سرمایه گذاری

چه زمانی از میانگین کم کردن به عنوان استراتژی سرمایه گذاری استفاده کنیم؟

به عنوان یک استراتژی سرمایه‌گذاری، میانگین کم کردن شامل سرمایه‌گذاری بیش‌تر روی یک دارایی است که پس از سرمایه‌گذاری اصلی، قیمت آن دارایی کاهش چشم گیری داشته باشد. اگرچه این می‌تواند متوسط قیمت خرید آن دارایی را کاهش دهد که منجر به بازدهی (درآمد) چشم گیری خواهد شد. از طرفی این کار ممکن است منجر به این شود که سرمایه گذار سهم بیش‌تری از سرمایه خود را در یک معامله از دست بدهد. به همین دلیل اختلاف نظر زیادی بین سرمایه گذاران و تریدرها درباره منطق استفاده از میانگین کم کردن وجود دارد.

طرفداران روش میانگین کم کردن آنرا به عنوان یک رویکرد مقرون به صرفه برای کسب ثروت می‌دانند. این روش اغلب توسط معامله گران بلندمدت و کسانیکه خلاف جهت روند غالب بازار معامله می‌کنند، پذیرفته می‌شود.

مثالی برای روش میانگین کم کردن

سرمایه گذاری ارز دیجیتال

برای مثال، فرض کنید که یک سرمایه گذار بلندمدت، هولدر بیت کوین است و معتقد است که چشم انداز این ارز دیجیتال مثبت است. این سرمایه گذار ممکن است تمایل داشته باشد که کاهش شدید قیمت رمز ارز را به عنوان یک فرصت خرید در نظر بگیرد، در حالیکه که احتمالا سایر سرمایه گذاران نسبت به چشم انداز بلندمدت این سهم بدبین هستند (یک دیدگاه مخالف).

سرمایه گذاری که استراتژی میانگین کم کردن را اتخاذ کرده است، ممکن است تصمیمش را اینگونه توجیه کند که کاهش قیمت یک دارایی معادل تخفیف برای قیمت آن سهم نسبت به قیمت ذاتی یا بنیادی‌اش است.

برعکس، سرمایه گذاران و تریدرها با افق‎‌های سرمایه گذاری کوتاه‌مدت، احتمالا کاهش قیمت یک دارایی را نشان از عملکرد آینده سهم تلقی کنند. این سرمایه گذاران معمولا در خلاف جهت روند معامله می‌کنند و احتمالا برای توجیه دلیل سرمایه گذاری خود به ابزارهای تکنیکال متوسل می‌شوند.

با توجه به مثال فوق،  یک تریدر با افق کوتاه مدت که در ابتدا بیت کوین را در قیمت ۵۰۰۰ دلار خریده است، ممکن است حد ضرر خود را روی ۴۵۰۰ دلار قرار داده باشد. اگر قیمت بیت کوین زیر ۴۵۰۰ دلار معامله شود، این سرمایه گذار با ضرر از پوزیشن خرید خارج خواهد شد.

مزایای میانگین کم کردن

مزیت اصلی میانگین کم کردن این است که سرمایه گذار می‌تواند میانگین قیمت هولد کردن رمز ارز خود را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. با فرض بازگشت روند قیمت، این روش نقطه سر به سری (نقطه خروج از بازار بدون سود و زیان) بهتر و سود دلاری بیش‌تری را تضمین می‌کند (نسبت به حالتی که از روش میانگین کم کردن استفاده نشود).

برای مثال یک دارایی فرضی را در نظر بگیرید که قیمت آن ۵۰ دلار است. فردی در این قیمت، تعداد ۱۰۰ عدد از این دارایی را خرید کرده است. سرمایه گذار می‌تواند از طریق خرید ۱۰۰ سهم اضافی در قیمت ۴۰ دلار (علاوه بر ۱۰۰ سهمی که در قیمت ۵۰ دلار خریه بود)، نقطه سر به سر را به ۴۵ دلار کاهش دهد:

دلار ۵۰۰– = دلار (۵۰ – ۴۵) × سهم ۱۰۰

دلار ۵۰۰ = دلار (۴۰ – ۴۵) × سهم ۱۰۰

دلار ۰ = دلار (۵۰۰–) + دلار ۵۰۰

اگر قیمت دارایی فوق در ۶ ماه بعدی در قیمت ۴۹ دلار معامله شود،‌ سرمایه گذار حالا سود بالقوه ۸۰۰ دلاری را بدست خواهد آورد (علی‌رغم اینکه سهام هنوز در قیمت زیر نقطه ورود یعنی ۵۰ دلار معامله می‌شود).

دلار ۱۰۰– = دلار (۵۰ – ۴۹) × سهم ۱۰۰

دلار ۹۹۰ = دلار (۴۰ – ۴۹) × سهم ۱۰۰

دلار ۸۰۰ = دلار (۱۰۰–) + دلار ۹۰۰

اگر قیمت این دارایی به رشد خود ادامه داده  و به ۵۵ دلار برسد، سود بالقوه ۲،۰۰۰ دلار خواهد بود. با میانگین کم کردن، سرمایه گذار در واقع از این موقعیت سرمایه گذاری دو بار استفاده کرده است:

دلار ۵۰۰ = دلار (۵۰ – ۵۵) × سهم ۱۰۰

دلار ۱۵۰۰ = دلار (۴۰ – ۵۵) × سهم ۱۰۰

دلار ۲۰۰۰ = دلار ۱۵۰۰ + دلار ۵۰۰

وقتی قیمت دارایی فوق به ۴۰ دلار ریزش می‌کرد، اگر این سرمایه گذار از میانگین کم کردن استفاده نکرده بود، ، سود بالقوه پوزیشن فقط ۵۰۰ دلار بود.

معایب میانگین کم کردن

سرمایه گذار چه کسی است

میانگین کم کردن وقتی موثر است که روند قیمتی در نهایت بازگردد؛ چراکه بر بزرگنمایی سود تاثیر دارد. به هر حال،‌ اگر قیمت دارایی به نزول خود ادامه دهد، باعث افزایش ضرر خواهد شد. در مواردی که سهام همچنان به روند نزولی خود ادامه می‌دهد، یک سرمایه گذار ممکن است از تصمیم خود برای میانگین کم کردن به جای خروج از پوزیشن، منصرف شود.

بنابراین، برای سرمایه گذاران مهم است که به درستی ریسک میانگین کم کردن روی رمز ارزها را برآورد کنند. با این وجود، گفتن این حقیقت از انجام آن سخت‌تر است و حتی برآورد این ریسک حین ریزش بازار و روند نزولی مشکل‌تر است. برای مثال،‌ همزمان با بحران مالی سال ۲۰۰۸، سهام‌هایی مانند Fannie Mae،  Freddie Mac، AIG و Lehman Brothers، در طی چند ماه، بیش‌تر حجم بازار خود را از دست دادند. این می‌تواند حتی برای سرمایه گذاران مجرب سخت باشد که ریسک این سهام را قبل از ریزش آنها، به صورت دقیق برآورد کنند.

یکی دیگر از معایب اصلی میانگین کم کردن این است که ممکن است منجر به وزن‌دهی بیش‌تر سهم یک دارایی در سبد سرمایه گذاری شما شود.

برای مثال، حالتی را تصور کنید که در اوایل سال ۲۰۰۸ یک سرمایه گذار ۲۵ درصد سبد خود را به سهام بانک‌های آمریکا اختصاص داده باشد. اگر سرمایه گذار پس از کاهش چشم گیر سهام بانک‌ها در آن سال، از روش میانگین کم کردن استفاده کرده بود، این سهم‌ها ممکن بود ۳۵ درصد از کل سبد دارایی آن سرمایه گذار را شامل می‌شد. این نسبت نشان دهنده درجه بیش‌تری از آسیب پذیری نسبت به آن چیزی بود که سرمایه گذار انتظار داشت.

نکاتی برای استفاده از میانگین کم کردن

بسیاری از سرمایه گذاران خبره در جهان، از جمله وارن بافت، با موفقیت از روش میانگین کم کردن استفاده کرده‌اند. روش میانگین کم کردن می‌تواند روشی کارا باشد، در صورتی که نکات زیر مد نظر قرار گرفته شوند.

روش میانگین کم کردن را برای دارایی‌ها و سهام‌های ممتاز بکار ببرید

میانگین کم کردن می‌تواند به صورت انتخابی برای سهام‌های خاصی استفاده شود، نه اینکه به عنوان یک استراتژی جذاب برای هر سهامی در سبد سهام اعمال شود. روش میانگین کم کردن بهتر است برای سهام شرکت‌هایی که از نظر اقتصادی ممتازاند و ریسک ورشکستگی‌شان کم است، استفاده شود. برای سهام‌های بلو چیپ (سهام‌های ممتاز) معیارهای مشخصی صدق می‌کند، مانند سابقه طولانی مدت، مزیت رقابتی قوی، بدهی‌های بسیار کم یا فاقد بدهی، کسب ‌و کار پایدار، جریان نقدینگی ثابت و مدیریت صحیح. شرکت‌هایی که این معیارها را در نظر گرفته‌اند، می‌توانند برای میانگین کم کردن گزینه مناسبی باشند.

وضعیت بنیادی شرکت را مد نظر قرار دهید

قبل از استفاده از میانگین کم کردن، اصول بنیادی شرکت باید کاملا برآورد شود. سرمایه گذار باید اطمینان حاصل کند که آیا ریزش قابل توجه قیمت سهام موقتی است یا نشانه‌ای از مشکل جدی برای سهام است. حداقل این موارد باید مورد ارزیابی قرار گیرند: مزیت رقابتی شرکت، چشم انداز درآمد بلندمدت، پایداری کسب ‌و کار و ساختار سرمایه.

زمانبندی را فراموش نکنید

این استراتژی ممکن است محدود به زمان‌های خاصی باشد؛ به ویژه برای مواقعی که میزان ترس و وحشت فاحشی در بازار وجود دارد. به عنوان مثال، در تابستان سال ۲۰۰۲، برخی از سهام‌های شرکت‌های بزرگ فناوری در قیمت‌های پایین‌تر معامله می‌شدند. در حالیکه سهام بانک‌های آمریکا و بانک‌های بین‌المللی، در نیمه دوم سال ۲۰۰۸، به فروش می‌رسیدند. راه حل، قضاوت محتاطانه در انتخاب سهم‌هایی است که موقعیت بهتری در مقابل نوسانات دارند.

سخن پایانی

میانگین کم کردن یک استراتژی سرمایه گذاری مناسب برای سهام، صندوق‌های سرمایه گذاری و صندوق‌های قابل معامله در بورس است. با این حال، سرمایه گذاران باید در تصمیم گیری برای اینکه در چه سناریویی از میانگین کم کردن استفاده کنند، محتاط باشند. این استراتژی بیش‌تر مناسب سهام‌های ممتازی است که وضعیت بنیادی خوبی داشته باشند. استفاده از این روش در مورد بیت کوین و اتریوم و سایر دارایی‌های دیجیتال که بنیاد قوی تری دارند نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

منبع
investopedia

نوشته های مشابه

0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
دکمه بازگشت به بالا