طی چند سری مقاله با عنوان «بررسی وضعیت دیفای»، سعی کردیم از ابتدا نگاهی به این حوزه بیندازیم و ببینیم که در مسیر پیدایش DeFi چه وقایعی رخ داده است. بلاکچین ثابت کرده است که میتواند با تکیه بر ویژگی عدم تمرکز، امور مالی غیرمتمرکز را تقویت و به شفافیت آن کمک کند. دیفای در این مسیر پر فراز و نشیب، همچنان حرفهای زیادی برای گفتن دارد و پتانسیل آن هنوز برای همه آشکار نشده است. شاید این حوزه بتواند در آینده مجددا نگاهها را به سمت خود جلب کند. آنچه در این مقاله از میهن بلاکچین میخوانید، آخرین بخش از سری مقالات مربوط به وضعیت DeFi است که توسط اسپارتان لبز (Spartan Labs Research) و کوین مارکت کپ (CoinMarketCap) تدوین شده است. در این مقالات ابتدا به سراغ تاریخچه و پروتکلهای دیفای رفتیم و در بخش دوم نگاهی به مقیاسپذیری اتریوم و بلاکچینهای لایه یک انداختیم. قسمت سوم هم به تولد دوباره دیفای و پروتکلهای موفق آن مربوط بود و حالا وقتش رسیده است که نگاهی به قانونگذاری و آینده دیفای بیندازیم.
قانونگذاری دیفای؛ در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟
برای آنکه DeFi دوباره متولد شود، نمیتوانیم تنها نگاهی بسته و درونی به قضیه داشته باشیم. در حالیکه بهبود طراحیهای توکنومیکس (Tokenomics) و پروتکلها در این مسیر بسیار حیاتی است، فضای دیفای همچنین باید به سایر توسعهها و تحولات هم توجه داشته باشد. چندین نمونه خارجی از همین موارد در نیمه دوم سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) و در مقیاس بزرگ اتفاق افتاد. در هفتمین روز از آگوست ۲۰۲۲ (۱۶ مرداد ۱۴۰۱)، میکسر خصوصی تورنادو کش (Tornado Cash) توسط دفتر کل کنترل سرمایههای خارجی دپارتمان خزانهداری (Office of Foreign Asset Control یا به اختصار OFAC) تحریم شد. در جریان تحریم تورنادو کش، بیش از ۴۰ کیف پول اتریوم و همچنین USDCهای مرتبط با آن نیز تحریم شدند.
این مسئله، تغییر رویکرد بسیار مهمی را در روش کار OFAC نشان میداد. تحریمهای قبلی معمولا نهادهای مشخصی را هدف قرار میدادند که ابزارهای خاصی را برای اقدامات مخرب و بدخواهانه به کار گرفته بودند. اما این بار کل ابزارها یا در این مورد ویژه سورس کد مستقیما زیر ذرهبین قرار گرفت که پیامد منفی این امر به سرعت آشکار شد.
صرافی غیرمتمرکز و محبوب DYDX به سرعت حسابهای کاربری مرتبط با تورنادو کش را مسدود کرد. گیتهاب هم اکانت Mixer را تعلیق کرد. سرکل (Circle) هم این وسط بیکار ننشست و اقدام به فریز کردن USDTهایی به ارزش ۷۰ هزار دلار در پلتفرم میکسر کرد و همزمان با آن هر آدرسی را که به تورنادو کش متصل بود، از دسترسی به USDC محروم کرد.
در سمت مقابل، Tether Holdings Limited که شرکت پشتیبان USDT (بزرگترین استیبل کوین دنیا به لحاظ ارزش بازار) است، اعلام کرد آدرسهای مرتبط با تورنادو کش را به شکل یکطرفه فریز نمیکند یا آنها را در لیست سیاه قرار نمیدهد. اما تمام این موارد چه معنایی برای دیفای دارند؟ بیایید بررسی کنیم.
پیامدهای تحریم تورنادوکش
تحریم Tornado Cash از جانب OFAC، پیامدهایی را به دنبال داشت که فراتر از مسائلی است که تاکنون اتفاق افتاده است. در ادامه نگاهی به این مسائل میاندازیم.
حفظ ارزش بلاکچینهای لایه یک مقاوم در برابر سانسور
اول از همه، ارزش بلاکچینهای لایه یک مثل اتریوم (که تورنادو کش روی آن ساخته شده است) پس از این اتفاق بیشتر به چشم آمد. در حالیکه OFAC سورس کدهای Tornado Cash را هدف گرفته است، این کدها هنوز هم در حال کار هستند. البته کمی بعد، وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد، استفاده از کد تورنادو کش تحریمها را نقض نمیکند.
برای نشان دادن اهمیت این مسئله و بر اساس دادههای Nansen (که یک پلتفرم تحلیل بلاکچین است) در روز هشت آگوست ۲۰۲۲ (۱۷ مرداد ۱۴۰۱) یعنی یک روز پس از تحریم، ۱۳,۸۰۰ اتر از تورنادو کش خارج شد که در مقایسه با میزان خروجی روزانه در روز قبل از تحریم، افزایشی به میزان ۱,۴۰۰ اتر داشت. یعنی در حالیکه فرانت اند (سمت کاربر) سایت تورنادو کش ممکن است از بین رفته باشد، اما کد بک اند (سمت کدنویس) همچنان پابرجاست و نمیتوان آن را متوقف کرد یا از بین برد.
در دنیای بلاکچین کد همیشه پادشاهی میکند؛ چرا که این کد است که در برابر سانسور مقاوم است و نمیتوان آن را بنا به علایق و سلایق نهادهای متمرکز بزرگی مثل دولت تغییر داد و از بین برد. این امر در دنیایی که خلاء حریم شخصی را در آن حس میکنیم، ارزشمند است. اتفاقی که برای Tornado Cash افتاد، به شکل گستردهای این مسئله را ثابت میکند.
این ارزش چیزی است که باید تحت هر شرایطی حفظ شود؛ نه فقط به خاطر فضای دیفای، که در بستر گستردهتر وب ۳ نیز باید به آن توجه شود. مطرح کردن این موضوع در اینجا، دلیل خاص خودش را دارد. یکی از کاربران توییتر با نام کاربری TheEylon یک رشته توییت در مورد موضوعی مرتبط با اتریوم مطرح کرد که جای تامل فراوان دارد. او در این توییتها، به بحث در مورد این مسئله پرداخت که جامعه ولیدیتورهای اتریوم ظاهرا آنقدر غیرمتمرکز نیستند که به معنای واقعی در برابر سانسور مقاوم باشند.
اگر فرضیه این کاربر صحیح باشد و بیشتر از ۶۶ درصد Validatorهای بیکن چین (Beacon Chain) به دلیل پایبندی به مقررات OFAC بلوکهایی را که با تورنادو کش ارتباط دارند امضا نکنند، چطور میتوان اتریوم را از هر پلتفرم متمرکز دیگر متمایز دانست؟ پس با این حساب، هدف بلاکچین در این بستر چیست؟ بنابراین، اگر واقعا به دنبال آن هستیم که تجربه تولد دوباره یا هر نوعی از آن را نظارهگر باشیم، عدم تمرکز یا تنوع جامعه اعتبارسنجها مسئلهای است که صنعت DeFi باید در وهله اول با دقت به آن فکر کند.
نیاز به مداخلات قانونی مردمنهاد
در حالی که این رخداد به طور کلی برای صنعت دیفای بسیار ناخوشایند است، اما آنقدرها هم وخیم و وحشتناک نیست. در هر صنعت نوپایی همیشه نقاط عطفی وجود دارد که به رشد و بلوغ آن صنعت کمک خواهد کرد. تنها کافی است که با آن به شیوه مناسب برخورد شود. کوین مارکت کپ و اسپارتان لبز معتقدند که Web3 در حال حاضر در چنین نقطه عطفی قرار گرفته است. اینکه از نقطه کنونی چطور تکان بخوریم و حرکت کنیم، بسیار مهم است.
اگر بخواهیم از زاویهای دیگر به این تحریم نگاه کنیم، این اتفاق فرصتی برای جامعه وب ۳ است تا نگرانیهای خود را در رابطه با قانونگذاری در این فضا بیان و فرصتی تعریف چند پارامتر در قانون مذکور ایجاد کند.
ما اکنون باید به سختی بجنگیم تا در این مکالمه حیاتی که احتمالا چشمانداز نسل سوم وب را در سالهای آتی شکل خواهد داد، با قدرت صحبت کنیم. در چنین سطح بالایی، نکات ظریف فراوانی وجود دارد که حکم OFAC از آن بهرهای نبرده است. یکی از این تفاوتها و نکات ظریف این است که این امر ممکن است تحریمی باشد که به مشارکتکنندگان بیگناه بیشتر از عوامل مخرب آسیب بزند. حمله داستینگ (Dusting attack) که پس از تحریم اتفاق افتاد، گواهی است بر این مدعا. اتفاقی که طی آن شخصی با ارسال اتر به سلبریتیها، آنها را در لیست ناقضین تحریم تورنادوکش قرار داد. خبر مربوطه را میتوانید از این لینک مطالعه کنید.
این مسئله همچنین ثابت میکند که این تحریم چطور میتواند آنقدر گسترده و فراگیر باشد که سیستم را با مواردی از این دست در هم بشکند و احتمال برخورد موثر با افراد مخرب را کمرنگ کند.
در حالی که قوانین باید همیشه به اندازه کافی فراگیر باشند تا نتوان به راحتی آنها را دور زد یا راه گریزی پیدا کرد، حکم OFAC قطعا و به هیچ وجه کامل و بیعیبونقص نیست. ما به عنوان یک جامعه این فرصت را داریم که در مورد این مسئله شروع به صحبت کنیم. در این صورت است که این قدرت را خواهیم داشت که در حوزه قوانین و مقررات در بستر وب ۳، آینده خود را برای سالهای پیش رو شکل دهیم.
اتکای بیش از اندازه به نهادهای متمرکز
واقعه تورنادو کش از این مسئله پرده برداشت که ما به پروتکلهایی نیاز داریم که برای بقا و شکوفایی، بیش از اندازه بر نهادهای متمرکز تکیه نکنند. وضعیت میکردائو (MakerDAO) در سایه تحریمهای OFAC، این موضوع را به خوبی نشان میدهد. در حال حاضر USDC، عمدتا دای (DAI) را که استیبل کوین بومی میکردائو است، وثیقه میکند. MakerDAO یکی از پروتکلهای اصلی DeFi است که ارزش کل قفل شده (TVL) قابل توجهی (در مقایسه با TVL کلی دیفای) در حدود ۱۱ میلیارد دلار دارد؛ بنابراین اتکای بیش از حد به USDC که به شدت در معرض تحریمهای دولتی قرار دارد، برای همه امری نگرانکننده است. رون کریستنسن (Rune Christensen) بنیانگذار میکردائو، به وضوح از احتمال قطع ارتباط میان دای و USDC صحبت کرده است؛ حرکتی که آشکارا واکنش USDC را در برابر مقررات OFAC به دنبال دارد.
این مسئله فراتر از دای و میکردائوست. یک صنعت، اکوسیستم و جامعه غیرمتمرکز نباید برای بقای خود، بیش از اندازه بر عناصری تکیه کند که کنترل و نفوذ نهادهای متمرکز را امکانپذیر میکنند. یک بار دیگر و همانطور که قبلا هم به آن اشاره کردیم، ما به هیچوجه بازیگران مخربی را که از تورنادو کش یا هر پروتکل غیرمتمرکز دیگری برای مقاصد شوم خود استفاده میکنند، نادیده نمیگیریم. تنها دلیل توجه به این موضوع این است که وب ۳ بتواند به هدف اصلی خود جامه عمل بپوشاند.
جمعبندی
ما در این مجموعه مقالات به دنبال بررسی وضعیت دیفای بودیم و در این مسیر تاریخچه آن را از نظر گذراندیم؛ از همان ابتدا که دیفای تنها یک فرضیه ذهنی بود تا به این نقطه که به یک اکوسیستم فعال و متنوع تبدیل شده است. با وجود کاهش چشمگیر مارکت کپ و ارزش کل قفل شده دیفای نسبت به سقف آن در تابستان سال ۲۰۲۰ و تا حدودی ۲۰۲۱، باید گفت دیفای به هیچوجه نمرده است و همچنان فعالیت میکند. اتفاقاتی که در این چند وقت رخ داده است، فضای دیفای را برای چند سال آینده شکل میدهد و در حال حاضر شباهتهایی میان وضع موجود و چند پروتکلی که در این مقالات آنها را بررسی کردیم به چشم میخورد. فضای DeFi یکپارچه نیست و اجزای آن دائما در حال تغییر هستند. نباید فراموش کرد که بسیاری از مردم، دیفای را از ابتدا هم مهم در نظر نمیگرفتند (و هنوز هم چنین است)، اما پیشرفتهایی که در این عرصه حاصل شده است، خود گویای حیات آن است. شما جزو کدام دسته هستید؟ آیا دیفای را چندان ارزشمند تلقی نمیکنید یا گمانتان این است که در آینده قرار است بسیار بیشتر در مورد امور مالی غیرمتمرکز