرکز است و آلت کوین ها چنین نیستند. ثانیا بیت کوین در هنگام ایجاد انگیزه های انحرافی نداشته است در حالی که آلت کوین ها اکثرا چنین نیستند. سوما بیت کوین بزرگترین حجم بازار را دارد.

بنابراین برای هر گونه ورود به این فضا به بیت کوین نیاز است. حال سوال این است که چه چیز دیگری را وارد پورتفوی خود می کنید؟

جواب این است که باید تحقیق خودتان را انجام دهید. داده هایی که موجودند اکثرا مواد بازاریابی هستند، این داده ها پر از اغراق و وعده وعید های دشوار و یا گاها ناممکن هستند. از آنجا که آلت کوین ها همان ریسک فرابورس را دارند، بنابراین بررسی بسیار دقیق تری از بیت کوین برای آنها مورد نیاز است. بنابراین تحقیق واقعی به معنی ارزیابی کد می باشد.

اگر شما ندانید که چگونه کد را بخوانید و یا بد تر اگر کد متن بسته باشد و یا هنوز نوشته نشده باشد، شروع مشکل خواهد بود. واقعیت فنی این ارز را نمی توان تایید کرد.

اگر قادر به خواندن کد باشید اما نخواهید که به آن وقت اختصاص دهید باز هم شروع خوبی نخواهید داشت. اطمینان کافی در مورد چنین کوین هایی وجود ندارد تا بدانیم که فاصله بین مواد بازاریابی و واقعیت زیربنایی زیاد نیست. اتکا بر چیز های دیگری مانند عقاید افراد در تویتر و یوتیوب ممکن است بر اساس مواد بازاریابی جانبدارانه و منافع شخصی افراد باشد نه بر اساس کد. و این الزامی برای همنوایی با واقعیت ندارد.

پس برای اینکه یک ارز دیجیتال واجد شرایط برای سرمایه گذاری شود باید تحقیقات قابل توجه ای را در مورد آن انجام داد. حجم بازار و نقدینگی بسیاری از کوین ها اندک است و چنین دارایی هایی ارزش وقت گذاشتن و تحقیق را ندارند زیرا به احتمال زیاد در نهایت غیر قابل سرمایه گذاری می باشند.

نتیجه گیری

متنوع سازی در ارز های دیجیتال خیلی منطقی نیست. انگیزه برای دور بودن تبلیغات بازاریابی این کوین ها از واقعیت زیربنایی آنها فراهم است و ارزیابی درست هر کوین بسیار پر هزینه است. سرمایه گذاری در آلت کوین ها بدون نگاه کردن کد مانند متنوع سازی در سهام تصادفی فرابورس است بدون اینکه هیچ تحقیقی انجام شود. چنین اقدامی باعث افزایش ریسک و نوسان می شود و آن را تقلیل نمی دهد.

علاوه بر این، با توجه به انگیزه های موجود، نگاه کردن به کد نیز احتمالا اتلاف وقت باشد. به همین خاطر است که حجم بازار فرابورس در مقایسه با NASDAQ یا NYSE اینقدر پایین است.

یکی از ارز های دیجیتال که سرمایه گذاری در آن منطقی است، بیت کوین می باشد زیرا از طریق تولد منحصر به فرد خود واجد شرایط شده است و بعد از گذشت ۱۰ سال از حیات خود هنوز مطرح است و تغییرات و اصلاحاتی در آن اعمال شده است. اضافه کردن بیت کوین به پورتفو جنبه مثبتی است و ریسک و نوسان را کاهش می دهد. اضافه کردن آلت کوین های ناشناخته چنین نیست و بنابراین منطقی به نظر نمی رسد.


54321
امتیاز 5 از 1 رای

منبع medium
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال نظر

  اشتراک  
جدید ترین قدیمی ترین محبوب ترین
اطلاع از
ناصر احمدی

فقط از ۳۰ ارز اول خرید کنید

عضویت در کانال تلگرام میهن بلاکچین