نسل سوم وب (Web 3) شکل تکاملیافته اینترنت کنونی است و پروتکلهای غیرمتمرکز و مالکیت جمعی را جایگزین واسطههای متمرکز میکند. وب ۳ ویژگیهای فراوانی دارد که برای افراد علاقهمند و طرفداران دنیای کریپتو بسیار جذاب است. به هر حال باید بدانیم که وب ۳ یک صنعت بکر و خاص است که هنوز به مرحله پذیرش انبوه نرسیده است. اما چه دلایلی مانع پذیرش انبوه وب ۳ میشود؟ چرا صنعت وب ۳ با همه قابلیتها و نوآوریها هنوز به طور گسترده مورد استقبال کاربران عادی قرارنگرفته است؟ با میهن بلاکچین همره باشید.
دلایل عدم پذیرش انبوه وب ۳ چیست؟
فناوری زیربنایی وب ۳ واقعی و بسیار کارآمد است، اما قطعا موانعی وجود داشته است که هنوز افراد بسیاری جزء کاربران فعال Web ۳ نیستند. در یکی دو سال گذشته سر و صداهای زیادی پیرامون وب ۳ و دستاوردهای آن وجود داشت و پروژههای زیادی در این حوزه فعالیت میکردند. در نهایت و در عمل هنوز شاهد آن نیستیم که کاربران زیادی در این پروژهها مشارکت داشته باشند. به عبارت دیگر هنوز وب ۳ جایگاه واقعی و عملی خود را پیدا نکرده است.
اگرچه معمولا محدودیتهای مربوط به مقیاسپذیری (Scalability) بلاکچین به عنوان مهمترین عامل عدم پذیرش انبوه وب ۳ ذکر میشود، اما این فقط یکی از دلایلی است که موجب شده تا کاربران عادی تمایلی به استفاده از نسل سوم وب نداشته باشند. در ادامه به بررسی ۶ عامل اثرگذار در عدم پذیرش انبوه وب ۳ میپردازیم.
۱. وب ۳ یک تکنولوژی پیشرفته است که درک آن برای عوام دشوار است
توضیح مفهوم وب ۳ برای افراد مبتدی دشوار است، به ویژه اینکه هیچ تعریف کلی برای آن وجود ندارد. هر کسی به شیوه خودش ویژگیهای ارزشمند این صنعت را تفسیر میکند. از این رو برای افراد عادی این سوال پیشمیآید که «چرا وب ۳ باید برای من مهم باشد؟» یا اینکه «نسل سوم وب چه مزایا و فوایدی برای زندگی روزمره من دارد؟»
در تعاریف و توضیح ویژگیهای وب ۳ معمولا به موضوعاتی مانند تمرکززدایی، مقاومت در برابر سانسور، تغییرناپذیری و شفافیت اشاره میشود. چنین توضیحاتی زیرمجموعههای کاملا فنی و اصطلاحات صنعتی زیرساخت وب ۳ هستند.
اگرچه چنین توضیحاتی برای درک مفاهیم و ارزشهای اصلی وب ۳ و جزئیات پیادهسازی فنی آن مفید است، اما همه اینها تنها یک ابزار برای رسیدن به هدف اصلی یعنی پذیرش انبوه وب ۳ هستند. سوال اصلی این است که چطور باید این مفاهیم پیچیده و ارزشهای ناملموس را به برنامههای وب ۳ تبدیل کرد تا کاربر عادی بتواند آنها را درک کند و علاقهمند به استفاده از آنها شود؟ طبیعتا لازمه پاسخ به این سوال شناسایی کاربردهای وب ۳ در دنیای واقعی است.
۲. لزوم تعامل چرخشی در وب ۳ و ناآشنایی کاربران جدید با این مکانیزم
نخستین برنامه اصلی وب ۳ با هدف ایجاد توکنهای دیجیتالی (مانند بیت کوین) با سیاستهای پولی از پیش تعیین شده و قابلیتهای پرداخت همتا به همتا (P2P)، بدون نیاز به واسطه متمرکز ساخته شد. اگرچه توکنهای دیجیتال برای افراد بسیاری جذاب هستند اما معایبی نیز دارند. به طور مثال توکنهای قابل انتقال کاربردهای محدودی دارند، به دلیل نوسان قیمت برای مبادله مناسب نیستند و در مقایسه با ارزهای سنتی پذیرش کمتری دارند.
در تصویر بالا تفاوت تراکنشهای متمرکز و غیرمتمرکز نشان داده شده است:
تراکنشهای متمرکز
- باب از طریق بانک خودش برای آلیس پول ارسال میکند.
- بانکهای باب و آلیس حضانت کامل وجوه و انتقال پول میان آنها را بر عهده دارد. هر دو بانک موجودی حساب کاربران خود را در یک دفتر کل داخلی خصوصی نگهداری میکنند.
- آلیس از طریق بانک خودش پول را دریافت میکند.
تراکنشهای غیرمتمرکز
- باب از طریق بلاکچین برای آلیس پول ارسال میکند.
- بلاکچین بدون دخالت شخص ثالث قابل اعتماد پول را میان اکانت کاربران جابهجا میکند. همچنین حضانت و آپدیت موجودی حساب کاربران را در یک لجر عمومی مشترک انجام میدهد.
- آلیس پول را از طریق آدرس عمومی خود دریافت میکند.
در یک سیستم مالی سنتی که شکست سیستمی آشکاری نداشته باشد، ارزش پیشنهادی ضرب و انتقال توکن بهتنهایی کافی نیست و فایدهای ندارد. درک این موضوع در نهایت منجر به ایجاد موارد کاربردی وب ۳ از قبیل امور مالی غیرمتمرکز (Decentralized Finance) میشود. دیفای کاربرد توکنهای دیجیتال را به چیزی فراتر از یک انتقال ساده گسترش میدهد. بنابراین مصرفکنندهها و کاربران میتوانند اموری را که قبلا در سیستمهای مالی سنتی به آنها عادت کردهاند مانند وامدهی و قرضدهی، مبادله، پوشش ریسک و هجینگ (Hedging) را انجام دهند.
با این حال از آنجایی که هنوز بسیاری از برنامههای دیفای عمدتا روی توکنها متمرکز هستند، یک اقتصاد چرخشی سفتهبازی روی توکنهایی که ارزش آنها تا حدی ناشی از سودآوری سفتهبازی است، شکل میگیرد. با توجه به اینکه کاربران بومی وب ۳ از قبل دارای این توکنها هستند، سودآوری این گروه از کاربران از محصولات دیفای جای تعجب ندارد؛ اما برای کاربری که قبلا مالک یک توکن رمزنگاری نبوده فضای دیفای بیشتر شبیه به یک کازینو است تا یک سیستم مالی جایگزین.
منبع:blog.chain.link
استفاده از داراییهای توکنیزه شده در وب ۳ برای نجات امور مالی
وجود امور مالی غیرمتمرکز به این معنا نیست که در حال حاضر مکانیزم دیفای کاملا به صورت چرخشی است. به طور مثل استیبل کوینها نوعی توکن هستند که ارزش آنها به دارایی دیگری مانند ارزهای فیات گره خورده است و پشتوانه دارند. این گروه از توکنها به منزله «دلارهای قابل برنامهریزی» هستند که میتوان آنها را در سطح جهانی معامله کرد و در عرض چند ثانیه تسویه میشوند. در حال حاضر استفاده از دلارهای دیجیتال برای کاربران معمولی ایده مناسبتری است زیرا زندگی آنها بر مبنای خرید، پسانداز و خرج کردن چنین ارزهایی میچرخد.
امروز ارزش استیبل کوینهایی که قابلیت استفاده در برنامههای دیفای را دارند به ۱۴۰ میلیارد دلار میرسد. از این رو اکوسیستم دیفای برای کاربران کارآمدتر شده است و میتوانند از طریق ایجاد حسابپسانداز آنچین فعالیتهای مورد نظر را انجام دهند. توسعهدهندگان هنگام اعمال ویژگیهای ارزشمند وب ۳ در داراییهای مورد استفاده کاربران باید پاسخ مناسبی برای «چرایی استفاده از وب ۳» در نظر بگیرند.
رویکرد کلی اسکئومورفیسم (skeuomorphism) مالی آنچین این است که اصول اولیه مالی موجود در دنیای واقعی را ابتدا شبیهسازی و سپس روی زنجیره پیادهسازی کند. این رویکرد برنامههای کاربردی وب ۳ را به شیوهای واقعی و مرتبط با زندگی روزمره به عموم مردم معرفی میکند.
داراییهای دنیای واقعی توکنیزهشده (RWA) و زیرمجموعه آنها یعنی استیبلکوینها فرصتی برای کوتاهتر کردن حلقه چرخشی سفتهبازی موجود در دیفای هستند. به طور مثال املاک و مستغلات، اوراق قرضه شرکتی یا دولتی، قراردادهای تقسیم درآمد، کالا و هر دارایی دیگری در اقتصاد مالی سنتی میتواند به دارایی توکنیزهشده تبدیل شود. به هرحال لازمه توکنیزهکردن داراییهای دنیای واقعی، فداکردن یکسری از ویژگیها بهویژه تمرکز زدایی و بهحداقل رساندن اعتماد است. قطعا برنامههایی که از RWA پشتیبانی میکنند ارزش بیشتری برای وب ۳ ایجاد میکنند.
۳. مالیسازی بیش از اندازه در وب ۳
اگرچه دیفای، استیبلکوینها و داراییهای توکنیزهشده روشهایی برای پذیرش انبوه وب ۳ هستند، اما مسئله اینجاست که کاربران معمولی چندان به امور مالی اهمیت نمیدهند. ممکن است بسیاری از کاربران از خدمات مالی استفاده نکنند یا اصلا به نکات فنی ظریف نحوه تسویه محصولات مالی اهمیت ندهند. تنها موضوعی که برای آنها مهم است انجام تراکنشها و معاملات روزانه است، مثلا آنها فقط میخواهند از کارت اعتباری خودشان برای خرید اقلام خوراکی استفاده کنند. اگر هدف اصلی وب ۳ صرفا مبتنی بر مالیسازی بیشاز حد باشد، بنابراین بخش بزرگی از بازار مخاطب از دست میرود.
بسیاری از سردرگمیها در مورد وب ۳ از همین مسئله ناشی میشود. اگر وب ۳ «نسخه غیرمتمرکزی از اینترنت فعلی» است، پس سایر موارد معمولی که به آنها عادت کردیم کجا هستند؟ مواردی مانند برنامههای پیام رسانی، رسانههای اجتماعی، پخش فیلم، تجارت آنلاین یا حتی وبلاگها.
منبع:blog.chain.link
کاربردهای غیرمالی وب ۳ هنوز در مراحل ابتدایی خود هستند. به طور مثال پیادهسازی یک پلتفرم رسانه اجتماعی از طریق وب ۳ میتواند به شکل یک پروتکل غیرمتمرکز باشد. کاربران میتوانند با استفاده از این پروتکل یک پروفایل آنلاین بسازند که کلیه محتوای تولیدشده توسط کاربر و گراف اجتماعی دنبالکنندهها و دنبالشوندهها را شامل میشود. سپس میتوان نمایههای کاربران را با سیاستهای مختلف تعدیل محتوا در انواع رابطهای فرانتاند انتقال داد.
پروتکل لنز (Lens) توسط آوه (Aave) ایجاد شده است و یکی از نمونههای پروتکل گراف اجتماعی غیرمتمرکز است که همین هدف را دنبال میکند. گراف اجتماعی کاربر که از طریق تعاملات ذخیره شده در بلاکچین اثبات سهام (PoS) پالیگان (Polygon) بهدست میآید در سراسر برنامه قابل انتقال است. برخورداری از یک هویت اجتماعی یک ابزار قدرتمند در وب ۳ است و نگرانیهای مربوط به الگوریتمهای انتخاب محتوای دستکاریشده و تاکتیکهای ظالمانه حذف پلتفرم را برطرف میکند.
منبع:blog.chain.link
در مورد رسانههای اجتماعی غیرمتمرکز دو حالت وجود دارد؛ ممکن است این رسانهها قاتل قطعی اپلیکیشنهای غیرمالی وب ۳ باشند یا اصلا چنین اتفاقی نیفتد. اما به هر حال وب ۳ میتواند کاربردهایی برای یک اقتصاد سازنده یا حوزههای گیمینگ (Gaming)، متاورس (Metaverse)، سازمان خودگردان غیرمتمرکز (DAOs) یا سایر موارد داشته باشد. قطعا باید وب ۳ را به موضوعاتی فراتر از مالیسازی بیشازحد خالص گسترش داد.
۴. تجربه کاربری پیچیده در وب ۳
از نظر تئوری، وب ۳ تجربه کاربری (UX) بسیار بهتری را نسبت به اینترنت موجود ارائه میدهد. کاربر به جای مدیریت تعداد زیادی از نامهای کاربری و رمز عبور منحصر به فرد برای هر وبسایت یا اعتماد به یک ارائهدهنده سرویس متمرکز، میتواند از طریق یک کلید خصوصی واحد احراز هویت کند و از همان کلید برای تمام برنامههای مبتنی بر وب ۳ استفاده کند. به این ترتیب نه نتها تجربه کاربری سادهتر میشود، بلکه کاربر میتواند بدون نیاز به تایید واسطههای متمرکز مالک دادههای خودش باشد و مستقیما به برنامهها دسترسی داشته باشد.
منبع: blog.chain.link
به هر حال برای استفاده از وب ۳ کاربران باید استانداردهای مختلف احراز هویت را بدانند، کلیدهای خصوصی و عبارات بازیابی را به صورت دستی مدیریت کنند، از نحوه دانلود و استفاده از افزونههای مرورگر یا کیف پولهای موبایلی آگاه باشند و همه این موارد را با مجموعه استانداردهای بلاکچینهای مختلف انطباق دهند. به همین دلیل کاربر در اغلب موارد دچار سردرگمی و ناامیدی میشود.
منبع: blog.chain.link
عبارات بازیابی؟ آی دی زنجیره (ChainID)؟ قیمت گس؟ تایید توکن؟ تراکنشهای برگشتی؟ نهایی شدن تراکنش؟ همه اینها مفاهیمی نسبتا دشوار و فنی هستند که کاربر برای تعامل با یک برنامه آنچین وب ۳ باید آنها را بداند. حتی اگر کاربر درک درستی از این مفاهیم داشته باشد تعامل با برنامههای وب ۳ شبیه به راهرفتن روی پوست تخم مرغ است. زیرا همیشه باید مراقب باشد که به مولفههای درگیر در تعامل (کیف پول سخت افزاری، افزونههای وب ۳، وبسایتهای فرانت اند، نود RPC و بلاکچین) آسیبی وارد نشود.
منبع: blog.chain.link
مقصر تجربه کاربری ضعیف فعلی وب ۳ هیچ پروژه یا پروتکل خاصی نیست. اگرچه تلاشهای زیادی برای یکپارچهسازی تجربه کاربری در وب ۳ انجام میشود، اما نمیتوان وضعیت نامطلوب فعلی را انکار کرد. مدیریت و نگهداری امن کلید خصوصی یک مسئولیت مهم و جدی است و مشابه آن در وب ۲ وجود نداشته است. اگر به هر علتی دسترسی کاربر به عبارات بازیابی از بین برود، هیچ راهی برای «بازنشانی رمزعبور» وجود ندارد.
با وجود پیچیده بودن رابطهای رایج مانند آنچه که در تصویر زیر میبینید، کاهش کاربران جدید جای تعجب ندارد.
منبع: blog.chain.link
راهحلهای بهبود تجربه کاربری وب ۳ چیست؟
حل مشکل تجربه کاربری در وب ۳ نیازمند رویکردی برای بهحداقلرساندن نکات فنی و ریسکهایی است که کاربران با آنها مواجه هستند. چنین رویکردی در نهایت منجر به خلق «سوپر اپلیکیشنهای» وب ۳ میشود که ضمن برطرف کردن پیچیدگیهای موجود فقط قابلیتهای مورد نیاز برای تعامل با دنیای وب ۳ را در اختیار کاربر قرار میدهند. کوین بیس (Coinbase) و رابین هود (Robinhood) دو نمونه از پلتفرمهایی هستند که با استفاده از تجارب خود کیف پولهای وب ۳ بدون اصطکاک (Frictionless Web3 Wallet) را معرفی کردند.
کوین بیس یک مرورگر وب ۳ را مستقیما در برنامه اصلی موبایلی خود ادغام کرد. این مرورگر برای تولید کلید خصوصی به صورت توزیعشده از محاسبات چندجانبه ایمن (MPC) استفاده میکند. نتیجه این کار یک سیستم کیف پول «نیمه حضانتی» است که کلید خصوصی کاربر را میان سه موجودیت تقسیم میکند و امضای هر تراکنش نیازمند دو بخش از کلید خصوصی است. کاربر و کوین بیس هر کدام یک بخش از کلید را در اختیار دارند. بخش سوم را نیز میتوان به عنوان پشتیبان در یک راهحل ذخیره سازی سرد یا نزد یک شخص ثالث قابل اعتماد نگهداری کرد. در صورتی که کاربر به دستگاه خود و در حقیقت به بخشی از کلید خصوصی دسترسی نداشته باشد، میتوان از مکانیزم بازیابی برای دسترسی مجدد به کیف پول استفاده کرد.
اگرچه در این مکانیزم ویژگی اعتماد به اندازه راهحلهای خودحضانتی به حداقل نمیرسد، اما چنین راهکارهایی تجربه کاربری را به طور قابل توجهی بهبود میبخشند. بهعلاوه برای کاربرانی که مستعد ازدستدادن تصادفی کلید خصوصی هستند روش امنتری است. راهحلهای دیگری مانند بازیابی اجتماعی راهی برای ایجاد UXهایی است که کاربران قبلا در دنیای وب ۲ تجربهکردهاند.
۵. عصر Dial-Up در وب ۳
در حال حاضر یکی از مهمترین محدودیتهای وب ۳ مقیاسپذیری محدود و تاخیر بالای تراکنشها (Latency) در بلاکچینهای عمومی و رایج است. معمولا مقیاسپذیری را معادل با افزایش توان عملیاتی تراکنش میدانند. اما تفسیر جامعتر مقیاسپذیری این است که علاوه بر افزایش توان عملیاتی تراکنش، هزینه تایید دفتر کل بلاکچین باید پایین نگهداشته شود. در حال حاضر بلاکچینهایی با توان عملیاتی بالا وجود دارد که البته ممکن است ویژگیهایی مانند تمرکززدایی، امنیت یا قابلیت اعتماد را فدای توان عملیاتی کنند.
ویتالیک بوترین در جایی گفته است: «در عصر اینترنت پول نباید هر تراکنش پنج سنت هزینه داشته باشد». با توجه هزینههای گس اتریوم شاید این گفته او کمی خندهدار به نظر برسد اما تقریبا همه با او موافق هستند. قطعا میلیاردها کاربر نسل بعدی وب ۳ حتی اگر تجارب کاربری بهبود پیدا کند و ملموستر شود، اما نهاییشدن تراکنشهای زمانبر و پرهزینه باشد از آن استقبال نمیکنند.
از آنجایی که مقیاسپذیری یکی از موانع آشکار پذیرش انبوه وب ۳ است، بسیاری از بلاکچینها تلاش میکنند از طریق محاسبات موازی (Parallelized Compute)، رول آپهای مدولار (Modular Rollups)، خوشههای زنجیره جانبی (Sidechain Clusters) و سایر روشها مقیاسپذیری را بهبود دهند. بسیاری از این راهحلها هنوز در مراحل ابتدایی هستند، اما مقیاسپذیری یک چالش فنی است و سرانجام در چند سال آینده حل میشود. موضوع مبهمی که وجود دارد این است که یک اکوسیستم وب ۳ مقیاسپذیر چگونه باید باشد؟ یک دنیای چند زنجیرهای متشکل از لایه ۱های مستقل و سایدچینها؟ یک دنیای چند رولآپی متشکل از راهحلهای لایه ۲؟ یا بلاکچینهای لایه ۱ مبتنی بر سرور فارمهای با توان عملیاتی بالا؟ و شاید هر سه با هم وجود داشته باشند؟
۶. موانع قانونی
هنگام بحث در مورد موانع پذیرش انبوه وب ۳ باید به نکته دیگری هم توجه کرد. فقدان چارچوبهای قانونی و دستورالعملهای روشن در خصوص داراییهای رمزنگاری، اپلیکیشنهای غیرمتمرکز و سازمانهای غیرمتمرکز توانایی وب ۳ را برای رسیدن به یک مقیاس جهانی محدود میکند.
از آنجایی که موسسات و سازمانیهای سنتی به یک سری چارچوبهای قانونی روشن یا خط مشی سیاسی عادت کردهاند، بدون چنین قوانینی نمیتوانند به راحتی با اکوسیستم وب ۳ درگیر شوند و منابعشان را در این اکوسیستم مستقر کنند. اما بالعکس با وجود یک سری چارچوبها و قوانین که عمدتا از طریق همکاری صنعت برای جلوگیری از سرکوب نوآوری بهدست میآید، موسسات و سازمانها نیز از وب ۳ به عنوان ارائهدهنده خدمات برای پایگاههای مشتری موجود خود استقبال خواهند کرد.
سخن پایانی
نسل سوم وب راهی برای تغییر از واسطههای متمرکز به سمت نرمافزارهای غیرمتمرکز و شفاف است. وب ۳ میتواند مزایای زیادی برای ما ایجاد کند و ارائه خدمات را به سطحی ببرد که بعضا از مطلوب هم برای ما بالاتر است. اما همانند هر فناوری نوآورانه دیگری برای پذیرش انبوه وب ۳ نیز موانعی وجود دارد که باید آنها را برطرف کرد. شما چه موانع دیگری را بر سر راه پذیرش گسترده Web 3 میبینید؟ آیا در آیندهای نزدیک شاهد حضور پررنگ وب ۳ در زندگی روزمره